X
تبلیغات
زیارت رایگان حق ماست
صفحه اول تماس با ما RSS
زیارت رایگان حق ماست
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۲ نظر(0)

شايد ديگر كسي نباشد مثل: دهه شصتي هاي اروپا و آمريكا، خيلي تند بر عليه دين و روز قيامت حرف بزنند، ولي بهر حال هستند كساني كه: هنوز مي گويند مرگ آخر دنيا است! و  بعد از آن ديگر چيزي وجود ندارد! اما تشييع جنازه ها در سراسر جهان، اين حرف را تكذيب مي كنند!

ميزان استقبال مردم از تشييع جنازه، در واقع حرف زدن مرده اي است كه: ديگر در ميان ما نيست. كسي كه مردم در تشييع جنازه او،  سنگ تمام مي گذارند، معلوم است كه زنده است، و براي اطرافيان خود حرف مي زند، و آن ها را تشويق مي كند. شما مي بينيد كه يك نفر هست، كه تا موقعي كه مثل ما زنده است، و راه مي رود كسي او را نمي شناسد! ولي وقتي مرد ناگهان همه او را مي شناسند.

 اين رسم يك قبيله ، يك قوم و ملت نيست، در همه جاي جهان، هستند كساني كه با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شايد اينطور هم بتوان گفت كه مردم، از مرده و جنازه يك شخص، استفاده مي كنند تا حرف خود را بزنند . يعني اين مرده نيست كه حرف مي زند، بلكه مردم از زبان مرده حرف مي زنند. البته بك فرق كوچك بين آدم هاي مرده و زنده هست، و آن اينكه مرده ديگر نمي تواند بد باشد! به همين دليل تعريف و تمجيد، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موكول مي شود! چرا كه ميدانند از شنيدن اين تعريف ها، مغرور نمي شود و تغيير مسير نمي دهد.

آدم زنده وقتي تعريف مي شنود، يا آن را باور مي كند يا نمي كند، يا خود به آن آگاه بوده يا نبوده است، و در هر حالت تغييراتي در او ايجاد مي شود. كه بعدا به تغيير رفتار ها منجر مي شود. يكي از اين تغيير رفتار ها ممكن است مثبت باشد، يعني سعي كند از اين تعريف مردم، بفهمد كه كار او درست بوده و: بايد خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعكس است! يعني از تعريف ها چنين نتيجه مي گيرد كه" راه جديدي براي فريب دادن مردم پيدا كرده است! تا با استناد به اين تعريف و تمجيد ها، اهداف شخصي و پنهاني خود را دنبال كند.

    به همين جهت گفته شده كه: از اشخاص، در مقابل خودشان تعريف نكنيد. زيرا ممكن است دچار توهم شود، و به كسي كه اين كار را بكند هم، چاپلوس مي گويند. اما پشت سر مرده، هر چند تعريف كنيد، او ديگر كفن خود را خراب نمي كند! بررسي جامعه شناختي اين حركت، گوياي اين است كه مردم هميشه، ارزيابي را به دقايق آخر موكول مي كنند. به زماني كه راه بازگشت يا: ميانبر زدن نباشد..

به همين دليل افرادي كه رنگ عوض مي كنند، و موضع خود را تغيير مي دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نيستند. وقهرمانان كساني هستند كه: تا پاي جان بر گفته و رفتار خويش ايستادگي مي كنند.  و در اديان هم گفته شده كه: هميشه به ياد مرگ باشيد. يعني خود را در سرازيري تصور كنيد، كه فقط بايد جلو برويد! راه برگشت يا توقف معني ندارد. بطور كلي بايد گفت: زندگي بايد همه فعاليت باشد و بيش فعالي! چون بعد از مرگ، استراحت واقعي آغاز مي شود. اما اگر در دنيا خوب فعاليت نكنيم، استراحت ديگري در كار نيست. مانند زنبور ها يا مورچه ها ، اگر در فصل كار خوشگذراني كنند، و چيزي اندوخته نكنند، در زمستان از گرسنگي مي ميرند

Où parler les morts!

D'autres, qui peuvent ne pas aimer: le pouce de l'Europe et de l'Amérique, très rapide contre la religion, et l'apocalypse talk, cependant, sont ceux qui disent encore que la mort est la fin du monde! Et puis il ya autre chose! Mais funérailles à travers le monde, ces mots sont un mensonge!

Les gens sont félicités de l'enterrement, qui est en fait parler de la mort: plus avec nous. Les gens qui, dans son enterrement, l'ensemble de leurs pierres, qui se sont avérés être en vie, et parle à sa famille, et les encourager. Vous voyez que l'homme est, que quand nous vivons comme ça, et il ne sait pas qui est! Mais quand l'homme a soudainement tout le monde qu'il connaissait.

  La tradition d'une tribu, pas une seule nation, dans toutes les régions du monde, sont ceux avec sa mort, est devenu plus populaire. Il pourrait aussi faire valoir que les personnes, le cadavre d'une personne, l'habitude d'avoir leur mot à dire. Cela ne veut pas mort qui parle, mais les gens parlent la langue des morts. La petite différence entre Adam Beck mort et il est vivant, et que la mort ne peut pas être mauvais! Donc les éloges de personnes après leur mort soit reporté! Parce qu'ils savent à l'écoute de ces définitions, pas arrogant et ne se déplace pas.

Adam vivant lors de la définition entendre, ou croyez-le ou pas, ou si elles sont au courant ou pas, et en tout cas il des changements se produisent. Ce qui conduit alors à un changement de comportement. Un tel changement peut être positif, soit il tente de définir les gens ne comprennent pas qu'il avait raison et devrait la promouvoir. Mais souvent, il est à l'opposé! Telle est la définition et a conclu que "a trouvé une nouvelle façon de tromper les gens en fonction de compléter leurs objectifs individuels et leur hidden track.

     Ainsi, il est dit que les individus ne se définissent pas contre. On peut supposer, et qui le font bien, dit flatteur. Mais derrière la mort, dit cependant, elle ne ruine pas votre enterrement! Étude sociologique de la motion, montrent que les gens vont toujours évaluer à être reportée à la dernière minute. Chemin du retour quand, que ce soit: il n'y a pas de raccourci manipulation.

Pour cette raison, ces couleurs vont changer, et changer souvent de position ne font pas confiance personnes. Championnat qui, désespérée de se démarquer et de son comportement. Et les religions ont été dit que vous devez vous rappeler toujours la mort. Imaginez que dans la descente, ce qui ne devrait aller de l'avant! Chemin du retour ou arrêt n'a pas de sens. En général, il faut dire que toute la vie devrait être plus active! Parce que, après la mort, la véritable rupture commence. Mais si le monde ne fonctionne pas bien, le reste d'autre. Comme les abeilles ou les fourmis, si la saison le plaisir, et ne pas stocker quoi que ce soit dans la filière de l'hiver de la faim. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

در حاليكه 40كشور نتوانستند" جلوي داعش تكفيري بايستند، يك اعجوبه نظامي ايران، همچنان ميدان داري بر عليه داعش را در دست دارد. ميدانيم كه 40كشور، اتحاديه اي  عليه داعش تشكيل داده و: از امكانات فوق سري استفاده مي كنند. ولي در عمل، به اقرار خودشان، به اشتباه حملاتي انجام مي دهند! كه اگر به نفع داعش نباشد، برعليه آن هم نيست! اما اعجوبه ايراني، ساكت و فروتن، هر عملياتي را هدايت مي كند، به ازاد سازي آن بخش از خاك عراق، كه در دستان داعش است مي انجامد.

 البته ايران از اين اعجوبه ها زياد دارد! . يعني بجاي سردار سليماني، هركدام از فرماندهان ديگر هم اعزام مي شدند، همين عملكرد موفق در برابر داعش تكفيري داشتند. و شايد اين آب و خاك ايران است كه، در همه زمينه ها اعجوبه تربيت مي كند! مانند آثار باستاني كه ديگران ندارند! ولي به آن افتخار مي كنند، در ايران بقدري فراوان است كه، كسي به آن محل نمي گذارد!

در يكي از ايات قراني آمده كه: شما از دشمنان نترسيد، هريك از شما با چند نفر آنان مقابل هستيد. و اگر ايمان داشته باشيد، هرصد نفر از شما برابر هزار نفر آنان خواهد بود! زيرا آنان نفهم هستند! خيلي ها اين را ساده لوحي دانسته يا: فقط براي روزگار گذشته ميدانند، ولي اينطور نيست.  همه ايات قران روز آمد، هستند و  براي امروز ما مي باشد.

ايران اسلامي هم ، از ابتدا با همين فرمول پيش رفته است كه: يك تنه در مقابل همه مستكبران ايستاده، و پيروز هم شده است. چه در دوران انقلاب اسلامي، كه همه دولت ها و جامعه جهاني، پشت سر شاه بودند و: از او حمايت مي كردند. چه در زمان 8سال دفاع مقدس، كه همين 5+1 و جامعه جهاني از تمام امكانات، براي تقويت صدام استفاده مي كردند! و چه در فتنه 8ماهه سال 1388كه، باز هم همه متحد شدند و: پشت سر موسوي خائن ايستادند.

آن ها هيچگاه دست از اتحاد، برعليه ايران بر نمي دارند! حتي اگر در مذاكرات كم بياورند، فوري سراغ تحريم مي روند، و اگر از تحريم نتيجه اي نگرفتند، به سراغ هنرمند فوت شده مي روند! و او را نه تنها سالم معرفي مي كنند، كه مي گويند دولت او را كشته! و بعد هم كه به علت ازدحام مردم، دفن او شبانه صورت گرفت، بازهم مي گويند كه او دفن نشده است !

اما همه اين ها اشكالي ندارد، زيرا آن ها كاري جز اين بلد نيستند! و براي اين است كه قران مي گويد نمي فهمند. يعني خيلي از مسائل را درك نمي كنند. يكي از اين مسائل آن است كه" سي و پنج سال است كه مي گويند" رژيم جمهوري اسلامي، فردا از بين مي رود! گويا  نوار صدايشان گير كرده و: اين موضوع را تكرار مي كنند، و اصلا نمي فهمند كه: ديروز هم همين حرف را زده بودند! و هزاران ديروز ديگر هم، همين حرف را تكرار كرده بودند/

گويا از نظر آنان، اين فردا هرگز آمدني نيست، و اين فهم آنان است كه: گذر زمان را متوجه نمي شوند، و تحولات ايجاد شده را باور نمي كنند. اما عليرغم ميل آن ها، تحولات به پيش مي رود، و هر روز فتح و پيروزي تازه اي، براي ملت مسلمان و انقلابي ايران رقم مي خورد. و شايد همين چند روز آينده، جشن ملي توافق هسته اي هم برپا شود
Un contre tous
Alors que 40 pays ne ont pas de «prévenir Dash stand de l'excommunication, un monstre de l'armée de l'Iran, comme je le faisais contre Dash est en jeu. Nous savons que 40 Etats, l'union contre Dash et l'une des caractéristiques de la série sont utilisés. Toutefois, pratique, ouvertement, attaque par erreur faire! Sinon pour le bénéfice de Dash, pas contre elle, mais le monstre iranien, calme et humble, chaque exploitation conduit à la libération de l'Irak, qui Dash est dans les mains de lui-même. bien sûr, une grande partie de ce monstre est. Ainsi, au lieu du général Soleimani, commandant de l'autre ont été dépêchés, la performance réussie du Dash furent excommuniés. et peut-être l'Iran, le sol et l'eau, le monstre dans tous les domaines de l'éducation! artefacts Mais pas comme les autres! ils sont fiers de lui, en tant que quelqu'un ne place pas!
Dans l'un des versets du Coran: Ne craignez pas vos ennemis, chacune avec plusieurs personnes en face de vous. Et si vous avez la foi, ils seront mille fois plus RHDC vous! Parce qu'ils sont stupides! Beaucoup considèrent que ce est naïf ou tout simplement connaître la dernière fois, mais il ne est pas. Tous les versets à ce jour, et ce est pour nous aujourd'hui.
Iran islamique, qui a traversé la même formule: un tronc debout devant tous les orgueilleux, et ont été victorieux. Que la révolution islamique, qui tous les gouvernements et la communauté internationale étaient derrière le roi: il a soutenu. Tant pendant les huit années de la guerre, que le 5 + 1 et les installations de la communauté internationale, pour renforcer Saddam utilisé! Ou sédition huit mois de 1388, ce qui, encore une fois, tous ensemble unis: le traître se tenait derrière Moussavi.
Ils ne manquent jamais une alliance contre l'Iran ne sont pas! Même se ils sont faibles dans les discussions, obtenir processus de sanction immédiate, et si les sanctions ne étaient pas le résultat, aller à l'artiste décédé! Et non seulement il en bonne santé, ils ont dit que le gouvernement l'a tué! Et puis se précipiter à l'hôpital, la nuit, il a été enseveli, et qu'il ne est pas enterré là-bas!
Mais tout cela est bien, mais ce est parce qu'ils ne savent pas! Et pour ceux qui ne comprennent pas le dit le Coran. Beaucoup ne comprennent pas les questions. Un des problèmes est que «35 années, a déclaré que" la République islamique, disparaît demain! Apparemment bande et voix coincé: ils répètent cela, et ne se rendent pas compte que ce était la même chose hier! Et des milliers d'autres hier, devaient répéter le même mot /
Apparemment, à leur avis, ce ne sera pas pour demain, et cette compréhension, ce est qu'ils ne remarquent pas le passage du temps, et les développements ne le croient pas. Mais malgré leur désir de changement se poursuit, et chaque jour une nouvelle victoire pour le peuple musulman et la révolution iranienne marquée. Et peut-être les prochains jours, une célébration nationale de l'accord nucléaire établie 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۷ نظر(0)

 

حق ابر قدرتي ايران بايد به رسميت شناخته شود

آمريكا هيچ كاري نمي تواند بكند، يعني نه ميتواند پول ايران را پس بدهد! و نه ميتواند با هزار ميليارد دلار بدهي، تحريم عليه ايران را، بردارد يا كم كند و يا حتي متوقف كند! فقط يك راه براي حل مسئله باقي مي ماند: و آن اينكه امريكا عذر خواهي كند، و قول بدهد بعد از اين، رفتار مناسبي داشته باشد. عذر خواهي اي كه، عقب افتادن آن براي آمريكا، بيش از هزار ميليارد دلار، هزينه داشته و اگر، سي و پنج سال پيش اين كار را مي كرد، چنان هزينه اي را نمي پرداخت!

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا از همه دنيا كمك مالي گرفت تا: با ايران مبارزه كند و رژيم جمهوري اسلامي نوپا را، ساقط كند و تا كنون، همه بدهيهاي هزار ميليارد دلاري ان، براي همين است. در حاليكه مي توانست در كنار ايران باشد و: اينهمه ضرر نكند ، و ماليات مردم خود و اروپا يا: ديگر كشورها را نفله نكند.

وقتي كه در سي و پنج سال پيش، امام خميني در مقابل تهديدات آمريكا ، فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، همه ما بايد مي فهميديم كه: ابر قدرت جديدي در حال ظهور است، كه آمريكا در مقابل آن ناتوان است! ولي خود را به نفهمي زديم و: فكر كرديم فقط يك شعار است، تا روحيه ايراني ها حفظ شود. هنوز هم خيلي ها حاضر نيستند، ايران را  ابر قدرت بدانند! آن ها حاضرند قدرت هاي نوظهور را، به چين، روسيه ، ژاپن ، كره و حتي  مالزي نسبت دهند، ولي ايران را نا ديده بگيرند!.

 اكنون هم دير نشده، به قول ضرب المثل فارسي «ماهي را هروقت از آب بگيري تازه است ! آمريكا اگر مي خواهد، بيش از اين ضرر نكند و: بدهي هاي ان، از هزار ميليارد دلار بالا نزند، بيايد و عذر خواهي كند كه: اگر واقعا اين كار را بكند، ايران ديگر دنبال گرفتن خسارت، يا مطالبات نمي رود. زيرا باز يك ضرب المثل فارسي مي گويد: المفلس في امان الله! امريكا با هزار ميليارد بدهكاري، ديگر توان پرداخت صدهزار ميليارد دلار، بدهي هاي بلوكه شده ايران را ندارد.

مگر در قضيه جنگ تحميلي عراق، عليه ايران نديديم؟ طبق قطعنامه 598 عراق محكوم به: آغاز گري جنگ شد و: بخاطر آن بايد تمام خسارات وارده به ايران را پرداخت كند، ولي وقتي صدام رفت، عراق و ايران عضو يك خانواده شدند. و تا كنون از غرامت ها، نه چيزي عراق پرداخت كرده؛ و نه ايران خواسته است.

بلكه برعكس، با اعزام گردشگران ثروتمند ايراني، به عنوان زائر، سالانه چند هزار ميليارد كمك مالي هم مي كند. و اين غير از آن است كه: طرح هاي عمراني را در آنجا اجرا مي كند. تا جاييكه هركدام از شهر هاي عراق، نشاني از حضور پر رنگ ايراني ها دارد.

الان هم حزب جمهوريخواه و: دموكرات كه بيش از نيم درصد! مردم آمريكا هم نيستند، اگر بروند همه چيز درست مي شود! البته رفتن آن ها الزاما رفتن فيزيكي نيست، بلكه همان توبه كردن يا: عذر خواهي كردن واقعي است، كه به تغيير رفتار آمريكا بيانجامد. تغيير رفتار آمريكا هم در اين است كه: حق ابر قدرتي ايران را به رسميت بشناسد. و سخنان رهبر كبير انقلاب اسلامي را، مو به مو اجرا كند 
Apologize un billion de dollars
L'Iran a le droit d'être reconnu superpuissance
L'Amérique ne peut rien faire, aucun pays ne peut rendre l'argent! Ni ne peut la dette billion de dollars, les sanctions contre l'Iran, de supprimer ou de réduire, voire arrêter! Une seule façon de résoudre le problème demeure, et que les États-Unis excusons, et nous promettons d'abandonner après le traitement est approprié. Toutes mes excuses pour cela, il retombe aux États-Unis, plus d'un billion de dollars, le coût et si ce était il ya 35 années, ces coûts ne paie pas!
Après la révolution, les États-Unis sont devenus une aide financière dans le monde: à la République islamique d'Iran et de la lutte nouvelle, obsolète, et jusqu'à présent, tous les milliers de milliards de dollars de dette, est le même. Alors que l'Iran serait en plus, non pas tant la perte, et imposer ses citoyens et l'Europe, ou, dans d'autres pays, il ne est pas de fantaisie.
Quand, il ya les 35 années, Imam Khomeini contre les menaces des États-Unis, a déclaré les Etats-Unis ne peut mal faire, tout ce que nous devons comprendre: une nouvelle superpuissance émergente, aux Etats-Unis est impuissante contre elle! Mais nous avons dû arrêter et pensons que nous sommes seulement un slogan, de maintenir l'esprit des Iraniens. Beaucoup sont encore présents, la puissance du nuage de savoir! Ils sont prêts à les puissances émergentes, Chine, Russie, Japon, Corée, Malaisie et même plus, ils sapent leur pays! Il ne est pas trop tard, selon le proverbe persan "Attrapez des poissons frais quand l'eau est! Si les USA veulent, et fait plus de mal: sa dette, le dollar milliards remplir, venez excuses que vous avez vraiment le faire, l'Iran cherche dommages, réclamations ou non. Il a ouvert un proverbe persan dit: Dieu a épargné pauvre! Billions de dollars américains la dette, ne peut plus payer cent milliards de dollars de la dette ne est pas bloqué.
Sauf en cas de guerre en Irak, l'Iran a fait? Conformément à la résolution 598 condamnant l'Irak pour commencer à faire la guerre, et, parce qu'il doit payer des dommages à l'Iran, mais quand Saddam a disparu, l'Irak et l'Iran était un membre de la famille. Jusqu'à présent, la rémunération ne est pas payé quoi que ce soit pour l'Irak, pas l'Iran, est nécessaire.
Plutôt, le déploiement de riches touristes Iran, comme un pèlerin, ce est un financement annuel de plusieurs milliards. Et l'autre est que les projets de développement dans les œuvres. Lorsque chacune des villes de l'Irak, qui a une forte présence en Iran.
Maintenant, les républicains démocrates: plus de la moitié d'un cent! Le peuple américain ne sont pas, se ils sont bien! Bien sûr, il va nécessairement physique, mais le repentir de soit: un véritable excuses, les États-Unis conduire à un changement de comportement. Le comportement de l'Amérique est celle d'un droit reconnu superpuissance. Et les paroles du grand leader de la Révolution islamique, cheveux, cheveux terme. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۹ نظر(0)

40كشور در مقابل يك گروهك

در سال هاي دهه 60دنياي تئوري ها، دچار تحول عظيمي شد. و تئوريسين هاي اقتصادي و روانشناسي جديد، پا به عرصه وجود گذاشتند و: دنياي جديدي را براي ما به تصوير كشيدند. آن ها علوم مديريت را اختراع كردند، و بر  طبل روانشناسي كوبيدند، و جامعه شناسي را به رخ ما كشيدند! در زيست شناسي دم از : تكامل طبيعي زدند و در تاريخ، تكامل ديالكتيك را چون پتك بر سر ما كوبيدند!

