X
تبلیغات
همه جای جهان ایران من است
خانه تماس با ما RSS
همه جای جهان ایران من است
فروپاشی امریکا اتفاق افتاده نمیگذارند خبردار شویم 25تریلیون دلار از ایران بردند تا آن را نجات بدهند ولی دیگر نمی گذاریم لذا می گوییم همه جای ایران سرای من است و همه جای جهان میهن من
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۱ نظر(0)

درس دادن و درس خواندن، اولین تکلیف اجتماعی انسان است.هر کودکی به محض رشد کافی، از محیط خانه خارج شدن را یاد بگیرد، اولین جایی که به تنهایی قدم می گذارد، مدرسه است. که ارتباط نزدیکی با محیط خانواده و فضای تربیتی آن دارد. اما آیا این تجربه به سادگی به دست آمده؟ یا تاریخی بزرگ و پرتلاش را پشت سر گذاشته است؟ اولین بار در کجا و با چه شرایطی آغاز شد. ارسطو را معلم اول می دانند. فارابی معلم دوم و میرداماد معلم سوم لقب دارد، ولی اینطور نیست به گفته امام خمینی معلمی، شغل انبیا بوده است. و به گفته قران، اول معلم خدا است.(خلق الانسان علمه البیان) بنابر این باید تاریخ علوم تربیتی را، از نو بنویسیم! تا حقی از کسی پایمال نشود. وقتی در قران می خوانیم که: خداوند همه اسما را به حضرت آدم یاد داد، یعنی معلمی کامل و مهربان بوده است. چرا باید آن را انکار کنیم؟ یا در نظر نگیریم. و شاگرد بسیار خوب، یعنی حضرت آدم را افسانه بدانیم؟ در حالیکه او با این علوم کامل، بهترین استاد برای شاگردان بعدی خود شد. جالب است بدانیم علوم نظری را خداوند، در بهشت به انسان یاد داد. اسما یا نامها، نمادی از تئوری ها و شناخت شناسی های: فلسفی و فکری است که کل گرایی را در خود دارد. زیرا در بهشت، انسان به عملگرایی نیازی نداشت! یعنی کاری نبود که انجام دهد! بلکه بر عکس یک کار را می بایست: انجام ندهد! و آن اینکه گندم نخورد! ولی در این یک عمل هم شکست خورد! و از بهشت بیرون رانده شد. در روی زمین بود که خداوند، کارهای یدی یا عملگرایی را، به او یاد داد. اولین کار کشاورزی بود! آدم گریه طولانی کرد تا خدا او را ببخشد، وقتی خدا او را بخشید، از خوشحالی سربلند کرد و دید: از محل جاری شدن اشکهایش، گیاه روییده! و خداوند به او گفت: دانه های انها را حفظ کند و: دوباره بکارد وآنها آبیاری نماید. تا اینجا آموزش به صورت آنالوگ بود. یعنی فقط خدا آموزش می داد. ولی بعدا به حضرت آدم دعا کردن را یاد داد، تا دیالوگ آغاز شود و دوطرفه باشد.  تا زمان حضرت ادریس، روش دیالوگ ادامه داشت، تا اینکه حضرت ادریس با روش جدیدی، جهان را شگفت زده کرد! همانطور که از اسم ایشان بر می اید، کلاس تشکیل داد و درس را با حضور چند نفر آغاز کزد. وی با دریافت وحی (دیالوگ با خداوند) روش لباس دوزی و برخی صنایع دیگر را هم، آموزش می داد. اما آموزش مکتوب از زمان حضرت داود، و با زبور داود آغاز می شود. و نوشتن بر روی چوب و اشیا دیگر، باب می شود. مخالفان هم بیکار نمی نشینند! نوشتن  را سحر و جادو، و آموزش پیامبران را افسانه می خوانند، و مردم را از آان می ترسانند! برخی افراد متفکر هم، به این روند کمک می کنند: ذیمقراطیس در یونان، به دلیل دوری از میانرودان، از روش های تربیتی الهی تقلید ناشیانه میکند: برای روش آنالوگ در غارها به تمرین می پردازد! اقلاطون به روش دیالوگ کار را شروع میکند. اغلب  فقط یک شاگر در کلاس خود داشت. ارسطو به روش کلاس داری یا آکادمی روی آورد، ولی چندان شاگردانی نداشت. اقلاطون به تقلید از حضرت ابراهیم، با هنر و صنایع دستی (بت سازی) مخالف بود! ولی ارسطو آن را اصلاح کرد، از هنر هم دفاع می نمود. شاگردان او سعی کردند به روش داود ع  برایش کتاب هم بنویسند! ولی نقل قول های او را به یاد نمی اوردند، لذا از خودشان می نوشتند و بنام ارسطو یا افلاطون منتشر کردند. این روش تا زمان ما ادامه دارد: یعنی دانشمندان ایرانی یا اروپایی هم، برای مقبولیت نظریات خودشان، آن را به نظریات افلاطون و ارسطو متصل می کنند! در حالیکه دانش و هنر بیش از 15هزار سال سابقه  دارد، ارسطو و افلاطون سبد! چیدن این میوه ها است

First classroom

Teaching and studying is the first social task of a human being. Every child, once it is sufficiently developed, learns from the home environment, the first one to walk alone is school. Which: is closely related to the family environment and its educational environment. But is this experience simply obtained? Or has a great historic and overflowing progress? The first time where and with what conditions began. Aristotle is the first teacher. Farabi is the second teacher and Mirdamad is a third teacher, but it is not! According to Imam Khomeini, a teacher was a job of the prophets. And according to the Quran, first is the teacher of God (the creation of Al-Anzan al-Ma"ul al-Bay?n). Therefore, we must re-write the history of education! There is no right for anyone to be hurt. When we read in the Qur"an: God has taught all the names to Adam, a perfect and kind teacher. Why should we deny it? Or do not consider. And :a very good student, that is, Adam"s legendary legend? While :he was the best teacher for his later students with this complete science. It is interesting to know that the theoretical sciences are taught to man by God in paradise. The names or names are a symbol of theories and epistemologies: philosophical and intellectual, which holds on holism. Because in heaven, man did not need pragmatism! There was nothing to do! Instead, one thing must be done: do not! And he did not eat wheat! But in this one also failed! And: was driven out of heaven. It was on earth that he taught him God, works of art, or pragmatism. It was the first agricultural work! Adam cried for a long time so that God forgives him, when God gave him forgiveness, and saw: from the place where his tears flowed, the plant has grown! And God told him to keep their seeds in order: to kill them again and to irrigate them. So far the training was analog. That is, only God taught. But later, Adam taught prayer to begin dialogue and be two-way. Until the time of Hazrat Idris, the dialogue continued until Hadithis surprised the world with a new method! As the name suggests, the class formed a class and began the lesson with the presence of several people. He also taught the method of dressing and some other industries through revelation (dialogue with God). But written instruction begins from the time of David, and with the sons of David. And writing on the wood and other objects, Bob gets. Opponents do not sit idle! Write magic, teach the prophets the legend, and scare people out! Some thoughtful people are also contributing to this trend: Djikharatys in Greece, because of the distance from the brothers, duplicates the divine education methods: practice the analogue in the caves! The neighborhood begins the dialogue process. Often there was only one student in his class. Aristotle turned to class or academy, but he did not have much discipleship. The region was opposed to imitation of Prophet Ibrahim, with arts and crafts! But Aristotle corrected it, defended art too. His students tried to write a book in David"s way! But they did not remember his quotations, so they wrote about themselves, published in the name of Aristotle or Plato. This method continues until our time: that is, the Iranian or European scholars connect it to Plato"s and Aristotle"s ideas for the acceptance of their own ideas! While science and art has more than 15,000 years of history, Aristotle and Plato are baskets! Picking up these fruits.

 

الفصل الأول

إن التدریس والدراسة هو أول مهمة اجتماعیة للإنسان ، فکل طفل ، عندما یتطور بشکل کاف ، یتعلم من البیئة المنزلیة ، أول شخص یمشی بمفرده هو المدرسة. التی ترتبط ارتباطًا وثیقًا ببیئة العائلة وبیئتها التعلیمیة. لکن هل هذه الخبرة تم الحصول علیها ببساطة؟ أو لدیه تقدم تاریخی کبیر وفیر؟ فی المرة الأولى التی بدأت فیها وبشروط ما. أرسطو هو المعلم الأول. الفارابی هو المعلم الثانی والمیرداماد هو المعلم الثالث ، لکنه لیس کذلک! وفقا للإمام الخمینی ، کان المعلم وظیفة الأنبیاء. وطبقاً للقرآن ، أولاً هو معلم الله (إنشاء أنزان المعلول البیان) ، لذلک ، یجب علینا إعادة کتابة تاریخ التعلیم! لا یوجد حق لأحد أن یصاب. عندما نقرأ فی القرآن الکریم: لقد علم الله جمیع الأسماء إلى آدم ، المعلم المثالی واللطیف. لماذا یجب أن ننکر ذلک؟ أو لا تنظر. وطالب جید جدا ، وهذا هو أسطورة آدم الأسطوری؟ بینما کان أفضل معلم لطلابه فی وقت لاحق مع هذا العلم الکامل. من المثیر للاهتمام معرفة أن العلوم النظریة تدرس للإنسان بالله فی الجنة. الأسماء أو الأسماء هی رمز للنظریات والمعرفیة: الفلسفیة والفکریة ، والتی تمسّ النزعة الشمولیة. لأنه فی الجنة ، لم یکن الإنسان بحاجة إلى البراغماتیة! لم یکن هناک شیء للقیام به! بدلا من ذلک ، یجب القیام بشیء واحد: لا! وقال انه لا یأکل القمح! ولکن فی هذا واحد أیضا فشلت! وکان طرد من السماء. کان على الأرض أنه علمه الله ، والأعمال الفنیة ، أو البراغماتیة. کان أول عمل زراعی! صرخ آدم لفترة طویلة لکی یغفر له الله ، عندما أعطاه الله الغفران ، ورأى: من المکان الذی تدفقت فیه دموعه ، نبت النبات! وأمره الله أن یحفظ بذوره بالترتیب: أن یقتلهم مرة أخرى وأن یرویهم. حتى الآن کان التدریب تناظریًا. هذا هو ، فقط علم الله. ولکن فی وقت لاحق ، علم آدم الصلاة لبدء الحوار ویکون فی اتجاهین. حتى زمن حضرة إدریس ، استمر الحوار حتى فاجأ الحدیث العالم بأسالیب جدیدة! کما یوحی الاسم ، شکّل الفصل طبقة وبدأ الدرس بحضور عدة أشخاص. کما قام بتعلیم طریقة ارتداء الملابس وبعض الصناعات الأخرى من خلال الوحی (الحوار مع الله). لکن التعلیمات المکتوبة تبدأ من وقت داود ، ومع بنی داود. والکتابة على الخشب والأشیاء الأخرى ، یحصل بوب. المعارضین لا یجلسون فی وضع الخمول! کتابة السحر ، وتعلیم الأنبیاء الأسطورة ، وتخویف الناس! یساهم بعض الناس المدروسین فی هذا الاتجاه أیضاً: الجوخاراتیة فی الیونان ، بسبب المسافة من الإخوة ، تکرر طرق التعلیم الإلهی: ممارسة التماثلیة فی الکهوف! الحی یبدأ عملیة الحوار. فی کثیر من الأحیان کان هناک طالب واحد فقط فی فصله. تحول أرسطو إلى الطبقة أو الأکادیمیة ، لکنه لم یکن لدیه الکثیر من التلمذة. کانت المنطقة تعارض تقلید النبی إبراهیم ، مع الفنون والحرف الیدویة! لکن أرسطو صححها ، ودافع عن الفن أیضا. حاول طلابه کتابة کتاب بطریقة دیفید! لکنهم لم یتذکروا اقتباساته ، لذلک کتبوا عن أنفسهم ، نشرت باسم أرسطو أو أفلاطون. وتستمر هذه الطریقة حتى عصرنا: أی أن العلماء الإیرانیین أو الأوروبیین یربطون أفکار أفلاطون وأرسطو بقبول أفکارهم! بینما یمتلک العلم والفن أکثر من 15000 سنة من التاریخ ، فإن أرسطو وأفلاطون هما سلال! التقاط هذه الفواکه

Birinci sinif

Tərbiyə və təhsil insan həyatının ilk sosial vəzifəsidir, hər bir uşaq yetərincə inkişaf etdikdən sonra ev mühitindən öyrənir, ilk yolda tək getmək məktəbdir. Ailə mühiti və onun təhsil mühiti ilə yaxından əlaqəli olan. Amma bu təcrübə sadəcə əldə edildi? Və ya böyük bir tarixi və daşqın tərəqqi var? İlk dəfə və hansı şərtlərlə başladı. Aristotel birinci müəllimdir. Farabi ikinci müəllimdir, Mirdamad isə üçüncü bir müəllimdir, amma bu deyil. İmam Xomeyniyə görə, bir müəllim peyğəmbərlərin işi olmuşdur. Qurana əsasən, əvvəlcə Allahın müəllimi (Əl-Ənzan əl-Maul əl-Bayanın yaradılması), buna görə də biz təhsil tarixini yenidən yazmalıyıq! Kimsəyə zərər verməyə haqqı yoxdur. Quranda oxuduğumuzda: Allah adları Adəmə mükəmməl və incə bir müəllim öyrətdi. Niyə onu inkar etməliyik? Və ya düşünməyin. Və çox yaxşı bir şagird, yəni Adəmin əfsanəvi əfsanəsi? Bu tam elmi ilə sonrakı tələbələri üçün ən yaxşı müəllim olsa da. Təbii elmlərin Allah tərəfindən cənnətdə insanlara öyrədildiyi maraqlıdır. Adlar və ya adlar nəzəriyyələrin və epistemologiyanın simvoludur: fəlsəfi və intellektual, holisizmdədir. Çünki cənnətdə insan pragmatizmə ehtiyac duymadı! Heç bir şey yoxdur! Bunun əvəzinə bir şey edilməsi lazımdır: etməyin! Və buğda yemədi! Lakin bu da uğursuz oldu! Və göydən qovulmuşdu. Yer üzündə olduğu kimi, ona Allahı, sənət əsərlərini və ya pragmatizmi öyrətdi. Bu ilk əkinçilik işi idi! Adəm uzun müddət ağladı ki, Allah bağışladı, Allah bağışladı və gördüm: gözyaşları axan yerdən bitki böyüdü! Allah ona toxumlarını saxlamaq üçün təkrar öldürmək və suvarmaq üçün ona əmr verdi. İndiyə qədər məşq analoq idi. Yəni, yalnız Allah öyrədirdi. Lakin sonra, Adəm dialoqa başlamaq və iki yollu olmaq namazını öyrətdi. Həzrət Idrisin vaxtı qədər hədislər dünyada yeni bir üsulla təəccübləndikdən sonra dialoq davam etdi! Adından da göründüyü kimi, sinif bir sinif meydana gətirdi və bir neçə nəfərin iştirakı ilə dərs başladı. O, həmçinin, vahyin (Allahla dialoq) vasitəsilə sarğı üsulu və digər sənaye sahələrinə öyrətdi. Lakin yazılı təlim Davudun dövründən və Davudun oğullarından başlayır. Ağac və digər əşyalar üzərində yazılıb, Bob olur. Müxaliflər boş yerə oturmurlar! Sehr yaz, peyğəmbərləri əfsanəyə öyrədir və insanları qorxut! Bəzi düşüncəli insanlar da bu tendensiyaya iştirak edirlər: Yunanıstanda Djikharatys, qardaşlardan uzaqlıqdan ötəri ilahi təhsil metodlarını təkrarlayır: mağaralarda analoji təcrübə! Məhəllədə dialoq prosesi başlayır. Tez-tez sinifində yalnız bir tələbə var idi. Aristotel sınıfa və akademiyaya döndü, amma çox şagird olmadı. Bölgə Peyğəmbər İbrahimin sənət və sənətkarlıq ilə təqlid edilməsinə qarşı çıxdı! Amma Aristotel onu düzəltdi, sənəti müdafiə etdi. Onun tələbələri Davudun kitabında bir kitab yazmağa çalışdılar! Amma onlar öz qiymətlərini xatırlamırdılar, buna görə Aristotel və Platon adına nəşr olunan özləri haqqında yazdılar. Bu üsul vaxtımıza qədər davam edir: yəni İran və ya Avropa alimləri Platon və Aristotelin fikirlərini qəbul etmələri üçün onu birləşdirir! Fəlsəfə və sənətin 15 000 ildən çox tarixə malik olmasına baxmayaraq, Aristotel və Platon zənbillərdir! Bu meyvələrin alınması

 

 


برچسب‌ها: اولین کلاس درس,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۶ نظر(0)

قانون اساسی در هر کشوری بسیار مهم است. موجب نظم و انسجام آن جامعه شده، و باعث قانونمندی در رفتار اجتماعی و فردی انسان میگردد. از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، که با وجود گذشت 40سال از تصویب آن، فقط یکبار بازنگری شده است. البته قانون اساسی ایران، محصول نهایی تمام قوانین اساسی موجود در جهان بوده! زیرا هریک از افراد دریکی از این قانون ها، تبحر داشته نظرات خود را اعمال کرده است. گفته میشود بیشترین تاثیر را، از قانون اساسی فرانسه دارد. ولی قانون اساسی امریکا، یا دیگر کشورها هم دور از ذهن نبوده. اگر این آخرین قانون اساسی باشد، اولین قانون اساسی برای کدام کشوراست؟ شاید قویترین حدس به منشور حقوق بشر سازمان ملل، یا قانون اساسی کشور فرانسه باشد، که خوشبختانه در هردو آنها، جای پای ایران و تمدن بزرگ ایرانی، بعنوان منشا تدوین آنها وجود دارد. برای تدوین حقوق بشر، از کتیبه داریوش و منشور کورش بزرگ، نام برده می شود. که به همین مناسبت سالها این کتیبه، در اختیار موزه های امریکا بوده، و اخیرا یکی از انها به ایران مسترد شده است. علاوه بر ان در منشور حقوق بشر، از شعر سعدی برای نشان دادن برابری همه انسانها، استفاده شده و این شعر، زینت بخش سازمان ملل می باشد. دکتر سیاسی و دیگران از ایران، در تدوین آن نقش داشته اند. اگر قانون اساسی فرانسه را هم در نظر بگیریم، از روح القوانین منتسکیو بهره برده است. انقلاب فرانسه را براساس آن ارزیابی می کنند. و این کتاب براساس تخقیقات منتسکیو، در منابع ایرانی و اسلامی تهیه گردیده است. دو ایرانی نامه هایی که به منتسکیو می نویسند، او را با حقوق اساسی و مبارزه با برده داری آشنامی کنند. زیرا در ایران هیچگاه برده داری نبوده، و از سنگ نوشته ها و نقاشی های دیواره ای: مانده از زمان هخامنشیان برمی آید که: همه حقوق مساوی داشته اند. البته این را مدیون قانون حمورابی می دانند! اما قانون همورابی یا در واقع همه رابی، یک قانونی در باره برابری انسانها است، که در منطقه لرستان ایران ثبت شد. و به زبان لری بوده، ولی اشتباها با تغییر ه فارسی به ح عربی، خواسته اند از اصالت آن بکاهند.(حمورابی – همه را بی) مانند اینکه اهواز فارسی را، الاحواز یا آبادان فارسی را عبادان می نوشتند. اما موضوع جالب تر می شود اگر بدانیم با تغییر نوشتار یا لهجه گفتاری، نمی توان آن را مصادره کرد! مانند کلمه برادر که در انگلیسی و فارسی، یکی است ولی با کمی تغییر در نوشتار و لهجه، خواسته اند آن را مصادره کنند! از این نوع کلمات بسیار است. به همین دلیل اولین قانون اساسی، برای فرانسه یا آمریکا، حتی برای چین هم نیست! زیرا مائو دانشنامه خود را، در مورد حقوق اسلامی تالیف کرده، و به آن کاملا آشنا بوده است. قانون همه را بی یا منشور: حقوق داریوش یا کتیبه معروف به کورش هم، اولین قانون اساسی نیست. زیرا همه آنها برداشت از قانون الهی زمان خودشان بوده است. تورات حضرت موسی یا زبور حضرت داوود، انجیل مسیح قانون های اساسی  زمان خود بودند! اما مانند میکل آنژ که گفته بود: من نمی توانم مثل ایرانی ها، با آن ظرافت کلیساها را رنگ آمیز و نقاشی کنم، ناچار با اقتباس برخی از انها، به بک جمعبندی رسیده و: خود را مبتکر آن معرفی کرده. اگر بحث تکاملی هم در بین باشد، قران کریم به عنوان دستور جامع زندگی: فردی و اجتماعی در اولویت است. اما دشمنان بخشی از ان را انتخاب کرده، بنام خود منتشر می کنند! کسانی که گفتار خود را بنام خدا منتشر می کنند، یا گفتار خدا را بنام خودشان. تورات و انجیل مجموعه ای است از: گفتار افراد(اسرائیلیلات) بنام خدا، در حالیکه قران دست نخورده باقی مانده است.

