X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۸:۳۷ نظر(0)

بسیاری از عناصری که در ایران، تمایل شدید به گرفتن ویزای شینگن، یا اقامت آمریکا را دارند، بازیچه سفارت خانه ها و بنگاههای خبر پراکنی آنان می شوند. و از کاه، کوهی می سازند یا برعکس از کوه، یک برگ کاهی! مثلا راهپیمایی میلیونی روز 22بهمن را، یا اصلا پوشش نمی دهند، یا بعنوان یک خبر جزئی به آن اشاره می کنند. با اینکه برای حضور خبرنگارشان در این راهپیمایی، اصرار می کنند ولی اصلا به گزارش خبرنگار، توجه نمی کنند بلکه به سیاست های: بایکوت خبری خود ادامه می دهند. برعکس اگر یک دختری پیدا شد، که به تحریک و ارتباط مستقیم با آنها، روسری خود را برداشت، این خبر اول با تیتر های درشت می شود. یا اگر توانستند یک نفر را وادار کنند که: با قمه به نگهبان ریاست جمهوری، حمله کند 190 رسانه ایرانی وابسته! و غیرایرانی مزدور، در سطر اول اخبار می گویند: یک کفن پوش به ریاست جمهوری حمله کرد! و این امر در تمام امور: وابسته به استکبار جاری است. ممکن است هزاران نفر مردم، در اثر تحریم دارویی آمریکا، در ایران و یمن وعراق و فلسطین، وجاهای دیگر تلف شوند، برای رسانه یا سفارت خانه های آنها مهم نیست، یا اصلا دیده نمی شوند! اما اگر یک صهیونیست ادعای: دروغی مبنی بر هولوکاست کند، همه ساله هزاران دلار خسارت، از آلمان می گیرند و به بهانه بازماندگان هولوکاست، صرف عیاشی های خود می کنند.اگر سگ یا گربه ای از درخت افتاد، آن را به انجمن حمایت از حیوانات می کشانند و: هرچه بخواهند به اسلام و مسلمانان نسبت میدهند. براثر همین رفتار های دوگانه سفارتخانه ها و: رسانه های غربی است که برخی از مردم ایران، عصبی شده و پرخاشگری می کنند. اگر ترامپ نامه ممنوعیت ورود اتباع ایران و: چند کشور جهان را امضا می کند، قصد او جلوگیری از ورود ایرانیان نیست، زیرا میداند نبض آمریکا در دست: مدیران ایرانی تبار آمریکا است. بلکه قصد او عصبی کردن مردم است. زیرا شرایط ورود به آمریکا را، برمبنای ضدیت با ملیت و هویت ایرانی، قرار می دهند و گردشگران ایرانی، یا علاقمندان به تحصیل را، به جاسوسی و هویت زدایی مجبور می کنند. آنها را برعلیه یکدیگر می شورانند و یا: به ضدیت با دولت وادار می کنند. بسیاری از نزاع ها و: تشکیل پرونده ها مخصوصا در ارتباط با: شهرداری و یا ارگانهای دولتی، کاملا صوری است زیرا که: شاکیان میدانند باید عقب نشینی کنند، مالیات و عوارض را پرداخت کنند، ولی ذهنیت ضد دولتی که ساخته شده، فقط فحش می دهند! و می گویند باید از شهرداری شکایت کرد و: حسابشان را رسید. راننده های شرکت واحد تهران، در این مورد مثال خوبی هستند! این راننده ها در سرما و گرما، از صبح تا شام پشت رل می نشینند، و حتی نمی توانند به موقع چای یا نهار بخورند. ولی یک نفر نیست که از آنها تشکر کند و: بگوید که زحمت کشیدید که مارا به مقصد رساندید! بلکه برعکس همه شاکی هستند و: حتی حاضرند راننده را کتک بزنند، و او را عامل دولت و باعث همه مشکلات می دانند! یا برعکس به بهانه دیر آمدن او، به تمام ارکان نظام حمله می کنند! این عصبیت بی خودی، در تمام پرونده های قوه قضائیه و سازمان بازرسی و غیره هم دیده می شود. فقط می خواهند شکایت کنند! 14میلیون ورودی پرونده ها است، و کمتر پرونده ای است که به: فرجام خواهی و ماده 18نرسیده باشد! یعنی با اینکه محکوم شده ولی ادامه می دهد! فقط بخاطر اینکه شکایت کرده باشد. حتی با اینکه شوراهای حل اختلاف درست شده، که کار قوه قضائیه کم شود، ولی اکثرا رضایت نمی دهند! که پرونده تا آخرین مرحله ممکن! یعنی ارسال نامه به رهبری نظام و: رسانه ها و غیره ادامه یابد.

Does anyone reach us or not?

Many of the elements in Iran that have a strong Schengen visa requirement, or US residence, are spread out by embassies and news agencies. And they make straw, mountains, or vice versa, from a mountain, a leaf of straw! For example, a march of 22 Bahman, or do not cover it at all, or as a partial reference to it. While insisting on the attendance of their journalists on the rally, they do not pay attention to the reporters at all, but continue to pursue their own boycott policies. On the contrary, if a girl was found, who intimidated and directly linked to her, she picked up her scarf, and the first one would be with big headlines. Or if they were able to force one person to attack the president's guardian with 190 attachments! And non-Iranian mercenaries, in the first line of the news say: a shroud has been attacked by the presidency! And this is all about affairs: it is subject to the arrogance. Thousands of people may be wasting in Iran, Yemen, Iraq, and Palestine, and elsewhere in the aftermath of US drug sanctions, not important to their media or embassies, or not at all! But if a Zionist claims: a Holocaust lie, every year they get thousands of dollars in damage from Germany and, on the pretext of the Holocaust survivors, spend their own bastards. If a dog or a cat fell, it will be sponsored by the association. Kill animals and: attribute to Islam and Muslims whatever they want. Because of these dual behaviors embassies and: Western media, some Iranian people are nervous and aggressive. If the letter of the letter of the ban on the entry of Iranian citizens and: several countries in the world is signed, it does not intend to prevent Iranians from entering Iran because they know the American pulse: Iranian-American leaders. It is his intention to indulge people. Because they are entering the United States on the basis of antagonism to the nationality and Iranian identity and forcing Iranian tourists or scholars to spy on and denigrate. They blow them against one another, or: they will force the government to oppose the government. Many quarrels and: file cases, especially in relation to: the municipality or government agencies, are completely formal because: plaintiffs know that they must retreat, pay taxes and fees, but the anti-government mentality that is made is just swearing they give! And they say they should sue the municipality and: they got their account. The drivers of the Tehran Unitary Enterprise are a good example in this case! These drivers sit in the cold and heat from morning till dinner, and they cannot even eat tea or lunch at the right time. But there is no one to thank them for saying: "We were bothering to bring you to our destination!" On the contrary, they are all plaintiffs: they are even ready to beat the driver, and they are the agent of the government and they know all the problems! Or, on the contrary, on the pretext of his late arrival, they attack all elements of the system! This self-stroke is also seen in all cases of the judiciary and the inspection agency, and so on. Just want to complain! 14 million incoming files and fewer cases have been filed for appeal and Article 18! That is, while convicted but continues! Just: because he complained. Even though disputes have been made, the work of the judiciary will be reduced, but most will not be satisfied! That files up to the last possible stage! That is, to send a letter to the leadership of the system and: the media and so on.

لا أحد يصل إلينا أم لا؟

وينتشر العديد من العناصر في إيران التي لديها متطلبات تأشيرة شنغن قوية، أو إقامة الولايات المتحدة، من قبل السفارات ووكالات الأنباء. وأنها تجعل القش والجبال، أو العكس بالعكس، من الجبل، ورقة من القش! على سبيل المثال، مسيرة 22 بهمن، أو لا تغطي على الإطلاق، أو كمرجع جزئي لذلك. على الرغم من أنهم يصرون على وجود مراسلين في التجمع، فإنها لا تولي اهتماما للصحفيين على الإطلاق، ولكن الاستمرار في اتباع سياسات المقاطعة الخاصة بهم. على العكس من ذلك، إذا تم العثور على فتاة، الذي تخويف وترتبط مباشرة لها، وقالت انها التقطت وشاح لها، أول واحد سيكون مع عناوين كبيرة. أو إذا كانوا قادرين على إجبار شخص واحد على مهاجمة ولي الأمر مع 190 مرفقا! والمرتزقة غير الإيرانيين، في السطر الأول من الأخبار يقول: كفن للرئيس هاجم! وهذا كله يتعلق بالأمور: فهو يخضع للغطرسة. قتل الحيوانات و: تنسب إلى الإسلام والمسلمين ما يريدون. وبسبب هذه السلوكيات المزدوجة السفارات و: وسائل الإعلام الغربية، فإن بعض الشعب الإيراني عصبي و عدواني. انها عزمه على الانغماس الناس. لأنهم يدخلون الولايات المتحدة على أساس معارضتهم للجنسية والهوية الإيرانية وإرغام السياح الإيرانيين أو المربين على التجسس والتشويه. إنهم يضربونهم ضد بعضهم البعض، أو: سيجبرون الحكومة على معارضة الحكومة. العديد من الصراعات و: الإيداع، لا سيما فيما يتعلق البلدية أو الحكومة وكالات، شكلية محضة، لأن ذلك مدعين أن تنظر إلى سحب والضرائب على الدفع، إلا أن عقلية مناهضة للحكومة عنة فقط اليوم! ويقولون أنه يجب عليهم مقاضاة البلدية و: حصلوا على حسابهم. السائقين من طهران المؤسسة الموحدة هي مثال جيد في هذه الحالة! هؤلاء السائقين الجلوس في البرد والحرارة من الصباح حتى العشاء، وأنها لا يمكن حتى تناول الشاي أو الغداء في الوقت المناسب. ولكن ليس هناك من أحد أن أشكرهم على قولهم: "كنا نهتم بإحضارك إلى وجهتنا!" على العكس من ذلك، هم جميع المدعين: بل هم مستعدون للتغلب على السائق، وهم وكيل الحكومة وهم يعرفون كل المشاكل! أو، على العكس من ذلك، بحجة وصوله في وقت متأخر، يهاجمون جميع عناصر النظام! وينظر إلى هذه السكتة الذاتية أيضا في جميع حالات القضاء ووكالة التفتيش، وهلم جرا. أريد فقط أن يشكو! و 14 مليون ملف واردة، وعدد أقل من القضايا المقدمة للاستئناف والمادة 18! وهذا هو، في حين أدين ولكن لا يزال! فقط لأنه اشتكى. على الرغم من الخلافات التي جرت، سيتم تخفيض عمل الجهاز القضائي، ولكن معظم لن يكون راضيا! هذا الملف يصل إلى آخر مرحلة ممكنة! وهذا هو، لإرسال رسالة إلى قيادة النظام و: وسائل الإعلام وهلم جرا.

Kimsə bizə çatır və ya olmasın?

Və saman, dağ bir dağ və ya əksinə, saman bir parça olun! Məsələn, 22 fevral bir milyon nümayişlər, və ya əhatə etmir, və ya kiçik xəbər kimi qeyd etmək. Yoxsa bir insanı prezidentin qəyyumuna 190 qoşun ilə hücum etməyə məcbur edə bilərlərsə! Və qeyri-iranlı muzdlu, başlıqları demək ilk line: a kəfənli prezident işğal! Və bu, hər şeylə bağlıdır: təkəbbürlə qarşılanır. Heyvanları öldürün və İslamı və müsəlmanları istədikləri hər şeyi vurun. İnsanları əyləndirmək niyyətidir. Onlar bir-birinə qarşı zərbə vururlar, ya da hökuməti hökumətə qarşı çıxmağa məcbur edəcəklər. ki, iddiaçılar geri hesab çünki vergi ödəmək, lakin anti-hökumət zehniyyəti yalnız lə'nət etdi verilməsi, xüsusilə sırf formal bələdiyyə və ya dövlət orqanları ilə əlaqədar olaraq: münaqişələr və çox Verin! Və onlar bələdiyyəyə sui-istifadə etməli olduqlarını söyləyirlər: hesabları var. Tehran Birgəəssisəsinin sürücüləri bu vəziyyətdə yaxşı nümunədir! toran dən soyuq və istilik sürücü sükan arxasında oturmaq və bilməz hətta çay və ya nahar fasiləsi. Əksinə, bütün iddiaçılar sürücü döydü hətta hazırıq və o, dövlətin bütün problemlər və bilirik! Və ya onun mərhum gələn hücum bütün elementləri bəhanə zidd! bütün hallarda fədakar Bu əsəbilik, məhkəmə və yoxlama və s. görülə bilər. Yalnız şikayət etmək istəyirik! 14 milyon daxil olan fayl və şikayət və 18-ci maddə üçün daha az iddia qaldırıldı! Yəni məhkum edərkən davam edir! Yalnız şikayət etdiyi üçün. Mübahisələrin həlli şuraları edilir baxmayaraq, məhkəmə aşağı, lakin tez-tez razı deyil! Bu fayl son mümkün mərhələyə qədər! Yəni, sistemin rəhbərliyinə məktub göndərmək və: media və s.


