X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود A country for the Rohingyas بلد للروهينجا 罗兴亚人的国家 रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۲۶ نظر(0)

دایره گچی قفقازی، نقش خالو قربان را در زندگی میرزا کوچک خان بازی می کند! خیانتی که خیلی ساده نادیده گرفته می شود. یکی از خیانت های این نمایشنامه ضد ایرانی بودن آن است: در جنگ فرضی بین ایران و پادشاه گرجستان، طرف پادشاه را می گیرد! و ایرانی ها را سفاک و خون ریز نشان می دهد که: به هیچ صغیر و کبیری رحم نمی کند. شخصیت اصلی داستان، در همان اوایل می گوید: من در جنگ با ایران! پای خود را از دست داده ام. که درواقع درجه جانبازی! او را به رخ می کشد و بعد هم، که داستان آواره شدن خانواده ها و: جدا شدن فرزندان از مادران به خاطر این جنگ است. در حالیکه اصلا با گرجستان جنگی در تاریخ ثبت نشده! و داستان کودک هم یکی از قضاوت های امیرالمومنین است. این روسها بودند که به گرجستان حمله کرده، و آن را از ایران جدا کردند. شاهزاده گرجستانی به دربار قاجار پناه آورد، و قشون برای کمک او همراه شدند. که این نمایشنامه آن را برعکس نشان داده. البته در زمان شاه عباس، فرماندار گرجستان ادعای خودمختاری کرد، و خواست از ایران جدا شود، که او را دستگیر کردند و: ربطی به جنگ مردمی نداشت. حالا چرا برعکس جلوه می دهند، شاید می خواهند بگویند: تئاتر نه تنها دوست و دشمن نمی شناسد، بلکه جای اینها را هم عوض می کند. آنوقت ما میرویم از هالیوود شکایت می کنیم: که چرا فیلم سیصد را ساخت! اگر واقعا تئاتر اینهمه احمق است، که مه تنها فرق بین خیانت و خدمت را نمی داند، بلکه مسائل بیگانگان را بناحق بر مسائل ملی ترجیح می دهد، باید گفت مرگ بر این تئاتر! اما عملکرد کلی تئاتر این را نمی گوید: تئاتر حتی انگیزه دفاع از وطن را تقویت می کند، فقط تعداد انگشت شماری هستند: به بهانه عدم دخالت سیاست در تئاتر! مزدور بی جیره و مواجب دشمن می شوند. بجای اینکه به غارتگری سپاه دشمن حمله کنند، آن غارتگری را به خودی نسبت می دهند. و این خط سیاست زدایی یا: ستون پنجم پروری، فقط در تئاتر نیست، در همه هنرها می تواند نفوذ کند. اگر سیاست گذاران فرهنگ و هنر، خواب باشند چیزی شبیه: اقلیم کردستان را شاهد خواهیم بود. زیرا اقلیم کردستان از ابتدای تشکیل دولت عراق، با همین هنر ها زمینه تجزیه عراق را فراهم کرد. هر نوع هنری که از دید: علمای نجف حرام و غیرقابل ارائه اعلام شده بود، در اقلیم کردستان دعوت و: به آنها میدان داده می شد. حادثه ای مانند کنسرت دادن در مشهد مقدس! شاید ماهیت کنسرت ضد ملی و خائنانه نباشد، و حتی مثلا سرود ملی هم باشد! ولی به دلیل تضعیف جایگاه مرجعیت، یک حرکت ضد ملی و: بازی در زمین دشمن است. در فتنه 88 هم شاهد: حضور هنر دگر اندیش و استعماری، در مقابل مرجعیت دینی بودیم. جالب است کسانی که در گروههای کر! هستند و مسلمان هم هستند، به هنگام اجرای همخوانی، ترجیح می دهند لباس مخصوص را بپوشند! و به زبان ارمنی یا مسیحی، همنوایی را بخوانند. ولی به ما که می رسد می گویند: چرا باید چادر سر کنیم و: حجاب داشته باشیم یا چرا: باید نماز را به عربی بخوانیم! واین نشان می دهد تنها راه جلوگیری از فروپاشی کشورها: از جمله عراق، تصفیه در گروه هنرمندان است: زیرا داعش فقط در نیروهای نظامی نیست، بلکه در فرهنگ و هنر هم حضور فعال دارد. دشمن نیروهای خود را در: دانسینگ ها و کنسرت ها سازماندهی می کند. زیرا می داند هرکس به آنجا می آید، حتما مرجعیت را زیر پا گذاشته است. ممکن است بگوییم موسیقی پاک! یا تئاتر پاک هم وجود دارد، ولی چاقوی پاک که گلوی انسان را ببرد، چه فایده ای دارد؟ بیایید هنرمندان داعشی را هم سرکوب نمایید! زیرا قبل از آمدن نظامیان داعشی، اینها بعنوان ستون پنجم زمینه را آماده می کنند: نارضایتی ها را افزایش داده، و مدعی آزادی های مدنی خود خوانده می شوند.

Cuckoo Gypsum Circle: Two Secrets of theft

The Caucasian Gypsum Circle plays the role of Khalv-Qarban in the life of Mirza Kuchak Khan! A betray that is very simply ignored. One of the betrayals of this play is anti-Iranianism: in the hypothetical war between Iran and the king of Georgia, he takes the king's side! And they show the Iranians a bloodthirsty and bloodthirsty thing: they do not have mercy on any small and large. The main character of the story, at the very beginning, says: "I am in war with Iran! I lost my foot. That's actually the degree of devastation! It is happening to him later, which is the story of displacing families and: the separation of children from mothers due to this war. While there is no war in Georgia at all! And the story of the child is one of the judgments of Amir al-Momenin. These were the Russians who invaded Georgia and separated it from Iran. The Georgian prince took refuge in the Qajar court, and their troops accompanied him. That the play is showing the opposite. Of course, during the reign of Shah Abbas, the governor of Georgia claimed self-determination, and wanted to separate Iran from Iran, arresting him and: he had nothing to do with a popular war. Now why do they seem the opposite, maybe they want to say: The theater not only does not know the friend and the enemy, but also replaces them. Then we're going to complain about Hollywood: why did you make the movie 300! If theater really is foolish, that May does not only differentiate between betrayal and service, but rather prefer foreign affairs to the national issues, it should be said death to this theater! But the general performance of the theater does not say: The theater even strengthens motivation to defend the homeland, only a handful: under the pretext of not interfering politics in the theater! Unarmed mercenaries become enemies. Instead of attacking the loot of the enemy's army, they attribute that plunder to themselves. And this policy of deregulation: The fifth column, not just in the theater, can penetrate all arts. If politicians of culture and art are dreaming, we will see something like: Kurdistan's climate. Because the Kurdish climate since the formation of the Iraqi government, with these same arts, provided a breakthrough for Iraq. Any kind of art that was seen from the point of view of the scholars of Najaf was forbidden and unprovoked, invited in the Kurdistan region: they were given to them. An incident like a concert in Holy Mashhad! Perhaps the nature of the concert is not anti-national and treacherous, and even a national anthem! But because of the weakening of the rank of authority, an anti-national movement is: playing on the enemy's ground. In Conflict 88, we also witnessed the presence of retrospective and colonial art against religious authority. It's interesting to those who are in the choir groups! And they are Muslims, they prefer to wear special clothes when they perform their matches! And read in Armenian or Christian. But they say to us: Why should we go to the tent: we have a veil or why: we should pray prayers in Arabic! This shows that the only way to prevent the collapse of countries: including Iraq, is to purge the group of artists: because ISIS is not only in military forces, it is also active in culture and art. The enemy organizes its forces in: Dancing and Concerts. Because he knows that everyone comes to him, he must have violated his authority. We can say clean music! Or there is a clean theater, but what's the benefit of a clean knife that takes a human's throat? Let's crack down on ISIL's artists! Because before the arrival of ISIL militants, these are preparing for the fifth pillar: raising dissatisfaction and claiming their civil liberties.

الوقواق الجبس دائرة: اثنين من أسرار السرقة

تلعب دائرة الجبس القوقازية دور خلف-كربان في حياة ميرزا ​​كوشاك خان! خيانة يتجاهلها ببساطة. واحدة من خيانات هذه المسرحية هي معاداة الإيرانية: في الحرب الافتراضية بين إيران وملك جورجيا، وقال انه يأخذ الجانب الملك! ويظهرون الإيرانيين شيئا متعطش للدماء والدماء: وهم لا يرحمون على أي صغيرة وكبيرة. الشخصية الرئيسية للقصة، في البداية، تقول: "أنا في حرب مع إيران! لقد فقدت قدمي. هذا هو في الواقع درجة الدمار! وهو ما يحدث له لاحقا، وهي قصة تشريد الأسر و: فصل الأطفال عن الأمهات بسبب هذه الحرب. في حين لا توجد حرب في جورجيا على الإطلاق! وقصة الطفل هي واحدة من أحكام أمير المؤمنين. وكان هؤلاء الروس الذين غزا جورجيا وفصلوها عن إيران. وقد لجأ الأمير الجورجى إلى محكمة قاجار، ورافقته قواتهم. أن المسرحية تظهر العكس. بطبيعة الحال، في عهد الشاه عباس، ادعى حاكم جورجيا تقرير المصير، وأراد فصل إيران عن إيران، التي اعتقلته: ليس لها علاقة بحرب شعبية. الآن لماذا يبدو العكس، ربما يريدون أن يقولوا: المسرح ليس فقط لا يعرف الصديق والعدو، ولكن أيضا يحل محلهم. ثم سنشكو من هوليوود: لماذا جعلت الفيلم 300! إذا كان المسرح حقا حمقى، أن مايو لا يفرق فقط بين الخيانة والخدمة، ولكن يفضل الشؤون الخارجية إلى القضايا الوطنية، ينبغي أن يقال الموت لهذا المسرح! ولكن الأداء العام للمسرح لا يقول: المسرح حتى يقوي الدافع للدفاع عن الوطن، سوى حفنة: بحجة عدم التدخل في السياسة في المسرح! يصبح المرتزقة غير المسلحين أعداء. بدلا من مهاجمة نهب جيش العدو، فإنها تنسب النهب لأنفسهم. وهذه السياسة من إزالة القيود: العمود الخامس، وليس فقط في المسرح، يمكن أن تخترق جميع الفنون. إذا كان سياسيو الثقافة والفن يحلمون، سنرى شيئا مثل: مناخ كردستان. لأن المناخ الكردي منذ تشكيل الحكومة العراقية، مع هذه الفنون نفسها، وفر انفراجا للعراق. وكان أي نوع من الفنون التي رأيت من وجهة نظر علماء النجف محظورة وغير مستفززة، ودعت في إقليم كردستان: أعطيت لهم. حادث مثل حفلة موسيقية في مشهد المقدس! ربما طبيعة الحفل ليست مناهضة للوطنية وغادرة، وحتى النشيد الوطني! ولكن بسبب ضعف رتبة السلطة، فإن الحركة المناهضة للوطنية هي: اللعب على أرض العدو. في الصراع 88، شهدنا أيضا وجود الفن الاستعادية والاستعمارية ضد السلطة الدينية. انها مثيرة للاهتمام لأولئك الذين هم في مجموعات جوقة! وهم مسلمون، يفضلون ارتداء ملابس خاصة عند أداء مبارياتهم! وقراءة باللغة الأرمينية أو المسيحية. لكنهم يقولون لنا: لماذا يجب أن نذهب إلى الخيمة: لدينا حجاب أو لماذا: يجب أن نصلي صلاة في اللغة العربية! وهذا يدل على أن السبيل الوحيد لمنع انهيار الدول: بما في ذلك العراق، هو تطهير مجموعة الفنانين: لأن داعش ليس فقط في القوات العسكرية، بل هو أيضا نشط في الثقافة والفن. العدو ينظم قواته في: الرقص والحفلات الموسيقية. لأنه يعلم أن الجميع يأتي إليه، يجب أن يكون قد انتهك سلطته. يمكننا أن نقول الموسيقى النظيفة! أو هناك مسرح نظيف، ولكن ما فائدة سكين نظيفة تأخذ حلق الإنسان؟ دعونا القضاء على الفنانين داعش! لأنه قبل وصول مقاتلي داعش، هم يهيئون الأرض للدعامة الخامسة: وهم يثيرون عدم الرضا، ويطالبون بحرياتهم المدنية.

Cuckoo Gips Circle: İki sirr oğurluğu

Qafqaz gips dairəsi Mirzə Kuçak xanın həyatında Xəlv-Qərbanın rolunu oynayır! Çox sadəcə görməmiş bir xəyanətdir. Bu oyunun xəyanətlərindən biri anti-iraqçilikdir: İran və Gürcüstan kralı arasındakı hipotetik müharibədə, o, kral tərəfini götürür! Onlar iranlılara qanlı və qaniçən bir şeyi göstərirlər: kiçik və böyük bir mərhəmət göstərmirlər. Hekayənin başlıca xarakteri, ən başında deyir: "İranla müharibə edirəm! Ayağımı itirdim. Bu əslində xarabalıq dərəcəsi! Daha sonra baş verən, ailələrin köçürülməsi və uşaqları bu müharibə üçün analarından ayırma hekayəsidir. Gürcüstanda heç bir döyüş olmasa da! Və uşağın hekayəsi Əmir əl-Momeninin hökmlərindən biridir. Bunlar Gürcüstanı işğal edən və İranı tərk edən ruslar idi. Gürcü şahzadə Qacar ​​məhkəməsinə sığındı və qoşunları onu müşayiət etdi. Oyun tam əksini göstərir. Əlbəttə ki, Gürcüstanın qubernatoru Şah Abbasın hakimiyyəti dövründə öz müqəddəratını təyin etməli və İrandan İranı ayırmaq, onu həbs etmək istəyirdi və xalq müharibəsi ilə heç bir əlaqəsi olmadı. İndi niyə əksinə görünürlər, bəlkə də demək istəyirlər: Teatr yalnız dostu və düşmənini tanımır, həm də onları əvəz edir. Sonra biz Hollywooddan şikayətlənəcəyik: niyə 300 filmi etdiniz? Teatr həqiqətən ağılsızlıq olarsa, May yalnız xəyanət və xidmət arasında fərqlənmir, əksinə, xarici məsələləri milli məsələlərə üstünlük verir, bu teatrın ölümü deyilməlidir! Tiyatronun ümumi performansı isə deyilmir: Teatr, teatrda siyasətə müdaxilə etməmək bəhanəsiylə, vətəni müdafiə etmək üçün motivasiyanı hətta yalnız bir ovuc müdafiə etməyə möhkəmləndirir! Silahsız əsgərlər düşmən olurlar. Düşmən ordusunun qənimətinə hücum etmək əvəzinə onlar özlərinə talan edirlər. Və bu tənzimləmə siyasəti: Yalnız teatrda deyil, beşinci sütun bütün sənətlərə nüfuz edə bilər. Mədəniyyət və sənət siyasətçiləri xəyal edərsə, Kürdüstanın iqlimi kimi bir şey görəcəyik. Çünki İraq hökumətinin meydana gəlməsindən bəri bu eyni sənətlərlə Kürd iqlimi İraq üçün bir sıçrayış təmin etdi. Nəcəf alimləri baxımından görülən hər cür sənətin qadağan olunmuş və əsassız olduğunu, Kürdüstan bölgəsinə dəvət etdikləri: onlara verilmişdir. Müqəddəs Məşhadın konserti kimi bir hadisə! Bəlkə də konsertin təbiəti anti-milli və xain deyil, hətta milli himnidir! Ancaq hakimiyyət rütbəsinin zəifləməsi səbəbindən bir anti-milli hərəkətdir: düşmənin yerində oynayır. Münaqişə 88də də dini hakimiyyətə qarşı retrospektiv və müstəmləkə sənətinin mövcudluğuna şahid olduq. Kor qruplarında olanlar üçün maraqlıdır! Və onlar müsəlmanlar, öz oyunları keçirərkən xüsusi paltar geyinməyi üstün tuturlar! Və erməni və ya xristian oxumaq. Ancaq onlar bizə deyirlər: Niyə çadıra getməliyik? Bir örtük var və ya niyə: biz ərəb dilində namaz qılmalıyıq! Bu göstərir ki, ölkələrin dağılmasının qarşısını almaq üçün yeganə yol: İraq da daxil olmaqla, sənətçilər qrupunu təmizləməkdir: İSİS yalnız hərbi qüvvələrlə deyil, mədəniyyət və sənətdə də aktivdir. Düşmən öz güclərini təşkil edir: Dans və Konsertlər. Çünki hər kəsin özünə gəldiyini bilirsə, o, hakimiyyətini pozmuş olmalıdır. Biz təmiz musiqi deyə bilərik! Yoxsa təmiz bir teatr var, ancaq insan boğazını təmiz bıçaqdan faydası nədir? İŞİL sənətçilərinə çatdıraq! Çünki ISIL militantlarının gəlməsindən qabaq beşinci sütuna hazırlaşırlar: narazılıq artırmaq və vətəndaş azadlıqlarını tələb edir.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۰۸ نظر(0)

چه کسانی از تحریم سود می برند؟ و کاسبان واقعی تحریم چه کسانی هستند. همانطور که میدانیم قبلا روش آمریکا این بود که: یک بار در سال 1358بخاطر مسئله گروگانگیری، تحریم کردند. امام خمینی ره در همان زمان فرمود ما آمریکا را می خواهیم چه کنیم، و تحریم را نعمت الهی میدانست: زیرا براثر تحریم، مردم مجبور می شدند: خودشان دست به کار تولید بشوند. همینطور هم شد نیروی هوایی ایران و: دیگر ارگان های نظامی با مساعدت های: مهندس اشتری ها و مهندس طهماسبی ها، همه چیز را از نو ساختند و: جلوتر از آمریکا هم افتادند. زیرا اغلب کارشناسان فعال در: صنایع نظامی آمریکا و ناسا، ایرانی بودند و ترجیح دادند: دانش خود را ابتدا در ایران به تولید برسانند. البته آمریکا با خیالپردازی، هر سال تحریم را تمدید می کرد. اما پس از برجام آنها به خیالپردازی بیشتری رسیدند! اکنون مدت 4سال است که آمریکا در دور جدیدی از: تحریم ها حرکت می کند: هر روز مصوبه ای را تهیه و اجرا می کند.  حالا باید پرسید چه کسی آنها را، به این کار تشویق نمود؟ و یا چه کسانی از این تحریم ها سود می برند؟ آنهاییکه چراغ راهنمای چپ می زنند و: به راست می پیچند! باید جواب این سوال را بدهند. سال ها شعار دادند ما: تحریم های ظالمانه را قبول نداریم، و آن را از بین خواهیم برد! ولی حالا هر روز تحریم را می بینند، و حرفی نمی زنند، گویا منظورشان کم بودن تحریم ها بود! حالا که تحریم ها زیاد شده عیبی ندارد. مسئله مهم این است که وزیر نفت، کلمه کاسبان تحریم را اختراع کرد، بدون آنکه بداند خود او در ردیف اینها هست. چرا که یکی از مبلغان برجام بود، که بدون انصاف به مخالفان برجام می تاخت. منظور او هم در ظاهر دولت قبل بود، ولی به دولت فعلی هم برگشت می کند. زیرا الان که تحریم ها زیاد شده، دولت باز هم دست از تبلیغات بر نمی دارد! و این نشان می دهد: اگر دیگران از یک تحریم سود می بردند، بطور منطقی دولت فعلی از: تحریم های بسیار سود بیشتری خواهد برد. و کاسبی کردن با تحریم، فقط دست به دست شده. ممکن است الان چون دولت حاکم است، کسی جرات افشاگری نداشته باشد، ولی مطمئنا کارهایی که الان می شود، در آینده بسیار سخت تر زیر ذره بین خواهد رفت. علاوه بر اینکه اصلا تحریم را نباید بزرگ می کردند، و یا آن را مهم جلوه می دادند! زیرا این درست برخلاف: خط امام بود که ذکر شد. مهمترین جلوه تحریم آمریکایی در: مسئله بانکها بود که بانکها هم، به دلیل عملکرد ضد ملی خودشان، اگر آسیب هم می دیدند اشکالی نداشت. هرچند به نظر ما اصل تحریم هم، به وسیله همین بانکها پشتیبانی می شود، زیرا بانکهای جهانی، سود سپرده ندارند و اگر هم داشته باشند، بسیار کم است ولی، بانکهای ایرانی سود بالایی می دهند، لذا به نفع آنها بود که هیچ ارتباط بانکی وجود نداشته باشند، تا این بانکها جزیره ای عمل کرده و: هرطور دلشان خواست سود سپرده ها را بالاببرند، تا پول ها را از دست مردم خارج کنند. حتی در مورد تسهیلات وضع بدتر از این است. تسهیلات بانکهای خارجی اصلا بهره ندارد، برخی کشورها فقط کارمزد تا 4درصد گرفته می شود، طبیعی است اگر مردم ایران این مسئله را بدانند، اصلا از بانکهای ایرانی تسهیلات نمی گیرند. در حالیکه بانکها می خواهند با: قطع رابطه و سویفت، ایرانیان را در بی خبری نگهدارند، و این موضوعات را شایعه بدانند، تا بتوانند سود های کلان مانند: بهره تا 40درصد و جرایم و دیرکرد بگیرند! و دستمزدهای نجومی برای مدیران، و پاداش های کلان برای: کارکنان خود بگیرند. حتی اخیرا کار کرده اند که نماد: مساجد هم نماد بانکی و ربا خواری شود.

