X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۰:۳۰ نظر(0)

جزیره یا قاره آمریکا را یک ایرانی کشف کرد، ولی نتوانست تا آنجا برود. اما وقتی کربستف کلمب، به آنجا رسید فکر کرد به هندوستان رسیده است ! زیرا سودای شرق ثروتمند، با هندوستان پر از طلا! آن ها را از خود بیخود کرده بود. لذا اولین ایالت را ایندیانا اسم گذاشتند، و مردم بومی و سرخپوست آن جا را، هندی خطاب کردند!

اما جستجوی آن ها برای یافتن طلا بی نتیجه نماند، و معادن نفت و طلا یکی پس از دیگری، خود را نشان داد بطوریکه نهضت مرکانتلیست، یا جویندگان طلا به راه افتاد. کم کم علاوه بر انگلیس و اسپانیا، پای تمام کشورهای اروپایی، به آن جا باز شد. فرانسه و پرتقال نیز به استعمار گری در: آمریکا مشغول شدند. انگلیس بیشتر در آمریکای شمالی، نیرو پیاده کرد اسپانیا، در امریکای مرکزی و: فرانسه در کانادا. اما دیگر کشورها حضور کمرنگ تری داشتند.

ایرانیان از همه عقب تر ماندند! فقط چند نفر به شوق یافتن طلا رفتند. مشهور ترین ان ها، محمدعلی سیاح در دوران مشروطه بود. و این عقب افتادگی مثل خوره، جان برخی ها را می خورد. زیرا سابقه نداشته ایرانی ها در: حوادث جهانی ردیف دوم باشند! البته این سرخوردگی به زمان قاجار، برمی گردد که دولتمردان خود، بیشتر از مردم به این سفر ها علاقه داشتند.

اما طولی نکشید که سیل ایرانیان، به آمریکا سرازیر شد. در ابتدا ایرانیان به هر شغلی روی اوردند، ولی از دوران انقلاب اسلامی (خیزش های دهه 70) تقش ایرانیان، در منصب ها و پست های کلیدی، افزایش یافت بطوریکه اکنون، بیش از یک میلیون نفر ایرانی در آمریکا زندگی می کنند، و اغلب آن ها پست های کلیدی، در اقتصاد و فرهنگ و سیاست آنجا دارند، که نمونه های مهم آن در ویکی پدیا و موارد دیگر ذکر شده است .

اما مهم این است که هیچیک از: روسای جمهور آمریکا بدون کمک مالی ایرانیان، به موفقیت نمی رسیدند. لابی ایرانیان از لابی صهیونیست ها، نیز قوی تر است. زیرا دو دستگی در بین صهیونیست ها بسیار است، ولی در بین ایرانیان بسیار کم است. بطوریکه ایرانیان با تمام اختلافات داخلی و سیاسی، در حمایت از رئیس جمهور اوباما در مقابل: حریفان او کوتاه نیامدند.

در حالیکه  اوباما در مقابل لابی  صهیونیست، فقط به چند پیام اکتفا می کند ولی، در مقابل ایرانیان کاملا مطیع است! و گفتار ضد و نقیض او در مورد ایران، و مسئله هسته ای هم، به اختلاف نظر های داخلی خود ایرانیان مربوط می شود. این اختلاف نظر چه در داخل ایران، مثلا بین رئیس جمهور سابق و: فعلی ایران وجود دارد، و چه در بین ایرانیان مقیم آمریکا . آن ها برخی سلطنت طلب، یا کمونیست هستند! و از اوباما برای تضعیف جمهوری خواهان، و اسلام گرایان ایرانی استفاده می کنند.

اما ایرانیان با تمام اختلافات خود، یک چیز را فراموش نمی کنند و: آن اینکه آمریکا باید متعلق به ایران شود. و زبان فارسی جای زبان انگلیسی را بگیرد، و کم کاری گذشته های ایران جبران شود. ایرانیان در وزارت خانه ها، سازمان های دولتی آمریکا، در گوگل و یاهو و سی ان ان و غیره، حضور فعال دارند و در سودای آمریکایی، با زبان فارسی هستند.

ایرانی شدن آمریکا نه تنها راه حل، بلکه نیاز مردم آمریکای امروزی است. زیرا آمریکای امروز، نه دیگر دارای معادن طلا است، که برای اروپا جاذبه داشته باشد! و نه چاه های نفت ان به صرفه است که: بتواند قد علم کند. همین امروز اگر ایران، دلار را حذف کند تمام اقتصادآمریکا نابود می شود، زیرا دلار در مقابل تمامی ارزها شکسته شده، و فقط ایران است که به آن قدرت می دهد.

نمونه این کار برای دیگر کشورها هم هست، بحرین به عنوان نمونه، سال ها است که مبارزه می کند، در حالیکه راه نجات او فقط قبول زبان فارسی، و پیوستن به ایران است. و تا هنگامی که بدنبال مراجع دینی در خارج ایران هستند، راه به جایی نخواهند برد.

L'ambition iranienne, l'Amérique est conquis!

Île iranienne ou continent de l'Amérique a été découvert, mais pas si loin. Mais quand Krbstf Colomb est arrivé en Inde est pensé! Pour les aspirants riche Orient, l'Inde est pleine d'or! Ce était l'enlèvement. Le premier nom de l'état partagé de l'Indiana, où les populations autochtones d'origine indienne, Hindi accusés!

Mais leur recherche de l'or restent peu concluantes, et les mines de pétrole et de l'or, un après l'autre, a montré son mouvement comme mercantilistes ou or demandeurs gauche. Peu à peu, en plus de l'anglais et l'espagnol, tous les pays européens, où il a été ouvert. France et au Portugal, ainsi que Gary colonisation en Amérique étaient occupés. Anglais en Amérique du Nord, la force d'infanterie espagnole, l'Amérique centrale et en français au Canada. Mais d'autres étaient plus faible taux de participation.

Iraniens de tous séjourné retour! Seules quelques personnes ont été ravis de trouver de l'or. Le plus célèbre d'entre eux, Muhammad était un explorateur dans la période constitutionnelle. Et le retard comme la lèpre, est décédé quelques mange. Parce que les Iraniens ne ont pas l'histoire des accidents sont le deuxième monde! Toutefois, la frustration de l'époque Qajar, de retour à leur gouvernement, plus de gens sont intéressés par ce voyage.

Mais bientôt l'inondation Iraniens versé dans l'Amérique. Premières Iraniens se sont tournés vers l'emploi, mais de la révolution islamique (la hausse des années 70) rôle iranien dans des positions clés et des postes, rose, alors maintenant, plus d'un million d'Iraniens vivent en Amérique, et souvent les postes clés dans la politique, l'économie et la culture, et il ya des exemples importants de Wikipedia et d'autres éléments énumérés.

Mais il est important qu'aucun des présidents d'Amérique sans le soutien financier de la population, ne ont pas réussi. Hall iranienne du lobby sioniste, ainsi que plus puissant. Parce qu'il est divisé entre les sionistes, mais les Iraniens sont très faibles. Comme avec tous les conflits internes et les Iraniens politiques à l'appui du président Obama dans le visage, il l'obtient à venir.

Alors que Obama contre le lobby sioniste, mais seulement à un nombre limité de messages, les Iraniens sont très dociles! Contradictoires son discours sur l'Iran et la question nucléaire, le différend interne iranien est concerné. La controverse intérieur de l'Iran, par exemple, l'ancien président et: l'Iran actuel, et les Iraniens en Amérique. Ils ont une certaine monarchiste ou communiste! Obama et les républicains pour affaiblir, et les islamistes iraniens utilisent.

Mais les Iraniens avec toutes leurs différences, ne oubliez pas une chose: il appartient à l'Iran que l'Amérique devrait être. Prenez place dans les langues anglaise et persane, et être compensée hypothyroïdie passé iranien. Ministères iraniens, des agences gouvernementales, Amérique, Google et Yahoo, CNN, etc., ont une présence active dans la soude US, avec la langue persane.

Iranienne en Amérique ne est pas la seule solution, mais la population américaine aujourd'hui. Pour l'Amérique d'aujourd'hui, pas d'autres mines d'or, qui sont attirés par l'Europe! Et le coût ne est pas puits de pétrole qui se lèverait. Si le dollar d'aujourd'hui enlever tous Aqtsadamryka détruit, parce que le dollar contre toutes les devises ont été brisés, et le seul pays qui lui donne son pouvoir.

Ce est un exemple pour les autres pays, Bahreïn, par exemple, dans cette lutte, tout en lui épargnant ne accepte Persique, et rejoignez l'Iran. Et quand on regarde en dehors des autorités religieuses iraniennes, ne sera pas aller ne importe où. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۸ نظر(0)

وحدت وجود است و تفرقه معدوم، وحدت ذاتي است و تفرقه عارضي، وحدت وجوب است و تفرقه عرض، و بالاخره وحدت رحماني است و تفرقه شيطاني! و شيطان كاري جز وسوسه نمي تواند بكند، وسوسه هم همان توهمات و خيالات پوچ است! كاري كه شيطان با انسان مي كند، واقعا يك توهم است، كه مولوي گاه با بي ادبي مي گويد: برخي از انسان ها سنگ استنجاي شيطان هستند. يعني شيطان، نجاسات خود را با آن پاك مي كند و: بعد آن را دور مي اندازد.

جديدا، دستمال كاغذي اين نقش را بازي مي كند! از درختان سر به فلك كشيده، چوب و كاغذ درست مي كنند: بسيار تميز و پر هزينه ، و سفيد كه حتي: يك لكه هم روي آن ها نيست، درست مانند قلب يك كودك معصوم! سفيد و بي عيب است ولي چه فايده؟ ابزار دست كساني مي شود كه :با يكبار استفاده، كثيف و دور انداخته مي شود!

وحدت مردمي هم گاهي همينطور است! مردم بي آلايش و ساده زندگي روزمره خود را، با پاكي و دوستي و مهرباني مي گذرانند. ولي ناگهان بازيچه  كساني مي شوند كه: آن ها را ددمنش و وحشي مي كند، و به جان هم مي اندازد و: اين تفرقه است كه چون آتش، همه را مانند هيزم مي سوزاند.

خداوند كه بشر راآفريده، و آن را بهترين صنعت خود معرفي كرده، قاعدتا به تخريب يا نابودي آن،  راضي نيست لذا حالت عمومي، و تعادل موجود در جامعه، نشان مي دهد كه همه باهم مهربان هستند، و در كنار هم زندگي مي كنند، و اين واقعيت را مخصوصا در ايران، كه سر زمين اقوام گوناگون است مي بينيم: ساليان سال مسلمانان و ارامنه ، يهوديان و زرتشتيان در كنار هم زندگي كرده اند.

از اين بالاتر، بدون ترس از دست دادن مذهب خود، در مراسم يكديگر هم شركت نموده اند. يك مسلمان ترسي از رفتن به كليسا ندارد، و گاهي دوست هم دارد كه: در مراسم آن ها شركت كند. و يك مسيحي هم ترس از آمدن به مسجد ندارد، و گاه حتي نذر امام حسين هم مي كند. همينطور يهودي و زرتشتي ، يعني همه اديان از همه حرفهاي يكديگر، آگاهي كامل دارند و در كنار هم، به راحتي زندگي مي كنند .

اين نشان وحدت است كه: در همه جا هست در لبنان و سوريه ، هندوستان و روسيه ، آمريكا و چين هيچ گروه و ملتي يكدست نيستند، ولي باهم متحد و در كنار هم هستند.  و سال هاست كه زندگي مي كنند. تفرقه هم فقط گاهگاهي بروز مي كند، و آن هم به دليل وجود شياطيني از ميان بشر است.

