X
تبلیغات
شهدای میانمار
صفحه اول تماس با ما RSS
شهدای میانمار
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند
سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۷/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۸ نظر(0)

ترامپ رئیس جمهور نیست! بلکه سخنگوی اپوزیسیون ایران است.

ایران امروز برخلاف انتظار خیلی ها، صاحب کل دنیا شده است! همانطور که رئیس جمهور اسلامی ایران، در سازمان ملل گفت: «حافظ و سعدی و فردوسی و عمرخیام ما، سالها است که جهان را فتح کرده اند» ما نیاز به بمب اتمی نداریم تا: باکشتار وسیع! مردم دنیا را مطیع خود کنیم. مردم دنیا همینکه خوب باشند، برای ما کافی است و: باید شکر خدا را بجا آوریم. شاخص قلمرو ایران در: گذشته و حال همین بوده است. یعنی همه جوان های نیکوکار و خوش فکر، همه مردم دنیا که خوب هستند، این ها ملت ما هستند. دشمنان ما: هفت تیر کش های گانگستر و: شمشیربازان آدم کش هستند. حالا هرجا که می خواهند باشند. قلمرو ایران اسلامی، قلمرو خاک محوری نیست، بلکه انسان محوری است: به فرموده امام علی ع،  همه انسان ها یا همکیش ما هستند، یا همنوع ما، لذا برادران ما محسوب می شوند. فقط کسانی از این دایره بیرون هستند که انسان نباشند! و خوی حیوان صفتی و: ددمنش ی داشته باشند. لذا ما می بینیم که با اینکه ترامپ، رای گیری کرده و رئیس جمهور شده! ولی بخاطر خوی بد  و اخلاق گانگستری، تبدیل به یک سخنگوی عادی: دشمنان ایران شده و هرچه، برای او می نویسند می گوید و: هرکاری که آنها می گویند انجام می دهد. اگر خوب دقت شود سخنان او با: فرماندهان داعش یا رئیس: رژیم صهیونیستی و رضا پهلوی فرقی ندارد. آنها به وحدت رسیدند! علت این امر هم آن است که: مردم دنیا به وحدت رسیده اند و: دشمنان هم برای عقب نماندن، مجبورند با هم کنار بیایند. لذا وقتی ترامپ می خواهد سخنرانی کند، از مجموع مواضع ضد انقلاب ایران، همه مباحث آن را مطرح می کند. به همین دلیل بعد از سخنرانی او، سلطنت طلب و مجاهدین خلق، ساواکی های فراری و روسپی های بین المللی، جلوی کاخ سفید جمع می شوند و: از سخنان او حمایت می کنند. به قول یکی از این ها: اگر ماخودمان می خواستیم این حرفها را بزنیم، صدایمان به جایی نمی رسید! ولی صدای ترامپ شنیده می شود. وی که سلطنت طلب بود گفت: ما همانطور که ترامپ گفته، با تغییر رژیم موافقیم ولی، از مجاهدین خلق هم منتفریم! و نمی گذاریم به دست آنان بیافتد. هم اکنون که در کردستان عراق، رفراندوم بر قرار است، سخنگوی بارزانی از رژیم صهیونیستی تشکر کرده! که موافق این همه پرسی بوده است. یعنی دشمنان ما بجز رژیم جعلی صهیونیستی، هیچ پشتیبان دیگری ندارند. براساس اسناد موجود، بارزانی ها یهودی بوده اند، قبر پدر بزرگ آنان در اورشلیم است. لباس کردی پوشیده اند، تا کسی آنها را نشناسد! و بتوانند نقشه های اسرائیل را پیاده کنند. نقشه روی دیوار همه ادارات اقلیم کردستان، نشان می دهد که آنها سوریه و عراق، ایران و ترکیه را تجزیه کرده، یک هلال خضیب را تشکیل داده اند. و این نقشه امروز و دیروز نیست، بلکه ادامه نقشه نیل تا فرات صهیونیست ها است. بنابر این دیگر مرزهای زمینی، معنی خود را از دست داده و: همه دنیا یک دست شده اند. همه تصمیم دارند تا انسان باشند، و دست از کشتار یکدیگر بردارند. برخلاف دشمنان این مردم، که همیشه  تهدید به جنگ و کشتار می کنند. حتی اسرای خود را با سر بریده، تحویل خانواده هایشان می دهند، تا ترس و وحشت بیشتری! در دل مردم ایجاد کنند. ولی دوستان ما در تمام دنیا، یک امت واحده را تشکیل داده اند، تا با صلح و ارامش زندگی کنند و: از نعمت های خدادادی استفاده کنند. در حالیکه دشمنان ما، رهبرشان دولت اسرائیل و: سخنگویشان ترامپ هست. دوستان ما میلیاردی بوده و: در تمام دنیا هستند: حتی در درون اسرائیل! حزب الله اسرائیل تشکیل شده و: در حال عضو گیری است.

Tramp is not the president! It is also the spokesman for the Iranian opposition.

Iran today, contrary to the expectations of many, has become the owner of the whole world! As the Islamic Republic of Iran said at the United Nations: "Hafez, Saadi, Ferdowsi, and Omariam, who have conquered the world for many years," we do not need a nuclear bomb to: with a huge explosion! People obey our world. The people of the world are good enough to be good enough for us, and we must thank God. Index of Iran's Realm: Past and Present. That is, all the good and good young people, all the people of the world who are good, these are our nation. Our enemies: Seven gangsters and: Swordsman are killers. Now wherever they want. The realm of Islamic Iran is not the territory of the axis, but the core of humanity: According to Imam Ali, we are all human beings or our partners, or ours, so our brothers are considered. Only people out of this circle are not human! And animal traits: and they are dreadful. So we see that, despite the fact that Tramp has voted and been president! But because of bad temper and gangstatic morals, he became a regular spokesman: the enemies of Iran, and whatever he says, he says: "Do whatever they say." If he is to be careful, his words do not differ from either: ISIS commanders or the boss: Zionist regime and Reza Pahlavi. They came to unity! The reason for this is that: the people of the world have come to unity and: enemies also have to come together to stay away. Therefore, when Tramp wants to speak, he speaks of all of Iran's counter-revolutionary positions. For this reason, after his speech, the monarchist and the Mujahideen-e-Khalq, the escapees of the SAVAK and international prostitutes, gather in front of the White House and: support his remarks. In the words of one of these: if we wanted to do that, our voice would not get anywhere! But the tramp sound is heard. He said he was monarchist: "We agree with the regime's change, as Tramp said, but we also forgive the PMOI!" And do not let them fall. Thanks to the Barzani spokesman for the Zionist regime now in the referendum in Iraqi Kurdistan! Who agreed to this referendum? That is, our enemies, apart from the Fake Zionist regime, have no other support. According to the available documents, the Barzans were Jews; their grandfather's grave is in Jerusalem. They are dressed so that nobody knows them! And can implement Israeli maps. A map on the wall of all Kurdish regional offices shows that they dismantled Syria and Iraq, Iran and Turkey, and formed a Khaziab crescent. And this is not a map today and yesterday, but the continuation of the Neil map to the Zionist Euphrates. Therefore, other land borders have lost their meaning and: the whole world is one hand. Everyone wants to be human, and stop killing each other. Unlike the enemies of these people, they always threaten war and kill. They even give their captives their families, to give them more fears! In the hearts of people. But our friends all over the world have formed an united nation to live in peace and calmly: to use God's blessings. While our enemies are their leader, the government of Israel and their spokesman is Tramp. Our friends are billions and are: all over the world: even inside Israel! Israel's Hezbollah is composed and is being recruited.

ترامب ليس الرئيس! وهو ايضا المتحدث باسم المعارضة الايرانية.

إيران اليوم، خلافا لتوقعات كثيرين، أصبح صاحب العالم كله! وكما قالت جمهورية إيران الإسلامية في الأمم المتحدة: "حافظ وسعدي وفيردوزي وأمريام، الذين غزا العالم لسنوات عديدة،" نحن لسنا بحاجة إلى قنبلة نووية إلى: مع انفجار ضخم! الناس يطيعون عالمنا. إن شعوب العالم جيدة بما يكفي لتكون جيدة بما فيه الكفاية بالنسبة لنا، ويجب أن نشكر الله. مؤشر عالم إيران: الماضي والحاضر. وهذا هو، كل الشباب الجيد والخير، وجميع شعوب العالم الذين هم جيد، وهذه هي أمتنا. أعدائنا: سبعة رجال العصابات و: المبارز هي القتلة. الآن أينما يريدون. عالم إيران الإسلامية ليس إقليم المحور، بل جوهر الإنسانية: وفقا للإمام علي، نحن جميعا بشر أو شركائنا، أو لنا، لذلك يعتبر إخواننا. الناس فقط من هذه الدائرة ليست البشرية! والصفات الحيوانية: وأنها مروعة. لذلك نرى أنه على الرغم من أن ترامب قد صوت وكان رئيسا! ولكن بسبب سوء المزاج والأخلاق العصبية، أصبح المتحدث الرسمي: أعداء إيران، ومهما يقول، يقول: "لا كل ما يقولون." إذا كان يجب أن يكون حذرا، كلماته لا تختلف عن إما: قادة داعش أو رئيسه: النظام الصهيوني و رضا بهلوي. جاءوا إلى الوحدة! والسبب في ذلك هو أن: أهل العالم قد وصلوا إلى الوحدة، وأعداء أيضا أن يجتمعوا معا للبقاء بعيدا. لذلك، عندما يريد ترامب الكلام، يتحدث عن كل مواقف إيران المضادة للثورة. لهذا السبب، بعد خطابه، تجمع الملكة والمجاهدين - الخالق، الهاربين من سافويكا والبغايا الدوليين، أمام البيت الأبيض و: دعم ملاحظاته. على حد تعبير واحد من هذه: إذا أردنا أن نفعل ذلك، صوتنا لن تحصل في أي مكان! ولكن سمع الصوت المتعرج. وقال انه كان ملكيا: "نحن نتفق مع تغيير النظام، كما قال ترامب، ولكننا أيضا نغفر منظمة مجاهدي خلق الإيرانية!" ولا تدعهم يسقطون. بفضل المتحدث باسم بارزاني للنظام الصهيوني الآن في الاستفتاء في كردستان العراق! الذين وافقوا على هذا الاستفتاء. أي أن أعدائنا، بصرف النظر عن النظام الصهيوني المزيف، ليس لديهم أي دعم آخر. ووفقا للوثائق المتاحة، كان البارزان يهودا، وقبر جدهم في القدس. يرتدون بحيث لا أحد يعرف لهم! ويمكن تنفيذ الخرائط الإسرائيلية. تظهر خريطة على جدار جميع المكاتب الإقليمية الكردية أنها تفكيك سوريا والعراق وإيران وتركيا، وشكلت هلال خازياب. وهذه ليست خريطة اليوم والأمس، ولكن استمرار خريطة نيل إلى الفرات الصهيونية. لذلك، فقدت الحدود البرية الأخرى معناها و: العالم كله من جهة. الجميع يريد أن يكون إنسانا، ووقف قتل بعضهم البعض. على عكس أعداء هؤلاء الناس، فإنها تهدد دائما الحرب والقتل. حتى أنها تعطي أسرى أسرهم، لمنحهم المزيد من المخاوف! في قلوب الناس. ولكن أصدقائنا في جميع أنحاء العالم قد شكلوا أمة موحدة للعيش في سلام وبهدوء: لاستخدام بركات الله. في حين أن أعدائنا هم زعيمهم، حكومة إسرائيل والمتحدث باسمهم هو ترامب. أصدقائنا مليارات وهي: في جميع أنحاء العالم: حتى داخل إسرائيل! ويتألف حزب الله الإسرائيلي ويجري تجنيده.

Tramp prezident deyil! Bu da İran müxalifətinin sözçüsüdür.

Bu gün İran, bir çoxu gözləmələrinə zidd olaraq, bütün dünyanın sahibi oldu! İran İslam Respublikasının Birləşmiş Millətlər Təşkilatında dediyi kimi: "Uzun illər dünya dünyasını fəth edən Hafiz, Saadi, Firdovsi və Omariam" nüvə bomba ehtiyacımız yoxdur: böyük bir partlayış! İnsanlar dünyaya itaət edirlər. Dünyanın xalqları bizim üçün yaxşı olmaq üçün kifayət qədər yaxşıdır və biz Allaha şükür etməliyik. İranın Realm İndeksi: keçmiş və bu gün. Yəni bütün yaxşı və yaxşı gənclər, yaxşı olan bütün dünya xalqları bunlar bizim millətimizdir. Düşmənlərimiz: Yeddi gangsters və: Qılıncoynalar qatillərdir. İndi istədikləri yerdə. İslam İran ərazisi eksenin ərazisi deyil, bəşəriyyətin nüvəsi: İmam Əliyə görə biz hamımız, ya da ortaqlarımız, ya da bizimkimizdir, buna görə qardaşlarımız nəzərdən keçirilir. Bu dairənin yalnız insanları insan deyil! Və heyvan xüsusiyyətləri: və onlar qorxunc. Buna görə də görürük ki, Tramp səs verib prezident oldu! Ancaq pis xətt və gangstatik əxlaqlar səbəbi ilə müntəzəm bir sözçüsü oldu: İranın düşmənləri və nə dediyimi deyir: "Onların dediklərini et." Ehtiyatlı olsaydı, onun sözləri də İŞİD komandirləri və ya patron: Sionist rejimi və Reza Pəhləvidən fərqlənmir. Birlikə gəldilər! Bunun səbəbi: dünya xalqı birliyə gəlmişdir və düşmənlər də uzaq dayanmaq üçün bir araya gəlmək məcburiyyətindədirlər. Buna görə Tramp danışmaq istəyirsə, bütün İranın əks-inqilabçı mövqelərindən danışır. Bu səbəbdən, Savvika və beynəlxalq fahişələrin qaçqınları olan monarxist və mücahidlər, Ağ Evin qarşısında toplaşdıqları və sözlərini dəstəkləyən danışdıqdan sonra. Bunlardan birinin sözləri ilə: əgər biz bunu etmək istəyiriksə, səsimiz heç bir yerdə qalmayacaqdı! Ancaq tramp səsi eşidilir. O, monarxist olduğunu söylədi: "Biz Tramp deyildiyi kimi rejim dəyişikliyinə razıyıq, amma biz də PMOI bağışlayırıq!" Və onlara düşməyin. Sionist rejimin Bərzaninin sözçüsü sayəsində İraq Kürdüstanında referendumda! Bu referendumda razılaşdı. Yəni, düşmənlərimiz, Fake Sionist rejimindən başqa, başqa bir dəstəyi yoxdur. Mövcud sənədlərə görə, Barzanlar yəhudi idi, babasının məzarı Qüdsdə idi. Heç kim onları tanımır ki, onlar geyimlidir! İsrail xəritələrini tətbiq edə bilər. Bütün Kürd regional ofislərinin divarında bir xəritə, Suriya və İraqı, İranı və Türkiyəni sökdüklərini və bir Xəziab ayı qurduğunu göstərir. Bu, bu gün və dünən bir xəritə deyil, Neil xəritəsinin Sionist Fıratın davamıdır. Buna görə digər torpaq sərhədləri mənasını itirmişdir və bütün dünya bir əldir. Hər kəs insan olmaq istəyir və bir-birini öldürməyi dayandırır. Bu insanların düşmənlərindən fərqli olaraq, həmişə müharibə və öldürmək təhlükəsi var. Hətta daha çox qorxu vermək üçün əsirlərini ailələrinə verərlər! İnsanlar qəlbində. Amma bütün dünyada dostlarımız sülh içində yaşamaq və Allahın xeyir-dualarını qazanmaq üçün birləşmiş bir millət meydana gətirdilər. Düşmənlərimiz onların lideridir, İsrail hökuməti və onların sözçüsü Tramp edir. Bizim dostlarımız milyardır və bunlardır: bütün dünyada: hətta İsrailin içində! İsrailin Hizbullahı tərtib edilir vəə alınır.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۷/۱۳۹۶ - ۱۸:۰۵ نظر(0)

تنها راه جلوگیری از رفراندم بارزانی، موشک زدن به نتانیاهو است!

هنر مردان سیاست این است که: نقطه ضعف و قوت دشمن را خوب بشناسند، و بموقع بتوانند از تحرکات آن جلوگیری کنند، و الا بعد از حمله دشمن، همه می فهمند و حالت تدافعی می گیرند. به عبارت ساده تر: پیشگیری بهتر از درمان است. اینکه ما منتظر بمانیم تا: رفراندوم در کردستان عراق صورت گیرد، بعد انعکاس آن را در درون مرزها ببینیم، شاید خیلی دیر باشد. البته بستن مرز هوایی خوب است، ولی دشمن در کنار مرز ما نیست! اگر هم باشد عوامل دشمن است، نه خود دشمن. دشمن اصلی چند کیلومتر آن طرف تر، یعنی اسرائیل است. اگر پشتوانه اسرائیل نبود، مگر بارزانی میتوانست به رفراندوم فکر کند؟ بارزانی هم، خیال نکند اسرائیل پشتیبان او است! اسرائیل تاریخ را خوانده و دیده است: تنها گروهی که بار قبل، یهودیان را از فلسطین بیرون کردند، صلاح الدین ایوبی و لشکریان او از کردستان بود. لذا این بار می خواهد کرد ها را، به قربانگاه بفرستد. تا خیال او از این دشمن دیرین آسوده باشد. در قران هم ذکر شده که: یهودیان دوبار قدرت می گیرند: بار اول خداوند قومی را می فرستد: تا آنها را خانه به خانه دنبال کرده، بیرون بریزند. بار دوم که یهودیان به قدرت رسیدند، اگر خوبی کردند با آنها خوبی می شود. ولی اگر صبرا و شتیلا و: پاکساری قومی و نژادی راه انداختند، همان بلا به سرشان می آید! و از فلسطین بیرون رانده می شوند. لذا صهیونیست ها ابتدا بوسیله چرچیل، نقشه خاورمیانه را طوری تصویب کردند که: کرد ها به چهار قسمت شوند، و هریک به بکی از مرزها تعلق بگیرند، و بعد هم آنها را تحریک کردند: تا با این دولتها درگیر شوند و: برای هلال خضیب یا: کردستان واحد مبارزه کنند. نه تنها کرد ها بلکه تمامی: اقوام را دو نیمه یا چند قسمت کردند! تا با دولتهای همسایه، همیشه درگیری داشته باشند. والا تمام 57 کشور فعلی، یک کشور بودند و: تمدن اسلامی را تشکیل میدادند. اگر گاهی هم چند تکه می شدند، ولی امت  واحد بودند. با رشد استعمار، ابتدا تمدن اسلامی را به دو قسمت عمده: عثمانی به مرکزیت ترکیه، و شیعه به مرکزیت اصفهان نمودند. بعد هم هریک از اینها را به: کشورهای مختلف تقسیم کردند و: هنوز هم تقسیم می کنند. مانند اینکه نقشه عراق و ایران و سوریه را، بصورت تجزیه شده رسم کرده اند! اما همه اینها امت واحده هستند و: جزو حوزه تمدنی: ایران بزرگ قرار می گیرند. انگلستان یک استان ایران است، بلغارستان ومجارستان، صربستان و لهستان در اروپا و: تاجیکستان و هندوستان و پاکستان، افغانستان و مغولستان، ترکستان و تاتارستان، گرجستان، داغستان، کردستان و عربستان و قرقیزستان، ترکمنستان، ارمنستان و ازبکستان، بیست استان خارجی ایران هستند، که جدا شده اند و: این کار استعمار بوده است. همه اینها در همین دوران: رشد صهیونیست ها اتفاق افتاده! البته به دست انگلیس و آمریکا. حالا هم اگر می خواهیم تجزیه طلبان، باز هم به کار خود ادامه ندهند، تنها راه آن نابودی اسرائیل است. در همین موضوع بارزانی، به سادگی می بینیم که نفت آن را، اسرائیل می خرد! زمین هایش را به اسرائیل فروخته! بیشترین حمایت ها، از سوی اسرائیل است، تا یک درگیری ایجاد شود! و کردها بیشتر از این قربانی شوند. جاه طلبی بارزانی هم، با این ترفند آنها هماهنگ شده است. با اینکه قانونا ریاست او تمدید نشده، دوسال و نیم به زور حکومت می کند. در این دو سال ابتدا با داعش همکاری کرد! و به کمک آنها شهر: کرکوک را به قلمرو خود اضافه نمود. ترکمن ها و ایزدیها را اذیت کرد: تا مطیع خود کند. این ظلم و ستم او به پشتیبانی اسرائیل است. اگر اسرائیل نابود شود، بارزانی هم مثل موش فرار خواهد کرد.  اما اگر منتظر نتیجه باشیم، میدانیم که او با زور جوخه های مرگ پیشمرگه ها، خواسته اسرائیل را پیاده می کند، و اسرائیل نفس راحتی خواهد کشید. علاوه بر جوخه های مرگ اشاره شده، بارزانی یک لشکر مهمتری دارد! و آن رقاصه ها و روسپی ها بین المللی است، که برای مبارزه با دین و ایمان مردم، آنها را به همه جا گسیل کرده ، و بودجه های کلانی برای می گساری گذاشته است. مخصوصا این گروهها را، در مرزهای ایران، با نام شادی و پایکوبی و جشن افزایش داده است.  

The only way to stop the Barzani referendum is to missile Netanyahu!

The art of men politics is that: to recognize the weakness and strength of the enemy well, and to be able to prevent their movements in time, and they will all understand and defeat after the enemy's attack. Simply put: Prevention is better than treatment. That we wait for a referendum in the Iraqi Kurdistan, then its reflection within the borders, maybe it's too late. Of course the closing of the air border is good, but the enemy is not on our side! If so, the enemy is the enemy, not the enemy himself. The main enemy is a few kilometers to the other, Israel. If there was no support for Israel, would Barzani be able to think of a referendum? Barzani does not think Israel supports him! Israel has read and seen history: the only group that once evicted Jews from Palestine was Salahuddin Ayoubi and his troops from Kurdistan. So this time he wants to send them to the altar. To his mind he would be relieved of this long-standing enemy. In the Qur'an it is also mentioned that Jews are twice the strength: the Lord sends a people first time: to follow them home to the house and to throw them out. The second time that the Jews came to power, if they were good, they would be good with them. But if Sabra and Shatila and: ethnic and racial cleansing started, they will come to their senses! And driven out of Palestine. Thus, the Zionists first adopted Churchill's map of the Middle East in such a way that: the Kurds would be divided into four sections, and each one would be betrayed by the borders, and then they also provoked them: to engage with these states: for the Crescent Khaziab Or: Kurdistan fight units. Not only the Kurds, but all: The relatives are divided into two or more parts! Always have conflicts with neighboring states. In fact, all of the 57 countries present were one country: Islamic civilization. If sometimes they were a few pieces, but the Ummah was one. With the rise of colonialism, Islamic civilization was initially divided into two main sections: the Ottomans in the center of Turkey, and the Shiites in the center of Isfahan. Then they divided each of them into different countries: they are still divided. Like plotting Iraq, Iran, and Syria as a decomposition! But all these are united nations: they are part of the civilization: Great Iran. England is a province of Iran, Bulgaria and Hungary, Serbia and Poland in Europe and Tajikistan, India and Pakistan, Afghanistan and Mongolia, Turkestan and Tatarstan, Georgia, Dagestan, Kurdistan and Saudi Arabia and Kyrgyzstan, Turkmenistan, Armenia and Uzbekistan, twenty foreign provinces Iran, which has been isolated, and this has been colonialism. All this at the same time: Zionist growth has happened! Of course, in the hands of Britain and America. Now, if we want the separatists not to continue their work, the only way is to destroy Israel. At the same time, Barzani, we simply see that oil is Israel! Selling its land to Israel! Most support comes from Israel, so that a conflict can be created! And the Kurds will be the victims more. Barzani's ambition is aligned with this trick. Although he has not been legally chaired, he rules for two and a half years. In the past two years, he has worked with ISIL! And with their help the city added Kirkuk to its territory. He harassed the Turkmens and the Yezidis: to make him obey. This oppression is against Israel's support. If Israel is destroyed, Barzani will run like a rat. But if we look forward to the outcome, we know that he will force Israel to kill the Peshmerga's squad, and Israel will breathe. In addition to the death squads, Barzani has a more important division! And those international dancers and prostitutes, who have thrown them everywhere to fight the religion and faith of the people, and have made huge budgets for them. Especially these groups, on the borders of Iran, have been enhanced by the name of joy and celebration.

السبيل الوحيد لوقف استفتاء برزاني هو الساروخ الی نتنياهو!

فن السياسة السياسية هو: الاعتراف بضعف وقوة العدو بشكل جيد، والقدرة على منع تحركاتهم في الوقت المناسب، وسوف يفهمون جميعا وهزيمة بعد هجوم العدو. ببساطة: الوقاية أفضل من العلاج. أن ننتظر إجراء استفتاء في كردستان العراق، ثم انعكاسه داخل الحدود، ربما فوات الأوان. وبطبيعة الحال إغلاق الحدود الجوية هو جيد، ولكن العدو ليس في صالحنا! إذا كان الأمر كذلك، العدو هو العدو، وليس العدو نفسه. العدو الرئيسي هو بضعة كيلومترات إلى أخرى، إسرائيل. إذا لم يكن هناك أي دعم لإسرائيل، هل سيكون بارزاني قادرا على التفكير في الاستفتاء؟ برزاني لا يعتقد أن إسرائيل تدعمه! لقد قرأت إسرائيل وشهدت التاريخ: المجموعة الوحيدة التي طردت اليهود من فلسطين هي صلاح الدين الأيوبي وقواته من كردستان. حتى هذه المرة يريد أن يرسلهم إلى المذبح. في ذهنه انه سوف يعفى من هذا العدو القديم. في المرة الثانية التي جاء فيها اليهود إلى السلطة، إذا كانت جيدة، وأنها ستكون جيدة معهم. ولكن إذا صبرا وشاتيلا و: التطهير العرقي والعرقي بدأت، وأنها سوف تأتي إلى حواسهم! وخرج من فلسطين. الصهاينة في البداية من قبل تشرشل، وخريطة الشرق الأوسط مرت ذلك: الأكراد إلى أربعة أجزاء، وكل بيكي بوردرس ملكا لهم، وبعد ذلك حرض مع الحكومات المعنية الهلال الخضیب أو: وحدات قتال كردستان. ليس فقط الأكراد، ولكن كل: ينقسم الأقارب إلى قسمين أو أكثر! دائما الصراعات مع الدول المجاورة. والواقع أن جميع البلدان ال 57 الحاضرة كانت بلدا واحدا: الحضارة الإسلامية. إذا كانت في بعض الأحيان كانت بضع قطع، ولكن الأمة كانت واحدة. ثم قسموا كل منهم إلى بلدان مختلفة: لا يزالون منقسمين. مثل تخطي العراق وإيران وسوريا كتحلل! ولكن كل هذه هي الأمم المتحدة: فهي جزء من الحضارة: إيران العظمى. إنجلترا مقاطعة إيران وبلغاريا والمجر وصربيا وبولندا في أوروبا وطاجيكستان والهند وباكستان وأفغانستان ومنغوليا وتركستان الشرقية وتتارستان وجورجيا وداغستان وكردستان، والمملكة العربية السعودية وقيرغيزستان وتركمانستان وأرمينيا وأوزبكستان، واثنين من خارج المحافظة إيران، التي كانت معزولة، وهذا هو الاستعمار. كل هذا في نفس الوقت: حدث النمو الصهيوني! وبطبيعة الحال، في أيدي بريطانيا وأمريكا. والآن، إذا أردنا أن لا يواصل الانفصاليون أعمالهم، فإن الطريقة الوحيدة هي تدمير إسرائيل. وفي الوقت نفسه، بارزاني، ونحن نرى ببساطة أن النفط هو إسرائيل! بيع أرضها إلى إسرائيل! معظم الدعم يأتي من إسرائيل، حتى يمكن إنشاء الصراع! والأكراد سيكونون الضحايا أكثر. تتماشى طموح برزاني مع هذه الخدعة. وعلى الرغم من أنه لم يرأسه قانونا، فإنه يقضي عامين ونصف العام. في العامين الماضيين، عمل مع داعش! وبمساعدتهم أضافت كركوك كركوك إلى أراضيها. مضايق التركمان واليزيديين: لجعله يطيع. هذا القمع ضد دعم إسرائيل. إذا دمرت إسرائيل، فإن بارزاني سيعمل مثل الفئران. ولكن إذا كنا نتطلع إلى النتيجة، فإننا نعلم أنه سيجبر إسرائيل على قتل فرقة البيشمركة، وسوف تتنفس إسرائيل. بالإضافة إلى فرق الموت، بارزاني لديه تقسيم أكثر أهمية! والراقصون والبغايا الدوليون الذين ألقوا بهم في كل مكان لمحاربة دين وإيمان الشعب، وجعلوا ميزانيات ضخمة لهم. خصوصا هذه المجموعات، على حدود إيران، قد تعززت باسم الفرح والاحتفال.

Bərzani referendumunu dayandırmaq üçün yeganə yol Netanyahuu qaçırmaqdır!

Sadəcə qoyun: Müalicə müalicədən yaxşıdır. İraq Kürdüstanında referendum keçiriləcəyini, sonra da sərhədlər içərisində əks etdirdiyini, bəlkə də çox gec qaldığını gözləyirik. Əlbəttə ki, hava sərhədinin bağlanması yaxşıdır, amma düşmən tərəfimizdə deyil! Əgər belədirsə, düşmən düşmən deyil, düşməndir. Əsas düşmən digərinə bir neçə kilometr, İsraildir. İsrail üçün heç bir dəstək yoxdursa, Bərzani referendum haqqında düşünürdü? Bərzani İsrailin onu dəstəklədiyini düşünmür! İsrail tarixini oxudu və gördü: Yəhudiləri bir dəfə Fələstindən çıxaran yeganə qrup, Salahuddin Ayoubi və onun qoşunlarını Kürdüstandan aldı. Yəni bu dəfə onları qurbangaha göndərmək istəyir. Onun fikrincə, o, uzun sürən düşməni azad edərdi. Yəhudilərin hakimiyyətə gəldikləri ikinci dəfə yaxşı olarsa, onlarla yaxşı olardı. Ancaq Səbra və Şatila və etnik və irqi təmizlənmə başlandıqları təqdirdə, onların duyğularına gələcəklər! Və Fələstin xaricinə çıxdı. dörd hissəyə kürdlər və hər Becky sərhədləri onlara məxsusdur və onlar cəlb hökumətləri ilə və Crescent Khzyb qədər təhrik: Churchill ilə ilkin Sionistlər Yaxın Şərq xəritəsi belə keçdi Ya da: Kürdüstan döyüş vahidi. Yalnız kürdlər deyil, hamısı: Qohumları iki və ya daha çox hissəyə bölünür! Həmişə qonşu dövlətlərlə münaqişələr var. Əslində 57 ölkənin hamısı bir ölkə idi: İslam mədəniyyəti. Bəzən bir neçə parça olsa da ümmət bir idi. müstəmləkəçilik artımı ilə iki əsas hissəyə İslam sivilizasiyasının mərkəzi Osmanlı Türkiyə, şiə mərkəzi Esfahan etdi. Sonra hər birini müxtəlif ölkələrə böldülər: hələ də bölünürlər. İraq, İran və Suriyanı parçalamaq kimi tərtib etmək! Lakin bütün İslam ümməti var: mədəniyyət İran böyük. İngiltərə il xaricində İran, Bolqarıstan, Macarıstan, Serbiya və Polşa Avropa və Tacikistan və Hindistan və Pakistan, Əfqanıstan və Monqolustan, Şərqi Türküstan və Tatarıstan, Gürcüstan, Dağıstan, Kürdüstan, Səudiyyə Ərəbistanı, Qırğızıstan, Türkmənistan, Ermənistan və Özbəkistan, iki bir il İran təcrid olunmuş və bu müstəmləkəçilik olmuşdur. Bütün bunlar eyni zamanda: Sionist böyümüş oldu! Əlbəttə, İngiltərənin və Amerikanın əlində. İndi separatçıların işlərini davam etməməsini istəyiriksə, tək yol İsraili məhv etməkdir. Eyni zamanda, Bərzani, biz neftin İsrail olduğunu görürük! Torpaqlarını İsrailə satmaq! Çox dəstək İsraildən gəlir və münaqişə yarana bilər! Və kürdlər daha çox zərər çəkmiş olacaqlar. Bərzaninin həsrəti bu hiylə ilə bərabərdir. qanuni onun prezident, iki və hökuməti məcbur yarım uzatmaq baxmayaraq. Son iki ildə ISIL ilə işləmişdir! Və şəhər yardım: Kərkük öz ərazisində əlavə olunacaq. Türkmənləri və Yezidləri təcavüz etdi: ona itaət etmək. Bu təzyiq İsrailin dəstəyinə qarşıdır. İsrail məhv edildikdə, Bərzani sıçan kimi qaçacaq. Ölüm heyətlərinə əlavə olaraq, Bərzani daha əhəmiyyətli bir diviziona sahibdir! Xüsusilə İranın sərhədləri içərisində bu qruplar sevinc və bayram adı ilə artırılmışdır.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۷/۱۳۹۶ - ۱۷:۵۸ نظر(0)

نزدیک یک قرن است که: آمریکایی ها هرکاری می خواهند، انجام می دهند و ایران فقط: آن را محکوم می کند و بس! از همان زمان دکتر میلسپو، شریان مالی ایران را به دست گرفتند، و در این کار آنقدر ریشه دواندند که: هنوز هم ایران قادر نیست از زیر بار: دلار های آمریکا بیورن بیاید. آنها به کمک همین دلار، تورم و گرانی و نارضایتی را، در ایران تزریق می کنند و: سود باد آورده خود را از راه تحریم، به دست می آورند. مزدوران آنها هم چوب دوسر طلا هستند: هرکاری آمریکا بکند از او تعریف می کنند، و ایران را از مقابله به مثل، یا هرنوع اعتراضی منع می کنند. تحریم برای آنها بسیار سود آور است! زیرا به کمک همین عناصر مزدور، که فقط کالای آمریکایی می خواهند، از کانال های دیگر و: با چند برابر قیمت به ایران وارد می کنند. بازی با دلار و تحریم، فقط در بعد اقتصادی است، ولی در فرهنگی و نظامی هم، بدتر از این عمل کرده است . با اجرای طرح ترومن و اصل 4 ،همه فرهنگ بومی و محلی ایران را نابود کرد، روستاها را خالی از سکنه و: شهر ها را پر از حاشیه نشین کرد. تاکنون هم شهرداری ها و: حتی وزارت کشور حریف آن نشدند. نارضایتی ها از عدم وجود امکانات کافی در: روستا و حاشیه شهر هر روز بیشتر می شود. دزدی برق در حاشیه شهر ها، باعث شده که مصرف سرانه، به بالای میانگین بین المللی برسد و: همه توان تولیدی هم کهنه و فرسوده است. اما در قسمت نظامی می توان گفت: با کشتار وسیع اتمی در هیروشیما، آمریکا نه تنها در دنیا جنایات خود را توجیه کرد، بلکه با کودتای ننگین 28مرداد سال 1332،دست به کشتار وسیع ایرانیان زد. با ایجاد و حمایت اسرائیل، همه نیروهای کیفی را به: مهاجرت از ایران تشویق نمود، قرارمغز ها را سازمان داد. تمامی نیروهای خبره ارتش را، به آمریکا و اسرائیل می برد و: شستشوی مغزی می داد، تا آنها را برعلیه ملت خود به کار گیرد. که بارها این کار را انجام داد. در کودتای 28مرداد، بعد از آن باتشکیل ساواک، هزاران ایرانی را در دریاچه نمک ریختند، یا اعدام کردند. در سال های 1342با: کشتار وسیع مخالفان جوی خون راه انداختند، و در 17شهریور 1357این را: چند برابر تکرار کردند. ولی ایران هیچ پاسخی نداد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با رهنمود های امام خمینی ره، ایرانی ها حاضر شدند: شعار مرگ بر آمریکا بگویند، ولی بعد از ایشان حتی: مانع این شعار هم شدند! در جنگ تحمیلی با آواکس ها و همه تجهیزات، به کمک صدام، موج کشتار انسانی برعلیه ایران راه انداختند. نزدیک یک میلیون از: جمعیت بیست میلیونی ایران را، کشته یا مجروح کردند. 17هزار نفر از اینها، فقط در خیابان ها و در کنار: زن و فرزندان خودشان ترور شدند. ولی باز، دولت ایران کاری نکرد! بلکه همیشه دم از مذاکره می زد. هواپیمای مسافربری را در هوا زدند، به صحرای طبس حمله کردند، چندین کودتا مانند: کودتای نوژه را سازمان دادند، ولی جواب دولت ایران چه بود؟ امیر انتظام ها برای آمریکا حاسوسی می کردند! حتی بین فرماندهان جنگ هم اختلاف انداختند، بسیاری از فرماندهان شهید، اغلب از پشت تیر خورده و شهید می شدند. لیبرال ها کنارزده شدند، ولی خیانت ها تمام نشد. هر روز شعار جنگ، علیه ایران می دهند و: بارها گروهها را برای سرنگونی رژیم ایران اجیر کردند، فتنه های 1388ومانند آن را ایجاد نمودند، ولی چه شد؟ بازهم آمریکا پاسخی از ایران نشنید، دولت ایران دنبال حذف: شعار های مرگ بر آمریکا بود! اکنون نیز در سازمان ملل، بدترین توهین ها را به ایران کرد، ولی جز چند شعار و: سخنرانی اتفاقی نیافتاد! اینست که باید برای یک بار هم شده، به آنها جواب داده شود. تا دولت آمریکا برای همیشه: ساکت و به زباله دان تاریخ سپرده شود.