The first constitution in the world

The constitution is very important in any country. It leads to the orderliness and cohesion of that society, and causes legitimacy in the social and individual behavior of mankind. One: of the constitutions of the Islamic Republic of Iran, which, despite its 40 years since its adoption, has just been reviewed. Of course, the Iranian constitution is the final product of all the fundamental laws of the world! Because each of the people has become proficient in one of these laws, he has made his views. It is said to have the greatest impact on the French Constitution. But the Constitution of the United States, or other countries, has not been mind-boggling. If this is the last constitution, what is the first constitution for which country? Perhaps the strongest guess is the United Nations Charter of Human Rights, or the constitution of France, which fortunately in both of them, the footprint of Iran and the great civilization of Iran, is the source of their elaboration. For the formulation of human rights, the inscription Dariush and the charter of Cyrus the Great are named. For many years, this inscription has been available to American museums, and recently one of them has been returned to Iran. In addition to the human rights charter, Sa'di's poetry is used to represent the equality of all human beings, and this poem is an adornment of the United Nations. Political Doctor and others from Iran have contributed to its development. If we take into account the French constitution, it has also benefited from the spirit of the Montesquieu. On this basis, the French Revolution is assessed. And this book is based on Montesquieu scores in Iranian and Islamic sources. Two Iranian letters that write to Montesquieu will familiarize him with the fundamental rights and the fight against slavery. Because in Iran, it has never been a slave, and it comes from stone writings and wall paintings: the remains of the Achaemenid: all have equal rights. Of course, this is due to the law of Hammurabi! But the law of co-morality, or indeed the entire rabbi, is a law on human equality, which was registered in the Lorestan region of Iran. And in Lari's language, but mistakenly with the change of Persian to Arabic, they were asked to reduce its authenticity (Hamurabi - all of them), such as Ahwaz Persian, Alahvaz, or Abadan of Persia. But the topic becomes more interesting if we cannot confiscate it by changing the text or the dialect of speech! Like the word brother, who is in English and Persian, is one but with a slight change in writing and accent, they have asked to confiscate it! There are so many words. For this reason, the first constitution, for France or the United States, is not even for China! Because: Mao has written his encyclopedia about Islamic law, and it is fully familiar with it. The law does not include all or the charter: Darius' rights or the inscription known as Cyrus are not the first constitution. Because": they all understood the divine law of their time. The Prophet's Moses or the Prophet David's Bible, the Gospel of Christ, were the fundamental laws of his time! But, like Michelangelo, who said: "I cannot stain and paint the elegance of the churches, as it was with the Iranians, and some of them had to be adapted to the conclusion of the baccalaureau: they introduced it as its originator. If there is an evolutionary discussion, the Qur'an, as a comprehensive command of life: individual and social, are prioritized. But the enemies chose part of it, they publish it themselves! Those who: publish their speeches in the name of God, or the words of God in their own names. The Torah and the Gospel are a collection of: The speeches of the people (the Israelites) in the name of God, while the Quran remains intact.

أول دستور في العالم

الدستور مهم جدا في أي بلد. إنه يؤدي إلى تنظيم وترابط هذا المجتمع ، ويؤدي إلى شرعية في السلوك الاجتماعي والفرد للبشرية. إحدى دساتير جمهورية إيران الإسلامية ، التي تم استعراضها للتو ، رغم مرور 40 عاما على اعتمادها. بالطبع ، الدستور الإيراني هو المنتج النهائي لجميع القوانين الأساسية في العالم! لأن كل واحد من الناس أصبح بارعا في واحد من هذه القوانين ، فقد أدلى بآرائه. يقال أن لها أكبر الأثر على الدستور الفرنسي. لكن دستور الولايات المتحدة ، أو دول أخرى ، لم يكن محير العقل. إذا كان هذا هو الدستور الأخير ، فما هو أول دستور لأي بلد؟ ربما كان أقوى تخمين هو ميثاق الأمم المتحدة لحقوق الإنسان ، أو دستور فرنسا ، الذي لحسن الحظ في كلاهما ، بصمة إيران والحضارة العظيمة لإيران ، هو مصدر تفصيلها. لصياغة حقوق الإنسان ، يدعى النقش داريوش وميثاق كورش الكبرى. لسنوات عديدة ، كان هذا النقش متاحًا للمتاحف الأمريكية ، وقد تم مؤخراً إعادة أحدهما إلى إيران. بالإضافة إلى ميثاق حقوق الإنسان ، يستخدم شعر سعدي لتمثيل المساواة بين جميع البشر ، وهذه القصيدة هي زينة الأمم المتحدة. ساهم دكتور سياسي وآخرون من إيران في تطويره. إذا أخذنا في الاعتبار الدستور الفرنسي ، فقد استفاد أيضا من روح منتسکیو على هذا الأساس ، يتم تقييم الثورة الفرنسية. ويستند هذا الكتاب على عشرات منتسکیو في المصادر الإيرانية والإسلامية. سوف تطلع عليه رسالتان إيرانيتان تكتبان إلى مونتسكيو إلى الحقوق الأساسية ومكافحة العبودية. لأنه في إيران ، لم يكن عبداً أبداً ، وهو يأتي من كتابات حجرية ولوحات جدارية: بقايا الأخمينية: كلهم ​​لهم حقوق متساوية. بالطبع ، هذا بسبب قانون حمورابي! لكن قانون الأخلاقيات ، أو كل الحاخامات ، هو قانون مساواة الإنسان ، والذي تم تسجيله في منطقة لورستان في إيران. وفي لغة لاري ، ولكن عن طريق الخطأ مع تغيير اللغة الفارسية إلى العربية ، طُلب منهم تقليل أصالتها (الحمورابي - جميعهم) ، مثل الأحواز الفارسي ، أو الأحواز ، أو عبدان من بلاد فارس. لكن الموضوع يصبح أكثر إثارة إذا لم نتمكن من مصادرك عن طريق تغيير النص أو لهجة الكلام! مثل كلمة الأخ ، الذي هو باللغتين الإنجليزية والفارسية ، هو واحد ولكن مع تغيير طفيف في الكتابة واللهجة ، فقد طلبوا مصادرة ذلك! هناك الكثير من الكلمات. ولهذا السبب ، فإن أول دستور ، بالنسبة لفرنسا أو الولايات المتحدة ، ليس حتى للصين! لأن ماو كتب موسوعته عن الشريعة الإسلامية ، وهو على دراية كاملة به. لا يتضمن القانون كل أو الميثاق: حقوق داريوس أو الكتابة المعروفة باسم سايروس ليست هي أول دستور. لأنهم جميعا فهموا القانون الإلهي في وقتهم. كان النبي موسى أو النبي داود الكتاب المقدس ، إنجيل المسيح ، والقوانين الأساسية في عصره! لكن ، مثل مايكل أنجلو ، الذي قال: "لا أستطيع صبغ وصبغ أناقة الكنائس ، كما كان مع الإيرانيين ، وبعضهم كان لا بد من تكييفها لإكمال البكالوريا: لقد قدموها كمنشئها. إذا كان هناك نقاش تطوري ، فإن القرآن ، باعتباره قيادة شاملة للحياة: فردي واجتماعي ، له الأولوية. لكن الأعداء اختاروا جزءًا منه ، قاموا بنشره بأنفسهم! أولئك الذين ينشرون خطاباتهم باسم الله ، أو كلام الله بأسمائهم. التوراة والإنجيل هي مجموعة من: خطابات الشعب (الإسرائيليات) باسم الله ، بينما يبقى القرآن سليما.

Dünyada ilk konstitusiya

Hər hansı bir ölkədə konstitusiya çox vacibdir. Bu cəmiyyətin qanunauyğunluğuna və birliyinə gətirib çıxarır və bəşəriyyətin sosial və fərdi davranışında legitimlik yaradır. İran İslam Respublikasının qəbulundan 40 il keçməsinə baxmayaraq, Konstitusiyaya sadəcə olaraq baxılmışdır. Əlbəttə, İran konstitusiyası dünyanın bütün əsas qanunlarının son məhsuludur! Xalqın hər biri bu qanunlardan birində təcrübəli olmuşdur, çünki o, fikirlərini ifadə etmişdir. Fransız Konstitusiyasına ən böyük təsir göstərdiyi deyilir. Ancaq Amerika Birləşmiş Ştatlarının və ya digər ölkələrin Konstitusiyası zehni boğulmadı. Bu son konstitusiya varsa, hansı ölkə üçün ilk konstitusiya nədir? İnsan hüquqlarının formalaşdırılması üçün Dariuş yazısı və Böyük Cyrus nizamnaməsi adlanır. Uzun illərdir ki, bu yazı Amerika muzeyləri üçün mövcuddur və son vaxtlar bunlardan biri İrana qaytarıldı. Siyasi doktor və İranın başqaları onun inkişafına öz töhfələrini vermişlər. Fransız konstitusiyasını nəzərə alsaq, Montesquieu ruhundan da faydalanmışdır. Bunun əsasında Fransız İnqilabı qiymətləndirilir. Və bu kitab İran və İslam mənbələrində Montesquieu skorlarına əsaslanır. Montesquieuya yazan iki İran məktubu ona əsas hüquqlar və köləliyə qarşı mübarizə ilə tanış olacaq. Çünki İranda heç bir qul olmadı və daş əsərlərdən və divar rəsmlərindən gəlir: Axəmənidin qalıqları: hamının bərabər hüquqları vardır. Əlbəttə ki, bu, Hammurabinin qanununa əsaslanır! Amma Hamurabi hüquq və ya fakt, Luristan ostanı İran qeydə alınıb Robbie, insan bərabərlik haqqında qanunun bütün. Sözün mətni və ya dialektini dəyişdirərək onu müsadirə edə bilməzsənsə, mövzu daha maraqlı olur! İngilis və fars dilində olan söz qardaşları kimi, bir yazı və vurğu ilə yüngül bir dəyişikliklə, əl çəkməyi istədi! Çox söz var. Buna görə Fransa və ya ABŞ üçün ilk konstitusiya Çin üçün belə deyil! Çünki Mao islam hüququ haqqında ensiklopediyasını yazıb və onunla tam tanışdır. Qanun bütün və ya nizamnaməni əhatə etmir: Dariusun hüquqları və ya Cyrus kimi tanınan yazı ilk konstitusiya deyil. Çünki hamısı vaxtlarının İlahi qanununu başa düşdülər. Peyğəmbərin Musası və ya Hz. Davudun Müqəddəs Kitabı, Məsihin Müjdəsi, onun zamanının əsas qanunları idi! Bir təkamül mübahisəsi varsa, Quranın həyatın hərtərəfli bir komandanlığı olaraq fərdi və ictimai prioritetdir. Düşmənlər bunun bir hissəsini seçdilər, özlərini dərc edirlər! Allahın adı ilə və ya öz adları ilə Allahın sözlərini yayımlayanlar. Church bütöv qalır Müqəddəs çıxış nəfər (Asrayylylat) Allahın adı toplusudur.


برچسب‌ها: اولین قانون اساسی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۰/۱۳۹۷ - ۲۰:۴۲ نظر(0)

هر موسسه یا یک اداره کوچک، داری پستی است به نام صاجب جمع اموال، که موظف است تا از دارایی های قیزیکی مواظبت کند. صورت و لیست اموال را تهیه کند. اما معلوم نیست که چرا کشورها چنین کسی را ندارند؟ یا چرا کل جهان چنین موضوعی را جدی نمی گیرد؟ ایران دارای مساحتی بیش از 1648000کیلومترمربع است، اگر هر مترمربع زمین 10میلیون تومان باشد، 1648در ده بتوان 25 ریال، قیمت زمین ایران می شود. اگر ایران 157تریلیون بشکه نفت ذخایر داشته باشد، و هربشکه صد دلار قیمت داشته باشد1576در ده بتوان ده دلار، یا 1576در ده بتوان 15ریال نفت دارد. برای حسابداری آن، باید دفتر روزنامه یا دفتر کل، با حداقل 30ستون داشته باشیم! ذخائر گاز ایران که دومین کشورجهان، و بیش از 17درصد آن هست، وامثال آن چه مبلغی می شود؟ البته دارایی ها را میتوان به انواع مختلفی تقسیم کرد: مانند داراییهای ثابت و جاری، مشهود و نامشهود ، منقول و غیرمنقول، نقدی و ملکی. ولی برای حسابداری بزرگ ملی یا جهانی، باید انواع دیگری هم به آن اضافه کرد. مانند داراییهای فیزیکی و معنوی. داراییهای بزرگ و بزرگتر! داراییهای تاریخی و احتمالی ، دارایی های حقیقی و اعتباری. یکی از انها که مورد بحث است: داراییهای (گیگا آست) یا دارایی های مافوق گران. اگر دارایی هایی، بالای یک میلیارد دلار ارزش داشته باشد، به آن (مگا آست) می گوییم ولی اگر بالاتر از تریلیون، یا فاقد انکان قیمت گذاری باشد، (گیگا آست) یا دارایی های مافوق گران می گوییم! مثلا تخت جمشید و پاسارگاد در شیراز، یا بارگاه ملکوتی امام رضا ع در مشهد، میتواند نمونه آن باشد. که قابل قیمت گذاری نیست، و یا اگر بتوان معادل سازی کرد، در حد دارایی های مافوق سنگین جهان محسوب می شود. روش حسابداری این نوع دارایی ها در حسابداری، انتخاب یک ریال برای انها است. یعنی فرض عدم قیمت گذاری، باعث می شود فقط وجود آنها ثبت شود، نه بهای انها. از این رو در جهان می گویند: عجایب هفتگانه! یا اهرام سه گانه، یا خانه خدا. ایران به لحاظ تاریخی، قدیمی ترین و بیشترین پایتخت های جهان را داشته است. هر پایتخت اثر ماندگاری برای طول تاریخ از خود بجای گذاشته است. که فقط ذکر نام آنها باعث افتخار است. هیچکس از قیمت آن سوال نمی کند، اما مهم است که آن را بدانیم و: در گوشه از ذهن خود یا در میان یاد داشتها، در کتابخانه و حافظه کامپیوتر ان را داشته باشیم. و به یک جمعبندی برسیم. البته جمع بندی در مود داراییهای زیر یک میلیارد دلار، راحت تر است. هر شرکت یا سازمان و موسسه، داراییهای خود را در ترازنامه ذکر می کند، با تلفیق یا تجمیع این داراییها، میتوان به کل داراییها دست یافت. شاید در مورد مگا آست ها، یا داراییهای گران هم بتوان: از همین روش استفاده کرد، ولی بهترین روش پیمایش یا آمایش است. چرا که بسیاری از این داراییها، در مالکیت موسسه ها یا سازمان ها نیستند. جزو اموال عمومی یا انفال می باشند. مانند جنگلها و کوهها و معادن و ذخائر زیر زمینی . لذا با تخمین مقادیر انها میتوان: با قیمت متوسط برای انها جایگاهی در نظر گرفت. اما در مورد فوق گران ها، حتما باید کاری دقیق و پژوهش های فراوان شود، و فهرست آنها نهایی شود.  تا برای غرور ملی، و یا جذب گردشگر، ایجاد توان مالی و تقویت ذخایر بانکی، و پشتوانه ملی مفید باشد. مثلا وقتی یک تکه سنگ از دیوار تخت جمشید، میلیون ها دلار حراج می شود. مجموعه آن تالارها و دیوارها را میتوان تخمین زد و نوشت. حسابداری هوشمند با متغییر های زیاد نوشت، سرجمع آنها را در تابلوی ملی اعلام کرد! تا هرلجطه از وجود آنها و تغییرات واقع شده، همه مردم مطلع شوند.

Iranian asset map (instead of US debt statement)

Each institution or a small office, you have a post called controller, the total assets that are required to take care of the physical assets. Face: and property listings. But it is not clear why countries do not have such a person? Or why the whole world does not take such a thing seriously? Iran has an area of ​​more than 1648000 square kilometers, if each square meter of land is 10 million USD, 1648 per ten can be 25 Rials, the price of land in Iran. If Iran has 157 trillion barrels of oil reserves, and it costs $ 100 a barrel, it will be 1576 dollars in ten, or ten rubles, or 1576 in ten, of 15 rubles. To account for it, we need to have a newspaper or office desk with at least 30 columns! What is the amount of gas that is the second largest country in the world, and more than 17% of it? Of course, assets can be divided into different types: fixed and current assets, evident and intangible, movable and immovable, cash and property. But for a great national or global account, you have to add other types of it. Like physical and spiritual assets. Big and bigger assets! Historical: and probable assets, real and credit assets. One of them is controversial: assets (giga assets) or over-asset assets. If assets worth over $ 1 billion are said to be (mega asset), but if they are above trillions, or without pricing, (GIGA) or supernatural assets, we say that! For example, Persepolis and Pasargadae in Shiraz, or Imam Reza's Imam Mahdi's court in Mashhad, can be an example. It is not pricable, or if it can be equated, it is at the level of the supernatural assets of the world. The accounting method of these types of assets in accounting is the choice of a rial for them. That is, the assumption of a lack of pricing makes it possible to record their existence, not their price. Hence, in the world they say: Seven Wonders! Or the triple pyramids, or the house of God. Iran historically has the oldest and largest capitals in the world. Each capital has left its lasting longevity. That's just a mention of their name is proud. No one is asking for the price, but it's important to know it and: in the corner of our mind or among the notes, in the library and computer memory. And get a sum up. Of course, aggregation is easier in assets under $ 1 billion. Each company or organization and institution lists its assets in the balance sheet, by integrating or aggregating these assets, all assets can be obtained. Perhaps in the case of mega assets , or expensive assets, it can be used in the same way, but it is the best way to navigate. Because: many of these assets are not owned by institutions or organizations. Are: public property or anfal. Such as: forests and mountains and mines and underground reserves. Therefore, by estimating their values, they can be considered at a moderate price for them. But for the above-mentioned expensive, there must be plenty of care and research, and their list should be finalized. To benefit national pride, or to attract tourists, create financial strength and boost bank reserves, and provide national backing. For example, when a piece of stone from the wall of Persepolis is auctioned, millions of dollars are auctioned. The set of those boards and walls can be estimated and written. Intelligent accounting with many variables, they announce their sum up in a national panel! Everyone is made aware of their existence and changes in every direction.