Who are the boycott and the condemnation?

Who benefits from sanctions? And who are the actual sanction boys. As we know, the American method used to be that: once in 1979, they were sanctioned by the hostage taking. Imam Khomeini, at the same time, said: "What do we want America to do, and considered sanctions a divine blessing: because of the boycott, people were forced to: produce themselves. Similarly, the Iranian Air Force and other military organs, with the help of: Ashtar Engineer and Tahmasebi engineer, rebuilt everything and went ahead of the United States. Because most of the active experts in the US and NASA military industries were Iranians, they preferred to produce their knowledge first in Iran. Of course, the United States, with fantasy, renewed the sanctions each year. But after that, they got more fantasy! It's been four years now that the United States is moving into a new round of sanctions: it draws up and enforces every day. Now, you have to ask who encouraged them? And who benefits from these sanctions? Those who turn the lights on the left and: turn to the right! Must answer this question. Many years ago we chanted: We do not accept the cruel sanctions, and we will eliminate it! But now they see the sanctions every day, and they do not say anything, as if they meant sanctions were not enough! Now that sanctions are rising, it's not a problem. The important thing is that the oil minister invented the word "cassabancer", without knowing that he is in the ranks. Because one of the propagators was accomplished, which ran to the opponents fairly. He also meant the appearance of the previous government, but he returned to the current government. Because the sanctions are rising now, the government does not stop advertising! And it shows: If others benefited from a boycott, then the current government would logically benefit from more sanctions. And handing over with sanctions, just hands. Now, as the government is ruling, nobody dares to disclose, but surely things that are now going to be much more difficult in the future. In addition, sanctions should not be magnified at all, or make it important! Because this is the opposite: Imam's line was mentioned. The most important effect of American sanctions on banks was that banks, because of their anti-national performance, would have no trouble if they were harmed. However, in our opinion, the principle of sanctions is also supported by the same banks, because global banks do not have a deposit, and if they have it, it is very small, but Iranian banks benefit greatly, so it was in their interest that there was no banking connection So that these banks operate on an island: they want to raise the profits of the deposits, so that money can be pulled out of the hands of the people. It is even worse off in terms of facilities. The facilities of foreign banks are not at all advantageous; some countries only charge a fee of up to 4%; it is natural for Iranian people to know this issue, they will not even benefit from the Iranian banks. While the banks want to keep Iranians out of the news, and keep those newsers rumored to cut off the relationship and Swift, they can get huge profits, such as: up to 40% off and downtime! And astronomical wages for managers, and huge rewards for: their employees. Even more recently, they have worked to symbolize: mosques are a symbol of bankruptcy and savagery.

من هم المقاطعة والإدانة؟

من يستفيد من العقوبات؟ والذين هم العقوبة الفعلية الفتيان. وكما نعلم، فإن الطريقة الأمريكية كانت على النحو التالي: مرة واحدة في عام 1979، كان يعاقب عليها أخذ الرهائن. قال الإمام الخميني في نفس الوقت: "ماذا نريد أمريكا أن تفعل، واعتبرت العقوبات نعمة إلهية: بسبب المقاطعة، أجبر الناس على: إنتاج أنفسهم بأنفسهم. وبالمثل، قامت القوات الجوية الإيرانية وغيرها من الأجهزة العسكرية، بمساعدة: المهندس أشتار وتاهماسبي مهندس، بإعادة بناء كل شيء وذهب إلى الأمام من الولايات المتحدة. لأن معظم الخبراء النشطين في الولايات المتحدة ووكالة ناسا العسكرية كانوا الإيرانيين، فضلوا إنتاج معرفتهم أولا في إيران. وبطبيعة الحال، فإن الولايات المتحدة، مع الخيال، جددت العقوبات كل عام. ولكن بعد ذلك، أنها حصلت على مزيد من الخيال! لقد مرت أربع سنوات الآن على أن الولايات المتحدة تتحرك في جولة جديدة من العقوبات: فهي تصوغ وتنفذ كل يوم. الآن، عليك أن تسأل الذين شجعهم؟ ومن يستفيد من هذه العقوبات؟ أولئك الذين يتحولون الأضواء على اليسار و: اتجه إلى اليمين! يجب الإجابة على هذا السؤال. قبل سنوات عديدة هتفنا: نحن لا نقبل العقوبات القاسية، ونحن سوف القضاء عليه! لكنهم يرون الآن العقوبات كل يوم، ولا يقولون شيئا، وكأنهم يعنيون أن العقوبات لم تكن كافية! والآن، بعد أن تثار الجزاءات، ليست مشكلة. الشيء المهم هو أن وزير النفط اخترع كلمة "كسابانسر"، دون أن يعرف أنه في الرتب. لأن واحدة من بروباغاتورس تم إنجازه، والتي ركضت إلى المعارضين إلى حد ما. كما كان يعني ظهور الحكومة السابقة، لكنه عاد إلى الحكومة الحالية. لأن العقوبات آخذة في الارتفاع الآن، فإن الحكومة لا تتوقف عن الإعلان! ويظهر ذلك: إذا استفاد آخرون من المقاطعة، فإن الحكومة الحالية ستستفيد منطقيا من المزيد من العقوبات. وتسليم عقوبات، فقط اليدين. الآن، والحكومة حاكمة، لا أحد يجرؤ على الكشف، ولكن بالتأكيد الأشياء التي ستكون الآن أكثر صعوبة في المستقبل. وبالإضافة إلى ذلك، ينبغي ألا تضخم العقوبات على الإطلاق، أو تجعل من المهم! لأن هذا هو العكس: وقد ذكر خط الإمام. وكان أهم أثر للعقوبات الأمريكية على المصارف هو أن البنوك، بسبب أدائها المناهض للوطن، لن تجد أي مشكلة إذا ما تعرضت للأذى. ومع ذلك، نرى أن مبدأ العقوبات مدعوم أيضا من نفس المصارف، لأن البنوك العالمية ليس لديها وديعة، وإذا كانت لديها، فهي صغيرة جدا، ولكن البنوك الإيرانية تستفيد كثيرا، لذلك كان من مصلحتهم أنه لم يكن هناك اتصال مصرفي حتى أن هذه البنوك تعمل على جزيرة: انهم يريدون رفع أرباح الودائع، بحيث يمكن سحب المال من أيدي الشعب. بل هو أسوأ حالا من حيث المرافق. إن تسهيلات المصارف الأجنبية ليست مفيدة على الإطلاق، فبعض البلدان لا تفرض إلا رسوما تصل إلى 4٪، ومن الطبيعي أن يعرف الناس الإيرانيون هذه المسألة، وأنهم لن يستفيدوا حتى من المصارف الإيرانية. في حين أن البنوك تريد أن تبقي الإيرانيين من الأخبار، والحفاظ على تلك الأخبار ترددت لقطع العلاقة وسويفت، فإنها يمكن أن تحصل على أرباح ضخمة، مثل: ما يصل الى 40٪ قبالة والتوقف! والأجور الفلكية للمديرين، ومكافآت ضخمة ل: موظفيها. وحتى مؤخرا، عملوا على ترميز المساجد كرمز للإفلاس والوحشية.

Boykot və qınama kimlərdir?

Kim sanksiyalardan faydalanır? Əsl sanksiya oğlanları kimdir. Bildiyimiz kimi, Amerika metodu 1979-cu ildə bir dəfə girov götürülməsi ilə cəzalandırılmışdı. ABŞ-ın və NASA-nın hərbi sənayesindəki fəal mütəxəssislərin əksəriyyəti İranlı olduqları üçün, İranda ilk olaraq onların biliklərini hazırlamağı üstün tutdular. Əlbəttə ki, ABŞ, fantaziya ilə, hər il sanksiyalarını yeniləyir. Lakin bundan sonra onlar daha çox fantaziya qazanıblar! ABŞ dörd ildir ki, yeni sanksiyalar mərhələsində hərəkət edir: hər gün çəkir və həyata keçirir. İndi onları kimə təşviq etdiyini soruşmalısınız? Bu sanksiyalardan kim faydalanır? Solda işıqları döndərənlər və sağ tərəfə dönənlər! Bu suala cavab verməlidir. Uzun illərdir ki, onlar şiddətli sanksiyalar qəbul etmir və biz onu aradan qaldıracağıq! Ancaq indi hər sanksiyanı görürlər və heç bir şey söylemirlər, sanki sanksiyaların kifayət qədər olmadığını düşünürlər! İndi bu sanksiyalar qaldırılır, bu problem deyil. Əhəmiyyətli olan neft naziri, sıralarında olduğunu bilmədən, "kassabancer" sözünü icad etdiyidir. Çünki rəqiblərə ədalətli qaçan propagatorlardan biri həyata keçirildi. O, həmçinin əvvəlki hökumətin görünüşünü nəzərdə tuturdu, lakin o, mövcud hökumətə qayıdıb. İndi sanksiyalar artmaqda olduğundan, hökumət reklam dayandırmır! Və göstərir ki: Başqalar boykotdan faydalanırlarsa, onda mövcud hökumət daha çox sanksiyadan mənfəət əldə edəcək. Və sanksiya ilə verilməsi, yalnız əllər. Bundan əlavə, sanksiyalar heç bir şəkildə böyütülməməli və ya vacibdir! Çünki bunun əksinədir: İmamın xəttindən söz edildi. Amerika sanksiyalarının banklara qarşı ən mühüm təsiri banklar, onların anti-milli fəaliyyətlərindən ötəri zərər görsələr, heç bir problem olmayacaqdı. Lakin, biz qlobal bankların depozit faiz, əgər onlar kiçik, çünki sanksiyalar Bankın dəstəyi ilə, hesab edirəm ki, lakin İran bankları mənfəət yüksək, belə ki, onların maraq heç bir bank əlaqələr var Belə ki, bu banklar bir adada fəaliyyət göstərirlər: əmanətlərin mənfəətini artırmaq istəyirlər ki, pullar xalqın əlindən çıxarıla bilər. Obyektlər baxımından daha pisdir. Banklar, İranlıları xəbərlərdən kənar saxlamaq istəyirlər və bu jurnalistlərin əlaqəni və Swift'ı kəsmək məcburiyyətində saxladıqları kimi, çox böyük mənfəət əldə edə bilərlər: 40% -ə qədər endirim və qüsur! İdarəçilər üçün astronomik əmək haqqı və onların işçiləri üçün böyük mükafatlar. Daha yaxınlarda, onlar simvollaşdırmaq üçün çalışdılar: məscidlər iflas və vəhşiliyin simvolu.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۴۵ نظر(0)

قبلا شنیده بودیم که مردم از: نداری و فقر گله کنند، و خود را بدبخت و فلک زده بدانند! ولی نمی دانستیم دارایی و: نعمت زیاد هم، بدبختی است. مخصوصا که یک خانم استاد! کار شناس محیط زیست، این را بگوید که: ملت ما چقدر بدبخت است که: همه چیز دارد! بنده هم مثل شما از این استاد، آنهم سرکلاس جشنواره سینمای سبز، تعجب کردم ولی ایشان بارها این را تکرار کرد! تا شکی باقی نگذارد. میگفت تمام دنیا بدنبال انرژی های نو هستند، با اینکه هیچی ندارند! ولی ما بدبختیم که همه چیز را، به بالاترین شاخص داریم! فقط میزان آفتابی که در شمال ایران می تابد، برابری می کند با کل آفتابی که: فرانسه یا انگلیس دارند. ایرانی ها معمولا از سایه می روند، ولی آلمان فرانسه از آفتاب! ایشان می گفت چون ما نفت داریم، لذا به انرژی های دیگر بی توجه هستیم، و همین مایه بدبختی ما است! و الا ترکیه بالاترین در آمد را، از انرژی خورشیدی دارد! حتی از باد زیاد هم ناراحت بود می گفت باد شهریار برای تهران! باد منجیل یا باد های سیستان و بلوچستان. از اینکه ایران چشمه های آب گرم فراوانی دارد، هم خشمگین بود! حتی می گفت: چرا هال و پذیرایی در خانه درست می کنید، و خرج زیادی می کنید برای: بزرگترین اتاق خود که فقط: نورز ها از ان استفاده می شود.

گویا این کفر گویی ها تمامی ندارد! عده ای مزدور یا جاهل، همه چیز ایران را به مسخره می گیرند: اگر از دنیا عقب باشیم بدبختیم، اگر از دنیا جلو هم باشیم بدبختیم! از نظر آنها چون صنعت بومی نداریم (خودرو های ما همه تقلیدی است) بدبختیم، و چون در انرژی هسته ای هم وارد شدیم، و جزو کشورهای رده اول هستیم، باز هم بدبختیم! چون مثلا تولید گیاه الوورا نداریم بدبختیم، چون چهار فصل را داریم و: همه میوه ها را داریم باز هم بدبختیم! چون نفت داریم بدبختیم! چون فیس بوک نداریم هم بدبختیم. آنها از یک طرف می گویند: ایران کشور کم ابی است، بعد هم می گویند مصرف سرانه ایران آب، در ایران ده برابر متوسط جهانی است! حداقل یکبار از خودشان نمی پرسند: اگر آب نیست، پس اینهمه مصرف از کجا می اید؟ آمار های بیکاری را، چنان بالا اعلام می کنند که: از کل جمعیت فعال هم بیشتر می شود، از انطرف هم می گویند: بجای هفتاد میلیون جمعیت، هشتاد میلیون دفترچه بیمه داریم! اگر مردم بیکارند، پس اینهمه بیمه شده یعنی چه؟  آمار بیماریها را چنان اعلام می کنند: بطوریکه 40درصد مردم دیابت، 50درصد نوعی پوکی استخوان، 30درصد بیماری خونی و: ده درصد ایدز و..دارند! از آنطرف هم می گویند: مصرف خوراکیها در ایران، سه برابر متوسط جهانی است! اگر مردم مریض هستند، چطور اینهمه غذا می خورند؟ حتی آمار مصرف دارو را هم، چند برابر اعلام می کنند. از خودشان سوال نمی کنند: مردم ایران با این مصرف بالای: غذا و دارو چرا نمی ترکند؟ از انطرف هم می گویند 50درصد مردم ایران، در فقر غذایی هستند! و پروتئین کافی دریافت نمی کنند. پس این غذاها چه می شود؟ حتی اگر 30درصد هم دور ریز داشته باشیم، سه برابر را جبران نمی کند. علاوه بر انکه ادعا می کنند: اغلب مردم از غذاهای دور ریخته شده استفاده می کنند! می گویند چرا برق صادر می کنید؟ برق کم است. از انسو هم می گویند: مصرف سرانه برق در ایران، چهار برابر میانگین جهانی است. واقعا چه خبر است؟ خودشان فراموشکار و احمق هستند، یا مردم را احمق می دانند؟ بنظر ما نه اینها احمق هستند نه مردم! بلکه عده ای مزدور: بی جیره مواجب بیگانگان، برای ضعیف نشان دادن: قدرت مدیریت اقتصادی در ایران، به اینگونه اظهار نظرها روی می آورند.

Feel the misery of a lot of blessings!

We had heard before that people do not want to be fattened, they are poor, and they feel miserable! But we did not know the asset, and the great blessing is misery. Especially as a master lady! An environmental expert says, "How unhappy is our nation: it has everything!" I was surprised by this master, like you, from the master of the Green Film Festival, but he repeated it repeatedly! To leave no doubt. They say the whole world is looking for new energies, although they have nothing! But we're sorry to have everything high! Only the sunshine that sits in northern Iran is equal to the total sunshine that is France or Britain. The Iranians usually go to the shadows, but Germany is from the sun! He would say that because we have oil, so we are ignorant of other energies, and that's a misfortune to us! And Ella Turkey has the highest income from solar energy! He was even saddened by the wind, saying, "Wind the Shahriar to Tehran!" Wind manjil or winds of Sistan and Baluchestan. It was angry that Iran had many hot springs. He even said, "Why do you make halal and home-made meals, and spend a lot for: your biggest room, which only: Nores are used.

