X
تبلیغات
همه جای جهان ایران من است
خانه تماس با ما RSS
همه جای جهان ایران من است
فروپاشی امریکا اتفاق افتاده نمیگذارند خبردار شویم 25تریلیون دلار از ایران بردند تا آن را نجات بدهند ولی دیگر نمی گذاریم لذا می گوییم همه جای ایران سرای من است و همه جای جهان میهن من
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۰:۲۵ نظر(0)

هزینه های فراوانی شده، تا دوچرخه سواری در تهران مد شود! بدون اینکه بدانند این امر یک واپس گرایی عمیق است، چرا که اصلا مطالعه نشده و: موقعیت تهران در نظر گرفته نشده! در تهران خیابان های بدون شیب وجود ندارد، و این امر دوچرخه سواری را بامشکل مواجه می کند: و فقط کسانی که دوچرخه کوهستانی دارند میتوانند: خوب رکاب بزنند والا افراد معمولی، در سر پایینی پرنده هستند! و در سربالایی شرمنده. دوم اینکه یک تاریخ زحمت کشیدند تا: ابتدا چرخ را اختراع کرد. بعد از تک چرخ، به دو چرخ و سه چرخه و چهار چرخ رسید! و امروز با مترو های هزار چرخ کار می کند! پس آنهایی که می گویند: ما به عقب برگردیم! این تفکر ارتجاعی و واپس گرایی، دلیل مهمی دارد که شاید خود شهرداری چی ها هم متوجه نیستند! و آن اینکه قانون بلدیه ایران، مربوط به زمان ضفویه و: یاد داشتهای شیخ بهایی است. همانطور که فرمول تقسیم آب زاینده رود هم، مال آن موقع است! در قانون شهرداری تهران که تصویب آن، حداکثر به  سالهای 1330بر می گردد، در مورد رختشوی خانه ها و: برداشت آب از چشمه شاهی، و قنات کوثر و غیره است! در حالیکه اکنون کسی این چیزها را نمی داند و: به یاد نمی اورد! لذا اداره شهر با این قوانین، مغلوم است که سرنوشتی جز عقب گرد، و مبارزه با پیشرفت ندارد. مثلا برای کاهش آلودگی هوا، فقط می گویند خودرو نباشد! از شوفاژ استفاده نشود و: یا کارخانه ها تعطیل شوند! یعنی برگردیم به همان دوران: پارینه سنگی و یا عصر مفرغ! تا مبادا یک نفر از دود تهران مریض شود. در حالیکه اگر یک نفر مریض می شود، میلیون ها نفر از بیماری نجات پیدا می کنند! والا اگر خودرو نبود که: مانند قدیم تا بیمار را به پزشک برسانند، در راه تلف می شد! همه کوشش آنها این است که مبادا کسی، در زباله دانی دست ببرد! در حالیکه بازیافت، بهترین راه حل مشکلات تهران است: بازیافت هوای آلوده، آب آلوده و حتی ضایعات نیروی انسانی آلوده! بگذارید دشمنان با توییت کردن، چند تا عکس: کسی که داخل زباله دانی را می گردد، ما را مسخره کنند، ولی تهران نجات پیدا می کند، آنوقت میلیون ها نفر، از ته دل خوشحال می شوند. در فیلم حمال طلا می بینیم برای: بازیافت طلا، حتی فضولات انسانی را به مزایده می گذارند! به قول هنرپیشه آن: کارش کثیف است، ولی درآمد ش تمیز! کسی که از داخل ظروف، زباله تر و خشک را جدا می کند، باید به او احسنت گفت، نه اینکه وی را مسخره کرد. اسب سواری است که از مانع می ترسد، سوارکار نیست، چرا مانع را خراب می کنند؟ در حالیکه میتوانند از روی آن بپرند! اگر هوا برخی روز ها آلوده است، چه اشکالی دارد: دعای باران بخوانند؟ یا اینکه دیش های حمع شونده ای، در نقاط آلوده نصب کنند، و گرد و خاک هوا را مانند: جارو برقی مکش کنند؟ و حاصل آن را فشرده کرده، بعنوان مصالح یا شمش بازیافت نمایند؟ همانطور که آبهای آلوده را بازیافت می کنند. از انسان ها همینطور: چرا از ضایعات انسانی می ترسند؟ بالاخره در میان 12میلیون شهروند تهرانی، یک در هزار هم ناتوان اقتصادی داشته باشیم، بجایی برنمی خورد. مضاف براینکه اینها(کارتن خوابها) یک جریان عمدی است، تا چهره شهر را خراب کنند! والا یک جوان که خود را معتاد می کند، حتی پدر و مادرش، سراز کار او در نمی اورند، چه رسد به شهرداری. زیرا او خودش این راه را عمدا انتخاب، و فکر همه جای آن را هم کرده!. در تهران، سازمان های خیریه مگر کم است؟ بودجه های آن، بالاتر از بودجه یک کشور است. ولی آنها نمی خواهند آبروداری کنند. لذا راه حل آنها ترحم نیست! برخورد فیزیکی و حذفی لازم دارد.

The municipality of Tehran reinvents the wheel again!

There are a lot of expenses to be fashioned in cycling in Tehran! Without knowing that this is a profound reestablishment, because it has not been studied at all: Tehran's position is not considered! There are no steep slopes in Tehran, which causes bicycle rigging: and only those mountain bikes can do well to climb. Extremely ordinary people are at the bottom of the bird! And: ashamed at the ascent. Second, they bothered one story to: first invented the wheel. After a single wheel, it came in two wheels, three wheels and four wheels! And today it works with a thousand-meter subway! So those who say: let's go back! This reactionary thinking and retrogression is an important reason why the municipality itself may not understand! And it is the Boldhiyah of Iran, which is related to the time of the Death: And it is mentioned by the Sheikh Baha'i. Just as the formula for dividing the water of Zayandeh River is the same! In the law of the municipality of Tehran, which is ratified by the year 1330, it is about washing the houses and: harvesting the water from the spring, the qanat kosar, and so on! But now someone does not know these things: he does not remember! Therefore, the city administration is in compliance with these rules, which is a fate but a backdrop, and no struggle with progress. For example, to reduce air pollution, just say no car! Do not use radiant heat: either the factories are shut down! That is, let's go back to the same era: the rocky pillar or the Bronze Age! So: lest one suffers from Tehran's smoke. But if one person gets sick, millions of people will survive the disease! Wonderfully, if it was not a car: it would be wasted on the way, as it was old enough to bring the patient to the doctor! All their efforts are to let someone get into garbage! While recycling is the best solution to Tehran's problems: the recycling of contaminated air, contaminated water and even contaminated manpower! Let the enemies tweeze, take a few pictures: Whoever goes into the trash can make us mock, but Tehran will be saved, then millions will be happy at the bottom. In the golden film we see for: Gold Recycling, even auctioning human exits! As his actor says: his work is dirty, but his income is clean! The one who separates the dishes from the dishes and the garbage should be honored, not mocking him. An equestrian horse who is afraid of an obstacle is not a rider, why do they break the barrier? While they can jump over it! If the weather is infected some days, what is the problem: to read the prayers of rain? Or do the dishes cooked in the infected areas, and air dust like a vacuum cleaner? And squeezed it out as a recycled material or ingot? As: they recycle polluted water. Likewise from humans: Why are they scared of human waste? Finally, among the 12 million Thracians, one in a thousand has economic disadvantages, it does not go away. So that these (cartoon sleeves) are a deliberate flow to ruin the city's face! Well, a young person who adds himself, even his parents, does not work, let alone a municipality. Because: he himself deliberately chose this way, and thought all over again. In Tehran, there are few charities? Its budgets are higher than the budget of a country. But they do not want to water. So their solution is not pity! Physical and knockoffs are needed.

تعيد بلدية طهران اختراع العجلة مرة أخرى!

هناك الكثير من النفقات ليتم تصميمها في ركوب الدراجات في طهران! دون أن يعلموا أن هذا هو إعادة تأسيس عميقة ، لأنه لم يتم دراستها على الإطلاق: موقف طهران لا يعتبر! لا توجد منحدرات شديدة الانحدار في طهران ، التي تسبب تزييفًا للدراجات: ولا يمكن إلا للدراجات الجبلية تلك أن تصعد بشكل جيد ، فالناس العاديون للغاية هم في أسفل الطائر! والخجل في الصعود. ثانياً ، لقد أزعجوا قصة واحدة إلى: أولاً اخترعوا العجلة. بعد عجلة واحدة ، جاء في عجلتين ، ثلاث عجلات وأربع عجلات! واليوم يعمل مع مترو الأنفاق ألف متر! لذلك من يقول: دعنا نعود! هذا التفكير الرجعي والتراجع هو أحد الأسباب المهمة وراء عدم فهم البلدية نفسها! و بلدیه من إيران ، التي ترتبط بوقت الموت: وذكرها الشيخ البهائي. كما أن معادلة تقسيم مياه زاينده روود هي نفسها! في قانون بلدية طهران ، الذي تم التصديق عليه بحلول عام 1330 ، يتعلق الأمر بغسل المنازل و: حصاد المياه من الربيع ، و الکوثر، وغيرها! لكن الآن لا يعرف أحد هذه الأشياء: لا يتذكر! ولذلك ، فإن إدارة المدينة تتفق مع هذه القواعد ، التي هي مصير ولكن خلفية ، ولا صراع مع التقدم. على سبيل المثال ، للحد من تلوث الهواء ، قل فقط لا سيارة! لا تستخدم الحرارة المشعة: إما أن يتم إغلاق المصانع! هذا هو ، دعونا نعود إلى العصر نفسه: العمود الصخري أو العصر البرونزي! لئلا يعاني المرء من دخان طهران. ولكن إذا مرض شخص واحد ، فإن الملايين من الناس سوف ينجون من المرض! بشكل رائع ، إذا لم تكن سيارة ، فسيتم إهدارها في الطريق ، لأنها كانت قديمة بما يكفي لإحضار المريض إلى الطبيب! كل جهودهم هي السماح لشخص ما بالدخول إلى القمامة! في حين أن إعادة التدوير هي أفضل حل لمشاكل طهران: إعادة تدوير الهواء الملوث ، والمياه الملوثة وحتى الأيدي العاملة الملوثة! دع الأعداء ينتزعون ، يأخذون بعض الصور: من يدخل في سلة المهملات يمكن أن يجعلنا نتهزأ ، لكن طهران ستخلص ، ثم الملايين سيكونون سعداء في القاع. في الفيلم الذهبي الذي نراه لـ: إعادة تدوير الذهب ، وحتى بيع المخارج البشرية بالمزاد العلني! كما يقول ممثله: عمله قذِر ، لكن دخله نظيف! يجب أن يكرم الشخص الذي يفصل الأطباق من الأطباق والقمامة ، لا يسخر منه. حصان الفروسية الذي يخاف من عقبة ليس راكباً ، لماذا يكسرون الحاجز؟ في حين يمكنهم القفز فوقه! إذا كان الطقس مصابًا في بعض الأيام ، فما المشكلة: قراءة صلوات المطر؟ أم أن الأطباق مطبوخة في المناطق المصابة ، وغبار الهواء مثل المكنسة الكهربائية؟ وتقلص كالمواد المعاد تدويرها أو سبيكة؟ كما تدور المياه الملوثة. وبالمثل من البشر: لماذا يخافون من النفايات البشرية؟ أخيراً ، من بين الـ12 مليون طهران ، يعاني واحد من كل ألف من الأضرار الاقتصادية ، ولا يختفي. حتى أن هذه (الأكمام الكرتون) هي تدفق متعمد لتدمير وجه المدينة! حسنا ، الشاب الذي يضيف نفسه ، حتى والديه ، لا يعمل ، ناهيك عن البلدية. لأنه هو نفسه اختار هذا الطريق عن عمد ، وفكر مرة أخرى. في طهران ، هناك عدد قليل من الجمعيات الخيرية؟ ميزانياتها أعلى من ميزانية البلد. لكنهم لا يريدون الماء. لذا فإن حلهم ليس شفقة! هناك حاجة المادية

Tehran bələdiyyəsi təkəri təkrar təkrar edir!

Tehranda velosipedlə məşğul olmaq üçün çoxlu xərclər var! Bunun dərin bir yenidən qurulması olduğunu bilmədən, heç nəyi öyrənmədikləri üçün Tehranın mövqeyi nəzərə alınmır! Tehrandakı dik yamaclar velosiped qurğusuna səbəb olur: yalnız dağ bisikletleri dırmaşmaq üçün yaxşı bir şey edə bilərlər. Son dərəcə sıravi insanlar quşın altındadır! Və yüksəlişdə utanır. İkincisi, onlar bir hekayə narahat idi: əvvəlcə təkər icad etmişdi. Tək təkərdən sonra iki təkər, üç təkər və dörd təkər gəldi! Bu gün min metrə yaxın metro ilə işləyir! Belə deyənlər: geri qayıdaq! Bu reaksiyalı düşüncə və geriləmə bələdiyyənin özü anlaya bilməməsinin vacib bir səbəbidir! Ölümün vaxtı ilə bağlı olan İranın Boldhiyahıdır. Şeyx Bəhai deyir. Zayandeh Rudun suyunun bölüşdürülməsi forması eynidır! 1330-cu ilədək təsdiqlənən Tehran bələdiyyəsinin qanuna əsasən, evləri yuymaq və suyun bahardan yığılması, qanad kosarını və s. İndi kimsə bu şeyi bilmir: o xatırlamır! Buna görə də şəhər idarəsi bu qaydalara uyğun gəlir, bu, bir taleydir, amma fonunda və tərəqqi ilə heç bir mübarizə. Məsələn, havanın çirklənməsini azaltmaq üçün yalnız avtomobil demək deyil! Radiant istilik istifadə etməyin: ya zavodlar bağlanıb! Yəni eyni dövrə dönək: qayalı sütun və ya tunc dövrü! Beləliklə, Tehranın tüstüsündən birinin əziyyət çəkməsidir. Amma bir nəfər xəstə olursa, milyonlarla insanın xəstəliyi yaşayacaq! Bir avtomobil olmasaydı, bu, yolda sərf ediləcəkdi, çünki xəstəni həkimə gətirmək üçün kifayət qədər köhnə idi! Bütün səyləri birinin zibillətə salınmasıdır! Geri çevrilmə Tehran problemlərinin həlli üçün ən yaxşı həlldir: çirklənmiş havanın, çirklənmiş suyun və daha da çirklənmiş işçi qüvvəsinin geri çevrilməsi! Düşmənləri tweeze qoyaq, bir neçə şəkil çəksinlər: Kimsə çöpə girsə, bizə istehza edə bilər, amma Tehran xilas olacaq, onda milyonlar altından xoşbəxt olacaq. Qızıl filmdə gördüklərimiz: Gold Recycling, hətta insan çıxışı auctioning! Onun aktyorunun dediyi kimi: işi çirklidir, lakin gəlirləri təmizdir! Yeməklərdən və zibildən olan yeməkləri ayıran kəs ona ləyaqətlə baxmamalıdır. Bir maneənin qorxduğu atlı atı atlı deyil, niyə baryeri qırırlar? Onları atlaya bilərlər! Hava bir neçə gündür yoluxubsa, problem nədir: yağış dualarını oxumaq? Və ya yoluxmuş ərazilərdə bişirilmiş qabları və hava tozunu bir tozsoran kimi etməliyik? Və geri çevrilən material və ya külçə kimi sıxdı? Çirklənmiş suyun təkrar emal edildiyi kimi. Bənzər insanlardan: Nəyə görə insan tullantılarından qorxurlar? Nəhayət, 12 milyon Tehranlı arasında birinin min birində iqtisadi cəhətdən əlverişsizdir, getməz. Beləliklə (karikatura qolları) şəhərin üzünü məhv etmək üçün qəsdən bir axındır! Özünü, hətta valideynlərini əlavə edən bir gənc işləmir, beləcə bir bələdiyyə. Çünki özü də qəsdən bu şəkildə seçdi və yenidən düşündü. Tehranda neçə xeyriyyə var? Onun büdcəsi bir ölkənin büdcəsindən daha yüksəkdir. Ancaq onlar su istəmirlər. Ona görə də onların həlli təəssüf deyil! Fiziki və sarsıntılara ehtiyac var.

 


برچسب‌ها: شهرداری تهران، چرخ را از نو اختراع می کند!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۱:۰۵ نظر(0)

برخلاف آنچه که غلط مصطلح است، نام اصلی بزرگترین دریاچه دنیا، نه دریای خزر است، نه دریای مازندران، بلکه دریای قزوین است! قزوین معرب کاسپین است، کاسپی یا کاسپین(جمع) قومی بودند که: قبل از آریایی ها، در ایران و در اطراف دریا ساکن بودند. به همین مناسبت دریا را دریای کاسپین، و شهر ها را صحرای کاسپین، یا زمینهای کاسپین می گفتند. آنها موهای بور و چشم های روشن داشتند. و اکنون اغلب کودکان ایرانی هم، در ابتدای تولد داری موهای غیر مشکی هستند، و بعد ها کم کم به قهوه ای و مشکی تبدیل می شود. گاهی در بین چند فرزند یک پدر، یکی هم به شکل کامل مو زرد، یا مو قرمز باقی می ماند. ازنظر تاریخی این قوم، بر آریاییها تقدم دارند. آریایی ها در سه هزار سال پیش هجوم آوردند، که قوم مهاجم محسوب می شدند. لذا نام دریا را هم تغییر دادند. گاهی آن را به دریای فارس یا گیلان، خراسان و حتی مازندران نام گذاری کردند. اما بعد که گروه خزرها که: یهودی بودند حمله کردند و اریاییها را شکست دادند، نام آنجا به دریای خزر تغییر کرد . اخیرا که این موضوع را فهمیدند، نام دریای خزر را از کتب درسی پاک کردند، و نام مازندران را برآن گذاشتند. زیرا آریاییها توانسته بودند: هردو قوم کاسپین و خزر را کنار گذارند. قوم خزر از نژاد زرد بودند، و با بیزانس برعلیه اریاییها متحد می شدند. تا اینکه در عهد ساسانیان، آنها را تا شمال قفقاز فراری دادند، و در داعستان فعلی، شهر دربند را بعنوان مرز ایران تعیین کردند. با این کار، کل دریای مازندران به ایران تعلق گرفت. بعد از اسلام نیز، این قانون رعایت شد و اسلام تا داغستان، و تاتارستان هم فراتر رفت. حکومت های بزرگی چون سلجوقیان یا خوارزمشاهیان، تا زمان قاجار از ایران، برکل اسیا و آسیای صغیر (ترکیه و بخشی از روم قدیم)حاکمیت داشت. جاهایی که خارج  از ایران بودند، معمولا شهر نشین نبودند، یا بصورت قومی زندگی می کردند. برخی ها هنوز به دست بشر آباد نشده، و نامی نداشتند. در طول تاریخ اقوام گوناگونی، بر ایران حاکم شده و نژاد های مختلفی، از جمله ترکان و مغول ها و عربها بودند و: براساس نظر اسلام، هیچیک با دیگری فرقی نداشت. تا اینکه در جنگ دوم جهانی، بحث نژاد پرستی مطرح شد و: هیتلر قوم خود را آریایی معرفی کرد  البته در مقابل یهودی ها، که خود را بهترین افراد روی زمین می دانستند، مجبور بود برای خود هویتی داشته باشد. در ایران هم رضاخان گفت: ایران هم از نژاد آریایی است، تا با او هم پیمان شود. از آن زمان آریاییها معرفترین قوم ایران شدند! ولی معلوم نبود آنها در کجای ایران هستند؟ این ادعا دو ایراد اساسی داشت: اول اینکه ریشه آریاییها به روسیه (اوراسیا) بر می گشت(ایرانی نبودند)، یک قوم مهاجم بودند که: بر کاسپین ها پیروز شده بودند، پس اصالتا ایرانی نبودند. دوم اینکه هیچ قومی مستقیم به اریایی بودن منتسب نمی شود. زیرا در ایران از قوم بلوچ گرفته، تا ترکمن و آذری و عرب و کرد و فارس بودند. نهایتا اگر برخی ها را هم اریایی بدانیم، به دلیل آمیزش با کاسپین های قبلی، و یا خزر های بعدی، اصالت خود را قبل از اسلام از دست داده بودند. اگر گروهی هم خود را اریایی بدانند، دلیل درستی ندارند: مثلا ایرلندی ها (سرزمین ایر ها) یا آیرون های گرجستان هم، خود را اریایی می دانند، ولی هیچکدام نه زبان آلمانی می دانند، و نه زبان فارسی. اگر معیار زبان هم باشد، زبان آلمانی، به زبان عربی بیشتر شبیه است، تا فارسی! کلمات عربی در آن بسیار زیاد است. اگر زبان دری، ملاک باشد همه مکان هایی که به عنوان: خواستگاه زبان دری معرفی می شود، الان یا به عربی صحبت می کنند، یا زبان دیگر. مشخصات نژادی هم، تطابقی ندارد.

