X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود A country for the Rohingyas بلد للروهينجا 罗兴亚人的国家 रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۸/۱۳۹۶ - ۲۰:۵۸ نظر(0)

بین الحرمین جدید!

بین الحرمین را برای جاهای مختلفی: در نظر گرفته اند مانند: بین حرم حضرت عباس و امام حسین ع، که این روز ها از آن صحبت زیاد می شود. یا بازار تهران هم بین مسجد جامع و مسجد امام! واقع شده است اصل این کلمه بعد از انقلاب اسلامی، و بعد از سقوط صدام رایج شد. زیرا کربلا در قدیم، بین حرم ها خانه سازی بود، بعد از سقوط صدام ایرانی ها بازسازی: عتبات را شروع کردند و: با خرید خانه ها محدوده طرح، آنجا را به صورت امروزی ساختند. این نکته قابل توجه است که حضرت امام حسین ع، قبل از شهادتش تا چهل کیلومتر اطراف آن را: در بین النهرین خریداری کرد، فرمود من نمی خواهم در زمین مردم، شهید شوم و بعد از شهادتم، کسانی که به زیارتم می آیند، در زمین مردم باشند. لذا اگر فقط همین امر از امام حسین مانده بود، نشان می داد که 14قرن بعد را بخوبی می بیند. و سند ایشان، چشم انداز چند هزار ساله است! به همین سیاق میتوان در مدینه هم، بین حرم پیامبر و حرم ائمه بقیع، بین الحرمین داشت و: کسانی که زمین های آن را آباد کرده، و مالک شده اند باید آن را پس بدهند. زیرا اینگونه زمین ها، متعلق به پیامبر و امام معصوم است. در بنای جدید باید سازه های: فضایی بزرگی به کار گرفته شود تا: در بین ساختمان های بلند گم نباشد. حداقل ارتفاع 400متر با گنبد و مناره، مساحتی بیش از 400متر: طول و عرض را شامل شود.  در فاصله بین مکه و مدینه نیز، به چنین فضایی احتیاج است. اصولا خانه خدا باید بلند تر از همه خانه باشد، لذا در طراحی جدید ماکت، خانه خدا، باید ارتفاعی بالاتر از برج الساعه! داشته باشد یعنی حداقل 500متر و: اگر کاملا مکعب باشد، طول و عرض آن هم افزایش یابد. بطوریکه دارای طبقات زیاد و: حجره های فراوان باشد، و بتواند دو میلیون زائر را، در خود جای دهد و: همه پنجره ها و در های آن بسوی: خانه خدای طرح قدیم باز شود. نمای بیرونی آن هم از شیشه مات باشد، تا طرح بیت الله را داشته باشد. طبقه اول و دوم آن میتواند تجاری باشد، تا از در آمد آن خانه خدا اداره شود، طبقات بالا نیز برای سکونت موقت، مانند اصحاب صفه، زمان پیامبر مورد استفاده قرار گیرد. بطوریکه کل فضای شهر مکه، در محور عبادت قرار گیرد. و ساکنان دائمی به خارج از محدوده حرم: (نور حجرالاسود) فرستاده شوند. و اگر انشاء الله در جنگ سه روزه، لبنان آل سعود را ساقط کرد، یا یمن، ریاض را به موشک بست، این طرحها آماده باشد. علاوه بر آن یک بین الحرمین دیگر هم در حال تاسیس است! البته منظور ما بین میدان امام حسین تهران تا میدان شهدا نیست! بلکه بین کربلا و عتبات عراق است با: امام رضا ع در ایران. از طرف ایران، این مسیر جاده کربلا نام دارد! والان غالبا بصورت اتوبان در آمده، مخصوصا در محدوده های استان تهران: تا همدان و کمی بعد تا کرمانشاه. اما از طرف عراق این جاده، نام امام رضا را دارد! جاده امام رضا، فعلا از مرز تا بدره خوب است، تا نزدیک نجف هم ساخته شده، ولی باید سریعتر سه شاخه شده، کاظمین و سامرا را هم در بر بگیرد. بطوریکه همه راهها به کربلا ختم شود. وزلزله اخیر هم، تملک این زمین ها را ساده کرد. از کربلا هم به امام رضا وصل شود. این جاده باید طوری ساخته شود: تا در آن باند های تندرو، کندرو حتی پیاده و: دوچرخه سوار منظور شود. روشنایی و امنیت آن کامل باشد، می توان در حریم نهایی جاده، مجوز ساخت هتل یا مغازه داد، یا زنجیره های اداری مسکونی تجاری را ساماندهی کرد. در هر صورت همانطور که: پیامبر و ائمه در طرح: چشم انداز 1400ساله پیش بینی کرده اند: همه شهر ها به هم وصل شود، بطوریکه یک زن جوان هم، بتواند با پای پیاده یا سواره، از کربلا تا مشهد و: از مدینه تا سامرا برود، و کسی مزاحم او نباشد.

New Almighty!

Between al-Haramīn is considered for many different places: between the shrine of Hazrat Abbas and Imam Hussein, which is spoken these days. Or Tehran market between Jami Mosque and Imam Mosque! The principle of this word came after the Islamic Revolution, and became popular after the fall of Saddam. Since Karbala was in the past, it was a home to the shrines, after the fall of Saddam, the Iranians were rebuilt: the Atabat began: and with the purchase of houses, the scope of the plot was built up today. It is noteworthy that Imam Hussein ah, before his martyrdom, up to forty kilometers around it: in Mesopotamia, he said: "I do not want to be martyred in the people's lands, and after the martyrdom, those who come to pilgrimage in People's land. Therefore, if only this was the case of Imam Hussein, it would have been clear that he saw the next 14 centuries. And their document is a few thousand years old! Similarly, in Medina, between the shrine of the Prophet and the shrine of the imams of Baqi, there was Al-Hirmīn: and those who built and owned the land should give it back. Because these lands belong to the Prophet and Imam Imam. In the new building, structures should be used: a large space to be lost: not to be lost among high buildings. Minimum 400 meters height with dome and minaret, over 400 meters in length: length and width. In the distance between Mecca and Medina, this space is needed. Basically, God's house should be the highest of all houses, so in the new replicated design, the house of God, should be a height above the tower! That is at least 500 meters and, if it is completely cubic, its length and width will increase. So that it has many classes and: a lot of chambers, and can accommodate two million pilgrims, and: all windows and doors to it open: the house of the god of the old plan. The outer facade of the matte glass is to have the Beitollah design. The first and second floors can be commercial, in order to be governed by the income of that house of God, the upper classes will also be used for temporary residence, such as companions of the Prophet's time. So that the whole of the city of Mecca is in the center of worship. And permanent residents are sent out of the Haram area: (Light Stone). And if God created Al-Saud in a three-day war, or Lebanon defeated al-Saud, or Yemen, he would launch Riyadh to missile. In addition, there is another Al-Ahramin in existence! Of course, we do not mean the square between the Square of Imam Hossein and the martyrs! But also between Karbala and Atabat of Iraq with: Imam Reza in Iran. From Iran, this is the road to Karbala! Valan often arrives on the highway, especially in the provinces of Tehran province: to Hamadan and a little later to Kermanshah. But from Iraq, this road has the name of Imam Reza! The road to Imam Reza is now good from the border to the good, up to Najaf, but it should also include three branches, Kazimain and Samarra. So that all roads will end : in Karbala. The recent quagmire also simplified ownership of these lands. From Karbala to Imam Reza. This road must be built in such a way: to be in the extreme belt, hangover, even on foot and: bike rider. Brightness and security are perfect; it can be set on the final road, the building permit of a hotel or shop, or organized business residential chains. In any case, as: The Prophet and the Imams in the plan: The 1400-year-old prospect has foreseen: All cities will be interconnected, so that a young woman can be on foot or ride from Karbala to Mashhad and from Medina to Samrara will go, and nobody will disturb her.

جديد عز وجل!

بين الحرمين في العديد من الأماكن المختلفة: بين ضريح حضرة عباس والإمام الحسين، الذي يتحدث في هذه الأيام. أو سوق طهران بين جامع الجامع ومسجد الإمام! جاء مبدأ هذه الكلمة بعد الثورة الإسلامية، وأصبحت شعبية بعد سقوط صدام. ومن الجدير بالذكر أن الإمام الحسين (ع)، امام الشهادة إلى أربعين كيلومترا من حوله: في بلاد ما بين النهرين اشترى، قال أنا لا أريد الناس من أراضيهم، شهيد لي بعد الموت، وأولئك الذين يزورون تأتي في أرض الشعب. لذلك، إذا كان هذا هو الحال فقط للإمام الحسين، كان من الواضح أنه رأى القرون ال 14 المقبلة. و وثيقتهم هي بضعة آلاف من السنين! لأن هذه الأراضي تنتمي إلى النبي والإمام الإمام. وفي المبنى الجديد، ينبغي استخدام الهياكل: مساحة كبيرة ينبغي ضياعها: ألا تضيع بين المباني العالية. ارتفاع الحد الأدنى 400 متر مع قبة ومئذنة، أكثر من 400 متر في الطول: الطول والعرض. في المسافة بين مكة والمدينة، هناك حاجة إلى هذه المساحة. في الأساس، بيت الله يجب أن يكون أعلى من جميع المنازل، وذلك في تصميم تكرار جديد، بيت الله، وينبغي أن يكون ارتفاع فوق البرج! وهذا هو، على الأقل 500 متر، وإذا كان مكعب تماما، وطوله والعرض سوف تزيد. الواجهة الخارجية للزجاج غير لامع هو أن يكون تصميم بيتولا. حتى أن كل من مكة المكرمة هي في وسط العبادة. ويتم إرسال المقيمين الدائمين من منطقة الحرم: (الحجر الخفيف). وإذا خلق الله آل سعود في حرب استمرت ثلاثة أيام، أو لبنان، أو اليمن، أطلق الرياض في صاروخ، ستكون هذه الخطط جاهزة. وبالإضافة إلى ذلك، هناك آخر الأهرامين في الوجود! بطبيعة الحال، نحن لا نقصد الساحة بين ساحة الإمام الحسين والشهداء! ولكن أيضا بين كربلاء وعتبات العراق مع: الإمام رضا في إيران. من إيران، هذا هو الطريق إلى كربلاء! فالان غالبا ما يصل على الطريق السريع، وخاصة في محافظات محافظة طهران: إلى همدان وبعد ذلك بقليل إلى كرمانشاه. ولكن من العراق، هذا الطريق له اسم الإمام رضا! الطريق إلى الإمام رضا هو الآن جيد من الحدود إلى الخير، حتى النجف، ولكن ينبغي أن تشمل أيضا ثلاثة فروع، كاسيمين وسامراء. بحيث تنتهي جميع الطرق في كربلاء. كما تباطأ المستنقع الأخير ملكية هذه الأراضي. من كربلاء إلى الإمام رضا. يجب أن يبنى هذا الطريق في مثل هذه الطريقة: ليكون في الحزام الشديد، مخلفات، حتى على الأقدام و: متسابق الدراجة. السطوع والأمن هي مثالية، ويمكن تعيين على الطريق النهائي، رخصة بناء فندق أو متجر، أو سلاسل المكاتب للشركات. في أي حال، كما قال النبي وخطة الأئمة: رؤية وتوقع 1400 سنة: يتم توصيل كافة المدن، وامرأة شابة، أيضا، يمكن أن يكون سيرا على الأقدام أو على ظهور الخيل، من كربلاء إلى مشهد ومن المدينة المنورة إلى سمررة سوف تذهب، ولا أحد سوف يزعجها.

Yeni yenilməz qüvvət sahibi!

Əl-Haramın arasında bir çox müxtəlif yerlər sayılır: Həzrət Abbas və İmam Hüseynin bu gün danışdığı türbəsi arasında. Və ya Cəman Məscidi ilə İmam Məscidi arasındakı Tehran Pazarı! Bu sözün prinsipi İslam inqilabından sonra gəldi və Səddamın düşməsindən sonra məşhur oldu. İmam Hüseyn (ə) ətrafında qırx kilometr Şəhadət sandığının önünə Qeyd edək ki: Mesopotamia alıb, o, onların torpaq nəfər istəmədiklərini söylədi şəhid me ölümündən sonra gəlib ziyarət edənlər Xalq torpağı. Buna görə, yalnız İmam Hüseynin iddiası olarsa, o, növbəti 14 əsrdə gördüyünü açıq-aydın bilirdi. Və onların sənədləri bir neçə min ildir! Çünki bu torpaqlar Peyğəmbər və İmam İmamına aiddir. Yeni binada, strukturlardan istifadə edilməlidir: böyük bir məkan itirilməlidir: yüksək binalar arasında itirilməməlidir. Dəmir və minarəti olan 400 metr hündürlükdə, uzunluğu 400 metrdən çox: uzunluğu və eni. Məkkə və Mədinə arasındakı məsafədə bu məkana ehtiyac var. Əsasən, Allahın evi yeni dizayn replica ki, Allahın evi, qala hündürlüyü yuxarıda çıxardı, bütün evlərin daha yüksək olmalıdır! Yəni, ən azı 500 metr və tamamilə kub olduqda, uzunluğu və eni artacaq. Mat örtünün xarici fəthi Beitollah dizaynına malikdir. Birinci və ikinci mərtəbələr ticarət edilə bilər, Allahın evinin gəlirləri ilə idarə olunmaq üçün yuxarı siniflər də Peyğəmbər vaxtının yoldaşları kimi müvəqqəti yaşamaq üçün istifadə ediləcək. Məkkə şəhəri bütün ibadət mərkəzindədir. Daimi sakinlər Haram bölgəsindən göndərilirlər: (Light Stone). Əgər Allah üç gün müharibədə Əl-Səudu yaratdı və ya Livan əl-Səud və ya Yəməni məğlub etsə, o, Riyadı raket əleyhinə açardı. Əlavə olaraq, mövcud bir başqa Əhramin var! Əlbəttə, İmam Hüseyn meydanı ilə şəhidlər arasında kvadrat demək deyil! Amma İraqın Kərbəla ilə Atabat arasında: İranda İmam Rza. İrandan Kərbəla yolu! Valan tez-tez, xüsusilə Tehran əyalətinin əyalətlərində, Hamadan və bir qədər sonra Kermanşahya doğru yola çıxır. Amma İraqdan bu yol Imam Rza adına sahib! İmam Rza'ya gedən yol indi sərhəddən yaxşıya qədər, Nəcəfə qədər yaxşıdır, amma üç filial da Kazimain və Samarra daxil olmalıdır. Bütün yollar Kərbəlada sona çatacaq. Son çınqıl bu torpaqların mülkiyyətini sadələşdirdi. Kərbəladan İmam Rza'ya. Bu yol belə bir şəkildə inşa edilməlidir: həddindən artıq kəmərdə olmaq, asma, hətta ayaqda və velosiped sürücüsü olmaq. Parlaqlıq və təhlükəsizlik mükəmməldir, son yolda, bir otel və ya dükanın bina icazəsi və ya mütəşəkkil ofis yaşayış zəncirlərinə təyin edilə bilər. Hər halda, Peyğəmbər və İmamlar Planı: Vision 1400 il proqnozlaşdırılır: Bütün şəhərlər bağlıdır, bir gənc qadın kimi də Kərbəla Məşhəd və Mədinədən üçün piyada və ya at belində ola bilər Samrara gedəcək və heç kim onu ​​narahat etməyəcək.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۸/۱۳۹۶ - ۲۰:۵۴ نظر(0)

بین الحرمین جدید!

بین الحرمین را برای جاهای مختلفی: در نظر گرفته اند مانند: بین حرم حضرت عباس و امام حسین ع، که این روز ها از آن صحبت زیاد می شود. یا بازار تهران هم بین مسجد جامع و مسجد امام! واقع شده است اصل این کلمه بعد از انقلاب اسلامی، و بعد از سقوط صدام رایج شد. زیرا کربلا در قدیم، بین حرم ها خانه سازی بود، بعد از سقوط صدام ایرانی ها بازسازی: عتبات را شروع کردند و: با خرید خانه ها محدوده طرح، آنجا را به صورت امروزی ساختند. این نکته قابل توجه است که حضرت امام حسین ع، قبل از شهادتش تا چهل کیلومتر اطراف آن را: در بین النهرین خریداری کرد، فرمود من نمی خواهم در زمین مردم، شهید شوم و بعد از شهادتم، کسانی که به زیارتم می آیند، در زمین مردم باشند. لذا اگر فقط همین امر از امام حسین مانده بود، نشان می داد که 14قرن بعد را بخوبی می بیند. و سند ایشان، چشم انداز چند هزار ساله است! به همین سیاق میتوان در مدینه هم، بین حرم پیامبر و حرم ائمه بقیع، بین الحرمین داشت و: کسانی که زمین های آن را آباد کرده، و مالک شده اند باید آن را پس بدهند. زیرا اینگونه زمین ها، متعلق به پیامبر و امام معصوم است. در بنای جدید باید سازه های: فضایی بزرگی به کار گرفته شود تا: در بین ساختمان های بلند گم نباشد. حداقل ارتفاع 400متر با گنبد و مناره، مساحتی بیش از 400متر: طول و عرض را شامل شود.  در فاصله بین مکه و مدینه نیز، به چنین فضایی احتیاج است. اصولا خانه خدا باید بلند تر از همه خانه باشد، لذا در طراحی جدید ماکت، خانه خدا، باید ارتفاعی بالاتر از برج الساعه! داشته باشد یعنی حداقل 500متر و: اگر کاملا مکعب باشد، طول و عرض آن هم افزایش یابد. بطوریکه دارای طبقات زیاد و: حجره های فراوان باشد، و بتواند دو میلیون زائر را، در خود جای دهد و: همه پنجره ها و در های آن بسوی: خانه خدای طرح قدیم باز شود. نمای بیرونی آن هم از شیشه مات باشد، تا طرح بیت الله را داشته باشد. طبقه اول و دوم آن میتواند تجاری باشد، تا از در آمد آن خانه خدا اداره شود، طبقات بالا نیز برای سکونت موقت، مانند اصحاب صفه، زمان پیامبر مورد استفاده قرار گیرد. بطوریکه کل فضای شهر مکه، در محور عبادت قرار گیرد. و ساکنان دائمی به خارج از محدوده حرم: (نور حجرالاسود) فرستاده شوند. و اگر انشاء الله در جنگ سه روزه، لبنان آل سعود را ساقط کرد، یا یمن، ریاض را به موشک بست، این طرحها آماده باشد. علاوه بر آن یک بین الحرمین دیگر هم در حال تاسیس است! البته منظور ما بین میدان امام حسین تهران تا میدان شهدا نیست! بلکه بین کربلا و عتبات عراق است با: امام رضا ع در ایران. از طرف ایران، این مسیر جاده کربلا نام دارد! والان غالبا بصورت اتوبان در آمده، مخصوصا در محدوده های استان تهران: تا همدان و کمی بعد تا کرمانشاه. اما از طرف عراق این جاده، نام امام رضا را دارد! جاده امام رضا، فعلا از مرز تا بدره خوب است، تا نزدیک نجف هم ساخته شده، ولی باید سریعتر سه شاخه شده، کاظمین و سامرا را هم در بر بگیرد. بطوریکه همه راهها به کربلا ختم شود. وزلزله اخیر هم، تملک این زمین ها را ساده کرد. از کربلا هم به امام رضا وصل شود. این جاده باید طوری ساخته شود: تا در آن باند های تندرو، کندرو حتی پیاده و: دوچرخه سوار منظور شود. روشنایی و امنیت آن کامل باشد، می توان در حریم نهایی جاده، مجوز ساخت هتل یا مغازه داد، یا زنجیره های اداری مسکونی تجاری را ساماندهی کرد. در هر صورت همانطور که: پیامبر و ائمه در طرح: چشم انداز 1400ساله پیش بینی کرده اند: همه شهر ها به هم وصل شود، بطوریکه یک زن جوان هم، بتواند با پای پیاده یا سواره، از کربلا تا مشهد و: از مدینه تا سامرا برود، و کسی مزاحم او نباشد.

