X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۷ - ۱۸:۰۱ نظر(0)

در سیزدهمین همایش تعاون آسیا و اقیانوسیه، اشاره به یک کتابی نمودند که در آن، طرح بانک فقرا داده شده بود! معلوم نیست که آن کتاب قصد دارد تا پولهای: اندک فقرا را هم بگیرد، به یک پول بزرگ تبدیل کند و: بعد هم یکجا به کانادا بفرستد! یا به مردم وام بدهد، و پس نگیرد! البته اگر این طرح در قالب تعاونی باشد، و جمعی بر ان نظارت کنند، بهتر اداره خواهد شد. بخشی از این کار تعاون کشوری انجام می شود، که نام آن موسسات تعاونی اعتباری است. اما اصل موضوع نادیده گرفته شده، و حتی آن را غیرشرعی اعلام کرده! و با آن مبارزه می کنند. در حالیکه باید دولت یا وزارت تعاون ، فقط هدایتگر باشند و از دخالت، آنهم دخالت بیجا و مانع تراشی پرهیز نمایند. زیرا مردم ایران نزدیک به چهل سال است که: به عنوان صندوق های خانگی، یا تعاونی های اعتبار محلی، در حال توسعه تعاونی ها هستند. این تعاونی های اعتباری در سه مقطع تشکیل می شوند: مقطع اول قامیلی یا خانوادگی هست. هر پدر بزرگ یا مادر بزرگ در ایران، حداقل 60نفر را پیرامون خود دارد. که از فرزندان، نوه ها و نبیره ها و عروس ها و دامادها تشکیل می شوند. که همگی یک صندوق تشکیل داده، و در ان عضو هستند، تا در صورت نیاز، بدون مراجعه به خارج از فامیل، در بین خود مشکلات مالی را حل و فصل کنند. در مقطع بالاتر در هر محل، با مرکزیت مساجد یا هیات های مذهبی و تکایا، این کار صورت می گیرد. وام ها به صورت وام ضروی ،ازدواج وبیماری منحصر می شود، سقف آن یک عدد ثابتی نه چندان زیادی اعلام می باشد. در برخی از این ها، سقف وام سه برابر موجودی تعیین می شود، ولی در برخی جا مشروط به موجودی نیست، چون همدیگر را می شناسند، نیازی به اخذ ضمانت نامه ها هم نیست، لذا قرعه کشی می کنند یا: به ترتیب نوبت به همه وام می دهند. برخی مواقع این صندوق ها تخصصی تر هم هستند، مثلا  صندوق زنانه، یا بیماران خاص و امثال آن هم شکل می گیرند. در مقطع سوم ابتدا، سرمایه اولیه ای از سوی خیرین، یعنی کسانی که: انتظار بازگشت پول خود را ندارند! تهیه و با هماهنگی سازمان اقتصاد اسلامی، یا نیروی انتظامی اقدام به ثبت اولیه کرده، و بعنوان تعاونی مستقل اعتباری، راه اندازی و تاسیس می شود. چند تن از آنان بعنوان هیات امنا، این وجوه را به عنوان سرمایه اولیه ثبت کرده، و موجودیت صندوق را اعلام می کنند. بعد از این مرحله، اقدام به دریافت پس انداز های خرد( یا ثبت نام فقرا) می شود. هرکس با مقدار اندکی وجه، میتواند عضو شده، و در نوبت دریافت تسهیلات قرار می گیرند.  به وام ها تقسیمات جدیدی: از قبیل تعمیرات ساختمانی یا توانمند سازی اضافه  می شود. سقف آن هم معمولا سه برابر موجودی، در بازه زمانی چهار یا شش ماهه هست. برخی از این تعاونی ها، برای سرمایه در گردش هم، وام پرداخت می کنند و یا به عنوان دستمایه، (بجای سرمایه) بصورت بلاعوض، یا وام و یا مشارکتی مبلغی را تخصیص می دهند. و اگر اغراق نباشد در تحریم های بانکی و سودهای سرسام آور بانکها، فقط همین بخش است که اقتصاد را زنده و پویا کرده است. چون محدودیتی برای عضویت نیست، یک نفر میتواند در صندوق فامیلی، مسجد محل، انمن اسلامی صنف یا محل کارخودشان هم عضو شوند. لذا بیش از سه برابر:  80میلیون نفری جمعیت ایران،عضو این تعاونی ها هستند! ممکن است صندوق تعاون یا وزارت، آن را رقیب خود بدانند و اقدامی نکنند! یا غیر شرعی بدانند. ولی از همه مسئولین ایرانی در خواست داریم: برای به رسمیت شناختن این خیل عظیم جمعیت، حمایت لازم را داشته باشند. و چه خوب است که: این طرحها سازماندهی و: ثبت جهانی شوند

Forty years of cooperation in Iran

At the thirteenth Asia-Pacific Cooperation Summit, they referred to a book in which the bank's plan was given to the poor! It is not clear that the book is intended to make money: take the poor a little, make a big money, and then send it to Canada once! Or give people a loan, and do not give up! Of course, if this plan is in the form of a cooperative, and a collective monitoring, it will be better managed. Part of this is the national co-operation, which is called credit union institutions. But the principle of the subject is ignored, and even declared it non-religious! And fight it. While the government or the ministry of co-operation should only be guided and avoided interference, they should avoid interference and interference. Because: the Iranian people have been developing cooperatives for almost forty years as: as household funds, or local credit cooperatives. These credit cooperatives consist of three sections: the first phase is either formal or family. Each grandparent in Iran has at least 60 people around her. Consisting: of sons, grandchildren, brooms and brides and grooms. All of whom are members of a fund, so that they can resolve financial problems among themselves, if needed, without visiting a family member. This is done at a higher level in each location, with the center of the mosques or religious and religious groups. Loans are limited to dowry loans, marriages and anniversaries, the roof of which is a fixed number not so much known. In some of these cases, the loan ceiling is set at three times the amount of inventory, but in some places it is not conditional on the inventory, because they know each other, there is no need to obtain a guarantee, so draw either: in turn, to Everyone lends. Sometimes these boxes are more specialized, for example, women's ward, or special patients and the like. At the third stage, first, is the initial capital of the charities, those who do not expect to return their money! Prepared and established in accordance with the Organization of Islamic Economics, or the law enforcement force, and established and established as an independent credit union. Several of them, as a board of trustees, register these funds as initial capital and announce the existence of the fund. After this step, you will receive micro-savings (or registration of the poor). Anyone with a small amount of money can join, and get the facility at the turn of the day. New loans are added to loans, such as construction repairs or empowerment. The roof is usually three times as large as in the four or six-month period. Some of these cooperatives also pay for working capital, or allocate a loan as an asset, (instead of capital), in return for a loan or a shareholder loan. And if not exaggerated, in banking sanctions and the profligate profits of banks, it's just that part that has made the economy alive and dynamic. Because there is no limit to membership, one person can join the Family Fund, the Local Mosque, Islamic Imam Ali, or their workplace. So more than three times: 80 million people in Iran are members of these cooperatives! May the Cooperative Fund or the Ministry consider it to be their rival and do nothing! Or non-religious. But we call on all Iranian authorities to support the recognition of this massive population. And how good is it: Organize these plans and: register the world

أربعون عاما من التعاون في إيران

في مؤتمر القمة الثالث عشر لمنطقة آسيا والمحيط الهادئ ، أشاروا إلى كتاب وضع فيه البنك خطة للفقراء! ليس من الواضح أن الغرض من الكتاب هو كسب المال: خذ الفقراء قليلاً ، واحصل على نقود كبيرة ، ثم أرسلها إلى كندا مرة واحدة! أو إعطاء الناس قرضا ، ولا تستسلم! بطبيعة الحال ، إذا كانت هذه الخطة في شكل تعاونية ، ورصد جماعي ، فسيتم إدارتها بشكل أفضل. جزء من هذا هو التعاون الوطني ، الذي يسمى مؤسسات اتحاد الائتمان. لكن يتم تجاهل مبدأ هذا الموضوع ، وحتى أعلن أنها غير دينية! وحاربها. في حين أن الحكومة أو وزارة التعاون لا ينبغي إلا أن تسترشد وتجنب التدخل ، يجب عليهم تجنب التدخل والتدخل. لأن الشعب الإيراني قام بتطوير التعاونيات منذ ما يقرب من أربعين عاما على النحو التالي: الأموال المنزلية ، أو التعاونيات الائتمانية المحلية. تتكون هذه التعاونيات الائتمانية من ثلاثة أقسام: المرحلة الأولى إما رسمية أو عائلية. كل جدي في إيران لديه ما لا يقل عن 60 شخصًا حولها. تتكون من أبناء وأحفاد ومكانس وعرائس وعرسان. جميعهم أعضاء في صندوق ، حتى يتمكنوا من حل المشاكل المالية فيما بينهم ، إذا لزم الأمر ، دون زيارة أحد أفراد العائلة. ويتم ذلك على مستوى أعلى في كل موقع ، مع مركز المساجد أو الجماعات الدينية والدينية. تقتصر القروض على قروض المهر ، والزواج ، واحتفالات الذكرى السنوية ، وسقفها رقم ثابت غير معروف كثيرًا. في بعض هذه الحالات ، يتم تحديد سقف القرض بثلاثة أضعاف كمية المخزون ، ولكن في بعض الأماكن لا يكون مشروطا بالمخزون ، لأنهم يعرفون بعضهم البعض ، وليس هناك حاجة للحصول على ضمان ، لذلك ارسم إما: الجميع يقرض. أحيانًا تكون هذه الصناديق أكثر تخصصًا ، على سبيل المثال ، جناح النساء ، أو المرضى الخاصين وما شابه. في المرحلة الثالثة ، أولا ، هو رأس المال الأولي للجمعيات الخيرية ، أولئك الذين لا يتوقعون إعادة أموالهم! أعدت وأقيمت وفقا لمنظمة الاقتصاد الإسلامي ، أو قوة إنفاذ القانون ، وأنشأت وأنشأت اتحادا ائتمانيا مستقلا. العديد منهم ، بصفتهم مجلس أمناء ، يسجلون هذه الأموال كرأس مال أولي ويعلنون عن وجود الصندوق. بعد هذه الخطوة ، سوف تتلقى المدخرات الصغيرة (أو تسجيل الفقراء). يمكن لأي شخص لديه مبلغ صغير من المال الانضمام ، والحصول على التسهيلات في نهاية اليوم. تضاف القروض الجديدة إلى القروض ، مثل إصلاحات البناء أو التمكين. وعادة ما يكون السقف ثلاثة أضعاف حجمه في فترة الأربعة أو الستة أشهر. بعض هذه التعاونيات تدفع أيضا لرأس المال المتداول ، أو تخصيص قرض كأصل ، (بدلا من رأس المال) ، في مقابل قرض أو قرض مساهم. وإن لم يكن مبالغا فيه ، في العقوبات المصرفية والأرباح المسرفة للبنوك ، فهذا فقط هو الجزء الذي جعل الاقتصاد حيًا وحيويًا. نظرًا لعدم وجود حد للعضوية ، يمكن لشخص واحد الانضمام إلى صندوق العائلة أو المسجد أو الإمام الإسلامي أو مكان عمله. أكثر من ثلاث مرات: 80 مليون شخص في إيران هم أعضاء في هذه التعاونيات! نرجو أن يعتبره الصندوق التعاوني أو الوزارة منافسهم ولا يفعلون شيئاً! أو غير دينية. لكننا ندعو جميع السلطات الإيرانية إلى دعم الاعتراف بهذا العدد الهائل من السكان. وكيف هو جيد: تنظيم هذه الخطط و: تسجيل العالم

İranda əməkdaşlıq qırx il

Asia Pacific Konfransı əməkdaşlıq layihə yoxsul bank olan bir kitab istinad edilmişdir! Və ya insanlar borc və belə deyil! layihə monitorinq kooperativ və kollektiv şəklində deyil, onlar daha yaxşı idarə olunacaq. iş bir hissəsi kredit ittifaqlarının adı Kooperativ edilir. Amma məsələ rədd, və hətta qeyri-qanuni elan edir! Və mübarizə. Hökumət və ya Kooperativlər Nazirliyi baxmayaraq, yalnız müdaxilə müdaxilə və hətta maneələrin qarşısını almaq olan idarə olunacaq. təxminən qırx il ərzində İran xalqı olan, daxili fondlar, və ya yerli kredit ittifaqları kimi, kooperativ inkişaf edir. kredit ittifaqları üç mərhələdə formalaşır: ilk mərhələ Qamyly və ya ailə. İranda baba və ya nənə, onu ən azı 60 nəfər. uşaqlar, nəvələr və böyük nəvəsi və ərləri və arvadları formalaşır. məscid və dini orqanları və takaya mərkəzi hər yeri, daha yüksək səviyyədə, bu işləri aparılır. Hər bilir, çünki zəmanət almaq üçün heç bir ehtiyac Buna görə də, çəkmək və ya sifariş etmək deyil, bu bəzi borc tavanı üç dəfəəyyən, lakin bəzi yerlərdə vəziyyət yoxdur bütün kreditorların. Bəzən, bu vəsait formalaşır belə Qadın Fondu və ya müəyyən xəstələr və kimi daha ixtisaslaşmış. üçüncü sinifdə başlayaraq, sizin pul geri deyil gözləyirik donorlar, ilkin kapital! Necə Qəyyumlar Şurasının ilkin paytaxtı kimi qeyd fondu kimi və vəsaitlərin mövcudluğu elan onların çoxu. Bu mərhələdən sonra kiçik qənaət almaq (və ya zəif qeydiyyatdan) edir. pul kiçik bir məbləğ ilə hər kəs qeydə alına bilər, və öz növbəsində obyektlərin yerləşdirilmiş almaq. səlahiyyət əlavə kimi Loans yeni tikinti və ya təmir bölünür. Damı adətən üç dəfə inventar müddəti dörd və ya altı ay edir. üzvlük üçün limit olduğundan, bir adam, yerli məscidi İslam Enman sinif ailə maliyyələşdirilməsi və ya self-qiymətləndirmək üzvləri olacaq. Buna görə də, daha çox üç dəfə 80 milyon əhali, kooperativ üzvləri! May Cooperative Fund ya Nazirliyi və bunu bilmirəm, sizin rəqib! Qanunsuz və ya know. Lakin İran hakimiyyəti əhalisinin çox sayda tanınması üçün xahiş, lazımi dəstəyi var. Və bu layihələr təşkil və səbəb qeyd ki, yaxşı


برچسب‌ها: چهل سال تعاون در ایران,
سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۹/۱۳۹۷ - ۲۱:۱۴ نظر(0)

افراد برای ثروتمند شدن، به دنبال راه های گوناگون هستند! کتابهایی زیادی هم در این زمینه نوشته اند. اما راز اصلی آن هنوز فاش نشده است! یک نگاه به جغراقیای جهان نشان می دهد که: مناطق شیعه نشین دارای بالاترین معادن: نفت و گاز و ذخایر دیگر است. حاصلخیز ترین زمین ها را دارند، با مردمان زیبا روی و: قامت برکشیده و سالم. راز این را در قران می خوانیم: (وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَتٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَالْأَرْضِ) اگر اهالی کشوری ایمان بیاورند، و تقوا پیشه کنند، ما آماده ایم تا: برکات بیشتری به آنها بدهیم. پس راز ثروتمند شدن ایمان آوردن و: تقوا پیشه کردن است.  از انجا که بیشترین نعمتهای خدا، در سرزمین ایران است در می یابیم که: ایمان و تقوای مورد نظر خداوند در قران کریم، ایمان و تقوا از نوع ایرانیان است. که شاخصه مهم آن شیعه بودنشان است. البته ممکن است قطر با زدن چاه 5هزار متری! یا روسیه با چاه 12هزار متری، نفت ها و گازهای ایران را از زیر زمین دزدی کنند، یا آمریکا و اروپا با بلوکه کردن دارایی های ایران، خود را ثروتمند نشان دهند! اما نقشه های زیر زمینی، فرار آب و نفت از فلات ایران به: کشورهای پست منطقه اطراف، این را ثابت می کند. پس بنابر این باید شیعه شد تا ثروتمند شد. شخصی نزد امام جعفر صادق می آید و: سه بار از فقر خود شکایت می کند، ولی امام به او می فرماید تو ثروتمندی! عاقبت شخص با تعجب می گوید: من چه ثروتی دارم؟ می فرماید تو ولایت ما را داری. آن را به چه قیمتی میفروشی؟ شخص از جا برمی خیزد و می گوید: اگر همه مال دنیا را هم بدهند، من ولایت شما را نمی فروشم! بله شیعه راهبرد و رهبر دارد، لذا هیچگاه تنها و بی حامی نمی ماند، تا نگران باشد. یک مثال امروزی و مادی تر! فقیر ترین انسان ها، حاضر نیستند چشم یا قلب خود را بفروشند! با اینکه بالاترین قیمت به آنها پیشنهاد می دهند. بنابر این خود شناسی به انسان کمک می کند: تا خدا را بهتر بشناسد و از: نعمت های فراوانی که داده شکر گزاری کند. هیچگاه به نیمه خالی لیوان نمی نگرد. خداوند می فرماید: اگر کسی رابطه خود را با من اصلاح کند، من رابطه او را با خلق اصلاح می کنم! لذا می بینیم از خود شناسی به خدا شناسی، و بعد به مردم شناسی می رسیم. یعنی اگر انسان به منبع لایزالی متصل باشد، هیچگاه احساس تهی بودن نمی کند. او باید بداند که طرح های ذهنی اش، هدیه خداوند برای رزق او است. علت اینکه انسان برای رزق خود باید دعا کند، همین است که از خدا بخواهد: در ذهن او نوری وارد شود، تا او بتواند یکی از مشکلات بشری را حل کند، و از این راه در امد کسب نماید. زیرا علم نوری (جرقه) است که: از سوی خداوند در ذهن بشر ارسال می شود.(العلم نور یقذفه الله فی قلب مایشا) و بعد از همه اینها، مهم، نگهداری و یا درست مصرف کردن دارایی و درآمد است. چون مردم غیر شیعه، برنامه ای ندارند(ولایت ندارند)، درآمد های حاصله را دسترنج خودشان می دانند، و در هزینه کرد آن طبق نظر شخصی و: به صورت افراطی عمل می کنند. این است که ثروت آنها از بین می رود، یا به دست دیگران می افتد. اما شیعه با حلال و حرام روبرو است، و درآمد خود را با این الگوها تنظیم می کند. چون این الگوها را خدا تعیین کرده، روح و جسم انسان را به شکلی: سالم و زیبا رشد می دهد. شیعه مانند حضرت علی، از بازوی خود درآمد زیادی کسب می کند ولی، آن را بین فقرا تقسیم می کند، و خودش نان خشک می خورد! زیرا در مان بسیاری از بیماری ها نخوردن است! و از سوی دیگر در حفظ آن تا پای جان مقاومت می کند، مانند ملت ایران که نگذاشت یک وجب از خاکش کم شود. و در این مدت چهل سال، چه مقدار منابع نفت و گاز و معادن اضافه شد.

