X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۹/۱۳۹۷ - ۱۶:۲۹ نظر(0)

سیستم فکری هرکسی، در جایی که در ان درس خوانده و یا، به انجا علاقه دارد شکل می گیرد. لذا از درک سیستم های فکری دیگر عاجز است. گاهی نه تنها درک وجود ندارد، و تعاملی صورت نمی گیرد! بلکه تضاد و دشمنی هم ایجاد ی کند. مثلا انعام دادن به کارمندان هتل، در برخی کشورها به معنی قدر دانی از کمک آنها است، در تعدادی دیگر بی حرمتی حساب می شود. بنابر این اظهار نظر ظریف در اینکه پولشویی گسترده، در ایران وجود دارد و بسیاری، منافع خود را در (توسعه) آن می دانند، مانند همان مثال فوق است. ذهنیت دکتر محمد جواد ظریف، در ایران شکل نگرفته لذا: با فرهنگ شوخ طبعی یا نقادی آن اشنا نیست. از طرف دیگر گوش او به بلندگوهای آنطرف باز است، و این طرف را نمی شنود و یا نمی خواهد بشنود. ایشان در روزهای اول وزارت گفت که: کسی که هولوکاست را انکار می کرد رفت. ولی حالا فهمیده که اگر کسی با برجام مخالف باشد، پیرو اسرائیل است! وی قبلا می گفته که ایران منزوی است، باید از انزوا در آید. حالا می گوید ایران قوی است، و آمریکا منزوی است. معلوم نیست منظور او این است که: یک شبه همه چیز عوض شده، یا او توانسته به تنهایی رابطه را معکوس نماید. وی اعلام کرده که پولشویی وجود دارد، ولی یک سند برای این کار ارائه نکرده . دلیل آن هرچه باشد خارج از حیطه وزارت خارجه نیست! یعنی پول باید از طریق یکی از اتباع بیگانه، در حساب های ایران وارد و توسط همان ها هم، خارج شود ولذا این اظهارات، تف سربالا است اگر وجود دارد، که منشا آن سازمان متبوع است، و اگر هم نباشد حرف خودش دروغ می شود. و اگر دروغ اثبات نشود، تهمت  وافترا محسوب، حبس تعزیری یا شلاق دارد! چون یک ادعای شرف ملی است، لذا کسی نمی تواند آن را ببخشد. و اگر قوه قضائیه پیگیری کند، کار به جاهای باریک می کشد! از ان گذشته به گفته یکی از روزنامه نگاران، کار وزارت خارجه در این چندسال، تبدیل به وزارت داخله شده! یعنی دستور بدون چون و چرا از خارج می گیرند، و به داخلی ها می گویند اجرا و یا تصویب کند! در مورد آب و محیط زیست و نفت و .. همه، به وزیر خارجه بر می گردد! و به قول سخنگوی وزارت خارجه، وقتی این وزارت توان دارد، باید به وزارت خانه های دیگر کمک کند! در حالیکه وزارت خارجه بازوی دولت در خارج است! باید همه کارهای خارجی دولت و ملت ایران را انجام دهد، نه آنکه از انها سفارش بگیرد و: به اینها بگوید اجرا کن. مخصوصا در زمان چهل سالگی انقلاب اسلامی. مهمترین گام در چهل سالگی، باید تحول در وزارت خارجه باشد، که بتواند صدور انقلاب را انجام دهد! در حالیکه مانع اصلی صدور انقلاب است. پیامبر اسلام در سن چهل سالگی مبعوث شد یعنی: سن چهل سالگی، سال اعلام و بیان برای همه دنیا است. مردم دنیا هم از ملت ایران انتظار دارند. اهداف بزرگ انقلاب اسلامی، نباید فداری 80میلیون مردم ایران شود. و در حصار تنگ آن زندانی شود. انقلاب ایران، انقلاب مستضعفین جهان است چه مسلمان و غیرمسلمان. زیرا دستور امام علی است که: به همه توجه کنیم چه آنهایی که همدین ما هستند، و چه آنهایی که همنوع ما می باشند. آمار ها نشان می دهد که در ایران، سوء تغذیه تبدیل به پرخوری شده است! بیماریهای واگیر به بیماریهای خودگیر( از قبیل چاقی و سکته قلبی) مبدل شده. این در حالیست که مردم فقیر آمریکا، در روز شکر گذاری، قادر به تهیه یک وعده غذای سنتی این روز نیستند. کودکان یمن از بی دارویی و بی غذایی می میرند، و گرسنگان آفریقا همچنان چشم براه هستند. آیا انها انسان نیستند؟ و انقلاب اسلامی یا دولت یعنی وزارت حارجه وظیفه ای ندارد؟

Elegant gaps and thick lessons!

Everyone's intellectual system is formed wherever he / she are studying or interested in. Therefore, it is difficult to understand other systems of thought. Sometimes not only no understanding, no interactive! It also creates contradiction and hostility. For example, giving a gift to the hotel's staff in some countries is a sign of appreciation for their help, and in a number of other cases it is considered inappropriate. It is, therefore, a subtle comment that there is widespread money laundering in Iran, and many consider their interests in (development), as in the above example. The mentality of Dr. Mohammad Javad Zarif is not formed in Iran. Therefore, it does not recognize the culture of humor or critique. On the other hand, his ear is open to the speakers on the other side, and he does not listen to this or he will not hear. In the first days of the ministry, he said: "He who denied the Holocaust. But now he understands that if anyone contradicts the cause, he is a follower of Israel! He has already said that Iran is isolated, it must be isolated. Now he says Iran is strong, and America is isolated. It is not clear what he means: overnight everything has changed, or he has been able to reverse the relationship alone. He said there was money laundering, but he did not provide a document for this. Whatever the reason, outside the State Department! That is, money must be transferred to and through the same account with one of the foreigners in Iran's accounts. Therefore, these statements are spit up if it exists, which originates from that organization, and if it is not the case, it is lying itself. . And if the lie is not proven, there is slander and defamation, imprisonment or flogging! Because: it's a national title claim, so nobody can forgive it. And if the judiciary is tracked down, it will take a narrow place! According to one journalist, the work of the State Department in this few years has become the Ministry of the Interior! That is, the command is taken out of the outside, and it is said to the interior to execute or approve! In the case of water and the environment and oil, and everybody, goes to the foreign minister! And, as the State Department spokesman said, when it is in power, it must help other ministries! While the Foreign Ministry is the arm of the government outside! We must do all the foreign affairs of the Iranian government and nation, not order them: tell them to perform. Especially: during the forties of the Islamic Revolution. The most important step in forty years should be the transformation of the State Department, which can carry out the issuance of the revolution! While: the main obstacle is the issuance of the revolution. The prophet of Islam was born at the age of forty, namely, the age of forty, the year of proclamation and expression for the whole world. The people of the world expect the Iranian nation. The major goals of the Islamic Revolution should not be the saving of 80 million Iranians. And: imprisoned in the narrow fence. The Iranian revolution is a revolution of the destitute of the world, whether Muslim or non-Muslim. Because the commandment of Imam Ali is that: We pay attention to all those who are our ally and those who are ours. Statistics show that malnutrition has become a bite in Iran! Contagious diseases have become spontaneous illnesses (such as obesity and stroke). This is despite the fact that the poor people of America, on Thanksgiving Day, are not able to make a traditional meal this day. Yemen's children are dying of food and food, and the hungry Africans are still waiting. Are they not human? And the Islamic Revolution or the government, the ministry of ministry, does not have a duty?

فجوات أنيقة ودروس سميكة!

يتم تشكيل النظام الفكري للجميع أينما هو / هي يدرس أو يهتم به. لذلك ، من الصعب فهم أنظمة الفكر الأخرى. في بعض الأحيان ليس فقط لا تفاهم ، لا تفاعلي! كما يخلق التناقض والعداء. على سبيل المثال، المكافآت لموظفي الفندق، في بعض البلدان يعني أنهم يقدرون مساعدة، وفي حالات أخرى إلى اعتبار تدنيس. لدينا تعليق خفية حتى في ذلك غسل الأموال واسعة، وهناك الكثيرون في إيران، مصالحهم في (تطوير) معرفة، كما في المثال أعلاه. عقلية الطبيب محمد جواد ظريف، لا يقوم إيران على ذلك: ليسوا على دراية ثقافة النكتة أو النقد. من ناحية أخرى ، أذنه مفتوحة للمتكلمين على الجانب الآخر ، وهو لا يستمع إلى هذا أو أنه لن يسمع. في الأيام الأولى للوزارة ، قال: "من أنكر المحرقة. لكنه الآن يفهم أنه إذا كان أي شخص يتناقض مع القضية ، فهو من أتباع إسرائيل! لقد قال بالفعل أن إيران معزولة ، يجب أن تكون معزولة. الآن يقول إن إيران قوية ، وأميركا معزولة. ليس من الواضح ما يعنيه: تغير كل شيء بين عشية وضحاها ، أو أنه تمكن من عكس العلاقة وحدها. وقال إن هناك غسل أموال ، لكنه لم يقدم وثيقة لهذا الغرض. مهما كان السبب ، خارج وزارة الخارجية! هذه الأموال يجب أن تذهب من خلال واحدة من الأجانب، على حساب إيران والتي رغيد الحياة، وبالتالي هذه التصريحات، يبصقون شاقة إذا كان هناك، منشؤها منظمة، وإذا كان لا يقول انه كذب . وإذا لم تثبت الكذبة ، فهناك قذف وتشويه ، أو سجن ، أو جلد! لأنها مطالبة على الصعيد الوطني ، لذلك لا يمكن لأحد أن يغفر لها. وإذا تم تعقب القضاء ، فسوف يستغرق الأمر مكانًا ضيقًا! وفقا لأحد الصحفيين ، فإن عمل وزارة الخارجية في هذه السنوات القليلة أصبح وزارة الداخلية! وهذا هو ، يتم إخراج الأمر من الخارج ، ويقال للداخل لتنفيذ أو الموافقة! في حالة الماء والبيئة والنفط ، والجميع يذهب إلى وزير الخارجية! وكما قال المتحدث باسم وزارة الخارجية ، عندما تكون في السلطة ، يجب عليها أن تساعد الوزارات الأخرى! بينما وزارة الخارجية هي ذراع الحكومة خارجها! يجب أن نفعل كل الشؤون الخارجية للحكومة الإيرانية والأمة ، لا أن تأمر بها: أخبرهم أن يؤدوا. خاصة خلال الأربعينيات من الثورة الإسلامية. أهم خطوة في أربعين سنة يجب أن تكون تحويل وزارة الخارجية ، التي يمكن أن تقوم بإصدار الثورة! في حين أن العقبة الرئيسية هي إصدار الثورة. وقد أرسل النبي محمد في سن الأربعين سن الأربعين والسنة والتعبير لجميع دول العالم. الناس في العالم يتوقعون الأمة الإيرانية. يجب ألا تكون الأهداف الرئيسية للثورة الإسلامية هي إنقاذ 80 مليون إيراني. وسجن في السياج الضيق. الثورة الإيرانية هي ثورة المعدمين في العالم ، سواء كانوا مسلمين أو غير مسلمين. لأن وصية الإمام علي هي: نحن نولي اهتماما لكل من هم حليفنا ومن هم لنا. تشير الإحصاءات إلى أن سوء التغذية أصبح لدغة في إيران! أصبحت الأمراض المعدية الأمراض العفوية (مثل السمنة والسكتة الدماغية). هذا على الرغم من حقيقة أن الفقراء في أمريكا ، في عيد الشكر ، غير قادرين على تقديم وجبة تقليدية في هذا اليوم. يموت أطفال اليمن من الطعام والطعام ، ولا يزال الأفارقة الجوعى ينتظرون. هل هم بشر؟ والثورة الإسلامية أو الحكومة ، وزارة الوزارة ، ليس لها واجب؟

Elegant boşluqlar və qalın dərslər!

Hər kəsin intellektual sistemi o təhsil alan və ya maraqlandığı yerdə qurulur. Buna görə də düşüncə sistemlərini anlamaq çətindir. Bəzən yalnız anlayış, interaktiv yox! Bu da ziddiyyət və düşmənçilik yaratır. Biz bir çox onların maraqları yuxarıda misal kimi, bilirik (inkişafı), İran var ki, geniş pulların yuyulması belə incə şərh var. Dr. Məhəmməd Cavad Zərifin zehniyyəti İranda yaranmır, buna görə də, yumor və ya tənqid mədəniyyətini tanımır. Digər tərəfdən, qulaqları digər tərəfdən danışanlar üçün açıqdır və bu sözləri dinləmir və ya eşidilmir. Nazirliyin ilk günlərində, o dedi: "Holokostu inkar edən. Amma indi o başa düşür ki, kimsənin səbəbi ziddiyyət təşkil edirsə, o, İsraillilərdəndir! O, artıq İranın təcrid olunduğunu söyləyib, təcrid olunmalıdır. İndi İranın güclü olduğunu və Amerikanın təcrid olunduğunu söyləyir. Onun nə demək istədiyi aydın deyil: gecə hər şey dəyişdi, ya da yalnız əlaqəni dəyişə bildi. O, pulların yuyulması olduğunu söylədi, amma bunun üçün bir sənəd vermədi. Nə olursa olsun, Dövlət Departamentinin xaricində! Pul İranın hesabına, əcnəbilərin biri ilə getmək və yaxşı off və buna görə də bu ifadələri ilə dağa tüpürmək olarsa, təşkilat məəli, və demək deyil, əgər o yalan olmalıdır . Və yalan sübut olunmazsa, böhtan və böhtan, həbs və ya fitnə var! Çünki milli bir iddia var, belə ki heç kim onu ​​bağışlamaz. Mühakimə izlənilirsə, dar bir yer tutacaq! Bir jurnalistin sözlərinə görə, bu bir neçə il ərzində Dövlət Departamentinin işləri Daxili İşlər Nazirliyinə çevrildi! Yəni, əmr xaricdən alınır vəəridən icra və ya təsdiq olunmaq üçün deyilir! Su, ətraf mühit və neft vəziyyətində və hər kəs xarici işlər nazirliyinə gedəcək! Və Dövlət Departamentinin spikeri deyib ki, hakimiyyətdə olduqda digər nazirliklərə kömək etməlidir! Xarici İşlər Nazirliyi xaricdəki hökumətin qolu olsa da! İran hökumətinin və millətinin bütün xarici işlərlərini yerinə yetirməmiz lazım deyil, onlara əmr verməməyik. Xüsusən İslam İnqilabının qırx yaşlarında. Qırx il ərzində ən mühüm addım devrimin verilməsi ilə məşğul olan Dövlət Departamentinin çevrilməsi olmalıdır! Əsas maneə inqilabın verilməsidir. İslam peyğəmbəri, qırx yaşda doğulmuş, yəni qırx yaşı, bütün dünya üçün elan və ifadə ili. Dünyanın xalqı İran xalqını gözləyir. İslam İnqilabının əsas məqsədləri 80 milyon iranlıların qənaətində olmamalıdır. Və dar çitdə həbs olundu. İran inqilabı müsəlman və qeyri-müsəlman olsun, dünyanın yoxsulluğunun bir inqilabıdır. Çünki İmam Əliyin əmri budur: Biz müttəfiqlərimiz və bizdən olan hər kəsə diqqət yetiririk. Statistika göstərir ki, qidalanma qidalanma İranda bir loxma halına çevrilmişdir! Yoluxucu xəstəliklər spontan xəstəliklərə (obezite və felç kimi) çevrildi. Bu, Şükran Günündə Amerikanın yoxsul əhalisinin bu gün ənənəvi bir yemək hazırlaya bilməməsinə baxmayaraq. Yəmənin uşaqları qidalar və yeməklərdən ölür və acik afrikalılar hələ də gözləyirlər. Onlar insan deyil? Və İslam İnqilabı və ya hökumət, Nazirliyin bir vəzifəsi yoxdur?


برچسب‌ها: گاف های ظریف و درس های ضخیم!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۸/۱۳۹۷ - ۱۷:۴۷ نظر(0)

حضرت محمد ص، عصاره خلقت و اسوه مومنان است. لذا در همه ابعاد غلمی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی سرآمد است. از نظر زمان و مکان مستقل، و در همه زمان ها و مکان ها حضور دارد. در تعریف این حضور، یک مثال مادی می زنیم: جسم وقتی جامد است، اگر گوشه ای از ان کنده شود، جای ان خالی می ماند. بنابر این جامد، محصور در مکان است. اما وقتی که بصورت مایع شد، شکل  سخت خود را از دست می دهد، و به شکل مظروف خود، در می اید. یعنی شکل  وابسته دارد. اگر قسمتی از ان برداشته شود، جای ان پر می شود! ولی سطح آن پایین تر می اید. اما وقتی تبدیل به گاز شد، یعنی آتش و حرارت در ان اثر گذاشت.  مانند ذات نور یا آتش همه گیر می شود. از بعد مکانی رها می گردد و: در همه جای مظروف خود حضور پیدا می کند. مانند بخار آب که اگر در یک کتری باشد، همه فضای ان را پر می کند، واگر در دیگ هم باشد همینطور. گاز طبیعی اگر مایع باشد، در یک کپسول جا می گیرد! ولی همان کپسول اگر در یک کار خانه رها شود، همه فضای کارخانه را البته رقیق تر پر می کند، که همه اینها مبنای فلسفی دارد. با این تمثیل خداوند خود را به نور تشبیه می کند(الله نور السماوات والارض) و خاصیت نور در این است که: در همه جا حضور دارد. حتی اگر ظاهرا پشت ابر باشد، ولی اثر خود را می گذارد. و امام زمان عج، با همین مثل غیبت خود را تفسیر فرموده است. لذا انبیا و اولیا هم نور هستند. بارها فرموده شده که( کلهم نور واحد): همه آنها از یک سرچشمه و: یک منبع خدایی هستند. لذا در همه زمان ها و مکانها، حضور دارند. البته تشکیک در نور هم هست، یعنی انوار الهی مانند رنگین کمان، هرکدام شخصیت مخصوص خود را دارند. و برخی نیز مانند اشعه ایکس! دیده نمی شود ولی، نادیده ها را عیان می کند! بنابر این برای درک و فهم پیامبران و اولیا خدا، باید فهم مادی و جسم سخت را، از ذهن بیرون کنیم و به: روح فکر کنیم که به جسم لطیف یا رقیق هم بیان شده است. یعنی نور خدا اصلی است، و از این نور، دیگر چراغ ها استینار می کند. مانند ماه که از نور خورشید استفاده می کند. و خودش هم نور محسوب می شود، ولی رقیق تر و لطیف تر. برای ما که جسم سخت هستیم، و هنوز به درجه سیالیت یا دخانیت نرسیده، این جای تعجب دارد که: هم در ایران باشیم و هم در اروپا! اما این موجودات نورانی، در همه مکان ها و زمان ها حضوردارند. از رفتار همه باخبر هستند و: همه پرونده ها را مطالعه می کنند. و مواظب دنیا می باشند. بطوریکه روایت است: اگر حجت خدا نباشد، زمین اهلش را فرو می برد. برای بیان این هم میتوان: ازفرمول های ریاضی بهره جست: برای هر حرکتی دو نوع نیرو لازم است: دراگ و لیفت! که منظور این روایت آن است: اگر امام زمان یا حجت خدا(بلاتشبیه بعنوان دراگ) نباشد، لیفت به تنهایی عمل می کند. می بینیم هرچه علم انسان پیشرفت می کند، به عوامل بیشتری که در وجود موثر هستند، پی می برد. مانند یک فرد که در کودکی، پدر یا مادر خود را همه کاره می داند. ولی بعد کم کم می فهمد: مدرسه و دانشگاه هم هستند. با سازمان های اداری اشنا می شود، و روابط بین المللی را، بدون اینکه دیده باشد می پذیرد. جسم پیامبران را هم تعداد کمی دیده اند، حتی در زمان زنده بودن آنان، فقط اصحاب و دوستان بودند. مردم سرزمین های دیگر بدون دیدن، به او ایمان می اوردند. اکنون نیز جهان گرچه پیامبران را ندیده، ولی به آنان ایمان دارد. بسیاری از انسان ها که به درجه سیالیت رسیده، و سیر و سلوک داشته اند، ملاقاتهای هم داشته اند. پیاده روی اربعین نمونه واقعی این حضور است. همه فقط با خدا نجوا می کردند، یا با امام حسین کار داشتند!

