X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود A country for the Rohingyas بلد للروهينجا 罗兴亚人的国家 रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۸/۱۳۹۶ - ۲۱:۳۵ نظر(0)

تشنج اشکالی ندارد

برای کودکان تازه به دنیا آمده، تا یکماهگی تشنج امری عادی است! و نباید نگران بود. اما پزشکان به علت تاکید مادران، مجبور می گردند تا دارو بنویسند! حتی برخی مادران، راضی به دارو هم نمی شوند، لذا دکتر برای او سیتی یا ام ار آی هم می نویسد، نوار مغز و نوار قلب هم می گیرد، و نوزاد را در معرش تابش: اشعه گاما و ایکس و غیره، قرار می دهد. حتی در بزرگسالی هم، این موضوع اتفاق می افتد: که معمولا در اثر کمبود ب شش، برخی حرکت های تکراری، و متناوب غیر عادی، در بدن انسان بوجود می اید. که گاهی با کمی قند قابل رفع است! و یا با دریافت ب شش، موضوع رفع می شود. ولی براثر حساسیت اطرافیان و اجبار پزشک، و یا برعکس: حساسیت پزشک و اجبار اطرافیان، به مسائل دیگر ربط داده می شود. و این امری فرا گیر است. در مسائل حقوقی، اجتماعی و تاریخی هم مصداق دارد: در اسلام همه چیز روح دارد، ذکر خدا می گوید، و به سوی خدا سجده می کند، و او را هدف حرکات خود قرار داده است. خداوند به تمام آنها گفته که: شما می توانید به اختیار یا به اجبار، به وظایفی که دارید عمل کنید، و آنها اکراه را رد کرده و: از روی میل به انجام وظایف، که نگهداری ستونهای جهان است مشغولند. در بین اینها فقط انسان است، که قبول کرد اختیار را داشته باشد. لذا عمل او گاهی تشنج آفرین است. یعنی تا موقعی که در مسیر مشیت الهی، حرکت می کند، نظم جهان را می پذیرد، مشکلی نیست ولی گاهی برعلیه نظام جهان، قیام می کند و از مسیر مشیت الهی، بیرون می زند. اگر این کار در جهت ضدیت با خدا باشد، در ملکوت آسمانها هم تشنج می آفریند. چنانچه در هنگام شهادت حضرت علی، یا امام حسین ع اینطور شد: در هنگام شهادت حضرت علی، هاتفی فریاد زد :( تهدمت و الله ارکان الهدی ، و انفصمت والله العروه الوثقی ، قد قًتل علی المرتضی)

به خداوند سوگند ارکان هدایت، در هم شکست و ریسمان محکم، از هم گسیخته شد، علی مرتضی کشته شد. در هنگام شهادت امام حسین ع: سرهای قدسیان بر زانوی غم رفت، و این تشنج آفرینی به دلیل گمراه شدن: مردم و از بین بردن و: شهید کردن حجت خدا بر روی زمین است. اما این تشنج ها، با توبه افراد نادان و ظهور حجت های جدید،( که در واقع ویتامینی بر پیکر جامعه هست) ازبین رفت. خداوند با صبر خود این تشنج ها را درمان کرد، و به یاری افراد پاک فرستاد. اما برخی از این تشنج آفرینی ها، باعث جراحی هم شد! مثلا قوم موسی که سرگردان شدند، یا فرعونیان که در نیل غرق، و تکذیب کنندگان نوح طوفان زده و نابود گشتند. البته یکی از این ها، باعث رفلکس شد، یعنی خود پیامبر را آزار داد! که حضرت یونس نام داشت. در قرن حاضر از این تشنج ها زیاد بود، ولی همه آنها به وسیله مردان خدا رفع شد. کمونیزم بزرگترین مکتب انکار خدا بود، که با نامه امام خمینی، به تاریخ پیوست! ولی بعد از آن افراد وابسته ساکت نبودند. تنش های زیادی را برجامعه وارد کردند. اما جامعه از نظر خدا محترم است: پیامبر می فرماید: (یدالله مع الجماعه) دست خدا با جماعت است. لذا تشنج آفرینان، یکی پس از دیگری مفتضح شدند: مانند ظهور وسقوط داعش و بارزانی. بزودی هم میانمار، سزای کار خود را خواهد دید. زیرا قران می فرماید:( یدالله فوق ایدیهم) قدرت خدا مافوق قدرت تشنج آفرینان است. در داخل ایران هم برخی ها، بجای سجده بر خدا، سجده بر کورش می کنند! یا به دامان شیطان و: تئوری های شیطانی پناه می برند. در حالیکه همه اینها چون: تند بادی می گذرند: و تنها حق است که می ماند.

There is no seizure.

For newly born babies, it's normal for a single week of seizure! And :should not worry. But doctors are forced to write drugs because of the stress of their mothers! Even some mothers are not satisfied with the drug, so the doctor writes for him City or AMIR, also brings the brain and the electrocardiogram, and puts the newborn in the lead of radiation: gamma rays, X-rays, etc. . Even in adulthood, this happens: usually due to lack of B, some repetitive and unusual alternatives occur in the human body. Sometimes it can be repaired with a little sugar! Or by receiving B, the issue will be resolved. However, due to the sensitivity of the surrounding and the coercion of the physician, or vice versa: the sensitivity of the physician and coercion of those around him, is related to other issues. And this is an overwhelming matter. It also applies to legal, social, and historical issues: in Islam, everything has the soul, God's saying goes, prostrate to God, and set him at the goal of his movements. God said to them all: You can act, by force or by force, on the duties that you have, and they reject the reluctance: from the desire to perform tasks that hold the pillars of the world. Among these is only the man who has accepted the discretion. So, her practice is sometimes a seizure. That is to say, as long as he moves on the path of divine providence, he accepts the order of the world, it is not a problem, but sometimes he revolt against the world system and exits the path of divine providence. If this works in opposition to God, it will create seizures in the kingdom of the heavens. If during the testimony of Imam Ali, or Imam Hussein, this happened: At the time of the testimony of Ali, Hatefi shouted: "I swear allegiance to the Lord, the corpses of leadership, broken and tightly twisted, Ali Morteza was killed. During the martyrdom of Imam Hussein, the holy heads were saddened on the knee, and this convulsion was caused by misleading: the people and destroying and: martyring the proof of God on earth. But these seizures disappeared with the repentance of ignorant people and the emergence of new arguments (which in fact are vitamins in the community). God blessed these seizures with patience, and sent to the help of clean people. But some of these seizures also caused surgery! For example, the people of Moses who were wandering, or the Pharaohs who sank in the Nile, and the deniers of Noah stormed and destroyed. Of course, one of these, caused reflexes, which hurt the Prophet himself! Which was called Younus. There were many seizures in the present century, but all of them were eliminated by God's men. Communism was the greatest school of denial of God, which was joined by the letter of Imam Khomeini! But after that, the affiliates were not silent. They brought a lot of tensions to society. But the society is respectful to God: the Prophet says: "The hand of God is with the congregation." Therefore, the seizure of the creatures, one after the other, was screamed: like the rise of ISIS and Barzani. Myanmar will soon see its work. Because the Qur'an says: God's power is beyond the power of the seizure of the Creator. Inside of Iran, some people prostrate themselves to Cyrus instead of prostrate on God! Or to the devil's throat: Satanic theories take refuge. While all of this is because of: the winds are passing: and the only thing that remains.

ليس هناك نوبة.

بالنسبة للأطفال حديثي الولادة، فمن الطبيعي لمدة أسبوع واحد من الاستيلاء! وينبغي أن لا تقلق. ولكن الأطباء يضطرون إلى كتابة الأدوية بسبب ضغط أمهاتهم! بعض الأمهات راض عن الأدوية لم يفعلوا ذلك، الطبيب لها CT أو MRI يكتب، EEG وECG يمكن أن يكون، والرضع Mrsh الإشعاع: أشعة جاما وX الخ، ويضع . حتى في مرحلة البلوغ، يحدث هذا: عادة بسبب نقص B، تحدث بعض البدائل المتكررة وغير العادية في جسم الإنسان. في بعض الأحيان يمكن إصلاحه مع القليل من السكر! أو من خلال تلقي B، سيتم حل المشكلة. ولكن نظرا لحساسية الناس واضطر الطبيب، أو حساسية التباين وجود طبيب العائلة، وترتبط القضايا الأخرى. وهذه مسألة ساحقة. كما ينطبق على القضايا القانونية والاجتماعية والتاريخية: في الإسلام، كل شيء لديه روح، يقول الله يقول، سجد إلى الله، ووضعه في هدف تحركاته. ومن بين هؤلاء فقط الرجل الذي قبل السلطة التقديرية. لذلك، ممارسة لها في بعض الأحيان الاستيلاء عليها. إذا كان هذا يعمل في معارضة الله، فإنه سيتم إنشاء المضبوطات في مملكة السماوات. ولكن هذه المضبوطات اختفت مع توبة الشعب الجاهل وظهور حجج جديدة (والتي هي في الواقع الفيتامينات على جسم المجتمع). الله المباركة هذه المضبوطات مع الصبر، وإرسالها إلى مساعدة الناس النظيفة. ولكن بعض من هذه المضبوطات تسبب أيضا عملية جراحية! على سبيل المثال، أهل موسى الذين كانوا يتجولون، أو الفراعنة الذين غرقوا في النيل، ونكر من نوح اقتحموا ودمروا. وبطبيعة الحال، واحدة من هذه، وردود الفعل الناجمة، والتي تؤذي النبي نفسه! الذي كان يسمى يونس. كان هناك العديد من المضبوطات في هذا القرن، ولكن كل منهم تم القضاء عليها من قبل رجال الله. كانت الشيوعية أكبر مدرسة من إنكار الله، الذي انضم إليه خطاب الإمام الخميني! ولكن بعد ذلك، لم تكن الشركات التابعة صامتة. جلبوا الكثير من التوترات للمجتمع. ولكن المجتمع يحترم الله: يقول النبي: "يد الله هو مع الجماعة". لذلك، صرَّخ الاستيلاء على المخلوقات، واحدا تلو الأخرى، مثل صعود داعش وبارزاني. وستشهد ميانمار قريبا عملها. لأن القرآن يقول: قوة الله هو أبعد من قوة الاستيلاء على الخالق. داخل إيران، بعض الناس يسجدون أنفسهم إلى سايروس بدلا من السجود على الله! أو إلى حلق الشيطان: النظريات الشيطانية تلجأ. في حين أن كل هذا بسبب: الرياح تمر: والشيء الوحيد الذي لا يزال قائما.

Heç bir nöbet yoxdur.

Yeni doğulmuş körpələr üçün bir həftəlik nöbetin normal olması normaldır! Və narahat olmayın. Lakin həkimlər analarının stressi səbəbindən narkotik maddələr yazmağa məcburdurlar! X və s. Qamma şüaları və qoyur: dərman onlar deyil, onun CT və ya MR yazır EEG və EKQ ola bilər, və uşaq MRSH radiasiya üçün həkim məmnun Bəzi analar . Yetkinlik dövründə belə olur: adətən B olmaması səbəbindən insan orqanında bəzi təkrarlanan və qeyri-adi alternativlər olur. Bəzən bir az şəkər ilə təmir edilə bilər! Və ya B qəbul edərkən məsələ həll ediləcək. Lakin insanların həssaslıq və məcburi həkim və ya kontrast həssaslıq və olan ailə doktoru, digər məsələlər bağlıdır. Və bu, böyük bir məsələdir. Bunlar arasında yalnız təqdirini qəbul edən adam var. Beləliklə, onun təcrübəsi bəzən bir ələ keçirir. Bu, Allaha qarşı çıxdıqda, göylərin səltənətində nöqsanlar yaradır. Lakin bu nöqsanlar cahil insanların tövbəsi və yeni arqumentlərin ortaya çıxması ilə itdi (əslində cəmiyyətdə vitaminlərdir). Allah bu səbrlərə səbr versin və təmiz insanların köməyinə göndərdi. Lakin bu nöbetlərin bir qismi də cərrahiyə səbəb oldu! Məsələn, gəzən Musa xalqı və ya Nildə batan firon və Nuhun yalançıları tufan və məhv etdi. Əlbəttə, bunlardan biri, Peyğəmbərin özünə zərər verən reflekslərə səbəb oldu! Hansı Yunus deyildi. Bu əsrdə böyük qıcolmalar, lakin onların hamısı Allahın kişilər tərəfindən çıxarıldı. Kommunizm ateizm böyük məktəb İmam Xomeyni tarixə keçdi idi! Lakin bundan sonra filiallar səssiz deyildi. Cəmiyyətə bir çox gərginlik gətirdi. Lakin Allah hörmətli icma edir: Peyğəmbər demişdir: Allahın camaat. zəbt oyunçular, bir-birinin ardınca belə Isis və Bərzani payız çıxması kimi, qalmaqallı idi. Myanma tezliklə işlərini görəcək. Çünki Quranda deyilir: Allahın qüvvəsi Yaradanın ələ keçirilməsinin gücündən kənarda. İran Inside, bəzi əvəzinə Cyrus, Allaha səcdə bowing! Şeytanın boğazına: Şeytanın nəzəriyyələri sığınır. Bütün bunlar səbəbiylə: küləklər keçər və yalnız qalan şeydir.

 

حقوق اسلامی و حقوق بشر

انسان معاصر به واسطه برخی اختراعات، چنان مغرور شده که برعلیه خدا قیام کرده! و او را از همه زمینه ها، بیرون رانده و خود را بی نیاز به خدا می داند. در حالیکه اختراع به معنی خلق نیست! بلکه جابجایی است و اگر: امکانات آن را خدا خلق نکرده باشد، اصلا قابل ساخت نیست! و یا مثلا کشف اورانیوم به معنی نبود آن در گذشته نیست! این غرور بیحا در علوم انسانی، بیشتر نمود پیدا کرده: مثلا در حقوق بشر، هیچ خط قرمزی نیست! ولذا از شدت کلی بودن، قابل تفسیر برای :همه شده و حتی ظالمان طرفدار آن شده اند. درحالیکه خداوند که بشر را افریده، برای او خط قرمز هم تعیین نموده. در همان بهشت به آدم فرمود: هرکاری می خواهی بکن ، ولی از آن درخت ممنوعه نخور!غربی ها به دلیل تنفر از: کلیسای قرون وسطی (که معلوم نیست اینطور که: اینها می گویند بوده باشد)! این کار را علنی انجام می دهند: و همه جا پای خدا را از علوم بریده اند. لذا بر آنان حرجی نیست: چون کافر بالذات هستند. اما در ایران بنام حقوق اسلامی! یا علوم اسلامی این کار را می کنند. مثلا آقای موسویان که برنده: جایزه بزرگ علوم انسانی شد، بجای اینکه بانکها را اسلامی بکند، اسلام را بانکداری کرده است. با مجوز ایشان بانکها، نه تنها می توانند: اموال مردم را مصادره کنند، بلکه حتی نقل قول از: امام جعفر صادق هم پیدا کرده، که مستثنیات دین! هم مصادر شود. واین بدبختی را نمی دانیم: به کجا ببریم. یا نایب رئیس شورای شهر تهران، در یک اجتماع علمی حقوقی می گوید: اصل 56قانون اساسی 20سال بدون اجرا مانده، و شوراها فقط در زمان خاتمی کلید خورده! ایشان اتوپیای خود را، فرانسه اعلام و گفت: باید از انها یاد بگیریم. در حالیکه شوراها، قبل از انقلاب کلید خورده: جامعه روحانیت بصورت شورایی اداره می شد. و قبول همین اصل هم، باعث شده بود تا در قانون اساسی بیاید. بعد هم در سال 1358با حمایت و اصرار: آیت الله طالقانی انتخابات : شوراهای شهر  و روستا، هم انجام شد. منتهی به دلیل جنگ، همین شوراها تمدید شدند: بنده افتخار دارم که: اولین شورای روستا را، در ماهین در سال 1357تشکیل دادم! حکم ماموریت را، از آیت الله باقری کنی گرفتم، و از کمیته مرکزی بهارستان تهران اعزام شدیم. برخی از اعضای آن، در انتخابات بعدی هم رای آورده اند. یکی دوتای آن هنوز هم عضو برگزیده هستند. لذا باید متوجه قضاوت های خود بود، در قران تاکید شده است:

وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ ۖ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ

داوری فقط حق خدا است. لذا غیر از او هیچ کسی نمی تواند قضاوت کند، زیرا خدا می شنود و می بیند. در این جا باید متوجه شد: که سنگینی وظیفه قاضی، برای ترساندن یا دقیق کردن او نیست! بلکه آنها هیچ را ندیده یا نشنیده اند. در تعریف قاضی، برخی گفته اند: جاهلی بین دو عالم است. یعنی شاکی و متشاکی، همه چیز را می دانند، ولی قاضی نمیداند. از نظر اسلامی، هیچ کس حق قضاوت ندارد، مگر اینکه از سوی خدا تایید شود. مانند کسانی مثل حضرت داوود، که خداوند به آنها حکم داوری داده است. زیرا با این حکم، بخشی از تصرفات خداوند در عالم، به آنان منتقل می شود و: آنها هم بینایی و شنوایی لازم را پیدا می کنند. و اگر چنین نیاشد، هوش و استعداد افراد معمولی، برای کشف واقعیت و یا صدور حکم کافی نیست. برای همین است که: قضات دادگاهها در دنیا، همیشه حکم های اشتباهی می دهند. تا کنون هیچ حکمی: برابر جرم داده نشده است. زیرا قضاوت نیز: مانند بازی است، با هر حرکت قاضی، شاکی و متشاکی هم، بدل آن را می زنند! فقط هرکس از نفس افتاد، بازنده است. اصولا سفسطه یا: سوفسطایی مولود همین عنصر است.

Islamic law and human rights

Contemporary human being is so proud of some inventions that he raised up against God! He has driven him out of all fields and considers himself unnecessary to God. While the invention does not mean creation! But it is a displacement, and if: it has not created the possibilities in God, it cannot be built at all! Or, for example, discovering uranium does not mean it was not in the past! This pride in the human sciences has become more evident: for example, in human rights, there is no red line! Therefore, from the general point of view, it can be interpreted for: everyone, and even the oppressors have favored it. While God created mankind, he set a red line for him. In the same paradise, he said to Adam, "Do whatever you want, but do not eat it from the forbidden tree! Westerners are hated by: the medieval church (which is unclear how they say it has been)! They do this publicly: they cut off God's foot from science. Therefore, there is nothing wrong with them: because they are infidels. But in Iran in the name of Islamic law! Or Islamic sciences do it. For example, Mr. Mousavian, who won the Grand Prize of the Humanities, has been banking on Islamic Islam rather than making Islamic banks Islamic. With their permission, banks can not only seize the property of people, but even quote from: Imam Ja'far Sadiq has also found exceptions to religion! It will also be prepared. And we do not know the misfortune: where to take. Or the deputy chairman of the Tehran City Council, said in a legal scientific community: Article 56 of the Constitution has been left unfulfilled for 20 years, and the councils have only come to the fore in Khatami's time! He announced his utopia, France, and said: We must learn from them. While the councils were key to the revolution: the clerical community was governed by a council. And the acceptance of the same principle led to the constitution. Then, in 1358 with support and insistence: Ayatollah Taleghani Elections: City and Village Councils were also carried out. As a result of the war, the same councils were renewed: I am proud that: I established the first village council in Mahin in 1357! I took the mandate from Ayatollah Bagheri, and we were deployed from the Central Committee of Tehran's Baharestan. Some of its members have also voted in the next election. One in two is still a member of the board. Therefore, it is necessary to understand their judgments; it is emphasized in the Qur'an:

Judgment is only God's right. Therefore, no one can judge except him, because God hears and sees. Here it should be noted: that the weight of the judge's task is not to scare him or her! But they have not seen or heard anything. In the definition of the judge, some have said that there is an ignorance between the two worlds. That is, the plaintiff and the loved one know everything, but the judge does not know. In Islamic terms, no one has the right to judge unless approved by God. Like those like the Prophet David, whom God has given them judgments. Because with this command, part of the grace of God in the universe is passed on to them: they also have the necessary sight and hearing. And if this happens, the intelligence and talent of ordinary people is not enough to discover the truth or to issue a verdict. That is why: The judges of the courts in the world always make mistakes. No sentences have been issued so far. Because judging is like a game, with every judge, plaintiff and cheerleader, they make it! Only everyone has fallen out of luck. Basically the fallacy: Sophists are the origin of this element.

