X
تبلیغات
شهدای میانمار
صفحه اول تماس با ما RSS
شهدای میانمار
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۷ نظر(0)

 

میلیاردها سال از بوجود آمدن زمین می گذرد، و کسی هنوز نتوانسته راز و رمز این همه شگفتی را توضیح دهد. و هرکس هم اقدامی کرده، نه از آن جهت که اصل مطلب را گفته باشد، بلکه از آن جهت است که دهان دیگران را دوخته است! تمام فوت و فن ها ، تلسکوپ ها و میکروسکپ ها همه، برای بستن دهان مخالفان و منتقدان است!

سال ها مردم را فریب دادند که: به فضا رفته اند و بر کره ماه نشسته اند، و از آنجا قطعاتی را آورده اند! اما بعد معلوم شد که همه اینها صحنه سازی، در صحرای نوادای آمریکا ،یا دره اسرار آمیز سلیکون!  ولی نمی دانستند، دست روی دست بسیار است، و حرف آن ها تا موقعی قابل قبول است که، بالا دستی وجود نداشته باشد.

بالا دست بودن هرکس هم، نه به علم و دانش است، بلکه به قدرت و سیادت است. وقتی به به و چه چه زیاد باشد، هر موضوع غیر علمی هم علمی می شود! و هر تئوری در نیامده از کوره فرضیه ها هم، اصول و مبانی را تشکیل می دهد!

اما همه این ها می گوید : جهان در عین کهنه بودن، نیاز به لباس نو دارد و حرف های کهنه، حتی اگر حقیقت هم باشد کهنه است! و باید حرف نو زده شود. این حرف نو شاید یک یا چند قرن طول بکشد، ولی مهم نیست. حرف تازه بوی زندگی می دهد، و حرف کهنه بوی ماندگی .

امروز هم ما آمده ایم و: حرف های تازه می زنیم! حرف هایی که بوی زندگی می دهد و: بوی شادابی و شکوفایی . بگذار غربی ها هر چه می خواهند بگویند، و بنویسند و دانشمندان آنان، در دانشگاه دیکتاتوری علمی ایجاد کنند، و بگویند علم آن است که از دانشگاه: برکلی یا ماساچوست بیرون بیاید. اما دیگر گوش شنوایی برای این افتخارات آنان وجود ندارد.

حتی دانشحویان آن ها مانند: تشنه های صد ساله، به دنبال آب می گردند تا خود را از یک سرچشمه جدید سیراب کنند، برای آن ها سحنان استادان سراب است، بوی نم  و ماندگی می دهد. آن ها دیگر فسیل شده اند و: حرف تازهای ندارند. آنها فقط میتوانند کتب سال های جوانی خود را، با یک اصلاحات در املا و انشا آن، به عنوان چاپ جدید بیرون بدهند.

و نوروز ایرانیان همین را می گوید! لباس کهنه زمستانی را بیرون بیاورید، و لباس نو بهاری بپوشید. بیایید قبول کنید دوران حاکمیت ماههای: دی و بهمن تمام شد و، نوبت حکومت فروردین ماه است. بیایید ببینید اگر شما قبول ندارید، ولی تمام جهان آین را پذیرفته اند! از سبزه کوتاهی که به زور، از زیر اسفالت خیابان، سر خود را بیرون آورده، تا درختان کهنسالی که برگ های تازه، و شکوفه های رنگین برتن: لخت زمستانی خود می پوشانند! همه از نو شدن حرف می زنند، نو شدنی نه به درازای یک قرن، بلکه فقط به درازی یک سال .

و این سنتی است که خداوند بر آن نهاده است . خداوند در عرض شش روز دنیای ما را خلق کرد، و روز هفتم همه چیز آماده بهره برداری بود! و این روز ها را بر آدم یاد آوری کرد: تا هر سال در چنین روز هایی جشن بگیرد، و به ستایش و سپاسگزاری از خدا بپردازد.

البته همه فرزندان آدم یکسان نبودند، عده ای هم می خواستند دراین مورد، نو آور باشند و لذا آن را ترک کردند و سنت شکنی ! اما ایرانیان  در طول همه این سال ها، ان روز ها را گرامی داشتند، و از هیچ مسخره و بدگویی هم  ناراحت نشدند. و حضرت امام صادق و: دیگر امامان هم این موضوع را بیان کردند.

همین جوشش از درون، برای هماهنگی با طبیعت،  در جهت نوشدن، تعادل روانی به ایرانیان می داد، و آن ها همیشه در همه کار ها موفق بوده اند. زیرا مشیت الهی همین است،  قران کریم خود یک طبیعت است، که هر روز نو به نو می شود، و هر مومن باید هر روز، ده یا صد ایه از ان تلاوت کند، تا به فهم جدیدی از آن برسد که: در حل مشکلات روزانه او را یاری دهد. امام علی هم فرموده که: فرزند زمان خود باشید!

Nouvel An, Nouveau Monde
La création des milliards de la Terre il ya des années, et personne n'a encore été en mesure d'expliquer la mystérieuse merveille de tout cela. Tout le monde a travaillé ensemble, non pas parce qu'il est le principal, mais ce est pour les autres à coudre votre bouche est! Tous astuce, télescopes et microscope sont tous les critiques est de fermer votre bouche!
Années trompé les gens qui sont allés dans l'espace et assis sur la lune, et les pièces ont été là! Mais il se est avéré que tous ces cabotinage, dans le désert du Nevada Amérique, ou sur la vallée de silicium mystérieuse! Mais ils ne savent pas, aux mains abondent, et parler jusqu'à ce qu'il soit accepté qu'il n'y a pas en amont.
En amont de l'autre, pas à la science, mais aussi la puissance et de la souveraineté. Quand et comment beaucoup à ne importe quel sujet non-scientifique est la science! Et les hypothèses théoriques proviennent du four, les principes forment!
Mais tout le monde dit la même vieux monde, le besoin de nouveaux vêtements et de vieux mots, même si la vérité est là! De nouveaux personnages et doivent être frappés. Les nouveaux personnages peuvent prendre un siècle ou plus, mais peu importe. La chose odeur nouvelle de la vie, et a conservé l'odeur de vieilles lettres.
Aujourd'hui, nous nous réunissons et, à incorporer de nouveaux personnages! Les éléments qui donnent vie et le souffle odeur fraîche et florissante. Vente de l'Ouest ce qu'ils veulent dire, et à écrire, et leurs scientifiques, la dictature de la science, et la science disent que l'Université de Californie à Berkeley ou le MIT à sortir. Mais ils ne écoutent plus à ces réalisations.
Même les étudiants sont aussi faim pendant cent ans, sont à la recherche de l'eau à boire à partir d'une nouvelle source, pour leurs maîtres Shnan mirage, l'odeur d'humidité et conservé. Ils ont d'autres fossiles, ne sont pas quelque chose de nouveau. Ils peuvent seul livre de ses jeunes années, avec une réforme de l'orthographe et de sa composition, en tant que nouveau les imprimer.
Norouz et dit la même chose! Apportez vieux vêtements, hiver, et porter printemps de nouveaux vêtements. Acceptons la primauté du mois: Janvier, Février et a terminé, tournez le mois Avril. Voyons si vous ne acceptez pas, mais acceptés partout dans le monde! Brunette courte de la force, de la chaussée de la rue, sa tête, les vieux arbres qui feuilles fraîches et fleurs, vêtements coloré, couverture d'hiver nue! Tout le discours de la nouvelle, nouvelle, pas possible aussi longtemps que d'un siècle, mais une seule année.
Et la tradition que Dieu a placé. Dieu a créé le monde en six jours, et le septième jour tout était prêt! Et ces jours-ci pour vous rappeler que chaque année à cette journée pour célébrer et pour louer et remercier Dieu pour eux.
Bien sûr, tous les enfants ne sont la même personne, certaines personnes ont voulu ce cas, innovateur, et alors ils sont partis et rompre avec la tradition! Mais les Iraniens pendant toutes ces années, il a célébré le jour, et tout le ridicule et vilipender pas bouleversé. Et Imam Sadiq et les autres dirigeants ont également exprimé la question.
Donc, profondément à l'intérieur, de l'harmonie avec la nature, afin de ré-équilibrer le mental pour les Iraniens, et ils ont toujours réussi à tout. Parce que ce est la volonté de Dieu, le Saint Coran est une nature, que chaque nouveau jour est un nouveau domaine, et chaque croyant devrait être tous les jours, dix ou cent versets de la récitation, afin de parvenir à une nouvelle compréhension de celui-ci: les problèmes Son aide quotidienne. Ali a également dit que lorsque votre enfant!

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۱۲/۱۳۹۳ - ۱۵:۴۵ نظر(0)

پیامبر فرمود که( الحق مع علی و علی مع الحق اینما کنت ) حق با حضرت علی ع است، و حضرت علی ع هم با حق هست، هرجا که باشد.

از این گفته شریف  مستفاد می شود که:حضرت فاطمه سلام الله علیها، عین حق و: لاحق به حق و مسمی به حق هم بوده است. یعنی یکی دیگر از اسما ایشان حق است، حقی که در شکل انسان و در: ظریف ترین و زیباترین نوع آن، متجلی شد و حجت را برهمه تمام کرد.

او مانند حق زندگی کرد: همه چیز او در ظاهر حقیر و کوچک بود! اما باطن او بزرگ و متعالی : جهیزیه ایشان بسیار حقیر و کم بها بود که: از مبلغ فروش یک عدد سپر جنگی حضرت علی، تامین مالی شده بود! مهریه اش آب بود که حتی، از فرزندش امام حسین ع، در کنار نهر فرات منع کردند.

خانه اش گلی بود و اثاثیه اش: فقط یک گلیم و یک دست آس، که با آن گندم و جو آرد می کرد، و غذا می پخت ، عمرش از همه کوتاه تر بود با اینکه نوشته اند 18 ساله شهید شد، ولی باید 9 سال آن را دوران کودکی دانست!  شوهرش آنجنان فقیر بود که حتی از کنار: قصابی رد نمی شد و به یهودی طلبکارش، نمی توانست نگاه کند.

فرزندانش دو پسر و دو دختر بودند، کوچک و معصوم که حتی نمی توانستند: مانع سیلی زدن مرد عرب، بر روی صورت مادرشان شوند!

یکی از فرزندانش که در رحم مادر بود، حتی فرصت نیافت پا به عرصه زمین بگذارد، و از جور دشمنان در دل مادرش شهید شد.

اما این ها، به ظاهر کوچک هستند! فقر و گرسنگی آنان از نداشتن نبود، بلکه از ایثار و فداکاری آنان برای مردم بود! سه لقمه نانی را که برای افطار، نگهداشته بودند به یتیم و فقیر و مسکین دادند! و این داده های آنان را خدا می دید، و جبران می کرد، سوره هل اتی در شان همین عملکرد، بر پیامبر اسلام نازل شد.

فرزند مظلوم و کوچک او اکنون، در سراسر جهان بر دل های همه مظلومان حکومت می کند! و در جهان 7میلیاردی کسی نیست که، او را نشناسد و قدرش را نداند، و این امری است که تمام رسانه های جهان، برای رسیدن به آن خود را به هردری می زنند. با اینکه ممکن است سی ان ان یا بی بی سی، حتی یکبار از او نام نبرده و او را تکریم نکرده باشند، ولی همه جهان از حسین ع حرف می زنند.

شوهر قهرمانش اکنون، سر امد همه مدال ها و نشان های جهان است! مدال شجاعت، عدالت و حکمت را، همه تماشاگران به او می دهند، در حالیکه اسکار ها را، همه ضد علی ها درو می کنند!

خانه کوچک و گلی او همه تاریخ شده است. منشا و موتور تاریخ و حتی هدف تاریخ، همان خانه کوچک و گلی فاطمه سلام الله علیها است. همه مادران و همه زنان، در حسرت یک روز زندگی مانند او می سوزند، و در آرزوی همسایگی و همنشینی با او هستند.

استفاده از سالهای کوتاه عمر، و مدیرت زمان، قهرمانی بالاتر از ایشان ندیده! چه کسی است که با یک زندگی کوتاه، همه تاریخ را بچرخاند؟ بهره وری از این بالاتر؟ که با 90 روز حمایت از علی ع کاری کرده، که یک ملت سوسمار خور و بیابانگرد، امروزه به بزرگترین کارتل ها و تراست های جهانی تبدیل شدند! و سرمایه داران یهودی و مسیحی، منتظر گوشه چشمی از سوی آن ها هستند؟

فدک تنها ارثیه مانده از سوی پدرش را، به یغما بردند تا در زندگی در امدی نداشته باشد، ولی اکنون فدک او همه جهان است! شاید خیلی ها به خود ببالند که توانسته اند، از یزیدیان زمان فرصتی بگیرند، و فدک را تماشا کنند! ولی فدک دیگر آن باغ کوچک،  افتاده در صحرای عربستان نیست! فدک امروز جامعه جهانی و حکومت واحد جهانی است، که به دست نواده ایشان: حضرت صاحب الزمان ایجاد خواهد شد!

Fatima Zahra était également juste, parce que Ali était!
Le Prophète a dit que (a) le droit de l'imam Ali et de l'imam Ali est avec la vérité, où que ce soit.
Sharif a déclaré que cela signifiait: Fatima PSL, les mêmes droits et, à la suite de la droite et vers la droite est Msmy. Ce est un de leurs noms droite, un droit que la forme humaine, et dans le plus élégant et beau en son genre, était la preuve manifeste de la toute-puissante et tout ça.
Elle vivait droite: Elle regarde petites choses et les petits! Mais intérieurement, il est un grand et noble: sa dot était très humble et sous-estimation du montant de la vente d'un certain nombre de bouclier de guerre Ali, a été financé! L'eau était sa dot, même, le fils de l'Imam Hussain AS, interdit le long du fleuve Euphrate.
Sa maison était boueux et ses bagages, juste un tapis et un As, qui était du blé et de la farine d'orge, la cuisine, la vie était plus courte que tout ce qui a été écrit par 18 ans martyr, mais pour 9 années enfance savait! Société était pauvre, même avec son mari, n'a pas été rejetée et le boucher juif Tlbkarsh ne pouvait pas voir.
Les enfants, deux garçons et deux filles étaient jeune et innocente qu'elle ne pouvait pas: arrêter gifler hommes arabes, sont sur leur chemin!
Un des enfants dans l'utérus, l'occasion était même pas né laïque, et les bons cœurs de ses ennemis est devenu un martyr.
Cependant, l'apparence petite! Pauvreté et la faim ne étaient pas eux, mais leur sacrifice pour le peuple! Mardi morceau de pain pour le petit déjeuner, avait gardé les pauvres et les orphelins et les pauvres! Et les données ils ont vu Dieu, et l'indemnisation, le prochain chapitre de leur poussée de cette performance, qui a été révélé au Prophète Muhammad.
Il est le fils de pauvres et petites, partout dans le monde sur les cœurs de tous les opprimés! 7 milliards de personnes dans le monde qu'il ne connaît pas et ne prend pas pour acquis, et ce est ce que tous les médias du monde, pour atteindre les Herder. Il peut CNN ou la BBC, même une fois elle ne le respecte, mais tous les discours de Hussein Ali.
Mari héros maintenant, la tête de toutes les médailles et montrer au monde! Médaille du courage, de la justice et de la sagesse, tous ses fans, tandis que l'Académie, tous contre la récolte de Ali!
Mud Hut et il est toute l'histoire. L'origine et l'histoire du moteur et la date cible, la maison est petite et boueux Fatima PSL. Toutes les mères et toutes les femmes, aspirant à un jour comme il a brûlé, et les rêves du quartier et son entreprise.
Utilisez courtes années de la vie, et la gestion du temps, ils ne sont pas au-dessus du titre! Qui est-ce avec une courte durée de vie, le tout sur le tour? L'efficacité de ce qui précède? Ali avait fait avec 90 jours de support, une nation digne de lézards du désert, est devenu aujourd'hui le plus grand cartels et des trusts du monde! Et les capitalistes, les juifs et les chrétiens, ils sont en attente pour l'œil?
Fadak seul héritage laissé par son père, a été pillé dans la vie ne est pas revenu, mais maintenant elle est Fadak! Peut-être que beaucoup de gens qui ont réussi à Bnaznd, les Yézidis ont la possibilité, et Fadak à regarder! Mais un autre petit jardin Fadak, ne réside pas dans le désert d'Arabie! Fadak communauté internationale et l'état du monde d'aujourd'hui, qui a perdu son petit-fils, Imam Zaman seront créés!

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۱۲/۱۳۹۳ - ۱۴:۱۸ نظر(0)

 

بر خلاف تئوری های لاریجانی، ایران اسلامی نه تنها غم جهان را می خورد، بلکه دوست دارد نه تنها مسلمان ها، بلکه همه ابنا بشر از زیر یوغ استعمار ازاد شود. اگر دنیا ایران را دوست دارد، این یک عشق است نه یک تهمت ناروا، زیرا ایران در طول تاریخ خود، هرگر برای کشورگشایی اقدام نکرده، بلکه این کشورهای دیگر بودند که: تجاوز می کردند و عقبه این تجاوز، شکست  آن ها بود و" مردم تحت ستم آن ها هم، پناهی جز ایران پیدا نمی کردند.

شاید این طور باشد که هنوز، ذهن برخی ها اسیر بوی تبلیغات غربی ها است که: اسلام را دین شمشیر می خوانند، ولی حتی این تبلیغات برای ایران نشده است، یعنی با اینکه ایران همیشه امپراطوری های بزرگی داشته، هرگز کسی از ایرانیان به عنوان ویرانگر، یا ستمگر یاد نکرده و تبلیغات هم نشده است. اگر مثلا یک فیلم  سیصد هم ساخته شده، بدلیل نا آگاهی آنان بوده که ایرانی ها را، سیاهپوست تصور کرده اند!

اما هرگز اینطور نبوده است و همیشه، کسانی که به اصل واقعیت رسیده اند، توبه کرده و در مقابل عظمت تاریخی ایران سر فرود آورده اند. ممکن است حمله اعراب به ایران را، یک نقطه ضعف بدانید ولی حضرت ابراهیم و فرزندانش، حضرت اسماعیل و اسحاق هرگز عرب نبودند و ایرانی الاصل بودند، و علاقه نواده های آن ها به ایران هم برکسی پوشیده نیست.

آیا هنگامی که بنی اسرائیل، انبیا خود را می کشتند و ده تن از آن ها، در زمان کورش به ایران پناهنده شدند، این معنی زور گویی ایران به قوم یهود می دهد؟ ایا ایرانی الاصل بودن بسیاری از اعضای حکومت اسرائیل، که اتفاقا جناح دوست دار ایران هم هستند، با جناح طرفدار سعودی ها یکسان است؟

 یا هنگامی که مردم روم و یونان، از  ظلم و ستم قیصران خود به ایران پناه می اوردند، که نتیجه آن این شد که قیصر روم، تصمیم گرفت تخت جمشید را ، آتش زده با خاک یکسان کند، باز مقصر ایران است؟

بگذار دشمن هرچه می خواهد بگوید! ولی همه دنیا می داند که سردار قاسم سلیمانی، نه به زور که به خواسته خود: مردم عراق و دولتمردان آن، آنجا حضور دارد.

بگذار دشمنان هرچه می خواهند بگویند، ولی بزرگترین ثروتمندان و مجریان آمریکا، ایرانی الاصل هستند و ایران، مانند صهیونیست ها یا لیبرالیست ها، نیازی به لابی زدن یا تبلیغات دروغین ندارد. ایران اسلامی می داند که همه مردم آمریکا، دوستدار ایران هستند و اگر تعداد اندکی هم، دشمنی می کنند بخاطر زور ستمگران است.

آیا چه نیازی است که ایران، در یمن لابی باز کند یا نیرو پیاده کند؟ تمام مردم یمن شیعه هستند و دوستدار اهل بیت، و ایران را حامی بزرگ خود می دانند.

آیا احتیاجی هست که ایران، مسیونر به افریقا بفرستد؟ و آن ها را به تشیع یا دوستی ایران دعوت کند؟ آن ها خود را ایرانی می دانند! و در بسیاری از قوم و قبیله ها، مانند زنگبارها، اصلا مهاجر از جنوب ایران هستند.

آیا نیازی هست که به: چین یا هند لشکر کشی شود؟ یا آن ها انقدر حافظ و فردوسی را، دوست دارند که اصلا نام ایران را، مقدس تر از آن میدانند که حتی فکر: جنگ یا مقاومت در مقابل ان داشته باشند؟

آیا اسیای میانه نیاز به ایجاد فدراسیون دارد؟ یا اینکه آن ها خود را ایرانی تر از خود ما می دانند؟ خجند و تاشکند و مرو، همه آثار شاعران و بزرگان پارسی گوی است. آذر بایجان و گرجستان و ارمنستان را می گویید؟ در جای جای آن ها قوم ایری، یا ایرانی محبوب هستند، حتی در گرجستان عدهای خود را آیرون، یعنی ایرانی الاصل می دانند


Empire of Love
Contrairement théories Larijani, monde islamique de l'Iran ne était pas seulement triste, mais ne aime pas seulement les musulmans, mais tous les êtres humains soit libre du joug du colonialisme. Si le monde de l'amour, un amour qui ne est pas un scandale, parce que dans le cours de son histoire, n'a jamais tenté de conquête, mais les autres pays étaient: le viol violée et "Aqaba, qui fut un échec. opprimés qu'ils sont, ils ne peuvent pas trouver de refuge en dehors de l'Iran.
Peut-être qu'il est encore l'esprit quelques odeurs captifs propagande occidentale que l'Islam est une religion de l'épée chanter, mais même cela ne est pas une publicité pour le pays, à savoir le fait que l'Iran a toujours eu de grands empires, jamais Iraniens destructive, ou ne se souviennent pas des annonces ne sont pas oppressive. Si, par exemple, une centaine de films sont faits, en raison de leur manque de connaissances des Iraniens, les Noirs ont imaginé!
Mais ne jamais, jamais, ceux qui ont la vérité, se repentent et se sont inclinés devant la grandeur historique. Invasion arabe de l'Iran serait un désavantage pour connaître le Prophète Abraham et ses fils, Ismaël et Isaac ne ont jamais été origine arabe et iranienne, et de leurs descendants dans l'intérêt de l'Iran ne est pas secret.
Faites les enfants d'Israël, tes prophètes sont tués et dix d'entre eux, ont trouvé refuge dans le temps de Cyrus, le sens de la contrainte pour le peuple juif? Est l'Iran origine de nombreux membres du gouvernement israélien, qui sont d'ailleurs les goûts de l'Iran, l'Arabie saoudite et les fans sont les mêmes?
 
