X
تبلیغات
همه جای جهان ایران من است
خانه تماس با ما RSS
همه جای جهان ایران من است
فروپاشی امریکا اتفاق افتاده نمیگذارند خبردار شویم 25تریلیون دلار از ایران بردند تا آن را نجات بدهند ولی دیگر نمی گذاریم لذا می گوییم همه جای ایران سرای من است و همه جای جهان میهن من
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۸/۱۳۹۷ - ۱۵:۱۷ نظر(0)

 در آمریکا و طوفان و سیل بیداد می کند، و کسی نیست به مردم آنجا کمک کند! یکی یکی شهر ها با  دست غول آتش خرد می شود، انسان ها اربین رفته یا گم و گور می شوند، ولی دنیا فقط به نقل اخبار و فیلمبرداری از آن مشغول است! آیا وقت آن نرسیده که به کمک آنها بروند؟ دروغ پردازی های سران آمریکا، در مورد قدرت و ثروت آمریکا، باعث شده تا هیچکس جرات نکند، راجع به کمک به مردم حرفی بزند! اگر یکدهم این آتش سوزیها، در ایران یا در کشورهای دیگر بود، همه دنیا بسیج می شدند تا کمک کنند. اما آمریکا به دلیل غرور بی جای دولتمردانش، اینهمه قربانی می دهد. طبیعی است در بلایای بزرگ، باید افراد و امکانات زیادتری داده شود. اما می بینیم که در امریکا چنین امری اتفاق نمی افتد! رئیس جمهور نادان و نوکیسه آن، فقط میتواند فرماندار لس آنجلس یا کالیفرنیا را سرزنش کند! اما بجای این کار اگر، غرور بیجای خود را کنار بگذارند، و از مردم دنیا و دولتها کمک بخواهند، طبیعی است آتش نسان های بیشتری، به آنجا اعزام می شود. هواپیماها و ماشین های آب پاش زیادتری حضور پیدا می کنند. و کار سی درصدی آمریکا را، در خاموش کردن آتش، به صد در صد می رسانند. مردم کالیفرنیا یا ایالت های دیگر، چه گناهی کردند که باید در اتش بسوزند؟ یا خانه های انها ویران شود. اگر از روز اول، همه امکانات دنیا اعم از اروپا و آسیا بسیج می شد، همان روزهای اولیه آتش خاموش می شد، و اینهمه قربانی نمی گرفت! در ایران آتش نشان هایی هستند که: آتش مهیب چاههای نفت را بخوبی مهار می کنند! زلزله و آتش سوزیهای بزرگ را، سریعا امداد رسانی می کنند. در زلزله یزرگ کرمانشاه، بالاترین سورتی های پرواز در دنیا انجام شد! در عرض سه ساعت مجروحی بر زمین نبود، همه به بیمارستانها منتقل شده بودند. تکنولوژی اطفا حریق در چین و ژاپن، کمتر از ایران یا آمریکا نیست، و یا هند و روسیه در آن دست بالاتری دارد. چه اشکال داشت از اینها کمک بگیرند؟ مگر طوفان یا زلزله و آتش سوزی تعارف دارد؟ اینها مانند مریض شدن انسان ها است، بیماری هرکسی به دست خدا است، خداوند است که با ایجاد بیماری، هربار اهمیت یک عضو را گوشزد می کند! کسی که پادرد می گیرد، تازه متوجه می شود که ماهیچه ها و استخوان پا، چه اهمیتی دارند و زانو چه مقدار بار را تحمل می کند! وقتی همه آدمها، همیشه در حال سگدو زدن هستند، خداوند ویروس سرماخوردگی را می فرستد! تا بدانند با استراحت آنها، هیچ کاری عقب نمی افتد! فقط خودشان هستند که باید از انها پرسید: اینهمه عجله کردید کجا را گرفتید؟ سیل و زلزله و آتش سوزی های بزرگ هم، امتحان الهی است تا دولت ها بدانند که هیچ هستند! اینهمه غرور و قدرت پرستی آنها را نگیرد. ولی آنها دست بردار نیستند. با گذشت چندین روز از آتش سوزی، آنهمه خسارت مالی و قربانی شدن انسان ها، هنوز هم نمی خواهند به ضعف خود اعتراف، و از دنیا کمک بخواهند. دولت های دیگر هم مقصر هستند. چرا وقتی در اندونزی یا پاکستان زلزله می شود، فوری لباس و پتو و دارو ارسال می کنند، ولی مردم آمریکا را فراموش می کنند؟ مردم امریکا که فرقی با مردم دیگر دنیا ندارند، تا کی باید آنها به آتش بی تدبیری مسئولین خود بسوزند؟ در موقع شعار دادن همه دنیا را دهکده جهانی می دانیم! شعر معروف سعدی را در بالای درب سازمان ملل حک می کنیم! آنهاکه خود را جهانی می دانند، آیا نباید به داد مردم آتش گرفته، مصیبت دیده یا مردمی که در یمن و بحرین زیر گلوله ها زندانی شده اند، برسند؟ خداوندا از این همه غرور و بی تدبیری، از تو عذر خواهی می کنیم و در: پیشگاه ملت بزرگ آمریکا هم شرمنده ایم.

The world is against fire.

 In America, there is a storm and a flood, and there is no one to help the people there! One by one, the cities are crushed by the giant hand of the fire; humans are orbins or lost and grave, but the world is only busy with news and video filming! Is not it time to go to their help? The lie of American leaders, about US power and wealth, has made no one daring to talk about helping people! If one of these fires were in Iran or in other countries, the whole world would be mobilized to help. But America sacrifices so much because of its state-of-the-art pride. Naturally, in the big disasters, there must be more people and more facilities. But we see that this is not happening in America! The ignorant president and nociceon, can only blame the governor of Los Angeles or California! But instead of doing this, if you set aside your proud pride and ask for help from people and governments, it's natural that more firefighters will be deployed there. Airplanes and more water sprayers are available. And the work of thirty percent in the United States, to shut off the fire, will be 100 percent. What did the people of California or other states burn to burn? Or their houses are destroyed. If, from the first day, all the facilities of the world, whether European or Asian, were mobilized, the very first days of the fire were extinguished, and not so much a victim! In Iran, there are firefighters who: Fight the fierce fire of wells! Earthquakes and large fires will help relief. In the largest earthquake in Kermanshah, the highest flying sorties were made in the world! Within three hours there was no injuries to the ground, all were taken to hospitals. The firefighting technology in China and Japan is less than Iran or the United States, or India and Russia at that. What was the problem with these? Is there a storm or an earthquake and a fire? It's like getting sick, everyone's illness is in God's hands, God is the one who celebrates the importance of a member when it comes to illness! The one who takes a rebound, he just realizes what the muscles and the bones of the leg, what matters, and how much the knee tolerates! When all people are always snoring, God sends a cold virus! To know they will not fall back with their rest! Only they themselves should ask: How much has you been hurried? Where did you get? Flood and earthquakes and large fires are divine tests so that governments know that they are none! They will not take all their pride and prestige. But they do not give up. After several days of fires, so much financial loss and human sacrifice, they still do not want to acknowledge their weaknesses, and ask for help from the world. Other governments are also guilty. Why do they send clothes and blankets and medicines when they are sewed in Indonesia or Pakistan, but they forget the American people? The Americans, who do not care about other people in the world, should they be burned down by the authorities? At the time of the slogan, we know the whole world as a world village! Impress Saadi's famous poem at the top of the United Nations! If they consider themselves to be global, should not the people be burned down, miserable, or people who are imprisoned under the bullets in Yemen and Bahrain? O God, we apologize to you for all this pride, and we are ashamed of the great nation of America.

العالم ضد الحريق.

 في أمريكا ، هناك عاصفة وفيضان ، ولا يوجد أحد لمساعدة الناس هناك! واحدة تلو الأخرى ، تسحق المدن من قبل اليد العملاقة للنار ، والبشر هم الأوتار أو الضالين والخطورة ، ولكن العالم مشغول فقط بالأخبار وتصوير الفيديو! ألم يحن الوقت للذهاب إلى مساعدتهم؟ كذبة الزعماء الأمريكيين ، حول القوة والثروة الأمريكية ، لم تجعل أي شخص جريئًا التحدث عن مساعدة الناس! إذا كان أحد هذه الحرائق في إيران أو في بلدان أخرى ، فسيتم تعبئة العالم كله للمساعدة. لكن أمريكا تضحي كثيرا بسبب فخرها المتطور. بطبيعة الحال ، في الكوارث الكبيرة ، يجب أن يكون هناك المزيد من الناس والمزيد من المرافق. لكننا نرى أن هذا لا يحدث في أمريكا! لا يستطيع الرئيس الجاهل و nociceon إلقاء اللوم على حاكم لوس أنجلوس أو كاليفورنيا! لكن بدلاً من القيام بذلك ، إذا وضعت جانباً كبرياءك وتطلب المساعدة من الناس والحكومات ، فمن الطبيعي أن يتم نشر المزيد من رجال الإطفاء هناك. تتوفر الطائرات والمزيد من أجهزة رش المياه. وسيتم عمل ثلاثين في المئة في الولايات المتحدة ، لإيقاف الحريق ، سيكون 100 في المئة. ماذا أحرق الناس في كاليفورنيا أو غيرها من الدول لحرق؟ أو دمرت منازلهم. إذا تم ، من اليوم الأول ، تحريك جميع مرافق العالم ، سواء كانت أوروبية أو آسيوية ، فقد تم إخماد الأيام الأولى من الحريق ، وليس ضحية! في إيران ، هناك رجال إطفاء الذين: قاتلوا النيران الشديدة من الآبار! الزلازل والحرائق الكبيرة ستساعد في عمليات الإغاثة. في أكبر زلزال في كرمنشاه ، تم إجراء أعلى طلعات جوية في العالم! وخلال ثلاث ساعات ، لم تقع إصابات في الأرض ، وتم نقل جميعهم إلى المستشفيات. إن تكنولوجيا مكافحة الحرائق في الصين واليابان أقل من إيران أو الولايات المتحدة أو الهند وروسيا في ذلك. ما هي المشكلة مع هؤلاء؟ هل هناك عاصفة أو زلزال ونار؟ يبدو الأمر كما لو كان مريضًا ، مرض الجميع في يد الله ، فالله هو الذي يحتفل بأهمية العضو عندما يتعلق الأمر بالمرض! الشخص الذي يأخذ كرة مرتدة ، يدرك فقط ما عضلات وعظام الساق ، ما يهم ، وكم يتغاضى عن الركبة! عندما يكون جميع الناس دائماً شخيرًا ، يرسل الله فيروسًا باردًا! لنعرف أنهم لن يتراجعوا مع بقية! فقط هم أنفسهم يجب أن يسألوا: كم سارعت؟ من أين لك؟ تعتبر الفيضانات والزلازل والحرائق الكبيرة اختبارات إلهية حتى تدرك الحكومات أنها ليست كذلك! لن يأخذوا كل كبريائهم وهيبتهم. لكنهم لا يستسلموا. بعد عدة أيام من الحرائق ، الكثير من الخسائر المالية والتضحية البشرية ، ما زالوا لا يريدون الاعتراف بنقاط ضعفهم ، وطلب المساعدة من العالم. الحكومات الأخرى هي أيضا مذنبة. لماذا يرسلون الملابس والبطانيات والأدوية عند خيطهم في إندونيسيا أو باكستان ، لكنهم ينسون الشعب الأمريكي؟ الأميركيون ، الذين لا يهتمون بأشخاص آخرين في العالم ، هل يجب أن تحترقهم السلطات؟ في وقت الشعار ، نعرف العالم كله كقرية عالمية! اعجاب قصيدة السعدي الشهيرة في قمة الأمم المتحدة! إذا اعتبروا أنفسهم عالميين ، ألا ينبغي أن يحرق الناس ، أو تعساء ، أو أشخاص مسجونين تحت الرصاصات في اليمن والبحرين؟ يا الله ، نعتذر لك عن كل هذا الفخر ، ونخجل من الأمة الأمريكية العظيمة.

Dünya atəşə qarşıdır.

 Amerikada bir fırtına və daşqın var, orada insanlara kömək etmək üçün heç kim yoxdur! Onların köməyinə getmə vaxtı gəldi? Amerika rəhbərlərinin yalanı, ABŞ güc və zənginliyi haqqında, insanlara yardım haqqında danışmağa cəsarət etməmişdir! Bu yanğınlardan biri İranda və ya başqa ölkələrdə olsaydı, bütün dünya yardım üçün səfərbər olunacaqdı. Amma Amerikanın ən son fəxrindən ötrü çox fədakarlıq edir. Təbii ki, böyük fəlakətlər zamanı daha çox insan və daha çox imkanlar olmalıdır. Amma görürük ki, bu, Amerikada baş vermir! Cahil prezident və nociçon, yalnız Los Angeles və ya Kaliforniya quberniyasını günahlandırır! Təyyarələr və daha çox su spreyləri mövcuddur. Və ABŞ-da otuz faizlik iş, atəşi bağlamaq üçün yüz faiz olacaq. Kaliforniya və ya digər dövlətlərin xalqları nə üçün yandı? Yoxsa evləri yıxılır. İranda xilasetmə qrupları var: Quşların şiddətli atəşinə qarşı mübarizə! Zəlzələlər və böyük yanğınlar relyefə kömək edəcəkdir. Kermanşahın ən böyük zəlzələsində ən yüksək uçan növlər dünya səviyyəsində edildi! Üç saat ərzində yerə xəsarət yetirilməyib, hamısı xəstəxanaya aparılıb. Çin və Yaponiyada yanğınsöndürmə texnologiyası İran və ya ABŞ, ya da Hindistan və Rusiyadan azdır. Bu problem nə idi? Fırtına, zəlzələ və yanğın varmı? Bu xəstəliyə bənzəyir, hər kəsin xəstəliyi Allahın əlindədir, xəstəliyə gəldikdə bir üzvün əhəmiyyətini qeyd edən Allahdır! Rebound çəkən bir adam, ayağın əzələlərini və sümüklərini, nə dərəcədə vacib olduğunu və dizin nə qədər dözür olduğunu dərk edir! Bütün insanlar hər zaman xor baxanda, Allah soyuq bir virus göndərir! Onların istirahət ilə geri düşməyəcəyini bilmək! Yalnız onlar özləri soruşmalıdırlar: Nə qədər tələsənsən? Nə qoydunuz? Daşqınlar, zəlzələlər və böyük yanğınlar hökmdarların heç biri olmadığını bilməsi üçün ilahi sınaqdır! Onlar bütün qürurlarını və nüfuzlarını almayacaq. Lakin onlar imtina etmirlər. Bir neçə gündür davam edən yanğınlardan sonra çox maddi zərər və insan qurbanları, hələ də zəifliklərini qəbul etmək istəmirlər və dünyadan yardım istəmirlər. Digər hökumətlər də günahkar. İndoneziya və ya Pakistanda tikildikdə nə üçün geyim, ədyal və dərman göndərirlər, amma Amerika xalqını unuturlar? Dünyadakı digər insanlara qayğı verməyən amerikalılar, hakimiyyət tərəfindən yandırılmalı mı? Şüar zamanı biz bütün dünyaya dünya bir kənd kimi tanıyırıq! Saadi'nin Birləşmiş Millətlər Təşkilatının başında məşhur şeirini təriflə! Ey Allah, bütün bu qürurumuz üçün bizdən üzr istəyirik və biz böyük Amerikanın millətindən utanırıq.

 


برچسب‌ها: جهان برعلیه آتش آتش سوزی.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۷ - ۱۶:۲۱ نظر(0)

ایرانی ها توقع بالایی دارند، دوست دارند که ایران در همه چیز اول باشد! و اگر نبود آن را نقطه ضعف به حساب می اورند. البته تاریخ آن را ثابت کرده، ولی چندان لزومی در ان نیست. زیرا همه دنیا بشر هستند و هر کلنی انسانی، مزیت خاص خود را دارد که: برای ارتزاق آنها از سوی خداوند تعیین شده است. اینکه ما انتظار داشته باشیم: همه چیز را خودمان تولید کنیم، و همه را مصرف خودمان بکنیم! این نظریه خلاف شرع و عقل است. حتی در برخی مواضع، اول شدن خلاف قانون و یک نوع جرم محسوب می شود! مثلا دزدی و سرقت یا روسپیگری. اما متاسفانه برخی ها این جهت ها را رعایت نمی کنند! برای بهتر درک کردن موضوع، ما تاپ(اول) بودن را به چهار قسمت تقسیم می کنیم: اموری که عقل و دین آن را پسندیده باشد. اینها قهرمانان اسلامی و ملی نام می گیرند. پیشرفت در مرز دانش های مفید، هم از نظر ایرانی خوب است و هم اسلامی . ما به دانشمندانی چون ابن سینا، عمر خیام و دکتر چمران و دکتر بهشتی افتخار می کنیم. چون هم ایرانی بودند و هم اسلامی. اموری دیگری که فقط بعد ایرانی، یا فقط اسلامی ان مطرح است. مانند کوروش و داریوش، امیر کبیر و عضدالدوله دیلمی و. که میتوان به اولی نزدیک تر دانست. امور سوم این است که از نظر ایرانی و اسلامی هر دو مردود باشد. مانند استعمارگری و مزدوری بیگانگان، که هم از نظر هر ایرانی بد است، و هم ازنظر شرعی قابل قبول نیست. برخی کار ها هم ممکن است: از نظر اسلام بد باشد، ولی از نظر مردم عادی و یا ایرانی بودن بد نباشد: مانند مشروب خوردن یا مصرف مواد اعتیاد آور.  لذا برخی معتقدند در ایران آزادی نیست! چون نمی توانند مشروب خواری، یا فساد و فحشا انجام دهند! ضدانقلاب ایران اعم از منافقین و سلطنت طلب و تجزیه خواهان. در این موارد مشترک هستند. و از همین راه برای خود هوادار جمع کرده، یا تبلیغات خود را گسترش داده اند. آنها با این روش پول های مردم را می گیرند، و بجای آن وعده می دهند: اگر پیروز شدند، مشروبخواری را آزاد می کند! تجزیه طلب های مرزغربی ایران مانند: مرز مشترک با کردستان عراق، با این روش عضو گیری می کنند! همه کرد های عضو حزب دموکرات کردستان یا سازمان منافقین، به کار قاچاق مشروب از مرزها، و انتقال آن به مراکز کشوری مشغول هستند. هر بار هم که گرفتار می شوند، صدای سازمان ملل در می اید: که در ایران حقوق بشر رعایت نمی شود. در مرزهای شرقی، مواد مخدر شاخصه ضدانقلاب ایران است. همه آعضا آنها در سازمان های قاچاق مواد مخدر، عضو می شوند تا ضمن درآمد زایی برای سازمان مجاهدین، در صورت دستگیری، نفرت آنان از جمهوری اسلامی بیشتر شود! و با اینهمه عارت و چپاول و دزدی و قاچاق، حاضر نیستند یک دلار هزینه مردمی شود که: خود را فدایی آن می دانند! زیرا سیاست آنها سیاست نتانیاهو است، که ایرانی ها را جانوری می داند: که باید گرسنه نگهداشته شوند! لذا با هر اقدام عمرانی و رفاهی از سوی ایران هم، مقابله می کنند. بجز این گروههای مارکدار، برخی ها ندانسته! به حرکت معکوس عادت کرده اند. بجای تشویق یا حمایت مخترعان و مکتشفان، آنها را مسخره می کنند! به آنها می گویند در ایران نمانند!اینها هم رئیس شان ترامپ است، که می گوید ایران باید تحریم شود! تا به زانو در آید. این عده مزدور بی اجر و مزد آمریکا، برای زیر سوال بردن حاکمیت ایرانی هستند. اغلب آنها خود را اصلاح طلب می دانند! و از روی دلسوزی هم، پیشنهاد فرار مغزها را می دهند! نشانه اصلی این عمل هم، افتتاح حساب های خارجی! برای خودشان و آماده باش بودن: برای سفر خارج می باشد.