برچسب‌ها: کسی به داد ما می رسد یا نمی رسد؟,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۳/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۵:۲۰ نظر(0)

در کل جهان فقط یک نوع اپوزیسیون یا: گروه مخالف حکومت می شناسند، ولی در ایران به مدد انقلاب اسلامی، مخالفین گیج و کور شدند و انواع و اقسام، اپوزیسیون درست کردند. بعضی ها یک نفره، یعنی چند حزب که همه با هم توسط یک نفر، تاسیس می شوند! گاهی دو نفره یا سه نفره! اغلب از 4نفر بیشتر نمی شوند، زیرا فوری انشعاب می کنند! بنابر این اگر همه مخالفان جمهوری اسلامی را، جمع بزنند فقط ترامپ هست و خودش! شاید مینی مخالف هایی بودند که: به حرف ترامپ به خیابان ها آمدند، ولی الان کجا هستند؟ سوراخ موش را به دلار می خرند! تا قایم شوند. همه آنها ییکه در همین اعتشاشات اخیر، به فرمان ترامپ به خیابان آمده بودند، گفتند اشتباه کردیم و آزاد شدند. این از نظر تعداد! اما از نظر کیفیت هم همینطور است: در ایران رسم است مومن ترین آدم ها، نقش شمر را در تعزیه امام حسین ع بازی می کنند. زیرا مردم نقش آنها را باور می کنند، و او را کتک می زنند! به انها ناسزا می گویند، و انها باید به خاطر این کار، همیشه در مظان اتهام باشند، لذا نمی تواند غیر مومن باشد و اینهمه: لعن و نفرین کودکان و زنان و برخی: افراد کم دانش را تحمل کند. به این افراد مخالف خوان گفته می شود! معنی آن اپوزیسیون دستوری است. یعنی بسیاری از مسئولین یا کاندیدها، برای رای آوردن یا جلب ارا مردم، مخالف خوانی می کنند، ولی در عمل پایبند کامل به اسلام و انقلاب هستند. و در مواقع لزوم مجکم پای اسلام ایستاده اند. فرضا بسیاری تصور می کنند که: رئیس جمهور ایران خودش اپوزیسیون است! زیرا سخنانی می گوید که: این را تایید می کند! مثلا ایشان در مرقد مطهر امام فرمودند: باید صدای مخالف را شنید. این از همان مخالف خوانی ها است. زیرا در واقع این حرف را به خودش میزند که: سالها مخالفان خود را: بیسواد و نادان و بدون شناسنامه می گفت. اما برداشت از صحبت ایشان در بی بی سی، یا جاهای دیگر این بود که: منظور ایشان رهبری است که: باید سخنان کروبی را بشنود! و یا ولی فقیه است که باید شعار: ضد ولایت فقیه اغتشاشگران را بشنود. ولی همین شخص روز بعد در کرمان می گوید: ما نمی گذاریم در امریکا برای ما تصمیم بگیرد. زیرا ملت ایران جنایات آمریکا را فراموش نکرده است. و این تودهنی بزرگی به مخالف اصلی، یعنی ترامپ بود. غیر از مخالف خوان ها، برخی اپوزیست ها پولکی هستند: مثلا به برخی دختران یا زنان، پول و پناهندگی می دهند، آنها را وارد بازی رسانه ای می کنند:تا بدحجاب و بی حجاب، در خیابان ها بگردند، یا روسری خود را بردارند! یا به پیرمردان و پیرزنان، کمک مالی می کنند تا: در تاکسی و اتوبوس از شاه تعریف کنند، و بگویند وضع مردم آنموقع خوب بوده!  ولی در زمان شاه، مردم آب جوب می خوردند! یعنی لوله کشی نبود، و آب شاه بهترین آب بود که: در بشکه ها فروخته می شد، و لی فقرا آب هاییکه در جوب بود، به آب انبار می ریختند،  تاصاف شود بعد بخورند. همه کوچه ها یک متری بود، بوی پهن شتر و سرگین اسب و خر می داد! بهترین وسیله نقلیه فقرا، گاری یا درشکه بود. البته بجز سال 56یا 57 که سال: انفجار در آمد نفتی بود و: تعدادی ماشین وارد مملکت شدند. دسته سوم مخالفان نادان هستند، که نمی دانند که اگر کسی اسلام را قبول کرد و: بعد به آن کافر شد، مانند گروه مسلمیه کذاب، مرتد فطری حساب شده و: اعدام آنها واجب می شود! لذا همه انتقادات آنها، بر ضد اسلام است و فکر می کنند: حجاب یا دیه و قصاص را، آخوند ها در آورده اند. لذا مخالف اصلی یا اصلا وجود ندارد، و یا ما نمی شناسم! به دلیل اینکه با تمام مشکلاتی که آمریکا بوجود آورده، و پولهای ما را بالا کشیده، می بینیم  روز 22بهمن همه می آیند.

Different types of opposition!

In the whole world, only one type of opposition is known: the group is against the rule, but in Iran, through the Islamic Revolution, the opposition became confused and blind, and made various kinds of opposition. Some are single, that is, several parties that are all created by one person! Sometimes two or three! Often there are not more than 4 people because they split up immediately! Therefore, if all the opponents of the Islamic Republic are gathered together, it is only the tramp and itself! Maybe there were some minor opponents who came to the streets, but now where are they? Hurts the mouse for dollars! To hide. All of them, who came to the streets at the same time as these trilogies, said they were wrong and were released. This is in terms of number! But also in terms of quality: in Iran it is customary. Most faithful people play the role of Shamir in the thesis of Imam Hossein. Because people believe their role, and beat him! They are called malice, and they should always be accused of doing so, so they cannot be unbelievers, and all this: the cursing of children and women and some of them: the little people who tolerate knowledge. These people are called opponents! The meaning of this is the commanding opposition. That is, many officials or candidates oppose the vote or attracting people, but in practice they fully adhere to Islam and the revolution. And when they stand, they stand firmly on the feet of Islam. Suppose many think that: Iran's president is an opposition! Because the saying goes: "It confirms this!" For example, he said in the Imam's tomb: he must hear the opposite. This is the same disagreement. Because in fact he says to himself: For years he said his opponents were illiterate and ignorant and without an identity card. But the perception of talking to him on the BBC, or elsewhere, was that he meant that he should hear Karroubi's words! Or the supreme leader is to have the slogan: Anti-Velayat-e Faqih will hear the oppressors. But the same person in Kerman next day says: "We do not let us decide in America." Because:  the Iranian nation has not forgotten American crimes. And this was a great deal to the main opponent, the Tramp. Other than the opposing readers, some oppositionists are lousy: for example, they give some girls or women money and asylum, they enter the media game: to scoop up the veil, go on the streets, or take their scarves. ! Or they help old men and old people to: Define the king in taxi and bus, and say that the situation of the people was good at the time! But in the time of the Shah, people were drinking water! It was not plumbing, and the water of the shah was the best of water: it was sold in barrels, and the poor of the poor who were in Juba, poured water into water, and then ate, and then they would eat. All the streets were one meter, a smell of camel and dung horses! The best vehicle was the poor, the carriage or the carriage. Of course, except for 56 or 57 years of the year: the explosion came from oil and: a number of cars entered the country. The third group is the ignorant opponents who do not know that if anyone accepted Islam and then disbelieved it, it would be considered an apostate anesthetist, like the evil Muslim group, and their execution is obligatory! Therefore, all their criticisms are against Islam and they think: Hijab or Diyat and Qisas have been brought by the mullahs. So the main opposition does not exist at all, or we do not know! Because: with all the problems that the US has created and raised our money, we see everyone coming on 22 Bahman.

أنواع مختلفة من المعارضة!

في العالم كله، هناك نوع واحد فقط من المعارضة معروف: الجماعة ضد الحكم، ولكن في إيران، من خلال الثورة الإسلامية، أصبحت المعارضة مشوشة ومكفوفين، وجعلت أنواعا مختلفة من المعارضة. بعض هي واحدة، وهذا هو، العديد من الأطراف التي يتم إنشاؤها من قبل شخص واحد! أحيانا اثنين أو ثلاثة! في كثير من الأحيان لا يوجد أكثر من 4 أشخاص لأنها انقسمت على الفور! لذلك، إذا جمعت جميع المعارضين للجمهورية الإسلامية معا، فإنه هو فقط المتشرد نفسه! ربما كان هناك بعض المعارضين الطفيفة الذين جاءوا إلى الشوارع، ولكن الآن أين هم؟ يضر الماوس للدولار! لإخفاء. كلهم، الذين جاءوا إلى الشوارع في نفس الوقت هذه تريلوغز، وقالوا انهم كانوا مخطئين وأطلق سراحهم. هذا هو من حيث العدد! ولكن أيضا من حيث الجودة: في إيران من المعتاد، معظم الناس المؤمنين تلعب دور شامير في أطروحة الإمام حسين. لأن الناس يعتقدون دورهم، وضربوه! إنهم يدعون الخبيث، ويجب أن يكونوا متهمين دائما للقيام بذلك، حتى لا يمكن أن يكونوا غير مؤمنين، وكل هذا: شتم الأطفال والنساء وبعضهم: القليل من الناس الذين يتسامحون مع المعرفة. ويسمى هؤلاء الناس المعارضين! معنى هذا هو المعارضة القائدة. أي أن العديد من المسؤولين أو المرشحين يعارضون التصويت أو يجتذبون الناس، ولكنهم في الواقع يلتزمون تماما بالإسلام والثورة. وعندما يقفون، يقفون بحزم على أقدام الإسلام. لنفترض أن الكثيرين يعتقدون أن: الرئيس الإيراني هو معارضة! لأن المثل يقول: "إنه يؤكد هذا!" على سبيل المثال، قال في قبر الإمام: يجب أن يسمع العكس. هذا هو نفس الخلاف. لأنه في الواقع يقول لنفسه: لسنوات قال خصومه كانوا أميين والجاهل ودون بطاقة الهوية. لكن تصور الحديث معه في بي بي سي، أو في أي مكان آخر، كان يعني أنه يجب أن يسمع كلمات كروبي! أو المرشد الأعلى هو أن يكون شعار: مكافحة ولاية الفقيه ستسمع الظالمين. لكن نفس الشخص في كرمان اليوم التالي يقول: "نحن لا ندعنا نقرر في أمريكا". لأن الأمة الإيرانية لم تنس الجرائم الأمريكية. وكان هذا قدرا كبيرا للخصم الرئيسي، والصعرب. وبخلاف القراء المعارضين، فإن بعض المعارضين مرهقون: على سبيل المثال، يمنحون بعض الفتيات أو النساء المال واللجوء، ويدخلن في لعبة وسائط الإعلام: لتخطي الحجاب، أو يذهبن إلى الشوارع، أو يأخذن الأوشحة. ! أو أنها تساعد كبار السن من الرجال والمسنين على: تحديد الملك في سيارات الأجرة والحافلات، ويقولون إن وضع الشعب كان جيدا في ذلك الوقت! ولكن في وقت الشاه، كان الناس مياه الشرب! لم يكن السباكة، وماء الشاه كان أفضل المياه: فقد بيع في براميل، فقراء الفقراء الذين كانوا في جوبا، صبوا الماء في الماء، ثم أكلوا، ثم يأكلون. كانت جميع الشوارع متر واحد، رائحة الجمل والروث الخيول! وكانت أفضل وسيلة للفقراء، والنقل أو النقل. وبطبيعة الحال، باستثناء 56 أو 57 سنة من السنة: جاء الانفجار من النفط و: دخل عدد من السيارات البلاد. المجموعة الثالثة هي الخصوم الجاهلين الذين لا يعرفون أنه إذا قبل أي شخص الإسلام ومن ثم كفروا عليه، فإنه يعتبر المخدر المرتد، مثل الجماعة الإسلامية الشريرة، وإعدامها إلزامي! لذلك، كل انتقاداتهم ضد الإسلام، وهم يعتقدون: الحجاب أو ديات والقصاص جلبت من قبل الملالي. لذلك المعارضة الرئيسية لا وجود لها على الإطلاق، أو أننا لا نعرف! لأنه، مع كل المشاكل التي خلقتها الولايات المتحدة وأثارت أموالنا، ونحن نرى الجميع يأتي في 22 بهمن.

Müxtəlif növ müxaliflər!

