X
تبلیغات
همه جای جهان ایران من است
خانه تماس با ما RSS
همه جای جهان ایران من است
فروپاشی امریکا اتفاق افتاده نمیگذارند خبردار شویم 25تریلیون دلار از ایران بردند تا آن را نجات بدهند ولی دیگر نمی گذاریم لذا می گوییم همه جای ایران سرای من است و همه جای جهان میهن من
سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۱۲/۱۳۹۷ - ۱۶:۵۹ نظر(0)

ایرانی ها به قانون همه یا هیچ معتقدند! حالا این خوب است یا بد، باید بررسی شود مثلا : اگر از یکی خوبی دیدند فکر می کنند، همه خوب هستند و اگر از یکی، بدی دیدند می گویند همه آدم ها بدهستند. مخصوصا در جوک ها و شوخی ها،  می گویند اصفهانیها اینطورند! یا فرانسوی ها آنطورند. به نظر می رسد این قانون اگر در چهارچوب اسلام باشد، و بیشتر جنبه مثبت آن در نظر گرفته شود، خوب است. یعنی باید همه مردم دنیا را خوب بدانیم! رفاه و اسایش، صلح و آرامش را برای همه بخواهیم. و این کار تقریبا جواب داده است. زیرا طبق قانون اساسی، همه انسانها مبرا هستند مگر آنکه: خلاف آن ثابت شود. از نظر اسلام هم، همه براساس فطرت پاک آفریده شدند. خداوند هم دنیا را براساس: عشق و محبت آفریده است: مومنان کسانی هستند که شدیدا خدا را دوست داشته باشند(اشد حب لله). و خداوند هم آنقدر بندگان خود را دوست دارد، که در حدیث قدسی آمده است: اگر بنده ای ( نه فقط مومنی) بداند که چقدر من او را دوست دارم، قالب تهی می کند تا به نزدیک من آید. به همین جهت است که ایرانیان، مهربان و دوست داشتنی هستند، و همه دنیا این امر را تجربه کرده است! علت همه جاسوسی های دشمن هم، به همین دلیل است: زیرا هرگز ایرانی فکر نمی کند، کسی بخواهد دشمن باشد، لذا راز و رمز های خود را، خیلی ساده بیرون می ریزد. دلیل این امر شبکه های وسیع اجتماعی در ایران است. این فراگیر بقدری زیاد است که: شبکه های اجتماعی هم خسته می شوند! ایرانی ها را یا حذف می کنند، یا اصلا ایران را از محل عضویت حذف می کنند! ولی باز ایرانی ها ساکت نمی نشینند، و بنام شهروند آمریکایی یا انگلیسی، وارد شبکه های اجتماعی می شوند، فوری هم فالوور جمع می کنند. و آمار کاربران آن کشورها را بالا می برند. برای خبرنگاران، تهیه خبر از ایران بسیار ساده است! و گاهی از دور این کار را انجام می دهند. در حالیکه در کشورهای دیگر، خبرنگاری یک کار سخت و زیان آور است. حتی در ایام جنگ و دفاع مقدس، همه دنیا از شروع عملیات ایران با اطلاع بودند! زیرا بسیجی ها هیچکس را دشمن نمی دانستند! و همه چیز را با ذوق و شوق، برای همسایگان و خانواده و پشت تلفن! می گفتند. فرماندهان جنگ هم، فقط موقعی موفق بودند که: فی البداهه نقشه ای را اجرا کنند! (بقول امروزی ها چریکی یا نامتقارن عمل کنند). به همین دلیل بزرگترین دشمنان ما، دست بالابرده و خود را تسلیم می کردند، زیرا می دانستند با اسیر شدن در ایران، از همه چیز در امان هستند. ساده ترین عقب افتادگی برای ایران، مردم ایران را عصبانی می کند. اگر بدانند در مصرف گوشت سرانه کمتری دارند؟ برای رسیدن به سرانه بقیه، آنقدر گوشت می خرند و می خورند، تا سرانه برابر پیدا کنند. اگر در گوشه دنیا کسی بیشتر بخورد! خود را با آن مقایسه می کنند. برای همین است که بعد از انقلاب اسلامی، به سرعت در همه چیز پیشرفت کردند! زیرا قبل از انقلاب اسلامی، دشمنان با استعمار دولت مرکزی، مردم را در سختی نگه میداشتند! سخنی که نتانیاهو گفت، سخن چرچیل و دیگر استعمارگران دنیا بود! او گفت که ایرانی ها را باید گرسنه نگهداشت ، زیرا اگر سیر باشند دنیا را می گیرند. علت تحریم کردن ایران هم به همین دلیل است. اگر به ایرانیان آزادی داده شود، خاک آمریکا را هم می خرند و می آورند! دیگر چیزی برای استعمار گران باقی نمی ماند. ثروت ایران آنقدر زیاد است، که با همه ولخرجی های بن سلمان، مردم پاکستان و هندوستان، فریاد می زنند: ای بن سلمان آدم کش، به خانه ات برگرد! ولی او نمی تواند به خانه اش برود! چون خانه اش به انتقام 28پاسدار ایرانی، هدف موشک نقطه زن است.

Law: All or No!

Iranians believe in the law of all or no! Now that's good or bad, you should check, for example: If they look at one well, they think everyone is good, and if they see one of them bad, they say they are all human beings. Especially in jokes and jokes, Isfahani say this! Or the French are the same. It seems good if it is in the framework of Islam, and most of its positive aspects are considered. That is, we must know all the people of the world well! Well-being, We want peace and tranquility for everyone. And this is almost the answer. Because, according to the Constitution, all human beings are pure unless: contrary to it. In terms of Islam, all were created by pure nature. God has created the world on the basis of: love and affection: believers are those who love God very much. And God loves his servants too so much, in a Qadisic tradition, that if a servant (not only Momeni) knows how much I love him, he will empty the template to come close to me. That is why the Iranians are kind and lovely, and the whole world has experienced this! The reason for all the enemy's spies is because: because Iran never thinks anybody wants to be an enemy, so it's very easy to me up your secrets and crypts. The reason is the vast social network in Iran. It's so incredibly tricky: social networks get tired too! Either eliminate the Iranians or remove Iran from their place of membership! But Iranians do not stay silent, and in the name of the American or English citizen, they enter social networks, they immediately collect Fallour. And the statistics of users of those countries are rising. For journalists, it's very easy to get news from Iran! And sometimes they do it remotely. While in other countries, journalists are a hard and harmful thing. Even during wartime and sacred defense, the whole world was aware of the onset of Iran's operations! Because the Basijis did not know anybody as an enemy! And everything with enthusiasm, for neighbors and family and behind the phone! They said. The commanders of the war were only successful when they were able to run a plan! (Act as guerrilla or asymmetric in modern times). That is why our greatest enemies gave up and gave up because they knew they were safe from being captured in Iran. The easiest arrears for Iran will make the Iranian people angry. If you know they have fewer per capita consumption? To reach the per capita of the rest, they buy and eat meat so they can get equal per capita. If anyone in the world is eating more! Compare it with yourself. That is why, after the Islamic Revolution, they quickly progressed to everything! Because before the Islamic Revolution, the enemies with colonialism of the central government kept people in trouble! The speech that Netanyahu said was the speech of Churchill and other colonizers in the world! He said that the Iranians should be kept hungry, because if they are tired, they will take the world. The reason for boycotting Iran is because of this. If Iranians are given freedom, they also buy and bring US soil! There would be nothing left for the colonialists. The wealth of Iran is so high that, with all the bounty of bin Salman, the people of Pakistan and India, they shout: "O bin Salman, a murderer, come back to your house!" But he cannot go home! Because his house is at the revenge of the 28th Iranian Revolutionary Guards, the target is a female missile target.

القانون: كل أو لا!

الإيرانيون يؤمنون بقانون كل أو لا! الآن هذا جيد أو سيء ، يجب أن تتحقق ، على سبيل المثال: إذا نظروا إلى واحد جيد ، فإنهم يعتقدون أن الجميع جيد ، وإذا رأوا أحدهم سيئًا ، فإنهم يقولون إنهم جميعًا بشر. خصوصا في النكات والنكات ، يقول اصفهاني هذا! أو الفرنسيون هم نفس الشيء. يبدو جيدا إذا كان في إطار الإسلام ، ومعظم جوانبها الإيجابية تعتبر. هذا هو ، يجب أن نعرف جميع شعوب العالم بشكل جيد! الرفاه ، نريد السلام والهدوء للجميع. وهذا هو الجواب تقريبا. لأنه ، وفقا للدستور ، كل البشر نقية إلا: على عكس ذلك. من حيث الإسلام ، تم إنشاء جميع من خلال الطبيعة النقية. لقد خلق الله العالم على أساس: الحب والحنان: المؤمنون هم أولئك الذين يحبون الله كثيراً. والله يحب عبيده كثيرا جدا ، في التقليد القاديسي ، أنه إذا كان الخادم (ليس فقط مومني) يعرف كم أحبه ، فسوف يفرغ القالب ليقترب مني. هذا هو السبب في أن الإيرانيين طيبون وجميلون ، والعالم كله شهد هذا! السبب وراء كل جواسيس العدو هو: لأن إيران لا تعتقد أبدًا أن أي شخص يريد أن يكون عدوًا ، لذلك من السهل جدًا أن تنشر أسرارك وخباياك. السبب هو الشبكة الاجتماعية الواسعة في إيران. إنه أمر صعب للغاية: الشبكات الاجتماعية تتعب أيضًا! إما القضاء على الإيرانيين أو إزالة إيران من مكان عضويتها! لكن الإيرانيين لا يبقون صامتين ، وباسم المواطن الأمريكي أو الإنجليزي ، يدخلون شبكات اجتماعية ، ويجمعون الفور على الفور. وإحصائيات مستخدمي تلك الدول آخذة في الارتفاع. بالنسبة للصحفيين ، من السهل جدًا الحصول على الأخبار من إيران! وأحيانًا يفعلون ذلك عن بُعد. بينما في بلدان أخرى ، الصحفيون شيء صعب وضار. حتى في زمن الحرب والدفاع المقدّس ، كان العالم كله على علم ببدء عمليات إيران! لأن الباسيج لم يعرف أحداً كعدو! وكل شيء بحماس ، للجيران والعائلة وخلف الهاتف! قالوا. كان قادة الحرب ناجحين فقط عندما تمكنوا من تنفيذ خطة! (بمثابة حرب العصابات أو غير المتماثلة في العصر الحديث). لهذا السبب تخلى أعواننا الأعظمون عن أنفسهم لأنهم عرفوا أنهم آمنون من القبض عليهم في إيران. إن أسهل متأخرات إيران ستجعل الشعب الإيراني غاضبًا. إذا كنت تعرف أن استهلاك الفرد أقل؟ للوصول إلى نصيب الفرد من البقية ، يشترون ويأكلون اللحوم حتى يتمكنوا من الحصول على نصيب الفرد الواحد. إذا كان أي شخص في العالم يأكل أكثر! قارنها بنفسك. هذا هو السبب ، بعد الثورة الإسلامية ، تقدموا بسرعة إلى كل شيء! لأنه قبل الثورة الإسلامية ، أبقى الأعداء مع استعمار الحكومة المركزية الناس في ورطة! الخطاب الذي قاله نتنياهو كان خطاب تشرشل وغيره من المستعمرين في العالم! وقال إنه يجب أن يبقى الإيرانيون جائعين ، لأنهم إذا كانوا متعبين ، فسوف يأخذون العالم. سبب مقاطعة إيران هو بسبب هذا. إذا تم منح الإيرانيين الحرية ، فإنهم أيضا يشترون ويجلبون تربة أمريكية! لن يبقى شيء للمستعمرين. إن ثروة إيران عالية جداً ، حيث يصرخ كل من بن سلمان وشعب باكستان والهند: "يا بن سلمان ، قاتل ، عُد إلى بيتك!" لكنه لا يستطيع العودة إلى المنزل! ولأن منزله ينتقم من الحرس الثوري الإيراني الثامن والعشرين ، فإن الهدف هو هدف صاروخ نسائي.

Qanun: Bütün və ya Xeyr!

İranlılar bütün qanunlara inanır və ya yoxdur! İndi yaxşı və ya pisdir, məsələn, yoxlamaq lazımdır: Bir yaxşı baxdıqda, hər kəsin yaxşı olduğunu düşünürlər və onlardan birinin pis olduğunu görsələr, onların hamısı insan deyirlər. Xüsusilə zarafatlar və zarafatlar, İsfahani bunu deyir! Və ya Fransızlar eyni. İslam daxilindədirsə və onun müsbət cəhətlərinin əksəriyyəti nəzərə alınarsa, yaxşı görünür. Yəni dünyanın bütün xalqlarını yaxşı bilməliyik! Xoşbəxtlik, hər kəs üçün sülh və əmin-amanlıq istəyirik. Və bu demək olar ki, cavabdır. Çünki, Konstitusiyaya görə, bütün insanlar pakdır, buna zidddir. İslam baxımından hamısı təmiz təbiətlə yaradılmışdır. Allah dünyanı əsası əsasında yaratdı: Sevgi və məhəbbət: Möminlər, Allahı çox sevənlərdir. Allah qullarını, Qədis bir ənənədə də çox sevir ki, bir qulluqçu (yalnız Momeni) onu nə qədər sevdiyini bilirsə, şablonumu mənimlə yaxınlaşdıracaqdır. Buna görə də İranlılar xoş və cəlbedici və bütün dünya bunu yaşamışdır! Bütün düşmən casuslarının səbəbi bunlardır: Çünki İran heç kimə düşmən olmaq istəmədiyini düşünmür, belə ki sirlərini və kriptlərinizi asanlaşdırmaq çox asandır. Bunun səbəbi İranın geniş sosial şəbəkəsidir. Bu qədər inanılmaz çətindir: sosial şəbəkələr çox yorulurlar! İranlıları aradan qaldırmaq və ya İranı üzvlük yerindən çıxarmaq! Amma iranlılar səssiz qalmırlar və amerikalı və ya ingilis vətəndaşı adına, sosial şəbəkələrə daxil olurlar, dərhal Fallour toplayırlar. Bu ölkələrin istifadəçilərinin statistikası yüksəlir. Jurnalistlər üçün İrandan xəbər almaq çox asandır! Bəzən uzaqdan bunu edirlər. Digər ölkələrdə jurnalistlər ağır və zərərli bir şeydir. Müharibə dövründə və müqəddəs müdafiə dövründə olsa belə, bütün dünya İranın əməliyyatlarının başlanğıcından xəbərdar idi! Çünki Basijis kimsəni düşmən kimi tanımadı! Hər şey coşğuyla, qonşuları və ailəni və telefon arxasında! Onlar dedilər. Müharibənin komandirləri planı yerinə yetirdikdə yalnız uğur qazandılar! (Müasir dövrdə partizan və ya asimmetrik olaraq hərəkət edin). Ona görə də bizim ən böyük düşmənlərimiz imtina etdi və İrandan əsir alınıb təhlükəsiz olduğunu bilirdilər. İran üçün ən asan borcu İran xalqını hirsləndirəcək. Bilirsiniz ki, adambaşına düşən istehlak azdır? Başqalarının adama çatmaq üçün onlar et alıb yemək yeyirlər ki, onlar adambaşına bərabər olsunlar. Dünyada hər kəs daha çox yeyirsə! Özünüzlə müqayisə edin. Buna görə İslam inqilabından sonra hər şeyə tezliklə irəliləyir! Çünki İslam inqilabından əvvəl mərkəzi hökumətin müstəmləkəçiliyinə düşmənlər çətinlik çəkdi! Netanyahuun danışdıqları danışma, Çörçillin və dünyanın digər kolonizantlarının danışması idi! Onun sözlərinə görə, İranlılar ac qalmalıdırlar, çünki əgər yorulsalar, dünya alacaqlar. Bunun səbəbi İranı boykot etməkdir. İranlılara azadlıq verilirsə, ABŞ torpağı da satın alır və gətirir! Koloniyalılar üçün heç bir şey qalmayacaq. İranın zənginliyi o qədər yüksəkdir ki, Bin Salmanın, Pakistan və Hindistan xalqının bütün lütfü ilə: "O bin Salman, bir qətl, evinə qayıdın!" Amma evə gedə bilməz! Onun evi 28-ci İran İnqilab Mühafizəsi Qüvvələrinin intiqamında olduğu üçün hədəf bir qadın raket hədəfi.


برچسب‌ها: قانون همه یا هیچ!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۱۲/۱۳۹۷ - ۲۲:۵۹ نظر(0)

متاسفانه پیشرفتهای بشریت، همیشه برای دشمنی و از بین بردن یکدیگر بود! علیرغم آموزش های الهی به حضرت آدم و دیگران، اولین چیزی که به فکر قابیل خطور کرد،برادر کشی بود. چون رقیب خود می دانست. بعد که او را کشت نمی دانست چه کند! کلاغی دیگری را کشت و بعد خیلی آرام، زمین را کند و دفن کرد. قابیل باخود گفت: چرا به فکر من نرسیده! در طول تاریخ هرگاه فکر برتری جویی، و از بین بردن دیگران بود، سلاح ها و ابزار های جدید کشف می شد! اخیرا هم روسیه اعلام کرده: موشک های مافوق صوت، در عرض 5دقیقه به مرکز فرماندهی آمریکا اصابت خواهد کرد! ولی هرگز به فکرش نرسیده که: بجای حمل کلاهک هسته ای، یا مواد منفجره، انسان ها را حمل کند! و راه آنها را به هم نزدیکتر کند! پیچیدگی اخلاق بشری، از این هم گنگ تر است! انسان نه طاقت دوری دارد، و نه حوصله نزدیکی. در طول تاریخ با ازدیاد نسل انسان، آنها دوست داشتند زادگاه خود را ترک کنند! گاهی آنقدر مصر بودند که: همه زندگی خود را می فروختند، تا هزینه سفر بدهند. تمام پل ها را پشت سر خود خراب می کردند، تا بازگشتی درکار نباشد. اما وقتی به غربت می رفتند، دلشان هوای وطن می کرد! (می خوام به اصفهان برگردم!) وطن از جانشان عزیز تر می شد، و برای مجاهدت در راه آنها، سازمان های دروغین و راستین درست می کردند، و می گفتند فردا بر می گردیم! نه تنها در خارج از کشور، بلکه در داخل کشور هم، افرادی که به تهران می آیند، بعد از مدتی می گویند همان روستا بهتر است! و بزودی به روستا بر می گردیم، در دنیا هم به همین شکل است! مردم اروپا و آمریکا، همه از ایران رفته اند، ولی حالا پشیمان هستند، و می خواهند برگردند! اجداد همه دنیا، ایرانی هستند واز کنار دریای مازندران،(بعد از طوفان نوح ع) به تمام دنیا پخش شده اند. آن موقع به قهر رفتند! حالا هم که می خواهند برگردند، با زور و قهر و جنگ می خواهند بیایند. در حالیکه همه اینها میتواند با دوستی باشد! معاودین عراقی که ایرانی بودند، برگشتند و در ایران سالهاست، که زندگی می کنند! افغانی هایی که در زمان عباس میرزا، از ایران جدا شدند الان دوباره به ایران برگشتند! طالبان بهانه ای است برای برنگشتن! اما سردمداران آمریکایی و اروپایی، برعکس بودند! آنها هواپیما ساختند تا مردم شرق را بمباران کنند! آلمان دست به کشتار مردم روسیه زد، و آمریکا با بمب های قوی، به ژاپن و ویتنام حمله کرد! ولی وقتی به ایران می رسید، همه سلاح های آنها کند می شد! و در اختیار صلح قرار می گرفت. زیرا انقلاب اسلامی، پیروزی مشت بر خنجر بود، و مردم ایران با دست خالی، با رژیم شاه و صدام مبارزه کردند، و سلاحهای آنها را از دستشان گرفتند! و بر آنها پیروز شدند. ایران توانست بمب اتمی را، به انرژی هسته ای صلح آمیز تبدیل کند، و برای درمان بیماریها از ان استفاده کند! اینترنت شاخص ترین سلاح غرب وحشی بود، که در ارتش بوجود آمد و رشد کرد، ولی وقتی به ایران رسید، همگانی شد و در اختیار فرهنگ و ادب، و افزایش سواد رسانه ای قرار گرفت. حالا ایران می رود تا از موشک هاهم، برای صلح استفاده کند! شاید بیش از همه کشورها، موشک داشته باشد، ولی فقط برای بازدارندگی است. انتظار می رود با شلیک یک موشک به ریاض نشینان، پدرخوانده تروریسم را هم از بین ببرد، و برای همیشه صلح به جهان برگردد. ولی همین مقدار کافی نیست، باید موشک ها را طوری طراحی کرد که: انسان ها را به همدیگر برساند، یعنی ایرلوپ یا اتوبوس فضایی به آن وصل شود. و موقع فرود آممدن چتر باز شود! درفضا بجای آهن پاره های سرگردان، شهرک سازی بکنند.

