X
تبلیغات
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
صفحه اول تماس با ما RSS
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۴۱ نظر(0)

اظهارات ترامپ در سازمان ملل، نشان داد که دولت سفاک و زورگوی آمریکا، بزودی ساقط خواهد شد! زیرا روسای جمهور قبل، هیچگاه از کشورهای دیگر نمی ترسیدند، ولی او نشان داد که حتی از: کوبا یا ونزوئلا هم می ترسد و: این کشورها را تهدیدی بر علیه تاج و تخت خود می داند. البته ذکر نام ایران یا سوریه، چون از قبل هم بوده نشان از ترس دائمی دولت: خود خواه آمریکا می باشد. بطور طبیعی این اظهارات سخیف، موضع تمام مردم و یا حتی تمام دولتمردان آمریکا نیست، زیرا که اگر دولت آمریکا سرنگون شود، باید از بین همین مردم دولت جدیدی تشکیل شود. تنها تفاوت آن این است که مردم دنیا، دیگر دشمن دولت جدید نخواهند بود! بلکه همزیستی مسالمت آمیز شروع خواهد شد. باید دانست که روسای جمهور قبل، تهدیدات را حس کرده بودند، و میدانستند که تاج و تخت روسای جمهور آمریکا، که نزدیک دویست سال است: خون مردم را در شیشه کرده اند، بزودی از بین خواهد رفت. اما اینقدر احساس ضعف نمی کردند. حتی بوش و یا اوباما تصور می کردند: با حمله به عراق یا افغانستان، میتوانند مانع سقوط آمریکا شوند. اما اکنون بر آنها ثابت شده که: نمی دانند از کجا ضربه نهایی را خواهند خورد. استیصال اطلاعاتی و ناتوانی: تشخیص مشکل اصلی، آنها را بر ان داشته تا: با تمام مردم دنیا دشمن شوند. ابتدا تصور می کردند: فقط خاورمیانه است و یا: تنها ایران است که با: زورگویی ها و خودخواهی های آنها مخالف است، ولی الان می بینند که در: اروپا و آسیای دور و آفریقا نیز، مردم آنها را  دور می ریزند و می گویند: یانکی ها به خانه برگردید. ترامپ اعتراف کرد که: حتی در حیاط خلوت خود، یعنی آمریکای لاتین هم، مردم از او ناراضی هستند. به نظر ما مردم خود آمریکا بیشتر ناراضی هستند! ولی دستشان به جایی نمی رسد. آمریکا مانند یک زندان بزرگ است که: دور آن را آب ها و اقیانوس ها، احاطه کرده و مردم راه فراری ندارند. البته مدتی مکزیک یا کوبا، محل فراریان بود ولی باز هم، در دسترس اف بی ای و سیا بودند. گرچه امروز ونزوئلا توانسته تا: حدودی مردم ناراضی را در خود جای دهد، ولی همین امر باعث شده تا: دولت آمریکا در صدد سرنگونی: دولت ونزوئلا یا کوبا بر آید. و این حرفهای ترامپ، تاییدی بر این مدعا است. اما برای چندمین بار باید گفت: که سخنان زشت و بی پایه و اساس ترامپ، فقط نظر شخصی اش بوده و: نظر مردم آمریکا نیست. شاید نتانیاهو و چند جلاد دیگر، از حرفهای او تمجید کنند، ولی مردم آمریکا در کف خیابان ها، نشان دادند که حرفشان چیز دیگری است. وظیفه مردم آمریکا از امروز، سخت تر شد، آنها باید ترس از: اف بی ای و سازمان سیا و پنتاگون را کنار بگذارند. واین دیوانه را از میدان بردارند. البته نباید یک نفر دیوانه تر! را جای او بگذارند، زیرا سیستم آمریکا دیوانه پرور است: و ترامپ جدیدترین مدل تولیدی این سیستم است. لذا باید سیستم را متلاشی کنند. تنها راه متلاشی کردن این سیستم هم، اعتقاد به شهادت و نترسیدن از: مرگ یا شکنجه هست. نسل های گذشته آمریکا به دلیل فراری بودن، یا تبعیدی های اروپا و اسیایی، و نداشتن زمین، مجبور شده بودند زورگو باشند، تا بتوانند از سرخپوستان زمین و: از سیاهپوستان کار بگیرند. ولی امروز همه شهروند آمریکا هستند. و باید بدانند که صاحب زمین و: شهرهای آمریکا می باشند. و این زمین و شهر ها را، برای آیندگان خود باقی خواهند گذاشت. لذا باید که از حالت ترس و خوش نشینی بیرون ایند، و مانند یک شهروند واقعی، برای حکومت خود تصمیم بگیرند: تصمیمی برای تعامل سازنده با دنیا.

America's siege gets tighter:

Tramp's remarks at the United Nations showed that the ghostly government of the United States would soon be abandoned! Because former presidents were never afraid of other countries, he showed that he even fears Cuba or Venezuela: they see these countries as a threat to their throne. Of course, the mention of the name of Iran or Syria, since it was already a sign of the constant fear of the state: whether it is the United States itself. Naturally, Sathyat's statements are not the position of all people, or even all of the US administration, because if the American government is overthrown, then a new government must be formed from these same people. The only difference is that the people of the world will no longer be the enemy of the new government! But peaceful coexistence will begin. It should be known that former presidents had felt threats, and they knew that the throne of the American presidents, who was nearly two hundred years old: Blood people in glass, will soon be destroyed. But they did not feel so weak. Even Bush or Obama thought that they could prevent the collapse of the United States by invading Iraq or Afghanistan. But now it's proved to them: they do not know where they will hit the final. Intelligence Desperation and Inability: Identifying the main problem has led them to become enemies with all the world's people. First, they thought: It is only the Middle East or Iran: it is only Iran that opposes their bullying and selfishness, but now they see that in Europe and in the distant Asia and Africa, people are throwing them away and saying : Yankees go home. Tramp admitted that: Even in his backyard, Latin America, people are unhappy with him. In our opinion, our American people are most unhappy! But their hands do not get anywhere. America is like a big prison: surrounded by waters and oceans, and people do not have an escape route. For a while, Mexico or Cuba was the place of the fugitives, but they were still available to the FBI and the CIA. Although today Venezuela has managed to: somewhat accommodate dissatisfied people, it has caused: the US government is about to overthrow the Venezuelan government or Cuba. And this is the tramp, which confirms this claim. But for a number of occasions, it must be said that the ugly and unfounded remarks of Trump are just his personal opinion: not the American people's opinion. Perhaps Netanyahu and several other people would praise his words, but the American people showed up on the floor of the streets that they were talking about something else. The task of the American people has become harder than today, they should be afraid of: FBI and the CIA and the Pentagon. They will take this crazy out of the field. Of course one should not be crazy! Because the American system is crazy: and Trump is the newest model in the system. So you have to break the system. The only way to dismantle this system is to believe in martyrdom and not to fear: death or torture. Former American generations had to be bullied because they were runaway, or exiled from Europe and Asia, and lack of land, so that they could employ indigenous peoples: from black people. But today all are American citizens. And they must know that the landowner is: America's cities. And they will leave the land and the cities for their posterity. Therefore, they must come out of fear and rejoicing, and, like a real citizen, decide for their own government: a decision to constructively engage the world.

حصار أمريكا يحصل أكثر تشددا:

وأظهرت تصريحات ترامب في الأمم المتحدة أنه سيتم قريبا التخلي عن حكومة شبح الولايات المتحدة! ولأن الرؤساء السابقين لم يخافوا أبدا من بلدان أخرى، أظهر أنه يخشى كوبا وفنزويلا: فهم يرون أن هذه البلدان تشكل تهديدا لعرشهم. بالطبع، ذكر اسم إيران أو سوريا، لأنه كان بالفعل علامة على الخوف المستمر من الدولة: ما إذا كانت أمريكا نفسها. وبطبيعة الحال، فإن تصريحات ساثيات ليست موقف جميع الناس، أو حتى من كل الإدارة الأمريكية، لأنه إذا تم الإطاحة بالحكومة الأمريكية، يجب تشكيل حكومة جديدة من هؤلاء الناس أنفسهم. والفرق الوحيد هو أن شعوب العالم لن تكون عدوا للحكومة الجديدة! ولكن التعايش السلمي سيبدأ. وينبغي أن يكون معروفا أن الرؤساء السابقين كانوا يشعرون بالتهديدات، وأنهم يعرفون أن عرش الرؤساء الأمريكيين، الذين يبلغ عمرهم قرابة مائتي عام: شعب الدم في الزجاج، سيدمر قريبا. لكنهم لم يشعروا بالضعف. حتى بوش أو أوباما اعتقدوا أنها يمكن أن تمنع انهيار الولايات المتحدة بغزو العراق أو أفغانستان. ولكن الآن ثبت لهم: انهم لا يعرفون أين سيصطدمون النهائي. الاستخبارات واليأس والعجز: أدى تحديد المشكلة الرئيسية بهم إلى أن يصبحوا أعداء مع جميع شعوب العالم. أولا، كانوا يعتقدون: انها فقط الشرق الأوسط أو إيران: إنها إيران الوحيدة التي تعارض البلطجة والأنانية، ولكنهم يرون الآن أنه في أوروبا وفي آسيا البعيدة وأفريقيا، الناس يلقونهم بعيدا ويقولون : يانكيز العودة إلى ديارهم. اعترف ترامب أن: حتى في الفناء الخلفي له، أمريكا اللاتينية، والناس غير راضين عنه. في رأينا، شعبنا الأمريكي أكثر تعاسة! ولكن أيديهم لا تحصل في أي مكان. أمريكا مثل سجن كبير: محاطة بالمياه والمحيطات، والناس ليس لديهم طريق الهروب. كانت المكسيك أو كوبا مكان الهاربين، ولكنها كانت لا تزال متاحة لمكتب التحقيقات الفدرالي ووكالة المخابرات المركزية. على الرغم من أن فنزويلا اليوم تمكنت من: استيعاب بعض الناس غير راضين إلى حد ما، فقد تسبب في: الحكومة الأمريكية على وشك الإطاحة بالحكومة الفنزويلية أو كوبا. وهذا هو المشدود الذي يؤكد هذا الادعاء. ولكن في عدد من المناسبات، يجب أن يقال إن التصريحات القبيحة التي لا أساس لها من ترامب هي مجرد آرائه الخاصة: وليس رأي الشعب الأمريكي. ربما كان نتنياهو وعددا من الناس الآخرين يثنيون على كلماته، ولكن الشعب الأمريكي ظهر على أرضية الشوارع التي كانوا يتحدثون فيها عن شيء آخر. أصبحت مهمة الشعب الأمريكي أصعب من اليوم، يجب أن يخافوا من: مكتب التحقيقات الفدرالي ووكالة المخابرات المركزية والبنتاجون. وسوف تأخذ هذا مجنون للخروج من الميدان. بالطبع لا ينبغي أن يكون مجنون! لأن النظام الأمريكي هو مجنون: وترامب هو أحدث طراز في النظام. لذلك لديك لكسر النظام. والطريقة الوحيدة لتفكيك هذا النظام هي الاعتقاد بالاستشهاد وليس الخوف: الموت أو التعذيب. فالأجيال الأميركية السابقة يجب أن تتعرض للتخويف لأنها هاربة أو منفاة من أوروبا وآسيا، والافتقار إلى الأراضي، حتى يتمكنوا من توظيف الشعوب الأصلية: من السود. ولكن اليوم جميعا مواطنين أمريكيين. وعليهم أن يعرفوا أن مالك الأرض هو: مدن أمريكا. وسوف يغادرون الأرض والمدن لأجيالهم. لذلك، يجب أن يخرجوا من الخوف والإبتهاج، وكما هو الحال بالنسبة للمواطن الحقيقي، يقررون حكومتهم: قرار المشاركة البناءة مع العالم.

Amerika mühasirəsi daha sərtləşir:

Tramp'un Birləşmiş Millətlər Təşkilatının sözləri, Amerika Birləşmiş Ştatlarının ürkütücü hökuməti tezliklə tərk ediləcəyini göstərdi! artıq qorxu daimi dövlət göstərdiyi kimi, əlbəttə ki, İran və Suriya adı: America eqoist deyil. Tək fərq, dünya xalqı artıq yeni hökumətin düşməz olacağıdır! Lakin sülhün bərqərar olması başlayacaqdır. Ancaq onlar zəif hiss etmədilər. Hətta Bush və ya Obama, İraq və ya Əfqanıstanı işğal edərək ABŞ-ın dağılmasının qarşısını ala biləcəklərini düşünürdü. Amma indi bunlar sübuta yetirildi: finala nəyin qaçdığını bilmirlər. Kəşfiyyat çarəsizliyi və qüdrətsizlik: Əsas problemin müəyyən edilməsi onları dünya xalqı ilə düşmən halına gətirib çıxardı. Ilk fikir: Just Middle East ya sataşma və onlara qarşı eqoizm, lakin indi onlar Avropa və Uzaq Şərq və Afrika, insanlar onlar atmaq və demək ki, görəcəksiniz ki, yalnız İran Yankees evə getdi. Tramp etiraf etdi ki: Hətta bağçasında, Latın Amerikasında, insanlar onunla bədbəxtdirlər. Bizim fikrimizcə, Amerika xalqımız ən bədbəxtdir! Amma əlləri heç bir yerə getmir. Amerika böyük bir həbsxanaya bənzəyir: suları və okeanları əhatə edir, insanlar isə bir qaçış yolu yoxdur. Əlbəttə ki, hicrət hələ mövcud idi Meksika və ya Kuba, isə FBI və CIA idi. Venesuela edə bu gün olsa da onların yerində bədbəxt bəzi insanlar, lakin bu hökumət Amerikanı devirmək səbəb oldu: Venesuela və ya Kuba hökuməti. Və bu iddianı təsdiq edən tramp. Sahədən çıxan bu çılğınları alacaqlar. Əlbəttə bir dəli deyil! Amerika sistemi deli olduğundan, və Trump sistemin ən yeni modeli. Yəni sistemin pozulması lazımdır. Bu sistemi sökmək üçün yeganə yol şəhadətə inanmaq və qorxmamaqdır: ölüm və ya işgəncə. Amma bu gün hamısı Amerika vətəndaşlarıdır. Onlar torpaq sahibinin olduğunu bilsinlər: Amerika şəhərləri. Onlar torpaqları və şəhərləri öz övladları üçün tərk edəcəklər.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۶/۱۳۹۶ - ۱۷:۲۷ نظر(0)

www.mahinnews.ir

پایگاه خبری بین المللی ماهین نیوز  

تحلیلی خبری سیاسی فرهنگی اقتصادی، به چهار زبان فارسی انگلیسی عربی آذری. دارای مجوز شماره 26237/92  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول: سید احمد حسینی ماهینی

  تلفن 02133166179همراه و تلگرام 09120836492

آدرس: تهران خیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه دوم واحد 7 

77646634فاکس

ماهین نیوز قصد دارد با ارائه اخبار و تحلیل های فرهنگی سیاسی اقتصادی، دنیا

را به دهکده جهاین نزدیکتر کند

sahmahini@yahoo.com

 

ندای ماهین

www.nedayemahin.ir

ماهنامه سیاسی اقتصادی

تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95  از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی

آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه دوم واحد 9

mahinvare@gmail.com

 

خیلی ها سعی می کنند: بین بانکداری« ربوی و اسلامی» یک خط بکشند. و خیلی از اینها بیشتر هم، سعی دارند این خط را پاک کنند. سیف و دیگران سعی دارند: بهره ها را پایین بکشند، ولی از ما بهتران آن را بالاتر از گذشته می برند. قانون را دور می زنند، به آن هم افتخار می کنند. مثلا سود سپرده ها 12درصد اعلام شد، ولی بانکها فوری گفتند: ما روز شمار می دهیم! یعنی نرخ بهره مرکب که تا 200درصد، بالابود به وجود می اورد. 365روز را هر روز، در 12درصد ضرب کنید! ببینید چه رقمی می شود. (1.12بتوان 365!) که حتی با لگاریتم هم، نمی توان حساب کرد. لذا باید دانست که برای بانکها، قانون معنی ندارد! بلکه آنها محاسبات ذهنی خودشان را ملاک میدانند، و هر راهی که بتوانند: جیب مشتری را بیشتر خالی کند. زیرا این نوع تبلیغات، دارای درآمد واقعی! و هزینه احتمالی است. این قاعده می گوید: شما وقتی می گویید: بهره روز شمار و برای مشتری توضیح می دهید، آب از لب و لوچه مشتری می ریزد! فوری پولش را در حساب می گذارد. ولی این شمایید که فردا، می توانید به هزاران بهانه، آن را پرداخت نکنید: مثلا بگویید دولت اجازه نداد، بانک مرکزی مانع شد و.! کلا بورس و بیمه و بانک، از این قاعده استفاده می کنند: مثلا قرعه کشی ها را ببینید، رقم های خیالی برای جایزه تعیین می شود، که مشتری فوری به طرف افتتاح حساب می رود. ولی هرگز کسی این رقم ها را برنده نمی شود، یا جشنواره ها و قرعه کشی ها فراموش می شود، و یا یک تغییر کوچکی در برنامه ها داده می شود: مثلا تمدید می کنند، تا مردم فراموش می کنند: چه قولهایی داده شده است. قاعده دیگری که بانکها استفاده می کنند، شعار بر روی ارزشهای جامعه و: اغراق در آنها، مثل اجرای بانکداری اسلامی یا انجام امور خیریه. با ذکر بانکداری اسلامی، میزان اعتماد مردم بالا می رود، و سپرده نزد بانکها افزایش می یابد، ولی از اسلام خبری نیست. برخی از علما فقط می کوشند: بهره و ربا را برای مردم از هم جدا کنند، در حالیکه در اسلام، اصل وام یا بدهی را هم، به زور نباید گرفت. لذا صدور هرنوع حکم اجرا یا: مصادره دارایی یا توقیف اموال، کاملا غیر اسلامی است. زیرا قران می فرماید: شما قرض را به خدا بدهید! یعنی پس گرفتن آن هم از خدا باید باشد، و کسی نمی تواند خدا را دستگیر یا زندانی کند! درجای دیگر قران ذکر شده: اگر به کسی قرض دادید یا وام پرداختید، او نتوانست به موقع پس بدهد، به او مهلت دهید! و اگر آن را ببخشید برای شما بهتر است. یعنی وام دادن در اسلام، واقعا قرض الحسنه است، و برای خدا است. و اگر کسی نداشت که پس بدهد، در امان خدا است: (المفلس فی امان الله). حالا ببینید بانکها چه کلکی می زنند تا: خدا یا بنده خدا را، دستگیر و زندانی کنند، اموالش را توقیف و مصادره نمایند! آنها می گویند: ما به خاطر بدهی کسی را تحت پیگرد قرار نمی دهیم، بلکه بدلیل نقض عهد و: عدم اجرای قرارداد جریمه می کنیم. بنابر این می بینیم که بانکها، همه چیز را همانطور که می خواهند می بینند. و چیزی بنام اسلام و: خدا و قران و انصاف نمی شناسند، برای همین است که خداوند هم، آنها را دشمن خود معرفی کرده! و می فرماید کسی که ربا را با معامله یکی بداند، یا رباخواری درپیش بگیرد، همانا با خدا اعلام جنگ نموده است. این است که پول بانکها هم برکت ندارد، با اینهمه ثروت و دارایی و: دزدی های زیاد، همیشه ورشکسته هستند! اگر روزی صورتحساب واقعی به مردم بدهند، آن روز، روز مرگ آن ها است. لذا همه صورتحساب های آنها صوری است: پر از در آمدهای کاذب، دارایی های نامرئی و: با قیمت های نامتعارف است. آنها حداقل 5نوع ترازنامه دارند! یکی برای دارایی که مالیات کمتر بدهند. دوم برای مردم که سود را کمی بیشتر نشان دهد. سوم برای سهامداران، که سود را خیلی بیشتر نشان دهد. چهارم برای مدیران که: سود را عالی نشان دهد تا پاداش بگیرند. پنجم برای بانک مرکزی تا کمتر درصد پرداخت کنند.