Bəziləri tək, yəni bir nəfər tərəfindən yaradılan bir neçə partiyadır! Bəzən iki-üç! Çox vaxt 4 nəfərdən çoxu yoxdur, çünki onlar dərhal parçalanırlar! Buna görə, əgər İslam Respublikasının bütün müxalifləri bir araya toplaşarsa, yalnız tramp və özüdür! Bəlkə küçəyə gələn bəzi kiçik rəqiblər var idi, amma indi harada? Dollar üçün dollar sızdırır! Gizlətmək üçün. Bütün bu trilogues ilə eyni zamanda küçəyə gələnlər hamısı səhv olduğunu və azad olduqlarını söylədilər. Bu nömrə baxımından! İnsanlar öz roluna inanırlar və onu döyürlər! Bu insanlar opponentlər deyilir! Bunun mahiyyəti komanda müxalifətidir. Yəni, bir çox rəsmi şəxs və ya namizəd səsverməyə qarşı çıxır və ya insanları cəlb edir, amma praktikada İslamı və inqilabı tamamilə saxlayırlar. Onlar ayağa qalxanda İslamın ayaqlarına qətiyyən ayaq basırlar. Bir çox düşünün: İran prezidenti müxalifətdir! Çünki deyilir: "Bunu təsdiqləyir!" Məsələn, İmamın məzarında dedi: əksini eşitməlidir. Bu eyni fikir ayrılığıdır. Çünki əslində özünə belə deyir: Bir neçə ildir opponentlər savadsız və cahil idi və şəxsiyyət vəsiqəsi olmadan dedilər. Ancaq bbC-də və ya başqa yerlərdə onunla söhbətləşməsi onun Kərrubinin sözlərini eşitməsini nəzərdə tuturdu! Və ya ali lideri şüarına sahib olmaqdır: Anti-Velayat-e Fəqih zülmkarları eşidir. Amma növbəti gün Kermanda eyni adam: "Amerikada qərar verməyəcəyik" deyir. Çünki İran xalqı Amerika cinayətlərini unutmadı. Və bu əsas rəqib Tramp üçün böyük bir şey idi. Apart qarşı oxucuların, lopa bəzi Apvzyst Məsələn, bəzi qızlar və ya qadınlar, pul və sığınacaq, onlar oyun media daxil belə xəlvət və təqdim, küçələr baxmaq, və ya baş örtü


برچسب‌ها: انواع و اقسام اپوزیسیون!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۸ نظر(0)

همه عجله دارند همه کار دارند، فقط مثل اینکه فقط وزیر کار بیکار است! لذا فکر می کند همه بیکارند، و دلسوزی می کند و می خواهد بگوید: بعد از چهل سال حکومت، هنوز 60درصد بیکاری داریم. البته آمار رسمی تا 15درصد بیشتر نیست، ولی ایشان آمار غیر رسمی و محرمانه دارند: که تا 50درصد به بالا رسیده است. ولی کافی است یک روز ایشان، از ماشین سانتی مانتال خود، بیرون بیایند و مثلا با مترو سرکار بروند، خواهند دید که همه کار دارند، و عجله دارند به کارشان برسند، تا جاییکه وقت ندارند سه دقیفه، معطل بشوند که مترو بعدی بیاید! و مثل گوسفندان بلا نسبت، خود را در واگن ها جا می دهند، که به کارشان برسند! براساس آمار خود مترو، روزانه دو میلیون مسافر در مترو جابجا می شوند، که قریب به اتفاق آنان، نیروی فعال جامعه هستند، و از شلوغی مترو شکایت دارند. اگر آقای وزیر، حوصله مترو ندارند، با تاکسی بروند: می بینید که مسافرهای تاکسی، همه روی زمین و تاکسی ها پر است! همه گله مندند که چرا تاکسی، کم است یا چرا فقط مستقیم یا دربست سوار می کنند. مسافران تا 50هزار تومان هم، برای دربستی می دهند که مثلا: به فرودگاه برسند یا به سرکار! اینهم از بخش دوم! اما اگر حوصله داشتند بروند با خط اتوبوس، یا بی آر تی سوار شوند! با اینکه بی آر تی ها سریع و جادار هستند، ولی همیشه پر هستند. بطوریکه یا پای مسافر لای در می ماند، یا باید به دلیل شکسته شدن در، عازم تعمیرگاه می شوند: چون همه کار دارند و عجله هم دارند به کارشان برسند، والا تاخیر می خورند! و از حقوقشان کسر می شود. اینها هم دو میلیون نفری می شوند! حالا بریم سراغ سواری یا خودرو شخصی ، البته همه مثل وزیر نمی توانند: خط ویژه بروند و به بیکاری شان برسند. لذا ساعت ها در ترافیک هستند، بسیاری از آنها مجبورند: کارهایشان را در درون خودرو انجام دهند، درواقع دفتر کارشان، همان خودرو شان است. می گویند: روزی 4میلیون خودرو تک سرنشین هم، در تهران رفت و آمد می کنند! حالا برویم سراغ دو میلیون راکب موتور سوار! آنها بقدری سرشان شلوغ است و: کار دارند که حتی پشت چراغ قرمز هم، نمی ایستند و خیلی موارد از: پیاده رو ها می روند، و اکثر کلاه ایمنی هم نمی گذارند و: جریمه اش را می دهند! مثل خودرو سوار ها که: وارد طرح می شوند و جریمه می دهند، چون کار دارند و صرف می کند: حتی دوبله یا سوبله پارک کنند، و به کارشان برسند. می بینیم تا حالا نزدیک ده میلیون موتور و خودرو و تاکسی  و مترو و اتوبوس سوار!  در تهران هستند که همگی عجله دارند: و همیشه هم دیر می رسند! در حالیکه جمعیت تهران 12میلیون نفر است، به نظر می رسد فقط کودکان زیر یکسال بیکار هستند! از این بدتر موقعی است که ندانیم: شش میلیون دانش آموز و دانشجو و سرباز، که ظاهرا بیکار هستند، در کجای تهران جا گرفته اند! به اینها اضافه کنید: دو میلیون معتاد، از کار افتاده، بیمار و عقب افتاده های ذهنی و دیگر: غیرفعالان کار ناپذیر مانند: سالخوردگان و ناتوانان و معلولان و جانبازان بالای 50درصد. پس ای آقای وزیر تعاون  کار و رفاه اجتماعی، شما بفکر کاری برای خودت باش! تا با خیالات آمار های محرمانه، خودزنی و خود آزاری و دیگر آزاری نکنی! زیرا این افه! آمدن های شما باعث می شود: جوانی که چند کار مهم در دستش است، آن را کار نداند! و تنها وزیر شدن را کار بداند، و لذا تا آخر عمر خود را بیکار حساب کند. مثل معلمان که اکثرا مسافر کشی هم می کنند! و برای رسیدن به کار سوم، کلاس های خود را یا تعطیل می کنند، یا به بهانه حقوق کم، نصف و نیمه برگزار می نماید.

Mr. Minister of Labor!

Everyone is in a hurry to have all the work, just as if only the Minister of Labor is unemployed! So, he thinks everyone is unemployed and caressed and wants to say: after 40 years of government, we still have 60% unemployment. Of course, official statistics are not as high as 15 percent, but they have unofficial and confidential statistics: up to 50 percent. But it is enough that one day they will come out of their sinter machine and, for example, go to the subway, they will see that they have all the work and they are in a hurry to reach their job, so long as they have no time, the three minutes are delayed to come to the next metro! And like Bella sheep, they will put themselves in wagons to reach their work! According to Metro's statistics, two million passengers are diverted daily in the metro, which is by no means the active force of the community, and complain of metro bustle. If Mr. Minister do not have the metro, do not go to the taxi: You see taxi passengers, all on the ground and taxis are full! Everyone is caught wondering why a taxi is low or why they just ride it straight or to the door. Passengers up to 50 thousand tomans, for example: to reach the airport or to work! This is the second part! But if they are bored, go get along the bus line, or BTR! Although the BTRs are fast and spacious, they are always full. Whether or not the passenger's foot stays intact, or they should go to the repair shop because of breakage: because they all work and they are in a hurry to work, they are often delayed! And they are deducted from their salary. These are two million people! Now, let's go for a ride or a private car, of course, everyone like the minister cannot: go to the special line and get to their joblessness. So there are hours of traffic, many of them have to do their jobs inside the car, in fact their office is their own car. They say that one day, 4 million single-seat vehicles will go to Tehran! Now let's go two million riders! They are busy with their heads and: They do not stand even behind the red lights, and many things come from sidewalks, and they do not have the most helmets: they are fined! Like car riders who enter and pay fines because they are working and spending time: even park or park dubbing, and get to work. We see up to ten million engines and cars and taxis and subway and bus ride! In Tehran, they all are in a hurry: and it's always too late! While Tehran's population is 12 million, it seems that only children under the age of one are unemployed! Worse, we do not know: there are six million students, students and soldiers, who are apparently unemployed, where in Tehran! Add to these: two million addicts, disabled, sick and mentally retarded, and others: impassable inactive people such as the elderly, the disabled and the disabled and veterans over 50%. So, Mr. Minister of Social Work and Social Work Co-operation, you think about something for yourself! Do not be afraid to confess confidentiality, self-injury, self-harm and other attacks! Because that's it! Your coming will make: A young man who has a few important things in his hands does not work! And it only works as a minister to become unemployed, and so calculates unemployment for the rest of his life. Like teachers who mostly travel! And to get to the third job, they either close their classrooms or hold half or half the salary under the pretext of salary.

السيد وزير العمل!

الجميع في عجلة من امرنا أن يكون كل عمل، تماما كما لو كان فقط وزير العمل عاطل عن العمل! لذلك، فهو يعتقد أن الجميع عاطلون عن العمل و مدعوون و يريد أن يقول: بعد 40 عاما من الحكومة، لا يزال لدينا 60٪ البطالة. وبطبيعة الحال، فإن الإحصاءات الرسمية لا تصل إلى 15 في المئة، ولكن لديها إحصاءات غير رسمية وسرية: تصل إلى 50 في المئة. ولكن يوم واحد فقط وجداني سيارتهم أنفسهم، يخرج ويقول في مترو الأنفاق للعمل، وسوف نرى أن كل عمل، ويسارعون للعمل هناك، إلى حد أن أي وقت من الأوقات ساعات الثلاثاء، في انتظار أن يكون مترو الانفاق المقبل قادمة! ومثل الأغنام بيلا، وسوف يضعون أنفسهم في عربات للوصول إلى عملهم! ووفقا لاحصاءات مترو، يتم تحويل مليونى راكب يوميا فى المترو، وهو لا يشكل القوة النشطة للمجتمع، ويشكو من صخب المترو. إذا السيد الوزير لم يكن لديك المترو، لا تذهب إلى سيارة أجرة: ترى الركاب سيارة أجرة، كل على الأرض وسيارات الأجرة مليئة! يتم القبض على الجميع يتساءل لماذا سيارة أجرة منخفضة أو لماذا أنها مجرد ركوب مباشرة أو إلى الباب. الركاب تصل إلى 50 ألف تومان، على سبيل المثال: للوصول إلى المطار أو العمل! هذا هو الجزء الثاني! ولكن إذا كانوا بالملل، انتقل الحصول على طول خط الحافلات، أو بتر! على الرغم من أن بترس سريعة وواسعة، فهي دائما كاملة. ويتم خصمها من راتبهم. هذه هي مليوني شخص! الآن، دعونا نذهب لركوب أو سيارة خاصة، وبطبيعة الحال، الجميع مثل الوزير لا يمكن: الذهاب إلى خط خاص والحصول على البطالة. لذلك هناك ساعات من حركة المرور، وكثير منهم لديهم للقيام بوظائفهم داخل السيارة، في الواقع مكتبهم هو سيارتهم الخاصة. يقولون أن يوم واحد، 4 ملايين المركبات مقعد واحد سوف تذهب إلى طهران! الآن دعونا نذهب مليوني الدراجين! مثل الدراجين السيارات الذين يدخلون ودفع الغرامات لأنهم يعملون وقضاء الوقت: حتى الحديقة أو الدوبلاج بارك، والحصول على العمل. نحن نرى ما يصل إلى عشرة ملايين المحركات والسيارات وسيارات الأجرة ومترو الانفاق وحافلة ركوب! في طهران، هم جميعا في عجلة من امرنا: وانها دائما في وقت متأخر جدا! في حين يبلغ عدد سكان طهران 12 مليون نسمة، يبدو أن الأطفال دون سن واحد هم فقط عاطلون عن العمل! والأسوأ من ذلك، نحن لا نعرف: هناك ستة ملايين طالب وطالب وجنود، الذين يبدو أنهم عاطلين عن العمل، حيث في طهران! إلى هذه الوظيفة مليوني مدمني المخدرات، والمعوقين والمرضى والمعوقين العمل الشاق المتخلفين عقليا وغيرهم، مثل كبار السن والأشخاص ذوي الإعاقة والمحاربين القدامى أكثر من 50 في المئة. لذلك، السيد وزير العمل الاجتماعي والتعاون الاجتماعي العمل، كنت تفكر في شيء لنفسك! لا تخافوا من الاعتراف بالسرية، وإصابة النفس، وإيذاء النفس وغيرها من الهجمات! لأن هذا كل شيء! سوف يأتي بك القادمة: شاب لديه عدد قليل من الأشياء الهامة في يديه لا يعمل! ويعمل فقط كوزير ليصبح عاطلا عن العمل، وذلك بحساب البطالة لبقية حياته. مثل المعلمين الذين يسافرون في الغالب! وللحصول على الوظيفة الثالثة، فإنهم إما يغلقون فصولهم الدراسية أو يحتفظون بنصف أو نصف المرتب بحجة المرتب.

Cənab Əmək Nazirliyi!