Anti-American action is necessary.

It's nearly a century: Americans do what they want, and Iran just condemns it and cease it! From the very beginning, Dr. Milsapu took over Iran's financial arena, and so rooted in that: Iran is still not able to recover from the burden: America's dollars come from Bourne. With the help of the same dollar, they are infused with inflation and grief and dissatisfaction in Iran, and they earn their windfall profits through sanctions. Their mercenaries are also goldsmiths: they define what they do in the United States; they prohibit Iran from retaliation, or any kind of protest. Sanctions are very profitable for them! Because with the help of these mercenary elements, who only want American goods, they are coming from other channels: they import Iran with a few times. The game with dollars and sanctions is only in the economic dimension, but in cultural and military terms it has been worse off. By implementing Truman's plan and Principle 4, all the indigenous and local culture of Iran was destroyed, the villages were vacant and the cities were filled with marginalization. So far, the municipalities and: even the interior ministry have not opposed it. Dissatisfaction with the lack of sufficient facilities: the countryside and the margin of the city are increasing every day. The theft of electricity on the periphery of the city has caused per capita consumption to reach the international average, and all the productive capacity is also outdated. But in the military affair, with the massive nuclear killing in Hiroshima, the United States not only justified its crimes in the world, but, with a disgraceful coup d'état of August 28, 1332, it carried out massive massacres of Iranians. With the creation and support of Israel, all the qualifications were encouraged by: Immigration from Iran, organizing the parties. He took all the army's intelligence forces to the United States and Israel: he was brainwashing to use them against his nation. Who has done this many times. In the August 28 coup, they later threw thousands of Iranians into salt lakes or executed them with the help of SAVAK. In 1342, they launched a massive wave of bloodthirsty opponents, and on September 17, 1979, they repeated this: repeated several times. But Iran did not respond. After the victory of the Islamic Revolution, with the guidance of Imam Khomeini, the Iranians were present: the slogan "Death to the United States", but after them even: they were also blocked by this slogan! In the imposed war with aviators and all equipment, with the help of Saddam Hussein, launched a wave of human slaughter against Iran. Nearly a million: killed or injured 20 million Iranians. 17,000 of them, only on the streets and side by side: women and their children were assassinated. But again, the Iranian government did nothing! But he always talked about. They fired airliners in the air, attacked the Tabas desert, organized several coups like the Nigeh coup, but what was the response of the Iranian government? Amir Entezam Hassan For The Americas! Even among the commanders of the war, many martyrs commanded to be shot and martyred. The liberals were forsaken, but the betrayals were not over. Each day the slogan of war is against Iran and: Many times hired the groups to overthrow the Iranian regime, the riots of 2009 and the like, but what happened? Again, America did not hear a response from Iran, the Iranian government sought to remove: the slogans of death to America! Now, at the UN, the worst insults were brought to Iran, but only a few slogans: speech did not happen! It is that they have to be answered for a time. To keep the American government forever: to be silent and to be deposited in the trash.

العمل ضد أمريكا أمر ضروري.

إنه ما يقرب من قرن: الأميركيون يفعلون ما يريدون، وإيران تدينه وتوقفه! منذ البداية، تولى الدكتور ميلسابو الساحة المالية الإيرانية، ومن ثم متجذر في ذلك: إيران لا تزال غير قادرة على التعافي من العبء: دولار أميركي يأتي من بورن. وبمساعدة نفس الدولار، تغمرها التضخم والحزن وعدم الرضا في إيران، وتكسب أرباحها غير المتوقعة من خلال العقوبات. المرتزقة هم أيضا صائغون: وهم يعرفون ما يفعلونه في الولايات المتحدة، ويحظرون إيران من الانتقام، أو أي نوع من الاحتجاج. العقوبات مربحة جدا بالنسبة لهم! لأنه بمساعدة من هؤلاء العناصر المرتزقة، الذين يريدون فقط السلع الأمريكية، وأنها تأتي من قنوات أخرى: أنها تستورد إيران عدة مرات. اللعبة مع الدولارات والعقوبات ليست سوى في البعد الاقتصادي، ولكن من الناحية الثقافية والعسكرية كان أسوأ حالا. من خلال تنفيذ خطة ترومان والمبدأ 4، تم تدمير جميع الثقافة الأصلية والمحلية لإيران، كانت القرى شاغرة وكانت المدن مليئة بالتهميش. وحتى الآن، لم تعارض البلديات حتى وزارة الداخلية. عدم الرضا عن عدم وجود مرافق كافية: الريف وهامش المدينة يتزايد كل يوم. وقد تسبب سرقة الكهرباء في محيط المدينة في أن يصل نصيب الفرد من الاستهلاك إلى المتوسط ​​العالمي، كما أن القدرة الإنتاجية قد عفا عليها الزمن. ولكن في القضية العسكرية، مع القتل النووي الضخم في هيروشيما، الولايات المتحدة ليس فقط تبرير جرائمها في العالم، ولكن مع الانقلاب المخجل في 28 أغسطس 1332، نفذت مجازر إيرانية ضخمة. مع إنشاء ودعم إسرائيل، تم تشجيع جميع المؤهلات من قبل: الهجرة من إيران، وتنظيم الأحزاب. أخذ جميع قوات المخابرات التابعة للجيش إلى الولايات المتحدة وإسرائيل: كان يغسل الدماغ لاستخدامها ضد أمته. الذي فعل هذا مرات عديدة. وفي انقلاب 28 آب / أغسطس، قاموا في وقت لاحق بإلقاء آلاف الإيرانيين في البحيرات المالحة أو أعدمواهم بمساعدة سافاك. في عام 1342، أطلقوا موجة هائلة من المعارضين المتعطشين للدماء، و في 17 سبتمبر 1979، كرروا ذلك: كرر عدة مرات. لكن إيران لم ترد. بعد انتصار الثورة الإسلامية، بتوجيه من الإمام الخميني، كان الإيرانيون حاضرين: شعار "الموت إلى الولايات المتحدة"، ولكن بعدهم حتى: تم حظرهم أيضا بواسطة هذا الشعار! في الحرب المفروضة مع الطيارين وجميع المعدات، وبمساعدة من صدام حسين، شنت موجة من الذبح البشري ضد إيران. ما يقرب من مليون: قتل أو جرح 20 مليون إيراني. 17،000 منهم، فقط في الشوارع وجنبا إلى جنب: تم ​​اغتيال النساء وأطفالهن. ولكن مرة أخرى، لم تفعل الحكومة الإيرانية شيئا! لكنه تحدث دائما عن. أطلقوا طائرات في الهواء، هاجموا صحراء طابا، نظموا عدة انقلابات مثل انقلاب نيجيه، لكن ماذا كان رد الحكومة الإيرانية؟ أمير إنتزام حسن للأمريكتين! وحتى بين قادة الحرب، كان العديد من الشهداء يقتلون ويقتلون. تم التخلي عن الليبراليين، ولكن الخيانات لم تنته. كل يوم شعار الحرب ضد إيران و: في كثير من الأحيان استأجرت الجماعات للإطاحة بالنظام الإيراني، وأعمال الشغب في عام 2009 وما شابه ذلك، ولكن ماذا حدث؟ مرة أخرى، لم تسمع أمريكا ردا من إيران، سعت الحكومة الإيرانية إلى إزالة: شعارات الموت لأمريكا! الآن، في الأمم المتحدة، تم جلب أسوأ الشتائم إلى إيران، ولكن فقط عدد قليل من الشعارات: لم يحدث الكلام! هو أنه يجب أن تكون الإجابة لفترة من الوقت. للحفاظ على الحكومة الأمريكية إلى الأبد: الصمت وإيداعها في سلة المهملات.

Anti-Amerika hərəkətləri lazımdır.

Bu təxminən bir əsrdir: Amerikalılar istədiklərini yerinə yetirirlər və İran yalnız onu qınayır və dayandırır! Eyni dollar köməyi ilə, onlar inflyasiya və qəm və İranda narazılıq ilə infüzə olunur, və onlar fırıldaqçılıq mənfəət sanksiyalar vasitəsilə qazanmaq. Onların işğalçıları da zinət əşyalarıdır: ABŞ-da etdikləri işləri müəyyənləşdirirlər, İranı qətimkanlıqdan və ya hər hansı bir etirazdan qadağan edirlər. Sanksiyalar onlar üçün çox sərfəlidir! Çünki, yalnız Amerika mallarını istəyən bu yararsız elementlərin köməyi ilə onlar digər kanallardan gəlirlər: bir neçə dəfə İranı idxal edirlər. Dollar və sanksiya ilə oyun yalnız iqtisadi ölçüdədir, lakin mədəni və hərbi cəhətdən daha da pisləşdi. İndiyə qədər bələdiyyələr və hətta Daxili İşlər Nazirliyi də bunun əleyhinə olmadı. Kifayət qədər imkanların olmaması ilə narazılıq: şəhərin kənar və şəhər marjası hər keçən gün artmaqdadır. Şəhərin ətrafındakı elektrik enerjisinin oğurlanması, adambaşına düşən istehlakın beynəlxalq ortalama səviyyəsinə çatmasına gətirib çıxardı və bütün istehsal qabiliyyəti də köhnəlmişdir. İsrailin yaradılması və dəstəyi ilə bütün ixtisaslar təşviq edildi: İrandan köç, tərəfləri təşkil. Bütün ordunun kəşfiyyat qüvvələrini ABŞ-a və İsrailə apardı: onları millətinə qarşı istifadə etmək üçün beynini yuyurdu. Kim bunu bir neçə dəfə etmişdi. Avqustun 28-də zərbəylə onlar minlərlə iranlıları Duz göllərinə atdılar və ya SAVAK köməyi ilə onları edam etdilər. 1342-ci ildə onlar qan əleyhdarlarının kütləvi şəkildə öldürülməsinə başlamışlar və 17 sentyabr 1979-cu ildə bunu təkrarladı: bir neçə dəfə təkrarladı. Amma İran cavab vermədi. 'Demək üçün Amerikaya ölüm, lakin onlardan sonra, hətta: İslam inqilabından sonra İmam Xomeyni qaydalarına, İran hazır oldu bu şüarı bir maneə oldu! Sadiq Hüseynin köməkliyi ilə aviaşirkətlər və bütün avadanlıqlarla tətbiq edilən müharibədə, İrana qarşı insan qırğınının dalğası başlamışdır. Təxminən bir milyon: 20 milyon iranlı öldü və ya yaralandı. Onlardan 17, yalnız küçələrdə və yanlarında: qadınlar və uşaqları sui-qəsd edildi. Yenə də, İran hökuməti heç bir şey etməyib! Ancaq həmişə danışdı. Sərnişin təyyarəsi havada idi bir neçə zərbə kimi, Tabas səhra hücum: zərbə planı təşkil amma hökumətin cavab nə idi? Amir Entezam Hassan Amerika üçün! Hətta müharibə komandirləri arasında çox şəhidlər atəş və şəhid olmaq əmrini verdi. Liberallar ləğv edildi, lakin xəyanətlərin bitməmişdi. Yenə Amerika İrandan bir cavab almayıb, İran hökuməti: Amerikaya ölüm şüarları! İndi BMT-də ən pis təhqirlər İrana gətirildi, ancaq bir neçə şüar: danışma olmadı! Bu bir müddətə cavab vermələri lazımdır. Amerika hökumətini əbədi saxlamağı: səssiz və zibilə atılmaq.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۶/۱۳۹۶ - ۱۷:۴۶ نظر(0)

دوران بزن در رو تمام شده است.

عده ای می گویند در 1400سال پیش، یک نفر شهید شده! چرا اینهمه سال فراموش نمی شود؟ این فراموش نشدن، بر خلاف تصور آنها یک نقطه قوت است. یعنی این یک نفر مثل بقیه یک نفر ها نیست، دشمنان هم باید بدانند دوران: بزن در رو تمام شده است. بهترین مثال این امر سحنرانی: موهن ترامپ در سازمان ملل است. او نصور کرده که سخنی می گوید و: توهینی می کند و تمام می شود! اما اینطور نیست، بلکه این آغاز راه است: راهی بسیار روشن برای براندازی: حکومت دیکتاتوری آمریکا، که از لفظ دموکراسی سوء استفاده می کند. در واقع باید گفت سوء استفاده از: کلمات برای دولتمردان آمریکا، دیگر راه برگشت ندارد. رئیس جمهور ایران ، که سعی داشت: با زبان نرم  دشمنان را سر براه کند، در این سه روز اقامت خود در نیویورک، جهنمی را دید که هرگز تصور نمی کرد. لذا بعدا در رژه نیروهای مسلح گفت:« ما برای دفاع از سرزمین و ملت خود، از کسی اجازه نخواهیم گرفت». اگر ترامپ عاقل بود و به دین و مذهب، و روش حکومتی ایران حمله می کرد، شاید دکتر روحانی بازهم بر روش قبلی خود باقی می ماند، ولی حمله مستقیم او به حکومت ایران و: سازماندهی تظاهرات خیابانی علیه: شخص روحانی این شک و تردید را از او بر طرف کرد. به همین دلیل گفت :« نه تنها موشک‌ها، بلکه نیروی هوایی، زمینی و دریایی‌مان مورد حمایت همه مردم هستند». البته همه مسئولین نظام، می دانند که آمریکای جنایتکار، با نقاب حقوق بشر، مردم را فریب می دهد، ولی برخی دچار توهم شده و: بر روی آمریکا حساب باز کرده بودند. ولی اکنون آمریکا است که با هدایت ترامپ، سرازیری جهنم را، به سرعت طی می کند. می بنیم تنها کسی که از ترامپ حمایت می کند: نتانیاهو است! که از قدیم گفته اند: سگ زرد برادر شغال است. در مورد برجام، چین و اروپا و روسیه، که در شورای امنیت هم هستند، از مخالفان ترامپ محسوب می شوند. هیچکس در دنیا از ترامپ حمایت نمی کند. در ایران و منطقه، ما شاهد پیگیری این مسئله هستیم: هر روز یکی از مسئولین راجع به: دیوانه بودن ترامپ گواهی می دهد، حتی حزب الله لبنان، آمادگی خود را برای جنگ باترامپ اعلام کرده است. کره شمالی از جمله کسانی است که: به تنهایی خود را حریف ترامپ میداند. لذا ترامپ هیچ راه فراری ندارد. البته وی انتظار این حرکت را نداشت، وی تصور می کرد با یک تهدید در سازمان ملل، ایران نیز مانند عربستان! تمامی ثروت خود را به پای ترامپ خواهد ریخت. ولی اشتباه او و همپالگی هایش در همین است: که ایران را با عربستان یکی میدانند! در علائم خود، ایران را بیابانی و با یک شتر! نشان می دهند، فکر می کنند ایران یکی از استان های عربستان است. در حالیکه عربستان، فرزند اسرائیل و هم پیمان او است. ولی ایران از ابتدا هم، با حضور این غده سرطانی مخالف بوده است. خیانت های اعراب را نباید: به پای ایرانیان بنویسند. برخی اعراب نفهم، که زمین های خود را به اسرائیل فروختند، همان هایی هستند که حتی در سازمان ملل، پای سخنان نتانیاهو هم می نشینند، و با ایران دشمنی دارند. اما ایران یهودیت را از: صهیونیست ها جدا می داند: از زمانی که کورش بزرگ، یهودیان را نجات داد: تا امروز با آنها در همزیستی مسالمت آمیز است. ولی صهیونیست ها را به خاطر: سوء استفاده از دین برای: کشتار مردم نمی پذیرد. همان کاری که ترامپ می کند، و همان کاری که 1400سال پیش یزید انجام داد! امام حسین فرزند ایران و اسلام است، و ایران هم پیرو امام حسین است، و یزیدی ها را بالاخره سرنگون خواهد کرد. و نخواهد گذاشت با پرچم حقوق بشر دنیا را به آشوب بکشند.

It's over at the end.

Some say 1400 years ago, a man was martyred! Why not forget all this year? This is not forgotten, contrary to their imagination, is a strong point. That is, this one is not like the rest of one person, and enemies also need to know the era: it's over. The best example is ramp in the United Nations. He said: "Insulting and ending!" But this is not the case, but it is the beginning: a very clear way to overthrow: the dictatorship of America, which abuses the term democracy. In fact, it should be said abuse: words for US officials are no longer the way back. The president of Iran, who was trying to lead the enemies with soft language, during these three days of his stay in New York, saw hell that he had never imagined. So later, in a parade of armed forces, he said: "We will not allow anyone to defend our land and our nation." If Trump was wise and attacked religion, religion, and the Iranian regime, then Rouhani might still be left with his previous method, but his direct attack on the Iranian government and the organization of street protests against: Rohani's suspicion He got rid of him. For this reason, "Not only the missiles, but our air, ground and sea forces are supported by all people." Of course, all the officials in the system know that criminal America, deceiving people with a human rights mask, but some are illusory: they have been counting on the United States. But now it is America that, with the guidance of the tramp, runs the pace of hell quickly. The only one who supports Tramp is Netanyahu! Who have long said: The yellow dog is Jackal's brother. In terms of accomplishment, China, and Europe and Russia, who are also members of the Security Council, are considered to be opponents of the Trump. No one in the world supports tramp. In Iran and the region, we are witnessing the pursuit of this issue: Every day, one of the authorities says that the madman of the tramp has been certified; even Lebanese Hezbollah has declared its readiness for the war on battery torture. North Korea is one of those who: Toggle alone. Therefore, the Tramp has no escape route. Of course, he did not expect this move, he thought, with a threat to the United Nations, Iran, like Saudi Arabia! All your wealth will pour into the tramp. But his mistake and his allies are: Who knows Iran with Saudi Arabia! In your symptoms, you desert Iran with a camel! They say they think Iran is one of the provinces of Saudi Arabia. While Saudi Arabia is the son of Israel and his allies. But Iran has opposed the presence of this cancerous tumor from the beginning. The Arab betrayals should not be written by the Persians. Some Arabs do not understand that they have sold their land to Israel, they are the ones who sit at Netanyahu even in the United Nations, and they are hostile to Iran. But Iran discriminates Judaism from: Zionists: since Cyrus the Great saved the Jews: to this day they are peaceful coexists. But do not accept Zionists for: abusing religion for: killing people. The same as the tramp, and what Yezid 1400 years ago did! Imam Hussein is the son of Iran and Islam, and Iran is following Imam Hussein, and will eventually overthrow the Yazidis. And will not put the world in chaos with the human rights record.

انتهى الأمر في النهاية.

يقول البعض قبل 1400 سنة، استشهد رجل! لماذا لا ننسى كل هذا العام؟ هذا لا ينسى، خلافا لخيالهم، هو نقطة قوية. وهذا هو، وهذا واحد ليس مثل بقية شخص واحد، والأعداء أيضا بحاجة إلى معرفة العصر: انتهى. وأفضل مثال على ذلك هو خندق مغنية: ترامب في الأمم المتحدة. وقال: "إهانة وإنهاء!" ولكن هذا ليس هو الحال، ولكن هذه هي البداية: طريقة واضحة جدا للإطاحة: ديكتاتورية أمريكا، التي تنتهك مصطلح الديمقراطية. في الواقع، ينبغي أن يقال إساءة الاستخدام: كلمات للمسؤولين الأميركيين لم يعد الطريق إلى الوراء. لقد رأى رئيس إيران الذي كان يحاول قيادة الأعداء بعبارات ناعمة خلال هذه الأيام الثلاثة من إقامته في نيويورك، الجحيم الذي لم يتخيله أبدا. وفي وقت لاحق، في موكب القوات المسلحة، قال: "لن نسمح لأي شخص بالدفاع عن أرضنا وأمتنا". إذا كان ترامب حكيما ومهاجما للدين والدين والنظام الإيراني، فإن روحاني قد يبقى مع أسلوبه السابق، لكن هجوما مباشرا على الحكومة الإيرانية وتنظيم احتجاجات في الشارع ضد: اشتباه روحاني تخلص منه. ولهذا السبب، "ليس فقط الصواريخ، ولكن قواتنا الجوية والبرية والبحرية مدعومة من جميع الناس". وبطبيعة الحال، فإن جميع المسؤولين في النظام يعرفون أن أمريكا الجنائية، خداع الناس مع قناع حقوق الإنسان، ولكن البعض وهمية: أنها تعتمد على الولايات المتحدة. ولكن الآن هو أمريكا التي، بتوجيه من المتشرد، ويدير وتيرة الجحيم بسرعة. الوحيد الذي يدعم ترامب هو نتنياهو! الذين قالوا منذ فترة طويلة: الكلب الأصفر هو شقيق جاكال. ومن حيث الإنجاز، تعتبر الصين وأوروبا وروسيا، التي هي أيضا أعضاء في مجلس الأمن، معارضي ترامب. لا أحد في العالم يدعم المتصيد. في إيران والمنطقة، نشهد السعي وراء هذه القضية: كل يوم، تقول إحدى السلطات إن مجنون المشمش قد تم اعتماده، حتى أعلن حزب الله اللبناني استعداده للحرب على تعذيب البطارية. كوريا الشمالية هي واحدة من أولئك الذين: تبديل وحدها. ولذلك، فإن ترامب ليس له طريق الهروب. بطبيعة الحال، لم يكن يتوقع أن هذه الخطوة، كما يعتقد، مع تهديد للأمم المتحدة، إيران، مثل المملكة العربية السعودية! كل ما تبذلونه من الثروة سوف تصب في المتشرد. ولكن خطأه وحلفائه هم: من يعرف إيران مع السعودية! في الأعراض الخاصة بك، كنت الصحراء إيران مع الجمل! يقولون إنهم يعتقدون أن إيران هي إحدى مقاطعات المملكة العربية السعودية. في حين أن المملكة العربية السعودية هي ابن إسرائيل وحلفائه. لكن إيران عارضت وجود هذا الورم السرطاني منذ البداية. يجب ألا يكتب الخرافات العربية من قبل الفرس. بعض العرب لا يفهمون أنهم باعوا أرضهم لإسرائيل، هم الذين يجلسون في نتنياهو حتى في الأمم المتحدة، وهم معاديون لإيران. لكن إيران تميز اليهودية عن: الصهاينة: بما أن سايروس الكبير قد أنقذ اليهود: حتى يومنا هذا يتعايشون سلميون. ولكن لا تقبل الصهاينة ل: إساءة استخدام الدين ل: قتل الناس. نفس المتعرج، وماذا كان يزيد قبل 1400 سنة! الإمام الحسين هو ابن إيران والإسلام، وتتبع إيران الإمام الحسين، وسوف تطيح في نهاية المطاف بالإيزيديين. ولن يضع العالم في حالة من الفوضى مع سجل حقوق الإنسان.

Hit dövr doldu.

Bəzi 1400 il əvvəl demək, bir şəhid! Niyə bütün bu illər unutmaq deyil? güclü kəsir təəssürat zidd Bu haunting. hit-bitmiş: Bu bir, düşmən bilməlidir vaxt insanların istirahət kimi deyil deməkdir. Bunun ən yaxşı nümunəsi hücum davamlı: Trump Birləşmiş Millətlər. bir şey təhqir deyir N. ona və bütün var! Əslində, Amerika siyasətçilər deyil, digər yol sözlər sui-istifadə. Belə ki, sonra silahlı qüvvələrin parad, bunları söylədi: "Biz torpaq və onun xalqı, insanlar imkan verməyəcək müdafiə etmək lazımdır." Trump hücum müdrik və din və İran hökumətinin idi, bəlkə həkim yolda hələ qoymaq və qalır, lakin birbaşa hücum etdiyi hökumət və İran şəxs mənəvi şübhə qarşı küçə nümayişlərinin təşkil o tərəfdən həyata idi. Bu səbəbdən, o, dedi: "yalnız raketlər, lakin Air Force, Ordu və Dryayyman bütün xalq tərəfindən dəstəklənir." Amma indi Amerika sürətləndirmək, Trump, aşağı cəhənnəm rəhbər tutur. Trump dəstəkləyir yalnız bir Vtryf: O! Köhnə kəlam gedir: sarı it çaqqal qardaşıdır. Təhlükəsizlik Şurası var Brjam, Çin, Avropa və Rusiya haqqında, Trump qarşıyam var. Trump dünyada heç bir dəstək deyil. Şimali Koreya, onun tək o cümlədən Trump rəqib bilir. Belə ki, Trump heç bir escape edir. Lakin o, hərəkət gözləmirdim, o Səudiyyə Ərəbistanı kimi BMT, İran, bir təhlükə ilə düşündüm! Trump ayaq bütün malını qoyacağıq. Lakin o, yanlış idi və onun cronies bu: İran və Səudiyyə Ərəbistanı bir bilir! Sizin nişanları haqqında İran bir dəvə ilə tərk! Show, İran Səudiyyə Ərəbistanı bir il olduğunu düşünürəm. Səudiyyə Ərəbistanı İsrail və onun müttəfiqləri oğlu olsa. İran əvvəldən, bu xəəng iştirakı qarşı edilmişdir. Ərəblərin xəyanət iranlılar yazmaq lazımdır. Amma Sionistlər: həlak insanlar üçün din sui-istifadə qəbul edə bilməz. Trump eyni şeydir, onlar 1400 il əvvəl Yezidin kimi!

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۶/۱۳۹۶ - ۱۴:۰۰ نظر(0)

در آستانه اربعین حسینی، باید کاری کرد که شبهه ناک نباشد، یکی از شبهه های مهم این مراسم آن است که: وهابیون تبلیغ می کنند: امام حسین خدای شیعیان است: زیرا برای امام حسین 20میلیون زائر می رود، ولی برای خانه خدا فقط 200هزار. آنها نمی دانند که سازمان مخوف حج! همه راهها را منوپل کرده، تا مردم را سرکیسه کند، بعد به حج بفرستد. شاید اولین سازمانی که: لاتاری را وارد اسلام و انقلاب کرد، همین سازمان بود. البته ایران خودرو یا هر سازمان دیگری، این کار را می کرد، مثلا برای ثبت نام خودرو، از مردم پول می گرفت، ولی وقتی سازمان حج این کار را کرد، مردم فکر کردند یک امر حلال و روش اسلامی است! در حالیکه در اسلام سلف خری، و خرید کالایی که تولید نشده و: به رویت نرسیده باطل است. حتی سازمان حج، ربا را هم حلال کرد! البته بانکها قبلا این کار را کرده بودند، ولی بانک اصلا یعنی ربا ولی، از سازمان حج چنین انتظاری نمی رفت: که از مردم بخاطر ثبت نام پول بگیرد، بعد اگر نوبت آنها شد، به قیمت روز محاسبه کند، و برای مدتی هم که پول خوابیده! بهره به صاحب پول بدهد. لذا از نظر عملکرد چنان: مخوف و ضد اسلام عمل می کند که: حتی مراجع هم در این خصوص ساکت هستند، تا مبادا حج مردم اشکال پیدا کند. غیر از این، شاید بگویند این فشار عربستان است! که ایرانی ها باید از سوی سازمان حج اعزام شوند. باید پرسید آنها خجالت نمی کشند؟ یک عرب یهودی پیزوری را، اجازه می دهند در امور داخلی ایران دخالت کند، و به آن افتخار هم می کنند؟ عربستان کلا متعلق به ایران بوده! به این قرن اخیر و توطئه های استعمار دلخوش نکنند. علاوه بر اینکه قبرستان بقیع، یا مسجد پیامبر و یا خانه خدا، ملک خصوصی کسی نیست! که بخواهد خط مشی تعیین کند. خانه خدا اسمش می گوید: خانه خدا هست نه، خانه ملک سعود یا هر خر دیگر! و اگر کسی هم این ادعا را داشته باشد، باید از روی زمین محو شود. حالا سازمان حج بجای اعدام: آل سعود متجاوز به حقوق خداوند و: املاک رسول الله و ائمه، از آنها اجازه و خط مشی می گیرد؟ زمین خانه خدا و: مستحدثات آن متعلق به حضرت ابراهیم هست، که آن را تجدید بنا نمود و: بعد از او به اولاد صالحش می رسد، نه یک عده دزد سرگردنه: خبیث مثل آل سعود. زمین مسجد الرسول و بقیه مسجد ها هم وقف است، در مالکیت کسی در نمی اید. و اگر کسی هم مدعی شد! باید به عنوان موقوفه خوار شلاق زده، و از او پس گرفته شود. حالا سازمان حج بگوید که: انجا سرزمین آل سعود است، و اختیارش با آنها است! شایعه مرگ 20نفر از زائران ایرانی را هیچ می انگاریم، شایعه تجاوز بیش از حد را هم از گوشمان بیرون می کنیم، ولی تخریب بقیع که دیگر شایعه نیست. جلوگیری از بازسازی آن که شایعه نیست. این امر که آنجا متعلق به سعودی ها است، و آنها هرکاری گفتند باید اطاعت کرد! درحالیکه این ملک خریداری شده، یعنی تمام کسانی که در انجا دفن شدند، قبر خود را خریده اند: تا محل دفن آنها غصبی نباشد. حالا اگر کسی هم ادعای مالکیت بکند، اولاد ائمه هستند نه یک یهودی سعودی آدمکش! لذا زیارت رفتن و بازسازی بقیع، امری است که باید از سوی همه مردم پیگیری شود. سازمان حج اگر کمکی نمی کند، مانع هم نشود. زیرا مشتاقان مکه بیشتر از: مشتاقان کربلا اگر نباشد، کمتر نیستند. حتی آنها آمادگی دارند پای پیاده بروند. زیارت چهار امام در بقیع از: زیارت یک امام در کربلا، مهمتر نباشد کمتر نیست، لذا باید دولت سازمان حج را منحل کند! و آل سعود را مجبور کند که: ویزا را حذف کند تا همه مردم، با هر توانی که دارند بروند. اینطور نباشد که در آرزوی زیارت خانه خدا، با وجود استطاعت و توانایی کامل، از دنیا بروند.

Free solitary hajj should be done.

On the eve of Arbaeen Hosseini, one has to do something unpopular, one of the main doubts of the ceremony is that: The Wahhabis propagate: Imam Hussein is God of Shiites: for Imam Hussein 20 million pilgrims are going, but for the house of God only 200 thousand . They do not know that the hideous organization! Manuals all the roads to smash the people, then send them to Hajj. Perhaps the first organization that brought the lottery into Islam and the revolution was the same organization. Of course, Iran Khodro or any other organization did it, for example, to register a car, it would cost people money, but when the Hajj did it, people thought it was a legitimate and Islamic way! While in Islam, there is nothing wrong with buying a product that is not produced and: not seen, is invalid. Even the Hajj organization has made it a lawful decision! Of course, the banks had already done this, but the bank did not expect the Hajj organization to get any money from it for registration, but if it turned out, it would calculate the price of the day, and for some time Sleep money! Benefit to the owner. Therefore, in terms of its performance, it acts so dreadful and anti-Islam that even the authorities are silent in this regard, so that the pilgrimage of the people will not be difficult. Other than that, maybe it's Saudi pressure! That the Iranians should be sent by Hajj organization. Should they not be embarrassed? What does a Jewish Arabs call Pizouri, who allow them to interfere in Iran's internal affairs, and are proud of it? Saudi Arabia belongs to Iran as a whole! Do not enjoy this colonial plot in recent centuries. In addition to the fact that the Baqi Cemetery, either the Prophet's mosque or the house of God, is not a private property! Who wants to set a policy. God's house says: God's house is not, house of Saudi property or any other donkey! And if anyone has this claim, they should disappear from the ground. Now the organization of Hajj instead of execution: Al-Sa'd, violator of the rights of God and: the properties of the Prophet and his followers, will they be allowed? The land of the house of God and: Its tents belong to Abraham, who rebuilt it: After him, he reaches his right descendants, not a few stealing thieves: evil like Al Saud. The land of Al-Rasul Mosque and the rest of the mosques are dedicated, not owned by anyone. And if someone claimed it! He must be whipped up as an endowment to the devotee, and be taken back from him. Now the Hajj says: "There is Al Saud land, and it's with them!" We do not think of the death of the 20 Iranian pilgrims as rumors of excessive rape, but the destruction of the boat that is no longer rumored. Avoid rebuilding it that is not rumored. This is what belongs to the Saudis, and they said they should obey! While the property was purchased, all those who were buried there purchased their graves: so that their burial place is not usurped. Now if anyone claims to own the property, they are the descendants of the Imams, not a Saudi assassin. Therefore, pilgrimage and restoration is something that should be pursued by all people. Hajj's organization does not hurt if it does not help. Because the enthusiasts of Mecca are more than: Karbala's enthusiasts, if not, are less. Even they are ready to walk. The pilgrimage of the four Imams in Baqi: The pilgrimage of an Imam is not less important in Karbala, so the government must disband the Hajj! And force Al Saud to: remove the visa, so that all people will go to whatever they can. It is not to be lost in the wish of the pilgrimage of the house of God, despite their full potential and ability.

وينبغي أن يتم الحر الانفرادي الحر.