Shia is a rich secret

People are looking for ways to become wealthy! There are many books in this field. But its main secret has not yet been revealed! A glance at the jugaraha of the world shows that: Shiite areas have the highest mines: oil and gas and other reserves. The most fertile lands, with beautiful people on the floor: Stature and healthy. We read this in the Qur'an: (a) If people in a country believe and piety, we are ready to give them more blessings. So the rich are the secrets of believing and: virtue. Since most of the blessings of God are in the land of Iran, we find that: the faith and grace of God is in the Qur'an, faith and piety of the Iranian type. Whose important characteristic is being Shiite? Of course, Qatar may have a 5,000-meter well! Or Russia with 12,000-meter wells, steals Iranian oil and gas from the underground, and shows you rich! But underground maps of water and oil escape from the Iranian plateau to the post countries around the region prove this. So, then, it should have become a Shiite to become wealthy. Someone comes to Imam Ja'far Sadiq and: Three times he complains about his poverty, but Imam tells him you are wealthy! The sequel says: "What wealth do I have?" He says you have our province. At what price do you sell it at? One gets up and says: "If all the world's wealth, I will not sell your province!" Yes, Shi has a strategy and a leader, so he will never be alone and indifferent, so to worry. A more modern and materialistic example! The poorest people are not willing to sell their eyes or hearts! Although: they offer the highest price. Therefore, self-knowledge helps man: to know God better and to give thanks to the many blessings he has given. Never look into the empty half of the glass. God says: "If anyone corrects my relationship with me, I will correct his relationship with creation!" So, we see from self-knowledge to theology, and then we arrive at anthropology. That is, if a person is connected to a libido source, he will never feel empty. He must know that his mental designs are the gift of God to His service. The reason that a person must pray for his life is to ask God: to enter into his mind in order to solve one of the human problems and to achieve this. Because light science is spark: it is sent from God in the human mind () and after all, it is important to maintain or correct the consumption of property and income. Because non-Shi'a people have no plans (they do not have the province), the proceeds are considered as their own, and, in the cost of doing it, they are personally and externally acting. It is that their wealth disappears or falls into the hands of others. But the Shiite faces solos and haram, and adjusts his income to these patterns. Because these patterns are set by God, the human body and spirit grow in a healthy and beautiful way. Shiite like Ali, he earns a lot from his arm, but it divides it among the poor, and he dries himself! Because there are not many diseases in our country! On the other hand, it resists keeping it to the point of life, such as the Iranian nation, which did not let a hodgepodge of its land fall. And over the course of forty years, how much was added oil and gas and mines.

الشيعة هو سر غني

الناس يبحثون عن طرق ليصبحوا أثرياء! هناك العديد من الكتب في هذا المجال. لكن سرها الرئيسي لم يكشف بعد! تُظهر نظرة سريعة على جغارها في العالم: المناطق الشيعية لديها أعلى المناجم: النفط والغاز واحتياطيات أخرى. أكثر الأراضي خصوبة ، مع أشخاص جميلين على الأرض: طعم صحي وصحي. نقرأ هذا في القرآن: (أ) إذا كان الناس في بلد يؤمنون والتقوى ، فنحن مستعدون لمنحهم المزيد من البركات. إذاً الأغنياء هم أسرار الإيمان و: الفضيلة. بما أن معظم بركات الله موجودة في أرض إيران ، نجد أن: إيمان ونعمة الله هما في القرآن ، والإيمان والتقوى من النوع الإيراني. من الصفات المهمة هو الشيعة. بالطبع ، قد يكون قطر بئر بطول 5000 متر! أو روسيا التي بها 12000 متر من الآبار ، تسرق النفط والغاز الإيراني من باطن الأرض ، وتظهر نفسك غنية! لكن الخرائط الموجودة تحت الأرض من المياه والنفط تخرج من الهضبة الإيرانية إلى البلدان الموجودة في جميع أنحاء المنطقة تثبت ذلك. إذن ، كان ينبغي أن يصبح شيعيا ليصبح ثريا. يأتي شخص ما إلى الإمام جعفر صادق و: ثلاث مرات يشتكي من فقره ، لكن الإمام يخبره أنك غني! يقول التكملة: "ما الثروة لدي؟" يقول لديك مقاطعة لدينا. ما هو السعر الذي تبيعه به؟ يستيقظ أحدهم ويقول: "إذا كانت كل ثروة العالم ، لن أبيع إقليمك!" نعم ، لدى شي إستراتيجية وقائد ، لذا فهو لن يكون وحيدًا وغير مكترث ، لذلك عليك أن تقلق. مثال أكثر حداثة ومادية! أفقر الناس ليسوا على استعداد لبيع عيونهم أو قلوبهم! على الرغم من أنها تقدم أعلى سعر. لذلك ، تساعد معرفة الذات الإنسان: أن يعرف الله بشكل أفضل وأن يشكر النعم الكثيرة التي منحها. لا تنظر إلى النصف الخالي من الزجاج. يقول الله تعالى: "إذا صحح أي شخص علاقتى بى ، فسوف أقوم بتصحيح علاقته بالخلق!" لذلك ، نرى من معرفة الذات إلى اللاهوت ، ثم نصل إلى الأنثروبولوجيا. بمعنى ، إذا كان الشخص متصلاً بمصدر الرغبة الجنسية ، فلن يشعر أبدًا بالفرار. يجب أن يعرف أن تصميماته العقلية هي هبة الله لخدمته. السبب في أن الإنسان يجب أن يصلي من أجل حياته هو أن يسأل الله: أن يدخل في عقله من أجل حل واحدة من المشاكل الإنسانية وتحقيق ذلك. لأن علم الضوء شرارة: فهو يرسل من الله في العقل البشري () وبعد كل شيء ، من المهم الحفاظ على أو تصحيح استهلاك الملكية والدخل. ولأن الأشخاص غير الشيعة ليس لديهم خطط (ليس لديهم المحافظة) ، فإن العائدات تعتبر خاصة بهم ، وعلى حساب ذلك ، فإنهم يعملون شخصياً وخارجياً. هو أن ثروتهم تختفي أو تقع في أيدي الآخرين. لكن الشيعة يواجه المعزوفات المنفردة والحرام ، ويعدل دخله إلى هذه الأنماط. لأن هذه الأنماط هي التي وضعها الله ، ينمو جسم الإنسان وروحه بطريقة صحية وجميلة. شيعي مثل علي ، يكسب الكثير من ذراعه ، لكنه يقسمه بين الفقراء ، ويجفف نفسه! لأنه لا يوجد الكثير من الأمراض في بلدنا! من ناحية أخرى ، فهي تقاوم إبقائها إلى نقطة الحياة ، مثل الأمة الإيرانية ، التي لم تسمح لسقوط هودجود من أرضها. وعلى مدى أربعين سنة ، كم تمت إضافة النفط والغاز والألغام.

Şiə zəngin bir sirrdir

İnsanlar zəngin olmaq yollarını axtarırlar! Bu sahədə bir çox kitab var. Ancaq əsas sirr hələ açıqlanmadı! Dünyadakı jugaraha bir nəzər: şiə sahələri ən yüksək maya malikdir: neft və qaz və digər ehtiyatlar. Yerdəki gözəl insanlar ilə ən məhsuldar torpaq: Stature və sağlamdır. Bunu Qur'anda oxuyuruq: a) Əgər bir ölkədə olan insanlar iman və təqva varsa, biz onlara daha çox xeyir verməyə hazırıq. Buna görə zəngin mö'min sirləri və fəzilətdir. Allahın xeyir-dualarının əksəriyyəti İran torpağında olduğundan biz bunu tapırıq: Allahın imanı və lütfü Quranda, iman və İran növündəki təqva içindədir. Kimin əhəmiyyətli xüsusiyyətləri Şiədir. Əlbəttə, Qətərdə 5 min metrlik bir quyu ola bilər! Və ya 12 min metrlik Rusiya quyusu ilə Rusiya, yeraltı qazan İran neft və qazını oğurlayır və özünü zəngin göstərir! Lakin İranın yaylasından suyun və neftin yeraltı xəritələri bölgənin ətrafındakı ölkələrə qədər qaçır. Beləliklə, o, zəngin olmaq üçün şiə olmuşdur. Kimsə İmam Cəfər Sadiqə gəlir və: Üç dəfə onun yoxsulluqdan şikayətlənir, amma ona zəngin olduğunuzu söyləyir! Sonradan deyilir: "Mənə nə var?" O vilayətimiz var deyir. Nə qiymətə satırsınız? Biri qalxır və deyir: "Əgər bütün dünya sərvəti varsa, vilayətini satmıram!" Bəli, Şi bir strategiya və liderdir, buna görə də tək başına və biganə qalmayacaq, belə ki, narahat olmayın. Daha müasir və maddi bir nümunə! Ən yoxsul insanlar gözlərini və ürəklərini satmaq istəmirlər! Ən yüksək qiymət təklif etsələr də. Buna görə özünü bilmək insana kömək edir: Allahı daha yaxşı bilmək və verdiyi çoxlu xeyirlərə şükür etməkdir. Şüşənin boş yarısına baxmayın. Allah deyir: "Kimsə mənimlə münasibətimi düzəldirsə, mən onun yaradıcılığı ilə münasibətini düzəldəcəyəm!" Beləliklə, biz öz-özlüyündən ilahiyyatdan baxırıq, sonra isə antropologiyaya gələcək. Yəni bir adam bir libido qaynağına bağlıysa, əsla boş hiss etməyəcək. Bilin ki, onun zehni dizaynları Allahın xidmətinə hədiyyədir. Bir insanın həyatı üçün dua etməsi səbəbi Allahdan soruşmaqdır: insan problemlərindən birini həll etmək və bunu bacarmaq üçün ağılına daxil olmaqdır. İşıq bilimi qığılcım olduğundan: insan ağılında Allahdan göndərilir () və nəticədə əmlak və gəlir istehlakını saxlamaq və ya düzəltmək vacibdir. Şiə olmayan insanların heç bir planı yoxdur (vilayətdə olmadıqları üçün) gəlirlər özləri hesab olunur və bunu etmə dəyəri olaraq, şəxsən və xaricdə hərəkət edirlər. Bu onların zənginliyi yox olur və ya başqalarının əlinə düşür. Lakin şiə solos və haramla üzləşir və gəlirlərini bu nümunələrə düzəldir. Bu nümunələri Allah tərəfindən təyin edildiyi üçün insan bədəni və ruhu sağlam və gözəl bir şəkildə böyüməkdədir. Əli kimi Şiə, əlindən çox qazanır, ancaq onu yoxsullar arasında bölər və özünü qurur! Çünki ölkəmizdə bir çox xəstəlik yoxdur! Digər tərəfdən, onun torpağın bir yerə düşməsinə icazə verməyən İran xalqı kimi həyatın mənzərəsini saxlamağa müqavimət göstərir. Və qırx il ərzində neft, qaz və mədənlərə nə qədər əlavə edildi.

 


برچسب‌ها: شیعه بودن راز ثروتمندی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۹/۱۳۹۷ - ۱۷:۵۹ نظر(0)

در حالیکه دنیای غرب برای پاده کردن دموکراسی، عراق و افغانستان و فلسطین و یمن وبحرین را به آتش می کشد! و مردم آنجا را قتل عام می کند، آقایان لیبرال های اسلامی می گویند: ایمان با شمشیر در قلب ها نفوذ نمی کند! باید به لیبرال ها  روزنامه های زنجیره ای یاد آور شد: که اگر ناآگاهانه جای قاتل و شهید را عوض می کنند، که بیدار شوند به ولایت الله برگردند! و اگر عمدا این اشتباهات را مرتکب می شوند، بدانند که از امریکا و اسرائیل چیزی به آنها نمی رسد! و بزودی محاکمات مردمی آغاز می شود و: دست خدا از آستین قضاوت مردمی بیرون می آید، و دروغگویان  ودگر گویان را به خاک مذلت می نشاند. قضاوت عمومی، مانند مسئولین جمهوری اسلامی نیست که: رودربایستی کنند و احترام این و آن را نگهدارند. مردم به سادگی می دانند : اینکه مسئولین ایران را به جنگ طلبی، یا شمشیر کشیدن برای مومن کردن  مردم متهم کنند، نه خدا راضی است نه ملت! خیلی از مسئولین اصلا با اسلام مشکل دارند! اگر شمشیر هم ببندند، برای نابودی اسلام است مانند: روسایی که اختلاس کردند، یا آنهاییکه حقوق های نجومی می گیرند. آنهایی هم که دلشان به حال اسلام می سوزد، شمشیری ندارند که بخواهند مردم را با آن مومن کنند. مانند آیت الله جنتی یا یزدی و مصباح دامات برکاتهم. شما که خود را به هاشمی نزدیک می دانید. ایشان هم کسی نبودند که: برای اسلام شمشیر بکشند، پس منظور شما کیست؟ لذا باید دانست تعریف صلح و جنگ، از نظر اسلام و غرب کاملا با هم تفاوت دارد. از نظر لیبرالیسم غرب! و غرب زده های پیرو آنان، اگر یک نفر مسیحی یا یهودی مسلمان شد، یا یک مسلمان معمولی ، انقلابی شد این یعنی جنگ شروع شده است! لذا می بینیم جنگ ایران و عراق، به همین دلیل آغاز شد. آنها دیدند که مردم عراق، به انقلاب ایران علاقمند شده اند. فکر کردند حمله کنند تا جلوی آن را بگیرند! این داستان همه لشکر کشی های آنان به : منطقه غرب آسیا و حتی دیگر جاها مانند: بوسنی هرزگوین یا مردم فرانسه و معترضان آمریکایی  و آفریقایی است. در حالی که از نظر اسلام، جنگ زمانی است که عده ای حمله کنند و: مردم بی دفاع را بکشند! لذا جنگ طلب واقعی دولت آمریکا و سهیونیزم و آل سعود است. ولی نعل وارونه می زنند و: با نفوذ در کمیته حقوق بشر سازمان ملل، بجای اینکه خود را محکوم کنند، ایران را محکوم می کنند. اخیرا که اره کشی بن سلمان رو شده، رسانه لیبرال ها اصلا صحبتی نمی کنند! و درعوض از قتل های زنجیره ای در ایران صحبت می کنند. تا موضوع را به فراموشی بسپارند. البته ایرانی ها هم بی تقصیر نیستند، به این لیبرال ها، چندان میدان دادند که: دیگر نمی توانند آنها را کنترل کنند. همینکه رئیس جمهور محترم، یک کلمه راجع به آمریکا انتقاد می کند، صدای همه آنها در می آید. یا وقتی اسرائیل را رژیم جعلی می داند، فرانسه و آلمان آن را توهین به خودشان تلقی می کنند! و به دنبال بهانه گیری برای برهم زدن برجام هستند. لذا ایران، باید قدم پیش بگذارد و خواستار انحلال: سازمان ملل فعلی و ایجاد سازمان ملل جدید باشد. زیرا تا کنون تحول در ان ایجاد نشده، و حق وتو همچنان در ان نهادینه است. و امکان موضع گیری صحیح را نمی دهد. اکنون زمان آن فرا رسیده زیرا در سازمان ملل، با اینکه آمریکا و اسرائیل تنها مانده اند، اما همچنان به زور گویی خود ادامه می دهند تا: ثابت کنند زور دونفر بیشتر از 200نفر است! و کشور نورسیده(ینگه دنیا)و یانکی ها، با کمک رژیم جعلی، با همه کشورها مقابله میکنند. همانطور که فلسطین محور وحدت مسلمانان است، محور وحدت همه کشورها در سازمان ملل هم هست. لذا باید از این پتانسیل استفاده کرد. واقدام نمود.

Democracy with a sword!

While the Western world burns out Iraq and Afghanistan, Palestine, Yemen, and Iraq, to ​​use democracy! And the people slaughter there, Islamic liberal gentlemen say: Faith does not penetrate with the sword in the hearts! The chain newspapers should be told to the liberals: if they unknowingly change the place of the murderer and the martyr, they will wake up to the province of Allah! And if they deliberately commit these mistakes, they will know nothing about the US and Israel! And soon people's trials will begin, and God's hand will come out of the vein of judgment of the people, and will bring the liars and the idols of the Guyans to anger. Public judgments, such as the authorities of the Islamic Republic, do not have to: do justice and respect this and that. People simply know: whether the authorities accuse Iran of warring or swording for believing people, not God is pleased, not the nation! Many officials have a problem with Islam at all! If the sword is closed, it is for the destruction of Islam, such as: heads who have embezzled, or those who take astronomical rights. Those who love Islam do not have sword that they want to believe in people. Like the Ayatullah Jannati or Yazdi and Mesbah Damat. You find yourself close to Hashemi. They were not the same: to kill a sword for Islam, so who are you? Therefore, the definition of peace and war is completely different from Islam and the West. From the West's liberalism! And the West-infected followers of them, if a Christian became Jewish or Muslim, or a normal Muslim, was revolutionized, it means war has begun! So we see that the war between Iran and Iraq began, for this reason. They saw that the Iraqi people were interested in the Iranian revolution. They thought they were attacking to stop it! This story tells of all their warships: the West Asia region and even other places like Bosnia-Herzegovina or French people, and American and African protesters. While in Islam, the war is a time when some people are attacking and kill the defenseless people! Therefore, the true warrior is the US government and the Zionist and Al Saud. But they are reversing and condemning Iran, with its influence in the UN Human Rights Committee, instead of condemning themselves. Recently, the banner of bin Salman, the media of the liberals do not speak at all! Instead of chain murder in Iran, they speak. To obliterate the issue. Of course, the Iranians are not innocent, they have given these liberals so much that they can no longer control them. Once the honorable President criticizes a word about America, the voice of all of them comes. Or, when it considers Israel to be a fake regime, France and Germany regard it as insulting to themselves! And :looking for excuses to disturb the pursuit. Therefore, Iran must step forward and demand the dissolution of the present United Nations and the creation of a new UN. Because there has not yet been a transformation, and the veto is still institutionalized. And it's not possible to take the right position. It's time to come, because at the United Nations, while the United States and Israel are alone, they continue to force themselves to prove that there are more than 200 people in power! And the Underworld (Ying world) and the Yankees, with the help of a fake regime, are confronting all countries. As Palestine is the centerpiece of Muslim unity, there is also the unity of all nations within the United Nations. So this potential should be used. It happened.

الديمقراطية بالسيف!