Missile Peace!

Unfortunately, the advances of humanity have always been to hate and destroy each other! Despite the Divine teachings of Adam and others, the first thing that Cain thought was brotherhood. Because: he knew his opponent. After he did not know what to do! Killed another crow and then slowly dumped the land and buried it very slowly. Cain said, "Why do not you think about me!" Throughout history, new weapons and tools were discovered when thinking of excelling, and destroying others! Russia has recently announced that ultrasonic missiles will hit the US command center within 5 minutes! But never thought: Instead of carrying a nuclear warhead, or explosives, carry people! And the way to get them closer! The complexity of human morality is even more so! Man is not far from overwhelming, and not bored with proximity. Throughout history, with the increasing human generation, they were willing to leave their hometown! Sometimes they were so Egyptian that they sold all their lives to travel. They broke all the bridges behind them, so that they did not return. But when they roamed, their heart would have been home country! (I want to go back to Isfahan!) The homeland would become dear to their descendants, and they would make false and genuine organizations for their way, and they would say that we will return tomorrow! Not only abroad, but also inside the country, people coming to Tehran, after a while, say the same village is better! Soon we go back to the village; it's the same in the world! The people of Europe and America have all gone from Iran, but now we are sorry, and they want to go back! The ancestors of the whole world are Iranians, and they are spread all over the world along the Mazandaran Sea (after the storm of Noah). At that time, they broke up! Now they want to go back, they want to fight with force and war. While all this can be a friend! The Iraqi recruits who were Iranian have returned to Iran and live in Iran for many years! The Afghans who separated from Iran during Abbas Mirza returned to Iran! Taliban is an excuse to stop! But the American and European leaders were the opposite! They built planes to bomb the people of the East! Germany was killing the Russian people, and the United States attacked Japan and Vietnam with strong bombs! But when they arrived in Iran, all their weapons were slowing down! And: would be in peace. Because the Islamic Revolution was a victory for the Badrnir punch, and the people of Iran fought with the Shah and Saddam Hussein with their empty hands, and they took their weapons from them! And they won over them. Iran could turn nuclear bombs into peaceful nuclear power, and use it to cure diseases! The Internet was the most prominent weapon of the Wild West, which grew up in the army, but when it arrived in Iran, it became popular and was at the center of culture and literature, and increased media literacy. Now Iran is going to use a rocket for peace! Perhaps more than all countries have rockets, but only for deterrence. It is expected that by firing a rocket to the Riyadh, the godfather will also eliminate terrorism, and return to the world forever. But that is not enough; the missiles must be designed to bring human beings together that is to say, an Airbus or a space bus. And when you land your umbrella! Instead of iron, wander around the chambers, buildings, and settlements.

صواريخ السلام!

لسوء الحظ ، كان التقدم الذي أحرزته الإنسانية دائماً هو الكراهية وتدمير بعضها البعض! على الرغم من تعاليم آدم وآخرين الإلهية ، فإن أول ما فكر فيه قايين هو الأخوة. لأنه يعرف خصمه. بعد أن كان لا يعرف ماذا يفعل! قتل غراب آخر ثم ألقى ببطء على الأرض ودفنها ببطء شديد. قال قايين: "لماذا لا تفكر بي!" على مر التاريخ ، تم اكتشاف أسلحة وأدوات جديدة عند التفكير في التفوق ، وتدمير الآخرين! أعلنت روسيا مؤخرا أن الصواريخ بالموجات فوق الصوتية ستضرب مركز القيادة الأمريكي في غضون 5 دقائق! لكن لم يفكر أبداً: بدلاً من حمل رأس حربي نووي ، أو متفجرات ، حمل الناس! والطريقة للحصول عليها أقرب! تعقيد الأخلاق البشرية هو أكثر من ذلك! الرجل ليس بعيدا عن الساحقة ، وليس بالملل مع القرب. على مر التاريخ ، مع تزايد جيل البشر ، كانوا على استعداد لترك بلدتهم! في بعض الأحيان كانوا مصريين لدرجة أنهم باعوا كل حياتهم للسفر. كسروا كل الجسور وراءهم ، حتى أنهم لم يعودوا. لكن عندما تجولوا ، كان قلبهم سيكون وطنهم! (أريد العودة إلى أصفهان!) سيصبح الوطن عزيزًا على أحفادهم ، وسيقدمون منظمات زائفة وأصيلة في طريقهم ، وسيقولون إننا سنعود غدًا! ليس فقط في الخارج ، ولكن أيضاً داخل البلاد ، يقول الناس القادمون إلى طهران ، بعد فترة من الزمن ، إن القرية نفسها أفضل! قريبا نعود إلى القرية ، هي نفسها في العالم! لقد ذهب كل من أوروبا وأمريكا من إيران ، لكننا نأسف الآن ، ويريدون العودة! أسلاف العالم كله إيرانيون ، وينتشرون في جميع أنحاء العالم على طول بحر مازندران (بعد عاصفة نوح). في ذلك الوقت ، انفصلوا! الآن يريدون العودة ، يريدون القتال بالقوة والحرب. في حين أن كل هذا يمكن أن يكون صديقا! عاد المجندون العراقيون الذين كانوا إيرانيين إلى إيران ويعيشون في إيران لسنوات عديدة! الأفغان الذين انفصلوا عن إيران أثناء عباس ميرزا ​​عادوا إلى إيران! طالبان هي ذريعة للتوقف! لكن القادة الأمريكيين والأوروبيين كانوا عكس ذلك! بنوا طائرات لقصف سكان الشرق! كانت ألمانيا تقتل الشعب الروسي ، وهاجمت الولايات المتحدة اليابان وفيتنام بقنابل قوية! لكن عندما وصلوا إلى إيران ، كانت جميع أسلحتهم تتباطأ! وسوف يكون في سلام. لأن الثورة الإسلامية كانت قبضة على الخنجر ، وقاتل شعب إيران بأيدي الشاه وصدام ، بأيديهم ، وأخذوا أسلحتهم منهم! وفازوا عليهم. يمكن لإيران تحويل القنابل النووية إلى طاقة نووية سلمية ، واستخدامها لعلاج الأمراض! كانت الإنترنت هي السلاح الأبرز في الغرب المتوحش ، الذي نشأ في الجيش ، لكن عندما وصل إلى إيران ، أصبح شائعاً وكان مركز الثقافة والأدب ، وزاد من محو الأمية الإعلامية. الآن ستستخدم إيران صاروخًا من أجل السلام! ربما أكثر من جميع البلدان لديها صواريخ ، ولكن فقط للردع. ومن المتوقع أنه بإطلاق صاروخ إلى الرياض ، فإن الأب الروحي سيقضي أيضاً على الإرهاب ، ويعود إلى العالم إلى الأبد. لكن هذا لا يكفي ، يجب تصميم الصواريخ بحيث تجمع البشر معاً ، أي إيرباص أو حافلة فضائية. وعندما تهبط مظلتك! بدلا من الحديد ، والتجول في الغرف والمباني والمستوطنات.

Füze sülh!

Təəssüf ki, insanlığın inkişafı həmişə bir-birinə nifrət etmək və məhv etmək olmuşdur! Adəm və digərlərinin İlahi təlimlərinə baxmayaraq, Qeynin düşündüyü ilk şey qardaşlıq idi. Çünki rəqibini tanıyırdı. Nə etməyini bilmədikdən sonra! Bir qarğanı öldürdükdən sonra yavaş-yavaş torpağı atdı və çox yavaş-yavaş gömdü. Cain dedi: "Niyə mənim haqqında düşünmürsən?" Tarix boyunca, üstünlük və düşüncə tərzini düşünərkən yeni silahlar və vasitələr aşkar edildi! Rusiya son zamanlarda ultrasəs raketlər 5 dəqiqə ərzində ABŞ komandir mərkəzinə hücum edəcəklərini açıqladı! Ancaq heç düşünmədim: nüvə başlığı və ya partlayıcı maddə daşımaq əvəzinə insanları daşıdı! Onları daha yaxınlaşdırmaq yolu! İnsan əxlaqının mürəkkəbliyi daha da çoxdur! İnsanlar əzəmətdən uzaq deyil, yaxınlığı ilə sıxılmamışdır. Tarix boyunca, artan insan nəsli ilə, məmləkətini buraxmaq istəyirdilər! Bəzən Misirli olduqları üçün, bütün həyatlarını səyahət etmək üçün satmışlar. Onların arxasında qalan bütün körpüləri qırdılar ki, onlar geri qayıtmadılar. Ancaq onlar gəzdikdə ürəkləri öz ölkələri olacaqdı! (Mən İsfahana geri dönmək istəyirəm!) Vətən onların nəslindən əziyyət çəkəcək, yolları üçün yalan və əsl təşkilatlar təşkil edəcək və biz sabah qayıdacağıqlarını söyləyəcəklər! Yalnız xaricdə deyil, ölkədə də bir müddət sonra Tehrana gələn insanlar eyni kəndin daha yaxşı olduğunu söyləyirlər! Tezliklə kəndə dönürük, dünyadakı kimi eyni! Avropa və Amerika xalqı bütün İranı tərk etdi, amma indi biz çox üzr istəyirik və geri dönmək istəyirlər! Bütün dünya əcdadları İranlılardır və onlar Mazandaran dənizi boyunca (Nuh tufanından sonra) bütün dünyada yayılırlar. O dövrdə onlar dağıldılar! İndi geri dönmək istəyirlər, güc və müharibə ilə mübarizə etmək istəyirlər. Bütün bunlar bir dost ola bilər baxmayaraq! İranlı İraqlı əsgərlər İrana qayıtdılar və uzun illərdir İranda yaşayırlar! Abbas Mirzə dövründə İranı tərk edən afganlar İrana döndü! Taliban dayandırmaq üçün bir bəhanədir! Amma Amerika və Avropa liderləri əksinə idi! Şərq xalqını bombalamaq üçün düzəltmişlər! Almaniya Alman xalqını öldürdü və Amerika Birləşmiş Ştatları güclü bomba ilə Yaponiya və Vyetnama hücum etdi! Ancaq İrana gəldikdə, bütün silahları yavaşlatdı! Və sülh içində olardı. İslam inqilabı xəncər üzərində yumruq idi və İran xalqı Şah və Səddamın əlləri ilə əllərini vurdular və silahlarını götürdülər! Və onlar üzərində qazandılar. İran nüvə bombalarını sülh nüvə enerjisinə çevirə və xəstəlikləri müalicə etmək üçün istifadə edə bilər! İnternet Vahid Qərbin ən məşhur quruluşu idi, orduda böyüyən, lakin İrana gəldikdə, populyarlaşdı və mədəniyyət və ədəbiyyat mərkəzində idi və media savadlılığını artırdı. İndi İran sülh üçün raket istifadə edəcək! Bəlkə bütün ölkələrdən daha çox raket var, ancaq yalnız caydırmaq üçün. Riyadda bir raket atəş edərək, atası da terroru ortadan qaldıracaq və əbədi dünyaya dönəcək. Amma bu, kifayət deyil, mərmilər insanları bir araya gətirmək üçün nəzərdə tutulmalıdır, yəni bir Airbus ya da bir kosmik avtobus. Şemsiyanı qurduğunuz zaman! Dəmir yerinə, otaqlar, binalar və qəsəbələr ətrafında dolaşmaq.


برچسب‌ها: موشک صلح!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۱۲/۱۳۹۷ - ۱۹:۴۳ نظر(0)

امروزه از ازدواج باید: به عنوان پیشران اصلی: توسعه صنعتی نام برد! زیرا که جهان انگیزه توسعه را از دست داده، و به دلیل تولید بیش از حد، به درجه اشباع کامل بازار رسیده است. البته قبلاهم در سال 2008 یا 1933 شاهد این رکود بودیم، ولی بازاریابی، توانست تا حدودی مصرف را توسعه دهد، اما این بازاریابی فقط می تواند از طریق: تبلیغ مدلینگ یه قروش بیشتر دست یابد. آنهم به دلیل نبود رقابت و چشم و هم چشمی، در حال نابودی است. یعنی مردم به دنبال کالایی، با عمر مفید طولانی تری هستند، تا از خرید های مکرر بی نیاز شوند. و تبلیغ مد روز و برخی ترفند هایی که: در گذشته به مصرف بیشتر تشویق می کرد، به دلیل کهنگی، کارایی خود را از دست داده است. مثلا در صنعت خودرو، تولید میلیون ها دستگاه، بازار را اشباع کرده، لذا این صنعت رو به زوال و نابودی هست، و به اخراج کارکنان خود دست زده است، اما به توصیه قسمت بازاریابی، واحد های تحقیق و توسعه راه انداختند! تا هر سال مدل جدیدی بسازند، که آپشن های بهتری داشته باشد، و خریدار با اینکه آن دستگاه را قبلا داشته، باز تشویق به خرید شود. بطوریکه در ایران تعداد خودرو های موتوری، یک و نیم برابر جمعیت است! یعنی هرخانوار حداقل از شش وسیله استفاده می کند! و با اینکه پراید بسیار  پرخطر است، ولی طی نیم ساعت، سایت فروش آن کامل شد! همه دستاورد های صنعتی، دچار این مرحله یعنی: قاعدگی و بازنشستگی شده اند. اما از ان سو، انقلاب اسلامی، سطح رفاه اجتماعی را بالا برده، و جوانان به دلیل نداشتن خودرو و یا مسکن! نمی توانند ازدواج کنند. خودرو برای ازدواج اولی میتواند: منبع درآمد هم باشد، لذا برخلاف بازارهای جهانی، که متکی به ثروتمندانی هست که: قادر به خرید خودرو باشند، در ایران، نیاز بازار بسیار زیاد است. زیرا همه نوجوانان و جوانان، خواهان این وسایل هستند! از نظر شرع مقدس اسلام، تهیه نیاز جوانان ابتدا بر عهده پدر و مادر است، ولی اگر آنها وسع مالی نداشتند، با دولت است. لذا برای 12 میلیون جوان آماده ازدواج، نیاز به 12میلیون خودرو، شش میلیون مسکن اجتماعی، و 12میلیون فرش و 6 میلیون یخچال، تلویزیون و اجاق گاز و ظروف آشپزخانه است! که بازار وسیع پایداری را، برای تولید کنندگان ایجاد می کند. تولید کنندگان باید به این بازار بدون کشش، پاسخ بدهند. و قیمت کالا را از پدران و مادران، و یا دولت دریافت کنند. به این جهت میتوان پروژه ای مانند ستاره خلیج فارس، بعنوان بزرگترین کارخانه های سازنده: لوازم فوق طراحی کرد که: در جهان بی نظیرباشد. بازار این کالا ها اشباع شدنی نیست. زیرا انقلاب اسلامی در حال گسترش است: خط مقاومت به آن پیوسته، بهار عربی، نهضت 99درصدی آمریکا، جلیقه زردهای اروپایی هم، به آن خواهند پیوست. و این یعنی نیاز به 3میلیارد خودرو، یخچال و فرش و.. برای همه زوجها! این هدیه انقلاب اسلامی برای: تامین رفاه نسبی همه انسان ها. هرچه جمعیت بیشتر شود، نیاز به مصرف آنها بالاتر می رود. این بازار به دلیل زیربنای: عقیدتی و ارزشی، بدون کشش و اشباع است. پس انقلاب صنعتی اسلامی، جایگاه ویژه داشته و همه دنیا را به رفاه می رساند. بازار د رتعریف سرمایه داری و مادی، یعنی درآمد سود. پاسخگویان این بازار هم، افرادی هستند که بتوانند سود بیشتری: به تولید کنندگان بدهند. چون نسبت این افراد کم است، فوری به پایان می رسند! طبق قانون پاراتو 80درصد ثروت جهان، در دست 20درصد مردم است! لذا 20درصد فوری تمام می شود. اما در اسلام همه با هم برابر هستند، و استفاده آنها از رفاه، هیچ ربطی به درآمد یا توانایی مالی یا نژاد و زبان آنها ندارد.

Marriage industry

Today's marriage must be: as the main proponent: industrial development! Because the world has lost the motive of development, and due to its excessive production, it has reached the full degree of market saturation. Of course, we saw this stagnation in 2008 or 1933, but marketing, it was able to somehow expand consumption, but this marketing can only be achieved through: Modeling advertisements. Because of the lack of competition, the eyes and the eyes, it is being destroyed. That is, people are looking for a product that has a longer shelf life, so that they will not need frequent purchases. And fashion promotion and some of the tricks that: In the past, encouraged consumption has lost its effectiveness due to aging. For example, in the automotive industry, the production of millions of devices has saturated the market, so the industry is deteriorating, and it has fired its employees, but, on the advice of the marketing department, launched research and development units! Every year, they will make a new model that has better options, and the buyer, while still having the device, is encouraged to buy. As in Iran, the number of motor vehicles is one and a half times the population! That is, every person uses at least six devices! And although pride is very risky, but within half an hour, its sales site is complete! All industrial achievements have this stage: menstruation and retirement. But, on the one hand, the Islamic Revolution has raised the level of social welfare, and the youth have no car or housing! Cannot marry the car for the first marriage can be: a source of income, so unlike the world markets, which relies on the wealthy who can afford to buy a car, there is a lot of market demand in Iran. Because all the teenagers and young people want these appliances! In terms of sacred Islamic law, the provision of young people's needs is initially borne by parents and parents, but if they have no financial means, they are with the state. So 12 million young people are ready to marry, need 12 million cars, six million social housing, and 12 million carpets and 6 million refrigerators, TVs and stoves and kitchen utensils! Which: creates a broad market of sustainability for producers. Manufacturers should respond to this market without stretching. And: the price of goods from fathers and mothers, or government. Therefore, a project such as the Persian Gulf Star, as the largest manufacturer of factories, could be designed: It's unique in the world. The market for these products is not saturated. Because the Islamic Revolution is expanding: the line of resistance to it will continue, the Arab Spring, the 99-percent movement of the United States, the European yoke jacket. And this means the need for 3 billion cars, fridges and rugs, and for all couples! This is the gift of the Islamic Revolution to: provide the relative welfare of all human beings. The larger the population, the higher their consumption needs. This market is due to an ideological and value infrastructure, without stretching and saturation. So the Islamic Industrial Revolution has a special place and will bring the world to prosperity. The market: for capital and material goods, namely, earnings profits. The respondents of this market are also those who can get more profit: to give producers. Because the proportion of these people is low, they end immediately! According to Paratoo’s law, 80 percent of the world's wealth is at the hands of 20 percent of the population! So 20% of the instant is over. But in Islam, everyone is equal, and their use of welfare has nothing to do with income or financial ability, or race and language.

