X
تبلیغات
شهدای میانمار
صفحه اول تماس با ما RSS
شهدای میانمار
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۴ نظر(0)

 به بهانه ديدار: آقاي ظريف با سعود الفيصل.

باز سازي بقيع، نشان پايان يافتن عصر: ترور و تخريب است.

ما به  ديدار آقاي ظريف با: سعود الفيصل يا هركس ديگر، حتي ديدار اوباما با روحاني، نمي توانيم اعتراضي بكنيم! چرا كه بايد دولت، سياست هاي خود را دنبال كند . اما خواهش كه مي توانيم داشته باشيم! كه حداقل در برابر اين حاتم بخشي ها، يك امتيازي هم بگيرند.

 اينكه مي گويند: مجمع عمومي سازمان ملل، فرصت مناسبي براي طرح ديدگاه هاي ايران است! درست ولي بي فايده است، چرا كه 35 سال است كه: ديدگاه هاي ايران طرح مي شود. از شهيد رجايي كه جاي شكنجه هاي ساواك را، به نمايش گذاشت تا امروز، هميشه ايران در برد رسانه ها بوده، و هميشه در مدت برگزاري مجمع عمومي، حكومت در دست ايراني ها بوده است، و كشورهاي جهان همه حمايت كردند.

ولي خروجي آن چه بود؟ آيا تا به حال يك سوال هرچند كوتاه شده؟ كه چرا همه روساي جمهور ايران كه: با احساسات تمام حرف هاي خود را بيان كرده اند، ولي تحريم ها هم سي و پنج ساله شده ! و هنوز هم اگر آمريكا بخواهد، ميتواند گذرنامه ها را باطل يا: براي ايران تعيين تكليف نمايد؟ چرا بعد از اين همه سال، با تمام افشاگري ها، دلار هر روز قوي تر شده و ريال هر روز ضعيف تر؟ كه يعني عقب رفته كه جلو نرفته است.

شايد در اين سال ها، راه را اشتباه رفته ايم! شايد راه مبارزه با استكبار، رفتن به مجامع بين المللي و شعار دادن تنها نبوده، زيرا كه همين شعار دادن ها، ايران را تخليه روحي مي كرد و: روساي جمهور با رواني شاد از اينكه در: كشور دشمن توانسته اند حرف خود را، به بهترين وجه و در بالاترين سطح! و بيشترين پوشش بزنند برگشته اند، و ديگر اقدامي را لازم ندانسته اند! واقعا اگر عنايات الهي را، از اين سر زمين حذف كنيم، ما چه امكان قابل قبولي، براي عرضه خود داشته ايم؟

در جلسه اي در پژوهشكده مطالعات روابط بين الملل، كه باحضور سه استاد تشكيل شد، خبرنگار لس انجلس در تهران گفت: اگر آمريكا يا اسرائيل حمله كند، ايران بر فرض آمريكا را از بين ببرد، يا اسرائيل را نابود كند، بعد چه مي شود؟ گندم ايران كه از كانادا يا خود آمريكا وارد مي شود، ديگر وارد نمي شود و: مردم بي نان خواهند شدو...!

در ادامه اين بررسي ها معلوم شد كه: همه دولت هاي استكباري و گروه هاي ارتجاعي (تكفيري)، از ابتدا فقط برعليه انقلاب اسلامي،  ايران و عقايد شيعه شكل گرفته اند. و اگر كمي از اين هم عقب تر برويم، مي بينيم كه از زمان شكل گيري وهابيت ، اين تروريسم و وحشيگري شروع شده! و در رشد خود سازمان ملل را به وجود آورده! در واقع سازمان ملل، شكل تكامل يافته اتحاد: جبهه استكبار و ارتجاع(تكفيري) بر عليه: ايران و اسلام و شيعه است.

حجم اخبار و اطلاعات سازمان ملل، بودجه هايي كه هزينه كرده، فقط در حول محور حوزه تمدني ايران است! اگر گاه گاهي هم نيم نگاهي به: كره جنوبي يا آمريكاي لاتين داشته، باز هم مبناي آن اخطار به ايران و: ايرانيان بوده است.

همه بيانيه هاي سازمان ملل، يا برعليه ايران بوده يا به نفع اسرائيل! كه هردو يك معني دارد. اگر گاهي هم به بوركينا فاسو يا: آفريقاي جنوبي هم توجه مي شده فقط، در همين محور بوده است. و هرگاه خود سازمان ملل، قادر به فريب ايران نمي شد، سازمان ملل هاي كوچكتر! مانند ائتلاف ضد داعش كنوني، به وجود مي اورد.

ميتوان گفت  با هر شعار و فرياد ايران، در سازمان ملل يك سازمان ملل جديد، بر عليه ايران شكل مي گرفت و: هزينه همه اين ها را هم، عربستان پرداخت مي كرد. لذا به نظر ما فقط اگر عربستان، تعهد بدهد كه بقيع را باز سازي بكند، يا اجازه دهد ايران آن را باز سازي كند، معلوم خواهد شد كه تروريسم و: تخريب ديگر تمام مي شود. و الا شعار ها هرچه جذاب تر باشد، تخريب ها و ترور ها بيشتر مي شود.  

 Sous prétexte de répondre à M. Fine Saud al-Faisal. 

Reconstruire Jannat al-Baqi, la fin de l'époque: la terreur et la destruction. 
Nous avons rencontré M. Fine Saud al-Faisal ou quelqu'un d'autre, Obama a même rencontré le spirituel, la protestation ne peut pas faire! Pourquoi le gouvernement devrait poursuivre ses politiques. Mais nous pouvons nous demander ça! Hatem au moins dans cette partie et également obtenir un bonus. Comme ils le disent, l'Assemblée générale de l'ONU, l'Iran a l'occasion de présenter leurs points de vue! Mais il est inutile, parce que les 35 années que l'Iran considère le plan. Shahid Rajaee que la place de la torture de la Savak, démontré à ce jour, toujours dans une gamme de médias, et se tient toujours à l'Assemblée générale, le gouvernement était aux mains des Iraniens et le monde sont tous supportés. 
Mais quel a été le résultat? Vous avez une question, cependant, tronquée? Pourquoi tous les présidents de l'Iran: Avec tous les mots pour exprimer leurs sentiments, mais les sanctions ont été trente-cinq ans! Si l'Amérique veut et ne peut toujours révoquer un passeport ou pour l'Iran afin de déterminer leur destin? Pourquoi, après toutes ces années, avec toutes les révélations, dollar chaque jour plus forte et plus faibles tous les rails de jour? Cela n'a pas retourné à l'avant. 
Peut-être que dans ces années, nous avons fait fausse route! Peut-être que la lutte contre l'impérialisme, aller à des organismes internationaux et le chant non seulement à cause de la récitation, le pays a été psychologiquement drainage et: ​​heureux mentale avec les présidents de: l'ennemi ont leur mot à dire, à la meilleure façon possible et au plus haut niveau! Et jeter les couvertures, et d'autres mesures ne sont pas nécessaires! Vraiment, si les faveurs de Dieu, est omis de ce pays, ce qui peut être acceptable, nous avons à offrir? 
Lors d'une réunion de l'Institut pour les relations internationales, la présence du maître a eu lieu mardi le correspondant de Los Angeles à Téhéran, a déclaré que si les Etats-Unis ou Israël attaquer l'Iran pour détruire le défaut de l'Amérique, ou de détruire Israël, alors ce qui est ? De blé du Canada ou des États-Unis est importé, et pas un autre: ils sont devenus les gens de pain ...! 
Dans cette étude, il a été constaté que tous les groupes arrogants et réactionnaires (excommunication), dont le premier seulement contre la révolution islamique, l'Iran et les croyances chiites ont été formés. Et si vous allez un peu plus loin que cela, nous voyons que la formation du wahhabisme, la terreur et la sauvagerie a commencé! L'ONU et son développement créés! L'Alliance des Nations Unies a évolué: l'arrogance et de la réaction (excommunication) contre l'Iran et l'islam chiite. 
Taille budgets Nouvelles de l'ONU qui passent juste autour de la zone de la civilisation iranienne! Si vous avez de temps en temps un coup d'œil: la Corée du Sud et en Amérique latine, également sur ​​le comportement de l'Iran et les Iraniens ont été. 
Toutes les déclarations de l'ONU, ou contre ou en faveur d'Israël! Les deux sens. Si parfois le Burkina Faso et l'Afrique du Sud met également l'accent uniquement sur le même axe. Et si l'ONU ne serait pas en mesure de tromper l'Iran, de l'ONU plus petit! Comme Coalition Dash aujourd'hui, crée. On peut dire avec toute criant des slogans et l'Iran aux Nations Unies, un nouveau Nations Unies contre l'Iran a pris forme: le coût de tout cela, les Saoudiens payé. Il nous semble que si le royaume, qui entreprend la reconstruction Baqi faire, ou permettre à l'Iran de le reconstruire, il sera évident que le terrorisme et la destruction de tous les autres. Bientôt slogan de plus en plus attrayant est, la destruction et la terreur, et plus encore.
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۹ نظر(0)

سينماي مقاومت، راه اروپا را مشخص كرد.

دكتر ايوبي در جملاتي كوتاه گفت كه: سينماي ايران را، سينماي دفاع مقدس زنده كرد. و سينماي مقاومت هم، به جهانيان ياد داد كه چگونه در مقابل: غول سينماي صهيونيستي آمريكايي مقاومت كنند.

اين جملات هرچند كوتاه و دير، ولي شجاعانه از زبان يكي از: مسئولين درجه يك سينماي ايران گفته شد. و نشان مي دهد حاكميت سينماي عفن، در ايران به پايان رسيده است. و اكنون آغاز يك راه براي: سينماي پاك و محجوب است.

شايد جمله اي كه امام خميني ره، سي چهل سال پيش گفت: آن موقع كسي آن را نفهميد و: شايد هم گفتند يك خوراك تبليغاتي است! و يا خيلي ها گفتند اين حرف، بي ربط و بدون مطالعه است.مخصوصا كساني كه در دامن آلوده غرب، بزرگ شده بودند، بزرگ بودن خودشان را در ليس زدن : واپسين قطرات سينماي خشن و سكسي آن مي ديدند.

آن ها دوست داشتند سينما را، همان معني كنند كه خودشان بودند. يك فاحشه و يا يك زن باره . اصلا در سينما يك چيز را بر: همه واجب مي دانستند: در سينما نمي شود و نبايد وجود ندارد! يعني اگر به شما گفتند لخت شو، بايد لخت شوي نبايد بگويي نمي شود! اگر به شما گفتند فقط وسط پاهايت، به درد سينما مي خورد! نبايد ناراحت شوي و قهر كني. و محصول اين تفكر هم، همين از هم پاشيدگي خانواده ها و: رسيدن آمار طلاق به بالاي 50درصد ازدواج ها است.

نه فقط سينما كه، همه هنر ها را اينگونه مي خواستند. زيرا از نظر آنان نبايد: ازدواجي صورت مي گرفت! تا نسل ايراني قطع مي شد! از نظر آن ها، ايراني خوب يك ايراني مرده! و يا سقط شده بود. زيرا اربابانشان اين طور مي خواستند. و براي همين جنگ را تحميل كردند. تا جمعيت ايراني از بين برود . صدام براي كشتن ايراني ها، آيه نازل مي كرد و ايراني ها را مجوس مي خواند.

اما سينماي دفاع مقدس، مانند خود دفاع مقدس، در مقابل تمام اين زياده خواهي ها ايستاد. و اكنون در سيزدهمين جشنواره خود، براي جهان نيز پيام دارد. هرچند كه بابك حميديان ها، از اين حرف ها خوششان نيايد. يا فرزاد حسني ها بگويند كه: برزو ها پول لازم داشتند اين نقش ها را قبول كردند! ولي با زبان سگ دريا نجس نمي شود . علاوه بر آنكه اين حرف ها را، اربابان آن ها زودتر گفته اند و: گوش ما از آن ها پر است.  

آن ها حتي از يك مرگ بر آمريكاي ساده، ناراحت هستند و مي گويند: ما براي كسي مرگ نمي خواهيم! ولي دروغ مي گويند،آن ها روزي هزار بار براي اسلام، مرگ را آرزو مي كنند! اربابان آن ها هم دروغ مي گويند: سياهپوستان و سرخپوستان مي دانند كه: شعار آمريكايي هاي لاشخور و كركس ماب، فقط مرگ نيست بلكه نابودي همه است. از نظر آن ها سياهپوست خوب، يك سياهپوست مرده است.

سينماي آمريكا هم همين است : سرتا پا آرزوي مرگ براي ديگران. همه هيرو ها و قهرمان ها ، شامپيون هاي آن ها، فقط براي اين قهرمان هستند كه: به تنهايي مي توانند ملت الجزاير يا: مردم افغانستان را نابود كنند. ويرانگري در ذات آمريكايي ها است. آن وقت ما حق نداريم حتي يك شعار: مرگ بر آمريكا بگوييم؟

ديديم به بهانه روز جهاني صلح، تمام عروسك هاي خانم برومند، ايران را جنگ طلب معرفي كردند! و  شادي را آرزو كردند ،و صلح را در جاي ديگر جستجو كردند. درهفته دفاع مقدس به بهانه روزجهاني صلح، به كودكان نگفتند فهميده ها را نقاشي كنند، بلكه به آنان گفتند: درنا بسازند تا: از جنگ در امان باشند! حتي يك بار نگفتند كه: ايران اكنون 25سال است در: صلح و آرامش و امنيت است. و اين آمريكا است كه: هرجا مي رود، جنگ به پا مي كند و: مردم را مي كشد.  

Résistance cinéma, la manière dont l'Europe pourrait être précisé. 

Dr Ayoubi des phrases courtes, a déclaré que le cinéma iranien, le cinéma de la défense sacrée vivre. Et la résistance du film, le monde d'apprendre à: sioniste cinéma géant américain résister. 

Bien que les phrases courtes et longues, mais hardiment par un: o Un des responsables iraniens ont dit. Et montre la prédominance de mauvais cinéma, l'Iran a pris fin. Une façon de commencer, et maintenant le cinéma est propre et discret. 

Peut-être, y compris celui de l'imam Khomeiny, trente, quarante ans, a déclaré que le temps et ne se rendent pas compte de qui il peut dire qu'il s'agit d'une propagande! Ou Beaucoup disent ces mots, hors de propos et sans étudier. Surtout ceux de l'Ouest, du carburant contaminé, a grandi dans le grand léchage de leur propre: les dernières gouttes de cinéma a vu sa violente et sexuelle. 

Ils ont aimé le film, ce qui signifie que même eux-mêmes. A propos d'une prostituée ou une femme. Le film fait ont une chose: tout le monde doit savoir: le cinéma n'est pas et ne devrait pas exister! Cela dit, si vous obtenez nu, vous ne pouvez pas aller nu, ne dites pas! Si vous dites seulement les pieds du milieu, la douleur film à succès! Vous ne devriez pas être triste ou en colère. Le produit de cette réflexion, la désintégration des familles: la réalisation par rapport au taux de divorce de 50% dans les mariages est. 

Pas juste un film, ils voulaient tous les arts. Ils devraient parce que le mariage a été fait! Coupe de génération iranien! À leur avis, l'Iran, un mort iranien! Ou a été interrompu. C'est parce que leurs maîtres voulaient. Pour la guerre imposée. La population de disparaître. Saddam pour tuer les Iraniens, et le verset iranien a été révélé à appeler Magus. 

Mais le film de guerre, comme la guerre, elle se tenait en face de tous ces excès. Le festival, qui en est à sa treizième au monde le message. Cependant, Babak hamidienne, les personnages ne sont pas comme ça. Ou Farzad Hasani et dire: Borzoo l'argent nécessaire pour ce rôle sont acceptés! Mais la langue ne pollue pas le chien de mer. En outre, ces déclarations sont maîtres leur ont dit plus tôt: nos oreilles sont pleines. 

Ils ont même une mort simple à l'Amérique, bouleversé et disent que nous ne voulons pas que quelqu'un à la mort! Aucun mensonge, c'est mille fois par jour pendant désir de mort musulman! Ils sont les maîtres de mensonge: les Noirs et les Indiens savent que la devise américaine de buses et les vautours orienté, seule la mort, mais d'éliminer tous. En termes de solide noir, un noir est mort. 

Le cinéma américain est le même: les jambes larges à mourir pour les autres. Héros et l'héroïne de tous, il est seulement pour ces héros qui peut se tenir seul ou nation algérienne: de détruire le peuple de l'Afghanistan. Les Américains sont de nature destructrice. Et puis nous avons le droit et même un slogan: Mort à l'Amérique dit? 

Nous avons vu le nom de la Journée mondiale de la paix, toutes ses poupées en Iran, le militant de l'Iran a présenté! Et leur souhaiter bonheur et la paix dans leur recherche ailleurs. La Semaine Sainte prétexte de la Journée mondiale de la paix, les enfants ne comprenait pas la peinture, mais aussi leur dit: Grue de construire jusqu'à la guerre, être sûr! Même une fois que dit, que l'Iran est maintenant de 25 ans dans la paix et la sécurité. Et c'est aux Etats-Unis: Où il va, les pieds, et les personnes qui s'y trouvent. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۰ نظر(0)

مي گويند شخص رندي، نزد يكي از زهاد، كه با رقاصي مخالف بود رفت، و خواست از او اجازه رقص را بگيرد. وقتي نزد او نشست، سوال كرد: اگر دستم را بالا پايين كنم اشكال شرعي دارد؟ زاهد گفت نه!

باز پرسيد اگر پايم را بالا و پايين ببرم، اشكال شرعي دارد؟ پاسخ داد : نه!  رقاص بپا خواست و: دست و پاي خود را، بالا پايين كرد و رقصيد! بعد پرسيد حالا چه؟ جواب شنيد: تجزيه ات خوب بود،ولي مرده شور تركيبت را برد!

حالا عده اي مي گويند: ارتباط فرهنگي مردم ايران با: مردم آمريكا كه ايرادي ندارد.مردم ايران هم، مردم آمريكا را دشمن نمي دانند، پس چرا شعار مرگ بر آمريكا مي دهيم! اين همان است كه مرده شور، بايد تركيب شان را ببرد! زيرا يك مغلطه يا يك سفسطه در آن است: مردم آمريكا با: دولت آن فرق مي كنند. زيرا آمار ها نشان مي دهد: بيش از 40درصد مردم آمريكا، با دولت همراهي ندارند و: از اينها هم عده اي منتقد هستند.

مثل اين است كه بگوييم: شب سياه و دل شيطان هم سياه است! پس شب همان شيطان است. ما از اين مغالطه و يا سفسطه ها، فقط زيان كلامي يا تئوريك نمي بينيم، بلكه صد سال است كه فقط: بدبختي و كشت و كشتار و ترور مي بينيم . انگليس و آمريكا، وقتي پايشان به ايران باز شد، فقط در فكر بردن: نفت و عتيقه و طلاي ايران بودند. همان تصوري كه از هندوستان داشتند! و فكر مي كردند هندوستان، سرزمين افسانه اي ثروت! منتظر است كه آن ها بيايند و: با كشتن مردم بومي همه را صاحب شوند.

مردم ايران براي: انگليس و آمريكا (البته دولت هاي آنان) بجز: مشتي مزاحم كه بايد از بين بروند! تا آن ها به همه ثروت ايران، به راحتي دست پيدا كنند، نيستند. لذا كشتن ايراني مانند: كشتن مار بر سر گنج ها! لازم و ضروري است.

واين را همه حتي سرخپوستان ميدانند، ولي عده اي منافع شان، اقتضا مي كند سفسطه كنند و: خود را به كوچه بن بست بزنند! زيرا منافع آن ها هم با منافع دولت آمريكا، گره خورده و از فروختن وطن، به ثروت دست مي يابند. فرقي نمي كند اين شخص شاه قاجار، يا پهلوي باشد كه براي يك سفر فرنگ، افغانستان و بحرين ، پاكستان و عراق را فروختند يا: اين شاه هاي كوچك كه: معادن نفت و زمين هاي كشاورزي، يا اطلاعات ايرانيان را مي فروشند.