بدترين درگيريها و تفرقه ها، ابتدا از صهيونيزم است، كه برداشت شيطاني از دين يهوديت دارد، و باعث چند جنگ و :كشتار تعدادي بيگناه شده است، در ميان مسيحيان هم، فقط صليبي ها هستند و نميتوان همه مسيحيان را، صليبي دانست چرا كه دنيا، براساس همزيستي مسيحيان با: ديگران دوام دارد . در ميان مسلمان هم گروه وهابيت بوده كه: به كشتار و تخريب دست مي زده، كه در زمان ما به شكل: گروه القاعده يا طالبان در آمده است. درعراق و سوريه هم، داعش نام گرفته است.

اصالت وحدت چنان محكم و: مسلط است كه حتي مناديان تفرقه، خودشان بهترين وحدت را دارند! آمريكا بعنوان مستكبر بزرگ، بر اساس وحدت 50كشور و: تخت نام ايالات متحده مشغول: ايجاد تفرقه و تكه پاره كردن خاورميانه است. اتحاد جماهير شوروي سابق، حتي روسيه فعلي از فدراليزه كردن: چند كشور درست شده،  حتي اروپا تنها راه نجات خود را، در ايجاد اتحاديه اروپا مي داند!

براي همين است كه دعوت به وحدت، يك دعوت روشن و بديهي و قابل فهم، و درك همه است و نياز به: استدلال هاي سخت ندارد. مردم از تفرقه، تعجب مي كنند!همين كه مي بينند در ايران، يك مسئولي برعليه مسئول ديگر حرف مي زند، متعجب مي شوند! انتقاد از دولت هاي گذشته ، افراد معزول و منفك مردم را به تعجب وا مي دارد. زيرا ساده ترين استدلال را: سعدي گفته: انكه عيب ديگران پيش تو آورد و شمرد، بيگمان عيب تو را نزد: ديگران خواهد برد!

مردم از اينكه همه دنيا در صلح و آرامش باشد، تعجب نمي كنند از اين تعجب مي كنند كه: يك باره سر بريدن هاي داعش، شروع مي شود و آن ها را فيلم مي كنند، و با افتخار بينمردم توزيع مي كنند، در اينجا است كه مردم مي پرسند: اين ها ديگر كيستند؟ و از كجا آمده اند؟  

 La division est une illusion!

Il est l'unité et la division, la destruction, l'unité inhérente et la désunion formelle, l'unité obligatoire et la désunion au sein, et l'unité bienfaisante et la désunion diable! Satan peut faire ne importe quoi sauf à la tentation, la tentation même imagination est absurde! Satan travaille avec les humains, ce est une illusion, que parfois coquine Rumi dit que certaines personnes Astnja pierre Satan. Le diable, avec leur impureté et propre, puis se défausse.
Récemment, le tissu joue ce rôle! La flambée des arbres, le bois et le papier sont: très propre, coûteux, et même blanc, pas un patch sur elle, tout comme le cœur d'un enfant innocent! Blanc et impeccable, mais qu'importe? Ceux outils: l'usage unique, sale et jetés!
Parfois, comme ce est l'unité du peuple! Les personnes pures et simples, leur vie quotidienne, la pureté, l'amitié et la gentillesse de passer. Mais une fois que les jouets sont ceux qui: ce est un vil et brutal, et la vie de l'immobilisation et cette division est que le feu les brûlera comme bois de chauffage.
Dieu a créé les êtres humains, et il a mis en place l'industrie elle-même, se il est endommagé ou détruit, de sorte que le public ne est pas satisfait, et le solde de la communauté, qui sont bel ensemble, et de vivre ensemble. , et en particulier le fait que les différentes tribus de la terre verront: Pendant des années, les musulmans et les Arméniens, les Juifs et zoroastriens vécu ensemble.
De ce qui précède, sans craindre de perdre leur religion, ils ont participé à la cérémonie ensemble. Musulmans ne ont pas peur d'aller à l'église, et parfois ce est comme ça dans le cas où ils assistent. Un chrétien ne est pas peur de venir à la mosquée, et parfois même le vœu de l'Imam Hossein. De même, les juifs et les zoroastriens, que toutes les religions de tous les autres professionnels, sont conscients et, ensemble, pour vivre confortablement.
Cette démonstration d'unité qui est partout au Liban et en Syrie, l'Inde et la Russie, les Etats-Unis et la Chine, aucun groupe ou une nation ne sont pas uniformes, mais sont unis et ensemble. Et vivre de nombreuses années. Division ne se produit qu'occasionnellement, et seulement parce que des diables parmi les humains.
Les pires conflits et les divisions, est le début du sionisme, la religion juive est mauvaise récolte, provoquant des guerres et tuant d'innocents parmi les chrétiens, et tous les chrétiens ne sont pas la seule croisade croisades considéré comme monde, fondée sur la coexistence des chrétiens et des autres derniers. Parmi les groupes wahhabites musulmans qui sont connectés à la mort et la destruction, qui nous a emmenés à un groupe d'Al-Qaïda ou les talibans. Irak et la Syrie, nommés Dash.
Originalité et l'unité si solide, que même ceux qui préconisaient la division dominante, ils ont le meilleur de l'unité! Great America comme arrogant, fondée sur l'unité du pays et 50 lits aux États-Unis: la division et la fragmentation dans le Moyen-Orient. Ex-Union soviétique, y compris la Russie Yz fédéral · h des rares pays sont faites, même son seul moyen de sauver l'Europe, la création de l'Union de l'Europe le sait!
Ce est pourquoi l'appel à l'unité, une invitation claire et claire et compréhensible, et la compréhension est nécessaire: pas d'arguments solides. Les gens se divisent, étonnant! Comme voir en Iran, un fonctionnaire parle contre les autres, à être surpris! La critique du gouvernement, la suppression et les gens qui séparent faire est de surprendre les gens. Pour la raison simple: Saadi a déclaré: Bien que vous et comptez les fautes des autres, vous avez sans doute au détriment des autres va gagner!
Les gens du monde entier est en paix, pas étonnant que la surprise: Un Dash d'environ décapitations, et que le film commence, et la fierté qu'ils sont répartis entre les gens d'ici que les gens demandent: qui sont ces autres? Venez à partir?
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۶ نظر(0)

 

اولين كنفرانس اقتصاد ايران به همت: موسسه پژوهش هاي رياست جمهوري، در طي دو روز 14 و 15 ديماه 93 برگزار شد. از اينكه چنين كنفرانسي در سطح بالا، و با حضور تمام تيم اقتصادي دولت، برگزار مي شود جاي شكر دارد. بخصوص اينكه مقام محترم رئيس جمهوري نيز، از ابتداي برنامه در سالن اجلاس سران حضور داشتند. و اين همت مسدولان را در: حل علمي مسائل اقتصادي ايران مي رساند.

البته چند نكته در اين جا مغفول مانده، كه بد نيست آن ها را بگوييم: اول اينكه اين كنفرانس بايد: بين المللي شود زيرا، نظرات كساني كه از بيرون نگاه مي كنند، شايد بهتر باشد. شايد اصلا ما مشكل اقتصادي نداشته باشيم، و همه مشكلات يك توهم باشد. بخصوص اينكه مي بينيم اكثر سخنرانان كنفرانس، دولتمردان هستند. ان ها به اندازه كافي تريبون دارند، و حرفهاي خود را مي زنند. لذا  حرف تازه اي نخواهند داشت. بلكه بهتر بود آن ها مي نشستند و: كارشناسان سخنراني مي كردند.

دوم اينكه خيلي از مشكلات، مشكلات دولت بود. و دولت مي خواهد با برون فكني، آن را مشكلات مردم جلوه دهد! مثلا كاهش قيمت جهاني نفت، براي مردم قابل لمس نيست. زيرا آنان مي بينند كه بنزين و گازوييل گران مي شود! براي همين مردم مي گويند: چيزي ارزان نشده!  اما اين امر براي دولت يك مشكل حاد است! زيرا بيش از نيمي از در آمد خود را، از دست داده و در حال ازدست دادن است. بايد گفت اگر دولت، براي تامين هزينه هاي خود، مشكل دارد اين چه ربطي به مردم دارد؟

سوم  اينكه جاي گردشگري مذهبي، به عنوان جايگزين كاهش قيمت نفت، خالي بود. رئيس جمهور خيلي مايل بود كه: كارشناسان جايگزيني براي نفت معرفي كنند، تا اقتصاد منهاي نفت اجرا شود. البته اين پيشنهاد ها از زمان مصدق داده مي شود، ولي دولت كار خود را مي كند! ساده ترين راه، صدور كالاهاي غيرنفتي و خدمات فني مهندسي است،  كه در حال انجام است. اما چون حيف و ميل مي شود به چشم نمي آيد.

پيشنهاد ديگر، جايگزيني گردشگري است، زيرا برخي ها معتقدند در آمد توريسم، ميتواند جايگزين در آمد نفت شود، و مثال تركيه را مي آورند،البته  بعد هم خودشان مي گويند: ولي ايران نمي تواند مثل تركيه، همه معتقداتش را زير پا بگذارد. اين هم راه حل دارد و: آن اين است كه ما اصلا توريسم را، توريسم مذهبي بدانيم. در گردشگري ديني، اگر تسهيلات فراهم شود، فقط  زائران خارجي امام رضا ع مي توانند: در آمد معادل در آمد نفت را، به بودجه دولت تزريق كنند.

در مورد اشتغال هم همينطور است، يعني راه حل بسيار ساده است! ولي دولت، خود مشكل در ست مي كند و: بعد از اقتصاد دان ها راه حل آنرا مي خواهد! درست مثل بازي بچه ها، كه چيزي را در مشت خود پنهان مي كردند، و بعد از شما مي خواستند بگوييد: در مشت آن ها چيست.

 مردم ما همه مشغول كار هستند، و خدا را شكر كسي از: بي كار و گرسنگي نمرده است! اما پازل دولت اين است كه: اشتغال را به زير زميني و رو زميني  تقسيم مي كند!  و زير زميني ها را شغل حساب نمي كند، لذا آمار بيكاري بالا مي رود! همه آمار ها نشان مي دهد: معادل تمام كارگاه هاي داراي پروانه ، كار گاه هاي بدن پروانه هست! و شايد هم بيشتر. در خدمات و بازرگاني هم همينطور است! تعداد مشاغل فاقد پروانه كسب، بيش از مشاغل داراي پروانه است.

بنابر اين دولت اگر با الفاظي چون: بيكاري پنهان ، اشتغال زير زميني ، كار غير قانوني و غيره، آن ها را از دايره اشتغال بيرون نريزد، ما بيكار نداريم و اصلا: همه چيز خوب است و مشكلي نيست.

در مورد دارو و درمان هم همينطور است. پزشكان يا دارو ها را بدون توجه به اثربخشي آن، به قانوني و غير قانوني تقسيم مي كنند! به دارو هاي وارداتي و قاچاق كه: حتي تاريخ گذشته اروپايي باشد، ارزش مي دهند و دارو هاي: ساخت داخل يا پزشكان سنتي و گياهي را، غير قانوني مي خوانند! ورد زبان هر پزشكي اين است كه: دارو بايد از انگلستان يا آلمان بيايد!