والشريعة الإسلامية وحقوق الإنسان

الإنسان المعاصر فخور جدا ببعض الاختراعات التي ثارها ضد الله! وقد دفعه من جميع المجالات ويعتبر نفسه غير ضروري لله. في حين أن الاختراع لا يعني خلق! بل هو النزوح، وإذا: لم يخلق الإمكانيات في الله، فإنه لا يمكن بناؤها على الإطلاق! أو، على سبيل المثال، اكتشاف اليورانيوم لا يعني أنه لم يكن في الماضي! هذا الفخر في العلوم الإنسانية أصبح أكثر وضوحا: على سبيل المثال، في مجال حقوق الإنسان، لا يوجد خط أحمر! ولذلك، من وجهة النظر العامة، يمكن تفسيره ل: الجميع، وحتى الظالمين قد فضل ذلك. وبينما خلق الله البشرية، وضع خطا أحمر له. يفعلون هذا علنا: قطعوا قدم الله عن العلم. لذلك، ليس هناك خطأ معهم: لأنهم كفار. ولكن في إيران باسم الشريعة الإسلامية! أو العلوم الإسلامية تفعل ذلك. فعلى سبيل المثال، كان السيد موسافيان، الذي فاز بالجائزة الكبرى للعلوم الإنسانية، يعمل على الإسلام الإسلامي بدلا من جعل المصارف الإسلامية إسلامية. وهو مرخص البنوك، وليس فقط الملكية يمكن مصادرة الناس، ولكن وجدت حتى نقلت عن الإمام جعفر الصادق أيضا أن الاستثناءات الديون! كما سيتم إعداده. ونحن لا نعرف سوء الحظ: أين تأخذ. أعلن له يوتوبيا، فرنسا، وقال: يجب علينا أن نتعلم منها. في حين كانت المجالس أساسية للثورة: كان المجتمع الكتابي يحكمه مجلس. وقبول نفس المبدأ أدى إلى الدستور. ثم، في عام 1358 مع الدعم والإصرار: آية الله طالباني الانتخابات: تم تنفيذ مجالس المدن والمجالس أيضا. نتيجة للحرب، تم تجديد نفس المجالس: أنا فخور بما يلي: أنشأت أول مجلس قروي في ماهين عام 1357! أخذت الولاية من آية الله باقري، وتم نشرنا من اللجنة المركزية في بحر طهران. كما صوت بعض أعضائها في الانتخابات المقبلة. واحد من اثنين لا يزال عضوا في المجلس. لذلك، فمن الضروري أن نفهم أحكامهم، يتم التأكيد عليه في القرآن الكريم:

الحكم هو فقط حق الله. لذلك، لا أحد يستطيع أن يحكم إلا له، لأن الله يسمع ويرى. هنا تجدر الإشارة إلى: أن وزن مهمة القاضي ليس لتخويف له أو لها! لكنهم لم يروا أو سمعوا شيئا. في تعريف القاضي، قال البعض أن هناك جهل بين العالمين. أي أن المدعي وأحد أفراد أسرته يعرف كل شيء، ولكن القاضي لا يعرف. من الناحية الإسلامية، لا أحد له الحق في الحكم ما لم يوافق عليها الله. مثل تلك التي مثل النبي داود، الذي أعطى الله لهم الأحكام. لأنه مع هذا الأمر، يتم تمرير جزء من نعمة الله في الكون لهم: لديهم أيضا البصر والسمع اللازمة. وإذا حدث هذا، فإن الذكاء والموهبة من الناس العاديين لا يكفي لاكتشاف الحقيقة أو إصدار حكم. لهذا السبب: إن قضاة المحاكم في العالم يخطئون دائما. ولم تصدر حتى الآن أية أحكام. لأن الحكم هو مثل لعبة، مع كل قاض والمدعي والمشجع، وأنها تجعل من! وقد خرج الجميع فقط من الحظ. في الأساس مغالطة: سوفيستس هي أصل هذا العنصر.

İslam hüququ və insan hüquqları

bəzi şeylər vasitəsilə Modern insan Allaha qarşı belə təkəbbür üsyanı! Ona bütün sahələrdə, lüzumsuz Allah özünü basdı. İclas yaradılması demək deyildir baxmayaraq! harada Allaha deyil, həm də çıkarılabilir və bütün qurmaq deyil! Və ya, misal üçün, uranı aşkar etmək keçmişdə olmadığı anlamına gəlmir! humanitar qürur Byha, daha o, aşkar: məsələn, insan hüquqları, heç bir qırmızı xətt! Belə ki, ümumi intensivliyi bütün təfsir olunur və hətta yanlış fan var. Allah insanları yaratdıqda, ona qırmızı xətt qoydu. Bunları açıq şəkildə edirlər: Allahın ayağını elmdən kəsdilər. Ona görə də onlar üçün bir şey yoxdur. Çünki onlar kafirlərdir. Amma İslam qanununa görə İrana! Yoxsa İslam elmləri bunu edir. Məsələn, Grand Prix İnsan Elmləri qazandı cənab Mousavian, İslam bankları etmək əvəzinə, İslam Bankçılığı edir. O mülkiyyət yalnız insanların müsadirə banklar lisenziya, lakin İmam Cəfər əl-Sadiq hətta quotes də borc istisna ki, tapılmadı! Həm də hazır olacaq. Və biz bədbəxtliyi bilmirik: alacağı yer. Fransa ütopiyasını elan etdi və bunları söylədi: Onlardan öyrənməliyik. Sovetlər baxmayaraq, inqilab yeyilmiş düymələri əvvəl şura run kimi ruhanilər. Həmin prinsipin qəbul edilməsi konstitusiyaya gətirib çıxardı. Sonra və dəstəyi ilə 1358-ci ildə israr: yerli şuraları üçün Ayətullah Taleghani seçkilərinin edildi. Amma müharibə, Sovetlər uzadıla idi: Mən ilk kənd məclisi, Məhin da 1357-ci ildə yaradılmışdır ki, qürur duyuram! Ayətullah tərəf onun dən mandat edirdi, Tehran Parlamentinin Mərkəzi Komitəsinin göndərilib. Bəzi üzvlər də növbəti seçkidə səs verdilər. İki nəfərdən biri hələ də idarə heyətinin üzvüdür. Biz onların qərarları Quranda vurğulanır edilmişdir tanımalıdır:

Qiyamət yalnız Allahın haqqıdır. Buna görə də, heç kim Ondan başqa hökm edə bilməz, çünki Allah eşidir və görür. Bu nöqtədə, bu vəzifə hakim, onun qorxutmaq və ya dəqiq deyil etiraf edilməlidir! Amma bir şey görməmiş və eşitməmişlər. Hakim müəyyən bir cəhalət iki dünya arasında olduğunu bildirib. iddiaçı və Mtshaky, onlar hər şeyi bilirik, lakin hökm deyil. İslam baxımından Allahın razılığı olmadan heç kimin hökm etmək hüququ yoxdur. Allahın hökmlərini verdiyi Hz. Davud kimi olanlar kimi. Və əgər Nyashd, kəşfiyyat və adi insanların istedadı, həqiqəti tapmaq və ya qərar kifayət deyil. Bu səbəbdən: Dünyadakı məhkəmələrin hakimləri hər zaman səhv edirlər. Bu günə qədər heç bir cümlə verilməyib. Hakim Çünki: kimi oyun birlikdə hər hakim, iddiaçı və Mtshaky ilə həyata çevirmək! Yalnız hər kəs uğur qazanmışdır. Əsasən səhvlik: Sophists bu elementin məəyi.

 

حقوق شهروندی با: رویکرد بیگانه پرستی!

سخنان دبیر کنگره حقوق ایران، نشان داد منظور از حقوق ایرانی، حقوق بیگانگان است! همه کشورها پیشرفته هستند: بجز ایران! همه حق آزادی بیان و تهمت و افترا دارند، بجز مردم ایران! همه باید هر کاری دلشان خواست بکنند، بجز اجرای احکام اسلامی! وی با زیر سوال بردن اجتهاد، همه استفتاها را ناقض: حقوق شهروندی مورد نظر خود خواند! البته ایشان تقصیر ندارد، زیرا وقتی اصول قانونی را از: فرانسه بگیرد باید تا آخر هم، به آن اصول وفادار باشد، یعنی در زمین فرانسه بازی کند! نه در زمین ایران، اگر هم در زمین ایران بازی می کند، به تعداد کافی گل به خودی بزند، تا کسی جرات سربلند کردن نداشته باشد. آیا تابحال از خود پرسیده اید: چرا علوم انسانی، بعد از 40سال هنوز بومی نشده؟ انرژی هسته ای ، موشک سازی و پرتاب ماهواره، که سخت تر از آن است بومی شده، ولی غلوم انسانی نه؟ دلیل آن بسیار ساده است: چون ما در خودرو اروپا و:غرب نشستیم و تقاضای: رفتن به اسلام را داریم. در حالیکه این خودرو، برنامه ریزی شده و راه خود را می رود! اگر اینطور نبود، نامش را خودرو نمی گذاشتند. لذا باید برای یکبار هم شده، همه تئوری ها را کنار بزنیم، و برای خود از نو تئوری سازی کنیم. شاه کلید همه تئوری های غرب، ضدیت با خدا است، و ما باید این شاه کلید را بشکنیم، و کلیدی با عنوان دوستی با خدا بسازیم. نمی شود با کلید شیطانی، درب رحمانی را باز کرد! تئوری های شیطان پرستی غرب، در تمام عرصه ها شدیدا: ظهور پیدا کرده و مانع: فهم ملاک های اسلامی می شود. برخی ها هم که نه اسلام را، درست می شناسند و نه غرب را، تئوری اقتصاد اسلامی یا: حقوق اسلامی را می نویسند. غافل از اینکه اگر بیس و پایه و اساس: غربی را بپذیریم، بریدن شاخه های آن نه تنها به: درد اسلام نمی خورد، بلکه از نظر آنها هم، کار بدی هم هست که: شاخه های یک درخت تناور را، قطع کنید یا پیوند بزنید! لذا ما همه تئوری های: غربی رامعکوس کنیم.  مثلا در غرب، اومانیته بر الهیات برتری دارد، لذا از درون آن، حقوق شهروندی بیرون می آید که: همه جا به ستیزه با خدا و: احکام آن برمی خیزد: یکی کردن دیه زن و مرد! همتراز کردن ارثیه زن و مرد! که مخالف صریح آیات قران، و اجتهاد در مقابل نص بحساب می آید. لذا حقوق الهی  و دستورات قرانی، باید زیربنا معرفی شود.اگر حقوق شهروندی، در تضاد با آن بود لغو شود، نه اینکه احکام اسلامی تعطیل گردد: تا حقوق شهروندی درست شود! در تمام رشته های علوم انسانی همین است: در اقتصاد، کمبود منابع را اصل می دانند! در حالیکه این کفران نعمت است، چرا اینهمه نعمت و امکانات را نادیده میگیرند؟ لذا تعریف اقتصاد اسلامی این است: تولید و توزیع امکانات نامحدود، برای نیازهای محدود بشری. در روانشناسی هم همین زهر ریخته شده: طبقه بندی مازلو، اول نیاز مادی را مطرح می کند! در حالیکه هدف خلقت انسان، نیاز معنوی است: زیرا خداوند او را خلیفه زمین قرار داده، یعنی همه امکانات در اختیار است، و او نباید به چیزی در اختیار دارد، اعلام نیاز کند! یا اینکه فروید و پاولوف، بدنبال روح و روان: در میان رگ های خون و گوشت مغز هستند! اما روح امر و دستور است: به این خون و مغز، لذا نمی تواند از جنس همان باشد. خدا هم، به کسانی که نقش او را، در آفرینش نمی پذیرد، کافر لقب داده، کافر یعنی کسی که: حقیقتی را می پوشاند، و چه حقیقتی بالاتر از خدا؟ در جامعه شناسی و تاریخ: هم همین است تمام تئوری های: جامعه شناسی و تاریخ به دنبال: نیروی محرکه از درون انسان ها، تاریخ و جامعه هستند. تا خدا را از تاریخ و: جامعه بیرون کنند. و بشر بدون خدا شود.

Citizens' Rights with: The Alienation Approach!

Speaker , secretary of the Iranian congress, indicated that the rights of the Iranian people are the rights of the foreigners! All countries are advanced: except Iran! Everyone has the right to freedom of speech and slander and defamation, except for the people of Iran! Everyone should do whatever they want, except for the implementation of Islamic law! By questioning ijtihad, he violates all the stan- dards: he considers his citizenship right! Of course, he does not have a fault, because when he takes the legal principles out of France, he must also be loyal to the principles, that is, to play in France! Neither in Iran's land, :if it plays in the Iranian soil, will give enough flowers to make it so that nobody dares to be proud. Have you ever asked yourself why the human sciences, after 40 years, have not yet been native? Nuclear power, rocket launch, and satellite launch, which is harder to indestructible, but not human? The reason for this is very simple: since we are in the car of Europe and: the West, we are asking: to go to Islam. While this car is planned and goes on! If that were not the case, they did not name their car. Therefore, it must be for one time, to set aside all theories, and to re-think for ourselves. The key to all Western theories is to oppose God, and we have to break this key king, and build the key to friendship with God. You cannot open the doorway with the evil key! The West's devilish theories in all areas are very strong: they have emerged and hindered: understanding Islamic criteria. Some who neither know Islam nor the West, the theory of Islamic economics, or: Islamic law. Unaware that if we accept the basis and foundation of the West, cutting its branches not only does not suffer from Islam, but in their view, it is also a bad thing: to cut off branches of a tree, or to link hit! So, we reject all theories: Western. For example, in the West, humanity prevails over theology; therefore, from within, the rights of the citizen come out: everywhere they fight against God and: their rulings arise: to single out a diyah and a man! Equalization of male and female inheritance! Which is in direct opposition to the verses of the Qur’an, and ijtihad versus the verse? Therefore, divine rights and Quranic commands should be introduced. If the rights of the citizen were in contradiction with it, then the Islamic laws should not be closed: to be up to citizenship rights! In all disciplines of the humanities this is the same: in economics, the lack of resources is considered the principle! While this is a blessing, why do you ignore all these blessings? Therefore, the definition of Islamic economics is the production and distribution of unlimited possibilities for limited human needs. In psychology, the same poison has been poured out: Maslow's classification first calls for material need! While the purpose of man's creation is spiritual need: because God placed him as the caliph of the earth, which means all facilities, and he should not have anything to do! Or Freud and Pavlov, looking for spirit and soul: Among the blood vessels and the meat of the brain! But the spirit is the command and the command: to this blood and brain, therefore, cannot be of the same sex. Allah does not deny those who do not accept His role in creation, the infidels, the one who: covers the truth, and what is the truth higher than God? In sociology and history, all theories: sociology and history are followed: driving forces from within human beings, history and society. To remove: God from history and society. And man is without God.

حقوق المواطنين مع: نهج الاغتراب!

وأظهرت كلمات أمين المؤتمر الإيراني للقانون أن حقوق الشعب الإيراني هي حقوق الأجانب! جميع البلدان متقدمة: باستثناء إيران! كل شخص له الحق في حرية الكلام والتشهير والتشهير، باستثناء شعب إيران! يجب على الجميع أن يفعلوا ما يريدون، باستثناء تنفيذ الشريعة الإسلامية! من خلال استجوابه الاجتهاد، ينتهك كل المعايير: فهو يعتبر حق جنسيته! بطبيعة الحال، ليس لديه خطأ، لأنه عندما يأخذ المبادئ القانونية للخروج من فرنسا، يجب أن يكون أيضا الموالين للمبادئ، وهذا هو، للعب في فرنسا! لا في أرض إيران، إذا كان يلعب في التربة الإيرانية، وسوف تعطي ما يكفي من الزهور لجعله بحيث لا أحد يجرؤ على أن تفخر. هل سبق لك أن سألت نفسك لماذا العلوم الإنسانية، بعد 40 عاما، لم تكن حتى الآن الأصلي؟ الطاقة النووية، وإطلاق الصواريخ، وإطلاق الأقمار الصناعية، والتي هي أصعب غير قابلة للتدمير، ولكن ليس الإنسان؟ والسبب في ذلك بسيط جدا: لأننا في سيارة أوروبا و: الغرب، نطلب: الذهاب إلى الإسلام. في حين تم التخطيط لهذه السيارة ويذهب! وإذا لم تكن هذه هي الحالة، فإنهم لم يسموا سيارتهم. لذلك، يجب أن يكون لمرة واحدة، لتخصيص كل النظريات، وإعادة التفكير لأنفسنا. مفتاح كل النظريات الغربية هو معارضة الله، وعلينا أن كسر هذا الملك الرئيسي، وبناء مفتاح الصداقة مع الله. لا يمكنك فتح المدخل مع مفتاح الشر! النظريات الشيطانية الغربية في جميع المجالات قوية جدا: لقد ظهرت وعرقلت: فهم المعايير الإسلامية. بعض الذين لا يعرفون الإسلام ولا الغرب، نظرية الاقتصاد الإسلامي، أو كتابة: الشريعة الإسلامية. غير مدركين أنه إذا كانت القاعدة والتأسيس الغربي يعترف، وقطع فروعها ليس فقط لآلام المسلمين لا تأكل، ولكن أيضا من حيث الوقت، سيئة للغاية هو أن فروع شجرة وقطع أو صلة ضربني! لذلك، نحن نرفض كل النظريات: الغربية. موازنة الذكور والإناث الميراث! الذي هو في معارضة مباشرة لآيات القرآن، والاجتهاد مقابل الآية. في جميع تخصصات العلوم الإنسانية هذا هو نفسه: في الاقتصاد، ويعتبر نقص الموارد المبدأ! في حين أن هذا هو نعمة، لماذا تتجاهل كل هذه النعم؟ ولذلك، فإن تعريف الاقتصاد الإسلامي هو إنتاج وتوزيع إمكانيات غير محدودة للاحتياجات البشرية المحدودة. في علم النفس، وقد سكب نفس السم من: تصنيف ماسلو يدعو أولا الحاجة المادية! في حين أن الغرض من خلق الإنسان هو الحاجة الروحية: لأن الله وضعت له كخليفة الأرض، وهو ما يعني جميع المرافق، وأنه لا ينبغي أن يكون أي شيء للقيام به! أو، فرويد وبافلوف، وتبحث عن الروح: في الأوعية الدموية في الدماغ واللحوم! ولكن الروح هي القيادة والقيادة: لهذا الدم والدماغ، وبالتالي، لا يمكن أن يكون من نفس الجنس. الله لا ينكر الذين لا يقبلون دوره في الخلق، الكفار، من الذي: يغطي الحقيقة، وما هي الحقيقة أعلى من الله؟ في علم الاجتماع والتاريخ، وتتبع جميع النظريات: علم الاجتماع والتاريخ: القوى الدافعة من داخل البشر والتاريخ والمجتمع. لإزالة الله من التاريخ والمجتمع. والرجل بدون الله.

vətəndaşların hüquqları əcnəbi yanaşmaq!

