X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ

بیمه غایب بزرگ زلزله.

امروز بیمه ای ها جمع شده بودند تا: کیسه تازه ای برای ملت بدوزند! از متخصصان زلزله، خواسته بودند تا با فرمول های پیچیده، ثابت کنند که بیمه، در این بحث نباید وارد شود! اگر هم وارد شود، نرخ باید بسیار بالا باشد، تا شکم گنده بیمه ای ها، سیر شود. همه میدانند که در تمام زلزله ها، غایب بزرگ همین بیمه ها هستند، در حالیکه در تبلیغات خود با سوز و گداز می گویند: اگر در آتشی من در کنارت هستم! اما معلوم نیست چه موقع، مچ این اختلاس گران بزرگ باز خواهد شد، چند باری هم که باز شده، برای آنها دست گرمی بوده است. شما ببینید در ایام اربعین، از هر نفر 16هزارتومان برای بیمه: جند روزه می گرفتند. اگر 2میلیون نفر زاائر هم رفته باشد، 32میلیارد تومن در جیب بیمه رفت. ولی آیا هزینه ای از آن گزارش شد؟ یعنی دقیقا باید گفت: همه این مبلغ سود خالص بود و: همه مردم و مسئولین هم این را می دانند! در همه زمینه ها این طور است: موقع عقد قرارداد، در باغ سبز نشان می دهند، ولی موقع خسارت نیستند! فلسفه بیمه حکم می کند: اولین کسانی که به مردم زلزله زده می رسند، باید بیمه ای ها باشند، تا وجدان کاری و اهداف خود را نشان دهند. ولی نه تنها مردم را رها می کنند، بلکه خود را به ندیدن می زنند. امروز هم که صحبتی شده، فقط برای ایجاد یک درآمد صد درصد سود بود. زیرا زلزله را نمی شود پیش بینی کرد، پس بنابر این همه باید همیشه، حق بیمه برای زلزله را پرداخت کنند، اگر تصادفا زلزله آمد، معمولا زیر شش ریشتر، خساراتی ندارد و اگر هم بالای شش بود، پرداخت خسارت بدون توجیه است! زیرا مقاوم نبودن ساختمان دلیلی برای: پرداخت خسارت نیست! شما باید همه مسائل را، دقیق رعایت کنید تا خسارت نبینید، و اگر هم خسارت دیدید، تقصیر خودتان است! به مقصر هم، حق بیمه تعلق نمی گیرد. یعنی یک دور باطل که: فقط سود خالص برای بیمه می سازد. هم اکنون در زلزله کرمانشاه، سپاه و ارتش و بسیج مردم، کم کاری و تعلل بیمه را، به دوش کشیدند. دولت اگر وام یا کمک بلاعوض می کند، بودجه ای ندارد! به همین دلیل نارضایتی ها افزایش پیدا می کند. زیرا دولت اگر بودجه داشت، صرف مقاوم سازی ساختمان ها می کرد، یا حداقل طلب پیمانکاران را، به موقع می داد تا از کار دزدی نکنند. هیچ پیمانکار مسکن مهر، وجود ندارد که طلبکار نباشد. پس چه انتظاری هست که: پیمانکار بدون پول، همه مقررات ساختمانی را رعایت کند و: از مصالح مناسب و: کارگران ماهر استفاده کند. دولت به بیمه ها هم بدهکار است، بیمه تامین اجتماعی که مدتها است: دستمزد و طلب بیمارستانها را نپرداخته، چه انتظاری از رسیدگی سریع آنان به زلزله زده ها دارد؟ پس بنابر این اگر رسیدگی هم شده است، یا ایثار و از خود گذشتگی: پزشکان و کارکنان بوده و یا اینکه: بر بدهیهای دولت افزوده! دولت بدهکار که به: سیستم بانکی هم بدهکار است، چه ردیف بودجه ای می تواند: به وام یا کمک های بلاعوض، به زلزله زدگان اختصاص دهد. همه این بدهیها هم به خاطر نداشتن نیست، بلکه بخاطر اختلاس همین مدیران: بیمه و بانکها است. فقط حقوق مدیران این بانکها و بیمه ها، هرکدام می تواند 30تا چهل خانوار را، تحت پوشش قراردهد! هر پاداش این مدیران، پول خرید یک آپارتمان برای اینها است. و این وسط، فقط دولت است که قربانی می شود، یا نظام است که زیر سوال می رود. لذا یکبار برای همیشه، باید بانک و بیمه و بورس را تعطیل کرد! تا این زالوها نتوانند: اقتصاد بیمار را، بیمارتر کنند. یقه سفید هایی که برای خود: طبقه جدیدی را تشکیل داده اند، اکنون چنان پر قدرت هستند، که دولت ها را هم تغییر می دهند! ولی کسی قادر به تغییر آنها نیست.

Major absent is the insurance in quake.

Insurers were gathered today to: Have a new bag for the nation! From earthquake experts, they were asked to prove that insurance should not be entered into this discussion with complicated formulas! If entered, the rate should be very high, until the belly of insurance. Everyone knows that in all earthquakes, there is a great absence of these insurance, while they say in their propaganda: "If I'm in a fire in my fire!" But it is unclear when, the wrists of these big emperors will open, they have been handsome for several times. You see, in the days of Arba'in, 16,000 people were insured for each person: Jondah was fasting. If 2 million people were altogether, 32 billion toemans went to the insurance pocket. But has it been reported? That is precisely to say: All this was a pure profit: all people and authorities know this too! In all areas, it is: when they sign a contract, they show up in the green garden, but not at a loss! The philosophy of insurance decides: The first people who are struck by earthquake people should be insurers to show their conscience and goals. But not only do they leave people, they do not see themselves. Today, it was only to generate a 100% profit. Because the earthquake cannot be predicted, so everyone must always pay a premium for the earthquake. If a coincidence is an earthquake, then usually there is no damage under the six Richter, and if it was above six, the damage was not justified! Because the building's lack of strength is not a reason to: not pay damages! You have to be careful about everything, so that you do not get damaged, and if you've been damaged, it's your fault! The guilty party will not be paid a premium. That is, a false circle that only makes a net profit for insurance. Now, in the Kermanshah earthquake, the army and the army, and the people's mobilization, they laid waste insurance. The government does not have a budget if it grants loans or grants! That's why dissatisfaction increases. Because the government, if it had a budget, would only have to rebuild the buildings, or at least demanded contractors, in time to stop stealing. There is no mortgage contractor that does not have to be creditor. So what is to expect: a contractor without money, to comply with all building regulations and: to use appropriate materials and: skilled workers. The state is also indebted to insurance, long-term social security insurance has not paid wages and hospitals, what do they expect from their rapid handling of earthquakes? So if so, if it has been handled, either sacrifice or sacrifice: doctors and employees, or else: it has increased the debt of the state! The government has a debtor who owes the banking system: what budget line can they give to loans or grants to earthquakes? All these debts are not due to lack of money, but because of the embezzlement of these managers: insurance and banks. Only the managers' rights of these banks and insurance, each of which can cover 30 to 40 households! Any reward for these directors is the purchase of an apartment for these. And in the middle, it is only the state that is being sacrificed, or the system that is being questioned. So once and for all, you have to shut down the bank and insurance and stock! Until these leeches can: make the sick economy worse. The white collar that made up for it: the new class is now so powerful that it changes governments! But nobody is able to change them.

زلزال التأمين الغائب الرئيسي.

تم جمع شركات التأمين اليوم إلى: هل لديك حقيبة جديدة للأمة! من خبراء الزلزال، طلب منهم إثبات أن التأمين لا ينبغي أن تدخل في هذه المناقشة مع الصيغ المعقدة! إذا دخلت، يجب أن يكون معدل مرتفع جدا، حتى بطن التأمين. ويعلم الجميع أن كل الزلازل، كبيرة غائبة عن هذا التأمين، في حين أن حرق وتذوب في إعلاناتك يقول: إذا أنا بالقرب بلادي النار! ولكن من غير الواضح متى، معصمي هذه الأباطرة الكبيرة سوف تفتح، وقد تم أيديهم لعدة مرات. ترى، في أيام أربعين، كان المؤمن عليه 16،000 شخص لكل شخص: جنده كان الصيام. وإذا كان مليونا شخص، فإن 32 مليارا من البشر كانوا يذهبون إلى جيب التأمين. ولكن هل تم الإبلاغ عنها؟ هذا هو بالضبط القول: كل هذا كان ربحا نقيا: كل الناس والسلطات يعرفون ذلك أيضا! في جميع المجالات، هو: عندما يوقعون على عقد، فإنها تظهر في الحديقة الخضراء، ولكن ليس في حيرة! فلسفة التأمين تقرر: أول الناس الذين ضربوا من قبل الزلزال الناس يجب أن تكون شركات التأمين لإظهار ضميرهم والأهداف. ولكنهم لا يتركون الناس فحسب، بل لا يرون أنفسهم. اليوم، كان فقط لتوليد الربح 100٪. لأن نقص المبنى من القوة ليست سببا ل: لا تدفع الأضرار! عليك أن تكون حذرا حول كل شيء، بحيث لا تحصل على تلف، وإذا كنت قد تعرضت للتلف، انها خطأ الخاص بك! ولا يدفع الطرف المذنب قسطا. وهذا هو، دائرة كاذبة أن يجعل فقط صافي الربح للتأمين. الآن، في زلزال كرمانشاه، الجيش والجيش، وتعبئة الشعب، وضعوا التأمين على النفايات. الحكومة لا تملك ميزانية إذا كانت تمنح القروض أو المنح! هذا هو السبب في زيادة عدم الرضا. لأن الحكومة، إذا كان لديها ميزانية، سيكون فقط لإعادة بناء المباني، أو على الأقل طالب المقاولين، في الوقت المناسب لوقف سرقة. لا يوجد مقاول الرهن العقاري الذي لا يجب أن يكون دائنا. لذلك ما هو متوقع: المقاول دون المال، للامتثال لجميع أنظمة البناء و: لاستخدام المواد المناسبة و: العمال المهرة. إذا كان الأمر كذلك، إذا كان قد تم التعامل معها، إما التضحية أو التضحية: الأطباء والموظفين، وإلا: فقد زاد من ديون الحكومة! ولدى الحكومة مدين مدين للنظام المصرفي: ما هو خط الميزانية الذي يمكن أن تقدمه للقروض أو المنح للزلازل؟ كل هذه الديون ليست بسبب نقص المال، ولكن بسبب اختلاس هؤلاء المديرين: التأمين والبنوك. فقط حقوق المديرين لهذه البنوك والتأمين، كل منها يمكن أن تغطي 30 إلى 40 أسرة! أي مكافأة لهؤلاء المديرين هي شراء شقة لهم. وفي الوسط، هي الدولة التي يجري التضحية بها، أو النظام الذي يجري استجوابه. لذلك مرة واحدة وإلى الأبد، لديك لإغلاق البنك والتأمين والأسهم! حتى يمكن لهذه العلقات: جعل الاقتصاد المرضى أسوأ. الياقة البيضاء التي تتكون لنفسها: الطبقة الجديدة هي الآن قوية بحيث أنها تغير الحكومات! ولكن لا أحد يستطيع تغييرها.

Böyük olmayan sığorta sığortası.

Sığortaçılar bu gün toplanmışdılar: Millətə yeni bir çanta qoyun! Zəlzələ mütəxəssislərindən, bu mürəkkəb formullarla sığortaın bu cür daxil edilməməsi lazım olduğunu sübut etmək istəndi! Daxil olsaydıq, bu dərəcə çox yüksək olmalıdır, sığortaın qarınına qədər. Hər kəs bütün zəlzələlər, bu sığorta olmayan böyük yanan isə sizin reklam əridir demək bilir ki: Mən yanğın yaxın am! Ancaq bu böyük imperatorların biləkləri açılacaq zaman bir neçə dəfə ağappaq olmuşdur. Görürsünüz ki, Arba nin günlərində hər bir şəxs üçün 16,000 nəfər sığortalanmışdı: Jondah oruc tutmuşdu. 2 milyon insanın tamamına sahib olsaydı, 32 milyard insan sığorta cibinə getdi. Amma bu barədə məlumat verilmişdir? Həqiqət deməkdir: Bütün bunlar təmiz bir mənfəət idi: bütün insanlar və səlahiyyətlilər bunu bilirlər! Bütün sahələrdə bu: müqavilə imzaladıqda, onlar yaşıl bağda görünürlər, amma zərər görmürlər! Sığorta fəlsəfəsi qərara alır: Zəlzələ insanı vuran ilk insanlar, vicdanlarını və məqsədlərini göstərmək üçün sığortaçı olmalıdır. Ancaq insanları tərk etmir, özlərini görmürlər. Bu gün yalnız 100% mənfəət yaratmaq idi. Bina gücünün olmaması bir səbəb deyil: zərər verməmək! Hər şeyə diqqət yetirməliyik ki, zədələnməyəsiniz və zədələnmiş olsanız, bu sizin günahınızdır! Günahkarlar partiyasına mükafat verilməyəcək. Yəni, yalnız sığorta üçün xalis mənfəət verən saxta dairə. İndi Kermanşah zəlzələsində, ordu və ordu, xalqın səfərbərliyi, tullantıların sığortasını qoydu. Hökumətin kredit və ya qrant verdiyi təqdirdə büdcəsi yoxdur! Buna görə narazılıq artır. Borc ala bilməyən ipoteka borcu yoxdur. Buna görə gözləmək nədir: pulsuz podratçı, bütün bina qaydalarına riayət etmək və müvafiq materialları və ixtisaslı işçilərdən istifadə etmək. Hökumət bank borcuna borclu bir borcu var: hansı büdcə xəttini kreditlərə və ya zəlzələlərə hədiyyə verə bilər? Bütün bu borclar pul olmaması ilə deyil, həmin menecerlərin mənimsəməsi səbəbindəndir: sığorta və banklar. Yalnız bu menecerlərin bu bankların hüquqları və hər biri 30-40 ailəni əhatə edə bilən sığorta! Bu müdirlər üçün hər hansı bir mükafat bu üçün bir mənzili alınmasıdır. Və ortada, yalnız qurban olan dövlət və ya sorğulanan sistemdir. Budur, bir dəfə və hamı üçün, bankı və sığortanı bağlamalıyıq! Bu sulu yağlara qədər: xəstə iqtisadiyyatını daha da pisləşdirin. Özü üçün hazırlanan ağ yaxalıq: yeni sinif indi güclüdür ki, hökumət dəyişir! Amma heç kim onları dəyişə bilmir.

Mahinnews.ir           سید احمد حسینی ماهینی 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۹/۱۳۹۶ - ۱۸:۳۷ نظر(0)

چرا باید برای مولودی جشن بگیریم؟

اخیرا برخی فتنه انگیز ها، شایعه ساخته اند که در زمان: پیامبر و ائمه و حتی خلفای صدر اسلام، مولودیه جشن گرفته نمی شد! و امروز این کار بدعت است. اتفاقا تفاوت بین جاهلیت و اسلام، در همین است زیرا که جاهلیت: ایام مخصوص خود را جشن می گیرد، ولی مسلمان ایام اسلامی یا: ایام الله را زنده نگه می دارند. دستور صریح قران است که: باید ایام الله همیشه زنده باشد، و از ان یاد شود.(فذکرهم بایام الله) یکی از ایام الله، روز ولادت رسول بزرگوار اسلام است، در این روز خداوند جشن گرفت! چطور می شود ما جشن نگیریم؟ آسمان مکه نور افشان شد، و همه متعجب بودند که: چه حادثه ای در حال اتفاق است. زیرا خداوند در خلقت کائنات، اول از همه نورمحمد را آفرید! ولی این نور هنوز زمینه بروز پیدا نکرده بود، و انسان ها آماده پذیرش آن نبودند، تا اینکه با فرستادن انبیا، این موضوع را بشارت داد، و مردم را آماده کرد. روزیکه پیامبر به دنیا آمد، یعنی شاهکار خلقت خداوندی، ظهور و بروز پیدا کرد. اگر روایات شیعه را قبول ندارند، بروند تاریخ را بخوانند: در آن شب سه حادثه بزرگ در جهان اتفاق افتاد: اول اینکه دریاچه ساوه خشک شد، دوم کنگره کاخ انوشیروان، در تیسفون (مدائن ) ترک برداشت. سوم: بزرگترین آتشکده زرتشتیان، در آذربایجان خاموش و سرد شد. اینها واقعیاتی هست که: هنوز هم وجود دارد. ناصر خسرو قبادیانی که سنی مذهب است، شعر بلندی گفته با مطلع آئینه عبرت:

هان ای دل عبرت بین از دیده عبر کن هان      

            ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان

اما احادیث شیعه می فرماید:( لولاک لما خلقت الافلاک) یعنی ای برادر سنی! و ای برادر مسلمان، همین وجود تو وامثال تو، بستگی به وجود رسول الله است. زیرا خداوند همه دنیا را، بخاطر حضرت محمد آفریده است. حتی برخی روایات هست که: قبل از خلقت جهان، حضرت محمد وجود داشته و: در هنگام خلقت جهان، ناظر بوده است! البته باید دانست که در لقظ عرب،( ال) محصور کننده است. یعنی منظور همه افلاک در: همه مکانها و زمان ها نیستند. زیرا خلقت خداوندی تعطیل بردار نیوده، بلکه منظور همین افلاک و: دنیای فعلی ماست که: از آفرینش حضرت آدم ع آغاز می شود. بهرحال خداوند، چنان پیامبر را دوست دارد که: همه جهان را برای او آفریده است. پس چرا نباید از این تولد مبارک خوشحال بود؟ بنابر احادیث امام جعفر صادق، فرق اعراب بدوی با پارسیان، همین است که اعراب، همه ایام الله را ضایع کردند! ولی اهالی فارس آن را گرامی داشتند. بعنوان نمونه حضرت، به نوروز اشاره می فرماید که: در نوروز خداوند جهان را خلق کرد، به همه فرمود از این خلقت شادمانی کنند، ایرانیان همه ساله، این ایام را شادی می کنند. البته اعراب هم، به دلیل جاهلیت! کار خوبی انجام دادند و آن: حفظ زبان حضرت آدم و بهشتیان، یعنی عربی بود و: خداوند به همین دلیل حضرت ابراهیم را، از فارس، مامور کرد تا فرزند خود را، دربین اعراب ببرد. وقتی قران نازل می شود، دربین آنها باشد، تا هم آن را بفهمند، هم ببینند که معجزه است، و کس دیگری نمی تواند: مثل آن را بیاورد. بنابر این تعصب ایرانیان بر: حفظ رسوم و شادی ها، برابری می کند با تعصب اعراب، برحفظ زبان اصلی خودشان. همینطور گناه ایرانیان برای جعل یا تغییر زبان، برابر با گناه اعراب، در ناراحتی آنان از: ایام الله و بزرگداشت شادی های حلال است. به همین دلیل است که پیامبر آخرالزمان، از بین ایرانیان نبود! ولی ایرانیان آن را پذیرفتند، تا اشتباه خود را جبران کرده باشند.

Why should we celebrate the birthday?