It seems that these disbeliefs have nothing to do! Some mercenaries or ignorant people, all make a mockery of Iran: if we are lagging behind the world, we're lucky if we are ahead of the world! For them, we do not have the indigenous industry (our cars are all imitation), and since we were in nuclear power, and we are among the first-ranking countries, we're still miserable! Because, for example, we do not have the aloe Vera production, because we have four seasons and we have all the fruits, we're still lucky! We're lucky because we have oil! Because we do not have Facebook, we're miserable. On the one hand, they say: Iran is a low-water country, and then they say that Iran's per capita consumption of water in Iran is ten times the global average! At least once they do not ask themselves: If there is no water, then how much do you consume? The unemployment statistics are so high that they also increase the total number of active people, they also say: Instead of seventy million people, we have 80 million insurance directories! If people are unemployed, then what's so insured? State of the art is as follows: 40% of people have diabetes, 50% of osteoporosis, 30% of blood diseases and 10% of AIDS. On the other hand, food consumption in Iran is three times the global average! If people are sick, how do they eat all this? Even the drug usage figures are multiplying. They do not ask themselves: Iranian people with this high consumption: why do they not eat food and medicine? On the other hand, 50% of Iranians are in poverty. And do not get enough protein. So what about these foods? Even if we have 30% off, it does not compensate three times. In addition to claiming: Most people use discarded foods! They say why do you export electricity? Low electricity. They also say: Per capita consumption in Iran is four times the global average. What is really going on? Are they forgetful and foolish, do they think stupid people? We do not think these are stupid people! Rather, the mercenaries: the lack of rationale for aliens, to weakly show: the power of economic management in Iran, are making such comments.

يشعر بؤس الكثير من النعم!

كنا قد سمعنا قبل أن الناس لا يريدون أن تسمن، هم فقراء، ويشعرون بائسة! لكننا لم نكن نعرف الأصول، والنعمة العظيمة هي البؤس. خصوصا سيد سيدة! ويقول خبير بيئي: "كيف تعيس أمتنا: كل شيء!" فوجئت من هذا سيد، مثلك، من سيد مهرجان الفيلم الأخضر، لكنه كرر ذلك مرارا وتكرارا! لترك أي شك. يقولون إن العالم كله يبحث عن طاقات جديدة، على الرغم من أنها لا تملك شيئا! ولكن نحن آسفون أن يكون كل شيء عالية! فقط الشمس المشرقة التي تقع في شمال إيران تساوي أشعة الشمس الكلية التي هي فرنسا أو بريطانيا. الإيرانيون عادة ما يذهبون إلى الظلال، ولكن ألمانيا هي من الشمس! وقال إنه لأن لدينا النفط، لذلك نحن جاهلون من الطاقات الأخرى، وهذا هو سوء حظ لنا! و إيلا تركيا لديها أعلى دخل من الطاقة الشمسية! كان حزين حتى من الرياح، قائلا: "ريح شهريار لطهران!" ريح، مانجيل، أو، الرياح، بسبب، سيستان، أيضا، بالوشستان. كان غاضبا أن إيران لديها العديد من الينابيع الساخنة. حتى أنه قال: "لماذا تقومون بتناول الوجبات الحلال والبيت المنزلي، وتنفق الكثير من أجل: أكبر غرفة، والتي تستخدم فقط: نوريس.

ويبدو أن هذه الكفر لا علاقة لها! بعض المرتزقة أو الجهلة، كلها تسخر من إيران: إذا كنا متخلفين عن العالم، ونحن محظوظون إذا كنا قبل العالم! بالنسبة لهم، ليس لدينا صناعة السكان الأصليين (سياراتنا هي كل التقليد)، وبما أننا كنا في الطاقة النووية، ونحن من بين الدول الأولى في الترتيب، ونحن لا تزال محظوظا! لأنه، على سبيل المثال، ليس لدينا إنتاج الألوة فيرا، لأن لدينا أربعة مواسم ولدينا كل الثمار، ونحن ما زلنا محظوظين! نحن محظوظون لأن لدينا النفط! لأننا لم يكن لديك الفيسبوك، ونحن بائسة. من ناحية، يقولون: إيران بلد منخفض المياه، ثم يقولون إن نصيب الفرد من استهلاك إيران للمياه في إيران هو عشرة أضعاف المعدل العالمي! مرة واحدة على الأقل أنها لا تسأل أنفسهم: إذا لم يكن هناك ماء، ثم كم كنت تستهلك؟ إحصاءات البطالة مرتفعة جدا لأنها أيضا زيادة العدد الإجمالي للنشطين، كما يقولون: بدلا من سبعين مليون شخص، لدينا 80 مليون الدلائل التأمين! إذا كان الناس عاطلين عن العمل، فما هو المؤمن عليه؟ وفيما يلي أحدث ما يميز: 40 في المائة من المصابين بالسكري، و 50 في المائة من هشاشة العظام، و 30 في المائة من أمراض الدم، و 10 في المائة من الإيدز. من ناحية أخرى، فإن استهلاك الأغذية في إيران هو ثلاثة أضعاف المتوسط ​​العالمي! إذا كان الناس مريضين، كيف يأكلون كل هذا؟ حتى الأرقام تعاطي المخدرات تتضاعف. هم لا يسألون أنفسهم: الشعب الإيراني مع هذا الاستهلاك العالي: لماذا لا يأكلون الغذاء والدواء؟ من ناحية أخرى، 50٪ من الإيرانيين في حالة فقر. ولا تحصل على ما يكفي من البروتين. فماذا عن هذه الأطعمة؟ حتى إذا كان لدينا 30٪ قبالة، فإنه لا تعوض ثلاث مرات. بالإضافة إلى المطالبة: معظم الناس استخدام الأطعمة المهملة! يقولون لماذا تصدرون الكهرباء؟ انخفاض الكهرباء. ويقولون أيضا أن نصيب الفرد من الاستهلاك في إيران هو أربعة أضعاف المتوسط ​​العالمي. ما الذي يحدث؟ هل هم النسيان والحمق، هل يعتقدون الناس غبي؟ نحن لا أعتقد أن هؤلاء الناس غبي! بدلا من ذلك، المرتزقة: عدم وجود مبرر للأجانب، لإظهار ضعيفة: قوة الإدارة الاقتصادية في إيران، وجعل هذه التعليقات.

Bir çox xeyirxahlıq hissini hiss edin!

Əvvəl eşitmişdik ki, insanlar bəslənməməyi istəmirlər, yoxsul olurlar və onlar əziyyət çəkirlər! Amma biz aktivi bilmirdik və böyük xeyirxahlıq sezildir. Xüsusilə usta xanım kimi! Ətraf mühit üzrə ekspert: "Nə bədbəxt millətimiz var, hər şey var!" Yaşıl Film Festivalı ustadından sənin kimi sənə bu master tərəfindən təəccübləndim, amma təkrarladı! Heç şübhə etmə. Onlar deyirlər ki, bütün dünya yeni enerjilər axtarır, baxmayaraq ki, heç bir şeyləri yoxdur! Amma hər şeyə görə üzr istəyirik! Yalnız İranın şimalında oturan günəş, Fransa və ya İngiltərənin ümumi günəşinə bərabərdir. İranlılar ümumiyyətlə kölgələrə gedirlər, amma Almaniya günəşdəndir! O deyir ki, bizdə neft olduğundan, digər enerjilərdən xəbərsizik və bu bizim üçün bir bədbəxtlikdir! Və Ella Türkiyənin günəş enerjisindən ən yüksək gəlirləri var! O, hətta küləyin kədərləndiyini dedi: "Şəhriyarı Tehranda küləyin!" Külək manjil və ya Sistan və Baluxistanda küləklər. İranın bir çox isti bulaqları olduğu qəzəbləndi. O, hətta belə dedi: "Niyə halal və evdə hazırlanan yeməklər edirsiniz və çox şeylər sərf edirsiniz: yalnız ən böyük otaq: Nores istifadə olunur.

Görünür, bu küfrlərin heç bir əlaqəsi yoxdur! Çünki, məsələn, aloe vera zavodumuz yoxdur, çünki dörd mövsüm var və bütün meyvələrimiz var, biz hələ şanslıyıq! Biz şanslıyıq, çünki bizdə neft var! Çünki bizdə Facebook yoxdur, biz əziyyət çəkirik. Ən azı bir dəfə özlərinə soruşmurlar: Əgər su yoxdursa, nə qədər istehlak edirsiniz? Insanlar işsiz olduqda, nə qədər sığorta edilir? Statistika təsdiq ki, onların narahatlıqları: diabet, əhalinin 40 faizi, bir osteoporoz yüzdə 50 ilə qan xəstələrin yüzdə 30: AIDS V..darnd on faizi! Digər tərəfdən, İranda ərzaq istehlakı üç dəfə qlobal səviyyədədir! Əgər insanlar xəstədirlərsə, bütün bunları necə yeyirlər? Hətta narkotik istifadə rəqəmləri çarpır. Özlərinə soruşurlar: bu yüksək istehlakı olan İran xalqı: niyə yemək və dərman yemirlər? Digər tərəfdən, İranlıların 50% -i yoxsulluqdadır. Və kifayət qədər zülal almayın. Yəni bu qidalar nədir? 30% endirim olsa belə, üç dəfə kompensasiya edilmir. Çağırışdan əlavə: Çox adam atılmış yeməklərdən istifadə edir! Niyə elektrik ixrac edirsiniz? Aşağı elektrik. Onlar həmçinin İranın adambaşına istehlakının dörd dəfə qlobal səviyyədə olduğunu söyləyirlər. Həqiqətən nədir? Onlar unutqan və ağılsız, ağılsız insanlar deyirlərmi? Biz bu axmaq insanlar olduğuna inanmırıq! Əksinə, muzdlular: əcnəbilər üçün mantığın olmaması, zəif göstərmək: İranın iqtisadi idarəetmə gücü belə şərhlər edir.

چرا نمی گذارند سینمای ملی ایران با ملت خود آشتی کند؟

مجری موقتی  که مدتی بجای مجری اصلی خانه سینما، جشن را مدیریت می کرد می گفت: ای سیاستمداران دست از سر سینما بردارید! این آدم کم حافظه، یادش رفته که همین حرف او سیاسی است. یعنی او سینمایی می خواهد که: مخاطب آن افراد خاصی باشند، نه همه مردم. وقتی مردم 98درصد رای به جمهوری اسلامی می دهند، سینما چرا باید راه دیگری برود؟ وقتی همه مردم ایران سخن از: حججی و سردار سلیمانی می گویند، چرا سینما نباید از آن بگوید؟ آیا سینما باید اخته باشد؟ تا این اقا راضی شود؟ البته خوب شد که رفت، والا حرف های نامربوط یک عده ناسینماگر! را می خواست به نام سینماگران حقنه کند، و از آبروی سینمای ایران، برای نیت های ناپاک خود استفاده کند. البته خانم مریلا زارعی، مانند یک مرد! در مقابل این طنازی های بیگانه پسند ایستاد، و با صدای رسا از مردم مظلوم میانمار، بحرین و یمن دفاع کرد و: نگذاشت دامن سینمای ایران، به به سترون بودن آلوده شود. باید از این شیرزن، قدر دانی شایسته ای بشود. البته دگر اندیشی در برخی رگه های جشن خانه سینما، خودی نشان داد ولی بسیار هوشمندانه و: مدیرانه از بروز آن جلوگیری شد. متاسفانه باید گفت دست های زیادی در کار است تا: سینما و تئاتر را از ارزشهای جامعه دور نگهدارد. یکی از دلایل مهم آن خواستگاه هنرهای فوق است. آنها می گویند چون سینما و تئاتر، از غرب آمده باید همانطور غربزده بماند. حتی برخی ها سعی کردند: نمادها را هم تغییر دهند و با: سینمای صد در صد غربی هماهنگ کنند! شاید انتخاب هارون یشایایی، اشاره ای به این نماد باشد: چون اسکار و هالیوود، تحت سیطره صهیونیسم بین الملل هست، انتخاب یک یهودی بعنوان رئیس جشن بزرگ: سینمای ملی ایران شاید یک پالس بود! همانطور که جوایز را به سمتی بردند تا: کار دیگران دیده نشود، و فقط فیلمی معرفی شود که: در اسکار برنده شده بود. ما در صدد تجزیه و تحلیل شرایط اعطای جایزه: به فیلم فروشنده نیستیم، که همگان حداقل بر این امر توافق دارند: در آن شرایط این جایزه کاملا سیاسی بود. اما می دانیم که هارون یشایایی، خود چنین قصدی نداشته که: بازیگر سیاست های بین المللی صهیونیزم: در عرصه فرهنگ و سینمای ملی ایران باشد. زیرا ایشان با اینکه در یک: خانواده مذهبی یهودی بدنیا آمده، و لی هرگز راهی جدای از ملت ایران را انتخاب نکرده. ایشان حتی در دوران انقلاب با اینکه رئیس بیمارستان سپیر یهودیان بود، ولی با ایجاد جامعه  روشنفکران یهود، راه همدلی را با انقلاب اسلامی ایران ادامه داد. لذا اگر کسانی می خواهند: به نام یهودیان، سینمای ملی ایران را مصادره نمایند، اشتباه می کنند. همانطور که مصادره برخی دیگر تحت: عنوان ارامنه اشتباه است. جهت دهی برخی از جوایز هم، شاید از آنجا ناشی می شد که: خانه سینما ملک خصوصی ساموئل خاچیکیان است، و از این راه خواسته اند بگویند: سینمای ملی ایران، سینمای ارامنه محور است. اینها هم اشتباه می کنند، زیرا همدلی مردم ایران همانطور که: بارها در تریبون جشن ملی خانه سینما هم اعلام شد، تمام این توطئه ها را خنثی می سازد. تئوری جدایی دینی، مذهبی و قومی وقبیله ای، در کل تاریخ ایران مردود بوده است. مردم ایران هزاران سال: همزیستی ادیان و مذاهب و اقوام را تجربه کرده اند. حتی برخی ها که می خواهند: سینمای ملی را به سنگر براندازی جمهوری اسلامی! تبدیل کنند هم اشتباه می کنند. درست است که شجریان صدا و آواز خوبی دارد، ولی دلیل ندارد که حمایت ایشان از: سران فتنه را فراموش کنیم. لااقل اگر ایشان اشتباه خود را می پذیرفت، راه دوری نمی رفت! ولی برخی تصور می کنند با آوردن: نام او رژیم جمهوری اسلامی متلاشی می شود.

Why not let Iran's national cinema reconcile with its people?

Moderator in Pitti! For a long time, instead of managing the festivities, he would say, "Stop politicians from the cinema!" This little memory person remembers that this is his political message. That is, he wants cinema: the audience is certain people, not all people. When people give 98 percent of the vote to the Islamic Republic, why should another go to the cinema? When all the Iranian people say: Hajj and Suleimani say, why does not the cinema say it? Does the cinema need to be castrated? To be satisfied with this? Of course, it went fine, it went awry, the unrelated words of a sage! He wanted to be honest in the name of cinematographers, and to respect the cinema of Iran, for his unclean intentions. Mrs. Maryla Zarei, like a man! Faced with these alien voices, he defended the oppressed people of Myanmar, Bahrain and Yemen in a loud voice: not letting the cinema of Iran become contaminated with sterility. It must be appreciated from this shirt. Of course, repression in some streaks of the home of the cinema house was insider, but it was very clever and: the manager was prevented from occurring. Unfortunately, it must be said that there are many hands on in order to keep cinema and theater away from the values ​​of society. One of the main reasons for this is the art of the above. They say that since the cinema and theater come from the West, it must remain as an overwhelming one. Even some tried to change the symbols and coordinate with: 100% western cinema! Perhaps the choice of Aaron Yashayi is to refer to this symbol: since Oscar and Hollywood are under the control of international Zionism, the choice of a Jew as the head of a great celebration: Iran's national cinema was perhaps a pulse! As they took the prizes to: The work of others was not seen, and only a film was introduced: It won the Oscars. We are trying to analyze the award conditions: We are not the movie vendor, which everyone agrees at least: in that context, the award was completely political. But we know that Aaron Yashayi did not have such an intention: to be an actor of Zionist international politics: in the field of Iranian culture and cinema. Because he was born in one: a Jewish religious family, and Lee never chose a way apart from the Iranian nation. Even during the revolution, he was still the head of the Jewish Seperator Hospital, but with the establishment of a community of Jewish intellectuals, he continued to have sympathy with the Islamic Revolution of Iran. So if anyone wants to confiscate Iranian cinema as Jews, they make a mistake. As confiscated by others, the title of Armenians is wrong. The direction of some of the awards may also come from the fact that: The Cinema House is a private property of Samuel Khachikyan, and they have asked to say: Iranian cinema is based on Armenian cinema. They also make a mistake, because the sympathy of the Iranian people, as it has been repeatedly announced at the National Cinema House Celebration, will thwart all of these conspiracies. The theory of religious, religious, and ethnic separation has been rejected in the whole history of Iran. The Iranian people have experienced thousands of years: the coexistence of religions and religions. Even some who want to: nationalize the national cinema for the overthrow of the Islamic Republic! They make mistakes. It is true that Shajarian has a good voice and voice, but there is no reason to forget his support for the heads of intrigue. At least, if he accepted his mistake, the road would not go away! But some people think by bringing them: his name is split between the regimes of the Islamic Republic.