Prophet for all seasons

Prophet Muhammad is the Exaltation of the Creation and the Asses of Believers. So, in all aspects, it is cultural, political and economic. In terms of time and place, and at all times and places. In the definition of this presence, we take a physical example: the body is solid, if it is taken out of the corner, it remains empty. So solid is enclosed in the place. But when it becomes liquid, it loses its hard form, and it comes in its own form. That is, it has a dependent form. If part of it is removed it will be filled! But its level is lower. But when it turned to gas, it meant fire and heat. Like the nature of light or fire. It is released from the spatial dimension: it appears everywhere. Like water vapor, if it is in a kettle, it will fill all its space, if it is in the same pot. Natural gas will be in a capsule if it is liquid! But the same capsule, if abandoned in a work house, fills the entire space of the factory, more or less, all of which has a philosophical basis. With this allegory, God likens himself to light () and the power of light is that it is everywhere. Even if it appears to be behind the cloud, it does its work. And the Imam of the Ajj time has interpreted the same as his absenteeism. Therefore, the prophets and the elders are light. It has been said many times that (): They all originate from one source and are a source of God. So they are present at all times and places. There are, of course, light bulbs, that is, divine vestiges like rainbows, each with their own personality. And some like X-rays! It cannot be seen but reveals the ignorance! Therefore, in order to understand and understand the prophets and the Almighty God, we must remove the material and the hard material from the mind, and to: Think of the spirit that is expressed in a subtle body. That is, the light of God is original, and from this light, the other lights stagnate. Like a moon that uses sunlight. And it is light itself, but it is thinner and more subtle. For us, which is a hard object, and yet it has not reached the level of fluidity or smoke, it is surprising that: both in Iran and in Europe! But these creatures are luminous in all places and times. They are aware of the behavior of everyone and they read all the cases. And they care about the world. As: it is narrated: If it is not God's will, it will pour its land. To express this, one can: use mathematical formulas: for each movement, two types of force are needed: drag and lift! The meaning of this narrative is that if the Imam is not God's time (the blessings of the Dragh), the lift is acting alone. We see that as human science progresses, it realizes more factors that are effective in existence. Like a person who, in childhood, considers his or her father to be versatile. But then he understands little: there are also schools and colleges. It gets acquainted with the administrative agencies, and accepts international relations without being seen. Few had seen the body of the prophets, even when they were alive, only companions and friends. People of other lands would believe in them without seeing them. Now the world has not seen the prophets, but believes in them. Many people who had reached the level of fluidity and traditions had meetings. The arbane hike is the real example of this presence. Everyone just whispered to God, or they worked with Imam Hussein!

النبي لجميع الفصول

النبي محمد هو تمجيد الخلق وأنواع المؤمنين. لذلك ، في جميع الجوانب ، فهي ثقافية وسياسية واقتصادية. من حيث الزمان والمكان ، وفي جميع الأوقات والأماكن. في تعريف هذا الوجود ، نأخذ مثالًا فيزيائيًا: الجسم صلب ، إذا أخرج من الزاوية ، يبقى فارغًا. لذلك يتم وضع مادة صلبة في المكان. ولكن عندما يصبح سائلاً ، فإنه يفقد شكله الثابت ، ويأتي في شكله الخاص. وهذا هو ، لديه شكل تابع. إذا تمت إزالة جزء منه فسيتم ملؤه! لكن مستواه أقل. لكن عندما تحولت إلى الغاز ، كان ذلك يعني النار والحرارة. مثل طبيعة الضوء أو النار. يتم تحريره من البعد المكاني: يظهر في كل مكان. مثل بخار الماء ، إذا كان في غلاية ، فإنه سوف يملأ كل مساحته ، إذا كان في نفس الوعاء. سيكون الغاز الطبيعي في كبسولة إذا كان سائلاً! لكن الكبسولة نفسها ، إذا تم التخلي عنها في بيت العمل ، تملأ كامل مساحة المصنع ، أكثر أو أقل ، وكلها لها أساس فلسفي. بهذا الرمز ، يشبّه الله نفسه بالضوء () وقوة الضوء هي أنه في كل مكان. حتى لو بدا أنه وراء السحابة ، فإنه يقوم بعمله. وقد فسر إمام العصر Ajj نفس تغيبه. لذلك ، فإن الأنبياء والشيوخ هم من النور. وقد قيل مرات عديدة: (): كلها تنشأ من مصدر واحد وهي مصدر لله. لذلك هم موجودون في جميع الأوقات والأماكن. هناك بالطبع ، المصابيح الكهربائية ، أي بقايا إلهية مثل قوس قزح ، كل منها بشخصيتها الخاصة. والبعض أشبه بالأشعة السينية! لا يمكن رؤيته بل يكشف عن الجهل! لذلك ، من أجل فهم وفهم الأنبياء والله سبحانه وتعالى ، يجب علينا إزالة المادة والمواد الصلبة من العقل ، وإلى: التفكير في الروح التي يتم التعبير عنها في جسد خفي. أي أن نور الله أصلي ، ومن هذا الضوء ، تضاءل الأضواء الأخرى. مثل القمر الذي يستخدم ضوء الشمس. وهو ضوء بحد ذاته ، لكنه أرق وأدق. بالنسبة لنا ، وهو شيء صعب ، ومع ذلك لم يصل إلى مستوى السيولة أو الدخان ، فمن المدهش أن: سواء في إيران أو في أوروبا! لكن هذه المخلوقات مضيئة في كل الأماكن والأزمنة. إنهم يدركون سلوك الجميع ويقرؤون جميع الحالات. وهم يهتمون بالعالم. كما روى: إذا لم تكن إرادة الله ، فإنها ستصب أرضها. للتعبير عن هذا ، يمكن للمرء: استخدام الصيغ الرياضية: لكل حركة ، هناك حاجة إلى نوعين من القوة: السحب والرفع! معنى هذه الرواية هو أنه إذا كان الإمام ليس وقت الله (بركات دراغ) ، فإن المصعد يتصرف بمفرده. ونحن نرى أنه مع تقدم العلوم الإنسانية ، فإنها تحقق المزيد من العوامل الفعالة في الوجود. مثل الشخص ، في مرحلة الطفولة ، يعتبر والده أن يكون متعدد الاستعمالات. لكنه بعد ذلك لا يفهم الكثير: فهناك أيضًا مدارس وكليات. يتعرف على الوكالات الإدارية ، ويقبل العلاقات الدولية دون أن يرى. قلة من الناس رأوا جسد الأنبياء ، حتى عندما كانوا أحياء ، فقط رفقاء وأصدقاء. أهل أراض أخرى يؤمنون بها دون أن يراهم. الآن لم ير العالم الأنبياء ، بل آمن بهم. كثير من الناس الذين وصلوا إلى مستوى السيولة والتقاليد عقدوا اجتماعات. الارتفاع البهلواني هو المثال الحقيقي لهذا الوجود. الجميع همست فقط لله ، أو عملوا مع الإمام الحسين!

Hər mövsüm üçün Peyğəmbər

Peyğəmbər Əfəndimiz, yaradılmanın və mö'minlərin döyülməsidir. Beləliklə, hər cəhətdən mədəni, siyasi və iqtisadi. Zaman və yer baxımından, hər zaman və yerlərdə. Bu vəziyyətin tərifində fiziki bir nümunə götürürük: cəsəd bərkdir, küncdən çıxarılırsa, boş qalır. Yerə bərk bərkidilmişdir. Amma maye olduqda, ağır formasını itirir və öz forması ilə gəlir. Yəni bir asılı forma var. Bunun bir hissəsi qaldırılsa, doldurulacaq! Lakin onun səviyyəsi aşağı. Lakin qaz çevrildiyi zaman yanğın və istilik demək idi. Yüngül və ya yanğın təbiəti kimi. Məkan ölçüsündən azad edilir: hər yerdə görünür. Bu su buxarında olduğu kimi, bir qazan da olsa, eyni qabda olsa, bütün yerini dolduracaqdır. Əgər maye olsaydı, təbii qaz bir kapsulda olacaq! Amma eyni bir kapsul, bir iş evində tərk edilərsə, fabrikin bütün yerini daha çox və ya daha az doldurur və bunların hamısı fəlsəfi bir təməldir. Bu ayə ilə, Allah özünü yüngülə bənzəyir () və işığın qüvvəsi hər yerdə olduğudır. Buludun arxasında olsaydı belə, bu işi yerinə yetirir. Və Ajj vaxtının imamı onun itaətsizliyi ilə eyni şəkildə şərh etmişdir. Buna görə peyğəmbərlər və ağsaqqallar yüngüldürlər. Bir çox dəfə deyildi ki: (Hamısı) bir qaynaqdan gəlir və Allahın qaynağıdır. Beləliklə, onlar hər zaman və yerlərdə iştirak edirlər. Əlbəttə ki, yüngül ampüller, yəni göy qurşağı kimi ilahi keşiklər var, hər biri öz şəxsiyyətləri ilə. Və bəzi X-şüaları kimi! Görülə bilməz, ancaq cahilliyi ortaya qoyur! Buna görə də, peyğəmbərləri və Qüdrətli Allahı anlamaq və anlamaq üçün, maddi və çətinliyini maddəni çıxarmalıyıq və incə bir bədəndə ifadə olunan ruhu düşünün. Yəni, Allahın işığı orijinaldır və bu işıqdan digər işıqlar durur. Günəş işığını istifadə edən bir ay kimi. Bu işıq özüdür, ancaq daha incə və incədir. Ağır bir obyekt olan və hələ akışkanlıq və ya duman səviyyəsinə çatmamış bizim üçün təəccüblüdür: İran və Avropada da! Amma bu canlılar bütün yerlərdə və zamanlarda parlaqdır. Hər kəsin davranışından xəbərdar olurlar və bütün halları oxuyurlar. Və onlar dünyaya qayğı göstərirlər. Rəvayət olunduğu kimi: əgər Allahın iradəsi olmasa, torpağını tökəcəkdir. Bunları ifadə etmək üçün: riyazi formulları istifadə edin: hər bir hərəkət üçün iki növ güc tələb olunur: sürükleyin və qaldırın! Bu povestin mənası, imamın Allahın vaxtı olmadığını (Draqın xeyir-duası) olmadığı təqdirdə, lift tək başına hərəkət edir. Görürük ki, insan elmi irəlilədikcə mövcudluğunda təsirli olan daha çox amil həyata keçirir. Uşaqlıq dövründə atasını hərtərəfli hesab edən bir adam kimi. Amma sonra çox az anlayır: məktəblər və kolleclər var. İdarə orqanları ilə tanış olur və beynəlxalq əlaqələri görünmədən qəbul edir. Peyğəmbərlərin cəsədini, yaşadıqları halda, yalnız yoldaşları və dostları görmüşdü. Digər torpaqların insanlar onları görmədən onlara inanırdılar. İndi dünya peyğəmbərləri görməyib, onlara inanır. Akışkanlıq və ənənələr səviyyəsinə çatan bir çox adam görüşlər keçirdi. Arbane zəmmi bu varlığın gerçək nümunəsidir. Hər kəs yalnız Allaha pıçıldadı, ya da İmam Hüseyn ilə birlikdə işlədilər!


برچسب‌ها: پیامبری برای تمام فصول,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۷ - ۲۰:۰۶ نظر(0)

صبح امروز با 125 تماس گرفتم، گفت بفرمایید گفتم چرا آتش کالیفرنیا را خاموش نمی کنید؟ گفت کجا؟ گفتم کالیفرنیا، جنگل فردوس! با خشم گفت مزاحم نشوید! و گوشی را قطع کرد. چند دقیقه بعد دوباره آتش نشانی را گرفتم و گفتم: با این شماره می شود با: رئیس آتش نشانی صحبت کرد؟ گفت برای چه گفتم برای اینکه: چرا برای خاموش کردن آتش کالیفرنیا نمی روند. گفت شوخی نکنید آقا، و گوشی را گذاشت. ماندم چه کنم؟ مگر مردم آمریکا، با مردم ایران و عراق، افغانستان و اندونزی چه فرقی دارند؟ به سایت مراجعه کردم، خبری از آتش نشان های بدون مرز! یا بین المللی وجود نداشت. در حالیکه همه سازمان ها، در سازمان ملل گوشه و یا تشکیلاتی برای خود دارند، گویا آتش نشان ها ازاین کار مستثنی هستند. شاید هم زیر مجموعه بیمه حساب شده اند! البته یک عنوان جهانی یافته می شد که: راجع به مسابقات بین المللی حریق است. که ایران توانسته بود مقام دوم را، در آن به دست آورد. این امر نشان از  تجربه آتش نشان های ایرانی است. ولی تعجب است چرا از این تجربه، برای خاموش کردن آتش کالیفرنیا استفاده نمی شود؟ ماهین نیوز به اعتبار مسئولیت خود، این سوال را از سخنگوی وزارت امور خارجه نمود. ولی پاسخی نیافت! سخنگو موضوع را جور دیگری پاسخ داد و گفت که: من نه تجربه آتش نشانی دارم، که بتوانم بگویم ایرانی ها بهتر می توانند اطفا حریق کنند! و نه تابعیت خود را عوض کرده ام، تا به این سوال پاسخ بدهم! این فضای جهانی، برای بی توجهی به آتش ایجاد شده است. بنده  در سوال خود عوامل متعددی را بیان کردم: آیا کشورهای دیگر آماده همکاری نیستند؟ یا امکاناتی ندارند که به آمریکا اعزام کنند، تا به کمک مردم کالیفرنیا بروند، و در مهار آتش سوزی کمک کنند؟ یا غرور آمریکایی ها باعث شده تا: در خواست کمک جهانی نکنند، و فکر کنند فقط خودشان می توانند: و نیازی به کمک دیگران ندارند. یا اصلا طوری اخبار را منعکی می کنند، که هیچکس به ذهنش خطور نکند که: به کمک مردم کالیفرنیا برود. حالت سوم این است که چون ایرانی ها، در این ایالت بیشتر هستند، و تقریبا روح ایرانی بر آن حاکم است، و این امر در نام گذاری پردیس، یا پارادایس برای آن منطقه بعنوان بهشت روی زمین (فردوس)، خود را بخوبی نشان می دهد. امتناع دولت از کمک های لازم، و یا در خواست کمک از جهانیان، به این معنی است که عمدا، آن منطقه را می سوزانند تا از بین برود! و اثری از حال و هوای ایرانی در ان نماند. بعد از سوختن کامل، نام آن را هم تغییر خواهند داد. مانند کاری که اکنون در هند، شروع شده! تاکنون هزاران نام مکان، مانند الله آباد را تغییر نام داده، نام های هندو و بودایی برای آن مناطق ثبت کرده اند. البته فرضیه چهارمی هم وجود دارد: و آن فرضیه ترامپی! است ترامپ با متهم کردن فرماندار کالیفرنیا، به کم کاری آنها را تهدید به قطع بودجه نموده است. در این حالت به نظر می رسد: که چون خزانه داری آمریکا به بن بست رسیده، به هر وسیله و بهانه ای خواستار: قطع کمک ها و هدایای مالی آمریکا می شود. این کار از قطع کمک مالی به سازمان ملل آغاز شد، به قطع کمک های مالی فلسطین، تحریم ایران و چین رسید. کافی نبود! حالا به داخل آمریکا رسیده است. طبیعتا اگر این کمک های مالی بیشتر قطع شود، استقلال ایالت ها سریعتر شکل می گیرد، و کم کم شاهد بروز 51 کشور جدید در امریکا ی شمالی خواهیم بود. واین داستان ترامپیسم است. زیرا مردم که به ترامپ رای دادند، فکر کردند چون ثروتمند است، بودجه آمریکا را هم تامین خواهد کرد! ولی ترامپ نه تنها بودجه آمریکا را تامین نکرد، بلکه با قطع آن، برای تامین مالی شرکتهای خود استفاده نمود.

Sample firefighter!

I called 125 this morning, saying I said, why do not you turn off the California fire? Where did you say I said, California, Forest Ferdows! Do not disturb the anger! And cut off the phone. A few minutes later, I got a firefighter again and said: Will this issue be with the fire department chief? He said what I said for why: why not go to California to shut down the fire. She said, do not kid, sir, and put the phone down. What am i going to do What is the difference between the American people and the people of Iran and Iraq, Afghanistan and Indonesia? I came to the site, the news of firefighters without borders! There was no international. While all organizations have a cornerstone or organization in the United Nations, it seems that firefighters are no exception. Perhaps they are also under-assured! Of course, a global title was found: about international firefighting. Which Iran has been able to rank second. This shows the experience of Iranian firefighters. But it is a wonder why this experience is not used to shut down the California fire. Mahin News accused the Ministry of Foreign Affairs of its spokesman. But there was no answer! The spokesman answered the matter in a different way and said: "I have no fire experience, so I can say that the Iranians can fire up better!" I have not changed my nationality to answer this question! This global space has been created to ignore the fire. I mentioned several factors in my question: Are not other countries ready to cooperate? Or do not have the facilities to send to the United States to help the people of California, and to help prevent the fire? Or the pride of the Americans has made it impossible to ask for global help, and they think they can only: they do not need the help of others. Or at all, it reflects on the news that nobody thinks about: go with the help of the Californian people. The third way is that since the Iranians are more in this state, and there is almost an Iranian soul, it is well known in the naming of the campus or the paradise for that area as an ant earth (Ferdows) To give The refusal of the state to provide necessary assistance, or to seek help from the world, means deliberately burning the area to be destroyed! And there is no trace of Iranian mood. After burning it, it will change its name. Like what's happening right now in India! So far, thousands of names have been renamed such as Allah Abad, Hindu and Buddhist names for those areas. There is, of course, a fourth hypothesis: and that terpine hypothesis! Tramp, accusing the governor of California, has threatened to cut back on the budget. In this case, it seems that, since the US treasury has come to a standstill, it demands, in every way, an excuse: to cut US aid and gifts. It began with the cessation of donations to the United Nations, the cessation of Iran-China sanctions on the cessation of Palestinian financial assistance. Not enough! Now it has arrived in America. Naturally, if these funds are further cut off, state independence will develop faster, and we will see the arrival of 51 new countries in North America in the least. This is the tropism story. Because the people who voted for Tramp thought they would have the US budget because they are wealthy! But Tramp not only did not provide US funding, but cut it off to finance its companies.

نموذج اطفاء!

