X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۶:۳۹ نظر(0)

در سیزدهمین همایش بین المللی: مدیریت پروژه مطرح شد که: مدیریت پروژه در ایران، سابقه هزاران ساله، همچون پاسارگاد و شهر سوخته دارد، چرا توجهی نمی شود؟ باید گفت همینطور است: زیرا اولین اثار تمدنی که: متعلق به 15هزار سال پیش است، و در منطقه چهار محال و بختیاری یافت شده، نشان از وجود کارگاهها و: محوطه های کاری و تجهیزات کارگاهی، برای ساخت انبوه کالاهای مورد نیاز، از کالاهای سفالی گرفته تا البسه و نساجی، وجود داشته. البته شاید در غرب، اولین بار مدیریت پروژه در: ساختمان سازی و معماری به کار گرفته شد، ولی اگر هم چنین باشد؛ ساخت پاسارگاد و تخت جمشید، و یا آثار ماندگاری که در اصفهان وجود دارد، کمتر از آنها نیست و بقول یکی از اساتید، ایرانیان بناهایی ساخته اند که: هزاران سال دوام داشته، و امروز به دست ما رسیده، ولی چطور است که در: تکنولوژی و مدیریت پروژه های جدید، بعد از گذشت 40سال باید تخریب شود چون: به بافتهای فرسوده تبدیل می شوند؟ لذا ما باید یک ایرانی سازی! در مدیریت و استفاده از اصول مدیریت ایرانی، انجام دهیم. این مقاله سعی دارد: اهمیت این تغییر دیدگاه را نشان دهد. دیدگاه ایرانی در مدیریت، جهانشمول است یعنی برای تمام تاریخ و: جغرافیای بشری فکر می کند، لذا ممکن است با دیدگاه تنگ نظرانه، درحد شرکت یا یک بنگاه متناسب نباشد، و برخی ها برداشت معکوس هم داشته باشند! مثلا وقتی دیوار چین یا اهرام سه گانه، از لاشه های کارگران ساخته می شد، در ایران کارگران تخت جمشید بیمه بودند! حسابهای دفتری و قرارداد هایی با کتیبه های سنگی داشتند. لذا یک مدیریت مقتدر در ایران، میتواند تمام سرزمین های از دست رفته را پس بگیرد، تا مهمترین عنصر پروژه یعنی: نیروی انسانی و ساختمان را افزایش دهد. این مدیریت میتواند: تمام اموال خارج شده را، که توسط دزدان و سلطنت طلبها خارج شده، به ایران برگرداند و: عنصر سرمایه را هم حداکثری کند. همین امر باعث مشکلاتی در ایران شده است: وقتی آقای خاوری، سه هزار میلیاردتومان را به کانادا می برد، و برای بازگرداند آن، کسی نمی تواند کاری بکند! این یعنی خالی شدن جیب مردم و: کوچک شدن سفره های آنها. چه رسد به  هزاران هزار میلیارد دلار و و ریال، که آمریکا و دیگر کشورها، بلوکه کرده اند! اگر سود این مبالغ هم به ایران داده شود، همه مشکلات بودجه ای ایران حل می شود! عنصر چهارم یعنی مدیریت نیز، در ایران تفاوت ماهوی دارد! بیشتر پروژه هایی که نیمه کاره مانده اند، برای این است که از مدیریت غربی، برمبنای سود شخصی تبعیت می کنند. در حالیکه اگر از مدیریت جهادی، در پروژه ها استفاده شود، همه کارها اور هم می شود! کارهایکه در زمان قالیباف انجام شده، با اینکه سعی دارند آنها را تعطیل کنند، هنوز برای سالها، نیاز مردم تهران را برآورده می کند. فقط یک نکته تفاوت این دو : مدیریت غربی، برمینای کندن پول! از دولت است، لذا پروژه هایی  50ساله که: هرسال هم بودجه می گیرند! ولی ناتمام هستند، چون مدیران پروژه به فکر جیب خود هستند! نه پیشبرد پروژه، به این لحاظ کل بودجه های دولتی، بقول خودشان پول اب خوردنشان هم نمی شود! و از نظر مالی هم، همه آن پول ها را، بایت جریمه و دیرکرد و هزینه توقف پروژه! برمی دارند و لذا، برای اجرا پولی نمی ماند! در حالیکه در تمام پروژه های جهادی، اصلا پول مطرح نبوده، بلکه در بسیاری از موارد هنوز هم، پیمانکاران از شهرداری، مطالبه دارند که پرداخت نشده! یعنی پیمانکار با روحیه جهادی، پروژه را در مدت تعریف شده، با اعتبار خودش به پایان می رساند، بعد دنبال دریافت حق خود می رود.  آیا بدهند یا ندهند.



اترجمه مطلب...
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۷:۱۲ نظر(0)

خواندن نماز و دعای طلب باران را همه میدانند! زیرا که به آن احتیاج دارند، ولی وقتی باران یا برف آمد، شکر گزاری را فراموش می کنند! دعای پس از باران و بعد از نزول برف را نمی دانند، شاید خیلی ها هم بجای شکر گزاری، گله گذاری کنند، زیرا این خاصیت بشر است! تا گرسنه است، هر غذایی را می خورد، ولی بعد از سیر شدن می گوید: این چه غذایی بود که برای من آوردید! شور بود، ابکی بود یا کمی تپخته بود. به همین دلیل در یکی از آیات قران، خداوند می فرماید: تشکر کنند گان بسیار کم هستند(و قلیل من عبادی الشکور). تا دیروز همه می گفتند: چرا باران و برف نمی اید؟ خشکسالی در پیش داریم، قحطی شده! آینده مردم سیاه است. یا مسئولین می گفتند: دبی اب کاهش یافته و: ذخیره آب فقط برای یکماه دیگر کافی است! دانشمندان می گفتند: آمار چهل ساله نشان می دهد که: متوسط بارندگی در ایران، در آخرین رقم های رتبه بندی جهان است! و قصه هایی که از این مغزهای علیل بیرون می آمد، غصه های بشریت را دو چندان می کرد. بسیاری را به مرز کفر و جنون می کشاند! حالا که چند روزی برف می آید، همه می گویند: راهها قفل شده! مردم در خانه زندانی شدند، دانشگاه و کارخانه و مدرسه تعطیل شده و: اجتماع از هم گسیخته! عده ای دلسوز الکی هم پیدا شده و می گویند: مواظب باشید سرمازده نشوید، تا کنون چند نفر از سرمازدگی مرده اند! کودکان کرمانشاهی در چادر هستند! اصلا زندگی مختل شده، کار و کاسبی از بین رفته و: هیچکس به بازار نمی رود. دستفروشها نمی توانند در هوای سرد: و برفی بساط کنند. مصرف گاز و حامل های سوختی، بالا رفته و نیروگاهها، با تمام توان کار می کنند و: برخی از آنها منغجر شده، یا از کار افتاده اند، با این کار ما اینده فروشی می کنیم آینده مردم سیاه است! مردم در جاده ها مانده ، از سرما تلف شده اند. براثر سنگینی برف، سقف برخی خانه ها ریخته، تیرهای چراغ برق و شاخه های درختان شکسته: کوچه ها را خطرناک کرده، هزاران نفر در بیمارستان ها، بخاطر شکستگی لگن و دست و پا بستری شده اند!.. البته فقط با خدا نیست که، این طور بی ملاحظه وکفر امیز سخن می گویند، و این بجای تشکر کردن شان است. بلکه در محیط اجتماعی هم همینطور است. علم اقتصاد، به مردم یاد می دهند، و می گویند: از ایات قران مهم تر است، در این علم سود را بالاترین ایده، معرفی می کنند که باید: در پای آن قربانی داد. نتیجه این می شود که همه دزد یا قاچاقچی می شوند. تجارت اسلحه و مواد مخدر در ردیف یک و دو، بالاترین درآمد های جهان می شوند. شغل کثیف قاچاق انسان و اجزا بدن، سوم است و بعد هم شغلهای وابسته به آن! یعنی جهان در چنبره سوداگران: مرگ و شرف و انسانیت قرار می گیرد. اقتصاد دانان حتی جرات نمی کنند: نام دزدی یا قاچاق را بدون احترام ذکر کنند! و حد اکثر برخی شغل ها یا درآمد ها را ناشایست! اعلام می کنند. و به همین خاطر وقتی در ایران، با مواد مخدر مبارزه می شود، و اینهمه شهید داده می شود، می گویند حقوق بشر رعایت نمی شود! چرا که بشر از نظر آنها، همان قاچاقچی ها هستند! فقیران فلسطینی و گرسنگان آفریقا و حامیان آنها، ضد بشر هستند. بخوبی می بینیم هرکس در ایران، جنایت و دزدی و اختلاس می کند، فوری به خارج رفته و در آنجا، بالا می نشیند و احترام می بیند. خاوری اختلاس گر را کانادا، نه تنها تحویل نمی دهد، بلکه بهترین شرایط سرمایه گذاری را هم، برایش فراهم می اورد! خاندان پهلوی واطرافیانشان، چه پولها که از ایران نبردند! ولی بجای تحویل این دزدان و جنایتکاران، به آنها میدان دادند! تا الان همه آنها بزرگترین سرمایه داران: اروپا و آمریکا و کانادا واسترالیا هستند.

Prayer after the rain

All prayers and prayers call for rain! Because they need it, but when it comes to rain or snow, they forget to thank you! Do not know the prayer after the rain and after the snowfall, maybe many, rather than grateful, plow, because this is human. He is hungry, he eats every food, but after he has grown up, he says: "What was the food you had for me! It was salty; it was watery or slightly cooked. Therefore, in one of the Qur'anic verses, Allah says: "There are so many thanksgivings until yesterday everyone was saying, "Why do not you rain and snow?" We have a drought, famine! The future of the people is black. Or the authorities said: Water has been reduced and water storage is only enough for another month! The 40-year-olds say the average rainfall in Iran is in the last rank of the world! And the stories that came out of these crazy brains made the grief of mankind double. Kills many to the limits of disbelief! Now that the snow comes a few days, everyone says: the roads are locked! People were imprisoned at home, the university and the factory and the school were shut down and: a broken society! Some careless chefs are also found and they say: "Be careful not to shudder, so many people have died of frostbite! Kermanshahi children are in the tent! At all, life is impaired, business is gone, and nobody goes to the market. Walkers cannot be in the cold: snow and snow. The consumption of gas and fuel carriers has risen and the power plants are working full-time: some of them are leaking, or they have become out of date. By doing this, we are selling the future. The future of the people is black. People are left on the road, they have died of cold. Due to heavy snow, the roof of some houses, electric light beams and branches of broken trees: the streets are dangerous, thousands have been hospitalized for hip fracture and hands and feet! ... Of course, it's not just God. , They say so unobtrusively, and this is instead of thanking them. It is also in the social environment. Economics teaches people, and they say: It is more important than the Qur'an, in this science, the idea of ​​profit is the highest idea, which they must: sacrifice at the foot of it. The result is that they are all thieves or smugglers. Trade in arms and drugs in rows one and two are the highest in the world. The dirty business of trafficking in human beings and the components of the body is third, and then the related affairs! That is, the world is at the forefront of businessmen: death and honor and humanity. Economists do not even dare to mention the name of theft or smuggling without respect! And most of the jobs or income is unlikely! Declare And so when it comes to fighting narcotics in Iran, and all these martyrs are said, they say that human rights are not respected! Because human beings are the same smugglers! The poor Palestinians and the hungry Africans and their supporters are anti-human. We see well that anyone in Iran, who is a crime, theft and embezzlement, immediately goes abroad and is up there, and respects him. Canadian Assassin does not just deliver, but also provides the best investment opportunity! Pahlavi family and their peoples, what money did they not go from Iran! But instead of delivering these thieves and criminals, they gave them! To date, they are all the greatest capitalists: Europe and America, and Canada and Australia.