اكنون كه ايران به سازمان ملل مي رود، بايد بداند كه سازمان ملل هم، همان قضيه مرده شور تركيب را ببرند است. زيرا اعضا اصلي سازمان ملل، دشمن ايران هستند: آمريكا انگليس، اسرائيل فرانسه.. حالا چطور مي شود تركيب آن ها، دوست ايران شود؟ بايد وزارت اطلاعات ايران بداند كه: هدف آن ها از دعوت يا مذاكره كردن ، فقط كسب اطلاعات سري است.

تجربه نشان داده بعد از هر مذاكره، آن ها اطلاعات جديدي رو كرده، و ادعاهاي بالاتري را مطرح مي كنند. اين نشان مي دهد كه در ماموريت خود، موفق بودند و توانستند از: ساده انديشي ايرانيان براي كسب: اطلاعات محرمانه استفاده كنند.

   در حاليكه سازمان سيا، براي كسب اطلاعات محرمانه و سري، از ايران ميلياردها دلار خرج مي كند، چرا ايران بايد ساده انديشي كند و: اطلاعات مورد نياز آن ها را، به سازمان ملل بدهد ؟ تا بعد به عنوان بيانيه حقوق بشر، يا انرژي اتمي يا موارد ديگر، از آن سو استفاده شود.

   سازمان ملل ميداند كه ايران، در كنار گوش انگليس حضور دارد، مردم ايرلند خود را ايراني مي دانند، و اسكاتلنديها همه اميد شان به ايران بود. لذا همكاري ايران با سازمان ملل، باعث شد تا اسكاتلندي ها نا اميد شده و: راي نياورند. حضور ايران در كنار حكام جبار و: زور گويي كه در عمر خود، نگذاشته اند يكبار هم در كشورشان، انتخابات انجام شود، پيام ياس و نا اميدي به: ازاديخواهان آن است. 

La combinaison de salé et de supprimer mort! 

Randy appelé parti, avec l'une des personnes qui étaient en désaccord avec ses danseurs, et lui demanda la permission de prendre la danse. Quand je me suis assis avec lui, il m'a demandé si je baisse ma main au-dessus des formes juridiques? Zahid a dit non! 

Il a demandé si j'ouvre ma jambe de haut en bas, il ya un problème juridique? Répondu: «Non! Danseur se leva et les mains et les pieds, et a dansé de haut en bas! Puis il a demandé, et maintenant? Réponse entendu que votre analyse est bonne, mais la combinaison de l'oiseau mort salée! 

Maintenant, certains disent que la culture iranienne associé avec le peuple américain, qui est OK. Peuple iranien, le peuple américain ne sont pas l'ennemi, alors pourquoi ne pas dire «Mort à l'Amérique! C'est ce que la passion est morte, vous devez détruire leur composition! Parce que c'est un fake ou un système sophistiqué peuple américain et le gouvernement sont différents. Les statistiques montrent que plus de 40 pour cent de la population américaine, pas associée avec le gouvernement, et à partir de ceux-ci, il ya aussi des critiques. 

Comme c'est à dire: la nuit est noire et le diable noir! La nuit du diable. Nous utilisons cette erreur, ou erreur, il suffit de ne pas voir la perte de verbale ou théorique, mais c'est seulement une centaine d'années: voir la misère et les effusions de sang et de terreur. Grande-Bretagne et les Etats-Unis à l'Iran pieds lorsqu'il est ouvert, ne penser à gagner: pétrole et or antique et l'Iran. Juste eu une vision de l'Inde! Et la pensée de l'Inde, une terre de richesses fabuleuses! Qu'ils viennent de l'avant avec tous les peuples indigènes sont tués. 

Les gens de l'Iran: la Grande-Bretagne et les Etats-Unis (et leurs gouvernements) à l'exception: une poignée de gênant qui doit être détruit! Alors que toute la richesse de facilement obtenu, ils ne le font pas. Le meurtre de l'Iran comme: Tuez les trésors de serpent! Nécessaire. 

Ce sont les tous les Indiens savent même, mais certains de leurs avantages, et ils exigent que sophisme: leur propre cul-de-sac! Parce que leurs intérêts avec les intérêts des Etats-Unis, liés et vendre la maison pour atteindre la richesse. Peu importe le Shah Qajar, et Pahlavi qui un voyage en Europe, l'Afghanistan, Bahreïn, l'Irak, le Pakistan et vendu, ou: le roi de petites mines, le pétrole et les terres agricoles, ou vendre des informations aux Iraniens. 

Maintenant que l'Iran est l'Organisation des Nations Unies, l'ONU devrait savoir que la combinaison de leur passion est une voie sans issue. Les membres fondateurs de l'Organisation des Nations Unies, les ennemis de l'Iran: le Royaume-Uni, Israël, France .. Maintenant quelle est leur composition, comme l'Iran? Renseignement iranien doit savoir que le but de l'invitation à négocier, seulement des informations sur la série. 

L'expérience a montré que, après chaque combat, les nouvelles informations, ainsi que les réclamations sont soulevées plus haut. Ceci indique que la mission avec succès et pourrait les Iraniens pour l'acquisition naïf: l'utilisation d'informations confidentielles. 

    Alors que le secret de la CIA et des informations confidentielles, l'Iran dépense des milliards de dollars à cause de crétins et les informations nécessaires pour leur donner à l'ONU? Suite à la déclaration des droits de l'homme ou nucléaire ou autre, il est un abus. 

    L'ONU sait que l'Iran est présent dans l'oreille Grande-Bretagne, le peuple iranien à réaliser leurs irlandais et écossais, tous leurs espoirs en Iran. Par conséquent, la coopération de l'Iran avec l'Organisation des Nations Unies, jusqu'à ce que le désespoir écossais: Pour conçu. La présence du tyran et le Conseil: la contrainte de sa vie, une fois qu'ils ont quitté le pays, l'élection se fait, le message de désespoir: l'aimer. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

دانشگاه يا اتاق جنگ؟

تولد دانشگاه در ايران، براي نابودي نظاميه ها بود. همانطور كه تولد دبستان در ايران، براي ازبين بردن مكتب خانه ها بود. لذا از ابتدا دانشگاه يك اتاق جنگ، عليه اسلام وشيعه بود. گرچه، مغولها و امثال آن ها آمدند و: كتاب ها را سوزاندند و : كتابخانه ها را آتش زدند، تا مراكز علمي ايران را نابود كنند، و مانع پيشرفت ايرانيان شوند.اما غربي ها به نوع ديگري، اسلام و قران را آتش زدند. مغول ها آمدند كشتند و سوزاندند و رفتند! ولي غربي ها آمدند كشتند و سوزاندند و ماندند!

هنوز پس از گذشت سي و چند سال از انقلاب اسلامي، كه شعار مرگ بر آمريكا و مرگ برانگليس، بالاترين فرياد آنان بوده مي بينيم: تعداد آموزشگاه هاي زبان انگليسي، به مراتب بيش از اموزشگاه زبان فارسي است! يا بهتر بگوييم كسي به فكر: آموزشگاه زبان فارسي  نيست! زيرا بلد نبودن زبان فارسي، يا غلط نوشتن و غلط خواندن آن، مهم نيست! بلكه مهم اين است كه كسي زبان انگليسي نداند!

در واقع زبان و رسم الخط انگليسي، مانده است تا فارسي را نابود كند. و اين جنگ اعلام شده است. چرا كه در تركيه و آذربايجان و: حتي پاكستان اين فاجعه اتفاق افتاده است. زيرا ما شاهد خواندن شعر هاي شهريار و مولوي، به رسم الخط انگليسي هستيم! و در كشور اقبال لاهوري، ديگر كسي از عجم سخن نمي گويد، همه به زبان انگليسي صحبت مي كنند و: ياد داشت برمي دارند.

در اوايل انقلاب اسلامي هم، شاهد بوديم كه در دانشگاه تهران، اتاق جنگ درست كرده بودند. همه گروهك هاي ضد انقلاب، در اين اتاق ها حضور محترمانه داشتند! ولي جمهوري اسلامي در آن جايي نداشت. شهيد رجايي و دكتر بهشتي و ديگران، توسط همين دانشحويان دانشگاه تهران شهيد شدند. فخاري ،كشميري  كلاهي همه، از دانشجويان دانشگاه تهران بودند. از ان بدتر تمام ياوران و خط دهندگان عزالدين حسيني، فرمانده ضدانقلاب كردستان هم،همين دانشجويان بودند.

 دستور امام خميني ره  براي انقلاب فرهنگي، به همين دليل بود و تمامي دانشگاه ها، تعطيل شدند تا از نو برنامه ريزي شوند. اما كساني كه از در بيرون رانده شده بودند، از پنجره وارد شدند! اين بار به نام اسلام و انقلاب اسلامي، مثلا دانشگاه تربيت مدرس درست شد! دانشگاه آزاد اسلامي، دانشگاه پيام نور ايجاد شد تا: جلوي اين نفوذي ها گرفته شود! ولي همه اينها شدند سنگر ضد انقلاب!

يادم نمي رود در دوران دانشجويي فوق ليسانس، از دانشگاه تربيت مدرس به جبهه اعزام شديم. اما چه اعزامي؟! بچه ها فقط منتظر ساعت يازده بودند كه: رجوي از راديو عراق سخنراني كند! تا دسته جمعي به آن گوش كنند!و بعد آن را تحليل كنند. اگر يك بسيجي مي خواست در بلند گواذان بگويد، جلوي اورا مي گرفتند و اگر ساعت دو، مي خواست اخبار جمهوري اسلامي را بگويد، بلند گو را سنگ باران مي كردند.

همين ها، فرماندهان بسيجي را ترور كردند. اكثر شهداي بسيجي در جبهه، از پشت تير خوردند. فرماندهان ديگر با گراهاي دقيق، از سوي همين ها جلوي پايشان خمپاره تركيد. همين ها بعدا وزير و كيل شدند.و فتنه سال 1388را به وجود آوردند.

    با اينكه روز نهم دي، طومار آن ها پيچيده شد، ولي اين بار هم از طريق فرجي دانا، وزير علوم مستعفي در شريان دانشگاه تزريق شدند. آن ها اين بار نه به عنوان كمونيست، براي ضديت با اسلام، بلكه به عنوان مبارزه با افراطي گري، يعني از بين بردن پايه هاي ولايت فقيه، وارد كار شده اند.و ستاد آنان دانشكده فني دانشگاه تهران است.

اما اينها بدانند با تمام : كشت و كشتار هايي كه به راه انداخته اند، از  داعش قوي تر نيستند. و ما با تاكيد بر نيروي لايزال الهي، بقيع را باز سازي خواهيم كرد و: اين ها هيچ غلطي نمي توانند بكنند.

 Université ou la salle de guerre? 

A la veille de l'ouverture de 

Bonne université en Iran était de détruire Nizamiyah. Comme l'école est né en Iran pour détruire les écoles. Dans la première salle d'une guerre contre l'Islam et les chiites. Cependant, les Mongols et autres sont venus et ont brûlé des livres et des bibliothèques brûlées à détruire les centres de l'Iran, et l'impossibilité d'Iraniens. Mais l'autre type occidental, le Coran sur le feu. Les Mongols allaient et venaient et tués et brûlés! Les Occidentaux ont été tués et brûlés, mais sont restés! 

Pourtant, après trente ans de la Révolution islamique, le slogan «Mort à l'Amérique, Mort à l'Angleterre, ils criaient, nous voyons le plus grand nombre de cours d'anglais, des cours de langue persane et bien plus encore! Ou pour mieux dire, quelqu'un a pensé: pas de cours de langue perse! Parce que pas parler le farsi, ou fausse écriture ou de lecture mal, ce n'est pas grave! Il est important que quelqu'un qui ne connaît pas l'anglais! 

En fait, la langue et l'orthographe de la langue anglaise, a été de détruire le persan. Cette guerre a été déclarée. Pourquoi la Turquie et l'Azerbaïdjan: Même Pakistan catastrophe qui s'est passé. Parce que nous avons vu le prince, et la lecture de poèmes de Rumi dans notre orthographe anglais! Et Iqbal à Lahore, l'autre ne parle pas des Perses, ils parlent tous anglais et d'apprendre à enlever. 

Au début de la Révolution islamique, qui a vu l'Université de Téhéran, avait fait salle guerre. Tous les groupes anti-révolutionnaires, avaient une présence respectable dans la chambre! Mais il n'avait pas sa place dans la République islamique. Shahid Beheshti Rajai, et d'autres, ont été martyrisés par les étudiants de l'Université de Téhéran. Fakhari, Cachemire KOLAHI tout, les étudiants de l'Université de Téhéran. Pire encore, les supporters et les électeurs Ezz Husseini, commandant de la contre-révolution dans le Kurdistan, les mêmes élèves. Imam Khomeiny a ordonné la Révolution culturelle pour cette raison que toutes les universités ont été fermées jusqu'à ce que re-programmé. Mais ceux qui ont été chassés de la fenêtre sont arrivés! Cette fois, au nom de l'Islam et la révolution islamique, une université avait raison! Université islamique Azad, Université Payam Noor a été créé: pour empêcher ces intrusions sont prises! Mais étaient-ils tous contre-révolutionnaire forteresse! 

Je n'oublierai pas pendant des étudiants diplômés de l'université ont été envoyés au front. Que expédié? Les enfants attendaient seulement onze heures Radjavi adresse radio irakienne! Pour les écouter en masse, puis analyser. Si vous vouliez une mobilisation appeler le haut-parleur à dire, si vous étiez en face de lui à deux, il voulait dire les nouvelles de la République islamique, l'orateur pleuvait des pierres. 

De même, le commandant bassidjis assassiné. La plupart des victimes de la mobilisation de guerre, ont été abattus par derrière. Autres commandants extravertis avec précision, ce sont les pieds de rafale mortier. Kiel plus tard et obtient le ministre et l'intrigue créée en 1388. Par le neuvième jour de Janvier, leur pétition était complexe, mais cette fois par Faraji-Dana, ministre démissionne sciences à l'Université artères ont été injectées. Cette fois, ce n'est pas un communiste, anti-islam, mais aussi la lutte contre l'extrémisme, à savoir l'élimination des catégories de bureau, ont fait. Et le personnel de la Faculté de génie de l'Université de Téhéran. 

Mais ils savent tous la culture et les meurtres qui ont lancé, sont plus forts que Dash. Et nous nous concentrons sur la puissance éternelle de Dieu, nous allons reconstruire Baqi: Ils peuvent pas faire de mal.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۲۱ نظر(0)

خيانت هاي سازمان ملل، در اين زمينه بايد محكوم شود.

اكنون كه هيات ايراني عازم نيويورك هست، تا در مجمع عمومي سازمان ملل شركت كند، بايد از حقوق ايران بزرگ دفاع كند و: خيانت هاي سازمان ملل به اين ملت را، ياد آوري و محكوم نمايد. خيانت هاي سازمان ملل به ايران، به بيش از هزار مورد مي رسد كه: در سه دسته قابل بررسي است:

تغيير جغرافياي جهاني بر عليه منافع ايران بزرگ: موقعي كه سازمان ملل تاسيس شد، ابتدا از دانش ايران استفاده كردند، از جمله شعر سعدي را بر تارك سازمان ملل نوشتند، تا بگويند تابع تمدن ايراني هستند. و همه دستاورد هاي آن را قبول دارند. ولي بعدا با تحريك قوميت ها و ملت ها، آن ها را به جدايي از ايران تشويق كردند. تا جاييكه از حوزه بزرگ تمدني ايران، حدود 60كشور متولد شد.

 در تمام  داوري هاي مرزي، حق را به همسايه دادند تا آن ها، بيشترين ضربه را به ايران بزنند و:ايران  را كوچك و كوچكتر كنند.

آخرين اين خيانت، جدايي بحرين از ايران است.  زيرا بحرين استان چهاردهم ايران بود. و در كتب درسي آن زمان موجود و مكتوب است. ولي سازمان ملل به عنوان راي گيري، با تقلب  و دروغ، ملت فارس زيان و شيعه بحرين را، از ايران جدا كرده و تحويل: يك خاندان كثيف و وهابي داد.

البته بعد از انقلاب اسلامي هم، دست از تجزيه ايران نكشيد! و هرگروه را كه پيدامي كردند، وعده ميدادند اگر قيام كنند! نام كشوري را براي آن ها ثبت خواهد كرد! مانند كردستان يا عربستان و.. حتي در تمام جنگها برعليه ايران، شركت داشته و دشمنان را، تجهيز مي كرده است.

 در آن هنگام كه ديگر قادر نبود از راه قوميت ها، فشار وارد كند به سراغ: صدور بيانيه هاي حقوق بشري و غيره مي رفت! تا دولت را در دفاع از يكپارچگي ايران، دچار ترديد كند .بنابر اين بحث هايي از قبيل سلاح كشتار جمعي يا: توليد بمب اتم توسط ايران، و يا نقض حقوق بشر، راه سياسي يا راه دوم تجزيه ايران بوده است. كه هميشه سازمان ملل، آن را دنبال مي كرده است.

همه دنيا شاهد هستند: در مورد  نقض حقوق بشر در عربستان، يا كشورهايي كه حتي يكبار: انتخابات در آن صورت نگرفته، سازمان ملل هيچ اقدامي نكرده است. در موضع گيري هاي مقابل: كشتار مردم غزه ، سوريه و لبنان اين كينه ورزي آن ها، كاملا آشكار بود ولي عده اي نمي خواستند: اين علايم را درك كنند.

راه سوم عمليات سازمان ملل، شناسايي مراكز اسلامي و شيعي ، دانشمندان و انديشمندان آن، و ارائه ليست آن ها براي: تخريب و ترور بوده است. همه كساني كه در ايران ترور شدند، ، طرج ترور آن ها  در سازمان ملل  تدوين شده بود. زيرا ايران از نظر امنيتي،فقط  به سازمان ملل خوشبين بود، و خواسته هاي اطلاعاتي آنان را ارائه مي داد. و مي بينيم بلافاصله بعد از اعلام ايران، اين اشخاص ترور مي شدند يا: آن اماكن تخريب مي شد.

تخريب اماكن و انفجارات در سراسر دنيا، فقط به قصد منابع و اثار شيعي ايراني بود. والا هيچ مكان ديگري تخريب نشده است. اگر هم اشتباهي تخريب شده، بلافاصله بازسازي شده يا: عذر خواهي صورت گرفته .ولي تخريب هاي صورت گرفته در اماكن شيعي، كاملا علمي و حساب شده بود. معمولا از طريق نقطه مرگ ساختمان بوده است. همان طور كه ترور هاي انجام شده نيز، اينطور بوده است. دانشمندان هسته اي ايران را هيچكس نمي شناخت! و ليست آن ها فقط به سازمان ملل داده شده بود.

آغاز همه اين تخريب ها و ترور ها هم، از تخريب بقيع شروع شد. زيرا ايران تمامي مكان ها را، بازسازي مي كند ولي، اين نقطه را قادر نيست! حتي كوچكترين حركتي نمي تواند بكند. در حاليكه مقبره چهار امام معصوم، در آن است. و اگر روزي اين جا باز سازي شود، مسلما همان روز پايان: يك قرن تخريب و ترور است. 

Baqi démoli début du terrorisme dans le monde. 

Trahi par les Nations Unies dans ce domaine devrait être condamné. 

Maintenant que la délégation iranienne a été dirigé à New York pour participer à l'Assemblée générale des Nations Unies devraient défendre les droits des grands systèmes: l'ONU a trahi la nation, et condamné à retenir. Trahison de l'Iran de l'ONU semble plus d'un millier de cas qui peuvent être étudiés en trois catégories: 

La géographie changeante du monde contre les grands intérêts: lorsque l'ONU a été fondée, nous avons la connaissance de l'utilisation, y compris le poète Saadi a écrit sur ​​le sommet de l'ONU, à savoir la civilisation iranienne. Et tous sont d'accord ses réalisations. Mais alors stimulé les groupes ethniques et les nations, ils ont été encouragés à se séparer de l'Iran. Pour la zone où la grande civilisation iranienne, est né près de 60 pays. 

  Dans tous les arbitrages frontière droits voisins, à la peine maximale à frapper l'Iran: Iran prenne plus en plus petits. 