لماذا لا تسمح للسينما الوطنية الإيرانية بالتوفيق مع شعبها؟

مشرف في بيتي! لفترة طويلة، بدلا من إدارة الاحتفالات، وقال انه يقول، "وقف السياسيين من السينما!" هذا الشخص الذاكرة قليلا يتذكر أن هذه هي رسالته السياسية. هذا هو، يريد السينما: الجمهور هو أشخاص معينين، وليس كل الناس. عندما يعطي الناس 98 في المئة من الأصوات للجمهورية الإسلامية، لماذا يجب أن يذهب آخر إلى السينما؟ عندما يقول كل الشعب الإيراني: الحج والسليماني يقول، لماذا لا تقول السينما ذلك؟ هل تحتاج السينما إلى الإخصاء؟ أن تكون راضيا عن هذا؟ بطبيعة الحال، ذهبت على ما يرام، ذهبت أوري، كلمات لا علاقة لها من حكيم! أراد أن يكون صادقا باسم سينمائيين، واحترام سينما إيران، لنواياه النجسة. السيدة ماريلا زاري، مثل رجل! في مواجهة هذه الأصوات الغريبة، دافع عن الشعب المظلوم في ميانمار والبحرين واليمن بصوت عال: عدم السماح للسينما الإيرانية تصبح ملوثة بالعقم. يجب أن يكون موضع تقدير من هذا القميص. بطبيعة الحال، كان القمع في بعض الشرائط من منزل دار السينما من الداخل، لكنه كان ذكي جدا و: تم منع المدير من الحدوث. ولسوء الحظ، لا بد من القول إن هناك الكثير من الأيدي من أجل إبقاء السينما والمسرح بعيدا عن قيم المجتمع. وأحد الأسباب الرئيسية لذلك هو فن ما سبق. يقولون أنه منذ السينما والمسرح يأتي من الغرب، يجب أن تبقى على أنها الساحقة. حتى حاول البعض تغيير الرموز والتنسيق مع: السينما الغربية 100٪! كما أخذوا الجوائز إلى: عمل الآخرين لم ينظر، وقدم فقط فيلم: فاز حفل توزيع جوائز الأوسكار. سنقوم بتحليل شروط الجائزة: نحن لسنا بائع الفيلم، الذي يوافق الجميع على الأقل: في هذا السياق، كانت الجائزة سياسية تماما. لكننا نعلم أن هارون ياشاي لم يكن لديها مثل هذه النية: أن تكون فاعلا في السياسة الدولية الصهيونية: في مجال الثقافة والسينما الإيرانية. لأنه ولد في واحد: عائلة دينية يهودية، ولم يختار لي أبدا وسيلة بعيدا عن الأمة الإيرانية. حتى خلال الثورة، كان لا يزال رئيس مستشفى سيبيراتور اليهودي، ولكن مع إنشاء مجتمع من المثقفين اليهود، واصل تعاطفه مع الثورة الإسلامية في إيران. إذا كان أي شخص يريد مصادرة السينما الإيرانية كيهود، فإنهم يرتكبون خطأ. كما مصادرة من قبل الآخرين، عنوان الأرمن هو الخطأ. كما أنهم يرتكبون خطأ، لأن تعاطف الشعب الإيراني، كما أعلن مرارا في احتفال دار السينما الوطنية، سيحبط كل هذه المؤامرات. وقد رفضت نظرية الفصل الديني والديني والعرقي في تاريخ إيران كله. لقد عاش الشعب الإيراني آلاف السنين: التعايش بين الأديان والأديان. حتى بعض الذين يريدون: تأميم السينما الوطنية للإطاحة الجمهورية الإسلامية! إنهم يخطئون. صحيح أن شجاريان له صوت جيد وصوت جيد، ولكن ليس هناك ما يدعو إلى نسيان دعمه لرؤساء الدسيسة. على الأقل، إذا قبل خطأه، فإن الطريق لن يذهب بعيدا! ولكن بعض الناس يفكرون في جلبهم: اسمه مقسم بين نظام الجمهورية الإسلامية.

Nə üçün İranın milli kinosunun xalqı ilə barışmasına icazə verməyəsiniz?

Pitti Moderatoru! Uzun müddət şənliklərin idarə edilməsinin əvəzinə deyirdi: "Kino siyasətçilərini dayandırın!" Bu kiçik yaddaş insanı onun siyasi mesaj olduğunu xatırlayır. Yəni kino istəyir: tamaşaçılar hər kəs deyil, müəyyən insanlardır. İnsanlar İslam Respublikasına yüzdə 98 səs verdikdə, niyə başqa birinin kinoya getməsi lazımdır? Bütün İranlılar deyirlər: Həcc və Süleymani deyirlər ki, kino nə deyir? Kino kastedilmək lazımdırmı? Bununla razı olmaq mı? Əlbəttə ki, yaxşı çıxdı, bir adacının sözsüz sözləri qaçırdı! O, sinematoqrafçılar adına dürüst olmaq istəyirdi və İranın kinosuna hörmətsizlik etmək niyyətində idi. Qadın Maryla Zarei, bir insan kimi! Bu əcnəbi səslərlə üzləşən Myanma, Bəhreyn və Yəmənin məzlum xalqını yüksək səslə müdafiə etdi və İran kinosunun sterilliyə yoluxmasına imkan vermədi. Bu köynəkdən təqdir edilməlidir. Əlbəttə ki, kinoteatrın bəzi evlərindəki repressiyalar içəridə idi, amma çox ağıllıdı və menecerin qarşısı alındı. Təəssüf ki, kinoteatrı və teatrı cəmiyyətin dəyərlərindən uzaqlaşdırmaq üçün çox əllər var. Bunun əsas səbəblərindən biri yuxarıda göstərilən sənətdir. Onlar deyirlər ki, kinoteatr və teatr Qərbdən gəldikdən sonra, bu, çox ağır bir vəziyyətdə qalmalıdır. Bəziləri bəziləri simvolları dəyişməyə və 100% qərb kinosunu əlaqələndirməyə çalışdılar! Bəlkə də Aaron Yashayinin seçimi bu simvola müraciət etməkdir: Oskar və Hollivud beynəlxalq sionizmin nəzarəti altında olduğundan, bir yəhudi seçimi böyük bir bayramın rəhbəri olaraq seçilir: İranın milli kinosu bəlkə də bir nəbz idi! Onlar mükafatları aldılar: Başqalarının işləri görüldü və yalnız bir film təqdim edildi: Oscar qazandı. Biz mükafat şərtlərini təhlil etməyə çalışırıq: Biz hər kəs ən az razı olan film satıcısı deyilik: bu kontekstdə mükafat tamamilə siyasi idi. Amma bilirik ki, Aaron Yashayi belə bir niyyəti olmadığını bilmədi: Sionist beynəlxalq siyasət aktyoru olmaq: İran mədəniyyəti və kino sahəsində. Biri doğulduğu üçün: bir yəhudi dini ailəsi və Lee heç bir zaman İran xalqından başqa yol seçməmişdir. İnqilab dövründə hətta Yəhudi Seperator Xəstəxanasının rəhbəri idi, lakin yəhudi ziyalılarının bir cəmiyyətinin yaradılması ilə İran İslam İnqilabı ilə sədaqət göstərməyə davam etdi. Kimsə İran kinolarını yəhudilərə əl qoymaq istəyirsə, səhv edirlər. Başqalar tərəfindən əl qoyulduğu üçün ermənilərin adı yanlışdır. Bəzi mükafatların istiqamətlərini də göstərmək olar ki: Kino Evi Samuel Xaçikyanın şəxsi mülkiyyətidir və onlar İran kinounun erməni kinosuna əsaslanmasını istədi. Onlar da səhv edirlər, çünki İran xalqının xəyalları, Milli Kino Evində qeyd olunduğu kimi dəfələrlə elan edilmişdi, çünki bu komplonun bütünlüklə qarşısını alacaq. Dini, dini və etnik ayrılıq nəzəriyyəsi İranın bütün tarixində rədd edildi. İran xalqı minlərlə il yaşamışdır: dinlər və dinlərin birləşməsi. Hətta istəyənlər: İslam Respublikasının devrilməsi üçün milli kinonun milliləşdirilməsi! Səhv edirlər. Doğrudur ki, Shajarian yaxşı bir səs və səsi var, amma intriqanın başçılarına olan dəstəyini unutmaq üçün heç bir səbəb yoxdur. Ən azı, əgər səhvini qəbul etsəydi, yol gedərdi! Ancaq bəzi insanlar onları gətirməklə düşünürlər: adı İslam Respublikası rejimi arasında bölünür.

مدیریت یکپارچه بازنشستگی

مدیریت صندوق های بازنشستگی در ایران، بسیار متعدد و جزیره ای می باشد که: این به نفع عدالت و سیاست های جمهوری اسلامی نیست. سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح ، کشوری ، تامین اجتماعی، صدا و سیما حداقل 4مورد مهم آن است. در داخل سازمان بازنشستگی کشوری که: مشمولین آن کارمندان رسمی هستند، وزارت نفت صندوق خود را جدا کرده است! و این عدالت را به شدت زیر سوال برده است. افراد یا سازمان و یا صندوق های دیگری هم، هستند که به این جمع باید اضافه شود. حتی بیمه ها مانند بیمه ایران سالها است که تبلیغ می کند: با دو سال پرداخت حق بیمه بازنشسته شوید! که این امر بیشتر به یک فریب: تبلیغاتی می ماند تا یک استراتژی. یا حتی بیمه عمر.  لذا دلایل زیادی هست که باید: همه اینها یکی شوند و: تحت یک مدیریت واحد اداره، یا هماهنگی شوند. همانطور که دولت، لایحه نظام هماهنگ حقوق و دستمزد را داده، باید قانون یکپارچه مدیریت بازنشستگی را نیز، به مجلس محترم ارائه کند. معایب مهم نداشتن مدیریت یکپارچه، نداشتن زیربنای خدمت: برای سی سال یا کمتر است. مثلا وقتی بیمه ایران آن تبلیغ را می کند، اگر غلط باشد که اعتماد مردم را به: بیمه ها از بین می برد و: اگر درست باشد طبیعتا، همه سازمان های بازنشستگی زیر سوال می رود! وقتی وزارت نفت به بازنشستگان خود: حقوق های 10تا 20میلیونی می دهد، شکاف طبقاتی با یک بازنشسته فرهنگی یا خبرنگاری، به 20برابر می رسد. البته رئیس سازمان بازنشستگی کشوری، و شاید همه سازمان های مذکور، با ادغام یا یگپارچه سازی مخالف هستند! و اصلا قابل طرح نمی دانند، زیرا یکی از موانع آن کمبود: منابع مالی و یا نبود منابع است. علت دیگر ان تفاوت حقوق ها هست، وقتی کسی با حقوق 200میلیونی یا بیشتر، بازنشسته می شود طبیعی است که: تعیین حداقل حقوق بازنشستگی یعنی ماهی یک میلیون! امکان ندارد و اگر حق بیمه تابع: سه سال پرداخت آخر سال باشد، تفاوت حقوق های بازنشستگی تا 200برابر هم می شود. که این شکاف بزرگی در عدالت اجتماعی ایجاد می کند.  اما اصول اسلامی و انسانی ایجاب می کند که: همه 60ساله ها بازنشسته شوند، و پرداخت حقوق به آنان هماهنگ و: بدون شکاف عمیق باشد. برای این کار ابتدا شورای عالی حقوق و دستمزد: باید فعال شود، سپس نظام هماهنگ پرداختها اجرایی شود. حتی اگر این دو امکان پذیر نباشد، میتوان پینشهاد داد: درصد سهم بیمه شونده، برای همه یکسان شود. و سقفی برای آن تعیین گردد، تا در موقع بازنشستگی، همه با فاصله معقولی حقوق بازنشستگی دریافت نمایند. متاسفانه افرادی که حقوق بازنشستگی بالایی می گیرند، زمینه بهتری برای بازگشت به کار هم پیدا می کنند. یعنی رسما بازنشسته می شوند! ولی عملا به کار خود ادامه میدهند. و این به نفع کار فرما هم هست. زیرا اشتغال یک بازنشسته، هزینه های جانبی مانند بیمه و مالیات ندارد و: معمولا دستمزد کمتری هم دریافت می کند. لذا عدالت اجتماعی در اسلام حکم می کند: اولا همه کسانی که 30سال سابقه کار دارند، یا 60سال سن دارند بازنشسته شوند. و هیچ کسی بدون بازنشستگی نباشد. اگر بازنشسته ای مشغول به کار شد حقوق بازنشستگی او مسدود شود. کلیه سازمان های بازنشستگی، زیر نظر دولت و سازمان بازنشستگی کل باشند. کمک های مالی دولت هم تبعیض آمیز نباشد! بطوریکه بازنشستگان کشوری، وام خودرو و دیگر تسهیلات را داشته باشند، ولی باز نشسته های تامین احتماعی محروم باشند! یا باز نشستگان نیروهای مسلح، بن حکمت و بن های متفرقه دریافت کنند، ولی کارگران بازنشسته هیچ امتیازی نداشته باشند.

Integrated retirement management

The management of retirement funds in Iran is very numerous and islands: This is not in the interests of the justice and policies of the Islamic Republic. The Army, Retirement, Army, Retirement, Retirement, Atmosphere, Atleast, at least 4 critical cases. Inside the country's retirement organization: its employees are official, the Ministry of Oil has separated its fund! And this has severely questioned the justice. Individuals or organization or other funds, which should be added to this sum. Even insurance, like insurance, has been advertising for many years: Pay two years of retirement! It's more about deception: it's advertising rather than a strategy. Or even life insurance. So there are a lot of reasons that need to be: all of these will be united: under a single departmental administration, or coordinated. As the government has given the bill to the coordinated payroll system, it must also submit to the Honorable Parliament an integrated pension management law. Disadvantages of unmanageable management, lack of service infrastructure: for thirty years or less. For example, when Iran's insurance promotes it, if it's a mistake to put people's trust in: insurance: if it is true, naturally, all retirement organizations are questioned! When the oil ministry gives its retirees: salaries of 10 to 20 million, the class gap with a retired cultural or journalist is 20 times higher. Of course, the head of the State Retirement Administration, and perhaps all of these organizations, are opposed to merging or integrating! And they are not at all possible, because one of the obstacles is lack of funds or lack of resources. The other reason is the salary difference, when someone with a salary of 200 million or more is retired, it is natural that: the determination of the minimum pension, ie, a million fish! It is not possible and if the premium is subject to three years of payment at the end of the year, the difference in salaries will be up to 200 times. Which creates a huge gap in social justice. But Islamic and humanitarian principles require that: all 60 years old retire, and pay salaries to them in harmony: without a deep divide. To do this, the High Council of Payments must first be activated, then the coordinated system of payments will be implemented. Even if these two are not feasible, one can say: The percentage of the insured's share is the same for everyone. And a ceiling for it, so that everyone gets a pension at a reasonable retirement age. Unfortunately, people who have high retirement pensions also have a better chance of returning to work. They are officially retired! But they are practically doing it. And this is also in the interest of working. Because retired jobs do not have side fees, such as insurance and taxes, and usually receive less wages. So, social justice is ruled out in Islam: First, all those who have 30 years of work experience, or 60 years of age, retire. And no one is without retirement. If he is retired, his retirement pension will be blocked. All retirement organizations are under the supervision of the government and the general retirement organization. Government grants are not discriminatory! So that the retirees of the country have car loans and other facilities, but they are not open to social security! Or the recruits of the armed forces, bin Hikmat and other bombers, but retired workers have no concessions.

الإدارة المتكاملة للتقاعد

إدارة صناديق التقاعد في إيران كثيرة جدا والجزر: وهذا ليس في صالح العدالة والسياسات في الجمهورية الإسلامية. الجيش، التقاعد، الجيش، التقاعد، التقاعد، الحضور، والحضور هي على الأقل أربع قضايا هامة. داخل منظمة التقاعد في البلاد: موظفيها رسمية، وزارة النفط فصل صندوقها! وقد شكك هذا الأمر بشدة في العدالة. الأفراد أو المنظمات أو الصناديق الأخرى، والتي ينبغي أن تضاف إلى هذا المبلغ. حتى التأمين، مثل التأمين، وقد تم الإعلان لسنوات عديدة: دفع عامين من التقاعد! انها أكثر عن الخداع: انها الإعلان بدلا من استراتيجية. أو حتى التأمين على الحياة. لذلك هناك الكثير من الأسباب التي تحتاج إلى أن تكون: كل هذه سوف تكون موحدة: تحت إدارة واحدة من الإدارات، أو منسقة. وبما أن الحكومة قد قدمت مشروع القانون إلى نظام المرتبات المنسق، يجب عليها أيضا أن تقدم إلى البرلمان الموقر قانونا متكاملا لإدارة المعاشات التقاعدية. عيوب الإدارة التي لا يمكن إدارتها، والافتقار إلى البنية التحتية للخدمة: لمدة ثلاثين عاما أو أقل. على سبيل المثال، عندما يشجع التأمين الإيراني، إذا كان من الخطأ وضع ثقة الناس في: التأمين: إذا كان صحيحا، وبطبيعة الحال، يتم استجواب جميع منظمات التقاعد! وعندما تمنح وزارة النفط المتقاعدين: رواتب تتراوح بين 10 و 20 مليون نسمة، فإن الفجوة الطبقية مع ثقافي أو صحفي متقاعد أعلى ب 20 مرة. وبطبيعة الحال، فإن رئيس إدارة التقاعد في الدولة، وربما كل هذه المنظمات، يعارضون الاندماج أو الاندماج! وهي ليست ممكنة على الإطلاق، لأن أحد العقبات هو نقص الأموال أو نقص الموارد. والسبب الآخر هو الفرق في المرتبات، عندما يكون الشخص الذي يتقاعد 200 مليون أو أكثر متقاعدا، فمن الطبيعي أن: تحديد الحد الأدنى للمعاش، أي مليون الأسماك! ومن غير الممكن وإذا كانت العلاوة خاضعة لثلاث سنوات من الدفع في نهاية السنة، فإن الفرق في المرتبات سيصل إلى 200 مرة. مما يخلق فجوة هائلة في العدالة الاجتماعية. ولكن المبادئ الإسلامية والإنسانية تتطلب ما يلي: كل 60 سنة تقاعد، ودفع الرواتب لهم في وئام: دون انقسامات عميقة. وللقيام بذلك، يجب أولا تفعيل المجلس الأعلى للمدفوعات، ثم تنفيذ نظام المدفوعات المنسق. حتى لو لم يكن ذلك ممكنا، يمكن للمرء أن يقول: نسبة حصة المؤمن هو نفسه بالنسبة للجميع. وسقف لذلك، بحيث يحصل الجميع على المعاش في سن التقاعد معقول. ولسوء الحظ، فإن الأشخاص الذين لديهم معاشات تقاعدية عالية أيضا لديهم فرصة أفضل للعودة إلى العمل. هم متقاعدون رسميا! لكنهم يقومون بذلك عمليا. وهذا أيضا في مصلحة العمل. لأن الوظائف المتقاعدة لا تحمل رسوما جانبية، مثل التأمين والضرائب، وعادة ما تحصل على أجور أقل. لذلك، يستبعد العدل الاجتماعي في الإسلام: أولا، كل أولئك الذين لديهم 30 عاما من الخبرة في العمل، أو 60 سنة من العمر، والتقاعد. ولا أحد دون التقاعد. وإذا تقاعد، فإن معاشه التقاعدي سيحظر. وتخضع جميع منظمات التقاعد لإشراف الحكومة والمنظمة العامة للتقاعد. المنح الحكومية ليست تمييزية! حتى أن المتقاعدين من البلاد لديها قروض السيارات وغيرها من المرافق، لكنها ليست مفتوحة للضمان الاجتماعي! أو المجندين من القوات المسلحة، بن حكمت وغيرها من القاذفات، ولكن العمال المتقاعدين ليس لديهم تنازلات.