New Almighty!

Between al-Haramīn is considered for many different places: between the shrine of Hazrat Abbas and Imam Hussein, which is spoken these days. Or Tehran market between Jami Mosque and Imam Mosque! The principle of this word came after the Islamic Revolution, and became popular after the fall of Saddam. Since Karbala was in the past, it was a home to the shrines, after the fall of Saddam, the Iranians were rebuilt: the Atabat began: and with the purchase of houses, the scope of the plot was built up today. It is noteworthy that Imam Hussein ah, before his martyrdom, up to forty kilometers around it: in Mesopotamia, he said: "I do not want to be martyred in the people's lands, and after the martyrdom, those who come to pilgrimage in People's land. Therefore, if only this was the case of Imam Hussein, it would have been clear that he saw the next 14 centuries. And their document is a few thousand years old! Similarly, in Medina, between the shrine of the Prophet and the shrine of the imams of Baqi, there was Al-Hirmīn: and those who built and owned the land should give it back. Because these lands belong to the Prophet and Imam Imam. In the new building, structures should be used: a large space to be lost: not to be lost among high buildings. Minimum 400 meters height with dome and minaret, over 400 meters in length: length and width. In the distance between Mecca and Medina, this space is needed. Basically, God's house should be the highest of all houses, so in the new replicated design, the house of God, should be a height above the tower! That is at least 500 meters and, if it is completely cubic, its length and width will increase. So that it has many classes and: a lot of chambers, and can accommodate two million pilgrims, and: all windows and doors to it open: the house of the god of the old plan. The outer facade of the matte glass is to have the Beitollah design. The first and second floors can be commercial, in order to be governed by the income of that house of God, the upper classes will also be used for temporary residence, such as companions of the Prophet's time. So that the whole of the city of Mecca is in the center of worship. And permanent residents are sent out of the Haram area: (Light Stone). And if God created Al-Saud in a three-day war, or Lebanon defeated al-Saud, or Yemen, he would launch Riyadh to missile. In addition, there is another Al-Ahramin in existence! Of course, we do not mean the square between the Square of Imam Hossein and the martyrs! But also between Karbala and Atabat of Iraq with: Imam Reza in Iran. From Iran, this is the road to Karbala! Valan often arrives on the highway, especially in the provinces of Tehran province: to Hamadan and a little later to Kermanshah. But from Iraq, this road has the name of Imam Reza! The road to Imam Reza is now good from the border to the good, up to Najaf, but it should also include three branches, Kazimain and Samarra. So that all roads will end : in Karbala. The recent quagmire also simplified ownership of these lands. From Karbala to Imam Reza. This road must be built in such a way: to be in the extreme belt, hangover, even on foot and: bike rider. Brightness and security are perfect; it can be set on the final road, the building permit of a hotel or shop, or organized business residential chains. In any case, as: The Prophet and the Imams in the plan: The 1400-year-old prospect has foreseen: All cities will be interconnected, so that a young woman can be on foot or ride from Karbala to Mashhad and from Medina to Samrara will go, and nobody will disturb her.

جديد عز وجل!

بين الحرمين في العديد من الأماكن المختلفة: بين ضريح حضرة عباس والإمام الحسين، الذي يتحدث في هذه الأيام. أو سوق طهران بين جامع الجامع ومسجد الإمام! جاء مبدأ هذه الكلمة بعد الثورة الإسلامية، وأصبحت شعبية بعد سقوط صدام. ومن الجدير بالذكر أن الإمام الحسين (ع)، امام الشهادة إلى أربعين كيلومترا من حوله: في بلاد ما بين النهرين اشترى، قال أنا لا أريد الناس من أراضيهم، شهيد لي بعد الموت، وأولئك الذين يزورون تأتي في أرض الشعب. لذلك، إذا كان هذا هو الحال فقط للإمام الحسين، كان من الواضح أنه رأى القرون ال 14 المقبلة. و وثيقتهم هي بضعة آلاف من السنين! لأن هذه الأراضي تنتمي إلى النبي والإمام الإمام. وفي المبنى الجديد، ينبغي استخدام الهياكل: مساحة كبيرة ينبغي ضياعها: ألا تضيع بين المباني العالية. ارتفاع الحد الأدنى 400 متر مع قبة ومئذنة، أكثر من 400 متر في الطول: الطول والعرض. في المسافة بين مكة والمدينة، هناك حاجة إلى هذه المساحة. في الأساس، بيت الله يجب أن يكون أعلى من جميع المنازل، وذلك في تصميم تكرار جديد، بيت الله، وينبغي أن يكون ارتفاع فوق البرج! وهذا هو، على الأقل 500 متر، وإذا كان مكعب تماما، وطوله والعرض سوف تزيد. الواجهة الخارجية للزجاج غير لامع هو أن يكون تصميم بيتولا. حتى أن كل من مكة المكرمة هي في وسط العبادة. ويتم إرسال المقيمين الدائمين من منطقة الحرم: (الحجر الخفيف). وإذا خلق الله آل سعود في حرب استمرت ثلاثة أيام، أو لبنان، أو اليمن، أطلق الرياض في صاروخ، ستكون هذه الخطط جاهزة. وبالإضافة إلى ذلك، هناك آخر الأهرامين في الوجود! بطبيعة الحال، نحن لا نقصد الساحة بين ساحة الإمام الحسين والشهداء! ولكن أيضا بين كربلاء وعتبات العراق مع: الإمام رضا في إيران. من إيران، هذا هو الطريق إلى كربلاء! فالان غالبا ما يصل على الطريق السريع، وخاصة في محافظات محافظة طهران: إلى همدان وبعد ذلك بقليل إلى كرمانشاه. ولكن من العراق، هذا الطريق له اسم الإمام رضا! الطريق إلى الإمام رضا هو الآن جيد من الحدود إلى الخير، حتى النجف، ولكن ينبغي أن تشمل أيضا ثلاثة فروع، كاسيمين وسامراء. بحيث تنتهي جميع الطرق في كربلاء. كما تباطأ المستنقع الأخير ملكية هذه الأراضي. من كربلاء إلى الإمام رضا. يجب أن يبنى هذا الطريق في مثل هذه الطريقة: ليكون في الحزام الشديد، مخلفات، حتى على الأقدام و: متسابق الدراجة. السطوع والأمن هي مثالية، ويمكن تعيين على الطريق النهائي، رخصة بناء فندق أو متجر، أو سلاسل المكاتب للشركات. في أي حال، كما قال النبي وخطة الأئمة: رؤية وتوقع 1400 سنة: يتم توصيل كافة المدن، وامرأة شابة، أيضا، يمكن أن يكون سيرا على الأقدام أو على ظهور الخيل، من كربلاء إلى مشهد ومن المدينة المنورة إلى سمررة سوف تذهب، ولا أحد سوف يزعجها.

Yeni yenilməz qüvvət sahibi!

Əl-Haramın arasında bir çox müxtəlif yerlər sayılır: Həzrət Abbas və İmam Hüseynin bu gün danışdığı türbəsi arasında. Və ya Cəman Məscidi ilə İmam Məscidi arasındakı Tehran Pazarı! Bu sözün prinsipi İslam inqilabından sonra gəldi və Səddamın düşməsindən sonra məşhur oldu. İmam Hüseyn (ə) ətrafında qırx kilometr Şəhadət sandığının önünə Qeyd edək ki: Mesopotamia alıb, o, onların torpaq nəfər istəmədiklərini söylədi şəhid me ölümündən sonra gəlib ziyarət edənlər Xalq torpağı. Buna görə, yalnız İmam Hüseynin iddiası olarsa, o, növbəti 14 əsrdə gördüyünü açıq-aydın bilirdi. Və onların sənədləri bir neçə min ildir! Çünki bu torpaqlar Peyğəmbər və İmam İmamına aiddir. Yeni binada, strukturlardan istifadə edilməlidir: böyük bir məkan itirilməlidir: yüksək binalar arasında itirilməməlidir. Dəmir və minarəti olan 400 metr hündürlükdə, uzunluğu 400 metrdən çox: uzunluğu və eni. Məkkə və Mədinə arasındakı məsafədə bu məkana ehtiyac var. Əsasən, Allahın evi yeni dizayn replica ki, Allahın evi, qala hündürlüyü yuxarıda çıxardı, bütün evlərin daha yüksək olmalıdır! Yəni, ən azı 500 metr və tamamilə kub olduqda, uzunluğu və eni artacaq. Mat örtünün xarici fəthi Beitollah dizaynına malikdir. Birinci və ikinci mərtəbələr ticarət edilə bilər, Allahın evinin gəlirləri ilə idarə olunmaq üçün yuxarı siniflər də Peyğəmbər vaxtının yoldaşları kimi müvəqqəti yaşamaq üçün istifadə ediləcək. Məkkə şəhəri bütün ibadət mərkəzindədir. Daimi sakinlər Haram bölgəsindən göndərilirlər: (Light Stone). Əgər Allah üç gün müharibədə Əl-Səudu yaratdı və ya Livan əl-Səud və ya Yəməni məğlub etsə, o, Riyadı raket əleyhinə açardı. Əlavə olaraq, mövcud bir başqa Əhramin var! Əlbəttə, İmam Hüseyn meydanı ilə şəhidlər arasında kvadrat demək deyil! Amma İraqın Kərbəla ilə Atabat arasında: İranda İmam Rza. İrandan Kərbəla yolu! Valan tez-tez, xüsusilə Tehran əyalətinin əyalətlərində, Hamadan və bir qədər sonra Kermanşahya doğru yola çıxır. Amma İraqdan bu yol Imam Rza adına sahib! İmam Rza'ya gedən yol indi sərhəddən yaxşıya qədər, Nəcəfə qədər yaxşıdır, amma üç filial da Kazimain və Samarra daxil olmalıdır. Bütün yollar Kərbəlada sona çatacaq. Son çınqıl bu torpaqların mülkiyyətini sadələşdirdi. Kərbəladan İmam Rza'ya. Bu yol belə bir şəkildə inşa edilməlidir: həddindən artıq kəmərdə olmaq, asma, hətta ayaqda və velosiped sürücüsü olmaq. Parlaqlıq və təhlükəsizlik mükəmməldir, son yolda, bir otel və ya dükanın bina icazəsi və ya mütəşəkkil ofis yaşayış zəncirlərinə təyin edilə bilər. Hər halda, Peyğəmbər və İmamlar Planı: Vision 1400 il proqnozlaşdırılır: Bütün şəhərlər bağlıdır, bir gənc qadın kimi də Kərbəla Məşhəd və Mədinədən üçün piyada və ya at belində ola bilər Samrara gedəcək və heç kim onu ​​narahat etməyəcək.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۸/۱۳۹۶ - ۱۷:۲۴ نظر(0)

گینس مرده و: بی بی سی کور شده!

 صدای آمریکا هم خفه خون گرفته، زیرا همایش بزرگ سی میلیونی اربعین را، ندیند و گزارشی ندادند. آنهاییکه برای یک تجمع توهمی! خبرها می سازند و: زندانی و کشته برایش درست می کنند، چرا اینهمه جمعیت را نمی بینند؟ خداوند در قران فرموده که: کفار کسانی هستند که چشم دارند، ولی نمی بینند! گوش دارند ولی نمی شنوند، مغز دارند ولی نمی فهمند. آنها به خود زحمت نمی دهند حتی بپرسند: این جمعیت فعال از تمامی کشور های جهان، چرا اینقدر علاقه به راهپیمایی اربعین دارند؟ همه میدانند: تهیه غذا مهمترین هزینه زندگی است، اگر این غذا برای سی میلیون، در طول دو ماه باشد، چه هزینه ای می شود. از خود نمی پرسند: اینهمه هزینه چگونه تامین می شود؟ این تازه بخشی از هزینه زائرین امام حسین ع است، که معمولا از اول محرم هرسال، آغاز و تا پایان ماه صفر یعنی: 60روز کامل ادامه دارد. بخش دیگر، برپا کردن چادر و خیمه گاه، برای اسکان این زائران است. مجموعه این کمپ ها قابل شمارش است، ولی کسی این کار را نکرده است. حالا اگر این کمپ ها برای فساد بود! آمار آن را همه دقیق می دانستند. ما با یک آمار سرانگشتی، برای اسکان 30میلیون نفر، با ظرفیت متوسط هر چادر 20نفر، نیاز به 2میلیون چادر داریم! تا برای اسکان زائران و کارکنان: هرکمپ استفاده شود، این تعداد در هیچ کجای دنیا نیست، اما گینس و مسئولان این کتاب مرده اند! چون هیچ صدایی از انها شنیده نشد. امسال بیشتر از سال های قبل هم، مردم شرکت کردند مخصوصا اینکه: راه های شمالی و غربی کربلا هم، امن شده بود و مردم از: سوریه و ترکیه هم پیاده روی را انجام می دادند. این پیاده روی در 5هزار کیلومتر، بالاترین و بهترین ارقام را ارائه داده، ولی بی بی سی کرولال شده! چونکه اگر دونفر همجنسگرا، در خیابان ببیند آن را دوهزار نفر می نویسد! اما این سی میلیون را با هزاران: کیلومتر امکانات و نیروی انسانی ندیده است! و خبرنگاران خود را از گزارش آن منع کرده، و گزارشهای آنها را سانسور نموده است. آزار کارکنان بی بی سی در این خصوص هم، هیچ جایی منعکس نشده! علاوه بر آنان که پیاده می رفتند، تعداد زیادی هم با وسیله شخصی، اعزام شدند و بخشی نیز با وسائل دولتی، اما بخش اعظمی از حمل و نقل عمومی استفاده کردند: که اگر 5هزارکیلومتر مسیر را، در سی میلیون نفر ضرب کنیم! بالاتر از بودجه عراق و ایران می شود. اما رادیو آمریکا نیز کور وکر شده! و مانند رادیو آلمان کرولال است. اگر هزینه حمل هر نفر در هر کیلومتر را، هزار ریال ایرانی بدانیم، هزاران میلیارد ریال، قریب به50 میلیارد دلار فقط در آمد رانندگان، از این جمعیت می باشد. در آمد ایران و سوریه و ترکیه، برای صدور آب معدنی! در آمد فروشندگان عراقی هم، به راحتی از میلیارد ها دلار بالا می زند. اگر هر نفر در روز ده لیتر آب  یکبار مصرف میل کند، روزانه به سیصد میلیون و: در 60 روز به 180میلیون بطر آب معدنی، نیاز بوده که اگر هر 2بطر را یک دلار فرض کنیم، 90میلیون دلار فقط :آب نوشیدنی مصرف شده است. اگر مصارف دیگر از قبیل پخت و پز، استحمام و دستشویی و شستشو را هم اضافه کنیم، اقیانوس هند را به کربلا برده اند! اگر کتاب گینس زنده بود! فقط اضافه وزن کربلا را، در این چند روز حساب می کرد، بالاترین رکورد می شد! سی میلیون از سراسر جهان، با موادغذایی وامکانات مورد نیاز شخصی، و اسکان، وارد کربلا شده اند! وزن هرنفر سه برابر یعنی 200کیلو هم باشد، شش میلیون تن به وزن کربلا اضافه شده! که این در گردش زمین و محور آن هم، اثر می گذارد حالا چرا در گینس و بی بی سی اثر نگذاشته ؟ از خباثت آنها است.

Guinness Dead and: The BBC Is Blind!