Qazvin Sea!

Contrary to what is wrong, the main name is the largest lake in the world, not the Caspian Sea, not the Mazandaran Sea, but the Qazvin Sea! Qazvin is a mosquito of Caspian, Caspian or Caspian, a tribe: Before the Aryans, they settled in Iran and around the sea. For this reason, the sea was called the Caspian Sea, and the cities were Caspian Deserts, or Caspian lands. They had blond hair and bright eyes. And now, most Iranian children also have non-black hair at the beginning of their birth, and then they turn out to be brown and black later on. Sometimes, in the case of several children, a father, one in the form of a full-length yellow hair, or red hair remains. Historically, this people have precedence over the Aryans. The Aryans flocked three thousand years ago, which was considered an invading nation. So they changed the name of the sea. Sometimes they named it the Persian Gulf, Gilan, Khorasan, and even Mazandaran. But then, when the Caspian group attacked the Jews and defeated the Arias, the name changed to the Caspian Sea. Recently, they understood this, cleared the name of the Caspian Sea from the textbooks, and put the name of the Mazandaran to it. Because the Aryans were able to: abandon both Caspian and Caspian peoples. The Khazar people were yellow, and they united with Byzantium against the Arians. While in the Sassanid era, they escaped them to the north of the Caucasus, and in the current islands, the city of Darband was designated as the Iranian border. By doing so, the whole of the Mazandaran Sea came to Iran. After Islam, this law was observed, and Islam went beyond Dagestan and Tatarstan. Large rulers such as Seljuqs or Khwarazmshahids dominated Qajar Iran from the time of Qajar, Berkeley and Asia Minor (Turkey and part of the ancient Roman Empire). Places outside Iran were not usually urban or ethnic. Some were still not humanized, and they did not have names. Throughout history, various tribes dominated Iran and had different races, including Turks, Mongols and Arabs, and according to Islam, no one was different from one another. Until the Second World War, the topic of racism was raised: Hitler declared his people Aryan, but he had to have identity for the Jews, who considered themselves the best people on earth. In Iran, Reza Khan also said that Iran is of Aryan race, so that it can be agreed with it. Since then, the Aryans have become the most prominent Iranian people! But it was not known where they were in Iran. This claim had two basic objections: first, the Aryan roots returned to Russia (Eurasia), an invading people: they were victorious over the Caspian, so they were not originally Iranians. Second, no ethnicity is directly attributed to Aryanism. Because: in Iran they were from the Baloch people, to Turkmen and Azeri, Arab, Kurdish and Persian. Eventually, if we were to call some Arabs, they would have lost their authenticity before Islam because of their mixing with the previous Caspian, or the Caspian. If a group also considers themselves to be Arias, they have no right to say: Irish (Territory of Air) or Georgian irons, they consider themselves an Arian, but neither of them knows nine German languages, not Persian language. If the language is the same, the German language is more similar to Arabic than Persian! There are many Arabic words in it. If the Dari language is the criterion, all the places that are referred to as: the language of Dari, are now either spoken in Arabic, or another language. The race profile is not matched.

قزوين البحر!

على عكس ما هو خاطئ ، فإن الاسم الرئيسي هو أكبر بحيرة في العالم ، وليس بحر قزوين ، وليس بحر مازندران ، ولكن بحر قزوين! قزوين هي بعوضة من قزوين أو قزوين أو قزوين ، وهي قبيلة: قبل الآريين ، استقروا في إيران وحول البحر. ولهذا السبب ، كان البحر يدعى بحر قزوين ، وكانت المدن عبارة عن صحراء قزوين أو أراضي قزوين. كان لديهم شعر أشقر وعيون مشرقة. والآن ، معظم الأطفال الإيرانيين لديهم شعر غير أسود في بداية ولادتهم ، ثم يتحولون إلى اللون البني والأسود في وقت لاحق. في بعض الأحيان ، في حالة العديد من الأطفال ، الأب ، واحد في شكل شعر أصفر كامل الطول ، أو الشعر الأحمر يبقى. تاريخيا ، هذا الشعب له أسبقية على الآريين. توافد الآريون منذ ثلاثة آلاف عام ، والذي كان يعتبر دولة غزاة. لذلك قاموا بتغيير اسم البحر. أحيانًا أطلقوا عليها اسم الخليج الفارسي ، وجيلان ، وخراسان ، وحتى مازندران. ولكن عندما هاجمت مجموعة قزوين اليهود وهزمت أرياس ، تغير اسمها إلى بحر قزوين. في الآونة الأخيرة ، فهموا هذا ، وأزالوا اسم بحر قزوين من الكتب المدرسية ، ووضعوا اسمه مازندران عليه. لأن الآريين كانوا قادرين على: التخلي عن شعوب قزوين وبحر قزوين. كان شعب الخزار صفراء ، واتحدوا مع بيزنطة ضد الأريوسيين. أثناء وجودهم في العصر الساساني ، هربوا منهم إلى شمال القوقاز ، وفي الجزر الحالية ، تم تصنيف مدينة دربند على أنها الحدود الإيرانية. بالقيام بذلك ، جاء كامل بحرالمازندران إلى إيران. بعد الإسلام ، تمت ملاحظة هذا القانون ، وذهب الإسلام إلى أبعد من داغستان وتتارستان. سيطر حكام كبار مثل السلاجقة أو خوارزمشخصيين على قجار إيران من عهد قاجار وبركلي وآسيا الصغرى (تركيا وجزء من الإمبراطورية الرومانية القديمة). الأماكن خارج إيران لم تكن في العادة حضرية أو عرقية. البعض لا يزال غير أنسنة ، وليس لديهم أسماء. على مر التاريخ ، هيمنت القبائل المختلفة على إيران وكان لها أعراق مختلفة ، بما في ذلك الأتراك والمغول والعرب ، ووفقا للإسلام ، لم يكن أحد يختلف عن الآخر. حتى الحرب العالمية الثانية ، أثير موضوع العنصرية: أعلن هتلر شعبه أريان ، لكنه كان يجب أن يكون له هوية لليهود ، الذين يعتبرون أنفسهم أفضل الناس على وجه الأرض. في إيران ، قال رضا خان أيضا أن إيران هي من سباق الآرية ، بحيث يمكن الاتفاق عليها. منذ ذلك الحين ، أصبح الآريون الشعب الإيراني الأكثر شهرة! لكن لم يكن معروفاً بمكان وجودهم في إيران. كان لهذا الادعاء اعتراضان أساسيان: أولاً ، عادت جذور الآريين إلى روسيا (أوراسيا) ، وهم شعب غازي: لقد انتصروا على بحر قزوين ، لذلك لم يكونوا في الأصل إيرانيين. ثانيا ، لا ينسب أي عرقية مباشرة إلى الآرية. لأنهم في إيران كانوا من الشعب البلوشي ، إلى التركمان والأذريين والعرب والأكراد والفارسيين. في نهاية المطاف ، إذا كنا سنتصل ببعض العرب ، لكانوا فقدوا أصالةهم قبل الإسلام بسبب خلطهم مع بحر قزوين السابق ، أو بحر قزوين. إذا اعتبرت المجموعة نفسها أنها أرياس ، فلا يحق لها أن تقول: إيرلندا (إقليم إير) أو الحديد الجورجي ، إنهم يعتبرون أنفسهم أريانيين ، لكن لا يعرف أي منهم تسعة لغات ألمانية ، وليس اللغة الفارسية. إذا كانت اللغة هي نفسها ، فإن اللغة الألمانية تشبه اللغة العربية أكثر من الفارسية! هناك العديد من الكلمات العربية في ذلك. إذا كانت لغة الداري هي المعيار ، فكل الأماكن التي يشار إليها باسم: لغة الداري ، هي الآن إما باللغة العربية أو بلغة أخرى. الملف الشخصي للسباق غير متطابق.

Qazvin dənizi!

Yanlışlığa zidd olaraq əsas adı dünyanın ən böyük gölləridir, Xəzər dənizi deyil, Mazandaran dənizi deyil, Qazvin dənizi! Qəzvin, Xəzər, Xəzər və ya Xəzərin bir qəbiləsi olan bir qəbiləsidir: Aryalılar əvvəl İran və dəniz ətrafında məskunlaşmışlar. Bu səbəblə dəniz Xəzər dənizi adlandırıldı və şəhərlər Xəzər çölləri və ya Xəzər torpaqları idi. Saçları və parlaq gözləri var idi. İndi, İranlıların çoxu da doğum başında qara saçları var, sonra isə qəhvəyi və qəhvəyi olurlar. Bəzən, bir neçə uşağın vəziyyətində, bir ata, bir tam uzunluğu sarı saç və ya qırmızı saç şəklində qalır. Tarixi olaraq, bu insanlar Aryalılar üzərində üstünlüyə sahibdirlər. Aryalılar üç min il bundan əvvəl işğalçı bir millət olaraq qəbul edildi. Beləliklə, onlar dəniz adını dəyişdilər. Bəzən onu Fars körfəzi, Gilan, Xorasan və hətta Mazandaran adlandırdılar. Lakin sonra, Xəzər qrupu yəhudilərə hücum edərək Ariası məğlub edərkən, adı Xəzər dənizinə keçdi. Bu yaxınlarda onlar bunu başa düşdilər, dərsliklərdən Xəzər dənizinin adını təmizlədilər və Mazandaranın adını ona verdilər. Çünki Aryalılar bacardı: Xəzər və Xəzər xalqlarını tərk etdi. Xəzər xalqı sarı idi və onlar Bizansla Ariansa qarşı birləşdilər. Sasanilər dövründə Qafqazın şimalına qaçdılar və mövcud adalarda Darband şəhəri İran sərhədi kimi təyin olundu. Bunu etməklə bütün Mazandaran dənizi İrana gəldi. İslamdan sonra bu qanuna əməl olundu və İslam Dağıstan və Tatarıstanın kənarına keçdi. Səccar və Xwarazmşahidlər kimi böyük hökmdarlar Qacar, Berkeley və Kiçik Kiçik (Türkiyə və qədim Roma İmperiyasının bir hissəsi) dövründən Qacar ​​İrana üstünlük verirlər. İran xaricində yerlər adətən şəhər və ya etnik idi. Bəziləri indiyədək hümanizasiya edilməmişdi və adları olmadı. Tarix boyunca müxtəlif qəbilələr İrana üstünlük verdilər və türklər, moğollar və ərəblər də daxil olmaqla, müxtəlif irqləri var idi və islamda heç kim bir-birindən fərqlənmirdi. İkinci Dünya müharibəsinə qədər irqçilik mövzusu qaldırıldı: Hitler öz xalqını Aryan elan etdi, lakin özlərini dünyanın ən yaxşı insanları hesab edən yəhudilər üçün şəxsiyyət sahibi olmaq məcburiyyətində qaldı. İranda Reza Xanın sözlərinə görə, İran Aryan erməsidir, bununla razılaşa bilər. O vaxtdan bəri aryanlar ən görkəmli İran xalqı oldu! Ancaq İranda olduqları yerdə məlum deyildi. Bu iddiada iki əsas etiraz var idi: birincisi, Aryan kökü Rusiyaya (Avrasiya), işğalçı bir xalqa qayıtdı: onlar Xəzər üzərində qalib gəldilər, buna görə onlar ilk növbədə İranlı olmadılar. İkincisi, heç bir etnik qrup birbaşa aryanizmə aid deyildir. Çünki İranda onlar Baloch xalqından, Türkmənlərdən, Azəri, Ərəb, Kürd və Farslardan idi. Nəhayət, əgər bəzi ərəbləri çağırsaydıq, onlar əvvəlki Xəzər ilə və ya Xəzər ilə qarışıqlıqdan ötrü İslamdan əvvəl öz həqiqətlərini itirmişdilər. Bir qrup da özlərini Arias hesab edirlərsə, İrlandiyalılar (ərazi ərazisi) və ya Gürcü dəmirləri, özlərini aryan hesab edirlər, lakin onlardan heç biri fars dilində deyil, on doqquz Alman dili bilirlər. Dil eyni olsa, Alman dili Fars dilindən Ərəb dilinə daha çox oxşardır! Burada bir çox ərəb sözləri var. Dari dili kriteriyse, Dari dili olaraq adlandırılan bütün yerlər indi ərəb dilində və ya başqa dildə danışılır. Yarış profili eşleşmiyor.

 


برچسب‌ها: دریای قزوین!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۱:۳۸ نظر(0)

وقتی که انقلاب اسلامی اتفاق می افتاد، تمام دنیا یکطرف و چند نفر یاران نزدیک امام خمینی، طرف دیگر بودند! ابتدا سعی کردند امام خمینی را حذف کنند، تا این تشکیلات از بین برود! لذا او را به نجف و ترکیه تبعید کردند اما، تشکیلات هر روز وسیعتر شد. با ابزار ناشناخته ای (برای جهان) با هم مرتبط بودند! بطور هماهنگ عمل می کردند. (امکانات رسانه ای آن ها نوار کاست بود!) لذا هیچکس از ابعاد آن خبر نداشت، تصور موفقیتی برای آن نمی شد. کم کم دنیا به امام خمینی روی آورد، و از استکبار جهانی جدا شد. امروز همه دنیا به امام خمینی و راه او پیوسته اند، و فقط تعداد کمی در اردوی مخالف باقی مانده! قیل از راهپیمایی 22بهمن1397 رهبر انقلاب اسلامی گفتند: مرگ بر امریکا یعنی مرگ بر این سه نفر: ترامپ و جان بولتون و ژرژ پمپئو، ما با ملت آمریکا کاری نداریم.(البته به گفته روزنامه آفتاب یزد، ترامپ در خواست دست بوسی کرده است) در اینجا معلوم می شود:  وزارت خارجه ایران خیلی از مفاهیم را متوجه نمی شود. زیرا ماموریت ها و اهداف آن، بر مبنای سکولاریسم شکل گرفته است! تا جاییکه معتقد است: چند کلمه یک اخوند در نماز جمعه، همه رشته های آنها را پنبه می کند! موضوع اف ای تی اف را نگاه کنید! وزارت خارجه طبق معمول، با دیپلماسی التماسی، رفت و دستور لازم را از قدرتهای غربی گرفت، تا آن را در ایران به تصویب برساند. کار تا انتها پیش می رفت که: فقط سخنرانی یک امام جمعه:( آقای صدیقی) همه اوضاع را به هم ریخت. لذا بجای انتقاد از روحانیت، باید تابع آنها باشد، و بجای سعی در تغییر آنها، تغییر در درون خود را بپذیرد. حداقل طرحی به مجلس ارائه نماید تا: یک چارچوب در تراز انقلاب اسلامی داشته باشد. مجلس شورای اسلامی هم که برای همه جا، طرح تحول می دهد، یک طرح هم برای وزارت خارجه بنویسند! اساسنامه آن و شرح وظائف آن را اصلاح نمایند، بطوریکه اینگونه معکوس عمل ننمایند: بجای سخنگویی از سوی ایران، سخنگو و مجری سیاست های بیگانگان نباشند.(صراحتا به مجلسی ها بگوید: اگر افی ای تی اف امضا نشود ترامپ هرکاری بخواهد می تواند بکند!) اگر چنانچه وزارت خارجه عملکرد درستی داشت، اکنون سازمان ملل باید منحل می شد! زیرا سیاست کلی کشور برپایه: اعتراض به عملکرد سازمان ملل است. ولی وزارت خارجه وظیفه خود را بر: اجرای دستور العمل های سازمان ملل می داند. همه رهبران و روسای جمهور ایران، به حق وتو یا  نحوه گزارشهای حقوق بشری، اعتراض دارند. ولی وزارت خارجه برمبنای ساختار و وظایف خود، سازمان ملل را بالاتر از: رهبر یا رئیس جمهور ایران می داند. باید مقر سازمان ملل به تهران منتقل می شد، زیرا قانون شکنی های آمریکا، و عدم پرداخت حق عضویت و: کمک های مالی مصوب به سازمان ملل، نشان از دشمنی آنها با سازمان ملل است، و شایسته نیست مقر سازمان ملل در مکانی باشد که: تمام قد به مخالفت سازمان برخاسته، و همه تصویبنامه های ان را یکی پس از دیگری لغو می کند. اگر وظایف وزارت خارجه ایران، سکولار نبود باید : تمام استانهای ازدست رفته خود را بازیابی می کردیم! مگر با کمک سازمان ملل، بحرین از ایران جدا نشد؟ این استان چهاردهم چرا بازیابی نمی شود؟ برای همه آن سرزمین های از دست رفته که: رئیس جمهور هم به آن اشاره داشته، چرا کاری نمی شود! تازه اینها پیشکش، در مورد استرداد سرزمین های: معاهده گلستان و ترکمانچای، که برای صد سال بوده، و تمام شده مانع تراشی نکند! و آن را به فراموشی نسپارد. رزمندگان نگذاشتند یک وجب خاک ایران کم شود، ولی وزارت خارجه گذاشت: سهم دریای خزر کم شود!(با استرداد قفقاز سهم دریا هم درست می شود)

The Three Musketeers, the Only Remaining: World Arrogance!

When the Islamic Revolution was taking place, the whole world and the few others near Imam Khomeini were on the other side! At first, they tried to remove Imam Khomeini, so that the organization would disappear! So they deported him to Najaf and Turkey, but the organization became wider every day. It was linked with unknown tools (for the world)! They worked in harmony. (Their media features were tape!) So nobody knew its dimensions, it was not a success. Little by little, the world turned to Imam Khomeini, and separated from world arrogance. Today, the entire world has joined Imam Khomeini and his path, and only a few remain in the opposition camp! "The death of the United States, the death of the three people: Tramp and John Bolton and Georges Pumpo, we do not have anything to do with the American people," said the leader of the Islamic Revolutionary Guards March 22, 1397. (According to the newspaper AFtab Yazd, Tramp called for hands) It turns out here: Iran's foreign ministry does not understand a lot of concepts. Because its missions and goals are based on secularism! To the extent that he believes: a few words of a shrine in Friday prayers, all of their fields cotton! Look at the FATF issue! The foreign ministry, as usual, went through diplomatic diplomacy and took orders from Western powers to ratify it in Iran. The work went to the end: only the speech of a Friday Imam ((Mr. Sediqi) broke the entire situation. Instead of criticizing the clergy, therefore, they must be subordinate to them, and instead of trying to change them, they must accept change within themselves. At the very least, he should submit a draft to Parliament: to have a framework at the level of the Islamic Revolution. The Islamic Consultative Assembly, which changes everywhere, will also write a draft for the State Department! Amend its articles of association and its terms of reference so that they do not reverse this: they are not spokesmen or executors of foreign policy instead of a spokesman from Iran. (Explicitly tell the chambers: if the AFIFT is not signed, it can do whatever it wants!) If the State Department were to function properly, the United Nations should now be dissolved! Because the overall policy of the country is based on: protesting the UN's performance. But the State Department is committed to: Implementing UN Records. All Iranian leaders and presidents object to veto or human rights reports. But the State Department, based on its structure and duties, considers the United Nations above: Iran's leader or president. The United Nations headquarters should be transferred to Tehran, because US lawlessness and non-payment of membership fees and: United Nations donations indicate their hostility to the United Nations, and it is not desirable that the United Nations headquarters be in a place where: It's all about opposition to the organization, and it cancels its entire passages one after the other. If the duties of the Iranian Foreign Ministry were not secular, we should: restore all of our lost provinces! Unless the UN helped, Bahrain did not separate from Iran? Why the fourteenth province is not retrieved? For all those lost lands: the president has referred to it, why not do anything! These are just the suggestions on the extradition of the territories: the Golestan and Turkmenchai treaty, which has been in place for a hundred years, and has not stopped! And it will not be forgotten. The warriors did not let the Iranian soil slack, but the State Department said: the Caspian Sea's share will be reduced!

الفرسان الثلاثة ، والمتبقي الوحيد: الغطرسة العالمية!