 هر بيماري هم به خود جرات مي دهد، تا شفاي بيماري خود را از: درمانگاه هاي خارجي انتظار داشته باشد.افزايش مصرف دارو هاي خارجي، حتي در آمد نفت را هم هدر مي دهد. كاري كه وزير بهداشت در اولين قدم، همه ارز هاي نفتي را، صرف واردات دارو و آزاد كردن: تمام داروهاي مانده در گمرك كرد.

l'économie de l'Iran
La conférence est parrainée par l'économie iranienne: Institut de recherche présidentielle, Janvier 93, tenue sur deux jours 14 et 15. Le fait que cette conférence de haut niveau, et la présence de l'équipe économique de tout le gouvernement, y seront tenues au lieu du sucre. Surtout l'honorable président du programme en Hall Summit assisté. Et les efforts des autorités dans la solution des problèmes économiques de fournitures.
Cependant, quelques points ici négligés, ce ne est pas si mal que ça à dire: d'abord, la conférence sera internationale en raison de ceux qui donnent leurs points de vue peuvent aider. Peut-être que nous ne avons pas de problèmes économiques, et tout est une illusion. En particulier, nous voyons que la plupart des orateurs de la conférence sont des politiciens. Ils ont assez Tribune, et ses mots manquent. Ce ne sera pas quelque chose de nouveau. Il serait mieux pour eux de se asseoir et experts parlaient.
Deuxièmement, bon nombre des problèmes, les problèmes de l'état. Le gouvernement veut sortir, il semble que le problème! Par exemple, une baisse des prix du pétrole, le peuple est palpable. Parce qu'ils voient que l'essence et le diesel est cher! Ce est pourquoi les gens disent que ce ne est pas pas cher! Mais ce est un problème chronique pour le gouvernement! Parce que plus de la moitié de leur revenu, perdu dans la perte. Faut dire que si le gouvernement de se financer, le problème est de savoir quoi faire avec ces gens?
Troisièmement, à la place du tourisme comme une alternative à la baisse des prix du pétrole, était vide. Président était très experts intéressés introduisent une alternative au pétrole, moins d'huile de gérer l'économie. Cependant, cette proposition a depuis été certifié, mais le gouvernement fait son travail! La façon la plus simple d'exporter des biens et services non pétroliers, les normes techniques, qui est en cours. Mais parce qu'il ne est pas gaspillé.
Une autre proposition, tourisme alternatif, comme certains le croient était un touriste, il peut remplacer les revenus du pétrole, et de fournir des exemples de la Turquie, mais ensuite ils disent, mais l'Iran ne peut pas être comme la Turquie, toutes les croyances à gradins . Ce est la solution: ce est que nous ne le tourisme, savoir de tourisme religieux. Le tourisme religieux, si l'installation est fourni, seuls les pèlerins étrangers Imam Reza pourrait dans l'huile est sorti des injections budgétaires de l'État.
Ce est donc sur les emplois, la solution est très simple! Mais le gouvernement, et ce est votre problème, alors il sera économistes Solution! Juste comme jouer les gars qui se cachaient quelque chose dans son poing, puis vous avez voulu savoir: Quels sont le poing.
  Nous sommes tous des gens occupés, et remercions Dieu quelqu'un de chômage et la faim ne est pas mort! Mais l'énigme est que l'emploi est divisé en sous-sol et le sol! Les eaux souterraines et le travail ne compte pas, de sorte que le taux de chômage augmente! Toutes les statistiques montrent: tous les ateliers du papillon, le corps du papillon du temps de travail! Et peut-être plus. Le commerce des services est trop! Le nombre d'emplois sans obtention d'une licence, une licence est plus qu'un travail.
Donc, le gouvernement si les mots comme le chômage caché, l'emploi souterraine, illégale, etc., il tombe également en dehors du cadre de l'emploi, nous ne avons rien du tout: tout est OK.
Ce est donc sur les drogues et le traitement. Médecin ou votre pharmacien immédiatement et sans égard à son efficacité, est divisé en légal et illégal! Le trafic de drogue importée et que l'histoire même européenne, leur valeur et les médicaments, la médecine interne ou traditionnel à base de plantes et de chanter illégal! Chaque mot de ce est qu'un médicament doit venir de l'Angleterre ou de l'Allemagne!

  Chaque patient de prendre, pour guérir leur maladie de cliniques étrangères attendent. Augmentation de la consommation de drogues étrangère, même dans les recettes pétrolières des déchets. Ce que le ministre de la Santé dans la première étape, tous les échanges de pétrole, les importations et la libération du médicament tous les agents restants dans les coutumes. 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۲:۳۷ نظر(0)

 

بالاخره ثروت مند ترين مرد دولت هم، از پرداخت هزينه هاي درمان نا اميد شد و گفت : اگر خليج فارس هم طلا شود، از پس هزينه در مان بر نمي اييم! البته اين حرف را همه گفته اند، ولي از يك وزير بهداشت شنيدني تر است! اين امر موقعي جالب مي شود، كه بدانيم ايشان از جمله پزشكان خير است، كه با ذره بين دنبال بيماران كم بضاعت مي گشت، و پيدا نمي كرد! و ناچار به سفرهاي دور دست مي رفت، و در كپر ها هم گاهي، كسي براي عمل جراحي: رايگان وجود نداشت!

ايشان بعد از چند عمل خير معروف شد، و پس از انتخاب براي كابينه، با همين تصور كه تعداد بيماران كم، و اكثر آن ها قادر به پرداخت: هزينه هاي ميليوني بيمارستان هستند، به كار خود مشغول شد. در زمان كمتر از يكسال، همه را بيمه كرد و درصد پرداختي بيمار را هم به: يك سوم قبل و حتي رايگان رساند.

اما حالا  سرش به سنگ خورده و مي بيند: نه تنها ثروت شخصي و ارگاني خود را هم بدهد، هزينه درمان را پوشش نمي دهد، بلكه  پول دولت ، نفت و بودجه هم كفاف نمي دهد. لذا براي درك بهتر آن ، برخلاف تمام شعار هاي قبلي اش، از طلا شدن خليج فارس مي گويد. چيزي كه امكان ندارد و محال هم هست. و اين يعني سر سيلندر سوزاندن: ماشيني كه تخت گاز در سربالايي: هزينه درمان مي رفت.

اما داستان هزينه درمان، در چهار بخش است كه: سه يخش آن بايد حذف  و يا ناديده گرفته شود. در حاليكه برعكس است! بخش اصلي ناديده گرفته شده، به بخش هاي ديگر پرو بال داده اند. اولين بخش بيماري هاي سرپايي يا ساده است. تبليغات وسيعي مي شود كه كه: اين بيماري ها جدي گرفته شود! و هزينه هاي فراواني شود، تا تمام آزمايش ها منفي بودن آن را ثابت كند!

در واقع از نظر وزارت بهداشت، همه مردم بيماري سخت و مهلك دارند، مگر اينكه عكس آن ثابت شود. درست مثل دادسراهاي ايران! كه همه را مجرم مي دانند، مگر عكس آن ثابت شود! يعني متهم از مجرم خطرناك تر است! جون ممكن است همين متهم، جاني بالفطره باشد و ماموران، و قضات بايد مانند يك بيمار ايدزي، به آن نگاه كنند و از: نزديك شدن به آن پرهيز كنند!

از نظر وزارت بهداشت، همه ايران سرطان دارند، ايدزي هستند! آمفولانزا گرفته اند، و داراي انواع بيماري هاي گوارشي و دنداني و غيره هستند. درواقع هر ايراني يك بمب ميكروبي است! و بايد هر لحظه مواظب باشيم كه منفجر نشود!

دومين بخش بيماري هاي باليني، يا بستري است در اين جا هم وزارت بهداشت، با شيب تند گاز مي دهد! در حاليكه ما در روايات فراواني داريم كه: انسان بايد با بيماري كنار بيايد، تا بيماري خود خوب شود. وزارت بهداشت و پزشكان وابسته! معتقدند بايد بيمار را به توپ: قرص و آمپول ، آزمايش و چكاپ و غيره بست. و در كمترين زمان ممكن، بيماري را شناخت و ريشه كن كرد! استفاده از دارو ها آرامش بخش ، مرفين دار و مسكن كه نقل ونبات است!

از نظر اسلامي و طب سنتي، بدن بايد از دو سيستم دفاعي استفاده كند :اولا كم خوردن و كم خوابيدن راتوصيه مي كنند، تا مواد اضافي و احتمالا غير قابل دفع، وارد بدن نشود. زيرا پرخوري انواع و اقسام مواد را، يكجا به معده واريز مي كند. كه بسياري از آنان تركيب مناسبي: با يكديگر نخواهند داشت! مثلا شما اگر ماست و نوشابه و بستني را با: آش و آبگوشت در يك ظرف بريزيد، و مخلوط كنيد ،كسي آن را نمي خورد، ولي نمي داند هر روز اين كار، در معده او انجام مي شود!

ثانيا همانطور كه اشاره شد، تحمل درد را بعد از بيماري، توصيه مي كند چرا كه  بدن بايد: خودش سموم را دفع كند، نه اينكه عناصر غير بدن، اين كار را انجام دهند.

سومين بخش بيماري هاي لاعلاج است. وزارت بهداشت سعي دارد تمام بودجه وزارت را، صرف يك نفر بيمار تالاسمي بكند! اينجا كه مي رسد، نجات يك نفر نجات امت مي شود! يك سرطاني كه تا دو روز ديگر مي ميرد، چرا بايد منابع ديگران را به هدر دهد؟ يك معتاد كه خودش به: خودش رحم نمي كند، وزارت بهداشت دايه مهربانتر از مادر است؟

 اين بيماري ها سرنوشت محتوم است، و وزارت بهداشت در مقام بالاتر از خدايي، مي خواهد آن را تغيير دهد. البته از جيب مردم. مردمي كه براي يك ريال بدست آوردن، هزار تا معلق مي زنند! بعد يك دفعه وزارت بهداشت، ميلياردها ريال مي دهد كه يك سرطاني، دو روز مانده عمر خود را هم راحت نماند!

مي بينيم در اين سه بخش، واقعا اگر خليج فارس هم طلا شود، از عهده هزينه درمان بر نمي ايد. بنابر اين بايد همه اينها را تعطيل كرد. و به بيماري هاي منطقي، و قابل در مان اكتفا كرد. طوري نباشد كه يك سرطاني دو روزعمري، بودجه يك ميليون بيمار: در انتظار درمان را نابود كند. و بدون نجات دادن آن سرطاني، باعث مرگ يك ميليون نفر ديگر شويم !