صناعة الزواج

زواج اليوم يجب أن يكون: المؤيد الرئيسي: التنمية الصناعية! لأن العالم فقد دافع التنمية ، وبسبب إنتاجه المفرط ، فقد وصل إلى درجة كاملة من تشبع السوق. بالطبع ، رأينا هذا الركود في عام 2008 أو عام 1933 ، ولكن التسويق ، كان قادرا على توسيع الاستهلاك بطريقة أو بأخرى ، ولكن هذا التسويق لا يمكن تحقيقه إلا من خلال: إعلانات النمذجة. بسبب عدم وجود المنافسة والعينين والعيون ، يتم تدميرها. وهذا يعني أن الناس يبحثون عن منتج ذي عمر تخزين أطول ، بحيث لا يحتاجون إلى مشتريات متكررة. وترويج الموضة وبعض الحيل التي: في الماضي ، شجع الاستهلاك ، فقد فعاليته بسبب الشيخوخة. على سبيل المثال ، في صناعة السيارات ، كان إنتاج الملايين من الأجهزة يشبع السوق ، لذا فإن الصناعة تتدهور ، وقد أطلقت موظفيها ، ولكن ، بناء على نصيحة قسم التسويق ، أطلقت وحدات البحث والتطوير! في كل عام ، سيصنعون نموذجًا جديدًا يحتوي على خيارات أفضل ، ويتم تشجيع المشتري ، بينما لا يزال يمتلك الجهاز ، على الشراء. كما هو الحال في إيران ، فإن عدد السيارات هو واحد ونصف مرة من عدد السكان! أي أن كل شخص يستخدم ستة أجهزة على الأقل! وعلى الرغم من أن الكبرياء محفوفة بالمخاطر ، ولكن في غضون نصف ساعة ، يكتمل موقع مبيعاتها! جميع الانجازات الصناعية لها هذه المرحلة: الحيض والتقاعد. لكن من جهة ، رفعت الثورة الإسلامية مستوى الرفاهية الاجتماعية ، وليس لدى الشباب سيارة أو سكن! لا يمكن الزواج يمكن أن تكون السيارة للزواج الأول: مصدر دخل ، لذا على عكس الأسواق العالمية ، التي تعتمد على الأغنياء الذين يستطيعون شراء سيارة ، هناك الكثير من الطلب في السوق في إيران. لأن كل المراهقين والشباب يريدون هذه الأجهزة! من حيث الشريعة الإسلامية المقدسة ، يتحمل الآباء وأولياء الأمور توفير احتياجات الشباب في البداية ، لكن إذا لم تكن لديهم موارد مالية ، فهم مع الدولة. لذا فإن 12 مليون شاب مستعدون للزواج ، ويحتاجون إلى 12 مليون سيارة ، و 6 ملايين من المساكن الاجتماعية ، و 12 مليون من السجاد و 6 ملايين من الثلاجات وأجهزة التلفزيون والمواقد وأدوات المطبخ! مما يخلق سوق واسع للاستدامة للمنتجين. يجب أن يستجيب المصنعون لهذا السوق دون التمدد. وسعر البضائع من الآباء والأمهات ، أو الحكومة. لذلك ، يمكن تصميم مشروع مثل نجم الخليج الفارسي ، باعتباره أكبر مصنع للمصانع: إنه فريد في العالم. سوق هذه المنتجات غير مشبع. لأن الثورة الإسلامية آخذة في التوسع: خط المقاومة لها سيستمر ، والربيع العربي ، وحركة الولايات المتحدة بنسبة 99 في المائة ، وسترة نير الأوروبية. وهذا يعني الحاجة إلى 3 مليارات سيارة وثلاجات وسجاد ، ولجميع الأزواج! هذه هي هبة الثورة الإسلامية: توفير الرفاهية النسبية لجميع البشر. كلما زاد عدد السكان ، زادت احتياجاتهم الاستهلاكية. يعود هذا السوق إلى البنية التحتية الأيديولوجية والقيمة ، دون التمدد والتشبع. لذا فإن الثورة الصناعية الإسلامية لها مكانة خاصة وسوف تجلب للعالم الرخاء. سوق رأس المال والسلع المادية ، وهي أرباح الأرباح. المستجيبون من هذا السوق هم أيضا أولئك الذين يمكنهم الحصول على المزيد من الأرباح: إعطاء المنتجين. لأن نسبة هؤلاء الناس منخفضة ، فإنها تنتهي على الفور! وفقا لقانون باراتو ، فإن 80 في المائة من ثروة العالم هي على أيدي 20 في المائة من السكان! حتى 20 ٪ من لحظة قد انتهت. لكن في الإسلام ، الجميع متساوون ، واستخدامهم للرفاه لا علاقة له بالدخل أو القدرة المالية ، أو العرق واللغة.

Evlilik sənayesi

Bugünkü nikah olmalıdır: əsas tərəfdaş kimi: sənaye inkişafı! Çünki dünya inkişafın səbəbini itirmişdir və onun həddən artıq istehsalına görə tam bazar səviyyəsinə çatmışdır. Rəqabət çatışmamazlığı səbəbindən gözlər və gözlər məhv edilir. Yəni, insanlar daha uzun raf ömrü olan bir məhsul axtarırlar ki, onlar tez-tez satın almalara ehtiyac olmayacaqlar. Moda təşviqi və bəzi tövsiyələr: Keçmişdə istehlakı təşviq edən, yaşlanma səbəbiylə təsirini itirdi. Hər il onlar daha yaxşı variantları olan yeni bir model quracaqlar və alıcı hələ də cihazı satın alırsa, satın almağa təşviq edir. İranda olduğu kimi motorlu nəqliyyat vasitələrinin sayı da əhalinin bir yarımdır! Yəni, hər bir insan ən azı altı cihazdan istifadə edir! Qürur çox riskli olmasına baxmayaraq, yarım saat içində satış yeri tamdır! Bütün sənaye nailiyyətləri bu mərhələdədir: menstruasiya və pensiya. Ancaq bir tərəfdən İslam İnqilabı sosial rifah səviyyəsini yüksəltdi və gənclərin heç bir avtomobil və mənzil yoxdur! Evlənmək mümkün deyil zəngin əsaslanır dünya bazar, onlar İranda avtomobil almaq edə bilərlər ki fərqli olaraq, tələb çox yüksək, belə ki, Auto nikah gəlir ilk mənbəyi ola bilər. Çünki bütün gənclər və gənclər bu cihazları istəyirlər! Müqəddəs İslam hüququ baxımından, gənclərin ehtiyaclarının təmin edilməsi əvvəlcə valideynlər və valideynlər tərəfindən ödənilir, lakin heç bir maddi imkanları olmadıqda, onlar dövlətlədirlər. İstehsalçılar üçün geniş bir sürətlilik bazarı yaradır. İstehsalçılar bu bazarda uzanmadan cavab verməlidirlər. Və ataların, anaların və ya hökumətin mal qiyməti. Buna görə Fars Körfəzi Star kimi fabriklərin ən böyük istehsalçısı kimi bir layihə hazırlana bilər: Dünyada unikaldır. Bu məhsulların bazarı doymamışdır. İslam İnqilabının yayılır ildən fasiləsiz müqavimət xətti, yaz Ərəb, hərəkət, Amerika, Avropa Sarı Özüllər 99 faizi, onlara qoşulacaq. Və bu, 3 milyard avtomobili, buzdolabı və kilim ehtiyacını və bütün cütlərin ehtiyacını nəzərdə tutur! Bu İslam İnqilabının hədiyyəsi: bütün insanların nisbi rifahını təmin etmək. Nüfusun nə qədər böyük olması, onların istehlak ehtiyacı daha yüksəkdir. Bu bazar, gərginlik və doyma olmadan ideoloji və dəyər infrastrukturuna bağlıdır. Beləliklə, İslam İnqilabının xüsusi yeri var və dünya rifaha gətirəcəkdir. Kapital və maddi mallar üçün bazar, yəni mənfəət mənfəəti. Bu bazarın respondentləri həmçinin daha çox mənfəət əldə edə bilənlərdir: istehsalçıları vermək. Çünki bu insanların nisbəti azdır, dərhal bitir! Paratou qanununa görə, dünya sərvətinin 80% əhalinin 20% -nin əlindədir! Ananın 20% -i başa çatdı. İslamda isə hər kəs bərabərdir və rifahın istifadəsi gəlir və ya maliyyə imkanları, irqi və dili ilə heç bir əlaqəsi yoxdur.


برچسب‌ها: صنعت ازدواج,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۱۲/۱۳۹۷ - ۲۱:۱۵ نظر(0)

هنر اسلامی سابقه هزاران ساله دارد، ولی غرب بدلیل نوظهور بودن، هنوز آن را نفهمیده است! لذا به راههای ساده تر و قابل تقلید تر ان رفته است. مثلا در قالی بافی یا کاشیکاری و مینیاتور، که اصلا امکان تقلید نداشته وارد نشده! ولی بجای آن کوبیسم!(نقاشی شلوغ پلوغ) را، پیشنهاد داده است. گرافیک و ساده تر کردن ظرح ها، با همین هدف است. و چون مخترع این هنر ساده انگارانه بودند، نام آن را هنر مدرن! گذاشتند، غرب زده های ایرانی هم با شوق و ذوق، آن را تبلیغ کردند. در هنرهای دیگر هم همینطور است: آجرکاری در ایران، هنر هزاران ساله است، ولی آنها که نمی توانستند به این دقت کار کنند، سنگ کاری را جایگزین کردند، و فراماسونری (یعنی سنگ کارها) را بوجود آوردند. لیبرال های ایرانی هم، که موضوع را نفهمیده بودند، فکر کردند این یک مشی سیاسی یا فرهنگی است! که به تقلید آن انجمن آدمیت! را درست کردند. و ارکان مملکت را به آنها دادند، و زمینه ساز استعمار و چپاول شدند. در هنرهفتم این دشمنی آشکار تر است: زیرا آنها گفتند دیگر نیازی به: هنرهای قبلی (ششگانه) وجود ندارد و: سینما جای همه آنها را می گیرد. اما در این راه هم، به ساده نگری گرفتار شدند. زیباترین خلقت خداوند انسان بود، و زیباترین انسان ها هم زن ها بودند! لذا برای تبیین زیبا شناسی سینمایی، به سراغ تن عریان زن رفتند، تا با بهره گیری از این زیبایی خدا دادی، خلا ناشی از فهم زیبایی را در هنر جبران کنند. البته مردان که در زیبایی به زنان نمی رسیدند، زیاد مورد توجه قرار نگرفتند! تا اینکه راز مردان هم، از سوی آنان خشونت اعلام شد! رابطه بین زن و مرد، در سکس و خشونت تعریف شد! تلفیق این دو هم در موضوع شراب، یا مخدر های دیگر تعریف گردید. و این سه عنصر پایه سینمای معاصر را تشکیل داد. وقتی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد، فرهنگ مسلط، همه ابزار های هنری را به درستی به کار گرفت! شش هنر قبلی به راه اصلی برگردانده شدند: خطاطی و نقاشی، شعر وموسیقی و تئاتر و مجسمه سازی .. همگی ریشه در فرهنگ ایرانی داشتند. از زمان مانی (پیامبر نقاش) و ارژنگ تا باربد (موسیقیدان پیشگام) و تعزیه ها، لذا همه بزودی اصلاح شدند، و به نام هنرهای تجسمی در خدمت: آگاهی مردم و ارتقا فرهنگی قرار گرفتند. اما در سینما این امر، به موازات فرهنگ ابتذال پیش می رفت! صدا و سیما، به دلیل نظارت بیشتر، زودتر توانست در این حرکت موازی، جلو تر حرکت کند. اما سینما، به بهانه بخش خصوصی و غیره، بطور سنگین شروع کرد(دهه شصت) اما به تدریج، ابتذال را در درون خود جای داد. سکس و خشونت، شراب و سیگار! کم کم راه خود را باز کرد. و اگر متصدیان، فکری برای ان نکنند، ممکن است (لایه ازون بیشتر از اینها سوراخ شود!). برای این کار سینماگران ایرانی، ترفند خوبی پیدا کردند! یکی به بهانه نشان دادن صحنه خلافکاران! و دوم استفاده از هنرمندان خارجی!لذا یعنی همه صحنه های مبتذل را، با مشاوره هنرمندان فاسد(فیلمفارسی!) در جای جای فیلم ها جاسازی کردند. و مانند مگس که فقط دنبال چرک و دمل است، دوربین خود را بر صحنه های: ساختگی و دروغ زوم می کنند. آنها هم فقر را مترادف با فساد گرفته، در حالیکه طبق آیه قران ثروت است که فساد آفرین است(ان الانسان لیطغی ان راه استغنی) یا سناریو های آنها فقط در اطراف رختخواب شکل می گیرد!(فرمانده همیشه در حجله) برای جلوگیری از این دو رخنه باید، حرکت آنها را معکوس کرد! یعنی از هنرمندان خارجی، در صحنه های معصومیت استفاده شود. نشان دادن صحنه های خلاف را بعنوان (تشییع فاحشه)، به هر بهانه ممنوع اعلام، و ممیزی شود، تا بد آموزی نداشته باشد

The cinema will issue veil.

Islamic art has a history of thousands of years, but the West has not understood it because of its emergence! So it's easier and more imitated. For example, in carpet weaving or tile and miniature, which: is not possible to imitate! But instead of that, it has suggested cubism! (A :busy crowded painting). Graphic and simplify the scenes, with the same purpose. And since the inventors of this art were simplistic, its name is modern art! They put it on the Iranian fascists with enthusiasm and excitement. In other arts, the same is true: bricklaying in Iran is a thousand years old art, but those who could not do this precisely replaced stone, and created freemasonry (ie, rock). The Iranian liberals, who did not understand the issue, thought it was a political or cultural one! That's to imitate that Admit! They made it. They gave them the kingdom of the country, and they laid the foundation for colonization and plunder. In my heart, this feat is more obvious: because they said it no longer needed: there are no previous arts (and six), and the cinema takes them all. But in this way, they were caught up in simplicity. The most beautiful creation of God was man, and the most beautiful people were women! So, to explain cinematic aesthetics, you went to the woman's tusks, so that you could use God's beauty to compensate for the vacuum created by the understanding of beauty in art. Of course, men who did not reach women in beauty were not much attention! Until the secret of men, violence was announced by them! Relationship between men and women is defined in sex and violence! The combination of these two is also defined in the subject of wine or other opiates. And these three elements form the basis of contemporary cinema. When the Islamic Revolution happened, the dominant culture used all the art tools properly! The six previous artworks were returned to the original way: calligraphy, painting, poetry, and theater and sculpture ... all rooted in Iranian culture. Since the time of Manni (the prophet of the painter) and Arjang to Barbad (pioneering musician) and Ta'ziyeh, all were soon corrected, and in the name of visual arts served: public awareness and cultural promotion. But in the cinema, this went along with the culture of banality! For the sake of greater supervision, the voice and sma could move forward in this parallel move earlier. But the cinema began, in the face of the private sector, and so on (Hezbollah, 1960s), but gradually, it contained vulgarity within itself. Sex and Violence, Wine and Smoking! He slowly opened his way. And if the operators do not think for it, it's possible (the ozone layer is more than that!). To do this, Iranian film makers found a good trick! One for the sake of showing off scammers! And secondly, the use of foreign artists! It means that all vulgar scenes have been embedded in the footage with the help of the corrupt artists! And like a fly that's just looking for pus and dumb, they zoom in on their scenes: fictitious and false. They also called poverty as synonymous with corruption, while according to the verse, the Quran is a wealth that is corrupting (or their scenarios only around the bed) (the commander is always in the holy gradient). To prevent these two breaks, they must move, Reverse! That is, foreign artists, in the scenes of innocence. Show off the scenes as (bastard bribe), ban any pretext, and be audited to have no bad experience.

السينما ستصدر الحجاب.

الفن الإسلامي لديه تاريخ من آلاف السنين ، ولكن الغرب لم يفهم ذلك بسبب ظهوره! لذلك من الأسهل وأكثر تقليدًا. على سبيل المثال ، في نسج السجاد أو البلاط والمصارف ، والتي لا يمكن تقليدها! لكن بدلاً من ذلك ، فقد اقترح التكعيبية! (لوحة مزدحمة مزدحمة). الرسم وتبسيط المشاهد ، مع نفس الغرض. وبما أن مخترعي هذا الفن كانوا مبسّطين ، فإن اسمه هو الفن الحديث! لقد وضعوها على الفاشيين الإيرانيين بحماس وإثارة. الليبراليون الإيرانيون ، الذين لم يفهموا القضية ، اعتقدوا أنها سياسية أو ثقافية! هذا لتقليد ذلك آدميت! لقد صنعوها. قدموا لهم مملكة البلاد ، ووضعوا الأسس للاستعمار والنهب. في قلبي ، هذا الانجاز أكثر وضوحا: لأنهم قالوا أنه لم يعد هناك حاجة: لا توجد فنون سابقة (وستة) ، والسينما تأخذها كلها. لكن بهذه الطريقة ، كانوا محاصرين في بساطة. كان أجمل خلق لله هو الإنسان ، وكان أجمل الناس من النساء! بالطبع ، الرجال الذين لم يصلوا إلى النساء في الجمال لم يحظوا باهتمام كبير! حتى سر الرجل ، أعلن عن العنف من قبلهم! العلاقة بين الرجل والمرأة محددة في الجنس والعنف! يتم تعريف مزيج من هذين أيضا في موضوع النبيذ أو المواد الأفيونية الأخرى. وتشكل هذه العناصر الثلاثة أساس السينما المعاصرة. عندما حدثت الثورة الإسلامية ، استخدمت الثقافة السائدة جميع الأدوات الفنية بشكل صحيح! أعيدت الأعمال الفنية الست السابقة بالطريقة الأصلية: فن الخط والرسم والشعر والمسرح والنحت ... وكلها متجذرة في الثقافة الإيرانية. منذ ماني (النبي الرسام المغني) والعاطفة وبالتالي، تم تصحيح جميع قريبا، والفنون البصرية في خدمة: الوعي وتعزيز المجموعات الثقافية. لكن في السينما ، كان هذا يسير جنباً إلى جنب مع ثقافة البديهية! من أجل إشراف أكبر ، يمكن أن يتحرك الصوت والصورة في هذه الخطوة الموازية في وقت سابق. لكن السينما، بحجة القطاع الخاص وغيرها، بدأ بكثافة (الستينات)، ولكن تدريجيا، الابتذال تناسب داخل نفسه. الجنس والعنف والنبيذ والتدخين! فتحت طريقته ببطء. وإذا لم يفكر المشغلون في ذلك ، فمن الممكن (طبقة الأوزون أكثر من ذلك!). للقيام بذلك ، وجد صانعي الأفلام الإيرانية خدعة جيدة! واحد من أجل إظهار المحتالين! وثانياً ، استخدام الفنانين الأجانب! هذا يعني أن كل المشاهد المبتذلة قد تم تضمينها في اللقطات بمساعدة الفنانين الفاسدين! ومثل الذبابة التي تبحث فقط عن القيح والأبهام ، فإنها تقترب من مشاهدها: صورية وكاذبة. الفقر هو مرادف للفساد، في حين أن ثروة الآية القرآنية أن الفساد يضر () أو السيناريوهات هي قاب السرير على شكل (قائد دائما في الغرفة) لمنع الاختراق يجب نقلها عكس! هذا هو ، الفنانين الأجانب ، في مشاهد البراءة. اظهار المشاهد كـ (رشوة غير شرعية) ، وحظر أي ذريعة ، وتدقيقها ليس لها تجربة سيئة.

Kino örtük verəcək.