Ou quand le peuple de Rome et de la Grèce, la cruauté de César lui-même ont trouvé refuge en Iran, dont le résultat est que l'empereur romain, a décidé de Persépolis, un incendie rasé, l'Iran est le coupable?
Que l'ennemi vous dira tout! Mais tout le monde sait que le général Qasem Soleimani, qui a demandé de ne pas forcer le peuple irakien et son gouvernement, il.
Que les ennemis de ce qu'ils disent, mais la descente riche et application Amérique, l'Iran et l'Iran, comme sionistes ou libéraux, ou la publicité mensongère ne pas déranger le hall. Iran islamique sait que tous les peuples de l'Amérique, affectueux, et si quelques-uns de la force de l'ennemi parce qu'ils sont injustes.
Qu'est-ce que l'Iran, le Yémen ou éteindre le hall? Tous yéménite chiite et des ménages aimer, et de leur grand patron Iran.
Il ne est pas nécessaire pour l'Iran d'envoyer des missionnaires en Afrique? Et les inviter à l'Iran chiite ou amitié? Les Iraniens savent! Et dans de nombreuses nations et des tribus, comme Zanzibar, tous les immigrants du sud de l'Iran.
Ne pas besoin que la Chine ou l'Inde est la campagne? Ou alors Hafez et Ferdowsi, appelé l'Iran tout comme ça, de plus sacré que il sait que même la pensée de guerre ou ils résistent?
Avez-vous besoin de créer une fédération de l'Asie centrale? Ou que les Iraniens eux-mêmes que nous savons? Khujand et Tashkent et Marie, tous les grands poètes persans de la balle. Décembre Azarbayjan et la Géorgie et l'Arménie à dire? Ne importe où dans la tribu Erie, ou Iraniens sont très populaires, certains même dans leur Géorgie fer, le savoir d'origine iranienne

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۰:۵۵ نظر(0)

 

داعش اولین گروهی نیست که: آثار باستانی را نابود می کند!

بلکه از زمان حکومت آل سعود، و با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع، این امر ضد انسانی  شروع شد. البته آن ها یکی دو مورد را، برای فریب مردم در جلو رسانه ها  تخریب می کنند! ولی کار اصلی آن ها قاچاق گنجینه ها و اشیا عتیقه و تاریخی است. و لذا  بقیه، در بازار سیاه قاچاق اگر در تخریب آن ها دقت شود، طوری تخریب می کنند که قابل حمل و فروش باشد!.

هدف آن ها هم دو چیز است: اول از بین بردن تاریخ اسلام، و نابودی تمدن اسلامی و: قطع ارتباط نسل های آینده از: افتخارات گذشته است . دوم تاریخ سازی و تمدن سازی، برای اقوام بی ریشه و بدون تاریخ، از جمله اعراب حوزه خلیج فارس، و دولت های استکباری حامی اسرائیل است.

تاریخ جعلی که نتیجه آن: تغییر نام خلیج همیشه فارس، به خلیج العربی یا خلیح می باشد . تاریخ جعلی که، اجازه می دهد زیر زمین بناهای مسجد الاقصی را، که هزاران سال از تعدی به دور بوده ، حفاری های غیر مجاز کنند. و بالاخره تاریخ نداشته ای، که برای آمریکا و اسرائیل به وجود آورده اند.

انسان معاصر غیر متعهد انسانی هست که: به تمام گفته ها و نوشته ها و منشورهای خود، پشت پا زده و در اثر میرایی محتوم، همه چیز های خود بافته را رشته می کند. هنوز دیر زمانی نیست که: سازمان ملل را ایجاد کردند و: برای کامل کردن افتخارات خود، سازمان یونسکو را به آن ملحق نمودند.

در تعریف علمی ساز مان یونسکو، ماموریتی جز حفاظت از: آثار باستانی و فرهنگ ملت ها ندارد، ولی اکنون همه چیز عوض شده است! سازمان یونسکو، عامل شناسایی گنج ها و عتیقه ها، برای غارت دزدان و قاچاقچیان شده است. آیا تابحال یونسکو از خود پرسیده است: موزه لور فرانسه یا بریتیش موزیوم انگلیس،  اینهمه عتیقه ها را چگونه بدست آورده؟ همه دارایی های این موزه، با زبان رسا می گویند که متعلق به ایرن و عراق هستند. و این بمعنی آن است که آن ها، با پای خود به این موزه ها نرفته اند، بلکه آن ها را سرقت کرده اند.

حتی اگر ادعا شود بایت آن ها پولی هم پرداخت شده، این حماقت محض است! آیا برای آثار باستانی می توان قیمت گذاشت؟ و در حراجی ها آن ها را فروخت؟  البته همه این سرقت ها و: کلاهبرداری های باستانی فقط مربوط به گذشته نیست، همین اکنون هم بیشترین دارایی های موزه های جهانی، از عراق و ایران قاچاق شده و برده می شود.

اگر تا دیروز یهودیان اسرائیل ، آل سعود و شیوخ این کار را می کردند، امروز عوامل آن ها مانند: داعش و طالبان این کار را می کنند! اما شیوه همان شیوه آل سعود است، در ظاهر تکفیر و تفسیق و تخریب است، اما در باطن دزدی و قاچاق آن ها است ، زیرا از باقی ماجرا کسی اطلاعی ندارد! مگر روزی که همان تکه های خرد شده، سر از موزه های آمریکا و اسرائیل در بیاورند!

بعد هم می گویند خود ایرانی ها و عراقی ها، عرضه نگهداری نداشتند، آن را به امریکا ، اسرائیل و اروپا فرستاده اند تا حفظ شود؟ این سیاه رویی برای سازمانی است که سال ها نان فریب مردم را خورده است و خود را حافظ فرهنگ و تمدن معرفی کرده است در حالیکه حتی یکبار هم در مورد تخریب سیصد آثار اسلامی در مکه و مدینه حرفی نزده و تا کنون از تخریب مسجدالاقصی هم انتقادی نداشته است.

شرم باد بر سازمان های بین المللی که با بوق و کرنا از فرهنگ وتاریخ حمایت می کنند ولی در عمل واسطه قاچاق آن ها می شوند...


Destruction ou trafic d'antiquités?
Dash est le premier groupe qui peut détruire les monuments!
Mais depuis l'Al Saoud, et la destruction des lieux saints de l'Imam Baqi, ce était inhumain. Bien sûr, il est l'une des deux choses, pour tromper les gens devant des médias sont détruits! Mais leurs principales antiquités d'emploi et de contrebande et les trésors historiques. Et donc le reste du marché noir les contrebande attentivement si le dommage est si dégradé qu'il est portable et les ventes!
Leur but est de deux choses: d'abord, supprimer l'histoire de l'islam et de la civilisation islamique et la destruction: Débrancher les générations futures de gloires passées. Histoire et Civilisation II, sans racines et sans histoire des groupes ethniques, y compris les Arabes, le golfe Persique, et gouvernement arrogant est pro-Israël.
Faux histoire, entraînant le changement de nom Le golfe Persique, le golfe ou le golfe est Al. Inscrivez-faux, permettant bâtiments souterrains Aqsa, qui a été autour depuis des milliers d'années d'oppression, l'excavation non autorisée. Et avoir enfin une date, pour l'Amérique et Israël ont créé.
Contemporaine homme non-humaine qui se est engagé à toutes les œuvres et leurs chartes, et a riposté par une certaine atténuation, les choses sont tissés dans le champ. Il ne est pas encore trop tard, lorsque les Nations Unies a été créé et pour compléter ses réalisations, l'UNESCO devra rejoindre.
L'UNESCO a organisé une définition scientifique, mais la mission de protéger les monuments et la culture de la nation ne, mais maintenant tout a changé! UNESCO, l'identification des trésors et d'antiquités, de voler les voleurs et des contrebandiers. L'UNESCO a jamais se demanda: Lore Musée Mvzyvm français ou l'anglais britannique, la façon d'obtenir ces éléments? Tous les actifs du musée, a déclaré que le langage expressif d'Irene et de l'Irak. Et cela signifie qu'ils ne ont pas disparu avec ses pieds au musée, mais il a été volé.
Même se ils prétendent l'argent versé octets, ce est de la pure bêtise! Est-il possible de mettre un prix sur les antiquités? Ils sont vendus aux enchères? Bien sûr, tous ces vols et: vieux trucs ne sont pas seulement le passé, ce est le plus grand musée de l'actif mondial de l'Irak et de l'Iran ont été victimes de la traite.
Si les Juifs d'hier Israël, la Maison des Saoud et leurs aînés aujourd'hui que des facteurs tels que: Dash et les talibans le font! Mais la façon dont la façon dont la Maison des Saoud, apparemment excommunication et la dégradation, mais intérieurement ils volent et la contrebande, parce qu'on ne sait pas le reste de l'histoire! Jusqu'au jour où les morceaux écrasés, la tête du Musée de l'Amérique et Israël viennent!
Puis dire aux Iraniens et Irakiens, ont été maintenus en offrant à l'Amérique, en Europe, en Israël et envoyé pour être maintenu?no.
Honte à des organisations internationales qui claironné faveur de la culture et de l'histoire, mais en pratique, ils sont acheminés clandestinement par ...

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۱:۲۸ نظر(0)

 

البته هر جریان سازی بد نیست! گاهی مواقع جریان سازی، مانند جاری شدن آب در یک نهر و یا: جاری شدن خون در رگ ها مبارک است، زیرا نشان از حرکت و زندگی و شادابی است. اکنون در تهران و کلانشهر های ایران، یک جریان سازنده زیر پوستی در حال حرکت است.

مردم در حال و هوای شور انتخاباتی هستند، و منتظر روز جمعه برای رای دادن به شورا یارها، و روز شنبه برای دیدن نتیجه رای خودشان، نتیجه هرچه باشد به نفع: نظام و شهرداری ها و عمران و آبادی است.

بنده خود از  تئوریسین های این جریان بوده، و در دور اول که بطور آزمایشی در چند محله تهران انجام شد، در محله اکباتان جزو عوامل اجرایی بودم، خودم هم باور نمی کردم از این امر، استقبال خوبی بشود اما، هر سال از سال قبل  و: هر دوره از دوره قبل بهتر شد. امروز دیگر شورا یاران اشخاص ناشناخته نیستند، و هدف آن ها برکسی پوشیده نیست.

شورا یاران در واقع پارلمان محلی هستند،  و مقررات و ضوابط شهرداری ها و: کلیه عوامل اجرایی محله باید: به تصویب آنان برسد و نظارت آنان، بر اجرای مصوبات دایمی باشد.

در ابتدا تصور مردم از شورایان، امور اجرایی بود،  همانطور که بسیاری از مردم هم در دنیا، از اعضای پارلمان خود انتظاراتی این گونه دارند، اما امور اجرایی با دولت است که :نماینده آن در محله همان شهردار، یا نماینده شهردار می باشد.

اینجا یک نکته مهم است، و آن اینکه نظام هماهنگی بین تقسیمات کشوری، و شهری وجود ندارد! و این مایه سرگردانی بسیاری از مردم است. در سطح کشور، تقسیمات وزارت کشور برای خودش است! قوه قضائیه هم برای برای خودش تقسیمات دارد، و قوه مقننه هم برای خود! حتی در داخل دولت، سازمان آب و برق ، تلفن و گاز هیچکدام براساس: تقسیمات کشوری عمل نمی کنند، و لذا خدمات رسانی گاهی حتی به: ضد خدمات تبدیل می شود! مثلا شهرداری یک خیابان را اسفالت می کند، ولی دو روز بعد اداره مخابرات، برای کابل برگردان یا نصب کابل نوری، آن را زخمی می کند و رها می شود!

هنوز کار آن ها مردم را آزار می دهد که، خط لوله آب ترک برمی دارد و: خیابان ها برای ترمیم لوله، کنده کاری می شوند . یا یک روستا مثل ماهین ما، برای برخی کار ها باید به لوشان برود! برخی کار ها در زنجان ، تعدادی امور در قزوین ، حتی باید ابهر ، سیردان و قره بلاغ را هم نباید از قلم انداخت. و این سرگردانی هم موجب: اتلاف وقت مردم و نارضایتی آن ها می شود، و هم بودجه ها بر ضد یکدیگر خرج می شوند.

شورا یاران هم همین معضل را دارند، تقسیم محلات با تقسیمات شهرداری منطبق نیست، لذا گاهی چند محله زیر نظر یک ناحیه هستند!  و لذا ناحیه هیچ هماهنگی با شورا یاری ها ندارد. البته گاهی چند شورا با هم هماهنگ می شوند، ولی شهرداری تمکین نمی کند، و خود مختار عمل می کند.

نه تنها خود مختار عمل می کند، حتی شورایار ها را تحقیر هم می کند و: به آن ها می گوید شما فقط باید جلو: ساخت و ساز بی رویه را بگیرید!

یا مردم را تشویق کنید: بیشتر عوارض بدهند. این به معنی آن است که تقسیم بندی، دست آن ها را باز گذاشته  است. لذا باید همه ادارات و ساز مان های دولتی و عمومی، به تقسیمات واحد برسند ویا: تقسیمات کشوری وزارت کشور بپذیرند.

از نظر شورایاری هم باید، هر ناحیه شهرداری در محدوده خود، شوراریاری داشته باشد. و شورایان مانند مجلس محلی، وظائف خود را در بررسی بودجه، و برنامه های ناحیه بررسی، و تاییدیه لازم را بدهند. و بر اجرای آن نظارت کنند. والا شهر داری با ساخت یک سرای محله، و دادن چند صندلی و میز، سر آن ها را شیره می مالد!

Avec l'aide du Conseil

Cependant, le bâtiment ne est pas mauvais! Parfois, l'intégration, comme l'eau dans un ruisseau ou: la circulation du sang dans les veines est saint, parce que ce est le mouvement de la vie et de bonheur. A Téhéran et d'autres villes iraniennes aujourd'hui, un fabricant de mobile hypodermique.

Les gens votent et l'air salé, et attendre vendredi pour voter au conseil Ta Recommander Syllabes, et samedi pour voir les résultats pour eux-mêmes, quel que soit le résultat du système de prestations et les municipalités et le développement du village.

Je étais le théoricien de la rivière, et dans le premier tour expérimentale plusieurs quartiers de Téhéran, le conseil exécutif du district du complexe I, moi-même, je ne crois pas, mais ce sera bien reçu chaque année à l'année précédente et chaque parcours était mieux que la période précédente. Aujourd'hui, les personnes Conseil bourses sont inconnus, et leur but ne est pas secret.

Conseil de bourses au parlement local, et les lois et règlements municipaux, et tous les agents de l'application des lois locales doivent être approuvées par eux et les suivre sur une législation plus permanente.

Au début, les gens pensaient de l'administration du conseil, comme beaucoup de gens dans le monde, les membres du parlement sont vos attentes pour cette espèce, mais l'administration est le représentant du gouvernement dans le quartier du maire, le représentant du maire.

Voici un point important, et qu'il ne existe pas de coordination entre les divisions, et la ville! Et ce est une source de confusion pour de nombreuses personnes. Dans ce pays, la division du pays lui-même! Le pouvoir judiciaire a aussi des divisions pour lui-même et pour sa législature! Même au sein des organismes gouvernementaux, les services publics, téléphone, gaz et tout par: divisions administratives ne fonctionnent pas, donc parfois le service: service Anti devient! Par exemple, le maire d'une ruelle pavée, mais deux jours plus tard, le ministère des Communications, le câble en arrière ou câble optique installé, il ne fait pas mal et est libéré!

Ça fait mal encore des gens qui, se fissurent et les canalisations d'eau, les routes à réparer les tuyaux, sont gravés. Mahin un village comme le nôtre, pour certains emplois doit aller à Shan! Certains travaillent dans Zanjan, nombre de Qazvin, même Abhar, Syrdan et Gara Gorge devrait mettre la plume. Et ce serait source de confusion, ce serait une perte de temps, les gens et le mécontentement, et les fonds sont dépensés uns contre les autres.

Bourse du Conseil ont le même problème, diviser la municipalité en districts ne sont pas conformes à, donc parfois plusieurs quartiers sont sous la zone! Et donc pas partie d'une organisation avec les conseils. Parfois, un couple sera en harmonie avec le conseil, mais le conseil ne est pas conforme, et actes autonomes.

Non seulement agit de façon autonome, même jusque dans les conseils et de leur dire que vous avez juste à faire face: Construction obtenir aveugle!

Ou encourager les gens à poursuivre leurs effets. Cela signifie que la division, il est à gauche ouverte. Donc, pour tous les ministères et organismes du public, à leurs unités ou divisions, les divisions du ministère de l'Intérieur à accepter.

Devrait aider le Conseil, chacun dans son secteur municipal, est Shvraryary. Telles que le parlement et les conseils locaux, leurs fonctions dans l'examen du budget, et l'examen des demandes et des approbations sont nécessaires. Et pour surveiller sa mise en œuvre. Sinon, vous avez à construire une maison dans le quartier, et quelques chaises et des tables, il se agit de la tricherie. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۹/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۸ نظر(0)

 

در همایش مسئولان نهضت سواد آموزی، وزیر کار اعلام کرد که 3ونیم میلیون، بیسواد در ایران است.  البته این رقم یعنی 5 درصد کل جمعیت، و امری قابل قبول است. زیرا برای رسیدن به صد در صد امکان وجود ندارد. مثلا در روانشناسی و در: آمار توصیفی می خوانیم که: ده در صد جامعه زیر حداقل هوش را دارا هستند. که در سه رده کانا کودن کالی دسته بندی می شود. این عده از نظر آموزش ، بد آموز ، سخت آموز یا ناتوان از آموزش هستند.

آموزش دادن این افراد نه تنها لازم نیست، بلکه ظلم و اجحاف است. زیرا ممکن است کودکی تا ده سال هم، در کلاس اول بماند و این عاقلانه نیست که: بیش از سه سال به یک کلاس دعوت شود، آموزش او باید تبدیل به روش دیگری شود.  

در همه کارها همینطور است مثلا: آمار بیکاری معمولا شامل همه بیکاران می شود، در حالیکه ممکن است افرادی معلول یا: فاقد ذهن برای کار باشند. یعنی تا ده در صد بیکاری توجیه پذیر است. افراد ناتوان ذهنی و بدنی را بر سرکار بردن، و آن ها را مجبور به کار کردن در واقع بیگاری است.

مسئول اداره راهنمایی و رانندگی می گفت: اگر همه نیسان داران را خانه نشین کنیم، به صرفه تر است زیرا، سوبسید بنزین آن ها بیش از حقوق راننده آن است! بکار گماری افراد ناتوان ذهنی یا وادار کردن آن ها به کار،  بقدری هزینه بر است که اگر مستمری به آن ها داده شود بهتر است.  برای همین در قران کریم گفته شده( فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم) در اموال ثروتمندان، حقی برای  فقرا منظور شده است.

در سواد آموزی هم همینطور است! گاهی برای یک نفر یک دبستان ساخته شده است! طبق اعتراف وزیر آموزش و پرورش، بیش از هزار مدرسه تک دانش اموزی داریم! این یعنی چه؟ در تهران یا جاهای دیگر، مدارس سه شیفته است ولی در روستاها، یک معلم و مدیر حقوق می گیرند و: یک مدرسه معطل یک دانش آموز است!

این را افراط یا تفریط نام می گذارند. در بیماری ها هم همینطور است، در حالیکه مردم برای یک بیماری ساده، در صف های طولانی دکتر و پزشک ها هستند، برخی بیماران خاص چند پزشک متخصص و :مصرف بالای دارو های گرانقیمت را دارند. آیا لازم است برای اینکه یک نفر سالم بماند، هزاران نفر بیمار باشند؟

بیشتر کسری بودجه دولت هم برای همین است . برق ، آب و گاز بالاترین هزینه ها را برای دولت دارند. عده زیادی بدون مجوز برق مصرف می کنند، و یا اب تصفیه شده را به فاضلاب تبدیل می کنند، و دولت پول آنها را نمی گیرد، و سرشکن می کند بین همه مردم!

