X
تبلیغات
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
صفحه اول تماس با ما RSS
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود

چگونه ملت ایران، دشمن را سرکار می گذارد!

سخنان اخیر رئیس جمهور اسلامی ایران، نشان داد که شایعات: وجود اختلاف و یا مباحثی از این قبیل، فقط برای فریب دشمنان است، و الا اختلافی وجود ندارد. بنده از اول انقلاب یادم هست که: هرچه بر طبل اختلاف می کوبیدند، در آخر به وحدت بهتر و بالاتری تبدیل می شد. زیرا اختلاف در ایران، ذاتی نیست بلکه عرضی و صوری است. مثلا عده ای می خواهند دگر اندیش باشند، ولی خودشان میدانند که اشتباه است، اما برای فریب دشمن این کار را می کنند، و دشمن هم در این سراب! تا لب چشمه می رود، ولی تشنه برمی گردد! مثلا در همین انتخابات اخیر، که دکتر روحانی 24میلیون رای آورد، و رقیب ایشان 18میلیون، دشمن خوشحال شد که: دریچه اختلافی باز شده است! 18میلیون تمکین نمی کنند. لذا دو قطبی  و دودستگی را تبلیغ کردند، تا جاییکه در عالم توهم خودشان، منافقین را برای تغییر حکومت ایران جلو انداختند! فرمانده ارتش آمریکا هم علنا گفت: رژیم ایران باید تغییر کند! اما وزیر دفاع جمهوری اسلامی هم، پاسخ داد که: ایشان باید خود را به پزشک معرفی کند، زیرا دچار بیماری مالیخولیایی شده است. این بیماری نزدیک یک قرن است که: دشمنان اسلام را در بر گرفته است. از زمانی که آل سعود مکه و مدینه را قتل عام کرد، و کربلا را با خاک یکسان نمود، همه دشمنان گفتند که: کار اسلام تمام است. و لذا دوران استعمار خود را شروع کردند. اما قیام میرزای شیرازی در حادثه تنباکو، نشان داد که نابودی اسلام، فقط یک خیال خائنانه است. سید جمال الدین اسدابادی، به تنهایی به تمام دنیا رفت و: صدای تجدید حیات اسلام را به گوش جهانیان رساند. ولی آنها گفتند: وقتی مکه و مدینه تخریب شده، و در دست آل سعود یهودی است، جاهای دیگر رسمیت ندارند! اما اتحاد سید قطب از مصر با: فداییان اسلام و ایجاد گروهی نظیر آن در: کشورهای عربی و: مقابله با اسرائیل و جلوگیری از: تخریب بقیه آثار اسلامی در قبله اول و قبله دوم مسلمین، نشان داد که این شعله خاموشی ندارد. وجود آیت الله مدرس و آیت الله کاشانی، و اتحاد بین نجف وکربلاو لبنان و مصر و سوریه، کار را برای دشمنان سخت تر کرد. ولی آنان دست بردار نبودند: با کودتاهای زنجیره ای، نهضت های بیداری در مصر و ایران و: اندونزی حتی شیلی را سرنگون کردند. قهرمانان ملی چون مصدق، سوکارنو عبدالناصر و آلنده، برای مدت کوتاهی از میدان به در رفتند. اما ایرانیان که در طول تاریخ، مشعل دار بیداری و تمدن بودند، این بار قوی تر و بهتر به میدان آمدند: و قیام پانزده خرداد را سامان دادند. دشمن دست اتحاد داد و: با فریب عوامل داخلی، آن را سرکوب کرد، ولی واقعیت این بود که این بار، نهضتی خالص و به دور از چشم قدرتمندان و: صاحبان زور و زر در جریان بود. و این جریان خود را به 22بهمن 1357 رساند، و پیروزی جمهوری اسلامی را رقم زد. همانموقع گفتند: این جمهوری دوام ندارد! بختیار فراری گفته بود: تمام تیرهای چراغ برق تهران! شش ماه دیگر محل دار زدن: روحانیون ایران خواهد بود! اما این شش ماه ها را تمدید کردند! و هنوز هم بعد از چهل سال، مجبور به تمدید آن هستند.  ولی اسلام هر روز قوی تر می شود و: ادیان الهی و مستضعفان جهان، بیدار تر می گردند. هرچه آل سعود از داخل جبهه، و استعمار از خارج، سعی دارند که نیروهای انقلابی را کاهش داده، و با ترور و انفجار دچار ریزش کنند، اما مستضعفان جهان هر روز بیشتر: به این جریان پیوند می خورند. اگر تا دیروز فقط: قم یا تهران بود، امروز واشنگتن و لندن هم در تسخیر: پابرهنگان خودشان هستند. وهمه چشم به افق پیروزی کامل دوخته اند.

How does the Iranian nation operate the enemy!

Recent speeches by the Islamic Republic of Iran showed that rumors: There are differences or debates like this, just to deceive the enemies, and there is no difference. Servant from the beginning of the revolution, I remember that: whatever the drum disrupted, in the end it became a better and higher unity. Because the difference in Iran is not intrinsic, but transversal and formal. For example, some want to be dissident, but they themselves know that they are wrong, but they do it to deceive the enemy, and the enemy is in this mirage! It goes to the lake, but thirsty! For example, in the recent election, which Dr. Rouhani received 24 million votes, and his rival 18 million, the enemy was pleased that: a gap has opened open! 18 million do not agree. So they propagated the two polar and divine, to the point where they put forward the hypocrites to change the rule of Iran in their illusion of self! US Army commander also openly said: Iran's regime must change! But the Islamic Republic's Minister of Defense also replied: "He needs to introduce himself to the doctor because he has suffered from malignant illness. The disease is about a century that encompasses the enemies of Islam. Since the death of al-Saud, Mecca and Medina, and karbala with the same dirt, all the enemies said that the work of Islam is complete. And so began their colonial era. But Mirza Shirazi's uprising in the tobacco incident showed that the destruction of Islam is just a treacherous imagination. Seyyed Jamaloddin Asadbadi, alone, went to the world: the voice of the renewal of Islam was brought to the attention of the world. But they said: "When Mecca and Medina are destroyed, and in Saudi hands, they are Jewish, they are not recognized elsewhere!" But the union of Sayyid Qutb from Egypt with the Fadaiyan of Islam and the creation of a group such as: Arab countries: confronting Israel and preventing: the destruction of the rest of Islamic works in the first qiblah and the second qiblah of Muslims showed that this flame is not omitted. The existence of Ayatollah Modares and Ayatollah Kashani, and the alliance between Najaf and Karbala, and Lebanon and Egypt and Syria, made it harder for the enemies. But they were not abandoned: with coup d'état, the wake-up movements in Egypt and Iran, and Indonesia overthrew Chile. National heroes such as Mossadegh, Sukarno Abdel Nasser and Allende went on the run for a short time. But Iranians, who were a torch of awakening and civilization throughout history, were more powerful and better at this time: they arranged the 15th Khordad uprising. The enemy was united and, by deceiving the internal factors, suppressed it, but the fact was that this time, a pure movement was taking place away from the eyes of the powerful and the owners of the force. And this flowed to February 13, 1979, and made the Islamic Republic victory. At the same time they said: this republic is not lasting! Bakhtiar Ferrari said: all the lights of the Tehran power light! Another six months to be lodged: Iran clerics will be! But these six months have been renewed! And still after 40 years, they have to renew it. But Islam is getting stronger every day: the divine religions and the oppressed people of the world wake up. The more Al Saud from the front, and colonization from the outside, are trying to reduce the revolutionary forces and collapse with assassinations and explosions, but the oppressed people of the world are more and more connected: to this flow. If until yesterday only: Qom or Tehran, today Washington and London are also in conquers: their own haters. And all eyes are on the horizon of complete victory.

كيف الامة الايرانية، والعمل العدو!

التصريحات الأخيرة للرئيس الإيراني، أشار إلى أن الشائعات: وجود مثل هذه الخلافات أو القضايا، فقط لخداع الأعداء، وإلا ليس هناك فرق. أتذكر الثورة أن الفرق بين الطبول والضرب، وأصبحت الوحدة أفضل وأفضل. لأن الفرق في إيران، ولكن عبر وطبيعة رسمية. على سبيل المثال، بعض المعارضين يريدون، ولكنهم يعرفون أنه من الخطأ، ولكنه خدع العدو، والعدو في سراب! إلى حافة نافورة يذهب، ولكن يذهب الجياع! على سبيل المثال، في الانتخابات الأخيرة، والطبيب الروحي 24000000 صوتا، ومنافسه 18 مليون، وكان العدو سعداء بأن الخلافات صمام تم فتح! 18 مليون لا تتفق. الاستقطاب والانقسامات الترويج، بقدر ما بأنفسهم في عالم من الوهم، وطرح المجاهدين والحكومة الإيرانية لتغيير! وقال قائد الجيش الأميركي علنا ​​إيران يجب أن يتغير! ولكن وزير الدفاع في الجمهورية الاسلامية، أجاب بأنه يجب أن يعرض نفسه على الطبيب، لأن المرض السوداوي. هذا هو ما يقرب من قرن من الزمان الذي كان أعداء الإسلام. منذ دمر قتل سعود مكة والمدينة المنورة، وكربلاء، وقال جميع الأعداء هو الإسلام. وهكذا بدأ حياته الفترة الاستعمارية. لكن الانتفاضة ميرزا ​​الشيرازي في الحادث التبغ أظهرت أن تدمير الإسلام، وهم الغادرة. جمال الأسد، مات وحيدا كل صوت لانبعاث إسلامي في العالم. لكنهم قالوا انه عندما تم تدمير مكة المكرمة والمدينة المنورة وغير معترف بها البيت اليهودي آل سعود في مكان آخر! ولكن وحدة سيد قطب من مصر: المحبون للإسلام وإنشاء مجموعات مثل تلك الموجودة في الدول العربية و: التعامل مع إسرائيل ومنع تدمير الآثار الإسلامية في مكة المكرمة بقية القبلة الأولى والثانية من المسلمين، وأظهر أن اللهب هو خارج. هناك أياتولاه موداريز أياتولاه كاشاني، والتحالف بين النجف وكربلاء، لبنان ومصر وسوريا، وكان من الصعب على الأعداء. لكنها لم تتوقف مع الانقلابات سلسلة، الصحوة الحركات في مصر وإيران وإندونيسيا وحتى أطاح شيلي. أبطال الوطنية منذ مصدق، عبد الناصر وسوكارنو الليندي، لفترة قصيرة في ترك الميدان. لكن الإيرانيين على مر التاريخ، ووعي الشعلة والحضارة، وجاء هذه المرة من أقوى وأفضل: تم تنظيم انتفاضة في يونيو خمسة عشر. وكان الاتحاد العدو وخداع العوامل الداخلية، سحقها، ولكن الواقع أن هذا الوقت، كانت الحركة الصافية بعيدا عن أعين الأقوياء وأصحاب والذهب في القوة. وانها سوف بهمن 22، 1357، وتميز انتصار للجمهورية الإسلامية. كما قلت، لم الجمهورية لم يدم طويلا! وقال فيراري بختيار جميع أعمدة الانارة طهران! ستة أشهر من اعدام: سوف رجال الدين تكون إيران! ولكن ذلك مددت ستة أشهر! ولا تزال، بعد أربعين عاما، أن تجديد العمل به. ولكن الإسلام هو أقوى كل يوم: أديان العالم والفقراء، هم أكثر يقظة. آل سعود من الجبهة، والاستعمار من الخارج، في محاولة للحد من القوى الثورية، والاغتيالات والتفجيرات التي الخسارة، ولكن العالم الفقير كل يوم: الترخيص الحالي. إذا حتى أمس فقط: قم أو طهران، واشنطن ولندن اليوم وقهر: حافي القدمين أنفسهم. يتم إصلاح كل العيون على النصر الأفق كاملة.

Necə İran xalqı, düşmən iş!

başqa heç bir fərq yoxdur, belə fərqlər və ya məsələlər mövcudluğu yalnız düşmən aldatmaq: İran prezidenti son bəyanatları, şayiələr ifadə etdi. Mən zərb alətləri arasında fərq məğlub edildi inqilab xatırlayıram, və birlik daha yaxşı və daha yaxşı oldu. İranda fərq, lakin cross və formal xarakterli idi. Məsələn, bəzi dissident istəyirəm, lakin onlar yanlış olduğunu, lakin bu düşmən və Mirage düşmən aldatdı! fəvvarə kənarına gedir, amma ac gedir! Məsələn, son seçkilərdə 24 milyon səs mənəvi həkim və rəqibini 18 milyon, düşmən fərqlər valve açılıb ki sevindi! 18 milyon gəlməyən. qütbləşmə və bölmələri insofar illüziya dünyada öz kimi, irəli dəyişdirmək üçün Mücahidləri və İran hökuməti ortaya atdı! Amerikanın ordu rəisi açıq İran dəyişməlidir edib! Amma İslam Respublikasının müdafiə naziri, xəstəlik melanxolik, çünki o, həkim özünü təqdim etməlidir ki, cavab verdi. Bu təxminən İslam düşmənləri olan bir əsr. Saud Məkkə və Mədinə və Kərbəla öldürülməsi yıxıldı ildən, bütün düşmənləri bu İslam edib. Və beləliklə onun müstəmləkə dövrü başladı. Amma Tobacco Hadisədə üsyan Mirzə Şirazi göstərdi İslam xain illüziya məhv edir. Camal əl-Əsəd, tək bütün dünya İslam canlanma səs həyatını itirdi. Lakin onlar Məkkə və Mədinə o məhv zaman dedi və Səud yəhudi House başqa tanınmır! Orada Ayətullah Modarres Ayətullah Kashani və Nəcəf və Kərbəla, Livan, Misir və Suriya arasında ittifaq, bu düşmən üçün çətindir idi. Lakin onlar Misir, İran, İndoneziya və hətta Çili devirdik hərəkətləri Oyanış, zərbələrin zənciri ilə dayanmadı. Sol sahəsində qısa bir zaman üçün Mossadegh, Nasir və Sukarno Allende-ci ildən Milli Qəhrəmanları. Amma iranlılar tarix boyu məşəl şüur ​​və mədəniyyətin, bu dəfə daha güclü və daha yaxşı çıxdı: üsyan iyunun on beş təşkil edildi. Union düşmən idi və daxili amillər aldadaraq, onu əzmək, amma reallıq bu dəfə üz güclü gözü və sahibləri xalis hərəkəti və qızıl qüvvədə idi. Və bu Bahman 22 1357 gedir və İslam Respublikasının qələbə qeyd edir. Dediyim kimi, respublika uzun sürmədi! Ferrari Bəxtiyar bütün lampposts Tehran dedi! asma altı ay: din xadimləri İran olacaq! Amma ki, altı ay uzadılıb! Və hələ, qırx il sonra, onu təzələmək lazımdır. Amma İslam hər gün güclüdür: dünya dinləri və yoxsul, daha oyaq var. xaricdən ön və müstəmləkəçilik olan Səud House, zərər ki inqilabi qüvvələri və sui-qəsdlər və partlayışlar azaltmaq üçün çalışırıq, lakin yoxsul dünya hər gün cari lisenziya. Əgər dünən qədər yalnız: Qum və ya Tehran, fəth kimi Vaşinqton və London bu gün: özləri ayaqyalın. Bütün gözlər horizon tam qələbəəyyən edilir.

تولید و اشتغال با دستان بسته.

از معجزات انقلاب اسلامی ایران، یکی آن بود که با دستان خالی به جنگ: دنیای تا دندان مسلح رفت و پیروز بیرون آمد. زیرا همه میدانند ارتش زمان شاه، بعد از اسرائیل قوی ترین ارتش منطقه بود، حمایت کامل آمریکا و دیگران را هم داشت. ولی امام خمینی برای مبارزه با دنیای تجارت تسلیحاتی، هیچگاه مردم را به جهاد مسلحانه و: یا تسلیح شدن دعوت نکرد، تا پیروز شد! ارتش هم خود را در کنار ملت قرار داد. در دوران دفاع مقدس هم همینطور بود: درحالیکه ایران حتی نمیتوانست سیم خاردار بخرد، و در تحریم کامل بود. دشمن بعثی تا دندان مسلح بود و: دلار های نفتی سعودی و سلاح های پیشرفته: آمریکایی و اروپایی حتی روسی و چینی و اسرائیلی، منافقین مسلح داخلی، تا آخرین لحظه از او حمایت کردند! ولی این صدام بود که به چوبه دار سپرده شد، و بعث مجبور شد غرامت به ایران را بپذیرد. در دوران سازندگی و اقتصادی هم می بینیم که: هیچ یک از پارامترهای اشتغال و تولید، در ایران وجود ندارد: بانکها بعنوان مزدوران امپریالیسم، هرگونه نقل و انتقال  پولی را مانع می شوند، تا اصلا تجارتی انجام نشود، وامهای با بهره کلان می دهند تا: تولید و اشتغالی صورت نگیرد. اما مردم با دست بسته و دهان دوخته! هنوز زنده اند و تولید و اشتغال را، در حد اعلا هدایت می کنند. همایش معدن در هتل اسپیناس بلوار، بخوبی نشان داد که اگر با معیار های بین المللی بررسی شود، اصلا امکان استخراج وجود ندارد. حتی اکتشاف در ایران با شمع صورت می گیرد! و استخراج با انفجار های باروتی. زیرا برای سرمایه گذاری یا خرید تجهیزات، نیاز به انتقال پول هست. و بانکها اصلا نمی پذیرند، اشخاص هم نمی توانند مثلا: ده میلیون دلار را در کیف یا: جیب خود جابجا کنند! حتی بانکهای داخلی هم حاضر شوند که: ضمانت نامه بدهند شرکای خارجی می گویند: ما به خودتان اعتماد داریم ولی به بانکتان هرگز! لذا با اینکه صرافی های زیادی در کار نقل و انتقال پول هستند، ولی به درد سرمایه گذاری یا خرید رسمی تجهیرات نمی خورند! فقط برای پولشویی و قاچاق کالا از آن استفاده می شود. در معدن های ایران، فقط ده درصد معادن بزرگ هست، که نیاز به سرمایه گذاری و تجهیزات دارد. 90درصد این معادن خودجوش است! یعنی معلوم نیست سرمایه و: تجهیزات خود را چطور به دست آورده، البته این حسن کار است، زیرا اگر دولت و بانکها بفهمند: مکانیزم اینها چطوری است، بلافاصله تعطیل می شوند. تعجب نکنید، کافی است بیمه یا مالیات را به سراغ آنها بفرستند! این نشان می دهد که در اقتصاد هم، مانند زمان جنگ، سردارانی هستند که آتش به اختیار، کار می کنند و نمی گذارند: تولید و اشتغال از بین برود. این سرداران اقتصادی، هم از سوی دشمن تهدید می شوند، و هم از سوی دوستان داخلی. دشمنان با سلاح تحریم می آیند، و دوستان با سلاح کارشکنی! سنا یا کنگره ی آمریکا را ببینید: آنها همه کار خود را رها کرده، فقط مطالعه می کنند ببینند که: ایرانی ها چطور زنده مانده اند، یا چطور تحریم ها را دور می زنند؟ به محض کشف این حفره ها، با یک مصوبه جدید، حلقه محاصره را تنگ تر می کنند. بانکها هم از داخل مانند: موریانه اینها را می خورند. اتاق فکر بانکها در بانک مرکزی و: دفتر پژوهشها هم مانند: سنا و کنگره مترصد تولید و اشتعال خودجوش هستند. تا سری در میان سرها بلند شد! سراغ او می روند و: پیشنهاد وام می دهند، بعد بهره وام و بیمه و مالیات را خبر می کنند! و طولی نمی کشد که حکم تعطیلی کارخانه و: دستگیری مدیرعامل آن را در یافت کرده، به این غائله خاتمه می دهند.