Dernière de la trahison, la séparation de Bahreïn de l'Iran. Bahreïn quatorzième province de l'Iran. Les manuels sont écrits dans le temps disponible. Mais les Nations Unies comme un vote, par la fraude ou la tromperie, la perte et la nation du Golfe de chiites de Bahreïn de l'Iran isolé et livraison: une maison était sale et les wahhabites. 

Mais après la révolution islamique, l'Iran décomposition ne pas manquer! Et les groupes qui m'ont trouvé, ils ont promis s'ils se révoltent! Ils enregistreront le nom de leur pays! Comme Kurdistan .. même dans toutes les guerres contre l'Iran ou l'Arabie saoudite, la société a des ennemis, avait été équipée. 

  Lorsque l'origine ethnique n'était plus en mesure de régler la pression à venir: une déclaration des droits de l'homme, et si c'était le cas! Pour défendre l'intégrité de l'Etat, donc réticents à discuter comme les armes de destruction ou de la production d'armes nucléaires par l'Iran de masse ou violations des droits humains, de façon politique ou d'analyse dans les deux sens de l'Iran. Nations toujours, il a été suivi. 

Sont vu partout dans le monde sur les violations des droits de l'homme en Arabie saoudite ou de pays, même une fois: l'élection a eu lieu, l'Organisation des Nations Unies n'a pris aucune mesure. Dans la direction opposée: tuer des gens dans la bande de Gaza, la Syrie et le Liban, cette haine, il était évident, mais certaines personnes ne veulent pas que ce soit symptômes perçus. 

La troisième série d'opérations des Nations Unies, l'identification et les centres islamiques chiites, scientifiques et penseurs, et la présentation de leur liste pour la destruction et la terreur était. Tous ceux qui ont été assassinés en Iran, l'Organisation des Nations Unies se préparait à les assassiner. En raison de la sécurité, de même que l'ONU était optimiste, et leur a demandé de fournir cette information. Et nous voyons tout de suite après l'annonce de ces personnes ont été assassinées ou il a été détruit maisons. 

Vandalisme et des explosions partout dans le monde, et ne fonctionne que dans le but de l'Iran chiite. Dans le cas contraire, aucun autre emplacement n'est pas détruit. Si c'est faux, endommagé, ou immédiatement rétabli: Mais le mal a été fait des excuses dans les lieux, chiite, a été considérée comme scientifique. Habituellement, à la mort de l'immeuble. L'assassinat a été réalisée ainsi, il est. Scientifiques nucléaires de l'Iran ne sait! Et il n'a été donné à l'Organisation des Nations Unies. 

Début de toute la destruction et la terreur, aussi, a commencé la démolition de Jannat al-Baqi. Parce que de tous les endroits de recréer, mais ce point ne peut pas! Même le moindre mouvement peut faire. Alors que quatre de la tombe de l'Imam, où il est l'endroit à être si un jour que, bien sûr, le lendemain: un siècle de destruction et de terreur. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

براي همكاري با ائتلاف ضد داعش.

اينطور كه كشورهاي ائتلاف ضد داعش، شيپور جنگ مي نوازند بالاخره سعي آنان، در مورد ايران ممكن است حماقت هايي را به بار اورد. از جمله اينكه آن ها حملات سازمان يافته جديدي را، از موضع سازمان ملل و آمانو، برعليه ايران آغاز كرده اند تا دوباره، همان شعار هاي پوسيده حقوق بشر و: بمب هسته اي را نبش قبر كنند.

آن ها براي حفظ عربستان از حمله احتمالي داعش، به اين ائتلاف دست زده اند.  البته كل عربستان براي آن ها مهم نيست. چرا كه همين اكنون داعش در: مرزهاي عراق با عربستان حضور دارد. و خود را آماده حمله مي كند و: ارتش عربستان هنوز دستوري براي مبارزه با: آنان دريافت نكرده است.

آن ها حتي مخالف نابود كردن: مزار شريف پيامبر هم نيستند، و بلكه از آن حمايت مي كنند! ولي دراين بازي مهم حفظ سلطنت: پير مرد هاي دربار سعودي است. زيرا آن ها مي ترسند آل سعود نابود شود. البته مردم دنيا و مخصوصا ايران، در مورد آل سعود داراي سه گرايش هستند. اول اينكه هرچه آل سعود و حكام وهابي بگويند، مي پذيرند و آن را عين دستور و فرمان خدا مي دانند . لذا اگر آن ها دستور به تخريب قبور ائمه دادند، هيچ اشكالي ندارد و بايد تخريب شود . اگر حتي گفتند زيارت فبر پيامبر، شرك است بايد قبول كنند.

دسته دوم كساني هستند كه آن ها را دوست دارند، ولي برخي كار هايشان را اشتباه ميدانند و: معتقدند با بحث و مذاكره، موضوعات حل مي شود. مثلا اگر دليل محكمي بياوريم كه: زيارت اهل قبور شرك نيست، آن ها اجازه مي دهند دوباره  بقيع را بسازيم!

درست همين برخوردي كه: با سازمان ملل و ادعاهاي دروغين : نقض حقوق بشر در ايران مي شود! ايتها از مقاومت لبنان يا غزه، هيچگاه درس نمي گيرند و: هميشه مانند محمود عباس  دنبال سازش يا اسرائيل هستند. متاسفانه عباس يك اسم كاملا شيعي، و برخاسته از شجاعت قهرمان كربلا است. ولي اينطور خراب مي شود . مادر حضرت عباس هم، همينطور مورد بي مهري قرار گرفت. او كه لقب ام البنين داشت، حالا به هر زن بي سواد مي گويند: امل! يا به هر مرد بيسواد مي گويند عبدل!عبدالله  نام پدر پيامبر است، ولي هركس مي خواهد بگويد: من احمق نيستم مي گويد: مگر من عبدالله هستم؟

گروه سوم كساني هستند كه همه چيز را مي دانند! و سعودي ها را يك خائن بالفطره مي شناسند. و خواستار نابودي او هستند. تكليف گروه اول وسوم معلوم است، دوست و دشمن هستند، اما بالاترين ضربه از سوي گروه دوم زده مي شود. آن ها از هر راهي كمك مي كنند تا: آل سعود محبوب بماند .

اما امروز ديگر آخر خط است و همه، همه چيز را ديده اند. و ميدانند كه گروه القاعده را، عربستان و آل سعود ساخت. ولي بعد پشيمان شد. الان هم از ساختن داعش پشيمان شده! و مي خواهد آن را از بين ببرد. اگر كسي به اين ملعون ها كمك كند، به كل تاريخ خيانت كرده است.  ايران از ابتدا با آمريكا، براي مبارزه با داعش همكاري نكرد. و آن را يك خدعه ميداند . اما اگر روزي دوستداران سعودي، خواستند براي نجات ايشان قدمي بردارند، بايد بدانند كه شرط اصلي همان است كه: با باز سازي بقيع موافقت كنند.

آل سعود بهتر از هركس ديگر مي داند، صد تا لشكر آمريكا يا اروپا، حريف داعش نمي شوند! و داعش روز موعود، كار آل سعود را يكسره خواهد كرد! لذا دست از التماس به ايران بر نخواهد داشت. و ما ارزومنديم كه  مسئولين،  به همين سياست دوري از ائتلاف، ادامه دهند
Condition pour la reconstruction de Jannat al-Baqi, 
Dash de travailler avec la Coalition. 
Ce sont les pays anti-coalition Dash, joue de la trompette après les essayer sur l'Iran peut apporter un peu de niaiserie. De telle sorte que les nouvelles attaques organisées, la position de l'ONU, et Amano, contre l'Iran ont repris, les mêmes vieux slogans des droits de l'homme: une bombe nucléaire à exhumés. 
Il est possible de protéger le royaume d'attaquer Dash, ont eu recours à la coalition. Cependant, il est important pour l'ensemble du règne. Pourquoi le temps est Dash dans les frontières de l'Irak avec les autorités saoudiennes présentes. Et prêt à attaquer, et son armée pour combattre l'Arabe encore normative: ils sont reçus. 
Ils ont même désaccord Destroy: Mazar du prophète ne sont pas, et aussi le soutien qu'elle! Mais ce jeu est important de garder la monarchie, le vieil homme de la cour Saoudite. Parce qu'ils craignent va détruire la mosquée Al Saud. Les peuples du monde et en particulier en Iran, la Maison des Saoud sont trois tendances. Tout d'abord, la Maison des Saoud et les dirigeants wahhabites disent, admettent, mais sachez que Dieu commande. Donc, si ils ont reçu l'ordre de détruire les tombes des Imams, rien de mal et doit être détruit. Si il a même dit, martèle pèlerinages, l'idolâtrie, devrait être acceptée. 
Le deuxième groupe sont ceux qui les aiment, mais une partie de leur travail et de savoir mal: que le débat et la discussion de questions à résoudre. Par exemple, si vous mettez un cas très fort que les gens qui visitent les tombes n'est pas l'idolâtrie, ils permettent re-Baqi à construire! 
C'est la bonne attitude: de fausses déclarations à l'ONU: Violations des droits de l'homme en Iran! Les sites de l'utilisateur final de la résistance au Liban ou à Gaza, n'ont pas appris et toujours à la recherche de compromis tels que Mahmoud Abbas et Israël. Malheureusement Abbas, un nom complet chiite, et le courage du héros est passé de Karbala. Mais il peut être rompu. Mère de Hazrat Abbas, était si impopulaire. Son surnom était Omolbanin, quelle que soit la femme analphabète dire complètement! ! Ou à tout lettré appelé Abdul Abdullah, le nom du père du Prophète, mais tout le monde veut dire: Je ne suis pas stupide dit: Si je ne suis Abdullah? 
Le troisième groupe sont ceux qui savent tout! Et Saoudite de reconnaître un traître potentiel. Et chercher à le détruire. Mise en service des premier et troisième tours, les amis et les ennemis, mais le plus grand impact sera rejeté par le groupe. Ils contribuent en aucune façon à l'Al Saoud restent populaires. 
Mais aujourd'hui, c'est la fin de tout, ont tout vu. Et vous savez que Al-Qaïda, l'Arabie saoudite et de la construction. Mais plus tard regretté. En ce moment, il fait repentant Dash! Et il veut détruire. Si l'un de ces damnés de l'aide, de toute l'histoire de la trahison. Iran, à commencer par les Etats-Unis pour lutter contre le tableau de bord n'a pas coopéré. Et il sait que c'est un stratagème. Mais si un jour, amoureux Saoudite voulait prendre étape pour les sauver, vous savez que l'exigence principale est qu'ils sont d'accord avec la reconstruction de Jannat al-Baqi. 
Maison des Saoud sait mieux que quiconque, de l'armée des États-Unis ou en Europe, pas le Dash adverse! Dash et dernière journée, toute la Chambre des Saoud travailler! Alors, sortez là la mendicité à l'Iran. Nous espérons que les autorités, évitant ainsi une coalition politique continuent. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۵ نظر(0)
ايران كشوري است كه: در زمينه هاي سياسي و اقتصادي داراي تجربه بسياري است. اما غربي ها اين تجربيات را قبول ندارند، و غرب زدگان نيز به دستور اربابشان، آن  را تخطئه مي كنند.  
يكي از تجربيات ايرانيان در امر آموزش است. وجود دانشگاه هاي هزار ساله و: اموزشگاه هاي بزرگ قديمي، نشان از بالندگي علم و دانش در ايران، و وجود سيستم آموزشي قوي و پيشرفته است . اما غربي ها و غرب زدگان، همه آن ها را دور ريختند و: روش نوين و تازه به دوران رسيده خود را، تحميل كردند. 
به همين دليل مكتب هاي ايران تعطيل، و به جاي آن مدرسه باز شد! ملا مكتبي ها رفتند، و پرفسور ها جاي آن رفتند. لوح و قلم  از بين رفت، و خودكار و مداد جاي آن را گرفت.
به يقين ميتوان گفت كه: چون شكل عوض شد، محتوا هم تغيير مي كند. وقتي ظرف عوض شود، مظروف نيز تغيير مي كند. با عوض كردن مدرسه، لباس مدرسه اي ها هم عوض شد! بجاي آستين بلند، آستين كوتاه و بجاي شلوار بزرگ، شلوارك و بجاي عبا و عمامه، يك نوار سفيد و بجاي كلاه بوقي، كلاه پهلوي گذاشته شد . همه چيز را عوض كردند تا: هيچ نشانه اي از فرهنگ ايران و ايراني نماند. 
مكتب شد چوب و فلك و كتك زدن و: رنج كشيدن،  بيماري و تب ، حصبه و وبا ! در عوض مدرسه شد جاي: لباس هاي نو، كيف و كفش هاي نو، كتاب هاي قشنگ و بهداشت و تميزي . كودكان همگي زير آمپول رفتند تا، ديگر كسي به ياد نياورد چه دوراني بوده است. 
حالا ايران حيران است بين دو روش آموزشي : غربي يا شرقي! خودي يا بيگانه، گاهي مي گويند بايد دولتي شود تا: همه مكتب ها و مكتبي ها را از بين ببرد. گاهي هم مي گويند: باز گشت به خويش، اما باز هم خويشي كه غرب براي ما تعريف مي كند! نه خويش واقعي . اگر همين خصوصي سازي را خوب ارزيابي كنيم، به اين شكاف وحشتناك و: گيجي و گنگي پي مي بريم. 
ازنظر تاريخ ايراني، مساجد اصلي ترين مكان آموزش بوده اند. همه كلاس هاي درس در: تاريخ درخشان علوم ايراني و اسلامي، از داخل مساجد و معابد بودند. اما امروز گويا مساجد، ويروس گرفته اند و هيچ دانش آموزي، حق ندارد در آن علم بياموزد. اگر هم كلاس يا درسي باشد آن را، فوق برنامه دانسته و فاقد ارزش علمي مي دانند. 
تابستان كه مدارس تعطيل است، كمي به فكر مساجد مي افتند، ولي در همان حد بازيچه و: يا اردو و فوق برنامه. تابحال ديده نشده درس خواندن در مسجد را، حد اقل مساوي و در سطح مدرسه بدانند. لذا بايد كه اين سد شكسته شود. تا ببينيم: دنياي امكانات است كه به سوي: آموزش و پرورش سرازير مي شود. 
آن ها كاري كرده اند كه: آموزش و پروش حاضر است در: مكان هاي مخروبه و اجاره اي ، بچه ها را به كلاس بفرستد! ولي در سالن ها و مدرس هاي مساجد نفرستد. لذا تنها راه خصوصي سازي موفق در ايران، استفاده از امكانات مساجد است.
شما ببينيد كه چه امكانات زيادي در: مساجد است و اين نه از لحاظ شرعي درست، و نه از لحاظ بودجه دولتي توجيه پذير است كه: اين امكانات راكد باشد و يا: در  روز فقط يكساعت استفاده شود. در حاليكه  كودكان اين سرزمين، در سرما و گرما، در كپر ها و چادر ها درس بخوانند . آيا اين درست است كه فرش گرم و نرم مسجد، خوراك مور و ملخ و موش شود و: دانش آموزان سه شيفته در كلاس هاي: سرد و بي روح درس بخوانند. و پدر و مادر ها نگران: انحراف فرزندانشان از اصول دين و مذهب باشند؟ 
Privatisation à l'iranienne 
L'Iran est le contexte politique et économique de l'expérience de beaucoup. Mais ces expériences ne sont pas d'accord de l'Ouest et de l'Ouest frappés comme l'ordre de leurs maîtres, il est vilipendé. 
Une expérience iranienne dans le domaine de l'éducation. Il ya des milliers d'années: une grandes écoles anciennes, montrant le développement de la science en Iran, et a développé un système d'éducation solide. Mais l'Ouest et Ouest-frappés, et tous ont jeté: la nouvelle, parvenu lui-même imposé. 
Pour cette raison, la fermeture des écoles et l'école a été ouverte à sa place! Mollah allé à l'école et la place est allé à la professeur. Tablette et stylet disparu, et a été remplacé stylo et crayon. 
Certes, on peut dire que la forme a été modifiée, les modifications de contenu. Lorsque le conteneur est modifiée, la modification serait conteneurisées. En revanche, l'école, les uniformes scolaires sont changés! Au lieu de manches longues, manches courtes et un assez gros pantalons, shorts et lieu de manteau et turban, une barre blanche au lieu de bip casquette de baseball, chapeau, posés côte à côte. Tout ce qui a changé: il n'y avait aucun signe de l'Iran et la culture iranienne. 
École et a frappé la bastonnade: la souffrance, la maladie et la fièvre, la fièvre typhoïde et le choléra! Au lieu de cela, l'école a été remplacé: de nouveaux vêtements, de nouvelles chaussures, livres, jolie et hygiène. Enfants, le tout sous les injections ont augmenté, l'autre personne ne se rappelle pas ce que c'était. 
Il est étonnant entre les deux méthodes d'enseignement: à l'ouest ou à l'est! Parties internes ou externes, certains disent que le gouvernement devrait être de: Toutes les écoles et les écoles détruites. Disent parfois à son retour, mais ils nous ont dit eux-mêmes que l'Occident! Ce n'est pas réel. Si nous évaluons la privatisation bonne, l'écart terribles: nous en déduisons la confusion et de l'ambiguïté. 
Point de vue historique iranien, les principales mosquées sont des lieux d'éducation. Toutes les classes de l'histoire de l'incandescent iranienne et islamique des mosquées et des temples à l'intérieur. Mais apparemment, les mosquées, ont virus ou le droit d'un élève à apprendre la science. S'il s'agit d'une classe ou un programme, des activités parascolaires et a vu aucune valeur scientifique. 
Les vacances scolaires d'été, un peu sur les mosquées, à l'automne, mais pour autant que le jeu et: ​​ou de camping et de loisirs. Jusqu'à présent, il étudie à la mosquée, au moins à un niveau égal à leur école. Doit donc être cassé le projet. A voir: le monde de possibilités que l'éducation peut être versé. 
Ils l'ont fait que l'éducation est dans l'espace locatif vétuste, envoyer les enfants en classe! Mais dans les couloirs et l'enseignant envoie la mosquée. Donc, la seule façon de réussir la privatisation en Iran, en utilisant les mosquées. 
Vous voyez ce grand potentiel dans les mosquées, pas la droite religieuse, non pas en termes de financement public se justifie: Cette installation est stagnante ou en une heure seulement une utilisation de jour. Pendant que les enfants de ce pays, dans le froid et la chaleur, remise et des tentes dans l'école. Est-il vrai que la mosquée est recouvert de moquette et confortable, la nourriture et les sauterelles, les souris et Moore: Les étudiants en classe Mardi: école froid. Et les parents sont inquiets écart par rapport aux principes de la religion sont les enfants?
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۷ نظر(0)

پرشين مارش، مهمترين سرود نظامي فرانسه است.

يكي از خاطراتي كه دكتر حسابي، فرزند پرفسور حسابي تعريف مي كرد، آن بود كه وقتي وارد فرانسه شدند، آن ها را به سان ديدن نيروهاي مسلح فرانسه دعوت كردند، و ايشان همراه پدر در آن مراسم شركت كرد. راهنما به آن ها گفت: اين مهمترين مارش نظامي فرانسه است! و نامش پرشين مارش است. اين مهيج ترين مارش، تركيبي از تمام آهنگ هاي محلي ايران است! زيرا فرانسوي ها مطالعات عميقي در موسيقي محلي ايران دارند، و همه آن ها را از يك ريشه و آن هم، براي آمادگي رزمي مي دانند .

چوب بازي يا حركات نمايشي آن ها هم، همه براي آمادگي در تيراندازي و: شمشير به دست گرفتن يا سپر برداشتن است. ..

البته اين نظريه  كاملا صحيح و مورد قبول است. زيرا كه بزم ايرانيان برخاسته از رزم آنان بوده، و هميشه در صلح مسلح به سر مي بردند.

ايران به دليل منطقه سوق الجيشي، هميشه مورد تاخت و تاز اقوام گوناگون بوده است . يكي از دلايل آن ضعف جمعيتي است، مثلا در قبال روسيه سيصد ميليوني، يا هند يك ميلياردي و چين دو ميلياد نفري، 75ميليون چه مي توانند بكنند؟ جز اينكه هميشه آماده دفاع باشند.

