X
تبلیغات
پیاده روی جهانی به سوی قدس
صفحه اول تماس با ما RSS
پیاده روی جهانی به سوی قدس
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود

اشتعال  زمینه می خواهد.

اگر شغلی مورد نیاز جامعه نباشد، ایجاد کردن آن دور ریختن منابع هست. برای اینکه بدانیم چه شغلی مورد نیاز است، باید به اسناد بالا دستی مراجعه کنیم، در اسناد بالا دستی تعیین شده که: چه پیشرفت هایی باید صورت گیرد و: نیاز این عملکرد به نیروی انسانی هم تعیین شده. باید آن را برآورد کرد و استخدام نمود. اما مشکل در تهیه اسناد بالا دستی است. در تهیه اسناد بالا دستی مانند: برنامه 25 ساله چشم انداز، یا سیاست های کلی نظام، 5ساله توسعه، یکساله بودجه، تقریبا سیاسی برخورد شده است: یعنی نیاز ها بخوبی دیده نشده، و فقط برای اینکه از دید رقیب! کاری شده باشد انجام شده است. خیلی از آنها واقعی نیست، و برخی نیز از واقعیت ها بالاتر هستند. مثلا ما در صنایع دفاعی، حرف اول را می زنیم، به همین دلیل تا کنون هیچ اتفاق ضد امنیتی: قابل ذکری روی نداده است. از زمان انقلاب اسلامی تا کنون، فقط یک جنگ تحمیلی بوده که آنهم، باعث انسجام بیشتر گشته است. زیرا در اثر انقلاب، نیروهای نظامی و انتظامی، بی طرف شده و از هم پاشیده شده بودند! و الا از هر نظر، ایران توان نظامی بالاتری داشت. به همین دلیل براثر نادانی صدام که: دو سه نقطه ایران را برای شروع جنگ، بمباران کرد بلافاصله 140فروند: جنگنده به پرواز در آمده و: نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. تا کنون هم هیچ ارتشی، جرات زور آزمایی هم بخود نداده است. لذا ما قدرت بلامنازع دنیا هستیم. اما برنامه چشم انداز سعی دارد: در 25سال اینده، ایران را فقط در منطقه! قدرت بلامنازع نشان دهد. این مسئله در اشتغال هم موثر است، زیرا کل نیروهای فعال و نخبه جامعه را، بخود جذب می کند و: بیکاری باقی نمی گذارد. این امر به این معنی است که: ما خود را حقیر کردیم در حالیکه توانمند هستیم. در اشتغال هم مجبور می شویم: به امور نظامی اصلا نگاه نکنیم! یا آن را موقتی بدانیم. لذا آمار بیکاری بالا نشان داده می شود. بخش اعظم نیروی فعال جامعه، دوران سربازی را می گذرانند، و این از نظر وزیر کار، بیکاری و حتی بیگاری محسوب می شود! در حالیکه همه پروژه های نظامی، با دست توانای همین سربازان اجرا می شود. مرزبانی و حفاظت از کشور و پادگانها، از نظر اداره کار شغل محسوب نمی شود! در حالیکه بزرگترین مراکز اشتغال در آمریکا، گروهها و شرکت های حفاظتی هستند! در صنایع دیگر هم همینطور است. بالاترین تولید پوشاک و مواد غذایی، از طریق روستاها و شرکت های ثبت نشده! انجام می شود. در ژاپن و دیگر کشورها، زنان در خانه هایشان بیمه می شوند، ولی در ایران آن را غیر قانونی دانسته! و نام بیکاری پنهان را برآن می گذارند. بجای سازماندهی دست فروشان و: بیمه کردن آنها، به مبارزه با آن پرداخته و کسر شان می دانند. دستفروشان در واقع شاگردان یا: توزیع کنندگان خرد برای مغازه دارن هستند. با اجازه آنها در مقابل مغازه شان بساط می کنند. ولی وزارت کار می گوید: اینها کارتن خواب ها هستند، و باید جمع شوند! به همین دلیل آمار بیکاری گاهی، بالاتر از تعداد نیروهای فعال جامعه هم می شود! بنده از خود وزیر کار شنیدم که: می گفت فاجعه بیکاری از این هم بالاتر است. در کشورهای (پیشرفته به قول وزیر کار!) همه میدانند که: تحصیل یک نوع کار است، یعنی کسی که تحصیل می کند، اجازه کار دیگری ندارد، و جزو آمار بیکاران بحساب نمی آیند. لذا آمار بیکاری یک رقمی می شود. ولی در ایران بزرگ ترین فاجعه بیکاری را، همین دانشجویان میدانند! فرهنگ کار در ایران می گوید: هرکه دندان دهد نان دهد! اما آقایان این را افسانه میدانند، و فکر می کنند خودشان نان می دهند! برای همین می بینند کاری از دستشان بر نمی آید، تقصیر را به گردن دیگران می اندازند.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

النيران تريد هذا المجال.

وإذا لم يكن المجتمع بحاجة إلى العمل، فإن خلقه هو تشتت للموارد. ومن أجل معرفة نوع العمل المطلوب، نحتاج إلى الرجوع إلى الوثائق ذات المستوى الأعلى، في الوثائق العليا، ما يلي: ما هي التحسينات التي ينبغي إدخالها: والحاجة إلى هذه الوظيفة تحددها القوى العاملة أيضا. ويجب تقديرها واستئجارها. ولكن المشكلة هي في تسليم الوثائق العليا. تقديم وثائق رفيعة المستوى مثل: خطة رؤية لمدة 25 عاما، أو سياسة عامة للنظام، خمس سنوات التنمية، ميزانية سنة واحدة، وقد تمت معالجتها سياسيا تقريبا: انها لا ينظر بشكل جيد، فقط من أجل منافسيه! وقد تم القيام به. وكثير منها ليس حقيقيا، وبعضها أعلى من الواقع. على سبيل المثال، في الصناعات الدفاعية، لدينا الكلمة الأولى، لذلك لم يذكر أي حادث أمني. منذ الثورة الإسلامية، حتى الآن، لم يكن هناك سوى حرب واحدة فرضت، مما أدى إلى مزيد من التماسك. بسبب الثورة، كانت قوات الجيش والشرطة محايدة وتفككت! وعلى أية حال، فإن إيران لديها قدرات عسكرية أعلى. لهذا السبب، بسبب جهل صدام الذي قصف نقطتين من إيران لبدء الحرب، كان هناك 140 على الفور: هرب المقاتل ودمر البحرية صدام وجو. وحتى الآن لم يجرؤ أي جيش على إجباره. لذلك لدينا قوة بلا منازع في العالم. ولكن برنامج التوقعات يحاول: في السنوات ال 25 المقبلة، فإن إيران لن تكون إلا في المنطقة! السلطة لا يمكن إنكارها. وهذه أيضا مسألة في العمل، لأنها تمتص جميع القوى الفاعلة والنخبة في المجتمع، ولا تترك البطالة. وهذا يعني: نحن المتواضع أنفسنا بينما نحن قادرون. في العمل علينا أن: لا ننظر إلى الشؤون العسكرية على الإطلاق! أو اعتبرها مؤقتة. وبالتالي فإن معدل البطالة مرتفع. معظم القوى العاملة النشطة في المجتمع تخدم جنديا، وهذا، في رأي وزير العمل، هو البطالة وحتى العمل الجبري! وفي حين أن جميع المشاريع العسكرية تنفذ بأيدي هؤلاء الجنود. ولا يعتبر مكتب العمل حراسة الحدود وحماية البلد والحاميات. في حين أن أكبر مراكز التوظيف في الولايات المتحدة هي مجموعات وشركات الأمن! انها نفسها في الصناعات الأخرى. أعلى إنتاج الملابس والأغذية، من خلال القرى والشركات غير المسجلة! القيام به. في اليابان وبلدان أخرى، تؤمن النساء في منازلهن، ولكن في إيران يعتبر غير قانوني! واسم البطالة الخفية. بدلا من تنظيم المعالجات وتأمين لهم، فإنها تكافح معها والنظر في خصمها. يعرض، في الواقع، الطلاب أو موزعي التجزئة للمتجر. سمحوا لهم أمام متجرهم. ولكن وزارة العمل تقول: هذه هي رسوم أحلام، ويجب أن تجمع! هذا هو السبب في أن معدل البطالة في بعض الأحيان أعلى من عدد القوى العاملة في المجتمع! سمعت من وزیر العمل: قلت إن کارثة البطالة أعلی من ذلك. في البلدان (تقدمت في كلمات وزير العمل!) الجميع يعرف أن: التعليم هو نوع من العمل، أي الذي يدرس، وليس لديه إذن للعمل، ولا يعتبر شخصا عاطلا عن العمل. وبالتالي فإن معدل البطالة هو رقم. ولكن في إيران، أكبر كارثة البطالة هي نفس الطلاب! ثقافة العمل في إيران تقول: من الذي يعطي الأسنان لإعطاء الخبز! ولكن السادة تعتبر هذه أسطورة، ويعتقدون أنهم يعطيون أنفسهم الخبز! لهذا يرون أنهم لا يفوتون أيديهم، ويلومون اللوم على الآخرين.

Flames want the field.