Production and employment with closed hands.

Of the miracles of the Islamic Revolution of Iran, one was to go with the hands of the empty war: the world to the armed toothpick and went victorious. Because everyone knows that the Army of the Shah's time, after Israel, was the strongest army in the region, had full support from the United States and others. However, Imam Khomeini did not invite people to armed jihad and / or arming to fight the world of arms trade, so he won! The army placed itself next to the nation. It was also during the sacred defense period: while Iran could not even buy barbed wire, and it was full of sanctions. The enemy of Ba'ath was armed with teeth: Saudi oil dollars and advanced weapons: American and European even Russian, and Chinese and Israeli, domestic armed hypocrites, supported him until the last minute! But this was Saddam Hussein, who was forced to pay compensation to Iran. In the era of construction and economics, we see that there are no parameters of employment and production in Iran: banks, as mercenaries of imperialism, impede any transfer of money, so that they do not at all trade, they give big interest loans Until: There is no production and employment. But people are sewn with hand and mouth! They are still alive and lead to production and employment. The Mining Conference at Spinzal Boulevard Hotel has shown that there is no extraction possible if it is examined by international standards. Even the exploration in Iran comes with candles! And extracted with Barotti explosions. Because there is a need to transfer money to invest or buy equipment. And the banks do not accept at all, people cannot, for example, move the $ 10 million in their bags or pockets! Even domestic banks are ready to: give a guarantee. Foreign partners say: We trust in yourself, but never go to your bank! So, despite the fact that there are a lot of money exchangers in the money transfer, they do not have the money to invest or purchase the equipment! Only used for money laundering and smuggling. In mines in Iran, only 10 percent of the mines are in need of investment and equipment. 90% of these mines are spontaneous! It is unclear what capital and how it got its equipment, of course, this is good, because if the government and banks understand: the mechanism is how they are, they are immediately shut down. Do not be surprised, it's enough to send them insurance or taxes! It shows that in the economy, like during the war, there are chief  who fire, work and do not let production and employment disappear. These economic chiefs are both threatened by the enemy and by domestic friends. Enemies come with a sanction weapon, and friends break with weapons! See the US Senate or Congress: They all abandoned their work, just studying, "How do the Iranians survive, or how to circumvent the sanctions?" As soon as these holes are discovered, they will narrow the siege ring with a new decree. Banks from inside like: Termites eat these. Banking think tanks in the central bank and: The research office, like the Senate and the Congress, are spontaneous generation and ignition. Until the series rose up among the heads! They go to him and ask for a loan, then they will pay interest and insurance and taxes! And it does not take long for the plant to be shut down and: arrested by the CEO, they will end it.

الإنتاج والعمالة في الأصفاد.

معجزات الثورة الإسلامية، واحدة أن بأيد فارغة إلى الحرب: العالم مدججين بالسلاح، وخرج منتصرا. لأن الجميع يعلم الجيش الشاه، وكان أقوى جيش في المنطقة بعد إسرائيل بدعم كامل من أمريكا وغيرها. ولكن الإمام الخميني لمحاربة التجارة العالمية السلاح والجهاد المسلح وأبدا للشعب: أو دعي تاجر أسلحة إلى أن يتحقق النصر! وضع الجيش الخاص في البلاد. كانت الحرب المقدسة نفسها: في حين أن إيران لا يمكن حتى شراء الأسلاك الشائكة، وكانت مقاطعة شاملة. العدو البعثي مدججين بالسلاح والدولار البترول العربية أسلحة متقدمة: الأمريكية والأوروبية والروسية وحتى المنافقين الصيني والاسرائيلي الداخلية المسلحة، دعم له حتى آخر لحظة! ولكن كان صدام هو الذي أحضر إلى حبل المشنقة، واضطرت البعث لقبول التعويضات لإيران. خلال إعادة الإعمار والاقتصادية، ونحن نرى أن أيا من المعلمات للعمل والإنتاج، في إيران لا توجد بنوك وكلاء للإمبريالية، أي المعاملات النقدية لمنع هكذا فعل الأعمال بعيدة لا فائدة القروض ماكرو الهاتفي إلى: الإنتاج والعمالة لا يتم. ولكن الناس مع ربط اليدين ومخيط الفم! هل لا يزال على قيد الحياة والإنتاج والعمالة، والمرشد. في فندق بوليفارد، أظهر مؤتمر التعدين بوضوح أن يتم رصد المعايير الدولية، ليس هناك إمكانية لاستخراج. حتى التنقيب في إيران تجري مع الشموع! انفجار التعدين البارود. للاستثمار أو شراء المعدات، والحاجة إلى نقل المال هناك. والبنوك لا تقبل ذلك، والناس لا يستطيع أن يقول: عشرة ملايين دولار في محفظة أو جيب للتحرك! البنوك المحلية، بل هي على استعداد أن يضمن شركائهم الأجانب يقولون: علينا أن تثق بنفسك، ولكن إلى البنك الذي تتعامل من أي وقت مضى! فكيف هو المبلغ التحويلات المالية، ولكن الألم لا تأكل الاستثمار معدات أو شراء الرسمي! يتم استخدامه فقط لغسل الأموال وتهريب. الألغام الإيراني، عشرة في المئة فقط من الألغام الكبيرة، والحاجة إلى الاستثمار والمعدات. 90٪ من هذه الألغام هي عفوية! وليس من العاصمة: كيف اكتسبت معداتهم، ولكن هذا أمر جيد، لأنه إذا كانت الحكومة والبنوك لفهم: كيف هي هذه الآليات، مغلقة على الفور. لا ينبغي أن نندهش، فقط أرسل التأمين أو الضرائب لهم! وهذا يشير إلى أن الاقتصاد، مثل قادة الحرب من السلطة النار والعمل ولا تؤثر على الإنتاج والتوظيف محا. قباطنة الاقتصاد، هدد أيضا من قبل العدو، وأصدقاء المحلية. أعداء تأتي مع حظر الأسلحة والتخريب وأصدقاء بأسلحة! مجلس الشيوخ أو الكونغرس الأمريكية راجع: أنهم جميعا التخلي عن عملهم، إلا أن نرى الإيرانيين كيفية البقاء على قيد الحياة، أو كيف العقوبات يستدير؟ على اكتشاف الثقوب، مع تشريع جديد، تشديد الخناق. كتب من داخل مثل النمل الأبيض تأكل منها. أعتقد أن البنوك دبابات في الدراسات المصرفية والمكتب المركزي مثل: وتستعد مجلس الشيوخ والكونغرس لتصنيع والاشتعال التلقائي. سلسلة من رؤساء حتى! أذهب إليه وتقديم القروض، بعد يقال الفوائد والضرائب والتأمين! ولا تستغرق وقتا طويلا لأجل إغلاق المصانع واعتقلت مديرها وجدت، في نهاية الشغب من اليوم.

İstehsal və qandallı məşğulluq.

İslam İnqilabı boş əlləri ilə müharibə bir möcüzə: Dünyanın diş silahlı və qalib gəldi. hər kəs şahın ordusu bilir, çünki İsrail sonra bölgənin ən güclü ordusuna Amerika və digər tam dəstək var idi. Amma İmam Xomeyni insanların dünya silah ticarət silahlı cihad və heç mübarizə: və ya silah diler qalib dəvət olunub! millət ordu qoyun. İran hətta tikanlı məftil almaq bilmədi, və boykot cəmi: müqəddəs müharibə eyni idi. , Amerika Avropa, Rusiya və silahlı hətta Çin və İsrail münafiqlər daxili son ana qədər ona dəstək: diş və dollar neft Ərəbistanı silahlı Baas düşmən silah qabaqcıl! Amma ölüm gətirildi Səddam idi və Baas İrana kompensasiya qəbul etmək məcburiyyətində qaldı. yenidən qurulması və iqtisadi ərzində biz imperializmin agentləri, hər hansı bir pul əməliyyatları qarşısını almaq üçün məşğulluq və istehsal parametrləri heç biri İranda indiyə qədər iş faizli kreditlər makro-Up vermədi, heç bir bank var ki, görəcəksiniz üçün: istehsal və məşğulluq görülən deyil. Amma əlləri ilə insanlar bağlı və ağız sewn! hələ ali bələdçi kimi, istehsal və məşğulluq diri. Mining Conference Espinas Hotel Boulevard, aydın hasilatı imkanı yoxdur, beynəlxalq standartlara nəzarət edilməsini göstərdi. İranda Hətta kəşfiyyat şam ilə yer alır! barıt Mining partlayış. investisiya və ya avadanlıqların alınması üçün ehtiyac yoxdur pul köçürmək. Və banklar insanlar deyə bilmərəm, bunu qəbul etmir: on milyon dollar çanta və ya hərəkət etmək cibində! Heç bank, lakin Biz özünüzü etibar var: Yerli banklar xarici tərəfdaşlar demək zəmanət ki, hətta hazırıq! Belə ki, pul köçürmələri, lakin ağrı Equipment investisiya və ya rəsmi alınması yemək vermədi nə qədər pul! Bu, yalnız çirkli pulların yuyulması və qaçaqçılığı üçün istifadə olunur. İran mina, böyük mina yalnız on faizi investisiya və avadanlıq lazımdır. Bu mina 90% kortəbii deyil! Bu kapital deyil: onların avadanlıq əldə, lakin hökumət və banklar anlamaq üçün, çünki bu, yaxşıdır: bu mexanizmlər dərhal bağlıdır necə. təəccüb etməyin, yalnız onlara sığorta və ya vergi göndər! Bu müharibə yanğın hakimiyyəti, iş komandirləri və istehsal və məşğulluğu təsir etmir kimi iqtisadiyyat, məhv olduğunu göstərir. İqtisadiyyatın kapitanları, həmçinin düşmən tərəfindən təhdid və yerli dostları tərəfindən. Düşmənləri silah silah embarqosu, təxribat və dostları ilə gəlib! yalnız iranlılar necə yaşamaq görmək, onlar bütün öz işlərini tərk, və ya necə sanksiyalar ətrafında çevrilir: Amerika Senatı və ya Konqresi görmək? yeni qanunvericiliyə uyğun, deşik aşkar sonra, kəmənd dartılmış. ərzində termitleri kimi Books onlara yemək. Senat və Konqres istehsal və təbii alovlanma üçün əsas yaradır: kimi mərkəzi bank və ofis işləri yerində Tank banklar düşünün. up rəhbərləri A seriyası! ona getmək və faiz və vergi və sığorta bildirib sonra, kreditlər təklif! Və uzun deyil, gün çevik qüvvət son tapdı fabriklərin bağlanması sifariş və onun direktoru həbs.

 

نمونه یک مدیریت عمومی (ستاد فرماندهی فرهنگ مقاومتی!)

آموزشگاه تربیت مدرس، سمیناری برقرار کرده بود: بنام برونگرایی در آموزش، یا همان جهانی سازی مدل های: ایرانی در علوم مختلف. و این ایده بسیار جذاب و درستی است. زیرا در مقابل دگراندیشان که می خواهند: همه چیز وارداتی باشد، اینها به فکر صادرات فرهنگ هستند. مصاف این دو اندیشه، برای مردم ملموس نیست، زیرا مرزهای آن بسیار به هم نزدیک هستند. در همه جا تفاوت بین شرک وتوحید، یا حق و باطل به همین سختی است. حضرت امیر ع می فرماید: شرک مانند حرکت یک مورچه در شب تاریک است! و همچنین می فرماید: حق خم می شود ولی نمی شکند. نفوذ فرهنگی و اقتدار فرهنگی هم، فقط به اندازه حرکت یک مورچه در شب تاریک! با هم تفاوت دارند و: کسانی که بصیرت ندارند متوجه این تفاوت نمی شوند. همانطور که در اصل دین یا ضدیت با آن، تفاوت از یک مو باریکتر است! انسان کافر کسی است که: می خواهد خدا را از زندگی حذف کند، و خودش جای آن بنشیند، یا چیزهای دیگری را به جای او بگذارد. در حالیکه انسان مومن هم همین کار را می کند! یعنی خود را خلیفه خدا می داند، و جانشین او. اما تفاوت کجاست؟ کافر از روی حقد و کینه، این کار را می کند و: واقعا نظر او از بین بردن دین است. اما مومن به دستور خدا این کار ها را می کند، زیرا خداوند با یاد دادن علوم به انسان، اورا جانشین خود معرفی کرده است. یعنی جانشینی خدا، با اجازه خدا است ولی، کافر بی اجازه خدا! در بهشت و جهنم هم همین تفاوت است: کسانی که در دنیا مشروب بخورند یا هیزی بکنند، در روز قیامت آنها را به جهنم می برند! ولی اگر در دنیا نخورند و: هیزی نکنند، در بهشت به آنها می ناب و هم حورالعین می دهند، آنهم می ناب که از خوردن آن، سردرد بعد از آن وجود نخواهد داشت! یا داشتن زوج های زیبا رو، که انسان را خسته نمی کند! تفاوت این دو در همین است که: اولی با اعتماد به خود و بدون توجه به دستور خدا، گناه می کند ولی بهشتی ها، به دستور خدا از این نعمت ها بهره می برند. هزار نکته باریک از مو همین جا است. مسئولان فرهنگی با تساهل، جای این دو را اشتباه می گیرند، و یا زیاد تفاوتی نمی بینند!(خیام می گوید : ما با می و معشوق از انیم مدام! باشد که به روز حشر باشد که چنانمان انگیزند) مثلا در مورد مسئله جهانی شدن، یا جهانی سازی فرق بسیار کوچک! ولی بسیار مهم است. آنها! می گویند اگر فرهنگ خود را سرکوب کنیم و: فرهنگ آمریکایی را اجرا کنیم جهانی می شویم! ولی ما می گوییم: فرهنگ خود را حفظ کرده، رشد می دهیم تا تمام جهان به: حقانیت آن پی ببرند و: لذا فرهنگ خود را جهانی می سازیم. با توجه به مقدمه ذکر شده، آنها فرهنگ آمریکایی را حق می دانند! و ما فرهنگ خود را، تفاوت دیگاههای دکتر قالیباف با دیگران در همین است. مدیریت جهادی او برمبنای: ذیحق دانستن فرهنگ تشیع، برای اداره جهان است. و ایشان چه در جبهه های نبرد حق علیه باطل، چه در هنگام فرماندهی نیروی انتظامی، و چه در مدیریت یگپارچه شهری، با همین انگیزه و فکر جلو رفته، و اکنون باید که آن را به اوج برساند، یعنی برونگرایی نموده و: مدیرت جهادی را جهانی کند. در حالیکه دیگر دگراندیشان می گویند: از حق خود کوتاه بیاییم تا: با دشمنان برابر شویم. مذاکره با دشمن اساسا یعنی همسنگ دانستن او! البته این در برابر منتقدان است، و الا دشمن را بالاتر هم میدانند. به نظر ما همانطور که سردار سلیمانی، در گفتمان نظامی، استراتژیک بودن نظرات شیعه و اسلام را ثابت کرد. در محیط اقتصادی و فرهنگی هم، به چنین قهرمانانی نیاز است. سخنان امروز دکتر قالیباف، در برج میلاد نشان داد که: این قهرمان در حال ورود به عرصه جهانی است، و باید که حمایت شود.

A sample of a public administration

The Tarbiat Modarres School had organized a seminar: the name of extraversion in education, or the globalization of Iranian models in different sciences. And this is an awesome idea. Because they are against the dissidents who want to: everything is imported, they are thinking about exporting the culture. The confrontation between these two thoughts is not tangible for the people, because the boundaries are very close together. Everywhere, the difference between shirk and monotheism, or right and wrong, is so difficult. Prophet Amir says: Shrek is like the movement of an ant in the dark at night! He also says: "It is right, but it does not break." Cultural influence and cultural authority, just as much as moving an ant in the dark night! The difference is different: those who do not understand do not notice this difference. As in the original religion or in opposition to it, the difference is narrower than a hair! The infidel is one who: He wants to remove God from life, and sit in his place, or put things in place for him. While a believer does the same thing! Named himself the Caliph of God, and his successor. But where is the difference? The disbeliever does it by hatred, and he really wants to eliminate religion. But the believer does this by God's command, because God has introduced his successor by teaching science to mankind. That is, the succession of God is with the permission of God, but the disbeliever is not allowed by God! In Paradise and Hell, this is also the difference: those who drink or drink in the world, will bring them to Hell on the Day of Resurrection! But if they do not eat in the world and they do not blow, they will be eaten in Paradise, and they will make beautiful couples; you will not be able to eat it, there will not be a headache after that! Or having beautiful couples that do not bother people! The difference between the two is that: the first one is guilty of his own selflessness and without regard to the command of God, but heavenly people, on the orders of God, benefit from these blessings. There are a thousand thin tips of hair here. Cultural officials with tolerance make the mistake of the two, or they do not see much difference! (Khayyam says: "We are with a lover and a lover of continuous music! It's up to you who are so motivated to do that, for example, about the issue of globalization." , Or globalization is a very small difference! But it is very important. They are! They say that if we suppress our culture and we will run the American culture we are global! But we say: we maintain and grow our culture, so that the whole world can understand its truth: and so we make our culture global. According to the introduction, they consider American culture to be right! And we have our own culture, the difference between Dr. Qalibaf's views with others. His jihad management is based on: the right to know the Shia culture for the management of the world. And he, on the fronts of the right to fight against falsehood, both during the command of the law enforcement and in the management of the city, has moved with this motive and thought, and now it has to raise it, that is, an outsourcing: To globalize. While other dissidents say: "Let's get down to ourselves: to become equal enemies." Negotiating with the enemy is basically the same as knowing him! Of course this is against the critics, and they see the enemy as higher. In our opinion, as General Suleimani, in military discourse, proved the strategicity of Shiite and Islamist views. In the economic and cultural environment, such heroes are needed. Today's speech by Dr. Ghalibaf at the Milad Tower showed that: This hero is entering the global arena, and should be supported.