Principle of debt, there is no execution sentence!

Many try to: line between banking and Islamic banking. And most of them try to clear this line. Mr. Seif and others are trying to lower the interest, but they make it better than before. Take away the law, they are proud of it. For example, the profits of deposits were announced at 12%, but the banks immediately said: We count the day! That is compounding compound interest rates up to 200%. Multiply 365 days every day, at 12%! See what the number is. (1.12 can be 365!) That cannot be counted even with logarithms. Therefore, it should be known that the law does not make sense for banks! Instead, they determine their own mental calculations, and any way they can: empty the customer's pocket further. Because this kind of advertising has real income! And the cost is likely. The rule says: When you say: The day's interest and you explain to the client, the water drops from the lips and the customer! Instantly pays for her money. But you see that tomorrow, you cannot pay for thousands of excuses: say the government did not let it, the central bank was prevented and. Shares and insurers and banks use this rule: for example, draw lots, imaginary figures for the prize, which the immediate customer will pay for the opening. But never one will win those figures, or festivals and sweepstakes will be forgotten, or a small change will be given in programs: for example, they will renew, so people forget: what promises have been given. The other rule that banks use is a slogan on the values ​​of society: Exaggeration in them, such as the implementation of Islamic banking or charitable work. With the mention of Islamic banking, the level of people's trust increases, and deposits reach banks, but there is no news of Islam. Some scholars are only struggling to: make a difference between people and usury, while in Islam, the principle of debt or debt should not be forcibly taken. Therefore, the issuance of any enforcement order or confiscation of property or seizure of property is completely un-Islamic. Because the Qur'an says: "Give God a loan!" That is, taking back from God must be, and no one can arrest or imprison God! The other part of the Qur'an is mentioned: If you loaned or loaned someone, he could not pay back on time, give him a respite! And if you forgive it, it's better for you. Naming a loan in Islam is really a loan to Allah, and it is for Allah. And if anyone did not have to give back, he is safe from Allah. Now, see what the banks are trying to do: God or God's servant, arrest and imprison, seize and confiscate his property! They say: We do not prosecute someone for debt, but because of a breach of the contract and: We do not pay a penalty. Therefore, we see that banks see everything as they wish. And there is something called Islam: God does not know the Qur'an and the fair, that is why God has declared them their enemy! And he says that he who declares war on God by treating one with a deal, or taking usurpation. That is, the money of the banks is not blessed, with so much wealth and assets: a lot of robberies are always bankrupt! If one day a real bill is given to the people, that day is the day of their death. Therefore, all their bills are formal: full of false positives, invisible assets, and at unconventional prices. They have at least 5 types of balance sheets! One for a tax-less asset. Second, for people who show a little more profit. Third, for stockholders, it will show much more profit. Fourth, for managers who are: Profit to show off to reward. Fifth for the central bank to pay less.

مبدأ الدين، لا يوجد حكم التنفيذ!

ويحاول الكثيرون: الربط بين المصارف والخدمات المصرفية الإسلامية. ومعظمهم يحاولون مسح هذا الخط. سيف وآخرون يحاولون خفض الفائدة، لكنهم يجعلونها أفضل من ذي قبل. يسلب القانون، فهم فخورون به. على سبيل المثال، تم الإعلان عن أرباح الودائع بنسبة 12٪، ولكن البنوك على الفور قال: نحن نعول اليوم! وهذا يضاعف أسعار الفائدة المركبة تصل إلى 200٪. مضاعفة 365 يوما كل يوم، في 12٪! انظر ما هو الرقم. (1.12 يمكن أن يكون 365!) لا يمكن عدها حتى مع اللوغاريتمات. ولذلك، ينبغي أن يكون معروفا أن القانون لا معنى بالنسبة للبنوك! بدلا من ذلك، فإنها تحدد الحسابات الذهنية الخاصة بهم، وبأي طريقة ممكنة: تفريغ جيب العميل أبعد من ذلك. لأن هذا النوع من الإعلانات لديه دخل حقيقي! ومن المرجح أن التكلفة. وتقول القاعدة: عندما تقول: مصلحة اليوم وتشرح للعميل، قطرات الماء من الشفاه والعميل! تدفع على الفور لأموالها. ولكنك ترى أن غدا لا يمكنك أن تدفع ثمن الآلاف من الأعذار: يقول الحكومة لم تسمح بذلك، تم منع البنك المركزي و. الأسهم وشركات التأمين والبنوك تستخدم هذه القاعدة: على سبيل المثال، سحب القرعة، أرقام الخيال للجائزة، والتي العميل يذهب فورا إلى فتح الحساب. ولكن لن يفوز أحد بهذه الأرقام، أو سوف تنسى المهرجانات واليانصيب، أو سيتم تقديم تغيير بسيط في البرامج: على سبيل المثال، سوف تجدد، حتى ينسى الناس: ما هي الوعود التي أعطيت . والقاعدة الأخرى التي تستخدمها المصارف هي شعار على قيم المجتمع: المبالغة فيها، مثل تنفيذ الصيرفة الإسلامية أو القيام بأعمال خيرية. ومع ذكر الصيرفة الإسلامية، يزداد مستوى ثقة الشعب، وتصل الودائع إلى البنوك، ولكن لا توجد أخبار عن الإسلام. بعض العلماء لا يكافحون إلا من أجل: إحداث فرق بين الناس والربا، بينما في الإسلام، مبدأ الدين أو الدين لا ينبغي أن يؤخذ قسرا. ولذلك، فإن إصدار أي أمر إنفاذ أو مصادرة ممتلكات أو مصادرة ممتلكات غير إسلامي تماما. لأن القرآن يقول: "أعطوا الله قرضا!" وهذا هو، والرجوع من الله يجب أن يكون، ولا أحد يستطيع اعتقال أو سجن الله! الجزء الآخر من القرآن هو ذكر: إذا كنت اقترضت أو اقترضت شخص ما، وقال انه لا يمكن أن تسدد في الوقت المحدد، وإعطائه مهلة! وإذا كنت يغفر ذلك، فمن الأفضل بالنسبة لك. تسمية القرض في الإسلام هو حقا قرض إلى الله، ومن أجل الله. وإذا كان أي شخص لا يضطر إلى إعادته، فهو آمن من الله. الآن، انظر ما تحاول البنوك القيام به: الله أو خادم الله، القبض والسجن، ومصادرة ممتلكاته ومصادرته! يقولون: نحن لا ملاحقة شخص للدين، ولكن بسبب خرق العقد و: نحن لا ندفع غرامة. لذلك، نرى أن البنوك ترى كل شيء كما يحلو لهم. وهناك شيء يسمى الإسلام: الله لا يعرف القرآن والمعرض، وهذا هو السبب قد أعلن الله لهم عدوهم! ويقول إنه الذي يعلن الحرب على الله من خلال معاملة واحدة مع صفقة، أو أخذ اغتصاب. أي أن أموال البنوك لا تبارك، مع الكثير من الثروة والأصول: الكثير من السرقة دائما مفلسة! إذا يوم واحد يتم إعطاء مشروع قانون حقيقي للشعب، في ذلك اليوم هو يوم وفاتهم. ولذلك، فإن جميع فواتيرها رسمية: مليئة بالإيجابيات الكاذبة، والأصول غير المرئية، وبأسعار غير تقليدية. لديهم ما لا يقل عن 5 أنواع من الميزانيات! واحد للأصول غير الضريبية. ثانيا، بالنسبة للأشخاص الذين يظهرون المزيد من الأرباح. ثالثا، بالنسبة للمساهمين، وسوف تظهر أكثر من ذلك بكثير الربح. رابعا، للمديرين الذين: الربح ليكون كبيرا لمكافأة. خامسا للبنك المركزي لدفع أقل.

Borc prinsipi, icra hökmü yoxdur!

Bir çoxları bankçılıq və İslam bankçılığı arasında əlaqə qurmağa çalışırlar. Və onların əksəriyyəti bu xəttini təmizləmək üçün çalışırlar. Seif və başqaları maraqları azaltmağa çalışırlar, amma əvvəllərdən daha yaxşıdırlar. Qanunu götür, onlar bununla qürur duyurlar. Məsələn, əmanətlərin mənfəəti 12% -də elan edilmişdi, lakin banklar dərhal dedilər: "Günü sayırıq! Bu, mürəkkəb faiz dərəcələrini 200% -ə qədər artırır. Hər gün 365 gün, 12% -ə çarpın! Sayının nə olduğunu gör. (1.12 ola bilər! 365!) Bu da logarithms ilə sayılmaz. Buna görə də, qanun banklar üçün məntiqli deyildir! Bunun əvəzinə, öz zehni hesablamalarını və istənilən şəkildə edə bilərlər: müştərinin cibini daha da boşaltın. Çünki bu cür reklam real gəlir! Və xərcləri çox güman ki. Qaydada deyilir: Əgər deyirsiniz: Günün maraqları və müştəri üçün açıqlama, su dodaqlardan və müştəridən axır! Dərhal pulunu ödəyir. Amma sabah, minlərlə bəhanə üçün ödəniş edə bilməzsiniz: hökumət bunu icazə vermədi, mərkəzi bank qarşısı alındı ​​və. Səhmlər, sığortaçılar və banklar bu qaydan istifadə edirlər: məsələn, dərhal müştərinin açılması üçün ödəyəcəyi mükafat üçün çox sayda xəyali rəqəmlər çəkin. Amma bu rəqəmləri heç kim qazana bilməyəcək, ya da festival və piyangolar unutulmayacaq və ya proqramlarda kiçik bir dəyişiklik veriləcəkdir: məsələn, yenilənəcəkdir, belə ki insanlar unuturlar: nə vaxtsa verilmişdir . Bankların istifadə etdiyi digər qayda cəmiyyət dəyərlərinə şüar edir: İslam bankçılığı və ya xeyriyyə işlərinin həyata keçirilməsi kimi onların içərisində şişirtmə. İslam bankçılığından söz açarkən, insanların etibar səviyyəsi yüksəlir və əmanət banklara çatır, ancaq İslam xəbərləri yoxdur. Bəzi alimlər yalnız mübarizə aparır: insanlar və insanlar arasında fərq yaratmaq, İslamda borc və ya borc prinsipi zorla alınmamalıdır. Buna görə hər hansı icra əmri verilməsi və ya əmlakın müsadirə edilməsi və ya əmlakın ələ keçirilməsi tamamilə İslam dini deyildir. Çünki Quranda deyilir: "Allahı bir borc ver!" Yəni, Allahdan dönməli olmalı və heç kim Allahı həbs edə bilməz və ya həbs edə bilməz! Quranın digər bir hissəsində qeyd olunur: Əgər bir kəsə borc verdiyiniz və ya borc verdiyiniz zaman, geri qaytarmaq, ona möhlət verə bilmədi! Əgər onu bağışlasanız, sizin üçün daha yaxşıdır. İslamda kredit vermək, həqiqətən, Allah üçün bir kreditdir və Allah üçündir. Hər kəs geri vermək istəməzsə, Allahdan təhlükəsizdir. İndi banklar nə etməyə çalışırlar: Allah və ya Allahın xidmətçisi, həbs və həbs, əmlakını ələ keçirin və əl qoyun! Onlar deyirlər: Biz borc üçün kimsə cəzalandırmırıq, lakin müqavilənin pozulmasına görə: Biz cəza vermirik. Ona görə də biz bankların istədikləri kimi hər şeyi görürük. İslam deyilən bir şey var: Allah Quranı və ədaləti bilmir, ona görə də Allah onları düşmənlərini elan etdi! Və deyir ki, Allahı müharibə edənlər bir-birləri ilə məşğul olur və ya qəsb edərək. Yəni, bankların pulları çoxlu mal və aktivlərlə mübarək deyil: bir çox soyğunçuluq həmişə iflas edir! Bir gün xalqlara bir real qanun verilsə, o gün onların ölüm günüdür. Buna görə də bütün qanun layihələri formaldır: saxta, görünməz aktivlər və qeyri-ənənəvi qiymətlərlə doludur. Ən azı 5 növ balans var! Bir vergi az aktiv üçün. İkincisi, bir az daha çox mənfəət göstərən insanlar üçün. Üçüncüsü, səhmdarlar üçün daha çox mənfəət verəcəkdir. Dördüncüsü, menecerlər üçün: mükafat vermək üçün gəlir. Mərkəzi bank üçün daha az ödəmə üçün beşinci.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۰ نظر(0)

سالها پیش شعار ما این بود که: زبان فارسی را پاس بداریم! ولی چون خود کسانی که این شعار را اختراع کردند، اعتقادی به آن نداشتند لذا بجای آن، الان شعار: زبان انگلیسی را پاس بداریم مطرح است. در ایران و افغانستان و تاجیکستان، که زبان فارسی در قانون اساسی آن آمده، کار مهمی برای زبان پارسی انجام نمی دهند! در تاجیکستان که زبان فارسی را، با خط الرسم روسی می نویسند! در افغانستان که پاشتو را اصلی دانسته، و فارسی را یک فحش می دانند! در ایران هم هر روز، دهها کلمه انگلیسی را وارد می کنند! در مجالس رسمی و غیر رسمی، اصلا فارسی صحبت نمی کنند! اینها می خواهند شاهد مرگ زبان فارسی باشند، اما زبان فارسی خدایی دارد! تا حالا که مانده، از این به بعد هم پابرجا خواهد ماند. چهارتا بچه سوسول که تازه: زبانشان به انگلیسی باز شده! یا نوکیسه و نو دولتی ها که: زبان انگلیسی برای انها نان و نام می آورد، اصلا به فکر نباشند، مهم نیست! حتی آنهایی که مسئول فرهنگستان: زبان و ادبیات فارسی هستند، ولی به ضرس قاطع می گویند: اصطلاحات انگلیسی معادلی در فارسی ندارند، بگذارید انقدر بگویند تا عرف شود! به آنها بگوییم مصطلح شده است. چه آنهایی که آنقدر خرج تبلیغات زبان انگلیسی می کنند: که اگر تا بحال این پولها را جمع کرده بودند، میتوانستند دنیا را بخرند! بگذار اینها هر بلایی می خواهند: بر زبان فارسی بیاورند، خداوند زبان فارسی را دوست دارد و: اگر عده ای آن را دوست نداشته باشند، افراد دیگری را مامور زبان فارسی میکند، تا از آن پاسداری کنند! همین امروز در نشست تخصصی: وزارت خارجه در مورد 120سال: روابط ایران و بلغارستان، دیدیم که مسئول نشست با اینکه ایرانی بود! و در کشور ایران بود، بیشتر مهمانان هم فارسی بلد بودند، انگلیسی صحبت می کرد تا: به نام و نانش لطمه نخورد! و اعتبارش زیر سوال نرود. اما خداوند، سفیر بلغارستان و نماینده وزیر خارجه آنها را، فرستاده بود تا هم پیام: وزیر خارجه بلغارستان را، به فارسی بگوید و هم، در مورد نمایشگاه تخصصی، به زبان فارسی شیرین توضیح دهد. ما با این معجزه الهی، سال ها است که آشنا هستیم! بهترین دستور زبان فارسی را، هندی ها می نویسند! و بهترین اشعار فارسی را، ترک ها و آذری ها می سرایند. شعر صائب تبریزی، نظامی گنجوی شمس تبریزی و: از همه بالاتر شعر استاد شهریار یه فارسی، قدرت ماندگاری جادویی: به زبان فارسی داده است. جالب است بدانیم: ایرانی ها در تمام کشورها، در اقلیت های کوچک وجود دارند و: در حفظ این زبان، از امکانات همان کشورها استفاده می کنند. مثلا در همین بلغارستان، مسلمانان مورد احترام هستند و: در بین مسلمانان شیعیان هم موقعیت های اجتماعی خوبی دارند. ولی گروهی هستند بنام قزلباش ها! که سال ها است زبان فارسی را، در بلغارستان حفظ کرده اند. براساس تحقیقات انجام شده، قزلباش ها باقیمانده گروهی از هزار نفر قزلباشی هستند که: مخفیانه همراه شاه عباس به انگلستان می روند! وقتی برادران شرلی به ایران آمدند، هدف بالاتری از نمایندگی داشتند، آنها شاه عباس را در لباس مبدل، با هزار نفر قزلباش عزب! با خواست ملکه به انگلیس دعوت کردند، تا از نسل ایرانی ها در انجا داشته باشند! لذا به هر هزار نفر قزلباش، دختران جوان هدیه دادند! که ماموریت داشتند از قزلباش ها باردار شوند، ولی کودک را برای خود نگهدارند. ملکه نیز شاه عباس را بخود دعوت کرد! مثل امروز که هرکس نمی تواند: در ایران فعالیت ازاد جنسی داشته باشد، به اروپا می رود و آنها هم، فرزندان ایرانی تبار را پس نمی دهند! این سنت از آن زمان باقی ماند، فرزندان بدنیا آمده در سراسر اروپا و جهان پراکنده اند.