الصلاة بعد المطر

جميع الصلوات والصلوات تدعو للمطر! لأنهم في حاجة إليها، ولكن عندما يتعلق الأمر المطر أو الثلج، فإنها تنسى أن أشكركم! لا أعرف الصلاة بعد المطر وبعد تساقط الثلوج، وربما كثيرة، بدلا من الامتنان، المحراث، لأن هذا هو الإنسان. هو جائع، يأكل كل الطعام، ولكن بعد أن كبر، يقول: "ما كان الطعام الذي كان لي بالنسبة لي! كان مالح، كان مائي أو طهي قليلا. لهذا السبب، في واحدة من الآيات القرآنية، يقول الله: "هناك الكثير من الشكر. حتى يوم أمس كان الجميع يقول: "لماذا لا أنت المطر والثلوج؟" لدينا الجفاف والمجاعة! مستقبل الشعب الأسود. أو قالت السلطات: تم تخفيض المياه وتخزين المياه يكفي فقط لشهر آخر! ويقول البالغون من العمر 40 عاما إن متوسط ​​هطول الأمطار في إيران هو في المرتبة الأخيرة من العالم! والقصص التي خرجت من هذه العقول مجنون جعلت حزن البشرية مزدوجة. يقتل الكثيرين إلى حدود الكفر! الآن بعد أن يأتي الثلج بضعة أيام، يقول الجميع: الطرق مؤمنة! تم سجن الناس في المنزل والجامعة والمصنع وأغلقت المدرسة و: كسر المجتمع! تم العثور على بعض الطهاة الإهمال أيضا ويقولون: "كن حذرا لا الرهيب، الكثير من الناس قد ماتوا من قضمة الصقيع! الأطفال كيرمانشاهي في خيمة! على الإطلاق، الحياة ضعفت، ذهب العمل، ولا أحد يذهب إلى السوق. المشاة لا يمكن أن تكون في البرد: الثلوج والثلوج. وقد ارتفع استهلاك ناقلات الغاز والوقود، وتعمل محطات توليد الكهرباء على أساس التفرغ: بعضها يتسرب، أو أنها قد أصبحت قديمة، وبذلك نبيع المستقبل، ومستقبل الشعب أسود. ويترك الناس على الطريق، وقد ماتوا من البرد. بسبب الثلوج الكثيفة، سقف بعض المنازل، أشعة الضوء الكهربائية وفروع الأشجار المكسورة: الشوارع خطيرة، وقد تم إدخال الآلاف إلى المستشفى لكسر الورك واليدين والقدمين! بطبيعة الحال، انها ليست مجرد الله. ، يقولون ذلك بشكل غير مزعج، وهذا بدلا من شكرهم. بل هو أيضا في البيئة الاجتماعية. فالإقتصاد يعلم الناس، ويقولون: إنه أكثر أهمية من القرآن، في هذا العلم، فكرة الفكرة هي الفكرة العليا التي يجب عليها: التضحية عند سفحها. والنتيجة هي أنهم جميعا لصوص أو مهربين. والتجارة في الأسلحة والمخدرات في الصفين الأول والثاني هي الأعلى في العالم. الأعمال القذرة للاتجار بالبشر وعناصر الجسم هي الثالثة، ثم الشؤون ذات الصلة! وهذا هو، العالم في طليعة رجال الأعمال: الموت والشرف والإنسانية. ولا يجرؤ الاقتصاديون حتى على ذكر اسم السرقة أو التهريب دون احترام! ومعظم الوظائف أو الدخل من غير المحتمل! قالوا. وهكذا عندما يتعلق الأمر بمكافحة المخدرات في إيران، ويتم إعطاء جميع الشهداء، يقولون إن حقوق الإنسان لا تحترم! لأن البشر هم نفس المهربين! إن الفقراء الفلسطينيين والأفارقة الجوعى ومؤيديهم هم مناهضون للإنسان. ونرى جيدا أن أي شخص في إيران، وهو جريمة وسرقة واختلاس، يذهب على الفور إلى الخارج ويوجد هناك، ويحترمه. قاتل الكندي لا يسلم فقط، ولكن أيضا يوفر أفضل فرصة استثمارية! عائلة بهلوي وشعوبهم، ما المال لم يذهبوا من إيران! ولكن بدلا من تسليم هؤلاء اللصوص والمجرمين، أعطاهم! حتى الآن، هم جميعا أعظم الرأسماليين: أوروبا وأمريكا، وكندا وأستراليا.

Yağışdan sonra dua edin

Bütün dualar və dualar yağış çağırır! Çünki onlar ehtiyacı var, amma yağış və ya qarla əlaqədar olduqda, sizə təşəkkür edirəm! Yağışdan sonra və qar yağışından sonra, bəlkə bir çoxları, minnətdar, süründürücü olan namazları bilmirəm, çünki bu insandır. O, acdır, hər yeməyi yeyir, amma böyüdükdən sonra: "Mənim üçün yeməyiniz nə idi? Duzlu idi, sulu və ya az pişdi. Bu səbəblə, Quran ayələrindən birində Allah: "Şükür edənlər çoxdur. Dünənə qədər hər kəs deyirdi: "Niyə yağmur və qar yağmırsan?" Quraqlıq, aclıq var! Xalqın gələcəyi qara. Yoxsa səlahiyyətlilər bunları söylədi: Su azaldı və suyu saxlama bir ay daha kifayətdir! 40 yaşlı uşaqlar İranda orta yağışın dünya səviyyəsində olduğunu söylədilər! Və bu ağılsız beyinlərdən çıxan hekayələr insanlığın kədərini iki dəfə artırdı. Küfrü məhdudlaşdırır! İndi qar bir neçə günə gəlir, hər kəs deyir: yollar kilidləndi! İnsanlar evdə, universitetdə və fabrikdə həbs edildi və məktəb bağlandı və qırılan bir cəmiyyət! Bəzi diqqətəlayiq aşbazlar da var və onlar deyirlər: "Doymursan, çox adam dondan öldü! Kermanşahi uşaqları çadırda! Həyat zəifdir, iş getdi və heç kim bazarda gedir. Walkers soyuq ola bilməz: qar və qar. Qaz və yanacaq daşıyıcılarının istehlakı artdı və elektrik stansiyaları tam işləyirdi: bəziləri sızdılar, ya da gündəmə gəldilər, buna görə gələcəyimizi satırıq, xalqın gələcəyi qara. İnsanlar yolda qalır, soyuqdan öldülər. Qar yağışı, bəzi evlərin damı, elektrik işıq şüaları və qırıq ağacların dalları: küçələr təhlükəlidir, hip sınıqları, əlləri və ayaqları üçün minlərlə xəstəxanaya yerləşdirilib! ... Əlbəttə ki, yalnız Allah deyil. , Onlar çox təəccüblü deyirlər və bu, onlara təşəkkür edirəm. Bu da sosial mühitdədir. İqtisadiyyat insanlara öyrədir və onlar deyirlər: "Bu, Quranla müqayisədə, bu elmdə daha vacibdir, mənfəət ideyası ən yüksək fikirdir və onlar bunu etiraf etsinlər". Nəticədə onlar bütün oğrular və ya qaçaqmalçılardır. Silah və narkotik maddələrin ticarətində bir və iki sıradakı ticarət, dünyada ən yüksək səviyyədədir. Insan alverinin və bədənin tərkibinin çirkli işi üçüncü, sonra da əlaqədar işlərdir! Yəni dünya iş adamlarının önündədir: ölüm, şərəf və insanlıq. İqtisadçılar oğurluq və ya qaçaqçılıq adına hörmət etmədən hətta söz verməyə cəsarət etmirlər! Və işlərin və ya gəlirlərin çoxu çətin deyil! Bildirin Beləliklə, İranda narkotiklərlə mübarizəyə gəldikdə və bu şəhidlərin hamısı deyilir ki, insan hüquqları hörmət edilmir! İnsanlar eyni qaçaqçı olduğundan! Kasıb fələstinlilər, ac Afrikalılar və onların tərəfdarları anti-insanlardır. Yaxşı görürük ki, İranda cinayət, oğurluq və mənimsəmə olan hər kəs dərhal xaricə gedib orada qalır və ona hörmət edir. Kanadalı Assassin yalnız təslim deyil, həm də ən yaxşı investisiya imkanı təmin edir! Pəhləvilər ailəsi və onların xalqları, İrandan nə pul almadılar! Amma bu oğruları və cinayətkarı əvəzinə onlara verdilər! Bu günə qədər onlar ən böyük kapitalistlərdir: Avropa və Amerika, Kanada və Avstraliya.

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۸:۲۴ نظر(0)
El cementerio de Baqih estaba antes que los judíos para los judíos porque eran similares en términos de religión monoteísta, después de lo cual algunos musulmanes fueron enterrados allí, el profeta Mahoma pasó por alto su peregrinación y los conmemoró. Casi todas las esposas del Profeta y cuatro grandes imanes están enterradas allí. Por supuesto, a lo largo de los años, ha habido eventos que están escritos en textos y en el ciberespacio. Una de las muchas reparaciones tuvo lugar: se llevaron a cabo los otomanos, pero dejaron todo el equipo restante de la época: transmitieron la hora del Profeta al Museo Topkapi y llevaron a cabo una especie de botín histórico. Entonces Al Saud, que vino a trabajar, permitió a los wahabíes prohibir el santuario del Profeta y expulsar a los peregrinos de las tumbas. Guiado por los bahá'ís de Irán, incluido el padre de Hoveyda, que fue embajador de Irán en: países árabes, ¡destruyó todo Atabat! Además del resto, Karbala y Samarra también se volvieron literarios. Por supuesto, los eruditos no escucharon la noticia, porque los baha'is habían sido informados por el boicot, ¡y Pahlavi negaba algunas noticias! Cuando los ulama lo entendieron, les impidieron intervenir: también detuvieron la reconstrucción. Cuando Al Saud fue sancionado, los iraníes no fueron al Hajj hasta que uno de los Ulemas descendió de Siria con un millar de personas a La Meca. Ellos eran dueños del libro de Alfis. ¡Sheikh Abdul Rahim Haeri, cuando llegó a La Meca con mil personas, el Rey Faisal estaba muy feliz! Y vino a visitarlos y agradecerles. El dueño de las estaciones contó el puesto, y pidió la peregrinación del cementerio Baqih y recuperarlo. Dijo que no destruimos, demolimos la tumba del profeta Wahhabis, el resto, que era para los chiítas, fue destruido por iraníes de los opuestos (bahá'ís). Entonces, en nuestra opinión, la peregrinación y la reconstrucción no son un problema, pero el dueño de las estaciones dijo que lo oral no es suficiente para escribir, firmar y sellar, lo que hizo esto: su carta y su compromiso, conocido como el dueño de las estaciones. Con la ayuda de otros eruditos, determinó los límites y el alcance de los imanes: determinaron la posición de los imanes y: protegieron el muro. Pero esto no continuó porque se quedaron sin trabajo. Por lo tanto, otros eruditos de Blood, especialmente Sheikh Abdul Hussein Taherani, que era un erudito de primer nivel, vivían en Iraq, continuaron. Aunque operaron con mayor frecuencia en Karbala y Samarra, también actuaron lo más posible para reconstruir la Baqiyah, lo que no fue posible. Ahora, desde el octavo día de Shaul 1344, ¡tiene alrededor de 95 años! Pero la reconstrucción de Baghi no solo ha sido olvidada, sino que también se basa en la continua falsa política de Hoveyda: ¡la familia de Pahlavi en el Departamento de Estado y la Organización Hajj de Irán, no se discute en absoluto! Muchas veces han sido visitados, pero se burlaron de él. Algunas personas se vieron obligadas a responder: ¡no lo dirían! Y algunos dirían: ¡Al Saud no lo hace! ¡Y la mayor parte del tiempo todo había terminado, no deberían hablarse en absoluto! ¡Porque Al Saud reduce la cuota de La Meca! Entonces ahora queremos a otro Sheikh Abdul Hussein, que construirá un ladrillo para construir un ladrillo y reestructurar Baqiyah. Y acciones como demostraciones frente a embajadas, visita al campus y peregrinación en la región neutral, su seguimiento legal y moral continúa. El Ayatollah Hosseini Zanjani ha dicho: En el momento de mi difunto padre, el Sr. Shalchi estuvo de acuerdo: pagar todos los costos de reconstrucción. Si Dios quiere, aumente el número de ellos. Los sitios, blogs y grupos virtuales deberían aumentar. Algunos ingenieros prepararán una nueva apariencia.