Recently, some seditious people have made rumors that: The Prophet and the Imams, and even the early Caliphs of Islam, did not celebrate Molodia! And this is the heroism today. In fact, the difference between ignorance and Islam is this because yahilia celebrates its own time, but the Islamic Muslims either: It keeps al-Qaeda alive. The Quran's explicit command is that: Allah should always be alive and remembered One of the Day of God is the birthday of the great Messenger of Islam, on this day the Lord has been celebrated! How can we not celebrate? The sky of Mecca was light, and everyone wondered what an incident was happening. Because God created the light of Mohammad in the creation of the universe! But this light had not yet come to light, and humans were not prepared to accept it, until they sent the prophets to good news and prepared the people. The day when the Prophet was born, the masterpiece of the creation of God, appeared and emerged. If they do not accept Shi'a narrations, go on to read history: that night, there were three major incidents in the world: first, the Savo Lake dried up, the second congress of the Anoushirvan palace, in Ctesiphon (Mada'en), was abandoned. Third: Zoroastrian's largest fire extinguishing gas in Azerbaijan. These are the realities that are still there. Nasser Khosrow Ghobadiyan, a Sunni religious figure, said a great poem with the knowledge of the mirror.

But the Shi'a hadiths say: "That is, your Sunni brother!" And you, Muslim brother,, yours and yours, depends on the presence of the Messenger of Allah. Because: God created the whole world for the sake of the Prophet Muhammad. There are even some traditions that: Before the creation of the world, Prophet Muhammad existed and was observant at the creation of the world! Of course, it should be noted that in the Arabic script, (al) is conceivable. That is, all the spheres mean: not all places and times. Because the creation of God is not shut down, it is the same as the planet: Our current world: From the creation of Adam, we begin. However, God loves such a prophet: He created the whole world for him. So why should not this happy birthday be happy? According to the hadiths of Imam Ja'far Sadegh, the difference between the primitive Arabs and the Persians is that the Arabs have destroyed all the days of Allah! But the people of Fars cherished it. As an example of the Prophet, reference is made to Nowruz: God created the world in the light of the day, gave everyone the pleasure of this creation, the Iranians rejoice these years every year. Of course, the Arabs, because of ignorance! They did a good job: preserving the language of Adam and Paradise, that is, Arabic: God, therefore, directed Abraham, from Fars, to take his son in the midst of the Arabs. When the Qur'an is revealed, they are among them, so that they will understand it, they will see that it is a miracle, and nobody else can: bring it like that. Therefore, Iran's fanaticism: preserving traditions and happiness, equals the fanaticism of the Arabs, in keeping with their original language. Similarly, Iran's sin for forging or changing language is equal to the sin of the Arabs, in their dismay, of the Day of God and the commemoration of Halal Happiness. That is why the Messenger of the Apocalypse was not among the Persians! But the Iranians accepted it, to make up for their mistake.

لماذا يجب أن نحتفل بعيد ميلاد؟

في الآونة الأخيرة، وتردد بعض تمردي قد قدمت في عهد النبي والأئمة والخلفاء الراشدين من الإسلام، لم يحتفل به مولودیه وهذه هي البطولة اليوم. في الواقع، الفرق بين الجهل والإسلام هو لأن يحيي يحتفل بوقته، ولكن المسلمين المسلمين إما: فهو يبقي القاعدة على قيد الحياة على قيد الحياة. الأمر الواضح للقرآن هو أن: الله يجب أن يكون دائما على قيد الحياة وتذكر. واحد من يوم الله هو عيد ميلاد رسول الإسلام العظيم، في هذا اليوم تم الاحتفال الرب! كيف يمكننا أن نحتفل؟ كانت سماء مكة خفيفة، وتساءل الجميع عن وقوع حادث. لأن الله خلق ضوء محمد في خلق الكون! ولكن هذا النور لم يأت بعد، ولم يكن البشر مستعدين لقبولها، حتى أرسلوا الأنبياء إلى أخبار طيبة وأعدوا الشعب. اليوم الذي ولد فيه النبي، تحفة خلق الله، ظهرت وظهرت. إذا كنت لا توافق على الأحاديث، على المضي قدما على النحو التالي: ليلة الثلاثاء في حدث حادث كبير في العالم: أولا، جفت بحيرة حفظ ما يصل، المؤتمر قصر أنوشروان، في المدائن و(المدائن) ترك انطباع. ثالثا: أكبر غاز إطفاء الحرائق في الزرادشتية في أذربيجان. هذه هي الحقائق التي لا تزال هناك. وقال ناصر خسرو غباديان، وهو شخصية دينية سنية، قصيدة عظيمة مع معرفة المرآة.

لكن الحديث الشيعي يقول: "هذا هو أخيك السني!" وأنت، شقيق مسلم ،، لك ولك، يعتمد على وجود رسول الله. لأن الله خلق العالم كله من أجل النبي محمد. هناك حتى بعض التقاليد التي: قبل خلق العالم، كان النبي محمد موجود وكان ملتزما في خلق العالم! بطبيعة الحال، ينبغي أن يكون مفهوما أنه في الكتابة العربية ال هو تصور. وهذا يعني أن جميع المجالات تعني: ليس كل الأماكن والأوقات. لأن خلق الله لا تغلق، هو نفس الكوكب: عالمنا الحالي: من خلق آدم، نبدأ. ومع ذلك، يحب الله مثل هذا النبي: خلق العالم كله بالنسبة له. فلماذا لا ينبغي أن يكون هذا عيد ميلاد سعيد سعيدة؟ ووفقا لأحاديث الإمام جعفر الصادق، فإن الفرق بين العرب البدائيين والفرس هو أن العرب قد دمروا كل أيام الله! ولكن شعب فارس عزيزي عليه. بطبيعة الحال، العرب، بسبب الجهل! لقد قاموا بعمل جيد: الحفاظ على لغة آدم والجنة، أي العربية: ومن ثم، وجه الله إبراهيم، من بلاد فارس، ليأخذ ابنه بين العرب. عندما يكشف القرآن، هم من بينهم، حتى أنهم سوف يفهمون ذلك، وسوف نرى أنها معجزة، ولا أحد آخر يمكن: جلب ذلك من هذا القبيل. لذلك، التعصب الإيراني: الحفاظ على التقاليد والسعادة، يساوي التعصب لدى العرب، تمشيا مع لغتهم الأصلية. وكذلك لإقامة أو تغيير لغة الخطيئة الإيرانية، والخطيئة ضد العرب، في آلامهم: أيام الله والاحتفال الفرح من المذيبات. هذا هو السبب في رسول صراع الفناء ليس بين الفرس! ولكن الإيرانيين قبلوا ذلك، للتعويض عن خطأهم.

Niyə doğum gününü qeyd etməliyik?

Son zamanlar bəzi şiddətli insanlar dedilər: Peyğəmbər və imamlar, hətta İslamın ilk xalisləri, Molodiya qeyd etməyiblər! Bu gün bu qəhrəmanlıqdır. Quranın açıq əmridir ki: Allah həmişə tövbə etməlidir və xatırlanmalıdır. Allahın günlərindən biri, böyük İslam Peyğəmbərinin doğum günüdür, Rəbb bu gün qeyd olundu! Necə qeyd etməyimiz mümkün deyil? Məkanın göyü yüngül idi və hər kəs bir hadisə baş verdiyini merak etdi. Çünki Allah kainatın yaranmasında Məhəmmədin işığını yaratdı! Amma bu işıq hələ yüngül gəlmədi və insanlar peyğəmbərləri yaxşı xəbər göndərdilər və xalqı hazırladıqlarına qədər insanları qəbul etməyə hazır deyildi. Peyğəmbərin doğulduğu gün, Allahın yaradıcılığının şah əsəri ortaya çıxdı və ortaya çıxdı. Üçüncüsü: Zərdüştinin Azərbaycanda ən böyük yanğın söndürmə qazıdır. Bunlar hələ də var olan gerçəklərdir. Sünni din xadimi Nasser Khosrow Ghobadiyan, aynanın bildiyi böyük bir şeir söylədi.

Lakin şiə hədisləri: "Sünni qardaşınız!" Deyirlər. Və siz, müsəlman qardaşınız, sənin və sənin, Allah Rəsulunun varlığından asılıdır. Çünki Allah bütün dünyaya Peyğəmbərimiz Məhəmməd üçün yaratdı. Hətta bir sıra ənənələr var ki, dünya yaradılışından əvvəl Peyğəmbər (s.ə.v.) mövcud idi və dünya yaradılışında müşahidə edildi! Əlbəttə, qeyd etmək lazımdır ki, ərəbcə yazılmışdır ki, (al) sözsüz. Yəni bütün sahələr deməkdir: bütün yerlər və vaxtlar. Çünki Allahın yaradılışı bağlanmayıb, planetlə eynidır: Bizim cari dünya: Adəmin yaranmasından başlayırıq. Ancaq Allah belə bir peyğəmbəri sevir: O, bütün dünyanı yaratdı. Niyə bu xoşbəxt günün xoşbəxt olmasın? İmam Cəfər əl-Sadiq Deyilənlərə görə, bədəvilər və farslar arasında fərq ki, ərəblər Allahın bütün gün sərf var! Amma Fars xalqı onu bəxş etdi. Əlbəttə, ərəblər, cəhalət səbəbiylə! Quranın nazil edildiyi zaman onlar aralarında, onlar bunu anlayacaqlar, onlar möcüzə olduğunu görəcəklər və heç kim bunu edə bilməz. Buna görə İranın fanatikliyi: ənənələri və xoşbəxtliyi qoruyan ərəblərin fanatizminə, orijinal dilinə uyğun olaraq bərabərdir. Eləcə də döymək və ya dil öz narahatlıq İran günah, ərəblərə qarşı günah dəyişdirmək kimi Allahın günləri və həlledicilər sevincini qeyd edir. Buna görə Apokalipsiyanın Peyğəmbəri farslar arasında yox idi! Amma İranlılar bunu qəbul edərək, səhvlərini düzəldirdilər.

Mahinnews.ir    سید احمد حسینی ماهینی 

موشک جواب موشک

 همان اصل قرانی: تعدی در مقابل تعدی می باشد:

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم -

  ایا وقت آن نرسیده که: جواب موشک و بمباران اسرائیل را، با موشک بدهند؟ همانطور که پیش بینی می شد: وقتی داعش از بین رفت، حامیان او به دنبال احیا: برنامه های داعش رفتند. آمریکا با بمباران برخی مناطق، خط آتش درست کرد تا: عناصر شکست خورده داعش، بتوانند از مهلکه فرار کنند. عربستان برای انحراف افکار عمومی، از چهل کشور اسلامی دعوت کرد: تا تروریسم را ریشه کن کنند! البته منظور عربستان از تروریسم، افراد ضد داعش هستند! یعنی همان هایی که باعث شدند: تا داعش نابود شود. ولیعهد عربستان میخواست انتقام داعش را بگیر: زیرا هزینه های زیادی برای ایجاد آن، پرداخت کرده بود: سلاح ها و تجهیزات فراوان برای آنها، ارسال کرده بود ولی روز به روز، شاهد نابودی آنها بود! که بالاخره تمام شد، و بدهیهایش برای آل سعود باقی ماند. برای تکمیل حلقه انتقام داعش، اسرائیل هم مجبور شده تا: شخصا پا به میدان بگذارد و: از سوریه انتقام بگیرد. صهیونیسم و لیبرالیزم و ارتجاع، مردم را از اتحاد خودشان می ترسانند! ولی این اتحاد شوم عبری عربی غربی، سال ها است که جنایت می کند: ولی همیشه شکست خورده و بدهکار، صحنه را ترک می کند. این بار اسرائیل با موذی گری می خواهد: عملیات ایذایی را سازماندهی کند، تا مردم سوریه دائما در ناامنی باشند! وبا تبلیغات برای معارضان سوری، القا کنند تا زمانیکه بشار اسد هست، این نا امنی هم هست. اما مردم سوریه میدانند که: این حرفهای تکراری، برای انها امنیت ایجاد نمی کند. زیرا معارضان سوری هنوز دستشان به قدرت نرسیده، اینهمه خونریزی و وحشیگری داشتند، وای به روزی که به قدرت برسند. به نظر می رسد که دیگر پیمانه اسرائیل هم پرشده، و به زودی از روی زمین محو خواهد شد! و این عملیات ایذایی از دو جهت، این موضوع را اثبات می کند: اول اینکه اگر اسرائیل قدرت داشت، نیازی به عملیات ایذایی و یا: خلق داعش نبود، میتوانست با یک حمله، مانند جنگ شش روزه، اسد را از قدرت بردارد.  پس دیگر قادر به انجام: عملیات بزرگ نیست و: حد او همین است.  دوم اینکه این عملیات ایذایی را، برای کسب در امد از آل سعود و آمریکا انجام می دهد، تا بحران مالی خود را رفع کند. لذا وقت آن فرا رسیده تا: ضربه آخر به اسرائیل وارد شود. البته همه منتظر ایران هستند، ولی نباید انتظار داشت که مسئولین ایران، دست از موشک سازی بردارند، و آن را مصرف اسرائیل نمایند. زیرا موشک های ایران، برد بالایی دارد و برای اهداف: بزرگتری طراحی شده است. و نابودی اسرائیل کار: یک روز این موشک ها است. لذا در حمله موشکی ایران، ممکن است تر و خشک باهم بسوزد. در حالیکه حزب الله، اطلاعات دقیقتری دارد و: میتواند بدون عوارض جانبی، موشک های خود را به هدف بزند. سوریه نیز از قدرت موشکی بالایی برخوردار است، نباید فراموش کرد که پدر موشکی ایران، در انجا آموزش دید. علاوه بر سوریه و لبنان ، یمن و عراق و روسیه هم، قدرت موشک باران اسرائیل را دارند. تنها یک چیز باعث شده: تا کنون جواب اسرائیل را ندهند، و آن اینکه خط مقاومت، نمی خواهد آغاز گر جنگ جدیدی باشد. اما این تئوری نخ نما، زیان های فراوانی به مقاومت وارد کرده. این همان تئوری بنی صدر، در ابتدای جنگ تحمیلی بود! که می گفت ما نباید حمله کنیم و: وارد خاک دیگران شویم، بلکه بگذاریم آنها بیایند: تا حساب شان را برسیم. حالا چرا استراتژی مقاومت شده ، کار انگلیسی ها یا اروپایی ها است!

Rocket missile response

 The same Qur'anic principle is an offensive against the offensive: is it not time for it to: Answer the rocket and bombard Israel with a rocket? As anticipated: when ISIL disappeared, its supporters sought to revive: ISIL's plans went. The United States made a fire line by bombing some areas so that the failed ISIL elements could escape. Saudi Arabia called for forty Islamic countries to eradicate public opinion: to eradicate terrorism! Saudi Arabia, of course, is anti-ISIL people! That is, those that caused: to destroy ISIS. The crown prince of Saudi Arabia wanted to take revenge on ISIS because he had paid a lot of money for it: they had sent many weapons and equipment to them, but they were destroyed every day! Which eventually ended, and his debts remained for Al Saud. To complete the ISIL revenge ring, Israel is also forced to: personally step down and take revenge on Syria. Zionism, liberalism and reaction, scare people away from their unity! But this Western alliance, the Hebrew Arabic, has for many years been crimes: but always defeated and the debtor leaves the scene. This time, Israel wants to insult itself: to organize an affair, so that the Syrian people are constantly insecure! And with propaganda for the Syrian opposition, it is insecure until Bashar al-Assad is there. But the Syrians know that: these repetitive words do not give them security. Because the Syrian opponents have not yet reached their full control of power, they have had all the bloodshed and brutality, until the day they reach power. It seems that another measure of Israel is filled, and will soon disappear from the ground! And this two-way operation proves this: first, if Israel had no power, no need to take offense, or: did not create ISIS, it could take Assad out of power with an attack, like a six-day war. So it is no longer able to do: The operation is not great: its limit is the same. Secondly, it will carry out an offensive operation to get out of Saudi Arabia and the United States to resolve its financial crisis. So it's time to bring the last blow to Israel. Of course, everyone is waiting for Iran, but we should not expect the Iranian authorities to stop rocketing and use it for Israel. Because: Iran missiles have a high range and are designed for larger targets. And the destruction of Israel: One day these missiles are. Therefore, in a missile attack in Iran, it may burn more and drier. While Hezbollah has more accurate information, it can target its missiles without any side effects. Syria also has a high missile power, it should not be forgotten that Iran's missile father was trained there. In addition to Syria and Lebanon, Yemen, Iraq and Russia also have the power of Israeli racers. Only one thing has caused: so far, not to give Israel an answer, and that the resistance line does not want to start a new war. But this theory has plagued us with many losses. This same theory of Bani-Sadr was imposed at the beginning of the war! He said that we should not attack and: get into the soil of others, but let them come: to reach their account. Now why is a resilient strategy working for the British or the European!

استجابة الصواريخ الصاروخية

 نفس المبدأ القرآني هو هجوم ضد الهجوم: هل حان الوقت ل: الإجابة على الصاروخ وقصف إسرائيل بصاروخ؟ كما كان متوقعا: عندما اختفى تنظيم الدولة الإسلامية في العراق والشام، سعى مؤيدوها إلى الانتعاش: ذهبت خطط داعش. قامت الولايات المتحدة بخط النار من خلال قصف بعض المناطق حتى يمكن أن تفلت عناصر داعش الفاشلة. دعت المملكة العربية السعودية أربعين دولة إسلامية إلى القضاء على الرأي العام: القضاء على الإرهاب! المملكة العربية السعودية، بطبيعة الحال، مناهضين لتنظيم داعش! أي تلك التي تسببت في: تدمير داعش. لقد أراد ولي عهد المملكة العربية السعودية الانتقام من داعش لأنه دفع الكثير من المال له: لقد أرسلوا العديد من الأسلحة والمعدات لهم، لكنهم دمروا كل يوم! والتي انتهت في نهاية المطاف، وظلت ديونه ل آل سعود. ولإكمال حلقة الثأر لتنظيم الدولة الإسلامية في العراق والشام، تضطر إسرائيل أيضا إلى: النزول شخصيا والانتقام من سوريا. الصهيونية، الليبرالية ورد الفعل، تخويف الناس بعيدا عن وحدتهم! ولكن هذا التحالف الغربي، والعربية العبرية، كان لسنوات عديدة جرائم: ولكن هزم دائما والمدين يترك المشهد. هذه المرة، إسرائيل تريد إهانة نفسها: لتنظيم علاقة، حتى أن الشعب السوري غير آمنة باستمرار! ومع الدعاية للمعارضة السورية، فهي غير آمنة إلى أن يتواجد بشار الأسد. لكن السوريين يعرفون أن هذه الكلمات المتكررة لا تعطيهم الأمن. ولأن الخصوم السوريين لم يصلوا بعد إلى سيطرتهم الكاملة على السلطة، فقد كان لهم كل إراقة الدماء والوحشية، واليوم الذي جاءوا فيه إلى السلطة. يبدو أن هناك مقياسا آخر لإسرائيل مليئا، وسوف تختفي قريبا من الأرض! وهذه العملية ذات الاتجاهين تثبت ذلك: أولا، إذا لم يكن لدى إسرائيل أي سلطة، فلا حاجة إلى ارتكاب جريمة، أو: لم تنشئ داعش، يمكن أن تأخذ الأسد خارج السلطة بشن هجوم، مثل حرب استمرت ستة أيام. لذلك لم يعد قادرا على القيام به: العملية ليست كبيرة: حدها هو نفسه. ثانيا، ستنفذ عملية هجومية للخروج من المملكة العربية السعودية والولايات المتحدة لحل الأزمة المالية. لذلك حان الوقت لجلب الضربة الأخيرة لإسرائيل. بالطبع، الجميع ينتظر إيران، ولكن لا ينبغي لنا أن نتوقع من السلطات الإيرانية وقف الصواريخ واستخدامها لإسرائيل. لأن صواريخ إيران لديها مجموعة عالية ومصممة لأهداف أكبر. وتدمير إسرائيل: يوم واحد هذه الصواريخ هي. لذلك، في هجوم صاروخي في إيران، قد يحرق أكثر وأكثر الجافة. في حين أن حزب الله لديه معلومات أكثر دقة، فإنه يمكن استهداف صواريخه دون أي آثار جانبية. سوريا لديها أيضا قوة صاروخية عالية، لا ينبغي أن ننسى أن والد الصواريخ إيران تم تدريب هناك. بالإضافة إلى سوريا ولبنان، واليمن والعراق وروسيا أيضا قوة المتسابقين الإسرائيليين. وسبب واحد فقط هو: حتى الآن، عدم إعطاء إسرائيل جوابا، وأن خط المقاومة لا يريد أن يبدأ حربا جديدة. ولكن هذه النظرية قد ابتليت بنا مع العديد من الخسائر. وقد فرضت نفس نظرية بني الصدر في بداية الحرب! وقال إنه لا ينبغي لنا أن نهاجم وندخل إلى تراب الآخرين، ولكن ندعهم يأتون: للوصول إلى حساباتهم. الآن لماذا هي استراتيجية مرنة تعمل لصالح البريطانيين أو الأوروبي!

