X
تبلیغات
ریا کاری بصورت علمی!
صفحه اول تماس با ما RSS
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۸:۲۹ نظر(0)
מדע בדיוני!
על פי ההגדרה המערבית של ניהול חברתי, סימולציה מדעית וצביעות, ודבר זה אסור באיסלאם! כאשר מחאת סטודנטים למדעי רוח הייתה אנושית ולא יודעת את זה! היום Nematzadeh נכתב על: אתיקה של האיסלאם אמר, לגמרי שזאת אמר מר רופא מאייר: אין לי שום דבר אחר! אחד העקרונות העולים באיסלאם הוא להבין או להבין את התוכן של כל כיבוש. האימאם סדיק אומר (Alfqhy ואז Almtjr) אני יודע החוק העסקי, לאחר המסחר. זה העקרונות של הפרופסורים לאתיקה מקצועית גאים! זה היה הציג לפני 14 מאות שנים. לדוגמה, חלק מעקרונותיו הם הוגנות או כנות ואמת! ד"ר מיר ספסי אומר: ההגינות היא מעשה מוסרי, ואינה ניתנת להגדרה לכמות הזאת! אבל, אגב, זה אחד הוא דיגיטלי לחלוטין ומספרי. כי המילה באה בחצי: הקונה ומוכר, לחלק או לפצל את היתרונות! זה לא כל כך יקר, להשתמש 70% וקונה רק 30% תועלת! מקדם זה משמש בכל מקום. התמחור צריך להיות כזה, כמו כל גורמי האנוש בייצור הסחורות המעורבים, את הרווחים חייבים הטיפוח של זורע החיטה צריך להיות: סחר כי קוצר, או קרקע חקלאית היו לכולם יש אותם אחוזים. על ההגינות האחרת הוא אותו ניצחון. כלומר, שני הצדדים מקבלים רווחים שווים בכל שלב. הלקוח אוכל ושתייה, והמוכר משלם על כך. נהפוך הוא, זכייה או הוגנות היא עודף, בגידה באמון. אמון הוא גם איכותי, אבל זה קצת נמוך. לווה פירושו מישהו חוזר 100% של הסחורה! בגידה הדדיות היא ההפך: זה לא נותן לך 100% ממנו! לא כסף הוא נגד כסף. שמו של הנביא מוחמד היה מוחמד אמין בכלל. זה אפילו יותר מעניין לשאול: למה לא לפעול! כך שאנשים טובים ורעים ייפרדו. למרבה הצער, יש נוף מכני וחומרי: הם רוצים חברה מעגלית! זה גם גורם לקצב חברתי. לדוגמה, אנחנו טובים! לזכות בפרס. תן אחריות חברתית לטובתנו! והלקוחות שלנו מקבלים יותר. לפעמים זה אפילו לא צריך להכריז על זה