We do not need to be in the first place!

Iranians have high expectations, they like Iran to be the first! And if not, it would be a weak point. Of course, history has proved it, but it is not so necessary. Because the whole world is human, every human colony has its own particular advantage: it is determined by God for their conversion. What we expect: to produce everything ourselves, and to make everyone take our own! This theory is against Sharia and wisdom. Even in some positions, the first is illegal and a crime! For: example, robbery or prostitution. But unfortunately some do not follow these directions! To better understand the subject, we divide the top (first) into four parts: things that the wisdom and religion have liked. These are Islamic and national heroes. Progress on the frontiers of useful knowledge is both good and Islamic in terms of Iran. We are proud of such scholars as Ibn Sina, Omar Khayyam, Dr. Chamran and Dr. Beheshti. Because: they were both Iranian and Islamic. Other :things that are only Iranian dimension, or just Islamic. Like Kuroush and Dariush, Amir Kabir and Azd al-Dawlah Dilami and others. Which: can be closer to the former. The third issue is that both Iran and Islam are rejected. Such as colonialism and the mercenary of aliens, which: is both bad for every Iranian, and not religiously acceptable. Some things may be: Islam is bad, but it's not bad for ordinary people or Iranians: like drinking or consuming addictive substances. So some people believe that freedom is not in Iran! Because they cannot do alcoholism, corruption or prostitution! The: counter-revolution of Iran, including the hypocrites and monarchists and dissenters. These are common. And they have gathered themselves to this end or expanded their ads. They get people's money in this way, and promise instead: if they win, they will release the drink! The partisans of the western border of Iran, such as the common border with Iraqi Kurdistan, recruit this method! All Kurds of the Democratic Party of Kurdistan or the MKO are involved in smuggling liquor buses, and transferring them to national centers. Every time they get caught, the voice of the United Nations comes to light: Iran's human rights are not respected. On the eastern borders, drugs are the characteristics of Iran's counter-revolution. All of them are members of drug trafficking organizations, so as to generate income for the PMOI, if they are arrested, their hatred of the Islamic Republic will be greater! But with plunder and robbery and smuggling, they are not willing to pay a dollar for the people who are sacrificing themselves! Because their policy is Netanyahu's policy, which calls Iranians a beast: they must be kept hungry! Therefore, they are confronted by Iran with any developmental and welfare action. Except these branded groups, some do not know! Are: accustomed to reverse movement. Instead of cheering or supporting the inventors and explorers, they mock them! They say they are not in Iran! They are also their boss Shan Tramp, who says that Iran should be sanctioned! To: get to the knee. These American wicked mercenaries are for questioning Iranian sovereignty. Often they consider themselves reformist! And with compassion, they offer brain drain! The main symptom of this operation is the opening of foreign accounts! For yourself and being alert: to travel abroad.

لا نحتاج لأن نكون في المقام الأول!

لدى الإيرانيين توقعات عالية ، فهم يحبون إيران أن تكون الأولى! وإذا لم يكن الأمر كذلك ، فستكون نقطة ضعف. بالطبع ، أثبت التاريخ ذلك ، لكنه ليس ضروريًا. لأن العالم كله إنسان ، كل مستعمرة إنسانية لها ميزتها الخاصة: فهي تحدد من قبل الله لتحويلها. ما نتوقعه: أن ننتج كل شيء بأنفسنا وأن نجعل الجميع يتخذون مصلحتنا! هذه النظرية ضد الشريعة والحكمة. حتى في بعض المواقف ، الأولى غير قانونية وجريمة! على سبيل المثال ، السرقة أو الدعارة. لكن للأسف البعض لا يتبعون هذه التوجيهات! لفهم الموضوع بشكل أفضل ، نقسم القمة (أولاً) إلى أربعة أجزاء: الأشياء التي أحبها الحكمة والدين. هؤلاء هم أبطال إسلاميون ووطنيون. التقدم على حدود المعرفة المفيدة هو جيد وإسلامي على حد سواء من حيث إيران. نحن فخورون بعلماء مثل ابن سينا ​​، عمر خيام ، دكتور جمران والدكتور بيشتي. لأنهم كانوا إيرانيين وإسلاميين. أشياء أخرى ليست سوى البعد الإيراني ، أو مجرد إسلامية. مثل كوروش وداريوش وأمير كبير وعضد الدولة دلامي وغيرهم. والتي يمكن أن تكون أقرب إلى السابق. القضية الثالثة هي أن إيران والإسلام مرفوضان. مثل الاستعمار والمرتزقة للأجانب ، وهو أمر سيء لكل إيراني ، وليس مقبولاً دينياً. قد تكون بعض الأمور: الإسلام سيء ، لكنه ليس سيئًا بالنسبة للناس العاديين أو الإيرانيين: مثل شرب أو استهلاك مواد مسببة للإدمان. لذلك يعتقد بعض الناس أن الحرية ليست في إيران! لأنهم لا يستطيعون الإدمان على الكحول أو الفساد أو الدعارة! الثورة المضادة لإيران ، بما في ذلك المنافقين والملكيين والمعارضين. هذه شائعة. وقد تجمعوا لهذه الغاية أو توسيعوا إعلاناتهم. فهم يحصلون على أموال الناس بهذه الطريقة ، ويعدون بدلاً من ذلك: إذا فازوا ، فسوف يطلقون الشراب! إن أنصار الحدود الغربية لإيران ، مثل الحدود المشتركة مع كردستان العراق ، يجندون هذه الطريقة! جميع الأكراد في الحزب الديمقراطي الكردستاني أو منظمة مجاهدي خلق يشاركون في تهريب الحافلات الكحولية ، ونقلهم إلى المراكز الوطنية. في كل مرة يتم القبض عليهم ، يظهر صوت الأمم المتحدة: حقوق الإنسان في إيران لا تُحترم. على الحدود الشرقية ، المخدرات هي خصائص الثورة المضادة في إيران. جميعهم أعضاء في منظمات تهريب المخدرات ، وذلك لتوليد الدخل لمنظمة مجاهدي خلق الإيرانية ، إذا تم القبض عليهم ، فإن كراهيتهم للجمهورية الإسلامية ستكون أكبر! لكن مع النهب والسرقة والتهريب ، فهم ليسوا مستعدين لدفع دولار للناس الذين يضحون بأنفسهم! لأن سياستهم هي سياسة نتنياهو ، التي تدعو الإيرانيين إلى وحش: يجب أن يبقوا جائعين! لذلك ، تواجههم إيران بأي عمل تنموي ورفاه. باستثناء هذه المجموعات ذات العلامات التجارية ، والبعض لا يعرف! اعتادوا على الحركة العكسية. بدلاً من التشجيع أو دعم المخترعين والمستكشفين ، يسخرون منهم! يقولون إنهم ليسوا في إيران ، بل هم أيضا رئيسهم شان ترامب ، الذي يقول إنه يجب فرض عقوبات على إيران! للوصول الى الركبة. هؤلاء المرتزقة الأشرار الأمريكيون هم لاستجواب السيادة الإيرانية. وغالبا ما يعتبرون أنفسهم إصلاحيين! ومع الشفقة ، فإنها توفر هجرة العقول! يتمثل العرض الرئيسي لهذه العملية في فتح الحسابات الأجنبية! لنفسك ويجري تنبيه: للسفر إلى الخارج.

Bizə ilk növbədə olmaq lazım deyil!

İranlılar yüksək gözləntilərə malikdirlər, İranı birinci olmaq istəyirlər! Və yoxsa, zəif bir nöqtə olardı. Əlbəttə, tarix bunu sübut etdi, amma bu, vacib deyil. Bütün dünya insan olduğundan, hər bir insan koloniyasının özünün xüsusi üstünlüyü var: onların Allahı onların dönüşümünə görə təyin edir. Gözlədiyimiz şeylər: özümüzü hər şeyin özü yaratmaq və hər kəsin özümüzü qəbul etməkdir! Bu nəzəriyyə Şəriət və hikmətə qarşıdır. Bəzi vəzifələrdə olsa da, birincisi qanunsuzdur və cinayətdir! Məsələn, soyğunçuluq və ya fahişəlik. Amma təəssüf ki, bəziləri bu istiqamətlərə əməl etmir! Mövzu daha yaxşı başa düşmək üçün üstü (ilk) dörd hissəyə ayırırıq: hikmət və din sevdiyi şeylər. Bunlar islam və milli qəhrəmanlardır. Faydalı biliklərin sərhədləri üzərində irəliləyiş İran baxımından yaxşıdır və İslamdır. İbn Sina, Omar Xayyam, Dr Chamran və Dr. Beheşti kimi alimlərdən qürur duyuruq. Çünki həm İran, həm də İslam idi. Yalnız İranın ölçüsü və ya yalnız İslam olan digər şeylər. Kuruş və Dariuş, Əmir Kabir və Azd əl-Dəvələ Dilami və başqaları kimi. Keçmişə daha yaxın olan şey. Üçüncü məsələ isə İranın, həm də İslamın rədd edilməsidir. Siyasi müstəmləkəçilik və xaricilərin hamısı, hər bir İran üçün də pisdir və dini cəhətdən məqbul deyil. Bəzi şeylər ola bilər: İslam pisdir, ancaq adi insanlar və ya İranlılar üçün pis deyil: asılılıq maddələrini içmək və ya istehlak etmək kimi. Bəziləri inanırlar ki, azadlıq İranda deyildir! Çünki onlar alkoqolizm, korrupsiya və ya fahişəlik edə bilməzlər! İranın əks-inqilabı, münafiqlər, monarxistlər və müxaliflər də daxil olmaqla. Bunlar ümumi. Və bu məqsədlə özlərini yığdılar və ya reklamlarını genişletdilər. İnsanların pullarını bu yolla alırlar və əvəzinə söz verirlər: qazandıqları halda, içkini azad edəcəklər! İranın qərb sərhədinin partiyası, məsələn, İraq Kürdüstanı ilə olan ümumi sərhəd bu üsulu qəbul edir! Kürdüstan Demokrat Partiyasının və ya MKO-nun bütün Kürdləri maye avtobusların qaçaqmalçılığına cəlb olunur və onları milli mərkəzlərə ötürürlər. Hər dəfə tutulduqda, Birləşmiş Millətlər Təşkilatının səsi işıqlandırır: İranın insan hüquqları hörmətsizdir. Şərq sərhədlərində narkotiklər İranın əks-inqilabının xüsusiyyətləridir. Bütün bunlar narkotik ticarəti edən təşkilatların üzvüdür və PMOI üçün gəlir əldə etmək üçün həbs olunarsa, İslam Respublikasına qarşı nifrət daha böyük olacaq! Ancaq talan, quldurluq və qaçaqmalçılıqla, özlərini qurban verən insanlar üçün bir dollar ödəmək istəmirlər! Çünki onların siyasəti Netanyahu siyasətidir ki, İranlıları bir heyvanı çağırır: onlar ac qaldırılmalıdır! Ona görə də İranın inkişafı və rifahı ilə hər hansı bir hərəkətlə qarşılaşırlar. Bu markalı qruplar istisna olmaqla, bəziləri bilmirlər! Hərəkəti tərsinə çevirdik. Möcüzələr və araşdırıcıları təzələmək və ya dəstəkləmək əvəzinə, onları istehza edirlər! Onlar İranda deyil deyirlər! Onlar da İranın sanksiya verilməsi lazım olduğunu söyləyən müdiri Şan Trampdır! Diz almaq üçün. Bu Amerikalı pis əvəzlər İranın suverenliyini sorğulamaq üçün. Çox vaxt özlərini islahatçı hesab edirlər! Şəfqətlə, beyin drenajını təklif edirik! Bu əməliyyatın əsas simptomu xarici hesabların açılmasıdır! Özünüz üçün və xəbərdarlıq: xaricə səyahət etmək.

 

 


برچسب‌ها: لازم نیست در همه چیز اول باشیم!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۷ - ۱۵:۳۵ نظر(0)

علوم انسان بسیار زیاد و متفاوت است، آنطور که در قران آمده، همه علوم به انسان داده شده! ولی انسان ها به آن بی توجه هستند. لذا تنها بخشی از ان را بیاد می اورند، یا به آن عمل می کنند. این بخش رابطه مستقیمی با حواس ظاهری انسان دارد. برخی معتقدند علوم شامل آن بخشی است که از طریق حواس پنجگانه بدست می آید، قابل تجربه و مشاهده می باشد. برخی دیگر حواس انسان را بیشتر از 5تا می دانند، و علوم را به علوم عقلی و نقلی تقسیم می کنند. و شناختی که از طرف عقل هم باشد، قبول می کنند. اما واقعیت آن است که علوم دامنه بسیار گسترده ای دارد، که میتوان آن بخشی را که ما قبول می کنیم، علوم آشنا و بقیه را علوم غریبه دانست. اکثر پیشرفت های انسان، به وسیله علوم غریبه است. به همین دلیل آن را از دسترس مردم خارج می کنند، تا فقط خودشان بهره ببرند. علوم غریبه غالبا از طریق: ارتباط مستقیم با خداوند به دست می آید، و برای مردم عادی عجیب و غریب است. مثلا می گویند ابن سینا، هروقت به مشکل علمی برخورد می کرد، دو رکعت نماز می خواند، نور علم به قلب او می رسید، و راه حل را پیدا می کرد. در زمان ما سودجویی وارد این علم شد، بطوریکه برای دور کرن مردم، مکتب مادیگرایی تاسیس شند! به مردم گفتند جز ابن چند روز زندگی، و استفاده از آب و غذا و رفتار مانند حیوانات، چیز دیگری نیست! مردم را به آخور  بستند و خودشان دنبال پیشرفت رفتند. برای همین است که در کشورهای کمونیستی، از همه جا بیشتر علم پیشرفت کرد. زیرا مردم کمتر مزاحم کار انها می شدند. و به اسرار آنها کاری نداشتند. آنها هم با استفاده از علوم غریبه، همه امور را در دست گرفتند. تئوری بعد چهارم که از سوی انیشتین، مطرح شد نمونه آن است. هرچه از او می پرسیدند متوجه نمی شدند! عاقبت انیشتین گفت من خودم هم نمی دانم چه می گویم! البته میدانست ولی برای راحتی از دست مردم این را گفت! همانطور که جسم دارای جرم است، روح و عوامل دیگر هم وجود دارد، که ممکن است دارای جرم نباشند. آن را انرژی نام گذاشت. تبادل بین این دو آنقدر وسیع است، که به صفر نزدیکتر می شود! یعنی در انرژی هیچ جرمی دیده نمی شود. بطور مثال عده ای تصور می کردند: الکترون ها و پروتون ها جرم دارند، لذا جدول مندلیف را تکمیل کردند. اما وقتی میکروسکپهای الکترونیکی اختراع شد، و الکترون را تصویر برداری کرد، چیزی بنام جسم در ان ندید! بلکه خود الکترون هم مانند اتم، دارای فضای بزرگی بود که: به اربیتال معروف شد. لذا اساس جرم و ماده زیر سوال رفت. چون فقط حرکت دیدند. که به نظریه ملاصدرا حرکت جوهری بود. یعنی حرکت در اثر سرعت زیاد، سخت می شود و ما آن را ماده می نامیم! ریز ماده وجود ندارد، بلکه همه ماده از حرکت درست شده است. و این تئوری ها انسان را به وجود: روح و ملائکه هدایت کرد. و دانشمندان اصلی فهمیدند گفتار انبیا درست است، و لجبازی آنها موضوع را پوشانده بود. لذا به سراغ خدا و ملائکه و روح رفتند! و به کمک آنها مشکلات بشر را، یکی پس از دیگری حل کردند، یا در واقع اختراع نمودند! همه مخترعان اذعان دارند که: تحقیقات آنها بی نتیجه بوده، یا در نهایت به نتایج دیگری می رسید! مثلا فلمینگ دنبال اختراع چیز دیگری بود، به کشف پنی سیلین نایل آمد. اختراع اینترنت و فضای مجازی هم از همین دست است، با دستیابی به قوانین غیر مادی، فضاهای جدیدی کشف کنند. قبلا که قدرت هر حافظه کامپیوتر یک بیت بود، با این کشف ها به مگابایت یا ترابایت افزایش پیدا کرد. چون خاصیت بعد چهارم استفاده کردند. چون امواج نه زمان می شناسند نه مکان، بلکه در همه جا، و همه زمان ها هستند!

Sciences stranger

The human sciences are very different and different, as in the Quran, all sciences are given to man! But humans do not care about it. Therefore, they only remember part of it or act it. This section is directly related to human apparent senses. Some believe that science consists of the part that is acquired through the senses of the five, is experienced and observable. Others consider human senses more than five, and divide science into rational and transcendental sciences. And the cognition that comes from reason is accepted. But the reality is that the science has a very broad domain, which can be understood as the science we are familiar with, and the rest are considered to be strangers. Most human progress is by the science of the stranger. For this reason, it will be taken out of the reach of the people to benefit them only. The science of strangers is often obtained through: direct contact with God and it is strange to ordinary people. For example, say that Avicenna, whenever he encountered a scientific problem, prayed for two Rak'ats, the light of science came to his heart, and he found the solution. In our time, profits came to this science, so that for the people of Kerman, the school of materialism was established! They told people how many days of life, and the use of water and food and behavior like animals, is nothing else! They closed the people to the manger and they went on to progress. That is why in the communist countries, science has progressed everywhere. Because: the people were less disturbing to work. And they did not do anything about their secrets. They also took all the affairs with the use of strange sciences. An example: of the fourth dimension theory proposed by Einstein. What they asked him did not understand! Einstein's sequel said I myself do not know what I'm saying! Of course, he knew this, but for the sake of comfort, he said this! As the body is mass, there is also a spirit and other factors, which may not be mass. Called it energy. The exchange between the two is so wide, that it is closer to zero! There is no mass in energy. For example, some people thought: electrons and protons are mass, so they completed the Mendeleev table. But when electronic microscopes were invented, and they photographed the electron, there was no object called the object! But the electron itself, like the atom, had a large space: it became known as the orbital. So the basis of crime and matter was questioned. Because they just saw the move. Which: was a major move to Mulla Sadra's theory. It means that the motion will be difficult due to the speed, and we call it matter! There is no fine material, but all matter is made out of motion. And these theories led man to existence: the spirit and the angels. And the main scholars realized that the prophets were correct, and their plots had covered the subject. So they went to God and angels and souls! And with their help, they solved human problems, or even invented one after another! All inventors acknowledge that their research was fruitless, or eventually yielded other results! For example, Fleming sought to invent discovered penicillin. The invention of the Internet and cyberspace is the same, by discovering non-material laws, discovering new spaces. Previously, the power of each computer's memory was a bit, with these discoveries increased to MB or terabyte. Because: they used the fourth dimension. Because waves know not time, not places, but everywhere, and all times!