خريطة الأصول الإيرانية (بدلاً من بيان الديون الأمريكية)

كل مؤسسة أو مكتب صغير ، لديك وظيفة تسمىصاحب جمع اموال مجموع الأصول المطلوبة لرعاية الأصول المادية. الوجه وقوائم الممتلكات. لكن ليس من الواضح لماذا لا تملك الدول مثل هذا الشخص؟ أو لماذا العالم كله لا يأخذ مثل هذا الشيء على محمل الجد؟ تبلغ مساحة إيران أكثر من 1648000 كيلومتر مربع ، إذا كان كل متر مربع من الأرض 10 مليون دولار ، فإن 1648 لكل عشرة يمكن أن يكون 25 ريالاً ، أي سعر الأرض في إيران. إذا كان لدى إيران 157 تريليون برميل من احتياطي النفط ، وتكلف 100 دولار للبرميل ، فستكون 1576 دولارات في عشرة ، أو عشرة روبل ، أو 1576 في عشرة ، من 15 روبل. لحساب ذلك ، نحن بحاجة إلى صحيفة أو مكتب مكتب مع ما لا يقل عن 30 عمودًا! ما مقدار الغاز الذي يعتبر ثاني أكبر بلد في العالم ، وأكثر من 17٪ منه؟ وبطبيعة الحال ، يمكن تقسيم الأصول إلى أنواع مختلفة: الأصول الثابتة والمتداولة ، واضحة وغير ملموسة ، منقولة وغير منقولة ، نقدية وملكية. ولكن بالنسبة لحساب وطني أو عالمي عظيم ، يجب عليك إضافة أنواع أخرى منه. مثل الأصول المادية والروحية. الأصول الكبيرة والكبيرة! الأصول التاريخية والمحتملة ، الأصول الحقيقية والائتمانية. واحد منهم مثير للجدل: الأصول (جيجاس) أو الأصول الأصول المفرطة. إذا قيل أن الأصول التي تزيد قيمتها عن مليار دولار (ميجاوات) ، ولكن إذا كانت أعلى من تريليونات ، أو بدون تسعير ، (GIGA) أو أصول خارقة للطبيعة ، فإننا نقول ذلك! على سبيل المثال ، يمكن أن يكون برسيبوليس وباسارجادي في شيراز ، أو محكمة الإمام الرضي في الإمام المهدي في مشهد ، مثالاً على ذلك. إنه ليس مقبولاً ، أو إذا كان يمكن مساواته ، فهو على مستوى الأصول الخارقة للطبيعة في العالم. طريقة المحاسبة لهذه الأنواع من الأصول في المحاسبة هي اختيار الريال بالنسبة لهم. وهذا يعني أن الافتقار إلى التسعير يجعل من الممكن تسجيل وجودها ، وليس سعرها. ومن هنا يقولون في العالم: عجائب الدنيا السبع! أو الأهرامات الثلاثية ، أو بيت الله. تمتلك إيران تاريخياً أكبر وأقدم العواصم في العالم. لقد ترك كل رأس مال طول العمر. هذا مجرد ذكر اسمها فخورة. لا أحد يسأل عن السعر ، ولكن من المهم أن نعرفه و: في زاوية عقلنا أو بين الملاحظات ، في المكتبة وذاكرة الكمبيوتر. واحصل على ملخص. وبطبيعة الحال ، فإن التجميع أسهل في الأصول التي تقل قيمتها عن مليار دولار. كل شركة أو مؤسسة ومؤسسة تدرج أصولها في الميزانية العمومية ، عن طريق دمج أو تجميع هذه الأصول ، يمكن الحصول على جميع الأصول. ربما في حالة الميجداز ، أو الأصول باهظة الثمن ، يمكن استخدامه بالطريقة نفسها ، ولكنه أفضل طريقة للتنقل. لأن العديد من هذه الأصول ليست مملوكة من قبل المؤسسات أو المنظمات. هي الممتلكات العامة أو الأنفال. مثل الغابات والجبال والمناجم والمحميات الجوفية. لذلك ، من خلال تقدير قيمها ، يمكن اعتبارها بسعر معتدل بالنسبة لها. ولكن بالنسبة للمكلفة المذكورة أعلاه ، يجب أن يكون هناك الكثير من الرعاية والبحوث ، وينبغي وضع اللمسات الأخيرة على قائمتهم. للاستفادة من الفخر الوطني ، أو لجذب السياح ، وخلق القوة المالية وتعزيز الاحتياطيات المصرفية ، وتوفير الدعم الوطني. على سبيل المثال ، عندما يتم بيع قطعة من الحجر من جدار برسيبوليس ، يتم بيع ملايين الدولارات في المزاد العلني. يمكن تقدير مجموعة تلك اللوحات والجدران وكتابتها. المحاسبة الذكية مع العديد من المتغيرات ، يعلنون ملخصهم في لوحة وطنية! يدرك الجميع وجودهم والتغييرات في كل اتجاه.

İranın aktiv xəritəsi (ABŞ borc bəyanatının əvəzinə)

Hər bir qurum və ya kiçik bir ofisinizin, Sajib adlı bir vəzifə var, fiziki varlıqların qayğısına qalmaq üçün lazım olan aktivlər. Üz və əmlak siyahıları. Nə üçün ölkələrdə belə bir insanın olmadığı aydın deyil? Yoxsa bütün dünya belə bir şeyə ciddi bir cür yanaşmır? İran hər bir kvadrat metr torpaq 10 milyon ABŞ dolları olsaydı, 1648000 kvadrat kilometrdən çox əraziyə malikdir, onda 1648 ədəd 25 rial, İranda torpaq qiyməti ola bilər. Əgər İran 157 trilyon barrel neft ehtiyatına sahibdirsə və bu, 100 dollara satılıb, 15 rubl, ya da 15 rubl 1576 dolları 15 rubl təşkil edəcək. Bunun üçün, ən azı 30 sütunlu bir qəzet və ya ofis masası olması lazımdır! Dünyanın ən böyük ikinci ölkəsi olan qazın miqdarı və bunun 17% -dən çoxu nədir? Əlbəttə ki, aktivlər müxtəlif növlərə bölünə bilər: sabit və cari aktivlər, aydın və qeyri-maddi, daşınar və taşınmaz, pul və əmlak. Lakin böyük bir milli və ya qlobal hesab üçün, bunun digər növlərini də əlavə etməlisiniz. Fiziki və mənəvi aktivlər kimi. Böyük və böyük aktivlər! Tarixi və ehtimal olunan aktivlər, real və kredit aktivləri. Onlardan biri mübahisəlidir: aktivlər (gigas) və ya çox aktivli aktivlər. 1 milyard dollardan çox olan malların (megawatt) olduğu halda, trilyonların üstündə və ya qiymətsiz olmadıqda (GIGA) və ya qeyri-təbii varlıqları deyirik! Misal üçün, Şiraz şəhərindəki Persepolis və Pasargada, ya da İmam Rza'nın Məşəddəki İmam Mahdi məhkəməsi nümunə ola bilər. Bu pricable deyil, və ya bərabər edilə bilər, bu dünyanın fövqəltəbii aktivləri səviyyəsində. Mühasibat uçotu bu cür aktivlərin mühasibat metodu onlar üçün bir rial seçimi. Yəni, qiymətlərin çatışmazlığı barədə fərziyyələr onların qiymətini deyil, onların mövcudluğunu qeyd etməyə imkan verir. Buna görə dünyada deyirlər: Yeddi möcüzə! Və ya üçlü piramidalar və ya Allahın evi. İran tarixən dünyanın ən böyük və ən böyük paytaxtlarına malikdir. Hər bir sermaye uzun ömürlüdür. Bu adların yalnız bir sözü qürurdur. Heç kim qiyməti istəmir, ancaq bunu bilmək və bilmək vacibdir: aklımızın köşesinde və ya qeydlər arasında, kitabxanada və kompüter yaddaşında. Və bir yekun almaq. Əlbəttə, bir milyard dollardan çox olan aktivlərdə birləşmə daha asandır. Hər bir şirkət və ya təşkilat və təşkilat balansdakı aktivlərini siyahıya alır, bu aktivləri birləşdirir və ya birləşdirir, bütün aktivlər əldə edilə bilər. Bəlkə də megaadlar və ya bahalı aktivlər halında, eyni şəkildə istifadə oluna bilər, lakin bu, ən yaxşı yoldur. Bu vəsaitlərin bir çoxu təşkilat və təşkilatlara məxsus olmadığı üçün. İctimai mal və ya anfal. Meşə və dağlar, minalar və yeraltı ehtiyatları kimi. Ona görə də, onların dəyərlərini qiymətləndirməklə, onlar üçün orta qiymətlə qiymətləndirilə bilər. Ancaq yuxarıda göstərilən bahalı üçün çox qayğı və tədqiqat olmalıdır və onların siyahısı yekunlaşdırılmalıdır. Milli qürurdan faydalanmaq və ya turistləri cəlb etmək üçün maliyyə qüvvəsi yaratmaq və bank ehtiyatlarını artırmaq və milli dəstəyi təmin etmək. Məsələn, Persepolis divarından bir parça auksion edildikdə, milyonlarla dollar hərraca çıxarılır. Bu plitələr və divarların dəsti təxmin və yazıla bilər. Çox dəyişənlər ilə ağıllı mühasibatlıq, onların yekunlarını milli paneldə elan edir! Hər kəs onların varlığından və hər istiqamətdə dəyişikliklərindən xəbərdar edilir.


برچسب‌ها: تابلوی دارایی های ایران.( بجای تابلوی بدهیهای آمریکا),
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۳۶ نظر(0)

انقلاب اسلامی دارای اقتصاد مخصوص خود است، که زیربنای فکری آن در قران کریم، و احادیث ائمه می باشد که علمای امروز، ان را تفسیر و اجتهاد می کنند. مانند کتاب حکومت اسلامی امام خمینی و اقتصادنا محمد باقر صدر.  این امر بطور دائم ادامه دارد، و توانسته بزرگترین اقتصاد جهان را در خط مقاومت به وجود آورد. البته دشمنان ساکت ننشسته اند، ابتدا زیربنای آن را سست کرده، و در نهایت آن را ناکارآمد جلوه می دهند. و برای این کار حتی تمام قوانین تجارت آزاد! یا سوسیالیستی را هم زیر پا می گذارند، که تحریم ایران نمونه آن است. برای اینکه بدانید اگر ایران تحریم نباشد، چه اتفاقی می افتد کافی به سوریه امروز، نگاهی داشته باشیم. فقط چند روز از خروج بخش کمی از: نیروهای آمریکایی گذشته می بینیم بسرعت، همه کشورهای عربی برای بازسازی، و بستن قراردادهای تجاری، به سوریه هجوم آورده اند! سوریه شاید در ظاهر پولی نداشته باشد، ولی مقاومت در مقابل آمریکا، اغتبار اقتصاد مقاومتی را به آنان بخشیده، و با وجود کمی بودجه، پیشتاز همکاری های اقتصادی شده است. این درست مثل این است که: دو نفر به خواستگاری دختری می روند، یکی مسن است و پولذار و دیگری: جوان است و فقیر. طبیعی است دختر، جوان فقیر را انتخاب می کند. زیرا می گوید او جوان است و آینده دارد. دنیا هم بجای سرمایه گذاری در: بورس آمریکا یا بورسهای اروپا، ترجیح می دهد با انقلاب اسلامی ایران، و خط مقاومت همکاری تجاری داشته باشد. به همین جهت است که تصمیم ایران، تصمیم جهانی است. البته در این سو، اقتصاد دانان که مغز آنها از طرف آمریکا، شستشو داده شده این را نمی فهمند. بجای اینکه برای اقتصاد ایران، شخصیت مستقل و بالنده منظور نمایند، با الفبای اقتصاد آمریکایی، همه آن را رد می کند! مثلا ایران در عرض 40سال، همیشه گرانی و افزایش قیمت داشته. بجای اینکه آن را به عنوان یک حقیقت قبول کنند، دائما از ثبات قیمت ها صحبت می کنند! اولا ثبات قیمت ها در اقتصاد وجود ندارد! و الا قانون عرضه و تقاضا نقض می شود. معلوم نیست اینها به چه مذهبی هستند.  زیرا جمعیت در حال رشد است، ومنابع (مانند زمین)، ثابت و محدود است. طبیعی است در اثر تقاضای بیشتر، قیمت ها رشد می کند. در ثانی با رشد قیمت ها، کالاهای سرمایه ای جایگزین کالاهای مصرفی می شود. یعنی در اثر بالا رفتن قیمت طلا یا نفت، قیمت همه کالاها هم، افزایش پیدا می کنند. قدرت خرید اشخاص کاهش می یابد، و در نتیجه قدرت پس انداز یا سرمایه گذاری انان، بیشتر می شود. کسی که خانه یا ماشین دارد، ممکن است نتواند گوشت مصرفی را تهیه کند، ولی خانه او چند برابر قیمت پیدا کرده. لذا مصرف گوشت یا مواد غذایی دیگر کم می شود، بجای ان قیمت خانه بالا می رود. سودهای حاصل از افزایش قیمت، به کالاهای سرمایه ای منتقل می شود. در حالی که در اثر ثبات قیمت ها، بازار دچار رکود می شود: زیرا که تولید کننده، کالایی تولید نمی کند  که نتواند بیشتر بفروشد! و اگر هم بفروشد، همه معاملات باید با سود صفر، یا منفی انجام شود. اما به محض بالارفتن قیمت ها، چرخ تولید به کار می افتد، و اشتغال بالا می رود، و بازار رونق می یابد! از این رو بین اشتغال و تورم، رابطه مستقیم تعریف شده است. علاوه بر این در اقتصاد ایران (انقلاب اسلامی) نهاد های جدیدی فعال هستند، که دیده نمی شوند: صندوق ها خانوادگی به دلیل نداشتن بهره نقش بزرگی در: ،تامین مالی و تهیه سرمایه دارند، در حالیکه بانکها، نقش منفی در تولید بازی می کنند. یعنی بهره بالای آنها، باعث گران شدن هزینه تولید می شود. کارگاههای زیر زمینی و خانوادگی هم، عنصر فراموش شده هستند.

New economic formulas

The Islamic Revolution has its own special economy, which is the basis of its thought in the Quran and the traditions of the Imams, which the scholars of today interpret and interpret. Like the book of Imam Khomeini's Islamic government and economist Mohammad Baqer Sadr. This is going on continuously, and it has created the world's largest economy in the line of resistance. Of course, the enemies have not been silent, at first they weaken the underlying surface, and ultimately make it ineffective. And to do this even all the rules of free trade! Or socialist, which Iran's sanctions are exemplary. To know if what is going to happen to Syria today if Iran is not sanctioned. Just a few days away from leaving a little bit of: US troops are past, quickly, all Arab countries have invaded Syria to rebuild and close commercial contracts! Syria may not seem to have the money, but resistance to America has given them the power of a resilient economy, and, despite some funding, has been the lead in economic cooperation. It's just like this: two people go to a girl's suit, one old and one young, and another: young and poor. Naturally, the girl chooses the young poor. Because he says he is young and has a future. The world, instead of investing in: US stock exchanges or European exchanges, prefers to cooperate with the Islamic Revolution of Iran, and the line of resistance. That is why Iran's decision is a global decision. Of course, economists who have been brainwashed by the United States are not aware of this. Instead of treating the Iranian economy as an independent and uplifting person, it is rejected by the American economy alphabet! For example, in 40 years, Iran has always been in high prices. Instead of accepting it as a fact, they constantly speak of price stability! First, there is no price stability in the economy! And the law of supply and demand is violated. It's not clear which religion they are. Because the population is growing, and resources (such as land) are constant and limited. Naturally, prices are rising due to higher demand. Secondly, with the growth of prices, capital goods are a substitute for consumer goods. That is, due to rising prices for gold or oil, the price of all commodities will also increase. The purchasing power of individuals decreases, and as a result, their savings or investment becomes greater. Anyone who has a home or car may not be able to make meat, but his home has multiplied by price. Therefore, the consumption of meat or other food is reduced, instead of the house price rises. The gains from price increases are passed on to capital goods. While the price stability keeps the market stagnating, because the producer does not produce goods that can not be sold further! And if it sells, all transactions must be made with a zero or negative profit. But as the prices rise, the production wheel is used, and employment rises, and the market thrives! Hence, direct relation between employment and inflation is defined. In addition, in the Iranian economy (the Islamic Revolution), there are new institutions that are not visible: Family funds have a big role in: financing and capital financing, while banks play a negative role in game production. They do. That is, their high interest rates will increase the cost of production. Underground and family workshops are also a forgotten element.

صيغ اقتصادية جديدة

للثورة الإسلامية اقتصادها الخاص ، والذي هو أساس فكرها في القرآن وتقاليد الأئمة ، وهو ما يفسره علماء اليوم ويفسرونه. مثل كتاب الإمام والخميني للحكومة الإسلامية وخبير الاقتصاد محمد باقر الصدر. هذا مستمر باستمرار ، وقد خلق أكبر اقتصاد في العالم في خط المقاومة. بالطبع ، لم يكن الأعداء صامتين ، في البداية يضعفون السطح الأساسي ، ويجعلونه غير فعال في نهاية المطاف. وللقيام بذلك حتى كل قواعد التجارة الحرة! أو الاشتراكية ، التي تعتبر العقوبات الإيرانية مثالية. لمعرفة ما إذا كان ما سيحدث لسوريا اليوم إذا لم يتم فرض عقوبات على إيران. على بعد بضعة أيام من ترك القليل: القوات الأمريكية تخطت ، بسرعة ، غزت جميع الدول العربية سوريا لإعادة بناء وإغلاق العقود التجارية! قد لا يبدو أن سوريا تملك المال ، لكن المقاومة لأميركا أعطتها قوة الاقتصاد المرن ، وعلى الرغم من بعض التمويل ، كانت تقود التعاون الاقتصادي. إنه مثل هذا: شخصان يذهبان لبدلة الفتاة ، واحدة قديمة وشابة ، وآخر: شاب وفقير. وبطبيعة الحال ، تختار الفتاة الشباب الفقراء. لأنه يقول إنه شاب ولديه مستقبل. العالم ، بدلاً من الاستثمار في: أسواق الأوراق المالية الأمريكية أو البورصات الأوروبية ، يفضل التعاون مع الثورة الإسلامية في إيران ، وخط المقاومة. هذا هو السبب في قرار إيران هو قرار عالمي. بالطبع ، لا يدرك الاقتصاديون الذين تم غسل دماغهم من قبل الولايات المتحدة ذلك. بدلاً من التعامل مع الاقتصاد الإيراني كشخص مستقل ورفع ، يتم رفضه من قبل الأبجدية الاقتصادية الأمريكية! على سبيل المثال ، خلال 40 عامًا ، كانت إيران دائمًا في ارتفاع الأسعار. بدلاً من قبولها كحقيقة ، يتحدثون باستمرار عن استقرار الأسعار! أولاً ، لا يوجد استقرار في الأسعار في الاقتصاد! وينتهك قانون العرض والطلب. ليس من الواضح أي دين هم. لأن السكان ينمون ، والموارد (مثل الأرض) ثابتة ومحدودة. بطبيعة الحال ، ترتفع الأسعار بسبب ارتفاع الطلب. ثانيا ، مع نمو الأسعار ، تعتبر السلع الرأسمالية بديلاً للسلع الاستهلاكية. أي أنه بسبب ارتفاع أسعار الذهب أو النفط ، سيزداد سعر جميع السلع أيضًا. تقل القدرة الشرائية للأفراد ، ونتيجة لذلك ، تصبح مدخراتهم أو استثماراتهم أكبر. قد لا يتمكن أي شخص لديه منزل أو سيارة من صناعة اللحوم ، ولكن منزله قد تضاعف بالسعر. لذلك ، يتم تقليل استهلاك اللحوم أو غيرها من المواد الغذائية ، بدلا من ارتفاع أسعار المنازل. يتم تمرير المكاسب الناتجة عن ارتفاع الأسعار إلى السلع الرأسمالية. في حين أن استقرار الأسعار يبقي السوق راكدا ، لأن المنتج لا ينتج سلعا لا يمكن بيعها أكثر! وإذا بيعت ، يجب أن تتم جميع المعاملات مع ربح صفري أو سلبي. ولكن مع ارتفاع الأسعار ، يتم استخدام عجلة الإنتاج ، وترتفع العمالة ، ويزدهر السوق! وبالتالي ، يتم تعريف العلاقة المباشرة بين العمالة والتضخم. بالإضافة إلى ذلك ، في الاقتصاد الإيراني (الثورة الإسلامية) ، هناك مؤسسات جديدة غير مرئية: صناديق الأسرة لها دور كبير في: التمويل وتمويل رأس المال ، في حين تلعب البنوك دورًا سلبيًا في إنتاج الألعاب. يفعلون. أي أن أسعار الفائدة المرتفعة سوف تزيد من تكلفة الإنتاج. ورش العمل تحت الأرض والعائلة هي أيضًا عنصر منسي.