Hər kəsin bütün işi aparmaq üçün tələsik var, yalnız Əmək Nazirinin işsiz olduğu təqdirdə! Beləliklə, hər kəsin işsiz olduğunu düşünür və deyir və deyir: 40 il hökumətdən sonra hələ də 60% işsizlik var. Əlbəttə ki, rəsmi statistikalar 15% -dən çox deyil, qeyri-rəsmi və gizli statistika var: 50% -ə qədər. Amma bir gün onların avtomobil özləri çıxmaq və metro, onlar bütün iş və dərəcədə işləmək üçün rushing olduğunu görəcəksiniz işləmək demək sentimental heç bir zaman ki, çəənbə axşamı saat gəlmək yanında metro gözləyən! Bella qoyunları kimi, öz işlərinə çatmaq üçün özlərini vaqonlara qoyurlar! Hörmətli cənab nazir metroya sahib olmasa, taksiya getmə. Taksi sərnişinlərini görürsən, yerin üstündə, taksi da tamdır! Hər kəs bir taksi aşağı və ya niyə onlar yalnız düz və ya qapıya minmək niyə merak. Sərnişinlər, məsələn, 50 minə yaxın məscid: hava limanına çatmaq və ya işləmək! Bu ikinci hissəsidir! Amma əgər onlar cansıxıcı olsalar, avtobus xəttinə və ya BTR-ə getməyin! BTR-lər sürətli və geniş olsa da, həmişə doludur. Və onların maaşından çıxılır. Bunlar iki milyon nəfərdir! İndi gəzmək və ya avtomobil, lakin onlar bütün nazir kimi bilər: Special xətti öz işsizliyin çatmaq gedin. Beləliklə, saat trafik var, onların əksəriyyəti avtomobil içərisində işlərini yerinə yetirmək məcburiyyətindədir, əslində onların ofisləri öz avtomobilidir. Deyirlər ki, bir gün 4 milyon təkərli nəqliyyat vasitəsi Tehrana gedəcək! İndi iki milyon sürücüyə gedək! İşləyən və vaxt sərf etdikləri üçün cərimələrə girən və ödəyən avtomobil sürücüsü kimi: hətta parka və parka dublyaj etmək vəə çıxmaq. On milyondan çox mühərrik və avtomobilləri, taksisi, metro və avtobuslarla yola çıxırıq! Tehranda hamısı tələsikdir və hər zaman çox gec olur! Tehran əhalisi 12 milyon olsa da, yalnız bir yaşdan kiçik uşaqlar işsizdir! Daha pis, biz bilmirik: Tehranda olduğu altı milyon şagird, şagird və əsgər var, göründüyü kimi işsizdir! Bu 50 faizdən çox maneəli və qazilər ilə iki milyon narkotik belə yaşlı kimi bağımlılarla, əlil xəstə və zehni maneəli və digər maneəli ağır iş, və şəxslərin əlavə edin. Hörmətli cənab Sosial İşlər və Sosial İşlər Əməkdaşlığı, özünüz üçün bir şey düşünürsünüz! Məxfilik, özünü yaralama, özünə zərər və digər hücumları etiraf etməkdən qorxmayın! Çünki bu! Gəlməyiniz olacaq: əlində bir neçə vacib şeyləri olan bir gənc işləmir! Və yalnız işsiz olmaq üçün bir nazir olaraq çalışır və həyatının qalan hissəsi üçün işsizlik hesablanır. Əsasən səyahət edən müəllimlər kimi! Üçüncü işə getmək üçün onlar ya siniflərini bağlayırlar, ya da əmək haqqı bəhanəsi ilə əmək haqqının yarı və ya yarısını tuturlar.


برچسب‌ها: آقای وزیر کار، همه کاردارند!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۹:۴۴ نظر(0)

در ایران یک نقطه سیاه هم، سیاه است و دیده می شود. ولی در فرهنگ غیرایرانی، بقدری سیاهی زیاد است که دیده نمی شود! مثلا باجگیری در ایران ناپسند است، ولی در غرب اصلا باجگیری بد نیست، و قانونی هم هست! و باید پرداخت شود. زیرا در ایران بر اساس آموزه های اسلامی، که می گوید زکات علم انتشار دادن آن است، هرکس به دانشی می رسد، آن را به دیگران یاد می دهد، و بابت انتشار آن دستمزدی هم طلب نمی کند. اما در غرب این امر کپی رایت تلقی می شود، و به کسی یاد نمی دهند! و طلب دستمزدهای کلان هم می کنند. که این یک نوع باجگیری است. یکی از این باجگیری ها، در امور اینترنتی و سایبری است، پایه گذار این کار هم، جناب بیل گیتس مدیر مایکروسافت، و اولین ثروتمند جهان می باشد. و از همین راه هم به ثروت رسیده است. زیرا او که از مادر ثروتمند زاده نشده است! در دوران دانشجویی، بقدری فقیر بود که با دو دانشجوی ایرانی، هم اتاق بود و برخی هزینه های مشترک را فقط ایرانی ها می دادند. طراح اصلی ویندوز هم اگر نگوییم: فقط ایرانی ها بودند لا اقل هرسه بودند! ولی چون ایرانی ها حق ثبت شرکت، و یا فعالیتهای شرکتی نداشتند، و یا راه حل آن را در امریکا، بلد نبودند اختراع را بنام ایشان ثبت کردند! کلاهبرداری و باجگیری از همین جا شروع شد: تا با ابداع کپی رایت و: سختگیری ها برای کپی نرم افزار، فروش فوق العادی پیدا کرده، و اینهمه ثروت را بدست آوردند.  در حالیکه در اغلب کشورها، کپی رایت وجود ندارد و: دراسلام هم رایگان است. اما سیستم باجگیری سعی دارد: این روند را معکوس و قانونی کند و: حتی نظریه اسلام را مردود اعلام نماید. شاگردان بیل گیتس در ایران و دیگر کشورها، پیگیر این موضوع هستند: بطور مثال در ایران شرکت های دانش بنیانی به ثبت رسیدند، که فقط فروش دانش وظیفه آنها است. و از سازمان سیا خطرناکتر هستند. یکی از آنها در میدان نیاوران است، و هیچکس را اجازه ورود نمی دهد! و هر نرخی که تعیین می کند، باید پرداخت شود و هیچ: کمک یا راهنمایی هم نمی کند. یکی دیگر از مسائلی که در ایران، براساس اسلام حرام است، بهره و ربا یا نزول می باشد.  در دین اسلام، پول کالا محسوب نمی شود، بلکه یک واسطه است، بنابراین ارزش ذاتی ندارد، فقط ارزش معاملاتی دارد. اما در همه کشورها پول بازی علم است! و آن را فاینانس می گویند. بنده خودم فوق لیسانی مدیریت مالی را، در دانشگاه تربیت مدرس خواندم،  ومیدانم همه درسهای آن براساس: نرخ بهره است. یعنی اگر محاسبات بهره و ربا را از: درسهای آن خذف کنیم، چیزی باقی نمی ماند. البته در برخی رشته ها، حسابداری یا بازرگانی هم گفته شده است، وهمه اینها می گویند: اگر کسی بگوید پول بد است، حتما دیوانه است! و از لحاظ تئوریک پول خدا است. و در تنازع بقای سرمایه داری، بدون پول ها باید از بین بروند! یعنی فقیر ها باید کشته شوند، نه اینکه به آنها کمک شود. زیرا کمک کردن برعکس: تئوری سود آوری است  البته برخی اصلاحاتی وارد کرده اند، مثلا همین اقای بیل گیتس، فرد خیر است، ولی این خیر بودن او هم، جهت دار است: برای افزایش بیشتر سود انجام می پذیرد. زیرا با کمک کردن به کار های عام المنفعه، شهرت خوبی بدست می اورد، لذا راحت تر باجگیری می کند. اگر نرم افزار جدید را، صد برابر قیمت گذاری کرد، کسی اعتراض نمی کند: چون خودش را معیار قیمت گذاری میداند. مشتری هم می گوید: آدم خیر دروغ نمی گوید، و اگر اضافه هم بگیرد، خرج کارهای خیر می کند. یعنی کارهای خیر، برای بستن تفکر مشتری، گیج کردن او و: جلوگیری از محاسبات هزینه و فایده است.

Cybercrime

In Iran, a black spot is black and can be seen. But in non-Iranian culture, there is so much blackness that cannot be seen! For example, blackmail in Iran is bad, but in the West it's not bad at all, and it's legal! And :must be paid. Because in Iran, based on Islamic teachings, which states that zakat is the science of its publication, everyone who comes to knowledge, teaches it to others, and does not demand salary for publishing it. But in the West, it's copyrighted, and they do not teach anyone! And they are asking for huge wages. This is a kind of ransom. One of these ransomers is Internet and cybercrime, the founder of this work, Mr. Bill Gates, Microsoft's administrator, and the world's first wealthiest. And it has also come to the fore in this way. Because he who is not born of a rich mother! During the student days, he was so poor that with two Iranian students he was in the same room and some common expenses were provided only by the Iranians. If not, the original Windows designer: Only the Iranians were at least all! But since the Iranians did not have the right to register the company, or the company's activities, or its solution in the United States, they did not invent the invention in their name! Scams and ransom began right here: with the invention of copyright and: hardcore copying software, they found great sales, and got all the wealth. While in most countries, there is no copyright and: Islam is also free. But the system of forgiveness attempts to reverse this trend: to even reject the theory of Islam. Bill Gates's students in Iran and other countries are pursuing this issue: for example, in Iran, knowledge-based companies have been registered, which is only selling knowledge to their task. And they are more dangerous than the CIA. One of them is on Niavaran Square, and no one is allowed to enter! And any rate that it determines must be paid and no: help or guidance. Another issue that is forbidden in Iran, based on Islam, is the interest or descent. In Islamic religion, money is not considered a commodity, but an intermediary, so it is not inherent in value; it only has a trading value. But in all countries money is a science game! And call it financial. I read my own super-lender financial manager at Tarbiat Modarres University, and I know all the lessons are based on: interest rates. That is, if we break down the calculations of interest and usury: it does not leave anything. Of course, in some disciplines, accounting or commerce is also said, all of which says: If someone says bad money, it's crazy! And theoretically, God's money is. And in the struggle for the survival of capitalism, no money must be eliminated! That is, the poor must be killed, not help. Because contributing the reverse is a profitable theory, of course, some reforms have been made, for example, Bill Gates, a person of good, but this goodness of his direction is directional: to further increase profits. Because it earns a reputation for helping the public good, it makes it easier to remit. If the new software is priced 100 times, nobody will protest: because it considers itself a pricing benchmark. The customer also says: Good luck does not lie, and if it adds extra, it will do good things. That is, good work is to confuse and discourage customer thinking, and avoid cost-benefit calculations.

الابتزاز السيبرانية

في إيران، بقعة سوداء سوداء ويمكن رؤيتها. ولكن في الثقافة غير الإيرانية، هناك الكثير من السواد الذي لا يمكن رؤيته! على سبيل المثال، الابتزاز في إيران سيء، ولكن في الغرب ليس سيئا على الإطلاق، وأنه قانوني! ويجب أن تدفع. لأنه في إيران، على أساس التعاليم الإسلامية، التي تنص على أن الزكاة هي علم نشرها، كل من يأتي إلى المعرفة، يعلمه للآخرين، ولا يطلب رواتب لنشره. ولكن في الغرب، انها حقوق الطبع والنشر، وأنها لا تعلم أي شخص! وهم يطالبون بأجور ضخمة. هذا نوع من الفدية. واحدة من هذه الفدية هي الإنترنت والجريمة السيبرانية، مؤسس هذا العمل، السيد بيل غيتس، مدير مايكروسوفت، وأغنى في العالم. وقد جاء أيضا إلى الواجهة في هذه الطريقة. لأنه الذي لا يولد من أم غنية! خلال أيام الطالب، كان فقيرا جدا مع اثنين من الطلاب الإيرانيين كان في نفس الغرفة وبعض النفقات المشتركة لم تقدم إلا من قبل الإيرانيين. إن لم يكن، مصمم ويندوز الأصلي: فقط الإيرانيين كانوا على الأقل كل شيء! ولكن بما أن الإيرانيين لم يكن لهم الحق في تسجيل الشركة، أو أنشطة الشركة، أو حلها في الولايات المتحدة، لم يخترعوا الاختراع باسمهم! بدأت الاحتيال والفدية هنا: مع اختراع حقوق التأليف والنشر و: برامج النسخ المتشددين، وجدوا مبيعات كبيرة، وحصلت على كل الثروة. بينما في معظم البلدان، ليس هناك حق المؤلف و: الإسلام هو أيضا حر. ولكن نظام الغفران يحاول عكس هذا الاتجاه: حتى رفض نظرية الإسلام. طلاب بيل غيتس في إيران وبلدان أخرى يتابعون هذه القضية: على سبيل المثال، في إيران، تم تسجيل الشركات القائمة على المعرفة، والتي هي فقط بيع المعرفة لمهمتهم. وهم أكثر خطورة من وكالة المخابرات المركزية. واحد منهم هو على ساحة نيافاران، ولا يسمح لأحد بالدخول! وأي معدل يحدد أنه يجب دفعه ولا: المساعدة أو التوجيه. وهناك مسألة أخرى محظورة في إيران، على أساس الإسلام، هي المصلحة أو النسب. في الدين الإسلامي، لا يعتبر المال سلعة، بل وسيطا، لذلك ليس متأصلا في القيمة، بل له قيمة تداول فقط. ولكن في جميع البلدان المال هو لعبة العلم! وندعوها المالية. قرأت بلدي مدير فائقة الحظ لإدارة المالية في جامعة تاربيات مودارز، وأنا أعلم أن جميع الدروس على أساس: أسعار الفائدة. وهذا هو، إذا كنا كسر حسابات الفائدة والربا: فإنه لا يترك أي شيء. وبطبيعة الحال، في بعض التخصصات، والمحاسبة أو التجارة ويقال أيضا، وكلها تقول: إذا كان شخص ما يقول المال سيئة، انها مجنون! ومن الناحية النظرية، والمال الله هو. وفي الكفاح من أجل بقاء الرأسمالية، لا يجب القضاء على أي أموال! وهذا هو، يجب أن يقتل الفقراء، وليس مساعدة. لأن المساهمة العكسية هي نظرية مربحة، بالطبع، تم إجراء بعض الإصلاحات، على سبيل المثال، بيل غيتس، وهو شخص جيد، ولكن هذا الخير لاتجاهه اتجاهي: لزيادة الأرباح. لأنه يكسب سمعة لمساعدة الصالح العام، فإنه يجعل من الأسهل للتحويل. إذا تم تسعير البرنامج الجديد 100 مرة، لا أحد سوف الاحتجاج: لأنه يعتبر نفسه معيار التسعير. يقول العميل أيضا: حظا سعيدا لا يكذب، وإذا كان يضيف اضافية، وسوف تفعل أشياء جيدة. وهذا يعني أن العمل الجيد هو الخلط بين التفكير لدى العملاء وتثبيطهم، وتجنب حسابات التكلفة والفوائد.

