X
تبلیغات
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
صفحه اول تماس با ما RSS
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود

غدیر خم سه روز است!

وقتی پیامبر خواست جانشین خود را معرفی کند، کمی هراسان بود تا مبادا مخالفان علی ع، همه چیز را بهم بریزند. زیرا همه آنها در جنگهای مختلف، کشته ای به دست علی ع داشتند و: به اصطلاح دشمن خونی بودند. لذا چند بار جبرائیل آمد و گفت: جانشینی امام علی را اعلام کن! و به تعویق نیانداز، تا اینکه آیه نازل شد: آگر آنچه را که به تو گفتیم، اعلام نکنی رسالت تو زیر سوال می رود: که گویا اصلا انجام ندادی! پیامبر بازهم به تعویق انداخت، تا اینکه آیه نازل شد: از مردم نترس خدا ترا از دست مردم حفظ می کند. از اینرو سخنی که قرار بود در: منی یا مکه گفته شود، ناچار در مسیر برگشت قرار گرفت: یعنی مردمی که رفته بودند دعوت به برگشت شدند، و ایستادند تا نیامده ها هم برسند. و سه روز مردم را در سخنرای غدیر خم، زیر آفتاب گرم نگهداشت تا سخنان طولانی خود را باز گو کند. البته روز اصلی که مردم با علی ع بیعت کردند، همان روز دهم ذی الحجه سال حجت الوداع است. و این نشان می دهد: برنامه ریزی و هدایت و کنترل در اسلام، جهش یافته و تراریخته است چنانچه مدیریت آن و: عناصر و اصول آن هم جهش یافته است، و فوق مدرنیسم است. مشخصات این برنامه ریزی آن است که: طرح کلی آن برای تمام طول تاریخ! مشخص و اعلام شده است.  برنامه ریزی در علم مدیریت! روش راهبردی است برای جدا شدن از: وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب. اما در برنامه ریزی الهی، همه اینها مطلوب هستند و به دنبال یکدیگر و: لازم و ملزوم می باشند. آینده پژوهی در اسلام بدون هیچ زحمتی کل تاریخ و: حتی فرا تاریخ را در بر می گیرد. ولی آینده نگری در مدیریت علمی! فقط احتمالات است. از نظر ما برنامه از آدم تا خاتم  و قائم مشخص است، وهرکس باید در این مسیر گام بردارد و: کسانی که از این مسیر منحرف شوند، خود را نابود می کنند. پیامبر اسلام در همین خطبه غدیر، سه بار نام مهدی عج را می برد، کسی که هنوز به دنیا نیامده! و 245سال بعد به دنیا خواهد آمد. برنامه ریزی به قدری روشن است که: پیامبر از احوالات زمان ما هم خبر داده است. هر حادثه مهمی اتفاق می افتد، ریشه آن در کتب حدیث و روایات و: تفاسیر عینا ذکر شده که برخی دانشمندان خوش ذوق، آنها را در رسانه ها هم مطرح کرده اند. مثلا قیام امام خمینی به عنوان: مردی از قم قیام می کند آمده. گروه داعش به عنوان یاران پرچم های سیاه! ذکر شده و حتی جنایات آنان گفته شده، پیامبر فرمود: هرگاه این گروه با پرچم های سیاه را دیدید: که کشتار می کنند، تنها به فارس ها پناه ببرید، زیرا دولت ما با آنها است. لذا به همین دلیل است که دولت: نوپای جمهوری اسلامی به تنهایی توانسته: تا کنون چهل سال در برابر همه: برنامه ریزی های استادان دنیا بایستد، و برنامه خود را پیش ببرد. مدیریت و برنامه در اسلام هیچگاه تعطیل نیست. زیرا پیامبر فرموده: من بین شما دو عنصر اساسی را باقی گذاشتم : کتاب خدا(بعنوان برنامه زندگی ) و :عترت و خاندان خودم. (بعنوان مدیران و اجرا کنندگان آن برنامه) و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد.(لن یفترقا حتی یراد علی الحوض) یعنی الان هم که قران وجود دارد، حتما امام هم وجود دارد و آن را اجرا می کند. هرچند که ما آن را نبینیم! زیرا عده ای در همان اوایل، خواستند که این دو را جدا کنند، گفتند: کتاب خدا ما را بس است! نیازی به مجری و یا مدیر نداریم. الان هم ممکن است عده ای بگویند: که قران کافی است و: امام زمان عج افسانه است! اما چیزی از حقیقت کم نمی شود، و گفته پیامبر دروغ نمی شود، و این گفته آنقدر تکراری است که: همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی، آن را حفظ هستند مگر گروه داعش و اربابان آنها، که نفع خود را در: فراموشی یا مخالفت با آن می بینند.

Ghadir is bent over three days!

When the Prophet asked to nominate his successor, he was a little afraid that the opponents of Ali would dispose of everything. Because they were all killed in Ali's hands in various wars, and so-called enemies of blood. So how many times did Gabriel come and say: Declare the succession of Imam Ali! And do not delay until the verse is revealed: if you do not declare what you said, your mission is questioned: as if you did not do it at all! The Prophet still delayed until the verse came down: do not be afraid of people, God will protect them from the people. Therefore, the saying that was supposed to be called "semen" or "Mecca" was forced to return to the path: the people who had gone were invited to return, and stood to reach the non-believers. And for three days, he kept the people in Ghadir Khom's speech under the hot sun to open his long speeches. Of course, the main day that people gave allegiance to Ali is the same day of the tenth anniversary of Hijat al-Wada. And this shows: Planning, guidance and control in Islam are mutated and transgenic if its management, its elements and principles are mutated, and ultramodernism. The profile of this program is: its outline for the entire history! Specified and announced. Planning in management science! A strategic approach is to separate from: the status quo and achieve the desired status. But in divine planning, all of this is desirable and looking for each other and: necessary and necessary. Futurist studies in Islam without the hassle of the whole history and even meta-history. But the prospect of scientific management! Only probabilities. From our point of view, the program is clear from Adam to Khatam and Qa'im, and one has to step in this direction: those who deviate from this path will destroy themselves. The Prophet of Islam in the same sermon of Ghadir takes the name Mahdi Ajz three times, who has not yet been born! And will be born 245 years later. Planning is so clear that: The Prophet has also informed us of the times of our time. Every major incident happens, its origins are in the books of hadith and narrations, and there are some similarities that some well-known scholars have raised in the media. For example, Imam Khomeini's uprising came as a man rising from Qom. ISIL Group as black flags! It is mentioned, and even their crimes are said, the Prophet said: If you saw this group with black flags: they would kill only refuge in Persians, because our government is with them. That is why the government: The newly formed Islamic Republic alone has been able to: stand for forty years before all: plan for the world's professors and advance its agenda. Management and program in Islam are never shut down. Because the Prophet said: I have left two fundamental elements between you: the Book of Allah (as a plan of life) and: the Ether and my own family. (As the directors and executors of that program), and these two will never be separated. , now that there is a Qur'an, there is certainly the Imam who runs it and executes it. Although we do not see it! For as early as the early days, they asked to separate the two, they said: God's Book is enough for us! We do not need an administrator or manager. Now may some people say that the Qur'an is sufficient and: Imam is the time of the legend! But nothing in the truth is diminished, and the statement of the Prophet is not lying and this statement is so repetitive that all Muslims, whether Shiites or Sunni, are preserving it, but the group of ISIS and their masters, who benefit in: oblivion or they see opposition to it.

عازمة غدير على مدى ثلاثة أيام!

عندما طلب النبي ترشيح خليفته، كان خائفا قليلا من أن المعارضين علي سوف تتخلص من كل شيء. لأنهم قتلوا جميعا في يد علي في حروب مختلفة، وما يسمى أعداء الدم. فكيف عدد المرات التي غابرييل يأتي ويقول: تعلن خلافة الإمام علي! ولا تتأخر حتى يتم الكشف عن الآية: إذا كنت لا تعلن ما قلته، يتم استجواب مهمتك: كما لو كنت لا تفعل ذلك على الإطلاق! النبي لا يزال متأخرا حتى جاء الآية لأسفل: لا تخافوا من الناس، الله سوف يحميهم من الشعب. ولذلك، فإن القول الذي كان من المفترض أن يطلق عليه "السائل المنوي" أو "مكة" اضطر إلى العودة إلى الطريق: الناس الذين ذهبوا دعيت للعودة، وقفت حتى غير المختون. وطوال ثلاثة أيام، أبقى الشعب في خطاب غدير خوم تحت الشمس الحارقة لفتح خطبه الطويلة. وبطبيعة الحال، فإن اليوم الرئيسي الذي أعطى الناس الولاء لعلي هو في اليوم نفسه من الذكرى السنوية العاشرة لحجة الوادا. وهذا يبين ما يلي: التخطيط والإرشاد والسيطرة في الإسلام متحور وراثيا إذا تم تحوير إدارته، وعناصره ومبادئه، وعصرية الحداثة. الملف الشخصي لهذا البرنامج هو: مخطط لها لتاريخ كامل! محدد وأعلن. التخطيط في علم الإدارة! والنهج الاستراتيجي هو الانفصال عن: الوضع الراهن وتحقيق الوضع المطلوب. ولكن في التخطيط الإلهي، كل هذا أمر مرغوب فيه وتبحث عن بعضها البعض و: ضرورية وضرورية. دراسات مستقبلية في الإسلام دون مشاحنات التاريخ كله وحتى الفوقية التاريخ. ولكن احتمال الإدارة العلمية! الاحتمالات فقط. من وجهة نظرنا، البرنامج واضح من آدم إلى ختام والقائم، ويجب على المرء أن يتقدم في هذا الاتجاه: أولئك الذين ينحرفون عن هذا الطريق سوف تدمر أنفسهم. نبي الإسلام في نفس خطبة غدير يأخذ اسم مهدي عجز ثلاث مرات، الذي لم يولد بعد! وسوف يولد بعد 245 عاما. التخطيط واضح جدا: أن النبي قد أبلغنا أيضا بأوقات عصرنا. كل حادث كبير يحدث، أصوله في كتب الحديث والروايات، وهناك بعض أوجه التشابه التي أثارها بعض العلماء المعروفين في وسائل الإعلام. على سبيل المثال، انتفاضة الإمام الخميني جاءت كرجل يرتفع من قم. مجموعة داعش كما أعلام سوداء! وقد ذكر النبي صلى الله عليه وسلم: "إذا رأيت هذه الجماعة مع أعلام سوداء، فإنهم سيقتلونكم، فقط يلجأون إلى فارس لأن حكومتنا معهم. هذا هو السبب في أن الحكومة: الجمهورية الإسلامية التي شكلت حديثا وحدها تمكنت من: الوقوف لمدة أربعين عاما قبل كل شيء: خطة لأساتذة العالم ودفع جدول أعماله. لا يتم إيقاف الإدارة والبرنامج في الإسلام أبدا. لأن النبي قال: لقد تركت عنصرين أساسيين بينكم: كتاب الله (كخطة للحياة) و: الأثير وعائلتي. (كمدراء ومنفذين لهذا البرنامج) وهذان لن يتم فصلهما. أي أن القرآن موجود الآن، والإمام هو بالتأكيد هناك ويديرها. على الرغم من أننا لا نرى ذلك! في وقت مبكر من الأيام الأولى، طلبوا فصل اثنين، وقالوا: كتاب الله هو ما يكفي بالنسبة لنا! لا نحتاج إلى مشرف أو مدير. الآن قد يقول بعض الناس أن القرآن كاف و: الإمام هو وقت الأسطورة! ولكن لا شيء في الحقيقة يتضاءل، وبيان النبي لا يكذب، وهذا البيان متكرر جدا أن جميع المسلمين، سواء الشيعة أو السنة، والحفاظ عليه، ولكن مجموعة داعش وأسيادهم، الذين يستفيدون في: النسيان أو وهم يرون معارضة له.

Qədir üç gün ərzində bükülmüşdür!

Hz. Peyğəmbərin ardınca namizədliyini irəli sürməsini xahiş etdikdə, Əli rəqiblərinin hər şeyi məhv edəcəyindən bir az qorxdu. Çünki bütün Əli əllərində müxtəlif müharibələrdə və qan düşmənləri olaraq öldürülmüşdü. Beləliklə, Cəbrayıl neçə dəfə gəldi və demişdi: İmam Əliyin ardıcıllığını bəyan edin! Ayə nazil olunana qədər gecikməyin: Əgər söylədiyinizi söyləməsə, məsuliyyətiniz sorulur: sanki bunu etmədiyiniz kimi! Həzrət Peyğəmbər (əleyhissəlam) ayə nazil olunana qədər gecikdirdi: insanlardan qorxmayın, Allah onları xalqlardan qorusun. Üç gün boyunca, o, uzun müddətli çıxışlarını açmaq üçün isti günəş altında Qədir Xumun çıxışında xalqı saxladı. Əlbəttə ki, insanların Əliyə sadiq qaldıqları əsas gün Hicat əl-Vədənin on illiyinə bərabərdir. Bu proqramın profilidir: bütün tarixin təsviri! Göstərilən və açıqladı. İdarəetmə fənnində planlaşdırma! Strateji bir yanaşma, status-kvodan ayrılması və istənilən statusa nail olmaqdır. Amma ilahi planlaşdırmada, bunların hamısı arzu olunan və bir-birinə baxır və zəruri və lazımlıdır. Fütürist bütün İslam tarixinin və hətta meta tarixinin əngəlsiz İslamı öyrənir. Amma elmi rəhbərlik perspektivləri! Yalnız ehtimallar. İslam peyğəmbəri Ghadir eyni xütbəsində hələ də doğulmamış üç dəfə Mehdi Ajz adını alır! Və 245 il sonra doğulacaq. Planlaşdırma çox aydındır ki, Peyğəmbər bizə də vaxtımızın vaxtı barədə məlumat vermişdir. Məsələn, İmam Xomeyninin qiyamı Qumdan yüksələn bir adam kimi gəldi. Daesh qrupu qara bayraqlar kimi! Buna görə hökumət: Yeni yaranmış İslam Respublikası təkcə qırx il əvvəl: dünya professorları üçün planlaşdırmağı və gündəmini inkişaf etdirməyə qadir olmuşdur. İslamda rəhbərlik və proqram heç vaxt bağlamır. Peyğəmbər dedi: "Mən sizin aranızda iki əsas ünsürü tərk etmişəm: Allahın kitabı (həyat planı) və Eter və ailəm. (Proqramın menecerləri və icraçıları kimi) və bu ikisi heç vaxt ayrılmayacaqdır. Yəni, Quranda mövcud olan imam, əlbəttə ki, orada və çalışır. Baxmayaraq biz bunu görmürük! İlk günlərdəki kimi, ikisini ayırmaq istədi, dedilər: "Allahın kitabı bizim üçün kifayətdir!" Bizə administrator və ya menecer ehtiyac yoxdur. İndi bəzi insanlar Quranın kifayət qədər olduğunu söyləyə bilərlər: İmam - əfsanənin vaxtıdır! Amma həqiqət aşağı yavaş və Peyğəmbər yalan etmir və bu unutmadan və ya istifadə üçün, bütün müsəlman şiə və ya sünni olub, Isis və onların ustalarının halda saxlamaq çox dəfə təkrar olunur deyil Ona qarşı olanları görürlər.

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۸/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۴۳ نظر(0)

چند تا نهنگ در کنار دریا گیر افتاده بودند، همه علم و آدم بسیج شدند: تا آنها را نجات دهند. ولی میلیون ها انسان در مدیترانه غرق شدند، اما کسی به فریاد آنها نرسید. از اینکه یک پاساژ در ایران آتش گرفته بود، آنهم غیر عمد، هزاران گزارش تهیه کردند! و به دنبال مقصر گشتند، ولی در میانمار، هزاران انسان سوزانده شدند، اما آن آقایان دنبال مقصر نگشتند، حتی گفتند اشکالی ندارد چون: سه مرد مسلمان به یک زن بودایی حمله کرده، این درگیری را آغاز کردند! چه اتفاقی در حال شکل گرفتن است؟ یا چه اتفاقی باید شکل بگیرد؟ تا اینهمه تبعیض ناروا نباشد. به نظر می رسد باید یک انقلاب بزرگی اتفاق بیافتد، انقلاب رسانه ای برای بیان حقیقت! یا انقلاب سیاسی جهانی، برای اجرای عدالت. باید بدنبال آن بود تا قیام برای عدالت، از حالت جزیره ای بودن بیرون آید، و بجای فعالیت در گوشه و حاشیه، به متن زندگی وارد شود. ما شاهد عالت خواهی در: برخی سرزمین ها هستیم، ولی تنها هستند واین تنهایی، صدای آنها را در گلو خفه می کند، و نمی گذارد این صدا به جایی برسد. ولی اگر این دستها جمع شوند، یکی بشوند، آینده بهتری خواهیم داشت. ما به تاریخ نگاه می کنیم: در طول تاریخ، عدالت به این معنی بوده که: اگر کسی دو نفر شاهد داشته باشد، و به دادگاه مراجعه کند، میتواند حق خود را پس بگیرد. اما چرا حضرت علی ع با 120هزار: شاهد در غدیر خم نتوانست حق خود را بگیرد؟  25سال خانه نشین شد، بهترین یارانش را در جلو چشمانش اعدام کردند. حقوقدانان برای اینکه خود را پاک و منزه جلوه دهند، می گویند شاهد داشت، ولی نتوانست به دادگاه بیاورد! این یعنی صحه گذاشتن بر: زورگیری و پایمال کردن حق مردم: باقدرت و سیاست. در حالی که اینطور هم نبود. فاطمه زهرا سلام الله علیها، به درب خانه همه شاهد ها می رفتند، و از انها برای ادای شهادت دعوت می کردند. اما فقط چهار یا پنج نفر حاضر شدند: تا شهادت بدهند، والبته همه آنها کشته شدند! یعنی حضرت زهرا را با شکنجه کردن: در پشت در که باعث سقط کودک هم شد، آتش زدن درب منزل و سیلی زدن در کوچه ها، شهید کردند: میثم تمار را زبانش را بریدند، بر درخت خرما دار زدند. کتاب ها را سوزاندند، و زبانهایی که به مدح علی گشوده می شد، از خلقوم در آوردند، سرها را از تن جدا کردند. اما همه این شور وشر ها 25سال بیشتر دوام نداشت.  بالاخره مردم حقیقت را فهمیدند، به درب خانه علی آمدند، و او را برتخت خلافت نشاندند. گرچه داستان ناتمام غدیر ادامه یافت. مردم فقط 5سال عدالت علی را تحمل کردند. و دوباره خلافت را با دست غدار روزگار: روباه پیر آن زمان یعنی عمرو عاص، به معاویه سپردند. معاویه هم دستور داد نام علی را، از نامها حذف کنند و قتل را برای: مجازات آنها تعیین نمود. مرسوم نمود تا در منابر، بعد از حمد خدا امام علی را لعن کنند، ولی چه شد؟ امروز همه دنیا علی را می شناسند! و از معاویه خبری ندارند. این تاریخ به ما یاد می دهد که: حق ماندنی است و پیروزی نهایی با آن است، هرچند که سیاستمدارن کهنه کار: و حقوقدانان برجسته، در صدد حذف آن باشند. لذا مردم میانمار نیز مانند: مردم پاراچنار پاکستان ، کشمیر هند ، ایالت ایغور چین ، ناردان جمهوری آذربایجان و نوار غزه  یمن و بحرین، بدانند که حق آنها پایمال شدنی نیست. اگر امروز کسی نیست که به فریاد آنها برسد، تعجب نکنند! زیرا وقتی حضرت فاظمه را سیلی می زدند، حضرت علی هم نمی توانست کاری کند. آنها برای آزادی و عدالت آیندگان، خود را فدای دین کردند. از شهادت هم نترسیدند.