Banque du manque d'argent là-bas!
Enfin, le riche gouvernement de l'homme, les coûts de traitement ont été déçus et dit le golfe Persique si l'or est, le coût du traitement ne se allume pas! Bien sûr, ces mots ont tout dit, mais plus d'un ministre de la Santé entendre! Cette position sera intéressant, à savoir qu'il est un bon médecin, qui est retourné à la loupe à la recherche pour les patients les plus pauvres, et ne peut pas le trouver! Et a dû voyager loin, et dans le même hangar de temps, pas de chirurgie, pas de frais!
Il devint plus tard une bonne action, puis sélectionnez l'armoire, avec l'hypothèse que le faible nombre de patients, et la plupart d'entre eux sont incapables de payer le coût de millions de l'hôpital, était occupé à travailler. En moins d'un an, l'ensemble de l'assurance et les congés de maladie payés, et même un gratuit d'un troisième avant de marquer.
Mais maintenant la tête et voit la pierre a été non seulement de la richesse personnelle et de donner leurs organes, ne couvre pas le coût du traitement, mais le gouvernement l'argent, le pétrole et les budgets ne sont pas contour. Par conséquent, pour mieux la comprendre, contrairement à tous son slogan précédente, l'or des États du golfe Persique. Quelque chose qui ne est pas possible et l'impossible. Ce est à dire la combustion de la culasse: machine à gaz lit dans la hausse: les frais de scolarité.
Mais l'histoire du coût du traitement, qui est en quatre parties: trois secteur devrait être retiré ou ignoré. Alors que l'inverse est! La partie principale ignoré, dans d'autres régions du Pérou ont des ailes. Ou sur la première partie est facile. Ce large publicité que ces maladies sont prises au sérieux! Fréquence et le coût, à tous les tests négatifs prouvent!
En fait, le ministère de la Santé, toutes les conditions sont sévères et la vie en danger, à moins que le contraire ne soit prouvé. Comme les parquets en Iran! Tout le monde sait que le délinquant, à moins que le contraire ne soit prouvé. Ce est les criminels les plus dangereux! Ce est peut-être parce que le défendeur est un sentiment naturel et les agents, et les juges voudrais le sida, le look et la fermeture de l'éviter!
Le Ministère de la santé, tout le cancer, le sida! Avoir la brucellose, et une variété de maladies gastro-intestinales et dentaire, et ainsi de suite. En fait, chaque Iranien est une bombe bactérienne! Chaque moment que nous devons veiller à ne pas exploser!
La deuxième partie de la maladie clinique, ou rester ici au ministère de la Santé, avec le gaz raide! Bien que nous ayons beaucoup de traditions que les humains doivent faire face à la maladie, la maladie est bon. Ministère de la Santé et de la médecine! Les patients doivent être clair que: pilules et injections, des tests et des examens, et si proche. Et dans les plus brefs délais, afin d'identifier et éradiquer la maladie! Utilisez médicaments apaisante, la morphine et le logement qui est cité et des plantes!
Islam et la médecine traditionnelle, le corps doivent utiliser deux défenses: Première de manger et de dormir moins recommandée, et éventuellement non-élimination des excès de matériau, ne pas entrer dans le corps. Parce que manger toutes sortes de matériaux, une fois déposé dans l'estomac. La bonne combinaison d'entre eux: ils ne seront pas ensemble! Par exemple, si vous buvez et la crème glacée avec du yogourt, de la soupe et le bouillon dans un récipient, mélangez et, personne ne veut manger, mais ce ne est pas tous les jours que le travail effectué sur le ventre!
Deuxièmement, comme mentionné, la douleur de la maladie, il doit être parce que le corps: il excrète toxines, et non pas les autres éléments du corps, cela va faire.
La troisième partie des maladies incurables. Ministère de la Santé, le ministère des Finances tente de tous, indépendamment de patients atteints de thalassémie faire! Ici, il est, sauf une nation ne peut être sauvé! Le cancer est un à deux jours meurt, pourquoi d'autres ressources devraient perdre? Elle est un toxicomane, il ne montre pas la miséricorde, le ministère de la miséricorde venue de la mère?
  Ces maladies Manifest Destiny, et le ministère de la Santé dans une position plus élevée que Dieu veut changer cela. Toutefois, des poches de personnes. Les gens qui gagnent un sou, ont suspendu leurs milliers! Après un temps, le ministère de la Santé, les milliards de dollars que le cancer, deux jours avant sa vie ne est pas facile!

Nous voyons dans ces trois secteurs, ce est vraiment l'or si le golfe Persique, avec le coût du traitement peut faire. Par conséquent, nous devrions tous nous vient de fermer. Logique et les maladies, et nous nous bornons à. Non pas comme un cancer à vie deux jours, dépenser un million de patients: un traitement d'attente détruire. Sans enregistrer la tumeur, provoquant la mort d'un million d'autres personnes obtenir! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۰۶ نظر(0)

بودا بعنوان يك آيين 3هزار ساله، حداقل داراي دو گروه يا فرقه است! كه با همديگر اختلاف دارند. در دين يهوديت و مسيحيت و حتي اسلام نيز، اين دوگانگي وجود دارد ، و گروه ها و فرقه ها با هم اختلاف دارند. اما سوال اساسي اين است كه آيا ،اين اختلاف  را خدا گفته يا دستور داده يا ايجاد كرده؟ طبيعي است كه خدا چنين منظوري نداشته، زيرا يك تورات و يك انجيل ، و يك قران نازل كرده است.

 حتي بين تورات و انجيل واقعي ، با قرآن هيچ اختلاف وجود ندارد. زيرا هرسه از سوي: يك خداي واحد نازل شده است .البته تفاوت اصلي آن ها، تفاوت زماني است  در تورات، ده فرمان در واقع كليات دين است، و انجيل شرح خلاصه دين ، و قران شرح تفصيلي مي باشد و: بر حسب ترتيب نزول تكميل تر شده است.

     مي بينيم در يك طرف سر رشته دين،  كه خداوند قراردارد، اختلافي نيست يعني "يك"  واقعي است، وحدت اصيل است و: اختلافي وحود ندارد. اما در سر ديگر آن، با كثرت روبرو هستيم : ميليون ها نظر و عقيده و فكر ، كتاب و نوشته و گفتار! كه گاهي اين تفاوت و اختلاف و چند دستگي، به كشته شدن و مرگ ديگري مي رسد . لذا بايد دانست كه وحدت، امري الهي و اختلاف، امري غير الهي و شيطاني است .

   هدف شيطان از ايجاد اختلاف، از بين بردن نسل است، يعني ازبين بردن محصول و مخلوق خداوند، به دست خود مخلوقات. زيرا وحدت، دوستي و يگانگي مردم، باعث رشد و تعالي و: ازدياد نسل مي شود، و اين امر موجب رضايت خدا است. زيرا خداوند از ديدن خيل آدم هايي كه: با صفا و صميميت با هم زندگي مي كنند، و باعث افزايش عده و عده، يا نيروي انساني و ثروت اقتصادي مي شوند، خشنود مي شود و رحمت خود را بر آنان نازل مي كند . ديدن افزايش جمعيت انسان آن هم به عنوان: اشرف مخلوقات، باعث فخر خداوند به فرشتگان مي شود .

و شيطان اين را نمي پسندد! و به هر بهانه اي بين اين گروه هاي بزرگ انساني، اختلاف افكني مي كند تا: آن ها به جان هم بيافتند و: نسل و حرث را يعني" انسان و ثروتش را نابود كنند. و گاه چنان تبليغ مي كنند كه" گويا وجود اختلاف، امري لازم و نابودي تمام انسان ها، و جهانيان خواسته الهي است. مثلا مي بينيم كه گروه موسوم به داعش؛ يا اسلاف آنان مانند: طالبان و القاعده و وهابيت،  حتي قبل از آن ها سفيانيان و: فرزندان ابوسفيان ها با كشتن شيعيان، زندگي مي كنند.

در فتنه 1388 در ايران هم، شعارهايي مانند نه غزه نه لبنان، گرچه بعد ها تكذيب شد، اساس آن را تشكيل مي داد. زيرا خط صهيونيسم به مثابه: يهوديان دين ستيز اين را مي خواست. مسيحيان صهيونيستي و يا مسلمانان وهابي هم، آن را مي خواستند. و بطور مكانيكي ، هر اختلاف كوچك و جزئي، كه در ابتدا امري ساده و قابل اغماض است، در طول حركت به سرعت، به جايگاه اصلي خود متصل مي شود.

در ابتدا شعار حق طلبي است: بسياري از مردم به عنوان دفاع از: مظلوم و كسي كه حق او پايمال شده، به راهپيمايي جنبش سبز دعوت مي شوند، ولي و قتي دليلي ارائه نمي شود، كنار مي كشند و لذا جاي آنان را، همان دشمنان ديرينه پر مي كنند. و به اين ترتيب شعار "يا حسين مير حسين" فراموش شده ، نه غزه نه لبنان، جاي آن را مي گيرد!

شعار يا حسين ميرحسين، يعني اينكه موسوي پيرو خط امام حسن ع است، و به دستور امام حسين از او دفاع بايد كرد، ولي بعد از جايگزيني نيروها، در روز عاشوراي حسيني، به دفاع از مير حسين! عزاداران امام حسين، را آتش مي زنند. و مير حسين كه خود اين را مي داند، اما آن را توجيه مي كند، زيرا كه به حمايت آنان نياز دارد! چرا كه آن ها تنها كساني هستند كه، تا آخر با او  و من شيطاني او هستند. زيرا كساني كه او را بخاطر امام حسين، حمايت مي كردند ديگر از او حمايت نمي كنند! و به دنبال افراد ديگري كه: واقعا حسيني هستند رفته اند.

جهان معاصر هم شاهد است كه: گروه هاي تكفيري و: اختلاف افكن همه مذاهب، چه اسماني و چه زميني، در ابتدا شعار حمايت از مردم مي دهند، ولي در ادامه مسير، ماهيت اصلي و خود محوري را بروز مي دهند. و اين بروز و ظهور خود محوري آن ها، براساس انهدام و تخريب و نابودي كامل است، نابودي و كشتار وحشيانه، كه حتي به كودكان هم رحم نمي كدند، تا مبادا اثري از انسان باقي بماند. 

Dieu a dit, ce est la différence?
Le bouddhisme comme une religion de 3000 années, au moins deux ou secte! Qui sont différentes l'une de l'autre. Dans le judaïsme, le christianisme et l'islam, il ya la dualité, et les groupes et sectes sont différentes. Mais la question principale est de savoir si cette différence est appelé Dieu ou commandé ou créé? Il est naturel qu'un tel ordre ne est pas de Dieu, parce que la Torah et l'Evangile et le Coran est révélé. Même la véritable Thora et l'Evangile et le Coran, il n'y a pas de différence. Pour les trois: seul Dieu est révélé Bien sûr, la principale différence, la différence entre la Bible, les Dix Commandements dans la religion en général, et la religion de la Bible, une brève description, et une description détaillée du Coran et, par ordre décroissant été complétées. D'un côté, nous voyons le domaine de la religion, qui est en Dieu, pas contesté que «A» est réel, véritable unité et la différence ne dégage pas l'obstruction. Mais à l'autre bout, nous sommes confrontés à une multiplicité de: des millions de vues, la pensée et l'écriture de livres et de parler! Parfois, ces différences et les divisions, sont tués et un autre mort. Il faut reconnaître que l'unité de Dieu et quelque chose de différent, quelque chose d'autre que Dieu et le diable. Le but de Satan de faire une différence, ce qui élimine la génération, à savoir la destruction de la création de Dieu, les créatures elles-mêmes. Parce que l'unité, l'amitié et l'unité du peuple, et la croissance et le développement: la génération, la propagation, et ce est la satisfaction de Dieu. Parce que le nombre de personnes qui voient Dieu avec sincérité, vivre ensemble, et d'augmenter le nombre de personnes, ou des ressources humaines et de la richesse économique, ils seront heureux et de miséricorde descendra sur eux. Voir l'augmentation de la population humaine ainsi que des créatures, les anges sont la gloire de Dieu.
Satan ne est pas heureux! Et chacun de ces grands groupes de la raison humaine, est divisé, ils tombent et meurent: ce Hrs génération et le ". L'homme de la richesse détruite Et quand ils annoncent que« la preuve de la différence il a fallu la destruction de tous les êtres humains, et a appelé Dieu. Par exemple, nous voyons que le Dash dite, ou leurs prédécesseurs, tels que les talibans et Al-Qaïda et le wahhabisme, avant même la Sfyanyan et les enfants: Abu Suffian en tuant les chiites vivent.
En 1388 l'intrigue iraniens, slogans Ni Gaza, ni Liban, même se il a ensuite été démentie, il servi. Pour les sionistes comme: Juifs irréligion voulait. Les sionistes chrétiens ou musulmans wahhabites voulaient aussi. Et mécaniquement, les petites différences de détail, qui est très simple et est négligeable dans un premier temps, se déplaçant le long rapidement, il se lie à sa position initiale.
Le premier est le slogan de la justice, comme beaucoup de gens défendent les opprimés et qui ont violé son droit, le mouvement vert sont invités à marcher, mais lorsque la preuve ne est pas fournie, et donc se isolent au lieu d'eux, le remplir l'ennemi juré. Et ainsi le slogan "Ya Hossein, Mir Hossein" oublié, ni Israël ni le Liban, où il est!
Slogan Hossein, Mir Hossein Moussavi, qui suivent la ligne de l'Imam Hassan AS, et l'ordre de l'imam Hussein pour le défendre, mais après avoir remplacé les forces sur l'Achoura, la défense de Mir Hossein! Deuil pour l'imam Hussein, la brûlure. Et Mir Hossein qui le sait, mais il est justifié, en raison de leurs besoins de soutien! Parce qu'ils sont les seuls que je finissent avec lui et son mal. Pour ceux qui se souvienne, l'Imam Hussein, d'autres ne ont pas pris en charge le soutiennent! Suivie par d'autres qui ont vraiment disparu Hussein.