Kibercinayətkarlıq

İranda qara nöqtə qara və görülə bilər. Ancaq qeyri-İran mədəniyyətində, görülə bilməyən çox qaranlıq var! Məsələn, İranda şantaj pisdir, amma Qərbdə heç də pis deyil və qanuni deyil! Və ödənilməlidir. Çünki İranda, zəkatın dərc elmi olduğunu bildirən İslam təlimlərinə söykənən, bilik əldə edən hər kəs onu öyrədir və onu nəşr etmək üçün maaş tələb etmir. Amma Qərbdəəllif hüquqları var və heç kimə öyrədilmirlər! Və onlar böyük əmək haqqı tələb edirlər. Bu bir növ fidyədir. Bu fidyələrdən biri İnternet və kibercinayətkarlıqdır, bu işin təsisçisi, Microsoftun administratoru Bill Qeyts və dünyanın ən zənginləri. Və bu da ön plana çıxdı. Çünki zəngin anadan doğulmayanlar! Tələbə günlərində o qədər yoxsul idi ki, iki İranlı tələbə ilə eyni otaqda idi və bəzi ümumi xərclər yalnız İranlılar tərəfindən verildi. Əgər deyilsə, orijinal Windows dizayner: Yalnız İranlılar ən azı idi! Amma iranlılar şirkətin, yaxud şirkətin fəaliyyətinin və ya ABŞ-dakı həllinin qeydiyyata alınma hüququna malik olmadığı üçün onların adına ixtira etmədi! Dolandırıcılar və fidyə burada başlamışdır: müəllif hüquqları və ixtirası ilə: ağır kopyalama proqramı, onlar böyük satışlar tapmış və bütün zənginliyi qazanmışlar. Çox ölkələrdə isə heç bir müəlliflik yoxdur və İslam da azaddır. Amma bağışlanma sistemi bu tendensiyanı geri çəkməyə çalışır: hətta İslam nəzəriyyəsini rədd etməkdir. İranda və digər ölkələrdəki Bill Gatesin tələbələri bu məsələyə baxırlar: məsələn, İranda məlumat bazarı olan şirkətlər qeydiyyata alındılar ki, bu da onların vəzifəsinə bilik satır. Və onlar CIA daha təhlükəlidir. Onlardan biri Niavaran Meydanında, heç kimə daxil olmağa icazə verilmir! Vəəyyən etdiyi hər hansı bir dərəcə ödənilməlidir və heç bir yardım: və ya rəhbərlik. İranda qadağan edilmiş başqa bir məsələ, İslamdan asılı olan, maraq və nəsillərdir. İslam dində pul bir əmtəə deyil, vasitəçi hesab edilmir, buna görə də dəyərə xas deyil, yalnız ticarət dəyəri var. Amma bütün ölkələrdə pul bir elm oyunudur! Və onu maliyyə adlandırın. Tarbiyat Modarres Universitetində mənim super-borc verən maliyyə menecerini oxumuşdum və bütün dərslərimə əsaslanır: faiz dərəcələri. Yəni maraq və səbr hesablamalarını qırırıqsa, heç bir şey buraxmır. Əlbəttə ki, bəzi fənlər, mühasibat və ya ticarət də deyilir, bunların hamısı deyir: əgər kimsə pis pul deyirsə, bu, çılpaqdır! Və teorik olaraq, Allahın puludur. Kapitalizmin sağ qalması üçün mübarizədə heç bir pul aradan qaldırılmamalıdır! Yəni kasıblar öldürülməlidir, kömək etməməlidir. Əlbətdə töhfə verən bir gəlir nəzəriyyəsi, əlbəttə, bəzi yaxşı islahatlar olmuşdur, məsələn Bill Geyts yaxşı bir şəxsdir, amma onun istiqamətinin bu yaxşılığı istiqamətlidir: mənfəətini daha da artırmaq. Çünki ictimai xeyirxahlığına kömək etmək üçün bir nüfuz qazanırsa, bu, asanlıqla öhdəsindən gələ bilər. Yeni proqram 100 dəfə qiymətə satılırsa, heç kim etiraz edəcək: çünki özü qiymət prinsipi hesab edir. Müştəri də deyir: Yaxşı uğurlar yalan deyil, əlavə edirsə yaxşı şeylər edər. Yəni yaxşı iş müştəri düşüncələrini çaşdırmaq və cəzalandırmaq və xərc-fayda hesablamalarından qaçınmaqdır.


برچسب‌ها: باجگیری سایبری,
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۶:۳۹ نظر(0)

در سیزدهمین همایش بین المللی: مدیریت پروژه مطرح شد که: مدیریت پروژه در ایران، سابقه هزاران ساله، همچون پاسارگاد و شهر سوخته دارد، چرا توجهی نمی شود؟ باید گفت همینطور است: زیرا اولین اثار تمدنی که: متعلق به 15هزار سال پیش است، و در منطقه چهار محال و بختیاری یافت شده، نشان از وجود کارگاهها و: محوطه های کاری و تجهیزات کارگاهی، برای ساخت انبوه کالاهای مورد نیاز، از کالاهای سفالی گرفته تا البسه و نساجی، وجود داشته. البته شاید در غرب، اولین بار مدیریت پروژه در: ساختمان سازی و معماری به کار گرفته شد، ولی اگر هم چنین باشد؛ ساخت پاسارگاد و تخت جمشید، و یا آثار ماندگاری که در اصفهان وجود دارد، کمتر از آنها نیست و بقول یکی از اساتید، ایرانیان بناهایی ساخته اند که: هزاران سال دوام داشته، و امروز به دست ما رسیده، ولی چطور است که در: تکنولوژی و مدیریت پروژه های جدید، بعد از گذشت 40سال باید تخریب شود چون: به بافتهای فرسوده تبدیل می شوند؟ لذا ما باید یک ایرانی سازی! در مدیریت و استفاده از اصول مدیریت ایرانی، انجام دهیم. این مقاله سعی دارد: اهمیت این تغییر دیدگاه را نشان دهد. دیدگاه ایرانی در مدیریت، جهانشمول است یعنی برای تمام تاریخ و: جغرافیای بشری فکر می کند، لذا ممکن است با دیدگاه تنگ نظرانه، درحد شرکت یا یک بنگاه متناسب نباشد، و برخی ها برداشت معکوس هم داشته باشند! مثلا وقتی دیوار چین یا اهرام سه گانه، از لاشه های کارگران ساخته می شد، در ایران کارگران تخت جمشید بیمه بودند! حسابهای دفتری و قرارداد هایی با کتیبه های سنگی داشتند. لذا یک مدیریت مقتدر در ایران، میتواند تمام سرزمین های از دست رفته را پس بگیرد، تا مهمترین عنصر پروژه یعنی: نیروی انسانی و ساختمان را افزایش دهد. این مدیریت میتواند: تمام اموال خارج شده را، که توسط دزدان و سلطنت طلبها خارج شده، به ایران برگرداند و: عنصر سرمایه را هم حداکثری کند. همین امر باعث مشکلاتی در ایران شده است: وقتی آقای خاوری، سه هزار میلیاردتومان را به کانادا می برد، و برای بازگرداند آن، کسی نمی تواند کاری بکند! این یعنی خالی شدن جیب مردم و: کوچک شدن سفره های آنها. چه رسد به  هزاران هزار میلیارد دلار و و ریال، که آمریکا و دیگر کشورها، بلوکه کرده اند! اگر سود این مبالغ هم به ایران داده شود، همه مشکلات بودجه ای ایران حل می شود! عنصر چهارم یعنی مدیریت نیز، در ایران تفاوت ماهوی دارد! بیشتر پروژه هایی که نیمه کاره مانده اند، برای این است که از مدیریت غربی، برمبنای سود شخصی تبعیت می کنند. در حالیکه اگر از مدیریت جهادی، در پروژه ها استفاده شود، همه کارها اور هم می شود! کارهایکه در زمان قالیباف انجام شده، با اینکه سعی دارند آنها را تعطیل کنند، هنوز برای سالها، نیاز مردم تهران را برآورده می کند. فقط یک نکته تفاوت این دو : مدیریت غربی، برمینای کندن پول! از دولت است، لذا پروژه هایی  50ساله که: هرسال هم بودجه می گیرند! ولی ناتمام هستند، چون مدیران پروژه به فکر جیب خود هستند! نه پیشبرد پروژه، به این لحاظ کل بودجه های دولتی، بقول خودشان پول اب خوردنشان هم نمی شود! و از نظر مالی هم، همه آن پول ها را، بایت جریمه و دیرکرد و هزینه توقف پروژه! برمی دارند و لذا، برای اجرا پولی نمی ماند! در حالیکه در تمام پروژه های جهادی، اصلا پول مطرح نبوده، بلکه در بسیاری از موارد هنوز هم، پیمانکاران از شهرداری، مطالبه دارند که پرداخت نشده! یعنی پیمانکار با روحیه جهادی، پروژه را در مدت تعریف شده، با اعتبار خودش به پایان می رساند، بعد دنبال دریافت حق خود می رود.  آیا بدهند یا ندهند.



اترجمه مطلب...
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۷:۱۲ نظر(0)