The animal came from a superior man!

Several whales were caught by the sea, all the sciences and Adam mobilized: to save them. But millions of people drowned in the Mediterranean, but no one cried to them. It was unintentional for a passage to burn down in Iran, having made thousands of reports! And they were looking for the culprits, but in Myanmar, thousands of people were burned, but those gentlemen did not look for blame, they even said they had no trouble because: three Muslim men attacked a Buddhist woman, they started the conflict! What is happening? Or what should happen? Too little discrimination. It seems that there must be a great revolution, a media revolution to express the truth! Or global political revolution, for the sake of justice. The insurrection for justice should be sought out as an island, and instead of the corners and fringes, it should be brought into the text of life. We see the state of mind: We are some territories, but they are alone, and this loneliness chokes their voices in the throat, and does not allow the sound to come to a place. But if these hands get together, they will be one, we will have a better future. We look at history: Throughout history, justice means that: If one has two people witnesses and goes to court, they can reclaim their rights. But why did not Ali's sovereign with 120,000: the witness in Ghadir Khom failed to take his right? He lived for 25 years, executed his best fellows in front of his eyes. The jurists say they had a chance to make themselves clear, but could not bring them to court! This means endorsing: bullying and trampling the people's right: power and politics. While that was not the case. Fatima Zahra Salam al-Ali Ali, all the witnesses went to the door of the house, and invited them to testify. But only four or five people were present: to testify, but they were all killed! That is, the Prophet Zahra was martyred by torture: behind the door, which caused the abortion of the child, the burning of the house and slapping in the streets: they cut Meysam Temar's tongue, they were cast on a palm tree. They burned books, and the tongues that were opened to Allah's Almighty brought them from the ring, cutting off their heads. But all this shrimp did not last for 25 years. The people finally realized the truth, they came to the door of Ali's house, and laid him on the brink of caliphate. Although the unfinished story of Ghadir continued. People only tolerated Ali's justice for five years. And again, the caliphate was restrained by the long horn: the old fox of the time, Amr Aç, was given to Mu'awiyah. Mu'awiyah also ordered the Ali name to be removed from the names and set off the killings for: their punishment. It was customary to curse Imam Ali after Hadad, but what happened? Today the whole world knows Ali! And they do not have the news. This history teaches us that it is a right and a final victory with it, although veteran politicians and prominent lawyers seek to eliminate it. Therefore, the people of Myanmar, like the Paracharnar people of Pakistan, Kashmir, India, the Ugur of China, the Naryn Republic of Azerbaijan and the Yemen and Bahrain's Gaza Strip, know that their rights are not discriminatory. Do not be surprised if today there is no one to cry out! For when the Prophet shook his head, Ali could not do anything. They sacrificed themselves for religion for the freedom and justice of the future. They did not fear the testimony.

جاء الحيوان من رجل متفوق!

تم القبض على العديد من الحيتان عن طريق البحر، وجميع العلوم وآدم تعبئتها: لإنقاذهم. ولكن الملايين من الناس غرقوا في البحر الأبيض المتوسط، ولكن لا أحد يبكي لهم. كان من غير المتعمد أن يحرق مرور في إيران، بعد أن قدمت الآلاف من التقارير! وكانوا يبحثون عن الجناة، ولكن في ميانمار، أحرق الآلاف من الناس، ولكن هؤلاء السادة لم يبحثوا عن اللوم، حتى أنهم قالوا إنهم ليس لديهم مشكلة لأن: ثلاثة مسلمين هاجموا امرأة بوذية، بدأوا الصراع! ما الذي يحدث؟ أو ماذا يجب أن يحدث؟ التمييز القليل جدا. يبدو أنه يجب أن تكون هناك ثورة كبيرة، ثورة إعلامية للتعبير عن الحقيقة! أو الثورة السياسية العالمية، من أجل العدالة. وينبغي التماس العصيان من أجل العدالة كجزيرة، وبدلا من الزوايا والأطراف، ينبغي إدخالها في نص الحياة. ولكن إذا كانت هذه الأيدي معا، فإنها ستكون واحدة، سيكون لدينا مستقبل أفضل. نحن ننظر إلى التاريخ: على مر التاريخ، تعني العدالة ما يلي: إذا كان هناك شخصان يشهدان ويذهبان إلى المحكمة، فيمكنهما استعادة حقوقهما. ولكن لماذا لم يسود علي السيادة مع 120،000: الشاهد في غدير خوم فشل في اتخاذ حقه؟ عاش لمدة 25 عاما، أعدم أفضل زملائه أمام عينيه. ويقول الفقهاء إن لديهم فرصة لجعل أنفسهم واضحين، ولكنهم لم يتمكنوا من إحضارهم إلى المحكمة! وهذا يعني تأييد: البلطجة ودوس حق الشعب: السلطة والسياسة. وفي حين أن الأمر ليس كذلك. فاطمة الزهراء سلام العلي علي، ذهب كل الشهود إلى باب المنزل، ودعاهم للإدلاء بشهاداتهم. ولكن أربعة أو خمسة أشخاص فقط كانوا حاضرين: للإدلاء بشهاداتهم، لكنهم قتلوا جميعا! أي أن النبي صلى الله عليه وسلم استشهد جراء التعذيب: خلف الباب الذي تسبب في إجهاض الطفل وحرق المنزل والصفع في الشوارع: قطعوا لسان ميسم تمار، وألقوا على شجرة نخيل. أحرقوا الكتب، وألسنتهم التي فتحت إلى الله سبحانه وتعالى جلبتهم من الحلبة، وقطع رؤوسهم. ولكن كل هذا الجمبري لم يستمر لمدة 25 عاما. الشعب أدركت الحقيقة، جاءوا إلى باب منزل علي، ووضعوه على حافة الخلافة. على الرغم من استمرار قصة غدير التي لم تكتمل. لم يتسامح الناس إلا مع العدالة علي لمدة خمس سنوات. ومرة أخرى، تم تقييد الخلافة من قبل القرن الطويل: أعطي الثعلب القديم في ذلك الوقت، عمرو أك، إلى معاوية. كما أمر معاوية بإزالة اسم علي من الأسماء وفجر عمليات القتل من أجل: عقابهم. كان من المعتاد أن يلعن الإمام علي بعد حداد، ولكن ماذا حدث؟ اليوم العالم كله يعرف علي! وليس لديهم الأخبار. هذا التاريخ يعلمنا أنه حق وانتصار نهائي مع ذلك، على الرغم من أن السياسيين المخضرمين والمحامين البارزين تسعى للقضاء عليه. ولذلك، فإن شعب ميانمار، مثل شعب باراشارنار في باكستان وكشمير والهند وأوغور في الصين وجمهورية نارين الأذربيجانية واليمن وقطاع غزة في البحرين، يعرف أن حقوقه ليست تمييزية. لا تفاجأ إذا اليوم لا يوجد أحد يبكي! لأنه عندما هز النبي رأسه، علي لا يمكن أن تفعل أي شيء. لقد ضحوا أنفسهم للدين من أجل الحرية والعدالة في المستقبل. لم يخشوا الشهادة.

Heyvan üstün bir insandan gəldi!

Bir çox balinalar dənizlə tutuldu, bütün elmlər və Adəm səfərbər etdi: onları xilas etmək. Aralıq dənizində milyonlarla insana boğuldu, lakin heç kim onlara ağlamadı. İranda minlərlə hesabat hazırlayan bir keçidin buraxılması qeyri-adi idi! Nə olur? Və ya nə baş verəcək? Çox az ayrılıq. Göründüyü kimi, həqiqəti ifadə etmək üçün böyük inqilab, media inqilabı olmalıdır! Və yaxud ədalət naminə qlobal siyasi inqilab. Amma bu əllər bir araya gələrsə, bir olacaq, daha yaxşı bir gələcəyimiz olacaq. Tarixi nəzərdən keçiririk: Tarix boyunca ədalət bu deməkdir: Əgər iki nəfər şahid olsa və məhkəməyə gedərsə, öz hüquqlarını geri ala bilərlər. Amma nə üçün Əli hakimiyyəti 120 minə sahib çıxmadı? Qədir Xumda şahid onun haqqını ala bilmədi? 25 ildir yaşamış, ən yaxşı yoldaşlarını gözləri qarşısında öldürmüşdü. Hüquqşünaslar özlərini açıqlamaq imkanı tapdıqlarını, lakin məhkəməyə gətirə bilmədiklərini söylədilər! Bu, təsdiqləməyi nəzərdə tutur: xalqın haqqını təhqir etmək və trampling: güc və siyasət. Baxmayaraq ki, belə deyil. Fatimə Zəhra Salam əl Əli, bütün şahidlər evin qapısına getdilər və onları şəhadət etməyə dəvət etdilər. Ancaq dörd və ya beş nəfər var idi: ifadə vermək üçün, lakin hamısı öldürüldü! Kitabları yandırdılar, Allahın Qüdrətli Allahına açılmış dilləri onları üzüklərdən çıxararaq başlarını kəsdi. Amma bütün bu karides 25 il davam etməmişdir. İnsanlar nəhayət həqiqəti başa düşdilər, Əli evinin qapısına gəldilər və onu xalifətin kənarına qoydular. Qədirin bitməmiş hekayəsi davam etsə də. İnsanlar yalnız Əliyin ədalətinə beş il qaldı. Və yenə aldadıcı əlləri Xilafət dövrü: köhnə tülkü ki, vaxt, Amr əl-Aas, Müaviyyənin həyatını itirdi. Muaviya da Əli adının adlardan çıxarılmasını və öldürülməsini əmr etdi: onların cəzası. Hadaddan sonra İmam Əliyə lənətləmək adət idi, amma nə oldu? Bu gün bütün dünya Ali bilir! Və xəbərləri yoxdur. Bu tarix bizə davamlı bir haqq və son zəfər olduğunu öyrədir, baxmayaraq ki veteran siyasətçilər və görkəmli hüquqşünaslar bunu aradan qaldırmağa çalışırlar. Myanma xalqı, eləcə də Parachinar, Pakistan, Kəşmir, Hindistan, Çin Uyğur dövlət, Oxnard Azərbaycan və Qəzza, Yəmən və Bəhreyn xalqı onların hüquqları ayaqlar altına edilə bilməz bilmək. Bu gün ağlamağa kimsə yoxdursa, şaşırmayın! Peyğəmbər başını sarsdıqdan sonra Əli heç bir şey edə bilmədi. Gələcəyin azadlığı və ədaləti üçün dini özlərini qurban kəsdilər. Onlar şəhadətdən qorxmadılar.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۷/۶/۱۳۹۶ - ۱۲:۵۷ نظر(0)

مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم در غرب، برای مدرنیزه شدن تاریخچه آن نابود شد! علاوه بر نابودی تاریخ و تاریخچه آن، برای سترون کردن آن، محدودیت های زیادی برای آن ایجاد کردند: از جمله گفتند علم مدیریت فقط مربوط به: شرکت ها در کشورهای سرمایه داری است، بقیه مدیریت نیستند و اگر هم باشد علمی نیست. برای این منظور هم اثباتگرایی را شاهد آوردند، یعنی گفتند موضوعی علمی است که: برای همه قابل تجربه و اثبات باشد، و به فراوانی بتوان تجربه کرد. مانند جوشاندن آب در100درجه که: برای همه قابل تجربه و اثبات است. لذا مدیریت فراتر از یک شرکت، نه قابل تکرار است و نه قابل تجربه و اثبات، پس وجود خارجی ندارد. این عقاید به موازات رشد در ماتریالیسم، در مدیریت نیز بیشتر می شد و: میتوان گفت دهه 1960در جهان و بخصوص آمریکا، دهه اوج تجربه گرایی در علوم بوده است. اما با ظهور نشانه های انقلاب اسلامی در: دهه1970کم کم لحن ماتریالیستی تغییر شکل می دهد، و موضوعات متافیزیک جای خود را باز می کند. فلسفه ژرژ پولیتسر و کارل مارکس، مورد تهاجم قرار می گیرد و: مدیریت نیز از دایره علوم سخت خارج شده، در دایره علوم نرم قرار می گیرد! فلسفه علم نیز تغییراتی در جهت معنویت: از خود نشان می دهد. البته شاید اول کسی که این کار را انجام داد، کارل پوپر یا هگل معرفی شده باشد، ولی ریشه آنها در عقاید و مکاتبات: دانشمندانی چون علامه طباطبایی و: علامه جعفری از ایران بود. البته در ابعاد فراتر از بحثهای عمیق فلسفی، استادانی همانند آیت الله العظمی  بروجردی و آیت الله کاشانی از ایران، و سید قطب ازمصر و دانشگاه الازهر، زمینه سازی ها را انجام داده بودند. شهید صدر در اقتصاد و: آیت الله شیرازی در مدیریت و: امام خمینی در حکومت اسلامی، آیت الله یزدی در روانشناسی کتاب هایی نوشتند. بالاخره با ظهور انقلاب اسلامی و اثبات: توانایی های اسلام در مدیریت و سیاست و حکومت، این توانایی ها در تئوریزه کردن مدیریت نوین، بر مبنای مدیریت فرا گیر، نقش مهمی داشته است. در مقابل اثبات گرایان که اگر خدا را، زیر تیغ جراحی نمی دیدند قبول نمی کردند! نوگرایانی آمدند که گفتند: هر چیز را که ما نمی بینیم یا نمی فهمیم، دلیل نبودن آن نیست! بنابر این علم تاریخ از کتیبه ها بیرون آمد، علوم طبیعی از قفسه فسیل ها نجات پیدا کرد! فلسفه هم نفسی به راحتی دنیای بزرگ کشید. ازنظر اسلام، دنیا دارای مدیریت یکپارچه، زیر نظر خدایی واحد است. همه عالم محضر خدا است، و خدا بر همه چیز دانا و توانا است. اثبات آن هم ساده بود: زیرا که فلسفه علم به دنبال یک: علت و یک معلول بود : اگر همه عالم یک معلول باشد، بوجود آورنده آن هم یک علت خواهد بود. لذا مدیریت جهان یک مدیریت تراریخته و: جهش یافته منسجم است. که دارای زیر سیستم های فراوان: تا دل ذرات می باشد. در یک تقسیم ابتدایی آیت الله شیرازی، که در سال 1975کتاب مدیریت اسلامی را نوشت، می گوید مدیریت در اسلام سه قسمت دارد: مدیریت برخود مدیریت، بر خانواده و مدیریت بر جامعه. مدیریت بر خود اخلاق فردی است، مدیریت برجامعه اخلاق اجتماعی و خانوادگی است. اما این تقسیم بندی الهی در: نظریات امام خمینی که: دیدگاه عرفانی بر آن گذاشته اند! تمام جهان را در بر می گیرد. یعنی مدیریت انسان یا شرکت، و خانواده در درون آن تعریف می شود. این مدیریت را مشیت الهی گفته است. اگر کسی با مشیت الهی هماهنگ باشد، پیروز است و الا شکست در انتظار او است. زیرا مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، لذا همه عوامل به کمک او می آیند. اما مدیر غیرالهی مانند یک ماهی است: که در جهت عکس رودخانه شنا کند.

Transgenic management

Management, like many other sciences in the West, was destroyed to modernize its history! In addition to destroying its history and history, it created a lot of restrictions to sterilize it: among them, management science was related only to: corporations in capitalist countries, the rest are not management, and if so, they are not scientific. To this end, they also saw positivism, that is, they said that it was a scientific subject: to be experienced and proven for all, and to be experienced in abundance. Like boiling water at 100 degrees, which is: for everyone, is experienced and proven. Therefore, management beyond one company is neither repeatable nor inexplicable, and therefore not externally. As the materialist development grew, it grew in management as well: it can be said that the 1960s in the world, and in particular the United States, were the peak of experimentalism in science. But with the advent of the signs of the Islamic Revolution: in the 1970s, the materialist tone is being redefined, and metaphysical issues open up. The philosophy of Georges Pulitzer and Karl Marx is invaded, and management is also out of the ranks of hard sciences in the soft sciences circle! Philosophy of science also shows changes in the direction of spirituality. Of course, perhaps the first person to do this was Karl Popper or Hegel, but it was rooted in opinions and correspondence: scientists such as Allameh Tabataba'i and: Allame Ja'fari from Iran. Of course, in terms beyond philosophical debates, professors such as Grand Ayatollah Boroujerdi and Ayatollah Kashani of Iran, and Sayyid Qutb of Egypt and Al-Azhar University, had carried out fieldwork. Martyr Sadr in Economics and: Ayatollah Shirazi in Management: Imam Khomeini in Islamic government, Ayatollah Yazdi wrote books on psychology. Finally, with the advent of the Islamic Revolution and the proof of the capabilities of Islam in management and politics and government, these abilities have played a major role in the theorizing of modern management based on incumbent management. Against the positivists who would not accept God under the surgical ram! Novogrists came to say: "We do not see what we do not see or do not understand! So the science of history came out of the inscriptions, the natural sciences were saved from the fossil shelf! The philosophy of breath easily brought a great world. From the point of view of Islam, the world has an integrated management, under the control of a single god. All the world is God's servant, and Allah is All-Knower and All-Powerful. The proof was simple: because the philosophy of science was looking for one: cause and effect: if all the world is a disability, the cause will be one cause. Therefore, global management is a transgenic management: mutated coherent. It has many subsystems: up to the particles of the particles. In an elementary division of Ayatollah Shirazi, who wrote the book of Islamic Management in 1975, management in Islam has three parts: management of management, family and community management. Managing self is individual morality, managing social and family ethics. But this division of divine is in: The views of Imam Khomeini who have given it a mystical view! The whole world covers. That is, the management of a person or company, and a family within it. This management is said to be divine providence. If anyone agrees with divine providence, he is victorious and loses his expectation. Because divine management is in the bed: it is planned by God, so all the agents come to his aid. But the inhuman manager is like a fish: swim in the direction of the river image.