Katibi İran hüquq qurultayında çıxışı göstərdi ki, İranın hüquq qaydası Əcnəbilərin hüquqları! Bütün ölkələr inkişaf edir: İran istisna olmaqla! Bütün ifadə və böhtan azadlığı hüququna, lakin İran xalqını var! Hər kəs İslam qanunun tətbiqi istisna olmaqla, istədiyiniz nə etməliyəm? ijtihad Onun sorğu-sual oxumaq öz vətəndaşlarının hüquqlarını pozmaqda rəy üçün bütün tələb! Əgər özünüzü xahiş etdiniz: humanitar, 40 il sonra hələ doğma deyil Niyə? Nüvə raket və peyk atma, daha insan Ghlvm endemik, lakin deyil? Səbəbi sadədir: Auto Europe və Qərb biz oturdu və Demand çünki: Biz İslam gedin. Bu avtomobil planlaşdırılır və davam edərkən! Bu olmasaydı, avtomobil onun adını icazə verməzdi. Buna görə də, bir dəfə bütün nəzəriyyələr kənara, və yeni nəzəriyyəsi üçün. Key West bütün nəzəriyyələr, anti-Allah və biz bu master açarı və Allahla dostluq qurmaq üçün əsas qırmaq lazımdır. Qapının açarı pis açarı ilə aça bilməzsiniz! ağır bütün sahələrdə Satanizm Qərbin nəzəriyyəsi: çıxması tapmaq qarşısını almaq üçün: İslam meyarları dərk. İslam hüquq yazı: Bəzi yalnız deyil, Qərb və ya İslam iqtisadi nəzəriyyə bilirik deyil, İslam var. Western etiraf yalnız ağrı onun filial kəsilməsi müsəlmanlar yemək deyil, həm də zaman baxımından, belə ki, pis bir ağac budaqları kəsilmiş və ya link ilə: baza və təməl ki xəbərsiz !! Beləliklə, biz bütün nəzəriyyələri rədd edirik: Qərb. Kişi və qadın mirasın bərabərləşdirilməsi! Nass qarşı Quran və ictihad ayələri bir açıq rəqib sayılır. Humanitar bütün sahələrdə, yəni: iqtisadiyyat, resursların olmaması və know! bu nankorluq baxmayaraq, bir çox xeyir-dua və imkanlar ignore çünki? İslam iqtisadiyyatı müəyyən edir: istehsal və sonsuz imkanları distribution, insan ehtiyaclarına məhduddur. eyni zəhər Psixologiya töküldü: Maslow-nin təsnifatı, ilk material soruşmaq lazımdır! Və ya Freyd və Pavlov, ruh aşağıdakı: beyin əti və qan damarlarının! Amma sifariş ruhu: qan və beyin, belə ki, eyni seks ola bilməz. yaradılması qəbul etmir, ona oynayır edənlər kafir deyilən Allah, kafir, həqiqəti əhatə bir, və həqiqət Allah yuxarıda? Allahı tarixdən və cəmiyyətdən çıxarmaq. İnsanlar Allaha məxsusdur.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۸/۱۳۹۶ - ۱۸:۰۷ نظر(0)

اقتصاد رحمانی و اقتصاد شیطانی

یکی از خصوصیات شیطان این است که: مردم را از به فقر وعده و: آنان را به کارهای حرام وادار می کند. ( الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشا) و لذا اقتصاد غربی، که مبنای آن کمبود منابع، در مقابل نیاز نامحدود است، یک تفکر شیطانی است. در اینجا تفاوتی بین اقتصاد: آدام اسمیت تا کینز، کلاسیک و نئو کلاسیک، اقتصاد خرد و کلان نیست. همه دستاوردهای علم اقتصاد، دریک کاسه ریخته شود: آن کاسه نجس و نامش اقتصاد شیطانی است. و ما نباید با رفو کردن برخی کلمات، یک انگ اسلامی برای آن بسازیم.  زیرا اقتصاد رحمانی، عکس این است. خدا در قران می فرماید: ما نیاز همه را تامین و تضمین کرده ایم، گرچه بیشتر هم می توانستیم بدهیم ( انزلناه بقدر معلوم) و اگر مردم ایمان بیاورند، و عمل صالح انجام دهند، درب نعمتهای بسیار زیادی را، برای آنان باز می کنیم. لذا در اسلام نعمت های خدا، یعنی همان امکانات، نامحدود ( لاتعد و لاتحسی) است. هر کس فکر کند که: خدا کم گذاشته یا در حق او، اجحاف کرده، از دایره اسلام خارج می شود: زیرا به خدا ظن بد برده، و یا او را به ظلم متهم نموده است. لذا در  اقتصاد غربی پیش فرض و جز  بدیهیات اولیه کمبود منابع هست. همینطور در نیاز های انسان، آنها ادعا می کنند: نیاز های انسان نامحدود است، در حالیکه اینطور نیست، بلکه برعکس، نیاز انسان محدود است! هرانسانی با یک قرص نان سیر می شود! اینهمه خداوند میوه در: همه رنگها و مزه ها آفریده، چه کسی می تواند: همه این میوه ها را بخورد؟ درحالیکه منحنی مصرف می گوید: اگر حتی تداوم داشته باشد، به بی نیازی و بی میلی منجر می شود. لذا همه نیاز های مادی انسان، که مورد نظر اقتصاد شیطان پرستان است، محدود است زیرا، تابحال کسی نتوانسته تمام میوه ها، و خوارکی ها را بشمارد! چه رسد که آنها را بچشد. لذا اقتصاد رحمانی اینطور تعریف می شود: تخصیص منابع نامحدود: برای نیاز های محدود. یعنی ما در مصرف یا تولید کالاها، و خدمات حق انتهاب بهترین را داریم(کلوا من طیبات مارزقناکم). مثلا در اتخاب شغل، وجود زمین خالی و مرتع برای کشاورزی، حتی مهاجرت کنید. خداوند می فرماید: ما استضعاف را از کسی قبول نمی کنیم! زیرا زمین ما بسیار وسیع است، و آنها می توانند مهاجرت کنند.(ان ارضی واسعه فتهاجرو فیها) حتی می فرماید: اگر زمین فعلی، برای شما کم است ما، آن را توسعه می دهیم!(انا لموسعون) مانند: رانش زمین یا: پس رفتگی دریا و: آب شدن یخ ها. امام علی ع  می فرماید: کشاورزان گنج های روی زمین هستند! زیرا از خاک، برای ما مواد غذایی تولید می کنند. شما اگر نمی خواهید: کشاورز باشید، میتوانید صیاد یا شکارچی باشید! سه برابر جمعیت کل زمین، ماهی های حلال در رودها، دریا ها و اقیانوسها هست. مرغان هوایی را برای روزی شما آفریده. آنهاییکه حلال گوشت هستند، شکار کنید و بخورید و: آنهایی که حرام گوشت هستند، حفاظت کنید و از زیبایی شان لذت ببرید. حتی در ابزار های مالی ، صنعتی و مدیریتی هم همین است. در اسلام شما تولید تان عبادت است. یعنی طرف معامله شما خدا است. بنابراین سود آوری آن هم، برای خدا است. لذا وقتی شما سود دارید باید زکات بدهید. زیرا در این سود شما، حق محرومان از سود هم، درج شده است. در اسلام سرمایه متعلق به خدا است، و شما امنت دار هستید: با آن کار می کنید تا: خود و فرزندان و: افراد محروم را نامین نمایید. وام دادن در اسلام، با وام دادن شیطانی فرق اساسی دارد! وام شیطانی ربا هست، وام رحمانی قرض الحسنه. در وام رحمانی، اگر نتوتنستید پس بدهید، باید به شما مهلت بدهند! اگر باز هم قادر نبودید، آن را به شما ببخشند بهتر است. ولی در وام شیطانی، اگر نتوانستید، جریمه می شوید! اگر باز هم نتوانستید، اموال شما مصادره می شود، خودتان راهی زندان می شوید، همسرتان طلاق می گیرد، فرزندانتان به گدایی می روند:  امان نامه خدا هم، برای بانک ها اصلا ارزش ندارد!( المفلس فی امان الله) شورای فقهی بانکها هم ، فقط وظیفه اسلامیزه کردن ربا! را دارند، اخیرا طرحی داده اند تا: مستثنیات دین هم به تملک بانک در آید.

Rahmani's economy and the evil economy

One of the characteristics of the devil is: promising people to poverty and forcing them to work forbidden. And so the western economy, which is based on the lack of resources, is unlimited, is an evil thought. Here is the difference between the economies: Adam Smith-Keynes, classical and neoclassical, micro and macro economics. All the achievements of economics will be cast into one bowl: it's an empty bowl and its name is an evil economy. And we should not make an Islamic motive by flushing out some words. Because:: Rahmani’s economy is the picture. God says in the Qur'an: We have provided and guaranteed the need of all, although we could have given it more, and if people believe and act righteously, we will open doors for them with great blessings. Therefore, in Islam, the blessings of God, the same facilities, are unlimited. Anyone who thinks that: God has fallen short of or abusive in his own right, he goes out of the circle of Islam: because he has wronged Allah, or has accused him of injustice. Therefore, in the western economy, there is a default and there is a shortage of resources, except for the obvious ones. Likewise, in human needs, they claim: human needs are unlimited, while not, but, on the contrary, the human need is limited! Everyone  comes with a loaf of bread! All of God has a fruit in: All colors and tastes, which can: eat all these fruits? As the curve says, "If it continues, it will lead to unnecessary and unwillingness." Therefore, all human material needs, which are intended by the devilish economy, are limited, because, so far, nobody has been able to count all fruits, and savages! Let alone to taste them. So Rahmani's economy is defined as follows: Unlimited resource allocation: for limited needs. That is, we have the best in consuming or producing goods and services for the right to deduct. For example, even in the selection of a job, vacant land and rangeland for farming even migrate. The Lord says: We do not accept the disobedience to anyone! Because: our land is vast, and they can migrate. He even says: If the current land is low for us, we will develop it! Such as: landslide or: sea depression and: melting ice. Imam Ali says: Farmers are treasures on earth! Because of the soil, they produce food for us. If you do not want to be a farmer, you can be a fisherman or a hunter! There are three times the total population of the earth, halal fish in the rivers, seas and oceans. The birds have created the air for you. Hunters and eaters who are solvent meat: Protect those who are forbidden, and enjoy their beauty. This is even the case in financial, industrial, and management tools. In Islam, your production is worship. That is, the side of your deal is God. Therefore, it is profitable for God. So when you are profitable, you must give zakat. Because: in this profit you have the right to the exclusion of the profits. In Islam, the capital belongs to God, and you are proud of: working with it to: identify yourself and children and: deprived people. Lending in Islam is fundamentally different from lending to Satan! Devil's loan is a Riba, a loan from Rahmani to Al-Hasanah. If you give me a loan, you must give me a deadline! If you still could not, it would be better for you to forgive it. But in the evil loan, if you fail, you will be fined! If you still fail, your property will be confiscated, you will be taken to a prison, your wife divorces, your children will beg for begging: God's protection is not worth the money for banks! The Islamic Jurisprudence Council of the Banks, just the duty of Islamizing the Rabbits! Have recently introduced plans to: exclude religion from the ownership of the bank.

الاقتصاد الرحماني والاقتصاد الشرير

واحدة من خصائص الشيطان هو: واعدة الناس على الفقر وإجبارهم على العمل ممنوع. وبالتالي فإن الاقتصاد الغربي، الذي يقوم على نقص الموارد، غير محدود، هو الفكر الشرير. هنا هو الفرق بين الاقتصاد: آدم سميث كينز، الكلاسيكية والكلاسيكية الجديدة، الاقتصاد الجزئي والكلي. جميع إنجازات الاقتصاد سوف يلقي في وعاء واحد: انها وعاء فارغ واسمها هو اقتصاد الشر. ولا ينبغي لنا أن نجعل دافع إسلامي عن طريق مسح بعض الكلمات. لأن الاقتصاد رحماني هو الصورة. يقول الله في القرآن: لقد قدمنا ​​وضمننا الحاجة للجميع، على الرغم من أننا يمكن أن أعطاه أكثر، وإذا كان الناس يعتقدون والتصرف على نحو صحيح، وسوف نفتح الأبواب لهم بركات كبيرة. لذلك، في الإسلام، وبركات الله، نفس المرافق، غير محدودة. كل من يفكر في أن الله قد قصر أو مسيء في حقه، فإنه يخرج من دائرة الإسلام: لأنه قد أخطأ الله، أو اتهمه بالظلم. لذلك، في الاقتصاد الغربي، هناك افتراض، وهناك نقص في الموارد، باستثناء تلك الواضحة. وبالمثل، في الاحتياجات الإنسانية، يدعون: الاحتياجات البشرية غير محدودة، في حين لا، ولكن، على العكس من ذلك، حاجة الإنسان محدودة! كل إنسان راض عن رغيف الخبز! كل الله له ثمار في: كل الألوان والأذواق، من يستطيع: أكل كل هذه الثمار؟ وكما يقول المنحنى، إذا لم يستمر حتى، فإنه سيؤدي إلى لا لزوم لها وعدم الرغبة. ولذلك، فإن جميع الاحتياجات من المواد البشرية، التي يقصدها الاقتصاد الشيطاني، محدودة، لأنه حتى الآن، لا أحد كان قادرا على الاعتماد على جميع الفواكه، والوحشية! ناهيك عن تذوق لهم. لذلك يتم تعريف اقتصاد رحماني على النحو التالي: تخصيص الموارد غير محدود: لتلبية الاحتياجات المحدودة. وهذا هو، لدينا أفضل في استهلاك أو إنتاج السلع والخدمات للحق في خصم. على سبيل المثال، حتى في اختيار وظيفة، والأراضي الشاغرة والمراعي للزراعة، وحتى الهجرة. يقول الرب: نحن لا نقبل العصيان لأحد! لأن أرضنا واسعة، وأنها يمكن أن تهاجر. حتى انه يقول: إذا كانت الأرض الحالية منخفضة بالنسبة لنا، ونحن سوف تطويره! مثل: الانهيارات الأرضية أو: الاكتئاب البحري و: ذوبان الجليد. يقول الإمام علي: المزارعون كنوز على الأرض! بسبب التربة، فإنها تنتج الغذاء بالنسبة لنا. إذا كنت لا تريد أن تكون مزارع، يمكنك أن تكون صياد أو صياد! هناك ثلاثة أضعاف مجموع سكان الأرض، والأسماك الحلال في الأنهار والبحار والمحيطات. وقد خلقت الطيور الهواء بالنسبة لك. الصيادون والأكلاء الذين هم اللحوم المذيبات: حماية أولئك الذين يحرمون، والتمتع بجمالها. هذا هو الحال في الأدوات المالية والصناعية والإدارية. في الإسلام، الإنتاج الخاص بك هو العبادة. وهذا هو، جانب صفقة الخاص بك هو الله. لذلك، فهو مربح لله. حتى عندما تكون مربحة، يجب أن تعطي الزكاة. لأنه في هذا الربح لديك الحق في استبعاد الأرباح. في الإسلام، العاصمة ملك الله، وتفخر بما يلي: العمل معها: التعرف على نفسك والأطفال و: المحرومين. الإقراض في الإسلام يختلف جوهريا عن الإقراض للشيطان! قرض الشيطان هو ربا، قرض من رحماني بورز الحسانة. إذا كنت تعطيني قرضا، يجب أن تعطيني موعدا نهائيا! إذا كنت لا تزال لا يمكن، فإنه سيكون من الأفضل بالنسبة لك أن يغفر له. ولكن في القرض الشر، إذا فشلت، وسوف يتم تغريم! إذا كنت لا تزال تفشل، سيتم مصادرة الممتلكات الخاصة بك، وسوف يتم نقلك إلى سجن، زوجة الطلاق، أطفالك التسول للتسول: حماية الله لا يستحق المال للبنوك! مجلس الفقه الإسلامي للبنوك، مجرد واجب إضفاء الطابع الإسلامي على الأرانب! وقد أدخلت مؤخرا خططا لاستبعاد الدين من ملكية البنك.