عشية الأربعين حسيني، يتعين عليك أن تفعل ذلك شك ضرب لا أحد يشك في أهمية هذا الحدث هو: الوهابيين تعزيز الإمام الحسين، الله الشيعة: لأن للإمام الحسين 20 مليون الحجاج يذهب، ولكن لبيت الله فقط 200000 . انهم لا يعرفون أن التنظيم البشعة! كتيبات كل الطرق لتحطيم الناس، ثم إرسالها إلى الحج. ولعل المنظمة الأولى التي جلبت اليانصيب في الإسلام والثورة هي نفس المنظمة. بينما في الإسلام، لا يوجد شيء خاطئ في شراء المنتج الذي لم يتم إنتاجه و: لا يرى، غير صالح. حتى منظمة الحج جعلته قرارا قانونيا! البنوك قد فعلت، ولكن البنك على الفائدة ولكن، من الحج لم يكن من المتوقع هذا أن الناس مقابل المال تسجيل هو، في المرة القادمة كنت تحويلها، ويتم احتساب السعر، والوقت الذي النوم المال! الاستفادة من المالك. لذلك، من حيث أدائها، فإنه يعمل مخيف جدا ومكافحة الإسلام حتى أن السلطات صامتة في هذا الصدد، حتى أن الحج من الناس لن يكون صعبا. بخلاف ذلك، ربما يكون الضغط السعودي! أن الإيرانيين ينبغي أن ترسل من قبل منظمة الحج. ألا ينبغي أن يكونوا محرجين؟ ما الذي يدعو اليه اليهود اليهود بيزوري، الذين يسمحون لهم بالتدخل في الشؤون الداخلية لإيران، وفخورون به؟ المملكة العربية السعودية تنتمي إلى إيران ككل! لا تتمتع هذه المؤامرة الاستعمارية في القرون الأخيرة. بالإضافة إلى حقيقة أن مقبرة البقيع، سواء المسجد النبوي أو بيت الله، ليست ملكية خاصة! من يريد تعيين سياسة. بيت الله يقول: بيت الله ليس، بيت الملكية السعودية أو أي حمار آخر! وإذا كان أي شخص لديه هذا الادعاء، يجب أن تختفي من الأرض. الآن تنظيم الحج بدلا من الإعدام: السعد، منتهك حقوق الله و: خصائص النبي وأتباعه، هل سيسمح لهم؟ أرض مسجد الرسول وبقية المساجد مكرسة، لا يملكها أي شخص. وإذا ادعى شخص ما ذلك! يجب أن يكون جلد كوقود إلى المحب، ويؤخذ منه. الآن يقول الحج: "هناك أرض آل سعود، وانها معهم!" نحن لا نفكر في وفاة الحجاج الإيرانيين العشرين كشائعات عن الاغتصاب المفرط، ولكن تدمير القارب الذي لم يعد يشاع. تجنب إعادة بناء ذلك الذي لا يشاع. هذا ما ينتمي إلى السعوديين، وقالوا إنهم يجب أن يطيعوا! في حين تم شراء العقار، كل أولئك الذين دفنوا هناك اشتروا قبورهم: حتى لا يتم اغتصاب مكان دفنهم. الآن إذا كان أي شخص يدعي امتلاك الممتلكات، هم أحفاد الأئمة، وليس قاتل السعودية. ولذلك، فإن الحج والاستعادة أمر ينبغي أن يسعى إليه جميع الناس. منظمة الحج لا تؤذي إذا لم تساعد. لأن عشاق مكة أكثر من: عشاق كربلاء، إن لم يكن، هم أقل. حتى انهم على استعداد للسير. الحج من الأئمة الأربعة في باقي: الحج من الإمام ليس أقل أهمية في كربلاء، لذلك يجب على الحكومة حل الحج! وإجبار آل سعود على: إزالة التأشيرة، حتى يتسنى لجميع الناس يذهبون إلى كل ما في وسعهم. لا ينبغي أن تضيع في رغبة الحج من بيت الله، على الرغم من كامل إمكاناتها وقدرتها.

Fərdi Həcc azad edilməlidir.

Arbaeen Hüseyni ərəfəsində, siz şübhə heç bir bu tədbirin əhəmiyyəti şübhə döymək lazımdır: vahabilər İmam Hüseyn, Allah şiələri təşviq: İmam Hüseyn 20 milyon zəvvarlar üçün gedir, çünki, lakin Allahın evi yalnız 200 min . Onlar qəbih Həcc ki, bilmirəm! Bütün yollar sonra insanlar fleece Həcc göndərmək üçün monopole gətirib. Bəlkə İslam və inqilab, eyni təşkilata lotereya daxil ilk təşkilatdır. İslam isə, Futures və istehsal və saxta görmək deyil mal almaq. Hətta Həcc, solvent sələmçilik idi! Bu qeydiyyat pul insanlar gözlənilir deyil Həcc artıq olduğu banklar, lakin faiz bank lakin, növbəti dəfə qiymət hesablanır, onları çevirmək və bir müddət üçün pul yalançı! sahibinə pul verin. Əks halda, Səudiyyə təzyiq bu demək bilər! İran Həcc ilə göndərilməlidir. Onlar xahiş xəcalətli olmamalıdır? Ərəb və yəhudi Pissouri, İranın daxili işlərinə müdaxilə imkan və bununla fəxr edirik? Səudiyyə İran tam mülkiyyətində olan! Ötən əsrin müstəmləkəçilik və sahələri xoşbəxt deyil. Baqi qəbiristanlıq və ya Peyğəmbərin məscidi və ya Allahın evi olmaqla yanaşı, hər kəs xüsusi mülkiyyət var! Bu siyasət müəyyən olacaq. Allahın House, adı Allahın evi, King Saud ev və ya hər hansı digər eşşək deyil deyir! Əgər iddia hər kəs məhv olmalıdır. İndi əvəzinə Həcc icra Allahın və Peyğəmbərin və imamların əmlak hüquqlarının Səudiyyə trampling, onlar siyasəti icazə verilir? Rəsul məscid və məscid hər kəs məxsus deyil, bəxş edilir. Və heç bir iddia əgər! Lazımdır ianə yiyen kimi flogged olunacaq və o, geri. Bu əl-Səud torpaq və onları təmin edir: İndi həcc demək! onun yenidənqurma bir söz-söhbət deyil qarşısını alır. fakt o Səudiyyəlilər məxsusdur ki, onlar hər şey itaət olunmalıdır! əmlak onlar dəfn yerini qəsb qədər torpağa verildi edənlər öz məzarını alıb o deməkdir ki, satın baxmayaraq deyil. Kimsə bunu iddia varsa, uşaqlar yəhudi rəhbərləri Ərəbistanı Assassin deyil! Baqi həcc, bütün insanlar tərəfindən təqib edilməlidir şey. Bu kömək etməsə Həcc təşkilat onu mane deyil. az istəyən deyil, əgər Kərbəla meraklıları üçün Məkkəyə daha çox. Onlar hətta piyada getmək hazırlanır. türbə dörd İmam Baqi həcc Kərbəlada bir imam, az əsası, Həcc həll etməlidir hökumət! onlar hər ilə getmək olar ki, bütün insanlar üçün viza rədd et və Səudiyyə güc.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۴۱ نظر(0)

اظهارات ترامپ در سازمان ملل، نشان داد که دولت سفاک و زورگوی آمریکا، بزودی ساقط خواهد شد! زیرا روسای جمهور قبل، هیچگاه از کشورهای دیگر نمی ترسیدند، ولی او نشان داد که حتی از: کوبا یا ونزوئلا هم می ترسد و: این کشورها را تهدیدی بر علیه تاج و تخت خود می داند. البته ذکر نام ایران یا سوریه، چون از قبل هم بوده نشان از ترس دائمی دولت: خود خواه آمریکا می باشد. بطور طبیعی این اظهارات سخیف، موضع تمام مردم و یا حتی تمام دولتمردان آمریکا نیست، زیرا که اگر دولت آمریکا سرنگون شود، باید از بین همین مردم دولت جدیدی تشکیل شود. تنها تفاوت آن این است که مردم دنیا، دیگر دشمن دولت جدید نخواهند بود! بلکه همزیستی مسالمت آمیز شروع خواهد شد. باید دانست که روسای جمهور قبل، تهدیدات را حس کرده بودند، و میدانستند که تاج و تخت روسای جمهور آمریکا، که نزدیک دویست سال است: خون مردم را در شیشه کرده اند، بزودی از بین خواهد رفت. اما اینقدر احساس ضعف نمی کردند. حتی بوش و یا اوباما تصور می کردند: با حمله به عراق یا افغانستان، میتوانند مانع سقوط آمریکا شوند. اما اکنون بر آنها ثابت شده که: نمی دانند از کجا ضربه نهایی را خواهند خورد. استیصال اطلاعاتی و ناتوانی: تشخیص مشکل اصلی، آنها را بر ان داشته تا: با تمام مردم دنیا دشمن شوند. ابتدا تصور می کردند: فقط خاورمیانه است و یا: تنها ایران است که با: زورگویی ها و خودخواهی های آنها مخالف است، ولی الان می بینند که در: اروپا و آسیای دور و آفریقا نیز، مردم آنها را  دور می ریزند و می گویند: یانکی ها به خانه برگردید. ترامپ اعتراف کرد که: حتی در حیاط خلوت خود، یعنی آمریکای لاتین هم، مردم از او ناراضی هستند. به نظر ما مردم خود آمریکا بیشتر ناراضی هستند! ولی دستشان به جایی نمی رسد. آمریکا مانند یک زندان بزرگ است که: دور آن را آب ها و اقیانوس ها، احاطه کرده و مردم راه فراری ندارند. البته مدتی مکزیک یا کوبا، محل فراریان بود ولی باز هم، در دسترس اف بی ای و سیا بودند. گرچه امروز ونزوئلا توانسته تا: حدودی مردم ناراضی را در خود جای دهد، ولی همین امر باعث شده تا: دولت آمریکا در صدد سرنگونی: دولت ونزوئلا یا کوبا بر آید. و این حرفهای ترامپ، تاییدی بر این مدعا است. اما برای چندمین بار باید گفت: که سخنان زشت و بی پایه و اساس ترامپ، فقط نظر شخصی اش بوده و: نظر مردم آمریکا نیست. شاید نتانیاهو و چند جلاد دیگر، از حرفهای او تمجید کنند، ولی مردم آمریکا در کف خیابان ها، نشان دادند که حرفشان چیز دیگری است. وظیفه مردم آمریکا از امروز، سخت تر شد، آنها باید ترس از: اف بی ای و سازمان سیا و پنتاگون را کنار بگذارند. واین دیوانه را از میدان بردارند. البته نباید یک نفر دیوانه تر! را جای او بگذارند، زیرا سیستم آمریکا دیوانه پرور است: و ترامپ جدیدترین مدل تولیدی این سیستم است. لذا باید سیستم را متلاشی کنند. تنها راه متلاشی کردن این سیستم هم، اعتقاد به شهادت و نترسیدن از: مرگ یا شکنجه هست. نسل های گذشته آمریکا به دلیل فراری بودن، یا تبعیدی های اروپا و اسیایی، و نداشتن زمین، مجبور شده بودند زورگو باشند، تا بتوانند از سرخپوستان زمین و: از سیاهپوستان کار بگیرند. ولی امروز همه شهروند آمریکا هستند. و باید بدانند که صاحب زمین و: شهرهای آمریکا می باشند. و این زمین و شهر ها را، برای آیندگان خود باقی خواهند گذاشت. لذا باید که از حالت ترس و خوش نشینی بیرون ایند، و مانند یک شهروند واقعی، برای حکومت خود تصمیم بگیرند: تصمیمی برای تعامل سازنده با دنیا.

America's siege gets tighter:

Tramp's remarks at the United Nations showed that the ghostly government of the United States would soon be abandoned! Because former presidents were never afraid of other countries, he showed that he even fears Cuba or Venezuela: they see these countries as a threat to their throne. Of course, the mention of the name of Iran or Syria, since it was already a sign of the constant fear of the state: whether it is the United States itself. Naturally, Sathyat's statements are not the position of all people, or even all of the US administration, because if the American government is overthrown, then a new government must be formed from these same people. The only difference is that the people of the world will no longer be the enemy of the new government! But peaceful coexistence will begin. It should be known that former presidents had felt threats, and they knew that the throne of the American presidents, who was nearly two hundred years old: Blood people in glass, will soon be destroyed. But they did not feel so weak. Even Bush or Obama thought that they could prevent the collapse of the United States by invading Iraq or Afghanistan. But now it's proved to them: they do not know where they will hit the final. Intelligence Desperation and Inability: Identifying the main problem has led them to become enemies with all the world's people. First, they thought: It is only the Middle East or Iran: it is only Iran that opposes their bullying and selfishness, but now they see that in Europe and in the distant Asia and Africa, people are throwing them away and saying : Yankees go home. Tramp admitted that: Even in his backyard, Latin America, people are unhappy with him. In our opinion, our American people are most unhappy! But their hands do not get anywhere. America is like a big prison: surrounded by waters and oceans, and people do not have an escape route. For a while, Mexico or Cuba was the place of the fugitives, but they were still available to the FBI and the CIA. Although today Venezuela has managed to: somewhat accommodate dissatisfied people, it has caused: the US government is about to overthrow the Venezuelan government or Cuba. And this is the tramp, which confirms this claim. But for a number of occasions, it must be said that the ugly and unfounded remarks of Trump are just his personal opinion: not the American people's opinion. Perhaps Netanyahu and several other people would praise his words, but the American people showed up on the floor of the streets that they were talking about something else. The task of the American people has become harder than today, they should be afraid of: FBI and the CIA and the Pentagon. They will take this crazy out of the field. Of course one should not be crazy! Because the American system is crazy: and Trump is the newest model in the system. So you have to break the system. The only way to dismantle this system is to believe in martyrdom and not to fear: death or torture. Former American generations had to be bullied because they were runaway, or exiled from Europe and Asia, and lack of land, so that they could employ indigenous peoples: from black people. But today all are American citizens. And they must know that the landowner is: America's cities. And they will leave the land and the cities for their posterity. Therefore, they must come out of fear and rejoicing, and, like a real citizen, decide for their own government: a decision to constructively engage the world.

حصار أمريكا يحصل أكثر تشددا:

وأظهرت تصريحات ترامب في الأمم المتحدة أنه سيتم قريبا التخلي عن حكومة شبح الولايات المتحدة! ولأن الرؤساء السابقين لم يخافوا أبدا من بلدان أخرى، أظهر أنه يخشى كوبا وفنزويلا: فهم يرون أن هذه البلدان تشكل تهديدا لعرشهم. بالطبع، ذكر اسم إيران أو سوريا، لأنه كان بالفعل علامة على الخوف المستمر من الدولة: ما إذا كانت أمريكا نفسها. وبطبيعة الحال، فإن تصريحات ساثيات ليست موقف جميع الناس، أو حتى من كل الإدارة الأمريكية، لأنه إذا تم الإطاحة بالحكومة الأمريكية، يجب تشكيل حكومة جديدة من هؤلاء الناس أنفسهم. والفرق الوحيد هو أن شعوب العالم لن تكون عدوا للحكومة الجديدة! ولكن التعايش السلمي سيبدأ. وينبغي أن يكون معروفا أن الرؤساء السابقين كانوا يشعرون بالتهديدات، وأنهم يعرفون أن عرش الرؤساء الأمريكيين، الذين يبلغ عمرهم قرابة مائتي عام: شعب الدم في الزجاج، سيدمر قريبا. لكنهم لم يشعروا بالضعف. حتى بوش أو أوباما اعتقدوا أنها يمكن أن تمنع انهيار الولايات المتحدة بغزو العراق أو أفغانستان. ولكن الآن ثبت لهم: انهم لا يعرفون أين سيصطدمون النهائي. الاستخبارات واليأس والعجز: أدى تحديد المشكلة الرئيسية بهم إلى أن يصبحوا أعداء مع جميع شعوب العالم. أولا، كانوا يعتقدون: انها فقط الشرق الأوسط أو إيران: إنها إيران الوحيدة التي تعارض البلطجة والأنانية، ولكنهم يرون الآن أنه في أوروبا وفي آسيا البعيدة وأفريقيا، الناس يلقونهم بعيدا ويقولون : يانكيز العودة إلى ديارهم. اعترف ترامب أن: حتى في الفناء الخلفي له، أمريكا اللاتينية، والناس غير راضين عنه. في رأينا، شعبنا الأمريكي أكثر تعاسة! ولكن أيديهم لا تحصل في أي مكان. أمريكا مثل سجن كبير: محاطة بالمياه والمحيطات، والناس ليس لديهم طريق الهروب. كانت المكسيك أو كوبا مكان الهاربين، ولكنها كانت لا تزال متاحة لمكتب التحقيقات الفدرالي ووكالة المخابرات المركزية. على الرغم من أن فنزويلا اليوم تمكنت من: استيعاب بعض الناس غير راضين إلى حد ما، فقد تسبب في: الحكومة الأمريكية على وشك الإطاحة بالحكومة الفنزويلية أو كوبا. وهذا هو المشدود الذي يؤكد هذا الادعاء. ولكن في عدد من المناسبات، يجب أن يقال إن التصريحات القبيحة التي لا أساس لها من ترامب هي مجرد آرائه الخاصة: وليس رأي الشعب الأمريكي. ربما كان نتنياهو وعددا من الناس الآخرين يثنيون على كلماته، ولكن الشعب الأمريكي ظهر على أرضية الشوارع التي كانوا يتحدثون فيها عن شيء آخر. أصبحت مهمة الشعب الأمريكي أصعب من اليوم، يجب أن يخافوا من: مكتب التحقيقات الفدرالي ووكالة المخابرات المركزية والبنتاجون. وسوف تأخذ هذا مجنون للخروج من الميدان. بالطبع لا ينبغي أن يكون مجنون! لأن النظام الأمريكي هو مجنون: وترامب هو أحدث طراز في النظام. لذلك لديك لكسر النظام. والطريقة الوحيدة لتفكيك هذا النظام هي الاعتقاد بالاستشهاد وليس الخوف: الموت أو التعذيب. فالأجيال الأميركية السابقة يجب أن تتعرض للتخويف لأنها هاربة أو منفاة من أوروبا وآسيا، والافتقار إلى الأراضي، حتى يتمكنوا من توظيف الشعوب الأصلية: من السود. ولكن اليوم جميعا مواطنين أمريكيين. وعليهم أن يعرفوا أن مالك الأرض هو: مدن أمريكا. وسوف يغادرون الأرض والمدن لأجيالهم. لذلك، يجب أن يخرجوا من الخوف والإبتهاج، وكما هو الحال بالنسبة للمواطن الحقيقي، يقررون حكومتهم: قرار المشاركة البناءة مع العالم.

Amerika mühasirəsi daha sərtləşir:

Tramp'un Birləşmiş Millətlər Təşkilatının sözləri, Amerika Birləşmiş Ştatlarının ürkütücü hökuməti tezliklə tərk ediləcəyini göstərdi! artıq qorxu daimi dövlət göstərdiyi kimi, əlbəttə ki, İran və Suriya adı: America eqoist deyil. Tək fərq, dünya xalqı artıq yeni hökumətin düşməz olacağıdır! Lakin sülhün bərqərar olması başlayacaqdır. Ancaq onlar zəif hiss etmədilər. Hətta Bush və ya Obama, İraq və ya Əfqanıstanı işğal edərək ABŞ-ın dağılmasının qarşısını ala biləcəklərini düşünürdü. Amma indi bunlar sübuta yetirildi: finala nəyin qaçdığını bilmirlər. Kəşfiyyat çarəsizliyi və qüdrətsizlik: Əsas problemin müəyyən edilməsi onları dünya xalqı ilə düşmən halına gətirib çıxardı. Ilk fikir: Just Middle East ya sataşma və onlara qarşı eqoizm, lakin indi onlar Avropa və Uzaq Şərq və Afrika, insanlar onlar atmaq və demək ki, görəcəksiniz ki, yalnız İran Yankees evə getdi. Tramp etiraf etdi ki: Hətta bağçasında, Latın Amerikasında, insanlar onunla bədbəxtdirlər. Bizim fikrimizcə, Amerika xalqımız ən bədbəxtdir! Amma əlləri heç bir yerə getmir. Amerika böyük bir həbsxanaya bənzəyir: suları və okeanları əhatə edir, insanlar isə bir qaçış yolu yoxdur. Əlbəttə ki, hicrət hələ mövcud idi Meksika və ya Kuba, isə FBI və CIA idi. Venesuela edə bu gün olsa da onların yerində bədbəxt bəzi insanlar, lakin bu hökumət Amerikanı devirmək səbəb oldu: Venesuela və ya Kuba hökuməti. Və bu iddianı təsdiq edən tramp. Sahədən çıxan bu çılğınları alacaqlar. Əlbəttə bir dəli deyil! Amerika sistemi deli olduğundan, və Trump sistemin ən yeni modeli. Yəni sistemin pozulması lazımdır. Bu sistemi sökmək üçün yeganə yol şəhadətə inanmaq və qorxmamaqdır: ölüm və ya işgəncə. Amma bu gün hamısı Amerika vətəndaşlarıdır. Onlar torpaq sahibinin olduğunu bilsinlər: Amerika şəhərləri. Onlar torpaqları və şəhərləri öz övladları üçün tərk edəcəklər.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۶/۱۳۹۶ - ۱۷:۲۷ نظر(0)

www.mahinnews.ir

پایگاه خبری بین المللی ماهین نیوز  

تحلیلی خبری سیاسی فرهنگی اقتصادی، به چهار زبان فارسی انگلیسی عربی آذری. دارای مجوز شماره 26237/92  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سید احمد حسینی ماهینی

  تلفن 02133166179همراه و تلگرام 09120836492

آدرس: تهران خیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه دوم واحد 7 

77646634فاکس

ماهین نیوز قصد دارد با ارائه اخبار و تحلیل های فرهنگی سیاسی اقتصادی، دنیا

را به دهکده جهاین نزدیکتر کند

sahmahini@yahoo.com

 

ندای ماهین

www.nedayemahin.ir

ماهنامه سیاسی اقتصادی

تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی

آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه دوم واحد 9

mahinvare@gmail.com

 

خیلی ها سعی می کنند: بین بانکداری« ربوی و اسلامی» یک خط بکشند. و خیلی از اینها بیشتر هم، سعی دارند این خط را پاک کنند. سیف و دیگران سعی دارند: بهره ها را پایین بکشند، ولی از ما بهتران آن را بالاتر از گذشته می برند. قانون را دور می زنند، به آن هم افتخار می کنند. مثلا سود سپرده ها 12درصد اعلام شد، ولی بانکها فوری گفتند: ما روز شمار می دهیم! یعنی نرخ بهره مرکب که تا 200درصد، بالابود به وجود می اورد. 365روز را هر روز، در 12درصد ضرب کنید! ببینید چه رقمی می شود. (1.12بتوان 365!) که حتی با لگاریتم هم، نمی توان حساب کرد. لذا باید دانست که برای بانکها، قانون معنی ندارد! بلکه آنها محاسبات ذهنی خودشان را ملاک میدانند، و هر راهی که بتوانند: جیب مشتری را بیشتر خالی کند. زیرا این نوع تبلیغات، دارای درآمد واقعی! و هزینه احتمالی است. این قاعده می گوید: شما وقتی می گویید: بهره روز شمار و برای مشتری توضیح می دهید، آب از لب و لوچه مشتری می ریزد! فوری پولش را در حساب می گذارد. ولی این شمایید که فردا، می توانید به هزاران بهانه، آن را پرداخت نکنید: مثلا بگویید دولت اجازه نداد، بانک مرکزی مانع شد و.! کلا بورس و بیمه و بانک، از این قاعده استفاده می کنند: مثلا قرعه کشی ها را ببینید، رقم های خیالی برای جایزه تعیین می شود، که مشتری فوری به طرف افتتاح حساب می رود. ولی هرگز کسی این رقم ها را برنده نمی شود، یا جشنواره ها و قرعه کشی ها فراموش می شود، و یا یک تغییر کوچکی در برنامه ها داده می شود: مثلا تمدید می کنند، تا مردم فراموش می کنند: چه قولهایی داده شده است. قاعده دیگری که بانکها استفاده می کنند، شعار بر روی ارزشهای جامعه و: اغراق در آنها، مثل اجرای بانکداری اسلامی یا انجام امور خیریه. با ذکر بانکداری اسلامی، میزان اعتماد مردم بالا می رود، و سپرده نزد بانکها افزایش می یابد، ولی از اسلام خبری نیست. برخی از علما فقط می کوشند: بهره و ربا را برای مردم از هم جدا کنند، در حالیکه در اسلام، اصل وام یا بدهی را هم، به زور نباید گرفت. لذا صدور هرنوع حکم اجرا یا: مصادره دارایی یا توقیف اموال، کاملا غیر اسلامی است. زیرا قران می فرماید: شما قرض را به خدا بدهید! یعنی پس گرفتن آن هم از خدا باید باشد، و کسی نمی تواند خدا را دستگیر یا زندانی کند! درجای دیگر قران ذکر شده: اگر به کسی قرض دادید یا وام پرداختید، او نتوانست به موقع پس بدهد، به او مهلت دهید! و اگر آن را ببخشید برای شما بهتر است. یعنی وام دادن در اسلام، واقعا قرض الحسنه است، و برای خدا است. و اگر کسی نداشت که پس بدهد، در امان خدا است: (المفلس فی امان الله). حالا ببینید بانکها چه کلکی می زنند تا: خدا یا بنده خدا را، دستگیر و زندانی کنند، اموالش را توقیف و مصادره نمایند! آنها می گویند: ما به خاطر بدهی کسی را تحت پیگرد قرار نمی دهیم، بلکه بدلیل نقض عهد و: عدم اجرای قرارداد جریمه می کنیم. بنابر این می بینیم که بانکها، همه چیز را همانطور که می خواهند می بینند. و چیزی بنام اسلام و: خدا و قران و انصاف نمی شناسند، برای همین است که خداوند هم، آنها را دشمن خود معرفی کرده! و می فرماید کسی که ربا را با معامله یکی بداند، یا رباخواری درپیش بگیرد، همانا با خدا اعلام جنگ نموده است. این است که پول بانکها هم برکت ندارد، با اینهمه ثروت و دارایی و: دزدی های زیاد، همیشه ورشکسته هستند! اگر روزی صورتحساب واقعی به مردم بدهند، آن روز، روز مرگ آن ها است. لذا همه صورتحساب های آنها صوری است: پر از در آمدهای کاذب، دارایی های نامرئی و: با قیمت های نامتعارف است. آنها حداقل 5نوع ترازنامه دارند! یکی برای دارایی که مالیات کمتر بدهند. دوم برای مردم که سود را کمی بیشتر نشان دهد. سوم برای سهامداران، که سود را خیلی بیشتر نشان دهد. چهارم برای مدیران که: سود را عالی نشان دهد تا پاداش بگیرند. پنجم برای بانک مرکزی تا کمتر درصد پرداخت کنند.

Principle of debt, there is no execution sentence!

Many try to: line between banking and Islamic banking. And most of them try to clear this line. Mr. Seif and others are trying to lower the interest, but they make it better than before. Take away the law, they are proud of it. For example, the profits of deposits were announced at 12%, but the banks immediately said: We count the day! That is compounding compound interest rates up to 200%. Multiply 365 days every day, at 12%! See what the number is. (1.12 can be 365!) That cannot be counted even with logarithms. Therefore, it should be known that the law does not make sense for banks! Instead, they determine their own mental calculations, and any way they can: empty the customer's pocket further. Because this kind of advertising has real income! And the cost is likely. The rule says: When you say: The day's interest and you explain to the client, the water drops from the lips and the customer! Instantly pays for her money. But you see that tomorrow, you cannot pay for thousands of excuses: say the government did not let it, the central bank was prevented and. Shares and insurers and banks use this rule: for example, draw lots, imaginary figures for the prize, which the immediate customer will pay for the opening. But never one will win those figures, or festivals and sweepstakes will be forgotten, or a small change will be given in programs: for example, they will renew, so people forget: what promises have been given. The other rule that banks use is a slogan on the values ​​of society: Exaggeration in them, such as the implementation of Islamic banking or charitable work. With the mention of Islamic banking, the level of people's trust increases, and deposits reach banks, but there is no news of Islam. Some scholars are only struggling to: make a difference between people and usury, while in Islam, the principle of debt or debt should not be forcibly taken. Therefore, the issuance of any enforcement order or confiscation of property or seizure of property is completely un-Islamic. Because the Qur'an says: "Give God a loan!" That is, taking back from God must be, and no one can arrest or imprison God! The other part of the Qur'an is mentioned: If you loaned or loaned someone, he could not pay back on time, give him a respite! And if you forgive it, it's better for you. Naming a loan in Islam is really a loan to Allah, and it is for Allah. And if anyone did not have to give back, he is safe from Allah. Now, see what the banks are trying to do: God or God's servant, arrest and imprison, seize and confiscate his property! They say: We do not prosecute someone for debt, but because of a breach of the contract and: We do not pay a penalty. Therefore, we see that banks see everything as they wish. And there is something called Islam: God does not know the Qur'an and the fair, that is why God has declared them their enemy! And he says that he who declares war on God by treating one with a deal, or taking usurpation. That is, the money of the banks is not blessed, with so much wealth and assets: a lot of robberies are always bankrupt! If one day a real bill is given to the people, that day is the day of their death. Therefore, all their bills are formal: full of false positives, invisible assets, and at unconventional prices. They have at least 5 types of balance sheets! One for a tax-less asset. Second, for people who show a little more profit. Third, for stockholders, it will show much more profit. Fourth, for managers who are: Profit to show off to reward. Fifth for the central bank to pay less.

مبدأ الدين، لا يوجد حكم التنفيذ!

ويحاول الكثيرون: الربط بين المصارف والخدمات المصرفية الإسلامية. ومعظمهم يحاولون مسح هذا الخط. سيف وآخرون يحاولون خفض الفائدة، لكنهم يجعلونها أفضل من ذي قبل. يسلب القانون، فهم فخورون به. على سبيل المثال، تم الإعلان عن أرباح الودائع بنسبة 12٪، ولكن البنوك على الفور قال: نحن نعول اليوم! وهذا يضاعف أسعار الفائدة المركبة تصل إلى 200٪. مضاعفة 365 يوما كل يوم، في 12٪! انظر ما هو الرقم. (1.12 يمكن أن يكون 365!) لا يمكن عدها حتى مع اللوغاريتمات. ولذلك، ينبغي أن يكون معروفا أن القانون لا معنى بالنسبة للبنوك! بدلا من ذلك، فإنها تحدد الحسابات الذهنية الخاصة بهم، وبأي طريقة ممكنة: تفريغ جيب العميل أبعد من ذلك. لأن هذا النوع من الإعلانات لديه دخل حقيقي! ومن المرجح أن التكلفة. وتقول القاعدة: عندما تقول: مصلحة اليوم وتشرح للعميل، قطرات الماء من الشفاه والعميل! تدفع على الفور لأموالها. ولكنك ترى أن غدا لا يمكنك أن تدفع ثمن الآلاف من الأعذار: يقول الحكومة لم تسمح بذلك، تم منع البنك المركزي و. الأسهم وشركات التأمين والبنوك تستخدم هذه القاعدة: على سبيل المثال، سحب القرعة، أرقام الخيال للجائزة، والتي العميل يذهب فورا إلى فتح الحساب. ولكن لن يفوز أحد بهذه الأرقام، أو سوف تنسى المهرجانات واليانصيب، أو سيتم تقديم تغيير بسيط في البرامج: على سبيل المثال، سوف تجدد، حتى ينسى الناس: ما هي الوعود التي أعطيت . والقاعدة الأخرى التي تستخدمها المصارف هي شعار على قيم المجتمع: المبالغة فيها، مثل تنفيذ الصيرفة الإسلامية أو القيام بأعمال خيرية. ومع ذكر الصيرفة الإسلامية، يزداد مستوى ثقة الشعب، وتصل الودائع إلى البنوك، ولكن لا توجد أخبار عن الإسلام. بعض العلماء لا يكافحون إلا من أجل: إحداث فرق بين الناس والربا، بينما في الإسلام، مبدأ الدين أو الدين لا ينبغي أن يؤخذ قسرا. ولذلك، فإن إصدار أي أمر إنفاذ أو مصادرة ممتلكات أو مصادرة ممتلكات غير إسلامي تماما. لأن القرآن يقول: "أعطوا الله قرضا!" وهذا هو، والرجوع من الله يجب أن يكون، ولا أحد يستطيع اعتقال أو سجن الله! الجزء الآخر من القرآن هو ذكر: إذا كنت اقترضت أو اقترضت شخص ما، وقال انه لا يمكن أن تسدد في الوقت المحدد، وإعطائه مهلة! وإذا كنت يغفر ذلك، فمن الأفضل بالنسبة لك. تسمية القرض في الإسلام هو حقا قرض إلى الله، ومن أجل الله. وإذا كان أي شخص لا يضطر إلى إعادته، فهو آمن من الله. الآن، انظر ما تحاول البنوك القيام به: الله أو خادم الله، القبض والسجن، ومصادرة ممتلكاته ومصادرته! يقولون: نحن لا ملاحقة شخص للدين، ولكن بسبب خرق العقد و: نحن لا ندفع غرامة. لذلك، نرى أن البنوك ترى كل شيء كما يحلو لهم. وهناك شيء يسمى الإسلام: الله لا يعرف القرآن والمعرض، وهذا هو السبب قد أعلن الله لهم عدوهم! ويقول إنه الذي يعلن الحرب على الله من خلال معاملة واحدة مع صفقة، أو أخذ اغتصاب. أي أن أموال البنوك لا تبارك، مع الكثير من الثروة والأصول: الكثير من السرقة دائما مفلسة! إذا يوم واحد يتم إعطاء مشروع قانون حقيقي للشعب، في ذلك اليوم هو يوم وفاتهم. ولذلك، فإن جميع فواتيرها رسمية: مليئة بالإيجابيات الكاذبة، والأصول غير المرئية، وبأسعار غير تقليدية. لديهم ما لا يقل عن 5 أنواع من الميزانيات! واحد للأصول غير الضريبية. ثانيا، بالنسبة للأشخاص الذين يظهرون المزيد من الأرباح. ثالثا، بالنسبة للمساهمين، وسوف تظهر أكثر من ذلك بكثير الربح. رابعا، للمديرين الذين: الربح ليكون كبيرا لمكافأة. خامسا للبنك المركزي لدفع أقل.

Borc prinsipi, icra hökmü yoxdur!