Le monde contemporain est que les groupes de excommunication: Split toutes les religions, si les cieux et la terre, dans la protection de leur slogan, mais le chemin, le personnage principal et de développer votre coeur. Et la manifestation de son propre axe, sur la base de la destruction et l'anéantissement complet, la destruction et assassiner brutale, que même les enfants ne ont pas été épargnés, afin que personne ne est laissé de côté. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۵ نظر(0)

حفاظت از هر چيز با ارزشي، نياز به نيروهاي محافظ و متخصص خود دارد . اموال مردم با ارزش است، لذا پليس نگهبان و اداره آگاهي تشكيل مي شود، تا از اموال مردم نگهداري وك از سرقت آنان جلوگيري شود. جان مردم با ارزش است، لذا پليس امنيت و پليس جنايي تشكيل مي شود. پليس امنيت وظيفه پيشگيرانه دارد، و از قتل مردم جلو گيري مي كند، و اگر اتفاقا كسي به قتل رسيد، پليس جنايي قاتل او را پيدا و: دستگير و تحويل قانون مي دهد.

پليس قضايي، پليس ساختمان، پليس ميراث فرهنگي نيز، از انواع محافظ هستند كه از: ميراث فرهنگي و موضوعات تعريف شده خود، نگهداري مي كنند. در اين ميان زبان فارسي، به عنوان بزرگترين ميراث معنوي،  مغفول مانده و در ميان آن همه: سارقان و دزدان آگاه و نادان، تنها و بي سرپرست مانده و: هر روز يكي از لغات آن نابود مي شود!

البته نقش فرهنگستان: زبان وادب فارسي را، كه هر از چند گاهي تك مضرابي مي زند، را، فراموش نمي كنيم. ولي ارزش اين ميراث، به اندازه چند نفر كه: ساعات اضافه كاري براي اين كار مي گذارند نيست! تا از سر پر بودن معده، گاهي چند افاضاتي بكنند. حداكثر به نظر ما اين عده، به عنوان ستاد مشاوره اي نقش دارند، و بيش از آن كاري از دستشان نمي ايد. حتي احساس نوجواني و جواني هم ندارند كه: حد اقل چند فريادي هم بزنند!

از نظر ما سازمان بزرگ و: با انگيزه اي قوي براي حفظ:  زبان فارسي لازم است. حداقل زبان فارسي، به اندازه يك ترافيك ارزش دارد! چطور براي ترافيك اينهمه: افسر و كادر و سرباز و هميار پليس گذاشته اند ؟ مگر در عراق كه پليس راهنمايي نيست، روزگار مردم نمي چرخد؟ پس مي بينيم كه جربزه رئيس ستاد، يا مديران عالي است كه: مسئله بودجه و نيروي انساني را، در انتهاي برنامه قرار مي دهد.

لذا ما يك سازمان پاسدار زبان فارسي، پيشنهاد مي كنيم با نفراتي: به اندازه پليس راهنمايي و رانندگي، تاهر كسي كه از روي خط فارسي عبور كرد، يك نفر جلو بايستد و او را متوقف كند. نه اينكه مانند فرهنگستان، با بي حالي فقط پند و اندرز بدهد، و توليد واژه كند و يك زبان اسپرانتو جديدي را، بنام فارسي به خورد مردم بدهد.

اين سازمان بايد اساتيد و دانشجويان، محققان و علاقمندان فارسي را مانند: سربازان پادگان به خط كند. و همه آن ها را در جهت: حفظ زبان فارسي سازماندهي نمايد. متخلفين را جريمه كند و: از درآمد آن، حافظان زبان فارسي را تشويق نمايد. وقتي كسي در داخل زبان فارسي است، ولي فونگليش مي نويسد! يعني از حروف انگليسي استفاده مي كند، بايد جريمه شود و آن كه اولين بار، آن را ترويج كرده، بيش از همه بايد جريمه شود.

خودرو سازان و مهندسان، پزشكان و فيلمسازان، همه بايد جريمه شوند. حتي آن هايي كه تابلو: براي مغازه ها مي نويسند، بايد بدانند همه چيز حساب دارد! و زبان فارسي هم صاحب دارد، و در استفاده از آن قانونمند باشند. براي ساماندهي اين خيل عظيم، چهار ركن يا اركان چهار گانه لازم است: شوراي عالي زبان فارسي، كه ميتواند همان اعضا فرهنگستان باشند، كه قوانين لازم را براي: حفاظت از زبان فارسي تهيه و: به مراجع قانون گذاري: اعم از مجلس و دولت پيشنهاد كند، و پس از تصويب، آن ها را تدوين و براي، اجرا ابلاغ  كند.

ركن دوم شوراي سياستگذاري، يا ستاد اجرايي مي تواند باشد. كه اين شورا يا مجمع ميتواند: محل تجمع معاونان فرهنگي ادارت، سازمان ها و شركت ها باشد، اين عده مشكلات اجرايي در محدوده هاي اداري خود را، تدوين و به شوراي عالي ارائه مي دهند. و براي اجرا مصوبات در: حيطه تحت مديريت خودشان اقدام مي نمايند.

ركن سوم اساتيد و دانشجويان ، علاقمندان و محققان زبان فارسي هستند، كه مانند افسران دريا دل راهور، بيدار بوده و برگه هاي جريمه در دست، مانند عقاب بر سر متخلفان فرود مي ايند. كه به عنوان پليس زبان فارسي يا: پاسبان ان نامگذاري مي شوند. ركن چهارم را دانش آموزان و: هواداران زبان فارسي در هر كلاس ، محله و منطقه تشكيل مي دهند، و بدون برگه جريمه، نسبت به ارشاد گمراهان اقدام مي كنند. كه همان عنوان همياران زبان فارسي، براي آن ها خوب است.  La police de la langue!

Protection de toutes choses, la nécessité pour les forces de protection et de leur expertise. Les valeurs de propriété, formant ainsi Bureau garde de la police, afin d'empêcher leur vol de l'entretien de la propriété perche. La vie des gens sont précieux, de sorte que les forces de sécurité et la police criminelle. Préventive devoir de la police de sécurité, et les empêcher de tuer des gens, et si par hasard quelqu'un a été tué, la police trouve son assassin et l'arrestation criminelle et la livraison de la loi.

Police judiciaire, le renforcement de la police, la police et le patrimoine culturel, dont la protection enjeux déterminants de notre patrimoine culturel, sont conservés. La relation entre la langue, le plus grand patrimoine spirituel, négligés, et parmi eux tous: voleurs et des brigands informés et ignorants, et laissés seuls sans soutien: chaque mot est détruit!

L'Académie de la langue persane et culturelle, qui, parfois, choisir un qui le fait, que nous ne oublions pas. La valeur de ce patrimoine, ainsi que quelques personnes qui ne ont pas travaillé des heures supplémentaires pour cela! Pour remplir l'estomac, parfois plusieurs Afazaty faire. Nous pensons que ce est le nombre maximal, le comité consultatif en cause, et plus que tout, il ne est pas. Adolescence et ne sent même pas qu'ils sont au moins quelques-uns cri!

À notre avis, une grande organisation avec une forte incitation à maintenir la nécessaire Persique. Au moins en persan, vaut autant de trafic! Combien d'officiers et de policiers et de soldats circulation ont compagnon? Police non seulement en Irak, le monde ne tourne pas? Ainsi, nous voyons que le chef du personnel oser, ou les cadres supérieurs, ce est que la question du financement et des ressources humaines, à la fin du programme.

Donc, nous avons un gardien de la langue persane, nous recommandé aux membres de la police de la circulation, qui garantissez que la ligne passe Persique, un à se lever et l'arrêter. Un peu comme l'Académie, avec malaise que donner des conseils, et la production de texte et une nouvelle langue, l'espéranto, nom farsi à donner à l'auditoire.

L'organisation de professeurs, chercheurs et amateurs de persan comme une garnison dans la ligne. Et chacun d'eux afin de: maintenir l'organisation de la langue. Et les contrevenants fines de son revenu, les tuteurs encouragent langue. Quand quelqu'un est dans la langue, mais écrit Fvnglysh! Les lettres anglaises sont utilisées, il devrait être bon, et il a été le premier, il sera de promouvoir, avant tout, doit être fine.

Les constructeurs automobiles, les ingénieurs, les médecins et les cinéastes, tout devrait être bon. Même ces conseils pour les magasins par écrit, doivent savoir tout ce qu'il! Et la langue du propriétaire, et son utilisation est légale. Pour organiser le grand nombre de quatre éléments ou quatre éléments sont nécessaires: le Conseil suprême de la langue persane, qui peut être les membres de l'Académie, la législation nécessaire à la protection de la langue persane, les autorités législatives, y compris le Parlement et le gouvernement proposer, et après approbation, il sera compiler et exécuter la notification.

Le deuxième élément du Conseil de la politique ou personnel de direction peut être. Le Conseil ou le Conseil peuvent: Vice lieu de rassemblement pour les institutions culturelles, les organisations et les entreprises, le nombre de questions opérationnelles dans le cadre de son bureau, de développer et de fournir au Conseil. Et de mettre en œuvre la législation dans les zones sous leur propre action de gestion.

Le troisième pilier des enseignants et des étudiants, les amateurs et les chercheurs de langue persane, qui est comme les agents de mer Rahvr, d'éveil et de billets dans la main, comme des aigles descendent sur les délinquants. Alors que la police ou de la langue: la police sont appelés. Le quatrième pilier des étudiants et des amateurs de la langue persane dans la classe, du district et forme régionale, et aucune forme d'amendes, pour guider l'acte malavisé. La même langue que les travailleurs, bon pour eux.

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۳ نظر(0)

 

در يكي از شهرستان هاي آذري زبان، امام جمعه به زبان آذري خطبه مي خواند، بعد براي اخطار به صدام گفت: من به زباني صحبت مي كنم كه ، همه دنيا بفهمند و بعد، شروع به فارسي صحبت كردن كرد. اما فارسي زبان ها، براي اينكه همه دنيا حرف آن ها را بفهمند، به زبان انگليسي صحبت مي كنند!ُ آن ها نمي دانند كه كمترين گويش را زبان انگليسي دارد !در مقايسه با زبان چيني كه: يك و نيم ميليارد گويش دارد!

  بجز زبان هندي كه كه نيم ميليارد است، زبان فارسي و عربي هم، بيشتر از انگليسي گويش دارد.اما متاسفانه خود باختگان انگليس، اين را نمي فهمند و: دستي دستي انگليسي را به گويش بيشتر سوق مي دهند! آن ها نمي دانند و يا نمي خواهند بفهمند كه: انگليس از شركت نفت بر ايران مسلط شد . وقتي هم كه مسلط شد، در تمام جاهايي كه حضور داشت، در داخل خاك ايران، با كمال وقاحت مي نوشت: ورود سگ و ايراني ممنوع است!(No dog no Iranian!)   