Raket raket reaksiyası

 Eyni Quran prinsipi hücuma qarşı hücumdur: bunun üçün vaxt gəlməzmi: raketə cavab verin və İsraili bir raketlə bombaladın? Gözlənildiyi kimi: İŞİD yoxa çıxdıqda tərəfdarları canlanmağa çalışırdılar: ISIL planları getdi. Amerika Birləşmiş Ştatları bir sıra sahələrə hücum edərək yanğınsöndürmə xətti çəkərək müvəffəqiyyətli ISIL elementlərindən xilas ola bilərdi. Səudiyyə Ərəbistanı qırx İslam ölkəsinin ictimai rəyini aradan qaldırmağa çağırdı: terrorizmi ortadan qaldırmaq! Əlbəttə, Səudiyyə Ərəbistanı, İslam əleyhdarı insanlardır! Yəni səbəb olanlar: İSİS'i məhv etmək. Səudiyyə Ərəbistanı tac şahzadəsi ISIS üzərində intiqam almaq istəyirdi, çünki bunun üçün çox pul ödəmişdi: onlara silah və avadanlıq göndərmişdilər, lakin hər gün məhv oldular! Nəticədə sona çatdı və borcları Al Süud üçün qaldı. İŞİD intiqam halqasını başa çatdırmaq üçün İsrail də məcburdur: şəxsən Suriyanı tərk etmək və intiqam almaq. Sionizm, liberalizm və reaksiya insanları birliyindən uzaqlaşdırdı! Ancaq bu İbranicə ərəbcə olan bu ittifaq uzun illərdir cinayətlərdir: lakin həmişə məğlub olub borclu səhnəni tərk edir. Bu dəfə İsrail özünü təhqir etmək istəyir: Suriya xalqı daim təhlükə yarada biləcək bir hadisə təşkil etsin! Suriya müxalifəti üçün təbliğat apararkən, Bəşər Əsədin olduğu qədər etibarsızdır. Ancaq Suriyalılar bunu bilirlər: bu təkrarlanan sözlər onlara təhlükəsizliyi vermir. Suriyalı müxaliflər hakimiyyətə tam nəzarət etməmişlər, çünki gücünə çatan günə qədər bütün qanlı və qəddarlıqlara məruz qalmışlar. Görünür, başqa bir İsraillə doludur və tezliklə yerdən yox olacaq! Bu iki yollu əməliyyat bunu sübut edir: birincisi, İsrail heç bir gücə malik olmadıqda, təhqir etmək lazım deyil və ya: ISIS yaradılıb, altı gün müharibə kimi Əsədin hücumla gücdən çıxa bilər. Beləliklə, artıq edə bilmərik: Əməliyyat yaxşı deyil: onun həddi eynidır. İkincisi, maliyyə böhranını həll etmək üçün Səudiyyə Ərəbistanı və ABŞ-dan çıxmaq üçün hücum əməliyyatını həyata keçirəcək. Beləliklə, İsrailə son zərbə vurma vaxtı gəldi. Əlbəttə, hər kəs İranı gözləyir, amma biz İran hökumətinin rokinqdən imtina etməsini və İsrail üçün istifadə etməsini gözləməməliyik. İran raketləri yüksək bir sıra olduğundan və daha böyük hədəflər üçün nəzərdə tutulmuşdur. İsrailin məhv edilməsi: Bir gün bu raketlər var. Buna görə də İrana raket hücumunda daha çox quruya bilər. Hizbullahın daha dəqiq məlumatları olmasına baxmayaraq, hər hansı bir yan təsir olmadan raketlərini hədəfə ala bilər. Suriyada da yüksək raket gücünə malikdir, İranın raket atasının orada təlim keçdiyi unutulmamalıdır. Suriya və Livana əlavə olaraq, Yəmən, İraq və Rusiya da İsrailin yarışçılarının gücünə malikdirlər. Yalnız bir şeyə səbəb oldu: indiyə qədər İsrailə cavab vermək və müqavimət xəttinin yeni bir müharibəyə başlamaq istəməməsi. Amma bu nəzəriyyə bizi çox itkilərə səbəb oldu. Bani-Sadrın eyni nəzəriyyəsi müharibənin əvvəlində tətbiq olundu! Onun sözlərinə görə, hücum etməməli və başqalarının torpağına girməyək, ancaq gəlsinlər: hesablarına çatmaq üçün. İndi nə üçün İngilis və ya Avropa üçün möhkəm bir strategiya işləyir!

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۹/۱۳۹۶ - ۲۱:۴۶ نظر(0)

در قرعه کشی فوتبال دیدیم که: هر ساله ایران در گروه مرگ قرار می گیرد! و همان دور اول اوت می شود، همه فکر می کنند که: فوتبال ایران از لحاظ فنی مشکل دارد، ولی چیدمان قرعه کشی ها نشان می دهد: دقیقا عکس مطلب صادق است. زیرا وقتی همیشه و: بلا استثنا، ایران در گروه مرگ می افتد، آیا این تصادفی است؟  این که غربیها دائم می گویند: شانس وجود خارجی ندارد، چطور به ایران می رسد، سکه تقلبی از آب در می اید! و همیشه روی خط می نشیند؟ البته  غربی ها در همه زمینه ها، همینطور عمل می کنند! در جنگ نظامی و اقتصادی و حتی فرهنگی و ورزشی، ایران را در گروه مرگ جا می دهند. در دوران دفاع 8ساله دیدیم که: با عنوان حقوق بشر جلو آمدند، ولی همه نوع سلاحهای شیمیایی، سبک و سنگین را به دشمن ایران دادند. الان هم کشتار وسیع مردم میانمار و یمن را، نمی بینند ولی اعدام یک قاچاقچی را بزرگ می کنند. رسانه های حامی: لیبرال های غربی و عربی هم، به همین شکل، در امور فرهنگی عمل می کنند. گویا شغل شریف آنان، دفاع از جاسوسان، دزدان و قاچاقچی ها! بنام دفاع از حقوق بشر است. بشر از نظر آنها، همجنس بازان هستند! حقوق بشر هم از نظر آنها، یعنی حق دزدی و قاچاق و کشتار و انفجار! زیرا می بینیم که از اسرائیل حمایت می کنند، نقطه ثقل حمایت آنها از اسرائیل، نه برای کار های خوب آنها، بلکه برای کشتار وسیع فلسطینی ها است. از نظر آنها کشتار وسیع مردم یمن، به وسیله عربستان، عین حقوق بشر است! اما دفاع مردم یمن، عین تروریسم. همه جای دنیا اگر مقاومت وجود دارد، به نظر آنها باید از بین برود. در نظریه های فرهنگی هم، همین است: چون آقایان میزبان یونسکو یا سازمان ملل هستند، اجازه دارند هر رفتار شنیع را آموزش دهند! اما از تدریس اخلاق و دین ناراحت می شوند. در اقتصاد هم وقتی بورس های معروف دنیا، در لندن یا نیویورک است، تنها شرکت هایی در بورس پذیرفته می شوند که: حق میزبانی را ادا کنند یعنی: تابع محض مقررات آنها باشند. به همین دلیل ایران را در: سازمان تجارت جهانی، یا دیگر سازمان ها عضو نمی کنند. آنها بقدری از این رانت استقاده می کنند، که فراموش کرده اند: خودشان ما را تحریم کرده اند! و فکر می کنند ما آنها را تحریم کرده، یا با آنها قطع رابطه نمودیم! در همه شاخص های اقتصادی، ایران در ردیف اول است: معادن گاز و نفت و آب و برق و..! ولی طوری موضوع را می پیچانند، که تصور می شود ایران در همه زمینه ها، عقب مانده و فقیر است. وقتی عوامل رشد اقتصادی را، تک تک بررسی کنیم، ایران در همه زمینه ها درجه یک است: نیروی انسانی متخصص آگاه و باهوش دارد، که همه جای دنیا را قبضه کرده اند. در مواد اولیه بقدری ثروتمند است که: متهم به خام فروشی می باشد. در مدیریت، هیچ نقطه جهان نیست که در ان، ایرانی ها مدیران ارشد آنها نباشند. ولی آنها از حق میزبانی استفاده می کنند، همه اینها را فراموش می کنند، و می گویند: رشد اقتصادی ایران منفی است، یا اقتصاد ایران بیمار است.  در موضوع ورزش هم همینطور است، بازیکنان ایرانی، در بهترین لیگ های دنیا، حضور دارند و: وجود آنها اعتبار به لیگهای اروپایی داده است، ولی چطور می شود که: در بازیهای جام جهانی، همیشه اوت می شوند؟ این همان سوء استفاده از حق میزبانی است: در قرعه کشی دستبرد می زنند، ولی ما باید! به نتیجه احترام بگذاریم، چون آنها میزبان هستند. در تمام رشته های ورزشی همینطور است: کشتی یا کارته، مگر کم قهرمان  و مدال آور داریم؟ ولی در جاهای حساس می بینیم که: اقایان با سو استفاده از داوری، یا حق میزبانی، نه تنها مانع رسیدن ورزشکاران: به مدال می شوند، بلکه طلبکار هم هستند.

Be the guest!

In the lottery of football, we saw: Every year Iran is placed in the death group! And it's the first round of August, everyone thinks: Iran's football is technically difficult, but the lottery arrangement shows: exactly the picture is true. Because when and always: Except, Iran is in the death group, is it a coincidence? That the Westerners constantly say: there is no chance of existence, how come to Iran, a fake coin comes from the water! And always sit on the line? Of course, the Westerns do the same in all areas! In the military, economic and even cultural and sports wars, Iran is placed in the death group. During the eight-year defense period, we saw that they came under the title of human rights, but all kinds of chemical, light and heavy weapons were given to Iran's enemy. Now they do not see the mass murder of the people of Myanmar and Yemen, but they increase the execution of a smuggler. Promoter media: Western and Arab liberals act in the same way in cultural affairs. It's as if their honorable job is to defend spies, thieves and smugglers! It is called the defense of human rights. Human beings are homosexuals! In their view, human rights also mean the right to theft and smuggling and killing and explosions! Because we see that they support Israel, the point is that they support Israel, not for their good work, but for the vast slaughter of the Palestinians. In their view, the mass murder of the Yemeni people, by Saudi Arabia, is the same human rights! But the defense of Yemenis, like terrorism. Everywhere in the world, if there is resistance, they should be eradicated. In cultural theories, this is the same: since gentlemen are hosted by UNESCO or the United Nations, they are allowed to teach any heinous conduct! But they are saddened by teaching ethics and religion. In the economy, when the world's most famous exchanges, in London or New York, are only accepted on the exchange, which are: to grant the right to host, that is, they are subject to their own rules. For this reason, Iran does not subscribe to the World Trade Organization or other organizations. They use a lot of rents that they have forgotten: they themselves have banned us! And they think we've banned them, or we've cut them off! In all economic indicators, Iran is in the first place: gas and oil and water and electricity mines and ...! But they are flipping the thread, which is believed to be backward and poor in all areas. When we examine the factors of economic growth, Iran is in the first place in every field: a knowledgeable and intelligent specialist man who seized everywhere in the world. It is rich in raw materials: it is accused of crude goods. In management, there is no point in the world in which Iranians are not their top managers. But they use the right to host, forgetting all, and say: Iran's economic growth is negative, or Iran's economy is sick. The same is true of the sport, Iranian players are present in the best leagues in the world: they have given credence to European leagues, but how about: In the World Cup, they always get up? This is the same misuse of the right to host: they are robbing lottery, but we must! Respect the result, because they are hosts. The same is true for all sports: is there a ship or a card, with little champion and medal? But in sensitive places, we see that: By using arbitration, or by hosting, not only does it prevent the athlete from reaching the medal but also the creditor.

كن ضيفا!

في اليانصيب من كرة القدم، رأينا: في كل عام إيران توضع في مجموعة الموت! وانها الجولة الأولى من أغسطس، الجميع يعتقد: كرة القدم الإيرانية صعبة من الناحية الفنية، ولكن يظهر ترتيب اليانصيب: بالضبط الصورة صحيحة. لأن متى ودائما: ما عدا، إيران في مجموعة الموت، هل من قبيل المصادفة؟ أن الغربيين يقولون باستمرار: لا توجد فرصة وجود، كيف تأتي إلى إيران، عملة وهمية يأتي من الماء! وجلس دائما على الخط؟ وبطبيعة الحال، فإن الغرب تفعل الشيء نفسه في جميع المجالات! وفي الحروب العسكرية والاقتصادية وحتى الثقافية والرياضية، توضع إيران في مجموعة الموت. خلال فترة الدفاع الثماني، رأينا أنها تحت عنوان حقوق الإنسان، ولكن جميع أنواع الأسلحة الكيميائية والخفيفة والثقيلة أعطيت للعدو الإيراني. وهم الآن لا يرون القتل الجماعي لشعب ميانمار واليمن، ولكنهم يزيدون من إعدام مهرب. وسائل الإعلام المروجة: يعمل الليبراليون الغربيون والعرب بنفس الطريقة في الشؤون الثقافية. كما لو كانت وظيفتهم الشرفية هي الدفاع عن الجواسيس واللصوص والمهربين! ويطلق عليه الدفاع عن حقوق الإنسان. البشر مثليون جنسيا! وفي رأيهم أن حقوق الإنسان تعني أيضا الحق في السرقة والتهريب والقتل والانفجارات! لأننا نرى أنها تدعم إسرائيل، فإن النقطة هي أنها تدعم إسرائيل، وليس لعملها الجيد، ولكن للذبح الواسع للفلسطينيين. وفي رأيهم أن القتل الجماعي للشعب اليمني، من قبل المملكة العربية السعودية، هو نفس حقوق الإنسان! ولكن الدفاع عن اليمنيين، مثل الإرهاب. في كل مكان في العالم، إذا كانت هناك مقاومة، يجب استئصالها. في النظريات الثقافية، وهذا هو نفسه: حيث يتم استضافة السادة من قبل اليونسكو أو الأمم المتحدة، ويسمح لهم لتدريس أي سلوك شنيع! لكنهم يحزنون من تعليم الأخلاقيات والدين. في الاقتصاد، عندما يتم قبول التبادلات الأكثر شهرة في العالم، في لندن أو نيويورك، فقط في التبادل، وهي: لمنح الحق في استضافة، أي أنها تخضع لقواعدها الخاصة. ولهذا السبب، لا تشترك إيران في منظمة التجارة العالمية أو غيرها من المنظمات. انهم يستخدمون الكثير من الإيجارات التي قد نسيت: هم أنفسهم قد حظرت لنا! ويعتقدون أننا حظرناها، أو قمنا بقطعها! في جميع المؤشرات الاقتصادية، إيران هي في المقام الأول: الغاز والنفط والمياه والكهرباء الألغام و ...! ولكنهم يقومون بتقليب الخيط، الذي يعتقد أنه متخلف و فقير في جميع المناطق. عندما ندرس عوامل النمو الاقتصادي، فإن إيران هي في المقام الأول في كل مجال: رجل متخصص وذكي متخصص استولى على كل مكان في العالم. وهي غنية بالمواد الخام: فهي متهمة بالسلع الخام. في الإدارة، ليس هناك نقطة في العالم الذي الإيرانيين ليسوا كبار المديرين. لكنهم يستخدمون الحق في الاستضافة، ونسيان الجميع، ويقولون: إن النمو الاقتصادي الإيراني سلبي، أو أن الاقتصاد الإيراني مريض. وينطبق الشيء نفسه على هذه الرياضة، اللاعبين الإيرانيين موجودون في أفضل البطولات في العالم: لقد أعطوا مصداقية للبطولات الأوروبية، ولكن ماذا عن: في كأس العالم، فإنها دائما الحصول على ما يصل؟ هذا هو نفس إساءة استخدام الحق في المضيف: هم سرقة اليانصيب، ولكن يجب علينا! احترم النتيجة، لأنهم مضيفون. وينطبق الشيء نفسه على جميع الألعاب الرياضية: هل هناك سفينة أو بطاقة، مع القليل بطل وميدالية؟ ولكن في الأماكن الحساسة، نرى أن: باستخدام التحكيم، أو عن طريق استضافة، وليس فقط أنها تمنع الرياضي من الوصول إلى الميدالية ولكن أيضا الدائن.

Qonaq olun!