 The Voice of America has taken a sting of blood, because they did not hear the report of the big summit of Army 30 million. Those for an illogical gathering! They make the news and: make prisoners and dead for him, why do not they see the whole crowd? Allah has said in the Qur'an that: Infidels are those who have eyes, but they do not see! They listen, but they do not hear, they have a brain but do not understand. They do not bother to even ask: This is an active crowd of all the countries of the world, why are they so interested in the Arbaeen rally? Everyone knows: Food is the most important cost of living, if this meal costs for thirty million over two months. They do not ask themselves: How much does it cost? This is just a part of the cost of the pilgrims of Imam Hussein, which is usually from the beginning of Muharram every year, and until the end of the month zero: 60 days full. The other part is the installation of tents and tents to accommodate these pilgrims. The complex of these camps is counted, but nobody has done so. Now if these camps were for corruption! The statistics were all accurate. We need 2 million tents with a thumbnail index of 30 million people, with an average capacity of 20 tents each. To accommodate pilgrims and staff: Each pump is used, this number is not anywhere in the world, but Guinness and the authorities are dead! Because no sound was heard from them. This year more than a year ago, people participated, especially: the northern and western roads of Karbala were also secure, and the people from Syria and Turkey were walking. The 5,000-km-long walk offers the highest and best numbers, but the BBC has become cool! Because if two gay lesbians see the street, it writes about two thousand people! But this is not thirty million with thousands: kilometers of human resources and facilities! And forbade journalists from reporting it and censored their reports. The BBC's harassment in this regard is also not reflected anywhere! In addition to those who walked, a large number were deployed by personal means, and partly by public means, but used a large part of public transport: if we multiplied by 5,000 kilometers of the route, we multiplied by thirty million! Above the budget of Iraq : and Iran. But American radio is also blind! And like the German radio is Carville. If the cost of carrying per person per kilometer is 1,000 Iranian Rails’, then this is the population of thousands of riyals, almost $ 50 billion in motorists only. Iran and Syria and Turkey came to the discharge of mineral water! The income of Iraqi vendors is also easily rising from billions of dollars. If every person consumes 10 liters of water per day, he or she will need 300 million daily, and in 180 days 60 million dollars of mineral water, if you want to assume that the two buckets are worth a dollar, then 90 million dollars are just: drinking water is consumed. If we add other uses, such as cooking, bathing and washing and washing, we have taken the Indian Ocean to Karbala! If Guinness Book was alive! Only the overweight of Karbala, in these few days, would be the highest record! Thirty million people from all over the world have come to Karbala with food and personal requisitions and accommodation. The weight of Hannover is three times that of 200 kilos, and six million tons of Karbala weighs! Which affects the circulation of the earth and its axis, why has it not been affected by Guinness & the BBC? It is their idleness.

غينيس الميت و: بي بي سي هو مكفوفين!

 وصوت صوت أمريكا لدغة الدم لأنها لم تسمع تقرير القمة الكبيرة للجيش 30 مليون. تلك لتجمع غير منطقي! إنهم يصنعون الأخبار ويجعلون السجناء والموتى له، لماذا لا يرون هذا الحشد؟ قال الله في القرآن أن: الكفار هم الذين لديهم عيون، لكنهم لا يرون! يستمعون، ولكنهم لا يسمعون، لديهم الدماغ ولكن لا يفهمون. انهم لا يكلف نفسه عناء حتى يسأل: هذا هو حشد نشط من جميع دول العالم، لماذا هم مهتمون جدا في تجمع أربعين؟ الجميع يعرف: الغذاء هو أهم تكلفة المعيشة، وإذا كانت هذه التكاليف وجبة لمدة ثلاثين مليون على مدى شهرين. انهم لا يسألون أنفسهم: كم يكلف؟ هذا مجرد جزء من تكلفة حجاج الإمام الحسين، وهو عادة من بداية المحرم كل عام، وحتى نهاية الشهر صفر: 60 يوما كاملة. الجزء الآخر هو تركيب الخيام والخيام لاستيعاب هؤلاء الحجاج. يتم حساب مجمع هذه المخيمات، ولكن لم يفعل أحد ذلك. الآن إذا كانت هذه المخيمات للفساد! وكانت الإحصاءات دقيقة. نحن بحاجة إلى مليوني خيمة مع مؤشر مصغر ل 30 مليون شخص، بمعدل قدرة 20 خيمة لكل منهما. لاستيعاب الحجاج والموظفين: يتم استخدام كل مضخة، وهذا الرقم ليس في أي مكان في العالم، ولكن غينيس والمسؤولين من هذا الكتاب ميت! لأنه لم يسمع صوت منهم. هذا العام منذ أكثر من عام، وشارك الناس، وخاصة: الطرق الشمالية والغربية من كربلاء كانت أيضا آمنة، والناس من سوريا وتركيا كانوا يسيرون. المشي لمسافة 5000 كم يقدم أعلى وأفضل الأرقام، ولكن بي بي سي أصبح باردا! لأنه إذا اثنين مثليات مثلي الجنس انظر الشارع، فإنه يكتب حوالي ألفي شخص! ولكن هذا ليس ثلاثين مليون مع الآلاف: كيلومتر من الموارد البشرية والمرافق! ومنعوا الصحفيين من الإبلاغ عنها وراقبوا تقاريرهم. كما أن مضايقة هيئة الإذاعة البريطانية في هذا الصدد لا تنعكس في أي مكان! بالإضافة إلى أولئك الذين ساروا، تم نشر عدد كبير بالوسائل الشخصية، وجزئيا بالوسائل العامة، ولكن استخدمت جزءا كبيرا من وسائل النقل العام: إذا ضربنا بطول 5000 كيلومتر من الطريق، ضربنا ثلاثين مليون! فوق ميزانية العراق وإيران. ولكن الإذاعة الأمريكية هي أيضا أعمى! ومثل الراديو الألماني هو كرايل. إذا كانت تكلفة حمل الفرد الواحد لكل كيلومتر هي 1000 ريال إيراني، فهذا هو عدد سكان الآلاف من الريال، ما يقرب من 50 مليار دولار من سائقي السيارات فقط. وجاءت إيران وسوريا وتركيا لتصريف المياه المعدنية! كما أن إيرادات البائعين العراقيين ترتفع بسهولة من مليارات الدولارات. وإذا كان كل شخص يستهلك 10 لترات من المياه يوميا، فإنه يحتاج 300 مليون يوميا، وفي 180 يوما 60 مليون دولار من المياه المعدنية، إذا كنت تريد أن نفترض أن كل بطاقتين تبلغ قيمتها مليار دولار، لن ينفق سوى 90 مليون دولار على مياه الشرب. إذا أضفنا استخدامات أخرى، مثل الطهي والاستحمام والغسيل والغسيل، فقد أخذنا المحيط الهندي إلى كربلاء! إذا كان كتاب غينيس على قيد الحياة! فقط زيادة الوزن في كربلاء، في هذه الأيام القليلة، سيكون أعلى سجل! وقد وصل 30 مليون شخص من جميع أنحاء العالم إلى كربلاء مع الطعام والشخصية طلبات والإقامة. وزن هانوفر هو ثلاث مرات من 200 كيلوغراما، ويزن ستة ملايين طن من كربلاء! الذي يؤثر على تداول الأرض ومحورها، لماذا لم تتأثر غينيس و بي بي سي؟ فمن كسلهم.

Guinness Ölü Və: BBC Blind!

 Amerikanın Səsi Amerikanın 30 milyonluq böyük zirvə toplantısının hesabatını eşitmədiyi üçün bir qan qanı çəkdi. Mantıksız bir yığıncaq edənlər! Onlar xəbər verirlər və məhbusları öldürürlər və ona görə ölürlər, niyə bütövlüyü görmürlər? Allah Quranda belə buyurmuşdur: Cəhənnəm gözləri olanlardır, lakin görmürlər! Dinləyirlər amma eşitmirlər, bir beyin var ancaq anlamırlar. Onlar hətta sual vermək üçün narahat deyil: Bu, dünyanın bütün ölkələrinin aktiv kütləsi, nə üçün Arbaeen mitinqində bu qədər maraqlıdır? Hər kəs bilir ki: bu yemək iki ay ərzində otuz milyona başa gəlirsə, ən çox yaşamaq yaşayış xərcidir. Özlərinə soruşurlar: Nə qədər başa gəlir? Digər tərəf isə bu zəvvarların yerləşdirilməsi üçün çadır və çadırların qurulmasıdır. Bu düşərgələrin kompleksi sayılır, lakin heç kim bunu etməyib. İndi bu düşərgələr korrupsiya üçün idi! Statistika dəqiq idi. 30 milyon nəfərlik kiçik bir göstərici olan 2 milyon çadıra ehtiyacımız var, bunlardan hər biri orta hesabla 20 çadır. Çünki onlardan heç bir səs eşidilmədi. 5000 km uzunluğundakı yürüyüş ən yüksək və ən yaxşı nömrələri təqdim edir, lakin BBC gözəl hala gəldi! Çünki iki gay lezbiyen küçəyə baxırsa, təxminən iki min adam yazır! Ancaq bu minlərlə ilə otuz milyon deyil: kilometr insan qaynaqları və qurğuları! Jurnalistlər hesabat vermiş və hesabatlarını senzura etmişlər. BBC-nin bu mövzuda təcavüz etdiyi bir yer də əksinə deyil! İraq və İranın büdcəsindən üstündür. Amma Amerika radiosu da kordur! Və Alman radiosu kimi Craille. İran və Suriya və Türkiyə mineral suyun axmasına gəldi! İraqlı satıcıların gəlirləri də milyardlarla dollarla asanlıqla artır. içməli su istehlak: birdəfəlik su on litr hər hansı bir adam mineral su 180 milyon şüşə 60 gün üç milyon gündəlik yemək varsa, heç bir 2 şüşə bir dollar güman əgər, 90 milyon dollar yalnız tələb edir. Pişik, çimmək və yuyulma və yuyulma kimi digər istifadəni də əlavə etsək, Hind okeanını Kərbəla'ya aparırıq! Guinness Kitabının canlı olmasına baxmayaraq! Yalnız bir neçə gün içində Kərbəla'nın kilolu olması ən yüksək rekordu olacaq! Dünyanın hər yerindən 30 milyon insan Kərbəla'ya ərzaq və fərdi tələblər və yaşayış ilə gəlmişdir. Hannoverin çəkisi üç dəfədən 200 kilo, Kərbəlada 6 milyon ton ağırlığında! Yerin və onun oxunun tirajını təsir edən səbəb nə üçün Guinness və BBC-dən təsirlənməmişdir? Bu onların boşluqlarıdır.

 

حفیظ و علیم

وقتی حضرت یوسف می خواست: شایستگی خود را برای تصدی: وزارت خزانه داری مصر، اعلام کند فرمود:

(قالَ اجْعَلْني‏ عَلي‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفيظٌ عَليمٌ)

من حفیظ و علیم هستم، یعنی هم خزانه داری می کنم، و هم حساب داری میدانم. و لذا به عنوان وزیر دارایی، یا خزانه داری منصوب شد. زیرا فرعون آن زمان، ایرانی الاصل بود و به قدر کافی، بر دانش و سواد تسلط داشت. اما یوسف ع در طی دوران خود، دستور داد که مردم به شدت در: کاشت گندم اقدام کنند. اولویت را هم به ساختن سیلو و: انبار کردن گندم داد. بعد از هفت سال که قحطی آغاز شد، املاک مردم را خریداری و: بطور امانی به آنان واگذار می کرد، تا در ازای آن گندم دریافت کنند. لذا توانست هفت سال قحطی را مدیریت کند. در ایران هم وقتی انقلاب شد، عده ای آمدند و گفتند: ما متخصص حسابداری و خزانه داری هستیم! لذا رهبران انقلاب، به آنان اعتماد کردند و: خزانه را به آنان سپردند! بعد معلوم شد علیم بودند، ولی حفیظ نبودند! چون همه پول ها را برای خود برداشتند، برخی از آنها علنی شد، و اختلاس نام گرفت، ولی همچنان اختلاس های غیر علنی ادامه دارد. زرنگی آنها این بود که: در ابتدای انقلاب، برای اینکه خزانه دست انقلاب نیافتد، آنها بحث تخصص را مطرح کردند، و مقابل تعهد ایستادند. حتی یکی از آنها به شهید مطهری گفت: اگر خانواده شما بخواهد سفر برود، ترجیح می دهید به راننده مومن، ولی غیر متخصص بسپارید؟ یا راننده غیر مومن ولی متخصص؟ و به اینگونه مسئولین زمان را آچمز کرده، خزانه و بانکها، بانک مرکزی و کلا وزارت دارایی را، از دست انقلابیون خارح کردند! البته آنها بهانه دیگری هم، برای این کار داشتند و آن اینکه: انقلابیون مخالف بانکها هستند، و در طول انقلاب، به بانکها حمله کرده و شیشه های آن را می شکستند. مسئولین در این مورد هم عقب نشینی کردند، و دست بانکها را باز گذاشتند، تا جاییکه بعد از 40سال، باز هم می بینیم که معترضین به بانکها، این کار را انجام می دهند! امروز هم مالباختگان بانکها، در نمایشگاه مطبوعات! تحمع اعتراض آمیز داشتند. البته آنها هر روز تحمع دارند، ولی صدایشان به گوش کسی نمی رسد! زیرا بانکها توانسته اند: رهبران انقلاب را، در آچمز داشته باشند. اینهمه اختلاس و بدحسابی، سرقت و دستمزدهای نجومی، هنوز نتوانسته مسئولین را بیدار کند! شاید هم نقطه ضعفی باشد! البته ما خبر نداریم! لذا اولا باید بدانیم که نه: متخصص غیرمتعهد خوب است، و نه متعهد غیر متخصص. اگر قران بر دو کلمه تاکید فرموده، منظورش همین است که: شخص علاوه بر علم حسابداری، و تخصص بانکداری، متعهد هم باشد. تصور نکند خزانه بی صاحب است، یا خودش صاحب خزانه است! نباید هرطور که دلش خواست، حقوق بگیرد و وام های کلان بدهد، آخر هم فرار کرده در خارج از کشور، به عیش و نوش مشغول شود، و به ریش مسئولین ساده اندیش بخندد. ثانیا ممکن است آنها بگویند: ما متعهد هم هستیم! ولی این تعهد آنها، در جهت منافع ملت نباشد. کسی که حکم خزانه داری می گیرد، باید به مردم متعهد باشد، نه حکم دهنده، یا تربیت کننده خودش. به ولی اختلاس ها نشان می دهد: آنهاییکه فرار کردند، متعهد به خودشان بودند! یعنی مال مردم را، حق خود میدانستند! فکر می کردند چون چنین نبوغی دارند، از آن استفاده کنند. آنهاییکه فرار نکردند، آنها به مربی خود، یعنی جایی که تخصص مالی و: اقتصادی گرفته اند، متعهد ذاتی می باشند. زیرا در هنگام آموزش، مغزشان لوح سفید بود! و چیزی که آمریکا در آن: حک کرده، اجرا می کنند، مانند تزریق تورم و کاهش ارزش پول ملی.  

Hafiz and Alim

When Yusuf wanted to: declare his merit for office: the Egyptian Treasury, he said:

 I keep both the treasury and you count. And so he was appointed Minister of Finance or treasury. For the Pharaoh of that time was an Iranian, and he had sufficient knowledge of and knowledge. But during his time, Yusuf commanded that people be heavily involved in: planting wheat. The priority was also to make silos and to stock the wheat. After seven years of famine, he bought the property of the people and: he gave them relief to receive wheat in return. So he managed seven years of famine. In Iran, when the revolution was over, some people came and said: We are an accounting and treasury specialist! So the leaders of the revolution trusted them and gave them the treasury! Then it turned out they were Ali, but they were not Hafiz! Because they took all the money for themselves, some of them became public, and embezzlement was named, but still non-public embezzlement continues. Their cleverness was that: At the beginning of the revolution, they did not raise the issue of specialty, and they did not stand up to the obligation, in order not to fall into the hands of the revolutionary treasury. Even one of them told the martyr Motahari, "If your family wants to travel, would you prefer to be a faithful driver but not expert?" Or non-faithful. But expert driver? And so the officials took the time, excelled the revolutionaries from the treasury and the banks, the central bank and the ministry of finance completely! Of course, they had another excuse to do this: that the revolutionaries were against the banks, and during the revolution they attacked the banks and broke their glasses. The authorities also retreated in this case, and left the banks open, until after 40 years, we still see that the protesters in the banks do it! Today, bankrupt banks, at the press fair! They were protesting. Of course, they are in demand every day, but their voice does not reach anyone! Because the banks have been able to: hold the revolutionary leaders in Achsm. All the embezzlement, stealing, and astronomical wages have not yet been able to awaken the authorities! Maybe it's a weak spot! Of course we do not know! So, first of all, we must know that no: a non-commissioner is good, and not a non-specialist. If the Qur'an affirms two words, it means that: In addition to accounting science, and banking specialization, one is committed. Do not imagine that the treasury is unprofitable, or that it owns the treasury! You should not be able to pay salaries and make big loans, as he desires, and finally flee abroad, and he will laugh at the beard of simple-minded officials. Secondly, they may say: we are committed! But their commitment is not for the benefit of the nation. The person who receives the treasury order must be committed to the people, not the ruler, or the educator himself. It shows the embezzlement: those who escaped were committed to themselves! That is, the people, their rights! They thought they would use it because they had such a genius. Those who did not escape, they are committed to their coach, where they are financially and economically competent. Because at the time of training, the brain was a white plate! And what the US carries out, such as infusion of inflation and the devaluation of the national currency.