اما اكنون همه را بالا آورده اند! و قرباني دنياي بدهي هاي كلان خود كرده اند!

دنياي بازار يابي كه عمق افتخارات آن ها بود،  امروز با تحريم ايران در هم ريخته است. و كساني كه سال ها كوشيدند، بازار هاي جهاني را بدست گيرند، امروز در حال تحريم  و يا تخريب، همان بازار ها هستند ! ايران و روسيه را تحريم مي كنند، تا كالاهاي آمريكايي و اروپايي  نخرند! و چين را و كره را تحريم مي كنند، تا كالا به آمريكا و اروپا نفروشند!

دنياي تجارت آزاد آن ها، تبديل به دنياي گمرك و انحصار شده است . جامعه شناختي و روانشاسي ، تبليغات و اطلاع رساني آنان، به پرورش داعش و  القاعده كمك مي رساند، و در اختيار هرچه بزرگتر، نشان دادن تروريست ها است.

تئوري كيفيت و: ارتقا نسبت داه ها به ستاده ها، اكنون تبديل به داده هاي بدون ستاده شده ! همانقدر كه در زمان ارائه تئوري كيفيت و  بازدهي، شاد بودند الان هم، به داده هاي بدون ستاده شاد هستند!زيرا  با ظهور انقلاب اسلامي، غرب با تمام توان خود فقط به: افزايش داده هاي خود معطوف كرده ، بدون اينكه ستاده اي داشته باشد!

پول و لشكر به تمام دنيا مي فرستد، بدون اينكه ريالي باز گشت داشته باشد!

ما مي بينيم چه در هنگام: ايجاد داعش و القاعده، آن ها هزينه كردند و چه در زماني كه: مي خواستند آن ها را نابود كنند، باز هم هزينه كردند! كه نتيجه آن بدهي هاي نجومي دولت هاي: آمريكايي و اروپايي است.

از اين ها بدبخت تر كساني هستند كه: در فضاي انقلاب اسلامي، و در ايران اسلامي به دنبال: تئوري هاي نابود شده آن ها هستند! سمينار پشت سمينار، ويينار پشت ويينار كه: بياييد بازار يابي ياد بگيريد، بياييد بورس را گسترش دهيد، و بياييد بانك ها را توسعه دهيد. كه چه شود؟ به بدهي هاي كلان آن ها دچار شويم! .مانند مرغ پركنده، دانشگاهها براي خود تئوري ببافند، و مردان سياست كار خود را انجام دهند!

البته ضرب المثل ايراني هميشه كار ساز است ! چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دوا ندارد! و اين چوب خدا هست كه: دولتمردان آمريكا و اروپا ، هرچه پول در مي اورند ، در خاورميانه خرج مي كنند و: دست خالي هم برمي گردند. و بالاتر از اين، براي دست خالي برگشتن هم،  بايد پول بدهند! 40كشور جمع شدند، پول و سلاح دادند، داعش را درست كردند، حالا هم بايد پول و سلاخ بدهند، تا از شر او راحت شوند! ولي آن ها ديگر ، حتي  قدرت از بين بردن يك گروهك را هم ندارند
Les théories qui ne valorisent pas!
40 en face d'un groupe
Sur les modèles 60 dans le monde, a été un grand changement. Et théoriciens de l'économie et de la psychologie moderne, et ont pris en existence, un nouveau monde pour nous d'être représentées. Ils ont inventé la science de la gestion, et les tambours se sont écrasés psychologie et la sociologie, nous sommes arrivés en place! Biologie à la queue du développement normal ensuite, l'évolution dialectique comme un marteau écrasé sur nous!
Mais maintenant, ils sont tous de haut! Et ses énormes dettes ont sacrifié le monde!
Ils étaient fiers que le monde du marketing d'aujourd'hui est liée à des sanctions contre l'Iran. Et ceux qui ont essayé pendant des années, ont gagné le marché mondial, a boycotté ou détruit aujourd'hui, les marchés sont! Iran et la Russie pour sanctionner, d'acheter des biens américains et l'Europe! Corée et la Chine sont interdits de vendre des marchandises aux États-Unis et en Europe!
Le monde de libre-échange, il a été transformé dans le monde des douanes et Monopoly. Sociologie et de la psychologie, de la publicité et de les informer, contribueront à favoriser Dash et Al-Qaïda, et plus les terroristes d'affichage.
Qualité et théorie: Le développement des sorties Dah, maintenant converties en données de sortie sans! Tout comme la qualité et l'efficacité de la théorie présentée, étaient heureux en ce moment, les données ne sont issue heureuse, parce que, avec l'avènement de la Révolution islamique, avec toute sa puissance à l'Ouest, ont attiré de plus en plus de données, qui est sortie sans !
Et divisions à travers le monde à envoyer de l'argent sans rial est de retour!
Ce que nous voyons lors de la création Dash et Al-Qaïda, ils étaient chers et au moment où ils voulaient les détruire, ils coûtent encore! La dette publique astronomique à la suite de: américain et européen.
Ils sont plus malheureux que ceux qui, dans l'espace de la révolution islamique et la République islamique d'Iran à la recherche: les théories qui sont détruits! Séminaire sur le séminaire, en disant: Laissez-nous apprendre du marketing, il ne faut pas étendre l'échange, la banque et les laisser se développer. Qu'est-ce que ce est? Ils sont devenus une dette énorme! .Such Plume de poulet plumé, ses universités pour créer une théorie, et la politique des hommes faire leur travail!
Le proverbe iranien paie toujours! Le bois est la voix de Dieu, si vous ne prenez pas de médicaments! Le bois est Dieu qui Statesman Amérique et en Europe, ce qui porte à plus d'argent, passent au Moyen-Orient: Le retour bredouille. Et par-dessus cela, pour revenir les mains vides, aussi, doit payer! 40 pays se sont réunis, l'argent et les armes, le Dash avait raison, je dois donner de l'argent et boucher, pour se débarrasser de lui! Mais là encore, même si vous ne possédez pas le pouvoir de détruire un groupe. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۱ نظر(0)

 

سوم آذر نزديك ميشود، ولي هتوز نتايج ملموسي بدست نيامده! و دنيا در اضطراب 5+1 مي سوزد. و اين همه بخاطر ناداني چند نفر است! به قول فرهيخته اي، مردمي كه همديگر را نمي شناسند، ولي يكديگر را مي كشند! براي كساني كه همديگر را مي شنناسند، ولي باهم فالوده هم مي خورند! دست دادن كري و ظريف، اين را نشان داد كه دست دادن، هيچ مشكلي را حل نمي كند! و حتي مذاكره مستقيم هم، كاري از پيش نمي برد!

امام خميني در آن سال ها گفت: كه ما با آمريكا مذاكره نمي كنيم! ولي دشمنان گفتند كه: مذاكره با آمريكا، كليد هر مشكلي است! و اين را سي و پنج سال تكرار كردند، و دوستان ابله هم تاييد كردند! اما مي بينيم كه حتي دست دادن و: رو در رو مذاكره كردن هم، موضوع را حل نكرد و: جهان همچنان در تب و تاب مي سوزد.

تنها راه آرامش جهان، ناديده گرفتن افراد شرور است . تا زماني كه   در همه رسانه ها، باپول اين ملت ايران و: ماليات مردم آمريكا، فقط حرف و تحليل آن ها را مي زنند، گاه گاهي هم از سر ضعف، ناله هايي كه شما داريد ظلم مي كنيد، چه انتظاري داريد؟ فقط بايكوت خبري، راه حل ارامش جهاني است . وقتي ده ها نفر در يك تصادف واگن، كشته مي شوند چطور، آن را بايكوت خبري مي كنند؟ همانطور هم بايد كشتار توسط: تروريست ها را بايكوت خبري كنند.

مگر جان انسان ها تفاوت دارد كه: در مرگ هاي ديگر، بي سرو صدا هست ولي، در مرگ هاي تروريستي، با آخرين ضربه ها اقدام مي شود؟ اگر هيچ رسانه اي از عمليات تروريستي، حرفي نزند هيچ تروريستي هم، اقدام به كار تروريستي نمي كند! ولي مي بينيم به خواسته تروريست ها، سربريدن مصنوعي يك انگليسي، در همه رسانه ها بحث و بررسي مي شود! و ترس از تروريست ها را، بجان مردم مي اندازد. اما هزاران نفري كه مواد مخدر مصرف مي كنند، و جلوي چشمان ما در كنار جوي ها، و خيابان ها مي ميرند اهميتي  ندارد ! هزاران كودك از گرسنگي  مي ميرند، مهم نيستند ولي، يك كودك را نروريست ها مي كشند، مهم مي شود!

پس مهمترين اشتباه استراتژيك، بها دادن به تروريست ها و: مطرح كردن آن ها است، آن هم باهزينه ماليات مردم!و بيت المال.اما اين فقط نيست استراتژي غلط دوم، زندگي در دهه 1960است! زماني كه آمريكا در اوج قدرت مالي و: سياسي و نظامي بود. ولي اكنون سال 2014  است! و آمريكا پير و زمين گير، شده است با يك پير فرتوت، چطور بايد رفتار كرد؟

آيا بايد مانند فرزندان نادان، پدر را لخت كرد؟ و هرچه او بگويد ندارم، بايد بزور او را گشت؟ آمريكا الان نزديك به: هزار ميليارد دلار بدهي داخلي و خارجي دارد. بعد شما دنبال لغو تحريم ها هستيد؟ يا مي خواهيد دارايي هاي:بلوكه شده به ايران برگردد؟ واقعا اينقدر ساده انديش هستيد كه: فكر مي كنيد آمريكا پول هاي ما، را امانت نگه داشته و به آن دست نزده؟

مطمئن باشيد استراتژيست هاي آمريكا، بهتر از شما مي دانند كه تحريم ايران، به ضرر خودشان است . ما تحريم را مي شنويم، ولي آن ها با گوشت و پوست احساس مي كنند . كافي است بدانيد كه كه بازاريابي ، بزرگترين علم در آمريكا است. يعني اصلا آن ها براي بازار زنده اند. حالا چظور شده كه: ضد ماركتينگ عمل مي كنند؟ وبازارهاي ايران را، به دست خود خراب مي كنند؟ براي اينست كه  راه ديگري ندارند! آن ها با تحريم ايران، اولا مشكلات سياسي داخلي را حل مي كنند، ثانيا از خروج مايحتاج باقي مانده! خودشان جلو گيري مي كنند!

بايد قبول كرد كه آمريكا ورشكست شده، و قانون ورشكستگي بر آن بار است. ولي همين واقعيت ساده را، مذاكره كنندگان قبول ندارند. چه طرف ايراني و چه طرف مقابل ! آمريكا يك عذر خواهي بدهكار است، ايران هم قبول عذر خواهي همين!نه خرج دارد نه برج! فقط اقايان آمريكايي ، براي اينكه سفرهاي خودشان، و سور و سات برقرار باشد، آن هم از جيب ملت ايران، نه تنها عذر خواهي نمي كنند بلكه،  مذاكره را بي نتيجه رها مي كنند و: در واقع طول مي دهند! 

Les erreurs stratégiques

Décembre est un tiers proche, mais n'a toujours pas obtenu des résultats tangibles! 5 + 1 dans les brûlures et l'anxiété monde. Et tout cela est à cause de l'ignorance de certaines personnes! Sages paroles, les gens qui ne se connaissent pas, mais ils tuent les uns les autres! Pour ceux qui connaissent les uns les autres, mais aussi manger ensemble Faludeh! Perte de l'ouïe et élégant, ce qui indique que la perte ne résout pas le problème! Et même des négociations directes, ne peuvent pas le faire!

Dans ces années, l'imam Khomeiny a dit que nous ne négocions pas avec l'Amérique! Mais les opposants ont déclaré que les négociations avec les Etats-Unis, est la clé de tous les problèmes! Et cela se répète 35 années, sont confirmées et tromper vos amis! Mais nous voyons que même la perte: le visage de négociation de temps à face, et ne résolvent pas le problème, le monde est encore dans une ardeur brûlures.

La seule façon pour la paix mondiale, ignorer les gens méchants. Tant que tous les médias, la nation avec de l'argent et de l'impôt du peuple américain, juste leur parler et de les analyser, parfois même à partir d'un faible, gémissant que vous avez tort, qu'attendez-vous? Juste ignorer nouvelles, la paix mondiale est la solution. Quand des dizaines de personnes dans un accident de voiture, comment mourir, il boycotter les nouvelles? Comme on pouvait être abattus par des terroristes boycotté les nouvelles.

Mais la vie est différente de celle des autres décès, mais il est calme, le terroriste mort, avec la dernière tentative de l'action? Si tous les médias de terrorisme, ce qui est généralement pas un terroriste, un acte terroriste ne fonctionne pas! Nous voyons cela comme disant terroristes, décapitant un artificiel britannique, dans tous les médias seront discutés. Et la peur des terroristes, le peuple d'immobilisation. Mais des milliers de personnes qui utilisent des drogues, et de garder nos yeux sur le côté de la météo de la rue et meurent Je ne me soucie pas! Des milliers d'enfants meurent de faim, mais pas critique, les terroristes tuent un enfant, il est important!

Après l'erreur, la valorisation des terroristes, il est proposé que la charge d'impôt des personnes. Mais cela est juste une mauvaise stratégie, la vie dans les années 1960! Lorsque la puissance financière et le pic des États-Unis: politique et militaire. Mais maintenant, il est 2014! Vieux et paralysant les Etats-Unis, était un vieillard décrépit, comment il doit se comporter?

Si un tel enfant ignorant, son père était nu? Et ne pas tout lui dire, à lui forcer à revenir? L'Amérique est maintenant près d'un millier de milliards de dollars de la dette intérieure et étrangère. Après les sanctions que vous cherchez? Ou vous voulez actifs: retour en Iran bloqué? Êtes-vous vraiment si naïf de penser que l'Amérique est notre argent, emprunté et gardé touché?

Stratèges américains vous font mieux que vous savez que les sanctions contre l'Iran, au détriment de leur propre. Nous entendons la sanction, mais de la chair et la peau sensation. Il suffit de savoir que le marketing est la science aux États-Unis. À-dire qu'ils ne devez pas le marché en direct. Maintenant que Chzvr contre motive leurs actions? Marchés de pays, à leur propre ruine? Car il n'y a pas d'autre moyen! Ils sanctionnent les problèmes politiques internes de l'Iran vont résoudre premier, deuxième, laissant les fournitures restantes! Avant leur propre!

Pour accepter que les Etats-Unis sont en faillite, et la faillite de son temps. Mais le simple fait, les négociateurs ne sont pas d'accord. Qu'est-ce que la partie iranienne et de l'autre côté! Une excuse est due États-Unis, l'Iran a accepté les excuses, pas d'argent, pas des tours! Seuls les mâles américains, parce que les voyages eux-mêmes, et établit Sur et du Sud, il est de la poche de la nation, non seulement ne se sont pas excusés, mais, en vain, de négocier leur libération et, en fait, sont plus! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۱۲ نظر(0)

مسئله يا مشكل در تعريف علم مديريت ، انحراف2 از هدف يا: عقب افتادن از زمانبندي است.  و مديريت بحران، ازبين بردن اين مسئله يا حل مسئله است.مثلا  در يك پرو‍ژه راه سازي، قرار است صد كيلومتر آسفالت، به قطر پنج سانتيمتر در يكسال انجام پذيرد، اگر بيشتر از يكسال طول كشيد، يا اينكه بجاي آن،  قطر كمتر يا بيشتر كار شد، مشكل بوجود آمده است. براي حل مشكل ، فوري بايد ستاد بحران تشكيل شود، تا مسير هاي مختلف برنامه ريزي را چك كند. تا به مسير بحراني2 برسد. آ نگاه  با چاره انديشي براي آن، بحران را كنترل و« زمان عقب افتاده را جبران مي كنند.

البته در ايران، كل بحران ها و مسائل پروژه ها معلوم ست: كمبود نقدينگي ! يعني طفل پروژه در ايران، هيچگاه از شير مادر! يا بهتر بگوييم از شير نفت، جدا نشده است.اصلا بحران مي سازند تا: شير نفت را باز كنند!و به خام خواري هم اعتقاد عجيبي است.

در صحراي كربلا هم، همه چيز روشن بود و: به مسئله بيعت اباعبدالله الحسين، با يزيد بر مي گشت. يعني يزيد دستور داده بود: در مدينه از امام حسين بيعت بگيرند، و اگر قبول نكرد، همانجا ايشان را شهيد كنند. اما امام حسين ع قبول نكرد و: اصل مشكل را براي مردم باز گو كرد. كه آن، انحراف از اهداف اوليه اسلام است. البته عقب افتادگي از احكام اسلامي هم، نه تنها وجود داشت بلكه، يك نوع برگشت به جاهليت نيز اتفاق افتاده بود.

براي حل اين مسئله يعني: جلوگيري از ارتجاع و انحراف، امام حسين ع سياست ها3 و خط مشي4 هاي مختلفي را، به مورد اجرا گذاشت. ابتدا روش استفاده از رسانه و: توزيع اطلاعات شفاهي و كتبي بود. مثلا به محض اينكه اطلاعاتي به دست آورد كه: يزيد بلافاصله پس از مرگ پدرش، در 15رجب سال 60كسي را روانه مدينه كرده، و فرمان داده كه او را بكشند، از مدينه خارج شد و: طي نامه اي به برادرش، هدف خود از اين خروج را: امر بمعروف و نهي از منكر اعلام فرمود. وطي مدت چهار ماه درمكه، به روشنگري ادامه داد و: انحرافات را بيان نمود .

اما يزيد كه روي آرامش نمي ديد، اين بار افرادي را مخفي و مسلح فرستاد، تا در خانه خدا او را شهيد كنند. و اين بود كه دور روز مانده به عيد قربان، از مكه هم بيرون رفت تا: حرمت خانه خدا شكسته نشود. در اين جنگ و گريز، پيشنهاد هاي زيادي براي رفتن به ايشان مي شد، عده اي يمن را پيشنهاد مي دادند . و گروهي هم ايران را مي گفتند.

اما امام حسين ع، نقطه تعادل اين دو يعني: حد ميانگين صنعا و ري را برگزيد. و فرمود كه خدا مي خواهد، من در اينجا كشته شوم، تا همه مردم بدانند، كه راست مي گويم! هركسي مي خواهد بامن بيايد، كشته خواهد شد و لذا مي تواند برود.بنا بر اين، استراتژي دوم امام ، خالص سازي نيرو و: آمادگي براي شهادت بود، تا تبليغات افواهي يا شفاهي او، تفاوت اساسي با تبليغات شفاهي و كتبي دشمنان، و ادعاهاي آنان داشته باشد. چون آن ها هم مي گفتند براي" اسلام مي جنگند و مبارزه مي كنند!

اين استراتژي ناب  سازي، يا خالص تر كردن همراهان، تا شب عاشوراي محرم سال 61 ادامه داشت، كه چراغ ها را خاموش كرد و گفت: من بيعتم را از شما برداشتم. دشمن سر مرا مي خواهد، با شما كاري ندارد. و بعد به آن هايي كه باقيماندند، همه چيز را توضيح داد تا مبادا، كسي بگوبد ما را به زور به جبهه بردند!