If the job is not needed by the community, creating it is a dispersal of resources. In order to know what kind of job is needed, we need to refer to the top-level documents, in the top-level documents, it is stated: what improvements should be made: and the need for this function is also determined by manpower. It must be estimated and hired. But the problem is in handing out the top documents. Providing high-level documents such as: A 25-year vision plan, or general system policy, five-year development, one-year budget, has been almost politically treated: it's not well seen, just for the sake of rivals! Has been done. Many of them are not real, and some are higher than realities. For example, in defense industries, we have the first word, so no security incident has ever been mentioned. Since the Islamic Revolution, so far, there has been only one imposed war, which has led to greater coherence. Because of the revolution, the military and police forces were neutral and disintegrated! And in any case, Iran had higher military capabilities. For this reason, due to Saddam's ignorance, which bombed two of Iran's two points to begin the war, immediately there were 140: the fighter fled and destroyed Saddam's navy and air. So far no army has dared to force it. So we have the undisputed power of the world. But the prospect program is trying: In the next 25 years, Iran will only be in the region! Power undeniably demonstrated. This is also an issue in employment, because it absorbs all the active and elite forces of society, and it does not leave unemployment. This means: We humble ourselves while we are capable. In employment we have to: do not look at military affairs at all! Or consider it temporary. So the unemployment rate is high. Most of the active labor force in the community is serving a soldier, and this, in the opinion of the Minister of Labor, is unemployment and even forced labor! While all military projects are carried out with the hands of these soldiers. Border guarding and protecting the country and garrisons are not considered to be occupations by the Office of Labor! While the largest employment centers in the United States are groups and security companies! It's the same in other industries. The highest production of garments and food, through unregistered villages and companies! Done. In Japan and other countries, women are insured in their homes, but in Iran it is considered illegal! And the name of the hidden unemployment. Instead of organizing handlers and insuring them, they struggle with it and consider their deduction. Displays are, in fact, students or retail distributors for the shop. They let them in front of their shop. But the Ministry of Labor says: These are cartons of dreams, and they have to be gathered! That's why the unemployment rate is sometimes higher than the number of active forces in the community! I heard from my minister of labor: I said that the catastrophe of unemployment is even higher. In countries (advanced in the words of the Minister of Labor!) Everyone knows that: Education is a kind of work, that is, one who studies, does not have permission to work, and is not considered an unemployed person. So the unemployment rate is a digit. But in Iran, the greatest unemployment catastrophe is the same students! The culture of work in Iran says: Whoever gives teeth to give bread! But gentlemen consider this a legend, and they think they are giving themselves bread! For this they see that they do not miss their hands; they blame the blame for others.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۶/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۳ نظر(0)

ایرانیان ساده دل، بخیال اینکه همه جای دنیا مردم امین و راستگو هستند! دست آورد های علمی خود را، قبل از انتشار در ایران، در سیستم آی اس آی ثبت می کنند، تا خیالشان راحت باشد که: کسی از روی دست آنها کپی نمی کند و: اگر هم کپی کرد و یا آن را به مرحله: تولید و تجاری سازی رساند، با کمال احترام هر ماهه مبلغ: حق الزحمه ایشان را به دلار! به آدرس درب منزل برایشان بفرستد. غافل از آنکه آنجا گرگ هایی نشسته اند که: با فرمول ها پول در می آورند و: کسی هم نمیتواند پیگیر آنها شود. برای همین است در ایران، او را با بوروکراسی متوقف می کنند، تا رقیب چینی آن را کپی کرده، با ارزانترین قیمت در کنار: منزل ایشان به فروش برساند. این باند مخوف در ایران و چین و آمریکا، بیشترین عضو را دارد. از این جهت پیگیر شدید ثبت مقالات می باشند. هر مقاله قبل از چاپ باید توسط: اعضا این باند در حاشیه سمینارها مطالعه شود، موضوع آن تایید گردد! سپس با تبادل اطلاعات در آمریکا و چین، مشخص شود که طرح چه کمبود هایی دارد، آنگاه که طرح بصورت کامل توضیح داده شد، در آمریکا و چین همزمان به تولید آن اقدام می کنند. چون آمریکا در تحریم شریک است، لذا چین آن را وارد می کند و: با قیمت ارزان هم می فروشد، تا در ایران، دیگر کسی به دنبال تجاری سازی آن نباشد. برای تست این مرحله می توان به: دانشمندان توصیه کرد: قبل از اقدام به چاپ مقاله خود، یا طرح موضوع، شخصا آن را در کمال خفا به: تولید کارگاهی برسانند. خواهند دید که مشابه خارجی ندارد! چه رسد به اینکه مشابه خارجی، ارزان تر هم باشد. بطور مثال در انرژی هسته ای یا: صنایع موشک ما این تردستی ایرانیان را می بینیم، که به دلیل حمایت وزارت دفاع از این مقالات، و محرمانه اعلام کردن آن، تحت فشار بازدید ها هستند! آمریکا و یا آژانس که سعی دارند: از همه موضوعات سر در بیاورند، خودشان میدانند که سلاح کشتار جمعی بهانه است، همانطور که برای حمله به عراق، بهانه بود! بلکه هدف اصلی آنان کپی برداری و: یا خرید دانشمندان است. چنانچه دیدیم چند دانشمند هسته ای که: خود را نفروختند ترور شدند. تا درس عبرتی برای بقیه باشند. البته این موضوع فقط مربوط زمان ما نمی شود. در جنگ جهانی اول و دوم، دانشمندان اتمی آلمان نیز این سرنوشت را داشتند: یا باید به آمریکا می رفتند، و برای ارتش آمریکا کار می کردند، یا به طرز مرموزی کشته می شدند. بعد از حمله آمریکا به عراق هم، مشابه این بلا بر سر دانشمندان آنجا آمد. پاکستان نیز، که اخیرا نخواست با آمریکا و آل سعود، به یمن حمله کند، از این توطئه ها در امان نماند. اکنون داعش و طالبان از سراسر دنیا، به مرز شرقی آن فراخوان شده اند، تا بتوانند عملیات سرقت علمی! یا دزدی دانشمندان را ساماندهی کنند. با کشتار مردم میانمار، افراد داعش که بیشتر از چچن هستند، به آنجا گسیل شدند تا: به داخل پاکستان نفوذ کنند البته هدف آنها فقط پاکستان نیست، زیرا تنها مرزی که ایران در ان آسیب پذیر است، مرز با پاکستان است و لذا، نفوذ دادن نیروهای ضد دانشمندان: هسته ای ایران هم از انجا راحت تر است. بنابر این تا هنگامیکه دانشمندان ایرانی، محصولات خود را در آی اس آی، رایگان در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار بدهند، در امان هستند و گرنه، باید برای خود محافظ استخدام کنند. یا به استخدام نیروهای نظامی و امنیتی در آیند. استادان فرهیخته، خود این موضوع را می دانند، ولی آنهاییکه در دوران تحصیل، زیر نظر نظام آموزش آمریکایی بوده اند، ترجیح می دهند: طرح های آنها توسط آمریکا دزدیده شود! ولی به استخدام نیروهای مسلح ایران در نیایند.

ISI, the Scientific Stealing Center!

Simple Iranians, thank you for the fact that everyone in the world is honest and truthful! The scientific achievements are documented in the ISI system before they are published in Iran, so that it is easy for them to read: they do not copy from their hands: if copied or taken to stage: production And commercialization, with great respect every month Amount: their revenues in dollars! Send them to the door of the house. Unaware of the fact that there are wolves sitting in the form of money: and no one can follow them. Therefore, in Iran, he will stop him with the bureaucracy, so that the Chinese rival will copy it, selling it at his lowest price, along with his home. This ghastly band in Iran, China and the United States has the most members. This is the reason why the articles are constantly tracked. Each paper before printing must be read by: members of the band on the sidelines of the seminars, subject to confirmation! Then, by exchanging information in the United States and China, it is clear what deficiencies are in the design, when the plan is fully explained, they are simultaneously producing it in the United States and China. Because the United States is a partner in sanctions, it imports China and sells it at cheap prices, so that in Iran, nobody is looking to commercialize it. To test this step, you can: Scientists advise: Before you publish your article, or design the subject, personally steal it to perfection: to produce a workshop. They will see that they are not alike! Let alone being cheaper than foreign ones. For example, in nuclear power, or: our missile industry, we see this Iranianship, which, thanks to the Defense Department's support for these articles, and the secret to announcing it, are under pressure from the visitors! The United States or the Agency, which are trying to: deal with all the issues, themselves know that weapons of mass destruction are an excuse, as was the pretext for invading Iraq! But their main purpose is to copy and / or buy scientists. As we have seen, a number of nuclear scientists, who did not sell themselves, were assassinated. To be a lesson for the rest. Of course this is not just about our time. In World War I and II, German nuclear scientists also had this fate: either they had to go to America, work for the US military, or they would have been mysteriously killed. After the US invasion of Iraq, the same happened to scholars. Pakistan, which recently did not want to attack Yemen with the United States and Al Saud, did not escape the conspiracies. ISIL and the Taliban have been called to the eastern border from all over the world to carry out theft of science! Or stealing scientists. With the killing of the people of Myanmar, ISIS people, who are more than Chechen, were dispatched to: penetrate into Pakistan, but their goal is not only Pakistan, because only the border where Iran is vulnerable is bordered by Pakistan and, therefore, penetration Give anti-scientists forces: Iran's nuclear weapons are also easier. Therefore, as long as Iranian scientists are free of charge to the US and Israel for their products at the ISI, they should be hired to protect themselves. Or to hire troops and security forces. The educated professors themselves know this, but those who have been under the American education system during their studies prefer to: their plans are stolen by the United States! But do not hire Iranian armed forces.