إدارة المعدلة وراثيا

الإدارة، مثل العديد من العلوم الأخرى في الغرب، دمرت لتحديث تاريخها! بالإضافة إلى تدمير تاريخها وتاريخها، خلق الكثير من القيود لتعقيمها: من بينها، كان علم الإدارة مرتبطا فقط بما يلي: الشركات في البلدان الرأسمالية، والباقي ليسوا الإدارة، وإذا كان الأمر كذلك، فهي ليست علمية. وتحقيقا لهذه الغاية، رأوا أيضا إيجابية، أي أنهم قالوا إنها موضوع علمي: أن يكونوا من ذوي الخبرة وثبت للجميع، وأن يكونوا ذوي خبرة في وفرة. مثل الماء المغلي في 100 درجة، وهو: للجميع، من ذوي الخبرة وثبت. ولذلك، فإن الإدارة خارج شركة واحدة ليست قابلة للتكرار ولا يمكن تفسيرها، وبالتالي لا خارجيا. ومع نمو التطور المادي، نما في الإدارة أيضا: ويمكن القول أن 1960s في العالم، وخاصة الولايات المتحدة، كانت ذروة التجريبي في العلم. ولكن مع ظهور علامات الثورة الإسلامية: في 1970s، لهجة المادية هو هشة قليلا، والقضايا الميتافيزيقية مفتوحة. فلسفة جورج بوليتزر وكارل ماركس غزت، والإدارة هي أيضا من صفوف العلوم الصلبة في دائرة العلوم اللينة! فلسفة العلم تظهر أيضا تغييرات في اتجاه الروحانية. بطبيعة الحال، ربما كان أول شخص يقوم بذلك هو كارل بوبر أو هيجل، ولكنه كان متجذر في الآراء والمراسلات: علماء مثل علام طباطبائي و: أليم جعفري من إيران. وبطبيعة الحال، ومن حيث المناقشات الفلسفية، قام أساتذة مثل آية الله العظمى بروجيردي وآية الله كاشاني من إيران، وسيد قطب من مصر وجامعة الأزهر، بعمل ميداني. الشهيد الصدر في الاقتصاد و: آية الله الشيرازي في الإدارة: الإمام الخميني في الحكومة الإسلامية، كتب آية الله يزدي كتبا عن علم النفس. وأخيرا، ومع ظهور الثورة الإسلامية وإثبات قدرات الإسلام في الإدارة والسياسة والحكومة، لعبت هذه القدرات دورا رئيسيا في تنظير الإدارة الحديثة القائمة على الإدارة الحالية. ضد بوسيتيفيستس الذين لن تقبل الله تحت رام الجراحة! جاء نوفوغريستس إلى القول: "نحن لا نرى ما لا نرى أو لا يفهمون! لذلك جاء علم التاريخ من النقوش، وتم حفظ العلوم الطبيعية من الجرف الأحفوري! فلسفة التنفس جلبت بسهولة عالم عظيم. من وجهة نظر الإسلام، العالم لديه إدارة متكاملة، تحت سيطرة إله واحد. كل العالم هو خادم الله، والله هو كل من يعلم وقوي. كان البراهين بسيطا: لأن فلسفة العلم كانت تبحث عن واحد: السبب والنتيجة: إذا كان العالم كله معوقا، فإن السبب سيكون سببا واحدا. لذلك، الإدارة العالمية هي إدارة المعدلة وراثيا: متحور متماسكة. لديها العديد من النظم الفرعية: تصل إلى جسيمات من الجسيمات. في قسم ابتدائي من آية الله الشيرازي، الذي كتب كتاب الإدارة الإسلامية في عام 1975، والإدارة في الإسلام ثلاثة أجزاء: إدارة الإدارة والأسرة وإدارة المجتمع. إدارة الذات هي الأخلاق الفردية، وإدارة الأخلاق الاجتماعية والأسرية. ولكن هذا التقسيم الإلهي هو في: آراء الإمام الخميني الذي أعطاه وجهة نظر باطني! يغطي العالم كله. وهذا هو، إدارة شخص أو شركة، والأسرة داخله. ويقال إن هذه الإدارة هي العناية الإلهية. إذا كان أي شخص يتفق مع العناية الإلهية، هو منتصرا ويفقد توقعاته. لأن الإدارة الإلهية في السرير: ومن المقرر من قبل الله، لذلك كل وكلاء تأتي لمساعدته. ولكن المدير اللاإنساني هو مثل الأسماك: السباحة في اتجاه صورة النهر.

Transgenik idarəetmə

Qərbdə bir çox başqa elmlər kimi, rəhbərlik tarixini modernləşdirmək üçün məhv edildi! Tarixini və tarixini məhv etməklə yanaşı, sterilizasiya üçün çoxlu məhdudiyyətlər yaradılıb: bunlar arasında idarəetmə fani yalnız: kapitalist ölkələrdə korporasiyalar, qalanları isə rəhbərlik deyil, əgər varsa, elm deyildir. Bu məqsədlə onlar da pozitivizmin, yəni, elmi bir mövzu olduğunu gördülər: hər kəs üçün təcrübəli və sübut edilmiş və bolluqda təcrübəli olmaq. 100 dərəcədə qaynar su kimi, hər kəs üçün, təcrübəli və sübut olunmuşdur. Buna görə bir şirkətin kənarında idarə edilməsi təkrarlana bilməz, nə də açıqlanmır, buna görə də xarici deyil. Materialist inkişaf artdıqca, idarəetmə də böyüdü: dünyanın 1960-cı illərində və xüsusən də ABŞ-da elm sahəsində təcrübəmizin zirvəsi olduğu deyilə bilər. Ancaq İslam inqilabının əlamətləri ilə: 1970-ci illərdə materialist ton yenidən təyin olundu və metafizik məsələlər açıldı. Georges Pulitzer və Karl Marxın fəlsəfəsi işğal edilir və rəhbərlik də yumşaq elm dairəsində sərt elmlər sırasındadır! Elm fəlsəfəsi də mənəviyyat istiqamətində dəyişiklikləri göstərir. Əlbəttə ki, bunu ilk şəxs Karl Popper və ya Hegel idi, lakin fikir və yazışma köklü idi: Allameh Tabataba'i və alimlər: İranlı Allame Ja'fari. Əlbəttə ki, fəlsəfi müzakirələrdən kənarda İranın böyük Ayətullah Borsucli və Ayətullah Kaşani, Misir Seyyid Qutb və Əl-Əzhər Universiteti kimi professorlar kontekstləşdirmə aparmışlar. İqtisadiyyatdakı Şəhid Sadr və İdarəetmədə Ayətullah Şirazi: İslam hökumətində İmam Xomeyni, Ayətullah Yazdı psixologiya mövzusunda kitablar yazdı. Nəhayət, İslam İnqilabının gəlməsi və İslamın rəhbərlik, siyasət və hökumət qabiliyyətlərinin sübutu ilə bu qabiliyyətlər mövcud rəhbərliyə əsaslanan müasir idarəetmə nəzəriyyəsində böyük rol oynamışdır. Cərrahiyyə qoçu altında Allahı qəbul etməyən positivistlərə qarşı! Novogrists dedilər: "Görmədiyimiz və ya anlamadığımız şeyi görmürük! Tarixin elmi yazılardan çıxdı, təbiət elmləri fosil şelfindən qurtuldu! Nəfəs fəlsəfəsi asanlıqla böyük bir dünya gətirdi. İslam baxımından dünyadakı tək bir tanrı nəzarəti altında inteqrasiya olunmuş bir idarəetmə var. Bütün dünya Allahın quludur. Allah yenilməz qüvvət sahibi, qüdrətlidir. Bu sübut sadə idi: çünki elm fəlsəfəsi biri axtarırdı: səbəb və təsiri: əgər bütün dünya əlilliyi olsa, səbəb bir səbəb olacaq. Buna görə, qlobal idarəetmə transjenik bir rəhbərlikdir: mütənasib əlaqəli. Bir çox alt sistem var: hissəciklərin hissəciklərinə qədər. 1975-ci ildə İslam İdarəçiliyi kitabını yazan ayətullah Şirazinin ibtidai bölünməsində İslamda rəhbərlik üç hissədən ibarətdir: idarəetmə, ailə və cəmiyyət idarə olunması. Özünü idarə etmək fərdi əxlaqdır, sosial və ailə etikasını idarə edir. Amma bu ilahi diviziya içindədir: İmam Xomeyninin fikirləri mistik bir mənzərədir! Bütün dünya əhatə edir. Yəni, bir şəxsin və ya şirkətin rəhbərliyi və onun içində bir ailə. Bu rəhbərliyin ilahi nemət olduğu ifadə edilir. Kimsə ilahi təvəkküllə razılaşsa, o qalib gəlir və onun gözləməsini itirir. Çünki ilahi rəhbərlik yatağın içindədir: Allah tərəfindən planlaşdırılır, ona görə də bütün agentlər onun köməyinə gəlirlər. Ancaq qeyri-insani idarəçi bir balıq gibidir: çay görünüşü istiqamətində üzmək.

 

اشتعال  زمینه می خواهد.

اگر شغلی مورد نیاز جامعه نباشد، ایجاد کردن آن دور ریختن منابع هست. برای اینکه بدانیم چه شغلی مورد نیاز است، باید به اسناد بالا دستی مراجعه کنیم، در اسناد بالا دستی تعیین شده که: چه پیشرفت هایی باید صورت گیرد و: نیاز این عملکرد به نیروی انسانی هم تعیین شده. باید آن را برآورد کرد و استخدام نمود. اما مشکل در تهیه اسناد بالا دستی است. در تهیه اسناد بالا دستی مانند: برنامه 25 ساله چشم انداز، یا سیاست های کلی نظام، 5ساله توسعه، یکساله بودجه، تقریبا سیاسی برخورد شده است: یعنی نیاز ها بخوبی دیده نشده، و فقط برای اینکه از دید رقیب! کاری شده باشد انجام شده است. خیلی از آنها واقعی نیست، و برخی نیز از واقعیت ها بالاتر هستند. مثلا ما در صنایع دفاعی، حرف اول را می زنیم، به همین دلیل تا کنون هیچ اتفاق ضد امنیتی: قابل ذکری روی نداده است. از زمان انقلاب اسلامی تا کنون، فقط یک جنگ تحمیلی بوده که آنهم، باعث انسجام بیشتر گشته است. زیرا در اثر انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی، بی طرف شده و از هم پاشیده شده بودند! و الا از هر نظر، ایران توان نظامی بالاتری داشت. به همین دلیل براثر نادانی صدام که: دو سه نقطه ایران را برای شروع جنگ، بمباران کرد بلافاصله 140فروند: جنگنده به پرواز در آمده و: نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. تا کنون هم هیچ ارتشی، جرات زور آزمایی هم بخود نداده است. لذا ما قدرت بلامنازع دنیا هستیم. اما برنامه چشم انداز سعی دارد: در 25سال اینده، ایران را فقط در منطقه! قدرت بلامنازع نشان دهد. این مسئله در اشتغال هم موثر است، زیرا کل نیروهای فعال و نخبه جامعه را، بخود جذب می کند و: بیکاری باقی نمی گذارد. این امر به این معنی است که: ما خود را حقیر کردیم در حالیکه توانمند هستیم. در اشتغال هم مجبور می شویم: به امور نظامی اصلا نگاه نکنیم! یا آن را موقتی بدانیم. لذا آمار بیکاری بالا نشان داده می شود. بخش اعظم نیروی فعال جامعه، دوران سربازی را می گذرانند، و این از نظر وزیر کار، بیکاری و حتی بیگاری محسوب می شود! در حالیکه همه پروژه های نظامی، با دست توانای همین سربازان اجرا می شود. مرزبانی و حفاظت از کشور و پادگانها، از نظر اداره کار شغل محسوب نمی شود! در حالیکه بزرگترین مراکز اشتغال در آمریکا، گروهها و شرکت های حفاظتی هستند! در صنایع دیگر هم همینطور است. بالاترین تولید پوشاک و مواد غذایی، از طریق روستاها و شرکت های ثبت نشده! انجام می شود. در ژاپن و دیگر کشورها، زنان در خانه هایشان بیمه می شوند، ولی در ایران آن را غیر قانونی دانسته! و نام بیکاری پنهان را برآن می گذارند. بجای سازماندهی دست فروشان و: بیمه کردن آنها، به مبارزه با آن پرداخته و کسر شان می دانند. دستفروشان در واقع شاگردان یا: توزیع کنندگان خرد برای مغازه دارن هستند. با اجازه آنها در مقابل مغازه شان بساط می کنند. ولی وزارت کار می گوید: اینها کارتن خواب ها هستند، و باید جمع شوند! به همین دلیل آمار بیکاری گاهی، بالاتر از تعداد نیروهای فعال جامعه هم می شود! بنده از خود وزیر کار شنیدم که: می گفت فاجعه بیکاری از این هم بالاتر است. در کشورهای (پیشرفته به قول وزیر کار!) همه میدانند که: تحصیل یک نوع کار است، یعنی کسی که تحصیل می کند، اجازه کار دیگری ندارد، و جزو آمار بیکاران بحساب نمی آیند. لذا آمار بیکاری یک رقمی می شود. ولی در ایران بزرگ ترین فاجعه بیکاری را، همین دانشجویان میدانند! فرهنگ کار در ایران می گوید: هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان این را افسانه میدانند، و فکر می کنند خودشان نان می دهند! برای همین می بینند کاری از دستشان بر نمی آید، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

النيران تريد هذا المجال.

وإذا لم يكن المجتمع بحاجة إلى العمل، فإن خلقه هو تشتت للموارد. ومن أجل معرفة نوع العمل المطلوب، نحتاج إلى الرجوع إلى الوثائق ذات المستوى الأعلى، في الوثائق العليا، ما يلي: ما هي التحسينات التي ينبغي إدخالها: والحاجة إلى هذه الوظيفة تحددها القوى العاملة أيضا. ويجب تقديرها واستئجارها. ولكن المشكلة هي في تسليم الوثائق العليا. تقديم وثائق رفيعة المستوى مثل: خطة رؤية لمدة 25 عاما، أو سياسة عامة للنظام، خمس سنوات التنمية، ميزانية سنة واحدة، وقد تمت معالجتها سياسيا تقريبا: انها لا ينظر بشكل جيد، فقط من أجل منافسيه! وقد تم القيام به. وكثير منها ليس حقيقيا، وبعضها أعلى من الواقع. على سبيل المثال، في الصناعات الدفاعية، لدينا الكلمة الأولى، لذلك لم يذكر أي حادث أمني. منذ الثورة الإسلامية، حتى الآن، لم يكن هناك سوى حرب واحدة فرضت، مما أدى إلى مزيد من التماسك. بسبب الثورة، كانت قوات الجيش والشرطة محايدة وتفككت! وعلى أية حال، فإن إيران لديها قدرات عسكرية أعلى. لهذا السبب، بسبب جهل صدام الذي قصف نقطتين من إيران لبدء الحرب، كان هناك 140 على الفور: هرب المقاتل ودمر البحرية صدام وجو. وحتى الآن لم يجرؤ أي جيش على إجباره. لذلك لدينا قوة بلا منازع في العالم. ولكن برنامج التوقعات يحاول: في السنوات ال 25 المقبلة، فإن إيران لن تكون إلا في المنطقة! السلطة لا يمكن إنكارها. وهذه أيضا مسألة في العمل، لأنها تمتص جميع القوى الفاعلة والنخبة في المجتمع، ولا تترك البطالة. وهذا يعني: نحن المتواضع أنفسنا بينما نحن قادرون. في العمل علينا أن: لا ننظر إلى الشؤون العسكرية على الإطلاق! أو اعتبرها مؤقتة. وبالتالي فإن معدل البطالة مرتفع. معظم القوى العاملة النشطة في المجتمع تخدم جنديا، وهذا، في رأي وزير العمل، هو البطالة وحتى العمل الجبري! وفي حين أن جميع المشاريع العسكرية تنفذ بأيدي هؤلاء الجنود. ولا يعتبر مكتب العمل حراسة الحدود وحماية البلد والحاميات. في حين أن أكبر مراكز التوظيف في الولايات المتحدة هي مجموعات وشركات الأمن! انها نفسها في الصناعات الأخرى. أعلى إنتاج الملابس والأغذية، من خلال القرى والشركات غير المسجلة! القيام به. في اليابان وبلدان أخرى، تؤمن النساء في منازلهن، ولكن في إيران يعتبر غير قانوني! واسم البطالة الخفية. بدلا من تنظيم المعالجات وتأمين لهم، فإنها تكافح معها والنظر في خصمها. يعرض، في الواقع، الطلاب أو موزعي التجزئة للمتجر. سمحوا لهم أمام متجرهم. ولكن وزارة العمل تقول: هذه هي رسوم أحلام، ويجب أن تجمع! هذا هو السبب في أن معدل البطالة في بعض الأحيان أعلى من عدد القوى العاملة في المجتمع! سمعت من وزیر العمل: قلت إن کارثة البطالة أعلی من ذلك. في البلدان (تقدمت في كلمات وزير العمل!) الجميع يعرف أن: التعليم هو نوع من العمل، أي الذي يدرس، وليس لديه إذن للعمل، ولا يعتبر شخصا عاطلا عن العمل. وبالتالي فإن معدل البطالة هو رقم. ولكن في إيران، أكبر كارثة البطالة هي نفس الطلاب! ثقافة العمل في إيران تقول: من الذي يعطي الأسنان لإعطاء الخبز! ولكن السادة تعتبر هذه أسطورة، ويعتقدون أنهم يعطيون أنفسهم الخبز! لهذا يرون أنهم لا يفوتون أيديهم، ويلومون اللوم على الآخرين.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۳ نظر(0)