اتصلت بالرقم 125 هذا الصباح ، قائلة: قلت ، لماذا لا تقوم بإطفاء حريق كاليفورنيا؟ اين قلت قلت ، كاليفورنياالفردوس  لا تزعج الغضب! وقطع الهاتف. بعد بضع دقائق ، حصلت على رجل إطفاء مرة أخرى ، وقال: هل سيكون هذا الموضوع مع رئيس إدارة الإطفاء؟ قال ما قلته لماذا: لماذا لا نذهب إلى كاليفورنيا لإيقاف الحريق. قالت ، لا طفل ، يا سيدي ، ووضع الهاتف أسفل. ماذا سأفعل ما الفرق بين الشعب الأمريكي وشعب إيران والعراق وأفغانستان وإندونيسيا؟ جئت إلى الموقع ، أخبار رجال الاطفاء بلا حدود! لم يكن هناك دولي. في حين أن جميع المنظمات لديها حجر الزاوية أو منظمة في الأمم المتحدة ، يبدو أن رجال الإطفاء ليست استثناء. ربما هم أيضا أقل ثقة! بالطبع ، تم العثور على عنوان عالمي: حول مكافحة الحرائق الدولية. أي إيران استطاعت أن تحتل المرتبة الثانية. هذا يدل على تجربة رجال الاطفاء الايرانيين. ولكن من العجب لماذا لا تستخدم هذه التجربة لإيقاف حريق كاليفورنيا. اتهم ماهين نيوز وزارة الشؤون الخارجية من المتحدث باسمها. لكن لم يكن هناك جواب! أجاب المتحدث على الأمر بطريقة مختلفة وقال: "ليس لدي خبرة في إطلاق النار ، لذلك يمكنني القول إن الإيرانيين يمكنهم إطلاق النار بشكل أفضل!" لم أغير جنسيتي للإجابة على هذا السؤال! تم إنشاء هذا الفضاء العالمي لتجاهل الحريق. لقد ذكرت عدة عوامل في سؤالي: أليست البلدان الأخرى مستعدة للتعاون؟ أو ليس لديك التسهيلات لإرسالها إلى الولايات المتحدة لمساعدة شعب كاليفورنيا ، والمساعدة في منع الحريق؟ أو جعل فخر الأمريكيين من المستحيل طلب المساعدة العالمية ، ويعتقدون أنهم يستطيعون فقط: فهم لا يحتاجون إلى مساعدة الآخرين. أو على الإطلاق ، إنه يعكس الأخبار التي لا يفكر فيها أحد: اذهب بمساعدة من سكان كاليفورنيا. القضية الثالثة هي أن الإيرانيين، في أكثر، تقريبا ويحكم الروح الإيراني للدولة، وأطلق عليها اسم الجنة أو الفردوس للمنطقة الفردوس على الأرض (الجنة)، لتوضيح لاعطاء إن رفض الدولة تقديم المساعدة الضرورية ، أو طلب المساعدة من العالم ، يعني عمدا حرق المنطقة لتدميرها! وليس هناك أي أثر للمزاج الإيراني. بعد حرقه ، فإنه سيتم تغيير اسمه. مثل ما يحدث الآن في الهند! حتى الآن ، تمت إعادة تسمية الآلاف من الأسماء مثل أسماء الله أباد ، الهندوس والبوذية لتلك المناطق. هناك ، بالطبع ، فرضية رابعة: وهذه فرضيه ترامپیه! هدد الصعلوك ، متهما حاكم ولاية كاليفورنيا ، لخفض الميزانية. بدأت مع وقف التبرعات إلى الأمم المتحدة ، ووقف العقوبات الإيرانية الصينية على وقف المساعدات المالية الفلسطينية. لا يكفي! الآن وصلت في أمريكا. بطبيعة الحال ، إذا تم قطع هذه الأموال بشكل أكبر ، فسوف يتطور استقلال الدولة بشكل أسرع ، وسنرى وصول 51 دولة جديدة في أمريكا الشمالية على الأقل. هذه هي القصة الاستكشافية. لأن الأشخاص الذين صوتوا لصالح ترامپ ظنوا أنهم سيحصلون على ميزانية الولايات المتحدة لأنهم أثرياء! لكن "ترامب" لم يكتف بتوفير التمويل الأميركي ، بل قام بتقطيره لتمويل شركاتها.

Nümunə xilasetməçi!

Mən dedim ki, bu gün səhər 125 çağırdım, niyə California atəşini bağlamırsan? Harada deyirsiniz? Deyirdim ki, California, Meşə Firdovs! Qəzəbi pozmayın! Və telefonu kəsdi. Bir neçə dəqiqədən sonra yenə yanğınsöndürən oldum və dedim: Bu məsələ yanğın şöbəsinin müdiri ilə olacaqmı? Niyə dediyimi söylədi: niyə alovu bağlamaq üçün Kaliforniyaya getmədi? Dedi ki, oğlan, efendim və telefonu endir. Mən nə edəcəyəm Amerika xalqı ilə İran xalqı, İraq, Əfqanıstan və İndoneziya arasındakı fərq nədir? Sərhədsiz yanğınsöndürənlərin saytına gəldim! Heç bir beynəlxalq var idi. Bütün qurumların Birləşmiş Millətlər Təşkilatında bir təməl daş və ya quruluşa sahib olmasına baxmayaraq, xilasedicilər istisna deyil. Yəqin ki, onlar da əsassızdırlar! Əlbəttə ki, beynəlxalq bir atəş tapıldı: beynəlxalq yanğınsöndürmə. İran ikinci sırada yer ala bilib. Bu, İran xilasedicilərinin təcrübəsini göstərir. Ancaq bu təcrübə Kaliforniya atəşini bağlamaq üçün istifadə edilmədiyi bir möcüzədir. Mahin News, Xarici İşlər Nazirliyini sözçüsü olaraq günahlandırdı. Ancaq cavab yox idi! Sözçüsü məsələni fərqli bir şəkildə cavablandırdı və dedi: "Məndə heç bir yanğın tecrübesi yoxdur, deməli, İranlılar daha yaxşı işləyə bilər!" Bu suala cavab vermək üçün millətimə dəyişməmişəm! Bu qlobal məkan yanğını görməmək üçün yaradılıb. Mənim sualımda bir sıra amillərdən danışdıq: Digər ölkələr əməkdaşlıq etməyə hazırdırmı? Və ya Kaliforniya xalqına kömək etmək və yanğın qarşısını almaq üçün Amerika Birləşmiş Ştatları göndərmək üçün imkanlar yoxdur? Və ya amerikalıların qüruru qlobal yardım istəməmək üçün imkansız etdi və onlar yalnız edə bilərlər: başqalarının köməyinə ehtiyac yoxdur. Yoxsa heç kimin düşünməyəcəyi xəbərləri əks etdirir: Kaliforniyalıların köməyi ilə getmək. Üçüncü halda İran dövlət daha demək olar ki, İran soul idarə olunur ki, və bu yer üzündə (Cənnət) bir cənnət kimi region üçün Paradise ya Paradise adlı, göstərmək üçün Vermək Dövlətin lazımi köməyi təmin etməməsi və ya dünyadan yardım axtarmaqdan imtina etməsi məhv ediləcək ərazini qəsdən yanma deməkdir! İranlı əhval-ruhiyyənin izi yoxdur. Yandırıldıqdan sonra onun adını dəyişdirəcəkdir. İndi Hindistanda nə baş verir? İndiyə qədər minlərlə isim bu sahələr üçün Allahın adı, Hindu və Budist adları kimi adlandırılmışdır. Əlbəttə ki, dördüncü bir hipotez var və bu terpin fərziyyəsidir! Kaliforniyanın quberniyasını ittiham edən Tramp, büdcəni geri qaytarmaq üçün təhdid etdi. Birləşmiş Millətlər Fələstin, İran maliyyə kəsmək başladı və Çin sanksiyaların əldə etmək üçün bu maliyyə yardımı kəsilmiş olacaq. Kifayət deyil! İndi Amerikaya gəldi. Bu tropik hekayəsidir. Çünki Tramp üçün səs verən insanlar zəngin olduqları üçün ABŞ büdcəsinə sahib olacaqlar! Ancaq Tramp yalnız ABŞ-ın maliyyələşdirməsini təmin etmədi, lakin şirkətlərini maliyyələşdirmək üçün onu kəsdi.


برچسب‌ها: آتش نشان نمونه!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۸/۱۳۹۷ - ۱۹:۴۶ نظر(0)

عده ای فکر  می کنند ایجاد ارتباط کار مهمی است و فقط از انها ساخته است! در حالیکه ممکن است سالها زحمت کشیده شده تا این ارتباط قطع شود وچون اینها اطلاعی از کم و کیف موضوع ندارند غالبا فکر می کنند ایجاد رابطه لازم است! مثلا رابطه ایران با اسرائیل  اینطور نبوده که وجود نداشته و ما سعی کنیم اعتماد آنها را جلب کنیم تا رابطه ای داشته باشیم! فقط یک مغز علیل یا فراموشکار این طور فکر می کند. در حالیکه ایران و اسرائیال قبلا ارتباط داشتند و بسیار هم مهم بوده است. وملت ایران سالها طول کشید و مبارزه کرد تا این رابطه را قطع کند والان یکی از سیاست های خارجی جمهوری اسلامی  قطع رابطه با این رژیم و عدم مبالدله با آن است. رابطه با آمریکا و عربستان هم همینطور است. در گذشته روابط ایران با آنها در سطح بالایی بوده ولی آنها از این موضوع سوء استفاده کردند و ناچار مردم ایران شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر آل سعود را در کنار شعار مرگ بر اسرائیل قرار داد. بطور منطقی یا کلامی ممکن است ایراد هایی براین شعار ها وارد باشد ولی مردم ایران و طرف های معاند آن موضوع را درک می کنند و بطور متقابل میدانند منظور طرفها چیست. ولی برخی دویتان نادان  و کم اطلاع خود را به نفهمی زده و فکر می کنند باید روابط را برقرار کند! آنها در دوران انقلاب اسلامی در دامن آمریکا یا اسرائیل وآل سعود بودند و شعار های مردمی و مبارزات آنها را ندیدند یا از دید دشمنان مردم آنها را تحلیل می کردند. بطور مثال اگر از رابطه ایران و اسرائیل صحبت کنیم اولا ایرانی ها در درون اسرائیل فراوان هستند . حتی مقامات مهم آنها ایرانی می باشند.زیرا اریل شارون یا موشه کاساب و امثال آنها از یهودیان ایرانی بودند ودر شهر هایی مثل یزد و دماوند(مشا) زندگی می کردند و در زمان تاسیس دولت یهود به آنجا مهاجرت کردند. همانطور که از روسیه یا اروپای شرقی و آمریکا هم افراد زیادی مهاجرت نمودند. در ابتدای تاسیس و سال های بعد از ان در ایران سفارت خانه داشتند و در تهران در میدان کاخ سابق بود. که بعد از انقلاب اسلامی تبدیل به سفارت فلسطین شد و تحویل دولت خودگران آن گردید..آمریکا هم محوطه وسیعی را در اختیار داشت و از ان به عنوان سفارتخانه استفاده میکرد که بعد از انقلاب اسلامی توسط دانشجویان پیرو خط امام از انان گرفته شد و اکنون در دست همان دانشجویان هستند و به کار تبلیغ و چاپ کتب و اسناد لانه جاسوسی اشتغال دارند. کار انها بقدری آمریکا را خشمگین کرده بود که با تمام شعار های آزادی بیان و قلم از انتشار این کتابها در امریکا جلوگیری می شود. البته همه این کار ها بعد از این صورت گرفت که آمریکا شاه فراری را به ایران تحویل نداد.و در اثر اصرار ایران رابطه خود را بطور یکطرفه قطع کرد و تحریم هایی علیه ایران شکل داد که تاکنون ادامه دارد. اما در همان موقع امام خمین فرمود ما رابطه با آمریکا می خواهیم چه کنیم! و به تعبیر دیگری گفتند رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ و میش است! متاسفانه عده ای که مزدور یا جاسوس آمریکا بودند زیر بار این حرفها نرفتند و همچنان با آمریکا رابطه داشتند و اسناد مهمی را به آنها می دادند.بعضی از انها مستقیما و برخی غیر مستقیم بودند. مثلا مهندس موسوی که خود تحصیلکرده آمریکا بود  تصور کرد که میتواند این رابطه قطع شده را وصل کند لذا همه علاقمندان را با خود هماهنگ کرد تا رابطه را برقرا کند ولی متوجه شد که عده ای هستند هنوز به خط امام اعتقاد دارند و نمی گذارند این رابطه گرگ و میش صورت گیرد. لذا جامعه ایرانی را دوقطبی کردند و فتنه 88بوجود آمد و تصور کردند که میتوانند پیروز شوند ولی مردم به میدان آمدند و با شعار مرگ بر آمریکا همه آنها را به انزوا بردند. هر شعار مرگ بر امریکا تیری به قلب آنها بود لذا بسرعت همه آنها بیمار شده و در حال قرار گرفتند. اما این شعار مرگ بر امریکا مانند دارویی شفابخش مردم را شاداب تر و فعال تر کرد و جوانان برای اثبات اینکه به آمریکا نیازی ندارند به فتح قله های بلند افتخار پرداختند و در همه زمینه های مورد نیاز ایران قدمهای مهمی برداشتند. ولی ته مانده های فتنه 88 که گوششان به این حرفها بدهکار نبود با تشکیل احزاب و استخدام روزنامه ها اجیر کردن مزدوران سعی می کنند دوباره مهندس موسوی را به میدان بیاورند تا برای ایجاد ارتباط با آمریکا بکوشد و عده ای هم که موسوی را مهره سوخته می دانستند خودشان به میدان رفته با امریکا وارد مذاکره شدند تا تحریم ها را بیشتر کند. و برای اینکار از موضع رسمی وارد شدند و با امضا کردن قراردادهای خفت بار دست آنها را برای تحریم باز گذاشتند. اما مردم که نیازی به آمریکا نداشتند چندان اهمیتی به آنها ندادند. واکنون که آمریکا به دلیل انزوا و نزول قدرت از تحریم های خود عقب نشینی کرده سعی دارند قدرت را به آمریکا برگردانند! و بگویند که آمریکا مجبور به این کار نشده بلکه خودش تصمیم دارد به مردم ایران کمک کند! اما آنها بدانند که ایران جای خود را در جهان باز کرده و نیازی به قدرت های پوشالی چون اسرائیل و آمریکا و عربستان ندارد. و بزودی شاهد تسلیم همه آنها در برابر عظمت ملت ایران خواهیم بود و تلاش آنها برای آرایش مرده های سیاسی فایده ای ندارد.

 

 

   We do not want these relationships!

Some people think it's important to create a relationship and just make it! While it may take years to disconnect this connection, and because they do not know about the issue and the issue, they often think that building a relationship is necessary! For example, Iran's relationship with Israel has not existed, and we try to win their trust in them in order to have a relationship! Just think of a damned or forgetful brain. While Iran and Israel were already involved and very important. It was a long time for the Iranian government to fight this relationship. One of the foreign policy of the Islamic Republic of Iran is to close the relationship with this regime and not to bother with it. The same is true of the relationship with the United States and Saudi Arabia. In the past, Iran's relations with them were high, but they abused it, and the Iranian people inevitably put the slogan "Death to America" ​​and "death to Al Saud" along with the slogan "Death to Israel". Logically or verbally, there may be some misunderstandings in these slogans, but the people of Iran and its protagonists understand the subject and mutually recognize what the parties mean. But some of your two ignorant and poorly informed people understand that they should establish relationships! They were in the era of the Islamic Revolution in the Americas, or Israel and Saudi Arabia, and did not see the popular slogans and their struggles, or they were analyzed by the enemies of the people. For example, if we talk about Iran-Israel relations, firstly, there are many Iranians inside Israel. Even their important authorities are Iranians. Because Oril Sharon or Moshe Cassab and their like were Iranian Jews, they lived in cities such as Yazd and Damavand (Masha) and immigrated to the cities of Yemen. As many as migrated from Russia, Eastern Europe and the United States. At the beginning of the establishment, and in the years to come, they had embassies in Iran, and in Tehran there was a former palace square. Which became the Palestinian Embassy after the Islamic Revolution and was handed over to its own government. The United States also possessed a large area and used it as an embassy that was taken by the students following the Imam's line after the Islamic Revolution, and now They are in the hands of the same students and are engaged in the promotion and publication of books and nudging documents. Their work had offended America more than anyone else, with all the slogans of freedom of speech and pen to prevent the publication of these books in America. Of course, all of this was done after the United States did not deliver the Ferrari king to Iran. As a result of Iran's insistence, it broke its relationship unilaterally and formed sanctions against Iran, which is still ongoing. But at the same time, Imam Khomeini said: "What do we want to do with the United States?" And in another way, they said that our relationship with America is the twilight! Unfortunately, some of the US mercenaries or spies did not go through these talks, they still had ties with the United States, and provided them with important documents. Some were direct and indirect. For example, Mousavi, a self-educated US engineer, thought he could connect this broken connection, so he co-ordinated all the enthusiasts to make the relationship clear, but he realized that there are some who still believe in the line of the Imam and do not allow this relationship Twilight. So the Iranian community was bipolar, and the intrigue of 88 arose and imagined that they could win, but people came to the field and, with the slogan "Death to America," they all isolated. Each slogan "Death to a Thunderbolt" was in their hearts, so they quickly became sick and in a state of affairs. But the death slogan of the United States, like a healing medicine, made the people happier and more active, and the young people were proud to conquer the high peaks to prove that they did not need the United States and took important steps in all areas of Iran. But the remnants of the intrigue 88 who did not owe their word by forming parties and hiring newspapers hiring mercenaries are trying to bring Mussavi again to bathe in order to establish ties with the United States, and some of them who considered Mousavi to be burned beads They went to the United States to negotiate with the United States to increase sanctions. And for this they came from an official position and, by signing the tumultuous contracts, handed them to the boycott. But people who did not need the United States did not care much about them. Now that America has withdrawn from sanctions because of isolation and decline, they are trying to bring power back to the United States! And they say that the United States has not been forced to do this, but it is itself determined to help the Iranian people! But they know that Iran has opened its place in the world, and does not need the sovereign powers of Israel, the United States and Saudi Arabia. And we will soon see them surrender to the greatness of the Iranian nation, and their efforts to make up dead political people are not worthwhile.

نحن لا نريد هذه العلاقات!

بعض الناس يعتقدون أنه من المهم إنشاء علاقة وجعلها فقط! في حين قد يستغرق الأمر سنوات لفصل هذا الاتصال ، ولأنهم لا يعرفون المشكلة والمسألة ، فهم يعتقدون في الغالب أن بناء علاقة أمر ضروري! على سبيل المثال ، لم تكن علاقة إيران مع إسرائيل موجودة ، ونحاول كسب ثقتهم بها من أجل إقامة علاقة! مجرد التفكير في الدماغ اللعينة أو النسيان. بينما كانت إيران وإسرائيل متورطتين بالفعل ومهمة للغاية. لقد كان وقتاً طويلاً على الحكومة الإيرانية أن تحارب هذه العلاقة ، فواحدة من السياسة الخارجية لجمهورية إيران الإسلامية هي إغلاق العلاقة مع هذا النظام وعدم الاكتراث به. وينطبق الشيء نفسه على العلاقة مع الولايات المتحدة والمملكة العربية السعودية. في الماضي ، كانت علاقات إيران معهم عالية ، لكنهم أساءوا استخدامها ، والشعب الإيراني وضع شعار "الموت لأمريكا" و "الموت إلى آل سعود" إلى جانب شعار "الموت لإسرائيل". من المنطقي أو اللفظي ، قد يكون هناك بعض سوء الفهم في هذه الشعارات ، لكن شعب إيران وأبطالها يفهمون الموضوع ويعترفون بشكل متبادل بما تعنيه الأطراف. لكن بعض من شخصيتك الجاهليتين والضعفاء مطلعين يدركان أنه ينبغي عليهما إقامة علاقات! كانوا في عصر الثورة الإسلامية في الأمريكتين ، أو إسرائيل والمملكة العربية السعودية ، ولم يروا الشعارات الشعبية ونضالاتهم ، أو تم تحليلها من قبل أعداء الشعب. على سبيل المثال ، إذا تحدثنا عن العلاقات الإيرانية الإسرائيلية ، أولاً ، فهناك العديد من الإيرانيين داخل إسرائيل. حتى سلطاتهم المهمة هي الإيرانيون ، لأن أوريل شارون أو موشيه كاساب وشبابهم كانوا يهودًا إيرانيين ، كانوا يعيشون في مدن مثل يزد ودامافاند (ماشا) وهاجروا إلى مدن اليمن. العديد من هاجر من روسيا وأوروبا الشرقية والولايات المتحدة. في بداية التأسيس ، وفي السنوات التالية ، كان لديهم سفارات في إيران ، وفي طهران كانت هناك ساحة قصر سابقة. التي أصبحت السفارة الفلسطينية بعد الثورة الإسلامية وتم تسليمها لحكومتها الخاصة ، وكانت الولايات المتحدة تمتلك مساحة كبيرة واستخدمتها كسفارة قام بها الطلاب بعد خط الإمام بعد الثورة الإسلامية ، والآن هم في أيدي الطلاب أنفسهم وتشارك في تعزيز ونشر الكتب والوثائق دفع. لقد أزعج عملهم أمريكا أكثر من أي شخص آخر ، مع كل شعارات حرية الكلام والقلم لمنع نشر هذه الكتب في أمريكا. بالطبع ، تم كل هذا بعد أن لم تقم الولايات المتحدة بتسليم ملك الفيراري إلى إيران ، ونتيجة لإصرار إيران ، قطعت علاقتها من جانب واحد وشكلت عقوبات ضد إيران ، التي لا تزال مستمرة. لكن في الوقت نفسه ، قال الإمام الخميني: "ماذا نريد أن نفعل مع الولايات المتحدة؟" وبطريقة أخرى ، قالوا إن علاقتنا مع أمريكا هي الشفق! لسوء الحظ ، فإن بعض المرتزقة أو الجواسيس الأمريكيين لم يجروا هذه المحادثات ، وكانوا لا يزالون على صلة بالولايات المتحدة ، وقدموا لهم وثائق مهمة ، بعضها كان مباشراً وغير مباشر. على سبيل المثال، مير حسين موسوي، وكان يعتقد نفسه تعليمه في أمريكا أن العلاقة انقطعت المكونات لذلك، جميع الأطراف المعنية مع العلاقة منسقة لإقامة، ولكن وجدت أن بعض الناس لا يزالون في خط الإمام يعتقد وعدم السماح هذه العلاقة الشفق القيام به. لذا كانت الطائفة الإيرانية ثنائية القطب ، ونشأت مؤامرة 88 وتخيلت أنها يمكن أن تفوز ، لكن الناس جاءوا إلى الميدان ، ومع شعار "الموت لأمريكا" ، عزلوا جميعاً. كان كل شعار "الموت لصاعقة" في قلوبهم ، لذلك سرعان ما أصبح مريضا وفي حالة من الأحوال. ولكن مخلفات الفتنة، فإن 88 الأذن إلى هذه الكلمات ليست الاستماع إلى الأطراف وتجنيد الصحف وتوظيف المرتزقة تحاول إعادة هندسة موسوی جیب جلب للتواصل مع أمريكا ويحاول عدد من الناس الذي موسوی حرق علم ذهبوا إلى الولايات المتحدة للتفاوض مع الولايات المتحدة

Biz bu əlaqələri istəmirik!