علوم غريبة

إن العلوم الإنسانية مختلفة ومختلفة ، كما هو الحال في القرآن الكريم ، تُعطى جميع العلوم للإنسان! لكن البشر لا يهتمون بذلك. لذلك ، يتذكرون فقط جزء منه أو يتصرفون فيه. يرتبط هذا القسم ارتباطًا مباشرًا بالحواس البشرية الظاهرة. يعتقد البعض أن العلم يتكون من الجزء الذي يتم الحصول عليه من خلال حواس الخمسة ، هو من ذوي الخبرة ويمكن ملاحظته. يعتبر آخرون الحواس البشرية أكثر من خمسة ، وتقسم العلوم إلى علوم عقلانية ومتسامية. يتم قبول الإدراك الذي يأتي من العقل. لكن الحقيقة هي أن العلم له مجال واسع للغاية ، يمكن فهمه على أنه العلم الذي نعرفه ، والباقي يعتبر غرباء. معظم التقدم البشري هو من علم الغرب. لهذا السبب ، سيتم إخراجها من متناول الناس ليستفيدوا أنفسهم فقط. غالباً ما يتم الحصول على علم الغرباء من خلال: الاتصال المباشر مع الله ، وهو أمر غريب بالنسبة للناس العاديين. على سبيل المثال ، لنفترض أن ابن سينا ​​، كلما واجه مشكلة علمية ، صلى من أجل ركعتين ، جاء ضوء العلم إلى قلبه ، ووجد الحل. في عصرنا ، جاءت الأرباح إلى هذا العلم ، بحيث أنه بالنسبة لشعب كرمان ، تأسست مدرسة المادية! أخبروا الناس عن عدد أيام الحياة ، واستخدام الماء والطعام والسلوك مثل الحيوانات ، لا شيء آخر! أغلقوا الناس على المذود وواصلوا التقدم. لهذا السبب في العلوم الشيوعية ، تقدم العلم في كل مكان. لأن الناس كانوا أقل إزعاجًا للعمل. ولم يفعلوا أي شيء بشأن أسرارهم. كما أخذوا كل الأمور باستخدام علوم غريبة. مثال على نظرية البعد الرابع التي اقترحها آينشتاين. ما سألوه لم يفهم! قال تكملة أينشتاين أنا نفسي لا أعرف ما أقوله! بالطبع ، كان يعرف هذا ، ولكن من أجل الراحة ، قال هذا! بما أن الجسم هو كتلة ، هناك أيضا روح وعوامل أخرى ، والتي قد لا تكون كبيرة. يطلق عليه الطاقة. التبادل بين الاثنين واسع جدا ، أنه أقرب إلى الصفر! لا يوجد كتلة في الطاقة. على سبيل المثال ، يعتقد بعض الناس: الإلكترونات والبروتونات هي كتلة ، لذلك أكملوا جدول Mendeleev. ولكن عندما تم اختراع المجاهر الإلكترونية ، وقاموا بتصوير الإلكترون ، لم يكن هناك كائن يدعى الجسم! لكن الإلكترون نفسه ، مثل الذرة ، كان لديه مساحة كبيرة: أصبح يعرف باسم المدار. لذلك تم التشكيك في أساس الجريمة والمادة. لأنهم رأوا الحركة. وهو ما كان خطوة كبيرة إلى نظرية ملا صدرة. هذا يعني أن الحركة ستكون صعبة بسبب السرعة ، ونحن نطلق عليها الأمر! لا توجد مادة دقيقة ، ولكن كل المادة مصنوعة خارج الحركة. وقادت هذه النظريات الإنسان إلى الوجود: الروح والملائكة. وأدرك العلماء الرئيسيون أن الأنبياء كانوا على صواب ، وأن مؤامراتهم غطت الموضوع. لذلك ذهبوا إلى الله والملائكة والأرواح! وبمساعدتهم ، حلوا مشاكل الإنسان ، أو حتى اخترعوا واحدا تلو الآخر! يقر جميع المخترعين بأن بحثهم كان بلا جدوى ، أو أفضى في النهاية إلى نتائج أخرى! على سبيل المثال ، سعى فلمینگ لابتكار آخر ، اكتشف البنسلين. اختراع الإنترنت والفضاء السيبراني هو نفسه ، من خلال اكتشاف القوانين غير المادية ، واكتشاف مساحات جديدة. في السابق ، كانت قوة ذاكرة كل كمبيوتر صغيرة ، مع زيادة هذه الاكتشافات إلى ميغابايت أو تيرابايت. لأنهم استخدموا البعد الرابع. لأن الموجات لا تعرف الوقت ، لا الأماكن ، ولكن في كل مكان ، وكل الأوقات!

Elm qəribi

İnsan elmləri çox fərqli və fərqlidir, çünki Quranda olduğu kimi bütün elm insanlara verilir! Amma insanlar bununla maraqlanmırlar. Buna görə də, yalnız bir hissəsini xatırlayır və ya hərəkət edirlər. Bu bölmə doğrudan insan hissləri ilə əlaqələndirilir. Bəziləri elmin beş hissə hissəsi ilə əldə edilən hissədən ibarət olduğunu düşünür, təcrübəli və müşahidə edilə bilər. Digərləri beş hissədən çox insanın duyğularını düşünür və elmləri rasional və transandantal elmlərə bölünür. Və səbəbdən gələn idrak qəbul edilir. Amma əslində elmin bildiyimiz elm kimi başa düşülə bilən çox geniş bir domen var və qalanları isə kənar sayılır. İnsanların çoxu irəliləyiş yabancının elmidir. Bu səbəbdən, insanların yalnız özləri üçün faydalana biləcəyi bir yerdən çıxarılacaq. Yabancılar elmi tez-tez əldə edilir: Allahla birbaşa təmas və adi insanlar üçün qəribədir. Məsələn, Avicenna, elmi bir problemlə üzləşdiyi zaman, iki Rakat üçün dua etdiyini söyləyərək, elmin işığı onun ürəyinə gəldi və həll tapdı. Kermen xalqı üçün materializm məktəbi yaradıldığı üçün, bizim zamanımızda bu mənfəət gəldi! İnsanlara neçə gün həyat verdiyini və su, yemək və heyvan kimi davranışların istifadəsi başqa bir şey deyil! Onlar xalqı bağladılar və irəliləməyə başladılar. Buna görə kommunist ölkələrdə elm hər yerdə irəliləyir. Çünki insanlar işləmək üçün daha az narahat idi. Və onların sirləri haqqında bir şey etmədilər. Onlar da qəribə elmlərdən istifadə edərək bütün işləri aparmışlar. Eynşteyn tərəfindən təklif edilən dördüncü ölçülü nəzəriyyənin bir nümunəsi. Ona soruşduqları şeyləri anlamadı! Eynşteynin davamı mən dediyim şeyləri özümə bilmirəm! Əlbəttə ki, bunu bilirdi, amma rahatlıq üçün bunu söylədi! Bədən kütlə olduğundan, kütləvi ola bilməyəcək bir ruh və digər amillər var. Enerji deyildi. İki arasındakı mübadilə çox geniş, sıfıra yaxındır! Enerjidə kütlə yoxdur. Məsələn, bəzi insanlar düşünürdülər: Elektronlar və protonlar kütləsidir, onlar Mendeleyev stolunu tamamlayırlar. Lakin elektron mikroskoplar ixtira edildikdə və elektronları şəkilləndirdikdə, obyektin adı verilən bir obyekt yox idi! Lakin elektronun özü, atom kimi, böyük bir yerə malikdir: orbital kimi tanındı. Beləliklə cinayət və maddənin əsasları sorğulandı. Çünki yalnız hərəkət gördük. Mulla Sadranın nəzəriyyəsinə əsaslanan bir hərəkətdir. Bu, hərəkətin sürətə görə çətin olacağına və bunun əhəmiyyətini zənn edirəm. Heç bir gözəl material yoxdur, amma bütün məsələ hərəkətdən kənarlaşdırılır. Bu nəzəriyyələr insanı varlığa gətirdi: ruh və mələklər. Və əsas alimlər peyğəmbərlərin doğru olduğunu başa düşdilər və onların sahələri mövzunu əhatə etdilər. Onlar Allaha, mələklərə və canlarına getdilər! Onların köməyi ilə onlar insan problemlərini həll edib, hətta bir-birinin ardınca ixtira etdilər! Bütün ixtiraçılar araşdırmalarının nəticəsiz olduğunu və nəticədə digər nəticələr verdiyini qəbul edirlər! Məsələn, Fleminq başqa bir ixtira etmək istədi, penisilini aşkar etdi. İnternet və kiberməkanın ixtirası qeyri-maddi qanunları aşkar edərək, yeni boşluqlar aşkar edərək eynidır. Əvvəllər hər bir kompüterin yaddaşının gücü bir az idi, bu kəşflər MB və ya terabayt səviyyəsinə yüksəldi. Çünki dördüncü ölçüsü istifadə edirdi. Dalğalar vaxt deyil, yerləri deyil, hər yerdə və hər zaman bilirlər!


برچسب‌ها: علوم غریبه,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۷ - ۱۲:۲۱ نظر(0)

وزیر فراری یمن در مصاحبه مطبوعاتی اش گفت: الحوثی ها، بچه ها را به میدان می فرستند؟ آیا این بچه ها از گرسنگی و: بی دارویی تلف شوند بهتر است؟ یا به میدان جنگ بروند و به شهادت برسند؟ او این موضوع را درک نمی کند! و تنها شیعه علی است که میداند: شهادت در میدان نبرد، بالاترین مرگ است و مردن در بستر بیماری، بی ارزش ترین آن. همه میدانند که  جنگ در یمنف نظامی نیست بلکه جنگ اقتصادی است. زیرا در جنگ نظامی، یمن دست بالاتر دارد! و میتواند ریاض را با خاک یکسان کند. لذا هواپیماهای ائتلاف ضد بشری سعودی، به سراغ نظامیان نمی روند! بلکه از ترس کشته شدن، به میان بازار و مردم عادی رفته، و آنها را بمباران می کنند! تا نتوانند عکس العملی نشان دهند. بمباران بیمارستان ها و انبارهای آذوقه، نشان می دهد که عربستان، به دنبال جنگ اقتصادی است، همان جنگی که آمریکا برعلیه ایران به راه انداخته است. توهم آمریکا و آل سعود و صهیونیزم یکی است، همه فکر می کنند با تحریم اقتصادی، یا نابود کردن انبار های غذایی، میتوانند ملت های مقاوم را از میدان به در کنند! برای این توهم میلیارد ها دلار هزینه کرده اند! بطوریکه هیچ بودجه ای برایشان باقی نمانده است! فقیر واقعی همان آل سعود هستند! آنها عادت به گرسنگی و تشنگی ندارند، و کاهش درآمد نفتی به مثابه مرگ تدریجی برای آنها است. آمریکا دستور داده تا فروش نفت خود را کاهش دهند، و عربستان با کاهش صدور نفت، گامی بیشتر به مرگ خود نزدیک شده، ولی چاره ای ندارد. خاندان آل سعود اکنون وضعیتی بدتر از: بیماران وبایی در یمن دارند! زندان آل سعود برای خاندان خودش، بدتر از خرابه های منفجر شده در شهرهای یمن است. فرق مهم این دوخرابه این است که: یمنی ها با چشم باز آن را انتخاب کرده، و خود را نزد خدا و مردم روسفید و خوشحال می دانند. ولی آل سعود در جهنمی افتاده اند که: هرکدام مانند گرگهای وحشی، به دنبال دریدن دیگری است. سختی معیشت برای آنها، از مرگ هم بدتر است. آنها روزه گرفتن وعزاداری را مسخره می کنند! در حالیکه یمن، مردمی روزه دار، و با اشک هایی برای: امام حسین ع است که: در وضعیتی بدتر شهید شد، تا دیگران از شهادت نترسند. ممکن است دنیا تبلیغ کند که 90درصد یمنی ها، در حال مرگ هستند! و بیماری و قحطی آنها را ناراحت کرده، ولی اینطور نیست. آنها حاضرند جان خود را از دست بدهند، تا شیعه زنده بماند. بیماری و قحطی هرچه قدر هم زیاد باشد، از تشنگی روز عاشورا برای امام حسین فجیع تر نیست. آنها در مقابل امام حسین ع، خجالت می کشند که از: سختی و درد و رنج در راه اسلام حرفی بزنند. گرچه ممکن است: تعدادی مزدور سعودی باشند، و بخواهند با بزرگ کردن این: بیماری ها و قحطی ها، دولت الحوثی ها را زیر سوال ببرند، ولی آنها خودشان به مرگ فجیعی کشته خواهند شد! زیرا دروغ گویی و تبلیغات سوء، نتیجه ای جز مرگ خفت بار ندارد. مردم یمن میدانند که زندگی ذلت بار، زیر استعمار سعودی ها ارزشی ندارد، حاضر شدند سالها قحطی و بیماری را تحمل کنند! مزدوران سعودی نمی توانند: آنها را شکست بدهند. در گذشته هم اینگونه قتل عام ها وجود داشته، شیعیان زیدی در طول تاریخ بارها قتل عام شدند، ولی نتیجه چه بوده؟ دشمنان آنها نابود و از بین رفتند، و هیچ اثری از انها باقی نماند. ولی شیعیان زیدی و حسنی، ملتی با قامت استوار که دارای هویتی روشن، تاریخی پرافتخار و جاودانه هستند. و نمونه کوثری هستند که در قرآن، به آنها افتخار شده است. در سوره کوثر همین مضمون آمده که: ای پیامبر دشمنان تو بدون تاریخ و عقبه خواهند بود، ولی نسل تو از دخترت فاطمه سلام الله، ادامه خواهد یافت.

Yemen killed in field or submarine?

The Yemeni runaway minister said in a press release that al-Houthi sent children to the field? Are these guys hungry and better off doing drugs? Or go to the battlefield and get martyrdom? He does not understand this! And only the Shi is Ali, who knows: martyrdom on the battlefield is the highest death and die in the bed of illness, the most worthless of it. Everyone knows that war is not military but economic warfare. Because Yemen has a higher hand in the military warfare! And can make Riyadh dirty. Therefore, the Saudi anti-humanitarian coalition does not go to the military! But they are afraid of killing, going to market and ordinary people, and bombing them! Until :they can react. The bombing of hospitals and food stores shows that Saudi Arabia is in the wake of the economic war, the same war that the US has launched against Iran. The illusion of America and Al Saud and Zionism is one, everyone thinks they can make resilient nations out of the field by embargoing or destroying food stores! For this illusion, have spent billions! There is no budget left for them! The real poor are Al Saud! They do not have the habit of hunger and thirst, and the decline in oil revenues is a gradual death for them. The United States has ordered the sale of its oil, and Saudi Arabia has stepped up its death by lowering oil exports, but it has no choice. Al-Saud family now has a worse situation: there are patients in Yemen! Al Saud's prison for his own family is worse than the ruins ruined in the cities of Yemen. The important difference between the two is that: Yemenis have chosen it with their eyes, and they consider themselves to be happy and happy with God and people. But al-Saud has fallen into hell: each is like wild wolves looking for another. The difficulty of livelihood for them is worse than death. They make fun of fasting and prayer! While Yemen is a fasting people, and with tears for: Imam Hussein, who was martyred in a worse situation than others fearing martyrdom. May it propagate the world that 90% of Yemenis are dying! And the disease and famine have made them sad, but not so. They are ready to lose their lives, so that the Shiites will survive. No matter how big the disease and famine, it is not more terrible for Ashura to thirst for Imam Hussein. They are embarrassed in front of Imam Hussein, who spoke of the harshness and pain in the path of Islam. Although it may be: there are a number of Saudi mercenaries, and they want to alleviate the al-Hawthi government by magnifying this: diseases and famine, but they will be killed by their brutal death! Because :lying and misleading propaganda, there is no result except death. The Yemeni people know that life under the burden, under the colonial rule of the Saudis, is not worth the year to endure famine and disease! Saudi mercenaries cannot defeat them. In the past, there have been such massacres, Zaidi Shiites have been massacred over the course of history, but what was the result? Their enemies were destroyed and destroyed, and no trace of them remained. But Shiites Zaidi and Hosni are a solid nation with a clear identity, a glorious history, and eternal. And they are examples of Korari who are proud of them in the Qur'an. In Surah al-Kusar, the same thing says: "Prophet, your enemies will be without history and the rebellion, but your generation will continue from your daughter, Fatima Salam Allah."

اليمن قتل في الميدان أو الغواصة؟

وقال الوزير اليمني الجامح في بيان صحفي أن الحوثي أرسل الأطفال إلى الميدان؟ هل هؤلاء الأشخاص جائعون وأفضل حالا من تعاطي المخدرات؟ أو الذهاب إلى ساحة المعركة والحصول على الشهادة؟ لا يفهم هذا! والشي فقط هو علي ، من يدري: الاستشهاد في ساحة المعركة هو أعلى الموت ويموت في سرير المرض ، أكثرها عديمة القيمة. يعلم الجميع أن الحرب ليست عسكرية بل حرب اقتصادية. لأن اليمن له يد أعلى في الحرب العسكرية! ويمكن أن تجعل الرياض قذرة. لذا ، فإن التحالف السعودي ضد الإنسانية لا يذهب إلى الجيش! لكنهم يخافون من القتل ، والذهاب إلى السوق والناس العاديين ، وقصفهم! حتى يتمكنوا من الرد. يُظهر قصف المستشفيات ومخازن الأغذية أن المملكة العربية السعودية في أعقاب الحرب الاقتصادية ، وهي نفس الحرب التي شنتها الولايات المتحدة ضد إيران. إن الوهم بين أمريكا و آل سعود والصهيونية هو واحد ، كل شخص يعتقد أنه بإمكانه جعل الأمم المرنة خارج الميدان عن طريق حظر أو تدمير مخازن المواد الغذائية! لهذا الوهم ، أنفقت المليارات! لا توجد ميزانية متبقية لهم! الفقراء الحقيقيون آل سعود! إنهم لا يملكون عادة الجوع والعطش ، كما أن انخفاض عائدات النفط هو موت تدريجي لهم. وقد أمرت الولايات المتحدة ببيع نفطها ، وصعدت المملكة العربية السعودية من وفائها بخفض صادرات النفط ، لكن ليس لديها خيار آخر. عائلة آل سعود لديها الآن وضع أسوأ: هناك مرضى في اليمن! سجن آل سعود لأسرته هو أسوأ من الأطلال المدمرة في مدن اليمن. الفرق المهم بين الاثنين هو أن: اليمنيين قد اختاروه بأعينهم ، ويعتبرون أنفسهم سعداء وسعداء مع الله والناس. لكن آل سعود سقطوا في الجحيم: كل واحد مثل الذئاب البرية تبحث عن آخر. صعوبة المعيشة بالنسبة لهم أسوأ من الموت. يسخرون من الصيام والصلاة! بينما اليمن صائم ، وبدموع: الإمام الحسين الذي استشهد في وضع أسوأ من غيره خوفا من الشهادة. نرجو أن تروج للعالم أن 90٪ من اليمنيين يموتون! وقد جعلها المرض والمجاعة الحزن ، ولكن ليس كذلك. إنهم مستعدون لأن يفقدوا حياتهم ، كي ينجو الشيعة. بغض النظر عن حجم المرض والمجاعة ، فليس أكثر فظاعة بالنسبة إلى عاشوراء أن يعطش للإمام حسين. هم محرجون أمام الإمام الحسين ، الذي تحدث عن القسوة والألم في طريق الإسلام. رغم أنه قد يكون: هناك عدد من المرتزقة السعوديين ، ويريدون التخفيف من حكومة الحوثي بتكثيف هذا: الأمراض والمجاعة ، لكنهم سيقتلون بموتهم الوحشي! لأن الدعاية الكاذبة والمضللة ، لا توجد نتيجة إلا الموت. يعلم الشعب اليمني أن الحياة تحت العبء ، تحت الحكم الاستعماري للسعوديين ، لا تستحق السنة لتحمل المجاعة والمرض! المرتزقة السعوديون لا يمكنهم هزيمتهم. في الماضي ، كانت هناك مثل هذه المجازر ، وقد تم ذبح الزيديين الشيعة على مدار التاريخ ، ولكن ماذا كانت النتيجة؟ تم تدمير وتدمير اعدائهم ، ولم يبق منهم أي أثر. لكن الشيعة الزيدي وحسني هم أمة قوية ذات هوية واضحة ، تاريخ مجيد ، وأبدي. وهم أمثلة لخوري الذين يفخرون بهم في القرآن. في سورة الكسار ، الشيء نفسه يقول: "النبي ، أعدائك سيكونون بدون تاريخ والتمرد ، لكن جيلك سيستمر من ابنتك فاطمة سلام الله".