عندما كانت الثورة الإسلامية تحدث ، كان العالم كله والقليلون الآخرون بالقرب من الإمام الخميني على الجانب الآخر! في البداية ، حاولوا إزالة الإمام الخميني ، حتى تختفي المنظمة! لذا قاموا بترحيله إلى النجف وتركيا ، لكن التنظيم أصبح أوسع نطاقا كل يوم. كان مرتبطا بأدوات غير معروفة (للعالم)! كانوا يعملون في وئام. (كانت معالمهم الإعلامية شريطًا!) لذا لم يكن أحد يعرف أبعاده ، ولم يكن نجاحًا. يتحول العالم شيئًا فشيئًا إلى الإمام الخميني ، وينفصل عن غطرسة العالم. اليوم ، انضم كل العالم إلى الإمام الخميني وطريقه ، ولا يبقى سوى عدد قليل في معسكر المعارضة! هوى من 22 مارس وقال الفارسية تاريخ بهمن 1397 قائد الثورة الاسلامية: "الموت لأمريكا، الموت لثلاثة أشخاص: ترامب وجون بولتون وجورج پمپیو نحن شعب أمريكا لا علاقة لها (وبطبيعة الحال، وفقا لصحيفة افتاب يزد، طلب ترامب قبلة له) هنا يصبح واضحا: لم زارة الخارجية الايرانية لا يفهم كثير من المفاهيم. لأن مهماتها وأهدافها مبنية على العلمانية! إلى حد أنه يعتقد: بضع كلمات من ضريح في صلاة الجمعة ، وجميع حقولهم من القطن! انظر إلى قضية FATF! وزارة الخارجية ، كالعادة ، مرت بالديبلوماسية الدبلوماسية وأخذت أوامر من القوى الغربية للتصديق عليها في إيران. ذهب العمل إلى النهاية: فقط خطاب إمام الجمعة ((السيد صديقي) كسر كل الوضع. وذلك بدلا من انتقاد رجال الدين، ينبغي أن تخضع لهم، وبدلا من محاولة تغييرها، وتغير في نفسه لقبول. على الأقل ، يجب أن يقدم مشروعًا إلى البرلمان: أن يكون له إطار على مستوى الثورة الإسلامية. الجمعية الاستشارية الإسلامية ، التي تتغير في كل مكان ، ستكتب مسودة لوزارة الخارجية! النظام الأساسي والواجبات تصحيحها بحيث عكس لا تعمل: بدلا من التحدث عن إيران، متكلم، ومجموعة من السياسات الأجانب ليست (البرلمانات صراحة أقول إذا وقعت إيفي FITF ترامب كل ما يمكن القيام به. ) إذا تعمل وزارة الخارجية بشكل صحيح، يجب ان تحل الأمم المتحدة! لأن السياسة العامة للبلاد تقوم على: الاحتجاج على أداء الأمم المتحدة. لكن وزارة الخارجية ملتزمة بـ: تنفيذ سجلات الأمم المتحدة. جميع القادة والرؤساء الإيرانيين يعترضون على استخدام حق النقض أو تقارير حقوق الإنسان. لكن وزارة الخارجية ، بناءً على هيكلها وواجباتها ، تعتبر الأمم المتحدة أعلاه: الرئيس الإيراني أو الرئيس. يجب تمرير مقر الامم المتحدة في طهران عن القانون في أمريكا، وعدم دفع الرسوم و: المنح التي وافق عليها المعرض الأمم المتحدة من العداء مع الأمم المتحدة، وليس من مقر الامم المتحدة في موقع : الأمر كله يتعلق بمعارضة المنظمة ، ويلغي كل مقاطعها واحدة تلو الأخرى. إذا كانت واجبات وزارة الخارجية الإيرانية غير علمانية ، فيجب علينا: إعادة جميع المحافظات المفقودة! ما لم تساعد الأمم المتحدة ، لم تفرق البحرين عن إيران؟ لماذا لا يتم استرداد المقاطعة الرابعة عشرة؟ لكل هذه الأراضي المفقودة: الرئيس قد أشار إليها ، لماذا لا تفعل أي شيء! هذه العروض الجديدة، وعودة الأراضي: معاهدة كلستان وترکمانچای  والتي لمئات من السنين، وليس كل العقبات! ولن ننسى. لم المحاربين لا تسمح شبر واحد من الأراضي الإيرانية منخفضة، ولكن حصتها في وزارة الخارجية لبحر قزوين منخفض!

Üç Mütəxəssislər, Yalnız Qalanlar: Dünya Kibirlilik!

İslam inqilabı baş verdiyi zaman, bütün dünya və imam Xomeyni yaxınlığında olan bir neçə nəfər digər tərəfdən idi! Əvvəla, onlar İmam Xomeynini ləğv etməyə çalışdılar, buna görə təşkilat yox olacaqdı! Ona görə də onu Nəcəfə və Türkiyəyə təhvil vermişdilər, ancaq təşkilat hər gün genişləndi. Bilinməmiş alətlər (dünya üçün) ilə əlaqəli idi! Onlar uyğun işləmişlər. (Onların media xüsusiyyətləri tape idi!) Beləliklə, heç kim onun ölçüsünü bilmədi, bu, uğur qazanmadı. İmam Xomeyni dünyaya gəldi və dünyadan təkəbbürdən ayrıldı. Bu gün bütün dünya İmam Xomeyni və yoluna qoşulub və yalnız bir neçə müxalifət düşərgəsində qalır! mart 22 Hue Fars tarixi Bəhmən 1397 İslam İnqilabının Rəhbəri deyib: "Amerika, üç adamın ölümü ölüm. Trump və John Bolton və George Pmpyv, biz Amerika xalqı heç bir əlaqəsi yoxdur (Əlbəttə, qəzet Aftab-e Yəzd görə, Trump öpüş var xahiş) Buradan çıxır: İranın xarici işlər nazirliyi bir çox konsepsiyanı anlamır. Onun missiyaları və məqsədləri dünyəviliyətə əsaslanır! Onun fikrincə, cümə namazlarında bir ibadətin bir neçə sözü, bütün sahələrində pambıq! AFTF məsələsinə baxın! Xarici işlər nazirliyi, hər zamanki kimi diplomatik diplomatiyadan keçərək, Qərb ölkələrindən İrana onu ratifikasiya etmək üçün əmr verdi. İş sona çatdı: yalnız Cümə İmamının çıxışları (cənab Sediqi) bütün vəziyyəti pozdu. Belə ki, əvəzinə ruhanilər tənqid onlara tabe olmalıdır, əvəzinə qəbul etmək, özü ərzində dəyişiklik onları dəyişdirmək üçün çalışırıq. Ən azından, o, layihəni parlamentə təqdim etməlidir: İslam İnqilabı səviyyəsində bir çərçivə qurmaq. Hər yerdə dəyişir olan İslam Məsləhət Şurası da Dövlət Departamenti üçün bir layihə yazacaq! Bu fəaliyyət tərsinə ki Əsasnamə və vəzifələri doğru: əcnəbilər deyil əvəzinə İran, natiq və siyasətinin ana danışan (Aydın o nə edə bilər nə Effie ITF Trump imzalanmış əgər demək parlamentlərə. Dövlət Departamenti düzgün fəaliyyət göstərsəydi, Birləşmiş Millətlər Təşkilatı artıq ləğv olunsun! Çünki ölkənin ümumi siyasəti əsas götürülür: BMT-nin fəaliyyətinə etiraz edir. Lakin Dövlət Departamenti: BMT-nin qeydlərini həyata keçirir. Bütün İranlı liderlər və prezidentlər veto və ya insan haqları hesabatlarına etiraz edirlər. Lakin Dövlət Departamenti onun strukturu və vəzifələrinə əsasən Birləşmiş Millətlər Təşkilatını yuxarıda hesab edir: İranın lideri və ya prezidenti. Lazımdır Tehran BMT-nin mənzil-qərargahı Amerikada hüquq və haqlarının ödənilməməsi və kimi qəbul: Birləşmiş Millətlər Təşkilatı ilə düşmənçilik Birləşmiş Millətlər nümayişi ilə təsdiq edilmiş qrant və bu, bir yerdə BMT qərargahında deyil Bu təşkilatın müxalifətdəki bütün mövzusu və bütün hissələrini bir-birindən sonra ləğv edir. İran Xarici İşlər Nazirliyinin vəzifələri dünyəvi deyilsə, biz itirməmiz lazımdır: bütün itirilmiş illerimizi bərpa etməliyik! BMT-nin kömək etmədiyi təqdirdə, Bəhreyn İrandan ayrı qalmadı? Niyə on dördüncü vilayət geri alınmır? Bütün itkin torpaqları üçün: prezident bunu istinad etdi, niyə bir şey etməz! Bu yeni qurbanları, ərazilərin qaytarılması: Gülüstan ostanı və Turkamanchay müqaviləsi üçün yüz il, və bütün maneələr! Və bu unudulmayacaqdır. Warriors İran torpağın bir qarış aşağı imkan vermədi, lakin Xəzərin Dövlət Departamentinin payı aşağı!


برچسب‌ها: سه تفنگدار، تنها باقیمانده: استکبار جهانی!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۲/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۱:۳۱ نظر(0)

وجود شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نشان دهنده ضعف وزارت امور خارجه در معرفی انقلاب اسلامی است. البته کلیه وزارتخانه ها، در این موضوع درگیر هستند، ولی بعد از چهل سال، اکنون نوبت وزارت خارجه است، تا انقلاب اسلامی را معرفی نماید، آنهم نه فقط با توئیت کردن! بلکه ایجاد یک گردونه تشکیلاتی، به مانند آنچه که شهید بهشتی، در اوایل انقلاب آن را پیگیری می کرد. جای خالی وزارت امور خارجه را در معرفی انقلاب اسلامی (ابر و باد و مه خورشید) پر کرده اند! امسال در 22بهمن دیدم که: در مقابل همه سفارتخانه های ایران، بجای تظاهرات 22بهمن، تظاهرات منافقین و ضد انقلاب بود! وجود این تجمعات در مقابل سفارتخانه های ایران، در روز 22بهمن در کشورهای مختلف: از جمله آلمان و انگلیس و ایتالیا، نشان کم کاری و یا خرابکاری وزارت خارجه است. زیرا از تظاهرات انقلابیون جلوگیری می کند! ولی جلوی ضد انقلابیون را نمی تواند بگیرد! یکی از ترفند های وزارت خارجه برای جلوگیری از: تظاهرات انقلابیون این بود که می گفت: دوشنبه روز تعطیل نیست! لذا نباید مزاحم مردم لندن یا پاریس و رم شد! در بقیه کشورها هم می گوید: اینجا که خاک ما نیست! اگر جشن می گیرید، بیایید داخل سفارت! در داخل سفارت هم یا قیر نیست، یا قیر ریز! لذا باید این ضعف جبران شود: از این به بعد انقلاب ایران به جهانیان معرفی شود. اگر تحولی در وزارت خارجه صورت نگیرد، این امکان هم پیش نمی اید! زیرا امور خارجه ای ها، همچنان بر طبل عرف دیپلماتیک می کویند! و می گویند اینها خلاف شئون دیلماتیک است. گویا از نظر آنها، ضدانقلابیون هر کاری کنند، عرف است و انقلابیون هر کاری کنند، خلاف عرف دیپلماتیک! امروز وزارت خارجه، و همه ارگانها باید بدانند که: آغاز دهه پنجم، آغاز اعلام علنی است. همانطور که پیامبر ص  در سن چهل سالگی، مامور به رسالت شد، انقلاب اسلامی هم باید: رسالت خود را اعلام کند! والا جبرائیل، او را آنقدر فشار می دهد: تا همه جای بدنش عرق کند، و ساعتها تب و لرز نماید!(بخوان بنام خدا). به نظر می رسد که: تفکرات حاکم بر وزارت خارجه ایران، دو ایراد اساسی داشته باشد: یکی اینکه مانند دوران دولت بختیار، فکر می کنند همه علما باید به قم برگردند! و آنجا را یک واتیکان اسلامی درست کنند، و وزارت خارجه را بسپارند: به دست آمریکا پرستان. تا به یکباره دریچه را باز کنند، و همه ذخیره های انقلاب را یکجا تحویل دهند. دومین ایراد مهم آن، شعار زدگی بجای عملگرایی است. یعنی شعار عزت حکمت و مصلحت می دهند، ولی گدایی و تقلید از غرب را، با توجه به مصلحت آمریکایی، در عمل جایگزین می کنند! بطوریکه به صراحت می بینیم: وزارت خارجه ایران، تبدیل به وزارت خارجه همه کشورها شده، بجز ایران! زیرا با اینکه رئیس جمهور می گوید: همه ابرقدرتها و همه کشورها، بدون اجازه و همکاری ایران، هیچ کاری نمی توانند بکنند، اینها برعکس فکر می کنند: ایران حتی بدون اجازه امارات و عربستان هم، نمی تواند کاری بکند. نتیجه چنین حرکتی، جز تفکر اومانیستی حاکم بر آنان نیست. آنها اسلام را هم برعکس می فهمند. در حالیکه قران و پیامبر، برای همه مردم دنیا است.  و در همه ایات سیاسی، مردم کل روی زمین (ناس یا بشر)مورد نظر هستند، اقایان می گویند این کار دخالت در: امور دیگر کشورها است! حتی جرات می کنند و به امور داخلی هم، تسری می دهند! و می گویند: روحانیت مردم را رها کنند، و به عبادت خودشان برسند. در پست های سازمانی که اصلا، نقشی برای روحانیون قائل نیستند! داشتن کراوات را به عمامه ترجیح می دهند. یعنی ترجیح می دهند: از عناصر ضد ارزشی بیشتر استفاده کنند.

The vacancy of the Iranian Foreign Ministry in the Islamic Revolution

The presence of the Islamic Consensus Coordination Council reflects the weakness of the State Department in introducing the Islamic Revolution. Of course, all ministries are involved in this issue, but after forty years, it is now the ministry's turn to introduce the Islamic Revolution, not just with Twitter! But also the creation of an organizational circle, like what the Shahid Beheshti was pursuing in the early days of the revolution. The Ministry of Foreign Affairs has filled the vacancy in introducing the Islamic Revolution (cloud, wind, and fog of the sun)! This year, I saw on February 22: in front of all Iranian embassies, instead of the 22nd Bahman demonstration, there were demonstrations of the hypocrites and counter-revolution! The presence of these gatherings against Iran's embassies on February 22 in different countries, including Germany and Britain and Italy, is a sign of the Ministry of Foreign Affair’s sabotage or sabotage. Because it prevents revolutionaries! But the anti-revolutionaries cannot stop! One of the State Department's tricks to prevent: The protest of the revolutionaries was that it was saying: Monday is not a day off! So do not disturb the people of London or Paris and Rome! In the rest of the world, he says: here is not our soil! If you're celebrating, let's go inside the embassy! Inside the embassy is either not bitter, or bitumen! Therefore, this weakness should be compensated: from now on, the Iranian revolution will be introduced to the world. If there is no change in the Foreign Ministry, you will not be able to do so! Because foreign affairs, they continue to drum up diplomatic conventions! And they say that this is against the dilemma. It seems to them that the counter-revolutionaries do anything, it is customary and the revolutionaries do anything, contrary to the diplomatic convention! Today, the Foreign Ministry, and all the organs, must know that: the beginning of the fifth decade, the beginning of the public proclamation. As the Prophet, at the age of forty, was sent to the mission, the Islamic Revolution must: declare his mission! Wrath Gabriel presses him so much: sweating all over his body, and heals for hours and chills! (Read in the name of God). It seems that the thoughts of the Iranian foreign ministry have two basic problems: one, like the Bakhtiar administration, thinks that all the Ulema should return to Qom! And make it an Islamic Vatican, and put the State Department on the hands of the American people. Until now, open the valve, and deliver all the reserves of the revolution together. The second major objection is slogging instead of pragmatism. That is, the slogan of dignity of wisdom and expediency, but replacing begging and imitation of the West, in the interest of American interest, in practice! As we clearly see: Iran's foreign ministry has become the State Department of all countries, except Iran! Because the president says that all the superpowers and all countries cannot do anything without Iran's permission and cooperation, they think the opposite: Iran cannot do anything without the permission of the UAE and Saudi Arabia. The result of such a move is not just humanist thinking. They understand Islam in the opposite. While the Qur'an and the Prophet is for all the people of the world. And in all political affairs, the people on earth (the Nas or the human being) are wanted, they say, it's interfering in: the affairs of other countries! They even dare and extend to domestic affairs! And they say: let the clergy abandon the people, and reach their worship. In organizational posts that do not have a role for clerics at all! Prefer tie ties to turban. They prefer to use more anti-value elements.

شواغر وزارة الخارجية الإيرانية في الثورة الإسلامية

إن وجود مجلس تنسيق إجماع إسلامي يعكس ضعف وزارة الخارجية في تعريف الثورة الإسلامية. بالطبع ، جميع الوزارات متورطة في هذه القضية ، ولكن بعد أربعين سنة ، حان الآن دور الوزارة لتقديم الثورة الإسلامية ، وليس فقط عبر تويتر! ولكن أيضا إنشاء دائرة تنظيمية ، مثل ما كان يسعى إليه شهيد بهشتي في الأيام الأولى للثورة. وقد ملأت وزارة الشؤون الخارجية الشاغر في التعريف بالثورة الإسلامية (السحابة ، والرياح ، وضباب الشمس)! في هذا العام ، رأيت في 22 شباط / فبراير: أمام جميع السفارات الإيرانية ، بدلاً من مظاهرة بهممان الثانية والعشرين ، كانت هناك مظاهرات المنافقين والمناوئين للثورة! إن حضور هذه التجمعات ضد سفارات إيران في 22 فبراير في مختلف البلدان ، بما في ذلك ألمانيا وبريطانيا وإيطاليا ، هو علامة على تخريب وزارة الشؤون الخارجية أو التخريب. لأنه يمنع الثوار! لكن المعادية للثورة لا يمكن أن تتوقف! إحدى حيل وزارة الخارجية لمنع: كان احتجاج الثوار أنه كان يقول: الاثنين ليس يوم عطلة! لذلك لا تزعج الناس في لندن أو باريس وروما! في بقية العالم ، يقول: ليس هنا أرضنا! إذا كنت تحتفل ، دعنا نذهب إلى داخل السفارة! داخل السفارة إما لا تكون مريرة أو قارورة! لذلك ، يجب تعويض هذا الضعف: من الآن فصاعداً ، سيتم إدخال الثورة الإيرانية إلى العالم. إذا لم يكن هناك تغيير في وزارة الخارجية ، فلن تتمكن من القيام بذلك! لأن الشؤون الخارجية ، استمروا في حشد المواثيق الدبلوماسية! ويقولون أن هذا ضد المعضلة. يبدو لهم أن الثوار المعادين يفعلون أي شيء ، إنه أمر معتاد والثورون يفعلون أي شيء ، خلافا للاتفاقية الدبلوماسية! اليوم ، يجب على وزارة الخارجية ، وجميع الأجهزة ، أن تدرك: بداية العقد الخامس ، بداية الإعلان العلني. كما تم إرسال الرسول ، في سن الأربعين ، إلى المهمة ، يجب على الثورة الإسلامية: إعلان مهمته! غضب جبرائيل يضغط عليه كثيرا: التعرق في جميع أنحاء جسده ، ويشفى لساعات وقشعريرة (اقرأ في اسم الله). يبدو أن أفكار وزارة الخارجية الإيرانية لديها مشكلتان أساسيتان: واحدة ، مثل إدارة بختيار ، تعتقد أن كل العلماء يجب أن يعودوا إلى قم! وجعلها الفاتيكان الإسلامية ، ووضع وزارة الخارجية على أيدي الشعب الأمريكي. حتى الآن ، افتح الصمام ، ووفر جميع احتياطات الثورة معًا. الاعتراض الرئيسي الثاني هو المماطلة بدلا من البراغماتية. هذا هو شعار كرامة الحكمة والنفعية ، ولكن استبدال التسول والتقليد للغرب ، لمصلحة المصلحة الأمريكية ، في الممارسة العملية! وكما نرى بوضوح ، فقد أصبحت وزارة الخارجية الإيرانية وزارة الخارجية لجميع الدول ، باستثناء إيران! لأن الرئيس يقول إن كل القوى العظمى وجميع الدول لا تستطيع أن تفعل أي شيء دون موافقة إيران وتعاونها ، فإنهم يعتقدون العكس: لا تستطيع إيران أن تفعل أي شيء دون إذن من الإمارات العربية المتحدة والمملكة العربية السعودية. إن نتيجة مثل هذه الخطوة ليست مجرد تفكير إنساني. إنهم يفهمون الإسلام بالعكس. في حين أن القرآن والنبي لجميع الناس في العالم. وفي جميع الشؤون السياسية ، فإن الناس على الأرض (ناسا أو البشر) مطلوبون ، كما يقولون ، إنها تتدخل في: شؤون الدول الأخرى! حتى أنهم يجرؤون ويمتد إلى الشؤون الداخلية! ويقولون: دعوا رجال الدين يتخلون عن الناس ، ويصلون إلى عبادتهم. في المشاركات التنظيمية التي ليس لها دور لرجال الدين على الإطلاق! تفضل ربط العلاقات العمامة. انهم يفضلون استخدام المزيد من العناصر المضادة للقيمة.