Bəzi insanlar əlaqələr yaratmaq və bunu etmək vacibdir! Bu əlaqəni kəsmək üçün bir neçə illər tələb oluna bilər və onlar məsələ və məsələ barədə bilmədikləri üçün tez-tez əlaqələrin qurulması vacibdir! Məsələn İranın İsraillə əlaqəsi mövcud deyil və biz əlaqələr qurmaq üçün onlara güvənməyə çalışırıq! Yalnız bir lənətlənmiş və ya unutqan bir beyin düşünün. İran və İsrail artıq ziddiyyət təşkil etmiş və çox vacibdir. İran hökumətinin bu münasibətlə mübarizə aparması uzun müddət idi. İran İslam Respublikasının xarici siyasətindən biri bu rejimlə münasibətini bağlamaq və bununla narahat olmaq deyil. Eyni ABŞ və Səudiyyə Ərəbistanı ilə olan əlaqələrə də aiddir. Ancaq iki cahil və zəif məlumatlandırılmış insanlardan bəziləri əlaqələr qurmaları lazım olduğunu başa düşürlər! Məsələn, İran-İsrail münasibətlərindən danışarkən, ilk növbədə, İsrail daxilində bir çox iranlılar var. Rusiya, Şərqi Avropa və ABŞ-dan köçənlər kimi. Quruluşun başında və gələcək illərdə İranın səfirlikləri var idi və Tehranda köhnə saray meydanı vardı. Onlar həmin tələbələrin əlindədirlər və kitabların yayılmasına və nəşr olunmasına dair sənədləri yayırlar. Onların işi Amerikanı hər kəsdən daha çox təhqir etmişdi, bu kitabların Amerikada yayılmasının qarşısını almaq üçün söz və söz azadlığının bütün şüarları ilə. Amma eyni zamanda İmam Xomeyni: "ABŞ ilə nə etmək istəyirik?" Başqa bir şəkildə, Amerikalılarla olan əlaqəmiz gec-tez olduğumuzu söylədilər! Məsələn, Mir Hüseyn Musəvi, Amerikada təhsil almış özü əlaqələr yaratmaq razılaşdırılmış əlaqələr ilə bütün maraqlı, Buna görə də plug kəsildi, lakin bəzi insanlar line İmam hələ də inanıram və bu əlaqələr imkan vermir ki, aşkar edilmişdir ki, düşündüm edildi Twilight. Hər bir şüar "Qaldırmaq üçün Ölüm" ürəyində idi, onlar tez bir zamanda xəstələndi və bir vəziyyətdə idi. Lakin fitnə, bu sözləri 88 qulaq Amerika çalışır və müəyyən insanlar Musəvi qoz-yandı ki, münasibətlər qurmağa masa Musəvi-mühəndis yenidən çalışır partiyalar və qəzet işə qəbulu və işə muzdlu qulaq asmadı qalıqları Onlar sanksiyaların artırılması üçün ABŞ ilə danışıqlar aparacaqlarını bilirdilər. Bunun üçün rəsmi bir mövqedə gəldilər və gurultulu müqavilələr imzalayaraq onları boykot etməyə veriblər. Ancaq Amerika Birləşmiş Ştatlarına ehtiyac duymayan insanlar onlara çox əhəmiyyət vermədi. İndi Amerika izolyasiya və düşmə səbəbindən sanksiyalardan çəkilib, onlar Birləşmiş Ştatlara güc gətirmək üçün çalışırlar! Və deyirlər ki, ABŞ bunu etməyə məcbur edilməyib, amma İran xalqına yardım etmək üçün özü qərarlıdır! Ancaq bilirlər ki, İran dünyada öz yerini açmışdır və İsrailin, ABŞ-ın və Səudiyyə Ərəbistanının suveren səlahiyyətlərinə ehtiyac yoxdur. Tezliklə onları İran xalqının böyüklüyünə təslim etdiyini və ölü siyasi xalqı yaratmaq üçün göstərdikləri səylərin dəyərsiz olduğunu görürük.لزيادة العقوبات. ولهذا السبب جاءوا من موقع رسمي ، ومن خلال توقيع العقود المضطربة ، سلمتهم إلى المقاطعة. لكن الناس الذين لم يحتاجوا إلى الولايات المتحدة لم يهتموا كثيراً بهم. والآن بعد أن انسحبت أميركا من العقوبات بسبب العزلة والهبوط ، فإنهم يحاولون إعادة السلطة إلى الولايات المتحدة! ويقولون إن الولايات المتحدة لم تضطر إلى القيام بذلك ، لكنها مصممة على مساعدة الشعب الإيراني! لكنهم يعرفون أن إيران قد فتحت مكانها في العالم ، ولا تحتاج إلى صلاحيات سيادة إسرائيل والولايات المتحدة والمملكة العربية السعودية. وسنراهم سرعان ما يستسلمون لعظمة الأمة الإيرانية ، ولا تستحق جهودهم لتعويض أناس سياسيين ميتين.

 

 

 

 

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۸/۱۳۹۷ - ۱۵:۱۷ نظر(0)

 در آمریکا و طوفان و سیل بیداد می کند، و کسی نیست به مردم آنجا کمک کند! یکی یکی شهر ها با  دست غول آتش خرد می شود، انسان ها اربین رفته یا گم و گور می شوند، ولی دنیا فقط به نقل اخبار و فیلمبرداری از آن مشغول است! آیا وقت آن نرسیده که به کمک آنها بروند؟ دروغ پردازی های سران آمریکا، در مورد قدرت و ثروت آمریکا، باعث شده تا هیچکس جرات نکند، راجع به کمک به مردم حرفی بزند! اگر یکدهم این آتش سوزیها، در ایران یا در کشورهای دیگر بود، همه دنیا بسیج می شدند تا کمک کنند. اما آمریکا به دلیل غرور بی جای دولتمردانش، اینهمه قربانی می دهد. طبیعی است در بلایای بزرگ، باید افراد و امکانات زیادتری داده شود. اما می بینیم که در امریکا چنین امری اتفاق نمی افتد! رئیس جمهور نادان و نوکیسه آن، فقط میتواند فرماندار لس آنجلس یا کالیفرنیا را سرزنش کند! اما بجای این کار اگر، غرور بیجای خود را کنار بگذارند، و از مردم دنیا و دولتها کمک بخواهند، طبیعی است آتش نسان های بیشتری، به آنجا اعزام می شود. هواپیماها و ماشین های آب پاش زیادتری حضور پیدا می کنند. و کار سی درصدی آمریکا را، در خاموش کردن آتش، به صد در صد می رسانند. مردم کالیفرنیا یا ایالت های دیگر، چه گناهی کردند که باید در اتش بسوزند؟ یا خانه های انها ویران شود. اگر از روز اول، همه امکانات دنیا اعم از اروپا و آسیا بسیج می شد، همان روزهای اولیه آتش خاموش می شد، و اینهمه قربانی نمی گرفت! در ایران آتش نشان هایی هستند که: آتش مهیب چاههای نفت را بخوبی مهار می کنند! زلزله و آتش سوزیهای بزرگ را، سریعا امداد رسانی می کنند. در زلزله یزرگ کرمانشاه، بالاترین سورتی های پرواز در دنیا انجام شد! در عرض سه ساعت مجروحی بر زمین نبود، همه به بیمارستانها منتقل شده بودند. تکنولوژی اطفا حریق در چین و ژاپن، کمتر از ایران یا آمریکا نیست، و یا هند و روسیه در آن دست بالاتری دارد. چه اشکال داشت از اینها کمک بگیرند؟ مگر طوفان یا زلزله و آتش سوزی تعارف دارد؟ اینها مانند مریض شدن انسان ها است، بیماری هرکسی به دست خدا است، خداوند است که با ایجاد بیماری، هربار اهمیت یک عضو را گوشزد می کند! کسی که پادرد می گیرد، تازه متوجه می شود که ماهیچه ها و استخوان پا، چه اهمیتی دارند و زانو چه مقدار بار را تحمل می کند! وقتی همه آدمها، همیشه در حال سگدو زدن هستند، خداوند ویروس سرماخوردگی را می فرستد! تا بدانند با استراحت آنها، هیچ کاری عقب نمی افتد! فقط خودشان هستند که باید از انها پرسید: اینهمه عجله کردید کجا را گرفتید؟ سیل و زلزله و آتش سوزی های بزرگ هم، امتحان الهی است تا دولت ها بدانند که هیچ هستند! اینهمه غرور و قدرت پرستی آنها را نگیرد. ولی آنها دست بردار نیستند. با گذشت چندین روز از آتش سوزی، آنهمه خسارت مالی و قربانی شدن انسان ها، هنوز هم نمی خواهند به ضعف خود اعتراف، و از دنیا کمک بخواهند. دولت های دیگر هم مقصر هستند. چرا وقتی در اندونزی یا پاکستان زلزله می شود، فوری لباس و پتو و دارو ارسال می کنند، ولی مردم آمریکا را فراموش می کنند؟ مردم امریکا که فرقی با مردم دیگر دنیا ندارند، تا کی باید آنها به آتش بی تدبیری مسئولین خود بسوزند؟ در موقع شعار دادن همه دنیا را دهکده جهانی می دانیم! شعر معروف سعدی را در بالای درب سازمان ملل حک می کنیم! آنهاکه خود را جهانی می دانند، آیا نباید به داد مردم آتش گرفته، مصیبت دیده یا مردمی که در یمن و بحرین زیر گلوله ها زندانی شده اند، برسند؟ خداوندا از این همه غرور و بی تدبیری، از تو عذر خواهی می کنیم و در: پیشگاه ملت بزرگ آمریکا هم شرمنده ایم.

The world is against fire.

 In America, there is a storm and a flood, and there is no one to help the people there! One by one, the cities are crushed by the giant hand of the fire; humans are orbins or lost and grave, but the world is only busy with news and video filming! Is not it time to go to their help? The lie of American leaders, about US power and wealth, has made no one daring to talk about helping people! If one of these fires were in Iran or in other countries, the whole world would be mobilized to help. But America sacrifices so much because of its state-of-the-art pride. Naturally, in the big disasters, there must be more people and more facilities. But we see that this is not happening in America! The ignorant president and nociceon, can only blame the governor of Los Angeles or California! But instead of doing this, if you set aside your proud pride and ask for help from people and governments, it's natural that more firefighters will be deployed there. Airplanes and more water sprayers are available. And the work of thirty percent in the United States, to shut off the fire, will be 100 percent. What did the people of California or other states burn to burn? Or their houses are destroyed. If, from the first day, all the facilities of the world, whether European or Asian, were mobilized, the very first days of the fire were extinguished, and not so much a victim! In Iran, there are firefighters who: Fight the fierce fire of wells! Earthquakes and large fires will help relief. In the largest earthquake in Kermanshah, the highest flying sorties were made in the world! Within three hours there was no injuries to the ground, all were taken to hospitals. The firefighting technology in China and Japan is less than Iran or the United States, or India and Russia at that. What was the problem with these? Is there a storm or an earthquake and a fire? It's like getting sick, everyone's illness is in God's hands, God is the one who celebrates the importance of a member when it comes to illness! The one who takes a rebound, he just realizes what the muscles and the bones of the leg, what matters, and how much the knee tolerates! When all people are always snoring, God sends a cold virus! To know they will not fall back with their rest! Only they themselves should ask: How much has you been hurried? Where did you get? Flood and earthquakes and large fires are divine tests so that governments know that they are none! They will not take all their pride and prestige. But they do not give up. After several days of fires, so much financial loss and human sacrifice, they still do not want to acknowledge their weaknesses, and ask for help from the world. Other governments are also guilty. Why do they send clothes and blankets and medicines when they are sewed in Indonesia or Pakistan, but they forget the American people? The Americans, who do not care about other people in the world, should they be burned down by the authorities? At the time of the slogan, we know the whole world as a world village! Impress Saadi's famous poem at the top of the United Nations! If they consider themselves to be global, should not the people be burned down, miserable, or people who are imprisoned under the bullets in Yemen and Bahrain? O God, we apologize to you for all this pride, and we are ashamed of the great nation of America.

العالم ضد الحريق.

 في أمريكا ، هناك عاصفة وفيضان ، ولا يوجد أحد لمساعدة الناس هناك! واحدة تلو الأخرى ، تسحق المدن من قبل اليد العملاقة للنار ، والبشر هم الأوتار أو الضالين والخطورة ، ولكن العالم مشغول فقط بالأخبار وتصوير الفيديو! ألم يحن الوقت للذهاب إلى مساعدتهم؟ كذبة الزعماء الأمريكيين ، حول القوة والثروة الأمريكية ، لم تجعل أي شخص جريئًا التحدث عن مساعدة الناس! إذا كان أحد هذه الحرائق في إيران أو في بلدان أخرى ، فسيتم تعبئة العالم كله للمساعدة. لكن أمريكا تضحي كثيرا بسبب فخرها المتطور. بطبيعة الحال ، في الكوارث الكبيرة ، يجب أن يكون هناك المزيد من الناس والمزيد من المرافق. لكننا نرى أن هذا لا يحدث في أمريكا! لا يستطيع الرئيس الجاهل و nociceon إلقاء اللوم على حاكم لوس أنجلوس أو كاليفورنيا! لكن بدلاً من القيام بذلك ، إذا وضعت جانباً كبرياءك وتطلب المساعدة من الناس والحكومات ، فمن الطبيعي أن يتم نشر المزيد من رجال الإطفاء هناك. تتوفر الطائرات والمزيد من أجهزة رش المياه. وسيتم عمل ثلاثين في المئة في الولايات المتحدة ، لإيقاف الحريق ، سيكون 100 في المئة. ماذا أحرق الناس في كاليفورنيا أو غيرها من الدول لحرق؟ أو دمرت منازلهم. إذا تم ، من اليوم الأول ، تحريك جميع مرافق العالم ، سواء كانت أوروبية أو آسيوية ، فقد تم إخماد الأيام الأولى من الحريق ، وليس ضحية! في إيران ، هناك رجال إطفاء الذين: قاتلوا النيران الشديدة من الآبار! الزلازل والحرائق الكبيرة ستساعد في عمليات الإغاثة. في أكبر زلزال في كرمنشاه ، تم إجراء أعلى طلعات جوية في العالم! وخلال ثلاث ساعات ، لم تقع إصابات في الأرض ، وتم نقل جميعهم إلى المستشفيات. إن تكنولوجيا مكافحة الحرائق في الصين واليابان أقل من إيران أو الولايات المتحدة أو الهند وروسيا في ذلك. ما هي المشكلة مع هؤلاء؟ هل هناك عاصفة أو زلزال ونار؟ يبدو الأمر كما لو كان مريضًا ، مرض الجميع في يد الله ، فالله هو الذي يحتفل بأهمية العضو عندما يتعلق الأمر بالمرض! الشخص الذي يأخذ كرة مرتدة ، يدرك فقط ما عضلات وعظام الساق ، ما يهم ، وكم يتغاضى عن الركبة! عندما يكون جميع الناس دائماً شخيرًا ، يرسل الله فيروسًا باردًا! لنعرف أنهم لن يتراجعوا مع بقية! فقط هم أنفسهم يجب أن يسألوا: كم سارعت؟ من أين لك؟ تعتبر الفيضانات والزلازل والحرائق الكبيرة اختبارات إلهية حتى تدرك الحكومات أنها ليست كذلك! لن يأخذوا كل كبريائهم وهيبتهم. لكنهم لا يستسلموا. بعد عدة أيام من الحرائق ، الكثير من الخسائر المالية والتضحية البشرية ، ما زالوا لا يريدون الاعتراف بنقاط ضعفهم ، وطلب المساعدة من العالم. الحكومات الأخرى هي أيضا مذنبة. لماذا يرسلون الملابس والبطانيات والأدوية عند خيطهم في إندونيسيا أو باكستان ، لكنهم ينسون الشعب الأمريكي؟ الأميركيون ، الذين لا يهتمون بأشخاص آخرين في العالم ، هل يجب أن تحترقهم السلطات؟ في وقت الشعار ، نعرف العالم كله كقرية عالمية! اعجاب قصيدة السعدي الشهيرة في قمة الأمم المتحدة! إذا اعتبروا أنفسهم عالميين ، ألا ينبغي أن يحرق الناس ، أو تعساء ، أو أشخاص مسجونين تحت الرصاصات في اليمن والبحرين؟ يا الله ، نعتذر لك عن كل هذا الفخر ، ونخجل من الأمة الأمريكية العظيمة.

Dünya atəşə qarşıdır.