اصل پاراتو در انبار داری، می گوید 80 درصد کالاها 20درصد گردش دارند، و 20 درصد کالاها 80درصد! یعنی در خانه شما 80 درصد وسایل اضافی است، در مغازه شما هم همینطور، یا در انبار هر شرکت و موسسه! معنی این حرف آن است که:  یک مغازه دار سود خود را از 20 درصد کالاهای پر گردش در می اورد، و این 20 درصد نه تنها سود مغازه دار را باید بدهند، بلکه قیمت کالاهای 80 درصد دیگر را هم جبران کنند!

این 80 درصد درواقع رسوبات هستند! یعنی برخی از کالا ها را ، مغازه دار در طول عمرش، ممکن است نتواند بفروشد، و لذا مجبور می شود قیمت آن را، بر روی کالاهای پر مشتری بکشد. به عبارت بهتر 80 در صد سرمایه شما، سرمایه راکد است .

نتیجتا ما در بررسی پدیده های اجتماعی، همیشه درصدی را بعنوان هرز رفتن، یا پرت شدن داریم، اما حالا غربی ها چطور آن را می پوشانند؟ و آمار نمی دهند، این از معجزات استادان آمار است! اگر غرب اعلام می کند: بی سواد ندارد یعنی چه؟ یعنی افراد کودن و کانا و کالی را هم دیپلم داده است؟ و یا اگر می گوید بیکار ندارد، یعنی ناتوان های ذهنی را هم ، مشغول به کار کرده است؟ 

5% est acceptable
fonctionnaires de la Conférence de la campagne d'alphabétisation, le ministre du Travail a annoncé que 3 millions et demi analphabètes en Iran. Cependant, ce chiffre est de 5% de la population, et il est acceptable. Parce qu'il ne est pas possible de parvenir à cent pour cent. Par exemple, en psychologie et dans les statistiques descriptives, nous lisons que au moins dix pour cent de la population possèdent l'intelligence. Kali classé en trois catégories Cana débile. Le nombre de l'éducation, mauvais élève, étudiant ou incapable de formation dur.
Ils enseignent non seulement pas nécessaire, mais l'oppression et l'extorsion. Il est possible pour les enfants jusqu'à dix ans de première classe et il ne est pas sage de rester plus de trois ans d'être invité à une classe, lui apprendre à devenir une autre méthode.
Comme en toutes choses, par exemple, le chômage comprennent généralement tous les chômeurs, alors qu'il peut être désactivée ou: pas d'esprit de travailler. Ce est dix pour cent de chômage est justifiée. Mentalement et physiquement désactivé les gens à prendre le pouvoir, et ils sont obligés de travailler dans le travail.
Le service de police a dit que si tous les propriétaires de Nissan de la maison, le plus avantageux en raison de ses subventions aux combustibles plus le droit de conduire? Ou les personnes atteintes d'incapacité mentale Population active occupée à travailler, de sorte que si le coût des pensions serait mieux. Pour cette raison, il est dit dans le Saint Coran sur la propriété des riches, les pauvres ont le droit de.
L'alphabétisation est en même temps! Parfois, une école a été construite pour une personne! Selon admettre ministre de l'Éducation, plus de mille étudiants ont l'école! Qu'est-ce que cela signifie? A Téhéran ou ailleurs, mais les écoles fasciné dans trois villages, enseignant et administrateur salaires et serait un retard de l'école d'un élève!
Ce nom peut avoir l'excès ou la réduction des déchets. La maladie est le même, tandis que les personnes pour une maladie simple, le médecin et le médecin sont longues files d'attente, certains cas particuliers un spécialiste et la consommation de médicaments sont coûteux. Est-il nécessaire pour quelqu'un de rester en bonne santé, des milliers de personnes malades?
Ce est pourquoi le déficit budgétaire du gouvernement. Electricité, eau et gaz sont des coûts les plus élevés pour le gouvernement. Beaucoup consomment sans licence de l'électricité ou de l'eau d'égout à convertir, et le gouvernement ne prend pas leur argent, et les frais généraux entre tous les peuples!
Principe de Pareto dans le stockage, dit 80 pour cent du chiffre d'affaires des produits de base de 20%, et 20% des marchandises de 80%! Cela signifie que 80% supplémentaire dans votre maison, dans votre boutique aussi, ou toute entreprise ou organisation en stock!
Ces sédiments sont en fait 80%! Certains des marchandises, le commerçant dans la vie, vous ne pouvez pas vendre, et ont donc les prix des biens de consommation à se remplir. En d'autres termes, 80% de votre capital d'investissement est stagnante.

Par conséquent, nous examinons les phénomènes sociaux, toujours en pourcentage des déchets, ou laissé tomber, mais les Occidentaux maintenant comment il couvrons? Et non des statistiques, les statistiques sont maîtres de miracles! Si l'Occident proclame: Quel est analphabète? Cela signifie que les gens sont stupides et au Canada et Kali a un diplôme? Ou si cela ne fonctionne pas, ce est à dire les deux handicapés mentaux, a travaillé? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۷ نظر(0)

 

جان کری از دخالت ایران در یمن صحبت می کند، در حالیکه او مامور به مذاکره در امور هسته ای است. و این البته سیگنال مهمی است که: ظاهر آن را همه می دانند و: باطن آن فرو ریختن ابهت پایتخت های غربی است!

 این موضوع نشان می دهد که: مذاکره تخصصی نیست، و هرکس هرچه دلش خواست، می گوید چه در پای میز مذاکره، یا در کنار میز یا در ساحل رود و دریا و..! بنابر این ادعای تکنوکراسی و: رعایت اصول و فن مذاکره، همه دروغ بوده و می باشد!بهتر بگوییم نشان می دهد همه این ها، گفته می شود تا زیر پا گذاشته شود!

البته سال ها است که دنیای غرب، از تخصص فاصله گرفته و: به دوران بربریت خود برگشته است. بربریت اصلی می گوید : که همه چیز را باید همگان بدانند! وهمه در همه زمینه ها تخصص داشته باشند. علم گراها و تخصص پرست ها، سال ها در دوران قرون نوزدهم و بیستم، از تخصصی شدن امور صحبت کردند. بطوریکه می گفتند کسی حق ندارد، در دعوا شرکت کند، مگر اینکه وکیل باشد! یا کسی حق ندارد در پزشکی دخالت کند، مگر متخصص در آن رشته باشد.

اما این مرز ها شکست! آن هم با یک حرکت بسیار ساده: نظرخواهی و نظام مشارکتی. چون همه باید در همه کار ها مشارکت داشته باشند، و در همه زمینه ها نظر خود را بدهند، و بهترین نظر را با بالاترین مطالعه بدهند، و الا در آمار: گلوب و سایر موسسات آمار گیری خدشه ایجاد می شود.

اما این همه پایه علمی هم داشت، از زمان تولد رشته های بین رشته ای، پایه علمی دخالت دیگران در رشته های یکئیگر تئوریزه شد! مهندسی پزشکی! حسابداری فرار مغزها ، مدیریت پرستاری و.. ولذا دیگر نباید از جان کری یا اوباما، توقع داشت فقط در چارچوب مذاکرات، حرف بزنند! دنیا خیلی وقت است که حسینقلی خانی شده است.  و همه خود را کدخدای این ده می دانند. همه خود را پزشک این دهکده جهانی می دانند، و برای درد های روانی و اجتماعی آن نسخه می نویسند. برعکس، اگر یک روزی نشنیدید که اوباما، راجع به نژاد سگ یا پیوند نارنگی و سیب، حرفی بزند بدانید یا خل شده و یا کم آورده است.

اما زاویه مخفی این اظهار نظرها، یکی فرافکنی است، البته نه از آن نوع فرافکنی که: وزارت خارجه ایران می گوید، که البته چنین هم هست، بلکه جان کری با کمال ضعف، اقرار می کند که ایران، در امور داخلی آمریکا دخالت می کند!

وقتی روزنامه ها می نویسند: چهار پایتخت قدیمی در اختیار ایران است، البته که منظورشان بیروت و صنعا ، بغداد و دمشق است. ولی خودشان می دانند که حتی، قلم خود آن ها هم در اختیار اسلام و ایران است. آن ها سی چهل سال است که: هرچه پیش بینی می کنند درست از آب در می آید! و از هرچه می ترسند، بر سرشان می آید!

گفتند: اسلام دنیا را گرفته درست از آب در آمد، گفتند که می ترسیم که صدام شکست بخورد همان هم شد! الان هم می گویند می ترسیم مذاکرات شکست بخورد و می خورد!زیرا اصلا مذاکرات مبنایی ندارد! این یک میهمانی است از جیب مردم ایران، و مردم ایران هم اعتراضی ندارند! چون همه دنیا را مال ایران می دانند. ایرانی ها صبور هستند و: شیطنت ها را درک می کنند، و می دانند هرچه شیطنت ها بیشتر باشد، علاقمندی بیشتری را نشان می دهد! داستان های عاشقانه ایران، همه این ها را ثابت می کند: وقتی لیلی ظرف مجنون را شکست، همه مجنون را مسخره کردند که: او با تو دشمنی دارد! ولی مجتون گفت: اگر بامن نبودش میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

مذاکرات هسته ای ایران هم، به مثابه کاتالیزوری است که :حل شدن مردم دنیا را در اسلام ساده تر می کند. در واقع به این بهانه، اسلام به اروپا و آمریکا لشکر کشی می کند، بدون اینکه مقاومتی ایجاد شود. رفت و آمد ایرانیان به اروپا و آمریکا، تبلغ غیر مستقیم است. یعنی ایران توانسته با مذاکرات، دیوار ی را که جنگ های صلیبی ایجاد کرده بود، از بین ببرد و وارد اروپا و آمریکا شود، آمار ها نشان می دهد که پایتخت ها، یکی پس از دیگری سقوط کرده اند! و کد خدا ها بی دهکده شده اند. و ایران فقط نمی خواهد آن ها، دست و پایشان آسیبی ببیند.  

Conquête de capitales occidentales, exécutez négociations secrètes.

John Kerry parle de l'implication iranienne au Yémen, alors qu'il parle à l'agent nucléaire. Ce cours est un signal important que l'apparence et tout le monde le sait: l'intérieur de la grandeur effritement de capitales occidentales!

 Cela donne à penser que la négociation spécialisée, et ce qu'il voulait tout le monde dit ce que la table de négociation, ou la table ou sur la plage et la mer! Les revendications et la technocratie: principes et les techniques de négociation, et ce est un mensonge plutôt montrer tout cela est dit d'être piétiné!

Mais pendant des années l'Occident, une distance de l'expertise et à la barbarie est de retour dans son époque. Accueil barbarie dit que tout le monde devrait tout savoir! Tous ont une expertise dans tous les domaines. Arch-fashioned connaissances et l'expertise de l'année au cours des XIXe et XXe siècles, la spécialisation du rayon. Comme vous l'avez dit, personne dans le concours sauf se il est un avocat! Ou quelqu'un qui n'a pas le droit de se immiscer dans la médecine, mais est un expert dans ce domaine.

Mais la frontière est cassé! Ce est un geste très simple: l'enquête et système participatif. Parce que tout le monde devrait être impliqué dans toutes choses, et dans tous les domaines donner leur avis, et l'avis de l'ordre le plus élevé, sinon les statistiques: Statistiques de préjudice causé par le Globe et d'autres institutions.

Mais tout a été une base scientifique, depuis la naissance de domaines interdisciplinaires, la base scientifique pour la participation d'autres dans le domaine Ykyygr a été théorisée! Génie biomédical! Cerveau comptabilité de vidange, la gestion, les soins infirmiers, etc. Ainsi plus de Kerry ou Obama, prévue seulement dans le contexte des négociations, parle! Le monde a longtemps été Hosseinqoli Khani. Et tout le monde connaît leur chef de village du village. Votre médecin sait tout de ce village planétaire, et pour la douleur psychologique et sociale version écrite. Inversement, si un jour que Obama de ne pas entendre parler de la race de chien ou lier les mandarines et les pommes, dire que vous savez ou avez anormale ou faible.

Mais le point de cacher les commentaires, une projection, pas le genre de projection ministère des Affaires étrangères de l'Iran affirme que ce est bien sûr, mais John Kerry avec la plus grande faiblesse, admet que l'Iran se ingère dans les affaires intérieures de l'Amérique le fait!

Quand les journaux écriture: Quatre ancienne capitale du pays est, bien sûr, la moyenne et Sanaa Beyrouth, Bagdad et Damas. Mais ils savent que même des articles qui sont disponibles à l'Islam et l'Iran. Il est de trente à quarante ans: la prévision se réalise! Et de la crainte qu'ils vont!

A déclaré que le monde musulman est devenu réalité, a déclaré qu'ils craignent que Saddam a été défait ainsi! Maintenant, ils disent qu'ils ont peur de ne pas et l'échec des négociations, car il n'y a pas de base pour la négociation! Ce est un parti de la poche des gens, et les gens ne proteste pas! Parce que le monde entier appartient à l'Iran. Les Iraniens sont des patients: pour comprendre vilain, méchant et savoir ce qui est plus, il montre plus d'intérêt! Histoires d'amour, tout cela prouve: Lorsque Lily a éclaté dans un fou, aliéné moquaient de tout ce qu'il est un ennemi de vous! Mais Willow a dit que si les choses absence de désir, parce récipient Lily vaincre moi?

Négociations nucléaires Iran, comme solution de catalyseur dans le monde les gens sont de plus en plus facile musulmans. En fait, au nom de l'Islam à la campagne de l'Europe et l'Amérique sera créé sans résistance. Iraniens voyageant en Europe et en Amérique, la publicité indirecte. L'Iran a été en mesure de négocier le mur des Croisades a été créé, détruit et en Europe et en Amérique, les statistiques montrent que le capital, l'un après l'autre chute! Et échevin du village ont été. L'Iran ne sera pas seulement leurs mains et les jambes endommagé. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۹ نظر(0)

تولیدات باغی در ایران فراوان است، و برخلاف کسانی که ایران را، کشوری خشک و بیابانی تبلیغ می کنند، ایران کشوری چهار فصل است  و حتی، بسیاری از شهر های ایران در خط زلزله قرار دارد! چطور می شود گفت: در بیابان خط زلزله وجود دارد؟ پس معلوم می شود خط زلزله، نشان وجود کوهها و تپه ها و: وجود برف و باران و سبزی و: طراوت و جنگل و دشت همه با هم است .

   شاید یکی از دلایل بزرگ برای اشتباه نشان دادن ، تنبلی مردم ایران باشد. مردم ایران از لحاظ صنعتی یا کشاورزی، اگر ضعیف تبلیغ می شوند، بخاطر کمبود آب یا بودجه و نهاده های دامی نیست!  بلکه  انتظار نابجای برخی ها، گنج باد آورده است! که ثروت بی رنج و زیادی را نصیب آن ها بکند. و این تنبلی به دو دلیل است: دلیل اول آرزوهای بزرگ و طولانی، یا در واقع خیالپردازی است. دلیل دوم وجود در آمد نفت است. در واقع  تعدادی با بد نشان دادن ایران، سهم خواهی خود از نفت را نشان می دهند.

برای مثال کارخانه ای در حال کار است، ناگهان کارگران خود را اخراج می کند! چرا؟ چون می خواهد کار گران اعتراض  کنند، و به سوی دولت هجوم ببرند!  بعد خود کار خانه دار جلو می آید، و باج خواهی می کند، تا آن ها را سرکار برگرداند! این باج خواهی البته به اسم  وام! به آن ها داده می شود. ولی وام هرگز پس داده نمی شود. حتی اگر بخشی از آن پرداخت شده باشد، بازهم تقاضای جدید وام داده می شود، تا اگر قرار است وام پس داده شود از وام جدید باشد.

کشاورزان هم همینطور هستند. اگر نتوانند چیزی بکارند، از دلت خسارت می خواهند و برای: دریافت این خسارت، ایران را خشک و بی آب معرفی می کند! حالا اگر محصولات زیاد هم داشته باشند، باز دولت مقصر است، زیرا باید از آن ها تضمینی خرید کند.

دانشمندان هم همینطورند! اگر موضوعی در ایران نباشد، سرو صدا راه می اندازند که: ایران کشور توسعه نیافته است! و پولی برای تحقیق و پژوهش نمی دهند. اگر کلان کلان از دولت پول بگیرند ، این ها هم اسم این کار را وام گرفتن می گذارند! حالا اگر تحقیقات زیاد بود باز هم، سرو صدا راه می اندازند که به نخبگان اهمیت داده نمی شود، و طرح های آن ها را نمی پذیرند!

اگر دولت همه طرح ها را هم بخرد، ویا مانند محصولات کشاورزی خرید آن ها را تضمین کند. باز صدایشان در می آید، البته نه بعنوان تشکر بلکه به این عنوان که: ایران دیگر جای ما نیست. ما نباید طرح های خود را به دولت می فروختیم!  دولت نمی تواند تجاری سازی کند و: ما باید به خارج برویم،  چون در آن جا قدر ما را بهتر می دانند.

وقتی هم فرار مغزها می شوند و میروند، باز هم ناراضی هستند! و می گویند چرا، دولت آن ها را به ایران دعوت نمی کند؟

در جشنواره های مختلف ما شاهد هستیم که: همه نوع تحقیقات وجود دارد، شرکت های نیازمند هم حاضرند، ولی هیچکس به فکر تعامل با یکدیگر نیست! همه منتظرند دولت، همه کار ها را بکند و فقط در آمد ها را، به آن ها بدهد آن هم چند برابر!

یک مثال بارز نانو پوشش ها هستند . برای فهم موضوع باید بدانیم: در ایران باغ های میوه  زیاد است. و همه آن ها دارای محصولات زیادی هستند، بطوریکه بیش از نیم آن، در پای درخت ها از بین می رود! نیم دیگر هم بصورت فله ای و: بدون بسته بندی  و با قیمت زیر ده درصد،  به دلال ها فروخته می شود! نانو پوشش می گوید :اجازه دهید بجای  پارافین، میوه ها را در هنگام چیدن، در یک ماده نانو فرو کنیم . این ماده خوراکی و تجزیه پذیر است. لذا عوارض جانبی ندارد. و اگر خوب خشک شود، تا مدتی میوه را از نفوذ آلاینده ها حفظ می کند.

اما اینطور که مسئول طرح می گوید، هنوز به تجاری سازی نرسیده است. یعنی هیچ باغدار یا سردخانه داری ،از این موضوع استقبال نمی کنند.

 revêtements de Nano qui ont été négligés!

La production horticole dans le pays est abondante, et contrairement à celles du pays sont à sec et de propagande aride, l'Iran est un pays avec quatre saisons et même la plupart des villes situées dans le tremblement de terre! Que peut-on dit dans le désert il ya un tremblement de terre? Après le tremblement de terre, il se avère, la présence de montagnes et de collines, de la neige et de la pluie et légumes: frais, des forêts et des plaines, tous ensemble.
   Peut-être l'une des principales raisons pour le mauvais spectacle, les gens sont paresseux. Les gens de l'industrie ou de l'agriculture, si les annonceurs sont faibles, en raison du manque de fonds pour les entrées et l'eau du bétail ou non! Mais aberrant aussi un peu de vent de trésor! Compte tenu de la richesse de la souffrance et beaucoup d'entre eux le font. Et la paresse sont deux raisons: d'abord, parce que les grands rêves et à long, voire un fantasme. La deuxième raison est la présence d'huile. En fait, certains de l'émission est mauvais, partageront leur spectacle d'huile.
Par exemple, l'usine travaille, alors vos travailleurs sont licenciés! Pourquoi Parce que les travailleurs protestent, et le gouvernement d'envahir! Après avoir travaillé sa gouvernante se avance, et le chantage, pour vous de les reprendre à travailler! Ce prêt est appelé le chantage, bien sûr! Donné à eux. Mais le prêt ne sera pas remboursé. Même si une partie de celui-ci est payé, le nouveau prêt sera toujours exiger d'être remboursé si le prêt est un nouveau prêt.
Les agriculteurs sont trop. Si vous ne pouvez pas pousser quoi que ce soit, les dégâts que vous voulez: recevoir cette compensation, l'introduction de sec et de l'eau! Maintenant, si vous avez trop de produits, le gouvernement est à blâmer, car ils doivent être assurés que l'achat.
Les scientifiques sont les mêmes! Si le sujet ne est pas dans le lancement de bruit que l'Iran est un pays sous-développés! Et de l'argent pour faire de la recherche. Si vous prenez macro macro de l'argent du gouvernement, ce est le nom de cet emprunt viendra! Maintenant, si ce était encore beaucoup de bruit lancer l'élite ne se soucient pas, et ne accepte pas leurs plans!
Si le plan du gouvernement pour acheter ou acheter leurs récoltes telle garantie. La voix arrive, mais pas comme une grâce, mais qui ne est pas ailleurs. Nous devrions connaître leurs plans à vendre! Le gouvernement ne peut pas être commercialisé et nous devons aller à l'étranger, parce qu'il est si nous savons mieux.
Lorsque la fuite des cerveaux, et sont toujours malheureux! Et dire pourquoi le gouvernement ne les invite pas à l'Iran?
À divers festivals, nous pouvons voir qu'il ya toutes sortes d'entreprises seront également présents, mais personne ne est pensé pour interagir les uns avec les autres! Tout le monde attend pour le gouvernement de faire tout ce qui vient de sortir, pour lui donner quelques fois!
Revêtements nano sont un exemple évident. Pour comprendre ce que nous devons savoir: est élevé dans les vergers. Et ils ont tous d'excellents produits, qui constituent plus de la moitié de celui-ci, au pied de l'arbre disparaît! L'autre moitié en vrac et sans l'emballage et le prix est inférieur à dix pour cent, le concessionnaire a vendu! Revêtement Nano dit: Laissez-lieu de la paraffine, alors que la cueillette de fruits, pas une question de le lâcher. Cet article est comestible et biodégradable. Il n'a pas d'effets secondaires. Si le puits est sec, tout en préservant le fruit de l'intrusion de contaminants.
Mais il est dit que le plan ne est pas encore commercialisé. Cela signifie que vous ne avez producteur ou froide, ce ne est pas la bienvenue.
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۹ نظر(0)

بحرینی ها سال ها فارسی صحبت می کردند، بعد از ظهور اسلام، مثل بقیه مسلمانان برای خواندن و: فهمیدن  قران و احکام اسلامی و اجرای آن ها، شروع به  یاد گرفتن زبان عربی نمودند. این روند با دو دید در تاریخ صدر اسلام تا کنون، تبیین می شده است. عده ای فقط این موضوع را اعتقادی دانسته، و با زبان و نژاد اصلی، آن را در تضاد نمی دیدند. یعنی طبق دستور اسلام، قران یاد می گرفتند و: احادیث را حفظ می کردند ولی، در محاورات به زبان خود و: رسوم بومی تعامل می کردند.