Rəhmani iqtisadiyyatı və pis iqtisadiyyat

Şeytanın xüsusiyyətlərindən biri: yoxsulluğa ümidverici və onları işləməyə məcbur etməkdir. Budur, resursların olmamasına əsaslanan qərb iqtisadiyyatı məhdud deyil, pis fikirdir. İqtisadiyyat arasındakı fərq: Adam Smith-Keynes, klassik və neoklasik, mikro və makro iqtisadiyyat. İqtisadiyyatın bütün nailiyyətləri bir qaba atılacaq: boş bir qab və onun adı pis bir iqtisadiyyatdır. Bəzi sözləri silməklə islam dəlilini açmamalıyıq. Çünki Rahmani iqtisadiyyatı şəkildir. Allah Quranda buyurur: Biz hər birimizin ehtiyacını təmin etdik və təmin etdik. Halbuki biz onu daha çox verə bilərik və əgər insanlar iman gətirib yaxşı işlər görsələr, biz onlara böyük xeyir-dualar ilə qapıları açacağıq. Buna görə də, İslamda Allahın xeyir-duaları, eyni imkanları məhduddur. Düşünən hər kəs: Allah özü ilə qüsurlu və ya haqsızlıq etdi, İslamın ətrafından çıxdı, çünki Allaha qarşı haqsızlıq etdi və ya onu haqsızlıqda ittiham etdi. Buna görə, qərb iqtisadiyyatında bir default var və açıq olanları istisna olmaqla, resursların çətinliyi var. Eyni şəkildə, insan ehtiyaclarında, onlar iddia edirlər ki, insan ehtiyacları məhdud deyildir, lakin əksinə, insan ehtiyacları məhduddur! Hər bir insan bir çörək balığından razıdır! Bütün Allahın bir meyvəsi vardır: Bütün rənglər və zövqlər, Kim edə bilər: bütün bu meyvələri yeyin? Eğrinin deyildiyi kimi, hətta davam etməsə, bu, lazımsız və istəksizliyə gətirib çıxaracaqdır. Buna görə də, şeytan iqtisadiyyatı tərəfindən nəzərdə tutulan bütün insan maddi ehtiyacları məhduddur, çünki indiyə qədər heç kim bütün meyvələri və canı saymır! Onlara dadmaq üçün tək qoyaq. Beləliklə, Rəhmani iqtisadiyyatı aşağıdakı kimi müəyyənləşdirilir: Limitsiz resursların ayrılması: məhdud ehtiyaclar üçün. Yəni çıxmaq hüququ üçün mal və xidmətlərin istifadəsində və ya istehsalında ən yaxşısı var. Misal üçün, hətta iş yerlərinin seçilməsində, boş ərazilərdə və əkinçilik üçün torpaq sahələrində hətta köç. Rəbb deyir: Biz kimsəyə itaətsizlik etməyəcəyik! Çünki torpaqlarımız böyükdür və onlar köç edə bilərlər. Hətta belə deyir: "Əgər mövcud torpaq bizim üçün aşağı olsa, biz onu inkişaf etdirəcəyik! Beləliklə: sürüşmə və ya: dəniz depressiyası və buzun əriməsi. İmam Əli deyir: Fermerlər yer üzündə xəzinələrdir! Torpaqdan ötrü bizlər üçün yeyirlər. Bir cütçü olmaq istəmirsinizsə, balıqçı və ya ovçu ola bilərsiniz! Yerin ümumi əhalisinin üçdə biri, çaylarda, dənizlərdə və okeanlarda halal balıq var. Quşlar sizin üçün hava yaratdı. Ovçular və yeyənlər həlledici ətdir: qadağan edənləri qorusun və gözəlliyindən zövq alın. Bu, maliyyə, sənaye və idarəetmə vasitələrində belədir. İslamda istehsalınız ibadətdir. Yəni, sənin razılığın tərəfi Allahdır. Buna görə də Allah üçün faydalıdır. Beləliklə, mənfəət verən zaman zəkat verin. Çünki bu mənfəətdə mənfəətin xaric olma haqqı var. İslamda, paytaxta Allaha məxsusdur və siz qürur duyursunuz: bununla birlikdə çalışmaq: özünüzü və uşaqları tanımaq və məhrum insanlar. İslamda borc vermək Şeytana borc verməkdən tamamilə fərqlidir! Şeytanın krediti, Rəhmani Borz Əl Hassaneh tərəfindən verilmiş bir kreditdir. Mənə bir kredit verərsən, mənə bir müddət verin! Əgər hələ də edə bilməsəniz, onu bağışlamağınız daha yaxşı olardı. Ancaq pis kreditlə, əgər uğursuz olsanız, cərimə olunacaqsınız! Əgər hələ də uğursuz olsanız, əmlakınız müsadirə olunacaq, siz həbsxanaya aparılacaqsınız, həyat yoldaşınız boşanacaq, uşaqlarınız dilənçilik üçün yalvaracaqlar: Allahın qorunması banklar üçün pula layiq deyil! Bankların İslam Qanunvericilik Şurası, yalnız Tavşanları İslamlaştırma vəzifəsi! Yaxın zamanda planları təqdim etməli: dini bankın mülkiyyətindən kənarlaşdırmaq.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۸/۱۳۹۶ - ۱۹:۴۱ نظر(0)

همه تئوری های علوم انسانی را، باید از نو نوشت، و شاید هم حتی برعکس نوشت! زیرا که غرب، قسمت خالی لیوان را می بیند، و ما باید قسمت پر را نشان دهیم، تا مردم به واقعیت برسند. تئوری اقتصادی در آمریکا و اروپا، برمبنای کمبود منابع و: جنگ برای تصاحب آن، پایه ریزی شده است. لذا در آخرین تئوری های آن، کتاب: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد! را از اسپنسر جانسون داریم، که چهار موجود کوچک در: هزارتوی پیچ و خم قرار می گیرند. یا کتابی به اسم: آن قورباغه را قورت بده، که خلاصه تمام تئوری های: کسب و کار و مدیریت و: بازاریابی و اقتصاد است. تئوری علوم انسانی و اجتماعی از این وجشتناک تر است: می گوید بکش تا زنده بمانی! در حالیکه در اسلام برعکس است. در اسلام مسئله وحدت و: دوستی و محبت و: کمک به همنوعان تا حد ایثار، یعنی از خودگذشتگی تعریف شده است. که اینطور ترجمه می شود: زنده کن تا زنده بمانی!( مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا ) لذا تعریف اقتصاد هم، برعکس می شود: اقتصاد اسلامی یعنی: فراوانی منابع و کمبود انسان! در قران بارها آمده که اگر: نعمت های خدا را در نظر بگیرید، محدودیت ندارد و: کسی نباید از کم شدن یا: کمبود آن ناراحت باشد. زیرا رزق و روزی همه کس، قبلا برای آنها تهیه شده! چون دستگاه گوارش ما را، خودش ساخته، مواد سازگار با آن هم آفریده. فقط یک قلم: ماهی های دریاها و اقیانوس ها، سه برابر غذای مردم: روی زمین را می دهند. پس صحبت کمبود منابع، اشتباه و یا به عبارتی کفر است! و اعتقاد به فراوانی نعمت ها، شکر گزاری از خدا می باشد. همین ها که کمبود را مطرح می کنند، خودشان عامل کمبود هستند! در واقع بحران سازی می کنند. مثلا مردم آفریقا چرا گرسنه اند؟ در حالیکه غنی ترین معادن: اورانیوم و طلا و: بهترین منابع جنگلی و: بالاترین تابش نور خورشید و: وسیع ترین زمین های کشاورزی را دارند. لذا به راحتی میتوان گفت که: عامل فقر یا کمبود منابع، خود انسان ها هستند: البته انسان هایی طماع و: زور گو و مستبد که تمایل ندارند: به دیگران کمک کنند، تا زنده بمانند، بلکه می خواهند کاری کنند که: بقیه با کمترین هزینه ای بمیرند! و دردسری ایجاد نکنند. اما خوشبختانه کسی که: در این خصوص تصمیم می گیرد، آنها نیستند! به همین دلیل جمعیت دنیا، بجای اینکه کم شود، زیادتر هم می شود. هرچه آنها عصبانی تر می شوند، و تئوری مالتوس و غیره! ارائه می دهند تا مردم بترسند، و کمتر زاد و ولد کنند! ولی بدتر می شود. همان سرزمین های گرسنه، زاد و ولد بیشتری می کنند. لذا اگرغرب می گوید: چه کسی پنیر مرا جابجا کرد، قران می گوید: چه کسی پنیر را برای ما آفرید. آنقدر پنیر زیاد است که: به همه می رسد و: لازم نیست کسی نگران باشد. شاید بتوان گفت دزدی هم، برعکس تعریف شده! در تئوری غربی، گرسنگان و فقرا دزدی می کنند! ولی در فرهنگ قرانی، ثروتمندان نابکار دزد هستند. دلیل آن هم خیلی ساده است: کافی است  کسی از آنها بپرسد: از کجا آورده ای؟ این دزدی آنها است که: بصورت  ثروت زیاد نشان داده می شود. زیرا این حق دیگران، در مال آنها است: قران می فرماید: در اموال شما، حقی برای بقیه منظور شده است. شما باید آن را بپردازید: ولو اینکه شما کار کردید، یا شما تجارت نمودید، اما محرومین و معلولین و: عقب مانده های ناتوان از کار کردن، در اموال شما شریک هستند. اگر کسی پرخوری کند، ناچار دیگران دچار: سوء تغذیه می شوند. اگر کسی در سرچشمه آب قرار دارد، حق ندارد همه آب را مصرف کند. زیرا افراد پایین دست، تشنه خواهند ماند. ثروتمندان در واقع کسانی هستند که: بر سر چشمه نشسته و: بر آن سد بسته اند.

Who made the cheese to me?

All the theories of the humanities must be re-written, and maybe even reverse! Because the West sees the empty part of the glass, and we have to show the full part, so that people will come to reality. Economic theory in America and Europe based on a lack of resources and: a war for its acquisition has been established. So in the last theory, the book: Who made my cheese move! We have Spencer Johnson, with four small ones in: Maze. Or a book called: Fool that frog, which summarizes all the theories: business and management: marketing and economics. The theory of human and social sciences is more horrendous: says Kill to stay alive! While in Islam it is the opposite. In Islam, the issue of unity and: friendship and affection: is defined as helping the fellow-citizens to sacrifice, that is, selflessness. That's how it's translated: Live to stay alive! So the definition of economics is the opposite: the Islamic economy means: abundance of resources and human shortages! In the Quran it has been repeatedly said that if you consider the blessings of God, there is no limit: no one should be upset or down: it's upset. Because everyone's care has been prepared for them already! Because the: digestive system has made us our own, it also created materials that are compatible with it. Just one pen: seas and oceans, three times the food of the people: they are on the ground. So the lack of resources is wrong, or in other words, disbelief! And believing in the abundance of blessings is the grace of God. The ones that raise the shortage are themselves a factor in deficiency! In fact, they are making a crisis. For example, why people in Africa are hungry? While the richest mines are: Uranium and Gold and: Best Forest Resources and: Highest Sunlight and: The Most Extensive Agricultural Land. It can easily be said that: The factor of poverty or lack of resources is the human being itself: Of course, human beings are: Forcibly and tyranny who do not want to: Help others to survive, but they want to do: The rest Minimum cost to die! And do not hurt. But fortunately someone who: Decides on this, they are not! That's why the world's population is getting bigger rather than less. The more they get angrier, the Malthus theory and so on! They are offering people to be afraid, and bring less birth! But it gets worse. The same hungry lands give birth more and more. Therefore, if the West says: "Who made me cheese," says the Qur'an, "Who created the cheese for us?" There is so much cheese that: It comes to everyone: no one needs to worry. It's possible to say that theft is also the reverse! In the theory of the West, steal the hungry and the poor! But in the Quran culture, the poor are wealthy thieves. The reason is simple: just one of them will ask: where have you come from? It is their theft: they are shown as riches. Because this is the right of others in their property: the Quran says: In your property, a right is reserved for the rest. You have to pay it: even if you worked, or you did business, but the poor and the disabled: the backward disadvantages of working are in your property. If someone overeats, others have to: Malnutrition. If anyone is at the source of water, it is not allowed to consume all the water. Because: the downstream will be thirsty. The rich, in fact, are those who: sit on the spring and: they are closed on the dam.

الذي جعل الجبن لي؟

كل نظريات العلوم الإنسانية يجب إعادة كتابة، وربما حتى عكس! لأن الغرب يرى الجزء الفارغ من الزجاج، وعلينا أن نعرض الجزء الكامل، حتى يأتي الناس إلى واقع. وقد وضعت نظرية اقتصادية في أمريكا وأوروبا، استنادا إلى نقص الموارد و: حرب لاقتناءها. حتى في النظرية الأخيرة، والكتاب: الذي جعل بلدي الجبن تتحرك! لدينا سبنسر جونسون، مع أربعة صغيرة منها في: المتاهة المتاهة. أو كتاب يسمى: خداع أن الضفدع، الذي يلخص جميع النظريات: الأعمال والإدارة: التسويق والاقتصاد. نظرية العلوم الإنسانية والاجتماعية هي أكثر رهيبة: يقول قتل للبقاء على قيد الحياة! بينما في الإسلام هو العكس. في الإسلام، مسألة الوحدة و: الصداقة والمودة، ومساعدة الزملاء إلى حد التضحية، أي أن الذات. هذه هي الطريقة التي ترجمتها: لايف للبقاء على قيد الحياة! لذا فإن تعريف الاقتصاد هو العكس: الاقتصاد الإسلامي يعني: وفرة الموارد ونقص الإنسان! في القرآن قيل مرارا أنه إذا كنت تنظر في بركات الله، ليس هناك حد: لا أحد يجب أن تكون مفاجأة أو لأسفل: انها مستاء. لأن الجميع قد تم إعداد الرعاية لهم بالفعل! لأن الجهاز الهضمي جعل لنا منطقتنا، فإنه أيضا خلق المواد التي تتوافق معها. قلم واحد فقط: البحار والمحيطات، ثلاثة أضعاف الطعام من الناس: هم على الأرض. لذا فإن نقص الموارد خاطئ، أو بعبارة أخرى، عدم الكفر! والإيمان بوفرة النعم هو نعمة الله. تلك التي ترفع النقص هي في حد ذاتها عاملا في نقص! في الواقع، أنها تصنع أزمة. على سبيل المثال، لماذا الناس في أفريقيا يعانون من الجوع؟ في حين أن أغنى الألغام هي: اليورانيوم والذهب و: أفضل الموارد الحرجية و: أعلى أشعة الشمس و: الأراضي الزراعية واسعة النطاق. لذلك، يمكن للمرء أن يقول بسهولة أن سبب الفقر أو نقص الموارد، والبشر أنفسهم بالطبع الناس الجشع و: قوة الحوار والطغاة الذين لا يريدون لمساعدة الآخرين، البقاء على قيد الحياة، ولكن نريد أيضا لجعل بقية الحد الأدنى من التكلفة للموت! ولا تؤذي. ولكن لحسن الحظ شخص ما: يقرر على هذا، فهي ليست! هذا هو السبب في أن سكان العالم يزدادون بدلا من أقل. كلما حصلوا على الغضب، نظرية مالثوس وهلم جرا! أنها تقدم الناس أن يخافوا، وتحقيق أقل الولادة! ولكن الأمر يزداد سوءا. وتولد الأراضي الجائعة نفسها أكثر فأكثر. لذلك، إذا قال الغرب: "من صنعني الجبن"، ويقول القرآن، "الذي خلق الجبن بالنسبة لنا؟" هناك الكثير من الجبن: أنه يأتي إلى الجميع: لا أحد يحتاج للقلق. من الممكن القول أن السرقة هي العكس أيضا! في نظرية الغرب، سرقة الجياع والفقراء! ولكن في الثقافة القرآنية، الفقراء فقراء ثرياء. والسبب بسيط: واحد منهم فقط سوف نسأل: من أين أتيت من؟ إنها سرقة: فهي تظهر كثروات. لأن هذا هو حق الآخرين في ممتلكاتهم: القرآن يقول: في الممتلكات الخاصة بك، وحق محفوظة للبقية. عليك أن تدفعه: حتى لو كنت تعمل، أو كنت قد عملت، ولكن الفقراء والمعوقين: عيوب المتخلفة من العمل، هي في الممتلكات الخاصة بك. إذا كان شخص مفرط، والبعض الآخر ل: سوء التغذية. إذا كان أي شخص في مصدر المياه، فإنه لا يسمح لاستهلاك كل المياه. لأن المصب سيكون عطشى. والأغنياء هم في الواقع أولئك الذين يجلسون في الربيع، وهم يغلقون على السد.

Pendir mənə kim verdi?

Bəşəriyyətin bütün nəzəriyyələri yenidən yazılmalı və bəlkə də əksinə olmalıdır! Çünki Qərb şüşənin boş hissəsini görür və biz insanların gerçəkliyə gələcəyini tam şəkildə göstərməliyik. Amerika və Avropada iqtisadiyyat nəzəriyyəsi, resursların olmaması və onun əldə edilməsi üçün bir müharibəyə əsaslanır. Beləliklə, sonuncu nəzəriyyədə kitab: Kim mənim pendir hərəkət etdi! Bizdə Spencer Johnson, dörd kiçik olanlar var: Maze Maze. Və ya adlı bir kitab: Bütün kuramları özündə birləşdirən qurbağa aldan: iş və idarəetmə: marketinq və iqtisadiyyat. İnsan və ictimai elmlərin nəzəriyyəsi daha çox qorxudur: öldürmək üçün öldürün! İslamda isə bunun əksinədir. İslamda birlik və birləşmə məsələsi: dostluq və məhəbbət və fədakarlıq dərəcəsinə qədər, yəni fədakarlığa kömək etməkdir. Tərcümə belədir: Diri qalmaq üçün yaşayın! İqtisadiyyatın tərifi isə əksinədir: İslam iqtisadiyyatı deməkdir: resursların bolluğu və insan çatışmazlığı! Quranda bir neçə dəfə Allahın xeyir-duasını qəbul edərsən, heç bir məhdudiyyət yoxdur: heç kim üzülməməli və ya aşağı olmamalıdır: bu üzür. Hər kəsin qayğıları onsuz da hazırlanmışdır! Həzm sistemi bizim özümüzü yaratdığından, onunla uyğun olan materiallar yaratdı. Yalnız bir qələm: dənizlər və okeanlar, xalqın üç dəfə yeməsi: onlar yerdəyik. Beləliklə resursların olmaması səhvdir və ya başqa sözlə, küfrdür! Bərəkətin bolluğuna inanmaq Allahın lütfüdür. Tənqidi qaldıranlar özləri çatışmazlıq faktorudırlar! Əslində onlar böhrana girirlər. Məsələn, niyə Afrika xalqı ac? Ən zəngin mədən oları isə: Uran və Qızıl və: Ən Yaxşı Orman Resources və Ən Yüksək Sunlight: Ən Geniş Kənd Ərazisi. Əlbəttə ki, insan var: zorakılıq və zülm etmək istəməyən kimsələr: Başqalarının yaşamasına kömək etsinlər, amma onlar bunu etmək istəyirlər: Qalanlar Ölmək üçün minimum qiymət! Və zərər verməyin. Amma xoşbəxtlikdən kimsə: Bu barədə qərar qəbul etmirlər! Buna görə dünya əhalisi daha az olandan daha böyükdür. Onlar daha çox qəzəblənir, Maltus nəzəriyyəsi və s. İnsanları qorxmaq və daha az doğum gətirmək təklif edirlər! Lakin daha da pisləşir. Eyni aclıq torpaqları daha çox doğum verir. Buna görə, əgər Qərb deyirsə: "Kim mənə pendir etdi?" Deyir Qurani-Kərim: "Bizə kim pendir yaratdı?" Çox pendir var ki: Hər kəsə gəlir: heç kim narahat olmayacaq. Oğurluq da tərs deməkdir! Qərb nəzəriyyəsində acları və yoxsulları oğurlamaq! Ancaq Quran mədəniyyətində yoxsullar varlı oğrulardır. Səbəbi sadədir: onlardan yalnız biri soruşacaq: Sizdən nəyə girdiniz? Bu onların oğurluqlarıdır: onlar sərvət kimi göstərilir. Çünki bu, öz əmlaklarında başqalarının haqqıdır: Qur'anda deyilir: Sizin mülkünüzdə bir hüquqa qalanlar üçün qorunur. Bunu ödəməlisiniz: işlədiyiniz və ya iş etdiyiniz, amma yoxsullar və əlillər: işləməyin ən aşağı mənfi cəhətləri sizin mülkiyyətinizdədir. Bir kəs aşırsa, başqaları: Köhnəlməzlik. Hər kəs suyun mənbəyindədirsə, bütün suyun tükənməsinə icazə verilmir. Çünki aşağı axın susuz olacaq. Zənginlər, əslində, kimdir: yazda oturub və onlar barajda bağlanırlar.