صبح دهم محرم كه: روز عاشورا نام گرفته، استراتژي اصلي امام پياده شد. ابتدا با تاكتيك طف، زنان و كودكان را در منطقه امن تري، قرارداده بودند، سپس تاكتيك اعزام هاي فردي را، به ترتيب از افراد با نسبت هاي دورتر، به اجرا گذاشت تا نوبت به خودش رسيد. و خود نيز تا پاي جان ايستاد و: شهادت در راه خدا را بر: بيعت با منحرفان و مرتجعان، برتري داد و فرمود هيهات مناالذله،

 1-Problem solving

2-critycal path

3-strategy

4-tactic 

La gestion et la résolution de problème crise à Kerbala
Définir le problème ou les problèmes en sciences de gestion ou écart par rapport à la cible, le calendrier est retardé. Et la gestion de crise, éliminer le problème ou la solution, par exemple, dans un projet de construction de route, située à une centaine des kilomètres d'asphalte, cinq pouces de diamètre fait en un an, si il a fallu plus d'un an, ou si elle est plutôt un diamètre inférieur ou la poursuite des travaux, le problème est apparu. Pour résoudre le problème, la nécessité urgente de former un comité de crise, à différents check-chemin planification. Pour atteindre le chemin critique. Un coup d'œil à faire quelque chose à ce sujet, la gestion de crise et «rembourser pour compenser leur temps.
Mais en Iran, les crises et les problèmes: les projets se sont avérés être: manque de liquidité! Ce projet de l'enfant en Iran n'a jamais allaité! Ou mieux que le lait, l'huile, pas séparer. Ne faites pas à la crise: la soupape d'huile ouvert, et la croyance dans le végétarisme était étrange.
Dans le désert de Karbala, tout était clair: la question Hussein allégeance à Yazid retourné. Ce Yazid avait ordonné à Médine de leur allégeance à l'Imam Hussein, et en cas de refus, où il sera martyrisé. Mais l'imam Hussein et de l'imam a refusé, le problème, de raconter aux gens. Autrement dit, l'écart par rapport aux objectifs initiaux de l'Islam. Bien sûr, le retard de la loi islamique, non seulement là, mais, comme il était arrivé un retour à la barbarie.
Pour résoudre ce problème, à savoir: la prévention, la réaction et le détournement de l'Imam Hussain AS différentes politiques et stratégies à mettre en œuvre. L'utilisation des médias et méthodes: par voie orale et l'information écrite a été distribuée. Par exemple, dès que l'information est acquis que Yazid peu de temps après la mort de son père, le 15 Rajab 60 qui ont envoyé Medina avait, et a ordonné de le tuer, la ville est sorti et, dans une lettre à son frère, le but de cette sortie: l'interdiction du mal-il déclaré. Intercourse pendant quatre mois à la Mecque, les Lumières et la poursuite flexion des expressions.
Mais Yazid ne pas voir le reste, cette fois des individus armés cachés et envoyés à la Maison de Dieu, ils l'ont tué. Et ce fut la veille de l'Aïd al-Adha, de la Mecque à la barre: le respect: la Mecque est pas cassée. Dans ce: lutte ou de fuite, ils vont avoir beaucoup de propositions, certains ont suggéré que le Yémen. Du groupe, a déclaré.
Mais l'Imam Hussain AS, le solde de ces deux moyens: la moyenne, Sanaa et la ville ont choisi Ray. Et il dit que Dieu veut, je suis tué ici, si tous les gens savent que 'est vrai! Tout le monde veut venir avec moi, il serait tué, de sorte qu'il peut aller. Par conséquent, la deuxième Imam de la stratégie, de la purification et de la puissance: la préparation au martyre, à la publicité, le bouche à oreille ou la bouche, avec une différence majeure: la propagande orale et écrite de l'ennemi, et les revendications qu'ils ont. Parce qu'ils sont dit de "l'Islam se battra!
Cette stratégie de pur, pur ou le long, jusqu'à ce que la nuit de l'Achoura Muharram a duré 61 années, avec les lumières éteintes et m'a dit que vous avez pris le serment d'allégeance. L'ennemi de mon chef qui ne fonctionnera pas avec vous. Et puis ceux qui sont restés, a expliqué tout cela, nous dire qui a pris de force à l'avant!

Je suis confiant que appelé Achoura, principale stratégie Imam a été mis en œuvre. Tactiques de l'enfant d'abord, les femmes et les enfants dans une zone plus sûre, ont été placés, puis, tactiques individuelles de déployer, respectivement, des patients avec un parent éloigné, a été lancé pour se rendre. Et sa résistance désespérée: pour le témoignage de Dieu: hommage à détourner et réactionnaires, exalté et humilié loin de nous 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۳ نظر(0)

پرسوناژ ها و ديالوگ هاي روز عاشورا.

عاشورا داستان بلندي است كه: در يك  نيمه روز اتفاق مي افتد. داستاني به بلنداي تاريخ، از اولين تا آخرين! و به پهناي زمين از:  چهار گوشه جهان،  از جن و انس .همگي در اين داستان نقش دارند. پرسناژ اين داستان و ديالوگ هاي آن، همان ديالوگ هاي روز مره ما است. و ما هر كدام شايد روزي چند بار، ديالوگ آنان را تكرا مي كنيم، ولي از اين تكرار ها نه اطلاع داريم، و نه از آن خسته مي شويم!

تشنگي، مهمترين ديالوگ روز عاشورا است. چيزي كه امروز به جنگ بين المللي آب، ترجمه مي شود و حتي گفته ميشود« جنگ جهاني بعدي جنگ آب است! چه در ايران كه زاينده رود از آن مي نالد، و چه مردماني كه كنار زاينده  رود، نيستند ولي تشنه آب اين رود هستند!  سد كرج و سد لتيان و: سد پانزده خرداد هم، داستان هايي مشابه دارند.

آب هاي مرزي ايران، داستان تشنگي كربلايي ها است! آنجاييكه رود هيرمند را بسته اند، و سيستان عزيز كه روزي انبار غله دنيا بود، امروز ميزبان مهمان ناخوانده: شن هاي روان است. بلايي كه قبل از آن بر سر يزد آمد، و بعد از آن بر سر درياچه اروميه، و شايد فردايي نه چندان دور بر سر درياي مازندران.

در خارج از ايران، وضع بهتر نيست، رود دجله و فرات كه: تاريخ آن بنام بين النهرين، قديمي ترين تاريخ ها است، الان مايه دشمني چهار كشور شده است. و اردوغان مانند شمر، بر سر آن ايستاده و سوريه و ديگران، تشنه لب به آن نگاه مي كنند. رود گنگ و مي سي سي پي و نيل و.. داستاني غم انگيز تر دارند، كه بايد شرح آن به زمان ديگري موكول شود.

مي بينيم كه ديالوگ ها همه آشنا است، و همه دنيا آن را مي شناسد ! پرسناژ ها هم همينطور است،جناب شمر، جانباز جنگ در جبهه پدر است! ولي پسر او را براي:كسب يك مقام دولتي، سرمي برد. سعد، سردار قادسيه است و: جهان اسلام را توسعه داده است، ولي پسرش براي گندم ملك ري، امام حسين ع را به مسخره مي گيرد، و مي گويد اگر از گندم ري هم، نخورم همان دانه جو برايم كافي است!

بايد ترسيد از همان كساني كه، دم از حقوق بشر مي زنند ولي، داعش را ايجاد مي كنند تا همانند شمر، سر ها را ببرد و در گودال هاي قتلگاه بريزد، و براي نامشحض ماندن آن ها، بر روي اجساد اسب دواني كند!

بايد ديد كه شيرخواره  هايي چون حضرت علي اصغر، كودكاني چون حضرت رقيه س، نوجواناني چون حضرت قاسم، وجواناني چون علي اكبر س،چگونه  با دلي پاك ، جان خود را فداي راه آزادي بشر، از قيد و بند عبوديت طاغوت مي كنند. و همه تيپ هاي شخصيتي هم وجود دارد! از غلام سياهپوست، تا سردار بزرگ لشكر دشمن، تا پيرمردي چون حبيب ابن مظاهر، و حتي مسيحي و ايراني و كرد!

همه اين ها همان هايي هستند كه: ما هر روز مي بنيم! كودكان گرسنه آفريقايي ،  قحطي  زده هندي وچيني، تا بيكاران و بي خانمان هاي: آمريكايي و اروپايي . آن ها هم اگر با يزيد هاي زمان بيعت مي كردند، هم شغل داشتند و هم سيراب مي شدند! اما ديگر نمي خواهند كه در باندهاي: قاچاق مواد مخدر يا، قاچاق انسان و يا اعضا بدن انسان كار كنند. يا با تبهكارن و دزدان و: آدمكش ها همكاري كنند، لذا بايد بيكار بمانند تا بميرند.   

آدم هاي قصه عاشورا بيگانه نيستند، آن ها در همين حوالي در كنار ما زندگي مي كنند. بنظر شما، روزي چند كودك شير خواره، از بي شيري و بي آبي تلف مي شوند؟ آن هم در قرن دهكده جهاني، و ارتباطات سايبري و: اوج تمدن ماشين وفضا! چند دختر سه ساله، با ضرب و جرح از دنيا مي روند؟ يا چند نوجوان و جوان، در كنار گذر و در كارگاه هاي كار، جان خود را از دست مي دهند؟

آيا سزا نيست براي اين مصيبتها گريه كنيم؟ و بر سر و سينه بزنيم؟ بگذار غارتگران ما را مسخره كنند، ولي ما درد دين داريم، و بايد كه سوگمند باشيم و غمزده، از رنجي كه بر سر بشر مي ايد. و امام حسين ع عصاره  تمام اين رنج ها است. 

Personnage et le dialogue de l'Achoura.

Achoura est une longue histoire qui se déroule en une demi-journée. La hauteur de l'histoire, du premier au dernier! Et la largeur des quatre coins du monde, les djinns Vance. Toutes ces histoires impliqués. Personnage de son histoire et de dialogue, le dialogue dans le nôtre quotidiennes. Plusieurs fois par jour, et nous pourrions, nous répètent leur dialogue, mais ne sont pas conscients de cela, nous le répétons, ne se lasse pas de lui!

Thirst, mai Sau est le dialogue de l'Achoura. Ce qui est maintenant la guerre de l'eau international, traduit et a même appelé "La prochaine guerre mondiale est une guerre de l'eau! Quel est le gémissement de la rivière, et les gens à côté de la rivière, pas la rivière, mais l'eau a soif! Et Karaj et Latian Dam Dam Dam Juin quinze ans, ont des histoires similaires.

Des eaux limitrophes Iran, histoire de karbalaei a soif! Depuis la rivière Helmand ont fermé, et ceux qui Sistan était autrefois le grenier du monde, abrite aujourd'hui invité surprise: une dune de sable. Yazd est la chose qui était là avant lui, et puis sur le lac Ourmia, et peut-être pas trop lointain demain la mer Caspienne.

En dehors de l'Iran, la situation est meilleure, le Tigre et l'Euphrate: son histoire que la Mésopotamie, est la première date, il a été une source d'hostilité quatre pays. Et comme Shamar Erdogan, la Syrie et d'autres debout sur sa tête, les lèvres assoiffées pencher sur la question. Mississippi Gange et le Nil et plus .. triste histoire, qui sera décrit plus tard moment.

Nous voyons que tout dialogue familier, et tout le monde le sait! Personnage est pas ainsi, M. Shamar, un vétéran de la guerre en face de son père! Mais son fils pour l'acquisition par une autorité publique, le niveau du conseil d'administration. Saad Sardar est de la Victoire: Le monde islamique a développé, mais en fils de blé Ray King, l'Imam Hussein est ridicule, et Ray dit que si le blé, de l'orge assez à manger!

Avoir peur de ceux qui brassent leur droits de l'homme, mais mis en place comme Shamar Dash, chef de soulever et verser dans le désordre de la fosse, et rester à leur insu, le cheval est mort!

Nous devons voir que les bébés comme Ali, comme ses enfants, R. S., G. mineurs du Prophète, et la jeunesse du système des AA, comment le cœur pur, ont sacrifié leur vie pour la liberté humaine, libre de culte idolâtre les. Et tous les types de personnalité là-bas! Le serviteur noir, de Grand Commandeur de l'armée ennemie, jusqu'à ce qu'un vieil homme comme symboles Ibn Habib, et même le chrétien et l'Iran!

Tous ces sont les mêmes que ceux que nous voyons tous les jours! Enfants affamés en Afrique, l'Inde et la Chine affamés, les Américains et les Européens sans emploi et sans abri. Eux aussi, si ils jurent allégeance à Yazid temps, les deux avaient un emploi et ont été arrosées! Mais vous ne voulez pas être dans les gangs, le trafic de drogue, la traite des êtres humains ou des parties du corps humain travailler. Ou par des criminels et des voleurs, des meurtriers et de la coopération, ils doivent rester au chômage jusqu'à ce qu'ils meurent.

Les gens sont étranges histoires de l'Achoura, la prochaine nous vivons dans le même voisinage. À votre avis, quand un boit du lait de l'enfant, sans produits laitiers et sans eau pour être gaspillées? Ses village global siècle, et cyber et de la communication: la hauteur de la machine hôte et la civilisation de domaine! Une fille de trois ans, avec les coups mourir? Ou, plus jeune, aux côtés de la piste et dans l'atelier, perdre la vie?

Ne pas punir pour ces tragédies pleurer? Et la tête et la poitrine presse? Faisons plaisir de pillards, mais douloureuse. Nous avons la foi, et en droit de deuil et triste, de la souffrance humaine est terminée. Imam Hussain AS est un symbole de toute cette souffrance. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۸ نظر(0)

يكي از اصول داستان نويسي، سناريو و فيلمنامه اين است كه: پايان داستان بايد معلوم باشد، و نتيجه هم مثيت باشد. تا جاييكه برخي معتقدند حتي: پايان مثبت كافي نيست، بلكه بايد پيام اخلاقي هم داشته باشد. اين پيام اخلاقي يا از زبان قهرمان، بيان شود و شفاف و گويا باشدٍ و يا در متن نهايي داستان، از زبان قصه گو و نقل كننده داستان، يا گوينده فيلم گفته شود.

يعني كتاب كه بسته مي شود، يا فيلم تمام مي شود، هيچ سوالي در ذهن خواننده،  بي جواب نباشد و ذهن نيز، نسبت به موضوع بطور كامل توجيه شده باشد. رمان و فليم نامه نويسان سنتي، همه پايبند اين موضوع بودند. حتي در كتب درسي هم، ما مي بينيم كه اهداف كتاب، براي هر درسي حتي براي دانش آموزان نيز، نوشته مي شود و در آغاز كتاب، و يا هرفصل و عنوان مي آيد.

اما برخي از نوبسندگان اين قالب را شكسته اند، و داستان يا سناريويي كه مي نويسند، مي خواهند يك طرفه نباشد. و از حالت آنالوگ بيرون بيايد. و به ديالوگ با خوانده تبديل شود. مثلا در برخي تئاتر ها مي بينيد كه: بازيگران از ميان تماشاچيان، ظاهر مي شوند و به صحنه مي روند. يعني تماشاگر هم مشاركت دارد.

 برخي هم آخر داستان را، رها مي كنند و نتيجه گيري را، به ذهن تماشاگر حواله مي دهند. و در واقع ساختار شكني مي كنند. هردو اين روش قابل قبول است، و در قران هم آمده.  مثلا داستان حضرت يوسف ع مانند: يك رمان از ابتدا تا انتها، دريك سوره آمده و: نتايج اخلاقي ان هم تاكيده شده است. ولي فقط يك داستان اين ساختار را دارد. بقيه داستان ها ساختار شكن هستند. يعني قران به انديشمندان مي گويد: ما اين ها را بيان مي كنيم تا شما تفكر كنيد. و به نتيجه برسيد و هر نتيجه اي اگر، صادقانه باشد قابل قبول است. مثلا خوبي و بدي در برخي آيات، تعريف مي شود ولي در بسياري از: آيات به خود انسان حواله مي شود" اگر خوبي كنيد به خودتان خوبي كرده ايد" حتي احاديث فراوان داريم كه: مردم را مثل خودتان بدانيد، و هرچه براي خود نمي پسنديد، براي ديگران هم نپسنديد.

داستان كربلا بيشتر به: يك قصه ناتمام مي ماند، كه بقيه آن را همه بايد ادامه دهند. خواسته امام حسين، ياري او است و"  مي فرمايد: هل من صر ينصرني؟ و: به گفته دكتر علي شريعتي، اين سوال براي كل تاريخ است. همه بايد او را ياري كنند. داستان امام حسين ع يعني اينكه، من و شما هم او را ياري كنيم. و اين فلسفه تمام عزاداري ها، در سراسر جهان است. آن ها به اين سوال پاسخ مي دهند : اگر ما آن روز نبوديم كه" امام حسين را ياري كنيم" امروز اعلام آمادگي مي كنيم.

برخي ها ياري را در تذكر مي دانند. يعني حوادث عاشورا را براي ديگران بيان مي كنند. نقطه به نقطه و با احساسات در مي آميزند، تا در ذهن ها بماند. كمتر كسي در تاريخ وجود دارد كه، به اين وسعت همه مردم دنيا او را بشناسند و: از حوادث عاشورا بي خبر باشند.

اما گروهي  كه اين حوادث را مي شنوند، طاقت ازدست مي دهند، و به خود آسيب مي رسانند. مثلا عده اي قمه مي زنند. كه امروز "ياهو" هم به اين موضوع پرداخته بود! و پرسيده بود اين ها، باخودشان چه مي كنند! آن ها مي گويند: خواهر امام حسين ع، وقتي مصيبت را شنيد، سر خود را به ديرك اتاقك خود زد، كه خون از آن امد و: ما مي خواهيم از او عقب تر نباشيم.

عده اي هم زنجير مي زنند، ان ها مي گويند دست وپاي اسرا، براثر زنجير هايي كه به آن ها بسته شده بود، زخمي شدند مگر جان ما عزيز تر است؟

يا اينكه عده اي سنك مي كوبند و: مي گويند قوم بني اسد، كه اولين قوم عزادار بود، از شدت غصه، سنگ هاي بيابان را بر سرخود مي زدند.