Yəmən sahildə və ya sualtı sahildə öldürüldü?

Yəmən qaçışı naziri, əl-Houthinin uşaqları sahəyə göndərdiyi bir mətbuat şərhində dedi: Bu uşaqlar acdır və narkotikdən daha yaxşı mı? Ya da döyüş sahəsinə gedib şəhid olmaq mı? Bunu anlamır! Yalnız Şi, bilən Əlidir: döyüş sahəsindəki şəhidlik ən yüksək ölümdür və xəstəlik yatağında ölür, ən dəyərsizdir. Hər kəs döyüşün hərbi deyil, iqtisadi müharibə olduğunu bilir. Çünki Yəməndə hərbi döyüşdə daha yüksək bir əl var! Və Riyad çirkli edə bilər. Buna görə, Səudiyyə əleyhinə humanitar koalisiya hərbi xidmətə getməz! Ancaq onlar öldürməyə, bazarlara çıxmağa və sıravi insanlara qaçmaqdan və onları bombalamadan qorxurlar! Onlar reaksiya verə biləcək qədər. Xəstəxanaların və ərzaq mağazalarının bombalanması göstərir ki, Səudiyyə Ərəbistanı iqtisadi müharibədən sonra ABŞ-ın İrana qarşı başladığı eyni müharibədən sonra. Amerika, Əl-Səud və Sionizmin illüziyası birdir, hər kəs ərzaq mağazalarını ambaran və ya məhv etməklə möhkəm xalqları sahədən çıxara bilər! Bu illüziya üçün milyardlarla xərcləndilər! Onlar üçün heç bir büdcə yoxdur! Əsl kasıb əl-Sauddur! Onlar aclıq və susuzluq vərdişinə malik deyil və neft gəlirlərinin azalması onlar üçün tədricən ölümdür. ABŞ, neft satışını əmr etdi və Səudiyyə Ərəbistanı neft ixracını azaltmaqla ölümünü sürətləndirdi amma seçimi yoxdur. Əl-Saud ailəsi artıq pis vəziyyətdədir: Yəməndə xəstələr var! Əl-Səudun ailəsi üçün həbsxana Yəmən şəhərlərində xarabalıqların xarab olmasından daha pisdir. İkisi arasındakı vacib fərq bunlardır: Yəmənlər gözləri ilə seçmişlər və özlərini Allah və insanlar ilə xoşbəxt və xoşbəxt hesab edirlər. Əl-Saud cəhənnəmə düşdü: hər biri digərini axtaran yabanı canavar kimidir. Onların yaşaması çətinliyi ölümdən daha pisdir. Oruc və namaza əylənirlər! Yəmən bir oruc kimiydi və gözyaşı ilə: İmam Hüseyn, şəhid olduğundan qorxanlardan daha pis bir vəziyyətdə şəhid oldu. Yəmənlərin 90% -i ölür ki, dünya yayılsın! Xəstəlik və aclıq onları kədərləndirdi, amma belə deyil. Şiələrin yaşaması üçün həyatlarını itirməyə hazırdırlar. Xəstəlik və aclıq nə qədər böyük olursa olsun, Aşura üçün İmam Hüseynin susuzluğundan daha dəhşətli deyil. İmam Hüseynin qarşısında İslam yolunda sərtlik və ağrıdan danışanlardan utanırlar. Baxmayaraq ki: bir sıra Səudiyyə əsgərləri var və onlar bu böyütməklə Əl-Hawiti hökumətini yüngülləşdirmək istəyirlər: xəstəliklər və aclıq, lakin onların qəddar ölümü ilə öldürülür! Yalançı və yanlış təbliğat olduğundan ölümdən başqa heç bir nəticə yoxdur. Yəmən xalqı, Səudilərin müstəmləkə hakimiyyəti altında yük altında olan həyat, aclıq və xəstəliyə dözməyək bir il lazım deyil. Səudiyyə əsgərləri onları məğlub edə bilməz. Keçmişdə bu cür qırğınlar olmuşdur, Zəidi şiələri tarix boyunca qətlə yetirilmişdir, lakin nəticə nə idi? Düşmənləri məhv edilmiş və məhv edilmişdir və heç bir iz qalmamışdır. Lakin şiələr Zaidi və Hüsnü açıq bir şəxsiyyət, möhtəşəm bir tarix və əbədi olan möhkəm bir millətdir. Onlar Quranda da qürur verən Xorilərin nümunəsidir. Əl-Kusar surəsində isə belə deyilir: "Peyğəmbər, düşmənləriniz tarixsiz və üsyan etməyəcək, amma sizin nəsliniz qızınız Fatimə Salam Allahdan davam edəcəkdir".


برچسب‌ها: یمن کشته در میدان یا بستر؟,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۸/۱۳۹۷ - ۱۹:۴۵ نظر(0)

در نشست خبری فابا توسط دکتر بیات، اعلام شد که بانک مرکزی مامور اصلاح نظام بانکی گردیده است. این خبر خوبی برای اقتصاد ایران است، زیرا به معنی اصلاح از درون است. بطور کلی بانک مرکزی دو ایراد اساسی دارد: اول اینکه برضد وظیفه و ماموریت خود عمل می کند، یعنی ماموریت او حفظ ارزش پول ملی است، ولی از سال 1330تا کنون نه تنها ارزش پول ملی را خفظ نکرده بلکه آن را کاهش داده! در سال 1130 هر دلار یک ریال بوده، و بانک موظف بوده آن را حفظ کند. اما تا سال 1357 به 75 برابر رسیده است، تقریبا هر سال سه برابر! بعد از انقلاب اسلامی برای خرید کالاهای اساسی، سالها نرخ رسمی دلار همان 75 ریال بود. اما در بازار آزاد، روند افزایش بهای دلار ادامه داشت. بانک مرکزی هم با تایید این نرخ، چند نرخی را پذیرفت! این روش (ثبات  و تغییر) در دوران های 8 ساله بعد از انقلاب، تکرار می شد و یک روند کلی داشت. دولتها در 6سال اول ریاست جمهوری، قیمت دلار را ثابت نگه داشته و آن را اضافه نمی کردند، یا با اضافه شدن آن مخالف بودند. ولی در دو سال آخر، برای تامین کسری بودجه، همه افزایش ها را یکجا اعمال می کردند. البته این را از عدم استقلال بانک مرکزی می دانند. لذا در مرحله اول، بانک مرکزی باید مستقل از دولت شود. البته بانک مرکزی ها، استقلال کامل را پیشنهاد می دهند! یعنی حتی زیر نظر رهبری هم نباشند. این امر اعمال حاکمیت را زیر سوال می برد، چرا که رئیس بانک مرکزی، باید از سوی جایی انتخاب و به آنها پاسخگو باشد. اگر به رای مردم، یا شورای سه قوه، یا رهبری نباشد، معنی اش این است که تابع آمریکا و: صندوق بین المللی پول باشد. و این همان کاپیتولاسیون است، که در اسلام ممنوع شده است. زیرا طبق ایه قران (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) راه نفوذ کفار بوسیله خدا بسته شده، و آنها قادر به اعمال نفوذ نیستند، یعنی اجازه چنین کاری را ندارند. حالا اگر به دست خود، قانونی بنویسیم که کفار را بر مال و جان خود مسلط کنیم، برضد دستور صریح عمل کرده ایم، و همان کاپیتولاسیون می باشد. ولو عنوان قوانین، پولشویی و امثال آن باشد. نفس موضوع  استقلال بانک مرکزی از ایران، و وابسته شدن آن به کفار ممنوع شرعی می باشد. لذا بهترین راه استقلال بانک مرکزی از دولت، تعیین رئیس و سیاست آن از سوی رهبری است. وجود شورای فقهی بانک مرکزی هم، به همین معنا است. اگر شورای فقهی بخواهد فتوای رهبری را اعمال کند، طبیعی است که باید خط مشی و سیاست های ان را تغییر دهد. و الا بجای اینکه بانک را اسلامی کند، اسلام را بانکدار می کند! یعنی همه اصول بانکداری غربی را، تئوریزه کرده و شکل اسلامی به آن می دهد! درواقع کلاه شرعی های معمول را قانونی می کند.  در این حالت است که: رهبری تعیین می کند: وظیفه بانک مرکزی، حفظ ارزش پول ملی است یانه، ماموریت آن، قرض دادن به دولت و تامین کسری بودجه، که موجب کاهش ارزش پول ملی (مصلحت ملی یا منافع ملی) شود. دوم اینکه بانک مرکزی وارد امور بنگاه داری شده است. مثلا: با اینکه برگزاری نمایشگاه، همایش، و دریافت وجه از اسپانسر ها، به عهده فابا است، ولی موسسه پژوهشهای پولی بانکی آن را انجام می دهد! و درآمد های نجومی از این راه کسب می کند. بانکهای زیر مجموعه هم مجبورند: بعنوان حامی طلایی عمل کنند، و از صد میلیون تا یک میلیارد تومان هم، پرداخته اند. وقتی موسسه این کار را انجام دهد، یعنی مجوز صادر کرده، تا تمام بانکها هم به کاسبکاری روی آورند! و با جیب مردم بنگاه داری کنند و صاحب سود و سرمایه شوند(با لباس دیگران داماد شوند!)

The central bank starts out!

At the Faba news conference by Dr. Bayat, it was announced that the central bank has been the task of reforming the banking system. This is good news for the Iranian economy, because it means reforming from within. In general, the Central Bank has two basic disadvantages: first, it is acting against its mission and mission, which is its mission of maintaining the value of the national currency, but since 1330, not only has the national currency been undervalued but reduced! In 1130, each dollar was a rial, and the bank was obliged to maintain it. But by the year 1357 it has reached 75 times, almost tripled every year! After the Islamic Revolution to buy basic goods, for years the official dollar rate was 75 rials. But in the free market, the dollar continued to rise. The central bank accepted a few rates by confirming this! This method (stability and change) was repeated in the eight years after the revolution, and it had a general trend. In the first six years of the presidency, governments kept the dollar constant, did not add it, or opposed it. But in the last two years, to raise the deficit, all the increases were applied simultaneously. Of course, this is due to the lack of independence of the central bank. So, in the first stage, the central bank should be independent of the state. Of course, the central banks offer complete independence! Not even under the leadership. This undermines the rule of law, because the head of the central bank has to be chosen from somewhere and accountable to them. If you do not vote for the people, or the council of three powers, or the leadership, it means that it is a function of the United States and: the IMF. And this is the same capitol, which is forbidden in Islam. Because according to the Qur'an (), the infiltration of infidels is closed by God, and they are not able to exercise influence, that is, they are not allowed to do so. Now :if we write in our hands a law that prevents infidels from dominating our wealth and our lives, we have acted against the clear command, and that is the same capitol. Even if the rules are money laundering, and so on. The soul is the subject of the independence of the Central Bank of Iran, and its affiliation with the prohibited Shiite infidels. Therefore, the best way is the central bank's independence from the government, the appointment of its boss and its policy by the leadership. The same is true of the Central Bank's jurisprudential council. If the jurist council wants to enforce the fatwa of the leadership, it is natural that it should change its policies and policies. And instead of Islamicizing the bank, Islam will be a banker! That is, all the principles of Western banking are theorized and given the Islamic form! In fact, it legalizes the customary hat. In this case: the leadership determines: the central bank's role is to preserve the value of national currency, its mission, lend to the government and to provide a deficit, which would result in the devaluation of the national currency (national interest or national interest). Secondly, the central bank has gone into business affairs. For example, while organizing an exhibition, conference, and sponsorship, Faba is responsible, but the Bank Research Institute performs it! And it earns astronomical revenues. Subordinate banks also have to act as a gold medalist, and from a hundred to one billion tomans. When the institution does this, it has issued a license, so that all banks will go to business! Make a business with people's pockets and become profitable (they will be blessed with others!)

البنك المركزي يبدأ!

في مؤتمر Faba الصحفي للدكتورة بيات ، تم الإعلان عن أن البنك المركزي كان مهمة إصلاح النظام المصرفي. هذه أخبار جيدة للاقتصاد الإيراني ، لأنها تعني الإصلاح من الداخل. بشكل عام ، يعاني البنك المركزي من سلبيتين أساسيتين: أولاً ، أنه يتصرف ضد مهمته ومهمته ، التي تتمثل مهمته في الحفاظ على قيمة العملة الوطنية ، ولكن منذ عام 1330 ، لم يتم تخفيض قيمة العملة الوطنية فحسب بل تخفيضها! في عام 1130 ، كان كل دولار الريال ، واضطر البنك للحفاظ عليه. ولكن بحلول عام 1357 وصلت 75 مرة ، أي ثلاث مرات تقريبًا كل عام! بعد الثورة الإسلامية لشراء السلع الأساسية ، لسنوات كان سعر الدولار الرسمي 75 ريالا. لكن في السوق الحرة ، استمر الدولار في الارتفاع. قبل البنك المركزي بعض المعدلات بتأكيد ذلك! هذه الطريقة (الاستقرار والتغيير) تكررت في السنوات الثماني التي أعقبت الثورة ، وكان لها اتجاه عام. في السنوات الست الأولى من الرئاسة ، أبقت الحكومات الدولار ثابتًا ، ولم تضيفه ، أو عارضت ذلك. لكن في السنتين الأخيرتين ، لرفع العجز ، تم تطبيق جميع الزيادات في وقت واحد. بالطبع ، هذا يرجع إلى عدم استقلال البنك المركزي. لذا ، في المرحلة الأولى ، يجب أن يكون البنك المركزي مستقلا عن الدولة. بالطبع ، تقدم البنوك المركزية الاستقلال الكامل! ليس حتى تحت القيادة. هذا يقوض سيادة القانون ، لأنه يجب أن يتم اختيار رئيس البنك المركزي من مكان ما وأن يخضع للمساءلة أمامه. إذا كنت لا تصوت للشعب ، أو مجلس ثلاث قوى ، أو القيادة ، فهذا يعني أنها وظيفة تابعة للولايات المتحدة و: صندوق النقد الدولي. وهذا هو نفس الكابيتول ، وهو ممنوع في الإسلام. لأنه وفقا للقرآن، يتم إغلاق تسلل الكفار من قبل الله ، وهم غير قادرين على ممارسة التأثير ، أي أنهم غير مسموح لهم بالقيام بذلك. الآن إذا كتبنا في أيدينا قانونًا يمنع الكفار من السيطرة على ثرواتنا وحياتنا ، فقد تصرفنا ضد القيادة الواضحة ، وهذا هو نفس الكابيتول. حتى لو كانت القواعد هي غسل الأموال ، وما إلى ذلك. الروح هي موضوع استقلال البنك المركزي الإيراني ، وانتمائه إلى الكفار الشيعة المحظورين. لذلك ، فإن أفضل طريقة هي استقلال البنك المركزي عن الحكومة ، وتعيين رئيسه وسياسته من قبل القيادة. وينطبق الشيء نفسه على المجلس الفقهي للبنك المركزي. إذا أراد المجلس الشرعي فرض فتوى القيادة ، فمن الطبيعي أن يغير سياساته وسياساته. وبدلاً من إضفاء الطابع الإسلامي على البنك ، سيكون الإسلام مصرفيًا! أي أن جميع مبادئ العمل المصرفي الغربي منظورة ومنحها الشكل الإسلامي! في الواقع ، فإنه يشرع القبعة المعتادة. في هذه الحالة: تحدد القيادة: دور البنك المركزي هو الحفاظ على قيمة العملة الوطنية ، ومهمتها ، وإقراض الحكومة ، وتوفير عجز ، مما يؤدي إلى تخفيض قيمة العملة الوطنية (المصلحة الوطنية أو المصلحة الوطنية). ثانيا ، لقد ذهب البنك المركزي في الشؤون التجارية. على سبيل المثال ، أثناء تنظيم معرض ومؤتمر ورعاية ، فإن فابيا مسؤولة ، لكن معهد أبحاث البنك يقوم بذلك! ويكسب عائدات فلكية. البنوك الثانوية يجب أن تعمل أيضا كميدالية ذهبية ، ومن مائة إلى مليار تومان. عندما تقوم المؤسسة بذلك ، فقد أصدرت ترخيصًا ، بحيث تذهب جميع البنوك إلى العمل! جعل الأعمال التجارية مع جيوب الناس ويصبح مربحا (سوف يبارك مع الآخرين!)

Mərkəzi bank başlayır!