İslam sənəti minlərlə il tarixə malikdir, lakin Qərb onun ortaya çıxması səbəbindən bunu anlamış deyil! Buna görə də daha asan və daha çox təqlid edilir. Məsələn, xalça toxuculuqda, yaxud kafel və miniatürdə təqlid etmək mümkün deyil! Amma bunun əvəzinə, kubizmin təklifi var idi (çox sıx bir rəsm). Eyni məqsədi ilə səhnələri qrafik və sadələşdirin. Və bu sənət ixtiraçıları sadə idi, onun adı müasir incəsənətdir! Bunları İran faşistlərinə həvəs və həyəcanla qoydular. Məsələni anlamayan İranlı liberallar siyasi və ya mədəni bir şey olduğunu düşünürlər! Bu, Adəmidəki təqliddir! Onlar bunu etdi. Onlar ölkənin səltənətini verdilər və kolonizasiya və qənimət üçün təməl qoydular. Mənim ürəyimdə bu qəhrəman daha aydındır: çünki onlar artıq lazım deyil dedilər: əvvəlki incəsənət (və altı) yoxdur və kinoteatr onları hamıdan alır. Ancaq bu şəkildə, onlar sadəliklə tutuldu. Allahın ən gözəl yaradıcılığı insan idi və ən gözəl insanlar qadın idi! Əlbəttə ki, qadınlara gözəllik gətirməyən qadınlar çox diqqət göstərmirdi! İnsanların sirri qədər şiddət onlara açıqlandı! Kişi və qadın arasındakı əlaqələr cinsiyyət və zorakılıqla müəyyən edilir! Bu ikisinin kombinasiyası şərab və ya digər opiatlar mövzusunda da müəyyən edilir. Və bu üç element müasir kinonun əsasını təşkil edir. İslam inqilabı baş verəndə, hakim mədəniyyət bütün sənət vasitələrini düzgün istifadə etdi! Altı əvvəlki əsərlər orijinal şəkildə geri qaytarıldı: xəttatlıq, rəsm, şeir, teatr və heykəltəraşlıq ... bütün İran mədəniyyətinə köklənmişdir. Barbad (qurğuşun müğənni) və Passion Mani (peyğəmbər rəssam) və Vaermlands Laen-ci ildən, buna görə də, bütün tezliklə düzəldilir, və edilmişdir ki, xidmət vizual incəsənət: maarifləndirmə və mədəni qrupların təşviqi. Amma kinoda bu bənzərlik mədəniyyəti ilə yanaşı getdi! Daha böyük nəzarət naminə, səs və sma daha əvvəl bu paralel hərəkətdə irəliləyirdi. Lakin kino özəl sektorun qarşısında başladı və buna görə də (Hizbullah, 1960-cı illər), lakin tədricən, özü içərisində vulgarity var idi. Seks və Şiddət, Şərab və Siqaret! O, yavaş-yavaş yolunu açdı. Operatorlar bunu düşünmürsə, mümkündür (ozon qatı daha çoxdur!). Bunun üçün, İranlı film sənətçiləri yaxşı bir hiylə tapdılar! Biri scammers göstərmək naminə! İkincisi, xarici sənətkarların istifadəsi! Demək olar ki, bütün vulgar səhnələr korrupsiyalaşmış rəssamların köməyi ilə görüntülərdə yerləşdiriliblər! Və yalnız pus və lal axtarır olan bir fly kimi, onların səhnələri zoom: xəyali və yalan. korrupsiya (zərər) və ya ssenariləri ki, Quran ayə sərvət pozulması onlara hərəkət etməlidir qarşısını almaq üçün yalnız yataq formalı (kamera həmişə komandiri) ətrafında isə onların yoxsulluq, korrupsiya ilə sinonimidir Ters! Yəni xarici sənətkarları, masumluq səhnələrində. Səhnələri (pərişan rüşvət kimi) göstərin, hər hansı bəhanələri qadağan etsin və heç bir pis təcrübəyə malik olmamaq üçün yoxlanılsın.

 


برچسب‌ها: سینما، حجاب را صادر کند.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۱۱/۱۳۹۷ - ۱۹:۴۴ نظر(0)

در تئوری های صادرات نوین، باید آگاه بود که تئوری های صادرات سنتی، چون از سوی غرب و سرمایه داران و لیبرال ها، پیشنهاد شده است لذا میتوانند آن را، طبق نظرات خود تغییر دهند! و ما نباید در زمین آنها بازی کنیم! مثلا در فیلا می بینیم که برای: زمین زدن کشتی ایران، شب قبل از مسابقات تشکیل جلسه می دهند! و نقاط قوت کشتی گیران ایرانی را، فل حساب می کنند و برعکس هرکاری که آن ها را عصبی کند:( مانند ضربه زدن به سر) را آزاد اعلام می کنند! در قانون صادرات هم می بینیم به راحتی، زیر تبلیغات صد ساله خود بنام تجارت آزاد! می زنند و تحریم ها و تعرفه ها را تصویب می کنند. در مور نفت یا گاز ایران هم، فرجه ای باز می کنند تا ایران نفت را صادر کند، بعد تحریم اجرا می کنند که به پولش نرسد! لذا برای صنعت هم باید انقلاب صنعتی اسلامی کرد! مثلا در خودرو سازی، باید خودرو اسلامی یا ملی، طراحی شود این خودرو باید: پرتیراژ و ارزان و کمجا، و برای همه جهانیان باشد البته باید محیط زیست را هم آلوده نکند، و ایران قدرت ساخت چنین خودرویی را دارد. با طراحی و ساخت این خودرو، کاری به گرانی و ارزانی خودروهای دیگر نخواهد داشت! و آن را مانند کالای استراتژیک، در اختیار همه قرار می دهد. خودرو های دیگر، تبدیل به خودروهای لوکس شده! از دایره قیمت گذاری و: حمایت های دولتی بیرون می رود. تا بتواند با خودروهای خارجی رقابت کند. البته در این طرح، باید همه ارکان نظام مشارکت کنند. بخصوص ارتش، که اخیرا اعلام آمادگی نموده است. شورای مرکزی خودرو ملی، از مجموع بالاترین دست اندرکاران، هر ارگان یا نهاد تشکیل می شود. سپس یک قطعه زمین بسیار بزرگ، در صحرای مکران(جایابی شده) خریداری می شود! سازمانی طراحی می شود که همه اجزا را، در درون خود داشته، و نیازی به کشورها ی دیگر نداشته باشد. قطعات آن در کار گاههای داخلی، همانجا ساخته می شود، در همانجا مونتاژصورت گیرد، و با توجه به دسترسی دریای عمان، به سراسر جهان ارسال شود. با این روش ایران می تواند:  تئوری نوین صادراتی خود را پیش ببرد. همین امر، در نفت و گاز هم، میتواند صورت بگیرد. یعنی بجای بازار بورس جهانی نفت، که در دست استعمار گران است، از بازار آزاد استفاده شود: هرکس از هرجای دنیا، به هر مقدار نفت خواست، در لوله یا بشکه در: کشتی یا هواپیما، به او تحویل داده شود. با این کار اشتغال هم، در سطح وسیعی ایجاد می شود، و بهانه: بیکاری و گرانی از ضد انقلاب گرفته می شود. یک کارخانه بزرگ، با یک تولید مشخص و ارزان، برای همه مردم دنیا، برند خاصی می شود که: هیچ برند دیگری نمی تواند، با آن رقابت کند. اگرچه قبلا خودرو کالای لوکس بوده، ولی انقلاب اسلامی توانست آن را، به کالای استراتژیک تبدیل کند، لذا هر خانواده لا اقل یک دستگاه، از آن  را لازم دارد. کالاهای دیگر همینطور است: مردم در قبل از انقلاب اسلامی، هنگام ازدواج فقط یک عدد زیلو یا پتو، برای زندگی مشترک لازم داشتند. ولی امروزه، خودرو و فرش، یخچال و فریز و حتی مسکن هم، لازم دارند. چنانچه پیامبر در صدر اسلام، سواد آموزی را، که امری اشرافی بود، به صورت مردمی در آورد، انقلاب اسلامی هم رفاه را، بصورت مردمی در آورد: در زمان قبل از انقلاب اسلامی، مردم (البته بجز ساواکی ها)سالی یکبار! برنج می خوردند آنهم شب عید ونامش، سبزی پلو با ماهی بود!. و فقط گاهی آبگوشت می خوردند، والا اغلب اشگنه(آبگوشت بدون گوشت) بود. ولی حالا پزشکان اعلامیه صادر می کنند که: کمتر برنج و گوشت بخورید! زیرا مصرف آن سه برابر مصرفی جهان است.

Islamic Industrial Revolution

In modern export theories, one should be aware that the traditional export theories, as proposed by the West and the capitalists and liberals, can change it according to their own views! And we should not play on their pitch! For example, in Fila we see that they will meet for the purpose of: landing a ship of Iran on the night before the tournament! They calculate the strengths of Iranian wrestlers, and vice versa, anything that makes them nervous: (like knocking on the head)! In the export law, we see, easily, under our 100-year-old ads called Free Trade! They will pass sanctions and tariffs. In Iran oil or gas, they will open a line to export oil to Iran, then enforce sanctions that will not cost them money! So for the industry, the Islamic Industrial Revolution has to be! For example, in the car industry, it should be designed to be an Islamic or national car. The car should be: low-cost, low-cost, and for the whole world. Of course, it should not pollute the environment, and Iran has the power to build such a car. With the design and construction of this car, it will not cost much to other cars! And it presents it as a strategic commodity. Other cars become luxury cars! From the pricing circle: Government support goes out. So that it can compete with foreign cars. Of course, in this plan, all elements of the system must be involved. Especially: the army, which has just announced its readiness. The National Central Caretaker Council is composed of the highest practitioners, each organ or institution. Then a very large plot of land is purchased in the Wetland Desert (Layered)! An organization is designed to have all components within it, and does not require other countries. Its parts are built in the interior, assembled there, and sent to the world with regard to the access of the Oman Sea. With this method, Iran can: Extend its modern export theory. The same can happen in oil and gas. In other words, instead of the global oil market, which is in the hands of the colonialists, it should be used free of charge: anyone from anywhere in the world would be required to ship any oil in a pipe or barrel to: ship or aircraft. By doing so, employment is also widespread, and the pretext is: unemployment and the cost of counter-revolution. A big factory, with a definite and cheap production, is a brand for all the people of the world: no other brand can compete with it. Although the car was a luxury product before, but the Islamic revolution could turn it into a strategic commodity, so each family needs at least one device. Other commodities are the same: people in the pre-Islamic revolution needed only one blanket or blanket when they married. But today, cars and rugs, refrigerators and freezers, and even housing, are needed. As the Prophet, at the height of Islam, brought popularity to the aristocratic literacy, the Islamic Revolution brought about prosperity as a popular one: during the time before the Islamic Revolution, the people (except for the Savakis) once a year! They ate rice. It was the Eve of the day, Pellets with fish! And only occasionally they ate broths, most of which were boiling (no meat). But now doctors have issued a declaration that: eat less rice and meat! Because: its consumption is three times the world.

الثورة الصناعية الإسلامية

ويجب ألا نلعب على أرض الملعب! على سبيل المثال، في فيلا نرى أن: ضرب سفينة إيرانية الأرض، ليلة قبل يوم من اجتماع السباق! في قانون التصدير ، نرى بسهولة تحت إعلاناتنا التي عمرها 100 عام والتي تسمى "التجارة الحرة"! سوف يجتازون العقوبات والتعريفات. إذن بالنسبة للصناعة ، يجب أن تكون الثورة الصناعية الإسلامية! مع تصميم وبناء هذه السيارة ، لن يكلف الكثير من السيارات الأخرى! ويعرضها كسلعة استراتيجية. السيارات الأخرى تصبح سيارات فاخرة! من دائرة التسعير: خرج الدعم الحكومي. بحيث يمكن أن تتنافس مع السيارات الأجنبية. بالطبع ، في هذه الخطة ، يجب إشراك جميع عناصر النظام. لا سيما الجيش ، الذي أعلن للتو عن استعداده. يتألف المجلس الوطني الانتقالي المركزي من أرفع الممارسين ، كل جهاز أو مؤسسة. ثم يتم شراء قطعة كبيرة جدا من الأراضي في صحراء الأراضي الرطبة (الطبقات)! صُممت المنظمة بحيث تحتوي على جميع المكونات داخلها ، ولا تحتاج إلى بلدان أخرى. بهذه الطريقة ، تستطيع إيران: توسيع النظرية الحديثة للتصدير. ويمكن أن يحدث نفس الشيء في النفط والغاز. من خلال العمل معا، يتم إنشاء مجموعة، وعذر: تؤخذ البطالة والتضخم من الثورة المضادة. مصنع كبير، مع منتج معين وغير مكلفة، للعالم كله، والمؤكد أن أي علامة تجارية أخرى لا يمكن أن تتنافس معها. السلع الأخرى، وكذلك الشعب قبل الثورة الإسلامية، عندما الزواج هو فقط السجاد واحد أو بطانية، كان من الضروري للحياة. ولكن اليوم ، هناك حاجة إلى السيارات والسجاد والثلاجات والمجمدات ، وحتى المساكن. أكلوا الأرز ، كانت عشية اليوم ، الكريات مع السمك! وفقط في بعض الأحيان أكلوا مرق ، وكان معظمهم صعودًا (بدون لحم). لكن الأطباء أصدروا الآن بيانا يفيد بأن: تناول كميات أقل من الأرز واللحوم! لأن استهلاكها هو ثلاثة أضعاف العالم.

İslam Sənaye İnqilabı

Müasir ixrac nəzəriyyələrində, Qərbin, kapitalistlərin və liberalların təklif etdiyi ənənəvi ixrac nəzəriyyələrinin, öz fikirlərinə görə dəyişə biləcəyini bilmək lazımdır! Və onların meydanında oynamamalıyıq! Misal üçün, Fila-da biz onların məqsədi ilə qarşılaşacaqlarını görürük: turnirdən əvvəl gecə İran gəmisini quru! Onlar İranlı güləşçilərin güclülərini və əksinə, onları sinirlendiren bir şeyi hesablayır: (başını yandırmaq kimi)! İxrac qanunvericiliyində, 100 illik reklamımıza görə, biz, asanlıqla, Free Trade adlı reklam görürük! Onlar sanksiyalar və tariflər keçəcəklər. İranda neft və ya qazla İrana neft ixrac etmək üçün bir xətt açılacaq, sonra da onlara pul qoymayacaq sanksiyalar tətbiq olunsun! Sektor üçün İslam Sənaye İnqilabı olması lazımdır! Bu avtomobilin dizaynı və tikintisi ilə digər maşınlara çox xeyli qiymət verə bilməz! Və bunu strateji bir əmtəə olaraq təqdim edir. Digər avtomobil lüks avtomobillərə çevrilir! Qiymətləndirmə dairəsindən: Hökumət dəstəyi çıxır. Belə ki, xarici avtomobil ilə rəqabət edə bilər. Əlbəttə ki, bu planda sistemin bütün elementləri iştirak etməlidir. Xüsusilə ordu, yalnız hazırlıqlarını açıqladı. Milli Mərkəzi Gözətçi Şurası ən yüksək praktikantlardan, hər orqanı və ya qurumdan ibarətdir. Sonra çox böyük bir torpaq sahəsi Suvan çölündə (Layered) satın alınır! Təşkilat bütün komponentləri özündə saxlayır və digər ölkələrə ehtiyac duymur. Onun hissələri içəridə tikilir, orada yığılır və Oman dənizinə çıxmaqla dünyaya göndərilir. Bu üsulla İran: Müasir ixrac nəzəriyyəsini genişləndirə bilər. Neft və qazda eyni ola bilər. Bunu etməklə məşğulluq da geniş yayılmışdır və bəhanədir: işsizlik və əks-inqilabın xərcləri. Açıq və ucuz bir istehsal olan böyük bir fabrika, dünyanın bütün xalqları üçün bir markadır: heç bir marka ilə rəqabət edə bilməz. Avtomobil əvvəllər lüks bir məhsul olsa da, İslam inqilabı onu strateji əmtəə halına sala bilərdi, buna görə hər bir ailə ən azı bir cihaza ehtiyac duyur. Digər mallar eynidır: İslam əvvəli inqilabındakı insanlar evləndikdə yalnız bir ədyal və ya ədyal olmalıdırlar. Amma bu gün maşınlar və kilimlər, soyuducular və dondurucular, hətta mənzil ehtiyacları var. Onlar düyü yeyirlər, günün ərəfəsi, balıqlı pelletlər idi! Və yalnız bəzən onlar bişirilmiş yedim və onların əksəriyyəti (ət olmadan) yüksəldi. Amma indi həkimlər bir bəyanat verdilər: daha az düyü və ət yemək! Çünki onun istehlakı dünya üç dəfədir.


برچسب‌ها: انقلاب صنعتی اسلامی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۳:۲۱ نظر(0)

انرژی های بی نظیر در ایران، باعث شگقتی جهان شده است! منابع گاز ایران طبق اعلام مراکز بین المللی، در ردیف دوم است! یعنی 18درصد کل گاز جهان در ایران است، در حالیکه  یک درصد جمعیت دنیا را دارد. ذخائر نفتی ایران هم در همین حد است، انرژی های پاک و تجدید شونده نیز، از نعمت های بزرگ خدا دادی به این ملت است. به گفته یکی از کارشناسان انرژی خورشیدی: گویا ایران فقط برای انرژی خورشیدی ساخته شده! با دشت های آفتابگیر فراوان، بادهای قوی و موسمی. این همه نعمت، حسادت و دشمنی دیگران را برانگیخته است. آنها طی دو جریان به ایران حمله کردند: یکی غارت و دیگری به بهانه خرید! غارت نفت ایران توسط ویلیام ناکس دارسی، و شرکتهای انگلیسی تا قبل از ملی شدن نفت ایران،. با ملی شدن صنعت نفت، در ظاهر غارت آنها پایان یافت، و دوران خرید آغاز شد. ولی کوشش ایران برای دریافت وجه خرید، همیشه بی نتیجه بوده است. از ملی شدن صنعت نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی، دو بازی را ارائه دادند: ابتدا با تحریم خرید، مصدق را سرنگون کردند! سپس با ایجاد شرکت و کنسرسیوم، بجای پول نفت، سلاح های قدیمی و کالاهای فاسد مصرفی می دادند. بعد از انقلاب هم دزدی و غارت  آنها، به شکل دیگری ادامه یافت. کشورهای همسایه را( از جمله قطر آذربایجان و روسیه وعراق) تحریک، و به آنها امکانات دادند تا: از میدان های مشترک، به میادین اصلی نفوذ کرده، نفت وگاز را ببرند: بدون اینکه پولی بابت سهم ایران، پرداخت کنند. مانند قطر که ذخائرش تمام شده، و الان از ذخائر بخش ایرانی صادر می کند. باید جلوی این دزدی ها گرفته شود. به نظر می رسد این بارهم، سراغ افتابه دزدها رفته اند! کولبر ها و یا کامیونداران را، بعنوان قاچاقچی سوخت معرفی می کنند. در حالیکه قاچاقچی اصلی، بجای ظرف 20لیتیر و باک بنزین، با کشتی! نفت و گاز ایران را می فروشند. باید از سوی وزارت خارجه، از آنها خسارت گرفته شود!(طرح دعوا شود) یا وزارت نفت با تزریق مواد رسوب کننده، مانع نشت گاز یا نفت از میدان های مشترک، به سوی همسایگان شود. البته مجلس قانونی را تصویب کرد که: برای جلوگیری از قاچاق سوخت، پایانه هایی در مرزها برای: فروش نفت به قیمت بین المللی، به همسایگان ایجاد شود. بهتر است قانونی هم تصویب کند که مانع سفر میعانات و گاز ها، از فلات ایران بسوی همسایه ها شود. و از کشورهایی مثل قطر یا آذربایجان، خسارت گرفته شود. این امر باعث خواهد شد خریداران نفت و گاز، از غارت و دزدی نفت ایان مایوس شوند! و به قراردادهای رسمی روی آورند، و بحران قیمت نیز شکسته شود. زیرا دشمن کلیه قرارداد های رسمی را متوقف کرده، (مانند خط لوله صلح) به این امید که: آنها مجبور شوند از کشورهای دیگر، نفت وگاز خود را بخرند. یا با عملیات تروریستی، به دزدی آنها از نفت و گاز ایران توسعه دهند. زیرا وقتی ایران همواره از سوی پاکستان، تهدیدهای تروریستی شود، طبیعتا هیچ گزینه ای برای خط لوله صلح باقی نمی ماند! اگر عربستان هدایت تیم های تروریستی: علیه ایران را به عهده می گیرد، قصدش نا آرام نشان دادن ایران است، تا مشتریان نفت و گاز، ریسک های بالاتری را داشته باشند. همچنین قدرت باز پس گیری اموال، یا وجوه نفت فروخته شده را نداشته باشند. باج گیری چین وژاپن و هند، به همین موضوع بر می گردد. زیرا هرگاه از آنها، وجوه فروش نفت وگاز مطالبه می شود، بلافاصله تحریم جدیدی اعلام می شود! تا راه دریافت مطالبات بسته شود. لذا علاوه بر وزارت نفت و وزارت خارجه، ارتش و وزارت اطلاعات هم، باید در این زمینه ورود کنند.