Futbol lotereyasında gördük: Hər il İran ölüm qrupuna yerləşdirildi! Avqustun ilk turu hər kəs düşünür: İran futbolu texniki cəhətdən çətin, amma lotereya quruluşu göstərir ki: tam olaraq şəkil doğru. Çünki zaman və həmişə: İran ölüm qrupundakı istisna olmaqla, təsadüfdür? Batılılar daim deyirlər ki, varlığının şansı yoxdur, İrana necə gəlir, saxta sikkə su gəlir! Həmişə xəttə oturun. Əlbəttə, Qərblər bütün sahələrdə də eyni şeyi edirlər! Hərbi, iqtisadi və hətta mədəni və idman müharibələrində İran ölüm qrupuna yerləşdirilir. Səkkiz illik müdafiə dövründə biz insan hüquqlarının başlığı altında gəldiklərini gördük, ancaq İranın düşməninə hər cür kimyəvi, yüngül və ağır silahlar verildi. İndi onlar Myanma və Yəmən xalqının kütləvi öldürülməsini görmür, lakin onlar bir qaçaqçılığın icrasını artırırlar. Təşkilatçı media: Qərb və ərəb liberalları eyni şəkildə mədəni işlərdə hərəkət edirlər. Onların şərəfli işi casusları, oğruları və qaçaqçıları müdafiə etməkdir! İnsan hüquqlarının müdafiəsi adlanır. İnsanlar homoseksualdır! Onların fikrincə, insan hüquqları həmçinin oğurluq və qaçaqmalçılıq, öldürmə və partlayış hüququ deməkdir! Çünki biz İsraili dəstəklədiklərini gördüklərindən budur ki, İsrailliləri yaxşı işlər üçün deyil, Fələstinlilərin böyük qırğını üçün dəstəkləyirik. Yəmən xalqının Səudiyyə Ərəbistanı tərəfindən kütləvi öldürülməsi, onların fikrincə, eyni insan hüquqlarıdır! Amma Yəmən xalqının terroru kimi müdafiə etməsi. Dünyada hər hansı bir müqavimət varsa, aradan qaldırılmalıdır. Mədəniyyət nəzəriyyələrində bu eynidır: cənablar YUNESKO-nun və ya Birləşmiş Millətlər Təşkilatının ev sahibliyindən, hər cür davranışa öyrədilməsinə icazə verilir! Ancaq etik və din öyrətmək üzündən kədərlənirlər. İqtisadiyyatda, Londonda və ya Nyu-Yorkda dünyadakı ən məşhur mübadilə yalnız mübadilədə qəbul edilir: sahiblənmək hüququ vermək, yəni öz qaydalarına tabedir. Buna görə də, İran Dünya Ticarət Təşkilatına və ya digər təşkilatlara üzv olmur. Onlar unutduqları bir çox kirayəni istifadə edirlər: onlar bizi qadağan etdilər! Və biz onları qadağan etdiyimizi düşünürlər, yoxsa onları kəsdik! Bütün iqtisadi göstəricilərdə ilk növbədə İran: qaz və neft, su və elektrik minaları və ...! Ancaq onlar bütün sahələrdə geri və yoxsul olduğuna inanırlar. İqtisadi böyümənin faktorlarını nəzərdən keçirərkən, İran hər sahədə bir yerdədir: dünyanın hər yerində ələ keçirən bilikli və ağıllı mütəxəssisdir. Xammal ilə zəngindir: xam maddələrlə ittiham olunur. İdarəetmədə, İranlıların üst səviyyə idarəçiləri olmadığı dünyada heç bir nöqtə yoxdur. Ancaq onlar barındırmaq, unutma və söyləmək haqqını istifadə edir: İranın iqtisadi böyüməsi mənfi və ya İran iqtisadiyyatı xəstədir. İdman eyni olsa da, İranlı oyunçular dünyanın ən yaxşı liqalarında iştirak edirlər: Avropa liqalarına etibar etdilər, amma necə olardı: Dünya Kubokunda onlar daim qalırlar? Bu ev sahibliyi haqqındakı eyni sui-istifadə: onlar lotereyanı soyurlar, amma biz lazımdır! Nəticəni hörmət edin, çünki onlar ev sahibidir. Bütün idmanlar üçün də belədir: kiçik bir çempion və medal ilə gəmi və ya kart varmı? Ancaq həssas yerlərdə bunu görürük: Arbitrajdan istifadə edərək və ya ev sahibliyi etməklə, idmançıya medalla nail olmaqdan başqa, həm də kreditorun qarşısını alır.

سید احمد حسینی ماهینی      mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۹/۱۳۹۶ - ۱۸:۳۹ نظر(0)

بمناسبت روز جهانی حسابداری، دکتر ثقفی خواستار عضویت ایران در: استاندارد های جهانی حسابداری شد. وی گفت« بعد از چهل سال، ما موفق شدیم ثابت کنیم که: حسابداری هم مانند دیگر علوم انسانی است».  بهرحال همانطور که از علم، استفاده خوب و بد می شود، از حسابداری هم سوء استفاده می شود. هرچه جهانی تر بشود، سوء استفاده از ان هم جهانی تر می شود! البته برخلاف نظر دکتر، که تصور می کند آخرین علمی است، که به ثبت می رسد! میتوان گفت حسابداری، مادر همه علوم است. زیرا ریاضیات و طبیعیات، و حتی الهیات براساس حساب و کتاب است. اولین ریاضیدان بشری را، میتوان چوپان ها یا شکارچی ها دانست. موقعیکه آنها با انگشتان دست، تعداد گوسفندان و یا شکارهای خود را می شمردند! و حساب آن را نگه می داشتند. گفته می شود که آنها گاهی بیشتر: از 5بلد نبودند و به محض اینکه، تعداد گوسفندها بیشتر از انگشتان: یک دست می شد می گفتند خیلی! گوسفند داریم. شاید استعاره هفت شهر، یا عدد هفت به همن دلیل است. یعنی بینهایت برای بشر ابتدایی، بسیار نزدیک بود! شاید تا زمان جلال الدین ملکشاه، بانی تقویم جلالی، بشر تا ده را می توانست شماره کند. ولی عمر خیام  توانست تعداد: انگشتان دو دست را مبنا قرار دهد، اعشار یا دهدهی را، ابداع نماید. اما همه اینها فقط برای: حسابداری بوده! یعنی نگهداشتن حساب: خدم و حشم اعم از موجودات: جاندار و بی جان ، انسان و حیوان و گیاه! اما حسابداری در ادیان، یا به زبان خداوندی کمی فرق دارد: فرق بین احد و واحد. خداوند احد است، یعنی یکتایی است که دومی ندارد، ولی غیر خدا همه واحد هستند، یعنی قابل شمارش و ثبت حسابداری! خداوند حسابدار قهاری است که: حساب تر وخشک را ثبت می کند، و هیچ چیزی از دفتر او کم یا گم نمی شود: (ولارطب ولایابس الا فی کتاب مبین) اما همین خدا، بشر را ناتوان از حسابداری دقیق می داند! و می گوید اگر بخواهید  فقط :کلمات خدا شمارش کنید( لاتعد و لاتحصی) نمی توانید! در برخی جاها گفته شده که: اگر تمام درختان قلم شوند، دریاها مرکب شود برای: نوشتن کلمات خدا، جوهر و قلم تمام می شود، ولی کلمات خدا تمام نمی شود. یعنی بینهایت خدا، واقعا بی نهایت است. می بینیم هم در آمار، و هم در مورد ثبت حسابها، بشر را ناتوان است. و به گفته خودمان، گزینشی برخورد می کند. علم حسابداری با اینکه همه را، با خود درگیر کرده! زیرا همه: برای خرجی روزانه، سالانه خود وخانواده و: شرکت و دولت، نیاز به محاسبه دارند. ولی هرگز نتوانسته تام وتمام باشد. زیرا ابزار لازم در اختیار بشر نیست، و اگر هم باشد بسیار پرهزینه است. ولی برای خدا هزینه ای ندارد! چند تا فرشته را مامور می کند: تا همه چیز را بنویسند و: بایگانی و نگهداری کنند. ولی شرکت ها و موسسات، از خیلی هزینه ها چشم پوشی می کنند! یا سرجمع به عنوان تنخواه گردان، با آن برخورد می نمایند. بعد از ده سال هم، همه را دور می ریزند! یا خیلی خلاصه می کنند. از این جهت است که: راه سوء استفده باز می شود. اختلاس با این دید، یعنی شخص باهوش یا بانفوذی، از حساب هایی خبر دارد، که دیگران خبر ندارند! ولذا آنها را برای خود برمی دارد! وقتی دیگران فهمیدند، تبدیل به اختلاس می شود. مثلا حسابدار می تواند: با استفاده های مختلف از استهلاک، عمر مفید، سود وزیان شرکت را، به چند روش نشان دهد: با روش نزولی، به دارایی، زیان! با روش صعودی یا مستقیم، به سهامداران سود نشان دهد. یا در ارزیابی دارایی ها، به صورت منصفانه، یا با حد بالا و پایین، بدون محدودیت، میتواند شرکت را زیان ده، یا سود آور نشان دهد. به همین دلیل است که : شرکتها بجای پرداخت مالیات، یک دهم آن را، به حسابدار می دهند: تا معاف شوند!

Misuse of accounting

On the occasion of World Accounting Day, Dr. Saqafi called for Iran's membership in: World Accounting Standards. "After forty years, we succeeded in proving that accounting is like other humanities," he said. However, as science favors good and bad, accounting is also misused. The more universal it becomes, the more abusive it becomes! Of course, contrary to the opinion of the doctor, who thinks it is the last scientific, which is recorded! Accounting can be said to be the mother of all science. Because :mathematics and naturalism, and even theology are based on the account and the book. The first human mathematician can be identified as shepherds or hunters. When they count their sheep or hunts with their fingers! And :kept it. It is said that they were sometimes more: they did not know about 5, and as soon as the number of sheep more than their fingers: one hand, they said so much! We have sheep maybe the metaphor of seven cities, or seven, is the same reason. It was very close to the elemental man for the infinite! Maybe until Jalaluddin Maleshah, Bonnie Jalali's calendar, he could have numbered up to ten people. But Omar Khayyam managed to count: the fingers of two hands based on the decimal point or the decimal point. But all this is just for: accounting! That is keeping an account: Creation and Hasham, including creatures: living and inanimate, humans and animals and plants! But accounting in religions, or in the language of God, is a bit different: the difference between the one and the same. God is one, that is, one that does not have the other, but non-God is all one, that is, counting and accounting records! God is the accountant who is the guardian of the world: he records a bigger account, and nothing is lost or lost from his office: but God alone makes him incapable of accurate accounting! And says if you want to just: you cannot count the words of God! In some places, it is said that: if all the trees are pencil, the seas are compounded: to write the words of God, the essence and pen ends, but the words of God will not end. That is, the infinite God is truly infinite. We see in human statistics both in statistics and in the registration of accounts. And according to us, it is selective. Accounting Science While Involving Everyone! Because everyone: they need to pay for daily, annual and family expenses, and company and government. But never could it be Tom and all. Because the necessary tools are not available to humans, and if so, it is very costly. But it does not cost you God! How many angels are there to write: archive and maintain. But companies and institutions are wasting too much! Or collectively as an individual, deal with it. After ten years, they all throw away! Or: very brief. This is because: the way is exploited. Embezzlement with this vision, that is, intelligent or influential, knows about accounts that others do not know! So take them for yourself! When others find out, they become embezzlement. For example, an accountant can: Use different methods of depreciation, useful lives, company profits, in several ways: by way of descending, assets, losses! By way of ascending or direct, the profits will be shown to the shareholders. Or, in an equitable manner, or at a high and a low limit, without limitation, it can be detrimental to the company or profitable. That is why: Companies instead of tax pay one tenth of it to the accountant: to be exempted!

إساءة استخدام المحاسبة

وبمناسبة يوم المحاسبة العالمي، دعا الدكتور سقفي إلى عضوية إيران في: معايير المحاسبة العالمية. وقال "بعد اربعين عاما نجحنا في اثبات ان المحاسبة مثل العلوم الانسانية الاخرى". ومع ذلك، كما يفضل العلم جيدة وسيئة، المحاسبة يساء استخدامها أيضا. وكلما أصبح أكثر عالمية، وأكثر مسيئة يصبح! بطبيعة الحال، خلافا لرأي الطبيب، الذي يعتقد أنه هو آخر العلمية، والتي يتم تسجيلها! ويمكن القول المحاسبة أن تكون أم جميع العلوم. لأن الرياضيات والطبيعية، وحتى اللاهوت تستند إلى الحساب والكتاب. يمكن تعريف عالم الرياضيات البشري الأول كراعي أو صيادين. عندما تحسب الأغنام أو الصيد مع أصابعهم! وأبقيه. ويقال أنهم كانوا في بعض الأحيان أكثر من ذلك: أنهم لا يعرفون عن 5، وبمجرد أن عدد الأغنام أكثر من الأصابع: يد واحدة، وقالوا كثيرا! لدينا الأغنام ربما استعارة سبع مدن، أو سبعة، هي نفس السبب. كان قريبا جدا من الرجل عنصري لانهائية! ربما حتى جلال الدين مليشة، تقويم بوني جالالي، كان يمكن أن يكون عدد يصل إلى عشرة أشخاص. ولكن عمر خيام تمكن من الاعتماد: أساس الأصابع ذات أصابع اليدين، اختراع عشرية أو عشري. ولكن كل هذا هو فقط ل: المحاسبة! هذا هو حفظ حساب: الخلق و هاشم، بما في ذلك المخلوقات: المعيشة وغير الحية، والبشر والحيوانات والنباتات! ولكن المحاسبة في الأديان، أو في لغة الله، يختلف قليلا: الفرق بين واحد ونفس. الله هو واحد، وهذا هو، الذي لا يملك الآخر، ولكن غير الله هو كل واحد، وهذا هو، عد والسجلات المحاسبية! الله هو المحاسب الذي هو الوصي على العالم: انه يسجل حساب أكبر، ولا شيء فقد أو فقد من مكتبه: ولكن الله وحده يجعله غير قادر على المحاسبة دقيقة! ويقول إذا كنت ترغب في مجرد: لا يمكنك الاعتماد على كلمات الله! في بعض الأماكن، يقال: إذا كانت كل الأشجار هي قلم رصاص، تتضاعف البحار: لكتابة كلمات الله، جوهر وقلم ينتهي، ولكن كلمات الله لن تنتهي. وهذا هو، والله لا حصر له هو لانهائي حقا. ونحن نرى في الإحصاءات البشرية سواء في الإحصاءات أو في تسجيل الحسابات. ووفقا لأنفسنا، هو انتقائي. علوم المحاسبة في حين إشراك الجميع! لأن الجميع: أنها تحتاج إلى دفع النفقات اليومية والسنوية والأسرية، والشركة والحكومة. ولكن أبدا يمكن أن يكون توم وجميع. لأن الأدوات اللازمة ليست متاحة للبشر، وإذا كان الأمر كذلك، أنها مكلفة للغاية. لكنه لا يكلفك الله! كم من الملائكة هناك لكتابة: أرشيف وصيانة. ولكن الشركات والمؤسسات تهدر كثيرا! أو مجتمعة كفرد، والتعامل معها. بعد عشر سنوات، فإنها جميعا رمي بعيدا! أو مختصر جدا. وذلك لأن: الطريقة التي يتم استغلالها. الاختلاس مع هذه الرؤية، وهذا هو، ذكي أو مؤثر، يعرف عن الحسابات التي لا يعرفها الآخرون! حتى تأخذها لنفسك! وعندما يجد آخرون أنهم يصبحون اختلاسا. على سبيل المثال، يمكن للمحاسب: استخدام أساليب مختلفة للاستهلاك، والأعمار الإنتاجية، وأرباح الشركة، في عدة طرق: عن طريق تنازلي، والأصول والخسائر! من خلال الصعود أو المباشرة، سيتم عرض الأرباح على المساهمين. أو، بطريقة منصفة، أو على حد عال ومنخفض، على سبيل المثال لا الحصر، يمكن أن يكون ضارا للشركة أو مربحة. وهذا هو السبب: الشركات بدلا من دفع الضرائب عشر على ذلك للمحاسب: أن تعفى!

Mühasibat uçotunun sui-istifadə edilməsi

Dünya Mühasibat Günü münasibətilə Dr. Saqafi İranın üzvlüyünə çağırış etdi: Dünya Mühasibat Standartları. "Kiçik ildən sonra biz mühasibatlıq digər bəşəri insanlara aid olduğunu sübut etməyə müvəffəq oldum" dedi. Bununla yanaşı, elm yaxşı və pisdir, mühasibat da istismar olunur. Daha universal olur, daha təhqiramiz olur! Əlbəttə, doktorun fikrinə zidd olan son elmi olduğunu düşünən, qeydə alınmışdır! Mühasibatlıq bütün elmlərin anası ola bilər. Çünki riyaziyyat və təbiətçilik, hətta teoloji hesaba və kitaba əsaslanır. İlk insan riyaziyyatçısı çoban və ya ovçu kimi təsvir edilə bilər. Qoyunlarını və ya ovlarını barmaqları ilə saydıqları zaman! Və onu saxladı. Bəzən daha çox deyildi: 5-i bilmirdilər və barmaqdan daha çox qoyun sayı keçdikcə bir tərəfdən çox söz söylədilər! Qoylarımız var Yəqin ki, yeddi şəhərin, yaxud yeddinin metaforu eyni səbəbdir. Bu sonsuz üçün elementar insana çox yaxın idi! Bəlkə Cəlaləddin Malaşah, Bonnie Cəlalinin təqviminə qədər, on nəfərə qədər sayını verə bilərdi. Amma Omar Xayyam sayırdı: iki barmaqlı barmağın əsasını, ondalık və ya onluğun ixtirası. Amma bunlar üçün yalnız: mühasibatlıq! Bu, hesab yaratmaqdır: Yaratma və Haşam, canlılar da daxil olmaqla: canlı və cansız, insanlar, heyvanlar və bitkilər! Lakin dinlərdə və ya Allahın dilində mühasibatlıq bir-birindən fərqlidir: bir-biri ilə olan fərq. Allah birdir, yəni bir-birinə malik olmayan, lakin qeyri-Allah birdir, yəni sayma və mühasibat qeydləri! Allah dünyanın qəyyumu olan mühasibdir. O, daha böyük bir hesabat yazır və heç bir şey itkisindən və ya itkisindən məhrumdur, ancaq Allah yalnız Ona həqiqi hesabat verməyə qadir deyil! Və yalnız istəyirsən deyir: Allahın sözlərini saymırsan! Bəzi yerlərdə belə deyilir: əgər bütün ağaclar qələmdirsə, dənizlər mürəkkəbləşdirilir: Allahın sözlərini, mahiyyətini və qələm bitməsini yazmaq, lakin Allahın sözləri bitməyəcək. Yəni sonsuz Allah həqiqətən sonsuzdur. Statistika, həm də hesabların qeydiyyatı ilə insan statistikasında görürük. Və özümüzə görə, seçicidir. Hər kəsin iştirak etdiyi mühasibat elmləri! Çünki hər kəs: gündəlik, illik və ailə xərcləri, şirkət və hökumət üçün ödəməlidirlər. Amma Tom və hamısı bu ola bilməzdi. Lazımlı alətlər insanlar üçün mövcud deyil, və əgər varsa, bu, çox bahalı. Ancaq Allah sizə xeyir vermir! Yazmaq üçün neçə mələk var: arxiv və qorumaq. Amma şirkətlər və təşkilatlar çox çox israf edirlər! Yoxsa bir yerdə fərdi olaraq məşğul ol. On ildən sonra hamısı atırlar! Və ya çox qısa. Bunun səbəbi: yol istismar olunur. Bu vizionla, yəni ağıllı və ya nüfuzlu olanların başqalarının bilmədiyi hesabları bilir! Onları özünüz üçün götürün! Başqaları tapdıqda, onlar mənimsədilər. Məsələn bir mühasib ola bilər: Farklı amortizasiya üsullarını, faydalı ömürlərini, şirkətin mənfəətlərini bir neçə yolla istifadə edin: azalan, aktivlər, zərərlər! Artan və ya birbaşa olaraq, mənfəət səhmdarlara göstəriləcəkdir. Və ya ədalətli şəkildə və ya yüksək və aşağı bir məhdudiyyət olmadan, məhdudiyyət olmadan, bu, şirkət üçün zərərli və ya sərfəli ola bilər. Buna görə: Vergi əvəzinə şirkətlər hesabatın bir onundan birini ödəyirlər: azad olunsun!