    در جشنواره يا فستيوال موسيقي امسال نيز، اين بحث مطرح شد. در اختتاميه اين فستيوال، قطعه زيبا و پر افتخاري نواخته شد كه: در آن همه الات موسيقي ايراني و: سنتي به كار گرفته شده و: خواننده هاي نواحي به نوبت، ساز حود را مي زدند و آواز محلي را مي خواندند . يك اتحاد نمادين از: تمامي قوميت ها ي ايران در موسيقي شكل گرفته بود.

با اينكه هر كس موسيقي محلي خود را مي شنيد، احساس شادي و شعف مي كرد، ولي در موقع شنيدن موسيقي ديگر اقوام هم، دست كمي از اين لذت ها نداشت.

بعد يكي از اساتيد و نويسندگان كتاب موسيقي، كه برنده جايزه در همين فستيوال هم شده بود، در سخنراني خود گفت: من به عنوان يك محقق موسيقي و: استاد موزيك مي گويم: امروز بالاترين آرزوي خود را در اين صحنه پيدا كردم، و آن هماهنگي تمام موسيقي كشورم، دريك اپيزود بود.

وي گفت به نظر من بايد: سرود ملي ما چنين سرودي باشد. يعني از ساز ها و آواز هاي ايراني، استفاده شود نه اينكه برويم و از ساز هاي بيگانگان، براي عرق ملي خود وام بگيريم.

در اين صحنه، وقتي موسيقي آذري نواخته مي شد، دونفر هم حركات نمايشي داشتند، كه اين دو كاملا حركاتشان حركات نظامي و: تمرينات رزمي بود.  و مانند رقص تمام اقوام ايراني، بر اساس تئوري آمادگي رزمي و جسمي، آن را اجرا مي كردند.

چوب بازي كه در تمام رقص اقوام است، تمرين شمشير بازي است. و بسياري از حركات اين رقص هاي محلي، امروز در قالب كاراته يا جودو قابل مشاهده است.

در حالت كلي ميتوان گفت: نياز انسان به حركات بدني، و اشباع معنوي، يك موسيقي مقدسي را بنا نهاده كه: براي قوام زندگي و نهاد خانواده، و همچنين دفاع از خود و ميهن، تدوين شده است. اما به مرور زمان از خويشتن خويش، جدا شده و اسباب وهن و نابودي اخلاق، در جامعه و فروپاشي خانواده گرديده است.

خانه موسيقي ايران، گرچه دير يا به سختي، ولي به اين رسالت رسيده كه: فرق بين اين دو موسيقي را، از هم تشخيص دهد و بر پايه اولي، پاي كوبد و دومي را، از پايه مردود بداند. و ما اين تولد نوين در علم موسيقي را، كه بايد سرمنشا تحولات جهاني باشد، به تمامي دست اندر كاران: موسيقي كشور  تبريك مي گوييم
 Mars persan, l'hymne de l'armée française. 
Un des souvenirs que langue, un professeur de comptabilité dit les enfants, c'était l'arrivée des Français, ils ont été invités à examiner les forces armées françaises, et il a assisté à la cérémonie avec son père. Aidez-les à dit que le plus important militaire française marche! Marsh est un nom persan. Le plus excitant Marsh, une combinaison de tout de la piste locale! Parce que dans la musique folklorique d'études français-profondeur, et chacun d'eux est une racine, connus pour leur aptitude au combat.
Le bois est en cours de lecture ou montrant de mouvement, tout pour se préparer à la prise de vue et l'épée ou la suppression du bouclier prend. .. 
Bien sûr, cette théorie est tout à fait correct et acceptable. Parties découlant de la guerre parce qu'ils étaient Iraniens, et toujours vécu dans la paix et la sécurité. 
Parce que l'Iran stratégique a toujours été envahi par les différentes races. Une des raisons de la faiblesse de la population, par exemple en Russie trois cents millions, soit un milliard, l'Inde et la Chine, deux milliards de personnes, 75 millions de ce qu'il peut faire? Mais pour être toujours prêt à défendre. 
     Cette année, le festival ou fête de la musique, il a été soutenu. À la fin du festival, la pièce a été jouée assez fier que c'est tous les instruments de musique iraniens: traditionnellement utilisé la voix de domaines, à son tour, la construction de plus et serait également chanté des chansons folkloriques. Une unité symbolique de tous les groupes ethniques ont formé dans la musique. 
Avec sa musique folk que tout le monde pouvait entendre, sentir la joie et le bonheur beaucoup, mais quand d'autres personnes sont à l'écoute de la musique, à un peu de plaisir là-bas. 
Après l'un des professeurs et auteurs de musique, qui fut aussi le gagnant du festival, a déclaré dans son discours: tant que spécialiste de la musique et professeur de musique et dire: Aujourd'hui, j'ai trouvé cette scène de son plus grand souhait, et il coordination de toutes les musiques du pays, a été un épisode. 
Il a dit je dois: cette chanson est notre hymne national. C'est un instrument de musique iranienne et le chant, plutôt que d'aller à l'instrument étrangère, pour la sueur de notre dette nationale. 
A ce stade, quand il a été joué de musique, deux avaient aussi un des mouvements dramatiques, qui sont des mouvements de mouvements et les exercices militaires martiale. Et comme toutes les tribus iraniennes danse, les arts martiaux et la forme physique, selon la théorie, il a été mis en œuvre. 
Collez jeu où tous les gens dansent, l'escrime est pratiquée. De nombreux mouvements locaux de la danse, de karaté ou le judo aujourd'hui sous la forme visible. 
En général, on peut dire que les humains utilisent le langage du corps, et la saturation spirituelle, la musique sacrée, qui a établi pour la cohérence et la vie de famille, et de défendre sa patrie, a été développé. Mais au fil du temps lui-même, l'insulte et isolé et Jouets détruire la moralité dans la société et l'éclatement de la famille a. 
Iran Maison de la Musique, mais tôt ou difficile, mais c'est cette mission que la différence entre la musique du diagnostic basé sur les premier, deuxième sentinelles de la jambe, fondamentalement rejeter. Et nous avons la naissance de la science moderne musical, qui devrait être une source de l'évolution mondiale, à tous les agriculteurs concernés: Félicitations à la musique country.
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۷ نظر(0)

انسان ها، آدم هاي عجيبي هستند! همديگر را مي كشند، ولي دلشان براي موش ها تنگ مي شود. و مي خواهند بدون خون ريزي، شهرشان را تسليم موش ها بكنند.

شهرداري تهران 2ميليارد ريال خرج: مبارزه با موش مي كند و: شهردار بوشهر به ازاي هر موش تحويلي 15000ريال مي پردازد، ولي خانم برومند با صد ميليارد ريال،چهره هاي دوست داشتني و عروسك هاي زيباي آن ها، مي خواهد شهر را تحويل آن ها بدهد. وبعد شهر دار تهران را شهردار موش ها مي كند! و كليد طلايي شهر را به دكتر قاليباف مي دهد.

البته اينكه از صاحبان اصلي شهر موش هاي اجازه نگرفته، و به قول كار گردان قبلي آن حتي يك پيامك هم نزده، نبايد به سادگي گذشت. اما اين وظيفه شاكي  و متشاكي و: مواد استنادي و قوانين موضوعه است. وليكن موضوع مهمتر اين كه، موش  موجودي دو زيست است. هم مي تواند در زير زمين و: د رتاريكي زندگي كند. و هم ميتواند در هواي ازاد زندگي نمايد. هم براي مظلوم نمايي! بسيار موجود مناسبي است.

موش كثيف را شستن و: يك موش دوست داشتني درست كردن، كاري است كه فقط از يك انسان بر مي آيد! و اين موضوع تراژدي عصر ما است. كه البته گناه هيچكس نيست، بلكه گناه زمانه است كه دروغ كثيف را، يك پوليتيك زيبا و هنرمندانه ميداند. حقوق بشر را يك: تبعيض آشكار بين مردم اسرائيل و فلسطين مي بيند.

   عصر ما پر شده از: قشنگ جلوه دادن تمام كثافت ها، و كثيف جلوه دادن تمام  زيبايي ها. پشم آلو بودن براي انسان زشت است! و بايد با تيغ به جان او افتاد. ولي براي سگ زيبا است!بايد آن را شست و عطر زد و بعد هم، بوسيد و در بغل گرفت و: بجاي بچه از آن بهره برداري كرد.

گربه كه بي چشم و رو است، و هرچه بدهي بخورد باز هم چنگ مي اندازد، ديگر نبايد او را دور كرد! بلكه بايد گرفت حمام برد و: ليف و صابون زد و بعد بالاي طاقچه گذاشت، و بهترين قسمت گوشت را كه آدم ها، دستشان نمي رسد به او داد. حتي براي او لباس هاي گرانقيمت خريد و: در مسابقات شركت داد.

  بيماري آنقدر اپيدمي دارد كه : هر كشوري يكي از اين ها را نماد گرفته است. و اين يعني اينكه از: انسان بودن خود پشيمان است! و دوست دارد حيوان باشد، و بجاي تكامل، به عقب برگردد. مردم انگلستان با انتخاب شير درنده و: وحشي به عنوان نماد، پادشاه خود را شير يا سلطان جنگل ناميدند! جنگل كه به واسطه قانون جنگل آن، هميشه مورد بغض بشر بود. بشر از جنگل مي ترسيد، و از آن فرار مي كرد و: در ميان دشت و كوه براي خود خانه مي ساخت. ولي حالا برعكس شده بود، بايد به جنگل برمي گشت  و از: بدگويي هاي خود توبه مي كرد!

خر يا الاغ كه تا ديروز يك فحش بود، حالا نماد يك حزب در آمريكا مي شود. و باعث افتخار كه چنين حيواني را، طلا  باران كنند و در ميان مردم با احترام ببرند . احترامي كه براي انسان ها هم قايل نيستند. كركس و لاشخور! هم نماد حزب رقيب مي شود تا درنده خويي و آپار تايد هرگز فراموش نشود. خوك كثيف كه از مدفوع خود تغذيه مي كند، حيوان زيبا و دوست داشتني شود كه حتي بايد آن را خورد! و از مدفوع و فضولات او مايه پنير ساخت.

و يا گاو كه الهه جمعي شود، و در خيابان ها به جولان بپردازد. و هركه را خواست زير پا له كند، و هرجا را خواست مدفوع بريزد و: كسي جرات نكند چيزي بگويد. چراكه اين گاو مقدس است. و اين حيوانيت عصر ما است
Chez les animaux ou chez les humains? 
Homme, les gens sont étranges! Tuer l'autre, mais ils peuvent être réduites à des souris. Et ils veulent sans saignement, la ville se rendit le font les animaux. 
La municipalité de Téhéran de deux milliards dépensés lutte contre les souris, et le maire de Bushehr par souris livré 15.000 rials offres, mais les femmes en Iran avec une centaine de millions de dollars, le visage aimé et poupées sont belles, il veut la ville pour livrer leur je le ferai. Ville de l'époque, le maire de Téhéran des souris! Et la clé d'or de la ville sur le tapis de médecin. 
Les propriétaires d'origine des animaux qui ne sont pas autorisés, et comme une manipulation précédente cargaison n'est même pas un message de texte doivent être transmis facilement. Mais il est du devoir du demandeur et du matériel Mtshaky est cité et les lois. Mais la question la plus importante est, est rats vivant inventaire. Pourrait aussi souterrain: vivre dans l'obscurité. Et il peut vivre en plein air. Le pouvoir des opprimés! Il est très bon. 
Lavage rat sale: une souris, faire l'amour, quelque chose qui sort juste d'un homme! Et c'est la tragédie de notre époque. Bien sûr, la faute de personne, mais les mensonges de défaut, ère sale, une belle et artistique Pvlytyk sait. Droits de l'homme et une discrimination entre les faces israéliens et palestiniens exposés. 
    Notre soirée était pleine de spectacle ringard tout de saleté, et spectacle sale toute la beauté. Plum laine être humain est laid! Et il est tombé à la vie de la lame. Mais le chien est beau! Doit laver et les parfums et ensuite couru, étreint et embrassé Au lieu d'exploiter les enfants. 
Il est l'œil du chat, et la dette tenant toujours les lancers, il ne devrait plus être éteint! Il était de prendre un bain: fibre et au savon et ensuite rendus sur la corniche, et la meilleure partie de la viande à la population, ils ne pouvaient pas l'atteindre. Même pour lui et d'acheter des vêtements coûteux dans les participants au tournoi. 
   Les épidémies de sorte que chaque pays a l'un des symboles. Cela signifie que l'être humain est de se repentir! Et aime les animaux, et la place de l'évolution, revenir en arrière. Les gens au Royaume-Uni avec un choix de prédateur de lait: le symbole sauvage, le roi lion ou le roi de la jungle l'appelait! Forêt par la loi de la jungle, il était toujours sur la voix humaine. La peur humaine de la forêt, et s'est ensuite enfui, et dans les plaines et les montagnes de construire leur propre maison. Mais c'était tout le contraire, il devrait revenir à la forêt, et de son abus ne se repentir! 
L'âne ou le cul, qui, hier, était une malédiction, devenu un symbole des États-Unis est partie. Et la fierté qu'un tel animal, une pluie d'or, et les gens les respectent. Ne pas envisager le respect de l'homme, aussi. Les vautours et les buses! L'icône sera en compétition parti a férocité et Appareil Tide jamais être oublié. Sales porcs nourris les excréments d'un animal qui ne devrait même c'était très agréable! Présure lui faire les selles et le fumier. 
La déesse de la vache et le collectif, et dans les rues pour les afficher. Et celui qui foule aux pieds la volonté, et où les déjections tombent et a demandé: qui n'ose pas dire quoi que ce soit. Parce que la vache est sacrée. Et l'animalité de notre ère. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۵۳ نظر(0)

اجرای وحیدحیدری در وصف داعش : جماعتیست که افعی به سر بپیچیدند- عبای زهدریا روی دوش پوشیدند- حسین جنس طلا با فساد میجنگد - یزید جنس ضعیف است باز میزنگد : بیا به حرمت جان رضا قسم بخوریم –زاختلاس گران و زمین خوران ببریم -رضا حکایت سم همان جماعت بود- که راه دزدیشان دزدى ولایت بود- که جای حضرت مولا علی امام شدند - شکمبه های پر از انگل وحرام شدند  - جماعتی که رضا کشته اند اینهایند - که دزد هاى سرگردنه همین جایند- قضات مفسدفی الارض بر علیه خدا- زدند تیغ به فرق علی همین اینها -   قیام را زتمام عموم دزدیدند - به ریش حضرت مهدى به نیش خندیدند- حسین مثل طلابافسادمیجنگد- یزید جنس ضعیف است باز میزنگد

 

داعش نقشه حمله به مکه، در روز عید قربان دارد. براساس گزارش خبرنگار ماهین نیوز، آنان به کمک بندر بن سلطان، سلاح های خود را در نزدیک مکه، مخفی کرده اند و در روز عید قربان، به یاران خود تحویل می دهند، تا در درون مکه به زائران، حمله کنند و خانه خدا را از بین ببرند.

موضوع از انجا شروع شد كه: بن سلطان را عزل كردند. ولی او آنقدر قوی بود كه: بسیاری از افراد و سلاح ها را برای خود نگه داشت.

براساس گزارش منتشر نشده، بندر بن سلطان چند بار مخفیانه، به موصل رفته و با سران قبایل صحبت كرده. و در ظاهر آن ها را به حج دعوت نموده، اما در عمل قرار است: نیروهای زبده به عنوان زائر به مكه اعزام شوند، و در ساعت س در اوج شلوغی مكه، تظاهرات مسلحانه به راه بیاندازند.

البته تعداد زیادی هم ، در مرز عرعر مستقر هستند كه: دارای سلاح های سنگین تری هستند. ماموریت آنان این است كه : بعد از تظاهرات مسلحانه وارد میشوند و : تا خانه خدا را خمپاره و موشك باران كنند. و در مسجد النبی هم نبش قبر كنند، و جسد پیامبر را به بقیع منتقل كنند، تا بتوانند همه را تخریب نمایند.

برخی از این نقشه ،از قول ابوبكر البغدادی منتشر شده است، ولی برخی دیگر منتشر نشده .

به گزارش ماهین نیوز ، در آخرین ملاقات بندر بن سلطان با ابوبكر بغدادی، به وی توصیه كرد خود را خلیفه مسلمین بخواند! و به وی قول داد برای انتقام از آل سعود، تا آخرین گام با آن ها همراه خواهد بود.

به نوشته تحلیل گر ماهین نیوز، این اولین اقدام بر علیه خاندان سعودی نیست، بلكه اغلب شاهزاده ها مایل هستند: برعلیه سعودی مبارزه كنند . اما موضوع مهم این است كه این شاهزاده ها، نیت خود را در ابتدا علنی نمی كنند. لذا با كمك سعودی ها تجهیز می شوند، ولی وقتی قدرت پیدا می كنند، نیت واقعی خود را بیان می كنند! و از آن به بعد سعودی ها، به آمریكایی ها دستور می دهند كه: این مهره های سوخته را نابود كنند.

چه در قضیه بن لادن و صدام، و چه القاعده و جبهه النصره و: دیگر دست نشاندگان عربستان، این سرنوشت را دیده ایم.اما این بار بندر بن سلطان تجربه دیگری دارد. ولی او هم  با اینكه مشاور شد، ولی شاه سعودی به او شك كرد.

به گزارش ماهین نیوز از آمریكا ، تماس های مكرر شاه سعودی با اوباما، و دستورات صریح او برای ازبین بردن داعش، چندان مورد قبول آمریكا نبود. زیرا آن ها بندر بن سلطان را می شناختند. اما با وساطت رئیس جمهور جدید مصر، این موضوع مورد قبول واقع شد. مصر وعده داد كه این بار آمریكا، تنها نخواهد ماند و: شش كشور شورای همكاری و نیز تركیه و انگلیس و فرانسه ، اسرائیل و مصر در كنار آن ها خواهند بود. به همین دلیل اتحاد علیه داعش شكل گرفت.

دلیل اینكه ایران به این اتحادیه دعوت نشد، در ابتدا به امتناع ایران نسبت داده می شد، ولی بعدا متوجه شدند كه ایران این بازی را بلد نیست! یا نمی خواهد در میدان آن ها بازی كند.

Carte du gouvernement islamique × pour attaquer la Mecque. 

 

Vahid Heydari décrit la mise en œuvre d'un Etat islamique: l'ASP pour le manteau de la congrégation de la piété et de l'hypocrisie Pyjyd Nd porté sur les épaules de la guerre contre la corruption comme l'or Nd H d - d Yazid sexe est faible cloche d'ouverture: Venez à l'honneur de John R. manger par les lobbyistes -à partir de la pulvérisation au sol et la congrégation de l'histoire Reza Khvran prendre le chemin de leur vol-la province de vol qui était l'imam de Hazrat Imam Ali - MRT rempli de parasites et ont interdit - ce sont les communautés qui avoir tué R. - bandit qui vole des juges corrompus sur terre × épistémologie donc contre Dieu, ils sont de la même lame dans différents Ali - un soulèvement de toutes les personnes a été volé - la barbe du Mahdi Hussein Nd ri comme de l'or à mordre la corruption et la guerre d Yazid fait un peu cloche d'ouverture 

 

Dash prévoit d'attaquer × Mecque, le jour de l'Aïd al-Adha. Selon des reportages × Mahin, ils aident à Bandar bin Sultan, ses armes près × Mecque, ils se sont cachés dans le jour de l'Aïd al-Adha, ses compagnons sont livrés aux pèlerins à La Mecque ×, attaqué la maison de Dieu. éliminer. 

 

Depuis le début de Bin Sultan a été déposé. Mais il était si forte que beaucoup de ces armes sont gardées pour elle-même. 

 

Rapport inédit, Bandar Ben Sultan secrètement à plusieurs reprises, à × Mossoul et a parlé avec les chefs tribaux. Et apparemment, il a invité le pèlerinage, mais dans la pratique est la suivante: les forces d'élite déployés en tant que pèlerin à la Mecque ×, et au sommet de La Mecque, × protestations armées il. 

 

Cependant, beaucoup sont également situé sur la frontière du ciel qui sont des armes plus lourdes. Leur mission: Après avoir saisi les protestations armées: mortier et à la roquette-les à la maison de Dieu ×. Et la mosquée du Prophète exhumé, et son corps a été transféré à la Baqi ', de les détruire tous. 