Bir çoxları bankçılıq və İslam bankçılığı arasında əlaqə qurmağa çalışırlar. Və onların əksəriyyəti bu xəttini təmizləmək üçün çalışırlar. Seif və başqaları maraqları azaltmağa çalışırlar, amma əvvəllərdən daha yaxşıdırlar. Qanunu götür, onlar bununla qürur duyurlar. Məsələn, əmanətlərin mənfəəti 12% -də elan edilmişdi, lakin banklar dərhal dedilər: "Günü sayırıq! Bu, mürəkkəb faiz dərəcələrini 200% -ə qədər artırır. Hər gün 365 gün, 12% -ə çarpın! Sayının nə olduğunu gör. (1.12 ola bilər! 365!) Bu da logarithms ilə sayılmaz. Buna görə də, qanun banklar üçün məntiqli deyildir! Bunun əvəzinə, öz zehni hesablamalarını və istənilən şəkildə edə bilərlər: müştərinin cibini daha da boşaltın. Çünki bu cür reklam real gəlir! Və xərcləri çox güman ki. Qaydada deyilir: Əgər deyirsiniz: Günün maraqları və müştəri üçün açıqlama, su dodaqlardan və müştəridən axır! Dərhal pulunu ödəyir. Amma sabah, minlərlə bəhanə üçün ödəniş edə bilməzsiniz: hökumət bunu icazə vermədi, mərkəzi bank qarşısı alındı ​​və. Səhmlər, sığortaçılar və banklar bu qaydan istifadə edirlər: məsələn, dərhal müştərinin açılması üçün ödəyəcəyi mükafat üçün çox sayda xəyali rəqəmlər çəkin. Amma bu rəqəmləri heç kim qazana bilməyəcək, ya da festival və piyangolar unutulmayacaq və ya proqramlarda kiçik bir dəyişiklik veriləcəkdir: məsələn, yenilənəcəkdir, belə ki insanlar unuturlar: nə vaxtsa verilmişdir . Bankların istifadə etdiyi digər qayda cəmiyyət dəyərlərinə şüar edir: İslam bankçılığı və ya xeyriyyə işlərinin həyata keçirilməsi kimi onların içərisində şişirtmə. İslam bankçılığından söz açarkən, insanların etibar səviyyəsi yüksəlir və əmanət banklara çatır, ancaq İslam xəbərləri yoxdur. Bəzi alimlər yalnız mübarizə aparır: insanlar və insanlar arasında fərq yaratmaq, İslamda borc və ya borc prinsipi zorla alınmamalıdır. Buna görə hər hansı icra əmri verilməsi və ya əmlakın müsadirə edilməsi və ya əmlakın ələ keçirilməsi tamamilə İslam dini deyildir. Çünki Quranda deyilir: "Allahı bir borc ver!" Yəni, Allahdan dönməli olmalı və heç kim Allahı həbs edə bilməz və ya həbs edə bilməz! Quranın digər bir hissəsində qeyd olunur: Əgər bir kəsə borc verdiyiniz və ya borc verdiyiniz zaman, geri qaytarmaq, ona möhlət verə bilmədi! Əgər onu bağışlasanız, sizin üçün daha yaxşıdır. İslamda kredit vermək, həqiqətən, Allah üçün bir kreditdir və Allah üçündir. Hər kəs geri vermək istəməzsə, Allahdan təhlükəsizdir. İndi banklar nə etməyə çalışırlar: Allah və ya Allahın xidmətçisi, həbs və həbs, əmlakını ələ keçirin və əl qoyun! Onlar deyirlər: Biz borc üçün kimsə cəzalandırmırıq, lakin müqavilənin pozulmasına görə: Biz cəza vermirik. Ona görə də biz bankların istədikləri kimi hər şeyi görürük. İslam deyilən bir şey var: Allah Quranı və ədaləti bilmir, ona görə də Allah onları düşmənlərini elan etdi! Və deyir ki, Allahı müharibə edənlər bir-birləri ilə məşğul olur və ya qəsb edərək. Yəni, bankların pulları çoxlu mal və aktivlərlə mübarək deyil: bir çox soyğunçuluq həmişə iflas edir! Bir gün xalqlara bir real qanun verilsə, o gün onların ölüm günüdür. Buna görə də bütün qanun layihələri formaldır: saxta, görünməz aktivlər və qeyri-ənənəvi qiymətlərlə doludur. Ən azı 5 növ balans var! Bir vergi az aktiv üçün. İkincisi, bir az daha çox mənfəət göstərən insanlar üçün. Üçüncüsü, səhmdarlar üçün daha çox mənfəət verəcəkdir. Dördüncüsü, menecerlər üçün: mükafat vermək üçün gəlir. Mərkəzi bank üçün daha az ödəmə üçün beşinci.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۰ نظر(0)

سالها پیش شعار ما این بود که: زبان فارسی را پاس بداریم! ولی چون خود کسانی که این شعار را اختراع کردند، اعتقادی به آن نداشتند لذا بجای آن، الان شعار: زبان انگلیسی را پاس بداریم مطرح است. در ایران و افغانستان و تاجیکستان، که زبان فارسی در قانون اساسی آن آمده، کار مهمی برای زبان پارسی انجام نمی دهند! در تاجیکستان که زبان فارسی را، با خط الرسم روسی می نویسند! در افغانستان که پاشتو را اصلی دانسته، و فارسی را یک فحش می دانند! در ایران هم هر روز، دهها کلمه انگلیسی را وارد می کنند! در مجالس رسمی و غیر رسمی، اصلا فارسی صحبت نمی کنند! اینها می خواهند شاهد مرگ زبان فارسی باشند، اما زبان فارسی خدایی دارد! تا حالا که مانده، از این به بعد هم پابرجا خواهد ماند. چهارتا بچه سوسول که تازه: زبانشان به انگلیسی باز شده! یا نوکیسه و نو دولتی ها که: زبان انگلیسی برای انها نان و نام می آورد، اصلا به فکر نباشند، مهم نیست! حتی آنهایی که مسئول فرهنگستان: زبان و ادبیات فارسی هستند، ولی به ضرس قاطع می گویند: اصطلاحات انگلیسی معادلی در فارسی ندارند، بگذارید انقدر بگویند تا عرف شود! به آنها بگوییم مصطلح شده است. چه آنهایی که آنقدر خرج تبلیغات زبان انگلیسی می کنند: که اگر تا بحال این پولها را جمع کرده بودند، میتوانستند دنیا را بخرند! بگذار اینها هر بلایی می خواهند: بر زبان فارسی بیاورند، خداوند زبان فارسی را دوست دارد و: اگر عده ای آن را دوست نداشته باشند، افراد دیگری را مامور زبان فارسی میکند، تا از آن پاسداری کنند! همین امروز در نشست تخصصی: وزارت خارجه در مورد 120سال: روابط ایران و بلغارستان، دیدیم که مسئول نشست با اینکه ایرانی بود! و در کشور ایران بود، بیشتر مهمانان هم فارسی بلد بودند، انگلیسی صحبت می کرد تا: به نام و نانش لطمه نخورد! و اعتبارش زیر سوال نرود. اما خداوند، سفیر بلغارستان و نماینده وزیر خارجه آنها را، فرستاده بود تا هم پیام: وزیر خارجه بلغارستان را، به فارسی بگوید و هم، در مورد نمایشگاه تخصصی، به زبان فارسی شیرین توضیح دهد. ما با این معجزه الهی، سال ها است که آشنا هستیم! بهترین دستور زبان فارسی را، هندی ها می نویسند! و بهترین اشعار فارسی را، ترک ها و آذری ها می سرایند. شعر صائب تبریزی، نظامی گنجوی شمس تبریزی و: از همه بالاتر شعر استاد شهریار یه فارسی، قدرت ماندگاری جادویی: به زبان فارسی داده است. جالب است بدانیم: ایرانی ها در تمام کشورها، در اقلیت های کوچک وجود دارند و: در حفظ این زبان، از امکانات همان کشورها استفاده می کنند. مثلا در همین بلغارستان، مسلمانان مورد احترام هستند و: در بین مسلمانان شیعیان هم موقعیت های اجتماعی خوبی دارند. ولی گروهی هستند بنام قزلباش ها! که سال ها است زبان فارسی را، در بلغارستان حفظ کرده اند. براساس تحقیقات انجام شده، قزلباش ها باقیمانده گروهی از هزار نفر قزلباشی هستند که: مخفیانه همراه شاه عباس به انگلستان می روند! وقتی برادران شرلی به ایران آمدند، هدف بالاتری از نمایندگی داشتند، آنها شاه عباس را در لباس مبدل، با هزار نفر قزلباش عزب! با خواست ملکه به انگلیس دعوت کردند، تا از نسل ایرانی ها در انجا داشته باشند! لذا به هر هزار نفر قزلباش، دختران جوان هدیه دادند! که ماموریت داشتند از قزلباش ها باردار شوند، ولی کودک را برای خود نگهدارند. ملکه نیز شاه عباس را بخود دعوت کرد! مثل امروز که هرکس نمی تواند: در ایران فعالیت ازاد جنسی داشته باشد، به اروپا می رود و آنها هم، فرزندان ایرانی تبار را پس نمی دهند! این سنت از آن زمان باقی ماند، فرزندان بدنیا آمده در سراسر اروپا و جهان پراکنده اند.

Let's take English!

Many years ago our slogan was: Farsi! But since the ones who invented this slogan did not believe in it, so instead, we now have a slogan: English language support. In Iran, Afghanistan, and Tajikistan, whose Farsi language is in the constitution, they do not do much for the Persian language! In Tajikistan writing Persian language with Russian script! In Afghanistan, the main point is your father, and they consider Farsi to be a prostitute! In Iran, every day, dozens of English words are imported! In formal and informal meetings, they do not speak Persian at all! They want to see the death of the Persian language, but the Persian language has a god! So far, it will remain. Four new boys: their language is in English! Or new layman and new governments that: English does not have to think about them, it does not matter! Even those who are in charge of the academy are Persian language and literature, but they say to the dictator: There are no English equivalents in Persian, let them say so much to be customary! We tell them that they have been smelled. Who are they who spend so much on English language advertising: if they had collected the money so far, they could buy the world! Let these people want any blunder: to bring Persian language, God loves the Persian language and: If some do not like it, they will be the Farsi agent for protecting others! Today, at a specialty meeting: the State Department on 120 years: the relations between Iran and Bulgaria, we saw that the meeting was held despite being Iranian! And it was in Iran, most of the guests also knew Persian, English spoke until: it did not hurt its name and bread! And its credibility is not questioned. But God sent the Bulgarian ambassador and his foreign minister to send a message to the Foreign Minister of Bulgaria in Farsi, as well as to explain the Persian exhibition of Sweet in a specialized exhibition. We are familiar with this divine miracle for years! The best Persian grammar, Hindi! And the best Persian poetry, the Turks and the Azeri singing. Poetry of Saeb Tabrizi, Ganjavi Shams Tabrizi, and: Above all, the poetry of Master Shahriar Persian language, the magic of magical survival: in Farsi. Interestingly, there are Iranians in all countries, in small minorities, and in the preservation of this language, they use the facilities of the same countries. For example, in the same Bulgaria, Muslims are respected and: Among Shiite Muslims, they also have good social situations. But there are some people called Qizilbashes! For many years, they have kept Persian in Bulgaria. Based on the research carried out, the Qizilbakhs are the rest of a group of thousands of Tzelbashi who: secretly accompany Shah Abbas to England! When Shirley's brothers came to Iran, they had a higher goal of representing; they cast Shah Abbas into disguised hands, with a thousand Qizilbashes! They invited the Queen to England to have the Iranian people here! So, every thousand people donated young girls to Qizilbash! Who had the mission to get pregnant from Qizilbash, but keep the baby for themselves? The Queen also invited Shah Abbas! Like today, whoever cannot: In Iran, has a free sexual activity, goes to Europe, and they do not give up Iranian children! This tradition has remained since then, the descendants of children born throughout Europe and the world are scattered.

دعونا نأخذ اللغة الإنجليزية!

قبل سنوات عديدة كان شعارنا: الفارسية! ولكن بما أن أولئك الذين اخترعوا هذا الشعار لم يؤمنوا به، فبدلا من ذلك، أصبح لدينا الآن شعار: دعم اللغة الإنجليزية. في إيران وأفغانستان وطاجيكستان، التي هي اللغة الفارسية في الدستور، فإنها لا تفعل الكثير للغة الفارسية! في طاجيكستان كتابة اللغة الفارسية مع النص الروسي! في أفغانستان، النقطة الرئيسية هي والدك، ويعتبرون الفارسية أن تكون عاهرة! في إيران، كل يوم، يتم استيراد العشرات من الكلمات الإنجليزية! في الاجتماعات الرسمية وغير الرسمية، أنهم لا يتكلمون الفارسية على الإطلاق! انهم يريدون أن نرى وفاة اللغة الفارسية، ولكن اللغة الفارسية لديها إله! وحتى الآن، سيبقى. أربعة فتيان جدد: لغتهم باللغة الإنجليزية! أو نوتشي والحكومات الجديدة التي: الإنجليزية لا يجب أن نفكر فيها، لا يهم! حتى أولئك الذين هم المسؤولون عن الأكاديمية هي اللغة الفارسية والأدب، ولكنهم يقولون للديكتاتور: لا يوجد معادل اللغة الإنجليزية في الفارسية، والسماح لهم يقولون الكثير ليكون العرفي! نقول لهم أنهم قد رائحة. من هم الذين ينفقون الكثير على الإعلان باللغة الإنجليزية: إذا كانوا قد جمعوا المال حتى الآن، يمكنهم شراء العالم! دعونا هؤلاء الناس يريدون أي خطأ: لجلب اللغة الفارسية، الله يحب اللغة الفارسية و: إذا كان البعض لا ترغب في ذلك، فإنها ستكون الوكيل الفارسية لحماية الآخرين! اليوم، في اجتماع متخصص: وزارة الخارجية على مدى 120 عاما: العلاقة بين إيران وبلغاريا، رأينا أن الاجتماع عقد على الرغم من كونها الإيرانية! وكان في إيران، ومعظم الضيوف يعرفون أيضا الفارسية، تحدث الإنجليزية حتى: أنها لم تؤذي اسمها والخبز! ولا شك في مصداقيتها. ولكن الله أرسل السفير البلغاري ووزير خارجيته لارسال رسالة إلى وزير خارجية بلغاريا باللغة الفارسية، فضلا عن شرح المعرض الفارسي للحلو في معرض متخصص. نحن على دراية هذه المعجزة الإلهية لسنوات! أفضل قواعد اللغة الفارسية، الهندية! وأفضل الشعر الفارسي، والأتراك والغناء الأذربيجاني. شعر صائب تبريزي، غانجافي شمس تبريزي، و: قبل كل شيء، شعر سيد شهريار اللغة الفارسية، سحر البقاء على قيد الحياة السحرية: باللغة الفارسية. ومن المثير للاهتمام، أن هناك الإيرانيين في جميع البلدان، في الأقليات الصغيرة، وفي الحفاظ على هذه اللغة، فإنها تستخدم مرافق من نفس البلدان. على سبيل المثال، في بلغاريا نفسها، يحترم المسلمون و: من بين المسلمين الشيعة، لديهم أيضا أوضاع اجتماعية جيدة. ولكن هناك بعض الناس دعا كيزيلباشيس! لسنوات عديدة، أنها أبقت الفارسي في بلغاريا. استنادا إلى البحوث التي أجريت، و قيزيلباخس هي بقية مجموعة من الآلاف من تزلباشي الذي: يرافق سرا عباس عباس لانجلترا! عندما جاء إخوان شيرلي إلى إيران، كان لديهم هدف أعلى من التمثيل، وهم يلقيون شاه عباس في تمويه، مع ألف شخص في قيزلباش! دعوا الملكة إلى إنجلترا أن يكون الشعب الإيراني هنا! لذلك، كل ألف شخص تبرع الفتيات الصغيرات إلى قيزيلباش! الذي كان لديه مهمة للحصول على الحوامل من قيزيلباش، ولكن الحفاظ على الطفل لأنفسهم. دعت الملكة أيضا شاه عباس! مثل اليوم، من لا يستطيع: في إيران، له نشاط جنسي حر، يذهب إلى أوروبا، ولا يتخلى عن الأطفال الإيرانيين! وقد ظل هذا التقليد قائما منذ ذلك الحين، متناثرة من نسل الأطفال المولودين في جميع أنحاء أوروبا والعالم.

İngilis dili alaq!

Bir çox illər əvvəl şüarımız oldu: Farsi! Amma bu şüarı icad edənlər ona inanmadılar, buna görə də indi şüarımız var: İngilis dili dəstək. Fars dilinin konstitusiyada olduğu İran, Əfqanıstan və Tacikistanda fars dilində çox şey yoxdur! Tacikistanda fars dilini rus yazı ilə yazır! Əfqanıstanda əsas məqam sizin atanızdır və Farsı fahişə olmağı düşünür! İranda hər gün, onlarla ingilis sözü idxal olunur! Rəsmi və qeyri-rəsmi görüşlərdə fars dilində danışmırlar! Fars dilinin ölümünü görmək istəyirlər, fars dilində isə bir tanrı var! İndiyə qədər qalacaq. Dörd yeni oğlan: onların dili ingilis dilindədir! Və ya nocci və yeni hökumətlər: İngilis onlara düşünmək lazım deyil, bu vacib deyil! Akademiyanı idarə edənlər hətta fars dili və ədəbiyyatıdırlar, amma diktatora deyirlər: Fars dilində ingilis dilinin bərabərliyi yoxdur, onlar adət etmək üçün çox şey söyləsinlər! Onlara dedilər ki, onlar iyləniblər. İngilis dili reklamlarında çox sərf edənlər kimlərdir: əgər onlar bu günə qədər pul toplayırlarsa, dünya ala bilərlər! Bu insanlar istənilən bir səhv istəsinlər: Fars dilini gətirsin, Allah fars dilini sevər və: Bəziləri xoşlamırsa, başqalarını qorumaq üçün Fars agenti olacaqlar! Bu gün xüsusi bir konfransda: 120 illik Dövlət Departamenti: İran ilə Bolqarıstan arasındakı əlaqələr, görüşmənin İran olmasına baxmayaraq gördüyünü gördük! İranda olduğu kimi, qonaqların əksəriyyəti də Fars bilirdi, İngilis danışdı: bu adını və çörəyini incitməyib! Və onun etibarlılığı sual altındadır. Amma Allah Bolqarıstan səfiri və xarici işlər nazirini Farsdakı Bolqarıstanın xarici işlər nazirinə bir mesaj göndərməsi və xüsusi bir sərgidə Şirin Fars sərgisini izah etmək üçün göndərdi. İllərdir bu ilahi möcüzəni tanıyırıq! Ən yaxşı farsca qrammatikası, Hindi! Və ən yaxşı fars şeirləri, türklər və azərbaycanlı oxuma. Saeb Təbrizinin şeirləri, Gəncəvi Şəmsi Təbrizi və: Hər şeydən əvvəl, Master Şəhriyar Fars dilinin şeirləri, sehirli sağolun sehrləri: Fars dilində. Maraqlıdır ki, bütün ölkələrdə kiçik azlıqlarda iranlılar var və bu dili qoruyarkən eyni ölkələrin imkanlarından istifadə edirlər. Məsələn, eyni Bolqarıstanda müsəlmanlar hörmət edir və şiə müsəlmanlar arasında yaxşı sosial vəziyyətə malikdirlər. Ancaq bəzi qızılbaşlar da var! Uzun illər ərzində onlar Bolqarıstanda fars dilində saxlamışlar. Yapılan araşdırmalara əsasən, Qızılbaxlar, Şeb-Abbası İngiltərəyə gizli yola saldıran minlərlə Tselbaşı qrupunun qalan hissəsidir! Şirinin qardaşları İrana gəldikdə, daha yüksək bir hədəf göstərdilər, Şah Abbası min qızılbaşlar ilə gizli əllərə atdılar! Onlar Kraliçanı İrandakı insanları buraya gətirmək üçün İngiltərəyə dəvət etdilər! Beləliklə, hər min nəfər Qızılbaşa gənc qızları bağışladı! Qızılbaşdan hamilə qalmağı tapşırdı, ancaq körpəni özləri üçün tutdu. Kraliça də Şah Abbası dəvət etdi! Bu günkü kimi, kim olursa olsun: İranda pulsuz seksual fəaliyyət var, Avropaya gedir və İranlı uşaqlarından imtina etmirlər! Bu ənənə o zamandan bəri qaldı, Avropada və dünyadakı doğulan uşaqların nəsli dağıldı.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۲۶ نظر(0)

دایره گچی قفقازی، نقش خالو قربان را در زندگی میرزا کوچک خان بازی می کند! خیانتی که خیلی ساده نادیده گرفته می شود. یکی از خیانت های این نمایشنامه ضد ایرانی بودن آن است: در جنگ فرضی بین ایران و پادشاه گرجستان، طرف پادشاه را می گیرد! و ایرانی ها را سفاک و خون ریز نشان می دهد که: به هیچ صغیر و کبیری رحم نمی کند. شخصیت اصلی داستان، در همان اوایل می گوید: من در جنگ با ایران! پای خود را از دست داده ام. که درواقع درجه جانبازی! او را به رخ می کشد و بعد هم، که داستان آواره شدن خانواده ها و: جدا شدن فرزندان از مادران به خاطر این جنگ است. در حالیکه اصلا با گرجستان جنگی در تاریخ ثبت نشده! و داستان کودک هم یکی از قضاوت های امیرالمومنین است. این روسها بودند که به گرجستان حمله کرده، و آن را از ایران جدا کردند. شاهزاده گرجستانی به دربار قاجار پناه آورد، و قشون برای کمک او همراه شدند. که این نمایشنامه آن را برعکس نشان داده. البته در زمان شاه عباس، فرماندار گرجستان ادعای خودمختاری کرد، و خواست از ایران جدا شود، که او را دستگیر کردند و: ربطی به جنگ مردمی نداشت. حالا چرا برعکس جلوه می دهند، شاید می خواهند بگویند: تئاتر نه تنها دوست و دشمن نمی شناسد، بلکه جای اینها را هم عوض می کند. آنوقت ما میرویم از هالیوود شکایت می کنیم: که چرا فیلم سیصد را ساخت! اگر واقعا تئاتر اینهمه احمق است، که مه تنها فرق بین خیانت و خدمت را نمی داند، بلکه مسائل بیگانگان را بناحق بر مسائل ملی ترجیح می دهد، باید گفت مرگ بر این تئاتر! اما عملکرد کلی تئاتر این را نمی گوید: تئاتر حتی انگیزه دفاع از وطن را تقویت می کند، فقط تعداد انگشت شماری هستند: به بهانه عدم دخالت سیاست در تئاتر! مزدور بی جیره و مواجب دشمن می شوند. بجای اینکه به غارتگری سپاه دشمن حمله کنند، آن غارتگری را به خودی نسبت می دهند. و این خط سیاست زدایی یا: ستون پنجم پروری، فقط در تئاتر نیست، در همه هنرها می تواند نفوذ کند. اگر سیاست گذاران فرهنگ و هنر، خواب باشند چیزی شبیه: اقلیم کردستان را شاهد خواهیم بود. زیرا اقلیم کردستان از ابتدای تشکیل دولت عراق، با همین هنر ها زمینه تجزیه عراق را فراهم کرد. هر نوع هنری که از دید: علمای نجف حرام و غیرقابل ارائه اعلام شده بود، در اقلیم کردستان دعوت و: به آنها میدان داده می شد. حادثه ای مانند کنسرت دادن در مشهد مقدس! شاید ماهیت کنسرت ضد ملی و خائنانه نباشد، و حتی مثلا سرود ملی هم باشد! ولی به دلیل تضعیف جایگاه مرجعیت، یک حرکت ضد ملی و: بازی در زمین دشمن است. در فتنه 88 هم شاهد: حضور هنر دگر اندیش و استعماری، در مقابل مرجعیت دینی بودیم. جالب است کسانی که در گروههای کر! هستند و مسلمان هم هستند، به هنگام اجرای همخوانی، ترجیح می دهند لباس مخصوص را بپوشند! و به زبان ارمنی یا مسیحی، همنوایی را بخوانند. ولی به ما که می رسد می گویند: چرا باید چادر سر کنیم و: حجاب داشته باشیم یا چرا: باید نماز را به عربی بخوانیم! واین نشان می دهد تنها راه جلوگیری از فروپاشی کشورها: از جمله عراق، تصفیه در گروه هنرمندان است: زیرا داعش فقط در نیروهای نظامی نیست، بلکه در فرهنگ و هنر هم حضور فعال دارد. دشمن نیروهای خود را در: دانسینگ ها و کنسرت ها سازماندهی می کند. زیرا می داند هرکس به آنجا می آید، حتما مرجعیت را زیر پا گذاشته است. ممکن است بگوییم موسیقی پاک! یا تئاتر پاک هم وجود دارد، ولی چاقوی پاک که گلوی انسان را ببرد، چه فایده ای دارد؟ بیایید هنرمندان داعشی را هم سرکوب نمایید! زیرا قبل از آمدن نظامیان داعشی، اینها بعنوان ستون پنجم زمینه را آماده می کنند: نارضایتی ها را افزایش داده، و مدعی آزادی های مدنی خود خوانده می شوند.

Cuckoo Gypsum Circle: Two Secrets of theft

The Caucasian Gypsum Circle plays the role of Khalv-Qarban in the life of Mirza Kuchak Khan! A betray that is very simply ignored. One of the betrayals of this play is anti-Iranianism: in the hypothetical war between Iran and the king of Georgia, he takes the king's side! And they show the Iranians a bloodthirsty and bloodthirsty thing: they do not have mercy on any small and large. The main character of the story, at the very beginning, says: "I am in war with Iran! I lost my foot. That's actually the degree of devastation! It is happening to him later, which is the story of displacing families and: the separation of children from mothers due to this war. While there is no war in Georgia at all! And the story of the child is one of the judgments of Amir al-Momenin. These were the Russians who invaded Georgia and separated it from Iran. The Georgian prince took refuge in the Qajar court, and their troops accompanied him. That the play is showing the opposite. Of course, during the reign of Shah Abbas, the governor of Georgia claimed self-determination, and wanted to separate Iran from Iran, arresting him and: he had nothing to do with a popular war. Now why do they seem the opposite, maybe they want to say: The theater not only does not know the friend and the enemy, but also replaces them. Then we're going to complain about Hollywood: why did you make the movie 300! If theater really is foolish, that May does not only differentiate between betrayal and service, but rather prefer foreign affairs to the national issues, it should be said death to this theater! But the general performance of the theater does not say: The theater even strengthens motivation to defend the homeland, only a handful: under the pretext of not interfering politics in the theater! Unarmed mercenaries become enemies. Instead of attacking the loot of the enemy's army, they attribute that plunder to themselves. And this policy of deregulation: The fifth column, not just in the theater, can penetrate all arts. If politicians of culture and art are dreaming, we will see something like: Kurdistan's climate. Because the Kurdish climate since the formation of the Iraqi government, with these same arts, provided a breakthrough for Iraq. Any kind of art that was seen from the point of view of the scholars of Najaf was forbidden and unprovoked, invited in the Kurdistan region: they were given to them. An incident like a concert in Holy Mashhad! Perhaps the nature of the concert is not anti-national and treacherous, and even a national anthem! But because of the weakening of the rank of authority, an anti-national movement is: playing on the enemy's ground. In Conflict 88, we also witnessed the presence of retrospective and colonial art against religious authority. It's interesting to those who are in the choir groups! And they are Muslims, they prefer to wear special clothes when they perform their matches! And read in Armenian or Christian. But they say to us: Why should we go to the tent: we have a veil or why: we should pray prayers in Arabic! This shows that the only way to prevent the collapse of countries: including Iraq, is to purge the group of artists: because ISIS is not only in military forces, it is also active in culture and art. The enemy organizes its forces in: Dancing and Concerts. Because he knows that everyone comes to him, he must have violated his authority. We can say clean music! Or there is a clean theater, but what's the benefit of a clean knife that takes a human's throat? Let's crack down on ISIL's artists! Because before the arrival of ISIL militants, these are preparing for the fifth pillar: raising dissatisfaction and claiming their civil liberties.

الوقواق الجبس دائرة: اثنين من أسرار السرقة

تلعب دائرة الجبس القوقازية دور خلف-كربان في حياة ميرزا ​​كوشاك خان! خيانة يتجاهلها ببساطة. واحدة من خيانات هذه المسرحية هي معاداة الإيرانية: في الحرب الافتراضية بين إيران وملك جورجيا، وقال انه يأخذ الجانب الملك! ويظهرون الإيرانيين شيئا متعطش للدماء والدماء: وهم لا يرحمون على أي صغيرة وكبيرة. الشخصية الرئيسية للقصة، في البداية، تقول: "أنا في حرب مع إيران! لقد فقدت قدمي. هذا هو في الواقع درجة الدمار! وهو ما يحدث له لاحقا، وهي قصة تشريد الأسر و: فصل الأطفال عن الأمهات بسبب هذه الحرب. في حين لا توجد حرب في جورجيا على الإطلاق! وقصة الطفل هي واحدة من أحكام أمير المؤمنين. وكان هؤلاء الروس الذين غزا جورجيا وفصلوها عن إيران. وقد لجأ الأمير الجورجى إلى محكمة قاجار، ورافقته قواتهم. أن المسرحية تظهر العكس. بطبيعة الحال، في عهد الشاه عباس، ادعى حاكم جورجيا تقرير المصير، وأراد فصل إيران عن إيران، التي اعتقلته: ليس لها علاقة بحرب شعبية. الآن لماذا يبدو العكس، ربما يريدون أن يقولوا: المسرح ليس فقط لا يعرف الصديق والعدو، ولكن أيضا يحل محلهم. ثم سنشكو من هوليوود: لماذا جعلت الفيلم 300! إذا كان المسرح حقا حمقى، أن مايو لا يفرق فقط بين الخيانة والخدمة، ولكن يفضل الشؤون الخارجية إلى القضايا الوطنية، ينبغي أن يقال الموت لهذا المسرح! ولكن الأداء العام للمسرح لا يقول: المسرح حتى يقوي الدافع للدفاع عن الوطن، سوى حفنة: بحجة عدم التدخل في السياسة في المسرح! يصبح المرتزقة غير المسلحين أعداء. بدلا من مهاجمة نهب جيش العدو، فإنها تنسب النهب لأنفسهم. وهذه السياسة من إزالة القيود: العمود الخامس، وليس فقط في المسرح، يمكن أن تخترق جميع الفنون. إذا كان سياسيو الثقافة والفن يحلمون، سنرى شيئا مثل: مناخ كردستان. لأن المناخ الكردي منذ تشكيل الحكومة العراقية، مع هذه الفنون نفسها، وفر انفراجا للعراق. وكان أي نوع من الفنون التي رأيت من وجهة نظر علماء النجف محظورة وغير مستفززة، ودعت في إقليم كردستان: أعطيت لهم. حادث مثل حفلة موسيقية في مشهد المقدس! ربما طبيعة الحفل ليست مناهضة للوطنية وغادرة، وحتى النشيد الوطني! ولكن بسبب ضعف رتبة السلطة، فإن الحركة المناهضة للوطنية هي: اللعب على أرض العدو. في الصراع 88، شهدنا أيضا وجود الفن الاستعادية والاستعمارية ضد السلطة الدينية. انها مثيرة للاهتمام لأولئك الذين هم في مجموعات جوقة! وهم مسلمون، يفضلون ارتداء ملابس خاصة عند أداء مبارياتهم! وقراءة باللغة الأرمينية أو المسيحية. لكنهم يقولون لنا: لماذا يجب أن نذهب إلى الخيمة: لدينا حجاب أو لماذا: يجب أن نصلي صلاة في اللغة العربية! وهذا يدل على أن السبيل الوحيد لمنع انهيار الدول: بما في ذلك العراق، هو تطهير مجموعة الفنانين: لأن داعش ليس فقط في القوات العسكرية، بل هو أيضا نشط في الثقافة والفن. العدو ينظم قواته في: الرقص والحفلات الموسيقية. لأنه يعلم أن الجميع يأتي إليه، يجب أن يكون قد انتهك سلطته. يمكننا أن نقول الموسيقى النظيفة! أو هناك مسرح نظيف، ولكن ما فائدة سكين نظيفة تأخذ حلق الإنسان؟ دعونا القضاء على الفنانين داعش! لأنه قبل وصول مقاتلي داعش، هم يهيئون الأرض للدعامة الخامسة: وهم يثيرون عدم الرضا، ويطالبون بحرياتهم المدنية.

Cuckoo Gips Circle: İki sirr oğurluğu

Qafqaz gips dairəsi Mirzə Kuçak xanın həyatında Xəlv-Qərbanın rolunu oynayır! Çox sadəcə görməmiş bir xəyanətdir. Bu oyunun xəyanətlərindən biri anti-iraqçilikdir: İran və Gürcüstan kralı arasındakı hipotetik müharibədə, o, kral tərəfini götürür! Onlar iranlılara qanlı və qaniçən bir şeyi göstərirlər: kiçik və böyük bir mərhəmət göstərmirlər. Hekayənin başlıca xarakteri, ən başında deyir: "İranla müharibə edirəm! Ayağımı itirdim. Bu əslində xarabalıq dərəcəsi! Daha sonra baş verən, ailələrin köçürülməsi və uşaqları bu müharibə üçün analarından ayırma hekayəsidir. Gürcüstanda heç bir döyüş olmasa da! Və uşağın hekayəsi Əmir əl-Momeninin hökmlərindən biridir. Bunlar Gürcüstanı işğal edən və İranı tərk edən ruslar idi. Gürcü şahzadə Qacar ​​məhkəməsinə sığındı və qoşunları onu müşayiət etdi. Oyun tam əksini göstərir. Əlbəttə ki, Gürcüstanın qubernatoru Şah Abbasın hakimiyyəti dövründə öz müqəddəratını təyin etməli və İrandan İranı ayırmaq, onu həbs etmək istəyirdi və xalq müharibəsi ilə heç bir əlaqəsi olmadı. İndi niyə əksinə görünürlər, bəlkə də demək istəyirlər: Teatr yalnız dostu və düşmənini tanımır, həm də onları əvəz edir. Sonra biz Hollywooddan şikayətlənəcəyik: niyə 300 filmi etdiniz? Teatr həqiqətən ağılsızlıq olarsa, May yalnız xəyanət və xidmət arasında fərqlənmir, əksinə, xarici məsələləri milli məsələlərə üstünlük verir, bu teatrın ölümü deyilməlidir! Tiyatronun ümumi performansı isə deyilmir: Teatr, teatrda siyasətə müdaxilə etməmək bəhanəsiylə, vətəni müdafiə etmək üçün motivasiyanı hətta yalnız bir ovuc müdafiə etməyə möhkəmləndirir! Silahsız əsgərlər düşmən olurlar. Düşmən ordusunun qənimətinə hücum etmək əvəzinə onlar özlərinə talan edirlər. Və bu tənzimləmə siyasəti: Yalnız teatrda deyil, beşinci sütun bütün sənətlərə nüfuz edə bilər. Mədəniyyət və sənət siyasətçiləri xəyal edərsə, Kürdüstanın iqlimi kimi bir şey görəcəyik. Çünki İraq hökumətinin meydana gəlməsindən bəri bu eyni sənətlərlə Kürd iqlimi İraq üçün bir sıçrayış təmin etdi. Nəcəf alimləri baxımından görülən hər cür sənətin qadağan olunmuş və əsassız olduğunu, Kürdüstan bölgəsinə dəvət etdikləri: onlara verilmişdir. Müqəddəs Məşhadın konserti kimi bir hadisə! Bəlkə də konsertin təbiəti anti-milli və xain deyil, hətta milli himnidir! Ancaq hakimiyyət rütbəsinin zəifləməsi səbəbindən bir anti-milli hərəkətdir: düşmənin yerində oynayır. Münaqişə 88də də dini hakimiyyətə qarşı retrospektiv və müstəmləkə sənətinin mövcudluğuna şahid olduq. Kor qruplarında olanlar üçün maraqlıdır! Və onlar müsəlmanlar, öz oyunları keçirərkən xüsusi paltar geyinməyi üstün tuturlar! Və erməni və ya xristian oxumaq. Ancaq onlar bizə deyirlər: Niyə çadıra getməliyik? Bir örtük var və ya niyə: biz ərəb dilində namaz qılmalıyıq! Bu göstərir ki, ölkələrin dağılmasının qarşısını almaq üçün yeganə yol: İraq da daxil olmaqla, sənətçilər qrupunu təmizləməkdir: İSİS yalnız hərbi qüvvələrlə deyil, mədəniyyət və sənətdə də aktivdir. Düşmən öz güclərini təşkil edir: Dans və Konsertlər. Çünki hər kəsin özünə gəldiyini bilirsə, o, hakimiyyətini pozmuş olmalıdır. Biz təmiz musiqi deyə bilərik! Yoxsa təmiz bir teatr var, ancaq insan boğazını təmiz bıçaqdan faydası nədir? İŞİL sənətçilərinə çatdıraq! Çünki ISIL militantlarının gəlməsindən qabaq beşinci sütuna hazırlaşırlar: narazılıq artırmaq və vətəndaş azadlıqlarını tələb edir.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۰۸ نظر(0)

چه کسانی از تحریم سود می برند؟ و کاسبان واقعی تحریم چه کسانی هستند. همانطور که میدانیم قبلا روش آمریکا این بود که: یک بار در سال 1358بخاطر مسئله گروگانگیری، تحریم کردند. امام خمینی ره در همان زمان فرمود ما آمریکا را می خواهیم چه کنیم، و تحریم را نعمت الهی میدانست: زیرا براثر تحریم، مردم مجبور می شدند: خودشان دست به کار تولید بشوند. همینطور هم شد نیروی هوایی ایران و: دیگر ارگان های نظامی با مساعدت های: مهندس اشتری ها و مهندس طهماسبی ها، همه چیز را از نو ساختند و: جلوتر از آمریکا هم افتادند. زیرا اغلب کارشناسان فعال در: صنایع نظامی آمریکا و ناسا، ایرانی بودند و ترجیح دادند: دانش خود را ابتدا در ایران به تولید برسانند. البته آمریکا با خیالپردازی، هر سال تحریم را تمدید می کرد. اما پس از برجام آنها به خیالپردازی بیشتری رسیدند! اکنون مدت 4سال است که آمریکا در دور جدیدی از: تحریم ها حرکت می کند: هر روز مصوبه ای را تهیه و اجرا می کند.  حالا باید پرسید چه کسی آنها را، به این کار تشویق نمود؟ و یا چه کسانی از این تحریم ها سود می برند؟ آنهاییکه چراغ راهنمای چپ می زنند و: به راست می پیچند! باید جواب این سوال را بدهند. سال ها شعار دادند ما: تحریم های ظالمانه را قبول نداریم، و آن را از بین خواهیم برد! ولی حالا هر روز تحریم را می بینند، و حرفی نمی زنند، گویا منظورشان کم بودن تحریم ها بود! حالا که تحریم ها زیاد شده عیبی ندارد. مسئله مهم این است که وزیر نفت، کلمه کاسبان تحریم را اختراع کرد، بدون آنکه بداند خود او در ردیف اینها هست. چرا که یکی از مبلغان برجام بود، که بدون انصاف به مخالفان برجام می تاخت. منظور او هم در ظاهر دولت قبل بود، ولی به دولت فعلی هم برگشت می کند. زیرا الان که تحریم ها زیاد شده، دولت باز هم دست از تبلیغات بر نمی دارد! و این نشان می دهد: اگر دیگران از یک تحریم سود می بردند، بطور منطقی دولت فعلی از: تحریم های بسیار سود بیشتری خواهد برد. و کاسبی کردن با تحریم، فقط دست به دست شده. ممکن است الان چون دولت حاکم است، کسی جرات افشاگری نداشته باشد، ولی مطمئنا کارهایی که الان می شود، در آینده بسیار سخت تر زیر ذره بین خواهد رفت. علاوه بر اینکه اصلا تحریم را نباید بزرگ می کردند، و یا آن را مهم جلوه می دادند! زیرا این درست برخلاف: خط امام بود که ذکر شد. مهمترین جلوه تحریم آمریکایی در: مسئله بانکها بود که بانکها هم، به دلیل عملکرد ضد ملی خودشان، اگر آسیب هم می دیدند اشکالی نداشت. هرچند به نظر ما اصل تحریم هم، به وسیله همین بانکها پشتیبانی می شود، زیرا بانکهای جهانی، سود سپرده ندارند و اگر هم داشته باشند، بسیار کم است ولی، بانکهای ایرانی سود بالایی می دهند، لذا به نفع آنها بود که هیچ ارتباط بانکی وجود نداشته باشند، تا این بانکها جزیره ای عمل کرده و: هرطور دلشان خواست سود سپرده ها را بالاببرند، تا پول ها را از دست مردم خارج کنند. حتی در مورد تسهیلات وضع بدتر از این است. تسهیلات بانکهای خارجی اصلا بهره ندارد، برخی کشورها فقط کارمزد تا 4درصد گرفته می شود، طبیعی است اگر مردم ایران این مسئله را بدانند، اصلا از بانکهای ایرانی تسهیلات نمی گیرند. در حالیکه بانکها می خواهند با: قطع رابطه و سویفت، ایرانیان را در بی خبری نگهدارند، و این موضوعات را شایعه بدانند، تا بتوانند سود های کلان مانند: بهره تا 40درصد و جرایم و دیرکرد بگیرند! و دستمزدهای نجومی برای مدیران، و پاداش های کلان برای: کارکنان خود بگیرند. حتی اخیرا کار کرده اند که نماد: مساجد هم نماد بانکی و ربا خواری شود.