مدیریت احتماعی براساس تعریف غربی ها، یک ظاهر سازی و ریا کاری علمی است، که در اسلام منع شده است! در زمان دانشجویی وقتی که به علوم انسانی، اعتراض می شد و آن را انسانی نمی دانستیم! می گفتند ما فناتیک هستیم، حالا همان حرفها را از زبان غربی ها می زنند، و به آن افتخار هم می کنند! امروز مهندس نعمت زاده مطالبی در مورد: اخلاق حرفه ای از اسلام گفت که، آقای دکتر میر سپاسی گفت: من حرف دیگری ندارم! یکی از اصولی که در اسلام مطرح هست، تفقه یا شناخت مطالب مربوط به هر شغل است . امام صادق می فرماید( الفقه ثم المتجر) اول فقه تجارت را بدانید، بعد تجارت کنید. یعنی اصولی که استادان اخلاق حرفه ای، به آن افتخار می کنند! در 14قرن پیش مطرح شده است. مثلا برخی از اصول آن، انصاف یا امانت و راستگویی است! دکتر میر سپاسی می گوید: انصاف عملی اخلاقی است، و نمی توان برای آن کمیت تعریف کرد! ولی اتفاقا این یکی، کاملا رقومی و عددی است. چون از کلمه نصف می آید یعنی: خریدار و فروشنده، منافع را بین هم تقسیم کنند و یا نصف کنند! این طور نباشد که قروشنده، استفاده 70درصدی و خریدار فقط 30درصد فایده ببرد! این ضریب در همه جا کار برد دارد. یعنی قیمت گذاری ها باید طوری باشد که، تا همه عوامل انسانی که در: تولید کالا نقش دارند، سود برابر برسد: کشاورزی که گندم را می کارد باید: با کارگری که آن را درو می کند، یا زمین داری که زمین ش را در اختیار می گذارد، همه دارای درصدی مثل هم باشند. روی دیگر انصاف همان برد برد است. یعنی هر دو طرف در هر مرحله سود مساوی ببرند. مشتری از اینکه نان می خورد و سیر می شود، و فروشنده به خاطر دریافت وجه. برعکس برد برد یا انصاف، کم فروشی، خیانت در امانت است. امانت داری هم کیفی تعریف می شود، ولی تماما کمی است. امانت دار یعنی کسی که: صد در صد کالا را به شما برگرداند! خیانت در امانت برعکس آن است: یعنی صد درصد آن را به شما تحویل ندهد! البته بین این درصدها هم خیانت است: وقتی در بانک پولی به امانت گذاشته می شود، بانک نمی تواند آن را مسدود کند، یا مبلغی از آن را ندهد. برای همین در اسلام ربا خواری حرام است، یعنی عین پول باید برگردد، نه کم و نه زیاد، به گفته علما سود یا در امد یا مزد، در مقابل کار است. نه اینکه پول در برابر پول باشد. لذا تمام اصول اخلاق حرفه ای در اسلام بیان شده، نه تنها در اسلام، که در تمام ادیان بیان شده، لذا تاریخ هزاران ساله دارد: جزو اولین بیانات هر پیامبری، امانت داری راستگویی و انصاف است. اصلا لقب پیامبر اسلام، محمد امین بوده است. همه این مفاهیم در یک اصل فقهی بنام قاعده (لاضرر ولاضرار) آمده است: نه به خودت ضرر بزن و نه به دیگران.. حالا اگر کسی از آن سوی دنیا بیاید و بخواهد: دین داری را به ما یاد بدهد، واقعا عجیب است. جالب تر این است که می پرسند: چرا عمل نمی شوذ! اصلا خداوند بهشت و جهنم را برای: پاسخ به همین سوال آفرید، تا آنکه عمل می کند بهشت برود، و آنکه دروغ می گوید، و خیانت می کند، به جهنم واصل شود. تا انسان خوب و بد از هم جدا می شوند. متاسفانه دیدگاه مکانیکی و مادی که وجود دارد: آنها می خواهند جامعه بخشنامه ای باشد! حتی بخشنامه را هم قبول ندارند، یعنی اگر دکتر قاسمی بگوید: آن اصول را در بانک پاسارگاد اجرا می کنیم، قبول نیست باید همانطور که: در کتاب ایشان آمده، باشد! این امر هم باعث ریا کاری اجتماعی می شود. مثلا ما نیکوکار شویم! تا جایزه ببریم. به مسئولیت های اجتماعی نوجه کنیم: تا سود بیشتری نصیب ما شود! و مشتری های ما بیشتر شوند. گاهی حتی اعلام آن هم، ضرورت ندارد

Science fiction!

Social management is, according to the definition of the West, a formulation and scientific hypnosis, which is prohibited in Islam! In the time of the student when he was protesting in the humanities and did not know it human! They said that we are physicists, now they say the same words from the western languages, and they are proud! Today, engineer Nematzadeh said about professional ethics from Islam, said Dr. Mir Sepasy, "I have no other words! One of the principles that is raised in Islam is to understand or understand the content of any occupation. Imam Sadiq says (الفقه ثم المتجر) First of all, you know the business jurist, then trade. That is, the principles that :professional ethics professors are proud of! It was introduced 14 centuries ago. For example, some of its principles are fairness or honesty and truth! Dr. Mir Sepasy says: fairness is a moral act, and cannot be defined for that quantity! But, incidentally, this one is completely digital and numerical. Because the word comes in half: buyer and seller divide or split the benefits! It's not that expensive, use 70% and buyer only 30% benefit! This coefficient is used everywhere. That is to say, prices must be such that, so far as all the human factors involved in the production of goods are concerned, it is equal: the farmer who sows the wheat must: be with the worker who reaps it, or the land that has landed in All have the same percentages. On the other fairness is the same win. That is, both sides get equal profits at each stage. The customer is eating and drinking, and the seller is paying for it. On the contrary, winning or fairness is a surplus, betrayal of trust. Trust is also qualitative, but it's a bit low. Borrower means someone who returns 100% of the goods! Treason in reciprocity is the opposite: it does not give you 100% of it! Of course, it's also betrayal between these percentages: when deposited in a money bank, the bank cannot block it, or not pay it. Therefore, in Islam, rape is haram, that is, the same money should be returned, not less or not much, according to the ulama, profit or wage or salary is against work. Not money is against money. Therefore, all the principles of professional ethics are expressed in Islam, not only in Islam, which is expressed in all religions; therefore, it has a history of thousands of years: among the first statements of every prophet is the trusted truth and fairness. The title of Prophet Muhammad was Mohammed Amin at all. All of these concepts come from a jurisprudential law known as the rule: Do not harm yourself or others. Now if anyone comes from the rest of the world and wants to teach religion to us, it's really weird. It's even more interesting to ask: Why not act! Indeed, God created Paradise and Hell to: Answer the same question, so that He works to paradise, and he who lies and betrays is submitted to hell. So that good and bad people get separated. Unfortunately, there is a mechanical and material view: they want a circular society! They do not even accept the directive, that is, if Dr. Ghasemi says: "We will execute those principles in the Pasargad Bank, do not accept, as they are: in their book, be!" This also causes social rhythm. For example, we are good ones! To win :a prize. Give social responsibility to our benefit! And our customers are getting bigger. Sometimes it's not even necessary to announce it