مثال على المدير العام

، أنشئت دورات تدريب المعلمين ندوة: اسم الانبساط في التعليم، العولمة أو نموذج من ايران في مختلف المجالات. والفكرة هي جذابة جدا والنزاهة. لأن المعارضين الذين يريدون كل شيء ليتم استيرادها، وأنها تفكر في الصادرات الثقافية. ضد هذه الفكرة، للناس ليست ملموسة، لأن حدودها هي قريبة جدا من بعضها. في كل مكان الفرق بين الشرك والتوحيد، أو الحق والباطل من الصعب جدا. قال الإمام علي (ع): شريك مثل نقل نملة في ليلة مظلمة! وكما يقول الانحناءات حق ولكن لا يفطر. التأثير الثقافي والسلطة الثقافية، كما أن حركة نملة في ليلة مظلمة! تختلف وأولئك الذين لا يفهمون هذا الاختلاف لا يمكن أن يكون الثاقبة. في الأصل أو الدين أو ضده، والفرق هو أرق من شعرة! كافر هو الشخص الذي يريد إزالة الله من الحياة، ومكان للجلوس، أو أشياء أخرى وضعت في مكانه. بينما المؤمن هو نفس الشيء! الله وحده يعلم وسائل الخاص بك خليفة، وخلفه. ولكن أين هو الفرق؟ كراهية الكفار، وأنه حقا له تدمير الدين. ولكن المؤمنين لأمر الله يمكن أن تفعل ذلك لأن الله قد تدرس العلوم الإنسانية، وقدم له خلفا له. خليفة الله، بإذن الله، ولكن الكفار إلى الله! والفرق هو في السماء والجحيم: أولئك الذين أكل أو شرب في العالم تفعل الضبابي، يوم القيامة أنها سوف تعاني في الجحيم! ولكن إذا كان العالم أكل: الضبابي لا في السماء لأنها الأزواج نقية وجميلة، وإلا نقية من أكله، ثم لن يكون هناك صداع! أو زوج من لطيفة، لا يزعج الرجل! الفرق بين الاثنين هو أن الأول لديه الثقة بالنفس ودون اعتبار لأمر الله، ولكن الحدائق الخطيئة، وبأمر من النبي صلى الله عليه سيستفيد من هذا. النقطة هنا هي الآلاف من شعر رقيق. مسؤولون التسامح الثقافي، بدلا من اثنين لإرباك، أو الكثير من الفرق لا ترى (الخيام يقول: نحن الحبيب هوليوود من أي وقت مضى مايو يوم القيامة أن مثل هذه الزيادة!)، على سبيل المثال، على مسألة العولمة ، أو العالم للفرق صغير جدا! ولكن من المهم جدا. لهم! يقولون أنه إذا كنا قمع ثقافتهم: الثقافة الأمريكية، ونحن تشغيل في العالم! لكننا نقول: الحفاظ على ثقافتك والنمو لدينا للعالم كله: الحقيقة وتحقيق ذلك: علينا أن نبني ثقافة عالمية. وفقا لمقدمة، لديهم الحق في معرفة الثقافة الأميركية! وثقافتنا الخاصة، وجهات نظر مختلفة مع الآخرين هو السجاد الطبيب. والجهادية الإدارة القائمة على: تبرير الثقافة الشيعية، لإدارة العالم. هم كلا الجانبين من معركة الحق ضد الباطل، سواء في الشرطة، وفي إدارة المدينة الصلبة، مع نفس الدافع والتفكير إلى الأمام، والآن لدينا عندما يتعلق الأمر تتويجا، والانبساط و: الجهاد الإدارة الأعمال في العالم. بينما يقول غيرهم من المنشقين الحق في الخروج قصيرة: ضد أعدائنا. التفاوض مع العدو أساسا ما يعادل معرفته! بطبيعة الحال، فإن النقاد، والعدو إلا كما هو موضح أعلاه. في رأينا، وسردار سليماني، والحوار العسكري، وثبت تعليقات الاستراتيجية الشيعي الإسلام. البيئة الاقتصادية والثقافية، مطلوب مثل هؤلاء الأبطال. اليوم السجاد تصريحات الطبيب، أشار برج أن البطل يدخل على الساحة العالمية، وينبغي دعم.

Baş direktor nümunəsi

əllim təlim kursları, seminar yaradılmışdır: təhsil, qloballaşma və ya müxtəlif sahələrdə İranın model Extraversion adı. Və fikir çox cəlbedici və bütövlüyü edir. hər şey idxal etmək istəyirəm müxaliflərə Çünki, onlar mədəni ixracatı haqqında düşünürük. ideyasına qarşı, onun sərhədləri birlikdə çox yaxın, çünki maddi insanlar üçün. Hər şirk və tövhid, və ya doğru və yanlış arasında fərq belə çətindir. İmam Əli (ə) dedi: qaranlıq gecə bir qarışqa hərəkət kimi Shrek belə! Həmçinin sağ birds deyir amma pozmaq deyil. Yalnız bir qaranlıq gecə bir qarışqa hərəkəti mədəni təsir və mədəni səlahiyyət! müxtəlif və bu fərq başa düşmürəm edənlər dərin ola bilməz. ilk din və ona qarşı kimi, fərq tükdən nazik! Bir kafir həyat Allah uzaqlaşdırmaq istədiyi kimsə və oturmaq üçün bir yer, və ya onun yerinə qoymaq başqa şeylər var. Mömin eyni şey olsa da! Allah vasitələri Khalifa və onun varisi bilir. Amma harada fərq nədir? Kafir nifrət, və bu, həqiqətən, ona dini məhv. Lakin Allah insan elmləri tədris çünki bunu edə bilərsiniz Allahın əmrinə sadiq, onun varisi kimi təqdim edib. Allahın izni ilə Allahın varisi, lakin Allaha kafir! fərq cənnət və cəhənnəm var: onlar cəhənnəmdə əzab qiyamət günü Hazy nə dünyada yemək və ya içmək edənlər! Amma dünyanın əgər yemək: Hazy onlar təmiz və gözəl cüt və yemək yalnız saf kimi göydə, sonra heç bir baş ağrısı olacaq deyil! Və ya gözəl bir cüt, insan narahat etmir! Arasında fərq keçmiş özünə inam və Allahın əmrinə asılı olmayaraq, lakin günah bağlar, bu faydalanacaq Allahın xeyir sifariş olmasıdır. burada nöqtə nazik saç min. Səlahiyyətlilər mədəni tolerantlıq, daha iki çox çaşdırmaq və ya fərq bir çox görmürəm (Xəyyam deyir: Biz qiyamət belə bir artım may günü heç Hollywood sevimli var) qloballaşma ilə bağlı, məsələn, və ya çox kiçik fərq dünya! Amma bu, çox vacibdir. Onlara! Amerika mədəniyyəti, biz dünya run: Onlar öz mədəniyyətini yatırmaq əgər ki! Amma biz deyirik: mədəniyyət, bütün dünya bizim artım saxlamaq: həqiqət və həyata: biz qlobal mədəniyyət qurmaq. tətbiqi sözlərinə görə, Amerika mədəniyyəti bilmək hüququ var! Və öz mədəniyyət, başqaları ilə müxtəlif views həkim xalça var. dünya çalıştırmak üçün, şiə mədəniyyəti haqq qazandırmaq O əsasında idarə cihadçı. Onlar eyni motivasiya ilə Polis olub, və sərt şəhərin idarə yanlış qarşı hüququnun döyüş, hər iki və irəli hesab edirəm ki, bu, kulminasiya nöqtəsi, extroversion və gəldiyi zaman indi: idarə cihad dünyanın işləri. Bizim düşmən qarşı digər müxaliflərə qısa gəlmək hüququ demək edir. əsasən düşmən onu bilmədən ekvivalenti ilə danışıqlar! Əlbəttə ki, yuxarıda təsvir başqa tənqidçilər və düşmən. Bizim fikrimizcə, Sərdar Süleymaninin, hərbi dialoq kimi strateji Şərhlər şiə İslam sübut etdi. İqtisadi və mədəni mühit, belə qəhrəmanlar tələb olunur. Bu gün sözləri həkim xalçalar, Tower qəhrəman qlobal arena girir və dəstəklənməsi lazım olduğunu ifadə etdi.

 

هزینه های امنیتی

تفاوت کارکردهای نامنظم و: دسته بندی های کلاسیک در: عملیات نظامی فراوان است، ولی در اینجا بحث افزایش هزینه هست. جنگ های نامنظم یا چریکی، دارای کمترین هزینه برای کاربران آن است، در حالیکه برای طرف مقابل، بالاترین هزینه ها را تحمیل می کند. مثلا اگر یک فدایی فلسطینی فقط یکبار، در تل اویو موفق به تیراندازی شود. ممکن است در این تیراندازی کشته شود، ولی از فردای آن روز سیستم های اطلاعاتی و نظامی، حساس شده و اولین کار آنها، بررسی یا خود انتقادی است. به شناخت حفره های امنیتی پرداخته، و پیش بینی هایی برای حفره های بعدی هم به آن اضافه می کنند، و تقریبا آماده باش صد در صد می دهند. میتوان گفت هزینه های پرسنلی و عملیاتی آنان نیز، دو برابر شده و گاه برای خرید تجهیزات جدیدتر، به چند برابر هم افزایش پیدا می کند. پرداخت این هزینه ها برای اسرائیل مهم نیست، زیرا چند برابر آن را از آمریکا و عربستان اخاذی می کند. اما مهم این است که از این حرکات، اصول علمی مبارزه استخراج می شود، و بدل آن را به دیگران وارد می کنند. اصول کلی ایجاد داعش یا: طالبان و القاعده برهمین مبنا است. افرادی باید تربیت شوند که: با کمترین هزینه بیشترین هزینه را، بر دشمنان اسرائیل وارد کنند. به همین جهت فداییان فلسطینی، مورد مطالعه قرار گرفتند و: از بازجویی ها و شعار هایی که آنان می دادند، چند اصل ایدئولوژیک و چند اصل نظامی تنظیم شد. اصل اول ایدئولوژیک آن، فداکاری تا پای جان بود. مطالعه فداییان فلسطینی نشان داد که: اولین بار اعتقاد به جهان آخرت و: زنده شدن بعد از مرگ خیلی مهم است. یعنی یک فدایی باید مطمئن می شد: اگر در عملیات جان خود را از دست بدهد، چیزی نباخته، بلکه بهتر از آن در انتظار او است. در این مرحله اسرائیل سعی کرد: این موضوع را یا از ذهنها پاک کند، یا منحرف نماید. به همین دلیل فداییانی درست شدند که: اعتقاد به اسلام و یا روز قیامت نداشتند! آنها می گفتند ما بعد از مرگ تمام می شویم، ولی نام ما باقی می ماند. این ترفند به شدت کارکرد دشمنان اسرائیل را کاهش داد. یعنی یاسر عرفات از حالت خاصی که: توسط شهید نواب صفوی ماموریت داشت، به سوی عباس محمود گرایش یافت! و باقی مانده اعتقادات را هم با خود به گور برد. و الان محمود عباس قهرمان فلسطینی ها است. اما از ان سو، برای داخل خود به شدت بر ایجاد اعتقاد به روز قیامت: برای یهودیان افزود. تا جاییکه ما دیدیم وقتی ترامپ به اسرائیل رفت، او را هم به پای دیوار ندبه! بردند تا نامه ای لای دیوار بگذارد. توفیق آنها در این تجزیه داخلی و بیرونی، آنها را به فکر ایجاد گروههای مسلمان، ولی با اعتقادات صهیونیستی انداخت. که از این میان داعش و امثال آن متولد شد. اکنون کار به جایی رسیده است که: مسلمان متعصبی ایجاد شده اند که: می گویند بجای دشمنی با اسرائیل، با ایران دشمنی کنید. ایرانی ها را یهودی می دانند! و کشتن آنها را واجب، ولی صهیونیست ها را مورد حمایت می خوانند. چند نفر از این نوع دگر اندیشان، در همین ماههای اخیر، در تهران عملیاتی را اجرا کردند. با اجرای این عملیات: یعنی تیراندازی در مجلس شورای اسلامی و آرامگاه امام خمینی، دقیقا می بینیم که با هزینه کم، بالاترین هزینه امنیتی را به ایران وارد کردند. اکنون بیشتر یگان ها در آماده باش هستند، و همه مکانهای عمومی مامور حفاظت دارند. بیشتر از آن، اذیت و آزار مردم در این بازرسی ها، بالاتر از هزینه های مالی آن است. در باز جویی های اولیه هم گفتند که: ما ایرانی ها را یهودی می دانیم! و اگر دستمان برسد باید بکشیم، ولی راجع به یهودی های اصیل اسرائیل، چیزی به مانگفته اند و دستوری نداده اند!

Security costs

Differences in irregular functions: Classical categories: There is a lot of military operations, but here is the cost increase. Irregular or guerrilla warfare has the lowest cost for its users, while it imposes the highest costs on the other. For example, if a Palestinian dictator is only once, he will be able to shoot at Tel Aviv. It may be killed in the shootings, but the intelligence and military systems are susceptible on that day, and their first work is either self-critical or critical. Understanding the security holes, adding predictions for subsequent caverns, and getting almost 100 percent ready. It can be said that their personnel and operational costs are doubled, and sometimes they are multiplying for newer equipment. Paying these costs to Israel is not important, because it exits many times it out of the United States and Saudi Arabia. But the important thing is that from these movements, the scientific principles of the struggle are extracted, and brought into the hands of others. The general principles of creating ISIS: The Taliban and al-Qaeda are based on this. People must be trained to bring the Israeli enemies at the lowest cost to the greatest cost. For this reason, Palestinian federalists were studied and, from the interrogations and slogans they gave, several ideological principles and several military principles were set. Its first ideological principle was sacrifice to life. The study of the Palestinian federal people showed that the first time believing in the world of the hereafter is: life after death is very important. That is, a godsend should have made sure that if he lost his life in action, he would not lose anything, but would rather wait for him. At this point, Israel tried to erase or distract this issue either from the minds. For this reason, the Fedaians came to the conclusion that they did not believe in Islam or on the Day of Judgment! They said we would end after death, but our name remains. This trick effectively diminished the effectiveness of the enemies of Israel. That is, Yasser Arafat, from a special position that was commissioned by Martyr Navab Safavi, moved towards Abbas Mahmoud! And the rest left the beliefs with himself to the grave. And now Mahmoud Abbas is the hero of the Palestinians. But on the one hand, it is heavily based on the belief in the Day of Judgment: for the Jews. As far as we saw, when Tramp went to Israel, he went to the wall. They took a letter to the wall. Their success in this internal and external disintegration threw them into thinking of creating Muslim groups, but with Zionist beliefs. Among them ISIS and the like were born. Now the work has come to a place where: fanatical Muslims have been created that: they say that instead of hostility with Israel, you should be hostile to Iran. Iranians are Jewish! And killing them is obligatory, but they support the Zionists. How many of these kind of dissidents have been operating in Tehran in recent months. With the execution of this operation: shooting in the Islamic Consultative Assembly and the Tomb of Imam Khomeini, we see exactly that at the expense of Iran, they brought the highest security costs to Iran. Most of the units are now on the alert, and all public places are protected. More than that, the harassment of people in these inspections is higher than its financial costs. In the early recollections, they said: "We call Iranians Jews!" And if we reach our hands, we have to kill, but they have not told us anything about the original Israelites, and they have not commanded us!

التكاليف الأمنية

عدم انتظام وظائف مختلفة: فئات الكلاسيكية: العمليات العسكرية وفيرة، ولكن هنا هي زيادة تكلفة. غير نظامية أو حرب عصابات، بأقل تكلفة لمستخدميها، في حين للآخر، يفرض تكاليف أعلى. على سبيل المثال، إذا فشل متعصب الفلسطيني مرة واحدة فقط، في تل ابيب الى أن اطلاق النار. قد يكون قتل في إطلاق النار، ولكن في اليوم التالي، والاستخبارات والأنظمة العسكرية وحساسة وظيفتهم الأولى، أو الشيك أمر بالغ الأهمية. كما أنها يمكن أن يقال أن تكاليف الموظفين والتشغيلية تضاعفت وأحيانا لشراء معدات جديدة، يتم زيادة مضاعف. أجر لإسرائيل أمر مهم، لأن عدد المرات هو من أمريكا والابتزاز السعودي. ولكن من المهم أن هذه الحركات والمبادئ العلمية المستمدة المعركة، واتضح للآخرين. إنشاء المبادئ العامة للإسلام أو طالبان والقاعدة والبت فيها. يجب تثقيف الناس أن يكلف أكبر قدر من المال، وليس أعداء إسرائيل. هذا هو السبب في الفدائيين الفلسطينيين، كانت ومن حيث تم التحقيق معهم واللافتات، تم تعديل بعض المبدأ الأيديولوجي ومبدأ النظام. واحد هو أيديولوجي، كان تضحية حتى الموت. أظهرت دراسة فدائيي الفلسطينية أن: الإيمان الأول في الآخرة و: الحياة بعد الموت مهم جدا. وكان ذلك متعصب يجب أن يعرف: إذا فقدت عمليات حياتك، شيء لا تضيع، ولكن هذا أفضل من انتظاره. في هذه المرحلة، حاولت إسرائيل هذا الموضوع أو العقول واضحة، أو الانحناء. لهذا السبب كانت فدائيي الصحيحة التي لا يعتقد في الإسلام أو يوم القيامة! قالوا لنا بعد أن نموت جميعا، ولكن سوف تبقى لدينا أسماء. خدعة للحد من شدة أعداء إسرائيل. ياسر عرفات هو حالة خاصة التي تم بتكليف من الشهيد نواب صفوي، والميل محمود عباس موجود! واستغرق قناعات المتبقية أيضا معه إلى القبر. ولكن الآن بطل الفلسطيني محمود عباس. ولكن من ناحية أخرى، ويخلق لنفسه اعتقادا قويا في يوم القيامة: لوأضاف اليهود. كما بقدر ما رأينا عندما ذهب ترامب لإسرائيل، وقال انه تبين أيضا حائط المبكى! أخذوها إلى جدار الطين. نجاح التحليل الداخلي والخارجي، وجعلها تعتقد الجماعات الإسلامية، ولكن معتقداته الصهيونية. إيزيس ويحب منها ولدت فيه. كل عمل هو لدرجة أن المسلمين المتعصبين تم الانشاء: مثلا، بدلا من العداء مع إسرائيل، وليس العداء مع إيران. الإيرانيون اليهود أعرف! وقتلهم واجب، ولكن يتم دعمها من قبل الصهاينة. كم من هؤلاء المعارضين، في الأشهر الأخيرة، نفذت عملية في طهران. مع تنفيذ هذه العملية: إطلاق النار في البرلمان وقبر الإمام الخميني، لمجرد أن نرى أن بتكلفة منخفضة، تم تحديد تكاليف أمنية مشددة. معظم الوحدات في حالة تأهب قصوى، وجميع الأماكن العامة من ضباط الحماية. أكثر من ذلك، والناس المضطهدين في عمليات التفتيش هذه، هو أعلى من التكلفة المالية. في التحقيق الأولي قالوا ان اليهودي الإيراني لنا أن نعرف! وإذا كان لدي للقضاء عليها، ولكن من أصل يهودي إلى إسرائيل، وهو أمر نحن لم أمر!