ایرانیان ساده دل، بخیال اینکه همه جای دنیا مردم امین و راستگو هستند! دست آورد های علمی خود را، قبل از انتشار در ایران، در سیستم آی اس آی ثبت می کنند، تا خیالشان راحت باشد که: کسی از روی دست آنها کپی نمی کند و: اگر هم کپی کرد و یا آن را به مرحله: تولید و تجاری سازی رساند، با کمال احترام هر ماهه مبلغ: حق الزحمه ایشان را به دلار! به آدرس درب منزل برایشان بفرستد. غافل از آنکه آنجا گرگ هایی نشسته اند که: با فرمول ها پول در می آورند و: کسی هم نمیتواند پیگیر آنها شود. برای همین است در ایران، او را با بوروکراسی متوقف می کنند، تا رقیب چینی آن را کپی کرده، با ارزانترین قیمت در کنار: منزل ایشان به فروش برساند. این باند مخوف در ایران و چین و آمریکا، بیشترین عضو را دارد. از این جهت پیگیر شدید ثبت مقالات می باشند. هر مقاله قبل از چاپ باید توسط: اعضا این باند در حاشیه سمینارها مطالعه شود، موضوع آن تایید گردد! سپس با تبادل اطلاعات در آمریکا و چین، مشخص شود که طرح چه کمبود هایی دارد، آنگاه که طرح بصورت کامل توضیح داده شد، در آمریکا و چین همزمان به تولید آن اقدام می کنند. چون آمریکا در تحریم شریک است، لذا چین آن را وارد می کند و: با قیمت ارزان هم می فروشد، تا در ایران، دیگر کسی به دنبال تجاری سازی آن نباشد. برای تست این مرحله می توان به: دانشمندان توصیه کرد: قبل از اقدام به چاپ مقاله خود، یا طرح موضوع، شخصا آن را در کمال خفا به: تولید کارگاهی برسانند. خواهند دید که مشابه خارجی ندارد! چه رسد به اینکه مشابه خارجی، ارزان تر هم باشد. بطور مثال در انرژی هسته ای یا: صنایع موشک ما این تردستی ایرانیان را می بینیم، که به دلیل حمایت وزارت دفاع از این مقالات، و محرمانه اعلام کردن آن، تحت فشار بازدید ها هستند! آمریکا و یا آژانس که سعی دارند: از همه موضوعات سر در بیاورند، خودشان میدانند که سلاح کشتار جمعی بهانه است، همانطور که برای حمله به عراق، بهانه بود! بلکه هدف اصلی آنان کپی برداری و: یا خرید دانشمندان است. چنانچه دیدیم چند دانشمند هسته ای که: خود را نفروختند ترور شدند. تا درس عبرتی برای بقیه باشند. البته این موضوع فقط مربوط زمان ما نمی شود. در جنگ جهانی اول و دوم، دانشمندان اتمی آلمان نیز این سرنوشت را داشتند: یا باید به آمریکا می رفتند، و برای ارتش آمریکا کار می کردند، یا به طرز مرموزی کشته می شدند. بعد از حمله آمریکا به عراق هم، مشابه این بلا بر سر دانشمندان آنجا آمد. پاکستان نیز، که اخیرا نخواست با آمریکا و آل سعود، به یمن حمله کند، از این توطئه ها در امان نماند. اکنون داعش و طالبان از سراسر دنیا، به مرز شرقی آن فراخوان شده اند، تا بتوانند عملیات سرقت علمی! یا دزدی دانشمندان را ساماندهی کنند. با کشتار مردم میانمار، افراد داعش که بیشتر از چچن هستند، به آنجا گسیل شدند تا: به داخل پاکستان نفوذ کنند البته هدف آنها فقط پاکستان نیست، زیرا تنها مرزی که ایران در ان آسیب پذیر است، مرز با پاکستان است و لذا، نفوذ دادن نیروهای ضد دانشمندان: هسته ای ایران هم از انجا راحت تر است. بنابر این تا هنگامیکه دانشمندان ایرانی، محصولات خود را در آی اس آی، رایگان در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار بدهند، در امان هستند و گرنه، باید برای خود محافظ استخدام کنند. یا به استخدام نیروهای نظامی و امنیتی در آیند. استادان فرهیخته، خود این موضوع را می دانند، ولی آنهاییکه در دوران تحصیل، زیر نظر نظام آموزش آمریکایی بوده اند، ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! ولی به استخدام نیروهای مسلح ایران در نیایند.

ISI, the Scientific Stealing Center!

Simple Iranians, thank you for the fact that everyone in the world is honest and truthful! The scientific achievements are documented in the ISI system before they are published in Iran, so that it is easy for them to read: they do not copy from their hands: if copied or taken to stage: production And commercialization, with great respect every month Amount: their revenues in dollars! Send them to the door of the house. Unaware of the fact that there are wolves sitting in the form of money: and no one can follow them. Therefore, in Iran, he will stop him with the bureaucracy, so that the Chinese rival will copy it, selling it at his lowest price, along with his home. This ghastly band in Iran, China and the United States has the most members. This is the reason why the articles are constantly tracked. Each paper before printing must be read by: members of the band on the sidelines of the seminars, subject to confirmation! Then, by exchanging information in the United States and China, it is clear what deficiencies are in the design, when the plan is fully explained, they are simultaneously producing it in the United States and China. Because the United States is a partner in sanctions, it imports China and sells it at cheap prices, so that in Iran, nobody is looking to commercialize it. To test this step, you can: Scientists advise: Before you publish your article, or design the subject, personally steal it to perfection: to produce a workshop. They will see that they are not alike! Let alone being cheaper than foreign ones. For example, in nuclear power, or: our missile industry, we see this Iranianship, which, thanks to the Defense Department's support for these articles, and the secret to announcing it, are under pressure from the visitors! The United States or the Agency, which are trying to: deal with all the issues, themselves know that weapons of mass destruction are an excuse, as was the pretext for invading Iraq! But their main purpose is to copy and / or buy scientists. As we have seen, a number of nuclear scientists, who did not sell themselves, were assassinated. To be a lesson for the rest. Of course this is not just about our time. In World War I and II, German nuclear scientists also had this fate: either they had to go to America, work for the US military, or they would have been mysteriously killed. After the US invasion of Iraq, the same happened to scholars. Pakistan, which recently did not want to attack Yemen with the United States and Al Saud, did not escape the conspiracies. ISIL and the Taliban have been called to the eastern border from all over the world to carry out theft of science! Or stealing scientists. With the killing of the people of Myanmar, ISIS people, who are more than Chechen, were dispatched to: penetrate into Pakistan, but their goal is not only Pakistan, because only the border where Iran is vulnerable is bordered by Pakistan and, therefore, penetration Give anti-scientists forces: Iran's nuclear weapons are also easier. Therefore, as long as Iranian scientists are free of charge to the US and Israel for their products at the ISI, they should be hired to protect themselves. Or to hire troops and security forces. The educated professors themselves know this, but those who have been under the American education system during their studies prefer to: their plans are stolen by the United States! But do not hire Iranian armed forces.

إيسي، مركز سرقة العلمي!

الإيرانيون البسيطون، شكرا لكم على حقيقة أن الجميع في العالم صادق وصادق! وقد تم توثيق الإنجازات العلمية في نظام إيسي قبل نشرها في إيران، بحيث يكون من السهل تصور أن: لا أحد ينسخها من أيديها، وإذا تم نسخها أو نقلها إلى مرحلة: الإنتاج والتسويق، مع الاحترام الكبير كل شهر المبلغ: إيراداتها بالدولار! إرسالها إلى باب المنزل. لا يدركون حقيقة أن هناك ذئاب يجلس في شكل نقود: ولا أحد يستطيع متابعتها. ولذلك، في إيران، سوف يمنعه مع البيروقراطية، بحيث المنافس الصيني سوف نسخه، وبيعه في أدنى سعر له، جنبا إلى جنب مع منزله. هذه الفرقة المروعة في إيران والصين والولايات المتحدة لديها أكبر عدد من الأعضاء. هذا هو السبب في تتبع المواد باستمرار. يجب أن تقرأ كل ورقة قبل الطباعة من قبل: أعضاء الفرقة على هامش الحلقات الدراسية، تخضع للتأكيد! ومن ثم، يتبين من خلال تبادل المعلومات في الولايات المتحدة والصين ما هي أوجه القصور في التصميم، وعندما يتم شرح الخطة بالكامل، فإنها تنتجها في الوقت نفسه في الولايات المتحدة والصين. ولأن الولايات المتحدة شريك في العقوبات، فإنها تستورد الصين وتبيعها بأسعار رخيصة، حتى في إيران، لا أحد يتطلع إلى تسويقه. لاختبار هذه الخطوة، يمكنك: نصح العلماء: شخصيا، وسرقة إلى ورشة العمل قبل نشر مقالتها، أو تصميمه. وسوف نرى أنها ليست على حد سواء! ناهيك عن كونها أرخص من تلك الأجنبية. على سبيل المثال، في الطاقة النووية، أو: صناعة الصواريخ لدينا، ونحن نرى هذه الإيرانية، والتي بفضل دعم وزارة الدفاع لهذه المواد، وسر لإعلانه، تتعرض لضغوط من الزوار! إن الولايات المتحدة أو الوكالة التي تحاول: التعامل مع جميع القضايا، هي نفسها تعرف أن أسلحة الدمار الشامل ذريعة، كما كانت ذريعة لغزو العراق! ولكن الغرض الرئيسي منها هو نسخ و / أو شراء العلماء. وكما رأينا، فقد اغتيل عدد من العلماء النوويين الذين لم يبيعوا أنفسهم. أن يكون درسا لبقية. بالطبع هذا ليس فقط حول عصرنا. في الحرب العالمية الأولى والثانية، كان العلماء النوويون الألمان أيضا هذا المصير: إما أن يذهبوا إلى أمريكا، والعمل للجيش الأمريكي، أو كانوا قد قتلوا بشكل غامض. بعد الغزو الأمريكي للعراق، حدث الشيء نفسه للعلماء. وباكستان، التي لم ترغب في مهاجمة اليمن مع الولايات المتحدة والسعود، لم تفلت من المؤامرات. داعش وطالبان تم استدعاؤهم إلى الحدود الشرقية من جميع أنحاء العالم لتنفيذ سرقة العلم! أو سرقة العلماء. وبقتل شعب ميانمار، تم إيفاد شعب داعش، الذين هم أكثر من الشيشان، إلى: الدخول إلى باكستان، ولكن هدفهم ليس مجرد باكستان، لأن الحدود الوحيدة التي تكون إيران معرضة للخطر هي الحدود مع باكستان، وبالتالي فإن الاختراق إعطاء القوى المضادة للعلماء: الأسلحة النووية الإيرانية هي أيضا أسهل. لذلك، طالما علماء إيرانيون مجانا إلى الولايات المتحدة وإسرائيل لمنتجاتهم في إيسي، ينبغي تعيينهم لحماية أنفسهم. أو لتوظيف القوات وقوات الأمن. الأساتذة المتعلمين أنفسهم يعرفون ذلك، ولكن أولئك الذين كانوا تحت نظام التعليم الأمريكي خلال دراستهم يفضلون: سرقت خططهم من قبل الولايات المتحدة! ولكن لا تستأجر القوات المسلحة الإيرانية.

ISI, Elmi İstiqamət Mərkəzi!

Sadə İranlılar, dünyadakı hər kəsin dürüst və doğru olduğuna görə təşəkkür edirəm! ISI rekord İranda akademik, pre-azad, nailiyyətləri onların əlləri kimsə surəti və ya kopyalanamaz və ya istehsal qoymaq ki, azad Hər ay böyük hörmətlə ticarileşmə Məbləğ: onların gəlirləri dollarla! Onları evin qapısına göndərin. Pul şəklində oturan canavarların varlığından xəbərsizdir və heç kim onları izləyə bilməz. Buna görə də, İranda bürokratiya ilə onu dayandıracaq, belə ki, Çin rəqibi onu evinin yanında ən aşağı qiymətə satır. İran, Çin və ABŞ-dakı bu dəətli qrupun ən çox üzvləri var. Bu səbəbdən məqalələr daim izlənilir. Çapdan əvvəl hazırlanmış hər bir kağız təsdiq edilməlidir: seminarlar çərçivəsində qrup üzvləri tərəfindən oxunmalıdır! Birləşmiş Ştatların sanksiyalarda tərəfdaş olduğu üçün, Çin idxal edir və ucuz qiymətlərlə satır, buna görə İranda heç kim onu ​​kommersiya məqsədilə axtarır. Bu addımı test etmək üçün aşağıdakıları edə bilərsiniz: Alimlər məsləhət vermişlər: şəxsən, məqaləsini dərc etmədən və ya onu tərtib etməzdən əvvəl onu işə salın. Onlar bir-birinə bənzəməyəcəklərini görəcəklər! Xaricilərdən daha ucuz olaq. Amma onların əsas məqsədi alimlərin surətini çıxarmaq və / və ya almaqdır. Gördüyümüz kimi, özlərini satmadığı bir sıra nüvə alimləri sui-qəsd edilib. Qalanlar üçün bir dərs olmaq. Əlbəttə ki, bu, yalnız bizim vaxtımız deyil. ABŞ-ın İraqın işğalından sonra alimlər də eyni idi. Yaxın vaxtlarda Yəmənə ABŞ və Al Südlə hücum etmək istəməyən Pakistan, komplonun qaçışından qaçmadı. İSİL və Taliban, dünyanın bütün yerlərindən şərq sərhədinə elm oğurluğunun həyata keçirilməsinə çağırılıb! Və ya alimləri oğurluq. Myanmar nəfər həlak, Çeçenistan daha çox İslam Dövləti, hədəf yalnız Pakistan yayılmaq üçün Pakistana göndərildi çünki İran, buna görə də təsiri həssasdır Pakistan sərhəd və yalnız sərhəd, Anti-alim qüvvələrini verin: İranın nüvə silahları da asanlaşır. Buna görə, İranlı alimlər ISI-da öz məhsulları üçün ABŞ və İsrailə pulsuz olduqda, özlərini qorumaq üçün işə götürülməlidirlər. Və ya əsgərləri və təhlükəsizlik güclərini işə götürmək. Təqaüdçü professorlar bunu bilirlər, amma Amerika təhsil sistemində tədqiqatlar əsnasında yaşayanlara üstünlük verirlər: onların planları ABŞ tərəfindən oğurlanıb! Lakin İran silahlı qüvvələrini işə götürməyin.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۶/۱۳۹۶ - ۱۹:۳۰ نظر(0)

 همانطور که میدانیم داروی هر دردی، کنار همان تعبیه شده است و: این اعتقاد ما ایرانی ها است، مثلا در کوههای سرد و برفی ایران، سه هزار چشمه آب گرم موجود است. و یا پیاز هر شهری، دارای تمام خصوصیات ضد بیماری، برای غریبه ها است، و امثال آن. البته چینی ها و شاید ادیان غیر الهی، معتقدند باید دارو ها را، از دور دست ها به دست آورد، و هرچه دورتر باشد موثر تر است. اگر براساس تئوری ایرانی عمل کنیم، داروی پیشرفت ایرانی ها در خود ایران است، و اگر هم می خواهیم دولت را کوچک سازی کنیم، باید از مدل های بومی استفاده کنیم، که مهمترین آن پرداخت یارانه ارزی و: پخش انفال بین جوانان درحال ازدواج است. مثلا  در مورد داروها هم، اگر داروهای گیاهی خودمان را در نظر بگیریم، همه درد ها را درمان می کند! نه تنها دارو های گیاهی بلکه حتی: فلزات ایرانی هم شفابخش است: طلا، خوردنی ترین فلز است! آلومینیوم برای اسید معده مناسب است! آهن خونساز است و.. اما اگر الگوی چینی یا بودایی را قبول داشته باشیم، هرچه دورتر برویم به: راه حل های بهتری می رسیم! به همین دلیل برخی ها به بومی سازی معتقدند، و برخی ها بومی گریز! هردو نفس می کشند و: هیچ چیز هم تغییر نمی کند. همه دستور العمل ها از روی هم نوشته می شوند، همه مثل هم حرف می زنند، ولی جامعه کار خودش را می کند. گویا فلک با آنها سر لج بازی دارد: که شاعر خوب گفت: چه بد کرداری ای چرخ! چه کج رفتاری ای چرخ، سر کین داری ای چرخ. اما ناصر خسرو دهلوی، این را قبول ندارد و می گوید: نکوهش نکن چرخ نیلوفری را. بنا براین دنیا را هر طور که بخواهی، می بینی و تفسیر می کنی، پس بهتر است خوب ببینی و خوب تفسیر کنی! و خود را به زحمت نیاندازی. برای درک بهتر موضوع باید بدانیم که: همه ما در یک سیستم عضو هستیم و: آن سیستم یکپارچه مدیریت جهانی است: نیروی انسانی ما هشت میلیارد نفر، مواد اولیه همه معادن جهان، ابزارآلات و سرمایه ما انبوه دستاوردهای بشری در: گذشته و حال و آینده است. تصور سیستم دیگر فقط در: داخل این سیستم میسر است . همانطور که در فیزیک، ما نقطه ای مستقل نداریم، درسیستم  مدیریت یکپارچه جهانی هم، هیچ سیستمی مستقل از آن نیست. وقتی این واقعیت را قبول نکنیم، هیچ کاری از دستمان بر نمی آید! زیرا خودمان را تافته جدا بافته می دانیم، که می خواهد همه چیز را تغییر بدهد، ولی می بیند حتی یک عادت: دیر از خواب بیدار شدن خود را هم، نمی تواند ترک کند! اما اگر این سیستم را قبول کردیم، با این سیستم تعامل سازنده می کنیم، دیگر به دنبال آن نیستسم که: صحبت از بخش خصوصی یا خصولتی، نیمه دولتی یا دولتی کنیم: زیرا همه اینها مراتب وجودی یک جامعه هستند، یعنی ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تعییر بدهیم، بلکه از اول بوده و بعدا هم خواهد بود. مثل قیافه و قد و صدای خودمان! اگر دست خود ما بود بهترین و: زیباترین قیافه ها را درست می کردیم.  گرچه  نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟ اگر نامزد شما قد بلند باشد، شماهم در حسرت قد بلند خواهید بود، ولی اگر نامزد شما قد کوتاه باشد، دیگر این آرزو را نخواهید داشت. جهان هم با مدیریت های تفکیک شده، یا منطقه ای اداره نمی شود، بلکه همه ان زیر نظر: ولی عصر عج هست و: رشته امور را او به دست دارد، و همه در تحت مدیریت او هستند. و برای همین است که جهان باقی است! والا با یک حرکت افراد نادانی مثل ترامپ، دنیا بیش از یک روز دوام نمی اورد.