İnteqrasiya pensiya idarə olunması

İranda pensiya fondlarının idarə olunması çox sayda və adalardır: Bu ədalət və İslam Respublikasının siyasətində deyildir. Ordu, Pensiya, Ordu, Təqaüd, Təqaüd, Atmosfer, Atleast, ən az 4 kritik vəziyyət. Ölkənin təqaüdçü təşkilatında: işçiləri rəsmi, Neft Nazirliyi öz fondunu ayırdı! Bu da ədaləti ciddi şəkildə sorğuladı. Bu məbləğə əlavə edilməli olan fərdi və ya təşkilat və ya digər fondlar. Sığorta kimi, hətta sığorta, uzun illər reklam olunur: iki il pensiya ödəmək! Aldanma haqqında daha çox məlumat: bir strategiya deyil, reklamdır. Hətta həyat sığortası. Buna görə bir çox səbəblər var: bunların hamısı vahid bir vahid idarənin altında və ya koordinasiya olunacaq. Hökumət razılaşdırılmış əmək haqqı sisteminə qanun layihəsini təqdim etdikdə, Hörmətli Parlamentə də vahid pensiya idarəetmə qanununu təqdim etməlidir. İdarə edilməyən idarəetmənin çatışmazlığı, xidmət infrastrukturunun olmaması: otuz il və ya daha az. Məsələn, İranın sığortası bunu təşviq edərkən, insanın təhlükəsizliyinə güvənmək səhv olarsa: sığortaçılar, əgər təbii ki, bütün pensiya təşkilatları sorğulanır! Neft Nazirliyi təqaüdçülərə verdiyi zaman: 10 ilə 20 milyon maaş, təqaüdçü bir mədəniyyət və ya jurnalist ilə sinif boşluğu 20 qat daha yüksəkdir. Əlbəttə ki, Dövlət Pensiya İdarəsinin rəhbəri və bəlkə də bu təşkilatların hamısı birləşməyə və ya inteqrasiyaya qarşı çıxır! Və mümkün olmur, çünki maneələrdən biri fonların olmaması və ya resursların olmamasıdır. Digər səbəb 200 milyon və ya daha çox əmək haqqı olan birinin təqaüdə çıxdığı zaman əmək haqqı fərqi, təbii ki: minimum pensiyanın təyin edilməsi, yəni milyon balıq! Mümkün deyil və mükafat ilin sonunda üç illik ödənişə məruz qalarsa, əmək haqqı fərqinin 200 dəfə olacağı gözlənilir. İctimai ədalətdə böyük bir boşluq yaradır. Ancaq İslam və humanitar prinsiplər tələb edir: bütün 60 yaşlı təqaüdçü və əmək haqqını onlara uyğun olaraq ödəyirlər: dərin bölünmədən. Bunu etmək üçün Yüksək İdarəetmə Şurası əvvəlcə aktivləşdirilməli, sonra ödənişlərin əlaqələndirilmiş sistemi tətbiq olunacaqdır. Bu iki mümkün olmadıqda belə deyə bilərsiniz: Sığortalının səhmlərinin payı hər kəs üçün eynidır. Və bunun üçün bir tavan var, buna görə hər kəs bir pensiya pensiyası alır. Təəssüf ki, yüksək pensiya pensiyası olan insanlar da işə qayıdırlar. Onlar rəsmi olaraq təqaüdə çıxdı! Ancaq bunlar praktiki olaraq bunu edir. Və bu, iş üçün də maraqlıdır. Təqaüdçü işlərdə sığorta və vergilər kimi yan haqlar olmadığı və adətən daha az əmək haqqı aldığı üçün. Beləliklə, İslamda sosial ədalət ittiham olunur: Birincisi, 30 il iş təcrübəsi olan və ya 60 yaşı olan hər kəs təqaüdə çıxır. Heç kim pensiya almır. Təqaüdçü olsaydı, onun təqaüd pensiyası bağlanacaq. Bütün təqaüdçü təşkilatlar hökumətin və ümumi təqaüd təşkilatının nəzarəti altındadır. Hökumət qrantları ayrı-seçkilik deyil! Ölkənin təqaüdçüləri avtomobil kreditləri və digər obyektləri var, amma onlar sosial təminata açıq deyil! Və ya silahlı qüvvələrin, bin Hikmət və digər bombardmançıların təqaüdçüsü, amma təqaüdçü işçilər güzəşt vermir.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۵۲ نظر(0)

سیل و زلزله و طوفان و سونامی و آتشفشان، بخشی از تهدید هایی زندگی بشری است که: از سوی طبیعت به او وارد می شود. لذا برای اینکه یک انسان متولد شود، رشد کند و زنده بماند! باید با همه تهدید ها از درون و: بیرون و طبیعت مبارزه کند. در برخی از این مبارزات، راه حل پیشگیرانه وجود دارد، و به آن توجه شده مانند: بهداشت که وسیله یا ابزاری است که: انسان را قادر می کند: از مقابل بیماریها دور شود. از نظر مسئولان پزشکی همیشه: پسشگیری بهتر و کم هزینه تر از درمان است. در امور دفاعی و تهدیدات انسانی فرامرزی هم، عملیات پیشگیرانه کاملا موفق تر است. حضرت علی ع می فرماید: کسی که در خانه خود با دشمن بجنگد، ذلیل خواهد شد. به همین دلیل مسئولان کشورها، ترجیح می دهند دشمن را در بیرون از بین ببرند. یا زمینه حمله او را نابود کنند. شهید حججی، یک نمونه از این پیشگیری ها است، وی خودش می نویسد: ما رفتیم تا داستان: خرابه های شام تکرار نشود. کسانی که مخالف اعزام مدافعین حرم هستند، مانند بنی صدر می خواهند: ابتدا دشمن حمله کند و زن و فرزندان را از بین ببرد! زیرا بنی صدر می گفت: ما در سرزمین خودمان، بهتر می توانیم با دشمن مبارزه کنیم! متاسفانه در مورد بلایای طبیعی، اصلا به این موضوع فکر نشده! اگر هم صحبتی شده در حد آکادمیک و: فرس ماژور بوده مثلا می گویند: زلزله چند ثانیه طول می کشد و: ما اگر بتوانیم در این چند ثانیه! خود را آماده کنیم. آنها می گویند: بلایای طبیعی دست ما نیست، ولی آمادگی که با ما است. و این، بدتر، روحیه ها را تضعیف می کند. یعنی هرچه قدر مانور زلزله برای آمادگی! بیشتر شود، علاوه بر اینکه هزینه زندگی مردم بالا تر می رود، اثرات روانی مخربی بر: امید به زندگی و فعالیت های بلند مدت می گذارد. در حالیکه عملیات پیشگیرانه، به زمان های بسیار زیادی دست رسی دارد. همه بلایای طبیعی، در یک امر مشترک هستند: آنها انرژی متراکمی هستند که: در طول مدتهای مدیدی انباشته می شوند، و اگر شرایط فراهم شد، در عرض چند ثانیه یا چند ساعت، این انرژِی را آزاد می کنند. بنابر این ما می توانیم اولا :جلوی شرایط را بگیریم، ثانیا جلوی انباشته شدن را هم بگیریم. وقتی در طارم زلزله شد، فجایعی به بار آمد، اما در روستای ماهین از توابع طارم، اتفاق مهمی نیافتاد! زیرا همه خانه ها آغل یازاغه داشتند! و این موجب شده بود مانند یک موج شکن، موج زلزله گرفته شود، و در این آغل ها رها شود. اگر ما بتوانیم کانالی حفر کنیم که: آب های حاصل از ذوب یخهای قطب شمال را، به آرامی به کویر لوت منتقل کند، دیگر چیزی بنام سیل یا فرسایش یا: گسل و رانش زمین نخواهیم داشت. اگر مرکز بحران طوفانها و سونامی ها، شناسایی و با تونل های هوا، آنها را به مرور تخلیه کنیم، سونامی بوجود نمی اید. به عبارت ساده تر اگر مسیر آتش فشان را، قبل از قله در یکی از دره ها باز کنیم، تا مواد مذاب آرام از ان خارج شوند، دیگر آتش فشانی بوجود نمی آید. مواد مذاب را هم رایگان! به کارخانه های ذوب فلزات می فرستیم، و از انها قالب می گیریم. اگر هواکش های مکنده بزرگی را، در میدان های پر از آلودگی هوا بگذاریم، می توانیم آنها را به فیلترهایی هدایت کنیم تا: از ذرات سربی موجود در هوا، شمش سرب تولید کند! یکی از دلایلی که تهران، با وجود گسل های فراوان، شاهد زلزله نیست، همین است که در تهران، قنات های فراوانی هست، که آب و هوا و گرمای زمین را رد می کند. مخصوصا الان که برای فاضلاب و مترو نیز، تونل کنده شده. بیایید دست از سر مردم بردارید! مردم استرس هم داشته باشند، باز هم هیچ کاری از دستشان بر نمی آید. بجای آن بودجه فراهم کنید و: پیشگیرانه عمل کنید. البته طرح تفشیلی آنها هم موجود است

Increasing Earth's Resilience with: Preventive Operations.

Flood, earthquake, storm, tsunami and volcano are part of the human life threats that come from nature. Therefore, to be born, a human being grows up and survives! It must fight all kinds of threats from within and out: out and nature. In some of these campaigns, there is a preventive solution, and it is considered that health is a means or means that enables a person to: get away from illness. From the viewpoint of the medical authorities, always: it is better and less costly than treatment. In defensive and transboundary human threats, preventive action is all the more successful. Imam Ali says: "One who will fight the enemy in his house will be reduced." For this reason, country officials prefer to thwart the enemy. Or destroy the background of his attack. Martyr Hajji is an example of this, he writes: "We went to the story:" The ruins of dinner do not repeat. Those who oppose the dispatch of shrine defenders, like Bani-Sadr, want to attack the enemy first and kill the woman and children! Because Bani-Sadr said: "We can better fight the enemy in our land!" Unfortunately, in the case of natural disasters, you have not even thought about this! If the talk is academic, and Fers Major, say: earthquakes take a few seconds and: We can, if we can, in these seconds! Prepare ourselves. They say: Natural disasters are not our hands, but the readiness is with us. And this, worse, weakens the spirits. That is, the magnitude of earthquake maneuvering to prepare! In addition to the higher cost of living, the devastating effects on life expectancy and long-term activities. While preemptive operations take a lot of time. All natural disasters are in common: they are dense energy: they accumulate over time and, if conditions are provided, they release this energy in a matter of seconds or several hours. So, we can first: stop the situation, and secondly, avoid accumulation. When the earthquake struck in Tarom, catastrophes occurred, but in the Mahin village of Tarom functions, there was no major accident! Because all the houses had a underground house ! And this would have led to a earthquake wave like a breaker, and it would be abandoned in these pens. If we can dig a canal to slowly move the Arctic ice melt to the Lut desert, there is no longer a flood or erosion: there will be no fault or thrust. If the center of the storm and tsunami crisis is detected and deployed with air tunnels, then they will not be tsunami. Simply put, if you open the volcanic path ahead of the summit in one of the valleys, so that the molten material can leave it quietly, there will no longer be fire. Free melting material! We send metal melting plants and mold them. If we put large suction fans in air-filled fields, we can direct them to filters to produce lead ingots from airborne particles! One of the reasons why Tehran, despite numerous faults, is not an earthquake is that there are many aqueducts in Tehran that reject the weather and heat of the earth. Especially for the tunnel for the sewage and the subway. Let's get rid of people! People have stress, they still do nothing. Provide a budget instead: Prevent it.

زيادة مرونة الأرض مع: العمليات الوقائية.

الفيضانات والزلازل والعواصف والتسونامي والبركان هي جزء من تهديدات الحياة البشرية التي تأتي من الطبيعة. لذلك، أن يولد، إنسان يكبر ويعيش! يجب أن تحارب جميع أنواع التهديدات من الداخل والخارج: خارج والطبيعة. وفي بعض هذه الحملات، يوجد حل وقائي، ويعتبر أن الصحة وسيلة أو أداة تمكن الشخص من: الابتعاد عن الأمراض. من وجهة نظر السلطات الطبية، دائما: هو أفضل وأقل تكلفة من العلاج. وفي مجال التهديدات البشرية الدفاعية والعابرة للحدود، يكون العمل الوقائي أكثر نجاحا. يقول الإمام علي: "من سيقاتل العدو في بيته سيخفض". ولهذا السبب، يفضل المسؤولون القطريون إحباط العدو. أو تدمير خلفية هجومه. الشهيد حاجي هو مثال على ذلك، يكتب: "ذهبنا إلى القصة:" أطلال العشاء لا تكرر. أولئك الذين يعارضون إيفاد المدافعين عن الضريح، مثل بني الصدر، يريدون مهاجمة العدو أولا وقتل النساء والأطفال! لأن بني الصدر قال: "يمكننا محاربة العدو في أرضنا بشكل أفضل!" لسوء الحظ، في حالة الكوارث الطبيعية، لم تكن قد فكرت حتى في هذا! إذا كان الحديث أكاديمي، و فيرس ماجور، ويقول: الزلازل يستغرق بضع ثوان و: يمكننا، إذا استطعنا، في هذه الثواني! إعداد أنفسنا. يقولون: الكوارث الطبيعية ليست أيدينا، ولكن الاستعداد معنا. وهذا أسوأ، يضعف الأرواح. وهذا هو، وحجم المناورة الزلزال لإعداد! وبالإضافة إلى ارتفاع تكاليف المعيشة، فإن الآثار المدمرة على متوسط ​​العمر المتوقع والأنشطة الطويلة الأجل. في حين تستغرق عمليات وقائية الكثير من الوقت. جميع الكوارث الطبيعية مشتركة: فهي طاقة كثيفة: فهي تتراكم بمرور الوقت، وإذا تم توفير الظروف، فإنها تطلق هذه الطاقة في غضون ثوان أو عدة ساعات. لذلك، يمكننا أولا: وقف الوضع، وثانيا، وتجنب تراكم. عندما اندلع الزلزال في تاروم، وقعت كارثة، ولكن في قرية ماهين وظائف تاروم، لم يكن هناك شيء مهم. لأن جميع المنازل لديها كوخ أو الأحياء الفقيرة! وهذا من شأنه أن يؤدي إلى موجة زلزال مثل الكسارة، وأنه سيتم التخلي عنها في هذه الأقلام. إذا كنا نستطيع حفر قناة لنقل ببطء ذوبان الجليد في القطب الشمالي لصحراء لوت، لم يعد هناك الفيضانات أو تآكل: لن يكون هناك أي خطأ أو التوجه. إذا تم الكشف عن مركز العاصفة وأزمة تسونامي ونشرها مع أنفاق الهواء، فإنها لن تكون تسونامي. ببساطة، إذا قمت بفتح المسار البركاني قبل القمة في واحدة من الوديان، بحيث المواد المنصهرة يمكن أن تتركه بهدوء، لن يكون هناك النار. مجانا ذوبان المواد! نرسل المعادن ذوبان النباتات وقوالب لهم. إذا وضعنا مراوح شفط كبيرة في حقول مليئة بالهواء، يمكننا توجيهها إلى مرشحات لإنتاج سبائك الرصاص من الجسيمات المحمولة جوا! أحد الأسباب التي تجعل طهران، على الرغم من العيوب العديدة، ليست زلزالا، هو أن هناك العديد من القنوات في طهران التي ترفض الطقس والحرارة من الأرض. وخاصة بالنسبة لنفق للصرف الصحي ومترو الانفاق. دعونا التخلص من الناس! الناس لديهم الإجهاد، فإنها لا تزال تفعل شيئا. قدم ميزانية بدلا من ذلك: منعها.

Yerin möhkəmliyini artırmaq: Əməliyyat əməliyyatları.

Tələbə, zəlzələ, fırtına, tsunami və vulkan təbiətdən gələn insan həyatı təhdidlərinin bir hissəsidir. Buna görə də doğulacaq bir insan böyüyür və sağ qalır! İçəridə və xaricində hər cür təhdidlərə qarşı mübarizə aparmaq lazımdır: həyata və təbiətə. Bu kampaniyaların bəzilərində bir önləyici həll var və sağlamlıq insana imkan verən vasitələr və ya vasitədir: xəstəliklərdən uzaq durun. Tibbi orqanların baxımından həmişə: müalicədən daha yaxşı və daha az xərclidir. Müdafiə və transsərhəd insan təhlükələrində, profilaktik tədbirlər daha da uğurlu olur. İmam Əli (əleyhis-salam) deyir: "Düşmənlə evində mübarizə aparan bir kəs azalacaq". Buna görə ölkə rəsmiləri düşmənə qarşı çıxmaq istəmişlər. Və ya onun hücum fonunda məhv. Şəhid Hacı bu nümunədir, yazır: "Hekayəyə getdik:" Yemək xarabalıqları təkrarlanmaz. Bani-Sadr kimi ibadətgah müdafiəçilərinin göndərilməsinə qarşı çıxanlar əvvəlcə düşmənə hücum etmək və qadın və uşaqları öldürmək istəyirlər! Bani-Sadr dedi: "Düşmənimizi torpaqlarımızda daha yaxşı mübarizə apara bilərik!" Təəssüf ki, təbii fəlakət halında belə düşünmədiniz! Danışıq akademik olsaydı və Fers Major deyirlər: zəlzələlər bir neçə saniyə çəkir və biz mümkünsə, bu saniyədə mümkündür! Özümüzü hazırlayın. Onlar deyirlər: Təbii fəlakətlər bizim əlimizdə deyil, hazırlıq isə bizimlədir. Və bu, daha pis, ruhları zəifləyir. Yəni, zəlzələ manevrinin hazırlanmaq üçün böyüklüyü! Yaşayış xərcləri ilə yanaşı, həyatın uzunluğu və uzunmüddətli fəaliyyətlərə də dəətli təsir göstərir. Preemptiv əməliyyatlar çox vaxt aparır. Bütün təbii fəlakətlər ortaqdır: onlar sıx enerjidır: zamanla yığılırlar və şərtlər təmin edilərsə, bu enerjiyi saniyə saniyə və ya bir neçə saatda azad edirlər. Beləliklə, biz birinci ola bilərik: vəziyyəti dayandırmaq, ikincisi, yığılmamaqdan çəkin. Taromda baş verən zəlzələdə fəlakətlər baş verdi, ancaq Tarin kəndinin Mahin kəndində fəaliyyət göstərən bir şey yox idi. Çünki bütün evlərdə bir köpək və ya bir çirkab var idi! Və bu bir açar kimi bir zəlzələ dalğasına səbəb olardı və bu qələmlərdə tərk ediləcəkdi. Arctic buzunu yavaş-yavaş Lut dreninə çıxarmaq üçün bir kanal çıxarmaq olarsa, daşqın və ya eroziya yoxdur: heç bir günah və ya itme olmaz. Fırtına və sunami böhranının mərkəzi aşkar edildikdə və hava tunellərinə yerləşdirilərsə, onda tsunami olmayacaq. Sadə bir şəkildə, zirvədən vadilərdən birində zirvədən əvvəl vulkan yolunu açarsanız, erimiş material sükunətlə buraxa bilərsə, artıq atəş olmayacaq. Pulsuz ərimə materialı! Biz metal ərimə bitki göndəririk və onları kalıp. Hava dolu sahələrdə böyük suqəbuledici pərdələr qoysaq, onları havadan hissəciklərdən qurğuşun külçələr çıxarmaq üçün filtrlərə yönəldə bilərik! Tehran çoxsaylı qüsurlara baxmayaraq zəlzələ olmasının səbəblərindən biri də Tehranda yerin hava və istiliyini rədd edən bir çox su kəməri var. Xüsusilə kanalizasiya və metro üçün tunel üçün. İnsanları qurtaraq! İnsanlar stress yaşayır, hələ də heç bir şey etməzlər. Əvəzində bir büdcə təmin edin: qarşısını almaq. . Əlbəttə, onlar da mövcuddur

غدیر خم سه روز است!