بينما يحرق العالم الغربي العراق وأفغانستان وفلسطين واليمن والعراق ، لاستخدام الديمقراطية! والناس الذين ذبحوا هناك ، يقول رجال الدين الإسلامي الليبرالي: الإيمان لا يخترق بالسيف في القلوب! يجب إخبار الجرائد المسلسلة بالليبراليين: إذا غيروا مكان القاتل والشهيد ، دون علمهم ، فسوف يستيقظون إلى مقاطعة الله! وإذا ارتكبوا هذه الأخطاء عمداً ، فلن يعرفوا شيئاً عن الولايات المتحدة وإسرائيل! وبسرعة ستبدأ محاكمات الناس ، وستخرج يد الله من دينونة الحكم على الناس ، وستجلب الكذابين وأصنام الغيانيين إلى الغضب. لا يتعين على الأحكام العامة ، مثل سلطات الجمهورية الإسلامية ، القيام بما يلي: - تحقيق العدالة واحترام هذا وذاك. يعرف الناس ببساطة: ما إذا كانت السلطات تتهم إيران بالقيام بحرب أو إيذاء للناس المؤمنين ، وليس الله مسرورًا ، وليس الأمة! العديد من المسؤولين لديهم مشكلة مع الإسلام على الإطلاق! إذا كان السيف مغلقاً ، فهو من أجل تدمير الإسلام ، مثل: الرؤساء الذين اختلسوا ، أو أولئك الذين يأخذون حقوق فلكية. أولئك الذين يحبون الإسلام لا يملكون السيف أنهم يريدون أن يؤمنوا بالناس. مثل آية الله جنتي أو يزدي ومصباح دامات. تجد نفسك بالقرب من هاشمي. لم تكن هي نفسها: لقتل السيف للإسلام ، لذلك من أنت؟ لذلك ، فإن تعريف السلام والحرب يختلفان تمامًا عن الإسلام والغرب. من الليبرالية في الغرب! وأصبح أتباع الغرب المصابين ، إذا أصبح مسيحي يهوديًا أو مسلمًا ، أو مسلماً عاديًا ، ثورة ، فهذا يعني أن الحرب قد بدأت! لذلك نرى أن الحرب بين إيران والعراق قد بدأت ، لهذا السبب. رأوا أن الشعب العراقي مهتم بالثورة الإيرانية. ظنوا أنهم يهاجمون لإيقافها! تحكي هذه القصة عن جميع سفنها الحربية: منطقة غرب آسيا وحتى أماكن أخرى مثل البوسنة والهرسك أو الشعب الفرنسي ، والمتظاهرين الأمريكيين والأفارقة. بينما في الإسلام ، الحرب هي الوقت الذي يهاجم فيه بعض الناس ويقتلون الناس العزل! لذلك ، المحارب الحقيقي هو الحكومة الأمريكية والصهيونية والعلوية. لكنهم ينقضون ويدينون إيران ، بتأثيرها في لجنة حقوق الإنسان التابعة للأمم المتحدة ، بدلاً من إدانة أنفسهم. في الآونة الأخيرة ، فإن شعار بن سلمان ، وسائل الإعلام من الليبراليين لا يتكلمون على الإطلاق! بدلا من قتل سلسلة في إيران ، يتحدثون. لمسح القضية. بالطبع ، الإيرانيون ليسوا أبرياء ، لقد أعطوا هؤلاء الليبراليين الكثير لدرجة أنهم لم يعد بإمكانهم السيطرة عليهم. بمجرد أن ينتقد الرئيس الشرفاء كلمة عن أمريكا ، يأتي صوت كل منهم. أو عندما تعتبرها إسرائيل نظامًا زائفًا ، تعتبرها فرنسا وألمانيا بمثابة إهانة لنفسها! وتبحث عن الأعذار لتعكير المزاج. لذلك ، يجب على إيران أن تتقدم وتطالب بحل الأمم المتحدة الحالية وإنشاء الأمم المتحدة الجديدة. لأنه لم يكن هناك تحول بعد ، وما زال حق النقض مأسسا. وليس من الممكن اتخاذ الموقف الصحيح. لقد حان الوقت لأن يأتي ، لأن الأمم المتحدة وإسرائيل وحدهما ، في الأمم المتحدة ، لا تزالان تجبران أنفسهما على إثبات أن هناك أكثر من 200 شخص في السلطة! والعالم السفلي (يينغ العالم) ويانكيز ، بمساعدة نظام مزيف ، يواجهون جميع البلدان. وبما أن فلسطين هي محور الوحدة الإسلامية ، فهناك أيضاً وحدة جميع الأمم داخل الأمم المتحدة. لذا يجب استخدام هذه الإمكانية. لقد حدث

Demokratiya qılıncla!

Qərb dünyası İraq və Əfqanıstan, Fələstin, Yəmən və İraqı yandırdıqda, demokratiyadan istifadə etmək! Oradakı insanları öldürmək üçün, İslam liberal cənablar deyirlər: İman ürəklərdəki qılıncdan keçməz! Zəncirli qəzetlərə liberallara məlumat verilməlidir: əgər onlar bilmədən qətlinin və şəhidin yerini dəyişdirsələr, Allahın vilayətinə uyacaqlar! Əgər onlar bu səhvləri qəsdən yerinə yetirsələr, ABŞ və İsrail haqqında heç bir şey bilməyəcəklər! Və tezliklə insanların sınaqları başlayacaq və Allahın əli xalqın hökmünün damarından çıxacaq və qeyxanların yalançıları və bütlərini qəzəbləndirəcəkdir. Hökumətin hökmləri, məsələn, İslam Respublikası hakimiyyəti kimi, ədalət etməli və bu və buna hörmət etməli. İnsanlar sadəcə bilirlər: hakimiyyət İranı müharibə və ya mö'min insanlar üçün sübut etməklə günahlandırır, millət deyil, Allah razı olsun! Bir çox səlahiyyətlilər islamla bir problemi var! Qılınc bağlandığı təqdirdə, İslamın məhv edilməsi, məsələn, mənimsəyən rəhbərlər və ya astronomik hüquqları alanlardır. İslamı sevənlər, insanlara inanmaq istədikləri qılıncda yoxdur. Ayətullah Cənnəti, Yezdi və Mesbah Damat kimi. Özünüzü Haşimi yaxınlığında tapın. Onlar eyni deyildi: İslam üçün bir qılınc öldürmək, siz kimsiniz? Buna görə sülh və müharibənin tərifi İslam və Qərbdən tamamilə fərqlənir. Qərbin liberalizmindən! Qərbə yoluxmuş izdivacılar, bir xristian yəhudi, müsəlman və ya normal bir müsəlman olsaydı, inqilab edilmişdi, yəni döyüş başladı! Beləliklə, İran və İraq arasındakı müharibənin bu səbəbdən başladığını görürük. İraq xalqının İran inqilabına maraq göstərdiklərini gördük. Onlar dayandırmaq üçün hücum etdilər düşündüm! Bu hekayə bütün döyüş gəmilərindən bəhs edir: Qərbi Asiya regionu və hətta Bosniya-Herseqovina və ya Fransız xalqı kimi digər yerlər, Amerika və Afrika protestantları. İslamda müharibə olsa da, bəzilərinin hücum etməyən və savunmasız insanları öldürdüyü bir vaxtdır! Buna görə əsl döyüşçü ABŞ hökuməti, Sionist və Əl Səuddur. Ancaq onlar özlərini qınamaq əvəzinə, BMT-nin İnsan Hüquqları Komitəsində nüfuzu ilə İranı geri qaytarır və qınayırlar. Bu yaxınlarda, Bin Salmanın bayrağını, liberalların mediası heç danışmır! İranda zəncir qətlinin əvəzinə danışırlar. Məsələni yıxmaq üçün. Əlbəttə ki, İranlılar günahsız deyillər, bu liberalleri çox verdilər ki, onlar artıq nəzarət edə bilməzlər. Şərəfli prezident Amerika haqqında bir sözlə tənqid olunduqdan sonra hamının səsləri gəlir. Yoxsa İsrailin saxta bir rejim hesab etdiyi zaman, Fransa və Almaniya özlərini təhqir hesab edirlər! Və təqibi pozmaq üçün bəhanələr axtarır. Buna görə də, İran irəli addım atmalı və BMT-nin ləğvi və BMT-nin yaradılmasını tələb etməlidir. Çünki hələ bir çevrilmə olmadı və veto hala kurumsallaşdı. Və doğru mövqe tutmaq mümkün deyil. Birləşmiş Millətlər Təşkilatında, ABŞ və İsrailin tək olduğu müddətdə, onlar 200-dən çox adamın hakimiyyətdə olduğunu sübut etmək üçün özlərini məcbur etməyə davam etdilər. Saxta rejimin köməyi ilə Underworld (Ying dünya) və Yankees bütün ölkələrlə qarşılaşırlar. Fələstin müsəlman birliyinin mərkəzi olduğuna görə Birləşmiş Millətlər Təşkilatı daxilində bütün millətlərin birliyi də var. Beləliklə, bu potensialdan istifadə olunmalıdır. Bu baş verdi.

 


برچسب‌ها: دموکراسی با شمشیر!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۷ - ۱۸:۵۹ نظر(0)

حق بازگشت فلسطینیان چند ماهی است که: با راهپیمایی عصر جمعه ها، در جهان انعکاس بهتری یافته است. اما چه راهی برای تقویت این راهپیمایی ها وجود دارد؟ یکی از راههای آن حمایت مردم جهان از این راهپیمایی بزرگ است. آنها میتوانند از طرق مختلف، وارد سرزمین های اشغالی شده، و در روز جمعه با راهپیمایی همراه شوند. مردم غزه و کرانه باختری، خط مقدم این جبهه جدید هستند. ولی فلسطینی های ساکن سرزمین اشغالی(اسرائیل) هم میتوانند به آن کمک کنند. حتی از یهودی ها و مسیحی های شهرک نشین هم، دعوت می شود به این راهپیمایی بپیوندند. این همبستگی آنان، ابتدا باید با تغییر لباس یا پوشیده نگهداشتن صورت باشد، تا برای شغل یا مسکن آنها خطری ایجاد نشود، و سربازان اسرائیلی نتوانند: برای خانواده های آنان مزاحمت ایجاد کنند. آنها بدانند با شرکت در این راهپیمایی ها، آینده خود و فرزندانشان را تضمین می کنند. زیرا از شمار ظالمان خارج شده، در جمع دوستان فلسطین ثبت خواهد شد. و در آینده که حکومت به دست مردم فلسطین می افتد، آنها هم جزو مردم خواهند بود. مردم لبنان و سوریه و اردن، در مرحله سوم وظیفه دارند: به این راهپیمایی ها علاقه نشان دهند. زیرا همه گرفتاری های انان از اسرائیل است، اگر اسرائیل تضعیف شود، آنها تقویت خواهند شد! چنانچه امروز زندگی در غزه و کرانه باختری، لذت بخش است و فلسطینی ها، با ازادی بیشتر و امکانات بهتری روبرو هستند. اگر اسرائیلی ها به زمین کشاورزی، یا خانه هایشان حمله کند، بلافاصله با موشک های نامرئی! رادار گریز و ضد گنبد آهنین روبرو می شوند. مردم لبنان و سوریه یا اردن، که یک شب خواب آرام، از ترس حملات اسرائیل ندارند، اگر با این حرکت هماهنگ شوند، مانند فلسطینی ها به آرامش خواهند رسید. مردم عراق و مصر که کمی دورتر هستند، نباید بی اعتنا باقی بمانند، بلکه باید وظیفه شرعی و قانونی خود بدانند: لا اقل مانند پیاده روی اربعین، برای مردم تدارکات لازم را بفرستند، یا خودشان با تغییر چهره یا گذرنامه، به سرزمین های اشغالی بروند. یا فلسطینی های جهان را برای: رفتن به سرزمین پدری شان یاری نمایند. آنها همچنین میتوانند از  روش کفن پوشان ورامینی هم استفاده کنند. یعنی نشان دهند برای ازادی قدس، آماده شهادت هم هستند. زیرا قدس قبله اول مسلمین است، رها کردن آن یک وظیفه دینی و: یک واجب شرعی است. هرکس به این راهپیمایی ها برود، ممکن است با گلوله اسرائیلی ها مواجه شود! چه شهادتی بالاتر ازاین که: انسان در معرکه و در مقابل دشمن خدا بایستد. و سینه خود را سپر کند. این روش، راه را برای طرح نهایی تقویت جهانی، یا حضور همه مردم دنیا در این راهپیمایی ها، آماده می کند. زیرا پیاده روی اربعین، فقط تمرین است برای اینکه: مردم آماده شوند از: مکه به قدس شریف پیاده روی کنند. این عمل هر دو قبله را، از شر صهیونیسم و ارتجاع رها می کند. پیامبر اسلام هم در شب معراج از(مکه به قدس ) مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفت. که برخی آنرا (الی خطی الرسول) گفته اند. یعنی پیاده روی اربعین، آمادگی برای آن است. چرا پیاده روی گفته اند؟ چون ممکن است ظالمان زمانه، همه امکانات را از زائرین بگیرند! لذا هیچ بهانه ای نباید باشد. هر شخص باید برود. نباید بگوید: جاده ساخته یا اسفالت نشده! هواپیما ندارد و یا: امن نیست و ممکن است او را بکشند! تا  دوقبله آزاد و مردمی شود.

The plan to strengthen the right of Palestinians to return

The right to return to the Palestinians is several months, which has been reflected in the world with a march on Friday afternoon. But what is the way to strengthen these marches? One of: the ways in which the people of the world support this great march. They can enter the occupied territories in various ways, and rally on Friday. The people of Gaza and the West Bank are the front lines of this new front. But Palestinians living in the Occupied Territory (Israel) can also help. Even the Jewish and Christian settlers are invited to join this march. Their solidarity must first be changed by dressing or wearing the clothes so that they do not endanger their occupation or housing, and the Israeli soldiers cannot: interfere with their families. They know that by taking part in these marches, they will ensure their future and their children. Because it is out of the number of oppressors, it will be recorded among the Palestinian friends. And in the future, when the government falls to the people of Palestine, they will be among the people. The people of Lebanon and Syria and Jordan are in the third stage: they are interested in these marches. Because all their troubles are from Israel, if Israel is weakened, they will be strengthened! It is pleasing to live in Gaza and the West Bank today, and the Palestinians are facing more freedom and better facilities. If the Israelis attack the agricultural land or their homes, they will immediately go with invisible missiles! Escape radar and anti-dome iron. The people of Lebanon and Syria or Jordan, who have a quiet night's sleep, are not afraid of Israeli attacks, if they are aligned with this move, Palestinians will be calm. The Iraqi and Egyptian people, who are a little bit further away, should not be neglected, but should consider their legal and legal duty: to provide logistical support, for example, to the people, or to change their faces or passports to the occupied territories Go away Or help the Palestinians in the world to: go to their fatherland. They can also use the Varamin hood cover. That is, they are ready to testify for the liberation of Jerusalem. Because Qods is the first qiblah of Muslims, abandoning it is a religious duty and: a religious obligatory. Anyone who goes to these marches may face the Israeli bullets! What is a testimony above that: man stands in opposition to the enemy of God. Shield your chest. This method prepares the way for the final plan of global empowerment, or the presence of all the people of the world on these marches. Because the Arbaeen hike is just a practice, in order to: people are prepared to go from Mecca to Jeddah. This practice abandons both Qiblah, Zionism and reaction. The Prophet of Islam went to al-Aqsa mosque on the night of the ascension (from Mecca to Jerusalem) to the mosque of al-Haram. Some of which have been said (). That is, the Arbaeen hike is ready for it. Why have they walked? Because the wrongdoers may take all the facilities from pilgrims! So no excuse should be. Every person should go. It should not be said: the road has not been made or asphalted! Does not have a plane or: It is not safe and may kill him! Up to: two quarters to be free and popular.

خطة لتعزيز حق الفلسطينيين في العودة

حق العودة للفلسطينيين هو بضعة أشهر: مسيرة الجمعة، والعالم هو انعكاس أفضل. لكن ما هي طريقة تعزيز هذه المسيرات؟ واحدة من الطرق التي تدعم بها شعوب العالم هذه المسيرة العظيمة. يمكنهم الدخول إلى الأراضي المحتلة بطرق مختلفة ، والتجمع يوم الجمعة. إن سكان غزة والضفة الغربية هم الخطوط الأمامية لهذه الجبهة الجديدة. لكن يمكن للفلسطينيين الذين يعيشون في الأراضي المحتلة (إسرائيل) أن يساعدوا أيضاً. حتى المستوطنين اليهود والمسيحيين مدعوون للانضمام إلى هذه المسيرة. هم يعرفون أنه من خلال المشاركة في هذه المسيرات ، سيضمنون مستقبلهم وأطفالهم. لأنه خارج عدد الظالمين ، سيتم تسجيله بين الأصدقاء الفلسطينيين. وفي المستقبل ، عندما تسقط الحكومة لشعب فلسطين ، سيكونون من بين الناس. وشعب لبنان وسوريا والأردن في المرحلة الثالثة: إنهم مهتمون بهذه المسيرات. لأن كل متاعبهم هي من إسرائيل ، إذا ضعفت إسرائيل ، سيتم تعزيزها! إذا كنت تعيش في غزة والضفة الغربية اليوم، يواجه الفلسطينيون ممتعة ومزيد من الحرية ومرافق أفضل. إذا قام الإسرائيليون بمهاجمة الأراضي الزراعية أو منازلهم ، فسوف يذهبون على الفور بصواريخ غير مرئية! الهروب من الرادار والحديد المضاد للحرارة. العراق ومصر، والذي هو قليلا بعيدا ليسوا غافلين عن البقاء، ولكن واجب ديني والمعرفة القانونية: على الأقل مثل المشي الأربعين، عن الاستعدادات اللازمة لإرسال، أو يغيروا وجه أو جواز السفر، إلى الأراضي المحتلة اذهب بعيدا أو مساعدة الفلسطينيين في العالم على: الذهاب إلى وطنهم. يمكنهم أيضا استخدام غطاء غطاء محرك السيار ورامین أي أنهم مستعدون للشهادة من أجل تحرير القدس. لأول قبلة للمسلمين غير المقدسة، تسقطها واجب ديني واجب ديني. أي شخص يذهب لهذه المسيرات قد يواجه الرصاصات الإسرائيلية! ما هي شهادة أعلاه: الرجل يقف في معارضة عدو الله. درع صدرك. للمشي الأربعين، هو مجرد ممارسة للناس لتكون مستعدة من مكة إلى القدس الشريف مشيا على الأقدام. هذه الممارسة تتخلى عن كل من القبلة والصهيونية ورد الفعل. ذهب صعود نبي الإسلام (مكة إلى القدس) إلى المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى. قيل بعض منها (للراشلي الرسول). أي أن ارتفاع الأربعين جاهز لذلك. لماذا ساروا؟ لأن الظالمين قد يأخذون كل التسهيلات من الحجاج! لذلك لا ينبغي أن يكون هناك عذر. كل شخص يجب أن يذهب لا ينبغي أن يقال: لا يتم بناء الطريق أو تعتيته! لا يملك طائرة أو: إنه غير آمن وقد يقتله! حتى ربعين من الحرية والشعبية.