Let's take English!

Many years ago our slogan was: Farsi! But since the ones who invented this slogan did not believe in it, so instead, we now have a slogan: English language support. In Iran, Afghanistan, and Tajikistan, whose Farsi language is in the constitution, they do not do much for the Persian language! In Tajikistan writing Persian language with Russian script! In Afghanistan, the main point is your father, and they consider Farsi to be a prostitute! In Iran, every day, dozens of English words are imported! In formal and informal meetings, they do not speak Persian at all! They want to see the death of the Persian language, but the Persian language has a god! So far, it will remain. Four new boys: their language is in English! Or new layman and new governments that: English does not have to think about them, it does not matter! Even those who are in charge of the academy are Persian language and literature, but they say to the dictator: There are no English equivalents in Persian, let them say so much to be customary! We tell them that they have been smelled. Who are they who spend so much on English language advertising: if they had collected the money so far, they could buy the world! Let these people want any blunder: to bring Persian language, God loves the Persian language and: If some do not like it, they will be the Farsi agent for protecting others! Today, at a specialty meeting: the State Department on 120 years: the relations between Iran and Bulgaria, we saw that the meeting was held despite being Iranian! And it was in Iran, most of the guests also knew Persian, English spoke until: it did not hurt its name and bread! And its credibility is not questioned. But God sent the Bulgarian ambassador and his foreign minister to send a message to the Foreign Minister of Bulgaria in Farsi, as well as to explain the Persian exhibition of Sweet in a specialized exhibition. We are familiar with this divine miracle for years! The best Persian grammar, Hindi! And the best Persian poetry, the Turks and the Azeri singing. Poetry of Saeb Tabrizi, Ganjavi Shams Tabrizi, and: Above all, the poetry of Master Shahriar Persian language, the magic of magical survival: in Farsi. Interestingly, there are Iranians in all countries, in small minorities, and in the preservation of this language, they use the facilities of the same countries. For example, in the same Bulgaria, Muslims are respected and: Among Shiite Muslims, they also have good social situations. But there are some people called Qizilbashes! For many years, they have kept Persian in Bulgaria. Based on the research carried out, the Qizilbakhs are the rest of a group of thousands of Tzelbashi who: secretly accompany Shah Abbas to England! When Shirley's brothers came to Iran, they had a higher goal of representing; they cast Shah Abbas into disguised hands, with a thousand Qizilbashes! They invited the Queen to England to have the Iranian people here! So, every thousand people donated young girls to Qizilbash! Who had the mission to get pregnant from Qizilbash, but keep the baby for themselves? The Queen also invited Shah Abbas! Like today, whoever cannot: In Iran, has a free sexual activity, goes to Europe, and they do not give up Iranian children! This tradition has remained since then, the descendants of children born throughout Europe and the world are scattered.

دعونا نأخذ اللغة الإنجليزية!

قبل سنوات عديدة كان شعارنا: الفارسية! ولكن بما أن أولئك الذين اخترعوا هذا الشعار لم يؤمنوا به، فبدلا من ذلك، أصبح لدينا الآن شعار: دعم اللغة الإنجليزية. في إيران وأفغانستان وطاجيكستان، التي هي اللغة الفارسية في الدستور، فإنها لا تفعل الكثير للغة الفارسية! في طاجيكستان كتابة اللغة الفارسية مع النص الروسي! في أفغانستان، النقطة الرئيسية هي والدك، ويعتبرون الفارسية أن تكون عاهرة! في إيران، كل يوم، يتم استيراد العشرات من الكلمات الإنجليزية! في الاجتماعات الرسمية وغير الرسمية، أنهم لا يتكلمون الفارسية على الإطلاق! انهم يريدون أن نرى وفاة اللغة الفارسية، ولكن اللغة الفارسية لديها إله! وحتى الآن، سيبقى. أربعة فتيان جدد: لغتهم باللغة الإنجليزية! أو نوتشي والحكومات الجديدة التي: الإنجليزية لا يجب أن نفكر فيها، لا يهم! حتى أولئك الذين هم المسؤولون عن الأكاديمية هي اللغة الفارسية والأدب، ولكنهم يقولون للديكتاتور: لا يوجد معادل اللغة الإنجليزية في الفارسية، والسماح لهم يقولون الكثير ليكون العرفي! نقول لهم أنهم قد رائحة. من هم الذين ينفقون الكثير على الإعلان باللغة الإنجليزية: إذا كانوا قد جمعوا المال حتى الآن، يمكنهم شراء العالم! دعونا هؤلاء الناس يريدون أي خطأ: لجلب اللغة الفارسية، الله يحب اللغة الفارسية و: إذا كان البعض لا ترغب في ذلك، فإنها ستكون الوكيل الفارسية لحماية الآخرين! اليوم، في اجتماع متخصص: وزارة الخارجية على مدى 120 عاما: العلاقة بين إيران وبلغاريا، رأينا أن الاجتماع عقد على الرغم من كونها الإيرانية! وكان في إيران، ومعظم الضيوف يعرفون أيضا الفارسية، تحدث الإنجليزية حتى: أنها لم تؤذي اسمها والخبز! ولا شك في مصداقيتها. ولكن الله أرسل السفير البلغاري ووزير خارجيته لارسال رسالة إلى وزير خارجية بلغاريا باللغة الفارسية، فضلا عن شرح المعرض الفارسي للحلو في معرض متخصص. نحن على دراية هذه المعجزة الإلهية لسنوات! أفضل قواعد اللغة الفارسية، الهندية! وأفضل الشعر الفارسي، والأتراك والغناء الأذربيجاني. شعر صائب تبريزي، غانجافي شمس تبريزي، و: قبل كل شيء، شعر سيد شهريار اللغة الفارسية، سحر البقاء على قيد الحياة السحرية: باللغة الفارسية. ومن المثير للاهتمام، أن هناك الإيرانيين في جميع البلدان، في الأقليات الصغيرة، وفي الحفاظ على هذه اللغة، فإنها تستخدم مرافق من نفس البلدان. على سبيل المثال، في بلغاريا نفسها، يحترم المسلمون و: من بين المسلمين الشيعة، لديهم أيضا أوضاع اجتماعية جيدة. ولكن هناك بعض الناس دعا كيزيلباشيس! لسنوات عديدة، أنها أبقت الفارسي في بلغاريا. استنادا إلى البحوث التي أجريت، و قيزيلباخس هي بقية مجموعة من الآلاف من تزلباشي الذي: يرافق سرا عباس عباس لانجلترا! عندما جاء إخوان شيرلي إلى إيران، كان لديهم هدف أعلى من التمثيل، وهم يلقيون شاه عباس في تمويه، مع ألف شخص في قيزلباش! دعوا الملكة إلى إنجلترا أن يكون الشعب الإيراني هنا! لذلك، كل ألف شخص تبرع الفتيات الصغيرات إلى قيزيلباش! الذي كان لديه مهمة للحصول على الحوامل من قيزيلباش، ولكن الحفاظ على الطفل لأنفسهم. دعت الملكة أيضا شاه عباس! مثل اليوم، من لا يستطيع: في إيران، له نشاط جنسي حر، يذهب إلى أوروبا، ولا يتخلى عن الأطفال الإيرانيين! وقد ظل هذا التقليد قائما منذ ذلك الحين، متناثرة من نسل الأطفال المولودين في جميع أنحاء أوروبا والعالم.

İngilis dili alaq!

Bir çox illər əvvəl şüarımız oldu: Farsi! Amma bu şüarı icad edənlər ona inanmadılar, buna görə də indi şüarımız var: İngilis dili dəstək. Fars dilinin konstitusiyada olduğu İran, Əfqanıstan və Tacikistanda fars dilində çox şey yoxdur! Tacikistanda fars dilini rus yazı ilə yazır! Əfqanıstanda əsas məqam sizin atanızdır və Farsı fahişə olmağı düşünür! İranda hər gün, onlarla ingilis sözü idxal olunur! Rəsmi və qeyri-rəsmi görüşlərdə fars dilində danışmırlar! Fars dilinin ölümünü görmək istəyirlər, fars dilində isə bir tanrı var! İndiyə qədər qalacaq. Dörd yeni oğlan: onların dili ingilis dilindədir! Və ya nocci və yeni hökumətlər: İngilis onlara düşünmək lazım deyil, bu vacib deyil! Akademiyanı idarə edənlər hətta fars dili və ədəbiyyatıdırlar, amma diktatora deyirlər: Fars dilində ingilis dilinin bərabərliyi yoxdur, onlar adət etmək üçün çox şey söyləsinlər! Onlara dedilər ki, onlar iyləniblər. İngilis dili reklamlarında çox sərf edənlər kimlərdir: əgər onlar bu günə qədər pul toplayırlarsa, dünya ala bilərlər! Bu insanlar istənilən bir səhv istəsinlər: Fars dilini gətirsin, Allah fars dilini sevər və: Bəziləri xoşlamırsa, başqalarını qorumaq üçün Fars agenti olacaqlar! Bu gün xüsusi bir konfransda: 120 illik Dövlət Departamenti: İran ilə Bolqarıstan arasındakı əlaqələr, görüşmənin İran olmasına baxmayaraq gördüyünü gördük! İranda olduğu kimi, qonaqların əksəriyyəti də Fars bilirdi, İngilis danışdı: bu adını və çörəyini incitməyib! Və onun etibarlılığı sual altındadır. Amma Allah Bolqarıstan səfiri və xarici işlər nazirini Farsdakı Bolqarıstanın xarici işlər nazirinə bir mesaj göndərməsi və xüsusi bir sərgidə Şirin Fars sərgisini izah etmək üçün göndərdi. İllərdir bu ilahi möcüzəni tanıyırıq! Ən yaxşı farsca qrammatikası, Hindi! Və ən yaxşı fars şeirləri, türklər və azərbaycanlı oxuma. Saeb Təbrizinin şeirləri, Gəncəvi Şəmsi Təbrizi və: Hər şeydən əvvəl, Master Şəhriyar Fars dilinin şeirləri, sehirli sağolun sehrləri: Fars dilində. Maraqlıdır ki, bütün ölkələrdə kiçik azlıqlarda iranlılar var və bu dili qoruyarkən eyni ölkələrin imkanlarından istifadə edirlər. Məsələn, eyni Bolqarıstanda müsəlmanlar hörmət edir və şiə müsəlmanlar arasında yaxşı sosial vəziyyətə malikdirlər. Ancaq bəzi qızılbaşlar da var! Uzun illər ərzində onlar Bolqarıstanda fars dilində saxlamışlar. Yapılan araşdırmalara əsasən, Qızılbaxlar, Şeb-Abbası İngiltərəyə gizli yola saldıran minlərlə Tselbaşı qrupunun qalan hissəsidir! Şirinin qardaşları İrana gəldikdə, daha yüksək bir hədəf göstərdilər, Şah Abbası min qızılbaşlar ilə gizli əllərə atdılar! Onlar Kraliçanı İrandakı insanları buraya gətirmək üçün İngiltərəyə dəvət etdilər! Beləliklə, hər min nəfər Qızılbaşa gənc qızları bağışladı! Qızılbaşdan hamilə qalmağı tapşırdı, ancaq körpəni özləri üçün tutdu. Kraliça də Şah Abbası dəvət etdi! Bu günkü kimi, kim olursa olsun: İranda pulsuz seksual fəaliyyət var, Avropaya gedir və İranlı uşaqlarından imtina etmirlər! Bu ənənə o zamandan bəri qaldı, Avropada və dünyadakı doğulan uşaqların nəsli dağıldı.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۲۶ نظر(0)

دایره گچی قفقازی، نقش خالو قربان را در زندگی میرزا کوچک خان بازی می کند! خیانتی که خیلی ساده نادیده گرفته می شود. یکی از خیانت های این نمایشنامه ضد ایرانی بودن آن است: در جنگ فرضی بین ایران و پادشاه گرجستان، طرف پادشاه را می گیرد! و ایرانی ها را سفاک و خون ریز نشان می دهد که: به هیچ صغیر و کبیری رحم نمی کند. شخصیت اصلی داستان، در همان اوایل می گوید: من در جنگ با ایران! پای خود را از دست داده ام. که درواقع درجه جانبازی! او را به رخ می کشد و بعد هم، که داستان آواره شدن خانواده ها و: جدا شدن فرزندان از مادران به خاطر این جنگ است. در حالیکه اصلا با گرجستان جنگی در تاریخ ثبت نشده! و داستان کودک هم یکی از قضاوت های امیرالمومنین است. این روسها بودند که به گرجستان حمله کرده، و آن را از ایران جدا کردند. شاهزاده گرجستانی به دربار قاجار پناه آورد، و قشون برای کمک او همراه شدند. که این نمایشنامه آن را برعکس نشان داده. البته در زمان شاه عباس، فرماندار گرجستان ادعای خودمختاری کرد، و خواست از ایران جدا شود، که او را دستگیر کردند و: ربطی به جنگ مردمی نداشت. حالا چرا برعکس جلوه می دهند، شاید می خواهند بگویند: تئاتر نه تنها دوست و دشمن نمی شناسد، بلکه جای اینها را هم عوض می کند. آنوقت ما میرویم از هالیوود شکایت می کنیم: که چرا فیلم سیصد را ساخت! اگر واقعا تئاتر اینهمه احمق است، که مه تنها فرق بین خیانت و خدمت را نمی داند، بلکه مسائل بیگانگان را بناحق بر مسائل ملی ترجیح می دهد، باید گفت مرگ بر این تئاتر! اما عملکرد کلی تئاتر این را نمی گوید: تئاتر حتی انگیزه دفاع از وطن را تقویت می کند، فقط تعداد انگشت شماری هستند: به بهانه عدم دخالت سیاست در تئاتر! مزدور بی جیره و مواجب دشمن می شوند. بجای اینکه به غارتگری سپاه دشمن حمله کنند، آن غارتگری را به خودی نسبت می دهند. و این خط سیاست زدایی یا: ستون پنجم پروری، فقط در تئاتر نیست، در همه هنرها می تواند نفوذ کند. اگر سیاست گذاران فرهنگ و هنر، خواب باشند چیزی شبیه: اقلیم کردستان را شاهد خواهیم بود. زیرا اقلیم کردستان از ابتدای تشکیل دولت عراق، با همین هنر ها زمینه تجزیه عراق را فراهم کرد. هر نوع هنری که از دید: علمای نجف حرام و غیرقابل ارائه اعلام شده بود، در اقلیم کردستان دعوت و: به آنها میدان داده می شد. حادثه ای مانند کنسرت دادن در مشهد مقدس! شاید ماهیت کنسرت ضد ملی و خائنانه نباشد، و حتی مثلا سرود ملی هم باشد! ولی به دلیل تضعیف جایگاه مرجعیت، یک حرکت ضد ملی و: بازی در زمین دشمن است. در فتنه 88 هم شاهد: حضور هنر دگر اندیش و استعماری، در مقابل مرجعیت دینی بودیم. جالب است کسانی که در گروههای کر! هستند و مسلمان هم هستند، به هنگام اجرای همخوانی، ترجیح می دهند لباس مخصوص را بپوشند! و به زبان ارمنی یا مسیحی، همنوایی را بخوانند. ولی به ما که می رسد می گویند: چرا باید چادر سر کنیم و: حجاب داشته باشیم یا چرا: باید نماز را به عربی بخوانیم! واین نشان می دهد تنها راه جلوگیری از فروپاشی کشورها: از جمله عراق، تصفیه در گروه هنرمندان است: زیرا داعش فقط در نیروهای نظامی نیست، بلکه در فرهنگ و هنر هم حضور فعال دارد. دشمن نیروهای خود را در: دانسینگ ها و کنسرت ها سازماندهی می کند. زیرا می داند هرکس به آنجا می آید، حتما مرجعیت را زیر پا گذاشته است. ممکن است بگوییم موسیقی پاک! یا تئاتر پاک هم وجود دارد، ولی چاقوی پاک که گلوی انسان را ببرد، چه فایده ای دارد؟ بیایید هنرمندان داعشی را هم سرکوب نمایید! زیرا قبل از آمدن نظامیان داعشی، اینها بعنوان ستون پنجم زمینه را آماده می کنند: نارضایتی ها را افزایش داده، و مدعی آزادی های مدنی خود خوانده می شوند.