 Amerikada bir fırtına və daşqın var, orada insanlara kömək etmək üçün heç kim yoxdur! Onların köməyinə getmə vaxtı gəldi? Amerika rəhbərlərinin yalanı, ABŞ güc və zənginliyi haqqında, insanlara yardım haqqında danışmağa cəsarət etməmişdir! Bu yanğınlardan biri İranda və ya başqa ölkələrdə olsaydı, bütün dünya yardım üçün səfərbər olunacaqdı. Amma Amerikanın ən son fəxrindən ötrü çox fədakarlıq edir. Təbii ki, böyük fəlakətlər zamanı daha çox insan və daha çox imkanlar olmalıdır. Amma görürük ki, bu, Amerikada baş vermir! Cahil prezident və nociçon, yalnız Los Angeles və ya Kaliforniya quberniyasını günahlandırır! Təyyarələr və daha çox su spreyləri mövcuddur. Və ABŞ-da otuz faizlik iş, atəşi bağlamaq üçün yüz faiz olacaq. Kaliforniya və ya digər dövlətlərin xalqları nə üçün yandı? Yoxsa evləri yıxılır. İranda xilasetmə qrupları var: Quşların şiddətli atəşinə qarşı mübarizə! Zəlzələlər və böyük yanğınlar relyefə kömək edəcəkdir. Kermanşahın ən böyük zəlzələsində ən yüksək uçan növlər dünya səviyyəsində edildi! Üç saat ərzində yerə xəsarət yetirilməyib, hamısı xəstəxanaya aparılıb. Çin və Yaponiyada yanğınsöndürmə texnologiyası İran və ya ABŞ, ya da Hindistan və Rusiyadan azdır. Bu problem nə idi? Fırtına, zəlzələ və yanğın varmı? Bu xəstəliyə bənzəyir, hər kəsin xəstəliyi Allahın əlindədir, xəstəliyə gəldikdə bir üzvün əhəmiyyətini qeyd edən Allahdır! Rebound çəkən bir adam, ayağın əzələlərini və sümüklərini, nə dərəcədə vacib olduğunu və dizin nə qədər dözür olduğunu dərk edir! Bütün insanlar hər zaman xor baxanda, Allah soyuq bir virus göndərir! Onların istirahət ilə geri düşməyəcəyini bilmək! Yalnız onlar özləri soruşmalıdırlar: Nə qədər tələsənsən? Nə qoydunuz? Daşqınlar, zəlzələlər və böyük yanğınlar hökmdarların heç biri olmadığını bilməsi üçün ilahi sınaqdır! Onlar bütün qürurlarını və nüfuzlarını almayacaq. Lakin onlar imtina etmirlər. Bir neçə gündür davam edən yanğınlardan sonra çox maddi zərər və insan qurbanları, hələ də zəifliklərini qəbul etmək istəmirlər və dünyadan yardım istəmirlər. Digər hökumətlər də günahkar. İndoneziya və ya Pakistanda tikildikdə nə üçün geyim, ədyal və dərman göndərirlər, amma Amerika xalqını unuturlar? Dünyadakı digər insanlara qayğı verməyən amerikalılar, hakimiyyət tərəfindən yandırılmalı mı? Şüar zamanı biz bütün dünyaya dünya bir kənd kimi tanıyırıq! Saadi'nin Birləşmiş Millətlər Təşkilatının başında məşhur şeirini təriflə! Ey Allah, bütün bu qürurumuz üçün bizdən üzr istəyirik və biz böyük Amerikanın millətindən utanırıq.

 


برچسب‌ها: جهان برعلیه آتش آتش سوزی.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۷ - ۱۶:۲۱ نظر(0)

ایرانی ها توقع بالایی دارند، دوست دارند که ایران در همه چیز اول باشد! و اگر نبود آن را نقطه ضعف به حساب می اورند. البته تاریخ آن را ثابت کرده، ولی چندان لزومی در ان نیست. زیرا همه دنیا بشر هستند و هر کلنی انسانی، مزیت خاص خود را دارد که: برای ارتزاق آنها از سوی خداوند تعیین شده است. اینکه ما انتظار داشته باشیم: همه چیز را خودمان تولید کنیم، و همه را مصرف خودمان بکنیم! این نظریه خلاف شرع و عقل است. حتی در برخی مواضع، اول شدن خلاف قانون و یک نوع جرم محسوب می شود! مثلا دزدی و سرقت یا روسپیگری. اما متاسفانه برخی ها این جهت ها را رعایت نمی کنند! برای بهتر درک کردن موضوع، ما تاپ(اول) بودن را به چهار قسمت تقسیم می کنیم: اموری که عقل و دین آن را پسندیده باشد. اینها قهرمانان اسلامی و ملی نام می گیرند. پیشرفت در مرز دانش های مفید، هم از نظر ایرانی خوب است و هم اسلامی . ما به دانشمندانی چون ابن سینا، عمر خیام و دکتر چمران و دکتر بهشتی افتخار می کنیم. چون هم ایرانی بودند و هم اسلامی. اموری دیگری که فقط بعد ایرانی، یا فقط اسلامی ان مطرح است. مانند کوروش و داریوش، امیر کبیر و عضدالدوله دیلمی و. که میتوان به اولی نزدیک تر دانست. امور سوم این است که از نظر ایرانی و اسلامی هر دو مردود باشد. مانند استعمارگری و مزدوری بیگانگان، که هم از نظر هر ایرانی بد است، و هم ازنظر شرعی قابل قبول نیست. برخی کار ها هم ممکن است: از نظر اسلام بد باشد، ولی از نظر مردم عادی و یا ایرانی بودن بد نباشد: مانند مشروب خوردن یا مصرف مواد اعتیاد آور.  لذا برخی معتقدند در ایران آزادی نیست! چون نمی توانند مشروب خواری، یا فساد و فحشا انجام دهند! ضدانقلاب ایران اعم از منافقین و سلطنت طلب و تجزیه خواهان. در این موارد مشترک هستند. و از همین راه برای خود هوادار جمع کرده، یا تبلیغات خود را گسترش داده اند. آنها با این روش پول های مردم را می گیرند، و بجای آن وعده می دهند: اگر پیروز شدند، مشروبخواری را آزاد می کند! تجزیه طلب های مرزغربی ایران مانند: مرز مشترک با کردستان عراق، با این روش عضو گیری می کنند! همه کرد های عضو حزب دموکرات کردستان یا سازمان منافقین، به کار قاچاق مشروب از مرزها، و انتقال آن به مراکز کشوری مشغول هستند. هر بار هم که گرفتار می شوند، صدای سازمان ملل در می اید: که در ایران حقوق بشر رعایت نمی شود. در مرزهای شرقی، مواد مخدر شاخصه ضدانقلاب ایران است. همه آعضا آنها در سازمان های قاچاق مواد مخدر، عضو می شوند تا ضمن درآمد زایی برای سازمان مجاهدین، در صورت دستگیری، نفرت آنان از جمهوری اسلامی بیشتر شود! و با اینهمه عارت و چپاول و دزدی و قاچاق، حاضر نیستند یک دلار هزینه مردمی شود که: خود را فدایی آن می دانند! زیرا سیاست آنها سیاست نتانیاهو است، که ایرانی ها را جانوری می داند: که باید گرسنه نگهداشته شوند! لذا با هر اقدام عمرانی و رفاهی از سوی ایران هم، مقابله می کنند. بجز این گروههای مارکدار، برخی ها ندانسته! به حرکت معکوس عادت کرده اند. بجای تشویق یا حمایت مخترعان و مکتشفان، آنها را مسخره می کنند! به آنها می گویند در ایران نمانند!اینها هم رئیس شان ترامپ است، که می گوید ایران باید تحریم شود! تا به زانو در آید. این عده مزدور بی اجر و مزد آمریکا، برای زیر سوال بردن حاکمیت ایرانی هستند. اغلب آنها خود را اصلاح طلب می دانند! و از روی دلسوزی هم، پیشنهاد فرار مغزها را می دهند! نشانه اصلی این عمل هم، افتتاح حساب های خارجی! برای خودشان و آماده باش بودن: برای سفر خارج می باشد.

We do not need to be in the first place!

Iranians have high expectations, they like Iran to be the first! And if not, it would be a weak point. Of course, history has proved it, but it is not so necessary. Because the whole world is human, every human colony has its own particular advantage: it is determined by God for their conversion. What we expect: to produce everything ourselves, and to make everyone take our own! This theory is against Sharia and wisdom. Even in some positions, the first is illegal and a crime! For: example, robbery or prostitution. But unfortunately some do not follow these directions! To better understand the subject, we divide the top (first) into four parts: things that the wisdom and religion have liked. These are Islamic and national heroes. Progress on the frontiers of useful knowledge is both good and Islamic in terms of Iran. We are proud of such scholars as Ibn Sina, Omar Khayyam, Dr. Chamran and Dr. Beheshti. Because: they were both Iranian and Islamic. Other :things that are only Iranian dimension, or just Islamic. Like Kuroush and Dariush, Amir Kabir and Azd al-Dawlah Dilami and others. Which: can be closer to the former. The third issue is that both Iran and Islam are rejected. Such as colonialism and the mercenary of aliens, which: is both bad for every Iranian, and not religiously acceptable. Some things may be: Islam is bad, but it's not bad for ordinary people or Iranians: like drinking or consuming addictive substances. So some people believe that freedom is not in Iran! Because they cannot do alcoholism, corruption or prostitution! The: counter-revolution of Iran, including the hypocrites and monarchists and dissenters. These are common. And they have gathered themselves to this end or expanded their ads. They get people's money in this way, and promise instead: if they win, they will release the drink! The partisans of the western border of Iran, such as the common border with Iraqi Kurdistan, recruit this method! All Kurds of the Democratic Party of Kurdistan or the MKO are involved in smuggling liquor buses, and transferring them to national centers. Every time they get caught, the voice of the United Nations comes to light: Iran's human rights are not respected. On the eastern borders, drugs are the characteristics of Iran's counter-revolution. All of them are members of drug trafficking organizations, so as to generate income for the PMOI, if they are arrested, their hatred of the Islamic Republic will be greater! But with plunder and robbery and smuggling, they are not willing to pay a dollar for the people who are sacrificing themselves! Because their policy is Netanyahu's policy, which calls Iranians a beast: they must be kept hungry! Therefore, they are confronted by Iran with any developmental and welfare action. Except these branded groups, some do not know! Are: accustomed to reverse movement. Instead of cheering or supporting the inventors and explorers, they mock them! They say they are not in Iran! They are also their boss Shan Tramp, who says that Iran should be sanctioned! To: get to the knee. These American wicked mercenaries are for questioning Iranian sovereignty. Often they consider themselves reformist! And with compassion, they offer brain drain! The main symptom of this operation is the opening of foreign accounts! For yourself and being alert: to travel abroad.

لا نحتاج لأن نكون في المقام الأول!

لدى الإيرانيين توقعات عالية ، فهم يحبون إيران أن تكون الأولى! وإذا لم يكن الأمر كذلك ، فستكون نقطة ضعف. بالطبع ، أثبت التاريخ ذلك ، لكنه ليس ضروريًا. لأن العالم كله إنسان ، كل مستعمرة إنسانية لها ميزتها الخاصة: فهي تحدد من قبل الله لتحويلها. ما نتوقعه: أن ننتج كل شيء بأنفسنا وأن نجعل الجميع يتخذون مصلحتنا! هذه النظرية ضد الشريعة والحكمة. حتى في بعض المواقف ، الأولى غير قانونية وجريمة! على سبيل المثال ، السرقة أو الدعارة. لكن للأسف البعض لا يتبعون هذه التوجيهات! لفهم الموضوع بشكل أفضل ، نقسم القمة (أولاً) إلى أربعة أجزاء: الأشياء التي أحبها الحكمة والدين. هؤلاء هم أبطال إسلاميون ووطنيون. التقدم على حدود المعرفة المفيدة هو جيد وإسلامي على حد سواء من حيث إيران. نحن فخورون بعلماء مثل ابن سينا ​​، عمر خيام ، دكتور جمران والدكتور بيشتي. لأنهم كانوا إيرانيين وإسلاميين. أشياء أخرى ليست سوى البعد الإيراني ، أو مجرد إسلامية. مثل كوروش وداريوش وأمير كبير وعضد الدولة دلامي وغيرهم. والتي يمكن أن تكون أقرب إلى السابق. القضية الثالثة هي أن إيران والإسلام مرفوضان. مثل الاستعمار والمرتزقة للأجانب ، وهو أمر سيء لكل إيراني ، وليس مقبولاً دينياً. قد تكون بعض الأمور: الإسلام سيء ، لكنه ليس سيئًا بالنسبة للناس العاديين أو الإيرانيين: مثل شرب أو استهلاك مواد مسببة للإدمان. لذلك يعتقد بعض الناس أن الحرية ليست في إيران! لأنهم لا يستطيعون الإدمان على الكحول أو الفساد أو الدعارة! الثورة المضادة لإيران ، بما في ذلك المنافقين والملكيين والمعارضين. هذه شائعة. وقد تجمعوا لهذه الغاية أو توسيعوا إعلاناتهم. فهم يحصلون على أموال الناس بهذه الطريقة ، ويعدون بدلاً من ذلك: إذا فازوا ، فسوف يطلقون الشراب! إن أنصار الحدود الغربية لإيران ، مثل الحدود المشتركة مع كردستان العراق ، يجندون هذه الطريقة! جميع الأكراد في الحزب الديمقراطي الكردستاني أو منظمة مجاهدي خلق يشاركون في تهريب الحافلات الكحولية ، ونقلهم إلى المراكز الوطنية. في كل مرة يتم القبض عليهم ، يظهر صوت الأمم المتحدة: حقوق الإنسان في إيران لا تُحترم. على الحدود الشرقية ، المخدرات هي خصائص الثورة المضادة في إيران. جميعهم أعضاء في منظمات تهريب المخدرات ، وذلك لتوليد الدخل لمنظمة مجاهدي خلق الإيرانية ، إذا تم القبض عليهم ، فإن كراهيتهم للجمهورية الإسلامية ستكون أكبر! لكن مع النهب والسرقة والتهريب ، فهم ليسوا مستعدين لدفع دولار للناس الذين يضحون بأنفسهم! لأن سياستهم هي سياسة نتنياهو ، التي تدعو الإيرانيين إلى وحش: يجب أن يبقوا جائعين! لذلك ، تواجههم إيران بأي عمل تنموي ورفاه. باستثناء هذه المجموعات ذات العلامات التجارية ، والبعض لا يعرف! اعتادوا على الحركة العكسية. بدلاً من التشجيع أو دعم المخترعين والمستكشفين ، يسخرون منهم! يقولون إنهم ليسوا في إيران ، بل هم أيضا رئيسهم شان ترامب ، الذي يقول إنه يجب فرض عقوبات على إيران! للوصول الى الركبة. هؤلاء المرتزقة الأشرار الأمريكيون هم لاستجواب السيادة الإيرانية. وغالبا ما يعتبرون أنفسهم إصلاحيين! ومع الشفقة ، فإنها توفر هجرة العقول! يتمثل العرض الرئيسي لهذه العملية في فتح الحسابات الأجنبية! لنفسك ويجري تنبيه: للسفر إلى الخارج.

Bizə ilk növbədə olmaq lazım deyil!

İranlılar yüksək gözləntilərə malikdirlər, İranı birinci olmaq istəyirlər! Və yoxsa, zəif bir nöqtə olardı. Əlbəttə, tarix bunu sübut etdi, amma bu, vacib deyil. Bütün dünya insan olduğundan, hər bir insan koloniyasının özünün xüsusi üstünlüyü var: onların Allahı onların dönüşümünə görə təyin edir. Gözlədiyimiz şeylər: özümüzü hər şeyin özü yaratmaq və hər kəsin özümüzü qəbul etməkdir! Bu nəzəriyyə Şəriət və hikmətə qarşıdır. Bəzi vəzifələrdə olsa da, birincisi qanunsuzdur və cinayətdir! Məsələn, soyğunçuluq və ya fahişəlik. Amma təəssüf ki, bəziləri bu istiqamətlərə əməl etmir! Mövzu daha yaxşı başa düşmək üçün üstü (ilk) dörd hissəyə ayırırıq: hikmət və din sevdiyi şeylər. Bunlar islam və milli qəhrəmanlardır. Faydalı biliklərin sərhədləri üzərində irəliləyiş İran baxımından yaxşıdır və İslamdır. İbn Sina, Omar Xayyam, Dr Chamran və Dr. Beheşti kimi alimlərdən qürur duyuruq. Çünki həm İran, həm də İslam idi. Yalnız İranın ölçüsü və ya yalnız İslam olan digər şeylər. Kuruş və Dariuş, Əmir Kabir və Azd əl-Dəvələ Dilami və başqaları kimi. Keçmişə daha yaxın olan şey. Üçüncü məsələ isə İranın, həm də İslamın rədd edilməsidir. Siyasi müstəmləkəçilik və xaricilərin hamısı, hər bir İran üçün də pisdir və dini cəhətdən məqbul deyil. Bəzi şeylər ola bilər: İslam pisdir, ancaq adi insanlar və ya İranlılar üçün pis deyil: asılılıq maddələrini içmək və ya istehlak etmək kimi. Bəziləri inanırlar ki, azadlıq İranda deyildir! Çünki onlar alkoqolizm, korrupsiya və ya fahişəlik edə bilməzlər! İranın əks-inqilabı, münafiqlər, monarxistlər və müxaliflər də daxil olmaqla. Bunlar ümumi. Və bu məqsədlə özlərini yığdılar və ya reklamlarını genişletdilər. İnsanların pullarını bu yolla alırlar və əvəzinə söz verirlər: qazandıqları halda, içkini azad edəcəklər! İranın qərb sərhədinin partiyası, məsələn, İraq Kürdüstanı ilə olan ümumi sərhəd bu üsulu qəbul edir! Kürdüstan Demokrat Partiyasının və ya MKO-nun bütün Kürdləri maye avtobusların qaçaqmalçılığına cəlb olunur və onları milli mərkəzlərə ötürürlər. Hər dəfə tutulduqda, Birləşmiş Millətlər Təşkilatının səsi işıqlandırır: İranın insan hüquqları hörmətsizdir. Şərq sərhədlərində narkotiklər İranın əks-inqilabının xüsusiyyətləridir. Bütün bunlar narkotik ticarəti edən təşkilatların üzvüdür və PMOI üçün gəlir əldə etmək üçün həbs olunarsa, İslam Respublikasına qarşı nifrət daha böyük olacaq! Ancaq talan, quldurluq və qaçaqmalçılıqla, özlərini qurban verən insanlar üçün bir dollar ödəmək istəmirlər! Çünki onların siyasəti Netanyahu siyasətidir ki, İranlıları bir heyvanı çağırır: onlar ac qaldırılmalıdır! Ona görə də İranın inkişafı və rifahı ilə hər hansı bir hərəkətlə qarşılaşırlar. Bu markalı qruplar istisna olmaqla, bəziləri bilmirlər! Hərəkəti tərsinə çevirdik. Möcüzələr və araşdırıcıları təzələmək və ya dəstəkləmək əvəzinə, onları istehza edirlər! Onlar İranda deyil deyirlər! Onlar da İranın sanksiya verilməsi lazım olduğunu söyləyən müdiri Şan Trampdır! Diz almaq üçün. Bu Amerikalı pis əvəzlər İranın suverenliyini sorğulamaq üçün. Çox vaxt özlərini islahatçı hesab edirlər! Şəfqətlə, beyin drenajını təklif edirik! Bu əməliyyatın əsas simptomu xarici hesabların açılmasıdır! Özünüz üçün və xəbərdarlıq: xaricə səyahət etmək.