Who are the boycott and the condemnation?

Who benefits from sanctions? And who are the actual sanction boys. As we know, the American method used to be that: once in 1979, they were sanctioned by the hostage taking. Imam Khomeini, at the same time, said: "What do we want America to do, and considered sanctions a divine blessing: because of the boycott, people were forced to: produce themselves. Similarly, the Iranian Air Force and other military organs, with the help of: Ashtar Engineer and Tahmasebi engineer, rebuilt everything and went ahead of the United States. Because most of the active experts in the US and NASA military industries were Iranians, they preferred to produce their knowledge first in Iran. Of course, the United States, with fantasy, renewed the sanctions each year. But after that, they got more fantasy! It's been four years now that the United States is moving into a new round of sanctions: it draws up and enforces every day. Now, you have to ask who encouraged them? And who benefits from these sanctions? Those who turn the lights on the left and: turn to the right! Must answer this question. Many years ago we chanted: We do not accept the cruel sanctions, and we will eliminate it! But now they see the sanctions every day, and they do not say anything, as if they meant sanctions were not enough! Now that sanctions are rising, it's not a problem. The important thing is that the oil minister invented the word "cassabancer", without knowing that he is in the ranks. Because one of the propagators was accomplished, which ran to the opponents fairly. He also meant the appearance of the previous government, but he returned to the current government. Because the sanctions are rising now, the government does not stop advertising! And it shows: If others benefited from a boycott, then the current government would logically benefit from more sanctions. And handing over with sanctions, just hands. Now, as the government is ruling, nobody dares to disclose, but surely things that are now going to be much more difficult in the future. In addition, sanctions should not be magnified at all, or make it important! Because this is the opposite: Imam's line was mentioned. The most important effect of American sanctions on banks was that banks, because of their anti-national performance, would have no trouble if they were harmed. However, in our opinion, the principle of sanctions is also supported by the same banks, because global banks do not have a deposit, and if they have it, it is very small, but Iranian banks benefit greatly, so it was in their interest that there was no banking connection So that these banks operate on an island: they want to raise the profits of the deposits, so that money can be pulled out of the hands of the people. It is even worse off in terms of facilities. The facilities of foreign banks are not at all advantageous; some countries only charge a fee of up to 4%; it is natural for Iranian people to know this issue, they will not even benefit from the Iranian banks. While the banks want to keep Iranians out of the news, and keep those newsers rumored to cut off the relationship and Swift, they can get huge profits, such as: up to 40% off and downtime! And astronomical wages for managers, and huge rewards for: their employees. Even more recently, they have worked to symbolize: mosques are a symbol of bankruptcy and savagery.

من هم المقاطعة والإدانة؟

من يستفيد من العقوبات؟ والذين هم العقوبة الفعلية الفتيان. وكما نعلم، فإن الطريقة الأمريكية كانت على النحو التالي: مرة واحدة في عام 1979، كان يعاقب عليها أخذ الرهائن. قال الإمام الخميني في نفس الوقت: "ماذا نريد أمريكا أن تفعل، واعتبرت العقوبات نعمة إلهية: بسبب المقاطعة، أجبر الناس على: إنتاج أنفسهم بأنفسهم. وبالمثل، قامت القوات الجوية الإيرانية وغيرها من الأجهزة العسكرية، بمساعدة: المهندس أشتار وتاهماسبي مهندس، بإعادة بناء كل شيء وذهب إلى الأمام من الولايات المتحدة. لأن معظم الخبراء النشطين في الولايات المتحدة ووكالة ناسا العسكرية كانوا الإيرانيين، فضلوا إنتاج معرفتهم أولا في إيران. وبطبيعة الحال، فإن الولايات المتحدة، مع الخيال، جددت العقوبات كل عام. ولكن بعد ذلك، أنها حصلت على مزيد من الخيال! لقد مرت أربع سنوات الآن على أن الولايات المتحدة تتحرك في جولة جديدة من العقوبات: فهي تصوغ وتنفذ كل يوم. الآن، عليك أن تسأل الذين شجعهم؟ ومن يستفيد من هذه العقوبات؟ أولئك الذين يتحولون الأضواء على اليسار و: اتجه إلى اليمين! يجب الإجابة على هذا السؤال. قبل سنوات عديدة هتفنا: نحن لا نقبل العقوبات القاسية، ونحن سوف القضاء عليه! لكنهم يرون الآن العقوبات كل يوم، ولا يقولون شيئا، وكأنهم يعنيون أن العقوبات لم تكن كافية! والآن، بعد أن تثار الجزاءات، ليست مشكلة. الشيء المهم هو أن وزير النفط اخترع كلمة "كسابانسر"، دون أن يعرف أنه في الرتب. لأن واحدة من بروباغاتورس تم إنجازه، والتي ركضت إلى المعارضين إلى حد ما. كما كان يعني ظهور الحكومة السابقة، لكنه عاد إلى الحكومة الحالية. لأن العقوبات آخذة في الارتفاع الآن، فإن الحكومة لا تتوقف عن الإعلان! ويظهر ذلك: إذا استفاد آخرون من المقاطعة، فإن الحكومة الحالية ستستفيد منطقيا من المزيد من العقوبات. وتسليم عقوبات، فقط اليدين. الآن، والحكومة حاكمة، لا أحد يجرؤ على الكشف، ولكن بالتأكيد الأشياء التي ستكون الآن أكثر صعوبة في المستقبل. وبالإضافة إلى ذلك، ينبغي ألا تضخم العقوبات على الإطلاق، أو تجعل من المهم! لأن هذا هو العكس: وقد ذكر خط الإمام. وكان أهم أثر للعقوبات الأمريكية على المصارف هو أن البنوك، بسبب أدائها المناهض للوطن، لن تجد أي مشكلة إذا ما تعرضت للأذى. ومع ذلك، نرى أن مبدأ العقوبات مدعوم أيضا من نفس المصارف، لأن البنوك العالمية ليس لديها وديعة، وإذا كانت لديها، فهي صغيرة جدا، ولكن البنوك الإيرانية تستفيد كثيرا، لذلك كان من مصلحتهم أنه لم يكن هناك اتصال مصرفي حتى أن هذه البنوك تعمل على جزيرة: انهم يريدون رفع أرباح الودائع، بحيث يمكن سحب المال من أيدي الشعب. بل هو أسوأ حالا من حيث المرافق. إن تسهيلات المصارف الأجنبية ليست مفيدة على الإطلاق، فبعض البلدان لا تفرض إلا رسوما تصل إلى 4٪، ومن الطبيعي أن يعرف الناس الإيرانيون هذه المسألة، وأنهم لن يستفيدوا حتى من المصارف الإيرانية. في حين أن البنوك تريد أن تبقي الإيرانيين من الأخبار، والحفاظ على تلك الأخبار ترددت لقطع العلاقة وسويفت، فإنها يمكن أن تحصل على أرباح ضخمة، مثل: ما يصل الى 40٪ قبالة والتوقف! والأجور الفلكية للمديرين، ومكافآت ضخمة ل: موظفيها. وحتى مؤخرا، عملوا على ترميز المساجد كرمز للإفلاس والوحشية.

Boykot və qınama kimlərdir?

Kim sanksiyalardan faydalanır? Əsl sanksiya oğlanları kimdir. Bildiyimiz kimi, Amerika metodu 1979-cu ildə bir dəfə girov götürülməsi ilə cəzalandırılmışdı. ABŞ-ın və NASA-nın hərbi sənayesindəki fəal mütəxəssislərin əksəriyyəti İranlı olduqları üçün, İranda ilk olaraq onların biliklərini hazırlamağı üstün tutdular. Əlbəttə ki, ABŞ, fantaziya ilə, hər il sanksiyalarını yeniləyir. Lakin bundan sonra onlar daha çox fantaziya qazanıblar! ABŞ dörd ildir ki, yeni sanksiyalar mərhələsində hərəkət edir: hər gün çəkir və həyata keçirir. İndi onları kimə təşviq etdiyini soruşmalısınız? Bu sanksiyalardan kim faydalanır? Solda işıqları döndərənlər və sağ tərəfə dönənlər! Bu suala cavab verməlidir. Uzun illərdir ki, onlar şiddətli sanksiyalar qəbul etmir və biz onu aradan qaldıracağıq! Ancaq indi hər sanksiyanı görürlər və heç bir şey söylemirlər, sanki sanksiyaların kifayət qədər olmadığını düşünürlər! İndi bu sanksiyalar qaldırılır, bu problem deyil. Əhəmiyyətli olan neft naziri, sıralarında olduğunu bilmədən, "kassabancer" sözünü icad etdiyidir. Çünki rəqiblərə ədalətli qaçan propagatorlardan biri həyata keçirildi. O, həmçinin əvvəlki hökumətin görünüşünü nəzərdə tuturdu, lakin o, mövcud hökumətə qayıdıb. İndi sanksiyalar artmaqda olduğundan, hökumət reklam dayandırmır! Və göstərir ki: Başqalar boykotdan faydalanırlarsa, onda mövcud hökumət daha çox sanksiyadan mənfəət əldə edəcək. Və sanksiya ilə verilməsi, yalnız əllər. Bundan əlavə, sanksiyalar heç bir şəkildə böyütülməməli və ya vacibdir! Çünki bunun əksinədir: İmamın xəttindən söz edildi. Amerika sanksiyalarının banklara qarşı ən mühüm təsiri banklar, onların anti-milli fəaliyyətlərindən ötəri zərər görsələr, heç bir problem olmayacaqdı. Lakin, biz qlobal bankların depozit faiz, əgər onlar kiçik, çünki sanksiyalar Bankın dəstəyi ilə, hesab edirəm ki, lakin İran bankları mənfəət yüksək, belə ki, onların maraq heç bir bank əlaqələr var Belə ki, bu banklar bir adada fəaliyyət göstərirlər: əmanətlərin mənfəətini artırmaq istəyirlər ki, pullar xalqın əlindən çıxarıla bilər. Obyektlər baxımından daha pisdir. Banklar, İranlıları xəbərlərdən kənar saxlamaq istəyirlər və bu jurnalistlərin əlaqəni və Swift'ı kəsmək məcburiyyətində saxladıqları kimi, çox böyük mənfəət əldə edə bilərlər: 40% -ə qədər endirim və qüsur! İdarəçilər üçün astronomik əmək haqqı və onların işçiləri üçün böyük mükafatlar. Daha yaxınlarda, onlar simvollaşdırmaq üçün çalışdılar: məscidlər iflas və vəhşiliyin simvolu.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۴۵ نظر(0)

قبلا شنیده بودیم که مردم از: نداری و فقر گله کنند، و خود را بدبخت و فلک زده بدانند! ولی نمی دانستیم دارایی و: نعمت زیاد هم، بدبختی است. مخصوصا که یک خانم استاد! کار شناس محیط زیست، این را بگوید که: ملت ما چقدر بدبخت است که: همه چیز دارد! بنده هم مثل شما از این استاد، آنهم سرکلاس جشنواره سینمای سبز، تعجب کردم ولی ایشان بارها این را تکرار کرد! تا شکی باقی نگذارد. میگفت تمام دنیا بدنبال انرژی های نو هستند، با اینکه هیچی ندارند! ولی ما بدبختیم که همه چیز را، به بالاترین شاخص داریم! فقط میزان آفتابی که در شمال ایران می تابد، برابری می کند با کل آفتابی که: فرانسه یا انگلیس دارند. ایرانی ها معمولا از سایه می روند، ولی آلمان فرانسه از آفتاب! ایشان می گفت چون ما نفت داریم، لذا به انرژی های دیگر بی توجه هستیم، و همین مایه بدبختی ما است! و الا ترکیه بالاترین در آمد را، از انرژی خورشیدی دارد! حتی از باد زیاد هم ناراحت بود می گفت باد شهریار برای تهران! باد منجیل یا باد های سیستان و بلوچستان. از اینکه ایران چشمه های آب گرم فراوانی دارد، هم خشمگین بود! حتی می گفت: چرا هال و پذیرایی در خانه درست می کنید، و خرج زیادی می کنید برای: بزرگترین اتاق خود که فقط: نورز ها از ان استفاده می شود.

گویا این کفر گویی ها تمامی ندارد! عده ای مزدور یا جاهل، همه چیز ایران را به مسخره می گیرند: اگر از دنیا عقب باشیم بدبختیم، اگر از دنیا جلو هم باشیم بدبختیم! از نظر آنها چون صنعت بومی نداریم (خودرو های ما همه تقلیدی است) بدبختیم، و چون در انرژی هسته ای هم وارد شدیم، و جزو کشورهای رده اول هستیم، باز هم بدبختیم! چون مثلا تولید گیاه الوورا نداریم بدبختیم، چون چهار فصل را داریم و: همه میوه ها را داریم باز هم بدبختیم! چون نفت داریم بدبختیم! چون فیس بوک نداریم هم بدبختیم. آنها از یک طرف می گویند: ایران کشور کم ابی است، بعد هم می گویند مصرف سرانه ایران آب، در ایران ده برابر متوسط جهانی است! حداقل یکبار از خودشان نمی پرسند: اگر آب نیست، پس اینهمه مصرف از کجا می اید؟ آمار های بیکاری را، چنان بالا اعلام می کنند که: از کل جمعیت فعال هم بیشتر می شود، از انطرف هم می گویند: بجای هفتاد میلیون جمعیت، هشتاد میلیون دفترچه بیمه داریم! اگر مردم بیکارند، پس اینهمه بیمه شده یعنی چه؟  آمار بیماریها را چنان اعلام می کنند: بطوریکه 40درصد مردم دیابت، 50درصد نوعی پوکی استخوان، 30درصد بیماری خونی و: ده درصد ایدز و..دارند! از آنطرف هم می گویند: مصرف خوراکیها در ایران، سه برابر متوسط جهانی است! اگر مردم مریض هستند، چطور اینهمه غذا می خورند؟ حتی آمار مصرف دارو را هم، چند برابر اعلام می کنند. از خودشان سوال نمی کنند: مردم ایران با این مصرف بالای: غذا و دارو چرا نمی ترکند؟ از انطرف هم می گویند 50درصد مردم ایران، در فقر غذایی هستند! و پروتئین کافی دریافت نمی کنند. پس این غذاها چه می شود؟ حتی اگر 30درصد هم دور ریز داشته باشیم، سه برابر را جبران نمی کند. علاوه بر انکه ادعا می کنند: اغلب مردم از غذاهای دور ریخته شده استفاده می کنند! می گویند چرا برق صادر می کنید؟ برق کم است. از انسو هم می گویند: مصرف سرانه برق در ایران، چهار برابر میانگین جهانی است. واقعا چه خبر است؟ خودشان فراموشکار و احمق هستند، یا مردم را احمق می دانند؟ بنظر ما نه اینها احمق هستند نه مردم! بلکه عده ای مزدور: بی جیره مواجب بیگانگان، برای ضعیف نشان دادن: قدرت مدیریت اقتصادی در ایران، به اینگونه اظهار نظرها روی می آورند.

Feel the misery of a lot of blessings!

We had heard before that people do not want to be fattened, they are poor, and they feel miserable! But we did not know the asset, and the great blessing is misery. Especially as a master lady! An environmental expert says, "How unhappy is our nation: it has everything!" I was surprised by this master, like you, from the master of the Green Film Festival, but he repeated it repeatedly! To leave no doubt. They say the whole world is looking for new energies, although they have nothing! But we're sorry to have everything high! Only the sunshine that sits in northern Iran is equal to the total sunshine that is France or Britain. The Iranians usually go to the shadows, but Germany is from the sun! He would say that because we have oil, so we are ignorant of other energies, and that's a misfortune to us! And Ella Turkey has the highest income from solar energy! He was even saddened by the wind, saying, "Wind the Shahriar to Tehran!" Wind manjil or winds of Sistan and Baluchestan. It was angry that Iran had many hot springs. He even said, "Why do you make halal and home-made meals, and spend a lot for: your biggest room, which only: Nores are used.

It seems that these disbeliefs have nothing to do! Some mercenaries or ignorant people, all make a mockery of Iran: if we are lagging behind the world, we're lucky if we are ahead of the world! For them, we do not have the indigenous industry (our cars are all imitation), and since we were in nuclear power, and we are among the first-ranking countries, we're still miserable! Because, for example, we do not have the aloe Vera production, because we have four seasons and we have all the fruits, we're still lucky! We're lucky because we have oil! Because we do not have Facebook, we're miserable. On the one hand, they say: Iran is a low-water country, and then they say that Iran's per capita consumption of water in Iran is ten times the global average! At least once they do not ask themselves: If there is no water, then how much do you consume? The unemployment statistics are so high that they also increase the total number of active people, they also say: Instead of seventy million people, we have 80 million insurance directories! If people are unemployed, then what's so insured? State of the art is as follows: 40% of people have diabetes, 50% of osteoporosis, 30% of blood diseases and 10% of AIDS. On the other hand, food consumption in Iran is three times the global average! If people are sick, how do they eat all this? Even the drug usage figures are multiplying. They do not ask themselves: Iranian people with this high consumption: why do they not eat food and medicine? On the other hand, 50% of Iranians are in poverty. And do not get enough protein. So what about these foods? Even if we have 30% off, it does not compensate three times. In addition to claiming: Most people use discarded foods! They say why do you export electricity? Low electricity. They also say: Per capita consumption in Iran is four times the global average. What is really going on? Are they forgetful and foolish, do they think stupid people? We do not think these are stupid people! Rather, the mercenaries: the lack of rationale for aliens, to weakly show: the power of economic management in Iran, are making such comments.

يشعر بؤس الكثير من النعم!

كنا قد سمعنا قبل أن الناس لا يريدون أن تسمن، هم فقراء، ويشعرون بائسة! لكننا لم نكن نعرف الأصول، والنعمة العظيمة هي البؤس. خصوصا سيد سيدة! ويقول خبير بيئي: "كيف تعيس أمتنا: كل شيء!" فوجئت من هذا سيد، مثلك، من سيد مهرجان الفيلم الأخضر، لكنه كرر ذلك مرارا وتكرارا! لترك أي شك. يقولون إن العالم كله يبحث عن طاقات جديدة، على الرغم من أنها لا تملك شيئا! ولكن نحن آسفون أن يكون كل شيء عالية! فقط الشمس المشرقة التي تقع في شمال إيران تساوي أشعة الشمس الكلية التي هي فرنسا أو بريطانيا. الإيرانيون عادة ما يذهبون إلى الظلال، ولكن ألمانيا هي من الشمس! وقال إنه لأن لدينا النفط، لذلك نحن جاهلون من الطاقات الأخرى، وهذا هو سوء حظ لنا! و إيلا تركيا لديها أعلى دخل من الطاقة الشمسية! كان حزين حتى من الرياح، قائلا: "ريح شهريار لطهران!" ريح، مانجيل، أو، الرياح، بسبب، سيستان، أيضا، بالوشستان. كان غاضبا أن إيران لديها العديد من الينابيع الساخنة. حتى أنه قال: "لماذا تقومون بتناول الوجبات الحلال والبيت المنزلي، وتنفق الكثير من أجل: أكبر غرفة، والتي تستخدم فقط: نوريس.

ويبدو أن هذه الكفر لا علاقة لها! بعض المرتزقة أو الجهلة، كلها تسخر من إيران: إذا كنا متخلفين عن العالم، ونحن محظوظون إذا كنا قبل العالم! بالنسبة لهم، ليس لدينا صناعة السكان الأصليين (سياراتنا هي كل التقليد)، وبما أننا كنا في الطاقة النووية، ونحن من بين الدول الأولى في الترتيب، ونحن لا تزال محظوظا! لأنه، على سبيل المثال، ليس لدينا إنتاج الألوة فيرا، لأن لدينا أربعة مواسم ولدينا كل الثمار، ونحن ما زلنا محظوظين! نحن محظوظون لأن لدينا النفط! لأننا لم يكن لديك الفيسبوك، ونحن بائسة. من ناحية، يقولون: إيران بلد منخفض المياه، ثم يقولون إن نصيب الفرد من استهلاك إيران للمياه في إيران هو عشرة أضعاف المعدل العالمي! مرة واحدة على الأقل أنها لا تسأل أنفسهم: إذا لم يكن هناك ماء، ثم كم كنت تستهلك؟ إحصاءات البطالة مرتفعة جدا لأنها أيضا زيادة العدد الإجمالي للنشطين، كما يقولون: بدلا من سبعين مليون شخص، لدينا 80 مليون الدلائل التأمين! إذا كان الناس عاطلين عن العمل، فما هو المؤمن عليه؟ وفيما يلي أحدث ما يميز: 40 في المائة من المصابين بالسكري، و 50 في المائة من هشاشة العظام، و 30 في المائة من أمراض الدم، و 10 في المائة من الإيدز. من ناحية أخرى، فإن استهلاك الأغذية في إيران هو ثلاثة أضعاف المتوسط ​​العالمي! إذا كان الناس مريضين، كيف يأكلون كل هذا؟ حتى الأرقام تعاطي المخدرات تتضاعف. هم لا يسألون أنفسهم: الشعب الإيراني مع هذا الاستهلاك العالي: لماذا لا يأكلون الغذاء والدواء؟ من ناحية أخرى، 50٪ من الإيرانيين في حالة فقر. ولا تحصل على ما يكفي من البروتين. فماذا عن هذه الأطعمة؟ حتى إذا كان لدينا 30٪ قبالة، فإنه لا تعوض ثلاث مرات. بالإضافة إلى المطالبة: معظم الناس استخدام الأطعمة المهملة! يقولون لماذا تصدرون الكهرباء؟ انخفاض الكهرباء. ويقولون أيضا أن نصيب الفرد من الاستهلاك في إيران هو أربعة أضعاف المتوسط ​​العالمي. ما الذي يحدث؟ هل هم النسيان والحمق، هل يعتقدون الناس غبي؟ نحن لا أعتقد أن هؤلاء الناس غبي! بدلا من ذلك، المرتزقة: عدم وجود مبرر للأجانب، لإظهار ضعيفة: قوة الإدارة الاقتصادية في إيران، وجعل هذه التعليقات.

Bir çox xeyirxahlıq hissini hiss edin!

Əvvəl eşitmişdik ki, insanlar bəslənməməyi istəmirlər, yoxsul olurlar və onlar əziyyət çəkirlər! Amma biz aktivi bilmirdik və böyük xeyirxahlıq sezildir. Xüsusilə usta xanım kimi! Ətraf mühit üzrə ekspert: "Nə bədbəxt millətimiz var, hər şey var!" Yaşıl Film Festivalı ustadından sənin kimi sənə bu master tərəfindən təəccübləndim, amma təkrarladı! Heç şübhə etmə. Onlar deyirlər ki, bütün dünya yeni enerjilər axtarır, baxmayaraq ki, heç bir şeyləri yoxdur! Amma hər şeyə görə üzr istəyirik! Yalnız İranın şimalında oturan günəş, Fransa və ya İngiltərənin ümumi günəşinə bərabərdir. İranlılar ümumiyyətlə kölgələrə gedirlər, amma Almaniya günəşdəndir! O deyir ki, bizdə neft olduğundan, digər enerjilərdən xəbərsizik və bu bizim üçün bir bədbəxtlikdir! Və Ella Türkiyənin günəş enerjisindən ən yüksək gəlirləri var! O, hətta küləyin kədərləndiyini dedi: "Şəhriyarı Tehranda küləyin!" Külək manjil və ya Sistan və Baluxistanda küləklər. İranın bir çox isti bulaqları olduğu qəzəbləndi. O, hətta belə dedi: "Niyə halal və evdə hazırlanan yeməklər edirsiniz və çox şeylər sərf edirsiniz: yalnız ən böyük otaq: Nores istifadə olunur.

Görünür, bu küfrlərin heç bir əlaqəsi yoxdur! Çünki, məsələn, aloe vera zavodumuz yoxdur, çünki dörd mövsüm var və bütün meyvələrimiz var, biz hələ şanslıyıq! Biz şanslıyıq, çünki bizdə neft var! Çünki bizdə Facebook yoxdur, biz əziyyət çəkirik. Ən azı bir dəfə özlərinə soruşmurlar: Əgər su yoxdursa, nə qədər istehlak edirsiniz? Insanlar işsiz olduqda, nə qədər sığorta edilir? Statistika təsdiq ki, onların narahatlıqları: diabet, əhalinin 40 faizi, bir osteoporoz yüzdə 50 ilə qan xəstələrin yüzdə 30: AIDS V..darnd on faizi! Digər tərəfdən, İranda ərzaq istehlakı üç dəfə qlobal səviyyədədir! Əgər insanlar xəstədirlərsə, bütün bunları necə yeyirlər? Hətta narkotik istifadə rəqəmləri çarpır. Özlərinə soruşurlar: bu yüksək istehlakı olan İran xalqı: niyə yemək və dərman yemirlər? Digər tərəfdən, İranlıların 50% -i yoxsulluqdadır. Və kifayət qədər zülal almayın. Yəni bu qidalar nədir? 30% endirim olsa belə, üç dəfə kompensasiya edilmir. Çağırışdan əlavə: Çox adam atılmış yeməklərdən istifadə edir! Niyə elektrik ixrac edirsiniz? Aşağı elektrik. Onlar həmçinin İranın adambaşına istehlakının dörd dəfə qlobal səviyyədə olduğunu söyləyirlər. Həqiqətən nədir? Onlar unutqan və ağılsız, ağılsız insanlar deyirlərmi? Biz bu axmaq insanlar olduğuna inanmırıq! Əksinə, muzdlular: əcnəbilər üçün mantığın olmaması, zəif göstərmək: İranın iqtisadi idarəetmə gücü belə şərhlər edir.

چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟

مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او سیاسی است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به جمهوری اسلامی می دهند، سینما چرا باید راه دیگری برود؟ وقتی همه مردم ایران سخن از: حججی و سردار سلیمانی می گویند، چرا سینما نباید از آن بگوید؟ آیا سینما باید اخته باشد؟ تا این اقا راضی شود؟ البته خوب شد که رفت، والا حرف های نامربوط یک عده ناسینماگر! را می خواست به نام سینماگران حقنه کند، و از آبروی سینمای ایران، برای نیت های ناپاک خود استفاده کند. البته خانم مریلا زارعی، مانند یک مرد! در مقابل این طنازی های بیگانه پسند ایستاد، و با صدای رسا از مردم مظلوم میانمار، بحرین و یمن دفاع کرد و: نگذاشت دامن سینمای ایران، به به سترون بودن آلوده شود. باید از این شیرزن، قدر دانی شایسته ای بشود. البته دگر اندیشی در برخی رگه های جشن خانه سینما، خودی نشان داد ولی بسیار هوشمندانه و: مدیرانه از بروز آن جلوگیری شد. متاسفانه باید گفت دست های زیادی در کار است تا: سینما و تئاتر را از ارزشهای جامعه دور نگهدارد. یکی از دلایل مهم آن خواستگاه هنرهای فوق است. آنها می گویند چون سینما و تئاتر، از غرب آمده باید همانطور غربزده بماند. حتی برخی ها سعی کردند: نمادها را هم تغییر دهند و با: سینمای صد در صد غربی هماهنگ کنند! شاید انتخاب هارون یشایایی، اشاره ای به این نماد باشد: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب یک یهودی بعنوان رئیس جشن بزرگ: سینمای ملی ایران شاید یک پالس بود! همانطور که جوایز را به سمتی بردند تا: کار دیگران دیده نشود، و فقط فیلمی معرفی شود که: در اسکار برنده شده بود. ما در صدد تجزیه و تحلیل شرایط اعطای جایزه: به فیلم فروشنده نیستیم، که همگان حداقل بر این امر توافق دارند: در آن شرایط این جایزه کاملا سیاسی بود. اما می دانیم که هارون یشایایی، خود چنین قصدی نداشته که: بازیگر سیاست های بین المللی صهیونیزم: در عرصه فرهنگ و سینمای ملی ایران باشد. زیرا ایشان با اینکه در یک: خانواده مذهبی یهودی بدنیا آمده، و لی هرگز راهی جدای از ملت ایران را انتخاب نکرده. ایشان حتی در دوران انقلاب با اینکه رئیس بیمارستان سپیر یهودیان بود، ولی با ایجاد جامعه  روشنفکران یهود، راه همدلی را با انقلاب اسلامی ایران ادامه داد. لذا اگر کسانی می خواهند: به نام یهودیان، سینمای ملی ایران را مصادره نمایند، اشتباه می کنند. همانطور که مصادره برخی دیگر تحت: عنوان ارامنه اشتباه است. جهت دهی برخی از جوایز هم، شاید از آنجا ناشی می شد که: خانه سینما ملک خصوصی ساموئل خاچیکیان است، و از این راه خواسته اند بگویند: سینمای ملی ایران، سینمای ارامنه محور است. اینها هم اشتباه می کنند، زیرا همدلی مردم ایران همانطور که: بارها در تریبون جشن ملی خانه سینما هم اعلام شد، تمام این توطئه ها را خنثی می سازد. تئوری جدایی دینی، مذهبی و قومی وقبیله ای، در کل تاریخ ایران مردود بوده است. مردم ایران هزاران سال: همزیستی ادیان و مذاهب و اقوام را تجربه کرده اند. حتی برخی ها که می خواهند: سینمای ملی را به سنگر براندازی جمهوری اسلامی! تبدیل کنند هم اشتباه می کنند. درست است که شجریان صدا و آواز خوبی دارد، ولی دلیل ندارد که حمایت ایشان از: سران فتنه را فراموش کنیم. لااقل اگر ایشان اشتباه خود را می پذیرفت، راه دوری نمی رفت! ولی برخی تصور می کنند با آوردن: نام او رژیم جمهوری اسلامی متلاشی می شود.

Why not let Iran's national cinema reconcile with its people?

Moderator in Pitti! For a long time, instead of managing the festivities, he would say, "Stop politicians from the cinema!" This little memory person remembers that this is his political message. That is, he wants cinema: the audience is certain people, not all people. When people give 98 percent of the vote to the Islamic Republic, why should another go to the cinema? When all the Iranian people say: Hajj and Suleimani say, why does not the cinema say it? Does the cinema need to be castrated? To be satisfied with this? Of course, it went fine, it went awry, the unrelated words of a sage! He wanted to be honest in the name of cinematographers, and to respect the cinema of Iran, for his unclean intentions. Mrs. Maryla Zarei, like a man! Faced with these alien voices, he defended the oppressed people of Myanmar, Bahrain and Yemen in a loud voice: not letting the cinema of Iran become contaminated with sterility. It must be appreciated from this shirt. Of course, repression in some streaks of the home of the cinema house was insider, but it was very clever and: the manager was prevented from occurring. Unfortunately, it must be said that there are many hands on in order to keep cinema and theater away from the values ​​of society. One of the main reasons for this is the art of the above. They say that since the cinema and theater come from the West, it must remain as an overwhelming one. Even some tried to change the symbols and coordinate with: 100% western cinema! Perhaps the choice of Aaron Yashayi is to refer to this symbol: since Oscar and Hollywood are under the control of international Zionism, the choice of a Jew as the head of a great celebration: Iran's national cinema was perhaps a pulse! As they took the prizes to: The work of others was not seen, and only a film was introduced: It won the Oscars. We are trying to analyze the award conditions: We are not the movie vendor, which everyone agrees at least: in that context, the award was completely political. But we know that Aaron Yashayi did not have such an intention: to be an actor of Zionist international politics: in the field of Iranian culture and cinema. Because he was born in one: a Jewish religious family, and Lee never chose a way apart from the Iranian nation. Even during the revolution, he was still the head of the Jewish Seperator Hospital, but with the establishment of a community of Jewish intellectuals, he continued to have sympathy with the Islamic Revolution of Iran. So if anyone wants to confiscate Iranian cinema as Jews, they make a mistake. As confiscated by others, the title of Armenians is wrong. The direction of some of the awards may also come from the fact that: The Cinema House is a private property of Samuel Khachikyan, and they have asked to say: Iranian cinema is based on Armenian cinema. They also make a mistake, because the sympathy of the Iranian people, as it has been repeatedly announced at the National Cinema House Celebration, will thwart all of these conspiracies. The theory of religious, religious, and ethnic separation has been rejected in the whole history of Iran. The Iranian people have experienced thousands of years: the coexistence of religions and religions. Even some who want to: nationalize the national cinema for the overthrow of the Islamic Republic! They make mistakes. It is true that Shajarian has a good voice and voice, but there is no reason to forget his support for the heads of intrigue. At least, if he accepted his mistake, the road would not go away! But some people think by bringing them: his name is split between the regimes of the Islamic Republic.