Cuckoo Gypsum Circle: Two Secrets of theft

The Caucasian Gypsum Circle plays the role of Khalv-Qarban in the life of Mirza Kuchak Khan! A betray that is very simply ignored. One of the betrayals of this play is anti-Iranianism: in the hypothetical war between Iran and the king of Georgia, he takes the king's side! And they show the Iranians a bloodthirsty and bloodthirsty thing: they do not have mercy on any small and large. The main character of the story, at the very beginning, says: "I am in war with Iran! I lost my foot. That's actually the degree of devastation! It is happening to him later, which is the story of displacing families and: the separation of children from mothers due to this war. While there is no war in Georgia at all! And the story of the child is one of the judgments of Amir al-Momenin. These were the Russians who invaded Georgia and separated it from Iran. The Georgian prince took refuge in the Qajar court, and their troops accompanied him. That the play is showing the opposite. Of course, during the reign of Shah Abbas, the governor of Georgia claimed self-determination, and wanted to separate Iran from Iran, arresting him and: he had nothing to do with a popular war. Now why do they seem the opposite, maybe they want to say: The theater not only does not know the friend and the enemy, but also replaces them. Then we're going to complain about Hollywood: why did you make the movie 300! If theater really is foolish, that May does not only differentiate between betrayal and service, but rather prefer foreign affairs to the national issues, it should be said death to this theater! But the general performance of the theater does not say: The theater even strengthens motivation to defend the homeland, only a handful: under the pretext of not interfering politics in the theater! Unarmed mercenaries become enemies. Instead of attacking the loot of the enemy's army, they attribute that plunder to themselves. And this policy of deregulation: The fifth column, not just in the theater, can penetrate all arts. If politicians of culture and art are dreaming, we will see something like: Kurdistan's climate. Because the Kurdish climate since the formation of the Iraqi government, with these same arts, provided a breakthrough for Iraq. Any kind of art that was seen from the point of view of the scholars of Najaf was forbidden and unprovoked, invited in the Kurdistan region: they were given to them. An incident like a concert in Holy Mashhad! Perhaps the nature of the concert is not anti-national and treacherous, and even a national anthem! But because of the weakening of the rank of authority, an anti-national movement is: playing on the enemy's ground. In Conflict 88, we also witnessed the presence of retrospective and colonial art against religious authority. It's interesting to those who are in the choir groups! And they are Muslims, they prefer to wear special clothes when they perform their matches! And read in Armenian or Christian. But they say to us: Why should we go to the tent: we have a veil or why: we should pray prayers in Arabic! This shows that the only way to prevent the collapse of countries: including Iraq, is to purge the group of artists: because ISIS is not only in military forces, it is also active in culture and art. The enemy organizes its forces in: Dancing and Concerts. Because he knows that everyone comes to him, he must have violated his authority. We can say clean music! Or there is a clean theater, but what's the benefit of a clean knife that takes a human's throat? Let's crack down on ISIL's artists! Because before the arrival of ISIL militants, these are preparing for the fifth pillar: raising dissatisfaction and claiming their civil liberties.

الوقواق الجبس دائرة: اثنين من أسرار السرقة

تلعب دائرة الجبس القوقازية دور خلف-كربان في حياة ميرزا ​​كوشاك خان! خيانة يتجاهلها ببساطة. واحدة من خيانات هذه المسرحية هي معاداة الإيرانية: في الحرب الافتراضية بين إيران وملك جورجيا، وقال انه يأخذ الجانب الملك! ويظهرون الإيرانيين شيئا متعطش للدماء والدماء: وهم لا يرحمون على أي صغيرة وكبيرة. الشخصية الرئيسية للقصة، في البداية، تقول: "أنا في حرب مع إيران! لقد فقدت قدمي. هذا هو في الواقع درجة الدمار! وهو ما يحدث له لاحقا، وهي قصة تشريد الأسر و: فصل الأطفال عن الأمهات بسبب هذه الحرب. في حين لا توجد حرب في جورجيا على الإطلاق! وقصة الطفل هي واحدة من أحكام أمير المؤمنين. وكان هؤلاء الروس الذين غزا جورجيا وفصلوها عن إيران. وقد لجأ الأمير الجورجى إلى محكمة قاجار، ورافقته قواتهم. أن المسرحية تظهر العكس. بطبيعة الحال، في عهد الشاه عباس، ادعى حاكم جورجيا تقرير المصير، وأراد فصل إيران عن إيران، التي اعتقلته: ليس لها علاقة بحرب شعبية. الآن لماذا يبدو العكس، ربما يريدون أن يقولوا: المسرح ليس فقط لا يعرف الصديق والعدو، ولكن أيضا يحل محلهم. ثم سنشكو من هوليوود: لماذا جعلت الفيلم 300! إذا كان المسرح حقا حمقى، أن مايو لا يفرق فقط بين الخيانة والخدمة، ولكن يفضل الشؤون الخارجية إلى القضايا الوطنية، ينبغي أن يقال الموت لهذا المسرح! ولكن الأداء العام للمسرح لا يقول: المسرح حتى يقوي الدافع للدفاع عن الوطن، سوى حفنة: بحجة عدم التدخل في السياسة في المسرح! يصبح المرتزقة غير المسلحين أعداء. بدلا من مهاجمة نهب جيش العدو، فإنها تنسب النهب لأنفسهم. وهذه السياسة من إزالة القيود: العمود الخامس، وليس فقط في المسرح، يمكن أن تخترق جميع الفنون. إذا كان سياسيو الثقافة والفن يحلمون، سنرى شيئا مثل: مناخ كردستان. لأن المناخ الكردي منذ تشكيل الحكومة العراقية، مع هذه الفنون نفسها، وفر انفراجا للعراق. وكان أي نوع من الفنون التي رأيت من وجهة نظر علماء النجف محظورة وغير مستفززة، ودعت في إقليم كردستان: أعطيت لهم. حادث مثل حفلة موسيقية في مشهد المقدس! ربما طبيعة الحفل ليست مناهضة للوطنية وغادرة، وحتى النشيد الوطني! ولكن بسبب ضعف رتبة السلطة، فإن الحركة المناهضة للوطنية هي: اللعب على أرض العدو. في الصراع 88، شهدنا أيضا وجود الفن الاستعادية والاستعمارية ضد السلطة الدينية. انها مثيرة للاهتمام لأولئك الذين هم في مجموعات جوقة! وهم مسلمون، يفضلون ارتداء ملابس خاصة عند أداء مبارياتهم! وقراءة باللغة الأرمينية أو المسيحية. لكنهم يقولون لنا: لماذا يجب أن نذهب إلى الخيمة: لدينا حجاب أو لماذا: يجب أن نصلي صلاة في اللغة العربية! وهذا يدل على أن السبيل الوحيد لمنع انهيار الدول: بما في ذلك العراق، هو تطهير مجموعة الفنانين: لأن داعش ليس فقط في القوات العسكرية، بل هو أيضا نشط في الثقافة والفن. العدو ينظم قواته في: الرقص والحفلات الموسيقية. لأنه يعلم أن الجميع يأتي إليه، يجب أن يكون قد انتهك سلطته. يمكننا أن نقول الموسيقى النظيفة! أو هناك مسرح نظيف، ولكن ما فائدة سكين نظيفة تأخذ حلق الإنسان؟ دعونا القضاء على الفنانين داعش! لأنه قبل وصول مقاتلي داعش، هم يهيئون الأرض للدعامة الخامسة: وهم يثيرون عدم الرضا، ويطالبون بحرياتهم المدنية.

Cuckoo Gips Circle: İki sirr oğurluğu

Qafqaz gips dairəsi Mirzə Kuçak xanın həyatında Xəlv-Qərbanın rolunu oynayır! Çox sadəcə görməmiş bir xəyanətdir. Bu oyunun xəyanətlərindən biri anti-iraqçilikdir: İran və Gürcüstan kralı arasındakı hipotetik müharibədə, o, kral tərəfini götürür! Onlar iranlılara qanlı və qaniçən bir şeyi göstərirlər: kiçik və böyük bir mərhəmət göstərmirlər. Hekayənin başlıca xarakteri, ən başında deyir: "İranla müharibə edirəm! Ayağımı itirdim. Bu əslində xarabalıq dərəcəsi! Daha sonra baş verən, ailələrin köçürülməsi və uşaqları bu müharibə üçün analarından ayırma hekayəsidir. Gürcüstanda heç bir döyüş olmasa da! Və uşağın hekayəsi Əmir əl-Momeninin hökmlərindən biridir. Bunlar Gürcüstanı işğal edən və İranı tərk edən ruslar idi. Gürcü şahzadə Qacar ​​məhkəməsinə sığındı və qoşunları onu müşayiət etdi. Oyun tam əksini göstərir. Əlbəttə ki, Gürcüstanın qubernatoru Şah Abbasın hakimiyyəti dövründə öz müqəddəratını təyin etməli və İrandan İranı ayırmaq, onu həbs etmək istəyirdi və xalq müharibəsi ilə heç bir əlaqəsi olmadı. İndi niyə əksinə görünürlər, bəlkə də demək istəyirlər: Teatr yalnız dostu və düşmənini tanımır, həm də onları əvəz edir. Sonra biz Hollywooddan şikayətlənəcəyik: niyə 300 filmi etdiniz? Teatr həqiqətən ağılsızlıq olarsa, May yalnız xəyanət və xidmət arasında fərqlənmir, əksinə, xarici məsələləri milli məsələlərə üstünlük verir, bu teatrın ölümü deyilməlidir! Tiyatronun ümumi performansı isə deyilmir: Teatr, teatrda siyasətə müdaxilə etməmək bəhanəsiylə, vətəni müdafiə etmək üçün motivasiyanı hətta yalnız bir ovuc müdafiə etməyə möhkəmləndirir! Silahsız əsgərlər düşmən olurlar. Düşmən ordusunun qənimətinə hücum etmək əvəzinə onlar özlərinə talan edirlər. Və bu tənzimləmə siyasəti: Yalnız teatrda deyil, beşinci sütun bütün sənətlərə nüfuz edə bilər. Mədəniyyət və sənət siyasətçiləri xəyal edərsə, Kürdüstanın iqlimi kimi bir şey görəcəyik. Çünki İraq hökumətinin meydana gəlməsindən bəri bu eyni sənətlərlə Kürd iqlimi İraq üçün bir sıçrayış təmin etdi. Nəcəf alimləri baxımından görülən hər cür sənətin qadağan olunmuş və əsassız olduğunu, Kürdüstan bölgəsinə dəvət etdikləri: onlara verilmişdir. Müqəddəs Məşhadın konserti kimi bir hadisə! Bəlkə də konsertin təbiəti anti-milli və xain deyil, hətta milli himnidir! Ancaq hakimiyyət rütbəsinin zəifləməsi səbəbindən bir anti-milli hərəkətdir: düşmənin yerində oynayır. Münaqişə 88də də dini hakimiyyətə qarşı retrospektiv və müstəmləkə sənətinin mövcudluğuna şahid olduq. Kor qruplarında olanlar üçün maraqlıdır! Və onlar müsəlmanlar, öz oyunları keçirərkən xüsusi paltar geyinməyi üstün tuturlar! Və erməni və ya xristian oxumaq. Ancaq onlar bizə deyirlər: Niyə çadıra getməliyik? Bir örtük var və ya niyə: biz ərəb dilində namaz qılmalıyıq! Bu göstərir ki, ölkələrin dağılmasının qarşısını almaq üçün yeganə yol: İraq da daxil olmaqla, sənətçilər qrupunu təmizləməkdir: İSİS yalnız hərbi qüvvələrlə deyil, mədəniyyət və sənətdə də aktivdir. Düşmən öz güclərini təşkil edir: Dans və Konsertlər. Çünki hər kəsin özünə gəldiyini bilirsə, o, hakimiyyətini pozmuş olmalıdır. Biz təmiz musiqi deyə bilərik! Yoxsa təmiz bir teatr var, ancaq insan boğazını təmiz bıçaqdan faydası nədir? İŞİL sənətçilərinə çatdıraq! Çünki ISIL militantlarının gəlməsindən qabaq beşinci sütuna hazırlaşırlar: narazılıq artırmaq və vətəndaş azadlıqlarını tələb edir.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۰۸ نظر(0)

چه کسانی از تحریم سود می برند؟ و کاسبان واقعی تحریم چه کسانی هستند. همانطور که میدانیم قبلا روش آمریکا این بود که: یک بار در سال 1358بخاطر مسئله گروگانگیری، تحریم کردند. امام خمینی ره در همان زمان فرمود ما آمریکا را می خواهیم چه کنیم، و تحریم را نعمت الهی میدانست: زیرا براثر تحریم، مردم مجبور می شدند: خودشان دست به کار تولید بشوند. همینطور هم شد نیروی هوایی ایران و: دیگر ارگان های نظامی با مساعدت های: مهندس اشتری ها و مهندس طهماسبی ها، همه چیز را از نو ساختند و: جلوتر از آمریکا هم افتادند. زیرا اغلب کارشناسان فعال در: صنایع نظامی آمریکا و ناسا، ایرانی بودند و ترجیح دادند: دانش خود را ابتدا در ایران به تولید برسانند. البته آمریکا با خیالپردازی، هر سال تحریم را تمدید می کرد. اما پس از برجام آنها به خیالپردازی بیشتری رسیدند! اکنون مدت 4سال است که آمریکا در دور جدیدی از: تحریم ها حرکت می کند: هر روز مصوبه ای را تهیه و اجرا می کند.  حالا باید پرسید چه کسی آنها را، به این کار تشویق نمود؟ و یا چه کسانی از این تحریم ها سود می برند؟ آنهاییکه چراغ راهنمای چپ می زنند و: به راست می پیچند! باید جواب این سوال را بدهند. سال ها شعار دادند ما: تحریم های ظالمانه را قبول نداریم، و آن را از بین خواهیم برد! ولی حالا هر روز تحریم را می بینند، و حرفی نمی زنند، گویا منظورشان کم بودن تحریم ها بود! حالا که تحریم ها زیاد شده عیبی ندارد. مسئله مهم این است که وزیر نفت، کلمه کاسبان تحریم را اختراع کرد، بدون آنکه بداند خود او در ردیف اینها هست. چرا که یکی از مبلغان برجام بود، که بدون انصاف به مخالفان برجام می تاخت. منظور او هم در ظاهر دولت قبل بود، ولی به دولت فعلی هم برگشت می کند. زیرا الان که تحریم ها زیاد شده، دولت باز هم دست از تبلیغات بر نمی دارد! و این نشان می دهد: اگر دیگران از یک تحریم سود می بردند، بطور منطقی دولت فعلی از: تحریم های بسیار سود بیشتری خواهد برد. و کاسبی کردن با تحریم، فقط دست به دست شده. ممکن است الان چون دولت حاکم است، کسی جرات افشاگری نداشته باشد، ولی مطمئنا کارهایی که الان می شود، در آینده بسیار سخت تر زیر ذره بین خواهد رفت. علاوه بر اینکه اصلا تحریم را نباید بزرگ می کردند، و یا آن را مهم جلوه می دادند! زیرا این درست برخلاف: خط امام بود که ذکر شد. مهمترین جلوه تحریم آمریکایی در: مسئله بانکها بود که بانکها هم، به دلیل عملکرد ضد ملی خودشان، اگر آسیب هم می دیدند اشکالی نداشت. هرچند به نظر ما اصل تحریم هم، به وسیله همین بانکها پشتیبانی می شود، زیرا بانکهای جهانی، سود سپرده ندارند و اگر هم داشته باشند، بسیار کم است ولی، بانکهای ایرانی سود بالایی می دهند، لذا به نفع آنها بود که هیچ ارتباط بانکی وجود نداشته باشند، تا این بانکها جزیره ای عمل کرده و: هرطور دلشان خواست سود سپرده ها را بالاببرند، تا پول ها را از دست مردم خارج کنند. حتی در مورد تسهیلات وضع بدتر از این است. تسهیلات بانکهای خارجی اصلا بهره ندارد، برخی کشورها فقط کارمزد تا 4درصد گرفته می شود، طبیعی است اگر مردم ایران این مسئله را بدانند، اصلا از بانکهای ایرانی تسهیلات نمی گیرند. در حالیکه بانکها می خواهند با: قطع رابطه و سویفت، ایرانیان را در بی خبری نگهدارند، و این موضوعات را شایعه بدانند، تا بتوانند سود های کلان مانند: بهره تا 40درصد و جرایم و دیرکرد بگیرند! و دستمزدهای نجومی برای مدیران، و پاداش های کلان برای: کارکنان خود بگیرند. حتی اخیرا کار کرده اند که نماد: مساجد هم نماد بانکی و ربا خواری شود.

Who are the boycott and the condemnation?