Minimize drug:

 As we know, the drug of any pain is beside it: "It is our belief in Iranians, for example, in the cold and snowy mountains of Iran, there are three thousand springs of hot water." Or onion of any city, has all the anti-disease characteristics, for strangers, and the like. Of course, the Chinese, and perhaps non-divine religions, believe that they should get drugs from distant hands, and the more distant they are. If we act on the basis of Iranian theory, Iran's progress in Iran is in itself, and if we want to minimize the state, we must use indigenous models, most notably the payment of foreign exchange subsidies and: Anfal distribution between married youths. . For medications, for example, we treat all the pain if we consider our herbal remedies! Not only herbal medicines but also: Iranian metals are healing: gold is the most eaten metal! Aluminum is suitable for gastric acid! Iron is hematuronic and ... But if we accept the pattern of Chinese or Buddhist, the farther we go: we will get better solutions! That's why some believe in localization, and some are native to the escape! Both breathe and: nothing changes. All recipes are written together, everyone is talking the same way, but the community does its work. The raccoon has a head with them: the good poet said: "What a bad guy!" What is the behavior of the wheel, the head of the wheel? But Nasser Khosrow Dehlavi does not agree with this and says: "Do not hurt the Niloufari wheel." So, seeing and interpreting the world as you wish, then it's better to see good and interpret it well! And do not bother yourself. For a better understanding of the subject, we need to know that: We are all members in a system: it is an integrated system of global management: our human resources are eight billion people, the raw material of all mines in the world, our tools and capital, the mass of human achievements in: past and present, and Is coming. The system's other imagination is only possible: inside the system. As in physics, we do not have an independent point, in the integrated global management system, there is no system independent of it. When we do not accept this fact, nothing can be done! Because we consider ourselves as a woven plaster, who wants to change everything, but he sees even a habit: he cannot leave his awakening too late! But if we accept this system, we will interact with this system, we will no longer seek to: speak of a private or productive, semi-governmental or state sector: because all of this is the essence of a society, that is, we did not create We want to change, but from the beginning, and then it will be. Like the look and feel of ourselves! If our own hand was the best, we would make the most beautiful looks. Although we do not know whether the tall is good or short? If your candidate is tall, you will be tall, but if your candidate is short, you will no longer have this wish. The world is not governed by separate, regional or regional administrations, but it is all under the control of: but it is the age of the AJ: it has the field of affairs, and everyone is under his control. And that's why the world is left! Supreme, with the fate of ignorant people like Tramp, the world did not last for more than a day.

تقليل المخدرات:

 وكما نعلم، فإن المخدرات من أي ألم هي بجانبه: "إن إيماننا بالإيرانيين، على سبيل المثال، في الجبال الباردة والثلجية في إيران، وهناك ثلاثة آلاف ينابيع من الماء الساخن". أو البصل من أي مدينة، لديه كل الخصائص المضادة للمرض، للغرباء، وما شابه ذلك. وبطبيعة الحال، فإن الديانات الصينية، وربما غير الإلهية، تعتقد أنها يجب أن تحصل على المخدرات من أيدي بعيدة، والأبعد من ذلك. إذا تصرفنا على أساس النظرية الإيرانية، فإن تقدم إيران في إيران هو بحد ذاته، وإذا أردنا تقليل الدولة، يجب علينا استخدام النماذج الأصلية، وعلى الأخص دفع إعانات النقد الأجنبي و: توزيع الأنفال بين الشباب المتزوجين. . للأدوية، على سبيل المثال، ونحن علاج كل الألم إذا كنا نعتبر العلاجات العشبية لدينا! ليس فقط الأدوية العشبية ولكن أيضا: المعادن الإيرانية هي الشفاء: الذهب هو المعدن الأكثر تؤكل! الألومنيوم هو مناسبة لحامض المعدة! الحديد هو هيماتورونيك و ... ولكن إذا نحن نقبل نمط الصينية أو البوذية، و أبعد نذهب: سنحصل أفضل الحلول! هذا هو السبب في بعض يعتقدون في توطين، وبعضهم الأصلي إلى الهروب! كل من التنفس و: لا شيء يتغير. تتم كتابة جميع وصفات معا، والجميع يتحدث بنفس الطريقة، ولكن المجتمع يفعل عمله. الراكون له رأس معهم: قال الشاعر الجيد: "ما رجل سيء!" ما هو سلوك العجلة، رأس العجلة. لكن ناصر خسرو دههلافي لا يوافق على ذلك ويقول: "لا تؤذي عجلة نيلوفاري". لذلك، رؤية وتفسير العالم كما يحلو لك، ثم فمن الأفضل أن نرى جيدة وتفسير ذلك بشكل جيد! ولا تزعج نفسك. ولتحقيق فهم أفضل للموضوع، نحتاج إلى معرفة ما يلي: "نحن جميعا أعضاء في نظام: فهو نظام متكامل للإدارة العالمية: مواردنا البشرية ثمانية مليارات نسمة، والمواد الخام لجميع الألغام في العالم، وأدواتنا ورؤوس الأموال، وكتلة الإنجازات البشرية في الماضي والحاضر، و قادم. وخيال النظام الآخر ممكن فقط: داخل النظام. كما هو الحال في الفيزياء، ليس لدينا نقطة مستقلة، في نظام الإدارة العالمية المتكاملة، لا يوجد نظام مستقل عن ذلك. عندما لا نقبل هذه الحقيقة، لا شيء يمكن القيام به! لأننا نعتبر أنفسنا كما الجص المنسوجة، الذي يريد تغيير كل شيء، لكنه يرى حتى هذه العادة: وقال انه لا يمكن ترك صحوة متأخرة جدا! ولكن إذا قبلنا هذا النظام، فإننا سوف نتفاعل مع هذا النظام، ونحن سوف لم تعد تسعى إلى: الكلام عن القطاع الخاص أو الإنتاج شبه الحكومي أو الدولة: لأن كل هذا هو جوهر المجتمع، وهذا هو، لم نخلق نريد تغيير، ولكن من البداية، وبعد ذلك سيكون. مثل الشكل والمظهر من أنفسنا! إذا كان يدنا كان أفضل، ونحن سوف تجعل تبدو أجمل. على الرغم من أننا لا نعرف ما إذا كان طويل القامة هو جيد أو قصير؟ إذا كان المرشح الخاص بك طويل القامة، سوف تكون طويل القامة، ولكن إذا كان المرشح الخاص بك قصيرة، فلن يكون لديك هذه الرغبة. إن العالم لا تحكمه إدارات منفصلة أو إقليمية أو إقليمية، ولكن كل ذلك تحت سيطرة: ولكن عصر عصر آج: له مجال الشؤون، وكل شخص تحت سيطرته. وهذا هو السبب في ترك العالم! العليا، مع مصير الجهل الناس مثل الترامب، العالم لم يدوم لأكثر من يوم واحد.

Dərmanı minimuma endirmək:

 Və ya hər hansı bir şəhərin soğanında bütün anti-xəstəlik xüsusiyyətləri, yabancılar və buna oxşardır. Persia aktı İranda inkişaf İranlılar, nəzəriyyəsi əsasında varsa və onlar kiçilmə hökumətin istəyirsinizsə, biz yerli istifadə model, xüsusən subsidiyalar və xarici valyuta: Broadcast Anfal gənclər evli . Dərman üçün, məsələn, dərman vasitələrimizi nəzərə alsaq, bütün ağrıları müalicə edirik! Yalnız bitki məəli dərmanlar deyil, həm də: İranlı metallar müalicə edir: qızıl ən çox yeyilən metaldır! Alüminium mədə turşusu üçün uygundur! Bəziləri lokalizasiyaya inanır və bəziləri qaçış üçün doğma! Həm nəfəs alır, həm də dəyişir. Bütün reseptlər birlikdə yazılır, hər kəs eyni şəkildə danışır, amma icma öz işini edir. Rokunun onlarla birlikdə başı var: yaxşı şair dedi: "Nə pis adam!" Təkərin başlığı, təkərin başı necədir. Amma Nasser Khosro Dehlavi, qəbul və lotus təkərlər günah yoxdur deyir deyil. Beləliklə, dünyanı istədiyiniz kimi görmək və təfsir etmək, onda yaxşı olduğunu görmək və yaxşı şərh etmək daha yaxşıdır! Özünüzü narahat etməyin. yaxşı mövzu bir orqan sistemi hamımız və bu inteqrasiya sistemlərinin idarə var ki, bilməlidir anlamaq üçün universal edir: insan resursları biz səkkiz milyard nəfər, xammal dünya kalıp bütün mina və keçmiş və indiki bizim kapital kütləvi insan nailiyyətləri var; Gəlir. Sistemin digər təsəvvürləri yalnız mümkündür: sistem içərisində. Fizikada olduğu kimi, inteqrasiya olunmuş qlobal idarəetmə sistemində müstəqil bir nöqtə yoxdur, ondan asılı olmayan bir sistem yoxdur. Bu həqiqəti qəbul etmədikdə, heç bir şey edilə bilməz! Bu sistem sistem konstruktiv qarşılıqlı razılıq əgər Lakin, biz artıq Nystsm özəl sektor və ya Khsvlty, yarı ictimai və ya dövlət müzakirəsi axtarır ki, biz etmədik yaratdığı cəmiyyətin bütün səviyyələrində üçün Biz dəyişdirmək istəyirik, amma başdan bəri, bundan sonra da olacaq. Özümüzün görünüşü və hissləri kimi! Öz əlimiz yaxşı olarsa, biz ən gözəl görünüşlər edəcəyik. Uzunluğun yaxşı və ya qısa olub olmadığını bilmirik. Sizin namizədiniz hündür olsaydı, uzun olacaqsınız, amma namizədiniz qısa olsa, onda bu arzunuz yoxdur. Buna görə də dünya qaldı! Ali, Tramp kimi cahil insanların taleyi ilə dünya bir gündən çox dayanmadı.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۳/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۵۳ نظر(0)

برخی ها سرنا را از سر گشادش می زنند! مثلا برای کوچک کردن دولت از بالا شروع می کنند، در حالیکه باید از پایین شروع کرد. یعنی باید دید که مردم، به چه دلیلی به شغل دولتی روی می اورند، و در صف های کیلومتری استخدام می ایستند، و خسته هم نمی شوند! چرا شرکت ها و موسسات دوست دارند: به دولت وصل شوند ولو اینکه، خود را خصوصی بدانند. چرا مردم به موسسات دولتی بیشتر اعتماد می کنند؟ مثلا تا کنون هیچ بانک خصوصی، نتوانسته بپای بانک ملی ایران برسد؟ اگر این علت را پیدا کردیم، آن وقت با قطع این علت ها، مردم به سراغ زندگی خودشان می روند، و دست از سر دولت برمی دارند! ما همه میدانیم که حقوق کارمندان دولت، هرچه رسمی تر و باسابقه تر باشند! از حقوق همتای آنان در بخش خصوصی، خیلی کمتر است بطوریکه: معمولا حقوق کارمندی یا کارمند بودن، از مختصات طبقه ضعیف است. اما چرا دوست دارند با همین حقوق کم بسازند؟ و در استخدام دولت باشند و: چرا سراغ کار آفرینی نمی روند؟ یکی از دلایل اصلی آن ریسک کمتر بخش دولتی است، شعار دولتی دوستان این است : کم بخور همیشه بخور! یعنی اگر بخش خصوصی زیاد می خورد: اتفاقی است و دوام ندارد. به قول بازاری ها: بالا پایین زیاد دارد. دلیل دوم هویت بخشی دولتی است. یعنی خریدار یا کارمند بخش دولتی، میداند اگر ضرر کرد یا شکایتی داشت، معلوم و مشخص است که به سراغ چه کسی برود، ولی بخش خصوصی یک شبه غیب می شود! اما دلیل سوم یا مهمترین دلیل، امکانات فراوانی است که در اختیار دولت است.  از اعتبار اجتماعی گرفته تا رانت های اقتصادی، هرکدام سرفصل جذابیت برای یزرگتر شدن دولت است. میتوان با انتقال این حذابیت ها به بخش خصوصی، آنها را هم توانمند کرد. مثلا یک کارمند یا شرکت دولتی، میداند چه خوب کار کند چه بد! فروش داشته باشد یانه، سر برج حقوق ماهیانه اش را دریافت می کند. مقایسه ای ساده بین روزنامه های دولتی و غیر دولتی، بسادگی این فرق را نشان می دهد. البته ممکن است روزنامه ای خود را بخش خصوصی بداند! ولی تمام توانمندیهای خود را از دولت یا: موسسات عمومی مانند شهرداری ها گرفته باشد. در این جا تفاوتی بین موسسات دولتی و وابسته به دولت، شبه دولتی و نظامی و حتی موسسات عمومی وجود ندارد. زیرا در دلایل سه گانه فوق با هم یکی هستند: یعنی ریسک پذیری کم، اعتبار بالا و امکانات (رانت های) موجود و: نداشتن دغدغه بازدهی. این فقط مختص ایران هم نیست، مثلا یک ارتش بالاترین بودجه ها را دارد و: کارمندان آن بالاترین حقوق ها را می گیرند، برای اینکه اگر جنگی شد از کشور دفاع کنند. و ممکن است اصلا جنگی اتفاق نبافتد. ولی با اینحال نیاز یک کشور است، به همین دلیل همیشه استخدام دارند و: کسری بودجه هم ندارند. این مثال چون روشن است، قابل فهم تر است و الا همه وزارتخانه ها و: موسسات دولتی همین طور هستند. مثلا وزارت کشاورزی موظف است: از تولیدات کشاورزی حمایت کند تا نیاز به واردات نباشد، ولی تحقق این امر یا عدم تحقق آن، در پرداخت حقوق پرسنل یا هزینه های: جاری تاثیری ندارد. لذا به منظور کوچک کردن دولت، باید رانت های اطلاعاتی و: پشتوانه های مالی و اقتصادی آن واگذار شود. این امر به معنی عدم تمرکز یا: مرکز گریزی است! که هم معنی خوب دارد و هم معنی بد. معمولا معنی بد آن بیشتر است، لذا دولتها از اینکه اختیارات و: اموال و امتیازات را واگذار کنند، هیچ سودی نمی برند و در واقع به: رقیب آینده خود نه تنها کمک نمی کنند، بلکه زیر پای او را بیشتر خالی می کنند! نمونه آن پرداخت یارانه نقدی است. که آشکارا خزانه دولت را، در جیب مردم می گذارد و لذا، تاکنون رقم آن افزایش پیدا نکرده است.

Shrink the government down

Some will screw Serena! For example, they begin to shrink the government from above, while they should start from the bottom. That is to say, people have to go to the government for some reason, they stand in the queues a kilometer, and they are not tired! Why do companies and institutions like to: connect with the government, even if they consider themselves private. Why do people trust government institutions more? For example, no private bank has ever been able to reach the National Bank of Iran? If we find this cause, then by cutting off these causes, people will go to their own lives, and leave the government! We all know that the salaries of state employees are more formal and up-to-date! Their private counterparts in the private sector are much less likely to be: usually the salary of a worker or an employee is of poor class coordinates. But why would they like to make the same low salaries? And to hire government: Why do not entrepreneurs do business? One of the main reasons is the lower risk of the public sector, the slogan "Friends of the state" is: eat low food always! That is, if the private sector eats a lot: it is coincidental and does not last. In the words of the market: high is low. The second reason is government identity. Ie the buyer or the public sector employee, knows if he has lost or had a complaint, it is clear who to whom he will go, but the private sector will be overnight! But the third or most important reason is the many possibilities that the government has. From social credentials to economic rents, each one is a charming topic for a larger government. You can also empower them by transferring them to the private sector. For example, an employee or government company knows what's going to work. What a bad thing! Youne, the head of the tower receives his monthly salary. A simple comparison between government and non-governmental newspapers simply shows this difference. Of course, your newspaper may be considered a private sector! But all its capabilities come from the government or public institutions such as municipalities. There is no difference between government agencies and government agencies, paramilitary and military, and even public institutions. Because of the three reasons mentioned above: low risk appetite, high credit, and facilities (rents) available and: lack of efficiency concerns. It is not just for Iran, for example, an army has the highest budgets, and its employees receive the highest salaries, in order to defend the country if it is a war. And there may not be a war at all. But nevertheless there is a need for a country, so they are always hired, and they do not have a budget deficit. This example is clear, more understandable, and all ministries and government agencies are the same. For example, the Ministry of Agriculture is required to: support agricultural production so that imports are not needed, but the realization or non-fulfillment of it does not affect the payment of personnel salaries or current costs. Therefore, in order to reduce the government, information rents and financial and economic backing must be given. This means decentralization or: the center of escape! That means both good and bad. Usually bad means are more, so governments do not benefit from the power and privilege of property and privileges, and in fact they will not only help their future rival, but will further empty it under her feet! An example is a cash subsidy. Which obviously puts the government's treasury in the pockets of the people, and so, so far, its figure has not risen.

