X
تبلیغات
شهدای میانمار
صفحه اول تماس با ما RSS
شهدای میانمار
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۵ نظر(0)

نتيجه دوستي با عربستان : كاهش شديد قيمت نفت

دولت بازدهم مانند دولت هاي قبل، يك اشتباه استراتژبك در منطقه، داشته و دارد و آن دوستي با آل سعود است. دوستي كه بارها به خيانت "عربستان به ايران تبديل شده! ولي هميشه چشم بر آن بسته، و ناديده گرفته شده است. كمك هاي عظيم آل سعود به صدام، در جنگ عليه ايران و : كمك هاي بسيار آن به آمريكا و اسرائيل ، ايجاد گروه داعش براي حمله به ايران و..

اين ها، همه مسئله نيستند. آل سعود در مبارزه نفتي با ايران نيز، هميشه خيانت مي ورزيده و: به عنوان عضو اوپك، هميشه با غير اوپكي ها همكاري مي كرده است. و از منابع نفتي ايران، بسود خود برداشت مي نمود. چرا كه فلات ايران نسبت به عربستان، كه در منطقه اي پايين و پست تر قراردارد، باعث جاري شدن منابع ايران، به منابع پايين دستي مي شود. و براي همين استخراج بي رويه، در عربستان معمول است و آن را به: ارزانترين قيمت هم مي دهند، تا اين منابع دزدي شده بيشتر غارت شود.  

امروز هم مانند سال هاي پيش، براي چندمين بار شاهد مخالفت: عربستان با كاهش سقف توليد و: افزايش قيمت نفت بوديم. برخلاف ساده انديشي هاي دولت در مورد آل سعود، آن ها همه چيز را مي دانند و: مخصوصا با افزايش قيمت نفت مخالفت مي كنند، تا در بودجه ريزي كشور، بين دولت و مجلس و يا ارگان هاي ديگر، كشمكش و اختلاف بوجود آيد. و البته بيشترين ضرر را، خود عربستان مي بيند. ولي به مصداق ضرب المثل فارسي، از زور حسادت حاضر است: در پشت بام ايران بميرد تا: خون او به گردن ايران بيافتد!

  اكنون دولت ايران بودجه را، با هربشكه نفت 60دلار يا كمتر و بيشتر مي بندد، در حاليكه در دولت قبل، بالاي صد دلار بوده  و : بازار حتي به 120 دلار هم رسيده بود. يعني لجبازي آل سعود، بيش از 50 درصد بودجه ايران را نابود كرد. و اين البته براي دولتي كه: روي نفت زياد حساب باز كرده بود، خطر آفرين است .

اما ايران، بنا به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، براي مقابله با اين بازي ها، اقتصاد مقاومتي را تعريف كرده است. پايين آمدن قيمت نفت، باعث تضعيف جناح سوداگر و: رفاه طلب دولت مي شود. زيرا كه آنان ديگر نمي توانند، بذل و بخشش به حاميان خود، از بودجه نفتي را ادامه دهند. و حتي مجبور مي شوند، براي طرح هاي عمراني وعده داده: خودشان هم كوتاه بيايند.

در حاليكه اقتصاد مقاومتي درست، در نقطه مقابل است. يعني وضعيت جهان را واقعي تر مي بيند، و وابستگي خود را به در آمد نفت، اصلا در نظر نمي گيرد. اقتصاد منهاي نفت و: منهاي در آمد هاي غيرتوليدي را، برنامه كار هاي خود قرار داده است. و لذا جناح مخالف رشد مي كند، و برنامه هاي خود را، موفق تر پياده مي كند.

با اقتصادمقاومتي در ايران، عربستان هرچه قدر قيمت را پايين نگهدارد، به ضرر خودش است.  زيرا آل سعود فكر مي كند، اين يك گذر است و اگر، كمي صبر كند دولت ايران، از پاي در مي آيد آنوقت، ناگهان با افزايش سريع قيمت ها، زيان هاي اين سال را جبران مي كند.

بنابر اين استراتژي پيشنهادي، همكاري و حمايت از دولت، در راستاي اقتصاد مقاومتي است. زيرا پايداري دولت، عربستان را در پيش بيني سقوط ، ناكام مي گذارد و باعث: افزايش وفاق ملي در ايران مي شود. و براثر افزايش همكاري، همفكري بيشتري صورت گرفته، واقتصاد مقاومتي شكوفاتر مي شود. مانند اينكه ما شاهد: كار آفريني بسيج  و: ورود اين نيروي عظيم جهاني، به اقتصاد مقاومتي بوديم.

   از طرف ديگر چون عربستان، داراي اقتصاد مقاومتي نيست، و قدرت مقاومت در مقابل: كم شدن در آمد را ندارد، پس از يكسال، وقتي پيش بيني جبران ناگهاني: كسري در آمدش، ناكام مي ماند، به عرصه سقوط پا مي گذارد. و به همراه نژاد پرستان: صهيونيست و آمريكايي، به درك واصل مي شود..  

Ainsi l'amitié avec l'Arabie saoudite: une baisse importante des prix du pétrole est

Onzième comme le gouvernement précédent, une erreur stratégique dans la région, et a été amis avec la Maison des Saoud. Amitié qui a maintes fois trahi "par l'Arabie saoudite à l'Iran ... mais toujours près oeil sur elle, et est ignoré. Par le grand Al Saud à Saddam, la guerre contre l'Iran, les Etats-Unis et de nombreuses contributions d'Israël à la création de dash pour attaquer l'Iran et ...

Ce ne sont pas tous les problèmes. Pétrole saoudien dans un combat avec l'Iran, se est avéré capable et, en tant que membre de l'OPEP, non-OPEP a toujours été de travailler. Et de pétrole iranien, a pris sa faveur. En raison du plateau arabique, qui est situé dans une zone de plus en plus bas, le flux de ressources, les ressources en aval. Et pour l'extraction du royaume et de sa commune: ce sont les prix les plus bas, et le vol de plus de ressources pour être pillées.

Aujourd'hui, comme dans les années passées, plusieurs fois pour l'opposition: l'Arabie saoudite réduits plafond de production: la hausse des prix du pétrole étaient. Contrairement naïve sur le gouvernement saoudien, ils savent tout, surtout avec la hausse des prix du pétrole sont opposés au budget de l'Etat, le gouvernement et le parlement ou d'autres organes, les conflits et les différends surviennent. Et bien sûr, la plus grande perte, voit son royaume. Mais le vrai proverbe persan, est jaloux de la force, de mourir sur le toit du sang de son cou se produire! Maintenant, le budget de l'État, avec un baril de pétrole à 60 $ ou moins, en plus proche, mais dans le passé, plus d'une centaine de dollars, et le marché avait atteint même 120 $. Le têtue Al Saud, a détruit plus de 50 pour cent du budget. Et bien sûr, d'affirmer que l'huile avait ouvert des comptes, le risque est.

Mais l'Iran, le guide suprême a déclaré, pour faire face à ces jeux, il définit la force de l'économie. Baisse des prix du pétrole, l'affaiblissement des commerçants: l'État-providence est à la recherche. Parce qu'ils ne peuvent plus giveaway à leurs clients, à partir du budget de continuer à huile. Et même forcée à des projets de développement promis: Ils viennent courte.

Alors que la véritable force de l'économie, ce est le contraire. L'état réel du monde voit, et sa dépendance des recettes pétrolières, n'a pas tenu compte. Economie moins d'huile, moins le prix de marché doit couvrir hors de lui, mis leur ordre du jour. Par conséquent, l'opposition est en croissance, et de ses programmes, la mise en œuvre est plus efficace.

La force de l'économie en Iran, l'Arabie saoudite comme vous maintenir les prix vers le bas, au détriment de sa propre. Parce que le Al Saud pense, et si ce est une transition, un peu de patience du gouvernement iranien, est tué puis, soudain, avec une hausse rapide des prix cette année pour compenser les pertes.

Selon cette stratégie, soutenue par le gouvernement, en ligne avec la force de l'économie. Parce que la stabilité du gouvernement, la baisse prévue en Arabie Saoudite, va échouer et provoquer une augmentation de l'accord national. Et grâce à la coopération accrue, une nouvelle consultation a eu lieu, la force économique plus prospère. Comme nous l'avons vu, la mobilisation et l'esprit d'entreprise: la force énorme dans l'économie mondiale avaient résistance. D'autre part, comme l'Arabie saoudite, l'économie ne est pas la résistance, et la résistance: pas de perte de revenus, après un an, quand une prédiction compensée soudaine: déficits en jetant échouent, tomber dans le domaine de promenades. Et avec le racisme: les sionistes et les États-Unis, où l'enfer est .. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۰ نظر(0)

!

قبله اول و دوم مسلمانان، به طور سحر آميزي به هم وابسته هستند. زماني كه تخريب مكه و مدينه آغاز شد، سلفي ها به صهيونيست ها هم، براي تخريب مسجد الاقصي هم كمك كردند. امروز ما مي بينيم در حاليكه  تخريب: هرنوع آثار تاريخي و حتي يك درخت، جرم محسوب مي شود. ولي تخريب مكه و مسجد الاقصي، از اين قانون مستثني است!

سلفي ها يا همان تكفيري ها در عربستان، هر روز نقطه اي از تاريخ پيامبر  اسلام را، تخريب و بجاي آن جاده و هتل مي سازند! و صهيونيست ها، يا همان سلفي هاي يهودي! هم در يك مسابقه مشمئز كننده،  قبله اول مسلمين را تخريب مي كنند. و سازمان خيانت كار يونيسف هم، كاملا اين كار ها را تاييد مي كند.

البته يك جنبه اين كار خوب است! چرا كه چهره خيانت كاران را آشكار تر كرد. امروز همه ميدانند كه اسرائيل و آْل سعود يك ريشه دارند! و هردو از قوم يهود نژاد پرست هستند. صهيونيست ها در اسلام، وهابيت يا سلفي و تكفيري ها را دارند، و در مسيحيت هم نژاد پرست ها را،  و اكنون هرسه اين گروه، درگير نفرت مردم هستند!

در عربستان آل سعود در حال نابودي است، و مي خواهد با تخريب مكه و مدينه، اسلام را هم با خود نابود كند. در اسرائيل هم صهيونيست ها، پس از جنگ 52 روزه غزه، ديوانه شده و به سيم آخر زده اند! و در آمريكا هم نژاد پرست ها، پليس آدمكش را تبرئه كرده اند، تا گور خود را بكنند!

كار مستضعفين دنيا، از يكطرف مشكل است كه: بايد در چند جبهه مبارزه كنند، و از طرف ديگر شادي بخش است، چون ديگر فريب نمي خورند! شايد ظاهرا شكست بخورند، ولي فريب نمي خورند.

البته همه اين فساد ها ريشه واحد دارد! كه اغلب مردم فريب مي خوردند. به همين دليل  تاكنون، مبارزات به نتيجه نمي رسيد. ريشه صهيونيسم و امپرياليزم، در ارتجاع عرب است. و اگر تا كنون مبارزات مردم فلسطين و آمريكا، به نتيجه نرسيده براي اينكه فكر مي كردند، ريشه در آمريكا و اسرائيل است! و هرچه آن را قطع مي كردند، به نتيجه نمي رسيدند.  زيرا آن ها شاخه يودند و: بدون قطع ريشه، شاخه دوباره بوجود مي ايد.

آمريكا هرچه بدهكار تر مي شد، چون پشتش به دلار هاي نفتي عربستان! گرم بود هميشه در ميدان مبارزه بود! اسرائيل هم با تمام شكست هايي كه مي خورد، روزانه 89 ميليون دلار كمك مالي آمريكا را، در پشت سر خود داشت. لذا هيچوقت كوتاه نمي آمد ! ولي امروز همه چهره عربستان را شناخته اند، و گول دلار هاي نفتي را نمي خورند.

در آئين رزمي اسلام ، امام علي و پيامبر اسلام مي فرمودند: اگر در جنگ كسي فرار كرد، او را دنبال نكنيد! مگر اينكه عقبه داشته باشد. يعني كسي باشد كه اين فراري ها را، دوباره سازمان دهي كند و: به جنگ با اسلام بفرستد. اكنون هم فروپاشي آل سعود، فروپاشي آمريكا و اسرائيل هم هست. زيرا تا ديروز آن ها به سعودي ها، دلگرم بودند ولي امروز سعودي ها هم، در حال نابودي هستند.

زماني بود كه تا آمريكا كمك مالي مي خواست، سعودي ها بدون پرسش، قرارداد هاي ميلياردي: خريد از آمريكا را مي بستند، و قبل از تحويل! دلار ها را مي پرداختند. يا اگر آمريكايي ها در بورس كم مي آوردند، بلافاصله بن لادن ها، همه سهام هاي ورشكسته را، با بالاترين قيمت مي خريدند! اما امروز ديگر القاعده، خودش در گير است و: بن لادن را از دست داده است و« از آن بخشش هاي ميلياردي خبري نيست. الان آمريكا و اسرائيل و: حتي سعودي ها پول ندارند: حقوق پليس و گارد محافظ را بپردازند! و همين روز ها است كه پليس خودشان، آن ها دست بسته تحويل مردم دهند! زيرا طولي نخواهد كشيد كه: خواهند فهميد نه تنها پاداش، بلكه اصلا حقوق هم دركار نيست
Way de détruire Israël a été ouvert!
La première Qibla des musulmans, le Magic sont interdépendants. Depuis le début de la destruction de la Mecque et de Médine, les salafistes sont sionistes, a également contribué à détruire la Mosquée Al-Aqsa. Alors que la destruction que nous voyons aujourd'hui: des monuments et même un arbre, est un crime. La destruction de la Mecque et la mosquée Al-Aqsa, est exempté de cette obligation.
Ou comme Takfir salafistes en Arabie Saoudite, ne importe quel jour du Prophète de l'Islam, la destruction et au lieu construire des routes et hôtels! Et les sionistes ou l'avenir juive! Dans une course dégoûtant, la première Qibla des musulmans à l'échec. Et l'organisation trahison UNICEF, confirme pleinement ces choses.
Cependant, un aspect de ce travail est bon! Pourquoi les conservateurs qui ont trahi son visage pour révéler davantage. Aujourd'hui tout le monde sait que Israël et l'Arabie ont une racine! Tant le peuple juif est raciste. Sionistes dans l'islam, le wahhabisme ou inductive et les excommuniés, et dans le raciste de christianisme, et maintenant tous les trois de ces groupes sont impliqués dans les gens haineux!
Arabie Saoudite est en déclin, et veut détruire la Mecque et de Médine, l'islam de l'auto-détruire. Sionistes en Israël, après la guerre de 52 jours contre Gaza était fou devenu fou! Et en Amérique sont racistes, meurtriers acquitté les policiers ont à faire leurs tombes!
Privés du monde du travail, d'une part le problème est que nous devons nous battre sur plusieurs fronts, et l'autre est joyeux, parce que d'autres ne sont pas dupes! Il semble à l'échec, mais ne sont pas trompé.
Bien sûr, tout de cette corruption est la racine! La plupart des gens ont été trompés. Jusqu'à présent, la campagne n'a pas abouti à une conclusion. Racines du sionisme et de l'impérialisme, les réactionnaires arabes. Et si jamais vous lutte du peuple palestinien et des États-Unis, n'a pas été pensé pour être enracinée dans les États-Unis et d'Israël! Et comme il est coupée, les résultats ne étaient pas. Parce qu'il avait des ramifications sans couper les racines, les branches se poser à nouveau.
Comme plus de la dette américaine, parce que l'huile Arabie en dollars! La lutte était toujours chaud! Israël est un échec qui mange toute la journée pour 89 millions $ en fonds américains, à l'arrière de sa tête. Il ne manque jamais de venir! Tous les chiffres sont connus, mais l'Arabie saoudite, et les Gaulois ne mangent pas de dollars de pétrole.
En combat la religion de l'Islam, l'Imam Ali et le Prophète a dit: Si un homme a fui la guerre, il ne regardait pas! Sauf se ils ont Aqaba. Ce est à dire quelqu'un qui échappe à réorganiser et à envoyer la guerre avec l'islam. Maintenant l'effondrement de l'Al Saud, l'effondrement des États-Unis et Israël ainsi. Parce que dans le passé pour les Saoudiens, les Saoudiens sont encourageants, mais aujourd'hui, ils sont détruits.
Les Etats-Unis, où l'aide financière est demandée, les Saoudiens sans aucun doute contrat d'un milliard: Ordre de l'Amérique fermé, et avant la livraison! Dollars sont payés. Ou si les Américains étaient faibles en stock, bin Laden immédiate, tout le stock en faillite, avec le plus haut prix pour acheter! Aujourd'hui, al-Qaïda, il est impliqué: Ben Laden est perdu et que «ce ne est rien à pardonner milliards. Maintenant les USA et Israël, même les Saoudiens ne ont pas d'argent, payer les salaires de la police et les gardes! Le même jour, que les policiers eux-mêmes, ils sont fermés à la livraison du public! Il ne faudra pas longtemps qui permettra de trouver non seulement enrichissante, mais la loi ne fonctionne pas! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۳ نظر(0)

 

اين بار نبايد كوتاه بيايند و عقب نشيني كنند، زيرا كه همه سرمايه هاي آمريكا ، متعلق به آنان است و" نبايد از بين برود. بزرگترين سرمايه هر كشور و: هرملتي سرمايه هاي انساني آن است. كه اكنون بحمدالله  اين سرمايه ها، بدست آمده است. شورشگران خياباني 170شهر در آمريكا، همگي سرمايه اين انقلاب بزرگ هستند. كه اگر خوب سازماندهي شوند، به سرنوشت 99درصدي ها، و ديگران مبتلا نمي شوند.

دومين يا مهمترين سرمايه، آموزش و تداوم تيروي انساني است. كه به آن استقامت يا مقاومت مي گويند. يعني بايد كه اين افراد، آموزش ببينند و در مسير واحدي هماهنگ شوند، و از پراكندگي نيرو جلوگيري شود. البته براي آموزش آنان، مي توان از ايراني تبارها كمك گرفت . اينان در آمريكا بسيار زياد هستند، و هنوز هم مي توانند بيشتر از اين رشد كنند.

ايرانيان مقيم  بهتر از ديگران مي توانند: دراين راه كمك كنند. چرا كه  زبان فارسي و انگليسي را، وارد هستند و ميتوانند: منابع آموزشي را مستقيما از ايران تهيه نمايند. و يا از سايت ماهين نيوز و: ديگر سايت هاي ايراني، بردارند و ترجمه كنند. البته تعدادي از ايرانيان هم، هستند كه با نژاد پرست ها همكاري دارند. لذا بايد مواظب بود كه از آن ها استفاده نشود.

بايد متوجه بود اين افراد، معمولا به سازمان هاي ضدانقلاب، مانند مجاهدين خلق وابسته اند. و براي درآمد خود، اقدام به فروش اطلاعات نظامي و: هسته اي ايران به اسرائيل مي كنند، در آمريكا هم اكثراين ها در: سازمان خيريه هستند و از مردم، گدايي مي كنند تا امورات خود را بگذرانند.

سومين سرمايه يا: عامل محافظت از انقلاب فرگوسن، تامين مالي و اقتصادي نيروها است. آن ها براي ايستادگي در مقابل: غول ثروت و قدرت دنيا، نياز به صرف وقت و انرژي، و حتي انجام هزينه هاي مالي دارند. و بايد كه اين نياز مالي و اقتصادي، و حتي رفاهي آنان تامين شود.

انقلابيون فرگوسن بايد بدانند كه: نماينده واقعي ملت آمريكا هستند، و لذا همه امكانات مالي شركت ها، موسسات به آن ها تعلق دارد و: آن ها ميتوانند به دو صورت، اين اموال را هزينه كنند : يا مستقيما به مردم اجازه دهند تا: به انبار كالاها و مواد غذايي بروند، و آن را مصادره كنند و: براي خود و دوستان خود، به اندازه نياز بردارند.  و يا اينكه از مديران آن ها، بخواهند كه به انقلاب پيوسته و: هزينه هاي مالي انقلابيون را بپردازند.