إيسي، مركز سرقة العلمي!

الإيرانيون البسيطون، شكرا لكم على حقيقة أن الجميع في العالم صادق وصادق! وقد تم توثيق الإنجازات العلمية في نظام إيسي قبل نشرها في إيران، بحيث يكون من السهل تصور أن: لا أحد ينسخها من أيديها، وإذا تم نسخها أو نقلها إلى مرحلة: الإنتاج والتسويق، مع الاحترام الكبير كل شهر المبلغ: إيراداتها بالدولار! إرسالها إلى باب المنزل. لا يدركون حقيقة أن هناك ذئاب يجلس في شكل نقود: ولا أحد يستطيع متابعتها. ولذلك، في إيران، سوف يمنعه مع البيروقراطية، بحيث المنافس الصيني سوف نسخه، وبيعه في أدنى سعر له، جنبا إلى جنب مع منزله. هذه الفرقة المروعة في إيران والصين والولايات المتحدة لديها أكبر عدد من الأعضاء. هذا هو السبب في تتبع المواد باستمرار. يجب أن تقرأ كل ورقة قبل الطباعة من قبل: أعضاء الفرقة على هامش الحلقات الدراسية، تخضع للتأكيد! ومن ثم، يتبين من خلال تبادل المعلومات في الولايات المتحدة والصين ما هي أوجه القصور في التصميم، وعندما يتم شرح الخطة بالكامل، فإنها تنتجها في الوقت نفسه في الولايات المتحدة والصين. ولأن الولايات المتحدة شريك في العقوبات، فإنها تستورد الصين وتبيعها بأسعار رخيصة، حتى في إيران، لا أحد يتطلع إلى تسويقه. لاختبار هذه الخطوة، يمكنك: نصح العلماء: شخصيا، وسرقة إلى ورشة العمل قبل نشر مقالتها، أو تصميمه. وسوف نرى أنها ليست على حد سواء! ناهيك عن كونها أرخص من تلك الأجنبية. على سبيل المثال، في الطاقة النووية، أو: صناعة الصواريخ لدينا، ونحن نرى هذه الإيرانية، والتي بفضل دعم وزارة الدفاع لهذه المواد، وسر لإعلانه، تتعرض لضغوط من الزوار! إن الولايات المتحدة أو الوكالة التي تحاول: التعامل مع جميع القضايا، هي نفسها تعرف أن أسلحة الدمار الشامل ذريعة، كما كانت ذريعة لغزو العراق! ولكن الغرض الرئيسي منها هو نسخ و / أو شراء العلماء. وكما رأينا، فقد اغتيل عدد من العلماء النوويين الذين لم يبيعوا أنفسهم. أن يكون درسا لبقية. بالطبع هذا ليس فقط حول عصرنا. في الحرب العالمية الأولى والثانية، كان العلماء النوويون الألمان أيضا هذا المصير: إما أن يذهبوا إلى أمريكا، والعمل للجيش الأمريكي، أو كانوا قد قتلوا بشكل غامض. بعد الغزو الأمريكي للعراق، حدث الشيء نفسه للعلماء. وباكستان، التي لم ترغب في مهاجمة اليمن مع الولايات المتحدة والسعود، لم تفلت من المؤامرات. داعش وطالبان تم استدعاؤهم إلى الحدود الشرقية من جميع أنحاء العالم لتنفيذ سرقة العلم! أو سرقة العلماء. وبقتل شعب ميانمار، تم إيفاد شعب داعش، الذين هم أكثر من الشيشان، إلى: الدخول إلى باكستان، ولكن هدفهم ليس مجرد باكستان، لأن الحدود الوحيدة التي تكون إيران معرضة للخطر هي الحدود مع باكستان، وبالتالي فإن الاختراق إعطاء القوى المضادة للعلماء: الأسلحة النووية الإيرانية هي أيضا أسهل. لذلك، طالما علماء إيرانيون مجانا إلى الولايات المتحدة وإسرائيل لمنتجاتهم في إيسي، ينبغي تعيينهم لحماية أنفسهم. أو لتوظيف القوات وقوات الأمن. الأساتذة المتعلمين أنفسهم يعرفون ذلك، ولكن أولئك الذين كانوا تحت نظام التعليم الأمريكي خلال دراستهم يفضلون: سرقت خططهم من قبل الولايات المتحدة! ولكن لا تستأجر القوات المسلحة الإيرانية.

ISI, Elmi İstiqamət Mərkəzi!

Sadə İranlılar, dünyadakı hər kəsin dürüst və doğru olduğuna görə təşəkkür edirəm! ISI rekord İranda akademik, pre-azad, nailiyyətləri onların əlləri kimsə surəti və ya kopyalanamaz və ya istehsal qoymaq ki, azad Hər ay böyük hörmətlə ticarileşmə Məbləğ: onların gəlirləri dollarla! Onları evin qapısına göndərin. Pul şəklində oturan canavarların varlığından xəbərsizdir və heç kim onları izləyə bilməz. Buna görə də, İranda bürokratiya ilə onu dayandıracaq, belə ki, Çin rəqibi onu evinin yanında ən aşağı qiymətə satır. İran, Çin və ABŞ-dakı bu dəətli qrupun ən çox üzvləri var. Bu səbəbdən məqalələr daim izlənilir. Çapdan əvvəl hazırlanmış hər bir kağız təsdiq edilməlidir: seminarlar çərçivəsində qrup üzvləri tərəfindən oxunmalıdır! Birləşmiş Ştatların sanksiyalarda tərəfdaş olduğu üçün, Çin idxal edir və ucuz qiymətlərlə satır, buna görə İranda heç kim onu ​​kommersiya məqsədilə axtarır. Bu addımı test etmək üçün aşağıdakıları edə bilərsiniz: Alimlər məsləhət vermişlər: şəxsən, məqaləsini dərc etmədən və ya onu tərtib etməzdən əvvəl onu işə salın. Onlar bir-birinə bənzəməyəcəklərini görəcəklər! Xaricilərdən daha ucuz olaq. Amma onların əsas məqsədi alimlərin surətini çıxarmaq və / və ya almaqdır. Gördüyümüz kimi, özlərini satmadığı bir sıra nüvə alimləri sui-qəsd edilib. Qalanlar üçün bir dərs olmaq. Əlbəttə ki, bu, yalnız bizim vaxtımız deyil. ABŞ-ın İraqın işğalından sonra alimlər də eyni idi. Yaxın vaxtlarda Yəmənə ABŞ və Al Südlə hücum etmək istəməyən Pakistan, komplonun qaçışından qaçmadı. İSİL və Taliban, dünyanın bütün yerlərindən şərq sərhədinə elm oğurluğunun həyata keçirilməsinə çağırılıb! Və ya alimləri oğurluq. Myanmar nəfər həlak, Çeçenistan daha çox İslam Dövləti, hədəf yalnız Pakistan yayılmaq üçün Pakistana göndərildi çünki İran, buna görə də təsiri həssasdır Pakistan sərhəd və yalnız sərhəd, Anti-alim qüvvələrini verin: İranın nüvə silahları da asanlaşır. Buna görə, İranlı alimlər ISI-da öz məhsulları üçün ABŞ və İsrailə pulsuz olduqda, özlərini qorumaq üçün işə götürülməlidirlər. Və ya əsgərləri və təhlükəsizlik güclərini işə götürmək. Təqaüdçü professorlar bunu bilirlər, amma Amerika təhsil sistemində tədqiqatlar əsnasında yaşayanlara üstünlük verirlər: onların planları ABŞ tərəfindən oğurlanıb! Lakin İran silahlı qüvvələrini işə götürməyin.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۶/۱۳۹۶ - ۱۹:۳۰ نظر(0)