Yeni iqtisadi formullar

İslam inqilabı öz xüsusi iqtisadiyyata malikdir. Bu, Quranda öz düşüncəsinin əsasını təşkil edir və bu gün alimlər şərh edən və təfsir edən İmamların ənənələridir. İmam Xomeyninin İslam hökumətinin kitabı və iqtisadçı Məhəmməd Baqer Sadr kimi. Bu daim davam edir və müqavimət xəttində dünyanın ən böyük iqtisadiyyatını yaratdı. Əlbəttə, düşmənlər səssiz deyildilər, ilk növbədə yerüstü səthi zəiflədilər və nəticə etibarilə təsirsiz hala gətirdilər. Bunu da bütün azad ticarət qaydalarına uyğunlaşdırmaq üçün! Və ya İranın sanksiyaları nümunə verən sosialist. İrana sanksiya verilməsə, bu gün Suriyaya nə baş verəcəyini bilmək. Bir neçə gündən az bir müddət ayrıldıqdan sonra: ABŞ əsgərləri keçmişdir, tez bir zamanda bütün ərəb ölkələri Suriyanı işə salmaq və ticarət müqavilələrini bağlamaq üçün işğal etdilər! Suriyadakı pullar görünə bilməz, amma Amerikaya müqavimət onlara möhkəm iqtisadiyyatın gücünü verdi və bəzi maliyyə vəsaitlərinə baxmayaraq, iqtisadi əməkdaşlıqda irəliləyiş oldu. Budur, belədir: iki nəfər qızın kostyumuna, bir yaşlı və bir gəncə, digəri isə gənc və kasıbdır. Təbii ki, qız gənc yoxsul seçir. Çünki o, gəncdir və gələcəyi var. Dünya, investisiyaların yerinə: ABŞ fond birjaları və ya Avropa birjaları, İran İslam İnqilabı və müqavimət xətti ilə əməkdaşlıq etməyi üstün edir. İranın qərarı qlobal bir qərardır. Əlbəttə ki, Amerika Birləşmiş Ştatlarının beynindən yuyulan iqtisadçılar bunu bilmirlər. İran iqtisadiyyatını müstəqil və canlandırıcı bir şəxs kimi qiymətləndirmək əvəzinə, bu, Amerika iqtisadiyyatının əlifbası tərəfindən rədd edilir! Məsələn, 40 ildir ki, İran həmişə yüksək qiymətlərlə olmuşdur. Bunu bir faktı qəbul etmək əvəzinə onlar daim qiymət sabitliyindən danışırlar! Birincisi, iqtisadiyyatda qiymət sabitliyi yoxdur! Və təklif və tələb qanunu pozulur. Hansı dinin olduğu aydın deyil. Əhalisi artmaqdadır və resurslar (torpaq kimi) daimi və məhduddur. Təbii ki, yüksək tələbatdan ötəri qiymətlər artmaqdadır. İkincisi, qiymətlərin artması ilə kapital malları istehlak mallarının əvəzedilməzdir. Yəni qızıl və ya neft qiymətlərinin artması səbəbiylə bütün əmtəələrin qiyməti də artacaq. Bireylerin satın alma gücü azalır və nəticədə onların qənaət və ya investisiya daha çox olur. Ev və ya avtomobil sahibi hər kəs ət edə bilməyəcək, ancaq ev qiymətə çoxaldı. Buna görə, ev qiymətinin artması əvəzinə ət və ya digər qida istehlakı azalır. Qiymət artımından əldə olunan gəlirlər kapitala verilir. Qiymət sabitliyi bazarın durğunluğunu saxlayır, çünki istehsalçı daha çox satıla bilən mal istehsal etmir! Və satırsa, bütün əməliyyatlar sıfır və ya mənfi mənfəətlə aparılmalıdır. Lakin qiymətlər artdıqca, istehsal təkəri istifadə olunur, məşğulluq artır və bazar böyüyür! Beləliklə, məşğulluq və inflyasiya arasında birbaşa əlaqə qurulur. Bundan əlavə, İran iqtisadiyyatında (İslam inqilabı) görünməyən yeni qurumlar var: Ailə fondları maliyyələşdirmə və kapital maliyyələşməsində böyük rol oynayır, banklar oyun istehsalında mənfi rol oynayırlar. Onlar bunu edirlər. Yəni onların yüksək faiz dərəcələri istehsal xərclərini artıracaq. Yeraltı və ailə atelyesləri də unutulmuş bir elementdir.


برچسب‌ها: فرمول های جدید اقتصادی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۱۰ نظر(0)

فرهنگ انقلابی برای مردم مختلف فرق می کند. البته مشترکاتی هم دارد. لذا برخی مسائل که ممکن است عمل انقلابی باشد، برای جامعه دیگری ناپسند به نظر برسد. مثلا تروریسم از دیدگاه های دیگران تفاوت دارد. زمانی انقلابی بود و مقدس به شمار می رفت. در کتاب اصول علمی مبارزه(علی میهندوست) آمده است: اگر ملتی نتواند با رژیم سرکوبگری، رو در رو مبارزه کند، میتواند به ترور فیزیکی عناصر موثر آن اقدام کند. حتی این عمل از ان نظر مهم بود که: برای انقلابیون کمترین هزینه را داشت، ولی هزینه های امنیتی زیادی به: رژیم سرکوبگر تحمیل می کرد. صهیونیست ها در ابتدای کار با همین روش مبارزه ومسلمانان را ترور می نمودند. حتی هرتصل و موشه دایان شخصا اینکار را انجام می دادند. بعد که روی کار آمدند، برای انقلابیون بعدی تروریسم را حرام اعلام کردند! این عمل دو جریان تبلیغاتی به نفع آنها داشت: اول اینکه به مردم القا می کرد که: خودشان هرگز تروریست نبوده اند! دوم اینکه میتوانست زمینه ترور های: تمیز تر و جدید تر را فراهم کند! در امریکا هم، تا موقعی که امریکا فدرت  جهانی نشده بود، ترور مالکولم ایکس ها را در پیش گرفته بود، ولی وقتی صاحب قدرت شد! ترور کندی را محکوم کرد. یکی از راههای درآمد برای اسرائیل و آمریکا و آل سعود، همین ترور بود! نه تنها آن را بد نمی دانستند، بلکه دستمزدهای کلان هم می دادند! بطوریکه طبقه جدیدی در جهان بوجود آمد که: شرکت های امنیتی نام گرفتند. برای مقابله با این شرکت ها( یا افرادی که آدم کش حرفه ای شده بودند) مردم آمریکا نیز راهی جز: مقابله به مثل ندارند. لذا هفت تیرکشی های غیر حرفه ای به راه افتاد، که قصد آنها نابود کردن آدم کش های حرفه ای بود. بیش از 90درصد هفت تیرکشی های فعلی آمریکا، به قصد انتقام از پلیس یا خبرچین های پلیس آمریکا است. البته تبلیغات آمریکا بیشر روی ده درصد است، و سعی دارند آن را یک جریان: انحراف روانی یا مصرف مواد مخدر نشان دهند. مانند قمه زنی در ایران و یا: زنجیر زنی در هند و امثال آن. کسانی که عزاداری برای امام حسین ع می کنند، همیشه مورد هجوم سازمان یافته: گروههای شیعه ستیز هستند. بطوریکه آنها می گویند: اگر 7نفر شیعه را بکشند به بهشت می روند. لذا قمه زنی یا زنجیرزنی خون آلود، اغلب در بین شیعیانی رواج دارد که: مورد هجوم هستند. آنها در واقع با قمه زنی (شمشیر کوتاه)، یا عزاداری های خشن، خود را برای رویارویی با دشمنان آماده می کنند. طبیعی است این روشها در ایران، که حکومت شیعی  دارد و: حمله سازمان یافته ای بر علیه شیعه وجود ندارد، تعدیل و یا گاهی حرام شمرده می شود. لذا باید این تفاوت های فرهنگی را پذیرفت، و مردم انقلابی را حمایت کرد. هرکس با هر وسیله و هر نوع رفتاری، با ظلم مبارزه کند انقلابی است، و نباید تکفیر و تقبیح شود. علمای اسلام نباید منتظر باشند که: مردم انقلابی امریکا و اروپا هم، مثل ملت ایران با سینه زنی آرام (مانند زینبه زنجان)، رفتار خود را بروز دهند. باید شیشه شکستن های فرانسویان، آتش زدن های مصری ها و اسرائیلی ها، سنگ اندازی یا تیرو کمان زدن های فلسطینی را، همان سینه زنی و عزاداری: برای امام حسین ع تلقی کنند. حتی هفت تیر کشی افرادی که: در امریکا و استرالیا و اروپا، که از ظلم پلیس به جان آمده اند، یک نوع عبادت است. چون استکبار چه از نوع اسرائیلی یا آمریکایی و آل سعود، فقط زبان اسلحه را می فهمند. همانطور که طرح سازش و زمین گذاشتن اسلحه، برای فلسطینی ها و حزب الله لبنان حرام است، برای حوثی های یمن و: مردم بحرین و همه انقلابیون جهان هم حرام است. بی دفاع کردن انقلابیون، خواست استکبار جهانی است.

The seventh gushing is the same gun!

The culture of revolution is different for different people. Of course, there are similarities. So, some issues that might be revolutionary seem to be unfavorable to another society. For example, terrorism differs from the views of others. It was once revolutionary and sacred. In the book, Scientific Principles of the Fighting (Ali Mahendost), "If a nation cannot face the oppressive regime, it can face the physical assassination of its effective elements." Even this action was important in that: it was the least cost to the revolutionaries, but imposed a lot of security costs on the repressive regime. Initially, the Zionists assassinated the Muslims with the same method of struggle. Even Herzel and Moshe Dayan did this personally. Then, when they came to work, they declared haram to terrorism for the next revolutionaries! It had two propagandistic tendencies in their favor: First, it provoked people: they themselves have never been terrorists! Secondly, it could provide the ground for assassinations: cleaner and newer! In the United States, as long as the United States did not have a global fate, it assassinated Malcolm X, but when it came to power! Condemned: the assassination of Kennedy. One of the ways of earning money for Israel and the United States and Al Saud was the same assassination! Not only did they not know it badly, they also made huge wages! As a new class emerged in the world, called security companies. To deal with these companies (or people who have been kidnappers), the American people have no way of resisting it. So there were seven unprofessional :gunfire that aimed to destroy professional killers. More than 90% of the current seven American tricks are intended to retaliate against police or US police informants. Of course, American advertising is more than 10 percent, and they try to show it a flow: psychological deviation or drug use. Like a gourmet in Iran or: Chain in India and the like. Those who give mourning to Imam Hussein are always invaded: Shiite groups are against. As they say, if they kill 7 Shiites, they will go to Paradise. Therefore, bloody chainsaws are often prevalent among Shiites: they are attacked. They are actually preparing themselves to fight enemies with a snake (short sword), or rough mourning. Naturally, these methods exist in Iran, which has a Shiite regime: there is no organized attack against Shi'a, moderated, or sometimes forbidden. Therefore, they must accept these cultural differences, and support the revolutionary people. Everyone with any means and every kind of behavior is fighting revolution, it is revolutionary, and should not be tactfully denounced. The scholars of Islam should not wait for the revolutionary people of America and Europe, like the Iranian nation, to stomp a gentle woman (like Zainabe Zanjan). They should consider the glass of breakdown by the French, the burning of the Egyptians and Israelis, the rocking up of the Palestinian arrogance, the same chest and mourning for Imam Hussein. Even seven shots of people who have died in the United States, Australia and Europe, who have died from police brutality. Because: the arrogance of either the Israelis or the Americans, and Al Saud, only understands the language of the gun. As the plan for the compromise and landing of arms is forbidden for the Palestinians and Hizbullah of Lebanon, it is forbidden for the Houthis of Yemen and the Bahraini people and all the revolutionaries of the world. Defending the revolutionaries is the will of global arrogance.

السابع يتدفق هو نفس البندقية!

ثقافة الثورة تختلف باختلاف الناس. بالطبع ، هناك أوجه تشابه. لذا ، يبدو أن بعض القضايا التي قد تكون ثورية غير مواتية لمجتمع آخر. على سبيل المثال ، يختلف الإرهاب عن وجهات نظر الآخرين. كانت مرة ثورية ومقدسة. في الكتاب ، المبادئ العلمية للقتال (علي ماهندوست) ، "إذا كانت الأمة لا تستطيع مواجهة النظام الظالم ، فإنها قد تواجه الاغتيال المادي لعناصرها الفعالة". حتى هذا الإجراء كان مهمًا: كان أقل تكلفة للثوار ، لكنه فرض الكثير من التكاليف الأمنية على النظام القمعي. في البداية ، قام الصهاينة باغتيال المسلمين بنفس طريقة النضال. حتى هيرتسيل وموشيه ديان فعلوا ذلك شخصياً. ثم ، عندما جاءوا إلى العمل ، أعلنوا حرام للإرهاب للثوار القادمين! كان له اتجاهان دعائيان لصالحهما: أولاً ، لقد أثار الناس: هم أنفسهم لم يكونوا إرهابيين أبداً! وثانيا ، يمكن أن يوفر أرضية لعمليات الاغتيال: أنظف وأحدث! في الولايات المتحدة ، طالما أن الولايات المتحدة لم يكن لديها مصير عالمي ، فقد اغتالت مالكوم إكس ، ولكن عندما وصلت إلى السلطة! ادان اغتيال كينيدي. إحدى طرق كسب المال لإسرائيل والولايات المتحدة و آل سعود كانت نفس الاغتيال! لم يقتصر الأمر على أنهم لم يعرفوا ذلك بشكل سيء ، بل إنهم دفعوا أجوراً هائلة! كما ظهرت طبقة جديدة في العالم ، ودعا شركات الأمن. للتعامل مع هذه الشركات (أو الأشخاص الذين اختطفوا) ، لا يملك الشعب الأمريكي أي طريقة لمقاومته. لذلك كان هناك سبعة إطلاق نار غير محترف يهدف إلى القضاء على القتلة المحترفين. إن أكثر من 90٪ من الحيل الأمريكية السبعة الحالية تهدف إلى الانتقام من مخبري الشرطة أو الشرطة الأمريكية. وبطبيعة الحال ، فإن الإعلانات الأمريكية تزيد على 10 في المائة ، وهي تحاول أن تظهر لها التدفق: الانحراف النفسي أو تعاطي المخدرات. مثل الذواقة في إيران أو: سلسلة في الهند وما شابه ذلك. أولئك الذين يعطون الحداد للإمام الحسين يتعرضون دائماً للغزو: الجماعات الشيعية ضدهم. كما يقولون ، إذا قتلوا 7 شيعة ، فسوف يذهبون إلى الجنة. لذلك ، غالباً ما تنتشر المناشير الدامية بين الشيعة: فهم يتعرضون للهجوم. انهم في الواقع يستعدون لمحاربة الأعداء مع ثعبان (السيف القصير) ، أو الحداد الخام. بطبيعة الحال ، توجد هذه الأساليب في إيران ، التي لديها نظام شيعي: لا يوجد أي هجوم منظم ضد الشيعة أو المعتدلين أو ممنوع في بعض الأحيان. لذلك ، يجب عليهم قبول هذه الاختلافات الثقافية ، ودعم الشعب الثوري. كل شخص لديه أي وسيلة وكل نوع من السلوك هو ثورة قتالية ، إنه ثوري ، ويجب ألا يتم شجبه بلباقة. لا ينبغي لعلماء الإسلام أن ينتظروا الشعب الثوري لأمريكا وأوروبا ، مثل الأمة الإيرانية ، ليصيب امرأة لطيفة (مثل زينب زنجان). يجب عليهم أن يأخذوا في الاعتبار زجاج الانهيار الذي قام به الفرنسيون ، وحرق المصريين والإسرائيليين ، وتهكم الغطرسة الفلسطينية ، والصدر نفسه والحداد على الإمام الحسين. حتى سبع طلقات من الناس الذين لقوا حتفهم في الولايات المتحدة وأستراليا وأوروبا ، الذين لقوا حتفهم من وحشية الشرطة. لأن غطرسة الإسرائيليين أو الأمريكيين ، و آل سعود ، لا يفهم إلا لغة البندقية. بما أن خطة التسوية والهبوط للأسلحة ممنوعة على الفلسطينيين وحزب الله اللبناني ، فإنه ممنوع على الحوثيين في اليمن والشعب البحريني وجميع ثوار العالم. الدفاع عن الثوار هو إرادة الغطرسة العالمية.

Yeddi fışqırma eyni silahdır!

İnqilab mədəniyyəti müxtəlif insanlar üçün fərqlidir. Əlbəttə, oxşarlıqlar var. Beləliklə, inqilabi ola biləcək bəzi məsələlər başqa cəmiyyət üçün əlverişsiz görünür. Məsələn, terrorizm başqalarının fikirlərindən fərqlənir. Bir dəfə inqilabi və müqəddəs idi. Kitabda, Mübarizənin Elmi prinsipləri (Ali Mahendost), "Bir millət təzyiqçi rejimlə qarşılaşa bilməzsə, onun təsirli elementlərinin fiziki sui-qəsdi ilə qarşılaşa bilər." Hətta bu hərəkət vacibdir: bu, inqilabçılar üçün ən az xərc idi, lakin repressiv rejimin bir çox təhlükəsizlik xərclərini tətbiq etdi. Əvvəlcə sionistlər müsəlmanları eyni üsulla öldürmüşdülər. Hətta Herzel və Moshe Dayan bunu şəxsən etdi. Sonra işə gəldikdə, növbəti inqilabçılar üçün terrora qarşı haram elan etdilər! Onların xeyrinə iki təbliğat meylləri vardı: Birincisi, insanları tövsiyə etdi: onlar özləri terrorist olmadılar! İkincisi, sui-qəsd üçün əsas ola bilər: təmiz və daha yeni! Birləşmiş Ştatlarda, Amerika Birləşmiş Ştatlarının qlobal bir taleyi olmadığı müddətcə, Malcolm X sui-qəsd etdi, ancaq hakimiyyətə gəldikdə! Kennedinin sui-qəsdini qınadı. İsrail, Amerika Birləşmiş Ştatları və Əl-Səud üçün pul qazanmaq yollarından biri eyni sui-qəsd idi! Onlar yalnız pis bildikləri deyil, böyük əmək haqqı da yaratdılar! Dünyada yeni bir sinif ortaya çıxdı, təhlükəsizlik şirkətləri adlandı. Bu şirkətlərlə (yaxud qaçırmaçı olanlarla) məşğul olmaq üçün, Amerika xalqının müqavimət göstərməsinə heç bir yolu yoxdur. Beləliklə peşəkar qətlləri məhv etmək məqsədilə yeddi qeyri-peşəkar silah atəşi yarandı. Cari yeddi amerikalı tövsiyənin 90% -dən çoxu polis və ya ABŞ-ın polis müxbirlərinə qarşı qətiliklə nəzərdə tutulur. Əlbəttə ki, Amerika reklamı yüzdə 10-dan çoxdur və onlar bir axın göstərməyə çalışırlar: psixoloji sapma və ya narkotik istifadə. İran və ya Hindistanda zəriflik və bənzəri kimi bir gurme kimi. İmam Hüseyni qətlə yetirənlər həmişə işğal edilir: Şiə qrupları qarşıdır. Onlar dedilər ki, əgər 7 şiəni öldürsələr, Cənnətə gedəcəklər. Buna görə də, qanlı zəncirlər şiələr arasında tez-tez yayılırlar: hücum edilirlər. Onlar, həqiqətən, bir ilan (qısa qılınc) və ya kobud yasla düşmənlərlə mübarizə aparmağa hazırlaşırlar. Təbii ki, bu üsullar bir Şiə rejimi olan İranda mövcuddur: Şiəyə qarşı mütəşəkkil bir hücum, moderator və bəzən qadağan edilmir. Buna görə də, bu mədəni fərqləri qəbul etməli və inqilabi xalqı dəstəkləsinlər. Hər hansı bir vasitə və hər cür davranışla hər kəs inqilabla mübarizə edir, bu inqilabçıdır və həssas şəkildə pislənilməməlidir. İslam alimləri, İran xalqı kimi Amerikanın və Avropanın inqilabi xalqlarını zərif bir qadını (Zainabe Zanjan kimi) sıxışdırmaq üçün gözləməməlidir. Misirlilərin və israillilərin yandırılmasının, Fələstin təkəbbürünün sarsıdılmasının, eyni sandığın və İmam Hüseynin qışqırıqlarının fəsadları, fransızların parçalanmasının şüşəsini nəzərdən keçirsinlər. Polis şiddətindən ölmüş ABŞ, Avstraliya və Avropada öldürülən yeddi adam da belə. Çünki ya israillilərin və ya amerikalıların, həm də Əl-Saudun təkəbbürü silahın dilini anlayır. Fələstinlilər və Livan Hizbullahı üçün silahların kompromis və düşməsi planı qadağan olunduğu üçün Yəmən Hövzələri və Bəhreyn xalqı və dünyanın bütün inqilabçıları qadağan edilir. İnqilabçıları müdafiə etmək, qlobal kibirlilik iradəsidir.