Fələstinlilərin qayıtmaq hüququnu gücləndirməsi planı

Fələstinlilərə dönmək hüququ bir neçə aydır ki, bu cümə günortadan sonra dünyada gedişlə əks olunur. Amma bu yürüşləri gücləndirmək yolu nədir? Dünyadakı insanların bu böyük gedişi dəstəkləyən yollarından biri. İşğal olunmuş ərazilərə müxtəlif yollarla gələ bilərlər və cümə günü mitinq keçirə bilərlər. Qəzzanın və Qərbin xalqı bu yeni cəbhənin ön xəttidir. Amma işğal edilmiş ərazilərdə (İsrail) yaşayan fələstinlilər də kömək edə bilərlər. Hətta yəhudi və xristian məskunlaşanlar bu yürüşə dəvət olunurlar. Onlar bilirlər ki, bu yürüşlərdə iştirak edərək, gələcəklərini və uşaqlarını təmin edəcəklər. Zərər çəkənlərin sayından kənar olduğu üçün Fələstinli dostlar arasında qeyd olunacaq. Gələcəkdə hökumət Fələstin xalqına düşəndə ​​xalq arasında olacaq. Livan, Suriya və İordaniya xalqları üçüncü mərhələdədir: onlar bu marşrutlarla maraqlanırlar. Çünki bütün çətinliklər İsraildən, İsrail zəiflədi, onlar gücləndiriləcək! Qəzzada və Qərb Şəriyədəki bu gün yaşamaq xoşdur və Fələstinlilər daha çox azadlıq və daha yaxşı imkanlarla üzləşirlər. İsraillilər əkinçilik ərazilərinə və ya evlərinə hücum etsələr, dərhal görünməz raketlər ilə gedəcəklər! Radardan və qumbara dəmirindən qaçmaq. Fələstinlilər sülhə nail olmaq kimi Livan və Suriya və ya İordaniya, İsrail hücumları qorxusu rahat yuxu bir gecə. Əgər, hərəkəti ilə koordinasiya. İraq və Misir üz bir az daha qalmaq üçün unutqan deyil, lakin dini vəzifə və onların hüquqi know: ən azı Arbaeen gəzinti kimi, lazımi hazırlıqlar göndərmək üçün, və ya onlar işğal olunmuş ərazilərə, üz və ya pasport dəyişdirmək Gedin Və ya dünyadakı Fələstinlilərə kömək et: öz vətənlərinə get. Onlar həmçinin Varamin başlıq örtüyü istifadə edə bilərlər. Yəni, Qüdsün azad edilməsinə şahidlik etməyə hazırıq. Çünki Qodlar Müsəlmanların ilk qibləsidir, onu tərk etmək dini bir vəzifədir və dini bir məcburidir. Bu yürüşlərə gedən hər kəs İsrail güllələrinə qarşı ola bilər! Üstəlik bir ifadə nədir: insan Allahın düşməninə qarşı durur. Sənin sandığını qoruyun. Bu yolla, dünya gücləndirmək üçün son plan yolu və ya yürüşləri bütün insanların iştirakı hazırlanması. Çünki Arbaen zəmmi yalnız bir tətbiqdir, çünki insanlar Məkkədən Ciddəə getməyə hazırdırlar. Bu təcrübə həm Qiblə, həm Sionizm, həm də reaksiyanı tərk edir. İslam Peyğəmbəri (Yerusəlimə Məkkə) və qalxma Əqsa Məscidi Məscidülhərama getdi. Bunlardan bəziləri (Əl-Rəşili əl-Rəsulun) dedilər. Yəni Arbaen zəmmi bunun üçün hazırdır. Niyə gəzdilər? Zülm edənlər həccdən bütün imkanları ala bilərlər! Buna görə heç bir bəhanə olmamalıdır. Hər kəs getməlidir. Deyilməməlidir: yol qurulmamış və ya asfaltlanmamışdır! Bir təyyarə yoxdur və ya: Təhlükəsiz deyil və onu öldürə bilər! İki çeyrekədək azad və məşhur olmaq.

 


برچسب‌ها: طرح تقویت حق بازگشت فلسطینیان,
سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۹/۱۳۹۷ - ۱۵:۱۹ نظر(0)

در ایران سالانه بیش از 4هزارهمایش برگزار می شود، که در دنیا بی نظیر است و از این جهت، ایران ربته اول را دارد. که روزانه بطور متوسط 10 همایش می شود. اگر در هر همایش صد مقاله ارائه شود پتانسیل عظیمی است که: بجای کمک به فرهنگ ملی، در حال از بین بردن فرهنگ ملی و زبان فارسی می باشد. همانطور که رسم است: هرکسی به کشورهای انگلیسی زبان می رود، باید انگلیسی صحبت کند، کسانی هم که به ایران می آیند، باید به فارسی کنفرانس بدهند. که متاسفانه برعکس است! درواقع از این پتانسیل عظیم، برای تهاجم فرهنگی به خود استفاده می کنیم. در برخی از کنفرانس ها، سخنران در خواست فارسی دارد! ولی او را مجبور به زبان بیگانه می کنند. متاسفانه همان نظریه تقی ارانی، با کودتای نرم فرهنگی در حال اجرا است که: ما باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم! آخرین و تنها سنگر باقی مانده از: فرهنگ و تمدن ایران هم بسرعت از دست می رود. اگر مسئولین فکری نکنند زبان فارسی هم، مثل خط الرسم ترکیه خواهد شد. و به زباله دان تاریخ فرستاده خواهد شد، چون احساس حقیر بودن در برابر: تهاجم زبان بیگانه در حال افزایش است. مثلا در علم پزشکی، ماهیچ سمیناری نداریم که زبان فارسی باشد! حتی آلمانی ها و ترک ها هم مجبورند: انگلیسی یاد بگیرند. و این زیبنده نیست. زیرا تا قبل از تاسیس سازمان ملل، زبان رسمی و مکاتباتی جهان فارسی بوده. البته چند گاهی عربی یا ترکی عثمانی هم، خود نمایی کردند. اما سابقه اداری ایران، بقدری زیاد بود که دیوان و دفتر، همه باید طبق زبان فارسی نوشته می شد. حتی در ابتدای تاسیس سازمان ملل، از شعر سعدی برای افتتاح آن استفاده کردند.(بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در افرینش زیک گوهرند.) زبان فارسی زبان دری است، یعنی دیوانسالاری و: حکومت های بزرگ و تمدنی ایران را یاداوری می کند. زبان حافظ و فردوسی و شمس و مولانا و: عمر خیام و سعدی است. سالها زبان علمی هم بوده است: کتب ریاضی و شیمی های قدیم با: حروف ایرانی الف ب پ نوشته می شد. متاسفانه کار وطن فروشی برخی ها، بجایی رسید که این زبان را ناقص معرفی کردند، و برای خودشیرینی، آن را به انگلیسی فروختند. مظفرالدین شاه از شوق سفر فرنگ، معادن و خاک ایران را می فروخت! لیبرال ها، فرهنگ وادب این سرزمین رابه تاراج دادند. اینها مهم نیست مهم این است که: بعد از این چه باید کنیم؟ آیا راه این خیانت پیشگان را ادامه دهیم؟ یا اینکه برای تمدن نوین، نهادهای نوین طراحی نماییم؟ طبیعی است اگر نهادهای قدیمی مانند: سازمان ملل و زبان انگلیسی برای دنیا کافی بود، که به این روز نمی افتادند. پرچم سازمان ملل، در دست صهیونیست ها و امپریالیست ها و ارتجاع است. امریکا در شورای امنیت، همان کار می کند که عربستان در شورای حقوق بشر! و اسرائیل در اپک. فردی نژادپرست رئیس جمهور آمریکا شده که: تمام کنوانسیون ها را یا منحل می کند! یا از ان حارج می شود، و یا اصلا عضو نمی شود! و آل سعودی که قاشقچی و امثال آن را، با اره تکه تکه می کند، برای ایران یا دیگر کشورها، بیانیه عدم رعایت حقوق بشر صادر می کند! و... اسرائیل، که فقط به مرگ فلسطینی ها می اندیشد. برای رهایی از این دور باطل، نباید فقط شعار داد! بلکه باید راه حل ارائه نمود، آنهم راه حل قابل قبول و قابل اجرا. چاره این کار ناله و نفرین، سخنرانی یا التماس و خواهش نیست. یکبار برای همیشه، سازمان ملل باید منحل کرده، به سازمان جدید رای بدهند. که این سازمان دارای اساسنامه ای مبتنی بر: کتب آسمانی باشد، و زبان آن هم فارسی شود، تا همه چیز از نو شروع شود، و همه مسائل بصورت انقلابی حل شود.

To be official in Iranian Persian conferences

In Iran, there are more than 4 anniversaries annually, which is unique in the world, and in this regard, Iran has the first. Which: is an average of 10 conferences per day. If one hundred papers are presented at each conference, there is a huge potential: to destroy the national culture and the Persian language instead of helping the national culture. As: it is customary: everyone in the English-speaking countries must speak English, and those who come to Iran must have a conference in Persian. Which: unfortunately is the reverse! In fact, we use this massive potential for cultural invasion. At some conferences, the speaker is in Persian! But they forced her into an alien language. Unfortunately, the same theory of Taqi Arrani is running with a soft cultural coup: "We have to go from head to toe!" The last and only trench remains: Iran's culture and civilization are also rapidly disappearing. If the authorities do not think, the Persian language will be like Turkey's line of letters. And it will be sent to the garbage of history, because the feeling of being humble against: the alien language invasion is on the rise. For example, in medical science, we do not have a seminar in Persian that is Farsi! Even the Germans and Turks are forced to learn English. And it's not beautiful. Because: before the establishment of the United Nations, it was the official language and correspondence of the Persian language world. Of course, sometimes they also spoke Arabic or Ottoman Turks. But the administrative background of Iran was so high that the court and the office, all should be written in Persian. Even at the beginning of the United Nations, Saadi's poetry was used to open it. (Bani Adam is members of each other, which is in). The Persian language is Dari, the bureaucracy and: the great and civilian governments of Iran. The language of Hafez and Ferdowsi and Shams and Rumi: Omar Khayyam and Saadi. For years, there has been a scientific language: ancient mathematical books and chemistry were written with: Persian letters A to B were written. Unfortunately, some of the home-grown laborers have come up with the fact that they have introduced this language imperfectly, and sold it to English for self-help. Mozafar al-Din Shah sold the craftsmanship of Iran's mines and soil! The liberals spoiled the culture and the land of this land. It does not matter what the important thing is: what should we do next? Will we continue the path to this betrayal? Or: to design new institutions for modern civilization? It would be natural if the old institutions like the United Nations and the English language were enough for the world, which would not have fallen on this day. The UN flag is in the hands of Zionists and imperialists and reaction. America on the Security Council works the same as Saudi Arabia on the Human Rights Council! And :Israel in APEC. One racist was the president of the United States who: either ratifies all conventions or dissolves! Or you can get it, or do not subscribe at all! And Al Saud, who splits the spoon and the like, with a sawing piece, sends a statement of human rights abuses to Iran or other countries! And ... Israel, which only considers the death of the Palestinians. To get rid of this vicious circle, you should not just give a slogan! Rather, it should provide a solution, an acceptable and applicable solution. The answer is not to cry, talk, begging or begging. Once upon a time, the United Nations must have dissolved and vote for the new organization. That the organization has a statute based on: Heavenly books and the language is Persian, so that everything will start again, and all the issues will be resolved revolutionally.

ليكون مسؤولا في المؤتمرات الفارسية الإيرانية

في إيران ، هناك أكثر من 4 ذكريات سنوية ، وهي فريدة من نوعها في العالم ، وفي هذا الصدد ، إيران هي الأولى. وهو متوسط ​​10 مؤتمرات في اليوم. إذا تم تقديم مائة ورقة في كل مؤتمر ، فهناك إمكانات هائلة: تدمير الثقافة الوطنية واللغة الفارسية بدلاً من مساعدة الثقافة الوطنية. كما هو معتاد: يجب على الجميع في البلدان الناطقة باللغة الإنجليزية التحدث بالإنجليزية ، ويجب على أولئك الذين يأتون إلى إيران عقد مؤتمر باللغة الفارسية. التي للأسف هو عكس! في الواقع ، نحن نستخدم هذه الإمكانية الهائلة للغزو الثقافي. في بعض المؤتمرات ، يكون المتحدث باللغة الفارسية! لكنهم أجبروها على الدخول إلى لغة غريبة. لسوء الحظ ، فإن نفس نظرية تقى العراني تجري بانقلاب ثقافي ناعم: "يجب أن نذهب من الرأس إلى أخمص القدمين!" يبقى الخندق الأخير والوحيد: ثقافة وحضارة إيران تختفي بسرعة أيضًا. إذا لم تفكر السلطات ، فإن اللغة الفارسية ستكون مثل خط الحروف في تركيا. وسيتم إرسالها إلى نفايات التاريخ ، لأن الشعور بالتواطؤ هو: غزو اللغات الغريبة في ازدياد. على سبيل المثال ، في العلوم الطبية ، ليس لدينا ندوة باللغة الفارسية! حتى الألمان والأتراك يجبرون على تعلم اللغة الإنجليزية. وانها ليست جميلة. لأنه قبل إنشاء الأمم المتحدة ، كانت اللغة والمراسلات الرسمية لعالم اللغة الفارسية. بالطبع ، في بعض الأحيان كانوا يتحدثون العربية أو الأتراك العثمانيين. لكن الخلفية الإدارية لإيران كانت عالية جداً لدرجة أن المحكمة والمكتب ، كلها مكتوبة باللغة الفارسية. حتى في بداية الأمم المتحدة، تم استخدام السعدي شاعر لافتتاحه. (أبناء آدم هم أطراف لبعضهم البعض، في خلق واحد في جوهر.) الفارسية، داري، والبيروقراطية والحكومة الحضارة الايرانية العظيمة يتذكر ذلك. لغة حافظ وفردوسي وشمس ورومي: عمر خيام وسعدي. لسنوات ، كانت هناك لغة علمية: كتب الرياضيات والكيمياء القديمة كانت مكتوبة: كتبت الحروف الفارسية من أ إلى ب. للأسف بعض خونة، بدلا من اللغة التي كانت غير مكتملة، والحظي، يباع في اللغة الإنجليزية. باع مظفر الدين شاه الحرفية في مناجم وتربة إيران! لقد أفسد الليبراليون ثقافة الأرض وأرضها. لا يهم ما هو الشيء المهم: ماذا يجب أن نفعل بعد ذلك؟ هل سنواصل الطريق إلى هذه الخيانة؟ أو لتصميم مؤسسات جديدة للحضارة الحديثة؟ سيكون من الطبيعي لو كانت المؤسسات القديمة مثل الأمم المتحدة واللغة الإنجليزية كافية للعالم ، والتي لم تكن لتقع في هذا اليوم. علم الأمم المتحدة في أيدي الصهاينة والإمبرياليين ورد الفعل. أمريكا في مجلس الأمن تعمل مثل المملكة العربية السعودية في مجلس حقوق الإنسان! وإسرائيل في الأوباك. أحد العنصريين كان رئيس الولايات المتحدة الذي: إما أن يصدق على جميع الاتفاقيات أو يذوب! أو يمكنك الحصول عليها ، أو عدم الاشتراك على الإطلاق! والسعوديون أن قاشقچی وهلم جرا، ورأى القطع، إيران أو دول أخرى، أصدر بيانا من احترام حقوق الإنسان! و ... إسرائيل ، التي تعتبر فقط موت الفلسطينيين. للتخلص من هذه الحلقة المفرغة ، يجب ألا تعطي فقط شعارًا! بدلاً من ذلك ، يجب أن يوفر حلاً ، وهو حل مقبول وقابل للتطبيق. الجواب ليس على البكاء أو الكلام أو التسول أو التسول. في يوم من الأيام ، يجب على الأمم المتحدة أن تحل وتصوت لصالح المنظمة الجديدة. لهذه المنظمة الدستور على أساس: الكتاب المقدس، واللغة الفارسية، لذلك كل شيء يبدأ من جديد، وسوف تحل جميع المشاكل كما ثورية.

İran Fars konfranslarında rəsmi olmaq

İranda hər il 4-cü ildönümüdür, bu dünyada unikaldır və bu baxımdan İran ilkdir. Gündə orta hesabla 10 konfrans təşkil edir. Hər bir konfransda yüz kağızı təqdim edildikdə, böyük bir potensial var: milli mədəniyyətə və milli mədəniyyətə yardım etmək əvəzinə milli mədəniyyəti və fars dili məhv etmək. İngilis dilli ölkələrdə hər kəs ingilis dilində danışmalıdır və İrana gələnlər farsca konfrans təşkil etməlidirlər. Təəssüf ki, əksinə! Əslində biz bu kütləvi potensialı mədəni işğal üçün istifadə edirik. Bəzi konfranslarda danışan Fars dilindədir! Lakin onlar onu yad dilinə məcbur etdi. Son və yeganə xəndək qalır: İranın mədəniyyəti və mədəniyyəti də sürətlə ortadan qalxır. Hökumət düşünmürsə, fars dili Türkiyənin məktubları kimi olacaq. Və tarixin zibilliyinə göndəriləcək, çünki təvazökar olmaq hissi: xarici dilin işğalı yüksəlir. Məsələn, tibb elmində Fars dilində fars dilində seminar yoxdur! Hətta Almanlar və türklər ingilis dilini öyrənməyə məcburdurlar. Və bu gözəl deyil. Çünki Birləşmiş Millətlər Təşkilatının yaradılmasından əvvəl fars dilinin rəsmi dili və yazışma idi. Əlbəttə, bəzən də ərəb və ya Osmanlı türkləri danışdılar. Ancaq İranın inzibati hissəsi çox yüksək idi ki, məhkəmə və ofis, hamısı farsca yazılmalıdır. Hətta BMT əvvəlində, onun açılması üçün şair Sədi istifadə edilmişdir. (Adəm övladları Zeke mahiyyətini yaradılması, bir-birinə əzalarını var.) Farsi, Dari, bürokratiya və hökumət böyük İran mədəniyyət xatırlayır. Hafiz və Firdovsi, Şəms və Rumi dilidir: Ömər Xəyyam və Saadi. İllərdir elmi bir dildə olmuşdur: qədim riyazi kitablar və kimya yazılmışdır: A-dan F hərfləri yazılmışdır. Təəssüf ki, bəzi onlar natamam idi, ingratiation, İngilis satılır əvəzinə dili, xainlər var. Mozafar əl-Şah İranın mədən və torpaq sənətkarlığını satdı! Liberallar bu torpaqların mədəniyyətini və torpaqlarını pozdular. Önəmli olanı nə qədər əhəmiyyətli deyil: bundan sonra nə etməliyik? Bu xəyanət yoluna davam edəcəyikmi? Və ya müasir sivilizasiyanın yeni qurumlarını hazırlamaq? Birləşmiş Millətlər Təşkilatı və İngilis dili kimi köhnə təşkilatların bu gün düşməyəcəyi dünya üçün kifayət edərsə təbii olardı. BMT bayrağı Sionistlər və imperialistlərin əlindədir və reaksiya. Təhlükəsizlik Şurasında Amerika Səudiyyə Ərəbistanı ilə İnsan Hüquqları Şurasında eyni işləyir! OPAC-da İsrail. Bir irqçi Amerika Birləşmiş Ştatlarının prezidenti idi: ya bütün konvensiyalarını təsdiqləyir və ya həll edir! Və ya onu əldə edə bilərsiniz, yaxud da abunə olma! Və ... yalnız Fələstinlilərin ölümünü hesab edən İsrail. Bu pis dairədən xilas olmaq üçün yalnız bir şüar verməyin! Əksinə, bir həlli, məqbul və tətbiq olunan bir həll təqdim etməlidir. Cavab ağlamaq, danışmaq, yalvarmaq və ya yalvarmaq deyil. Bir zamanlar Birləşmiş Millətlər Təşkilatı ləğv edilmiş və yeni təşkilat üçün səs verməlidir.

