X
تبلیغات
راه سومی وجود ندارد!
خانه تماس با ما RSS
همه جای جهان ایران من است
فروپاشی امریکا اتفاق افتاده نمیگذارند خبردار شویم 25تریلیون دلار از ایران بردند تا آن را نجات بدهند ولی دیگر نمی گذاریم لذا می گوییم همه جای ایران سرای من است و همه جای جهان میهن من
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۳:۲۹ نظر(0)

شعارجهان چند قطبی، فقط یک شعار است! و الا در دنیا دو قطب بیشتر وجود ندارد. راه سوم یا خط سوم هم مفهومی ندارد. چرا که همه چیز در دنیا برمحور قدرت می چرخد! و قدرت هم رقیب ندارد. بنابر این یا باید با قدرت بود، و یا تابع قدرت.  قدرت تعریف گوناگونی دارد: ساده ترین آنها قدرت خداوند است. این قدرتی بلا منازع است: خداوند بالاتر از همه قراردارد.  کسانی که تابع قدرت خداوند هستند، یک طیف از جمعیت را تشکیل می دهند. و کسانی که تمایل دارند: قدرت خود را به رخ خدا بکشند، در طرف مقابل. گروه اول را حق، و گروه دوم را باطل می گویند. لذا در طول تاریخ، یا حق حاکمیت داشته و: قدرت انسان در امتداد قدرت خدا بوده، و انسان به عنوان جانشین خدا، اعمال قدرت می کرده یا اینکه، آن را نمی پذیرفته و به قدرت خود، و افراد مثل خود روی می اورده، که این باطل محسوب می شد. قدرت خداوند از طرف خودش، به انبیا و اولیا واسپاری می شده است. کسانی که زیر مجموعه این سلسله نبودند، منحرف محسوب و شیطانی و غیر حق بودند. در قدرت خداوند، کثرت عین وحدت است و در قدرت عیر خدایی، وحدت عین کثرت! یعنی در نقطه مقابل آن قراردارد. به عبارت ساده تر: گرچه 124هزار پیامبر و 12امام و چندین ولی فقیه داریم، ولی با تمام تکثر و زیاد بودنشان، همه یک هدف داشتند! و سخن واحدی می زدند. امام خمینی می فرماید: اگر تمام انبیا در یک جا جمع شوند، هیچ اختلافی باهم نخواهند داشت. و این به معنی متکثر بودن شی واحد است. خداوند روح خود را در تمامی این افراد دمیده است، و آنها را جانشین خود در روی زمین می داند. متقابلا اینها هم، در تمام شرایط، تابع محض خداوند بوده اند(اسلام به معنی تسلیم در برابر خدا). اما برعکس، وقتی پا را از جاده مستقیم الهی بیرون بگذارند، هرکدام مدعی خداوندی می شوند! سرکشی کرده و همه را به اطاعت از خود می خوانند. مانند احزاب که در سراسر دنیا تشکیل می شود، همه با هم درتضاد هستند! ولی حزب الله با این که یک حزب است، از تمامی احزاب دیگر قدرت بیشتری دارد. در احزاب، صحبت از وحدت و تفاهم و همکاری می شود! ولی عملا چیزی جز شعار دادن، و دروغ گفتن نیست. ولی در حزب الله اصلا نیازی به شعار دادن نیست، چرا که همه چیز تکلیف الهی است، و بخوبی انجام می شود. در احزاب یا گروهها و جناح های غیر الهی، از قانون و حقوق بشر و هزاران الفاظ زیبا و جدید، استفاده می شود ولی، در عمل آن را زیرپا می گذارند! اما در حزب الله همه اینها، راهنمای عمل است، لذا همه به یک مسیر می رسند و آن، مسیر حرکت به سوی تکامل و رشد است، تا به حق برسند و انسان کامل شوند. عبودیت خدا همه را متحد و کامل می کند، اما عبودیت انسان(امانیسم)، باعث درگیری و جنگ و تضاد شده، به کشتار یکدیگر می رسد. پس در زمان ما، فقط یک راه درست وجود دارد! و آن راه انقلاب اسلامی است. بجز این راه، اگر هزاران تفکر، اعتقاد و مکتب هم وجود داشته باشد، همه دروغ و باطل است. عنوان راه سوم و خط سوم، یا چند قطبی و چند راهی، فقط برای فرار از حقیقت است.  همه آنهایی که در دنیا، برای خدا کار می کنند، جزو لشکر حق هستند! و عضو حزب الله. و کسانی که با خدا مبارزه می کنند، در حزب شیطان هستند. و راه سومی ندارد. ممکن است در ژاپن افرادی بودایی باشند، ولی برای مسلمانان ماشینی اختراع کنند: که در هرکجا لازم شد، تبدیل به مسجد شود و: همه در ان نماز بخوانند. و یا برعکس در ایران، افرادی باشند که یک شبه، دستمزدهای کارگران را، برداشته و فرار کنند. لذا مرز جغرافیایی یا سیاسی معنی ندارد، دسته بندی فقط در اطاعت از حق است، و بقیه باطل.