برچسب‌ها: هفت تیرکشی، همان قمه زدن است!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۶:۳۰ نظر(0)

براساس بیانات حضرت آیت الله نوری همدانی، جلیقه زرد های فرانسه گفته اند که: از انقلاب اسلامی الهام گرفته اند. این بیان بسیار ساده، مسئولیت سنگینی بر دوش علما می گذارد. مخصوصا علمای اعلام در ایران اسلامی. چرا که نشان می دهد: مردم دنیا به زبان و بیان روشنی، خواستار پیوستن به انقلاب اسلامی هستند، ولی کسی نیست آنها را راهنمایی کند! هرچند که راههای انتخاب شده هم، خوب و مورد تایید است ولی میتوانست: تحت زعامت علما بهتر و تاثیر گذار تر باشد. بی توجهی به خیزش جهانی، امری ناپسند و به اصطلاح فقهی، موجب ضمان است. زیرا مردم به صحنه آمده، باجان و دل سراغ تغییرات در:  رژیم های سفاک هستند، تنها راه نجات آنها هم تمسک به اسلام و تشیع است. ولی وقتی کسی نیست دست آنها را بگیرد، و به کمک آنها بشتابد، چه بسا دیر شده باشد! مانند نهضت 99درصدی آمریکا و یا بهار عربی، باعث خاموشی و گوشه نشینی و افسردگی آنها شود. علما بهتر از ما می دانند که: در دنیا دو جبهه بیشتر نیست: جبهه حق و جبهه باطل. طبیعی است کسانی که با جبهه باطل مبارزه می کنند، عطش دریافت حق و حقیقت را دارند، و اگر آنها را از سرچشمه حق و حقیقت، سیراب نکنند ممکن است به شوره زار و لجنزار پناه ببرند. نباید درک های متفاوت را طرد کنند. اگر مردم فرانسه جلیقه زرد می پوشند، یا در نوار غزه مردم سنگ پرتاب می کنند، و یا در آمریکا هفت تیر کشی می کنند! همه آنها نشانه به ستوه آمدن مردم، از نظام های فاسد جهانی است. ولی همه نمی توانند به یک راه یا روش، اعتراض خود را نشان دهند. زیرا این مسیر ها شناخته شده است، و دشمنان آن را مسدود کرده اند. اگر مردم فرانسه شبهای شنبه را انتخاب کرده اند، برای این است که نمی توانند مثل فلسطینی ها، نماز جمعه بپا دارند! بطور سمبلیک هفته ای بودن تجمع خود را، به ما بیان می کنند. مردم غزه اگر با سنگ و تیرکمان به: تظاهرات بازگشت می روند، برای این است که مانند مردم فرانسه، خانه و کاشانه آنها آرام و بی دغدغه نیست، و هرلحظه ممکن است دیوار خانه شان، با تانک اسرائیلی خراب شود و: جوانان را به اسارت ببرند. آیا این تفاوت ها برای علما قابل درک نیست؟ چه تفاوتی مبارزین قبل از انقلاب اسلامی، با مردم معترض آمریکایی و اروپایی دارند؟ اگر مسئولیت اجتماعی است، باید همان طور به این افراد هم کمک شود. کمک مالی به خانواده های: شهدای و زندانیان و مجروحین این حوادث، از اوجب واجبات است. تامین آب آشامیدنی تظاهرکنندگان: در مسیر راهپیمایی مانند: سقایی روز کربلا است. آیا مردم آمریکا هم، باید سینه بزنند، تا باور شود که انقلابی هستند؟ وسهم امام برای انها کنار بگذارند؟ بازار تهران بخوبی بیاد دارد که: در دوران حکومت ساواک، همه زندانیان سیاسی حمایت مالی می شدند. الان که بسیار راحت تر است. آیا علما فکر کرده اند: مردمی که از اسلام و انقلاب اسلامی، الگو گرفته و زندگی خود را برای ان فدا می کنند، از کجا باید زندگی مادی خود را اداره کنند؟ دخترانی که بخاطر حجاب، از مدارس رانده می شوند، درکجا باید تحصیل کنند؟ امروز دیگر دایره مجاهدان و مبارزان، به مدافعین حرم محدود نیست. بلکه مدافعین حق و خقیقت، در سراسر جهان دست خود را دراز کرده اند. آنها می خواهند بیعت کنند! ولی کسی نیست به آنها دست بدهد، و بیعت آنها را بپذیرد. آیا علما هم فریب دیپلمات های نیویورک نشین را خورده اند؟ فکر می کنند کمک به تازه بیدار شدگان جهان، کاری است غیر دیپلماتیک؟ و در عرف دیپلماسی التماسی نمی گنجد؟ آیا در دریای نظریات هضم شده اند؟ چرا نباید به داد مردم رسید؟ فقط کمک مالی نیست، آنها را کافر ندانید! بس است.

Friday prayers by the French and Palestinians

According to Ayatollah Noori Hamedani, the French vest of: yellows have said that they are inspired by the Islamic Revolution. This simple expression makes the ulama responsible for the burden. Especially: the scholars of the declaration in Islamic Iran. Because it shows: the people of the world want to join the Islamic Revolution in a language and a clear statement, but no one guides them! Although the selected paths are good and approved, they could: be better and more influential under the influence of the scholars. The neglect of the global uprising, an unpleasant and so-called jurisprudence, is warranted. Because people come to the scene, with her and the heart of the changes are: the regime is sober, the only way to save them is to seek Islam and Shiism. But if one does not take their hands and strikes them, it may be too late! Like the American 99 percent movement or the Arab Spring, cause them to be silenced and depressed. The ulama know better than that: There are no more two fronts in the world: the right front and the false front. It is natural that those who struggle with the false front are thirsting for the truth and truth, and if they do not water them from the source of truth and truth, they may seek refuge in dandruff. They should not reject different perceptions. If the French people wear a yellow vest, or throw stones in the Gaza Strip, or in the United States, they will shoot seven! They are all signs of the plight of the people, of the corrupt world systems. But everyone cannot protest themselves in a way or method. Because: these paths are known, and their enemies have blocked it. If the French people have chosen Saturday nights, it's because they cannot hold Friday prayers like Palestinians! Symbolically, they are giving us a weekly rally. The people of Gaza, if they go back to the protests, are struggling with their stones and slings, because they are not calm and unattractive, like the people of France, and at any moment their walls may be destroyed by the Israeli tanks: Captivity. Are these differences not understandable for scholars? What difference do the fighters before the Islamic Revolution have with American and European protesters? If it is socially responsible, it should be equally helpful to these people. Donations to families: the martyrs, prisoners and the wounded of these incidents are obligatory. Providing Drinking Water to Demonstrators: It is: on the path of a march, such as the Karbala Day of Karbala. Should the American people also have to breasts, to believe that they are revolutionaries? And: the Imam's side for them? Tehran's market is well-known: During the SAVAK administration, all political prisoners were sponsored. It's much easier now. Did the Ulema think: Where do you want to manage your material life? People who are sacrificed for Islam and the Islamic Revolution and who sacrifice their lives for them? Where do girls who are driven from school by hijab, where should they study? Today, the circle of militants and fighters is not limited to the shah's defenders. But defenders of truth and truth have spread their hands around the world. They want to give allegiance! But nobody will give them up, and accept their allegiance. Do ulema lure New York diplomats? Do you think helping the newly awakened world is something non-diplomatic? And in the tradition of diplomacy, do not you fall in love? Have you digested in the sea of ​​ideas? Why should not people come in? Do not just donate, do not disbelieve them! It is enough.

صلاة الجمعة من الفرنسيين والفلسطينيين

ووفقاً لآية الله نوري همداني ، فإن سترة الصفراء الفرنسية قالت إنها مستوحاة من الثورة الإسلامية. هذا التعبير البسيط يجعل العلماء مسؤولين عن العبء. خاصة علماء الإعلان في إيران الإسلامية. لأنه يبين: شعوب العالم تريد الانضمام إلى الثورة الإسلامية بلغة وبيان واضح ، لكن لا أحد يرشدهم! على الرغم من أن المسارات المختارة جيدة وتمت الموافقة عليها ، إلا أنها يمكن أن: تكون أفضل وأكثر تأثيراً تحت تأثير العلماء. هناك ما يبرر إهمال الانتفاضة العالمية ، وهو فساد غير سار وما يسمى. لأن الناس يأتون إلى المشهد ، فهم حريصون على تغيير النظام: الأنظمة السيادية ، الطريقة الوحيدة لإنقاذهم هي الارتباط بالإسلام والشيعة. لكن إذا لم يأخذ أحدهم أيديهم ويضربهم ، فقد يكون الأوان قد فات! مثل الحركة الأمريكية 99 في المئة أو الربيع العربي ، مما تسبب في إسكاتهم والاكتئاب. علم العلماء أفضل من ذلك: لا يوجد أكثر من جبهتين في العالم: الجبهة اليمنى والجبهة الزائفة. من الطبيعي أن أولئك الذين يكافحون مع الجبهة الكاذبة يتعطشون من أجل الحقيقة والحقيقة ، وإذا لم يفرغوا من مصدر الحقيقة والحقيقة ، فقد يلتمسون اللجوء للقشرة. يجب ألا يرفضوا التصورات المختلفة. إذا كان الشعب الفرنسي يرتدي سترة صفراء ، أو يرمي بالحجارة في قطاع غزة ، أو في الولايات المتحدة ، فسوف يطلقون النار على سبعة! إنها كلها علامات على محنة الناس ، في النظم العالمية الفاسدة. لكن لا يستطيع الجميع الاحتجاج على أنفسهم بطريقة أو طريقة. لأن هذه المسارات معروفة ، وقد عرقلها أعداؤها. إذا كان الفرنسيون قد اختاروا ليالي السبت ، لأنهم لا يستطيعون إقامة صلاة الجمعة مثل الفلسطينيين! رمزياً ، يعطوننا مسيرة أسبوعية. إن سكان غزة ، إذا عادوا إلى الاحتجاجات ، يكافحون بحجارتهم وقذائفهم ، لأنهم ليسوا هادئين وغير جذابين ، مثل شعب فرنسا ، وفي أي لحظة يمكن أن تدمر جدرانهم بواسطة الدبابات الإسرائيلية: سبيهم. هل هذه الاختلافات غير مفهومة للباحثين؟ ما الفرق بين المقاتلين قبل الثورة الإسلامية وبين المتظاهرين الأمريكيين والأوروبيين؟ إذا كان مسؤولًا اجتماعيًا ، فيجب أن يكون مفيدًا لهؤلاء الأشخاص. التبرعات للعائلات: الشهداء والسجناء والجرحى من هذه الحوادث واجبة. توفير مياه الشرب للمتظاهرين: إنها على طريق المسيرة ، مثل يوم الكابالا في كربلاء. هل يجب على الأمريكيين أن يثقفوا ، أن يصدقوا أنهم ثوار؟ ومن جانب الإمام بالنسبة لهم؟ سوق طهران معروف جيداً: خلال إدارة SAVAK ، تمت رعاية جميع السجناء السياسيين. أسهل بكثير الآن. هل فكر العلماء: أين تريد إدارة حياتك المادية؟ الناس الذين ضحوا من أجل الإسلام والثورة الإسلامية والذين يضحون بحياتهم من أجلهم؟ أين البنات اللواتي يتم إخراجهن من المدرسة بالحجاب ، أين يجب أن يدرسن؟ اليوم ، لا تقتصر دائرة المقاتلين والمقاتلين على المدافعين عن الشاه. لكن المدافعين عن الحقيقة والحقيقة انتشروا أيديهم حول العالم. انهم يريدون اعطاء الولاء! لكن لا أحد سوف يتخلى عنها ، ويقبل ولاءهم. هل إغراء العلماء دبلوماسيي نيويورك؟ هل تعتقد أن مساعدة العالم المستيقظ حديثًا أمر غير دبلوماسي؟ وفي تقاليد الدبلوماسية ، ألا تقع في الحب؟ هل هضمت في بحر الأفكار؟ لماذا لا يدخل الناس؟ لا تتبرع فقط ، لا تصدقها! كفى.

Fransız və Fələstinlilərin cümə namazı

Ayətullah Nuri Həmədani ilə hesabatlarına görə, sarı gödəələr və Fransa İslam İnqilabının ilham ki, edib. Bu sadə ifadə ulama məsuliyyət daşıyır. Xüsusilə İslam İrandakı bəyannamə alimləri. Çünki göstərir ki, dünya xalqı İslam İnqilabına bir dildə və açıq bir ifadədə qoşulmaq istəyir, amma heç kim onları doğru yola yönəldə bilməz! Seçilmiş yollar yaxşı və təsdiq olmasına baxmayaraq, onlar ola bilər: alimlərin təsiri altında daha yaxşı və daha təsirli ol. Qlobal üsyanın, xoşagəlməz və qondarma hüquqşünaslığın laqeydliyi təmin edilir. Ancaq əllərindən əl çəkməsə və onları vurursa, çox gec ola bilər! Amerika 99 faiz hərəkatı və ya Ərəb Baharı kimi, onları susdurmaq və depressiyaya səbəb olur. Ulamanın bundan daha yaxşı bildiyi: Dünyada iki cəbhə yoxdur: sağ ön və cəbhə cəbhəsi. Onlar müxtəlif idrakləri rədd etməməlidirlər. Fransız xalqı sarı rəngli bir paltar geyirsə və ya Qəzza Zolağında daş atırsa və ya ABŞ-da yeddi dəfə vurulacaqsa! Bunların hamısı insanların pis vəziyyətlərindən, korrupsiyalı dünya sistemlərindəndir. Ancaq hər kəs özlərini bir şəkildə və ya üsulla etiraz edə bilməz. Çünki bu yollar məlumdur və düşmənləri bunun qarşısını aldı. Fransızlar şənbə gecələrini seçsələr, Fələstinlilər kimi cümə namazlarını tuta bilməzlər! Symbolically, onlar bizə həftəlik mitinq verir. Qəzza xalqının daş və sapanlarla əgər: etiraz prosesi qayıtmaq, bu fransız xalqı, ev kimi, onlar rahat və qayğısız, və İsrail tankları məhv və gənclər üçün hər an evlərinin divar ola bilər Əsirlik. Alimlər üçün bu fərqlər anlaşılmazdırmı? İslam inqilabından əvvəl döyüşçülər Amerika və Avropa protestantları ilə nə fərqlidir? Sosial məsuliyyət daşıyırsa, bu insanlar üçün eyni dərəcədə faydalı olmalıdır. Ailələrə bağışlar: şəhidlər, məhbuslar və bu hadisələrin yaralanmaları məcburidir. kimi yürüş marşrutu içməli su nümayişçilər, təchizatı: Saghaei gün Kərbəla edir. Amerika xalqının da ürəklərdə olması, onların inqilabçı olduğuna inanması lazımdırmı? İmamın yanında olanlar da varmı? Tehranın bazarları çox məşhurdur: SAVAK administrasiyası zamanı bütün siyasi məhbuslar sponsorluq edildi. İndi daha asan. Hicabla məktəbdən qovulan qızlar harada təhsil almalı? Bu gün, militanların və döyüşçülərin dairəsi şahın müdafiəçiləri ilə məhdudlaşmır. Lakin həqiqət və həqiqətin müdafiəçiləri dünya üzərində əllərini yaydılar. Onlar sadiqlik etmək istəyirlər! Amma heç kim onları verməyəcək və onların sadiqliyini qəbul edəcək. Ulema New York diplomatlarını cazibədar edirmi? Yeni uyanılmış dünyaya kömək etməyiniz qeyri-diplomatik bir şeydir? Və diplomatiyanın ənənəsinə görə, sevgiyə düşmürsənmi? Siz fikir dənizində həzm etdinizmi? Niyə insanlar gəlməyəcək? Yalnız bağış etmə, onları inkar etmə! Yeter.

 


برچسب‌ها: نماز جمعه فرانسوی ها و فلسطینی ها,
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۵:۱۰ نظر(0)

بسیاری از مشکلات موجود کشور ناشی از: عدم قبول مزیت های نسبی خوب ایران است. وجود نیروهای متخصص و مخترع، بقدری زیاد است که کشور اشباع شده! و قادر به جذب آنها نیست، درست مثل نفت که هر روز منابع و معادن جدیدی کشف می شود، و ایران به تنهایی قادر نیست همه آنها را، استخراج یا مصرف نماید. لذا باید کلمه فرار مغزها به عنوان صدور: مدیران و مهندسان و نیروی کار متخصص استفاده شود. وقتی مازاد نفت خود را می فروشد، باید مازاد نیروی انسانی خود را هم، به بازار های جهانی عرضه کند. در عرضه نیروهای کارآمد، باید این را بپذیریم که مردم ایران، با سابقه مدیریتی جهان در طول تاریخ، دارای تخصص های ویژه مدیریتی هستند. یعنی ممکن است کارگر خوبی نباشند! در تولید و در کارگاه نقش فعالی نداشته باشند، ولی در جاه طلبی و اداره جمعیت های بزرگ، کاملا متبحر هستند. اگر به زبان خودمان بگوییم: اکثرا ریاست طلب و پشت میز نشین هستند! و این در علم مدیریت از اصول ذاتی مدیران است. منتها در ایران به دلیل واگیری و همه گیر بودن آن، قابل تشخیص نیست. لذا اگر مزیت نسبی منابع انسانی را، در جهان تقسیم بندی کنیم: نوک قله آن یعنی دهک های بالای هرم، به ایرانی ها می رسد. متاسفانه این تقسیم بندی وقتی در یک کتاب خارجی باشد، برای ما قابل قبول تر است. مثلا اگر در کتاب اصول مدیریت بخوانیم که: در شرایط مساوی متقاضیان شغل مدیریت، آنکه جاه طلبی و بلند پروازی بیشتری داشته باشد، در اولویت است! اصلا تعجب نمی کنیم ولی اگر: یک ایرانی آن را بنویسد می گویند: ریاست طلب و خودخواه و خودپسند است. البته آموزه های دینی در این خصوص، نقش موثری  دارند ولی برداشتها، باید اصلاح شود. مثلا حضرت علی ع می فرماید: کسی که ریاست طلبی کند، هلاک می شود. یا اینکه برخی ها معتقدند: منظور ایشان عمر ابن ابی الخطاب بوده است، که همه حرفها را قبول می کرد، باهمه کنار می آمد، اما به شرط آنکه خودش در ریاست باقی بماند. یعنی فقط حس ریاست طلبی بوده، که او را برعلیه خط امامت و ولایت قرار داده بود. تقریبا همه دشمنان ائمه از این خصلت برخوردار بودند. زیرا همه آنها به برتری علمی و شخصیتی و: جایگاه پیامبران و ائمه اعتراف می کردند، ولی حاضر نبودند جایگاه خود را به آنان بدهند. معروف است که عمر می گفت:( لولا علی لهلک العمر)! یعنی اگر علی ع نبود(و در راهنمایی از علم مدیریتی خود استفاده نمی کرد) عمر هلاک شده بود. حتی رهبر بزرگترین گروه های مذهبی غیر شیعه، همگی شاگردان امام جعفر صادق بودند. بطوریکه ابوحنیفه رهبر حنفی ها می گوید:( لولا سنتان لهلک النعمان) اگر دوسال آموزش امام جعفر صادق نبود، من هلاک می شدم. شاید بتوان گفت غریزه مدیریت، یا جاه طلبی و ریاست طلبی در همه وجود دارد، ولی با درجات متفاوت بروز می کند. از نظر اسلام هم مردود نیست، زیرا مانند غریزه جنسی یا حب نفس، برای ادامه حیات لازم است. حتی امام علی ع می فرماید: اگر دو نفر هم باشید، سعی کنید یکی تان رهبر و پیشوا شود. بنا براین میتوان گفت: اگر از این غریزه درست استفاده شود، کاملا مورد تایید اسلام است. قبول ولایت الهی نبوت و امامت، جنبه درست این غریزه است. و ولایت شیطانی و مدیریت ظالمانه، از انواع منفی آن می باشد. به نظر می رسد اگر مسئولین هم نخواهند: این موضوع را قبول کنند، جریان مدیریت مثبت ایرانیان، در حال فراگیری جهان است. اگر همان فرار مغز ها را منظور کنیم: ایران بالاترین مغزهای فراری را دارد، ولی کیفیت آن کاملا متفاوت است: بطوریکه هرکدام از ایرانی ها، مرکز ثقل مدیریتی کشورهای میزبان خود هستند.