 

چرا داشته های ما، برداشت نمی شود؟

سردار سلیمانی گفته که من به قول خود عمل کردم و کار داعش تمام است. اما گویا داعش از خط مقدم، به پشت جبهه آمده ! زیرا امروز یکی از نمایندگان مجلس، از کودتای خزنده بانکها صحبت کرد و گفت:«جان مینارد کینز» از اقتصاددان و بانک‌داران صهیونیستی می‌گوید: برای واژگونی اساس یک مملکت، هیچ وسیله‌ای ظریف ‌تر و: مطمئن ‌تر از کاهش ارزش پول آن‌ها نیست. و این هشداری است که: هیچگاه شنیده نمی شود، دلیل آن هم روشن است: زیرا افرادی صاحب بانک و: پول هستند که حد آن را نشناخته اند. و یا سرسپرده: همین کینز ها هستند. در بررسی های درازمدت، حتی از سالیان درازی، بیش از هزاران سال! مغلوم شده است که: ایران تنها منطقه ثروتمند جهان است، که آثار گردشگری آن بی همتا است. مکان آن پل ارتباطی: شرق و غرب و در مرکز دنیا است. همه شرق و غرب با: ایران سنجیده می شود. به قول امروزی ها: داشته های ما بسیار زیاد است، ولی برداشت ما از ان کم است. لذا برخلاف تعریف اقتصاد در غرب، که توزیع منابع محدود، بین نیاز های نامحدود را، اساس خود می داند، در ایران باید گفت: منابع نامحدود و نعمتهای: بی پایان الهی است که: بین نیاز های محدود ما، سرگردان است و: قدر آن دانسته نمی شود! مثلا : سرانه زمین کشاورزی در چین 800متر است، و در ایران 1640متر! یعنی دو برابر زمین های: کشاورزی را داریم ولی، چه مقدار کاشته می شود؟ ایران دو تا سه برابر: مصرف خود محصولات کشاورزی، و باغی دارد که اغلب آنها، در پای درختها پوسیده می شود. یا نصیب چرنده ها و پرنده ها و درنده ها می گردد. در همین تهران، کم مانده است موشها، از آدم ها بزرگتر شوند! بسکه دور ریز غذا وجود دارد. معادن نفت و گاز ایران، دربالاترین رده دنیا قرار دارد، ولی اغلب آنها یا: خام فروشی می شود و: یا در هوا می سوزد! آثار باستانی ما آنقدر زیاد است که: از دیدن آنها اصلا تعجب نمی کنیم، و از اینکه قاچاق می شود! یعنی برای دیگران، اهمیت دارد: تعجب ما بیشتر می شود. مغز های فراری ما، به تمام دنیا صادر شده! ولی هیچ حساسیتی به آن نداریم. زیرا  برای آنهایی که: فرار نکرده اند برنامه نداریم. و اصلا کای می کنیم که بروند! و آنهایی که رفته اند، بهترین پذیرایی ها از آنها شده است! بنابر این برای پیشرفت کشور، هیچ مشکلی نداریم! جز اینکه دوست نداریم پیشرفت کنیم. چون آنهاییکه پیشرفت کرده اند، هدفشان تسلط به معادن ما بوده، و ما وقتی دست خودمان است، این پیشرفت استعماری را نمی خواهیم. به قول ریاضی دان ها، وقتی صد! آمد نود هم پیش ما است. اگر خوب دقت کنیم: همه تجهیزات و اختراعات آمریکایی ها، برای این است که بتوانند به: خاورمیانه بیایند. وقتی ما در قلب خاورمیانه هستیم، ناو های وینسنز را، برای چه باید بسازیم؟ بنابر این باید بدانیم اگر: مقاومتی در مقابل پیشرفت: به شکل غربی وجود دارد، برای این است که آنها، نیاز به تجاوز دارند! و ما نداریم. تمام پیشرفت های آنها برای تجاوز است، و ما که خوی تجاوز را نداریم، آن پیشرفت ها را نمی خواهیم! بمب اتم نمونه این تئوری است، که آنها بمب اتم را می خواهند: تا بر خاورمیانه تسلط پیدا کنند، و ما نیازی به آن نداریم، چون در دل خاورمیانه هستیم. لذا در دکترین دفاعی جایی ندارد. فقط باید مواظب باشیم که: مورد تجاوز قرار نگیریم! تمام توان دفاعی ما برای همین است. زیرا قران هم بر آن تکیه کرده، و آیه آن لوگوی سپاه شده است. اما این توان نباید فقط نظامی باشد، زیرا که ارزش پول ملی هم مهم است.

Why are not we picked up?

Sardar Soleimani said: "I worked on my promise: ISIS's work is over. But it seems that ISIS comes from the front line to the front of the front! As one of the MPs spoke today of the bank's creepy coup and said, "To reverse the foundation of a country, John Maynard Keynes, of Zionist economics and bankers, says," There is no more subtle means: not safer than their devaluation. “And this is a warning: it's never heard, because it's clear: because people own a bank and: they are money that they have not known. Or Sister: That's Keynes. In long-term reviews, even from many years, more than thousands of years! It has been speculated that: Iran is the only richest region in the world, whose tourism works are unmatched. The location of that bridge is East and West and in the center of the world. All East and West are measured by: Iran. According to the modern day, there are so many of us, but our perception is low. Contrary to the definition of Western economy, which considers the distribution of limited resources between unlimited needs, in Iran, it should be said: "Unlimited resources and blessings: endless divine, that is: between our limited needs and wandering: magnitude It does not know! For example: per capita agricultural land in China is 800 meters, and in Iran 1640 meters! We have twice the land: agriculture, but how much is planted? Iran has two to three times its own consumption of agricultural products, and it has a garden that most of them are rotten at the bottom of the trees. Or it will be used for the destruction of birds and birds. In the same Tehran, the mice are getting smaller than people! There is a steady supply of food. Iran's oil and gas mines are among the highest in the world, but most of them are either: raw and / or burning in the air! Our antiquities are so high that: We are not surprised to see them, and that they are smuggled! That is important for others: our surprise gets bigger. Our runaway brains are exported to the whole world! But: no sensitivity to it. For those who have not escaped, we do not have the program. And we're all going to go! And the ones that have gone are the best of them! Therefore, there is no problem for the progress of the country! Except: we do not like to make progress. Because those who have made progress have been aiming to dominate our mines, and we do not want this colonial development when we are ourselves. As the mathematicians say, when one hundred! The ninety times came to us. If we look carefully, all the equipment and inventions of the Americans are for them to come to the Middle East. When we are at the heart of the Middle East, we need to build the Vincennes warships. So we should know if: resistance to progress: in the western form, because they need to rape! And we do not have all their advancements are for rape, and we do not want rape, we do not want those improvements! The atomic bomb is a specimen of this theory, which they want, atomic bombs: to dominate the Middle East and we do not need it, because we are in the Middle East. So there is no defense doctrine. Just be careful not to be raped! All our defenses are for this. Because the Quran relied on it and its verse is the logo of the Guards. But this power should not be just a military, because the value of the national currency is also important.

لماذا لا نستلم؟

وقال سردار سليماني: "عملت على وعدي: عمل داعش قد انتهى. ولكن يبدو أن داعش يأتي من الخط الأمامي إلى مقدمة الجبهة! لأنه اليوم واحد من النواب، ومكتب الانقلاب الزاحف، وتحدث وقال: قال اقتصاديون ومصرفيون "جون ماينارد كينز" إسرائيل انعكاس من بلد، وليس أداة أكثر أناقة واثقة من انخفاض قيمة لهم. وهذا تحذير: إنه لم يسمع أبدا، لأنه واضح: لأن الناس يمتلكون مصرفا، وهم أموال لم يعرفوها. أو الأخت: هذا كينز. في الاستعراضات على المدى الطويل، حتى من سنوات عديدة، أكثر من آلاف السنين! وقد تم التكهن بأن إيران هي أغنى منطقة في العالم، والتي لا تضاهى أعمالها السياحية. موقع هذا الجسر هو الشرق والغرب وفي وسط العالم. ويقاس كل الشرق والغرب ب: إيران. وفقا لليوم الحديث، هناك الكثير منا، ولكن تصورنا منخفض. لذلك، خلافا لتعريف الاقتصاد في الغرب، وتوزيع الموارد المحدودة، والحاجة إلى غير محدود، من تلقاء نفسه، في إيران وقال الموارد وتفضل غير محدودة: لا نهاية لها الإلهي: الحاجة للحد من تجول لدينا هي: كيف لا يعرف! على سبيل المثال: نصيب الفرد من الأراضي الزراعية في الصين هو 800 متر، وفي إيران 1640 متر! لدينا ضعف الأرض: الزراعة، ولكن كم هو زرعت؟ إيران لديها مرتين أو ثلاثة أضعاف استهلاكها من المنتجات الزراعية، ولها حديقة أن معظمها فاسدة في الجزء السفلي من الأشجار. أو أنها سوف تستخدم لتدمير الطيور والطيور. في نفس طهران، والفئران هي الحصول على أصغر من الناس! هناك إمدادات ثابتة من المواد الغذائية. مكامن النفط والغاز الإيراني، هو أعلى مستوى في العالم، ولكن في كثير من الأحيان هم إما: الخام المباع وإما حروق في الهواء! آثارنا عالية جدا بحيث: نحن لا نستغرب أن نراهم، وأنها تهريب! هذا مهم للآخرين: مفاجأة لدينا يحصل على أكبر. يتم تصدير العقول هارب لدينا إلى العالم كله! ولكن لا حساسية لها. بالنسبة لأولئك الذين لم يهربوا، ليس لدينا البرنامج. ونحن جميعا ذاهبون للذهاب! و تلك التي ذهبت هي أفضل منهم! لذلك، ليس هناك مشكلة للتقدم في البلاد! إلا أننا لا ترغب في تحقيق تقدم. لأن أولئك الذين أحرزوا تقدما كانوا يهدفون إلى السيطرة على مناجمنا، ونحن لا نريد هذه التنمية الاستعمارية عندما نحن أنفسنا. كما يقول علماء الرياضيات، عندما مائة! وجاء لنا وقت التسعين. وإذا نظرنا بعناية، فإن جميع معدات واختراعات الأمريكيين هي أن تأتي إلى الشرق الأوسط. عندما نكون في قلب الشرق الأوسط، نحن بحاجة إلى بناء السفن الحربية فينسنس. لذلك يجب أن نعرف ما إذا: المقاومة للتقدم: في شكل الغربي، لأنها تحتاج إلى الاغتصاب! وليس لدينا كل ما لديهم من تقدم هو للاغتصاب، ونحن لا نريد الاغتصاب، ونحن لا نريد تلك التحسينات! لذلك ليس هناك عقيدة دفاع. فقط يجب الحرص على عدم التعرض للاغتصاب! كل دفاعاتنا هي لهذا الغرض. لأن القرآن اعتمد عليها، وآية هو شعار الحرس. ولكن هذه القوة يجب ألا تكون مجرد عسكرية، لأن قيمة العملة الوطنية مهمة أيضا.

Niyə biz seçməmişik?

Sardar Süleymani deyib: "Mən sözümə görə çalışdım: ISIS-in işləri bitdi. Ancaq İSİS cəbhə xəttindən cəbhənin önünə gəlir! Millət vəkilləri bu gün biri, çünki sürünən zərbə Office, danışdı və dedi: "John Maynard Keynes" iqtisadçılar və bankirlər İsrail bir ölkə, daha zərif və devalvasiya onlara daha inamlı heç bir vasitə ilə bərpa bildirib. Və ya Sister: Bu Keynes. Uzunmüddətli araşdırmalarda, hətta uzun illərdən, minlərlə ildən çoxdur! Mghlvm ki İran eşsiz turizm izləri dünyanın yalnız zəngin regiondur. Həmin körpünün yeri Şərq və Qərbdir və dünyanın mərkəzindədir. Bütün Şərq və Qərb İran tərəfindən ölçülür: İran. Müasir günə görə, çoxumuz var, amma algılarımız aşağı. sonsuz ilahi: bizim sərgərdanlığımı məhdudlaşdırmaq ehtiyac Buna görə də, Qərb, öz məhdud resursların paylanması, limitsiz ehtiyac, iqtisadiyyatın anlayışına zidd İranda limitsiz resursları və ne'mətini edib necə Bilmirəm! Misal üçün: Çində kişi başına düşən əkin sahələri 800 metr, İranda isə 1640 metrdir! İki dəfə torpaq var: kənd təsərrüfatı, lakin nə qədər əkilir? ağac çürük ən, olan kənd təsərrüfatı məhsullarının onların istehlak və bağ, İran iki-üç dəfə aşağıdır. Və ya quşların və quşların məhv edilməsi üçün istifadə ediləcək. Eyni Tehranda, siçanlar insanlardan daha kiçikdir! Daimi ərzaq təchizatı var. İranın neft və qaz yataqları dünyanın ən yüksək səviyyədə olduğunu, lakin tez-tez onlar da aşağıdakılardır: hava ya yanıqlar satılan xam və! Bizə belə ki, biz onları görmək üçün sürpriz deyil ki, çox və onlar qaçaq Antiquities! Bu, başqalar üçün vacibdir: bizim sürprizimiz daha da artır. Qaçan beyinlərimiz bütün dünyaya ixrac edilir! Ancaq bunun üçün həssaslıq yoxdur. Qaçmadıqları üçün, proqramımız yoxdur. Və hamımız gedəcəyik! Gediş edənlər ən yaxşısıdır! Buna görə, ölkənin inkişafı üçün heç bir problem yoxdur! Biz irəliləməyi istəməyimiz istisna olmaqla. irəliləyiş edənlər, çünki biz mina hakim məqsəd və biz özümüzü itirmək zaman ki, tərəqqi müstəmləkə olmayacaq. Riyaziyyatçılar dedilər ki, yüzdə! Doksan vaxt bizə gəldi. biz diqqətlə əgər: All avadanlıqları və Amerika ixtira, bu Yaxın Şərq üçün gəlib. biz niyə biz olmalıdır, Yaxın Şərq, daşıyıcı Vincennes qəlbində etdiyiniz zaman? Beləliklə, bilməliyikmi: tərəqqiyə qarşı müqavimət: qərb formada, çünki onlar təcavüz etməlidirlər! Və bizdə yoxdur Bütün təkmilləşdirilməsi onları təcavüz və biz temperament təcavüz yoxdur, bu, inkişaf olmaz! Beləliklə, heç bir müdafiə doktrinası yoxdur. Yalnız təcavüz etməmək üçün diqqətli olun! Bütün müdafiəçilərimiz bunun üçün. Çünki Quran ona itaət etdi və onun ayəsi Mühafizələrin loqosu idi. Lakin bu güc yalnız hərbi ola bilməz, çünki milli valyutanın dəyəri də vacibdir.

http://www.icana.ir/Fa/News/353230      mahinnews.ir/mainpage

شطرنج صادرات

همه فکر می کنند که صادرات، بازی تک نفره با دیوار (بیلو تای بایسکی)است. مخصوصا وزیر صنعت و معدن و تجارت، امروز در همایش روز ملی صادرات، همین را گفت: ما دو تا دیوار داریم یکی را باید کوتاه کرده، به طاقچه برسانیم و یکی راهم بلند کنیم! دیوارموانع صادرات را کوتاه، و دیوار مشوقهای صادراتی را بلندتر کنیم. اما باید دانست صادرات مانند: همه بازی های دیگر دو طرف دارد: و هردو هوشمند هستند. یعنی با هر حرکتی، حریف ضد حمله جدیدی می زند. و همین امر قابلیت: پیش بینی بازی را از بین می برد. در تئوری نوین صادرات، نباید تصور کرد با اصلاح قانون و: مقررات گمرک مشکل حل می شود. یا اگر نرخ ارز ثابت باشد، صادرات رونق می گیرد. و یا اگر مشوق های صادراتی داده شود. امثال آن بلکه باید ماتریسی، از عوامل موثر در صادرات داشت. معادله با بیش از 2500مجهول! این تابع کثیر المتغیر، باید توسط سازمان توسعه صادرات، همیشه رصد شود. بسیاری از این عوامل، در خارج از مرزهای ما اتفاق می افتد، که جلوگیری از آن مشکل است. ولی با برنامه ریزی انعطاف پذیر، میتوان آن را کنترل کرد. یعنی تهدید ها را به فرصت تبدیل کرد. در این تئوری که ارائه می کنم، صادر کنندگان مانند: قهرمانان میدان ورزشی هستند. در این میدان، یک بوکسور فقط در حال تمرین، به کیسه بوکس ضربه می زند و: انعکاس آن را مطالعه می کند. ولی در میدان رقابت، حتی بازی با دیوار هم، دونفره و رقابتی شده! که اسکواش نمونه آن است.  در اسکواش و هر بازی دیگز، حریف به دنبال ناتوان کردن ما است، نه میدان دادن به ما!  لذا تحریم های ظالمانه! از اصول مبارزاتی در میدان صادرات است. چون همیشه بوده و خواهد بود. تعرفه گمرکی نوعی تحریم است! اخذ مالیات و عوارض و امثال آن،  حتی تعییر در نرخ ارز، همگی با قصد تحریم صورت می گیرد. مثلا شما می خواهید از واردات سیگار جلوگیری کنید، تعرفه های آن را سنگین تر می کنید. هزینه ها را آنقدر بالا می برید، تا افرادی که برای تفریح، سیگار می کشند منصرف شوند. لذا قهرمانان واقعی صادرات ما، کسانی هستند که بتوانند در یک رقابت رو در رو، در قالب قوانین موجود، حریف را از میدان تجارت خارج سازند. و به اصطلاح کشتی گیرها زمین بزنند . طبیعی است این فرد، قبلا ممکن است بارها، زمین خوردن را تجربه کرده باشد. سازمان توسعه صادرات، در اینجا نقش مربی را بازی می کند که: هم قوانین را به: ایشان گوشزد می کند، و هم نقطه ضعف های: حریف را بیان می کند. مثلا اگر زمانی مشوق های صادراتی جواب داد، نباید همیشه به آن تکیه کرد! زیرا در مسیر اجرایی خود، فساد هم بوجود می اورد: افرادی با تهیه صورت حساب ها، مشوق ها را دریافت می کنند و: عده ای که توانایی: حساب سازی ندارند، یا نمی خواهند حساب سازی کنند، از این مشوق ها بی بهره می شوند. بهترین مثال برای این کار: همان بازی شطرنج است. صادر کنندگان نمونه، سربازانی هستند که در صف مقدم قرار دارند، و باید با اسب و فیل و: دیگر مهره ها پشتیبانی شوند. کسی که بازیگر اصلی است، باید بداند قانون: موفقیت از پیش نوشته ای! وجود ندارد و کسانی که: این سوء برداشت را القا می کنند، برای خود، دکه در آمد زایی برپا کرده اند. صادرات بهر نحوی هم، مانند برنده شدن بهر نحوی! می شود که آقای پروین طرفدار آن است. یکی ممکن است با: طرف ترکیه ای ساخت و پاخت کند، البسه فراوانی را برای او بفرستید و: پاداش صادراتی بگیرید، بعد همان ها را مرجوع نماید و واردات ثبت کند! در عمل کاری نشده است، ولی جوایز داده شده.