وقتی پیامبر خواست جانشین خود را معرفی کند، کمی هراسان بود تا مبادا مخالفان علی ع، همه چیز را بهم بریزند. زیرا همه آنها در جنگهای مختلف، کشته ای به دست علی ع داشتند و: به اصطلاح دشمن خونی بودند. لذا چند بار جبرائیل آمد و گفت: جانشینی امام علی را اعلام کن! و به تعویق نیانداز، تا اینکه آیه نازل شد: آگر آنچه را که به تو گفتیم، اعلام نکنی رسالت تو زیر سوال می رود: که گویا اصلا انجام ندادی! پیامبر بازهم به تعویق انداخت، تا اینکه آیه نازل شد: از مردم نترس خدا ترا از دست مردم حفظ می کند. از اینرو سخنی که قرار بود در: منی یا مکه گفته شود، ناچار در مسیر برگشت قرار گرفت: یعنی مردمی که رفته بودند دعوت به برگشت شدند، و ایستادند تا نیامده ها هم برسند. و سه روز مردم را در سخنرای غدیر خم، زیر آفتاب گرم نگهداشت تا سخنان طولانی خود را باز گو کند. البته روز اصلی که مردم با علی ع بیعت کردند، همان روز دهم ذی الحجه سال حجت الوداع است. و این نشان می دهد: برنامه ریزی و هدایت و کنترل در اسلام، جهش یافته و تراریخته است چنانچه مدیریت آن و: عناصر و اصول آن هم جهش یافته است، و فوق مدرنیسم است. مشخصات این برنامه ریزی آن است که: طرح کلی آن برای تمام طول تاریخ! مشخص و اعلام شده است.  برنامه ریزی در علم مدیریت! روش راهبردی است برای جدا شدن از: وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب. اما در برنامه ریزی الهی، همه اینها مطلوب هستند و به دنبال یکدیگر و: لازم و ملزوم می باشند. آینده پژوهی در اسلام بدون هیچ زحمتی کل تاریخ و: حتی فرا تاریخ را در بر می گیرد. ولی آینده نگری در مدیریت علمی! فقط احتمالات است. از نظر ما برنامه از آدم تا خاتم  و قائم مشخص است، وهرکس باید در این مسیر گام بردارد و: کسانی که از این مسیر منحرف شوند، خود را نابود می کنند. پیامبر اسلام در همین خطبه غدیر، سه بار نام مهدی عج را می برد، کسی که هنوز به دنیا نیامده! و 245سال بعد به دنیا خواهد آمد. برنامه ریزی به قدری روشن است که: پیامبر از احوالات زمان ما هم خبر داده است. هر حادثه مهمی اتفاق می افتد، ریشه آن در کتب حدیث و روایات و: تفاسیر عینا ذکر شده که برخی دانشمندان خوش ذوق، آنها را در رسانه ها هم مطرح کرده اند. مثلا قیام امام خمینی به عنوان: مردی از قم قیام می کند آمده. گروه داعش به عنوان یاران پرچم های سیاه! ذکر شده و حتی جنایات آنان گفته شده، پیامبر فرمود: هرگاه این گروه با پرچم های سیاه را دیدید: که کشتار می کنند، تنها به فارس ها پناه ببرید، زیرا دولت ما با آنها است. لذا به همین دلیل است که دولت: نوپای جمهوری اسلامی به تنهایی توانسته: تا کنون چهل سال در برابر همه: برنامه ریزی های استادان دنیا بایستد، و برنامه خود را پیش ببرد. مدیریت و برنامه در اسلام هیچگاه تعطیل نیست. زیرا پیامبر فرموده: من بین شما دو عنصر اساسی را باقی گذاشتم : کتاب خدا(بعنوان برنامه زندگی ) و :عترت و خاندان خودم. (بعنوان مدیران و اجرا کنندگان آن برنامه) و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد.(لن یفترقا حتی یراد علی الحوض) یعنی الان هم که قران وجود دارد، حتما امام هم وجود دارد و آن را اجرا می کند. هرچند که ما آن را نبینیم! زیرا عده ای در همان اوایل، خواستند که این دو را جدا کنند، گفتند: کتاب خدا ما را بس است! نیازی به مجری و یا مدیر نداریم. الان هم ممکن است عده ای بگویند: که قران کافی است و: امام زمان عج افسانه است! اما چیزی از حقیقت کم نمی شود، و گفته پیامبر دروغ نمی شود، و این گفته آنقدر تکراری است که: همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی، آن را حفظ هستند مگر گروه داعش و اربابان آنها، که نفع خود را در: فراموشی یا مخالفت با آن می بینند.

Ghadir is bent over three days!

When the Prophet asked to nominate his successor, he was a little afraid that the opponents of Ali would dispose of everything. Because they were all killed in Ali's hands in various wars, and so-called enemies of blood. So how many times did Gabriel come and say: Declare the succession of Imam Ali! And do not delay until the verse is revealed: if you do not declare what you said, your mission is questioned: as if you did not do it at all! The Prophet still delayed until the verse came down: do not be afraid of people, God will protect them from the people. Therefore, the saying that was supposed to be called "semen" or "Mecca" was forced to return to the path: the people who had gone were invited to return, and stood to reach the non-believers. And for three days, he kept the people in Ghadir Khom's speech under the hot sun to open his long speeches. Of course, the main day that people gave allegiance to Ali is the same day of the tenth anniversary of Hijat al-Wada. And this shows: Planning, guidance and control in Islam are mutated and transgenic if its management, its elements and principles are mutated, and ultramodernism. The profile of this program is: its outline for the entire history! Specified and announced. Planning in management science! A strategic approach is to separate from: the status quo and achieve the desired status. But in divine planning, all of this is desirable and looking for each other and: necessary and necessary. Futurist studies in Islam without the hassle of the whole history and even meta-history. But the prospect of scientific management! Only probabilities. From our point of view, the program is clear from Adam to Khatam and Qa'im, and one has to step in this direction: those who deviate from this path will destroy themselves. The Prophet of Islam in the same sermon of Ghadir takes the name Mahdi Ajz three times, who has not yet been born! And will be born 245 years later. Planning is so clear that: The Prophet has also informed us of the times of our time. Every major incident happens, its origins are in the books of hadith and narrations, and there are some similarities that some well-known scholars have raised in the media. For example, Imam Khomeini's uprising came as a man rising from Qom. ISIL Group as black flags! It is mentioned, and even their crimes are said, the Prophet said: If you saw this group with black flags: they would kill only refuge in Persians, because our government is with them. That is why the government: The newly formed Islamic Republic alone has been able to: stand for forty years before all: plan for the world's professors and advance its agenda. Management and program in Islam are never shut down. Because the Prophet said: I have left two fundamental elements between you: the Book of Allah (as a plan of life) and: the Ether and my own family. (As the directors and executors of that program), and these two will never be separated. , now that there is a Qur'an, there is certainly the Imam who runs it and executes it. Although we do not see it! For as early as the early days, they asked to separate the two, they said: God's Book is enough for us! We do not need an administrator or manager. Now may some people say that the Qur'an is sufficient and: Imam is the time of the legend! But nothing in the truth is diminished, and the statement of the Prophet is not lying and this statement is so repetitive that all Muslims, whether Shiites or Sunni, are preserving it, but the group of ISIS and their masters, who benefit in: oblivion or they see opposition to it.

عازمة غدير على مدى ثلاثة أيام!

عندما طلب النبي ترشيح خليفته، كان خائفا قليلا من أن المعارضين علي سوف تتخلص من كل شيء. لأنهم قتلوا جميعا في يد علي في حروب مختلفة، وما يسمى أعداء الدم. فكيف عدد المرات التي غابرييل يأتي ويقول: تعلن خلافة الإمام علي! ولا تتأخر حتى يتم الكشف عن الآية: إذا كنت لا تعلن ما قلته، يتم استجواب مهمتك: كما لو كنت لا تفعل ذلك على الإطلاق! النبي لا يزال متأخرا حتى جاء الآية لأسفل: لا تخافوا من الناس، الله سوف يحميهم من الشعب. ولذلك، فإن القول الذي كان من المفترض أن يطلق عليه "السائل المنوي" أو "مكة" اضطر إلى العودة إلى الطريق: الناس الذين ذهبوا دعيت للعودة، وقفت حتى غير المختون. وطوال ثلاثة أيام، أبقى الشعب في خطاب غدير خوم تحت الشمس الحارقة لفتح خطبه الطويلة. وبطبيعة الحال، فإن اليوم الرئيسي الذي أعطى الناس الولاء لعلي هو في اليوم نفسه من الذكرى السنوية العاشرة لحجة الوادا. وهذا يبين ما يلي: التخطيط والإرشاد والسيطرة في الإسلام متحور وراثيا إذا تم تحوير إدارته، وعناصره ومبادئه، وعصرية الحداثة. الملف الشخصي لهذا البرنامج هو: مخطط لها لتاريخ كامل! محدد وأعلن. التخطيط في علم الإدارة! والنهج الاستراتيجي هو الانفصال عن: الوضع الراهن وتحقيق الوضع المطلوب. ولكن في التخطيط الإلهي، كل هذا أمر مرغوب فيه وتبحث عن بعضها البعض و: ضرورية وضرورية. دراسات مستقبلية في الإسلام دون مشاحنات التاريخ كله وحتى الفوقية التاريخ. ولكن احتمال الإدارة العلمية! الاحتمالات فقط. من وجهة نظرنا، البرنامج واضح من آدم إلى ختام والقائم، ويجب على المرء أن يتقدم في هذا الاتجاه: أولئك الذين ينحرفون عن هذا الطريق سوف تدمر أنفسهم. نبي الإسلام في نفس خطبة غدير يأخذ اسم مهدي عجز ثلاث مرات، الذي لم يولد بعد! وسوف يولد بعد 245 عاما. التخطيط واضح جدا: أن النبي قد أبلغنا أيضا بأوقات عصرنا. كل حادث كبير يحدث، أصوله في كتب الحديث والروايات، وهناك بعض أوجه التشابه التي أثارها بعض العلماء المعروفين في وسائل الإعلام. على سبيل المثال، انتفاضة الإمام الخميني جاءت كرجل يرتفع من قم. مجموعة داعش كما أعلام سوداء! وقد ذكر النبي صلى الله عليه وسلم: "إذا رأيت هذه الجماعة مع أعلام سوداء، فإنهم سيقتلونكم، فقط يلجأون إلى فارس لأن حكومتنا معهم. هذا هو السبب في أن الحكومة: الجمهورية الإسلامية التي شكلت حديثا وحدها تمكنت من: الوقوف لمدة أربعين عاما قبل كل شيء: خطة لأساتذة العالم ودفع جدول أعماله. لا يتم إيقاف الإدارة والبرنامج في الإسلام أبدا. لأن النبي قال: لقد تركت عنصرين أساسيين بينكم: كتاب الله (كخطة للحياة) و: الأثير وعائلتي. (كمدراء ومنفذين لهذا البرنامج) وهذان لن يتم فصلهما. أي أن القرآن موجود الآن، والإمام هو بالتأكيد هناك ويديرها. على الرغم من أننا لا نرى ذلك! في وقت مبكر من الأيام الأولى، طلبوا فصل اثنين، وقالوا: كتاب الله هو ما يكفي بالنسبة لنا! لا نحتاج إلى مشرف أو مدير. الآن قد يقول بعض الناس أن القرآن كاف و: الإمام هو وقت الأسطورة! ولكن لا شيء في الحقيقة يتضاءل، وبيان النبي لا يكذب، وهذا البيان متكرر جدا أن جميع المسلمين، سواء الشيعة أو السنة، والحفاظ عليه، ولكن مجموعة داعش وأسيادهم، الذين يستفيدون في: النسيان أو وهم يرون معارضة له.

Qədir üç gün ərzində bükülmüşdür!

Hz. Peyğəmbərin ardınca namizədliyini irəli sürməsini xahiş etdikdə, Əli rəqiblərinin hər şeyi məhv edəcəyindən bir az qorxdu. Çünki bütün Əli əllərində müxtəlif müharibələrdə və qan düşmənləri olaraq öldürülmüşdü. Beləliklə, Cəbrayıl neçə dəfə gəldi və demişdi: İmam Əliyin ardıcıllığını bəyan edin! Ayə nazil olunana qədər gecikməyin: Əgər söylədiyinizi söyləməsə, məsuliyyətiniz sorulur: sanki bunu etmədiyiniz kimi! Həzrət Peyğəmbər (əleyhissəlam) ayə nazil olunana qədər gecikdirdi: insanlardan qorxmayın, Allah onları xalqlardan qorusun. Üç gün boyunca, o, uzun müddətli çıxışlarını açmaq üçün isti günəş altında Qədir Xumun çıxışında xalqı saxladı. Əlbəttə ki, insanların Əliyə sadiq qaldıqları əsas gün Hicat əl-Vədənin on illiyinə bərabərdir. Bu proqramın profilidir: bütün tarixin təsviri! Göstərilən və açıqladı. İdarəetmə fənnində planlaşdırma! Strateji bir yanaşma, status-kvodan ayrılması və istənilən statusa nail olmaqdır. Amma ilahi planlaşdırmada, bunların hamısı arzu olunan və bir-birinə baxır və zəruri və lazımlıdır. Fütürist bütün İslam tarixinin və hətta meta tarixinin əngəlsiz İslamı öyrənir. Amma elmi rəhbərlik perspektivləri! Yalnız ehtimallar. İslam peyğəmbəri Ghadir eyni xütbəsində hələ də doğulmamış üç dəfə Mehdi Ajz adını alır! Və 245 il sonra doğulacaq. Planlaşdırma çox aydındır ki, Peyğəmbər bizə də vaxtımızın vaxtı barədə məlumat vermişdir. Məsələn, İmam Xomeyninin qiyamı Qumdan yüksələn bir adam kimi gəldi. Daesh qrupu qara bayraqlar kimi! Buna görə hökumət: Yeni yaranmış İslam Respublikası təkcə qırx il əvvəl: dünya professorları üçün planlaşdırmağı və gündəmini inkişaf etdirməyə qadir olmuşdur. İslamda rəhbərlik və proqram heç vaxt bağlamır. Peyğəmbər dedi: "Mən sizin aranızda iki əsas ünsürü tərk etmişəm: Allahın kitabı (həyat planı) və Eter və ailəm. (Proqramın menecerləri və icraçıları kimi) və bu ikisi heç vaxt ayrılmayacaqdır. Yəni, Quranda mövcud olan imam, əlbəttə ki, orada və çalışır. Baxmayaraq biz bunu görmürük! İlk günlərdəki kimi, ikisini ayırmaq istədi, dedilər: "Allahın kitabı bizim üçün kifayətdir!" Bizə administrator və ya menecer ehtiyac yoxdur. İndi bəzi insanlar Quranın kifayət qədər olduğunu söyləyə bilərlər: İmam - əfsanənin vaxtıdır! Amma həqiqət aşağı yavaş və Peyğəmbər yalan etmir və bu unutmadan və ya istifadə üçün, bütün müsəlman şiə və ya sünni olub, Isis və onların ustalarının halda saxlamaq çox dəfə təkrar olunur deyil Ona qarşı olanları görürlər.

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۸/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۴۳ نظر(0)

چند تا نهنگ در کنار دریا گیر افتاده بودند، همه علم و آدم بسیج شدند: تا آنها را نجات دهند. ولی میلیون ها انسان در مدیترانه غرق شدند، اما کسی به فریاد آنها نرسید. از اینکه یک پاساژ در ایران آتش گرفته بود، آنهم غیر عمد، هزاران گزارش تهیه کردند! و به دنبال مقصر گشتند، ولی در میانمار، هزاران انسان سوزانده شدند، اما آن آقایان دنبال مقصر نگشتند، حتی گفتند اشکالی ندارد چون: سه مرد مسلمان به یک زن بودایی حمله کرده، این درگیری را آغاز کردند! چه اتفاقی در حال شکل گرفتن است؟ یا چه اتفاقی باید شکل بگیرد؟ تا اینهمه تبعیض ناروا نباشد. به نظر می رسد باید یک انقلاب بزرگی اتفاق بیافتد، انقلاب رسانه ای برای بیان حقیقت! یا انقلاب سیاسی جهانی، برای اجرای عدالت. باید بدنبال آن بود تا قیام برای عدالت، از حالت جزیره ای بودن بیرون آید، و بجای فعالیت در گوشه و حاشیه، به متن زندگی وارد شود. ما شاهد عالت خواهی در: برخی سرزمین ها هستیم، ولی تنها هستند واین تنهایی، صدای آنها را در گلو خفه می کند، و نمی گذارد این صدا به جایی برسد. ولی اگر این دستها جمع شوند، یکی بشوند، آینده بهتری خواهیم داشت. ما به تاریخ نگاه می کنیم: در طول تاریخ، عدالت به این معنی بوده که: اگر کسی دو نفر شاهد داشته باشد، و به دادگاه مراجعه کند، میتواند حق خود را پس بگیرد. اما چرا حضرت علی ع با 120هزار: شاهد در غدیر خم نتوانست حق خود را بگیرد؟  25سال خانه نشین شد، بهترین یارانش را در جلو چشمانش اعدام کردند. حقوقدانان برای اینکه خود را پاک و منزه جلوه دهند، می گویند شاهد داشت، ولی نتوانست به دادگاه بیاورد! این یعنی صحه گذاشتن بر: زورگیری و پایمال کردن حق مردم: باقدرت و سیاست. در حالی که اینطور هم نبود. فاطمه زهرا سلام الله علیها، به درب خانه همه شاهد ها می رفتند، و از انها برای ادای شهادت دعوت می کردند. اما فقط چهار یا پنج نفر حاضر شدند: تا شهادت بدهند، والبته همه آنها کشته شدند! یعنی حضرت زهرا را با شکنجه کردن: در پشت در که باعث سقط کودک هم شد، آتش زدن درب منزل و سیلی زدن در کوچه ها، شهید کردند: میثم تمار را زبانش را بریدند، بر درخت خرما دار زدند. کتاب ها را سوزاندند، و زبانهایی که به مدح علی گشوده می شد، از خلقوم در آوردند، سرها را از تن جدا کردند. اما همه این شور وشر ها 25سال بیشتر دوام نداشت.  بالاخره مردم حقیقت را فهمیدند، به درب خانه علی آمدند، و او را برتخت خلافت نشاندند. گرچه داستان ناتمام غدیر ادامه یافت. مردم فقط 5سال عدالت علی را تحمل کردند. و دوباره خلافت را با دست غدار روزگار: روباه پیر آن زمان یعنی عمرو عاص، به معاویه سپردند. معاویه هم دستور داد نام علی را، از نامها حذف کنند و قتل را برای: مجازات آنها تعیین نمود. مرسوم نمود تا در منابر، بعد از حمد خدا امام علی را لعن کنند، ولی چه شد؟ امروز همه دنیا علی را می شناسند! و از معاویه خبری ندارند. این تاریخ به ما یاد می دهد که: حق ماندنی است و پیروزی نهایی با آن است، هرچند که سیاستمدارن کهنه کار: و حقوقدانان برجسته، در صدد حذف آن باشند. لذا مردم میانمار نیز مانند: مردم پاراچنار پاکستان ، کشمیر هند ، ایالت ایغور چین ، ناردان جمهوری آذربایجان و نوار غزه  یمن و بحرین، بدانند که حق آنها پایمال شدنی نیست. اگر امروز کسی نیست که به فریاد آنها برسد، تعجب نکنند! زیرا وقتی حضرت فاظمه را سیلی می زدند، حضرت علی هم نمی توانست کاری کند. آنها برای آزادی و عدالت آیندگان، خود را فدای دین کردند. از شهادت هم نترسیدند.