بنابر اين، كليه شركت ها و كار خانجات آمريكايي، بر دو دسته مي شوند: يا از انقلاب اطاعت كرده و: هزينه هاي انقلابيون را مي پردازند، و يا با آن مخالفت مي كنند. كه در اين صورت، مديران آن فورا بايد عزل شوند و: به خانه هاي خود بروند و: كار را به مديران انقلابي بسپارند.

البته ممكن است گروه سومي هم باشند، كه بخواهند با نژاد پرستان همكاري، و در مقابل انقلابيون كارشكني كنند. اين گروه بايد در دادگاه صحرايي، محاكمه و اعدام شوند.  زيرا جرم آن ها اخلال در اقتصادمردم و: دزديدن ثروت هاي عمومي، و اقدام به كلاهبرداري و: سوء استفاده شخصي است. آن ها سال هاست كه اقتصاد آمريكا را، براي سود و منافع شخصي نابود كرده اند. و امروز، روز پس دادن همه آن چيزهايي است كه: زير لواي نژاد پرستان، از مردم دزديده اند.

اگر اين ستمگران نباشند، مردم آمريكا باهم مهربان خواهند بود، و در كنار هم،  زندگي مسالمت آميزي خواهند داشت. همانطور كه در ايران و عراق، مي بينيم  در ايام محرم و اربعين، همه به هم كمك مي كنند. و 19 ميليون زائر امام حسين ع در: حدود بيش از 40 روز، نه گرسنه مي مانند و نه، بي خانمان مي شوند. هرچقدر صف پياده ها بيشتر مي شود، صف اطعام و غذا دادن هم، بيشتر مي شود و: در مسير صدها كيلومتري اين زائران، همه چيز رايگان و مهيا است. مردم آمريكا هم به انقلابيون، همه گونه كمك كنند تا: آن ها دغدغه ديگري نداشته باشند.   

Tous les fonds pour les révolutionnaires de Ferguson.

Le temps d'agir, en particulier courte retraite, car ils ont tous les actifs américains leur appartenant, et "devrait être éliminée. La capitale de chaque pays et chaque nation est son capital humain Heureusement, maintenant le gain en capital. est obtenue. 170 insurgés rue de la ville en Amérique, ils sont la capitale de la Grande Révolution., si elle est bien organisée, le sort de 99 pour cent, et d'autres ne sont pas affectés.

Le second et le plus important investissement, la formation continue et la thyroïde humaine. Ils disent que endurance ou de force. Cela signifie que ces gens doivent être formés et être intégrées dans la même direction, et la répartition du pouvoir peuvent être évités. Cependant, leur formation, nous pouvons vous aider origine iranienne. Ils sont énormes, et peut encore grandir que cela.

Les Iraniens sont mieux que d'autres: dans cette façon d'aider. Comme farsi et en anglais, et peut importer, préparer du matériel de formation directement à partir de l'Iran. Ou Karimi site Nouvelles et: d'autres sites en Iran, arrêter et traduire. Le nombre d'Iraniens, qui sont les racistes et de la coopération. Nous devons veiller à ce qu'ils ne utilisent pas.

Doit être conscients d'eux, généralement organisation contre-révolutionnaire, comme MEK dépendante. Ainsi qu'à leurs recettes, vend informations militaires: Israël est un Iran nucléaire, les Etats-Unis, la majorité de ces organisations sont des organismes de bienfaisance et les personnes, les suppliant de prendre leurs propres affaires.

Le troisième capitale: la protection de la MF, les forces économiques et financières. Pour tenir en face d'eux: la richesse et la puissance géant dans le monde, la nécessité d'investir du temps et de l'énergie, et les coûts financiers sont même en train de faire. Et pour les besoins économiques et financiers, et même fournir leur bien-être.

Ferguson révolutionnaires doivent savoir que le peuple américain sont les véritables représentants, et donc tous les établissements financiers, les institutions et leur appartient: ils peuvent soit le cas, le coût de la propriété, soit directement à permettre aux gens de Entrepôt et de la nourriture pour aller, et ils ont confisqué pour eux-mêmes et de leurs amis, de prendre les mesures nécessaires. Ou à leurs gestionnaires qui veulent participer à la révolution, les révolutionnaires coûts financiers à payer.

Par conséquent, toutes les entreprises des États-Unis, il ya deux catégories: soit obéissent la révolution et les révolutionnaires frais payés, et ils s'y opposent. Dans ce cas, les gestionnaires doivent être retirées immédiatement et d'aller à leurs maisons, travailler à mémoriser les dirigeants révolutionnaires.

Vous pourriez être un troisième groupe, dont ils co-racisme, et de sabotage contre les révolutionnaires. Ce champ doit avoir à la cour, jugé et exécuté. Parce que la masse du peuple et de perturber l'économie: voler la richesse publique, et de tentative de fraude et d'abus usage personnel. Ça fait des années que l'économie américaine au profit d'intérêts privés ont été détruits. Et le jour après que toutes les choses que le nom racistes, les gens ont volés.

Si ce ne est pas les oppresseurs, le peuple américain va être bon pour l'autre, et, ensemble, ils auront une vie paisible. Comme en Irak, voir Muharram quarantième jour, tout cela pour aider. Et 19 millions de pèlerins de l'Imam Hussain AS dans environ 40 jours, pas mourir de faim et ne pas devenir sans-abri. Beaucoup plus file d'attente des piétons, la file d'attente à la fois l'alimentation et de la nourriture, et plus au cours de centaines de kilomètres de pèlerins, tout est fourni gratuitement. Le peuple américain sont révolutionnaires, contribuent tous à des espèces: ils ont d'autres préoccupations. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۳ - ۲۱:۵۱ نظر(0)

بسياري از روشنفكران  سعي دارند ، اسلام را دين شمشير معرفي كنند! و همانطور كه دشمنان مي خواهند، اسلام را با تروريسم يكي كنند. البته يكي از خوبي هاي ظهور و سقوط داعش، همين بود كه مفاهيم مورد: مناقشه را روشن تر كرد. و نشان داد دشمن وقتي نتواند، تحليل درستي بكند،  يك تحليل از خودش مي سازد! و آن را بنام اسلام معرفي، و بعد هم از آن انتفاد مي كند.

قانون دشمني مي گويد: ابتدا بايد از بيرون حمله كرد! و در صورتي كه نتوانستيم، بايد از درون حمله كنيم. در تاريخ اديان هم، اين كار كاملا مشخص است. مثلا در عهد عتيق، رومي ها تا سيصد سال، با مسيحيت رو در رو جنگيدند، تا مانع رشد آن بشوند. ولي وقتي ديدند نمي توانند، جلوي حقيقت را بگيرند، قيصر روم ناگهان مسيح و پيغمبر  شد! و نامش را گذاشت پولس رسول.   و در همان زمان هم، اناجيل نوشته يا جمع آوري شدند

در دين كليمي يا يهوديت هم همين است. سامري در جبهه مخالف حضرت موسي بود، بطوريكه حضرت موسي به دستور خدا،جسد او را سوزاند و: خاكسترش را به دريا ريخت، تا نشاني از آن باقي نماند. ولي اكنون سامري ها بزرگترين قوم يهودي هستند! و طلا پرستي و دنيا دوستي، مظهر يهوديت است كه درست، در نقطه مقابل آخرت گرايي مسيحيت قرار دارد.  در اسلام هم ابوسفيان، دشمن اصلي پيامبر بود ولي، ناچار مسلمان شد ! اسلام اوردن او در فتح مكه اتفاق افتاد، پيامبر هم خانه او را ، يكي از محل هاي  امن، براي افرادي كه تسليم شدند، معرفي كرد. اما ابوسفيان ايمان نياورده بود! و در صدد انتقام بود، بعد پسرش معاويه، از پسر عموي پيامبر انتقام گرفت، و نوه اش يزيد، نوه پيامبر را در صحراي كربلا شهيد كرد.  اين دشمني تا آخرالزمان ادامه دارد، چنانچه سفياني يكي از: دشمنان امام زمان است

درست در زمان ما، اين نسل خبيث به آل سعود مي رسد!  نگرش وهابيت همان تخريب پيامبر است، كه با تخريب مقبره ها و جلوگيري از: زيارت قبور مطهر صورت مي گيرد. آنان با لباس عربي، از قبر جرج واشنگتن زيارت مي كنند! و براي آن گل هديه مي كنند، ولي زيارت قبر پيامبر را حرام مي دانند.

 اينان حكومت خود را با ترور و: وحشت بنا كردند. در آعاز حكومت، سعود الفيصل دشمنان خود را، با شمشير گردن مي زد و تكبير مي گفت! و زير پرچم سياه، با خون آنان وضو مي گرفت، و نماز شكر بجا مي آورد! و همين روال تا امروز ادامه دارد. و لي تا كنون كسي به آن انتقاد نكرده بود،

 با اينكه خودشان شمشير  را در پرچم، درج كردند ولي ديگران را، به خونريزي و كشتار  متهم مي كردند.

لذا چهره واقعي اسلام پوشيده مي ماند. چهره مهرباني مذهب، و اديان توحيدي به چهره خشن: جنگ هاي صليبي تبديل مي شد. در حاليكه منطق و مهرباني، اساس دين است و: دشمنان چون در برابر منطق دين، ناتوان بودند  لذا به دروغگويي و: تهمت زدن روي مي اوردند. امام حسين ع در مقابل لشكر دشمن، بجاي جنگ  سخنراني مي كرد! ولي آنان هلهله مي كردند، تا صدايش شنيده نشود. همان كاري كه در زمان پيامبر، و موفع قران خواندن ايشان، مي كردند تا مردم با: كلام الهي آشنا نشوند، اكنون نيز بعنوان حقوق بشر، جلو آمده اند تا، كسي به صداي خدا گوش ندهد. 

Qui, suivant la même logique, nous sommes en colère.

Beaucoup d'intellectuels tentent de l'islam comme religion de l'épée présenter! Et comme ils étaient des ennemis de l'islam avec le terrorisme est l'un d'entre eux. L'ascension et la chute de l'un des Dash ainsi, les mêmes concepts: le conflit plus claire. Et quand l'ennemi était incapable de faire une bonne analyse, une analyse se fait! Et le nom de l'Islam, et alors il sera critiqué.

La loi de l'hostilité dit que vous devez être attaqué de l'extérieur! Et si elles pouvaient être attaqués de l'intérieur de nous. Dans l'histoire des religions, il est tout à fait remarquable. Par exemple, dans l'Ancien Testament, les Romains, trois cent ans, le christianisme a lutté face à face, ils cesser de croître. Mais quand ils le font, ce sera la vérité, le Christ et le Prophète était une fois un César romain! Son nom était Paul. Dans le même temps, les Évangiles ont été écrits ou collectés

Dans la religion juive, ou le judaïsme est la même. Samaritan Moïse était sur le côté opposé, de sorte que l'ordre de Moïse, et son corps brûlé, les cendres ont été versés dans la mer, de sorte qu'il ne reste pas. Mais maintenant, la Samaritaine et le peuple juif sont! Et l'or et de culte mondanité, le véritable symbole du judaïsme, le christianisme est à l'opposé de l'orientation de la vie. Dans l'Islam, Abu Suffian, son principal ennemi, cependant, était devenu un musulman! Il est arrivé à l'islam à La Mecque, le Prophète de sa maison, un endroit sûr pour ceux qui se sont rendus, a été introduit. Mais Abu Suffian n'a pas cru! Et a été en quête de vengeance après que son fils, Al, cousin du Prophète, la vengeance, et son petit-fils Yazid, le petit-fils du prophète dans le désert de Karbala martyrs. L'ennemi se poursuivra jusqu'à la fin des temps, si Safiyani un des ennemis de l'Imam

Juste à temps, la génération de l'Al Saoud est méchant! Wahhabisme est la destruction de l'attitude du Prophète, qui empêche la destruction des tombes et les tombes de saint pèlerinage se produit. Ils se sont habillés en arabe, est le pèlerinage à la tombe de George Washington! Et pour le don de fleurs. Mais sa tombe est considérée comme illicite. Ils ont régné par la terreur, la panique intégré. Au début du gouvernement, Saud al-Faisal vos ennemis avec l'épée de son cou et dit Takbir! Sous le drapeau noir, et leur sang était ablutions et la prière apporte gauche de sucre! Et ce processus se poursuit aujourd'hui. Mais jusqu'à présent, ne ont pas été de critiquer, avec les épées eux-mêmes dans le drapeau, mais d'autres l'ont écrit, l'effusion de sang accusé.

Le vrai visage de l'Islam demeure inconnu. Type visage de la religion, et religions monothéistes dans le visage de la violence: les croisades ont été converties. Alors que la logique et la gentillesse, la religion et les ennemis comme la logique de la religion, ont été incapables de mentir et donc tourné la calomnie. Imam Hussain comme dans l'armée de l'ennemi, à la place de la parole! Mais ils se réjouissaient, d'être entendu. La même chose à l'époque du Prophète et le Coran MVF les lire, afin que les gens ont fait: je ne sais pas la Parole de Dieu, maintenant et pour les droits de l'homme, se sont présentés, qui ne écoute pas la voix de Dieu. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۸ نظر(0)

سربازان آمريكايي، پادگان ها را تحويل مردم بدهند!

اي سربازان و افسران، و اي فرماندهان آمريكايي، پادگان ها را هرچه زودتر به مردم تحويل دهيد! و بدانيد كه اين پادگان ها، از پول اين مردم و ماليات آن ها درست شده، و نبايد برعليه آنان به كار گرفته شود. مراكز نظامي و امنيتي  و پليس شهري، همه بايد تسليم شوند و، از كشتن مردم يا دستگيري و آزار آنان،  دست بردارند. اين پيام انقلاب فرگوسن است.

در تئوري شورشگري علمي،  هر شورشگري شهري، بايد به تصرف پادگان ها و : مراكز نظامي و پليسي، تو سط انقلابيون بيانجامد. و گرنه اين حركت و نهضت مقدس مردم، جنبه خرابكاري و تبهكاري گرفته، و از سوي ان مراكز پليسي،  دستگيري ها ادامه مي يابد. البته در تصرف مراكز پليسي و: مراكز امنيتي ضد مردمي در شهر هاي آمريكا، اين كار كمي مشكل است، ولي بايد هرچه سريعتر صورت گيرد.

مشكل كار از آنجا شروع مي شود كه: اساس حكومت مركزي آمريكا، بر كشتار و  وحشت بنا شده است . كساني كه فله اي! انسان مي كشتند، روي كار آمدند و حكومت مركزي را، در ايالات متحده تشكيل دادند . كشتار گله اي آن ها، ابتدا از سرخپوستان شروع شد.

انگليسي هاي خبيث و: فرانسوي ها و پرتقاليها و اسپانياي متجاوز، بجاي تشكر از مردم بومي كه، آن ها را هندي مي پنداشتند، آن ها را كشتند! تشكر آن ها از افراد و صاحبان اصلي آمريكا، گلوله هاي سربي بود. آن ها بجاي اينكه از مردم بومي آمريكا، كه اجازه داده بودند فراري ها و: جنايتكاران اروپايي در آنجا زندگي راحتي داشته باشند، از آن ها تشكر كنند، آن ها را مي كشتند!

و براي همين است كه از دولت: استراليا و كانادا و  اسرائيل هم، حمايت مي كنند. چون آن ها هم سر زمين ديگران را، اشغال و مردم بومي را، قتل عام مي كنند. حالا با چنين رژيم جنايتكاري كه، بيش از دويست سال سابقه كشتار و خشونت، و تجاوز تحت عنوان سازمان ملل و: حقوق بشر دارد، مردمي با دست خالي چه ميتوانند بكنند؟

البته دويست سال چه كنم؟ چه كنم! براي فكر كردن مردم آمريكا كافي بود. و ديگر نبايد وقت را تلف كنند، و به چه بايد كرد؟ زمان را از دست بدهند. مردم ايران به آن ها ياد دادند: كه چه بايد بكنند! مردم ايران هم تا سال 1356 از: خود مي پرسيد چه بايد كرد؟ دكتر شريعتي و ديگر استاتيد مبارز هم، همين را در كتاب هاي خود منعكس مي كردند. ولي در سال 1357 فهميدند چه كنند. آن ها به دستور امام خميني ره ، با دست خالي به جنگ دشمن مسلح رفتند.

در حاليكه خيابان ها پر از تانك و تفنگ بود، با گل به خيابان ها آمدند! و به لوله هاي تفنگ سربازان، گل گذاشتند و: سربازان هم، فهميدند چه بايد بكنند! آن ها از پادگان ها فرار كردند، و پادگان ها خالي از سرباز شد. فرماندهان بدون سرباز هم، باز نمي دانستند چه بايد كرد؟ ولي بالاخره فهميدند و: خود را تسليم مردم كردند! ماه بهمن سال 1357 پر است از: عكس هاي يادگاري پيوستن ارتش و پليس به مردم، و دريافت حلقه هاي گل بجاي گلوله!

و حالا همان علامت سوال »چه بايد كرد بزرگ« بر سر مردم آمريكا سايه انداخته، و آن ها بدانند كه دولت آمريكا، ديگر پولي ندارد به پليس و ارتش بدهد و لذا بدون جيره و مواجب، مردم را كشتن يا دستگير كردن، بهتر است يا پيوستن به مردم؟!

Soldats américains, la garnison de renoncer à leur peuple!

Les soldats et officiers, et les commandants américains, les casernes dès que les gens soumettent! Et sachez que les casernes, des personnes et de l'argent des impôts qu'ils ont fait, et ne devraient pas être utilisées contre eux. Militaire, de la police et de la sécurité dans les centres urbains, tous doivent se soumettre, en tuant ou en arrêtant et en harcelant les arrêter. Ferguson est le message de la révolution.

Insurrection en théorie scientifique, toute insurrection urbaine, pour capturer la garnison et militaire et de la police Centers, vous finissez par les révolutionnaires. Sinon, le mouvement et le mouvement du peuple saint de vandalisme et la criminalité, et par la police, les arrestations ont continué. La police a saisi les centres contre la sécurité publique aux États-Unis, ce est un peu difficile, mais cela doit être fait dès que possible.

Parce que le problème est que le gouvernement central des États-Unis, est basé sur la destruction et la terreur. Ceux vrac! Homme tué, et le gouvernement central est arrivé au pouvoir, les États-Unis ont participé. Destruction de leurs troupeaux, les Indiens ont commencé.

Evil Invaders et en anglais, français et portugais et espagnol, au lieu de remercier les peuples autochtones, les Indiens eux a vu, les tuer! Les auteurs remercient les personnes des États-Unis, a été la grenaille de plomb. Au lieu de les peuples amérindiens, qui ont été autorisés à se échapper et, en Europe, où les criminels ont une vie confortable, les remercier, ils les ont tués!

Ce est pourquoi le gouvernement de l'Australie, le Canada et Israël, le soutien. D'autres parce qu'ils sont sur le terrain, l'occupation et les peuples autochtones, leur massacre. Maintenant, avec un tel régime que, plus de deux cents années de destruction et de violence, et d'agression que les Nations Unies et les droits humains, les personnes ayant les mains vides peuvent faire quoi?

Mais deux cents ans, quoi? Que dois-je faire? Ce était assez pour penser le peuple américain. Et nous ne devrions pas perdre de temps, et que dois-je faire? De temps à perdre. Peuple iranien sont enseignées: quoi faire! Jusqu'à 1356, le peuple iranien: Que dois-je lui demander? Shariati et l'autre instructeur de combat, cela se est reflété dans leurs livres. Mais en 1357, ce qu'ils ont appris. Ils ont ordonné à l'Imam Khomeini, armés de rien à combattre l'ennemi.