لماذا لا تسمح للسينما الوطنية الإيرانية بالتوفيق مع شعبها؟

مشرف في بيتي! لفترة طويلة، بدلا من إدارة الاحتفالات، وقال انه يقول، "وقف السياسيين من السينما!" هذا الشخص الذاكرة قليلا يتذكر أن هذه هي رسالته السياسية. هذا هو، يريد السينما: الجمهور هو أشخاص معينين، وليس كل الناس. عندما يعطي الناس 98 في المئة من الأصوات للجمهورية الإسلامية، لماذا يجب أن يذهب آخر إلى السينما؟ عندما يقول كل الشعب الإيراني: الحج والسليماني يقول، لماذا لا تقول السينما ذلك؟ هل تحتاج السينما إلى الإخصاء؟ أن تكون راضيا عن هذا؟ بطبيعة الحال، ذهبت على ما يرام، ذهبت أوري، كلمات لا علاقة لها من حكيم! أراد أن يكون صادقا باسم سينمائيين، واحترام سينما إيران، لنواياه النجسة. السيدة ماريلا زاري، مثل رجل! في مواجهة هذه الأصوات الغريبة، دافع عن الشعب المظلوم في ميانمار والبحرين واليمن بصوت عال: عدم السماح للسينما الإيرانية تصبح ملوثة بالعقم. يجب أن يكون موضع تقدير من هذا القميص. بطبيعة الحال، كان القمع في بعض الشرائط من منزل دار السينما من الداخل، لكنه كان ذكي جدا و: تم منع المدير من الحدوث. ولسوء الحظ، لا بد من القول إن هناك الكثير من الأيدي من أجل إبقاء السينما والمسرح بعيدا عن قيم المجتمع. وأحد الأسباب الرئيسية لذلك هو فن ما سبق. يقولون أنه منذ السينما والمسرح يأتي من الغرب، يجب أن تبقى على أنها الساحقة. حتى حاول البعض تغيير الرموز والتنسيق مع: السينما الغربية 100٪! كما أخذوا الجوائز إلى: عمل الآخرين لم ينظر، وقدم فقط فيلم: فاز حفل توزيع جوائز الأوسكار. سنقوم بتحليل شروط الجائزة: نحن لسنا بائع الفيلم، الذي يوافق الجميع على الأقل: في هذا السياق، كانت الجائزة سياسية تماما. لكننا نعلم أن هارون ياشاي لم يكن لديها مثل هذه النية: أن تكون فاعلا في السياسة الدولية الصهيونية: في مجال الثقافة والسينما الإيرانية. لأنه ولد في واحد: عائلة دينية يهودية، ولم يختار لي أبدا وسيلة بعيدا عن الأمة الإيرانية. حتى خلال الثورة، كان لا يزال رئيس مستشفى سيبيراتور اليهودي، ولكن مع إنشاء مجتمع من المثقفين اليهود، واصل تعاطفه مع الثورة الإسلامية في إيران. إذا كان أي شخص يريد مصادرة السينما الإيرانية كيهود، فإنهم يرتكبون خطأ. كما مصادرة من قبل الآخرين، عنوان الأرمن هو الخطأ. كما أنهم يرتكبون خطأ، لأن تعاطف الشعب الإيراني، كما أعلن مرارا في احتفال دار السينما الوطنية، سيحبط كل هذه المؤامرات. وقد رفضت نظرية الفصل الديني والديني والعرقي في تاريخ إيران كله. لقد عاش الشعب الإيراني آلاف السنين: التعايش بين الأديان والأديان. حتى بعض الذين يريدون: تأميم السينما الوطنية للإطاحة الجمهورية الإسلامية! إنهم يخطئون. صحيح أن شجاريان له صوت جيد وصوت جيد، ولكن ليس هناك ما يدعو إلى نسيان دعمه لرؤساء الدسيسة. على الأقل، إذا قبل خطأه، فإن الطريق لن يذهب بعيدا! ولكن بعض الناس يفكرون في جلبهم: اسمه مقسم بين نظام الجمهورية الإسلامية.

Nə üçün İranın milli kinosunun xalqı ilə barışmasına icazə verməyəsiniz?

Pitti Moderatoru! Uzun müddət şənliklərin idarə edilməsinin əvəzinə deyirdi: "Kino siyasətçilərini dayandırın!" Bu kiçik yaddaş insanı onun siyasi mesaj olduğunu xatırlayır. Yəni kino istəyir: tamaşaçılar hər kəs deyil, müəyyən insanlardır. İnsanlar İslam Respublikasına yüzdə 98 səs verdikdə, niyə başqa birinin kinoya getməsi lazımdır? Bütün İranlılar deyirlər: Həcc və Süleymani deyirlər ki, kino nə deyir? Kino kastedilmək lazımdırmı? Bununla razı olmaq mı? Əlbəttə ki, yaxşı çıxdı, bir adacının sözsüz sözləri qaçırdı! O, sinematoqrafçılar adına dürüst olmaq istəyirdi və İranın kinosuna hörmətsizlik etmək niyyətində idi. Qadın Maryla Zarei, bir insan kimi! Bu əcnəbi səslərlə üzləşən Myanma, Bəhreyn və Yəmənin məzlum xalqını yüksək səslə müdafiə etdi və İran kinosunun sterilliyə yoluxmasına imkan vermədi. Bu köynəkdən təqdir edilməlidir. Əlbəttə ki, kinoteatrın bəzi evlərindəki repressiyalar içəridə idi, amma çox ağıllıdı və menecerin qarşısı alındı. Təəssüf ki, kinoteatrı və teatrı cəmiyyətin dəyərlərindən uzaqlaşdırmaq üçün çox əllər var. Bunun əsas səbəblərindən biri yuxarıda göstərilən sənətdir. Onlar deyirlər ki, kinoteatr və teatr Qərbdən gəldikdən sonra, bu, çox ağır bir vəziyyətdə qalmalıdır. Bəziləri bəziləri simvolları dəyişməyə və 100% qərb kinosunu əlaqələndirməyə çalışdılar! Bəlkə də Aaron Yashayinin seçimi bu simvola müraciət etməkdir: Oskar və Hollivud beynəlxalq sionizmin nəzarəti altında olduğundan, bir yəhudi seçimi böyük bir bayramın rəhbəri olaraq seçilir: İranın milli kinosu bəlkə də bir nəbz idi! Onlar mükafatları aldılar: Başqalarının işləri görüldü və yalnız bir film təqdim edildi: Oscar qazandı. Biz mükafat şərtlərini təhlil etməyə çalışırıq: Biz hər kəs ən az razı olan film satıcısı deyilik: bu kontekstdə mükafat tamamilə siyasi idi. Amma bilirik ki, Aaron Yashayi belə bir niyyəti olmadığını bilmədi: Sionist beynəlxalq siyasət aktyoru olmaq: İran mədəniyyəti və kino sahəsində. Biri doğulduğu üçün: bir yəhudi dini ailəsi və Lee heç bir zaman İran xalqından başqa yol seçməmişdir. İnqilab dövründə hətta Yəhudi Seperator Xəstəxanasının rəhbəri idi, lakin yəhudi ziyalılarının bir cəmiyyətinin yaradılması ilə İran İslam İnqilabı ilə sədaqət göstərməyə davam etdi. Kimsə İran kinolarını yəhudilərə əl qoymaq istəyirsə, səhv edirlər. Başqalar tərəfindən əl qoyulduğu üçün ermənilərin adı yanlışdır. Bəzi mükafatların istiqamətlərini də göstərmək olar ki: Kino Evi Samuel Xaçikyanın şəxsi mülkiyyətidir və onlar İran kinounun erməni kinosuna əsaslanmasını istədi. Onlar da səhv edirlər, çünki İran xalqının xəyalları, Milli Kino Evində qeyd olunduğu kimi dəfələrlə elan edilmişdi, çünki bu komplonun bütünlüklə qarşısını alacaq. Dini, dini və etnik ayrılıq nəzəriyyəsi İranın bütün tarixində rədd edildi. İran xalqı minlərlə il yaşamışdır: dinlər və dinlərin birləşməsi. Hətta istəyənlər: İslam Respublikasının devrilməsi üçün milli kinonun milliləşdirilməsi! Səhv edirlər. Doğrudur ki, Shajarian yaxşı bir səs və səsi var, amma intriqanın başçılarına olan dəstəyini unutmaq üçün heç bir səbəb yoxdur. Ən azı, əgər səhvini qəbul etsəydi, yol gedərdi! Ancaq bəzi insanlar onları gətirməklə düşünürlər: adı İslam Respublikası rejimi arasında bölünür.

مدیریت یکپارچه بازنشستگی

مدیریت صندوق های بازنشستگی در ایران، بسیار متعدد و جزیره ای می باشد که: این به نفع عدالت و سیاست های جمهوری اسلامی نیست. سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح ، کشوری ، تامین اجتماعی، صدا و سیما حداقل 4مورد مهم آن است. در داخل سازمان بازنشستگی کشوری که: مشمولین آن کارمندان رسمی هستند، وزارت نفت صندوق خود را جدا کرده است! و این عدالت را به شدت زیر سوال برده است. افراد یا سازمان و یا صندوق های دیگری هم، هستند که به این جمع باید اضافه شود. حتی بیمه ها مانند بیمه ایران سالها است که تبلیغ می کند: با دو سال پرداخت حق بیمه بازنشسته شوید! که این امر بیشتر به یک فریب: تبلیغاتی می ماند تا یک استراتژی. یا حتی بیمه عمر.  لذا دلایل زیادی هست که باید: همه اینها یکی شوند و: تحت یک مدیریت واحد اداره، یا هماهنگی شوند. همانطور که دولت، لایحه نظام هماهنگ حقوق و دستمزد را داده، باید قانون یکپارچه مدیریت بازنشستگی را نیز، به مجلس محترم ارائه کند. معایب مهم نداشتن مدیریت یکپارچه، نداشتن زیربنای خدمت: برای سی سال یا کمتر است. مثلا وقتی بیمه ایران آن تبلیغ را می کند، اگر غلط باشد که اعتماد مردم را به: بیمه ها از بین می برد و: اگر درست باشد طبیعتا، همه سازمان های بازنشستگی زیر سوال می رود! وقتی وزارت نفت به بازنشستگان خود: حقوق های 10تا 20میلیونی می دهد، شکاف طبقاتی با یک بازنشسته فرهنگی یا خبرنگاری، به 20برابر می رسد. البته رئیس سازمان بازنشستگی کشوری، و شاید همه سازمان های مذکور، با ادغام یا یگپارچه سازی مخالف هستند! و اصلا قابل طرح نمی دانند، زیرا یکی از موانع آن کمبود: منابع مالی و یا نبود منابع است. علت دیگر ان تفاوت حقوق ها هست، وقتی کسی با حقوق 200میلیونی یا بیشتر، بازنشسته می شود طبیعی است که: تعیین حداقل حقوق بازنشستگی یعنی ماهی یک میلیون! امکان ندارد و اگر حق بیمه تابع: سه سال پرداخت آخر سال باشد، تفاوت حقوق های بازنشستگی تا 200برابر هم می شود. که این شکاف بزرگی در عدالت اجتماعی ایجاد می کند.  اما اصول اسلامی و انسانی ایجاب می کند که: همه 60ساله ها بازنشسته شوند، و پرداخت حقوق به آنان هماهنگ و: بدون شکاف عمیق باشد. برای این کار ابتدا شورای عالی حقوق و دستمزد: باید فعال شود، سپس نظام هماهنگ پرداختها اجرایی شود. حتی اگر این دو امکان پذیر نباشد، میتوان پینشهاد داد: درصد سهم بیمه شونده، برای همه یکسان شود. و سقفی برای آن تعیین گردد، تا در موقع بازنشستگی، همه با فاصله معقولی حقوق بازنشستگی دریافت نمایند. متاسفانه افرادی که حقوق بازنشستگی بالایی می گیرند، زمینه بهتری برای بازگشت به کار هم پیدا می کنند. یعنی رسما بازنشسته می شوند! ولی عملا به کار خود ادامه میدهند. و این به نفع کار فرما هم هست. زیرا اشتغال یک بازنشسته، هزینه های جانبی مانند بیمه و مالیات ندارد و: معمولا دستمزد کمتری هم دریافت می کند. لذا عدالت اجتماعی در اسلام حکم می کند: اولا همه کسانی که 30سال سابقه کار دارند، یا 60سال سن دارند بازنشسته شوند. و هیچ کسی بدون بازنشستگی نباشد. اگر بازنشسته ای مشغول به کار شد حقوق بازنشستگی او مسدود شود. کلیه سازمان های بازنشستگی، زیر نظر دولت و سازمان بازنشستگی کل باشند. کمک های مالی دولت هم تبعیض آمیز نباشد! بطوریکه بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی باز نشسته های تامین احتماعی محروم باشند! یا باز نشستگان نیروهای مسلح، بن حکمت و بن های متفرقه دریافت کنند، ولی کارگران بازنشسته هیچ امتیازی نداشته باشند.

Integrated retirement management

The management of retirement funds in Iran is very numerous and islands: This is not in the interests of the justice and policies of the Islamic Republic. The Army, Retirement, Army, Retirement, Retirement, Atmosphere, Atleast, at least 4 critical cases. Inside the country's retirement organization: its employees are official, the Ministry of Oil has separated its fund! And this has severely questioned the justice. Individuals or organization or other funds, which should be added to this sum. Even insurance, like insurance, has been advertising for many years: Pay two years of retirement! It's more about deception: it's advertising rather than a strategy. Or even life insurance. So there are a lot of reasons that need to be: all of these will be united: under a single departmental administration, or coordinated. As the government has given the bill to the coordinated payroll system, it must also submit to the Honorable Parliament an integrated pension management law. Disadvantages of unmanageable management, lack of service infrastructure: for thirty years or less. For example, when Iran's insurance promotes it, if it's a mistake to put people's trust in: insurance: if it is true, naturally, all retirement organizations are questioned! When the oil ministry gives its retirees: salaries of 10 to 20 million, the class gap with a retired cultural or journalist is 20 times higher. Of course, the head of the State Retirement Administration, and perhaps all of these organizations, are opposed to merging or integrating! And they are not at all possible, because one of the obstacles is lack of funds or lack of resources. The other reason is the salary difference, when someone with a salary of 200 million or more is retired, it is natural that: the determination of the minimum pension, ie, a million fish! It is not possible and if the premium is subject to three years of payment at the end of the year, the difference in salaries will be up to 200 times. Which creates a huge gap in social justice. But Islamic and humanitarian principles require that: all 60 years old retire, and pay salaries to them in harmony: without a deep divide. To do this, the High Council of Payments must first be activated, then the coordinated system of payments will be implemented. Even if these two are not feasible, one can say: The percentage of the insured's share is the same for everyone. And a ceiling for it, so that everyone gets a pension at a reasonable retirement age. Unfortunately, people who have high retirement pensions also have a better chance of returning to work. They are officially retired! But they are practically doing it. And this is also in the interest of working. Because retired jobs do not have side fees, such as insurance and taxes, and usually receive less wages. So, social justice is ruled out in Islam: First, all those who have 30 years of work experience, or 60 years of age, retire. And no one is without retirement. If he is retired, his retirement pension will be blocked. All retirement organizations are under the supervision of the government and the general retirement organization. Government grants are not discriminatory! So that the retirees of the country have car loans and other facilities, but they are not open to social security! Or the recruits of the armed forces, bin Hikmat and other bombers, but retired workers have no concessions.

الإدارة المتكاملة للتقاعد

إدارة صناديق التقاعد في إيران كثيرة جدا والجزر: وهذا ليس في صالح العدالة والسياسات في الجمهورية الإسلامية. الجيش، التقاعد، الجيش، التقاعد، التقاعد، الحضور، والحضور هي على الأقل أربع قضايا هامة. داخل منظمة التقاعد في البلاد: موظفيها رسمية، وزارة النفط فصل صندوقها! وقد شكك هذا الأمر بشدة في العدالة. الأفراد أو المنظمات أو الصناديق الأخرى، والتي ينبغي أن تضاف إلى هذا المبلغ. حتى التأمين، مثل التأمين، وقد تم الإعلان لسنوات عديدة: دفع عامين من التقاعد! انها أكثر عن الخداع: انها الإعلان بدلا من استراتيجية. أو حتى التأمين على الحياة. لذلك هناك الكثير من الأسباب التي تحتاج إلى أن تكون: كل هذه سوف تكون موحدة: تحت إدارة واحدة من الإدارات، أو منسقة. وبما أن الحكومة قد قدمت مشروع القانون إلى نظام المرتبات المنسق، يجب عليها أيضا أن تقدم إلى البرلمان الموقر قانونا متكاملا لإدارة المعاشات التقاعدية. عيوب الإدارة التي لا يمكن إدارتها، والافتقار إلى البنية التحتية للخدمة: لمدة ثلاثين عاما أو أقل. على سبيل المثال، عندما يشجع التأمين الإيراني، إذا كان من الخطأ وضع ثقة الناس في: التأمين: إذا كان صحيحا، وبطبيعة الحال، يتم استجواب جميع منظمات التقاعد! وعندما تمنح وزارة النفط المتقاعدين: رواتب تتراوح بين 10 و 20 مليون نسمة، فإن الفجوة الطبقية مع ثقافي أو صحفي متقاعد أعلى ب 20 مرة. وبطبيعة الحال، فإن رئيس إدارة التقاعد في الدولة، وربما كل هذه المنظمات، يعارضون الاندماج أو الاندماج! وهي ليست ممكنة على الإطلاق، لأن أحد العقبات هو نقص الأموال أو نقص الموارد. والسبب الآخر هو الفرق في المرتبات، عندما يكون الشخص الذي يتقاعد 200 مليون أو أكثر متقاعدا، فمن الطبيعي أن: تحديد الحد الأدنى للمعاش، أي مليون الأسماك! ومن غير الممكن وإذا كانت العلاوة خاضعة لثلاث سنوات من الدفع في نهاية السنة، فإن الفرق في المرتبات سيصل إلى 200 مرة. مما يخلق فجوة هائلة في العدالة الاجتماعية. ولكن المبادئ الإسلامية والإنسانية تتطلب ما يلي: كل 60 سنة تقاعد، ودفع الرواتب لهم في وئام: دون انقسامات عميقة. وللقيام بذلك، يجب أولا تفعيل المجلس الأعلى للمدفوعات، ثم تنفيذ نظام المدفوعات المنسق. حتى لو لم يكن ذلك ممكنا، يمكن للمرء أن يقول: نسبة حصة المؤمن هو نفسه بالنسبة للجميع. وسقف لذلك، بحيث يحصل الجميع على المعاش في سن التقاعد معقول. ولسوء الحظ، فإن الأشخاص الذين لديهم معاشات تقاعدية عالية أيضا لديهم فرصة أفضل للعودة إلى العمل. هم متقاعدون رسميا! لكنهم يقومون بذلك عمليا. وهذا أيضا في مصلحة العمل. لأن الوظائف المتقاعدة لا تحمل رسوما جانبية، مثل التأمين والضرائب، وعادة ما تحصل على أجور أقل. لذلك، يستبعد العدل الاجتماعي في الإسلام: أولا، كل أولئك الذين لديهم 30 عاما من الخبرة في العمل، أو 60 سنة من العمر، والتقاعد. ولا أحد دون التقاعد. وإذا تقاعد، فإن معاشه التقاعدي سيحظر. وتخضع جميع منظمات التقاعد لإشراف الحكومة والمنظمة العامة للتقاعد. المنح الحكومية ليست تمييزية! حتى أن المتقاعدين من البلاد لديها قروض السيارات وغيرها من المرافق، لكنها ليست مفتوحة للضمان الاجتماعي! أو المجندين من القوات المسلحة، بن حكمت وغيرها من القاذفات، ولكن العمال المتقاعدين ليس لديهم تنازلات.

İnteqrasiya pensiya idarə olunması

İranda pensiya fondlarının idarə olunması çox sayda və adalardır: Bu ədalət və İslam Respublikasının siyasətində deyildir. Ordu, Pensiya, Ordu, Təqaüd, Təqaüd, Atmosfer, Atleast, ən az 4 kritik vəziyyət. Ölkənin təqaüdçü təşkilatında: işçiləri rəsmi, Neft Nazirliyi öz fondunu ayırdı! Bu da ədaləti ciddi şəkildə sorğuladı. Bu məbləğə əlavə edilməli olan fərdi və ya təşkilat və ya digər fondlar. Sığorta kimi, hətta sığorta, uzun illər reklam olunur: iki il pensiya ödəmək! Aldanma haqqında daha çox məlumat: bir strategiya deyil, reklamdır. Hətta həyat sığortası. Buna görə bir çox səbəblər var: bunların hamısı vahid bir vahid idarənin altında və ya koordinasiya olunacaq. Hökumət razılaşdırılmış əmək haqqı sisteminə qanun layihəsini təqdim etdikdə, Hörmətli Parlamentə də vahid pensiya idarəetmə qanununu təqdim etməlidir. İdarə edilməyən idarəetmənin çatışmazlığı, xidmət infrastrukturunun olmaması: otuz il və ya daha az. Məsələn, İranın sığortası bunu təşviq edərkən, insanın təhlükəsizliyinə güvənmək səhv olarsa: sığortaçılar, əgər təbii ki, bütün pensiya təşkilatları sorğulanır! Neft Nazirliyi təqaüdçülərə verdiyi zaman: 10 ilə 20 milyon maaş, təqaüdçü bir mədəniyyət və ya jurnalist ilə sinif boşluğu 20 qat daha yüksəkdir. Əlbəttə ki, Dövlət Pensiya İdarəsinin rəhbəri və bəlkə də bu təşkilatların hamısı birləşməyə və ya inteqrasiyaya qarşı çıxır! Və mümkün olmur, çünki maneələrdən biri fonların olmaması və ya resursların olmamasıdır. Digər səbəb 200 milyon və ya daha çox əmək haqqı olan birinin təqaüdə çıxdığı zaman əmək haqqı fərqi, təbii ki: minimum pensiyanın təyin edilməsi, yəni milyon balıq! Mümkün deyil və mükafat ilin sonunda üç illik ödənişə məruz qalarsa, əmək haqqı fərqinin 200 dəfə olacağı gözlənilir. İctimai ədalətdə böyük bir boşluq yaradır. Ancaq İslam və humanitar prinsiplər tələb edir: bütün 60 yaşlı təqaüdçü və əmək haqqını onlara uyğun olaraq ödəyirlər: dərin bölünmədən. Bunu etmək üçün Yüksək İdarəetmə Şurası əvvəlcə aktivləşdirilməli, sonra ödənişlərin əlaqələndirilmiş sistemi tətbiq olunacaqdır. Bu iki mümkün olmadıqda belə deyə bilərsiniz: Sığortalının səhmlərinin payı hər kəs üçün eynidır. Və bunun üçün bir tavan var, buna görə hər kəs bir pensiya pensiyası alır. Təəssüf ki, yüksək pensiya pensiyası olan insanlar da işə qayıdırlar. Onlar rəsmi olaraq təqaüdə çıxdı! Ancaq bunlar praktiki olaraq bunu edir. Və bu, iş üçün də maraqlıdır. Təqaüdçü işlərdə sığorta və vergilər kimi yan haqlar olmadığı və adətən daha az əmək haqqı aldığı üçün. Beləliklə, İslamda sosial ədalət ittiham olunur: Birincisi, 30 il iş təcrübəsi olan və ya 60 yaşı olan hər kəs təqaüdə çıxır. Heç kim pensiya almır. Təqaüdçü olsaydı, onun təqaüd pensiyası bağlanacaq. Bütün təqaüdçü təşkilatlar hökumətin və ümumi təqaüd təşkilatının nəzarəti altındadır. Hökumət qrantları ayrı-seçkilik deyil! Ölkənin təqaüdçüləri avtomobil kreditləri və digər obyektləri var, amma onlar sosial təminata açıq deyil! Və ya silahlı qüvvələrin, bin Hikmət və digər bombardmançıların təqaüdçüsü, amma təqaüdçü işçilər güzəşt vermir.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۵۲ نظر(0)

سیل و زلزله و طوفان و سونامی و آتشفشان، بخشی از تهدید هایی زندگی بشری است که: از سوی طبیعت به او وارد می شود. لذا برای اینکه یک انسان متولد شود، رشد کند و زنده بماند! باید با همه تهدید ها از درون و: بیرون و طبیعت مبارزه کند. در برخی از این مبارزات، راه حل پیشگیرانه وجود دارد، و به آن توجه شده مانند: بهداشت که وسیله یا ابزاری است که: انسان را قادر می کند: از مقابل بیماریها دور شود. از نظر مسئولان پزشکی همیشه: پسشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است. در امور دفاعی و تهدیدات انسانی فرامرزی هم، عملیات پیشگیرانه کاملا موفق تر است. حضرت علی ع می فرماید: کسی که در خانه خود با دشمن بجنگد، ذلیل خواهد شد. به همین دلیل مسئولان کشورها، ترجیح می دهند دشمن را در بیرون از بین ببرند. یا زمینه حمله او را نابود کنند. شهید حججی، یک نمونه از این پیشگیری ها است، وی خودش می نویسد: ما رفتیم تا داستان: خرابه های شام تکرار نشود. کسانی که مخالف اعزام مدافعین حرم هستند، مانند بنی صدر می خواهند: ابتدا دشمن حمله کند و زن و فرزندان را از بین ببرد! زیرا بنی صدر می گفت: ما در سرزمین خودمان، بهتر می توانیم با دشمن مبارزه کنیم! متاسفانه در مورد بلایای طبیعی، اصلا به این موضوع فکر نشده! اگر هم صحبتی شده در حد آکادمیک و: فرس ماژور بوده مثلا می گویند: زلزله چند ثانیه طول می کشد و: ما اگر بتوانیم در این چند ثانیه! خود را آماده کنیم. آنها می گویند: بلایای طبیعی دست ما نیست، ولی آمادگی که با ما است. و این، بدتر، روحیه ها را تضعیف می کند. یعنی هرچه قدر مانور زلزله برای آمادگی! بیشتر شود، علاوه بر اینکه هزینه زندگی مردم بالا تر می رود، اثرات روانی مخربی بر: امید به زندگی و فعالیت های بلند مدت می گذارد. در حالیکه عملیات پیشگیرانه، به زمان های بسیار زیادی دست رسی دارد. همه بلایای طبیعی، در یک امر مشترک هستند: آنها انرژی متراکمی هستند که: در طول مدتهای مدیدی انباشته می شوند، و اگر شرایط فراهم شد، در عرض چند ثانیه یا چند ساعت، این انرژِی را آزاد می کنند. بنابر این ما می توانیم اولا :جلوی شرایط را بگیریم، ثانیا جلوی انباشته شدن را هم بگیریم. وقتی در طارم زلزله شد، فجایعی به بار آمد، اما در روستای ماهین از توابع طارم، اتفاق مهمی نیافتاد! زیرا همه خانه ها آغل یازاغه داشتند! و این موجب شده بود مانند یک موج شکن، موج زلزله گرفته شود، و در این آغل ها رها شود. اگر ما بتوانیم کانالی حفر کنیم که: آب های حاصل از ذوب یخهای قطب شمال را، به آرامی به کویر لوت منتقل کند، دیگر چیزی بنام سیل یا فرسایش یا: گسل و رانش زمین نخواهیم داشت. اگر مرکز بحران طوفانها و سونامی ها، شناسایی و با تونل های هوا، آنها را به مرور تخلیه کنیم، سونامی بوجود نمی اید. به عبارت ساده تر اگر مسیر آتش فشان را، قبل از قله در یکی از دره ها باز کنیم، تا مواد مذاب آرام از ان خارج شوند، دیگر آتش فشانی بوجود نمی آید. مواد مذاب را هم رایگان! به کارخانه های ذوب فلزات می فرستیم، و از انها قالب می گیریم. اگر هواکش های مکنده بزرگی را، در میدان های پر از آلودگی هوا بگذاریم، می توانیم آنها را به فیلترهایی هدایت کنیم تا: از ذرات سربی موجود در هوا، شمش سرب تولید کند! یکی از دلایلی که تهران، با وجود گسل های فراوان، شاهد زلزله نیست، همین است که در تهران، قنات های فراوانی هست، که آب و هوا و گرمای زمین را رد می کند. مخصوصا الان که برای فاضلاب و مترو نیز، تونل کنده شده. بیایید دست از سر مردم بردارید! مردم استرس هم داشته باشند، باز هم هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. بجای آن بودجه فراهم کنید و: پیشگیرانه عمل کنید. البته طرح تفشیلی آنها هم موجود است

Increasing Earth's Resilience with: Preventive Operations.

Flood, earthquake, storm, tsunami and volcano are part of the human life threats that come from nature. Therefore, to be born, a human being grows up and survives! It must fight all kinds of threats from within and out: out and nature. In some of these campaigns, there is a preventive solution, and it is considered that health is a means or means that enables a person to: get away from illness. From the viewpoint of the medical authorities, always: it is better and less costly than treatment. In defensive and transboundary human threats, preventive action is all the more successful. Imam Ali says: "One who will fight the enemy in his house will be reduced." For this reason, country officials prefer to thwart the enemy. Or destroy the background of his attack. Martyr Hajji is an example of this, he writes: "We went to the story:" The ruins of dinner do not repeat. Those who oppose the dispatch of shrine defenders, like Bani-Sadr, want to attack the enemy first and kill the woman and children! Because Bani-Sadr said: "We can better fight the enemy in our land!" Unfortunately, in the case of natural disasters, you have not even thought about this! If the talk is academic, and Fers Major, say: earthquakes take a few seconds and: We can, if we can, in these seconds! Prepare ourselves. They say: Natural disasters are not our hands, but the readiness is with us. And this, worse, weakens the spirits. That is, the magnitude of earthquake maneuvering to prepare! In addition to the higher cost of living, the devastating effects on life expectancy and long-term activities. While preemptive operations take a lot of time. All natural disasters are in common: they are dense energy: they accumulate over time and, if conditions are provided, they release this energy in a matter of seconds or several hours. So, we can first: stop the situation, and secondly, avoid accumulation. When the earthquake struck in Tarom, catastrophes occurred, but in the Mahin village of Tarom functions, there was no major accident! Because all the houses had a underground house ! And this would have led to a earthquake wave like a breaker, and it would be abandoned in these pens. If we can dig a canal to slowly move the Arctic ice melt to the Lut desert, there is no longer a flood or erosion: there will be no fault or thrust. If the center of the storm and tsunami crisis is detected and deployed with air tunnels, then they will not be tsunami. Simply put, if you open the volcanic path ahead of the summit in one of the valleys, so that the molten material can leave it quietly, there will no longer be fire. Free melting material! We send metal melting plants and mold them. If we put large suction fans in air-filled fields, we can direct them to filters to produce lead ingots from airborne particles! One of the reasons why Tehran, despite numerous faults, is not an earthquake is that there are many aqueducts in Tehran that reject the weather and heat of the earth. Especially for the tunnel for the sewage and the subway. Let's get rid of people! People have stress, they still do nothing. Provide a budget instead: Prevent it.

زيادة مرونة الأرض مع: العمليات الوقائية.

الفيضانات والزلازل والعواصف والتسونامي والبركان هي جزء من تهديدات الحياة البشرية التي تأتي من الطبيعة. لذلك، أن يولد، إنسان يكبر ويعيش! يجب أن تحارب جميع أنواع التهديدات من الداخل والخارج: خارج والطبيعة. وفي بعض هذه الحملات، يوجد حل وقائي، ويعتبر أن الصحة وسيلة أو أداة تمكن الشخص من: الابتعاد عن الأمراض. من وجهة نظر السلطات الطبية، دائما: هو أفضل وأقل تكلفة من العلاج. وفي مجال التهديدات البشرية الدفاعية والعابرة للحدود، يكون العمل الوقائي أكثر نجاحا. يقول الإمام علي: "من سيقاتل العدو في بيته سيخفض". ولهذا السبب، يفضل المسؤولون القطريون إحباط العدو. أو تدمير خلفية هجومه. الشهيد حاجي هو مثال على ذلك، يكتب: "ذهبنا إلى القصة:" أطلال العشاء لا تكرر. أولئك الذين يعارضون إيفاد المدافعين عن الضريح، مثل بني الصدر، يريدون مهاجمة العدو أولا وقتل النساء والأطفال! لأن بني الصدر قال: "يمكننا محاربة العدو في أرضنا بشكل أفضل!" لسوء الحظ، في حالة الكوارث الطبيعية، لم تكن قد فكرت حتى في هذا! إذا كان الحديث أكاديمي، و فيرس ماجور، ويقول: الزلازل يستغرق بضع ثوان و: يمكننا، إذا استطعنا، في هذه الثواني! إعداد أنفسنا. يقولون: الكوارث الطبيعية ليست أيدينا، ولكن الاستعداد معنا. وهذا أسوأ، يضعف الأرواح. وهذا هو، وحجم المناورة الزلزال لإعداد! وبالإضافة إلى ارتفاع تكاليف المعيشة، فإن الآثار المدمرة على متوسط ​​العمر المتوقع والأنشطة الطويلة الأجل. في حين تستغرق عمليات وقائية الكثير من الوقت. جميع الكوارث الطبيعية مشتركة: فهي طاقة كثيفة: فهي تتراكم بمرور الوقت، وإذا تم توفير الظروف، فإنها تطلق هذه الطاقة في غضون ثوان أو عدة ساعات. لذلك، يمكننا أولا: وقف الوضع، وثانيا، وتجنب تراكم. عندما اندلع الزلزال في تاروم، وقعت كارثة، ولكن في قرية ماهين وظائف تاروم، لم يكن هناك شيء مهم. لأن جميع المنازل لديها كوخ أو الأحياء الفقيرة! وهذا من شأنه أن يؤدي إلى موجة زلزال مثل الكسارة، وأنه سيتم التخلي عنها في هذه الأقلام. إذا كنا نستطيع حفر قناة لنقل ببطء ذوبان الجليد في القطب الشمالي لصحراء لوت، لم يعد هناك الفيضانات أو تآكل: لن يكون هناك أي خطأ أو التوجه. إذا تم الكشف عن مركز العاصفة وأزمة تسونامي ونشرها مع أنفاق الهواء، فإنها لن تكون تسونامي. ببساطة، إذا قمت بفتح المسار البركاني قبل القمة في واحدة من الوديان، بحيث المواد المنصهرة يمكن أن تتركه بهدوء، لن يكون هناك النار. مجانا ذوبان المواد! نرسل المعادن ذوبان النباتات وقوالب لهم. إذا وضعنا مراوح شفط كبيرة في حقول مليئة بالهواء، يمكننا توجيهها إلى مرشحات لإنتاج سبائك الرصاص من الجسيمات المحمولة جوا! أحد الأسباب التي تجعل طهران، على الرغم من العيوب العديدة، ليست زلزالا، هو أن هناك العديد من القنوات في طهران التي ترفض الطقس والحرارة من الأرض. وخاصة بالنسبة لنفق للصرف الصحي ومترو الانفاق. دعونا التخلص من الناس! الناس لديهم الإجهاد، فإنها لا تزال تفعل شيئا. قدم ميزانية بدلا من ذلك: منعها.

Yerin möhkəmliyini artırmaq: Əməliyyat əməliyyatları.