 

Certaines de ces cartes, les mots d'Abu Bakr al-Baghdadis est publié, mais certains sont inédits. 

 

Mahin Nouvelles rapporte à la dernière réunion avec Abu Bakr Baghdadi Bandar bin Sultan, le calife des musulmans, il lui a conseillé de lire! Et il a juré de venger la al-Saoud, la dernière étape serait associé avec eux. 

 

Selon l'analyste Mahin Nouvelles, la première action contre la dynastie saoudienne, mais la plupart du prince veut: lutter contre Saoudite. Mais la chose importante est que ces princes, son intention a été initialement pas été rendues publiques. Il est équipé d'aide Arabie, mais quand ils accèdent au pouvoir, ils ont exprimé leurs véritables intentions! Et puis, les Saoudiens, les Américains ordonné que: Il a brûlé dans le dos. 

 

Quelle histoire de Ben Laden et Saddam Hussein, et al-Qaida avant et Alnsrh: Un autre marionnettes saoudiens, nous avons vu ce sort. Mais cette fois, c'est une expérience différente Bandar bin Sultan. Mais même si il a été consultant, mais il doute le roi saoudien. 

 

Le Mahin Nouvelles des Etats-Unis, le roi Saoud a répété les appels d'Obama et de ses ordres explicites pour enlever Dash, donc ce n'était pas acceptable pour les États-Unis. Parce qu'ils savaient Bandar bin Sultan. Mais par le nouveau président égyptien, il a été accepté. Egypte a promis que cette fois aux États-unis ne sera pas seulement six pays du Conseil de Coopération et de la Turquie, la Grande-Bretagne, la France, Israël et l'Egypte, parmi eux sera. Donc, ils ont formé une alliance contre l'Etat islamique. 

 

En raison de cette association n'a pas été invité, d'abord attribué à l'Iran refuse, mais plus tard, a estimé qu'il ne sait pas de ce jeu! Ou ne jouera pas dans le domaine. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۴۸ نظر(0)

براي اين هفت تا ده روز گذشته، بايد ديد جديدي به ملت ايران پيدا كنيم. و اين ديد در مورد امنيت پايدار در ايران است . رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيمارستان بودند، و مسئولين دفاتر ايشان هم مشغول رتق و فتق امور، ديد و بازديد ها و انجام مراحل بيمارستاني . رئيس جمهور محترم  هم در خارج از كشور بوده، مسئول نهاد رياست جمهوري و ديگران هم، مشغول تنظيم برنامه ها و سخنراني هاي ايشان .

   وزير امور خارجه هم  در راه ژنو بود! و كليه حواس ها جمع اين رفت و آمد بود، كه اشتباهي پيش نيايد و: گزگ به دست منتقدان داخلي و خارجي ندهند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم، متوجه داعش و اوضاع عراق بود تا: كابينه عراق بموقع تشكيل شود و: داعش نتواند به ايران حتي نگاه چپ بكند. 

توجه كنيد كه اگر يكي از اين حوادث، حتي در كشورهاي پيشرفته به زعم آقايان، اتفاق مي افتاد كافي بود كه: شرايط اضطراري اعلام شود. و وضعيت قرمز امنيتي برقرار گردد. بسياري از رئيس جمهور ها، در سفرهاي خارج بودند كه: كودتا برعليه آن ها انجام گرفت. يا بسياري از رهبران همينكه بيمار مي شدند، امنيت جامعه هم به خطر مي افتاد.

اما ديديم كه نه تنها هيچ چالش و تنشي، روي نداد بلكه مردم منسجم تر و دل رحم تر شدند. اين نشان مي دهد كه مملكت ما، صاحب دارد و آن صاحب مواظب اين مردم و مملكت است. صاحبي كه( لا تاخذه سنته و لانوم!) نه خسته مي شود و نه خوابش مي برد. خداي سبحان بهترين و بالاترين نگهبان ايران است و: از ابتدا هم بوده:

در آرزو نامه  داريوش بزرگ هم آمده كه: خدايا ايران را از دشمن ،خشكسالي و دروغ نگهدار. كورش هم در وصيت نامه خود از: خدا مي خواهد ايران را از سه بلا نگهدارد: دشمن خشكسالي و دروغ.

و ما ديديم از موقعي كه در ايران، دروغ زياد شد خشكسالي آمد و: ايران هم تجزيه شد و به شكل امروزي در آمد. لذا  تنها راه بازگشت به ايران بزرگ: زمان داريوش و كورش، دعا كردن و از خدا كمك خواستن است. همانطور كه رسم نياكان ما بوده است.

البته سه تئوري امنيتي ديگري، در اين زمينه مطرح هست كه: به آن اشاره مي شود: يكي از آن ها مشابه تئوري قبلي، اما در سطح نازله آن يعني : نظارت معصوم ع تكيه دارد و مي گويد: ادامه  آرامش و امنيت دركشور، با وجود غيبت عناصر اصلي از صحنه سياست، نشان مي دهد دست غيبي امام زمان ؛ پشت ماجرا هست و ايشان پشتيبان ملت ايران است. همانطور كه اين كشور را، كشور صاحب الزمان مي دانيم.

دو تئوري ديگر تئوري كلاسي، و تئوري رضايت است. در تئوري كلاسي مي گويند : اگر مي خواهي يك كلاس، در غيبت معلم ساكت باشد، قد بلند ترين و شلوغ ترين شاگرد را مبصر كنيد! وقتي كسي كه هميشه شلوغ مي كرد، مبصر شود ديگر كسي نيست كه شلوغ كند!

ولي تئوري رضايت بيان مي كند كه: مردم از حاكميت در شرايط موجود راضي هستند. و به كسان ديگري اجازه عرض اندام نمي دهند. يا كس ديگري، بعنوان مخالف وجود ندارد كه: بخواهد دنبال فرصت براي ضربه زدن باشد.

   مثلا در همين زمان در تيم فوتبال، و ليگ برتر ايران، درست عكس اين قضيه اتفاق افتاد. علي دايي سرمربي تيم پرسپوليس، طبق معمول بر سر تمرين  حاضر شد . ولي ناگهان ديد حميد درخشاني، رهبري تيم او را به دست گرفته! بعد اشك او در آمد و گفت: حداقل يك پيامك مي زديد تا من سر تمرين نيايم! با تمام اين شگرد ها، و با اينكه درخشاني هم در اولين بازي خود درخشان ظاهر نشد، باز كسي علي دايي را دعوت به كار نكرد..  

Sécurité en Iran 

Pour les sept à dix derniers jours, nous devons trouver de nouvelles informations sur l'Iran. La vision d'une sécurité durable en Iran. Le guide suprême de la révolution islamique dans les hôpitaux, et leurs bureaux sont en charge des affaires, et était en visite à l'hôpital. Cher président à l'extérieur du pays, l'institution de la présidence et d'autres sont en train de planifier leurs programmes et conférences. 

    Ministre d'État à Genève! Le trajet a été recueillie et tous les sens, et éviter les erreurs: GZG aux critiques étrangers et nationaux n'ont pas. Gardiens de la Révolution iraniens de la Révolution islamique, l'avis était Dash et en Irak: Le gouvernement irakien et dûment constituée: Dash gauche ne regarde même pas à l'Iran. 

Notez que si l'un de ces événements, même dans les pays développés, selon les hommes a eu lieu était suffisant que l'état d'urgence est déclaré. Et la sécurité est un état rouge. Beaucoup de président, le Voyage étrangers, c'est que c'était contre le coup d'Etat. Dès qu'ils étaient malades ou plusieurs dirigeants, la sécurité de la communauté était en danger. 

Mais nous avons vu que non seulement le défi du stress, mais les gens là-bas étaient plus cohérente et plus compatissant. Cela montre que notre pays, son propriétaire et le propriétaire prennent soin des personnes et des pays. Les propriétaires qui (La Takhzh Snth et Lanvm!), Pas fatigué, pas la tuer. Allah est le plus grand et le meilleur des Gardiens: La première fois: 

Darius viennent également avec le souhait que l'Iran est l'ennemi de Dieu, de la sécheresse et de l'entretien de Lie. Cyrus dans son testament: la volonté de Dieu pour garder les trois fléaux: la famine et les mensonges de l'ennemi. 

Et nous avons vu quand l'Iran a été étendu à sec: l'analyse de la forme moderne de revenu. La seule façon de revenir à l'Iran grand temps de Darius et Cyrus, prier et demander l'aide de Dieu. Comme cela a été la coutume de nos ancêtres. 

Cependant, trois autres la théorie de la sécurité à cet égard est qu'il se réfère à l'un d'eux semblable à la théorie précédente, mais dans les buses, à savoir: la surveillance repose infaillible Imam dit à la paix et la sécurité dans le pays, avec malgré l'absence des principaux éléments de la politique, montrer à Gheibi Imam est derrière l'histoire et il est un partisan de la nation iranienne. En tant que pays, nous savons que le Seigneur de l'âge. 

Deux autres théories de théorie de la salle de classe, et la théorie est satisfaisante. En théorie, la classe dit: Si vous voulez une classe, l'absentéisme des enseignants est calme, grand et plus le plus achalandé étudiant de moniteur de lui! Lorsque la personne qui a été toujours bondé, contrôler l'autre personne qui est occupé! 

La théorie de la satisfaction affirme que les gens sont satisfaits de l'état actuel de la règle. Et d'autres ne permettent pas de défi. Ou bien, comme il n'y a pas d'opposition qu'il sera à la recherche d'une occasion de frapper. 

    Par exemple, dans le même temps sur l'équipe de football, et la ligue en Iran, tout le contraire qui s'est passé. L'entraîneur Ali Daei Persepolis, l'exercice habituel était terminée. Mais soudainement vu une brillante Hamid, chef d'équipe, il a pris! Après ses larmes et dit au moins un SMS qui n'a pas eu à ma pratique! Avec toutes ces techniques, et avec l'éclat étincelant à son premier match n'apparaît pas, la personne n'a pas invité Ali Daei. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۴۷ نظر(0)

بيمه تامين اجتماعي همگاني

تنها راه حل مبارزه با بيكاري است.

طبق قانون، بيمه كردن همه افرادي كه كار مي كنند، اجباري است و كساني هم كه :كار نمي كنند بايد بيمه بيكاري بگيرند.

بنا بر اين جامعه ما داراي دو دسته مردم هست: يا كار مي كنند يا نمي كنند. آن هايي كه كار مي كنند، بايد بيمه شوند و آن هايي كه كار نمي كنند، يا نمي توانند كار كنند بايد: از مزاياي بيمه استفاده كنند. لذا اينهمه تبليغات براي بيكاري، يا تصويب بودجه هاي كلان براي اشتغال، لازم نيست بلكه فقط بايد:دايره  شمول بيمه تامين اجتماعي را، كامل كرد كه حتي بيمه سلامت را هم، شامل مي شود.

    بايد قبول كرد كه در ايران، ملت مانند خانواده دولت است. نمي شود هروقت دولت كار دارد، از ملت كار بكشد ولي وقتي ملت كار دارد، بگويد رديف نداريم! بودجه نداريم آئين نامه نداريم . البته خيلي ها پر رويي مي كنند، و مي گويند قانون نداريم!

چطور؟ قانون داريم همه بايد راي بدهند! همه بايد خدمت سربازي كنند، همه بايد از مملكت با جان ومال خود دفاع كنند! ولي قانون نداريم آن ها تحت پوشش در آمد هاي دولت باشند؟ و از محل در آمد دولت ممر در آمدي داشته باشند؟

واقعيت اين است كه دولت در ايران، از همه دولت هاي دنيا حجيم تر، و بزرگ تر است و: كاري هم نمي شود كرد. زيرا برداشت مردم از دولت در ايران، با ديگر كشورها فرق مي كند. در تمام كشورها، مردم با دولت خود سر جنگ دارند. و برعليه آن شورش مي كنند.

    ولي درايران رهبري را مانند: پدر خانواده دوست دارند. و دولت را نان آور خود مي دانند. و اين در روايات اسلامي هم هست: كه (المال مال الله و الخلق عيال الله) مردم مانند خانواده خدا هستند. و خدا متكفل روزي آن ها است. و دولت در ايران هم، مشروعيت خود را از خدا مي گيرد. و نبايد تصور كرد كه: اين مشروعيت فقط سياسي است و: جنبه اقتصادي و رفاهي ندارد.

برابر آمار رسمي 4ميليون: كارمند دولت 4ميليون كارمندان لشكري، و 6ميليون بازنشسته لشكري و كشوري هستند. اگر هركدام 4نفر تحت تكفل داشته باشند56ميليون نفر، فقط از دولت درآمد دارند. اگر مدد جويان كميته امداد و بهزيستي را هم، اضافه كنيم، فقط 10ميليون نفر از اين دايره بيرون مي مانند. بنابراين همه بيكاري ها و سخت گيري ها، براي اين ده ميليون نفر است . خدا را خوش نمي آيد اين: ده ميليون نفر هم بيمه نباشند.

    البته اين ده ميليون نفر هم، مدارك غيرقانوني خواسته شده از بيمه را ندارند! والا شرايط بيمه شدن را دارند. آن ها اغلب در كار هاي خانگي، و مشاغل زير زميني هستند، و بالاخره زندگي خود را مي گذرانند. ولي سازمان تامين اجتماعي، از آنان مجوز كار و: اجاره نامه داراي كد رهگير مي خواهد!

واگر هم نياورند، بدون آنكه آن ها را بيمه كند، سال به سال جريمه مي كند و اگر جريمه ها راهم ندهند، هرماه 2درصد بهره يا جريمه دير كرد مي گيرد. و خلاصه كاري مي كند كه: زير زميني ها زير زميني تر و: كم در آمد ها بي خانمان تر شوند.

وقتي دولت به بيش از 16ميليون نفر، حق بيمه سهم كار فرما مي دهد، و آنان فقط با پرداخت 7درصد، بيمه تامين اجتماعي مي شوند، يا 8ونيم درصد بيمه باز نشستگي مي شوند، گناه اين خرده پاها كه: روي پاي خود ايستاده اند، آواره كردن آن ها نيست. دولت بايد همه را به: يك چشم نگاه كند. 

L'assurance de la sécurité sociale pour tous 

La seule solution est de lutter contre le chômage. 

Selon la loi, toutes les personnes qui travaillent assurance est obligatoire et ceux qui ne travaillent pas à obtenir l'assurance-chômage. 

Nous avons donc deux groupes de personnes dans la société est la suivante: soit qu'ils travaillent ou non. Ceux qui travaillent, ont une assurance et ceux qui ne travaillent pas ou ne peuvent pas travailler ne doit pas utiliser les avantages. Donc, beaucoup de propagande pour le chômage ou de gros budgets pour l'emploi, mais n'est requise: cercle, y compris les assurances, la sécurité sociale, l'assurance maladie est même terminée, sont inclus. 

     Nous devons reconnaître que la nation iranienne est comme une famille pour l'état. Chaque fois que le gouvernement ne fonctionne pas, mais quand les gens font est de tuer des gens pour le travail, dire la ligne ne sera pas! Nous n'avons pas le règlement du budget. Le surnageant est très complet, et ils disent qu'il n'y a pas de loi! 

Comment? La loi, nous devons tous voter! Tout le service militaire, ils doivent défendre leurs biens de la vie à la campagne! Mais ce n'est pas la loi de l'Etat a été couvert? Et l'endroit était la source de leur revenu? 

Le fait est que le gouvernement iranien, les gouvernements du monde plus volumineux et plus grand est: ne faites pas ça. Parce que la population du gouvernement iranien, avec les autres pays est différent. Dans tous les pays, les gens se sont battus avec leur gouvernement. Et ils se sont rebellés contre lui. 

     Mais le guide suprême de l'Iran comme père comme ça. Et soutiens de leur état. Ceci est rapporté par Mouslim: le (la femme Alkhlq publique Mal Allah et Allah) est la famille de Dieu. Et c'est dispositions des extraits de Dieu. Le gouvernement iranien et sa légitimité vient de Dieu. Et ne doit pas supposer qu'il s'agit d'un Seul politiques légitimes: aspects économiques et pas de protection sociale. 

4 millions de fois les chiffres officiels: 4 millions de fonctionnaires, militaires, civils et militaires, et 6 millions sont à la retraite. Si les personnes à charge auront 4 personnes, 56 millions de personnes, que leur revenu du gouvernement. Si vous aidez les demandeurs de secours et de bien-être, ajouter seulement 10 millions de personnes restent sur ​​le cercle. La dernière chômage et gravité, pour les dizaines de millions de personnes. Dieu n'accueille pas les dix millions de personnes ne sont pas assurés. 

     Bien sûr, les dizaines de millions de personnes, documents d'assurance demandés ne sont pas illégaux! Sinon, les conditions de leur assurance. Ils travaillent souvent à la maison et d'affaires sol, et enfin passent leur vie. Cependant, la sécurité sociale, ils travaillent permis et louer un code de suivi aurait! 

Même si elles ne le font pas, l'assurance sans eux, année après année, et si l'amende n'est pas assez pénalités, intérêts ou pénalités de 2% par mois sera trop tard. Et un résumé de ce travail: les caves et les souterrains: plus faible revenu et sans-abri. 

Quand un Etat a plus de 16 millions de personnes, l'employeur de la contribution de la prime, et ils paient seulement 7 pour cent, les assurances, la sécurité sociale, ou huit et demi pour cent de la retraite assurée sont rendus coupables de petites jambes que sur son propre stand, pas les déplacer. Le gouvernement devrait faire un regard de l'œil. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۷ نظر(0)

يكي از معضلات امروز جامعه ما، وجود دختران ازدواج نكرده در: سنين 30تا 35 سالگي است. كه اصطلاحا به پير دخترها مشهور هستند.

تنها راه نجات آن ها هم ، ازدواج اجباري يا رندوم است.

در زمان پيامبر هم، وقتي ايشان مي ديد كه دختري ازدواج نمي كند، در مسجد حاضر مي شد و: از سوي آن دختر از پسران خواستگاري مي فرمود.

علت ايجاد 7ميليون دختر دم بخت هم ، به موارد زيادي برمي گردد.يكي از آن ها كمبود مردها است.زيرا با شروع انقلاب اسلامي، محيطي به وجود آمد كه ديگر مردم، نمي ترسيدند فرزندشان دختر باشد. لذا دختر زا ها ارج و قرب پيدا كردند. و حتي در برخي جاها، روايت نقل مي شد : يكي از نشانه هاي آخرالزمان، دختر دار شدن زياد علما و: افراد با ايمان است.

 با زياد شدن تولد دخترها، آمار روند قبلي به هم خورد و: تعادل جديد هم ايجاد نشد . يكي از علل نبود تعادل،  بي توجهي پدران به تربيت فرزندان بود. كه البته معلول عواملي چون: شرايط انقلاب و جنگ بود. اكثر كساني كه مومن بودند، صاحب فرزند دختر مي شدند و: از اين قضيه شادمان هم بودند .بعد هم لازم مي شد، سريع به جبهه مي رفتند. و يا در فعاليت هاي انقلابي شركت مي كردند. لذا دقيقا عمر پير دختر ها، به عمر انقلاب است. يعني معمولا بالاتر از سي و پنج سال ندارند. البته اهميت دادن به دختر ها، رشد فمينستي و تغيير فرهنگ را هم، به دنبال داشت.تغيير فرهنگ ها به اين دليل بود كه: ديگر پسر زا بودن برتري محسوب نمي شد .

از نظر اسلام و احاديث هم همينطور است. فرقي بين تولد دختر و پسر نيست و: همانطور كه باب شده بود، مي گفتند مهم نيست دختر باشد يا پسر، مهم سالم بودن نوزاد است. و اين احترام ها براي برخي ها، توهم به وجود آورد و: با توجه به موقعيت اجتماعي به دست آمده، از لحاظ تحصيل و شغل، به يك ناسيوناليسم جنسيتي يا: اپار تايد فمينيستي روي آوردند. و واقعا امر بر آن ها مشتبه شد كه: دوران مرد سالاري به پايان رسيده و: دوران زن سالاري يا زن ذليلي آغاز شد.