برچسب‌ها: Sheikh Abdolhossein Tehrani es nuestra necesidad hoy.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۵:۵۳ نظر(0)

امروزه مردم آمریکا باید بپذیرند که: خیلی چیزها تغییر کرده، که البته خودشان هم در این تغییرات سهم دارند. امروز با سالهای 1960 یا: قرون نوزدهم و بیستم، اصلا قابل مقایسه نیست. مردم آن زمان به دنبال دنیای مادی بودند، و اصلا صحبت از معنویات، امری خرافاتی بود ویا اگر: کسی می خواست به آمریکا برود، ماهها طول می کشید! اما امروز همه مردم دنیا، در آمریکا هستند! و آمریکاییها در همه جا، زیرا که ارتباطات و فناوری، مرزها را شکسته و همه دنیا، همزبان و هم فکر شده اند. تنها عده ای در همان سال ها، یخ زده و مانده اند! اکنون مبارزه واقعی بین افرادی است که: در قرن بیستم یا نوزدهم، یعنی اوج قدرت مادی غرب یخ زده اند، باور ندارند که مثلا کشوری مثل: چین ،هند یا کره، بیشتر از آنها پیشرفت کرده! و افریقا برعلیه آپارتاید پیروز شده، و ایران تنها ابرقدرت جهان در حال حاضر است. هنوز فکر می کنند افریقایی ها، همان کاکا سیا ها هستند! ایران و هند  کشور فقیر جهان سومی! این افراد به هرنوع پیشرفت مظنون هستند، بیشتر هم در کشورهایی هستند که: قبلا دارای وضع بهتری بودند. لذا یک لشکر جهانی تشکیل داده اند، و بدون داشتن مانیفیست یا فرمانده مشخصی، همان فریز بودن عقایدشان، آنها را با هم پیوند میدهند. البته این لشکر در مقابل همه کسانی که: تغییرات را بوجود آوردند، یا دوست دارند که بازهم تغییرات بوجود آید، بسیار اندک هستند ولی چون: در گذشته ارگانها و نهادهای دولتی و مهم، در دست داشتند لذا حرف آنها، بیشتر شنیده می شود. لذا افراد پیشرو مجبورند در سکوت و گمنامی، به راه خود ادامه دهند تا نسل آنها، خود به خود ازبین برود. یکی از این نماد های گذشته، بانکها هستند که به درستی به: دایناسورهای زمان ما تشبیه شده اند، که در حال انقراض هستند، ولی فکر می کنند: در اوج قدرت و توانایی به سر می برند. مسئله مهم دیگر درآمد های مالیاتی هست. مالیات نیز مانند: بانکها بزرگ و دایناسور وار زندگی می کند، ولی خودش نمی داند که: از درون پوسیده است. زیرا مالیات از دو جنبه ضربه پذیر است: از یکسو که امری مذهبی و مقدس، یا فرموده رهبران مذهبی نیست، زیرا در اسلام خمس و زکات هست، نه مالیات. گرچه سالها زحمت کشیدند که: به آن چهره مقدس بدهند، ولی بهرحال امری وابسته به: قدرت های مادی بود، حالا که قدرتها در حال افول هستند، مالیات نیز قدرت خود را از دست داده است. و امروز به التماس افتاده است. در حال حاضر دو تیپ از مردم در دنیا، مالیات می پردازند یک عده که: هنوز در همان دوران زندگی می کنند، و می گویند از دو چیز نمی توان فرار کرد! دیگری کسانی هستند که همگی، به زور از آنها مالیات گرفته می شود! اما مردم آمریکا بدانند که: زور تمام شده و دوران طلایی نیز، به پایان رسیده و آنها نباید مالیات بدهند. زیرا هر دلار مالیات آنها، تیری برقلب بشریت است. آنها بدانند که پول مالیات آنها، همگی صرف ساخت یا خرید: اسلحه کشتار جمعی و اهدا آن به: گانگسترها و شرکت های امنیتی داخلی می شود! یا به موساد میدهند تا با ترور انسانهای ازادیخواه، گلوله ها را به خانواده جهانیان اهدا کنند. یا اینکه مستقیما به دولت های تروریستی: مانند داعش و طالبان و اسرائیل و عربستان، کمک مالی و تسلیحاتی می کنند، تا کشتارهای دولتی راه بیاندازند، یا به رژیم هایی مستبد می دهند تا مردم خود را بکشند. یا به ضدانقلاب ها می دهند تا: حکومت های انقلابی را سرنگون کنند. همانطور که در داووس، نتوانستند کاری بکنند، و به همین دلیل هم وزیر خارجه ایران، توئیت کرد و در این اجلاس زور گو شرکت ننمود.

Every American tax, bram to the heart of humanity!

Today, the American people must accept that: a lot of things have changed; of course they themselves contribute to these changes. Today is not comparable with the 1960s or the nineteenth and twentieth century’s. The people of that time were looking for a material world, and it was superficial to speak of spirituality, or if: Somebody wanted to go to America, it took months! But today all people in the world are in the US! And the Americans are everywhere, because communications and technology have broken the boundaries and the whole world is both contemporary and thoughtful. Only a few have remained frozen in the very same years! Now is the real struggle between those who: froze in the twentieth or nineteenth century, the peak of the material power of the West, do not believe that, for example, a country like China, India or Korea has progressed more than them! Africa has won victory against apartheid, and Iran is the only superpower in the world at the moment. They still think that the Africans are the same Kaka CIA! Iran and India are the poorest country in the Third World! These people are suspected of any progress, mostly in countries that have already been better off. Therefore, they have formed a global division, and, without having a manifesto or commander, the same freeze of their beliefs will bind them together. Of course, this division is very small in comparison to all those who created the changes, or who want to make changes, but because: in the past, they have had organs and important governmental institutions, so their words are heard more often. Therefore, leading people have to stay in silence and obscurity, so that their generation will be eliminated by themselves. One of these past symbols is the banks that are rightly likened to the dinosaurs of our time, who are extinct, but they think they are at the peak of power and ability. Another important issue is tax revenues. Taxes are like big banks and dinosaurs, but they do not know that they are in the middle of decay. Because the tax is blatant in two respects: on the one hand, it is religious and sacred, or it does not say religious leaders, because in Islam, there is khums and zakat, not taxes. Though years have worked: to give it a sacred face, but in any case, it depends on: material powers, now that powers are declining, the tax has also lost its power. And it's begging today. Currently, two brigades of people in the world are taxing a number of people who are still living at the same time, saying that two things cannot be escaped! There are others who are all forcibly taxed! But the American people know that: the force is over and the golden age is also over and they should not pay taxes. Because: each dollar of their taxes is a thrill for humanity. They know that their tax money is all about making or buying weapons of mass destruction and donating it to: gangsters and domestic security companies! Or give to the Mossad to donate bullets to the families of the world with the assassination of liberated people. Or: directly to terrorist governments, such as ISIS, the Taliban, Israel and Saudi Arabia, to donate and arms to launch government killings or to despise regimes to kill their own people. Or they give counterrevolutions to overthrow revolutionary governments. As in Davos, they could not do anything, and for this reason, the Iranian Foreign Minister, Tweedy and did not attend the summit.

كل الضرائب الأمريكية، شعاع إلى قلب الإنسانية!

واليوم، يجب على الشعب الأمريكي أن يقبل ما يلي: لقد تغيرت الكثير من الأمور، وبطبيعة الحال، فإنها تساهم في هذه التغييرات. واليوم لا يمكن مقارنتها مع الستينات أو القرنين التاسع عشر والعشرين. وكان الناس في ذلك الوقت يبحثون عن عالم مادي، وكان سطحيا للتحدث عن الروحانية، أو: إذا كان شخص ما يريد أن يذهب إلى أمريكا، استغرق الأمر أشهر! ولكن اليوم كل الناس في العالم في الولايات المتحدة! والأمريكان في كل مكان، لأن الاتصالات والتكنولوجيا قد كسر الحدود والعالم كله على حد سواء المعاصرة ومدروس. ولم يبق سوى عدد قليل منها مجمدة في نفس السنوات! الآن هو الصراع الحقيقي بين أولئك الذين جمدوا في القرن العشرين أو التاسع عشر، ذروة القوة المادية في الغرب، لا يعتقدون، على سبيل المثال، بلد مثل الصين والهند وكوريا قد تقدم أكثر منهم! لقد فازت أفريقيا بالنصر ضد الفصل العنصري، وإيران هي القوة العظمى الوحيدة في العالم في الوقت الحالي. ما زالوا يعتقدون أن الأفارقة هم نفس كاكا وكالة المخابرات المركزية! إيران والهند هي أفقر بلد في العالم الثالث! ويشتبه في أن هؤلاء الأشخاص يحرزون أي تقدم، خاصة في البلدان التي كانت أفضل حالا. ولذلك، فقد شكلوا تقسيم عالمي، ودون أن يكون لهم بيان أو قائد، فإن نفس تجميد معتقداتهم ربطها معا. بطبيعة الحال، هذا التقسيم صغير جدا بالمقارنة مع كل من خلق التغييرات، أو الذين يريدون إجراء تغييرات بعد، ولكن لأن: في الماضي، كان لديهم أجهزة والمؤسسات الحكومية الهامة، لذلك يتم سماع كلماتهم في كثير من الأحيان. لذلك، على الناس القياديين البقاء في صمت وغموض، حتى يتم القضاء على جيلهم بأنفسهم. واحدة من هذه الرموز الماضية هي البنوك التي تشبه بحق إلى الديناصورات في عصرنا، الذين انقرضوا، ولكنهم يعتقدون أنهم في ذروة السلطة والقدرة. وثمة مسألة هامة أخرى هي الإيرادات الضريبية. الضرائب هي مثل البنوك الكبيرة والديناصورات، لكنها لا تعرف أنها في منتصف الاضمحلال. لأن الضريبة صارخة من ناحيتين: من ناحية، دينية ومقدسة، أو أنها لا تقول الزعماء الدينيين، لأن في الإسلام، هناك الخوم والزكاة، وليس الضرائب. على الرغم من أن سنوات قد عملت: لمنحها وجه مقدس، ولكن في أي حال، فإنه يعتمد على: القوى المادية، والآن أن القوى آخذة في الانخفاض، فقدت الضرائب أيضا قوتها. وانها التسول اليوم. حاليا، لواءين من الناس في العالم تفرض ضرائب على عدد من الناس الذين لا يزالون يعيشون في نفس الوقت، قائلا ان شيئين لا يمكن الهروب! هناك الآخرين الذين يخضعون للضرائب قسرا! لكن الشعب الأمريكي يعرف أن: القوة قد انتهت وأن العصر الذهبي قد انتهى أيضا، وينبغي ألا يدفعوا الضرائب. لأن كل دولار من ضرائبهم هو التشويق للبشرية. وهم يعرفون أن أموالهم الضريبية هي كل شيء عن صنع أو شراء أسلحة الدمار الشامل والتبرع بها ل: العصابات وشركات الأمن الداخلي! أو إعطاء الموساد للتبرع بالرصاص لأسر العالم مع اغتيال الناس المحرومين. أو مباشرة إلى الحكومات الإرهابية، مثل داعش، وطالبان، وإسرائيل، والمملكة العربية السعودية، للتبرع بالأسلحة وإطلاقها لإطلاق عمليات القتل الحكومية، أو إخماد الأنظمة لقتل شعبها. أو أنها تعطي تحركات مضادة للإطاحة بالحكومات الثورية. وكما هو الحال في دافوس، لم يتمكنوا من فعل أي شيء، ولهذا السبب، لم يحضر وزير الخارجية الإيراني تويدى القمة.