   اسلام برای تایید این کار بسیار صریح بیان کرده، قران خود اختلاف زبان و رنگ را، فقط عامل شناخت و ارتباط با یکدیگر، بیان می کند تنها عامل برتری انسان ها، به یکدیگر را تقوا می داند. یعنی بین انسان ها سلسله مراتبی پیش بینی نشده، و اگر هم قرار باشد این موضوع حتما پیاده شود، تقوا ملاک این سلسله مراتب شود. پیامبر اسلام هم می فرماید: بین سید قریشی و سیاه حبشی تفاوتی نیست.

اما بخش دیگر تفکر ها، همان تفکر باطلی بود که: به جاهلیت معروف است. این عده به  برتری نژادی معتقد بودند، و تصور می کردند نژاد سفید، از همه نژاد ها برتر است و: درمیان نژاد سفید هم نژاد سامی یا عرب ها، بهتر از دیگران هستند. این تفکر از آن جهت جاهلی و باطل بود که: مانند طبیعت بدون خدا، در باره آن بحث می کردند

مثلا همانطور که طلا نسبت به دیگر فلزات، ارزش بیشتری دارد که این را، ارزش ذاتی می دانستند. برای انسان ها هم مثل فلزات ارزش ذاتی قائل می شدند، در جالیکه خداوند بار امانتی را که بر: دوش بشر گذاشته بود، به همین دلیل بود که او را از طبیعت: بی جان و بی خدا جدا کند و: به خدای طبیعت و آفریننده آن وصل کند.

به همین جهت این دونوع افکار، سال ها با هم مبارزه کردند تا در: برخی مکان ها به اوج خود رسید . این اوج از زمانی شروع شد که: داعش های یکقرن پیش یعنی: سعودی ها، با زور شمشیر کشورها را گرفتند، و آن ها را عرب خواندند، و از بستگان خود، برای آن ها پادشاه تعیین کردند.

   و بالاخره عبدالناصر، آخرین تیر را به حرکت زد! و با تشکیل پان عربیسم، سعی کرد صد میلیون عرب دور هم جمع کند.  کشورهای عربی را با هم متحد کند و: اتحادیه عرب درست شد! در این میان حداقل دو کشور بحرین و عراق، در این چرخه قرار نمی گرفتند. لذا آن ها با ایجاد جنگ داخلی، کردها و ترک ها و: فارس ها را منزوی کردند تا رسم عربی، در آن ها بیشتر شود. البته در سوریه  هم، نژاد کردها وجود داشت یا در لبنان، فوم مارونی و مسیحی هست : در کشورهای شمال آفریقا که، آن ها  نژاد های دیگر سرکوب کرده ند،  بازهم به اجبار عربی نام گرفتند. حتی ایران را هم، جزئی از عربستان تبلیغ می کردند: بطوریکه در سیاست های نفتی، ایران با اینکه دومین تولید کننده نفت است، اما هیچگاه در مقابل عربستان، حرفی برای گفتن ندارند.

در بسیاری از نقاشی ها، ایران یک بیایان با یک نخل نشان داده می شد! که خورشید از میان کوهان شتر دیده می شود. و حداکثر یک نخل در غروب رودخانه اروند، که آن را شط العرب می گفتند. و تقریبا تا فبل از اسلام، کسی بین ایران و عراق و عربستان! فرقی نمی دانست و همه را از استان های: آل سعود تبلیغ می کردند.

اما با انقلاب اسلامی و: انتخاب دوباره زبان فارسی، برهمه این خیالات مهر باطل خورد. و هویت مستقل ایرانی شکل گرفت. به ابتکار حضرت امام ره، با تعیین اسرائیل بعنوان دشمن اصلی، دقیقا مرز های بین ایران و عربستان را جدا کرد.

اکنون هم بحرین تا موقعی که، بین زبان عربی و فارسی حیران هستند، عربستان بر آن ها پیروز است، و دخالت مستقیم می کند،  و حاکمیت آن ها را از بین می برد! اما اگر به فارسی شعار بدهند، خط خود را جدا کرده و: راه خود را پیدا می کنند.
 Le seul moyen de sauver Bahreïn, parlant persan!
Bahreïnis parlait farsi ans après l'avènement de l'Islam, comme les autres musulmans de lire, comprendre et mettre en œuvre le Coran et la loi islamique, ils ont commencé à apprendre la langue arabe. Cette tendance se observe dans l'histoire de l'Islam, jusqu'à présent, a été exprimée. Certaines personnes croient que ce ne est connue, et la course principale et de la langue, ils ne la contredisent. Cela signifie que selon l'Islam, le Coran et a appris: ils conservent les traditions, mais, dans leur propre langue et de conversation: engager leurs coutumes autochtones.
   Pour confirmer que ce est très explicite l'Islam, le Coran et la différence de couleur, seulement reconnaître et communiquer avec l'autre, que l'expression de l'excellence humaine, la vertu se connaît. Les humains imprévus hiérarchiques, et si elle devait être mise en œuvre, cette hiérarchie est le critère de la vertu. Prophète a aussi dit: Pas de différence entre SM Qureshi et éthiopienne noir.
Mais une autre pensée, comme ce était fausse pensée qui est connu à l'ignorance. Ils croyaient en la supériorité raciale, et pensaient que la race blanche, la race est supérieure et, parmi la race blanche ou les Arabes sémites sont mieux que d'autres. La pensée de celui-ci ignorait et le mal: nature, sans Dieu, à parler de leur
Comparé à d'autres métaux, comme l'or, il vaut plus, connaissait la valeur inhérente. Le respect de la dignité inhérente des êtres humains, comme les métaux, il est temps de faire confiance que Dieu Jalykh: douche humaine avait laissé, ce est pourquoi elle est la nature de la vie et de l'impie séparée à Dieu géniteur nature et le connecter.
Par conséquent, ces deux idées se sont battus pendant des années dans certains endroits a atteint son apogée. Tout a commencé lorsque le pic de: Dash de Ykqrn il ya: les Saoudiens, étaient des pays avec une épée, et il a été appelé Arabes et leurs parents, pour l'ensemble de roi.
   Enfin Abdel Nasser, la dernière balle à sortir! Avec la création du panarabisme, essayé une centaine de millions d'Arabes ensemble. Ensemble, avec les pays arabes, la Ligue arabe avait raison! Les au moins deux pays, Bahreïn et l'Irak, ne ont pas été inclus dans ce cycle. Donc, il a créé la guerre civile, les Kurdes et les Turcs, Perses isolé à la tradition arabe, dans la plus grande partie. Cependant, en Syrie, il ya Kurdes au Liban, de la mousse chrétien maronite est dans les pays d'Afrique du Nord, les autres races sont supprimées, étaient encore forcé de nom arabe. Même l'Iran, aussi, faisaient partie de la propagande saoudienne, que la politique de l'huile, l'Iran est le deuxième plus grand producteur de pétrole, mais jamais en face du royaume, pour ne pas dire.
Dans de nombreux tableaux, l'Iran a été réduit avec une palme montré! Le soleil peut être vu de la bosse de chameau. Et la mise en place d'un palmier Arvand River, dont elle dit Chatt al-Arab. Et environ avant l'Islam, l'une entre l'Irak et l'Arabie Saoudite! Ne connaissent pas et toutes les provinces: Al Saoud ont été annoncés.
Mais la révolution islamique: réélire la langue persane, le cachet de fantasmes tout-puissant a été annulée. L'identité et la forme iranienne. L'initiative de l'Imam, la détermination d'Israël comme l'ennemi principal, la frontière exacte entre l'Iran et l'Arabie saoudite sera supprimé.
Bahreïn jusqu'à présent, l'arabe et le persan sont étonnés, l'Arabie saoudite sur la victoire, et la participation directe, et leur règle élimine! Mais si le slogan Persique, ils ont leur propre ligne distincte: trouver votre chemin.

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۶ نظر(0)

 

ایران می تواند میزبان تمام وزرای: غیر متعهد ها باشد، البته به شرط اینکه زبان محلی یا  فارسی، زبان رسمی اجلاس ها باشد.

ایران در دو بعد این آمادگی را دارد: اول در بعد تاریخی، که دارای بهترین پیشینه تاریخی، در کل دنیا است و دوم به لحاظ: مهمان نوازی و دوست داشتن تمام مردم دنیا.

مهمان نوازی ایرانیان، به قدری زیاد است که تقریبا، ایران کشور همایش ها و کنفرانس ها شده است. چرا که ایران مانند دیگر کشورها، به هزینه های میزبانی حساس نیست، و طبق فرمایش اسلام، آن را روزی خود مهمان می داند. در حالیکه آمریکا بالاترین هزینه ها را می گیرد! و این در صورتی است که: خودش هیچ پرداختی ندارد. و بدهی او به سازمان های بین المللی، از مرز بدهیهای دیگر گذشته است .

با عنایت به موفقیت اجلاس: وزرای علوم تحقیقات و نو آوری جنبش غیر متعهد ها در تهران، امکان تکرار آن برای تمام وزرا وجود دارد. یعنی ایران می تواند حد اقل 16 اجلاس مشابه نیز داشته باشد. و هزینه ای بر کسی تحمیل نشود، تا جنبش سازماندهی بهتری پیدا کند.

اما شرط اساسی این است که در اجلاس ها، زبان انگلیسی کمتر و یا اصلا استفاده نشود. زیرا در گذشته های نه چندان دور، زبان علمی و بین الملی و دفتر دیوانی جهان، فارسی و ایرانی بوده است.  و حک شدن شعری از گلستان سعدی، بر تارک سازمان ملل این را ثابت می کند.

هدف جنبش هم همین است، یعنی کنوانسیون ها و مقررات موضوعه جنبش، اشعار می دارد که نباید به غرب یا شرق، وابستگی و تعهدی داشته باشد. و زبان مهمترین عامل وابستگی است.  بطوریکه اگر در ترکیه دقت کنیم، فقط با تغییر رسم الخط، همه تاریخ آن نابود شد. نسل جدید ترکیه قادر نیستند، حتی کتیبه هایی که در میدان های استانبول نقش بسته بخوانند! حتی قران را هم باید: به رسم الخط انگلیسی ها بخوانند!

بنابر این بهترین راه، اصلاح زبان رسمی جنبش است. البته میتوان زبان محلی هر کشوری را، که اجلاس در آن برگزار می شود، رسمی اعلام کرد ولی میتوان زبان فارسی را، جایگزین زبان انگلیسی کرد.

این دو راهکار با پیشرفت های تکنولوژیک، و ترم افزاری هم سازگار است. یعنی بجای اینکه اشخاص زبان محلی خود را رها کنند، و به زبان انگلیسی دست و پا شکسته حرف بزند، و بعد هم آن را تکذیب کنند! به زبان خود حرف می زنند و مترجم های الکترونیکی، یا زنده آن را ترجمه کنند.

این امر ، اصل بازگشت به خویشتن را هم تفسیر می کند. زیرا یکی از زیر بناهای فکری جنبش، در زمان اولیه همین موضوع بوده است. در حالیکه قبول زبان انگلیسی، آنهم برای کشورهایی که :هیچکدام انگلیسی زبان نیستند، باعث از خود بیگانگی بیشتر می شود!

همه دنیا با آموزش و مکالمه زبان انگلیسی، مشکل دارند و مشکل سیاستمدران بیشتر است، و ابر قدرت ها این را وسیله ای قرا داده اند تا اهداف جنبش را به مسخره بگیرند. یا افرادی را بر سرکار بیاورند که: خودشان  پرورش داده اند.

زیرا اصل مهم برای یاد گیری زبان انگلیسی، فراموشی زبان مادری است. یعنی ابتدا باید خود را و: زبان محلی را فراموش کرد! والا آن هایی که ابتدا، زبان محلی خود را، در ذهن ترجمه می کنند! و بعد بیان می کنند، کار زبان انگلیسی به سامان نمی رسد.

امروز دکتر روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران، با سخنان خود به زبان فارسی، افتخار آفریدند. زیرا همه ما میدانیم صحبت کردن به انگلیسی، برای ایشان مشکل نیست ولی، به پاس ارزش گذاری به زبان فارسی، برای وزیران دو زبانه 66 کشور جهان، فارسی نطق کردند. حتی مقدمات سخن یعنی: حمد خدا و رسول را فراموش نکردند.

دکتر فرهادی نیز ثابت کرد: با علم به زبان انگلیسی ترجیح می دهد: خود باوری ایرانیان و دیگر اعضا جنبش را ارتقا دهد.

اما وزیر افغانی و فارسی زبان، یا وزیر عربی عراق! هنوز به این خود باوری نرسیده بودند: هنوز افسار تمدن بر گردن، و زبان استعمار در کام بودند و سخنانی می گفتند که بر منقار آنان تعبیه شده بود.

Exigence de langue persane,
Iran d'accueillir
L'Iran pourrait être une foule de ministres, est un non-contraignant, à condition que la langue locale ou le persan, la langue officielle de la conférence.
L'Iran est préparé en deux dimensions: d'abord, la dimension historique, qui a la meilleure histoire, et la deuxième dans le monde en termes de: l'hospitalité et l'amour tous les peuples.
Hospitalité du peuple, tant que presque, l'Iran est un pays de réunions et de conférences. Pour l'Iran, comme d'autres pays, ne est pas sensible au coût de l'hébergement, et les paroles de l'Islam, il sait quand vos invités. Bien coûts les plus élevés de l'Amérique! Et si cela ne possèdent pas un paiement. Sa dette envers les organisations internationales, la dette est passé la frontière.
Vu le succès de la réunion, le ministre de la Recherche et de l'Innovation Mouvement des non-alignés à Téhéran, il peut répéter pour tous les ministres. Que l'Iran pourrait avoir une réunion similaire d'au moins 16. Et les coûts imposés à la personne de ne pas mieux organiser le mouvement.
La condition de base est que les conventions de l'anglais moins ou pas du tout utilisé. Dans le passé pas si lointain, la langue de bureaux scientifiques et bureaucratiques internationaux dans le monde, et l'Iran est le persan. Et tailler un poème de Gulistan de Sa'di, le sommet de l'ONU prouve.
Le but est le même, à savoir les conventions et règlements, des poèmes qui devrait l'Ouest ou de l'Est, l'affiliation et l'engagement est. Le facteur le plus important dépend de la langue. Donc, si nous regardons la Turquie, tout en changeant la police, toute l'histoire il a été détruit. La nouvelle génération de la Turquie ne peut même pas lire les inscriptions gravées dans le domaine de Istanbul! Même le Coran, il faut lire l'orthographe en anglais!
Donc, la meilleure façon, le mouvement de réforme officielle de la langue. Il peut être la langue locale de chaque pays, qui lors de sa réunion qui se tiendra, mais il peut être annoncé officiellement la langue persane, la langue anglaise a été remplacé.
Ces deux approches aux progrès technologiques, et le logiciel est compatible terme. Cela signifie qu'au lieu d'amener les gens à quitter leur langue maternelle, et de parler dans un anglais approximatif, puis lui refuser! Parler leur langue et interprète-mail, ou de vivre à traduire.
Il interprète également le retour à lui-même. En raison de l'infrastructure intellectuelle, le temps initial est le même. Bien que la langue anglaise, en particulier pour les pays qui ne ont pas de langue anglaise, l'aliénation d'autres!
Tout le monde et d'enseigner la conversation anglaise, et un problème difficile est les politiciens, et superpuissances ont placé comme une façon de se moquer de leurs objectifs. Ou les gens qui prennent sur le travail qu'ils ont développé.
Parce que le principe est d'apprendre l'anglais, oublier la langue maternelle. Cela doit être votre propre, langue locale oublier! Sinon, ceux qui débutent leur langue maternelle, ils sont convertis à l'esprit! Et puis ils disent, ne commandez pas en anglais.
Aujourd'hui médecin de chef spirituel de la République islamique d'Iran, dans son discours en farsi, fièrement créé. Pour tout ce que nous savons, se exprimant en anglais, mais il est difficile pour eux de passer la valeur de la langue persane, les ministres de 66 pays bilingues, le discours Persique. Même remarque préliminaire: la louange de Dieu et le Prophète n'a pas oublié.
Farhadi a également prouvé médecin avec la connaissance de la langue anglaise préférence: Iraniens et d'autres membres du mouvement pour promouvoir l'estime de soi.

Ministre afghan et le Persan, Arabe ou le ministre de l'Irak! Cette croyance était toujours pas cou licol la civilisation, de la langue et de la parole en disant que le colonialisme avait sur le palais a été mis sur leurs becs. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۳ نظر(0)

امروز در مراسم  برگزاری: شانزدهمین دوره جایزه کتاب سال دفاع مقدس،  یک موضوع از همه چیز مهمتر و: جلوه گر تر بود.  کتاب هایی چون آمبولانس شتری، گردان قاطرچی ها، که برنده جایزه هم شدند نشان داد: راز و رمز های پیروزی در 8 سال دفاع مقدس، هنوز بیان نشده یا هنوز نویسندگان، کلاس کاری شان آنقدر پایین نیامده! که به تاکتیک های بومی هم نگاه بیاندازند.

شاید نویسنده، هدفش ریشخند بوده، و یا اینکه مطلبی گفته که مخاطب را جلب کند، ولی همین انگیزه باعث شده که: بسیاری از رمز و رازها بیرون افتد. مردم که می دانند، ولی نویسندگان هم آن را بدانند، و مسئولین هم گوشه چشمی داشته باشند.

اگر خوب مطالعه کنیم، می بینیم در آن سال ها ،چیزی برای دفاع نداشتیم و دشمن، با انگیزه فتح سه روزه تهران، به ایران حمله کرد.همانطور که جناب حجت الاسلام ابوترابی، در این جشنواره گفت: در آن سال ها  دشمن با خیال راحت، به ایران حمله کرد! اما چه چیزی باعث شد که نتواند: سه روزه راهی تهران شود؟ شاید عده ای بگویند عرق ملی ایران بود که: در مقابل اعراب جنگ می کرد. و برای اینکه ایرانی، زیر بار یوغ عرب ها نروند، این قدر مقاومت کردند!

اما این فقط یک خیال باطل است، چرا که همین شعار را یک ایرانی هم داد! سرکرده منافقین در عملیات فروغ جاویدان، با شعار مهران تا تهران وارد، و تا نزدیکی های کرمانشاه هم امد! او که یک ایرانی بود و: انقلابی زمان شاه هم بود، پس چرا  موفق نشد؟ هنوز هم در سودای مالکیت برایران، در سوراخ ها خزیده یا: دار فانی را وداع گفته است.

مهمترین عامل پیروزی های ایران ، بکار گیری تاکتیک های بومی بود، که البته از همان ابتدا، مورد مسخره و بی توجهی هم بوده است! یکی از این تاکتیک ها، سازمان جنگ های نامنظم شهید چمران بود. زیرا شهید چمران به این خود آگاهی رسیده بود که: با ارتش منظم و کلاسیک که، همه ابر قدرت های دنیا حامی آن هستند، نمی توان مانند خود او جنگید.

   چون هر تاکتیک یا روشی درپیش گرفته می شد، همه خبر دار می شدند، زیرا تمام تاکتیک های کلاسیک، در اختیار آنان بود و اصلا، آن ها بودند که این تاکتیک ها را، درس می دادند و مسلما، شاگر در مقابل استاد، اصلا شانس پیروزی ندارد.  زیرا همیشه استاد چند فوت وفن را، برای روز مبادا نزد خود نگه می دارد .

    پس بطور مطلق با تاکتیک های شناخته شده نظامی، نمی شد در جنگ هشت ساله پیروز شد. نه از نظر منطقی درست بود، که گفته شد. و نه از نظر تجهیزات و ادوات نظامی، زیرا که صدام بعثی، هر نوع سلاح حتی شیمیایی می خواست، بطور فراوان در اختیار او می گذاشتند. ولی ایران در تحریم کامل بود. چه تحریم خارجی و ندادن اجزا و قطعات هواپیماها، و چه تحریم داخلی که دولتمردانی چون موسوی، با فریب، مانع تخصیص بودجه دولتی به جنگ می شدند.