 همانطور که میدانیم داروی هر دردی، کنار همان تعبیه شده است و: این اعتقاد ما ایرانی ها است، مثلا در کوههای سرد و برفی ایران، سه هزار چشمه آب گرم موجود است. و یا پیاز هر شهری، دارای تمام خصوصیات ضد بیماری، برای غریبه ها است، و امثال آن. البته چینی ها و شاید ادیان غیر الهی، معتقدند باید دارو ها را، از دور دست ها به دست آورد، و هرچه دورتر باشد موثر تر است. اگر براساس تئوری ایرانی عمل کنیم، داروی پیشرفت ایرانی ها در خود ایران است، و اگر هم می خواهیم دولت را کوچک سازی کنیم، باید از مدل های بومی استفاده کنیم، که مهمترین آن پرداخت یارانه ارزی و: پخش انفال بین جوانان درحال ازدواج است. مثلا  در مورد داروها هم، اگر داروهای گیاهی خودمان را در نظر بگیریم، همه درد ها را درمان می کند! نه تنها دارو های گیاهی بلکه حتی: فلزات ایرانی هم شفابخش است: طلا، خوردنی ترین فلز است! آلومینیوم برای اسید معده مناسب است! آهن خونساز است و.. اما اگر الگوی چینی یا بودایی را قبول داشته باشیم، هرچه دورتر برویم به: راه حل های بهتری می رسیم! به همین دلیل برخی ها به بومی سازی معتقدند، و برخی ها بومی گریز! هردو نفس می کشند و: هیچ چیز هم تغییر نمی کند. همه دستور العمل ها از روی هم نوشته می شوند، همه مثل هم حرف می زنند، ولی جامعه کار خودش را می کند. گویا فلک با آنها سر لج بازی دارد: که شاعر خوب گفت: چه بد کرداری ای چرخ! چه کج رفتاری ای چرخ، سر کین داری ای چرخ. اما ناصر خسرو دهلوی، این را قبول ندارد و می گوید: نکوهش نکن چرخ نیلوفری را. بنا براین دنیا را هر طور که بخواهی، می بینی و تفسیر می کنی، پس بهتر است خوب ببینی و خوب تفسیر کنی! و خود را به زحمت نیاندازی. برای درک بهتر موضوع باید بدانیم که: همه ما در یک سیستم عضو هستیم و: آن سیستم یکپارچه مدیریت جهانی است: نیروی انسانی ما هشت میلیارد نفر، مواد اولیه همه معادن جهان، ابزارآلات و سرمایه ما انبوه دستاوردهای بشری در: گذشته و حال و آینده است. تصور سیستم دیگر فقط در: داخل این سیستم میسر است . همانطور که در فیزیک، ما نقطه ای مستقل نداریم، درسیستم  مدیریت یکپارچه جهانی هم، هیچ سیستمی مستقل از آن نیست. وقتی این واقعیت را قبول نکنیم، هیچ کاری از دستمان بر نمی آید! زیرا خودمان را تافته جدا بافته می دانیم، که می خواهد همه چیز را تغییر بدهد، ولی می بیند حتی یک عادت: دیر از خواب بیدار شدن خود را هم، نمی تواند ترک کند! اما اگر این سیستم را قبول کردیم، با این سیستم تعامل سازنده می کنیم، دیگر به دنبال آن نیستسم که: صحبت از بخش خصوصی یا خصولتی، نیمه دولتی یا دولتی کنیم: زیرا همه اینها مراتب وجودی یک جامعه هستند، یعنی ما ایجاد نکردیم که بخواهیم تعییر بدهیم، بلکه از اول بوده و بعدا هم خواهد بود. مثل قیافه و قد و صدای خودمان! اگر دست خود ما بود بهترین و: زیباترین قیافه ها را درست می کردیم.  گرچه  نمیدانیم قد بلند خوب است یا قد کوتاه؟ اگر نامزد شما قد بلند باشد، شماهم در حسرت قد بلند خواهید بود، ولی اگر نامزد شما قد کوتاه باشد، دیگر این آرزو را نخواهید داشت. جهان هم با مدیریت های تفکیک شده، یا منطقه ای اداره نمی شود، بلکه همه ان زیر نظر: ولی عصر عج هست و: رشته امور را او به دست دارد، و همه در تحت مدیریت او هستند. و برای همین است که جهان باقی است! والا با یک حرکت افراد نادانی مثل ترامپ، دنیا بیش از یک روز دوام نمی اورد.

Minimize drug:

 As we know, the drug of any pain is beside it: "It is our belief in Iranians, for example, in the cold and snowy mountains of Iran, there are three thousand springs of hot water." Or onion of any city, has all the anti-disease characteristics, for strangers, and the like. Of course, the Chinese, and perhaps non-divine religions, believe that they should get drugs from distant hands, and the more distant they are. If we act on the basis of Iranian theory, Iran's progress in Iran is in itself, and if we want to minimize the state, we must use indigenous models, most notably the payment of foreign exchange subsidies and: Anfal distribution between married youths. . For medications, for example, we treat all the pain if we consider our herbal remedies! Not only herbal medicines but also: Iranian metals are healing: gold is the most eaten metal! Aluminum is suitable for gastric acid! Iron is hematuronic and ... But if we accept the pattern of Chinese or Buddhist, the farther we go: we will get better solutions! That's why some believe in localization, and some are native to the escape! Both breathe and: nothing changes. All recipes are written together, everyone is talking the same way, but the community does its work. The raccoon has a head with them: the good poet said: "What a bad guy!" What is the behavior of the wheel, the head of the wheel? But Nasser Khosrow Dehlavi does not agree with this and says: "Do not hurt the Niloufari wheel." So, seeing and interpreting the world as you wish, then it's better to see good and interpret it well! And do not bother yourself. For a better understanding of the subject, we need to know that: We are all members in a system: it is an integrated system of global management: our human resources are eight billion people, the raw material of all mines in the world, our tools and capital, the mass of human achievements in: past and present, and Is coming. The system's other imagination is only possible: inside the system. As in physics, we do not have an independent point, in the integrated global management system, there is no system independent of it. When we do not accept this fact, nothing can be done! Because we consider ourselves as a woven plaster, who wants to change everything, but he sees even a habit: he cannot leave his awakening too late! But if we accept this system, we will interact with this system, we will no longer seek to: speak of a private or productive, semi-governmental or state sector: because all of this is the essence of a society, that is, we did not create We want to change, but from the beginning, and then it will be. Like the look and feel of ourselves! If our own hand was the best, we would make the most beautiful looks. Although we do not know whether the tall is good or short? If your candidate is tall, you will be tall, but if your candidate is short, you will no longer have this wish. The world is not governed by separate, regional or regional administrations, but it is all under the control of: but it is the age of the AJ: it has the field of affairs, and everyone is under his control. And that's why the world is left! Supreme, with the fate of ignorant people like Tramp, the world did not last for more than a day.

تقليل المخدرات:

 وكما نعلم، فإن المخدرات من أي ألم هي بجانبه: "إن إيماننا بالإيرانيين، على سبيل المثال، في الجبال الباردة والثلجية في إيران، وهناك ثلاثة آلاف ينابيع من الماء الساخن". أو البصل من أي مدينة، لديه كل الخصائص المضادة للمرض، للغرباء، وما شابه ذلك. وبطبيعة الحال، فإن الديانات الصينية، وربما غير الإلهية، تعتقد أنها يجب أن تحصل على المخدرات من أيدي بعيدة، والأبعد من ذلك. إذا تصرفنا على أساس النظرية الإيرانية، فإن تقدم إيران في إيران هو بحد ذاته، وإذا أردنا تقليل الدولة، يجب علينا استخدام النماذج الأصلية، وعلى الأخص دفع إعانات النقد الأجنبي و: توزيع الأنفال بين الشباب المتزوجين. . للأدوية، على سبيل المثال، ونحن علاج كل الألم إذا كنا نعتبر العلاجات العشبية لدينا! ليس فقط الأدوية العشبية ولكن أيضا: المعادن الإيرانية هي الشفاء: الذهب هو المعدن الأكثر تؤكل! الألومنيوم هو مناسبة لحامض المعدة! الحديد هو هيماتورونيك و ... ولكن إذا نحن نقبل نمط الصينية أو البوذية، و أبعد نذهب: سنحصل أفضل الحلول! هذا هو السبب في بعض يعتقدون في توطين، وبعضهم الأصلي إلى الهروب! كل من التنفس و: لا شيء يتغير. تتم كتابة جميع وصفات معا، والجميع يتحدث بنفس الطريقة، ولكن المجتمع يفعل عمله. الراكون له رأس معهم: قال الشاعر الجيد: "ما رجل سيء!" ما هو سلوك العجلة، رأس العجلة. لكن ناصر خسرو دههلافي لا يوافق على ذلك ويقول: "لا تؤذي عجلة نيلوفاري". لذلك، رؤية وتفسير العالم كما يحلو لك، ثم فمن الأفضل أن نرى جيدة وتفسير ذلك بشكل جيد! ولا تزعج نفسك. ولتحقيق فهم أفضل للموضوع، نحتاج إلى معرفة ما يلي: "نحن جميعا أعضاء في نظام: فهو نظام متكامل للإدارة العالمية: مواردنا البشرية ثمانية مليارات نسمة، والمواد الخام لجميع الألغام في العالم، وأدواتنا ورؤوس الأموال، وكتلة الإنجازات البشرية في الماضي والحاضر، و قادم. وخيال النظام الآخر ممكن فقط: داخل النظام. كما هو الحال في الفيزياء، ليس لدينا نقطة مستقلة، في نظام الإدارة العالمية المتكاملة، لا يوجد نظام مستقل عن ذلك. عندما لا نقبل هذه الحقيقة، لا شيء يمكن القيام به! لأننا نعتبر أنفسنا كما الجص المنسوجة، الذي يريد تغيير كل شيء، لكنه يرى حتى هذه العادة: وقال انه لا يمكن ترك صحوة متأخرة جدا! ولكن إذا قبلنا هذا النظام، فإننا سوف نتفاعل مع هذا النظام، ونحن سوف لم تعد تسعى إلى: الكلام عن القطاع الخاص أو الإنتاج شبه الحكومي أو الدولة: لأن كل هذا هو جوهر المجتمع، وهذا هو، لم نخلق نريد تغيير، ولكن من البداية، وبعد ذلك سيكون. مثل الشكل والمظهر من أنفسنا! إذا كان يدنا كان أفضل، ونحن سوف تجعل تبدو أجمل. على الرغم من أننا لا نعرف ما إذا كان طويل القامة هو جيد أو قصير؟ إذا كان المرشح الخاص بك طويل القامة، سوف تكون طويل القامة، ولكن إذا كان المرشح الخاص بك قصيرة، فلن يكون لديك هذه الرغبة. إن العالم لا تحكمه إدارات منفصلة أو إقليمية أو إقليمية، ولكن كل ذلك تحت سيطرة: ولكن عصر عصر آج: له مجال الشؤون، وكل شخص تحت سيطرته. وهذا هو السبب في ترك العالم! العليا، مع مصير الجهل الناس مثل الترامب، العالم لم يدوم لأكثر من يوم واحد.