 

 


برچسب‌ها: لازم نیست در همه چیز اول باشیم!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۷ - ۱۵:۳۵ نظر(0)

علوم انسان بسیار زیاد و متفاوت است، آنطور که در قران آمده، همه علوم به انسان داده شده! ولی انسان ها به آن بی توجه هستند. لذا تنها بخشی از ان را بیاد می اورند، یا به آن عمل می کنند. این بخش رابطه مستقیمی با حواس ظاهری انسان دارد. برخی معتقدند علوم شامل آن بخشی است که از طریق حواس پنجگانه بدست می آید، قابل تجربه و مشاهده می باشد. برخی دیگر حواس انسان را بیشتر از 5تا می دانند، و علوم را به علوم عقلی و نقلی تقسیم می کنند. و شناختی که از طرف عقل هم باشد، قبول می کنند. اما واقعیت آن است که علوم دامنه بسیار گسترده ای دارد، که میتوان آن بخشی را که ما قبول می کنیم، علوم آشنا و بقیه را علوم غریبه دانست. اکثر پیشرفت های انسان، به وسیله علوم غریبه است. به همین دلیل آن را از دسترس مردم خارج می کنند، تا فقط خودشان بهره ببرند. علوم غریبه غالبا از طریق: ارتباط مستقیم با خداوند به دست می آید، و برای مردم عادی عجیب و غریب است. مثلا می گویند ابن سینا، هروقت به مشکل علمی برخورد می کرد، دو رکعت نماز می خواند، نور علم به قلب او می رسید، و راه حل را پیدا می کرد. در زمان ما سودجویی وارد این علم شد، بطوریکه برای دور کرن مردم، مکتب مادیگرایی تاسیس شند! به مردم گفتند جز ابن چند روز زندگی، و استفاده از آب و غذا و رفتار مانند حیوانات، چیز دیگری نیست! مردم را به آخور  بستند و خودشان دنبال پیشرفت رفتند. برای همین است که در کشورهای کمونیستی، از همه جا بیشتر علم پیشرفت کرد. زیرا مردم کمتر مزاحم کار انها می شدند. و به اسرار آنها کاری نداشتند. آنها هم با استفاده از علوم غریبه، همه امور را در دست گرفتند. تئوری بعد چهارم که از سوی انیشتین، مطرح شد نمونه آن است. هرچه از او می پرسیدند متوجه نمی شدند! عاقبت انیشتین گفت من خودم هم نمی دانم چه می گویم! البته میدانست ولی برای راحتی از دست مردم این را گفت! همانطور که جسم دارای جرم است، روح و عوامل دیگر هم وجود دارد، که ممکن است دارای جرم نباشند. آن را انرژی نام گذاشت. تبادل بین این دو آنقدر وسیع است، که به صفر نزدیکتر می شود! یعنی در انرژی هیچ جرمی دیده نمی شود. بطور مثال عده ای تصور می کردند: الکترون ها و پروتون ها جرم دارند، لذا جدول مندلیف را تکمیل کردند. اما وقتی میکروسکپهای الکترونیکی اختراع شد، و الکترون را تصویر برداری کرد، چیزی بنام جسم در ان ندید! بلکه خود الکترون هم مانند اتم، دارای فضای بزرگی بود که: به اربیتال معروف شد. لذا اساس جرم و ماده زیر سوال رفت. چون فقط حرکت دیدند. که به نظریه ملاصدرا حرکت جوهری بود. یعنی حرکت در اثر سرعت زیاد، سخت می شود و ما آن را ماده می نامیم! ریز ماده وجود ندارد، بلکه همه ماده از حرکت درست شده است. و این تئوری ها انسان را به وجود: روح و ملائکه هدایت کرد. و دانشمندان اصلی فهمیدند گفتار انبیا درست است، و لجبازی آنها موضوع را پوشانده بود. لذا به سراغ خدا و ملائکه و روح رفتند! و به کمک آنها مشکلات بشر را، یکی پس از دیگری حل کردند، یا در واقع اختراع نمودند! همه مخترعان اذعان دارند که: تحقیقات آنها بی نتیجه بوده، یا در نهایت به نتایج دیگری می رسید! مثلا فلمینگ دنبال اختراع چیز دیگری بود، به کشف پنی سیلین نایل آمد. اختراع اینترنت و فضای مجازی هم از همین دست است، با دستیابی به قوانین غیر مادی، فضاهای جدیدی کشف کنند. قبلا که قدرت هر حافظه کامپیوتر یک بیت بود، با این کشف ها به مگابایت یا ترابایت افزایش پیدا کرد. چون خاصیت بعد چهارم استفاده کردند. چون امواج نه زمان می شناسند نه مکان، بلکه در همه جا، و همه زمان ها هستند!

Sciences stranger

The human sciences are very different and different, as in the Quran, all sciences are given to man! But humans do not care about it. Therefore, they only remember part of it or act it. This section is directly related to human apparent senses. Some believe that science consists of the part that is acquired through the senses of the five, is experienced and observable. Others consider human senses more than five, and divide science into rational and transcendental sciences. And the cognition that comes from reason is accepted. But the reality is that the science has a very broad domain, which can be understood as the science we are familiar with, and the rest are considered to be strangers. Most human progress is by the science of the stranger. For this reason, it will be taken out of the reach of the people to benefit them only. The science of strangers is often obtained through: direct contact with God and it is strange to ordinary people. For example, say that Avicenna, whenever he encountered a scientific problem, prayed for two Rak'ats, the light of science came to his heart, and he found the solution. In our time, profits came to this science, so that for the people of Kerman, the school of materialism was established! They told people how many days of life, and the use of water and food and behavior like animals, is nothing else! They closed the people to the manger and they went on to progress. That is why in the communist countries, science has progressed everywhere. Because: the people were less disturbing to work. And they did not do anything about their secrets. They also took all the affairs with the use of strange sciences. An example: of the fourth dimension theory proposed by Einstein. What they asked him did not understand! Einstein's sequel said I myself do not know what I'm saying! Of course, he knew this, but for the sake of comfort, he said this! As the body is mass, there is also a spirit and other factors, which may not be mass. Called it energy. The exchange between the two is so wide, that it is closer to zero! There is no mass in energy. For example, some people thought: electrons and protons are mass, so they completed the Mendeleev table. But when electronic microscopes were invented, and they photographed the electron, there was no object called the object! But the electron itself, like the atom, had a large space: it became known as the orbital. So the basis of crime and matter was questioned. Because they just saw the move. Which: was a major move to Mulla Sadra's theory. It means that the motion will be difficult due to the speed, and we call it matter! There is no fine material, but all matter is made out of motion. And these theories led man to existence: the spirit and the angels. And the main scholars realized that the prophets were correct, and their plots had covered the subject. So they went to God and angels and souls! And with their help, they solved human problems, or even invented one after another! All inventors acknowledge that their research was fruitless, or eventually yielded other results! For example, Fleming sought to invent discovered penicillin. The invention of the Internet and cyberspace is the same, by discovering non-material laws, discovering new spaces. Previously, the power of each computer's memory was a bit, with these discoveries increased to MB or terabyte. Because: they used the fourth dimension. Because waves know not time, not places, but everywhere, and all times!

علوم غريبة

إن العلوم الإنسانية مختلفة ومختلفة ، كما هو الحال في القرآن الكريم ، تُعطى جميع العلوم للإنسان! لكن البشر لا يهتمون بذلك. لذلك ، يتذكرون فقط جزء منه أو يتصرفون فيه. يرتبط هذا القسم ارتباطًا مباشرًا بالحواس البشرية الظاهرة. يعتقد البعض أن العلم يتكون من الجزء الذي يتم الحصول عليه من خلال حواس الخمسة ، هو من ذوي الخبرة ويمكن ملاحظته. يعتبر آخرون الحواس البشرية أكثر من خمسة ، وتقسم العلوم إلى علوم عقلانية ومتسامية. يتم قبول الإدراك الذي يأتي من العقل. لكن الحقيقة هي أن العلم له مجال واسع للغاية ، يمكن فهمه على أنه العلم الذي نعرفه ، والباقي يعتبر غرباء. معظم التقدم البشري هو من علم الغرب. لهذا السبب ، سيتم إخراجها من متناول الناس ليستفيدوا أنفسهم فقط. غالباً ما يتم الحصول على علم الغرباء من خلال: الاتصال المباشر مع الله ، وهو أمر غريب بالنسبة للناس العاديين. على سبيل المثال ، لنفترض أن ابن سينا ​​، كلما واجه مشكلة علمية ، صلى من أجل ركعتين ، جاء ضوء العلم إلى قلبه ، ووجد الحل. في عصرنا ، جاءت الأرباح إلى هذا العلم ، بحيث أنه بالنسبة لشعب كرمان ، تأسست مدرسة المادية! أخبروا الناس عن عدد أيام الحياة ، واستخدام الماء والطعام والسلوك مثل الحيوانات ، لا شيء آخر! أغلقوا الناس على المذود وواصلوا التقدم. لهذا السبب في العلوم الشيوعية ، تقدم العلم في كل مكان. لأن الناس كانوا أقل إزعاجًا للعمل. ولم يفعلوا أي شيء بشأن أسرارهم. كما أخذوا كل الأمور باستخدام علوم غريبة. مثال على نظرية البعد الرابع التي اقترحها آينشتاين. ما سألوه لم يفهم! قال تكملة أينشتاين أنا نفسي لا أعرف ما أقوله! بالطبع ، كان يعرف هذا ، ولكن من أجل الراحة ، قال هذا! بما أن الجسم هو كتلة ، هناك أيضا روح وعوامل أخرى ، والتي قد لا تكون كبيرة. يطلق عليه الطاقة. التبادل بين الاثنين واسع جدا ، أنه أقرب إلى الصفر! لا يوجد كتلة في الطاقة. على سبيل المثال ، يعتقد بعض الناس: الإلكترونات والبروتونات هي كتلة ، لذلك أكملوا جدول Mendeleev. ولكن عندما تم اختراع المجاهر الإلكترونية ، وقاموا بتصوير الإلكترون ، لم يكن هناك كائن يدعى الجسم! لكن الإلكترون نفسه ، مثل الذرة ، كان لديه مساحة كبيرة: أصبح يعرف باسم المدار. لذلك تم التشكيك في أساس الجريمة والمادة. لأنهم رأوا الحركة. وهو ما كان خطوة كبيرة إلى نظرية ملا صدرة. هذا يعني أن الحركة ستكون صعبة بسبب السرعة ، ونحن نطلق عليها الأمر! لا توجد مادة دقيقة ، ولكن كل المادة مصنوعة خارج الحركة. وقادت هذه النظريات الإنسان إلى الوجود: الروح والملائكة. وأدرك العلماء الرئيسيون أن الأنبياء كانوا على صواب ، وأن مؤامراتهم غطت الموضوع. لذلك ذهبوا إلى الله والملائكة والأرواح! وبمساعدتهم ، حلوا مشاكل الإنسان ، أو حتى اخترعوا واحدا تلو الآخر! يقر جميع المخترعين بأن بحثهم كان بلا جدوى ، أو أفضى في النهاية إلى نتائج أخرى! على سبيل المثال ، سعى فلمینگ لابتكار آخر ، اكتشف البنسلين. اختراع الإنترنت والفضاء السيبراني هو نفسه ، من خلال اكتشاف القوانين غير المادية ، واكتشاف مساحات جديدة. في السابق ، كانت قوة ذاكرة كل كمبيوتر صغيرة ، مع زيادة هذه الاكتشافات إلى ميغابايت أو تيرابايت. لأنهم استخدموا البعد الرابع. لأن الموجات لا تعرف الوقت ، لا الأماكن ، ولكن في كل مكان ، وكل الأوقات!

Elm qəribi

İnsan elmləri çox fərqli və fərqlidir, çünki Quranda olduğu kimi bütün elm insanlara verilir! Amma insanlar bununla maraqlanmırlar. Buna görə də, yalnız bir hissəsini xatırlayır və ya hərəkət edirlər. Bu bölmə doğrudan insan hissləri ilə əlaqələndirilir. Bəziləri elmin beş hissə hissəsi ilə əldə edilən hissədən ibarət olduğunu düşünür, təcrübəli və müşahidə edilə bilər. Digərləri beş hissədən çox insanın duyğularını düşünür və elmləri rasional və transandantal elmlərə bölünür. Və səbəbdən gələn idrak qəbul edilir. Amma əslində elmin bildiyimiz elm kimi başa düşülə bilən çox geniş bir domen var və qalanları isə kənar sayılır. İnsanların çoxu irəliləyiş yabancının elmidir. Bu səbəbdən, insanların yalnız özləri üçün faydalana biləcəyi bir yerdən çıxarılacaq. Yabancılar elmi tez-tez əldə edilir: Allahla birbaşa təmas və adi insanlar üçün qəribədir. Məsələn, Avicenna, elmi bir problemlə üzləşdiyi zaman, iki Rakat üçün dua etdiyini söyləyərək, elmin işığı onun ürəyinə gəldi və həll tapdı. Kermen xalqı üçün materializm məktəbi yaradıldığı üçün, bizim zamanımızda bu mənfəət gəldi! İnsanlara neçə gün həyat verdiyini və su, yemək və heyvan kimi davranışların istifadəsi başqa bir şey deyil! Onlar xalqı bağladılar və irəliləməyə başladılar. Buna görə kommunist ölkələrdə elm hər yerdə irəliləyir. Çünki insanlar işləmək üçün daha az narahat idi. Və onların sirləri haqqında bir şey etmədilər. Onlar da qəribə elmlərdən istifadə edərək bütün işləri aparmışlar. Eynşteyn tərəfindən təklif edilən dördüncü ölçülü nəzəriyyənin bir nümunəsi. Ona soruşduqları şeyləri anlamadı! Eynşteynin davamı mən dediyim şeyləri özümə bilmirəm! Əlbəttə ki, bunu bilirdi, amma rahatlıq üçün bunu söylədi! Bədən kütlə olduğundan, kütləvi ola bilməyəcək bir ruh və digər amillər var. Enerji deyildi. İki arasındakı mübadilə çox geniş, sıfıra yaxındır! Enerjidə kütlə yoxdur. Məsələn, bəzi insanlar düşünürdülər: Elektronlar və protonlar kütləsidir, onlar Mendeleyev stolunu tamamlayırlar. Lakin elektron mikroskoplar ixtira edildikdə və elektronları şəkilləndirdikdə, obyektin adı verilən bir obyekt yox idi! Lakin elektronun özü, atom kimi, böyük bir yerə malikdir: orbital kimi tanındı. Beləliklə cinayət və maddənin əsasları sorğulandı. Çünki yalnız hərəkət gördük. Mulla Sadranın nəzəriyyəsinə əsaslanan bir hərəkətdir. Bu, hərəkətin sürətə görə çətin olacağına və bunun əhəmiyyətini zənn edirəm. Heç bir gözəl material yoxdur, amma bütün məsələ hərəkətdən kənarlaşdırılır. Bu nəzəriyyələr insanı varlığa gətirdi: ruh və mələklər. Və əsas alimlər peyğəmbərlərin doğru olduğunu başa düşdilər və onların sahələri mövzunu əhatə etdilər. Onlar Allaha, mələklərə və canlarına getdilər! Onların köməyi ilə onlar insan problemlərini həll edib, hətta bir-birinin ardınca ixtira etdilər! Bütün ixtiraçılar araşdırmalarının nəticəsiz olduğunu və nəticədə digər nəticələr verdiyini qəbul edirlər! Məsələn, Fleminq başqa bir ixtira etmək istədi, penisilini aşkar etdi. İnternet və kiberməkanın ixtirası qeyri-maddi qanunları aşkar edərək, yeni boşluqlar aşkar edərək eynidır. Əvvəllər hər bir kompüterin yaddaşının gücü bir az idi, bu kəşflər MB və ya terabayt səviyyəsinə yüksəldi. Çünki dördüncü ölçüsü istifadə edirdi. Dalğalar vaxt deyil, yerləri deyil, hər yerdə və hər zaman bilirlər!


برچسب‌ها: علوم غریبه,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۷ - ۱۲:۲۱ نظر(0)

وزیر فراری یمن در مصاحبه مطبوعاتی اش گفت: الحوثی ها، بچه ها را به میدان می فرستند؟ آیا این بچه ها از گرسنگی و: بی دارویی تلف شوند بهتر است؟ یا به میدان جنگ بروند و به شهادت برسند؟ او این موضوع را درک نمی کند! و تنها شیعه علی است که میداند: شهادت در میدان نبرد، بالاترین مرگ است و مردن در بستر بیماری، بی ارزش ترین آن. همه میدانند که  جنگ در یمنف نظامی نیست بلکه جنگ اقتصادی است. زیرا در جنگ نظامی، یمن دست بالاتر دارد! و میتواند ریاض را با خاک یکسان کند. لذا هواپیماهای ائتلاف ضد بشری سعودی، به سراغ نظامیان نمی روند! بلکه از ترس کشته شدن، به میان بازار و مردم عادی رفته، و آنها را بمباران می کنند! تا نتوانند عکس العملی نشان دهند. بمباران بیمارستان ها و انبارهای آذوقه، نشان می دهد که عربستان، به دنبال جنگ اقتصادی است، همان جنگی که آمریکا برعلیه ایران به راه انداخته است. توهم آمریکا و آل سعود و صهیونیزم یکی است، همه فکر می کنند با تحریم اقتصادی، یا نابود کردن انبار های غذایی، میتوانند ملت های مقاوم را از میدان به در کنند! برای این توهم میلیارد ها دلار هزینه کرده اند! بطوریکه هیچ بودجه ای برایشان باقی نمانده است! فقیر واقعی همان آل سعود هستند! آنها عادت به گرسنگی و تشنگی ندارند، و کاهش درآمد نفتی به مثابه مرگ تدریجی برای آنها است. آمریکا دستور داده تا فروش نفت خود را کاهش دهند، و عربستان با کاهش صدور نفت، گامی بیشتر به مرگ خود نزدیک شده، ولی چاره ای ندارد. خاندان آل سعود اکنون وضعیتی بدتر از: بیماران وبایی در یمن دارند! زندان آل سعود برای خاندان خودش، بدتر از خرابه های منفجر شده در شهرهای یمن است. فرق مهم این دوخرابه این است که: یمنی ها با چشم باز آن را انتخاب کرده، و خود را نزد خدا و مردم روسفید و خوشحال می دانند. ولی آل سعود در جهنمی افتاده اند که: هرکدام مانند گرگهای وحشی، به دنبال دریدن دیگری است. سختی معیشت برای آنها، از مرگ هم بدتر است. آنها روزه گرفتن وعزاداری را مسخره می کنند! در حالیکه یمن، مردمی روزه دار، و با اشک هایی برای: امام حسین ع است که: در وضعیتی بدتر شهید شد، تا دیگران از شهادت نترسند. ممکن است دنیا تبلیغ کند که 90درصد یمنی ها، در حال مرگ هستند! و بیماری و قحطی آنها را ناراحت کرده، ولی اینطور نیست. آنها حاضرند جان خود را از دست بدهند، تا شیعه زنده بماند. بیماری و قحطی هرچه قدر هم زیاد باشد، از تشنگی روز عاشورا برای امام حسین فجیع تر نیست. آنها در مقابل امام حسین ع، خجالت می کشند که از: سختی و درد و رنج در راه اسلام حرفی بزنند. گرچه ممکن است: تعدادی مزدور سعودی باشند، و بخواهند با بزرگ کردن این: بیماری ها و قحطی ها، دولت الحوثی ها را زیر سوال ببرند، ولی آنها خودشان به مرگ فجیعی کشته خواهند شد! زیرا دروغ گویی و تبلیغات سوء، نتیجه ای جز مرگ خفت بار ندارد. مردم یمن میدانند که زندگی ذلت بار، زیر استعمار سعودی ها ارزشی ندارد، حاضر شدند سالها قحطی و بیماری را تحمل کنند! مزدوران سعودی نمی توانند: آنها را شکست بدهند. در گذشته هم اینگونه قتل عام ها وجود داشته، شیعیان زیدی در طول تاریخ بارها قتل عام شدند، ولی نتیجه چه بوده؟ دشمنان آنها نابود و از بین رفتند، و هیچ اثری از انها باقی نماند. ولی شیعیان زیدی و حسنی، ملتی با قامت استوار که دارای هویتی روشن، تاریخی پرافتخار و جاودانه هستند. و نمونه کوثری هستند که در قرآن، به آنها افتخار شده است. در سوره کوثر همین مضمون آمده که: ای پیامبر دشمنان تو بدون تاریخ و عقبه خواهند بود، ولی نسل تو از دخترت فاطمه سلام الله، ادامه خواهد یافت.

Yemen killed in field or submarine?