Alors que les rues étaient remplies de chars et de canons, avec des fleurs dans les rues! Des soldats avec des fusils et des tubes, des fleurs et des soldats placés savaient aussi ce qu'il faut faire! Ils ont fui les casernes et les casernes des troupes étaient vides. Les commandants des troupes sans, ne sachant toujours pas quoi faire? Mais finalement compris et, de céder leurs personnes! Février 1357 est plein de photos souvenirs de personnes se joignent à l'armée et la police, et a reçu une fleur anneaux au lieu de balles!

ou rejoindre les gens? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۹/۱۳۹۳ - ۲۰:۵۳ نظر(0)

نفت ايران با بيش از يكصد سال عمر، قديمي ترين سازمان ها و شركت هاي جهاني را دارد. اما به دليل ملاحظاتي چند، هميشه برعليه منافع داخلي كار مي كرده است يكي از ملاحظات، پذيرش آقايي انگليسي ها بود! يعني در جنوب ايران، شهرك ها و يا شهر هايي درست شد كه،بر در آن مي نوشتند: ورود ايراني و سگ ممنوع است! حالا اگر در آمريكا مي نوشتند: ورود سگ و سياهپوست ممنوع است، هموطنان خودشان بودند ، و يا لا اقل دست بالا را نسبت به سياهپوستان داشتند. ولي وقاحت در اين جا، به حدي بالا بود كه از مرز نفهمي، و دريوزگي هم عبور مي كرد.

يك طرف قضيه انگليسي ها بودند كه، شركت داشتند و نفت را  استخراج و  مي بردند. ولي طرف ديگر خود ايراني ها بودند كه، به آن ها پرو بال مي دادند! و خدمت به آن ها را بهتر از : خدمت به ايراني ها مي دانستند.  اين خود باختگي، از زمان ناصرالدين شاه آغاز شد كه: عاشق فرنگ بودند و، ايران و ايراني را مي فروختند تا: به سفر فرنگ بروند.

اعقاب اين قجر ها، هنوز هم هستند و لازم نيست، زياد به مغز خود فشار بياوريم!  همين سازمان مجاهدين خلق كه، رهبر خود را مريم عضدانلوي قجر انتخاب كردند، با همين سنت تا كنون ادامه زندگي داده اند. فروش اطلاعات ايران، حداقل كاري است كه انجام مي دهند. اما دست آن ها برسد، تمام ايران را هم مي فروشند.

دليل دوم ضعف مطالعاتي يا: عقب نشيني حقوقي ايران بوده است. مثلا وقتي نفت را صد ساله، به ويليام ناكس فروختند، بعدا مي توانستند درخواست تعديل يا: ادعاي خسارت بكنند، ولي كسر شان خود دانستند كه، به خاطر چند ميليارد دلار در آمد نفتي، اعتراضي به اهالي بريتانياي كبير بكنند. براي دليل دوم هم لازم نيست چراغ به دست بگيريم، و دنبال آن بگرديم! از قرارداد كرسنت بگير و بيا .... عقلاي قوم مي گويند: ما كه نفت زياد داريم، چه عيبي دارد كمي هم، ديگران سود ببرند! البته اين حاتم بخشي و گشاد بازي آنان، خوب است ولي حواسشان نيست كه: از جيب بيت المال دارند مي بخشند! نه از جيب خودشان. حتي وقتي به آن ها مي گوييم كه: همسايه ها از منابع نفتي و گازي مشترك، سو استفاده مي كند مي گويند: برو  قوي شو اگر راحت جان طلبي!

يعني اگر قطر، سكو زده و گاز ما را مي برد، عيب ندارد ماهم سكو بزنيم و ببريم. از آن ها بيشتر هم ببريم!  و تا موقعي كه سكو نزده ايم، اين حق آن ها است كه: منابع ما را به تاراج ببرند! اين را همان ساده انديشي: ناصرالدين شاهي مي گوييم! مگر قانون جنگل است؟ هركس زور ش رسيد، هرچه قدر خواست ببرد؟ و صاحب اصلي آن مانند كفتار، ته شكار را ليس بزند؟ ان هم كشور هاي كوچك مثل قطر و امارات  و عربستان  به ما زور بگويند؟

   پس حقوق بين الملل و حق مالكيت، و احترام به اموال و داراييها، و امنيت سرمايه ها چه مي شود؟ آيا امنيت سرمايه گذاري و: جلوگيري از دزدي، فقط براي خارجي ها است؟ اموال خودي را هرچه ببرند عيب ندارد؟  اين است كه مي گوييم بجاي اينكه، به فكر ايجاد پالايشگاه و رقابت با: فطر باشيم، بياييم از راه قانوني، جلوي دزدي از منابع مشترك را بگيريم. يعني در كنار جنگ سخت افزاري ، دفاع نرم افزاري از: حقوق نفتي را هم داشته باشيم

La lutte pour les droits du logiciel de pétrole iranien

Pétrole iranien par plus de cent ans, et les plus anciennes sociétés dans le monde. Toutefois, en raison de plusieurs considérations, toujours travailler contre les intérêts nationaux est l'une des considérations, l'admission était un homme britannique! Ce est à dire dans le sud de l'Iran, les villes ou les villes qui étaient vraies, alors écrit l'entrée est interdite en Iran et les chiens! Maintenant, si les États-Unis a écrit: et chiens noirs sont interdits, leurs propres compatriotes, ou au moins eu le dessus sur les Noirs. Mais l'énormité de la place, dans la mesure où la frontière a été fermée, et a également adopté un mendiant.

A côtés britanniques qui ont participé et ont pris le pétrole et les mines. Les Perses étaient d'autre part, il est normal d'avoir des ailes! Et mieux les servir, de servir les Iraniens savaient. Cette perte, le Shah était qu'ils étaient en amour avec l'Occident et l'Iran, a vendu à partir en voyage à l'étranger.

Cette descendants nee sont toujours là et vous ne avez pas besoin de trop mettre la pression sur votre cerveau! Que le chef de file MEK Maryam votre nee a choisi de poursuivre cette tradition avec leur vie. Les ventes de l'information, du moins ce est ce qu'ils font. Mais ce serait vendre la totalité de celui-ci.

La deuxième raison de la faiblesse de l'étude ou le retrait de la loi. Par exemple, lorsque l'huile de Cent Ans, vendus à William Knox, pourraient demander la modification ou plus tard, état de la demande, la médisance, mais il savait que, grâce à plusieurs milliards de dollars en revenus pétroliers malgré les objections de la population de la Grande-Bretagne font. La deuxième raison pour laquelle nous ne avons pas besoin de la lumière, et de regarder pour elle! Contrat Croissant soutien .... Venez gens sages dire que nous avons beaucoup de pétrole, ce qui est mal avec un peu de temps, d'autres en profitent! Bien sûr, leur générosité, mais pas en regardant bien qu'ils donnent les poches des fonds publics! Pas de leurs propres poches. Même quand ils disent que les voisins de pétrole et de gaz exploitation conjointe diront: Allez en haut, si la recherche d'une vie confortable!

Ce est, si le diamètre, frappé et plate-forme gazière nous emmène, nous ne allons pas reprocher à la plate-forme et l'oublier. Ils prennent plus de temps! Et jusqu'à ce que nous ne sommes pas la plate-forme, il est juste qu'ils pillent nos ressources! Ce est les mêmes crétins: Din Shah dire! Sauf si la loi de la jungle? Tout le monde a atteint la force, que vous prenez des demandes? Et le propriétaire de celui-ci comme une hyène, chasse lécher les fesses? Son petit pays comme le Qatar et les Emirats arabes unis et l'Arabie saoudite pour nous forcer à dire?

    Le droit international et les droits de propriété, et de respect de la propriété, et la sécurité des fonds est quoi? Est-ce que la sécurité de l'investissement et de l'inhibition de vol, seulement pour les étrangers? Pas de faute de leur propriété que ce soit? Ce est-à-dire plutôt, l'idée de la raffinerie et de la concurrence: UL, nous viennent de la loi, prévenir le vol de nos ressources communes. Cela signifie que, en plus du matériel, le logiciel, vous avez le droit d'huile 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

غرب براي زنده ماندن، ديگر وقتي ندارد  و بايد، نفس هاي آخر را بكشد.

هرچه جمهوري اسلامي هشدار داد كه: بيايند توافق كنند تا زنده بمانند، كسي گوشش بدهكار نبود. اكنون در اين لحظات باقي مانده، بايد گور خود را بكنند. زيرا چه توافق بكنند يا نكنند، دست خالي بر مي گردند و: در مقابل ملت خود چيزي ندارند و: ناچار بايد ميدان را خالي كنند و، گور خود را گم كنند.

مصرف مواد مخدر،  در افراد رده بالاي آمريكا و اروپا، باعث شده كه در همه زمينه ها دچار توهم شوند! و واقعيت ها را نبينند. ادعاي آن ها اين است چون: اصل جنس را مصرف مي كنند، كسي نمي فهمد و: اثري بر مشاعر و حافظه آن ها هم نمي گذارد. در واقع مانند كبك سر خود را، زير برف كرده اند و: فكر مي كردند برف نمي آيد.

  به گزارش خبرنگار  ماهين نيوز، از محل مذاكرات، اين بار مصرف مشروبات الكلي ، مخصوصا در بين مذاكركنندگان  اخير، بسيار بالا بود. زيرا آن ها مي گفتند كار ما زياد است! و بايد مشروب بخوريم، تا بتوانيم سرپا بايستيم.  البته براي تمسخر طرف ايراني، و پايين آوردن روحيه آنان، بسياري از مواد ديگر را هم مصرف مي كردند. و هرغذايي كه ايراني ها نمي خوردند، آن ها همان را سفارش مي دادند، ولي نمي دانستند كه: دارند گور خود را مي كنند!

ديوانگي و بد مستي آن ها، برايشان بسيار  خوشحال كننده بود! و براي همين مذاكرات را طول مي دهند. و هر روز يك بهانه درست مي كنند. اما خودشان ميدانند ديگر مهلتي ندارند. چون حتي مردم و هواداران: احزاب خودشان هم خسته شدند! لذا تمام راه ها بر روي آن ها بسته شد. و هيچ راهي جز فروپاشي برايشان باقي نماند. خبرنگار ما مي گويد: خوشي بيش از حد آن ها هم براي همين است. زيرا ميترسند ديگر فرصت خوشگذراني، آن هم به هزينه ايراني برايشان پيش نباشد.چون اين اولين  بار بود كه : طرف ايراني زياد سختگيري نمي كرد.

از حاشيه هاي ديگر مراسم، تعطيلي همه كار هاي جاري كشورهاي5+1

بود. چرا كه آنان كار ديگري نداشتند، همگي فقط به سفر فكر مي كردند، و به هتل و غذاهايي كه مي خورند. اين كار به دو دليل انجام مي شد.

دليل اول اين بود: توافق با ايران برايشان بسيار مهم بود، بايد از فرصت بيشتر ين استفاده را مي بردند. استراتژي آنان، كمترين امتياز دادن به ايران، و بيشترين قرارداد بستن بود! البته خواسته هاي چين و روسيه، تفاوت اصولي داشت، چين خواستار سركوب مسلمانان داخلي خود بود، و ايران بايد تعهد مي داد كه حرفي نزند. روسيه هم براي  كاهش سهم ايران از درياي مازندران، و منابع گازي و نفتي  تلاش مي كرد.

اما غربي ها بيشتر درپي آن بودند كه: ايران دارايي هاي بلوكه شده خود را فراموش كند، و بجاي آن قراردادهاي ميلياردي، با خودرو سازان و توليد كنندگان اورانيوم، و صنايع ديگر اروپايي و آمريكايي تعهد شود.

  دليل دوم تداوم جنگ سرد بود، لذاآن ها، خواسته هايي نيز براي گروه هاي  ضد انقلاب ايراني داشتند. تا هم مردم خود را فريب بدهند، و هم منابع اطلاعاتي شان حفظ شود، زيرا تنها راه نفوذ شان آن ها بودند، و بايد براي آنان هم كاري مي كردند. كه بيشترين اين خواسته ها، در اعلاميه هاي حقوق بشري، همزمان طرح مي شد.

خوشبختانه هم سران غربي مذاكره كننده، و هم سران ضد انقلاب در: مصرف دارو با هم؛ هم سليقه بودند. لذا صدور حكم هاي اسلامي در مورد قاچاقچيان، به ضرر هر دو بود و: مي بايست جلوي اين كار را مي گرفتند. اما مقاومت مردم ايران، همه دست هاي آن ها را خالي گذاشت، و ترفند هاي آنان از بين رفت. و الان يك راه بيشتر ندارند : پيمودن آخرين گام تا فروپاشي
Ouest dernier souffle
Ouest de survivre, tandis que d'autres ne sont pas, et ne doit, prenez votre dernier souffle.
La République islamique a averti que l'accord venir à rester en vie, qui ne serait pas écouter son oreille. Il est resté à ce moment, doivent faire leurs tombes. Si oui ou non ils sont d'accord, et retournent les mains vides, faire quelque chose contre leur propre peuple, ils seraient champ vide, ils ont perdu leurs tombes.
Usage de drogues dans de haut niveau aux États-Unis et en Europe, provoquant l'illusion qu'ils sont en tous points! Et à voir la réalité. Ils prétendent que ce est comme le matériau qu'ils consomment, et personne ne comprend, ne pas avoir d'effet sur l'esprit et la mémoire. En fait, sa tête comme le Québec, avoir de la neige: la neige ne le pense pas.
   Karimi Nouvelles journaliste, de la procédure, le fardeau de l'alcool, en particulier chez les négociateurs dans le passé, était très élevé. Ils ont dit que ce était parce que notre travail est grand! Si manger et boire, pour être en mesure de se tenir debout. Pour ridiculiser la partie iranienne, et abaisser leur moral, de nombreux autres matériaux sont consommés. Iraniens ne mangent pas de nourriture qu'ils avaient commandé le même, mais ne savent pas qu'ils ont leur propre tombe!
Mad ivre et mal, ce était un plaisir pour eux! Et par conséquent, les négociations sont terminées. Et chaque jour est une bonne excuse. Mais ils ne savent pas d'autre répit. Parce que même les gens et les partisans des partis eux-mêmes étaient épuisés! Par conséquent, toutes les routes ont été fermés sur eux. Fermer mais pas moyen pour eux reste. Notre correspondant dit que ce est pourquoi ils sont heureux aussi. Parce qu'ils ont peur d'autres occasions de divertissement, il ne coûterait pas les Iraniens eux. Comme ce était la première fois que la partie iranienne ne était pas hautement drastiques.
En marge de la cérémonie de clôture, tous les travaux en cours 5 + 1 pays
Respectivement. Sinon, pourquoi ont-ils tout simplement pensé que le voyage, et l'hôtel et la nourriture qu'ils mangent. Cela a été fait pour deux raisons.
La première raison: l'accord avec l'Iran était très important pour eux, ont profité de cette occasion plus loin. Leur stratégie, la note la plus faible du pays, et le contrat a été! Les exigences de la Chine et la Russie, avait une différence fondamentale, les musulmans suppriment la demande intérieure en Chine, et l'Iran devraient se engager qu'il ne parle pas. La Russie est de réduire la part de la mer Caspienne, les ressources pétrolières et gazières et de lutter.
Mais les Occidentaux étaient plus préoccupés que l'Iran a bloqué actifs perdus, et les contrats à la place milliards, avec les constructeurs automobiles et les producteurs d'uranium, et l'engagement à l'industrie européenne et américaine.
   La deuxième raison est la poursuite de la guerre froide, par conséquent, les demandes de groupes anti-révolutionnaires en Iran. Pour tromper leur peuple et de leurs ressources d'information pour être préservés parce que ce était la seule façon de leur influence, et ils faisaient de leur travail pour eux. Les plus hautes exigences, la déclaration des droits de l'homme, était le même plan.
Heureusement, les dirigeants du négociateur de l'Ouest, et les dirigeants anti-révolutionnaires dans leur consommation de drogue, ont été boudent. Le verdict islamique sur les trafiquants, au détriment des deux, et, si elle doit se arrêter. Mais la résistance du peuple iranien, tous laissé vide, et les trucs qu'ils disparu. Et maintenant, je ai une façon de plus: prendre l'étape finale se effondrer.
 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۴ نظر(0)

 

مطابق كنوانسيون هاي ژنو و سازمان ملل، هر مردمي كه تحت ستم واقع شوند، يا سرزمين آنان اشغال ، يا از سرزمين خود اخراج شوند، حق دارند اسلحه بدست بگيرند و: از خود دفاع كنند حتي، اين كنوانسيون ها مقرر مي دارند كه: فرار كردن حق زنداني و اسير شده ها هست.

اصلا سينماي هاليوودي، براساس همين كنوانسين ها رشد گرفت! و در جهان مقبول افتاد زيرا،  در همه فيلم ها، يك نفر كه به ستوه آمده ، يك تنه برعليه دشمنان مي جنگد! و پيروز مي شود. پيروزي تمام قهرمانان اين فيلم ها، فقط متكي به سلاح هاي آنان است. كه از راه هاي مختلف و با انواع مختلف؛ در اختيارشان قرار مي گيرد.

حالا چطور شده كه مردم فلسطين، از اين حق محروم بايد باشند؟ مردمي كه بيشترين: دوران اشغال را سپري مي كنند، و بالاترين قرباني را در اين راه داده اند.

حتي در فلسفه نظري هم، اسلحه يك ابزار مقدس  است. غربي ها اگر در خانه هيچ چيز نداشته باشند، داشتن يك اسلحه حداكثر دارايي آن ها محسوب مي شود. چون با تكيه بر آن اقتدار مي يابند، و به همه چيز دست پيدا مي كنند. آن هم در كشورهايي كه ادعا مي كنند: امنيت و دموكراسي بالاترين حد خود را دارد! در همه دنيا، اسلحه مانند ناموس هرشخص است و: حالا چرا فلسطيني بايد بي ناموس باشد؟ چه كسي گفته كه آنان نبايد سلاح داشته باشند!

البته غربي ها همه چيز را براي خود مي خواهند. نهضت ضد جنگ و ضد اسلحه را هم، فقط براي جهان سومي ها به راه مي اندازند! گويا مردم ديگر كشورها، شهروند هاي درجه دو هستند و: تعريف همه چيز براي آن ها، بايد برعكس غرب باشد.

مدتي شرق را مجبور كردند كه: سلاح ها را كنار بگذارند! و ژاپن بدون ارتش شد،و فيلم هاي سامورايي را حمايت كردند. در ايران هم بابا شمل ها و كلاه مخملي ها را، به راه انداختند كه هدف آن ها، ترساندن مردم شرق، از دست زدن به اسلحه بود! و بايد به جاي سلاح هاي گرم، از سلاح هاي سرد و سنتي استفاده مي كردند! چاقو و قمه مقدس شد،  از تاريخ برگردانده و: به كمر ها بسته شد!

مدتي نيز ديدند كه اين هم، براي شرق زياد است! مبارزه با دست خالي را تبليغ كردند. بعد خودشان سلاح هاي مرگبار را، هرچه بيشتر توسعه دادند تا: كاراته كار ها و شمشير باز ها را، قبل از اينكه بجنبند، بسرعت از بين ببرند.

اما آن ها كور بودند و: خيلي چيز ها را نمي ديدند، و براي همين آخر تبليغات آن ها، بر ضد خودشان تمام شد. مردمي واقعا با دست هاي خالي، بر عليه آنان، انقلاب بزرگي را سامان دادند! در ايران اسلامي چه در زمان انقلاب، و چه در دوران جنگ، موج انساني بر عليه  موج ماشيني، قيام كرد و پيروز شد.

كپي اين حركت به فلسطين رفت، و جوانان با سنگ و تيركمان، به جنگ تانك و نفر بر رفتند. و در رزم هاي تن به تن، در جنگ 33 روزه و 22 روزه و 50 روزه، درس سنگيني دادند.