The animal came from a superior man!

Several whales were caught by the sea, all the sciences and Adam mobilized: to save them. But millions of people drowned in the Mediterranean, but no one cried to them. It was unintentional for a passage to burn down in Iran, having made thousands of reports! And they were looking for the culprits, but in Myanmar, thousands of people were burned, but those gentlemen did not look for blame, they even said they had no trouble because: three Muslim men attacked a Buddhist woman, they started the conflict! What is happening? Or what should happen? Too little discrimination. It seems that there must be a great revolution, a media revolution to express the truth! Or global political revolution, for the sake of justice. The insurrection for justice should be sought out as an island, and instead of the corners and fringes, it should be brought into the text of life. We see the state of mind: We are some territories, but they are alone, and this loneliness chokes their voices in the throat, and does not allow the sound to come to a place. But if these hands get together, they will be one, we will have a better future. We look at history: Throughout history, justice means that: If one has two people witnesses and goes to court, they can reclaim their rights. But why did not Ali's sovereign with 120,000: the witness in Ghadir Khom failed to take his right? He lived for 25 years, executed his best fellows in front of his eyes. The jurists say they had a chance to make themselves clear, but could not bring them to court! This means endorsing: bullying and trampling the people's right: power and politics. While that was not the case. Fatima Zahra Salam al-Ali Ali, all the witnesses went to the door of the house, and invited them to testify. But only four or five people were present: to testify, but they were all killed! That is, the Prophet Zahra was martyred by torture: behind the door, which caused the abortion of the child, the burning of the house and slapping in the streets: they cut Meysam Temar's tongue, they were cast on a palm tree. They burned books, and the tongues that were opened to Allah's Almighty brought them from the ring, cutting off their heads. But all this shrimp did not last for 25 years. The people finally realized the truth, they came to the door of Ali's house, and laid him on the brink of caliphate. Although the unfinished story of Ghadir continued. People only tolerated Ali's justice for five years. And again, the caliphate was restrained by the long horn: the old fox of the time, Amr Aç, was given to Mu'awiyah. Mu'awiyah also ordered the Ali name to be removed from the names and set off the killings for: their punishment. It was customary to curse Imam Ali after Hadad, but what happened? Today the whole world knows Ali! And they do not have the news. This history teaches us that it is a right and a final victory with it, although veteran politicians and prominent lawyers seek to eliminate it. Therefore, the people of Myanmar, like the Paracharnar people of Pakistan, Kashmir, India, the Ugur of China, the Naryn Republic of Azerbaijan and the Yemen and Bahrain's Gaza Strip, know that their rights are not discriminatory. Do not be surprised if today there is no one to cry out! For when the Prophet shook his head, Ali could not do anything. They sacrificed themselves for religion for the freedom and justice of the future. They did not fear the testimony.

جاء الحيوان من رجل متفوق!

تم القبض على العديد من الحيتان عن طريق البحر، وجميع العلوم وآدم تعبئتها: لإنقاذهم. ولكن الملايين من الناس غرقوا في البحر الأبيض المتوسط، ولكن لا أحد يبكي لهم. كان من غير المتعمد أن يحرق مرور في إيران، بعد أن قدمت الآلاف من التقارير! وكانوا يبحثون عن الجناة، ولكن في ميانمار، أحرق الآلاف من الناس، ولكن هؤلاء السادة لم يبحثوا عن اللوم، حتى أنهم قالوا إنهم ليس لديهم مشكلة لأن: ثلاثة مسلمين هاجموا امرأة بوذية، بدأوا الصراع! ما الذي يحدث؟ أو ماذا يجب أن يحدث؟ التمييز القليل جدا. يبدو أنه يجب أن تكون هناك ثورة كبيرة، ثورة إعلامية للتعبير عن الحقيقة! أو الثورة السياسية العالمية، من أجل العدالة. وينبغي التماس العصيان من أجل العدالة كجزيرة، وبدلا من الزوايا والأطراف، ينبغي إدخالها في نص الحياة. ولكن إذا كانت هذه الأيدي معا، فإنها ستكون واحدة، سيكون لدينا مستقبل أفضل. نحن ننظر إلى التاريخ: على مر التاريخ، تعني العدالة ما يلي: إذا كان هناك شخصان يشهدان ويذهبان إلى المحكمة، فيمكنهما استعادة حقوقهما. ولكن لماذا لم يسود علي السيادة مع 120،000: الشاهد في غدير خوم فشل في اتخاذ حقه؟ عاش لمدة 25 عاما، أعدم أفضل زملائه أمام عينيه. ويقول الفقهاء إن لديهم فرصة لجعل أنفسهم واضحين، ولكنهم لم يتمكنوا من إحضارهم إلى المحكمة! وهذا يعني تأييد: البلطجة ودوس حق الشعب: السلطة والسياسة. وفي حين أن الأمر ليس كذلك. فاطمة الزهراء سلام العلي علي، ذهب كل الشهود إلى باب المنزل، ودعاهم للإدلاء بشهاداتهم. ولكن أربعة أو خمسة أشخاص فقط كانوا حاضرين: للإدلاء بشهاداتهم، لكنهم قتلوا جميعا! أي أن النبي صلى الله عليه وسلم استشهد جراء التعذيب: خلف الباب الذي تسبب في إجهاض الطفل وحرق المنزل والصفع في الشوارع: قطعوا لسان ميسم تمار، وألقوا على شجرة نخيل. أحرقوا الكتب، وألسنتهم التي فتحت إلى الله سبحانه وتعالى جلبتهم من الحلبة، وقطع رؤوسهم. ولكن كل هذا الجمبري لم يستمر لمدة 25 عاما. الشعب أدركت الحقيقة، جاءوا إلى باب منزل علي، ووضعوه على حافة الخلافة. على الرغم من استمرار قصة غدير التي لم تكتمل. لم يتسامح الناس إلا مع العدالة علي لمدة خمس سنوات. ومرة أخرى، تم تقييد الخلافة من قبل القرن الطويل: أعطي الثعلب القديم في ذلك الوقت، عمرو أك، إلى معاوية. كما أمر معاوية بإزالة اسم علي من الأسماء وفجر عمليات القتل من أجل: عقابهم. كان من المعتاد أن يلعن الإمام علي بعد حداد، ولكن ماذا حدث؟ اليوم العالم كله يعرف علي! وليس لديهم الأخبار. هذا التاريخ يعلمنا أنه حق وانتصار نهائي مع ذلك، على الرغم من أن السياسيين المخضرمين والمحامين البارزين تسعى للقضاء عليه. ولذلك، فإن شعب ميانمار، مثل شعب باراشارنار في باكستان وكشمير والهند وأوغور في الصين وجمهورية نارين الأذربيجانية واليمن وقطاع غزة في البحرين، يعرف أن حقوقه ليست تمييزية. لا تفاجأ إذا اليوم لا يوجد أحد يبكي! لأنه عندما هز النبي رأسه، علي لا يمكن أن تفعل أي شيء. لقد ضحوا أنفسهم للدين من أجل الحرية والعدالة في المستقبل. لم يخشوا الشهادة.

Heyvan üstün bir insandan gəldi!

Bir çox balinalar dənizlə tutuldu, bütün elmlər və Adəm səfərbər etdi: onları xilas etmək. Aralıq dənizində milyonlarla insana boğuldu, lakin heç kim onlara ağlamadı. İranda minlərlə hesabat hazırlayan bir keçidin buraxılması qeyri-adi idi! Nə olur? Və ya nə baş verəcək? Çox az ayrılıq. Göründüyü kimi, həqiqəti ifadə etmək üçün böyük inqilab, media inqilabı olmalıdır! Və yaxud ədalət naminə qlobal siyasi inqilab. Amma bu əllər bir araya gələrsə, bir olacaq, daha yaxşı bir gələcəyimiz olacaq. Tarixi nəzərdən keçiririk: Tarix boyunca ədalət bu deməkdir: Əgər iki nəfər şahid olsa və məhkəməyə gedərsə, öz hüquqlarını geri ala bilərlər. Amma nə üçün Əli hakimiyyəti 120 minə sahib çıxmadı? Qədir Xumda şahid onun haqqını ala bilmədi? 25 ildir yaşamış, ən yaxşı yoldaşlarını gözləri qarşısında öldürmüşdü. Hüquqşünaslar özlərini açıqlamaq imkanı tapdıqlarını, lakin məhkəməyə gətirə bilmədiklərini söylədilər! Bu, təsdiqləməyi nəzərdə tutur: xalqın haqqını təhqir etmək və trampling: güc və siyasət. Baxmayaraq ki, belə deyil. Fatimə Zəhra Salam əl Əli, bütün şahidlər evin qapısına getdilər və onları şəhadət etməyə dəvət etdilər. Ancaq dörd və ya beş nəfər var idi: ifadə vermək üçün, lakin hamısı öldürüldü! Kitabları yandırdılar, Allahın Qüdrətli Allahına açılmış dilləri onları üzüklərdən çıxararaq başlarını kəsdi. Amma bütün bu karides 25 il davam etməmişdir. İnsanlar nəhayət həqiqəti başa düşdilər, Əli evinin qapısına gəldilər və onu xalifətin kənarına qoydular. Qədirin bitməmiş hekayəsi davam etsə də. İnsanlar yalnız Əliyin ədalətinə beş il qaldı. Və yenə aldadıcı əlləri Xilafət dövrü: köhnə tülkü ki, vaxt, Amr əl-Aas, Müaviyyənin həyatını itirdi. Muaviya da Əli adının adlardan çıxarılmasını və öldürülməsini əmr etdi: onların cəzası. Hadaddan sonra İmam Əliyə lənətləmək adət idi, amma nə oldu? Bu gün bütün dünya Ali bilir! Və xəbərləri yoxdur. Bu tarix bizə davamlı bir haqq və son zəfər olduğunu öyrədir, baxmayaraq ki veteran siyasətçilər və görkəmli hüquqşünaslar bunu aradan qaldırmağa çalışırlar. Myanma xalqı, eləcə də Parachinar, Pakistan, Kəşmir, Hindistan, Çin Uyğur dövlət, Oxnard Azərbaycan və Qəzza, Yəmən və Bəhreyn xalqı onların hüquqları ayaqlar altına edilə bilməz bilmək. Bu gün ağlamağa kimsə yoxdursa, şaşırmayın! Peyğəmbər başını sarsdıqdan sonra Əli heç bir şey edə bilmədi. Gələcəyin azadlığı və ədaləti üçün dini özlərini qurban kəsdilər. Onlar şəhadətdən qorxmadılar.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۷/۶/۱۳۹۶ - ۱۲:۵۷ نظر(0)

مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم در غرب، برای مدرنیزه شدن تاریخچه آن نابود شد! علاوه بر نابودی تاریخ و تاریخچه آن، برای سترون کردن آن، محدودیت های زیادی برای آن ایجاد کردند: از جمله گفتند علم مدیریت فقط مربوط به: شرکت ها در کشورهای سرمایه داری است، بقیه مدیریت نیستند و اگر هم باشد علمی نیست. برای این منظور هم اثباتگرایی را شاهد آوردند، یعنی گفتند موضوعی علمی است که: برای همه قابل تجربه و اثبات باشد، و به فراوانی بتوان تجربه کرد. مانند جوشاندن آب در100درجه که: برای همه قابل تجربه و اثبات است. لذا مدیریت فراتر از یک شرکت، نه قابل تکرار است و نه قابل تجربه و اثبات، پس وجود خارجی ندارد. این عقاید به موازات رشد در ماتریالیسم، در مدیریت نیز بیشتر می شد و: میتوان گفت دهه 1960در جهان و بخصوص آمریکا، دهه اوج تجربه گرایی در علوم بوده است. اما با ظهور نشانه های انقلاب اسلامی در: دهه1970کم کم لحن ماتریالیستی تغییر شکل می دهد، و موضوعات متافیزیک جای خود را باز می کند. فلسفه ژرژ پولیتسر و کارل مارکس، مورد تهاجم قرار می گیرد و: مدیریت نیز از دایره علوم سخت خارج شده، در دایره علوم نرم قرار می گیرد! فلسفه علم نیز تغییراتی در جهت معنویت: از خود نشان می دهد. البته شاید اول کسی که این کار را انجام داد، کارل پوپر یا هگل معرفی شده باشد، ولی ریشه آنها در عقاید و مکاتبات: دانشمندانی چون علامه طباطبایی و: علامه جعفری از ایران بود. البته در ابعاد فراتر از بحثهای عمیق فلسفی، استادانی همانند آیت الله العظمی  بروجردی و آیت الله کاشانی از ایران، و سید قطب ازمصر و دانشگاه الازهر، زمینه سازی ها را انجام داده بودند. شهید صدر در اقتصاد و: آیت الله شیرازی در مدیریت و: امام خمینی در حکومت اسلامی، آیت الله یزدی در روانشناسی کتاب هایی نوشتند. بالاخره با ظهور انقلاب اسلامی و اثبات: توانایی های اسلام در مدیریت و سیاست و حکومت، این توانایی ها در تئوریزه کردن مدیریت نوین، بر مبنای مدیریت فرا گیر، نقش مهمی داشته است. در مقابل اثبات گرایان که اگر خدا را، زیر تیغ جراحی نمی دیدند قبول نمی کردند! نوگرایانی آمدند که گفتند: هر چیز را که ما نمی بینیم یا نمی فهمیم، دلیل نبودن آن نیست! بنابر این علم تاریخ از کتیبه ها بیرون آمد، علوم طبیعی از قفسه فسیل ها نجات پیدا کرد! فلسفه هم نفسی به راحتی دنیای بزرگ کشید. ازنظر اسلام، دنیا دارای مدیریت یکپارچه، زیر نظر خدایی واحد است. همه عالم محضر خدا است، و خدا بر همه چیز دانا و توانا است. اثبات آن هم ساده بود: زیرا که فلسفه علم به دنبال یک: علت و یک معلول بود : اگر همه عالم یک معلول باشد، بوجود آورنده آن هم یک علت خواهد بود. لذا مدیریت جهان یک مدیریت تراریخته و: جهش یافته منسجم است. که دارای زیر سیستم های فراوان: تا دل ذرات می باشد. در یک تقسیم ابتدایی آیت الله شیرازی، که در سال 1975کتاب مدیریت اسلامی را نوشت، می گوید مدیریت در اسلام سه قسمت دارد: مدیریت برخود مدیریت، بر خانواده و مدیریت بر جامعه. مدیریت بر خود اخلاق فردی است، مدیریت برجامعه اخلاق اجتماعی و خانوادگی است. اما این تقسیم بندی الهی در: نظریات امام خمینی که: دیدگاه عرفانی بر آن گذاشته اند! تمام جهان را در بر می گیرد. یعنی مدیریت انسان یا شرکت، و خانواده در درون آن تعریف می شود. این مدیریت را مشیت الهی گفته است. اگر کسی با مشیت الهی هماهنگ باشد، پیروز است و الا شکست در انتظار او است. زیرا مدیریت الهی در بستر: برنامه ریزی شده از سوی خدا حرکت می کند، لذا همه عوامل به کمک او می آیند. اما مدیر غیرالهی مانند یک ماهی است: که در جهت عکس رودخانه شنا کند.

Transgenic management

Management, like many other sciences in the West, was destroyed to modernize its history! In addition to destroying its history and history, it created a lot of restrictions to sterilize it: among them, management science was related only to: corporations in capitalist countries, the rest are not management, and if so, they are not scientific. To this end, they also saw positivism, that is, they said that it was a scientific subject: to be experienced and proven for all, and to be experienced in abundance. Like boiling water at 100 degrees, which is: for everyone, is experienced and proven. Therefore, management beyond one company is neither repeatable nor inexplicable, and therefore not externally. As the materialist development grew, it grew in management as well: it can be said that the 1960s in the world, and in particular the United States, were the peak of experimentalism in science. But with the advent of the signs of the Islamic Revolution: in the 1970s, the materialist tone is being redefined, and metaphysical issues open up. The philosophy of Georges Pulitzer and Karl Marx is invaded, and management is also out of the ranks of hard sciences in the soft sciences circle! Philosophy of science also shows changes in the direction of spirituality. Of course, perhaps the first person to do this was Karl Popper or Hegel, but it was rooted in opinions and correspondence: scientists such as Allameh Tabataba'i and: Allame Ja'fari from Iran. Of course, in terms beyond philosophical debates, professors such as Grand Ayatollah Boroujerdi and Ayatollah Kashani of Iran, and Sayyid Qutb of Egypt and Al-Azhar University, had carried out fieldwork. Martyr Sadr in Economics and: Ayatollah Shirazi in Management: Imam Khomeini in Islamic government, Ayatollah Yazdi wrote books on psychology. Finally, with the advent of the Islamic Revolution and the proof of the capabilities of Islam in management and politics and government, these abilities have played a major role in the theorizing of modern management based on incumbent management. Against the positivists who would not accept God under the surgical ram! Novogrists came to say: "We do not see what we do not see or do not understand! So the science of history came out of the inscriptions, the natural sciences were saved from the fossil shelf! The philosophy of breath easily brought a great world. From the point of view of Islam, the world has an integrated management, under the control of a single god. All the world is God's servant, and Allah is All-Knower and All-Powerful. The proof was simple: because the philosophy of science was looking for one: cause and effect: if all the world is a disability, the cause will be one cause. Therefore, global management is a transgenic management: mutated coherent. It has many subsystems: up to the particles of the particles. In an elementary division of Ayatollah Shirazi, who wrote the book of Islamic Management in 1975, management in Islam has three parts: management of management, family and community management. Managing self is individual morality, managing social and family ethics. But this division of divine is in: The views of Imam Khomeini who have given it a mystical view! The whole world covers. That is, the management of a person or company, and a family within it. This management is said to be divine providence. If anyone agrees with divine providence, he is victorious and loses his expectation. Because divine management is in the bed: it is planned by God, so all the agents come to his aid. But the inhuman manager is like a fish: swim in the direction of the river image.