حافظ وعليم

وحين أراد يوسف أن يعلن استحقاقه للمكتب: الخزينة المصرية، قال:

 وأظل كل من الخزانة، وتحسب. وهكذا عين وزير المالية أو الخزانة. لفرعون من ذلك الوقت كان الإيراني، وكان لديه المعرفة الكافية والمعرفة. ولكن خلال فترة حكمه، قال يوسف إن الناس يشاركون بشكل كبير في: زرع القمح. وكانت الأولوية أيضا لجعل الصوامع وتخزين القمح. بعد سبع سنوات من المجاعة، اشترى ممتلكات الشعب و: أعطاهم الإغاثة لتلقي القمح في المقابل. لذلك تمكن من سبع سنوات من المجاعة. في إيران، عندما انتهت الثورة، جاء بعض الناس وقال: نحن متخصص المحاسبة والخزانة! فثق قادة الثورة لهم وأعطاهم الخزانة! ثم اتضح أنهم علي، لكنهم لم يكونوا حافظ! وكانت خفة هذا أنه في بداية الثورة، وذلك لأن وزارة الخزانة الثورة لا، رفعوا الخبرة، والالتزام الوقوف. حتى واحد للشهيد مطهري قال: إذا عائلتك تريد أن تذهب السفر، ويفضل أن سائق المؤمنين، ولكن العقل العادي؟ أو غير المؤمنين ولكن سائق خبير؟ وهكذا استغرق المسؤولون الوقت، تفوق الثوار من الخزانة والبنوك والبنك المركزي ووزارة المالية تماما! اليوم، البنوك المفلسة، في معرض الصحافة! كانوا يحتجون. بالطبع، هم في الطلب كل يوم، ولكن صوتهم لا تصل إلى أي شخص! لأن البنوك تمكنت من: عقد القادة الثوريين في أشسم. لم تتمكن جميع الاختلاسات والسرقة والأجور الفلكية حتى الآن من إيقاع السلطات! ربما انها بقعة ضعيفة! بالطبع نحن لا نعرف! لذا، أولا وقبل كل شيء، يجب أن نعرف أن لا: مفوض هو جيد، وليس غير متخصص. إذا كان القرآن يؤكد كلمتين، فهذا يعني ما يلي: بالإضافة إلى العلوم المحاسبية، والتخصص المصرفي. لا تتخيل أن الخزانة غير مربحة، أو أنها تمتلك الخزانة! ثانيا، قد يقولون: نحن ملتزمون! ولكن التزامهم ليس لصالح الأمة. يجب أن يكون الشخص الذي يتلقى أمر الخزانة ملتزما بالشعب، وليس الحاكم، أو المربى نفسه. يظهر هذا الاختلاس: أولئك الذين هربوا كانوا ملتزمين بأنفسهم! وهذا هو، والناس، وحقوقهم! كانوا يعتقدون أنها سوف تستخدم ذلك لأن لديهم مثل هذه العبقرية. أولئك الذين لم يهربوا، هم ملتزمون مدربهم، حيث هم ماليا واقتصاديا المختصة. لأنه في وقت التدريب، كان الدماغ لوحة بيضاء! وما تقوم به الولايات المتحدة، مثل ضخ التضخم وانخفاض قيمة العملة الوطنية.

Hafiz və Alim

Yusuf istədiyi zaman: vəzifəsini layiqincə elan et: Misir Xəzinəsi, dedi:

 Mən həm xəzinəni saxlayır, həm də hesab edirəm. Beləliklə, o, Maliyyə Naziri və ya xəzinə təyin edildi. O dövrün fironları İranlı idi və onun kifayət qədər bilik və bilikləri var idi. Lakin Yusuf onun dövründə insanların bu cür buğda əkilməsi ilə məşğul olduqlarını əmr etdi. Prioritet olaraq siloslar hazırlamaq və buğda yığmaq idi. Yeddi il aclıqdan sonra xalqın malını satın aldı və onlara buğda almaq üçün rahatlıq verdi. Yəni yeddi il aclıq başardı. İranda inqilab gəldikdə, bəzi insanlar gəldi və dedi: Biz bir mühasibat və xəzinə mütəxəssisimiz! İnqilab liderləri onlara güvəndilər və onlara xəzinəni verdi! Sonra onlar Əli idi, lakin onlar Hafiz deyil! Çünki bütün pulları özləri üçün aldılar, bəziləri ictimaiyyətə çevrildi və oğurluq adlandırıldı, amma hələ də qeyri-ictimai mənimsəmə davam edir. Onların ağılsızlığı bunlardır: İnqilabın başlanğıcında onlar ixtisası məsələsini qaldırmadılar və inqilabi xəzinənin əlinə düşməmək üçün öhdəliyə qarşı durmadılar. Hətta bir dənəsi şəhid Motahari'ye, "Ailənin səyahət etməsini istəyirsə, sadiq bir sürücü olmağı məsləhət görürsənmi?" Və ya qeyri-sadiq, lakin ekspert sürücü? Və səlahiyyətlilər vaxt aldılar, xəzinədən və banklardan, mərkəzi bankdan və maliyyə nazirliyindən tamamilə devrimcileri mükafatlandırdı! Əlbəttə ki, bunu etmək üçün başqa bir bəhanə var idi: inqilabçılar banklara qarşı idi və inqilab dövründə banklara hücum edib gözlərini qırdılar. Hakimiyyətlər də bu işi geri çəkib, bankları açıq buraxdılar, 40 ildən sonra biz hələ də banklarda etirazçıların bunu etdiyini görürük! Bu gün iflas edən banklar, mətbuat sərgisində! Onlar etiraz etdilər. Əlbəttə ki, onlar hər gün tələb olunurlar, lakin səsləri hər kəsə çatmaz! Banklar bacardıqları üçün: Açıqda inqilabçı liderləri tutmaq. Bütün oğurluq, oğurluq və astronomik əmək haqqı hakimiyyət orqanlarını oyatmağa hələ də başlamadı! Bəlkə zəif bir nöqtə var! Əlbəttə ki, bilmirik! Beləliklə, ilk növbədə, bilməliyik ki, heç bir: qeyri-komissar yaxşı deyil, qeyri-mütəxəssisdir. Quranda iki söz təsdiqlənərsə, o deməkdir ki: Mühasibat fənnindən və bank ixtisaslaşmasından əlavə bir əməldir. Təsəvvür etmə ki, xəzinənin xeyirxah olması və ya xəzinəyə sahib olmasıdır! İstəyirsinizsə, əmək haqqı ödəmək və böyük kreditlər vermə, nəhayət xaricdə qaçmağı bacarmasın və sadə gözətçilərinizin saqqalında gülməli olacaqsınız. İkincisi, onlar deyirlər: biz sadiqik! Lakin onların öhdəliyi millət xeyrinə deyil. Xəzinədarlığı qəbul edən şəxs hökmdar və ya müəllimin özü deyil, xalqa sadiq olmalıdır. Bu mənimsəməni göstərir: qaçan şəxslər özlərinə sadiq qaldılar! Yəni, insanların hüquqları, haqqı! Onlar belə bir dahi olduğundan istifadə edəcəyini düşünürdülər. Qaçmadıqları, maliyyə və iqtisadi cəhətdən yetkin olduğu yerlərdə məşqçilərinə sadiq qalırlar. Çünki məşq zamanı beyin ağ bir plaka idi! ABŞ-da inflyasiya inflyasiyası və milli valyutanın devalvasiyası kimi nə həyata keçirilir.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۸/۱۳۹۶ - ۲۰:۲۳ نظر(0)

چرا همه اقوام ایرانی هستند؟

شاید اینکه بشنوید: اسپانیا همان اصفهانی ها بوده! یا کراواسی همان خراسانی و: گل همان گیل و: جرمانی همان کرمانی، تعجب کنبد. یا اگر بشنوید انگلستان و صربستان، لهستان و مجارستان از: استان های ایران بوده، شگفت زده شوید! اما واقعیت این است که: همه اقوام جهان ایرانی بودند! و ایران بزرگ، همان دنیای امروز است. برای اثبات این نظریه، سه راهکار وجود دارد:اول اینکه تمام اقوام جهان، شامل ماد ها ، پارت ها ، سکا ها ، هند و اروپایی از: کنار رود ارس آمده، و در جهان پخش شده اند. زیرا وقتی طوفان نوح (حدود 9هزار سال پیش) آمد، تمام زمین را آب فراگرفت. و شهرها زیر رسوبات طوفان مدفون شدند. باستان شناسان می توانند: در تمام نقاط جهان، با کنار زدن لایه های رسوبی، به این شهر ها یا گنج ها دست پیدا کنند. بعد از طوفان، کشتی حضرت نوح در کوه جودی، که به معروفترین قول ها، کنار رود ارس هست، بر زمین مستقر شد. لذا در همانجا زندگی و: زاد ولد را آغاز کردند. در طول تاریخ با افزایش جمعیت، راهی مکان های دیگر شدند. این افراد با رانش زمین، در میان 5قاره ادامه حیات دادند. نظریه دوم می گوید: اسکندر مقدونی که: تا هندوستان را فتح کرده بود، در مسیر بازگشت دستور می دهد: از هر قسمت ایران، گروههای سلحشور را، به مناطق اروپایی مهاجرت بدهند: کرمانیان (نژاد هند و ژرمن)  و اصفهانیان (ویزگیت های اسپانیا)و: خراسانیان و گیلان (گل ها) از آن جمله هستند. و اما نظر سوم می گوید: قوم یاجوج و ماجوج که: به وسیله دیوار چین محصور شده بودند: (توسط ذوالقرنین) توانستند از دیوار عبور کنند، و به کشتار و جنگ های وسیع، در کره و ژاپن و چین بپردازند. نهایتا به صورت مغولان، به سوی ایران حمله نمایند. در زمان حمله مغول مردم ایران سه دسته شدند: عده ای مبارزه کردند و کشته شدند. عده ای همکاری یا سکوت نمودند و باقی ماندند. عده ای هم فرار کردند. فراریان اغلب از اقشار فرهیخته، و طبقات ثروتمند بودند. ولی از ترس کشته شدن، بصورت گمنام فرار کردند. اغلب آنها هم به اروپا رفتند. کتب و اسناد و دارایی های خود را هم، به آنجا منتقل کردند.یکی از مشهورترین فراریان، سعدی شاعر بزرگ ایران است! که در سالهای حمله مغول به شیراز، در حلب و شامات، گلستان و بوستان خود را می نوشت. هجوم ایرانیان به اروپا، موجب تحولات وسیعی در اروپا شد. اولا اروپای قرون وسطی، با علم و ادب آشنا شد، بطوریکه بهترین کتب ما، اکنون در موزه های فرانسه و انگلیس، اسپانیا و آلمان نگهداری می شود. زیرا ایرانیان برای ناشناس ماندن، علوم خود را بنام وایکینگها، و یا ایتالیایی ها منتشر می کردند. اخیرا هم مشخص شده که لباس وایکینگ ها نقش الله داشته، به نام علی هم، باخط کوفی، مزین بوده. در کلیه صلیب های اروپایی، کلمه بسم الله حک می شده. خیلی از آرا فیلسوفان ایرانی را، بنام ارسطو و اقلاطون منتشر کردند. این نوشته ها چندین جلد متاب شد، کسی نبود از این ها بپرسد: زمان ارسطو وافلاطون، کاعذ نبود تا چه رسد به کتاب! این روش در زمان انیشتین هم، ادامه یافت: پرفسور حسابی و هشترودی، کتب عربی ریاضیات خیام، را بنام پاسکال و یا: انیشتین منتشر می کردند. ویندوز هم طرح دانشجویی: دو ایرانی بود که چون: در امریکا نمی توانستند: بنام خود فعالیت کنند، بنام بیل گیتس، هم اتاقی دوران دانشجویی خود! ثبت کردند. می بینیم تربیت مدیر برای جهان، از ابتدای تاریخ وظیفه ایران بوده! الان نیز مدیران ارشد و: متخصصان بنام تمام کشورها، ایرانی هستند. که البته بجای قدر دانی، آنها را بعنوان فرار مغزها، توبیخ می کنند تا: از بازگشت به ایران، منصرف کنند.

Why are all Iranian people?

Maybe you can hear: Spain was the same Isfahan! Or Kravashi is the same Khorasani: And the flower of the same Gil: Germani is the same Kermani, wonder. Or if you hear England and Serbia, Poland and Hungary from: Iran's provinces, be amazed! But the fact is: all the relatives of the Iranian world! And the great Iran is the same world today. To prove this theory, there are three solutions: First, all the world's peoples, including Medes, Parthians, Sechas, Indians and Europeans, came from the Aras River, and spread throughout the world. For when the storm of Noah (about 9,000 years ago) came, the whole earth was flooded with water. And cities were buried under storm sediments. Archaeologists can: Get rid of these cities or treasures by pushing down sedimentary layers around the world. After the storm, the ship of Noah in the mountain of Judy, which, according to the most prominent promises, settles down Aras, landed on the ground. So where they lived and started:  to grow up. Throughout history, with increasing population, they moved to other places. These people survived the thrusts of the five continents. The second theory says that Alexander of Macedonia, who: Conquered India, ordered the return journey: from all parts of Iran, to liberate the militant groups into European regions: the Kermans (Indians and Germans) and the Isfahanites (Wisgites Spain) and: Khorasanian and Gilan (flowers) are among them. But the third comment says: "The people of Yagua and Major, who were surrounded by the wall of China: (by Zul Qarrin) they were able to cross the wall, and to wage massacres and wars in Korea, Japan and China. Eventually attacking Iran as:  Mongols. During the Mongol invasion, the people of Iran were divided into three categories: some were fought and killed. Some collaborated or remained silent. Some also escaped. The fugitives were often educated classes and wealthy classes. But they fled from the fear of being killed. Most of them went to Europe. They also transmitted their books, documents and assets. One of the most famous fugitives, Sa'di, is the great poet of Iran! During the years of the Mongol invasion of Shiraz, he wrote in Aleppo and Shamat, Gulistan and Bustan. The Iranian invasion of Europe brought about a great deal of change in Europe. First, medieval Europe met with science and literature, so that our best books are now kept in museums in France, England, Spain and Germany. Because Iranians published their sciences called Vikings, or Italians for anonymity. It has also recently been noted that Viking dresses have the role of Allah, Ali, also known as Kofi, is embroidered. In all the European crosses, the word of the Basmalah was carved. Many Iranian philosophers published Aristotle and Plateau. These writings came up with several volumes, nobody asked them: Aristotle's and Apollonian's time did not come up, let alone book! This method continued at Einstein's time: Professor Hassbadi and Hashtroudi, the Arabic books of mathematics Khayyam, were published by Pascal or Einstein. Windows Student Plan: There were two Iranians who, because: In America, they could not: act on their own, called Bill Gates, a roommate of their student age! Recorded. We see that educating the director for the world from the beginning of history is the duty of Iran! Now senior executives and: experts in all countries are Iranians. Instead of appreciating them, they repent of them as escaping the brains to give up returning to Iran.

لماذا كل الجماعات العرقية؟

قد تسمع: وكانت اسبانيا اصفهاني نفسه! أو Kravasy نفس الخراساني والزهور كما جيل: Jrmany نفس كرماني، مفاجأة مجال الجودة. أو، إذا كنت تسمع انجلترا وصربيا وبولندا والمجر: محافظات إيران، مفاجأة! ولكن الحقيقة هي أن كل الشعوب الإيرانية في العالم! وإيران الكبرى في العالم اليوم. لأنه عندما الفيضان (حوالي 9000 سنة)، غطت المياه كل الأرض. ودفنت المدن تحت عاصفة الرواسب. يمكن علماء الآثار في جميع أنحاء العالم، دفع الطبقات الرسوبية، كنوز المدينة أو مكسب. بعد الطوفان، سفينة نوح على الجودي، والتي يتوقع أن تكون الأكثر شعبية، على طول نهر أراس، والمنتشرة على الأرض. لذلك هناك حياة: بدأت تربية. طوال تاريخ الزيادات السكانية، إلى أماكن أخرى كانت. هذه الانهيارات الارضية شخصا، من 5 قارات واصلت حياتها. وتقول النظرية الثانية الكسندر المقدوني الذي غزا كانت الهند مرة أخرى على تتبع أوامر من أي جزء من البلاد، ومجموعات من المحاربين، ومناطق الهجرة الأوروبية: Kermanian (الهندية الجرمانية) وEsfahanian (Vyzgyt من اسبانيا): Khorasanians وجيلان (الزهور) من بين هذه الدول. وأخيرا، لالمغول لمهاجمة إيران. في وقت الغزو المغولي لإيران كانت ثلاث فئات: قاتلوا الناس ومات. ظلوا بعض التعاون أو الصمت. وفر آخرون. وكان معظم المنشقين المتعلمين الطبقات، والطبقات الغنية. ولكن الخوف من التعرض للقتل، هرب مجهولة. وذهب معظمهم إلى أوروبا. خلال الغزو المغولي في شيراز، في حلب وبلاد الشام وإيران وكتب حديقته. تدفق الإيراني إلى أوروبا، وتتراوح التحسينات في أوروبا. لأن الإيرانيين عدم الكشف عن هويته، ودعا الفايكنج العلم، أو تم اطلاق سراح الايطاليين. وفي الآونة الأخيرة، حدد الملابس الفايكنج لها دور الله، باسم علي، بخت كوفي، وقد تم تزيين. في جميع عبر الأوروبي، نقش عليه اسم الله. العديد من الفيلسوف الإيراني اسمه أرسطو وأفرج عنه Aqlatvn. استغرق الأمر آينشتاين، تابع: حساب الأستاذ وHashtrood، والكتب العربية والرياضيات، الخيام، اسم باسكال أو: تم نشر اينشتاين. كان الإيرانيون اثنين كما هو الحال في أمريكا لا يمكن أن: مشروع Windows طالب اسمه الفعل، المعروف باسم بيل غيتس، دراسته الجامعية الحجرة! سجلت. ونحن نرى مدير التعليم في العالم، منذ بداية اجب إيران! وأود أيضا أن كبار المسؤولين التنفيذيين والمختصين وجميع الدول والإيراني. ولكن بدلا من الاعتراف بها كما هجرة الأدمغة، التوبيخ ل: العودة إلى إيران، وتخلى.

Niyə bütün İranlılar var?