Dərmanı minimuma endirmək:

 Və ya hər hansı bir şəhərin soğanında bütün anti-xəstəlik xüsusiyyətləri, yabancılar və buna oxşardır. Persia aktı İranda inkişaf İranlılar, nəzəriyyəsi əsasında varsa və onlar kiçilmə hökumətin istəyirsinizsə, biz yerli istifadə model, xüsusən subsidiyalar və xarici valyuta: Broadcast Anfal gənclər evli . Dərman üçün, məsələn, dərman vasitələrimizi nəzərə alsaq, bütün ağrıları müalicə edirik! Yalnız bitki məəli dərmanlar deyil, həm də: İranlı metallar müalicə edir: qızıl ən çox yeyilən metaldır! Alüminium mədə turşusu üçün uygundur! Bəziləri lokalizasiyaya inanır və bəziləri qaçış üçün doğma! Həm nəfəs alır, həm də dəyişir. Bütün reseptlər birlikdə yazılır, hər kəs eyni şəkildə danışır, amma icma öz işini edir. Rokunun onlarla birlikdə başı var: yaxşı şair dedi: "Nə pis adam!" Təkərin başlığı, təkərin başı necədir. Amma Nasser Khosro Dehlavi, qəbul və lotus təkərlər günah yoxdur deyir deyil. Beləliklə, dünyanı istədiyiniz kimi görmək və təfsir etmək, onda yaxşı olduğunu görmək və yaxşı şərh etmək daha yaxşıdır! Özünüzü narahat etməyin. yaxşı mövzu bir orqan sistemi hamımız və bu inteqrasiya sistemlərinin idarə var ki, bilməlidir anlamaq üçün universal edir: insan resursları biz səkkiz milyard nəfər, xammal dünya kalıp bütün mina və keçmiş və indiki bizim kapital kütləvi insan nailiyyətləri var; Gəlir. Sistemin digər təsəvvürləri yalnız mümkündür: sistem içərisində. Fizikada olduğu kimi, inteqrasiya olunmuş qlobal idarəetmə sistemində müstəqil bir nöqtə yoxdur, ondan asılı olmayan bir sistem yoxdur. Bu həqiqəti qəbul etmədikdə, heç bir şey edilə bilməz! Bu sistem sistem konstruktiv qarşılıqlı razılıq əgər Lakin, biz artıq Nystsm özəl sektor və ya Khsvlty, yarı ictimai və ya dövlət müzakirəsi axtarır ki, biz etmədik yaratdığı cəmiyyətin bütün səviyyələrində üçün Biz dəyişdirmək istəyirik, amma başdan bəri, bundan sonra da olacaq. Özümüzün görünüşü və hissləri kimi! Öz əlimiz yaxşı olarsa, biz ən gözəl görünüşlər edəcəyik. Uzunluğun yaxşı və ya qısa olub olmadığını bilmirik. Sizin namizədiniz hündür olsaydı, uzun olacaqsınız, amma namizədiniz qısa olsa, onda bu arzunuz yoxdur. Buna görə də dünya qaldı! Ali, Tramp kimi cahil insanların taleyi ilə dünya bir gündən çox dayanmadı.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۳/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۵۳ نظر(0)

برخی ها سرنا را از سر گشادش می زنند! مثلا برای کوچک کردن دولت از بالا شروع می کنند، در حالیکه باید از پایین شروع کرد. یعنی باید دید که مردم، به چه دلیلی به شغل دولتی روی می اورند، و در صف های کیلومتری استخدام می ایستند، و خسته هم نمی شوند! چرا شرکت ها و موسسات دوست دارند: به دولت وصل شوند ولو اینکه، خود را خصوصی بدانند. چرا مردم به موسسات دولتی بیشتر اعتماد می کنند؟ مثلا تا کنون هیچ بانک خصوصی، نتوانسته بپای بانک ملی ایران برسد؟ اگر این علت را پیدا کردیم، آن وقت با قطع این علت ها، مردم به سراغ زندگی خودشان می روند، و دست از سر دولت برمی دارند! ما همه میدانیم که حقوق کارمندان دولت، هرچه رسمی تر و باسابقه تر باشند! از حقوق همتای آنان در بخش خصوصی، خیلی کمتر است بطوریکه: معمولا حقوق کارمندی یا کارمند بودن، از مختصات طبقه ضعیف است. اما چرا دوست دارند با همین حقوق کم بسازند؟ و در استخدام دولت باشند و: چرا سراغ کار آفرینی نمی روند؟ یکی از دلایل اصلی آن ریسک کمتر بخش دولتی است، شعار دولتی دوستان این است : کم بخور همیشه بخور! یعنی اگر بخش خصوصی زیاد می خورد: اتفاقی است و دوام ندارد. به قول بازاری ها: بالا پایین زیاد دارد. دلیل دوم هویت بخشی دولتی است. یعنی خریدار یا کارمند بخش دولتی، میداند اگر ضرر کرد یا شکایتی داشت، معلوم و مشخص است که به سراغ چه کسی برود، ولی بخش خصوصی یک شبه غیب می شود! اما دلیل سوم یا مهمترین دلیل، امکانات فراوانی است که در اختیار دولت است.  از اعتبار اجتماعی گرفته تا رانت های اقتصادی، هرکدام سرفصل جذابیت برای یزرگتر شدن دولت است. میتوان با انتقال این حذابیت ها به بخش خصوصی، آنها را هم توانمند کرد. مثلا یک کارمند یا شرکت دولتی، میداند چه خوب کار کند چه بد! فروش داشته باشد یانه، سر برج حقوق ماهیانه اش را دریافت می کند. مقایسه ای ساده بین روزنامه های دولتی و غیر دولتی، بسادگی این فرق را نشان می دهد. البته ممکن است روزنامه ای خود را بخش خصوصی بداند! ولی تمام توانمندیهای خود را از دولت یا: موسسات عمومی مانند شهرداری ها گرفته باشد. در این جا تفاوتی بین موسسات دولتی و وابسته به دولت، شبه دولتی و نظامی و حتی موسسات عمومی وجود ندارد. زیرا در دلایل سه گانه فوق با هم یکی هستند: یعنی ریسک پذیری کم، اعتبار بالا و امکانات (رانت های) موجود و: نداشتن دغدغه بازدهی. این فقط مختص ایران هم نیست، مثلا یک ارتش بالاترین بودجه ها را دارد و: کارمندان آن بالاترین حقوق ها را می گیرند، برای اینکه اگر جنگی شد از کشور دفاع کنند. و ممکن است اصلا جنگی اتفاق نبافتد. ولی با اینحال نیاز یک کشور است، به همین دلیل همیشه استخدام دارند و: کسری بودجه هم ندارند. این مثال چون روشن است، قابل فهم تر است و الا همه وزارتخانه ها و: موسسات دولتی همین طور هستند. مثلا وزارت کشاورزی موظف است: از تولیدات کشاورزی حمایت کند تا نیاز به واردات نباشد، ولی تحقق این امر یا عدم تحقق آن، در پرداخت حقوق پرسنل یا هزینه های: جاری تاثیری ندارد. لذا به منظور کوچک کردن دولت، باید رانت های اطلاعاتی و: پشتوانه های مالی و اقتصادی آن واگذار شود. این امر به معنی عدم تمرکز یا: مرکز گریزی است! که هم معنی خوب دارد و هم معنی بد. معمولا معنی بد آن بیشتر است، لذا دولتها از اینکه اختیارات و: اموال و امتیازات را واگذار کنند، هیچ سودی نمی برند و در واقع به: رقیب آینده خود نه تنها کمک نمی کنند، بلکه زیر پای او را بیشتر خالی می کنند! نمونه آن پرداخت یارانه نقدی است. که آشکارا خزانه دولت را، در جیب مردم می گذارد و لذا، تاکنون رقم آن افزایش پیدا نکرده است.