 

Full employment only depends on: Accepting Iran’s global management.

Many of the country’s problems are due to the lack of acceptance of the relative good advantages of Iran. The presence of specialist and inventor forces is so high that the country is saturated! And they cannot absorb them, just like oil, which is discovered every day, new resources and mines, and Iran alone cannot extract or use them all. Therefore, the word "brain drain" should be used as an issuer: managers and engineers, and a specialized workforce. When it sells its surplus oil, it must supply its surplus manpower to global markets. In the supply of efficient forces, we must accept that the Iranian people, with a history of world-class management in history, have special management specialties. Maybe they are not good workers! They do not have an active role in production and in the workshop, but are ambitious in the ambitions and management of large populations. If we say in our own language: Mostly presidential candidates are behind the table! And this is in management science from the intrinsic principles of managers. However, it is not recognizable in Iran because of its contagion and its pandemic. So, if we divide the relative advantage of human resources into the world: the tip of the peak, that is, the upper deciles of the pyramid, reaches the Iranians. Unfortunately, this division is more acceptable to us when it comes to a foreign book. For example, if we read in the Principles of Management that, under the same conditions, applicants for management jobs, who have more ambition and ambition, are the top priority! We are not surprised at all, but if: An Iranian writes it, they say: It is presidential, selfish and selfish. Of course, religious teachings have an effective role in this regard, but perceptions have to be corrected. For example, Imam Ali says: "The one who becomes presidential will be destroyed." Or some of them believe that his term was "Omar Ibn Abi" al-Khatab, who accepted all the words, would have come to the fore, but on condition that he remained in the presidency. It was just a sense of presidentialism that put him against the Imamate and Provincial Line. Almost all the enemies of the Imams were of this nature. Because they all acknowledged scientific and personal superiority and: the status of prophets and imams, they refused to give their place to them. It is well-known that Omar would say that if he was not Ali (and did not use guidance in his management science), life would have been destroyed. Even the leader of the largest non-Shi"a religious groups, all were students of Imam Ja"far Sadeq. As the Hanafi leader Abu Hanifa says :(() If I did not teach Imam Ja"far for two years, I would perish. It may be said that the instinct of management, or ambition and presidency, exists in all but different degrees. In Islam, it is also not rejected, because it is necessary for the survival of life as a sexual instinct or breath. Even Imam Ali says: If you are two people, try to be one of your leaders and leaders. Therefore, one can say that if this instinct is used correctly, it is fully approved by Islam. Accepting Divine Providence of Prophecy and Imamate is the true aspect of this instinct. The evil province and the outlaw management are among the negative ones. It seems that if the authorities do not: To accept this, the positive flow of Iranians is in the process of learning the world. If we take the same brain drain: Iran has the highest runaway brains, but its quality is completely different: each of Iranians is the center of gravity of their host countries.

 

یعتمد التوظیف الکامل فقط على: قبول الإدارة الإیرانیة العالمیة.

یرجع الکثیر من مشکلات البلاد إلى عدم قبول المزایا الجیدة النسبیة لإیران. إن وجود قوى مختصة ومخترعة عالیة لدرجة أن البلاد مشبعة! ولا یمکنهم استیعابهم ، تماما مثل النفط ، الذی یتم اکتشافه کل یوم ، والموارد الجدیدة والألغام ، وإیران وحدها لا تستطیع استخراجها أو استخدامها جمیعا. ولذلک ، ینبغی استخدام کلمة "هجرة الأدمغة" کمصدر: المدیرون والمهندسون ، وقوة عاملة متخصصة. عندما تبیع فائض النفط لدیها ، یجب علیها توفیر فائضها البشری إلى الأسواق العالمیة. فی مجال توفیر القوى الفعالة ، یجب علینا أن نقبل أن یکون لدى الشعب الإیرانی ، مع تاریخ من الإدارة العالمیة فی التاریخ ، تخصصات إداریة خاصة. ربما هم لیسوا عمال صالحین! لیس لدیهم دور نشط فی الإنتاج وفی ورشة العمل ، ولکنهم طموحون فی طموحات وإدارة أعداد کبیرة من السکان. إذا قلنا بلغتنا: معظم المرشحین للرئاسة هم خلف الطاولة! وهذا فی علوم الإدارة من المبادئ الأساسیة للمدیرین. ومع ذلک ، فإنه لا یمکن التعرف علیها فی إیران بسبب عدوى وبوبائها. لذا ، إذا قسمنا المیزة النسبیة للموارد البشریة إلى العالم: قمة القمة ، أی العُشر العلیا للهرم ، تصل إلى الإیرانیین. للأسف ، هذا التقسیم مقبول أکثر لنا عندما یتعلق الأمر بکتاب أجنبی. على سبیل المثال ، إذا قرأنا فی مبادئ الإدارة أنه فی ظل نفس الظروف ، فإن المتقدمین للوظائف الإداریة ، الذین لدیهم طموح وطموح أکثر ، هم الأولویة القصوى! نحن لسنا متفاجئین على الإطلاق ، لکن إذا: کتبه إیرانی ، یقولون: إنه رئاسی وأنانی وأنانی. بالطبع ، تلعب التعالیم الدینیة دوراً فعالاً فی هذا الصدد ، ولکن یجب تصحیح التصورات. على سبیل المثال ، یقول الإمام علی: "الشخص الذی سیصبح رئاسیاً سوف یتم تدمیره". أو یعتقد البعض أن مدة حکمه هی عمر بن أبی الخطاب ، الذی قبل کل الکلمات ، کان سیأتی إلى المقدمة ، ولکن بشرط أن یبقى فی الرئاسة. کان مجرد شعور بالرئاسة یضعه ضد الإمامة وخط المقاطعة. تقریبا کل أعداء الأئمة کانوا من هذا النوع. لأنهم جمیعًا اعترفوا بالتفوق العلمی والشخصی و: وضع الأنبیاء والأئمة ، رفضوا إعطاء مکانهم لهم. من المعروف أن عمر سیقول إنه إذا لم یکن علی (ولم یستخدم التوجیه فی علم الإدارة) ، لکانت الحیاة قد دمرت. حتى زعیم أکبر المجموعات الدینیة غیر الشیعیة ، جمیعهم کانوا من طلاب الإمام جعفر صادق. وکما یقول الزعیم الحنفی أبو حنیفة: (() إذا لم أقم بتعلیم الإمام جعفر لمدة عامین ، فسوف أهلک. یمکن القول أن غریزة الإدارة ، أو الطموح والرئاسة ، موجودة بکافة درجاتها المختلفة. فی الإسلام ، لا یتم رفضه أیضًا ، لأنه ضروری لبقاء الحیاة کغریزة جنسیة أو نفس. حتى الإمام علی یقول: إذا کنت شخصین ، حاول أن تکون أحد قادتک وقادتک. لذلک ، یمکن للمرء أن یقول أنه إذا تم استخدام هذه الفطرة بشکل صحیح ، فإنه یتم الموافقة علیها بالکامل من قبل الإسلام. قبول العنایة الإلهیة بالنبوءة والإمامة هو الجانب الحقیقی لهذه الغریزة. المقاطعة الشریرة والإدارة الخارجة عن القانون هی من بین المناطق السلبیة. یبدو أنه إذا لم تفعل السلطات ذلک: لقبول ذلک ، فإن التدفق الإیجابی للإیرانیین هو فی طور تعلم العالم. إذا أخذنا نفس هجرة الأدمغة: فلدى إیران أعلى أدمغة جامحة ، لکن جودتها مختلفة تمامًا: فکل الإیرانیین هم مرکز ثقل البلدان المضیفة لهم.

Tam məşğulluq qəbuldan asılıdır: İranın qlobal rəhbərliyi

Ölkənin problemlərinin əksəriyyəti İranın nisbi üstünlüklərini qəbul etməməsi ilə bağlıdır. Mütəxəssis və ixtiraçı qüvvələrin olması ölkənin doymuş olduğunu göstərir! Hər gün aşkar olunan neft, yeni qaynaq və minalar kimi, onlar da özlərini udmaq mümkün deyil və yalnız İran təkcə onları çıxara bilməz və ya istifadə edə bilməz. Buna görə, "beyin axını" sözü emitent kimi istifadə olunmalıdır: menecerlər və mühəndislər və xüsusi işçi qüvvəsi. O, artıq neft satdıqda, onun artıq işçi qüvvəsini dünya bazarlarına çatdırmalıdır. Səmərəli qüvvələrin tədarükündə, tarixdə dünya səviyyəli idarəetmə tarixinə malik olan İran xalqının xüsusi idarəetmə ixtisaslarına malik olduğunu qəbul etməliyik. Bəlkə yaxşı işçilər deyil! Onlar istehsalda və seminarda fəal rol oynayır, amma böyük əhalinin istək və rəhbərliyində iddialıdırlar. Öz dilimizdə deyirsinizsə: Çoxu prezidentliyə namizədlər masanın arxasında! Və bu menecerlərin daxili prinsiplərindən idarəetmə elmindədir. Buna baxmayaraq, İranın çirklənməsi və pandemiyası səbəbindən İranda tanınmır. Beləliklə, insan resurslarının nisbi üstünlüyünü dünyaya ayırırıq: pikinin ucu, yəni piramidin üst deciles, iranlılara çatır. Təəssüf ki, bu bölmə bir xarici kitabla əlaqəli olduğumuz zaman daha məqbuldur. Məsələn, İdarəetmə prinsiplərində oxumaqda, eyni şəraitdə, idarəetmə işi üçün müraciət edənlər daha çox həvəs və ehtiras sahibi olanlar üçün prioritetdirlər! Biz heç də təəccüblənmirik amma əgər: Bir İran yazırsa, deyirlər: Bu, prezidentlik, eqoist və mənəviyyatlıdır. Əlbəttə ki, dini təlimlər bu sahədə effektiv rol oynayır, anlayışlar düzəldilməlidir. Məsələn, İmam Əli deyir: "Başçılıq edənlər məhv olacaqdır". Yoxsa bəziləri deyirlər ki, onun müddəti bütün sözləri qəbul edən Ömər İbn Əbi əl-Xatab idi, amma o, prezidentliyində qaldıqda. Bu, yalnız İmamət və vilayət xəttinə qarşı çıxan prezidentlik mənbəyidir. İmamların demək olar ki, bütün düşmənləri bu cür idi. Çünki hamısı elmi və şəxsi üstünlüklərini qəbul etdi və peyğəmbərlərin və imamların vəziyyətini özlərinə verməkdən imtina etdilər. Məlumdur ki, Ömər dedi: (Lola Əli Zaqlq-Emera)! Yəni əgər o, olmasaydı (və rəhbərliyində elmdə rəhbərliyi istifadə etmədi), onun həyatı məhv olardı. Ən böyük şiə olmayan dini qrupların lideri hamısı İmam Cəfər Sadiqin tələbələri idi. Hənəfi lideri Əbu Hənifə deyir: (Lula Stanan-pomlak) İmam Cəfərin iki il müddətinə öyrədilmədiyinə görə mən öldüm. İdarəetmə, həvəs və prezidentliyin instinkti fərqli dərəcədə fərqləndiyini söyləmək olar. İslamda bu da rədd edilmir, çünki həyatın cinsi instinkt və ya nəfəs kimi sağ qalması lazımdır. Hətta İmam Əli belə deyir: "Əgər siz iki nəfərsinizsə, sizin liderlərinizdən və rəhbərlərinizdən biriniz olmağa çalışın. Buna görə də, əgər bu instinkt düzgün istifadə olunarsa, tamamilə İslam tərəfindən təsdiqlənmişdir. İlahi peyğəmbərlik və İmamətin qəbulunu qəbul etmək, bu instinktin əsl aspektidir. Şərq vilayəti və qaçaqçılıq rəhbərliyi mənfi olanlar arasındadır. Görünür, əgər hakimiyyət orqanları yoxsa: Bunu qəbul etmək üçün İranlıların müsbət axını dünya öyrənmək prosesindədir. Eyni beynin drenajını alsaq: İran ən yüksək qaçaq beyinlərə malikdir, amma keyfiyyəti tamamilə fərqlidir: İranlıların hər biri öz ölkələrinin ağırlıq mərkəzidir.


برچسب‌ها: اشتغال کامل در گرو قبول: مدیریت جهانی ایرانیان است,
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۶ نظر(0)

در حالیکه مسدولین لیبرال دمکرات ما، برای دیپلماسی التماسی و دکترین گدایی نقشه می کشند! قدرت مردم ما، مرزها را پشت سر گذاشته و: به جهانی سازی رسیده است. وزیر خارجه ایران چقدر به الجبیر احترام می گداشت،(و درواقع از او می ترسید و به او التماس می کرد) اما دریک شب، او را مانند دستمال توالت دور انداختند! هنوز وزیر خارجه ایران باور نمی کند، و از این حرکت در بهت و حیرت است. آمریکا اولین گروه سربازان خود را از سوریه خارج کرد، ولی وزیر خارجه ایران هنوز: ناباورانه منتظر بازگشت آنها است؟ ترامپ دولت آمریکا را تعطیل کرده، حقوق حداقل هشتصد هزار کارمند را نمی پردازد، ولی لیبرال های ایرانی می گویند: ترامپ می خواهد مظلوم نمایی کند! حرف ترامپ حتی در رئیس جمهور مکزیک اثر نداشت! ولی اینها فکر می کنند: که یک تاکتیک است. جلیقه زرد ها در فرانسه و اروپا قیام کرده اند، همگرایی آنها حتی به سرزمین های اشغالی فلسطین هم رسیده، ولی آقایان حاضر نیستند یک بیانیه، در حمایت آنها بدهند. فکر می کنند هرچه مکرون بیشتر قتل و کشتار راه اندازد، باز هم نشانه دموکراسی است. رهبر جلیقه زردها می گوید که: ما از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته ایم، ولی اینها نمی شنوند، یا خود را به نشنیدن می زنند. این ها نشان می دهد یقه سفید ها هنوز هم، نوکر بی جیره غرب زدگی هستند. اما مردم آنها را جا می گذارند. روز نهم دی ماه 1388 نمونه این حرکت ها است. در حالی که مسئولین در رودربایستی، و فامیل بازی سعی داشتند فتنه گران را نجات دهند، مردم با حضور خود به آنها گفتند: اگر شماهم با آنها باشید، باید بروید! فتنه گران دولت را حیات خلوت خود کرده بودند، هنوز هم کسانی هستند که: زیر شعار آزادی از حصر، می خواهند که بستگانشان آزاد شوند. سران فتنه باید اعدام می شدند، اما به دلیل فامیل بازی و به اصطلاح تساهل و تسامح، فقط از مصاحبه منع شدند. زیرا اگر این کار که کف خواسته های مردم بود، منظور نمی شد، شاید مردم آنها را با دستان خودشان، اعدام انقلابی می کردند! الان جلیقه زرد ها هر بار، یکی از حیاط خلوت های مکرون را اشاره می کنند! حتی به استراختگاه او رفتند. ملت ایران هم نمی گذارد که: شعار نه غزه نه لبنان! به شکل دیگری از زبان: دولتی ها خارج شود! وقتی ظریف حرف امام خمینی را تحریف می کند، و می گوید او هرگز نخواسته اسرائیل نابود شود! یا اینکه اصلا گوشش بدهکار نبوده، و این حرفها را نشنیده، یا واقعا به ریشه انقلاب می زند. ولی آنها فقط در دایره دوستانشان قهرمان هستند. واگر انگیزه باطنی آنها رو شود، خواهند دید که جرات حضور در بین: طرفداران خود راهم نخواهند یافت. زیرا معلوم می شود با فریب مردم، روی کار آمده اند. روزی که گفتند اگر برجام امضا شود، همه مشکلات حل می شود! و فردای آن روز همه تحریم هابرداشته خواهد شد. حالا تمام قد می گویند اصلا برجام، برای مسائل اقتصادی نبوده! اگر خودشان حافظه شان کم شده، ولی ملت حافظه قوی دارد. اکنون هم تا دیر نشده باید این مدیریت جهانی را به دست بگیرند، همه انقلابیون دنیا را حمایت کنند. لازم نیست پول بدهند، فقط کافی است سکوت نکنند. سکوت آنها کمک به ظالم است. وقتی عربستان در یمن کشتار می کند، حمایت از آل سعود و همسایه دانستن آن ،یعنی حمایت از کشتار مردم یمن. وقتی در فرانسه یا آمریکا انقلابیون، کشته شده یا شکنجه می بینند، دموکراتیک خواند حکومت های اروپایی و آمریکایی، یا سکوت در مقابل جنایات آنها، یا بهت زدگی در مقابل عقب نشینی آنها، یک خیانت محسوب می شود. مطمئن باشند القاب پرطمطراق خود نوشته، کمکی به آنها نخواهد کرد. و مردم آنها را رد خواهند کرد.

Manage the world so simply!