Bəlkə eşidirsiniz: İspaniya eyni İsfahan idi! Və ya Kravashi eyni Khorasani: Və eyni Gil çiçəyi: Germani eyni Kermani, möcüzə. Və ya İngiltərəni, Serbiyanı, Polşa və Macarıstanı eşitdiyiniz təqdirdə: İranın əyalətlərinə təəccüblənin! Amma əslində: İran dünyasının bütün qohumları! Böyük İran bu gün eyni dünyadır. Bu nəzəriyyəni sübut etmək üçün, üç strategiyaları var: Birincisi, Midiya, Parfiya, Seca və Hind-Avropa daxil olmaqla, bütün millətlər, Araz çayı və dünyada. Nuhun tufanı (təxminən 9000 il əvvəl) gəldiyi zaman bütün yer su ilə suya düşdü. Şəhərlər fırtına çöküntüləri altında torpağa verildi. Arxeoloqlar bunu edə bilərlər: Dünyadakı çöküntü qatını itələməklə bu şəhərlərdən və ya xəzinələrdən qurtarın. Daşqın sonra, ən məşhur olacaq Mount Judi, on Nuhun Gəmisi yerdə səfərbər olunub, Araz çayı boyunca edir. Yəni yaşadıqları yerlər böyüməyə başladılar. Tarix boyunca, əhalinin artması ilə digər yerlərə köçdülər. Bu insanlar beş qitənin itkisini yaşamışdılar. Kermanian (Hind-Alman) və Esfahanian (bir Vyzgyt: ikinci nəzəriyyə Alexander Hindistan ölkənin hər hansı bir hissəsi track sifariş geri idi fəth etdi Macedonian, döyüşçülər qrupları, Avropa rayonlarında miqrasiya deyir İspaniya) və: Khorasan və Gilan (çiçəklər) bunlardır. Nəhayət, İranı moğollar kimi hücum edir. Moğol işğalı zamanı İran xalqı üç kateqoriyaya bölündü: bəziləri döyüşüb öldürüldü. Bəziləri əməkdaşlıq edib səssiz qaldılar. Bəziləri də qaçdı. Qaçqınlar tez-tez təhsilli siniflər və zəngin siniflər idi. Ancaq öldürüldüyü qorxusundan qaçdılar. Onların əksəriyyəti Avropaya getdi. Onlar da kitablarını, sənədlərini və aktivlərini ötürdülər. Ən məşhur qaçaqlardan biri olan Sa'di, İranın böyük şairidir! Moğolların Şiraz işğalı illərində Hələb və Şamət, Qulestan və Büstan yazmışdır. İranın Avropaya işğalı Avropada böyük bir dəyişiklik gətirdi. Birincisi, orta əsrlər Avropa elm və ədəbiyyatla görüşdü, ən yaxşı kitablarımız isə indi Fransa, İngiltərə, İspaniya və Almaniyada muzeylərdə saxlanılır. İranlılar Vikings, ya da İtalyanları anonimlik üçün elmlərini nəşr etdilər. Son zamanlarda Viking paltarlarının Allahın rolu olduğunu qeyd edən Əli, Kofi olaraq da bilinən, işlənmişdir. Bütün Avropa xaçlarında Basmalı sözü oyulmuşdu. Bir çox İran filosofu Aristotel və Plateau nəşr etdi. Bu giriş-də mtab bir neçə cildlik idi, onların heç biri soruş: Aristotel Vaflatvn deyil kağız əvəzinə tək kitab olsun! Bu Einstein nin davam etdi: Prof. hesab və Hashtrood, riyaziyyat ərəb kitab, Xəyyam, Pascal adı və ya: Einstein nəşr edilmişdir. Windows Tələbə Planı: İki iranlıydılar, çünki: Amerikada onlar bacara bilmirdilər: Bill Gates, öz tələbə dövründə bir qonaqpərvər olan özləri hərəkət etdi! Qeyd edildi. Görürük ki, dünyanın baş direktoru tarixin başlanğıcından etibarən İranın vəzifəsidir. İndi yüksək səviyyəli rəhbərlər və bütün ölkələrin ekspertləri İranlılardır. Onları təqdir etmək əvəzinə, onlar İrana qayıtmaqdan imtina etmək üçün beynindən qaçmaq kimi tövbə edirlər.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۸/۱۳۹۶ - ۱۹:۰۵ نظر(0)

چه کسی جاهل است؟

وزیر بهداشت طی سخنانی، نظریات دکتر حسین روازاده را، جاهلانه خواند و یکبار دیگر این سوال: در ذهنها تازه شد:جاهل کیست؟ دکتر حسین روازاده که: متولد تهران و دارای دکترای طب عمومی، فعال در طب سنتی : با مقالات و تئوری های فراوان، یا او که متولد مشهد است، و ظاهرا قدرتی هم دارد و: همه را به مسخره می گیرد؟ این اولین بار نیست که وی اینگونه اظهارات: مشمئز کننده ارائه می دهد، وی در یک سخنرانی دیگر هم، همه کسانی را که طرفدار ساده زیستی بودند، به گروه فرقان نسبت داد. البته همه اینها طبیعی است، زیرا در راس قدرت پزشکی کشور! با ثروت های باد آورده از: طب غربی است. ولی نسل آنها رو به اتمام است، زیرا غرب روبه اتمام است. گرچه هنوز برای آنها غرب، همان قدرت دهه1960 می باشد. اما بدبختی آنها هم این است که: خیلی چیزها را نمی بینند، یا نمی حواهند ببینند! که مهمترین آن زوال غرب است. هنوز در تمام دانشکده های پزشکی ایران، کتب انگلیسی تدریس می شود، استادان اگر هیچی بارشان نباشد، ولی انگلیسی را باید بدانند! هنوز کتاب های غرب که: همگی کپی غلطی از اوسینا ی ما هستند، برای آنها از قران بالاتر است! زیرا پیامبر مارا به خوردن: نمک توصیه می کند، ولی اینها می گویند اشتباه است! ادرار و مدفوع انگلیسی ها شفا است:

https://telegram.me/jenayaat

 ولی داروهای گیاهی ایران مضر است. داروهای تراریخته آمریکایی ها را، باید حلوا حلوا کرد! ولی حلوای ایرانی نباید خورد!  اما سیل بنیان کن بنیاد گرایی و:  بازگشت به خویش، همه آنها را در خواب خوش! به گور خواهد فرستاد. بازگشت به خویش سالهاست آغاز شده، ولی برخی ها کور هستند یا: خود را به کوری زده اند و: این روند تاریخی را نمی بینند. اما این روند راه خود را طی می کند، و مخالفان را دیر یا زود، در زیر چرخ های خود له خواهد کرد. بگذار اینها آخرین نفس های خود را هم بکشند، آخرین زور های خود را بزنند، و هرچه ثروت و دارایی و: احترام و شخصیت دارند، به پای سازمان سیا و موساد قربانی کنند! اما تاریخ هم نسبت به آنها کور خواهد شد، و آنها را نخواهد دید و: زیر پای پیشرفت خود، له خواهد کرد. کاری کرده اند که: طب ابن سینا در کشور خود ابن سینا، جرم محسوب شود! اینهمه کنگره و همایش، با هزینه های گزاف گذاشته می شود، چند تا چلقوز آمریکایی یا انگلیسی، را می اورند و نامش را بین المللی می گذارند! بالاترین بودجه ها را، به بهانه طرح سلامت خرج می کنند، ولی هیچ اتفاقی نمی افتد! فقط زبان خبرنگاران بسته می شود. وقتی هم مسلکان خود را، جاهل می خوانند و می گویند: در تاریخ بیش از همه جاهل ها، ضربه زده اند، چه انتظاری از چند خبرنگار یا: نویسنده و منتقد می توان داشت؟ مافیای دارو براساس طرح اسرائیل، کاری کرده که 15درصد جوانان ما، طبق آمار خودشان نابارور باشند، آیا این علامت سوال، ذهن آنها را باز نمی کند؟ آمار بالای طلاق به علت: ناکامی های جنسی و یا: آمار پایین ازدواج به دلیل: ناتوانی جنسی، آنها را بیدار نمی کند؟ با اینکه مصوبه تنظیم خانواده، لغو شده ولی همان بودجه ها، به همان روش برای: عقیم سازی ایرانیان ادامه دارد. چند نفری هم که مثل دکتر آقا رفیعی، یا دکتر روازاده اعتراض می کنند: از دانشگاه رانده شده و: در اجتماع هم بی آبرو می سازند. در همه ارکان جامعه، انقلاب ریشه دوانیده ولی در: جامعه پزشکی هنوز انقلابی نشده است! بجای تعییرات ظاهری و ریاکارانه: در نظام پزشکی، باید تغییرات اساسی  صورت گیرد، طب اسلامی و بومی، جایگزین طب غربی و مصنوعی شود.

Who is ignorant?

In his speech, the Minister of Health spoke in the words of Dr Hossein Rouzadeh, and then again, the question: Who was ignorant in minds? Dr Hossein Roozadeh: Born in Tehran with a Ph.D. in Public Medicine, active in traditional medicine: with many articles and theories, or he who is born in Mashhad, and apparently has the power to: ridicule everyone? This is not the first time that he makes such remarks: Disgusting, in another speech he attributed all those who were simple biologists to the Forghan group. Of course, this is all natural because it is at the forefront of the country's medical power! With rich winds from:  Western medicine. But their generation is over, because the West is over. Although the West is:  still the same power of the 1960s. But their misfortune is: they do not see a lot of things or they do not want to see! The most important is the decline of the West. English books are still being taught in all medical schools in Iran, teachers have to know English if they have nothing to do. Still, the books of the West that are all a false copy of our Osina, they are higher than the Qur'an! Because the Prophet is eating: Salt advises, but they say it's a mistake! The urine and stools of the English are healed:

 But Iranian herbal remedies are harmful. Americans have to make Halva halva! But Iranian halva should not eat! But flood the foundation of fundamentalism and: return to yourself, make them all happy! He will send the grave. Returning to her has begun for many years, but some are blind or: they are blind to themselves: they do not see this historical process. But this process goes on its way, and sooner or later the opponents will crush their wheels. Let these kill their last breath, make their last fortunes, and as much as wealth and property and: respect and personality, they sacrifice the CIA and Mossad! But history will be blind to them, and they will not see them: they will crush under their own development. Have made that: Avicenna's medicine in my country, Avicenna, is a crime! All the congresses and congresses are at a great cost, with a few American or English blouses, and put their name internationally! The highest budgets are spent on the health plan, but nothing happens! Only the language of the reporters is closed. When they call their craftsmen ignorant and say: In history, most of the ignorance has been hit, what can one expect from a number of journalists or writers and critics? The drug mafia, according to the Israeli plan, has made 15% of our youth, according to their own statistics, to be infertile, does this question mark not open their minds? High divorce rates due to: sexual failures or: low birth rates due to: impotence does not wake them up? Although family planning legislation has been canceled, but the same budget, the same is true for Iranian sterilization. Several people who protest like Dr. Aaf Rafiei or Dr. Roozadeh: They have been driven from university and they are disobedient to the community. Revolution has rooted in all aspects of society, but in: The medical community has not yet revolutionized! Instead of apparent and hypocritical changes: in the medical system, fundamental changes must be made, Islamic and native medicine, replacing Western and artificial medicine.

من هو جاهل؟

وتحدث وزير الصحة في كلمته بكلمات الدكتور حسين روزاده، ثم مرة أخرى، السؤال: من كان جاهلا في عقوله؟ وبطبيعة الحال، وهذا هو كل شيء طبيعي لأنه في طليعة السلطة الطبية في البلاد! مع الرياح الغنية من الطب الغربي. ولكن جيلهم قد انتهى، لأن الغرب قد انتهى. على الرغم من أن الغرب لا يزال نفس القوة في 1960s. ولكن سوء حظهم هو: أنهم لا يرون الكثير من الأشياء أو أنها لا تريد أن ترى! والأهم هو تراجع الغرب. لا تزال الكتب الإنجليزية تدرس في جميع كليات الطب في إيران، والمعلمين يجب أن يعرفوا اللغة الإنجليزية إذا لم يكن لديهم أي شيء للقيام به. ومع ذلك، فإن كتب الغرب التي هي كل نسخة كاذبة من أوسينا لدينا، فهي أعلى من القرآن! لأن النبي يأكل: ينصح الملح، لكنهم يقولون أنه خطأ! يتم شفاء البول والبراز للغة الإنجليزية:

 ولكن العلاجات العشبية الإيرانية ضارة. يجب على الأميركيين جعل الحلاوة الحلوة! ولكن الحلاوة الإيرانية لا ينبغي أن تأكل! ولكن الفيضانات أساس الأصولية و: العودة إلى نفسك، وجعلها جميعا سعداء! وقال انه سوف ترسل القبر. وقد بدأت العودة إليها منذ سنوات عديدة، ولكن البعض منهم أعمى أو: هم أعمى عن أنفسهم: فهم لا يرون هذه العملية التاريخية. ولكن هذه العملية تسير في طريقها، وعاجلا أم آجلا المعارضين سحق عجلاتهم. ولكن التاريخ سوف يكون أعمى لهم، وأنها لن ترى لهم: أنها سوف سحق تحت تنميتها. جعلت ذلك: الطب ابن سينا ​​في بلدي، ابن سينا، هو جريمة! جميع المؤتمرات والمؤتمرات هي بتكلفة كبيرة، مع عدد قليل من البلوزات الأمريكية أو الإنجليزية، ووضع اسمها دوليا! يتم إنفاق أعلى الميزانيات على الخطة الصحية، ولكن لا شيء يحدث! يتم إغلاق لغة الصحفيين فقط. ارتفاع معدلات الطلاق بسبب: الفشل الجنسي أو: انخفاض معدلات المواليد بسبب: العجز الجنسي لا يستيقظهم؟ وعلى الرغم من إلغاء تشريعات تنظيم الأسرة، ولكن نفس الميزانية، ينطبق الشيء نفسه على التعقيم الإيراني. العديد من الناس الذين يحتجون مثل الدكتور آغا رفيع أو الدكتور روزاده: هم مدفوعة من الجامعة وهم عصيان للمجتمع. الثورة جذورها في جميع جوانب المجتمع، ولكن في: المجتمع الطبي لم ثورة بعد! بدلا من التغييرات الواضحة والنفاق: في النظام الطبي، يجب إجراء تغييرات أساسية، الطب الإسلامي والوطني، لتحل محل الطب الغربي والاصطناعي.

Kim cahildir?

Danışan səhiyyə naziri Hüseyn Rvazadh həkim rəyi, cahilliklə bir daha sual oxumaq, və: edildi təzə şüurunda: Kim cahil var? Əlbəttə ki, bu, bütün təbiidir, çünki ölkənin tibbi qüvvəsinin qabaqcıl yerindədir! Qərb tibbindən zəngin küləklər. Lakin onların nəsli bitdi, çünki Qərb bitdi. Baxmayaraq ki, Qərb hələ 1960-cı illərin eyni gücüdür. Lakin onların müsibət bir çox şeyi görmək, və ya Hvahnd görmək deyil ki! Ən əhəmiyyətlisi, Qərbin azalmasıdır. Bütün tibbi məktəblər bir şey əgər onların müəllimləri, ingilis ədəbiyyatı tədris, lakin İngilis dili bilməlidir! hələ West bizim Avsyna bütün yanlış surəti var Quran artıq onlar üçün yüksəkdir kitab! Peyğəmbər yeyir Çünki: Tuz məsləhət, lakin onlar bir səhv olduğunu deyirlər! İngilis dilinin sidik və dişləri şəfa verilir:

 Ancaq İran dərman vasitələrinin zərərli. Amerikalılar Halva halva etməlidirlər! Amma İran halva yeyilməməlidir! Ancaq fundamentalizmin təməlini daşıyın və özünüzə dönün, onları xoşbəxt et! O, məzarı göndərəcəkdir. Amma bu proses yoluna davam edir və tezliklə rəqiblər təkərlərini əzmək edər. Something ölkəsində tibb İbn Sina, İbn Sina, bir cinayət olduğunu! Ən yüksək büdcələr səhiyyə planına sərf olunur, lakin heç bir şey olmur! Yalnız müxbirlərin dili bağlandı. çünki evli cinsi frustrations və ya statistika: Due boşanma yüksək dərəcəsi iktidarsızlık, onlar oyanmaq deyil? ailə planlaşdırılması razılığı ilə ləğv edilmişdir, lakin büdcə, sterilizasiya iranlılar üçün eyni üsulu davam etdirilir. cəmiyyətin bütün səviyyələrdə, lakin tibbi icma qəbul kök inqilab hələ bir inqilab var! Əvəzində tibb sistemində səthi və ikiüzlü dəyişikliklər, əsas dəyişikliklər və yerli İslam tibb, Qərb tibb və sintetik alternativ var olmalıdır.

سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۸/۱۳۹۶ - ۱۹:۵۸ نظر(0)

روش موثر در جایگزینی انرژی های نو  

نو آوری در همه زمینه ها، از مشخصات انسان های تنبل است! و در راس همه تنبل های دنیا هم، ایرانی ها هستند! وقتی وارد مدرسه می شود: اولین درس او بابا نان داد است، یعنی کودک فقط وظیفه: مصرف کننده بودن را یاد می گیرد: که باید آب و نان را از بابا بگیرد. آشغال ریختن وظیفه دانش آموزان! جمع کردن آن با خادم مدرسه. در بسیاری از مواقع هم، تنبلی ایرانی گل می کند: خادم را هم از اتباع خارجی استخدام می کنند! این تنبلی از قدیم بوده است، زیرا که کشوری مثل چین یا ژاپن، به دلایل زیاد نیاز به سخت کار کردن دارند! از همان کودکی به او مسئولیت می دهند! قسمتی از نظافت یا خدمات را، به عهده او می گذارند! ولی در ایران، کودکان کار! مجرم هستند، کودک و نوجوان و جوان، نباید دست به سیاه و سفید بزنند، فقط باید درس بخواند! زیرا : زمین فراوان و معادن زیاد، قرار گرفتن در مرکز تجاری و ساسی جهان! دیگر احتیاجی به پرکاری ندارد! البته پرکاری ایرانیان، به بخش مخصوصی منتقل شده است: مهمترین آن سپاهی گری، یا ارتش و نیروهای  نظامی است. به همان دلیل که ایران، دارای همه امکانات در حد اعلای خود است، به همان میزان هم مورد: طمع دیگران است، لذا بیشترین حملات و: دست به دست شدن: حکومت ها را هم داشته است. زمانی حکومت ایران، از مصر تا چین بوده است! رستم، هم داستان مبارزه با خاقان چین را دارد، و هم مبارزه با دیو مازندران! یا تورانیان و غیره. در زمان کورش، وی به دلیل وسعت قلمرو، همیشه در سفر بوده است و: هخامنشیان تا ساسانیان هم آن را حفظ کردند. بعد از ساسانیان، گرچه اعراب حکومت را به دست گرفتند، ولی کاری بلد نبودند! و همه مدیران ارشد آن ها، ایرانی بودند. حتی امروز هم با اینکه انگلیسی ها، و تخم ترکه آنها، مرز ایجاد کردند! و از ایران بزرگ، 190کشور درست کردند، باز هم، همه مدیران ارشد جهانی ایرانی هستند: سازمان ملل با تئوری: منشور کورش و نظریات سعدی و... اداره می شود.