 

 


برچسب‌ها: در همایش های ایرانی زبان فارسی رسمی شود,
سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۹/۱۳۹۷ - ۱۹:۳۲ نظر(0)

تشکیل کنفرانس وحدت اسلامی، یکی از دلایل نا کارآمدی وزارت خارجه است! زیرا نشان میدهد اهداف جمهوری اسلامی، معمولا در بیرون از وزارت خارجه دنبال میشود. لذا لزوم تحول در وزارت امورخارجه را تایید می کند. البته این کنفرانس هم، نتوانسته به اهدافی دست پیدا کند، زیرا در طی سی و دو دوره برگزاری، خروجی نداشته و: تقریبا مانند روز های اول است. در حالیکه مشابه این کنفرانس در اروپا یا شوروی سابق، باعث صدور انقلاب آنها شده بود. در شوروی سابق، در همان سالهای اولیه کمینترن یعنی کمونیزم بین المللی تشکیل شد. همه افراد شرکت کننده در این همایش، روسای جمهور کشورهای خودشان شدند(از جمله پیشه وری در ایران). کمونیزم بسرعت رشد کرد، و شوروی توانست حق وتو در سازمان ملل را بدست آورد.. اروپا توانست با اعزام میسیونر ها و ایجاد ماسون ها و لژیونر ها، سراسر جهان را به تصرف در آورده، جامعه ملل را تاسیس نماید. آمریکا به محض قدرت یافتن بعد از جنگ جهانی دوم، بلافاصله جامعه ملل را منحل، و سازمان ملل را تاسیس کرد! و مرکزیت آن را به نیویورک منتقل نمود. ایران با اینکه انتفاد های جدی، به سازمان ملل و کشورهای دارای حق وتو دارد، راه عملی برون رفت از این بحران را ندارد. زیرا روش سنتی وزارت امورخارجه ایران، وابستگی کامل به آمریکا و سازمان ملل است! از اینرو بجای عزت و مصلحت و حکمت، ذلت و منافع آمریکا و بیخردی است. ذلت به این معنی که می گوید: اگر فلان قانون تصویب نشود، آنها همه کار می توانند بکنند! در حالیکه شعار آمام خمینی این بود: که آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند! منافع آمریکا را برمنافع ملی ترجیح می دهند یعنی اینکه: با تمام عهد شکنی های آمریکا، هنوز بر عهد خود پابرجا هستند! و بیخردی هم یعنی :کار های ناشایست آنها را نتیجه: شعار مرگ بر امریکای ما می دانند!و اینکه هیچ برنامه ای برای مقابله با: آمریکا و سیاستهای زور گویانه او، بجز التماس کردن ندارند. مثلا یکی از مشکلات عدیده  غده سرطانی اسرائیل بوده، چون آمریکا، هر نوع قطعنامه علیه رژیم صهیونیستی و آل سعود را وتو می کند! نمونه اخیر ان تبرئه بن سلمان از قتل خاشقچی است. ریاست محترم جمهورهم  امروز، در مورد مشکل ایران با حق وتو بخوبی صحبت کرد، ولی راه حلی اراده نداد! آیا باید حق وتو از بین برود؟ یا سازمان ملل از بین برود و یک سازمان ملل جدید احداث شود؟ از سخنان ایشان بر می امد که حق وتو از بین رفتنی نیست، زیرا کسی به آنها نداده که بتواند از انها بگیرد! خودشان برمبنای زور و قدرت و سلاح های: اتمی و کشتار جمعی، این حق را برای خود ایجاد کرده اند. پس منطقا باید سازمان ملل منحل شود. همانطور که آمریکا توانست، جامعه ملل را منحل کند. اما نه تنها رئیس جمهور بلکه حتی وزارت خارجه نیز، چنین طرحی ندارند و اصلا، به ذهن آنها خطور نکرده که: میتوان بدون آمریکا هم زندگی کرد! البته ما نمی خواهیم باعث دشمنی، یا بفرقه در این ایام وحدت شویم، بلکه به نظر میرسد: بهترین کسانی که میتوانند در وزارت امورخارجه ایران، تحول انقلابی ایجاد کنند همین دونفر هستند. زیرا بقدر کافی برونگرایی داشته اند، و حالا موقع بازگشت به خویشتن است. و طلیعه این بازگشت از سحنان امروز ایشان، مشخص بود زیرا برای اولین بار، برون گرایی را محکوم و از آل سعود خواست: تا برای حفظ امنیت خود، نگاه به غرب نداشته باشد. لذا اگر در استراتژی و برنامه ریزی، همین چرخش ایجاد شود کافی است. چون ایران صاحب سازمان ملل جدید شده و هم، از شر تحریم ها و دیگر کارهای آمریکا که، همگی مبتنی بر حق وتو و زور گویی است، خلاص می شویم.

Inadequate State Department

The formation of the Islamic Unity Conference is one of the reasons behind the ineffectiveness of the State Department! Because it shows that the goals of the Islamic Republic are usually pursued outside the foreign ministry. Therefore, it confirms the need for change in the Ministry of Foreign Affairs. Of course, this conference also failed to achieve its goals, because during the thirty-two periods it did not have output and is: almost like the first days. While similar to the conference in Europe or the former Soviet Union, they issued their revolution. In the former Soviet Union, in the early years of the Comintern, international communism was formed. All the participants in the conference were presidents of their own countries (including criminals in Iran). Communism grew rapidly, and the Soviet Union was able to win the veto in the United Nations. Europe, with the dispatch of missionaries and the creation of Masons and Legionnaires, seized the whole world, established the community of nations. As soon as the post-World War II power was established, the United States immediately dissolved the League of Nations, and founded the United Nations! And transferred its focus to New York. Iran, despite having serious defections in the United Nations and veto countries, does not have the way out of the crisis. Because the Iranian Foreign Ministry's traditional approach is completely dependent on the United States and the United Nations! Hence, instead of dignity and wisdom, America's humility and interests are inept. In the sense that he says: "If the law is not ratified, they can do everything!" While Khomeini's motto was that they can not do anything wrong! They prefer the American interests to the national interests, that is, they are still on their own with all the American covenants! And disloyalty also means that the inept work of them is the result: the slogan "Death to America" ​​is known to us, and that there is no plan to deal with: America and its forceful policies, except for begging. For example, one of the many problems with the cancerous gland of Israel, since the United States vetoes any resolution against the Zionist regime and Al Saud! The latter example is the acquittance of bin Salman from the murder of a slicer. Dear presidential governor, today, I spoke well about the Iranian problem with veto power, but did not resolve it! Should Veto Removed? Or the United Nations will be eradicated and a new United Nations be created? It comes from his words that the veto is not destroyed, because no one gave them to take them! They have created this right themselves based on the power and the weapons of atomic and mass destruction. So logically, the UN should be dissolved. As the United States succeeded, it will dissolve the League of Nations. But not only the president but even the foreign ministry does not have such a plan and did not mind them at all: they can live without the United States! Of course, we do not want to cause hostility, or we will unite in these days, but it seems: the best that can create revolutionary change in the Iranian foreign ministry are the two. Because they had enough extraversion, and now it's back to yourself. And the rebellion of this return from his words today was clear because for the first time he condemned extroversion and demanded that Al Saud not look westward to maintain his security. So, if the strategy and planning is the same, the same spin is enough. Because Iran is the new owner of the UN, we get rid of the sanctions and other US work, which are all based on veto power and force.

عدم كفاية وزارة الخارجية

إن تشكيل مؤتمر الوحدة الإسلامية هو أحد الأسباب وراء عدم فعالية وزارة الخارجية! لأنه يبين أن أهداف الجمهورية الإسلامية يتم متابعتها خارج وزارة الخارجية. لذلك ، تؤكد الحاجة إلى التغيير في وزارة الشؤون الخارجية. وبالطبع ، فشل هذا المؤتمر أيضاً في تحقيق أهدافه ، لأنه خلال الفترتين الثانية والثلاثين لم يكن لديه مخرج وهو: تقريباً مثل الأيام الأولى. على الرغم من أنها شبيهة بالمؤتمر في أوروبا أو الاتحاد السوفييتي السابق ، فقد أصدروا ثورتهم. في الاتحاد السوفياتي السابق ، في السنوات الأولى من الكومنترن ، تشكلت الشيوعية الدولية. وكان جميع المشاركين في المؤتمر رؤساء دولهم (بما في ذلك المجرمين في إيران). لقد نمت الشيوعية بسرعة ، وكان الاتحاد السوفييتي قادرًا على الفوز بحق النقض في الأمم المتحدة ، وأوروبا ، مع إرسال المبشرين وإنشاء الماسونيين والفلاحين ، استولت على العالم بأسره وأسست مجتمع الأمم. بمجرد تأسيس قوة ما بعد الحرب العالمية الثانية ، حلت الولايات المتحدة على الفور عصبة الأمم ، وأسست الأمم المتحدة! ونقل تركيزه إلى نيويورك. إيران ، على الرغم من وجود انشقاقات خطيرة في الأمم المتحدة وفيتو الدول ، لا تملك مخرجا من الأزمة. لأن النهج التقليدي لوزارة الخارجية الإيرانية يعتمد بالكامل على الولايات المتحدة والأمم المتحدة! ومن هنا ، وبدلاً من الكرامة والحكمة ، فإن تواضع أميركا ومصالحها غير كفؤين. بمعنى أنه يقول: "إذا لم يتم التصديق على القانون ، يمكنهم فعل كل شيء!" بينما كان شعار الخميني أنه لا يمكنهم فعل أي شيء خاطئ! إنهم يفضلون المصالح الأمريكية للمصالح الوطنية ، أي أنهم لا يزالون بمفردهم مع كل المواثيق الأمريكية! ويعني عدم الولاء أيضا أن العمل غير الأكيد لهم هو النتيجة: شعار "الموت لأمريكا" معروف لنا ، وأنه لا توجد خطة للتعامل مع: أمريكا وسياساتها القوية ، باستثناء التسول. على سبيل المثال ، واحدة من العديد من المشاكل مع الغدة السرطانية في إسرائيل ، حيث أن الولايات المتحدة تستخدم الفيتو ضد أي قرار ضد النظام الصهيوني والعلمي! المثال الأخير هو تبرئة بن سلمان من قتل القطة. حاكمتي الرئاسية السعيدة ، اليوم ، تحدثت بشكل جيد عن المشكلة الإيرانية باستخدام حق النقض ، ولكن لم أحلها! يجب إزالة الفيتو؟ أم سيتم القضاء على الأمم المتحدة وإنشاء أمم متحدة جديدة؟ إنه يأتي من كلماته أن حق النقض لم يدمر ، لأنه لم يعطهم أحد أن يأخذهم! لقد خلقوا هذا الحق بأنفسهم على أساس القوة والأسلحة النووية والدمار الشامل. لذلك من المنطقي أن يتم حل الأمم المتحدة. ومع نجاح الولايات المتحدة ، فإنها ستحل عصبة الأمم. لكن ليس فقط الرئيس ولكن حتى وزارة الخارجية ليس لديها مثل هذه الخطة ولا تمانعها على الإطلاق: يمكنهم العيش بدون الولايات المتحدة! بالطبع ، لا نريد أن نتسبب في العداء ، أو أننا سوف نتحد في هذه الأيام ، ولكن يبدو أن: أفضل ما يمكن أن يحدث تغييرًا ثوريًا في وزارة الخارجية الإيرانية هو الاثنين. لأن لديهم ما يكفي من الانبساط ، والآن عاد إلى نفسك. لذا ، إذا كانت الإستراتيجية والتخطيط متماثلين ، فإن نفس الدوران كافٍ. ولأن إيران هي المالك الجديد للأمم المتحدة ، فإننا نتخلص من العقوبات والأعمال الأمريكية الأخرى ، التي تستند جميعها إلى حق النقض والقوة.

Dövlət Departamentinin qeyri-kafi

İslam Birliyi Konfransının qurulması Dövlət Departamentinin təsirsizliyinə səbəb olmuşdur. Çünki İslam Respublikasının məqsədləri adətən Xarici İşlər Nazirliyinin xaricində həyata keçirildiyini göstərir. Buna görə də Xarici İşlər Nazirliyində dəyişiklik edilməsi lazım olduğunu təsdiqləyir. Lakin, konfrans, çünki otuz iki keçirilməsi dövründə olan, məqsədlərinə nail olmaq üçün uğursuz çıxış təxminən ilk gün kimi. Avropada və ya keçmiş Sovet İttifaqında keçirilən konqresə bənzər olsa da, onların inqilabını verdilər. Köhnə Sovet İttifaqında Kominternin ilk illərində beynəlxalq kommunizm formalaşmışdı. Konfransın bütün iştirakçıları öz ölkələrinin (İranda cinayətkarlar da daxil olmaqla) prezidentləri idi. İkinci Dünya Müharibəsindən sonra hakimiyyət qurulduqdan sonra Birləşmiş Millətlər Birləşmiş Millətlər Birliyi dərhal ləğv edildi və Birləşmiş Millətlər Təşkilatını qurdu! Və diqqətini New Yorka köçürdü. İran, Birləşmiş Millətlər Təşkilatında və veto ölkələrində ciddi qüsurlar yaşanmasına baxmayaraq, böhrandan çıxış yoluna sahib deyil. İran Xarici İşlər Nazirliyinin ənənəvi yanaşması tamamilə ABŞ və Birləşmiş Millətlər Təşkilatından asılıdır! Beləliklə, ləyaqət və hikmət əvəzinə, Amerikanın təvazökarlığı və maraqları qəribədir. O deyir ki: "Qanun təsdiqlənməsə, hər şeyi edə bilər!" Xomeyninin şüarı isə yanlış bir şey edə bilmədi. Onlar Amerika maraqlarını milli mənafelərlərə üstünlük verirlər, yəni bütün Amerika şərtləri ilə hələ də özləri var! Məsələn, problemlərdən biri Amerika, İsrail kimi İsrail xəəng və Səudiyyə veto ona qarşı hər hansı bir qətnamə var! Sonuncu nümunə Bin Salmanın dilimçiliyin öldürülməsindən asılılığıdır. Hörmətli Prezidentin qubernatoru, bu gün İranlı veto gücüylə əlaqədar problemi yaxşı danışdım, amma həll etmədim! Veto çıxarılmalı mı? Yoxsa Birləşmiş Millətlər Təşkilatı məhv ediləcək və yeni bir Birləşmiş Millətlər Təşkilatı yaradılacaq? Onun sözlərinə görə, vetonun məhv edilməməsi, çünki heç kim onları almağa verməmişdir! Atom və kütləvi qırğın silahları və silahları əsasında bu hüquqları özləri yaratdılar. Beləliklə, məntiqlə, BMT həll olunmalıdır. Birləşmiş Ştatların müvəffəqiyyəti kimi, Millətlər Liqasını ləğv edəcək. Əlbəttə ki, düşmənçiliyə səbəb olmaq istəmirik, ya da bu günlərdə birləşəcəyik, ancaq görünür: İranın xarici işlər nazirliyində inqilabi dəyişiklik yarada bilən ən yaxşı ikilidir. Çünki onlar kifayət qədər ekstravisiyaya malik idi və indi özünüzə döndüm. Bu ifadənin bu günkü çıxışı üsyanı aydın idi, çünki ilk dəfə o, ekstradisiyanı qınadı və Al Səudun təhlükəsizliyini qorumaq üçün qərbə baxmamasını tələb etdi. Beləliklə, strategiya və planlaşdırma eyni olsa, eyni spin kifayətdir.

 


برچسب‌ها: ناکار آمدی وزارت خارجه,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۹/۱۳۹۷ - ۱۸:۰۳ نظر(0)

تاکنون همیشه صحبت از تحول در وزارت آموزش و پرورش، یا بانکها بوده ولی به نکته اصلی اشاره ای نشده است! البته به وزارت علوم و فناوری هم، گاهی گیر داده می شود. بخصوص در متن دروس و مواد آموزشی دانشگاهها. به این دلیل که دانشگاهها و موسسات آموزشی، چون بوسیله غربیها ایجاد شده و: سیستم تاریخی و سنتی آموزش در ایران کاملا نابود گردیده، لذا مواد آموزشی آن هم غربی است. و این امر باعث ایجا شکاف عمیق بین: مردم و تحصیلکرده ها شده. زیرا تحصیلکرده ها فقط نقش مترجمانی را ایفا می کنند که: مواد درسی و آموزشی را از متون انگلیسی یا آمریکایی، ترجمه و تدریس می کنند! مردم که با این متون بیگانه هستند، در مقابل آن گارد می گیرند! روشنفکران وتحصیلکرده هم بجای بومی سازی آن، به دستوری بودن پناه می برند. مدتها مبارزه شد تا این روش کمی تغییر کرد، ولی هنوز هم در دوره دکترا و فوق لیسانس، اصلا خبری از زبان فارسی نیست!اگر چند واحدی هم فارسی می گذرانند، اجباری و غیر دوستانه است! کارخانجات و موسسات تولیدی و خدماتی هم همین وضعیت را دارند. مثل این است که یک نفر به ایتالیا رفته، و دکترای تغذیه گرفته و در پختن لازانیا کاملا متخصص شود. ولی وقتی به ایران برمی گردد، همه از او قرمه سبزی یا چلوکباب می خواهند! و فقط کسانی لازانیا را درخواست خواهند داد، که به ایتالیا رفته، یا بخواهند با لازانیا آشنا شوند. این همان شکاف مورد نظر بین تحصیلکرده ها و مردم ایران است. با اعلام طرح تحول، بخشی از این شکاف از بین رفته و یا: در حال برنامه ریزی هستند. اما مقاومت لیبرال ها، مانع پیشرفت این طرح می شود(که پیشتر نام بومی سازی بخود گرفته). با این حال امید است که آنها هم بفهمند که: در ایران انقلابی رخ داده و: مردم هم توانایی های جدید پیدا کرده اند. اما همین قدر تحول هم در وزارت خارجه اتفاق نیافتاده است! وزارت خارجه ایران، در واقع وزارت خارجه اروپا یا آمریکا است! یعنی از حد مترجم یودن هم بالاتر رفته، و به حد عمل گرایی آن رسیده است. همه میدانند تا چند سال بعد از انقلاب اسلامی، هنوز بسیاری از سفرا عوض نشده بودند! همان سفیر شاهنشاهی با همان آرم و مختصات، مثلا در اسپانیا در جای خود محکم ایستاده بود! ما اقدام کردیم و اولین گروه را بعنوان: گروه رمز را طی سال 1362 در سازمان هواشناسی! ( از ترس وزارت خارجه ای ها) تربیت کردیم! و به سفارتخانه ها فرستادیم. ولی آنها همان آدم های بیسواد و غیر متخصصی لقب گرفتند که: به اجبار یا فرمایشی به سفارت خانه ها رفته اند. کار با وزارتخارجه آنقدر سخت بود که: در سال 1359 خارج از این وزارتخانه 110هیات: حسن نیت تشکیل شد و مستقیما از طرف شهید رجایی، به تمام کشورهای تاثیر گذار فرستاده شد. کار وزارتخارجه در تمام این ایام، یاد دادن دیلماسی به ایرانی ها بود! یعنی بگوید اروپا و آمریکا، از ما چه انتظاری دارند و ما چگونه، باید نوکر آنها باشیم و به حرفهایشان گوش کنیم! و به اداب آنها عمل کنیم. و اگر کسی می خواست انقلابی یا اسلامی رفتار کند، متهم به رفتار غیر دیپلماتیک! می شد و یا گفته می شد که عرف دیپلماسی را نمی داند. در دانشکده روابط بین الملل هم، فقط نحوه پذیرایی از خارجی ها را یاد دادند! و زبان آنها را با لهجه هایی غلیظ تر از خودشان، آموزش دادند. تحصیلکرده این دانشکده کسی بود که: حرفهای ترامپ را همیشه گوش کند، و تحلیل داشته باشد!هرگز فکر نکند که آنها بی حساب حرف می زنند. اگر می گویند ایران تروریست است، پس هست! اگر بگویند در ایران پولشویی هست، پس یعنی هست!عکس العملی در مقابل این توهین ها نیست،چون خود را قبل از دادگاه محکوم کرده اند!