تنها راه باقی مانده، مراجعه به مردم و تاکتیک های بومی بود! مردم خرمشهر خوب می دانستند: از قایق و بلم چطور استفاده کنند!مردم سیستان و بلوچستان از شتر و اسب، و مردم تهران از جنگ های چریکی و نامنظم . این بود که مسخره ها شروع شد: نام بسیجی را بی ترمز گذاشتند! تا ان را به زیر یوغ فرماندهی خودشان در بیاورند، و اطلاعات و عملیات آن ها را دراختیار بگیرند. هجوم بی پروای مردم بی اسلحه را به دشمن، دیوار گوشتی نامیدند! تا از هجوم مردم به جبهه ها جلو گیری کنند.

  الان هم که سال ها است از آن دوران می گذرد، کسی جرات ندارد نامی از تاکتیک های بومی بیاورد، و اگر کسی هم چیزی می نویسد، باید به حالت طنز و مسخره باشد! که بگویند برای جذب مخاطب بوده است. و با این وسیله شعور مخاطب های: میلیونی کتاب های دفاع مقدس را، زیر سوال ببرند. عنوان پایی که جا ماند، یا امثال آن گرچه خوب است ولی، تاکتیک جذب مخاطب آن بیشتر از: روایت واقعیت است و این هم خطر دیگری است، که با دخالت دادن فن جذب مخاطب، ممکن است واقعیت دفاع مقدس را مخدوش نمایند.      

Capacités autochtones:
Facteur de gagner la guerre
L'événement d'aujourd'hui: seizième livre saint de l'année d'attribution, et plus une question de tout: plus intelligente. Des livres comme chameau ambulance, bataillon Skinner, qui a remporté le prix ont été révélés: Les secrets du succès en 8 ans de guerre, mais pas déclaré ou non les auteurs, leur classe ouvrière ne était pas si bas! Jetez aussi un oeil sur les capacités indigènes.
Peut-être le but de l'auteur est de ridiculiser, ou faire quelque chose pour attirer le public, mais la motivation de faire beaucoup de secrets là-bas. Les gens qui savent, mais les auteurs ne ont le savoir, et les autorités ont l'œil.
Si nous étudions, nous voyons dans ces années, n'a rien fait pour défendre l'ennemi, motivés pour conquérir les trois jours à Téhéran, l'Iran est attaqué. Comme Hojjat al-Islam Abou Torabi, le festival a déclaré que l'ennemi en toute sécurité, a envahi l'Iran! Mais ce qui fait échouer: les trois voies de Téhéran? Certains pourraient dire que la sueur nationale: la guerre contre les Arabes. Pour les Iraniens, les Arabes vont sous le joug, l'ampleur de la résistance!
Mais ce ne est qu'une illusion, parce que les Iraniens ne sont pas un slogan! Leader éternel des hypocrites en fonctionnement, avec le slogan Téhéran Mehran est arrivé, et se approchèrent Kermanshah! Il était la révolution iranienne était le roi, alors pourquoi ne pas réussir? Toujours dominé par l'ambition de l'Iran dans des trous ramper sont morts dit.
Le facteur le plus important de la réussite, l'application locale de la tactique, bien sûr, depuis le début du temps a été ridiculisé et ignoré! Un de ces tactiques, l'organisation de la guerre irrégulière était Chamran martyr. Chamran martyr parce que ce était sa compréhension que l'armée régulière et classique, tous les pouvoirs du monde soutiennent elle, comme il ne peut pas se battre.
   Chaque compétence ou la technique a été adopté, tous ont été informés, parce que toutes les tactiques classiques en leur possession à tous, ils étaient les tactiques, bien sûr, et bien sûr, les étudiants de professeur du tout n'a aucune chance de gagner. Ce est toujours le maître du savoir-faire, pour une journée pluvieuse garde pour lui.
    Une fois connu comme tactiques militaires absolus, la guerre ne était pas gagné. Non logiquement correct, il a été dit. Et non en termes d'équipement et de matériel militaire, comme Saddam baasistes, des armes chimiques voulaient même, amplement mis à sa disposition. Mais sanctions contre l'Iran était parfait. Que boycotts étrangers et les composants défaillants et pièces d'aéronefs, et des sanctions civiles que les politiciens comme Moussavi, la déception, la répartition des fonds publics à la guerre ont été évitées.
Le seul moyen restant pour désigner les peuples autochtones et les tactiques! Khorramshahr bien conscient de la façon d'utiliser des bateaux et pirogues sont des gens de Sistan-Balouchistan, chameaux, chevaux, et les gens de Téhéran et la guérilla irrégulière. Il a commencé à se moquer de nom de la Basij mis les freins! Apportez-le joug de leur siège, et les informations à fournir et leurs opérations. Reckless assaut armes aux ennemis du peuple, appelé mur charnue! Pour intercepter l'afflux de personnes à l'avant.

  Maintenant qu'une année se est écoulée depuis ce temps, personne ne osé prendre le nom des capacités indigènes, et si quelqu'un écrit quelque chose, vous devez être une satire et la dérision! Ce est-à-dire, pour attirer le public. Et la conscience de l'auditoire: Défense Sacré million de livres, saper. Comme je ai séjourné, ou similaire, bien agréable, mais les tactiques pour attirer plus d'audience: l'histoire est vraie, et ce est une autre menace, qui a attiré une audience avec l'interférence du ventilateur peut fausser la réalité de la guerre. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۰ نظر(0)

در اقتصاد ایران دو روند متضاد وجود دارد. یکسوی آن دشمن را ناکام می گذارد، یعنی اقتصاد دان های جهان، با پشتوانه مالی ابر قدرت ها، هرچه برنامه ریزی می کنند، برعکس آن نتیجه می گیرند. لذا هرسال برنامه تحریم را تمدید می کنند. به نظر آن ها فقط یکسال تحریم کافی بود که اقتصاد ایران را فلج کند، و ایران دستهای خود را بالا ببرد! و نسخه های وابستگی اقتصادی را امضا کند.

    ولی الان 36 سال از آن روز ها می گذرد، اولین تحریم آن ها بلوکه کردن اموال ایران، و جلوگیری از ارسال قطعات و دارو به ایران بود. وقتی دیدند ایرانی ها قطعات را خودشان می سازند، و هواپیماها در حال کار کردن هستند، به صدام دستور دادند تا با یک شبیخون، و حمله ناگهانی، باقی مانده سلاح و تجهیزات ایرانیان را هم، نابود کند که وی در شهریور 1359در: یک هجوم سراسری هزاران تن بمب، بر سر ایرانیان ریخت ولی نتیجه چه شد؟

فردای همان روز 141 جت جنگی، برخواستند و تمام نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. بطوریکه صدام تا پایان جنگ 8ساله ، فقط قادر بود از طریق: نیروی زمینی با ایران درگیر شود. با اینکه دولت ایران، یعنی دولت مهندس موسوی را وادار کردند، تا هیچ بودجه ای به جنگ اختصاص ندهد، ولی مردم با ارسال کمک های مالی، جنگ را بخوبی اداره کردند که، عاقبت صدام بر همه معلوم است.

این یک جریان اقتصاد اسلامی، یا اقتصاد مقاومتی بود که: در میان بهت و حیرت اقتصاد دانان مزدور، میتوانست ایران را بخوبی اداره کند. در واقع مردم ایران، با اتکا به روایات و احادیث اسلامی، روند اقتصادی را تنظیم و: به اجرا می گذاشتند و: کسی از متخصصان آن را درک نمی کرد، و یا نمی خواست که درک کند.

اما متاسفانه در درون این اقتصاد بومی، عده ای هم مانند کرم می لولیدند! در همان دوران انقلاب، که مردم بی برقی و بی نفتی می کشیدند، آن ها نفت را قاچاق می کردند، نه تنها نفت و ارزاق را، بلکه حتی عتیقه جات و آدم ها را هم، قاچاق می کردند و به در آمد های باد آورده می رسیدند. در دوران جنگ هم، مافیاهایی تشکیل دادند و ارزاق کوپنی را، انبار می کردند و به چند برابر قیمت می فروختند، اما مردم که این ها را می شناختند، صدایی نمی کردند تا: دشمن سوء استفاده نکند.

این روند دوگانه در اقتصاد ایران، ادامه داشت یکی اقتصاد بومی و داخلی بود، و دیگری اقتصاد وابسته و برون مرزی. متاسفانه اقتصاد بین المللی هم به کمک آن ها می امد، و مانند پدر خوانده، آن ها را تقویت می کرد. و تئوریهای نوین اقتصاد وابسته را، به آن ها تدریس می کرد! محل آموزش آنان، دانشکده های اقتصاد بودند! که با اساتید پروازی آمریکا و اروپا اداره می شد، و هدف آن ها مایوس کردن مردم از: اقتصاد بومی و اسلامی بود.

البته اولین گروه اقتصاد اسلامی، در دانشکده اقتصاد شهید بهشتی تشکیل شد، و مسئول آن ها در دوران انقلاب فرهنگی، که دانشگاه ها تعطیل بود، سراغ ما آمدند و ما، ضمن حمایت از آنان، حجت الاسلام تسخیری را برای تدریس معرفی نمودیم.  گروه های اقتصاد و مدیریت اسلامی دانشجویی، برای مقابله با فرهنگ و اقتصاد وابسته، هر روز در دانشکده های دیگر افتتاح می شد، و ما مجوز داشتیم در دانشگاه های تعطیل شده: انقلاب فرهنگی، کلاس های اندیشه شناسی اسلامی برگزار کنیم.

اما هنوز بعد از سال ها هم، باز اساتید دنبال همان برند های اقتصاد وابسته هستند، و همه جا اقتصاد اسلامی را به مسخره می گیرند. دانش آموزان این استاد ها هم، با روش های یاد گرفته از آنان، به جان اقتصاد ایران افتاده اند! و هر روز تعدادی از آنان به جرم: اختلاس و ارتشا دستگیر شده،  و یا فرار می کنند!

آنها از دید خودشان، اقتصاد پیشرفته ای را می دانند، و به آن عمل می کنند! از نظر آن ها وام گرفتن از بانک ها، و پس ندادن آن، چون عاملی است که باعث :ضعف اقتصاد بومی می شود، یک رسالت محسوب می شود! و هرچه بیشتر اختلاس و دزدی بکنند، بهتر است! زیرا از یکسو به ثروت های باد آورده، دست پیدا می کنند، و از سوی دیگر، اقتصاد ایران را متلاشی می کنند... 

Quelle est la cause de cette corruption?
Il ya des tendances contradictoires dans l'économie. L'ennemi ne pourra pas unidirectionnel, l'économiste dans le monde, avec le soutien financier des superpuissances, la planification, les résultats opposés. Cette année, ils envisagent d'étendre les sanctions. Ce était assez pour un an seulement sanctions paralyser l'économie iranienne, l'Iran et levez vos mains! La dépendance économique et signer des exemplaires. Maintenant, 36 années se sont écoulées depuis ces jours, les sanctions gèlent les actifs de l'Iran, et empêchent alcool et de drogues Iran. Quand ils ont vu les Iraniens, les composants qu'ils font, et les plans sont de travail sont, Saddam a ordonné une embuscade et attaque tout à coup, les armes et équipements restants Iraniens le détruire en Septembre 1359 dans une course à travers des milliers de tonnes de bombes, les Iraniens versé quel fut le résultat?
Les prochains jours 141 jets de combat, les forces navales et aériennes de Saddam Hussein se levèrent et détruits. Comme la fin de la 8-year-old Saddam, n'a pu à travers: les forces terrestres iraniennes impliquées. Le gouvernement, contraint le gouvernement à Moussavi, n'a pas alloué des fonds pour la guerre, mais les gens avec une aide financière, ils courent la guerre, le sort de Saddam est connu de tous.
Ce est l'un de l'économie, ou la force de l'économie: la consternation parmi les économistes embauchés, l'Iran pourrait bien manipuler. Le peuple d'Iran, basées sur les traditions et les traditions islamiques, les tendances économiques mettent à se épuiser et quelqu'un de les experts ne comprennent pas, ou ne veulent pas comprendre.
Malheureusement, dans l'économie locale, certaines personnes sont comme des vers! Au moment de la révolution, les gens qui ont travaillé électricité et du pétrole, la contrebande de pétrole, non seulement l'huile et des objets, mais même des antiquités et des gens aussi, et ils ont été sortis clandestinement de la manne atteinte. Pendant la guerre, la mafia est formé d'un OBJETS promos, le stockage, et de multiplier le prix de vente, mais les gens qu'ils connaissaient, ils ne ont pas l'air jusqu'à ce que l'ennemi ne est pas l'abus.
Cette double tendance dans l'économie, a continué à être une économie indigène et l'économie et à l'étranger. Malheureusement, l'économie internationale était de les aider, et comme un père, il les renforce. Et les théories de l'économie moderne, il est enseigné! la formation du site, facultés économiques! Amérique et en Europe a été régies par les instructeurs de vol, et leur but est de décourager les gens de l'économie locale et l'islam.
Le premier groupe de l'économie islamique, Faculté d'Economie martyr au paradis a été formé, et en charge pendant la Révolution culturelle, l'université a été fermée, nous sommes tombés sur nous, avec leur soutien, l'hodjatoleslam nommé professeur introduit. Des groupes d'étudiants en économie et gestion, pour faire face à la culture et l'économie, tous les jours à l'école a été ouverte, et nous avons eu la permission de fermer l'université: la Révolution culturelle, la classe de la pensée islamique attente.
Mais après des années ensemble, pour le bénéfice de l'économie sont ouverts aux professeurs, et partout dans l'économie islamique au ridicule. Les étudiants de la maîtrise ont également appris les moyens de leur vie ont chuté économie! Et chaque jour, certains d'entre eux au crime, détournement de fonds et la corruption ont été arrêtés ou ont fui!

Ils se voient, ils les économies avancées, et dans l'acte! En termes d'emprunter auprès des banques, puis en lui donnant comme un facteur qui entraîne une faiblesse dans l'économie locale, est une mission! Détournement de fonds et de vol, et plus ils le font, le mieux! Parce que d'une part au chablis richesse, ils acquièrent, et d'autre part, l'économie va se effondrer ... 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۲:۰۲ نظر(0)

رئیس قوه قضائیه گفت: یک نفر از بانکها 6500میلیارد تومان، وام بدون وثیقه گرفته و آن را هم، پس نمی دهد و ما هم، کاری نمی توانیم بکنیم!

البته ایشان رشته اقتصاد شاید نخواندند و شاید هم تخصص در این زمینه نگرفتند و الا جواب مسئله بسیار روشن است! علم اقتصاد به ما می گوید در آمد بالا با هزینه اندک، معنی علمی است و این آقا در اوج اقتصاد کار کرده است! شاید رئیس قوه قضائیه ( البته با عرض معذرت ) اصول مدیریت را هم نخوانده است، والا مدیریت هم همین را می گوید: بهره وری بالا با حداقل هزینه!  و شهریار علم مدیریت هم می گوید: هدف وسیله را توجیه می کند .

بنابر این کاری علمی، آن هم در حد اعلا صورت گرفته! و بخش خصوصی  توانسته با کمترین هزینه، بالاترین در آمد ها را داشته باشد. در تعریف علمی اقتصادی هم کار این آقا کاملا درست است! همه فکر می کنند ایشان وام گرفته! ولی نه، او یک معامله کرده ودر آمد کسب نموده. البته شما اسمش را زرنگی بگذارید، یا رشوه دادن، فرقی نمی کند. او توانسته با زرنگی تمام، کمی پول به عنوان رشوه به افراد بدهد، و بدون مدرک از آن ها میلیارد برابر بگیرد!

آن وقت می گویند در ایران، کسب و کار رونق ندارد! شاید هم بقول بعضی ها، چون از سود باد آورده، زیان می دهند ناراحت هستند. این هم علمی است! زیرا علم مدیریت و قتصاد به ما می گوید: فرصت های ازدست رفته را هم باید مد نظر قرار دهیم، اسم خارجی آن هم آپور چینیتی کاست، که هزینه فرصت های از دست داده هم، ترجمه شده است.

این اصل علمی می گوید: ما نباید هزینه بی پولی را بدهیم! اگر شما یک میلیارد دلار داشتید، میتوانستید آهن بخرید و انبار کنید، بعد با سود کلان آن را بفروشید. حالا که پول ندارید، هوش که دارید، بیایید همان سود را از راه میان بر، بدست آورید. بلا  بر سر کسانی که این کار را کرده اند بیاورید، و پول آن ها را بگیرید.

    می گویند مردی از جیب کسی دزدی کرد، به او گفتند این مال حرام است. گفت نه،  من از جیب یک کارگری دزدیدم که میدانم: کارش درست و در آمدش حلال بود! بله متاسفانه دور علم زدگی، و زندگی در دنیای فرمول ها، نتیجه ای جز این ندارد. زیرا بانکداری در ایران بومی نیست، و اصول ان از غرب آمده، و لذا اصل مهم امانت داری در آن مخدوش است.

در گذشته براساس ایمان اسلامی ، افرادی به عنوان امین بودند که مردم پول خود را نزد آن ها می گذاشتند . امین به پول دست نمی زد و همانطور آن را پس می داد. اما بانکداری جدید زرنگ بازی در آورده و پول مردم بر می دارند و با آن کار می کنند! البته کار که ظاهر قضیه است واصل آن همین اختلاس و ارتشا است.

معمولا کسانی که در این بانکها وارد می شوند، با پول های انباشته و کلان روبرو می شوند. فقط باید نقشه ای بکشند که بتوانند: این پول ها را با خود ببرند. اینهمه  اختلاس و دزدی و فساد ، فقط معلول همین تفکر است. بانکداران پول مردم را، پول خودشان تصور می کنند! و به هرکس که بخواهند می دهند.  البته نقشه ای که دراین میان، این پولشویی را توجیه می کند، نام وام دادن یا کار کردن و سرمایه گذاری با پول مردم است.

لذا همانطور که در دوران انقلاب اسلامی ، بانک ها را هم مثل سینما ها و کاباره ها  آتش می زدند، الان نیز باید این کار را بکنند! والا این بلای خانمان سوز، هر روز بیشتر و در عنوان های جالب تر، ریشه اقتصاد را از بین خواهد برد. و گرانی تورم را بر مردمان تحمیل خواهد کرد.

در واقع همه بدهکاران بانکی، یا رئیس بانک بودند یا از دوستان آن ها. که باهم دست به یکی کرده بودن و یا دست به یکی می کنند و پول را در روز روشن می دزدند . به همین دلیل هم هیچ بانکی از بدهکاران بزرگ بانکی شکایت نمی کند. چون تف سربالا است. و قوه قضائیه اگر منتظر شکایت بانک ها است به شهادت دم روباه بر علیه روباه  امید بسته است   

Que troublé les banques?
Judiciaire en chef a dit un 6500000000000 dollars auprès des banques, des prêts sans garantie et il ne est pas si, et nous pouvons faire la même chose!
Il a décrit l'économie peut ou non avoir une expertise dans ce domaine, sinon la réponse est très claire! Économie nous dit arrivés avec un faible coût, signification scientifique, et cet homme a travaillé à la pointe de l'économie! Peut-être le chef de la magistrature (bien Désolé) les principes de gestion ai lu, sinon la même direction dit haute productivité avec un coût minimal! Et le prince de la gestion dit la fin justifie les moyens.
Le travail scientifique, qui a été fait au plus haut niveau! Et le secteur privé a le coût le plus bas, le plus haut revenu qu'ils ont. La définition du travail de la science économique cet homme est absolument vrai! Quiconque pense qu'ils ont emprunté! Mais non, il a été acquis dans un métier. Vous appelez-il intelligent de laisser, ou altérer, il n'a pas d'importance. Il a un talent pour tout, un peu d'argent comme un pot de vin de leur donner, et aucune preuve qu'il ya un milliard de fois!
Il est temps de dire, les affaires sont florissantes! Peut-être, selon certains, en raison de bénéfices exceptionnels, les pertes sont bouleversés. Ce est la science! Parce que de la gestion et de l'économie nous dit: occasions manquées devraient également garder à l'esprit que le coût des occasions perdues, traduit.
Ce principe dit que nous devrions coûtera pas d'argent à donner! Si vous avez un milliard de dollars, vous pourriez acheter et stocker le fer, puis les profits en le vendant. Maintenant, vous ne avez pas d'argent, de l'intelligence, de laisser part des profits, gagner. Apportez sur ceux qui ont du mal à le faire, et de prendre leur argent.
    Ils disent un homme de voler la poche de quelqu'un, dit-il, cette propriété est interdite. Dit non, je ai gagné de la poche d'un travailleur qui connaissent bien son travail et le solvant a été de vomir! Oui, malheureusement, se précipitent autour de la science, et la vie dans le monde de formules, aucun autre résultat. Parce que la banque est endémique en Iran, et ses principes de l'Ouest, et donc l'intégrité de celui-ci est erronée.
Dans le passé, selon la foi islamique, les gens étaient aussi honnête que les gens mettent leur argent avec eux. Amin n'a pas perdre de l'argent, comme on disait alors. Les nouvelles personnes bancaires et d'argent sont intelligents, jeu et le travail avec elle! Cependant, il est évident que le même détournement de fonds et la corruption est déposée.
Habituellement ceux qui arrivent dans la banque, l'argent accumulé et macro rencontre. Juste avoir un plan pour tuer que cet argent avec eux. Toutefois, le détournement, le vol et la corruption, tout en pensant le même effet. Banquiers argent public, l'argent qu'ils pensent! Et pour qui ils veulent. La carte Pendant ce temps, le blanchiment d'argent justifie le nom de prêts ou d'investissement d'argent et les gens.
Alors que la révolution islamique, les banques, cinémas et discothèques ainsi que met le feu, il doit le faire! Sinon ce fléau ruineuse, chaque jour de plus en plus intéressant en tant que root, il va détruire l'économie. Et l'inflation des coûts sera imposée.