Security xərcləri

Irregular və müxtəlif funksiyaları: klassik Kateqoriyalar: hərbi əməliyyatlar bol, lakin burada artan dəyəri. istifadəçilərə ən aşağı dəyəri ilə Irregular və ya partizan müharibə, digər isə, ali xərcləri qoyur. Təl-Əvivdə yalnız bir dəfə Fələstin zealot uğursuz əgər Məsələn, atəş olunacaq. May çəkiliş şəhid, lakin növbəti gün, kəşfiyyat və hərbi sistemləri, həssas və ilk iş, və ya çek vacibdir bilər. təhlükəsizlik deşik müəyyən etmək müraciət və növbəti deşik üçün proqnozlar ona əlavə edilir və gün gözləmə demək olar ki, yüz faiz. Onlar həmçinin kadr xərcləri və əməliyyat iki dəfə, bəzən yeni avadanlıq almaq, sürət artır ki, deyilə bilər. Amerikada və Səudiyyə qəsb edir dəfə çox, çünki İsrail üçün Pay vacibdir. Amma bu hərəkəti elmi prinsiplər mübarizə əldə, və başqaları çıxdı vacibdir. təvəssül edilir İslam və ya Taliban və Əl-Qaidə ümumi prinsipləri müəyyən edir. İnsanlar ən çox pul, İsrail deyil düşmənləri başa ki, təhsilli olmalıdır. Fələstin Fədayi idi Ona görə də, onlar sorğu-və plakatlar olduğu, bəzi ideoloji prinsip və sistemin prinsipi düzəlişlər edilib. One ideoloji, bu ölüm bir qurban idi. bundan sonra və ilk inam: ölümündən sonra həyat çox vacibdir Fələstin Fədayi iş olduğunu göstərdi. Bu zealot bilməlidir idi: sizin həyat əməliyyatları itirmək, bir şey itirmiş, lakin onu gözləyir daha yaxşı deyil. Bu mərhələdə İsrail bu mövzu və ya açıq şüurunda, və ya bend çalışdı. sağ Fədayi İslam və ya qiyamət gününə iman deyil ki, niyə ki! Onlar bütün ölmək, lakin bizim adları qalacaq sonra izah etdi. oyun İsrailin düşmənlərinə şiddətini azaldır. Yasser Arafat şəhid Nawab Səfəvi tərəfindən edilmiş xüsusi bir haldır, meyl Mahmud Abbas tapılmadı! Və qalan məhkum də məzara onunla etmişdir. Amma indi Mahmud Abbasın Fələstin qəhrəman. Yəhudilər əlavə üçün Amma digər tərəfdən, özü güclü qiyamət gününə iman yaradır. Trump İsrailə getdi zaman gördüyümüz qədər, o da Wall Ağlama göstərdi! Onlar palçıq divara apardı. daxili və xarici təhlili müvəffəqiyyəti onlara müsəlman qruplar, lakin onun sionist əqidəsinə hesab edir. Isis və anadan olan hoşlandığı. demək əvəzinə İsrail, İran ilə düşmənçilik ilə düşmənçilik: Bütün iş Müsəlman fanatics yaradılmışdır ki, nöqtəsinə edir. Yəhudi İranlılar bilirik! Və məcburi onları öldürmək, lakin onlar Sionistlər tərəfindən dəstəklənir. Necə bu müxaliflərə çox, son aylarda, Tehranda əməliyyat həyata keçirilir. Ən ədəd yüksək alert və bütün ictimai sahələrdə qoruma məmuru var. Daha çox, bu yoxlamalar təqib insanlar, maliyyə dəyəri daha yüksəkdir. İlkin dindirmə onlar İranın yəhudi bizə bildirib ki! Mən İsrailə yəhudi məəli, onu öldürmək varsa, bir şey biz sifariş olunmayıb!

 

چرا آبهای ایران نشست می کند؟

همه دریاچه ها و رودخانه های ایران، در ارتفاعات هستند و غالبا دارای حداقل: هزارمتر بلندی نسبت به سطح دریا ها می باشند. به دلیل آنکه ایران کوهستانی است، و قسمت اعظم آن تپه ماهور و قله های بزرگ است. ارتفاع دماوند 5678متر است و: بقیه کوهها شامل سلسله جبال البرز و: زاگرس 75درصد مساحت ایران را در بر می گیرد. بخش اعظم دامنه کوهها را جنگل پوشانده است، و اینکه برخی کوه ها به این بزرگی را نمی بینند، و ایران را بیابان فرض می کنند! پدیده عجیبی است. بهر حال ایران نسبت به صحرای عربستان، که از مناطق پست و بیابانی است، بطور متوسط دو هزار متر بالاتر است. لذا همه میعانات تحت الارضی ایران، میل به سوی شبه جزیره عربستان وقطر را دارند. به عبارت ساده تر: حفاری یک چاه در عربستان یا قطر، برابر است با بی آب شدن کل ایران!(قانون ظروف مرتبطه). شاید مزدوران عربستان از الان، ایران را بی آب معرفی می کنند که: این حوادث به چشم نیاید. در واقع حفر هر چاه، لایه های محافظ منابع زیر زمینی را، دچار شکستگی می کند. لذا منابع بالا دستی به سوی منابع زیر دستی حرکت می کنند. هر منبع برای خود، در طول سالیان دراز زمین شناسی، مسیری را تعریف کرده است، ولی وقتی این مسیر دچار حفره می شود، طبیعتا مسیر قبلی از بین می رود، و خشکسالی اتفاق می افتد.  در ایران تجربه های فراوانی از: حفر چاه و خشک شدن چشمه های بالا دستی آن داریم، در حالیکه عمق چاههای ما به 350متر هم نمی رسد. حالا ببینید یک چاه 5کیلومتری قطر، یا 7کیلومتری عربستان، و یا 12کیلومتری روسیه چه بلاهایی بر سر: رودخانه ها و چشمه ها و دریاچه های ایران می آورد. به این اضافه کنید: ساختن سد بر روی آبهای مشترک، که از سوی همسایگان ترک و افغان اعمال می شود. به سادگی میتوان فهمید که همسایگان ما، از بالا و پایین در حال سرقت منابع آبی ایران هستند! و حقابه های بین المللی را هم، به نفع خود می دزدند. البته اخیرا اقدامات و اعتراضاتی شده است، از جمله سخنان رئیس جمهور در مورد: احداث سد بر منابع بالادستی آب ایران، در افغانستان و ترکیه است، که فقط در حد حرف باقی مانده است. اما اقدام مناسبی که وزارت نفت انجام داده، توسعه میادین مشترک است، همین امر باعث شده تا: همسایه ما یعنی قطر، دست از دشمنی با ایران بردارد و: بداند که اگر در منابع مشترک هستیم، در سیاست نباید متضاد باشیم. این موضع را وزیر خارجه قطر هم یاد آور شد: و صراحتا گفت که: ما چون با ایران منابع مشترک نفتی و گازی داریم، نمی توانیم با هم قطع رابطه کنیم. به نظر می رسد این سیاست در مورد: عربستان هم کار ساز باشد. شرکت بزرگ توتال، که با آرامکو عربستان کار می کند، میداند که بیشترین منابع نفتی عربستان، متعلق به ایران است. لذا وقتی با ایران قرارداد می بندد، نباید خیانت کند. البته لازم نیست آمار آنها را افشا کند، ولی میتواند در استخراج بهتر از: منابع نشت شونده، مانع بهره برداری آرامکو، از این منابع مشترک شود و یا: لا اقل با آنها برابری کند. آن وقت موقعی که عربستان هم ببیند: دشمنی با ایران به ضررش است، دست از توطئه ها برمی دارد. پیشنهاد مشخص ما این است: تا زمانی که به امکانات برداشت مساوی: از منابع مشترک آبی و نفتی دست پیدا کنیم، بهتر است دور منابع داخلی را حصار بکشیم! زیرا ارزش آب شیرین تحت الارضی ایران، کمتر از نفت و گاز نیست و: لذا میتوان با تزریق مواد رسوب کننده: به منابع آبی و نفتی مانع نشت آنها: به سوی همسایه ها شد.

Why is the waters of Iran meeting?

All lakes and rivers in Iran are at high altitudes and are often at least 1000 meters above sea level. Because Iran is mountainous, and most of it is Mahoor Hills and Great Peaks. The height of Damavand is 5678 meters. The rest of the mountains include the Alborz Dynasty: Zagros covers 75 percent of Iran's total area. Most of the mountain range is covered with woods, and that some mountains do not see this large size, and assume Iran as a desert! The phenomenon is strange. However, Iran is on average two thousand meters higher than the Arabian Desert, which is a desert region. Therefore, all of Iran's undercover condensates have a longing for the Arabian Peninsula. Simply put: Drilling a well in Saudi Arabia or Qatar is equal to the total depletion of the whole of Iran (the law of the dishes). Perhaps the mercenaries of Saudi Arabia now describe Iran as waterless: these events do not come to light. In fact, digging any wells will damage the underlying earth-protective layers. Hence, resources go hand-in-hand to manual resources. Each resource for itself, over the years, has defined a path, but when the path is hollow, the path disappears naturally, and the drought happens. In Iran, there are many experiences of digging wells and drying up the high springs, while our wells do not reach 350 meters. Now, see a well of 5 kilometers from Qatar, 7 kilometers from Saudi Arabia, or 12 kilometers from Russia, which brings about rivers and springs and lakes in Iran. Add this: building a dam on shared waters, which is being used by Turkish and Afghan neighbors. It's easy to see that our neighbors are stealing Iran's water resources up and down! And the international rights are also in their favor. Of course, there have been recent actions and protests, including the president's remarks about the construction of a dam on the upstream Iranian resources in Afghanistan and Turkey, which remains only in the letter. But the good action that the Ministry of Petroleum has done is to develop common fields, this has led to: our neighbor, Qatar, to stop hostility with Iran and: to know that if we are in shared resources, we should not be in opposition to politics. The Qatari Foreign Minister also remarked this: "And frankly," because we have joint oil and gas resources with Iran, we can not break the gap. This policy seems to work for Saudi Arabia. The largest Total company, which works with Aramco in Saudi Arabia, knows that Saudi Arabia's largest oil reserves are owned by Iran. So, when betting with Iran, you should not betray. Of course, it is not necessary to disclose their statistics, but it can be used to extract better than: leaky resources, prevent Aramco's exploitation from sharing these resources, or: at least equalize with them. Then when Saudi Arabia sees it: the hostility to Iran is to the detriment of the conspiracy. Our specific proposition is: As long as we have the same facilities: We need to get the resources from our common water and oil fields, we should fence away domestic resources! Because the value of Iran's underwater water is less than oil and gas, it can be by injection of sediment materials: water and oil resources prevent their leakage: towards the neighbors.

لماذا مياه الاجتماع؟

كل البحيرات والأنهار في إيران، وغالبا ما يكون ارتفاع الحد الأدنى: متر الارتفاع النسبي لمستوى سطح البحر و. لأن إيران الجبلية، والكثير منها غير التلال والقمم الكبيرة. يأخذ دماوند ارتفاع 5678 متر وبقية جبال البرز وجبال زاغروس إيران 75 في المئة من المنطقة. الكثير من المنحدرات الجبلية التي تغطيها الغابات، وأن البعض لا يرى هذا الجبل الضخم والصحراء وإيران تحمل! إنها ظاهرة غريبة. ومع ذلك، إيران إلى الصحراء العربية، والسهول الصحراوية ويبلغ متوسط ​​ألفي متر أعلى. لذلك، كل المكثفات تحت الارض إيران والمملكة العربية السعودية وقطر لديها تقارب نحو شبه الجزيرة. بعبارات بسيطة: حفر بئر في المملكة العربية السعودية أو قطر، هو مائي البلد بأكمله (قانون السفن التواصل). ولعل المرتزقة السعودية من الآن، إيران اللامائية أعرض أن هذه الأحداث ليست واضحة. حفر الآبار، وطبقات واقية من الموارد الجوفية، تعرض لكسر. الموارد الأولية لتحريك المصادر التالية يدويا. أي مصدر لسنوات طويلة من الجيولوجيا، وقد حددت مسار، ولكن عندما يكون المسار حفرة، وبطبيعة الحال، يختفي المسار السابق، ويحدث الجفاف. إيران لديها الكثير من الخبرة في الآبار والينابيع المنبع التي المجففة، 350 متر، في حين أن عمق الآبار نحن لسنا. الآن نرى جيدا 5 كيلومترات في قطر، أو 7 كم من المملكة العربية السعودية، أو 12 كيلومترا روسيا ما الويلات على: الأنهار إيران والجداول والبحيرات. إضافة: السدود على المياه المشتركة، التي تركت الجيران وتطبيق الأفغانية. فمن السهل أن نفهم أن جيراننا، فوق وتحت الموارد المائية من إيران وتعرضه للسرقة! وحقوق المياه الدولية، لسرقة الفوز. وقد تم في الآونة الأخيرة والاحتجاجات، بما في ذلك خطاب الرئيس حول: سد على الموارد المائية المنبع من إيران وأفغانستان وتركيا، التي لا تزال مجرد كلام. يبدو أن سياسة المملكة العربية السعودية بناء العمل. أكبر مجموعه، مع أعمال أرامكو السعودية، يعرف أن معظم موارد النفط في المملكة العربية السعودية، في إيران. حتى عند إغلاق الصفقة يجب أن إيران لا يخون. وبطبيعة الحال، لا تحتاج إلى إحصاءات لفضح لهم، ولكن يمكن أن يكون استخراج أفضل للموارد التسريبات في وقت مبكر، ويمنع تشغيل أرامكو، والموارد أو المشتركة: على الأقل مساوية لها. ثم عندما نرى أعداء المملكة العربية السعودية مع إيران لإلحاق الضرر بها، فقد المؤامرة تأخذ. لدينا اقتراح محدد هو: طالما أن إمكانية سحب نفسه: لتحقيق مصادر مشتركة من الماء والنفط، فمن الأفضل أن أقتل الموارد الداخلية إلى السور! لأن قيمة المياه الجوفية العذبة، كميات أقل من النفط والغاز ليست: يمكن عجلت عن طريق الحقن من المواد اللازمة لمنع تسرب المياه والنفط: أن الجيران.

Niyə görüş suları?

İranda bütün göllər və çaylar, və tez-tez bir minimum yüksəklik var: Dəniz səviyyəsindən nisbətən metr yüksəkliyi var. İran dağlıq və bu çox olduğu dağlıq və böyük zirvələri var. Damavand 5678 metr hündürlüyü və Əlborz dağları və Zagros İran dağları istirahət sahəsi 75 faizini alır. meşəlik dağ yamaclarında çox və bəzi bu böyük dağ, səhra və İran güman görmürəm! Bu qəribə haldır. Lakin ərəb səhra, səhra düzənlik İran və iki min metr yüksək ortalama var. Buna görə də, bütün yeraltı kondensat İran, Səudiyyə Ərəbistanı və Qatar yarımadasının qarşı yaxınlıq var. Sadə baxımından Səudiyyə Ərəbistanı və ya Qətərdə bir quyunun qazılmasına, susuz bütün ölkə (ünsiyyət gəmilərin hüquq deyil). Yəqin ki, indi Səudiyyə muzdlu İran susuz bu hadisələr görünən deyil ki, təqdim edir. quyularının qazma, yeraltı resursların qoruyucu qat, bir qırıq yaşadı. upstream resursları əl aşağıdakı mənbələrdən hərəkət etmək. Geologiya onun uzun illər hər hansı mənbə, bir yol müəyyən, lakin yol əlbəttə deşik, zaman, əvvəlki track yox, və quraqlıq baş verir. Quyuların dərinliyi biz isə İran, 350 metr qurudu upstream quyularının və bulaqlar təcrübəsi bir çox var. İranın çaylar və axınlarının və göllər: İndi yaxşı diametri 5 kilometr, və ya Səudiyyə Ərəbistanı 7 km, ya 12 kilometr Rusiya üzərində döyər nə görmək. əlavə etmək üçün: bəndlərin qonşuları sol və Əfqanıstan tətbiq paylaşılan suları haqqında. Bu, bizim qonşu yuxarıda və İranın su ehtiyatları aşağıda qarət olunur ki, anlamaq üçün asandır! Beynəlxalq su hüquqlar qələbə oğurlamaq var. yalnız danışmaq qalır İran, Əfqanıstan və Türkiyə upstream su resurslarına dam: Bu barədə Prezidentin çıxışında, o cümlədən bu yaxınlarda və etirazlar olmuşdur. almaq İranla düşmənçilik, bizim qonşu, Qatar: Amma neft nazirlik bu səbəb oldu, ümumi fəaliyyət inkişaf, yaxşı hərəkət etmiş Biz paylaşılan resursları əgər siyasət qarşı olmalıdır ki, bilirik. Bu mövqe Qatar xarici işlər naziri həmçinin qeyd edib: və aydın İran, biz birlikdə qıra bilməz neft və biz qaz ehtiyatları paylaşdı bildirib. Səudiyyə Ərəbistanı siyasət iş qurur görünür. Böyük cəmi Saudi Aramco işləri ilə, İran, Səudiyyə Ərəbistanı neft ehtiyatlarının ən bilir. müqavilə bağlayıb Belə ki, İran xəyanət etməməlidir. Əlbəttə ki, onları ifşa statistika ehtiyac yoxdur, lakin resursları erkən sızması daha hasilatı ola bilər, aramk, paylaşılan resursların və ya əməliyyat qarşısını alır: onlara ən azı bərabər. Səudiyyə Ərəbistanı İranla düşmən görəndə Sonra onların zərərinə, süjet edir itirdi. Bizim xüsusi təklif bu: kimi uzun imkanı eyni çəkilmək kimi: su və neft ümumi mənbələri əldə etmək üçün bu hasarın daxili resursları off öldürmək üçün daha yaxşıdır! yeraltı şirin su, az neft və qaz dəyəri deyil, çünki: qonşu olmaq: su və neft sızma qarşısını almaq üçün materialların inyeksiya ilə çökdürülmüş bilər.