گرچه همه مردم دنيا، براساس نظر خود به كمك امام حسين مي روند، ولي فقط در انتهاي تاريخ، اين دفتر بسته خواهد شد و: انتقام واقعي گرفته خواهد
l'histoire inachevée 
L'un des principes de l'histoire, le script et le scénario est que l'histoire doit être clair, et le résultat est positif. Tant que certains pensent, même, extrémité positive ne suffit pas d'avoir un message moral. Le message moral ou la langue de l'héros, transparent et l'expression de soi ou dans la version finale de l'histoire, racontée par le conteur et l'histoire, ou d'un film orateur a dit. 
Ce livre est fermé, ou le film entier, aucun doute dans l'esprit du lecteur, et l'esprit est sans réponse, que pour être pleinement justifiée. L'écriture traditionnelle et nouvelle flamme, tous ont été commis à cette question. Même dans les livres, nous voyons que les objectifs de la livre, même pour les étudiants dans chaque cours, écrit au début du livre, et comme on le ou la saison. 
Certains des auteurs ont brisé le moule, et écrire l'histoire ou le scénario, ils ne sont pas unilatérales. Et sortir du mode analogique. Lire le dialogue avec le. Dans certains théâtres, vous pouvez voir que les acteurs de l'auditoire, et les scènes où ils sont apparus. Telle est la participation du public. 
  La fin de l'histoire, et la conclusion laisse l'auditoire ce projet. En fait, ils sont déconstruits. Ces deux méthodes sont acceptables, et que le Coran. Par exemple, l'histoire de Joseph en tant que tel: un roman du début à la fin, dans un chapitre, et les résultats de l'éthique est également parlé. Cette structure est une seule histoire. D'autres histoires sont briser la structure. Pour les chercheurs, le Coran dit: Nous avons défini ce que vous pensez que vous êtes. Et pour atteindre un résultat si, franchement, est inacceptable. Par exemple, le bien et le mal, dans certains versets, mais il est défini dans de nombreux versets du projet est l'homme «bon pour vous si vous avez un bon« même nos grandes traditions que les gens comme vous, et nous faisons tout pour elle comme, aversion pour les autres. 
Karbala est plus à l'histoire: l'histoire reste inachevée, elle doit continuer à se reposer. Demandé à l'Imam Hussein et de son aide, a déclaré le Dr Ali Shariati, cette question est à rénover entièrement. Tout le monde doit l'aider. Histoire de l'Imam Hussain AS qui est, vous et je vais l'aider. La philosophie de deuil dans le monde entier. Ils répondent à cette question: Si nous ne sommes pas sur le Today "Imam Hussein aider" nous sommes prêts. 
Une certaine prudence est justifiée en aide. D'autres suggèrent que les événements de l'Achoura. Point à combiner avec des sentiments, de rester à l'esprit. Il n'y a plus de l'histoire, les gens de cette région toute sa vie et à reconnaître: ils ne sont pas conscients des événements de l'Achoura. 
Mais ceux qui entendent les accidents, perdent leur endurance, et l'automutilation. Par exemple, certains de leurs poignards. Aujourd'hui, "Yahoo" a également été abordée ce sujet! Et a été interrogé à ce sujet, les mêmes résines sont! Ils disent que la sœur de l'Imam Hussain AS, quand il a entendu parler de la catastrophe, sa tête a heurté le mât de sa chambre, et le sang est sorti de lui: nous ne sommes pas, nous le voulons de retour. 
Ces entraves sont éteints, ils disent que la fin des captifs, parce que les chaînes qui les avait liés ont été blessés, mais nos vies sont plus chère? 
Ou que certains Smash et punaise, disent les gens de Bani Asad, qui était la première maison de deuil, de l'intensité de la douleur, les roches du désert, sur lequel ils ont construit. 
Bien que tout le monde, selon l'aide de l'Imam Hussein, mais seulement à la fin de la date, ce bureau sera fermé: true vengeance sera prise. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۶ نظر(0)

تا موقعي كه كار پر سود: دستفروشي وجود دارد، كسي به دنبال كار توليدي نمي رود. جوان رعنا باشگاهش را مي رود، تيپ و آرايش خود را انجام مي دهد! و چند ساعتي هم در مترو داد مي زند و" مسواك و آدامس و گل مي فروشد. بعد هم تا بپرسي مي گويد: كار نيست !مگر هدف از كار كردن، كسب در امد نيست؟ پس اين دستفروشي، كسب در آمد نيست؟

مدتي بود شهر داري ها، به دنبال ساماندهي مشاغل موقت بودند. اما گويا استمرار دستفروشي آن را، از شمول مشاغل موقت بيرون آورده است! و لذا نمي دانند با آن به عنوان: يك اشتغال دائم برخورد كنند، يا اشتغال موقت يا آن را معضل اجتماعي بدانند! و در رديف بحران شهري محسوب نمايند.

اما ساده ترين راه، همان ايجاد طبقه بندي مشاغل و: قرار دادن يك رسته براي اين مشاغل است. دستفروش يعني كسي كه: نياز به مغازه ندارد. دست و بازوي او مغازه او است. و دوره مي گردد تا بازار يابي كند. از دادن ماليات فرار مي كند، و از شمول پرداخت عوارض هم خارج است.

البته گاه گاهي دم به تله مي دهد، و چند روزي اموال او به عنوان: سد معبر توقيف يا مصادره مي شود. ولي همچنان به كار خود مشغول است.

بهترين راه، شناسايي و صدور كارت و: تعيين محدوده و نوع شغل، براي اين افراد است. يعني  واقعا برخي افراد ، فقط همين هنر را دارند. نه هوش اختراع دارند، نه مدرك و پارتي استخدام، و نه حوصله يك جا ماندن و: نمي توان آن ها را كشت يا: به تيغه اعدام سپرد. پس شناخت و دسته بندي كردن آن ها، به معني قبول موجوديت آن ها است. چيزي كه درامد هنگفتي را براي دولت، در بر خواهد داشت.

اولا بايد كارت شناسايي شغلي داشته باشند، رسته و محدوده آن ها تعريف شده باشد. همانطور كه سال ها با دكه داران، مبارزه مي كردند ولي بي نتيجه بود. طوافان يا دوره گردان و: دستفروشان هم همينطور هستند.

مثلا در مترو نگهبان نمي گذارد: يك نفر بدون بليط وارد شود. و اگر پير مرد يا پيرزني اشتباه كند،  آبروي او را مي برد و برمي گرداند! اما معلوم نيست چطور دستفروشان، با آن همه بار از اين گيت ها رد مي شوند! و بعد انتظار دارند، مردم از آن ها خريد نكنند. مردم از سرو صداي آن ها ناراحت هستند. ولي پاس كاري را نمي فهمند. چرا ماموران مترو جلوي آن ها را نمي گيرند. آن ها كه در تمام واگن ها، دور بين و در تمام ايستگاه ها حراست دارند.

اگر كارت شناسايي نداشتند، آن ها بگيرند و جريمه كنند! هم در امد براي مترو و: هم كاهش مزاحمت مردمي .البته تمام اين قوانين كه گفتيم، اجرا مي شود ولي به دست مافياي خودشان! يعني همه افراد دستفروش، شناخته شده هستند و: سرشاخه هاي مسئول دارند. و افراد غريبه را راه نمي دهند. و در محدوده همديگر هم دخالت نمي كنند. يعني از بي توجهي دولت، يك حكومت يا يك دولت در: دولت تشكيل داده اند.

اگر دولت و شهرداري ها، اين عناصر را به رسميت بشناسند، و همين قوانين را بر ان ها اجرا كنند، اولا از آمار بيكاري كم مي شود و: مستمري بگيران اداره كار كاهش پيدا مي كنند. و هم بجاي اينكه 50درصد در آمد دستفروشان، به مافيا تعلق بگيرد و آن ها به زور بگيرند، فقط ده درصد ماليات يا عوارض بدهند.

اين فقط طرح بنده نيست! در كشورهاي به قول شما! پيشرفته هم همينطور است. حتي در بازار بورس، افراد دست فروش به عنوان: دست دوم وجود دارد ، و به رسميت هم شناخته شده اند. اينها  نياز به كامپيوتر و محاسبات هم ندارند، با نشان انگشت، همديگر را خبر مي كنند! و با چانه يا تكان دادن سر، از بالا پايين شدن سهام صحبت مي كنند! و در آمد شان از كارگزارن رسمي بيشتر است. و مالياتي كه به دولت ميدهند، قابل دسترسي تر مي باشد. 

Peddler ou passage? 

Ce faisant lucrative, il colporteur, qui sont à la recherche de travail ne sont pas productifs. Rana est un jeune club, ruban et faire votre maquillage! Et un peu de temps dans le métro qui est «dent et la gencive vend des fleurs puis il dit à poser:. Ne sont pas, à moins que le but du travail, de ne pas gagner, de sorte que le colporteur, ce qui lui vaut? 

Le terme municipal, les emplois temporaires cherchait à organiser. Mais il semble continuer le colporteur, l'inclusion des emplois temporaires là-bas! Et donc je ne sais pas ce que: A Clash of emploi permanent ou un emploi temporaire ou question sociale à savoir! Et est considéré comme parmi la crise urbaine. 

Mais la façon la plus simple, la classification de la création et de l'emploi: insérer un champ pour les entreprises. Peddler désigne une personne qui: pas besoin de faire des emplettes. Son bras est son magasin. Et l'approche de la commercialisation. De l'évasion fiscale, et il est hors de la portée des effets secondaires. 

Bien sûr, la trappe occasionnelle, et quelques jours que ses biens, confisqués ou expropriés le passage de la barrière. Toujours occupé par son travail. 

La meilleure façon d'identifier et d'émettre des cartes, d'identifier la gamme et les types d'emplois pour les gens. Ce qui est vraiment certaines personnes ont tout de même l'art. L'invention est pas l'intelligence, pas de preuve, et la location de parti, et un endroit pour rester et ne pas être ennuyé, ne peut pas être tué ou de déjouer sa mort. Après avoir identifié et les classer, ce qui signifie que leur présence est acceptable. Quel grand revenu pour le gouvernement, la volonté. 

Tout d'abord, vous devez avoir une carte d'identité professionnelle, et dans les catégories définies. Comme dans les propriétaires de décrochage se battaient mais était peu concluante. Encerclant ou en période de renouvellement et, colporteurs sont trop. 

Par exemple, le métro ne protège pas: une personne entrer sans billet. Et si un homme ou une femme est mal, prendre sa dignité et retours! Mais on ne sait pas comment les fournisseurs, il a rejeté tous les moments de la porte! Et puis attendre que les gens de ne pas acheter chez eux. Les gens sont en colère contre le bruit. Passez mais ne comprennent pas. Pourquoi ne pas le faire devant des officiers de métro. Leurs wagons en tout, loin entre et sont protégés à toutes les stations. 

Si la carte ne soit pas reconnu, et recevoir leur fin! Venez ensemble dans le métro: la réduction de la nuisance publique bien sûr, toutes les règles mentionné, mais il est géré par la mafia eux-mêmes! Cela signifie que tous les fournisseurs, sont connus: ce sont les branches. Et des étrangers ne le font pas. Et dans le même temps ne pas interférer. À savoir, l'indifférence du gouvernement, un gouvernement ou un gouvernement de l'Etat ont formé. 

Si les gouvernements et les municipalités, de reconnaître ces éléments, et les mêmes règles sont applicables, d'une part, le taux de chômage est faible et les retraités sera de réduire le travail d'administration. Et 50 pour cent du revenu plutôt que de vendeurs, appartenant à la mafia et de les forcer à prendre des taxes ou droits de dix pour cent payants. 

Ceci est non seulement mon plan! Selon votre pays! Il est donc avancé. Même le marché boursier, car les gens ont perdu des ventes, deuxième main, il ya aussi connaître et reconnaître. Ces calculs ne nécessitent pas un ordinateur et, avec un doigt, ils connaissent! Et le menton ou de la tête, des actions de haute et basse de parler! Et leur revenu est plus élevé que les agents officiels. L'impôt et le gouvernement sera plus disponible. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۸/۱۳۹۳ - ۲۰:۴۴ نظر(0)

دنياي بزرگ بازي كودكان و نوجوانان، كه به دنياي مجازي معرف شده، در حقيقت دنياي واقعي آن ها است! چيزي كه  شايد بيش از: يك سوم زندگي آن ها را درگير كرده، و ما شاهد هستيم در: خيابان ها در مترو و حتي در ميهماني ها، كوچكترين فرصت را از دست نمي دهند! در خانه بيشترين وقت را براي آن مي گذارند، و در مدرسه هم تبادل اطلاعات  و تجربه مي كنند.

رها كردن آن ها، يا حتي كنترل از راه دور، براي آن ها كافي نيست. زيرا نهايتا از آن ها، لشكرياني براي داعش و القاعده مي سازد. كه فقط به فكر تيراندازي و: بالابردن تيراژ كشته باشند. گرايش جوانان به اسلحه و: كشت و كشتار را در همين: گيم روم ها به آنان القا مي كنند.و هركدام روز شماري مي كنند كه: آخرين سلاح هاي كشتار جمعي، به دستشان بيافتد و مانند برگ خزان، مردم را روي زمين بريزند.

براي آن ها، گناه مردم فقط اين است كه در بازي، در مقابل هستند و همين كافي است! كه آن ها را بكشند.و از ميان بردازند.  صحنه را پيروزمندانه ترك كنند، و به ميدان جديدي بروند و: همين كار را تكرار كنند تا: امتياز بالاتري بگيرند. آن ها هيچ احساسي راجع به مقتولين خود ندارند، و اصلا فكر نمي كنند شايد: اين ها بيگناه باشند! زن و كودك باشند، تحت حمايت صليب سرخ باشند، يا حتي پير و از كار افتاده، يا بيمار باشند.

بنابر اين بازي ها بايد جايي متوقف شوند، وجوانان ما يك لحظه از كشتن در: فضاي مجازي دست بردارند، و براي چند ثانيه فكر كنند.آيا چند امتياز ذهني، آنقدر اهميت دارد كه: همه چيز را فراموش كنند، و فقط به فكر كشتن باشند؟ آن ها بايد بدانند كه وقتي، از اتاق گيم بيرون مي آيند، يك سرباز تمام عيار القاعده هستند! كه نيازي به مواد مخدر يا: روانگردان هم ندارند، به همين شكل ميتوانند به: فضاي واقعي هدايت شده و" كشتار را ادامه دهند!

اين بازي فقط با فرهنگ عاشورايي، به پايان مي رسد. فرهنگي كه مي خواهد جلوي كشتار را بگيرد، و شكست براي آن ها: مقصد است نه پيروزي! امام حسين ع هم مي توانست، مثل هيروي گيم ها، يك تنه آن صد و ده هزار را بكشد، اما اين كار را نكرد و فرمود: خدا مي خواهد مرا كشته ببيند. زندگي حضرت ابولفضل، نمونه بارزتر اين داستان است: امام حسين به ايشان اجازه جنگيدن نداد،  به ايشان گفت برو فقط آب بياور.

يعني تمام رشادت هاي و: قهرماني هاي او را ناديده گرفت، تا خون كمتري ريخته شود. والا همه ميدانند اگر ايشان، اجازه جنگ داشت به راحتي، يك سپاه را حريف بود. در ماجراي مسلم ابن عقيل، ما مي بينيم شاگردان حضرت نيز، به پيروزي با هر قيمت نمي انديشند. اين پسر عمو ميتوانست با يك ضربت، سركرده تمام قاتلان را در منزل دوستش، از بين ببرد اما اين كار را نكرد، و فرمود مهمان كشي، رسم ما نيست.

بنابر اين بايد سرنوشت بازي ها را، از سر، نوشت و به كودكان و جوانان ياد داد كه: شكست هم مي تواند پيروزي باشد! و لازم نيست همه جا با غول مبارزه كنند! تا شاهزاده خانمي را نجات دهند. بلكه نجات همه انسان ها بايد مد نظر باشد. براي همين است كه پيامبر فرمود: امام حسين ع كشتي نجات است و: هركس در اين كشتي نشست، نجات پيدا مي كند و الا، غرق خواهد شد.

زندگي ها هم مثل بازي ها هستند، اگر در بازي ها، كشتن را ياد بگيريم، در زندگي نجات دادن را ياد نمي گيريم! و اگر مي خواهيم رحمت براي جهان باشيم، بايد كمك به مردم را، سرلوحه كار هاي خود قرار دهيم. نه اينكه براي  كشتن آن ها مسابقه بدهيم. خداوند پيامبر اسلام خود را، رحمت براي عالميان ناميد. زيرا مي خواست كه: بشر در صلح و صفا باشد، تا باقي بماند.

 در جايي كه فرهنگ مستكبران، از بين بردن بشر است! آن ها فقط در گذشته نبودند، بلكه در همين دوران ما، كساني بودند و هستند كه: طراحي هايي كرده بودند تا: بمب هايي بسازند كه: فقط انسان را از بين ببرد! و به تاسيسات و : دارايي هاي آن ها صدمه نزند.  

Pourquoi les joueurs, pour l'Achoura, font-ils? 

Grand jeu pour enfants dans le monde, qui est représenté dans le monde virtuel, en fait, il est le monde réel! Il est probablement plus d'un tiers concernés de leur vie, et l'on assiste dans les rues, dans le métro et même dans les fêtes, ne manquez pas la moindre occasion! Le temps de laisser à la maison, à l'école et de partager des informations et de l'expérience. 

Abandonner, ou même à distance, il ne suffit pas. Enfin, en raison de leur armée et Al-Qaïda fait pour Dash. Le tournage et il suffit de penser: augmenter la circulation d'être tué. Major jeunes et les armes, tuant le même: aller à leurs jeux qu'ils inspirent. Et que chaque jour des dernières armes de destruction massive, les feuilles tombent comme ils tombent, faite sur les gens. 

Pour eux, le seul péché est de jouer contre, et qui est assez bon! Ils tuent. Et éliminer. Succès quitter la scène et aller à un nouveau domaine, pour le rendre à nouveau: obtenir un score plus élevé. Ils ont pas le sens de leurs victimes, et ne pensent pas à ce sujet, ce sont des innocents! Les femmes et les enfants, sous les auspices de la Croix-Rouge, ou encore les personnes âgées et handicapées, ou malades. 

Jusqu'à présent, ce jeu doit être arrêté, un moment de tuer nos jeunes dans le cyberespace arrêter et à réfléchir pendant quelques secondes. Avez-vous l'esprit quelques points, il est donc important qu'ils oublient tout, et la seule pensée de se tuer? Ils ont besoin de savoir que lorsque les jeux sortent chambres, un soldat plein-Qaïda! Le besoin de médicaments ou psychédélique: non, ce chiffre peut: Visites et espace réel "pour continuer le massacre! 

Le jeu est tout simplement la culture de l'Achoura extrémités. Cela permettra d'éviter la destruction de sa culture, et de son échec: la cible est de ne pas gagner! Imam Hussain AS aimerait aussi jeux héros, il est un tronc cent et dix mille à mort, mais ne l'a pas, et dit, Dieu veut me voir mort. Hazrat vie Abolfazl, cet exemple important est l'histoire de l'Imam Hussein ne leur permettait pas de se battre, ils ont dit, Allez à juste apporter de l'eau. 

Cela signifie que tout le courage, l'héroïsme et l'ignora, moins de sang versé. Sinon, tout ce qu'ils savent, si vous laissez simplement la guerre, était une armée adverse. L'histoire de musulman Ibn Aqil, nous voyons les disciples de Jésus, pour gagner à tout prix n'a pas de sens. La cousine pourrait frapper avec un chef de file dans tous les assassins de la maison de son ami, mais il n'a pas détruire, tuer et l'invité a dit, il est pas dans nos habitudes. 

Ainsi, le sort de la partie, la tête, a écrit et enseigné aux enfants et aux jeunes: l'échec peut être victorieux! Et ne pas avoir un combat géant partout! Pour sauver la princesse. Mais sauver tous les êtres humains doivent être considérés. Voilà pourquoi le Prophète a dit à l'Imam Hussain AS et sauver le navire. Tout le monde dans la séance de lutte sera sauvé, sinon, il va couler. 

La vie, comme les jeux, si vous les jouez, tuez-les apprendre, pas apprendre à sauver une vie! Et si nous voulons la paix pour le monde et nous devons aider les gens, une priorité de notre travail. La concurrence plutôt que de les tuer aussi. Dieu, son prophète, miséricorde pour l'univers appelé. Parce qu'il voulait que la paix est humain, persister. Lorsque la culture fière, la destruction de l'humanité! Ils étaient tout simplement pas dans le passé, mais en même temps, nous sommes ceux qui ont été conçus pour: construire des bombes qui tuent humain! Et installations: actifs, pas leur nuire. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۰۲ نظر(0)

ايران اسلامي، در همه عرصه هاي تمدني وارد شده، و توانسته است تمام تجربيات لازم را كسب كند. و در عمل توانايي ارائه بهتر از: شرايط و امكانات موجود را داشته است. اين امر به دليل آن است كه: پايه گذار همه آن ها خودش بوده است. البته مدت ها بود كه: دانشمندان غربي از اعتراف به : هوش ايراني امتناع مي كردند.

آن ها با سرقت متون علمي ايران، گنجينه هاي فراواني براي خود ساخته بودند! و هربار با ترجمه يكي از اين آثار، و تغيير رسم الخط، آن را به نام خود منتشر مي كردند! و غرب زدگان ايراني هم با: ذوق و شوق تمام اين ترجمه ها را، به زبان اصلي يعني فارسي برمي گرداندند! و به نهضت ترجمه خود افتخار مي كردند، و مي گفتند به ايران خدمت مي كنند.

در حاليكه كار آن ها خيانت بود! زيرا كه ميدانستند اين علوم همان علوم: دانشمندان ايراني است ولي، آن را انكار مي كردند. و در اين دزدي علمي ، شريك دزد و رفيق قافله بودند. نمونه آن نظريه نسبي انيشتين بود. كه سالها به ايران سركوفت مي زدند و: انيشتين را مخ دنيا معرفي مي كردند. ولي او در نامه خود به آيه الله بروجردي، مي نويسد كه آن را از معراج پيامبر اسلام  گرفته است.

شما مي بينيد كه ايران، در انرژي هسته اي، در تحريم كامل و با مبارزه سرسختانه آمريكا و اروپا، توانست به جايي برسد كه: آمريكاي ابر قدرت از آن وحشت دارد! ترس اروپا و اسرائيل از: پيشرفت هاي علمي ايران، از وحشت گذشته و به يك كابوس تبديل شده است.