Who benefits from sanctions? And who are the actual sanction boys. As we know, the American method used to be that: once in 1979, they were sanctioned by the hostage taking. Imam Khomeini, at the same time, said: "What do we want America to do, and considered sanctions a divine blessing: because of the boycott, people were forced to: produce themselves. Similarly, the Iranian Air Force and other military organs, with the help of: Ashtar Engineer and Tahmasebi engineer, rebuilt everything and went ahead of the United States. Because most of the active experts in the US and NASA military industries were Iranians, they preferred to produce their knowledge first in Iran. Of course, the United States, with fantasy, renewed the sanctions each year. But after that, they got more fantasy! It's been four years now that the United States is moving into a new round of sanctions: it draws up and enforces every day. Now, you have to ask who encouraged them? And who benefits from these sanctions? Those who turn the lights on the left and: turn to the right! Must answer this question. Many years ago we chanted: We do not accept the cruel sanctions, and we will eliminate it! But now they see the sanctions every day, and they do not say anything, as if they meant sanctions were not enough! Now that sanctions are rising, it's not a problem. The important thing is that the oil minister invented the word "cassabancer", without knowing that he is in the ranks. Because one of the propagators was accomplished, which ran to the opponents fairly. He also meant the appearance of the previous government, but he returned to the current government. Because the sanctions are rising now, the government does not stop advertising! And it shows: If others benefited from a boycott, then the current government would logically benefit from more sanctions. And handing over with sanctions, just hands. Now, as the government is ruling, nobody dares to disclose, but surely things that are now going to be much more difficult in the future. In addition, sanctions should not be magnified at all, or make it important! Because this is the opposite: Imam's line was mentioned. The most important effect of American sanctions on banks was that banks, because of their anti-national performance, would have no trouble if they were harmed. However, in our opinion, the principle of sanctions is also supported by the same banks, because global banks do not have a deposit, and if they have it, it is very small, but Iranian banks benefit greatly, so it was in their interest that there was no banking connection So that these banks operate on an island: they want to raise the profits of the deposits, so that money can be pulled out of the hands of the people. It is even worse off in terms of facilities. The facilities of foreign banks are not at all advantageous; some countries only charge a fee of up to 4%; it is natural for Iranian people to know this issue, they will not even benefit from the Iranian banks. While the banks want to keep Iranians out of the news, and keep those newsers rumored to cut off the relationship and Swift, they can get huge profits, such as: up to 40% off and downtime! And astronomical wages for managers, and huge rewards for: their employees. Even more recently, they have worked to symbolize: mosques are a symbol of bankruptcy and savagery.

من هم المقاطعة والإدانة؟

من يستفيد من العقوبات؟ والذين هم العقوبة الفعلية الفتيان. وكما نعلم، فإن الطريقة الأمريكية كانت على النحو التالي: مرة واحدة في عام 1979، كان يعاقب عليها أخذ الرهائن. قال الإمام الخميني في نفس الوقت: "ماذا نريد أمريكا أن تفعل، واعتبرت العقوبات نعمة إلهية: بسبب المقاطعة، أجبر الناس على: إنتاج أنفسهم بأنفسهم. وبالمثل، قامت القوات الجوية الإيرانية وغيرها من الأجهزة العسكرية، بمساعدة: المهندس أشتار وتاهماسبي مهندس، بإعادة بناء كل شيء وذهب إلى الأمام من الولايات المتحدة. لأن معظم الخبراء النشطين في الولايات المتحدة ووكالة ناسا العسكرية كانوا الإيرانيين، فضلوا إنتاج معرفتهم أولا في إيران. وبطبيعة الحال، فإن الولايات المتحدة، مع الخيال، جددت العقوبات كل عام. ولكن بعد ذلك، أنها حصلت على مزيد من الخيال! لقد مرت أربع سنوات الآن على أن الولايات المتحدة تتحرك في جولة جديدة من العقوبات: فهي تصوغ وتنفذ كل يوم. الآن، عليك أن تسأل الذين شجعهم؟ ومن يستفيد من هذه العقوبات؟ أولئك الذين يتحولون الأضواء على اليسار و: اتجه إلى اليمين! يجب الإجابة على هذا السؤال. قبل سنوات عديدة هتفنا: نحن لا نقبل العقوبات القاسية، ونحن سوف القضاء عليه! لكنهم يرون الآن العقوبات كل يوم، ولا يقولون شيئا، وكأنهم يعنيون أن العقوبات لم تكن كافية! والآن، بعد أن تثار الجزاءات، ليست مشكلة. الشيء المهم هو أن وزير النفط اخترع كلمة "كسابانسر"، دون أن يعرف أنه في الرتب. لأن واحدة من بروباغاتورس تم إنجازه، والتي ركضت إلى المعارضين إلى حد ما. كما كان يعني ظهور الحكومة السابقة، لكنه عاد إلى الحكومة الحالية. لأن العقوبات آخذة في الارتفاع الآن، فإن الحكومة لا تتوقف عن الإعلان! ويظهر ذلك: إذا استفاد آخرون من المقاطعة، فإن الحكومة الحالية ستستفيد منطقيا من المزيد من العقوبات. وتسليم عقوبات، فقط اليدين. الآن، والحكومة حاكمة، لا أحد يجرؤ على الكشف، ولكن بالتأكيد الأشياء التي ستكون الآن أكثر صعوبة في المستقبل. وبالإضافة إلى ذلك، ينبغي ألا تضخم العقوبات على الإطلاق، أو تجعل من المهم! لأن هذا هو العكس: وقد ذكر خط الإمام. وكان أهم أثر للعقوبات الأمريكية على المصارف هو أن البنوك، بسبب أدائها المناهض للوطن، لن تجد أي مشكلة إذا ما تعرضت للأذى. ومع ذلك، نرى أن مبدأ العقوبات مدعوم أيضا من نفس المصارف، لأن البنوك العالمية ليس لديها وديعة، وإذا كانت لديها، فهي صغيرة جدا، ولكن البنوك الإيرانية تستفيد كثيرا، لذلك كان من مصلحتهم أنه لم يكن هناك اتصال مصرفي حتى أن هذه البنوك تعمل على جزيرة: انهم يريدون رفع أرباح الودائع، بحيث يمكن سحب المال من أيدي الشعب. بل هو أسوأ حالا من حيث المرافق. إن تسهيلات المصارف الأجنبية ليست مفيدة على الإطلاق، فبعض البلدان لا تفرض إلا رسوما تصل إلى 4٪، ومن الطبيعي أن يعرف الناس الإيرانيون هذه المسألة، وأنهم لن يستفيدوا حتى من المصارف الإيرانية. في حين أن البنوك تريد أن تبقي الإيرانيين من الأخبار، والحفاظ على تلك الأخبار ترددت لقطع العلاقة وسويفت، فإنها يمكن أن تحصل على أرباح ضخمة، مثل: ما يصل الى 40٪ قبالة والتوقف! والأجور الفلكية للمديرين، ومكافآت ضخمة ل: موظفيها. وحتى مؤخرا، عملوا على ترميز المساجد كرمز للإفلاس والوحشية.

Boykot və qınama kimlərdir?

Kim sanksiyalardan faydalanır? Əsl sanksiya oğlanları kimdir. Bildiyimiz kimi, Amerika metodu 1979-cu ildə bir dəfə girov götürülməsi ilə cəzalandırılmışdı. ABŞ-ın və NASA-nın hərbi sənayesindəki fəal mütəxəssislərin əksəriyyəti İranlı olduqları üçün, İranda ilk olaraq onların biliklərini hazırlamağı üstün tutdular. Əlbəttə ki, ABŞ, fantaziya ilə, hər il sanksiyalarını yeniləyir. Lakin bundan sonra onlar daha çox fantaziya qazanıblar! ABŞ dörd ildir ki, yeni sanksiyalar mərhələsində hərəkət edir: hər gün çəkir və həyata keçirir. İndi onları kimə təşviq etdiyini soruşmalısınız? Bu sanksiyalardan kim faydalanır? Solda işıqları döndərənlər və sağ tərəfə dönənlər! Bu suala cavab verməlidir. Uzun illərdir ki, onlar şiddətli sanksiyalar qəbul etmir və biz onu aradan qaldıracağıq! Ancaq indi hər sanksiyanı görürlər və heç bir şey söylemirlər, sanki sanksiyaların kifayət qədər olmadığını düşünürlər! İndi bu sanksiyalar qaldırılır, bu problem deyil. Əhəmiyyətli olan neft naziri, sıralarında olduğunu bilmədən, "kassabancer" sözünü icad etdiyidir. Çünki rəqiblərə ədalətli qaçan propagatorlardan biri həyata keçirildi. O, həmçinin əvvəlki hökumətin görünüşünü nəzərdə tuturdu, lakin o, mövcud hökumətə qayıdıb. İndi sanksiyalar artmaqda olduğundan, hökumət reklam dayandırmır! Və göstərir ki: Başqalar boykotdan faydalanırlarsa, onda mövcud hökumət daha çox sanksiyadan mənfəət əldə edəcək. Və sanksiya ilə verilməsi, yalnız əllər. Bundan əlavə, sanksiyalar heç bir şəkildə böyütülməməli və ya vacibdir! Çünki bunun əksinədir: İmamın xəttindən söz edildi. Amerika sanksiyalarının banklara qarşı ən mühüm təsiri banklar, onların anti-milli fəaliyyətlərindən ötəri zərər görsələr, heç bir problem olmayacaqdı. Lakin, biz qlobal bankların depozit faiz, əgər onlar kiçik, çünki sanksiyalar Bankın dəstəyi ilə, hesab edirəm ki, lakin İran bankları mənfəət yüksək, belə ki, onların maraq heç bir bank əlaqələr var Belə ki, bu banklar bir adada fəaliyyət göstərirlər: əmanətlərin mənfəətini artırmaq istəyirlər ki, pullar xalqın əlindən çıxarıla bilər. Obyektlər baxımından daha pisdir. Banklar, İranlıları xəbərlərdən kənar saxlamaq istəyirlər və bu jurnalistlərin əlaqəni və Swift'ı kəsmək məcburiyyətində saxladıqları kimi, çox böyük mənfəət əldə edə bilərlər: 40% -ə qədər endirim və qüsur! İdarəçilər üçün astronomik əmək haqqı və onların işçiləri üçün böyük mükafatlar. Daha yaxınlarda, onlar simvollaşdırmaq üçün çalışdılar: məscidlər iflas və vəhşiliyin simvolu.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۴۵ نظر(0)

قبلا شنیده بودیم که مردم از: نداری و فقر گله کنند، و خود را بدبخت و فلک زده بدانند! ولی نمی دانستیم دارایی و: نعمت زیاد هم، بدبختی است. مخصوصا که یک خانم استاد! کار شناس محیط زیست، این را بگوید که: ملت ما چقدر بدبخت است که: همه چیز دارد! بنده هم مثل شما از این استاد، آنهم سرکلاس جشنواره سینمای سبز، تعجب کردم ولی ایشان بارها این را تکرار کرد! تا شکی باقی نگذارد. میگفت تمام دنیا بدنبال انرژی های نو هستند، با اینکه هیچی ندارند! ولی ما بدبختیم که همه چیز را، به بالاترین شاخص داریم! فقط میزان آفتابی که در شمال ایران می تابد، برابری می کند با کل آفتابی که: فرانسه یا انگلیس دارند. ایرانی ها معمولا از سایه می روند، ولی آلمان فرانسه از آفتاب! ایشان می گفت چون ما نفت داریم، لذا به انرژی های دیگر بی توجه هستیم، و همین مایه بدبختی ما است! و الا ترکیه بالاترین در آمد را، از انرژی خورشیدی دارد! حتی از باد زیاد هم ناراحت بود می گفت باد شهریار برای تهران! باد منجیل یا باد های سیستان و بلوچستان. از اینکه ایران چشمه های آب گرم فراوانی دارد، هم خشمگین بود! حتی می گفت: چرا هال و پذیرایی در خانه درست می کنید، و خرج زیادی می کنید برای: بزرگترین اتاق خود که فقط: نورز ها از ان استفاده می شود.

گویا این کفر گویی ها تمامی ندارد! عده ای مزدور یا جاهل، همه چیز ایران را به مسخره می گیرند: اگر از دنیا عقب باشیم بدبختیم، اگر از دنیا جلو هم باشیم بدبختیم! از نظر آنها چون صنعت بومی نداریم (خودرو های ما همه تقلیدی است) بدبختیم، و چون در انرژی هسته ای هم وارد شدیم، و جزو کشورهای رده اول هستیم، باز هم بدبختیم! چون مثلا تولید گیاه الوورا نداریم بدبختیم، چون چهار فصل را داریم و: همه میوه ها را داریم باز هم بدبختیم! چون نفت داریم بدبختیم! چون فیس بوک نداریم هم بدبختیم. آنها از یک طرف می گویند: ایران کشور کم ابی است، بعد هم می گویند مصرف سرانه ایران آب، در ایران ده برابر متوسط جهانی است! حداقل یکبار از خودشان نمی پرسند: اگر آب نیست، پس اینهمه مصرف از کجا می اید؟ آمار های بیکاری را، چنان بالا اعلام می کنند که: از کل جمعیت فعال هم بیشتر می شود، از انطرف هم می گویند: بجای هفتاد میلیون جمعیت، هشتاد میلیون دفترچه بیمه داریم! اگر مردم بیکارند، پس اینهمه بیمه شده یعنی چه؟  آمار بیماریها را چنان اعلام می کنند: بطوریکه 40درصد مردم دیابت، 50درصد نوعی پوکی استخوان، 30درصد بیماری خونی و: ده درصد ایدز و..دارند! از آنطرف هم می گویند: مصرف خوراکیها در ایران، سه برابر متوسط جهانی است! اگر مردم مریض هستند، چطور اینهمه غذا می خورند؟ حتی آمار مصرف دارو را هم، چند برابر اعلام می کنند. از خودشان سوال نمی کنند: مردم ایران با این مصرف بالای: غذا و دارو چرا نمی ترکند؟ از انطرف هم می گویند 50درصد مردم ایران، در فقر غذایی هستند! و پروتئین کافی دریافت نمی کنند. پس این غذاها چه می شود؟ حتی اگر 30درصد هم دور ریز داشته باشیم، سه برابر را جبران نمی کند. علاوه بر انکه ادعا می کنند: اغلب مردم از غذاهای دور ریخته شده استفاده می کنند! می گویند چرا برق صادر می کنید؟ برق کم است. از انسو هم می گویند: مصرف سرانه برق در ایران، چهار برابر میانگین جهانی است. واقعا چه خبر است؟ خودشان فراموشکار و احمق هستند، یا مردم را احمق می دانند؟ بنظر ما نه اینها احمق هستند نه مردم! بلکه عده ای مزدور: بی جیره مواجب بیگانگان، برای ضعیف نشان دادن: قدرت مدیریت اقتصادی در ایران، به اینگونه اظهار نظرها روی می آورند.

Feel the misery of a lot of blessings!

We had heard before that people do not want to be fattened, they are poor, and they feel miserable! But we did not know the asset, and the great blessing is misery. Especially as a master lady! An environmental expert says, "How unhappy is our nation: it has everything!" I was surprised by this master, like you, from the master of the Green Film Festival, but he repeated it repeatedly! To leave no doubt. They say the whole world is looking for new energies, although they have nothing! But we're sorry to have everything high! Only the sunshine that sits in northern Iran is equal to the total sunshine that is France or Britain. The Iranians usually go to the shadows, but Germany is from the sun! He would say that because we have oil, so we are ignorant of other energies, and that's a misfortune to us! And Ella Turkey has the highest income from solar energy! He was even saddened by the wind, saying, "Wind the Shahriar to Tehran!" Wind manjil or winds of Sistan and Baluchestan. It was angry that Iran had many hot springs. He even said, "Why do you make halal and home-made meals, and spend a lot for: your biggest room, which only: Nores are used.

It seems that these disbeliefs have nothing to do! Some mercenaries or ignorant people, all make a mockery of Iran: if we are lagging behind the world, we're lucky if we are ahead of the world! For them, we do not have the indigenous industry (our cars are all imitation), and since we were in nuclear power, and we are among the first-ranking countries, we're still miserable! Because, for example, we do not have the aloe Vera production, because we have four seasons and we have all the fruits, we're still lucky! We're lucky because we have oil! Because we do not have Facebook, we're miserable. On the one hand, they say: Iran is a low-water country, and then they say that Iran's per capita consumption of water in Iran is ten times the global average! At least once they do not ask themselves: If there is no water, then how much do you consume? The unemployment statistics are so high that they also increase the total number of active people, they also say: Instead of seventy million people, we have 80 million insurance directories! If people are unemployed, then what's so insured? State of the art is as follows: 40% of people have diabetes, 50% of osteoporosis, 30% of blood diseases and 10% of AIDS. On the other hand, food consumption in Iran is three times the global average! If people are sick, how do they eat all this? Even the drug usage figures are multiplying. They do not ask themselves: Iranian people with this high consumption: why do they not eat food and medicine? On the other hand, 50% of Iranians are in poverty. And do not get enough protein. So what about these foods? Even if we have 30% off, it does not compensate three times. In addition to claiming: Most people use discarded foods! They say why do you export electricity? Low electricity. They also say: Per capita consumption in Iran is four times the global average. What is really going on? Are they forgetful and foolish, do they think stupid people? We do not think these are stupid people! Rather, the mercenaries: the lack of rationale for aliens, to weakly show: the power of economic management in Iran, are making such comments.

يشعر بؤس الكثير من النعم!

كنا قد سمعنا قبل أن الناس لا يريدون أن تسمن، هم فقراء، ويشعرون بائسة! لكننا لم نكن نعرف الأصول، والنعمة العظيمة هي البؤس. خصوصا سيد سيدة! ويقول خبير بيئي: "كيف تعيس أمتنا: كل شيء!" فوجئت من هذا سيد، مثلك، من سيد مهرجان الفيلم الأخضر، لكنه كرر ذلك مرارا وتكرارا! لترك أي شك. يقولون إن العالم كله يبحث عن طاقات جديدة، على الرغم من أنها لا تملك شيئا! ولكن نحن آسفون أن يكون كل شيء عالية! فقط الشمس المشرقة التي تقع في شمال إيران تساوي أشعة الشمس الكلية التي هي فرنسا أو بريطانيا. الإيرانيون عادة ما يذهبون إلى الظلال، ولكن ألمانيا هي من الشمس! وقال إنه لأن لدينا النفط، لذلك نحن جاهلون من الطاقات الأخرى، وهذا هو سوء حظ لنا! و إيلا تركيا لديها أعلى دخل من الطاقة الشمسية! كان حزين حتى من الرياح، قائلا: "ريح شهريار لطهران!" ريح، مانجيل، أو، الرياح، بسبب، سيستان، أيضا، بالوشستان. كان غاضبا أن إيران لديها العديد من الينابيع الساخنة. حتى أنه قال: "لماذا تقومون بتناول الوجبات الحلال والبيت المنزلي، وتنفق الكثير من أجل: أكبر غرفة، والتي تستخدم فقط: نوريس.