İran Xarici İşlər Nazirliyinin İslam İnqilabında vəzifəsi

İslam Konfransı Koordinasiya Şurasının iştirakı, İslam İnqilabının tətbiq olunmasında Dövlət Departamentinin zəifliyini əks etdirir. Əlbəttə ki, bütün nazirliklər bu məsələdə iştirak edirlər, lakin qırx il sonra, indi də nazirliyin yalnız Twitter ilə deyil, islam inqilabını təqdim etməsi. Həm də Şahid Bəşşinin inqilabın ilk günlərində olduğu kimi, bir təşkilati dairənin yaradılması da. Xarici İşlər Nazirliyi İslam İnqilabını (bulud, külək və günəş sisini) tanıtmaq üçün vakanı doldurdu! Bu il 22 fevralda gördüm: 22-ci Bahman nümayişinin əvəzinə, bütün İran səfirliklərinin qarşısında, münafiqlərin və əks-inqilabın nümayişi var idi! Bu yığıncağın, 22 Fevralda İranın səfirliklərinə qarşı, Almaniya, İngiltərə və İtaliyanı da daxil olmaqla, fərqli ölkələrdə iştirakı, Xarici İşlər Nazirliyinin təxribat və ya təxribat əlamətidir. Çünki inqilabçıları maneə törədir! Lakin anti-devrimciler dura bilməz! Dövlət Departamentinin maneə tövsiyələrindən biri: İnqilabçılara qarşı etiraz budur: Bazar ertəsi gün deyil! Beləliklə, London, Paris və Roma xalqlarını narahat etməyin! Dünyanın qalan hissəsində deyir: Bura bizim torpaq deyil! Əgər qeyd edirsinizsə, səfirliyin içərisinə girək! Səfirlik içərisində ya acı deyil, ya da bitum! Buna görə bu zəiflik kompensasiya edilməlidir: bundan sonra İran inqilabı dünyaya gətiriləcəkdir. Xarici İşlər Nazirliyində dəyişiklik olmasa, bunu edə bilməyəcəksiniz! Çünki xarici işlər, diplomatik konvensiyalara davam edirlər! Və onlar bu ikilemə qarşı olduğunu söyləyirlər. Onlara qarşı əks-inqilabçıların bir şey etməsi, adət və devrimcilerin diplomatik konvensiyaya zidd bir şey etməsi! Bu gün Xarici İşlər Nazirliyi və bütün orqanlar bunu bilməli: beşinci on ildən başlayaraq, ictimaiyyətin elanının başlanğıcıdır. Peyğəmbər, qırx yaşlarında missiyaya göndərildikdə, İslam İnqilabı: öz missiyasını elan etməlidir! Qəbri Cəbrayıl onu buna bənzər bir şəkildə basıb: bədənin hər tərəfində tərləmə edir, saatlar və titrəyir! (Allahın adından oxuyun). Göründüyü kimi, İran xarici işlər nazirliyinin düşüncələri iki əsas problemə malikdir: biri, Bəxtiyar rəhbərliyi kimi, bütün Uləma Qum'a qayıtmalıdır! Və bunu İslam Vatikan etmək və Dövlət Departamentini Amerika xalqının əlinə qoydu. Hal-hazırda valfı açın və inqilabın bütün ehtiyatlarını bir yerdə verin. İkinci əsas etiraz pragmatizm əvəzinə süründürməçilikdir. Yəni, hikmət və məqsədə uyğundur, amma amerikan maraqları baxımından Qərbin dilənçilik və təqlidinin əvəz edilməsi şüarı praktikada! Gördüyümüz kimi: İranın Xarici İşlər Nazirliyi İrandan başqa bütün ölkələrin Dövlət Departamenti oldu! Prezident deyir ki, bütün superpowerlar və bütün ölkələr İranın izni və əməkdaşlığı olmadan heç bir şey edə bilməzlər, əksinə düşünürlər: İran BƏƏ və Səudiyyə Ərəbistanının icazəsi olmadan bir şey edə bilməz. Belə bir hərəkətin nəticəsi yalnız humanist düşüncə deyil. Onlar əksinə İslamı anlayırlar. Quranda və Peyğəmbərin dünyanın bütün insanları üçün olduğu halda. Bütün siyasi məsələlərdə yer üzündəki insanlar (Nasa və ya insan) istəyirlər, deyirlər ki, bu müdaxilə edir: başqa ölkələrin işləri! Hətta daxili işlərə cəsarət və uzanırlar! Onlar dedilər: "Ruhanilər xalqı tərk etsinlər və ibadətlərinə çatarsınlar!" Din vəzifəlilərinə heç bir rolu olmayan təşkilati vəzifələrdə! Türban bağlarını bağlamağı üstün tutun. Onlar daha çox anti-dəyər elementləri istifadə etmək üstünlük verirlər.


برچسب‌ها: جای خالی وزارت امور خارجه ایران، در انقلاب اسلامی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۳:۲۹ نظر(0)

شعارجهان چند قطبی، فقط یک شعار است! و الا در دنیا دو قطب بیشتر وجود ندارد. راه سوم یا خط سوم هم مفهومی ندارد. چرا که همه چیز در دنیا برمحور قدرت می چرخد! و قدرت هم رقیب ندارد. بنابر این یا باید با قدرت بود، و یا تابع قدرت.  قدرت تعریف گوناگونی دارد: ساده ترین آنها قدرت خداوند است. این قدرتی بلا منازع است: خداوند بالاتر از همه قراردارد.  کسانی که تابع قدرت خداوند هستند، یک طیف از جمعیت را تشکیل می دهند. و کسانی که تمایل دارند: قدرت خود را به رخ خدا بکشند، در طرف مقابل. گروه اول را حق، و گروه دوم را باطل می گویند. لذا در طول تاریخ، یا حق حاکمیت داشته و: قدرت انسان در امتداد قدرت خدا بوده، و انسان به عنوان جانشین خدا، اعمال قدرت می کرده یا اینکه، آن را نمی پذیرفته و به قدرت خود، و افراد مثل خود روی می اورده، که این باطل محسوب می شد. قدرت خداوند از طرف خودش، به انبیا و اولیا واسپاری می شده است. کسانی که زیر مجموعه این سلسله نبودند، منحرف محسوب و شیطانی و غیر حق بودند. در قدرت خداوند، کثرت عین وحدت است و در قدرت عیر خدایی، وحدت عین کثرت! یعنی در نقطه مقابل آن قراردارد. به عبارت ساده تر: گرچه 124هزار پیامبر و 12امام و چندین ولی فقیه داریم، ولی با تمام تکثر و زیاد بودنشان، همه یک هدف داشتند! و سخن واحدی می زدند. امام خمینی می فرماید: اگر تمام انبیا در یک جا جمع شوند، هیچ اختلافی باهم نخواهند داشت. و این به معنی متکثر بودن شی واحد است. خداوند روح خود را در تمامی این افراد دمیده است، و آنها را جانشین خود در روی زمین می داند. متقابلا اینها هم، در تمام شرایط، تابع محض خداوند بوده اند(اسلام به معنی تسلیم در برابر خدا). اما برعکس، وقتی پا را از جاده مستقیم الهی بیرون بگذارند، هرکدام مدعی خداوندی می شوند! سرکشی کرده و همه را به اطاعت از خود می خوانند. مانند احزاب که در سراسر دنیا تشکیل می شود، همه با هم درتضاد هستند! ولی حزب الله با این که یک حزب است، از تمامی احزاب دیگر قدرت بیشتری دارد. در احزاب، صحبت از وحدت و تفاهم و همکاری می شود! ولی عملا چیزی جز شعار دادن، و دروغ گفتن نیست. ولی در حزب الله اصلا نیازی به شعار دادن نیست، چرا که همه چیز تکلیف الهی است، و بخوبی انجام می شود. در احزاب یا گروهها و جناح های غیر الهی، از قانون و حقوق بشر و هزاران الفاظ زیبا و جدید، استفاده می شود ولی، در عمل آن را زیرپا می گذارند! اما در حزب الله همه اینها، راهنمای عمل است، لذا همه به یک مسیر می رسند و آن، مسیر حرکت به سوی تکامل و رشد است، تا به حق برسند و انسان کامل شوند. عبودیت خدا همه را متحد و کامل می کند، اما عبودیت انسان(امانیسم)، باعث درگیری و جنگ و تضاد شده، به کشتار یکدیگر می رسد. پس در زمان ما، فقط یک راه درست وجود دارد! و آن راه انقلاب اسلامی است. بجز این راه، اگر هزاران تفکر، اعتقاد و مکتب هم وجود داشته باشد، همه دروغ و باطل است. عنوان راه سوم و خط سوم، یا چند قطبی و چند راهی، فقط برای فرار از حقیقت است.  همه آنهایی که در دنیا، برای خدا کار می کنند، جزو لشکر حق هستند! و عضو حزب الله. و کسانی که با خدا مبارزه می کنند، در حزب شیطان هستند. و راه سومی ندارد. ممکن است در ژاپن افرادی بودایی باشند، ولی برای مسلمانان ماشینی اختراع کنند: که در هرکجا لازم شد، تبدیل به مسجد شود و: همه در ان نماز بخوانند. و یا برعکس در ایران، افرادی باشند که یک شبه، دستمزدهای کارگران را، برداشته و فرار کنند. لذا مرز جغرافیایی یا سیاسی معنی ندارد، دسته بندی فقط در اطاعت از حق است، و بقیه باطل.

There is no third way!

Multipolar motto is just a slogan! And there are not two more poles in the world. The third or third line does not make sense. Because everything in the world revolves around power! And the power is not competing. Therefore, it should either be with power, or function of power. Power has a different definition: the simplest of them is the power of God. This power is disputed: God is above all. Those who are in God's power form a spectrum of the population. And those who are willing: to kill their power in the face of God, on the other side. The first group is right, and the second one is called invalid. Therefore, throughout history, or sovereignty: human power has been along the power of God, and man has exercised power as a successor to God or that he does not accept it and goes on to his power and people like himself. That was considered void. The power of God on his part has been forgiven by the prophets and the elders. Those who were not subservient to this dynasty were deviant, devious, and unjust. In the power of God, the plurality is the same unity, and in the power of the divine god, the unity of the same plurality! That is, it stands in the opposite direction. Simply put: Although we have 124 thousand prophets and 12 imams and several wali jurisprudents, but with all their plurality and abundance, they all had one goal! And they spoke a single word. Imam Khomeini says: If all the prophets are gathered in one place, they will not have any differences. And this means the multiplicity of a single object. God has blown his soul into all these people, and he considers them his successor on earth. On the contrary, they were, in all circumstances, the pure function of God (Islam means submission to God). But on the contrary, when they step out of the direct road of God, they each claim to be goddess! Rebuking and calling everyone to obey. Like parties formed around the world, everyone is at odds! But Hezbollah, although it is a party, has more power than all other parties. In parties, talk about unity, understanding and cooperation! But :practically nothing but a slogan, and not lying. But in Hezbollah, there is no need to chant, because everything is divine, and well done. In non-divine parties or groups and parties, the law and human rights and thousands of beautiful and new words are used, but in practice they undermine it! But in Hezbollah, all of this is a guide to action, so that everyone is on a path, and that is the path to evolution and growth, to come to the fore and complete the human being. God's salvation unites and perfects all, but human worship (humanism), causing conflict, conflict and conflict, kills each other. So in our time, there's just one right way! And that is the path to the Islamic revolution. Except: this way, if there are thousands of thoughts, beliefs and schools, all lies and falsehood. The title of the third and third lines, or multipolar and multi-way, is just to escape the truth. All those in the world who work for God are part of the ward! And: Hezbollah member. And those who fight God are in the party of the devil. And there is no third way. In Japan, they may be Buddhist, but invented for machine Muslims: to become mosque wherever it is needed: all pray in it. Or, in the opposite, in Iran, there are people who take over and run away overnight, workers' wages. Therefore, the geographical or political boundary does not matter, the category is only obeyed, and the rest is void.

لا توجد طريقة ثالثة!

شعار متعدد الأقطاب هو مجرد شعار! وليس هناك قطبين آخرين في العالم. السطر الثالث أو الثالث لا معنى له. لأن كل شيء في العالم يدور حول السلطة! والقوة ليست منافسة. لذلك ، يجب أن يكون إما مع السلطة ، أو وظيفة السلطة. القوة لها تعريف مختلف: أبسطها قوة الله. هذه السلطة متنازع عليها: الله فوق كل شيء. أولئك الذين هم في قوة الله يشكلون مجموعة من السكان. وأولئك الذين هم على استعداد: لقتل قوتهم في وجه الله ، على الجانب الآخر. المجموعة الأولى صحيحة ، والثانية تسمى غير صالحة. لذلك ، عبر التاريخ ، أو السيادة: القوة البشرية كانت على طول قوة الله ، وقد مارس الإنسان السلطة كخليفة لله أو أنه لا يقبلها ويذهب إلى قوته وأشخاص مثله. كان ذلك يعتبر باطلا. قوة الله من جانبه قد غفرها الأنبياء والشيوخ. أولئك الذين لم يكونوا تابعين لهذه السلالة كانوا منحرفين ومخلعين وغير عادلين. في قوة الله ، تعد التعددية هي الوحدة نفسها ، وفي قوة الإله الإلهي ، وحدة التعددية نفسها! وهذا يعني أنها تقف في الاتجاه المعاكس. ببساطة: على الرغم من أن لدينا 124 ألف من الأنبياء و 12 من الأئمة والعديد من الفقهاء الوليين ، ولكن مع كل تعددهم ووفرتهم ، فإنهم جميعا لديهم هدف واحد! وتحدثوا بكلمة واحدة. يقول الإمام الخميني: إذا تم جمع كل الأنبياء في مكان واحد ، فلن يكون لديهم أي اختلافات. وهذا يعني تعدد كائن واحد. لقد نفخ الله روحه في كل هؤلاء الناس ، ويعتبرهم خليفته على الأرض. على العكس ، كانوا ، في جميع الظروف ، وظيفة الله الخالصة (الإسلام يعني الخضوع لله). لكن على العكس ، عندما يخرجون من طريق الله المباشر ، يدعي كل منهم أنه إلهة! توبيخ ودعوة الجميع إلى الطاعة. مثل الأحزاب التي تكونت حول العالم ، الجميع على خلاف! لكن حزب الله ، رغم أنه حزب ، يتمتع بقوة أكبر من كل الأحزاب الأخرى. في الأحزاب ، تتحدث عن الوحدة والتفاهم والتعاون! ولكن عمليا لا شيء سوى شعار ، وليس الكذب. لكن في حزب الله ، لا توجد حاجة إلى الترديد ، لأن كل شيء هو إلهي ، وعمل جيد. في الأحزاب أو الجماعات والأحزاب غير الإلهية ، يتم استخدام القانون وحقوق الإنسان وآلاف الكلمات الجميلة والجديدة ، ولكن من الناحية العملية تقوضها! لكن في حزب الله ، كل هذا هو دليل للعمل ، بحيث يكون الجميع على الطريق ، وهذا هو الطريق إلى التطور والنمو ، ليأتي إلى الواجهة ويكمل الإنسان. إن خلاص الله يوحد ويكمل كل شيء ، لكن العبادة الإنسانية (الإنسانية) ، التي تسبب الصراع والصراع والنزاع ، تقتل بعضها البعض. في الوقت الحالي ، هناك طريقة واحدة صحيحة! وهذا هو الطريق إلى الثورة الإسلامية. باستثناء هذه الطريقة ، إذا كان هناك الآلاف من الأفكار والمعتقدات والمدارس ، كل الأكاذيب والباطل. إن عنوان الخطين الثالث والثالث ، أو متعدد الأقطاب والمتعدد ، هو فقط للهروب من الحقيقة. كل أولئك الذين يعملون في سبيل الله في العالم هم جزء من الجناح! وعضو حزب الله. وأولئك الذين يحاربون الله هم في حزب الشيطان. وليس هناك طريقة ثالثة. في اليابان ، قد يكونون بوذيين ، لكنهم اختُرِعوا لمسلمي الآلات: ليصبحوا جامعًا حيثما تدعو الحاجة إليه: كلهم ​​يصلون فيه. أو ، على العكس ، في إيران ، هناك أشخاص يسيطرون ويهربون بين ليلة وضحاها ، وأجور العمال. ولذلك ، لا يهم الحد الجغرافي أو السياسي ، لا يتم إطاعة الفئة ، والباقي باطل.

Üçüncü bir yol yoxdur!

Multipolar sloganı yalnız bir şüar! Dünyada iki daha dirək yoxdur. Üçüncü və ya üçüncü xətt məntiqli deyil. Dünyadakı hər şey güclə dolu olduğundan! Və gücü rəqib deyildir. Buna görə də, ya hakimiyyət, ya da güc funksiyası olmalıdır. Güc fərqli bir tərifə sahibdir: bunlardan ən sadə Allahın qüdrəti. Bu güc mübahisəlidir: Allah hər şeydən üstündür. Allahın gücündə olanlar əhalinin bir spektrini təşkil edir. Digər tərəfdən Allah qarşısında güclərini öldürmək istəyənlər. İlk qrup doğru, ikincisi isə etibarsızdır. Belə ki, tarixən, və ya suverenliyi və Allahın varisi Allahın gücü və insan insanların güc, güc istifadə və ya qəbul və onun gücü, və rəqib kimi deyil ki, Bu etibarsız sayıldı. Allahın qüvvəsi peyğəmbərlər və ağsaqqallar tərəfindən bağışlandı. Bu sülaləyə hörmətsiz olanlar deviant, qeyri-adi və ədalətsiz idi. Allahın qüdrəti, Allahın müxtəliflik birlik qeyri-birlik və güc çoxsaylı! Yəni əks istiqamətdə dayanır. Sadə baxımından: 124 km Peyğəmbər 12 İmam ali lideri çox var, lakin bütün müxtəlifliyi və böyük, bütün bir məqsədi var idi, baxmayaraq ki,! Bir sözlə danışdılar. İmam Xomeyni deyir: "Əgər bütün peyğəmbərlər bir yerdə toplansalar, heç bir fərqi olmayacaqdır. Və bu tək bir obyektin çoxluğu deməkdir. Allah bu insanlara ruhunu buraxdı və onları yer üzündə varis kimi qiymətləndirdi. Bu qarşılıqlı, bütün hallarda, onlar (İslam Allaha təslim deməkdir) Allah kimi fəaliyyət göstərir. Əksinə, Allah onların xaricində yol feet, hər Allah olduğunu iddia edən zaman Hər kəsə itaət etməyi qadağan et. Dünyada meydana gələn partiyalar kimi, hər kəs odds! Ancaq Hizbullah, bir partiya olmasına baxmayaraq bütün digər partiyalardan daha güclüdür. Partiyalarda birlik, anlaşma və əməkdaşlıq haqqında danışın! Amma demək olar ki, heç bir şey şüar deyil, yalan deyil. Hizbullah'da, hər şeyin ilahi olması və yaxşı işlərdən ötəri söyləmək lazım deyil. Yəni bizim zamanımızda yalnız bir doğru yol var! İslam inqilabının yoludur. Bundan başqa, minlərlə düşüncə, inanc və məktəb varsa, bütün yalanlar və yalanlar. Üçüncü və üçüncü xətlərin və ya multipolar və çox yollu başlıq həqiqətdən qaçmaqdır. Dünyada Allah üçün işləyənlərin hamısı qapağın bir hissəsidir! Hizbullah üzvü. Allahla döyüşənlər Şeytanın tərəfindədirlər. Və üçüncü bir yol yoxdur. Bu Yaponiya insanların Buddist mümkündür, lakin müsəlmanlar məscid və namaz bütün çevrilir yerdə, lazım idi bir maşın icad. Və ya əksinə İran, insanlar gecə kim, və üz işçilərin əmək haqqı. Buna görə də, coğrafi və siyasi sərhəd mənada, yalnız həqiqətə itaət kateqoriya etmir, qalan yanlış.