استعمار فرهنگی به دست خودی ها!

اگر در تمام دنیا استعمار فرهنگی، یا هر استعمار دیگری صورت می گیرد، به وسیله عوامل خارجی است، در ایران توسط خودی ها است! مثلا در مورد کپی رایت، نظر فقها و دیگر مختصصان ایرانی، بر مبنای غیر شرعی و غیر الزام آور بودن آن است. اما وزیر ارشاد گفته که: ما با تمام قوا دنبال تصویب و اجرای قانون کپی رایت هستیم. این قانون از جمله قوانین استعماری است، زیرا علم و دانش را از جهانی و: بدون مرز بودن خارج می کند، و باعث می شود نه تنها ملت های: دیگر از آن استفاده نکنند، بلکه حتی بصورت ملک شخصی در آمده! و فقط ثروتمندان بتوانند از آن استفاده کنند. علت رشد تمدن اسلامی در جهان، همین موضوع بوده که: علم و دستاوردهای آن، ملک شخصی کسی به حساب نمی آمد. در قبل از آن یعنی در زمان ساسانیان، حتی یادگیری سواد، مخصوص در باریان بوده است! یک کفاش که می خواست فرزند خود را: به مدرسه بفرستد، پادشاه قبول نکرد زیرا گفت: اگر این یک نفر را قبول کنیم، فردا همه کفاش ها می خواهند باسواد شوند! در حالیکه اولین اقدام اسلام، نزول آیه قلم و نوشته های آن است. پیامبر هم به یهودیان اسیر فرمود: هرکس ده نفر را سواد یاد بدهد آزاد می شود! همین اعتقاد کپی رایت، باعث شد که امروز در قرن بیست و یکم! بیست و یک میلیون بیسواد و کم سواد، در ایران داشته باشیم. زیرا آموزش با پول گره خورد، و تنها علمی مورد تایید است که: بازاری ها آن را پسند کنند. و علمی که به تولید ثروت نرسد علم نیست! لذا دانشمندان به دنبال علم ثروت زا رفتند، و سوال قدیمی علم بهتر است یا ثروت، به کفه ثروت چرخید. تفکر ثروت زایی علم، مخصوص ایرانی ها نیست که: ذوق کنند تازه کشف کرده اند! بلکه از همان ابتدا مطرح بوده، اما فلاسفه زحمات زیادی کشیدند تا: آن را از زیر بوغ استعمار زر و زور و تزویر بیرون بیاورند، و این افتخاری محصوب نمی شود که: ما دستاورد آنها را یک روزه به باد بدهیم. در اسلام نه تنها لازم نیست، پولی بابت علم آموزی و کپی رایت داده شود، بلکه اگر لازم شد باید جان خود را هم بر سر آن بگذاریم. معلم های ما امثال شهید اول و شهید ثانی بوده اند نه بیل گیتس ها! گرچه بیل گیتس هم، دست از کپی رایت برداشته و: محصولات خود را رایگان در اختیار کاربر ها قرار می دهد. او برای جبران این اشتباهات کپی رایت غربی، در تمام فعالیت های اجتماعی: در ردیف اول است و در امور خیریه، بالاترین هزینه ها را می پردازد. حرف ما این است: چرا اول اشتباه کنیم و بعد بخواهیم آن را جبران نماییم؟ شما ببینید این تفکر، چه بلایی بر سر آموزش عالی، یا آموزش و پرورش آورده است. انواع و اقسام مدارس غیر انتفاعی و: نیمه خصوصی و غیر دولتی را در: سیستم وارد کرده و علم را: در اختیار ثروتمندان نهاده است. در حالیکه در قانون اساسی، آموزش تا سطح دانشگاه اجباری، و رایگان است. ببینید استعمار فرهنگی تا کجا رفته که: معلمین بزرگ جامعه را تحت عنوان حفاظت، از مردم جدا کرده اند. معلم بزرگ شهید بهشتی می گوید:مسئولین محافظ نباید داشته باشند! یعنی برای حفظ معلمین یا استادان، از مرگ هم نباید ترسید. وی در سخنانی بسیار ارزشمند می فرماید: این دگم است که مردم را از مسئولین جدا کنیم، اگر ترس از ترور است نباید باشد، ترور هم بشوند! مگر از حضرت علی ع بالاتر داریم؟ که یک محافظ برای خود نداشت، حتی زره اش پشت نداشت. تا اینکه ایشان را درمحراب عبادت ترور کردند. آنقدر برداشت ها عوض شده که: شاید کمتر کسی باور کند: این سخنان از شهید بهشتی است، ولی موضوع عوض نمی شود، زیرا استناد ایشان به حضرت علی ع است، و کسی نمی تواند آن را منکر شود.

Cultural colonialism to your own hands!

If in the whole world cultural colonialism, or any other colonialism is taking place, is by external factors, it is by insiders in Iran! For example, regarding copyright, the opinion of jurists and other Iranian officials, it is non-religious and non-binding. But the Minister of Guidance said: "We are fully committed to the adoption and enforcement of copyright law. This law is one of the colonial laws, because it excludes science and knowledge from the universal and: without being bound, and makes not only the nations: no longer use it, but even become personal property! And only the rich can use it. The reason for the growth of Islamic civilization in the world was the fact that: science and its achievements were not personal property of anyone. In the past, that is, at the time of the Sasanians, even the learning of literacy has been special in Baryan! A shoemaker who wanted to send his child: to school, the king did not accept because he said: "If we accept this one, tomorrow, all the shoots want to become literate!" While the first act of Islam is the descent of the verse of the pen and its writings. The Prophet also said to the Jews: Everyone who teaches ten people is released! This same copyright conviction has led to the twenty-first century! There are twenty one million illiterate and low educated people in Iran. Because education is tied up with money, and only scientific evidence is that: Markets like it. And science that does not come to generate wealth is not science! So scientists went for a wealth of science, and the old question of science was better or wealth turned to wealth. Thinking of wealth creation is not special for Iranians: they have just discovered the taste! But from the very beginning, philosophers have been struggling to bring it out of the grip of colonialism, and it's not an honor: we will give them one day achievement. In Islam, not only does not need to be paid for education and copyrights, but, if necessary, we must put ourselves to death. Our teachers were like Shahid I and Shahid Thani, not Bill Gates! Though Bill Gates has ceased copying and offers free products to users. He is in the first place to compensate for these copyrights of the West, in all social activities: he pays the highest costs in charity. Our point is: Why do we make the first mistake and then we want to make up for it? You see this thinking, whether it's about higher education, or education. Types and classes of nonprofit schools: semi-private and non-governmental in the system: the system is introduced and knowledge is provided to the rich. While in the constitution, education is compulsory and free at the university level. How cultural colonialism has gone: the great teachers of society have been isolated from people as protection. Shahid Beheshti's great teacher says: "Protective authorities should not have!" In other words, to keep teachers or professors from death, one should not be afraid. In a very valuable saying, he says: It's a doghouse to separate people from the authorities, if they are not afraid of assassination, they should be assassinated! Except we have a higher profile than Imam Ali? There was no protector for him, even his armor was not back. Until they assassinated them on the altar of worship. So, the perceptions have changed so that few believers may believe: these are the words of the martyr Beheshti, but the subject is not changed, because his citation is to Ali, and no one can deny it.

الاستعمار الثقافي من قبل المطلعين!

إذا كانت الإمبريالية الثقافية العالم كله، أو أي مستعمرة أخرى قام به العوامل الخارجية في إيران هو في حد ذاته! في حالة حقوق التأليف والنشر، وفقا لالفقهاء وغيرهم من المهنيين إيران على أساس أنه من غير المتدينين وغير ملزم. لكن وزير الثقافة قال أننا في القوة الكاملة، بعد التصديق عليها وتنفيذها من قانون حق المؤلف. الفعل من الحكم الاستعماري، لأن المعرفة في العالم وبلا حدود من، ويجعل ليس فقط للشعب: لا تستخدم بعد الآن، ولكن يأتي على الممتلكات الخاصة! والأغنياء فقط يمكن استخدامها. ونظرا للنمو الحضارة الإسلامية في العالم، كان موضوع العلم ومنجزاته، والممتلكات الشخصية الذين لم تؤخذ بعين الاعتبار. في وقت سابق الساساني، حتى تعلم القراءة والكتابة، وكان وقت خاص! والإسكافي الذي يريد أطفالهم لإرسالها إلى المدرسة، لأن الملك رفض وقال إذا قبلنا هذا واحد، وغدا سوف يكون تعليما صانع الأحذية! في حين أن أول عمل إسلامي، والقلم وكتب الوحي. وقال اليهود القبض رسول: من عشرة لتعليم القراءة والكتابة يتم تحريرها! هذا المؤلف المعتقد، أدى اليوم في القرن الحادي والعشرين! أمي مليون واحد وعشرين، ولها في إيران. لأن المال ربط التعليم والعلوم وأكد أن فقط: هو صديقة للسوق. وإنتاج الثروة ليس العلم! حتى العلماء يبحثون عن الثروة المحتملة لمعرفة ذهب، والسؤال القديم من أفضل أو الثروة، تحولت الثروة إلى الجانب. تفكر في خلق الثروة، وليس للإيرانيين أن المواهب المكتشفة حديثا لديهم! الإسلام ليس فقط لا تملك المال للتعلم وحقوق التأليف والنشر الممنوح، ولكن إذا لزم الأمر، ويعرضون حياتهم على ذلك. أستاذنا الأول والثاني شهيد شهيد أمثال بيل غيتس لن يكون! على الرغم من أن بيل غيتس، وحقوق التأليف والنشر بعيدا: المستخدم يضع منتجاتها مجانا. للتعويض عن هذه الأخطاء حقوق التأليف والنشر الغربية، في جميع الأنشطة الاجتماعية في الصف الأول والمحبة ويدفع أعلى الرسوم. ما نقوله هو: لماذا الخطأ أولا، ثم نريد أن يعوض عن ذلك؟ ترى يرد هذا التفكير، ما حدث في التعليم العالي أو التعليم. جميع أنواع المدارس الخاصة ونظام شبه الخاصة وغير الحكوميين وصلت والعلوم: يتم تأسيس الأغنياء. في حين أن الدستور والتعليم الإلزامي حتى المستوى الجامعي، ومجانية. الاستعمار الثقافي انظر ذهبت إلى أي مدى أن المعلمين كبير عن المجتمع حماية، والناس قد فصل. يقول الشهيد بهشتي المعلم الكبير يجب أن المسؤولين لديهم حماية! يعني للاحتفاظ المعلمين أو الأساتذة، لا ينبغي أن يخشى الموت. وأيضا قيمة عالية تقول عقيدة أن الناس منفصلة عن السلطات، اذا كان الخوف من الإرهاب لا ينبغي أن يكون، سيتم اغتيال! باستثناء الإمام علي أن يكون أعلى من ذلك؟ وكان ذلك أحد الحراس الشخصيين لنفسه، ولا حتى سلاحه وراءه. حتى اغتياله في محراب العبادة.

daxildə Mədəniyyət müstəmləkəçilik!

Bütün dünya mədəni imperializm, və ya İran xarici agentlər tərəfindən görülən hər hansı bir digər müstəmləkə özü edir! qeyri-dini və əsasında hüquqşünaslar və digər mütəxəssislər İran görəəllif halda, qeyri-məcburi. Amma mədəniyyət naziri, biz təsdiq və Copyright Aktı həyata keçirilməsi aşağıdakı tam güc, olduğunu bildirib. müstəmləkə qayda aktı, dünya və həyata Sərhədsiz bilik və insanlar yalnız edir, çünki: artıq istifadə, lakin xüsusi mülkiyyətə gəlməyin! Və yalnız varlı istifadə edə bilərsiniz. Çünki dünyada islam sivilizasiyasının artım nəzərə alınmayıb elm və onun nailiyyətləri, şəxsi mülkiyyət mövzusu oldu. əvvəllər Sasani, hətta savadlılıq öyrənmək, xüsusi vaxt olmuşdur! king imtina çünki, onların uşaqları məktəbə göndərmək istəyirdi və biz bu qəbul əgər, sabah çəkməçi təhsil olunacaq A çəkməçi! ilk İslam Fəaliyyət, qələm və onun vəhy yazdı edir. Yəhudilər əsir demişdir: Kim on savadlılıq öyrətmək üçün azad! Bu inam copyright, iyirmi birinci əsrdə bu gün rəhbərlik! Iyirmi bir milyon savadsız, İran var. pul Təhsil bağlı və Elm yalnız olduğunu təsdiq Çünki: bazar dostluq. Və sərvət istehsal elm deyil! elm bilik getdi potensial sərvət, və daha yaxşı və ya sərvət köhnə sual axtarır Belə ki, sərvət tərəfə çevrildi. Biz iranlılar üçün sərvət yaradılması düşüncələri yaxınlarda aşkar istedadlar onlar ki! İslam verilən öyrənmə vəəllif hüquqları üçün pul yoxdur, lakin lazım gələrsə, bu həyatını qoymaq deyil. Müəllimimiz birinci və ikinci şəhid şəhid Bill Qeyts sevir olmazdı! Bill Gates, baxmayaraq ki, üz copyright: istifadəçi pulsuz məhsullarını qoyur. ilk sırada və xeyriyyə bütün ictimai fəaliyyətlərə, Qərb bu səhvlər müəlliflik hüququ kompensasiya etmək üçün, ən yüksək haqları ödəyir. Biz demək: Niyə yanlış, sonra biz onun üçün etmək istəyirsiniz? Siz ali təhsil, və ya təhsil nə bu düşüncə təmin görürük. xüsusi məktəblər və yarı-xüsusi və qeyri-hökumət sisteminin bütün növ gəlib və elm etmişdir: zəngin müəyyən edilir. konstitusiya, universitet səviyyəsinə icbari təhsil qədər və pulsuz olsa. Mədəniyyət müstəmləkəçilik nə qədər müdafiə cəmiyyət olaraq böyük müəllim, insanların ayrılmış ki getdi görürük. Böyük Müəllim şəhid Beheshti rəsmiləri qorunması olmalıdır deyir! müəllim və ya professor saxlanılması üçün vasitələr, ölüm qorxulan olmaz. də yüksək qiymətləndirilir O insanlar terror qorxusu olmamalıdır, əgər hakimiyyət ayrı qətlə ki, ehkam deyir! İmam Əlinin başqa ali var? Bu özü üçün bir cangüdənlər, arxasında hətta onun zireh idi. o ibadət qurbangah öldürüldü qədər.