As our Liberal Democrats plan for begging diplomacy and begging doctrine! The power of our people has crossed the boundaries: it has reached globalization. How much of the Iranian foreign minister did he respect Al-Jabir (and actually feared him and begged him), but dismissed him like a toilet paper one night! Iran's foreign minister still does not believe it, and it's amazing. America withdraws their first group of troops from Syria, but the Iranian foreign minister still: awkwardly waiting for their return? Tramp closed the US government, not paying at least eight hundred thousand employees, but Iranian liberals say: Tramp wants to expel! The words of Trump did not even affect the President of Mexico! But they think: that's a tactic. Yellow vests have risen in France and Europe, their convergence has reached even the occupied territories of Palestine, but gentlemen are not willing to give a statement in support of them. They think that the more Macron launches the killings, it is still a sign of democracy. The leader of the Zohanna jacket says: "We are inspired by the Islamic Revolution of Iran, but they do not hear or hear about it. These show that the white collar is still a worthless rabbit. But people put them in. On the 9th of January, 2009, these moves are examples. While the authorities were trying to save the seditious people at Rood bear, and the family of the game, the people said to them, "If you are with them, you have to go!" The seditious people of the state had their own privacy, there are still those who: Under the slogan of freedom from the secret, they want their relatives free. The leaders of intrigue should be executed, but because of their family and the so-called tolerance, they were only barred from interviewing. Because if this was not meant to be the cause of the people's wishes, perhaps they would have carried out revolutionary executions with their own hands! Now the yellow vests point to one of the backyards of Macron! He even went to his stomach. The Iranian nation does not put that: the slogan is neither Gaza nor Lebanon! In another form of language: get out of government! When Zarif distorts Imam Khomeini's words, he says he never wanted Israel to be destroyed! Or he did not owe him at all, and he did not hear that, or he really is at the root of the revolution. But they are only heroes in the circle of their friends. If their inner motive is over, they will see that they are dare to be present: my followers will not find my way. Because it turns out that they have come to terms with the deception of the people. The day they said that if the deal is signed, all the problems will be solved! And tomorrow that day all sanctions will be eradicated. Now they're all saying they're not doing anything for economic reasons! If their own memory is diminished, the nation has a strong memory. It's not too late now to take over this global management, protect all the revolutionaries of the world. You do not need to pay money, just do not silence. Their silence is helping the tyrant. When Saudi Arabia kills Yemen, support for the Saudis and its neighbors is to support the killing of the Yemeni people. When revolutionaries are murdered or tortured in France or the United States, they are democratic, European and American governments, or silence from their crimes or fear of retreat, are a betrayal. Be sure your self-titled title will not help them. And people will reject them.

إدارة العالم ببساطة!

بينما يخطط الديمقراطيون الليبراليون لدينا للتوسل للدبلوماسية والتسول! لقد عبرت قوة شعبنا الحدود: فقد وصلت إلى العولمة. كم من وزير الخارجية الإيراني كان يحترم الجابر (ويخافه بالفعل ويتوسل إليه) ، لكنه رفضه مثل ورق التواليت ليلة واحدة! لا يزال وزير خارجية إيران لا يصدق ذلك ، وهو أمر مذهل. أمريكا تسحب أول مجموعة من قواتها من سوريا ، لكن وزير الخارجية الإيراني ما زال في انتظار: أغلق الصعلوك الحكومة الأمريكية ، ولم يدفع ما لا يقل عن ثمانمائة ألف موظف ، لكن الليبراليين الإيرانيين يقولون: إن الصعلوك يريد أن يطرد! كلمات ترامب لم تؤثر حتى على رئيس المكسيك! لكنهم يعتقدون: هذا تكتيك. لقد ارتفعت السترات الصفراء في فرنسا وأوروبا ، ووصل تقاربها حتى إلى الأراضي الفلسطينية المحتلة ، لكن السادة ليسوا مستعدين لإعطاء تصريح لدعمهم. ويعتقدون أنه كلما أطلق المکرون أعمال القتل ، فإنه لا يزال علامة على الديمقراطية. يقول قائد ستره،نحن مستوحاة من الثورة الإسلامية في إيران ، لكنهم لا يسمعون أو يسمعون عنها. هذه تظهر أن ذوي الياقات البيضاء لا يزال أرنب عديم القيمة. لكن الناس وضعوها. في 9 يناير 2009 ، هذه التحركات هي أمثلة. في حين كانت السلطات تحاول إنقاذ الشعب الفتن في الید، وعائلة اللعبة ، قال الناس لهم: "إذا كنت معهم ، فعليك أن تذهب!" كان لشعب الدولة المثير للفتنة خصوصية خاصة به ، ولا يزال هناك من: "تحت شعار الحرية من السر ، يريدون أن يكون أقاربهم أحرارًا." ينبغي إعدام زعماء الدسائس ، ولكن بسبب أسرهم وما يسمى بالتسامح ، لم يُسمح لهم بمقابلتهم. لأنه إذا لم يكن المقصود أن يكون هذا هو سبب رغبات الناس ، لربما كانوا قد نفذوا عمليات إعدام ثورية بأيديهم! الآن يشير السترات الصفراء إلى أحد أفنية ماكرون! حتى ذهب إلى معدته. الأمة الإيرانية لا تضع ذلك: الشعار ليس غزة ولا لبنان! في شكل آخر من أشكال اللغة: الخروج من الحكومة! عندما يشوه ظريف كلمات الإمام الخميني ، يقول إنه لا يريد أن يتم تدمير إسرائيل! أو أنه لم يكن مدينًا له على الإطلاق ، ولم يسمع ذلك ، أو هو في الحقيقة أصل الثورة. لكنهم أبطال فقط في دائرة أصدقائهم. إذا انتهى دافعهم الداخلي ، سيرون أنهم يجرؤون على الحضور: لن يجد أتباعي طريقتي. لأنه تبين أنهم قد توصلوا إلى فهم خداع الناس. في اليوم الذي قالوا فيه أنه إذا تم توقيع الصفقة ، سيتم حل جميع المشاكل! وغدا في ذلك اليوم سيتم القضاء على جميع العقوبات. الآن يقولون أنهم لا يفعلون أي شيء لأسباب اقتصادية! إذا تضاءلت ذاكرتهم ، فإن الأمة لديها ذاكرة قوية. لم يفت الأوان بعد لتولي هذه الإدارة العالمية ، وحماية جميع الثوار في العالم. أنت لا تحتاج إلى دفع المال ، فقط لا صمت. صمتهم هو مساعدة الطاغية. عندما تقتل المملكة العربية السعودية اليمن ، فإن دعم السعوديين وجيرانها هو دعم قتل الشعب اليمني. عندما يتم قتل الثوار أو تعذيبهم في فرنسا أو الولايات المتحدة ، فهم حكومات ديمقراطية وأوروبية وأمريكية ، أو صمت عن جرائمهم ، أو الخوف من التراجع ، هي خيانة. تأكد من أن العنوان الذي تحمل عنوانك لن يساعدهم. والناس يرفضونهم.

Dünyayı sadəcə idarə edin!

diplomatiya dilənçilik və süjet dilənçiliklə üçün Liberal Demokrat Msdvlyn isə bizim doktrina! xalqımızın gücü, arxasında və qloballaşma sərhədləri çatır. İranın xarici işlər naziri, necə Al şərəf nümayiş (və əslində, o qorxdu və yalvardı), lakin bir gecə, o tualet kağızı kimi üz tossed! İranın xarici işlər naziri hələ də inanmır və bu, gözəldir. Suriya ilk Amerika qoşunlarını geri, lakin İranın xarici işlər naziri: şok onlara gözləyir? Trump, Amerikanın hökumət bağlamaq səkkiz yüz min işçisi minimum əmək haqqı ödəmək deyil, İran liberallar deyirlər: Trump bu zərər istəyir! Trump sözləri Meksikanın Prezidentinə belə təsir etmədi! Ancaq düşünürlər ki, bu bir taktika. öldürülməsi daha Mkrvn yenə demokratiyanın əlamətidir, hesab edirəm ki, yola çıxdıq. Sarı Özüllər lideri deyir: Biz İran İslam İnqilabının ilham edilmişdir, lakin onlar eşitmək etməyib, və ya öz eşitmək. Bunlar göstərir ki, ağ yaxası hələ də dəyərsiz bir dovşan. İnsanlar onları qoydu. 9 yanvar 2009-cu ildə bu hərəkət nümunələrdir. Dövlət öz Bahçe üsyançılardır həbs azadlıq şüarı altında onların yaxınları azad istəyənlər hələ də. Fitnə liderləri icra olunmalıdır, lakin qohumbazlıq və qondarma tolerantlıq yalnız müsahibələr qadağan edildi. İndi sarı yeleklər Makronun arxa bağlarından birinə baxır! Hətta mədəsinə getdi. İran xalqı ki, şüar Qəzza də Lebanon nə yoxdur! Başqa bir dil şəklində: hökumətdən çıxın! incə təhrif İmam Xomeyni söhbət və o, İsrail məhv etmək istəyirdim, heç vaxt deyir! zaman Yoxsa dinləmək və bu sözlər, və ya, həqiqətən, onun inqilab kök eşitdim deyil. Amma onların dostları ətrafında yalnız qəhrəmanlar var. onlar daxili motivasiya olsaydı, onlar azarkeşləri cəsarət yol tapa olduğunu görəcəksiniz. insanları aldatmaq çıxır, çünki hakimiyyətə gəlib. onlar imzalayıb Brjam gün varsa, bütün problemlər həll olunacaq! Və sabah o gün bütün sanksiyalar aradan qaldırılacaq. İndi onlar iqtisadi səbəblərdən bir şey etmədiklərini söyləyirlər! Öz yaddaşları azalırsa, millətin güclü bir yaddaş var. Bu qlobal idarə etmək bütün dünya inqilabçıları dəstəkləmək üçün artıq çox gec. Pul verməyinizə ehtiyac yoxdur, yalnız susma. Sükutları zalımlara kömək edir. Yəmən xalqının öldürülməsi Səudiyyə Səud Palatasının dəstəyi həlak Yəməndə Ərəbistanı və qonşuları bunu dəstək. Öz başlığınızın adı onlara kömək etməyəcəyinə əmin olun. İnsanlar onları rədd edəcəklər.


برچسب‌ها: مدیریت برجهان به همین سادگی!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۷:۲۳ نظر(0)

بنده نیم ساعت زودتر، سوار همان اتوبوسی بودم که چپ کرد! دانشگاه علوم و تحقیقات، در بالای تپه های فرحزاد و مشرف بر پونک و حصارک، در شمال غربی تهران می باشد. مساخت زمین آن بسیار زیاد است، ولی همه آن تپه ماهور می باشد که: در هر دره آن دانشکده ای بنا شده! و در ارتفاعات آن هم فضای سبز، و خیابان کشی شده است. با اینکه سالها از کنار آن رد می شدم، ولی آن روز خواستم از درون، آن را تماشا کنم بخصوص که یکی از دوستان، گفته بود همایش محیط زیستی هم در آنجا هست. بی آرتی از میدان آزادی، سربالایی های زیادی را طی می کند، تا به این دانشگاه برسد! روی تابلوی آن هم نوشته: میدان ازادی - دانشگاه غلوم و تحقیقات. به نوبه خود، به تمام کسانی که اینهمه راه های ناهموار را طی می کنند، تا به دانشکده خود برسند، و آنهمه هزینه های ریالی شهریه، کتاب و سفر را بر خود هموار می کنند، غبطه می خورم. واقعا اینهمه شوق برای دستیابی به علم، و شرکت در کلاس ها در هیچ کجای دنیا نیست. جوانان پر شور وشر که میتوانند: دنیا را به هم بریزند، ساعت ها در یک اتاق می نشینند، و به درس استاد گوش می دهند! جزوه های سخت را از رو می خوانند، یا آن را رونویسی می کنند و: به حافظه می سپارند. اگر دانشگاه تهران بود، و آنهمه کمک هزینه تحصیلی! و وام های دانشجویی شاید می توان گفت: انگیزه چیزی غیر از درس خواندن و دانستن است، ولی این راه دور و این همه هزینه، واقعا فقط شوق و ذوق درس خواندن را می طلبد. هرچند آنها خودشان هم نمی دانند که: با این کوشش ها بر بال فرشته ها سوارند و: در دنیای ماورا  سفر میکند. چرا که هر جوینده علم از نظر اسلام، بالاتر از فرشتگان است! امام صادق می فرماید: نباید بین شما کسی غیر از دانشجو و استاد باشد! یا باید چیزی یاد بگیرید، و یا یاد بدهید.(معلم او متعلم) لذا به نظرم دانشجویانی که: در این راه از دست می روند، باید شهید محسوب شوند. شهید راه دانش، زیرا از نظر اسلام دانش تنها چیزی است که: میراث ماندگار است و هرگز: به پایان نمی رسد و تمام نمی شود. مخصوصا در این دانشگاه! که بنده از نزدیک مشاهده کردم: از درب دانشگاه که وارد شوید، محوطه بسیار بزرگی روبروی شما است، اگر وسیله نقلیه داشته باشید، و راه برای ما مجاز باشد، راحت هستید ولی استاد و دانشجو که، همه ماشین ندارند. لذا دانشگاه تصمیم گرفته، چند اتوبوس بگذارد که هر پانزده دقیقه، کل دانشگاه را دور بزنند! دانشجو را به دانشکده اش برسانند، یا برگردانند. جاده اتوبوس هم مانند جاده های شمال، و هزارچم هست که اگر از روش: کابلی استفاده شود، شاید فاصله ها تا یک چهارم هم کاهش یابد! اما معلوم نیست چرا این روش کنار گذاشته شد، و روش اتوبوسی! آن هم اتوبوس های فاقد معاینه فنی استفاده شده. پیشنهاد می شود درب این دانشگاه را، به روی گردشگران باز کنند. آن وقت ایجاد حمل و نقل کابلی، درآمد زا هم خواهد شد. دیگر مجبور نخواهند شد: اینگونه ریسک کنند و بخاطر: هزینه جان دانشجویان به خطر بیافتد. از آن سو،  مردم عادی هم توفیق حضور در دانشگاه پیدا کرده، و از نزدیک با دانشجویان آشنا خواهند شد! در کشور دانش دوستی مانند ایران، حیف است که دانشگاه ها در بسته باشند.  فقط کسانی حق ورود داشته باشند، که کارت آنجا را دارند. باید قبل از اینکه تبدیل به موزه شود، برای بازدید عموم آزاد شود! موزه ها گرچه محترم هستند، ولی راجع به عناصر مرده حرف می زنند! در حالیکه آنها در زمان زنده بودن، غیر از این حالت را داشته اند. مانند جراحی مجسمه های انسانی! آنها اگر هم اشتباه جراحی شوند، چیزی نمی شود! ولی آدم زنده برای: یک سوزن اضافی هم شکایت می کند.

Martyrs of the Way of Science

Served half an hour earlier, I was riding the same bus that left! The University of Science and Research is located above the hills of Farahzad and overlooks Punak and Hesarak, northwest of Tehran. The ground is very large, but it is all that moorland: in every valley, that faculty is built! And at its heights it has green space, and it has been streaked. Although I'd been going away for years, but that day I wanted to watch it from within, especially when a friend told me that there was an environmental conference there too. Free of charge from Azadi Square, he has to go to high school to get to this university! Also on the cover is: Azadi Square - University of Geology and Research. In turn, I envy all those who go through all the rugged ways to reach their college, and they will cover all the rhythm of tuition, books, and travel. It's not really all about the pursuit of science, and attending classes anywhere in the world. Sparkling young people who can: Break the world, sit in the same room for hours, and listen to the lessons of the professor! They read, or transcribe, hard-copy pamphlets, and: they will take memory. If it was a university in Tehran, and that's all the scholarship! Student loans Maybe we can say that motivation is something other than learning and knowing, but this distance and all this cost really requires just the urge to study. However, they themselves do not know that: With these efforts, they will hover over the wings of the angels: they travel to the world of the world. Because every scholar of science in Islam is above angels! Imam Sadeq says: "You should not be someone other than a student and a master!" Or you have to learn something, or teach. (His teacher is a student) So I think that students who: are lost in this way should be regarded as martyrs. Martyr on sciences way, because from the point of view of Islam, knowledge is all that: Legacy is lasting and never: it does not end or end. Especially at this university! I saw very closely: from the entrance to the university entrance, there is a huge area in front of you, if you have a vehicle, and it is a way for us to be allowed, you are comfortable, but a teacher and a student who do not have all the cars. So the university decided to take a few buses to go around the entire university every fifteen minutes! Bring the student to his college, or return it. The bus is the same as the north roads, and there is one thousandth, and if the cable method is used, the distance may be reduced to a quarter! But it is unclear why this method was abandoned, and the busy way! There are also buses without technical examination. It is suggested that the door of this university be opened to tourists. It will also generate revenue for cable carriage. They will no longer be compelled to: take this risk, and because of: the cost of the lives of students is compromised. On the other hand, ordinary people have also succeeded in attending the university, and will be introduced to the students closely! In a country of friendship like Iran, it is a pity that universities should be closed. Only: those who have the right to enter, who have the card. You must be freed to public before becoming a museum! Museums are respected, but they are talking about dead elements! While they were alive, they did not. Like Human Surgery! They will not get anything if they get the wrong surgery! But the live person is complaining: an extra needle.

شهداء الطريق من العلم

خدم نصف ساعة في وقت سابق ، كنت ركوب نفس الحافلة التي غادرت! تقع جامعة العلوم والبحوث فوق تلال فرحزاد وتطل على بوناك وهاسكار ، شمال غرب طهران. الأرض كبيرة جدا ، لكن كل ذلك مستنقع: في كل واد ، تلك الكلية بنيت! وعلى ارتفاعاتها ، يوجد بها مساحة خضراء ، وقد اشتعلت. على الرغم من أنني كنت أذهب بعيداً لسنوات ، لكنني أردت في ذلك اليوم مشاهدته من الداخل ، خاصة عندما أخبرني أحد الأصدقاء أن هناك مؤتمراً بيئياً هناك أيضاً. مجانا من ساحة آزادي ، عليه أن يذهب إلى المدرسة الثانوية للوصول إلى هذه الجامعة! أيضا على الغلاف هو: ساحة آزادي - جامعة الجيولوجيا والبحوث. في المقابل ، أحسد كل أولئك الذين يمرون بكل الطرق الوعرة للوصول إلى كليتهم ، وسيغطيون كل إيقاع الرسوم الدراسية والكتب والسفر. لا يتعلق الأمر في الواقع بالبحث عن العلوم وحضور الدروس في أي مكان في العالم. الشباب المتلألئ الذين يمكنهم: كسر العالم ، والجلوس في نفس الغرفة لساعات ، والاستماع إلى دروس الأستاذ! يقرأون ، أو ينسخون ، نسخا مطبوعة ، ويأخذون الذاكرة. إذا كانت جامعة في طهران ، وهذا هو كل المنحة! قروض الطلاب ربما يمكننا القول أن الدافع هو شيء آخر غير التعلم والمعرفة ، لكن هذه المسافة وكل هذه التكلفة تتطلب حقاً الرغبة في الدراسة. ومع ذلك ، هم أنفسهم لا يعرفون ذلك: مع هذه الجهود ، سوف يحومون فوق أجنحة الملائكة: يسافرون إلى عالم العالم. لأن كل عالم في الإسلام هو فوق الملائكة! يقول الإمام الصادق: "لا ينبغي أن تكون شخصًا آخر غير الطالب والماجستير!" أو عليك أن تتعلم شيئاً ما ، أو تعلّم. () لذا أعتقد أن الطلاب الذين: فقدوا بهذه الطريقة يجب اعتبارهم شهداء. إن الشهيد هو طريق العلم والمعرفة ، لأنه من وجهة نظر الإسلام ، المعرفة هي كل ذلك: الإرث دائم ولا يحدث أبداً: فهو لا ينتهي ولا ينتهي. خاصة في هذه الجامعة! رأيت عن كثب: من المدخل إلى مدخل الجامعة ، هناك منطقة ضخمة أمامك ، إذا كان لديك سيارة ، وهي طريقة تسمح لنا بالسماح بها ، فأنت مرتاح ، ولكن المعلم والطالب الذي لا يملك جميع السيارات. لذا قررت الجامعة أن تأخذ عددًا قليلاً من الحافلات للتجول في الجامعة بأكملها كل خمس عشرة دقيقة! أحضر الطالب إلى كليته أو أعده. الحافلة هي نفس الطرق الشمالية ، وهناك واحد ألف ، وإذا تم استخدام طريقة الكابل ، قد يتم تخفيض المسافة إلى ربع! ولكن من غير الواضح لماذا تم التخلي عن هذه الطريقة ، والطريقة المزدحمة! هناك أيضا الحافلات دون الفحص الفني. يقترح أن يتم فتح باب هذه الجامعة للسياح. كما سيولد إيرادات لنقل الكابل. لن يكونوا مضطرين بعد الآن إلى: خوض هذه المخاطرة ، وبسبب: تعرض حياة الطلاب للخطر. من ناحية أخرى ، نجح الأشخاص العاديون في حضور الجامعة ، وسيتم تقديمهم إلى الطلاب عن قرب! في بلد الصداقة مثل إيران ، من المؤسف أن الجامعات يجب أن تكون مغلقة. فقط أولئك الذين لديهم الحق في الدخول ، الذين لديهم البطاقة. يجب أن تتحرر للجمهور قبل أن تصبح متحفا! يتم احترام المتاحف ، لكنهم يتحدثون عن العناصر الميتة! بينما كانوا على قيد الحياة ، لم يفعلوا ذلك. مثل جراحة الإنسان! لن يحصلوا على أي شيء إذا حصلوا على جراحة خاطئة! لكن الشخص الحي يشكو: إبرة إضافية.