تقليص الحكومة

البعض سوف برغي سيرينا! على سبيل المثال، أنها تبدأ في تقليص الحكومة من فوق، في حين ينبغي أن تبدأ من القاع. وهذا يعني، الناس لديهم للذهاب إلى الحكومة لسبب ما، فإنها تقف في طوابير كيلومتر واحد، وأنها ليست متعبة! لماذا الشركات والمؤسسات ترغب في: التواصل مع الحكومة، حتى لو كانوا يعتبرون أنفسهم خاصة. لماذا يثق الناس بالمؤسسات الحكومية أكثر؟ على سبيل المثال، لم يتمكن أي مصرف خاص من الوصول إلى البنك الوطني الإيراني؟ إذا وجدنا هذا السبب، ثم عن طريق قطع هذه الأسباب، والناس سوف تذهب إلى حياتهم الخاصة، وترك الحكومة! ونحن نعلم جميعا أن رواتب موظفي الدولة هي أكثر رسمية ومحدثة! ومن المرجح أن يكون نظرائهم من القطاع الخاص في القطاع الخاص أقل احتمالا بكثير: عادة ما يكون راتب العامل أو الموظف من إحداثيات الطبقة الفقيرة. ولكن لماذا يودون أن يدفعوا نفس المرتبات المنخفضة؟ وتوظيف الحكومة: لماذا لا أصحاب المشاريع القيام بأعمال تجارية؟ أحد الأسباب الرئيسية هو انخفاض مخاطر القطاع العام، شعار "أصدقاء الدولة" هو: أكل الطعام المنخفض دائما! وهذا هو، إذا كان القطاع الخاص يأكل كثيرا: فمن قبيل الصدفة ولا يدوم. في كلمات السوق: عالية منخفضة. والسبب الثاني هو الهوية الحكومية. أي المشتري أو موظف القطاع العام، يعرف ما إذا كان قد فقد أو كان لديه شكوى، فمن الواضح من لمن يذهب، ولكن القطاع الخاص سوف يكون بين عشية وضحاها! ولكن السبب الثالث أو الأهم هو الإمكانيات العديدة التي تملكها الحكومة. من المؤهلات الاجتماعية إلى الإيجارات الاقتصادية، كل واحد هو موضوع الساحرة للحكومة لتصبح أكبر. يمكنك أيضا تمكينهم عن طريق نقلهم إلى القطاع الخاص. على سبيل المثال، موظف أو شركة حكومية يعرف ما الذي سيعمل. يونغ، رئيس البرج يتلقى راتبه الشهري. وتبين المقارنة البسيطة بين الصحف الحكومية وغير الحكومية ببساطة هذا الاختلاف. بالطبع، يمكن اعتبار صحيفتك قطاعا خاصا! ولكن جميع قدراتها تأتي من الحكومة أو المؤسسات العامة مثل البلديات. ولا يوجد فرق بين الوكالات الحكومية والوكالات الحكومية وشبه العسكرية والعسكرية، بل وحتى المؤسسات العامة. بسبب الأسباب الثلاثة المذكورة أعلاه: انخفاض الشهية في المخاطرة، وارتفاع الائتمان، والمرافق (الإيجارات) المتاحة و: عدم وجود مخاوف الكفاءة. ليس فقط بالنسبة لإيران، على سبيل المثال، جيش لديه أعلى الميزانيات، وموظفيها يحصلون على أعلى المرتبات، من أجل الدفاع عن البلاد إذا كانت حربا. وقد لا تكون هناك حرب على الإطلاق. ومع ذلك، هناك حاجة إلى بلد ما، لذلك يتم تعيينهم دائما، وليس لديهم عجز في الميزانية. هذا المثال واضح، أكثر قابلية للفهم، وجميع الوزارات والهيئات الحكومية هي نفسها. فعلى سبيل المثال، يتعين على وزارة الزراعة أن تقوم بما يلي: دعم الإنتاج الزراعي بحيث لا تكون هناك حاجة إلى واردات، ولكن تحقيقه أو عدم تنفيذه لا يؤثر على دفع مرتبات الموظفين أو التكاليف الجارية. لذلك، من أجل الحد من الحكومة، يجب إعطاء إيجارات المعلومات والدعم المالي والاقتصادي. وهذا يعني اللامركزية أو: مركز الهروب! وهذا يعني على حد سواء جيدة وسيئة. عادة ما تكون الوسائل السيئة أكثر، لذلك الحكومات لا تستفيد من قوة وامتياز الملكية والامتيازات، وفي الواقع أنها لن تساعد فقط منافسه في المستقبل، ولكن سوف تفريغها تحت قدميها! ومن الأمثلة على ذلك الدعم النقدي. ومن الواضح أن ذلك يضع خزينة الحكومة في جيوب الشعب، وهكذا، لم يرتفع رقمها حتى الآن.

Hökuməti aşağı salın

Bəziləri Serena'yı bağlayacaq! Məsələn, onlar yuxarıdan başlamaq lazımdır, onlar yuxarıdan hökuməti kiçiltmək başlayır. Yəni, insanlar heç bir səbəblə hökumətə getməlidirlər, bir kilometr aralıda dururlar və yorulmurlar! Şirkətlər və təşkilatlar nə üçün özlərini gizli hesab edirlərsə belə hökumətlə əlaqə qururlar. İnsanlar hökumət orqanlarına daha çox nəyə inanırlar? Məsələn, heç bir xüsusi bank İranın Milli Bankına heç bir zaman nail ola bilməyib? Bu səbəbi taparsaq, bu səbəbləri kəsərək, insanlar öz həyatlarına gedəcək və hökumətdən çıxacaq! Biz hamımız bilirik ki, dövlət işçilərinin maaşları daha formal və müasirdir! Özəl sektorda olan xüsusi tərəfdaşları çox az olma ehtimalıdır: adətən işçinin və ya işçinin maaşının yoxsul sinif koordinatlarıdır. Amma nə üçün onlar aşağı eyni əmək haqqı qazanmaq istəyirlər? Hökuməti işə götürmək üçün: Nə sahibkarlar iş görmürlər? Əsas səbəblərdən biri ictimai sektorun aşağı riskidir, "Dövlət Dostları" şüarı: həmişə aşağı yemək yeyin! Yəni, özəl sektor çox şey yeyirsə: bu təsadüf deyil və son deyildir. Bazarın sözlərinə görə: yüksəkdir. İkinci səbəb hökumət kimidir. Yəni, alıcı və ya dövlət sektoru işçisi itirmiş və ya şikayət vermiş olub olmadığını bilir, Kimin kimə gedəcəyini ancaq özəl sektor gecə olacaq! Lakin üçüncü və ya ən mühüm səbəb hökumət üçün mövcud olan resursların bolluğudur. Sosial etimaddan iqtisadiyyat icarəyə qədər, hər biri hökumət üçün daha böyük olmaq üçün cazibədar bir mövzu. Siz onları özəl sektora ötürməklə gücləndirə bilərsiniz. Məsələn, bir işçi və ya hökumət şirkəti nə işləyəcəyini bilir. Nə pis bir şey! Qüllə başı Youne aylıq maaş alır. Hökumət və qeyri-hökumət qəzetləri arasında sadə bir müqayisə sadəcə bu fərqi göstərir. Əlbəttə ki, qəzetiniz özəl sektor hesab edilə bilər! Lakin bütün imkanları hökumət və ya belediyeler kimi ictimai qurumlardan gəlir. Hökumət qurumları və dövlət qurumları, hərbi və hərbi birliklər, hətta ictimai qurumlar arasında heç bir fərq yoxdur. Yuxarıda göstərilən üç səbəbdən görə: aşağı risk iştahı, yüksək kredit və imkanları (icarə) və səmərəliliyi ilə bağlı narahatlıqlar. Yalnız İran üçün deyil, məsələn, bir ordunun ən yüksək büdcəsi var və onun işçiləri müharibə olsa, ölkəni müdafiə etmək üçün ən yüksək maaş alırlar. Və heç bir müharibə ola bilməz. Amma bir ölkəyə ehtiyac var, buna görə də həmişəə götürülür və büdcə kəsiri yoxdur. Bu nümunə aydın, daha anlaşılır və bütün nazirliklər və dövlət qurumları eynidır. Məsələn, Kənd Təsərrüfatı Nazirliyi: kənd təsərrüfatı istehsalına dəstək vermək üçün idxalata ehtiyac yoxdur, ancaq bunun reallaşdırılması və ya yerinə yetirilməməsi işçilərin əmək haqqının ödənilməsinə və ya cari xərclərə təsir göstərmir. Buna görə hökuməti azaltmaq üçün məlumat kirayəsi və maliyyə və iqtisadi dəstək vermək lazımdır. Bu, mərkəzdən kənarlaşdırma və ya: qaçış mərkəzi deməkdir! Həm yaxşı, həm də pis deməkdir. Ümumiyyətlə pis vasitələri daha çoxdur, buna görə hökumətlər əmlak və güzəştlərin gücündən və imtiyazlarından yararlanmırlar və əslində gələcək rəqiblərinə kömək etmir, ancaq ayağının altında boşaltacaqlar! Məsələn pul köçürmələri. Hökumətin xəzinəsini xalqın cibində açıqca ortaya qoyur və buna görə indiyə qədər rəqəmlər yüksəldi.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۶/۱۳۹۶ - ۱۷:۳۲ نظر(0)

طالبی کار گردان  فیلم یتیم خانه ایران گفت : انگلیسیها کاری کردند که فوق لیسانس های تاریخ هم، نمی توانند حقیقت 14میلیون! قتل عام ایرانی را در دوران قحطی بفهمند. واقعا این نوع بی خبری چطور اتفاق افتاد؟ چرا مردم ایران هنوز از عمق: فاجعه استعمار انگلیس بی خبر هستند؟ چه کسی دست های ما را، برای دفاع از هویت خودمان خالی کرده است؟ به نظر ما بزرگترین دشمن مردم این مرز و بوم، کسانی هستند که خود را سخاوتمند میدانند! و همه هستی ما را به دشمن می بخشند، و به این سخاوت و بخشندگی! هم افتخار می کنند. گرچه استعمار انگلیس در ایران، از قرن 15شروع می شود، آنها سعی می کنند با ترویج خط لاتین و: کتب یونانی قدیمی ذهن دانشمندان ایرانی را منحرف کنند، و ثابت کنند که دانشمندان ایرانی اسلامی، اشتباه می کنند و حقیقت نزد یونانیان! و به عبارتی بهتر در نزد انگلیسی ها هست و بس! اما اول کسی که این موضوع را می قهمد، شیخ شهاب الدین سهروردی است.  او با انتخاب کلمه اشراق از ریشه شرق سعی دارد: بفهماند که فلسفه و علم از شرق به غرب رقته است، زمانی که تمدن اسلامی در اوج بوده، مردم اروپا در قبیله هایی مانند وایکینگها، به دزدی دریایی مشغول بوده اند. هنوز هم دزدی دریایی! در هالیوود هم، جذاب ترین موضوعات و: گیشه پسند ترین فیلم هاست. اما شیخ با یک مشکل اساسی روبرو بوده: و آن سخاوتمندی برخی ها برای: نسبت دادن دستاوردهای تمدن ایران به غربی ها ست. حتی بدبینی او به ابوعلی سینا و: متکلمان و فلاسفه اسلامی هم میرسد که: برخی ها او را ضد فلسفه هم گفته اند، چون معتقد بود ابن سینا به نادرست و: سخاوتمندانه یافته های خود، از اسلام و قران را به یونان باستان نسبت می دهد. البته هجوم ناجوانمرئانه به شیخ اشراق باعث شد: تا مبارزه با غربزدگی تا مدتها مسکوت بماند. و لا اقل در زمینه علم و فلسفه، کسی مدعی هویت ایرانی نباشد. زیرا این بحث ها از زمان معاویه شروع می شود. وی با انتخاب شام بعنوان پایتخت خود، در واقع برای مبارزه با اسلام، غرب را انتخاب می کند. در زمان یزید هم گفته شده که: بهترین مشاوران او رومی بوده اند! و لذا مبارزه با غرب گرایی بسیار مشکل بوده. حتی در زمان ما بعد از مدتها، این جلال آل احمد بود که با نوشتن: کتاب غرب زدگی و: خدمت و خیانت روشنفکران، موضوع را دوباره مطرح می سازد. اما همچنان بحث در محاق بود، مثلا روحانی مبارزی چون ایت الله کاشانی، مورد هجوم بود یا برخی نویسندگان مانند: اسماعیل رائین سعی داشتند: پلوخوران سفارت انگلیس را افراد دیگری معرفی کنند. اشاره آقای طالبی کارگردان به همین موضوع است: یعنی وابستگان انگلیس، با بی طرف نشان دادن خود: افراد ملی و مذهبی را به مسلخ می بردند، تا مردم به انان بدبین شوند و: یه سخنان آنان توجه نکنند. مانند یهودیان، آنقدر اسرائیلیات می نوشتند و می گفتند، تا جای شهید و جلاد را عوض کنند! کاری که هنوز هم بنگاه سخن پراکنی بی بی سی انجام می دهد. با زرنگی خاصی: اولا بین مسئولین اختلاف ایجاد می کند، ثانیا مردم را نسبت به ابعاد مثبت روحانیت بد بین می کند. البته فقط این یک روش نیست، بلکه استعمار پیر و به تیع آن استعمار نو: صهیونیزم و ارتجاع عرب، ابتدا به حذف فیزیکی اقدام می کنند: چنانچه 14مییلیون ایرانی را کشتند، و کسی متوجه نشد! بعد اگر کسی هم متوجه شد، با روش افعال معکوس! همه را به گردن خود ایرانیان می اندازند: که مثلا نظافت را رعایت نمی کردند:  حقوق شهروندی را نمی دانستند و:اصلا متمدن نبودند. در زمان ما هم می بینیم با اینکه: ایران تنها ابرقدرت جهان است، ولی آنها ابتدا آمریکا را ابرقدرت معرفی می کنند! بعد اگر نشد سراغ چین و روسیه می روند. حتی مالزی و کره را! ابر قدرت می دانند، ولی ایران را هرگز!

Our empty hand in defense of our identity.

Talebi, director of the Iranian orphanage, said: "The British have made the master's degree in history, can not get the truth of 14 million! Understand the Iranian massacre during the famine. How did this really happen? Why are Iranian people still out of the depths: the British colonial disaster is unaware? Who has left our hands to defend our identity? In our opinion, the greatest enemy of the people of this border is those who consider themselves generous! And all ours give us the enemy, and to this generosity! Both are proud. Although English colonization in Iran dates back to the 15th century, they try to distort the minds of Iranian scholars by promoting the Latin line and: the ancient Greek books, and proving that the Iranian Islamic scholars are wrong and the truth is with the Greeks! And in other words, it's better for the English! But the first one who is quoting this is Sheikh Shahabuddin Suhrawardi. By choosing the word "Ishraq" from the east, he tries to: find out that philosophy and science are from the east to the west, when Islamic civilization was at its peak, the people of Europe were engaged in piracy in tribes like the Vikings. Still piracy! In Hollywood, the most exciting topics are: The Box is the most enjoyable movie. But sheikh faced a major problem: and it's some kind of generosity to attribute the achievements of Iranian civilization to the West. Even his pessimism to Abu Ali Sina and the Islamic theologians and philosophers is that some of them have also told him anti-philosophy, because he believed that Ibn Sina was wrong and: generously, his findings brought Islam and the Quran to ancient Greece. To give Of course, the outrageous invasion of Sheikh Ishraq led to a long delay in the fight against westernization. And at least in the field of science and philosophy, nobody claims to be Iranian. Because these discussions start from the time of Mu'awiyah. By choosing his dinner as his capital, he chooses the West to fight Islam. At the time of Yazid, it was said that his best consultants were Roman! And so the struggle against Westernism was very difficult. Even in our time after a long time, this was the glory of Al-Ahmad, which, by writing: the book of Westernization and: the service and betrayal of intellectuals, reemerges the issue. But it was still controversial; for example, a cleric, such as Ayatollah Kashani, was attacked, or some writers such as: Ismail Raine tried to introduce the plakhokhun of the British embassy to other people. Mr. Talebi's pointing to the director is the same: that is, British affiliates, with their impartial representation, arrested the national and religious people, so that people would be skeptical of them: they do not pay attention to their words. Like the Jews, they wrote so much Israelis and they said, to change the place of the martyr and the hangman! What is still doing in the BBC Broadcasting Corporation. With a certain savvy: firstly, it creates a difference between the authorities, and secondly, the people will look at the positive aspects of the clergy. Of course, this is not just a method, but old colonialism, and in particular the new colonialism: Zionism and Arab reaction, initially act on physical removal: if they killed 14 milliards of Iranians, and nobody noticed! Then, if someone finds out, with the reverse verb method! They cast everyone into their own necks: they did not respect the cleaning up: they did not know the rights of citizens and: they were not civilized at all. At the same time, we see that Iran is the only superpower of the world, but they first introduce the United States as a superpower! If they do, they will go to China and Russia. Even Malaysia and Korea! They know the superpower, but never Iran!

لدينا يد فارغة في الدفاع عن هويتنا.