Hər bir Amerika vergi, sua  insanlığın ürəyinə!rici İşlər Nazirliyi, Tweedy və zirvəyə qatılmadı.

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۶:۴۷ نظر(0)
德黑兰心脏研讨会的Pourhosseini博士说,80%的死亡是心脏病。在研究中也发现心脏骤停后心脏病的最大原因是使用香烟和麻醉剂。而过去十年的疾病进程表明,没有企图:减少这些疾病。现在你必须问问社区或非政府组织在哪里?你为什么不考虑这个?如果他们也想为什么不采取行动?他们在哪里做,结果在哪里?许多人认为这些灾难没有得到治疗。但事实是:每个人终必死亡!美国谚语说:有两件事不能逃脱,一是死亡!当然,这意味着他们在人民的口袋里,因为他们说第二个:税收。也就是说,它无法逃避税收。这是荒谬的,而且从第一个论点的力量来看,他们也想辩论。现在美国人民更好的交税。也就是说,应该纠正这个谚语:美国的纳税,对非美国人的死亡。在伊朗,情况与此类似:由于人们没有纳税,所以政府去禁止生意,强迫他们纳税或罚款!如果没有任何税收的借口,香烟在伊朗将不会有工厂!或没有最高的进口增长。进口税可能包括:烟草和烟草生产,导致政府收入增加,但另一方面造成死亡率:超过50%的人口。政府说,如果人们不生产香烟!有很多事情是这样的:有些人进来了,但原因不是:打人家的健康。例如,为什么Kerman或Kermanshah发生地震?因为在Kermanshah省和库尔德斯坦的一部分,地主只做酒!而大部分鸦片商队都来自克尔曼。因此,当政府或人民,自己好不承认,或者故意推动罪,死亡给别人一天,唉声叹气的幸存者也上升主:他们发生了什么,使吸取教训,改变生活方式。为什么心脏衰竭德黑兰人的大部分死亡?因为他们没有观察到:他们使用脂肪和有害的糖,他们感染心血管疾病。虽然他们可以:通过放弃脂肪和糖果:比其他人有更舒适的生活。你为什么只知道吃东西?即使是减肥,你也应该:服用药物或者一些素食食品!在对待这些时,不要吃东西。
سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۷:۴۸ نظر(0)

مدیریت ایرانی در جهان

چند ضرب المثل در فارسی وجود دارد که: تقریبا یک معنی می دهد: مثلا می گویند سوزن برای همه لباس می دوزد، ولی خودش لخت است! یا کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد. یعنی با اینکه کوزه های خوبی برای مردم می سازد، ولی خودش از بدترین آنها استفاده می کند. شاید حال و روز ایران هم، همینطور باشد. وقتی بهترین و با سوادترین نیروهایش، علاقه دارند به جهانیان خدمت کنند، و راهی دیار غربت می شوند، طبیعی است برای خدمت به مردم خود، دچار ضعف مدیریت یا نیروی انسانی می شود. علیرغم سیاست ها و تشویقی ها، اغلب جوانان و تحصیلکرده ها، علاقه دارند در کشور دیگری خدمت کنند، زیرا فکر می کنند به خدمت آنها، در انجا بیشتر نیاز است. به همین دلیل، به هر کشوری می روند، فورا قرارداد بسته و در بهترین: دانشگاهها و یا پست های مدیریتی مشغول بکار می شوند. در واقع میتوان گفت: بدون اینکه مسئولین تمایلی داشته باشند، جوانان ایرانی، مدیریت جهانی را به دست گرفته، در گوشه گوشه جهان، به مسئولیت های خود، در حد بالایی عمل می کنند. تقریبا می توان گفت: همانطور که ثروت 99درصد مردم دنیا، در دست یک درصد سرمایه دار است، مسئولیت های جهانی نیز، با یک درصد ایرانی هاییست که: در هر کشوری وجود دارند. سازمان های جهانی ساز، سالها مطالعه می کنند و: کادر سازی می نمایند! تا نیروهای خود را در جهان پراکنده، و در بهترین مشاغل ساماندهی کنند. ولی ایرانیان بدون اینکه برنامه ریزی کنند، جهان را در تصرف خود دارند. خیلی از مسئولین این کار را، فرار مغز ها نام گذاشته بودند، ولی الان دیگر کسی نمی تواند: نقش ایرانیان را در آمریکا و اروپا انکار کند، چه رسد به کشورهای غرب آسیا، آفریقا و استرالیا. هنوز هم این سیل مهاجرت ادامه دارد. از آن سو هم مسلمان شدن: نخبه های آمریکایی و اروپایی را داریم، که فقط با ایده های انقلاب اسلامی ایران، با اسلام آشنا شده اند. لذا یک اتحادیه نامرئی، در سطح بالاترین مدیران جهانی، بصورت خودجوش تشکیل شده، که میرود تا سراسر جهان را، سرزمین ایران کند و: مجد و عظمت حکومت کورش و داریوش، و حضرت علی را دوباره زنده نماید. همانطور که این هجرت عظیم، برای جهان پر برکت و آینده ساز است، ولی برای داخل ایران، خلا هایی به وجود می اورد که: ضد انقلاب از آن استفاده می کند، و صحنه هایی مثل: فتنه های خیابانی اخیر ایجاد می کند! و همه چیز را برعکس جلوه میدهد: مثلا می گویند کار نیست! و بیکاری باعث فتنه شده است، در حالیکه اگر کار نیست، پس اشتغال 4میلیون خارجی در ایران، به چه معنی است؟ یا میگویند مالباختگان برخی: موسسات مالی آن را ایجاد کردند، در حالیکه همه پول های آنان، از سوی بانک مرکزی تسویه گردید! و مگر تعداد آنها چند نفر بود؟ یا می گویند احزاب باید ازاد شود، تا دولت بداند با چه کسی طرف است، این بی اطلاعها نمیدانند: بیش از 400حزب و جمعیت در ایران، مجوز از وزارت کشور دارند. یا اینکه طرف مقابل در این حوادث خیابانی، داخلی نیست، همان هایی هستند که: با مدیریت جهانی ایران مخالفند! موضع گیری صریح ترامپ و دیگران، نشان می دهد که طرف مقابل آنها هستند، نه چهار جوان پاپتی که: به خیابان ریخته اند. گرچه در نهایت همه اینها، به پیشران انقلاب تبدیل می شوند. به عبارت دیگر: مدیریت جهانی ایرانیان، سرنوشت محتوم این دنیا است، که براساس اعتقادات ما ایرانی ها، پرچم را به دست مبارک امام زمان عج خواهیم سپرد، تا حکومت واحد جهاین ایجاد کند، و جهان را پر از عدل و داد نماید. و این تهی مغز ها هم، مانند اربابشان آمریکا،هیچ غلطی نمی توانند بکنند.  
 
La gestion persane dans le monde

Il y a plusieurs proverbes en persan qui donnent presque un sens: par exemple, ils disent que l'aiguille est portée pour tous, mais elle est nue! Ou le potier mange la cruche brisée. C'est-à-dire, alors que cela fait de bons pots pour les gens, il utilise les pires. Peut-être que c'est aussi le jour de l'Iran. Lorsque ses forces les mieux éduquées sont intéressées à servir le monde et sont en voie de devenir aliénées, il est normal d'endurer la faiblesse de la gestion ou de la main-d'œuvre pour servir leur peuple. Malgré les politiques et les incitations, la plupart des jeunes et des éducateurs sont intéressés à servir dans un autre pays parce qu'ils pensent qu'ils ont besoin de plus pour les servir. Pour cette raison, ils vont dans n'importe quel pays, ils sont immédiatement fermés et dans le meilleur: des universités ou des postes de direction. En effet, sans que les autorités en aient le désir, les jeunes Iraniens, prenant la tête du monde, agissent aux quatre coins du monde à leurs responsabilités. On peut presque dire que, comme la richesse de 99% de la population mondiale est aux mains d'un pourcentage des capitalistes, la responsabilité globale est aussi avec un pour cent des Iraniens: dans tous les pays. Les organisations de globalisation étudient depuis des années: ce sont des cadastres! Pour disperser leurs forces dans le monde, et s'organiser dans les meilleurs emplois. Mais les Iraniens s'emparent du monde sans planification. Beaucoup de fonctionnaires ont appelé cette fuite des cerveaux, mais maintenant personne ne peut nier le rôle des Iraniens en Amérique et en Europe, sans parler de l'Asie occidentale, de l'Afrique et de l'Australie. Pourtant, ce flux de migration continue. D'un autre côté, nous avons des musulmans: des élites américaines et européennes, qui ne connaissent que l'islam avec les idées de la révolution islamique d'Iran. Comme cette migration massive est pour le monde béni et tourné vers l'avenir, elle crée un vide pour l'Iran: le contre-révolutionnaire l'utilise et crée des scènes comme la sédition de rue récente! Et c'est tout le contraire: ils disent qu'ils ne travaillent pas! Et le chômage a été une sédition, alors que si ce n'est pas le cas, que signifie 4 millions de travailleurs étrangers en Iran? Ou ils disent certaines des personnes qui s'en sont débarrassées: les institutions financières l'ont créé, alors que tout leur argent a été réglé par la banque centrale! Et combien étaient-ils? Ou ils disent que les parties devraient être libérées, afin que le gouvernement puisse savoir qui est le parti, cela ne sait pas: plus de 400 partis et population en Iran ont des licences du ministère de l'Intérieur. Ou, la partie adverse dans ces événements de rue n'est pas interne, ils sont les mêmes: ils sont en désaccord avec la gestion globale de l'Iran! La position explicite de Tramp et d'autres indique qu'ils sont le contraire d'eux, pas les quatre jeunes Papethi qui ont été répandus dans la rue. Cependant, finalement, tout cela deviendra l'hélice de la révolution. Et ces cerveaux fous, comme leurs maîtres des États-Unis, ne peuvent faire aucune erreur.