جای دیگری که پرکاری: بیش از حد ایرانیان است، همین رسته های مدیریتی، مخصوصا مدیریت نو آورانه، برای کل جهان است. 4و نیم میلیون دانشجو، برای کشور 80میلیونی، یعنی بالاترین درصد نیروهای کیفی: جهت مدیریت جهان. که البته از سوی دیگران، فرار مغز ها عنوان می شود. زیرا دانشجویان و استادان: و مدیران خارج رفته، بیش از داخل ایران هستند. این بلند پروازی ایرانیان، نه تنها درست تعبیر نمی شود! بلکه بعنوان بیکاری و تنبلی، هم از آن یاد می شود. زیرا همه آنهاییکه بیکار هستند، فقط یک تئوری دارند: ما را دچار روزمرگی نکنید! زیرا همگی آنها در فکر: کار های بزرگ و جهانی هستند، و تا به آن شغل دست پیدا نکنند، بقیه شغل ها را بیکاری می دانند! و لذا تنبلی می کنند.

یکی از این نمونه تنبلی ها، استفاده از انرژی های نو هست، همه مسئولین اذعان دارند که: سوخت فسیلی باید کنار گذاشته شود، ولی باز هم ساختمان ها، به همان روش قدیمی ساخته می شود! گویا همه منتظر هستند: دستی از غیب بیرون بیاید! و مثلا انرژی خورشیدی را، در ساختمان ها نهادینه کند. در حالیکه ملت تنبل ایران، نمی خواهد دردسر داشته باشد: اگر همه استفاده کنند او هم استفاده می کند، والا امکان اینکه با شرکتی قرارداد بسته، تا بیایند ساختمان را دستکاری کنند، فقط دردسر است. لذا باید گفت که استفاده از: نو آوریها باید از سوی سازندگان، برای ساحتمان های جدید باشد: مثل صدور کارت ملی هوشمند برای نوزادان! از این به بعد: هرکس می خواهد خودرو بسازد، ساختمان بنا کند و یا: خط تولید موتور سیکلت بزند، باید از انرژی نو استفاده کند! قبلی ها خود بخود کهنه شده، از دور خارج می شوند.

An Effective Method in: Replacing New Energy.

Innovation in all areas is the characteristics of lazy humans! And at the head of all the lazy worlds, the Iranians are! When he comes to school: his first lesson is Daddy Bread, that is, the child is only duty: he learns to be a consumer: that he should take water and bread from Baba. Trash students! Collapse it with the schoolmaster. On many occasions, Iranian laziness flies: He also employs servants from foreign nationals! This is laziness from the old, because a country like China or Japan, for the most reasons, needs to work hard! From the very child they are responsible! Part of the cleanliness or service is left to him! But in Iran, children work! Criminals, children, teenagers and young people should not be black and white, just have to study! Because: plenty of land and a lot of mines, being in the center of the commercial and casual world! No longer needing to work! Of course, Iranians have been moved to a special section: most importantly, the army, or the military. Just as Iran has all its capabilities, the same is true of the greed of others, so the most attacks are: hands-on: governments. Once the Iranian government has been from Egypt to China! Rustam also has the story of fighting China, and also fighting the demons of Mazandaran! Or Turanians  and so on. During Cyrus, he was always on the journey because of the extent of the territory, and from Achaemenids to the Sassanid. After the Sassanid, although the Arabs took control of the government, they did not know anything! And all their senior directors were Iranians. Even today, even though the British, and their eggs, created a border! And from the great Iran, they have made 190 countries, again, are all senior Iranian leaders: the United Nations is governed by the theory: the Cyrus Charter, and Saadi's views.

Another place that is overwhelming: too Iranian is the same management, especially innovative, for the whole world. 4, and a half million students, for a country of 80 million, the highest percentage of qualitative forces: to manage the world. Which

ک  of course, is the brain drain. Because students and professors: and managers are gone, they are more than inside Iran. This Iranian ambition is not only  not just interpreted! It is also referred to as unemployment and laziness. Because all those who are unemployed have only one theory: do not worry us every day! Because they all are thinking: big and universal work, and they do not get that job, they know the rest of their jobs as unemployed! And so they are lazy.

One of the examples of laziness is the use of new energies, all officials acknowledge that: fossil fuels must be abandoned, but again buildings are built in the same way! Apparently everyone is waiting for it: get out of the nakedness! And, for example, solar energy is institutionalized in buildings. While the lazy nation of Iran does not want to be in a hurry: it's just a hassle if it's used by everybody, and it's possible that they can come up with a contract with a company to make a deal. Therefore, it should be said that the use of: innovations should be made by the builders for new developments: such as the issuance of a smart national card for babies! From here on: Anyone who wants to build a car, build a building, or: Motorcycle production line, should use new energy! The old ones are old; they get out of the way.

طريقة فعالة في: استبدال الطاقة الجديدة.

الابتكار في جميع المجالات هي خصائص البشر كسول! وقبل كل شيء كسول في العالم، والإيرانيين! طلاب المهملات! طيها مع مدير المدرسة. في كثير من الحالات، والهدف هو الكسل الإيراني: وزير الرعايا الأجانب والتوظيف! من الطفل نفسه هم مسؤولون! جزء من النظافة أو الخدمة ترك له! ولكن في إيران، يعمل الأطفال! المجرمين والأطفال والمراهقين، والشباب، ويجب أن لا أسود، لديهم فقط لدراسة! لأن العديد من الألغام الأرضية والتعرض الكبير إلى المركز التجاري والعالم ساسي! لم تعد بحاجة إلى العمل! تم نقل الإيرانيين غزير إلى قسم خاص: غاري الجيش، أو قوات الجيش والشرطة. وبمجرد أن تكون الحكومة الإيرانية من مصر إلى الصين! أو التورانيين وهلم جرا. في وقت سايروس، الذين بسبب اتساع الأراضي، وكان دائما والسفر: الأخمينية إلى الساسانية الاحتفاظ به. بعد الساسانيين والعرب، على الرغم من أن اتخذت الحكومة، ولكن لا أعرف! وكان جميع كبار مديريهم الإيرانيين. حتى اليوم، على الرغم من أن البريطانيين، وبيضهم، وخلق الحدود!

في مكان آخر، وافرة: من الإيرانيين، مجال الإدارة، وإدارة مبتكرة على وجه الخصوص، للعالم كله. 4 ونصف مليون طالب وطالبة، إلى 80 مليون، وهو أعلى القوات جودة: لإدارة العالم. وهو، بطبيعة الحال، هو هجرة الأدمغة. للطلاب وأعضاء هيئة التدريس والإداريين ذهب في الخارج، أكثر من داخل إيران. هذا الطموح الإيراني ليس فقط ليس فقط تفسير! ويشار إليها أيضا بالبطالة والكسل. لجميع أولئك الذين يعانون من البطالة، يكون مجرد نظرية: نحن نبذل روتين! وهكذا فهي كسول.

على ما يبدو الجميع ينتظر: الخروج من العارية! وعلى سبيل المثال، يتم إضفاء الطابع المؤسسي على الطاقة الشمسية في المباني. القديمة قديمة، فإنها تخرج من الطريق.

Yeni Enerji dəyişdirilməsində təsirli bir üsul.

Bütün sahələrdə yeniliklər, tənbəl insanın xüsusiyyətləridir! Və bütün tənbəl aləmlərin başında, İranlılar! O, məktəbə gəldikdə: ilk dərs Daddy Bread, yəni uşağın yalnız vəzifəsi: istehlakçı olmağı öyrənir: Babadan su və çörək götürməlidir. Çöldən tələbələr! Məktəb müəllimi ilə yıxın. Bir çox hallarda, İranın tənəzzülü uçur: Xaricilərdən də xidmət edir! Bu köhnə günlərdən bir tənbəllikdir, çünki Çin və ya Yaponiya kimi bir ölkə bir çox səbəblərdən ötrü çətin işə ehtiyacı var! Çox övladından onlar məsuliyyət daşıyırlar! Təmizlik və ya xidmətin bir hissəsi ona qalır! Ancaq İranda uşaqlar çalışır! Suçlular, uşaqlar, yeniyetmələr və gənclər qara və ağ olmalı, yalnız oxumaq lazımdır! Çünki: çoxlu torpaq və bir çox mədən, ticarət və təsadüfi dünyanın mərkəzində olan! Artıq işə ehtiyac yoxdur! Əlbəttə, İranlılar xüsusi bir hissəyə köçürüldü: ən mühüm ordu və ya hərbi. İranın bütün imkanlarına malik olduğu kimi, başqalarının həsrətinə də bənzərdir, buna görə ən çox hücumlar: əl-ələ: hökumətlərdir. İran hökuməti Misirdən Çinə keçdi! Rüstəm də Çinlə mübarizə aparmaq, həmçinin Mazandaranın iblislərinə qarşı mübarizə hekayəsinə sahibdir! Və ya Turan və s. Cyrus dövründə, o, ərazinin həddi və Amenemenidlərdən Sasanilərə qədər saxladığı üçün həmişə yolda idi. Sassaniddən sonra ərəblər hökumətin nəzarətini alsalar da, heç bir şey bilmirdilər! Bütün baş direktorları isə İranlılar idi. Bu gün belə olsa da, İngilislər və onların yumurtaları bir sərhəd meydana gətirdi! Böyük İrandan 190 ölkə, yəni bütün İranlı liderlərdir: Birləşmiş Millətlər Təşkilatı, Cyrus Xartiyası və Saadi fikirlərini idarə edir.

Böyük bir yer: çox İran, bütün dünya üçün eyni rəhbərlikdir, xüsusilə yenilikçi. 80 milyonluq bir ölkə üçün 4, yarım milyon tələbə, keyfiyyətli qüvvələrin ən yüksək nisbəti: dünyaya rəhbərlik etmək. Əlbətdə ki, beyin axını. Tələbələr vəəllimlər və menecerlər getdikləri üçün İranın içərisindən çoxdur. Bu İran həsrəti yalnız təfsir edilməklə deyil! İşsizlik və tənbəllik də adlanır. Çünki işsiz olanların hamısı bir nəzəriyyə var: hər gün bizi narahat etmə! Çünki hamısı düşünürlər: böyük və universal iş və onlar işləməzlər, işlərinin qalan hissəsini işsiz sayırlar! Və onlar tənbəl olurlar.

Tənbəllik nümunələrindən biri yeni enerjinin istifadəsidir, bütün səlahiyyətlilər belə hesab edirlər: fosil yanacaqları tərk edilməlidir, lakin yenə də bina eyni şəkildə tikilir! Göründüyü kimi hər kəs bunu gözləyir: çılpaqlıqdan çıx! Və məsələn, günəş enerjisi binalarda kurumsallaşmışdır. İranın tənbəl milləti tələsik olmaq istəmədikcə: hər kəs tərəfindən istifadə edildiyi təqdirdə yalnız bir çətinlikdir və onlar bir şirkətlə müqavilə bağlamaq üçün bir müqavilə əldə edə bilərlər. Buna görə də demək lazımdır ki, yeniliklər qurucular tərəfindən yeni inkişaflar üçün edilməlidir: körpələr üçün ağıllı milli kartın verilməsi! Buradan: Avtomobil qurmaq, bina tikmək istəyən hər kəs: Motosiklet istehsal xətti, yeni enerji istifadə etməlidir! Yaşlılar köhnə, yoldan çıxırlar.

شهر بی در و پیکر

تا سالهای 1307تهران دارای 12دروازه بود: مانند دروازه شمران، دروازه دولت،

https://fa.wikipedia.org/wiki

 که در این سال، به دستور رضاخان، همه این آثار باستانی تخریب، و شهر آماده پذیرش حاشیه نشینان شد. که از آن به بعد، تهران به شهر بی در و پیکر! معروف شد که هرکس می خواست: از شهر خودش قهر کند، به تهران می آمد و: یک آلونک می ساخت:  دروازه غار محل تجمع: خانوارهای روستایی شد که: زاغه نشین بودند: یعنی درون پستی بلندی های زمین، حفره ایجاد کرده و ساکن می شدند. در کنار دروازه قزوین، محله یافت آباد و قنبر آباد، با خانه های کوچک و: خیابان یا کوچه های یک متری ساخته شد. دروازه شمیران سه راه علینقی بوجود آمد: علینقی سرکارگر بود و: هرکس از روستا می آمد، می گفتند برو علینقی کار پیدا کند. دروازه دولت، چهار راه سیدعلی! محل تجمع کارگران فصلی، دروازه دوشان تپه: مفت آباد، دروازه دولاب: اصفهانک و امثال آن به وجود آمد ّ برخی مکان ها هم که: روستا بود مانند ده ونک، ده نارمک  شکارگاه دوشان تپه، ده فرحزاد، قریه کن، پونک، ترک اباد دربند، اختیاریه، چیذر، باغ فیض، زرگنده و امثال آن، وسیع تر شده و داخل شهر گردیدند. در برخی از آنها، هنوز بافت فرسوده وجود دارد، ولی در بسیاری از آنان تخریب، و اپارتمان سازی شده است. بقعه ها و امامزاده های زیادی هم، بودند که محل تجمع حاشیه نشینان شده و: بعدا جزو محدوده شهر یا مرکزیت محله گردیدند: مانند امامزاده صالح تجریش در منطقه یک، حضرت عبدالعظیم ری در منطقه 20، امامزاده عین علی زین علی و: آستانه حمیده خاتون منطقه 5، امامزاده سید اسماعیل زرگنده و چهار راه سیروس، امامزاده زید یافت اباد، امامزاده عبدالله و امامزاده حسن مهر اباد، امازادگان هفتاد وتن در منطقه 14، پنج تن در لویزان:

http://www.emamzadeha.ir/farsi/list.aspx

با افزودن جاده کرج به عنوان: منطقه 22و 21 ، تهران، به صورت امروزی در آمد. شهرداران تهران، با نگرش های متفاوت، اما همگرایی ذاتی، سعی داشتند با توسعه زیر ساخت ها، این بافت های وسیع را مرتبط کنند، اتوبوسرانی و مترو که: ارتباط شهروندان را برای تردد: بین محل زندگی و کار و تفریح، آسان می کرد. در دوره احمدی نژاد، منوریل هم مطرح شد، ولی در دوره قالیباف، به بایگانی سپرده شد. شهردار جدید آقای دکتر نجفی، هنوز برنامه جامعی در این مورد ارائه نداده، ولی از تعطیل کردن خط 7متروی تهران، می توان فهمید که با: توسعه مترو موافق نیست. ما امیدواریم که به پرونده منوریل، دوباره سر بزند و آن را، از بایگانی در آورد. امروز در کنفرانس سیستم های: برقی بالاسری این زیر ساخت ها، روش تولید و توسعه: نیروی برق ارزان بحث گردید. اگر چنین بحثهایی رایج شود، میتوان امیدوار بود که: بجای تخریب خانه ها و: توسعه خیابان ها، از فضای بالاسری، بهتری استفاده شود: ایجاد اتوبوس هوایی و منوریل، تاکسی پرنده های نفربر، و طرح های پیشرفته و یا ابداعی، میتواند بار ترافیک را کم کرده، دسترسی شهروندان را، ارزانتر و سریعتر نماید. این نوع تکنولوژی، همیشه سریعا: مورد پذیرش مردم قرار می گیرد! زیرا ایرانیان به دلیل داشتن: نفت و گاز ومعادن فراوان، و نعمت های زیاد خدا دادی، با هر نوع تسهیلاتی که: با تنبلی آنها همسو باشد، اقبال نشان می دهند! امروز در همایش فناوری های نوین، در دانشکده صداو سیما، و مرکز تحقیقات فناوری نیز، این امر مورد تاکید قرار گرفت که: اگر بومی سازی فناوری ها، با روحیه تنبلی ایرانیان! هماهنگ نباشد، از درو خارج می شود: و نمونه خارجی آن پذیرفته می گردد.  

City of Abeyance and Body

By the years 1307, Tehran had 12 gates: like the gates of Shamran, the gates of government,

 This year, according to Reza Khan, all these ancient works were destroyed, and the city was ready to accept the marginalization. From then on, Tehran to the city of Beyaz and the Body! It became known that anyone who wanted to: mocked his city, came to Tehran, and built a siege: the gates of the cave. The gathering place: rural households were: slum dwellers: in the posterity of the heights of the earth, created a cavity and settled Would be Beside the Qazvin Gate, Abad and Qanbar Abad neighborhoods were built with small houses and one street or one meter high street. The gate of the Shemiran was founded on three lines: Alīqī was the foreman: "Everyone from the village came to say they would go to work. Government Gateway, Syed Ali's Four Way! The location of the gathering of seasonal workers, the Gates of Doshan Tappeh: Mofat Abad, Golat Doolab: Isfahan and the like, came into existence in some places: villages such as Ten Vonk, Ten Narmak Dashan Tepeh Shoshbar, Ten Farahzad, Qan Village, Punak, Turks Abad Darband, Optional, Chizar, Garden of Fayez, Zargand and the like, became wider and became in the city. In some of them, there is still a worn out texture, but in many of them they have been demolished and eroded. There were many monks and imams who were the gathering place of the marginalized people: later they became part of the city's or central neighborhood: Imamzadeh Saleh Tajrish in area 1, Hazrat Abdulazim Rey in area 20, Imamzadeh Ain Ali Zin Ali and: Astana Hamideh Khatun District 5, Imamzadeh Seyyed Isma'il Zargandeh and the Fourth Way Sirous, Emamzadeh Zayed Baztabad, Imamzadeh Abdullah and Imamzadeh Hassan Mehrbad, Seventy and Twelve Aladdin in Zone 14, Five in Lovzan:

Adding the Karaj Road as : 22nd and 21st District, Tehran, as today. Tehran's mayors, with different attitudes but inherent convergence, tried to link these vast textures with the development of infrastructure, the buses and the metro, which facilitated the communication of citizens to the traffic: between the place of living and work and leisure . In the Ahmadinejad era, Monroeil was also raised, but during the Qalibaf period, he was deposited in the archives. The new mayor of Dr. Najafi has not yet provided a comprehensive plan, but it is clear from the closure of Tehran Metro Line 7 that it does not agree with the development of the Metro. We hope to return to the file of Monorail, and retrieve it from the archives. Today, at the conference on systems: Upper Electricity of these infrastructures, methods of production and development: cheap electric power was discussed. If such debates are widespread, one could hope: instead of demolishing houses and: developing the streets, it would be better to use overhead: creating a bus and airplane, a manned airplane taxi, and advanced or innovative designs, can load Reduce traffic and make citizen access cheaper and faster. This kind of technology is always fast: it is accepted by people! Because the Iranians, because of: oil and gas, and the great bread, and the great blessings of Allah, provided with all kinds of facilities that: they are in harmony with their laziness! Today, at the New Technologies Symposium at Smooth Academy and Technology Research Center, it was emphasized that: If technology is localized, with the laziness of Iranians! It is not coordinated; it comes out of the harvest: and its external specimen is accepted.