سید احمد حسینی ماهینی         MahinNews.ir

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۶ - ۲۱:۱۱ نظر(0)

هارپ یک روش علمی: برای بارور کردن ابرها است، که ایران هم سال ها پیش، برای حفاظت از محیط زیست، و جبران کم آبی به آن دسترسی پیدا کرد. تقریبا می توان به آن رعد و برق مصنوعی گفت، که با ایجاد میدان مغناطیسی وسیع، امواج زیادی تولید میکند. اما بعد از زلزله پاناما شایع شد که: از این روش علمی برای: ایجاد زلزله استفاده شده! این راهم  رئیس جمهور ونزوئلا اعلام کرد. در زلزله کرمانشاه نیز، این شایعه قوت گرفت که در واقع، زلزله طبیعی در کار نیست! بلکه اسلحه جدید آمریکا است، که با آن حمله می کند و: بدون رد پا، جنایات جنگی را مرتکب می شود. شاید به واسطه همین شایعه، مرکز زلزله شناسی آمریکا، زلزله جدیدی را بالاتر از ده ریشتر! پیش بینی کرده که کل خاورمیانه را، نابود خواهد کرد! البته صحت این موضوع، تا دو روز دیگر معلوم می شود! و کسانی که زنده می مانند، می توانند در این خصوص صحبت کنند. اما پیش بینی ما این است که: همه اینها توهم است و: مانند سلاح جنگ ستارگان، فقط در سایه فیلم های: وسترن تولید می شود. هالیوود در این گونه فیلمها، تجربیات خوبی دارد : از روزی که توانست با میزانسن و دکوپاژ دقیقی! فضانوردان آمریکایی را بجای کره ماه، در صحرای سینا پیاده کند! این موضوع شروع شده، با توجه به بیانات گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر: دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور آن راحت تر است، این شایعات را مطرح می کنند. دروغ بزرگ به این دلیل که: قابل دسترسی و ارزیابی نیست، از سوی مردم پذیرفته می شود. اگر کسی هم آن را افشا کند، چندان به مذاق مردم خوش نمی آید. از یکسو رسانه های مامور، آن را هرچه بیشتر جدی نشان می دهند، و از سوی دیگر مردم برای فرار از رنج و اندوه، این موضوعات را به راحتی می پذیرند. البته در اینکه آمریکا خوی: جنایتکاری و گانگستری خود را، از دست نداده حرفی نیست، و ممکن است مانند هیروشیما، باز هم دست به چنین کار های احمقانه و: ضد بشری بزند. ولی اینکه آیا قدرت این کار را دارد، یا بلوف می زند، امری است که باید به آن دقت کرد. زیرا ایجاد چنین فضایی در درجه نخست، زمان و تبلیغات لازم دارد. یعنی ناگهان به چنین تکنولوژی دست یافتن، دور از ذهن است. از سوی دیگر اگر چنین چیزی بود، از سالها پیش، خود آمریکایی ها این را اعلام می کردند. زیرا با اعلام رسمی این مطلب، میتوانستند بیشتر بهره ببرند. و در تمام مذاکرات، دست برتر را داشته باشند. علاوه بر اینکه اگر این حادثه، بدون برنامه ریزی باشد، و بطور تصادفی، به چنین قدرتی دست پیدا کرده باشند، طبیعتا قابل تکرار هم نیست. قابل پیگیری و تعقیب قضایی هم نیست. زیرا غیر عمد بوده و: قتل غیر عمد حکم: قتل عمد را ندارد. قبل از حادثه هیروشیما، سالها بحث  اتمی بوده و: همه به قطعیت دست یافته بودند، با محاسبه و دقیق این کار انجام شد! نتیجه آن هم حکومت: ترس و ارعاب 60ساله آمریکا بود. ولی هارپ حتی واقعی هم باشد، در دل کسی ترس یا هراس ایجاد نمی کند. زیرا اگر آمریکا چنین قدرتی داشت، مراکز حساس را مورد هدف قرار می داد، نه اینکه مردمانی فقیر و: منطقه ای محروم را مورد اصابت قرار دهد. البته برخی ها این زلزله ها را، نتیجه آزمایش های موشکی میدانند! اینهم از دانش روز به دور است، و به توهم نزدیک! زیرا خود موشک، این مقدار خرابی ندارد، چه رسد به سایه یا موج آن! ممکن است پرتاب موشک، در گسل های زمین بی نظمی ایجاد کند، ولی باز هم تصادفی است، و درنتیجه قابل بهره برداری نیست. یعنی نمی توان از برد موشک، یک بهره برد و از پس لرزه های، آن بهره دیگری کسب کرد.

Harp and earthquake: illusion or reality?

Harp is a scientific method: to fertilize the clouds, which Iran also accessed for years to protect the environment and compensate for its depletion. One can almost say that artificial thunder, which generates a lot of waves by creating a massive magnetic field. But after the Panama earthquake, it was rampant that this scientific method was used to: create an earthquake! This was announced by the President of Venezuela. In the earthquake in Kermanshah, the rumor was that there was no natural earthquake in fact! It is also a new American weapon, which attacks it: without a foothold, it makes war crimes. Perhaps because of this rumor, the US earthquake center has hit a new earthquake above the top 10! Predicts that the whole Middle East will be destroyed! Of course, the truth of this matter will turn out to be two more days! And those who are alive can talk about it. But our prediction is: All of this is illusory: and like the Star Wars weapon, it's just in the shadows of the films: Western. Hollywood has good experiences in these films: from the day it was able to shoot with precise mercurial decoupage! American astronauts will launch in the Sinai desert instead of the moon! This issue began, according to Hitler's Minister of Commerce Goebbels' statement: The bigger the lie, the easier it is to believe, these rumors are raised. Great lies are accepted by the people because they are not accessible and not evaluated. If someone disclose it, it's not so good for the people. On the one hand, the media outlets make it more serious, and on the other hand, people are happy to accept these issues easily to escape from suffering. Of course, the United States does not have method: it has lost its criminality and gangsters, and it may still be doing such foolish and anti-human acts like Hiroshima. But whether it does, or bluffs, is something that should be taken care of. Because creating such a space requires, first and foremost, time and advertising. That is, suddenly such an achievement technology is far from the mind. On the other hand, if that were the case, the Americans themselves would announce this many years ago. Because: they could have benefited more with the announcement of this story. And in all negotiations, they have the best hands. In addition, if this incident is unplanned, and accidentally achieved such a power, it is not naturally repeatable. There is no prosecution either. Because it was unintentional and: unintentional murder: no murder. Before the Hiroshima incident, years of atomic debate were: Everybody had arrived at a certain degree, with the calculation and precision of this work done! The result was the 60-year-old American fear and intimidation. But the Harp is even real; it does not make anyone afraid or afraid. Because if the: United States had such a power, it would target the sensitive centers, not the poor people and the affected region. Of course, some believe that these earthquakes are the result of missile tests! It is far from the knowledge of the day, and is close to the illusion! Because the missile itself does not have this amount of damage, let alone its shadow or wave! Missile launch may cause irregularities in earth faults, but it is still random, and therefore not exploitable. That is, one cannot take advantage of the missile, and derives another benefit from the aftershocks.

القيثارة والزلازل، والوهم أو الواقع؟

القنب هو طريقة علمية: لتسميد الغيوم، التي حصلت عليها إيران أيضا لسنوات لحماية البيئة والتعويض عن نضوبها. يمكن للمرء أن يقول تقريبا أن الرعد الاصطناعي، الذي يولد الكثير من الموجات من خلال خلق مجال مغناطيسي ضخم. ولكن بعد زلزال بنما، كان متفشيا أن: هذه الطريقة العلمية المستخدمة ل: يستخدم الزلزال! أعلن ذلك رئيس فنزويلا. في الزلزال في كرمنشاه، كانت الشائعات أنه لم يكن هناك زلزال طبيعي في الواقع! بل هو أيضا سلاح أمريكي جديد، الذي يهاجمه: دون موطئ قدم، فإنه يجعل جرائم حرب. ربما بسبب هذه الشائعات، ضرب مركز زلزال الولايات المتحدة زلزال جديد فوق أعلى 10! تتوقع أن الشرق الأوسط كله سيتم تدمير! وبطبيعة الحال، فإن حقيقة هذه المسألة تتحول إلى أن يكون يومين آخرين! وأولئك الذين هم على قيد الحياة يمكن الحديث عن ذلك. ولكن توقعنا هو: كل هذا أمر وهمية: ومثل سلاح حرب النجوم، انها مجرد في ظلال الأفلام: الغربية. هوليوود لديها خبرات جيدة في هذه الأفلام: من اليوم كان قادرا على اطلاق النار مع دكوباد الزئبقي دقيقة! سيتم إطلاق رواد الفضاء الأمريكيين في صحراء سيناء بدلا من القمر! بدأت هذه القضية، وفقا لبيان وزير التجارة هتلر غوبلز ': أكبر الكذبة، وأسهل هو الاعتقاد، وتثار هذه الشائعات. يتم قبول الأكاذيب الكبيرة من قبل الناس لأنها ليست في متناول وليس تقييمها. إذا كشف شخص ما عن ذلك، انها ليست جيدة جدا للشعب. فمن ناحية، تجعل وسائل الإعلام أكثر خطورة، ومن ناحية أخرى، يسعد الناس قبول هذه القضايا بسهولة للهروب من المعاناة. وبطبيعة الحال، فإن أمريكا لا تملك عادة فقدان الإجرام والعصابات، وربما لا تزال تفعل مثل هذه الأعمال سخيفة ومضادة للإنسان مثل هيروشيما. ولكن ما إذا كان يفعل، أو الخداع، هو الشيء الذي ينبغي أن تؤخذ الرعاية. لأن خلق مثل هذا الفضاء يتطلب، أولا وقبل كل شيء، الوقت والإعلان. وهذا هو فجأة تكنولوجيا الإنجاز هذه بعيدة كل البعد عن العقل. ومن ناحية أخرى، إذا كان الأمر كذلك، فإن الأميركيين أنفسهم سيعلنون هذا منذ سنوات عديدة. لأنها كانت يمكن أن تستفيد أكثر مع الإعلان عن هذه القصة. وفي كل المفاوضات، لديهم أفضل اليدين. وبالإضافة إلى ذلك، إذا كان هذا الحادث غير مخطط لها، وحققت عن طريق الخطأ مثل هذه السلطة، فإنه ليس من الطبيعي تكرارها. ولا توجد محاكمة أيضا. لأنه كان غير مقصود و: القتل غير المتعمد: لا جريمة قتل. قبل حادثة هيروشيما، كانت سنوات من النقاش الذري: الجميع وصل إلى حد ما، مع حساب ودقة هذا العمل القيام به! وكانت النتيجة خوف وترهيب أمريكيين يبلغ من العمر 60 عاما. ولكن القنب هو حقيقي، فإنه لا يجعل أي شخص يخاف أو يخاف. لأنه إذا كانت الولايات المتحدة لديها مثل هذه السلطة، فإنها تستهدف المراكز الحساسة، وليس للفقراء والمنطقة المتضررة. وبطبيعة الحال، يعتقد البعض أن هذه الزلازل هي نتيجة لاختبارات الصواريخ! انها بعيدة كل البعد عن معرفة اليوم، وعلى مقربة من الوهم! لأن الصاروخ نفسه لا يملك هذا المبلغ من الضرر، ناهيك عن الظل أو موجة! إطلاق الصواريخ قد يسبب مخالفات في أخطاء الأرض، لكنها لا تزال عشوائية، وبالتالي لا يمكن استغلالها. وهذا يعني أنه لا يمكن للمرء أن يستفيد من الصاروخ، ويستمد فائدة أخرى من الهزات الارتدادية.

Harp və zəlzələ, illüziya və ya gerçəklik?

Harp elmi metoddur: İranın ətraf mühitin qorunması və onun tükənməsini kompensasiya etmək üçün illərlə əldə etdiyi buludları dölləşdirməkdir. Demək olar ki, kütləvi bir maqnit sahəsi yaratmaqla bir çox dalğa meydana gətirən süni göy gurultusu. Ancaq Panama zəlzələsindən sonra bu elmi metodun tətbiq olunduğu yayılmışdı: zəlzələ yaratmaq! Venesuelanın prezidenti bu elan etdi. Kermanşah zəlzələsində söz-söhbət əslində heç bir təbii zəlzələ yox idi! Bu da yeni bir Amerika silahıdır və onu hücum edir: dayanmadan, müharibə cinayətləri edir. Yəqin ki, bu məlumata görə, ABŞ-ın zəlzələ mərkəzi ilk 10-un üstündə yeni bir zəlzələ vurdu! Bütün Yaxın Şərqin məhv ediləcəyini təxmin edir! Əlbəttə, bu məsələyə dair həqiqət daha iki gün olacaqdır! Təbii olanlar bu barədə danışa bilərlər. Ancaq bizim proqnozumuz budur: Bunların hamısı yanıltıcıdır: və Star Wars silahı kimi, yalnız filmlərin kölgələrindədir: Qərb. Hollywood bu filmlərdə yaxşı təcrübələrə malikdir: dəqiq mürəkkəb decoupage ilə vurulmağı bacaran gündən! Amerikalı astronavtlar Ayın yerinə Sinay səhrasında başlayacaqlar! Bu məsələ, Hitler Ticarət naziri Goebbelsin ifadəsinə görə başladı: Daha böyük yalan, bu söz-söhbətlərin daha asan olması, bu söz-söhbətlər qaldırılır. Böyük yalanlar insanlar tərəfindən qəbul edilir, çünki onlar əlçatan deyil və qiymətləndirilmirlər. Kimsə bunu açıqlamasa, insanlar üçün yaxşı deyil. Bir tərəfdən, kütləvi informasiya vasitələri daha ciddi hala gətirir, digər tərəfdən, insanlar əziyyətdən qaçmaq üçün bu məsələləri asanlıqla qəbul edirlər. Əlbəttə ki, Amerika öz cinayətkarlığını və gangsterini itirmə vərdişinə malik deyildir və hələ də Hiroşima kimi belə bir səhv və anti-insan əsərlərini edə bilər. Amma bu və ya blöflər olsun, qayğı göstərilməlidir. Belə bir məkanın yaradılması ilk növbədə vaxt və reklam tələb edir. Yəni birdən belə bir nailiyyət texnologiyası ağıldan uzaqdır. Digər tərəfdən, bu vəziyyətdə olsaydı, amerikalılar özləri bunu bir çox illər əvvəl elan edərdilər. Çünki bu hekayənin elan edilməsi ilə daha çox faydalana bilərdilər. Və bütün danışıqlar, ən yaxşı əlləri var. Bundan əlavə, əgər bu hadisə gözlənilməzsə və təsadüfən belə bir gücə nail olsaydı, təbii olaraq təkrarlana bilməz. Heç bir ittiham yoxdur. Çünki bu qeyri-adekvat idi və: qəsdən adam öldürmə: cinayet yoxdur. Hiroşima hadisəsindən əvvəl, atom müzakirələri ilində idi: Hər kəs müəyyən bir dərəcədə, bu işin hesablanması və dəqiqliyi ilə gəldi! Nəticədə 60 yaşındakı Amerika qorxusu və qorxusu idi. Amma Harp həqiqidir, heç kəs qorxmur və qorxmur. Çünki Amerika Birləşmiş Ştatlarının belə bir gücə malik olmasına baxmayaraq, yoxsul insanların və təsirlənən bölgənin deyil, həssas mərkəzləri hədəf alacaqdı. Əlbəttə ki, bəziləri bu zəlzələlərin raket sınaqlarının nəticəsidir! Günün biliklərindən uzaqdır və illüziyaya yaxındır! Raketin özü bu miqdarda ziyan olmadığı üçün kölgəsi və dalğasını tək qoysun! Füze lövhəsi yer üzündəki pozuntulara səbəb ola bilər, lakin hələ də təsadüfi deyildir və buna görə də istismar edilmir. Yəni, raketdən faydalana bilməz və atəşkəsdən başqa bir fayda əldə edir.

Mahinnews.ir      سید احمد حسینی ماهینی 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۹/۱۳۹۶ - ۱۷:۵۰ نظر(0)

مدتی است که آل سعود، عقب نشینی را آغاز کرده، تا به فکر خودش حمله جدیدی را شروع کند! ولی زمان را از دست داده و: می بیند که هر روز، باید بیشتر عقب نشینی کند، بدون اینکه حمله ای داشته باشد. جلسه 40نفره، سران کشورهای اسلامی، به دعوت ایشان تشکیل شد، ولی قبل از اینکه به ضرر ایران باشد، به ضرر خودش شد! زیرا از یکسو مجبور شد: محاصره یمن را بشکند، و به این ائتلاف جدید نشان دهد که: زیاد هم وحشی نیست! از آن طرف دیگر، وقتی از سه کشور ایران و عراق و سوریه، دعوت نکرد خود بخود، ادعای ضد داعش و ضد تروریست بودنش! زیر سوال رفت زیرا که: همه میدانند ائتلاف ایرانی به رهبری: سردار سلیمانی بود که: داعش را از بین برد. و دقیقا کشورهایی که مورد حمله داعش بودند، دعوت نشدند! از سوی دیگر بن سلمان به علت جوان بودن، از سیاست های پشت پرده: چماق و هویج پدرانش اطلاعی ندارد، تصور می کند با ساکت نمودن: چند نفر از اعضای فامیل، قدرت را به دست می گیرد. این سیاست اشتباه است، مانند زمان یزید و امام حسین ع می شود! پدر یزید به وی وصیت کرده بود که: با امام حسین ع کاری نداشته باشد. این وصیت کسی بود که: در جنگهای زیادی چه بصورت ظاهر، و چه غیر مسلحانه، با این خاندان شرکت کرده، و آنها را آزموده بود. او میدانست که امام حسین ع، با پدرش تفاوت هایی دارد. و این تفاوت ها، پایه حکومتش را زیر و رو خواهد کرد. ولی یزید این را نمی دانست! لذا به مض اینکه دید: میتواند بر امام حسین ع غلبه کند، فوری این کار را انجام داد، و به وصیت پدرش توجه نکرد. اکنون قضیه یمن وآل سعود هم، همین است. سالها بود که آل سعود، میداندار عرصه جنگ با تشیع بود: 80میلیارد دلار به صدام داد تا: به ایران حمله کند. بیش از 200میلیارد دلار، از اروپا اسلحه خرید و: در واقع به آنها اشانتیون داد: تا از صدام حمایت کنند، ولی در طول این مدت، کاری با الحوثی های یمن نداشت. حتی وقتی یمن بر دو قسمت شد، از هر دو حمایت می کرد. ولی ولیعهد های تازه به دوران رسیده! فکر کردند که بر یمن غلبه خواهند کرد! و لذا دستور بمب باران آن را دادند، و الان مانند موش در زیر زمین های ریاض، دنبال سوراخ می گردند! تا از موشک های یمن در امان باشند. بن سلمان به همین مقدار هم اکتفا نکرد، توهم قدرت باعث شد تا: با دم شیر هم بازی کند! ایران در طول تاریخ، شیر بیشه جهان بوده و: یال و کوپال او را هرگز، گزندی نرسیده است. به گفته امام علی ع، حق ممکن است خم شود، ولی نمی شکند. ایران سرافراز هم ممکن است: چند روزی فریب آل سعود را خورده، به او احترام بگذارد! ولی با روشن شدن موضوع، خواهند دید که آل سعود، دیگر وجود ندارد تا توهم قدرت خود را ببیند. دلیل آن هم بسیار روشن است: نزدیک به 2هزار میلیارد، قول کمک یا خرید اسلحه از: اسرائیل و آمریکا داده بودند، به این شرط که آنها: به ایران حمله کنند. آنها هم مانند دزدان سرگردنه، تمام اطراف ایران را محاصره کردند. افغانستان و عراق را اشغال نمودند، و در بقیه هم، پایگاههای نظامی و جاسوسی تاسیس کردند، ولی چه شد؟ دوهزار میلیارد دلار، در بدهی عربستان باقی ماند، در کسر بودجه و بدهی خارجی: آمریکا هم، ضربه های خود را به اقتصاد آن وارد کرد. حتی 38میلیارد دلار رشوه به: ترامپ هم نتوانست دردی دوا کند. حالا از همان جایی که آمدند، باید بروند. زیرا در این چهل سال، هیچ غلطی نتوانستند بکنند. الان هم که ایران، برای خود قدرت ابرقدرتی شده است. و هرچه پایگاههای آنان عقب تر برود، برد موشک های ایران هم بیشتر می شود! و اتحاد های پوشالی، جز نابودی برایشان، نخواهد بود.