ويبدو أن هذه الكفر لا علاقة لها! بعض المرتزقة أو الجهلة، كلها تسخر من إيران: إذا كنا متخلفين عن العالم، ونحن محظوظون إذا كنا قبل العالم! بالنسبة لهم، ليس لدينا صناعة السكان الأصليين (سياراتنا هي كل التقليد)، وبما أننا كنا في الطاقة النووية، ونحن من بين الدول الأولى في الترتيب، ونحن لا تزال محظوظا! لأنه، على سبيل المثال، ليس لدينا إنتاج الألوة فيرا، لأن لدينا أربعة مواسم ولدينا كل الثمار، ونحن ما زلنا محظوظين! نحن محظوظون لأن لدينا النفط! لأننا لم يكن لديك الفيسبوك، ونحن بائسة. من ناحية، يقولون: إيران بلد منخفض المياه، ثم يقولون إن نصيب الفرد من استهلاك إيران للمياه في إيران هو عشرة أضعاف المعدل العالمي! مرة واحدة على الأقل أنها لا تسأل أنفسهم: إذا لم يكن هناك ماء، ثم كم كنت تستهلك؟ إحصاءات البطالة مرتفعة جدا لأنها أيضا زيادة العدد الإجمالي للنشطين، كما يقولون: بدلا من سبعين مليون شخص، لدينا 80 مليون الدلائل التأمين! إذا كان الناس عاطلين عن العمل، فما هو المؤمن عليه؟ وفيما يلي أحدث ما يميز: 40 في المائة من المصابين بالسكري، و 50 في المائة من هشاشة العظام، و 30 في المائة من أمراض الدم، و 10 في المائة من الإيدز. من ناحية أخرى، فإن استهلاك الأغذية في إيران هو ثلاثة أضعاف المتوسط ​​العالمي! إذا كان الناس مريضين، كيف يأكلون كل هذا؟ حتى الأرقام تعاطي المخدرات تتضاعف. هم لا يسألون أنفسهم: الشعب الإيراني مع هذا الاستهلاك العالي: لماذا لا يأكلون الغذاء والدواء؟ من ناحية أخرى، 50٪ من الإيرانيين في حالة فقر. ولا تحصل على ما يكفي من البروتين. فماذا عن هذه الأطعمة؟ حتى إذا كان لدينا 30٪ قبالة، فإنه لا تعوض ثلاث مرات. بالإضافة إلى المطالبة: معظم الناس استخدام الأطعمة المهملة! يقولون لماذا تصدرون الكهرباء؟ انخفاض الكهرباء. ويقولون أيضا أن نصيب الفرد من الاستهلاك في إيران هو أربعة أضعاف المتوسط ​​العالمي. ما الذي يحدث؟ هل هم النسيان والحمق، هل يعتقدون الناس غبي؟ نحن لا أعتقد أن هؤلاء الناس غبي! بدلا من ذلك، المرتزقة: عدم وجود مبرر للأجانب، لإظهار ضعيفة: قوة الإدارة الاقتصادية في إيران، وجعل هذه التعليقات.

Bir çox xeyirxahlıq hissini hiss edin!

Əvvəl eşitmişdik ki, insanlar bəslənməməyi istəmirlər, yoxsul olurlar və onlar əziyyət çəkirlər! Amma biz aktivi bilmirdik və böyük xeyirxahlıq sezildir. Xüsusilə usta xanım kimi! Ətraf mühit üzrə ekspert: "Nə bədbəxt millətimiz var, hər şey var!" Yaşıl Film Festivalı ustadından sənin kimi sənə bu master tərəfindən təəccübləndim, amma təkrarladı! Heç şübhə etmə. Onlar deyirlər ki, bütün dünya yeni enerjilər axtarır, baxmayaraq ki, heç bir şeyləri yoxdur! Amma hər şeyə görə üzr istəyirik! Yalnız İranın şimalında oturan günəş, Fransa və ya İngiltərənin ümumi günəşinə bərabərdir. İranlılar ümumiyyətlə kölgələrə gedirlər, amma Almaniya günəşdəndir! O deyir ki, bizdə neft olduğundan, digər enerjilərdən xəbərsizik və bu bizim üçün bir bədbəxtlikdir! Və Ella Türkiyənin günəş enerjisindən ən yüksək gəlirləri var! O, hətta küləyin kədərləndiyini dedi: "Şəhriyarı Tehranda küləyin!" Külək manjil və ya Sistan və Baluxistanda küləklər. İranın bir çox isti bulaqları olduğu qəzəbləndi. O, hətta belə dedi: "Niyə halal və evdə hazırlanan yeməklər edirsiniz və çox şeylər sərf edirsiniz: yalnız ən böyük otaq: Nores istifadə olunur.

Görünür, bu küfrlərin heç bir əlaqəsi yoxdur! Çünki, məsələn, aloe vera zavodumuz yoxdur, çünki dörd mövsüm var və bütün meyvələrimiz var, biz hələ şanslıyıq! Biz şanslıyıq, çünki bizdə neft var! Çünki bizdə Facebook yoxdur, biz əziyyət çəkirik. Ən azı bir dəfə özlərinə soruşmurlar: Əgər su yoxdursa, nə qədər istehlak edirsiniz? Insanlar işsiz olduqda, nə qədər sığorta edilir? Statistika təsdiq ki, onların narahatlıqları: diabet, əhalinin 40 faizi, bir osteoporoz yüzdə 50 ilə qan xəstələrin yüzdə 30: AIDS V..darnd on faizi! Digər tərəfdən, İranda ərzaq istehlakı üç dəfə qlobal səviyyədədir! Əgər insanlar xəstədirlərsə, bütün bunları necə yeyirlər? Hətta narkotik istifadə rəqəmləri çarpır. Özlərinə soruşurlar: bu yüksək istehlakı olan İran xalqı: niyə yemək və dərman yemirlər? Digər tərəfdən, İranlıların 50% -i yoxsulluqdadır. Və kifayət qədər zülal almayın. Yəni bu qidalar nədir? 30% endirim olsa belə, üç dəfə kompensasiya edilmir. Çağırışdan əlavə: Çox adam atılmış yeməklərdən istifadə edir! Niyə elektrik ixrac edirsiniz? Aşağı elektrik. Onlar həmçinin İranın adambaşına istehlakının dörd dəfə qlobal səviyyədə olduğunu söyləyirlər. Həqiqətən nədir? Onlar unutqan və ağılsız, ağılsız insanlar deyirlərmi? Biz bu axmaq insanlar olduğuna inanmırıq! Əksinə, muzdlular: əcnəbilər üçün mantığın olmaması, zəif göstərmək: İranın iqtisadi idarəetmə gücü belə şərhlər edir.

چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟

مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او سیاسی است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به جمهوری اسلامی می دهند، سینما چرا باید راه دیگری برود؟ وقتی همه مردم ایران سخن از: حججی و سردار سلیمانی می گویند، چرا سینما نباید از آن بگوید؟ آیا سینما باید اخته باشد؟ تا این اقا راضی شود؟ البته خوب شد که رفت، والا حرف های نامربوط یک عده ناسینماگر! را می خواست به نام سینماگران حقنه کند، و از آبروی سینمای ایران، برای نیت های ناپاک خود استفاده کند. البته خانم مریلا زارعی، مانند یک مرد! در مقابل این طنازی های بیگانه پسند ایستاد، و با صدای رسا از مردم مظلوم میانمار، بحرین و یمن دفاع کرد و: نگذاشت دامن سینمای ایران، به به سترون بودن آلوده شود. باید از این شیرزن، قدر دانی شایسته ای بشود. البته دگر اندیشی در برخی رگه های جشن خانه سینما، خودی نشان داد ولی بسیار هوشمندانه و: مدیرانه از بروز آن جلوگیری شد. متاسفانه باید گفت دست های زیادی در کار است تا: سینما و تئاتر را از ارزشهای جامعه دور نگهدارد. یکی از دلایل مهم آن خواستگاه هنرهای فوق است. آنها می گویند چون سینما و تئاتر، از غرب آمده باید همانطور غربزده بماند. حتی برخی ها سعی کردند: نمادها را هم تغییر دهند و با: سینمای صد در صد غربی هماهنگ کنند! شاید انتخاب هارون یشایایی، اشاره ای به این نماد باشد: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب یک یهودی بعنوان رئیس جشن بزرگ: سینمای ملی ایران شاید یک پالس بود! همانطور که جوایز را به سمتی بردند تا: کار دیگران دیده نشود، و فقط فیلمی معرفی شود که: در اسکار برنده شده بود. ما در صدد تجزیه و تحلیل شرایط اعطای جایزه: به فیلم فروشنده نیستیم، که همگان حداقل بر این امر توافق دارند: در آن شرایط این جایزه کاملا سیاسی بود. اما می دانیم که هارون یشایایی، خود چنین قصدی نداشته که: بازیگر سیاست های بین المللی صهیونیزم: در عرصه فرهنگ و سینمای ملی ایران باشد. زیرا ایشان با اینکه در یک: خانواده مذهبی یهودی بدنیا آمده، و لی هرگز راهی جدای از ملت ایران را انتخاب نکرده. ایشان حتی در دوران انقلاب با اینکه رئیس بیمارستان سپیر یهودیان بود، ولی با ایجاد جامعه  روشنفکران یهود، راه همدلی را با انقلاب اسلامی ایران ادامه داد. لذا اگر کسانی می خواهند: به نام یهودیان، سینمای ملی ایران را مصادره نمایند، اشتباه می کنند. همانطور که مصادره برخی دیگر تحت: عنوان ارامنه اشتباه است. جهت دهی برخی از جوایز هم، شاید از آنجا ناشی می شد که: خانه سینما ملک خصوصی ساموئل خاچیکیان است، و از این راه خواسته اند بگویند: سینمای ملی ایران، سینمای ارامنه محور است. اینها هم اشتباه می کنند، زیرا همدلی مردم ایران همانطور که: بارها در تریبون جشن ملی خانه سینما هم اعلام شد، تمام این توطئه ها را خنثی می سازد. تئوری جدایی دینی، مذهبی و قومی وقبیله ای، در کل تاریخ ایران مردود بوده است. مردم ایران هزاران سال: همزیستی ادیان و مذاهب و اقوام را تجربه کرده اند. حتی برخی ها که می خواهند: سینمای ملی را به سنگر براندازی جمهوری اسلامی! تبدیل کنند هم اشتباه می کنند. درست است که شجریان صدا و آواز خوبی دارد، ولی دلیل ندارد که حمایت ایشان از: سران فتنه را فراموش کنیم. لااقل اگر ایشان اشتباه خود را می پذیرفت، راه دوری نمی رفت! ولی برخی تصور می کنند با آوردن: نام او رژیم جمهوری اسلامی متلاشی می شود.

Why not let Iran's national cinema reconcile with its people?

Moderator in Pitti! For a long time, instead of managing the festivities, he would say, "Stop politicians from the cinema!" This little memory person remembers that this is his political message. That is, he wants cinema: the audience is certain people, not all people. When people give 98 percent of the vote to the Islamic Republic, why should another go to the cinema? When all the Iranian people say: Hajj and Suleimani say, why does not the cinema say it? Does the cinema need to be castrated? To be satisfied with this? Of course, it went fine, it went awry, the unrelated words of a sage! He wanted to be honest in the name of cinematographers, and to respect the cinema of Iran, for his unclean intentions. Mrs. Maryla Zarei, like a man! Faced with these alien voices, he defended the oppressed people of Myanmar, Bahrain and Yemen in a loud voice: not letting the cinema of Iran become contaminated with sterility. It must be appreciated from this shirt. Of course, repression in some streaks of the home of the cinema house was insider, but it was very clever and: the manager was prevented from occurring. Unfortunately, it must be said that there are many hands on in order to keep cinema and theater away from the values ​​of society. One of the main reasons for this is the art of the above. They say that since the cinema and theater come from the West, it must remain as an overwhelming one. Even some tried to change the symbols and coordinate with: 100% western cinema! Perhaps the choice of Aaron Yashayi is to refer to this symbol: since Oscar and Hollywood are under the control of international Zionism, the choice of a Jew as the head of a great celebration: Iran's national cinema was perhaps a pulse! As they took the prizes to: The work of others was not seen, and only a film was introduced: It won the Oscars. We are trying to analyze the award conditions: We are not the movie vendor, which everyone agrees at least: in that context, the award was completely political. But we know that Aaron Yashayi did not have such an intention: to be an actor of Zionist international politics: in the field of Iranian culture and cinema. Because he was born in one: a Jewish religious family, and Lee never chose a way apart from the Iranian nation. Even during the revolution, he was still the head of the Jewish Seperator Hospital, but with the establishment of a community of Jewish intellectuals, he continued to have sympathy with the Islamic Revolution of Iran. So if anyone wants to confiscate Iranian cinema as Jews, they make a mistake. As confiscated by others, the title of Armenians is wrong. The direction of some of the awards may also come from the fact that: The Cinema House is a private property of Samuel Khachikyan, and they have asked to say: Iranian cinema is based on Armenian cinema. They also make a mistake, because the sympathy of the Iranian people, as it has been repeatedly announced at the National Cinema House Celebration, will thwart all of these conspiracies. The theory of religious, religious, and ethnic separation has been rejected in the whole history of Iran. The Iranian people have experienced thousands of years: the coexistence of religions and religions. Even some who want to: nationalize the national cinema for the overthrow of the Islamic Republic! They make mistakes. It is true that Shajarian has a good voice and voice, but there is no reason to forget his support for the heads of intrigue. At least, if he accepted his mistake, the road would not go away! But some people think by bringing them: his name is split between the regimes of the Islamic Republic.

لماذا لا تسمح للسينما الوطنية الإيرانية بالتوفيق مع شعبها؟

مشرف في بيتي! لفترة طويلة، بدلا من إدارة الاحتفالات، وقال انه يقول، "وقف السياسيين من السينما!" هذا الشخص الذاكرة قليلا يتذكر أن هذه هي رسالته السياسية. هذا هو، يريد السينما: الجمهور هو أشخاص معينين، وليس كل الناس. عندما يعطي الناس 98 في المئة من الأصوات للجمهورية الإسلامية، لماذا يجب أن يذهب آخر إلى السينما؟ عندما يقول كل الشعب الإيراني: الحج والسليماني يقول، لماذا لا تقول السينما ذلك؟ هل تحتاج السينما إلى الإخصاء؟ أن تكون راضيا عن هذا؟ بطبيعة الحال، ذهبت على ما يرام، ذهبت أوري، كلمات لا علاقة لها من حكيم! أراد أن يكون صادقا باسم سينمائيين، واحترام سينما إيران، لنواياه النجسة. السيدة ماريلا زاري، مثل رجل! في مواجهة هذه الأصوات الغريبة، دافع عن الشعب المظلوم في ميانمار والبحرين واليمن بصوت عال: عدم السماح للسينما الإيرانية تصبح ملوثة بالعقم. يجب أن يكون موضع تقدير من هذا القميص. بطبيعة الحال، كان القمع في بعض الشرائط من منزل دار السينما من الداخل، لكنه كان ذكي جدا و: تم منع المدير من الحدوث. ولسوء الحظ، لا بد من القول إن هناك الكثير من الأيدي من أجل إبقاء السينما والمسرح بعيدا عن قيم المجتمع. وأحد الأسباب الرئيسية لذلك هو فن ما سبق. يقولون أنه منذ السينما والمسرح يأتي من الغرب، يجب أن تبقى على أنها الساحقة. حتى حاول البعض تغيير الرموز والتنسيق مع: السينما الغربية 100٪! كما أخذوا الجوائز إلى: عمل الآخرين لم ينظر، وقدم فقط فيلم: فاز حفل توزيع جوائز الأوسكار. سنقوم بتحليل شروط الجائزة: نحن لسنا بائع الفيلم، الذي يوافق الجميع على الأقل: في هذا السياق، كانت الجائزة سياسية تماما. لكننا نعلم أن هارون ياشاي لم يكن لديها مثل هذه النية: أن تكون فاعلا في السياسة الدولية الصهيونية: في مجال الثقافة والسينما الإيرانية. لأنه ولد في واحد: عائلة دينية يهودية، ولم يختار لي أبدا وسيلة بعيدا عن الأمة الإيرانية. حتى خلال الثورة، كان لا يزال رئيس مستشفى سيبيراتور اليهودي، ولكن مع إنشاء مجتمع من المثقفين اليهود، واصل تعاطفه مع الثورة الإسلامية في إيران. إذا كان أي شخص يريد مصادرة السينما الإيرانية كيهود، فإنهم يرتكبون خطأ. كما مصادرة من قبل الآخرين، عنوان الأرمن هو الخطأ. كما أنهم يرتكبون خطأ، لأن تعاطف الشعب الإيراني، كما أعلن مرارا في احتفال دار السينما الوطنية، سيحبط كل هذه المؤامرات. وقد رفضت نظرية الفصل الديني والديني والعرقي في تاريخ إيران كله. لقد عاش الشعب الإيراني آلاف السنين: التعايش بين الأديان والأديان. حتى بعض الذين يريدون: تأميم السينما الوطنية للإطاحة الجمهورية الإسلامية! إنهم يخطئون. صحيح أن شجاريان له صوت جيد وصوت جيد، ولكن ليس هناك ما يدعو إلى نسيان دعمه لرؤساء الدسيسة. على الأقل، إذا قبل خطأه، فإن الطريق لن يذهب بعيدا! ولكن بعض الناس يفكرون في جلبهم: اسمه مقسم بين نظام الجمهورية الإسلامية.

Nə üçün İranın milli kinosunun xalqı ilə barışmasına icazə verməyəsiniz?