اگنون نيز اوباما و ديگران، ايران راتحريم مي كنند، به خيال اينكه دست هاي ايران خالي بماند! و تسليم شود ولي، دستهاي خالي ما براي پيروزي است، نه تسليم شدن. اگر تاريخ را خوب خوانده باشند، كاراته و شمشير بازي، يك رسم ايراني است. و اصلا كلمه كاراته، فارسي و به معني دست خالي است. آن ها نه تنها از بدترين توافقها مي ترسند، از بهترين آن هم ترس دارند! زيرا اگر توافق هسته اي صورت گيرد، ديگر چيزي براي تبليغات ندارند! و فروپاشي 5*1 قطعي است
Peuple palestinien armé, ce est une procédure juridique.
Selon les Conventions de Genève et l'ONU, les gens qui sont opprimés, occupé leurs terres, ou d'être expulsés de leurs terres, et leur bras droit, se défendre, même, de la Convention stipule que: Évasion le prisonnier a le droit bien.
À Hollywood, selon les conventions ont été cultivées! Elle a été acceptée dans le monde, dans tous les films, celui qui est fatigué, le corps se bat contre les ennemis! Et gagne. Victoire Champions toutes les vidéos, simplement en fonction de leurs bras. Dans différentes manières et avec différents types, sont prévus.
Maintenant, ce est le peuple palestinien doivent être privés de ce droit? Le plus populaire: l'occupation à dépenser, et la plupart des victimes sont de la manière.
Même dans la philosophie théorique, le pistolet est un outil sacré. Western rien si ce ne est à la maison, avoir une arme est le montant maximal des actifs. Parce qu'il détient le pouvoir d'exister, et d'acquérir tout. Même dans les pays qui prétendent: le plus haut niveau de sécurité et de la démocratie elle-même! Dans le monde entier, et des armes telles que la dignité de la personne est: Pourquoi les Palestiniens doivent être vertueux? Qui a dit qu'ils ne ont pas d'armes!
Les Occidentaux veulent tout pour eux-mêmes. Le mouvement anti-guerre et anti-gun, pour lancer le tiers monde! Apparemment, les gens dans d'autres pays, sont des citoyens de second ordre, par définition, tout pour eux, contrairement à l'Occident.
Alors que l'Est a dû: armes de côté! Et le Japon avait pas d'armée, et des films de samouraïs en charge. Papa est dans les pétrissage et de velours chapeaux, lancé son but, effrayer les gens de l'Est, touchant le pistolet! Et plutôt que des armes à feu, les armes utilisées dans le froid traditionnelle! Couteaux et poignards étaient sacrés, de la date de retour au dos de l'emballage!
Bien vu aussi que cette fois, l'Est est élevé! Promu main vide combat. Après armes létales eux-mêmes, développé par: karaté et l'épéiste, avant qu'ils ne, tuent rapidement.
Mais ils étaient aveugles, ils font beaucoup de choses, et à la fin de sa campagne contre tous. Les gens ont vraiment avec les mains vides, contre laquelle l'ordonnance était super! Révolution islamique en Iran à l'époque, et en temps de guerre, contre la vague humaine machine à vagues, de rose et triomphé.
Copiez ce mouvement à la Palestine et les jeunes avec des pierres et Slingshot, les réservoirs et les gens sont allés à la guerre. Et une bataille rangée au cours de 33 jours et 22 jours et 50 jours était lourd.
Agnon que Obama et d'autres, pour sanctionner l'Iran, la pensée d'être laissé les mains vides! Et de le soumettre, nos mains vides pour la victoire, pas se rendre. Si l'histoire est une bonne lecture, le karaté et l'escrime, un complot iranien. Je ai fait le karaté, le persan et signifie main vide. Ils ont convenu non seulement la pire crainte est la crainte de la meilleure! Si l'affaire est conclue, rien à faire de la propagande! Fermer 5 * 1 et définitive. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۸/۱۳۹۳ - ۱۹:۵۹ نظر(0)

 

 اخيرا باب شده كه هر كس، هر گناهي مي كند، تا مي گويند چرا اين كار را مي كني؟ مي گويد تفريح نداريم ! در حاليكه بنا بر فرموده امام علي، بالاترين تفريح كار است. اينهمه زمين خدا رها شده و: بي كشت و كار است، اگر واقعا تفريح ندارند بروند و: اين زمين ها را  آباد كنند تا طبق فرموده رسول خدا، صاحب آن زمين هم بشوند. زيرا زمين متعلق به كسي است كه آن را  آباد كند.(الارض لمن احياها) چرا همه دوست دارند، به قهوه خانه بروند و قليان بكشند؟ يعني واقعا آنقدر كار كرده اند كه، نياز به تفريحي غير از كار دارند؟ يا آنقدر پولشان زياد است كه: بروند قهوه خانه و، پول تمام آدم هاي قهوه خانه را حساب كنند؟

     به نظر ما گرچه اين حرف را، از زبان قليان نشين هاي جوان مي زنند، ولي حرف آدم هاي زنباره و خرمست گذشته است. آن هايي كه تا پاسي از شب، وقت را در ميخانه ها و روسپي خانه ها مي گذراندند! و حالا كه تعطيل شده، در حسرت آن گناهان بزرگ مي سوزند! متاسفانه پس از گذشت سي و چند سال، هنوز پيام انقلاب اسلامي را درك نكردند. يا نمي خواهند درك كنند.

      انقدر هم مردانگي ندارند اگر، چيزي را خودشان دوست دارند ولي، مردم دوست ندارند، به احترام مردم كنار بگذارند. اما اگر آن گناه كردن ها، براي جوانان آن موقع تفريح به حساب مي آمد، هر گز قيام نمي كردند و: مشروب فروشي ها و سينما ها را آتش نمي زدند . آن ها ميدانستند اين روسپي كه كنارش مي خوابند، خواهر يا مادر يكي ديگر است، و اگر كسي با خواهر يا مادر آن ها، چنين كاري مي كرد، چه اتفاقي مي افتاد؟

آن ها مي ديدند كه برخي جوانان، بجاي اينكه كنار خانواده هاشان باشند، در اثر استفاده از مواد مخدر و مشروبات، در كنار خيابان افتاده اند.

بنا بر اين همه آن هايي كه اين تخم لق را، در دهان مردم مي شكنند، يا به جوان ها ياد مي دهند كه: تفريح را فقط گناه كردن بدانند. افراد نامرد و بي هويت هستند. دولت و شهرداري ها، اينهمه زحمت مي كشند پارك درست مي كنند و: وسايل ورزشي تعبيه مي كنند، كتابخانه و تئاتر و سينما مي سازند، باز آن ها مي گويند تفريح ندارند! و ميروند در ميان پارك ها، بجاي تشويق جوانان به ورزش و مطالعه، آن ها را به ماري جوانا، بنگ و حشيش و قليان تشويق مي كنند.

كسي كه اولين بارو عليرغم ميل باطني، دست به گناه برد  باز هم اين كار را مي كند. و براي همين است كه سيگار كشيدن را، دروازه اعتياد مي دانند . آمار ها هم نشان مي دهد :همه معتادان بلا استثنا از سيگار شروع كردند . همه آن ها سيگاري هاي قهاري هستند، و حتي خيلي از آن ها اعتياد خود را در: پوشش سيگار مخفي مي كنند. يعني آنقدر سيگار مي كشند تا مردم، ذله شوند و بگويند برو همان هروئين را بكش و به ما كاري نداشته باش!

   در قليان خانه ها بايد تا زانوي هركس! دود قليان باشد و الا او را راه نمي دهند! اصلا قهوه خانه را پر مي كنند از دود، تا براي اشخاص غير معتاد، ورود به آنجا آزار دهنده باشد. روش معتاد شدن جوانان و خردسالان هم، همين سيگار و قليان است. ابتدا با توتون شيرين! شروع مي كنند بعد مي بينند كافي نيست، به توتون تلخ مي روند و بعد، مي بينند رضايت بخش نيست، و به اندازه كافي خمار نمي شوند، درون آن مواد روانگردان و اعتياد آور مي ريزند. و بعد هم كه ديگر راه برگشتي وجود ندارد، به ساقي تبديل مي شوند تا، در آمد اعتياد خود را به دست آورند.

توجيهات بامزه تر از اين ها هم وجود دارد: سيگار مالبرو وارد مي كنند و مي گويند: اصل جنس باشد آدم معتاد نمي شود! كار خانجات دخانيات را توسعه مي دهند! و مي گويند اگر سيگار بومي باشد، بهتر از وارداتي است!

قليان راه مي اندازند مي گويند: از سيگار بهتر است و، اعتياد آور هم نيست! يا مانند افغاني ها، ناس مصرف مي كنند و مي گويند: يك بسته ناس ارزان قيمت،  بجاي صد پاكت سيگار گران قيمت! از آن بد تر عده اي مي گويند: الكل و ترياك براي بدن لازم است! قواي جنسي را تقويت مي كند!  در حاليكه امام موسي كاظم فرمود: خداوند در حرام شفا قرار نداده است. 
 
Qu'est-ce pas amusant? Récemment ouvert à toute personne coupable, pourquoi avez-vous à dire? Dit avoir du plaisir! Toutefois, selon l'Imam Ali, le travail le plus amusant. Mais Dieu a abandonné la terre, sans culture, si vous ne disposez pas vraiment amusant et allez: cette terre au Saint Prophète Abad, le propriétaire du terrain peut également se produire. Parce que la terre appartient à la personne qui l'a développé. Pourquoi les gens veulent quitter le café et tuer narguilé? Cela veut dire qu'ils ont vraiment besoin d'avoir du plaisir en dehors du travail? Ou autant d'argent que aller à la boutique de café et l'argent compter chaque personne dans le café? À notre avis, cependant, ces mots, le jeune rester dans leur bulle, mais les gens parlent et âne ivre Womanizer passé. Ceux jusqu'à la mi nuit, le temps passé dans les pubs et les maisons closes! Et maintenant, il a été fermé, les péchés regrettent brûler! Malheureusement, après trente ans, n'a toujours pas comprendre le message de la révolution islamique. Ou ne sera pas comprendre. Si vous n'êtes pas assez masculin, mais ce qu'ils aiment, ne pas aimer les gens à respecter les gens de côté. Mais si elle est un péché de jeune cavité a été considéré à l'époque, et jamais ne monte pas: ils ne sont pas les barres d'incendie et de cinémas. Ils savaient que les prostituées qui dorment à côté d'elle, la sœur ou la mère est une, et si la soeur ou la mère de quelqu'un, il peut être une telle chose, ce qui se passerait?

Ils ont vu que certains jeunes, avec leurs familles plutôt que d'être sous l'influence de drogues et d'alcool, sont tombés dans la rue.

Par conséquent, tous ceux qui perdent leurs œufs dans la bouche tombe en panne, ou d'enseigner aux jeunes que le seul péché est amusant d'apprendre. Ils sont lâches et de l'identité. Gouvernement et les municipalités, cependant, faire bouger les choses et ils se garent juste: équipement de sport est installé, la bibliothèque et le théâtre et le cinéma, disent-ils encore, il est pas drôle! Et aller au parc, au lieu d'encourager les jeunes à les exercer dans la marijuana, du cannabis et de tabac à pipe Bang et encourager.

L'arrondissement qui réticence, il fait toujours un péché. Et pourquoi est non, envisager une drogue d'introduction. Les statistiques montrent également que, sans exception, tous les toxicomanes ont commencé à fumer. Tous sont des cigarettes fortes, et même beaucoup de sa dépendance: couverture de cigarette obscur. Cela signifie tellement de choses à la fumée de personnes, résidentiel et dire que nous ne devons pas aller comme l'héroïne et le cul! Tout le monde devrait être jusqu'aux genoux dans une maison de narguilé! Bientôt, elle narguilé fumée est pas le chemin! Au cafés sont remplis de fumée, les personnes non toxicomanes, entrant comme ennuyeux. Jeunes et les enfants sont de plus en moyens toxicomanes, cette fumée est et narguilé. À partir de tabac doux! Puis ils commencent à ne suffit pas de voir, et puis aller à tabac amer, voir pas satisfaisante, et la gueule de bois ne suffit pas, puis versez les substances psychoactives et dépendance. Et puis il ya l'autre le chemin du retour, le joueur est devenu, dans sa dépendance a été obtenu.

Il ya aussi une justification drôle que cela: fumer Malbrv entrera et dire le sexe est pas accro homme! Les compagnies de tabac ont mis au point! Et dire si le tabagisme est indigène, importé est mieux!

Lancement Narguilé disent qu'il vaut mieux que de fumer, et il est pas addictif! Ou comme les Afghans, le NAS utilisera et dire à proximité NAS bon marché, cent paquets de cigarettes plutôt cher! Pire que cela, disent certains, de l'alcool et de l'opium est nécessaire pour le corps! Renforce les pouvoirs sexuels! Alors que l'imam Moussa Kazim a dit: Dieu n'a pas guéri interdit.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۵۵ نظر(0)

 

. همه چيز را بدانند و از همه چيز سر در بياورند.

غرب سال ها زحمت كشيد، تا تقسيم كار را جا بياندازد و بگويد: كه كار بايد تخصصي باشد! و حالا با تمام قدرت، زده زير اين حرف ! البته اين خيانت از موقعي شروع شد كه:رشته هاي بين رشته اي اختراع شد!

در گذشته نه چندان دور، دو نوع تقسيم كار وجود داشت.  خوب و بد! زشت يا زيبا، بعدا آمدند آن را به آسماني و زميني،ا فيزيكي و متافيزيكي، تقسيم كردند.  يوناني ها اولين كساني بودند كه: اين دوگانگي را انتزاع كردند. يعني در ايران، اين دوگانگي يا دوگانه پرستي، وجود داشت ولي چندان جدي نبو.د. مبارزه خير و شر، نور و تاريكي ! بحث مي شد ولي، اصالت نداشت يعني همانطور كه خداوند ، شيطان را آفريد، بدي اصالت نداشت، بلكه انحراف از خوبي بود.

اما روميان اين را كاملا جدا كردند، و گفتند عيسي ع به كار آسمان ها باشد، و قيصر به كار زميني ها برسد! و اين دو را متضادي دانستند كه، باهم قابل جمع نبودند. اين تقسيم بندي تا اين اواخر هم بود.  فيزيك و متافيزيك نام داشت. آن ها فيزيك را علمي مي دانستند، و متافيزيك را فانتزي و غير علمي . البته اخلاق لارج! هم داشتند و مي گفتند" متافيزيك عقايد شخصي است، و هركس آزاد است آن را باور كند يا نكند!

اما پيشرفت علم مخصوصا در: روانشناسي پاولوف، راه را براي تجربي كردن متافيزيك، يا متافيزيكي كردن تجربه باز كرد. يعني پاولوف روان را كه، نا ديدني بود به ازمايشگاه و : به زير تيغ جراحي برد! و با اثبات آزمايشگاهي: انعكاس شرطي، راه را براي علمي كردن ناديده ها، هم باز كرد. بعدا، جامعه شناسي قدم به ميدان گذاشت. بعد هم گفتند: هر علمي رياضيات را بپذيرد علم است. همانطور كه ذيمقراطيس بر درب آكادمي نوشته بود: اگر كسي رياضي نمي داند داخل نشود. و دكتر شريعتي اين را به ايران آورد، و زرنگي كرد حتي اديان و تاريخ اديان را هم، به آن اضافه نمود.

   الان در دنيا ديگر تخصص بحث نيست، بلكه انفجار اطلاعاتي كار رابجايي رسانده كه: همه بايد همه چيز را بدانند! مثلا امروز هاشمي زيباسازي شهرداري، در سمينار نور و روشنايي مي گفت: مديران و مسئولان همه بايد چند واحد، طراحي نور بگذرانند تا: در مراسم مذهبي، و ملي و باستاني، مردم فقط يك رشته لامپ را تداعي نكنند!  و علماي مديريت مي دانند كه: مديران بدبخت چه چيز ها كه نبايد بخوانند!

چند روز پيش هم خبرنگار پيش كسوتي، در نمايشگاه مطبوعات مي گفت« همه مردم دنيا خبرنگار هستند! و بايد با خبر آشنا باشند. استاد آمار هم مي گفت: برخي فرمول هاي آماري را، بايد همه مردم بدانند!و با تحليل آماري آشنا باشند. اصلا كار روابط عمومي همه سازمان ها، اين است كه عموم مردم را با: وظايف سازمان آشنا كنند.

   وظيفه دموكراسي هم، حكم مي كند كه همه، همه چيز را بدانند و، در همه چيز اظهار نظر كنند. حتي اظهار نظر شفاهي هم كفايت نمي كند، بايد پرسشنامه پركنند و: دقيقا به همه سوال هاي، همه ساز مان ها را جواب بدهند. آن هم  نه يك جواب الكي! بلكه پيشنهاد سازنده و  بامطالعه و قابل اجرا. 

Tout doit être polyvalent.

Tout ce qu'ils savent et tout de front.

Ouest a fallu des années d'efforts, à jeter dans le lieu de travail et dire qu'il doit être spécial! Et maintenant, avec toute la puissance, sous le mot! Tout a commencé lorsque la trahison des enseignements interdisciplinaires ont été inventés!

Dans le passé pas trop lointain, il y avait deux types de division du travail. Bonne et mauvaise! Laid ou beau, il est venu plus tard vers le ciel et la terre, la physique et métaphysique, en les divisant. Grecs furent les premiers qui ont cette dualité de l'abstraction. En d'autres termes, la dichotomie de double-jeu, mais il n'y avait pas trop grave .. lutte du bien et du mal, la lumière et l'obscurité! Il a fait valoir, cependant, que pas principauté que Dieu a créé Satan, l'originalité était pas mal, mais une perversion de bon.

Mais les Romains étaient complètement séparés, comme disant Christ est l'œuvre du ciel, et la terre sera César de travailler! Ces deux contradictoires savait que, ne montrent pas une somme importante. Elle a été classée jusqu'à récemment. Physique et métaphysique a été appelée. Ils savaient physique, imaginaire scientifique et non-scientifique et métaphysique. Les grands cours d'éthique! Ils disaient aussi «la métaphysique, de la religion, et chacun est libre de croire ou pas!

Mais les progrès de la science, en particulier en psychologie pavlovienne, de manière expérimentale pour la métaphysique ou de l'expérience métaphysique ouverts. À savoir, le Pavlov mentale, était inconnu du laboratoire et intéressant d'être sur la table d'opération! Et des données de laboratoire: refléter la façon conditionnelle pour la science à ignorer, à la fois ouvert. Plus tard, la sociologie, l'étape de gauche à droite. Puis il dit à reconnaître la science des mathématiques. Comme la porte Zymqratys Académie a écrit: Si quelqu'un sait le calcul est pas. Shariati et l'amener dans le pays, et ses religions de Knack et l'histoire religieuse ainsi, il a ajouté.

    Je me spécialise dans un autre monde, pas de discussion, mais le point de l'explosion a utilisé des informations que tout le monde devrait tout savoir! Par exemple, aujourd'hui Hashemi embellissement de la ville, à la lumière du séminaire dit administrateurs ont tous quelques éléments conçus pour laisser passer la lumière dans les cérémonies religieuses, et ancienne nation, les gens ne pas associer une chaîne de lumière! Et les spécialistes de la gestion savent que ce que les gestionnaires pauvres qui ne lisent pas!

Il ya quelques jours, le journaliste vétéran, la presse spécialisée a dit: «Tous les hommes naissent journaliste! Et doit être familier avec l'histoire. Professeur de statistique a également dit quelques formules statistiques, tous les gens doivent savoir, et se familiariser avec l'analyse statistique. Je l'ai fait le travail de relations publiques pour toutes les organisations, est que le grand public: Les responsabilités de l'organisation.