Saudi Arabia retreats too, it does not make any difference!

For a while, Al Saud has begun a retreat to start thinking of a new attack! But he has lost time and sees that he has to retreat a lot every day without having an attack. A meeting of 40 people, heads of Islamic countries, was convened at his invitation, but before he was at the expense of Iran, he was at his own risk! Because, on the one hand, it was forced to break the blockade of Yemen, and to show this new coalition: It is not too wild! On the other hand, when he did not invite the three countries of Iran, Iraq and Syria himself, he claims to be anti-ISIL and anti-terrorist! It was questioned because: everyone knows that the Iranian-led coalition was led by Soleimani: ISIL was destroyed. And exactly the countries that were attacked by ISIL were not invited! Bin Salman, on the other hand, is not aware of the politics behind the scenes: his clubs and carrots of his fathers, he thinks silent: several family members take power. This policy is wrong, like the time of Yazid and Imam Hussein! Yazid's father had instructed him not to work with Imam Hussein. This will was the one who: participated in and watched with the family in many wars, both externally and unarmedly. He knew that Imam Hussein had differences with his father. And these differences will undermine the rule of law. But Yazid did not know this! Therefore, because he saw that he could overcome Imam Hussein, he immediately did so, and he did not pay attention to his father's will. This is also the case of Yemen and Saudi Arabia. For years, al-Saud, a mediator of the Shiite war, gave Saddam 80 billion dollars to attack Iran. More than $ 200 billion worth of European arms and, in fact, gave them their attention: to support Saddam, but during this time, he did not do anything with the Yemeni al-Houthis. Even when Yemen turned into two parts, it supported both. But crown princes have come to an age! Thought they would overcome Yemen! And so ordered the bombs of rain, and now they are looking for a hole like a rat in the underground of Riyadh! To be safe from: Yemeni missiles. Ben Salman did not stay that same, the illusion of power made: to play with the tail! Throughout history, Iran has been the lion's grove of the world, and its edges and puffs have never been overcome. According to Imam Ali, the right may bend, but it does not break. Iran may also be proud: how many days have you deceived Al Saud, respect him! But when the matter is clarified, they will see that Al Saud is no longer there to see the illusion of his power. The reason is clear: close to 2 trillion bucks promised to buy or donate weapons from Israel and the United States, provided they attack Iran. Like the hacked thieves, they besieged all around Iran. Occupied Afghanistan and Iraq, and in the rest, they founded military bases and espionage, but what happened? Two billion dollars remained in Saudi Arabia's debt, with foreign budget deficits and debt: the US also hit its economy. Even a $ 38 billion bribe to: Tramp did not manage to cure. Now they have to go from where they came from. For in these forty years, no mistakes could be made. Now that Iran has become superpower for itself. And the more their bases go the more Iran's missile hits! And the unity of the shrine will not be but destruction for them.

السعودية تتراجع أيضا، انها لا يستحق كل هذا العناء!

لفترة من الوقت، بدأ آل سعود تراجع لبدء التفكير في هجوم جديد! لكنه خسر الوقت ويرى أنه يجب أن يتراجع كثيرا كل يوم، دون أن يكون له هجوم. عقد اجتماع ل 40 شخصا، رؤساء الدول الإسلامية، بناء على دعوته، ولكن قبل أن يكون على حساب إيران، كان على مسؤوليته الخاصة! لأنه، من جهة، اضطر لكسر الحصار على اليمن، وإظهار هذا التحالف الجديد: انها ليست البرية جدا! من ناحية أخرى، عندما لم يدع الدول الثلاث من إيران والعراق وسوريا نفسه، يدعي أنه مناهض لتنظيم داعش ومكافحة الإرهاب! وقد تم استجوابه لأن: الجميع يعلم أن التحالف بقيادة إيران كان بقيادة سليماني، الذي دمر داعش. ولم تتم دعوة الدول التي هاجمها داعش بالضبط! بن سلمان، من ناحية أخرى، ليس على بينة من السياسة وراء الكواليس: نواديه وجزر آبائه، وقال انه يعتقد صامتة: العديد من أفراد الأسرة يأخذ السلطة. هذه السياسة خاطئة، مثل زمن يزيد والإمام الحسين! وكان والد يزيد قد أمره بعدم العمل مع الإمام الحسين. كانت إرادة شخص شارك في واختبارها في العديد من الحروب، سواء خارجيا أو بلا عراق. كان يعلم أن الإمام الحسين خلافات مع والده. وهذه الاختلافات ستقوض سيادة القانون. ولكن يزيد لا يعرف هذا! لذلك، لأنه رأى أنه يمكن التغلب على الإمام الحسين، وقال انه فعل ذلك على الفور، وأنه لم يلتفت إلى إرادة والده. وهذا هو الحال أيضا في اليمن والمملكة العربية السعودية. وعلى مدى سنوات، منح آل سعود، الوسيط في الحرب الشيعية، صدام 80 مليار دولار لمهاجمة إيران. أكثر من 200 مليار دولار من الأسلحة الأوروبية، وفي الواقع، أعطاهم اهتمامهم: لدعم صدام، ولكن خلال هذا الوقت، لم يفعل أي شيء مع الحوثيين اليمنيين. وحتى عندما تحول اليمن إلى جزأين، أيد كلا منهما. ولكن الأمراء ولي العهد قد حان لعمر! الفكر أنها سوف تغلب على اليمن! وهكذا أمر قنابل المطر، والآن هم يبحثون عن حفرة مثل الفئران في تحت الأرض من الرياض! أن تكون آمنة من الصواريخ اليمنية. بن سلمان لم يبقى على هذا النحو، وهم السلطة: للعب مع الذيل! على مر التاريخ، كانت إيران بستان الأسد في العالم، ولم يتم التغلب أبدا على حوافها ونفثها. وفقا للإمام علي، الحق قد ينحني، لكنه لا كسر. إيران قد تفخر أيضا: كم يوما هل خدعت آل سعود، احترمه! ولكن عندما يتم توضيح المسألة، فإنها سترى أن آل سعود لم يعد هناك لرؤية الوهم من سلطته. والسبب واضح: ما يقرب من 2 تريليون دولار وعدت بشراء أو التبرع بالأسلحة من إسرائيل والولايات المتحدة، شريطة أن تهاجم إيران. مثل اللصوص المخترقين، حاصروا في جميع أنحاء إيران. أفغانستان المحتلة والعراق، وبقية، أسسوا قواعد عسكرية والتجسس، ولكن ماذا حدث؟ وظل ملياري دولار في ديون المملكة العربية السعودية، مع العجز في الميزانية الخارجية والديون: الولايات المتحدة أيضا ضرب اقتصادها. حتى رشوة بقيمة 38 مليار دولار إلى: لم يستطع علاج الترامب علاجه. الآن عليهم أن يذهبوا من أين أتوا. في هذه السنوات الأربعين، لا يمكن ارتكاب أخطاء. الآن وقد أصبحت إيران قوة عظمى لنفسها. وكلما ذهبت قواعدهم، والمزيد من يضرب إيران الصاروخ! والتحالفات غير النظيفة لن تكون سوى تدمير لهم.

Səudiyyə Ərəbistanı da geri çəkilməkdədir, buna dəyər deyil!

Bir müddətdir, Əl-Səud yeni bir hücum düşünməyə başlayacaq bir geri çəkilməyə başladı! Amma vaxt itirmiş və hər gün bir hücum etmədən çox geri çəkməli olduğunu görür. lakin İrana qarşı əvvəl, öz zərərinə, onların dəvəti ilə İslam ölkələri 40 rəhbərlərinin görüş! Çünki, bir tərəfdən, Yəmənin blokadasını pozmaq və bu yeni koalisiyanı göstərmək məcburiyyətində qaldı: Çox yabanı deyil! Digər tərəfdən, zaman İran, İraq və Suriya üç ölkə öz etdiyi irəli sürülən anti-İslam və anti-terrorçuları dəvət etmədi! Sual verildi, çünki hər kəs bilir ki, İran rəhbərliyi koalisiyasını ISIL-ı məhv edən Süleymaninin rəhbərliyi altında aparırdı. İŞİD-ə hücum edən ölkələr tam olaraq dəvət olunmamışdı! Bu siyasət Yezid və İmam Hüseyn dövrü kimi səhvdir! Yazidin atası İmam Hüseyn ilə işləməməyi əmr etmişdir. Bu, bir çox müharibələrdə, həm xaricdə, həm də silahsız şəkildə ailəyə qoşulmuş və izləyən bir şəxs idi. İmam Hüseynin atası ilə fərqləndiyini bilirdi. Bu fərqlər qanunun aliliyinə zidd olacaq. Lakin Yezid bunu bilmirdi! Buna görə də, İmam Hüseyni dəf edə biləcəyini gördüyü üçün dərhal belə etdi və atasının iradəsinə diqqət yetirmədi. Bu da Yəmən və Səudiyyə Ərəbistanıdır. İllərdir Şiə müharibəsinin vasitəçisinə əl Səud Saddam'a 80 milyard dollar İrana hücum etdi. 200-dən çox milyard dollar Avropadan silah almaq və əslində onlar Səddam Hüseynin ki Ashantyvn, lakin bu vaxt, Yəməndə Əl-Houthi ilə heç bir əlaqəsi yox idi. Yəmən iki hissəyə çevriləndə belə, hər ikisini dəstəklədi. Amma tac şahzadələr bir müddətə gəldi! Yəməndən çıxacaqlarını düşündüm! Yəni yağış bomba sifariş və indi Riyad yeraltı bir sıçanı kimi bir deşik axtarır! Yemeni mərmilərindən təhlükəsiz olmaq. Ben Salman eyni qalmadı, gücün illüziyası etdi: quyruqla oynamaq! Tarix boyunca, İran dünyanın aslan gəmisi olmuşdur və kənarları və pufları heç vaxt aşılmazdır. İmam Əli (əleyhis-salam) -a görə, sağ bükmək olar, amma bu, pozulmur. İran da fəxr edə bilər: Al Saudu neçə gün aldatdı, hörmət edin! Məsələ aydınlaşdıqda, əl-Səudun gücün illüziyasını görməyəcəyini görəcəklər. Bunun səbəbi aydındır: 2 trilyon dollara yaxın İsrail və ABŞ-dan İrana hücum etmələri halında silah almaq və ya bağışlamağa söz verildi. Hacked oğrular kimi, onlar bütün ətrafında İranı mühasirəyə aldılar. Əfqanıstan və İraqı işğal etdi, qalan hissəsi isə hərbi bazalar və casusluq qurdular, amma nə oldu? Səudiyyə Ərəbistanının xarici borcları və borcları ilə borcları iki milyard dollar olaraq qaldı: ABŞ da iqtisadiyyatını vurdu. Hətta 38 milyard dollar rüşvət: Tramp müalicə edə bilmədi. İndi onlar gəldikləri yerdən getməlidirlər. Bu qırx il ərzində heç bir səhv edilə bilməz. İndi İran özü üçün super güc halına gəldi. Və onların əsasları getdikcə daha çox İran raketləri vurur! Artıq ittifaqlar, onlar üçün məhv olmayacaqdır.

سید احمد حسینی ماهینی     mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۹/۱۳۹۶ - ۱۷:۰۰ نظر(0)

براساس آخرین آمار، 12هزار امامزاده، و بقاع متبرکه، در ایران وجود دارد. لذا برای اطلاع عموم لازم است که: نمایشگاهی بزرگ تشکیل شود و: اداره اوقاف نسبت به معرفی: شایسته آنان اقداماتی انجام دهد. بدیهی است که بارگاه امام رضا ع و: آستان قدس رضوی می تواند: نقش مهمی در آن داشته باشد . زیرا این امر علاوه بر افزایش اطلاعات عمومی، نسبت به جذب گردشگری هم، کمک شایانی دارد. دومین بقعه مبارکه در ایران اسلامی، متعلق به خواهر گرامی ایشان در قم، سومی هم برادر بزرگتر ایشان در شیراز است. اگر همه استانها دارای بقعه باشند، نمایشگاه بین المللی شهر آفتاب، جای مناسبی برای این کار است. مثلا در غرفه استان تهران، می توان به بقعه مبارکه حضرت عبدالعظیم، یا امامزاده صالح تجریش، بعنوان نماد اصلی و تعداد سیصد بقعه دیگر هم اشاره کرد. تاریخچه و اصالت آنها را معرفی نمود، زیرا این امر لازمه رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه می باشد. علاوه بر ایران، در عراق و سوریه، عربستان و یمن، لبنان و مصر هم، این بقاع وجود دارند که باید: رشد منطقی و ارتباط: آنها را بایکدیگر تبیین کرد. سکوت طولانی در تبیین این مسائل، یا کم اهمیت نشان دادن آن مسائل، تخریب بنیان های فکری و اجتماعی را، در پی خواهد داشت زیرا: دشمنان بر روی جعلی بودن و: ساختگی آنان در زمان ما، اصرار دارند و تصور می کنند: امری صوری و اعتباری می باشد. در حالیکه براساس مستندات تاریخی، همه آنها دارای خط سیر و: شجره نامه مشخصی هستند. بطور کلی احترام به افراد دینی وابسته: به رهبران هر زمان امری معمولی و عادی است. لذا از قبرستان بقیع که تقریبا، اولین قبرستان مسلمانان است، می توان فهمید که 14قرن، برای این بنا ها زمان زیادی نیست! زیرا همه اطلاعات آنها، با وجود تخریب ضد بشری آل سعود، موجود است. پیامبر و ائمه از آنجهت به: این امر اهمیت می دادند که: سوره کوثر برای آن نازل شده و: می گوید با اینکه دشمنان، انتظار دارند موضوع پیامبر تمام شود، ولی خداوند اراده کرده، آن را گسترش دهد و: بهترین کسان برای گسترش آن انتخاب شدند، که ائمه طاهرین هستند. کربلا و نجف و سامرا و ..، همه اینها نشان می دهد که: حفظ بقاع، معادل حفظ اسلام بوده است و: لذا کسانی که بهر نحوی مبادرت به: تخریب آنها می کنند، از اساس با اسلام مخالف هستند! و به این وسیله می خواهند: خشم خود را از توسعه اسلام نشان دهند، گرچه مانند آل سعو وداعش، در ظاهر شعارهای اسلامی هم بدهند. ازمنظر شیعه و به فتوای امام خمینی ره، کسانی که به پیامبر اسلام توهین کنند، مستوجب مرگ هستند: چنانچه در مورد سلمان رشدی اعلام شد. لذا کلیه وهابیون، مخصوصا آنهاییکه به دنبال تخریب آرامگاه پیامبر هستند، از سلمان رشدی بدتر هستند. تاریخ نشان می دهد که بقعه امامان، و امامزادگان، کانون های مبارزه برعلیه ستم بوده اند. در دیار علویان یعنی: گیلان ومازندران بیشترین بقعه ها را داریم، زیرا براثر ظلم کافران در مکه و مدینه، و قتل عام چند باره مردم آن، مبارزان راهی مناطق دیگر می شدند. ایرانیان پذیرای مهربانی برای آنان بودند. حتی یکی از پیشنهاد ها به: امام حسین ع هم، رفتن به یمن یا ایران بوده است. این نشان می دهد گرچه شخص امام حسین ع، ماموریت داشت تا در کربلا شهید شود، ولی نوادگان ایشان با کمک ایرانیان، و افرادی چون مختار ثقفی، انتقام گرفتند و توانستند: موانع گسترش اسلام را از بین ببرند. اینها مطالبی است که گفته نشده، یا کم گفته شده، و لازم است همه ساله نمایشگاه عظیمی: از آنها در سطح داخلی و بین المللی تشکیل شود. مطمئنا، ارزش فرهنگی و اقتصادی: چنین نمایشگاهی بسیار پربار تر از دیگر: نمایشگاههای موجود خواهد بود.

Thousands of Imam Zadeh in one place

According to the latest statistics, there are 12,000 Imam Zadeh, and Bekaa Ambarkah, in Iran. Therefore, it is necessary for the general public to: form a large exhibition and: Endowment Office to introduce: they deserve to do something. Obviously, Imam Reza's door: Astan Quds Razavi can have an important role in it. Because this, in addition to raising public information, is also a great help in attracting tourism. The second monastery of Mobarakeh in Islamic Iran, belonging to her dear sister in Qom, is the third largest brother of her in Shiraz. If all the provinces have tombs, the International Fair of the City of Abu Dhabi is a good place to do this. For example, in the pavilion of Tehran province, you can refer to the tomb of Mubarak, Abdul Azim, or Imamzadeh Saleh Tajrish, as the main symbol and the other three hundred other monuments. They introduced their history and originality, because this is necessary for the economic and cultural growth of society. In addition to Iran, in Iraq and Syria, Saudi Arabia, Yemen, Lebanon, and Egypt, there are also so many things that need to be: logical growth and communication: explaining them one by one. The long silence in explaining these issues, or the lack of importance of demonstrating those issues, will lead to the destruction of intellectual and social foundations, because: the enemies are forged and: insane in our time, insist and imagine: Face and credit. While based on historical documentation, they all have trajectory and: a certain pedigree. In general, respect for religious people is dependent on: leaders at all times ordinary and ordinary. Therefore, from the Baqih Cemetery, which is approximately the first Muslim cemetery, it can be understood that for 14 centuries, there is not much time for these buildings! Because all their information, :despite the anti-human destruction of al-Saud, is available. The Prophet and the Imams, in order to: It was important that: Surah al-Kusar was revealed to him: He says that while the enemies expect the Prophet's cause to end, but God wills, expand it, and: best The expansion was chosen, which is the Tahirist Imams. Karbala and Najaf and Samarra ... all this shows that maintaining the Bekaa is equivalent to preserving Islam and, therefore, those who are in any way trying to: destroy them, are opposed to Islam in principle! And they want to: show their anger over the development of Islam, albeit like Islamic Saud and ISIS, they also seem to give Islamic slogans. From the Shi'a point of view and to the fatwa of Imam Khomeini, those who insult the Prophet Muhammad would have to die: as stated in Salman Rushdie. Therefore, all the Wahhabis, especially those seeking to demolish the tomb of the Prophet, are worse than Salman Rushdie. History shows that the tomb of the Imams, and the Imam Zadegan, has been centers of struggle against oppression. In the Diwali of the Alawites, Gilan and Masandran, we have the most monuments, because the fighters came to other areas because of the oppression of the infidels in Mecca and Medina, and the massacre of its people in the long run. Iranians embraced kindness for them. Even one of the suggestions was to: Imam Hussein Aw, to go to Yemen or Iran. This suggests that although Imam Hossein's mission was to be martyred in Karbala, his grandsons took revenge with the help of the Iranians and people like Mokhtar Saqafi, who were able to: remove the obstacles to the spread of Islam. These are essays that have not been mentioned, or have been said a little, and it is imperative that huge exhibitions be held every year: on the national and international levels. Certainly, the cultural and economic value: such an exhibition will be much more productive than the other: Exhibits will be available.