 

صعود پاک

عظیم قیچی ساز که 14قله بالای 8000متر را فتح کرده، می گوید من هر 14قله را همان بار اول فتح کردم، و از وسایل اضافی مانند: اکسیژن مصنوعی هم استفاده نکردم، و در واقع صعود پاک کردم! و بعنوان رکورد دار این موضوع هستم. البته رشته کوهنوردی هم مانند: بقیه رشته های ورزشی زیر تابش شدید: فوتبال دیده نمی شود. فوتبالی که نه رکورد زده! و نه مدال آورده! تازه افتخارش سی ودوم ردیف فیفا است. علت این امر چیست؟ به نظر ما علت آن روشن است: استعمار ورزشی! تعجب نکنید، استعمار فقط به کهنه و نو تقسیم نمی شود، به فرهنگی و هنری و ورزشی هم تقسیم می شود. یعنی استعمار بیکار نبوده که فقط: یک چیز را خراب کند و برود. همه ابعاد فرهنگی و اقتصادی را، زیر چرخه ای بنام تمدن یا نوگرایی و تجدد تخریب کرده. میگویند متوکل عباسی، فردی را مامور امام کاظم کرد، تا ببیند ایشان در سجده، چشم خود را می بندد یانه، تا دستور دهد مردم برعکس آن عمل کنند. مانند وضو گرفتن که ائمه، آب را از بالا می ریختند، ولی انها دستور دادند برای نشان دادن تفاوت، از پایین به بالا وضو بگیرند. مامور هر کاری کرد نتوانست: بفهمد و گزارش نداد، ناچار متوکل گفت: ما باید در سجده، یک چشم خود را ببندیم و یکی را باز بگذاریم! تا حتما مخالف امام عمل کرده باشیم. استعمار هم منابع فقه ما را دقیقا مطالعه کرده، و مخالف آن را دستور می دهد! اگر پیامبر فرموده قبل از هرغذا، نمک بخورید و بعد از ان شیرینی ، استعمار می گوید قند و نمک اصلا نخورید! اگر دین ما می گوید: نماز بخوانید آنها می گویند: نماز نخوانید، بجای آن ورزش سوئدی بکنید! و اگر دین می گوید ازدواج مقدس است، آنها می گویند ازادی جنسی مقدس است! و می بینید که مثل قوم یهود زمان پیامبر، همه چیز را دانسته تحریف می کنند. در ورزش هم همینطور است: همانگونه که اشاره شد، اصل فلسفه ورزش در غرب استعماری، مبارزه با نیایش است. زیرا در نیایش روح انسان قوی می شود، ولی اینها می خواهند جسم آدم قوی باشد! تا روح کمتر مورد توجه باشد. به همین دلیل مثلا دنبال ورزش: اسب دوانی یا شنا و تیراندازی نیستند، بلکه به فوتبال و هند بال و والیبال و بسکتبال می پردازند که: با توپ پر از باد بازی می کنند. حتی به قمار بازی و شرط بندی، بیشتر از خود ورزش اهمیت می دهند، تا جاییکه اگر ورزشی، قمار بازی یا شرط بندی نداشته باشد، حذف می شود. و خلاصه هرجایی که ممکن است: بوی خدای بدهد از ورزش حذف، و بوی پول و قمار را به آن اضافه می کنند. برای همین است که در رده بالای هیچ ورزشی، از افراد با ایمان خبری نیست، اگر هم چند نفری هستند، خارج از زمین باید مسلمان باشند! در زمین فوتبال اگر یا حسین بگویند، جریمه می شوند. کوه همیشه مظهر آفریده های حداوندی است، در قران هم بارها این موضوع را مطرح کرده، و از ما خواسته آنها را از نزدیک ببینیم، تا یاد خدا بیافتیم. اما کوهنوردی استعماری، محل صرف مشروبات و هرزگی ها هست! کوهنورد حتی در موقع احساس خطر هم، ترجیح دهد یک جرعه ویسکی! نوش جان کند تا خطر رفع شود. در ایران البته حرکت هایی برای: اسلامی کردن ورزش ها برداشته شده است، اما همیشه با آن مبارزه شده! و ممنوعیت ها اعمال شده است. در مورد حجاب بانوان، سی و هشت سال خواهش و تمنا شد، آنهم به ضرورت! لذا باید فکر اساسی کرد: ورزش نباید جای ارزش را بگیرد، بلکه باید ارزش افرین هم باشد. فوتبالی که به زور شراب و: هوسرانی پیروز شود، چه خیری برای مملکت دارد؟

Clear climb

A massive scissor maker, who has conquered 14 peaks over 8,000 meters, says I conquered all 14 summits at the very first time, and did not use extra equipment like artificial oxygen, and actually cleared the ascent! And as a record holder for this topic. Of course, the mountaineering course, like: The rest of the sports are under intense radiation: football is not seen. Football which has not hit record! And not the medals brought! He is now on the thirty-fifth place in FIFA. What is the cause of this? In our opinion, the reason is clear: colonialism! Do not be surprised, colonialism is not only divided into old and new, it is also divided into cultural and artistic and sporting. That is, colonialism was not an unemployed person: only one thing would ruin and go. Destroyed all cultural and economic dimensions, under the cycle of civilization or Modernism and modernity. They say that Motawakk Abbasi ordered a person to be Imam Kadhim's agent, to see that he was closing his eyes on Sajdah, so that the people would act in reverse. Like the ablutions that the Imams raised from the water, they ordered that they depart from the bottom up to show the difference. The agent could do anything: he did not understand and did not report, Motawakel said: "We have to close our eyes and propose one another in prostrate!" To be sure we have opposed the Imam. Colonialism has carefully studied the sources of our jurisprudence, and orders the opposite! If the Prophet has said before eating, eat salt and after that, colonization says sugar and salt do not eat at all! If our religion tells us to pray, they say: Do not pray, instead of doing Swedish exercise! And if religion says holy marriage, they say holy sex is free! And you see that as the Jewish people, the time of the Prophet is distorting everything they know. In sport, this is also the case: as we have seen, the philosophy of sport in the colonial West is the fight against prayer. Because in the prayer of the human soul it becomes strong, but they want the body to be strong! So the soul is less attentive. For this reason, for example, looking for sports: horseback riding or swimming and shooting, but also to football and India, volleyball and basketball, playing with balls full of wind. Even playing gambling and betting, they care more about sports themselves, as long as they do not play sports, gambling, or betting. And everywhere it's possible to summarize: smell of God, remove from sport, and add smell of money and gambling to it. That is why there is no faith in people at the top of any sport, if they are many, they should be Muslims out of the pitch! If they say in the soccer field, they will be fined. The mountain is always the image of God's creatures, it has repeatedly raised this issue in the Qur'an and asked us to see them closely, so that we could remember God. But colonial climbing is a place for liquor and crap! The climber even prefers a sip of whiskey even when he is in danger. He will be able to eliminate the danger. In Iran, of course, there are some moves to: Islamize the sport, but it has always been fought! And bans have been applied. In the case of women's hijab, thirty-eight years of prayer, and necessity! So the basic thought has to be made: sport should not be worth the place, but it should also be worthy of Ephraim. What kind of football for wine and wine: victory is good for the country?

تسلق النظيفة

أزيم غيخيساز 14 قمم فوق 8000 متر غزا، ويقول أول مرة لقد غزا 14 قمم، ومعدات إضافية مثل الأكسجين الصناعي لم يستخدم، في واقع الأمر مسحت تسلق! وكما تسجيله. يتراوح الجبل مثل بقية تحت الرياضية المكثفة: كرة القدم، لا ترى. وكان الرقم القياسي ليس كرة القدم! وحصل على تسع ميداليات! ثلاثون جديدة والطبقة الثانية تكريما لكرة القدم. ما سبب ذلك؟ في رأينا، والسبب واضح: المستعمرة رياضي! لا ينبغي أن نندهش، تماما كما الاستعمار القديم والجديد، وليس الانقسام، الانقسام الثقافي والفني والرياضي. كان الاستعمار العاطلين عن العمل شيء واحد فقط إلى الخراب وترك. جميع الأبعاد الثقافية والاقتصادية، ودورة التحديث والحداثة في اسم الحضارة أو دمرت. وقال المتوكل العباسي، الإمام الكاظم ضباط الفردية، أن نراهم في العبادة، ويغلق عينيه أم لا، القيام بأعمال تخالف النظام العام. الأئمة مثل الوضوء، سكب الماء من أعلى، ولكن أمرهم لإظهار الفرق، من أسفل إلى أعلى، الوضوء بهم. الضابط لا يستطيع أن يفعل: قالت فهم ولم يبلغ أن المتوكل علينا أن تنحني، اغلاق عين واحدة واحدة مفتوحة ،! للتأكد من أننا تصرف ضد الإمام. درسنا بعناية قانون الاستعمار، وضد أوامر! إذا قال النبي قبل كل وجبة، الملح ثم أكل الحلويات والسكر والملح الاستعمار يقول لا تأكل! إذا الدين يقول لنا أن نصلي، كما يقولون، لا تقرأ صلاة، بدلا الرياضية السويدية تفعل! إذا قال دين الزواج المقدس، ويقولون الحرية الجنسية مقدسة! وترى أن نبيا اليهودي، علم تشويه كل شيء. في مجال الرياضة، وأيضا: وكما ذكر أعلاه، فلسفة الرياضة في الغرب الاستعماري، ومكافحة الصلاة. لأن الصلاة هي روح قوية، لكنها تريد الكائن أن يكون شخص قوي! الروح هو القليل من الاهتمام بذلك. لهذا السبب، على سبيل المثال، والرياضة: السباحة والرماية الحصان أو لا، ولكن كرة القدم والبيسبول والكرة الطائرة وكرة السلة هي الهند أن تضخيم مع مباريات الكرة. حتى للعب القمار والرهان، فإن معظم ممارسة الذاتي واعية، لدرجة أنه إذا المراهنات الرياضية القمار أو لم يكن، سيتم حذفها. باختصار، أينما كانوا: الله، وإعطاء ممارسة لإزالة الرائحة، وتضاف رائحة المال والقمار إليها. هذا هو السبب في الجزء العلوي من أي رياضة، والناس مع عدم وجود الإيمان، إذا كانت قليلة، للخروج من الأرض يجب أن يكون مسلم! على ملعب لكرة القدم إذا حسين القول، غرم. الجبل هو دائما مظهرا من مخلوقات الله، وقد أثار القرآن مرارا هذه المسألة، وكنا نرغب في رؤيتها عن قرب، يسقط على ذكر الله. ولكن التسلق الاستعماري والشرب والفجور من المكان! حتى عندما قلق المتنزهين تفضل أيضا رشفة من الويسكي! وجبة شهية ليكون خطر. إيران، بالطبع، انتقل إلى: تم إزالة أسلمة الرياضة، لكنه كان دائما لمحاربته! وتم تطبيق الحظر. كان الحجاب بالنسبة للنساء، ثمانية وثلاثين عاما من المرافعات، ولكن، على ضرورة! ولذلك، فإن الفكرة الأساسية التي تمارس ينبغي أن تأخذ قيمة المكان، ولكن قيمة أيضا. النبيذ وكرة القدم قوة: فوز الشهوانية، ما هو جيد لهذا البلد؟

Clean Climbing

Azim Gheychisaz fəth 8000 metr yuxarıda 14 zirvələri, ilk dəfə 14 zirvələri fəth etdik, və əlavə avadanlıq bu cür süni oksigen kimi istifadə etməyib, və əslində mən dırmaşmaq məhv deyir! Mən onu qeyd kimi. dağ gərgin idman altında qalan kimi dəyişir: football, görmədim. rekord futbol deyil! Və doqquz medal qazandı! Otuz yeni və ikinci dərəcəli FIFA şərəf. Bu səbəb? Bizim fikrimizcə, səbəb aydındır: Colonial Athletic! , Təəccüb deyil, yalnız köhnə və yeni müstəmləkəçilik kimi, mədəni, bədii və idman split bölmək etməyin. işsiz müstəmləkəçilik məhv və tərk yalnız bir şey idi. Bütün mədəni və iqtisadi ölçüləri, sivilizasiyanın və ya məhv adı modernləşdirilməsi və müasirlik dövrü. Mütəvəkkilin ibadət onları görmək Abbasi, İmam Kazim fərdi zabit dedi gözlərini bağlayır və ya deyil, ictimai asayişə zidd hərəkət. belə dəstəmaz kimi imamlar, su üst tökülür, lakin alt qədər fərq göstərmək onların dəstəmaz əmr etdi. zabit edə bilmədim: anlamaq və hesabat, o Mütəvəkkilin, biz səcdə lazım olduğunu söylədi bir göz shut və bir açıq ,! biz İmam qarşı çıxış əmin etmək. Biz diqqətlə və sərəncamlarını qarşı müstəmləkəçilik hüquq təhsili! peyğəmbər sonra hər yemək, duz əvvəl deyən varsa şirniyyat yemək, şəkər və duz müstəmləkəçilik yemək yoxdur deyir! din dua etmək bizə deyir, onlar əvəzinə İsveç idman etmək, namaz oxumaq deyil, demək! din nigah müqəddəs deyir, onlar cinsi azadlıq müqəddəsdir demək! Və bir yəhudi peyğəmbər kimi, bilə-bilə hər şeyi təhrif ki, görəcəksiniz. idman çox: yuxarıda qeyd olunan idman fəlsəfə West-müstəmləkə, anti-dua kimi. namaz soul güclü, lakin onlar istəyirəm, çünki obyekt güclü insan olmaq! Spirit belə az diqqət edir. üzgüçülük və at və ya atəş, lakin futbol və beysbol və voleybol və basketbol top oyunları ilə şişirdilir Hindistan: Bu misal, idman üçün niyə var. Hətta idman qumar bahis və ya əgər, silinəcək dərəcədə qumar ve bahis, ən özünü şüurlu həyata üçün. Bir sözlə, onlar ola bilər yerdə Allah, iy aradan qaldırılması üçün həyata vermək və pul və qumar iy ona əlavə edilir. onlar az əgər hər hansı bir idman üst, heç bir iman ilə insanlar, torpağından Müsəlman olmalıdır niyə ki! Futbol sahəsində Hüseyn pul cəzası, demək əgər. Mountain həmişə Allahın canlılar bir təzahürüdür, Quran dəfələrlə bu məsələni qaldırıb və biz yaxın onları görmək Allahı zikr düşür istədi. Amma yer müstəmləkə qalxmaq, içməli və kefcillik edir! hikers həyəcana keçirdi Hətta də viski bir qurtum üstünlük! təhlükə olmaq üçün yemək malikdirlər. İslamlaşma idman çıxarılıb, lakin bu həmişə mübarizə oldu: İran, əlbəttə, gedin! Və qadağan tətbiq edilmişdir. qadınlar üçün örtük, otuz səkkiz il pleadings idi, lakin zərurət! Buna görə də, həmçinin yer dəyər lakin dəyər almaq lazımdır həyata əsas fikir. Şərab və futbol güc: erotika qələbə, ölkə üçün yaxşı nədir?

 

آتش به اختیار معکوس

در زمان نخست وزیری مهندس موسوی، اینجانب در حراست آنجا بودم، به من شکایت زیاد می شد که: همه حرفهای امام خمینی به فاصله چند ساعت از: بیانات مستقیم ایشان از صدا و سیما توسط ایشان، بطور معکوس توجیه و تفسیر  واجرا می شود. و من باورم نمی شد که یک مسلمان انقلابی هم، مانند سیاستمداران غربی، افتخارش برگرداندن مفاهیم مورد نظر رهبری، به نفع خودش باشد. تا اینکه در یکی از تفسیر های قرانی دیدم که: آیه ای وجود دارد که: برخی یهودیان حرف های پیامبران را که می شنیدند، عقل هایشان را روی هم می گذاشتند، و آن را برعکس تفسیر کرده و بین مردم پخش می کردند. (یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون!) واین کار را با کمال آگاهی انجام میدادند. بعد در دوره اوباما و دیگران، عملا دیدیم که سیاستمدار واقعی یعنی کسی که: به مردم قول و وعده ای بدهد که: بتواند بر عکس آن عمل کند. وعده تغییر در انتخابات، و بعد همان روش قبلی ها را دنبال کردن! از همین قماش است. حالا هم یک عده که خودشان را، تئوریسین میخوانند وظیفه خود میدانند تا: همه سخنان رهبری را تا آخرین کلام و حرف! گوش بدهند و چند بار هم آن را بخوانند، تا بتوانند آنتی تز آن را ارائه دهند. نمونه آخری آن همین موضوع: آتش به اختیار است. مقام معظم رهبری این موضوع را با ذهنیت: دوران دفاع مقدس مطرح کردند و: منظور شان این بود که اگر دولت، توانایی انجام کار فرهنگی را نداشت، دانشجوها بصورت خودجوش، این کار فرهنگی را انجام دهند، و خلا موجود را پر کنند. مسئله به همین سادگی را در: روزنامه ها و فضای مجازی آنقدر چرخاندند! تا به 180درجه مخالف سخن رسید، تا جاییکه رهبری بعد از مدت کوتاهی، مجبور شد حاشیه ای بزند و: این برداشت ها را تصحیح نماید. اما کار به همین جا خاتمه نیافت! دولت راسا اقدام به اجرای آتش به اختیار در: بعد فرهنگی نموده، و فرمان رهبری را برعکس اجرا می کند. مثلا در موضوع اقتصاد مقاومتی، می بینیم همه افراد دولت پست جدیدی می گیرند، اضافه کار و ماموریت هایشان را چند برابر می کنند! حتی معاون اول، پست خود را فرماندهی ستاد اقتصاد مقاومتی، تعیین می نماید تا کم کم: سوابق نظامی هم برای خود دست و پا کند، و تنها جایی را که از تحریف دور مانده، محیط نظامی را نیز مورد تاثیر قرار دهد. نمونه بارز دیگر این: آتش به اختیار معکوس هم، در وزرات ارشاد در: انجمن قلم و یا سازمان سینمایی در جریان است. بر اساس بیانیه انجمن قلم ایران، که امروز در محل این انجمن خوانده شد. روز 14تیرماه روز قلم است، و انجمن سالهاست که در این روز، نوشته های برتر را تعیین و: جوایزی را اهدا می کند. دلیل انتخاب چنین روزی را، همزمانی آن با سالروز نزول آیه: ن والقلم دانسته اند. تا افراد ارزشی زیر سایه قران، انتخاب شوند و الگو باشند برای نوقلم ها. اما وزارت ارشاد بدون هماهنگی، روز 13تیرماه را اعلام نموده، و در این روز در سالن همایش های: کتابخانه ملی از صاحب قلمهایی تقدیر کرده، که امام خمینی در باره قلم آنها گفته که: برخی قلم ها توطئه گربودند و: ما اشتباه کردیم آنها را نشکستیم! در همین قضیه کیارستمی، ببینید چه کیا و بیایی شده است! یک هفته تمام برای کسی بزرگداشت می گیرند که: عمر هنری خود را در سیاهنمایی دفاع مقدس گذراند، و در بحبوهه فراخوان های امام خمینی، فیلم هایی در ضدیت با جنگ ساخت، و در جهان  خود را صلح طلب، و امام خمینی را جنگ طلب معرفی کرد. خانه دوست کجاست؟ دقیقا به معنی دست برداشتن از: دشمنی با صدام و آمریکا و دوست شدن با آنها است. و این قصه در آغاز راه است.

Inverted fire

At the time of Mohammad Mousavi's prime minister, I was guarded there, and I complained that: All the words of Imam Khomeini, within a few hours, are reciprocally justified and interpreted by his direct statements of voice and speech by them. And I did not believe that a revolutionary Muslim, like Western politicians, would have the honor of returning the concepts of leadership to its own benefit. Until I saw in one of the Quranic interpretations that there is a verse that: some Jews shared their wisdom with the words of the Prophets, and interpreted the opposite and spread it among the people. And they did this with full awareness. Then, in the Obama and others years, we actually saw that the real politician was the one who: promises to people: that he can act on the contrary. Promise to change in elections, and then follow the same procedure as before! It's the same. Now, some people who call themselves theoreticians know their task: to take all the words of the leadership to the last word and letter! Listen and read it a few times, so that they can give it an anti-thesis. The latter example is the same: fire is at stake. The Supreme Leader raised this issue with the mentality of the sacred defense era: they meant that if the government did not have the ability to do cultural work, students would spontaneously do this cultural work and fill the vacuum. The issue is as simple as: newspapers and cyberspace turned up so much! It spoke to 180 degrees, as soon as the leadership was forced to margin: to correct these perceptions. But the work did not end here! The Rasa government has launched a voluntary fire: cultural dimension, and runs the command of the opposite. For example, in the context of resistive economy, we see that all people get a new post, multiply their extra work and missions! Even the first vice-president will appoint his post as the commander of the Resistance Economics Chief, to slow down: he will have a military background for himself, and will only affect the military environment as far as distortion. Another example of this is that the fire is reversed, at the Ministry of Guidance at pen Society or the Cinematic Organization. According to the statement by the Iranian Pen Club, which was today read on the site of this forum? July 14 is the day of the pen, and the association has for many years determined the top entries on this day and donates awards. The reason for choosing such a day is its concurrence with the anniversary of the revelation of the verse. To valuables under the shadows of the Qur'an, be chosen and patterned for nocturnes. But the Ministry of Guidance unanimously announced July 13, and on this day in the hall of conferences: the National Library has been honored with some of the pens that Imam Khomeini said about their pen: some pens were conspirators and: We made a mistake. Do not beat them! In the same way, Kiarostami, see what the Kia has been! One full week is celebrated for someone: Omar Arthur spent himself in the dark sacred defense, and, in the midst of Imam Khomeini's calls, made warlike animosities and peaceful in his world, and warring Imam Khomeini Introduced. Where is the Friend's House? It means precisely the abandonment of: hostility to Saddam and the United States and being friends with them. And this story is at the beginning.