There is no third way!

Multipolar motto is just a slogan! And there are not two more poles in the world. The third or third line does not make sense. Because everything in the world revolves around power! And the power is not competing. Therefore, it should either be with power, or function of power. Power has a different definition: the simplest of them is the power of God. This power is disputed: God is above all. Those who are in God's power form a spectrum of the population. And those who are willing: to kill their power in the face of God, on the other side. The first group is right, and the second one is called invalid. Therefore, throughout history, or sovereignty: human power has been along the power of God, and man has exercised power as a successor to God or that he does not accept it and goes on to his power and people like himself. That was considered void. The power of God on his part has been forgiven by the prophets and the elders. Those who were not subservient to this dynasty were deviant, devious, and unjust. In the power of God, the plurality is the same unity, and in the power of the divine god, the unity of the same plurality! That is, it stands in the opposite direction. Simply put: Although we have 124 thousand prophets and 12 imams and several wali jurisprudents, but with all their plurality and abundance, they all had one goal! And they spoke a single word. Imam Khomeini says: If all the prophets are gathered in one place, they will not have any differences. And this means the multiplicity of a single object. God has blown his soul into all these people, and he considers them his successor on earth. On the contrary, they were, in all circumstances, the pure function of God (Islam means submission to God). But on the contrary, when they step out of the direct road of God, they each claim to be goddess! Rebuking and calling everyone to obey. Like parties formed around the world, everyone is at odds! But Hezbollah, although it is a party, has more power than all other parties. In parties, talk about unity, understanding and cooperation! But :practically nothing but a slogan, and not lying. But in Hezbollah, there is no need to chant, because everything is divine, and well done. In non-divine parties or groups and parties, the law and human rights and thousands of beautiful and new words are used, but in practice they undermine it! But in Hezbollah, all of this is a guide to action, so that everyone is on a path, and that is the path to evolution and growth, to come to the fore and complete the human being. God's salvation unites and perfects all, but human worship (humanism), causing conflict, conflict and conflict, kills each other. So in our time, there's just one right way! And that is the path to the Islamic revolution. Except: this way, if there are thousands of thoughts, beliefs and schools, all lies and falsehood. The title of the third and third lines, or multipolar and multi-way, is just to escape the truth. All those in the world who work for God are part of the ward! And: Hezbollah member. And those who fight God are in the party of the devil. And there is no third way. In Japan, they may be Buddhist, but invented for machine Muslims: to become mosque wherever it is needed: all pray in it. Or, in the opposite, in Iran, there are people who take over and run away overnight, workers' wages. Therefore, the geographical or political boundary does not matter, the category is only obeyed, and the rest is void.

لا توجد طريقة ثالثة!