The need for revolutionary change in the State Department

So far, there has always been talk of a change in the ministry of education or banks, but the main point is not mentioned! Of course, the Ministry of Science and Technology, too, is often stuck. Especially in the textbooks and teaching materials of universities. Because universities and educational institutions are created because of the West: the historical and traditional system of education in Iran is completely destroyed, so the teaching materials are Western. And this has caused a deep gap between people and educated people. Because educators only act as translators who translate and teach English and American textbooks and teaching materials! The people who are alien to these texts are guarded against it! The intellectuals and educators, instead of localizing them, seek shelter. It was a long struggle for this method to change slightly, but still there is no Farsi language in the PhD and Masters! If there are several Persian units, it is compulsory and unfriendly! Factories and manufacturing and service enterprises are in the same situation. It's like having someone go to Italy, and have a doctorate in nutrition and a specialist in cooking lasagna. But when they return to Iran, they all ask for herbs or chewies! And only those who ask for lasagna, who have gone to Italy, or want to get acquainted with lasagna. This is the same gap between educated people and people of Iran. By announcing the evolution plan, part of the gap is gone, or: they are planning. But the resistance of the liberals will prevent the progress of the project (which has already been called the localization). However, it is hoped that they will also realize that revolution has occurred in Iran: people have also found new abilities. But so much change has not happened in the State Department! Iran's foreign ministry is actually the State Department of Europe or the United States! It means that the translator's level is also higher, and has reached its limit of pragmatism. Everyone knows that until many years after the Islamic Revolution, many of the ambassadors have not been changed! The same Imperial Ambassador with the same logos and coordinates, for example, was standing in Spain firmly! We acted and set up the first group as a group in the Meteorological Organization in 1983! (Fear of the Foreign Ministry)! We sent to the embassies. But they were called uneducated and unprofessional people: they were forced to go to the embassies. The work with the State Department was so difficult: In 1359, outside the ministry, 110 delegates: goodwill were formed and sent directly to the influential countries directly from the martyr Rajai. The work of the Department of the Interior during all these years was to teach the Iranians a delimitation! That is to say, Europe and the United States are waiting for us, and how should we be their valet and listen to their words! And to act on them. And if anyone wanted to behave revolutionary or Islamic, he was accused of non-diplomatic behavior! It was said or said that he did not know the rules of diplomacy. At the Faculty of International Relations, they just taught foreigners what to do! And they taught their language with thicker accents than themselves. An educated student at the college was someone who always listens to Tramp's words and analyzes! They never think that they are talking to the unprofessional. If they say that Iran is a terrorist, then it is! If it is said that there is money laundering in Iran, then it means, there is no reaction to these insults, because they condemned themselves before the court!

الحاجة إلى تغيير ثوري في وزارة الخارجية

حتى الآن ، كان هناك دائما حديث عن تغيير في وزارة التعليم أو البنوك ، ولكن النقطة الرئيسية لم يتم ذكرها! بطبيعة الحال ، فإن وزارة العلوم والتكنولوجيا ، أيضًا ، عالقة في الغالب. لا سيما في الكتب المدرسية والمواد التعليمية للجامعات. لأن الجامعات والمؤسسات التعليمية يتم إنشاؤها بسبب الغرب: نظام التعليم التاريخي والتقليدي في إيران يتم تدميره بالكامل ، وبالتالي فإن المواد التعليمية الغربية. وهذا سبب فجوة عميقة بين الناس والمتعلمين. لأن اختصاصيو التوعية يعملون فقط كمترجمين يقومون بترجمة وتعليم الكتب الدراسية والمواد التعليمية باللغة الإنجليزية والأمريكية! إن الأشخاص الغريبة عن هذه النصوص يخضعون لحراسة! المثقفون والمعلمون ، بدلاً من توطينهم ، يبحثون عن مأوى. لقد كان صراعاً طويلاً من أجل تغيير هذه الطريقة قليلاً ، لكن لا توجد لغة فارسية في الدكتوراه والماجستير! إذا كانت هناك عدة وحدات فارسية ، فهي إلزامية وغير ودية! المصانع والشركات الصناعية والخدمية هي في نفس الوضع. انها مثل وجود شخص ما يذهب إلى إيطاليا ، والحصول على درجة الدكتوراه في التغذية ومتخصص في الطبخ اللازانيا. ولكن عندما يعودون إلى إيران ، فإنهم جميعًا يطلبون الأعشاب أو الممحون! فقط أولئك الذين يطلبون اللازانيا ، الذين ذهبوا إلى إيطاليا ، أو يريدون التعرف على اللازانيا. هذه هي نفس الفجوة بين المتعلمين وشعب إيران. من خلال الإعلان عن خطة التطور ، فإن جزءًا من الفجوة قد انتهى ، أو: يخططون. لكن مقاومة الليبراليين ستمنع تقدم المشروع (الذي كان يسمى بالفعل بالتوطين). ومع ذلك ، من المأمول أن يدركوا أيضًا أن الثورة قد حدثت في إيران: لقد وجد الناس أيضًا قدرات جديدة. لكن الكثير من التغيير لم يحدث في وزارة الخارجية! وزارة الخارجية الإيرانية هي في الواقع وزارة خارجية أوروبا أو الولايات المتحدة! وهذا يعني أن مستوى المترجم أعلى أيضًا ، وقد وصل إلى الحد العملي للبراغماتية. يعلم الجميع أنه حتى سنوات عديدة بعد الثورة الإسلامية ، لم يتغير الكثير من السفراء! السفير نفسه مع نفس الشعارات والإحداثيات ، على سبيل المثال ، كان يقف في إسبانيا بحزم! لقد عملنا ونؤسس المجموعة الأولى كمجموعة في منظمة الأرصاد الجوية في عام 1983! (الخوف من وزارة الخارجية)! أرسلنا إلى السفارات. لكنهم استدعيوا أشخاصًا غير متعلمين وغير محترفين: لقد أُجبروا على الذهاب إلى السفارات. كان العمل مع وزارة الخارجية صعباً للغاية: في عام 1359 ، خارج الوزارة ، تم تشكيل 110 مندوبين: تم إنشاء النوايا الحسنة وإرسالها مباشرة إلى الدول المؤثرة مباشرة من الشهيد رجائي. كان عمل وزارة الداخلية خلال كل هذه السنوات هو تعليم الإيرانيين ترسيم الحدود! وهذا يعني أن أوروبا والولايات المتحدة في انتظارنا ، وكيف ينبغي لنا أن نكون خادمنا وأن نستمع إلى كلماتهم! والتصرف عليها. وإذا كان أي شخص يريد أن يتصرف ثوريًا أو إسلاميًا ، فقد اتهم بسلوك غير دبلوماسي! قيل أو قال إنه لا يعرف قواعد الدبلوماسية. في كلية العلاقات الدولية ، قاموا فقط بتعليم الأجانب ماذا يفعلون! وعلموا لغتهم بسمات أكثر سمكا منهم. كان أحد الطلاب المتعلمين في الكلية شخصًا يستمع دائمًا إلى كلمات ترامپ وتحليلاتها ، ولا يفكرون أبدًا في أنهم يتحدثون إلى غير المحترفين. إذا قالوا إن إيران إرهابية ، فهي كذلك! إذا قيل إن هناك غسل أموال في إيران ، فهذا يعني أنه لا يوجد رد فعل على هذه الإهانات ، لأنهم أدانوا أنفسهم أمام المحكمة!

Dövlət Departamentində inqilabi dəyişikliyə ehtiyac var

İndiyə qədər hər zaman təhsil nazirliyində və ya banklarda dəyişikliklər danışılırdı, amma əsas məqam da qeyd edilmir! Əlbəttə ki, Elm və Texnologiya Nazirliyi də tez-tez sıxılır. Xüsusilə universitetlərin dərsliklərində və tədris materiallarında. Və bu insanlar və təhsilli insanlar arasında dərin bir boşluq yaratdı. Təlimçilər yalnız ingilis və Amerika dərsliklərini və tədris materiallarını tərcümə edən və öyrətən tərcüməçilər kimi çıxış edirlər! Bu mətnlərə yabancı olan insanlara qarşı qorunur! Ziyalılar vəəllimlər onları lokallaşdırmaq yerinə sığınacaq axtarırlar. Fabriklər, istehsal və xidmət müəssisələri eyni vəziyyətdədirlər. Bu, birinin İtaliyaya getməsi və bəslənməsində doktorluq və lazanya yeməkdə bir mütəxəssis olması kimi. Ancaq onlar İrana döndükdə, hamısı otlar və ya çeynənmələr tələb edir! Lasagna müraciət və İtaliyaya getdi olan yalnız, və ya lasagna ilə tanış olmaq istəyirəm. Bu, təhsilli insanlar və İran xalqı arasında eyni boşluqdur. Təkamül planını elan edərək, boşluğun bir hissəsi yox, ya da planlaşdırırlar. Lakin liberalların müqaviməti layihənin inkişafına mane olur (bu, artıq lokalizasiya adlanır). Ancaq ümid edirlər ki, inqilab İranda baş verib: insanlar da yeni qabiliyyətləri tapıblar. Ancaq Dövlət Departamentində belə bir dəyişiklik baş vermədi! İranın Xarici İşlər Nazirliyi əslində Avropa və ya ABŞ Dövlət Departamentidir! Yəni tərcüməçinin səviyyəsi də yüksəkdir və pragmatizm səviyyəsinə çatdı. Hər kəs bilir ki, İslam inqilabından illər sonra, bir çox səfir dəyişməyib! Eyni İmperial səfir, eyni logolar və koordinatlarla, məsələn, İspaniyada möhkəm dururdu! 1983-cü ildə Meteorologiya Təşkilatında bir qrup olaraq hərəkət etdik və ilk qrup qurduq! (Xarici İşlər Nazirliyinin qorxusu)! Səfirliklərə göndərdik. Amma onlar təhsilsiz və peşəkar olmayan insanlar idi: onlar səfirliklərə getmək məcburiyyətində qaldılar. Bütün bu illər ərzində Daxili İşlər Nazirliyinin işi İranlılara bir delimitasiya öyrətmək idi! Yəni, Avropa və Amerika Birləşmiş Ştatları bizi gözləyir və biz onların valetləri və onların sözlərini necə dinləməlidirlər! Və onlara əməl etmək. Hər kəs inqilabi və ya islamçı davranmaq istəsə, o, diplomatik olmayan davranışla ittiham olunub! Deyildi və ya diplomatiya qaydalarını bilmədiyini söylədi. Beynəlxalq Əlaqələr Fakültəsində yalnız xaricilərə nə edəcəyini öyrətdilər! Onlar öz dilindən daha qalın vərdişləri ilə öyrətdilər. kollec təhsilli şəxs: Senior Trump həmişə dinləmək və təhlil olmaq bir söhbət olduğunu düşünmürəm. İranın terrorçu olduğunu söyləyirlərsə, o zaman! bu təhqir qarşı reaksiya yoxdur, belə ki, çirkli pulların yuyulması, İranda demək olarsa, məhkəmə qarşısında onun qınadı!


برچسب‌ها: تحول در وزارت امور خارجه,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۹/۱۳۹۷ - ۱۶:۲۹ نظر(0)

سیستم فکری هرکسی، در جایی که در ان درس خوانده و یا، به انجا علاقه دارد شکل می گیرد. لذا از درک سیستم های فکری دیگر عاجز است. گاهی نه تنها درک وجود ندارد، و تعاملی صورت نمی گیرد! بلکه تضاد و دشمنی هم ایجاد ی کند. مثلا انعام دادن به کارمندان هتل، در برخی کشورها به معنی قدر دانی از کمک آنها است، در تعدادی دیگر بی حرمتی حساب می شود. بنابر این اظهار نظر ظریف در اینکه پولشویی گسترده، در ایران وجود دارد و بسیاری، منافع خود را در (توسعه) آن می دانند، مانند همان مثال فوق است. ذهنیت دکتر محمد جواد ظریف، در ایران شکل نگرفته لذا: با فرهنگ شوخ طبعی یا نقادی آن اشنا نیست. از طرف دیگر گوش او به بلندگوهای آنطرف باز است، و این طرف را نمی شنود و یا نمی خواهد بشنود. ایشان در روزهای اول وزارت گفت که: کسی که هولوکاست را انکار می کرد رفت. ولی حالا فهمیده که اگر کسی با برجام مخالف باشد، پیرو اسرائیل است! وی قبلا می گفته که ایران منزوی است، باید از انزوا در آید. حالا می گوید ایران قوی است، و آمریکا منزوی است. معلوم نیست منظور او این است که: یک شبه همه چیز عوض شده، یا او توانسته به تنهایی رابطه را معکوس نماید. وی اعلام کرده که پولشویی وجود دارد، ولی یک سند برای این کار ارائه نکرده . دلیل آن هرچه باشد خارج از حیطه وزارت خارجه نیست! یعنی پول باید از طریق یکی از اتباع بیگانه، در حساب های ایران وارد و توسط همان ها هم، خارج شود ولذا این اظهارات، تف سربالا است اگر وجود دارد، که منشا آن سازمان متبوع است، و اگر هم نباشد حرف خودش دروغ می شود. و اگر دروغ اثبات نشود، تهمت  وافترا محسوب، حبس تعزیری یا شلاق دارد! چون یک ادعای شرف ملی است، لذا کسی نمی تواند آن را ببخشد. و اگر قوه قضائیه پیگیری کند، کار به جاهای باریک می کشد! از ان گذشته به گفته یکی از روزنامه نگاران، کار وزارت خارجه در این چندسال، تبدیل به وزارت داخله شده! یعنی دستور بدون چون و چرا از خارج می گیرند، و به داخلی ها می گویند اجرا و یا تصویب کند! در مورد آب و محیط زیست و نفت و .. همه، به وزیر خارجه بر می گردد! و به قول سخنگوی وزارت خارجه، وقتی این وزارت توان دارد، باید به وزارت خانه های دیگر کمک کند! در حالیکه وزارت خارجه بازوی دولت در خارج است! باید همه کارهای خارجی دولت و ملت ایران را انجام دهد، نه آنکه از انها سفارش بگیرد و: به اینها بگوید اجرا کن. مخصوصا در زمان چهل سالگی انقلاب اسلامی. مهمترین گام در چهل سالگی، باید تحول در وزارت خارجه باشد، که بتواند صدور انقلاب را انجام دهد! در حالیکه مانع اصلی صدور انقلاب است. پیامبر اسلام در سن چهل سالگی مبعوث شد یعنی: سن چهل سالگی، سال اعلام و بیان برای همه دنیا است. مردم دنیا هم از ملت ایران انتظار دارند. اهداف بزرگ انقلاب اسلامی، نباید فداری 80میلیون مردم ایران شود. و در حصار تنگ آن زندانی شود. انقلاب ایران، انقلاب مستضعفین جهان است چه مسلمان و غیرمسلمان. زیرا دستور امام علی است که: به همه توجه کنیم چه آنهایی که همدین ما هستند، و چه آنهایی که همنوع ما می باشند. آمار ها نشان می دهد که در ایران، سوء تغذیه تبدیل به پرخوری شده است! بیماریهای واگیر به بیماریهای خودگیر( از قبیل چاقی و سکته قلبی) مبدل شده. این در حالیست که مردم فقیر آمریکا، در روز شکر گذاری، قادر به تهیه یک وعده غذای سنتی این روز نیستند. کودکان یمن از بی دارویی و بی غذایی می میرند، و گرسنگان آفریقا همچنان چشم براه هستند. آیا انها انسان نیستند؟ و انقلاب اسلامی یا دولت یعنی وزارت حارجه وظیفه ای ندارد؟

Elegant gaps and thick lessons!

Everyone's intellectual system is formed wherever he / she are studying or interested in. Therefore, it is difficult to understand other systems of thought. Sometimes not only no understanding, no interactive! It also creates contradiction and hostility. For example, giving a gift to the hotel's staff in some countries is a sign of appreciation for their help, and in a number of other cases it is considered inappropriate. It is, therefore, a subtle comment that there is widespread money laundering in Iran, and many consider their interests in (development), as in the above example. The mentality of Dr. Mohammad Javad Zarif is not formed in Iran. Therefore, it does not recognize the culture of humor or critique. On the other hand, his ear is open to the speakers on the other side, and he does not listen to this or he will not hear. In the first days of the ministry, he said: "He who denied the Holocaust. But now he understands that if anyone contradicts the cause, he is a follower of Israel! He has already said that Iran is isolated, it must be isolated. Now he says Iran is strong, and America is isolated. It is not clear what he means: overnight everything has changed, or he has been able to reverse the relationship alone. He said there was money laundering, but he did not provide a document for this. Whatever the reason, outside the State Department! That is, money must be transferred to and through the same account with one of the foreigners in Iran's accounts. Therefore, these statements are spit up if it exists, which originates from that organization, and if it is not the case, it is lying itself. . And if the lie is not proven, there is slander and defamation, imprisonment or flogging! Because: it's a national title claim, so nobody can forgive it. And if the judiciary is tracked down, it will take a narrow place! According to one journalist, the work of the State Department in this few years has become the Ministry of the Interior! That is, the command is taken out of the outside, and it is said to the interior to execute or approve! In the case of water and the environment and oil, and everybody, goes to the foreign minister! And, as the State Department spokesman said, when it is in power, it must help other ministries! While the Foreign Ministry is the arm of the government outside! We must do all the foreign affairs of the Iranian government and nation, not order them: tell them to perform. Especially: during the forties of the Islamic Revolution. The most important step in forty years should be the transformation of the State Department, which can carry out the issuance of the revolution! While: the main obstacle is the issuance of the revolution. The prophet of Islam was born at the age of forty, namely, the age of forty, the year of proclamation and expression for the whole world. The people of the world expect the Iranian nation. The major goals of the Islamic Revolution should not be the saving of 80 million Iranians. And: imprisoned in the narrow fence. The Iranian revolution is a revolution of the destitute of the world, whether Muslim or non-Muslim. Because the commandment of Imam Ali is that: We pay attention to all those who are our ally and those who are ours. Statistics show that malnutrition has become a bite in Iran! Contagious diseases have become spontaneous illnesses (such as obesity and stroke). This is despite the fact that the poor people of America, on Thanksgiving Day, are not able to make a traditional meal this day. Yemen's children are dying of food and food, and the hungry Africans are still waiting. Are they not human? And the Islamic Revolution or the government, the ministry of ministry, does not have a duty?

فجوات أنيقة ودروس سميكة!