Shake hands of energy!

Unparalleled energy in Iran has made the world a great surprise! According to international centers, Iranian gas resources are in the second position! That is, 18% of the world's total gas is in Iran, while it has one percent of the world's population. The Iranian oil reserves are at the same level, the clean and renewable energies have been the great blessings of God to this nation. According to one solar energy expert: It's as if Iran was only made for solar energy! With many sunshine plains:, strong winds and monsoons. It has excited all the blessings, envy and hostility of others. They attacked Iran in two rounds: one looted and another on the pretext of buying! The plundering :of Iranian oil by William Knox Darcy, and British companies before the nationalization of Iran's oil. With the nationalization of the oil industry, their looting seemed to end, and the buying period began. But Iran's attempt to get a purchase has always been fruitless. From the nationalization of the oil industry to the victory of the Islamic Revolution, they presented two games: first, with the boycott, Mossadegh was overthrown! Then, with the establishment of the company and the consortium, they used old-fashioned and corrupt commodities instead of oil money. After the revolution, their robbery and looting continued in a different way. Incite neighboring countries (including the Azerbaijani, Russian, and Iraqi Qatari) to enable them to: from joint fields, penetrate major fields, take oil and gas: without paying any money for Iran's share. Like Qatar, whose reserves have expired, and now it exports from the Iranian sector. We must stop these thefts. It looks like they've been scampered by thieves! Converters: or truckers, as fuel smugglers. While the main trafficker, instead of 20 liters and a ton of gasoline, ships! Iran's oil and gas sells. Should: it be damaged by the State Department (the lawsuit), or the Ministry of Petroleum, by injecting sediment, preventing the leakage of gas or oil from joint fields to its neighbors. Of course, the parliament passed a law that: To prevent smuggling of fuel, terminals on the borders for: selling oil at an international price would be made to neighbors. It is better to pass a law that prevents condensate and gas from being flown from the Iranian plateau to its neighbors. And: from countries like Qatar or Azerbaijan. This will make oil and gas purchasers lose sight of looting and stealing oil! And turn to formal contracts, and the price crisis will also be broken. Because the enemy has stopped all official contracts, (such as the pipeline) in the hope that: they would have to buy their oil and gas from other countries. Or: with terrorist operations, to steal them from Iranian oil and gas. Because when Iran is always a terrorist threat from Pakistan, there will naturally not be any option for a peace pipeline! If Saudi Arabia is to lead the terrorist groups: it is against Iran, its intention is to show Iran uneasily, so that oil and gas customers have higher risks. Also do not have the power to retrieve property, or funds sold for oil. The blackmail of China and Japan and India is the same. Because if they ask for the funds to sell oil and gas, a new boycott will be announced immediately! To: close the claim. Therefore, in addition to the Ministry of Oil and the Ministry of Foreign Affairs, the army and the Ministry of Information must also enter this area.

مصافحة الطاقة!

جعلت الطاقة التي لا مثيل لها في إيران العالم مفاجأة كبيرة! وفقا للمراكز الدولية ، فإن موارد الغاز الإيرانية في المركز الثاني! أي أن 18٪ من إجمالي الغاز العالمي موجود في إيران ، في حين أن لديها 1٪ من سكان العالم. احتياطيات النفط الإيرانية على نفس المستوى ، الطاقات النظيفة والمتجددة كانت النعم العظيمة لله لهذه الأمة. وفقا لأحد خبراء الطاقة الشمسية: يبدو الأمر كما لو أن إيران صُنعت فقط من أجل الطاقة الشمسية! مع العديد من السهول المشمسة والرياح القوية والرياح الموسمية. لقد أثارت كل البركات والحسد والعداء للآخرين. هاجموا إيران في جولتين: واحدة نهب وآخر بذريعة الشراء! نهب النفط الإيراني بقلـم ويليام نوكس دارسي ، والشركات البريطانية قبل تأميم نفط إيران. ومع تأميم صناعة النفط ، بدا أن نهبهم قد بدأ ، وبدأت فترة الشراء. لكن محاولة إيران للحصول على عملية شراء كانت دائما غير مجدية. من تأميم صناعة النفط إلى انتصار الثورة الإسلامية ، قدموا مباراتين: الأول ، بالمقاطعة ، تمت الإطاحة بمصدق! ثم ، مع تأسيس الشركة والكونسورتيوم ، استخدموا السلع القديمة الفاسدة بدلاً من أموال النفط. بعد الثورة ، استمرت سرقتهم ونهبهم بطريقة مختلفة. تحريض البلدان المجاورة (بما في ذلك الأذربيجانية والروسية والعراقية القطرية) لتمكينها من: من الحقول المشتركة ، اختراق المجالات الرئيسية ، أخذ النفط والغاز: دون دفع أي أموال لحصة إيران. مثل قطر ، التي انتهت احتياطياتها ، والآن تصدر من القطاع الإيراني. يجب أن نوقف هذه السرقات. يبدو أنهم قد تم العبث بها من قبل اللصوص! محولات أو سائقو الشاحنات ، كمهربي الوقود. بينما المهرب الرئيسي ، بدلا من 20 لترا و طن من البنزين ، السفن! النفط والغاز الإيراني تبيع. إذا تضررت من قبل وزارة الخارجية (الدعوى القضائية) ، أو وزارة البترول ، عن طريق حقن الرواسب ، ومنع تسرب الغاز أو النفط من الحقول المشتركة لجيرانها. وبطبيعة الحال ، أقر البرلمان قانونًا: لمنع تهريب الوقود ، سيتم إطلاق محطات على الحدود من أجل: بيع النفط بسعر دولي للجيران. من الأفضل تمرير قانون يمنع التكثيف والغاز من الطيران من الهضبة الإيرانية إلى جيرانها. ومن دول مثل قطر أو أذربيجان. هذا سيجعل مشتري النفط والغاز يفقدون البصر عن نهب وسرقة النفط! وانتقل إلى العقود الرسمية ، وسيتم كسر أزمة الأسعار أيضا. لأن العدو قد أوقف جميع العقود الرسمية (مثل خط الأنابيب) على أمل: سيكون عليهم شراء نفطهم وغازهم من دول أخرى. أو بعمليات إرهابية ، لسرقتها من النفط والغاز الإيراني. لأنه عندما تكون إيران تهديدًا إرهابيًا دائمًا من باكستان ، فلن يكون هناك بالطبع أي خيار لخط أنابيب سلام! إذا كانت المملكة العربية السعودية هي التي تقود الجماعات الإرهابية: فهي ضد إيران ، وتهدف إلى إظهار إيران بشكل غير ملائم ، بحيث يكون عملاء النفط والغاز أكثر عرضة للخطر. أيضا لا تملك القدرة على استرداد الممتلكات ، أو الأموال المباعة للنفط. ابتزاز الصين واليابان والهند هو نفسه. لأنه إذا طلبوا الأموال لبيع النفط والغاز ، سيتم الإعلان عن مقاطعة جديدة على الفور! لإغلاق المطالبة. ولذلك ، بالإضافة إلى وزارة النفط ووزارة الشؤون الخارجية ، يجب على الجيش ووزارة الإعلام أيضا دخول هذا المجال.

Enerji əllərini sarsıtın!

İranın misilsiz enerjisi dünya üçün böyük bir sürpriz etdi! Beynəlxalq mərkəzlərin məlumatına görə, İran qaz ehtiyatları ikinci yerdədir! Yəni dünyanın ümumi qazının 18% -i İranda, dünya əhalisinin isə bir faizini təşkil edir. İranın neft ehtiyatları eyni səviyyədədir, təmiz və bərpa olunan enerji bu millətin Allahın böyük xeyir-duasıdır. Bir günəş enerjisi mütəxəssisi: İranın yalnız günəş enerjisi üçün hazırladığı sanki belədir! Bir çox günəş düzənliyi, güclü küləklər və mussonlar. Başqalarının bütün xeyir-dualarını, həsədlərini və düşmənçiliyini heyran etdi. İrana iki tur vurdular: biri talan edilərkən, digərləri isə satın alma bəhanəsi ilə! İran nefti William Knox Darcy tərəfindən və İran neftinin milliləşdirilməsindən əvvəl İngilis şirkətlərinin talan etməsi. Neft sənayesinin milliləşdirilməsi ilə onların yağması sona çatdı və satınalma dövrü başladı. Ancaq İranın satın alma cəhdləri həmişə nəticə vermədi. Neft sənayesinin milliləşdirilməsindən İslam İnqilabının zəfərinə qədər iki oyun təqdim etdi: ilk olaraq boykotla Mossadegh devrildi! Daha sonra şirkət və konsorsiumun yaradılması ilə onlar neft pulları əvəzinə köhnə və korrupsiyalı mallardan istifadə etdilər. İnqilabdan sonra soyğunçuluq və yağma fərqli bir şəkildə davam etdi. Qonşu ölkələrə (Azərbaycan, Rusiya və İraq Qatari də daxil olmaqla) birgə yataqlardan, əsas sahələrdən nüfuz etməyə, neft və qaz almaq üçün: İranın payı üçün heç bir pul ödəmədən. Onun ehtiyatları bitmiş Qətər kimi və indi də İran sektorundan ixrac edir. Bu oğurluqları dayandırmalıyıq. Göründüyü kimi onlar oğrular tərəfindən alçaldılmışlar! Yanacaq kaçakçıları olaraq çeviricilər və kamyoncular. Əsas tacir, əvəzinə 20 litr və bir ton benzin, gəmilər! İranın neft və qaz satır. Dövlət Departamenti (məhkəmə) və ya Neft Nazirliyi tərəfindən qazıntı və ya neftin birgə sahələrdən qonşularına axıdılmasına maneə törətməklə zədələnməlidir. Əlbəttə ki, parlament məcburi qaydada qanun qəbul etmişdir: Yanacağın qaçaqmalçılığının qarşısını almaq üçün sərhəddə terminallar: beynəlxalq qiymətə satmaq qonşulara neft veriləcəkdir. Kondensat və qazın İran platosundan qonşularına çatdırılmasına mane olan bir qanun qəbul etmək daha yaxşıdır. Qatar və ya Azərbaycan kimi ölkələrdən. Bu, neft və qaz alıcıları yağma və neft oğurlamaqdan imtina edəcəkdir! Və rəsmi müqavilələrə çevrilir və qiymət böhranı da pozulacaq. Düşmən bütün rəsmi müqavilələri (boru kəməri kimi) dayandırdıqları üçün ümid etdilər ki: digər ölkələrdən neft və qaz almaq məcburiyyətində qalacaqlar. Və ya terror əməliyyatları ilə, İran neft və qazından oğurlamaq. Çünki İran həmişə Pakistandan terrorist təhdid olduqda, təbii olaraq bir sülh boru kəməri üçün heç bir seçim olmayacaq! Əgər Səudiyyə Ərəbistanı terrorçu qrupları idarə etmək istəyirsə: İrana qarşıdırsa, neft və qaz müştərilərinin daha yüksək riskləri var ki, İranın iradəsiz şəkildə göstərməsidir. Həm də əmlaka və ya neftə satılan vəsait almaq hüququ yoxdur. Çin, Yaponiya və Hindistanın şantajı eynidır. Çünki neft və qaz satmağı xahiş etsələr, yeni bir boykot dərhal açıqlanacaq! İddianı bağlamaq üçün. Buna görə, Neft Nazirliyi və Xarici İşlər Nazirliyi ilə yanaşı, ordu və İnformasiya Nazirliyi də bu sahəyə daxil olmalıdır.


برچسب‌ها: دست دزدان انرژی را کوتاه کنید!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۳:۵۸ نظر(0)

چند سال پیش برای ازدواج برادرزاده ام، مجبور شدیم وام بگیریم! پدر خانمش که سید بزرگواری بود گفت: بانک مهر اقتصاد خوب است(مال بسیج است)، رفت و صحبت کرد: سی تومن وام بگیرد آنها گفتند سه تا ضامن، هرکدام دوبرابر وام چک بدهند! من بعنوان سومین نفر، در بانک حاضر شدم و چک 60میلیونی دادم. بعد از چند لحظه گفتند که: آئین نامه تغییر کرده 20تومن بیشتر نمی دهند! آنها به اجبار قبول کردند. بنده هم به مسئول بانک گفتم چک را بدهید، تا عوض کنم! گفت مهم نیست نزد ما امانت است، به شما پس می دهیم! آنها شروع به واریز اقساط کردند، ولی هربار برای من اخطار می امد که: می خواهیم چک تو را به اجرا بگذاریم! گفتم من سومین ضامن هستم! گفتند که آنهای دیگر فیش حقوق گذاشتند، از حقوقشان کم می کنیم! چند وقت به این منوال گذشت، نه تنها تهدیدات کم نشد، بلکه هرماه یک اخطار داشتم!  به آنها می گفتم چرا عقب می اندازید؟ می گفتند ما می پردازیم! ولی آنها از حقوق ها هم کم می کنند.  انشاءالله تمام می شود! تا اینکه رسما به دادگاه شکایت کردند، و من دیدم مسئله جدی است، لذا پدر خانم را فرستادم، تا ببیند حقیقت چیست؟ آنها گفتند که وام 5ساله بوده، ولی سه ساله کرده اند. پس اقساط بیشتر می شده! و چون چند قسط دیر دادید(کم دادید) به روز شده، بعد از اینکه به روز شده  واریزی شما، فقط بهره آن ها را می پوشاند! لذا اصل وام که پرداخت نشده! 22میلیون هنوز بدهکار هستید!. در حالیکه به حساب خود، نه تنها اقساط را نقدی پرداخت کرده اند، و تمام شده! بلکه باید مبالغ کسر از حقوق را هم، به ضامن ها پس بدهند. ولی طبق حساب بانک! بیش از وام بدهکار هستند و: در دادگاه هم کارشان پیش است، چرا که هرچه اسناد مخدوش داده اند، قاضی قبول کرده! چون چک دریافتی آنها امانی بوده، و برای وام سی میلیون تومانی بوده، ولی خودشان در ان چک دست برده، و تاریخ هم خودشان نوشته اند! علاوه بر بهره و جریمه دیرکرد، در نظر دارند هزینه های دادرسی را هم، دولا پهنا برآن اضافه کنند! این است که با نام بسیج و سپاه، به مردم ظلم می کنند!(شاید اصلا مال بسیج هم نباشند!). برخلاف رای مجتهدین، ربا خواری می کنند! دیرکرد و جریمه می گیرند، و مانع اصلاح نظام بانکی هم می شوند. شاید هم برعکس، بنام سپاه و یا ائمه و پیامبر بانک می زنند، تا آنها را هم آلوده کنند! و قبح رباخواری را از بین ببرند. کسانی که دست اندر کار هستند، میدانند که اداره یک موسسه چه هزینه های سنگینی دارد! چه رسد به بانکهای زنجیره ای، که گاهی تا 600شعبه در سراسر ایران دارند. این است که ناچار آنها را به رباخواری می رسند. بین دوراهی ورشکستگی و ربا خواری، معمولا رباخواری انتخاب می شود. بانکهایی که مثلا شرعی فکر می کنند، خود بخود کلاه شرعی هم پیدا می کنند! یکی از ساده ترین آنها اینکه می گویند: اگر بانک سپاه یا بسیج، اعلام ورشکستگی کند آبروی اسلام می رود! لذا برای حفظ آبروی اسلام، رباخواری می کنیم(میان افسد و فاسد). کلاه شرعی دوم این است که می گویند: ملاک رباخواری نظریه علما نیست! بلکه قانون بانکداری است.  بعد در شورای فقهی بانک مرکزی هم، اعمال نفوذ می کنند و ربا را، سود یا بهره یا کارمزد! نامگذاری می کنند.  روش سوم آن است که نام ربا را، خرید دین!می گذارند. با اینکه در اسلام بدهکار، را در امان خدا می داند، ولی آنها بدهکار را به زندان می اندازند! تا بدهی را بدهد! چکهای او را به اجرا می گذارند، و اموالش را مصادره می کنند! با این توجیه که این، بدهی نیست! بلکه عدم اجرای قرارداد است؟ علی ع فرمود خطر شرک، از صدای پای راه رفتن مورچه، در شب تاریک هم مرموز تر است.

Bank Mehr Economy has taken the reputation of Islamic banking.

A few years ago, to get married to my nephew, we had to borrow! His father's father, Sayed Magnificently, said: Bank Mehr is a good economy (is mobilizing), went and spoke: Thomson borrowed. They said three guarantors, each of whom double checked the loan! I was in the bank as a third person and gave me a check of 60 million. After a few moments they said: The rules have changed, they do not give 20 more! They were forced to accept. I told the lord of the bank to give me a check to change! He said: "No matter, we are trustee, we'll give you back!" They started paying the installments, but each time they warn me that: we want to run your check! I said I'm the third guarantor! They said that the other ones had paid a salary, they would lose their salary! How often did this happen, not only the threats were not reduced, but every month I had a warning! I told them why you're back? They said we would pay! But they also reduce salaries. God willing! Until they officially complained to the court, and I found it a serious matter, so I sent the lady's father to see what the truth is? They said the loan was 5 years old, but they were three years old. So the installments would be increased! And since you've done a few installments late (updated), after you've updated your money, it only covers them! So the principal is a loan that is not paid! 22 millions still owe you! While on their account, they have not only paid out the installments, and have expired! They should also pay the guarantors the amount of the deduction of salaries. But according to the bank account! Over and above the debt, they are owed, and: The court is also ahead of them, because whatever evidence has been tampered with, the judge accepts it! Because they received a check, and they were for a loan of Thirty Million Tumans, but they themselves handed it to it, and history itself has written! In addition to interest and late fines, they are also planning to increase the cost of the proceedings too! It is called the Basij and the Revolutionary Guards; they are oppressing the people (maybe they are not even mobilized!). Unlike the Mujtahid rulers, they are abusive! Delayed and penalized, and prevented the reform of the banking system. Perhaps, on the contrary, they are called by the IRGC or the Imams and the Prophet of the Bank to infect them too! And the tribe of usury will be destroyed. Those who are involved in the task know how much the administration of an institution is doing! Let alone chain banks, which sometimes have up to 600 branches all over Iran. This is because they have to be driven into usury. Between bankruptcy and rebelliousness, usually a usurp is chosen. Banks, such as Shari'a think, themselves have a religious hat! One of the easiest to say: If the Bank of the Revolutionary Guard or the Basij, declaring bankruptcy, the reputation of Islam goes away! Therefore, in order to preserve the dignity of Islam, we use usury (between corrupt and corrupt). The second religious hat is to say that the ulama is not the ulama's theory! But: the banking law. Then, in the Central Bank of the Islamic Jurist Council, they influence and make usury, profit or interest or pay! Naming. The third is the name of the Reba, the purchase of religion! Although in Islam, the debtor knows God, but they put the debtor in jail! To give up debt! She checks her and confiscates her property! To justify this, it's not a debt! But: the failure to implement the contract? Ali said that the danger of Shirk, from the walking of the ant, is even more mysterious in the dark night.