خواندن نماز و دعای طلب باران را همه میدانند! زیرا که به آن احتیاج دارند، ولی وقتی باران یا برف آمد، شکر گزاری را فراموش می کنند! دعای پس از باران و بعد از نزول برف را نمی دانند، شاید خیلی ها هم بجای شکر گزاری، گله گذاری کنند، زیرا این خاصیت بشر است! تا گرسنه است، هر غذایی را می خورد، ولی بعد از سیر شدن می گوید: این چه غذایی بود که برای من آوردید! شور بود، ابکی بود یا کمی تپخته بود. به همین دلیل در یکی از آیات قران، خداوند می فرماید: تشکر کنند گان بسیار کم هستند(و قلیل من عبادی الشکور). تا دیروز همه می گفتند: چرا باران و برف نمی اید؟ خشکسالی در پیش داریم، قحطی شده! آینده مردم سیاه است. یا مسئولین می گفتند: دبی اب کاهش یافته و: ذخیره آب فقط برای یکماه دیگر کافی است! دانشمندان می گفتند: آمار چهل ساله نشان می دهد که: متوسط بارندگی در ایران، در آخرین رقم های رتبه بندی جهان است! و قصه هایی که از این مغزهای علیل بیرون می آمد، غصه های بشریت را دو چندان می کرد. بسیاری را به مرز کفر و جنون می کشاند! حالا که چند روزی برف می آید، همه می گویند: راهها قفل شده! مردم در خانه زندانی شدند، دانشگاه و کارخانه و مدرسه تعطیل شده و: اجتماع از هم گسیخته! عده ای دلسوز الکی هم پیدا شده و می گویند: مواظب باشید سرمازده نشوید، تا کنون چند نفر از سرمازدگی مرده اند! کودکان کرمانشاهی در چادر هستند! اصلا زندگی مختل شده، کار و کاسبی از بین رفته و: هیچکس به بازار نمی رود. دستفروشها نمی توانند در هوای سرد: و برفی بساط کنند. مصرف گاز و حامل های سوختی، بالا رفته و نیروگاهها، با تمام توان کار می کنند و: برخی از آنها منغجر شده، یا از کار افتاده اند، با این کار ما اینده فروشی می کنیم آینده مردم سیاه است! مردم در جاده ها مانده ، از سرما تلف شده اند. براثر سنگینی برف، سقف برخی خانه ها ریخته، تیرهای چراغ برق و شاخه های درختان شکسته: کوچه ها را خطرناک کرده، هزاران نفر در بیمارستان ها، بخاطر شکستگی لگن و دست و پا بستری شده اند!.. البته فقط با خدا نیست که، این طور بی ملاحظه وکفر امیز سخن می گویند، و این بجای تشکر کردن شان است. بلکه در محیط اجتماعی هم همینطور است. علم اقتصاد، به مردم یاد می دهند، و می گویند: از ایات قران مهم تر است، در این علم سود را بالاترین ایده، معرفی می کنند که باید: در پای آن قربانی داد. نتیجه این می شود که همه دزد یا قاچاقچی می شوند. تجارت اسلحه و مواد مخدر در ردیف یک و دو، بالاترین درآمد های جهان می شوند. شغل کثیف قاچاق انسان و اجزا بدن، سوم است و بعد هم شغلهای وابسته به آن! یعنی جهان در چنبره سوداگران: مرگ و شرف و انسانیت قرار می گیرد. اقتصاد دانان حتی جرات نمی کنند: نام دزدی یا قاچاق را بدون احترام ذکر کنند! و حد اکثر برخی شغل ها یا درآمد ها را ناشایست! اعلام می کنند. و به همین خاطر وقتی در ایران، با مواد مخدر مبارزه می شود، و اینهمه شهید داده می شود، می گویند حقوق بشر رعایت نمی شود! چرا که بشر از نظر آنها، همان قاچاقچی ها هستند! فقیران فلسطینی و گرسنگان آفریقا و حامیان آنها، ضد بشر هستند. بخوبی می بینیم هرکس در ایران، جنایت و دزدی و اختلاس می کند، فوری به خارج رفته و در آنجا، بالا می نشیند و احترام می بیند. خاوری اختلاس گر را کانادا، نه تنها تحویل نمی دهد، بلکه بهترین شرایط سرمایه گذاری را هم، برایش فراهم می اورد! خاندان پهلوی واطرافیانشان، چه پولها که از ایران نبردند! ولی بجای تحویل این دزدان و جنایتکاران، به آنها میدان دادند! تا الان همه آنها بزرگترین سرمایه داران: اروپا و آمریکا و کانادا واسترالیا هستند.

Prayer after the rain

All prayers and prayers call for rain! Because they need it, but when it comes to rain or snow, they forget to thank you! Do not know the prayer after the rain and after the snowfall, maybe many, rather than grateful, plow, because this is human. He is hungry, he eats every food, but after he has grown up, he says: "What was the food you had for me! It was salty; it was watery or slightly cooked. Therefore, in one of the Qur'anic verses, Allah says: "There are so many thanksgivings until yesterday everyone was saying, "Why do not you rain and snow?" We have a drought, famine! The future of the people is black. Or the authorities said: Water has been reduced and water storage is only enough for another month! The 40-year-olds say the average rainfall in Iran is in the last rank of the world! And the stories that came out of these crazy brains made the grief of mankind double. Kills many to the limits of disbelief! Now that the snow comes a few days, everyone says: the roads are locked! People were imprisoned at home, the university and the factory and the school were shut down and: a broken society! Some careless chefs are also found and they say: "Be careful not to shudder, so many people have died of frostbite! Kermanshahi children are in the tent! At all, life is impaired, business is gone, and nobody goes to the market. Walkers cannot be in the cold: snow and snow. The consumption of gas and fuel carriers has risen and the power plants are working full-time: some of them are leaking, or they have become out of date. By doing this, we are selling the future. The future of the people is black. People are left on the road, they have died of cold. Due to heavy snow, the roof of some houses, electric light beams and branches of broken trees: the streets are dangerous, thousands have been hospitalized for hip fracture and hands and feet! ... Of course, it's not just God. , They say so unobtrusively, and this is instead of thanking them. It is also in the social environment. Economics teaches people, and they say: It is more important than the Qur'an, in this science, the idea of ​​profit is the highest idea, which they must: sacrifice at the foot of it. The result is that they are all thieves or smugglers. Trade in arms and drugs in rows one and two are the highest in the world. The dirty business of trafficking in human beings and the components of the body is third, and then the related affairs! That is, the world is at the forefront of businessmen: death and honor and humanity. Economists do not even dare to mention the name of theft or smuggling without respect! And most of the jobs or income is unlikely! Declare And so when it comes to fighting narcotics in Iran, and all these martyrs are said, they say that human rights are not respected! Because human beings are the same smugglers! The poor Palestinians and the hungry Africans and their supporters are anti-human. We see well that anyone in Iran, who is a crime, theft and embezzlement, immediately goes abroad and is up there, and respects him. Canadian Assassin does not just deliver, but also provides the best investment opportunity! Pahlavi family and their peoples, what money did they not go from Iran! But instead of delivering these thieves and criminals, they gave them! To date, they are all the greatest capitalists: Europe and America, and Canada and Australia.

الصلاة بعد المطر

جميع الصلوات والصلوات تدعو للمطر! لأنهم في حاجة إليها، ولكن عندما يتعلق الأمر المطر أو الثلج، فإنها تنسى أن أشكركم! لا أعرف الصلاة بعد المطر وبعد تساقط الثلوج، وربما كثيرة، بدلا من الامتنان، المحراث، لأن هذا هو الإنسان. هو جائع، يأكل كل الطعام، ولكن بعد أن كبر، يقول: "ما كان الطعام الذي كان لي بالنسبة لي! كان مالح، كان مائي أو طهي قليلا. لهذا السبب، في واحدة من الآيات القرآنية، يقول الله: "هناك الكثير من الشكر. حتى يوم أمس كان الجميع يقول: "لماذا لا أنت المطر والثلوج؟" لدينا الجفاف والمجاعة! مستقبل الشعب الأسود. أو قالت السلطات: تم تخفيض المياه وتخزين المياه يكفي فقط لشهر آخر! ويقول البالغون من العمر 40 عاما إن متوسط ​​هطول الأمطار في إيران هو في المرتبة الأخيرة من العالم! والقصص التي خرجت من هذه العقول مجنون جعلت حزن البشرية مزدوجة. يقتل الكثيرين إلى حدود الكفر! الآن بعد أن يأتي الثلج بضعة أيام، يقول الجميع: الطرق مؤمنة! تم سجن الناس في المنزل والجامعة والمصنع وأغلقت المدرسة و: كسر المجتمع! تم العثور على بعض الطهاة الإهمال أيضا ويقولون: "كن حذرا لا الرهيب، الكثير من الناس قد ماتوا من قضمة الصقيع! الأطفال كيرمانشاهي في خيمة! على الإطلاق، الحياة ضعفت، ذهب العمل، ولا أحد يذهب إلى السوق. المشاة لا يمكن أن تكون في البرد: الثلوج والثلوج. وقد ارتفع استهلاك ناقلات الغاز والوقود، وتعمل محطات توليد الكهرباء على أساس التفرغ: بعضها يتسرب، أو أنها قد أصبحت قديمة، وبذلك نبيع المستقبل، ومستقبل الشعب أسود. ويترك الناس على الطريق، وقد ماتوا من البرد. بسبب الثلوج الكثيفة، سقف بعض المنازل، أشعة الضوء الكهربائية وفروع الأشجار المكسورة: الشوارع خطيرة، وقد تم إدخال الآلاف إلى المستشفى لكسر الورك واليدين والقدمين! بطبيعة الحال، انها ليست مجرد الله. ، يقولون ذلك بشكل غير مزعج، وهذا بدلا من شكرهم. بل هو أيضا في البيئة الاجتماعية. فالإقتصاد يعلم الناس، ويقولون: إنه أكثر أهمية من القرآن، في هذا العلم، فكرة الفكرة هي الفكرة العليا التي يجب عليها: التضحية عند سفحها. والنتيجة هي أنهم جميعا لصوص أو مهربين. والتجارة في الأسلحة والمخدرات في الصفين الأول والثاني هي الأعلى في العالم. الأعمال القذرة للاتجار بالبشر وعناصر الجسم هي الثالثة، ثم الشؤون ذات الصلة! وهذا هو، العالم في طليعة رجال الأعمال: الموت والشرف والإنسانية. ولا يجرؤ الاقتصاديون حتى على ذكر اسم السرقة أو التهريب دون احترام! ومعظم الوظائف أو الدخل من غير المحتمل! قالوا. وهكذا عندما يتعلق الأمر بمكافحة المخدرات في إيران، ويتم إعطاء جميع الشهداء، يقولون إن حقوق الإنسان لا تحترم! لأن البشر هم نفس المهربين! إن الفقراء الفلسطينيين والأفارقة الجوعى ومؤيديهم هم مناهضون للإنسان. ونرى جيدا أن أي شخص في إيران، وهو جريمة وسرقة واختلاس، يذهب على الفور إلى الخارج ويوجد هناك، ويحترمه. قاتل الكندي لا يسلم فقط، ولكن أيضا يوفر أفضل فرصة استثمارية! عائلة بهلوي وشعوبهم، ما المال لم يذهبوا من إيران! ولكن بدلا من تسليم هؤلاء اللصوص والمجرمين، أعطاهم! حتى الآن، هم جميعا أعظم الرأسماليين: أوروبا وأمريكا، وكندا وأستراليا.

Yağışdan sonra dua edin

Bütün dualar və dualar yağış çağırır! Çünki onlar ehtiyacı var, amma yağış və ya qarla əlaqədar olduqda, sizə təşəkkür edirəm! Yağışdan sonra və qar yağışından sonra, bəlkə bir çoxları, minnətdar, süründürücü olan namazları bilmirəm, çünki bu insandır. O, acdır, hər yeməyi yeyir, amma böyüdükdən sonra: "Mənim üçün yeməyiniz nə idi? Duzlu idi, sulu və ya az pişdi. Bu səbəblə, Quran ayələrindən birində Allah: "Şükür edənlər çoxdur. Dünənə qədər hər kəs deyirdi: "Niyə yağmur və qar yağmırsan?" Quraqlıq, aclıq var! Xalqın gələcəyi qara. Yoxsa səlahiyyətlilər bunları söylədi: Su azaldı və suyu saxlama bir ay daha kifayətdir! 40 yaşlı uşaqlar İranda orta yağışın dünya səviyyəsində olduğunu söylədilər! Və bu ağılsız beyinlərdən çıxan hekayələr insanlığın kədərini iki dəfə artırdı. Küfrü məhdudlaşdırır! İndi qar bir neçə günə gəlir, hər kəs deyir: yollar kilidləndi! İnsanlar evdə, universitetdə və fabrikdə həbs edildi və məktəb bağlandı və qırılan bir cəmiyyət! Bəzi diqqətəlayiq aşbazlar da var və onlar deyirlər: "Doymursan, çox adam dondan öldü! Kermanşahi uşaqları çadırda! Həyat zəifdir, iş getdi və heç kim bazarda gedir. Walkers soyuq ola bilməz: qar və qar. Qaz və yanacaq daşıyıcılarının istehlakı artdı və elektrik stansiyaları tam işləyirdi: bəziləri sızdılar, ya da gündəmə gəldilər, buna görə gələcəyimizi satırıq, xalqın gələcəyi qara. İnsanlar yolda qalır, soyuqdan öldülər. Qar yağışı, bəzi evlərin damı, elektrik işıq şüaları və qırıq ağacların dalları: küçələr təhlükəlidir, hip sınıqları, əlləri və ayaqları üçün minlərlə xəstəxanaya yerləşdirilib! ... Əlbəttə ki, yalnız Allah deyil. , Onlar çox təəccüblü deyirlər və bu, onlara təşəkkür edirəm. Bu da sosial mühitdədir. İqtisadiyyat insanlara öyrədir və onlar deyirlər: "Bu, Quranla müqayisədə, bu elmdə daha vacibdir, mənfəət ideyası ən yüksək fikirdir və onlar bunu etiraf etsinlər". Nəticədə onlar bütün oğrular və ya qaçaqmalçılardır. Silah və narkotik maddələrin ticarətində bir və iki sıradakı ticarət, dünyada ən yüksək səviyyədədir. Insan alverinin və bədənin tərkibinin çirkli işi üçüncü, sonra da əlaqədar işlərdir! Yəni dünya iş adamlarının önündədir: ölüm, şərəf və insanlıq. İqtisadçılar oğurluq və ya qaçaqçılıq adına hörmət etmədən hətta söz verməyə cəsarət etmirlər! Və işlərin və ya gəlirlərin çoxu çətin deyil! Bildirin Beləliklə, İranda narkotiklərlə mübarizəyə gəldikdə və bu şəhidlərin hamısı deyilir ki, insan hüquqları hörmət edilmir! İnsanlar eyni qaçaqçı olduğundan! Kasıb fələstinlilər, ac Afrikalılar və onların tərəfdarları anti-insanlardır. Yaxşı görürük ki, İranda cinayət, oğurluq və mənimsəmə olan hər kəs dərhal xaricə gedib orada qalır və ona hörmət edir. Kanadalı Assassin yalnız təslim deyil, həm də ən yaxşı investisiya imkanı təmin edir! Pəhləvilər ailəsi və onların xalqları, İrandan nə pul almadılar! Amma bu oğruları və cinayətkarı əvəzinə onlara verdilər! Bu günə qədər onlar ən böyük kapitalistlərdir: Avropa və Amerika, Kanada və Avstraliya.