    La tâche de la démocratie, la règle est que tout le monde devrait savoir tout et dans tout ce qu'ils disent. L'expression verbale ne suffit pas, vous devez remplir le questionnaire et, précisément pour toutes les questions, nous pouvons tous répondre. Il est pas une réponse fausse! Mais aussi des suggestions constructives et à lire et exécuter. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۲ نظر(0)

شايد ديگر كسي نباشد مثل: دهه شصتي هاي اروپا و آمريكا، خيلي تند بر عليه دين و روز قيامت حرف بزنند، ولي بهر حال هستند كساني كه: هنوز مي گويند مرگ آخر دنيا است! و  بعد از آن ديگر چيزي وجود ندارد! اما تشييع جنازه ها در سراسر جهان، اين حرف را تكذيب مي كنند!

ميزان استقبال مردم از تشييع جنازه، در واقع حرف زدن مرده اي است كه: ديگر در ميان ما نيست. كسي كه مردم در تشييع جنازه او،  سنگ تمام مي گذارند، معلوم است كه زنده است، و براي اطرافيان خود حرف مي زند، و آن ها را تشويق مي كند. شما مي بينيد كه يك نفر هست، كه تا موقعي كه مثل ما زنده است، و راه مي رود كسي او را نمي شناسد! ولي وقتي مرد ناگهان همه او را مي شناسند.

 اين رسم يك قبيله ، يك قوم و ملت نيست، در همه جاي جهان، هستند كساني كه با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شايد اينطور هم بتوان گفت كه مردم، از مرده و جنازه يك شخص، استفاده مي كنند تا حرف خود را بزنند . يعني اين مرده نيست كه حرف مي زند، بلكه مردم از زبان مرده حرف مي زنند. البته بك فرق كوچك بين آدم هاي مرده و زنده هست، و آن اينكه مرده ديگر نمي تواند بد باشد! به همين دليل تعريف و تمجيد، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موكول مي شود! چرا كه ميدانند از شنيدن اين تعريف ها، مغرور نمي شود و تغيير مسير نمي دهد.

آدم زنده وقتي تعريف مي شنود، يا آن را باور مي كند يا نمي كند، يا خود به آن آگاه بوده يا نبوده است، و در هر حالت تغييراتي در او ايجاد مي شود. كه بعدا به تغيير رفتار ها منجر مي شود. يكي از اين تغيير رفتار ها ممكن است مثبت باشد، يعني سعي كند از اين تعريف مردم، بفهمد كه كار او درست بوده و: بايد خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعكس است! يعني از تعريف ها چنين نتيجه مي گيرد كه" راه جديدي براي فريب دادن مردم پيدا كرده است! تا با استناد به اين تعريف و تمجيد ها، اهداف شخصي و پنهاني خود را دنبال كند.

    به همين جهت گفته شده كه: از اشخاص، در مقابل خودشان تعريف نكنيد. زيرا ممكن است دچار توهم شود، و به كسي كه اين كار را بكند هم، چاپلوس مي گويند. اما پشت سر مرده، هر چند تعريف كنيد، او ديگر كفن خود را خراب نمي كند! بررسي جامعه شناختي اين حركت، گوياي اين است كه مردم هميشه، ارزيابي را به دقايق آخر موكول مي كنند. به زماني كه راه بازگشت يا: ميانبر زدن نباشد..

به همين دليل افرادي كه رنگ عوض مي كنند، و موضع خود را تغيير مي دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نيستند. وقهرمانان كساني هستند كه: تا پاي جان بر گفته و رفتار خويش ايستادگي مي كنند.  و در اديان هم گفته شده كه: هميشه به ياد مرگ باشيد. يعني خود را در سرازيري تصور كنيد، كه فقط بايد جلو برويد! راه برگشت يا توقف معني ندارد. بطور كلي بايد گفت: زندگي بايد همه فعاليت باشد و بيش فعالي! چون بعد از مرگ، استراحت واقعي آغاز مي شود. اما اگر در دنيا خوب فعاليت نكنيم، استراحت ديگري در كار نيست. مانند زنبور ها يا مورچه ها ، اگر در فصل كار خوشگذراني كنند، و چيزي اندوخته نكنند، در زمستان از گرسنگي مي ميرند

Où parler les morts!

D'autres, qui peuvent ne pas aimer: le pouce de l'Europe et de l'Amérique, très rapide contre la religion, et l'apocalypse talk, cependant, sont ceux qui disent encore que la mort est la fin du monde! Et puis il ya autre chose! Mais funérailles à travers le monde, ces mots sont un mensonge!

Les gens sont félicités de l'enterrement, qui est en fait parler de la mort: plus avec nous. Les gens qui, dans son enterrement, l'ensemble de leurs pierres, qui se sont avérés être en vie, et parle à sa famille, et les encourager. Vous voyez que l'homme est, que quand nous vivons comme ça, et il ne sait pas qui est! Mais quand l'homme a soudainement tout le monde qu'il connaissait.

  La tradition d'une tribu, pas une seule nation, dans toutes les régions du monde, sont ceux avec sa mort, est devenu plus populaire. Il pourrait aussi faire valoir que les personnes, le cadavre d'une personne, l'habitude d'avoir leur mot à dire. Cela ne veut pas mort qui parle, mais les gens parlent la langue des morts. La petite différence entre Adam Beck mort et il est vivant, et que la mort ne peut pas être mauvais! Donc les éloges de personnes après leur mort soit reporté! Parce qu'ils savent à l'écoute de ces définitions, pas arrogant et ne se déplace pas.

Adam vivant lors de la définition entendre, ou croyez-le ou pas, ou si elles sont au courant ou pas, et en tout cas il des changements se produisent. Ce qui conduit alors à un changement de comportement. Un tel changement peut être positif, soit il tente de définir les gens ne comprennent pas qu'il avait raison et devrait la promouvoir. Mais souvent, il est à l'opposé! Telle est la définition et a conclu que "a trouvé une nouvelle façon de tromper les gens en fonction de compléter leurs objectifs individuels et leur hidden track.

     Ainsi, il est dit que les individus ne se définissent pas contre. On peut supposer, et qui le font bien, dit flatteur. Mais derrière la mort, dit cependant, elle ne ruine pas votre enterrement! Étude sociologique de la motion, montrent que les gens vont toujours évaluer à être reportée à la dernière minute. Chemin du retour quand, que ce soit: il n'y a pas de raccourci manipulation.

Pour cette raison, ces couleurs vont changer, et changer souvent de position ne font pas confiance personnes. Championnat qui, désespérée de se démarquer et de son comportement. Et les religions ont été dit que vous devez vous rappeler toujours la mort. Imaginez que dans la descente, ce qui ne devrait aller de l'avant! Chemin du retour ou arrêt n'a pas de sens. En général, il faut dire que toute la vie devrait être plus active! Parce que, après la mort, la véritable rupture commence. Mais si le monde ne fonctionne pas bien, le reste d'autre. Comme les abeilles ou les fourmis, si la saison le plaisir, et ne pas stocker quoi que ce soit dans la filière de l'hiver de la faim. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

در حاليكه 40كشور نتوانستند" جلوي داعش تكفيري بايستند، يك اعجوبه نظامي ايران، همچنان ميدان داري بر عليه داعش را در دست دارد. ميدانيم كه 40كشور، اتحاديه اي  عليه داعش تشكيل داده و: از امكانات فوق سري استفاده مي كنند. ولي در عمل، به اقرار خودشان، به اشتباه حملاتي انجام مي دهند! كه اگر به نفع داعش نباشد، برعليه آن هم نيست! اما اعجوبه ايراني، ساكت و فروتن، هر عملياتي را هدايت مي كند، به ازاد سازي آن بخش از خاك عراق، كه در دستان داعش است مي انجامد.

 البته ايران از اين اعجوبه ها زياد دارد! . يعني بجاي سردار سليماني، هركدام از فرماندهان ديگر هم اعزام مي شدند، همين عملكرد موفق در برابر داعش تكفيري داشتند. و شايد اين آب و خاك ايران است كه، در همه زمينه ها اعجوبه تربيت مي كند! مانند آثار باستاني كه ديگران ندارند! ولي به آن افتخار مي كنند، در ايران بقدري فراوان است كه، كسي به آن محل نمي گذارد!

در يكي از ايات قراني آمده كه: شما از دشمنان نترسيد، هريك از شما با چند نفر آنان مقابل هستيد. و اگر ايمان داشته باشيد، هرصد نفر از شما برابر هزار نفر آنان خواهد بود! زيرا آنان نفهم هستند! خيلي ها اين را ساده لوحي دانسته يا: فقط براي روزگار گذشته ميدانند، ولي اينطور نيست.  همه ايات قران روز آمد، هستند و  براي امروز ما مي باشد.

ايران اسلامي هم ، از ابتدا با همين فرمول پيش رفته است كه: يك تنه در مقابل همه مستكبران ايستاده، و پيروز هم شده است. چه در دوران انقلاب اسلامي، كه همه دولت ها و جامعه جهاني، پشت سر شاه بودند و: از او حمايت مي كردند. چه در زمان 8سال دفاع مقدس، كه همين 5+1 و جامعه جهاني از تمام امكانات، براي تقويت صدام استفاده مي كردند! و چه در فتنه 8ماهه سال 1388كه، باز هم همه متحد شدند و: پشت سر موسوي خائن ايستادند.

آن ها هيچگاه دست از اتحاد، برعليه ايران بر نمي دارند! حتي اگر در مذاكرات كم بياورند، فوري سراغ تحريم مي روند، و اگر از تحريم نتيجه اي نگرفتند، به سراغ هنرمند فوت شده مي روند! و او را نه تنها سالم معرفي مي كنند، كه مي گويند دولت او را كشته! و بعد هم كه به علت ازدحام مردم، دفن او شبانه صورت گرفت، بازهم مي گويند كه او دفن نشده است !

اما همه اين ها اشكالي ندارد، زيرا آن ها كاري جز اين بلد نيستند! و براي اين است كه قران مي گويد نمي فهمند. يعني خيلي از مسائل را درك نمي كنند. يكي از اين مسائل آن است كه" سي و پنج سال است كه مي گويند" رژيم جمهوري اسلامي، فردا از بين مي رود! گويا  نوار صدايشان گير كرده و: اين موضوع را تكرار مي كنند، و اصلا نمي فهمند كه: ديروز هم همين حرف را زده بودند! و هزاران ديروز ديگر هم، همين حرف را تكرار كرده بودند/

گويا از نظر آنان، اين فردا هرگز آمدني نيست، و اين فهم آنان است كه: گذر زمان را متوجه نمي شوند، و تحولات ايجاد شده را باور نمي كنند. اما عليرغم ميل آن ها، تحولات به پيش مي رود، و هر روز فتح و پيروزي تازه اي، براي ملت مسلمان و انقلابي ايران رقم مي خورد. و شايد همين چند روز آينده، جشن ملي توافق هسته اي هم برپا شود
Un contre tous
Alors que 40 pays ne ont pas de «prévenir Dash stand de l'excommunication, un monstre de l'armée de l'Iran, comme je le faisais contre Dash est en jeu. Nous savons que 40 Etats, l'union contre Dash et l'une des caractéristiques de la série sont utilisés. Toutefois, pratique, ouvertement, attaque par erreur faire! Sinon pour le bénéfice de Dash, pas contre elle, mais le monstre iranien, calme et humble, chaque exploitation conduit à la libération de l'Irak, qui Dash est dans les mains de lui-même. bien sûr, une grande partie de ce monstre est. Ainsi, au lieu du général Soleimani, commandant de l'autre ont été dépêchés, la performance réussie du Dash furent excommuniés. et peut-être l'Iran, le sol et l'eau, le monstre dans tous les domaines de l'éducation! artefacts Mais pas comme les autres! ils sont fiers de lui, en tant que quelqu'un ne place pas!
Dans l'un des versets du Coran: Ne craignez pas vos ennemis, chacune avec plusieurs personnes en face de vous. Et si vous avez la foi, ils seront mille fois plus RHDC vous! Parce qu'ils sont stupides! Beaucoup considèrent que ce est naïf ou tout simplement connaître la dernière fois, mais il ne est pas. Tous les versets à ce jour, et ce est pour nous aujourd'hui.
Iran islamique, qui a traversé la même formule: un tronc debout devant tous les orgueilleux, et ont été victorieux. Que la révolution islamique, qui tous les gouvernements et la communauté internationale étaient derrière le roi: il a soutenu. Tant pendant les huit années de la guerre, que le 5 + 1 et les installations de la communauté internationale, pour renforcer Saddam utilisé! Ou sédition huit mois de 1388, ce qui, encore une fois, tous ensemble unis: le traître se tenait derrière Moussavi.
Ils ne manquent jamais une alliance contre l'Iran ne sont pas! Même se ils sont faibles dans les discussions, obtenir processus de sanction immédiate, et si les sanctions ne étaient pas le résultat, aller à l'artiste décédé! Et non seulement il en bonne santé, ils ont dit que le gouvernement l'a tué! Et puis se précipiter à l'hôpital, la nuit, il a été enseveli, et qu'il ne est pas enterré là-bas!
Mais tout cela est bien, mais ce est parce qu'ils ne savent pas! Et pour ceux qui ne comprennent pas le dit le Coran. Beaucoup ne comprennent pas les questions. Un des problèmes est que «35 années, a déclaré que" la République islamique, disparaît demain! Apparemment bande et voix coincé: ils répètent cela, et ne se rendent pas compte que ce était la même chose hier! Et des milliers d'autres hier, devaient répéter le même mot /
Apparemment, à leur avis, ce ne sera pas pour demain, et cette compréhension, ce est qu'ils ne remarquent pas le passage du temps, et les développements ne le croient pas. Mais malgré leur désir de changement se poursuit, et chaque jour une nouvelle victoire pour le peuple musulman et la révolution iranienne marquée. Et peut-être les prochains jours, une célébration nationale de l'accord nucléaire établie 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۷ نظر(0)

 

حق ابر قدرتي ايران بايد به رسميت شناخته شود

آمريكا هيچ كاري نمي تواند بكند، يعني نه ميتواند پول ايران را پس بدهد! و نه ميتواند با هزار ميليارد دلار بدهي، تحريم عليه ايران را، بردارد يا كم كند و يا حتي متوقف كند! فقط يك راه براي حل مسئله باقي مي ماند: و آن اينكه امريكا عذر خواهي كند، و قول بدهد بعد از اين، رفتار مناسبي داشته باشد. عذر خواهي اي كه، عقب افتادن آن براي آمريكا، بيش از هزار ميليارد دلار، هزينه داشته و اگر، سي و پنج سال پيش اين كار را مي كرد، چنان هزينه اي را نمي پرداخت!

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا از همه دنيا كمك مالي گرفت تا: با ايران مبارزه كند و رژيم جمهوري اسلامي نوپا را، ساقط كند و تا كنون، همه بدهيهاي هزار ميليارد دلاري ان، براي همين است. در حاليكه مي توانست در كنار ايران باشد و: اينهمه ضرر نكند ، و ماليات مردم خود و اروپا يا: ديگر كشورها را نفله نكند.

وقتي كه در سي و پنج سال پيش، امام خميني در مقابل تهديدات آمريكا ، فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، همه ما بايد مي فهميديم كه: ابر قدرت جديدي در حال ظهور است، كه آمريكا در مقابل آن ناتوان است! ولي خود را به نفهمي زديم و: فكر كرديم فقط يك شعار است، تا روحيه ايراني ها حفظ شود. هنوز هم خيلي ها حاضر نيستند، ايران را  ابر قدرت بدانند! آن ها حاضرند قدرت هاي نوظهور را، به چين، روسيه ، ژاپن ، كره و حتي  مالزي نسبت دهند، ولي ايران را نا ديده بگيرند!.

 اكنون هم دير نشده، به قول ضرب المثل فارسي «ماهي را هروقت از آب بگيري تازه است ! آمريكا اگر مي خواهد، بيش از اين ضرر نكند و: بدهي هاي ان، از هزار ميليارد دلار بالا نزند، بيايد و عذر خواهي كند كه: اگر واقعا اين كار را بكند، ايران ديگر دنبال گرفتن خسارت، يا مطالبات نمي رود. زيرا باز يك ضرب المثل فارسي مي گويد: المفلس في امان الله! امريكا با هزار ميليارد بدهكاري، ديگر توان پرداخت صدهزار ميليارد دلار، بدهي هاي بلوكه شده ايران را ندارد.

مگر در قضيه جنگ تحميلي عراق، عليه ايران نديديم؟ طبق قطعنامه 598 عراق محكوم به: آغاز گري جنگ شد و: بخاطر آن بايد تمام خسارات وارده به ايران را پرداخت كند، ولي وقتي صدام رفت، عراق و ايران عضو يك خانواده شدند. و تا كنون از غرامت ها، نه چيزي عراق پرداخت كرده؛ و نه ايران خواسته است.

بلكه برعكس، با اعزام گردشگران ثروتمند ايراني، به عنوان زائر، سالانه چند هزار ميليارد كمك مالي هم مي كند. و اين غير از آن است كه: طرح هاي عمراني را در آنجا اجرا مي كند. تا جاييكه هركدام از شهر هاي عراق، نشاني از حضور پر رنگ ايراني ها دارد.

الان هم حزب جمهوريخواه و: دموكرات كه بيش از نيم درصد! مردم آمريكا هم نيستند، اگر بروند همه چيز درست مي شود! البته رفتن آن ها الزاما رفتن فيزيكي نيست، بلكه همان توبه كردن يا: عذر خواهي كردن واقعي است، كه به تغيير رفتار آمريكا بيانجامد. تغيير رفتار آمريكا هم در اين است كه: حق ابر قدرتي ايران را به رسميت بشناسد. و سخنان رهبر كبير انقلاب اسلامي را، مو به مو اجرا كند 
Apologize un billion de dollars
L'Iran a le droit d'être reconnu superpuissance
L'Amérique ne peut rien faire, aucun pays ne peut rendre l'argent! Ni ne peut la dette billion de dollars, les sanctions contre l'Iran, de supprimer ou de réduire, voire arrêter! Une seule façon de résoudre le problème demeure, et que les États-Unis excusons, et nous promettons d'abandonner après le traitement est approprié. Toutes mes excuses pour cela, il retombe aux États-Unis, plus d'un billion de dollars, le coût et si ce était il ya 35 années, ces coûts ne paie pas!
Après la révolution, les États-Unis sont devenus une aide financière dans le monde: à la République islamique d'Iran et de la lutte nouvelle, obsolète, et jusqu'à présent, tous les milliers de milliards de dollars de dette, est le même. Alors que l'Iran serait en plus, non pas tant la perte, et imposer ses citoyens et l'Europe, ou, dans d'autres pays, il ne est pas de fantaisie.
Quand, il ya les 35 années, Imam Khomeini contre les menaces des États-Unis, a déclaré les Etats-Unis ne peut mal faire, tout ce que nous devons comprendre: une nouvelle superpuissance émergente, aux Etats-Unis est impuissante contre elle! Mais nous avons dû arrêter et pensons que nous sommes seulement un slogan, de maintenir l'esprit des Iraniens. Beaucoup sont encore présents, la puissance du nuage de savoir! Ils sont prêts à les puissances émergentes, Chine, Russie, Japon, Corée, Malaisie et même plus, ils sapent leur pays! Il ne est pas trop tard, selon le proverbe persan "Attrapez des poissons frais quand l'eau est! Si les USA veulent, et fait plus de mal: sa dette, le dollar milliards remplir, venez excuses que vous avez vraiment le faire, l'Iran cherche dommages, réclamations ou non. Il a ouvert un proverbe persan dit: Dieu a épargné pauvre! Billions de dollars américains la dette, ne peut plus payer cent milliards de dollars de la dette ne est pas bloqué.
Sauf en cas de guerre en Irak, l'Iran a fait? Conformément à la résolution 598 condamnant l'Irak pour commencer à faire la guerre, et, parce qu'il doit payer des dommages à l'Iran, mais quand Saddam a disparu, l'Irak et l'Iran était un membre de la famille. Jusqu'à présent, la rémunération ne est pas payé quoi que ce soit pour l'Irak, pas l'Iran, est nécessaire.
Plutôt, le déploiement de riches touristes Iran, comme un pèlerin, ce est un financement annuel de plusieurs milliards. Et l'autre est que les projets de développement dans les œuvres. Lorsque chacune des villes de l'Irak, qui a une forte présence en Iran.
Maintenant, les républicains démocrates: plus de la moitié d'un cent! Le peuple américain ne sont pas, se ils sont bien! Bien sûr, il va nécessairement physique, mais le repentir de soit: un véritable excuses, les États-Unis conduire à un changement de comportement. Le comportement de l'Amérique est celle d'un droit reconnu superpuissance. Et les paroles du grand leader de la Révolution islamique, cheveux, cheveux terme. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۹ نظر(0)

40كشور در مقابل يك گروهك

در سال هاي دهه 60دنياي تئوري ها، دچار تحول عظيمي شد. و تئوريسين هاي اقتصادي و روانشناسي جديد، پا به عرصه وجود گذاشتند و: دنياي جديدي را براي ما به تصوير كشيدند. آن ها علوم مديريت را اختراع كردند، و بر  طبل روانشناسي كوبيدند، و جامعه شناسي را به رخ ما كشيدند! در زيست شناسي دم از : تكامل طبيعي زدند و در تاريخ، تكامل ديالكتيك را چون پتك بر سر ما كوبيدند!