Exports are like chess games

Everyone thinks that the export is a single-player game with the wall (Biloa Taibio). In particular, the Minister of Industry and Mines and Trade said today at the National Export Day conference: "We have two walls, one must be cut short, we need to cut one, and one step ahead!" It will shorten the wall of exports and raise the wall of export incentives. But you should know that the export is like: All other games have two sides: both are smart. That means, with every move, the opponent will have a new counter attack. And that's the ability to: eliminate the game's prediction. In modern export theory, it should not be assumed that the problem will be solved by amending the law and: customs regulations. Or, if the exchange rate is constant, exports will flourish. Or if: export incentives are given. The likeness of it, but also the matrix, was one of the factors influencing exports. Equation with more than 2,500 unexplained! This QFL function should always be monitored by the Export Development Organization. Many of these factors happen outside of our borders, which is difficult to avoid. But with flexible planning, it can be controlled. That means turning threats into opportunity. In this theory, which I present, exporters are like: the heroes of the sports field. In this field, a boxer is only practicing; he hits a boxing bag and reads the reflection. But in the field of competition, even playing with the wall, doubles and competitive! That squash is a sample of it. In the squash and every other game, the opponent seeks to disable us, not to give us a shot! So cruel sanctions! The principles of the campaign are in the field of export. Because: it has always been and will be. Customs tariff is a sanction! Taxes, taxes, etc., even a change in the exchange rate, are all intended to be sanctioned. For example, you want to prevent the import of cigarettes, you will heavier tariffs. You raise the cost so much so that people who smoke will be dissuaded. Therefore, our true export heroes are those who can take the opponent out of the trading field in a face-to-face competition, in the form of existing rules. And :so-called wrestlers. It is normal for this person to have experienced falling down before. The Export Development Organization, here, plays the role of trainer, who both mentions the rules: he points out the weaknesses: the opponent. For example, if the export incentive has responded once, you should not always rely on it! Because it also creates corruption in its own way: people receive incentives with bills, and those who do not have the ability to: do not have an account or do not want to make an account will not benefit from these incentives to be The best example for this is the same chess game. Sample exporters are soldiers in the forefront, and should be supported by horses and elephants: other beads. The one who is the main actor must know the law: Success is already written! There are no, and those who: incite this misunderstanding, have set up a kiosk for themselves. Exports in the same way, like a better win! Mr. Parvin is proud of it. One can build and distribute a Turkish party, send him a lot of clothes, and get an export reward, then reciprocate them and import them! Not done in practice, but awards are given.

الصادرات مثل ألعاب الشطرنج

الجميع يعتقد أن التصدير هي لعبة لاعب واحد مع الجدار (بيلوا تايبيو). وسوف يقصر جدار الصادرات ويزيد من حوافز التصدير. ولكن يجب أن نعرف أن تصدير مثل: جميع الألعاب الأخرى لها جانبان: كلاهما الذكية. وهذا يعني، مع كل خطوة، فإن الخصم له هجوم مضاد جديد. وهذه هي القدرة على: القضاء على التنبؤ اللعبة. في نظرية التصدير الحديثة، لا ينبغي افتراض أن المشكلة سوف تحل عن طريق تعديل القانون و: اللوائح الجمركية. أو إذا كان سعر الصرف ثابتا، فإن الصادرات ستزدهر. أو إذا أعطيت حوافز التصدير. وشبه ذلك، ولكن أيضا المصفوفة، كان واحدا من العوامل التي تؤثر على الصادرات. المعادلة مع أكثر من 2،500 غير المبررة! وينبغي دائما مراقبة وظيفة كفل هذه من قبل منظمة تنمية الصادرات. وكثير من هذه العوامل يحدث خارج حدودنا، وهو أمر يصعب تجنبه. ولكن مع التخطيط المرن، فإنه يمكن السيطرة عليها. وهذا يعني تحويل التهديدات إلى فرصة. في هذه النظرية، التي أقدمها، المصدرين مثل: أبطال المجال الرياضي. في هذا المجال، الملاكم يمارس فقط، وقال انه يضرب حقيبة الملاكمة ويقرأ التفكير. ولكن في مجال المنافسة، حتى اللعب مع الجدار، الزوجي وتنافسية! هذا الاسكواش هو عينة منه. في الاسكواش وكل لعبة أخرى، يسعى الخصم لتعطيل لنا، لا تعطينا النار! عقوبات قاسية جدا! مبادئ الحملة في مجال التصدير. لأنه كان دائما وسوف يكون. التعريفة الجمركية هي عقوبة! والضرائب، والضرائب، وما إلى ذلك، حتى التغيير في سعر الصرف، كلها تهدف إلى أن يعاقب. على سبيل المثال، تريد منع استيراد السجائر، وسوف تعريفات أثقل. يمكنك رفع التكلفة لدرجة أن الناس الذين يدخنون سيتم ثني. وما يسمى المصارعين. فمن الطبيعي أن هذا الشخص قد شهدت تسقط من قبل. وتقوم منظمة تنمية الصادرات، هنا، بدور المدرب، الذي يذكر كلا من القواعد: يشير إلى نقاط الضعف: الخصم. على سبيل المثال، إذا كان حافز التصدير قد استجاب مرة واحدة، يجب أن لا تعتمد دائما على ذلك! لأنه في سياق التنفيذية له، تم إنشاء فساد الناس في إعداد مشاريع القوانين والحوافز للحصول على و: بعض الناس لديهم القدرة على: هيكلة أو لا يريد أن يعلل ذلك، فإن الحوافز حرمت أن يكون أفضل مثال على ذلك هو نفس لعبة الشطرنج. عينة المصدرين هم الجنود في طليعة، وينبغي أن تدعمها الخيول والفيلة: حبات أخرى. الشخص الذي هو الممثل الرئيسي يجب أن يعرف القانون: النجاح هو مكتوب بالفعل! ليس هناك، وأولئك الذين: التحريض على هذا سوء الفهم، وقد أنشأت كشك لأنفسهم. الصادرات بنفس الطريقة، مثل الفوز أفضل! السيد بارفين فخور به. يمكن للمرء بناء وتوزيع حزب تركي، وإرساله الكثير من الملابس، والحصول على مكافأة التصدير، ثم بالمثل لهم واستيرادها! لم يتم في الممارسة العملية، ولكن يتم إعطاء الجوائز.

İxracat şahmat oyunlarıdır

Hər kəs, ixracın duvarla birlikdə bir oyunçu oyunu olduğunu düşünür (Biloa Taibio). Xüsusilə, Sənaye və Madencilik və Ticarət Nazirliyi bu gün Milli İxrac Günü konfransında "Bizdə iki divar var, biri kəsilməlidir, birini kəsməmiz lazımdır və bir addım qabaqda!" İxracın divarını qısaltacaq və ixrac ixtira divarını qaldıracaq. Ancaq ixracın belə olduğunu bilməliyik: Bütün digər oyunlar iki tərəfə malikdir: ikisi də ağıllıdır. Yəni, hər bir hərəkətlə rəqib yeni bir hücum təşkil edəcək. Və bu qabiliyyətdir: Oyunun proqnozunu ortadan qaldırmaq. Müasir ixrac nəzəriyyəsində, problemin qanunla və gömrük qaydalarına düzəliş yolu ilə həll ediləcəyi ehtimal olunmur. Və ya məzənnə sabit olarsa, ixrac artıra bilər. Və ya ixrac ixtiraçısı verildikdə. Bunun bənzərliyi, eyni zamanda matris, ixracata təsir edən faktorlardan biridir. 2500-dən çox açıqlanmayan tənlik! Bu QFL funksiyası həmişə İxrac İnkişafı Təşkilatı tərəfindən nəzarət edilməlidir. Bu amillərin bir çoxu sərhədlərimizdən kənarda baş verir və bu, qarşısını almaq çətindir. Lakin çevik planlaşdırma ilə nəzarət edilə bilər. Bu təhdidləri fürsətə çevirmək deməkdir. Mən təqdim etdiyim bu nəzəriyyədə ixracatçılar idman sahəsinin qəhrəmanları kimidir. Bu sahədə bir boksçu yalnız təcrübə edir, boks çantasına çarpır və əksini oxuyur. Ancaq rəqabət sahəsində, hətta divar ilə oynayan, ikiqat və rəqabət! Bu squash bir nümunəsidir. Squash və hər hansı bir oyunda, rəqib bizi atışa verməkdən əl çəkməyə çalışır! Belə zülmlü sanksiyalar! Kampaniyanın prinsipləri ixrac sahəsindədir. Çünki həmişə olmuş və olacaqdır. Gömrük tarifləri sanksiya deyil! Vergilər, vergilər və s., Hətta valyuta məzənnəsində dəyişikliklərin hamısı sanksiya verilməsi nəzərdə tutulur. Məsələn, siqaretlərin idxalını maneə törətmək istəyirsən, daha ağır tariflər olacaqsınız. Çörək yeyənlər cəmiyyətdən ayrılacaqları üçün xərcləri çox artırsın. Buna görə, əsl ixrac qəhrəmanları, rəqibini ticarət sahəsində həyata üz-üzə bir rəqabətdə mövcud qaydalar şəklində ala bilənlərdir. Və güləşçilər deyilir. Bu şəxsin daha əvvəl düşməməsi normaldır. Burada İxrac İnkişafı Təşkilatı, məşqçi rolunu oynayır, həm də qaydaları qeyd edir: o, zəif cəhətləri göstərir: rəqib. Məsələn, ixrac təşviqi bir dəfə cavablandırdı, həmişə ona etibar etməməlisiniz! Çünki korrupsiya öz yolu ilə də yaradır: insanlar qanun layihələrini təqdim edərək təşviq alırlar və hesab vermək qabiliyyətinə malik olmayan və ya hesab etmək istəməyənlər bu təşviqlərdən yararlanmırlar. Olmaq Bunun ən yaxşı nümunəsi eyni şahmat oyunudur. Nümunə ixracatçıları ön planda olan əsgərlərdir və atlar və fillər tərəfindən dəstəklənməlidir: digər boncuklar. Əsas aktyor olan şəxs qanunu bilməli: Müvəffəqiyyət artıq yazılmışdır! Hələ yoxdur və bu yanlış anlayışa səbəb olanlar özləri üçün bir köşk qurdular. İxrac eyni şəkildə, daha yaxşı bir qazan! Cənab Parvin bununla qürur duyur. Bir türk tərəfi qurmaq və yaymaq, bir çox paltar göndərmək, ixrac mükafatını qazanmaq, sonra qarşılıqlı əlaqə və onları idxal etmək! Praktikada edilmir, lakin mükafatlar verilir.

 

تشکیل دولت روهینگیا

با توجه به این که منطقه بی طرف: در جهان زیاد است، که باید مناطق بیابانی مانند: حجاز و یا سیبری را هم به آن اضافه کرد، میتوان برای پناهجویان، کشورهای جدیدی احداث نمود: تا خودشان اداره کنند، و از وضع فلاکت بار: همیشه در حال فرار، نجات پیدا کنند. یکی از این مناطق در مرز بین: بنگلادش و میانمار است. البته دولت میانمار با مین گذاری، سعی دارد آن را برای خود بردارد، ولی سازمان ملل می تواند باتوجه به: عنصر زمین و انسان، برای روهینگیایی ها پرچم جدیدی پیشنهاد کند. براساس بررسی های به عمل آمده، متوسط زمین کشاورزی در: چین 800متر مربع است، اگر 500هزار روهینگیایی باشند، نیاز به 40هزار هکتار زمین می باشد، تا مواد غذایی آنها تامین شود. مساحت منطقه بیطرف، بیش از این مقدار است و: جایی برای رشد جمعیت هم منظور می شود. البته متوسط زمین کشاورزی در: ایران 3400متر یعنی: چهار برابر چین می باشد، لذا اگر مساحت بیشتری هم منظور شود بهتر است. در ابتدا باید به هرکدام از آوارگان، زمین واگذار شود و: بذر در اختیارشان قرار گیرد. بعد با تمهیداتی، دامهای آنان از دولت میانمار، مطالبه شود تا کلیه: خسارتهای وارده را جبران نماید. برای این کار لازم است: یک کمیته مرکزی تشکیل شود. این کمیته مرکزی از میان: مسلمانان روهینگیا انتخاب می شود، و اقدام به ثبت آمار و: تنظیم اسناد لازمه می کند. برای پیشبرد اهداف بهتر است: شورای سیاستگذاری با کمک: کشورهای دیگر تشکیل شود. این شورا می تواند نمایندگانی از: میانمار و بنگلادش هم داشته باشد، وباید از هلال احمر و بانک جهانی، سازمان کنفرانس اسلامی و ایران هم، در ان عضویت داشته باشند. به این ترتیب همه کسانی که: باید به این قضیه کمک کنند، در کنار هم قرار می گیرند : فضاهای همکاری را ترسیم می کنند و: برای اجرا به کمیته مرکزی می سپارند. به نظر می رسد برای پیشبرد امور، ایران بالاترین نقش را داشته باشد، زیرا که سازمان های بین المللی، تاکنون کمک مهمی نداشته اند، و اگر هم برخی رسانه ها، حساسیت نشان می دهند: برای راهبرد جدید مسلمان ستیزی است، تا بتوانند آثار آن را تست کنند. در بررسی علل این اتفاق ها در می یابیم که: دلیل همه اسلام ستیزی ها، ترس از گسترش اسلام است. لذا کسانی که با گسترش اسلام مشکل ندارند، باید در شورای سیاستگذاری عضو باشند. پاکستان بهتر از عربستان، برای این کار انگیزه دارد. زیرا عربستان که از ابتدا مهد اسلام بوده، هیچ گونه خاطره ای از درگیری: با مذاهب و یا ادیان دیگر ندارد. لذا حساسیتی هم به این موضع نشان نمی دهد. ولی پاکستان تا قبل از استقلال، بخوبی کینه ورزی: هندو ها و بودایی ها را تجربه کرده، و هنوز هم در منطقه کشمیر، با این موضوع دست وپتجه نرم می کند. ایران و عراق نیز، به واسطه حضور علما و مراجع، مسئولیت حمایت از مسلمانان را، در همه جای دنیا دارند. زیرا مقام مرجعیت فقط مختص: یک محل یا ملت و کشور نیست. بلکه همه مراجع خود را برای: همه مسلمانان مسئول می دانند، باید هم اینطور باشد. زیرا کسانی که زیر نام: سه شعار واحد هستند، باید حمایت مرکزیت را داشته باشند. همه مسلمانان به خدا، قران و پیامبر اعتقاد دارند. و پیامبر فرموده اگر کسی: صدای کمک خواهی مسلمانی را بشنود و: کاری نکند مسلمان نیست! مردم میانمار ممکن است، از اسلام بطور کامل اطلاع نداشته باشند، ولی برای همین جرم مسلمان بودن، هست که اخراج می شوند. دولت میانمار برای پاکسازی آنها، از هیچ کاری فرو گذاری نمی کند: خانه های آنها را آتش می زند، مرزها را هم مین گذاری می کند.

http://www.ettelaat.com/mobile/?p=3610&device=phone

 «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»

Formation of government for Myanmar displaced people Ruáingga

Considering the neutral region: in the world, it should be added to desert areas such as Hejaz or Siberia, new asylum seekers can be built: to manage themselves, and from miserable conditions : They'll always escape, they will be saved.

 One of these areas is on the border between Bangladesh and Myanmar. Of course, the Myanmar government is trying to take it for mine, but the United Nations can offer a new flag to the Ruáingga with regard to: the element of earth and humanity. According to a study, the average agricultural land in China is 800 square meters, if 500 thousand Ruáingga, 40 thousand hectares of land will be needed to feed their food. The area of ​​the neutral zone is more than this: and there is a place for the growth of the population. Of course, the average agricultural land in Iran is 3400 meters, which is four times as much as China, so it would be better if more area is included. Initially, land should be given to any displaced person, and seed should be provided to them. Then, with their arrangements, their livestock from the Government of Myanmar will be required to compensate for all damages. To do this, it is necessary: ​​to form a central committee. The central committee is selected from among: Rohingya Muslims, and will register statistics and: set up documents. It is better to advance goals: the policy council with the help of: other countries. The council could also include representatives from: Myanmar and Bangladesh, from the Red Crescent, the World Bank, the Organization of the Islamic Conference and Iran. In this way, all those who: should help in this matter, put together: design the spaces of cooperation, and put them to the central committee to run. It seems that Iran has the highest role to advance its affairs, because international organizations have not had any significant help so far, and if some media are sensitive: for a new strategy, Muslims are anti-Semitism, so that they can work Test it. In examining the causes of these events, we find that the reason for all anti-Semitism is the fear of spreading Islam. Therefore, those who do not have a problem with the spread of Islam should be members of the Policy Council. Pakistan is motivated to do better than Saudi Arabia. Because Saudi Arabia,: from the beginning of Islam, has no memory of conflict with other religions or religions. So the sensitivity of this position is not shown. But Pakistan has been well-motivated before independence, Hindu and Buddhist, and still remains in Kashmir. Iran and Iraq, through the presence of scholars and authorities, are responsible for protecting Muslims everywhere in the world. Because the authority of the authority is unique: it is not a place or a nation and a country. But all of its references to: All Muslims are responsible, this should be. Because those who are under the name of: the three slogans are the same, they must have the support of centrality. All Muslims believe in God, the Qur'an and the Prophet. And the Prophet has said if anyone: hear the voice of Muslim help and: do nothing Muslims are not! The people of Myanmar may not know Islam completely, but for the same reason there is a Muslim being expelled. The Myanmar government does not do anything to clear them: they burn their houses, mines the borders

تشكيل الحكومة لميانمار النازحين

وبالنظر إلى المنطقة المحايدة: في العالم، يجب أن تضاف إلى المناطق الصحراوية مثل الحجاز أو سيبيريا، يمكن بناء طالبي اللجوء الجدد: لإدارة أنفسهم، ومن ظروف بائسة : انهم سوف الهروب دائما، وسوف يتم حفظها.