حالا نه تنها شركت نفتي ها، كه حتي پزشكان و مهندسان ايراني هم، خود باخته شدند و به زبان: كساني مطلب مي نويسند كه : ايراني را با سگ مقايسه مي كنند! البته از نظر اينها، سگ ها از ايراني ها هم بهترند! زيرا اگر يك سگ را در: خانه نگهداري كنند، از يك ايراني بيشتر خرج مي كنند! بنابراين برابر دانستن ايراني با سگ، ظلم به سگ است!

امروز در كلاس خبرنگاري روابط عمومي: شركت نفت شاهد بوديم! مانند اكثر همايش ها، متن كاملا انگليسي بود و در توضيح آن ها هم، فقط از افعال فارسي استفاده مي كردند، والا همه چير انگليسي بود. حالا فرهنگستان زبان، بايد براي همايش ها دستور العمل صادر كند! البته آن ها بسيار فعال هستند، در حاليكه فرهنگستان بسيار منفعل. همين چند شب پيش، يك برنامه اي داشتند راجع به: سريالي كه 10ماه پيش پخش شده ! اين يعني عقب ماندگي فرهنگستان و ادب فارسي، از حركت جامعه! در حاليكه مي تواند با استفاده از طرح هميار پليس، سيستم پاس داشتن از: زبان فارسي را به خود مردم، و حتي كودكان بسپارد.

بطور طبيعي هر معلم زبان و ادبيات فارسي، چندين هزار دانش آموز و دانشجو دارد، از ميان هر 30نفر، يك نفر هم انتخاب كند، اين وظيفه بخوبي اجرا مي شود. زيرا مردم وقتي مي بينند كه: زبان فارسي صاحب دارد، و آن را پاس مي دارد، همكاري مي كنند. اين امر، هم فارسي را به متن زندگي مردم برمي گرداند، و هم باعث تقويت زبان و ادبيات فارسي مي شود، زنگ انشا و املا هم شيرين مي شود.

در حالت بدبينانه، ما معتقديم كه غرب گرايان، يا دوستداران تبديل زبان فارسي به انگليسي، نادان هستند يا مزدور! اگر نادان هستند بدانند كه: بايد زبان فارسي را از همان راهي كه: بيرون كردند برگردانند. يعني بجاي آنكه براي فرموله كردن مسائل علمي، از علائم انگليسي استفاده كنند، از علايم فارسي بهره ببرند.

همانطور كه ابتدا اينطور بوده! يعني كتب ابونصر فارابي ، ابن سينا و عمر خيام ، خواجه  نصير طوسي و ديگران، همه از حروف الفباي فارسي، براي رياضيات استفاده مي كردند.آن ها به زور اين علايم را انگليسي كردند، و الان موقع برگشتن به اصل خود است.

اما چرا مزدور هستند؟ زيرا با اين روش، تحقيقات خود را براي فروش به: خارجي ها آماده مي كنند! يعني اسرار نظام و نقطه قوت و بالا دستي ما را، قرباني دريافت پورسانت يا: جاسوسي علمي خود مي كنند. فرار مغزها براي همين كار، به زيان مردم ايران است. زيرا مردم ماليات مي دهند تا: دولت آموزش و پرورش را اداره كند، و دانشگاه ها را سرپا نگهدارد.

  اما آن ها اين هزينه ها را، از بيت المال دريافت مي كنند، ولي محصولات خود را شخصا مي فروشند! و در آمد آن را در بانك هاي خارجي نگهداري مي كنند. براي همين است كه عربستان پاپتي! يا قطر! يك قطره اي، همه طرح هاي ما را، زودتر اجرا مي كنند! دليل آن هم وجود مهندسان ايراني، در اجراي طرح هاي آنان است. زيرا وقتي وارد عرصه طرح ها مي شويم، همه عناصر اصلي آن ها، در سراسر جهان ايراني ها هستند!

La recherche iranienne dans les langues non-iraniens!
Dans la ville de langue azérie, azéri sermon du vendredi appelé, après l'avertissement à Saddam dit, je parle dans une langue que tout le monde peut comprendre le monde et puis il a commencé à parler farsi. Mais la langue persane, le mot pour le monde entier de comprendre, parler anglais, ils ne savent pas la langue anglaise est le moins en comparaison avec la langue chinoise:! La langue d'un demi-milliard!
   En dehors de l'hindi, qui est un demi-milliard, le persan et l'arabe, la plupart des victimes de dialectes anglais britannique Mais malheureusement, je ne comprends pas:. Main sur l'autre, conduit la langue anglaise! Ils ne savent pas ou ne veulent pas comprendre que la Grande-Bretagne était la compagnie pétrolière dominante en Iran. Quand je avais récupéré, qui était présent dans tous les lieux, en Iran, la perfection de l'obscénité a écrit: chiens et est interdit!
 
Maintenant, non seulement compagnie pétrolière, et même les médecins et les ingénieurs iraniens, ont été perdus dans ceux qui publient l'Iran par rapport à leurs chiens! Cependant, dans cette perspective, les Iraniens sont mieux que les chiens! Si un chien dans la maison tenir, un Iranien dépensent plus! Les Iraniens savent le chien, le chien est cruel!
Aujourd'hui dans le journalisme de classe, les relations publiques, les compagnies pétrolières ont vu! Comme la plupart des réunions, texte complet en anglais et dans leurs explications, seulement les verbes persans utilisés, sinon tout Chyr Bretagne. Maintenant l'Académie de la langue, donne des instructions pour les réunions! Bien sûr, ils sont très actifs, passifs, tandis que l'Académie. Il ya quelques nuits, ils avaient un programme sur: série qui a été diffusé il ya 10 mois! Le retard de l'Académie de la littérature persane du mouvement! Alors que vous pouvez utiliser le compagnon de la police, le système passe à la langue persane à la population, et même les enfants apportent.
Normalement, tous les enseignants de la langue et la littérature persane, il ya plusieurs milliers d'étudiants, de 30 personnes, une personne est sélectionnée, le travail est bien fait. Parce que quand les gens voient que la langue persane et consacre coopérer. Ce est le retour de la vie publique pour Persique, et de renforcer aussi la langue et de la littérature persane, l'écriture et la bague d'orthographe est trop sucré.
Dans le cas pessimiste, nous croyons que l'Ouest gris ou en amoureux dans la langue anglaise, sont ignorants ou loué! Si vous êtes ignorants de savoir que la langue de la même manière qu'ils se révèlent. Ce est, plutôt que de formuler des problèmes scientifiques, l'utilisation de panneaux en anglais, les symptômes profit Persique.
Comme ce était le cas! Les livres Abu Nasr al-Farabi, Avicenne, Omar Khayyam et, Khwaja Nasir Tusi et d'autres, tout l'alphabet persan, utilisés pour les mathématiques. Ils ont forcé ces signes étaient en anglais, et il est temps de retourner à leur origine.
Mais pourquoi sont embauchés? Parce que cette méthode, votre recherche pour la vente: les étrangers sont prêts! Ce est le secret de notre force et en amont, la victime a reçu une commission ou: espion de leur propre. Fuite des cerveaux vers le travail, au détriment du peuple d'Iran. Parce que les taxes à l'éducation géré par le gouvernement et les universités pour maintenir à flot.

   Mais le coût des fonds publics, ne doit pas vendre leurs propres produits! Et il arriva aux banques étrangères sont conservés. Ce est pourquoi l'Arabie monstre digne! Ou la taille! Un filet, tous nos projets, courir plus vite! La raison de l'existence d'ingénieurs iraniens dans leurs projets. Parce que lorsque nous entrons dans le domaine de la conception, de tous les éléments qui sont des Iraniens à travers le monde! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۱۴ نظر(0)

 

برخلاف آنچه ه برخي مي گويند :علوم اسلامي و غير اسلامي نداريم، خيلي هم داريم! و بايد مرز آن ها جدا شود، و حالا اگر از اسلام خوششان نمي آيد، ما اسمش را مي گذاريم :علوم مقاومتي يا پزشكي مقاومتي. بنا بر نظر پزشكان، مخصوصا خانم دكتر دستجردي، در همايش مديريت داتش ، پرشكي اولين علمي است كه: با انسان متولد شده زيرا، مسئله سالم ماندن، دغدغه بشريت است.

اما از نظر ما، علوم انساني اولويت دارند. زيرا انسان ها بايد اول زندگي كنند، تا بعد به فكر سالم ماندن باشند. بنابر اين اقتصاد و كشاورزي ،  علوم طبيعي و پايه، براي زنده بودن لازم است. ولي پزشكي براي سالم ماندن، يا زنده ماندن! لذا همه علوم با انسان زاده شدند و: مديريت دانش، بايد بر اين محور حركت كند. و تاخير يا تقدم يكي بر ديگري، انسان را تك بعدي به نظر مي اورد.

اما همه اين علوم، همزاد هم داشته اند! و آن علوم غريبه يا علوم ضد بشري، يا علومي كه به فكر مرده بودن! يا مرگ بشر بودند. كه ما آن را به علوم بشر دوستانه و :علوم ضد بشري هم ترجمه مي كنيم.  ومقصود ما همان: علوم اسلامي و غير اسلامي است،  كه برخي آن را قبول ندارند! علوم اسلامي يعني علومي كه: به دستوراسلام فقط به خاطر: شناخت و عبوديت خدا است (رسول اكرم(ص) فرمودند: أوّل العلم معرفة الجبّار و آخر العلم تفويض الأمر اليه؛ سر آغاز علم، شناخت خداوند جبّار و سرانجام آن، واگذارى امور به اوست) .

اما علوم غير اسلامي، روح بشر را در خدمت شيطان مي گذارد، و شيطان بر تمام امور آن ها مسلط مي شود. و او بزرگترين دشمن بشر است كه: در شكل نفس اماره و شيطاني، و هوا هاي نفساني ظاهر مي شود: (أَعْدَى‏ عَدُوِّكَ‏ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ‏.) و كار و فلسفه دشمن هم، از بين بردن و نابود كردن انسان است. يعني علوم غير اسلامي، انسان را به يك موجود ويرانگر، تبديل مي كند تا با ساختن: بمب اتم و سلاح هاي مرگبار،  در پي نابودي بشريت باشد.

يكي از اين علوم غير اسلامي و غير انساني، بيو تروريسم است، كه استاد خليلي فر، بخوبي در باره آن تحقيق و تفحص كرده است. ( بيو تروريسم اينتر پل، دکتر سید امید خلیلی فر) به گفته وي، بيوتروريسم داراي تاريخچه طولاني است، از آن زمان كه انسان ها براي كشتن ديگران، جسد متعفن يك طاعوني را با: منجنيق به قلعه هاي آنان مي انداختند، تا زماني كه لاشه هاي مردار را، در سرچشمه اب ها مي گذاشتند، كه همه طاعون و وبا بگيرند!  تا به امروز كه با صد كيلو مواد سمي، مي توانند يك ميليون نفر را نابود كنند!

آن زمان هم پزشكان بودند كه: اين پيشنهاد ها را مي دادند! و اصلا سوگند بقراط، به خاطر همين خيانت هاي پرشكان بود، كه البته سودي هم نداشت! و اين سوگند نامه، فقط براي دريافت مدرك است! و بعد فراموش مي شود. در جنگ تحميلي، ما چه مقدار پزشكان متعهد، و چه مقدار پزشكان خائن داشتيم؟ آن هايي كه گاز خردل را مي ساختند، هم پزشك اعصاب و روان بودند، و هم مهندس شيمي داراي مدارك علمي فوق تخصص! كه اگر نبودند چنين محصولي توليد نمي شد.