اما اكنون همه را بالا آورده اند! و قرباني دنياي بدهي هاي كلان خود كرده اند!

دنياي بازار يابي كه عمق افتخارات آن ها بود،  امروز با تحريم ايران در هم ريخته است. و كساني كه سال ها كوشيدند، بازار هاي جهاني را بدست گيرند، امروز در حال تحريم  و يا تخريب، همان بازار ها هستند ! ايران و روسيه را تحريم مي كنند، تا كالاهاي آمريكايي و اروپايي  نخرند! و چين را و كره را تحريم مي كنند، تا كالا به آمريكا و اروپا نفروشند!

دنياي تجارت آزاد آن ها، تبديل به دنياي گمرك و انحصار شده است . جامعه شناختي و روانشاسي ، تبليغات و اطلاع رساني آنان، به پرورش داعش و  القاعده كمك مي رساند، و در اختيار هرچه بزرگتر، نشان دادن تروريست ها است.

تئوري كيفيت و: ارتقا نسبت داه ها به ستاده ها، اكنون تبديل به داده هاي بدون ستاده شده ! همانقدر كه در زمان ارائه تئوري كيفيت و  بازدهي، شاد بودند الان هم، به داده هاي بدون ستاده شاد هستند!زيرا  با ظهور انقلاب اسلامي، غرب با تمام توان خود فقط به: افزايش داده هاي خود معطوف كرده ، بدون اينكه ستاده اي داشته باشد!

پول و لشكر به تمام دنيا مي فرستد، بدون اينكه ريالي باز گشت داشته باشد!

ما مي بينيم چه در هنگام: ايجاد داعش و القاعده، آن ها هزينه كردند و چه در زماني كه: مي خواستند آن ها را نابود كنند، باز هم هزينه كردند! كه نتيجه آن بدهي هاي نجومي دولت هاي: آمريكايي و اروپايي است.

از اين ها بدبخت تر كساني هستند كه: در فضاي انقلاب اسلامي، و در ايران اسلامي به دنبال: تئوري هاي نابود شده آن ها هستند! سمينار پشت سمينار، ويينار پشت ويينار كه: بياييد بازار يابي ياد بگيريد، بياييد بورس را گسترش دهيد، و بياييد بانك ها را توسعه دهيد. كه چه شود؟ به بدهي هاي كلان آن ها دچار شويم! .مانند مرغ پركنده، دانشگاهها براي خود تئوري ببافند، و مردان سياست كار خود را انجام دهند!

البته ضرب المثل ايراني هميشه كار ساز است ! چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دوا ندارد! و اين چوب خدا هست كه: دولتمردان آمريكا و اروپا ، هرچه پول در مي اورند ، در خاورميانه خرج مي كنند و: دست خالي هم برمي گردند. و بالاتر از اين، براي دست خالي برگشتن هم،  بايد پول بدهند! 40كشور جمع شدند، پول و سلاح دادند، داعش را درست كردند، حالا هم بايد پول و سلاخ بدهند، تا از شر او راحت شوند! ولي آن ها ديگر ، حتي  قدرت از بين بردن يك گروهك را هم ندارند
Les théories qui ne valorisent pas!
40 en face d'un groupe
Sur les modèles 60 dans le monde, a été un grand changement. Et théoriciens de l'économie et de la psychologie moderne, et ont pris en existence, un nouveau monde pour nous d'être représentées. Ils ont inventé la science de la gestion, et les tambours se sont écrasés psychologie et la sociologie, nous sommes arrivés en place! Biologie à la queue du développement normal ensuite, l'évolution dialectique comme un marteau écrasé sur nous!
Mais maintenant, ils sont tous de haut! Et ses énormes dettes ont sacrifié le monde!
Ils étaient fiers que le monde du marketing d'aujourd'hui est liée à des sanctions contre l'Iran. Et ceux qui ont essayé pendant des années, ont gagné le marché mondial, a boycotté ou détruit aujourd'hui, les marchés sont! Iran et la Russie pour sanctionner, d'acheter des biens américains et l'Europe! Corée et la Chine sont interdits de vendre des marchandises aux États-Unis et en Europe!
Le monde de libre-échange, il a été transformé dans le monde des douanes et Monopoly. Sociologie et de la psychologie, de la publicité et de les informer, contribueront à favoriser Dash et Al-Qaïda, et plus les terroristes d'affichage.
Qualité et théorie: Le développement des sorties Dah, maintenant converties en données de sortie sans! Tout comme la qualité et l'efficacité de la théorie présentée, étaient heureux en ce moment, les données ne sont issue heureuse, parce que, avec l'avènement de la Révolution islamique, avec toute sa puissance à l'Ouest, ont attiré de plus en plus de données, qui est sortie sans !
Et divisions à travers le monde à envoyer de l'argent sans rial est de retour!
Ce que nous voyons lors de la création Dash et Al-Qaïda, ils étaient chers et au moment où ils voulaient les détruire, ils coûtent encore! La dette publique astronomique à la suite de: américain et européen.
Ils sont plus malheureux que ceux qui, dans l'espace de la révolution islamique et la République islamique d'Iran à la recherche: les théories qui sont détruits! Séminaire sur le séminaire, en disant: Laissez-nous apprendre du marketing, il ne faut pas étendre l'échange, la banque et les laisser se développer. Qu'est-ce que ce est? Ils sont devenus une dette énorme! .Such Plume de poulet plumé, ses universités pour créer une théorie, et la politique des hommes faire leur travail!
Le proverbe iranien paie toujours! Le bois est la voix de Dieu, si vous ne prenez pas de médicaments! Le bois est Dieu qui Statesman Amérique et en Europe, ce qui porte à plus d'argent, passent au Moyen-Orient: Le retour bredouille. Et par-dessus cela, pour revenir les mains vides, aussi, doit payer! 40 pays se sont réunis, l'argent et les armes, le Dash avait raison, je dois donner de l'argent et boucher, pour se débarrasser de lui! Mais là encore, même si vous ne possédez pas le pouvoir de détruire un groupe. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۱ نظر(0)

 

سوم آذر نزديك ميشود، ولي هتوز نتايج ملموسي بدست نيامده! و دنيا در اضطراب 5+1 مي سوزد. و اين همه بخاطر ناداني چند نفر است! به قول فرهيخته اي، مردمي كه همديگر را نمي شناسند، ولي يكديگر را مي كشند! براي كساني كه همديگر را مي شنناسند، ولي باهم فالوده هم مي خورند! دست دادن كري و ظريف، اين را نشان داد كه دست دادن، هيچ مشكلي را حل نمي كند! و حتي مذاكره مستقيم هم، كاري از پيش نمي برد!

امام خميني در آن سال ها گفت: كه ما با آمريكا مذاكره نمي كنيم! ولي دشمنان گفتند كه: مذاكره با آمريكا، كليد هر مشكلي است! و اين را سي و پنج سال تكرار كردند، و دوستان ابله هم تاييد كردند! اما مي بينيم كه حتي دست دادن و: رو در رو مذاكره كردن هم، موضوع را حل نكرد و: جهان همچنان در تب و تاب مي سوزد.

تنها راه آرامش جهان، ناديده گرفتن افراد شرور است . تا زماني كه   در همه رسانه ها، باپول اين ملت ايران و: ماليات مردم آمريكا، فقط حرف و تحليل آن ها را مي زنند، گاه گاهي هم از سر ضعف، ناله هايي كه شما داريد ظلم مي كنيد، چه انتظاري داريد؟ فقط بايكوت خبري، راه حل ارامش جهاني است . وقتي ده ها نفر در يك تصادف واگن، كشته مي شوند چطور، آن را بايكوت خبري مي كنند؟ همانطور هم بايد كشتار توسط: تروريست ها را بايكوت خبري كنند.

مگر جان انسان ها تفاوت دارد كه: در مرگ هاي ديگر، بي سرو صدا هست ولي، در مرگ هاي تروريستي، با آخرين ضربه ها اقدام مي شود؟ اگر هيچ رسانه اي از عمليات تروريستي، حرفي نزند هيچ تروريستي هم، اقدام به كار تروريستي نمي كند! ولي مي بينيم به خواسته تروريست ها، سربريدن مصنوعي يك انگليسي، در همه رسانه ها بحث و بررسي مي شود! و ترس از تروريست ها را، بجان مردم مي اندازد. اما هزاران نفري كه مواد مخدر مصرف مي كنند، و جلوي چشمان ما در كنار جوي ها، و خيابان ها مي ميرند اهميتي  ندارد ! هزاران كودك از گرسنگي  مي ميرند، مهم نيستند ولي، يك كودك را نروريست ها مي كشند، مهم مي شود!

پس مهمترين اشتباه استراتژيك، بها دادن به تروريست ها و: مطرح كردن آن ها است، آن هم باهزينه ماليات مردم!و بيت المال.اما اين فقط نيست استراتژي غلط دوم، زندگي در دهه 1960است! زماني كه آمريكا در اوج قدرت مالي و: سياسي و نظامي بود. ولي اكنون سال 2014  است! و آمريكا پير و زمين گير، شده است با يك پير فرتوت، چطور بايد رفتار كرد؟

آيا بايد مانند فرزندان نادان، پدر را لخت كرد؟ و هرچه او بگويد ندارم، بايد بزور او را گشت؟ آمريكا الان نزديك به: هزار ميليارد دلار بدهي داخلي و خارجي دارد. بعد شما دنبال لغو تحريم ها هستيد؟ يا مي خواهيد دارايي هاي:بلوكه شده به ايران برگردد؟ واقعا اينقدر ساده انديش هستيد كه: فكر مي كنيد آمريكا پول هاي ما، را امانت نگه داشته و به آن دست نزده؟

مطمئن باشيد استراتژيست هاي آمريكا، بهتر از شما مي دانند كه تحريم ايران، به ضرر خودشان است . ما تحريم را مي شنويم، ولي آن ها با گوشت و پوست احساس مي كنند . كافي است بدانيد كه كه بازاريابي ، بزرگترين علم در آمريكا است. يعني اصلا آن ها براي بازار زنده اند. حالا چظور شده كه: ضد ماركتينگ عمل مي كنند؟ وبازارهاي ايران را، به دست خود خراب مي كنند؟ براي اينست كه  راه ديگري ندارند! آن ها با تحريم ايران، اولا مشكلات سياسي داخلي را حل مي كنند، ثانيا از خروج مايحتاج باقي مانده! خودشان جلو گيري مي كنند!

بايد قبول كرد كه آمريكا ورشكست شده، و قانون ورشكستگي بر آن بار است. ولي همين واقعيت ساده را، مذاكره كنندگان قبول ندارند. چه طرف ايراني و چه طرف مقابل ! آمريكا يك عذر خواهي بدهكار است، ايران هم قبول عذر خواهي همين!نه خرج دارد نه برج! فقط اقايان آمريكايي ، براي اينكه سفرهاي خودشان، و سور و سات برقرار باشد، آن هم از جيب ملت ايران، نه تنها عذر خواهي نمي كنند بلكه،  مذاكره را بي نتيجه رها مي كنند و: در واقع طول مي دهند! 

Les erreurs stratégiques

Décembre est un tiers proche, mais n'a toujours pas obtenu des résultats tangibles! 5 + 1 dans les brûlures et l'anxiété monde. Et tout cela est à cause de l'ignorance de certaines personnes! Sages paroles, les gens qui ne se connaissent pas, mais ils tuent les uns les autres! Pour ceux qui connaissent les uns les autres, mais aussi manger ensemble Faludeh! Perte de l'ouïe et élégant, ce qui indique que la perte ne résout pas le problème! Et même des négociations directes, ne peuvent pas le faire!

Dans ces années, l'imam Khomeiny a dit que nous ne négocions pas avec l'Amérique! Mais les opposants ont déclaré que les négociations avec les Etats-Unis, est la clé de tous les problèmes! Et cela se répète 35 années, sont confirmées et tromper vos amis! Mais nous voyons que même la perte: le visage de négociation de temps à face, et ne résolvent pas le problème, le monde est encore dans une ardeur brûlures.

La seule façon pour la paix mondiale, ignorer les gens méchants. Tant que tous les médias, la nation avec de l'argent et de l'impôt du peuple américain, juste leur parler et de les analyser, parfois même à partir d'un faible, gémissant que vous avez tort, qu'attendez-vous? Juste ignorer nouvelles, la paix mondiale est la solution. Quand des dizaines de personnes dans un accident de voiture, comment mourir, il boycotter les nouvelles? Comme on pouvait être abattus par des terroristes boycotté les nouvelles.

Mais la vie est différente de celle des autres décès, mais il est calme, le terroriste mort, avec la dernière tentative de l'action? Si tous les médias de terrorisme, ce qui est généralement pas un terroriste, un acte terroriste ne fonctionne pas! Nous voyons cela comme disant terroristes, décapitant un artificiel britannique, dans tous les médias seront discutés. Et la peur des terroristes, le peuple d'immobilisation. Mais des milliers de personnes qui utilisent des drogues, et de garder nos yeux sur le côté de la météo de la rue et meurent Je ne me soucie pas! Des milliers d'enfants meurent de faim, mais pas critique, les terroristes tuent un enfant, il est important!

Après l'erreur, la valorisation des terroristes, il est proposé que la charge d'impôt des personnes. Mais cela est juste une mauvaise stratégie, la vie dans les années 1960! Lorsque la puissance financière et le pic des États-Unis: politique et militaire. Mais maintenant, il est 2014! Vieux et paralysant les Etats-Unis, était un vieillard décrépit, comment il doit se comporter?

Si un tel enfant ignorant, son père était nu? Et ne pas tout lui dire, à lui forcer à revenir? L'Amérique est maintenant près d'un millier de milliards de dollars de la dette intérieure et étrangère. Après les sanctions que vous cherchez? Ou vous voulez actifs: retour en Iran bloqué? Êtes-vous vraiment si naïf de penser que l'Amérique est notre argent, emprunté et gardé touché?

Stratèges américains vous font mieux que vous savez que les sanctions contre l'Iran, au détriment de leur propre. Nous entendons la sanction, mais de la chair et la peau sensation. Il suffit de savoir que le marketing est la science aux États-Unis. À-dire qu'ils ne devez pas le marché en direct. Maintenant que Chzvr contre motive leurs actions? Marchés de pays, à leur propre ruine? Car il n'y a pas d'autre moyen! Ils sanctionnent les problèmes politiques internes de l'Iran vont résoudre premier, deuxième, laissant les fournitures restantes! Avant leur propre!

Pour accepter que les Etats-Unis sont en faillite, et la faillite de son temps. Mais le simple fait, les négociateurs ne sont pas d'accord. Qu'est-ce que la partie iranienne et de l'autre côté! Une excuse est due États-Unis, l'Iran a accepté les excuses, pas d'argent, pas des tours! Seuls les mâles américains, parce que les voyages eux-mêmes, et établit Sur et du Sud, il est de la poche de la nation, non seulement ne se sont pas excusés, mais, en vain, de négocier leur libération et, en fait, sont plus! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۱۲ نظر(0)

مسئله يا مشكل در تعريف علم مديريت ، انحراف2 از هدف يا: عقب افتادن از زمانبندي است.  و مديريت بحران، ازبين بردن اين مسئله يا حل مسئله است.مثلا  در يك پرو‍ژه راه سازي، قرار است صد كيلومتر آسفالت، به قطر پنج سانتيمتر در يكسال انجام پذيرد، اگر بيشتر از يكسال طول كشيد، يا اينكه بجاي آن،  قطر كمتر يا بيشتر كار شد، مشكل بوجود آمده است. براي حل مشكل ، فوري بايد ستاد بحران تشكيل شود، تا مسير هاي مختلف برنامه ريزي را چك كند. تا به مسير بحراني2 برسد. آ نگاه  با چاره انديشي براي آن، بحران را كنترل و« زمان عقب افتاده را جبران مي كنند.

البته در ايران، كل بحران ها و مسائل پروژه ها معلوم ست: كمبود نقدينگي ! يعني طفل پروژه در ايران، هيچگاه از شير مادر! يا بهتر بگوييم از شير نفت، جدا نشده است.اصلا بحران مي سازند تا: شير نفت را باز كنند!و به خام خواري هم اعتقاد عجيبي است.

در صحراي كربلا هم، همه چيز روشن بود و: به مسئله بيعت اباعبدالله الحسين، با يزيد بر مي گشت. يعني يزيد دستور داده بود: در مدينه از امام حسين بيعت بگيرند، و اگر قبول نكرد، همانجا ايشان را شهيد كنند. اما امام حسين ع قبول نكرد و: اصل مشكل را براي مردم باز گو كرد. كه آن، انحراف از اهداف اوليه اسلام است. البته عقب افتادگي از احكام اسلامي هم، نه تنها وجود داشت بلكه، يك نوع برگشت به جاهليت نيز اتفاق افتاده بود.

براي حل اين مسئله يعني: جلوگيري از ارتجاع و انحراف، امام حسين ع سياست ها3 و خط مشي4 هاي مختلفي را، به مورد اجرا گذاشت. ابتدا روش استفاده از رسانه و: توزيع اطلاعات شفاهي و كتبي بود. مثلا به محض اينكه اطلاعاتي به دست آورد كه: يزيد بلافاصله پس از مرگ پدرش، در 15رجب سال 60كسي را روانه مدينه كرده، و فرمان داده كه او را بكشند، از مدينه خارج شد و: طي نامه اي به برادرش، هدف خود از اين خروج را: امر بمعروف و نهي از منكر اعلام فرمود. وطي مدت چهار ماه درمكه، به روشنگري ادامه داد و: انحرافات را بيان نمود .

اما يزيد كه روي آرامش نمي ديد، اين بار افرادي را مخفي و مسلح فرستاد، تا در خانه خدا او را شهيد كنند. و اين بود كه دور روز مانده به عيد قربان، از مكه هم بيرون رفت تا: حرمت خانه خدا شكسته نشود. در اين جنگ و گريز، پيشنهاد هاي زيادي براي رفتن به ايشان مي شد، عده اي يمن را پيشنهاد مي دادند . و گروهي هم ايران را مي گفتند.

اما امام حسين ع، نقطه تعادل اين دو يعني: حد ميانگين صنعا و ري را برگزيد. و فرمود كه خدا مي خواهد، من در اينجا كشته شوم، تا همه مردم بدانند، كه راست مي گويم! هركسي مي خواهد بامن بيايد، كشته خواهد شد و لذا مي تواند برود.بنا بر اين، استراتژي دوم امام ، خالص سازي نيرو و: آمادگي براي شهادت بود، تا تبليغات افواهي يا شفاهي او، تفاوت اساسي با تبليغات شفاهي و كتبي دشمنان، و ادعاهاي آنان داشته باشد. چون آن ها هم مي گفتند براي" اسلام مي جنگند و مبارزه مي كنند!