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۹:۳۵ نظر(0)
不幸的是,一些人,而不是实施战略计划,都着眼于发展的方针,立足废物管理:其他人的权利受到侵犯。他们强烈反对。他原来的原型是疯狂的流氓:他的反移民立场是苛刻的:被世界人民所憎恨。或者:当先知说:我为你的大群人感到自豪,即使小孩流产了!德黑兰的人口增长速度加快,先生们停止了!当然,这是他们对制度和领导政策的喜悦。因此,这个理论是以市政和城市管理为主导的理论,例如为了防治空气污染,交通规划已经实施!并防止车辆进入城市或他们的范围。市长的副手说:“每辆摩托车都是污染多少辆车,德黑兰300万辆摩托车,1200万辆非标准车!”这个政策是这样的:告诉人们你的厕所会造成污染,所以请不要在没有厕所的情况下才吃东西!市政府的职责之一是为城市提供清洁服务。一个防御性的声明说:“我们不得不看垃圾和城市污染,就像肮脏的黄金。随着水和废水和废物管理与发展管理的回归到生命周期,空气污染是一个机会,而不是一个威胁!创业,发明和发明的机会。例如,从污染空间的铅,可以开采铅锭。从泥土和核桃土壤,喷砂或建筑材料,中国土壤和陶瓷可以制作。例如,2008年在中国安装了空调塔,以应对奥运会的空气污染。它从空气中产生铅锭。副市长说伊朗的空气铅的无粉尘(两个半PPM)如果是这样,为过滤塔更方便的手段如过滤器的真空吸尘器,粉尘吸收,和清洁空气出状态的若。这足够了:运行污水计划!在城市的污染区域,让菜肴通风,使空气被吸入,分解后,在另一个地方释放干净的空气。塔或空气吸入器可以:安装在海关领域,在地下运行,清除铁路中的清洁空气。盘子后面是一个强大的吸盘。在它的嘴里,双层过滤器是2个半:1微米(除尘器和除尘器)。在周边的周边之后:要隔膜间隔地清除它,并且:去除它以提取。
سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۷:۲۰ نظر(0)

بیل گیتس گفته «بانکها دایناسورهای زمان ماهستند» که برای انقراض شان مقاومت می کنند! بانکداری در اصل بازی با پول است، که کلا در اسلام حرام است. اما بانکداری الکترونیک، چون برمبنای کارمزد اداره می شود، به اقتصاد اسلامی کاملا نزدیک است. زیرا پول در آن حذف شده و: همه عملیات در دنیای دیجیتال صورت می گیرد. و درآمد انان از انجام کار است، نه بازی با پول. لذا هرچه جلوتر می رویم، بانکداری سنتی نابودتر شده و بانکداری اینترنتی، جای آن را می گیرد. طبق آمار ارائه شده در هقتمین همایش بانکداری الکترونیک «نزدیک به 85درصد عملیات بانکداری سنتی، در بیرون از بانکها صورت می گیرد» که نیازی به ساختمان و کارمند و غیره ندارد. 15درصد بقیه هم با اجرای طرح کیف پول، ازبین خواهد رفت، و نظام پرداخت الکترونیکی، همه کار ها را انجام خواهد داد. لذا باید که بانکها جمع شوند، والا وجود آنها مانند مرده ای است که: هرچه بیشتر روی زمین بماند، بوی عفونت آن مردم را بیشتر آزار خواهد داد. رئیس کل بانک مرکزی هم گفت که: درآمد بانکهای سنتی مبتنی بر: سود و بهره کاملا به بن بست رسیده است! البته باید به آن اضافه نمود که: سود های موصوف هم قابل دریافت نیست، ولی بانکها ریسک آن را به دولت انتقال داده اند! دولت میلیاردها ریال باید برای: بهره انباشته اوراق قرضه و: اوراق مشارکت پرداخت نماید. ضمنا مابه التفاوت سود کمتر از 22درصد: کلیه وامها هم به عهده دولت است. علاوه بر آنکه دولت، جرایم مربوطه را هم باید بپردازد! که این مبالغ بصورت مخفی، در بودجه آمده و در ردیف های مختلف، توزیع و بیان شده تا، کسی متوجه این فاجعه نشود. البته دولت هم زرنگ است! این ریسک را به ملت منتقل می کند: زیرا برای پرداخت این بدهیها، که بالغ بر 50درصد بودجه هر سال است، مجبور است آن را در کسری بودجه منظور کند، یا با انتشار اسکناس های بدون پشتوانه، یا انتشار اوراق قرضه جدید، آنها را پرداخت نماید، که همه اینها تزریق تورم: به جامعه و ایجاد گرانی است. به همین دلیل است که در اسلام، بانکداری و بازی باپول حرام است. گرچه از سال ها پیش، یک اسلام به بانکداری اضافه کردند! تا آن را زنده نگهدارند، ولی حالا معلوم شده این عضو ترمیمی، پس زده! و باید هرچه زودتر، لاشه بانکها به سردخانه منتقل شود. البته راهی که در این همایش پیشنهاد شده: پیوند جدید است! تا دوباره بانکها سرپا باشند، واین مراکز پروش اختلاس گران، به کار خود ادامه دهند. پیشنهاد کلی این بود که بانکها خود را متحول کنند، و به بیت کوپن! یا فین تک تبدیل  شوند. یعنی اساس کارها متحول شود، و قلب بانکداری جراحی و: قلب یک نوزاد یا نوجوان، در آن کار گذاشته شود. اما بانکها به دلیل سنگینی وزن! امکان تحمل این پیوند را هم ندارند، و بزودی دراز می شوند! زیرا مسئول خدمات آنفورماتیک گفت که: مقاومت در مقابل این موضوع، بسیار زیاد است و بانکها، مایل به پذیرش تازه واردها نیستند، و به آنها اعتماد نمی کنند. حتی بانک مرکزی گفت که: ما مجوز این کار ها را صادر نمی کنیم، بلکه چارچوب برایش تعریف می کنیم. یعنی حتی اگر بانکها هم، تبدیل به ایی بانک شوند! مجوز قبلی شان باطل، و محوز جدیدی صادر نخواهد شد. باید روی موج مشتری و: تکنولوژی سوار شوند که نمی توانند! زیرا هم از موج سواری می ترسند، و هم از تکنولوژی. الان برای تایید یک امضا الکترونیکی، چندین سال است که بهانه می اورند! یا نمی گذارند کیف پول اجرایی شود. اما بهرحال وقتی به ندای الهی توجه نکنند، و به ربا خواری ادامه دهند، شیطان هم آنها را رها خواهد کرد! تا بسوزند و بعد می گوید مگر: من شما را مجبور کردم؟

Take the body of the infant from the streets!

Bill Gates says "Banks are Dinosaurs of the Moon" that they resist for their extinction! Banking is essentially a game with money, which is generally forbidden in Islam. But electronic banking, because it is managed on a pay-as-you-go basis, is close to the Islamic economy. Because :the money is lost, and all operations are done in the digital world. And their income is from doing work, not playing with money. So as we go ahead, traditional banking shrinks and Internet banking takes its place. According to the statistics provided at the eighth e-banking conference, "Nearly 85 percent of traditional banking operations take place outside banks," which does not require building and employees, and so on. The remaining 15 percent will be destroyed by the implementation of the wallet, and the electronic payment system will do all the work. Therefore, the banks must be gathered, but their existence is like a dead man: the more they stay on the ground; the smell of the infection will further hurt the people. The head of the central bank also said that the revenue of traditional banks based on: Profit and loss has reached a dead end! Of course, it should be added that: The profits are not available, but the banks have transferred the risk to the state! The government has to bill billions of Rials for: accumulated interest on bonds and: bonds for participation. Meanwhile, the difference in profit is less than 22%: all loans are also the responsibility of the government. In addition, the government must pay the relevant crimes! The funds are secretly distributed in the budget and distributed in different rows, so that nobody will realize this disaster. Of course the government is savvy! It passes this risk to the nation: for the payment of these debts, which exceed 50% of the budget each year, it has to put it in a deficit, either by issuing unsecured bills or issuing new bonds It's all about infusion of inflation: it's about society and creating costs. That is why it is forbidden in Islam to banking and gambling. Although Islam has been added to banking many years ago! To keep it alive, but now it's turned out that this restorative member has repulsed! And as soon as possible, the carts of the banks should be transferred to the refrigerator. Of course, the path proposed in this conference is a new link! To keep up with the banks, and these mischief-makers will continue to work. The overall suggestion was to transform banks, and into the bit coupons! Or Finn Single. That is, the basis of things will change, and the heart of surgical banking will be: the heart of a baby or teenager. But banks are due to heavy weight! You cannot tolerate this link, and they will soon be! For informal informatics, the researcher said: Resistance to this issue is very high and banks are not willing to accept new entrants and do not trust them. Even the central bank said: "We do not issue licenses, but we define the framework for it." That is, even if the banks become a bank! Their previous license will not be revoked and the new license will not be issued. They have to mount on the customer's wave and: technology that they cannot! Because: they are afraid of surfing, and of technology. Now for an e-signature, an excuse for several years now! Or do not allow the wallet to be executed. But if they do not pay attention to divine calling, and continue to be savagery, Satan will abandon them! He burns up and then says, except: Did I force you?

تأخذ الجسم من الرضيع من الشوارع!

يقول بيل غيتس "البنوك هي الديناصورات القمر" أنها تقاوم لانقراضهم! المصرفية هي في الأساس لعبة مع المال، الذي يحظر عموما في الإسلام. ولكن الخدمات المصرفية الإلكترونية، لأنها تدار على أساس الدفع أولا بأول، قريبة من الاقتصاد الإسلامي. لأنه يتم فقدان المال، ويتم جميع العمليات في العالم الرقمي. ودخلهم من القيام بالعمل، وليس اللعب مع المال. وفي الوقت الذي نمضي فيه قدما، تتقلص الخدمات المصرفية التقليدية وتحتل الخدمات المصرفية عبر الإنترنت مكانها. ووفقا للإحصاءات المقدمة في المؤتمر المصرفي الإلكتروني الثامن، "ما يقرب من 85 في المئة من العمليات المصرفية التقليدية تجري خارج البنوك"، والتي لا تتطلب البناء والموظفين، وهلم جرا. أما نسبة ال 15 في المائة المتبقية فسوف يتم محوها من قبل المحفظة، وسيعمل نظام الدفع الإلكتروني على القيام بجميع الأعمال. لذلك، يجب أن تجمع البنوك، ولكن وجودهم مثل رجل ميت: كلما بقوا على الأرض، ورائحة العدوى سيزيد من إيذاء الشعب. وقال رئيس البنك المركزي أيضا أن عائدات البنوك التقليدية على أساس: الربح والخسارة قد وصلت إلى طريق مسدود! وبطبيعة الحال، ينبغي أن تضاف أن: الأرباح غير متوفرة، ولكن البنوك قد نقلت المخاطر على الدولة! يجب على الحكومة أن تسدد مليارات الريالات من أجل: الفوائد المتراكمة على السندات و: سندات المشاركة. وفي الوقت نفسه، فإن الفرق في الربح أقل من 22٪: جميع القروض هي أيضا من مسؤولية الحكومة. وبالإضافة إلى ذلك، يجب على الحكومة دفع الجرائم ذات الصلة! وتوزع الأموال سرا في الميزانية وتوزع في صفوف مختلفة، بحيث لا أحد سوف ندرك هذه الكارثة. بالطبع الحكومة هي والدهاء! المخاطر التي تتعرض لها الأمة لتمرير: لأن لدفع هذه الديون، التي بلغت 50٪ من الميزانية في كل عام، يكون ذلك في ترتيب الميزانية، أو عن طريق إصدار فواتير دون دعم، أو إصدار سندات جديدة، فإنها انها كل شيء عن ضخ التضخم: انها عن المجتمع وخلق التكاليف. وهذا هو السبب في أنه ممنوع في الإسلام على المصرفية والقمار. على الرغم من أن الإسلام قد أضيف إلى البنوك منذ سنوات عديدة! للحفاظ عليه على قيد الحياة، ولكن الآن اتضح أن هذا العضو التصالحية صدت! وفي أقرب وقت ممكن، يجب نقل عربات البنوك إلى الثلاجة. وبطبيعة الحال، فإن المسار المقترح في هذا المؤتمر هو وصلة جديدة! لمواكبة البنوك، وسوف تستمر هذه صناع الأذى في العمل. وكانت الفكرة العامة لتحويل البنوك، وإلى كوبونات! أو الفنلندي واحد. وهذا هو، فإن الأساس من الأشياء تتغير، وقلب المصرفية الجراحية سيكون: قلب طفل أو مراهق. ولكن البنوك هي بسبب الوزن الثقيل! لا يمكنك تحمل هذا الرابط، وسوف تكون قريبا! وبالنسبة للمعلوماتية غير الرسمية، قال الباحث: إن مقاومة هذه القضية مرتفعة جدا والبنوك غير مستعدة لقبول الوافدين الجدد ولا تثق بهم. وحتى البنك المركزي قال: "نحن لا نصدر تراخيص، لكننا نحدد الإطار لذلك". وهذا هو، حتى لو أصبحت البنوك البنك! لن يتم إبطال ترخيصهم السابق ولن يتم إصدار الترخيص الجديد. لديهم لتركيب على موجة العميل و: التكنولوجيا التي لا يمكن! لأنهم يخافون من ركوب الأمواج، والتكنولوجيا. الآن للحصول على التوقيع الإلكتروني، ذريعة لعدة سنوات الآن! أو لا تسمح للمحفظة ليتم تنفيذها. ولكن إذا كانوا لا تولي اهتماما لنداء الإلهي، والاستمرار في الوهم، والشيطان التخلي عنها! يحرق ثم يقول، إلا: هل أنا قوة لك؟

Körpənin cəsədini küçələrdən götürün!