شعار متعدد الأقطاب هو مجرد شعار! وليس هناك قطبين آخرين في العالم. السطر الثالث أو الثالث لا معنى له. لأن كل شيء في العالم يدور حول السلطة! والقوة ليست منافسة. لذلك ، يجب أن يكون إما مع السلطة ، أو وظيفة السلطة. القوة لها تعريف مختلف: أبسطها قوة الله. هذه السلطة متنازع عليها: الله فوق كل شيء. أولئك الذين هم في قوة الله يشكلون مجموعة من السكان. وأولئك الذين هم على استعداد: لقتل قوتهم في وجه الله ، على الجانب الآخر. المجموعة الأولى صحيحة ، والثانية تسمى غير صالحة. لذلك ، عبر التاريخ ، أو السيادة: القوة البشرية كانت على طول قوة الله ، وقد مارس الإنسان السلطة كخليفة لله أو أنه لا يقبلها ويذهب إلى قوته وأشخاص مثله. كان ذلك يعتبر باطلا. قوة الله من جانبه قد غفرها الأنبياء والشيوخ. أولئك الذين لم يكونوا تابعين لهذه السلالة كانوا منحرفين ومخلعين وغير عادلين. في قوة الله ، تعد التعددية هي الوحدة نفسها ، وفي قوة الإله الإلهي ، وحدة التعددية نفسها! وهذا يعني أنها تقف في الاتجاه المعاكس. ببساطة: على الرغم من أن لدينا 124 ألف من الأنبياء و 12 من الأئمة والعديد من الفقهاء الوليين ، ولكن مع كل تعددهم ووفرتهم ، فإنهم جميعا لديهم هدف واحد! وتحدثوا بكلمة واحدة. يقول الإمام الخميني: إذا تم جمع كل الأنبياء في مكان واحد ، فلن يكون لديهم أي اختلافات. وهذا يعني تعدد كائن واحد. لقد نفخ الله روحه في كل هؤلاء الناس ، ويعتبرهم خليفته على الأرض. على العكس ، كانوا ، في جميع الظروف ، وظيفة الله الخالصة (الإسلام يعني الخضوع لله). لكن على العكس ، عندما يخرجون من طريق الله المباشر ، يدعي كل منهم أنه إلهة! توبيخ ودعوة الجميع إلى الطاعة. مثل الأحزاب التي تكونت حول العالم ، الجميع على خلاف! لكن حزب الله ، رغم أنه حزب ، يتمتع بقوة أكبر من كل الأحزاب الأخرى. في الأحزاب ، تتحدث عن الوحدة والتفاهم والتعاون! ولكن عمليا لا شيء سوى شعار ، وليس الكذب. لكن في حزب الله ، لا توجد حاجة إلى الترديد ، لأن كل شيء هو إلهي ، وعمل جيد. في الأحزاب أو الجماعات والأحزاب غير الإلهية ، يتم استخدام القانون وحقوق الإنسان وآلاف الكلمات الجميلة والجديدة ، ولكن من الناحية العملية تقوضها! لكن في حزب الله ، كل هذا هو دليل للعمل ، بحيث يكون الجميع على الطريق ، وهذا هو الطريق إلى التطور والنمو ، ليأتي إلى الواجهة ويكمل الإنسان. إن خلاص الله يوحد ويكمل كل شيء ، لكن العبادة الإنسانية (الإنسانية) ، التي تسبب الصراع والصراع والنزاع ، تقتل بعضها البعض. في الوقت الحالي ، هناك طريقة واحدة صحيحة! وهذا هو الطريق إلى الثورة الإسلامية. باستثناء هذه الطريقة ، إذا كان هناك الآلاف من الأفكار والمعتقدات والمدارس ، كل الأكاذيب والباطل. إن عنوان الخطين الثالث والثالث ، أو متعدد الأقطاب والمتعدد ، هو فقط للهروب من الحقيقة. كل أولئك الذين يعملون في سبيل الله في العالم هم جزء من الجناح! وعضو حزب الله. وأولئك الذين يحاربون الله هم في حزب الشيطان. وليس هناك طريقة ثالثة. في اليابان ، قد يكونون بوذيين ، لكنهم اختُرِعوا لمسلمي الآلات: ليصبحوا جامعًا حيثما تدعو الحاجة إليه: كلهم ​​يصلون فيه. أو ، على العكس ، في إيران ، هناك أشخاص يسيطرون ويهربون بين ليلة وضحاها ، وأجور العمال. ولذلك ، لا يهم الحد الجغرافي أو السياسي ، لا يتم إطاعة الفئة ، والباقي باطل.