Shrink the government down

Some will screw Serena! For example, they begin to shrink the government from above, while they should start from the bottom. That is to say, people have to go to the government for some reason, they stand in the queues a kilometer, and they are not tired! Why do companies and institutions like to: connect with the government, even if they consider themselves private. Why do people trust government institutions more? For example, no private bank has ever been able to reach the National Bank of Iran? If we find this cause, then by cutting off these causes, people will go to their own lives, and leave the government! We all know that the salaries of state employees are more formal and up-to-date! Their private counterparts in the private sector are much less likely to be: usually the salary of a worker or an employee is of poor class coordinates. But why would they like to make the same low salaries? And to hire government: Why do not entrepreneurs do business? One of the main reasons is the lower risk of the public sector, the slogan "Friends of the state" is: eat low food always! That is, if the private sector eats a lot: it is coincidental and does not last. In the words of the market: high is low. The second reason is government identity. Ie the buyer or the public sector employee, knows if he has lost or had a complaint, it is clear who to whom he will go, but the private sector will be overnight! But the third or most important reason is the many possibilities that the government has. From social credentials to economic rents, each one is a charming topic for a larger government. You can also empower them by transferring them to the private sector. For example, an employee or government company knows what's going to work. What a bad thing! Youne, the head of the tower receives his monthly salary. A simple comparison between government and non-governmental newspapers simply shows this difference. Of course, your newspaper may be considered a private sector! But all its capabilities come from the government or public institutions such as municipalities. There is no difference between government agencies and government agencies, paramilitary and military, and even public institutions. Because of the three reasons mentioned above: low risk appetite, high credit, and facilities (rents) available and: lack of efficiency concerns. It is not just for Iran, for example, an army has the highest budgets, and its employees receive the highest salaries, in order to defend the country if it is a war. And there may not be a war at all. But nevertheless there is a need for a country, so they are always hired, and they do not have a budget deficit. This example is clear, more understandable, and all ministries and government agencies are the same. For example, the Ministry of Agriculture is required to: support agricultural production so that imports are not needed, but the realization or non-fulfillment of it does not affect the payment of personnel salaries or current costs. Therefore, in order to reduce the government, information rents and financial and economic backing must be given. This means decentralization or: the center of escape! That means both good and bad. Usually bad means are more, so governments do not benefit from the power and privilege of property and privileges, and in fact they will not only help their future rival, but will further empty it under her feet! An example is a cash subsidy. Which obviously puts the government's treasury in the pockets of the people, and so, so far, its figure has not risen.

تقليص الحكومة

البعض سوف برغي سيرينا! على سبيل المثال، أنها تبدأ في تقليص الحكومة من فوق، في حين ينبغي أن تبدأ من القاع. وهذا يعني، الناس لديهم للذهاب إلى الحكومة لسبب ما، فإنها تقف في طوابير كيلومتر واحد، وأنها ليست متعبة! لماذا الشركات والمؤسسات ترغب في: التواصل مع الحكومة، حتى لو كانوا يعتبرون أنفسهم خاصة. لماذا يثق الناس بالمؤسسات الحكومية أكثر؟ على سبيل المثال، لم يتمكن أي مصرف خاص من الوصول إلى البنك الوطني الإيراني؟ إذا وجدنا هذا السبب، ثم عن طريق قطع هذه الأسباب، والناس سوف تذهب إلى حياتهم الخاصة، وترك الحكومة! ونحن نعلم جميعا أن رواتب موظفي الدولة هي أكثر رسمية ومحدثة! ومن المرجح أن يكون نظرائهم من القطاع الخاص في القطاع الخاص أقل احتمالا بكثير: عادة ما يكون راتب العامل أو الموظف من إحداثيات الطبقة الفقيرة. ولكن لماذا يودون أن يدفعوا نفس المرتبات المنخفضة؟ وتوظيف الحكومة: لماذا لا أصحاب المشاريع القيام بأعمال تجارية؟ أحد الأسباب الرئيسية هو انخفاض مخاطر القطاع العام، شعار "أصدقاء الدولة" هو: أكل الطعام المنخفض دائما! وهذا هو، إذا كان القطاع الخاص يأكل كثيرا: فمن قبيل الصدفة ولا يدوم. في كلمات السوق: عالية منخفضة. والسبب الثاني هو الهوية الحكومية. أي المشتري أو موظف القطاع العام، يعرف ما إذا كان قد فقد أو كان لديه شكوى، فمن الواضح من لمن يذهب، ولكن القطاع الخاص سوف يكون بين عشية وضحاها! ولكن السبب الثالث أو الأهم هو الإمكانيات العديدة التي تملكها الحكومة. من المؤهلات الاجتماعية إلى الإيجارات الاقتصادية، كل واحد هو موضوع الساحرة للحكومة لتصبح أكبر. يمكنك أيضا تمكينهم عن طريق نقلهم إلى القطاع الخاص. على سبيل المثال، موظف أو شركة حكومية يعرف ما الذي سيعمل. يونغ، رئيس البرج يتلقى راتبه الشهري. وتبين المقارنة البسيطة بين الصحف الحكومية وغير الحكومية ببساطة هذا الاختلاف. بالطبع، يمكن اعتبار صحيفتك قطاعا خاصا! ولكن جميع قدراتها تأتي من الحكومة أو المؤسسات العامة مثل البلديات. ولا يوجد فرق بين الوكالات الحكومية والوكالات الحكومية وشبه العسكرية والعسكرية، بل وحتى المؤسسات العامة. بسبب الأسباب الثلاثة المذكورة أعلاه: انخفاض الشهية في المخاطرة، وارتفاع الائتمان، والمرافق (الإيجارات) المتاحة و: عدم وجود مخاوف الكفاءة. ليس فقط بالنسبة لإيران، على سبيل المثال، جيش لديه أعلى الميزانيات، وموظفيها يحصلون على أعلى المرتبات، من أجل الدفاع عن البلاد إذا كانت حربا. وقد لا تكون هناك حرب على الإطلاق. ومع ذلك، هناك حاجة إلى بلد ما، لذلك يتم تعيينهم دائما، وليس لديهم عجز في الميزانية. هذا المثال واضح، أكثر قابلية للفهم، وجميع الوزارات والهيئات الحكومية هي نفسها. فعلى سبيل المثال، يتعين على وزارة الزراعة أن تقوم بما يلي: دعم الإنتاج الزراعي بحيث لا تكون هناك حاجة إلى واردات، ولكن تحقيقه أو عدم تنفيذه لا يؤثر على دفع مرتبات الموظفين أو التكاليف الجارية. لذلك، من أجل الحد من الحكومة، يجب إعطاء إيجارات المعلومات والدعم المالي والاقتصادي. وهذا يعني اللامركزية أو: مركز الهروب! وهذا يعني على حد سواء جيدة وسيئة. عادة ما تكون الوسائل السيئة أكثر، لذلك الحكومات لا تستفيد من قوة وامتياز الملكية والامتيازات، وفي الواقع أنها لن تساعد فقط منافسه في المستقبل، ولكن سوف تفريغها تحت قدميها! ومن الأمثلة على ذلك الدعم النقدي. ومن الواضح أن ذلك يضع خزينة الحكومة في جيوب الشعب، وهكذا، لم يرتفع رقمها حتى الآن.

Hökuməti aşağı salın

Bəziləri Serena'yı bağlayacaq! Məsələn, onlar yuxarıdan başlamaq lazımdır, onlar yuxarıdan hökuməti kiçiltmək başlayır. Yəni, insanlar heç bir səbəblə hökumətə getməlidirlər, bir kilometr aralıda dururlar və yorulmurlar! Şirkətlər və təşkilatlar nə üçün özlərini gizli hesab edirlərsə belə hökumətlə əlaqə qururlar. İnsanlar hökumət orqanlarına daha çox nəyə inanırlar? Məsələn, heç bir xüsusi bank İranın Milli Bankına heç bir zaman nail ola bilməyib? Bu səbəbi taparsaq, bu səbəbləri kəsərək, insanlar öz həyatlarına gedəcək və hökumətdən çıxacaq! Biz hamımız bilirik ki, dövlət işçilərinin maaşları daha formal və müasirdir! Özəl sektorda olan xüsusi tərəfdaşları çox az olma ehtimalıdır: adətən işçinin və ya işçinin maaşının yoxsul sinif koordinatlarıdır. Amma nə üçün onlar aşağı eyni əmək haqqı qazanmaq istəyirlər? Hökuməti işə götürmək üçün: Nə sahibkarlar iş görmürlər? Əsas səbəblərdən biri ictimai sektorun aşağı riskidir, "Dövlət Dostları" şüarı: həmişə aşağı yemək yeyin! Yəni, özəl sektor çox şey yeyirsə: bu təsadüf deyil və son deyildir. Bazarın sözlərinə görə: yüksəkdir. İkinci səbəb hökumət kimidir. Yəni, alıcı və ya dövlət sektoru işçisi itirmiş və ya şikayət vermiş olub olmadığını bilir, Kimin kimə gedəcəyini ancaq özəl sektor gecə olacaq! Lakin üçüncü və ya ən mühüm səbəb hökumət üçün mövcud olan resursların bolluğudur. Sosial etimaddan iqtisadiyyat icarəyə qədər, hər biri hökumət üçün daha böyük olmaq üçün cazibədar bir mövzu. Siz onları özəl sektora ötürməklə gücləndirə bilərsiniz. Məsələn, bir işçi və ya hökumət şirkəti nə işləyəcəyini bilir. Nə pis bir şey! Qüllə başı Youne aylıq maaş alır. Hökumət və qeyri-hökumət qəzetləri arasında sadə bir müqayisə sadəcə bu fərqi göstərir. Əlbəttə ki, qəzetiniz özəl sektor hesab edilə bilər! Lakin bütün imkanları hökumət və ya belediyeler kimi ictimai qurumlardan gəlir. Hökumət qurumları və dövlət qurumları, hərbi və hərbi birliklər, hətta ictimai qurumlar arasında heç bir fərq yoxdur. Yuxarıda göstərilən üç səbəbdən görə: aşağı risk iştahı, yüksək kredit və imkanları (icarə) və səmərəliliyi ilə bağlı narahatlıqlar. Yalnız İran üçün deyil, məsələn, bir ordunun ən yüksək büdcəsi var və onun işçiləri müharibə olsa, ölkəni müdafiə etmək üçün ən yüksək maaş alırlar. Və heç bir müharibə ola bilməz. Amma bir ölkəyə ehtiyac var, buna görə də həmişəə götürülür və büdcə kəsiri yoxdur. Bu nümunə aydın, daha anlaşılır və bütün nazirliklər və dövlət qurumları eynidır. Məsələn, Kənd Təsərrüfatı Nazirliyi: kənd təsərrüfatı istehsalına dəstək vermək üçün idxalata ehtiyac yoxdur, ancaq bunun reallaşdırılması və ya yerinə yetirilməməsi işçilərin əmək haqqının ödənilməsinə və ya cari xərclərə təsir göstərmir. Buna görə hökuməti azaltmaq üçün məlumat kirayəsi və maliyyə və iqtisadi dəstək vermək lazımdır. Bu, mərkəzdən kənarlaşdırma və ya: qaçış mərkəzi deməkdir! Həm yaxşı, həm də pis deməkdir. Ümumiyyətlə pis vasitələri daha çoxdur, buna görə hökumətlər əmlak və güzəştlərin gücündən və imtiyazlarından yararlanmırlar və əslində gələcək rəqiblərinə kömək etmir, ancaq ayağının altında boşaltacaqlar! Məsələn pul köçürmələri. Hökumətin xəzinəsini xalqın cibində açıqca ortaya qoyur və buna görə indiyə qədər rəqəmlər yüksəldi.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۶/۱۳۹۶ - ۱۷:۳۲ نظر(0)