Bill Geyts "Banklar Ayın dinozavrlarıdır" deyirlər ki, onların tükənməsinə müqavimət göstərsinlər! Bankçılıq əsasən İslamda qadağan edilən bir pulla oyun. Ancaq elektron bankçılıq, çünki bu, bir ödəniş yolu ilə idarə olunur, İslam iqtisadiyyatına olduqca yaxındır. Pulun itirildiyi və bütün əməliyyatlar rəqəmsal dünyada edildiyi üçün. Onların gəlirləri pulla oynamamaqla işləməkdən ibarətdir. Gedib etdiyimiz kimi, ənənəvi bankçılıq azalır və İnternet bankçılıq yerini alır. Qalan 15 faiz cüzdanın tətbiqi ilə məhv ediləcək və elektron ödəniş sistemi bütün işləri aparacaq. Mərkəz bankının rəhbəri həmçinin ənənəvi bankların gəlirlərinə əsaslanan gəlirləri: zərər və zərər bir ölü sona çatdı! Əlbəttə ki, əlavə olunmalıdır ki, bu mənfəət mövcud deyil, amma banklar dövləti riskə təhvil veriblər! Hökumət milyardlarla Rials üçün qanun təklif edir: istiqrazlar üzrə yığılmış faiz və iştirak istiqrazları. Bu arada, mənfəət fərqi 22% -dən azdır: bütün kreditlər də hökumətin məsuliyyətidir. Bundan əlavə, hökumət müvafiq cinayətləri ödəməlidir! Bu vəsaitlər gizli olaraq büdcədə paylanır və müxtəlif satırlarda yayılır, belə ki, heç kim bu fəlakəti dərk edə bilməz. Əlbəttə hökumət fərasətdir! millətə risk keçmək: büdcəsinin 50% hər il təşkil bu borcları ödəmək çünki var ki, büdcə üçün, və ya dəstək olmadan vərəqələrinin verilməsi və ya yeni istiqrazlar verilməsi, onlar Bütün bunlar inflyasiyanın infuziyasıdır: cəmiyyət haqqında və xərclər yaradır. Buna görə İslamda bankçılıq və qumarçılıq qadağandır. İslam bir çox il əvvəl banka əlavə olunsa da! Diri saxlaya bilmək üçün, ancaq indi bu restorativ üzvün atıldığını ortaya çıxardı! Ən qısa müddətdə bankların arabaları soyuducuya köçürülməlidir. Əlbəttə ki, bu konfransda təklif olunan yol yeni bir əlaqədir! Banklarla davam etmək və bu fitnə-fəsad törətmək işlərini davam etdirəcəkdir. Ümumi təklif bankları və bit kuponlarına çevirmək idi! Və ya Finn Single. Yəni şeylərin təməli dəyişəcək və cərrahi bankçılıq ürəyi olacaq: bir körpə və ya gəncin ürəyi. Amma banklar ağır çəki ilə əlaqədar! Bu linkə dözə bilməyəcəksiniz və onlar tezliklə olacaqlar! Hətta mərkəzi bank belə dedi: "Biz lisenziyalar vermirik, amma bunun çərçivəsini müəyyənləşdiririk." Yəni, banklar banka çevrilirsə belə! Əvvəlki lisenziyası ləğv edilməyəcək və yeni lisenziya verilməyəcəkdir. Onlar müştərinin dalğasına arxa oturmalı və onlar olmadığı texnologiya var! Çünki sörf və texnologiyadan qorxurlar. İndi e-imza üçün bir neçə ildir bir bəhanə! Və ya cüzdanın icra edilməsinə icazə verməyin. Lakin onlar ilahi çağırışa diqqət yetirmirlər və vicdanlı olmağa davam etsələr, Şeytan onları da tərk edəcəkdir! O yandırır və sonra deyir: Seni zorladım mı?

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۱۰/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۹ نظر(0)

خوشبختانه ایران دارای: همه شرایط جغرافیایی و اقلیمی سراسر جهان می باشد. لذا اجرای هر نوع طرح قدیم و جدید، نظریه های ماقبل و مابعد تاریخ! را امکان پذیر می سازد. همه میدانند با کشف ماشین بخار، قطار امروزی درواقع اختراع شد! که البته در روزهای اول، بخار آن سوت هم می زد! و قطار به ماشین سوتی معروف شده بود. البته در اروپا و اسیا، بزودی ترن تبدیل به خودرو شد، و مردم از شنیدن سوت قطار و: فس و فس! های آن راحت شدند. اما در آمریکا به دلیل وسعت بیابان ها، دوری شهرها، قطار بهتر از خودرو جواب میداد! لذا محور توسعه شهرها بجای محور خودرو! محور ریلی شد. البته کشتی ران ها عقب نماندند، و کشتی های خود را به فناوری روز رساندند! ظاهر آنها را هم که ترسناک بود، کمی فانتزی کردند تا: در ایجاد شهر های اسکله محور! از شهرهای خودرو محور، یا ریلی محور عقب نیافتند. اما داستان تلخ از آن زمان شد که: هواپیما از انحصار ارتش ها خارج شد، و به خیل مسافرکش و باربر ها اضافه گردید! این بار شهر های فرودگاه محور ایجاد شدند!(مهراباد یا تهرانسر!) معنی این حرف میدانید یعنی چه؟ یعنی دولت تا یک اتوبان می کشید، تعدادی شهروند در کنار آن، تعمیرات خودرو احداث می کردند، تا مسافر در جاده نماند! بعد رستوران و پمپ بنزین اضافه ، ناگهان شهری ایجاد می شد، که اتوبان از داخل آن رفته! این را می گویند: توسعه شهری خودرو محور. عین همین موضوع برای ایستگاههای قطار، یا فرودگاهها و یا لنگرگاهها اتفاق می افتد. و این داستان ادامه می یافت. اما شهرداران و وزرا مسکن و راه، هرکدام به یکی از این گرایش ها، تمایل داشتند. وزیر جدید ما به ریلی محور بودن معتقد است. در حالیکه در ایران اصلا، هیچکدام محور شهر ها نبوده است. شهرهای ایران برخلاف آمریکا و اروپا، که صد سال یا دویست سال عمر دارند، همگی آثار تاریخی هستند! اغلب آنها خدا محور بوده اند. یعنی زمانی که ایران زرتشتی بود، شهرها حول محور آتشکده ها و معابد بوده. وقتی به دوران اسلامی رسیدیم، اکثر شهر ها مسجد محور شدند. زیرا فرمایش امام علی ع را در: طراحی شهر های نوین، مانند شهر جدید کوفه، که به دست خود ایشان طراحی شده بود، اجرا می کردند. حتی آتشکده ها را به مساجد، یا امامزاده ها تغییر می دادند..یعنی طراحی و سازه های: هزاران ساله ایرانیان، در شهر سازی، نه خودرو محور بوده و نه ریل محور! بلکه امامزاده محوربوده است. در همه شهرهای ایران، از هزاران سال پیش، مسجد یا امامزاده مرکز شهر ولایه عبادی آن، لایه دوم بازار بوجود آمده، در لایه سوم به منطقه مسکونی، در لایه چهارم به عرصه کشاورزی، بها داده شده است. حالا اگر به بهانه آلودگی هوا، بخواهیم تهران را تغییر بدهیم، باید شرایط بومی را بشناسیم. مثلا در تهران، امکان دوچرخه سواری نیست! زیرا دارای فراز و نشیب فراوان است. و می بینیم که موتور سیکلت، به همین دلیل جای دوچرخه را گرفته است. برعکس در یزد، به دلیل بیابانی و مسطح بودن خیابان ها، مردم به دوچرخه روی آورده اند. در شهرهای برفی که: موتور هم جواب نمی دهد! مردم به خودرو شخصی روی می آورند. یک خیابان ایدئال در تهران، با یزد و تبریز کاملا فرق می کند.همانطور که آقای ایزدی، معاون حمل و نقل شهرداری می گوید: شهرهای کوچک نباید الگویشان تهران باشد، الگوی تهران هم نباید: لندن یا توکیو یا حتی استانبول و پاریس باشد. مسئولین بدانند که این عین حماقت است: اگر بگویند در شهرهای دنیا، فلان کار را کردند ماهم باید: همان کار را بکنیم. بومی سازی در طراحی شهری، و حمل و نقل همگانی، را فراموش نکنند.

Reliance in urbanization!

Fortunately, Iran has: all the geographical and climatic conditions around the world. Therefore, the implementation of any old and new plan, theories before and after history! Makes it possible. Everyone knows that with the discovery of a steam engine, today's train was actually invented! Which in the first days, too, the steam was whistling! And the train was known as the sooty car. Of course, in Europe and Asia, it soon became a car, and people would hear the whistle and train: Foss and Foss! They were comfortable. But in America, because of the extent of the deserts, the distance from cities, the train is better than the car! So the axis of urban development is instead of the axis of the car! The axis of the railroad. Of course, the boats did not go back, and they brought their ships to technology! They seemed scary as they fainted a little: to create quay-centric cities! They did not get back from the car-driven or railroad axes. But the bitter story came about when the aircraft left the monopoly of the armies, and added to the crowds of passengers and carriers! This time, airport-centered cities were created! (Mehrabad or Tahrsar!) What do you mean by this? That is, the state was building a highway; a number of citizens along with it built car repairs, so that the passenger would not be on the road! Then the restaurant and the gas station were added, suddenly there was a city where the highway was gone! To say this: Automotive urban development. The same thing happens for train stations, airports or harbors. And this story would continue. But the mayors and ministers of housing and roads, each of which tended to one of these tendencies. Our new minister believes in rail-centricity. While in Iran at all, none of the axes of the cities has been. Cities in Iran, unlike the United States and Europe, which are 100 years old or 200 years old, all have historic works! Most of them were God-centered. That is, when Iran was Zoroastrian, the cities were around the axis of fire temples and temples. When we arrived in Islam, most cities were centered on the mosque. Because the execution of Imam Ali was carried out in: designing modern cities, like the new Kufa city, designed by them. They even changed the fire temples to the mosques, or the Imam Khomeini. Namely, designs and structures: Thousands of Iranians, in township, are neither car-driven nor rail-axis! But Imamzadeh is axial. Thousands of years ago, in all cities of Iran, the mosque or emamzadeh of the city center of Elahi, the second layer of the market has been created, in the third layer in the residential area, in the fourth layer in the agricultural field. Now, if we want to change Tehran, on the pretext of air pollution, we must know the native conditions. For example, in Tehran, it's not possible to ride a bike! Because it has many ups and downs. And we see that the motorcycle has taken the place of the bike. On the contrary, in Yazd, people have switched to bicycles due to the desertification and flatness of the streets. In snowy cities: the engine does not respond! People are turning to a car. An ideal street in Tehran is very different from Yazd and Tabriz. As Mr. izadi, the deputy minister of transportation says, "small cities should not be their model of Tehran, Tehran's model should not be: London or Tokyo, or even Istanbul and Paris. Officials know that this is the same stupidity: if we say that in the cities of the world, they have done the work, we have to do the same. Do not forget the localization of urban design, and public transportation.