En fait, tous les débiteurs de la banque ou de la banque ou de leurs amis. Ce est pourquoi aucune grande banque de débiteurs bancaires ne se plaint pas. Crache le morceau est en montée. Et la plainte judiciaire si les banques sont en attente de témoigner contre le renard queue de renard espoirs 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۱:۳۷ نظر(0)

سال ها بود که دلسوزان انقلاب اسلامی می گفتند که: جایزه های جهانی برعلیه اسلام است، و قصد آن ها نابودی دین است، ولی کسی باور نمی کرد. هر چند گاهی یک خرس نقره ای، یا یک اسکار به ایرانیان می دادند، و آن ها هم با دست پر بر می گشتند، و اسلام و اسلامیان را زیر پای خود، قربانی می کردند! تا اینکه امسال با دادن جایزه ده گانه، به فیلم تک تیرانداز آمریکایی، همه چیز روشن شد.

موضع گیری مستقیم رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان داد که جبهه ها مشخص شده اند، و دیگر کسی نمی تواند با: چشم بسته در جبهه دشمن باشد، و به خودی گل بزند! و گردنش را هم بالا بگیرد. و باصطلاح قباد بازی در آورد! این سریال ایرانی هرچند سرگرم کننده، ولی حاوی نکاتی بود که نشان میداد: هر گل زدنی مجاز نیست، و افتخار محسوب نمی شود! کسی که با مهارت تمام توپ را، به دروازه حریف وارد می کند، کار خوب و مثبتی انجام می دهد. ولی اگر همین کار را با دروازه خودی بکند، دیگر قهرمان فوتبال محسوب نمی شود.

خوبی و بدی هم مثل گل زدن هستند، از نظر عملی هردو یک کار را انجام می دهند! اما حهت آن ها باهم فرق می کند. لذا پراگماتیست ها، یا عملگراها در اینجا حیران می شوند. از نظری تئوری عمل گرایی، هرکس گل بزند خوب است! ولی از نظر انسانی، فقط گلی خوب است که: به دروازه حریف شلیک شود.

تک تیرانداز بودن هم یک افتخار است، اما این تیر به کجا می خورد مهم است ! اگر هدف، دشمن مسلح و برابر باشد، خوب است ولی، اگر یک زن یا یک کودک ، پیرمرد و پیرزن باشند چه ارزشی دارد؟ آن ها دیگر احتیاجی به تک تیرانداز ندارند، هر گاگولی می تواند، آن ها را هدف قرار دهد! چرا که آن ها نه ، اسلحه دارند که مقابله به مثل کنند، و نه پای گریز که فرار کنند، و نه دوره های رنجری دیده اند که: صدتا معلق بزنند تا تیر به آن ها اصابت نکند.

هنرمند هم مانند تک تیرانداز است، با سلاح هنر مردم را هدف قرار می دهد! عده ای بی اسلحه در سالن سینما می نشینند، و به پرده نقره ای یا ال سی دی،  نگاه می  کنند. بعد از پایان قیلم، یک جانی و ادم کش بالفطره، از سینما بیرون می آیند! اسلحه دست می گیرند و: مثل تک تیرانداز فیلم، زنان و کودکان را به گلوله می بندند، و به آن افتخار هم می کنند!

ممکن است هنرمند بگوید: این هنر ما است که بر تماشاگر، تاثیر بگذاریم و هرچه، اثر ما بیشتر باشد، نشان بازی بهتر ما است! ما مرده شور هستیم و: کاری به بهشت و جهنم مردم نداریم! ولی این استدلال همانقدر کورکورانه است، که ما بگوییم زحمت کشیدیم و: بهترین گل را به خودی زدیم!

  شما از هنر خود برای نابودگری استفاده می کنید، مردم را به قتل و غارت ،ترور و گانگستری سوق می دهید. اینجا انسانیت است که کشته می شود! شهر ها هست که نابود می شود. و انسان های مهربان و همزیست، به قاتل های برادر کش تبدیل می شوند . حتی اگر از خشونت بگذریم، در دام سکس هم بیافتیم همین است، علت حرام بودن سکس و شراب در سینما، برای همین است شما، در حالیکه ادعا می کنید: باید حریم خصوصی افراد محترم باشد، با اسلحه دوربین می روید و: مخفی ترین اعمال آن ها جار می زنید!

    یا به بهانه روانشانسی، ناتوانی های بشری را دامن می زنید. اسرار آن ها را از حریم خصوصی شان، بیرون می کشید! و کاش فقط حقیقت را می گفتید، آنقدر دروغ می گویید و: بزرگنمایی می کنید که، دیگر هیچ کس حتی به: درون ضمیر نا خودآگاه خود هم، اعتماد نمی کند.هنر مدرن و پسامدرن به بهانه افشاگری بی اعتمادی را برای جهانیان آورده: زن به شوهر، پدر به فرزند و همه به همدیگر شک می کنند. و نتیجه آن هم کودک ازاری و زن ستیزی و: خشونت علیه زنان و کودکان است.

Médaille de l'Islam, ont ciblé!
Années sympathique Révolution islamique a déclaré que la sentence contre le monde musulman, et cherchent à détruire la religion, mais qui ne ont pas cru. Bien que parfois un Ours d'argent, les Iraniens avaient une cicatrice, et il est rempli à la main sur le dos, et l'islam et islamique sous vos pieds, le sacrifice! Jusqu'à cette année, avec dix récompenses, le film sniper américain, tout est devenu clair.
Tenez leader droite de la Révolution islamique qui a marqué l'avant, et l'autre on peut avec les yeux fermés en face de l'ennemi, et de ses propres fleurs! Et prendre son cou. Et ainsi apporté G. jeu! Les Acteurs bien que le plaisir, mais être montrant les points forts de chaque fleur percussion pas permis, et ne est pas fier! Qui habilement ballon d'entrer dans le but, faire le bien et faire le bien. Mais si la même chose avec son propre but, pas un héros de football.
Bonnes et mauvaises sont comme objectifs, tant en termes de travaux pratiques à faire! Mais essayer de con les différencie. Le pragmatique, pragmatique ou ici sont étonnés. Aucune théorie du pragmatisme, tout le monde est agréable de marquer des buts! Mais selon la chair, juste argile fine qui est tiré dans le but de l'adversaire.
Ce est un honneur d'être un tireur d'élite, mais ce poste est va sucer! Si l'objectif, et l'ennemi est armé, mais il est bon, si une femme ou un enfant, homme et femme. A quoi bon ce est que? Ils doivent avoir un tireur d'élite, ne importe quel imbécile peut qu'ils cibler! Pourquoi ne ont-ils pas une arme de représailles, et non une fuite pour échapper, pas la période des Rangers ont vu que des centaines ont surgi flèche ne pas les frapper.
L'artiste est comme un tireur d'élite, un art du public ciblant les armes! Certains à mains vides assis dans une salle de cinéma, et l'écran LCD ou d'argent, regardez. Après numérisation, un naturelles criminels et des assassins nés, sortir d'un film! Leurs bras et leurs tireurs d'élite, comme des films, des femmes et des enfants à le trou de balle, et ils sont fiers de lui!
L'artiste pourrait dire: ce est notre art sur le public et l'impact de l'action, plus nous avons, mieux notre jeu! Nous sommes morts, la passion, les gens ne vont pas au ciel et de l'enfer! Mais cet argument est tout aussi aveuglément, nous avons à peine eu à dire et la meilleure propre but ouvert!
  Terminator utiliser votre art pour les gens de meurtre et le pillage, assassiner et les gangs bouton poussoir. Voilà un homme qui est mort! La ville est détruite. Et un homme de la coexistence douce et paisible, à devenir le meurtrier de fratricide. Même si la violence côté, tomber dans le piège du même sexe, parce que le sexe est un péché et le vin dans le cinéma, pourquoi vous, comme vous le prétendez, vous devez être respectueux de la vie privée, et sont livrés avec l'appareil photo des armes: le secret Déclarer leurs actions Jar!

    Ou sous le prétexte de la psychologie, de la faiblesse humaine, vous jupe. Secrets eux leur vie privée, sortez! Et je ai dit la vérité, dire tant de mensonges et zoom, n'a même, dans son esprit est inconsciente, ne font pas confiance. Moderne et postmoderne monde de l'art doit aller chercher la divulgation de méfiance pour la femme a un mari, père, fils, et tous les doutes sont à l'autre. Le résultat est à la fois la maltraitance des enfants et la misogynie et la violence contre les femmes et les enfants. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۱۱/۱۳۹۳ - ۰۱:۱۸ نظر(0)

از قدیم گفته اند هرچه بگندد، نمکش می زنند وای به روزی که، بگندد نمک! حالا هم مدیریت، به همه علوم پیشنهاد می کند که: نو آوری داشته بانشند و تحقیق و توسعه کنند، ولی خودش از آن بی بهره است. علوم مدیریت امروز در لاک خود فرو رفته، و همان تئوری های دهه 1960 را تکرار می کند. گویا برای آن ها زمان صفر شده است!  و مانند عقربه های ساعت، که بر روی ده و دقیقه تنظیم می شوند، علوم مدیریت و اقتصاد هم همینطور است.

برای آن ها همه باید تغییر کنند، و تغییرات را بپذیرند، ولی خودشان ثابت هستند. البته این تفکر از دو دیدگاه متفاوت، ریشه می گیرد یکی خود محوری است، و دیگری نادانی و جهل . در سال های 1350در دانشگاه تهران، کتب مدیریت و اقتصاد تازه ترجمه شده بود، و همان ها هرسال تجدید چاپ می شد. ما استادی داشتیم که کتاب های سازمان مدیریت و اقتصاد ر،ا برای دانشگاه تهران نوشته بود، و تا زمان ما در 1352شاید، بیش از 20بار تجدید چاپ شده بود .

در کتاب مدیریت آن، هنوز عقاید فایول تدریس می شد، هرچه طرفدارن نهضت روابط انسانی، کوشش می کردند، از نظر این کتاب بیهوده بود! البته در اواخر اشاراتی به آن می کرد، ولی آن را مردود می دانست، چه رسد به نهضت های بعد از آن در: تفکر اقتصادی یا مدیریتی . حتی وقتی دانشجویان اصرار کردند که:  دنیای دیجیتال هم را هم ببیند، ایشان از کامپیوتر هم یک مطلب اضافه کرد، ولی اگر اضافه نمی کرد بهتر بود!

حالا هم همینطور هست، بعد از گذشت سی و شش سال از انقلاب اسلامی، و تعریف هویت اسلامی و انسانی برای مدیریت جوامع، آقایان هنوز ماکیاولی را مدیر برتر می شناسند! و تئوری معروف او که: هدف وسیله را توجیه می کند را، بر بالای سر می گذارند! البته ممکن است اسمی هم از: پیتر دراکر یا هرسی و بلانکارد ببرند، ولی طوری اسم می برند که، اگر نبرند بهتر است. چه برسد به تئوری های اسلامی در: مدیریت و اقتصاد که اصلا،  زنگ تفریح و مسخره آنان شده است.

از نظر آنان ترکیه و مالزی ! بسیار پیشرفته تر از ایران هستند، و اگر ایران را در ردیف 198 از: 199 کشور اسم ببرند، باید خوشحال باشیم. آن ها نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که: ایران چه پیشرفت هایی کرده است. همین امروز در حالی که رئیس جمهور کشور مان، در یک جا صحبت از این می کرد که:  تعامل ما با جهان، نباید مانع پیشرفت علمی ما بشود، آقایی که ریاست سازمان مدیریت کشور را، هم بر عهده داشت می گفت: ما باید از ترکیه و مالزی الگو بگیریم تا پیشرفت کنیم.

    در حالیکه رئیس مجلس در گوشه دیگر، از اقتصاد مقاومتی حرف می زد و می گفت: نباید فکر کرد که تحریم ها، ما را به فکر اقتصاد مقاومتی انداخت، بلکه ان فقط یک نیشتر بود که: زخم های اقتصاد ایران را باز کرد، آقای دیگری که رئیس جایزه دادن به مدیران برتر بود می گفت:  در ایران هیچ شرکت و بخش خصوصی، وجود ندارد و وظیفه دولت بعنوان: ایجاد کننده بنگاه فراموش شده است.

البته از حق نباید گذشت، که یکی هم پیدا شد و کتابی از: کشورهای اروپایی آورد و ثابت کرد: در بیش از هزار اختراع مهم : تاریخ بشری که زندگی را، دچار تحول کرد، ایرانیان نقش اساسی داشتند. که مهمترین آن اختراع چرخ بود. و اگر قبول کنیم در تمام اختراعات جهانی، در همین زمان ما، بازهم ایرانی ها هستند که: نقش اساسی دارند، حرف بی ربطی نگفته ایم.

اینکه می گویند در ایران، تحقیق و توسعه خروجی نداشته، بسیار حرف بی منطقی است. تحقیق و توسعه ایران به تمام دنیا صادر شده! ولی آنان این عمل را، فرار مغز ها نام می گذارند، تا از دو طرف بر فرق سر این ملت بکوبند: اول اینکه بگویند ایران، نخبه کش است نه نخبه پرور! دوم اینکه بگویند: هرکس پول این مملکت را می خورد، و نتیجه آن را برای جاهای دیگر، می برد کار خوبی می کند.

اما این مثل روز روشن است: اگر ایران نخبه پرور نبود، اینهمه برای نخبه های ایرانی، فرش قرمز پهن نمی کردند! و آن ها را روی سرشان نمی بردند. آن ها برای بردن نخبگان ایرانی، آنقدر سخاوت به خرج می دهند، که خود ایران قادر نیست! ایرانی که بیست سال ها ، سرمایه گذاری می کند، و نخبه های فراوانی  را پرورش می دهد...

Exige de la direction de la R & D
Gndyd le vieux dicton, Malheur à celui qui tourne le sel, le sel Gndyd! Maintenant, la gestion, les dernières données scientifiques suggère que l'innovation et la recherche et le développement, mais il est sans intérêt. Management Sciences aujourd'hui retiré en lui-même, et les théories des années 1960 répétitions. Parler à eux est temps zéro! Comme dans le sens horaire, qui sont situé sur dix minutes, la science de la gestion et de l'économie aussi.
Car ils seront tous changés, et acceptent les changements, mais ils sont fixés. Bien sûr, l'idée de deux approches différentes, une égoïsme enraciné, et d'autres la folie et l'ignorance. Université de Téhéran en 1350, et les nouveaux livres de gestion économique avaient été traduits, et la même année a été publié. Nous avons eu un professeur de livres de gestion et d'économie, avait écrit à l'Université de Téhéran, et jusqu'à ce que nous peut-être 1352, a été réimprimé plus de 20 fois.
Dans sa gestion, sont enseignées opinion Fayvl, les partisans du mouvement des relations humaines, recherchés, car ce était en vain! Les références à la fin de celui-ci, mais elle a été rejetée, sans parler des prochains mouvements de la pensée ou de la gestion économique. Même lorsque les étudiants ont insisté pour que ils voient aussi le monde numérique, at-il ajouté, l'ordinateur est une chose, mais si ce ne est ajouté mieux!
Ce est maintenant, après 36 années de la révolution islamique et la définition de l'identité islamique et de la gestion des sociétés humaines, les hommes sont supérieurs gestionnaire machiavélique savoir! Et sa fameuse théorie que la fin justifie les moyens, en fonction de leurs têtes! Il peut être le nom de Peter Drucker ou Blankard Hersey et tuer, mais leur nom afin que, se il est préférable de ne pas se appliquer. Qu'est-ce que les théories islamiques de gestion et d'économie à la rupture, et se moquait d'eux.
À leur avis, la Turquie et la Malaisie! Beaucoup plus avancé que l'Iran, et si ce est dans la ligne 198 de 199 de leurs noms, doit être heureux. Ils ne savent pas ou vous voulez savoir: Quels progrès ont Iran. Aujourd'hui, le président de notre pays, dans un contexte de cette interaction avec le monde, nous devrions être le progrès scientifique, l'homme qui dirige la gestion de l'organisation, a conduit à la fois dit que nous devrions la Turquie et la Malaisie pour améliorer notre modèle.
     Alors que le Président de l'autre coin, a parlé de la force de l'économie et a déclaré que les sanctions ne devraient pas penser, nous devons considérer la force de l'économie, mais ce était juste un couteau qui coupe économie ouverte, M. un autre bonus patron donnait cadres supérieurs déclaré dans ne importe quelle entreprise et le secteur privé, il est du devoir de l'Etat, provoquant l'entreprise a été oublié.
Bien sûr, le droit d'être passé, il a été constaté que l'on livre des pays européens et éprouvée dans des milliers de invention importante: l'histoire de la vie humaine, évolué, les Iraniens avaient un rôle majeur. Ce était l'invention le plus important de la roue. Et si nous acceptons tous les brevets dans le monde, en même temps, nous sommes encore en Iran, ont un rôle fondamental, je ai dit non pertinent.
Ce est-à-dire, la sortie de R & D ne est pas très logique de dire non. Recherche et développement du monde entier a été délivré! Mais ils le font, ils ont appelé la fuite des cerveaux, de sorte que les deux côtés de la couronne de la nation brisant disent d'abord que l'Iran ne est pas un tueur d'élite élite Morpheus! Deuxièmement, dire celui qui mange de l'argent dans ce pays, et donc ailleurs, il fait un bon travail.

Mais ce est évident: si l'élite de l'Iran a été élevé, cependant, l'élite iranienne, pas le tapis rouge! Et ce ne était pas sur leurs têtes. Ils prennent l'élite iranienne, si généreux avec leur argent, ce qui ne est pas capable! Qui vingt ans, l'investissement, et soulèvent beaucoup de l'élite ... 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۳:۰۵ نظر(0)

گرچه جستار ها در مورد نخست شهر ها، یا کلان شهر های  درجه یک، به تازگی به مقوله فلسفه جغرافیای سیاسی اضافه شده، ولی نخست شهر ها منتظر تئوری ها نبودند! و کار خود را می کردند. اما فاجعه از زمانی آغاز شد که: بشر خواست همه چیز را کنار بگذارد، و خودش همه چیز را بفهمد! و این فاجعه از آن جهت درد ناک بود که، او نه در گذشته بود و نه از آینده خبر داشت، و نه می توانست در یک آن، در شرق یا غرب باشد.

اما از انجا که گفته اند: آرزو برجوانان عیب نیست، تخیلات خود را بجای علم جا زدن هم، برای انسان عیب محسوب نمی شود. ولی کار موقعی خراب تر می شود که: این تخیلات نه تنها نام علم تجربی  می گیرد، بلکه همه چیز غیر خود را هم نفی می کند! هیچکس نمی داند که اولین نخست شهر، یا جای اولین شهر یا حتی: اولین تجمع انسانی کجابوده، فقط از روی یافته ها حدس هایی زده می شود.

لا اقل بیرون آمدن مداوم شهر ها، از زیر هزاران خروار خاک، نشان می دهد که این رشته، سر دراز دارد و ما نباید برای: بی حوصله گی خود آن را نادیده بگیریم. به نظر ما بهترین کسی که: می تواند جواب سوال را بدهد، خداوند است که نه تنها از همه چیز خبر داشت، بلکه همه آن ها را خودش، بوجود آورده بود. اولین خانه ای که در روی زمین، برای انسان ساخته شده، خانه خدا بوده  واولین بلند مرتبه سازی هم، همان بوده و اولین تجمع یا شهر نشینی هم، در اطراف آن.(ان اول بیت وضع للناس ببکه مبارکه )

پس آن هایی که در جای دیگری، دنبال نخست شهر می گردند، اشتباه می کنند!حوادث تاریخی، این شهر را که پر برکت بود، سرمنشا همه تحولات قرارداد، و شهر های دیگر بوچود آمد. تا اینکه در زمان حضرت نوح، ناگهان همه شهر ها در آب فرو رفت، و گل و لای بر سر آن ها گرفت، و برای امروز ما به یادگار مدفون کرد. که هر از چند گاهی، یکی از آن ها مانند شهر سوخته، بیرون بیاید و بگوید چه تمدنی داشته است.

اما چیزی نگذشت که کشتی نوح، پهلو گرفت و این بار نخست شهر، به کنار دریای مازندران تاسیس شد. و مردمان جهان از آن جا تمدن و، شهر نشینی را به سراسر گیتی بردند. زرتشت در کنار رود ارس بدنیا آمد، و حضرت ابراهیم کمی دورتر، شاید در دیاربکر. ایلام اغاز ایلامیان شد و: نخست شهرجدید به آنجا منتقل شد. اما دیگر جا ها بیکار ننشستند، و به رقابت برخاستند: هگمتانه در این سوی آن، و یونان در سوی دیگر .اما حضرت ابراهیم، خود سودای بکه یا همان مکه را داشت، پسرش را آنجا برد و، آن خانه را تعمیر اساسی کرد.

ولی یونان پیامبر نداشت، هرچه پیامبر بود برای این طرف آب بود! و آن سوی دریای مدیترانه، نمی دانست چه کند! تا اینکه افرادی با تکذیب پیامبران  خود، میدان دار شدند و شهر بدون پیامبر ساختند! شهری که در آن، بجای تعدد پیامبران، تعدد خدایان بود. و خدایانی که فرضی بودند و: کسی نمی دانست آن ها، سوار بر ارابه، به کجا می روند. و به این ترتیب خواستند تا: نخست شهر ها را به انسوی دریاها ببرند.