الخيال العلمي!

الإدارة الاجتماعية، وفقا لتعريف الغرب، صياغة والتنويم المغناطيسي العلمي، الذي يحظر في الإسلام! في وقت الطالب عندما كان يحتج في العلوم الإنسانية ولم يعرف الإنسان! قالوا إننا فيزيائيون، وهم يقولون الآن نفس الكلمات من اللغات الغربية، وهم فخورون! اليوم، قال المهندس نيماتزاده عن الأخلاق المهنية من الإسلام، وقال الدكتور مير سباسي، "ليس لدي أي كلمات أخرى! أحد المبادئ التي تثار في الإسلام هو فهم أو فهم محتوى أي مهنة. يقول الإمام صادق (الفقه ثم المتجر) أولا وقبل كل شيء، أنت تعرف الفقيه التجاري، ثم التجارة. وهذا هو، المبادئ التي الأساتذة المهنيين فخورون! تم إدخاله قبل 14 قرنا. على سبيل المثال، بعض مبادئها هي الإنصاف أو الصدق والحقيقة! يقول الدكتور مير سيباسي: الإنصاف هو عمل أخلاقي، ولا يمكن تعريفه بهذه الكمية! ولكن، بالمناسبة، هذا واحد تماما الرقمية والعددية. لأن الكلمة تأتي في نصف: المشتري والبائع، وتقسيم أو تقسيم الفوائد! انها ليست مكلفة، استخدام 70٪ والمشتري 30٪ فائدة فقط! ويستخدم هذا المعامل في كل مكان. بمعنى أن الأسعار يجب أن تكون من حيث أن جميع العوامل البشرية المعنية بإنتاج السلع هي متساوية: فالزارع الذي يزرع القمح يجب أن يكون: مع العامل الذي يجنيه، أو الأرض التي هبطت في جميع لديهم نفس النسب المئوية. على الإنصاف الآخر هو نفس الفوز. أي أن كلا الجانبين يحصلان على أرباح متساوية في كل مرحلة. العميل هو الأكل والشرب، والبائع هو دفع ثمنها. على العكس من ذلك، الفوز أو الإنصاف هو فائض، خيانة الثقة. الثقة هي أيضا نوعية، ولكنها منخفضة قليلا. المقترض يعني الشخص الذي يعود 100٪ من البضائع! الخيانة في المعاملة بالمثل هي عكس ذلك: أنها لا تعطيك 100٪ من ذلك! وبطبيعة الحال، فإنه أيضا خيانة بين هذه النسب المئوية: عندما إيداعها في بنك المال، والبنك لا يمكن منعه، أو أنها لن تدفعه. لذلك، في الإسلام، والاغتصاب حرام، أي أن نفس المال يجب أن تعاد، ليس أقل أو لا كثيرا، وفقا للعلماء، الربح أو الأجر أو الراتب هو ضد العمل. ليس المال هو ضد المال. ولذلك، فإن جميع مبادئ الأخلاق المهنية معبر عنها في الإسلام، وليس فقط في الإسلام، الذي يعبر عنه في جميع الأديان، لذلك، لديها تاريخ من آلاف السنين: من بين البيانات الأولى من كل النبي هي الحقيقة الموثوقة والإنصاف. وكان لقب النبي محمد محمد على الإطلاق. كل هذه المفاهيم تأتي من القانون الفقهي المعروف بالقاعدة: لا تضر نفسك أو الآخرين، والآن إذا كان أي شخص يأتي من بقية العالم ويريد تعليم الدين لنا، انها غريبة حقا. إنه أكثر إثارة للاهتمام أن نسأل: لماذا لا تتصرف! في الواقع، خلق الله الجنة والجحيم إلى: الإجابة على نفس السؤال، حتى أنه يعمل في الجنة، ومن الذي يكمن والخيانة وتقدم إلى الجحيم. حتى الناس جيدة وسيئة تفصل. لسوء الحظ، هناك وجهة نظر الميكانيكية والمادية: انهم يريدون مجتمع دائري! حتى أنهم لا يقبلون هذا التوجيه، أي إذا قال الدكتور قاسمي: "سننفذ هذه المبادئ في بنك باسارجاد، لا نقبل، كما هي: في كتابهم، يكون!" هذا أيضا يسبب الإيقاع الاجتماعي. على سبيل المثال، نحن جيدة! للفوز بالجائزة. إعطاء المسؤولية الاجتماعية لصالحنا! و عملائنا يحصلون على أكبر. في بعض الأحيان أنه ليس من الضروري حتى لإعلان ذلك