يتم تشكيل النظام الفكري للجميع أينما هو / هي يدرس أو يهتم به. لذلك ، من الصعب فهم أنظمة الفكر الأخرى. في بعض الأحيان ليس فقط لا تفاهم ، لا تفاعلي! كما يخلق التناقض والعداء. على سبيل المثال، المكافآت لموظفي الفندق، في بعض البلدان يعني أنهم يقدرون مساعدة، وفي حالات أخرى إلى اعتبار تدنيس. لدينا تعليق خفية حتى في ذلك غسل الأموال واسعة، وهناك الكثيرون في إيران، مصالحهم في (تطوير) معرفة، كما في المثال أعلاه. عقلية الطبيب محمد جواد ظريف، لا يقوم إيران على ذلك: ليسوا على دراية ثقافة النكتة أو النقد. من ناحية أخرى ، أذنه مفتوحة للمتكلمين على الجانب الآخر ، وهو لا يستمع إلى هذا أو أنه لن يسمع. في الأيام الأولى للوزارة ، قال: "من أنكر المحرقة. لكنه الآن يفهم أنه إذا كان أي شخص يتناقض مع القضية ، فهو من أتباع إسرائيل! لقد قال بالفعل أن إيران معزولة ، يجب أن تكون معزولة. الآن يقول إن إيران قوية ، وأميركا معزولة. ليس من الواضح ما يعنيه: تغير كل شيء بين عشية وضحاها ، أو أنه تمكن من عكس العلاقة وحدها. وقال إن هناك غسل أموال ، لكنه لم يقدم وثيقة لهذا الغرض. مهما كان السبب ، خارج وزارة الخارجية! هذه الأموال يجب أن تذهب من خلال واحدة من الأجانب، على حساب إيران والتي رغيد الحياة، وبالتالي هذه التصريحات، يبصقون شاقة إذا كان هناك، منشؤها منظمة، وإذا كان لا يقول انه كذب . وإذا لم تثبت الكذبة ، فهناك قذف وتشويه ، أو سجن ، أو جلد! لأنها مطالبة على الصعيد الوطني ، لذلك لا يمكن لأحد أن يغفر لها. وإذا تم تعقب القضاء ، فسوف يستغرق الأمر مكانًا ضيقًا! وفقا لأحد الصحفيين ، فإن عمل وزارة الخارجية في هذه السنوات القليلة أصبح وزارة الداخلية! وهذا هو ، يتم إخراج الأمر من الخارج ، ويقال للداخل لتنفيذ أو الموافقة! في حالة الماء والبيئة والنفط ، والجميع يذهب إلى وزير الخارجية! وكما قال المتحدث باسم وزارة الخارجية ، عندما تكون في السلطة ، يجب عليها أن تساعد الوزارات الأخرى! بينما وزارة الخارجية هي ذراع الحكومة خارجها! يجب أن نفعل كل الشؤون الخارجية للحكومة الإيرانية والأمة ، لا أن تأمر بها: أخبرهم أن يؤدوا. خاصة خلال الأربعينيات من الثورة الإسلامية. أهم خطوة في أربعين سنة يجب أن تكون تحويل وزارة الخارجية ، التي يمكن أن تقوم بإصدار الثورة! في حين أن العقبة الرئيسية هي إصدار الثورة. وقد أرسل النبي محمد في سن الأربعين سن الأربعين والسنة والتعبير لجميع دول العالم. الناس في العالم يتوقعون الأمة الإيرانية. يجب ألا تكون الأهداف الرئيسية للثورة الإسلامية هي إنقاذ 80 مليون إيراني. وسجن في السياج الضيق. الثورة الإيرانية هي ثورة المعدمين في العالم ، سواء كانوا مسلمين أو غير مسلمين. لأن وصية الإمام علي هي: نحن نولي اهتماما لكل من هم حليفنا ومن هم لنا. تشير الإحصاءات إلى أن سوء التغذية أصبح لدغة في إيران! أصبحت الأمراض المعدية الأمراض العفوية (مثل السمنة والسكتة الدماغية). هذا على الرغم من حقيقة أن الفقراء في أمريكا ، في عيد الشكر ، غير قادرين على تقديم وجبة تقليدية في هذا اليوم. يموت أطفال اليمن من الطعام والطعام ، ولا يزال الأفارقة الجوعى ينتظرون. هل هم بشر؟ والثورة الإسلامية أو الحكومة ، وزارة الوزارة ، ليس لها واجب؟

Elegant boşluqlar və qalın dərslər!

Hər kəsin intellektual sistemi o təhsil alan və ya maraqlandığı yerdə qurulur. Buna görə də düşüncə sistemlərini anlamaq çətindir. Bəzən yalnız anlayış, interaktiv yox! Bu da ziddiyyət və düşmənçilik yaratır. Biz bir çox onların maraqları yuxarıda misal kimi, bilirik (inkişafı), İran var ki, geniş pulların yuyulması belə incə şərh var. Dr. Məhəmməd Cavad Zərifin zehniyyəti İranda yaranmır, buna görə də, yumor və ya tənqid mədəniyyətini tanımır. Digər tərəfdən, qulaqları digər tərəfdən danışanlar üçün açıqdır və bu sözləri dinləmir və ya eşidilmir. Nazirliyin ilk günlərində, o dedi: "Holokostu inkar edən. Amma indi o başa düşür ki, kimsənin səbəbi ziddiyyət təşkil edirsə, o, İsraillilərdəndir! O, artıq İranın təcrid olunduğunu söyləyib, təcrid olunmalıdır. İndi İranın güclü olduğunu və Amerikanın təcrid olunduğunu söyləyir. Onun nə demək istədiyi aydın deyil: gecə hər şey dəyişdi, ya da yalnız əlaqəni dəyişə bildi. O, pulların yuyulması olduğunu söylədi, amma bunun üçün bir sənəd vermədi. Nə olursa olsun, Dövlət Departamentinin xaricində! Pul İranın hesabına, əcnəbilərin biri ilə getmək və yaxşı off və buna görə də bu ifadələri ilə dağa tüpürmək olarsa, təşkilat məəli, və demək deyil, əgər o yalan olmalıdır . Və yalan sübut olunmazsa, böhtan və böhtan, həbs və ya fitnə var! Çünki milli bir iddia var, belə ki heç kim onu ​​bağışlamaz. Mühakimə izlənilirsə, dar bir yer tutacaq! Bir jurnalistin sözlərinə görə, bu bir neçə il ərzində Dövlət Departamentinin işləri Daxili İşlər Nazirliyinə çevrildi! Yəni, əmr xaricdən alınır vəəridən icra və ya təsdiq olunmaq üçün deyilir! Su, ətraf mühit və neft vəziyyətində və hər kəs xarici işlər nazirliyinə gedəcək! Və Dövlət Departamentinin spikeri deyib ki, hakimiyyətdə olduqda digər nazirliklərə kömək etməlidir! Xarici İşlər Nazirliyi xaricdəki hökumətin qolu olsa da! İran hökumətinin və millətinin bütün xarici işlərlərini yerinə yetirməmiz lazım deyil, onlara əmr verməməyik. Xüsusən İslam İnqilabının qırx yaşlarında. Qırx il ərzində ən mühüm addım devrimin verilməsi ilə məşğul olan Dövlət Departamentinin çevrilməsi olmalıdır! Əsas maneə inqilabın verilməsidir. İslam peyğəmbəri, qırx yaşda doğulmuş, yəni qırx yaşı, bütün dünya üçün elan və ifadə ili. Dünyanın xalqı İran xalqını gözləyir. İslam İnqilabının əsas məqsədləri 80 milyon iranlıların qənaətində olmamalıdır. Və dar çitdə həbs olundu. İran inqilabı müsəlman və qeyri-müsəlman olsun, dünyanın yoxsulluğunun bir inqilabıdır. Çünki İmam Əliyin əmri budur: Biz müttəfiqlərimiz və bizdən olan hər kəsə diqqət yetiririk. Statistika göstərir ki, qidalanma qidalanma İranda bir loxma halına çevrilmişdir! Yoluxucu xəstəliklər spontan xəstəliklərə (obezite və felç kimi) çevrildi. Bu, Şükran Günündə Amerikanın yoxsul əhalisinin bu gün ənənəvi bir yemək hazırlaya bilməməsinə baxmayaraq. Yəmənin uşaqları qidalar və yeməklərdən ölür və acik afrikalılar hələ də gözləyirlər. Onlar insan deyil? Və İslam İnqilabı və ya hökumət, Nazirliyin bir vəzifəsi yoxdur?


برچسب‌ها: گاف های ظریف و درس های ضخیم!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۸/۱۳۹۷ - ۱۷:۴۷ نظر(0)

حضرت محمد ص، عصاره خلقت و اسوه مومنان است. لذا در همه ابعاد غلمی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی سرآمد است. از نظر زمان و مکان مستقل، و در همه زمان ها و مکان ها حضور دارد. در تعریف این حضور، یک مثال مادی می زنیم: جسم وقتی جامد است، اگر گوشه ای از ان کنده شود، جای ان خالی می ماند. بنابر این جامد، محصور در مکان است. اما وقتی که بصورت مایع شد، شکل  سخت خود را از دست می دهد، و به شکل مظروف خود، در می اید. یعنی شکل  وابسته دارد. اگر قسمتی از ان برداشته شود، جای ان پر می شود! ولی سطح آن پایین تر می اید. اما وقتی تبدیل به گاز شد، یعنی آتش و حرارت در ان اثر گذاشت.  مانند ذات نور یا آتش همه گیر می شود. از بعد مکانی رها می گردد و: در همه جای مظروف خود حضور پیدا می کند. مانند بخار آب که اگر در یک کتری باشد، همه فضای ان را پر می کند، واگر در دیگ هم باشد همینطور. گاز طبیعی اگر مایع باشد، در یک کپسول جا می گیرد! ولی همان کپسول اگر در یک کار خانه رها شود، همه فضای کارخانه را البته رقیق تر پر می کند، که همه اینها مبنای فلسفی دارد. با این تمثیل خداوند خود را به نور تشبیه می کند(الله نور السماوات والارض) و خاصیت نور در این است که: در همه جا حضور دارد. حتی اگر ظاهرا پشت ابر باشد، ولی اثر خود را می گذارد. و امام زمان عج، با همین مثل غیبت خود را تفسیر فرموده است. لذا انبیا و اولیا هم نور هستند. بارها فرموده شده که( کلهم نور واحد): همه آنها از یک سرچشمه و: یک منبع خدایی هستند. لذا در همه زمان ها و مکانها، حضور دارند. البته تشکیک در نور هم هست، یعنی انوار الهی مانند رنگین کمان، هرکدام شخصیت مخصوص خود را دارند. و برخی نیز مانند اشعه ایکس! دیده نمی شود ولی، نادیده ها را عیان می کند! بنابر این برای درک و فهم پیامبران و اولیا خدا، باید فهم مادی و جسم سخت را، از ذهن بیرون کنیم و به: روح فکر کنیم که به جسم لطیف یا رقیق هم بیان شده است. یعنی نور خدا اصلی است، و از این نور، دیگر چراغ ها استینار می کند. مانند ماه که از نور خورشید استفاده می کند. و خودش هم نور محسوب می شود، ولی رقیق تر و لطیف تر. برای ما که جسم سخت هستیم، و هنوز به درجه سیالیت یا دخانیت نرسیده، این جای تعجب دارد که: هم در ایران باشیم و هم در اروپا! اما این موجودات نورانی، در همه مکان ها و زمان ها حضوردارند. از رفتار همه باخبر هستند و: همه پرونده ها را مطالعه می کنند. و مواظب دنیا می باشند. بطوریکه روایت است: اگر حجت خدا نباشد، زمین اهلش را فرو می برد. برای بیان این هم میتوان: ازفرمول های ریاضی بهره جست: برای هر حرکتی دو نوع نیرو لازم است: دراگ و لیفت! که منظور این روایت آن است: اگر امام زمان یا حجت خدا(بلاتشبیه بعنوان دراگ) نباشد، لیفت به تنهایی عمل می کند. می بینیم هرچه علم انسان پیشرفت می کند، به عوامل بیشتری که در وجود موثر هستند، پی می برد. مانند یک فرد که در کودکی، پدر یا مادر خود را همه کاره می داند. ولی بعد کم کم می فهمد: مدرسه و دانشگاه هم هستند. با سازمان های اداری اشنا می شود، و روابط بین المللی را، بدون اینکه دیده باشد می پذیرد. جسم پیامبران را هم تعداد کمی دیده اند، حتی در زمان زنده بودن آنان، فقط اصحاب و دوستان بودند. مردم سرزمین های دیگر بدون دیدن، به او ایمان می اوردند. اکنون نیز جهان گرچه پیامبران را ندیده، ولی به آنان ایمان دارد. بسیاری از انسان ها که به درجه سیالیت رسیده، و سیر و سلوک داشته اند، ملاقاتهای هم داشته اند. پیاده روی اربعین نمونه واقعی این حضور است. همه فقط با خدا نجوا می کردند، یا با امام حسین کار داشتند!

Prophet for all seasons

Prophet Muhammad is the Exaltation of the Creation and the Asses of Believers. So, in all aspects, it is cultural, political and economic. In terms of time and place, and at all times and places. In the definition of this presence, we take a physical example: the body is solid, if it is taken out of the corner, it remains empty. So solid is enclosed in the place. But when it becomes liquid, it loses its hard form, and it comes in its own form. That is, it has a dependent form. If part of it is removed it will be filled! But its level is lower. But when it turned to gas, it meant fire and heat. Like the nature of light or fire. It is released from the spatial dimension: it appears everywhere. Like water vapor, if it is in a kettle, it will fill all its space, if it is in the same pot. Natural gas will be in a capsule if it is liquid! But the same capsule, if abandoned in a work house, fills the entire space of the factory, more or less, all of which has a philosophical basis. With this allegory, God likens himself to light () and the power of light is that it is everywhere. Even if it appears to be behind the cloud, it does its work. And the Imam of the Ajj time has interpreted the same as his absenteeism. Therefore, the prophets and the elders are light. It has been said many times that (): They all originate from one source and are a source of God. So they are present at all times and places. There are, of course, light bulbs, that is, divine vestiges like rainbows, each with their own personality. And some like X-rays! It cannot be seen but reveals the ignorance! Therefore, in order to understand and understand the prophets and the Almighty God, we must remove the material and the hard material from the mind, and to: Think of the spirit that is expressed in a subtle body. That is, the light of God is original, and from this light, the other lights stagnate. Like a moon that uses sunlight. And it is light itself, but it is thinner and more subtle. For us, which is a hard object, and yet it has not reached the level of fluidity or smoke, it is surprising that: both in Iran and in Europe! But these creatures are luminous in all places and times. They are aware of the behavior of everyone and they read all the cases. And they care about the world. As: it is narrated: If it is not God's will, it will pour its land. To express this, one can: use mathematical formulas: for each movement, two types of force are needed: drag and lift! The meaning of this narrative is that if the Imam is not God's time (the blessings of the Dragh), the lift is acting alone. We see that as human science progresses, it realizes more factors that are effective in existence. Like a person who, in childhood, considers his or her father to be versatile. But then he understands little: there are also schools and colleges. It gets acquainted with the administrative agencies, and accepts international relations without being seen. Few had seen the body of the prophets, even when they were alive, only companions and friends. People of other lands would believe in them without seeing them. Now the world has not seen the prophets, but believes in them. Many people who had reached the level of fluidity and traditions had meetings. The arbane hike is the real example of this presence. Everyone just whispered to God, or they worked with Imam Hussein!

النبي لجميع الفصول

النبي محمد هو تمجيد الخلق وأنواع المؤمنين. لذلك ، في جميع الجوانب ، فهي ثقافية وسياسية واقتصادية. من حيث الزمان والمكان ، وفي جميع الأوقات والأماكن. في تعريف هذا الوجود ، نأخذ مثالًا فيزيائيًا: الجسم صلب ، إذا أخرج من الزاوية ، يبقى فارغًا. لذلك يتم وضع مادة صلبة في المكان. ولكن عندما يصبح سائلاً ، فإنه يفقد شكله الثابت ، ويأتي في شكله الخاص. وهذا هو ، لديه شكل تابع. إذا تمت إزالة جزء منه فسيتم ملؤه! لكن مستواه أقل. لكن عندما تحولت إلى الغاز ، كان ذلك يعني النار والحرارة. مثل طبيعة الضوء أو النار. يتم تحريره من البعد المكاني: يظهر في كل مكان. مثل بخار الماء ، إذا كان في غلاية ، فإنه سوف يملأ كل مساحته ، إذا كان في نفس الوعاء. سيكون الغاز الطبيعي في كبسولة إذا كان سائلاً! لكن الكبسولة نفسها ، إذا تم التخلي عنها في بيت العمل ، تملأ كامل مساحة المصنع ، أكثر أو أقل ، وكلها لها أساس فلسفي. بهذا الرمز ، يشبّه الله نفسه بالضوء () وقوة الضوء هي أنه في كل مكان. حتى لو بدا أنه وراء السحابة ، فإنه يقوم بعمله. وقد فسر إمام العصر Ajj نفس تغيبه. لذلك ، فإن الأنبياء والشيوخ هم من النور. وقد قيل مرات عديدة: (): كلها تنشأ من مصدر واحد وهي مصدر لله. لذلك هم موجودون في جميع الأوقات والأماكن. هناك بالطبع ، المصابيح الكهربائية ، أي بقايا إلهية مثل قوس قزح ، كل منها بشخصيتها الخاصة. والبعض أشبه بالأشعة السينية! لا يمكن رؤيته بل يكشف عن الجهل! لذلك ، من أجل فهم وفهم الأنبياء والله سبحانه وتعالى ، يجب علينا إزالة المادة والمواد الصلبة من العقل ، وإلى: التفكير في الروح التي يتم التعبير عنها في جسد خفي. أي أن نور الله أصلي ، ومن هذا الضوء ، تضاءل الأضواء الأخرى. مثل القمر الذي يستخدم ضوء الشمس. وهو ضوء بحد ذاته ، لكنه أرق وأدق. بالنسبة لنا ، وهو شيء صعب ، ومع ذلك لم يصل إلى مستوى السيولة أو الدخان ، فمن المدهش أن: سواء في إيران أو في أوروبا! لكن هذه المخلوقات مضيئة في كل الأماكن والأزمنة. إنهم يدركون سلوك الجميع ويقرؤون جميع الحالات. وهم يهتمون بالعالم. كما روى: إذا لم تكن إرادة الله ، فإنها ستصب أرضها. للتعبير عن هذا ، يمكن للمرء: استخدام الصيغ الرياضية: لكل حركة ، هناك حاجة إلى نوعين من القوة: السحب والرفع! معنى هذه الرواية هو أنه إذا كان الإمام ليس وقت الله (بركات دراغ) ، فإن المصعد يتصرف بمفرده. ونحن نرى أنه مع تقدم العلوم الإنسانية ، فإنها تحقق المزيد من العوامل الفعالة في الوجود. مثل الشخص ، في مرحلة الطفولة ، يعتبر والده أن يكون متعدد الاستعمالات. لكنه بعد ذلك لا يفهم الكثير: فهناك أيضًا مدارس وكليات. يتعرف على الوكالات الإدارية ، ويقبل العلاقات الدولية دون أن يرى. قلة من الناس رأوا جسد الأنبياء ، حتى عندما كانوا أحياء ، فقط رفقاء وأصدقاء. أهل أراض أخرى يؤمنون بها دون أن يراهم. الآن لم ير العالم الأنبياء ، بل آمن بهم. كثير من الناس الذين وصلوا إلى مستوى السيولة والتقاليد عقدوا اجتماعات. الارتفاع البهلواني هو المثال الحقيقي لهذا الوجود. الجميع همست فقط لله ، أو عملوا مع الإمام الحسين!