Elm Yolu Şəhidləri

Yarım saat əvvəl xidmət verdim, sola buraxılan eyni avtobusda qaldım! Elm və Araşdırma Universiteti Farahzad dağlarının üstündə yerləşir və Tehranın şimal-qərbindəki Punak və Hesarak qəsəbələrinə baxır. Torpaq çox böyükdür, amma bu, hər şeydir: hər vadidə ki, fakültə tikilir! Və onun yüksəkliklərində yaşıl yer var və bu, bürünmüşdür. Mən bir neçə ildir uzaqlaşırdım, amma o gündən bəri onu izləmək istəmişdim, xüsusilə də bir dostun orada ətraf mühit konfransı olduğunu söylədim. Azadi meydanından pulsuz, bu ali məktəbə getmək üçün orta məktəbə getməlidir! Həmçinin örtükdə: Azadi Meydanı - Geologiya və Tədqiqat Universiteti. Öz növbəsində, kollecə çatmaq üçün bütün möhkəm yollardan keçənləri və bütün təhsil ritmlərini, kitablarını və səyahətlərini əhatə edənlərə həsəd aparıram. Bu, həqiqətən, elmin arxasınca və dünyada hər hansı bir sinifdə iştirak etməyində deyil. Şüurlu gənclər: Dünyamı parçalamaq, eyni otaqda saat çəkmək və professorun dərslərini dinləmək! Onlar oxuduğu və ya köçürdükləri, bürokratik bülletenləri yazırlar və: onlar yaddaşını alacaqlar. Tehranda bir universitet olsaydı və bütün təqaüdlər! Tələbə kreditləri Bəlkə motivasiyanı öyrənmək və bilməkdən başqa bir şey demək mümkündür, ancaq bu məsafə və bütün bu xərclər, həqiqətən, öyrənmək istəyini tələb edir. Ancaq bunlar özləri də bilmirlər: Bu səylərlə, onlar mələklərin qanadları üzərində hərəkət edəcəklər: dünyanın dünyasına səyahət edirlər. İslamda hər elm mütəxəssisi mələklərdən üstündür! İmam Sadiq deyir: "Sən bir şagirddən və səndən başqa kimsə olmusan!" Və ya bir şey öyrənməlisiniz və ya öyrətməlisiniz. () Beləliklə, hesab edirəm ki, bu şəkildə itkin olan tələbələr şəhid sayılmalıdır. Şəhid elm və bilik yoludur, çünki İslam baxımından bilik budur: miras davamlıdır və heç vaxt: bu bitmir və ya bitmir. Xüsusilə bu universitetdə! Mən çox yaxından gördüm: universitet girişində girişdən öncə böyük bir sahə var, əgər bir vasitə varsa və bu yola icazə verməliyik, rahat olsanız da, bütün avtomobilləri olmayan bir müəllim və tələbə. Beləliklə, universitet bir neçə avtobus götürərək, on beş dəqiqə ərzində bütün universitetə ​​getmək qərarına gəldi! Tələbə kollecinə gətirin və ya onu qaytarın. Avtobus şimal yolları ilə eynidır və mindən çox var və kabel üsulu istifadə edildikdə, məsafə dörddə birə endirilə bilər! Ancaq bu üsulun nə üçün buraxılmadığını və sıx bir şəkildə nədənsə aydın deyil! Texniki baxış olmadan avtobuslar da var. Bu universitetin qapılarının turistlərə açılması təklif olunur. Həmçinin, teleferik üçün gəlir əldə edəcəkdir. Onlara artıq məcbur edilməyəcək: bu riski çəkin və şagirdlərin həyatı xərclənir. Digər tərəfdən, sıravi insanlar da universitetdə iştirak etməyə müvəffəq oldular və tələbələrə yaxından tanış olacaqlar! İran kimi dostluq ölkəsində, universitetlərin bağlanması təəssüf doğurur. Yalnız kartı olan, girmək hüququ olanlar. Muzeyə gəlməzdən əvvəl ictimaiyyətə azad olunsun! Muzeylər hörmətlidir, amma ölü elementlərdən danışırlar! Onlar yaşadıqları halda, etmədilər. İnsan Cərrahiyyəsi kimi! Yanlış əməliyyat apararsa bir şey almırlar! Amma canlı şəxs şikayət edir: əlavə bir iynə.


برچسب‌ها: شهدای راه علم,
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۵:۳۳ نظر(0)

دکتر روحانی گفت که دولت هم گرانفروش است.  ولی راه حل آن را نگفت. به نظر می رسد راه حل بسیار ساده است، ولی نیاز به عزم راسخ و تصمیمی محکم دارد. ما در روایات اسلامی داریم که: هیچکس حق ندارد سربار دیگری باشد. پیامبر اسلام هرگاه به سفر می رفت، یا با دوستان بود همیشه کارهای خود را انجام می داد، و از کسی نمی خواست کارش را انجام دهد. بلکه حتی به آنان کمک هم می کرد. سربار(و هوکل علی مولاه) در اینجا به معنی هزینه های خود را، به دیگران تحمیل کردن است. یکی از دلایل گران بودن دولت این است که: افرادی با نفوذ در آن برای خود، دستمزدهای کلان می گیرند. اگر این دستمزدها تعدیل شود، دولت ارزان می شود. به دو دلیل مهم این امر اتفاق می افتد: اول اینکه هزینه دستمزدهای نجومی، که معادل بودجه کل کشور در هرسال است، از سربار هزینه ها کم می شود، لذا هزینه خدمات دولت به نصف کاهش می یابد. از طرف دیگر باعث منفک شدن بسیاری از: مدیران از بدنه دولت می شود. واقعیت این است اغلب افرادی که: وارد بدنه دولت می شوند، به قصد درآمد های نجومی است، تا خود و خانواده خود را، برای همیشه بیمه نمایند! هرچه رده سازمانی این مدیران بالاتر است، انتظار دریافت های نجومی برایشان بیشتر است. ولی وقتی ببیند که حقوق نجومی در کار نیست، به سراغ کار دیگری می روند، و بیش از 50درصد بدنه دولت سبک می شود! لذا بازهم هزینه ها کاهش یافته و: هزینه خدمات دولتی تا 25درصد فعلی، نزول می کند. البته توهین به همه مدیران و دولتمردان نباشد، منظور ما 50درصد طماع است، نه 50درصدی  که می مانند، تا خدمت کنند و انتظار: حقوق های نجومی ندارند. در زمان شهید رجایی دولت انقلابی، بیشتر حقوق خود را از محل خدمت قبلی می گرفتند. برای صرف نهار هم فقط از نان و ماست استفاده می کردند. حتی بهزاد نبوی ریاکار! چایی را هم خودش از خانه می آورد، و با دست خودش دم می کرد و می گفت: به کارگر نباید دستور بدهیم و یا ظلم کنیم! طبیعی بود که در این دوران، پول فراوان بود و ارزاق هم ارزان بودند. همه برای رضای خدا کار می کردند، و کسی حقوق نجومی نداشت. ولی موقعی که مهندس موسوی نخست وزیر شد، همه را به مسخره گرفت و گفت: بهترین غذاها را برای هیات دولت بیاورند، بطوری که هزینه غذای یک نفر دولت او، معادل هزینه عذای کل هیات دولت شهید رجایی می شد. طبیعتا پولها صرف وزرا و وکلا و استانداران شد، و بودجه ای باقی نماند! به همین دلیل وقتی امام خمینی فرمود که: دولت به جنگ کمک کند، ایشان استعفا داد. عاقبت محسن رضایی راهم معتقد کرد که: بودجه قرمز شده وزیر صفر است، و باید صلح را بپذیرند! در دوران هاشمی دست دولتی ها، نه تنها برای حقوق ومزایا باز شد، بلکه بیت المال هم در اختیار انان گذاشته شد! و مانند رضا شاه، هرجا ملک مرغوبی بود به تملک ریاست جمهوری در آمد. کاخ ها که قرار بود موزه شود، در اختیار هاشمی قرار گرفت. کاخ مرمر کارهای اداری و کاخ نیاوران امور تفریحاتی انجام می شد. کیش و سفرهای خارجی و هرگونه هزینه دیگر قابل قبول شد! بودجه دولت به بهانه سازندگی، به پاداش و دستمزد اختصاص یافت. همین امر باعث هجوم جویندگان طلا به دولت گردید. معترضان هم ضد هاشمی معرفی می شدند! لذا این جریان اگر قطع نشود، دولت همچنان گران خواهد بود.

How will the government become cheap?

Dr. Rouhani said that the government is also expensive. But the solution did not say it. The solution seems to be very simple, but it needs a firm resolve and determination. We have in Islamic narratives that: No one has the right to be another. The Prophet, when he was traveling, or with friends, always did his work, and nobody wanted to do his job. But: even helped them. Overhead: () here means imposing your costs on others. One of the reasons why the government is expensive is that: influential people get big wages for themselves. If these wages are adjusted, the government becomes cheap. This is due to two main reasons: firstly, the cost of astronomical wages, which is equivalent to the total budget of the country each year, reduces the overhead, so the cost of government services is halved. On the other hand, many people are disfigured: managers become the body of the government. The reality is that most people who enter the government body are for astronomical purposes, they will insure themselves and their families forever! The higher the organizational class of these directors is, the more they expect astronomical downloads. But when he sees that astronomical rights are not working, they will go to another job, and more than 50% of the government body will be light! Therefore, costs have fallen and: the cost of government services is down to 25%. Of course, there is no insult to all directors and statesmen, we mean 50% of the Finns, not 50% of them who they are, to serve and expect no astronomical salaries. At the time of the Revolutionary Government's martyr Rajai, they took more of their salary from the previous service. For lunch, they only used bread and yogurt. Even Behzad Nabavi hypocrite! He brought the tea from the house himself, and he spoke with his own hand, saying: We should not order or oppress the worker! It was natural that during this period, there was a lot of money, and they were cheap too. Everyone worked for God's sake, and no one had astronomical rights. But when Mousavi became prime minister, he mocked everyone and said: "Bring the best food to the government, so that the cost of one man's food would be equal to the cost of the total mourning of the martyr Raja'i government." Naturally, the money was spent on ministers, lawyers and governors, and there was no budget! For this reason, when Imam Khomeini said that the government would help the war, he resigned. The sequel to Mohsen Rezaei Raham believed that: The red budget is a zero minister, and must accept peace! During the Hashimi era, the hands of the state were opened not only for salaries, but also for the bite-llm! And like Reza Shah, wherever he was a wealthy property, he became president. Hashmi was given to the palaces that were supposed to be the museum. The marble palace and the Niavaran Palace of Recreation were carried out. Kish and foreign travels and any other expenses are acceptable! The state budget was allocated to rewards and wages on the pretext of construction. This led to the influx of gold seekers into the government. Anti-Hashemi protesters were introduced! Therefore, if the current course is not discontinued, the government will continue to be expensive.

كيف ستصبح الحكومة رخيصة؟

قال الدكتور روحاني إن الحكومة مكلفة أيضاً. لكن الحل لم يقل ذلك. يبدو الحل سهلاً للغاية ، لكنه يحتاج إلى عزم وتصميم قويين. لدينا في الروايات الإسلامية ما يلي: لا أحد لديه الحق في أن يكون آخر. كان النبي ، عندما كان مسافرا ، أو مع الأصدقاء ، يقوم بعمله دائما ، ولا أحد يريد أن يؤدي وظيفته. ولكن حتى ساعدهم. النفقات العامة () هنا تعني فرض تكاليفك على الآخرين. أحد الأسباب التي تجعل الحكومة مكلفة هو: يحصل الأشخاص ذوو النفوذ على أجور كبيرة لأنفسهم. إذا تم تعديل هذه الأجور ، تصبح الحكومة رخيصة. ويرجع ذلك إلى سببين رئيسيين: أولاً ، أن تكلفة الأجور الفلكية ، التي تعادل الميزانية الإجمالية للبلد كل عام ، تقلل من النفقات العامة ، وبالتالي فإن تكلفة الخدمات الحكومية تنخفض إلى النصف. من ناحية أخرى ، يتم تشويه العديد من الناس: يصبح المديرون جسد الحكومة. والحقيقة هي أن معظم الناس الذين يدخلون هيئة حكومية هم لأغراض فلكية ، وسوف يؤمنون أنفسهم وعائلاتهم إلى الأبد! وكلما ارتفعت الطبقة التنظيمية لهؤلاء المديرين ، زاد توقعهم للتنزيلات الفلكية. لكن عندما يرى أن الحقوق الفلكية لا تعمل ، فإنهم سيذهبون إلى وظيفة أخرى ، وأكثر من 50٪ من هيئة الحكومة ستكون خفيفة! لذلك ، انخفضت التكاليف و: انخفضت تكلفة الخدمات الحكومية إلى 25 ٪. بالطبع ، لا يوجد إهانة لكل المديرين ورجال الدولة ، فنحن نقصد 50٪ من الفنلنديين ، وليس 50٪ منهم ، أن يخدموا ولا يتوقعون أي رواتب فلكية. في زمن الشهيد رجائي ، أخذوا رواتبهم من الخدمة السابقة. لتناول طعام الغداء ، استخدموا الخبز والزبادي فقط. حتى بهزاد نبوي منافق! أحضر الشاي من البيت نفسه ، وتكلم بيديه قائلاً: لا ينبغي أن نأمر أو نقمع العامل! كان من الطبيعي أنه خلال هذه الفترة ، كان هناك الكثير من المال ، وكانت رخيصة أيضا. الجميع عملوا من أجل الله ، ولم يكن لأحد حقوق فلكية. لكن عندما أصبح موسوي رئيساً للوزراء ، سخر الجميع وقال: "أحضروا أفضل غذاء للحكومة ، بحيث تكون تكلفة الطعام لشخص واحد مساوية لتكلفة الحداد الكلي لحكومة الشهيد رجائي". بطبيعة الحال ، تم إنفاق المال على الوزراء والمحامين والحكام ، ولم تكن هناك ميزانية! ولهذا السبب ، عندما قال الإمام الخميني إن الحكومة ستساعد الحرب ، استقال. التكملة ل محسن رضائي راهم تؤمن بأن: الميزانية الحمراء هي صفر وزير ، ويجب أن تقبل السلام! خلال عهد الهاشمي ، تم فتح أيدي الدولة ليس فقط للمرتبات ، ولكن أيضا من أجل لدغة! ومثل رضا شاه ، أينما كان ممتلكات ثرية ، أصبح رئيسًا. أعطيت هاشمي للقصور التي كان من المفترض أن تكون المتحف. تم تنفيذ القصر الرخامي وقصر نيافاران للاستجمام. كيش والسفر الأجنبية وأي نفقات أخرى مقبولة! خصصت ميزانية الدولة للمكافآت والأجور بحجة البناء. هذا أدى إلى تدفق طالبي الذهب في الحكومة. تم تقديم المتظاهرين المناوئين لهشمي! لذلك ، إذا لم يتم إيقاف الدورة الحالية ، فستظل الحكومة مكلفة.

Hökumət necə ucuz olacaq?

Dr. Ruhani hökumətin də bahalı olduğunu söylədi. Ancaq həll belə deyildi. Həll çox sadə görünür, amma bu, möhkəm bir həll və qətiyyətə ehtiyac duyur. İslam peyğəmbərlərimizdə belə bir şey var: Heç kimin başqa olma haqqı yoxdur. Peyğəmbər, yoldaşı və yoldaşları ilə birlikdə həmişə işini etdi və heç kim öz işini etmək istəmədi. Lakin hətta onlara kömək etdi. Overhead () burada xərclərinizi başqalarına qoymaq deməkdir. Hökumətin bahalı olması səbəblərindən biri nüfuzlu insanların özləri üçün böyük əmək haqqı qazanmasıdır. Bu ödənişlər düzəldilirsə, hökumət ucuzlaşır. Bunun iki əsas səbəbi var: birincisi, hər il ölkənin ümumi büdcəsinə bərabər olan astronomik əmək haqqı xərcləri azaldır, belə ki, dövlət xidmətlərinin xərcləri iki dəfə azalıb. Digər tərəfdən, bir çox insan xəsarət almışdır: menecerlər hökumət orqanı olurlar. Həqiqi ki, hökumət orqanına daxil olanların əksəriyyəti astronomik məqsədlər üçündir, özləri və ailələrini əbədi təmin edəcəklər! Bu direktorların təşkilati sinifi nə qədər yüksəksə, astronomik yükləmələr daha çox gözləyir. Amma o, astronomik hüquqların işləmədiyini görəndə başqa bir işə gedəcək və hökumət orqanlarının 50% -dən çoxu yüngül olacaqdır! Buna görə, xərclər düşüb və dövlət xidmətlərinin dəyəri 25% -ə düşür. Əlbəttə ki, bütün direktorlara və dövlət adamlarına heç bir haqsızlıq yoxdur, biz Finlərin 50% -ni deyirik, onlardan 50% -i astronomik əmək haqqına xidmət etmək və gözləmək deyil. İnqilabçı Hökumətin şəhid Rajai dövründə, əvvəlki xidmətdən maaşlarını daha çox aldılar. Yemək üçün yalnız çörək və qatıq istifadə edirdilər. Hətta Behzad Nabavi ikiüzlülük! Evdən özünü çay gətirdi və özü ilə danışdı: "Biz işçiyə əmr vermə və ya zülm etməməliyik! Təbii ki, bu dövrdə çox pul var idi və onlar ucuz idi. Hər kəs Allahın uğrunda çalışmışdır və heç kimin astronomik hüququ yox idi. Musəvinin baş nazir olmasına baxmayaraq, hər kəs onu istehza edərək dedi: "Hökumətə ən yaxşı yemək gətirin ki, bir adamın yeminin qiyməti şəhid Raja'i hökumətinin ümumi azğınlığına bərabər olacaq". Təbii ki, pullar nazirlərə, vəkillərə və quberniyaya sərf edilmişdi və heç bir büdcə yox idi! Buna görə İmam Xomeyninin hökumətin müharibəyə kömək edəcəyini söylədiyi zaman istefa etdi. Mohsen Rezaei Raham'ın davamı inanırdı: Qırmızı büdcə sıfır nazirdir və sülhü qəbul etməlidir! Haşimi dövründə dövlətin əlləri yalnız əmək haqqı üçün deyil, həm də ısırıq üçün açıldı! Rza Şah kimi, zəngin bir mülk olduğu yerdə, o, prezident oldu. Haşmi muzeyin olması lazım olan saraylara verildi. Mərmər sarayı və Niavaran Həyəcan Sarayı keçirildi. Kış və xarici səyahətlər və hər hansı digər xərclər qəbul edilə bilər! Dövlət büdcəsi tikintinin bəhanəsi ilə mükafatlara və əmək haqqına ayrıldı. Bu, qızıl axtaranlar hökumətə axınına gətirib çıxardı. Anti-Haşimi protestantları tanıdıldı! Buna görə, əgər mövcud kurs dayandırılmamışsa, hökumət bahalı olmağa davam edəcəkdir.


برچسب‌ها: چطور دولت ارزان می شود؟,