The Yemeni runaway minister said in a press release that al-Houthi sent children to the field? Are these guys hungry and better off doing drugs? Or go to the battlefield and get martyrdom? He does not understand this! And only the Shi is Ali, who knows: martyrdom on the battlefield is the highest death and die in the bed of illness, the most worthless of it. Everyone knows that war is not military but economic warfare. Because Yemen has a higher hand in the military warfare! And can make Riyadh dirty. Therefore, the Saudi anti-humanitarian coalition does not go to the military! But they are afraid of killing, going to market and ordinary people, and bombing them! Until :they can react. The bombing of hospitals and food stores shows that Saudi Arabia is in the wake of the economic war, the same war that the US has launched against Iran. The illusion of America and Al Saud and Zionism is one, everyone thinks they can make resilient nations out of the field by embargoing or destroying food stores! For this illusion, have spent billions! There is no budget left for them! The real poor are Al Saud! They do not have the habit of hunger and thirst, and the decline in oil revenues is a gradual death for them. The United States has ordered the sale of its oil, and Saudi Arabia has stepped up its death by lowering oil exports, but it has no choice. Al-Saud family now has a worse situation: there are patients in Yemen! Al Saud's prison for his own family is worse than the ruins ruined in the cities of Yemen. The important difference between the two is that: Yemenis have chosen it with their eyes, and they consider themselves to be happy and happy with God and people. But al-Saud has fallen into hell: each is like wild wolves looking for another. The difficulty of livelihood for them is worse than death. They make fun of fasting and prayer! While Yemen is a fasting people, and with tears for: Imam Hussein, who was martyred in a worse situation than others fearing martyrdom. May it propagate the world that 90% of Yemenis are dying! And the disease and famine have made them sad, but not so. They are ready to lose their lives, so that the Shiites will survive. No matter how big the disease and famine, it is not more terrible for Ashura to thirst for Imam Hussein. They are embarrassed in front of Imam Hussein, who spoke of the harshness and pain in the path of Islam. Although it may be: there are a number of Saudi mercenaries, and they want to alleviate the al-Hawthi government by magnifying this: diseases and famine, but they will be killed by their brutal death! Because :lying and misleading propaganda, there is no result except death. The Yemeni people know that life under the burden, under the colonial rule of the Saudis, is not worth the year to endure famine and disease! Saudi mercenaries cannot defeat them. In the past, there have been such massacres, Zaidi Shiites have been massacred over the course of history, but what was the result? Their enemies were destroyed and destroyed, and no trace of them remained. But Shiites Zaidi and Hosni are a solid nation with a clear identity, a glorious history, and eternal. And they are examples of Korari who are proud of them in the Qur'an. In Surah al-Kusar, the same thing says: "Prophet, your enemies will be without history and the rebellion, but your generation will continue from your daughter, Fatima Salam Allah."

اليمن قتل في الميدان أو الغواصة؟

وقال الوزير اليمني الجامح في بيان صحفي أن الحوثي أرسل الأطفال إلى الميدان؟ هل هؤلاء الأشخاص جائعون وأفضل حالا من تعاطي المخدرات؟ أو الذهاب إلى ساحة المعركة والحصول على الشهادة؟ لا يفهم هذا! والشي فقط هو علي ، من يدري: الاستشهاد في ساحة المعركة هو أعلى الموت ويموت في سرير المرض ، أكثرها عديمة القيمة. يعلم الجميع أن الحرب ليست عسكرية بل حرب اقتصادية. لأن اليمن له يد أعلى في الحرب العسكرية! ويمكن أن تجعل الرياض قذرة. لذا ، فإن التحالف السعودي ضد الإنسانية لا يذهب إلى الجيش! لكنهم يخافون من القتل ، والذهاب إلى السوق والناس العاديين ، وقصفهم! حتى يتمكنوا من الرد. يُظهر قصف المستشفيات ومخازن الأغذية أن المملكة العربية السعودية في أعقاب الحرب الاقتصادية ، وهي نفس الحرب التي شنتها الولايات المتحدة ضد إيران. إن الوهم بين أمريكا و آل سعود والصهيونية هو واحد ، كل شخص يعتقد أنه بإمكانه جعل الأمم المرنة خارج الميدان عن طريق حظر أو تدمير مخازن المواد الغذائية! لهذا الوهم ، أنفقت المليارات! لا توجد ميزانية متبقية لهم! الفقراء الحقيقيون آل سعود! إنهم لا يملكون عادة الجوع والعطش ، كما أن انخفاض عائدات النفط هو موت تدريجي لهم. وقد أمرت الولايات المتحدة ببيع نفطها ، وصعدت المملكة العربية السعودية من وفائها بخفض صادرات النفط ، لكن ليس لديها خيار آخر. عائلة آل سعود لديها الآن وضع أسوأ: هناك مرضى في اليمن! سجن آل سعود لأسرته هو أسوأ من الأطلال المدمرة في مدن اليمن. الفرق المهم بين الاثنين هو أن: اليمنيين قد اختاروه بأعينهم ، ويعتبرون أنفسهم سعداء وسعداء مع الله والناس. لكن آل سعود سقطوا في الجحيم: كل واحد مثل الذئاب البرية تبحث عن آخر. صعوبة المعيشة بالنسبة لهم أسوأ من الموت. يسخرون من الصيام والصلاة! بينما اليمن صائم ، وبدموع: الإمام الحسين الذي استشهد في وضع أسوأ من غيره خوفا من الشهادة. نرجو أن تروج للعالم أن 90٪ من اليمنيين يموتون! وقد جعلها المرض والمجاعة الحزن ، ولكن ليس كذلك. إنهم مستعدون لأن يفقدوا حياتهم ، كي ينجو الشيعة. بغض النظر عن حجم المرض والمجاعة ، فليس أكثر فظاعة بالنسبة إلى عاشوراء أن يعطش للإمام حسين. هم محرجون أمام الإمام الحسين ، الذي تحدث عن القسوة والألم في طريق الإسلام. رغم أنه قد يكون: هناك عدد من المرتزقة السعوديين ، ويريدون التخفيف من حكومة الحوثي بتكثيف هذا: الأمراض والمجاعة ، لكنهم سيقتلون بموتهم الوحشي! لأن الدعاية الكاذبة والمضللة ، لا توجد نتيجة إلا الموت. يعلم الشعب اليمني أن الحياة تحت العبء ، تحت الحكم الاستعماري للسعوديين ، لا تستحق السنة لتحمل المجاعة والمرض! المرتزقة السعوديون لا يمكنهم هزيمتهم. في الماضي ، كانت هناك مثل هذه المجازر ، وقد تم ذبح الزيديين الشيعة على مدار التاريخ ، ولكن ماذا كانت النتيجة؟ تم تدمير وتدمير اعدائهم ، ولم يبق منهم أي أثر. لكن الشيعة الزيدي وحسني هم أمة قوية ذات هوية واضحة ، تاريخ مجيد ، وأبدي. وهم أمثلة لخوري الذين يفخرون بهم في القرآن. في سورة الكسار ، الشيء نفسه يقول: "النبي ، أعدائك سيكونون بدون تاريخ والتمرد ، لكن جيلك سيستمر من ابنتك فاطمة سلام الله".

Yəmən sahildə və ya sualtı sahildə öldürüldü?

Yəmən qaçışı naziri, əl-Houthinin uşaqları sahəyə göndərdiyi bir mətbuat şərhində dedi: Bu uşaqlar acdır və narkotikdən daha yaxşı mı? Ya da döyüş sahəsinə gedib şəhid olmaq mı? Bunu anlamır! Yalnız Şi, bilən Əlidir: döyüş sahəsindəki şəhidlik ən yüksək ölümdür və xəstəlik yatağında ölür, ən dəyərsizdir. Hər kəs döyüşün hərbi deyil, iqtisadi müharibə olduğunu bilir. Çünki Yəməndə hərbi döyüşdə daha yüksək bir əl var! Və Riyad çirkli edə bilər. Buna görə, Səudiyyə əleyhinə humanitar koalisiya hərbi xidmətə getməz! Ancaq onlar öldürməyə, bazarlara çıxmağa və sıravi insanlara qaçmaqdan və onları bombalamadan qorxurlar! Onlar reaksiya verə biləcək qədər. Xəstəxanaların və ərzaq mağazalarının bombalanması göstərir ki, Səudiyyə Ərəbistanı iqtisadi müharibədən sonra ABŞ-ın İrana qarşı başladığı eyni müharibədən sonra. Amerika, Əl-Səud və Sionizmin illüziyası birdir, hər kəs ərzaq mağazalarını ambaran və ya məhv etməklə möhkəm xalqları sahədən çıxara bilər! Bu illüziya üçün milyardlarla xərcləndilər! Onlar üçün heç bir büdcə yoxdur! Əsl kasıb əl-Sauddur! Onlar aclıq və susuzluq vərdişinə malik deyil və neft gəlirlərinin azalması onlar üçün tədricən ölümdür. ABŞ, neft satışını əmr etdi və Səudiyyə Ərəbistanı neft ixracını azaltmaqla ölümünü sürətləndirdi amma seçimi yoxdur. Əl-Saud ailəsi artıq pis vəziyyətdədir: Yəməndə xəstələr var! Əl-Səudun ailəsi üçün həbsxana Yəmən şəhərlərində xarabalıqların xarab olmasından daha pisdir. İkisi arasındakı vacib fərq bunlardır: Yəmənlər gözləri ilə seçmişlər və özlərini Allah və insanlar ilə xoşbəxt və xoşbəxt hesab edirlər. Əl-Saud cəhənnəmə düşdü: hər biri digərini axtaran yabanı canavar kimidir. Onların yaşaması çətinliyi ölümdən daha pisdir. Oruc və namaza əylənirlər! Yəmən bir oruc kimiydi və gözyaşı ilə: İmam Hüseyn, şəhid olduğundan qorxanlardan daha pis bir vəziyyətdə şəhid oldu. Yəmənlərin 90% -i ölür ki, dünya yayılsın! Xəstəlik və aclıq onları kədərləndirdi, amma belə deyil. Şiələrin yaşaması üçün həyatlarını itirməyə hazırdırlar. Xəstəlik və aclıq nə qədər böyük olursa olsun, Aşura üçün İmam Hüseynin susuzluğundan daha dəhşətli deyil. İmam Hüseynin qarşısında İslam yolunda sərtlik və ağrıdan danışanlardan utanırlar. Baxmayaraq ki: bir sıra Səudiyyə əsgərləri var və onlar bu böyütməklə Əl-Hawiti hökumətini yüngülləşdirmək istəyirlər: xəstəliklər və aclıq, lakin onların qəddar ölümü ilə öldürülür! Yalançı və yanlış təbliğat olduğundan ölümdən başqa heç bir nəticə yoxdur. Yəmən xalqı, Səudilərin müstəmləkə hakimiyyəti altında yük altında olan həyat, aclıq və xəstəliyə dözməyək bir il lazım deyil. Səudiyyə əsgərləri onları məğlub edə bilməz. Keçmişdə bu cür qırğınlar olmuşdur, Zəidi şiələri tarix boyunca qətlə yetirilmişdir, lakin nəticə nə idi? Düşmənləri məhv edilmiş və məhv edilmişdir və heç bir iz qalmamışdır. Lakin şiələr Zaidi və Hüsnü açıq bir şəxsiyyət, möhtəşəm bir tarix və əbədi olan möhkəm bir millətdir. Onlar Quranda da qürur verən Xorilərin nümunəsidir. Əl-Kusar surəsində isə belə deyilir: "Peyğəmbər, düşmənləriniz tarixsiz və üsyan etməyəcək, amma sizin nəsliniz qızınız Fatimə Salam Allahdan davam edəcəkdir".


برچسب‌ها: یمن کشته در میدان یا بستر؟,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۸/۱۳۹۷ - ۱۹:۴۵ نظر(0)

در نشست خبری فابا توسط دکتر بیات، اعلام شد که بانک مرکزی مامور اصلاح نظام بانکی گردیده است. این خبر خوبی برای اقتصاد ایران است، زیرا به معنی اصلاح از درون است. بطور کلی بانک مرکزی دو ایراد اساسی دارد: اول اینکه برضد وظیفه و ماموریت خود عمل می کند، یعنی ماموریت او حفظ ارزش پول ملی است، ولی از سال 1330تا کنون نه تنها ارزش پول ملی را خفظ نکرده بلکه آن را کاهش داده! در سال 1130 هر دلار یک ریال بوده، و بانک موظف بوده آن را حفظ کند. اما تا سال 1357 به 75 برابر رسیده است، تقریبا هر سال سه برابر! بعد از انقلاب اسلامی برای خرید کالاهای اساسی، سالها نرخ رسمی دلار همان 75 ریال بود. اما در بازار آزاد، روند افزایش بهای دلار ادامه داشت. بانک مرکزی هم با تایید این نرخ، چند نرخی را پذیرفت! این روش (ثبات  و تغییر) در دوران های 8 ساله بعد از انقلاب، تکرار می شد و یک روند کلی داشت. دولتها در 6سال اول ریاست جمهوری، قیمت دلار را ثابت نگه داشته و آن را اضافه نمی کردند، یا با اضافه شدن آن مخالف بودند. ولی در دو سال آخر، برای تامین کسری بودجه، همه افزایش ها را یکجا اعمال می کردند. البته این را از عدم استقلال بانک مرکزی می دانند. لذا در مرحله اول، بانک مرکزی باید مستقل از دولت شود. البته بانک مرکزی ها، استقلال کامل را پیشنهاد می دهند! یعنی حتی زیر نظر رهبری هم نباشند. این امر اعمال حاکمیت را زیر سوال می برد، چرا که رئیس بانک مرکزی، باید از سوی جایی انتخاب و به آنها پاسخگو باشد. اگر به رای مردم، یا شورای سه قوه، یا رهبری نباشد، معنی اش این است که تابع آمریکا و: صندوق بین المللی پول باشد. و این همان کاپیتولاسیون است، که در اسلام ممنوع شده است. زیرا طبق ایه قران (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) راه نفوذ کفار بوسیله خدا بسته شده، و آنها قادر به اعمال نفوذ نیستند، یعنی اجازه چنین کاری را ندارند. حالا اگر به دست خود، قانونی بنویسیم که کفار را بر مال و جان خود مسلط کنیم، برضد دستور صریح عمل کرده ایم، و همان کاپیتولاسیون می باشد. ولو عنوان قوانین، پولشویی و امثال آن باشد. نفس موضوع  استقلال بانک مرکزی از ایران، و وابسته شدن آن به کفار ممنوع شرعی می باشد. لذا بهترین راه استقلال بانک مرکزی از دولت، تعیین رئیس و سیاست آن از سوی رهبری است. وجود شورای فقهی بانک مرکزی هم، به همین معنا است. اگر شورای فقهی بخواهد فتوای رهبری را اعمال کند، طبیعی است که باید خط مشی و سیاست های ان را تغییر دهد. و الا بجای اینکه بانک را اسلامی کند، اسلام را بانکدار می کند! یعنی همه اصول بانکداری غربی را، تئوریزه کرده و شکل اسلامی به آن می دهد! درواقع کلاه شرعی های معمول را قانونی می کند.  در این حالت است که: رهبری تعیین می کند: وظیفه بانک مرکزی، حفظ ارزش پول ملی است یانه، ماموریت آن، قرض دادن به دولت و تامین کسری بودجه، که موجب کاهش ارزش پول ملی (مصلحت ملی یا منافع ملی) شود. دوم اینکه بانک مرکزی وارد امور بنگاه داری شده است. مثلا: با اینکه برگزاری نمایشگاه، همایش، و دریافت وجه از اسپانسر ها، به عهده فابا است، ولی موسسه پژوهشهای پولی بانکی آن را انجام می دهد! و درآمد های نجومی از این راه کسب می کند. بانکهای زیر مجموعه هم مجبورند: بعنوان حامی طلایی عمل کنند، و از صد میلیون تا یک میلیارد تومان هم، پرداخته اند. وقتی موسسه این کار را انجام دهد، یعنی مجوز صادر کرده، تا تمام بانکها هم به کاسبکاری روی آورند! و با جیب مردم بنگاه داری کنند و صاحب سود و سرمایه شوند(با لباس دیگران داماد شوند!)

The central bank starts out!

At the Faba news conference by Dr. Bayat, it was announced that the central bank has been the task of reforming the banking system. This is good news for the Iranian economy, because it means reforming from within. In general, the Central Bank has two basic disadvantages: first, it is acting against its mission and mission, which is its mission of maintaining the value of the national currency, but since 1330, not only has the national currency been undervalued but reduced! In 1130, each dollar was a rial, and the bank was obliged to maintain it. But by the year 1357 it has reached 75 times, almost tripled every year! After the Islamic Revolution to buy basic goods, for years the official dollar rate was 75 rials. But in the free market, the dollar continued to rise. The central bank accepted a few rates by confirming this! This method (stability and change) was repeated in the eight years after the revolution, and it had a general trend. In the first six years of the presidency, governments kept the dollar constant, did not add it, or opposed it. But in the last two years, to raise the deficit, all the increases were applied simultaneously. Of course, this is due to the lack of independence of the central bank. So, in the first stage, the central bank should be independent of the state. Of course, the central banks offer complete independence! Not even under the leadership. This undermines the rule of law, because the head of the central bank has to be chosen from somewhere and accountable to them. If you do not vote for the people, or the council of three powers, or the leadership, it means that it is a function of the United States and: the IMF. And this is the same capitol, which is forbidden in Islam. Because according to the Qur'an (), the infiltration of infidels is closed by God, and they are not able to exercise influence, that is, they are not allowed to do so. Now :if we write in our hands a law that prevents infidels from dominating our wealth and our lives, we have acted against the clear command, and that is the same capitol. Even if the rules are money laundering, and so on. The soul is the subject of the independence of the Central Bank of Iran, and its affiliation with the prohibited Shiite infidels. Therefore, the best way is the central bank's independence from the government, the appointment of its boss and its policy by the leadership. The same is true of the Central Bank's jurisprudential council. If the jurist council wants to enforce the fatwa of the leadership, it is natural that it should change its policies and policies. And instead of Islamicizing the bank, Islam will be a banker! That is, all the principles of Western banking are theorized and given the Islamic form! In fact, it legalizes the customary hat. In this case: the leadership determines: the central bank's role is to preserve the value of national currency, its mission, lend to the government and to provide a deficit, which would result in the devaluation of the national currency (national interest or national interest). Secondly, the central bank has gone into business affairs. For example, while organizing an exhibition, conference, and sponsorship, Faba is responsible, but the Bank Research Institute performs it! And it earns astronomical revenues. Subordinate banks also have to act as a gold medalist, and from a hundred to one billion tomans. When the institution does this, it has issued a license, so that all banks will go to business! Make a business with people's pockets and become profitable (they will be blessed with others!)

البنك المركزي يبدأ!