 وأحد هذه المجالات يقع على الحدود بين بنغلاديش وميانمار. وبطبيعة الحال، فإن حكومة ميانمار تحاول أن تأخذها من أجل الألغام، ولكن الأمم المتحدة يمكنها أن تقدم علم جديد إلى الروماني فيما يتعلق بعنصر الأرض والإنسانية. ووفقا لدراسة فان متوسط ​​الاراضى الزراعية فى الصين يبلغ 800 متر مربع اذا كان هناك 500 الف روهوينها و 40 الف هكتار من الاراضى ستكون ضرورية لتغذية طعامهم. منطقة المنطقة المحايدة هي أكثر من ذلك: وهناك مكان لنمو السكان. وبطبيعة الحال، فإن متوسط ​​الأراضي الزراعية في إيران هو 3400 متر، وهو أربعة أضعاف الصين، لذلك سيكون من الأفضل إذا تم تضمين المزيد من المنطقة. في البداية، ينبغي إعطاء الأرض لأي شخص مشرد، وينبغي توفير البذور لهم. وبعد ذلك، سيطلب من ترتيبات ميانمار، من حكومة ميانمار، تعويض جميع الأضرار. وللقيام بذلك، من الضروري تشكيل لجنة مركزية. يتم اختيار اللجنة المركزية من بين: مسلمي الروهينجا، وسوف تسجل الإحصاءات و: إعداد الوثائق. ومن األفضل إحراز تقدم في األهداف: مجلس السياسات بمساعدة: بلدان أخرى. ويمكن ان يضم المجلس ايضا ممثلين من ميانمار وبنجلاديش من الهلال الاحمر والبنك الدولى ومنظمة المؤتمر الاسلامى وايران. وبهذه الطريقة، فإن كل من: ينبغي أن يساعد في هذه المسألة، يجمع: تصميم مساحات التعاون، ووضعها على اللجنة المركزية. ويبدو أن إيران لديها أعلى دور في النهوض بشؤونها، لأن المنظمات الدولية لم تحصل على أي مساعدة كبيرة حتى الآن، وإذا كانت بعض وسائل الإعلام حساسة: لاستراتيجية جديدة، والمسلمين معاداة السامية، حتى يتمكنوا من العمل اختباره. ولدى دراسة أسباب هذه الأحداث نجد أن سبب كل معاداة السامية هو الخوف من نشر الإسلام. ولذلك، فإن أولئك الذين ليس لديهم مشكلة مع انتشار الإسلام يجب أن يكونوا أعضاء في مجلس السياسة. باكستان هي الدافع لتحقيق أفضل من المملكة العربية السعودية. لأن المملكة العربية السعودية، منذ بداية الإسلام، ليس لديها ذكرى الصراع مع الأديان أو الأديان الأخرى. لذلك لا يظهر حساسية هذا الموقف. لكن باكستان كانت متحمسة جيدا قبل الاستقلال والهندوس والبوذيين، ولا تزال في كشمير. إن إيران والعراق، من خلال وجود علماء وسلطات، هي المسؤولة عن حماية المسلمين في كل مكان في العالم. لأن سلطة السلطة هي فريدة من نوعها: فهي ليست مكانا أو أمة وبلد. ولكن كل إشاراتها إلى: جميع المسلمين مسؤولون، وهذا ينبغي أن يكون. لأن أولئك الذين هم تحت اسم: الشعارات الثلاثة هي نفسها، يجب أن يكون لها دعم مركزية. جميع المسلمين يؤمنون بالله والقرآن والنبي. وقد قال النبي إذا كان أي شخص: سماع صوت مساعدة المسلمين و: لا شيء لا مسلمون! شعب ميانمار قد لا يعرف الإسلام تماما، ولكن لنفس السبب هناك مسلم يجري طرده. حكومة ميانمار لا تفعل أي شيء لإزالتها: هم يحرقون منازلهم، الألغام الحدود

Myanmar qaçqınlar üçün hökuməti qurma Msamanan

Belə kimi sahələrdə səhrada lazımdır Dünya neytral zona üçün: Hicaz və ya Sibir əlavə olunur, yeni ölkələr onun iş qədər inşa və çətinlik edib sığınacaq axtaran üçün mümkündür həmişə run, xilas.

 Banqladeş Myanma sərhədində sahələrdən biri. aparılmış araşdırmalara görə, Çin orta kənd təsərrüfatı torpaq onlar təchiz ərzaq, torpaq 40 min hektar lazımdır, əgər 800 kvadrat metr 500 min Rohingyaların edir. Neytral sahəsi, bu məbləğ daha çox: əhali artımı hesab olunur. İranın 3400 metr orta kənd təsərrüfatı torpaq: daha çox sahəsi var, belə ki, əgər Çin dörd dəfə, daha yaxşı olacaq. Birincisi, torpaq və toxum itirilmiş qaçqınların, hər hansı bir təmin edilir lazımdır. Böyrək zərər tələb aşağıdakı tədbirlər, Myanma hökumətinin öz heyvanlar, kompensasiya. Bunu etmək üçün lazımdır: bir mərkəzi komitə yaradılacaq. Müsəlmanlar Rohingya Mərkəzi Komitəsinin seçilmiş və qeydlər və lazımi sənədləri qəbulu davam edir. daha yaxşı məqsədlər üçün digər ölkələrin köməyi ilə Policy Council formalaşacaq. şura Myanma və Banqladeş nümayəndələri Kızılay və Dünya Bankı, İslam Konfransı və İran Təşkilatı qoşulub ki, həm də daxildir. Bu işlər, İran inkişaf görünür, ən vacib rolu, beynəlxalq təşkilat kimi əhəmiyyətli qatqılar deyil və bəzi media, müsəlman antisemitizm yeni strategiyasına cavab əgər işləri edir test. hadisələr araşdırmada biz bütün anti-İslam çünki İslam yayılması qorxan ki, tapa bilərsiniz. Buna görə də, İslam yayılması ilə heç bir problem olanlar Siyasəti Şurasının üzvü olmalıdır. Səudiyyə Ərəbistanı daha yaxşı Pakistan, bunu motivasiya edir. əvvəldən İslam beşiyi olmuşdur Səudiyyə Ərəbistanı, üçün, heç bir yaddaş digər dinlərin və ya heç bir dinlərin ilə münaqişələr. Bu mövqe həssaslıq göstərmir. Lakin Pakistan müstəqillik, yaxşı nifrət qədər Hindus və buddistlər təcrübəli və Kəşmir bölgəsində hələ var, məsələ Vptjh proqramdır. Müsəlmanların qorunması üçün məsul alimlər və hakimiyyətin iştirak İran və İraq, hər yerdə var. bir yer və ya millət yalnız hakimiyyəti çünki. Amma bütün bütün müsəlmanlar məsul know üçün istinadlar, və olmalıdır. üç şüarlar altında olanlar üçün kontur dəstək mərkəzi olmalıdır edir. Allaha Bütün müsəlmanlar, Quran və Peyğəmbər inanıram. heç bir şey müsəlman deyil eşitmək müsəlmanlara kömək edəcək bir səs əgər Peyğəmbər! Myanmar insanlar İslamın tamamilə xəbərsiz ola bilər, lakin müsəlman olan cinayətə görə, atəş kim edə bilər. Myanma hökuməti baxımsız bir şey onları xilas etmək üçün onların ev yandırır, sərhəd hələ minalı

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۷/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۸ نظر(0)

دکوپاژ در ماه محرم

دکو پاژ اصطلاح فیلمبرداری است، می گویند قبل از فیلمبرداری، باید صحنه کاملا و بصورت جزئی، از سوی کارگردان تشریح و توضیح داده شود. که تقریبا نیمی از کار های: یک کارگردان به شمار می رود. گرچه این مفهوم با سینما، به میدان فرهنگ نامه ها قدم گذاشت، و عمری کمتر از صد سال دارد. ولی این کار ها در ایران، سوابق بسیار طولانی دارد. درادبیات فارسی، از زمان پارت ها و ماد ها، کورش و داریوش، دو روش مهم در نوشتار ها بود. یکی روش کلی گویی، که معمولا به آن مغلق گویی! هم گفته می شود. که در یک جمله کوتاه، همه مطالب گفته می شد. اما روش دوم بیان واضح و روشن: جزئیات مطلب بطوریکه: خواننده تمام صحنه ها، مثل فیلم امروزی، از جلوی چشمش و یا در ذهنش رد شود. کتاب اوستا نمونه کلی گویی است، ولی تفسیر این کتاب مانند: زند و پازند، نمونه تشریحی و توضیحی، یا تفسیری آن است. کلیله و دمنه، در داستان هم مغلق گویی را تجربه کرده، بطوریکه داستان های زیادی را در ده باب آورده است. برخی از جملات آن بخاطر همین موجز گویی، بعنوان ضرب المثل در ذهنها باقی مانده، این کتاب دو هزار ساله را، به 200زبان دنیا ترجمه کرده اند. با ظهور اسلام، هر دو روش در قران به کار رفت: مثلا داستان حضرت موسی ع، بارها و بارها از زوایای مختلف، بررسی شده و یا داستان: حضرت یوسف کاملا توضیح داده شده. ولی داستان سبا و حضرت سلیمان یا داستان ذوالقرنین اینطور نیست. بعد از اسلام که ادبیات توسعه یافت، در اشعار فردوسی ما توضیحات صحنه ای، خیلی زیبایی می بینیم. که گاه آنقدر به وضوح همه جزئیات: را تشریح کرده که شنونده، یا خواننده با آن همزاد پنداری می کند! و خود را در داخل صحنه می بیند. اهمیت این نوع جزئیات در: واقعه کربلا بسیار زیادتر است. که به آن کاملا پرداخته شده. حتی گفته می شود علت: همراه بردن کودکان و زنان: در حادثه کربلا همین بوده که: آنان با ذهن قوی و حافظه زیاد، این حوادث راببینند و ضبط کنند، و برای ایندگان بیان کنند. حوادث کربلا آنقدر دقیق است که: برخی معاندین می گویند: مگر شما آنجا بودید؟ برای بیان این وقایع، هنرمندی 60باقیمانده، با کارگردانی امام سجاد ع، و دستیاری حضرت زینب س، انجام گرفت. اما سجاد از هر موقعیتی، برای همزاد پنداری مردم: با قهرمان کربلا استفاده می کرد. مثلا می گویند وقتی ایشان دید: گوسفندی را قربانی می کنند، جلو رفت و پرسید: آیا به او آب داده اید؟ همه گفتند بله دستور است: اگر می خواهیم سر او را ببریم، قبلا آب بدهیم! ایشان گریه کرد و فرمود: پس چرا پدرم را که سر بریدند، به او آب ندادند؟ واین کار را ذکر مصیبت، عنوان کردند و ادامه دادند: تا امروز که: می بینیم اینهمه سخن گفته می شود، ولی داغ حسین ع هنوز تازه است. گویا همین دیروز بود که: جلوی چشم همه این اتفاق افتاد. برای مردم هم این صحنه ها، غریب یا دور از ذهن نیست: وقتی خانه های مردم را در: میانمار به جرم مسلمان بودن، آتش می زنند و زن وبچه، آتش گرفته و فرار می کنند، این همزاد پنداری را ایجاد می کند: تا مردم به یاد سوزاندن خیمه های: اباعبدالله بیافتند و راه خود را درست بدانند، و بران استوار بمانند. و الا روهینگی هایی ها، اگر دست از اسلام بر می داشتند، و بودایی می شدند! اینهمه اذیت نمی شدند. ولی آنها هم مثل حسین ع گفتند:( هیهات منالذله)  ما ذلت بیعت با: یزید زمان را نمی پذیریم، و بردین خود پایدار می مانیم! کار بجایی رسیده که: عده ای گفتند همه روزها عاشورا! و همه زمین ها کربلا است. البته این سخن از معصوم نیست، آن چه نقل از امام حسن شده : هیچ روزی مثل روز حسین نمی شود. (لا یوم کیومک یا حسین)

Decoupage in Muharram

Decoupage is the term "filming", they say that before filming, the director must explain and explain the scene in full detail. That's almost half the work: a director. Though this concept went into the field of culture with the cinema, it lasted less than a hundred years. But these works in Iran have very long records. Persian language, from the time of Parthian and Medes, Cyrus and Darius, were two important methods in the writings. One is the general way of thinking, which you are usually curious about! It is also said. In a short sentence, all the material was said. But the second method is clear: the details of the story are that: the reader of all the scenes, like the current film, is either in front of his eyes or in his mind. Avesta's book is a general example, but the interpretation of this book, such as Zand and Pazand, is an illustrative and explanatory sample, or an interpretation of it. Kelleh and Demneh, in the story, have also grown accustomed, as they have brought many stories in ten. Some of its sentences have remained as a proverbial mindset for the sake of such a thriller, which translated the 200 year-old book into 200 languages. With the advent of Islam, both methods were used in the Qur'an: for example, the Prophet Moses' story, repeatedly or repeatedly, from various angles, or the story: Yusuf is fully explained. But the story of Saba and Prophet Solomon, or the story of Zul Qarranin, is not so. After Islam, the literature developed, in Ferdowsi's poems, we see the description of the scene very beautifully. Sometimes it is so clearly explained all the details that the listener, or the reader, assumes with that twin! And sees him: inside the scene. The significance of this kind of detail in the event of Karbala is much greater. Which has been :thoroughly dealt with. It is even said that the reason: bringing along children and women: in the event of Karbala, they are: They have a strong mindset and memory, they see and record these incidents, and express themselves to the indium. The events of Karbala are so precise that some people say: were you there? To express these events, the remaining 60 artists, directed by Imam Sajjad, and Assistant Professor Zainab S, were taken. But Sajjad, from every opportunity, used to think of the people of Karbala: Hero of Karbala. They say, when they saw that they sacrificed a sheep, went ahead and asked: Have you given him water? Everyone said yes, it is a command: if we want to take her head, let's have water already! He cried and said: "Why did not they give him water to my father?" They mentioned this and said: "To this day, we see that all this is said, but the hot hussain is still fresh." It was just yesterday that this happened all along. For the people, these scenes are not strange or far-fetched: when the houses of people in Myanmar are burnt for being Muslim and the woman is burnt and fleeing, this twin creates guesswork: People remember the burning of the tents: Aba'd Allah, and they know their way, and they will stand firm. And al-Ruhinhayy, if they did not take Islam, and become Buddhists! They were not harassed. But they, like Hussein, said: "We cannot accept the Yazid, and we will keep our land steadfast!" Work has come true: Some people said that Ashura is every day! And all lands are Karbala. Of course this is not an infallible one, but what is quoted from Imam Hassan: No day is like the Hussein day.

ديكوباد في محرم

و ديكوباد هو مصطلح للتصوير، ويقولون أنه قبل التصوير، يجب على مدير شرح وشرح المشهد بالكامل وجزئيا. هذا ما يقرب من نصف العمل: مدير. على الرغم من أن هذا المفهوم ذهب إلى مجال الثقافة مع السينما، واستمرت أقل من مائة سنة. ولكن هذه الأعمال في إيران لديها سجلات طويلة جدا. اللغة الفارسية، من وقت البارثيين ومديس، سايروس وداريوس، كانت طريقتين هامتين في الكتابات. واحد هو الطريقة العامة للتفكير، والتي كنت عادة غريبة عن! ويقال أيضا. في جملة قصيرة، قيل كل المواد. ولكن الطريقة الثانية واضحة: تفاصيل القصة هي: القارئ من كل المشاهد، مثل الفيلم الحالي، إما أمام عينيه أو في ذهنه. كتاب أفيستا هو مثال عام، ولكن تفسير هذا الكتاب، مثل زاند وبازاند، هو نموذج توضيحي وتوضيحي، أو تفسير له. كليه ودمنة، في القصة، كما نمت اعتادوا، لأنها جلبت العديد من القصص في عشرة. وظلت بعض الأحكام الصادرة عنها بمثابة عقلية مفضية من أجل مثل هذا الإيجاز، وترجم إلى 200 لغة من هذا الكتاب البالغ من العمر ألفي سنة. مع ظهور الإسلام، استخدمت كلتا الطريقتين في القرآن: على سبيل المثال، قصة النبي موسى، مرارا وتكرارا، من زوايا مختلفة، أو القصة: يشرح يوسف تماما. ولكن قصة سابا والنبي سليمان، أو قصة زول قرعان، ليست كذلك. بعد الإسلام، وضعت الأدب، في قصائد فيردوزي، ونحن نرى وصف المشهد بشكل جميل جدا. في بعض الأحيان يتم شرح ذلك بوضوح كل التفاصيل التي المستمع، أو القارئ، يفترض مع التوأم! ويرى نفسه داخل المشهد. أهمية هذا النوع من التفاصيل في حالة كربلاء أكبر بكثير. التي تم التعامل معها بدقة. بل يقال إن السبب: الجمع بين الأطفال والنساء: في حالة كربلاء، هم: لديهم عقلية وذاكرة قوية، ويرون ويسجلون هذه الحوادث، ويعبرون عن أنفسهم للانديوم. أحداث كربلاء دقيقة جدا أن بعض الناس يقولون: هل أنت هناك؟ للتعبير عن هذه الأحداث، أخذت 60 فنانا المتبقية، من إخراج الإمام سجاد، والأستاذ المساعد زينب S، لكن سجاد، من كل فرصة، كان يفكر في أهالي كربلاء: بطل كربلاء. يقولون، عندما رأوا أنهم ضحوا الأغنام، ومضي قدما وسأل: هل أعطيته الماء؟ قال الجميع نعم، هو أمر: إذا أردنا أن تأخذ رأسه، دعونا الحصول على المياه بالفعل! بكى وقال: "لماذا لم يعطوه الماء لوالدي؟" وذكروا هذا قائلا: "حتى يومنا هذا، نرى أن كل هذا يقال، ولكن الحار حسين لا يزال طازجا". كان بالأمس فقط أن هذا حدث على طول. بالنسبة للشعب، هذه المشاهد ليست غريبة أو بعيدة المنال: عندما يتم حرق منازل الناس في ميانمار لكونهم مسلمين، وقصف المرأة وهرب، وهذا التوأم يخلق الفكرة: ل الناس يتذكرون حرق الخيام: عباد الله، وهم يعرفون طريقهم، وسوف يقفون ثابتا. وروهينهاي، إن لم يأخذوا الإسلام، وأصبحوا بوذيين! ولم يتعرضوا للمضايقات. لكنهم، مثل حسين، قالوا: لا نقبل الولاء: لن يقبل يازد الوقت، وسنبقي حدودنا ثابتة! لقد تحقق العمل: قال بعض الناس أن عاشوراء كل يوم! وجميع الأراضي هي كربلاء. وبطبيعة الحال، هذا ليس معصوما، ولكن ما نقل عن الإمام حسن: لا يوم مثل يوم حسين.

Məhərrəmdə olan Decoupage

Decoupage film çəkmək üçün bir müddətdir, deyirlər ki, film çəkmədən əvvəl rejissor səhnəni tam və qismən izah etməli və izah etməlidir. Bu işin yarısı deməkdir: bir direktor. Bu konsepsiya kino ilə mədəniyyət sahəsində də olsa da, yüz ildən az müddət davam etdi. Amma İranda bu işlər çox uzun qeydlərə malikdir. Parfiyanlar və Medes, Cyrus və Darius dövründən Fars dili yazılarda iki mühüm üsul idi. Biri ümumiyyətlə düşüncə tərzidir ki, siz də adətən merak etdiniz! Həm də deyilir. Qısa bir cümlədə, bütün materiallar deyildi. Lakin ikinci üsul aydındır: hekayənin detalları bunlardır: bütün səhnələrin oxucuları, cari film kimi, ya gözünün qarşısında, ya da ağılsındadır. Avestanın kitabı ümumi bir nümunədir, ancaq Zand və Pazand kimi bu kitabın təfsiri bir nümunə və izahlı nümunə və ya onun təfsiridir. Kelleh və Demneh, hekayə ilə də onda bir çox hekayə gətirdikləri üçün alışmışdırlar. Onun cəzalarının bəziləri iki min il ərzində dünyanın 200 dilə tərcümə olunmuş belə bir qısa əsəri üçün əvəzolunmaz bir xatırlatma olaraq qalmışdır. İslamın gəlməsi ilə hər iki üsul Quranda da istifadə edilmişdir: Misal üçün, Hz. Musanın hekayəsi dəfələrlə və ya dəfələrlə müxtəlif baxımdan və ya hekayədən: Yusif tam şəkildə izah olunur. Ancaq Saba və Peyğəmbər Süleymanın hekayəsi və ya Zül Qarranının hekayəsi belə deyil. İslamdan sonra ədəbiyyat inkişaf etdirildi, Firdovsinin şeirlərində səhnənin təsvirini çox gözəl görürük. Bəzən dinləyicinin, ya da oxucunun, bu əkizlə əlaqəli olduğu bütün detalları aydın şəkildə izah edir! Və səhnədə özünü görür. Kərbəlada bu cür təfərrüatın əhəmiyyəti daha böyükdür. Hər hansı bir məsələ ilə məşğul olmuşdur. Hətta belə bir səbəb belədir: uşaqları və qadınları bir araya gətirmək: Kərbəla vəziyyətində bunlar: güclü bir zehniyyət və yaddaş var, bunları görə bilirlər və yaza bilirlər və indiyiyə özlərini ifadə edirlər. Kərbəlanın hadisələri belədir ki, bəzi insanlar deyirlər: orada oldunuzmu? Bu hadisələri ifadə etmək üçün imam Səccadın rəhbərliyi altında qalan 60 sənətkarı və köməkçisi professor Zainab S qəbul edildi. Lakin Səccad hər fürsətdən Kərbəla xalqını düşünürdü: Kərbəla qəhrəmanı. Onlar bir qoyun qurban gördüm ki, onlar getdi və soruşdu: "Ona su verdi?" Hər kəs bəli dedi ki, bu bir əmrdir: əgər başını götürmək istəyiriksə, artıq su var! O ağladı və dedi: "Niyə ona atama su vermirdilər?" Bunları xatırladaq və dedilər: "Bu günə qədər bütün bunların görüldüyünü görürük amma isti hüseyn yenə də təzədir". Dünən bu baş verən bir hadisə idi. Xalq üçün, bu səhnələr qəribə deyil və ya çox təəccüblü deyil: Myanmardakı insanların evləri müsəlman olması üçün yandığı zaman və qadın yanmış və qaçarkən, bu ikizlər təxmin edir: İnsanlar çadırların yandırılmasını xatırlayırlar: Allahı bağladılar və onlar yollarını bilirlər və möhkəm duracaqlar. Və əl-Ruhinhayy, əgər onlar İslamı qəbul etmədilər və buddist olsaydılar! Onlar taciz edilmədilər. Amma onlar, Hüseyn kimi, dedilər: Biz sadiqliyimizi qəbul etmirik: Yazid, vaxtını qəbul etmə, torpaqlarımızı səbr edək! İşlər gerçəkləşdi: Bəziləri, Aşura hər gün olduğunu söylədi! Bütün torpaqlar Kərbəladır. Əlbəttə ki, bu tamamilə qeyri-adi bir şey deyildir, amma İmam Həsən deyir: Hiss bir gün Hüseyn gününə bənzəmir.