در علوم پزشكي اين بار، صهيونيست ها قدم پيش گذاشتند و: با خريد تمام آثار قديمي ايران، آن ها را ترجمه و بنام خودشان منتشر كردند . شما ببينيد كه كتب پايه پزشكي كه، همه مولفان آن صهيونيست ها هستند، چه فرقي با كتاب قانون يا طب الرضا و: يا كتب قديمي ديگر ايراني دارد!

البته يك فرق دارد! و آن اينكه در تجويز دارو ها، فقط يك درصد از تجويز هاي گياهي: مورد نظر ابن سينا را منظور كرده! و 99درصد آن را پارافين و امثال آن جايگزين نموده اند، تا مثلا دارو هاي آن ها تجاري يا آزمايشگاهي شود! و نام داروي گياهي به خود نگيرد! هاريسون حتي در تشخيص بيماري ها، كاملا نظرات ابن سينا را نقل كرده، بدون اينكه نامي از آن ببرد.

اگر قانون كپي رايت راست باشد، بايد حق ابن سينا را از حلقوم اين ها بيرون بكشد! ولي هيچگاه كپي رايت نخواسته كه: اين كار را بكند و مانند يك بيمار غشي، هميشه به طرف غرب غش كرده است!

البته در علم رايانه، آن ها كمي مرموز تر عمل مي كنند! تئوري كامپيوتر از همان فرش دستباف ايراني، منشا گرفته و گره هاي فرش را، آن ها پيكسل مي گويند! تئوري محاسبات آن هم، از چرتكه ايده دارد ولي، فقط با ذكر يك صلوات از آن عبور مي كنند!

در بازي هاي رايانه اي، از اين بالاتر است تمام هيرو ها و: قهرمانان آن ها از اساطير ايراني است؛ لباس و شمشير آن ها، حتي پلان نقش هاي آن و: سناريو وقصه همه ايراني است. اصلا اگر ايراني نباشد جاذبه اي ندارد. فقط زرنگي آن ها اين است كه: آن را غسل تعميد مي دهند و: يك نام خارجي بر آن مي گذارند.

نمي توان نقش فراري هاي و: ضد انقلاب را در آن ناديده گرفت. اين ها هستند كه راه فرار از: پرداخت حقوق ايراني را ياد مي دهند! شخصيت هاي اصلي، تمام موتور هاي جستجوگر ايراني هستند! كوهن سال ها در ايران بوده است و مقالاتي را جايزه گرفته.و يا ديگران كه ميكروسافت را ساختند؛ ولي به نام ديگري به ثبت رسيد
Faux droit d'auteur 
Iran islamique, entré dans les domaines de la civilisation, et a toute l'expérience nécessaire pour gagner. Dans la pratique, la capacité de fournir de meilleures conditions et les installations sont disponibles. Ceci est dû au fait que tous les fondateurs de leur propre. Il y avait longtemps que les scientifiques occidentaux ont admis, ils ont refusé de renseignement iraniens. 
Le vol de la littérature scientifique, de nombreux trésors ont été fait pour elle! Et chaque fois que le traducteur des œuvres, et changer la police, qui a été publié à son nom! Iran et l'Occident sont affectées par: le talent et la passion pour toutes ces traductions, la langue d'origine à savoir Farsi tourné! Et ils étaient fiers de leur mouvement de translation, et ils servent à l'Iran. 
Alors que le travail a été infidèle! Parce qu'ils savent la science de la science: les scientifiques, cependant, nié. Le partenaire et ami scientifique et le vol de la voleur étaient derrière. Un exemple de la théorie d'Einstein. Nous sommes allés à réprimander l'Iran depuis des années, Einstein introduit dans le monde au cerveau. Mais dans une lettre à l'ayatollah Boroujerdi, en disant qu'il était le prophète Muhammad. 
Vous pouvez voir que l'énergie nucléaire de l'Iran, l'interdiction complète et une lutte acharnée, les États-Unis et en Europe, pourrait venir des États-Unis superpuissance il est horreur! Europe et Israël craignent que les percées scientifiques du passé et la peur a tourné au cauchemar. 
Dans la science médicale cette fois, les sionistes et l'étape de l'avant avec l'achat de tous les anciens ouvrages de, les traduire et leur nom soit publié. Vous voyez les livres médicaux de base, tous les sionistes sont l'auteur, comment le livre de la loi ou de la médecine, et Reza, livres anciens iraniens et d'autres! 
Bien sûr, il ya une différence! Et le fait que l'administration de médicaments, l'administration de seulement un pour cent de la plante: Ibn Sina considéré avoir! Et 99 pour cent ont remplacé la paraffine et les médicaments par exemple, comme, à, commerciales ou expérimentales, il est! Et pas la drogue elle-même! Harrison même diagnostiquer les maladies, les commentaires d'Ibn Sina sont indiqués sans mention de l'ascenseur. 
Si le droit d'auteur est juste, Ibn Sina du larynx à la droite de l'attraction! Mais le droit d'auteur ne veut pas que, le faire comme un épileptique, l'Occident a toujours évanouie! 
Cours en informatique, ils sont un peu plus mystérieux! La théorie de l'informatique des tapis faits main iraniens, tapis origine au niveau des nœuds, qui sont appelés pixels! Les calculs théoriques de l'époque, l'idée de boulier, mais, pour ne citer que descendant du col! 
Dans les jeux d'ordinateur, tous les héros ci-dessus et: Les Héros de la mythologie iranienne, des costumes et des épées qui, même planifier ses rôles, le scénario et l'histoire sont tous les Iraniens. Si l'Iran ne dispose pas de tous les sites touristiques. Il est seul sage qu'ils sont baptisés et un nom externe sur elle ainsi. 
Nous ne pouvons pas échapper le rôle de l'anti-révolutionnaire ignoré. Ils sont un moyen d'échapper à la masse salariale enseigner iranien! Les personnages principaux, tous les moteurs de recherche sont iranien! Cohen a été depuis de nombreuses années et a obtenu des papiers. Microsoft et d'autres ont fait, mais il a été enregistré sous un nom différent. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۱ نظر(0)

انتخابات جديد در راه است. نمايندگان بايد اقدام به ارائه: طرح دو فوريتي اصلاح فانون انتخابات، يا ماده واحده اي براي: الحاق به آن نمايند.

اين ماده واحده بايد، عضويت افراد در  فتنه 1388را، از عوامل مردود شدن كانديدا ها، اعلام نمايد. چون آن ها كه از در، نتوانستند وارد شوند، اكنون در صدد هستند تا: از پنجره وارد شوند

تحركات وسيعي صورت گرفته، تا اصحاب فتنه كه در مجلس راي نياوردند، بعنوان مسئول يا پشتيبان ستادهاي: انتخاباتي غير مجاز گردند. كه در آينده با ورود به مجلس، بتوانند در تغيير آرا آنان، موثر باشند.

البته به علت ميرايي جريان فتنه، چنين امري اتفاق نخواهد افتاد، ولي توهم اهالي فتنه ممكن است: هزينه هايي را بركشور تحميل نمايند.

اين توهم در چند زمينه است: يكي اينكه بجاي گوش دادن به: اخبار و تخليل هاي رسانه ملي، به دنبال رسانه هاي خارجي هستند، و منابع خبري خود را، از دشمنان ملت ايران مي گيرند. راديو بي بي سي وابسته به: سازمان اطلاعاتي انگليس ، هرچه بگويد براي آن ها اتمام حجت است! و حتي ديدني  هاي خود را هم باور نمي كنند!

مثلا حضور ميليوني مردم در 9دي،  براي آن ها ارزشي ندارد.  ولي 10نفر لخت و عور، جلوي سفارت ايران در انگليس يا فرانسه، براي آن ها افكار عمومي است! و بايد به اعتراض آنان توجه شود.

توهم دوم آن ها در مورد: پيشرفت ايران است. ايران چه از نظر علمي پيشرفت كند، و چه در بالاترين مقام ها قرار بگيرد، هنوز همان كشور توسعه نيافته است ، كه بايد از الگوهاي صد سال پيش اروپا، پيروي كند تا به قافله تمدن برسد.  اما اگر اروپا و آمريكا، در فساد و بيكاري و ركود هم غرق باشد! هيچگاه چنين چيزي را نمي پذيرند، و اصلا  اين اخبار را نمي شنوند! و قابل شنيدن هم نمي دانند.

توهم بعدي آن ها در مورد جنگ، يا دفاع مقدس است. اولا كه ايران را، مقصر هر جنگي در جهان ميدانند! و با اينكه آمريكا، علني دخالت مي كند ولي، ايران را مداخله گر مي دانند. و با اينكه سربازان اروپايي هستند كه: در اطراف ايران حضور دارند، ولي كشته شدن آن ها را، به تحريك ايران مي دانند.

همانطور كه شعار هم مي دانند، تما بدبختي ايران را براي: حمايت از فلسطين مي دانند. و معتقدند ايران، مردم خود را گرسنه نگهداشته! تا براي فلسطن و لبنان كمك بفرستند.

در مورد تاريخ ايران هم، تفكر خاص خود را دارند. سيد جمال الدين اسدابادي را فراماسون مي دانند، در حاليكه فراماسون هاي اصلي را ستايش مي كنند! مصذق و ملي گرايي براي آن ها، قهرمانان بلا منازع هستند ولي،  شيخ فضل الله نوري ها و آيه الله كاشاني ها را، انگليسي مي دانند در حاليكه انگليسي هاي اصلي  و: واقعي را مي پرستند!

در مورد خط امام و روحانيت هم، تا جايي كه به مقام آن ها ضربه نزند، حمايت مي كنند ولي، در عمل اعتقادي به اين حرف ها ندارند. ولايت فقيه را استبداد و ديكتاتوري مي دانند! ولي يكسو نگري غرب يا شرق، براي آن ها احترام آميز است! يعني اگر در ارتش آمريكا، كسي جرات مخالفت ندارد، عيبي ندارد! ولي در ايران در مورد همين موضوع ،مي گويند زور گويي كادر ها به سربازان است!

كشتار و اعدام در غرب، اگر انجام شود عيبي ندارد! بالاخره يك دانش آموزي، ممكن است تيراندازي بكند! به كسي مربوط نيست. ولي اگر در ايران قاچاقچي را هم اعدام كنند، با افاده روشنفكري مي گويند: ما با هر گونه اعدامي مخالف هستيم! اين وحشيگري است.

اگر در چين يا اروپا مسئول فاسدي را كنار بگذارند، اين ها خوشحال مي شوند ، ولي در ايران اگر ، اينطور شود مي گويند: امنيت سرمايه به خطر مي افتد! 

Plan d'urgence pour le Parlement 

De nouvelles élections sont sur le chemin. Les parlementaires devraient prendre des mesures pour fournir un plan de correction Fanon urgence électorale, ou pour un seul article, se joindre à eux. 

Cela devrait être un seul article, l'adhésion intrigue en 1388, l'échec des candidats et annoncer. En effet, ils ne pouvaient pas entrer, ils cherchent maintenant en place: la fenêtre du journal 

Actions prises à l'échelle d'intriguer les gens qui ne votent à l'Assemblée, ou de soutenir une charge de siège: les élections sont illégales. En entrant parlement dans l'avenir, ils pourraient changer d'avis, pour être efficace. 

L'amortissement dû à l'intrigue, il ne se produira pas, mais il pourrait intriguer les gens l'illusion qui imposent des coûts sur le pays. 

L'illusion dans plusieurs domaines clés: l'une est que, au lieu d'écouter les nouvelles et l'analyste des médias nationaux, à la recherche de médias étrangers, et leurs sources, sont les ennemis de la nation iranienne. BBC Radio affiliation: agence de renseignement britannique, l'ultimatum est à leur dire! Ils ne croient pas et même la voir! 

Par exemple, un million de personnes le 9 Janvier, pour lesquels aucune valeur. Mais le 10 nu nu devant l'ambassade iranienne en anglais ou en français, car il est public! Et doivent être considérés dans leur protestation. 

La seconde illusion sur les progrès de l'Iran. Tant en termes de progrès scientifique, et sont placés au plus haut niveau, le pays n'a pas encore développé, ce qui devrait être le modèle de l'Europe il ya cent ans, a suivi le convoi pour rejoindre la civilisation. Mais si l'Europe et les Etats-Unis sont embourbés dans la corruption et le chômage et le temps de récession! Ne pas accepter une telle chose, et ne pas entendre les nouvelles! Et audible ne sais pas. 

Dimensionnelles illusions sur la guerre, ou la guerre. Premièrement, l'Iran serait blâmer l'avion de chasse dans le monde sache! Et que le public américain est impliqué, cependant, l'Iran envisage d'intervenir. Et que les troupes européennes qui sont présentes dans le pays, mais les tuer, la stimulation de l'Iran. 

Comme vous le savez slogan, toute la misère de l'Iran de soutenir les Palestiniens. Et celle de l'Iran, ses personnes privées! Pour envoyer de l'aide à la Palestine et au Liban. 

Dans le cas de l'Iran, leur propre pensée. Sayyid Jamal al-Assad à savoir les francs-maçons, maçons, tandis que son principal louange! Mossadegh et le nationalisme pour eux, mais les champions ennemis Bella, Cheikh Fazlullah Nuri et l'ayatollah Kashani en anglais, mais l'anglais est considéré comme le vrai culte d'origine et,! 

Dans la ligne de l'Imam et le clergé ensemble, de sorte que la balle a touché son soutien officiel, mais dans la pratique ils ne croient pas en ces termes. La tyrannie et de la dictature cléricale savoir! L'unilatéralité de l'Ouest ou de l'Est, car ils sont respectueux! Cela signifie que si l'armée américaine, qui ne osent opposer, il est OK! Mais dans le cas de ce sujet, est appelée zone de contrainte pour les troupes! 

Destruction et la mort en Occident, si elle est pas mal! Enfin, un étudiant, l'étudiant peut faire! Pour quelqu'un ne sont pas liées. Mais si les contrebandiers sont exécutées en Iran, avec snobisme intellectuel dire que nous sommes opposés à de telles exécutions! Ceci est la sauvagerie. 

Si les fonctionnaires corrompus en Chine ou en Europe de côté, ces gens sont heureux, mais si l'Iran, comme ils disent: la sécurité de l'investissement est en danger! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۲۶ نظر(0)
نشان عمق نفرت از فتنه!
160 راي مخالف به وزير پيشنهادي، نشان از نفرت عميق مجلس و مردم، از فتنه و فتنه گران است. زيرا بر خلاف تفكر جاري در: معرفي ايشان به عنوان وزير علوم،اين امر اتفاق افتاد. تصور بر اين بود كه مجلس، زير فشار تبليغات ناچار تسليم خواهد شد. اما با رو شدن يكي دو مدرك توسط مخالفان، ناگهان همه چيز برعكس شد و: رئيس جمهور هم فهميد كه كه: راي مثبتي در كار نيست .
البته مفهوم فتنه براي: برخي روشن نيست! زيرا خودشان فتنه جو و فتنه گر هستند. مانند ماهي: كه نمي داند مفهوم آب چيست! و با وجود غرق بودن در اب، هرلحظه آب، آب مي گويد!اما كساني كه خارج از آب هستند، ميدانند مفهوم آب چيست . مردم ما هم برخلاف اين عده، مفهوم فتنه را خيلي خوب ميدانند. مردم ما فتنه را عملي مي دانند كه: چتر را از روي سر شان دزديد، و بر سر ضد انقلاب انداخت!
شعار فتنه گر هم، از درون مردم بر خواست، ولي به نفع ضد انقلاب تمام شد. و فتنه گر كسي بود كه : از اين تغيير موضع، نه تنها ناراحت نشد، بلكه ان را طوري حمايت كرد كه: گويا از ابتدا ، اين قصد را داشته است.
فتنه گر يا فتنه ،الان دقيقا مساوي شده با روشنفكر ديني غرب باور و: آمريكا محور و انگليس دوست!يعني مسير تكاملي غرب زدگي، كه از زمان تقي زاده ها در مشروطه، شروع شد و به اعدام شيخ فضل الله نوري انجاميد، امروز به مجموع تحصيلكرده هاي: انگليس و آمريكا و دوستداران تحصيل در: اين دو كشور رسيده است.
اين طيف وسيع ممكن است، انسان هاي عاقل و مفيد و باهوش باشند! ولي مفهوم فتنه را درك نمي كنند. زيرا نان و نمك با آمريكا و اسرائيل و انگليس خورده اند، و نمي توانند به نان و نمك خيانت كنند. نه اينكه نمي توانند، اصلا باور نمي كنند كه: اين ها نمك به حرام هستند!
لذا مي بينيم كه نمايندگان مجلس، اصرار مي كنند كه اينها بايد توبه كنند! ولي آن ها مانده اند از چه توبه كنند؟ مگر كار بدي كرده اند كه توبه كنند؟
يكي از نمايندگان مجلس گفت : اينها مي گويند ما حر هستيم! دروغ مي گويند! حر صبح امام حسين ع را تهديد به قتل كرد، ولي ظهر پشت سر او نماز خواند. اين اقايان بعد از چند سال، هنوز هم حاضر نيستند: پشت رهبري نماز بخوانند!
درك اين موضوع از: جهت ديگر نيز سخت است، و آن اينكه فتنه گران خود را نيروي بالنده ميدانند! در حاليكه بر عكس است. يعني آن ها فكر مي كنند، هرچه بگذرد، مردم بقول آن ها بيدار تر مي شوند! و ترس شان مي ريزد و: به فتنه بيشتر گرايش پيدا مي كنند. در حاليكه مي بينيم هرچه از سال 88 بيشتر گذشته، اعلام برادت حود فتنه گران بيشتر شده ! حتي كساني كه امضا كردند، مي گويند ما امضا نكرديم.
انها مي گويند تهران از چه مي ترسد؟ مردم ايران از چه مي ترسند؟ كه از نخست وزير امام ره دفاع نمي كنند! ولي نمي دانند كه دچار توهم هستند. و اصلا ترسي در كار نيست. بلكه بيداري به سمت: معكوس آن ها حركت مي كند. يعني هرچه مردم بيدار تر مي شوند، به جنايت ها و دروغ هاي آن ها، بيشتر پي مي برند.
از همان سعيد حجاريان كه: خود قبلا از عناصر تندرو بوده، و حالا مي خواهد با تسامح، آن جنايت ها را بپوشاند. تا كسي كه به علت جنايت هايش: در آن دوران، قادر به خروج  از كشور نيست، و ديگر فتنه گران همه يا: افراط كردند يا تفريط. آن موقع داغ بودند! و به حرف رهبري گوش نمي دادند( و كاسه از آش داغتر عمل مي كردند) ، الان هم سرد هستند و: به حرف رهبري گوش نمي دهند! و مانند خوارج، گناه را گردن حضرت علي مي اندازند.
Afficher haine profonde de l'intrigue! 
160 votes contre la proposition de la ministre, le Parlement et le peuple de la haine profonde de la sédition et séditieux cher. Car, contrairement à la pensée actuelle, le présentant comme le ministre de la Science, ce qui est arrivé. On pense que la Chambre, sous la pression de la publicité sera forcé de se rendre. Mais le visage du document par l'opposition, soudain, tout a été inversé et le président comprendre aussi qu'il n'y a pas de vote. 
Bien sûr, la tentation pour certains est clair! Parce qu'ils sont belliqueux et provocateur. Comme des poissons: Ce qu'il ne sait pas le sens de l'eau! Et en dépit d'être immergé dans l'eau, l'eau de moment, dit-il, mais ceux-ci sont hors de l'eau, l'eau est considérée. Certaines personnes sont opposés à ce concept très bien comprendre la tentation. Nous savons que la tentation d'agir qui a volé le parapluie au-dessus de leur tête, et le jeta sur la contre-révolution! 
Le slogan provocateur du peuple voulait, mais il était en faveur de la lutte contre-révolutionnaire. Et séditieux que ce changement de position était non seulement mal à l'aise, mais il est protégé de sorte qu'il semble dès le départ, ce qui a été en cours. 
Ou conspiration séditieuse, je crois exactement la même avec les intellectuels religieux et de l'Ouest: les amis des États-Unis et du Royaume-Uni rejet Ie Ouest chemin de l'évolution, depuis la Taghizadeh constitutionnel, commence et se termine avec la mort de Cheikh Fazlullah Nuri, aujourd'hui! total des études en Grande-Bretagne et en Amérique et les amateurs de l'éducation dans le pays aujourd'hui. 
Cette gamme peut être, les gens sont sages et bon et intelligent! Mais ne comprennent pas le concept de la sédition. Aux États-Unis, Israël et la Grande-Bretagne ont mangé du pain et du sel, et ne peuvent pas trahir le pain et le sel. Non pas qu'ils ne peuvent pas, je ne crois pas que ces sels sont interdits! 
Ainsi, nous voyons que les députés, insistant sur le fait qu'ils doivent se repentir! Mais ils restent ce qu'ils se repentent? A moins qu'ils ne se repentent de leur mal? 
Un membre du Parlement a déclaré qu'ils disent que nous sommes hurr! Mentir! Hor matin a menacé de tuer l'Imam Hussain AS, mais je suis en train de prier derrière lui. Ces messieurs, après de nombreuses années, font toujours pas: un chef de culte! 
Compréhension de l'autre disque, et prospère vigueur à reconnaître l'émeute cher! Bien que la photo. Ils pensent que tout passe, plus les mots qu'ils sont éveillés! Et leur peur et chutes: plus enclins à les intriguer. Comme on le voit de plus en plus des 88 dernières années, le Reichstag intrigue Bradt plus cher! Même les gens qui ont signé, nous avons signé n'a pas dit. 
Ils disent Téhéran a peur de quoi? Quelles sont les personnes peur? Premier ministre de l'imam Khomeiny qui ne peuvent pas défendre! Mais ils savent qu'ils sont hallucinants. Et on n'a pas peur du tout. Au lieu d'éveil à la: déplacer en sens inverse il. Cela signifie que plus les gens se réveillent à leurs crimes et de mensonges, réalisant plus élevé. 
Du S Hajjarian: éléments extrémistes ont déjà été, et veut maintenant de mentir, de dissimuler le crime. Pour quelqu'un à cause de leurs crimes, à l'époque, pas en mesure de quitter le pays, et tous les autres sédition cher ou, ou en allant dans les extrêmes. Quand il faisait chaud! Le leadership ne les écoute pas (et un bol de soupe chaude est servie), et sont maintenant trop cool de parler à la direction ne l'écoutez pas! Et comme les Kharijites, Ali péché lui jette le cou. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۲۵ نظر(0)

اكنون محرم ماه خون، ماه شهادت و ماه پيروزي خون بر شمشير، به يك چالش جهاني مبدل شده است. دنيا به سويي مي رود كه در آن، مردم بايد يا: حسيني شوند و يا زينبي، و گرنه يزيدي هستند!