برچسب‌ها: راه سومی وجود ندارد!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۲:۳۶ نظر(0)

از منظر امام خمینی ره، انقلاب اسلامی مخصوص ایران نبود. و کلمه ایران همراه آن تکرار نمی شد. همانطور که در روز رای گیری هم، فرمودند جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. انقلاب اسلامی از نظر مذهبی، برآیند حداقل 1400سال مبارزه که از هجرت پیامبر اسلام، و تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، آغاز می شود. برخلاف تبلیغات دانشمندان مغرض، پیامبر اسلام کاملا تشکیلاتی بود! همان ابتدای کار، به دنبال سالن همایش های مردمی بود، لذا پیشنهاد ساخت مسجد را داد. مسجدی که پیامبر ساخت، دارای سالن اجتماعات، و حجره ها بود، که در هر کدام کار بخصوصی انجام می شد: محل خزانه با محل تجهیز سپاه فرق می کرد. تعدادی از این حجره ها، مخصوص مهاجرین بود که: زندگی خود را در مکه گذاشته، یا توسط کفار مصادره شده بودند. لذا مکانی برای اسکان نداشتند. برای حل این موضوع، پیامبر بین مهاجر و انصار عقد اخوت خواند! خودش هم با حضرت علی ع برادر شد. لذا برخی از انصار ( ساکنین اصلی مدینه) که منزل بزرگتری داشتند، یکی از مهاجرین را اسکان می داد. در برخی از کتب آمده که: مدینه دارای  14واحد اجرایی، زیر نظر پیامبر بوده است. این گردونه تشکیلاتی تا امروز، و تا حکومت واحد جهانی نیز، ادامه خواهد یافت. انقلاب اسلامی برشی از این تاریخ بزرگ است، لذا به همه تعلق دارد . اگر وسیعتر ببینیم، ظهور پیامبر از سوی: ادیان دیگر بشارت داده می شد، یعنی انبیا قبلی هم، گردونه تشکیلاتی داشتند! که از ابتدای تاریخ آغاز می شد. لذا انقلاب اسلامی حتی، متعلق به مسلمانان نیست، بلکه همه ادیان توحیدی در ایجاد آن سهم داشته اند. از نظر جغرافیایی هم، همینطور است مثلا وجود سید قطب، در دانشگاه الازهر مصر و: ارتباط اخوان المسلمین با: آیت الله کاشانی و نواب صفوی، غیر قابل انکار است. امام موسی صدر در لبنان، همان ایده را دنبال می کرد. در کشورهای غیر مسلمان هم، مهاتما گاندی خود را پیرو امام حسین ع میداند! و مائو نیز حقوق اسلامی را پیاده می کند. اما دشمنان از این وسعت دید: انقلاب اسلامی وحشت دارند، لذا در ابتدا گفتند این انقلاب، یک انقلاب آخوندی است! اگر شهر مقدس قم را، به واتیکان اسلامی تبدیل شود، می توان در درون همان شهر، محصور نمود! اما نتیجه نداد و بختیار، که تئوری پرداز آن بود از بین رفت! بعد کمی دایره آن را باز تر کردند! گفتند فقط انقلاب فارس ها است! لذا کرد و بلوچ و عرب با آن نسبتی ندارند! گرچه این تبلیغات و توسعه تجزیه طلبی، تبعاتی داشت، ولی عاقبت دایره وسیع تر شد. این بار ملت ایران را(مجوس گفتند و)، در مقابل ملت مسلمان(عرب) مطرح کردند! لذا با جنگ عراق علیه ایران، کوشش کردند تا ملت های عرب را، بر علیه ایران متحد کنند! ولی با شکست صام و داعش و آل سعود، و ایجاد بهار عربی، این تئوری هم نابود شد. حالا می خواهند آن را، فقط اسلامی جلوه دهند! و لذا جلیقه زرد های اروپا، 99درصدی های آمریکا، بوداییهای انقلابی آسیا را، از این دایره بیرون نگهدارند! که با همکاری همه ملتها، بار دیگر این تئوری نیز خنثی میشود. جلیقه زرد ها مورد تایید: همه مسلمانان و مسیحی ها هستند، باید خودشان هم، به این امر اعتراف کنند! نهضت 99درصدی و انقلاب زنان آمریکایی، بسیار مقدس هستند، ولی خودشان هم باید ابراز علاقه کنند! زیرا جهان دو قطب بیشتر نمی پذیرد. اگر قطب سومی غیر از: انقلاب اسلامی و استکبار جهانی، ایجاد شود طبیعتا مورد بی مهری انقلاب اسلامی قرار می گیرد! وبا سرکوب استکبار، تنها شده راه به جایی نمی برد. حتی بودائیها انقلابی، به بهانه روهنگیایی ها، با همین هدف: مورد بی مهری قرار می گیرند.

Islamic Revolution of the World

From the perspective of Imam Khomeini, there was no Islamic revolution for Iran. And the word "Iran" did not repeat along with it. As: he said on the day of voting, the Islamic Republic, not a word less, not a word more. The Islamic Revolution begins with a religious struggle of at least 1,400 years of struggle that begins with the emigration of the Prophet of Islam and the formation of an Islamic rule in Medina. Contrary to the propaganda of the protest scientists, the Prophet of Islam was completely organized! At the very beginning, he was looking for a hall for popular gatherings, so he proposed to build a mosque. The mosque where the Prophet was constructed had a meeting hall, and cellars, each of which had a special job: the place of the treasury was different from the location of the equipping of the IRGC. Some of these chambers were especially for refugees: they laid their lives in Mecca or were confiscated by the infidels. So they did not have a place to stay. To resolve this issue, the Prophet reads a brothel between the immigrant and the Ansar! He himself became brother with Imam Ali. So: some of the Ansar (the main inhabitants of Medina), who had a larger home, resettled one of the refugees. Some of the books say that Madinah have: had 14 executive units under the supervision of the Prophet. This organizational unit will continue until today, and until the rule of the World Unity. The Islamic Revolution is a slice of this great history, so it belongs to everyone. If we see more broadly, the Prophet's emergence from other religions was taught, that is, the previous prophets had an organizational circle! Which :began from the beginning of history. Therefore, the Islamic Revolution does not even belong to Muslims, but all the monotheistic religions have contributed to it. Geographically, for example, there is Sayyid Qutb, at the University of Al Azhar in Egypt: the connection of the Muslim Brotherhood with Ayatollah Kashani and Navab Safavi is undeniable. Imam Musa Sadr in Lebanon followed the same idea. In non-Muslim countries, we also consider our Gandhi to follow Imam Hussein! And Mao also enforces Islamic law. But the enemies saw this extent: the Islamic revolution is terrifying, so at first they said that this revolution is a clerical revolution! If the holy city of Qom becomes the Islamic Vatican, it can be enclosed within that same city! But the result did not end, and Bakhtiar, who was the theorist, was destroyed! Then a little circle opened it! They said only the Persian Revolution! So the Baluch and the Arabs are not related to that! Though the propaganda and development of separatism had implications, it eventually became wider. This time, the people of Iran (Magus) and the Muslim nation (Arab) put forward! So, with the Iraq war against Iran, they tried to unite the Arab nations against Iran! But with the defeat of Seram, ISIS and Al Saud, and the creation of the Arab Spring, this theory was also destroyed. Now they want to make it, just Islamic! And so the European Yellow Pantyhose, America's 99 percent, the revolutionary Buddhists of Asia, keep out of this circle! That, with the cooperation of all nations, once again this theory is being thwarted. Yellow vests are approved: all Muslims and Christians must admit to themselves! The 99 percent movement and the American women's revolution are very sacred, but they themselves should also express their interest! Because the world does not accept two more poles. If the Third Pole, other than the Islamic Revolution and the Global Arrogance, is created naturally, the Islamic Revolution is in vain! With the repression of arrogance, alone, the path does not go away. Even the revolutionary Buddhists, under the pretext of the Rondeans, have the same objective: they are being discouraged.

الثورة الاسلامية في العالم

من وجهة نظر الإمام الخميني ، لم تكن هناك ثورة إسلامية لإيران. وكلمة "إيران" لم تتكرر معها. كما قال في يوم التصويت ، الجمهورية الإسلامية ، وليس كلمة أقل ، لا كلمة أكثر من ذلك. تبدأ الثورة الإسلامية بالكفاح الديني الذي لا يقل عن 1400 سنة من النضال يبدأ بهجرة نبي الإسلام وتشكيل حكم إسلامي في المدينة. على عكس دعاية علماء الاحتجاج ، تم تنظيم نبي الإسلام بشكل كامل! في البداية ، كان يبحث عن قاعة للتجمعات الشعبية ، لذلك اقترح بناء مسجد. كان المسجد الذي بناه الرسول به قاعة اجتماعات ، وأقبية ، وكان لكل منها وظيفة خاصة: حيث كان مكان الخزانة مختلفًا عن موقع تجهيز الحرس الثوري الإيراني. كانت بعض هذه الغرف مخصصة للاجئين: لقد ضحوا بحياتهم في مكة أو صادرهم الكفار. لذلك لم يكن لديهم مكان للإقامة. لحل هذه المشكلة ، يقرأ النبي بيت دعارة بين المهاجر والأنصار! هو نفسه أصبح شقيقًا للإمام علي. لذا قام بعض الأنصار (سكان المدينة الرئيسيين) ، الذين كان لهم بيت أكبر ، بإعادة توطين أحد اللاجئين. بعض الكتب تقول أن المدينة المنورة لديها 14 وحدة تنفيذية تحت إشراف النبي. هذه الوحدة التنظيمية سوف تستمر حتى اليوم ، وحتى حكم الوحدة العالمية. الثورة الإسلامية هي جزء من هذا التاريخ العظيم ، لذا فهي تنتمي إلى الجميع. إذا رأينا على نطاق أوسع ، فقد تم تعليم ظهور النبي من الأديان الأخرى ، أي أن الأنبياء السابقين كان لديهم دائرة تنظيمية! التي بدأت من بداية التاريخ. لذلك ، لا تنتمي الثورة الإسلامية للمسلمين ، ولكن جميع الديانات التوحيدية ساهمت فيها. جغرافياً ، على سبيل المثال ، هناك سيد قطب ، في جامعة الأزهر في مصر: علاقة الإخوان المسلمين مع آية الله كاشاني ونافاب صفوي لا يمكن إنكارها. اتبع الإمام موسى الصدر في لبنان نفس الفكرة. في البلدان غير الإسلامية ، يعتبر مهاتما غاندي نفسه كإمام الحسين! كما يفرض ماو الشريعة الإسلامية. لكن الأعداء رأوا هذا المدى: الثورة الإسلامية مرعبة ، لذلك قالوا في البداية إن هذه الثورة هي ثورة دينية! إذا أصبحت مدينة قم المقدسة هي الفاتيكان الإسلامي ، فيمكن غلقها في نفس المدينة! لكن النتيجة لم تنته ، وبختيار ، الذي كان المنظر ، تم تدميره! ثم فتحت دائرة صغيرة ذلك! قالوا فقط الثورة الفارسية! لذلك لا يرتبط البلوش والعرب بذلك! على الرغم من أن الدعاية والتنمية الانفصالية لها آثار ، إلا أنها أصبحت أوسع في النهاية. هذه المرة ، تقدم شعب إيران (ماجوس) والأمة الإسلامية (العربية)! لذا ، مع حرب العراق ضد إيران ، حاولوا توحيد الأمم العربية ضد إيران! ولكن مع هزيمة سيرام ، وداعش ، وآل سعود ، وخلق الربيع العربي ، تم تدمير هذه النظرية أيضًا. الآن يريدون جعله ، فقط إسلامي! وهكذا فإن جوارب الجوارب الأوروبية الصفراء ، أي 99 في المائة من أمريكا ، البوذيون الثوريون في آسيا ، يبتعدون عن هذه الدائرة! هذا ، بالتعاون مع جميع الأمم ، مرة أخرى يتم إحباط هذه النظرية. تمت الموافقة على السترات الصفراء: يجب على جميع المسلمين والمسيحيين الاعتراف بأنفسهم! إن حركة 99 في المئة وثورة النساء الأميركيات مقدسات جداً ، لكن ينبغي على أنفسهن أيضاً التعبير عن اهتمامهن! لأن العالم لا يقبل قطبين آخرين. إذا تم إنشاء القطب الثالث ، بخلاف الثورة الإسلامية والغطرسة العالمية ، بشكل طبيعي ، فإن الثورة الإسلامية تذهب سدى! مع قمع الغطرسة ، وحدها ، الطريق لا يذهب بعيدا. حتى البوذيين الثوريين ، تحت حجة رونديز ، لديهم نفس الهدف: يتم تثبيطهم.

Dünya İslam İnqilabı

İmam Xomeyninin perspektivindən İrana İslam inqilabı yox idi. Və "İran" sözü ilə yanaşı təkrar deyildi. Səsvermə günündə söylədiyi kimi, İslam Respublikası bir söz deyil, daha çox söz deyil. İslam inqilabı İslam Peyğəmbəri ilə başlayan və Mədinədəki bir İslam hakimiyyətinin formalaşması ilə başlayan ən azı 1400 il mübarizəsinin dini mübarizəsi ilə başlayır. Etibarlı alimlərin təbliğatına zidd olaraq, İslam Peyğəmbəri tamamilə təşkil edildi! Ən başlanğıcda xalq yığıncaqları üçün bir zalı axtarırdı, ona görə də məscid tikdirməyi təklif etdi. Hz. Peyğəmbərin inşa etdiyi məscid görüş zalına və hər birinin xüsusi bir işi olan mərtəbələrə malik idi: xəzinənin yeri IRGC-nin təchiz olunduğu yerdən fərqlənirdi. Bu otaqların bəziləri xüsusilə qaçqınlar üçün idi: onlar Məkkədə həyatlarını qoydular və kafirlər tərəfindən əl qoyuldu. Beləliklə, qalmaq üçün bir yer yox idi. Bu məsələni həll etmək üçün Peyğəmbər, göçmen və ansar arasında bir fahişə olduğunu oxudu! O, İmam Əli ilə qardaş oldu. Beləliklə, daha böyük bir evə sahib olan Ansar (Mədinənin əsas sakinləri) qaçqınlardan birinin köçürülməsi. Bəzi kitablarda deyilir ki, Mədinə Peyğəmbərin nəzarəti altında 14 icra vahidi var. Bu təşkilati vahid bu günə qədər, Dünya Birliyinin hökmranlığına qədər davam edəcəkdir. İslam inqilabı bu böyük tarixi bir dilimdir, buna görə hər kəsə məxsusdur. Peyğəmbərin digər dinlərdən çıxması, daha əvvəlki peyğəmbərlərin təşkilati dairəsi var idi. Tarixin başlanmasından başlayaraq. Buna görə İslam İnqilabı hətta müsəlmanlara aid deyildir, lakin bütün monotheist dinlər ona əməl ediblər. Coğrafi olaraq Misirdə Əl Əzhər Universitetində Seyid Qutb var: Müsəlman Qardaşların Ayətullah Kaşani və Navab Səfəvi ilə əlaqəsi inkar edilə bilməz. Livanda İmam Musa Sadr eyni fikirdədir. Qeyri-müsəlman ölkələrdə Mahatma Qandi özünü İmam Hüseyn kimi qəbul edir! Və Mao da İslam qanununu tətbiq edir. Ancaq düşmənlər bu ölçüdə gördülər: İslam inqilabı dəətli idi, ilk növbədə bu inqilabın ruhani inqilab olduğunu söylədilər! Müqəddəs Qum şəhəri İslam Vatikanına çevrilirsə, o, eyni şəhər daxilində ola bilər! Amma nəticə sona çatmadı və teorisyen Bəxtiyar məhv edildi! Sonra kiçik bir dairə açdı! Onlar yalnız Fars inqilabı dedilər! Bəluç və Ərəblər bununla əlaqəli deyil! Ayrılıqçılığın təbliğatı və inkişafı nəticələrə baxmayaraq, nəticədə daha da genişləndi. Bu dəfə İran xalqı (Magus) və müsəlman xalqı (Ərəb) irəli sürdü! Beləliklə, İrana qarşı İraq müharibəsi ilə ərəb xalqlarını İrana qarşı birləşdirməyə çalışdılar! Lakin Seram, İSİŞ və Əl-Səudun məğlubiyyəti və Ərəb baharının yaranması ilə bu nəzəriyyə də yıxıldı. İndi onlar bunu etmək istəyir, yalnız İslam! Və Avropanın Sarı Külotlu Kürezi, Amerikanın yüzdə 99u, Asiyanın inqilabçı Buddistləri, bu dairədən kənarda qalır! Bütün xalqların əməkdaşlığı ilə bir daha bu nəzəriyyəyə mane olur. Sarı yeleklər qəbul edilir: bütün müsəlmanlar və xristianlar özlərini qəbul etməlidirlər! 99 faiz hərəkəti və Amerika qadın inqilabı çox müqəddəsdir, lakin özləri də öz maraqlarını ifadə etməlidirlər! Çünki dünya iki daha dirək qəbul etmir. İslam İnqilabından və Qlobal Təkəbbürdən başqa Üçüncü Qütb təbii olaraq yaradılıbsa, İslam İnqilabı boşa çıxacaq! Təkəbbür təzyiqi ilə, yol tək deyil. Rönlülərin bəhanəsi ilə belə inqilabi Buddistlər eyni məqsədi var: onlar cəsarətləndirirlər.


برچسب‌ها: انقلاب اسلامی جهان,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۹/۱۱/۱۳۹۷ - ۱۹:۵۱ نظر(0)

خیلی ها تصور می کنند که: انقلاب اسلامی مخصوص ایران است! در حالیکه تک تک آدم ها، در دنیا برای انقلاب اسلامی زحمت کشیدند، حتی آنهاییکه در گذشته دور زندگی می کردند! یعنی کل تاریخ و جامعه، در یک نقطه مشترک به هم رسیده اند، و آن انقلاب اسلامی است. بطور مثال اگر انقلاب فرانسه نبود، و تاثیرات آن در ایران به شکل مشروطه خواهی ظاهر نمی شد، یا در کوبا و نیکاراگوئه و شیلی و مصر، عبدالناصر و دیگران نبودند، شاید انقلاب اسلامی شکل نمی گرفت . همین امروز اگر مردم ونزوئلا، مقاومت نکنند یا فلسطینی ها مبارزه نکنند، یا در یمن پوزه آل سعود را، به خاک نمی مالیدند، انقلاب به چهل سالگی می رسید؟ فردا هم باید مردم جهان، همه خود را شریک انقلاب اسلامی بدانند! زیرا انقلاب اسلامی از یک سو، موهبتی الهی است، تا دین او را پیاده کند، و از سوی دیگر برآیند عملکرد: بیش از 7میلیارد مردم روی زمین است. شما چه می دانید الان در: ده کوره های افریقای جنوبی، یا روستاهای اندونزی، یا شهرک های اروپایی و امریکایی، چه غوغایی برپا است؟ مردم ایتالیا و یا مردم فرانسه، اگر چه باید همه چیز را در دل بگویند، ولی تهران امروز، همان قلب های آنها است. حتی جان بولتون و پمپیو! دلشان لک زده به تهران بیایند، ولی نمی دانند راه درست کدام است. بجای دوستی، از راه دشمنی وارد می شوند. تهران شهری افسانه ای است که: امروز در راس همه اخبار است و: همه به آن می اندیشند. قلب های همه در حال تپش است، که 22بهمن چه خواهد شد؟ با خود می گویند نکند مردم کم بیایند؟ نکند خواب بمانند یا به مسافرت بروند؟ البته عده ای (مانند داستان خاله خرسه) فکر می کنند: برای اینکه عملکرد بهتری داشته باشند، باید خودشان تصمیم بگیرند. ما نه تنها از همه مردم دنیا می خواهیم که: در قلب خود 22بهمن را گرامی بدارند، بلکه از انها می خواهیم از هر طریقی که میتوانند، خود را به این رودخانه بزرگ برسانند. اما انتظار ما از مردم فلسطین بیشتر است، زیرا آنها میتوانند: جمعه های خشم و راهپیمایی بازگشت خود را، با 22بهمن یکی کنند. چرا که در آن صورت قدرت بیشتری خواهند یافت. امروز اسرائیل فکر می کند: ملت فلسطین فقط 1میلیون نفر هستند که: در غزه زندگی می کنند، زیرا نه انقلاب اسلامی را قبول دارند! و نه اسرائیل را. لذا تنها مانده اند. و برای همین خیلی راحت، آنها را سرکوب می کند. ولی وقتی مردم فلسطین هویت پیدا کردند، و خود را به انقلاب اسلامی پیوند زدند. خواهند گفت: که ما به تهران پشت نکرده ایم! بلکه تل آویو را دشمن خود می دانیم. حتی مردم تل آویو! وقتی تظاهرات می کنند، و خواستار محاکمه نتانیاهو می شوند، کاملا بی دفاع و تنها هستند. زیرا دشمن می داند: آنها پشت شان خالی است، لذا فوری انها را سرکوب می کند! ولی اگر انها نهضت خود را به: دریای انقلاب اسلامی پیوند دهند، مانند حضرت موسی از: دریای نیل اسرائیل نجات پیدامی کنند! مردم فرانسه یا مردم آمریکا هم تنها مانده اند! زیرا دشمن مردم، می داند آنها به انقلاب اسلامی اعتقاد ندارند، و کمک نخواهند خواست! لذا با گلوله آنها را می زند وناقص می کند. مردم ونزوئلا هم اگر بخواهند تنها بمانند، خواهیم دید مانند جزیره هایی جدا از هم،از سوی امپریالیزم خونخوار بلعیده خواهند شد. ولی اگر در روز 22بهمن، همگی به خیابان ها بیایند، بزودی پیروزی را خواهند دید. مردم لبنان نیز فریب تبلیغاتی دشمن را، برای جدایی آنها از انقلاب اسلامی نخورند! بلکه  مانند مردم یمن وبحرین، افغانستان و پاکستان و کشمیر و همه جای دنیا، به خیابان بیایند. آنها بدانند که انقلاب اسلامی شکست ناپذیر است! زیرا دروغ دشمنان، بعد از 40سال، بیشتر از همیشه آشکار است.