 

زیارت رایگان حق ماست.

اگر کسی بخواهد: به زیارت کربلا برود، باید بیش از: یک میلیون تومان پرداخت کند! در حالیکه خیلی ها این مبلغ را ندارند، و آرزو به دل مانده اند. باید به مسئولین گفت: دست مریزاد! تا دیروز وهابیون و بعثی ها نمی گذاشتند: به زیارت برویم، امروز شما دیواری از پول را جلوی: زائرین درست کرده اید. با اینکه عراقی ها پول نمی خواهند، شما مردم را مجبور می کنید 40دلار، بابت ویزا بدهند، و 10دلار بایت خروجی! اجازه می دهید در ایام اربعین، خودروهای دولتی و تعاونی، تا دو برابر کرایه خود را گرانتر کنند. این کجای انصاف است؟ شاید هم هنوز عده ای: تفکر داعشی دارند و: مسئول امور زیارتی شده اند، و با این سنگ اندازی ها، می خواهند جلوی زیارت: امام حسین ع را بگیرند. آن امام شهید و مظلومی که، بنابر اصح روایات، شبهای جمعه، حضرت فاطمه و بقیه اولیا و انبیا، به زیارتش می روند. مستحب موکد است که: همه با فاصله زمانی کوتاهی، به زیارت بروند. اما چه شده که برخی مواقع، به بهانه امنیت نداشتن، یا به دلیل گذرنامه  و ویزا نداشتن، جلوی این سیل عظیم را می گیرند؟ حتی رذیلانه ادعا می کنند: که چرا مردم ایران باید پول خود را، درعراق خرج کند، و یا به عربها بدهد! می گویند فقیران و همسایگان خود را، رها نکنید که :به زیارت مردی عرب برود؟ آیا اینهمه شهید و جانباز دادیم که: این تفکر حاکم شود؟ بلا استثنا تمام رزمندگان، با هر مرام و مسلک، فقط به عشق باز شدن راه کربلا، و زیارت ائمه، در مقابل همه سختی ها ایستادند. حالا چرا باید ناجوانمردانه، راه باز شده کربلا را، با بهانه های مختلف ببندیم. در جواب معاندین باید گفت: اولا عراقی ها عرب نیستند، بخش بسیاری از آنان کرد هستند. در همین سالها که دولت ایران، به زور از مردم دلار می گرفت، کردستان عراق اصلا ویزا نمی خواست! حتی خرید و فروش ان، به گمرک و مالیات و اینها وابسته نبود. بنده سالها از طریق سلیمانیه، به کربلا رفتم کسی از ما دیناری نخواست، با همان اتوبوس های محلی هم میرفتم! با ارزانترین پول بلیط. یعنی گاهی با صدهزارتومان، از تهران تا کربلا می رفتم. ولی چطور شده که باید: هر زائر دهها برابر این مبلغ را بدهد؟ و اگر نداشت باید بسوزد و بسازد، و به امام حسین شکایت کند که: یا امام حسین تو هم فقط: زوار پولدار را می پذیری، مگر فقرا دل ندارند؟ بخدا این پولهایی که: از مردم عاشق زیارت، به زور گرفته می شود، طوقی می شود از آتش! به گردن آنهاییکه: این دستورات را می دهند. اصلا مگر امام حسین مرز می شناسد؟ بروید از کردهای عراقی یاد بگیرید! که با اینکه شما آنها را سنی و بی دین می دانید، هیچگاه زائر امام حسین ع را اذیت نکردند، و پول زور از آنها نخواستند. الان هم که به حمدالله، مسئله همه پرسی منتفی شد، دیگر چه بهانه ای هست؟ تا دیروز می گفتید: امنیت مسافران باید تامین شود، حالا که داعش نابود شد دیگر چه پولی؟ برخلاف نظر شما که: شایع می کنید نباید ایرانیها، پول را در عراق خرج کنند، این عراقی ها هستند که: از ایرانی ها پذیرایی می کنند. شما در ایام محرم و صفر، اصلا نیازی نیست: پول غذا یا اسکان بدهید. با کمال احترام، غذاهای نذری را تقدیم می کنند، و اگر مایل باشید در چادر ها: استراحت می کنید. البته تا مدتی شهرداری تهران، سعی داشت بخشی از: این هزینه ها را قبول کند. اما چادر هایی که شهرداری می زد، بخاطر فرمایشی بودن، کاملا بی برکت بود و: در میان سیل مشتاقان میزبان عراقی، اصلا نمود نداشت. حالا که بدبختانه، آن جوی باریکه! هم قطع شد وشهردار جدید، از آن جلوگیری کرده است. و اگر کار دست کرباسچی ها بیافتد، مدافع حرم هم باید تعطیل شود.

Free pilgrimage is our right.

If someone wants to: go to the pilgrimage of Karbala, you must pay more than one million USD! While many do not have this amount, and wish they were happy. You have to say to the authorities: "Do not worry!" Until yesterday, Wahhabis and the Ba'athists did not allow us to go on pilgrimage; today you have made a wall of money in front of: pilgrims. Although Iraqis do not want money, you force people to give $ 40 for a visa, and $ 10 a byte! In the days of Arbaeen, government cars and co-operatives, you can double your fare. Where is the fairness? Perhaps there are still some people who are thinking about ISIL: they have been in charge of pilgrimage, and with these rocks, they want to stop pilgrimage: Imam Hussein. The Imam is a martyr and a tyrant who, according to the traditions, on Friday nights, Hazrat Fatimah and the rest of the Parents and the Prophets, go on a pilgrimage to him. It is recommended that: everyone should go on a pilgrimage at a short distance. But what about the fact that, on some occasions, they do not have a huge flood in the absence of security, or because of passports and visas? Even ruthlessly they claim: why should the Iranian people spend their money in Iraq, or give Arabs! They say that do not abandon the poor and your neighbors: to go on a pilgrimage to an Arab man? Were all these martyrs and veterans saying: "This is the ruling?" Unless the exception of all warriors, with every skill, only the love of the opening of the path of Karbala, and the pilgrimage of the Imams, stood in front of all the hardships. Why, then, should we close the cowardly road to Karbala, with different pretexts? In reply to the talks, firstly, the Iraqis are not Arabs, many of them are Kurds. In the same years, the Iranian government forcibly drove the people of Iraq, Iraqi Kurdistan did not want a visa at all! Even buying and selling it did not depend on customs and taxes, and so on. For years, I went to Karbala through Sulaimaniyah, somebody did not want us a dinar, I would go with the same local buses! With the cheapest ticket money. I would sometimes go from Tehran to Karbala, sometimes with a hundred thousand. But how should each citizen give tens of this amount? And if he does not, he should burn and build, and complained to Imam Hussein: Is Imam Hossein only: you accept poor wages, but do not have the poor? Do you want these money: people who love the pilgrimage are taken by force, they will be flooded with fire! To those who: give these commands. Does Imam Hussein know the border at all? Go get Iraqi Kurds! Though you know them Sunni and non-religious, they never hurt the pilgrim of Imam Hussein, and they did not demand the money for them. What is the excuse now for Hamdallah, the issue of the referendum? Until yesterday you said: "The security of the passengers should be secured, what is the money that ISIL has been destroyed now?" Contrary to your point of view: you are widespread, the Iranians should not spend money in Iraq, they are Iraqis who: Receive from the Iranians. You do not need anything at all in the days of Muharram and zero: make money or settle. Respectfully, they will give you nurse dishes, and if you want to relax in the tents: rest. Of course, for a while, the municipality of Tehran, tried to part: to accept these costs. But the tents that the municipality was pouring out was completely blamed for being hypocritical: it did not appear at all in the midst of the flood of Iraqi host enthusiasts. Now, unfortunately, it's a jumble! It was also interrupted and the new Countermeasures prevented it. And if the work of the hands of the carbschi falls, the shrine's advocate must also be shut down.

الزیاره الرمجانی هو حقنا.

إذا كان شخص ما يريد: الذهاب إلى الحج من كربلاء، يجب أن تدفع أكثر من مليون دولار أمريكي! في حين أن الكثيرين ليس لديهم هذا المبلغ، ونتمنى أنهم سعداء. عليك أن تقول للسلطات: "لا تقلق!" حتى الأمس، لم يسمح الوهابيون والبعثون لنا بالذهاب إلى الحج، واليوم كنت قد جعلت جدار المال أمام: الحجاج. على الرغم من أن العراقيين لا يريدون المال، فإنك تجبر الناس على إعطاء 40 دولار للحصول على تأشيرة، و 10 $ بايت! في أيام عربين، السيارات الحكومية والتعاونيات، يمكنك مضاعفة الأجرة الخاصة بك. أين هو الإنصاف؟ ربما لا يزال هناك بعض الناس الذين يفكرون في داعش: كانوا مسؤولين عن الحج، ومع هذه الصخور، يريدون التوقف عن الحج: الإمام الحسين. الإمام شهيد وطاغية، حسب التقاليد، ليالي الجمعة، حضرة فاطمة وبقية الآباء والأنبياء، يذهبون في الحج إليه. فمن المستحسن أن: الجميع يجب أن تذهب في الحج على مسافة قصيرة. ولكن ماذا عن حقيقة أنه في بعض الحالات لا يكون لديهم فيضان ضخم في غياب الأمن أو بسبب جوازات السفر والتأشيرات؟ حتى بلا قاس يدعون: لماذا ينفق الشعب الإيراني أمواله في العراق، أو يعطي العرب! يقولون أن لا تتخلى عن الفقراء وجيرانك: أن تذهب في الحج إلى رجل عربي؟ هل كان كل هؤلاء الشهداء والمحاربين القدامى يقولون: "هذا هو الحكم؟" ما لم يكن استثناء جميع المحاربين، بكل مهارة، فقط حب فتح طريق كربلاء، وحج الأئمة، وقفت أمام كل المصاعب. لماذا، إذن، هل يجب أن نغلق الطريق الجبان إلى كربلاء، بحجج مختلفة؟ وردا على المحادثات، أولا، العراقيون ليسوا عربا، وكثير منهم من الأكراد. في نفس السنوات، دفعت الحكومة الإيرانية قسرا شعب العراق، كردستان العراق لا يريدون الحصول على تأشيرة على الإطلاق! حتى شراء وبيعه لا تعتمد على الجمارك والضرائب، وهلم جرا. لسنوات، ذهبت إلى كربلاء من خلال السليمانية، شخص ما لا يريد لنا دينارا، وأود أن أذهب مع نفس الحافلات المحلية! مع أرخص تذكرة المال. وأود أن أذهب أحيانا من طهران إلى كربلاء، وأحيانا مع مائة ألف. ولكن كيف ينبغي لكل مواطن إعطاء عشرات من هذا المبلغ؟ وإذا لم يفعل ذلك، فإنه يجب أن يحرق ويبني، ويشتكى إلى الإمام الحسين: هل الإمام حسين فقط: أنت تقبل الأجور الفقيرة، ولكن ليس لديهم الفقراء؟ هل تريد هذه المال: الناس الذين يحبون الحج تؤخذ بالقوة، وسوف تغمرها النار! لأولئك الذين: إعطاء هذه الأوامر. هل يعرف الإمام الحسين الحدود على الإطلاق؟ اذهبوا إلى الأكراد العراقيين! على الرغم من أنك تعرفهم السنة وغير الدينية، فإنها لم تؤذي حاج الإمام الحسين، ولم يطلبوا المال لهم. ما هو العذر الآن لحمد الله، مسألة الاستفتاء؟ حتى يوم أمس قلت: "أمن الركاب يجب أن يكون مضمونا، ما هو المال الذي دمر داعش الآن؟" على النقيض من وجهة نظرك: أنت على نطاق واسع، الإيرانيين لا ينبغي أن تنفق المال في العراق، هم العراقيون الذين: تلقي من الإيرانيين. أنت لا تحتاج إلى أي شيء على الإطلاق في أيام المحرم والصفر: كسب المال أو التسوية. مع الاحترام، وسوف تعطيك أطباق ممرضة، وإذا كنت ترغب في الاسترخاء في الخيام: الراحة. بطبيعة الحال، لفترة من الوقت، بلدية طهران، حاول أن جزء: لقبول هذه التكاليف. لكن الخيام التي كانت البلدية تتدفق عليها كانت متهمة تماما بالنفاق: فهي لم تظهر على الاطلاق في وسط الفيضانات من عشاق المضيف العراقي. الآن، للأسف، انها الخليط! وقد توقفت أيضا، ومنعتها التدابير المضادة الجديدة. وإذا كان العمل من أيدي السقوط كاربشي، يجب أيضا أن يتم إغلاق المدافعين ضريح أسفل.

 

Pulsuz həcc bizim haqqımızdır.

Kimsə istəyirsə: Kərbəlanın həcc ziyarəti üçün bir milyondan çox dollar ödəməlisiniz! Çoxları bu miqdarda olmadıqlarını və xoşbəxt olmasını diləyirdilər. Siz səlahiyyətlilərə deyirsiniz: "Xahiş etməyin!" Dünənə qədər Vahhabilər və Baasçılar bizə həcc ziyarətinə icazə vermədilər, bu gün zəvvarların qarşısında bir duvar qurdunuz. İraqlılar pul istəməsələr də, insanlar viza üçün 40 dollar, bir bayt isə 10 dollar verməyə məcbur edirsiniz! Arbaen, hökumət avtomobilləri və kooperativlər dövründə, tariflərinizi iki dəfə artıra bilərsiniz. Ədalətlilıq haradadır? Bəlkə də İŞİD haqqında düşünən bəzi insanlar var: onlar həcc ziyarəti edirlər və bu qayalarla həccı dayandırmaq istəyirlər: İmam Hüseyn. İmam Cümə gecələrində ənənələrə əsasən Fatimə, qalan Valideynlər və Peyğəmbərlər üçün həcc ziyarətinə gedən bir şəhid və tirandır. Tövsiyə olunur: hər kəs qısa bir məsafədə həccə getməlidir. Bəzi hallarda, təhlükəsizliyi yox, pasport və viza üzündən böyük bir daşqın yoxdur? Hətta amansızca iddia edirlər: İran xalqı nə üçün İraqda pullarını sərf etsin və ya ərəblərə verilsin! Onlar yoxsulları və qonşularınızı tərk etmirlər: ərəb adamına həccə getməyi deyirlər? Bütün şəhidlər və qazilər dedilər: "Bu hökmdir?" Bütün döyüşçülər istisna olmaqla, hər bir bacarıqla, yalnız Kərbəla yolunun açılmasına olan sevgi və imamların həcci bütün çətinliklər qarşısında qaldı. Nə üçün, müxtəlif bəhanələrlə Kərbəlaya qorxaq yolu bağlamalıyıq? Müzakirələrə cavab olaraq, ilk növbədə, iraqlılar ərəblər deyil, onların çoxu kürdlərdir. Eyni illərdə İran hökuməti zorla İraq xalqını qovdu, İraq Kürdüstanı da viza istəmədi! Hətta alıb satmaq həm də gömrük və vergilərdən asılı deyil və s. Yıllar boyunca Sulaimaniyah vasitəsilə Kərbala'ya getdim, kimsə bizə bir dinar istəmədi, mən eyni yerli avtobuslarla gedərdim! Ən ucuz bilet pulla. Bəzən bəzən mən Tehrandan Kərbəlaya, bəzən yüz minlərlə gedərəm. Ancaq hər bir vətəndaş bu miqdarı onlarla necə verməlidir? Elədirsə, yandırıb inşa etsin və İmam Hüseyinə şikayət etsin: İmam Hüseyn yalnız, yoxsul əmək haqqını qəbul edirsən, yoxsa kasıb yox? Bu pulları istərdinizmi? Həcc ziyarətini sevənlər zorla götürülər, odla su basacaqlar! Bu əmrləri verənlərə. İmam Hüseyn bütün sərhədləri bilirmi? İraqlı kürdlərə get! Sünni və qeyri-dini kimi bilirsinizsə da, İmam Hüseynin hicrətinə heç bir zərər vermirlər və onlar üçün pul tələb etmədilər. Həmdallah, referendum məsələsi üçün bəhanə nədir? Dünənə qədər dediniz: "Sərnişinlərin təhlükəsizliyini təmin etmək lazımdır, İŞİL artıq atılan pul nədir?" Sizin fikrinizin əksinə: Siz yayılmışsınız, İranlılar İraqda pul sərf etməməli, onlar iranlılardır: İranlılardan alın. Məhərrəm günlərində və sıfırda heç bir şeyə ehtiyac yoxdur: pul qazan və ya həll olun. Hörmətlə, onlar tibb bacısı qablarını verəcəklər və çadırlarda istirahət etmək istəyirsinizsə: istirahət. Əlbəttə ki, bir müddətdir Tehran bələdiyyəsi özünü bölüşməyə çalışdı: bu xərcləri qəbul etmək. Belediyenin dökülmüş çadırları tamamilə ikiyüzlüyə görə məsuliyyət daşıyırdı: bu, İraqlı qonaq tutqunlarının daşqınlarının ortasında görünmürdü. İndi, təəssüf ki, bu bir qarışıqlıqdır! Bu da kəsildi və yeni Mübarizə tədbirləri bunun qarşısını aldı. Və əgər carbschi əlinin işi düşürsə, ibadətgahın vəkili də bağlanmalıdır.