في مؤتمر Faba الصحفي للدكتورة بيات ، تم الإعلان عن أن البنك المركزي كان مهمة إصلاح النظام المصرفي. هذه أخبار جيدة للاقتصاد الإيراني ، لأنها تعني الإصلاح من الداخل. بشكل عام ، يعاني البنك المركزي من سلبيتين أساسيتين: أولاً ، أنه يتصرف ضد مهمته ومهمته ، التي تتمثل مهمته في الحفاظ على قيمة العملة الوطنية ، ولكن منذ عام 1330 ، لم يتم تخفيض قيمة العملة الوطنية فحسب بل تخفيضها! في عام 1130 ، كان كل دولار الريال ، واضطر البنك للحفاظ عليه. ولكن بحلول عام 1357 وصلت 75 مرة ، أي ثلاث مرات تقريبًا كل عام! بعد الثورة الإسلامية لشراء السلع الأساسية ، لسنوات كان سعر الدولار الرسمي 75 ريالا. لكن في السوق الحرة ، استمر الدولار في الارتفاع. قبل البنك المركزي بعض المعدلات بتأكيد ذلك! هذه الطريقة (الاستقرار والتغيير) تكررت في السنوات الثماني التي أعقبت الثورة ، وكان لها اتجاه عام. في السنوات الست الأولى من الرئاسة ، أبقت الحكومات الدولار ثابتًا ، ولم تضيفه ، أو عارضت ذلك. لكن في السنتين الأخيرتين ، لرفع العجز ، تم تطبيق جميع الزيادات في وقت واحد. بالطبع ، هذا يرجع إلى عدم استقلال البنك المركزي. لذا ، في المرحلة الأولى ، يجب أن يكون البنك المركزي مستقلا عن الدولة. بالطبع ، تقدم البنوك المركزية الاستقلال الكامل! ليس حتى تحت القيادة. هذا يقوض سيادة القانون ، لأنه يجب أن يتم اختيار رئيس البنك المركزي من مكان ما وأن يخضع للمساءلة أمامه. إذا كنت لا تصوت للشعب ، أو مجلس ثلاث قوى ، أو القيادة ، فهذا يعني أنها وظيفة تابعة للولايات المتحدة و: صندوق النقد الدولي. وهذا هو نفس الكابيتول ، وهو ممنوع في الإسلام. لأنه وفقا للقرآن، يتم إغلاق تسلل الكفار من قبل الله ، وهم غير قادرين على ممارسة التأثير ، أي أنهم غير مسموح لهم بالقيام بذلك. الآن إذا كتبنا في أيدينا قانونًا يمنع الكفار من السيطرة على ثرواتنا وحياتنا ، فقد تصرفنا ضد القيادة الواضحة ، وهذا هو نفس الكابيتول. حتى لو كانت القواعد هي غسل الأموال ، وما إلى ذلك. الروح هي موضوع استقلال البنك المركزي الإيراني ، وانتمائه إلى الكفار الشيعة المحظورين. لذلك ، فإن أفضل طريقة هي استقلال البنك المركزي عن الحكومة ، وتعيين رئيسه وسياسته من قبل القيادة. وينطبق الشيء نفسه على المجلس الفقهي للبنك المركزي. إذا أراد المجلس الشرعي فرض فتوى القيادة ، فمن الطبيعي أن يغير سياساته وسياساته. وبدلاً من إضفاء الطابع الإسلامي على البنك ، سيكون الإسلام مصرفيًا! أي أن جميع مبادئ العمل المصرفي الغربي منظورة ومنحها الشكل الإسلامي! في الواقع ، فإنه يشرع القبعة المعتادة. في هذه الحالة: تحدد القيادة: دور البنك المركزي هو الحفاظ على قيمة العملة الوطنية ، ومهمتها ، وإقراض الحكومة ، وتوفير عجز ، مما يؤدي إلى تخفيض قيمة العملة الوطنية (المصلحة الوطنية أو المصلحة الوطنية). ثانيا ، لقد ذهب البنك المركزي في الشؤون التجارية. على سبيل المثال ، أثناء تنظيم معرض ومؤتمر ورعاية ، فإن فابيا مسؤولة ، لكن معهد أبحاث البنك يقوم بذلك! ويكسب عائدات فلكية. البنوك الثانوية يجب أن تعمل أيضا كميدالية ذهبية ، ومن مائة إلى مليار تومان. عندما تقوم المؤسسة بذلك ، فقد أصدرت ترخيصًا ، بحيث تذهب جميع البنوك إلى العمل! جعل الأعمال التجارية مع جيوب الناس ويصبح مربحا (سوف يبارك مع الآخرين!)

Mərkəzi bank başlayır!

Bayatın Faba mətbuat konfransında mərkəz bankının bank sisteminin islahatı vəzifəsi olduğunu açıqladı. Bu, İran iqtisadiyyatı üçün yaxşı bir xəbərdir, çünki bu, içəridən islahatlar deməkdir. 1130-cu ildə hər bir dollar bir rial idi və bank onu saxlamaq məcburiyyətində idi. Ancaq 1357-ci ilə qədər 75 dəfə çatdı, hər il təxminən üç dəfə! İslam inqilabından sonra əsas mallar almaq üçün, rəsmi əqdlər illərdir 75 rial idi. Lakin azad bazarda dollar yüksəlməyə başladı. Mərkəzi bank bunu təsdiqləyərək bir neçə dərəcə qəbul etdi! Bu üsul (sabitlik və dəyişiklik) inqilabdan səkkiz il sonra təkrarlanıb və ümumi bir tendensiya oldu. Prezidentin ilk altı ildə hökumətlər dollar sabit qaldı, əlavə etmədilər və ya ona qarşı çıxmadılar. Lakin son iki ildə açığı qaldırmaq üçün bütün artım eyni vaxtda tətbiq olundu. Əlbəttə ki, bu, mərkəzi bankın müstəqilliyinin olmaması ilə bağlıdır. Beləliklə, birinci mərhələdə mərkəzi bank dövlətdən müstəqil olmalıdır. Əlbətdə, mərkəzi banklar tam müstəqillik təklif edir! Hətta rəhbərliyin yanında deyil. Bu qanunun aliliyinə zərbə vurur, çünki mərkəzi bankın rəhbəri bir yerdən seçilməlidir və onlara cavabdehdir. Əgər insanlara, ya da üç səlahiyyət və ya rəhbərliyə səs vermirsinizsə, bu, ABŞ-ın və BVF-nin bir funksiyası deməkdir. Və bu, İslamda qadağan edilmiş olan eyni kapitoldur. Qaydalar pul axınlığı olsa belə və s. Ruh İran Mərkəzi Bankının müstəqilliyinə və onunla qadağan edilmiş Şiə küfrlərinə aid olan bir mövzu. Buna görə də, ən yaxşı şəkildə mərkəzi bankın hökumətdən müstəqilliyi, onun müdirinin təyin edilməsi və rəhbərliyi tərəfindən siyasəti. Eyni, Mərkəzi Bankın hüquq fəlsəfəsi şurası ilə bağlıdır. Hakim şurası rəhbərliyin fətvasını tətbiq etmək istəyirsə, onun siyasəti və siyasətini dəyişməsi təbiidir. Bankı İslamı əvəz etmək yerinə, İslam bankçı olacaq! Budur, Qərb bankçılığının bütün prinsipləri nəzərdən keçirilir və İslam forması verilir! Əslində, bu adət şapkasını qanuniləşdirir. İkincisi, mərkəzi bank işə başlamışdır. Məsələn: sərgilər, konfranslar, və sponsorlar vəsait, məsul Faba almaq, ancaq pul tədqiqat institutu baxmayaraq! Və astronomik gəlirlər qazanır. ödənilən milyard dollar hər Qızıl aktı bir vəkil kimi, və bir yüz milyon: Banklar həmçinin aşağıdakı sıra var. Təşkilat bunu edəndə, bütün banklar işə getmək üçün lisenziya verdilər! İnsanlar cibləri ilə iş edin və qazanc əldə edin (onlar başqaları ilə mübarək olacaq!)


برچسب‌ها: بانک مرکزی از خود شروع کند!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۸/۱۳۹۷ - ۱۶:۲۷ نظر(0)

دنیای متمدن و مدرن غرب، سالها تبلیغ کرد که مهد تمدن و آزادی است! مخصوصا تجارت آزاد را یکی از بزرگترین افتخارات خود اعلام نمود. این تبلیغات در دوران جنگ سرد بسیار زیاد بود، به طوری که می گفتند آمریکا، تنها کشوری است که دولت در آن نقش ندارد! و متعلق به بخش خصوصی است. نقطه مقابل آن، شوروی سابق را حکومت دولتی، متمرکز و دیکتاتور با: اقتصاد بسته و انحصاری میدانستند. این دیدگاه در قانون اساسی ایران نیز اثر خود را نشان می دهد: اصل 44می گوید اقتصاد ایران، اقتصادی مختلط بوده و دارای سه بخش: دولتی و خصوصی و تعاونی است. با توجه به اینکه تعاونی نیز از ابتکارات: شوروی سابق بود میتوان گفت: تعاونی نیز یک اقتصاد دولتی است، مگر اینکه ما سندیکاها را هم تعاونی بدانیم، در این صورت یک اقتصاد سرمایه داری، با محوریت بخش خصوصی است! اگر نخواهیم مناقشه کنیم، اقتصاد تعاونی هم فصل مشترک بخش خصوصی و دولتی، و هم فصل افتراق آنها می باشد! این نکته زیاد مهم و مورد بحث ما نیست، بلکه مهم آن است که بحث سندیکالیزم، آلترناتیوی شد تا حکومت سرمایه داری امریکا، تبدیل به جکومت انحصاری و متمرکز فعلی شود. یعنی اقتصاد بازار محور که: بر مبنای عرضه و تقاضا باید شکل می گرفت، با ایجاد کارتل ها و تراست ها، یا اتحادیه های تعاونی، به سوی انحصاری کردن بازار حرکت کرد. بطوریکه بسیاری از کالاها و خدمات، کاملا در انحصار دولت آمریکا قرار گرفت. زیرا دولت آمریکا به تبع همین انحصارات، می تواند اعلام تحریم کند! و تحریم کردن یعنی: زیرپا گذاشتن همه اصول دمکراسی، بازار آزاد و اقتصاد سرمایه داری، روش رقابتی و عرضه و تقاضا. و در یک جمله دولت کمونیستی زمان استالین و موسولینی . این موضوع اثبات می کند که: متضاد هرچیزی از دل آن بیرون می اید! و آن را از بین می برد! براساس همین اصل که مهمترین اصل بوده، و بنام تضاد دیالکتیکی معرف شده بود، کمونیزم که ضد سرمایه داری است، از دل سرمایه داری بیرون میاید و آن را نابود و: خود را جایگزین می کند. توضیح مختصر اینکه: کارگران که در دل سرمایه داران هستند، در ابتدا سرمایه داران را کمک می دهند تا: صاحب سود و قدرت و ائدئولوژی شده، برجهان سیطره پیدا کنند. ولی کم کم، نهضت های کارگری ایجاد شده، و همان کارگران با اعتصاب و تظاهرات، سرمایه داران راسرنگون کرده، و آنان را تبدیل به کمونیست ها می کنند، و دوران دیکتاتوری پرولتاریا آغاز می شود. اکنون دولت آمریکا، در قله این قدرت جدید انحصاری و دیکتاتوری است. از رقابت و بازار آزاد و تجارت جهانی خبری نیست. همه دنیای اقتصادی در دست یک نفر، خلاصه شده و تصمیمات اوست که بر: قانون عرضه و تقاضا حکم فرمایی می کند. عرضه نفت ایران، به دستور او ممنوع می شود! قیمت که بالا رفت به دستور او، برخی تحریم ها برداشته می شود، تا قیمت ها متعادل شود! اگر تضاد دیالکتیکی را قبول کنیم، اکنون آمریکا در اوج قدرت انحصاری، و تصمیمات متمرکز قرار دارد! و نقطه اوج یعنی آغاز رشد تضاد درونی، و افول قدرت، و سرازیر شدن فواره ثروت است. و ملت ها تصمیم دارند آن را کنار بگذارند، همانطور که همه دیکتاتور ها را کنار گذاشتند! این برکناری فقط برکناری از حزب، ایالت و امثال آن نیست، زیرا در طول این مدت، دو حزب آمریکا یکی شده، و همه ایالت ها در زیر فرمان واحدی منسجم شده اند. پس همه آنها به یک دید و به صورت عنصری واحد، باید از رده خارج شوند. و دولت مستبد آمریکا به همراهی همه متحدان و حامیانش از بین برود. و متضاد ان یعنی دولت ایران، بر آنجا حاکم شود.

The US government is above dictatorship.

The civilized and modern world of the West has been propagating for many years, a cradle of civilization and freedom! Especially, free trade has been one of its greatest honors. This was a huge amount of propaganda during the Cold War, so that they said that the United States is the only country in which the state has no role! And :belongs to the private sector. The opposite, the Soviet Union considered the former government to be a centralized and dictator with a closed and monopolistic economy. This view also affects the constitution of Iran: Article 44 states that Iran's economy is mixed economy and has three divisions: state and private, and cooperative. Given the fact that the co-operative was also the initiative of the former Soviet Union, it can be said that the cooperative is also a state-owned economy, unless we see the trade unions as cooperative, in this case a capitalist economy is centered on the private sector! If we do not argue, the cooperative economy is both the private and public sector, as well as the season for their differentiation! This is not a matter of great importance, but it is important that the discussion of syndicalism was an alternative to becoming the capitalist government of the United States, as the current, exclusive, centralized government. That is, the market economy, which, based on supply and demand, should be formed, by creating cartels and trusts, or cooperative unions, to move towards the monopolization of the market. So much of the goods and services were completely monopolized by the US government. Because the US government can declare sanctions under the same monopolies! And sanctioning is to undermine all principles of democracy, free markets and capitalist economics, competitive methods, supply and demand. And :in a statement by the communist government of Stalin and Mussolini. This proves that: antagonism comes out of everything! And it destroys it! Based on this principle, which was the most important principle, and in the name of dialectical contradictions, communism, which is anti-capitalist, emanates from capital and destroys it: it replaces itself. Brief Explanation: The workers, who are at the heart of the capitalists, initially help the financiers to dominate the protagonist, the professor and the power and ideologist. But, at the very least, workers' movements have been created, and the same workers strike and demonstrate capitalists, turn them into communists, and begin the dictatorship of the proletariat. The US government is at the peak of this new monopoly power and dictatorship. There is no competition from the free market and world trade. The whole world of economics is in the hands of one person, and his decisions are: the law of supply and demand warrants. Iran's oil supply is banned under its command! The price has risen to his orders; some sanctions will be lifted, so that prices will be balanced! If we accept the dialectical contradiction, now America is at the peak of its monopoly power and centralized decisions! And the peak is the beginning of the growth of the inner conflict, and the decline of power, and the flow of the fountain of wealth. And the nations decide to set it aside, as all the dictators have abandoned! This dismissal is not just the dismissal of the party, state, and so on, because during this period, the two US parties have been united, and all the states have become subordinate to a single command. So: all of them must be discarded in a single sight and in a single element. And the US autocratic government, along with all its allies and supporters, will be eliminated. And the opposite, the Iranian government, is dominant there.

حكومة الولايات المتحدة فوق الدكتاتورية.

لقد كان العالم المتحضر والعالمي للغرب يتكاثر لسنوات عديدة ، مهد الحضارة والحرية! على وجه الخصوص ، كانت التجارة الحرة واحدة من أعظم الأوسمة. كانت هذه كمية هائلة من الدعاية أثناء الحرب الباردة ، بحيث قالوا إن الولايات المتحدة هي الدولة الوحيدة التي لا تلعب فيها الدولة أي دور! وينتمي إلى القطاع الخاص. على العكس ، اعتبر الاتحاد السوفييتي الحكومة السابقة مركزية ودكتاتورية ذات اقتصاد مغلق واحتكاري. هذا الرأي يؤثر أيضا على دستور إيران: تنص المادة 44 على أن الاقتصاد الإيراني مختلط بالاقتصاد ولديه ثلاثة أقسام: الدولة والقطاع الخاص ، والتعاونية. وبالنظر إلى حقيقة أن التعاونية كانت أيضًا مبادرة الاتحاد السوفياتي السابق ، يمكن القول إن التعاونية هي أيضًا اقتصاد مملوك للدولة ، إلا إذا رأينا النقابات العمالية تعاونية ، ففي هذه الحالة يكون الاقتصاد الرأسمالي مرتكزًا على القطاع الخاص! إذا لم نكن نقول ، فإن الاقتصاد التعاوني هو القطاع الخاص والعام على حد سواء ، وكذلك في موسم التمايز! هذه ليست مسألة ذات أهمية كبيرة ، لكن من المهم أن يكون النقاش حول النقابة بديلاً عن أن تصبح الحكومة الرأسمالية للولايات المتحدة ، كالحكومة المركزية الحالية والحصرية. وهذا هو ، اقتصاد السوق ، الذي ، على أساس العرض والطلب ، ينبغي تشكيله ، عن طريق إنشاء عصابات وصناديق ، أو نقابات تعاونية ، للتحرك نحو احتكار السوق. الكثير من السلع والخدمات كانت تحتكرها بالكامل حكومة الولايات المتحدة. لأن حكومة الولايات المتحدة يمكن أن تعلن العقوبات في ظل نفس الاحتكارات! والعقوبات تقوض جميع مبادئ الديمقراطية والأسواق الحرة والاقتصاد الرأسمالي والأساليب التنافسية والعرض والطلب. وفي بيان من الحكومة الشيوعية ستالين وموسوليني. هذا يثبت أن: العداء يخرج من كل شيء! ويدمرها! واستناداً إلى هذا المبدأ ، الذي كان المبدأ الأهم ، وباسم التناقضات الجدلية ، فإن الشيوعية ، المناهضة للرأسمالية ، تنبع من رأس المال وتدمرها: فهي تحل محل نفسها. شرح موجز: العمال ، الذين هم في قلب الرأسماليين ، يساعدون في البداية الممولين على السيطرة على البطل ، الأستاذ والقوة والعقيدة. ولكن ، على أقل تقدير ، تم إنشاء حركات العمال ، وضرب نفس العمال وأظهر الرأسماليين ، وتحويلهم إلى شيوعيين ، وبدء ديكتاتورية البروليتاريا. إن حكومة الولايات المتحدة في ذروة هذه السلطة الاحتكارية الجديدة والديكتاتورية. لا توجد منافسة من السوق الحرة والتجارة العالمية. إن عالم الاقتصاد كله في يد شخص واحد ، وقراراته هي: قانون العرض والطلب. إمدادات النفط الإيراني محظورة تحت قيادتها! ارتفع السعر لأوامره ، وسيتم رفع بعض العقوبات ، بحيث تكون متوازنة الأسعار! إذا قبلنا التناقض الجدلي ، فإن أمريكا الآن في ذروة قوتها الاحتكارية والقرارات المركزية! والذروة هي بداية نمو الصراع الداخلي ، وانحدار القوة ، وتدفق ينبوع الثروة. وقررت الأمم أن تضعه جانباً ، كما تخلى عنها جميع الديكتاتوريين! ولا يقتصر هذا الفصل على طرد الحزب والدولة وما إلى ذلك ، لأنه خلال هذه الفترة ، توحد الطرفان الأمريكيان ، وأصبحت جميع الولايات تابعة لقيادة واحدة. لذلك يجب تجاهل كل منهم في مشهد واحد وفي عنصر واحد. وسيتم القضاء على حكومة الولايات المتحدة الأوتوقراطية ، إلى جانب جميع حلفائها ومؤيديها. أما العكس ، فالحكومة الإيرانية هي السائدة هناك.

ABŞ hökuməti diktaturadan üstündür.

Müasir sivil dünya və West, uzun illər mədəniyyət və azadlıq beşiyi irəli! Xüsusilə, azad ticarət ən böyük hörmətdən biri olmuşdur. Özəl sektora aiddir. Əksinə, keçmiş Sovet dövlət hakimiyyəti, bir iqtisadiyyatı ilə mərkəzləşdirilmiş diktatura və bir inhisar bilirdi. Biz kooperativ iqtisadiyyat, dövlət və özəl sektor kəsişməsində, və onların arasında fərqləri mübahisə deyilsə! çox mal və xidmət kimi, hökumət inhisar Amerika idi. Çünki ABŞ hökuməti eyni inhisarlar altında sanksiyalar elan edə bilər! Və sanksiya, yəni demokratiya, azad bazarların və kapitalizm iqtisadiyyatının rəqabət və tələb və metodu bütün prinsiplərini pozur. Və Stalin və Mussolini bir vaxtında kommunist hökumət. Bu da sübut edir ki: antagonizm hər şeydən çıxır! Və onu məhv edir! İndi hökumət Amerika bu yeni güc inhisar və diktatura zirvəsi edir. Pulsuz bazar və dünya ticarətindən heç bir rəqabət yoxdur. Dünya bir şəxsin əlində iqtisadiyyatı və tələb və hüquq hökmranlıq edəcək qərarını yekunlaşdırdı. İranın neft tədarükü onun əmri ilə qadağan olunub! qiymətləri balanslaşdırılmış olacaq, belə ki, qiymət, onun sifariş getdi, bəzi sanksiyalar ləğv olunacaq! biz dialektik qarşıdurma qəbul etsək, Amerika inhisar hakimiyyəti zirvəsi indi və qərarlar yönəlib! Artım və daxili münaqişənin kulminasiya nöqtəsi və güc azalması və sərvət fəvvarə axır. onlar bütün bir element sonra, həyata mərhələli olmalıdır. Və Amerika bütün müttəfiqləri və tərəfdarları ilə bir totalitar dövlət məhv. Və əksinə, İran hökuməti orada hakimdir.


برچسب‌ها: حکومت آمریکا، فوق دیکتاتوری است.,