تا اینکه حضرت موسی و عیسی آمدند، و اباطیل آن ها را شرک خواندند، و آن ها را به توحید دعوت کردند. مقاومت آن ها سودی نداشت و: بعد از سیصد سال خودشان آمدند، و کتاب انجیل را نوشتند.. و این سیصد سال، برای اصحاب کهف، فقط یک روز یا نصف یک روز بود.

آتن و رم رنگ باخته و: به اورشلیم تسلیم شده بودند، و عقد نخست شهری را به اسم اور شلیم بستند. اما اور شلیم هم دوام نیاورد، و در برابر تیسفون ساسانیان  تسلیم شد، و تیسفون شد یکه تاز جهان، و پایگاه ابر قدرتی . هرچند رم دوباره می خواست که: رقیب تیسفون هم باشد، اما یک فرق اساسی بین رم و تیسفون بود: رم برای ایتالیا شهر نخست بود، ولی تیسفون برای تمام دنیا .

  اما وقتی طاق کسرا شکاف برداشت، و آتشکده آذر گشسب، خاموش شد خبر از یک کلان شهر جدید داد. کلان شهر کوچکی که میرفت به: ام القرای جهان تبدیل شود و شد. و خانه خدا برای بار دوم تعمیر شد، و بزرگی به آن برگشت.

با آمدن حضرت علی ع ، کوفه شهر جدید و نخست شهر شد، و بعد به سمت بغداد رفت! و مدتی هم مرو و خراسان. و این گردش ادامه داشت تا نوبت به: پاریس و لندن، برلین و نیویورک رسید. و امروز در کمال ناباوری جهانیان، نخست شهر دنیا و ام القرای اسلام، شهر تهران بزرگ است. زیرا این شهر سیاست های خود را، بر تمام شهر های جهان دیکته می کند.

Un phénomène connu sous le nom First City
Le premier article sur la ville ou métropole chic nouvellement ajouté catégorie philosophie, géopolitique, mais d'abord de toutes les théories ne se attendait pas! Et leur travail. La tragédie a commencé quand l'homme voulait tout de côté, et il sait tout! Et la tragédie de ce était douloureux, il ne était pas dans le passé ni l'avenir, et ne aurait pas dans l'Est ou l'Ouest.
Mais comme cela a été dit ne pas désavantager les jeunes, votre imagination au lieu de stagnation, car l'homme ne est pas considéré comme un défaut. Mais ce est pire quand l'imagination ne est pas seulement la science empirique, mais nie également tout sauf elle! Personne ne sait quand la première ville, ou une ville, ou même la première place: Où était la première manifestation humaine, juste une supposition peuvent être faites des découvertes.
Constamment sortant de la ville, au moins, des milliers de gazon, indique que ce champ a une longue tête et nous ne devons pas, ignorer ennuie sa vie. À notre avis le meilleur qui peut donner la réponse est Dieu qui non seulement savait tout, mais ce est tout droit, il a été créé. La première maison sur la terre, pour l'homme, immeuble de grande hauteur la première maison de Dieu, et l'accumulation ou de l'urbanisme première fois, autour d'elle. ()
Ainsi, ceux de l'autre endroit, pour la première ville à être, ils ont tort! Les événements historiques, la ville est bénie, l'origine de toutes les modifications de contrat, et d'autres villes à venir existait. Au temps de Noé, tout à coup tous allés dans l'eau, et de la boue sur eux, et à ce jour nous commémorons l'enterrement. Chaque si souvent, l'un d'eux que la ville a brûlé, sortir et de dire ce qui est la civilisation.
Bientôt l'arche, et le premier côté de la mer Caspienne a été créé. Peuples du monde où la civilisation et de l'urbanisation dans le monde entier à découvrir. Zoroastre est né dans la rivière Aras, et Abraham peu plus loin, peut-être à Diyarbakir. Elam Elam a été distingué: d'abord, il a été transféré à la Nouvelle Ville. Mais ailleurs, il se est assis au ralenti, et à la concurrence: Ecbatana dans la main, et la Grèce de l'autre côté Mais Abraham, ou le réseau lui-même aspire à la Mecque, où lui et son fils, ce était réparations à domicile essentiels. .
Mais la Grèce ne est pas un prophète, le prophète était sur le côté de l'eau! Et à travers la Méditerranée, ne savait pas ce fait! Jusqu'à ceux privés de leurs messagers, et ils dominent la ville fait aucun prophète! La ville dans laquelle, au lieu d'une multiplicité de prophètes, une pluralité de dieux. Et dieux ont été donnés: personne ne le savait, le char, où ils vont. Et n'a donc la première ville à prendre à l'étranger.
Ils sont venus à Moïse et à Jésus, et les divagations de Shrek les lisent, et les a invités à le monothéisme. Résistance en vain, et après trois ans ils sont venus, et a écrit la Bible. Et les trois cent ans, les compagnons de la grotte, un jour ou une demi-journée.
Athènes et Rome ont disparu de se rendre à Jérusalem a été le premier contrat de la ville au nom de Jérusalem a été fermée. Mais Jérusalem n'a pas duré longtemps, et sassanide Ctésiphon se rendit, et Ctésiphon était la superpuissance mondiale inégalée et une base. Bien que Rome a de nouveau exigé que le Ctésiphon rival, mais une différence majeure entre Rome et Ctésiphon était la première ville de Rome, pour l'Italie, mais pour le monde entier Ctésiphon.
   Mais quand Kasra Arc fissuré, et le feu Zrgshsb, au large des nouvelles d'une nouvelle métropole. Ce était une petite métropole au monde et était à son tour. Et la maison de Dieu a été rétabli pour la deuxième fois, et ce est génial d'être de retour.

Avec la venue du Hazrat Ali, la première ville moderne de Kufa, puis est allé à Bagdad! Et tandis que Marie et Khorasan. Et la circulation a continué de se tourner vers: Paris, Londres, Berlin et New York a frappé. Le but du monde d'aujourd'hui, la première ville dans le monde et je Alqray l'Islam, à Téhéran est grande. En raison de ses politiques, sur la base de tous les diktats du monde. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۰:۴۲ نظر(0)

بیماری های عفونی از جمله ایدز و هپاتیت، منشا ویروسی ندارند بلکه از: جهش کوروموزم های نسل های گذشته، به وجود می آیند که این نسل ها، در اختلاط  چند نژاد با یکدیگر هستند

دکتر ماهین در هفتمین کنگره آزمایشگاهی ( بیماری های عفونی ) و بالینی شرکت کرد، و سوال مهمی را مطرح نمود:

وجود هپاتیت در ایران، یک بیماری نیست بلکه از اختلاط کورموزوم های: نژاد زرد و سفید است، یعنی وجود نژاد زرد در برخی مناطق ایران، که از زمان حضور مغول ها و چینی ها، در ایران منشا می گیرد، با امتزاج نژاد سفید که بومی ایران هستند، باعث شده تا کرموزوم های نسل های قبلی، آشکار شده و بدن میزبان ، با آن بصورت آنتی بادی برخورد کند.

لذا آنتی ژن های موجود در خون، که از قدیم هم بوده و به زردی معروف است، ریشه در همین اختلاط و امتزاج داشته، و مبارزه میان کروموزم های: غالب و مغلوب است. البته در بسیاری از موارد به :مرگ میزبان هم منجر شده ، ولی بیشتر اوقات به صورت ویروسی مقاوم، در بدن انسان ها باقی مانده و: به نسل های بعدی هم منتقل شده است.

به علت فراگیر بودن این امتزاج، معمولا زردی در دوران کودکی، بیشتر خود را نشان می دهد، و با روش های ساده آن را درمان، یا مخفی می کنند. مانند خواباندن کودک در نور مهتابی ، اما این کار مثل مو بور شدن برخی کودکان، در خانواده های ایرانی است که اغلب مو مشکی هستند.برخی  در دوران کودکی، دارای موهای بور و زرد، مانند اروپایی ها هستند ولی، به مرور مشکی و یا قهوه ای می شوند! حتی مو قرمزی هم، متولدین زیادی در ایران دارند.

این ها همان مخفی ماندن کروموزوم های: نسل های قبلی است که عده ای معتقدند، از نژاد کاسپین ها هستند، آن ها که در اطراف دریای مازندران زندگی می کردند،  به اروپا مهاجرت می کنند، ولی برخی از آثار آنان هنوز هم، در تولد کودکان ایرانی خود را نشان می دهد.  در بررسی هپاتیت هم معلوم شده که: استان گلستان بیش از دیگر استان ها،  دارای این ویژگی است.

مثال دیگر این موضوع به: بیماری ایدز بر می گردد، اختلاط نژاد سیاه با سفید در افریقا، باعث شده تا این کروموزوم ها، در بدن سیاهپوستان به شکل آنتی بادی، مطرح و بیماری جدید آن بنام ایدز نامگذاری شود، حوزه واگیری یا گسترش آن هم، این موضوع را اثبات می کند. در واقع نظم طبیعت یا قانون خداوندی، برای حفظ نژاد ها از تبدیل آن به دیگری جلوگیری می کند، و کسانی که سعی دارند خون خود را عوض کنند، به این بیماری دچار می شوند.

برای درک بهتر موضوع، به بیماری سارس  و ویروس ابولا هم اشاره می شود. بيماري سارس يا سندروم تنفسي حاد، با بروز ناگهاني يك نوع ذات الريۀ آتي پيك، با عامل ويروسي از خانوادۀ كرونا ويروس ها مي باشد، كه از يكي از ايالات جنوبي چين آغاز شده! و با شيوع در منطقه ي شرق آسيا، به بيش از 30 كشور جهان منتقل شده است. در چند ماه سبب ابتلاء 5000 نفر و بيش از 300 مرگ گرديده است. ويروس از طريق تماس نزديك با: افراد آلوده و همچنين مدفوع فرد آلوده  منتقل مي شود.

بیماری ابولا (Ebola) یک بیماری ویروسی است که از سوی ویروس ابولا ایجاد می شود. این ویروس از خانواده فیلوویروس ها است،

 بیماری ابولا اولین بار در سال ۱۹۷۶ در یکی از: استان های سودان و نیز منطقه ای در نزدیکی زئیر، جایی که هم اکنون جمهوری دمکراتیک کونگو واقع شده است، پیدا شد.بین ژوئن تا نوامبر آن سال ، ۲۸۴ نفر به این بیماری مبتلا شدند که در نهایت ، ۱۵۱ نفر، جان خود را از دست دادند.طی سالهای بعد، این ویروس به دیگر کشورهای آفریقایی هم، البته فقط آفریقا درگیر نشده و: بیماری پای خود را از آفریقا نیز بیرون گذاشته است.

میتوان گفت : سارس نتیجه کرموزوم های غالب سفید، در نژاد زرد است درست برعکس هپاتیت، و ابولا هم برعکس ایدز می باشد.

البته در کل تئوری بیو تروریسم  را هم نباید نادیده گرفت. این تئوری هم می گوید که: چهار بیماری فوق نوع جهش یافته: بیماری ها و ویروس های عادی مثل: سرما خوردگی است که در آزمایشگاه های نظامی، ایجاد شده و برای مرگ دشمنان طراحی گردیده است . بیوتروریسم از قدیم بوده ، چه آن هنگام که اجساد عفونی و مردار را، با منجنیق به اردوگاه دشمن پرتاب می کردند، یا مردار وبا  را در سرچشمه های آب می ریختند! تا زمان ما که انواع و اقسام ویروس ها، کشت می شوند تا سریعتر دشمن را نابود کنند!

L'hépatite est une maladie!
Les maladies infectieuses telles que le VIH et l'hépatite, mais l'origine de la mutation virale pas Kvrvmvzm des générations passées, à venir à cette génération, mélange multi-raciale ensemble
Docteur Mahin dans le septième Congrès du laboratoire (maladies infectieuses) et clinique, et ont soulevé une question importante:
Il l'hépatite en Iran, ne est pas une maladie, mais une combinaison de chromosomes: race jaune et blanc, la race jaune il dans certaines parties de l'Iran, depuis les Mongols et les Chinois, vient avec un mélange de race blanche natif Iran, provoquant les chromosomes de la génération précédente, la détection et l'hôte, il ne sera pas fabriquer des anticorps.
L'antigène dans le sang, qui est connu de l'ancien temps et la jaunisse, ont leurs racines dans l'immixtion, et la lutte entre les chromosomes, dominants et récessifs. Cependant, dans de nombreux cas, conduit à la mort de l'hôte, mais la plupart du virus résistant, le corps reste: est transmis à la génération suivante.
En raison de la nature omniprésente du mélange, généralement de couleur jaune dans l'enfance, ses plupart des spectacles, et des moyens simples pour guérir, ou obscur. Comme un enfant dans le clair de lune, mais certains enfants ne aiment blondes, cheveux noirs Hstnd.brkhy dans les familles iraniennes est souvent dans l'enfance, a les cheveux blonds et jaune, comme les Européens, mais, au fil noir ou sont brun! Même les cheveux roux, grand né en Iran.
Ce sont les chromosomes restent cachés: la génération précédente, dont certains disent, la course Caspienne sont ceux qui ont vécu autour de la mer Caspienne, ont migré vers l'Europe, mais certains d'entre eux sont encore à la naissance des spectacles pour enfants iraniens. Dans l'hépatite, il est devenu évident que la province que dans les autres provinces, dispose de cette fonctionnalité.
Ce est un autre exemple: le sida est, de mélange noir avec la race blanche en Afrique, a conduit à les chromosomes, le corps noir pour former des anticorps, a grandi et nouvelle maladie appelée SIDA être nommé, l'épidémiologie de terrain ou l'étaler Encore une fois, ce est la preuve. En fait, l'ordre de la nature, ou la loi de Dieu, pour l'empêcher de tourner pour empêcher d'autres races, et ceux qui tentent de changer leur sang, ils ont la maladie.
Pour mieux comprendre la question, le SRAS et le virus Ebola peuvent être mentionnés. Syndrome respiratoire aigu, ou SRAS, l'apparition soudaine d'une pneumonie atypique Alry ە, avec le virus corona est un virus de la famille, qui est l'une des provinces du sud de la Chine ouvertes! Et la prévalence dans la région de l'Asie de l'Est, a été transféré à plus de 30 pays. Dans quelques mois en 5000 et plus de 300 décès étaient dus à l'infection. Le virus par contact étroit avec des personnes infectées excréments et transmis.
Des maladies à virus Ebola (Ebola) est une maladie virale causée par le virus Ebola. Le virus de la famille est Fylvvyrvs,
  La maladie Ebola première fois en 1976 dans la province du Soudan et de la région à proximité du Zaïre, aujourd'hui République démocratique du Congo, où il se trouve, trouver Shd.byn Juin to Novembre de cette année, 284 personnes ont été infectées au final, 151 personnes ont perdu leur vie Dadnd.ty années plus tard, le virus à d'autres pays africains, non seulement en Afrique, la maladie a mis son pied hors de l'Afrique.
Nous pouvons dire: SRAS résultat chromosome dominante blanche, race jaune est au contraire, l'hépatite, le sida et le virus Ebola est à l'opposé.

Bien sûr, dans la théorie de la bio-terrorisme ne doit pas être ignoré. Cette théorie affirme que les quatre types ci-dessus de la maladie mutant: maladies courantes comme le rhume et les virus dans les laboratoires militaires, créés et conçus ennemis à mort. Bioterrorisme est l'ancien, ou lorsqu'ils sont infectés et morts organes, avec la catapulte pour jeter le camp ennemi, ou charognes avec les sources d'eau coulé! Jusqu'à ce que nous avons toutes sortes de virus, devenu si rapidement détruire l'ennemi! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۰:۳۰ نظر(0)

جزیره یا قاره آمریکا را یک ایرانی کشف کرد، ولی نتوانست تا آنجا برود. اما وقتی کربستف کلمب، به آنجا رسید فکر کرد به هندوستان رسیده است ! زیرا سودای شرق ثروتمند، با هندوستان پر از طلا! آن ها را از خود بیخود کرده بود. لذا اولین ایالت را ایندیانا اسم گذاشتند، و مردم بومی و سرخپوست آن جا را، هندی خطاب کردند!

اما جستجوی آن ها برای یافتن طلا بی نتیجه نماند، و معادن نفت و طلا یکی پس از دیگری، خود را نشان داد بطوریکه نهضت مرکانتلیست، یا جویندگان طلا به راه افتاد. کم کم علاوه بر انگلیس و اسپانیا، پای تمام کشورهای اروپایی، به آن جا باز شد. فرانسه و پرتقال نیز به استعمار گری در: آمریکا مشغول شدند. انگلیس بیشتر در آمریکای شمالی، نیرو پیاده کرد اسپانیا، در امریکای مرکزی و: فرانسه در کانادا. اما دیگر کشورها حضور کمرنگ تری داشتند.

ایرانیان از همه عقب تر ماندند! فقط چند نفر به شوق یافتن طلا رفتند. مشهور ترین ان ها، محمدعلی سیاح در دوران مشروطه بود. و این عقب افتادگی مثل خوره، جان برخی ها را می خورد. زیرا سابقه نداشته ایرانی ها در: حوادث جهانی ردیف دوم باشند! البته این سرخوردگی به زمان قاجار، برمی گردد که دولتمردان خود، بیشتر از مردم به این سفر ها علاقه داشتند.

اما طولی نکشید که سیل ایرانیان، به آمریکا سرازیر شد. در ابتدا ایرانیان به هر شغلی روی اوردند، ولی از دوران انقلاب اسلامی (خیزش های دهه 70) تقش ایرانیان، در منصب ها و پست های کلیدی، افزایش یافت بطوریکه اکنون، بیش از یک میلیون نفر ایرانی در آمریکا زندگی می کنند، و اغلب آن ها پست های کلیدی، در اقتصاد و فرهنگ و سیاست آنجا دارند، که نمونه های مهم آن در ویکی پدیا و موارد دیگر ذکر شده است .

اما مهم این است که هیچیک از: روسای جمهور آمریکا بدون کمک مالی ایرانیان، به موفقیت نمی رسیدند. لابی ایرانیان از لابی صهیونیست ها، نیز قوی تر است. زیرا دو دستگی در بین صهیونیست ها بسیار است، ولی در بین ایرانیان بسیار کم است. بطوریکه ایرانیان با تمام اختلافات داخلی و سیاسی، در حمایت از رئیس جمهور اوباما در مقابل: حریفان او کوتاه نیامدند.

در حالیکه  اوباما در مقابل لابی  صهیونیست، فقط به چند پیام اکتفا می کند ولی، در مقابل ایرانیان کاملا مطیع است! و گفتار ضد و نقیض او در مورد ایران، و مسئله هسته ای هم، به اختلاف نظر های داخلی خود ایرانیان مربوط می شود. این اختلاف نظر چه در داخل ایران، مثلا بین رئیس جمهور سابق و: فعلی ایران وجود دارد، و چه در بین ایرانیان مقیم آمریکا . آن ها برخی سلطنت طلب، یا کمونیست هستند! و از اوباما برای تضعیف جمهوری خواهان، و اسلام گرایان ایرانی استفاده می کنند.

اما ایرانیان با تمام اختلافات خود، یک چیز را فراموش نمی کنند و: آن اینکه آمریکا باید متعلق به ایران شود. و زبان فارسی جای زبان انگلیسی را بگیرد، و کم کاری گذشته های ایران جبران شود. ایرانیان در وزارت خانه ها، سازمان های دولتی آمریکا، در گوگل و یاهو و سی ان ان و غیره، حضور فعال دارند و در سودای آمریکایی، با زبان فارسی هستند.

ایرانی شدن آمریکا نه تنها راه حل، بلکه نیاز مردم آمریکای امروزی است. زیرا آمریکای امروز، نه دیگر دارای معادن طلا است، که برای اروپا جاذبه داشته باشد! و نه چاه های نفت ان به صرفه است که: بتواند قد علم کند. همین امروز اگر ایران، دلار را حذف کند تمام اقتصادآمریکا نابود می شود، زیرا دلار در مقابل تمامی ارزها شکسته شده، و فقط ایران است که به آن قدرت می دهد.

نمونه این کار برای دیگر کشورها هم هست، بحرین به عنوان نمونه، سال ها است که مبارزه می کند، در حالیکه راه نجات او فقط قبول زبان فارسی، و پیوستن به ایران است. و تا هنگامی که بدنبال مراجع دینی در خارج ایران هستند، راه به جایی نخواهند برد.

L'ambition iranienne, l'Amérique est conquis!

Île iranienne ou continent de l'Amérique a été découvert, mais pas si loin. Mais quand Krbstf Colomb est arrivé en Inde est pensé! Pour les aspirants riche Orient, l'Inde est pleine d'or! Ce était l'enlèvement. Le premier nom de l'état partagé de l'Indiana, où les populations autochtones d'origine indienne, Hindi accusés!

Mais leur recherche de l'or restent peu concluantes, et les mines de pétrole et de l'or, un après l'autre, a montré son mouvement comme mercantilistes ou or demandeurs gauche. Peu à peu, en plus de l'anglais et l'espagnol, tous les pays européens, où il a été ouvert. France et au Portugal, ainsi que Gary colonisation en Amérique étaient occupés. Anglais en Amérique du Nord, la force d'infanterie espagnole, l'Amérique centrale et en français au Canada. Mais d'autres étaient plus faible taux de participation.