اينكه بگوييم علم في حد ذاته خوب است، يك تفكر غلط است. زيرا علم بايد پايه ارزشي داشته باشد، يعني بايد در جهت سلامت و رشد انسان ها باشد. و درنتيجه آن دسته از علوم كه: به ضرر انسان ها است، في حد ذاته علوم باطل است. مانند علم سحر و جادو ، جفر و  رمل  و..در پزشكي هم، علوم بيو تروريسم، صرف نظر از دانشمندان آن، يك علم باطل است. و هر نوع تحقيقات يا سرمايه گذاري در: پيشبرد اين علوم ضد بشري، فاقد وجاهت قانوني است.

آيا فرقي وجود ندارد بين: علم وتحقياتي كه نتيجه آن درمان سرطان است، با علم و تحقيقاتي كه نتيجه آن: سرطان زا است؟ امروزه ديگر بر هيچكس پوشيده نيست كه: بيماري هاي خطرناك و مسري، فقط نتيجه تحقيقات منحرف پزشكي، براي از بين بردن مردم دنيا است. چه كسي مي تواند بگويد كه : ايدز خود به خود بوجود آمد؟ يا سارس منشا طبيعي داشت؟ يا حتي سرطان، معلول افزايش مواد شيميايي در: غذاي انسان بجاي مواد طبيعي، نيست؟

Des sciences et de la résistance: la résistance de médecine.
Sciences Contrairement à ce que certains disent, islamiques et non-islamiques ne ont pas beaucoup de temps! Et doivent être séparés de la frontière, et maintenant si vous ne aimez pas l'islam, nous appelons la science de la résistance ou de résistance. Selon les médecins, en particulier le Dr Dastjerd, conférence de la gestion des connaissances, la première de la science médicale que les êtres humains sont nés avec elle, rester en bonne santé est concerné avec l'humanité.
Mais nous, les sciences humaines ont la priorité. Parce que l'homme doit vivre d'abord, plus tard pour penser à rester en bonne santé. Ainsi, l'économie, l'agriculture, les sciences naturelles et les besoins de base pour survivre. Mais les médecins à rester en sécurité, et rester en vie! Par conséquent, tous les êtres humains sont nés avec la science et la gestion des connaissances, vous devez déplacer l'axe. Retard ou la priorité de l'un sur l'autre, l'homme unidimensionnel à apporter.
Mais toutes les sciences, ont tous deux lits jumeaux! Et les sciences occultes anti-humaines ou des sciences, ou science qui est pensé pour être mort! Mort humaine. Que nous sciences et sciences humaines se traduisent aussi inhumaine. Notre but: les sciences islamiques et non islamiques, certains ne sont pas d'accord avec elle! Sciences islamiques, les sciences que l'islam ordonne seulement pour la connaissance et le culte de Dieu (le Saint Prophète (SAW) a dit: le début de la connaissance, la connaissance de Dieu et du tyran ce est ses affaires).
Mais sciences non-islamiques, l'âme humaine quitte le service de Satan, et Satan est le maître de tous. Et il est le plus grand ennemi de l'humanité sous la forme de sensualité et coquine, atmosphère sensuelle apparaît: (), le travail et la philosophie de l'ennemi, de détruire et de détruire les humains. Ce est à dire, les sciences non-islamiques, l'être humain dans un destructeur, convertit à construire: la bombe atomique et des armes meurtrières, après la destruction de l'humanité.
Un de ces sciences inhumaines et non islamiques, bio-terrorisme, dont le professeur Khalili four, ainsi que l'enquête est d'environ. (Pont Inter Bio-terrorisme, docteur Seyed Omid Khalili four) Selon lui, le bioterrorisme a une longue histoire, il est temps de tuer d'autres êtres humains, avec un cadavre puant la peste: les châteaux catapulte vers le haut, jusqu'à ce que le le cadavre, mis dans une source d'eau, la peste et le choléra, tous les deux! À ce jour, des centaines de kilos de substances toxiques qui peuvent détruire un million!
Il a fallu les médecins que cette proposition devait! Serment d'Hippocrate du tout, parce qu'il a été trahi par les médecins, qui ne était pas rentable! L'affidavit, juste pour obtenir le document! Et puis oublié. En temps de guerre, ce que les médecins sont, et de ce que les médecins avaient traître? Ceux qui ont fait leur gaz moutarde, un médecin psychiatre, et contient également des preuves scientifiques ingénieur spécialité chimique! Si il n'y avait pas un tel produit.
Pour dire que la science est en soi bonne, la pensée est erronée. Il est précieuse base de connaissances, qui devrait être dans la santé et le développement humain. Et par conséquent ceux de la science qui est nocif pour les humains, la limite en soi du mensonge. Comme la science, la magie et Raml V..dr jafr médicale, sciences biologiques, le terrorisme, indépendamment de ses scientifiques, la science est vide. Et toute recherche ou l'investissement dans le développement des sciences anti-humains, aucune base juridique.

Y at-il des différences entre la science et entraînant d'enquête dans le traitement du cancer, la recherche, la science et, par conséquent, est cancérigène? Aujourd'hui, ce est pas de maladies secrètes, dangereuses et contagieuses, que le résultat de la recherche erronée, de détruire le monde. Qui peut dire que le sida est venu sur leur propre? Ou origine naturelle du SRAS? Ou le cancer, causé par l'augmentation des produits chimiques dans les aliments humain au lieu de matériaux naturels, non? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۸ نظر(0)

 

عده اي ما را متهم مي كنند كه: قوم غمگين هستيم و: شادي در زندگي ما وجود ندارد! البته منظور آن ها به دو ماه عزاداري: براي امام حسين در طول سال است. وبرخي آنقدر دروغ مي گويند و: گستاخي مي كنند كه انسان تعجب مي كند، كه اينها دهان باز كرده فقط مي گويند! و اصلا گوش شنيدن ندارند. حتي برخي روانشناسانه مي گويند كه: چرا همه لباس هاي ما سياه است، كه منظور آن ها چادر است! يا برخي دلسوزانه مي خواهند به: اين ملت غمگين شادي را نشان دهند!

ما از اين ها متشكريم، ولي شادي آن ها براي خودشان ! زيرا مهمترين شادي آن ها، مسخره كردن ديگران است! كه نمونه آن را در دوربين مخفي مي بينيم، كه با سر كار گذاشتن و مسخره كردن: عابرين بي خبر اسباب خنده و شادي، براي خودشان و ديگران درست مي كنند!

شادي ديگر آنان، خفت كردن برادر يا خواهر يا :همشهري هاي خودشان است. آن ها دسته جمعي، در خيابان راه مي افتند و :كسي را گير مي آورند و با كتك زدن آن، مدتي شاد مي شوند و خوش مي گذرانند! بخش ديگر شادي آنان، تجاوز به زنان و دختران و كودكان است، كه تحت عنوان آزادي جنسي و: دوستي دختر و پسر ، والنتاين و اين چيزها انجام مي دهند.

 و بالاخره برخي از شادي هاي آنان هم، به خوردن مشروبات و مصرف مواد مخدر ، پرواز در هپروت و انجام اعمال ناشايست! و صفا كردن و خوشگذراني و: عيش و نوش است. بله اگر شادي اين است كه بهتر است، انسان غمگين بوده به خود مشغول باشد، و به ديگران آزار نرساند. پس يعني بزرگترين گناه اين ملت مغموم، آن است كه دوماه محرم و صفر ، مردم آزاري را كنار مي گذارند! و از گناه دوري مي كنند، و ماه رمضان را و ماه شعبان ، رجب را احترام مي كنند و آمار جرم را پايين مي آورند.

اما نكته آن است كه آن ها، شادي هاي ما را نمي بينند! و اصلا آن را شادي نمي دانند. امام صادق ع مي فرمايد: شيعه ما كسي است كه باشادي ما شاد ، و با غمگيني ما غمگين باشد . بنابر اين اگر دو يا سه ماه، ماه حزن و اندوه است، 9ماه ديگر ماههاي شادي و استفاده از: نعمت هاي الهي است. در روايت فراوان داريم كه: پيامبر اكرم فرموده است: هركس خبر تمام شدن اين ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او‏ ميدهم. بنابر اين غم آلود بودن ماه صفر، حتي براي پيامبر اسلام هم امري ناخوشايند است، كه دوست دارد هرچه زودتر تمام شود.

در روايات فراوان ديگري داريم: با شروع ربيع الاول، يعني تمام شدن ماه صفر، ربيع و بهار شادي هاي اهل بيت فرامي رسد. و آن را لقب ربيع المولود نيز داده اند. به گزارش خبرنگار تقریب از سنندج، مردم مسلمان کردستان، در ایام مختلف سال به ویژه مناسبت های مذهبی، همواره با شور و مشارکتی گسترده، و آداب و رسومی ویژه، در صحنه بوده و بر: غنای فرهنگی ایران اسلامی افزوده اند.

 آیین دف نوازی و مولودی خوانی، در وصف حضرت رسول (ص) و تزیین کوچه ها، و خیابان های شهر در طول ماه مبارک: ربیع الاول و برپایی مراسم مولودی خوانی در: همه مساجد و تکایا از جمله برنامه ها و: مراسمی است که در ایام ماه: ربیع الاول در اقصی نقاط کردستان، و ساير شهرها و كشورها، برگزار می شود. و جهان اسلام در شادي غرق مي شود.

بطور مثال در ايران امسال، با تمام شدن ماه صفر، فقط ماه ربيع نيست بلكه در ديماه، جشن هاي ارامنه و آشوريان و: دوستداران تولد حضرت عيسي مسيح است. و بعد سال نوميلادي است كه : ايرانيان همگي خود را دراين جشن ها، خوشحال و شاد مي دانند. بعد از آن ماه بهمن، ماه جشن هاي دهه فجر و: پيروزي انقلاب اسلامي است. بعد از ماه بهمن هم، مردم به استقبال نوروز مي روند. ماه اسفند، ماه تدارك براي ايام عيد باستاني است. و شروع سال نو ايراني، شادي هاي خود را به خانواده ها عرضه مي كند. و اين شادي ها تا پايان فرورين ماه ادامه دارد. مي بينيم تا اينجا 4ماه شادي، در مقابل دوماه محرم و صفر داريم! بقيه سال نيز كسي نمي تواند بگويد: كه بايد غمگين بود.