    اكنون به يك تعادل در اين زمينه نزديك شديم، و ديگر از شعار هاي تند فمينيستي خبري نيست. و بهترين راه ارامش فكري جامعه، تسليم در برابر احكام الهي است. كه نه مرد سالاري است، نه زن سالاري به گفته استاد شهيد مطهري، هر تساوي عدالت نيست و: هر عدالتي به معني تساوي نيست. شايد برابري مثلا بين بزرگ و كوچك، ظلم بر آن ها باشد.

اكنون كه جو آرام شده، بايد فكري براي 12 ميليون جوان عزب كرد. البته مشوقها تا بحال استفاده شده، ولي كافي نيست. براي انجام هركاري دوبال نياز است: تشويق و تنبيه. استفاده يكطرفه از تشويق، باعث همين توهمات مي شود. صمد بهرنگي مي گويد : وقتي بچه اي در كلاس شلوغ كرد، بايد او را سرجايش بنشانيم، نه اينكه روي سرمان بگذاريم.

حالا هم وقتي به جوان ها مي گوييم: وام ازدواج مي دهند! آن ها مي گويند:واقعا وام ازدواج،  پول پيش خانه يا :خرج عروسي و يا خريد جهيزيه را كفاف مي دهد؟ لذا هرنوع مشوقي، كارايي خود را ازدست داده و: بايد قسمت تنبيهي آن مورد توجه قرار گيرد . خيلي از دختران يا پسران مي ترسند، خواستگار كنند! لذا خواستگاري از سوي آنان لازم است. يا خيلي از آن ها قبلا هم خانه شدند، نامزدي كرده اند! كه  به دور از چشم خانواده بوده. اجبار آن ها به ازدواج، باعث ازبين رفتن اين ترس از خانواده مي شود. بنظر مي رسد بايد مانند: زيپ دو طرف نر و مادينه را به صف كرد! و با يك واسطه آن ها را بهم جوش زد
Pathologie vieilles filles 
Un des problèmes dans notre société d'aujourd'hui, les jeunes filles non mariées dans la tranche d'âge de 30 à 35 ans. Communément appelé les vieilles filles. 
La seule façon de sauver leur mariage est obligatoire ou aléatoire. 
A l'époque du Prophète, quand il a vu que la jeune fille ne se marie pas, était présent à la mosquée: le prétendant est dit que les filles que les garçons. 
Lucky 7 millions de filles font la queue pour le lot arrière. Un de la pénurie d'hommes en raison de la poste au début de la Révolution islamique, il y avait un environnement où d'autres gens n'ont pas peur d'être son fils. Donc, elle a trouvé une cause d'honneur et d'estime. Et même dans certains endroits, on racontait des histoires: un signe de l'apocalypse, la fille du haut clergé et le peuple de la foi. 
  Avec beaucoup de la fille d'anniversaire, a été perturbé les tendances et les statistiques précédentes: New Balance était là. Une des raisons pour le manque d'équilibre, manque d'attention à l'éducation des enfants avaient des parents. Toutefois, en raison de facteurs tels que: la révolution et de la guerre. La plupart de ceux qui étaient croyants qui étaient les filles de l'affaire étaient heureux qu'il était nécessaire Après rapidement allé à l'avant. Ou participaient à des activités révolutionnaires. Donc, elle est juste la vieillesse, l'âge de la révolution. C'est généralement pas plus de trente-cinq ans. L'importance des changements féminins et féministes et culturelles de l'époque, a été suivie. Changer les cultures parce que l'autre gars était pas la cause de la supériorité.
Islam et Hadith trop. Différence entre les garçons et les filles ne sont pas nés: Comme Bob a été dit, c'est que aucun garçon de matière ou fille, le bébé est en bonne santé. Et le respect des autres, l'illusion créée, et en fonction de leur position sociale est obtenue, en termes d'éducation et d'emploi, à un sexe ou de la nationalité: féministe vent a tourné les rouleaux. Ils sont apparus afin que vraiment: la période patriarcale terminé: la femme ou la femme avilie démocratie ont commencé. 
     Maintenant, nous étions près de l'équilibre dans ce domaine, et autre radical nouvelles des slogans féministes. La meilleure façon de la paix de l'esprit, de céder aux commandements de Dieu. Qui n'est ni patriarcale ni féminin professeur Motahari dit, pas tous de la justice égale et chaque justice ne sont pas tout aussi important. Peut-être que l'égalité entre les petits et grands, par exemple, est une injustice pour eux. 
Maintenant, l'ambiance est détendue, l'esprit doit être célibataire pour 12 millions de jeunes. Les mesures ont été utilisées, mais pas assez. Deux ailes ont besoin de faire quelque chose: l'encouragement et à la punition. Utilisation unilatérale de mesures incitatives, ce qui incite les mêmes illusions. Behrangi Samad dit que lorsque l'enfant dans une salle de classe bondée, nous devons lui montrer le poste de ne pas être mis sur nous. 
Maintenant, quand les jeunes disent: Les prêts sont mariés! Ils disent le mariage est vraiment un prêt, avance de trésorerie ou à la maison: verser une dot à la mariée ou acheter le contour? Par conséquent, des mesures incitatives, ont perdu leur efficacité et doivent être considérés comme faisant partie de la peine. Beaucoup de filles ou de garçons craignent leur prétendant! Par conséquent, il est proposé par eux. Et beaucoup d'entre eux étaient déjà à la maison, ont nommé! Qui était loin de la famille. Ils sont obligés de se marier éliminer la peur de la famille. Il semble inclure à la fois mâle et féminin tyrolienne les! Grâce à ébullition et remuez-vous! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۷/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۶ نظر(0)

حج وسيله و: محل بيعت گرفتن.

خداوند حج را براي تقويت: وحدت اسلامي و جهاني قرار داده است. تا به وسيله آن هم منافع مادي و: هم معنوي مردم تامين شود. و اين براي خاص مسلمانان هم نيست. و براي ناس يا عموم مردم است. لذا بايد ديد كه ايا روح واقعي حج، دريافت شده يا نه.

در زمان دكتر شريعتي ، شخصي بود به نام حاجي كافي، كه حسينيه اي درست كرده بود درنزديكي محل فحشا تهران، البته شخص محترمي بود و اغلب مردم تهران هم، او را مي شناختند و اكنون نيز برخي نوار هاي او، در درسترس مردم است . يكي از وظايف او فحش دادن به دكتر شريعتي بود!

اما دكتر شريعتي از اين موضوع، اصلا ناراحت نبود! حتي در ازمايشگاه كلماتولوژي! آن ها لااله الا الله كه: به خط كوفي و مشابه نقوش قبر مولانا، بر كتاب دكتر شريعتي نقش مي بست، آنان مي گفتند عمر و ابوبكر است!و مثلا او را سني معرفي مي كردند.

از دكتر پرسيدند چرا از دست كافي شكايت نمي كني؟ گفت حرف او مهم نيست و اثر ندارد، چون اگر اثر داشت، حداقل همان مركز فساد نزديك خودش را مي بست! البته بعد از انقلاب اسلامي، آن مركز فساد بسته شد و:آرزوي دكتر بر آورده شد، و حتي اكنون در تايلند هم، شهر گناه را از بين برده اند.

منظور از نقل اين مطلب آن است كه در حج، يا كنفرانس يا هرچيز چيزي شبيه ان، فقط شعار وحدت دادن يا: برائت از مشركين به راه انداختن كافي نيست،

بلكه بايد اثر خود را بگذراد. الان هشتاد سال است ايراني ها مكه ميروند، و بقيع را مي بينند! ولي تاكنون كاري نكرده اند. نه اينكه نخواسته اند، بلكه هوس دنيايي نگذاشته است. شايد به قول شريعتي وجود مركز فساد، در كنار حسينيه لازم باشد؟ تا ثابت كند اثري ندارد!

تمام ايرانيان كه به زيارت مي روند، ميدانند كه بقيع را وهابيون و سعودي ها خراب كرده اند. و هنوز هم در حال خراب كردن هستند. و در روياي تخريب مسجد پيامبر هم هستند. تا آن را هم خراب كرده و: پيامبر را نبش قبر كنند و: در همان خرابه بقيع،  گمنام دفن كنند. ولي هيچ كاري نمي كنند بماند، دست بوس آل سعود و وهابيون هم هستند.

به اسم وحدت مي گويند: قران وهابيون را مرجع قرار دهيد! تا نگويند شيعيان قران جداگانه دارند. مگر قران به خط حضرت علي نداريم؟ چرا بايد قران شيعيان، به خط عثمان طه باشد؟ كليه احكام وهابيون را فقط براي: مباحثه لازم مي دانند و لا غير! آيا احكامي كه دروغ بودن و بدعت بودن آن، آشكار است بايد دستشان را ببوسيم؟ حتي بخواهيم با آل سعود رابطه: همسر گزيني هم داشته باشيم؟

بگذريم، يكي از  مسائل فراموش شده، از ترس وهابيون مسئله بيعت است. كه پيامبر هم در زمان خود، اين ترس را داشت ولي، آيه غدير آمد و ايشان را ملزم به: اخذ بيعت براي امير مومنان كرد. اكنون كه ما شاء الله بنياد: بين المللي غدير را داريم، چرا در مكه براي رهبر مسلمين جهان، بيعت گرفته نمي شود.

نگوييد معلوم نيست! اين اظهر من الشمس است كه: در دنياي امروز تنها امام خميني ره، رهبر جهان بود و بعد از ايشان هم، آيه الله خامنه اي دام عزه و متعه الله بطول عمره . چرا برخي فكر كنند سوادشان بيشتر است؟ و يا زمان آن نرسيده؟ يا بهانه هاي ديگر؟ الان دنياي اسلام چشم به نداي: وحدت از كنگره بزرگ و: جهاني حج بسته است. علماي سراسر دنيا به آن جا مي آيند، چرا اميرالحاج كشورهاي ديگر، همه كار مي كنند ولي، معرفي رهبر واحد و: اخذ بيعت را مطرح نمي كنند؟ 

Hajj signifie: prendre le serment d'allégeance. 

Hajj Allah pour renforcer l'unité du monde islamique. Il a également un intérêt important: le spirituel peut être fourni. Ce ne sont pas les musulmans en particulier. Et le NAS ou le grand public. Donc, pour voir si le véritable esprit du Hadj est reçu ou pas. 

Au moment de Shariati personne nommée assez Haji, qui était juste à côté où la prostitution Hoseinie'e de Téhéran, Téhéran, cependant, et la plupart des gens sont honorables personne, et maintenant il savait certaines de ses bandes, disponible dans le public. Une de ses tâches était Shariati jure! 

Mais Shariati cette question, ne vous embêtez pas! Même en laboratoire Klmatvlvzhy! Motifs similaires tombeau de Rumi, le Livre de la Shariati mort, Omar et Abou Bakr dit eux est, par exemple, a présenté son âge. 

Le médecin a demandé, pourquoi ne pas vous obtenez suffisamment de plaintes? Il a dit qu'il ne se soucie pas et ne fonctionne pas, parce que si elle a été causée, au moins à proximité du centre de la corruption elle-même est mort! Cependant, après la révolution, il a été fermé et le Centre corruption: Dr désir a été satisfait, et même maintenant, en Thaïlande, Sin City ont été détruits. 

Le but de cet article est cité dans le Hajj, ou quelle que soit la conférence ou quelque chose comme ça, juste l'unité ou la devise: acquittement n'est pas suffisant pour lancer le groupe, 

Il devrait fonctionner sur Bgzrad. La Mecque, les Iraniens sont maintenant quatre-vingts ans et Baqi voir! Mais jusqu'à présent, n'a pas fonctionné. Non pas qu'ils n'ont pas demandé, mais ne pas occulter le monde. Peut-être les mots du Dr Shariati existence de la corruption dans le Hoseinie'e besoin? Preuves pour le prouver! 

Tous les Iraniens vont visiter, savent que les wahhabites et les Saoudiens ont détruit Baqi. Et encore sont en panne. Rêver de la mosquée du Prophète sont détruites. Il était si mauvais et tombe et dans les ruines Baqi du Prophète, l'enterrement inconnu. Mais il ne restera rien, la Maison des Saoud et les wahhabites sont embrasser. 

Au nom de l'unité, par exemple, les wahhabites Autre référence la place du Coran! Pour dire les chiites du Coran séparer. Ali n'avait pas le Coran? Pourquoi le Coran chiite Osman Taha est la limite? Toutes les commandes wahhabites que pour la discussion est nécessaire et pas la! Sont les phrases qui sont fausses et hérétiques, il est clair pour Bbvsym mains? Vous voulez encore une relation avec la Maison des Saoud: La femme ont également une sélection? 

Par ailleurs, l'un des problèmes les plus négligés, la question de l'allégeance a peur des wahhabites. Un prophète en son temps, mais la peur, et il Verset Ghadir tenus d'assister à l'hommage au commandant des fidèles. Maintenant que nous avons si Dieu le veut Fondation internationale Ghadir nous, en tant que dirigeants du monde musulman à la Mecque, hommage ignorée. 

Il est difficile de dire! L'opale est évident: Aujourd'hui, juste Imam Khomeini, le leader du monde et de les afficher ensemble, l'ayatollah Ali Khamenei, bétail concubine Azza et longueur Omra. Pourquoi certains pensent que l'utilisation de l'alphabétisation est plus élevé? Ou il pas temps? Ou une autre raison? Je me réjouis de la voix du monde musulman: l'unité de la grande Congrès: paquet mondiale Hajj. Les savants du monde entier à venir, car Amyralhaj d'autres pays, mais tout le travail, et les chefs d'unité: ne suggèrent pas faire allégeance? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۶ نظر(0)
Les coopératives: les propriétaires de cinéma dans les pays islamiques. 
   Certains, comme une pieuvre sur: le cinéma iranien a rattrapé que ne sont pas acceptables pour les gens, et leur vie sont en déclin. Mais il ne s'arrête pas la mort du cinéma se à mort, attaché et ils pensent si ça va être un film! Cette illusion est, apparemment, pas tous aujourd'hui, Askar Ali parla de nouveau: la force de ce genre de chose était! 
     Ce mec n'est pas un à-dire: le développement de la résistance iranienne, est un grand péché. Si vous et je vous promets: votre groupe vont de la Maison du cinéma, l'Iran est le monde du cinéma. Et vous verrez le Home Cinema: Le Cinema Foundation et d'autres institutions, comme des frères ensemble, leur synergie. 
Comme certains d'entre vous penser: Army Corps ou les jours de la révolution, qu'ils doivent soit un corps ou d'armée! Les deux ne peuvent être dans un pays. L'imam a dit que le corps d'armée de l'armée de Dieu. Aujourd'hui, le cinéma et les salles de cinéma, qui sont concurrents les uns des autres ont manqué. Organisations de fonction, lieu public sous la haute autorité, et est soumis au ministère. L'assemblée Maison du Cinéma de l'école de cinéma. La fonction du ministère du Travail. 
      Comme vous le feriez manquer analystes à la radio et à la télévision, tout cela au nom de la série de films, mais pour vous-même, vous aussi vous voulez aider la cause du gouvernement, le nom du film que vous vous présentez. Le gouvernement pourrait s'il vous plaît faire toutes sortes d'aide, mais cela ne gêne pas ou le contrôle: les fonds publics où l'argent est dépensé! Après deux à Gander: Yng • h représente le cinéma iranien au monde, envoyer et appeler avec: l'histoire des services de cinéma, alors que rien, mais la trahison. 
    Le film peut être: de larges horizons s'ouvrent devant le cinéma iranien. Un des meilleurs horizons, malgré la dissidence, la création de coopératives dans les pays islamiques ou le monde des propriétaires de salles de cinéma. Le ministre de la Culture et de l'Orientation islamique, qui est favorable à une telle pensée ne peut être engagée dans d'autres pays et l'Organisation de la Conférence islamique, la commercialisation de cinéma iranien. 
La première étape dans cette direction est que le représentant du cinéma iranien, n'est pas détruite par des dissidents. Caractéristique du Conseil Central, la plus haute autorité dans le pays, devrait être dans le monde de défi. Et au lieu de mendier à Hollywood, comme l'Inde, où Bollywood est d'établir bois est excellent. L'Inde a réussi à Bollywood: défi Hollywood, mais pas à cause de l'idéologie, reste orienté dans les mêmes vêtements de mode et se déshabillent. 
Mais le cinéma iranien, est soutenu par une grande histoire et le territoire. Culture iranienne avec des écrivains et des poètes tels que grand, ne fait pas la chose de Ferdowsi. Ferdowsi, le plus grand rénovation du bâtiment du scénario de l'Iran. Avec toutes les compétences: la maîtrise complète de la poésie, ainsi que tout le montage. Présente les personnages, et même pour eux la salle! Qui est Où en scène. 
Cinéma iranien décent et moral, a sa place parmi le public, et le monde qui sont fatigués de la violence, à la recherche du confort de l'éthique. Le film voit son refuge. Il doit être permis, et: un guide pour les fonctionnaires et: ​​Culture, commencent leur excellent travail.

ايجاد تعاوني : سينما داران كشورهاي اسلامي. 

  عده اي مثل اختاپوس بر: سينماي ايران چنگ انداختند كه: مورد پذيرش مردم نيستند، و عمرشان رو به زوال است. ولي آن ها دست بردار نيستند و: مرگ خودشان را به مرگ سينما، گره زدند و فكر مي كنند اگر: آن ها بروند سينما هم مي رود! اين توهم آن ها، گويا تمامي ندارد و همين امروز، بازهم عسكر پور صحبت از: مقاومت و اين جور چيزها مي كرد! 

    يكي نيست به اين اقا بگويد: مقاومت در مقابل پيشرفت سينماي ايران، گناه بزرگي است. من قول مي دهم اگر تو و:باند تان از اين خانه سينما برويد، دنيا براي سينماي ايران گلستان مي شود. و خواهي ديد كه خانه سينما و: سازمان سينمايي و بنياد ها ونهاد هاي ديگر، مانند برادر در كنار يكديگر، هم افزايي خواهند داشت.

تفكر شما مانند برخي عناصر: نظامي سپاه يا ارتش در روزهاي:  اوليه انقلاب است كه مي گفتند: يا بايد سپاه باشد يا ارتش! دوتا نمي توانند در يك كشور باشند. ولي امام خميني فرمودند: ارتشي و سپاهي دو لشكر الهي. اكنون نيز سازمان سينمايي و خانه سينما، رقيب يكديگر نيستند كه جاي همديگر را تنگ كرده باشند . ساز مان سينمايي، مكاني دولتي و زير نظر بالاترين مقام ها، و تابع وزارت ارشاد است. ولي خانه سينما تجمع صنوف سينمايي است. وتابع وزارت كار.

     فقط تنگ نظراني مثل شما كه در: صدا و سيما هم، همه سريال ها را بنام اهالي سينما، ولي  براي خودتان مي گرفتيد، اينجا هم مي خواهيد كمك هاي دولتي را، بنام خودتان به سينما ارائه دهيد. يعني مي فرماييد دولت همه گونه كمك بكند، ولي دخالت يا نظارت نكند كه: پول بيت المال كجا خرج مي شود! بعد هم دو تا آدم نادان  را به عنوان: نماينده سينماي ايران به ينگه دنيا، بفرستيد و اسمش را بگذاريد: خدمات سينما به تاريخ ايران، در حاليكه بجز خيانت چيز ديگر نيست.

   سازمان سينمايي مي تواند :افق بسيار وسيعي در مقابل سينماي ايران باز كند. يكي از بهترين افق ها، عليرغم دگر انديشان،  ايجاد تعاوني سينما داران كشورهاي اسلامي يا جهاني است. وزير فرهنگ وارشاد اسلامي هم، كه خود حامي چنين تفكري است، ميتواند در كشورهاي غير متعهد و: سازمان كنفرانس اسلامي، براي سينماي ايران بازار يابي كند. 

اولين گام در اين راه اين است كه: نماينده سينماي ايران، از سوي برخي دگر انديشان تخريب نشود. سازمان سينمايي كه در شوراي مركزي خود، بالاترين مقام هاي كشوري را دارد، ميتواند در تمام دنيا عرض اندام نمايد. و بجاي گدايي در هاليوود، مانند هندوستان كه باليوود دارد، اقدام به ايجاد عالي وود نمايد . هند اكنون با باليوود خود توانسته: هاليوود را به چالش بكشد، اما چون داراي ايدئولوژي نيست، در همان مد لباس و شو هاي عريان گرايانه ماند. 