Iraniens de tous séjourné retour! Seules quelques personnes ont été ravis de trouver de l'or. Le plus célèbre d'entre eux, Muhammad était un explorateur dans la période constitutionnelle. Et le retard comme la lèpre, est décédé quelques mange. Parce que les Iraniens ne ont pas l'histoire des accidents sont le deuxième monde! Toutefois, la frustration de l'époque Qajar, de retour à leur gouvernement, plus de gens sont intéressés par ce voyage.

Mais bientôt l'inondation Iraniens versé dans l'Amérique. Premières Iraniens se sont tournés vers l'emploi, mais de la révolution islamique (la hausse des années 70) rôle iranien dans des positions clés et des postes, rose, alors maintenant, plus d'un million d'Iraniens vivent en Amérique, et souvent les postes clés dans la politique, l'économie et la culture, et il ya des exemples importants de Wikipedia et d'autres éléments énumérés.

Mais il est important qu'aucun des présidents d'Amérique sans le soutien financier de la population, ne ont pas réussi. Hall iranienne du lobby sioniste, ainsi que plus puissant. Parce qu'il est divisé entre les sionistes, mais les Iraniens sont très faibles. Comme avec tous les conflits internes et les Iraniens politiques à l'appui du président Obama dans le visage, il l'obtient à venir.

Alors que Obama contre le lobby sioniste, mais seulement à un nombre limité de messages, les Iraniens sont très dociles! Contradictoires son discours sur l'Iran et la question nucléaire, le différend interne iranien est concerné. La controverse intérieur de l'Iran, par exemple, l'ancien président et: l'Iran actuel, et les Iraniens en Amérique. Ils ont une certaine monarchiste ou communiste! Obama et les républicains pour affaiblir, et les islamistes iraniens utilisent.

Mais les Iraniens avec toutes leurs différences, ne oubliez pas une chose: il appartient à l'Iran que l'Amérique devrait être. Prenez place dans les langues anglaise et persane, et être compensée hypothyroïdie passé iranien. Ministères iraniens, des agences gouvernementales, Amérique, Google et Yahoo, CNN, etc., ont une présence active dans la soude US, avec la langue persane.

Iranienne en Amérique ne est pas la seule solution, mais la population américaine aujourd'hui. Pour l'Amérique d'aujourd'hui, pas d'autres mines d'or, qui sont attirés par l'Europe! Et le coût ne est pas puits de pétrole qui se lèverait. Si le dollar d'aujourd'hui enlever tous Aqtsadamryka détruit, parce que le dollar contre toutes les devises ont été brisés, et le seul pays qui lui donne son pouvoir.

Ce est un exemple pour les autres pays, Bahreïn, par exemple, dans cette lutte, tout en lui épargnant ne accepte Persique, et rejoignez l'Iran. Et quand on regarde en dehors des autorités religieuses iraniennes, ne sera pas aller ne importe où. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۸ نظر(0)

وحدت وجود است و تفرقه معدوم، وحدت ذاتي است و تفرقه عارضي، وحدت وجوب است و تفرقه عرض، و بالاخره وحدت رحماني است و تفرقه شيطاني! و شيطان كاري جز وسوسه نمي تواند بكند، وسوسه هم همان توهمات و خيالات پوچ است! كاري كه شيطان با انسان مي كند، واقعا يك توهم است، كه مولوي گاه با بي ادبي مي گويد: برخي از انسان ها سنگ استنجاي شيطان هستند. يعني شيطان، نجاسات خود را با آن پاك مي كند و: بعد آن را دور مي اندازد.

جديدا، دستمال كاغذي اين نقش را بازي مي كند! از درختان سر به فلك كشيده، چوب و كاغذ درست مي كنند: بسيار تميز و پر هزينه ، و سفيد كه حتي: يك لكه هم روي آن ها نيست، درست مانند قلب يك كودك معصوم! سفيد و بي عيب است ولي چه فايده؟ ابزار دست كساني مي شود كه :با يكبار استفاده، كثيف و دور انداخته مي شود!

وحدت مردمي هم گاهي همينطور است! مردم بي آلايش و ساده زندگي روزمره خود را، با پاكي و دوستي و مهرباني مي گذرانند. ولي ناگهان بازيچه  كساني مي شوند كه: آن ها را ددمنش و وحشي مي كند، و به جان هم مي اندازد و: اين تفرقه است كه چون آتش، همه را مانند هيزم مي سوزاند.

خداوند كه بشر راآفريده، و آن را بهترين صنعت خود معرفي كرده، قاعدتا به تخريب يا نابودي آن،  راضي نيست لذا حالت عمومي، و تعادل موجود در جامعه، نشان مي دهد كه همه باهم مهربان هستند، و در كنار هم زندگي مي كنند، و اين واقعيت را مخصوصا در ايران، كه سر زمين اقوام گوناگون است مي بينيم: ساليان سال مسلمانان و ارامنه ، يهوديان و زرتشتيان در كنار هم زندگي كرده اند.

از اين بالاتر، بدون ترس از دست دادن مذهب خود، در مراسم يكديگر هم شركت نموده اند. يك مسلمان ترسي از رفتن به كليسا ندارد، و گاهي دوست هم دارد كه: در مراسم آن ها شركت كند. و يك مسيحي هم ترس از آمدن به مسجد ندارد، و گاه حتي نذر امام حسين هم مي كند. همينطور يهودي و زرتشتي ، يعني همه اديان از همه حرفهاي يكديگر، آگاهي كامل دارند و در كنار هم، به راحتي زندگي مي كنند .

اين نشان وحدت است كه: در همه جا هست در لبنان و سوريه ، هندوستان و روسيه ، آمريكا و چين هيچ گروه و ملتي يكدست نيستند، ولي باهم متحد و در كنار هم هستند.  و سال هاست كه زندگي مي كنند. تفرقه هم فقط گاهگاهي بروز مي كند، و آن هم به دليل وجود شياطيني از ميان بشر است.

بدترين درگيريها و تفرقه ها، ابتدا از صهيونيزم است، كه برداشت شيطاني از دين يهوديت دارد، و باعث چند جنگ و :كشتار تعدادي بيگناه شده است، در ميان مسيحيان هم، فقط صليبي ها هستند و نميتوان همه مسيحيان را، صليبي دانست چرا كه دنيا، براساس همزيستي مسيحيان با: ديگران دوام دارد . در ميان مسلمان هم گروه وهابيت بوده كه: به كشتار و تخريب دست مي زده، كه در زمان ما به شكل: گروه القاعده يا طالبان در آمده است. درعراق و سوريه هم، داعش نام گرفته است.

اصالت وحدت چنان محكم و: مسلط است كه حتي مناديان تفرقه، خودشان بهترين وحدت را دارند! آمريكا بعنوان مستكبر بزرگ، بر اساس وحدت 50كشور و: تخت نام ايالات متحده مشغول: ايجاد تفرقه و تكه پاره كردن خاورميانه است. اتحاد جماهير شوروي سابق، حتي روسيه فعلي از فدراليزه كردن: چند كشور درست شده،  حتي اروپا تنها راه نجات خود را، در ايجاد اتحاديه اروپا مي داند!

براي همين است كه دعوت به وحدت، يك دعوت روشن و بديهي و قابل فهم، و درك همه است و نياز به: استدلال هاي سخت ندارد. مردم از تفرقه، تعجب مي كنند!همين كه مي بينند در ايران، يك مسئولي برعليه مسئول ديگر حرف مي زند، متعجب مي شوند! انتقاد از دولت هاي گذشته ، افراد معزول و منفك مردم را به تعجب وا مي دارد. زيرا ساده ترين استدلال را: سعدي گفته: انكه عيب ديگران پيش تو آورد و شمرد، بيگمان عيب تو را نزد: ديگران خواهد برد!

مردم از اينكه همه دنيا در صلح و آرامش باشد، تعجب نمي كنند از اين تعجب مي كنند كه: يك باره سر بريدن هاي داعش، شروع مي شود و آن ها را فيلم مي كنند، و با افتخار بينمردم توزيع مي كنند، در اينجا است كه مردم مي پرسند: اين ها ديگر كيستند؟ و از كجا آمده اند؟  

 La division est une illusion!

Il est l'unité et la division, la destruction, l'unité inhérente et la désunion formelle, l'unité obligatoire et la désunion au sein, et l'unité bienfaisante et la désunion diable! Satan peut faire ne importe quoi sauf à la tentation, la tentation même imagination est absurde! Satan travaille avec les humains, ce est une illusion, que parfois coquine Rumi dit que certaines personnes Astnja pierre Satan. Le diable, avec leur impureté et propre, puis se défausse.
Récemment, le tissu joue ce rôle! La flambée des arbres, le bois et le papier sont: très propre, coûteux, et même blanc, pas un patch sur elle, tout comme le cœur d'un enfant innocent! Blanc et impeccable, mais qu'importe? Ceux outils: l'usage unique, sale et jetés!
Parfois, comme ce est l'unité du peuple! Les personnes pures et simples, leur vie quotidienne, la pureté, l'amitié et la gentillesse de passer. Mais une fois que les jouets sont ceux qui: ce est un vil et brutal, et la vie de l'immobilisation et cette division est que le feu les brûlera comme bois de chauffage.
Dieu a créé les êtres humains, et il a mis en place l'industrie elle-même, se il est endommagé ou détruit, de sorte que le public ne est pas satisfait, et le solde de la communauté, qui sont bel ensemble, et de vivre ensemble. , et en particulier le fait que les différentes tribus de la terre verront: Pendant des années, les musulmans et les Arméniens, les Juifs et zoroastriens vécu ensemble.
De ce qui précède, sans craindre de perdre leur religion, ils ont participé à la cérémonie ensemble. Musulmans ne ont pas peur d'aller à l'église, et parfois ce est comme ça dans le cas où ils assistent. Un chrétien ne est pas peur de venir à la mosquée, et parfois même le vœu de l'Imam Hossein. De même, les juifs et les zoroastriens, que toutes les religions de tous les autres professionnels, sont conscients et, ensemble, pour vivre confortablement.
Cette démonstration d'unité qui est partout au Liban et en Syrie, l'Inde et la Russie, les Etats-Unis et la Chine, aucun groupe ou une nation ne sont pas uniformes, mais sont unis et ensemble. Et vivre de nombreuses années. Division ne se produit qu'occasionnellement, et seulement parce que des diables parmi les humains.
Les pires conflits et les divisions, est le début du sionisme, la religion juive est mauvaise récolte, provoquant des guerres et tuant d'innocents parmi les chrétiens, et tous les chrétiens ne sont pas la seule croisade croisades considéré comme monde, fondée sur la coexistence des chrétiens et des autres derniers. Parmi les groupes wahhabites musulmans qui sont connectés à la mort et la destruction, qui nous a emmenés à un groupe d'Al-Qaïda ou les talibans. Irak et la Syrie, nommés Dash.
Originalité et l'unité si solide, que même ceux qui préconisaient la division dominante, ils ont le meilleur de l'unité! Great America comme arrogant, fondée sur l'unité du pays et 50 lits aux États-Unis: la division et la fragmentation dans le Moyen-Orient. Ex-Union soviétique, y compris la Russie Yz fédéral · h des rares pays sont faites, même son seul moyen de sauver l'Europe, la création de l'Union de l'Europe le sait!
Ce est pourquoi l'appel à l'unité, une invitation claire et claire et compréhensible, et la compréhension est nécessaire: pas d'arguments solides. Les gens se divisent, étonnant! Comme voir en Iran, un fonctionnaire parle contre les autres, à être surpris! La critique du gouvernement, la suppression et les gens qui séparent faire est de surprendre les gens. Pour la raison simple: Saadi a déclaré: Bien que vous et comptez les fautes des autres, vous avez sans doute au détriment des autres va gagner!
Les gens du monde entier est en paix, pas étonnant que la surprise: Un Dash d'environ décapitations, et que le film commence, et la fierté qu'ils sont répartis entre les gens d'ici que les gens demandent: qui sont ces autres? Venez à partir?
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۶ نظر(0)

 

اولين كنفرانس اقتصاد ايران به همت: موسسه پژوهش هاي رياست جمهوري، در طي دو روز 14 و 15 ديماه 93 برگزار شد. از اينكه چنين كنفرانسي در سطح بالا، و با حضور تمام تيم اقتصادي دولت، برگزار مي شود جاي شكر دارد. بخصوص اينكه مقام محترم رئيس جمهوري نيز، از ابتداي برنامه در سالن اجلاس سران حضور داشتند. و اين همت مسدولان را در: حل علمي مسائل اقتصادي ايران مي رساند.

البته چند نكته در اين جا مغفول مانده، كه بد نيست آن ها را بگوييم: اول اينكه اين كنفرانس بايد: بين المللي شود زيرا، نظرات كساني كه از بيرون نگاه مي كنند، شايد بهتر باشد. شايد اصلا ما مشكل اقتصادي نداشته باشيم، و همه مشكلات يك توهم باشد. بخصوص اينكه مي بينيم اكثر سخنرانان كنفرانس، دولتمردان هستند. ان ها به اندازه كافي تريبون دارند، و حرفهاي خود را مي زنند. لذا  حرف تازه اي نخواهند داشت. بلكه بهتر بود آن ها مي نشستند و: كارشناسان سخنراني مي كردند.

دوم اينكه خيلي از مشكلات، مشكلات دولت بود. و دولت مي خواهد با برون فكني، آن را مشكلات مردم جلوه دهد! مثلا كاهش قيمت جهاني نفت، براي مردم قابل لمس نيست. زيرا آنان مي بينند كه بنزين و گازوييل گران مي شود! براي همين مردم مي گويند: چيزي ارزان نشده!  اما اين امر براي دولت يك مشكل حاد است! زيرا بيش از نيمي از در آمد خود را، از دست داده و در حال ازدست دادن است. بايد گفت اگر دولت، براي تامين هزينه هاي خود، مشكل دارد اين چه ربطي به مردم دارد؟

سوم  اينكه جاي گردشگري مذهبي، به عنوان جايگزين كاهش قيمت نفت، خالي بود. رئيس جمهور خيلي مايل بود كه: كارشناسان جايگزيني براي نفت معرفي كنند، تا اقتصاد منهاي نفت اجرا شود. البته اين پيشنهاد ها از زمان مصدق داده مي شود، ولي دولت كار خود را مي كند! ساده ترين راه، صدور كالاهاي غيرنفتي و خدمات فني مهندسي است،  كه در حال انجام است. اما چون حيف و ميل مي شود به چشم نمي آيد.

پيشنهاد ديگر، جايگزيني گردشگري است، زيرا برخي ها معتقدند در آمد توريسم، ميتواند جايگزين در آمد نفت شود، و مثال تركيه را مي آورند،البته  بعد هم خودشان مي گويند: ولي ايران نمي تواند مثل تركيه، همه معتقداتش را زير پا بگذارد. اين هم راه حل دارد و: آن اين است كه ما اصلا توريسم را، توريسم مذهبي بدانيم. در گردشگري ديني، اگر تسهيلات فراهم شود، فقط  زائران خارجي امام رضا ع مي توانند: در آمد معادل در آمد نفت را، به بودجه دولت تزريق كنند.

در مورد اشتغال هم همينطور است، يعني راه حل بسيار ساده است! ولي دولت، خود مشكل در ست مي كند و: بعد از اقتصاد دان ها راه حل آنرا مي خواهد! درست مثل بازي بچه ها، كه چيزي را در مشت خود پنهان مي كردند، و بعد از شما مي خواستند بگوييد: در مشت آن ها چيست.

 مردم ما همه مشغول كار هستند، و خدا را شكر كسي از: بي كار و گرسنگي نمرده است! اما پازل دولت اين است كه: اشتغال را به زير زميني و رو زميني  تقسيم مي كند!  و زير زميني ها را شغل حساب نمي كند، لذا آمار بيكاري بالا مي رود! همه آمار ها نشان مي دهد: معادل تمام كارگاه هاي داراي پروانه ، كار گاه هاي بدن پروانه هست! و شايد هم بيشتر. در خدمات و بازرگاني هم همينطور است! تعداد مشاغل فاقد پروانه كسب، بيش از مشاغل داراي پروانه است.

بنابر اين دولت اگر با الفاظي چون: بيكاري پنهان ، اشتغال زير زميني ، كار غير قانوني و غيره، آن ها را از دايره اشتغال بيرون نريزد، ما بيكار نداريم و اصلا: همه چيز خوب است و مشكلي نيست.

در مورد دارو و درمان هم همينطور است. پزشكان يا دارو ها را بدون توجه به اثربخشي آن، به قانوني و غير قانوني تقسيم مي كنند! به دارو هاي وارداتي و قاچاق كه: حتي تاريخ گذشته اروپايي باشد، ارزش مي دهند و دارو هاي: ساخت داخل يا پزشكان سنتي و گياهي را، غير قانوني مي خوانند! ورد زبان هر پزشكي اين است كه: دارو بايد از انگلستان يا آلمان بيايد!

 هر بيماري هم به خود جرات مي دهد، تا شفاي بيماري خود را از: درمانگاه هاي خارجي انتظار داشته باشد.افزايش مصرف دارو هاي خارجي، حتي در آمد نفت را هم هدر مي دهد. كاري كه وزير بهداشت در اولين قدم، همه ارز هاي نفتي را، صرف واردات دارو و آزاد كردن: تمام داروهاي مانده در گمرك كرد.

l'économie de l'Iran
La conférence est parrainée par l'économie iranienne: Institut de recherche présidentielle, Janvier 93, tenue sur deux jours 14 et 15. Le fait que cette conférence de haut niveau, et la présence de l'équipe économique de tout le gouvernement, y seront tenues au lieu du sucre. Surtout l'honorable président du programme en Hall Summit assisté. Et les efforts des autorités dans la solution des problèmes économiques de fournitures.
Cependant, quelques points ici négligés, ce ne est pas si mal que ça à dire: d'abord, la conférence sera internationale en raison de ceux qui donnent leurs points de vue peuvent aider. Peut-être que nous ne avons pas de problèmes économiques, et tout est une illusion. En particulier, nous voyons que la plupart des orateurs de la conférence sont des politiciens. Ils ont assez Tribune, et ses mots manquent. Ce ne sera pas quelque chose de nouveau. Il serait mieux pour eux de se asseoir et experts parlaient.
Deuxièmement, bon nombre des problèmes, les problèmes de l'état. Le gouvernement veut sortir, il semble que le problème! Par exemple, une baisse des prix du pétrole, le peuple est palpable. Parce qu'ils voient que l'essence et le diesel est cher! Ce est pourquoi les gens disent que ce ne est pas pas cher! Mais ce est un problème chronique pour le gouvernement! Parce que plus de la moitié de leur revenu, perdu dans la perte. Faut dire que si le gouvernement de se financer, le problème est de savoir quoi faire avec ces gens?
Troisièmement, à la place du tourisme comme une alternative à la baisse des prix du pétrole, était vide. Président était très experts intéressés introduisent une alternative au pétrole, moins d'huile de gérer l'économie. Cependant, cette proposition a depuis été certifié, mais le gouvernement fait son travail! La façon la plus simple d'exporter des biens et services non pétroliers, les normes techniques, qui est en cours. Mais parce qu'il ne est pas gaspillé.
Une autre proposition, tourisme alternatif, comme certains le croient était un touriste, il peut remplacer les revenus du pétrole, et de fournir des exemples de la Turquie, mais ensuite ils disent, mais l'Iran ne peut pas être comme la Turquie, toutes les croyances à gradins . Ce est la solution: ce est que nous ne le tourisme, savoir de tourisme religieux. Le tourisme religieux, si l'installation est fourni, seuls les pèlerins étrangers Imam Reza pourrait dans l'huile est sorti des injections budgétaires de l'État.
Ce est donc sur les emplois, la solution est très simple! Mais le gouvernement, et ce est votre problème, alors il sera économistes Solution! Juste comme jouer les gars qui se cachaient quelque chose dans son poing, puis vous avez voulu savoir: Quels sont le poing.
  Nous sommes tous des gens occupés, et remercions Dieu quelqu'un de chômage et la faim ne est pas mort! Mais l'énigme est que l'emploi est divisé en sous-sol et le sol! Les eaux souterraines et le travail ne compte pas, de sorte que le taux de chômage augmente! Toutes les statistiques montrent: tous les ateliers du papillon, le corps du papillon du temps de travail! Et peut-être plus. Le commerce des services est trop! Le nombre d'emplois sans obtention d'une licence, une licence est plus qu'un travail.
Donc, le gouvernement si les mots comme le chômage caché, l'emploi souterraine, illégale, etc., il tombe également en dehors du cadre de l'emploi, nous ne avons rien du tout: tout est OK.
Ce est donc sur les drogues et le traitement. Médecin ou votre pharmacien immédiatement et sans égard à son efficacité, est divisé en légal et illégal! Le trafic de drogue importée et que l'histoire même européenne, leur valeur et les médicaments, la médecine interne ou traditionnel à base de plantes et de chanter illégal! Chaque mot de ce est qu'un médicament doit venir de l'Angleterre ou de l'Allemagne!

  Chaque patient de prendre, pour guérir leur maladie de cliniques étrangères attendent. Augmentation de la consommation de drogues étrangère, même dans les recettes pétrolières des déchets. Ce que le ministre de la Santé dans la première étape, tous les échanges de pétrole, les importations et la libération du médicament tous les agents restants dans les coutumes.