All countries participate on 22 Bahman.

Many people think that: The Islamic Revolution is special for Iran! While every single person struggling for the Islamic Revolution in the world, even those who lived in the distant past! That is, the entire history and society, have come to a common point, and that is the Islamic revolution. For example, if the revolution was not French, and its effects in Iran did not appear in the form of constitutionalism, or in Cuba and Nicaragua, and in Chile and Egypt, Abdul Nasser and others, then perhaps the Islamic revolution would not have formed. Today, the revolution would reach forty years if the people of Venezuela did not resist or they did not fight the Palestinians, or in Yemen, muzzle al-Saud. And tomorrow, the people of the world should consider themselves to be partners in the Islamic revolution! On the one hand, the Islamic Revolution is a divine blessing, to bring its religion to life, and on the other hand, to yield: more than 7 billion people on earth. What do you know right now in the ten chimneys of South Africa, or in the villages of Indonesia, or in European and American settlements? The people of Italy or the people of France, although they must say everything in their hearts, but Tehran today is their very heart. Even John Bolton and Pampiero! Their hearts are coming to Tehran, but they do not know what the right way is. Instead of friendship, they enter the path of hostility. Tehran is a mythical city: today it is at the head of all the news and everyone thinks about it. The hearts are all running, what will happen on February 22? Do not they say that people will come down? Do not sleep or travel? Of course, some people (like the story of the aunt's) are thinking: they have to decide for their better performance. We want not only all the people in the world: to cherish 22 Bahman in their hearts, but we ask them to make their way to this great river in any way they can. But we expect more from the Palestinian people because they can: Fight the rush of their return, with 22 Bahman. Because they will gain more power in that case. Today, Israel thinks: The Palestinian people are just 1 million people: they live in Gaza, because they do not accept the Islamic revolution! And not Israel. So it's only left. And so it's very easy to suppress them. But when the Palestinian people found their identity, they linked themselves to the Islamic Revolution. They will say: "We have not turned our back on Tehran!" But we know Tel Aviv as its enemy. Even the people of Tel Aviv! When they demonstrate and demand Netanyahu's trial, they are completely defenseless and alone. Because the enemy knows: they are empty behind them, so they immediately suppress them! But: if they connect their movement to the Islamic Revolutionary Sea,: like the Prophet Moses from the Nile Sea, save Israel! The people of France or the American people are left alone! Because the enemy of the people knows that they do not believe in the Islamic revolution, and they will not help! Therefore, it kills them with a bullet. Venezuelan people, if they want to stay alone, will see, like isolated islands, swallowed by bloodthirsty imperialism. But if they come to the streets on February 22, they will soon see the victory. The Lebanese people also deceive the enemy's propaganda, not to fall apart from the Islamic Revolution! But they come to the streets, like Yemen, Bahrain, Afghanistan and Pakistan, and Kashmir, and all over the world. They know that the Islamic Revolution is invincible! Because: the lies of enemies, after 40 years, are more than ever obvious.

جميع الدول تشارك في 22 بهمن.

كثير من الناس يعتقدون أن: الثورة الإسلامية خاصة لإيران! بينما كل شخص يناضل من أجل الثورة الإسلامية في العالم ، حتى أولئك الذين عاشوا في الماضي البعيد! أي أن التاريخ والمجتمع بأسره قد وصلوا إلى نقطة مشتركة ، وهي الثورة الإسلامية. على سبيل المثال ، إذا لم تكن الثورة فرنسية ، ولم تظهر آثارها في إيران على شكل دستورية ، أو في كوبا ونيكاراجوا ، وفي تشيلي ومصر ، وعبد الناصر وآخرين ، لربما لم تكن الثورة الإسلامية قد تشكلت. اليوم ، ستصل الثورة إلى أربعين سنة إذا لم يقاوم شعب فنزويلا أو لم يقاتلوا الفلسطينيين ، أو في اليمن ، ضَموا آل سعود. وغداً ، يجب على شعوب العالم أن تعتبر نفسها شريكة في الثورة الإسلامية! فمن جهة ، تعتبر الثورة الإسلامية نعمة إلهية ، لإيصال دينها إلى الحياة ، ومن جهة أخرى ، أن تجني: أكثر من 7 مليارات شخص على وجه الأرض. ما الذي تعرفه الآن في المداخن العشرة في جنوب أفريقيا ، أو في قرى إندونيسيا ، أو في المستوطنات الأوروبية والأمريكية؟ شعب إيطاليا أو شعب فرنسا ، رغم أنهم يجب أن يقولوا كل شيء في قلوبهم ، لكن طهران اليوم هي قلبهم. حتى جون بولتون وبامبيرو! قلوبهم قادمة إلى طهران ، لكنهم لا يعرفون ما هي الطريقة الصحيحة. بدلا من الصداقة ، يدخلون مسار العداء. طهران مدينة أسطورية: اليوم هي على رأس كل الأخبار ويفكر فيها الجميع. كل القلوب جارية ، ماذا سيحدث في 22 فبراير؟ لا يقولون أن الناس سوف ينزل؟ لا تنام أو تسافر؟ بالطبع ، بعض الناس (مثل قصة العمة) يفكرون: عليهم أن يقرروا أداءهم الأفضل. نحن لا نريد فقط كل الناس في العالم: أن نعتز بهم 22 بهمن في قلوبهم ، لكننا نطلب منهم أن يشقوا طريقهم إلى هذا النهر العظيم بأي طريقة ممكنة. لكننا نتوقع المزيد من الشعب الفلسطيني لأنهم قادرون على: محاربة اندفاع عودتهم ، مع 22 بهمن. لأنهم سيكتسبون المزيد من القوة في هذه الحالة. اليوم ، تعتقد إسرائيل أن: الشعب الفلسطيني هو مليون نسمة فقط: إنهم يعيشون في غزة ، لأنهم لا يقبلون الثورة الإسلامية! وليس اسرائيل. لذلك بقي فقط. ولذا من السهل جدًا قمعها. لكن عندما وجد الشعب الفلسطيني هويته ، ربطوا أنفسهم بالثورة الإسلامية. سيقولون: "لم ندير ظهرنا لطهران!" لكننا نعرف تل أبيب عدوها. حتى سكان تل ابيب! عندما يتظاهرون ويطالبون بمحاكمة نتنياهو ، فإنهم لا حول لهم ولا قوة. لأن العدو يعرف: أنهم فارغون خلفهم ، لذا يقومون بقمعهم على الفور! لكن إذا ربطوا حركتهم بالبحر الثوري الإسلامي ، مثل النبي موسى من بحر النيل ، أنقذوا إسرائيل! يتم ترك الشعب الفرنسي أو الشعب الأمريكي بمفرده! لأن عدو الشعب يعرف أنهم لا يؤمنون بالثورة الإسلامية ، ولن يساعدوا! لذلك ، تقتلهم برصاصة. فالشعب الفنزويلي ، إذا أرادوا البقاء وحدهم ، سوف يرون ، مثل الجزر المعزولة ، التي ابتلاعها الإمبريالية المتعطشة للدماء. لكن إذا جاءوا إلى الشوارع في 22 فبراير ، فسوف يرون النصر قريباً. الشعب اللبناني يخدع دعاية العدو ، لا أن ينفصل عن الثورة الإسلامية! لكنهم يأتون إلى الشوارع ، مثل اليمن والبحرين وأفغانستان وباكستان وكشمير ، وجميع أنحاء العالم. هم يعرفون أن الثورة الإسلامية لا تقهر! لأن أكاذيب الأعداء ، بعد أربعين سنة ، أكثر وضوحا من أي وقت مضى.

Tous les pays participent au 22 Bahman.

Beaucoup de gens pensent que: la révolution islamique est spéciale pour l'Iran! Alors que chaque personne luttant pour la révolution islamique dans le monde, même ceux qui vivaient dans un passé lointain! C'est-à-dire que toute l'histoire et la société sont parvenues à un point commun, à savoir la révolution islamique. Par exemple, si la révolution n'était pas française et que ses effets en Iran n'apparaissaient pas sous la forme d'un constitutionnalisme, ni à Cuba et au Nicaragua, ni au Chili et en Égypte, Abdul Nasser et d'autres, alors peut-être que la révolution islamique ne se serait pas formée. Aujourd'hui, la révolution atteindrait quarante ans si le peuple du Venezuela ne résistait pas ou ne combattait pas les Palestiniens, ou au Yémen, muselait al-Saud. Et demain, les peuples du monde devraient se considérer comme des partenaires de la révolution islamique! D'une part, la Révolution islamique est une bénédiction divine pour donner vie à sa religion et, d'autre part, pour donner plus de 7 milliards de personnes sur la planète. Que savez-vous actuellement dans les dix cheminées d'Afrique du Sud, dans les villages indonésiens ou dans les colonies européennes et américaines? Le peuple italien ou le peuple français, même s’ils doivent tout dire dans leur cœur, mais aujourd’hui, Téhéran est leur cœur. Même John Bolton et Pampiero! Leur cœur vient à Téhéran, mais ils ne savent pas ce qu’il faut faire. Au lieu d'amitié, ils entrent dans la voie de l'hostilité. Téhéran est une ville mythique: aujourd'hui, elle est à la tête de toutes les nouvelles et tout le monde en pense. Les cœurs courent tous, que va-t-il se passer le 22 février? Ne dit-on pas que les gens vont descendre? Ne pas dormir ou voyager? Bien sûr, certaines personnes (comme l'histoire de la tante) pensent: elles doivent décider de leur meilleur rendement. Nous voulons non seulement que tous les peuples du monde: chérir 22 Bahman dans leur cœur, mais nous leur demandons de se frayer un chemin vers ce grand fleuve de toutes les manières possibles. Mais nous attendons plus des Palestiniens, car ils peuvent: combattre le retour précipité de leur retour, avec 22 Bahman. Parce qu'ils gagneront plus de pouvoir dans ce cas. Aujourd'hui, Israël pense: le peuple palestinien ne représente qu'un million de personnes: il vit à Gaza, car il n'accepte pas la révolution islamique! Et pas Israël. Donc, il ne reste que Et il est donc très facile de les supprimer. Mais lorsque le peuple palestinien a retrouvé son identité, il s'est associé à la révolution islamique. Ils diront: "Nous n'avons pas tourné le dos à Téhéran!" Mais nous connaissons Tel Aviv comme son ennemi. Même les gens de Tel Aviv! Quand ils manifestent et exigent le procès de Netanyahu, ils sont complètement seuls et sans défense. Parce que l'ennemi sait: ils sont vides derrière eux, alors ils les suppriment immédiatement! Mais s'ils relient leur mouvement à la mer révolutionnaire islamique, comme le prophète Moïse de la mer du Nil, sauvez Israël! Les Français ou les Américains sont laissés seuls! Parce que l'ennemi du peuple sait qu'il ne croit pas en la révolution islamique et qu'il ne va pas aider! Par conséquent, il les tue avec une balle. Les Vénézuéliens, s’ils veulent rester seuls, verront, comme des îles isolées, engloutis par l’impérialisme assoiffé de sang. Mais s'ils arrivent dans la rue le 22 février, ils verront bientôt la victoire. Le peuple libanais trompe également la propagande de l'ennemi pour ne pas tomber en dehors de la révolution islamique! Mais ils viennent dans les rues, comme le Yémen, Bahreïn, l'Afghanistan et le Pakistan, le Cachemire et le monde entier. Ils savent que la révolution islamique est invincible! Parce que les mensonges des ennemis, après 40 ans, sont plus évidents que jamais.


برچسب‌ها: همه کشورها، در 22بهمن شرکت کنند.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۸/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۰:۲۴ نظر(0)

چهار دهه گذشته هرکدام یک شاخصه داشتند: دهه اول انقلاب اسلامی دهه خود باوری، مبارزه با شاه و آمریکا بود، ملت و دولت میدانستند که باید: هزینه آن را هم بپردازند. لذا به سراغ توان داخلی رفتند. امام خمینی با فرمان جهاد سازندگی، تولید کالاهای استراتژیک مثل گندم را، جهادی واجب دانست تا محتاج بیگانه نباشند. لذا ملت نه تنها با جهاد سازندگی، بلکه کمیته امداد و سپاه پاسداران، به سراغ آن رفتند. فرقی نداشت از وزارت مخابرات هستی، یا از وزارت ارشاد! همه دنبال تولید ملی و افزایش توان داخلی بودند، می دانستند باید بیشتر زحمت بکشند، تا مملکت را بسازند. البته جنگ تحمیلی و حوادث مشابه موجب شد: درون همین دهه، دولتها رفتار های متفاوتی داشته باشند: دولت بنی صدر و شهید رجایی، مقابل یکدیگر بودند دولت موسوی و مهدوی کنی هم همینطور. بنی صدر و موسوی، نگاه بیرونی داشتند و: رجایی و مهدوی بومی فکر می کردند. ولی ملت روند خود را حفظ کرده بود: در مقابل همه مشکلات گوش بفرمان امام خمینی و رهبری بودند. در دهه دوم، دولت یا رئیس جمهور 8ساله آن، در مقابل غرب واداگی پیدا کرد. پیشرفت های داخلی را بی نتیجه، و غیر قابل توجه دانست و: به دنیای رویایی آمریکا و اروپا حسرت خورد! فرزندانش را به آنجا فرستاد، تا با فرهنگ آنجا بزرگ شوند! لذا دوران وادادگی در مقابل غرب آغاز شد: و نهایتا به نامه نگاری باصدام: و مذاکرات مک فارلین انجامید. اما در دوره بعد این ارتجاع بیشتر شد! دولت بجای جنگ با استکبار، باب مذکره و گفتگو را آغاز کرد!همانقدر که تریبون سازمان ملل، در دوران گذشته بلندگوی ایران بود، در این دوران تبدیل به اکو شد! و به داخل برگشت. یعنی بجای اصلاح دنیا، به اصلاح ایران پرداختند! دنیای بیرون دنیای استکبار و زورگویی و یکجانبه گرایی بود. دنیای درون دنیایی انقلابی و ساده زیست، فرمانبر و بی توقع! لذاشروع کردند درون را: نافرمانی مدنی یاد دادن! ساده زیستی را تمسخر کردند و: به کاخ ها رفتند. انقلابیون و جبهه رفته ها تسویه نمودند. از بیرون به تمیز کردن چهره خونخوار آمریکا، اسرائیل و عربستان! و نشستن در کنار آنها و دستبوسی آنها! لذا دوران خودباختگی بخوبی خودرا نشان داد. ریل گذاری کج هاشمی و خاتمی را احمدی نژاد، نتوانست اصلاح کند، و به شعارهای انقلاب برگردد. با فتنه 88وارد دوران خود فروشی شدند. انرژی هسته ای و تمام پیشرفت های علمی، در سبد برجام و تقدیم به غرب گردید. فتنه گرها با توبه ظاهری مشاغل دولتی را اشغال کردند. ولی با توبه واقعی به غلط کردن: درمقابل اروپا و آمریکا افتادند.  آنها هم دلار های بیشتری به جیب زدند! تحریم های بیشتری اعمال کردند، و اموال زیادتری را بلوکه و یا مصادره نمودند. برای دهه پنجم پیش بینی بیشتر از این هم می شود! که شاید  به خودگدایی هم برسد! زیرا نفوذ تحصیلکرده های آمریکا، اروپارفته ها در بدنه اجرایی دولت، هر روز بیشتر می شود. و با ارزشهای اسلامی بیشتر مبارزه می گردد! مردم هم نمی توانند راه نفوذ اینها را ببندند! دهه پنج چالش بزرگ مردم ایران است: اگر فرزندان خود را بخارج بفرستند! خودشان هم عازم شوند، یا تبلیغ  خارج رفتن باشند،  طبیعی است دولت هم همینطور می شود! در یک بررسی میدانی به همه نخبگان و تحصیلکردگان ایرانی، حداقل ده نفر در مکان های مختلف: اداری و غیر اداری گفته اند که: در ایران نمانید! اگر چنانچه این روند ادامه یابد، انقلاب در ایران ممکن است: دچار ریزش شود ولی تغییر مکان به اروپا و آمریکا می کند! که در انموقع، اروپایی ها و آمریکایی ها، از ایرانی ها حزب اللهیی تر می شوند! شاید به همین دلیل است که می گویند: در هنگام ظهور قائم ع، خورشید از غرب طلوع می کند!

Self-confidence or: selflessness, adulation, and self-realization!

For the past four decades, each had a feature: the first decade of the Islamic Revolution was a decade of self-belief, a struggle against the Shah and America, the nation and the government knew that they should: pay it. So they went to internal power. Imam Khomeini, with the command of construction Jihad, made strategic goods like wheat, obligatory for jihad, to be non-alienated. Therefore, the nation went to it not only with the Jihad, but also the Relief and Revolutionary Guards Committee. It's no different from the Ministry of Communications, or from the Ministry of Guidance! Everyone was looking for national production and increased internal power, they knew they needed to work harder to build the country. Of course, the imposed war and similar events caused: in the course of this decade, the governments have different behaviors: the government of Bani-Sadr and the martyr Rajai, opposite each other, the government of Mousavi and Mahdavi. Bani Sadr and Mousavi had an external look: they thought Rajaji and Native Mahdavi. But the nation kept its course: in front of all the problems, they were listening to Imam Khomeini and the leadership. In the second decade, the government or its 8-year president came to the west. The domestic progress was ineffective and unnecessary: ​​It was a pity to the dream world of America and Europe! He sent his children there to grow up with culture! Therefore, the era of disillusionment began in front of the West: and ultimately led to the writing of Babylon: and the negotiations of McFarlane. But in the next period this reaction grew! Instead of fighting with arrogance, the government began the dialogue and dialogue, as the UN tribune, in the past, was the speaker of Iran, became the echo in this era! And back inside. Instead of reforming the world, they reformed Iran! The world was the world of arrogance and bullying and unilateralism. A world in a revolutionary and simple world of life, unchallenged and unpredictable! Pursue Inside: Teaching Disobedience! They mocked the simple biology and went to the palaces. The revolutionaries and the fronts were settled. From the outside to clean up the bloodthirsty face of the United States, Israel and Saudi Arabia! And sit next to them and get them handcrafted! So the era of self-deprecation showed itself well. Ahmadinejad, the killing of Hashemi and Khatami, could not reform, and return to the slogans of the revolution. With the sedition of 88, they entered their own era. Nuclear power and all the scientific advances were brought to the West in the basket. The seditious people occupied the government with repentance. But with true repentance, they missed: against Europe and America. They also pocketed more dollars! Imposed more sanctions, and blocked or confiscated much property. For the fifth decade, more predictions are expected! That maybe it's an aversion! Because: the influx of US educators into the executive branch of the government is increasing every day. And it is fought with more Islamic values! People cannot close the way of penetration! The fifth decade is the great challenge of the Iranian people: if you send your children! It's normal for the government to do the same. In a field survey of all Iranian elites and educators, at least ten people at various places: administrative and non-administrative, said: Do not stay in Iran! If this trend continues, then the revolution in Iran may: fall, but it will shift to Europe and America! In the long run, the Europeans and the Americans become more Hezbollah than the Iranians! Perhaps this is why they say: When the Qa'im is raised, the sun rises from the west!

الثقة بالنفس أو: نكران الذات ، التملق ، تحقيق الذات!