ولي سينماي ايران، يك تاريخ و سرزمين بزرگ را پشتوانه دارد. فرهنگ ايراني با نويسندگان و: شاعران بزرگي چون فردوسي، چيزي كم نمي آورد. فردوسي بزگترين سناريو نويس تاريخ ايران است. كه با چيره دستي تمام و با: تسلط كامل بر شعر، تمام دكوپاژ ها را بخوبي شرح مي دهد. شخصيت ها را معرفي مي كند، و حتي براي آن ها ميزانسن مي كند! كه چه كسي در كجاي صحنه قرار دارد. 

سينماي محجوب و اخلاقي ايران، جاي خود را دربين مخاطب باز كرده، و دنيا يي كه از خشونت خسته شده، به دنبال اين آرامش اخلاقي است. و پناه خود را دراين سينما مي بيند. لذا بايد اجازه داد و: راهنمايي كرد تا مسئولين دولتي و: متوليان فرهنگي، كار عظيم خود را شروع كنند.

 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۰۵ نظر(0)

لزوم صدور سينماي ايران.

عده اي ناتوان، سكان صدور فيلم هاي ايراني را، به دست گرفتند و با ارسال قيلم هاي ضعيف و: مسئله دار حتي صداي وزير ارشاد را هم در آوردند! از آنجايي كه جناب وزير محترم،  ايده ها نو و خوبي براي سينما دارند، لذا ما نيز پيشنهاد خود را در اين راستا ارائه مي دهيم.

بايد دانست كه سينما در ايران، برخلاف دگر انديشان و گذشته نگران، بسيار فعال و پويا است. تا جايكه امروزه ما شاهد اشباع توليد سينمايي هستيم. در هر كوي و برزن، يك سالن سينما ساخته شده و: هر مدرسه و دانشگاه و بيمارستان و..در سالن خود فيلم سينمايي نشان مي دهند. خانه ها پر است از سي دي فيلم هاي سينمايي؛ و عكس هنرمندان معروف.

مردم ايران نام رئيس جمهور يا وزير ارشاد را، شايد بلد نباشند! ولي حتما ستاره هاي سينما را مي شناسند. اخيرا نيز سريال هاي خانگي چندان فراوان شد كه: كارگردان هاي نامي چون: مير باقري و كمال تبريزي را هم، به ورطه خود كشيد. اكنون هيچ سوپري، در هيچ كوچه پس كوچه اي نيست كه: فيلم ها و سريال هايش به روز نباشد!

حتي راننده اتوبوس ها، براي سرگرم كردن مسافران خود، از اين سي دي ها استفاده مي كنند.

سينماي ايران نجيب و اخلاقي است، هرچند آن ها كه دگر انديش هستند، كاري جز مسخره كردن ندارند، ولي سينما، مخاطب خود را پيدا كرده و ميرود كه كاملا مردمي شود .

ما مي بينيم كه حتي خانه سينما هم، از برج عاج نشيني خسته شده و: در جشن امسال سينما، آن را به ميان مردم برده و: در شش شهر بزرگ نيز برنامه خواهد داشت.

خبرنگار ما در اين جلسه، خواستار باز شدن جبهه خارج از كشور، براي خانه سينما شد.زيرا بسياري از اعضا خانه سينما و: بازيكران و هنرمندان در خارج زندگي مي كنند. و نمي توان همه آن ها لزوما غير اخلاقي يا ضد اخلاق خواند. شايد برخي از آن ها در فضاسازي معاندين، ناچار از بروز برخي بداخلاقي ها باشند، تا جايزه اي بگيرند! ولي اگر روند رو به رشد سينماي ايران، جايگاه خود را در جهان پيدا كند، اين چند نفر نيز ايزوله خواهند شد.

ما شاهد هستيم كه وزير محترم ارشاد: اقاي علي جنتي كه خود، از مبارزان خارج از كشور بوده اند، و قبل از انقلاب اسلامي بسياري، از كشورها را رفته اند، از نفوذ سينماي ايران به خارج از مرزها، دفاع مي كند. ايشان مي گويد: چه اشكال دارد كه فيلم هاي ايراني ، در تمام سينماهاي جهان به نمايش در ايد؟

و اين دور از ذهن نيست. زيرا سينماي ايران جاي خود را در دنيا پيدا كرده، و سوژه هاي اخلاقي آن، نياز جامعه جهاني امروز است. ممكن است استيلاي ضد احلاقي هاليوود، كار ورود سينماي ايران را با مشكل روبرو كند. ولي اين مهم نيست، زيرا آسمان سوراخ هاي فراواني دارد(والسماء ذات الحبك) و: راه رسيدن به خدا به عدد خلايق است!

لازم نيست از همان راهي كه، آن ها رفتند ماهم برويم، چرا كه هميشه با لگد پراني آن ها مواجه خواهيم شد! سينماي ايران هم مانند ملت ايران، بايد حركت جهشي را تجربه كند. و ميانبر هاي حضور در جهان را پيدا كند. از نظر فيلمنامه و داستان هم هيچ كمبودي نداريم:

در جلسه بسيج محلاتي هم گفته شد: مثلا در زمان جنگ 29نفر پشت جبهه فعاليت مي كردند: تا يك نفر بتواند تير اندازي كند. نقش اين 29نفر هنوز سينمايي نشده! و هنر سينما وظيفه دارد به: اين نقش ها هم بپردازد كه خود، گنجينه اي براي فيلمنامه نويسان ايراني خواهد بود.
 
Besoin d'exporter le cinéma iranien. 

Certaines personnes handicapées, problème de gouvernail de films iraniens, ont été obtenus par la faiblesse et de digitalisation: ministre de la Culture dans les deux étaient problématique même entendre! Comme l'Honorable ministre, de nouvelles idées et un bon film, afin que nous puissions offrir des suggestions à cet égard. 

Cinéma iranien est à noter que, contrairement à la dissidence et l'inquiétude, est très actif. Là où nous sommes aujourd'hui, nous voyons une saturation de la production cinématographique. Le centre commercial a une salle de cinéma et toutes les écoles et le collège et l'hôpital, etc dans votre chambre film spectacle. Maison plein de CD, films et photos d'artistes célèbres. 

Le nom du président ou du ministre de la culture, peut-être qu'ils ne savent pas! Mais vous savez stars de cinéma. Récemment, la série a été une super petite maison qui n'en nommer des directeurs comme de Kamal Tabrizi Mir Bagheri, l'emmena dans l'abîme. Pas d'épicerie, pas de rue n'est pas que ses films et séries à ce jour! 

Même le chauffeur de bus, à l'amusement de ses passagers, l'utilisation de CD. 

Iranienne noble et morale, même ceux qui sont dissidents, mais ne soyez pas ridicule, mais le cinéma a trouvé son public et sera très populaire. 

Nous voyons que même la Maison du cinéma, une tour d'ivoire était épuisé et dans la célébration de ce film, c'est le peuple, et dans six grandes villes ont également des programmes. 

Notre journaliste lors de la réunion, a appelé à l'ouverture de l'avant à l'étranger pour de nombreux membres de la Chambre de cinéma, et Home Cinéma Shd.zyra: acteur et artiste vivant à l'étranger. Et ne peut pas lire tout cela nécessairement contraire à l'éthique ou immoral. Peut-être que certains d'entre eux des ennemis dans l'espace, il est inévitablement un certain accès de colère, pour obtenir un prix! Mais si le processus de croissance cinéma iranien a sa place dans le monde, ceux-ci seront quelques cas isolés. 

Nous voyons que le ministre de la Culture, M. Ali Jannati leurs combattants ont été hors du pays, avant la révolution islamique de nombreux pays ont disparu, l'influence iranienne au-delà des frontières de la défense. Elle dit: Qu'est-ce qui ne va pas avec ce que les films iraniens dans tous les cinémas monde s'affiche? 

Il n'est pas exagéré. Le cinéma iranien a trouvé sa place dans le monde, et le sujet moral, la nécessité pour la communauté internationale aujourd'hui. La domination de Hollywood de l'anti Ahlaqy peut travailler dans le cinéma iranien avec le problème. Mais cela n'a pas d'importance, parce que le ciel a de nombreux trous () et le chemin de Dieu est de créer de la valeur! 

Il n'est pas nécessaire de la même manière, nous irons où ils sont allés, parce que nous serons toujours confrontés à une grimace! Cinéma iranien comme l'Iran, si l'expérience du mouvement d'éjection. Trouvez les raccourcis dans le monde. Il ne manque pas de scripts et des histoires: 

Mobilisation dans les localités mentionnées: par exemple, pendant la guerre, 29 personnes travaillaient derrière le front si une personne pourrait être en tournage. 29 personnes n'ont pas encore rôle au cinéma! Et le cinéma est de la responsabilité de ce rôle est de faire participer votre trésor sera le scénariste.

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۰۰ نظر(0)

يكي از دلايل رشد تروريسم در جهان، وجود سلاح هاي آمريكايي در دست تروريست ها است. و اين نشان مي دهد سلاح مانند: اسباب بازي به دست جوانان داده مي شود. و آن ها به خيال اينكه در واركرافت! بازي مي كنند يا كانديشن زيرو هستند، شروع به آدم كشي مي كنند !

آن ها درست مثل قهرمانان: بازي هاي رايانه اي، لباس مي پوشند و مانند آن ها اسلحه دست مي گيرند و: مانند همان ها آدم مي كشند. آن هم نه يكي نه دوتا! كه سريال آدم كشي راه مي اندازند. بنابر اين تروريسم يك مثلث است كه: با دوضلع بازي هاي رايانه اي، و كارخانجات اسلحه سازي تكميل مي شود. در واقع بازار يابي سلاح، بوسيله بازي هاي رايانه اي انجام مي شود. زيرا اغلب تروريست ها نوجوان هستند، و از مهمترين گيمر هاي دنيا هم مي باشند.

سود كلان اين بازي ها را كارخانه ها مي برند، لذا بايد براي از بين بردن تروريسم، فقط كارخانه هاي سلاح از بين برود. با ازبين رفتن اين كارخانجات، ديگر كسي نيست با پول هاي باد آورده، اسپانسر بازي هاي رايانه اي از اين نوع شود. و خود بخود بازي هاي رايانه اي هم، روند بهتري پيدا كرده و: تروريسم ريشه كن خواهد شد.

ما در روايات هم داريم كه: امام زمان عج وقتي ظهور كند، با شمشير مي جنگد. يعني كليه سلاح ها بايد نابود شود، تا ايشان ظهور كند. و مهمترين وظيفه منتظران هم، از بين بردن كار خانجات اسلحه سازي در: آمريكا و اروپا و اسرائيل مي باشد.

همانطور كه ميدانيم، دكترين نظامي ايران، داشتن و ساختن سلاح اتمي را حرام مي داند. لذا اولين سري از سلاح ها و: كارخانجاتي كه بايد از بين برود، بمب اتم ها است كه البته بسيار ساده است.

بيش از دهها هزار موشك با كلاهك هسته اي، در سراسر جهان وجود دارد! و اين ها از زمان جنگ اول و دوم جهاني، ساخته و انباشته شده است. يعني مردم دنيا در زميني زندگي مي كنند كه: بر روي موشك هاي هسته اي بنا شده است! بيش از 90 درصد اينها از دور خارج شده اند. يعني يا مواد سوختي آن ها فاسد شده، يا رمز ها و پسورد هاي آن فراموش، يا دست به دست شده يا: سازندگان و مخفي كنندگان آن مرده اند. يا در آن ها خرابكاري شده است. لذا براساس تئوري هاي انبار داري، قابل استفاده نيستند و فقط: جنبه نمايشي و يا ترساندن دارند.

از ده درصد باقيمانده نيز 9 درصد، در تشكيلات ارتش ها گم شده اند! يعني قابل استفاده فوري نيستند، و بايد براي استفاده آنها يا قابل استفاده كردن آن ها، هزينه هاي فراواني شود و: چون دولت آمريكا و اروپا بحران زده هستند، قادر به انجام اين هزينه ها نيستند.

درواقع فقط يك درصد آن ها قابل استفاده است. البته اين يك درصد هم خيلي زياد است، و به بيش از هزار عدد مي رسد. كه استند باي هستند. با انفجار يكي از اين هزار تا، ميتوان زنجيره اي، بقيه را نيز در معرض انفجار قرار داد.گرچه بهترين راه خنثي كردن آن ها، با دستكاري است. واين كار نياز به همكاري متخصصين دارد. يعني آن ها بايد تا مي توانند، در اين موشك ها خرابكاري كنند.

به همين روش هم سلاح هاي ديگر، غير قابل استفاده هستند. يعني در واقع جهان فقط: با يك درصد سلاح ها، به اين وضع آشوب زده رسيده. و از بين بردن اين سلاح ها، فقط نياز مند به راه انداختن: نهضت نابودي كارخانه هاي سازنده آن است. زيرا با نابودي كارخانجات، ديگر سلاحي وجود ندارد تا : در دست تروريست ها قرار گيرد. در نتيجه كشورهايي هم كه فقط دكترين دفاعي دارند، نيازي به ساخت اسلحه نخواهند داشت.  

Campagne: détruire les usines d'armement. 

Une des raisons de la montée du terrorisme dans le monde par des armes américaines dans les mains de terroristes. Cela indique que des armes comme un jouet donnés aux jeunes. Et dire que le Wiki! Nulle sur le jeu ou sont-ils en train de l'homicide! 

C'est un peu comme les champions: Jeux PC, s'habiller, etc Ce sont des armes comme les gens que je tue. Et pas un, pas deux! Le lancement de l'homicide de série. Donc, le terrorisme est un triangle avec deux côtés de jeux sur ordinateur, et termine une usine d'armement. Les bras de commercialisation sont effectués par les jeux informatiques. Parce que la plupart des terroristes sont jeunes, et ils sont les meilleurs joueurs du monde. 

Ces jeux sont énormes profits à la société, par conséquent, pour éradiquer le terrorisme, usines d'armes disparaissent. Pour laver les plantes, pas l'autre avec la manne de trésorerie, un sponsor de ce type est des jeux informatiques. Et les jeux informatiques ont leur propre, avait mieux d'aller le terrorisme sera éradiqué. 

Nous avons également rapporté que l'Imam Mahdi se dégage quand il se bat avec une épée. Cela signifie que toutes les armes doivent être détruites dès qu'elles apparaissent. Et attendre la tâche principale de la destruction d'une usine d'armes aux Etats-Unis, en Europe et en Israël. 

Comme nous le savons, la doctrine militaire de l'Iran, la possession illégale d'une arme nucléaire connaît. La première série d'armes: les plantes doivent être détruites, la bombe est évidemment très simple. 

Sur des dizaines de milliers de missiles avec des ogives nucléaires dans le monde! Ce sont les première et deuxième guerres mondiales, et a accumulé. Cela signifie que les gens qui vivent dans un pays qui est construit sur ​​un missile nucléaire! Plus de 90 pour cent d'entre eux ont été supprimés. Ce qui est mauvais ou le carburant ou qui oublient leur mot de passe et le mot de passe, ou les mains, ou: le secret de ses créateurs ont disparu. Ou est-ce vandalisme. Par conséquent, sur la base de la théorie de stockage ne ​​peut être utilisé et que la représentation de l'image ou avoir peur. 

Les dix pour cent restants de 9 pour cent, l'armée avait été perdu! Ce n'est pas l'usage immédiat, et doivent les utiliser ou de les utiliser, la fréquence et les coûts: l'Amérique et l'Europe en crise parce que les gouvernements ne sont pas en mesure de faire ces coûts. 

En fait, un seul d'entre eux peut être utilisé. Un tel pourcentage est très élevé, et il semble plus d'un millier de pièces. Qui sont en attente. Avec l'explosion de l'un des milliers peut être enchaîné, les autres ont été exposés à l'explosion. La meilleure façon de les neutraliser, pour être manipulée. Ce travail nécessite la collaboration d'experts. Dire qu'elles devraient être en mesure de saboter les fusées. 

De la même manière les autres armes, sont inutiles. C'est en effet le monde juste par un pour cent, les armes, la situation était chaotique. Et d'éliminer ces armes, ne nécessite mener fabricants Mouvement détruire. Avec la destruction d'usines, il n'y a pas d'autre arme dans les mains de terroristes ainsi. En conséquence, les pays ne sont doctrine défensive, ils auront besoin de construire une arme. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۳ نظر(0)

چگونه جهان به آرامش مي رسد؟

امروزه جهان در حال گذراندن دوره: پر اشوب و كشتار وسيع مي باشد. مردم دنيا از اين وضعيت ناراحت هستند، و دنبال راه حلي مي گردند و فكر مي كنند: بسيار مشكل است در حاليكه، بسيار ساده است و ميتوان دنيايي : بدون جنگ و كشتار داشت. و آن اينكه كارخانجات اسلحه سازي: آمريكا و اروپا نابود شود.

يعني اگر يك شب امريكا، از خواب بيدار شود و ببيند ديگر اسلحه اي براي: فروختن ندارد آن روز، روز ارامش دنيا است. و اين كار هم شدني است. كافي است فقط يك نفر از افراد : حساس حفاظت آن جا يك تصميم درست بگيرد.

يك بررسي ساده نشان مي دهد كه: مردم دنيا بر سه دسته هستند: يا اسلحه مي سازند يا آن را، به كار مي برند يا از آن مي ترسند! طبيعي است اگر اسلحه اي ساخته نشود، به كار هم نمي رود و: كسي هم از آن نمي ترسد.

به همين جهت بايد مردم تصميم خود را بگيرند . اگر به يك عده يا حزب خاصي، ماموريت بدهيم همين وضعي مي شود: كه الان است، هركدام ديگري را متهم مي كنند! و آخر هم نه دزد معلوم است، نه دزد برده.

  اما اگر همه مردم مسئول باشند، مانند يك سيستم بازخورد پيدا مي كنند: اگر قطعه اي خراب شد، فوري جايگزين مي شود. به همين جهت در اسلام حكمي است به نام: واجب كفايي، يعني اگر كاري بر زمين مانده باشد، بر همه واجب است آن كار را انجام دهند. ولي اگر يكنفر يا چند نفر آن را  انجام داد، از دوش بقيه برداشته مي شود.

اكنون نيز در هركجاي دنيا، جنگ و ترور و كشتار است، براي اين است كه: سلاح هاي آمريكايي و اروپايي، به فروش برود! لذا اگر آمريكايي ها، سلاحي براي فروش نداشته باشند، جنگي هم اتفاق نمي افتد. و براي اين كه سلاحي نباشد، يك برنامه ساده پيشنهاد مي شود.

اعضا حفاظت كارخانه هاي اسلحه سازي، اولين كساني هستند كه مورد توجه مي باشند. آن ها اغلب يا خنگ هستند يا ترسو! البته برخي هم سود پرست. ولي همه اينها علاج دارد. يك روز كافي است كه اين ها، با خود فكر كنند: آيا اينهمه مردم دنيا كشته مي شود، به آن ها چه مي رسد؟ فقط يك شغل يا يك در آمد. پس چيز ديگري نيست. فكر كنيد كه يك نفر براي اينكه، شغل داشته باشد يا كمي در آمد، بايد مردم دنيا را به كشتن بدهد.

شايد اين مردم دنيا، همان برادران و خواهران، يا فاميل هاي خودتان باشد. و اين در آمد شما از نظر خدا و: قانون الهي و وجدان كاري حلال نيست. يعني شما در واقع، با خون ديگران زندگي مي كنيد. اگر خون كسي ريخته نشود، شما در آمد نداريد!پس بياييد يكبار هم شده، انتقام اين چندسال بي خبري و: بي وجداني را بگيريد و: يكي از زاغه هاي مهمات را نابود كنيد.

شما مي دانيد اين كار، بسيار ساده است. فقط روي خنگ بودن شما، حساب باز كرده اند. البته آن ها اين كلمه را، به كار نمي برند! بلكه معادل آن مي گويند: شما يك مشت آدم هاي بي اراده هستيد! و مثل ساعت كار مي كنيد، يا مثل ماشين دقيق هستيد! چون آن ها مي دانند اگر، يك روز شما فكر كنيد، يا يك تصميم جديد بگيريد، همه كارخانه هاي اسلحه سازي از بين مي رود.