Hər mövsüm üçün Peyğəmbər

Peyğəmbər Əfəndimiz, yaradılmanın və mö'minlərin döyülməsidir. Beləliklə, hər cəhətdən mədəni, siyasi və iqtisadi. Zaman və yer baxımından, hər zaman və yerlərdə. Bu vəziyyətin tərifində fiziki bir nümunə götürürük: cəsəd bərkdir, küncdən çıxarılırsa, boş qalır. Yerə bərk bərkidilmişdir. Amma maye olduqda, ağır formasını itirir və öz forması ilə gəlir. Yəni bir asılı forma var. Bunun bir hissəsi qaldırılsa, doldurulacaq! Lakin onun səviyyəsi aşağı. Lakin qaz çevrildiyi zaman yanğın və istilik demək idi. Yüngül və ya yanğın təbiəti kimi. Məkan ölçüsündən azad edilir: hər yerdə görünür. Bu su buxarında olduğu kimi, bir qazan da olsa, eyni qabda olsa, bütün yerini dolduracaqdır. Əgər maye olsaydı, təbii qaz bir kapsulda olacaq! Amma eyni bir kapsul, bir iş evində tərk edilərsə, fabrikin bütün yerini daha çox və ya daha az doldurur və bunların hamısı fəlsəfi bir təməldir. Bu ayə ilə, Allah özünü yüngülə bənzəyir () və işığın qüvvəsi hər yerdə olduğudır. Buludun arxasında olsaydı belə, bu işi yerinə yetirir. Və Ajj vaxtının imamı onun itaətsizliyi ilə eyni şəkildə şərh etmişdir. Buna görə peyğəmbərlər və ağsaqqallar yüngüldürlər. Bir çox dəfə deyildi ki: (Hamısı) bir qaynaqdan gəlir və Allahın qaynağıdır. Beləliklə, onlar hər zaman və yerlərdə iştirak edirlər. Əlbəttə ki, yüngül ampüller, yəni göy qurşağı kimi ilahi keşiklər var, hər biri öz şəxsiyyətləri ilə. Və bəzi X-şüaları kimi! Görülə bilməz, ancaq cahilliyi ortaya qoyur! Buna görə də, peyğəmbərləri və Qüdrətli Allahı anlamaq və anlamaq üçün, maddi və çətinliyini maddəni çıxarmalıyıq və incə bir bədəndə ifadə olunan ruhu düşünün. Yəni, Allahın işığı orijinaldır və bu işıqdan digər işıqlar durur. Günəş işığını istifadə edən bir ay kimi. Bu işıq özüdür, ancaq daha incə və incədir. Ağır bir obyekt olan və hələ akışkanlıq və ya duman səviyyəsinə çatmamış bizim üçün təəccüblüdür: İran və Avropada da! Amma bu canlılar bütün yerlərdə və zamanlarda parlaqdır. Hər kəsin davranışından xəbərdar olurlar və bütün halları oxuyurlar. Və onlar dünyaya qayğı göstərirlər. Rəvayət olunduğu kimi: əgər Allahın iradəsi olmasa, torpağını tökəcəkdir. Bunları ifadə etmək üçün: riyazi formulları istifadə edin: hər bir hərəkət üçün iki növ güc tələb olunur: sürükleyin və qaldırın! Bu povestin mənası, imamın Allahın vaxtı olmadığını (Draqın xeyir-duası) olmadığı təqdirdə, lift tək başına hərəkət edir. Görürük ki, insan elmi irəlilədikcə mövcudluğunda təsirli olan daha çox amil həyata keçirir. Uşaqlıq dövründə atasını hərtərəfli hesab edən bir adam kimi. Amma sonra çox az anlayır: məktəblər və kolleclər var. İdarə orqanları ilə tanış olur və beynəlxalq əlaqələri görünmədən qəbul edir. Peyğəmbərlərin cəsədini, yaşadıqları halda, yalnız yoldaşları və dostları görmüşdü. Digər torpaqların insanlar onları görmədən onlara inanırdılar. İndi dünya peyğəmbərləri görməyib, onlara inanır. Akışkanlıq və ənənələr səviyyəsinə çatan bir çox adam görüşlər keçirdi. Arbane zəmmi bu varlığın gerçək nümunəsidir. Hər kəs yalnız Allaha pıçıldadı, ya da İmam Hüseyn ilə birlikdə işlədilər!


برچسب‌ها: پیامبری برای تمام فصول,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۷ - ۲۰:۰۶ نظر(0)

صبح امروز با 125 تماس گرفتم، گفت بفرمایید گفتم چرا آتش کالیفرنیا را خاموش نمی کنید؟ گفت کجا؟ گفتم کالیفرنیا، جنگل فردوس! با خشم گفت مزاحم نشوید! و گوشی را قطع کرد. چند دقیقه بعد دوباره آتش نشانی را گرفتم و گفتم: با این شماره می شود با: رئیس آتش نشانی صحبت کرد؟ گفت برای چه گفتم برای اینکه: چرا برای خاموش کردن آتش کالیفرنیا نمی روند. گفت شوخی نکنید آقا، و گوشی را گذاشت. ماندم چه کنم؟ مگر مردم آمریکا، با مردم ایران و عراق، افغانستان و اندونزی چه فرقی دارند؟ به سایت مراجعه کردم، خبری از آتش نشان های بدون مرز! یا بین المللی وجود نداشت. در حالیکه همه سازمان ها، در سازمان ملل گوشه و یا تشکیلاتی برای خود دارند، گویا آتش نشان ها ازاین کار مستثنی هستند. شاید هم زیر مجموعه بیمه حساب شده اند! البته یک عنوان جهانی یافته می شد که: راجع به مسابقات بین المللی حریق است. که ایران توانسته بود مقام دوم را، در آن به دست آورد. این امر نشان از  تجربه آتش نشان های ایرانی است. ولی تعجب است چرا از این تجربه، برای خاموش کردن آتش کالیفرنیا استفاده نمی شود؟ ماهین نیوز به اعتبار مسئولیت خود، این سوال را از سخنگوی وزارت امور خارجه نمود. ولی پاسخی نیافت! سخنگو موضوع را جور دیگری پاسخ داد و گفت که: من نه تجربه آتش نشانی دارم، که بتوانم بگویم ایرانی ها بهتر می توانند اطفا حریق کنند! و نه تابعیت خود را عوض کرده ام، تا به این سوال پاسخ بدهم! این فضای جهانی، برای بی توجهی به آتش ایجاد شده است. بنده  در سوال خود عوامل متعددی را بیان کردم: آیا کشورهای دیگر آماده همکاری نیستند؟ یا امکاناتی ندارند که به آمریکا اعزام کنند، تا به کمک مردم کالیفرنیا بروند، و در مهار آتش سوزی کمک کنند؟ یا غرور آمریکایی ها باعث شده تا: در خواست کمک جهانی نکنند، و فکر کنند فقط خودشان می توانند: و نیازی به کمک دیگران ندارند. یا اصلا طوری اخبار را منعکی می کنند، که هیچکس به ذهنش خطور نکند که: به کمک مردم کالیفرنیا برود. حالت سوم این است که چون ایرانی ها، در این ایالت بیشتر هستند، و تقریبا روح ایرانی بر آن حاکم است، و این امر در نام گذاری پردیس، یا پارادایس برای آن منطقه بعنوان بهشت روی زمین (فردوس)، خود را بخوبی نشان می دهد. امتناع دولت از کمک های لازم، و یا در خواست کمک از جهانیان، به این معنی است که عمدا، آن منطقه را می سوزانند تا از بین برود! و اثری از حال و هوای ایرانی در ان نماند. بعد از سوختن کامل، نام آن را هم تغییر خواهند داد. مانند کاری که اکنون در هند، شروع شده! تاکنون هزاران نام مکان، مانند الله آباد را تغییر نام داده، نام های هندو و بودایی برای آن مناطق ثبت کرده اند. البته فرضیه چهارمی هم وجود دارد: و آن فرضیه ترامپی! است ترامپ با متهم کردن فرماندار کالیفرنیا، به کم کاری آنها را تهدید به قطع بودجه نموده است. در این حالت به نظر می رسد: که چون خزانه داری آمریکا به بن بست رسیده، به هر وسیله و بهانه ای خواستار: قطع کمک ها و هدایای مالی آمریکا می شود. این کار از قطع کمک مالی به سازمان ملل آغاز شد، به قطع کمک های مالی فلسطین، تحریم ایران و چین رسید. کافی نبود! حالا به داخل آمریکا رسیده است. طبیعتا اگر این کمک های مالی بیشتر قطع شود، استقلال ایالت ها سریعتر شکل می گیرد، و کم کم شاهد بروز 51 کشور جدید در امریکا ی شمالی خواهیم بود. واین داستان ترامپیسم است. زیرا مردم که به ترامپ رای دادند، فکر کردند چون ثروتمند است، بودجه آمریکا را هم تامین خواهد کرد! ولی ترامپ نه تنها بودجه آمریکا را تامین نکرد، بلکه با قطع آن، برای تامین مالی شرکتهای خود استفاده نمود.

Sample firefighter!

I called 125 this morning, saying I said, why do not you turn off the California fire? Where did you say I said, California, Forest Ferdows! Do not disturb the anger! And cut off the phone. A few minutes later, I got a firefighter again and said: Will this issue be with the fire department chief? He said what I said for why: why not go to California to shut down the fire. She said, do not kid, sir, and put the phone down. What am i going to do What is the difference between the American people and the people of Iran and Iraq, Afghanistan and Indonesia? I came to the site, the news of firefighters without borders! There was no international. While all organizations have a cornerstone or organization in the United Nations, it seems that firefighters are no exception. Perhaps they are also under-assured! Of course, a global title was found: about international firefighting. Which Iran has been able to rank second. This shows the experience of Iranian firefighters. But it is a wonder why this experience is not used to shut down the California fire. Mahin News accused the Ministry of Foreign Affairs of its spokesman. But there was no answer! The spokesman answered the matter in a different way and said: "I have no fire experience, so I can say that the Iranians can fire up better!" I have not changed my nationality to answer this question! This global space has been created to ignore the fire. I mentioned several factors in my question: Are not other countries ready to cooperate? Or do not have the facilities to send to the United States to help the people of California, and to help prevent the fire? Or the pride of the Americans has made it impossible to ask for global help, and they think they can only: they do not need the help of others. Or at all, it reflects on the news that nobody thinks about: go with the help of the Californian people. The third way is that since the Iranians are more in this state, and there is almost an Iranian soul, it is well known in the naming of the campus or the paradise for that area as an ant earth (Ferdows) To give The refusal of the state to provide necessary assistance, or to seek help from the world, means deliberately burning the area to be destroyed! And there is no trace of Iranian mood. After burning it, it will change its name. Like what's happening right now in India! So far, thousands of names have been renamed such as Allah Abad, Hindu and Buddhist names for those areas. There is, of course, a fourth hypothesis: and that terpine hypothesis! Tramp, accusing the governor of California, has threatened to cut back on the budget. In this case, it seems that, since the US treasury has come to a standstill, it demands, in every way, an excuse: to cut US aid and gifts. It began with the cessation of donations to the United Nations, the cessation of Iran-China sanctions on the cessation of Palestinian financial assistance. Not enough! Now it has arrived in America. Naturally, if these funds are further cut off, state independence will develop faster, and we will see the arrival of 51 new countries in North America in the least. This is the tropism story. Because the people who voted for Tramp thought they would have the US budget because they are wealthy! But Tramp not only did not provide US funding, but cut it off to finance its companies.

نموذج اطفاء!

اتصلت بالرقم 125 هذا الصباح ، قائلة: قلت ، لماذا لا تقوم بإطفاء حريق كاليفورنيا؟ اين قلت قلت ، كاليفورنياالفردوس  لا تزعج الغضب! وقطع الهاتف. بعد بضع دقائق ، حصلت على رجل إطفاء مرة أخرى ، وقال: هل سيكون هذا الموضوع مع رئيس إدارة الإطفاء؟ قال ما قلته لماذا: لماذا لا نذهب إلى كاليفورنيا لإيقاف الحريق. قالت ، لا طفل ، يا سيدي ، ووضع الهاتف أسفل. ماذا سأفعل ما الفرق بين الشعب الأمريكي وشعب إيران والعراق وأفغانستان وإندونيسيا؟ جئت إلى الموقع ، أخبار رجال الاطفاء بلا حدود! لم يكن هناك دولي. في حين أن جميع المنظمات لديها حجر الزاوية أو منظمة في الأمم المتحدة ، يبدو أن رجال الإطفاء ليست استثناء. ربما هم أيضا أقل ثقة! بالطبع ، تم العثور على عنوان عالمي: حول مكافحة الحرائق الدولية. أي إيران استطاعت أن تحتل المرتبة الثانية. هذا يدل على تجربة رجال الاطفاء الايرانيين. ولكن من العجب لماذا لا تستخدم هذه التجربة لإيقاف حريق كاليفورنيا. اتهم ماهين نيوز وزارة الشؤون الخارجية من المتحدث باسمها. لكن لم يكن هناك جواب! أجاب المتحدث على الأمر بطريقة مختلفة وقال: "ليس لدي خبرة في إطلاق النار ، لذلك يمكنني القول إن الإيرانيين يمكنهم إطلاق النار بشكل أفضل!" لم أغير جنسيتي للإجابة على هذا السؤال! تم إنشاء هذا الفضاء العالمي لتجاهل الحريق. لقد ذكرت عدة عوامل في سؤالي: أليست البلدان الأخرى مستعدة للتعاون؟ أو ليس لديك التسهيلات لإرسالها إلى الولايات المتحدة لمساعدة شعب كاليفورنيا ، والمساعدة في منع الحريق؟ أو جعل فخر الأمريكيين من المستحيل طلب المساعدة العالمية ، ويعتقدون أنهم يستطيعون فقط: فهم لا يحتاجون إلى مساعدة الآخرين. أو على الإطلاق ، إنه يعكس الأخبار التي لا يفكر فيها أحد: اذهب بمساعدة من سكان كاليفورنيا. القضية الثالثة هي أن الإيرانيين، في أكثر، تقريبا ويحكم الروح الإيراني للدولة، وأطلق عليها اسم الجنة أو الفردوس للمنطقة الفردوس على الأرض (الجنة)، لتوضيح لاعطاء إن رفض الدولة تقديم المساعدة الضرورية ، أو طلب المساعدة من العالم ، يعني عمدا حرق المنطقة لتدميرها! وليس هناك أي أثر للمزاج الإيراني. بعد حرقه ، فإنه سيتم تغيير اسمه. مثل ما يحدث الآن في الهند! حتى الآن ، تمت إعادة تسمية الآلاف من الأسماء مثل أسماء الله أباد ، الهندوس والبوذية لتلك المناطق. هناك ، بالطبع ، فرضية رابعة: وهذه فرضيه ترامپیه! هدد الصعلوك ، متهما حاكم ولاية كاليفورنيا ، لخفض الميزانية. بدأت مع وقف التبرعات إلى الأمم المتحدة ، ووقف العقوبات الإيرانية الصينية على وقف المساعدات المالية الفلسطينية. لا يكفي! الآن وصلت في أمريكا. بطبيعة الحال ، إذا تم قطع هذه الأموال بشكل أكبر ، فسوف يتطور استقلال الدولة بشكل أسرع ، وسنرى وصول 51 دولة جديدة في أمريكا الشمالية على الأقل. هذه هي القصة الاستكشافية. لأن الأشخاص الذين صوتوا لصالح ترامپ ظنوا أنهم سيحصلون على ميزانية الولايات المتحدة لأنهم أثرياء! لكن "ترامب" لم يكتف بتوفير التمويل الأميركي ، بل قام بتقطيره لتمويل شركاتها.

Nümunə xilasetməçi!

Mən dedim ki, bu gün səhər 125 çağırdım, niyə California atəşini bağlamırsan? Harada deyirsiniz? Deyirdim ki, California, Meşə Firdovs! Qəzəbi pozmayın! Və telefonu kəsdi. Bir neçə dəqiqədən sonra yenə yanğınsöndürən oldum və dedim: Bu məsələ yanğın şöbəsinin müdiri ilə olacaqmı? Niyə dediyimi söylədi: niyə alovu bağlamaq üçün Kaliforniyaya getmədi? Dedi ki, oğlan, efendim və telefonu endir. Mən nə edəcəyəm Amerika xalqı ilə İran xalqı, İraq, Əfqanıstan və İndoneziya arasındakı fərq nədir? Sərhədsiz yanğınsöndürənlərin saytına gəldim! Heç bir beynəlxalq var idi. Bütün qurumların Birləşmiş Millətlər Təşkilatında bir təməl daş və ya quruluşa sahib olmasına baxmayaraq, xilasedicilər istisna deyil. Yəqin ki, onlar da əsassızdırlar! Əlbəttə ki, beynəlxalq bir atəş tapıldı: beynəlxalq yanğınsöndürmə. İran ikinci sırada yer ala bilib. Bu, İran xilasedicilərinin təcrübəsini göstərir. Ancaq bu təcrübə Kaliforniya atəşini bağlamaq üçün istifadə edilmədiyi bir möcüzədir. Mahin News, Xarici İşlər Nazirliyini sözçüsü olaraq günahlandırdı. Ancaq cavab yox idi! Sözçüsü məsələni fərqli bir şəkildə cavablandırdı və dedi: "Məndə heç bir yanğın tecrübesi yoxdur, deməli, İranlılar daha yaxşı işləyə bilər!" Bu suala cavab vermək üçün millətimə dəyişməmişəm! Bu qlobal məkan yanğını görməmək üçün yaradılıb. Mənim sualımda bir sıra amillərdən danışdıq: Digər ölkələr əməkdaşlıq etməyə hazırdırmı? Və ya Kaliforniya xalqına kömək etmək və yanğın qarşısını almaq üçün Amerika Birləşmiş Ştatları göndərmək üçün imkanlar yoxdur? Və ya amerikalıların qüruru qlobal yardım istəməmək üçün imkansız etdi və onlar yalnız edə bilərlər: başqalarının köməyinə ehtiyac yoxdur. Yoxsa heç kimin düşünməyəcəyi xəbərləri əks etdirir: Kaliforniyalıların köməyi ilə getmək. Üçüncü halda İran dövlət daha demək olar ki, İran soul idarə olunur ki, və bu yer üzündə (Cənnət) bir cənnət kimi region üçün Paradise ya Paradise adlı, göstərmək üçün Vermək Dövlətin lazımi köməyi təmin etməməsi və ya dünyadan yardım axtarmaqdan imtina etməsi məhv ediləcək ərazini qəsdən yanma deməkdir! İranlı əhval-ruhiyyənin izi yoxdur. Yandırıldıqdan sonra onun adını dəyişdirəcəkdir. İndi Hindistanda nə baş verir? İndiyə qədər minlərlə isim bu sahələr üçün Allahın adı, Hindu və Budist adları kimi adlandırılmışdır. Əlbəttə ki, dördüncü bir hipotez var və bu terpin fərziyyəsidir! Kaliforniyanın quberniyasını ittiham edən Tramp, büdcəni geri qaytarmaq üçün təhdid etdi. Birləşmiş Millətlər Fələstin, İran maliyyə kəsmək başladı və Çin sanksiyaların əldə etmək üçün bu maliyyə yardımı kəsilmiş olacaq. Kifayət deyil! İndi Amerikaya gəldi. Bu tropik hekayəsidir. Çünki Tramp üçün səs verən insanlar zəngin olduqları üçün ABŞ büdcəsinə sahib olacaqlar! Ancaq Tramp yalnız ABŞ-ın maliyyələşdirməsini təmin etmədi, lakin şirkətlərini maliyyələşdirmək üçün onu kəsdi.


برچسب‌ها: آتش نشان نمونه!,