النار معكوس اختياري

رئيس الوزراء مير حسين موسوي، ولدي كان الأمن هناك، وشكا لي أكثر هو أن كل هذا الكلام من الإمام الخميني في غضون ساعات قليلة من التعبير المباشر عن التلفزيون والراديو بها، فإن العكس تفسر وتنفذ هناك. وأنا لا أعتقد أن ثورة الإسلامية، مثل السياسيين الغربيين، واستعادة شرف إلى مفاهيم القيادة، لصالح من تلقاء نفسها. وفعلت ذلك مع الوعي الكامل. أوباما وآخرين في وقت لاحق في هذه الفترة، شهد الواقع السياسي الحقيقي الذي هو إعطاء الناس وعد التي يمكن أن تفعل العكس. تغيير في الوعود الانتخابية، ومن ثم اتباع نفس الطريق! ومن قماش. الآن مجموعة من تلقاء نفسها، وقراءة المنظرين واجبه أن يعرف كل الكلمات وما أدى إلى الكلمة الأخيرة! استمع وقراءتها عدة مرات، لتكون قادرة على تقديم نقيض لها. المثال الأخير من هذه المسألة هو السلطة النار. انها بسيطة كما هو الحال في صحيفة وهكذا تحول الفضاء الإلكتروني! وصل مغکوسا درجة عكس فيها القادة بعد وقت قصير، وانه اضطر الى هامش هذه التصورات صحيحة. لكنها لم تنته! سلطة النار الدولة للعمل لأنفسهم لخوض البعد الثقافي، ويدير قيادة القيادة مخالفة. على سبيل المثال، الاقتصاد المقاوم، ونحن نرى كل الوظائف الجديدة تضاف وتضاعفت أن مهمتهم! مثال صارخ آخر على ذلك: القتال لعكس عقارب الساعة، وزارة الثقافة بالتعاون القلم أو الفيلم يجري. ووفقا لبيان والقلم، والذي كان يقرأ اليوم في هذا المنتدى. في 14 تموز، يتم تخطي اليوم، وجمعية لسنوات عديدة في اليوم، أعلى إدخالات إلى تحديد ما يلي: جوائز فازت بها. والسبب في ذلك أيام، وبالتزامن مع ذكرى الوحي: من المعروف التلقائي. الأفراد يستحق في ظلال القرآن ليتم اختيار ويكون قدوة للقلم جديد. لكن الوزارة دون تنسيق، في 13 يوليو أعلنت، وعلى هذا اليوم في قاعة المؤتمرات من: المكتبة الوطنية أشاد الخطوط، قال الإمام الخميني حول القلم لهم أن بعض راسمة القلم، ولقد ارتكبت خطأ كسروا ذلك! في هذه الحالة كياروستامي، ونرى ما قد حان كيا! أسبوع واحد للاحتفال بسقوط أن حياة لوحاتها في ضوء أسود الإنفاق الدفاع المقدس، وفي خضم نداء الإمام الخميني، والأفلام المعارضة للحرب، وفي عالمه سلمية، والإمام الخميني المتشدد قدم. أين هو بيت صديقك؟ بالضبط يعني التخلي عن العدو مع صدام وأمريكا، وأصبح أصدقاء معهم. والقصة في البداية.

Könüllü tərs yanğın

Baş nazir Mir Hüseyn Musəvi, təhlükəsizlik var idi ki, ən onların öz televiziya və radio birbaşa ifadə bir neçə saat ərzində İmam Xomeyninin bütün bu müzakirəsi, arxa şərh olundu ki, orada icra mənə şikayət etdi. Mən inanmıram ki, müsəlman inqilabi belə öz xeyrinə liderlik anlayışlar şərəf bərpa Qərb siyasətçiləri kimi. Və tam məlumatlandırılması ilə belə etdilər. Obama və başqaları sonra dövrdə həqiqətən insanlara qarşı nə edə bilər bir söz vermək üçün bir real siyasətçi gördüm. seçki vədləri ilə dəyişdirmək, və sonra eyni şəkildə edin! Bu kətan edir. İndi öz qrup, theoreticians bütün sözləri bilmək üçün öz vəzifəsini oxumaq və son sözü nə qədər gətirib! onun antitez təklif etmək üçün, qulaq asmaq və bu bir neçə dəfə oxumaq. Bu mövzuda son nümunəsidir yanğın orqandır. Bu qəzetdə kimi sadə və belə kiberməkanda çıxdı! Word doğru liderləri qısa bir müddət sonra, və o, bu hisslərin qaydalarından məcbur olduğu üçün qarşı 180 dərəcə çatdı. Amma bu son deyil! özləri mədəni ölçüsü çalıştırmak üçün Dövlət yanğın orqanı hərəkət etmək, və komanda zidd rəhbərliyi çalışır. Məsələn, resistive iqtisadiyyatı üçün, biz bütün yeni ismarıc, iş üzvləri və çoxaltmaq üçün onların missiya var! Bu başqa bir parlaq misal: zaman əlləri geri mübarizə, dərnək qələm Mədəniyyət Nazirliyi və ya film davam edir. Bu forumun bu gün oxunub Pen şərhə görə. 14 iyul, gün uzun illər Association atlandı, və üst entries müəyyən etmək üçün: Mükafatlar onu layiq. vəhy ildönümü ilə üst-üstə düşən bu gün səbəbi: avtomat tanınır. Quran kölgəsində Worth şəxslər yeni qələm rol modelləri seçilmiş və olmaq üçün. Amma koordinasiya olmadan nazirlik, 13 iyul elan və konfrans zalında bu gün: fonts təriflədi Milli Kitabxanasının Pen haqqında İmam Xomeyni onlara ki, bəzi qələm plotter və biz səhv etdik onlar qırdı! Bu halda Kiarostami ayında Kia gəlib nə oldu! bir bir həftə payız xatirəsinə qara işıq onun rəsm müqəddəs müdafiə xərcləri həyat və İmam Xomeyninin, müharibə filmlər müxalifət Zəng ortasında, və onun dünyada sülh və İmam Xomeyni militant təqdim etdi. Dostun House haradadır? Məhz Səddam və Amerika ilə düşmən imtina və onlarla dost oldu deməkdir. Və əvvəlində hekayə.

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۳/۴/۱۳۹۶ - ۲۱:۵۸ نظر(0)

در این دنیای بی در و پیکر، که هر کس ساز خود را می زند! و رای دادگاه خود را اجرا می کند، ایران هم میتواند مانند آنها اموالشان را مصادره، و یا بلوکه نماید ولی ایران چنین کاری نمی کند! مثلا کانادا برای خودش ایران را محکوم می کند! ساز مان ملل جدا، آمریکا و فرانسه و یا حتی شورای امنیت و دادگاه لاهه، که رای به مصادره اموال ایران می دهند! آیا ایران هم نمی تواند در دادگاه خودش، این کار را انجام دهد و: دهها برابر آن را غرامت پس بگیرد؟ موضوع اینها باهم یک فرق اساسی دارد، در فارسی ضرب المثل داریم که می گوید : اگر سگ پای شما را گاز گرفت، لازم نیست شما هم پای سگ را گاز بگیرید! یعنی منطقی نیست که آدم، کار های یک عده زورگو و احمق را تقلید کند. چرا که این چرخه معیوب، همیشه ادامه خواهد داشت. در فلسفه نظری مذاهب، همیشه توصیه به شکستن این چرخه شده است. یعنی اگر ظالم، ظلم کرد، مظلوم، نباید ظلم کند، چون او هم ظالم می شود! در حالیکه نظر اسلام و دیگر ادیان الهی، از بین رفتن ظلم است: نه انتقال آن به نسل های جدید. به همین دلیل جهاد کردن در اسلام، بر دو نوع تعریف شده: یکی جهاد ابتدایی یکی جهاد دفاعی، جهاد ابتدایی یعنی مشت اول! در اسلام منع شده است. البته براساس برخی شرایط، آن هم با فرماندهی امام معصوم، اگر لازم باشد انجام می شود. ولی در زمان غیبت، جهاد فقط جهاد دفاعی است. یعنی دفاع در مقابل مشت اول. حالا شما نظریات دموکراسی و لیبرالیزم غرب را مطالعه کنید: پیروز را کسی می داند که: مشت اول را پرتاب کند. به همین جهت دنیا، بجای دموکراسی و لیبرالیسم ، میلیتاریسم را تجربه می کند! دنیای امروز ما دنیای اسلحه ، ششلول بند و هفت تیر کش است. غرب در حین ادعای دوئل، به تیر اول می اندیشد. اما دنیای اسلام و اتوپیای الهی، اینطور نیست. زیرا پیامبر اسلام، رحمت برای جهانیان است، نه قاتل آنها! متاسفانه این نظریه، برعکس تبلیغ می شود و اسلام و: مسلمانان و ادیان توحیدی، در عین دوئل متهم: به تیر اول هستند! آنها، خودشان با شمشیر قرون وسطایی، به تمدن اسلامی حمله می کنند و: بعد می گویند اسلام دین شمشیر است. پیشرفته ترین سلاح ها را تولید کرده، و بالاترین سودها را می برند، و بعد می گویند ایران می خواهد: به بمب اتمی دست پیدا کند! در حالیکه خودشان بمب اتمی ساخته، و حتی به کار برده اند. ولی از اینکه ایران، توانایی آن را پیدا کند هراسان هستند. حکم های صادره از دادگاه هایشان هم، همینطور است. کنگره امریکا و سنای آن، همه کار خود را رها کرده، و فقط دنبال دزدی از اموال ایران است، این یعنی که آنها گداهای: با شخصیتی هستند! این را مردم ایران فهمیده اند، و میدانند که آنها بخاطر نیازشان این کار را می کنند! یعنی مانند گداهای معمولی نمی توانند: دستشان را دراز کنند و خواهش کنند و کمک بخواهند، بلکه لباس گرانقیمت می پوشند و: دست در جیب دیگران می کنند! ما متوجه هستیم که آمریکا یا کانادا، حتی فرانسه و آلمان که این کار را می کنند، قصد شان تامین بودجه برای مردم خودشان است. آنها ندارند، ولی نمی خواهند هم، گردنشان را کج کنند! با گردن برافراشته گدایی می کنند. کسر بودجه و بدهی های این کشورها، و قطع کلیه کمک های دولتی به مردم، در واقع ریاضت اعلام نشده، در آنها غوغا می کند. ما ایرانی ها این را می فهمیم و لذا مقابله به مثل نمی کنیم. مردم آن کشورها هم این را می فهمند، برای همین است که مردم آنها، برخلاف دولت هایشان، هوادار ایران هستند. واین مردم برای ایران مهم هستند؟ و همه سعی ما این است که آنها ضربه نبینند.

Why does Iran not resist it?

In this world of body and body, whoever kills his instrument! And executes the court's ruling, Iran can either confiscate or block their property like that, but Iran does not do this! For example, Canada condemns Iran itself! The United States, the United States and France, or even the Security Council and the Hague, who vote to confiscate Iran's property! Will Iran not be able to do this in its own court, and do it tens of times to compensate for it? The subject of these is a fundamental difference, in Persian we say that: If the dog bites your feet, you do not need to bite the dog's feet! It does not make sense for Adam to imitate the work of an idiot and idiot. Because this faulty cycle will always continue. In the philosophical theory of religions, it is always advised to break this cycle. That is, if the oppressor, the oppressor, the oppressed, should not be oppressed, because he also becomes oppressor! While the view of Islam and other divine religions are the destruction of oppression: not its transfer to new generations. For this reason, Jihad in Islam is defined in two ways: one elementary jihad, one defensive jihad, the first jihad means the first fist! Is forbidden in Islam. Of course, under certain conditions, it is also done with the command of the infallible Imam, if necessary. But in the absence of time, jihad is only a defensive jihad. Defending against the first fist. Now you read the views of Western democracy and liberalism: someone who knows victorious: throws first fist. Therefore, the world, instead of democracy and liberalism, experiences militarism! The world today is the world of weapons, six-lane claws and seven shots. The West thinks about the first time during the duel claim. But the world of Islam and the divine utopia is not. Because the Prophet of Islam is mercy for the world, not their killer! Unfortunately, this theory, on the contrary, is propagandized and Islam and: Muslims and monotheistic religions are accused in the same duel: they are in the first shot! They attack the Islamic civilization with the medieval sword themselves, and then they say Islam is the religion of the sword. Producing the most advanced weapons and taking the highest profits, and then they say Iran wants to hit the atomic bomb! While they have made and even used atomic bombs. But they are afraid that Iran can find it. Orders from their courts are the same. The Congress of America and its Senate have abandoned all their work, and are only seeking the theft of Iranian property, which means they are beggars: with a personality! This is understood by the people of Iran, and they know that they do it for their needs! That is, they cannot be like ordinary beggars: lay their hands and ask for help, but they wear expensive clothes and: hand in pockets of others! We realize that the United States or Canada, even France and Germany, are doing their best to fund their own people. They do not, but do not want to bend their necks! They beg with a neck. The budget deficit and debt of these countries, and the cessation of all state aid to the people, in fact, austerity, is stirring up. We understand the Iranians and so do not clash. The people of those countries also understand this, so their people, unlike their governments, are Iran's supporter. And these people are important to Iran? And all of us try to make sure they do not hit.

لماذا لا تنتقم إيران؟

في هذا العالم من فضفاضة، أن الجميع يلعب الصك الخاص بهم! ويدير ملعبكم، ان ايران مثلهم لمصادرة ممتلكاتهم، أو كتلة، ولكن ايران لا تفعل ذلك! على سبيل المثال، قد أدانت كندا إيران لنفسها! وبصرف النظر الأمم المتحدة وأمريكا وفرنسا، أو حتى مجلس الأمن ومحكمة لاهاي، وقرار مصادرة ممتلكات اليوم! لا يكون في ملعب ايران، لذلك يجب القيام به: عشر مرات التعويض يستغرق؟ هذه القضايا معا هو الفرق الأساسي في المثل الفارسي يقول إذا كنت قد تعرضت للعض من قبل كلب، كلب يعض لكم، لا تحتاج! هذا ليس من المنطقي أن أي شخص يعمل لطاغية وخداع الآخرين إلى الاقتداء. لأن هذه الحلقة المفرغة، وسوف تستمر إلى الأبد. في الفلسفة النظرية للدين، فمن المستحسن دائما لكسر هذه الحلقة. وهذا يعني أنه إذا كان الظالم والمظلوم، المظلوم، وليس الظالم، كما انه لا يرحم! بينما الإسلام والديانات السماوية الأخرى، والقضاء على الظلم لا تمرر إلى الأجيال الجديدة. هذا هو السبب في الجهاد في الإسلام، تعريف نوعين: الجهاد الابتدائي هو الجهاد الدفاعي، الجهاد هو الوسيلة الأولى لكمة الأولى! ممنوع في الإسلام. ومع ذلك، في بعض الظروف، بل هو أيضا أمر من الإمام، إذا لزم الأمر، ينبغي القيام به. ولكن في غياب الجهاد ليست سوى الجهاد الدفاعي. خط الدفاع الأول ضد اللكمات. الآن لديك أفكار الديمقراطية والليبرالية الغربية نصها كما يلي: فوز واحد يعرف أن رمي كمة الأولى. هذا هو السبب في العالم بدلا من الديمقراطية والليبرالية، والخبرة العسكرية! اليوم لدينا ويمتد الحبل البنادق، بندقية ومسدس. الغربية خلال مبارزة للمطالبة الأول التفكير النار. ولكن العالم الإسلامي واليوتوبيا الإلهي، بل هو لا. لأن النبي رحمة للعالم، وليس قتلهم! مبارزة للأسف هذه النظرية، على العكس من ذلك الترويج الإسلام والمسلمين والديانات السماوية، واتهم أيضا: الطلقة الأولى! هم أنفسهم بالسيوف القرون الوسطى هجوم الحضارة الإسلامية، وبعد ان الإسلام هو دين السيف. وقد أنتجت الأسلحة الأكثر تقدما، والأرباح هي أعلى، ثم يقول ان ايران تريد امتلاك أسلحة نووية! في حين أنها بنيت القنبلة الذرية، وحتى قد استخدمت. ولكن هذا ليس الخوف منه. الجمل المحكمة لهم، أيضا. الكونجرس الأمريكي ومجلس الشيوخ، قد تركنا كل شيء وظائفهم، ومجرد النظر إلى سرقة ممتلكات إيران، وهذا يعني أنهم المتسولين مع شخصية! لقد فهم الشعب الإيراني هذا، ويعرفون أنهم يفعلون ذلك لأنهم في حاجة! هذا هو مثل المتسولين العاديين لا يستطيعون: مد يده ويسأل وطلب المساعدة، ولكن ارتداء ملابس باهظة الثمن واليدين في الجيب الآخر! ونحن نفهم أن أمريكا أو كندا، وحتى فرنسا وألمانيا أن تفعل، والتمويل عن نيتها لشعبهم. لم يفعلوا ذلك، ولكن لا نريد ذلك، يميل رقابهم! التسول مع الرقبة ممدودة. العجز والديون، وقطع كل المساعدات التي تقدمها الدولة للشعب، في الإعلان عن حقيقة التقشف، في المشاجرة. نحن الإيرانيين فهم هذا، وبالتالي فإننا لا الانتقام. شعوب بلدان فهم هذا، حتى أن الناس، على عكس حكومتهم، هم الموالي لإيران. وهؤلاء الناس هم من المهم بالنسبة لإيران؟ ونحن في محاولة لضرب كل ما يرونه.