اين استراتژي ناب  سازي، يا خالص تر كردن همراهان، تا شب عاشوراي محرم سال 61 ادامه داشت، كه چراغ ها را خاموش كرد و گفت: من بيعتم را از شما برداشتم. دشمن سر مرا مي خواهد، با شما كاري ندارد. و بعد به آن هايي كه باقيماندند، همه چيز را توضيح داد تا مبادا، كسي بگوبد ما را به زور به جبهه بردند!

صبح دهم محرم كه: روز عاشورا نام گرفته، استراتژي اصلي امام پياده شد. ابتدا با تاكتيك طف، زنان و كودكان را در منطقه امن تري، قرارداده بودند، سپس تاكتيك اعزام هاي فردي را، به ترتيب از افراد با نسبت هاي دورتر، به اجرا گذاشت تا نوبت به خودش رسيد. و خود نيز تا پاي جان ايستاد و: شهادت در راه خدا را بر: بيعت با منحرفان و مرتجعان، برتري داد و فرمود هيهات مناالذله،

 1-Problem solving

2-critycal path

3-strategy

4-tactic 

La gestion et la résolution de problème crise à Kerbala
Définir le problème ou les problèmes en sciences de gestion ou écart par rapport à la cible, le calendrier est retardé. Et la gestion de crise, éliminer le problème ou la solution, par exemple, dans un projet de construction de route, située à une centaine des kilomètres d'asphalte, cinq pouces de diamètre fait en un an, si il a fallu plus d'un an, ou si elle est plutôt un diamètre inférieur ou la poursuite des travaux, le problème est apparu. Pour résoudre le problème, la nécessité urgente de former un comité de crise, à différents check-chemin planification. Pour atteindre le chemin critique. Un coup d'œil à faire quelque chose à ce sujet, la gestion de crise et «rembourser pour compenser leur temps.
Mais en Iran, les crises et les problèmes: les projets se sont avérés être: manque de liquidité! Ce projet de l'enfant en Iran n'a jamais allaité! Ou mieux que le lait, l'huile, pas séparer. Ne faites pas à la crise: la soupape d'huile ouvert, et la croyance dans le végétarisme était étrange.
Dans le désert de Karbala, tout était clair: la question Hussein allégeance à Yazid retourné. Ce Yazid avait ordonné à Médine de leur allégeance à l'Imam Hussein, et en cas de refus, où il sera martyrisé. Mais l'imam Hussein et de l'imam a refusé, le problème, de raconter aux gens. Autrement dit, l'écart par rapport aux objectifs initiaux de l'Islam. Bien sûr, le retard de la loi islamique, non seulement là, mais, comme il était arrivé un retour à la barbarie.
Pour résoudre ce problème, à savoir: la prévention, la réaction et le détournement de l'Imam Hussain AS différentes politiques et stratégies à mettre en œuvre. L'utilisation des médias et méthodes: par voie orale et l'information écrite a été distribuée. Par exemple, dès que l'information est acquis que Yazid peu de temps après la mort de son père, le 15 Rajab 60 qui ont envoyé Medina avait, et a ordonné de le tuer, la ville est sorti et, dans une lettre à son frère, le but de cette sortie: l'interdiction du mal-il déclaré. Intercourse pendant quatre mois à la Mecque, les Lumières et la poursuite flexion des expressions.
Mais Yazid ne pas voir le reste, cette fois des individus armés cachés et envoyés à la Maison de Dieu, ils l'ont tué. Et ce fut la veille de l'Aïd al-Adha, de la Mecque à la barre: le respect: la Mecque est pas cassée. Dans ce: lutte ou de fuite, ils vont avoir beaucoup de propositions, certains ont suggéré que le Yémen. Du groupe, a déclaré.
Mais l'Imam Hussain AS, le solde de ces deux moyens: la moyenne, Sanaa et la ville ont choisi Ray. Et il dit que Dieu veut, je suis tué ici, si tous les gens savent que 'est vrai! Tout le monde veut venir avec moi, il serait tué, de sorte qu'il peut aller. Par conséquent, la deuxième Imam de la stratégie, de la purification et de la puissance: la préparation au martyre, à la publicité, le bouche à oreille ou la bouche, avec une différence majeure: la propagande orale et écrite de l'ennemi, et les revendications qu'ils ont. Parce qu'ils sont dit de "l'Islam se battra!
Cette stratégie de pur, pur ou le long, jusqu'à ce que la nuit de l'Achoura Muharram a duré 61 années, avec les lumières éteintes et m'a dit que vous avez pris le serment d'allégeance. L'ennemi de mon chef qui ne fonctionnera pas avec vous. Et puis ceux qui sont restés, a expliqué tout cela, nous dire qui a pris de force à l'avant!

Je suis confiant que appelé Achoura, principale stratégie Imam a été mis en œuvre. Tactiques de l'enfant d'abord, les femmes et les enfants dans une zone plus sûre, ont été placés, puis, tactiques individuelles de déployer, respectivement, des patients avec un parent éloigné, a été lancé pour se rendre. Et sa résistance désespérée: pour le témoignage de Dieu: hommage à détourner et réactionnaires, exalté et humilié loin de nous 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۳ نظر(0)

پرسوناژ ها و ديالوگ هاي روز عاشورا.

عاشورا داستان بلندي است كه: در يك  نيمه روز اتفاق مي افتد. داستاني به بلنداي تاريخ، از اولين تا آخرين! و به پهناي زمين از:  چهار گوشه جهان،  از جن و انس .همگي در اين داستان نقش دارند. پرسناژ اين داستان و ديالوگ هاي آن، همان ديالوگ هاي روز مره ما است. و ما هر كدام شايد روزي چند بار، ديالوگ آنان را تكرا مي كنيم، ولي از اين تكرار ها نه اطلاع داريم، و نه از آن خسته مي شويم!

تشنگي، مهمترين ديالوگ روز عاشورا است. چيزي كه امروز به جنگ بين المللي آب، ترجمه مي شود و حتي گفته ميشود« جنگ جهاني بعدي جنگ آب است! چه در ايران كه زاينده رود از آن مي نالد، و چه مردماني كه كنار زاينده  رود، نيستند ولي تشنه آب اين رود هستند!  سد كرج و سد لتيان و: سد پانزده خرداد هم، داستان هايي مشابه دارند.

آب هاي مرزي ايران، داستان تشنگي كربلايي ها است! آنجاييكه رود هيرمند را بسته اند، و سيستان عزيز كه روزي انبار غله دنيا بود، امروز ميزبان مهمان ناخوانده: شن هاي روان است. بلايي كه قبل از آن بر سر يزد آمد، و بعد از آن بر سر درياچه اروميه، و شايد فردايي نه چندان دور بر سر درياي مازندران.

در خارج از ايران، وضع بهتر نيست، رود دجله و فرات كه: تاريخ آن بنام بين النهرين، قديمي ترين تاريخ ها است، الان مايه دشمني چهار كشور شده است. و اردوغان مانند شمر، بر سر آن ايستاده و سوريه و ديگران، تشنه لب به آن نگاه مي كنند. رود گنگ و مي سي سي پي و نيل و.. داستاني غم انگيز تر دارند، كه بايد شرح آن به زمان ديگري موكول شود.

مي بينيم كه ديالوگ ها همه آشنا است، و همه دنيا آن را مي شناسد ! پرسناژ ها هم همينطور است،جناب شمر، جانباز جنگ در جبهه پدر است! ولي پسر او را براي:كسب يك مقام دولتي، سرمي برد. سعد، سردار قادسيه است و: جهان اسلام را توسعه داده است، ولي پسرش براي گندم ملك ري، امام حسين ع را به مسخره مي گيرد، و مي گويد اگر از گندم ري هم، نخورم همان دانه جو برايم كافي است!

بايد ترسيد از همان كساني كه، دم از حقوق بشر مي زنند ولي، داعش را ايجاد مي كنند تا همانند شمر، سر ها را ببرد و در گودال هاي قتلگاه بريزد، و براي نامشحض ماندن آن ها، بر روي اجساد اسب دواني كند!

بايد ديد كه شيرخواره  هايي چون حضرت علي اصغر، كودكاني چون حضرت رقيه س، نوجواناني چون حضرت قاسم، وجواناني چون علي اكبر س،چگونه  با دلي پاك ، جان خود را فداي راه آزادي بشر، از قيد و بند عبوديت طاغوت مي كنند. و همه تيپ هاي شخصيتي هم وجود دارد! از غلام سياهپوست، تا سردار بزرگ لشكر دشمن، تا پيرمردي چون حبيب ابن مظاهر، و حتي مسيحي و ايراني و كرد!

همه اين ها همان هايي هستند كه: ما هر روز مي بنيم! كودكان گرسنه آفريقايي ،  قحطي  زده هندي وچيني، تا بيكاران و بي خانمان هاي: آمريكايي و اروپايي . آن ها هم اگر با يزيد هاي زمان بيعت مي كردند، هم شغل داشتند و هم سيراب مي شدند! اما ديگر نمي خواهند كه در باندهاي: قاچاق مواد مخدر يا، قاچاق انسان و يا اعضا بدن انسان كار كنند. يا با تبهكارن و دزدان و: آدمكش ها همكاري كنند، لذا بايد بيكار بمانند تا بميرند.   

آدم هاي قصه عاشورا بيگانه نيستند، آن ها در همين حوالي در كنار ما زندگي مي كنند. بنظر شما، روزي چند كودك شير خواره، از بي شيري و بي آبي تلف مي شوند؟ آن هم در قرن دهكده جهاني، و ارتباطات سايبري و: اوج تمدن ماشين وفضا! چند دختر سه ساله، با ضرب و جرح از دنيا مي روند؟ يا چند نوجوان و جوان، در كنار گذر و در كارگاه هاي كار، جان خود را از دست مي دهند؟

آيا سزا نيست براي اين مصيبتها گريه كنيم؟ و بر سر و سينه بزنيم؟ بگذار غارتگران ما را مسخره كنند، ولي ما درد دين داريم، و بايد كه سوگمند باشيم و غمزده، از رنجي كه بر سر بشر مي ايد. و امام حسين ع عصاره  تمام اين رنج ها است. 

Personnage et le dialogue de l'Achoura.

Achoura est une longue histoire qui se déroule en une demi-journée. La hauteur de l'histoire, du premier au dernier! Et la largeur des quatre coins du monde, les djinns Vance. Toutes ces histoires impliqués. Personnage de son histoire et de dialogue, le dialogue dans le nôtre quotidiennes. Plusieurs fois par jour, et nous pourrions, nous répètent leur dialogue, mais ne sont pas conscients de cela, nous le répétons, ne se lasse pas de lui!

Thirst, mai Sau est le dialogue de l'Achoura. Ce qui est maintenant la guerre de l'eau international, traduit et a même appelé "La prochaine guerre mondiale est une guerre de l'eau! Quel est le gémissement de la rivière, et les gens à côté de la rivière, pas la rivière, mais l'eau a soif! Et Karaj et Latian Dam Dam Dam Juin quinze ans, ont des histoires similaires.

Des eaux limitrophes Iran, histoire de karbalaei a soif! Depuis la rivière Helmand ont fermé, et ceux qui Sistan était autrefois le grenier du monde, abrite aujourd'hui invité surprise: une dune de sable. Yazd est la chose qui était là avant lui, et puis sur le lac Ourmia, et peut-être pas trop lointain demain la mer Caspienne.

En dehors de l'Iran, la situation est meilleure, le Tigre et l'Euphrate: son histoire que la Mésopotamie, est la première date, il a été une source d'hostilité quatre pays. Et comme Shamar Erdogan, la Syrie et d'autres debout sur sa tête, les lèvres assoiffées pencher sur la question. Mississippi Gange et le Nil et plus .. triste histoire, qui sera décrit plus tard moment.

Nous voyons que tout dialogue familier, et tout le monde le sait! Personnage est pas ainsi, M. Shamar, un vétéran de la guerre en face de son père! Mais son fils pour l'acquisition par une autorité publique, le niveau du conseil d'administration. Saad Sardar est de la Victoire: Le monde islamique a développé, mais en fils de blé Ray King, l'Imam Hussein est ridicule, et Ray dit que si le blé, de l'orge assez à manger!

Avoir peur de ceux qui brassent leur droits de l'homme, mais mis en place comme Shamar Dash, chef de soulever et verser dans le désordre de la fosse, et rester à leur insu, le cheval est mort!

Nous devons voir que les bébés comme Ali, comme ses enfants, R. S., G. mineurs du Prophète, et la jeunesse du système des AA, comment le cœur pur, ont sacrifié leur vie pour la liberté humaine, libre de culte idolâtre les. Et tous les types de personnalité là-bas! Le serviteur noir, de Grand Commandeur de l'armée ennemie, jusqu'à ce qu'un vieil homme comme symboles Ibn Habib, et même le chrétien et l'Iran!

Tous ces sont les mêmes que ceux que nous voyons tous les jours! Enfants affamés en Afrique, l'Inde et la Chine affamés, les Américains et les Européens sans emploi et sans abri. Eux aussi, si ils jurent allégeance à Yazid temps, les deux avaient un emploi et ont été arrosées! Mais vous ne voulez pas être dans les gangs, le trafic de drogue, la traite des êtres humains ou des parties du corps humain travailler. Ou par des criminels et des voleurs, des meurtriers et de la coopération, ils doivent rester au chômage jusqu'à ce qu'ils meurent.

Les gens sont étranges histoires de l'Achoura, la prochaine nous vivons dans le même voisinage. À votre avis, quand un boit du lait de l'enfant, sans produits laitiers et sans eau pour être gaspillées? Ses village global siècle, et cyber et de la communication: la hauteur de la machine hôte et la civilisation de domaine! Une fille de trois ans, avec les coups mourir? Ou, plus jeune, aux côtés de la piste et dans l'atelier, perdre la vie?

Ne pas punir pour ces tragédies pleurer? Et la tête et la poitrine presse? Faisons plaisir de pillards, mais douloureuse. Nous avons la foi, et en droit de deuil et triste, de la souffrance humaine est terminée. Imam Hussain AS est un symbole de toute cette souffrance. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۸ نظر(0)

يكي از اصول داستان نويسي، سناريو و فيلمنامه اين است كه: پايان داستان بايد معلوم باشد، و نتيجه هم مثيت باشد. تا جاييكه برخي معتقدند حتي: پايان مثبت كافي نيست، بلكه بايد پيام اخلاقي هم داشته باشد. اين پيام اخلاقي يا از زبان قهرمان، بيان شود و شفاف و گويا باشدٍ و يا در متن نهايي داستان، از زبان قصه گو و نقل كننده داستان، يا گوينده فيلم گفته شود.

يعني كتاب كه بسته مي شود، يا فيلم تمام مي شود، هيچ سوالي در ذهن خواننده،  بي جواب نباشد و ذهن نيز، نسبت به موضوع بطور كامل توجيه شده باشد. رمان و فليم نامه نويسان سنتي، همه پايبند اين موضوع بودند. حتي در كتب درسي هم، ما مي بينيم كه اهداف كتاب، براي هر درسي حتي براي دانش آموزان نيز، نوشته مي شود و در آغاز كتاب، و يا هرفصل و عنوان مي آيد.

اما برخي از نوبسندگان اين قالب را شكسته اند، و داستان يا سناريويي كه مي نويسند، مي خواهند يك طرفه نباشد. و از حالت آنالوگ بيرون بيايد. و به ديالوگ با خوانده تبديل شود. مثلا در برخي تئاتر ها مي بينيد كه: بازيگران از ميان تماشاچيان، ظاهر مي شوند و به صحنه مي روند. يعني تماشاگر هم مشاركت دارد.

 برخي هم آخر داستان را، رها مي كنند و نتيجه گيري را، به ذهن تماشاگر حواله مي دهند. و در واقع ساختار شكني مي كنند. هردو اين روش قابل قبول است، و در قران هم آمده.  مثلا داستان حضرت يوسف ع مانند: يك رمان از ابتدا تا انتها، دريك سوره آمده و: نتايج اخلاقي ان هم تاكيده شده است. ولي فقط يك داستان اين ساختار را دارد. بقيه داستان ها ساختار شكن هستند. يعني قران به انديشمندان مي گويد: ما اين ها را بيان مي كنيم تا شما تفكر كنيد. و به نتيجه برسيد و هر نتيجه اي اگر، صادقانه باشد قابل قبول است. مثلا خوبي و بدي در برخي آيات، تعريف مي شود ولي در بسياري از: آيات به خود انسان حواله مي شود" اگر خوبي كنيد به خودتان خوبي كرده ايد" حتي احاديث فراوان داريم كه: مردم را مثل خودتان بدانيد، و هرچه براي خود نمي پسنديد، براي ديگران هم نپسنديد.

داستان كربلا بيشتر به: يك قصه ناتمام مي ماند، كه بقيه آن را همه بايد ادامه دهند. خواسته امام حسين، ياري او است و"  مي فرمايد: هل من صر ينصرني؟ و: به گفته دكتر علي شريعتي، اين سوال براي كل تاريخ است. همه بايد او را ياري كنند. داستان امام حسين ع يعني اينكه، من و شما هم او را ياري كنيم. و اين فلسفه تمام عزاداري ها، در سراسر جهان است. آن ها به اين سوال پاسخ مي دهند : اگر ما آن روز نبوديم كه" امام حسين را ياري كنيم" امروز اعلام آمادگي مي كنيم.

برخي ها ياري را در تذكر مي دانند. يعني حوادث عاشورا را براي ديگران بيان مي كنند. نقطه به نقطه و با احساسات در مي آميزند، تا در ذهن ها بماند. كمتر كسي در تاريخ وجود دارد كه، به اين وسعت همه مردم دنيا او را بشناسند و: از حوادث عاشورا بي خبر باشند.

اما گروهي  كه اين حوادث را مي شنوند، طاقت ازدست مي دهند، و به خود آسيب مي رسانند. مثلا عده اي قمه مي زنند. كه امروز "ياهو" هم به اين موضوع پرداخته بود! و پرسيده بود اين ها، باخودشان چه مي كنند! آن ها مي گويند: خواهر امام حسين ع، وقتي مصيبت را شنيد، سر خود را به ديرك اتاقك خود زد، كه خون از آن امد و: ما مي خواهيم از او عقب تر نباشيم.

عده اي هم زنجير مي زنند، ان ها مي گويند دست وپاي اسرا، براثر زنجير هايي كه به آن ها بسته شده بود، زخمي شدند مگر جان ما عزيز تر است؟

يا اينكه عده اي سنك مي كوبند و: مي گويند قوم بني اسد، كه اولين قوم عزادار بود، از شدت غصه، سنگ هاي بيابان را بر سرخود مي زدند.