طالبی کار گردان  فیلم یتیم خانه ایران گفت : انگلیسیها کاری کردند که فوق لیسانس های تاریخ هم، نمی توانند حقیقت 14میلیون! قتل عام ایرانی را در دوران قحطی بفهمند. واقعا این نوع بی خبری چطور اتفاق افتاد؟ چرا مردم ایران هنوز از عمق: فاجعه استعمار انگلیس بی خبر هستند؟ چه کسی دست های ما را، برای دفاع از هویت خودمان خالی کرده است؟ به نظر ما بزرگترین دشمن مردم این مرز و بوم، کسانی هستند که خود را سخاوتمند میدانند! و همه هستی ما را به دشمن می بخشند، و به این سخاوت و بخشندگی! هم افتخار می کنند. گرچه استعمار انگلیس در ایران، از قرن 15شروع می شود، آنها سعی می کنند با ترویج خط لاتین و: کتب یونانی قدیمی ذهن دانشمندان ایرانی را منحرف کنند، و ثابت کنند که دانشمندان ایرانی اسلامی، اشتباه می کنند و حقیقت نزد یونانیان! و به عبارتی بهتر در نزد انگلیسی ها هست و بس! اما اول کسی که این موضوع را می قهمد، شیخ شهاب الدین سهروردی است.  او با انتخاب کلمه اشراق از ریشه شرق سعی دارد: بفهماند که فلسفه و علم از شرق به غرب رقته است، زمانی که تمدن اسلامی در اوج بوده، مردم اروپا در قبیله هایی مانند وایکینگها، به دزدی دریایی مشغول بوده اند. هنوز هم دزدی دریایی! در هالیوود هم، جذاب ترین موضوعات و: گیشه پسند ترین فیلم هاست. اما شیخ با یک مشکل اساسی روبرو بوده: و آن سخاوتمندی برخی ها برای: نسبت دادن دستاوردهای تمدن ایران به غربی ها ست. حتی بدبینی او به ابوعلی سینا و: متکلمان و فلاسفه اسلامی هم میرسد که: برخی ها او را ضد فلسفه هم گفته اند، چون معتقد بود ابن سینا به نادرست و: سخاوتمندانه یافته های خود، از اسلام و قران را به یونان باستان نسبت می دهد. البته هجوم ناجوانمرئانه به شیخ اشراق باعث شد: تا مبارزه با غربزدگی تا مدتها مسکوت بماند. و لا اقل در زمینه علم و فلسفه، کسی مدعی هویت ایرانی نباشد. زیرا این بحث ها از زمان معاویه شروع می شود. وی با انتخاب شام بعنوان پایتخت خود، در واقع برای مبارزه با اسلام، غرب را انتخاب می کند. در زمان یزید هم گفته شده که: بهترین مشاوران او رومی بوده اند! و لذا مبارزه با غرب گرایی بسیار مشکل بوده. حتی در زمان ما بعد از مدتها، این جلال آل احمد بود که با نوشتن: کتاب غرب زدگی و: خدمت و خیانت روشنفکران، موضوع را دوباره مطرح می سازد. اما همچنان بحث در محاق بود، مثلا روحانی مبارزی چون ایت الله کاشانی، مورد هجوم بود یا برخی نویسندگان مانند: اسماعیل رائین سعی داشتند: پلوخوران سفارت انگلیس را افراد دیگری معرفی کنند. اشاره آقای طالبی کارگردان به همین موضوع است: یعنی وابستگان انگلیس، با بی طرف نشان دادن خود: افراد ملی و مذهبی را به مسلخ می بردند، تا مردم به انان بدبین شوند و: یه سخنان آنان توجه نکنند. مانند یهودیان، آنقدر اسرائیلیات می نوشتند و می گفتند، تا جای شهید و جلاد را عوض کنند! کاری که هنوز هم بنگاه سخن پراکنی بی بی سی انجام می دهد. با زرنگی خاصی: اولا بین مسئولین اختلاف ایجاد می کند، ثانیا مردم را نسبت به ابعاد مثبت روحانیت بد بین می کند. البته فقط این یک روش نیست، بلکه استعمار پیر و به تیع آن استعمار نو: صهیونیزم و ارتجاع عرب، ابتدا به حذف فیزیکی اقدام می کنند: چنانچه 14مییلیون ایرانی را کشتند، و کسی متوجه نشد! بعد اگر کسی هم متوجه شد، با روش افعال معکوس! همه را به گردن خود ایرانیان می اندازند: که مثلا نظافت را رعایت نمی کردند:  حقوق شهروندی را نمی دانستند و:اصلا متمدن نبودند. در زمان ما هم می بینیم با اینکه: ایران تنها ابرقدرت جهان است، ولی آنها ابتدا آمریکا را ابرقدرت معرفی می کنند! بعد اگر نشد سراغ چین و روسیه می روند. حتی مالزی و کره را! ابر قدرت می دانند، ولی ایران را هرگز!

Our empty hand in defense of our identity.

Talebi, director of the Iranian orphanage, said: "The British have made the master's degree in history, can not get the truth of 14 million! Understand the Iranian massacre during the famine. How did this really happen? Why are Iranian people still out of the depths: the British colonial disaster is unaware? Who has left our hands to defend our identity? In our opinion, the greatest enemy of the people of this border is those who consider themselves generous! And all ours give us the enemy, and to this generosity! Both are proud. Although English colonization in Iran dates back to the 15th century, they try to distort the minds of Iranian scholars by promoting the Latin line and: the ancient Greek books, and proving that the Iranian Islamic scholars are wrong and the truth is with the Greeks! And in other words, it's better for the English! But the first one who is quoting this is Sheikh Shahabuddin Suhrawardi. By choosing the word "Ishraq" from the east, he tries to: find out that philosophy and science are from the east to the west, when Islamic civilization was at its peak, the people of Europe were engaged in piracy in tribes like the Vikings. Still piracy! In Hollywood, the most exciting topics are: The Box is the most enjoyable movie. But sheikh faced a major problem: and it's some kind of generosity to attribute the achievements of Iranian civilization to the West. Even his pessimism to Abu Ali Sina and the Islamic theologians and philosophers is that some of them have also told him anti-philosophy, because he believed that Ibn Sina was wrong and: generously, his findings brought Islam and the Quran to ancient Greece. To give Of course, the outrageous invasion of Sheikh Ishraq led to a long delay in the fight against westernization. And at least in the field of science and philosophy, nobody claims to be Iranian. Because these discussions start from the time of Mu'awiyah. By choosing his dinner as his capital, he chooses the West to fight Islam. At the time of Yazid, it was said that his best consultants were Roman! And so the struggle against Westernism was very difficult. Even in our time after a long time, this was the glory of Al-Ahmad, which, by writing: the book of Westernization and: the service and betrayal of intellectuals, reemerges the issue. But it was still controversial; for example, a cleric, such as Ayatollah Kashani, was attacked, or some writers such as: Ismail Raine tried to introduce the plakhokhun of the British embassy to other people. Mr. Talebi's pointing to the director is the same: that is, British affiliates, with their impartial representation, arrested the national and religious people, so that people would be skeptical of them: they do not pay attention to their words. Like the Jews, they wrote so much Israelis and they said, to change the place of the martyr and the hangman! What is still doing in the BBC Broadcasting Corporation. With a certain savvy: firstly, it creates a difference between the authorities, and secondly, the people will look at the positive aspects of the clergy. Of course, this is not just a method, but old colonialism, and in particular the new colonialism: Zionism and Arab reaction, initially act on physical removal: if they killed 14 milliards of Iranians, and nobody noticed! Then, if someone finds out, with the reverse verb method! They cast everyone into their own necks: they did not respect the cleaning up: they did not know the rights of citizens and: they were not civilized at all. At the same time, we see that Iran is the only superpower of the world, but they first introduce the United States as a superpower! If they do, they will go to China and Russia. Even Malaysia and Korea! They know the superpower, but never Iran!