إدارة المعدلة وراثيا

الإدارة، مثل العديد من العلوم الأخرى في الغرب، دمرت لتحديث تاريخها! بالإضافة إلى تدمير تاريخها وتاريخها، خلق الكثير من القيود لتعقيمها: من بينها، كان علم الإدارة مرتبطا فقط بما يلي: الشركات في البلدان الرأسمالية، والباقي ليسوا الإدارة، وإذا كان الأمر كذلك، فهي ليست علمية. وتحقيقا لهذه الغاية، رأوا أيضا إيجابية، أي أنهم قالوا إنها موضوع علمي: أن يكونوا من ذوي الخبرة وثبت للجميع، وأن يكونوا ذوي خبرة في وفرة. مثل الماء المغلي في 100 درجة، وهو: للجميع، من ذوي الخبرة وثبت. ولذلك، فإن الإدارة خارج شركة واحدة ليست قابلة للتكرار ولا يمكن تفسيرها، وبالتالي لا خارجيا. ومع نمو التطور المادي، نما في الإدارة أيضا: ويمكن القول أن 1960s في العالم، وخاصة الولايات المتحدة، كانت ذروة التجريبي في العلم. ولكن مع ظهور علامات الثورة الإسلامية: في 1970s، لهجة المادية هو هشة قليلا، والقضايا الميتافيزيقية مفتوحة. فلسفة جورج بوليتزر وكارل ماركس غزت، والإدارة هي أيضا من صفوف العلوم الصلبة في دائرة العلوم اللينة! فلسفة العلم تظهر أيضا تغييرات في اتجاه الروحانية. بطبيعة الحال، ربما كان أول شخص يقوم بذلك هو كارل بوبر أو هيجل، ولكنه كان متجذر في الآراء والمراسلات: علماء مثل علام طباطبائي و: أليم جعفري من إيران. وبطبيعة الحال، ومن حيث المناقشات الفلسفية، قام أساتذة مثل آية الله العظمى بروجيردي وآية الله كاشاني من إيران، وسيد قطب من مصر وجامعة الأزهر، بعمل ميداني. الشهيد الصدر في الاقتصاد و: آية الله الشيرازي في الإدارة: الإمام الخميني في الحكومة الإسلامية، كتب آية الله يزدي كتبا عن علم النفس. وأخيرا، ومع ظهور الثورة الإسلامية وإثبات قدرات الإسلام في الإدارة والسياسة والحكومة، لعبت هذه القدرات دورا رئيسيا في تنظير الإدارة الحديثة القائمة على الإدارة الحالية. ضد بوسيتيفيستس الذين لن تقبل الله تحت رام الجراحة! جاء نوفوغريستس إلى القول: "نحن لا نرى ما لا نرى أو لا يفهمون! لذلك جاء علم التاريخ من النقوش، وتم حفظ العلوم الطبيعية من الجرف الأحفوري! فلسفة التنفس جلبت بسهولة عالم عظيم. من وجهة نظر الإسلام، العالم لديه إدارة متكاملة، تحت سيطرة إله واحد. كل العالم هو خادم الله، والله هو كل من يعلم وقوي. كان البراهين بسيطا: لأن فلسفة العلم كانت تبحث عن واحد: السبب والنتيجة: إذا كان العالم كله معوقا، فإن السبب سيكون سببا واحدا. لذلك، الإدارة العالمية هي إدارة المعدلة وراثيا: متحور متماسكة. لديها العديد من النظم الفرعية: تصل إلى جسيمات من الجسيمات. في قسم ابتدائي من آية الله الشيرازي، الذي كتب كتاب الإدارة الإسلامية في عام 1975، والإدارة في الإسلام ثلاثة أجزاء: إدارة الإدارة والأسرة وإدارة المجتمع. إدارة الذات هي الأخلاق الفردية، وإدارة الأخلاق الاجتماعية والأسرية. ولكن هذا التقسيم الإلهي هو في: آراء الإمام الخميني الذي أعطاه وجهة نظر باطني! يغطي العالم كله. وهذا هو، إدارة شخص أو شركة، والأسرة داخله. ويقال إن هذه الإدارة هي العناية الإلهية. إذا كان أي شخص يتفق مع العناية الإلهية، هو منتصرا ويفقد توقعاته. لأن الإدارة الإلهية في السرير: ومن المقرر من قبل الله، لذلك كل وكلاء تأتي لمساعدته. ولكن المدير اللاإنساني هو مثل الأسماك: السباحة في اتجاه صورة النهر.

Transgenik idarəetmə

Qərbdə bir çox başqa elmlər kimi, rəhbərlik tarixini modernləşdirmək üçün məhv edildi! Tarixini və tarixini məhv etməklə yanaşı, sterilizasiya üçün çoxlu məhdudiyyətlər yaradılıb: bunlar arasında idarəetmə fani yalnız: kapitalist ölkələrdə korporasiyalar, qalanları isə rəhbərlik deyil, əgər varsa, elm deyildir. Bu məqsədlə onlar da pozitivizmin, yəni, elmi bir mövzu olduğunu gördülər: hər kəs üçün təcrübəli və sübut edilmiş və bolluqda təcrübəli olmaq. 100 dərəcədə qaynar su kimi, hər kəs üçün, təcrübəli və sübut olunmuşdur. Buna görə bir şirkətin kənarında idarə edilməsi təkrarlana bilməz, nə də açıqlanmır, buna görə də xarici deyil. Materialist inkişaf artdıqca, idarəetmə də böyüdü: dünyanın 1960-cı illərində və xüsusən də ABŞ-da elm sahəsində təcrübəmizin zirvəsi olduğu deyilə bilər. Ancaq İslam inqilabının əlamətləri ilə: 1970-ci illərdə materialist ton yenidən təyin olundu və metafizik məsələlər açıldı. Georges Pulitzer və Karl Marxın fəlsəfəsi işğal edilir və rəhbərlik də yumşaq elm dairəsində sərt elmlər sırasındadır! Elm fəlsəfəsi də mənəviyyat istiqamətində dəyişiklikləri göstərir. Əlbəttə ki, bunu ilk şəxs Karl Popper və ya Hegel idi, lakin fikir və yazışma köklü idi: Allameh Tabataba'i və alimlər: İranlı Allame Ja'fari. Əlbəttə ki, fəlsəfi müzakirələrdən kənarda İranın böyük Ayətullah Borsucli və Ayətullah Kaşani, Misir Seyyid Qutb və Əl-Əzhər Universiteti kimi professorlar kontekstləşdirmə aparmışlar. İqtisadiyyatdakı Şəhid Sadr və İdarəetmədə Ayətullah Şirazi: İslam hökumətində İmam Xomeyni, Ayətullah Yazdı psixologiya mövzusunda kitablar yazdı. Nəhayət, İslam İnqilabının gəlməsi və İslamın rəhbərlik, siyasət və hökumət qabiliyyətlərinin sübutu ilə bu qabiliyyətlər mövcud rəhbərliyə əsaslanan müasir idarəetmə nəzəriyyəsində böyük rol oynamışdır. Cərrahiyyə qoçu altında Allahı qəbul etməyən positivistlərə qarşı! Novogrists dedilər: "Görmədiyimiz və ya anlamadığımız şeyi görmürük! Tarixin elmi yazılardan çıxdı, təbiət elmləri fosil şelfindən qurtuldu! Nəfəs fəlsəfəsi asanlıqla böyük bir dünya gətirdi. İslam baxımından dünyadakı tək bir tanrı nəzarəti altında inteqrasiya olunmuş bir idarəetmə var. Bütün dünya Allahın quludur. Allah yenilməz qüvvət sahibi, qüdrətlidir. Bu sübut sadə idi: çünki elm fəlsəfəsi biri axtarırdı: səbəb və təsiri: əgər bütün dünya əlilliyi olsa, səbəb bir səbəb olacaq. Buna görə, qlobal idarəetmə transjenik bir rəhbərlikdir: mütənasib əlaqəli. Bir çox alt sistem var: hissəciklərin hissəciklərinə qədər. 1975-ci ildə İslam İdarəçiliyi kitabını yazan ayətullah Şirazinin ibtidai bölünməsində İslamda rəhbərlik üç hissədən ibarətdir: idarəetmə, ailə və cəmiyyət idarə olunması. Özünü idarə etmək fərdi əxlaqdır, sosial və ailə etikasını idarə edir. Amma bu ilahi diviziya içindədir: İmam Xomeyninin fikirləri mistik bir mənzərədir! Bütün dünya əhatə edir. Yəni, bir şəxsin və ya şirkətin rəhbərliyi və onun içində bir ailə. Bu rəhbərliyin ilahi nemət olduğu ifadə edilir. Kimsə ilahi təvəkküllə razılaşsa, o qalib gəlir və onun gözləməsini itirir. Çünki ilahi rəhbərlik yatağın içindədir: Allah tərəfindən planlaşdırılır, ona görə də bütün agentlər onun köməyinə gəlirlər. Ancaq qeyri-insani idarəçi bir balıq gibidir: çay görünüşü istiqamətində üzmək.

 

اشتعال  زمینه می خواهد.

اگر شغلی مورد نیاز جامعه نباشد، ایجاد کردن آن دور ریختن منابع هست. برای اینکه بدانیم چه شغلی مورد نیاز است، باید به اسناد بالا دستی مراجعه کنیم، در اسناد بالا دستی تعیین شده که: چه پیشرفت هایی باید صورت گیرد و: نیاز این عملکرد به نیروی انسانی هم تعیین شده. باید آن را برآورد کرد و استخدام نمود. اما مشکل در تهیه اسناد بالا دستی است. در تهیه اسناد بالا دستی مانند: برنامه 25 ساله چشم انداز، یا سیاست های کلی نظام، 5ساله توسعه، یکساله بودجه، تقریبا سیاسی برخورد شده است: یعنی نیاز ها بخوبی دیده نشده، و فقط برای اینکه از دید رقیب! کاری شده باشد انجام شده است. خیلی از آنها واقعی نیست، و برخی نیز از واقعیت ها بالاتر هستند. مثلا ما در صنایع دفاعی، حرف اول را می زنیم، به همین دلیل تا کنون هیچ اتفاق ضد امنیتی: قابل ذکری روی نداده است. از زمان انقلاب اسلامی تا کنون، فقط یک جنگ تحمیلی بوده که آنهم، باعث انسجام بیشتر گشته است. زیرا در اثر انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی، بی طرف شده و از هم پاشیده شده بودند! و الا از هر نظر، ایران توان نظامی بالاتری داشت. به همین دلیل براثر نادانی صدام که: دو سه نقطه ایران را برای شروع جنگ، بمباران کرد بلافاصله 140فروند: جنگنده به پرواز در آمده و: نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. تا کنون هم هیچ ارتشی، جرات زور آزمایی هم بخود نداده است. لذا ما قدرت بلامنازع دنیا هستیم. اما برنامه چشم انداز سعی دارد: در 25سال اینده، ایران را فقط در منطقه! قدرت بلامنازع نشان دهد. این مسئله در اشتغال هم موثر است، زیرا کل نیروهای فعال و نخبه جامعه را، بخود جذب می کند و: بیکاری باقی نمی گذارد. این امر به این معنی است که: ما خود را حقیر کردیم در حالیکه توانمند هستیم. در اشتغال هم مجبور می شویم: به امور نظامی اصلا نگاه نکنیم! یا آن را موقتی بدانیم. لذا آمار بیکاری بالا نشان داده می شود. بخش اعظم نیروی فعال جامعه، دوران سربازی را می گذرانند، و این از نظر وزیر کار، بیکاری و حتی بیگاری محسوب می شود! در حالیکه همه پروژه های نظامی، با دست توانای همین سربازان اجرا می شود. مرزبانی و حفاظت از کشور و پادگانها، از نظر اداره کار شغل محسوب نمی شود! در حالیکه بزرگترین مراکز اشتغال در آمریکا، گروهها و شرکت های حفاظتی هستند! در صنایع دیگر هم همینطور است. بالاترین تولید پوشاک و مواد غذایی، از طریق روستاها و شرکت های ثبت نشده! انجام می شود. در ژاپن و دیگر کشورها، زنان در خانه هایشان بیمه می شوند، ولی در ایران آن را غیر قانونی دانسته! و نام بیکاری پنهان را برآن می گذارند. بجای سازماندهی دست فروشان و: بیمه کردن آنها، به مبارزه با آن پرداخته و کسر شان می دانند. دستفروشان در واقع شاگردان یا: توزیع کنندگان خرد برای مغازه دارن هستند. با اجازه آنها در مقابل مغازه شان بساط می کنند. ولی وزارت کار می گوید: اینها کارتن خواب ها هستند، و باید جمع شوند! به همین دلیل آمار بیکاری گاهی، بالاتر از تعداد نیروهای فعال جامعه هم می شود! بنده از خود وزیر کار شنیدم که: می گفت فاجعه بیکاری از این هم بالاتر است. در کشورهای (پیشرفته به قول وزیر کار!) همه میدانند که: تحصیل یک نوع کار است، یعنی کسی که تحصیل می کند، اجازه کار دیگری ندارد، و جزو آمار بیکاران بحساب نمی آیند. لذا آمار بیکاری یک رقمی می شود. ولی در ایران بزرگ ترین فاجعه بیکاری را، همین دانشجویان میدانند! فرهنگ کار در ایران می گوید: هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان این را افسانه میدانند، و فکر می کنند خودشان نان می دهند! برای همین می بینند کاری از دستشان بر نمی آید، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

النيران تريد هذا المجال.

وإذا لم يكن المجتمع بحاجة إلى العمل، فإن خلقه هو تشتت للموارد. ومن أجل معرفة نوع العمل المطلوب، نحتاج إلى الرجوع إلى الوثائق ذات المستوى الأعلى، في الوثائق العليا، ما يلي: ما هي التحسينات التي ينبغي إدخالها: والحاجة إلى هذه الوظيفة تحددها القوى العاملة أيضا. ويجب تقديرها واستئجارها. ولكن المشكلة هي في تسليم الوثائق العليا. تقديم وثائق رفيعة المستوى مثل: خطة رؤية لمدة 25 عاما، أو سياسة عامة للنظام، خمس سنوات التنمية، ميزانية سنة واحدة، وقد تمت معالجتها سياسيا تقريبا: انها لا ينظر بشكل جيد، فقط من أجل منافسيه! وقد تم القيام به. وكثير منها ليس حقيقيا، وبعضها أعلى من الواقع. على سبيل المثال، في الصناعات الدفاعية، لدينا الكلمة الأولى، لذلك لم يذكر أي حادث أمني. منذ الثورة الإسلامية، حتى الآن، لم يكن هناك سوى حرب واحدة فرضت، مما أدى إلى مزيد من التماسك. بسبب الثورة، كانت قوات الجيش والشرطة محايدة وتفككت! وعلى أية حال، فإن إيران لديها قدرات عسكرية أعلى. لهذا السبب، بسبب جهل صدام الذي قصف نقطتين من إيران لبدء الحرب، كان هناك 140 على الفور: هرب المقاتل ودمر البحرية صدام وجو. وحتى الآن لم يجرؤ أي جيش على إجباره. لذلك لدينا قوة بلا منازع في العالم. ولكن برنامج التوقعات يحاول: في السنوات ال 25 المقبلة، فإن إيران لن تكون إلا في المنطقة! السلطة لا يمكن إنكارها. وهذه أيضا مسألة في العمل، لأنها تمتص جميع القوى الفاعلة والنخبة في المجتمع، ولا تترك البطالة. وهذا يعني: نحن المتواضع أنفسنا بينما نحن قادرون. في العمل علينا أن: لا ننظر إلى الشؤون العسكرية على الإطلاق! أو اعتبرها مؤقتة. وبالتالي فإن معدل البطالة مرتفع. معظم القوى العاملة النشطة في المجتمع تخدم جنديا، وهذا، في رأي وزير العمل، هو البطالة وحتى العمل الجبري! وفي حين أن جميع المشاريع العسكرية تنفذ بأيدي هؤلاء الجنود. ولا يعتبر مكتب العمل حراسة الحدود وحماية البلد والحاميات. في حين أن أكبر مراكز التوظيف في الولايات المتحدة هي مجموعات وشركات الأمن! انها نفسها في الصناعات الأخرى. أعلى إنتاج الملابس والأغذية، من خلال القرى والشركات غير المسجلة! القيام به. في اليابان وبلدان أخرى، تؤمن النساء في منازلهن، ولكن في إيران يعتبر غير قانوني! واسم البطالة الخفية. بدلا من تنظيم المعالجات وتأمين لهم، فإنها تكافح معها والنظر في خصمها. يعرض، في الواقع، الطلاب أو موزعي التجزئة للمتجر. سمحوا لهم أمام متجرهم. ولكن وزارة العمل تقول: هذه هي رسوم أحلام، ويجب أن تجمع! هذا هو السبب في أن معدل البطالة في بعض الأحيان أعلى من عدد القوى العاملة في المجتمع! سمعت من وزیر العمل: قلت إن کارثة البطالة أعلی من ذلك. في البلدان (تقدمت في كلمات وزير العمل!) الجميع يعرف أن: التعليم هو نوع من العمل، أي الذي يدرس، وليس لديه إذن للعمل، ولا يعتبر شخصا عاطلا عن العمل. وبالتالي فإن معدل البطالة هو رقم. ولكن في إيران، أكبر كارثة البطالة هي نفس الطلاب! ثقافة العمل في إيران تقول: من الذي يعطي الأسنان لإعطاء الخبز! ولكن السادة تعتبر هذه أسطورة، ويعتقدون أنهم يعطيون أنفسهم الخبز! لهذا يرون أنهم لا يفوتون أيديهم، ويلومون اللوم على الآخرين.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.