وقال تاليبي، مدير دار الأيتام الإيرانية: "لقد جعل البريطانيون درجة الماجستير في التاريخ، لا يمكن الحصول على الحقيقة من 14 مليون! فهم المجزرة الإيرانية خلال المجاعة. كيف حدث هذا حقا؟ لماذا لا يزال الشعب الإيراني خارج الأعماق: الكارثة الاستعمارية البريطانية غير مدركة؟ من الذي ترك أيدينا للدفاع عن هويتنا؟ في رأينا، أعظم عدو لشعب هذه الحدود هو أولئك الذين يعتبرون أنفسهم سخاء! وكل واحد منا يعطينا العدو، وهذا الكرم! كلاهما فخورون. على الرغم من أن الاستعمار الإنجليزي في إيران يعود إلى القرن الخامس عشر، فإنهم يحاولون تشويه عقول العلماء الإيرانيين من خلال تعزيز الخط اللاتيني و: الكتب اليونانية القديمة، وإثبات أن علماء الإسلام الإيرانيين مخطئون والحقيقة مع اليونانيين! وبعبارة أخرى، فمن الأفضل للغة الإنجليزية! ولكن أول من يقتبس هذا هو الشيخ شهاب الدين السحرودي. لا تزال القرصنة! في هوليوود، والموضوعات الأكثر إثارة هي: المربع هو الفيلم الأكثر متعة. لكن الشيخ واجه مشكلة كبيرة: ومن نوع الكرم أن يعزو إنجازات الحضارة الإيرانية إلى الغرب. حتى تشاؤمه لابن سينا ​​و: اللاهوتيين والفلاسفة الإسلامية يبدو أيضا أن بعض من موقفه المناهض للفلسفة وقال، لأنه يعتقد ابن سينا ​​كاذبة: سخي النتائج التي توصلوا إليها، والإسلام والقرآن في اليونان القديمة وعزا لإعطاء وبطبيعة الحال، أدى الغزو الفاحش للشيخ إشراق إلى تأخر طويل في مكافحة الغرب. وعلى الأقل في مجال العلم والفلسفة، لا أحد يدعي أنه الإيراني. لأن هذه المناقشات تبدأ من وقت معاوية. باختيار عشاء عاصمته، يختار الغرب لمحاربة الإسلام. في وقت يزيد، كان يقال أن أفضل الاستشاريين له كانوا الرومانية! وهكذا كان النضال ضد الغربيين صعبا جدا. حتى في عصرنا بعد وقت طويل، كان هذا مجد الأحمد، الذي، من خلال الكتابة: كتاب التغريب و: خدمة وخيانة المثقفين، يعيد القضية. ويشير السيد طليبي إلى أن المخرج هو نفسه: أي أن الشركات التابعة البريطانية، بتمثيلها المحايد، اعتقلت الشعبين الوطني والديني، حتى يكون الناس متشككين إزاءهم: فهم لا يهتمون بكلماتهم. مثل اليهود، كتبوا الكثير من الإسرائيليين وقالوا، لتغيير مكان الشهيد و الجلاد! ما يزال لا يزال في هيئة الإذاعة البريطانية. مع الدهاء معين: أولا، فإنه يخلق فرقا بين السلطات، وثانيا، والناس سوف ننظر في الجوانب الإيجابية للكليروس. وبطبيعة الحال، هذه ليست مجرد طريقة، ولكن الاستعمار القديم، ولا سيما الاستعمار الجديد: الصهيونية ورد الفعل العربي، تعمل في البداية على الإزالة الجسدية: إذا قتلوا 14 بلياردو من الإيرانيين، ولم يلاحظ أحد! ثم، إذا وجد شخص ما، مع طريقة الفعل العكسي! يلقيون الجميع في رقابهم: لم يلاحظوا، على سبيل المثال، الاستمالة: أنهم لا يعرفون حقوق المواطنة: لم تكن متحضرة على الإطلاق. وفي الوقت نفسه، نرى أن إيران هي القوة العظمى الوحيدة في العالم، ولكنها أولا إدخال الولايات المتحدة كقوة عظمى! إذا فعلوا ذلك، سوف يذهبون إلى الصين وروسيا. حتى ماليزيا وكوريا! انهم يعرفون القوة العظمى، ولكن إيران أبدا!

Bizim şəxsiyyətimizi müdafiə etmək üçün əlimiz boş.

İranlı yetimhanenin müdiri Talebi, bunları qeyd etdi: "İngilislər tarix boyu magistr dərəcəsini etdi, 14 milyon həqiqəti ala bilmədi! Aclıq zamanı İran qırğını anlayın. Bu həqiqətən necə oldu? Nə üçün İran xalqı hələ də dərinliyindən çıxır? İngilis müstəmləkə fəlakəti xəbərsizdir? Kimliyimizi müdafiə etmək üçün əlimizi tərk edən kimdir? Bizim fikrimizcə, bu sərhəd xalqının ən böyük düşmənləri özlərini səxavətli hesab edənlərdir! Və hamımız bizə düşmən və bu cömertlik vermək! Hər ikisi də qürur duyur. Başqa sözlə, ingilis dilində daha yaxşıdır! Ancaq bunları söyləyən ilk şeyx Şahabuddin Suhrawardi. Şərqdən olan "İshraq" sözünü seçərək o, fəlsəfə və elmin şərqdən qərbə, İslam mədəniyyəti zirvəsinə çatdıqda, Avropalılar Vikinqlər kimi tayfalarla məşğul olduqlarını öyrənir. Hələ pirat! Hollywoodda ən maraqlı mövzular: The Box ən xoşbəxt filmdir. Şeyx isə böyük bir problemlə üzləşdi: İran sivilizasiyasının nailiyyətlərini Qərbə göstərmək üçün bir növ cömertlik var. İbn Sina Hətta onun pessimizm və də o İbn Sina saxta iman çünki onun anti-fəlsəfə bəzi edib ki, görünür ilahiyyatçılar və İslam filosofları: Comərd onların nəticələri, İslamın və qədim Yunanıstanda Quran aid Vermək Əlbəttə ki, Şeyx İshraqın qəzəbli işğalı qərbə qarşı mübarizədə uzun bir gecikməyə gətirib çıxardı. Ən azından elm və fəlsəfə sahəsində heç kim İranlı deyil. Çünki bu müzakirələr Muaviya dövründən başlayır. Onun paytaxtı kimi yeməyini seçərək, İslamı mübarizəyə qərb seçir. Yazid dövründə, onun ən yaxşı məsləhətçiləri Roma olduğunu söylədi! Batıcılığa qarşı mübarizə çox çətin idi. Yəhudilər kimi çox İsraillilər yazdılar və şəhid və cəllad yerini dəyişdirmək üçün dedilər! Hal-hazırda BBC Broadcasting Corporation-da nə edir. Müəyyən bir fərziyyə ilə: birincisi, bu orqanlar arasında fərq yaradır və ikincisi, insanlar ruhanilərin müsbət cəhətlərinə baxacaqlar. Sonra, kimsə tərs verb metodu ilə tapdıqda! Hər kəs öz boyunlarına atdılar: məsələn, qulluq etmədi: vətəndaşlıq hüquqlarını bilmirdilər: onlar tamamilə mədəni deyildi. Eyni zamanda biz İranın dünyanın yeganə güclü qüvvəsi olduğunu görürük, amma ilk olaraq ABŞ-ı super güc kimi təqdim edirlər! Əgər onlar bunu etsələr, Çin və Rusiyaya gedəcəklər. Malayziya və Koreya belə! Onlar super gücünü bilir, amma heç vaxt İran!

 

جای خالی صنوف سینمایی.

اتاق بازرگانی که ادعا می کند: پارلمان بخش خصوصی است، در این پارلمان خیلی از صنوف نماینده ندارند! و این ادعای آنان خلاف واقع است. صنوفی که به دلیل منزوی بودن، احتیاج شدید تری به عضویت در این اتاق دارند، ولی همچنان مغفول مانده اند مانند: صنعت گردشگری صنعت سینما و حتی صنعت نفت! این صنایع مانند شتر مرغ با آنها برخورد می شود، موقعی که قرار است از رانت صنعت استفاده کنند، هنر بحساب می آیند! ولی وقتی می خواهند پز پیشرفت بدهند، از آنها بعنوان صنعت نامبرده می شود. یکی از مشکلات همه صنایع، بانک ها هستند اصولا کلمه بانک به معنی ربا است، بورس به معنی قمار بازی، بیمه هم وعده های توخالی. زیرا هزینه های پرسنلی و بازار یابی و پاداش مدیران، در هرسه ب! به قدری بالا است که: اجازه فعالیت در چارچوب قانونی را به آنها نمی دهد. سینما هم در گیر این مشکلات است. تهیه کنندگان سینما ترجیح می دهند: بجای افتادن در چاه بانک ها، به چاله نزولخواران بیافتند! چون لا اقل زندانی شدن ندارد. سینما اصلا در بازار یورس پذیرفته نمی شود، و خنده دار هم هست! برخی مواقع اصلا نگاه به گیشه یک ناسزا است: برای تولید کننده سینما! از بیمه هم که خبری نیست، با اینکه تمام بودجه خانه سینما، صرف بیمه تکمیلی می شود، ولی ثمری ندارد و اغلب بیمه شوندگان، با درد بی درمان بی پولی می سازند واثاث خود را می فروشند! تبدیل به صنف بساز بفروش ها شدند: با گرانی می سازند و فرش زیرپایشان را می فروشند! لذا می بینیم در گرفتاری صنعت، فرقی بین صنعت سینما با صنایع دیگر نیست. علاوه بر صنعت سینما، صنعت نفت نیز همینطور است. وقتی رئیس جمهور یک کشور، به صنعت کاران داخلی نفت می گوید: من میدانم شما بهتر از خارجی ها کار می کنید، ولی دستتان خالی است و: نمی توانید سرمایه بیاورید! از اتاق صنایع و معادن چه انتظاری است؟ آنها که اصلا صنعت نفت خصوصی را، به رسمیت نمی شناسند! و عضوگیری ندارند. آیا اتاق می داند که گردشگری هم یک صنعت است؟ یا با یک پوزخند از کنار آن می گذرد؟ آقای شافعی میداند: هوانوردی کشتی سازی، صنایع فراساحل هم صنعت محسوب می شود؟ یا نمی خواهد بداند؟ و اصلا از اینکه اتاق بزرگتر از این بشود ناراحت است؟ ادعای پارلمان بخش خصوصی داشتن، این چیزها را هم دارد: یعنی اتاق باید به اندازه تمام صنایع فراگیر باشد، و نمایندگی واقعی آنان را داشته باشد. و این تازه فقط در بعد صنعت است. در بعد تجارت یا بازرگانی، از این هم ضعیف تر است. همین سینمای ایران که توانسته در دنیا، برای خود جایی باز کند، آیا اتاق بازرگانی از خود پرسیده که: چه کمک بزرگی می توانسته بکند، ولی از کنار آن گذشته است؟ بقول مدیر شایسته خانه سینما، وقتی حججی ها در آن دور دست ها، امنیت کشورمان را تامین می کنند، سینما هم در آن دور دست ها، نیاز به سربازانی دارد که: منافع ملی ما را پاس دارند. در حالی که این هنر صنعت بزرگ، هیچگاه از سوی بازرگانان جدی گرفته نشد. هالیوود دارای بزرگترین استادان: بازار یابی است که هر لحظه، فیدبک و بازخورد بازار را گزارش می دهند، و هالیوود مانند عقربه های ساعت، دائما در جهت ذائقه تماشاگر می چرخد! در حالی که سینمای ایران، گرفتار یک سفسطه است که: آیا باید به گیشه اهمیت داد یا خیر! سینمای دنیا تنها هدف خود را جذب مخاطب اعلام می کند، این یعنی همان شعار حق بامشتری است! ولی اتاق بازرگانی ایران، حتی یک عضو برای تجارت فیلم ندارد. مگر معادن! سینمایی کمتر از معدن آهک یا نمک، به این مرز و بوم خدمت می کنند، که اسمی از آنها نیست؟

Vacant cinema classes.

The Chamber of Commerce, which claims to be a private sector parliament, does not have many representatives in this Parliament! And their claim is false. The classes that have become more in isolation due to their isolation, but still remain neglected: the tourism industry of the cinema industry and even the oil industry! These industries are treated like an ostrich, when they are going to use industry rents, art is considered! But when they want to make progress, they are referred to as the industry. One of the problems of all industries, banks are basically the word bank means ubiquitous, stock exchange means gambling, hollow promise insurance. Because staff costs and marketing and rewards of managers, at all three! It is so high that it does not allow them to operate in the legal framework. The cinema is also in trouble. Cinema makers prefer to go to the pit! Instead of falling into the wells of banks! Because he does not have a minimum imprisonment. Cinema is not accepted at the Yorkshire market, and it's funny! Sometimes the look at the desk is a mischief: for the cinema producer! There is no insurance, even though all the budget of the cinema house is paid for supplementary insurance, but it does not yield, and most of the insurers make unpaid pain without money and sell it! Become a salesperson Selling: They make expensive and sell their underwear! So, in the industry, there is no difference between the cinema industry and other industries. In addition to the cinema industry, the oil industry is the same. When the president of a country tells the domestic oil industry, "I know you work better than foreigners, but your hand is empty, and you can not bring capital!" What is expected of the Chamber of Industries and Mines? They do not recognize the private petroleum industry at all! And have no recruitment. Does the room know that tourism is also an industry? Or with a grin passing by it? Mr. Shafei knows: Shipyard, offshore industry is considered an industry too? Or does not want to know? And is it really sad that the bigger room is upset? The private sector's parliamentary claim also has these things: that the room should be as large as all other industries, and have a real representation of them. And this is just the industry dimension. In terms of trade or commerce, it is even weaker. The same Iranian cinema, which has opened its doors to the world, has asked the Chamber of Commerce: What could have done a great deal, but has it gone? According to the director of the house of cinema, when the Hajjis in that distant part secured our country's security, the cinema in those parts of the hands also needs soldiers who: protect our national interests. While this great industry art has never been taken seriously by businessmen. Hollywood has the largest professors: marketing, which reports at any moment, feedback and market feedback, and Hollywood, like the clockwise, is constantly turning to the tastes of the audience! While Iran's cinema is caught up in a fallacy: should the box be of importance? The world's cinema only announces its goal, which means the same slogan is right! But the Iranian Chamber of Commerce has not even a member of the film business. Save mines! Cinematic less than a lime or salt mine, serve this border, which is not a name for them?

دروس السينما الشاغرة.

غرفة التجارة، التي تدعي أنها برلمان القطاع الخاص، ليس لديها العديد من الممثلين في هذا البرلمان! ومطالبتهم خاطئة. الطبقات التي أصبحت أكثر في عزلة بسبب عزلتها، ولكن لا تزال مهملة: صناعة السياحة في صناعة السينما وحتى صناعة النفط! يتم التعامل مع هذه الصناعات مثل النعامة، عندما كانوا ذاهبون لاستخدام الإيجارات الصناعة، ويعتبر الفن! ولكن عندما يريدون إحراز تقدم، يشار إليهم باسم الصناعة. واحدة من مشاكل جميع الصناعات والبنوك هي في الأساس كلمة بنك يعني في كل مكان، يعني البورصة القمار، والتأمين الوعد جوفاء. لأن تكاليف الموظفين والتسويق والمكافآت من المديرين، على كل ثلاثة! وهي عالية جدا بحيث لا تسمح لها بالعمل في الإطار القانوني. السينما أيضا في ورطة. صناع السينما يفضلون الذهاب إلى الحفرة بدلا من الوقوع في آبار البنوك! لأنه ليس لديه حد أدنى من السجن. لا تقبل السينما في سوق يوركشاير، وأنه مضحك! في بعض الأحيان نظرة على المكتب هو الأذى: للمنتج السينما! لا يوجد تأمين، على الرغم من أن جميع ميزانية دار السينما تدفع مقابل التأمين التكميلي، لكنها لا تسفر، ومعظم شركات التأمين تجعل الألم بدون أجر بدون المال وبيعه! تصبح مندوب مبيعات بيع: أنها تجعل مكلفة وبيع الملابس الداخلية الخاصة بهم! لذلك، في هذه الصناعة، ليس هناك فرق بين صناعة السينما وغيرها من الصناعات. بالإضافة إلى صناعة السينما، وصناعة النفط هي نفسها. عندما يقول رئيس بلد صناعة النفط المحلية، "أنا أعلم أنك تعمل بشكل أفضل من الأجانب، ولكن يدك فارغة، ولا يمكنك جلب رأس المال!" ما هو المتوقع من غرفة الصناعات والمناجم؟ انهم لا تعترف صناعة البترول الخاصة على الإطلاق! وليس لديهم تجنيد. هل تعرف الغرفة أن السياحة هي أيضا صناعة؟ أو مع صرامة يمر بها؟ السيد شافي يعرف: حوض بناء السفن، تعتبر الصناعة البحرية صناعة أيضا؟ أو لا تريد أن تعرف؟ وهل من المحزن حقا أن الغرفة الكبيرة مضطربة؟ إن الادعاء البرلماني للقطاع الخاص له أيضا هذه الأمور: أن الغرفة يجب أن تكون كبيرة مثل جميع الصناعات الأخرى، وتمثيل حقيقي لهم. وهذا هو مجرد البعد الصناعة. من حيث التجارة أو التجارة، بل هو أضعف. وقد طلبت السينما الإيرانية نفسها، التي فتحت أبوابها للعالم، غرفة التجارة: ماذا كان يمكن أن يفعل الكثير، ولكن هل ذهب؟ وفقا لمدير دار السينما، عندما حجيس في هذا الجزء البعيد تأمين أمن بلدنا، والسينما في تلك الأجزاء من أيدي يحتاج أيضا الجنود الذين: حماية مصالحنا الوطنية. في حين أن هذا الفن صناعة كبيرة لم تؤخذ على محمل الجد من قبل رجال الأعمال. هوليوود لديها أكبر الأساتذة: التسويق، والتي تقارير في أي لحظة، وردود الفعل وردود فعل السوق، وهوليوود، مثل عقارب الساعة، وتحول باستمرار إلى أذواق الجمهور! في حين أن السينما الإيرانية محاصرة في مغالطة: هل يجب أن يكون المربع ذا أهمية؟ السينما تعلن فقط الجمهور المستهدف، مما يعني نفس الشعار هو الحق! لكن غرفة التجارة الإيرانية لم تكن حتى عضو في الفيلم. حفظ الألغام! سينمائية أقل من الجير أو منجم الملح، تخدم هذه الحدود، التي ليست اسما لهم؟

Boş kino sinifləri.