على مدى العقود الأربعة الماضية ، كان لكل واحد ميزة: كان العقد الأول من الثورة الإسلامية عقدًا من الاعتقاد بالذات ، وصراعًا ضد الشاه وأمريكا ، وقد عرفت الأمة والحكومة أنه ينبغي عليهما: دفعها. لذلك ذهبوا إلى السلطة الداخلية. الامام الخميني ، مع قيادة البناء الجهاد ، جعل السلع الاستراتيجية مثل القمح ، واجبة للجهاد ، لتكون غير نفور. لذلك ، لم تذهب الأمة إليها فقط مع الجهاد ، بل ذهبت أيضاً إلى لجنة الإغاثة والحرس الثوري. لا يختلف الأمر عن وزارة الاتصالات أو عن وزارة الإرشاد! الجميع كان يبحث عن الإنتاج الوطني والقوة الداخلية المتزايدة ، عرفوا أنهم بحاجة إلى العمل بجد لبناء البلد. بالطبع ، تسببت الحرب المفروضة والأحداث المماثلة في: خلال هذا العقد ، لدى الحكومات سلوكيات مختلفة: حكومة بني صدر والشهيد رجائي ، مقابل كل منهما الآخر ، حكومة موسوي ومهدوي. كان لدى بني صدر وموسوي نظرة خارجية: ظنوا أن رجاجي ونيفي مهدوي. لكن الأمة حافظت على مسارها: أمام كل المشاكل ، كانوا يستمعون إلى الإمام الخميني والقيادة. في العقد الثاني ، جاءت الحكومة أو رئيسها ذو الثماني سنوات إلى الغرب. كان التقدم المحلي غير فعال وغير ضروري: كان من المؤسف أن حلم العالم في أمريكا وأوروبا! بعث أولاده هناك لينمو مع الثقافة! لذلك ، بدأ عصر خيبة الأمل أمام الغرب: وأدى في النهاية إلى كتابة بابل: ومفاوضات مكفرلين. لكن في الفترة التالية نما هذا التفاعل! فبدلاً من القتال بالغطرسة ، بدأت الحكومة الحوار والحوار ، حيث كانت منبر الأمم المتحدة ، في الماضي ، رئيس إيران ، وأصبحت صدى في هذا العصر! والعودة الى الداخل. بدلاً من إصلاح العالم ، قاموا بإصلاح إيران! كان العالم عالم الغطرسة والبلطجة والأحادية. عالم في عالم ثوري وبسيط من الحياة ، دون منازع وغير قابل للتنبؤ! ابحث في الداخل: تعليم العصيان! سخروا من البيولوجيا البسيطة وذهبوا إلى القصور. الثوار والجبهات تمت تسويتها. من الخارج لتنظيف الوجه المتعطش للدماء للولايات المتحدة وإسرائيل والمملكة العربية السعودية! والجلوس بجانبهم والحصول عليها يدويا! لذا فإن عصر الاستنكار الذاتي أظهر نفسه جيدًا. نجاد ، قتل هاشمي وخاتمي ، لم يستطع الإصلاح ، والعودة إلى شعارات الثورة. مع فتنة 88 ، دخلوا عصرهم الخاص. جلبت الطاقة النووية وجميع التقدم العلمي إلى الغرب في السلة. احتل الشعب الفتن الحكومة بالتوبة. ولكن مع توبة حقيقية ، فقد أخطأوا: ضد أوروبا وأمريكا. هم أيضا جيوبهم المزيد من الدولارات! فرض المزيد من العقوبات ، وحجب أو مصادرة الكثير من الممتلكات. في العقد الخامس ، من المتوقع المزيد من التوقعات! ربما هذا كره! لأن تدفق المعلمين الأمريكيين إلى السلطة التنفيذية في الحكومة يتزايد كل يوم. ويخاض مع المزيد من القيم الإسلامية! لا يستطيع الناس إغلاق طريق الاختراق! العقد الخامس هو التحدي الكبير للشعب الإيراني: إذا أرسلت أطفالك! من الطبيعي أن تفعل الحكومة الشيء نفسه. في مسح ميداني لجميع النخب والمربين الإيرانيين ، قال ما لا يقل عن عشرة أشخاص في أماكن مختلفة: الإدارية وغير الإدارية: لا تبقوا في إيران! إذا استمر هذا الاتجاه ، فإن الثورة في إيران قد تسقط ، لكنها ستتحول إلى أوروبا وأمريكا! على المدى الطويل ، أصبح الأوروبيون والأمريكيون حزب الله أكثر من الإيرانيين! ربما هذا هو السبب في أنهم يقولون: عندما يرتفع القائم ، تشرق الشمس من الغرب!

Özünə inam və ya: fədakarlıq, tənzimləmə, özünü reallaşdırmaq!

Son dörd onillikdə hər bir xüsusiyyət var idi: İslam İnqilabının ilk on ilində özünə inam, Şah və Amerikaya qarşı bir mübarizə, millət və hökumət bunu bilmədi: bunu ödəməlidirlər. Beləliklə onlar daxili gücə getdilər. İmam Xomeyni, tikinti cihad əmri ilə, cihad üçün məcburi buğda kimi strateji mallar, yabancılaşmamış olmaq üçün etmişdir. Buna görə millət yalnız cihadla deyil, həm də Rifah və İnqilab Mühafizəsi Qoruma Komitəsinə getdi. Bu, Rabitə Nazirliyindən və ya Rəhbərlik Nazirliyindən fərqlənmir! Hər kəs milli istehsal axtarır və daxili gücünü artırmışdılar, onlar ölkəni qurmaq üçün daha çox işləməyə məcbur olduqlarını bilirdilər. Əlbəttə ki, tətbiq olunan müharibə və buna bənzər hadisələr: bu on il ərzində hökumətlərin müxtəlif davranışları var: Bani-Sadr hökuməti və şəhid Rəcai, bir-birinə qarşı, Musavi və Mahdavi hökuməti. Bani Sadr və Musavi xarici görünüşü vardı: onlar Rajaji və Mahmud Mahnıyevi düşünürdülər. Amma millət öz yolunu saxladı: bütün problemlər qarşısında İmam Xomeynini və rəhbərliyini dinləyirdilər. İkinci onillikdə hökumət və ya 8 illik prezident qərbə gəldi. Daxili irəliləmə səmərəsiz və lazımsız idi: Amerika və Avropanın yuxu dünyasına təəssüf edirdi! O, uşaqlarını mədəniyyətlə böyütmək üçün göndərdi! Buna görə də, ümidsizlik dövrü Qərbin qarşısında başladı: nəticədə Babilin yazılmasına və McFarlane ilə danışıqlara gətirib çıxardı. Lakin növbəti dövrdə bu reaksiya artıb! Təkəbbürlə mübarizə aparmaq əvəzinə, hökumət dialoq və dialoqa başlamışdır, çünki keçmişdə İranın sədri olan BMT tribunası bu dövrdə əks-sədaya çevrilmişdir! Vəəri arxa. Dünyayı islah etmək əvəzinə onlar İranı islah ediblər! Dünya kibirlilik, zorakılığa və birtərəfli dünyaya çevrildi. Həyatın inqilabi və sadə bir dünyasında bir dünya, gözlənilməz və gözlənilməz bir dünya! Inside davam edin: itaətsizlik öyrətmək! Sadə biologiyanı məyus etdi və saraylara getdi. İnqilabçılar və cəbhələr məskunlaşdı. Xaricdən Birləşmiş Ştatlar, İsrail və Səudiyyə Ərəbistanının qanlı üzünü təmizləmək üçün! Onların yanında oturun və əl işlərini görək! Beləliklə, özünü qorumaq dövrü özünü yaxşı göstərdi. Əhmədinejad, Haşimi və Xatami'nin öldürülməsi, inqilab şüarlarına qayıtmaq və islahat edə bilmədi. 88-ci ildönümü ilə öz dövrünə girdi. Nüvə enerjisi və bütün elmi inkişaflar səbətdə Qərbə gətirildi. Şiddətli insanlar tövbə ilə hökuməti işğal etdilər. Lakin əsl tövbə ilə, özlərini qaçırdılar: Avropa və Amerikaya qarşı. Onlar da daha çox dollar cibləyiblər! Daha çox sanksiya qoydu və çox əmlakı maneə törətdi və ya əl qoydu. Beşinci onillikdə daha çox proqnoz gözlənilir! Bəlkə bu bir nifrətdir! Çünki ABŞ təhsil sisteminin hökumətin icra quruluşuna daxil olması hər gün artır. Və daha çox İslam dəyərləri ilə mübarizə aparılır! İnsanlar nüfuz yolunu bağlaya bilməz! Beşinci onillik İran xalqının böyük problemidir: əgər uşaqlar göndərirsinizsə! Hökumətin eyni şeyi etməsi normaldır. Bütün İranlı seçicilərin vəəllimlərin bir sahədə aparılan araşdırmasında, ən az on nəfər müxtəlif yerlərdə: inzibati və qeyri-inzibati, dedi: İranda qalma! Bu tendensiya davam edərsə, onda İranda inqilab aşağı düşə bilər: ancaq Avropaya və Amerikaya keçəcək! Uzun müddətdir Avropalılar və amerikalılar daha çox Hizbullahı İranlılara nisbətən daha çox alacaqlar! Bəlkə də bu səbəbdən belə deyirlər: Qaim yüksəlsə, günəş qərbdən yüksəlir!


برچسب‌ها: خودباوری یا: وادادگی، خوباختگی، خودفروشی!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۷/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۰:۴۸ نظر(0)

یکی از دلایل عدم رشد بخش خصوصی در ایران، وجود طرح نانوشته ای برای تحمیل بخش خصوصی کلیشه ای است. در همایش دارویی نوین مطرح شد که: داروسازان از یکسو می گویند درآمد ارزی دارند! یا صرفه جویی ارزی کرده، و به تولید داخلی رسیده اند. ولی چند برابر آنچه می گویند خروج ارز دارند: برای دور زدن تحریم! خرید قطعات و ماشین آلات، مواد اولیه و حقوق کارشناسان. در حالیکه بخش دارو سازی در ایران بومی است، از زمان های دور به ابن سینا و دیگران رسیده، و هم اکنون بالاترین سود آوری را، برای بحشی از سوداگران دارند. اما دولت و مخصوصا وزارت بهداشت، این موضوع را نادیده می گیرد و سعی دارد: بخش خصوصی ایجاد کند که: منطبق یا خواست غربی ها باشد، و بتواند در خروج هرچه بیشتر ارز، بهانه های خوبی داشته باشد! همیشه آویزان دولت باشد، تا از این نمد کلاهی ببرد. در حالیکه طبق بودجه سالانه، هرسال 13میلیارد دلار به بخش دارو درمان اختصاص می یابد، ولی رقم واقعی واردات دارو، حتی به یک میلیارد دلار هم نمی رسد! و این نشان می دهد 12 میلیارد حیف و میل می شود. وزیر بهداشت قبلی باید پاسخگوی: 60میلیارد دلار تخصیصی دوران خود باشد. که با دروغ: طرح تحول سلامت، این بودجه را گرفت، ولی هیچ آماری نداد! دستهایش را شست و رفت! نه تنها در صنعت دارو سازی، در همه صنایع سعی می کنند اینطور کنند! تا راه خروج ارز بیشتر باز شود. موضوع گوشت این روزها، همین کلک را می زند! واردات گوشت تعرفه سنگینی داشت، تا دامداران داخلی تقویت شوند، ولی بازار سیاه الکی درست کردند، تا این تعرفه برداشته شود. مانند همان بلایی که بر سر طرح خودرو های خارجی آوردند: قرار بود خودرو خارجی اصلا وارد نشود! مدتی کوشش کردند تا: برای مبارزه با آلودگی هوا اجازه دهند: تعدادی وارد شود، تا بجای آن خودرو های قدیمی اسقاط شوند! ولی این شکم آنها را سیر نمی کرد، به بهانه یک دقیقه هک کردن سایت وزارت صمت، اینهمه مجوز واردات خودرو دادند. همه اینها به دو دلیل فوق است: یکی اینکه بخش خصوصی را، به شکل غربی ایجاد می کنند، چون فوت و فن آن را نمی دانند، فوت آخر(کوزه گری ) را کسی می کند که: وارد است و همه را یکجا می برد! یکی از فوت های آخر مسئله شفافیت است! می گویند وزارت صمت، یا هر وزراتخانه دیگری، باید همه اطلاعات خود را، روی سایت بگذارد! که این دقیقا خواست دشمنان است. تا بدون هزینه به اطلاعات ایران دست پیدا کنند، و در موقع لزوم ضربات خود را وارد کنند. مثلا وزارت دفاع یا وزارت اطلاعات، چرا باید اطلاعات خود را روی سایت بگذارند؟ تا گروههای ضد انقلاب بدانند، که تعقیب یا مراقبت می شوند، و راه دیگری بروند؟ یا وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی، سوالات امتحانی را روی سایت بگذارند! اپن بوک باشد و به همه هم، بگویند از کدام صفحه و کدام سطر، باید جواب بدهند! در حالیکه سوالات در قرنطینه است، و اینهمه هزینه می شود، تا فاش نشود. در دفاع مقدس با این خیانت ها آشناییم! لو رفتن یک عملیات باعث شد تا: در کربلای 4نزدیک به 15هزار شهید داشته باشیم! شفاف سازی عملیات غواص ها، باعث شد که 153تن غواص یکجا، در هورالعظیم شهید گردند. آنها، شفاف سازی را برای ایران می خواهند! والا نوبت خودشان که می رسد، از ما کپی رایت می خواهند! اگر کسی که بدون اجازه آنها، اطلاعات را شفاف سازی کند، میلیاردها دلار جریمه می شود. خودشان سالهای سال، در ایران خوردند و بردند! ولی یک کلمه را شفاف سازی نکردند. تسخیر لانه جاسوسی هم، اسناد را در دستگاه خردکن ریختند.

Imposed Private Sector

One of the reasons for the lack of growth in the private sector in Iran is the existence of an unspoken plan to impose a stereotypical private sector. At the New Pharmaceutical Conference: Pharmacists say they have earned currency! Or save currency, and have reached domestic production. But there are several times that they say they have the exit: to circumvent the sanctions! Buy machinery, raw materials and rights experts. While the drug industry in indigenous Iran has come from Ibn Sina(Ave sin) and others in the distant times, it now has the highest profits for traders. But the government, and in particular the Ministry of Health, ignores this and tries to: Create a private sector that is either in line with the wishes of the West, and is able to excel in as much as possible withdrawal! It always hangs on the government to take off the hood. While the annual budget allocates $ 13 billion per year to the drug sector, the true figure for drug imports is not even $ 1 billion! And it shows 12 billion likes and desires. The former Minister of Health must be responsible for: $ 60 billion in appropriation of his age. Lies: Health Development Plan, this budget, but did not give any statistic! He washed his hands and went! Not only in the pharmaceutical industry, they try to do this in all industries! Open the currency more than the way out. The theme of these days is the same! Import of meat has had heavy tariffs, so that domestic livestock growers can, but the Black Mall market is made to eliminate this tariff. Just like the car bomber, it was not supposed to enter the outside car at all! For some time, they tried to: To fight air pollution, let them enter: to be replaced by old cars! But they did not feed them; they gave all licenses to import cars on the pretext of hacking the Ministry of Interior for a minute. All of this is for the two reasons: one that creates the private sector in the western form, because it does not know the trick, causes the last death (pottery) to be: someone enters and takes everyone together. ! One of the last fates is the issue of transparency! They say that the Ministry of Culture, or any other ministry, must place all of its information on the site! That's exactly what enemies want. To gain access to Iran's information at no cost, and to put their own blows when they need it. For example, the Ministry of Defense or the Ministry of Information, why should they place their information on the site? To know the counter-revolutionary groups that they are being chased or taken care of, and another way? Or the Ministry of Education and Higher Education, put test questions on the site! Open the book and tell everyone, from which page and which rows should they answer! While questions are quarantined, and all this costs, it will not be disclosed. Get acquainted with this betrayal in the sacred defense! Laying an operation led to: Nearly 15,000 martyrs in Karbala 4! The clarification of diver operations led to 153 tons of diver to martyr at one time. They want clarification for Iran! Well, their own turning point, they want us copyrights! If anyone who clarifies the information without their permission, billions of dollars are fined. They have been eaten and taken in Iran for years! But they did not clarify one word. The conquest of the spy nest also poured the documents into a shredder.

القطاع الخاص المفروض

أحد أسباب عدم النمو في القطاع الخاص في إيران هو وجود خطة غير معلنه لفرض القطاع الخاص النمطي. في المؤتمر الصيدلاني الجديد: يقول الصيادلة أنهم كسبوا العملة! أو حفظ العملة ، ووصلت إلى الإنتاج المحلي. لكن هناك عدة مرات يقولون إن لديهم مخرج: للتحايل على العقوبات! شراء الآلات والمواد الخام وخبراء الحقوق. في حين أن صناعة الأدوية في إيران الأصلية قد أتت من ابن سينا ​​وآخرون في الأزمنة البعيدة ، إلا أن لديها الآن أعلى أرباح للتجار. لكن الحكومة ، وعلى وجه الخصوص وزارة الصحة ، تتجاهل هذا وتحاول: إنشاء قطاع خاص يتلاءم مع رغبات الغرب ، وقادر على التفوق بأكبر قدر ممكن من الانسحاب! انها دائما معلقة على الحكومة لخلع غطاء محرك السيارة. وبينما تخصص الميزانية السنوية 13 مليار دولار سنوياً لقطاع المخدرات ، فإن الرقم الحقيقي لواردات المخدرات لا يصل إلى مليار دولار! ويظهر 12 مليار أمثال ورغبات. يجب أن يكون وزير الصحة السابق مسؤولاً عن: 60 مليار دولار من مخصصات سنه. الأكاذيب: خطة التنمية الصحية ، هذه الميزانية ، ولكن لم يعط أي إحصائية! غسل يديه وذهب! ليس فقط في صناعة المستحضرات الصيدلانية ، بل يحاولون القيام بذلك في جميع الصناعات! افتح العملة أكثر من طريقة الخروج. موضوع هذه الأيام هو نفسه! كان استيراد اللحوم له تعريفات ثقيلة ، بحيث يمكن لمربى الماشية المحليين ، ولكن سوق بلاك مول هو القضاء على هذه التعرفة. تماما مثل مفجر السيارة ، لم يكن من المفترض أن تدخل السيارة الخارجية على الإطلاق! لبعض الوقت ، حاولوا: لمكافحة تلوث الهواء ، والسماح لهم بالدخول: ليحل محل السيارات القديمة! لكنهم لم يطعموهم ، وأعطوا جميع التراخيص لاستيراد السيارات بحجة اختراق وزارة الداخلية لمدة دقيقة. كل هذا لسببين: واحد يخلق القطاع الخاص في الشكل الغربي ، لأنه لا يعرف الخدعة ، يسبب الموت الأخير (الفخار) ليكون: شخص يدخل ويأخذ الجميع معا. ! واحدة من آخر المصائر هي مسألة الشفافية! يقولون أن وزارة الثقافة ، أو أي وزارة أخرى ، يجب أن تضع جميع معلوماتها على الموقع! هذا بالضبط ما يريده الأعداء. للوصول إلى المعلومات الإيرانية دون أي تكلفة ، ووضع الضربات الخاصة بهم عندما يحتاجون إليها. على سبيل المثال ، وزارة الدفاع أو وزارة الإعلام ، لماذا يضعون معلوماتهم على الموقع؟ لمعرفة المجموعات المناهضة للثورة أن يتم مطاردة أو الاعتناء بها ، وطريقة أخرى؟ أو وزارة التعليم والتعليم العالي ، ضع أسئلة اختبار على الموقع! افتح الكتاب وأخبر الجميع ، من أي صفحة وأي الصفوف يجب أن يجيبوا! في حين يتم وضع الأسئلة في الحجر الصحي ، وجميع هذه التكاليف ، فإنه لن يتم الكشف عنها. تعرف على هذه الخيانة في الدفاع المقدس! وضع عملية أدت إلى: حوالي 15000 شهيد في كربلاء 4! أدى توضيح عمليات الغطاس إلى 153 طنا من الغطاس للشهيد في وقت واحد. يريدون توضيحات لإيران! حسنا ، نقطة تحولهم الخاصة ، يريدون منا حقوق النشر! إذا تم تغريم أي شخص يقوم بتوضيح المعلومات دون إذنهم ، يتم تغريم مليارات الدولارات. لقد تم تناولهم واقتيادهم في إيران لسنوات! لكنهم لم يوضحوا كلمة واحدة. كما أدى غزو عش التجسس إلى سكب المستندات في جهاز التقطيع.