آلاف الإمام زاده في مكان واحد

ووفقا لأحدث الإحصاءات، هناك 12،000 الإمام زاده، والبقاع أمبركاه، في إيران. ولذلك، من الضروري لعامة الناس أن: تشكيل معرض كبير و: مكتب الهبات لتقديم: أنها تستحق أن تفعل شيئا. ومن الواضح أن باب الإمام رضا: أستان قدس رضوي يمكن أن يكون له دور هام في ذلك. لأن هذا، بالإضافة إلى زيادة المعلومات العامة، هو أيضا مساعدة كبيرة في جذب السياحة. والدير الثاني للمباركة في إيران الإسلامية، الذي ينتمي إلى أختها العظيمة في قم، هو ثالث أكبر شقيق لها في شيراز. إذا كانت جميع المحافظات لديها مقابر، فإن المعرض الدولي لمدينة أبوظبي هو مكان جيد للقيام بذلك. على سبيل المثال، في جناح محافظة طهران، يمكنك الرجوع إلى قبر مبارك، عبد العظيم، أو إمام زاده صالح تجريش، والرمز الرئيسي وغيرها من ثلاثمائة الآثار الأخرى. لقد عرضوا تاريخهم وأصالتهم، لأن ذلك ضروري للنمو الاقتصادي والثقافي للمجتمع. بالإضافة إلى إيران، في العراق وسوريا والمملكة العربية السعودية واليمن ولبنان ومصر، وهناك أيضا الكثير من الأشياء التي تحتاج إلى أن تكون: النمو المنطقي والاتصالات: شرح لهم واحدا تلو الآخر. إن الصمت الطويل في شرح هذه القضايا، أو عدم أهمية إظهار تلك القضايا، سيؤدي إلى تدمير الأسس الفكرية والاجتماعية، لأن: الأعداء مزورة و: مجنون في عصرنا، يصرون ويفكرون: الوجه والائتمان. في حين تستند على الوثائق التاريخية، لديهم جميعا مسار و: نسب معينة. وبصفة عامة، فإن احترام الشعب الديني يعتمد على: القادة في جميع الأوقات العادية والعادية. لذلك، من مقبرة البقيه، التي هي تقريبا المقبرة الإسلامية الأولى، يمكن أن يكون مفهوما أنه لمدة 14 قرنا، ليس هناك الكثير من الوقت لهذه المباني! لأن كل ما لديهم من معلومات، على الرغم من تدمير آل سعود، هو متاح. النبي والأئمة، من أجل: كان من المهم أن: سورة القصار كشف له: يقول أنه في حين أن الأعداء يتوقعون أن ينتهي قضية النبي، ولكن الله سوف، توسيعه، و: أفضل تم اختيار التوسيع، وهو الأئمة الطاهريين. وكربلاء والنجف وسامراء ... كل هذا يدل على أن المحافظة على البقاع تعادل الحفاظ على الإسلام، وبالتالي فإن أولئك الذين يحاولون بأي حال من الأحوال: تدميرهم، يعارضون الإسلام من حيث المبدأ! ويريدون: إظهار غضبهم على تطور الإسلام، وإن كانوا مثل السعوديين الإسلاميين وداعش، فإنهم يقدمون أيضا شعارات إسلامية. من وجهة نظر الشيعة وفتوى الإمام الخميني، أولئك الذين يهانون النبي محمد يجب أن يموت: كما جاء في سلمان رشدي. لذلك، كل الوهابيين، وخاصة أولئك الذين يسعون إلى هدم قبر النبي، أسوأ من سلمان رشدي. ويظهر التاريخ أن قبر الأئمة، والإمام زاديجان، كانت مراكز النضال ضد القمع. في الديوالي من العلويين، جيلان وماسندران، لدينا معظم الآثار، لأن المقاتلين جاءوا إلى مناطق أخرى بسبب قمع الكفار في مكة والمدينة المنورة، ومذبحة شعبها على المدى الطويل. رحب الإيرانيون بهم بلطف. حتى أحد الاقتراحات كان: الإمام الحسين أو، للذهاب إلى اليمن أو إيران. وهذا يشير إلى أنه على الرغم من أن مهمة الإمام حسين استشهد في كربلاء، فإن أحفاده انتقموا بمساعدة الإيرانيين وشعب مثل مختار سقافي، الذين تمكنوا من: إزالة العقبات أمام انتشار الإسلام. وهذه مقالات لم تذكر، أو قيل عنها قليلا، ولا بد من إقامة معارض ضخمة كل عام: على الصعيدين الوطني والدولي. بالتأكيد، القيمة الثقافية والاقتصادية: سيكون هذا المعرض أكثر إنتاجية بكثير من الآخر: المعارض ستكون متاحة.

Minlərlə İmam Zadənin bir yerdə

Son statistik məlumatlara görə, İranda 12 min imam Zadeh və Bekaa Ambarkah var. Buna görə, ümumi ictimaiyyət üçün: böyük bir sərgi yaratmaq lazımdır və: Təqdim etmək üçün Müvəqqəti Büro: Bir şey etməyi haqq edirlər. Aydındır ki, İmam Rza'nın qapısı: Astan Quds Razavi bu sahədə əhəmiyyətli bir rol oynaya bilər. Çünki ictimai məlumatların artması ilə yanaşı turizm də cəlb etməkdə böyük köməkdir. İslam İran'daki Mobarakeh'ün ikinci monastırı, Qom'taki sevgili bacısına ait, Şiraz'taki üçüncü böyük qardaşıdır. Bütün illerin türbələri varsa, Abu Dabi şəhərinin Beynəlxalq Sərgisi bunu etmək üçün yaxşı bir yerdir. Məsələn, Tehran kabinəsi, Həzrəti Əbdül müqəddəs ziyarətgahı ola bilər, və ya əsas simvolu kimi Zadeh Saleh Tajrish və abidə üç digər qeyd edib. Onlar öz tarixi və özgünlüklərini təqdim etdilər, çünki bu, cəmiyyətin iqtisadi və mədəni inkişafı üçün zəruridir. İran, İraq və Suriya, Səudiyyə Ərəbistanı, Yəmən, Livan və Misirlə yanaşı çox şeylər də var: məntiqi böyümə və ünsiyyət: onları bir-bir izah etmək. Long məsələləri izah sükut, və ya saxta və zaman Sınaq onlara düşmən israr və hesab edirəm, çünki səbəb olacaq məsələləri intellektual və sosial əsasları məhv, ən azı əhəmiyyəti: bir şey Üz və kredit. Tarixi sənədlərə əsaslanaraq, onların hamısı traektoriya vəəyyən bir damazlıq var. Ümumiyyətlə dini insanların hörməti hər zaman adi və adi bir liderdir. Buna görə, təxminən ilk Müsəlman qəbiristanlığı olan Baqih Qəbiristanlığından 14 əsr üçün bu binalar üçün çox vaxt yoxdur! Çünki bütün məlumatlar, əl-Səudun məhvinə baxmayaraq mövcuddur. . Surəsi nozzle üçün Kausar və: düşmən Peyğəmbərin bütün mövzusunu gözləmək deyir ki, Allah genişləndirmək üçün istəsəydi etmişdir: Peyğəmbər və bu istiqamətdə imamlar bu vacibdir üçün ən yaxşı insanlar Genişləmə seçildi, Tahirist İmamları. Və onlar istəyirlər: İslamın inkişafı ilə bağlı hiddətlərini göstərmək, İslam Səud və İSİŞ kimi olsa da, İslam şüarları verməkdədirlər. Şiə baxımından və İmam Xomeyninin fatvasına, Peyğəmbər Əfəndimizi təhqir edənlər ölüm təhlükəsi içərisindədirlər: Salman Ruşdie bildirdiyi kimi. Buna görə də, bütün Vəhhabilər, xüsusilə Peyğəmbərin məzarı yıxmaq istəyənlər, Salman Rüşdi'den daha pisdir. Tarix göstərir ki, İmamların məzarı və İmam Zadəğan təzyiqə qarşı mübarizə mərkəzləri olmuşdur. İranlılar onlara xeyirxahlıq etdi. Hətta təkliflərdən biri də İmam Hüseyn Aw, Yəmən və ya İrana getmək idi. Bunlar qeyd olunmayan və ya bir az deyilmişdir və hər il böyük sərgilərin keçirilməsi zəruridir: milli və beynəlxalq səviyyədə. Əlbəttə ki, mədəni və iqtisadi dəyər: belə bir sərgi bir-birindən daha məhsuldar olacaqdır. Sərgilər mövcud olacaqdır.

سید احمد حسینی ماهینی     mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۶ - ۱۷:۱۷ نظر(0)

استاد پیشکسوت اقتصاد دکتر صدیقی، از اساتید اینجانب در دانشگاه تهران میگفت: دروغ بر سه قسم است: دروغ معمولی ، شاخدار و آمار! منظور ایشان هم، همان بود که شما فهمیدید! البته دروغ معمولی را آدم های معمولی: یا حقیقی می گویند که: برای نفع شخصی یا فرار از: مسئولیت های فردی است. ولی دروغ شاخدار را شرکت ها، یا اشخاص حقوقی با تبلیغات وسیع بیان می کنند. مخصوصا بانکها که برای: خالی کردن جیب مردم، از هیج فرمایشی دریغ ندارند. اما نوع سوم مخصوص غربی ها است. مثلا موسسه گالوپ، از چند نفر سوالی می کند، بعد با تکنیک های آماری، راستی آزمایی کرده، آن را به همه جهان نسبت می دهد. این دروغ های آماری، از زبان کسانی بیان می شود که: از جامعه آماری فاصله دارند. چون اغلب آنها از قشر مرفه جامعه هستند، لذا درد اصلی مردم را نمی فهمند. اگر خود را به نفهمی بزنند! بهتر است تا اینکه ژست فهمیدن: درد مردم را بگیرند. مثلا می گویند دکتر آخوندی وزیر مسکن، پس از بازگشت از سفر لندن! فرمایش فرمودند ما قیم مردم برای: بازسازی مناطق زلزله زده نیستیم، به قول راوی، وی  از بالای تاور بریج، به زیبایی رودخانه تایمز لندن، نگاه کند و لذت ببرد، بهتر است تا اینکه ذهنش را، با زلزله آزار دهد. در پنجمین همایش ملی مدیران فناوری اطلاعات، نماینده موسسه ایرانداک، به نتایج جالبی اشاره کرده: بیشترین تحقیقات در مورد کشاورزی، در استانهایی صورت گرفته که: کشاورزی چندانی ندارند.: بیشترین مطالعه در مورد کم آبی، در استانهایی صورت گرفته که: مشکل کم آبی نداشته اند! مثلا در سیستان و بلوچستان، اصلا پایان نامه ای در مورد: کم آبی نبود و یا در استان یزد. این معنی خطرناکی دارد. به زبان آماری، همبستگی معنی داری با: ضدعلمی بودن تحقیقات دارد. به عبارت بهتر یعنی: دانشجوی مازندرانی یا گیلانی، که در ربزش باران های شدید! بزرگ شده طبیعی است که: اگر راجع به یزد یا سیستان و بلوچستان، تحقیق کند کم آبی را اثبات می کند! به گفته ضرب المثل فارسی : از کرامات شیخ ما این است : شیره را خورد و گفت شیرین است. عکس این موضوع این است که: از نظر مردم سیستان و بلوچستان، مشکل اصلی و فرعی، اصلا کم ابی نیست! آنها با کم ابی رشد کرده، به آن عادت دارند. درست مثل اینکه استاد آذربایجانی، در مورد گرمای خوزستان داد سخن بدهد! مردم خوزستان خونگرم هستند، و با گرما و شرجی بزرگ شده اند، اما این استاد که در میان برف و بوران و: کولاک و سرمای زیر صفر! بزرگ شده معلوم است که گرمای خوزستان، برایش یک فاجعه است! در مورد زلزله هم شاهد بودیم که: مردم منطقه از کمک ها راضی بودند، و تشکر می کردند ولی: بچه های خوزستانی! ممکن بود بگویند: سرما وباران قابل تحمل نبود، و مردم از ان ناراضی بودند. چون آنها ممکن است: گرمای چهل درجه را تحمل کنند، ولی سرمای زیر چهل درجه را نمی توانند. می بینیم هرچه فاصله محقق و: آمار گر از منطقه یا جامعه آماری، دور تر باشد قضاوت او و: فرضیه سازی هایش دروغ تر، و نارساتر می شود. حالا ببینید که یک نفر در آمریکا، در موسسه گالوپ نشسته! برای مردم آفریقا یا آسیای میانه آمار می دهد! چه فاجعه ای خواهد بود. در علم روانشاسی این فاجعه، در برخی جاها اشاره شده: مثلا برای ارزیابی هوش سیاهپوستان، معمولا از ابزارها و اسباب بازی های: سفید پوستان استفاده می کنند، که برای آنها ناآشنا است. لذا همیشه بهره هوشی سیاهپوستان، روستائیان و شاید همه دنیا! بجز آن تعداد سفید پوست، زیر حد نرمال خواهد بود. در مورد اینترنت نیز، همین مصداق است. به همین دلیل در همه زمینه ها، آمریکا دست بالا را دارد! و دیگر کشورها، عقب مانده محسوب می شوند.

The lie is swearing: ordinary, horned, stats!

The professor of economics, Dr. Sedighi, from my professors at Tehran University, said: "The lie lies on three occasions: ordinary lies, horns and statistics!" It was the same meaning that you understood! Of course, ordinary lies are ordinary people: or real people say: For personal gain or escape: personal responsibility. However, corporate haters are lying, or by legal entities with massive advertising. Especially banks! that :do not hesitate to empty the pockets of the people. But the third type is for the Westerners. The Gallup Institute, for example, asks a few people, then verifies with statistical techniques, attributes it to the whole world. These statistical lies are expressed in the language of those who are far from the statistical society. Because most of them are from the well-off of the society, they do not understand the main pain of the people. If you do not understand yourself! It's better to grasp the grip of people's pain. For example, say Dr. Akhundi, the Minister of Housing, after returning from London! According to the statement, we are not in charge of: rebuilding earthquake areas, according to the narrator, from the top of Tower Bridge, looking at the beauty of the London Times, and looking to enjoy it, it's better to hurt his mind, with an earthquake. At the 5th National Conference of Information Technology Managers, representative of IranDaq Institute, the interesting results are: The most research on agriculture in the provinces is that they do not have much to do with agriculture. Most studies have been done on water scarcity in the provinces: Have not had blue! For example, in Sistan and Baluchestan, there was no dissertation at all about: dehydration or in Yazd province. This has a dangerous meaning. In statistical language, there is a significant correlation with: the anti-science of research. In other words: Mazandaran or Gilani student, who is in heavy rains! Grown up is natural: if it is researching Yazd or Sistan and Baluchistan, it will prove dehydration! According to the Proverb Persian: From our Sheikh's keramat this is: He ate the juice and said sweet. The picture of this issue is: For the people of Sistan and Baluchestan, the main and the minor problem is not at all a shame. They grow poorly, they are accustomed to it. Just like an Azerbaijani professor, he said about the heat of Khuzestan! The people of Khuzestan are warm and warm and sultry, but this is a master who is in the midst of snow and snow: the blizzard and the cold below zero! It has become known that the heat of Khuzestan is a disaster for it! In the case of the earthquake, we also saw that the people of the area were satisfied with the aid, and thanked but Khuzestan children! It was possible to say: cold weather was not tolerable, and people were dissatisfied. Because they may: tolerate the heat of forty degrees, but they cannot afford the cold below forty degrees. We see that the distance between the researcher and the statistician is far from the region or the statistical society, his judgment and his hypotheses become more false and unstable. Now see who is sitting in America at the Gallup Institute! For people in Africa or Central Asia! What a catastrophe. In psychosocial science, the disaster is mentioned in some places: for example, to assess the intelligence of the black people, they often use gadgets and gadgets: whites, which are unfamiliar to them. Therefore, always the intelligence of the black people, the villagers and perhaps the whole world! Except for that, white will be below the normal range. In the case of the Internet, that is the same. That's why America has a high hand in all areas! And other countries are backward.

الكذب أقسم: عادي، قرون، احصائيات!