Xüsusi bir sektor parlamenti olduğunu iddia edən Ticarət Odası, bu Məclisdə çox sayda nümayəndəyə sahib deyil! Və onların iddiası yalan. Təcrid halından daha təcrid vəziyyətdə olan siniflər hələ də laqeyd qalır: kino sənayesinin turizm sənayesi və hətta neft sənayesi! Bu sənayelər sənaye kiralarını istifadə edərkən bir dəvəquşu kimi qəbul edilir, sənət düşünülür! Ancaq irəliləyiş əldə etmək istədikləri zaman sənayeyə istinad edilir. Bütün sənaye sahələrinin problemlərindən biri olan banklar əsasən söz bankı hər yerdə deməkdir, fond birjası qumar, boş sözlə bağlı sığorta deməkdir. Çünki heyətin xərcləri və menecerlərin marketinqi və mükafatları, hər üçdə! Bu qədər yüksəkdir ki, onların hüquqi çərçivədə fəaliyyət göstərməsinə imkan vermir. Kino da narahatlıq içindədir. Kino sənətkarları çuxura getməyi üstün edir! Bankların quyularına düşmək əvəzinə! Çünki ən az həbs cəzası yoxdur. Kino Yorkshire bazarında qəbul edilmir və bu, komikdir! Bəzən masanın baxışı bir fəlakətdir: kinoteatr istehsalçısı üçün! Sığorta yoxdur, kino evinin bütün büdcəsi əlavə sığorta üçün ödənilirsə də, lakin vergi vermir və sığortaçıların əksəriyyəti ödənişsiz pul vermir və satır! Satıcı ol Satış: Onlar bahalı və iç geyimləri satırlar! Beləliklə, sənayedə kino sənayesi ilə digər sənaye arasında fərq yoxdur. Kino sənayesi ilə yanaşı, neft sənayesi də eynidır. Bir ölkənin prezidenti daxili neft sənayesini izah edərkən "Xaricilərdən daha yaxşı işlədiyinizi bilirəm, amma əliniz boşdur və siz kapital gətirə bilməzsiniz!" Sənaye və Mina Palatasından nə gözlənilir? Onlar özəl neft sənayesini tanımırlar! Və heç bir cəlb yoxdur. Otaq turizmin də sənayesi olduğunu bilirmi? Yoxsa ondan keçən bir azğınlıq var? Cənab Shafei bilir: Tersanesi, offshore sənayesi də bir sənaye sayılır? Və ya bilmək istəmirmi? Və böyük bir otaq üzdü ki, həqiqətən kədərli? Özəl sektorun məclis iddiasında da bu şeylər var: otağın bütün digər sənaye sahələri qədər böyük olması və bunların gerçək bir şəkildə təmsil edilməsi lazımdır. Və bu yalnız sənayenin ölçüsüdür. Ticarət və ticarət baxımından hətta zəifdir. Dünyaya qapılarını açan eyni İran kinou Ticarət Palatasına xahiş etdi: Nə qədər böyük işlər görmüşdü, amma getdi? Kino evinin direktorunun sözlərinə görə, bu uzaq hissədə olan həcclər ölkəmizin təhlükəsizliyini təmin edəndə əllərin bu hissələrində olan kino da milli maraqlarımızı qoruyan əsgərlərə lazımdır. Bu böyük sənaye sənəti iş adamları tərəfindən ciddi qəbul edilməmişdir. Hollywood ən böyük professorları var: marketinq, hər an hesabat verir, geribildirim və bazar rəyləri və Hollywood, saat istiqamətində olduğu kimi, daim tamaşaçıların zövqlərinə çevrilir! İran kinosunun səhvənliyə tutulduğu halda: qutu vacibdirmi? Dünya kinosu yalnız öz hədəfini elan edir, yəni eyni şüar doğru! Ancaq İran Ticarət Palatası film sənətkarlığının üzvü deyil. Mayları saxla! Sinematik, bir əhəng və duz mindən daha az, onlar üçün bir ad olmayan bu sərhədə xidmət edir?

 

معماری ایرانی یا رومی؟

طرح معماری کلیسا در قرون وسطی، نشان می دهد که همگی مانند: دژی محکم در مقابل نور هستند! داخل آنهم فقط چند عدد شمع ، ولی معماری ایران بر ان تاثیر می گذارد و: بعد از رنسانس پنجره های بزرگی، تا زیر سقف برای دعوت نور به داخل درست می کنند. درون آن را هم نقاشی های هندسی و: گل بوته و در برخی موارد اسلیمی و: مینیاتوری انجام می دهند. میگویند داوینچی آنقدر نقاشی رنگ روغن، در کلیساها انجام داد که براثر: ریختن رنگ ها به چشمش بینایی خود را از دست داد. زیرا این روغنکاری ها و: نقاشی های سقف مشکل بود و برای جلوگیری از: ریزش رنگ به چشم، هیچ روشی کشف نشده بود. جالب این است که این طرح ترکیبی جدید کلیسا، در ایران بعنوان طرح معماری اروپایی! نامگذاری شد و افرادی که می خواستند: تحولی در ساخت مسجد بوجود آورند، از ان استفاده کردند که مهمترین آن، مسجد الجواد در میدان هفتم تیر تهران است. جالب تر آنکه حتی کلیساهای قرون وسطی، که به شکل قلعه ساخته می شدند، برداشتی ساده از معماری ایرانیان: در زمان ساسانیان بود و اغلب آنها، دارای دیوار های ضخیم و کنگره دار بودند. اینها البته طبیعی است، زیرا که رفت و آمد مردم در: کشورهای محتلف استفاده از طرح های انان را در پی دارد. اما مهم این است که نباید الینه شد، فرهنگ خود را از دست داد و: یا همه را مدیون فرهنگ دیگران دانست. اختلاط فرهنگی بین ایران و سایر کشورها، به زمان های دور بر می گردد. ایرانیان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، به عنوان مرکز جهان مطرح بوده اند: شرق و غرب عالم از ایران شروع می شد! به قول نقشه کش های معماری، نقطه آکس همه نقشه ها کوه دماوند بود. شمال دماوند برای همه دنیا شمال بود! جنوب آن جنوب محسوب می شد، شرق آن کشورهای آسیایی و غرب آن هم کشورهای غربی! به این جهت ایرانیان ساکن ترین مردم دنیا بودند. اما دیگر کشورها برای یافتن: مزارع و امکانات بهتر زیستی، دائما در حال حرکت بودند و اغلب آنها: به ایران هم حمله کرده اند! ولی غنای فرهنگی و تاریخی ایران، باعث شده که در مدت کوتاهی، حمله کنندگان خود، مدافع فرهنگ وادب و علم و دانش ایران شوند. و از ایران برای اداره کشور خودشان کمک بخواهند. نقش ایرانیان در دوران حکومت اعراب بنی عباس، کاملا واضح بود وحتی ترکان نیز، آداب را از ایرانیان آموختند. و سلسله هایی مثل غزنویان یا سلجوقیان ایجاد کردند. و این مراودات بین: ایران و اروپا هم بوده است. وچون به زمان ما نزدیکتر است باید: بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تا: تاثیرات متقابل آن به نفع خارجی ها تمام نشود. زیرا برخی ها چنان لارج هستند! که همه هستی ایرانیان را متعلق به: یونان قدیم می دانند، حتی بافته های ذهنی فعلی خود را هم، به رومی ها نسبت می دهند!  در آثار تخت جمشید، و دوران قبل از اسلام، معماران ایرانی کوشش داشتند: انسان را به خدا متوجه کنند، از این رو برای همه انسان ها و نماد ها، بال های دوگانه تعبیه می نمودند! همه مردان هخامنش سر بسوی زمین دارند، ولی دو بال دارند که آنها را بالا می کشد، یا از آنها می خواهد که به آسمان توجه کنند. ولی در معماری جدید و غربی، انسان با یک کوله پشتی سنگین! عصا در دست پای در کفش نقاشی می کنند، در حالیکه سر او رو به اسمان است! یعنی او را که هوای خدایی شدن دارد، به زمین می چسبانند که قران می فرماید:( اثاقلتم الی الارض؟) آیا از سنگینی به زمین چسبیده اید؟ ودر جای دیگری می فرماید: کلمات خوب بسوی خدا بالا می روند. فلسفه هنر معماری در اسلام و ایران همین است که: انسان را بالاببرد. ولی هنر شیطانی می خواهد: او را زمین گیر کند و بگوید: همین است که هست و: چیز دیگری نیست!(بودور کی وار)

Iranian or: Roman architecture?

The architecture of the church in the Middle Ages shows that everyone is like a stronghold against light! Inside, there are only a few candles, but the architecture of Iran affects it: after the renaissance of large windows, they make up the roof underneath to invite light. Inside it, there are geometric drawings: flowering plants, and in some cases slalomic and miniature ones. They say that Da Vinci did such a painting of oil paintings in the churches as to lose sight of the color of his eyes. Because these lubricants and: ceiling paintings were difficult, and to prevent: color loss in the eye, no method was discovered. Interestingly, this new composition of the church, in Iran as a European architecture project! It was named after the people who wanted to make a change in the construction of the mosque, most notably the al-Jawad mosque in Tehran's 7th Tir Square. Interestingly, even the medieval churches built in the form of a castle were a simple notion of Iranian architecture: during the Sassanid era, and most of them had thick walls and congresses. This, of course, is natural, because the people's movement in: the countries that make use of their plans. But it's important that he should not be Eline, he lost his culture and either owes everyone to the culture of others. The cultural mix between Iran and other countries goes back to time. Iranians have been considered as the center of the world due to their geopolitical position: the East and West of the world began from Iran! In the words of architectural mappers, the point of all the maps of Mount Damavand was Ax. North Damavand was the north for the entire world! The south was south, the east of those Asian countries and the west of the western countries! For this reason, Iranians were the inhabitants of the world. But other countries were constantly on the move to find: farms and better bio-facilities, and most of them: have invaded Iran! But the cultural and historical richness of Iran has prompted the attackers to defend Iran's culture and science and knowledge in a short time. And they ask for help from Iran to run their own country. The role of Iranians during the Bani Abbas Arab era was quite clear, and even Turks learned the customs from Iranians. And created dynasties like Ghaznavids or Seljuks. And this relationship has been between Iran and Europe. And since it is closer to our time, it should be: more explored, so that its reciprocal effects do not end in favor of foreigners. Because some are so loose! Whoever knows all of Iranians belongs to: ancient Greece, they even attribute to their Romans even their current woven material! In the works of Persepolis and the pre-Islamic era, Iranian architects tried to: understand mankind in God, so that for all human beings and symbols, they had double wings! All Achaemenid men have head to ground, but have two wings that raise them, or they ask them to pay attention to the sky. But in the new and Western architecture, a man with a heavy backpack! The cane is painted in the shoes at the foot of the foot, while the head is hovering over it! That is, he tries him to be God-given to the earth, the Qur'an says: "Are you clinging to the ground and saying in another place: Good words go up to God. The philosophy of art in architecture is in Islam and in Iran. That is, mankind is elevated, but evil art wants to stumble upon him and say: that is what it is: there is nothing else!

الهندسة المعمارية الإيرانية أو الرومانية؟

بنية الكنيسة في العصور الوسطى تبين أن الجميع هو مثل معقل ضد الضوء! في الداخل، هناك سوى عدد قليل من الشموع، ولكن الهندسة المعمارية من إيران يؤثر عليه: بعد نهضة النوافذ الكبيرة، فإنها تشكل السقف تحت لدعوة الضوء. داخله، هناك رسومات هندسية: النباتات المزهرة، وفي بعض الحالات، السلافية و: مصغرة منها. يقولون أن دا فينشي لم مثل هذه اللوحة من اللوحات الزيتية في الكنائس لتغيب عن باله من لون عينيه. لأن هذه مواد التشحيم و: لوحات السقف كانت صعبة، ومنع: فقدان اللون في العين، لم يتم اكتشاف أي طريقة. ومن المثير للاهتمام، وهذا التكوين الجديد للكنيسة، في إيران كمشروع العمارة الأوروبية! وكان اسمه هو الشعب الذي أراد إجراء تغيير في بناء المسجد، وأبرزها مسجد الجواد في ساحة تير السابعة في طهران. ومن المثير للاهتمام، حتى الكنائس في القرون الوسطى التي بنيت في شكل قلعة كانت فكرة بسيطة من العمارة الإيرانية: خلال العصر الساساني، ومعظمهم من الجدران والمجالس سميكة. وبطبيعة الحال، هذا أمر طبيعي، لأن حركة الشعب في: البلدان التي تستفيد من خططها. ولكن من المهم أن لا يكون إيلين، فقد ثقافته وإما مدينون للجميع لثقافة الآخرين. والمزيج الثقافي بين إيران وبلدان أخرى يعود إلى الزمن. وقد اعتبر الإيرانيون مركزا للعالم بسبب موقفهم الجيوسياسي: بدأ شرق وغرب العالم من إيران! على حد تعبير مصممي الخرائط المعمارية، كانت نقطة جميع خرائط جبل دماوند الفأس. شمال دماوند كان الشمال لجميع أنحاء العالم! كان الجنوب جنوبا، شرق تلك الدول الآسيوية وغرب الدول الغربية! لهذا السبب، كان الإيرانيون سكان العالم. ولكن بلدان أخرى كانت على الدوام على استعداد للعثور على: المزارع ومرافق بيولوجية أفضل، ومعظمها: غزت إيران! ولكن الثراء الثقافي والتاريخي لإيران دفع المهاجمين للدفاع عن ثقافة إيران ومعرفتها ومعرفتها في وقت قصير. وهم يطلبون المساعدة من إيران لإدارة بلادهم. كان دور الإيرانيين خلال عهد بني عباس العربي واضحا تماما، وحتى الأتراك عرفوا العادات من الإيرانيين. وخلقت سلالات مثل الغزنوية أو السلاجقة. وكانت هذه العلاقة بين إيران وأوروبا. وبما أنه أقرب إلى عصرنا، فإنه ينبغي أن يكون: أكثر استكشاف، بحيث لا تنتهي تفاعلاتها لصالح الأجانب. لأن بعضها فضفاضة جدا! كل من يعرف كل الإيرانيين ينتمون إلى: اليونان القديمة، بل أنها تعود إلى الرومان حتى المواد المنسوجة الحالية الخاصة بهم! في أعمال برسبوليس و عصر ما قبل الإسلام، حاول المهندسون المعماريون الإيرانيون: فهم البشرية في الله، حتى أن لجميع البشر والرموز، كان لديهم أجنحة مزدوجة! كل الرجال الأخمينيين يتوجهون إلى الأرض، ولكن لديهم جناحين يرفعونهم، أو يطلبون منهم أن يلتفتوا إلى السماء. ولكن في العمارة الجديدة والغربية، رجل مع ظهره الثقيلة! يتم رسم قصب في الأحذية عند سفح القدم، في حين أن الرأس تحوم فوق ذلك! وهذا هو أنه يحاول أن يكون الله تعطى للأرض، القرآن يقول: "هل أنت تشبث الأرض؟" في مكان آخر يقول: كلمات جيدة ترتفع إلى الله، فلسفة الفن في العمارة في الإسلام وفي إيران. الرجل لرفع ولكن يريد الفن الشيطان له مستنقع ويقول: لهذا السبب هناك: لا شيء!

İran və ya Roma mimarisi?

Orta əsrlərdəki kilsənin memarı hər kəsin işıq əleyhinə qala kimi olduğunu göstərir. İçəridə bir neçə şam var, ancaq İranın memarlığı onu təsir edir: böyük pencerelərin arxasınca, işıq işıqlandırmaq üçün çatı altında qalırlar. İçəridə həndəsi şəkillər var: çiçəkli bitkilər və bəzi hallarda slavik və miniatürlər. Da Vinci, kilsələrdəki yağlı boya rəsmlərini gözlərinin rəngini görməməsi üçün belə bir şəkil etdi. Çünki bu yağlar və tavan rəsmləri çətin idi və qarşısını almaq üçün: gözdə rəng itkisi heç bir üsul aşkar edilmədi. Maraqlıdır ki, kilsənin bu yeni tərkibi, İranda Avropa məkanı layihəsi kimi! Məscidin tikintisində dəyişiklik etmək istəyən insanların adını, xüsusilə də Tehranın 7-ci Tür meydanında əl-Cəvad məscidini adlandırdılar. Maraqlıdır ki, hətta bir qala şəklində inşa edilən orta əsr kilsələri İran arxitekturasının sadə bir fikri idi: Sasanilər dövründə və onların əksəriyyəti qalın divarları və kongreləri idi. Əlbəttə ki, bu, təbii ki, xalq hərəkatıdır: onların planlarından istifadə edən ölkələr. Ancaq Elin olmamalı, mədəniyyətini itirmiş və ya hər kəsin başqalarının mədəniyyətinə borclu olması vacibdir. İran və digər ölkələr arasındakı mədəni qarışıqlıq zamanla geri qayıdır. İranlılar dünya geosiyasi mövqeyinə görə dünyanın mərkəzi hesab olunurlar: dünyanın Şərqi və Qərbi İrandan başladı! Arxitektura xəritəçiləri sözləri ilə bütün xəritələrin nöqtəsi Damavand dağı idi. Şimali Damavand bütün dünya üçün şimal idi! Cənub cənub, bu Asiya ölkələrinin şərqi və qərb ölkələrinin qərbi idi! Buna görə İranlılar dünyanın sakinləri idi. Amma digər ölkələr daim tapdılar: təsərrüfatlar və daha yaxşı bio-qurumlar və onların əksəriyyəti: İranı işğal etdi! Ancaq İranın mədəni və tarixi zənginliyi təcavüzkarların İranın mədəniyyətini, elmini və biliklərini qısa müddətdə müdafiə etməsinə səbəb oldu. Onlar öz ölkələrini idarə etmək üçün İrandan kömək istədi. Bani Abbas dövründə İranlıların rolu olduqca aydın idi və hətta türklər də İranlılardan gələn kökləri öyrəndilər. Qəznavilər və ya Səlcuqlar kimi sünnilər yaradılıb. Bu əlaqələr İranla Avropanın arasındadır. Və vaxtımıza daha yaxın olduğundan, bu, daha çox araşdırılmalı və onun qarşılıqlı təsiri əcnəbilərin xeyrinə bitməməlidir. Bəziləri çox boş olduğundan! Bütün iranlıları bilənlər: qədim Yunanıstan, hətta onların Romalılarına onların əqli düşüncələrini aid edirlər! Persepolis əsərlərində və İslam əvvəli dövründə İranlı mimarlar: Allahı insanları Allahla başa düşə bilsinlər ki, bütün insanlar və simvolları üçün ikiqat qanadı var! Bütün Əhəmənnəm kişiləri yerə qalxdılar, ancaq onları yüksəldən iki qanadı var və ya göyə diqqət göstərmələrini xahiş edirlər. Ancaq yeni və qərb arxitekturasında ağır bir sırt çantası olan bir adam! Qoç ayağın ayağında ayaqqabılarla boyanır, başı üzərinə gedir! Yəni, Allahın yer üzünə verilməsi üçün çalışır, Qurani-Kərim deyir: "Siz yerə yapışır və başqa bir yerdə deyirsiniz: Yaxşı sözlər Allaha tərəf yönəldilir, mimarlıkta sənət fəlsəfəsi İslamda və İranda. Yəni bəşəriyyət yüksəlmişdir, lakin pis sənət onun üzərinə büdrəmək istəyir və deyir: bu nədir ki, başqa bir şey yoxdur!