مدينة بيونسي والجسم

ان طهران كانت 12 بوابات تصل إلى 1307 سنة مثل شمران غيتس، بوابة الحكومة،

 هذا العام، وفقا لريزا خان، تم تدمير كل هذه الأعمال القديمة، والمدينة على استعداد لقبول التهميش. من ذلك الحين، طهران إلى مدينة بياز والجسم! أن تعرف أن الجميع يريد من مسقط رأسه في العنف، في طهران، كان كوخ مصنوع: بعد مكان تجمع الكهف: الأسر الريفية ما يلي: كانت الأحياء الفقيرة: أن القمم والوديان من الأرض، واستقرت حفرة سيكون وبجانب بوابة قزوين، بنيت أحياء آباد وقنبر أباد بمنازل صغيرة وشارع واحد أو شارع متر واحد. هناك ثلاث طر جاء أليناهي فوريمان والجميع من القرية، قائلا العودة لم تجد وظيفة. بوابة الحكومة، طريق سيد علي الأربعة! عباد دارباند، اختياري، تشيزار، حديقة فايز، زرقند وما شابه ذلك، أصبح أوسع وأصبح في المدينة. في بعض منها، لا يزال هناك نسيج البالية، ولكن في كثير منها تم هدمها وتآكلها. نصب ومزار، وكثير من مكان تجمع للالمهمشة وبعد ذلك كانت حدود المدينة أو وسط حي مثل الصالحين الكريم وإعادة التأهيل في المجال الأول، حضرة عبد راي المنطقة 20، مزار بينما علي زين علي وعتبة حميدة حي خاتون 5، ضريح سيد إسماعيل بقعة ورباعية سايروس، زيد المقدسة، مقام عبد الله وحسن مهرآباد،بعين طن في 14، خمسة افيزان:

إضافة طريق كاراج كما: 22 و 21 حي، طهران، كما اليوم. ، مع نهج مختلفة، ولكن التقارب من الطبيعة، حاول رئيس بلدية طهران لتطوير البنية التحتية، وأنسجة سياقات واسعة والحافلات وقطارات الأنفاق التي تربط المواطنين على السفر بين المنزل والعمل واللعب، وسهلة . أثناء أحمدي نجاد، مونوريل أيضا أن تثار، ولكن تحت السجاد، ودفن في المحفوظات. نأمل أن تعود إلى ملف مونورايل، واستردادها من المحفوظات. اليوم، في المؤتمر على الأنظمة: الكهرباء العلوي من هذه البنى التحتية، وطرق الإنتاج والتنمية: نوقشت الطاقة الكهربائية الرخيصة. إذا كانت هذه الحجج شيوعا، ومن المؤمل أنه بدلا من المنازل وتطوير الشوارع، والحمل مساحة دمرت، أفضل أن تستخدم لإنشاء مسارات الحافلات والقطار الكهربائي، آلات الطيران سيارات الأجرة، والتصاميم المتطورة والمبتكرة قادرة تايمز الحد من حركة المرور وجعل وصول المواطنين أرخص وأسرع. هذا النوع من التكنولوجيا هو دائما سريعة: فمن المقبول من قبل الناس! لا يتم تنسيقها، فإنه يخرج من الحصاد: وعيناته الخارجية مقبولة.

Beyonce şəhəri və Bədən

Tehran, 12 qapıları qədər 1307 il Shmran qapıları, hökumət qapısı kimi idi var

 O vaxtdan bəri, Tehran şəhəri itirməyə! hər kəs zorakılıq məmləkəti istəyirdi ki, məlum, Tehranda, bir daxma idi: gecəqondular idi: kənd ev təsərrüfatlarının bir mağara toplanması yer sonra zirvələri və yerin, deşik dərələri və həll ki, Olacaqdı Qəzvin, kiçik ev ilə abad və Qanbar Abad məhəllə qapısı: bir metr küçə və ya xiyabanı inşa edilmişdir. kənd Əlinağı usta və hər kəs gəldi Go Əlinağı bir iş tapa bilmir dedi: üç yolu Əlinağı Darvazehshemiran var. Hökumət Gateway, bir kəsişməsində Əli! Abad həbsxana, isteğe, Chizar bağ lütf, spot və s, və şəhər geniş oldu. Monument və kiçik kilsə çox təcrid üçün toplanması yer idi və sonra şəhər məhdudiyyətlər və ya qonşuluq mərkəzində ilk sahəsində Müqəddəs saleh və Reabilitasiya kimi idi, Hz Abdul-ray rayon 20, Ali Zain Ali və eşik Həmidə isə kiçik kilsə Xatun rayon 5 Shrine Seyit İsmayıl spot və dörd yol Cyrus, Zaid Yaftabad Müqəddəs Abdullah Müqəddəs Shrine və Həsən Mehrabad, 14, beş Lavizan da Amazadgan yetmiş ton:

zonasında 22 və 21, Tehran kimi Kərəc əlavə, bu gün idi. Tehran Bələdiyyə Başçısı müxtəlif yanaşmalar, lakin təbiətin yaxınlaşması ilə infrastrukturun inkişafına çalışdı, geniş kontekstlərdə, avtobus və vətəndaşlar ev və iş və oyun arasında səyahət qoşulmaq keçidlərinin toxumaların, asan . Əhmədinejad zamanı Monorail da qaldırılacaq, lakin xalça altında, arxiv torpağa verildi. Biz onun arxiv, yenidən döymək, tek ray fayl ümid edirik. Bu gün konfrans sistemləri elektrik körpü infrastruktur, istehsal və elektrik enerjisi inkişaf ucuz müzakirəsi idi. belə arqumentlər ümumi varsa, əvəzinə məhv evləri və küçələri İnkişaf kosmik yerüstü ümid edilir, daha yaxşı avtobus marşrutları və tek ray, taksi uçan nəqliyyat vasitələri, və qabaqcıl dizayn və yenilikçi edə Times yaratmaq üçün istifadə edilə trafik, daha ucuz və daha sürətli track vətəndaşların girişi azaldır. texnologiya bu növü, həmişə tez insanlar qəbul olunur! xarici və nümunələri qəbul olunacaq: koordinasiya deyil, həyata Drew.

www.mahinnews.irسید احمد حسینی ماهینی : 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۸/۱۳۹۶ - ۱۷:۲۳ نظر(0)

روز کورش، تهدید است یا فرصت؟

روز کورش که امری: افسانه ای و ملی است، دستاویزی شده برای رسانه های معاند، که از ان یک تهدید برای: جمهوری اسلامی بسازند! سال گذشته از تجمع گردشگران، در پاسارگاد یک تظاهرات: ضد رژیمی ساختند، در حالیکه پاسارگاد نه تنها قبر کورش نیست، بلکه حتی نام کورش تا یکصد سال پیش، در هیج متون تاریخی وجود نداشته! فردوسی حکیم که تاریخ ایران را، به شعر در آورده و یا تاریخ طبری، بلعمی و غیره نامی از ایشان نبرده اند. لذا همه اینها یک افسانه است، و کسانی که از یک افسانه می خواهند: علیه قدرت اسلام استفاده کنند، از هیچ چیز خبر ندارند. اگر آنها واقعا خواهان کورش هستند، یک شرکت یا موسسه خیریه ای تاسیس کنند: و در این مورد تحقیق نمایند. اگر تجمعی هم دارند، با مجوز از وزارت کشور، این کار را بکنند. نه اینکه غوره! نشده دنبال مویز باشند. حالا اینکه چرا در کتابهای پیشین نیامده،  دلایل زیادی دارد از جمله آن که کورش، ساخته پرداخته استعمار است، و برای همین از ان دفاع می کنند. متاسفانه در تاریخ معاصر ایران، حمله های فرهنگی و غارت و چپاول کتاب ها، بیشتر از کشتار مستقیم و: غارتگری اقتصادی بوده است. تقریبا از یکصد سال، پیش این موضوع اتفاق افتاده است: زیرا در این سالها با انقلاب اکتبر، قرار بود ریشه دین زده شود! لذا علاوه بر کشتار و تبعید و: آزار روحانیون شیعه، هرنوع کتب دست نوشته ای را نیز، نابود می کردند تا: رشته پیوند با گذشته نابود شود. البته اصل برنامه، صهیونیستی بود، حتی لنین در روسیه دستورات آنها را اجرا می کرد. صهیونیست ها برای نابودی تاریخ، مانند نابودی فلسطین، دو روش داشتند: در ابتدا با خرید کتب قدیمی و عتیقه جات، آنها را از مردم می گرفتند، بعد هم هجوم سراسری، به هرنوع کتاب یا مکتب خانه، باعث از بین رفتن حوزه ها، کشتار مسلمانان شدند.  بعد بجای آن، تاریخ خیالی برای ایران درست کردند. رژیم پهلوی در ایران، آتاتورک در ترکیه و آل سعود در عربستان، به عنوان خواستگاه اسلام، به این ویرانی و غارت ادامه دادند. تا مردم بطور کلی، بجز تاریخ 200ساله غرب، تصور تاریخ دیگری را نداشته باشند. اما نهضت بازگشت به خویش، در کشورهای اسلامی با: همت بزرگانی چون شهید مدرس، آیت الله کاشانی و نواب صفوی، شروع شد حتی در الجزایر و تونس و مصر هم، گسترش یافت: فرانتز فانون برای آفریقا و: دکتر شریعتی برای ایران، سمبل این بازگشت بخویش بود. اما دشمنان ساکت نبوده و: با فهمیدن نظریه آنان گفتند: بازگشت بخویش خوب است! ولی نه بازگشت به: 1400سال پیش(اسلام)، بلکه به هزاره های قبل! لذا ابتدا زرتشت را مطرح کردند، چون بعد از تخقیقات معلوم شد، زرتشت هم یکتا پرست بود، و این مغان درباری بودند که: آن را تحریف کرده اند، لذا به دنبال یک شخصیت لائیک رفتند. در اواخر سالهای رژیم پهلوی، با کشف دروغین پاسارگاد! (1327) که قبر مادر سلیمان بود، بنام کورش ثبت کردند و: با برگزاری جشنهای: دوهزار و پانصد ساله، این موضوع را جا انداختند. البته مفسران قران هم بیکار ننشستند! و نام دیگر کورش را ذوالقرنین گفتند، اولین بار یک تبریزی که: قران را چاپ کرد، این را نوشت. و همه اینها بعد از دوران قاجار است. زیرا تا آن زمان، مردم قبر فعلی کورش را، قبر مادر سلیمان میدانستند. این تفسیر ها یا برداشت ها، از قران به کتب دیگر هم سرایت کرد! اخیرا گقته اند نام دیگر کورش، فریدون می باشد که فردوسی، به آن اشاره کرده است: جل الخالق! بهر حال تنها راه، آگاهی دادن به مردم است، و اگر بخواهیم می توانیم از: روز ملی کورش، درآمد زایی گردشگری: فراوانی داشته باشیم. بقول معروف : هرکی خر شد ما هم سوارش می شیم.

Cyrus day is a threat or opportunity?

The day of Cyrus, which is something: legendary and national, has become an occasion for media outlets, which threatens to create: the Islamic Republic! Last year, as tourists gathered in Pasargad, a rally was organized: anti-regime, while Pasargadae not only did not have the grave of Cyrus, but even the name of Cyrus did not exist in historical texts for hundreds of years ago! Ferdowsi Hakim, who has taken the history of Iran into poetry, or the history of Tabari, Diwali, etc., has not been named. So all this is a myth, and those who want a legend: to use the power of Islam, they know nothing. If they really want Cyrus, they will set up a company or charity: and they will investigate. If they are cohabiting, they will do it with permission from the Ministry of the Interior. Not gore! Not looking for a curtain. Now why, in the previous books, there are many reasons, including the fact that Cyrus is made up of colonialism, and so defend it. Unfortunately, in the history of contemporary Iran, cultural attacks and plunder and looting of books have been more than direct killing and economic plunder. About one hundred years ago, this happened before, because in those years, the October Revolution was supposed to be the root of religion! Therefore, in addition to killing and exile and: the persecution of the Shiite clerics, they destroyed any manuscripts so that: the link to the past would be destroyed. Of course, the program was Zionist; even Lenin in Russia executed their orders. For the destruction of history, like the destruction of Palestine, the Zionists had two methods: first, buying old books and antiques, they took them from the people, and then the national invasion, to any book or school of the house, destroyed the domains, Murder of Muslims. Instead, they created an imaginary history for Iran. The Pahlavi regime in Iran, Atatürk in Turkey and Al Saud in Saudi Arabia, continued their devastation and plunder as a harbinger of Islam. In general, except for the 200-year history of the West, people have no idea of ​​another history. But the return movement began in Islamic countries with great efforts such as Martyr Madrass, Ayatollah Kashani and Navab Safavid, even in Algeria, Tunisia and Egypt: Franz Fannon for Africa and: Dr. Shariati for Iran, the symbol of It was a return. But the enemies were not silent, and, understanding their theory, they said: "It's good to go back!" But not back to: 1400 years ago (Islam), but to the millenniums! So Zoroastrianism was initially raised, because after the discovery it turned out, Zoroaster was also united, and this Moghan court were: they distorted it, so they followed a secular person. In the late years of the Pahlavi regime, with a false Pasargad discovery! (1327), which was the grave of Solomon's mother, named Kourosh, and: they celebrated this with two thousand five hundred years. Of course the commentators of the Quran did not go idle! The other name of Kourosh was Zul Qarranin, the first time a Tabriz, who printed the Qur'an, wrote this. And all this is after the Qajar era. For until then, the people of Cyrus's grave were considered the grave of Solomon's mother. These interpretations or interpretations spread from the Qur'an to other books! Recently, the name of the other is Cyrus, Fereydoun, which Ferdowsi has referred to: However, the only way is to inform the people, and if we want, we can have a lot of tourism income: Cyrus National Day. According to the famous:: "Anyone drove us and we'll be doing it."

سايروس اليوم هو تهديد أو فرصة؟

يوم سايروس، وهو شيء: الأسطوري والوطني، أصبح مناسبة لوسائل الإعلام، التي تهدد بإنشاء: الجمهورية الإسلامية! لم يذكر اسم فيردوزي حكيم، الذي اتخذ تاريخ إيران في الشعر، أو تاريخ الطبري، ديوالي، وما إلى ذلك. لذلك كل هذا هو أسطورة، وأولئك الذين يريدون أسطورة: لاستخدام قوة الإسلام، أنهم لا يعرفون شيئا. إذا كانوا يريدون حقا سايروس، فإنها ستنشئ شركة أو مؤسسة خيرية: وسوف يحققون. وإذا كانوا يعيشون معا، فسوف يفعلون ذلك بإذن من وزارة الداخلية. لا غور! لا تبحث عن الستار. الآن لماذا، في الكتب السابقة، هناك العديد من الأسباب، بما في ذلك حقيقة أن سايروس يتكون من الاستعمار، والدفاع عنها. لسوء الحظ، في تاريخ إيران المعاصرة، كانت الهجمات الثقافية والنهب والسلب من الكتب أكثر من القتل المباشر والنهب الاقتصادي. قبل حوالي مائة سنة، حدث هذا من قبل، لأنه في تلك السنوات، كان من المفترض أن تكون ثورة أكتوبر جذور الدين! بطبيعة الحال، كان البرنامج الصهيوني، حتى لينين في روسيا أعدم أوامرهم. الصهاينة لتدمير التاريخ، مثل تدمير فلسطين بطريقتين: الأولى عن طريق شراء الكتب والتحف القديمة، وكانوا، ثم هرع الناس عبر، أي الكتب أو المدارس، مما تسبب في المناطق الخسارة، قتل المسلمين. بدلا من ذلك، خلقوا تاريخا خياليا لإيران. النظام البهلوي في إيران، أتاتورك في تركيا و آل سعود في المملكة العربية السعودية، واصلت دمارهم ونهبهم باعتبارها نذير الإسلام. بشكل عام، باستثناء تاريخ 200 سنة من الغرب، الناس ليس لديهم فكرة عن تاريخ آخر. ولكن حركة العودة إلى بلدها، في البلدان الإسلامية: من عظماء مثل المعلم الشهيد آية الله كاشاني ونواب صفوي، بدأ حتى في الجزائر وتونس ومصر نشر: فرانز فانون إلى أفريقيا والطبيب شريعتي إيران، رمز كانت العودة. ولكن الأعداء لم يكن صامتا، وفهم نظريتهم، وقالوا: "من الجيد أن نعود!" ولكن لا يعود إلى: قبل 1400 سنة (الإسلام)، ولكن إلى الألفيات! في السنوات الأخيرة من نظام بهلوي، مع اكتشاف باسرغاد كاذبة! (1327)، الذي كان قبر والدة سليمان، واسمه كورش، و: احتفلوا هذا مع ألفي وخمسمائة سنة. بالطبع معلقون القرآن لم يذهب الخمول! وكان اسم آخر من كورش زول قرعان، وهي المرة الأولى تبريز، الذي طبع القرآن، كتب هذا. وكل هذا بعد عصر قاجار. حتى ذلك الحين، كان شعب قبر سايروس يعتبر قبر أم سليمان. هذه التفسيرات أو التفسيرات تنتشر من القرآن إلى كتب أخرى! ووفقا لما يقوله المشهور: "أي شخص قادنا وسنفعل ذلك".