لقد اكتسب بنك مهر الاقتصاد سمعة المصرفية الإسلامية.

قبل بضع سنوات ، لتتزوج من ابن أخي ، كان علينا أن نقترض! وقال والد والده سيد ماجنيفيكتي: إن بنك مهر يعتبر اقتصادًا جيدًا (يتم حشده) ، ذهب وتحدث: استعار تومسون ، فقالوا ثلاثة ضامنين ، كل منهم قام بفحص القرض مرتين! كنت في البنك كشخص ثالث وأعطتني شيك بـ 60 مليون. بعد لحظات قليلة قالوا: لقد تغيرت القواعد ، لم يعطوا أكثر من 20! أجبروا على القبول. قلت لرب البنك أن يعطيني شيكًا للتغيير! قال: "لا يهم ، نحن أمناء ، سنعيدك!" بدأوا في دفع الأقساط ، ولكن في كل مرة يحذرونني فيها: نريد تشغيل الشيك الخاص بك! قلت أنا الضامن الثالث! قالوا إن الآخرين دفعوا راتباً ، وسيفقدون رواتبهم! كم مرة حدث هذا ، لم يتم تقليل التهديدات فقط ، ولكن كل شهر كان لدي تحذير! قلت لهم لماذا عدت؟ قالوا أننا سوف ندفع! لكنهم أيضا يقللون الرواتب. ان شاء الله حتى شكوا رسميا إلى المحكمة ، ووجدت أنه أمر خطير ، لذلك أنا أرسلت والد السيدة لمعرفة ما هي الحقيقة؟ قالوا إن القرض كان عمره 5 سنوات ، لكنهم كانوا في الثالثة من العمر. لذلك سوف يتم زيادة الأقساط! ونظرًا لأنك أجريت بعض الأقساط المتأخرة (المحدّثة) ، بعد أن قمت بتحديث أموالك ، فهي تغطيها فقط! إذن ، الراتب هو قرض غير مدفوع! لا يزال 22 مليونًا مدينًا لك! بينما على حسابهم ، لم يدفعوا فقط الأقساط ، وانتهت صلاحيتها! كما يجب عليهم أن يدفعوا الضامنين مبلغ الخصم من المرتبات. ولكن وفقا للحساب المصرفي! وفوق الدين ، فإنهم مستحقون ، و: المحكمة أمامهم أيضاً ، لأن أي دليل قد تم التلاعب به ، يقبله القاضي! لأنهم حصلوا على شيك ، وكانوا من أجل قرض من ثلاثين مليون تومان ، لكنهم هم أنفسهم سلموها إليه ، والتاريخ نفسه قد كتب! بالإضافة إلى الاهتمام والغرامات المتأخرة ، يخططون أيضًا لزيادة تكلفة الإجراءات أيضًا! يطلق عليه الباسيج والحرس الثوري ، هم يظلمون الناس (ربما لا يتم تعبئتهم حتى!). على عكس حكام المجتهد ، فهم مسيئون! تأخرت ومعاقبتها ، ومنعت إصلاح النظام المصرفي. ربما ، على العكس من ذلك ، يتم استدعائهم من قبل الحرس الثوري الإسلامي أو الأئمة ونبي المصرف ليصيبهم أيضًا! وقبيلة الربا ستدمر. أولئك الذين يشاركون في المهمة يعرفون مقدار ما تقوم به إدارة المؤسسة! ناهيك عن سلسلة البنوك التي لديها في بعض الأحيان ما يصل إلى 600 فرع في جميع أنحاء إيران. هذا لأنهم يجب أن يدفعوا إلى الربا. بين الإفلاس والتمرد ، وعادة ما يتم اختيار الغاصب. البنوك ، مثل الشريعة الإسلامية ، نفسها لديها قبعة دينية! من الأسهل أن نقول: إذا كان بنك الحرس الثوري أو الباسيج ، يعلن الإفلاس ، فإن سمعة الإسلام تختفي! لذلك ، من أجل الحفاظ على كرامة الإسلام ، نستخدم الربا (بين الفاسدين والفاسدين). القبعة الدينية الثانية هي القول بأن العلماء ليسوا نظرية العلماء! لكن القانون المصرفي. ثم ، في البنك المركزي لمجلس الفقه الإسلامي ، فإنهم يؤثرون ويصنعون الربا أو الربح أو الفائدة أو الدفع! اسمه. والثالث هو اسم الربا ، وشراء الدين! على الرغم من أنه في الإسلام ، فإن المدين يعرف الله ، لكنهم وضعوا المدين في السجن! للتخلي عن الديون! انها تحقق لها ويصادر ممتلكاتها! لتبرير هذا ، إنه ليس دين! لكن الفشل في تنفيذ العقد؟ قال علي أن خطر الشرك ، من مشي النملة ، أكثر غموضا في الليل المظلم.

Bank Mehr İqtisadiyyatı islam bankçılığının nüfuzunu alıb.

Bir neçə il bundan əvvəl yeğəmə ilə evlənmək üçün borcumuz vardı! Atasının atası Sayed Magnificity deyir: Bank Mehr yaxşı bir iqtisadiyyatdır (səfərbər olunur), getdi və danışdı: Thomson borc götürdülər, hər biri ikiqat krediti yoxladıqları üç zəmanət dedilər! Bankda üçüncü şəxs kimi oldum və mənə 60 milyon avro verdilər. Bir neçə dəqiqədən sonra dedilər: "Qaydalar dəyişdi, daha çoxunu vermirlər!" Onlar qəbul etmək məcburiyyətində qaldılar. Bankın lordunu dəyişdirmək üçün bir çek verməyimi söylədim! O dedi: "Olursa olsun, biz güvənirik, səni geri verəcəyik!" Onlar taksitləri ödəməyə başladılar, amma hər dəfə məni xəbərdar etdilər: biz çekinizi idarə etmək istəyirik! Mən üçüncü zəmanət olduğumu söylədim! Onlar dedilər ki, digərlər maaşlarını ödəyirdilər, əmək haqqını itirərdilər! Bu nə qədər tez-tez baş verərdi, yalnız təhlükələr azalmırdı, amma hər ay bir xəbərdarlıq var idi! Niyə geri döndüyünüzü onlara söylədim? Onlar ödəyəcəyimizi söylədilər! Ancaq onlar da maaşları azaldır. Allah istəklidir! Onlar rəsmi olaraq məhkəməyə şikayət etdilər və mən ciddi məsələlər tapdım, buna görə də xanımın atasını həqiqəti görməyə göndərdim? Kreditin 5 yaşındaydı dedilər amma üç yaşındaydılar. Beləliklə, taksitlər artırılacaqdır! Bəzi taksitləri gecikdirən (yenilənmiş) etdiyinizə görə, pulunuzu yenilədikdən sonra onları yalnız əhatə edir! Belə ki, müəllif ödənilməyən bir kreditdir! 22 milyonu hələ borcunuz var! Onların hesabına baxmayaraq, onlar yalnız ödənişləri ödəmirlər və müddəti bitmişlər! Onlar həmçinin əmək haqqı vergilərinin məbləğini təmin etməlidirlər. Amma bank hesabına görə! Borcdan artıq və daha çox borcludurlar və məhkəmə onlardan qabaqdır, çünki hər hansı bir sübuta dəyişdirilmişdir, hakim onu ​​qəbul edir! Çünki onlar bir çek aldılar və onlar otuz milyon tumanın borcu idi, lakin özləri bunu özlərindən aldılar və tarixin özü yazdı! Faiz və gec cəzalara əlavə olaraq, onlar da məhkəmə proseslərinin dəyərini artırmağı planlaşdırırlar! Basij və İnqilabçı Qulluqlar deyilir, onlar xalqı əziyyətləndirirlər (bəlkə də səfərbər olunmazlar!). Mujtahid hökmdarlarından fərqli olaraq onlar təhqir edirlər! Gecikmək və cəzalandırmaq, bank sisteminin islahatını maneə törətdi. Yəqin ki, əksinə onları IRGC və ya İmamlar və Bankın Peyğəmbəri də onlara təhrik etmək üçün çağırır! Rüşvət qəbiləsi məhv olacaqdır. Vəzifəyə cəlb edilənlər bir təşkilatın rəhbərliyinin nə qədər məşğul olduğunu bilirlər! Bəzən İranın bütün ərazilərində 600 şöbəsi olan zəncir bankları olsun. Çünki onlar sədaqətə yönəldilməlidirlər. İflas və ittiham arasında, ümumiyyətlə, qəsbkarlıq seçilir. Şəriat kimi banklar düşünür, özləri də dini bir şapka var! Söyləmənin ən asanlarından biri: İnqilabçı Qulluq Bankı və ya Basij iflas elan edərsə, İslamın nüfuzundan uzaqlaşır! Buna görə İslamın ləyaqətini qorumaq üçün, sələmçilikdən (korrupsiya və korrupsiya arasında) istifadə edirik. İkinci dini xətt, ulamanın ulama nəzəriyyəsi deyil, deməkdir! Amma bankçılıq qanunu. Sonra, İslam Hüquqşünaslar Şurasının Mərkəzi Bankında onlar təsir göstərir və sələm, mənfəət və ya faiz və ya ödəniş edirlər! Adlandırma. Üçüncüsü, ribanın adı, dinin alınmasıdır! İslamda borclu Allahı bilir, amma borcunu həbsxanaya qoyurlar! Borcdan imtina etmək! O, onu yoxlayır və əmlakını müsadirə edir! Bunu haqq qazandırmaq üçün borc deyil! Ancaq müqavilənin yerinə yetirilməməsi? Əli deyir ki, qarışqanın gedişindən Şirk təhlükəsi qaranlıq gecədə daha da sirrdir.


برچسب‌ها: بانک مهر اقتصاد، آبروی بانکداری اسلامی را برده است.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۱۱/۱۳۹۷ - ۱۰:۳۱ نظر(0)

کنفرانس امنیتی غرب در اروپا، همزمان با کنفرانس سوچی، به دنبال دوقطبی کردن: به صورت شرقی و غربی است. راه حل های سوچی برای بحران سوریه، به نبال حذف آمریکا از آن است، و راه حل های مونیخی برای حذف ایران! بنابر این دوقطبی جدید بین ایران و آمریکا است، ولی آنها سعی می کنند بین: روسیه و آمریکا (دوران جنگ سرد) را، تداعی و یا اجرا کنند. هوشیاری مسئولین ایران، که در هردو کنفرانس حضور فعال داشته اند، توانسته تا حدود زیادی این نقشه آنان را بی اثر کند، ولی کم اعتقادی  و یابی توجهی به این موضوع، میتواند خطرناک باشد. البته خطری برای مسیر انقلاب ندارد، بلکه خطر ریزش برای: محافظه کاران را به دنبال خواهد داشت. زیرا تاریخ چهل سال انقلاب نشان داده که: انقلاب اسلامی با کسی شوخی ندارد، بسیار قوی و خروشنده پیش می رود. گرچه، خس و خاشاک مدتی بر روی موج آن سوار شده، به قله  های بلند ان می رسند، ولی در حرکت بعدی حذف شده، و زیر چرخهای ان له می شوند. بطوریکه نمی توانند سربلند کنند! حتی رئیس جمهور یا رئیس مجلس بودن هم، نمی تواند آنها را از حصر نجات دهد. علت اینهمه تحقیر وبی توجهی به آنان، در همین رمز نهفته است که: آنها بی اعتقاد به جمهوری اسلامی بودند، و فقط برای ریاست چند روزه، دم از ولایت فقیه و قانون اساسی می زدند، و اسب راهواری را برای خود تصور می نمودند! اما این اسب  چنان سرکش است که: در یک چشم به هم زدن، همه عمر آنها را بر زمین می زند، بطوریکه نتوانند برپا خیزند. شرکت کنندگان در سوچی و مونیخ هم، بدانند اگر برای کف و سوت زدن، به آنجا رفته اند بزودی به هم پیاله های قبلی خود، ملحق خواهند شد! و دلار هایی که به نام خرید کالاهای اساسی، واردات گوشت و خودرو خارج کرده، و در حسابهای مخفی خود واریز کرده اند، به داد آنها نخواهد رسید! لذا بر مواضع خود محکم بایستند: در مقابل روسیه و آمریکا، حتی چین و اروپا کوتاه نیایند. برخلاف تصور انها، امروز دهه 1960نیست! که یک انگشت کوچک اروپا(اسرائیل) بتواند: صدمیلیون عرب را شکست دهد. یا تولید انبوه امریکایی بتواند: جهان را برده آنها کند. بلکه امروز تولید انبوه، حلقه آتشی شده بر گردن تولید کنندگان! لایف سایکل آن به صفر نزدیک می شود. دنیا اشباع از کالاهای آنها است، و مشتری جدیدی هم ندارند. لذا همه شرکت ها، در هم ادغام می شوند تا منحل نشوند! کار گران را اخراج می کنند، تا زیان نکنند ولی نتیجه ای جز ورشکستگی، در آینده آنها نیست. نباید تصور کرد هژمونی آنها، همان هژمونی قرن بیستم است! و حرکت آنها برنامه ریزی برای: تسلط هرچه بیشتر است، بلکه الان در نیمه دوم منحنی قرینه آنها، قرار داریم که هرچه درمان کنند: بیماری انها از جای دیگری بیرون می زند. در این چهل سال انقلاب اسلامی، به خوبی مشاهده کردیم که آمریکا، هرجا ورود کرده بجز شکست، و اخراج شدن نتیجه ای نداشته! هرجا سرمایه گذاری یا هزینه ای را، پرداخته نه تنها سودی حاصل نکرده، بلکه سرمایه اش هم به بدهی تبدیل شده! و حاصل آن 23بیلیون دلار بدهی است. نه تنها آمریکا بدهی دارد، بلکه دولت های اروپایی هم گرفتارند. مبادا دلخوش به کشورهای شرقی باشیم! قدرتی بالاتر از خدا وجود ندارد، بنابر این همه این قدرتها، رو به نابودی هستند. چین که با دمپینگ خود، در پی تصرف بازارها بود نه تنها، به تصرف بازار ها نرسید، بلکه همان وجوه کم را هم نتوانست: از مشتریان خود بگیرد. مطالبات چین از امریکا به همین دلیل است. مردم آمریکا و اروپا، کالای ارزان چین را خریدند! ولی پول انها سوخت شد، و در بهانه تحریم وغیره، به چین یا روسیه برنگشت.

East: and west, alive?

Western security conference in Europe, at the same time as the Sochi conference, is looking for a bipolarity: Oriental and Western. Sochi's solutions to the Syrian crisis are about to remove America from it, and the Munich solutions to remove Iran! Therefore, there is a new bipolar between Iran and the United States, but they try to bring together or implement between Russia and the United States (the Cold War era). The vigilance of the Iranian authorities, who have been active at both conferences, has been able to largely override this plan, but ignorance about this issue can be dangerous. Of course, there is no danger to the revolution, but the danger of falling for conservatives. Because the history of forty years of revolution has shown that the Islamic Revolution does not joke with anyone, it is going to be very strong and upright. However, wheezes and chips are mounted on its wave for some time, they reach the summit, but they are removed in the next move, and they are crushed under the wheels. So that they cannot be proud! Even the president or the speaker of the parliament cannot save them from the secret. The reason for all such contempt and concern for them lies in the same code: they disbelieved in the Islamic Republic, and only for the presidency of a few days, they watched the Velayat-e-Faqih and the constitution, and imagined the horses for themselves! But the horse is so rebellious that, in a blink of an eye, they will endure their life, so that they cannot rise. Participants in Sochi and Munich also know if they have gone there for a foul and whistle, they will soon join their previous pots! And they will not earn the dollars that they have taken out of the purchase of basic goods, imported meat and cars, and deposited in their secret accounts! Therefore, they stand firm on their positions: Russia and the United States, not even China and Europe, are short. Contrary to their notion, today is not the 1960s! That :a small finger of Europe (Israel) would be able to defeat a hundred million Arabs. Or American mass production could: slaughter the world. But today mass production, a fire-ring on the neck of the manufacturers! Life cycle approaches zero. The world is saturated with their goods, and they have no new customers. So all the companies are merging to not dissolve! The workers are fired, so as not to lose, but they are not the result of a bankruptcy in the future. You should not imagine that their hegemony is the same hegemony of the twentieth century! And their movement is planning to: Be more dominant, but now in the second half of the curve they are the symmetrical ones, we treat everything we treat: their illness outsides. In this forty-year Islamic Revolution, we saw well enough that the United States did not have any result in any place other than defeat and expulsion! Anywhere you invest or pay, not only did you make a profit, but your capital also turned into debt! And the result is $ 23 billion in debt. Not only does the United States have debt, it also suffers from European governments. Lest we please the Eastern countries! There is no higher power than God, so all these powers are destroying. Not only did China not capture markets with its dumping, but also did not succeed in getting its customers. China's demands from the United States are for that reason. Americans and Europe bought cheap China! But their money was fueled, and in the pretext of sanctions, and so on, they did not return to China or Russia.