شايد روزي كه دكتر علي شريعتي، در يك حسينيه در تهران، چنين حرفي را زد، گمان نمي كرد روزي اين گفتمان، بين المللي و جهاني شود. البته ما به هوش جهاني و: تيز بيني او اعتقاد داريم و: مي دانيم كه او چنين روزي را پيش بيني مي كرد، و اصلا همه حرف هايش براي امروز است!

اصلا دين اسلام و شيعه همين است. امام حسين ع مرد ديروز يا؟« 1400سال پيش نيست" انسان امروزي است كه" در مقابل القاعده و داعش و" وهابيت ايستاده است! يزيد زمان هر روز خود را، به شكلي نشان مي دهد ولي، شيعه او را مي شناسد !

همين امروز اعلام شد كه" روز نهم آبان سال جاري، روز جهاني حضرت علي اصغر، و روز همايش جهاني شير خوارگان حسيني است. و در 2500نقطه ايران، و جهارصد نقطه جهان، اين مراسم برگزار خواهد شد.

حضرت علي اصغر، كوچكترين سرباز امام حسين ع در: صحراي كربلا بود. آن جا كه جمع زيادي از لشكريان: تا دندان مسلح و شكم سير، ايستاده بودند تا: فردي را باخانواده و كودكانش، سر ببرند و مانند داعش با شمشير، گردن او را بزنند.

امام حسين بر بالاي اسب رفت و: با صداي بلند گفت: من نوه پيامبر شمايم، آيا مرا نمي شناسيد؟ آيا كسي هست مرا ياري كند؟ همه شنيدند ولي خود را، به نشنيدن زدند اما، يك كودك خود را از دست مادر رها نمود، و اعلام آمادگي كرد. او كسي جز علي اصغر نبود، فرزند شير خواره و: طفل شش ماهه كه، تشنگي برايش رمقي نگذاشته بود.

   امام حسين دلش به حال او سوخت، با قنداقه او را در دست گرفت، و جسم كوچكش را بر: بالاي اسب برد و ادامه داد: اي مردم اگر بامن دشمن هستيد، با اين طفل چرا مقابله مي كنيد؟ او تشنه است/  اگر فكر مي كنيد بهانه كرده ام، بياييد از من بگيريد و: خودتان سيرابش كنيد

تاكتيك علي اصغري گرفت، و همهمه در ميان دشمن افتاد، و برخي خواستند جلو بيايند! كه فرمانده  احساس خطر كرد، فوري به تك تيرانداز خود بنام حرمله گفت: مگر سفيدي گلوي كودك را نمي بيني ؟ و تك تيرانداز براي دريافت مدال، تير سه شعبه انداخت و: گلوي كودك را چاك چاك كرد.و تشنگي او را با: خون گلويش سيراب نمود.

   بلي اين كودك يكي از: قهرمانان كربلا است، كه اكنون در حرم امام حسين ع،  در مقابل سينه ايشان دفن شده. و به همين خاطر حرم امام حسين ع، شش گوشه است. چون دو گوشه آن، كودك دلبندي  آرام خوابيده است، تا تاريخ نخوابد.

  مسئول برگزاري مراسم مي گويد: اگر بودجه داشتيم براي همه كودكان شش ماهه دنيا، لباس مي فرستاديم ! سبز و سفيد و سرخ كه، رنگ پرچم ايران است، در اين لباس كودكانه، خودنمايي مي كند. قنداقه آن ها سفيد است چرا كه، پاكيزه از هر نجاستي هستند .شال آن ها سبز است چرا كه: دل در گرو هيچكسي جز خدا ندارند، و سربند آن ها قرمز است، زيرا سرشان را در راه خدا مي دهند .

حالا به قول ادوارد براون، انسان اگر مسلمان و شيعه هم نباشد، نمي تواند در مقابل اين مردان پاك، كه در مقابل ستم ايستادند چيزي بگويد.

اصلا اگر ما امام حسين را نداشتيم، چه مي خواستيم بگوييم؟ امام حسين ع يك واقعيت است.  واقعيتي كه دنيا به آن ، هنوز نپرداخته است! آن چه نويسندگان و رمان نويسان دنيا، به آن پرداخته اند، داستان و افسانه و تخيلات است، كه مي خواستند آن را باور پذير كنند، ولي زندگي امام حسين واقعيت است.

او واقعا مرد شجاعي بود كه: در مقابل ظلم و فساد ايستادگي كرد. و از فدا شدن ياران  و فرزندانش، ترديد به خود راه نداد.چيزي كه اگر مردم امروز فرا گيرند، ديگر هيچ ظالم و شيطان، نمي توانند آن ها را اسير خود كنند. 

Secret World Challenge 

La Lune de sang de Muharram, le mois de témoignage et des mois de sang sur l'épée de la victoire, est devenue un enjeu mondial. Le monde va dans la direction dans laquelle les personnes doivent être: Zeinab Husseini, ou autrement Yazid sont! 

Peut-être un jour, Dr. Ali Shariati, un site religieux à Téhéran, les mots ne pense pas que le jour du débat, l'internationalisation et de la mondialisation. Bien sûr, notre intelligence globale, nez pointu, et nous croyons, nous savons qu'il attend ce jour, et faire tout son parler pour aujourd'hui! 

Shia Islam est la religion du tout. Imam Hussain AS homme ou hier? "Il ya 1400 ans" l'homme d'aujourd'hui est "contre Al-Qaïda et Dash et« wahhabisme est debout! Yazeed temps chaque jour, de montrer la voie, chiite lui reconnaît! 

Aujourd'hui, il a été annoncé que «le neuvième jour de Novembre, Journée internationale de Hazrat Ali, le jour enfance Congrès mondial Hussain. Et en 2500 le pays, et quatre cents dans le monde, l'événement aura lieu. 

Ali, l'imam Hussein comme le plus jeune soldat dans le désert de Karbala. Comme une foule de soldats, armés jusqu'aux dents et le ventre bien sûr, se leva, chaque famille et les enfants, abattus et Dash comme avec des épées, jeter son cou. 

Imam Hussein est allé sur un cheval élevé et d'une voix forte dit: «Je suis le petit-fils du Prophète, vous ne me connaissez pas? Quelqu'un peut me aider? Mais tout le monde a écouté, à entendre, mais ils l'ont fait, un enfant a perdu sa mère avait quitté, et sa disponibilité. Il était quelqu'un d'autre que AA, Khvarh et alimentation de l'enfant: l'enfant est âgé de six mois, ne pas s'asseoir dans sa soif. 

    Imam Husain avait son carburant de cœur, avec crosse lui a pris, et son petit corps au-dessus du cheval et a continué avec l'ennemi si vous êtes avec moi, bébé Pourquoi vous contrer cela? Il a soif / Si vous pensez que vous avez une excuse, laissez-moi vérifier: nourrir les affamés, vous vous 

Tactiques de AA, et le bourdonnement de l'ennemi ont baissé, et certains voulaient venir avant! Le chef alarmé, il a immédiatement appelé son tireur d'élite Hrmlh a déclaré qu'il ne voyait pas la gorge blancs de nos enfants? Et les tireurs d'élite à recevoir la Médaille, poutres et lancent trois branches: la gorge de l'enfant a été coupé. Et sa soif du sang pour nourrir sa gorge. 

    Oui, l'enfant de l'un des héros de Karbala, maintenant dans le sanctuaire de l'Imam Hussain AS, l'enterra dans la poitrine. Et si le sanctuaire de l'Imam Hussain AS, l'hexagone. En raison de ses coins, ralentir enfant bien-aimé est endormi, il dort à jour. 

   Responsable de l'organisation de l'événement, a déclaré: Si nous avions le budget pour tous les enfants de six mois de vie, les vêtements envoyé! Vert, blanc et rouge, les couleurs du drapeau iranien dans les enfants se déguisent, montrer. Il dispose d'un bandage blanc, car ils sont propres de toute impureté .shal vert, il est parce que Dell ne dépend pas de personne, mais Dieu, et le bandana rouge, parce que leurs têtes sont dans le chemin d'Allah. 

Or, selon Browne, les musulmans chiites et les gens si il est pas, pas devant ces bons hommes, qui se sont levés contre l'injustice dire. 

Imam Hussein, même si nous avons fait, ce que nous voulions dire? Imam Hussain AS est un fait. Il est un fait que le monde n'a toujours pas versé! Ce que les écrivains et romanciers dans le monde, de le faire, histoire et mythe et de l'imagination, qui voulait le rendre crédible, mais il est vrai vie de l'Imam Hussein. 

Elle était vraiment courageux homme qui se tenait contre l'injustice et la corruption. Et le sacrifice d'amis et les enfants, n'a pas hésité à. Si les gens apprennent quelque chose aujourd'hui, pas cruel et le mal, il ne peut pas être capturé. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۲ نظر(0)

بسياري از غرب زدگان و شيفتگان غرب، تصور مي كنند ما از قافله علم عقب هستيم! و براي ما دلسوزي مي كنند. و مي گويند راه آن ها را برويم! راهي كه الان آن ها را، به اين بحران و گرفتاري ، بيكاري و بدهي هاي كلان رسانده، ولي ما اين را نمي خواهيم!

    براي ما تئوري پردازي و: حركت در مرز دانش، اهميت دارد به همين دليل در ايران، تئوري ارزش بيشتري دارد و: گرايش كلي به نظريه پردازي ها و: علوم محض بيشتر است. و آمار شركت كنند گان در علوم انساني، درصد بالايي را در: سطح كل جامعه تشكيل مي دهند.اين امر را نبايد غير طبيعي، ارزيابي كرد يا آن را، آسيب علمي دانست

    در بررسي اين ديدگاه، گاهي مثل  ديدگاه ما نسبت  به محيط زيست، ممكن است عمل كنيم  كه مي گويد: نبايد پيشرفت كنيم تا محيط زيست، دست نخورده باقي بماند. درست مثل اينكه بگوييم به توالت نرويد تا گرسنه و تشنه نشويد! اين برخورد جنايي با علم است . اما راه ديگر اين است كه پيشرفت كنيم، و اگر  در محيط زيست هم،  الودگي هم بوجود امد آن را پاكسازي كنيم.

يك راه اين است كه به شهروندان بگوييم: زباله توليد نكنند تا شهر نظافت داشته باشد! ولي راه اصلي آن است كه: مردم زندگي شان را بكنند و: زباله هم توليد كنند ولي، به موقع زباله ها جمع آوري و باز يافت شود.

لذا ما نبايد تئوري گرايي و: نظري پردازي را مسخره، يا كم اهميت بدانيم.  زيرا ايراني داراي هوش بالايي است، كه از حد متوسط جهاني بالاتر است. در حاليكه كار هاي حرفه اي و فني، هوش كمتري لازم دارد. مثلا هيچگاه نبايد از افراد با هوش بالا، براي رانندگي استفاده كرد! زيرا آنان تحمل شنيدن برخي: حرف هاي مسافران را ندارند، و زود درگير مي شوند. در حاليكه راننده بايد كمي ناشنوا باشد! و خيلي حرف ها را نشنود.

يا يكي از اصول فناوري، تكرار پذيري آن است. اصولا توليد تكرار است! در حاليكه ذهن خلاق، تكرار را دوست ندارد و: بدنبال راه هاي فرار از تكرار است. بنا بر اين فرق بين يك ايراني، با يك كره اي يا چيني، اين است كه آن ها اگر: كار مادي نكنند بايد بميرند! ولي در ايران اگر كسي كه كار معنوي هم بكند، مورد احترام است.

 زماني لنين گفت ديكتاتوري پرولتاريا بايد باشد. پرسيد ند پرولتاريا يعني چه؟ و پرولتر كيست؟ گفت پرولتر كسي است كه: زندگي او به دو بازويش بستگي دارد! و اگر يك روز كار نكند از گرسنگي مي ميرد! البته ايشان خودش پرولتر نبود. اما بجاي ضد پرولتر، خود را پيشتاز پرولتر ها مي ناميد . يعني چون كار يدي نمي كرد، پس زندگي اش به بازويش بستگي نداشت، و اينطور آدم ها در تئوري ديالكتيكي آنان، يعني ضد پرولتر! چون تضاد مبارزه دو چيز است. و راه سوم ندارد.  ولي او ضمن احترام به تضاد ديالكتيكي ! خود را از آن مستثني مي دانست.

    با ديدگاه غربي به علم نگاه كردن، اين ايراد ها را دارد. حتي در مورد فن آوري هم همينطور است.  ما خيلي از فن آوري ها را نمي خواهيم! و خيلي ها را هم حرام مي دانيم. بنابر اين عقب ماندن ما ريشه ارزشي دارد، نه ريشه علمي! مثلا ما نياز به فن آوري توليد: سلاح هسته اي نداريم، اين عقب ماندگي نيست، بلكه ارزش آفريني است.

 همينطور ما فناوري پيچيده : قاچاق اعضا بدن را، حرام مي دانيم. يا علوم آزمايشگاهي توليد: مواد مخدر و روانگردان را، نه تنها نيازي نداريم، بلكه  آموزش آن را هم حرام مي دانيم، چه رسد كه نيرو تربيت كنيم!  لذا مي بينيم در علم و فناوري: صلح آميز هسته اي، يك شبه ره صد ساله رفتيم، ولي براي توليد سلاح هاي شيميايي، ميكربي  يا ضد بشري، مانع جدي مذهبي داريم.

پس علم و تكنولوژي بر دو قسم است: حلال و حرام
La technologie des véhicules! 
De nombreuses victimes de l'Ouest et dévot de l'Ouest, nous supposons que la science derrière notre dos! Nous nous occupons de. Et ils disent que le chemin à parcourir! La façon dont il est maintenant, et son implication dans la crise, le chômage et des dettes énormes ont laissé, mais nous ne voulons pas que! 
     Nous théoriser et de déplacer les frontières de la connaissance, d'où l'importance de la théorie a une plus grande valeur: la tendance générale de la théorie et de la science une fois de plus. Les participants dans les sciences sociales et les statistiques, un grand pourcentage de la surface de la forme. Cette anomalie peut être évaluée ou dommages sciences 
     Dans l'évaluation de ces points de vue, de même que notre point de vue de l'environnement, peuvent agir que dit il ne faut pas passer à l'environnement reste intact. Je voudrais juste dire que les toilettes ne vont pas faim et soif! Le conflit judiciaire avec la science. L'autre façon est de faire des progrès, et si la contamination de l'environnement il n'y avait pas de le nettoyer. 
Une façon est de dire aux citoyens: les déchets ne pas avoir à nettoyer la ville! Mais le principal moyen que les gens font et leur vie, mais ils produisent également des déchets, le temps de la collecte des ordures et de nouveau à être trouvé. 
Donc, nous ne devrions pas, et l'orientation théorique: théorique se moquer de, ou le manque de compréhension. Il a un QI élevé, ce qui est plus élevé que la moyenne mondiale. Tout en travaillant dans le domaine technique professionnel, nécessitant moins d'intelligence. Par exemple, les personnes ayant une intelligence ne doivent jamais être utilisés à conduire! Parce qu'ils portent le son de: mots voyageurs sont, ou seront bientôt impliqués. Alors que le conducteur doit être un peu sourd! Et entendre beaucoup. 
Or l'un des principes de la technologie, il est reproductible. La sortie est essentiellement répété! Tandis que l'esprit créatif, et ne plaît pas à répéter: Répétition cherche des moyens d'évasion. Donc, la différence entre un Iranien, un coréen ou le chinois, est qu'ils sont si pas matériellement travail doit mourir! Mais si quelqu'un qui travaille en harmonie avec le spirituel très respecté. 
  Lénine a dit que la dictature du prolétariat doit être. Ils ont demandé quel est le prolétariat? Et kyste prolétarienne? Prolétaires qui a dit que sa vie dépend sur le bras! Si cela ne fonctionne pas un jour et meurt de faim! Bien qu'il était lui-même pas un prolétaire. Mais au lieu d'anti-prolétarienne, le prolétariat peut appeler leur chef. Parce que l'iode qui n'a pas fonctionné, alors que sa vie avait dépendu de son bras, et que les gens dans leur théorie dialectique, l'anti-prolétarienne! Parce que le conflit est une lutte de deux choses. Et pas de troisième voie. Mais il respecte également la contradiction dialectique! Être exclus. 
     Le point de vue occidental de regarder le problème à la fois. Donc, il est même pas sur la technologie. Bon nombre des technologies que nous ne voulons pas que! Et il est interdit de faire. Revenons donc nous restons valeurs enracinées, les racines ne scientifiques! Par exemple, nous avons besoin de la technologie de production: les armes nucléaires ne sont pas ce délai, mais il est la création de valeur. 
  Nous avons également une technologie sophistiquée: le trafic d'organes humains, savoir illégale. Production ou sciences de laboratoire et les médicaments psychotropes, non seulement ne doit pas, mais il est également interdit de nous éduquer, et encore moins le marié de puissance! Ainsi, nous voyons dans la science et la technologie: paisible, vieille de plusieurs siècles chef a du jour au lendemain, mais de produire des armes chimiques, biologiques ou contre l'humanité, sérieux entravant religieuse. 
Quand la science et de la technologie est double: licites et illicites! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

پرچم حسين بر فراز كعيه

ابا عربستان اجازه خواهد داد، پرچم سرخ حسيني، بر فراز كعبه به اهتزاز در آيد؟ زيرا امام حسين ع نوه پيامبر اسلام، و فرزند مولود كعبه است. لذا حق دارد پرچم او، مخصوصا در ماه محرم، برافراشته شود. و خانه خدا سياهپوش گردد. و عزاداري در شان ايشان، بر گزار شود.حالا چه كسي مانع اين كار مي شود؟ اين مانع بايد ازبين برود. البته ممكن است كسي مانع هم نشود، تصور باطلي باعث شده كه مردم اقدامي نكنند.