Bayatın Faba mətbuat konfransında mərkəz bankının bank sisteminin islahatı vəzifəsi olduğunu açıqladı. Bu, İran iqtisadiyyatı üçün yaxşı bir xəbərdir, çünki bu, içəridən islahatlar deməkdir. 1130-cu ildə hər bir dollar bir rial idi və bank onu saxlamaq məcburiyyətində idi. Ancaq 1357-ci ilə qədər 75 dəfə çatdı, hər il təxminən üç dəfə! İslam inqilabından sonra əsas mallar almaq üçün, rəsmi əqdlər illərdir 75 rial idi. Lakin azad bazarda dollar yüksəlməyə başladı. Mərkəzi bank bunu təsdiqləyərək bir neçə dərəcə qəbul etdi! Bu üsul (sabitlik və dəyişiklik) inqilabdan səkkiz il sonra təkrarlanıb və ümumi bir tendensiya oldu. Prezidentin ilk altı ildə hökumətlər dollar sabit qaldı, əlavə etmədilər və ya ona qarşı çıxmadılar. Lakin son iki ildə açığı qaldırmaq üçün bütün artım eyni vaxtda tətbiq olundu. Əlbəttə ki, bu, mərkəzi bankın müstəqilliyinin olmaması ilə bağlıdır. Beləliklə, birinci mərhələdə mərkəzi bank dövlətdən müstəqil olmalıdır. Əlbətdə, mərkəzi banklar tam müstəqillik təklif edir! Hətta rəhbərliyin yanında deyil. Bu qanunun aliliyinə zərbə vurur, çünki mərkəzi bankın rəhbəri bir yerdən seçilməlidir və onlara cavabdehdir. Əgər insanlara, ya da üç səlahiyyət və ya rəhbərliyə səs vermirsinizsə, bu, ABŞ-ın və BVF-nin bir funksiyası deməkdir. Və bu, İslamda qadağan edilmiş olan eyni kapitoldur. Qaydalar pul axınlığı olsa belə və s. Ruh İran Mərkəzi Bankının müstəqilliyinə və onunla qadağan edilmiş Şiə küfrlərinə aid olan bir mövzu. Buna görə də, ən yaxşı şəkildə mərkəzi bankın hökumətdən müstəqilliyi, onun müdirinin təyin edilməsi və rəhbərliyi tərəfindən siyasəti. Eyni, Mərkəzi Bankın hüquq fəlsəfəsi şurası ilə bağlıdır. Hakim şurası rəhbərliyin fətvasını tətbiq etmək istəyirsə, onun siyasəti və siyasətini dəyişməsi təbiidir. Bankı İslamı əvəz etmək yerinə, İslam bankçı olacaq! Budur, Qərb bankçılığının bütün prinsipləri nəzərdən keçirilir və İslam forması verilir! Əslində, bu adət şapkasını qanuniləşdirir. İkincisi, mərkəzi bank işə başlamışdır. Məsələn: sərgilər, konfranslar, və sponsorlar vəsait, məsul Faba almaq, ancaq pul tədqiqat institutu baxmayaraq! Və astronomik gəlirlər qazanır. ödənilən milyard dollar hər Qızıl aktı bir vəkil kimi, və bir yüz milyon: Banklar həmçinin aşağıdakı sıra var. Təşkilat bunu edəndə, bütün banklar işə getmək üçün lisenziya verdilər! İnsanlar cibləri ilə iş edin və qazanc əldə edin (onlar başqaları ilə mübarək olacaq!)


برچسب‌ها: بانک مرکزی از خود شروع کند!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۸/۱۳۹۷ - ۱۶:۲۷ نظر(0)

دنیای متمدن و مدرن غرب، سالها تبلیغ کرد که مهد تمدن و آزادی است! مخصوصا تجارت آزاد را یکی از بزرگترین افتخارات خود اعلام نمود. این تبلیغات در دوران جنگ سرد بسیار زیاد بود، به طوری که می گفتند آمریکا، تنها کشوری است که دولت در آن نقش ندارد! و متعلق به بخش خصوصی است. نقطه مقابل آن، شوروی سابق را حکومت دولتی، متمرکز و دیکتاتور با: اقتصاد بسته و انحصاری میدانستند. این دیدگاه در قانون اساسی ایران نیز اثر خود را نشان می دهد: اصل 44می گوید اقتصاد ایران، اقتصادی مختلط بوده و دارای سه بخش: دولتی و خصوصی و تعاونی است. با توجه به اینکه تعاونی نیز از ابتکارات: شوروی سابق بود میتوان گفت: تعاونی نیز یک اقتصاد دولتی است، مگر اینکه ما سندیکاها را هم تعاونی بدانیم، در این صورت یک اقتصاد سرمایه داری، با محوریت بخش خصوصی است! اگر نخواهیم مناقشه کنیم، اقتصاد تعاونی هم فصل مشترک بخش خصوصی و دولتی، و هم فصل افتراق آنها می باشد! این نکته زیاد مهم و مورد بحث ما نیست، بلکه مهم آن است که بحث سندیکالیزم، آلترناتیوی شد تا حکومت سرمایه داری امریکا، تبدیل به جکومت انحصاری و متمرکز فعلی شود. یعنی اقتصاد بازار محور که: بر مبنای عرضه و تقاضا باید شکل می گرفت، با ایجاد کارتل ها و تراست ها، یا اتحادیه های تعاونی، به سوی انحصاری کردن بازار حرکت کرد. بطوریکه بسیاری از کالاها و خدمات، کاملا در انحصار دولت آمریکا قرار گرفت. زیرا دولت آمریکا به تبع همین انحصارات، می تواند اعلام تحریم کند! و تحریم کردن یعنی: زیرپا گذاشتن همه اصول دمکراسی، بازار آزاد و اقتصاد سرمایه داری، روش رقابتی و عرضه و تقاضا. و در یک جمله دولت کمونیستی زمان استالین و موسولینی . این موضوع اثبات می کند که: متضاد هرچیزی از دل آن بیرون می اید! و آن را از بین می برد! براساس همین اصل که مهمترین اصل بوده، و بنام تضاد دیالکتیکی معرف شده بود، کمونیزم که ضد سرمایه داری است، از دل سرمایه داری بیرون میاید و آن را نابود و: خود را جایگزین می کند. توضیح مختصر اینکه: کارگران که در دل سرمایه داران هستند، در ابتدا سرمایه داران را کمک می دهند تا: صاحب سود و قدرت و ائدئولوژی شده، برجهان سیطره پیدا کنند. ولی کم کم، نهضت های کارگری ایجاد شده، و همان کارگران با اعتصاب و تظاهرات، سرمایه داران راسرنگون کرده، و آنان را تبدیل به کمونیست ها می کنند، و دوران دیکتاتوری پرولتاریا آغاز می شود. اکنون دولت آمریکا، در قله این قدرت جدید انحصاری و دیکتاتوری است. از رقابت و بازار آزاد و تجارت جهانی خبری نیست. همه دنیای اقتصادی در دست یک نفر، خلاصه شده و تصمیمات اوست که بر: قانون عرضه و تقاضا حکم فرمایی می کند. عرضه نفت ایران، به دستور او ممنوع می شود! قیمت که بالا رفت به دستور او، برخی تحریم ها برداشته می شود، تا قیمت ها متعادل شود! اگر تضاد دیالکتیکی را قبول کنیم، اکنون آمریکا در اوج قدرت انحصاری، و تصمیمات متمرکز قرار دارد! و نقطه اوج یعنی آغاز رشد تضاد درونی، و افول قدرت، و سرازیر شدن فواره ثروت است. و ملت ها تصمیم دارند آن را کنار بگذارند، همانطور که همه دیکتاتور ها را کنار گذاشتند! این برکناری فقط برکناری از حزب، ایالت و امثال آن نیست، زیرا در طول این مدت، دو حزب آمریکا یکی شده، و همه ایالت ها در زیر فرمان واحدی منسجم شده اند. پس همه آنها به یک دید و به صورت عنصری واحد، باید از رده خارج شوند. و دولت مستبد آمریکا به همراهی همه متحدان و حامیانش از بین برود. و متضاد ان یعنی دولت ایران، بر آنجا حاکم شود.

The US government is above dictatorship.

The civilized and modern world of the West has been propagating for many years, a cradle of civilization and freedom! Especially, free trade has been one of its greatest honors. This was a huge amount of propaganda during the Cold War, so that they said that the United States is the only country in which the state has no role! And :belongs to the private sector. The opposite, the Soviet Union considered the former government to be a centralized and dictator with a closed and monopolistic economy. This view also affects the constitution of Iran: Article 44 states that Iran's economy is mixed economy and has three divisions: state and private, and cooperative. Given the fact that the co-operative was also the initiative of the former Soviet Union, it can be said that the cooperative is also a state-owned economy, unless we see the trade unions as cooperative, in this case a capitalist economy is centered on the private sector! If we do not argue, the cooperative economy is both the private and public sector, as well as the season for their differentiation! This is not a matter of great importance, but it is important that the discussion of syndicalism was an alternative to becoming the capitalist government of the United States, as the current, exclusive, centralized government. That is, the market economy, which, based on supply and demand, should be formed, by creating cartels and trusts, or cooperative unions, to move towards the monopolization of the market. So much of the goods and services were completely monopolized by the US government. Because the US government can declare sanctions under the same monopolies! And sanctioning is to undermine all principles of democracy, free markets and capitalist economics, competitive methods, supply and demand. And :in a statement by the communist government of Stalin and Mussolini. This proves that: antagonism comes out of everything! And it destroys it! Based on this principle, which was the most important principle, and in the name of dialectical contradictions, communism, which is anti-capitalist, emanates from capital and destroys it: it replaces itself. Brief Explanation: The workers, who are at the heart of the capitalists, initially help the financiers to dominate the protagonist, the professor and the power and ideologist. But, at the very least, workers' movements have been created, and the same workers strike and demonstrate capitalists, turn them into communists, and begin the dictatorship of the proletariat. The US government is at the peak of this new monopoly power and dictatorship. There is no competition from the free market and world trade. The whole world of economics is in the hands of one person, and his decisions are: the law of supply and demand warrants. Iran's oil supply is banned under its command! The price has risen to his orders; some sanctions will be lifted, so that prices will be balanced! If we accept the dialectical contradiction, now America is at the peak of its monopoly power and centralized decisions! And the peak is the beginning of the growth of the inner conflict, and the decline of power, and the flow of the fountain of wealth. And the nations decide to set it aside, as all the dictators have abandoned! This dismissal is not just the dismissal of the party, state, and so on, because during this period, the two US parties have been united, and all the states have become subordinate to a single command. So: all of them must be discarded in a single sight and in a single element. And the US autocratic government, along with all its allies and supporters, will be eliminated. And the opposite, the Iranian government, is dominant there.

حكومة الولايات المتحدة فوق الدكتاتورية.

لقد كان العالم المتحضر والعالمي للغرب يتكاثر لسنوات عديدة ، مهد الحضارة والحرية! على وجه الخصوص ، كانت التجارة الحرة واحدة من أعظم الأوسمة. كانت هذه كمية هائلة من الدعاية أثناء الحرب الباردة ، بحيث قالوا إن الولايات المتحدة هي الدولة الوحيدة التي لا تلعب فيها الدولة أي دور! وينتمي إلى القطاع الخاص. على العكس ، اعتبر الاتحاد السوفييتي الحكومة السابقة مركزية ودكتاتورية ذات اقتصاد مغلق واحتكاري. هذا الرأي يؤثر أيضا على دستور إيران: تنص المادة 44 على أن الاقتصاد الإيراني مختلط بالاقتصاد ولديه ثلاثة أقسام: الدولة والقطاع الخاص ، والتعاونية. وبالنظر إلى حقيقة أن التعاونية كانت أيضًا مبادرة الاتحاد السوفياتي السابق ، يمكن القول إن التعاونية هي أيضًا اقتصاد مملوك للدولة ، إلا إذا رأينا النقابات العمالية تعاونية ، ففي هذه الحالة يكون الاقتصاد الرأسمالي مرتكزًا على القطاع الخاص! إذا لم نكن نقول ، فإن الاقتصاد التعاوني هو القطاع الخاص والعام على حد سواء ، وكذلك في موسم التمايز! هذه ليست مسألة ذات أهمية كبيرة ، لكن من المهم أن يكون النقاش حول النقابة بديلاً عن أن تصبح الحكومة الرأسمالية للولايات المتحدة ، كالحكومة المركزية الحالية والحصرية. وهذا هو ، اقتصاد السوق ، الذي ، على أساس العرض والطلب ، ينبغي تشكيله ، عن طريق إنشاء عصابات وصناديق ، أو نقابات تعاونية ، للتحرك نحو احتكار السوق. الكثير من السلع والخدمات كانت تحتكرها بالكامل حكومة الولايات المتحدة. لأن حكومة الولايات المتحدة يمكن أن تعلن العقوبات في ظل نفس الاحتكارات! والعقوبات تقوض جميع مبادئ الديمقراطية والأسواق الحرة والاقتصاد الرأسمالي والأساليب التنافسية والعرض والطلب. وفي بيان من الحكومة الشيوعية ستالين وموسوليني. هذا يثبت أن: العداء يخرج من كل شيء! ويدمرها! واستناداً إلى هذا المبدأ ، الذي كان المبدأ الأهم ، وباسم التناقضات الجدلية ، فإن الشيوعية ، المناهضة للرأسمالية ، تنبع من رأس المال وتدمرها: فهي تحل محل نفسها. شرح موجز: العمال ، الذين هم في قلب الرأسماليين ، يساعدون في البداية الممولين على السيطرة على البطل ، الأستاذ والقوة والعقيدة. ولكن ، على أقل تقدير ، تم إنشاء حركات العمال ، وضرب نفس العمال وأظهر الرأسماليين ، وتحويلهم إلى شيوعيين ، وبدء ديكتاتورية البروليتاريا. إن حكومة الولايات المتحدة في ذروة هذه السلطة الاحتكارية الجديدة والديكتاتورية. لا توجد منافسة من السوق الحرة والتجارة العالمية. إن عالم الاقتصاد كله في يد شخص واحد ، وقراراته هي: قانون العرض والطلب. إمدادات النفط الإيراني محظورة تحت قيادتها! ارتفع السعر لأوامره ، وسيتم رفع بعض العقوبات ، بحيث تكون متوازنة الأسعار! إذا قبلنا التناقض الجدلي ، فإن أمريكا الآن في ذروة قوتها الاحتكارية والقرارات المركزية! والذروة هي بداية نمو الصراع الداخلي ، وانحدار القوة ، وتدفق ينبوع الثروة. وقررت الأمم أن تضعه جانباً ، كما تخلى عنها جميع الديكتاتوريين! ولا يقتصر هذا الفصل على طرد الحزب والدولة وما إلى ذلك ، لأنه خلال هذه الفترة ، توحد الطرفان الأمريكيان ، وأصبحت جميع الولايات تابعة لقيادة واحدة. لذلك يجب تجاهل كل منهم في مشهد واحد وفي عنصر واحد. وسيتم القضاء على حكومة الولايات المتحدة الأوتوقراطية ، إلى جانب جميع حلفائها ومؤيديها. أما العكس ، فالحكومة الإيرانية هي السائدة هناك.

ABŞ hökuməti diktaturadan üstündür.

Müasir sivil dünya və West, uzun illər mədəniyyət və azadlıq beşiyi irəli! Xüsusilə, azad ticarət ən böyük hörmətdən biri olmuşdur. Özəl sektora aiddir. Əksinə, keçmiş Sovet dövlət hakimiyyəti, bir iqtisadiyyatı ilə mərkəzləşdirilmiş diktatura və bir inhisar bilirdi. Biz kooperativ iqtisadiyyat, dövlət və özəl sektor kəsişməsində, və onların arasında fərqləri mübahisə deyilsə! çox mal və xidmət kimi, hökumət inhisar Amerika idi. Çünki ABŞ hökuməti eyni inhisarlar altında sanksiyalar elan edə bilər! Və sanksiya, yəni demokratiya, azad bazarların və kapitalizm iqtisadiyyatının rəqabət və tələb və metodu bütün prinsiplərini pozur. Və Stalin və Mussolini bir vaxtında kommunist hökumət. Bu da sübut edir ki: antagonizm hər şeydən çıxır! Və onu məhv edir! İndi hökumət Amerika bu yeni güc inhisar və diktatura zirvəsi edir. Pulsuz bazar və dünya ticarətindən heç bir rəqabət yoxdur. Dünya bir şəxsin əlində iqtisadiyyatı və tələb və hüquq hökmranlıq edəcək qərarını yekunlaşdırdı. İranın neft tədarükü onun əmri ilə qadağan olunub! qiymətləri balanslaşdırılmış olacaq, belə ki, qiymət, onun sifariş getdi, bəzi sanksiyalar ləğv olunacaq! biz dialektik qarşıdurma qəbul etsək, Amerika inhisar hakimiyyəti zirvəsi indi və qərarlar yönəlib! Artım və daxili münaqişənin kulminasiya nöqtəsi və güc azalması və sərvət fəvvarə axır. onlar bütün bir element sonra, həyata mərhələli olmalıdır. Və Amerika bütün müttəfiqləri və tərəfdarları ilə bir totalitar dövlət məhv. Və əksinə, İran hökuməti orada hakimdir.


برچسب‌ها: حکومت آمریکا، فوق دیکتاتوری است.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۲/۸/۱۳۹۷ - ۱۸:۱۸ نظر(0)

از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی، شکست ابرقدرتی آمریکا آغاز شد، ابتدا ایران توانست هیمنه و ابهت دولت فاشیست آمریکا را، در جهان نابود کند، بعد وارد فاز اخراج او گردید. اولین گام اخراج آنها از لانه جاسوسی شان در تهران ( سفارتخانه) بود، و آمریکا با عملیات صحرا و امثال آن، نتوانست کاری کند. بعد کم کم از کل منطقه اخراج گردید، و اکنون در حال اخراج از تمام جهان می باشد. لذا دوران حضور فیزیکی آمریکا در جهان تمام شد. گرچه  امریکاییها با فرستادن مزدوران خود: به کشورهای دیگر هنوز تبلیغ می کنند: که می خواهند آقای جهان باشند، در حالیکه سیطره آنها به چند تراکنش بانکی محدود شده! امروز در نمایشگاه تراکنش تاکید شد که: آبن آخرین سنگر را هم از او خواهیم گرفت! شعار معروف آنها، تراکنش علیه تحریم بود. دکتر فیروز آبادی با اشاره به مگاترند ها، این حرکت را سرعت بخشید. باید دانست با توجه به مگاترند، آخرین لانه های سیطره آمریکا را هم، باید فتح کرد و نگذاشت که آمریکا، یکه تاز میدان نرم افزار های بانکی باشد، تا نتواند با تحریم آن، در اقتصاد جهان اثر بگذارد. بیت کوین یا هر نوع ابزار فین تک، باید کاملا در اختیار قرار گیرد، و راه سوء استفاده از انها مسدود شود. آمریکایی ها(مقصود دولت نژاد پرست و فاشیست آن) تبلیغ می کنند که: ایران از ترس شفافیت مالی، به این ابزار ها رویکرد مثبتی ندارد! در حالیکه خودشان بدترین روش پولشویی را دارند. همه میدانند که آمریکا بدهکارترین دولت دنیا است، قانونا نباید هیچگونه حرکت مالی بکند! زیرا هر نوع هزینه کرد دولت، به معنی افزایش بدهی است. ولی آنها نمی گویند در حال افزایش این بدهی یا: چرا این بدهی ها ایجاد شده. همچنان دست خود را در جیب دیگران می کنند. نمونه بارز آن اخاذی از رژیم مستبدی است که: هیچگونه حزب یا انتخابات ندارد تا آن را، یک رژیم اصلاح طلب و لیبرال معرفی کنند، و دشمنی جهانی را کمتر نمایند!  آل سعود دیگر قادر به ادامه تولید نفت نیست. درامد های آن کاملا کاهش یافته، و در حال نابودی است. ولی هیچ شفافیتی در این خصوص نشان نمی دهند. اسرائیل با آخرین توان خود، آمریکا و عربستان را می دوشد! و به گروههای تروریست مثل داعش، کمک مالی و تسلیحاتی می کند، ولی هیچ شفافیتی ندارند. از ایران می خواهند که شفافیت مالی داشته باشد، ایران بدهی خارجی یا کسر بودجه ندارد، لذا کاملا شفاف عمل می کند. زیرا محل درآمد ها و هزینه های دولت، در بودجه ذکر شده و به تصویب: مجلس رسیده و خارج از آن، نمی توان هزینه کرد! ولی انها می گویند ایران به لبنان و یمن کمک می کند! پس تروریست است. این دروغ بزرگ آنها ناشی از ان است که: سازمان ملل چهار گروه مورد حمایت آنها را، تروریست معرفی کرده! ولی انها با رای خود، ایران ولبنان را در لیست تروریست ها قرار می دهند. آیا نظر امریکا و اسرائیل و عربستان، بالاتر از سازمان ملل است؟ اگر نیست، ایران به هیچیک از تروریست های مورد نظر سازمان ملل، کمک مالی نمی کند، بلکه با آنان مبارزه هم می کند. ولی اگر سازمان ملل الکی است! و آمریکا از ان بالاتر است، آنها لبنان و یمن و نیروهای مقاومت: بحرین وفلسطین و عراق را تروریست می دانند. وادعا می کنند ایران به آنها کمک مالی می کند! درحالیکه آنها به ایران کمک مالی می کنند! یعنی از ایران موشک و سلاح می خرند، همان کاری که عربستان برای امریکا می کند! اگر این جرم است، آنهم باید جرم محسوب شود! مگر فروش سلاح کمک مالی است؟ لذا کج فهمی انها باعث شده: فکر کنند ایران مخفیانه عمل می کند، چون آمریکا قادر به کشف آن نیست! لذا باید اف ای تی اف تصویب شود!