Niyə İran mislləmə deyil?

boş bu dünyada ki, hər kəs öz aləti oynayır! Və məhkəmə İran öz əmlakını və ya blok müsadirə onları istəyirəm, çalışır, lakin İran bunu deyil! Məsələn, Kanada özü üçün İranı qınadı! BMT, Amerika və Fransa, və ya hətta Təhlükəsizlik Şurasının və Haaqa məhkəməsinə Apart qərar günün əmlak müsadirə üçün! on dəfə kompensasiya onu: bunu İranın məhkəmədə etməyin? Bu məsələlər birlikdə it tərəfindən bitten əgər deyir fars atalar sözü bir fundamental fərq, it sizə sokması, siz ehtiyac yoxdur! Ki, kimsə bir zalım üçün iş və yarışmaq üçün digər axmaq ki, məntiqi deyil. bu sonsuz dövrü Çünki əbədi davam edəcək. din nəzəri fəlsəfə, bu dövrü qırmaq üçün həmişə məsləhətdir. Bu zalım, məzlum, o amansız olduğu kimi deyil, məzlumun məzlum deməkdir! İslam və digər ilahi dinlər isə, təzyiq aradan qaldırılması yeni nəsillərə keçən deyil. İslam cihad, iki növ müəyyən Buna görə: əsas cihad müdafiə cihad, cihad əsas ilk punch deməkdir! Bu İslamda qadağandır. Lakin, bəzi hallarda, bu da İmam bir komanda, lazım olsa ediləcək. Amma Cihad olmaması yalnız müdafiə cihad edir. yumruq qarşı ilk müdafiə. İndi demokratiya və liberalizm West oxumaq fikir var: bir ilk punch atmaq bilir qalib. Yerinə demokratiya və liberalizm, militarizmi təcrübə niyə dünya! Bu gün biz silah, silah və tapança cord uzanırdı var. bir duel zamanı West ilk shot düşüncə iddia. Lakin İslam dünyası və ilahi utopia, bu deyil. dünyaya mərhəmət Peyğəmbər Çünki onları qətlə deyil! Təəssüf ki, bu nəzəriyyə, əksinə təşviq İslam və müsəlmanlar və səmavi dinlərin, həmçinin təqsirləndirilən duel: ilk shot! Onlar özləri qılınc orta əsrlər İslam mədəniyyətinin hücum və İslamı dedikdən sonra qılınc dinidir. ən inkişaf etmiş silah istehsal və mənfəət yüksək və sonra İranın nüvə silahı əldə etmək istəyir demək var! onlar atom bombası inşa edərkən, hətta istifadə. Amma ki, qorxu deyil. çox məhkəməsi onlara. Amerikanın Konqresi və Senat, bütün işlərini tərk, və yalnız İran əmlak oğurlamaq axtarır, bu onlar şəxsiyyəti ilə dilənçilər o deməkdir ki! İran xalqı bu aydın və onlar lazımdır, çünki onlar bunu bilirik ki, var! xahiş və yardım, lakin bahalı paltar geyinmək əlini uzatdı və və əlləri digər cibində var: O bilməz adi dilənçilərə kimi deyil! Biz başa düşürük Amerika və ya Kanada, hətta Fransa və nə Almaniya, öz xalqına, öz niyyəti maliyyə edir. Onlar deyil, lakin onların boyun əyərək onu istəmirəm! uzanan boyun ilə yalvarmaq. fakt kavgası, kəmər sıxma elan defisiti və borc və insanlar üçün bütün dövlət yardımı kəsdi. Biz İran bu anlamaq və buna görə də biz cavab yoxdur. onların hökumətə zidd insanlar, pro-İran ki, ölkə xalqı, bu başa düşürük. Və bu insanlar İran üçün vacibdir? Biz onlar bütün hit çalışın.

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۴/۱۳۹۶ - ۱۸:۲۶ نظر(0)

قوه قضاییه چگونه میتواند: منویات رهبری را اجرایی کند؟

اگر قوه قضاییه بخواهد در مسائل بین المللی حضور داشته باشد، مشکلاتی بر سر راه آن وجود دارد، لذا بسرعت نمی تواند به موضوع عمل کند. یکی از مشکلات نبود قوه قضاییه یگپارچه جهانی است! یعنی جایی برای شکایت وجود ندارد، و اگر شکایت هم بشود،  رسیدگی کننده عادلی وجود ندارد. و اگر حکم مناسبی هم صادر شود، ضمانت اجرا ندارد. برخی ها که از حقوق بین الملل اطلاع ندارند، فکر می کنند دادگاه لاهه، وزارت دادگستری جهانی است! و هرکس می تواند در ان طرح دعوی کند، و نتیجه بگیرد! اما اینطور نیست، بلکه دادگاه لاهه فقط به موضوعاتی رسیدگی می کند که: دو طرف یا دو کشور متخاصم، توافق کنند که در آنجا رسیدگی شود. البته در برخی موارد، اگر شورای امنیت در مورد جرایم جنگی، نظری داشته باشد میتواند به این دادگاه ارجاع نماید. اگر از سیستم داخلی خودمان هم استفاده کنیم، اولا فقط شاکی خصوصی می تواند شکایت کند! و اگر توانست رای بگیرد، وزارت امور خارجه در مورد پیگیری رای کمک می کند. در واقع دنیای بی در و پیکری داریم، و جایی برای طرح شکایت بین المللی وجود ندارد. اگر دادگاه های داخلی هم بخواهند رسیدگی کنند، ممکن است متشاکی در کشوری  باشد که: قرارداد استرداد مجرمین نداریم، یا اینترپول چندان تمایلی به همکاری نداشته باشد. همانطور هم که از قانون استرداد مجرمین بر می آید، باید اول او را محکوم کرد! بعد تقاضای استرداد نمود. بد تر از این، قانون کاپیتولاسیون هست که: برخی کشورها نه تنها استرداد مجرم نمی کنند، حتی اگر مجرمیت او در محل جرم ثابت شود، باید وی را به کشور متبوع انتقال دهند، تا دوباره با قوانین خودشان محاکمه شود. لذا همانطور که در اشارات رهبری هم بود، این نوع شکایات سمبلیک است! تا برای تاریخ بماند. لذا اگر شکایت آنطور که ماتصور می کنیم باشد، در ابتدا باید یک قوه قضاییه یا دادگستری بین المللی، با اساسنامه حقوق بشر و حقوق اساسی ایجاد شود. قاضی القضات آن از سوی دبیرکل سازمان ملل، یا رئیس کنفرانس اسلامی تعیین شود! تا آن موقع ما سه راه در پیش رو داریم: صدور بیانیه یا سخنرانی و یا ارسال: نامه های سرگشاده به سران جهان و یا: سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی، اولین راهکار است که طبیعتا: جنبه افشاگری و آطلاع رسانی خواهد داشت. دوم در داخل کشور، و با قوانین خود دعاوی بین امللی را هم، مانند دعاوی داخلی پذیرفته، و رسیدگی شود.  با صدور رای، مجرمان را تحت پیگرد قرار گیرند. و مانند احکام دادگاههای صحرایی، حکم هم اجرا شود: مامور اجرای حکم به همه جا برود، علنی و مخفی حکم را اجرا نماید. حالت سوم این است که مدارک را، برای اعضای شورای امنیت بفرستیم، و از انها انتظار داشته باشیم تا دستور: تشکیل دادگاههای جرایم جنگی یا غیرجنگی را بدهند. و یا از امکانات دادگاههای جرایم جنگی استفاده نمایند. مثلا در مورد تخریب آرامگاه بقیع در مدینه، مستندا نامه نگاری با آل سعود شده، و در خواست باز سازی نمایند. اگر آل سعود جواب نداد و: یا اینکه جواب داد ولی اجازه نداد، آن را به عنوان مدرک به: شورای امنیت ارائه و: خواستار رسیدگی به این جنایات جنگی شد، یا اصرار آنها بر مخروبه ماندن بقیع را، تاییدیه جنایات جنگی پدرانشان محسوب کرد. که البته همه اینها دور از ذهن است. اما بهر حال طرح دعوا بهتر از ساکت نشستن یا تماشاچی بودن است. اگر کسی به داد ما نرسید حواله به حضرت عباس می دهیم.

How the judiciary cans: Manage leadership?

If the judiciary wants to be present in international affairs, there are problems with it, so it can not act quickly. One of the problems is the lack of a universal Judiciary! There is no place to complain, and if there is a complaint, there is no fair hearing. And if the appropriate order is issued, there is no guarantee. Some who do not know international law think that the Hague Court is the Ministry of Justice. And anyone can sue it, and conclude! But this is not the case, but the Hague Court will only consider issues that: the two sides or two hostile states agree to be dealt with there. Of course, in some cases, if the Security Council has an opinion on war crimes, it can refer the court. If we use our own internal system, then only a private plaintiff can complain! And if it were able to vote, the State Department would help to track the vote. In fact, there is a world of nobody, and there is no place for an international complaint. If domestic courts also want to deal with it, the convict may be in a country where there is no extradition contract, or Interpol is reluctant to cooperate. As with the extradition law of convicted offenders, he must first be condemned to him! Then demanded a refund. Worse yet, there is a capitulation law: Some countries not only do not offend extradition, even if their conviction proves to be on the crime scene, they must be transferred to the country in order to be tried again under their own laws. So, as in the tips of leadership, these types of complaints are symbolic! Stay up to date. So, if the complaint is as it may be, we must first have a judiciary or international tribunal established by the Constitution of Human Rights and Fundamental Rights. Judge of the Islamic Revolutionary Tribunal appointed by the Secretary-General of the United Nations, or the head of the Islamic Conference! Until then, we have three ways ahead: issuing statements or speeches or sending: Open letters to world leaders or: The United Nations and other international organizations are the first to naturally: have a facet of disclosure and accountability. Secondly, within the country, and in accordance with its own laws, international claims are accepted, as well as domestic claims. Censors will be prosecuted by issuing a vote. And like the rulings of the courtrooms, the verdict is executed: the officer executes the sentence everywhere, publicly and secretly executes the sentence. The third option is to send the documents to members of the Security Council, and we expect them to order the formation of war crimes or non-war crimes tribunals. Or use the facilities of the war crimes tribunals. For example, in the case of the demolition of the Baqih tomb in Medina, documentary letters have been sent to al-Saud and rebuilt in demand. If Al Saud did not answer and either answered, but did not allow it, he presented it as evidence to the Security Council: He demanded that these war crimes be investigated, or that their insistence on staying alive be considered as confirmation of their fathers' war crimes . Of course, all this is far from the mind. But it's better to sit down or be a spectator. If anyone does not reach us, we will give it to Abbas.

كيف يمكن القضاء: زعيم تعليقات لتنفيذ؟

إذا كان القضاء هو أن يكون حاضرا في القضايا الدولية، ومشاكل في الطريق إلى هناك، لا يمكننا التحرك فورا بشأن هذه المسألة. واحدة من المشاكل هو عدم وجود السلطة القضائية العالم جامدة! ليس هناك مجال للشكوى، إذا كانت الشكوى نفسه، ليس هناك أية التعامل العادل. وإذا سيصدر الحكم المناسب، لا الإنفاذ. بعض الناس لا يدركون القانون الدولي، والتفكير لاهاي، وزارة العدل هي عالمية! ويمكن للمرء في الدعوى، وإبرام! ولكنها ليست سوى محكمة لاهاي للتعامل مع القضايا التي الجانبين أو اثنتين من الدول المتحاربة، توافق على أن تعالج هناك. في بعض الحالات، إذا كان مجلس الأمن في حالة جرائم الحرب، مثل أن تكون قادرا على الرجوع إلى هذه المحكمة. إذا أردنا استخدام نظامنا الداخلي الخاص، أولا فقط المدعي الخاص يمكن مقاضاة! وإذا كنت لم يدلوا بأصواتهم، وزارة الشؤون الخارجية على معدل المتابعة يمكن أن تساعد. فضفاض، والتي لا يوجد فيها التظلم الدولي في العالم. إذا كنت ترغب في التعامل مع المحاكم المحلية، قد تكون خاضعة في البلاد التي ليس لديها اتفاقيات تسليم المجرمين، أو الانتربول هو لا يميل للتعاون. كما وكذلك القانون بشأن تسليم المجرمين يأتي، يجب إدانة لها أولا! بعد طلب التسليم. والأسوأ من ذلك، والاستسلام أن بعض البلدان لا فقط لا تسليم، حتى ولو ثبت ذنب له في الجريمة، يجب أن تحمل له إلى البلاد، في أن يحاكم مرة أخرى عن طريق قوانينها الخاصة. وهكذا، كما كان في الصدارة نقطة، هذا النوع من الشكوى هو رمزي! على البقاء حتى الآن. حتى إذا نشكو كما نتصور هو في حاجة إلى القضاء أو القانون الدولي، وحقوق الإنسان وميثاق الحقوق الأساسية المراد إنشاؤه. تم تعيين رئيس المحكمة العليا الأمين العام للأمم المتحدة أو رئيس المؤتمر الإسلامي! حتى ذلك الحين، نحن ثلاث طرق المستقبل: بيان أو خطاب أو الكتابة: رسائل مفتوحة إلى زعماء العالم والأمم المتحدة والمنظمات الدولية الأخرى، والحل الأول هو الجوانب الطبيعية الإفصاح والتبليغ سيكون. والثانية في البلاد، وقوانينها المطالبات الدولية، مثل المطالبات المقبولة والتعامل معها. مع الحكم، سيتم مقاضاة الجناة. مثل التجارب الميدانية والجمل، الجملة تشغيل معا: الجلاد للذهاب في كل مكان، القرار العام والسري لتشغيل. أما النمط الثالث فهو دليل على أن يرسل أعضاء مجلس الأمن، ونحن نتوقع منهم لقيادة محاكمات جرائم الحرب أو أجر غير. أو استخدام مرافق محاكمات جرائم الحرب. على سبيل المثال، وتدمير قبر البقيع في المدينة المنورة، توثيق المراسلات مع آل سعود، وطلب إعادة بنائها. إذا لم السعوديين الرد: إما الجواب، ولكن للحفاظ على أنها دليل على عرض مجلس الأمن: لإجراء تحقيق في جرائم الحرب، أو يصرون على أنهم دمر موافقة البقاء الباقي للآباء جرائم حرب واعتبرت . بالطبع، كل هذا بعيد المنال. ومع ذلك، ونظرا للعمل أفضل من الجلوس أو متفرج. اذا كان شخص ما لأننا لم تعطي المال لعباس.

məhkəmə necə bilərsiniz: Şərhlər lideri həyata keçirilə bilər?

məhkəmə beynəlxalq məsələlərdə iştirak etmək deyil, orada yol problemləri dərhal məsələ ilə bağlı ola bilməz. problemlərdən biri məhkəmə sərt dünyanın olmaması! şikayət özü heç bir ədalətli məşğul olduqda şikayət üçün heç bir otaq var. Və müvafiq cümlə, heç bir mühafizə verilə əgər. Bəzi insanlar beynəlxalq hüquq fərqində deyil, Hague, hesab edirəm ki, Ədliyyə Nazirliyi universal deyil! Və bir iddia can və bağlamaq! Amma bu yalnız iki tərəf və ya iki müharibə xalqlar var müraciət etmək razıyam məsələləri ilə məşğul Hague Məhkəməsi edir. Bəzi hallarda, belə müharibə cinayətləri, halda Təhlükəsizlik Şurasının bu Məhkəməsinə müraciət etmək üçün əgər. biz öz daxili sistemi istifadə edirsinizsə, ilk növbədə yalnız xüsusi iddiaçı iddia edə bilər! Siz səs deyil əgər, təqib dərəcəsi Xarici İşlər Nazirliyi kömək edə bilər. Dünyanın boş və orada heç bir beynəlxalq şikayət. Siz daxili məhkəmələrin idarə etmək istəyirsinizsə, ekstradisiya müqavilələri var, və ya Interpol əməkdaşlıq meylli deyil nə ölkədə ola bilər. verilməsi haqqında qanun gəlir, eləcə də, onun ilk məhkum olmalıdır! ekstradisiya tələbi sonra. bu daha pis, bəzi ölkələrin cinayət onun günahkarlıq sübut edir, baxmayaraq ki, deyil ekstradisiya etmək yalnız təslim öz qanunları ilə yenidən mühakimə olunacaq ölkə onu keçirmək lazımdır. Bu bal aparıcı olduğu kimi Beləliklə, şikayət bu cür simvolik! bu günə qədər qalmaq. Birləşmiş Millətlər Təşkilatının Baş katibi və ya İslam Konfransı rəhbəri baş Ədliyyəəyyən edilir! bəyanat və ya çıxış və ya yazmaq: dünya liderləri BMT və digər beynəlxalq təşkilatlara açıq məktublar, ilk həll olacaq açıqlanması və bildiriş təbii aspektləri O vaxta qədər, biz qabaqda üç yol var. ölkədə ikinci və onun bu cür qəbul iddiaları kimi qanunları Beynəlxalq iddiaları, və ilə məşğul olmuşdur. hökmü ilə failləri mühakimə olunacaq. Belə sahəsində məhkəmə və cümlələr kimi, cümlə birlikdə run: cəllad çalıştırmak üçün hər yerdə, ictimai və gizli qərarı getmək üçün. Üçüncü rejimi Təhlükəsizlik Şurasının üzvləri göndərmək sübut edir və biz onlara müharibə cinayətləri məhkəmə və ya qeyri pay əmr gözləyirik. Və ya müharibə cinayətləri sınaq qurğuları istifadə edin. Məsələn, Mədinədə Baqi Türbəsi məhv Səud Evi ilə yazışma sənəd və onların yenidən qurulması istədi. Səudiyyəlilər cavab olmasaydı: müharibə cinayətləri istintaq üçün, və ya onlar müharibə cinayətləri ataları üçün qalmaq Baqi təsdiq hesab Yıxılmış təkid: ya cavab, lakin Təhlükəsizlik Şurasının təqdimatı sübut kimi saxlamaq üçün . Əlbəttə ki, bütün bu uzaq alındı. Lakin, fəaliyyət oturan və ya tamaşaçı daha yaxşıdır, çünki. kimsə, biz Abbas pul vermədi.