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۸:۲۴ نظر(0)
El cementerio de Baqih estaba antes que los judíos para los judíos porque eran similares en términos de religión monoteísta, después de lo cual algunos musulmanes fueron enterrados allí, el profeta Mahoma pasó por alto su peregrinación y los conmemoró. Casi todas las esposas del Profeta y cuatro grandes imanes están enterradas allí. Por supuesto, a lo largo de los años, ha habido eventos que están escritos en textos y en el ciberespacio. Una de las muchas reparaciones tuvo lugar: se llevaron a cabo los otomanos, pero dejaron todo el equipo restante de la época: transmitieron la hora del Profeta al Museo Topkapi y llevaron a cabo una especie de botín histórico. Entonces Al Saud, que vino a trabajar, permitió a los wahabíes prohibir el santuario del Profeta y expulsar a los peregrinos de las tumbas. Guiado por los bahá'ís de Irán, incluido el padre de Hoveyda, que fue embajador de Irán en: países árabes, ¡destruyó todo Atabat! Además del resto, Karbala y Samarra también se volvieron literarios. Por supuesto, los eruditos no escucharon la noticia, porque los baha'is habían sido informados por el boicot, ¡y Pahlavi negaba algunas noticias! Cuando los ulama lo entendieron, les impidieron intervenir: también detuvieron la reconstrucción. Cuando Al Saud fue sancionado, los iraníes no fueron al Hajj hasta que uno de los Ulemas descendió de Siria con un millar de personas a La Meca. Ellos eran dueños del libro de Alfis. ¡Sheikh Abdul Rahim Haeri, cuando llegó a La Meca con mil personas, el Rey Faisal estaba muy feliz! Y vino a visitarlos y agradecerles. El dueño de las estaciones contó el puesto, y pidió la peregrinación del cementerio Baqih y recuperarlo. Dijo que no destruimos, demolimos la tumba del profeta Wahhabis, el resto, que era para los chiítas, fue destruido por iraníes de los opuestos (bahá'ís). Entonces, en nuestra opinión, la peregrinación y la reconstrucción no son un problema, pero el dueño de las estaciones dijo que lo oral no es suficiente para escribir, firmar y sellar, lo que hizo esto: su carta y su compromiso, conocido como el dueño de las estaciones. Con la ayuda de otros eruditos, determinó los límites y el alcance de los imanes: determinaron la posición de los imanes y: protegieron el muro. Pero esto no continuó porque se quedaron sin trabajo. Por lo tanto, otros eruditos de Blood, especialmente Sheikh Abdul Hussein Taherani, que era un erudito de primer nivel, vivían en Iraq, continuaron. Aunque operaron con mayor frecuencia en Karbala y Samarra, también actuaron lo más posible para reconstruir la Baqiyah, lo que no fue posible. Ahora, desde el octavo día de Shaul 1344, ¡tiene alrededor de 95 años! Pero la reconstrucción de Baghi no solo ha sido olvidada, sino que también se basa en la continua falsa política de Hoveyda: ¡la familia de Pahlavi en el Departamento de Estado y la Organización Hajj de Irán, no se discute en absoluto! Muchas veces han sido visitados, pero se burlaron de él. Algunas personas se vieron obligadas a responder: ¡no lo dirían! Y algunos dirían: ¡Al Saud no lo hace! ¡Y la mayor parte del tiempo todo había terminado, no deberían hablarse en absoluto! ¡Porque Al Saud reduce la cuota de La Meca! Entonces ahora queremos a otro Sheikh Abdul Hussein, que construirá un ladrillo para construir un ladrillo y reestructurar Baqiyah. Y acciones como demostraciones frente a embajadas, visita al campus y peregrinación en la región neutral, su seguimiento legal y moral continúa. El Ayatollah Hosseini Zanjani ha dicho: En el momento de mi difunto padre, el Sr. Shalchi estuvo de acuerdo: pagar todos los costos de reconstrucción. Si Dios quiere, aumente el número de ellos. Los sitios, blogs y grupos virtuales deberían aumentar. Algunos ingenieros prepararán una nueva apariencia.

برچسب‌ها: Sheikh Abdolhossein Tehrani es nuestra necesidad hoy.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۵:۵۳ نظر(0)

امروزه مردم آمریکا باید بپذیرند که: خیلی چیزها تغییر کرده، که البته خودشان هم در این تغییرات سهم دارند. امروز با سالهای 1960 یا: قرون نوزدهم و بیستم، اصلا قابل مقایسه نیست. مردم آن زمان به دنبال دنیای مادی بودند، و اصلا صحبت از معنویات، امری خرافاتی بود ویا اگر: کسی می خواست به آمریکا برود، ماهها طول می کشید! اما امروز همه مردم دنیا، در آمریکا هستند! و آمریکاییها در همه جا، زیرا که ارتباطات و فناوری، مرزها را شکسته و همه دنیا، همزبان و هم فکر شده اند. تنها عده ای در همان سال ها، یخ زده و مانده اند! اکنون مبارزه واقعی بین افرادی است که: در قرن بیستم یا نوزدهم، یعنی اوج قدرت مادی غرب یخ زده اند، باور ندارند که مثلا کشوری مثل: چین ،هند یا کره، بیشتر از آنها پیشرفت کرده! و افریقا برعلیه آپارتاید پیروز شده، و ایران تنها ابرقدرت جهان در حال حاضر است. هنوز فکر می کنند افریقایی ها، همان کاکا سیا ها هستند! ایران و هند  کشور فقیر جهان سومی! این افراد به هرنوع پیشرفت مظنون هستند، بیشتر هم در کشورهایی هستند که: قبلا دارای وضع بهتری بودند. لذا یک لشکر جهانی تشکیل داده اند، و بدون داشتن مانیفیست یا فرمانده مشخصی، همان فریز بودن عقایدشان، آنها را با هم پیوند میدهند. البته این لشکر در مقابل همه کسانی که: تغییرات را بوجود آوردند، یا دوست دارند که بازهم تغییرات بوجود آید، بسیار اندک هستند ولی چون: در گذشته ارگانها و نهادهای دولتی و مهم، در دست داشتند لذا حرف آنها، بیشتر شنیده می شود. لذا افراد پیشرو مجبورند در سکوت و گمنامی، به راه خود ادامه دهند تا نسل آنها، خود به خود ازبین برود. یکی از این نماد های گذشته، بانکها هستند که به درستی به: دایناسورهای زمان ما تشبیه شده اند، که در حال انقراض هستند، ولی فکر می کنند: در اوج قدرت و توانایی به سر می برند. مسئله مهم دیگر درآمد های مالیاتی هست. مالیات نیز مانند: بانکها بزرگ و دایناسور وار زندگی می کند، ولی خودش نمی داند که: از درون پوسیده است. زیرا مالیات از دو جنبه ضربه پذیر است: از یکسو که امری مذهبی و مقدس، یا فرموده رهبران مذهبی نیست، زیرا در اسلام خمس و زکات هست، نه مالیات. گرچه سالها زحمت کشیدند که: به آن چهره مقدس بدهند، ولی بهرحال امری وابسته به: قدرت های مادی بود، حالا که قدرتها در حال افول هستند، مالیات نیز قدرت خود را از دست داده است. و امروز به التماس افتاده است. در حال حاضر دو تیپ از مردم در دنیا، مالیات می پردازند یک عده که: هنوز در همان دوران زندگی می کنند، و می گویند از دو چیز نمی توان فرار کرد! دیگری کسانی هستند که همگی، به زور از آنها مالیات گرفته می شود! اما مردم آمریکا بدانند که: زور تمام شده و دوران طلایی نیز، به پایان رسیده و آنها نباید مالیات بدهند. زیرا هر دلار مالیات آنها، تیری برقلب بشریت است. آنها بدانند که پول مالیات آنها، همگی صرف ساخت یا خرید: اسلحه کشتار جمعی و اهدا آن به: گانگسترها و شرکت های امنیتی داخلی می شود! یا به موساد میدهند تا با ترور انسانهای ازادیخواه، گلوله ها را به خانواده جهانیان اهدا کنند. یا اینکه مستقیما به دولت های تروریستی: مانند داعش و طالبان و اسرائیل و عربستان، کمک مالی و تسلیحاتی می کنند، تا کشتارهای دولتی راه بیاندازند، یا به رژیم هایی مستبد می دهند تا مردم خود را بکشند. یا به ضدانقلاب ها می دهند تا: حکومت های انقلابی را سرنگون کنند. همانطور که در داووس، نتوانستند کاری بکنند، و به همین دلیل هم وزیر خارجه ایران، توئیت کرد و در این اجلاس زور گو شرکت ننمود.

Every American tax, bram to the heart of humanity!

Today, the American people must accept that: a lot of things have changed; of course they themselves contribute to these changes. Today is not comparable with the 1960s or the nineteenth and twentieth century’s. The people of that time were looking for a material world, and it was superficial to speak of spirituality, or if: Somebody wanted to go to America, it took months! But today all people in the world are in the US! And the Americans are everywhere, because communications and technology have broken the boundaries and the whole world is both contemporary and thoughtful. Only a few have remained frozen in the very same years! Now is the real struggle between those who: froze in the twentieth or nineteenth century, the peak of the material power of the West, do not believe that, for example, a country like China, India or Korea has progressed more than them! Africa has won victory against apartheid, and Iran is the only superpower in the world at the moment. They still think that the Africans are the same Kaka CIA! Iran and India are the poorest country in the Third World! These people are suspected of any progress, mostly in countries that have already been better off. Therefore, they have formed a global division, and, without having a manifesto or commander, the same freeze of their beliefs will bind them together. Of course, this division is very small in comparison to all those who created the changes, or who want to make changes, but because: in the past, they have had organs and important governmental institutions, so their words are heard more often. Therefore, leading people have to stay in silence and obscurity, so that their generation will be eliminated by themselves. One of these past symbols is the banks that are rightly likened to the dinosaurs of our time, who are extinct, but they think they are at the peak of power and ability. Another important issue is tax revenues. Taxes are like big banks and dinosaurs, but they do not know that they are in the middle of decay. Because the tax is blatant in two respects: on the one hand, it is religious and sacred, or it does not say religious leaders, because in Islam, there is khums and zakat, not taxes. Though years have worked: to give it a sacred face, but in any case, it depends on: material powers, now that powers are declining, the tax has also lost its power. And it's begging today. Currently, two brigades of people in the world are taxing a number of people who are still living at the same time, saying that two things cannot be escaped! There are others who are all forcibly taxed! But the American people know that: the force is over and the golden age is also over and they should not pay taxes. Because: each dollar of their taxes is a thrill for humanity. They know that their tax money is all about making or buying weapons of mass destruction and donating it to: gangsters and domestic security companies! Or give to the Mossad to donate bullets to the families of the world with the assassination of liberated people. Or: directly to terrorist governments, such as ISIS, the Taliban, Israel and Saudi Arabia, to donate and arms to launch government killings or to despise regimes to kill their own people. Or they give counterrevolutions to overthrow revolutionary governments. As in Davos, they could not do anything, and for this reason, the Iranian Foreign Minister, Tweedy and did not attend the summit.

كل الضرائب الأمريكية، شعاع إلى قلب الإنسانية!