La joie est plus grande que la douleur.
Certains nous accusent que nous sommes malheureux, il n'y a pas de joie dans nos vies! Cependant, pour les deux mois de deuil pour l'imam Hussein durant l'année. Et certains disent tant de mensonges: que l'homme est mauvaise surprise, qu'ils venaient juste d'ouvrir la bouche pour dire! Et ne ont pas d'oreilles pour entendre. Certains disent psychologique: pourquoi tous nos vêtements est noir, ce qui signifie qu'il ya une tente! Et certains veulent faire preuve de compassion, de montrer les gens tristes bonheur!
Nous serons reconnaissants pour cela, mais leur joie pour eux-mêmes! Pour le plus de joie, se moquer des autres! L'exemple de la caméra cachée pour voir qui travaille avec le plaisir, de rires et de joie jouets piétons inconscients, pour eux-mêmes et les autres ont raison!
Leur bonheur, humiliant ou un frère ou une sœur, leurs concitoyens. Leur chute collective dans la rue et quelqu'un coincé et ils battre, alors qu'ils sont heureux et bien dépensé! L'autre partie de leur bonheur, violant des femmes et des enfants, qui ont droit à la liberté sexuelle et l'amitié fille et un garçon, la Saint-Valentin et de choses à faire.
  Enfin, une partie de leur bonheur ensemble, consommation d'alcool et de drogue, Ghulam imagination mouche et agit indigne! Et la joie et le plaisir de: Pleasure est. Oui, si le bonheur est préférable, homme triste est occupé, et ne fait pas de mal. Si triste que le plus grand péché du peuple, que le mois de Muharram et de Safar, les gens abusent de côté! Et éviter le péché, et Sha'ban et Ramadan, Rajab égard, et abaisser statistiques de la criminalité.
Mais le fait est qu'il est, nous ne voyons pas le bonheur! Et n'a pas jugé joie. Imam Sadiq dit: Shia Rosily nous qui nous sommes heureux avec notre tristesse est triste. Par conséquent, si le chagrin et la tristesse de deux ou trois mois, mois de bonheur neuf mois et utilisent les bénédictions de Dieu. Il ya beaucoup d'histoires que le Prophète a dit: Celui qui la fin de ce mois-ci je vais lui donner la bonne nouvelle du Paradis. Donc tragédie sanglante du mois de Safar, même le Prophète de l'Islam, ce est désagréable, qui aime être terminé bientôt.
Il ya beaucoup d'autres traditions: le début de Rabi al-Awwal, la fin du mois de Safar, Rabi et le printemps arrive bits de bonheur. Et il a également été surnommé Rabi né. Pour signaler rapprochement de Sanandaj, peuple musulman du Kurdistan, en particulier les occasions religieuses à des moments différents, toujours avec passion et une large participation, et les pratiques, en particulier, a été le théâtre: la richesse culturelle de la République islamique d'Iran ont augmenté.
  Def rituel de l'hospitalité et de la lecture natal, en dépit du Prophète (psl) et les rues décorées, et les rues de la ville pendant le mois sacré: Rabi al-Awwal et les cérémonies natales lecture dans toutes les mosquées et Tkaya ces programmes et cérémonie au cours du mois de Rabi al-Awwal dans toutes les parties du Kurdistan, et d'autres villes et pays qui se tiendra. Et le monde est inondé de bonheur.

Par exemple, cette année, avec tout le mois de Safar, Rabi quelques mois, mais en Janvier, la fête des Arméniens et des Assyriens: Les fans de la naissance de Jésus-Christ. Et le Nouvel An, ce est que tous les Iraniens à ces célébrations, heureux de savoir. Après les mois de Février, mai et célébrations Fajr: la victoire de la Révolution islamique. Après Février, les gens sont accueillants du Nouvel An. Mars, le mois de préparatifs pour l'Aïd ancienne. Et le début du Nouvel An iranien, le bonheur est offert aux familles. Et cette joie dure jusqu'à la fin de Avril. Ici, nous voyons la joie quatre mois, les mois de Muharram et de Safar nous! Le reste de l'année, on peut dire que ce serait triste. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۱:۲۹ نظر(0)

ظهور و بقا يا افول هر جريان: سياسي و يا فرهنگي، داراي رمز و رازي است كه اگر، آن رمز شناخته نشود ممكن است: طلوع پر سر و صدا به افول سريع  تبديل شود. لذا شناخت شناسي جريان هاي سياسي، لازمه آن است كه عنصر اصلي: ماندگاري و بالندگي شناخته شود. اما متاسفانه اسيب شناسي اين جريان ها، نشان مي دهد كه غرور افراد و: بي توجهي آنان عامل مهمي در: سقوط سريع جريان هاي سياسي است.

موسوي به عنوان شاخص فتنه 88 ، بالندگي طولاني ولي افول ناگهاني داشت. در بررسي اين جريان متوجه مي شويم كه: رشد جريان فتنه و يا موسوي، از سال 1358 آغاز مي شود! در آن دوران تشخيص اين بود كه به: دامان ولايت چنگ بزنند، تا بر روي جريان هاي سياسي روز، موج سواري كنند.اين ايده از حركت مائوتسه تونگ، در چين گرفته شده بود، و به دليل نزديكي زماني و عقيدتي، امري مقبول بود.

مائو براي دست يابي به حكومت چين، راه را در ان ديد كه ابتدا با: پادشاه چين متحد شود و خود را، طرفدار او نشان دهد. بهانه او هم، داشتن هدف مشترك در جنگ با: ژاپني هاي متجاوز بود. اين استراتژي او را به پيروزي رساند. زيرا توانستند در جنگ تحميلي ژاپن، عليه كشور بزرگ چين، با اتحاد همه گروه ها موفق شوند، و ژاپن را عقب ببرند.

عينا همين روش را، موسوي بر گزيد يعني اتاق فكر او: از قبيل بهزاد نبوي و ديگر مائوئيست هاي ايراني، به او اين را گوشزد كرد، و وي توانست با اتحاد  با ولايت فقيه، و نشان دادن خط فكري موافق، به نخست وزيري برسد و: زمام امور را دردست بگيرد. و البته مانند مائو چند بار با استعفا دادن، مخالفت خود را از جريان ولايت نشان داد! ولي برخلاف پيش بيني هاي اتاق فكر، جريان امام، بر خط امام ادعايي آنان پيروز شد. و ناچار استعفاي خود را پس گرفت، و منتظر زمان نشست. تا اينكه زمان موعود فرارسيد! وي با شركت در انتخابات، قصد خود را علني كرد.

اما اين بار هم اتاق فكر او به بيراهه رفت! زيرا يك تفاوت اساسي وجود داشت : ايران انقلابي بود و امام خميني، پس از انقلاب زمام امور را در دست گرفته بود. در حاليكه چين زمان مائو، در حال انقلاب بود، و مي خواست كه پادشاهي را از ميان بردارد. ولي، چين رفته ها! و دوره ديده هاي انقلاب چين در ايران، امام خميني را با شاه يكي گرفته بودند! و اين اشتباه آنان بود كه: باعث سقوط شان شد.

حالا در يك برداشت تاريخي، يكي از مسلمات تاريخ ايران، دريافت روشنگرانه از اديان توحيدي است. يعني يك خط مستقيم از ابتدا تا انتهاي: تاريخ ايران كشيده شده كه: خط انبيا الهي و ادامه دهندگان راه آن ها است. در طول تاريخ ايران، آلترناتيو ها و يا جايگزين هايي، پيشنهاد شده است ولي هميشه، چپ ترين نيرو ها، نيرو هاي توحيدي و اديان الهي بودند. يعني همه براي آزادي و عدالت جنگ مي كردند، ولي وقتي شرايط سخت مي شد، فقط مذهبي ها ادامه مي دادند.

درهمين دوران مبارزه با طاغوت، همه طيف ها شركت داشتند. از سلطنت طلب تا كمونيست! سلطنت طلب ها، مانند جبهه ملي كه معتقد بودند: شاه و قانون اساسي بماند، فقط انتخابات آزاد تر باشد. تا كمونيست ها كه يكدست، زير همه چيز مي زدند و: فقط حكومت شوروي سابق را مي خواستند.

  اما وقتي زندان و شكنجه به ميان مي آمد، جبهه ملي ها به كراوات خود پناه مي بردند! و كمونيست ها به دامن شوروي، و اگر هم دستگير مي شدند مانند كاميون، رفقاي خود را لو مي دادند ! فقط مذهبي ها بودند كه رفقاي خود را لو نمي دادند، و شرايط سخت را براي رضاي خدا، تحمل مي كردند. در جريان فتنه هم همين است، تا موقعي كه ، دختر بازي و شعار هاي رقص و آوازي بود! صف هاي طويل از انقلاب تا آزادي تشكيل مي شد، و وقتي شرايط سخت شد، همگي شهين و مهين شده و در مي رفتند! و لذا موسوي با توهمات خود تنها ميماند.

Vitalité et le développement dans les provinces
L'émergence et la survie ou de la disparition de la politique actuelle et culturel, le mystère est que si le mot de passe ne est pas connu, il est possible: la montée et le déclin rapide de devenir bruyant. Compréhension du processus politique, il est nécessaire que les principaux éléments: la survie et le développement à être connus. Malheureusement, la pathologie de ces courants, ce qui indique que les gens de la fierté: ils ignorent un facteur important dans l'effondrement rapide du processus politique.
Art de la séduction que 88, mais le développement à long terme d'une baisse soudaine. Dans la présente étude, nous avons constaté que la croissance de l'intrigue, ou de l'art, de 1358 commence! Au moment du diagnostic était de: tour harpe leur province, et sur les questions politiques de l'époque, l'idée de déplacer les vagues de prestation de Mao Zedong, la Chine a été prise, et à cause de la proximité et de conviction, il a été accepté .
Mao pour atteindre le gouvernement chinois, à sa manière, d'abord vu le roi et son allié, la Chine, pour montrer à ses fans. Son excuse, l'objectif de la guerre avec le Japon était l'agresseur. Cette stratégie l'a conduit à la victoire. Ils ont pu en guerre du Japon contre la Chine le plus grand, avec le syndicat de tous les groupes ont du succès, et les ramener au Japon.
Exactement de la même manière, Moussavi a choisi la salle, pensait-il, que Behzad Nabavi et autres maoïstes iraniens, dû l'avertir, et il était capable de se unir avec le chef suprême, et de montrer la ligne cohérente de la pensée, le premier ministre est et, pour prendre possession de la barre. Et bien sûr, comme Mao a quitté à plusieurs reprises, montré leur désapprobation de la province! Contrairement aux prédictions, cependant, de réflexion, l'Imam, l'Imam a remporté leur demande. Et a été contraint de démissionner de son poste, et sommes impatients de temps de réunion. Jusqu'à ce que le temps fixé est venu! Il a participé à l'élection, va ouvrir son intention.
Mais cette fois, je pense qu'il tromper chambre! Parce qu'il ya une différence majeure: la révolution iranienne et l'Imam Khomeiny, la révolution avait pris la barre. Alors que la Chine pendant la révolution de Mao, et le roi voulait éliminer. Cependant, la Chine est parti! Et entraînés par la révolution chinoise en Iran, l'imam Khomeiny était un roi! Et ce était leur erreur qui était leur chute.
Maintenant, dans une interprétation historique, l'une des données de l'Iran, de la religion monothéiste éclairée. Ce est à dire une ligne droite depuis le début jusqu'à la date de la ligne tracée final est leurs successeurs des prophètes divins. Tout au long de l'histoire de la variante ou des variantes ont été proposées, mais pas toujours, les forces de gauche, les forces de la divine et les religions divines. Ce est tout ce qu'ils se battaient pour la liberté et la justice, mais lorsque les conditions étaient difficiles, mais ils ont continué leur religion.
Dans le même temps, la lutte contre le mal, tous les spectres ont été inclus. Les monarchistes aux communistes! Monarchistes, comme le Front national croyaient que le roi et la Constitution restent, seules élections libres. Les communistes unifiée du tout et ils voulaient juste pour le régime soviétique.

   Mais quand il est venu à la prison et de la torture, le Front national se réfugia dans sa cravate! Et la destruction des communistes soviétiques, et si vous avez été arrêté, y compris les camions, avait trahi ses camarades! Seulement religieux qui ne ont pas trahir ses camarades, et les conditions pour l'amour de Dieu, a enduré. Au cours de la même tentation, quand la jeune fille était jouer et le chant et le chant et la danse! En attendant la sortie des longues files se sont formées, et quand les conditions étaient difficiles, SH et M et tout allait! Et il ne reste que Moussaoui avec vos illusions.