Xüsusi Sektor

İranda özəl sektorda artımın olmaması səbəblərindən biri stereotipik bir fərdi sektor tətbiq etmək üçün açıqlanmamış bir planın olmasıdır. Yeni Dərman Konfransında: Eczacılar valyutada qazandıqlarını söylədilər! Və ya valyutanın saxlanılması və yerli istehsalata çatmışdır. Ancaq bir neçə dəfə var ki, onlar çıxışları var: sanksiyaların əvəzinə! Maşın, xammal və hüquq ekspertləri al. Yerli İranda narkotik sənayesi uzaq dövrlərdə İbn Sina və başqalarından gəlsə də, indi ticarətçilər üçün ən yüksək gəlirdir. Ancaq hökumət və xüsusilə Səhiyyə Nazirliyi bunu məhəl qoymur və çalışır: Qərb istəklərinə uyğun olaraq ya da mümkün qədər geri çəkilməyə üstünlük verən özəl sektor yaradın! Həmişə başlıqdan çıxarmaq üçün hökumətə asılıdır. İllik büdcə dərman sektoruna illik 13 milyard dollar ayırarkən, narkotik maddə idxalına görə həqiqi rəqəm hətta 1 milyard dollar deyil! Və 12 milyard lik və arzularını göstərir. Köhnə Səhiyyə Nazirliyi məsuliyyət daşıyır: yaşını 60 milyard dollara alacaq. Yalanır: Sağlamlıq İnkişaf Planı, bu büdcə, lakin heç bir statistik vermədi! Əllərini yuyub getdi! Yalnız əczaçılıq sənayesində deyil, bütün sənayelərdə bunu etməyə çalışırlar! Valyuta yolunu daha çox açın. Bu günün mövzusu eyni! Ətin idxalı ağır tarifi idi, belə ki, yerli heyvandar istehsalçıları ola bilərdi, ancaq Qara Mall bazarı bu tarifin aradan qaldırılması üçün hazırlanıb. Avtomobil bombaçısı kimi, heç bir xarici avtomobilə girməyəcəkdi! Bir müddətdir çalışdılar: Hava çirkliliyinə müdaxilə etmək üçün buraya daxil olun: köhnə avtomobillərlə əvəz olunsun! Ancaq onları qidalandırmadılar, bir dəqiqəərisində Daxili İşlər Nazirliyinin təhqir edilməsi bəhanəsi ilə avtomobil idxal etmək üçün bütün lisenziyalar verdilər. Bütün bunlar iki səbəbdən ibarətdir: fərdi sektorun qərb şəklində yaradılanıdır, çünki hiylədən xəbərsizdir, sonuncu ölüm (çömlekçilik) olur: birinə daxil olur və hər kəs birlikdə olur. !! Sonuncu taliblərdən biri şəffaflıq məsələsidir! Onlar deyirlər ki, Mədəniyyət Nazirliyi və ya başqa bir nazirlik bütün məlumatları saytın üzərinə qoymalıdır! Düşmənlərin istədiyi şey budur. İranın məlumatına heç bir xərclə çıxmaq və lazım olduqda öz zərbələrini vermək. Məsələn, Müdafiə Nazirliyi və ya İnformasiya Nazirliyi, niyə saytdakı məlumatları yerləşdirməlidirlər? İnqilabçı qrupları təqib etdiyini və yaxud başqa bir yola düşdüklərini bilmək mi? Və ya Təhsil Nazirliyi və Ali Təhsil, saytda test sualları qoydu! Kitabını açın və hər kəsə deyin, hansı səhifədən və hansı satırlardan cavab verməlidirlər! Suallar karantinaya alınır və bütün bu xərclər açıqlanmayacaq. Bu xəyanət ilə müqəddəs müdafiə ilə tanış olun! Əməliyyatın aparılması: Kərbəlada 4-ü təxminən 15 min şəhid oldu! Dalış əməliyyatlarının aydınlaşdırılması bir vaxtda 153 ton dalışçıya şəhid olub. İrana aydınlıq gətirmək istəyirlər! Bəli, öz dönüş nöqtəsi, bizdən müəllif hüquqları istəyir! Məlumatı razılıq olmadan açıqlayan hər kəs milyardlarla dollar cərimə edilir. Onlar illərdir İranda yemişlər və alınırlar! Ancaq bir sözü açıqlamadılar. Spy yuvasının fəthi də sənədləri parçalayıcıya daşıdı.


برچسب‌ها: بخش خصوصی تحمیلی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۰:۱۷ نظر(0)

اقیانوس کاغذ ها محیط زیست را نابود، بوروکراسی ایجاد و: زباله ها را افزایش می دهد! لذا باید مصرف کاغذ را کم کرد. دنیای دیجیتال (که به قول ضرغامی خدا، آن را برای نجات انقلاب اسلامی آفرید) یکی از بهره های خوبش، همین کار است که مصرف کاغذ را کم می کند. اما عده زیادی مانع این کار می شوند! یکی از مهمترین آنها تبلیغ کتابخوانی، به روش سنتی است. آنها کتابخانه دیجیتال را قبول ندارند و می گویند: آمار مطالعه در ایران کم است. سوبسید های فراوانی می دهند تا: کتاب چاپ و منتشر شود، در حالیکه به اعتراف خودشان، کسی آنها را نمی خرد وهمگی راهی زباله دانی می شوند. البته همان ها، باز سویسید می دهند و نشریات باطله و: کتابهای مستعمل را می خرند، تا ناشر و روزنامه چی ضرر نکند. مصرف میلیارد ها دلار و ریال، برای تولید و یاخرید کاغذ، برای امری بیهوده! و معلوم نیست این تبلیغات ضد دیجیتالی، تاکی ادامه دارد. جالب است بدانید که براثر تبلیغ کتابخوانی، فقط کتابهای ضد انقلاب رونق پیدا میکند. کتب صادق هدایت پوچ گرا، و غلامحسین ساعدی چپگرا، بارها و بارها تجدید چاپ می شود! و با قیمتهای گران فروخته می شود، بعد هم می گویند قاچاق است! یعنی با دست خود(با بودجه دولتی)، ضد انقلاب را کمک می کنند! شاید یارانه مطبوعات و ناشران، راحت ترین پولی است که: از ایران خارج می شود! علاوه برمطبوعات، از غولهای مصرف کننده کاغذ: آموزش و پرورش و آموزش عالی است. با وجود اینکه میتوان براحتی، از کتاب درسی دیجیتال استفاده کرد، و امتحان اینترنی داد، و یک گرم کاغذ مصرف نکرد! ولی مافیای کاغذ نمی گذارد دنیای دیجیتال پا بگیرد. این کار ها را کسانی می کنند که: خیلی هم خود را انقلابی می دانند، و بقیه را هم به انقلابی بودن فراخوان می کنند! ولی حاضر نیستند از دنیای ددیجیتال، برای کاهش زباله ها و افزایش: حفاظت از محیط زیست حمایت کنند. این گونه عملکردها، انتظارات مردم را برآورده نمی کند، لذا می گویند انقلاب چه کرده؟ اگر انقلاب نبود شاید از این پیشرفتها لذت می بردیم! لذا برخلاف دیگران که فکر می کنند: اقتصاد بیمار یا مدیریت نا کارآمد، و یا منابع کافی نداریم، همه اشتباه است! بلکه اساسا در چهل سالگی انقلاب، باید به مدیریت انتظارات پرداخت! هرکسی از ظن خود شد یارمن ، از اینجا نشات می گیرد. هرکسی انتظاراتی دارد، و بعد می گوید انقلاب کاری نکرده! اولا انقلاب را آنها ایجاد نکردند! که انتظار داشته باشند. انقلاب را خداوند ایجاد کرد: دلهای مومنان را به هم مرتبط ساخت. همه کسانی که می گوید: بخاطر مبارزه آنها بوده درغ می گویند، زیرا می خواهند سهم بیشتری برای چپاول داشته باشند. یا آنهاییکه می گویند: شرایط اجتماعی طوری بود، که باید انقلاب می شد! یا کارتر بود که شاه را کنار گذاشت، بروند بمیرند! زیرا با این تحلیل ها، انتظارات را تغییر می دهند، و بعد هم جزو طلبکاران انقلاب می شوند. آنهاییکه اصلا ضد انقلاب هستند که بدتر! هنوز در مقابل تغییرات مقاومت می کنند. دنیا را آب برده، آنها را خواب برده. وقتی انقلاب را خدا بوجود آورد، خودش هم هدایت می کند. به گفته قران مجید: اگر خداوند دلهای مردم را بهم نزدیک نکند، میلیاردها دلار یا طلا هم خرج کنند، نمی توانند این کار را بکنند. لذا انقلاب را به کتابخوانی وصل کردن، یا جلوی پیشرفت دیجیتال را گرفتن، به معنی مبارزه با خدا است. زیرا خداوند انقلاب را محافظت می کند. این مشیت الهی است(و نرید ان نمن..) کسانی که این را نمی پذیرند و میخواهند نقش خود را پر رنگ کنند! یا نقش ابزار را بجای خدا معرفی کنند، در مسیر ضد الهی قدم می گذارند، و دیر یا زود نابود می شوند.

Minimize paper consumption!

The ocean of paper destroys the environment, creates bureaucracy and: raises waste! So you have to reduce paper consumption. The digital world (which, in the words of Mr. Zarghami, God, created it to save the Islamic Revolution), one of its good benefits, is the same thing that lowers paper consumption. But a lot of obstacles prevent this! One of the most important is the promotion of reading in the traditional way. They do not accept the digital library and say: The study statistics in Iran are low. There are many subsidies to: print and publish, while they confess themselves, they do not kill them, and they all go to waste. Of course, the same ones will give them back, and they will buy trash and: used books, so that the publisher and the newspaper do not hurt. The consumption of billions of dollars and rials, for the production or purchase of paper, is worthless! And it's not clear that this anti-digital advertising, when continues. It's interesting to know that only the books of anti-revolutionary art are booming through the promotion of reading. Sadegh Hedayat-e-Sadegh, and Gholam Hossein Sa'edi, the leftist, are reprinted many times! And sold at high prices, then they say smuggling! Namely, with their own hands (with the state budget), they help counter-revolution! Perhaps subsidies from the press and publishers are the easiest money to go out of Iran! In addition to the press, the giants of consumer paper: education and higher education. Although it's easy to use a digital textbook, it's an internet exam and did not consume one gram of paper! But the mafia does not let the digital world rise. These are the ones who: they consider themselves to be revolutionaries, and call the rest to be revolutionaries! But they are not ready to protect the environment from the digital world, to reduce waste and increase it. Such actions do not meet the people's expectations, so what do they say about the revolution? If there was no revolution, we might enjoy these improvements! Therefore, unlike anyone else who thinks that there is no patient economy or inefficient management, or enough resources, it's all wrong! Basically, at the age of forty years of revolution, you have to manage expectations! Everyone was suspicious of him, MY FRIEND comes from here. Everyone has expectations, and then says that the revolution has not worked! First, they did not create a revolution! Which: they expect. God created the revolution: He linked the hearts of believers. Everyone who says they were fighting for them because they want to have more share in the plunder. Or those who say that the social situation was such that it should be a revolution! Or Carter who left the king, go to die! Because with these analyzes, they change expectations, and then they become creditors of the revolution. Those who are at all against the counter-revolution are worse! Still resist changes. He has taken the world and slept them. When God creates the revolution, he directs himself. According to: Quran: If God does not close the hearts of the people, they also spend billions of dollars or gold, they cannot do it. Therefore,: connecting the revolution to reading, or preventing digital progression, means fighting God. Because: God protects the revolution. This is a divine providence those who do not accept this and want to fill their role! Or introduce the role of the tool in place of God, they will walk in the path of anti-divine, and sooner or later destroyed.

تقليل استهلاك الورق!

محيط الورق يدمر البيئة ويخلق البيروقراطية ويزيد من الهدر! لذلك عليك تقليل استهلاك الورق. العالم الرقمي (الذي أوجده كلام السيد زرغمي ، الله ، لإنقاذ الثورة الإسلامية) ، واحدة من فوائده الجيدة ، هي نفسها للحد من استهلاك الورق. لكن الكثير من العقبات تمنع هذا! واحدة من أهمها تعزيز القراءة بالطريقة التقليدية. فهم لا يقبلون المكتبة الرقمية ويقولون: إن إحصائيات الدراسة في إيران منخفضة. هناك العديد من الإعانات من أجل: الطباعة والنشر ، بينما يعترفون بأنفسهم ، فهم لا يقتلونهم ، ويضيعون جميعهم. وبالطبع ، فإنهم سوف يعيدونهم مرة أخرى ، وسوف يشترون القمامة و: الكتب المستعملة ، حتى لا يضر الناشر والصحيفة. استهلاك بلايين الدولارات والريال ، لإنتاج أو شراء الورق ، لا قيمة له! ومن غير الواضح ما إذا كانت هذه الحملة المعادية الرقمية ستستمر. من المثير للاهتمام أن نعرف أن كتب الفن المعادية للثورة هي فقط التي تزدهر من خلال تعزيز القراءة. صادق صادق هدايت صادق ، وغلام حسين سعدي ، اليساري ، تتم إعادة طبعه عدة مرات! وتباع بأسعار عالية ، ثم يقولون تهريب! وهي بأيديهم (مع ميزانية الدولة) ، فهم يساعدون الثورة المضادة! ربما تكون الإعانات المقدمة من الصحافة والناشرين هي أسهل الأموال للخروج من إيران! بالإضافة إلى الصحافة ، عمالقة ورقة المستهلك: التعليم والتعليم العالي. على الرغم من أنه من السهل استخدام كتاب مدرسي رقمي ، إلا أنه اختبار على الإنترنت ولا يستهلك جرامًا واحدًا من الورق! لكن المافيا لا تدع العالم الرقمي يرتفع. هؤلاء هم الذين: يعتبرون أنفسهم ثوريين ، ويدعون البقية ليكونوا ثوريين! لكنهم غير مستعدين لحماية البيئة من العالم الرقمي ، للحد من الهدر وزيادته. مثل هذه التصرفات لا تلبي توقعات الناس ، فماذا يقولون عن الثورة؟ إذا لم تكن هناك ثورة ، فقد نتمتع بهذه التحسينات! لذلك ، على عكس أي شخص آخر يعتقد أنه لا يوجد اقتصاد مريض أو إدارة غير كفؤة ، أو موارد كافية ، فإن كل شيء خاطئ! في الأساس ، في عمر الأربعين من الثورة ، عليك إدارة التوقعات! الجميع مشبوه من حبيبي ، يأتي من هنا. كل شخص لديه توقعات ، ثم يقول إن الثورة لم تنجح! أولا ، لم يخلقوا ثورة! التي يتوقعونها. خلق الله الثورة: ربط قلوب المؤمنين. كل من يقول إنهم كانوا يقاتلون من أجلهم لأنهم يريدون أن يكون لهم نصيب أكبر في النهب. أو أولئك الذين يقولون أن الوضع الاجتماعي كان من المفترض أن يكون ثورة! أو كارتر الذي غادر الملك ، اذهب للموت! لأنه مع هذه التحليلات ، يغيرون التوقعات ، ثم يصبحون دائنين للثورة. أولئك الذين هم ضد الثورة المضادة هم أسوأ! لا تزال تقاوم التغييرات. لقد أخذ العالم ونموه. عندما يخلق الله الثورة ، يدير نفسه. وفقا لقرآن المجيد: إذا لم يغلق الله قلوب الناس ، فإنهم ينفقون مليارات الدولارات أو الذهب ، لا يمكنهم أن يفعلوا ذلك. لذلك ، فإن ربط الثورة بالقراءة أو منع التقدم الرقمي يعني محاربة الله. لأن الله يحمي الثورة. هذا هو العناية الإلهية أولئك الذين لا يقبلون هذا ويريدون ملء دورهم! أو تقديم دور الأداة بدلاً من الله ، فسوف يسيرون في طريق معاداة إلهية ، وعاجلاً أم آجلاً.

Kağız istehlakını minimuma endirin!

Kağız okeanı mühiti pozur, bürokratiyanı yaradır və atəşi artırır! Beləliklə, kağız istehlakını azaltmaq lazımdır. Rəqəmsal dünya (ki, cənab Zərqami, İslam İnqilabını qurtarmaq üçün yaradılan sözlər) onun yaxşı faydalarından biri kağız istehlakını azaltmaq üçün eynidır. Ancaq bir çox maneə bunun qarşısını alır! Ənənəvi şəkildə oxumağı təşviq etmək ən vacib məsələlərdən biridir. Onlar rəqəmsal kitabxananı qəbul etmir və deyirlər: İranda təhsil statistikası aşağı. Çox sayda subsidiya var: özləri etiraf etsələr də, çap etsinlər və dərc etsinlər, öldürməzlər və hamısı zibil atacaqlar. Əlbəttə ki, eyni şəxslər geri verəcəklər və zibil alacaqlar və istifadə olunan kitablar, naşir və qəzet zərər vermir. Kağızın istehsalı və satın alınması üçün milyardlarla dollar və rial istehlakı dəyərsizdir! Və bu anti-rəqəmsal kampaniyanın davam etdiriləcəyi aydın deyil. İnqilabçı olmayan sənətin yalnız kitablarını oxumağın təşviqi sayəsində sürətlə inkişaf etdiyini bilmək maraqlıdır. Sadegh Hedayat-e-Sadegh və solist Qholam Hossein Sa'ədi dəfələrlə redaktə olunur! Və yüksək qiymətlərlə satılır, sonra qaçaqçılıq deyirlər! Yəni, öz əlləri ilə (dövlət büdcəsi ilə) əks-inqilaba kömək edirlər! Yəqin ki, mətbuatdan və subsidiyadan olan subsidiyalar İrandan çıxmaq üçün ən asan puldur! Mətbuata əlavə olaraq, istehlak kağızının nəhəngləri: təhsil və ali təhsil. Bir digital dərslik istifadə etmək asan olsa da, bu bir internet imtahanı və bir qram kağız istehlak etməyib! Ancaq mafiya rəqəmsal dünya artmasına imkan vermir. Bunlar bunlardır: özlərini inqilabçı hesab edirlər və qalanını inqilabçılara çağırırlar! Amma onlar ətraf mühitin rəqəmsal dünyadan qorunmasına, tullantıları azaltmağa və artırmağa hazır deyillər. Belə hərəkətlər insanların gözləntilərinə cavab vermir, buna görə də onlar inqilab haqqında nə deyirlər? Əgər heç bir inqilab yoxdursa, biz bu təkmilləşdirmələrdən istifadə edə bilərik! Buna görə, heç bir xəstə iqtisadiyyatı və ya səmərəsiz idarəetmə, ya da kifayət qədər resurslar olmadığını düşünən hər kəsdən fərqli olaraq, hər şey səhvdir! Əslində, qırx illik inqilab əsnasında gözləntiləri idarə etməliyik! Hər kəs mənim sevgilimdən şübhələnir, buradan gəlir. Hər kəsin gözləməsi var, sonra da inqilab işləmədiyini söyləyir! Birincisi, onlar bir inqilab yaratmadılar! Onlar gözlədikləri. Allah inqilab yaratdı: Möminlərin qəlblərini bağladı. Təxşişdə daha çox payı olmaq istədikləri üçün onlar üçün mübarizə etdiyini söyləyən hər kəs. Və ya sosial vəziyyətin bir inqilab olması lazım olduğunu söyləyənlər! Ya da padşahı tərk edən Carter öldü! Çünki bu təhlillərlə onlar gözləntiləri dəyişirlər, sonra isə inqilabın borcalanları olurlar. Bütün əks-devrimə qarşı olanlar daha pisdir! Hələ dəyişikliklərə qarşı. O, dünyanı götürüb onları yuxuda yatdı. Allah inqilabı yaratdıqda, özünü idarə edir. Quran-i Mədinə görə: Əgər Allah insanların qəlblərini bağlamasa, onlar da milyardlarla dollar və ya qızıl sərf edirlər, bunu edə bilməzlər. Buna görə də, inqilab oxumaq və ya rəqəmsal inkişafı qarşısını almaq, Allahla mübarizə deməkdir. Çünki Allah inqilabı qorudu. Bu ilahi bir təvəkküldür (və oyanma ...) Bunu qəbul etməyən və rolunu doldurmaq istəyənlər! Yoxsa Allahın yerinə alətin rolu ilə tanış olun, onlar ilahi yolun gedişində gedəcək və gec-tez dağılar.


برچسب‌ها: مصرف کاغذ را کم کنید!,