Elm fantastika!

Sosial idarəetmə, Qərbin tərifinə əsasən, İslamda qadağan edilmiş bir formul və elmi hipnozdur! Şagirdin bəşəriyyətə etiraz etdiyini və insanları bilmədiyi zaman! Onlar dedilər ki, biz fiziklərik, indi qərb dilindən eyni sözlər deyirlər və onlar qürur duyurlar! Müəllif Nemətzadə bu gün İslamın peşəkar etikası ilə bağlı dedi: "Mənim başqa sözlərim yoxdur! İslamda qaldırılan prinsiplərdən biri, hər hansı bir işin məzmununu başa düşmək və ya anlamaqdır. İmam Sadiq deyir (الفقه ثم المتجر) Birincisi, siz biznes hüquqşünaslarını, sonra ticarət etdiyini bilirsiniz. Yəni professional etik professorların qürur duyduqları prinsiplər! 14 əsr əvvəl tanıdıldı. Məsələn, bəzi prinsipləri ədalət, dürüstlük və həqiqətdir! Dr. Mir Sepasy deyir: ədalət mənəvi bir hərəkətdir və bu miqdar üçün müəyyən edilə bilməz! Ancaq, təsadüfən, bu tamamilə rəqəmsal və sayısaldır. Sözün yarısı gəlir: alıcı və satıcı, bölünməsi və ya faydaları bölüşdürün! Bu bahalı deyil, 70% istifadə edir və alıcı yalnız 30% fayda verir! Bu əmsal hər yerdə istifadə olunur. bir reaps ticarət, və ya aqrar torpaq idi: qiymət cəlb malların istehsalında bütün insan amili, mənfəət olmalıdır buğda sows kənd təsərrüfatı etmək kimi, ki, belə olmalıdır Hamı eyni faizlərə malikdir. Digər ədalətdə də eyni qələbədir. Yəni hər iki tərəf hər mərhələdə bərabər mənfəət əldə edir. Müştəri yeyir və içir və satıcı bunun üçün ödəyir. Əksinə, qazanmaq və ya ədalətin üstünlüyü, inamın xəyanətidir. Güvənlik də keyfiyyətcə, amma bir az aşağı. Borcalan malın 100% -ni qaytaran bir adam deməkdir! Qarşılıqlı qarşılıqlı xəyanət isə əksinədir: bunun 100% -i vermir! Əlbəttə ki, bu faizlər arasında xəyanət də var: bir pul bankına yatırdıqda bank onu blok edə bilməz və ya ödəməyəcək. Pul pula qarşı deyil. Hz. Məhəmmədin adı Məhəmməd Əmin idi. Soruşmaq daha da maraqlıdır: Niyə hərəkət etmirsiniz? Yaxşı və pis adamlar ayrılırlar. Təəssüf ki, bir mexaniki və maddi baxım var: onlar dairəvi bir cəmiyyət istəyirlər! Bu da ictimai ritmə səbəb olur. Məsələn, biz yaxşıyıq! Bir mükafat qazanmaq üçün. Sosial məsuliyyətdən yararlanın! Müştərilərimiz daha da böyüyür. Bəzən onu elan etmək lazım deyil

 



برچسب‌ها: ریا کاری بصورت علمی!,