امام حسين در سال 58هجري، موقع حج، هزار نفر از  اصحاب پيامبر و تابعين را، گرد هم آورد و براي آن ها، سخنراني كرد. اصحاب آن هايي بودند كه پيامبر را ديده بودند، و تابعين كساني هستند كه خودشان، نديدند ولي از نزديكان صحابه بودند.  آن ها را  قسم داد و: آن ها هم قسم خوردند : و حرفهاي امام حسين را تاييد كنند.

يكي از اين حرف ها اين بود كه فرمود: شما را قسم مي دهم بگوييد، در روز برادري كه: آيه اخوت نازل شد، پيامبر چه كسي را برادر خود اعلام نمود؟ همه قسم ياد كردند او: كسي جز حضرت علي نبود.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/353647

كليد دار كعبه هم، كسي جز پدر حضرت علي ع، و عموي پيغمبر يعني ابوطالب نبود، و آن ها نسل اندر نسل، از حضرت اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم، اين سمت را به عهده داشتند.

اما حالا چه كساني كليد دار كعبه هستند؟ قومي وحشي كه: با كشتار شروع كردند و: ازبصره و كويت به مكه حمله كردند، و مردم آن جا را كشتند و" آن جا را اشغال كردند" يعني اولين رژيم اشغالگر واقعي، آل سعود بودند.

اولين كار ي هم كه كردند، كشتار مردم در مساجد بود! و بعد هم تخريب قبور ائمه، مخصوصا بقيع بود. و تا كنون كسي نتوانسته ،كوچكترين اعتراضي بكند. كشتار آن ها از شيعيان، چنان وحشيانه بود كه ديگر كسي، جرات نمي كرد شيعه بودن خود را بيان كند.

در بحرين و كويت ، عراق و لبنان و ديگر كشورها، با اينكه اكثريت با شيعيان بود، همگي را يا كشتند يا ساكت كردند. در همين عربستان يك سوم مردم، شيعه اثني عشري هستند، يك سوم ديگر ظاهرا و يا: به زور وهابي اعلام شده اند. بطوري كه جمعيت اصلي شيعيان، بيشتر از وهابي ها هستند.

http://iranianislam.persianblog.ir/post/12/

لذا به نظر مي رسد: دو گروه مردم در اين كار مقصر هستند : گروه اول آن هايي كه ترسيده اند و" دين خود را آشكار نمي كنند تا: زنده بمانند. و گروه دوم علما و مراجع هستند كه: كار اين ها را مهم نمي دانند! و فقط معتقد به بحث كلامي با آن هستند.

البته مردم عربستان كه ترسيده اند، شايد عذرشان موجه باشد! چه بسا اگر آن ها نمي ترسيدند، و اعلام تشيع مي كردند، آن ها هم كشته مي شدند و" اثري از شيعه باقي نمي ماند، اما عذر علما و مراجع كمي سنگين تر است. همانطور كه امام علي مي فرمايد: خداوند از علما پيمان گرفته كه با: ظالمان همكاري نكنند.

دعوت به مناظره معمولا، از كساني صورت مي گيرد كه: دستشان به خون مردم آغشته نشده باشد، يعني مناظره يا مذاكره در اصل، كنار گذاشتن سلاح است . وطبيعتا با كساني كه:تفنگ يا شمشير در دست دارد، مناظره كردن معني ندارد.

 

لذا همانطور كه: قهرمانان مذاكرات هسته اي، قول داده اند باقي ماندن هيچگونه تحريمي را، بعد از توافق هسته اي نمي پذيرند، اين علما هم اول بايد به آل سعود بگويند كه: سلاح را بر زمين بگذارند و: مردم بحرين و يمن ، حتي مردم خود را نكشند، بعد بيايند سر ميز مناظره.

امام رضا يا امام صادق هم، با علمايي بحث و مناظره داشتند كه: فتواي قتل كسي را امضا نكرده بودند.

Drapeau sur la Kaaba Imam Hussain AS 

Est l'Arabie saoudite permettra, Hosseini drapeau rouge sur la Kaaba à être soulevée? Parce que le petit-fils du prophète Mahomet Imam Hussein, et est le fils de la Kaaba. Ainsi, le droit lui drapeau, en particulier dans le mois de Muharram, est soulevée. Et la maison de Dieu est noir. Dans leur deuil, auront lieu. Maintenant, qui bloque est-ce? Cette barrière doit être détruit. Bien sûr, on ne peut être empêchée, pas illusion qui rend les gens se déplacent. 

Imam Hussein en l'an 58 après JC, lorsque le pèlerinage, des milliers de disciples du Prophète et de ses compagnons, et, ensemble, ils ont parlé. Ceux qui avaient vu les compagnons du Prophète, et leurs partisans qui, si elles avaient pas vu proches compagnons. Ils jurent qu'il a aussi juré: l'imam Hussein et confirmation professionnel. 

Une de ces lettres était qu'il a dit: Je jure que je vais vous dire, le jour de la fraternité, fraternité verset a été révélé, le Prophète qui a dit à son frère? Ils le jurent: personne d'autre que Ali. 

Touches de Kaaba est, quelqu'un d'autre que le père de l'Imam Ali, oncle Abu Talib du Prophète, qui ne sont pas, et les générations d'Ismaël, fils d'Abraham, la position jouée. 

Mais qui sont les clés de la Kaaba? Tribu sauvage qui a commencé avec la destruction de Bassora et au Koweït à la Mecque a été attaqué et tué des gens là-bas, et "qu'il occupait» désigne le régime de l'occupant actuel, le Al Saud. 

Le travail de deux d'entre eux, tuer des gens dans les mosquées! Après la destruction de tombeaux de saints, en particulier le Baqi '. Et personne n'a jamais pu, faire la moindre objection. Ils abattent des chiites, était tellement sauvage que personne, n'a pas osé exprimer leur chiite. 

Au Bahreïn et le Koweït, l'Irak, le Liban et d'autres pays, la majorité des chiites, ont tous été tués ou étaient silencieux. Un tiers de la population saoudienne, les chiites sont duodénal, ou un autre tiers semblent avoir forcé le wahhabite. En effet, la population de chiites, wahhabites sont plus élevés. 

Il semble que deux groupes de personnes sont en faute dans ce premier groupe et ceux qui ont peur "de ne pas révéler leur religion: pour survivre à un deuxième groupe de chercheurs et autorités sont:. La chose importante est pas sais seulement que une dispute verbale avec lui. 

Les Saoudiens, qui ont peur, peut être excusé! Peut-être que si ils avaient pas peur, et dit qu'ils étaient chiites, les deux tués et "trace reste de chiites, mais légèrement plus lourd des universitaires et des autorités excuse Comme le dit l'Imam Ali. Le Seigneur de la Convention des oulémas prise par: faiseurs pas coopérer. 

Invitation à un débat généralement fait par des gens qui ne sont pas tachées du sang du peuple, qui est essentiellement un débat ou de négociation, à l'exception des armes. Et bien sûr, avec ceux qui, pistolet, épée à la main, pas de débat constructif. 

Donc comme: Heroes pourparlers sur le nucléaire, a promis de rester des sanctions après l'accord nucléaire ne sera pas accepter, la première fois que les scientifiques ont à dire que la Maison des Saoud: à déposer les armes et les personnes à Bahreïn et au Yémen, même les gens se tuent, puis venir à la table de discussion. 

Imam Sadiq, ou les deux, ont été débattues par les chercheurs qui ont pas signé une fatwa pour tuer quelqu'un. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۱۶ نظر(0)

وقتي سال جديد عربي آغاز مي شود، شيعيان جهان به جاي شادماني، در عزاي امام حسين ع، لباس سياه بر تن مي كنند. و چنان عزاداري مي كنند كه گويا همين امروز، آن بلا ها در كرب بلا، بر سر ايشان آمده  و گذشت 1400سال از اين حادثه، واقعا يك چشم به هم زدن بود.

زماني انيشتين مي خواست: نسبيت را توضيح دهد ولي، هيچ كس آن را نمي فهميد! عاقبت مجبور شد اعتراف كند: آن را از اسلام گرفته است. وي در مكاتبات خود با: آيه الله العظمي بروجردي مي نويسد: شما بهتر مي دانيد كه پيامبر، در شب معراج هفت آسمان را گشت، و زمان زيادي صرف سوال از خدا و: مطالعه حال ساكنان آسمان كرد.

اما زمان براي ايشان صفر شده بود، زيرا سرعت ايشان به بينهايت رسيده بود. چون ايشان سوار بر براق بود، كه سرعت نور يا برق را داشت. يعني اينهمه وقت گذراني، اصلا به حساب نيامد. زيرا وقتي پيامبر اسلام ص ، مي خواست به معراج برود، پاي مبارك به كوزه آبي خورد، و كوزه سقوط كرد.  ايشان رفت و برگشت، ولي آن كوزه هنوز به زمين نرسيده بود.

http://f-alimoradi.blogfa.com/post-136.aspx

در مورد شهيد شدن امام حسين ع هم همينطور است. داغ جانسوز شهادت ايشان، براي هميشه در دل شيعيان زنده است. و هنوز صحراي كربلا را، همانطور كه بود مجسم مي كنند. و تكرار اين تجسم ها آن ها را نا راحت نمي كند. بلكه از آن درس مي گيرند. يكي از اين درس ها، بصيرت عاشورايي است. يعني مردم ميدانند كه امام  حسين ع، براي امر به معروف و نهي از منكر، قيام كرد و لذا وظيفه خود مي دانند كه: اين كار را انجام دهند.

در اين راه گرفتاري هاي زيادي هست، كه ممكن است به: كشته شدن شخص هم برسد. زيرا ظالمان و ستمگران، مانند آل سعود در عربستان، يا آل خليفه در بحرين، به اين سادگي دست از استبداد بر نمي دارند. و راي مردم را نمي پذيرند. و به كشتار مردم ادامه مي دهند.آن ها از ابتداي به حكومت رسيدن خود، كاري جز تخريب قبور ائمه و: كشتن شيعيان نداشتند، و تاكنون اجازه نداده اند: يكبار هم انتخابات برگزار شود.

اما درس ديگر آن، گم نشدن در راه حق و حقيقت است. بسياري از پرسناژ هاي كربلا، در تحليل هاي رفتاري، الگويي روز آمد هستند. مثلا حر بن يزيد رياحي فردي است كه« ابتدا با كمال قدرت راه را بر امام حسين ع مي بندد: ولي بعدا خودش توبه مي كند، و به امام حسين ع مي پيوندد و: اولين مبارزه را هم شوع مي كند.

بسياري از مردم شايد فكر كنند، فقط كشته شدن در راه خدا امر به معروف است. ولي اينطور نيست، از آبروي خود خرج كردن هم، مي تواند براي انجام: ماموريت هاي الهي موثر واقع شود. مثلا در هر سال در ايران، هفته اول محرم هفته امر به معروف اعلام مي شد.  خطبه بلند امام حسين مطرح و بر رسي مي شد. اما امسال با يك حركت ساختگي، همه اين مراسم از بين رفت.

اسيد پاشي يك دختر در اصفهان، آن قدر بزرگنمايي شد كه: حتي امام حسين و محرم، و امر به معروف را زير سوال برد. معمولا طراحان اين گونه تبليغات، با عاملان آن دست در دست هم دارند. مثلا زماني قتل هاي زنجيره اي را مطرح كردند، بعد معلوم شد كسي كه به خاطر قتل هاي مكرر، از سوي دادگاههاي بين المللي، تحت تعقيب بوده! منتقد اين قتل ها شده بود.

اكنون هم شواهد نشان مي دهد: هدف از يزرگنمايي اين حادثه، از بين بردن آبروي كساني است كه: مي خواهند امر به معروف كنند. و لذا آن ها نبايد بترسند، و به وظيفه خود در برگزاري مراسم، ادامه دهند. آينده نشان خواهد داد كه: عامل اين كار از اعضاي: همان هايي هستند كه انتقاد مي كنند. درواقع دست پيش مي گيرند.

Pourquoi le martyre de l'Imam Hussain AS, est encore frais? 
Lorsque la nouvelle année commence, arabe, monde chiite, au lieu de se réjouir, deuil Imam Hussain AS, ils habillent en noir. Et si aujourd'hui, le deuil comme si elle était la peste à Kerbala, plus de 1400 ans après leur sortie de cet incident, il a été un jeu d'enfant. 
Lorsqu'on lui a demandé Einstein: la relativité de l'expliquer, personne ne comprends pas! A finalement dû admettre: il est l'Islam. Dans sa correspondance avec: l'ayatollah Boroujerdi a écrit: Il faut savoir que l'ascension du Prophète pour les sept cieux patrouille de nuit, et beaucoup de temps et la question de Dieu: Nous sommes les habitants du ciel. 
Mais il n'a pas le temps pour lui à cause de sa vitesse, avait atteint l'extrême. Parce qu'il a été monté sur un élégant, la vitesse de la lumière ou de l'électricité. Mais que se promener, ne compte pas. Parce que quand le Prophète a vu, il voulait aller de l'Ascension, son pied a glissé sur une mer bleue, et la mer est écrasé. Il revint, mais il n'a pas été le lanceur encore sur le terrain. 
Le martyre de l'Imam Hussain AS trop. Déchirant témoignage de sa chaude vivre éternellement dans le cœur des chiites. Et pourtant, le désert de Karbala, comme ils ont été représentés. Et répéter la visualisation et il est pas mal à l'aise. Mais en tirer des leçons. L'une de ces leçons, Insight est l'Achoura. Que les gens sachent que l'Imam Hussain AS, l'interdiction du mal, de la rébellion, et donc obligé de faire ce travail. 
De cette façon, il ya beaucoup d'implication, qui peut être: une personne est tuée. Ils tyrans et les oppresseurs, comme l'Arabie Saoudite ou le Al Khalifa au Bahreïn, tout simplement ne pas avoir la main de la tyrannie. Ne pas accepter le vote du peuple. Et les massacres continuent. Du début à atteindre leur propre gouvernement, mais la destruction des sanctuaires des Imams et travail: ne pas tuer les chiites, et ne l'ont pas permis: une fois les élections. 
L'autre leçon ne soit pas perdue sur le chemin de la droiture et de la vérité. Personnage de Karbala, analyse comportementale, et le modèle de mise à jour. Par exemple, Al-Hurr ibn Yazid al Tamimi personne qui est «le chemin de l'Imam Hussain comme proche de la perfection: mais après, il se repentit, et se joint à l'Imam Hussain AS: Le premier combat débutera. 
Beaucoup de gens peuvent penser, mais il est tué dans la cause de Dieu est enjoint. Mais il n'a pas, votre temps de dépenses d'honneur, peut être fait: la mission divine efficace. Par exemple, chaque année en Iran, enjoignant la semaine était la première semaine du mois de Muharram. Imam Hussein était considéré comme un long sermon sur terre battue. Mais cette année, avec un faux mouvement, tout cela a disparu cérémonie. 
D'acide jeter une fille, il était tellement exagérée que même l'Imam Hussain, Muharram, et enjoint à être remis en question. Habituellement designers tels propagande, ont joint des mains avec les auteurs. Par exemple, lorsque des meurtres en série ont soulevé, qui plus tard est devenu connu pour ses meurtres multiples, les tribunaux internationaux, a été voulu! A critiqué les meurtres. 

La preuve démontre également que le but d'exagérer l'incident, détruire la crédibilité de ceux qui seront enjoint. Et il doit avoir peur, et de remplir son obligation de tenir des cérémonies se poursuivent. Le temps montrera que le travail des membres, ceux qui sont critiqués. En fait, ils sont déjà disponibles. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۵ نظر(0)

دكتر بتولي كه  از كانادا و آمريكا برگشته مي گويد: عربستان در گذشته يك ساتراپ يا، استاني از ايران بوده است. و كورش خواهر زاده خود را، ساتراپ بان يا استاندار آنجا تعيين كرده بود. و آن ها سال ها در عربستان حكمروايي مي كردند. و نوادگان آن ها به قوم  كورش معروف شدند، كه در اثر استعمال زياد، به قريش تغيير شكل يافت/

وي همچنين ادعا كرد كه:حضرت ابراهيم از كردستان بوده و: فرزند خود را به دستور خدا، به عربستان فرستاده است. وي كه سال 53در دانشگاه شريف، رشته شيمي قبول شد، در سال 1356 براي ادامه تحصيل در رشته: فراورده هاي نفتي به آمريكا رفت . مدت ها در كانادا تدريس كرد و جديدا در خوزستان در امر اكتشاف نفت همكاري مي نمود.

ايشان با حضور در دفتر ماهين نيوز، طي مصاحبه اي گفتند : زادگاه اصلي من ماسوله است، ولي پدرم در قزوين معلم بود و: من اكثر قزويني ها را مي شناسم، به طارم سفلي هم سفر كرده ام، اما به ماهين نرسيدم.

وي با اشاره به معادن مشترك نفتي گفت: اكثر معادن نفتي ايران حالت قوسي دارد، و  داراي دو دريچه است كه: معمولا يكي از آن ها در ايران باز مي شود، وديگري در كشورهاي همسايه . البته در گذشته كه همه آن ها، تابع ايران بودند مشكلي نداشتيم، ولي بعد از تعيين مرزها به وسيله انگليس، كه اغلب به خاطر منابع نفت بود،  دولت استعمار گر با استفاده از شيب اين منابع، توانست از طريق همسايگان، همه نفت ايران را استخراج كند.

همانطور كه منابع گازي مشترك هم، به وسيله آمريكا و انگليس در: كشورهاي قطر و امارات  به تاراج مي رود . يعني اگر قطر و عربستان دزدي نفت و گاز نكنند، ايران هم در نفت و هم گاز اول است.

ايشان در تحليل نقش ايرانيان در جهان گفتند كه: در سال 56 ففط يك ميليون ايراني، در تورنتو پايتخت كانادا زندگي مي كردند! كه با توجه به جمعيت سه ميليوني آن، يك سوم ايراني بودند. در شهر مرزي ونكوور  كه: تا مرز آمريكا يك ربع راه است، و تا ايالت واشنگتن و: شهر سياتل نيم ساعت ، محله هايي وجود دارد كه: اصلا لازم نيست انگليسي بلد باشي، زيرا همه ايراني و فارسي زبان هستند.

در بر رسي نقش شيعه نيز ايشان گفتند: كرد هاي ايراني در ظاهر سني هستند !زيرا بيشتر آنان سادات حسني هستند، فقط نقشبندي ها از سادات حسيني هستند، همچنين در يمن هم همينطور است. حتي در عربستان بيش از يك سوم مردم، شيعه هستند كه شيخ نمر رهبر آنان بوده است. در تركيه هم 90درصد مردم علوي هستند، و البته  6 امامي هستند يا 11 امامي،  و مركز آن ها هم در استانبول است.

در يك جمعبندي كلي ميتوان گفت: فشار استعمار با حمايت هاي مالي آل سعود، باعث شده بود كه همه چيز، برعكس تبليغ شود! يعني شيعيان حتي در عربستان، به حساب نيايند. حتي عبدلناصر هم زير لواي: پان عربيسم، شيعيان يمن را قتل عام كند. و نقش ايرانيان در جهان ناديده گرفته شود، اما اكنون در قرن 21 مي رود كه: حقيقت روشن شود و حكومت: شيعه ايراني جهاني شود.

با اينكه چه در زمان خلفا و: چه در دوران معاصر، قتل عام هاي وحشتناكي از شيعيان و: ايرانيان شده ولي، به حول و قوه الهي، جمعيت جهاني آن، در حال شناسايي هستند. و دليل آن هم سوره كوثر، در قران است كه: نسل پيامبر را از جانب" حضرت فاطمه س ادامه داده است. و اغلب در تمام كشورهاي دنيا، شيعه و ايراني حضور پر رنگ دارند.

تاريخ نويسان وهابي و هابي گرايان هم، عمرشان به سر آمده زيرا: معلوم شده كه اكثر پيامبران، ايراني بودند و نوادگان آن ها هم، گرچه به عربستان يا فلسطين رفتند، ولي باز هم ايراني به حساب مي آيند.  و مي رود كه ايران امروز هم، مانند زمان كورش و داريوش، حاكميت جهاني خود را باز يابد. 