الشرق والغرب على قيد الحياة؟

يبحث مؤتمر الأمن الغربي في أوروبا ، في نفس الوقت الذي يعقد فيه مؤتمر سوتشي ، عن ثنائية القطبية: الشرقية والغربية. حلول سوتشي للأزمة السورية على وشك إزالة أمريكا منها ، وحلول ميونيخ لإزالة إيران! لذلك ، هناك قطبين جديدان بين إيران والولايات المتحدة ، لكنهما يحاولان التقريب بين روسيا والولايات المتحدة (حقبة الحرب الباردة). وقد تمكنت السلطات الإيرانية ، التي نشطت في كلا المؤتمرين ، من تجاوز هذه الخطة إلى حد كبير ، لكن الجهل بهذا الموضوع يمكن أن يكون خطيراً. بالطبع ، لا يوجد خطر على الثورة ، ولكن خطر السقوط بالنسبة للمحافظين. لأن تاريخ أربعين سنة من الثورة أظهر أن الثورة الإسلامية لا تمزح مع أي شخص ، ستكون قوية ومستقيمة جداً. ومع ذلك ، يتم تثبيت الأزيز والرقائق على الموجة لبعض الوقت ، فإنها تصل إلى القمة ، ولكن تتم إزالتها في الخطوة التالية ، ويتم سحقها تحت العجلات. بحيث لا يمكن أن يكونوا فخورين! حتى الرئيس أو رئيس البرلمان لا يمكن أن ينقذهم من السر. بسبب هذا الإذلال اهتمام على شبكة الإنترنت لهم في السر يكمن: أنهم يفتقرون إلى الثقة في الجمهورية الإسلامية، وعادل للرئاسة بضعة أيام، كان ذيل المرشد الأعلى والدستور، ولوحة تصور كنتم! لكن الحصان متمرد لدرجة أنه ، في غمضة عين ، سوف يتحملون حياتهم ، حتى لا يستطيعوا الارتفاع. كما يعرف المشاركون في سوتشي وميونيخ ما إذا كانوا قد ذهبوا إلى هناك لارتكاب خطأ وصافرة ، سينضمون قريباً إلى الأواني السابقة! ولن يكسبوا الدولارات التي أخذوها من شراء السلع الأساسية واللحوم المستوردة والسيارات ، وتودع في حساباتهم السرية! لذلك ، فإنهم يقفون بثبات على مواقفهم: روسيا والولايات المتحدة ، ولا حتى الصين وأوروبا ، قصيرة. خلافا لمفهومهم ، اليوم ليس في 1960s! ان اصبع صغير من اوروبا (اسرائيل) سيكون قادرا على هزيمة مائة مليون عربي. أو يمكن للإنتاج الضخم الأمريكي: ذبح العالم. ولكن اليوم الإنتاج الضخم ، حلقة النار على عنق الشركات المصنعة! دورة الحياة تقترب من الصفر. العالم مشبع بسلعهم ، وليس لديهم عملاء جدد. لذلك تندمج كل الشركات حتى لا تذوب! يتم طرد العمال ، حتى لا يخسروا ، لكنهم ليسوا نتيجة لإفلاس في المستقبل. يجب ألا تتصور أن هيمنتهم هي نفس الهيمنة في القرن العشرين! وتخطط حركتهم إلى: أن تكون أكثر هيمنة ، ولكن الآن في النصف الثاني من المنحنى هم المتماثلون ، نتعامل مع كل ما نتعامل معه: مرضهم في الخارج. في هذه الثورة الإسلامية منذ أربعين عاماً ، رأينا جيداً بما فيه الكفاية أن الولايات المتحدة لم يكن لديها أي نتيجة في أي مكان آخر غير الهزيمة والطرد! في أي مكان تستثمر فيه أو تدفعه ، لم تحقق أرباحًا فحسب ، بل تحولت أيضًا إلى دين! والنتيجة هي ديون بقيمة 23 مليار دولار. ليس للولايات المتحدة ديون فحسب ، بل إنها تعاني أيضًا من الحكومات الأوروبية. لئلا نرضي دول الشرق! لا توجد قوة أعلى من الله ، لذلك كل هذه القوى تدمر. لم يقتصر الأمر على عدم احتجاز الصين للأسواق بسبب عملية إزالة النقود ، بل لم تنجح أيضًا في الحصول على عملائها. ومطالب الصين من الولايات المتحدة هي لهذا السبب. اشترى الأمريكيون وأوروبا الصين رخيصة! لكن أموالهم كانت تغذى ، وبذريعة العقوبات ، وهكذا ، لم يعودوا إلى الصين أو روسيا.

Şərq və Qərb canlı?

Soçi konfransı ilə eyni zamanda Avropadakı Batı təhlükəsizlik konfransı bipolyarlıq axtarır: şərq və qərb. Soçi'nin Suriya böhranına dair həlləri ondan Amerikanı çıxarmaq, Münhenin həllini isə İranı qaldırmaq istəyir! Buna görə də, İran və ABŞ arasında yeni bipolar var, amma Rusiya və ABŞ arasında (Soyuq Müharibə dövrü) bir araya gətirmək və ya həyata keçirmək üçün çalışırlar. Əlbəttə ki, inqilab üçün təhlükə yoxdur, lakin mühafizəkarlar üçün düşmə təhlükəsi var. Çünki qırx il inqilabının tarixi İslam İnqilabının hər kəslə zarafat etmədiyini göstərdi, çox güclü və dözümlü olacaq. Beləliklə, onlar qürur verə bilməzlər! Hətta prezident və ya parlamentin spikeri onları gizli saxlaya bilməz. gizli yalan onlara belə təhqir web diqqət Çünki onlar İslam Respublikasının iman yoxdur, və yalnız bir neçə gün prezidentliyə ali lideri quyruq və konstitusiya idi və pad idi təsəvvür etmək! Ancaq at bu qədər inadçıdır ki, bir göz qırpımında, həyatını dözə bilməyəcəklər ki, onlar qalxa bilməzlər. Soçidə və Münihdə iştirak edənlər də orada faul və fit üçün getdiklərini bilirlər, tezliklə əvvəlki qablara qoşulurlar! Və onlar əsas malların alınması, idxal et və avtomobil almışdır dollar qazanmaq və onların gizli hesabları yatırmaq olmaz! Buna görə də, öz mövqelərində möhkəm dayanırlar: Rusiya və ABŞ, hətta Çin və Avropadır, qısa deyil. Anlayışlarına zidd olaraq, bu gün 1960-cı illər deyil! Avropanın (İsrailin) ​​kiçik bir barmağı yüz milyonu ərəbə məğlub edə biləcək. Və ya Amerika kütləvi istehsalını edə bilərdi: Dünyayı öldürmək. Amma bu gün kütləvi istehsal, istehsalçıların boynuna yanğın çıxdı! Həyat dövrü sıfıra yaxınlaşır. Dünya malları ilə doymuşdur və onlar yeni müştərilərə malik deyil. Beləliklə, bütün şirkətlər həll olunmamaq üçün birləşir! Işçilər işdən çıxarılırlar, çünki itirməyəcəklər, lakin gələcəkdə bir iflas nəticəsində deyil. Onların hegemonyası XX əsrin eyni hegemonyası olduğunu düşünməlisiniz! Bu qırx il İslam İnqilabında, ABŞ-ın məğlubiyyət və xaricdən başqa bir yerdə heç bir nəticə vermədiyini yaxşı gördük! Hər hansı bir yerdə investisiya və ya ödəmə, yalnız bir mənfəət əldə etmədi, lakin sermayeniz də borcunuza çevrildi! Və nəticə 23 milyard dollar borcdur. ABŞ-ın borcları yalnız deyil, Avropa hökumətindən də çəkinir. Xahiş edirik şərq ölkələrini xahiş edirik! Allahdan daha güclü bir güc yoxdur, buna görə bütün bu güclər məhv edilir. Çin təkcə dempinglə bazarları ələ keçirməmiş, həm də öz müştərilərini əldə etməmişdi. ABŞ-dan Çinin tələbləri bu səbəbdəndir. Amerikalılar və Avropa ucuz Çin satın aldı! Ancaq onların pulları cəlb edildi və sanksiyalar bəhanəsi ilə və s. Çin və ya Rusiyaya qayıtmadılar.

 


برچسب‌ها: شرق و غرب زنده می شود؟,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۰:۳۴ نظر(0)

اینکه آموزش و پرورش، اقتصاد را خراب کرده یا اقتصاد، آموزش و پرورش را؟ سوالی بدون پاسخ است! زیرا دور باطلی است مثل همه موضوعات دیگر مانند: مرغ اول بوده یا تخم مرغ؟ زیرا که اقتصاد یک سخت افزار است، ولی آموزش و پرورش یک نرم افزار، و تا هنگامیکه هر یک در جای خود نباشد، این تداخل بی نتیجه ادامه دارد. ژان ژاک روسو با کتاب قرارداد اجتماعی، خواست این دو را در کنار هم قرار و آشتی دهد. از نظر او آموزش و پرورش و اقتصاد، به طبیعت نزدیک تر باشند، به واقعیت می رسند، ولی اگر تبدیل به خیالات و محالات شوند، از واقعیت دور می شوند. واقعیت اما مهمتر از این ها است. استاد مطهری بجای ان، سخن بحث زیربنا و روبنا را مطرح می کند. براساس قرارداد اجتماعی باید بپذیریم: یکی از این دو زیر بنا است، و دومی براساس آن ساخته شود، لذا روبنا است. اگر اقتصاد زیربنا باشد، طبیعتا آموزش و پرورش هم، جنبه اقتصادی و مادی گرفته و تبدیل به یک: فرایند سود آور می شود. و اگر سود آور نباشد، کنار گذاشته میشود. به همین جهت شرکت های سود آوری مثل: گاج یا قلمچی در ان رشد می کنند، و با دانشگاه آزاد در آموزش عالی، جایگزین می شود. در این حالت مردم، دو بخش می شوند: کسانی که میتوانند هزینه تحصیلی بپردازند، و کسانی که نمی توانند! به تدریج جامعه بی سواد و جامعه باسواد، از هم جدا شده و شکل طبقاتی می گیرند. که در طول این سالها، منتقدان به آن اشاره کرده اند، ولی زیربنا بودن اقتصاد را نتوانستند: تغییری بدهند. به همین دلیل دانشگاه هم، در تصرف مرفهین بی درد، و دانشجویان ثروتمند است. در حالیکه در قانون اساسی برعکس، اموزش و پرورش را رایگان، و برای همه واجب میداند. یعنی اقتصاد زیربنا نیست، بلکه آموزش زیر بنا است. اما چون مجریان دگر اندیش هستند، و از نظریه زیربنایی اقتصاد پیروی می کنند،(تجاری سازی علم)، نتوانسته جای خود را باز کند. همه اصول قانون اساسی اینطور، و همه مجریان هم آنطور! این تنش ها از انجا ناشی می شود که: متفکران و مبدعان این قانون، همگی ترور شدند و اگر چند نفری هم، جان سالم به در بردند از ترس: این ترور ها نمی توانند مجری خوبی باشند! زیرا به محض اصرار بر قانون، حکم آنها لغو و اخراج می شوند! و در یک تصادف ساختگی می میرند. حاکمیت تمدن مادی در: دستگاههای اجرایی ایران، بسیار سنگینتر از دیگر کشورها است. زیرا در کشورهای دیگر وجود اندیشه های الهی، در ردیف هزاران اندیشه دیگر، قرار می گیرد و اصلا ارزش اجرایی پیدا نمی کند! ولی در ایران اگر کسی بخواهد: مجری فانون اساسی شود، یا باید دروغ بگوید! یعنی فقط بخشی را که مادی است، اجرا کند و یا اینکه از این سخن خود، برائت جوید و به سراغ کار های دیگری برود. واضح ترین نشانه این کار، تغییر مکان آموزش است! ایران براساس تاریخ هزاران ساله خود، مراکز آموزش را مساجد و معابد قرار می داد! اما اکنون، با اصرار معنی داری آن را جدا کردند. همانطور که تاریخ آموزش و پرورش، در کشورهای شرقی نشان می دهد: اغلب مدارس در ابتدا، مدارس فرانسوی یا انگلیسی، و در داخل سفارتخانه های آنها بود. لذا قطع ارتباط با زبان محلی، آموزش و پرورش هم، از تسلط بومی خارج و: به تسلط خارجی در آمد. در روش مسجدی اصلا نیازی به سازمان: عریض و طویل و بودجه خور! نیست مردم با کمک باسوادان، همه چیز را تامین می کردند! اما در غربی، همه چیز برمبنای پول بود! اگر پول و بودجه نبود، مدرسه ای ساخته نمی شد، و معلمی استخدام نمی شد. در حالیکه دانشگاههای هزار ساله: جندی شاپو وبغدا و الازهر اینطور نبود.

Economics of Education, or Education and Economics!

Whether education has ruined the economy, or economy, education? The question is no answer! Because it's a farce, like all other things like: chicken or egg? Because the economy is hardware, but the education of an application, and as long as each one is not in place, this interference is no longer a result. Jean-Jacques Rousseau, with the book of social contract, called for these two to be reconciled. In his view, education and economics are closer to nature, they arrive at the truth, but turning into fantasies, they turn away from reality. Reality is more important than that. Professor Motahari, instead of this, raises the talk of infrastructure and superstructure. According to the social contract we must accept: one of these two substructures, and the latter based on it, is therefore superstructure. If the economy is underpinned, naturally education will also become economically and materially transformed into a profitable process. And if it is not profitable, it will be set aside. Hence, profitable companies such as gulls or cymbals grow in it, and are replaced by a free university in higher education. In this case, people will be divided into two parts: those who can pay scholarship, and those who can not! Gradually, an illiterate society and a literate society are separated and class into a class. Over the years, critics have cited it, but they have not been able to fundamentally change the economy. For this reason, the university is also in the hands of the painful prosperity, and the wealthy students. While the constitution, by contrast, teaches and educates free and is obligatory for everyone. That is, the economy is not an infrastructure, but a substructure. But because the executives are dissident, and follow the underlying economic theory, (commercialization of science), it has not been able to open its place. All the principles of the constitution are the same, and so are all the executives! These tensions arise because the thinkers and initiators of this law were all assassinated, and if a few survived, they were afraid: these assassinations could not be good performers! Because as soon as they insist on the law, their sentence is canceled and expelled! And they die in a fictitious accident. The rule of civil civilization: Iran's executive agencies are much heavier than other countries. Because in other countries, the existence of divine thoughts is placed in the ranks of thousands of other thoughts, and it does not find any value at all! But in Iran, if someone wants to: Make a Fanon, or you must lie! That is, only the part that is material is to be performed, or if it comes from this statement, it will go away and do other things. The clearest indication of this is the shift in education! Based on its thousands of year’s history, Iran provided training centers as mosques and temples! But now, with meaningful insistence, they separated it. As the history of education shows in the eastern countries: Most schools were initially French or English schools, and within their embassies. Therefore, disconnecting with the local language, education and education, also came out of domination of the native, and came to dominate the outside world. In the mosque's method, there is no need for organization: wide and long, and budget! People did everything with the help of the literate! But in the West, everything was based on money! If there was no money and money, a school would not be built, and the teacher would not be hired. Thirty-year-old universities: Jondi Shapur, Baghdad, and Al-Azhar were not.

اقتصاديات التربية ، أو التعليم والاقتصاد!

ما إذا كان التعليم قد دمر الاقتصاد ، أو الاقتصاد ، والتعليم؟ السؤال لا يوجد جواب! لأنها مهزلة ، مثل كل الأشياء الأخرى مثل: الدجاج أو البيض؟ نظرًا لأن الاقتصاد هو جهاز ، ولكن تعليم أحد التطبيقات ، وطالما لم يتم تطبيقه ، لم يعد هذا التداخل نتيجة لذلك. دعا جان جاك روسو ، مع كتاب العقد الاجتماعي ، إلى التوفيق بين هذين الاثنين. في نظره ، التعليم والاقتصاد هما أقرب إلى الطبيعة ، إنهما يصلان إلى الحقيقة ، ولكنهما يتحولان إلى أوهام ، يبتعدان عن الواقع. الواقع أكثر أهمية من ذلك. البروفيسور مطهري ، بدلاً من ذلك ، يثير الحديث عن البنية التحتية والبنية الفوقية. وفقا للعقد الاجتماعي يجب أن نقبل: واحد من هذين الهيكلين ، وهذا الأخير على أساس ذلك ، هو فوق ذلك البنية الفوقية. إذا كان الاقتصاد مدعومًا ، فإن التعليم الطبيعي سيتحول أيضًا بشكل اقتصادي ومادّي إلى عملية مربحة. وإذا لم يكن مربحا ، سيتم وضعه جانبا. ومن ثم ، تنمو فيه الشركات المربحة مثل النوارس أو الصنج ، وتحل محلها جامعة حرة في التعليم العالي. في هذه الحالة ، سيتم تقسيم الناس إلى قسمين: أولئك الذين يستطيعون دفع المنح الدراسية ، وأولئك الذين لا يستطيعون! تدريجيا ، يتم فصل المجتمع الأمي ومجتمع القراءة والكتابة والطبقة إلى فئة. على مر السنين ، أشار النقاد إلى ذلك ، لكنهم لم يتمكنوا من تغيير الاقتصاد بشكل جذري. ولهذا السبب ، فإن الجامعة هي أيضا في أيدي الرخاء المؤلم ، والطلاب الأثرياء. في حين أن الدستور ، على النقيض من ذلك ، يعلم ويعلم الحرة والواجب على الجميع. هذا هو ، الاقتصاد ليس بنية تحتية ، بل بنية تحتية. ولكن لأن المديرين التنفيذيين منشقون ، ويتبعون النظرية الاقتصادية الأساسية ، (تسويق العلم) ، فإنه لم يتمكن من فتح مكانه. جميع مبادئ الدستور هي نفسها ، وكذلك جميع المديرين التنفيذيين! تنشأ هذه التوترات بسبب اغتيال المفكرين والمبادرين لهذا القانون ، وإذا نجا عدد قليل منهم ، كانوا خائفين: لا يمكن أن تكون هذه الاغتيالات جيدة الأداء! لأنه بمجرد أن يصروا على القانون ، يتم إلغاء عقوبتهم وطردهم! ويموتون في حادث وهمي. قاعدة الحضارة المدنية: الوكالات التنفيذية في إيران أثقل بكثير من الدول الأخرى. لأنه في بلدان أخرى ، يتم وضع أفكار إلهية في صفوف الآلاف من الأفكار الأخرى ، ولا يجد أي قيمة على الإطلاق! لكن في إيران ، إذا أراد أحد ما: أن يكون فانون ، أو يجب أن تكذب! أي أن الجزء الذي هو مادة فقط هو الذي يجب تنفيذه ، أو إذا جاء من هذا البيان ، فإنه سيذهب ويفعل أشياء أخرى. أوضح مؤشر على هذا هو التحول في التعليم! استناداً إلى تاريخها الذي يمتد إلى آلاف السنين ، قدمت إيران مراكز تدريب مثل المساجد والمعابد! لكن الآن ، بإصرار هادف ، قاموا بفصله. كما يظهر تاريخ التعليم في البلدان الشرقية: معظم المدارس كانت في البداية مدارس فرنسية أو إنجليزية ، وضمن سفاراتها. لذلك ، انفصال اللغة واللغة والتعليم والتعليم ، خرج أيضا من السيطرة على السكان الأصليين ، وجاء للسيطرة على العالم الخارجي. في طريقة المسجد ، ليست هناك حاجة للتنظيم: واسعة وطويلة ، وميزانية! فعل الناس كل شيء بمساعدة المتعلمين! لكن في الغرب ، كان كل شيء يعتمد على المال! إذا لم يكن هناك مال أو مال ، فلن يتم بناء مدرسة ، ولن يتم توظيف المعلم. جامعات تبلغ من العمر ثلاثين عامًا: لم يكن كل من جندي شابور ، و بغداد ، والأزهر كذلك.

Təhsil və ya Təhsil və İqtisadiyyat iqtisadiyyatı!