Pitti Moderatoru! Uzun müddət şənliklərin idarə edilməsinin əvəzinə deyirdi: "Kino siyasətçilərini dayandırın!" Bu kiçik yaddaş insanı onun siyasi mesaj olduğunu xatırlayır. Yəni kino istəyir: tamaşaçılar hər kəs deyil, müəyyən insanlardır. İnsanlar İslam Respublikasına yüzdə 98 səs verdikdə, niyə başqa birinin kinoya getməsi lazımdır? Bütün İranlılar deyirlər: Həcc və Süleymani deyirlər ki, kino nə deyir? Kino kastedilmək lazımdırmı? Bununla razı olmaq mı? Əlbəttə ki, yaxşı çıxdı, bir adacının sözsüz sözləri qaçırdı! O, sinematoqrafçılar adına dürüst olmaq istəyirdi və İranın kinosuna hörmətsizlik etmək niyyətində idi. Qadın Maryla Zarei, bir insan kimi! Bu əcnəbi səslərlə üzləşən Myanma, Bəhreyn və Yəmənin məzlum xalqını yüksək səslə müdafiə etdi və İran kinosunun sterilliyə yoluxmasına imkan vermədi. Bu köynəkdən təqdir edilməlidir. Əlbəttə ki, kinoteatrın bəzi evlərindəki repressiyalar içəridə idi, amma çox ağıllıdı və menecerin qarşısı alındı. Təəssüf ki, kinoteatrı və teatrı cəmiyyətin dəyərlərindən uzaqlaşdırmaq üçün çox əllər var. Bunun əsas səbəblərindən biri yuxarıda göstərilən sənətdir. Onlar deyirlər ki, kinoteatr və teatr Qərbdən gəldikdən sonra, bu, çox ağır bir vəziyyətdə qalmalıdır. Bəziləri bəziləri simvolları dəyişməyə və 100% qərb kinosunu əlaqələndirməyə çalışdılar! Bəlkə də Aaron Yashayinin seçimi bu simvola müraciət etməkdir: Oskar və Hollivud beynəlxalq sionizmin nəzarəti altında olduğundan, bir yəhudi seçimi böyük bir bayramın rəhbəri olaraq seçilir: İranın milli kinosu bəlkə də bir nəbz idi! Onlar mükafatları aldılar: Başqalarının işləri görüldü və yalnız bir film təqdim edildi: Oscar qazandı. Biz mükafat şərtlərini təhlil etməyə çalışırıq: Biz hər kəs ən az razı olan film satıcısı deyilik: bu kontekstdə mükafat tamamilə siyasi idi. Amma bilirik ki, Aaron Yashayi belə bir niyyəti olmadığını bilmədi: Sionist beynəlxalq siyasət aktyoru olmaq: İran mədəniyyəti və kino sahəsində. Biri doğulduğu üçün: bir yəhudi dini ailəsi və Lee heç bir zaman İran xalqından başqa yol seçməmişdir. İnqilab dövründə hətta Yəhudi Seperator Xəstəxanasının rəhbəri idi, lakin yəhudi ziyalılarının bir cəmiyyətinin yaradılması ilə İran İslam İnqilabı ilə sədaqət göstərməyə davam etdi. Kimsə İran kinolarını yəhudilərə əl qoymaq istəyirsə, səhv edirlər. Başqalar tərəfindən əl qoyulduğu üçün ermənilərin adı yanlışdır. Bəzi mükafatların istiqamətlərini də göstərmək olar ki: Kino Evi Samuel Xaçikyanın şəxsi mülkiyyətidir və onlar İran kinounun erməni kinosuna əsaslanmasını istədi. Onlar da səhv edirlər, çünki İran xalqının xəyalları, Milli Kino Evində qeyd olunduğu kimi dəfələrlə elan edilmişdi, çünki bu komplonun bütünlüklə qarşısını alacaq. Dini, dini və etnik ayrılıq nəzəriyyəsi İranın bütün tarixində rədd edildi. İran xalqı minlərlə il yaşamışdır: dinlər və dinlərin birləşməsi. Hətta istəyənlər: İslam Respublikasının devrilməsi üçün milli kinonun milliləşdirilməsi! Səhv edirlər. Doğrudur ki, Shajarian yaxşı bir səs və səsi var, amma intriqanın başçılarına olan dəstəyini unutmaq üçün heç bir səbəb yoxdur. Ən azı, əgər səhvini qəbul etsəydi, yol gedərdi! Ancaq bəzi insanlar onları gətirməklə düşünürlər: adı İslam Respublikası rejimi arasında bölünür.

مدیریت یکپارچه بازنشستگی

مدیریت صندوق های بازنشستگی در ایران، بسیار متعدد و جزیره ای می باشد که: این به نفع عدالت و سیاست های جمهوری اسلامی نیست. سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح ، کشوری ، تامین اجتماعی، صدا و سیما حداقل 4مورد مهم آن است. در داخل سازمان بازنشستگی کشوری که: مشمولین آن کارمندان رسمی هستند، وزارت نفت صندوق خود را جدا کرده است! و این عدالت را به شدت زیر سوال برده است. افراد یا سازمان و یا صندوق های دیگری هم، هستند که به این جمع باید اضافه شود. حتی بیمه ها مانند بیمه ایران سالها است که تبلیغ می کند: با دو سال پرداخت حق بیمه بازنشسته شوید! که این امر بیشتر به یک فریب: تبلیغاتی می ماند تا یک استراتژی. یا حتی بیمه عمر.  لذا دلایل زیادی هست که باید: همه اینها یکی شوند و: تحت یک مدیریت واحد اداره، یا هماهنگی شوند. همانطور که دولت، لایحه نظام هماهنگ حقوق و دستمزد را داده، باید قانون یکپارچه مدیریت بازنشستگی را نیز، به مجلس محترم ارائه کند. معایب مهم نداشتن مدیریت یکپارچه، نداشتن زیربنای خدمت: برای سی سال یا کمتر است. مثلا وقتی بیمه ایران آن تبلیغ را می کند، اگر غلط باشد که اعتماد مردم را به: بیمه ها از بین می برد و: اگر درست باشد طبیعتا، همه سازمان های بازنشستگی زیر سوال می رود! وقتی وزارت نفت به بازنشستگان خود: حقوق های 10تا 20میلیونی می دهد، شکاف طبقاتی با یک بازنشسته فرهنگی یا خبرنگاری، به 20برابر می رسد. البته رئیس سازمان بازنشستگی کشوری، و شاید همه سازمان های مذکور، با ادغام یا یگپارچه سازی مخالف هستند! و اصلا قابل طرح نمی دانند، زیرا یکی از موانع آن کمبود: منابع مالی و یا نبود منابع است. علت دیگر ان تفاوت حقوق ها هست، وقتی کسی با حقوق 200میلیونی یا بیشتر، بازنشسته می شود طبیعی است که: تعیین حداقل حقوق بازنشستگی یعنی ماهی یک میلیون! امکان ندارد و اگر حق بیمه تابع: سه سال پرداخت آخر سال باشد، تفاوت حقوق های بازنشستگی تا 200برابر هم می شود. که این شکاف بزرگی در عدالت اجتماعی ایجاد می کند.  اما اصول اسلامی و انسانی ایجاب می کند که: همه 60ساله ها بازنشسته شوند، و پرداخت حقوق به آنان هماهنگ و: بدون شکاف عمیق باشد. برای این کار ابتدا شورای عالی حقوق و دستمزد: باید فعال شود، سپس نظام هماهنگ پرداختها اجرایی شود. حتی اگر این دو امکان پذیر نباشد، میتوان پینشهاد داد: درصد سهم بیمه شونده، برای همه یکسان شود. و سقفی برای آن تعیین گردد، تا در موقع بازنشستگی، همه با فاصله معقولی حقوق بازنشستگی دریافت نمایند. متاسفانه افرادی که حقوق بازنشستگی بالایی می گیرند، زمینه بهتری برای بازگشت به کار هم پیدا می کنند. یعنی رسما بازنشسته می شوند! ولی عملا به کار خود ادامه میدهند. و این به نفع کار فرما هم هست. زیرا اشتغال یک بازنشسته، هزینه های جانبی مانند بیمه و مالیات ندارد و: معمولا دستمزد کمتری هم دریافت می کند. لذا عدالت اجتماعی در اسلام حکم می کند: اولا همه کسانی که 30سال سابقه کار دارند، یا 60سال سن دارند بازنشسته شوند. و هیچ کسی بدون بازنشستگی نباشد. اگر بازنشسته ای مشغول به کار شد حقوق بازنشستگی او مسدود شود. کلیه سازمان های بازنشستگی، زیر نظر دولت و سازمان بازنشستگی کل باشند. کمک های مالی دولت هم تبعیض آمیز نباشد! بطوریکه بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی باز نشسته های تامین احتماعی محروم باشند! یا باز نشستگان نیروهای مسلح، بن حکمت و بن های متفرقه دریافت کنند، ولی کارگران بازنشسته هیچ امتیازی نداشته باشند.

Integrated retirement management

The management of retirement funds in Iran is very numerous and islands: This is not in the interests of the justice and policies of the Islamic Republic. The Army, Retirement, Army, Retirement, Retirement, Atmosphere, Atleast, at least 4 critical cases. Inside the country's retirement organization: its employees are official, the Ministry of Oil has separated its fund! And this has severely questioned the justice. Individuals or organization or other funds, which should be added to this sum. Even insurance, like insurance, has been advertising for many years: Pay two years of retirement! It's more about deception: it's advertising rather than a strategy. Or even life insurance. So there are a lot of reasons that need to be: all of these will be united: under a single departmental administration, or coordinated. As the government has given the bill to the coordinated payroll system, it must also submit to the Honorable Parliament an integrated pension management law. Disadvantages of unmanageable management, lack of service infrastructure: for thirty years or less. For example, when Iran's insurance promotes it, if it's a mistake to put people's trust in: insurance: if it is true, naturally, all retirement organizations are questioned! When the oil ministry gives its retirees: salaries of 10 to 20 million, the class gap with a retired cultural or journalist is 20 times higher. Of course, the head of the State Retirement Administration, and perhaps all of these organizations, are opposed to merging or integrating! And they are not at all possible, because one of the obstacles is lack of funds or lack of resources. The other reason is the salary difference, when someone with a salary of 200 million or more is retired, it is natural that: the determination of the minimum pension, ie, a million fish! It is not possible and if the premium is subject to three years of payment at the end of the year, the difference in salaries will be up to 200 times. Which creates a huge gap in social justice. But Islamic and humanitarian principles require that: all 60 years old retire, and pay salaries to them in harmony: without a deep divide. To do this, the High Council of Payments must first be activated, then the coordinated system of payments will be implemented. Even if these two are not feasible, one can say: The percentage of the insured's share is the same for everyone. And a ceiling for it, so that everyone gets a pension at a reasonable retirement age. Unfortunately, people who have high retirement pensions also have a better chance of returning to work. They are officially retired! But they are practically doing it. And this is also in the interest of working. Because retired jobs do not have side fees, such as insurance and taxes, and usually receive less wages. So, social justice is ruled out in Islam: First, all those who have 30 years of work experience, or 60 years of age, retire. And no one is without retirement. If he is retired, his retirement pension will be blocked. All retirement organizations are under the supervision of the government and the general retirement organization. Government grants are not discriminatory! So that the retirees of the country have car loans and other facilities, but they are not open to social security! Or the recruits of the armed forces, bin Hikmat and other bombers, but retired workers have no concessions.

الإدارة المتكاملة للتقاعد

إدارة صناديق التقاعد في إيران كثيرة جدا والجزر: وهذا ليس في صالح العدالة والسياسات في الجمهورية الإسلامية. الجيش، التقاعد، الجيش، التقاعد، التقاعد، الحضور، والحضور هي على الأقل أربع قضايا هامة. داخل منظمة التقاعد في البلاد: موظفيها رسمية، وزارة النفط فصل صندوقها! وقد شكك هذا الأمر بشدة في العدالة. الأفراد أو المنظمات أو الصناديق الأخرى، والتي ينبغي أن تضاف إلى هذا المبلغ. حتى التأمين، مثل التأمين، وقد تم الإعلان لسنوات عديدة: دفع عامين من التقاعد! انها أكثر عن الخداع: انها الإعلان بدلا من استراتيجية. أو حتى التأمين على الحياة. لذلك هناك الكثير من الأسباب التي تحتاج إلى أن تكون: كل هذه سوف تكون موحدة: تحت إدارة واحدة من الإدارات، أو منسقة. وبما أن الحكومة قد قدمت مشروع القانون إلى نظام المرتبات المنسق، يجب عليها أيضا أن تقدم إلى البرلمان الموقر قانونا متكاملا لإدارة المعاشات التقاعدية. عيوب الإدارة التي لا يمكن إدارتها، والافتقار إلى البنية التحتية للخدمة: لمدة ثلاثين عاما أو أقل. على سبيل المثال، عندما يشجع التأمين الإيراني، إذا كان من الخطأ وضع ثقة الناس في: التأمين: إذا كان صحيحا، وبطبيعة الحال، يتم استجواب جميع منظمات التقاعد! وعندما تمنح وزارة النفط المتقاعدين: رواتب تتراوح بين 10 و 20 مليون نسمة، فإن الفجوة الطبقية مع ثقافي أو صحفي متقاعد أعلى ب 20 مرة. وبطبيعة الحال، فإن رئيس إدارة التقاعد في الدولة، وربما كل هذه المنظمات، يعارضون الاندماج أو الاندماج! وهي ليست ممكنة على الإطلاق، لأن أحد العقبات هو نقص الأموال أو نقص الموارد. والسبب الآخر هو الفرق في المرتبات، عندما يكون الشخص الذي يتقاعد 200 مليون أو أكثر متقاعدا، فمن الطبيعي أن: تحديد الحد الأدنى للمعاش، أي مليون الأسماك! ومن غير الممكن وإذا كانت العلاوة خاضعة لثلاث سنوات من الدفع في نهاية السنة، فإن الفرق في المرتبات سيصل إلى 200 مرة. مما يخلق فجوة هائلة في العدالة الاجتماعية. ولكن المبادئ الإسلامية والإنسانية تتطلب ما يلي: كل 60 سنة تقاعد، ودفع الرواتب لهم في وئام: دون انقسامات عميقة. وللقيام بذلك، يجب أولا تفعيل المجلس الأعلى للمدفوعات، ثم تنفيذ نظام المدفوعات المنسق. حتى لو لم يكن ذلك ممكنا، يمكن للمرء أن يقول: نسبة حصة المؤمن هو نفسه بالنسبة للجميع. وسقف لذلك، بحيث يحصل الجميع على المعاش في سن التقاعد معقول. ولسوء الحظ، فإن الأشخاص الذين لديهم معاشات تقاعدية عالية أيضا لديهم فرصة أفضل للعودة إلى العمل. هم متقاعدون رسميا! لكنهم يقومون بذلك عمليا. وهذا أيضا في مصلحة العمل. لأن الوظائف المتقاعدة لا تحمل رسوما جانبية، مثل التأمين والضرائب، وعادة ما تحصل على أجور أقل. لذلك، يستبعد العدل الاجتماعي في الإسلام: أولا، كل أولئك الذين لديهم 30 عاما من الخبرة في العمل، أو 60 سنة من العمر، والتقاعد. ولا أحد دون التقاعد. وإذا تقاعد، فإن معاشه التقاعدي سيحظر. وتخضع جميع منظمات التقاعد لإشراف الحكومة والمنظمة العامة للتقاعد. المنح الحكومية ليست تمييزية! حتى أن المتقاعدين من البلاد لديها قروض السيارات وغيرها من المرافق، لكنها ليست مفتوحة للضمان الاجتماعي! أو المجندين من القوات المسلحة، بن حكمت وغيرها من القاذفات، ولكن العمال المتقاعدين ليس لديهم تنازلات.