Cyrus günü təhlükə və ya fürsətdir?

gün Cyrus: İslam Respublikasına təhlükə qurmaq olan düşmən media üçün əfsanəvi və milli bir bəhanə! Bütün bunlar bir efsane və bir əfsanə istəyənlər: İslamın gücünü istifadə etmək üçün heç bir şey bilmirlər. Əgər onlar həqiqətən Cyrus istəyirlərsə, onlar bir şirkət və ya xeyriyyə quracaqlar və onlar araşdıracaqlar. Əgər onlar intihar edirlərsə, bunu Daxili İşlər Nazirliyinin icazəsi ilə edərlər. Gore deyil! Bir pərdə axtarır deyil. Təəssüf ki, kitab müasir İran tarixi, mədəni işğal və yağma birbaşa cinayətləri ən iqtisadi talan. Bundan təxminən yüz il əvvəl bu, əvvəllər baş verdi, çünki o illərdə Oktyabr inqilabının dinin kökləri olması lazım idi! Əlbəttə, proqram sionist idi, hətta Rusiyada da Lenin əmrlərini yerinə yetirdi. , Insanlar, sonra zərər sahələrdə səbəb hər hansı bir kitab və ya məktəb daxilində qaçdı edilib köhnə kitablar və əntiq alınması ilə ilk: Sionistlər belə iki yolla Fələstin məhv kimi, tarixi məhv Müsəlmanların öldürülməsi. Bunun əvəzinə onlar İran üçün xəyali bir tarix yaratdılar. Pəhləvi İslam məhv məəyi kimi İran, Türkiyə və Atatürk Səudiyyə Ərəbistanında rejim davam yağma. Ümumiyyətlə, Qərbin 200 illik tarixi istisna olmaqla, insanların başqa bir tarix barədə heç bir fikri yoxdur. Amma İslam ölkələrində onun geri hərəkət, belə şəhid müəllimi greats ilə Ayətullah Kashani və Nawab Səfəvi, hətta Əlcəzair, Tunis başlayan və Misir yayılmışdır: Franz fonon Afrika və həkim Shariati İran rəmzi Bu bir dönüş idi. Amma düşmənlər səssiz deyildilər və nəzəriyyələrini başa düşdilər: "Geri dönmək yaxşıdır!" Ancaq 1400 il əvvəl (İslam), minilliklərə qədər deyil! Pəhləvi rejiminin son illərində saxta Pasarqad kəşfi ilə! Əlbətdə Quran şərhçiləri boş qalmadı! Kouroşun digər adı Zul Qarranin idi, ilk dəfə Quranı yazan Təbriz, bunu yazdı. Bütün bunlar Qacar ​​dövründən sonra. O zamana qədər Kirun məzarının xalqı Süleymanın anasının məzarı sayılırdı. Bu şərhlər və ya şərhlər Qurandan başqa kitablara yayılır! Məşhurlara görə: "Hər kəs bizi qovdu və biz bunu edəcəyik".

سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۸/۱۳۹۶ - ۱۷:۰۹ نظر(0)

حرص وطمع یعنی این

باز تعریف اقتصاد را، باید در میان تحصیلکردگان، بازگو کرد تا شاید گوش شنوایی باشد! و آن اینکه تعریف اصلی اقتصاد، باید دگرگون و: حتی سرنگون و معکوس گردد. اقتصاد می گوید: توزیع منابع محدود بین نیاز های نامحدود. اما از نظر اسلام، امکانات فراوان است، و نیاز محدود. این فراوانی را همه اعتراف دارند: بطور نمونه آقای کرباسیان وزیر محترم اقتصاد، در همایش متالوژی گفت:«ما نفت فراوان داریم، وقتی برخی ها ترسیدند تمام شود! گاز کشف شد که دوم دنیا هستیم! معادن ما هم در سطح بسیار خوبی است. زیرا هنوز برداشت از معادن سطحی! داریم و معادن عمقی بکر و دست نخورده استـ». آفتابی که ایران دارد، یا حتی چهارفصل بودن، آب و هوا و غیره، که واقعا باید گفت: نعمت های خدایی حد وحصر ندارد، و قابل شمارش هم نیست. بنابر این ادعای کمبود منابع، کفر نعمت است و از: همه فرهیختگان اقتصادی می خواهم: هرگز این مفهوم را تکرار نکنند، مگر برای نقد کردن. از آنطرف هم در اسلام، نیاز انسان ها محدود است، و اگر بیشتر از نیاز به او برسد، طغیان می کند و: بر دیگران ستم می کند. همه فرعونیان و مستکبران جهان، از دارایی بیش از نیاز شان مغرور شدند. کسی که بیش از نیاز طلب کند، حریص است! مگر اینکه بخواهد به دیگران کمک کند. لذا آمال یا ارزوها یا خواسته های: دور و دراز که برای ستم کردن بر دیگران، در سر انسان ها می آید، نکوهیده و زشت است. مگر خواسته ها و نیازهایی که: برای رفع مشکلات دیگران باشد. نتبجه چنین تفکری چیست؟ اینکه ما حرص بیهوده نداشته باشیم، تا به ارامش برسیم. اغلب تنش های زندگی، برای خواسته های زیاد، و نامعقول است. مثلا در صنعت فولاد یا نفت و: حتی صنایع سنگ و معدن، ما اغلب خام فروشی داریم. غصه اینکه چرا دیگران، این مواد خام را فراوری می کنند، و دوباره به ایران می فروشند، ما را پیر کرده است! هنگامیکه نهضت پتروشیمی سازی، و عسلویه در ایران شکل گرفت، فقط به همین دلیل بود. اما همین امر باعث شد: تا کمتر از ما نفت بخرند، و قیمت نفت کاهش یافت. زیرا خریداران نفت، خواستار ارزش افزوده بودند، و تمایل داشتند با کار بیشتر، بر روی مواد خام و: صدور کالاهای فرادستی، تا حدودی زیان خود را جبران کنند. ولی وقتی ایران، خود به ساختن مواد بالادستی اقدام کرد، آنها هم انگیزه خرید مواد خام را از دست دادند. معنی این حرف آن است که: اگر خدا نعمت های فراوانی به ایران داده، دلیل ندارد همه را خودش بخورد! باید آن را بین دیگران تقسیم کند. به عبارت بهتر، خداوند نعمت را به کسی می دهد که: بخشنده و مقسم خوبی باشد، نه اینکه همه را برای خود بخواهد! این همان حرص و ولع و آز است. چه اشکالی دارد که از پاکستان، یا اروگوئه برنج خریداری شود؟ اگر خریداری نشود میدانید: چه اتفاقی می افتد! قیمت برنج ایرانی بالا می رود: چون جنگل ها و مراتع باید: به شالیزار تبدیل و کارگران با: دستمزدهای بالا مشغول بکار شوند. حرص و طمع باعث می شود: تا شالیزار ها هم ،به مجتمع مسکونی تبدیل شوند. یعنی هم جنگل ازبین می رود و هم شالیزار ها. تولید هم با گرانی روبرو می شود. مردم هم ناراضی می گردند. کلا 80میلیون جمعیت داریم! که نیم آن کودک یا سالخورده هستند، آیا شایسته است با 40میلیون نیروی فعال، در مقابل 3میلیارد نیروی کار جهان، فقط به فکر خود باشیم؟ و اشتغال و ارزش افزوده ها را، برای خود انبار کنیم؟ نتیجه می شود عسلویه! که نه بومی ها از ان بهره می برند، و نه غیر بومی ها! محصولات آن قابل رقابت هم نیست، زیرا نیروی کار در ایران گران است. واین نشان می دهد که بیکاری وجود ندارد، و همه آمار ها صوری است!  

Greed means this

The redefinition of the economy must be spoken among educated people so that hearing may be! And that the main definition of the economy must be transformed: even overthrown and reversed. Economics says the distribution of resources is limited to unlimited needs. But in terms of Islam, there are many possibilities, and limited needs. Everyone admits this abundance: for example, Mr Karbasiyan, the Minister of Economy, said at the Metallurgical Conference: "We have a lot of oil, when some feared to end! Gas was discovered that we are the second in the world! Our mines are also very good. Because there is still a harvest from the mines! And the mines are virgin and intact. “Sunny, which has Iran, or even four-sidedness, weather, etc., which really should be said: God's blessings are not without limits, and not counting. Therefore, the claim of resource scarcity is a blessing, and I urge all the economic experts to: never repeat this concept, except to critique. On the other hand, in Islam, the need of human beings is limited, and if it exceeds the need for it, it flares up and oppresses others. All the pharaohs and masters of the world have become proud of their assets more than their needs. Who needs more than greedy is greedy! Unless: he wants to help others. Therefore, the desires or a desire of a long and long time that comes to injustice to others in the hearts of humans is deceitful and ugly. Except for the needs and needs of: to solve the problems of others. What is the result of such thinking? That we do not have: the foolish greed to reach our calm. Often the tensions of life are for many demands, and unreasonable. For example, in the steel or oil industry, and even in the mining and quarrying industries, we often have a crude market. The sadness of why others are processing these raw materials and selling them back to Iran has made us old! It was only for the reason that the petrochemical movement, and Assaluyeh, formed in Iran. But that did: to buy less oil than us, and oil prices fell. Because oil buyers demanded value added, and they tended to compensate for some of their losses by working more on raw materials and on the export of over-the-counter commodities. But when Iran began to build upstream materials, they lost the incentive to buy raw materials. The meaning of this is that: If God has given many blessings to Iran; it does not have reason to eat it all! It should divide it among others. In other words, God gives blessings to someone: to be a merciful and good neighbor, not to ask for all! This is the same as greed. What is the problem with buying rice from Pakistan or Uruguay? If you do not buy it, you know: what happens! Iranian rice prices rise: since forests and pastures must be converted to rice, and workers with high wages must be employed. Greed causes: to make rice fields also become residential complexes. Meanwhile, both the forest is destroyed and the rice fields. Production is also expensive. People are dissatisfied. We have a total population of 80 million! Which half are the child or the elderly, is it desirable to think about itself with 40 million active forces, in contrast to 3 billion of the world's workforce? And to store employment and value added? The result is Assaluyeh! Which neither the indigenous people are, nor the non-natives! Its products are not competitive, because labor is expensive in Iran. This shows that there is no unemployment, and all statistics are formal!

الطمع يعني هذا

إعادة تعريف الاقتصاد يجب أن تحدث بين المتعلمين بحيث السمع قد يكون! وأن التعريف الرئيسي للاقتصاد يجب أن يتحول: حتى الإطاحة والعكس. ويقول الاقتصاد إن توزيع الموارد يقتصر على الاحتياجات غير المحدودة. ولكن من حيث الإسلام، هناك العديد من الاحتمالات، واحتياجات محدودة. الجميع يعترف بهذه الوفرة: على سبيل المثال، قال السيد كرباسيان، وزير الاقتصاد في المؤتمر المعدني: "لدينا الكثير من النفط، عندما يخشى البعض أن ينتهي! تم اكتشاف الغاز أننا ثاني في العالم! المناجم لدينا هي أيضا جيدة جدا. لأنه لا يزال هناك حصاد من الألغام! والمناجم عذراء وسليمة ". مشمس، الذي لديه إيران، أو حتى أربعة سيديسنيس، والطقس، وما إلى ذلك، والتي حقا ينبغي أن يقال: نعمة الله لا يخلو من حدود، وليس العد. ولذلك، فإن المطالبة بندرة الموارد هي نعمة، وأحث جميع الخبراء الاقتصاديين على: ألا يكرروا هذا المفهوم أبدا، باستثناء النقد. من ناحية أخرى، في الإسلام، والحاجة للبشر محدودة، وإذا كان يتجاوز الحاجة إليها، فإنه يشعل ويضطهد الآخرين. لقد أصبح جميع الفراعنة وسادة العالم فخورين بأصولهم أكثر من احتياجاتهم. الذي يحتاج أكثر من الجشع هو الجشع! إلا إذا كان يريد مساعدة الآخرين. لذلك، رغبات أو رغبات طويلة وطويلة الوقت الذي يأتي إلى الظلم للآخرين في قلوب البشر هو خادع وقبيح. باستثناء احتياجات واحتياجات: لحل مشاكل الآخرين. ما هي نتيجة هذا التفكير؟ أن ليس لدينا الجشع الحمقاء للوصول إلى هدوئنا. وكثيرا ما تكون توترات الحياة بالنسبة لكثير من المطالب، وغير معقولة. على سبيل المثال، في صناعة الصلب أو النفط، وحتى في صناعات التعدين والمحاجر، ونحن غالبا ما يكون لها سوق الخام. والحزن من السبب في أن الآخرين يعالجون هذه المواد الخام ويبيعونها إلى إيران جعلنا من العمر! وكان السبب الوحيد وراء ذلك هو حركة البتروكيماويات، وأسالوية، التي تشكلت في إيران. ولكن ذلك فعل: لشراء كميات أقل من النفط منا، وانخفضت أسعار النفط. ولأن مشتري النفط طلبوا قيمة مضافة، كانوا يميلون إلى تعويض بعض خسائرهم عن طريق العمل أكثر على المواد الخام وعلى تصدير السلع دون وصفة طبية. ولكن عندما بدأت إيران في بناء المواد الأولية، فقدت الحافز لشراء المواد الخام. معنى هذا هو: إذا أعطى الله العديد من النعم لإيران، فإنه ليس لديه سبب لأكل كل شيء! وينبغي تقسيمها من بين أمور أخرى. وبعبارة أخرى، يعطي الله صلى الله عليه وسلم لشخص ما: أن يكون رحيما وحسن الجوار، وليس لطلب الجميع! هذا هو نفس الجشع. ما هي مشكلة شراء الأرز من باكستان أو أوروغواي؟ إذا كنت لا تشتريه، أنت تعرف: ماذا يحدث! وترتفع أسعار الأرز في إيران: إذ يجب تحويل الغابات والمراعي إلى الأرز، ويجب استخدام العمال ذوي الأجور المرتفعة. أسباب الجشع: لجعل حقول الأرز أيضا المجمعات السكنية. وفي الوقت نفسه، يتم تدمير كل من الغابات وحقول الأرز. الإنتاج مكلف أيضا. الناس غير راضين. لدينا ما مجموعه 80 مليون نسمة! أي نصف الطفل أو المسنين، هل من المرغوب فيه أن يفكر في نفسه مع 40 مليون قوة نشطة، على النقيض من 3 مليارات من القوى العاملة في العالم؟ وتخزين العمالة والقيمة المضافة؟ والنتيجة هي أسالويه! التي لا السكان الأصليين هم، ولا غير المواطنين! منتجاتها ليست تنافسية، لأن العمل مكلف في إيران. وهذا يدل على عدم وجود البطالة، وجميع الإحصاءات الرسمية!

Xəsislik bu deməkdir

İqtisadiyyatın yenidən təyin edilməsi, təhsilli insanlar arasında danışmaq lazımdır, belə ki, eşitmə ola bilər! Və iqtisadiyyatın əsas tərifi dəyişdirilməlidir: hətta aşırılıb və tərsinə. İqtisadiyyat deyir ki, resursların paylanması məhdudiyyətsiz məhdudiyyətlərlə məhdudlaşır. Ancaq İslam baxımından bir çox imkan və məhdud ehtiyac var. Qazın dünyadakı ikinci olduğumuz kəşf edildi! Bizim mədənlərimiz də çox yaxşıdır. Çünki mədənlərdən hələ bir məhsul yoxdur! Və minalar viran və pozulmamışdır ". Həqiqətən, Allahın xeyir-dua Vhsr deyil, saymaq deyil ki, demək lazımdır Sunny İran, və ya hətta Four Seasons, belə ki, hava və. Buna görə də, resursların olmaması iddiası bütün iqtisadi elita küfr xeyir pul üçün deyil, yalnız bu anlayış təkrar heç vaxt. Dünyanın bütün firavunları və ustaları, onların ehtiyaclarından çox qürur duydular. Açgözlülükdən daha çox ehtiyacı olanlar açgözlüdür! Başqalarına kömək etmək istəmədiyi halda. Digər ehtiyacları və ehtiyacları istisna olmaqla: başqalarının problemlərini həll etmək. Bu cür düşüncənin nəticəsi nədir? Sükunətimizə çatmaq üçün ağılsız həsrətimiz yoxdur. Həyatın gərginliyi çox vaxt tələblər və əsassızdır. Məsələn, polad sənaye və ya neft və hətta kömür və mədən sənayesində, biz tez-tez xam satış edirik. Başqalarının bu xammalın işlənməsi və İrana satılması səbəblərinin kədərlənməsi bizi köhnə etdi! Yalnızca neft-kimya hərəkatı və Assaluyeh İranın tərkibində olmuşdur. Ancaq bu, bizimlə müqayisədə daha az neft alması və neft qiymətlərinin düşməsi idi. neft alıcılar üçün əlavə dəyər çağırır və xammal daha çox işləmək meyl: qismən onların zərərləri kompensasiya, təbliğat əmtəə ixracının. Ancaq İran, yuxarı səviyyəli materiallar qurmağa başladığında, xammal almaq üçün stimulunu itirdi. Bu o deməkdir İrana Allahın bol xeyir-dua, əgər o, bütün yeyir, çünki ki! Bunu başqalarına ayırmaq lazımdır. Başqa sözlə, Allah səxavətli və yaxşı bölünür, hər kəs özü üçün istədiyi bir lütf verir! Bu, həsəd kimi eyni. Pakistandan və ya Uruqvaydan düyü satın alma problemi nədir? Əgər onu satın almazsan bilirsiniz: nə olur! meşələr yüksək əmək haqqı ilə çəltik və işçi çalışır çevirmək lazımdır, çünki İran düyü qiyməti yüksəlir. Xəsislik səbəbləri: düyü sahələrini də yaşayış kompleksləri halına gətirmək. Bu vaxt həm meşə, həm də düyü tarlaları məhv edilir. İstehsal da bahalıdır. İnsanlar narazıdırlar. Toplam 80 milyon əhalisi var! Və məşğulluq və dəyərini əlavə saxlamaq üçün əlavə mi? Nəticə Assaluyehdir! Yerli xalqın nə yerli, nə də yerli olmayanları! Məhsulları rəqabətə yaramır, çünki əmək İrana bahalıdır. Bu göstərir ki, işsizlik yoxdur və bütün statistikalar formaldır!