Təhsil təhsili iqtisadiyyatın, iqtisadiyyatın, təhsilin xarab olmağına səbəb ola bilərmi? Sual cavab vermir! Bütün bunlar kimi bir farce olduğundan: toyuq və ya yumurta? İqtisadiyyat donanımdır, ancaq tətbiqin təhsili və hər biri olmadığı müddətcə bu müdaxilə artıq nəticəsidir. Jean-Jacques Rousseau, sosial müqavilə kitabı ilə, bu ikisinin barışdırılmasına çağırdı. Onun fikrincə, təhsil və iqtisadiyyat təbiətə daha yaxındır, onlar həqiqətə çatırlar, lakin fantaziyalara çevrilər, həqiqətdən uzaqlaşırlar. Həqiqət bundan daha vacibdir. Bunun əvəzinə professor Motahari, infrastrukturun və üst quruluşun müzakirəsini artırır. Sosial müqaviləyə görə biz qəbul etməliyik: bu iki infrastrukturdan biri və ondan asılı olanlar buna görə üst quruluşdur. İqtisadiyyata dəstək verilirsə, təbii olaraq təhsil də iqtisadi cəhətdən və maddi cəhətdən sərfəli bir prosesə çevriləcəkdir. Əgər gəlirli deyilsə, bir kənara qoyulacaq. Beləliklə, zərif və ya zərif kimi gəlirli şirkətlər böyüyür və ali təhsildə pulsuz bir universitet əvəz olunur. Bu vəziyyətdə insanlar iki hissəyə bölünəcəklər: təqaüd verə bilən və ala bilməyənlər! Tədricən, savadsız bir cəmiyyət və savadlı bir cəmiyyət ayrılır və sinifə daxil olur. Yıllar boyu tənqidçilər onu vurğuladılar, amma iqtisadiyyatı əsaslı şəkildə dəyişə bilmirlər. Buna görə də universitet həm də ağrılı tərəqqinin və zəngin şagirdlərin əlindədir. Konstitusiya, fərqli olaraq, öyrədir və təhsil alır və hər kəs üçün məcburidir. Yəni, iqtisadiyyat bir infrastruktur deyil, bir alt quruluşdur. Lakin rəhbərlər müxalif olduğundan və əsas iqtisadi nəzəriyyəyə (elm ticarəti) baxdıqları üçün öz yerini aça bilmədi. Konstitusiyanın bütün prinsipləri eynidır və bütün rəhbərlər belədir! Bu təzyiqlər ortaya çıxır, çünki bu qanunun düşüncələri və təşəbbüskarı bütün sui-qəsdlər və bir neçə sağ qaldıqdan qorxdular: bu sui-qəsdlər yaxşı ifaçı ola bilməzdi! Çünki Qanunla israr edildikdən sonra cəzası ləğv edilir və xaric edilir! Və onlar bir xəyali qəzada ölürlər. Mülki sivilizasiyanın hakimiyyəti: İranın icra orqanları digər ölkələrdən daha ağırdır. Çünki başqa ölkələrdə ilahi düşüncələrin mövcudluğu minlərlə digər düşüncələr sırasına yerləşdirilir və heç bir dəyəri tapa bilməz! Ancaq İranda, əgər kiminsə istəsə: Bir Fanon et və ya yalan olmalısan! Yəni, maddənin yalnız hissəsi yerinə yetirilməli və ya bu ifadədən gəlsə, gedib başqa şeylər edər. Bunun ən aydın göstəricisi təhsildə dəyişiklikdir! Onun minlərlə il tarixinə əsasən, İran məscid və məbəd kimi təlim mərkəzlərini təmin etmişdir! Ancaq indi mənalı bir əzmlə, onu ayırdılar. Təhsilin tarixi şərq ölkələrində olduğu kimi: Məktəblərin əksəriyyəti ilk növbədə fransız və ya ingilis məktəbləri idi və onların səfirliklərində idi. Buna görə də, yerli dil, təhsil və təhsil ilə əlaqəni kəsmək də doğma hakimiyyətdən çıxdı və xarici dünyaya hakim oldu. Məscidin metodunda təşkilatın ehtiyacları yoxdur: geniş və uzun və büdcə! İnsanlar savadlıların köməyi ilə hər şeyi etdi! Ancaq Qərbdə hər şey pula əsaslanırdı! Pul və pul olmasaydı, məktəb qurulmayacaqdı vəəllim işə götürüləcəydi. On üç illik universitetlər: Jundishapur, Bağdad və Əl-Əzhər idi.

 


برچسب‌ها: اقتصاد آموزش و پرورش، یا آموزش و پرورش و اقتصاد!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۱:۴۳ نظر(0)

وقتی که  حضرت جبرائیل به پیامبر وحی کرد: که بخوان ، چون پیامبر اسلام تا سن چهل سالگی درس نخوانده، و بیسواد بود، فرمود: خواندن نمی دانم! جبرائیل ناراحت شد، و باز گفت بخوان بنام خدایت که همه چیز را خلق کرد، و انسان را سخن گفتن و بیان کردن آموخت، و هرانچه نمی دانست به او آمو خت. (مستفاد معنی این است که):آن کسی که همه چیز را به همه یاد می دهد، به تو می گوید بخوان و تو استنکاف می کنی؟ آنهم به اعتبار ناتوانی خود؟ و او را چنان فشرد تا بخواند! اما این تنبه کوچک، چنان بر پیامبر رحمت سنگین بود که: فورا به خانه رفت تا با لباس های گرم خود را بپوشاند! وتب و لرز او چنان بود که همسرش فهمید! و پرسید اتفاقی افتاده است؟ پیامبر فرمود بله، به من وحی شد که بخوانم، ولی من خواندن نمی دانستم! پس وقتی پیامبر از وظیفه خود، به دلیل مناعت طبع و فروتنی، سر باز می زند، خداوند به او سخت می گیرد! می گوید من وقتی فرمان می دهم، تو فقط اطاعت کن، در مقابل نص من، اجتهاد نکن. و این نکته بسیار ظریفی است که: پیامبر چند بار به خاطر همین فروتنی، از خداوند تذکر دریافت می کند! (طه ما انزلنا الیک لتشقی) پیامبر ما قران بر تو نازل نکردیم، که بیش از اندازه به زحمت افتی. زحمت افتادن پیامبر یا: دلسوزی های بیش از حد ایشان، مورد عتاب مردم هم بود! می گفتند او فقط گوش است(زود باور)،  و خداوند فرمود اگر او فقط گوش باشد، و همه حرفهای شما را باور کند، برای شما بهتر است(قل اذن خیر لکم). بار دیگری که دایه مهربانتر از مادر شد، مورد عتاب خداوند قرار می گیرد! این نکته های ظریف نشان می دهد: فرار به جلو در احکام اسلامی معنی ندارد. که ما خود را، مهربانتر از خدا به مردم بدانیم! و مثلا بگوییم چرا خداوند، عده ای را عذاب می کند؟ و چرا دستور سنگسار داده، و یا حد باید جاری شود؟ باید دانست که خشم و غضب خداوند، به دست خودش است و ما، هیچ دلیلی برای اینکار نباید مطالبه کنیم. نگوییم چرا یکی را یزید! خلق کرده و دیگری را حسین ع، حکمت خداوند را نباید به اندازه: حکمت قابل فهم خود تنزل دهیم! و بعد هم اگر نفهمیدیم، مانند یار موسی ع، سوالهای براندازی بپرسیم. ( نعوذ بالله با ایراد به کار های خدا، او را از تخت خدایی برداریم) در زمان ما و خصوصا انقلاب اسلامی، این اتفافات زیاد هست! رحم کردن بر اصحاب فتنه، یکی از انها است! بجای اعدام، آنها را حصر کرده اند، آنها هم کار خود را می کنند! همه پست ها را اشغال کرده، طلبکار هم هستند! هر روز وکیل الفتنه(وکیلی) دادمی زند: چرا حصر تمام نمی شود؟ و یا مطهرالفتنه، می خواهد چهره آنها را مطهر کند! در موضوع چهل سالگی انقلاب هم، این کج فکری ها و رحمانیت بیش از خداوند! کار دست انقلاب داده است. اگر دو نقر سلطان گوشت هم، مانند سلطان سکه اعدام می شدند، این وضع بوجود نمی آمد. آنهایی که از اعدام سلطان سکه ضرر دیده بودند، سرمایه های خود را به سلطان گوشت سپردند، برخوردی هم با آنها نشد. مهمتر اینکه در چهل سالگی انقلاب هم، خداوند دستور داد بخوانند: انقلاب اسلامی را برای جهانیان بخوانند! ولی آنها باز هم انقلاب را، محصور ملک حویش نمودند. لذا با دست شیطان، تنبیه ای فرستاده شد و: چند پاسدار بی دلیل شهید شدند! دشمن اینهمه مواد منفجره را وارد کرده! در دستگاه کار گذاشته، و در راه بازگشت به پادگان، اقدام به انفجار نموده! این یعنی شکاف امنیتی بسیار بزرگ، که حاصل ترحم های بالاتر از: رحمانیت خدا است. راه حل این کار هم انتقام بزرگ، از افراد بزرگ است! یعنی کافیست موسوی یا کروبی اعدام شود! یا اینکه موشک هایی، به مقر منافقین اصلی، شاه بحرین و امارات و آل سعود زده شود.

Why was Gabriel angry?

When Prophet Gabriel revealed to the Prophet: read, because the Prophet did not study until the age of forty, and was illiterate, he said: I do not know what to read! Gabriel was upset, and she said openly, "Sing in the name of your God, who created everything, and taught the man to speak and speak, and whatever he did not know, he would not be afraid." (The meaning of this is): the one who teaches everything to everyone tells you to read and you refrain? Is it worth your inability? And pressed him so much to read! But this small punishment was so heavy on the Prophet: he immediately went home to cover his warm clothes! And his chills were so much that his wife knew! And asked what happened? The Prophet said yes, it was revealed to me to read, but I did not know the reading! Therefore, when the Prophet refuses to perform his duty due to the pleasure of humility and humility, God will take him hard! Says, "When I command you, just obey me, do not take the ijtihad in front of my head." And this is a very delicate point: the Prophet will receive a reminder from Allah for so much humility! (Our holy angels) Our Prophet (pbuh) did not send you the Qur'an, which is too much trouble. The boredom of the Prophet or: His excessive compassion was the subject of the public praise! They said that he is just an ear (believable soon), and the Lord said that if he is just an ear and believes all your words, it is better for you. Another time that the mercy of the merciful than the mother is put on the Lord! These subtle points indicate that there is no need to escape forward in Islamic terms. We consider ourselves, God's Most Merciful to People! And say, for example, why does God torment some? And why is the stoning sentence given, or should the limit be flowing? It must be known that God's anger and wrath are in his own hands, and we, for any reason, should not be required to do so. Do not say why Yazid! And the other is Hussein; the wisdom of God must not be as diminished as we can: reduce our understandable wisdom! And then, if we did not understand, like Musa friend, ask questions about subversion. (Let's draw the letter of Allah by taking God's steps away from God's throne) In our time, especially in the Islamic Revolution, there is a lot of this! Mercy on the companions of sedition is one of them! Instead of executing them, they have concealed them, they also do their thing! All posts are occupied and are traders! Every day, the attorney gives you a lawyer: Why is not the secret? Or is it worthwhile, wants to make their faces look good! In the 40th anniversary of the Revolution, this is a curse of thoughts and mercy over God! The work of the revolution has given. If two silver monarchs, such as the King of Coin, were executed, this situation would not arise. Those who had suffered a loss from the execution of the Sultan, lost their capital to the sultan, did not deal with them. More importantly, at the age of forty years of revolution, God ordered the reader to read the Islamic Revolution to the world! But they again turned the revolution into a condominium. So, with the hand of the devil, he was sent a punishment: and some of the unprotected martyrs were martyred! The enemy has entered all these explosives! In the device, laid out on the way back to the garrison, you have to blast! This means a very large security gap, which is the result of pity above God's mercy. The solution to this is a great revenge of great people! That is enough, Mousavi or Karroubi should be executed! Or: to launch rockets at the headquarters of the main hypocrites, the king of Bahrain and the Emirates and Al Saud.

لماذا جبراييل غاضب؟

عندما كشف النبي جبرائيل إلى النبي: اقرأ ، لأن النبي لم يدرس حتى سن الأربعين ، وكان أميًا ، فقال: لا أعرف ماذا أقرأ! كان جبراييل غاضبًا ، وقالت صراحةً: "اقرا باسم ربک الذی خلق ، الذي خلق كل شيء ، وعلّموا الرجل أن يتكلم ويتكلم ، وأيًا كان لا يعرف ، لن يخاف". (معنى هذا): الشخص الذي يعلم كل شيء إلى كل شخص يخبرك أن تقرأه وأنك تمتنع عنه؟ هل يستحق عدم قدرتك؟ وضغطت عليه كثيرا للقراءة! لكن هذه العقوبة الصغيرة كانت ثقيلة جدا على النبي: ذهب على الفور إلى البيت ليغطي ملابسه الدافئة! وكانت قشعريرة له لدرجة أن زوجته كانت تعرف! وسألت ماذا حدث؟ قال النبي نعم ، لقد كشف لي أن أقرأ ، لكني لم أكن أعلم القراءة! لذلك ، عندما يرفض النبي أداء واجبه بسبب متعة التواضع والتواضع ، سيأخذه الله بجد! يقول ، "عندما أمرتك ، فقط أطعتني ، لا تأخذ الاجتهاد أمام رأسي". وهذه نقطة حساسة للغاية: سيحصل النبي على تذكير من الله بتواضع كبير! () لم يكشف نبينا (صلى الله عليه وسلم) لك القرآن الكريم ، الذي هو الكثير من المتاعب. الملل من النبي أو: كان تعاطفه المفرط موضوعًا للثناء العام! وقالوا أنه مجرد أذن (تصديق قريبا) ، وقال الرب أنه إذا كان مجرد أذن وتعتقد كل ما تبذلونه من الكلمات ، فمن الأفضل بالنسبة لك. مرة أخرى أن رحمة الرحمة من الأم وضعت على الرب! تشير هذه النقاط الخفية إلى أنه لا توجد حاجة للهروب إلى الأمام من الناحية الإسلامية. نعتبر أنفسنا ، أرحم الله على الناس! ويقول ، على سبيل المثال ، لماذا يعذب الله بعض؟ ولماذا تُعطى عقوبة الرجم ، أم يجب أن يتدفق الحد؟ يجب أن نعرف أن غضب الله وغضبه في يديه ، ونحن ، لأي سبب من الأسباب ، لا ينبغي لنا أن نفعل ذلك. لا تقل لماذا يا يزيد! والآخر هو حسين ، يجب ألا تقل حكمة الله بقدر ما نستطيع: تقليل حكمةنا المفهومة! ومن ثم ، إذا لم نفهم ، مثل يار موسى ، اسأل أسئلة حول التخريب. (دعونا نرسم خطاب الله بأخذ خطوات الله بعيدا عن عرش الله) في عصرنا ، وخاصة في الثورة الإسلامية ، هناك الكثير من هذا! الرحمة على أصحاب الفتنة هي واحدة منهم! بدلا من إعدامهم ، أخفواهم ، هم أيضا يفعلون شيءهم! جميع المشاركات مشغولة والتجار! كل يوم ، يعطيك المحامي محامياً: لماذا ليس السر؟ أم أنها جديرة بالاهتمام ، وتريد أن تجعل وجوههم تبدو جيدة! في الذكرى الأربعين للثورة ، هذه لعنة من الأفكار والرحمة على الله! لقد أعطى عمل الثورة. إذا تم تنفيذ ملكين فضيين ، مثل ملك العملة ، فإن هذا الوضع لن ينشأ. الذين فقدوا خسارة من إعدام السلطان ، فقدوا رأس مالهم إلى السلطان ، ولم يتعاملوا معهم. الأهم من ذلك ، في عهد أربعين سنة من الثورة ، أمر الله القارئ أن يقرأ الثورة الإسلامية للعالم! لكنهم مرة أخرى حولوا الثورة إلى ملكية مشتركة. لذلك ، مع يد الشيطان ، تم إرساله إلى العقاب: واستشهد بعض الشهداء غير المحميين! لقد دخل العدو كل هذه المتفجرات! في الجهاز ، وضعت في طريق العودة إلى الحامية ، لديك للانفجار! هذا يعني فجوة أمنية كبيرة جدا ، والتي هي نتيجة الشفقة فوق رحمة الله. الحل لهذا هو انتقام كبير من الناس العظماء! هذا يكفي ، يجب إعدام موسوي أو كروبي! أو إطلاق الصواريخ على مقر المنافقين الرئيسيين ، ملك البحرين والإمارات والعود..

Niyə Cəbrayıl qəzəbləndi?

Hz. Peyğəmbərin Peyğəmbərinə nazil etdiyi zaman Peyğəmbərin qırx yaşa qədər oxumadığı və savadsız olduğunu söylədiyi zaman oxuyurdu: "Nə oxumağımı bilmirəm! Cəbrayıl qəzəbləndi və açıqca dedi: "Hər şeyi yaradan Allahı adından səsləndirin, insanı danışmağı və danışmağı öyrədir və bilmədiklərindən qorxma". (Bunun mənası): hər kəsə öyrədir olan hər kəs oxumaq sizə deyir və çəkinməyin? Qeyri-mümkünlüyünə dəyər mi? Və oxumaq üçün ona çox basıldı! Lakin bu kiçik cəza Peyğəmbərin üzərinə qədər ağır idi: dərhal isti paltarlarını örtmək üçün evə getdi! Onun tərəddüdləri çox idi ki, həyat yoldaşı bilirdi! Və nə soruşdu? Peyğəmbər bəli dedi, oxumaq mənə nazil oldu, amma oxuduğunu bilmirdim! Buna görə də, Peyğəmbər təvazökarlıq və təvazökarlıq zövqü ilə vəzifəsini yerinə yetirməkdən imtina edəndə, Allah onu çətinləşdirər! "Mən sizə əmr verəndə, mənə itaət edin, mənim başımın önündə ijtihə etmə". Və bu, çox həssas bir nöqtədir: Peyğəmbər çox təvazökarlıq üçün Allahdan bir xəbərdarlıq alacaq! Peyğəmbərimiz (səlləllahu əleyhi və alihi və səlləm) sənə Quranı çox açıqlamadı. Hz. Peyğəmbərin vəsiyyəti və ya həddən artıq şəfqəti xalqın tərifi idi! Rəbb yalnız qulaq kimi olduğunu və bütün sözlərinizə iman gətirdiyini söylədi, bu sizin üçün daha xeyirlidir. Rahibənin mərhəmətinin anadan daha çox Rəbbə verdiyi bir mərhəmətdir! Bu incə nöqtələr islam baxımından irəli getməyə ehtiyac olmadığını göstərir. Özümüzü, Allahın insanlara ən mərhəmətli olduğunu düşünürük! Və demək, məsələn, nə üçün Allah bəzi əzab verir? Niyə daşqalaq hökmü verilir və ya həddi axır? Məlumdur ki, Allahın qəzəbi və qəzəbi öz əlindədir və biz hər hansı bir səbəbdən bunu tələb etməməliyik. Niyə Yəzid deyirsiniz! Digər tərəfdən Hüseyni, Allahın hikməti biz mümkün qədər azalmamalıdır: anlaşılır hikmətimizi azaldır! Və sonra, əgər biz başa düşmədik, Yar Musa kimi, dağıdma haqqında suallar verin. Allahın taxtından uzaqlaşaraq Allahın məktubunu çəkək). Xüsusilə İslam İnqilabında bu gündə çox şey var! Şiddətli qarşıdurmalarda mərhəmət bunlardan biridir! Onları icra etmək əvəzinə, onlar gizlədilər, onlar da öz işlərini edirlər! Bütün mesajlar işğal edilmiş və treyderlərdir! Hər gün, vəkil sizə bir vəkil verir: Niyə sirr deyil? Və ya dəyərli, üzlərini yaxşı baxmaq istəyən istəyir! İnqilabın 40-cı ildönümündə bu, Allaha qarşı düşüncə və mərhəmət lənətidir! İnqilabın işləri verilmişdir. Əgər Monet Kralı kimi iki gümüş monarx edilərsə, bu vəziyyət yaranmazdı. Sultanın hökmranlığından zərər çəkmiş olanlar, padşahı sermayəsini itirdilər, onlarla qarşılaşmadılar. Ən əsası, qırx illik inqilab dövründə, Allah oxucuya İslam İnqilabını dünyaya oxumalarını əmr etdi! Ancaq onlar yenidən inqilabı bir kosmosa çevirdi. Beləliklə, Şeytanın əli ilə bir cəza göndərildi və bəzi qorunmamış şəhidlər şəhid oldu! Düşmən bütün bu partlayıcıları girdi! Qarnizona doğru yola qoyulan cihazda partlayışınız var! Bu, Allahın mərhəmətinin üzündən acı nəticəsi olan çox böyük bir təhlükəsizlik boşluğu deməkdir. Bunun həlli böyük insanlardan böyük bir intiqamdır! Bu kifayətdir, Musəvi və ya Kərrubinin icra edilməsi lazımdır! Və ya əsas münafiqlərin qərargahında, Bəhreyn kralı, Emirates və Əl-Saud raketlərini buraxmaq.

 


برچسب‌ها: چرا جبرائیل عصبانی شد؟,