İnteqrasiya pensiya idarə olunması

İranda pensiya fondlarının idarə olunması çox sayda və adalardır: Bu ədalət və İslam Respublikasının siyasətində deyildir. Ordu, Pensiya, Ordu, Təqaüd, Təqaüd, Atmosfer, Atleast, ən az 4 kritik vəziyyət. Ölkənin təqaüdçü təşkilatında: işçiləri rəsmi, Neft Nazirliyi öz fondunu ayırdı! Bu da ədaləti ciddi şəkildə sorğuladı. Bu məbləğə əlavə edilməli olan fərdi və ya təşkilat və ya digər fondlar. Sığorta kimi, hətta sığorta, uzun illər reklam olunur: iki il pensiya ödəmək! Aldanma haqqında daha çox məlumat: bir strategiya deyil, reklamdır. Hətta həyat sığortası. Buna görə bir çox səbəblər var: bunların hamısı vahid bir vahid idarənin altında və ya koordinasiya olunacaq. Hökumət razılaşdırılmış əmək haqqı sisteminə qanun layihəsini təqdim etdikdə, Hörmətli Parlamentə də vahid pensiya idarəetmə qanununu təqdim etməlidir. İdarə edilməyən idarəetmənin çatışmazlığı, xidmət infrastrukturunun olmaması: otuz il və ya daha az. Məsələn, İranın sığortası bunu təşviq edərkən, insanın təhlükəsizliyinə güvənmək səhv olarsa: sığortaçılar, əgər təbii ki, bütün pensiya təşkilatları sorğulanır! Neft Nazirliyi təqaüdçülərə verdiyi zaman: 10 ilə 20 milyon maaş, təqaüdçü bir mədəniyyət və ya jurnalist ilə sinif boşluğu 20 qat daha yüksəkdir. Əlbəttə ki, Dövlət Pensiya İdarəsinin rəhbəri və bəlkə də bu təşkilatların hamısı birləşməyə və ya inteqrasiyaya qarşı çıxır! Və mümkün olmur, çünki maneələrdən biri fonların olmaması və ya resursların olmamasıdır. Digər səbəb 200 milyon və ya daha çox əmək haqqı olan birinin təqaüdə çıxdığı zaman əmək haqqı fərqi, təbii ki: minimum pensiyanın təyin edilməsi, yəni milyon balıq! Mümkün deyil və mükafat ilin sonunda üç illik ödənişə məruz qalarsa, əmək haqqı fərqinin 200 dəfə olacağı gözlənilir. İctimai ədalətdə böyük bir boşluq yaradır. Ancaq İslam və humanitar prinsiplər tələb edir: bütün 60 yaşlı təqaüdçü və əmək haqqını onlara uyğun olaraq ödəyirlər: dərin bölünmədən. Bunu etmək üçün Yüksək İdarəetmə Şurası əvvəlcə aktivləşdirilməli, sonra ödənişlərin əlaqələndirilmiş sistemi tətbiq olunacaqdır. Bu iki mümkün olmadıqda belə deyə bilərsiniz: Sığortalının səhmlərinin payı hər kəs üçün eynidır. Və bunun üçün bir tavan var, buna görə hər kəs bir pensiya pensiyası alır. Təəssüf ki, yüksək pensiya pensiyası olan insanlar da işə qayıdırlar. Onlar rəsmi olaraq təqaüdə çıxdı! Ancaq bunlar praktiki olaraq bunu edir. Və bu, iş üçün də maraqlıdır. Təqaüdçü işlərdə sığorta və vergilər kimi yan haqlar olmadığı və adətən daha az əmək haqqı aldığı üçün. Beləliklə, İslamda sosial ədalət ittiham olunur: Birincisi, 30 il iş təcrübəsi olan və ya 60 yaşı olan hər kəs təqaüdə çıxır. Heç kim pensiya almır. Təqaüdçü olsaydı, onun təqaüd pensiyası bağlanacaq. Bütün təqaüdçü təşkilatlar hökumətin və ümumi təqaüd təşkilatının nəzarəti altındadır. Hökumət qrantları ayrı-seçkilik deyil! Ölkənin təqaüdçüləri avtomobil kreditləri və digər obyektləri var, amma onlar sosial təminata açıq deyil! Və ya silahlı qüvvələrin, bin Hikmət və digər bombardmançıların təqaüdçüsü, amma təqaüdçü işçilər güzəşt vermir.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۵۲ نظر(0)

سیل و زلزله و طوفان و سونامی و آتشفشان، بخشی از تهدید هایی زندگی بشری است که: از سوی طبیعت به او وارد می شود. لذا برای اینکه یک انسان متولد شود، رشد کند و زنده بماند! باید با همه تهدید ها از درون و: بیرون و طبیعت مبارزه کند. در برخی از این مبارزات، راه حل پیشگیرانه وجود دارد، و به آن توجه شده مانند: بهداشت که وسیله یا ابزاری است که: انسان را قادر می کند: از مقابل بیماریها دور شود. از نظر مسئولان پزشکی همیشه: پسشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است. در امور دفاعی و تهدیدات انسانی فرامرزی هم، عملیات پیشگیرانه کاملا موفق تر است. حضرت علی ع می فرماید: کسی که در خانه خود با دشمن بجنگد، ذلیل خواهد شد. به همین دلیل مسئولان کشورها، ترجیح می دهند دشمن را در بیرون از بین ببرند. یا زمینه حمله او را نابود کنند. شهید حججی، یک نمونه از این پیشگیری ها است، وی خودش می نویسد: ما رفتیم تا داستان: خرابه های شام تکرار نشود. کسانی که مخالف اعزام مدافعین حرم هستند، مانند بنی صدر می خواهند: ابتدا دشمن حمله کند و زن و فرزندان را از بین ببرد! زیرا بنی صدر می گفت: ما در سرزمین خودمان، بهتر می توانیم با دشمن مبارزه کنیم! متاسفانه در مورد بلایای طبیعی، اصلا به این موضوع فکر نشده! اگر هم صحبتی شده در حد آکادمیک و: فرس ماژور بوده مثلا می گویند: زلزله چند ثانیه طول می کشد و: ما اگر بتوانیم در این چند ثانیه! خود را آماده کنیم. آنها می گویند: بلایای طبیعی دست ما نیست، ولی آمادگی که با ما است. و این، بدتر، روحیه ها را تضعیف می کند. یعنی هرچه قدر مانور زلزله برای آمادگی! بیشتر شود، علاوه بر اینکه هزینه زندگی مردم بالا تر می رود، اثرات روانی مخربی بر: امید به زندگی و فعالیت های بلند مدت می گذارد. در حالیکه عملیات پیشگیرانه، به زمان های بسیار زیادی دست رسی دارد. همه بلایای طبیعی، در یک امر مشترک هستند: آنها انرژی متراکمی هستند که: در طول مدتهای مدیدی انباشته می شوند، و اگر شرایط فراهم شد، در عرض چند ثانیه یا چند ساعت، این انرژِی را آزاد می کنند. بنابر این ما می توانیم اولا :جلوی شرایط را بگیریم، ثانیا جلوی انباشته شدن را هم بگیریم. وقتی در طارم زلزله شد، فجایعی به بار آمد، اما در روستای ماهین از توابع طارم، اتفاق مهمی نیافتاد! زیرا همه خانه ها آغل یازاغه داشتند! و این موجب شده بود مانند یک موج شکن، موج زلزله گرفته شود، و در این آغل ها رها شود. اگر ما بتوانیم کانالی حفر کنیم که: آب های حاصل از ذوب یخهای قطب شمال را، به آرامی به کویر لوت منتقل کند، دیگر چیزی بنام سیل یا فرسایش یا: گسل و رانش زمین نخواهیم داشت. اگر مرکز بحران طوفانها و سونامی ها، شناسایی و با تونل های هوا، آنها را به مرور تخلیه کنیم، سونامی بوجود نمی اید. به عبارت ساده تر اگر مسیر آتش فشان را، قبل از قله در یکی از دره ها باز کنیم، تا مواد مذاب آرام از ان خارج شوند، دیگر آتش فشانی بوجود نمی آید. مواد مذاب را هم رایگان! به کارخانه های ذوب فلزات می فرستیم، و از انها قالب می گیریم. اگر هواکش های مکنده بزرگی را، در میدان های پر از آلودگی هوا بگذاریم، می توانیم آنها را به فیلترهایی هدایت کنیم تا: از ذرات سربی موجود در هوا، شمش سرب تولید کند! یکی از دلایلی که تهران، با وجود گسل های فراوان، شاهد زلزله نیست، همین است که در تهران، قنات های فراوانی هست، که آب و هوا و گرمای زمین را رد می کند. مخصوصا الان که برای فاضلاب و مترو نیز، تونل کنده شده. بیایید دست از سر مردم بردارید! مردم استرس هم داشته باشند، باز هم هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. بجای آن بودجه فراهم کنید و: پیشگیرانه عمل کنید. البته طرح تفشیلی آنها هم موجود است

Increasing Earth's Resilience with: Preventive Operations.

Flood, earthquake, storm, tsunami and volcano are part of the human life threats that come from nature. Therefore, to be born, a human being grows up and survives! It must fight all kinds of threats from within and out: out and nature. In some of these campaigns, there is a preventive solution, and it is considered that health is a means or means that enables a person to: get away from illness. From the viewpoint of the medical authorities, always: it is better and less costly than treatment. In defensive and transboundary human threats, preventive action is all the more successful. Imam Ali says: "One who will fight the enemy in his house will be reduced." For this reason, country officials prefer to thwart the enemy. Or destroy the background of his attack. Martyr Hajji is an example of this, he writes: "We went to the story:" The ruins of dinner do not repeat. Those who oppose the dispatch of shrine defenders, like Bani-Sadr, want to attack the enemy first and kill the woman and children! Because Bani-Sadr said: "We can better fight the enemy in our land!" Unfortunately, in the case of natural disasters, you have not even thought about this! If the talk is academic, and Fers Major, say: earthquakes take a few seconds and: We can, if we can, in these seconds! Prepare ourselves. They say: Natural disasters are not our hands, but the readiness is with us. And this, worse, weakens the spirits. That is, the magnitude of earthquake maneuvering to prepare! In addition to the higher cost of living, the devastating effects on life expectancy and long-term activities. While preemptive operations take a lot of time. All natural disasters are in common: they are dense energy: they accumulate over time and, if conditions are provided, they release this energy in a matter of seconds or several hours. So, we can first: stop the situation, and secondly, avoid accumulation. When the earthquake struck in Tarom, catastrophes occurred, but in the Mahin village of Tarom functions, there was no major accident! Because all the houses had a underground house ! And this would have led to a earthquake wave like a breaker, and it would be abandoned in these pens. If we can dig a canal to slowly move the Arctic ice melt to the Lut desert, there is no longer a flood or erosion: there will be no fault or thrust. If the center of the storm and tsunami crisis is detected and deployed with air tunnels, then they will not be tsunami. Simply put, if you open the volcanic path ahead of the summit in one of the valleys, so that the molten material can leave it quietly, there will no longer be fire. Free melting material! We send metal melting plants and mold them. If we put large suction fans in air-filled fields, we can direct them to filters to produce lead ingots from airborne particles! One of the reasons why Tehran, despite numerous faults, is not an earthquake is that there are many aqueducts in Tehran that reject the weather and heat of the earth. Especially for the tunnel for the sewage and the subway. Let's get rid of people! People have stress, they still do nothing. Provide a budget instead: Prevent it.

زيادة مرونة الأرض مع: العمليات الوقائية.

الفيضانات والزلازل والعواصف والتسونامي والبركان هي جزء من تهديدات الحياة البشرية التي تأتي من الطبيعة. لذلك، أن يولد، إنسان يكبر ويعيش! يجب أن تحارب جميع أنواع التهديدات من الداخل والخارج: خارج والطبيعة. وفي بعض هذه الحملات، يوجد حل وقائي، ويعتبر أن الصحة وسيلة أو أداة تمكن الشخص من: الابتعاد عن الأمراض. من وجهة نظر السلطات الطبية، دائما: هو أفضل وأقل تكلفة من العلاج. وفي مجال التهديدات البشرية الدفاعية والعابرة للحدود، يكون العمل الوقائي أكثر نجاحا. يقول الإمام علي: "من سيقاتل العدو في بيته سيخفض". ولهذا السبب، يفضل المسؤولون القطريون إحباط العدو. أو تدمير خلفية هجومه. الشهيد حاجي هو مثال على ذلك، يكتب: "ذهبنا إلى القصة:" أطلال العشاء لا تكرر. أولئك الذين يعارضون إيفاد المدافعين عن الضريح، مثل بني الصدر، يريدون مهاجمة العدو أولا وقتل النساء والأطفال! لأن بني الصدر قال: "يمكننا محاربة العدو في أرضنا بشكل أفضل!" لسوء الحظ، في حالة الكوارث الطبيعية، لم تكن قد فكرت حتى في هذا! إذا كان الحديث أكاديمي، و فيرس ماجور، ويقول: الزلازل يستغرق بضع ثوان و: يمكننا، إذا استطعنا، في هذه الثواني! إعداد أنفسنا. يقولون: الكوارث الطبيعية ليست أيدينا، ولكن الاستعداد معنا. وهذا أسوأ، يضعف الأرواح. وهذا هو، وحجم المناورة الزلزال لإعداد! وبالإضافة إلى ارتفاع تكاليف المعيشة، فإن الآثار المدمرة على متوسط ​​العمر المتوقع والأنشطة الطويلة الأجل. في حين تستغرق عمليات وقائية الكثير من الوقت. جميع الكوارث الطبيعية مشتركة: فهي طاقة كثيفة: فهي تتراكم بمرور الوقت، وإذا تم توفير الظروف، فإنها تطلق هذه الطاقة في غضون ثوان أو عدة ساعات. لذلك، يمكننا أولا: وقف الوضع، وثانيا، وتجنب تراكم. عندما اندلع الزلزال في تاروم، وقعت كارثة، ولكن في قرية ماهين وظائف تاروم، لم يكن هناك شيء مهم. لأن جميع المنازل لديها كوخ أو الأحياء الفقيرة! وهذا من شأنه أن يؤدي إلى موجة زلزال مثل الكسارة، وأنه سيتم التخلي عنها في هذه الأقلام. إذا كنا نستطيع حفر قناة لنقل ببطء ذوبان الجليد في القطب الشمالي لصحراء لوت، لم يعد هناك الفيضانات أو تآكل: لن يكون هناك أي خطأ أو التوجه. إذا تم الكشف عن مركز العاصفة وأزمة تسونامي ونشرها مع أنفاق الهواء، فإنها لن تكون تسونامي. ببساطة، إذا قمت بفتح المسار البركاني قبل القمة في واحدة من الوديان، بحيث المواد المنصهرة يمكن أن تتركه بهدوء، لن يكون هناك النار. مجانا ذوبان المواد! نرسل المعادن ذوبان النباتات وقوالب لهم. إذا وضعنا مراوح شفط كبيرة في حقول مليئة بالهواء، يمكننا توجيهها إلى مرشحات لإنتاج سبائك الرصاص من الجسيمات المحمولة جوا! أحد الأسباب التي تجعل طهران، على الرغم من العيوب العديدة، ليست زلزالا، هو أن هناك العديد من القنوات في طهران التي ترفض الطقس والحرارة من الأرض. وخاصة بالنسبة لنفق للصرف الصحي ومترو الانفاق. دعونا التخلص من الناس! الناس لديهم الإجهاد، فإنها لا تزال تفعل شيئا. قدم ميزانية بدلا من ذلك: منعها.

Yerin möhkəmliyini artırmaq: Əməliyyat əməliyyatları.

Tələbə, zəlzələ, fırtına, tsunami və vulkan təbiətdən gələn insan həyatı təhdidlərinin bir hissəsidir. Buna görə də doğulacaq bir insan böyüyür və sağ qalır! İçəridə və xaricində hər cür təhdidlərə qarşı mübarizə aparmaq lazımdır: həyata və təbiətə. Bu kampaniyaların bəzilərində bir önləyici həll var və sağlamlıq insana imkan verən vasitələr və ya vasitədir: xəstəliklərdən uzaq durun. Tibbi orqanların baxımından həmişə: müalicədən daha yaxşı və daha az xərclidir. Müdafiə və transsərhəd insan təhlükələrində, profilaktik tədbirlər daha da uğurlu olur. İmam Əli (əleyhis-salam) deyir: "Düşmənlə evində mübarizə aparan bir kəs azalacaq". Buna görə ölkə rəsmiləri düşmənə qarşı çıxmaq istəmişlər. Və ya onun hücum fonunda məhv. Şəhid Hacı bu nümunədir, yazır: "Hekayəyə getdik:" Yemək xarabalıqları təkrarlanmaz. Bani-Sadr kimi ibadətgah müdafiəçilərinin göndərilməsinə qarşı çıxanlar əvvəlcə düşmənə hücum etmək və qadın və uşaqları öldürmək istəyirlər! Bani-Sadr dedi: "Düşmənimizi torpaqlarımızda daha yaxşı mübarizə apara bilərik!" Təəssüf ki, təbii fəlakət halında belə düşünmədiniz! Danışıq akademik olsaydı və Fers Major deyirlər: zəlzələlər bir neçə saniyə çəkir və biz mümkünsə, bu saniyədə mümkündür! Özümüzü hazırlayın. Onlar deyirlər: Təbii fəlakətlər bizim əlimizdə deyil, hazırlıq isə bizimlədir. Və bu, daha pis, ruhları zəifləyir. Yəni, zəlzələ manevrinin hazırlanmaq üçün böyüklüyü! Yaşayış xərcləri ilə yanaşı, həyatın uzunluğu və uzunmüddətli fəaliyyətlərə də dəətli təsir göstərir. Preemptiv əməliyyatlar çox vaxt aparır. Bütün təbii fəlakətlər ortaqdır: onlar sıx enerjidır: zamanla yığılırlar və şərtlər təmin edilərsə, bu enerjiyi saniyə saniyə və ya bir neçə saatda azad edirlər. Beləliklə, biz birinci ola bilərik: vəziyyəti dayandırmaq, ikincisi, yığılmamaqdan çəkin. Taromda baş verən zəlzələdə fəlakətlər baş verdi, ancaq Tarin kəndinin Mahin kəndində fəaliyyət göstərən bir şey yox idi. Çünki bütün evlərdə bir köpək və ya bir çirkab var idi! Və bu bir açar kimi bir zəlzələ dalğasına səbəb olardı və bu qələmlərdə tərk ediləcəkdi. Arctic buzunu yavaş-yavaş Lut dreninə çıxarmaq üçün bir kanal çıxarmaq olarsa, daşqın və ya eroziya yoxdur: heç bir günah və ya itme olmaz. Fırtına və sunami böhranının mərkəzi aşkar edildikdə və hava tunellərinə yerləşdirilərsə, onda tsunami olmayacaq. Sadə bir şəkildə, zirvədən vadilərdən birində zirvədən əvvəl vulkan yolunu açarsanız, erimiş material sükunətlə buraxa bilərsə, artıq atəş olmayacaq. Pulsuz ərimə materialı! Biz metal ərimə bitki göndəririk və onları kalıp. Hava dolu sahələrdə böyük suqəbuledici pərdələr qoysaq, onları havadan hissəciklərdən qurğuşun külçələr çıxarmaq üçün filtrlərə yönəldə bilərik! Tehran çoxsaylı qüsurlara baxmayaraq zəlzələ olmasının səbəblərindən biri də Tehranda yerin hava və istiliyini rədd edən bir çox su kəməri var. Xüsusilə kanalizasiya və metro üçün tunel üçün. İnsanları qurtaraq! İnsanlar stress yaşayır, hələ də heç bir şey etməzlər. Əvəzində bir büdcə təmin edin: qarşısını almaq. . Əlbəttə, onlar da mövcuddur