The Last Shelter of Americans!

From the first day of the Islamic Revolution, the failure of the US superpower began, first, Iran succeeded in destroying the fictitious state of America in the world, then entering its phase of dismissal. The first step was to expel them from their espionage nest in Tehran (the embassy), and the United States could not do anything with the Sahara operations. He was subsequently fired from the entire region, and is now being fired from all over the world. So the American physical presence ended in the world. Although the Americans are sending their mercenaries: They still advertise to other countries: they want to be the world's, while their domination is restricted to a few banking transactions! Today, in the transaction exhibition, he stressed: "We will take the last trench from Abel!" Their famous motto was a transaction against sanctions. Dr. Firoozabadi, who referred to the Megatrends, accelerated the move. It should be kept in mind that the last nests of American domination must also be conquered, and that the United States should not be able to afford banking software, so that it cannot be affected by the boycott in the world economy. Bit coin or any kind of Fin tech tool should be completely seized, and the way to use it should be blocked. The Americans (the meaning of their racist and fascist government) proclaim: Iran does not have a positive approach to these instruments because of financial transparency fears! While: they themselves have the worst money laundering methods. Everyone knows that the United States is the most debtors in the world, it's not legally necessary to make any financial moves! Because: any government spending, it means increasing debt. But they are not saying increasing this debt, or why: these debts have been created. They still keep their hands in the pocket of others. The typical example of this is the extortion of a tyrannical regime: there is no party or election to introduce it, a reformist and liberal regime, and less global hostility! Al Saud is no longer able to continue producing oil. Its revenues are completely diminished, and are being destroyed. But there is no transparency in this regard. Israel, with its last strength, is fighting America and Saudi Arabia! And grants financial and arms to terrorist groups like ISIL, but they have no transparency. They want Iran to have financial transparency, Iran does not have external debt or budget deficits, so it is completely transparent. Because the place of government revenues and expenditures is mentioned in the budget and approved: the parliament has reached and outside it, it is impossible to spend! But they say Iran is helping Lebanon and Yemen! So it's a terrorist. Their big lie lies in the fact that the United Nations has introduced the four groups they support, the terrorists! But they put Iran and Lebanon on the terrorist list with their votes. Is the view of the United States, Israel and Saudi Arabia above the UN? If not, Iran does not provide financial assistance to any of the terrorists of the United Nations, but will also fight them. But if the United Nations is altogether! And America is higher; they consider Lebanon, Yemen and the resistance forces: Bahrain and Palestine and Iraq are terrorists. They say Iran grants them money! While they donate to Iran! They buy missiles and weapons from Iran, just as Saudi Arabia does for the United States! If it is a crime, then it must be a crime! Is the sale of weapons a donation? Therefore, their crookedness has caused them to think that Iran is acting secretly, because the United States is not capable of discovering it! So the AFIF must be approved!

المأوى الأخير للأميركيين!

ابتداءً من اليوم الأول للثورة الإسلامية ، بدأ فشل القوة العظمى الأمريكية ، أولاً ، نجحت إيران في تدمير حالة أمريكا الوهمية في العالم ، ثم دخلت مرحلة الطرد. كانت الخطوة الأولى هي طردهم من عش التجسس في طهران (السفارة) ، ولا تستطيع الولايات المتحدة القيام بأي شيء في عمليات الصحراء. ثم تم طرده من المنطقة بأكملها ، ويتم الآن طرده من جميع أنحاء العالم. لذا انتهى الوجود المادي الأمريكي في العالم. على الرغم من أن الأمريكيين يرسلون مرتزقةهم: فهم لا يزالون يعلنون إلى دول أخرى: إنهم يريدون أن يكونوا العالم ، بينما تقتصر سيطرتهم على عدد قليل من المعاملات المصرفية! اليوم ، في معرض المعاملات ، وشدد: "سوف نأخذ آخر خندق من هابيل!" وكان شعارهم الشهير صفقة ضد العقوبات. عجل الدكتور فيروزابادي ، الذي أشار إلى ميجاتريندس ، هذه الخطوة. يجب ألا يغيب عن الذهن أن آخر هيمنة الهيمنة الأمريكية يجب أن يتم التغلب عليها ، وأن الولايات المتحدة يجب ألا تكون قادرة على تحمل تكاليف البرمجيات المصرفية ، بحيث لا يمكن أن تتأثر بالمقاطعة في الاقتصاد العالمي. يجب ضبط Bit coin أو أي نوع من أداة بالكامل ، ويجب حظر طريقة استخدامه. يعلن الأمريكيون (معنى حكومتهم العنصرية والفاشية): لا يوجد لدى إيران نهج إيجابي تجاه هذه الأدوات بسبب مخاوف الشفافية المالية! في حين أن لديهم أنفسهم أسوأ أساليب غسيل الأموال. يعلم الجميع أن الولايات المتحدة هي أكثر الدول مديونية في العالم ، وليس من الضروري قانونًا اتخاذ أي خطوات مالية! لأن أي إنفاق حكومي ، يعني زيادة الديون. لكنهم لا يقولون زيادة هذا الدين ، أو لماذا: تم إنشاء هذه الديون. لا يزالون يحتفظون بأيديهم في جيب الآخرين. المثال النموذجي لذلك هو ابتزاز نظام استبدادي: لا يوجد حزب أو انتخابات لإدخاله ، نظام إصلاحي وليبرالي ، وعداء عالمي أقل! آل سعود لم تعد قادرة على الاستمرار في إنتاج النفط. تتضاءل عائداتها بالكامل ، ويجري تدميرها. لكن لا توجد شفافية في هذا الصدد. إسرائيل ، بقوتها الأخيرة ، تقاتل أمريكا والسعودية! وتمنح الأموال والأسلحة للجماعات الإرهابية مثل تنظيم الدولة الإسلامية ، لكن ليس لديها شفافية. إنهم يريدون أن تكون لدى إيران شفافية مالية ، وليس لدى إيران ديون خارجية أو عجز في الميزانية ، لذلك فهي شفافة تماماً. لأن مكان إيرادات ونفقات الحكومة مذكور في الميزانية والموافقة عليه: فقد وصل البرلمان وخارجه ، يستحيل إنفاقه! لكنهم يقولون إن إيران تساعد لبنان واليمن! لذلك هو إرهابي. تكمن أكاذيبهم الكبرى في حقيقة أن الأمم المتحدة قد أدخلت المجموعات الأربع التي يدعمونها ، الإرهابيون! لكنهم وضعوا إيران ولبنان على قائمة الإرهابين بأصواتهم. هل وجهة نظر الولايات المتحدة وإسرائيل والمملكة العربية السعودية فوق الأمم المتحدة؟ وإن لم يكن الأمر كذلك ، فإن إيران لا تقدم أي مساعدة مالية لأي من الإرهابيين التابعين للأمم المتحدة ، ولكنها ستقاتلهم أيضا. ولكن إذا كانت الأمم المتحدة كلية! وأميركا أعلى ، فهي تعتبر لبنان واليمن وقوات المقاومة: البحرين وفلسطين والعراق إرهابيان. يقولون أن إيران تمنحهم المال! بينما يتبرعون لإيران! إنهم يشترون الصواريخ والأسلحة من إيران ، تماماً كما تفعل السعودية مع الولايات المتحدة! إذا كانت جريمة ، فيجب أن تكون جريمة! هل بيع السلاح تبرع؟ لذلك ، جعلهم تضييقهم يعتقدون أن إيران تتصرف سراً ، لأن الولايات المتحدة ليست قادرة على اكتشافها! لذلك يجب الموافقة على AFIF!

Amerikalıların son sığınacaq evi!

İslam İnqilabının ilk gündən Amerikanın fövqəldövlət uğursuzluq başladı İranın ilk Hymnh və Amerikanın faşist hökumətinin əzəməti, dünya məhv, o, növbəti mərhələyə xaric edilib. Sonradan bütün bölgədən atıldı və indi bütün dünyada işdən çıxarılır. Beləliklə, Amerika fiziki iştirakı dünya səviyyəsində başa çatdı. digər ölkələrə öz agentləri göndərməklə amerikalılar olsa da hələ bir neçə bank əməliyyatlarının hökmran məhduddur isə dünyanın ustaları var ki, reklam! Təqdimat sərgisində bu gün: "Abeldən son xəndəyin alacağıq" dedi. Məşhur şüarı sanksiyalara qarşı bir əməliyyat idi. Megatrends'e istinadən Dr. Firoozabadi, bu hərəkətləri sürətləndirdi. Bitcoin və ya hər hansı Fin One vasitəsi tamamilə ələ keçirilməlidir və onu istifadə etmək yolu blokirovka edilməlidir. Amerikalılar İran maliyyə şəffaflığı qorxusu, bu alətlər müsbət münasibət var ki, təbliğat (irqçi və faşist deməkdir)! Onlar özlərinin ən pis pulları yuyma üsullarına sahib olduqları halda. Hər kəs Amerika Birləşmiş Ştatlarının dünyanın ən çox borclu olduğunu bilir, hər hansı bir maliyyə hərəkət etmək qanuni olaraq lazım deyil! Hər hansı bir hökumətin xərcləməsi, borcun artırılması deməkdir. Ancaq onlar bu borcun artırılmasını deyirlər, ya da nəyə görə: bu borclar yaradılıb. Onlar hələ də əllərini başqalarının cibində saxlayırlar. Al Süud artıq neft çıxarmağa davam edə bilmədi. Onun gəlirləri tamamilə azalır və məhv edilir. Ancaq bu mövzuda şəffaflıq yoxdur. İsrail son gücüylə Amerika və Səudiyyə Ərəbistanı ilə mübarizə aparır! İŞİL kimi terror qruplarına maliyyə və silah təmin edir, lakin şəffaflığı yoxdur. İranın maliyyə şəffaflığını istəyirlər, İranın xarici borcu və büdcə kəsiri yoxdur, buna görə tamamilə şəffafdır. Hökumətin gəlir və xərclərinin yeri büdcədə qeyd olunduğundan və təsdiqləndi, çünki parlament məlum olub və xaricdən sərf etmədi! Ancaq İranın Livana və Yəmənə kömək etdiyini söyləyirlər! Budur terrorçu. Onların böyük yalanları Birləşmiş Millətlər Təşkilatının dəstəkləyən dörd qrupunu, terrorçuları tanıdıqları yalandır! Ancaq İran və Livanı terrorist siyahısına səs verdik. Birləşmiş Ştatların, İsrailin və Səudiyyə Ərəbistanının BMT-dən üstündəki görünüşü varmı? Əgər yoxsa, İran Birləşmiş Millətlər Təşkilatının terroristlərindən hər hansı birinə maddi yardım göstərmir, həm də onlarla mübarizə edəcək. Ancaq əgər Birləşmiş Millətlər Təşkilatı tamam olsa! Amerika daha yüksəkdir, Livan, Yəmən və müqavimət qüvvələri hesab edirlər: Bəhreyn, Fələstin və İraq terrorçularıdır. İranın onlara pul verdiyini söyləyirlər! İrana bağışlarkən! Səudiyyə Ərəbistanı Birləşmiş Ştatlar üçün etdiyi kimi, İrandan raketlər və silah alacaqlar! Əgər cinayət varsa, o, cinayətdir! Silah satışı bir hədiyyə mi? Ona görə də, onların əyri olması İranın gizli şəkildə hərəkət etdiyini düşünməyə səbəb oldu, çünki Birləşmiş Ştatlar bunu aşkar edə bilmir! Belə ki, AFIF təsdiq edilməlidir!


برچسب‌ها: آخرین پناهگاه آمریکایی ها!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۸/۱۳۹۷ - ۱۹:۱۳ نظر(0)

مهندس غلامرضا اربابی نخبه ایرانی تحصیلکرده آمریکا بود، که در سال 1356 تصمیم به بازگشت می گیرد. اما رژیم ستمشاهی وی را به جرم کمونیست بودن! دستگیر و راهی زندان ساواک می کند. شاید حوالی ظهر بود که درب: سلول انفرادی من باز شد و: مهندس اربابی را (که من از قبل هم شهرت او را شنیده بودم) دیدم. خیلی زود صحبت را آغاز کردیم، از او پرسیدم برای چه دستگیر شدی؟ که ماجرا را گفت. منهم گفتم که: در مسجد الهادی سه شب ماه رمضان سخنرانی کردم، و مرا تعقیب و دستگیر نمودند. وی نبوغ زیادی داشت و یکی از آنها، نوشتن کتاب های زیادی در باره تله پاتی بود. ضمن اینکه وی با استفاده از این روش، میتوانست بیسوادان را شش ماه باسواد کند. (هنوز هم گروه فرهنگی اربابی، این موضوع را ادامه می دهد! آخرین باری که گذری دقت کردم، در خیابان هدایت این تابلو را دیدم، ولی فرصت نشد دیدار تازه گردد). بهرحال ایشان نظریات بسیار خوبی داشت که هنوز هم، ممکن است کسی اطلاع نداشته باشد، از جمله می گفت: شوروی سابق زیر دریایی ساخته و به داخل اقیانوس ها می فرستادند. ولی کنترل آنها مشکل بود.(مانند امروز اینترنت وجود نداشت) آنها دو خرگوش قرمز و سفید مادر را، در ستاد نگه می داشتند و: بچه های آنها را در درون زیر دریایی می گذاشتند. اگر خطری زیر دریایی را تهدید می کرد باید: بچه خرگوش قرمز را بکشند. با کشتن بچه خرگوش، مادرش در ستاد دچار تنش می شد، و می قهمیدند زیر دریایی در خطر است. روسها با این روش درک کردند که: رابطه ای مادی رقیق، بین مادر و بچه هست که با سرعت زیادی منتقل می شود. مانند گاز ها که همیشه تمام اندازه ظرف را پرمی کنند، این رابطه هم زمان نمی شناسد، و در چشم به هم زدنی، فواصل را طی می کند. این زابطه ناشناخته را سایبر اسم گذاری کردند. (با شناخت کامل آن، اینترنت امروزی تاسیس شد.) برای اثبات مادی بودن این رابطه، مثال تله پاتی و امثال آن را ارائه می داد. مثلا در مورد عطسه معتقد بود: امواج مغز با اراده ما، روی هدف زون می کند، اگر در بسته بود یا سوژه را پیدا نکند، مانند رادارهای جغدی! بازگشت کرده و: روی بینی اثر می گذارد، لذا ما عطسه می کنیم، واصطلاحا می گوییم صبر آمد. وی شکل اهرام ثلاثه را، برگرفته از سامانه راداری بینی انسان می دانست! و می گفت احتمالا انسان های فضایی، آن را ساخته اند و به این وسیله، اخبار زمین را رصد می کنند. زیرا ساخت دست بشر کنونی، یا پارینه سنگی وغیره نیست.(  چه طنابی بوده که: به این سنگهای غول پیکر می بستند، و آنها را جابجا می کردند؟!!) روی امواج مغز و عصب، بسیار کارکرده بود و می گفت: در شوروی سابق اصلا هواپیما ربایی نیست! زیرا سایبر یا امواج مغزی خلبانها را، مدل سازی کرده اند و در مرکز ثبت کرده اند. در صورتی که خلبان خارج از مدل کار کند، ارتباط عصبی مغز و دستها، قطع و بجای ان امواج مدل را به عصبها ارسال می کنند، تا مطابق روال عادی کار کند.  می گفت امواج مغزی هرکسی فرکانس مخصوص خود دارد! فرد باهوش باشد دارای فرکانس مغزی بالاتر است. آنها دستگاههایی دارند که: این امواج را شناسایی و کنترل می کند. لذا افرادی که حد بالایی فرکانس مغزی دارند،(نحبگان) مورد مطالعه و ارزیابی و کنترل: مراکز جاسوسی روسیه است. و خارش بینی افراد نخبه، نشان ارسال امواج خارجی است. در سازمان ملل برعلیه شوروی صحبت نمی شود، زیرا مخالفان مورد حمله امواج، روی گلوی قرار گرفته ، سرفه می کنند. خالا دره سلیکون آمریکا، جایی هست که چیپ های الکترونیکی (مغز اصلی کامپیوتر- سایبر) را می سازند، و هیچ کس و هیچ جای دنیا، قادر به ساخت آن نیست

Cyber ​​and rabbit story

Engineer Arbabi was educated Iranian elite in the United States, who decided to return in 1356. But his oppressive regime is for communism! Arrested and sent to Savak prison. Maybe it was around noon when the door opened: my solitary cell was opened and I saw: the master of the Arbabi, whom I had already heard about his reputation. We started talking very soon, I asked him what were you arrested for? That told the story. I said that: I spoke in the holy mosque for three nights of Ramadan, and I was chased and arrested. He had a great genius, and one of them was writing a lot of books about telepathic. Using this method, he could illuminate the illiterate for six months. (Still the aristocratic cultural group continues this! The last time I crossed the passage, I saw this sign in Hedayat Street, but it was not possible to meet again). However, he had very good ideas that still might not be known to anyone, including the former Soviet Union and submerged into the oceans. But their control was difficult (like the internet was not there today), they kept the two red and white rabbits in the headquarters, and put their children in the submarine. If a submarine threat threatens, they should kill the red rabbit. By killing a rabbit kid, his mother was tensed into the headquarters, and they said the submarine was in danger. The Russians understood this way: there is a material relationship between the mother and the child that is being transmitted very quickly. Like gas that always overpowers all the size of the container, it does not recognize this relationship at the same time, and interrupts interruptions. This unknown name is called cyber. (With its full knowledge, the Internet was established today.) To prove the materiality of this relationship, the telepathic example and the like were presented. For example, she believed in a sneeze: the brain waves with our will, on the target zone, if it was closed or does not find the subject, like the owl radar! Returns and: affects the nose, so we sneeze, and so say we have patience. He considered the shape of a three-dimensional pyramid, taken from the system of radar nose of man! And I would say that space people, probably, have made it, and thus they are watching Earth's news. Because the construction of the current human hand, or the pinnacle of stone, and so on. (What was the rope: they closed these gigantic rocks, and moved them? !!) Worked on the waves of the brain and the nerve, and said: In The former Soviet Union is not at all abducting a plane! Because they have modeled cybers or brainwave pilots and recorded in the center. If the pilot works out of the model, the brain and hands are interrupted, and instead of the wave, the nerves send the model waves to the nerves to work as normal. He said that everyone's brain waves have their own frequency! A smart person has a higher brain frequency. They have devices that detect and control these waves. Therefore, people with a high brain frequency, (students) studied and evaluated and controlled: Russian spy centers. And the pruritus of the elite people is the sign of sending external waves. The United Nations is not talking about the Soviet Union, because the opposition is attacked by waves, on the throat, coughing. The American Silicon Valley is where electronic chips (the main brain of the computer) are built and nobody and anywhere in the world is capable of producing it.