واليوم، يجب على الشعب الأمريكي أن يقبل ما يلي: لقد تغيرت الكثير من الأمور، وبطبيعة الحال، فإنها تساهم في هذه التغييرات. واليوم لا يمكن مقارنتها مع الستينات أو القرنين التاسع عشر والعشرين. وكان الناس في ذلك الوقت يبحثون عن عالم مادي، وكان سطحيا للتحدث عن الروحانية، أو: إذا كان شخص ما يريد أن يذهب إلى أمريكا، استغرق الأمر أشهر! ولكن اليوم كل الناس في العالم في الولايات المتحدة! والأمريكان في كل مكان، لأن الاتصالات والتكنولوجيا قد كسر الحدود والعالم كله على حد سواء المعاصرة ومدروس. ولم يبق سوى عدد قليل منها مجمدة في نفس السنوات! الآن هو الصراع الحقيقي بين أولئك الذين جمدوا في القرن العشرين أو التاسع عشر، ذروة القوة المادية في الغرب، لا يعتقدون، على سبيل المثال، بلد مثل الصين والهند وكوريا قد تقدم أكثر منهم! لقد فازت أفريقيا بالنصر ضد الفصل العنصري، وإيران هي القوة العظمى الوحيدة في العالم في الوقت الحالي. ما زالوا يعتقدون أن الأفارقة هم نفس كاكا وكالة المخابرات المركزية! إيران والهند هي أفقر بلد في العالم الثالث! ويشتبه في أن هؤلاء الأشخاص يحرزون أي تقدم، خاصة في البلدان التي كانت أفضل حالا. ولذلك، فقد شكلوا تقسيم عالمي، ودون أن يكون لهم بيان أو قائد، فإن نفس تجميد معتقداتهم ربطها معا. بطبيعة الحال، هذا التقسيم صغير جدا بالمقارنة مع كل من خلق التغييرات، أو الذين يريدون إجراء تغييرات بعد، ولكن لأن: في الماضي، كان لديهم أجهزة والمؤسسات الحكومية الهامة، لذلك يتم سماع كلماتهم في كثير من الأحيان. لذلك، على الناس القياديين البقاء في صمت وغموض، حتى يتم القضاء على جيلهم بأنفسهم. واحدة من هذه الرموز الماضية هي البنوك التي تشبه بحق إلى الديناصورات في عصرنا، الذين انقرضوا، ولكنهم يعتقدون أنهم في ذروة السلطة والقدرة. وثمة مسألة هامة أخرى هي الإيرادات الضريبية. الضرائب هي مثل البنوك الكبيرة والديناصورات، لكنها لا تعرف أنها في منتصف الاضمحلال. لأن الضريبة صارخة من ناحيتين: من ناحية، دينية ومقدسة، أو أنها لا تقول الزعماء الدينيين، لأن في الإسلام، هناك الخوم والزكاة، وليس الضرائب. على الرغم من أن سنوات قد عملت: لمنحها وجه مقدس، ولكن في أي حال، فإنه يعتمد على: القوى المادية، والآن أن القوى آخذة في الانخفاض، فقدت الضرائب أيضا قوتها. وانها التسول اليوم. حاليا، لواءين من الناس في العالم تفرض ضرائب على عدد من الناس الذين لا يزالون يعيشون في نفس الوقت، قائلا ان شيئين لا يمكن الهروب! هناك الآخرين الذين يخضعون للضرائب قسرا! لكن الشعب الأمريكي يعرف أن: القوة قد انتهت وأن العصر الذهبي قد انتهى أيضا، وينبغي ألا يدفعوا الضرائب. لأن كل دولار من ضرائبهم هو التشويق للبشرية. وهم يعرفون أن أموالهم الضريبية هي كل شيء عن صنع أو شراء أسلحة الدمار الشامل والتبرع بها ل: العصابات وشركات الأمن الداخلي! أو إعطاء الموساد للتبرع بالرصاص لأسر العالم مع اغتيال الناس المحرومين. أو مباشرة إلى الحكومات الإرهابية، مثل داعش، وطالبان، وإسرائيل، والمملكة العربية السعودية، للتبرع بالأسلحة وإطلاقها لإطلاق عمليات القتل الحكومية، أو إخماد الأنظمة لقتل شعبها. أو أنها تعطي تحركات مضادة للإطاحة بالحكومات الثورية. وكما هو الحال في دافوس، لم يتمكنوا من فعل أي شيء، ولهذا السبب، لم يحضر وزير الخارجية الإيراني تويدى القمة.

Hər bir Amerika vergi, sua  insanlığın ürəyinə!rici İşlər Nazirliyi, Tweedy və zirvəyə qatılmadı.

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۶:۴۷ نظر(0)
德黑兰心脏研讨会的Pourhosseini博士说,80%的死亡是心脏病。在研究中也发现心脏骤停后心脏病的最大原因是使用香烟和麻醉剂。而过去十年的疾病进程表明,没有企图:减少这些疾病。现在你必须问问社区或非政府组织在哪里?你为什么不考虑这个?如果他们也想为什么不采取行动?他们在哪里做,结果在哪里?许多人认为这些灾难没有得到治疗。但事实是:每个人终必死亡!美国谚语说:有两件事不能逃脱,一是死亡!当然,这意味着他们在人民的口袋里,因为他们说第二个:税收。也就是说,它无法逃避税收。这是荒谬的,而且从第一个论点的力量来看,他们也想辩论。现在美国人民更好的交税。也就是说,应该纠正这个谚语:美国的纳税,对非美国人的死亡。在伊朗,情况与此类似:由于人们没有纳税,所以政府去禁止生意,强迫他们纳税或罚款!如果没有任何税收的借口,香烟在伊朗将不会有工厂!或没有最高的进口增长。进口税可能包括:烟草和烟草生产,导致政府收入增加,但另一方面造成死亡率:超过50%的人口。政府说,如果人们不生产香烟!有很多事情是这样的:有些人进来了,但原因不是:打人家的健康。例如,为什么Kerman或Kermanshah发生地震?因为在Kermanshah省和库尔德斯坦的一部分,地主只做酒!而大部分鸦片商队都来自克尔曼。因此,当政府或人民,自己好不承认,或者故意推动罪,死亡给别人一天,唉声叹气的幸存者也上升主:他们发生了什么,使吸取教训,改变生活方式。为什么心脏衰竭德黑兰人的大部分死亡?因为他们没有观察到:他们使用脂肪和有害的糖,他们感染心血管疾病。虽然他们可以:通过放弃脂肪和糖果:比其他人有更舒适的生活。你为什么只知道吃东西?即使是减肥,你也应该:服用药物或者一些素食食品!在对待这些时,不要吃东西。
سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۱۱/۱۳۹۶ - ۱۷:۴۸ نظر(0)

مدیریت ایرانی در جهان

چند ضرب المثل در فارسی وجود دارد که: تقریبا یک معنی می دهد: مثلا می گویند سوزن برای همه لباس می دوزد، ولی خودش لخت است! یا کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد. یعنی با اینکه کوزه های خوبی برای مردم می سازد، ولی خودش از بدترین آنها استفاده می کند. شاید حال و روز ایران هم، همینطور باشد. وقتی بهترین و با سوادترین نیروهایش، علاقه دارند به جهانیان خدمت کنند، و راهی دیار غربت می شوند، طبیعی است برای خدمت به مردم خود، دچار ضعف مدیریت یا نیروی انسانی می شود. علیرغم سیاست ها و تشویقی ها، اغلب جوانان و تحصیلکرده ها، علاقه دارند در کشور دیگری خدمت کنند، زیرا فکر می کنند به خدمت آنها، در انجا بیشتر نیاز است. به همین دلیل، به هر کشوری می روند، فورا قرارداد بسته و در بهترین: دانشگاهها و یا پست های مدیریتی مشغول بکار می شوند. در واقع میتوان گفت: بدون اینکه مسئولین تمایلی داشته باشند، جوانان ایرانی، مدیریت جهانی را به دست گرفته، در گوشه گوشه جهان، به مسئولیت های خود، در حد بالایی عمل می کنند. تقریبا می توان گفت: همانطور که ثروت 99درصد مردم دنیا، در دست یک درصد سرمایه دار است، مسئولیت های جهانی نیز، با یک درصد ایرانی هاییست که: در هر کشوری وجود دارند. سازمان های جهانی ساز، سالها مطالعه می کنند و: کادر سازی می نمایند! تا نیروهای خود را در جهان پراکنده، و در بهترین مشاغل ساماندهی کنند. ولی ایرانیان بدون اینکه برنامه ریزی کنند، جهان را در تصرف خود دارند. خیلی از مسئولین این کار را، فرار مغز ها نام گذاشته بودند، ولی الان دیگر کسی نمی تواند: نقش ایرانیان را در آمریکا و اروپا انکار کند، چه رسد به کشورهای غرب آسیا، آفریقا و استرالیا. هنوز هم این سیل مهاجرت ادامه دارد. از آن سو هم مسلمان شدن: نخبه های آمریکایی و اروپایی را داریم، که فقط با ایده های انقلاب اسلامی ایران، با اسلام آشنا شده اند. لذا یک اتحادیه نامرئی، در سطح بالاترین مدیران جهانی، بصورت خودجوش تشکیل شده، که میرود تا سراسر جهان را، سرزمین ایران کند و: مجد و عظمت حکومت کورش و داریوش، و حضرت علی را دوباره زنده نماید. همانطور که این هجرت عظیم، برای جهان پر برکت و آینده ساز است، ولی برای داخل ایران، خلا هایی به وجود می اورد که: ضد انقلاب از آن استفاده می کند، و صحنه هایی مثل: فتنه های خیابانی اخیر ایجاد می کند! و همه چیز را برعکس جلوه میدهد: مثلا می گویند کار نیست! و بیکاری باعث فتنه شده است، در حالیکه اگر کار نیست، پس اشتغال 4میلیون خارجی در ایران، به چه معنی است؟ یا میگویند مالباختگان برخی: موسسات مالی آن را ایجاد کردند، در حالیکه همه پول های آنان، از سوی بانک مرکزی تسویه گردید! و مگر تعداد آنها چند نفر بود؟ یا می گویند احزاب باید ازاد شود، تا دولت بداند با چه کسی طرف است، این بی اطلاعها نمیدانند: بیش از 400حزب و جمعیت در ایران، مجوز از وزارت کشور دارند. یا اینکه طرف مقابل در این حوادث خیابانی، داخلی نیست، همان هایی هستند که: با مدیریت جهانی ایران مخالفند! موضع گیری صریح ترامپ و دیگران، نشان می دهد که طرف مقابل آنها هستند، نه چهار جوان پاپتی که: به خیابان ریخته اند. گرچه در نهایت همه اینها، به پیشران انقلاب تبدیل می شوند. به عبارت دیگر: مدیریت جهانی ایرانیان، سرنوشت محتوم این دنیا است، که براساس اعتقادات ما ایرانی ها، پرچم را به دست مبارک امام زمان عج خواهیم سپرد، تا حکومت واحد جهاین ایجاد کند، و جهان را پر از عدل و داد نماید. و این تهی مغز ها هم، مانند اربابشان آمریکا،هیچ غلطی نمی توانند بکنند.  
 
La gestion persane dans le monde

Il y a plusieurs proverbes en persan qui donnent presque un sens: par exemple, ils disent que l'aiguille est portée pour tous, mais elle est nue! Ou le potier mange la cruche brisée. C'est-à-dire, alors que cela fait de bons pots pour les gens, il utilise les pires. Peut-être que c'est aussi le jour de l'Iran. Lorsque ses forces les mieux éduquées sont intéressées à servir le monde et sont en voie de devenir aliénées, il est normal d'endurer la faiblesse de la gestion ou de la main-d'œuvre pour servir leur peuple. Malgré les politiques et les incitations, la plupart des jeunes et des éducateurs sont intéressés à servir dans un autre pays parce qu'ils pensent qu'ils ont besoin de plus pour les servir. Pour cette raison, ils vont dans n'importe quel pays, ils sont immédiatement fermés et dans le meilleur: des universités ou des postes de direction. En effet, sans que les autorités en aient le désir, les jeunes Iraniens, prenant la tête du monde, agissent aux quatre coins du monde à leurs responsabilités. On peut presque dire que, comme la richesse de 99% de la population mondiale est aux mains d'un pourcentage des capitalistes, la responsabilité globale est aussi avec un pour cent des Iraniens: dans tous les pays. Les organisations de globalisation étudient depuis des années: ce sont des cadastres! Pour disperser leurs forces dans le monde, et s'organiser dans les meilleurs emplois. Mais les Iraniens s'emparent du monde sans planification. Beaucoup de fonctionnaires ont appelé cette fuite des cerveaux, mais maintenant personne ne peut nier le rôle des Iraniens en Amérique et en Europe, sans parler de l'Asie occidentale, de l'Afrique et de l'Australie. Pourtant, ce flux de migration continue. D'un autre côté, nous avons des musulmans: des élites américaines et européennes, qui ne connaissent que l'islam avec les idées de la révolution islamique d'Iran. Comme cette migration massive est pour le monde béni et tourné vers l'avenir, elle crée un vide pour l'Iran: le contre-révolutionnaire l'utilise et crée des scènes comme la sédition de rue récente! Et c'est tout le contraire: ils disent qu'ils ne travaillent pas! Et le chômage a été une sédition, alors que si ce n'est pas le cas, que signifie 4 millions de travailleurs étrangers en Iran? Ou ils disent certaines des personnes qui s'en sont débarrassées: les institutions financières l'ont créé, alors que tout leur argent a été réglé par la banque centrale! Et combien étaient-ils? Ou ils disent que les parties devraient être libérées, afin que le gouvernement puisse savoir qui est le parti, cela ne sait pas: plus de 400 partis et population en Iran ont des licences du ministère de l'Intérieur. Ou, la partie adverse dans ces événements de rue n'est pas interne, ils sont les mêmes: ils sont en désaccord avec la gestion globale de l'Iran! La position explicite de Tramp et d'autres indique qu'ils sont le contraire d'eux, pas les quatre jeunes Papethi qui ont été répandus dans la rue. Cependant, finalement, tout cela deviendra l'hélice de la révolution. Et ces cerveaux fous, comme leurs maîtres des États-Unis, ne peuvent faire aucune erreur.