الاعتماد في التحضر!

ولحسن الحظ، فإن إيران لديها: جميع الظروف الجغرافية والمناخية في جميع أنحاء العالم. لذلك، تنفيذ أي خطة قديمة وجديدة، النظريات قبل وبعد التاريخ! يجعل من الممكن. الجميع يعرف أنه مع اكتشاف محرك البخار، وقد اخترع في الواقع قطار اليوم! الذي في الأيام الأولى، أيضا، كان البخار صفير! وكان القطار يعرف باسم سيارة ساخرة. ومع ذلك، في أوروبا وآسيا، وسوف تصبح قريبا سيارة من القطار، والناس تسمع صافرة القطار: الفساد والإفساد! كانت مريحة. ولكن في أمريكا، بسبب مدى الصحاري، المسافة من المدن، القطار أفضل من السيارة! وبالتالي فإن محور التنمية الحضرية بدلا من محور السيارة! محور السكك الحديدية. وبطبيعة الحال، فإن القوارب لم يعود، وأنها جلبت سفنهم إلى التكنولوجيا! بداوا مخيفين لأنها أغمي عليه قليلا: لإنشاء المدن التي تركز على رصيف! لم يعودوا من محاور السيارات أو السكك الحديدية. ولكن قصة حزينة من وقت إزالة طائرات من احتكار العسكري، وتضاف إلى مجموعة من الركاب والحمولة! هذه المرة، وقد تم بناء مدن المطارات إلى (LAX أو Tehransar!) هل هذا يعني أنك تعرف ماذا يعني ذلك؟ ان الحكومة ستتخذ من الطريق السريع، وعدد من المواطنين إلى جانب إصلاح سيارتهم، والمسافر ليس على الطريق! ثم أضيف المطعم ومحطة الغاز، وفجأة كانت هناك مدينة حيث ذهب الطريق السريع! أن أقول هذا: السيارات التنمية الحضرية. الشيء نفسه يحدث لمحطات القطار والمطارات والموانئ. وستستمر هذه القصة. ولكن رؤساء البلديات ووزراء الإسكان والطرق، وكل منها يميل إلى واحد من هذه الاتجاهات. ويعتقد وزيرنا الجديد في مركزية السكك الحديدية. بينما في إيران على الإطلاق، لم يكن أي من محاور المدن. المدن في إيران، على عكس الولايات المتحدة وأوروبا، والتي هي 100 سنة أو 200 سنة، وجميعها أعمال تاريخية! معظمهم كان محورها الله. عندما كانت إيران الزرادشتية والمدن والمعابد حول المعبد. عندما وصلنا إلى الإسلام، كانت معظم المدن تتمحور حول المسجد. لأن المقدسة الإمام علي في تصميم المدن الجديدة مثل مدينة جديدة الكوفة، الذي تم تصميمه أيديهم، تشغيلها. لكن إمام زاده محوري. الآن، إذا أردنا تغيير طهران، بحجة تلوث الهواء، يجب أن نعرف الظروف المحلية. على سبيل المثال، في طهران، لا يمكن ركوب الدراجة! لأنه يحتوي على العديد من الصعود والهبوط. ونحن نرى أن دراجة نارية اتخذت مكان الدراجة. على العكس من ذلك، في يازد، تحول الناس إلى الدراجات بسبب التصحر والتسطيح في الشوارع. في المدن الثلجية: لا يستجيب المحرك! الناس يتحولون إلى سيارة. المسؤولون يعرفون أن هذا هو نفس الحماقة: إذا كانوا في العالم، هناك من يقول أنه يجب أن تفعل الشيء نفسه. لا ننسى توطين التصميم الحضري، والنقل العام.

Urbanizmin etibarlılığı!

Xoşbəxtlikdən, İran var: dünyanın bütün coğrafi və iqlim şəraiti. Buna görə, hər hansı bir köhnə və yeni planın tətbiqi, tarixdən əvvəl və sonra nəzəriyyələr! Mümkündür. Hər kəs bilir ki, bir buxar mühərrikinin aşkar edilməsi ilə, bugünkü qatar həqiqətən icad edilmişdir! İlk günlərdə də buxar çaldı! Və qatar günəşli avtomobil kimi tanındı. Əlbəttə ki, Avropada və Asiyada tezliklə bir avtomobilə çevrilmişdir və insanlar fit və eşitməni eşidər: Foss və Foss! Onlar rahat idi. Amma Amerikada, səhraların miqyası, şəhərlərdən uzaq olduğu üçün, qatar avtomobildən daha yaxşıdır! Beləliklə, şəhər inkişafının oxu avtomobilin oxu yerinə gəlir! Dəmir yolunun oxu. Əlbəttə, qayıqlar geri qayıtmadı və gəmilərini texnologiyaya gətirdilər! Onlar bir az bayılma kimi qorxulu görünürdü: quay mərkəzli şəhər yaratmaq! Onlar avtomobilin və ya dəmir yolu axınlarından geri qayıtmadılar. Bu dəfə aeroport mərkəzli şəhərlər yaradıldı! (Mehrabad ya Tahsar!) Bu nə deməkdir? Hökumət freeway edəcək, onların vasitə təmiri ilə yanaşı, vətəndaşların sayı sərnişin yolda deyil! Daha sonra restoran və yanacaqdoldurma məntəqəsi əlavə edildi, birdən yolun getdiyi bir şəhər var idi! Bunu söyləmək üçün: Avtomobil şəhər inkişafı. Eyni şey qatar stansiyaları, hava limanları və ya limanlara aiddir. Və bu hekayə davam edəcək. Amma mənzil və yolların başçıları və nazirləri, hər biri bu tendensiyalardan birinə meyl etdi. Yeni nazirimiz demiryolcuğuna inanır. İranda isə heç bir şəhər axınları olmayıb. 100 yaşlı və ya 200 yaşı olan ABŞ və Avropadan fərqli olaraq İranın bütün şəhərlərində tarixi əsər var! Onların əksəriyyəti Allah mərkəzli idi. Yəni İran Zərdüşt olduğunda, şəhərlər yanğın evləri və məbədlərin oxları ətrafında idi. İslam'a gəlincə, əksər şəhərlər məscid ətrafında mərkəzləşmişdi. Çünki İmam Əliyin icrası: müasir şəhərlərin dizaynı, yeni Kufa şəhəri kimi nəzərdə tutulmuşdur. Amma İmamzadə axialdır. İndi hava çirkliliyinə bəhanə ilə Tehranı dəyişdirmək istəyiriksə, doğma şərtləri bilməliyik. Məsələn, Tehranda velosiped sürmək mümkün deyil! Çünki bir çox çarpma və eniş var. Motosiklet velosiped yerini aldığını görürük. Əksinə, Yezddə insanlar çölləşmə və küçələrin düzəldilməsi səbəbindən velosipedlərə keçdilər. Qarlı şəhərlərdə: mühərrik cavab vermir! İnsanlar bir avtomobilə dönür. Səlahiyyətlilər bu eyni axmaqlıq olduğunu bilirik, onlar dünyanın əgər, bəzi eyni lazımdır ki, iddia. Şəhər dizaynı və ictimai nəqliyyatın lokallaşdırılmasını unutma.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۱۰/۱۳۹۶ - ۱۷:۳۷ نظر(0)

وقتی پیامبر اسلام در حال احتضار بودند، فاطمه سلام الله علیها خیلی غصه دار بوده و گریه می کردند. پیامبر لحظه ای چشمش را باز کرد و پرسید از چه ناراحتی؟ ایشان گفتند بعد از شما چه خواهد شد؟ و چه بر سر این مردم خواهد آمد. در واقع این بزرگترین ناراحتی هر انسان، از آینده خود و دوستان خود است، که گاهی ناراحتی ها و بیماریهای عمیقی را ایجاد می کند. خداوند هم چون ریسک را دوست ندارد، دستور فرمود تا برخی حوادث مهم آینده، به فاطمه س منتقل شود، تا ایشان بداند اگر سختی هایی هست، برای اینده روشن است، باید این سختی ها تحمل شود تا: آن آینده روشن پدید آید. ممکن است سال ها طول بکشد، ولی مهم آن است که همه چیز معلوم است: و نیازی به غم و غصه ندارد. یکی از آثار حضرت فاطمه س، کتابی است که شامل همین اینده پژوهی است، که از سوی جبرائیل به ایشان شرح داده می شد، و حضرت علی ع که حضور داشت، آن را یادداشت می فرمود. مصحف فاطمه، یکی از منابع اصلی فقهی و آینده پژوهی: همه امامان معصوم و نمایندگان آنها در: سراسر جهان بوده است. لیبرال و سکولار های اسلامی! با حذف این قسمت از دانش ائمه، مردم را در دنیای پرخطر و: بی آینده تنها گذاشتند. به همین دلیل بیماری های افسردگی، خودکشی و اعتیاد و همه انحرافات اجتماعی، رقتار های ناهنجار جامعه شناختی، بروز کرده است. اغلب کسانی که خودکشی می کنند، یا دچار افسردگی شدید هستند، یا به اعتیاد و جرم پناه می برند، فقط در یک نقطه مشترک هستند: از آینده خود می ترسند! حالا اگر این عنصر دانش از اینده را، از یک منبع مطمئن به دست آورند، همه این گناهان از بین می رود. لذا در مصحف حضرت فاطمه که: همه از حوادث اینده خبر می دهد، تا پایان تاریخ را مثل روز روشن! برای مردم بیان می کند. شهید شدن فرزندانش، ساده ترین و نزدیکترین این حوادث است، ولی همه آنها با مژده ظهور: نسل نهم از امام حسین ع التیام می پذیرد. یعنی حضرت فاطمه س مطمئن می شود اگر: بازویش می شکند و اگر کودکش سقط می شود، و اگر حسن و حسین ش شهید می شود، برای این است تا زمینه ظهور حکومت جهانی: حضرت مهدی عج آماده شود. لذا باعث شادی قلبی ایشان می گردد. زیرا می بیند با شهادت فرزندانش، نه تنها زیان و خسارتی وارد نمی شود، بلکه زمینه ساز آزادی بشریت، و محرومین جهان در طول تاریخ می شود. بطوریکه حتی گاندی، رهبر مقاومت منفی هند می گوید: ما در این مبارزه، از امام حسین ع الهام گرفته ایم. درد های بشری هم وقتی بی سرانجام باشد، و نتیجه ای از ان را نبیند، معضل اجتماعی بوجود می اورد، ولی وقتی مادری بداند که: تحمل درد زایمان باعث خواهد شد: تا فرزند دلبندی را به دنیا بیاورد، با شادی آن را می پذیرد. زمانی رنج مادر بی نتیجه است که: فکر کند فرزند او ناقص هست، یا سالم بدنیا نخواهد آمد. و این تصور رنج او را چند برابر کرده، و تاب تحمل درد زایمان را هم، از او می گیرد. اما وقتی پیامبر می فرماید: من به زیادی  جمعیت و افراد شما،  مباهات می کنم ولو کودکی سقط شده باشد. مادر مزد دسترنج خود را می گیرد، و با خیال راحت دردها را تحمل می کند. لذا درد های بشری، زائیده تفکرات ناصواب، و دوری از آموزش های الهی است. و اگر کسی به این باور برسد که: خدای مهربان نه تنها او را دوست دارد، بلکه تمام هستی و ملک وملکوت را، برای او آفریده دیگر غصه ای باقی نمی ماند! حتی آدم وقتی میوه ممنوعه را خورد، می خواست به تر س از آینده خود غلبه کند. زیرا شیطان به او گفته بود: بزودی از بهشت میروی مگر این میوه را بخوری! با عدم اطمینان به آینده، انسان در فضای بزرگ جهان، نقطه ای بی مصرف تلقی می شود! که ممکن است، هرچه زودتر حذف شود.