زيرا كافي است يك كارخانه، به وسيله شما منفجر شود،زيرا  در آن ها همه چيز آماده انفجار است. فقط يك شعله مي خواهد و: اگر اين شعله روشن شود، دنيا روي اسايش مي بيند. پس بياييد يك روز هم شده و: براي يك بار هم كه شده، آدم باشيد نه ماشين. مطمئن باشيد وضع شما هم بهتر مي شود. 

Comment dans le monde que la paix? 

Aujourd'hui, le monde passe: plein de chaos et de destruction est très répandue. Le monde est une triste situation, et sont à la recherche d'une solution et pense: il est très difficile, mais il est très simple et peut être un monde sans guerre et la destruction trouvé. Et que les usines d'armement: l'Amérique et l'Europe soient détruits. 

Cela signifie que si une nuit américaine, se réveiller et voir les autres armes: ne pas vendre le jour où la paix du monde. Et il arrive encore. Il suffit à une seule personne: il protège le sensible prendre une bonne décision. 

Une simple vérification montre que les gens à travers le monde dans trois catégories: soit l'arme à feu ou se rendre à la vérification ou ont peur de lui! Naturellement, si l'arme n'est pas faite, le travail ne va pas bien: Il n'a pas peur de lui. 

Par conséquent, les gens doivent prendre leur décision. Si un parti ou d'une mission du groupe est de donner cette position: il est souvent accuser l'autre! Et le dernier mais pas le voleur s'avère, n'était pas un voleur. Mais si toutes les personnes en charge, comme un système de rétroaction deviennent: Si l'appareil tombe en panne, remplacez-le immédiatement. Ainsi est la décision rendue dans l'islam: la suffisance obligatoire, c'est à dire, si le travail est laissé sur le sol, il incombe à chacun de faire. Mais si une seule personne ou quelques personnes l'ont fait, de l'autre côté est retiré. 

Maintenant, est partout la guerre, la terreur et assassiner, par le fait que des armes américaines et européennes, vendus! Donc, si les Américains ne vendons pas les armes, la guerre ne va pas se produire. Et ce n'est pas de l'arme, une application simple est proposé. 

Membre de fabrication d'armes de protection, le premier à être considéré. Ils sont souvent soit stupide ou un lâche! Certains profit d'esprit. La station a tout. C'est une journée suffit de penser: tous ces gens qui est mort, c'est quoi? Seul un travail ou un revenu. N'ayant rien. Pensez-y un pendant un certain temps, avoir un emploi ou à faible revenu, vous devez donner au monde à tuer. 

Peut-être les gens du monde, comme des frères et sœurs, la famille ou vous-même. Et ce fut la vue de Dieu et la loi de la conscience divine n'est pas permis. Cela signifie que vous vivez réellement avec le sang des autres. Si aucune sang est versé, vous ne pouvez pas entrer, alors laissez-nous une fois, et de venger les années d'ignorance: Prendre sans scrupules et l'un des bunkers de munitions détruits. 

Vous savez que c'est très simple. Seul le muet que vous devez ouvrir un compte. Bien sûr, c'est le mot, ils ne fonctionnent pas! Mais le dire: vous êtes un groupe de personnes sans but! Et comme les heures de travail, ou la voiture exacte que vous aimez! Parce qu'ils savent que si, un jour, vous vous pensez, ou de prendre une nouvelle décision, toute la fabrication d'armes disparaît. 

Il suffit d'une usine, avec vous exploser, parce que tout en elle est prête à exploser. Veut juste une flamme: Si la flamme est allumée, le monde voit confort. Alors prenons un jour et pour une fois, les gens ne sont pas des machines. Assurez-vous que votre condition est guérie. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۲ نظر(0)
خيانت ديگري از: سازمان ملل 
شوراي امنيت سازمان ملل، پرونده اي ديگر به خيانت هاي خود افزود.
در طي بيانيه اي، بزرگترين حزب و قبيله در يمن را، دعوت به ارامش كرد و از آن ها خواست: به خيابان ها نيايند! اين درحالي است كه قبيله الحوثي بزرگترين قبيله يمن، به دستور رهبران خود،  دست به راهپيمايي مسالمت آميز زده و: خواستار بركناري دولت مركزي شده است. البته ابتدا خواسته آنان، بازنگري در حذف يارانه هاي نفتي بوده و: بعدا به فساد دولت معترض شدند. زيرا دولت كمك هاي نفتي و پولي از: عربستان دريافت مي كند ولي، بين مردم تقسيم نمي كند! و براي خودش برمي دارد. حالا كه دولت با فساد مبارزه نكره، خواستار سرنگوني ان شدند. 
با اينكه در دولت، از طرفداران الحوثي هم وجود دارد، ولي نسبت آن بسيار اندك است. خواسته معترضان افزايش اين نسبت نيز مي باشد. اما شوراي امنيت طبق معمول، بدون توجه به آرا  مردم، از عربستان حمايت كرد.  
اصولا از زماني كه سازمان ملل تاسيس شده، هركاري عربستان كرده مورد تاييد سازمان ملل بوده است! با اينكه ادعاي دموكراسي و حقوق بشر دارندف ولي يكبار به عربستان براي كار هاي ضد بشري اعتراض نكرده! اولين عمل ضد بشري عربستان نداشتن حق راي به ملت عربستان است. كه تابحال يك انتخابات در آن صورت نگرفته است. 
اين عمل براي همه كشورها جرم است! ولي براي عربستان ايرادي ندارد! زنان را از حقوق احتماعي محروم كرده اند، ولي تاكنون هيچ اعتراضي بر آنان نشده. هميشه عربستان در امور داخلي بحرين و يمن و: حتي عراق و سوريه دخالت مي كند! ولي سازمان ملل آن را تاييد مي نمايد. و برعكس ، ايران را متهم به دخالت مي كند. 
عربستان از ميادين نفتي ايران، در قسمت هاي پايين دستي برداشت مي كند. و سهميه اوپك را ناديده مي گيرد، و زير قيمت جهاني مي فروشد. و با اسرائيل رابطه دارد. همه اينها اشكالي ندارد! و حالا هم در يمن دخالت مي كند عيبي ندارد.
خيانت سازمان ملل فقط به يمن نيست، در سوريه و لبنان و غزه هم خيانت آشكاري كرد. ما بايد اين را بدانيم كه: سازمان ملل را گرچه ظاهرا غربي ها درست كردند، ولي ريشه آن در بودجه عربستان و: خط مشي هاي آن است. و بالاترين هدف عربستان هم، از بين بردن ايران است ولي، بطور غير مستقيم! 
در طول سال هاي قبل از انقلاب، كه ديديم بقيع را تخريب كرد، جلوي زيارت مكه را گرفت و: سهميه تعيين كرد. و دولت ايران را مجبور به ايجاد محدوديت براي زائران نمود. بعد از انقلاب اسلامي هم، همپاي اسرائيل با تمام: جريان هاي ضد ايراني همكاري كرد. در جنگ صدام، به او كمك فراواني كرد . در سرنگوني محمد مرسي مصر، دست داشت و براي ساقط كردن بشار اسد، دلار هاي نفتي را زياد خرج كرد.
در همين حملات داعش، بيشترين حمايت هاي مالي از سوي عربستان است. تمام بمب گذاري ها در عراق به دست: ايادي سعودي بود. و سازمان ملل در اين مدت، نقش منحرف كردن افكار عمومي را بازي مي كرد. يعني وقتي كودكان غزه، زير گلوله و بمب كشته مي شدند، عربستان محيط زيست و: حيات وحش را مطرح مي كرد. 
اين واقعا نشان مي دهد كه: آن ها وحشي بوده ،تابع قانون جنگل هستند. و براي همين، جنگل و حيوانات درنده را، بيشتر از انسان ها دوست دارند. از نظر آن ها، كودكان غزه كشته شوند بهتر است! زيرا محيط زيست كمتر آسيب مي بيند! چون الان در غزه، بخاطر جمعيت زياد، اصلا جا براي حيوانات وحشي وجود ندارد!
Un autre trahison de l'Organisation des Nations Unies 
Conseil de sécurité des Nations Unies, a ajouté un autre cas à sa majesté. 
Dans un communiqué, le parti et les tribus au Yémen, calme, et leur ont demandé: les rues sont partis! Bien tribal Alhvsy plus grande tribu au Yémen, sur les ordres de leurs dirigeants, une marche pacifique et frappé: le retrait du gouvernement fédéral. Le premier leur a demandé de reconsidérer la suppression des subventions aux produits pétroliers et plus tard protestaient contre la corruption du gouvernement. Des aides d'État et l'argent du pétrole de l'Arabie reçoit, mais ne divise pas les gens! Et prend pour lui-même. Maintenant, le gouvernement à lutter contre la corruption nom indéfini, ont été appelant à son renversement. 
Bien que les fans gouvernement Alhvsy là-bas, mais le ratio est très faible. Ce rapport est également en augmentation revendications des manifestants. Le Conseil de sécurité, comme d'habitude, indépendamment du consentement du peuple, les Saoudiens en charge. 
Fondamentalement, puisque l'ONU a été fondée, tout saoudien a été approuvé par les Nations Unies! Tout en affirmant la démocratie et les droits de l'homme en Arabie saoudite à travailler une fois Darndf mais ne pas protester contre l'humanité! La pratique inhumaine d'avoir le droit de vote aux personnes de l'Arabie saoudite. Une option qui ait jamais eu lieu. 
Cette pratique est illégale dans tous les pays! Mais pour l'Arabie OKAY! Les femmes sont encore privés de leurs droits sociaux, mais jusqu'à présent, aucune plainte sur eux. Toujours dans les affaires intérieures de Bahreïn et au Yémen et en Arabie saoudite: l'Irak et l'ingérence de la Syrie même! L'ONU a confirmé. En revanche, l'accusé l'Iran d'ingérence. 
Ses champs de pétrole de l'Iran la partie aval de la récolte Arabie Saoudite,. Et ignore quota de l'OPEP, et les prix de vente. Et sa relation avec Israël. Tout cela est très bien! Et maintenant, il se mêle à la fin du Yémen. 
Trahison de l'ONU non seulement au Yémen, la Syrie, le Liban et la trahison de Gaza a été révélé. Nous avons besoin de savoir que l'Organisation des Nations Unies, mais apparemment, ils étaient seulement les Occidentaux, mais ses racines en Arabie Saoudite et la politique de budget pour cela. L'Arabie saoudite est le plus grand but de détruire l'Iran, mais indirectement! 
Pendant les années précédant la Révolution, qui a vu la démolition de Jannat al-Baqi, l'avant et a pris un pèlerinage à la Mecque: Le quota est déterminé. Et le gouvernement a été contraint de créer des restrictions pour les pèlerins. Après la révolution islamique, Israël Avec l'ensemble du flux de la coopération anti-iranienne. Dans sa guerre, il a aidé. À l'automne de Mohamed Morsi Egypte et le renversement du président Bachar al-Assad en dollars du pétrole usés. 
Les attaques de Dash, plus le soutien financier de l'Arabie Saoudite. Toutes les attentats en Irak: les agents Saoudite. Nations à l'époque, d'induire en erreur l'opinion publique jouera un rôle. Cela signifie que lorsque les enfants de Gaza, les balles et les bombes ont tué environnement Arabie: la faune suggère. 
Il montre vraiment qu'ils sont sauvages, ils sont soumis à la loi de la jungle. Et donc, les forêts et les animaux sauvages, la plupart des gens aiment. À leur avis, il est préférable d'être des enfants tués à Gaza! Parce que l'environnement est endommagé! Parce qu'en ce moment dans la bande de Gaza, en raison de forte densité de population, il n'y a pas de place pour les animaux sauvages! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۰۷ نظر(0)

 

مامن پيامبران و پناهگاه امام زادگان

بر خلاف آنان كه ايران را، كافر يا مجوس، دوخدايي و چند خدايي مي خواهند! ايران تنها سرزميني است كه: از ابتدا توحيدي بوده و: توحيدي هم خواهد ماند. بهره هوشي بالاي ايرانيان، مانع از آن بوده كه به كفر و نفاق ، بت پرستي يا چند خدايي روي آورند.

يك بررسي كوتاه نشان مي دهد: چه در حوزه تمدني ايران بزرگ، و چه در ايران كوچك امروزي، پيامبران و ائمه و امامزادگان، چه احترامي داشته اند. در همين ايران امروزي، حداقل ده پيامبر و يك امام معصوم و 11هزار: منسوب به امامان مدفون هستند.

ده پيامبر از جمله: دانيال نبي در شوش، حيقوق درهمدان، قيدار نبي در زنجان و: سه تن از آنان در پيغمبريه قزوين، بنا بر مشهور از انبيا يهودي بودند. و از بني اسرائيل مي باشند كه: به وسيله قوم بني اسرائيل تهديد به مرك شدند. ولي به ايران آمدند و كورش كبير،آنان را امان داد. قوم بني اسرائيل مثل امروز، با اينكه خود را يهودي مي دانستند، ولي انبيا خود را قبول نداشتند و: آن ها را مي كشتند. در تاريخ آمده كه بيش از 70پيامبر، توسط بني اسرائيل كشته شدند .

اغلب پيامبران ديگر هم، در حوزه تمدني ايران بودند: زرتشت كه از اردبيل بود وكنار رود ارس، حضرت ابراهيم كه از بابل  و ديار بكر بود، كه اكنون جرو عراق يا تركيه محسوب مي شود. حضرت موسي و عيسي هم ار مناطقي بودند كه: متعلق به ايران بود ولي بين ايران و روم، دست به دست گشت. حتي مقبره لوط نبي، در رباط كريم است كه: بسيار مورد توجه مي باشد.

   عربستان يا عراق هم كه: ائمه و پيامبر اسلام را در خود جاي داده است، جرو ايران بزرگ بوده و: فرماندار عربستان در زمان پيامبر، ايراني بوده است و مسلمان هم شده است. عراق كه اصلا پايتخت ساسانيان بوده و: تيسفون در آن، هنوز زبان گوياي حوزه تمدني ايران است.

اما قضيه انتساب امامزادگان به امام موسي بن جعفر، از اين قرار است كه اولا، خود امام موسي كاظم، فرزندان زيادي داشت و: برخلاف آن امام رضا، كمترين فرزند را داشته است.براي امام موسي كاظم تا 35فرزند نوشته اند. كه يكي از آنان امام رضا ع است. ولي گويند وقتي امام رضا ع در مرو بود، غلويان زياد در گرداگرد او بودند.

روزي وزير هارون تصميم مي گيرد، همه آن ها بكشد و لذا حدود دو هزار نفر را كه: در خانه هاي مردم مخفي بودند، بيرون مي اورد و در ميدان شهر جمع مي كند. تا مانند داعش امروزي، سر هاي آنان را ببرند و بكشند.خبر به امام رضا مي رسد، و ايشان در ميدان حاضر مي شود. و مي گويد چرا آنان را مي كشيد ؟ آن ها برادران من هستند.

وزير مي گويد دروغ مي گويي، اگر دليل درستي نياوري، خودت را هم مي كشم! امام رضا مي فرمايد: دليل از قران بالاتر كه نداريم؟ او مي گويد: بله و بعد مي خواند:( انمالمومنون اخوه) مومنان برادران يكديگر ند. وزير مات شده و لذا دست از: كشتن آنان بر مي دارد. حالا امام رضا هزاران برادر پيدا كرده بود. و اين افتخار را آن ها هرگز از دست ندادند.

  البته وزير و حتي خود خليفه، در ظاهر دست از كشتن آن ها برداشت، ولي بعدا همه آن ها را قلع و قمع كرد، و هرجا توانست آن ها را به دام انداخت و كشت. و لذا بسياري از امامزادگان :منسوب به امام رضاع همگي در حال فرار و: مخفي شدن در كوهها، كشته شده اند.

والبته همين امر باعث شده تا: مزار آنها مركز توسعه شهري، و ايجاد شهر هاي جديد شود. زيرا مردم كه براي زيارت مراجعه مي كردند، براي رفع نيازمندي هاي خود، مجبور به ايجاد امكانات رفاهي مي شدند. كه در اطراف امامزاده توسعه مي يافت.    

Iranin sivilisaation 
Nook profeetat: Imaami Sanctuary on syntynyt 
Toisin kuin Iran, jotka eivät usko, tai Magus, jumalia ja jumalat! Iran on ainoa maa, joka oli ensimmäinen monoteistiseen: siellä on jumalallinen. Korkea älykkyysosamäärä ihmiset, jotka estivät häntä epäuskon ja tekopyhyyden, epäjumalanpalvelus tai polyteismi niitä. 
Tutkimus osoittaa, mitä Iranin sivilisaation suuria, pieniä tai Iranissa tänään, profeettojen ja imaamit, Imam jälkeläisiä, joilla on kunnioitusta.Iran tänään ainakin kymmenen profeetta ja imaami ja 11000: johtuvan imaamit ovat haudattu. 
Kymmenen profeetat myös profeetta Daniel Susa, Habakuk Hamadan, Zanjan Keedar: kolme heistä Qazvinissa Peighambarieh niin kuuluisa juutalaisten profeetat. Ja ovat israelilaiset, että israelilaiset uhkasi Merck. Mutta Persiassa ja Cyrus Suuren, antoi heille turvallinen. Israelilaiset, kuten tällä hetkellä, jonka juutalaiset itse tiesi, mutta ei hyväksynyt heidän profeetat ja se tappoi heidät. Tule yli 70 Profeetta, tapettiin heimon Israelin. 
Useimmat muut profeetat sivilisaation Iran: Ardebil oli Zarathustra nurkassa Aras-joen, Babylon ja maan Abrahamin, joka oli neitsyt, nyt väittävät se on Irakissa tai Turkissa. Mooses ja Jeesus olivat alueita, jotka olivat kuuluneet Iran vaan Iranin ja Rooma, tuli käsi. Jopa hauta profeetta Erä Holy nivelside, joka on erittäin tärkeä. Saudi-Arabia tai Irak, että Pyhä Profeetta islamin ja sen tilalle on ollut iso väittävät Iran: kuvernööri aikaan profeetta Arabian, Iranin ja muslimi. Oliko sassanidien pääkaupunki Irak: Ctesiphon, jossa suukappale Iranin sivilisaation. 
Osoittaminen asian jälkeläisiä Imam Imam Musa bin Jafar, on tämä ensimmäinen, Imam Musa Kazim, oli paljon lapsia, ja toisin kuin Imam Reza, Imam Musa Kazim. Haluat alin lapsi on kirjoittanut 35 lasta. Imaami Reza on yksi niistä. Kuitenkin, kun Maria oli Imam Reza Alavi korkea hänen ympärillään. 
Aaron Ministeri päättää jonain päivänä kaikki se kestää ja se on noin kaksi tuhatta ihmistä, jotka olivat piilossa ihmisten koteihin, hän tuo esiin alan kerätä. Kuten Dash tänään, johtaja Imam Reza uutiset näyttää vievän heidät, ja he ovat juuri nyt. Ja kertoo miksi he tappavat? He ovat veljiäni. 
Hän sanoo valehdella? Jos sinun oikea syy, voit myös piirtää! Imaami toteaa, ettei ole mitään syytä Koraanin edellä? Hän sanoo kyllä ​​ja sitten hän lauloi: uskovaiset ovat veljiä. Ministeri läpinäkymätön ja ​​siksi menetti tahto tappaa heidät. Nyt Imam Reza tuhansia veli oli löytänyt. Ilo ja he eivät koskaan luopua.Ministeri ja jopa kalifi, ilmeisesti tappaa heidät otettu pois, mutta sitten surmaamaan heidät kaikki, ja missä se voisi olla kiinni ja tapetaan. Ja niin monet imaamit jälkeläisiä: ne ovat haihtuvia ja johtuvan Imam Foster: piilossa vuorilla, tapettiin. 
Tämä tietenkin johtaa: Hauta keskustan ja uusien luominen.Ihmisiä, jotka olivat menossa tapaamaan, vastata heidän tarpeisiinsa, he joutuivat rakentamaan tilat. Joka kehitettiin noin pyhäkkö.