Tələbə, zəlzələ, fırtına, tsunami və vulkan təbiətdən gələn insan həyatı təhdidlərinin bir hissəsidir. Buna görə də doğulacaq bir insan böyüyür və sağ qalır! İçəridə və xaricində hər cür təhdidlərə qarşı mübarizə aparmaq lazımdır: həyata və təbiətə. Bu kampaniyaların bəzilərində bir önləyici həll var və sağlamlıq insana imkan verən vasitələr və ya vasitədir: xəstəliklərdən uzaq durun. Tibbi orqanların baxımından həmişə: müalicədən daha yaxşı və daha az xərclidir. Müdafiə və transsərhəd insan təhlükələrində, profilaktik tədbirlər daha da uğurlu olur. İmam Əli (əleyhis-salam) deyir: "Düşmənlə evində mübarizə aparan bir kəs azalacaq". Buna görə ölkə rəsmiləri düşmənə qarşı çıxmaq istəmişlər. Və ya onun hücum fonunda məhv. Şəhid Hacı bu nümunədir, yazır: "Hekayəyə getdik:" Yemək xarabalıqları təkrarlanmaz. Bani-Sadr kimi ibadətgah müdafiəçilərinin göndərilməsinə qarşı çıxanlar əvvəlcə düşmənə hücum etmək və qadın və uşaqları öldürmək istəyirlər! Bani-Sadr dedi: "Düşmənimizi torpaqlarımızda daha yaxşı mübarizə apara bilərik!" Təəssüf ki, təbii fəlakət halında belə düşünmədiniz! Danışıq akademik olsaydı və Fers Major deyirlər: zəlzələlər bir neçə saniyə çəkir və biz mümkünsə, bu saniyədə mümkündür! Özümüzü hazırlayın. Onlar deyirlər: Təbii fəlakətlər bizim əlimizdə deyil, hazırlıq isə bizimlədir. Və bu, daha pis, ruhları zəifləyir. Yəni, zəlzələ manevrinin hazırlanmaq üçün böyüklüyü! Yaşayış xərcləri ilə yanaşı, həyatın uzunluğu və uzunmüddətli fəaliyyətlərə də dəətli təsir göstərir. Preemptiv əməliyyatlar çox vaxt aparır. Bütün təbii fəlakətlər ortaqdır: onlar sıx enerjidır: zamanla yığılırlar və şərtlər təmin edilərsə, bu enerjiyi saniyə saniyə və ya bir neçə saatda azad edirlər. Beləliklə, biz birinci ola bilərik: vəziyyəti dayandırmaq, ikincisi, yığılmamaqdan çəkin. Taromda baş verən zəlzələdə fəlakətlər baş verdi, ancaq Tarin kəndinin Mahin kəndində fəaliyyət göstərən bir şey yox idi. Çünki bütün evlərdə bir köpək və ya bir çirkab var idi! Və bu bir açar kimi bir zəlzələ dalğasına səbəb olardı və bu qələmlərdə tərk ediləcəkdi. Arctic buzunu yavaş-yavaş Lut dreninə çıxarmaq üçün bir kanal çıxarmaq olarsa, daşqın və ya eroziya yoxdur: heç bir günah və ya itme olmaz. Fırtına və sunami böhranının mərkəzi aşkar edildikdə və hava tunellərinə yerləşdirilərsə, onda tsunami olmayacaq. Sadə bir şəkildə, zirvədən vadilərdən birində zirvədən əvvəl vulkan yolunu açarsanız, erimiş material sükunətlə buraxa bilərsə, artıq atəş olmayacaq. Pulsuz ərimə materialı! Biz metal ərimə bitki göndəririk və onları kalıp. Hava dolu sahələrdə böyük suqəbuledici pərdələr qoysaq, onları havadan hissəciklərdən qurğuşun külçələr çıxarmaq üçün filtrlərə yönəldə bilərik! Tehran çoxsaylı qüsurlara baxmayaraq zəlzələ olmasının səbəblərindən biri də Tehranda yerin hava və istiliyini rədd edən bir çox su kəməri var. Xüsusilə kanalizasiya və metro üçün tunel üçün. İnsanları qurtaraq! İnsanlar stress yaşayır, hələ də heç bir şey etməzlər. Əvəzində bir büdcə təmin edin: qarşısını almaq. . Əlbəttə, onlar da mövcuddur

غدیر خم سه روز است!

وقتی پیامبر خواست جانشین خود را معرفی کند، کمی هراسان بود تا مبادا مخالفان علی ع، همه چیز را بهم بریزند. زیرا همه آنها در جنگهای مختلف، کشته ای به دست علی ع داشتند و: به اصطلاح دشمن خونی بودند. لذا چند بار جبرائیل آمد و گفت: جانشینی امام علی را اعلام کن! و به تعویق نیانداز، تا اینکه آیه نازل شد: آگر آنچه را که به تو گفتیم، اعلام نکنی رسالت تو زیر سوال می رود: که گویا اصلا انجام ندادی! پیامبر بازهم به تعویق انداخت، تا اینکه آیه نازل شد: از مردم نترس خدا ترا از دست مردم حفظ می کند. از اینرو سخنی که قرار بود در: منی یا مکه گفته شود، ناچار در مسیر برگشت قرار گرفت: یعنی مردمی که رفته بودند دعوت به برگشت شدند، و ایستادند تا نیامده ها هم برسند. و سه روز مردم را در سخنرای غدیر خم، زیر آفتاب گرم نگهداشت تا سخنان طولانی خود را باز گو کند. البته روز اصلی که مردم با علی ع بیعت کردند، همان روز دهم ذی الحجه سال حجت الوداع است. و این نشان می دهد: برنامه ریزی و هدایت و کنترل در اسلام، جهش یافته و تراریخته است چنانچه مدیریت آن و: عناصر و اصول آن هم جهش یافته است، و فوق مدرنیسم است. مشخصات این برنامه ریزی آن است که: طرح کلی آن برای تمام طول تاریخ! مشخص و اعلام شده است.  برنامه ریزی در علم مدیریت! روش راهبردی است برای جدا شدن از: وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب. اما در برنامه ریزی الهی، همه اینها مطلوب هستند و به دنبال یکدیگر و: لازم و ملزوم می باشند. آینده پژوهی در اسلام بدون هیچ زحمتی کل تاریخ و: حتی فرا تاریخ را در بر می گیرد. ولی آینده نگری در مدیریت علمی! فقط احتمالات است. از نظر ما برنامه از آدم تا خاتم  و قائم مشخص است، وهرکس باید در این مسیر گام بردارد و: کسانی که از این مسیر منحرف شوند، خود را نابود می کنند. پیامبر اسلام در همین خطبه غدیر، سه بار نام مهدی عج را می برد، کسی که هنوز به دنیا نیامده! و 245سال بعد به دنیا خواهد آمد. برنامه ریزی به قدری روشن است که: پیامبر از احوالات زمان ما هم خبر داده است. هر حادثه مهمی اتفاق می افتد، ریشه آن در کتب حدیث و روایات و: تفاسیر عینا ذکر شده که برخی دانشمندان خوش ذوق، آنها را در رسانه ها هم مطرح کرده اند. مثلا قیام امام خمینی به عنوان: مردی از قم قیام می کند آمده. گروه داعش به عنوان یاران پرچم های سیاه! ذکر شده و حتی جنایات آنان گفته شده، پیامبر فرمود: هرگاه این گروه با پرچم های سیاه را دیدید: که کشتار می کنند، تنها به فارس ها پناه ببرید، زیرا دولت ما با آنها است. لذا به همین دلیل است که دولت: نوپای جمهوری اسلامی به تنهایی توانسته: تا کنون چهل سال در برابر همه: برنامه ریزی های استادان دنیا بایستد، و برنامه خود را پیش ببرد. مدیریت و برنامه در اسلام هیچگاه تعطیل نیست. زیرا پیامبر فرموده: من بین شما دو عنصر اساسی را باقی گذاشتم : کتاب خدا(بعنوان برنامه زندگی ) و :عترت و خاندان خودم. (بعنوان مدیران و اجرا کنندگان آن برنامه) و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد.(لن یفترقا حتی یراد علی الحوض) یعنی الان هم که قران وجود دارد، حتما امام هم وجود دارد و آن را اجرا می کند. هرچند که ما آن را نبینیم! زیرا عده ای در همان اوایل، خواستند که این دو را جدا کنند، گفتند: کتاب خدا ما را بس است! نیازی به مجری و یا مدیر نداریم. الان هم ممکن است عده ای بگویند: که قران کافی است و: امام زمان عج افسانه است! اما چیزی از حقیقت کم نمی شود، و گفته پیامبر دروغ نمی شود، و این گفته آنقدر تکراری است که: همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی، آن را حفظ هستند مگر گروه داعش و اربابان آنها، که نفع خود را در: فراموشی یا مخالفت با آن می بینند.

Ghadir is bent over three days!

When the Prophet asked to nominate his successor, he was a little afraid that the opponents of Ali would dispose of everything. Because they were all killed in Ali's hands in various wars, and so-called enemies of blood. So how many times did Gabriel come and say: Declare the succession of Imam Ali! And do not delay until the verse is revealed: if you do not declare what you said, your mission is questioned: as if you did not do it at all! The Prophet still delayed until the verse came down: do not be afraid of people, God will protect them from the people. Therefore, the saying that was supposed to be called "semen" or "Mecca" was forced to return to the path: the people who had gone were invited to return, and stood to reach the non-believers. And for three days, he kept the people in Ghadir Khom's speech under the hot sun to open his long speeches. Of course, the main day that people gave allegiance to Ali is the same day of the tenth anniversary of Hijat al-Wada. And this shows: Planning, guidance and control in Islam are mutated and transgenic if its management, its elements and principles are mutated, and ultramodernism. The profile of this program is: its outline for the entire history! Specified and announced. Planning in management science! A strategic approach is to separate from: the status quo and achieve the desired status. But in divine planning, all of this is desirable and looking for each other and: necessary and necessary. Futurist studies in Islam without the hassle of the whole history and even meta-history. But the prospect of scientific management! Only probabilities. From our point of view, the program is clear from Adam to Khatam and Qa'im, and one has to step in this direction: those who deviate from this path will destroy themselves. The Prophet of Islam in the same sermon of Ghadir takes the name Mahdi Ajz three times, who has not yet been born! And will be born 245 years later. Planning is so clear that: The Prophet has also informed us of the times of our time. Every major incident happens, its origins are in the books of hadith and narrations, and there are some similarities that some well-known scholars have raised in the media. For example, Imam Khomeini's uprising came as a man rising from Qom. ISIL Group as black flags! It is mentioned, and even their crimes are said, the Prophet said: If you saw this group with black flags: they would kill only refuge in Persians, because our government is with them. That is why the government: The newly formed Islamic Republic alone has been able to: stand for forty years before all: plan for the world's professors and advance its agenda. Management and program in Islam are never shut down. Because the Prophet said: I have left two fundamental elements between you: the Book of Allah (as a plan of life) and: the Ether and my own family. (As the directors and executors of that program), and these two will never be separated. , now that there is a Qur'an, there is certainly the Imam who runs it and executes it. Although we do not see it! For as early as the early days, they asked to separate the two, they said: God's Book is enough for us! We do not need an administrator or manager. Now may some people say that the Qur'an is sufficient and: Imam is the time of the legend! But nothing in the truth is diminished, and the statement of the Prophet is not lying and this statement is so repetitive that all Muslims, whether Shiites or Sunni, are preserving it, but the group of ISIS and their masters, who benefit in: oblivion or they see opposition to it.

عازمة غدير على مدى ثلاثة أيام!

عندما طلب النبي ترشيح خليفته، كان خائفا قليلا من أن المعارضين علي سوف تتخلص من كل شيء. لأنهم قتلوا جميعا في يد علي في حروب مختلفة، وما يسمى أعداء الدم. فكيف عدد المرات التي غابرييل يأتي ويقول: تعلن خلافة الإمام علي! ولا تتأخر حتى يتم الكشف عن الآية: إذا كنت لا تعلن ما قلته، يتم استجواب مهمتك: كما لو كنت لا تفعل ذلك على الإطلاق! النبي لا يزال متأخرا حتى جاء الآية لأسفل: لا تخافوا من الناس، الله سوف يحميهم من الشعب. ولذلك، فإن القول الذي كان من المفترض أن يطلق عليه "السائل المنوي" أو "مكة" اضطر إلى العودة إلى الطريق: الناس الذين ذهبوا دعيت للعودة، وقفت حتى غير المختون. وطوال ثلاثة أيام، أبقى الشعب في خطاب غدير خوم تحت الشمس الحارقة لفتح خطبه الطويلة. وبطبيعة الحال، فإن اليوم الرئيسي الذي أعطى الناس الولاء لعلي هو في اليوم نفسه من الذكرى السنوية العاشرة لحجة الوادا. وهذا يبين ما يلي: التخطيط والإرشاد والسيطرة في الإسلام متحور وراثيا إذا تم تحوير إدارته، وعناصره ومبادئه، وعصرية الحداثة. الملف الشخصي لهذا البرنامج هو: مخطط لها لتاريخ كامل! محدد وأعلن. التخطيط في علم الإدارة! والنهج الاستراتيجي هو الانفصال عن: الوضع الراهن وتحقيق الوضع المطلوب. ولكن في التخطيط الإلهي، كل هذا أمر مرغوب فيه وتبحث عن بعضها البعض و: ضرورية وضرورية. دراسات مستقبلية في الإسلام دون مشاحنات التاريخ كله وحتى الفوقية التاريخ. ولكن احتمال الإدارة العلمية! الاحتمالات فقط. من وجهة نظرنا، البرنامج واضح من آدم إلى ختام والقائم، ويجب على المرء أن يتقدم في هذا الاتجاه: أولئك الذين ينحرفون عن هذا الطريق سوف تدمر أنفسهم. نبي الإسلام في نفس خطبة غدير يأخذ اسم مهدي عجز ثلاث مرات، الذي لم يولد بعد! وسوف يولد بعد 245 عاما. التخطيط واضح جدا: أن النبي قد أبلغنا أيضا بأوقات عصرنا. كل حادث كبير يحدث، أصوله في كتب الحديث والروايات، وهناك بعض أوجه التشابه التي أثارها بعض العلماء المعروفين في وسائل الإعلام. على سبيل المثال، انتفاضة الإمام الخميني جاءت كرجل يرتفع من قم. مجموعة داعش كما أعلام سوداء! وقد ذكر النبي صلى الله عليه وسلم: "إذا رأيت هذه الجماعة مع أعلام سوداء، فإنهم سيقتلونكم، فقط يلجأون إلى فارس لأن حكومتنا معهم. هذا هو السبب في أن الحكومة: الجمهورية الإسلامية التي شكلت حديثا وحدها تمكنت من: الوقوف لمدة أربعين عاما قبل كل شيء: خطة لأساتذة العالم ودفع جدول أعماله. لا يتم إيقاف الإدارة والبرنامج في الإسلام أبدا. لأن النبي قال: لقد تركت عنصرين أساسيين بينكم: كتاب الله (كخطة للحياة) و: الأثير وعائلتي. (كمدراء ومنفذين لهذا البرنامج) وهذان لن يتم فصلهما. أي أن القرآن موجود الآن، والإمام هو بالتأكيد هناك ويديرها. على الرغم من أننا لا نرى ذلك! في وقت مبكر من الأيام الأولى، طلبوا فصل اثنين، وقالوا: كتاب الله هو ما يكفي بالنسبة لنا! لا نحتاج إلى مشرف أو مدير. الآن قد يقول بعض الناس أن القرآن كاف و: الإمام هو وقت الأسطورة! ولكن لا شيء في الحقيقة يتضاءل، وبيان النبي لا يكذب، وهذا البيان متكرر جدا أن جميع المسلمين، سواء الشيعة أو السنة، والحفاظ عليه، ولكن مجموعة داعش وأسيادهم، الذين يستفيدون في: النسيان أو وهم يرون معارضة له.

Qədir üç gün ərzində bükülmüşdür!

Hz. Peyğəmbərin ardınca namizədliyini irəli sürməsini xahiş etdikdə, Əli rəqiblərinin hər şeyi məhv edəcəyindən bir az qorxdu. Çünki bütün Əli əllərində müxtəlif müharibələrdə və qan düşmənləri olaraq öldürülmüşdü. Beləliklə, Cəbrayıl neçə dəfə gəldi və demişdi: İmam Əliyin ardıcıllığını bəyan edin! Ayə nazil olunana qədər gecikməyin: Əgər söylədiyinizi söyləməsə, məsuliyyətiniz sorulur: sanki bunu etmədiyiniz kimi! Həzrət Peyğəmbər (əleyhissəlam) ayə nazil olunana qədər gecikdirdi: insanlardan qorxmayın, Allah onları xalqlardan qorusun. Üç gün boyunca, o, uzun müddətli çıxışlarını açmaq üçün isti günəş altında Qədir Xumun çıxışında xalqı saxladı. Əlbəttə ki, insanların Əliyə sadiq qaldıqları əsas gün Hicat əl-Vədənin on illiyinə bərabərdir. Bu proqramın profilidir: bütün tarixin təsviri! Göstərilən və açıqladı. İdarəetmə fənnində planlaşdırma! Strateji bir yanaşma, status-kvodan ayrılması və istənilən statusa nail olmaqdır. Amma ilahi planlaşdırmada, bunların hamısı arzu olunan və bir-birinə baxır və zəruri və lazımlıdır. Fütürist bütün İslam tarixinin və hətta meta tarixinin əngəlsiz İslamı öyrənir. Amma elmi rəhbərlik perspektivləri! Yalnız ehtimallar. İslam peyğəmbəri Ghadir eyni xütbəsində hələ də doğulmamış üç dəfə Mehdi Ajz adını alır! Və 245 il sonra doğulacaq. Planlaşdırma çox aydındır ki, Peyğəmbər bizə də vaxtımızın vaxtı barədə məlumat vermişdir. Məsələn, İmam Xomeyninin qiyamı Qumdan yüksələn bir adam kimi gəldi. Daesh qrupu qara bayraqlar kimi! Buna görə hökumət: Yeni yaranmış İslam Respublikası təkcə qırx il əvvəl: dünya professorları üçün planlaşdırmağı və gündəmini inkişaf etdirməyə qadir olmuşdur. İslamda rəhbərlik və proqram heç vaxt bağlamır. Peyğəmbər dedi: "Mən sizin aranızda iki əsas ünsürü tərk etmişəm: Allahın kitabı (həyat planı) və Eter və ailəm. (Proqramın menecerləri və icraçıları kimi) və bu ikisi heç vaxt ayrılmayacaqdır. Yəni, Quranda mövcud olan imam, əlbəttə ki, orada və çalışır. Baxmayaraq biz bunu görmürük! İlk günlərdəki kimi, ikisini ayırmaq istədi, dedilər: "Allahın kitabı bizim üçün kifayətdir!" Bizə administrator və ya menecer ehtiyac yoxdur. İndi bəzi insanlar Quranın kifayət qədər olduğunu söyləyə bilərlər: İmam - əfsanənin vaxtıdır! Amma həqiqət aşağı yavaş və Peyğəmbər yalan etmir və bu unutmadan və ya istifadə üçün, bütün müsəlman şiə və ya sünni olub, Isis və onların ustalarının halda saxlamaq çox dəfə təkrar olunur deyil Ona qarşı olanları görürlər.

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۸/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۴۳ نظر(0)

چند تا نهنگ در کنار دریا گیر افتاده بودند، همه علم و آدم بسیج شدند: تا آنها را نجات دهند. ولی میلیون ها انسان در مدیترانه غرق شدند، اما کسی به فریاد آنها نرسید. از اینکه یک پاساژ در ایران آتش گرفته بود، آنهم غیر عمد، هزاران گزارش تهیه کردند! و به دنبال مقصر گشتند، ولی در میانمار، هزاران انسان سوزانده شدند، اما آن آقایان دنبال مقصر نگشتند، حتی گفتند اشکالی ندارد چون: سه مرد مسلمان به یک زن بودایی حمله کرده، این درگیری را آغاز کردند! چه اتفاقی در حال شکل گرفتن است؟ یا چه اتفاقی باید شکل بگیرد؟ تا اینهمه تبعیض ناروا نباشد. به نظر می رسد باید یک انقلاب بزرگی اتفاق بیافتد، انقلاب رسانه ای برای بیان حقیقت! یا انقلاب سیاسی جهانی، برای اجرای عدالت. باید بدنبال آن بود تا قیام برای عدالت، از حالت جزیره ای بودن بیرون آید، و بجای فعالیت در گوشه و حاشیه، به متن زندگی وارد شود. ما شاهد عالت خواهی در: برخی سرزمین ها هستیم، ولی تنها هستند واین تنهایی، صدای آنها را در گلو خفه می کند، و نمی گذارد این صدا به جایی برسد. ولی اگر این دستها جمع شوند، یکی بشوند، آینده بهتری خواهیم داشت. ما به تاریخ نگاه می کنیم: در طول تاریخ، عدالت به این معنی بوده که: اگر کسی دو نفر شاهد داشته باشد، و به دادگاه مراجعه کند، میتواند حق خود را پس بگیرد. اما چرا حضرت علی ع با 120هزار: شاهد در غدیر خم نتوانست حق خود را بگیرد؟  25سال خانه نشین شد، بهترین یارانش را در جلو چشمانش اعدام کردند. حقوقدانان برای اینکه خود را پاک و منزه جلوه دهند، می گویند شاهد داشت، ولی نتوانست به دادگاه بیاورد! این یعنی صحه گذاشتن بر: زورگیری و پایمال کردن حق مردم: باقدرت و سیاست. در حالی که اینطور هم نبود. فاطمه زهرا سلام الله علیها، به درب خانه همه شاهد ها می رفتند، و از انها برای ادای شهادت دعوت می کردند. اما فقط چهار یا پنج نفر حاضر شدند: تا شهادت بدهند، والبته همه آنها کشته شدند! یعنی حضرت زهرا را با شکنجه کردن: در پشت در که باعث سقط کودک هم شد، آتش زدن درب منزل و سیلی زدن در کوچه ها، شهید کردند: میثم تمار را زبانش را بریدند، بر درخت خرما دار زدند. کتاب ها را سوزاندند، و زبانهایی که به مدح علی گشوده می شد، از خلقوم در آوردند، سرها را از تن جدا کردند. اما همه این شور وشر ها 25سال بیشتر دوام نداشت.  بالاخره مردم حقیقت را فهمیدند، به درب خانه علی آمدند، و او را برتخت خلافت نشاندند. گرچه داستان ناتمام غدیر ادامه یافت. مردم فقط 5سال عدالت علی را تحمل کردند. و دوباره خلافت را با دست غدار روزگار: روباه پیر آن زمان یعنی عمرو عاص، به معاویه سپردند. معاویه هم دستور داد نام علی را، از نامها حذف کنند و قتل را برای: مجازات آنها تعیین نمود. مرسوم نمود تا در منابر، بعد از حمد خدا امام علی را لعن کنند، ولی چه شد؟ امروز همه دنیا علی را می شناسند! و از معاویه خبری ندارند. این تاریخ به ما یاد می دهد که: حق ماندنی است و پیروزی نهایی با آن است، هرچند که سیاستمدارن کهنه کار: و حقوقدانان برجسته، در صدد حذف آن باشند. لذا مردم میانمار نیز مانند: مردم پاراچنار پاکستان ، کشمیر هند ، ایالت ایغور چین ، ناردان جمهوری آذربایجان و نوار غزه  یمن و بحرین، بدانند که حق آنها پایمال شدنی نیست. اگر امروز کسی نیست که به فریاد آنها برسد، تعجب نکنند! زیرا وقتی حضرت فاظمه را سیلی می زدند، حضرت علی هم نمی توانست کاری کند. آنها برای آزادی و عدالت آیندگان، خود را فدای دین کردند. از شهادت هم نترسیدند.

The animal came from a superior man!

Several whales were caught by the sea, all the sciences and Adam mobilized: to save them. But millions of people drowned in the Mediterranean, but no one cried to them. It was unintentional for a passage to burn down in Iran, having made thousands of reports! And they were looking for the culprits, but in Myanmar, thousands of people were burned, but those gentlemen did not look for blame, they even said they had no trouble because: three Muslim men attacked a Buddhist woman, they started the conflict! What is happening? Or what should happen? Too little discrimination. It seems that there must be a great revolution, a media revolution to express the truth! Or global political revolution, for the sake of justice. The insurrection for justice should be sought out as an island, and instead of the corners and fringes, it should be brought into the text of life. We see the state of mind: We are some territories, but they are alone, and this loneliness chokes their voices in the throat, and does not allow the sound to come to a place. But if these hands get together, they will be one, we will have a better future. We look at history: Throughout history, justice means that: If one has two people witnesses and goes to court, they can reclaim their rights. But why did not Ali's sovereign with 120,000: the witness in Ghadir Khom failed to take his right? He lived for 25 years, executed his best fellows in front of his eyes. The jurists say they had a chance to make themselves clear, but could not bring them to court! This means endorsing: bullying and trampling the people's right: power and politics. While that was not the case. Fatima Zahra Salam al-Ali Ali, all the witnesses went to the door of the house, and invited them to testify. But only four or five people were present: to testify, but they were all killed! That is, the Prophet Zahra was martyred by torture: behind the door, which caused the abortion of the child, the burning of the house and slapping in the streets: they cut Meysam Temar's tongue, they were cast on a palm tree. They burned books, and the tongues that were opened to Allah's Almighty brought them from the ring, cutting off their heads. But all this shrimp did not last for 25 years. The people finally realized the truth, they came to the door of Ali's house, and laid him on the brink of caliphate. Although the unfinished story of Ghadir continued. People only tolerated Ali's justice for five years. And again, the caliphate was restrained by the long horn: the old fox of the time, Amr Aç, was given to Mu'awiyah. Mu'awiyah also ordered the Ali name to be removed from the names and set off the killings for: their punishment. It was customary to curse Imam Ali after Hadad, but what happened? Today the whole world knows Ali! And they do not have the news. This history teaches us that it is a right and a final victory with it, although veteran politicians and prominent lawyers seek to eliminate it. Therefore, the people of Myanmar, like the Paracharnar people of Pakistan, Kashmir, India, the Ugur of China, the Naryn Republic of Azerbaijan and the Yemen and Bahrain's Gaza Strip, know that their rights are not discriminatory. Do not be surprised if today there is no one to cry out! For when the Prophet shook his head, Ali could not do anything. They sacrificed themselves for religion for the freedom and justice of the future. They did not fear the testimony.

جاء الحيوان من رجل متفوق!

تم القبض على العديد من الحيتان عن طريق البحر، وجميع العلوم وآدم تعبئتها: لإنقاذهم. ولكن الملايين من الناس غرقوا في البحر الأبيض المتوسط، ولكن لا أحد يبكي لهم. كان من غير المتعمد أن يحرق مرور في إيران، بعد أن قدمت الآلاف من التقارير! وكانوا يبحثون عن الجناة، ولكن في ميانمار، أحرق الآلاف من الناس، ولكن هؤلاء السادة لم يبحثوا عن اللوم، حتى أنهم قالوا إنهم ليس لديهم مشكلة لأن: ثلاثة مسلمين هاجموا امرأة بوذية، بدأوا الصراع! ما الذي يحدث؟ أو ماذا يجب أن يحدث؟ التمييز القليل جدا. يبدو أنه يجب أن تكون هناك ثورة كبيرة، ثورة إعلامية للتعبير عن الحقيقة! أو الثورة السياسية العالمية، من أجل العدالة. وينبغي التماس العصيان من أجل العدالة كجزيرة، وبدلا من الزوايا والأطراف، ينبغي إدخالها في نص الحياة. ولكن إذا كانت هذه الأيدي معا، فإنها ستكون واحدة، سيكون لدينا مستقبل أفضل. نحن ننظر إلى التاريخ: على مر التاريخ، تعني العدالة ما يلي: إذا كان هناك شخصان يشهدان ويذهبان إلى المحكمة، فيمكنهما استعادة حقوقهما. ولكن لماذا لم يسود علي السيادة مع 120،000: الشاهد في غدير خوم فشل في اتخاذ حقه؟ عاش لمدة 25 عاما، أعدم أفضل زملائه أمام عينيه. ويقول الفقهاء إن لديهم فرصة لجعل أنفسهم واضحين، ولكنهم لم يتمكنوا من إحضارهم إلى المحكمة! وهذا يعني تأييد: البلطجة ودوس حق الشعب: السلطة والسياسة. وفي حين أن الأمر ليس كذلك. فاطمة الزهراء سلام العلي علي، ذهب كل الشهود إلى باب المنزل، ودعاهم للإدلاء بشهاداتهم. ولكن أربعة أو خمسة أشخاص فقط كانوا حاضرين: للإدلاء بشهاداتهم، لكنهم قتلوا جميعا! أي أن النبي صلى الله عليه وسلم استشهد جراء التعذيب: خلف الباب الذي تسبب في إجهاض الطفل وحرق المنزل والصفع في الشوارع: قطعوا لسان ميسم تمار، وألقوا على شجرة نخيل. أحرقوا الكتب، وألسنتهم التي فتحت إلى الله سبحانه وتعالى جلبتهم من الحلبة، وقطع رؤوسهم. ولكن كل هذا الجمبري لم يستمر لمدة 25 عاما. الشعب أدركت الحقيقة، جاءوا إلى باب منزل علي، ووضعوه على حافة الخلافة. على الرغم من استمرار قصة غدير التي لم تكتمل. لم يتسامح الناس إلا مع العدالة علي لمدة خمس سنوات. ومرة أخرى، تم تقييد الخلافة من قبل القرن الطويل: أعطي الثعلب القديم في ذلك الوقت، عمرو أك، إلى معاوية. كما أمر معاوية بإزالة اسم علي من الأسماء وفجر عمليات القتل من أجل: عقابهم. كان من المعتاد أن يلعن الإمام علي بعد حداد، ولكن ماذا حدث؟ اليوم العالم كله يعرف علي! وليس لديهم الأخبار. هذا التاريخ يعلمنا أنه حق وانتصار نهائي مع ذلك، على الرغم من أن السياسيين المخضرمين والمحامين البارزين تسعى للقضاء عليه. ولذلك، فإن شعب ميانمار، مثل شعب باراشارنار في باكستان وكشمير والهند وأوغور في الصين وجمهورية نارين الأذربيجانية واليمن وقطاع غزة في البحرين، يعرف أن حقوقه ليست تمييزية. لا تفاجأ إذا اليوم لا يوجد أحد يبكي! لأنه عندما هز النبي رأسه، علي لا يمكن أن تفعل أي شيء. لقد ضحوا أنفسهم للدين من أجل الحرية والعدالة في المستقبل. لم يخشوا الشهادة.

Heyvan üstün bir insandan gəldi!

Bir çox balinalar dənizlə tutuldu, bütün elmlər və Adəm səfərbər etdi: onları xilas etmək. Aralıq dənizində milyonlarla insana boğuldu, lakin heç kim onlara ağlamadı. İranda minlərlə hesabat hazırlayan bir keçidin buraxılması qeyri-adi idi! Nə olur? Və ya nə baş verəcək? Çox az ayrılıq. Göründüyü kimi, həqiqəti ifadə etmək üçün böyük inqilab, media inqilabı olmalıdır! Və yaxud ədalət naminə qlobal siyasi inqilab. Amma bu əllər bir araya gələrsə, bir olacaq, daha yaxşı bir gələcəyimiz olacaq. Tarixi nəzərdən keçiririk: Tarix boyunca ədalət bu deməkdir: Əgər iki nəfər şahid olsa və məhkəməyə gedərsə, öz hüquqlarını geri ala bilərlər. Amma nə üçün Əli hakimiyyəti 120 minə sahib çıxmadı? Qədir Xumda şahid onun haqqını ala bilmədi? 25 ildir yaşamış, ən yaxşı yoldaşlarını gözləri qarşısında öldürmüşdü. Hüquqşünaslar özlərini açıqlamaq imkanı tapdıqlarını, lakin məhkəməyə gətirə bilmədiklərini söylədilər! Bu, təsdiqləməyi nəzərdə tutur: xalqın haqqını təhqir etmək və trampling: güc və siyasət. Baxmayaraq ki, belə deyil. Fatimə Zəhra Salam əl Əli, bütün şahidlər evin qapısına getdilər və onları şəhadət etməyə dəvət etdilər. Ancaq dörd və ya beş nəfər var idi: ifadə vermək üçün, lakin hamısı öldürüldü! Kitabları yandırdılar, Allahın Qüdrətli Allahına açılmış dilləri onları üzüklərdən çıxararaq başlarını kəsdi. Amma bütün bu karides 25 il davam etməmişdir. İnsanlar nəhayət həqiqəti başa düşdilər, Əli evinin qapısına gəldilər və onu xalifətin kənarına qoydular. Qədirin bitməmiş hekayəsi davam etsə də. İnsanlar yalnız Əliyin ədalətinə beş il qaldı. Və yenə aldadıcı əlləri Xilafət dövrü: köhnə tülkü ki, vaxt, Amr əl-Aas, Müaviyyənin həyatını itirdi. Muaviya da Əli adının adlardan çıxarılmasını və öldürülməsini əmr etdi: onların cəzası. Hadaddan sonra İmam Əliyə lənətləmək adət idi, amma nə oldu? Bu gün bütün dünya Ali bilir! Və xəbərləri yoxdur. Bu tarix bizə davamlı bir haqq və son zəfər olduğunu öyrədir, baxmayaraq ki veteran siyasətçilər və görkəmli hüquqşünaslar bunu aradan qaldırmağa çalışırlar. Myanma xalqı, eləcə də Parachinar, Pakistan, Kəşmir, Hindistan, Çin Uyğur dövlət, Oxnard Azərbaycan və Qəzza, Yəmən və Bəhreyn xalqı onların hüquqları ayaqlar altına edilə bilməz bilmək. Bu gün ağlamağa kimsə yoxdursa, şaşırmayın! Peyğəmbər başını sarsdıqdan sonra Əli heç bir şey edə bilmədi. Gələcəyin azadlığı və ədaləti üçün dini özlərini qurban kəsdilər. Onlar şəhadətdən qorxmadılar.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۷/۶/۱۳۹۶ - ۱۲:۵۷ نظر(0)

مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم در غرب، برای مدرنیزه شدن تاریخچه آن نابود شد! علاوه بر نابودی تاریخ و تاریخچه آن، برای سترون کردن آن، محدودیت های زیادی برای آن ایجاد کردند: از جمله گفتند علم مدیریت فقط مربوط به: شرکت ها در کشورهای سرمایه داری است، بقیه مدیریت نیستند و اگر هم باشد علمی نیست. برای این منظور هم اثباتگرایی را شاهد آوردند، یعنی گفتند موضوعی علمی است که: برای همه قابل تجربه و اثبات باشد، و به فراوانی بتوان تجربه کرد. مانند جوشاندن آب در100درجه که: برای همه قابل تجربه و اثبات است. لذا مدیریت فراتر از یک شرکت، نه قابل تکرار است و نه قابل تجربه و اثبات، پس وجود خارجی ندارد. این عقاید به موازات رشد در ماتریالیسم، در مدیریت نیز بیشتر می شد و: میتوان گفت دهه 1960در جهان و بخصوص آمریکا، دهه اوج تجربه گرایی در علوم بوده است. اما با ظهور نشانه های انقلاب اسلامی در: دهه1970کم کم لحن ماتریالیستی تغییر شکل می دهد، و موضوعات متافیزیک جای خود را باز می کند. فلسفه ژرژ پولیتسر و کارل مارکس، مورد تهاجم قرار می گیرد و: مدیریت نیز از دایره علوم سخت خارج شده، در دایره علوم نرم قرار می گیرد! فلسفه علم نیز تغییراتی در جهت معنویت: از خود نشان می دهد. البته شاید اول کسی که این کار را انجام داد، کارل پوپر یا هگل معرفی شده باشد، ولی ریشه آنها در عقاید و مکاتبات: دانشمندانی چون علامه طباطبایی و: علامه جعفری از ایران بود. البته در ابعاد فراتر از بحثهای عمیق فلسفی، استادانی همانند آیت الله العظمی  بروجردی و آیت الله کاشانی از ایران، و سید قطب ازمصر و دانشگاه الازهر، زمینه سازی ها را انجام داده بودند. شهید صدر در اقتصاد و: آیت الله شیرازی در مدیریت و: امام خمینی در حکومت اسلامی، آیت الله یزدی در روانشناسی کتاب هایی نوشتند. بالاخره با ظهور انقلاب اسلامی و اثبات: توانایی های اسلام در مدیریت و سیاست و حکومت، این توانایی ها در تئوریزه کردن مدیریت نوین، بر مبنای مدیریت فرا گیر، نقش مهمی داشته است. در مقابل اثبات گرایان که اگر خدا را، زیر تیغ جراحی نمی دیدند قبول نمی کردند! نوگرایانی آمدند که گفتند: هر چیز را که ما نمی بینیم یا نمی فهمیم، دلیل نبودن آن نیست! بنابر این علم تاریخ از کتیبه ها بیرون آمد، علوم طبیعی از قفسه فسیل ها نجات پیدا کرد! فلسفه هم نفسی به راحتی دنیای بزرگ کشید. ازنظر اسلام، دنیا دارای مدیریت یکپارچه، زیر نظر خدایی واحد است. همه عالم محضر خدا است، و خدا بر همه چیز دانا و توانا است. اثبات آن هم ساده بود: زیرا که فلسفه علم به دنبال یک: علت و یک معلول بود : اگر همه عالم یک معلول باشد، بوجود آورنده آن هم یک علت خواهد بود. لذا مدیریت جهان یک مدیریت تراریخته و: جهش یافته منسجم است. که دارای زیر سیستم های فراوان: تا دل ذرات می باشد. در یک تقسیم ابتدایی آیت الله شیرازی، که در سال 1975کتاب مدیریت اسلامی را نوشت، می گوید مدیریت در اسلام سه قسمت دارد: مدیریت برخود مدیریت، بر خانواده و مدیریت بر جامعه. مدیریت بر خود اخلاق فردی است، مدیریت برجامعه اخلاق اجتماعی و خانوادگی است. اما این تقسیم بندی الهی در: نظریات امام خمینی که: دیدگاه عرفانی بر آن گذاشته اند! تمام جهان را در بر می گیرد. یعنی مدیریت انسان یا شرکت، و خانواده در درون آن تعریف می شود. این مدیریت را مشیت الهی گفته است. اگر کسی با مشیت الهی هماهنگ باشد، پیروز است و الا شکست در انتظار او است. زیرا مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، لذا همه عوامل به کمک او می آیند. اما مدیر غیرالهی مانند یک ماهی است: که در جهت عکس رودخانه شنا کند.