قصة سايبر وأرنب

كان المهندس العربي من النخبة الإيرانية المتعلمة في الولايات المتحدة ، حيث قرر العودة في عام 1356. لكن نظامه القمعي هو من أجل الشيوعية! اعتقل وأرسل إلى سجن سافاك. وكان حوالي الظهر الباب: زنزانتي فتحت ورأى سيده مهندس (والذي سبق لي ان سمعت من سمعته). بدأنا نتحدث في وقت قريب جدا ، سألته ما الذي ألقي القبض عليه؟ هذا روى القصة. قلت: لقد تحدثت في المسجد المقدس لمدة ثلاث ليال من رمضان ، وقد طاردت واعتقلت. كان لديه عبقرية عظيمة ، وكان واحد منهم يكتب الكثير من الكتب حول توارد خواطر. باستخدام هذه الطريقة ، يمكن أن ينير الأميين لمدة ستة أشهر. ومع ذلك ، كان لديه أفكار جيدة جدا قد لا تكون معروفة لأحد ، بما في ذلك الاتحاد السوفياتي السابق وغارقة في المحيطات. إذا كان تهديد غواصة يهدد ، يجب أن تقتل الأرنب الأحمر. من خلال قتل طفل أرنب ، تم توتر والدته إلى المقر ، وقالوا أن الغواصة كانت في خطر. فهم الروس هذه الطريقة: هناك علاقة مادية بين الأم والطفل التي تنتقل بسرعة كبيرة. مثل الغاز الذي يفوق دائما كل حجم الحاوية ، فإنه لا يتعرف على هذه العلاقة في نفس الوقت ، ويقاطع المقاطعات. يسمى هذا الاسم غير المعروف باسم cyber. (بمعرفتها الكاملة ، تم تأسيس الإنترنت اليوم.) لإثبات المادية لهذه العلاقة ، تم تقديم مثال توارد خواطر وما شابه. في حالة العطس يعتقد أن موجات الدماغ مع إرادتنا، منطقة الهدف، إذا تم إغلاقه أو موضوع لا، مثل الرادارات البومة! العودة و: يؤثر على الأنف ، لذلك نعطس ، لذلك نقول لدينا الصبر. واعتبر شكل هرم ثلاثي الأبعاد ، مأخوذ من نظام رادار الأنف البشري! وأود أن أقول إن الناس في الفضاء ، على الأرجح ، قد صنعوها ، وبالتالي فهم يشاهدون أخبار الأرض. الاتحاد السوفيتي السابق لا يختطف طائرة على الإطلاق! لأنهم قد صاغوا نماذج للسيّارات الإلكترونية أو الطيارين الرئيسيين وسجلوا في المركز. وقال إن موجات الدماغ لدى كل شخص ترددها! الشخص الذكي لديه تردد دماغي أعلى. لديهم أجهزة الكشف عن هذه الموجات والتحكم فيها. لذلك ، الأشخاص الذين لديهم تردد دماغي مرتفع ، (الطلاب) درسوا وقيَّموا وضبطوا: مراكز تجسس روسية. والحكة من نخبة الناس هي علامة على إرسال موجات خارجية. الأمم المتحدة لا تتحدث عن الاتحاد السوفياتي ، لأن المعارضة تتعرض لهجوم من الأمواج ، على الحلق ، السعال. وادي السيليكون الأمريكي هو المكان الذي يتم فيه بناء الرقائق الإلكترونية (العقل الرئيسي للكمبيوتر) ، ولا يمكن لأي شخص في أي مكان في العالم إنتاجه.

Kiber və dovşan hekayəsi

Mühəndis Arbabi 1356-cı ildə qayıtmaq qərarına gələn ABŞ-da təhsilli bir İran elitası idi. Amma təzyiq rejimi kommunizm üçündir! Tutuldu və Savak həbsxanasına göndərildi. Bəlkə günorta saatlarında qapının açıldığı zaman idi: mənim tək kameram açıldı və gördüm ki, onun nüfuzu haqqında artıq eşitmişdim arbabi ustası. Tezliklə söhbətə başladım, soruşdum ki, nə üçün tutuldunuz? Bu hekayəni izah etdi. Mən dedim: Mən üç gecə Ramazan ayı boyunca müqəddəs məsciddə danışdım və təqib olundu və həbs edildi. Onun böyük bir dahi var idi və onlardan biri telepatik haqqında bir çox kitab yazmışdı. Bu metodu istifadə edərək, o, altı aydır savadsızları işıqlandırdı. Ancaq hələ də keçmiş Sovet İttifaqı da daxil olmaqla, okeanlara batmış hər kəsə məlum olmadığı çox yaxşı fikirlər var idi. Bir sualtı təhlükəsi təhdid edərsə, qırmızı tavşanı öldürməlidirlər. Bir dovşan uşağı öldürərək, anası qərargahına sıxışdı və sualtı təhlükə altında olduğunu söylədilər. Ruslar bu şəkildə başa düşdülər: ana və uşaq arasında çox sürətli bir şəkildə ötürülən maddi əlaqələr var. Həmişə konteynerin bütün ölçüsünü aşan qaz kimi, bu əlaqəni eyni zamanda tanımır və fasilələri kəsir. Bu bilinməyən ad kiber deyilir. (Bilindiği kimi, bu gün internet yaradılıb). Bu əlaqənin əhəmiyyətini sübut etmək üçün telepatik nümunə və s. Qaytarır və burun təsirinə səbəb olur, biz də qamışlar və səbirimiz var deyirik. O, insanın radar burun sistemindən alınmış üç ölçülü piramidanın formasını nəzərdən keçirdi! Və demək olar ki, kosmik insanlar, ehtimal ki, bunu etmişlər və buna görə də Yerin xəbərlərini izləyirlər. Köhnə Sovet İttifaqı bir təyyarəni qaçırma deyil! Çünki onlar cybers və ya brainwave pilot modelləşdirilmiş və mərkəzində qeyd. Hər kəsin beyin dalğalarının öz tezliyinə sahib olduğunu söylədi! Ağıllı insanın daha yüksək beyin tezliyi var. Bu dalğaları aşkar edən və nəzarət edən cihazlar var. Buna görə, yüksək beyin tezliyi olan insanlar (şagirdlər) rus oxuduğu mərkəzləri araşdırdılar və qiymətləndirdilər və nəzarət etdilər. Və elit adamların qışqırması xarici dalğaların göndərilməsinin əlamətidir. Birləşmiş Millətlər Təşkilatı Sovet İttifaqından danışmır, çünki müxalifət dalğalar, boğazda öksürüklə hücum edilir. Amerika Silikon Vadisi elektron fişləri (kompüterin əsas beyinləri) tikildiyi yerdir və dünyanın heç bir yerində onu istehsal edə bilmirlər.


برچسب‌ها: سایبر و قصه خرگوش ها,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۸/۱۳۹۷ - ۱۹:۵۶ نظر(0)

متاسفانه تحلیل گران سواد رسانه ای، با قیافه حق به جانب، مشغول تخریب فرهنگ ایران و: ایرانی بودن هستند، هروقت می خواهند از ایرانی حرف بزنند، گویا از مردم بورکینافاسو یا هر گوشه دورافتاده دنیا، حرف می زنند و اصلا رعایت نمی کنند که: خودشان هم ایرانی هستند! بقول کارشناسی: چهل سال انقلاب در ایران، نتوانسته مخ آنها را تکان دهد! هنوز ایران را کشور جهان سومی می دانند، که بسیار عقب افتاده است و هر کشور دیگری، بجز ایران را جرو کشورهای پیشرفته میدانند! دهانشان را پر می کنند و می گویند: برخلاف ایران که جهان سومی است، در عربستان! که جزو کشورهای پیشرفته دنیا است، فلان و بهمان! عربستان که یکی از ایالت های ایران بوده، الان بخاطر دلار هایی که خرج این رسانه ای ها می کند! جزو پیشرفته ترین کشورها است. کشوری که نه یک حزب دارد! و نه انتخابات و نه حتی آزادی بیان! معلوم می شود  200نفر روزنامه نگاری که: مستقیما از بن سلمان حقوق می گیرند، بغل گوش ما هستند(مانند آمد نیوز) و زهر خودشان را می ریزند. می گویند در همه کشورها، قوانین وجود دارد که رسانه ها را محدود می کند! و نمی گذارد بچه ها به برنامه بزرگتر ها دسترسی داشته باشند! ولی وقتی در ایران چنین کاری کنند، فوری می گویند: آزادی بیان حتی برای کودکان هم از بین رفته! مرض آنها همان یک مشت دلار است، که این حرفها را میزنند. اما باید بدانند که مردم، تایید نمی کنند کسی از بن سلمان خط بگیرد. زیرا بزودی همه آنها از بین خواهند رفت. و تنها فرهنگ مسلط و سواد رسانه ای ایران، باقی خواهد ماند. از یک طرف ادعا می کنند، که 65درصد مردم ایران صداو سیما را قبول دارند، و تلویزیون را می بینند، از طرف دیگر می گویند: ماهواره ها ذهن مردم را تسخیر کرده و نمی گذارند: به صدا و سیما نگاه کنند یا گوش بدهند. آنها باید بدانند که مردم ایران، دارای فرهنگ غنی چند هزار ساله هستند، هیچگاه تسلیم نوکیسه ها و روند فرهنگی و: رسانه ای و آموزشی آنها نمی شوند. ایرانی ها حتی اگر در تویتر هم عضو شوند، دلیلش آن است که امید کردستانی، مدیر آن است! و اگر از گوگل، یا هو و حتی سی ان ان بیشتر استفاده می کنند، برای این است طراحان و مدیران اصلی آن ایرانی هستند. و برنامه هایشان، منطبق با خواسته ها و علایق ایرانیان است. آیا این سرکوفت زدن دارد؟ یا افتخار آفرین است؟ فرهنگ ایران برخلاف فرهنگ غربی، دارای چشم انداز وسیع و سعه صدر است. در حالیکه فرهنگ غربی یا شرقی، تنگ نظرانه و متعصبانه است. در آمریکا نشان دادن تصاویر: آتش و طوفان و امثال آن ممنوع است! و بعد به ایرانی ها ایراد می گیرند که: چرا سکس و خشونت را ممنوع کرده است! از نظر ایرانی ها، همه تکنولوژیهای دنیا، اگر مبتکرش ایرانی نباشد، دستیار ایرانی ها است! اروپا که چیزی نداشت، در قرون وسطی هم، هرچه بود نابود شد. این فرهنگ ابن سینا ها بود که: اروپا را زنده کرد. همین امروز در امریکا و اروپا و: همه کشورهای شرقی، مدیریت ایران حاکم است، و همه پست های کلیدی به دست ایرانی ها است. در سخن گفتن و نامگذاری هم، اگر لهجه ها را کنار بگذاریم، همه فارسی صحبت می کنند! در فلوریدا، جایی که آتش گرفته بهشت آن منطقه، و نامش پارادایز است. مگر پارادایز همان پردیس فارسی نیست؟ که به معنی بهشت است و: معرب آن هم فردوس! آیا اسپانیا همان اصفهانیها، کرمانی همان جرمانی، و گل های فرانسه همان گیل های ایرانی نیستند؟ با نابود کردن حافظه ملت یا مردم جهان، نمی توان خقایق را از بین برد. بدانند که حق باریک می شود، ولی پاره نمی شود! به گفته امام علی حق ممکن است کج بشود ولی نمی شکند.

The dominant culture, the forgotten element: media analysis.

Unfortunately, media literacy analysts are struggling to destroy Iran's culture and being Iranians if they want to speak Iranian, as if they are talking about people from Burkina Faso or any other corner of the world, and do not at all adhere to it. : They are also Iranian! According to the expert: forty years of the revolution in Iran, they have not been able to shake hands! Still, Iran is considered a third country, which is very lagging behind and regardless of any other country, except Iran, for advanced countries! They fill their mouths and say: Unlike Iran, which is a third world, in Saudi Arabia! Being one of the world's advanced countries, so much! Saudi Arabia, one of the states in Iran, is now due to the dollars that these media spend! It is one of the most advanced countries. A country that has no party! Nor elections nor even freedom of speech! It turns out that 200 journalists who directly pay salaries to bin Salman are ears of our ears (such as news reports) and pour their own poison. They say there are laws in all countries that restrict the media! And it does not allow kids to access the older program! But when they do it in Iran, they immediately say: freedom of expression is gone even for children! Their disease is a fraction of dollars, which says that. But one must know that people do not approve of anyone who comes to Ben Salman. For soon they will all be destroyed. And Iran's only dominant culture and media literacy will remain. On the one hand, they claim that 65% of the people of Iran accept Sima TV and see the TV. On the other hand, they say: satellites capture the minds of the people: they do not watch or listen to the sound. They should know that the Iranian people have a rich culture of several thousand years, never surrendering to their culture and culture: they are not media and educational. Iranians, even if they join Twitter, is because Omid Kordestani is the director! And if they're using Google, Ho, or even CNN, this is their main designers and executives. And their plans, are in line with the wishes and interests of Iranians. Does it have a rebound? Or is it proud? Unlike western culture, Iranian culture has a broad perspective. While western or eastern culture is narrow-minded and prejudiced. In America, showing pictures: fire and storm and the like is prohibited! And then they say to the Iranians: Why has sex and violence been banned! According to the Iranians, all the technologies of the world, if it is not Iranian, is an Iranian assistant! Europe did not have anything, in the Middle Ages, everything was destroyed. It was the culture of Ibn Sinai that revived Europe. Today in America and Europe, and in all the eastern countries, Iranian governance is dominant, and all key posts are at the hands of the Iranians. In speaking and naming, if we set aside the dialects, all Persian speak! In: Florida, where the paradise of the area is fired, and its name is Paradise. Is not the paradise of the same Persian campus? Which means Heaven: And it's alive Ferdows! Is Spain the same Esfahani, Kermani is the same Germāny, and the goals of France are not the same Iranian Giles? By eliminating the memory of the nation or the people of the world, you can not destroy the mosquito. Knowing that the right will be narrowed, but not torn! According to Imam Ali, right may be tilted but not broken.

الثقافة السائدة ، العنصر المنسي: تحليل وسائل الإعلام.

للأسف، والمحللين، ومحو الأمية وسائل الإعلام، مع نظرة، وتدمير ثقافة إيران والإيرانيين كما هي، وقتما يريدون الإيرانيين في الحديث، وكأن شعب بوركينا فاسو أو أي ركن من أركان العالم النائي، يتحدث، ولم نلاحظ أن المعتدة بنفسها : هم أيضا الإيرانيين! وفقا للخبير: أربعين عاما من الثورة في إيران ، لم تكن قادرة على مصافحة! ومع ذلك ، تعتبر إيران دولة ثالثة ، متأخرة للغاية وبغض النظر عن أي دولة أخرى ، باستثناء إيران ، للدول المتقدمة! يملأون أفواههم ويقولون: بخلاف إيران ، التي هي عالم ثالث ، في المملكة العربية السعودية! كونها واحدة من الدول المتقدمة في العالم ، الكثير! المملكة العربية السعودية ، واحدة من الدول في إيران ، هي الآن بسبب الدولارات التي تنفقها هذه وسائل الإعلام! إنها واحدة من أكثر الدول تقدمًا. بلد ليس لديه طرف! لا انتخابات ولا حتى حرية الكلام! وتبين أن الصحافة 200: مباشرة من بن سلمان يدفع، بجانب آذاننا (مثل الأخبار) وتصب حقدها. يقولون هناك قوانين في كل الدول تقيد وسائل الإعلام! ولا يسمح للأطفال بالوصول إلى البرنامج القديم! لكن عندما يفعلون ذلك في إيران ، يقولون على الفور: لقد ذهبت حرية التعبير حتى للأطفال! مرضهم هو جزء صغير من الدولارات ، والتي تقول ذلك. ولكن يجب على المرء أن يعرف أن الناس لا يوافقون على أي شخص يأتي إلى بن سلمان. قريبا سوف يتم تدميرهم جميعا. وستبقى الثقافة الوحيدة السائدة في إيران ومحو الأمية الإعلامية. على المطالبة جهة أن 65 في المئة من التلفزيون والإذاعة الإيرانيين أن أعترف، وTV يمكن أن يرى، والجانب الآخر يقول: الأقمار الصناعية عقول هادئا وليس لديها لIRIB النظر أو الاستماع. يجب أن يعرفوا أن الشعب الإيراني لديه ثقافة غنية من عدة آلاف من السنين ، ولا يستسلم لثقافتهم وثقافتهم: فهم ليسوا إعلامياً وتعليمياً. الإيرانيون ، حتى لو انضموا إلى تويتر ، هو أن أوميد كردستاني هو المخرج! وإذا كانوا يستخدمون Google أو Ho أو حتى CNN ، فهذا هو المصممون الرئيسيون والمديرون التنفيذيون. وخططهم تتماشى مع رغبات ومصالح الإيرانيين. هل لديها انتعاش؟ أم أنها فخورة؟ على عكس الثقافة الغربية ، فإن الثقافة الإيرانية لها منظور واسع. بينما تكون الثقافة الغربية أو الشرقية ضيقة الأفق ومتحيزة. في أمريكا ، تظهر الصور: النار والعواصف وما شابه محظور! ثم يقولون للإيرانيين: لماذا تم حظر الجنس والعنف! وفقا للإيرانيين ، فإن جميع تكنولوجيات العالم ، إن لم تكن إيرانية ، هي مساعدة إيرانية! لم يكن لدى أوروبا أي شيء ، في العصور الوسطى ، تم تدمير كل شيء. كانت ثقافة ابن سيناء هي التي أعادت إحياء أوروبا. اليوم في أمريكا وأوروبا ، وفي جميع بلدان الشرق ، فإن الحكم الإيراني مهيمن ، وجميع المناصب الرئيسية بيد الإيرانيين. في الكلام والتسمية ، إذا وضعنا اللهجات جانباً ، كل الفارسي يتكلم! في فلوريدا ، حيث يتم إطلاق الجنة في المنطقة ، واسمها هو الجنة. أليست الجنة للحرم الفارسي نفسه؟ مما يعني الجنة: وهي حيدة الفردوس.هل إسبانيا هي نفس أصفهاني ، كرماني هو نفس جيرماني ، وأهداف فرنسا ليست هي نفسها الإيرانية جايلز؟ من خلال القضاء على ذاكرة الأمة أو شعوب العالم ، لا يمكنك تدمير البعوض. مع العلم أنه سيتم تضييق الحق ، ولكن لا تمزق! وفقا للإمام علي ، قد يميل اليمين دون أن ينكسر.