صديقي الطبيب الاقتصاد معلمه، وقال أساتذتي في جامعة طهران: استلق على ثلاثة أنواع: الأكاذيب العادية، وإحصاءات مقرن! كان نفس المعنى الذي فهمته! وبطبيعة الحال، الأكاذيب العادية هي الناس العاديين: أو يقول الناس الحقيقي: لتحقيق مكاسب شخصية أو الهروب: المسؤولية الشخصية. ومع ذلك، كراهية الشركات والكذب، أو من قبل الكيانات القانونية مع الدعاية واسعة النطاق. خصوصا البنوك التي لا تتردد في إفراغ جيوب الشعب. ولكن النوع الثالث هو بالنسبة للغرباء. فمعهد غالوب، على سبيل المثال، يسأل بضعة أشخاص، ثم يتحقق مع التقنيات الإحصائية، ويعزوها إلى العالم أجمع. وتعبر هذه الأكاذيب الإحصائية بلغة أولئك الذين هم بعيدون عن المجتمع الإحصائي. لأن معظمهم من رفاه المجتمع، أنهم لا يفهمون الألم الرئيسي للشعب. إذا كنت لا تفهم نفسك! فمن الأفضل لفهم قبضة الألم الناس. على سبيل المثال، قل الدكتور أخوندي، وزير الإسكان، بعد عودته من لندن! لم يكن لديك الأزرق! على سبيل المثال، في سيستان وبلوشستان، لم يكن هناك أي أطروحة على الإطلاق حول: الجفاف أو مقاطعة يزد. وهذا له معنى خطير. في اللغة الإحصائية، هناك علاقة كبيرة مع: مكافحة العلم من البحوث. وبعبارة أخرى: مازندران أو طالب جيلاني، الذي هو في أمطار غزيرة! نمت طبيعي: إذا كان يبحث يزد أو سيستان وبلوشستان، فإنه سوف يثبت الجفاف! وفقا للمثل الفارسي: من كرامات شيخنا هذا هو: أكل العصير وقال الحلو. صورة هذا هو: بالنسبة لشعب سيستان والبلوشستان، والمشكلة الرئيسية والقاصر ليس على الإطلاق العار. أنها تنمو سيئة، وأنها اعتادوا على ذلك. تماما مثل أستاذ أذربيجاني، قال عن حرارة خوزستان! لقد أصبح من المعروف أن حرارة خوزستان هو كارثة لذلك! في حالة الزلزال، رأينا أيضا أن سكان المنطقة راضون عن المساعدات، وشكروا الأطفال ولكن خوزدستاني! كان من الممكن القول: الطقس البارد لم يكن مقبولا، وكان الناس غير راضين. لأنها قد: ​​تحمل حرارة أربعين درجة، لكنها لا تستطيع تحمل البرد أقل من أربعين درجة. الآن انظر من يجلس في أمريكا في معهد غالوب! للناس في أفريقيا أو آسيا الوسطى! ما كارثة. لذلك، دائما المخابرات من السود، القرويين وربما العالم كله! وباستثناء ذلك، سيكون الأبيض أقل من المعدل الطبيعي. في حالة الإنترنت، وهذا هو نفسه. هذا هو السبب في أمريكا لديها يد عالية في جميع المناطق! وبلدان أخرى متخلفة.

Yalan söyləyir: adi, buynuzlu, stats!

Siddiq həkim iqtisadiyyat müəllimi, Tehran Universitetinin mənim professor, dedi: üç növ Lie: adi yalan və statistika buynuzlu! Anladığınız eyni məna idi! Ancaq korporativ tənbəllər yalançıdırlar və kütləvi reklamı olan hüquqi şəxslərdir. Xüsusilə xalqın ciblərini boşaltmaqdan çəkinməyən banklar. Üçüncü tip Qərbə aiddir. Məsələn, Gallup bütün dünyada var, təsdiq bir neçə nəfər, sonra statistik texnika, soruşur. Bu statistik yalanlar statistik cəmiyyətdən uzaq olanların dilində ifadə edilir. Onlardan ən varlı insanlar, çünki insanlar ağrı başa düşmürəm. Özünüzü anlamırsan! İnsanın ağrısını başa düşmək daha yaxşıdır. Məsələn, London bir səfərdən qayıtdıqdan sonra, Mənzil doktoru İran naziri demək! Mavi qalmadı! Məsələn, Sistan və Bəlucistan, haqqında heç bir dissertasiyasının: susuzlaşdırma, və ya Yəzd vilayətində olmaması. Bu təhlükəli mənaya malikdir. Statistika dilində, tədqiqat əleyhinə elmi ilə əhəmiyyətli bir əlaqə var. Başqa sözlə, leysan yağış Rbzsh tələbə mazandarani ya Gilani! təbii Big Sistan və Bəluçistan, Yəzd və ya əgər, tədqiqat susuzlaşdırma sübut edir ki! Fars atalar görə bizim Şeyx böyüklük dedi şirin sap edir. bu Photos ki Sistan və Bəluçistan, böyük və kiçik problemlərin insanlar, ən azı mavi deyil! Onlar zəif inkişaf edir, buna alışırlar. Azərbaycan professoru kimi, Xuzistanın istiliyi barədə danışdı! Xuzestanın istiliyi onun üçün bir fəlakət olduğunu məlum oldu! Xuzistan uşaq: zəlzələ, biz insanlar öz fəaliyyətləri ilə razı idi, təşəkkür edirəm, amma ki, gördüm! soyuq yağış dözə bilmədi və insanlar bədbəxt idi: demək bilər. Onlar qırx dərəcə istilik dözmək ola bilər, lakin kimi temperatur aşağıda qırx dərəcə bilməz. İndi Gallup İnstitutunda Amerikada oturanları gör! Afrika və ya Mərkəzi Asiyada insanlar üçün! Nə bir fəlakət. Buna görə da, həmişə qara xalqın, kəndlilərin və bəlkə də bütün dünyanın zəkası! Bunun xaricində ağ normal aralığın altına düşəcək. İnternet halında, bu eynidır. Buna görə Amerikanın bütün sahələrdə yüksək əli var! Digər ölkələr geri qalır.

سید اجمد حسینی ماهینی      mahinnews.ir/stats

سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۹/۱۳۹۶ - ۱۸:۴۶ نظر(0)

devil
ابلیس در مسجد سهله، بوسیله امام زمان عج، گردن زده می شود و: دوران او به پایان می رسد! یعنی اینکه نفوذ شیطان و شیطان صفت ها دائمی نیست. و به تدریج از بین خواهد رفت. تا اینکه اصل شیطان یا شیطان بزرگ، و ابلیس هم به نقطه پایان برسد. در بعضی روایات از سختی جنگ با: ابلیس هم گفته شده، یعنی اینکه ابلیس به سادگی: تسلیم نمی شود تا او را بکشند! ابتدا باید پروبال او، یعنی اطرافیان و فرزندان و حامیان او! کشته شوند تا دسترسی به او میسر گردد. لذا وظیفه ما در این زمان، کم کردن هواداران شیطان است. باید تا جایی که می توانیم: از لشکر شیطان و شیطان صفتان، دوری کنیم و یا آنها را نابود نماییم. بدیهی است هرچه در این امر، کوتاهی کنیم کار امام زمان، سخت تر می شود! زیرا در برخی از روایات گفته شده: حضرت علی ع در جنگ با لشکر شیطان، در دوران رجعت، صد قدم عقب می گذارد! تا پای لشکریانش، در فرات فرو می رود. بعد جنگ به پیامبر واگذار می شود، و پیامبر موفق می شود: وی را ازبین ببرد. از بین بردن شیطان هم تفسیر دارد: چرا که او مانند انسان نیست که: با شمشیر کشته شود، بلکه نفوذ او در بین مردم قطع می شود. مردمان دارای ازادی عمل: بیشتری شده و عقل هایشان، رشد می کند و به غریزه، کمتر توجه می نمایند. همه اینها برنامه چشم انداز الهی است، که برای سالهای دور یا نزدیک، بیان شده تا مردم، تکلیف خود را بدانند: یعنی برنامه دراز مدت و کوتاه مدت خود را، با آن تنظیم نمایند. لذا ابتدا باید شیطان زمان خود را بشناسیم! و بعد با نفوذ او مبارزه کنیم، تا زمینه را برای رشد: عقلانیت فراهم سازیم. امام خمینی ره با توجه به همین رهنمود ها، روشن بینی خاصی پیدا کرده بود: بطوریکه بدون فرمول های پیچیده آینده پژوهی، چنان بیاناتی فرمودند که: هنوز بعد از چهل سال، کسی نمی تواند آنها را قدیمی یا: منسوخ شده بداند. این روشن بینی به بقیه افراد هم، سرایت خواهد کرد. افرادی که تابع ولی فقیه باشند، و در خط امام خمینی قرار بگیرند. زیرا خارج شدن از خط امام، یعنی پذیرش نفوذ شیاطین. خط امام هم به تبع دین اسلام، مانند پل صراط، از مو باریکتر و از تیغ برنده تر است. کسی که بر لبه تیغ راه می رود، با کوچکترین انحراف، سقوط او حتمی است. سقوط از خط امام هم یعنی: رفتن در جهنم شیاطین. لذا اگر بخواهیم شیاطین زمان خود را بشناسیم، کافی است بدانیم تا چه میزان: از خط امام فاصله دارند. براساس گفته خود حضرت امام، شیطان بزرگ آمریکا است. یعنی دولت لیبرال صهیونیست و: تابع آل سعود آمریکا، بزرگترین شیطان است. چون قدرت لیبرال های: آمریکایی و اروپایی، سرمایه داران صهیونیستی و: فریبکاری های آل سعود را، یکجا با خود دارد. برای اینکه شیطان بزرگ، آماده تسلیم شود تا بتوان: گردن او را زد، باید ابتدا شیاطین کوچکتر و: اطرافیان او را از بین برد. اگر آل سعود از بین برود، او قدرت کمتری خواهد داشت. منطقی هم هست، زیرا آل سعود با تسلط بر مراکز مقدس اسلامی، خود را هم مقدس معرفی می کند! و مردم را فریب می دهد، او در حالی دیگران را، دیکتاتور می خواند که در کشور خودش، برای یکبار هم انتخابات صورت نگرفته است. بال دومی که باید از: شیطان بزرگ شکسته شود، رژیم صهیونیستی است. زیرا این رژیم با زراندوزی و گنج دزدی، توانسته شریانهای اقتصادی جهان را در دست بگیرد. کاهش نفوذ اسرائیل، به معنی کاهش حکومت سرمایه و: سرمایه داران زالو صفت است. با از بین رفتن بالهای: عربی و عبری آمریکا، از بین بردن آن بسیار ساده تر خواهد بود! شاید روزی برسد که خود مردم آمریکا، به تنهایی قادر باشند این: دشمن بشریت را نابود کنند.

Finally the devil will be beheaded!

The devil is beheaded in the mosque of Sahela, by the Imam of Aj, and: his era ends! That is, the influence of Satan and Satan is not permanent traits. And it will gradually disappear. Until the principle of the devil or the great devil, and the devil, reaches the end. In some traditions, the difficulty of the war with the devil is also said, that the devil simply: does not surrender to kill him! First, he must be prowal, that is, around his children and his supporters! Kill to get access to him. Therefore, our task at this time is to reduce the devil's supporters. We have to avoid as much as we can: to escape from the evil and evil devil, or to destroy them. Obviously, whatever we do in this matter, the work of the Imam of Time becomes harder! Because some of the traditions have been said: Hazrat Ali, in the war with the Satanic Division, takes a hundred steps back in time! Until the feet of his troops, he falls into the Euphrates. Then the war will be handed over to the Prophet, and the Prophet will succeed: to destroy him. Eliminating Satan also has an interpretation: because he is not like a human being: killed by a sword, but his influence is cut off among the people. The people with freedom of action are more and their wisdom grows and they are less interested in instinct. All of this is a Divine vision program, which is set up for years or years, so that people will understand their task: to set their long-term and short-term plans. So, Satan must first know his time! And then we struggle with his influence, to provide grounds for growth: rationality. According to these guidelines, Imam Khomeini, according to these guidelines, had certain clarity: in the absence of sophisticated futuristic formulas, such statements stated that, after 40 years, no one could consider them old or obsolete. This enlightenment will spread to the rest of the people as well. Those who are subject to the: supreme jurisprudence, and placed in the line of Imam Khomeini. Because getting out of the line of the Imam, that is, accepting the influence of the devils. The line of the Imam is also wider than the hair, due to the religion of Islam, such as the Bridge of Sears. Someone walking on the edge of a razor, with the slightest deviation, is definitely falling. The fall of Imam's line also means going in hell of demons. So, if we want to know the demons of our time, it's enough to know how far they are from Imam's line. According to him, Imam is the great devil of the United States. That is, the liberal Zionist state: Al Saud's subordinate to America is the greatest devil. Because the liberal powers: American and European, Zionist capitalists: Al Saud's deceptions. For the great devil is ready to surrender, so that he can: he slammed his neck, the devils must first be destroyed: his neighbors destroyed him. If Al Saud disappears, he will have less power. It is also logical, since Al Saud introduces itself as a sacred one by dominating Islamic holy sites! He deceives people, while he calls others, a dictator, who has never been elected in his own country for once. The second wings that must be broken: The Great Satan is a Zionist regime. Because this regime has been able to: seize the arteries of the world with arrogance and the treasure trove. Reducing Israel's influence means reducing the capital's government and: capitalists are leeches. With the disappearance of the wings: Arabic and Hebrew, it will be much easier to eliminate! Maybe one day the American people alone can: Destroy the enemy of humanity.

 وأخيرا سيتم قطع رأس الشيطان!

قطع رأس الشيطان في مسجد سوهيلا، من قبل إمام آج، و: عصره ينتهي! وهذا هو، وتأثير الشيطان والشيطان ليس سمات دائمة. وسوف تختفي تدريجيا. حتى يصل مبدأ الشيطان أو الشيطان العظيم، والشيطان، إلى النهاية. في بعض تقاليد معركة قاسية مع الشيطان قال: أن الشيطان هو ببساطة: لا تستسلم لقتله! أولا، يجب أن يكون بروال، أي حول أبنائه ومؤيديه! قتل للوصول إلى له. لذلك، مهمتنا في هذا الوقت هو الحد من أنصار الشيطان. وعلينا أن نتجنب قدر ما نستطيع: الهروب من الشر والشيطان، أو تدميرها. من الواضح، كل ما نقوم به في هذه المسألة، والعمل من إمام الوقت يصبح أكثر صعوبة! بالنسبة لبعض التقاليد، وقال: الإمام علي في معركة مع جيش الشيطان، في عصر ارتداد، يضع مائة خطوة إلى الوراء! حتى أقدام قواته، وقال انه يقع في نهر الفرات. ثم يتم تسليم الحرب إلى النبي، وسوف ينجح النبي: لتدميره. الناس مع حرية العمل أكثر وحكمتهم تنمو وهم أقل اهتماما الغريزة. لذلك، الشيطان يجب أن تعرف أولا وقته! ثم نناضل مع نفوذه لتوفير الأرض للنمو: العقلانية. هذا التنوير سوف ينتشر إلى بقية الناس أيضا. أولئك الذين يخضعون للسوابق العليا، ووضعوا في خط الإمام الخميني. لأن الخروج من خط الإمام، وهذا هو، قبول تأثير الشياطين. خط الإمام أوسع أيضا من الشعر، بسبب دين الإسلام، مثل جسر سيرز. شخص يسير على حافة الحلاقة، مع أدنى انحراف، هو بالتأكيد سقوط. سقوط خط الإمام يعني أيضا الذهاب في الجحيم من الشياطين. لذا، إذا أردنا أن نعرف الشياطين في عصرنا، يكفي أن نعرف إلى أي مدى هم من خط الإمام. ووفقا له، فإن الإمام هو الشيطان العظيم للولايات المتحدة. أي الدولة الصهيونية الليبرالية: آل سعود التابع لأمريكا هو أعظم الشيطان. لأن القوى الليبرالية: الأمريكية والأوروبية، الرأسماليون الصهيونيون: خداع آل سعود. لجعل الشيطان الأكبر، وعلى استعداد لتقديمها: عنقه بها، يجب عليك أولا الشياطين الصغيرة: لمن حوله تدميرها. إذا اختفى آل سعود، سيكون لديه طاقة أقل. ومن المنطقي أيضا، لأن آل سعود يقدم نفسه باعتباره مقدسا من خلال السيطرة على الأماكن المقدسة الإسلامية! انه يخدع الناس، في حين انه يدعو الآخرين، ديكتاتور، الذي لم ينتخب قط في بلده مرة واحدة. الأجنحة الثانية التي يجب كسرها: الشيطان الأكبر هو نظام صهيوني. لأن هذا النظام تمكن من الاستيلاء على شرايين العالم مع الغطرسة وكنز. الحد من نفوذ إسرائيل يعني تقليص حكومة رأس المال و: الرأسماليون هم العلقات. مع اختفاء الأجنحة: العربية والعبرية، سيكون من الأسهل بكثير للقضاء! ربما يوم واحد الشعب الأمريكي وحده يمكن: تدمير عدو الإنسانية.

Nəhayət, şeytan başını kəsəcək!

Şeytan Sohela məscidində, Əhəm İmamı tərəfindən kəsilmiş və onun dövrü bitmişdir! Yəni Şeytanın və Şeytanın təsirləri daimi xüsusiyyətlər deyildir. Və tədricən yox olacaq. Şeytanın və ya böyük şeytanın və iblisin prinsipinə qədər, sona çatır. Şeytan ilə ağır döyüşdə bəzi ənənələri şeytan sadəcə ifadə edərək, onu öldürmək üçün uymaq yoxdur! Birincisi, o, cəsarətli olmalı, yəni uşaqları və tərəfdarları ətrafında! Ona daxil olmaq üçün öldürün. Buna görə də, bizim vəzifəmiz şeytanın tərəfdarlarını azaltmaqdır. Biz mümkün qədər qaçmaq məcburiyyətindəyik: pis və pis şeytanlardan qaçmaq və ya onları məhv etmək. Aydındır ki, bu mövzuda nə edəcəyimiz, İmam Zamanının işləri daha da çətinləşir! Qoşunlarının ayaqlarına qədər Fıratın üzərinə düşür. Sonra müharibə Peyğəmbərə veriləcək və Peyğəmbər uğur qazanacaqdır: onu məhv etməkdir. Hərəkət azadlığı olan insanlar daha çoxdur və onların hikməti böyüyür və içgüdüdən daha az maraqlanırlar. Beləliklə, Şeytan ilk vaxtını bilməli! Və sonra onun nüfuzu ilə mübarizə aparırıq, böyümənin əsaslarını təmin edirik: rasionallıq. Bu maarifləndirmə də xalqın qalan hissəsinə yayılacaq. Yüksək fiqh əməllərinə tabe olanlar, İmam Xomeyninin xəttinə yerləşdirdilər. Çünki İmamın xəttindən çıxmaq, yəni şeytanların təsirini qəbul etməkdir. İmamın xətti, İslam dininə görə, Sears Körpüsü kimi də saçdan daha genişdir. Bir ucun kənarında gedən kimsə, kiçik bir sapma ilə, mütləq düşür. İmamın xəttinin düşməsi də iblisin cəhənnəminə girmək deməkdir. Beləliklə, zamanımızın cinlərini bilmək istəsək, İmamın xəttindən nə qədər olduğunu bilmək kifayətdir. Onun sözlərinə görə, İmam ABŞ-ın böyük şeytanıdır. Yəni, liberal sionist dövlət: Əl-Səudun Amerikaya tabe olması ən böyük şeytandır. Çünki liberal güclər: Amerika və Avropa, sionist kapitalistlər: Al Saud aldatmacaları. Əl Saud yoxsa, o, daha az gücə sahib olacaq. Həm də mantıksızdır, çünki Əl Səud özünü müqəddəs bir müqəddəs kimi tanıtdıraraq, İslam müqəddəs yerlərə hökmranlıq edir! O, başqalarını çağırır, bir zamanlar öz ölkəsində heç vaxt seçilməyən bir diktatoru aldadır. Dağılan ikinci qanadlar: Böyük Şeytan bir sionist rejimdir. Çünki bu rejim dünyanı arteriyalarını təkəbbürlə və xəzinə tutmaqla ələ ala bildi. kapitalistlər, zəli sifət İsrail təsirini paytaxt azaldılması azaldır. qanadları ilə ərəb və İvrit Amerika, bu, çox asan olacaq aradan qaldırılması! Amerika xalqı tək insanlıq məhv düşmən zaman bəlkə gün gələcək.

Mahinnews.ir