Üçüncü bir yol yoxdur!

Multipolar sloganı yalnız bir şüar! Dünyada iki daha dirək yoxdur. Üçüncü və ya üçüncü xətt məntiqli deyil. Dünyadakı hər şey güclə dolu olduğundan! Və gücü rəqib deyildir. Buna görə də, ya hakimiyyət, ya da güc funksiyası olmalıdır. Güc fərqli bir tərifə sahibdir: bunlardan ən sadə Allahın qüdrəti. Bu güc mübahisəlidir: Allah hər şeydən üstündür. Allahın gücündə olanlar əhalinin bir spektrini təşkil edir. Digər tərəfdən Allah qarşısında güclərini öldürmək istəyənlər. İlk qrup doğru, ikincisi isə etibarsızdır. Belə ki, tarixən, və ya suverenliyi və Allahın varisi Allahın gücü və insan insanların güc, güc istifadə və ya qəbul və onun gücü, və rəqib kimi deyil ki, Bu etibarsız sayıldı. Allahın qüvvəsi peyğəmbərlər və ağsaqqallar tərəfindən bağışlandı. Bu sülaləyə hörmətsiz olanlar deviant, qeyri-adi və ədalətsiz idi. Allahın qüdrəti, Allahın müxtəliflik birlik qeyri-birlik və güc çoxsaylı! Yəni əks istiqamətdə dayanır. Sadə baxımından: 124 km Peyğəmbər 12 İmam ali lideri çox var, lakin bütün müxtəlifliyi və böyük, bütün bir məqsədi var idi, baxmayaraq ki,! Bir sözlə danışdılar. İmam Xomeyni deyir: "Əgər bütün peyğəmbərlər bir yerdə toplansalar, heç bir fərqi olmayacaqdır. Və bu tək bir obyektin çoxluğu deməkdir. Allah bu insanlara ruhunu buraxdı və onları yer üzündə varis kimi qiymətləndirdi. Bu qarşılıqlı, bütün hallarda, onlar (İslam Allaha təslim deməkdir) Allah kimi fəaliyyət göstərir. Əksinə, Allah onların xaricində yol feet, hər Allah olduğunu iddia edən zaman Hər kəsə itaət etməyi qadağan et. Dünyada meydana gələn partiyalar kimi, hər kəs odds! Ancaq Hizbullah, bir partiya olmasına baxmayaraq bütün digər partiyalardan daha güclüdür. Partiyalarda birlik, anlaşma və əməkdaşlıq haqqında danışın! Amma demək olar ki, heç bir şey şüar deyil, yalan deyil. Hizbullah'da, hər şeyin ilahi olması və yaxşı işlərdən ötəri söyləmək lazım deyil. Yəni bizim zamanımızda yalnız bir doğru yol var! İslam inqilabının yoludur. Bundan başqa, minlərlə düşüncə, inanc və məktəb varsa, bütün yalanlar və yalanlar. Üçüncü və üçüncü xətlərin və ya multipolar və çox yollu başlıq həqiqətdən qaçmaqdır. Dünyada Allah üçün işləyənlərin hamısı qapağın bir hissəsidir! Hizbullah üzvü. Allahla döyüşənlər Şeytanın tərəfindədirlər. Və üçüncü bir yol yoxdur. Bu Yaponiya insanların Buddist mümkündür, lakin müsəlmanlar məscid və namaz bütün çevrilir yerdə, lazım idi bir maşın icad. Və ya əksinə İran, insanlar gecə kim, və üz işçilərin əmək haqqı. Buna görə də, coğrafi və siyasi sərhəd mənada, yalnız həqiqətə itaət kateqoriya etmir, qalan yanlış.


برچسب‌ها: راه سومی وجود ندارد!,