Əsasən mədəniyyət, unudulmuş element: media təhlili.

Təəssüf ki, analitiklər, özünü saleh, onlar İran danışmaq istədiyiniz zaman Burkina Faso və ya uzaq-flung dünyanın istənilən küncündə xalqı söhbət kimi, İran və onlar kimi İran mədəniyyəti məhv edilir ki, müşahidə etməyib bir göz ilə media savadlılığı, Onlar da İranlılar! Ekspertin fikrincə: İranda inqilabın qırx ilində onlar əllərini silkələyə bilmirlər! çox inkişaf etməmiş və İran JRV başqa ölkə bilirik hazırlanmış Üçüncü Dünya ölkənin bilirsinizmi? Ağızlarını doldururlar və deyirlər: Səudiyyə Ərəbistanında üçüncü bir dünya olan İrandan fərqli olaraq! Dünyanın qabaqcıl ölkələrindən biri olan çox şey! İranın dövlətlərindən biri olan Səudiyyə Ərəbistanı indi bu medianın sərf etdiyi dollarlarla bağlıdır! Ən inkişaf etmiş ölkələrdən biridir. Partiyası olmayan bir ölkə! Yeni seçkilər, hətta söz azadlığı! birbaşa bin Salman növbəti (məsələn Xəbərlər) bizim qulaqları, ödənilmiş və onların zəhər tökülür: Bu jurnalistika 200 çıxır. Mətbuatı məhdudlaşdıran bütün ölkələrdə qanunlar var deyirlər! Və bu, uşaqların köhnə proqramına çıxmasına imkan vermir! Ancaq İrana bunu etdikdə dərhal deyirlər: ifadə azadlığı uşaqlar üçün belə getdi! Onların xəstəliyi bir dollar dolları deməkdir. Ancaq bilmək lazımdır ki, insanlar Ben Salmana gələn hər kəsə razı olmazlar. Tezliklə hamısı məhv olacaqdır. Və İranın yeganə dominant mədəniyyəti və media savadlılığı qalacaq. İranlılar TV və etiraf radio və televiziya yüzdə 65i görmək olar ki, bir tərəfdən iddia, digər tərəfi demək: peyklər ağıl tabe və baxmaq və ya qulaq İRİB yox idi. Onlar heç vaxt İran xalqı zəngin mədəniyyət bir neçə min il var ki, bilirik imtina və upstart mədəni və media təlim getmək və onlar deyil lazımdır. İranlılar Twitterə qalsa belə, Omid Kordestani rejissordur! Və onlar Google, Ho və ya hətta CNN istifadə edirsinizsə, bu, onların əsas dizaynerlər və idarəçiləridir. Və onların planları iranlıların arzu və maraqlarına uyğun gəlir. Bir itkin varmı? Və ya qürur duyur mu? Qərb mədəniyyətindən fərqli olaraq, İran mədəniyyəti geniş perspektivə malikdir. Qərb və ya şərq mədəniyyəti dar düşüncəli və qərəzli olsa da. Amerikada şəkilləri göstər: yanğın və fırtına və bənzəri qadağandır! Və sonra İranlılara deyirlər: Niyə seks və şiddət qadağan edilmişdir! İranlıların sözlərinə görə, dünyanın bütün texnologiyaları İran deyilsə, İranlı bir köməkçidir! Avropada heç bir şey yox idi, orta əsrlərdə hər şey məhv olmuşdu. Avropanı canlandıran İbn Sina mədəniyyəti idi. Amerika, Avropa və bütün Şərq ölkələri, İran rəhbərliyi bu gün və İran əlində bütün əsas mesaj var. kənara Vurğu əgər adlandırma danışan, bütün fars danışmaq! Florida ərazisində cənnətin atəş etdiyi və adı Cənnətdir. Eyni Fars kampusunun cənnəti deyilmi? Hansı cənnət deməkdir: Və bu canlı Ferdows! İspaniya eyni Esfahani, Kermani eyni Germman var və Fransa hədəfləri eyni İran Giles deyil? Millətin və ya dünyanın xalqının xatirəsini aradan qaldırmaqla, sivrisinanı məhv edə bilməzsiniz. Haqqı məhdudlaşdıracağını bilir, lakin yırğalanmır! İmam Əli (əleyhis-salam) -ın fikrincə, sağa əyilmiş, lakin sınıq olmamışdır.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۹/۸/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۱ نظر(0)

هرکسی ادعای منیت دارد! و خود را قادر به اداره همه جهان می داند، حتی بالاتر از ان! سعی دارد این نظم فعلی را به هم بریزد، و نظام نوینی برای جهان ایجاد کند. و در بخش اجتماعی بتواند: به مردم رفاه و خدمات بیشتری بدهد! و مدعی است که اشکالات نظام فعلی، بسیار زیاد است و اگر وی، صاحب اختیار شود میتواند: شرایط بهتری ایجاد نماید. در این موقع است که باید خود شخص و دیگران، بدانند که ظرفیت اجرای این ایده ها تا کجاست. از این رو خداوند در دو مرحله انسان را آزمایش می کند! اول قبل از دریافت قدرت و ثروت! دوم بعد از دریافت نعمت و ثروت. تقریبا هرکس دوران محرومیتی را طی کرده است. این دوران در واقع بازسازی: صورت مسئله یا تعریف و بیان مسئله و مشکل است. یعنی شخص فرصت دارد: کمبود ها و کاستی ها را از نزدیک لمس کند، و آنها را جمع بندی کند. مثل کودکی که در دست پدر و مادر اسیر است! کمبودهایی که پدر و مادر، در حق او اجرا می کنند، ممکن است پدر و مادر اطلاع نداشته باشند، و یا عمدا آن را ایجاد کرده باشند. ولی کودک آنها را شمارش می کند و برای رفع آنها، آرزو دارد هرچه زودتر بزرگ شود! این مرحله همان آسیب شناسی است. و هرشخصی این دوران را می گذراند. براساس آسیب شناسی، راه حل هایی در ذهن او شکل می گیرد، و این راه حل ها بصورت منسجم در امده، و به شکل ایدئولوژی نمایان می شود. افرادی بعد ازسن بلوغ وارد این مرحله می شوند، زیرا نسبت با خانواده تغییر پیدا کرده، و اکنون وارد اجتماع شده اند. پس دوران آسیب شناسی او شروع می شود: ممکن است شخص خیلی هم ثروتمند باشد، یا امکانات رقاهی زیادی داشته باشد، ولی مانند ماهی که در آب هست، وجود آب را حس نمی کند! آنها هم در هر سطخی از رفاه بزرگ شده باشند، درک آن برای خودشان مشکل است، ولی از دیدگاه دیگران کمی روشنتر می شود. لذا در انتهای این محرومیت های نسبی هست که: ایدئولوژی شخص شکل می گیرد. وقتی برایش کامل شد و بشکل مدون در امد، ابتدا آن را با دیگران به اشتراک می گذارد، و در واقع نظر سنجی انجام می دهد، و با نظرات دیگران آن را تکمیل تر می کند. وقتی بطور کامل آماده شد، تصمیم به انجام یا اجرای آن می گیرد، در این مرحله می گویند: وارد سیاست شده است. امتحان اصلی از این موقع شروع می شود. آیا شخص به ایدئولوژی خود، وفادار خواهد بود؟ از نظر الهی، انسانها قبلا نیز به این جمعبندی رسیده! و در عالم ذر قول وفاداری داده اند.(الست بربکم قالوا بلی) و این دنیا کلا محل آزمون و خطای انسان، برای تعهد یا وفاداری او است. ارسال وحی و بعثت انبیا برای یاد آوری آن است. هر روز بشر در جریان اجرای این تعهدات است، تا بتواند ممارست کند و تمرین نماید. کسانی که بتوانند تا انتهای تعهد خود، بروند و هیچ انحرافی نداشته باشند، معصوم هستند. و فقط 14نفر چنین بوده اند. ولی بقیه گاه دچار فراموشی، تنبلی یا بی میلی می شوند. برحسب فعالیت آنها و تعهداتشان، خداوند هم به آنها مزد می دهد. مزد الهی این است که: اداره بخش از خلقت خود را به او می سپارد! و خود به خلقت های جدید می پردازد.(کل یوم هو فی شان) این افراد به نسبت پشتکار و همت خود، دارای بخشی از صفات و افعال خدا می شوند: مثلا قدرت خلاقیت و آفرینش پیدا می کنند، تا هر انچه اراده کنند برایشان تولید یا ایجاد شود.(و لحم طیرا مما یشتهون) به همین دلیل است که نعمت های خدا، بی حد و حصر می شود: هم از نظر مکانی  و هم زمانی. سلسله مراتب این مدیریت مومنانه هم، مطابق معصومیت اشخاص است، بنابر این 14معصوم در راس همه قرار می گیرند، و بقیه در درجات مختلف بهشت، جایگزین می شوند.

Why are we going to try?

Everyone has a claim! And he is capable of managing the entire world, even higher! It tries to break the current order and create a new system for the world. And in the social sector: to give people more prosperity and more services! He claims that the current system's bugs are huge, and if he has the power to do so, he can create better conditions. At this time, it is up to the person himself and others to know how far the capacity to implement these ideas is. Therefore, God tests people in two stages! First before getting power and wealth! Second after receiving blessings and fortune. Almost everyone has been deprived. This era is actually reconstruction: the problem is either the definition and the expression of the problem and the problem. That is, one has the opportunity: to touch shortcomings and shortcomings, and sum them up. Like a child captured by parents! The deficiencies that the parent exercises at his or her disposal may not be informed by the parent or deliberately created it. But the child counts them and wishes them to grow up as soon as possible! This is the same pathology. And everyone is spending this time. Based on the pathology, solutions are created in his mind, and these solutions appear in a coherent and ideological form. Post-adolescent men enter this stage because they have changed with the family, and now they have entered the community. So his pathology begins: maybe a person is too rich or there is a lot of possibilities, but like the fish in the water, he does not feel the existence of water! They have grown up on every level of prosperity, it's difficult to understand for themselves, but it gets a bit brighter from the perspective of others. Therefore, at the end of these relative deprivations: the ideology of the person is formed. When it is completed and documented, it first shares it with others, and actually conducts a survey, and completes it with the views of others. When it is fully prepared, it decides to perform or execute it, at this stage they say: it has entered politics. The main exam will begin this time. Will a person be loyal to his ideology? In terms of divine, humans have already come to this summit! And they have given loyalty to the world (.) And this world is the place of trial and error of man for his commitment or loyalty. Send the revelation and prophets to remind them. Every day, human beings are in the process of fulfilling these obligations, so that they can practice and practice. Those who can go to the end of their commitment, and have no deviation, are innocent. And only 14 were so. Others, however, sometimes suffer from forgetfulness, laziness or reluctance. God gives them wages according to their activities and their obligations. The divine wage is that: The department manages the creation of him! And it deals with new creation. () These people, with their perseverance and self-interest, share in God's attributes and actions: for example, they have the power of creativity and creation, to produce or create whatever they want. () That is why the blessings of God are limitless: both in spatial and temporal terms. The hierarchy of this faithful administration is also in accordance with the innocence of individuals, so the 14 infallibles are at the top of everyone, and the rest are replaced in different degrees of paradise.

لماذا سنحاول؟

كل شخص لديه ادعاء! وهو قادر على إدارة العالم كله ، حتى أعلى! يحاول كسر النظام الحالي وإنشاء نظام جديد للعالم. وفي القطاع الاجتماعي: إعطاء الناس المزيد من الرخاء والمزيد من الخدمات! يدعي أن الخلل في النظام الحالي ضخم ، وإذا كان لديه القدرة على فعل ذلك ، يمكنه خلق ظروف أفضل. في هذا الوقت ، الأمر متروك للشخص نفسه والآخرين لمعرفة مدى القدرة على تنفيذ هذه الأفكار. لذلك ، يختبر الله الناس على مرحلتين! أولا قبل الحصول على السلطة والثروة! الثاني بعد تلقي النعم والثروة. تم حرمان الجميع تقريبا. هذا العصر هو في الواقع إعادة الإعمار: المشكلة هي إما تعريف وتعبر عن المشكلة والمشكلة. وهذا هو ، واحد لديه الفرصة: لمس أوجه القصور والعيوب ، وإجمالها. مثل طفل أسر من قبل الوالدين! وقد لا يقوم الوالد بإبلاغ أوجه النقص التي يمارسها الوالد عند التخلص منه أو إنشاءها عمدا. لكن الطفل يعولهم ويتمنى لهم أن يكبروا في أقرب وقت ممكن! هذا هو نفس علم الأمراض. والجميع يقضون هذه المرة. استنادا إلى علم الأمراض ، يتم إنشاء الحلول في ذهنه ، وتظهر هذه الحلول في شكل متماسك وأيديولوجي. يدخل الرجال في مرحلة ما بعد المراهقة إلى هذه المرحلة لأنهم قد تغيروا مع العائلة ، والآن دخلوا المجتمع. لذلك يبدأ علمه المرضي: ربما يكون الشخص ثريا جدا أو هناك الكثير من الاحتمالات ، ولكن مثل السمك في الماء ، لا يشعر بوجود الماء! لقد نشأوا على كل مستوى من الازدهار ، من الصعب فهم لأنفسهم ، لكنه يحصل على أكثر إشراقا من وجهة نظر الآخرين. لذلك ، في نهاية هذه الحرمان النسبي: يتم تشكيل أيديولوجية الشخص. عند اكتمالها وتوثيقها ، فإنها تشاركها أولاً مع الآخرين ، وتجري في الواقع استطلاعًا ، وتكمله بآراء الآخرين. عندما تكون مستعدة بالكامل ، فإنها تقرر تنفيذ أو تنفيذها ، في هذه المرحلة يقولون: إنها دخلت السياسة. سيبدأ الاختبار الرئيسي هذه المرة. هل سيكون الشخص مخلصاً لإيديولوجيته؟ من حيث الإلهية ، لقد حان البشر بالفعل إلى هذه القمة! وقد أعطوا الولاء للعالم (.) وهذا العالم هو مكان المحاكمة والخطأ من الرجل لالتزامه أو ولاء. أرسل الوحي والأنبياء لتذكيرهم. كل يوم ، والبشر هم في عملية الوفاء بهذه الالتزامات ، حتى يتمكنوا من ممارسة وممارسة. أولئك الذين يمكنهم الذهاب إلى نهاية التزامهم ، وليس لديهم أي انحراف ، هم أبرياء. وكان 14 منهم فقط. في حين يعاني آخرون أحيانًا من النسيان أو الكسل أو التردد. يعطيهم الله الأجور حسب أنشطتهم والتزاماتهم. الأجر الإلهي هو: يدير القسم خلقه! وهي تتعامل مع الخلق الجديد (). هؤلاء الناس ، بمثابرتهم ومصلحتهم الذاتية ، يشاركون في صفات الله وأفعاله: على سبيل المثال ، لديهم قوة الإبداع والخلق ، لإنتاج أو خلق ما يريدون. () هذا هو السبب في أن بركات الله لا حدود لها: سواء من حيث المكان والزمان. إن التسلسل الهرمي لهذه الإدارة المخلصة يتماشى أيضاً مع براءة الأفراد ، لذا فإن الـ 14 المعنوية هي في قمة الجميع ، ويستبدل الباقي بدرجات مختلفة من الجنة.

Niyə biz cəhd edəcəyik?

Hər kəsin iddiası var! Və bütün dünya idarə edə bilər, daha yüksək! cari qaydada pozmaq və dünya üçün yeni bir sistem yaratmaq üçün çalışır. Və sosial sektorda: insanlara daha çox firavanlıq və daha çox xidmət vermək! Və mövcud sistem bugs çox yüksək olduğunu iddia edir və o, əgər, hakimiyyət bilər: yaxşı şərait yaradır. Buna görə Allah insanları iki mərhələdə sınar! Əvvəl güc və zənginlik əldə etməzdən əvvəl! Mübarək və bəxt aldıqdan sonra ikinci. Demək olar ki, hər kəs məhrum olmuşdur. fakt yenidənqurma Bu dəfə: müəyyən və problem və ya məsələ və problem ifadə. Həmin şəxs imkan çatışmazlıqlar və touch yaxın çatışmazlıqlar var və bu, bir paketi var. Valideynlər tərəfindən tutulan bir uşaq kimi! Lakin onların uşaqları hesablanması və mümkün qədər tez böyük olmaq üçün onların istəklərinə cavab! Bu eyni patoloji. Hər kəs bu dəfə xərcləyir. ailə artıq dəyişib və çünki yetkinlik bu mərhələdə sonra yaş insanlar icma daxil etmisiniz. ideologiya şəxs formalı bu nisbi məhrum sonunda So. tam hazır, bu mərhələdə həyata keçirmək və ya həyata qərar zaman dedilər: siyasət daxil edin. Ana imtahan bu dəfə başlayacaq. Bir şəxs öz ideologiyasına sadiq qalacaqmı? İlahi baxımdan insanlar bu zirvəyə artıq gəlmişlər! Və kainatın hissəciklər sədaqət. () Ona sınaq və səhv, öhdəlik və ya sədaqət ümumi yeri dünyanı vəd etmişlər. Vəhy və peyğəmbərləri onlara xatırlatmaq üçün göndər. bu öhdəliklərin həyata keçirilməsi zamanı hər gün insan, təcrübə və təcrübə etmək. bağlılıqlarını, Burundi son bilərlər və heç bir sapma olanlar, məsum var. Və yalnız 14 idi. Amma yaşayır unutqanlıq, tənbəllik və ya istəksizlik qalan olacaq. Allah onlara işlərinə və vəzifələrinə görə əmək haqqı verir. Onun mükafat o yaradılması ofis bölmə yaradır ki! . Məsələn, istədikləri nə yaradıcılığı güc və tapmaq yaradılması, onlar istehsal və ya yaratmaq Və yeni əqdlərin yaradılması () əzm və səyi insanlar, atributları və Allahın aktları bəzi var. () Allahın hədiyyə yeri və zaman baxımından, həm də sonsuz niyə ki.