گرچه همه مردم دنيا، براساس نظر خود به كمك امام حسين مي روند، ولي فقط در انتهاي تاريخ، اين دفتر بسته خواهد شد و: انتقام واقعي گرفته خواهد
l'histoire inachevée 
L'un des principes de l'histoire, le script et le scénario est que l'histoire doit être clair, et le résultat est positif. Tant que certains pensent, même, extrémité positive ne suffit pas d'avoir un message moral. Le message moral ou la langue de l'héros, transparent et l'expression de soi ou dans la version finale de l'histoire, racontée par le conteur et l'histoire, ou d'un film orateur a dit. 
Ce livre est fermé, ou le film entier, aucun doute dans l'esprit du lecteur, et l'esprit est sans réponse, que pour être pleinement justifiée. L'écriture traditionnelle et nouvelle flamme, tous ont été commis à cette question. Même dans les livres, nous voyons que les objectifs de la livre, même pour les étudiants dans chaque cours, écrit au début du livre, et comme on le ou la saison. 
Certains des auteurs ont brisé le moule, et écrire l'histoire ou le scénario, ils ne sont pas unilatérales. Et sortir du mode analogique. Lire le dialogue avec le. Dans certains théâtres, vous pouvez voir que les acteurs de l'auditoire, et les scènes où ils sont apparus. Telle est la participation du public. 
  La fin de l'histoire, et la conclusion laisse l'auditoire ce projet. En fait, ils sont déconstruits. Ces deux méthodes sont acceptables, et que le Coran. Par exemple, l'histoire de Joseph en tant que tel: un roman du début à la fin, dans un chapitre, et les résultats de l'éthique est également parlé. Cette structure est une seule histoire. D'autres histoires sont briser la structure. Pour les chercheurs, le Coran dit: Nous avons défini ce que vous pensez que vous êtes. Et pour atteindre un résultat si, franchement, est inacceptable. Par exemple, le bien et le mal, dans certains versets, mais il est défini dans de nombreux versets du projet est l'homme «bon pour vous si vous avez un bon« même nos grandes traditions que les gens comme vous, et nous faisons tout pour elle comme, aversion pour les autres. 
Karbala est plus à l'histoire: l'histoire reste inachevée, elle doit continuer à se reposer. Demandé à l'Imam Hussein et de son aide, a déclaré le Dr Ali Shariati, cette question est à rénover entièrement. Tout le monde doit l'aider. Histoire de l'Imam Hussain AS qui est, vous et je vais l'aider. La philosophie de deuil dans le monde entier. Ils répondent à cette question: Si nous ne sommes pas sur le Today "Imam Hussein aider" nous sommes prêts. 
Une certaine prudence est justifiée en aide. D'autres suggèrent que les événements de l'Achoura. Point à combiner avec des sentiments, de rester à l'esprit. Il n'y a plus de l'histoire, les gens de cette région toute sa vie et à reconnaître: ils ne sont pas conscients des événements de l'Achoura. 
Mais ceux qui entendent les accidents, perdent leur endurance, et l'automutilation. Par exemple, certains de leurs poignards. Aujourd'hui, "Yahoo" a également été abordée ce sujet! Et a été interrogé à ce sujet, les mêmes résines sont! Ils disent que la sœur de l'Imam Hussain AS, quand il a entendu parler de la catastrophe, sa tête a heurté le mât de sa chambre, et le sang est sorti de lui: nous ne sommes pas, nous le voulons de retour. 
Ces entraves sont éteints, ils disent que la fin des captifs, parce que les chaînes qui les avait liés ont été blessés, mais nos vies sont plus chère? 
Ou que certains Smash et punaise, disent les gens de Bani Asad, qui était la première maison de deuil, de l'intensité de la douleur, les roches du désert, sur lequel ils ont construit. 
Bien que tout le monde, selon l'aide de l'Imam Hussein, mais seulement à la fin de la date, ce bureau sera fermé: true vengeance sera prise. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۶ نظر(0)

تا موقعي كه كار پر سود: دستفروشي وجود دارد، كسي به دنبال كار توليدي نمي رود. جوان رعنا باشگاهش را مي رود، تيپ و آرايش خود را انجام مي دهد! و چند ساعتي هم در مترو داد مي زند و" مسواك و آدامس و گل مي فروشد. بعد هم تا بپرسي مي گويد: كار نيست !مگر هدف از كار كردن، كسب در امد نيست؟ پس اين دستفروشي، كسب در آمد نيست؟

مدتي بود شهر داري ها، به دنبال ساماندهي مشاغل موقت بودند. اما گويا استمرار دستفروشي آن را، از شمول مشاغل موقت بيرون آورده است! و لذا نمي دانند با آن به عنوان: يك اشتغال دائم برخورد كنند، يا اشتغال موقت يا آن را معضل اجتماعي بدانند! و در رديف بحران شهري محسوب نمايند.

اما ساده ترين راه، همان ايجاد طبقه بندي مشاغل و: قرار دادن يك رسته براي اين مشاغل است. دستفروش يعني كسي كه: نياز به مغازه ندارد. دست و بازوي او مغازه او است. و دوره مي گردد تا بازار يابي كند. از دادن ماليات فرار مي كند، و از شمول پرداخت عوارض هم خارج است.

البته گاه گاهي دم به تله مي دهد، و چند روزي اموال او به عنوان: سد معبر توقيف يا مصادره مي شود. ولي همچنان به كار خود مشغول است.

بهترين راه، شناسايي و صدور كارت و: تعيين محدوده و نوع شغل، براي اين افراد است. يعني  واقعا برخي افراد ، فقط همين هنر را دارند. نه هوش اختراع دارند، نه مدرك و پارتي استخدام، و نه حوصله يك جا ماندن و: نمي توان آن ها را كشت يا: به تيغه اعدام سپرد. پس شناخت و دسته بندي كردن آن ها، به معني قبول موجوديت آن ها است. چيزي كه درامد هنگفتي را براي دولت، در بر خواهد داشت.

اولا بايد كارت شناسايي شغلي داشته باشند، رسته و محدوده آن ها تعريف شده باشد. همانطور كه سال ها با دكه داران، مبارزه مي كردند ولي بي نتيجه بود. طوافان يا دوره گردان و: دستفروشان هم همينطور هستند.

مثلا در مترو نگهبان نمي گذارد: يك نفر بدون بليط وارد شود. و اگر پير مرد يا پيرزني اشتباه كند،  آبروي او را مي برد و برمي گرداند! اما معلوم نيست چطور دستفروشان، با آن همه بار از اين گيت ها رد مي شوند! و بعد انتظار دارند، مردم از آن ها خريد نكنند. مردم از سرو صداي آن ها ناراحت هستند. ولي پاس كاري را نمي فهمند. چرا ماموران مترو جلوي آن ها را نمي گيرند. آن ها كه در تمام واگن ها، دور بين و در تمام ايستگاه ها حراست دارند.

اگر كارت شناسايي نداشتند، آن ها بگيرند و جريمه كنند! هم در امد براي مترو و: هم كاهش مزاحمت مردمي .البته تمام اين قوانين كه گفتيم، اجرا مي شود ولي به دست مافياي خودشان! يعني همه افراد دستفروش، شناخته شده هستند و: سرشاخه هاي مسئول دارند. و افراد غريبه را راه نمي دهند. و در محدوده همديگر هم دخالت نمي كنند. يعني از بي توجهي دولت، يك حكومت يا يك دولت در: دولت تشكيل داده اند.

اگر دولت و شهرداري ها، اين عناصر را به رسميت بشناسند، و همين قوانين را بر ان ها اجرا كنند، اولا از آمار بيكاري كم مي شود و: مستمري بگيران اداره كار كاهش پيدا مي كنند. و هم بجاي اينكه 50درصد در آمد دستفروشان، به مافيا تعلق بگيرد و آن ها به زور بگيرند، فقط ده درصد ماليات يا عوارض بدهند.

اين فقط طرح بنده نيست! در كشورهاي به قول شما! پيشرفته هم همينطور است. حتي در بازار بورس، افراد دست فروش به عنوان: دست دوم وجود دارد ، و به رسميت هم شناخته شده اند. اينها  نياز به كامپيوتر و محاسبات هم ندارند، با نشان انگشت، همديگر را خبر مي كنند! و با چانه يا تكان دادن سر، از بالا پايين شدن سهام صحبت مي كنند! و در آمد شان از كارگزارن رسمي بيشتر است. و مالياتي كه به دولت ميدهند، قابل دسترسي تر مي باشد. 

Peddler ou passage? 

Ce faisant lucrative, il colporteur, qui sont à la recherche de travail ne sont pas productifs. Rana est un jeune club, ruban et faire votre maquillage! Et un peu de temps dans le métro qui est «dent et la gencive vend des fleurs puis il dit à poser:. Ne sont pas, à moins que le but du travail, de ne pas gagner, de sorte que le colporteur, ce qui lui vaut? 

Le terme municipal, les emplois temporaires cherchait à organiser. Mais il semble continuer le colporteur, l'inclusion des emplois temporaires là-bas! Et donc je ne sais pas ce que: A Clash of emploi permanent ou un emploi temporaire ou question sociale à savoir! Et est considéré comme parmi la crise urbaine. 

Mais la façon la plus simple, la classification de la création et de l'emploi: insérer un champ pour les entreprises. Peddler désigne une personne qui: pas besoin de faire des emplettes. Son bras est son magasin. Et l'approche de la commercialisation. De l'évasion fiscale, et il est hors de la portée des effets secondaires. 

Bien sûr, la trappe occasionnelle, et quelques jours que ses biens, confisqués ou expropriés le passage de la barrière. Toujours occupé par son travail. 

La meilleure façon d'identifier et d'émettre des cartes, d'identifier la gamme et les types d'emplois pour les gens. Ce qui est vraiment certaines personnes ont tout de même l'art. L'invention est pas l'intelligence, pas de preuve, et la location de parti, et un endroit pour rester et ne pas être ennuyé, ne peut pas être tué ou de déjouer sa mort. Après avoir identifié et les classer, ce qui signifie que leur présence est acceptable. Quel grand revenu pour le gouvernement, la volonté. 

Tout d'abord, vous devez avoir une carte d'identité professionnelle, et dans les catégories définies. Comme dans les propriétaires de décrochage se battaient mais était peu concluante. Encerclant ou en période de renouvellement et, colporteurs sont trop. 

Par exemple, le métro ne protège pas: une personne entrer sans billet. Et si un homme ou une femme est mal, prendre sa dignité et retours! Mais on ne sait pas comment les fournisseurs, il a rejeté tous les moments de la porte! Et puis attendre que les gens de ne pas acheter chez eux. Les gens sont en colère contre le bruit. Passez mais ne comprennent pas. Pourquoi ne pas le faire devant des officiers de métro. Leurs wagons en tout, loin entre et sont protégés à toutes les stations. 

Si la carte ne soit pas reconnu, et recevoir leur fin! Venez ensemble dans le métro: la réduction de la nuisance publique bien sûr, toutes les règles mentionné, mais il est géré par la mafia eux-mêmes! Cela signifie que tous les fournisseurs, sont connus: ce sont les branches. Et des étrangers ne le font pas. Et dans le même temps ne pas interférer. À savoir, l'indifférence du gouvernement, un gouvernement ou un gouvernement de l'Etat ont formé. 

Si les gouvernements et les municipalités, de reconnaître ces éléments, et les mêmes règles sont applicables, d'une part, le taux de chômage est faible et les retraités sera de réduire le travail d'administration. Et 50 pour cent du revenu plutôt que de vendeurs, appartenant à la mafia et de les forcer à prendre des taxes ou droits de dix pour cent payants. 

Ceci est non seulement mon plan! Selon votre pays! Il est donc avancé. Même le marché boursier, car les gens ont perdu des ventes, deuxième main, il ya aussi connaître et reconnaître. Ces calculs ne nécessitent pas un ordinateur et, avec un doigt, ils connaissent! Et le menton ou de la tête, des actions de haute et basse de parler! Et leur revenu est plus élevé que les agents officiels. L'impôt et le gouvernement sera plus disponible. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۸/۱۳۹۳ - ۲۰:۴۴ نظر(0)

دنياي بزرگ بازي كودكان و نوجوانان، كه به دنياي مجازي معرف شده، در حقيقت دنياي واقعي آن ها است! چيزي كه  شايد بيش از: يك سوم زندگي آن ها را درگير كرده، و ما شاهد هستيم در: خيابان ها در مترو و حتي در ميهماني ها، كوچكترين فرصت را از دست نمي دهند! در خانه بيشترين وقت را براي آن مي گذارند، و در مدرسه هم تبادل اطلاعات  و تجربه مي كنند.

رها كردن آن ها، يا حتي كنترل از راه دور، براي آن ها كافي نيست. زيرا نهايتا از آن ها، لشكرياني براي داعش و القاعده مي سازد. كه فقط به فكر تيراندازي و: بالابردن تيراژ كشته باشند. گرايش جوانان به اسلحه و: كشت و كشتار را در همين: گيم روم ها به آنان القا مي كنند.و هركدام روز شماري مي كنند كه: آخرين سلاح هاي كشتار جمعي، به دستشان بيافتد و مانند برگ خزان، مردم را روي زمين بريزند.

براي آن ها، گناه مردم فقط اين است كه در بازي، در مقابل هستند و همين كافي است! كه آن ها را بكشند.و از ميان بردازند.  صحنه را پيروزمندانه ترك كنند، و به ميدان جديدي بروند و: همين كار را تكرار كنند تا: امتياز بالاتري بگيرند. آن ها هيچ احساسي راجع به مقتولين خود ندارند، و اصلا فكر نمي كنند شايد: اين ها بيگناه باشند! زن و كودك باشند، تحت حمايت صليب سرخ باشند، يا حتي پير و از كار افتاده، يا بيمار باشند.

بنابر اين بازي ها بايد جايي متوقف شوند، وجوانان ما يك لحظه از كشتن در: فضاي مجازي دست بردارند، و براي چند ثانيه فكر كنند.آيا چند امتياز ذهني، آنقدر اهميت دارد كه: همه چيز را فراموش كنند، و فقط به فكر كشتن باشند؟ آن ها بايد بدانند كه وقتي، از اتاق گيم بيرون مي آيند، يك سرباز تمام عيار القاعده هستند! كه نيازي به مواد مخدر يا: روانگردان هم ندارند، به همين شكل ميتوانند به: فضاي واقعي هدايت شده و" كشتار را ادامه دهند!

اين بازي فقط با فرهنگ عاشورايي، به پايان مي رسد. فرهنگي كه مي خواهد جلوي كشتار را بگيرد، و شكست براي آن ها: مقصد است نه پيروزي! امام حسين ع هم مي توانست، مثل هيروي گيم ها، يك تنه آن صد و ده هزار را بكشد، اما اين كار را نكرد و فرمود: خدا مي خواهد مرا كشته ببيند. زندگي حضرت ابولفضل، نمونه بارزتر اين داستان است: امام حسين به ايشان اجازه جنگيدن نداد،  به ايشان گفت برو فقط آب بياور.

يعني تمام رشادت هاي و: قهرماني هاي او را ناديده گرفت، تا خون كمتري ريخته شود. والا همه ميدانند اگر ايشان، اجازه جنگ داشت به راحتي، يك سپاه را حريف بود. در ماجراي مسلم ابن عقيل، ما مي بينيم شاگردان حضرت نيز، به پيروزي با هر قيمت نمي انديشند. اين پسر عمو ميتوانست با يك ضربت، سركرده تمام قاتلان را در منزل دوستش، از بين ببرد اما اين كار را نكرد، و فرمود مهمان كشي، رسم ما نيست.

بنابر اين بايد سرنوشت بازي ها را، از سر، نوشت و به كودكان و جوانان ياد داد كه: شكست هم مي تواند پيروزي باشد! و لازم نيست همه جا با غول مبارزه كنند! تا شاهزاده خانمي را نجات دهند. بلكه نجات همه انسان ها بايد مد نظر باشد. براي همين است كه پيامبر فرمود: امام حسين ع كشتي نجات است و: هركس در اين كشتي نشست، نجات پيدا مي كند و الا، غرق خواهد شد.

زندگي ها هم مثل بازي ها هستند، اگر در بازي ها، كشتن را ياد بگيريم، در زندگي نجات دادن را ياد نمي گيريم! و اگر مي خواهيم رحمت براي جهان باشيم، بايد كمك به مردم را، سرلوحه كار هاي خود قرار دهيم. نه اينكه براي  كشتن آن ها مسابقه بدهيم. خداوند پيامبر اسلام خود را، رحمت براي عالميان ناميد. زيرا مي خواست كه: بشر در صلح و صفا باشد، تا باقي بماند.

 در جايي كه فرهنگ مستكبران، از بين بردن بشر است! آن ها فقط در گذشته نبودند، بلكه در همين دوران ما، كساني بودند و هستند كه: طراحي هايي كرده بودند تا: بمب هايي بسازند كه: فقط انسان را از بين ببرد! و به تاسيسات و : دارايي هاي آن ها صدمه نزند.  

Pourquoi les joueurs, pour l'Achoura, font-ils? 

Grand jeu pour enfants dans le monde, qui est représenté dans le monde virtuel, en fait, il est le monde réel! Il est probablement plus d'un tiers concernés de leur vie, et l'on assiste dans les rues, dans le métro et même dans les fêtes, ne manquez pas la moindre occasion! Le temps de laisser à la maison, à l'école et de partager des informations et de l'expérience. 

Abandonner, ou même à distance, il ne suffit pas. Enfin, en raison de leur armée et Al-Qaïda fait pour Dash. Le tournage et il suffit de penser: augmenter la circulation d'être tué. Major jeunes et les armes, tuant le même: aller à leurs jeux qu'ils inspirent. Et que chaque jour des dernières armes de destruction massive, les feuilles tombent comme ils tombent, faite sur les gens. 

Pour eux, le seul péché est de jouer contre, et qui est assez bon! Ils tuent. Et éliminer. Succès quitter la scène et aller à un nouveau domaine, pour le rendre à nouveau: obtenir un score plus élevé. Ils ont pas le sens de leurs victimes, et ne pensent pas à ce sujet, ce sont des innocents! Les femmes et les enfants, sous les auspices de la Croix-Rouge, ou encore les personnes âgées et handicapées, ou malades. 

Jusqu'à présent, ce jeu doit être arrêté, un moment de tuer nos jeunes dans le cyberespace arrêter et à réfléchir pendant quelques secondes. Avez-vous l'esprit quelques points, il est donc important qu'ils oublient tout, et la seule pensée de se tuer? Ils ont besoin de savoir que lorsque les jeux sortent chambres, un soldat plein-Qaïda! Le besoin de médicaments ou psychédélique: non, ce chiffre peut: Visites et espace réel "pour continuer le massacre! 

Le jeu est tout simplement la culture de l'Achoura extrémités. Cela permettra d'éviter la destruction de sa culture, et de son échec: la cible est de ne pas gagner! Imam Hussain AS aimerait aussi jeux héros, il est un tronc cent et dix mille à mort, mais ne l'a pas, et dit, Dieu veut me voir mort. Hazrat vie Abolfazl, cet exemple important est l'histoire de l'Imam Hussein ne leur permettait pas de se battre, ils ont dit, Allez à juste apporter de l'eau. 

Cela signifie que tout le courage, l'héroïsme et l'ignora, moins de sang versé. Sinon, tout ce qu'ils savent, si vous laissez simplement la guerre, était une armée adverse. L'histoire de musulman Ibn Aqil, nous voyons les disciples de Jésus, pour gagner à tout prix n'a pas de sens. La cousine pourrait frapper avec un chef de file dans tous les assassins de la maison de son ami, mais il n'a pas détruire, tuer et l'invité a dit, il est pas dans nos habitudes. 

Ainsi, le sort de la partie, la tête, a écrit et enseigné aux enfants et aux jeunes: l'échec peut être victorieux! Et ne pas avoir un combat géant partout! Pour sauver la princesse. Mais sauver tous les êtres humains doivent être considérés. Voilà pourquoi le Prophète a dit à l'Imam Hussain AS et sauver le navire. Tout le monde dans la séance de lutte sera sauvé, sinon, il va couler. 

La vie, comme les jeux, si vous les jouez, tuez-les apprendre, pas apprendre à sauver une vie! Et si nous voulons la paix pour le monde et nous devons aider les gens, une priorité de notre travail. La concurrence plutôt que de les tuer aussi. Dieu, son prophète, miséricorde pour l'univers appelé. Parce qu'il voulait que la paix est humain, persister. Lorsque la culture fière, la destruction de l'humanité! Ils étaient tout simplement pas dans le passé, mais en même temps, nous sommes ceux qui ont été conçus pour: construire des bombes qui tuent humain! Et installations: actifs, pas leur nuire.