Fatemeh Sa, Intermediary of Futuristic Fate.

When the Prophet Muhammad was dying, Fatima Sa، was very grieved and crying. The Prophet instantly opened his eyes and asked what discomfort? They said, what will happen to you after you? And what will happen to these people. In fact, this is the biggest discomfort for every human being, from his future and his friends, which sometimes creates deep-seated illnesses. God does not like the risk, he ordered that some of the important events of the future be transferred to Fatemeh, so that he knows if there are any difficulties, it is clear to the future that these hardships should be tolerated so that the bright future will arise. It may take years, but the important thing is that everything is clear: it does not require grief. One of the works of Hazrat Fatemeh Sa is a book featuring this fantasy study, which was described to them by Gibreel, and Hazrat Ali, who was present, remembers it. Mashhav Fatima, one of the main sources of jurisprudence and futures studies: all the infallible Imams and their representatives in: the whole world. Liberal and Islamic secularists! By eliminating this part of the knowledge of the Imams, they left people alone in a dangerous world: unthinkable. For this reason, depression, suicide and addiction diseases and all social deviations, sociological abnormalities, have emerged. Often those who commit suicide, or who are severely depressed, or seek refuge in addiction and crime, are only in a common place: they are afraid of their future! Now, if this element of future knowledge comes from a reliable source, all these sins will be destroyed. Therefore, in the volume of Hazrat Fatima, which: states: "Everyone knows the events of the future, until the end of history, like the bright day!" For people. The martyrdom of his children is the easiest and closest of these events, but they all come with the gospel of appearance: the ninth generation of Imam Hussein is healing. That is, Hazrat Fatemeh assures that if: his arm breaks down and if his child becomes aborted, and if Hassan and Hussein are martyred, this is for the purpose of preparing the emergence of a global government: Imam Mahdi Aj. So it makes them happy. Because he sees that his children's martyrdom not only does not cause harm, but it is the cause of human liberty, and the disadvantaged of the world throughout history. Even Gandhi, the leader of the negative resistance of India, says: "We have inspired Imam Hussein in this struggle. Human pain, when it does not end up, does not result in a social problem, but when the mother knows that: tolerance of labor pain will make: to give birth to a loving child, with joy it accepts. When the mother's suffering is futile, she thinks her child is incomplete, or she will not be born healthy. And this idea multiplies her suffering, and she can tolerate the pain of labor. But when the Prophet says: I am proud of many people and your people, even if a child has aborted. The mother wins her work, and safely tolerates the pain. Therefore, human pain is the result of misplaced thoughts, and it is a distraction from divine teachings. And if anyone believes that: God's merciful not only loves him, but you are all, and he has created for him the kingdom and the mold, there is no longer any sadness! Even when Adam used to eat the forbidden fruit, he wanted to overcome his future. Because Satan had told him: You are going to paradise except eat this fruit! With uncertainty about the future, man in the great world of space is considered a pointless thing! Which: may be removed as soon as possible.

فاطمة سا، وسيط مستقبلية مصير.

عندما كان النبي محمد يموت، فاطمة سلام الله علياء كانت حزينة جدا والبكاء. النبي فتح على الفور عينيه وسأل ما الانزعاج؟ قالوا، ماذا سيحدث لك بعد؟ وما سيحدث لهؤلاء الناس. في الواقع، هذا هو أكبر إزعاج لكل إنسان، من مستقبله وأصدقائه، والذي يخلق أحيانا أمراض عميقة الجذور. قد يستغرق الأمر سنوات، ولكن الشيء المهم هو أن كل شيء واضح: أنه لا يتطلب الحزن. واحدة من أعمال حضرة فاطمة سا هو كتاب يضم هذه الدراسة الخيالية، التي وصفها جبرائيل، و حضرة علي، الذي كان حاضرا، كتبه. ماشهاف فاطمة، واحدة من المصادر الرئيسية للفقه والدراسات المستقبلية: جميع الأئمة المعصومين وممثليهم في: العالم كله. العلمانيين الليبراليين والإسلاميين! من خلال القضاء على هذا الجزء من معرفة الأئمة، تركوا الناس وحدهم في عالم خطير: لا يمكن تصوره. ولهذا السبب، ظهرت حالات الاكتئاب والانتحار والإدمان وجميع الانحرافات الاجتماعية، وهي تشوهات اجتماعية. في كثير من الأحيان أولئك الذين ينتحرون، أو الذين يعانون من الاكتئاب الشديد، أو يلتمسون اللجوء في الإدمان والجريمة، ليست سوى في مكان مشترك: انهم يخافون من مستقبلهم! الآن، إذا كان هذا العنصر من المعرفة المستقبلية يأتي من مصدر موثوق بها، سيتم تدمير كل هذه الخطايا. لذلك، في حجم حضرة فاطمة، والتي: كل من الأحداث المستقبلية أقول، حتى نهاية التاريخ باعتباره يوم مشرق! بالنسبة للأشخاص. إن استشهاد أبنائه هو أسهل وأقرب هذه الأحداث، ولكنهم جميعا يأتيون مع إنجيل المظهر: الجيل التاسع من الإمام الحسين هو الشفاء. لذلك يجعلهم سعداء. لأنه يرى أن استشهاد أبنائه ليس فقط لا يسبب ضررا، بل هو سبب الحرية الإنسانية، ومحروم العالم على مر التاريخ. حتى غاندي، زعيم المقاومة السلبية للهند، يقول: "لقد ألهمنا الإمام الحسين في هذا النضال. لتخفيف الآلام عند ميؤوس منها، ونتيجة لذلك لا، والمشاكل الاجتماعية وتنتج، ولكن عندما تكون الأم تعرف من شأنها أن آلام المخاض مقبض: ابن الحبيب في العالم، وقال انه لحسن الحظ يقبلها . وعندما تكون معاناة الأم غير مجدية، فإنها تعتقد أن طفلها غير مكتمل، أو أنها لن تولد بصحة جيدة. وتضاعف هذه الفكرة معاناتها، ويمكنها أن تتسامح مع آلام العمل. ولكن عندما يقول النبي: أنا فخور لكثير من الناس وشعبكم، حتى لو كان الطفل قد أحبط. الأم يفوز عملها، وتتحمل بأمان الألم. لذلك، الألم البشري هو نتيجة الأفكار في غير محله، وأنه هو خروج عن التعاليم الإلهية. حتى عندما آدم كان يأكل الفاكهة المحرمة، وقال انه يريد التغلب على مستقبله. لأن الشيطان قال له: أنت ذاهب إلى الجنة إلا أكل هذه الفاكهة! مع عدم اليقين حول المستقبل، يعتبر الرجل في عالم كبير من الفضاء شيئا لا طائل منه! والتي يمكن إزالتها في أقرب وقت ممكن.

Fatemeh Sa, Fütüristik Fate Vasitəsi.

Peyğəmbər (sallallahu aleyhi və səlləm) öləndə, Fatimə salam Allah Aliyah çox ürəkli və ağladı. Peyğəmbər anında gözlərini açdı və nə narahatlıq soruşdu? Onlar dedilər: "Səndən sonra nə olacaq? Və bu insanlar nə olacaq. Əslində bu, hər insanın, gələcəyindən və bəzən dərin xəstəlikləri yaradan dostlarından ən böyük narahatlıqdır. İllər çəkə bilər, amma vacib olan hər şey aydındır: kədər tələb etmir. Həzrəti Fatimə Sənin əsərlərindən biri, bu cazibəlik işini əks etdirən bir kitabıdır. Bu kitab, Cəbrayıl tərəfindən təsvir edilmiş və hazır olan Həzrəti Əli yazmışdır. Məşhav Fətimə, hüquq fəlsəfəsi və gələcək tədqiqatların əsas mənbələrindən biri: bütün imansız imamları və onların nümayəndələri: bütün dünya. Liberal və İslami dünyəvilər! İmamların biliyi bu hissəsini ortadan qaldıraraq, təhlükəli bir dünyada insanları tək buraxdılar: düşünülə bilməz. Buna görə depressiya, intihar və asılılıq xəstəlikləri və bütün sosial sapmalar, sosioloji anormallıqlar ortaya çıxmışdır. İndi gələcək biliklərin bu elementi etibarlı bir mənbədən gəlirsə, bu günahların hamısı məhv olacaqdır. Buna görə Həzrəti Fatimənin hədisində: Hər kəs gələcək hadisələri bilir, tarixin sonuna qədər parlaq bir gündür! İnsanlar üçün. Şəhid uşaqları, asan və hadisələr yaxın, lakin onlar bütün yaxşı xəbərlər ortaya çıxdı: İmam Hüseyn doqquzuncu nəsil (ə) şəfa qəbul edir. Ona xoşbəxtlik gətirir. Çünki o, uşaqlarının şəhidliyini yalnız zərər vermir, ancaq insan azadlığının səbəbi və tarix boyu dünyanın əlverişsiz olmasıdır. Hindistanın mənfi müqavimətinin lideri Hətta Gandi belə deyir: "Biz İmam Hüseyni bu mübarizədə ilhamlandırdıq. Ağrı kəsici zaman ümidsiz və bu nəticə sosial problemləri istehsal etmir, lakin ana sapı əmək ağrıları olacaq bilir: dünyaya bir sevimli oğlu, o məsud qəbul . Ananın əzabları boşa çıxdıqda, uşağının natamam olduğunu düşünür, ya da sağlam doğulmayacaq. Və bu fikir onun əzabını artırır və o, əmək ağrılarına dözə bilər. Ancaq Peyğəmbər buyurduqda: Mən bir çox insanın və sənin xalqınla birlikdə qürur duyuram. Ana işini qazanır və ağrını dözür. Buna görə də, insan ağrısı yanlış düşüncələrin nəticəsidir və bu, ilahi təlimlərdən uzaqdır. Kimsə inanırsa: mərhəmətli Allah yalnız onu sevməz, ancaq tamamilə Sənsən, Padşahlığı və qalığını yaratdı, artıq heç bir kədər yoxdur! Adəm qadağan meyvə yeyərkən belə olsa, gələcəyini aşmaq istəyirdi. Şeytan ona söylədi: "Bu meyvəni yeməkdən başqa cənnətə gedirsən! Gələcək haqqında qeyri-müəyyənliklə, kosmosun böyük dünyasında insana mənasız bir şey hesab olunur! Ən qısa müddətdə xaric edilə bilər.