Transgenic management

Management, like many other sciences in the West, was destroyed to modernize its history! In addition to destroying its history and history, it created a lot of restrictions to sterilize it: among them, management science was related only to: corporations in capitalist countries, the rest are not management, and if so, they are not scientific. To this end, they also saw positivism, that is, they said that it was a scientific subject: to be experienced and proven for all, and to be experienced in abundance. Like boiling water at 100 degrees, which is: for everyone, is experienced and proven. Therefore, management beyond one company is neither repeatable nor inexplicable, and therefore not externally. As the materialist development grew, it grew in management as well: it can be said that the 1960s in the world, and in particular the United States, were the peak of experimentalism in science. But with the advent of the signs of the Islamic Revolution: in the 1970s, the materialist tone is being redefined, and metaphysical issues open up. The philosophy of Georges Pulitzer and Karl Marx is invaded, and management is also out of the ranks of hard sciences in the soft sciences circle! Philosophy of science also shows changes in the direction of spirituality. Of course, perhaps the first person to do this was Karl Popper or Hegel, but it was rooted in opinions and correspondence: scientists such as Allameh Tabataba'i and: Allame Ja'fari from Iran. Of course, in terms beyond philosophical debates, professors such as Grand Ayatollah Boroujerdi and Ayatollah Kashani of Iran, and Sayyid Qutb of Egypt and Al-Azhar University, had carried out fieldwork. Martyr Sadr in Economics and: Ayatollah Shirazi in Management: Imam Khomeini in Islamic government, Ayatollah Yazdi wrote books on psychology. Finally, with the advent of the Islamic Revolution and the proof of the capabilities of Islam in management and politics and government, these abilities have played a major role in the theorizing of modern management based on incumbent management. Against the positivists who would not accept God under the surgical ram! Novogrists came to say: "We do not see what we do not see or do not understand! So the science of history came out of the inscriptions, the natural sciences were saved from the fossil shelf! The philosophy of breath easily brought a great world. From the point of view of Islam, the world has an integrated management, under the control of a single god. All the world is God's servant, and Allah is All-Knower and All-Powerful. The proof was simple: because the philosophy of science was looking for one: cause and effect: if all the world is a disability, the cause will be one cause. Therefore, global management is a transgenic management: mutated coherent. It has many subsystems: up to the particles of the particles. In an elementary division of Ayatollah Shirazi, who wrote the book of Islamic Management in 1975, management in Islam has three parts: management of management, family and community management. Managing self is individual morality, managing social and family ethics. But this division of divine is in: The views of Imam Khomeini who have given it a mystical view! The whole world covers. That is, the management of a person or company, and a family within it. This management is said to be divine providence. If anyone agrees with divine providence, he is victorious and loses his expectation. Because divine management is in the bed: it is planned by God, so all the agents come to his aid. But the inhuman manager is like a fish: swim in the direction of the river image.

إدارة المعدلة وراثيا

الإدارة، مثل العديد من العلوم الأخرى في الغرب، دمرت لتحديث تاريخها! بالإضافة إلى تدمير تاريخها وتاريخها، خلق الكثير من القيود لتعقيمها: من بينها، كان علم الإدارة مرتبطا فقط بما يلي: الشركات في البلدان الرأسمالية، والباقي ليسوا الإدارة، وإذا كان الأمر كذلك، فهي ليست علمية. وتحقيقا لهذه الغاية، رأوا أيضا إيجابية، أي أنهم قالوا إنها موضوع علمي: أن يكونوا من ذوي الخبرة وثبت للجميع، وأن يكونوا ذوي خبرة في وفرة. مثل الماء المغلي في 100 درجة، وهو: للجميع، من ذوي الخبرة وثبت. ولذلك، فإن الإدارة خارج شركة واحدة ليست قابلة للتكرار ولا يمكن تفسيرها، وبالتالي لا خارجيا. ومع نمو التطور المادي، نما في الإدارة أيضا: ويمكن القول أن 1960s في العالم، وخاصة الولايات المتحدة، كانت ذروة التجريبي في العلم. ولكن مع ظهور علامات الثورة الإسلامية: في 1970s، لهجة المادية هو هشة قليلا، والقضايا الميتافيزيقية مفتوحة. فلسفة جورج بوليتزر وكارل ماركس غزت، والإدارة هي أيضا من صفوف العلوم الصلبة في دائرة العلوم اللينة! فلسفة العلم تظهر أيضا تغييرات في اتجاه الروحانية. بطبيعة الحال، ربما كان أول شخص يقوم بذلك هو كارل بوبر أو هيجل، ولكنه كان متجذر في الآراء والمراسلات: علماء مثل علام طباطبائي و: أليم جعفري من إيران. وبطبيعة الحال، ومن حيث المناقشات الفلسفية، قام أساتذة مثل آية الله العظمى بروجيردي وآية الله كاشاني من إيران، وسيد قطب من مصر وجامعة الأزهر، بعمل ميداني. الشهيد الصدر في الاقتصاد و: آية الله الشيرازي في الإدارة: الإمام الخميني في الحكومة الإسلامية، كتب آية الله يزدي كتبا عن علم النفس. وأخيرا، ومع ظهور الثورة الإسلامية وإثبات قدرات الإسلام في الإدارة والسياسة والحكومة، لعبت هذه القدرات دورا رئيسيا في تنظير الإدارة الحديثة القائمة على الإدارة الحالية. ضد بوسيتيفيستس الذين لن تقبل الله تحت رام الجراحة! جاء نوفوغريستس إلى القول: "نحن لا نرى ما لا نرى أو لا يفهمون! لذلك جاء علم التاريخ من النقوش، وتم حفظ العلوم الطبيعية من الجرف الأحفوري! فلسفة التنفس جلبت بسهولة عالم عظيم. من وجهة نظر الإسلام، العالم لديه إدارة متكاملة، تحت سيطرة إله واحد. كل العالم هو خادم الله، والله هو كل من يعلم وقوي. كان البراهين بسيطا: لأن فلسفة العلم كانت تبحث عن واحد: السبب والنتيجة: إذا كان العالم كله معوقا، فإن السبب سيكون سببا واحدا. لذلك، الإدارة العالمية هي إدارة المعدلة وراثيا: متحور متماسكة. لديها العديد من النظم الفرعية: تصل إلى جسيمات من الجسيمات. في قسم ابتدائي من آية الله الشيرازي، الذي كتب كتاب الإدارة الإسلامية في عام 1975، والإدارة في الإسلام ثلاثة أجزاء: إدارة الإدارة والأسرة وإدارة المجتمع. إدارة الذات هي الأخلاق الفردية، وإدارة الأخلاق الاجتماعية والأسرية. ولكن هذا التقسيم الإلهي هو في: آراء الإمام الخميني الذي أعطاه وجهة نظر باطني! يغطي العالم كله. وهذا هو، إدارة شخص أو شركة، والأسرة داخله. ويقال إن هذه الإدارة هي العناية الإلهية. إذا كان أي شخص يتفق مع العناية الإلهية، هو منتصرا ويفقد توقعاته. لأن الإدارة الإلهية في السرير: ومن المقرر من قبل الله، لذلك كل وكلاء تأتي لمساعدته. ولكن المدير اللاإنساني هو مثل الأسماك: السباحة في اتجاه صورة النهر.

Transgenik idarəetmə

Qərbdə bir çox başqa elmlər kimi, rəhbərlik tarixini modernləşdirmək üçün məhv edildi! Tarixini və tarixini məhv etməklə yanaşı, sterilizasiya üçün çoxlu məhdudiyyətlər yaradılıb: bunlar arasında idarəetmə fani yalnız: kapitalist ölkələrdə korporasiyalar, qalanları isə rəhbərlik deyil, əgər varsa, elm deyildir. Bu məqsədlə onlar da pozitivizmin, yəni, elmi bir mövzu olduğunu gördülər: hər kəs üçün təcrübəli və sübut edilmiş və bolluqda təcrübəli olmaq. 100 dərəcədə qaynar su kimi, hər kəs üçün, təcrübəli və sübut olunmuşdur. Buna görə bir şirkətin kənarında idarə edilməsi təkrarlana bilməz, nə də açıqlanmır, buna görə də xarici deyil. Materialist inkişaf artdıqca, idarəetmə də böyüdü: dünyanın 1960-cı illərində və xüsusən də ABŞ-da elm sahəsində təcrübəmizin zirvəsi olduğu deyilə bilər. Ancaq İslam inqilabının əlamətləri ilə: 1970-ci illərdə materialist ton yenidən təyin olundu və metafizik məsələlər açıldı. Georges Pulitzer və Karl Marxın fəlsəfəsi işğal edilir və rəhbərlik də yumşaq elm dairəsində sərt elmlər sırasındadır! Elm fəlsəfəsi də mənəviyyat istiqamətində dəyişiklikləri göstərir. Əlbəttə ki, bunu ilk şəxs Karl Popper və ya Hegel idi, lakin fikir və yazışma köklü idi: Allameh Tabataba'i və alimlər: İranlı Allame Ja'fari. Əlbəttə ki, fəlsəfi müzakirələrdən kənarda İranın böyük Ayətullah Borsucli və Ayətullah Kaşani, Misir Seyyid Qutb və Əl-Əzhər Universiteti kimi professorlar kontekstləşdirmə aparmışlar. İqtisadiyyatdakı Şəhid Sadr və İdarəetmədə Ayətullah Şirazi: İslam hökumətində İmam Xomeyni, Ayətullah Yazdı psixologiya mövzusunda kitablar yazdı. Nəhayət, İslam İnqilabının gəlməsi və İslamın rəhbərlik, siyasət və hökumət qabiliyyətlərinin sübutu ilə bu qabiliyyətlər mövcud rəhbərliyə əsaslanan müasir idarəetmə nəzəriyyəsində böyük rol oynamışdır. Cərrahiyyə qoçu altında Allahı qəbul etməyən positivistlərə qarşı! Novogrists dedilər: "Görmədiyimiz və ya anlamadığımız şeyi görmürük! Tarixin elmi yazılardan çıxdı, təbiət elmləri fosil şelfindən qurtuldu! Nəfəs fəlsəfəsi asanlıqla böyük bir dünya gətirdi. İslam baxımından dünyadakı tək bir tanrı nəzarəti altında inteqrasiya olunmuş bir idarəetmə var. Bütün dünya Allahın quludur. Allah yenilməz qüvvət sahibi, qüdrətlidir. Bu sübut sadə idi: çünki elm fəlsəfəsi biri axtarırdı: səbəb və təsiri: əgər bütün dünya əlilliyi olsa, səbəb bir səbəb olacaq. Buna görə, qlobal idarəetmə transjenik bir rəhbərlikdir: mütənasib əlaqəli. Bir çox alt sistem var: hissəciklərin hissəciklərinə qədər. 1975-ci ildə İslam İdarəçiliyi kitabını yazan ayətullah Şirazinin ibtidai bölünməsində İslamda rəhbərlik üç hissədən ibarətdir: idarəetmə, ailə və cəmiyyət idarə olunması. Özünü idarə etmək fərdi əxlaqdır, sosial və ailə etikasını idarə edir. Amma bu ilahi diviziya içindədir: İmam Xomeyninin fikirləri mistik bir mənzərədir! Bütün dünya əhatə edir. Yəni, bir şəxsin və ya şirkətin rəhbərliyi və onun içində bir ailə. Bu rəhbərliyin ilahi nemət olduğu ifadə edilir. Kimsə ilahi təvəkküllə razılaşsa, o qalib gəlir və onun gözləməsini itirir. Çünki ilahi rəhbərlik yatağın içindədir: Allah tərəfindən planlaşdırılır, ona görə də bütün agentlər onun köməyinə gəlirlər. Ancaq qeyri-insani idarəçi bir balıq gibidir: çay görünüşü istiqamətində üzmək.

 

اشتعال  زمینه می خواهد.

اگر شغلی مورد نیاز جامعه نباشد، ایجاد کردن آن دور ریختن منابع هست. برای اینکه بدانیم چه شغلی مورد نیاز است، باید به اسناد بالا دستی مراجعه کنیم، در اسناد بالا دستی تعیین شده که: چه پیشرفت هایی باید صورت گیرد و: نیاز این عملکرد به نیروی انسانی هم تعیین شده. باید آن را برآورد کرد و استخدام نمود. اما مشکل در تهیه اسناد بالا دستی است. در تهیه اسناد بالا دستی مانند: برنامه 25 ساله چشم انداز، یا سیاست های کلی نظام، 5ساله توسعه، یکساله بودجه، تقریبا سیاسی برخورد شده است: یعنی نیاز ها بخوبی دیده نشده، و فقط برای اینکه از دید رقیب! کاری شده باشد انجام شده است. خیلی از آنها واقعی نیست، و برخی نیز از واقعیت ها بالاتر هستند. مثلا ما در صنایع دفاعی، حرف اول را می زنیم، به همین دلیل تا کنون هیچ اتفاق ضد امنیتی: قابل ذکری روی نداده است. از زمان انقلاب اسلامی تا کنون، فقط یک جنگ تحمیلی بوده که آنهم، باعث انسجام بیشتر گشته است. زیرا در اثر انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی، بی طرف شده و از هم پاشیده شده بودند! و الا از هر نظر، ایران توان نظامی بالاتری داشت. به همین دلیل براثر نادانی صدام که: دو سه نقطه ایران را برای شروع جنگ، بمباران کرد بلافاصله 140فروند: جنگنده به پرواز در آمده و: نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. تا کنون هم هیچ ارتشی، جرات زور آزمایی هم بخود نداده است. لذا ما قدرت بلامنازع دنیا هستیم. اما برنامه چشم انداز سعی دارد: در 25سال اینده، ایران را فقط در منطقه! قدرت بلامنازع نشان دهد. این مسئله در اشتغال هم موثر است، زیرا کل نیروهای فعال و نخبه جامعه را، بخود جذب می کند و: بیکاری باقی نمی گذارد. این امر به این معنی است که: ما خود را حقیر کردیم در حالیکه توانمند هستیم. در اشتغال هم مجبور می شویم: به امور نظامی اصلا نگاه نکنیم! یا آن را موقتی بدانیم. لذا آمار بیکاری بالا نشان داده می شود. بخش اعظم نیروی فعال جامعه، دوران سربازی را می گذرانند، و این از نظر وزیر کار، بیکاری و حتی بیگاری محسوب می شود! در حالیکه همه پروژه های نظامی، با دست توانای همین سربازان اجرا می شود. مرزبانی و حفاظت از کشور و پادگانها، از نظر اداره کار شغل محسوب نمی شود! در حالیکه بزرگترین مراکز اشتغال در آمریکا، گروهها و شرکت های حفاظتی هستند! در صنایع دیگر هم همینطور است. بالاترین تولید پوشاک و مواد غذایی، از طریق روستاها و شرکت های ثبت نشده! انجام می شود. در ژاپن و دیگر کشورها، زنان در خانه هایشان بیمه می شوند، ولی در ایران آن را غیر قانونی دانسته! و نام بیکاری پنهان را برآن می گذارند. بجای سازماندهی دست فروشان و: بیمه کردن آنها، به مبارزه با آن پرداخته و کسر شان می دانند. دستفروشان در واقع شاگردان یا: توزیع کنندگان خرد برای مغازه دارن هستند. با اجازه آنها در مقابل مغازه شان بساط می کنند. ولی وزارت کار می گوید: اینها کارتن خواب ها هستند، و باید جمع شوند! به همین دلیل آمار بیکاری گاهی، بالاتر از تعداد نیروهای فعال جامعه هم می شود! بنده از خود وزیر کار شنیدم که: می گفت فاجعه بیکاری از این هم بالاتر است. در کشورهای (پیشرفته به قول وزیر کار!) همه میدانند که: تحصیل یک نوع کار است، یعنی کسی که تحصیل می کند، اجازه کار دیگری ندارد، و جزو آمار بیکاران بحساب نمی آیند. لذا آمار بیکاری یک رقمی می شود. ولی در ایران بزرگ ترین فاجعه بیکاری را، همین دانشجویان میدانند! فرهنگ کار در ایران می گوید: هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان این را افسانه میدانند، و فکر می کنند خودشان نان می دهند! برای همین می بینند کاری از دستشان بر نمی آید، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

النيران تريد هذا المجال.

وإذا لم يكن المجتمع بحاجة إلى العمل، فإن خلقه هو تشتت للموارد. ومن أجل معرفة نوع العمل المطلوب، نحتاج إلى الرجوع إلى الوثائق ذات المستوى الأعلى، في الوثائق العليا، ما يلي: ما هي التحسينات التي ينبغي إدخالها: والحاجة إلى هذه الوظيفة تحددها القوى العاملة أيضا. ويجب تقديرها واستئجارها. ولكن المشكلة هي في تسليم الوثائق العليا. تقديم وثائق رفيعة المستوى مثل: خطة رؤية لمدة 25 عاما، أو سياسة عامة للنظام، خمس سنوات التنمية، ميزانية سنة واحدة، وقد تمت معالجتها سياسيا تقريبا: انها لا ينظر بشكل جيد، فقط من أجل منافسيه! وقد تم القيام به. وكثير منها ليس حقيقيا، وبعضها أعلى من الواقع. على سبيل المثال، في الصناعات الدفاعية، لدينا الكلمة الأولى، لذلك لم يذكر أي حادث أمني. منذ الثورة الإسلامية، حتى الآن، لم يكن هناك سوى حرب واحدة فرضت، مما أدى إلى مزيد من التماسك. بسبب الثورة، كانت قوات الجيش والشرطة محايدة وتفككت! وعلى أية حال، فإن إيران لديها قدرات عسكرية أعلى. لهذا السبب، بسبب جهل صدام الذي قصف نقطتين من إيران لبدء الحرب، كان هناك 140 على الفور: هرب المقاتل ودمر البحرية صدام وجو. وحتى الآن لم يجرؤ أي جيش على إجباره. لذلك لدينا قوة بلا منازع في العالم. ولكن برنامج التوقعات يحاول: في السنوات ال 25 المقبلة، فإن إيران لن تكون إلا في المنطقة! السلطة لا يمكن إنكارها. وهذه أيضا مسألة في العمل، لأنها تمتص جميع القوى الفاعلة والنخبة في المجتمع، ولا تترك البطالة. وهذا يعني: نحن المتواضع أنفسنا بينما نحن قادرون. في العمل علينا أن: لا ننظر إلى الشؤون العسكرية على الإطلاق! أو اعتبرها مؤقتة. وبالتالي فإن معدل البطالة مرتفع. معظم القوى العاملة النشطة في المجتمع تخدم جنديا، وهذا، في رأي وزير العمل، هو البطالة وحتى العمل الجبري! وفي حين أن جميع المشاريع العسكرية تنفذ بأيدي هؤلاء الجنود. ولا يعتبر مكتب العمل حراسة الحدود وحماية البلد والحاميات. في حين أن أكبر مراكز التوظيف في الولايات المتحدة هي مجموعات وشركات الأمن! انها نفسها في الصناعات الأخرى. أعلى إنتاج الملابس والأغذية، من خلال القرى والشركات غير المسجلة! القيام به. في اليابان وبلدان أخرى، تؤمن النساء في منازلهن، ولكن في إيران يعتبر غير قانوني! واسم البطالة الخفية. بدلا من تنظيم المعالجات وتأمين لهم، فإنها تكافح معها والنظر في خصمها. يعرض، في الواقع، الطلاب أو موزعي التجزئة للمتجر. سمحوا لهم أمام متجرهم. ولكن وزارة العمل تقول: هذه هي رسوم أحلام، ويجب أن تجمع! هذا هو السبب في أن معدل البطالة في بعض الأحيان أعلى من عدد القوى العاملة في المجتمع! سمعت من وزیر العمل: قلت إن کارثة البطالة أعلی من ذلك. في البلدان (تقدمت في كلمات وزير العمل!) الجميع يعرف أن: التعليم هو نوع من العمل، أي الذي يدرس، وليس لديه إذن للعمل، ولا يعتبر شخصا عاطلا عن العمل. وبالتالي فإن معدل البطالة هو رقم. ولكن في إيران، أكبر كارثة البطالة هي نفس الطلاب! ثقافة العمل في إيران تقول: من الذي يعطي الأسنان لإعطاء الخبز! ولكن السادة تعتبر هذه أسطورة، ويعتقدون أنهم يعطيون أنفسهم الخبز! لهذا يرون أنهم لا يفوتون أيديهم، ويلومون اللوم على الآخرين.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۳ نظر(0)

ایرانیان ساده دل، بخیال اینکه همه جای دنیا مردم امین و راستگو هستند! دست آورد های علمی خود را، قبل از انتشار در ایران، در سیستم آی اس آی ثبت می کنند، تا خیالشان راحت باشد که: کسی از روی دست آنها کپی نمی کند و: اگر هم کپی کرد و یا آن را به مرحله: تولید و تجاری سازی رساند، با کمال احترام هر ماهه مبلغ: حق الزحمه ایشان را به دلار! به آدرس درب منزل برایشان بفرستد. غافل از آنکه آنجا گرگ هایی نشسته اند که: با فرمول ها پول در می آورند و: کسی هم نمیتواند پیگیر آنها شود. برای همین است در ایران، او را با بوروکراسی متوقف می کنند، تا رقیب چینی آن را کپی کرده، با ارزانترین قیمت در کنار: منزل ایشان به فروش برساند. این باند مخوف در ایران و چین و آمریکا، بیشترین عضو را دارد. از این جهت پیگیر شدید ثبت مقالات می باشند. هر مقاله قبل از چاپ باید توسط: اعضا این باند در حاشیه سمینارها مطالعه شود، موضوع آن تایید گردد! سپس با تبادل اطلاعات در آمریکا و چین، مشخص شود که طرح چه کمبود هایی دارد، آنگاه که طرح بصورت کامل توضیح داده شد، در آمریکا و چین همزمان به تولید آن اقدام می کنند. چون آمریکا در تحریم شریک است، لذا چین آن را وارد می کند و: با قیمت ارزان هم می فروشد، تا در ایران، دیگر کسی به دنبال تجاری سازی آن نباشد. برای تست این مرحله می توان به: دانشمندان توصیه کرد: قبل از اقدام به چاپ مقاله خود، یا طرح موضوع، شخصا آن را در کمال خفا به: تولید کارگاهی برسانند. خواهند دید که مشابه خارجی ندارد! چه رسد به اینکه مشابه خارجی، ارزان تر هم باشد. بطور مثال در انرژی هسته ای یا: صنایع موشک ما این تردستی ایرانیان را می بینیم، که به دلیل حمایت وزارت دفاع از این مقالات، و محرمانه اعلام کردن آن، تحت فشار بازدید ها هستند! آمریکا و یا آژانس که سعی دارند: از همه موضوعات سر در بیاورند، خودشان میدانند که سلاح کشتار جمعی بهانه است، همانطور که برای حمله به عراق، بهانه بود! بلکه هدف اصلی آنان کپی برداری و: یا خرید دانشمندان است. چنانچه دیدیم چند دانشمند هسته ای که: خود را نفروختند ترور شدند. تا درس عبرتی برای بقیه باشند. البته این موضوع فقط مربوط زمان ما نمی شود. در جنگ جهانی اول و دوم، دانشمندان اتمی آلمان نیز این سرنوشت را داشتند: یا باید به آمریکا می رفتند، و برای ارتش آمریکا کار می کردند، یا به طرز مرموزی کشته می شدند. بعد از حمله آمریکا به عراق هم، مشابه این بلا بر سر دانشمندان آنجا آمد. پاکستان نیز، که اخیرا نخواست با آمریکا و آل سعود، به یمن حمله کند، از این توطئه ها در امان نماند. اکنون داعش و طالبان از سراسر دنیا، به مرز شرقی آن فراخوان شده اند، تا بتوانند عملیات سرقت علمی! یا دزدی دانشمندان را ساماندهی کنند. با کشتار مردم میانمار، افراد داعش که بیشتر از چچن هستند، به آنجا گسیل شدند تا: به داخل پاکستان نفوذ کنند البته هدف آنها فقط پاکستان نیست، زیرا تنها مرزی که ایران در ان آسیب پذیر است، مرز با پاکستان است و لذا، نفوذ دادن نیروهای ضد دانشمندان: هسته ای ایران هم از انجا راحت تر است. بنابر این تا هنگامیکه دانشمندان ایرانی، محصولات خود را در آی اس آی، رایگان در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار بدهند، در امان هستند و گرنه، باید برای خود محافظ استخدام کنند. یا به استخدام نیروهای نظامی و امنیتی در آیند. استادان فرهیخته، خود این موضوع را می دانند، ولی آنهاییکه در دوران تحصیل، زیر نظر نظام آموزش آمریکایی بوده اند، ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! ولی به استخدام نیروهای مسلح ایران در نیایند.

ISI, the Scientific Stealing Center!

Simple Iranians, thank you for the fact that everyone in the world is honest and truthful! The scientific achievements are documented in the ISI system before they are published in Iran, so that it is easy for them to read: they do not copy from their hands: if copied or taken to stage: production And commercialization, with great respect every month Amount: their revenues in dollars! Send them to the door of the house. Unaware of the fact that there are wolves sitting in the form of money: and no one can follow them. Therefore, in Iran, he will stop him with the bureaucracy, so that the Chinese rival will copy it, selling it at his lowest price, along with his home. This ghastly band in Iran, China and the United States has the most members. This is the reason why the articles are constantly tracked. Each paper before printing must be read by: members of the band on the sidelines of the seminars, subject to confirmation! Then, by exchanging information in the United States and China, it is clear what deficiencies are in the design, when the plan is fully explained, they are simultaneously producing it in the United States and China. Because the United States is a partner in sanctions, it imports China and sells it at cheap prices, so that in Iran, nobody is looking to commercialize it. To test this step, you can: Scientists advise: Before you publish your article, or design the subject, personally steal it to perfection: to produce a workshop. They will see that they are not alike! Let alone being cheaper than foreign ones. For example, in nuclear power, or: our missile industry, we see this Iranianship, which, thanks to the Defense Department's support for these articles, and the secret to announcing it, are under pressure from the visitors! The United States or the Agency, which are trying to: deal with all the issues, themselves know that weapons of mass destruction are an excuse, as was the pretext for invading Iraq! But their main purpose is to copy and / or buy scientists. As we have seen, a number of nuclear scientists, who did not sell themselves, were assassinated. To be a lesson for the rest. Of course this is not just about our time. In World War I and II, German nuclear scientists also had this fate: either they had to go to America, work for the US military, or they would have been mysteriously killed. After the US invasion of Iraq, the same happened to scholars. Pakistan, which recently did not want to attack Yemen with the United States and Al Saud, did not escape the conspiracies. ISIL and the Taliban have been called to the eastern border from all over the world to carry out theft of science! Or stealing scientists. With the killing of the people of Myanmar, ISIS people, who are more than Chechen, were dispatched to: penetrate into Pakistan, but their goal is not only Pakistan, because only the border where Iran is vulnerable is bordered by Pakistan and, therefore, penetration Give anti-scientists forces: Iran's nuclear weapons are also easier. Therefore, as long as Iranian scientists are free of charge to the US and Israel for their products at the ISI, they should be hired to protect themselves. Or to hire troops and security forces. The educated professors themselves know this, but those who have been under the American education system during their studies prefer to: their plans are stolen by the United States! But do not hire Iranian armed forces.

إيسي، مركز سرقة العلمي!

الإيرانيون البسيطون، شكرا لكم على حقيقة أن الجميع في العالم صادق وصادق! وقد تم توثيق الإنجازات العلمية في نظام إيسي قبل نشرها في إيران، بحيث يكون من السهل تصور أن: لا أحد ينسخها من أيديها، وإذا تم نسخها أو نقلها إلى مرحلة: الإنتاج والتسويق، مع الاحترام الكبير كل شهر المبلغ: إيراداتها بالدولار! إرسالها إلى باب المنزل. لا يدركون حقيقة أن هناك ذئاب يجلس في شكل نقود: ولا أحد يستطيع متابعتها. ولذلك، في إيران، سوف يمنعه مع البيروقراطية، بحيث المنافس الصيني سوف نسخه، وبيعه في أدنى سعر له، جنبا إلى جنب مع منزله. هذه الفرقة المروعة في إيران والصين والولايات المتحدة لديها أكبر عدد من الأعضاء. هذا هو السبب في تتبع المواد باستمرار. يجب أن تقرأ كل ورقة قبل الطباعة من قبل: أعضاء الفرقة على هامش الحلقات الدراسية، تخضع للتأكيد! ومن ثم، يتبين من خلال تبادل المعلومات في الولايات المتحدة والصين ما هي أوجه القصور في التصميم، وعندما يتم شرح الخطة بالكامل، فإنها تنتجها في الوقت نفسه في الولايات المتحدة والصين. ولأن الولايات المتحدة شريك في العقوبات، فإنها تستورد الصين وتبيعها بأسعار رخيصة، حتى في إيران، لا أحد يتطلع إلى تسويقه. لاختبار هذه الخطوة، يمكنك: نصح العلماء: شخصيا، وسرقة إلى ورشة العمل قبل نشر مقالتها، أو تصميمه. وسوف نرى أنها ليست على حد سواء! ناهيك عن كونها أرخص من تلك الأجنبية. على سبيل المثال، في الطاقة النووية، أو: صناعة الصواريخ لدينا، ونحن نرى هذه الإيرانية، والتي بفضل دعم وزارة الدفاع لهذه المواد، وسر لإعلانه، تتعرض لضغوط من الزوار! إن الولايات المتحدة أو الوكالة التي تحاول: التعامل مع جميع القضايا، هي نفسها تعرف أن أسلحة الدمار الشامل ذريعة، كما كانت ذريعة لغزو العراق! ولكن الغرض الرئيسي منها هو نسخ و / أو شراء العلماء. وكما رأينا، فقد اغتيل عدد من العلماء النوويين الذين لم يبيعوا أنفسهم. أن يكون درسا لبقية. بالطبع هذا ليس فقط حول عصرنا. في الحرب العالمية الأولى والثانية، كان العلماء النوويون الألمان أيضا هذا المصير: إما أن يذهبوا إلى أمريكا، والعمل للجيش الأمريكي، أو كانوا قد قتلوا بشكل غامض. بعد الغزو الأمريكي للعراق، حدث الشيء نفسه للعلماء. وباكستان، التي لم ترغب في مهاجمة اليمن مع الولايات المتحدة والسعود، لم تفلت من المؤامرات. داعش وطالبان تم استدعاؤهم إلى الحدود الشرقية من جميع أنحاء العالم لتنفيذ سرقة العلم! أو سرقة العلماء. وبقتل شعب ميانمار، تم إيفاد شعب داعش، الذين هم أكثر من الشيشان، إلى: الدخول إلى باكستان، ولكن هدفهم ليس مجرد باكستان، لأن الحدود الوحيدة التي تكون إيران معرضة للخطر هي الحدود مع باكستان، وبالتالي فإن الاختراق إعطاء القوى المضادة للعلماء: الأسلحة النووية الإيرانية هي أيضا أسهل. لذلك، طالما علماء إيرانيون مجانا إلى الولايات المتحدة وإسرائيل لمنتجاتهم في إيسي، ينبغي تعيينهم لحماية أنفسهم. أو لتوظيف القوات وقوات الأمن. الأساتذة المتعلمين أنفسهم يعرفون ذلك، ولكن أولئك الذين كانوا تحت نظام التعليم الأمريكي خلال دراستهم يفضلون: سرقت خططهم من قبل الولايات المتحدة! ولكن لا تستأجر القوات المسلحة الإيرانية.

ISI, Elmi İstiqamət Mərkəzi!

Sadə İranlılar, dünyadakı hər kəsin dürüst və doğru olduğuna görə təşəkkür edirəm! ISI rekord İranda akademik, pre-azad, nailiyyətləri onların əlləri kimsə surəti və ya kopyalanamaz və ya istehsal qoymaq ki, azad Hər ay böyük hörmətlə ticarileşmə Məbləğ: onların gəlirləri dollarla! Onları evin qapısına göndərin. Pul şəklində oturan canavarların varlığından xəbərsizdir və heç kim onları izləyə bilməz. Buna görə də, İranda bürokratiya ilə onu dayandıracaq, belə ki, Çin rəqibi onu evinin yanında ən aşağı qiymətə satır. İran, Çin və ABŞ-dakı bu dəətli qrupun ən çox üzvləri var. Bu səbəbdən məqalələr daim izlənilir. Çapdan əvvəl hazırlanmış hər bir kağız təsdiq edilməlidir: seminarlar çərçivəsində qrup üzvləri tərəfindən oxunmalıdır! Birləşmiş Ştatların sanksiyalarda tərəfdaş olduğu üçün, Çin idxal edir və ucuz qiymətlərlə satır, buna görə İranda heç kim onu ​​kommersiya məqsədilə axtarır. Bu addımı test etmək üçün aşağıdakıları edə bilərsiniz: Alimlər məsləhət vermişlər: şəxsən, məqaləsini dərc etmədən və ya onu tərtib etməzdən əvvəl onu işə salın. Onlar bir-birinə bənzəməyəcəklərini görəcəklər! Xaricilərdən daha ucuz olaq. Amma onların əsas məqsədi alimlərin surətini çıxarmaq və / və ya almaqdır. Gördüyümüz kimi, özlərini satmadığı bir sıra nüvə alimləri sui-qəsd edilib. Qalanlar üçün bir dərs olmaq. Əlbəttə ki, bu, yalnız bizim vaxtımız deyil. ABŞ-ın İraqın işğalından sonra alimlər də eyni idi. Yaxın vaxtlarda Yəmənə ABŞ və Al Südlə hücum etmək istəməyən Pakistan, komplonun qaçışından qaçmadı. İSİL və Taliban, dünyanın bütün yerlərindən şərq sərhədinə elm oğurluğunun həyata keçirilməsinə çağırılıb! Və ya alimləri oğurluq. Myanmar nəfər həlak, Çeçenistan daha çox İslam Dövləti, hədəf yalnız Pakistan yayılmaq üçün Pakistana göndərildi çünki İran, buna görə də təsiri həssasdır Pakistan sərhəd və yalnız sərhəd, Anti-alim qüvvələrini verin: İranın nüvə silahları da asanlaşır. Buna görə, İranlı alimlər ISI-da öz məhsulları üçün ABŞ və İsrailə pulsuz olduqda, özlərini qorumaq üçün işə götürülməlidirlər. Və ya əsgərləri və təhlükəsizlik güclərini işə götürmək. Təqaüdçü professorlar bunu bilirlər, amma Amerika təhsil sistemində tədqiqatlar əsnasında yaşayanlara üstünlük verirlər: onların planları ABŞ tərəfindən oğurlanıb! Lakin İran silahlı qüvvələrini işə götürməyin.