Quraish, à savoir: folk K. 

Dr B., qui est retourné au Canada et aux États-Unis, dit l'Arabie saoudite a un satrape, ou l'Iran provincial. Et son neveu Cyrus, satrape ou gouverneur de la banque où il avait mis en place. Et ils étaient dans les dirigeants saoudiens. Et leurs descendants ont été appelés à la maison de K. La forte utilisation de Quraysh évolué / 

Il a également affirmé que Abraham était du Kurdistan: son fils à la demande de Dieu, envoyé en Arabie Saoudite. Il est de 53 ans à l'Université de technologie, chimie, accepté en 1356, pour étudier dans le domaine des produits pétroliers est allé en Amérique. Pour l'enseignement au Canada, et plus récemment dans la province coopérer dans l'exploration pétrolière. 

Il a assisté à la Nouvelles Bureau Mahyn, a déclaré lors d'une interview: mon village natal, mais mon père était un enseignant à Qazvin et je sais que la plupart de Qazvin à la Basse Tarom've disparu, mais n'a pas reçu Mahin. 

Se référant à des gisements de pétrole communes, dit que la plupart de l'arc des gisements de pétrole, et a deux portes qui s'ouvrent habituellement l'un d'eux en Iran et d'autres pays voisins. Cependant, dans le passé, qui ont fait l'objet d'Iran n'avait pas de problèmes, mais après la frontière avec l'Angleterre, qui a été principalement attribuable aux ressources pétrolières, le gouvernement colonial utilise le gradient des ressources gérées par les voisins, tout le pétrole iranien extraire. 

Comme les ressources de gaz sont partagées par les Etats-Unis et la Grande-Bretagne dans le pillage des pays du Qatar et les Émirats arabes unis. Si ce n'est pas, à savoir le Qatar et l'Arabie vol de pétrole et de gaz, de pétrole et de gaz de la première. 

Ils analysent le rôle de l'Iran dans le monde, a déclaré que depuis 56 ans Fft un million d'Iraniens vivant à Toronto, la capitale du Canada! Étant donné que la population de trois millions d'habitants, un tiers étaient iranien. Dans la ville frontalière de Vancouver que près d'un quart des États-Unis, et l'État de Washington et la ville de Seattle une demi-heure, il ya des quartiers que vous n'avez pas besoin de connaître l'anglais parce que tous les Iraniens sont des Perses. 

Dans leur étude sur le rôle de Shia également dit que les Kurdes iraniens sont sunnites, apparemment, parce que la plupart d'entre eux sont Hasani Sadate, Sadat Hosseini sont le seul Naqshbandi, également au Yémen, trop. Même en Arabie Saoudite, plus d'un tiers de la population sont leader chiite Cheikh marquer eux. En Turquie, 90% de la population alaouite, et le sixième imam ou 11 imams et leur centre d'Istanbul. 

En conclusion, on peut dire que tout la pression de la colonisation avec le soutien financier de la Maison des Saoud, avait causé contraire être annoncé! Cela signifie que les chiites saoudiens même, les comptes de toute façon. Même Nasser réunis sous la bannière: panarabisme, le massacre des chiites au Yémen. Et le rôle de l'Iran dans le monde plus, mais maintenant au 21e siècle, c'est que la vérité sera révélée, et l'état Iranien chiite monde. 

Bien qu'à l'époque des califes et ce dans les temps modernes, horrible massacre de chiites et les Iraniens, mais il est sur ​​la puissance de Dieu, la population mondiale qui sont identifiables. En raison de la Sourate Kosar dans le Coran que la génération du Prophète "Hazrat Fatima Zahra continué., Souvent dans des pays partout dans le monde, et les chiites iraniens ont une forte présence. 

Les historiens et les fondamentalistes wahhabites Hobby, aussi, parce que son temps était court: il s'avère que la plupart des prophètes étaient Iraniens et leurs descendants sont, cependant, est allé en Arabie saoudite ou en Palestine, mais toujours considéré l'Iran. Et aujourd'hui, c'est que l'Iran, comme Cyrus et Darius, la règle de votre monde est ouvert. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۴ نظر(0)

وقتي امام حسين ع در سال 60هجري، عازم مكه براي زيارت شد ، معلوم شد عده اي تروريست، اسلحه در زير لباس احرام، مخفي كرده و مي خواهند او را بكشند. ناچار حج را ناتمام گذاشت، و عزم رفتن فرمود،  عده اي از مردم يمن، ايشان را دعوت كردند تا به آنجا برود، و درامان باشد. حتي برادرش محمد حنفيه  گـفـت : ابتدا به مكه برو اگر آنجا را محل مطمئنى يافتى همان جا بمان وگرنه به طرف يمن برو كه مـردم يـمن ياران جدت , پدرت و برادرت بودند يمن مردمى رئوف و رقيق القلب و شهرهايى وسيع و گسترده دارد.

در قيام مختار ثقفي هم مي بينيم كه: نقش يمين ها پر رنگ است بطوريكه مختار، مدت ها در آنجا زندگي كرد تا: به مكه و مدينه نزديكتر باشد.

در آخرالزمان هم نفس زكيه، يا حسيني يماني خواهد آمد. و بهرحال يمن بسيار مورد تكريم پيشوايان ديني بوده است:

http://erfan-zohoor.blogsky.com/asdasd

مردم يمن سختي ها را پشت سر گذاشته اند ، و امسال پس از سال ها حكومت طاغوتيان آل سعود بر يمن ، يمني ها مي خواهند محرم را، عزاداري كنند و مراسم آن را بجاي آورند/

خبرنگار ما از يمن گزارش مي دهد: كه بيرق هاي سياه بر سر در خانه ها نصب مي شود، و الحوثي  و شيعيان بعد از بر گزاري: جشن با شكوه غدير خم، مي روند تا در سوگ اجرا نشدن آن ، بر شهادت سرور و سالار شهيدان عزاداري كنند.

يمني ها از همان ابتدا طرفدار: امامت فرزندان امام حسن ع و امام حسين ع بودند. سال ها بر اين روال حكومت خود را، به دست زيدي ها و يا سادات حسني و" حسيني داده بودند، تا اينكه عثماني ها برانجا حاكم شدند،  و بعد انگليسي ها به بهانه استقلال، در انجا حضور يافتند. اما عبدالناصر مصري با حمايت آل سعود، توانست 4.5ميليون از جمعيت 5ميليوني شيعيان را قتل عام كرده، از بين ببرد و حكومت را به: دست آل سعود بسپارد.

از آن زمان شيعيان در فقر و بدبختي بودند، مدارس آن ها تعطيل شده بود و: هركه را مي توانستند، مي كشتند و ازبين مي بردند. تا اينكه انقلاب اسلامي در ايران پيروز شد. البته مردم يمن خوشحال شدند. ولي فشار بر آن ها از سوي آل سعود يهودي بيشتر شد. ايجاد حزب الله در لبنان ديگر بهانه: فارس ستيزي را هم از عربستان گرفت. و يمني ها بيدار تر شدند.

جنگ 33روزه نشان داد كه: يمني ها هم ميتوانند مبارزه  با: آل سعود را آغاز كنند. در طي شش مرحله جنگ هاي خونين در گرفت، كه دريك طرف آمريكا ، اسرائيل و آل سعود بودند. و در طرف ديگر شيعيان يمن با دستان خالي . تا اينكه با الهام از پيروزي هاي مقاومت، آن ها نيز با هم متحد شدند.

    اكنون شيعيان در يمن، قدرت بلامنازع هستند و: قادر هستند جكومت را تعيين نمايند. اما هنوز بطور مسالمت آميز، با ديگران همكاري مي كنند. گرچه القاعده و داعش، آرامش را از آن ها گرفته ولي، مردم در شرايط سخت تر از اين هم، بوده اند و مقاومت كرده اند و: شيريني مقاومت را هم چشيدند.

چنانچه در روز عيد غدير، آب پاكي بر روي دست: وهابيت و آل سعود ريختند و: بيعت جمعيت انبوه با خاندان رسالت، و ائمه را به نمايش گذاشتند. امروز محكم تر از ديروز، به استفبال ماه عزاي حسين ع مي روند. زيرا اكثر آنان از سادات زيدي هستند، يعني از اولاد حضرت امام حسين ع مي باشند. بنابر اين برهمه كس، در دنيا اولي تر هستند تا از: انتقام خون جد شان حمايت كنند. و نگذارند آل سعود يهودي، ترك تازي كند

Célébrations de Muharram au Yémen 
En l'an 60 AH quand Imam Hussain AS, était en pèlerinage à La Mecque, qui s'est avéré être des terroristes, des armes sous les vêtements de l'Ihram, se cachent et cherchent à le tuer. Hajj avait laissé inachevé, et la détermination d'aller, dit-il, certains des gens du Yémen, il a été invité à aller, et être en sécurité. Même son frère Mohammed Hanafiyah ledit premier aller à la Mecque si ils ont trouvé l'endroit où il resterait au Yémen par le peuple yéménite aller Jdt amis, le père et le frère étaient courtois et les gens et les villes tendres esprit du Yémen est une vaste. 
La résurrection de l'Autorité de planification, nous voyons que le rôle de chef de Yamin couleur tant qu'il a vécu: il est plus proche de la Mecque et de Médine. 
A la fin de chaque respiration Zakieh, Hussein Yamani viendra. Toutefois, le Yémen a été chefs religieux les plus vénérés: 
Les gens du Yémen ont enduré des difficultés, et année après année oppresseurs règle Al Saud au Yémen, les Yéménites se Muharram, le deuil cérémonies qui auront lieu / 
Notre correspondant nous signale du Yémen: un drapeau noir sur les maisons et installé, et Alhvsy et chiites après avoir effectué: une célébration glorieuse de Ghadir, la tendance n'a pas été exécuté dans la mémoire du serveur témoin et S. martyrs deuil. 
Yéménites fan depuis le début: l'Imamat de l'Imam Hassan et Imam Hussain AS enfants étaient. Dans sa décision sur la procédure à Sadate ou Hosni Zeidi main, "Hussein avait, jusqu'à ce que les Ottomans étaient au pouvoir là-bas, et plus tard les Britanniques, sous le prétexte de l'indépendance, ils étaient là., Mais Abdel Nasser, l'Egypte et parrainé al-Saoud, le 4,5 millions de population de 5 millions chiites massacrés, et détruire les mains du gouvernement gardent la Maison des Saoud. 
Il a fallu les chiites étaient dans la pauvreté et la misère, l'école a été fermée, et celui qui est en mesure, ont été tués et détruits. Depuis la révolution islamique d'Iran a triomphé. Yémen, bien sûr, les gens étaient heureux. Mais la pression sur Al Saoud étaient juifs pour la plupart. Création du Hezbollah au Liban, une autre excuse: le golfe Persique étaient aussi anti. Et Yéménites étaient plus éveillés. 
33 jours de guerre a montré que les Yéménites peut aussi lutter contre Al Saud commencer. Au cours des six étapes guerre sanglante s'ensuivit, dans laquelle un côté des États-Unis, Israël et l'Al-Saoud. Et d'autre part, la yéménite chiite mains vides. Inspiré par le succès de la résistance jusqu'à ce qu'ils soient se sont regroupés. 
     Les chiites au Yémen, sont une autorité incontestée: la capacité de déterminer la règle. Pourtant, pacifiquement, coopérer avec les autres. Bien que Al-Qaïda et le tableau de bord, il était calme, mais les gens sont plus difficiles que les autres, et ils ont eu de résistance: résistance à la fois goûté doux. 

Si le jour de l'Aïd Ghadir, l'eau potable à portée de main: le wahhabisme et la Maison des Saoud jeté: l'allégeance d'un grand nombre de responsabilités familiales, et les imams affichés. Aujourd'hui plus fort que hier, accueilli par le mois de deuil pour l'imam Hussein est. Parce que la plupart d'entre eux sont des maîtres Zeidi, un descendant de Hazrat Imam Hussain AS sont. Ainsi, le tout puissant, le premier dans le monde à la vengeance de leur nouveau sponsor. Et pas juif Al Saud, a quitté son lévrier..

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۷/۱۳۹۳ - ۲۲:۰۵ نظر(0)

سواد رسانه اي، امامزاده اي كه  شفا نمي دهد!

امروز در اولين همايش سواد رسانه اي،  اساتيد زيادي سخنراني كردند.

يكي از اين اساتيد از دانشگاه هاي امريكا، آمده بود و آمار جالبي داد: مردم آمريكا بيش از 4ساعت در روز، تلويزيون تماشا مي كنند ولي فقط 38دقيقه صرف: مطالعه نوشتاري مي كنند. البته بازي رايانه اي بعد از: تلويزيون قراردارد و بعد از آن، اينترنت است لذا سواد رسانه اي، الان ديگر سواد نوشتار نيست، بلكه در انتهاي آن و رو به زوال است.

مثلا ما مي بينيم صدا و سيماي ايران، ناخواسته در افزايش تروريسم در جهان تاثير دارد، كه هيچ رسانه ديگري ندارد، چرا كه هدف يك جريان تروريستي، مطرح شدن است. يعني بالاترين تبليغات، با كمترين هزينه! و اين را صدا و سيما، براي آن ها انجام مي دهد! چرا كه كوچكترين و كورترين:  انفجار آن ها حتي در ده كوره ها را هم، پوشش مي دهد و بزرگنمايي مي كند.

مطلب ديگري كه اين استاد، ناخود آگاه آن را اثبات كرد، بي تاثيري مطالعات دانشگاهي، در روند شكل گيري اين موضوع است. وي با اينكه استاد دانشگاه است، و به اصطلاح در جريان اطلاعات كامل! و شفاف قرار دارد گفت: قبل از ورود به ايران، از ايران مي ترسيدم! دوستان مي گفتند آنجا روستايي بيش نيست، و مردم آن همه تروريست هستند! وبعد هم صحنه هايي از فيلم رنگ خدا نشان داد كه: زندگي ابتدايي و جنگلي ايرانيان را، به تصوير مي كشيد.

تصور غير واقعي از ايران، به كمك هركسي مي تواند ايجاد شود، چه دشمنان كه ايران هراسي را پيگيري مي كنند، و چه دوستان فيلم ساز كه سعي دارند: ايران را بيابان و ايراني ها را وحشي، روستانشين و دروغگو معرفي كنند. اما تعجب در اين است كه اين استاد، چرا بايد اسير اين تصورات شود كه ، با آنچه بعدا مي بيند متضاد باشد!

 واين نشان آن است كه: سواد رسانه اي هم فايده اي ندارد! البته تا هنگامي كه در دست استادان بي تقوا، و بي دين است انتظاري جز اين نمي رود. ولي ميتوان اميدوار بود كه اگر، در ايران پايه گذاري شود، به راه اصولي خود كه ديدن حقايق است، برگردد زيرا ايراني در علم راستگو است. و همه را مثل خود مي پندارد. و تصور يك استاد دروغ گو برايش محال است.

   استاد ديگري كه با ايشان درس ميداد، نقشه جهان را نشان داد كه در آن، ايران مانند قلب جهان ديده مي شد! البته اگر ايالات متحده را، در نظر نگيريم، ايران دقيقا مركز ثقل كل جهان، در روي نقشه است و: با منظور نمودن قاره آمريكا، ايران مانند قلب به سمت چپ، تمايل پيدا مي كند. شكل نقشه ايران هم مانند: قلب ديده مي شود و: درياي مازندران در شمال و: درياي عمان در حنوب، مانند شاهرگ هاي آن هستند و: خليج هميشه فارس هم مانند: دريچه ائورت است.

يادم آمد: مدت شش ماهي براي آموزش زبان آلماني، ما را به سفارت اتريش در تهران فرستادند. با اينكه اتريش نسبت به آلمان، مانند افغانستان نسبت به ايران است، ولي در سفارت، نقشه اروپا را به ما نشان مي دادند و: به انگليسي مي گفتند: اتريش قلب اروپا است! ولي من در نقشه جهان ديدم كه: ايران قلب جهان است. همه سمت و سوي جهان هم، نسبت به ايران سنجيده مي شود:

شرق جهان همان شرق ايران است و: غرب جهان حتي براي غربي ها، غرب ايران است! جنوب و شمال هم باز نسبت به" ايران "حساب مي شود!

البته اعراب خواستند، خود را داخل كنند! لذا خاورميانه را مطرح كردند. و يا انگليسي ها خواستند، خودشان را مركز و: قلب جهان معرفي كنند، لذا گرينويچ را در ميان گذاشتند. ولي مردم دنيا فقط ايران را، مركز جهان مي شناسند
L'Iran est le cœur de la carte du monde. 
L'éducation aux médias, dont le sanctuaire est pas guérie! 
Aujourd'hui, la première conférence internationale sur l'éducation aux médias, les enseignants parlait trop. 
Un des professeurs d'universités américaines, est venu et a donné quelques statistiques intéressantes: les Américains plus de 4 heures par jour à regarder la télévision, mais seulement passé 38 minutes: Ce qui est écrit. Le jeu de l'ordinateur après un contrat de télévision, et après cela, l'Internet est si l'éducation aux médias, de textes schématiques n'est plus moi, mais à la fin il est en baisse. 
Nous voyons, par exemple, la télévision publique iranienne, effet involontaire de montée du terrorisme dans le monde, qui a pas d'autres médias, parce que la cible d'un mouvement terroriste, est introduit. La publicité en haut, avec le coût le plus bas! Et les médias, car ils le font! Pourquoi est le plus petit et le plus pathétique: Explosion eux, même dans leurs villages, des couvertures et des zooms. 
Une autre chose que le professeur, il s'est avéré études universitaires inconscients, inefficaces dans la formation du sujet. Il est le professeur, et une information complète pendant la durée! Est transparent, a déclaré avant d'entrer Iran Iran ravis! Ses amis disent qu'il n'y a pas plus d'un village, et ses habitants sont tous des terroristes! Ensuite, ils ont montré des scènes du film La Couleur du paradis: la vie élémentaire et de la forêt pour les Iraniens, dépeignant. 
Irréaliste d'imaginer que l'Iran, on peut être créé en utilisant soit la peur des ennemis qui suivent, ou des amis qui essaient Réalisateur: Iran désert iranien et la nature, rural et introduisent un menteur. Mais la surprise est que ce professeur, pourquoi le prisonnier à croire que, contrairement à ce qui serait vu! 
  Ceci est une indication que l'éducation aux médias n'est pas utile! Toutefois, jusqu'à ce que les enseignants de la piété, de la religion et de l'athéisme, mais ce n'est pas prévu. Mais nous ne pouvons qu'espérer que si elle est fondée sur les principes de l'auto qui est la vérité, la vérité de la science est de retour en raison de l'Iran. Et tout le monde pense comme ça. Il est impossible de l'imaginer comme un maître menteur. 
    Un autre professeur qui leur a appris, la carte montre que l'Iran était considéré comme le cœur du monde! Bien sûr, si les Etats-Unis, dans un ignore, du centre exact de l'univers est sur ​​la carte: le but des Amériques, comme le cœur de la volonté de la gauche. En forme de carte du cœur peut être considéré comme: la mer Caspienne au nord et la mer d'Oman dans le Sud, ainsi que sa ligne de vie: le golfe Persique, comme la valve aortique. 
Je me suis souvenu: pendant six mois pour apprendre l'allemand, Ambassade d'Autriche à Téhéran nous a envoyé. Bien que l'Autriche qu'en Allemagne, comme l'Afghanistan à l'Iran, mais l'ambassade, et ils nous ont montré une carte de l'Europe: les Britanniques disent: Autriche cœur de l'Europe! Mais j'ai vu la carte du monde: le cœur du monde. Tous vers le monde, vers l'Iran est mesurée: 
Le monde de l'Orient est l'Orient et l'Occident, même dans le monde occidental, l'Occident est l'Iran! Sud et au nord de nouveau à «Iran» est le compte! 
Les Arabes voulaient leur propre maison! Au Moyen-Orient ont été discutés. Anglais et se demanda le centre et le cœur du monde ont mis en place, de sorte que le Greenwich partagé. Cependant, l'Iran est le seul centre au monde dans le monde le saura jamais /