لدينا يد فارغة في الدفاع عن هويتنا.

وقال تاليبي، مدير دار الأيتام الإيرانية: "لقد جعل البريطانيون درجة الماجستير في التاريخ، لا يمكن الحصول على الحقيقة من 14 مليون! فهم المجزرة الإيرانية خلال المجاعة. كيف حدث هذا حقا؟ لماذا لا يزال الشعب الإيراني خارج الأعماق: الكارثة الاستعمارية البريطانية غير مدركة؟ من الذي ترك أيدينا للدفاع عن هويتنا؟ في رأينا، أعظم عدو لشعب هذه الحدود هو أولئك الذين يعتبرون أنفسهم سخاء! وكل واحد منا يعطينا العدو، وهذا الكرم! كلاهما فخورون. على الرغم من أن الاستعمار الإنجليزي في إيران يعود إلى القرن الخامس عشر، فإنهم يحاولون تشويه عقول العلماء الإيرانيين من خلال تعزيز الخط اللاتيني و: الكتب اليونانية القديمة، وإثبات أن علماء الإسلام الإيرانيين مخطئون والحقيقة مع اليونانيين! وبعبارة أخرى، فمن الأفضل للغة الإنجليزية! ولكن أول من يقتبس هذا هو الشيخ شهاب الدين السحرودي. لا تزال القرصنة! في هوليوود، والموضوعات الأكثر إثارة هي: المربع هو الفيلم الأكثر متعة. لكن الشيخ واجه مشكلة كبيرة: ومن نوع الكرم أن يعزو إنجازات الحضارة الإيرانية إلى الغرب. حتى تشاؤمه لابن سينا ​​و: اللاهوتيين والفلاسفة الإسلامية يبدو أيضا أن بعض من موقفه المناهض للفلسفة وقال، لأنه يعتقد ابن سينا ​​كاذبة: سخي النتائج التي توصلوا إليها، والإسلام والقرآن في اليونان القديمة وعزا لإعطاء وبطبيعة الحال، أدى الغزو الفاحش للشيخ إشراق إلى تأخر طويل في مكافحة الغرب. وعلى الأقل في مجال العلم والفلسفة، لا أحد يدعي أنه الإيراني. لأن هذه المناقشات تبدأ من وقت معاوية. باختيار عشاء عاصمته، يختار الغرب لمحاربة الإسلام. في وقت يزيد، كان يقال أن أفضل الاستشاريين له كانوا الرومانية! وهكذا كان النضال ضد الغربيين صعبا جدا. حتى في عصرنا بعد وقت طويل، كان هذا مجد الأحمد، الذي، من خلال الكتابة: كتاب التغريب و: خدمة وخيانة المثقفين، يعيد القضية. ويشير السيد طليبي إلى أن المخرج هو نفسه: أي أن الشركات التابعة البريطانية، بتمثيلها المحايد، اعتقلت الشعبين الوطني والديني، حتى يكون الناس متشككين إزاءهم: فهم لا يهتمون بكلماتهم. مثل اليهود، كتبوا الكثير من الإسرائيليين وقالوا، لتغيير مكان الشهيد و الجلاد! ما يزال لا يزال في هيئة الإذاعة البريطانية. مع الدهاء معين: أولا، فإنه يخلق فرقا بين السلطات، وثانيا، والناس سوف ننظر في الجوانب الإيجابية للكليروس. وبطبيعة الحال، هذه ليست مجرد طريقة، ولكن الاستعمار القديم، ولا سيما الاستعمار الجديد: الصهيونية ورد الفعل العربي، تعمل في البداية على الإزالة الجسدية: إذا قتلوا 14 بلياردو من الإيرانيين، ولم يلاحظ أحد! ثم، إذا وجد شخص ما، مع طريقة الفعل العكسي! يلقيون الجميع في رقابهم: لم يلاحظوا، على سبيل المثال، الاستمالة: أنهم لا يعرفون حقوق المواطنة: لم تكن متحضرة على الإطلاق. وفي الوقت نفسه، نرى أن إيران هي القوة العظمى الوحيدة في العالم، ولكنها أولا إدخال الولايات المتحدة كقوة عظمى! إذا فعلوا ذلك، سوف يذهبون إلى الصين وروسيا. حتى ماليزيا وكوريا! انهم يعرفون القوة العظمى، ولكن إيران أبدا!

Bizim şəxsiyyətimizi müdafiə etmək üçün əlimiz boş.

İranlı yetimhanenin müdiri Talebi, bunları qeyd etdi: "İngilislər tarix boyu magistr dərəcəsini etdi, 14 milyon həqiqəti ala bilmədi! Aclıq zamanı İran qırğını anlayın. Bu həqiqətən necə oldu? Nə üçün İran xalqı hələ də dərinliyindən çıxır? İngilis müstəmləkə fəlakəti xəbərsizdir? Kimliyimizi müdafiə etmək üçün əlimizi tərk edən kimdir? Bizim fikrimizcə, bu sərhəd xalqının ən böyük düşmənləri özlərini səxavətli hesab edənlərdir! Və hamımız bizə düşmən və bu cömertlik vermək! Hər ikisi də qürur duyur. Başqa sözlə, ingilis dilində daha yaxşıdır! Ancaq bunları söyləyən ilk şeyx Şahabuddin Suhrawardi. Şərqdən olan "İshraq" sözünü seçərək o, fəlsəfə və elmin şərqdən qərbə, İslam mədəniyyəti zirvəsinə çatdıqda, Avropalılar Vikinqlər kimi tayfalarla məşğul olduqlarını öyrənir. Hələ pirat! Hollywoodda ən maraqlı mövzular: The Box ən xoşbəxt filmdir. Şeyx isə böyük bir problemlə üzləşdi: İran sivilizasiyasının nailiyyətlərini Qərbə göstərmək üçün bir növ cömertlik var. İbn Sina Hətta onun pessimizm və də o İbn Sina saxta iman çünki onun anti-fəlsəfə bəzi edib ki, görünür ilahiyyatçılar və İslam filosofları: Comərd onların nəticələri, İslamın və qədim Yunanıstanda Quran aid Vermək Əlbəttə ki, Şeyx İshraqın qəzəbli işğalı qərbə qarşı mübarizədə uzun bir gecikməyə gətirib çıxardı. Ən azından elm və fəlsəfə sahəsində heç kim İranlı deyil. Çünki bu müzakirələr Muaviya dövründən başlayır. Onun paytaxtı kimi yeməyini seçərək, İslamı mübarizəyə qərb seçir. Yazid dövründə, onun ən yaxşı məsləhətçiləri Roma olduğunu söylədi! Batıcılığa qarşı mübarizə çox çətin idi. Yəhudilər kimi çox İsraillilər yazdılar və şəhid və cəllad yerini dəyişdirmək üçün dedilər! Hal-hazırda BBC Broadcasting Corporation-da nə edir. Müəyyən bir fərziyyə ilə: birincisi, bu orqanlar arasında fərq yaradır və ikincisi, insanlar ruhanilərin müsbət cəhətlərinə baxacaqlar. Sonra, kimsə tərs verb metodu ilə tapdıqda! Hər kəs öz boyunlarına atdılar: məsələn, qulluq etmədi: vətəndaşlıq hüquqlarını bilmirdilər: onlar tamamilə mədəni deyildi. Eyni zamanda biz İranın dünyanın yeganə güclü qüvvəsi olduğunu görürük, amma ilk olaraq ABŞ-ı super güc kimi təqdim edirlər! Əgər onlar bunu etsələr, Çin və Rusiyaya gedəcəklər. Malayziya və Koreya belə! Onlar super gücünü bilir, amma heç vaxt İran!

 

جای خالی صنوف سینمایی.

اتاق بازرگانی که ادعا می کند: پارلمان بخش خصوصی است، در این پارلمان خیلی از صنوف نماینده ندارند! و این ادعای آنان خلاف واقع است. صنوفی که به دلیل منزوی بودن، احتیاج شدید تری به عضویت در این اتاق دارند، ولی همچنان مغفول مانده اند مانند: صنعت گردشگری صنعت سینما و حتی صنعت نفت! این صنایع مانند شتر مرغ با آنها برخورد می شود، موقعی که قرار است از رانت صنعت استفاده کنند، هنر بحساب می آیند! ولی وقتی می خواهند پز پیشرفت بدهند، از آنها بعنوان صنعت نامبرده می شود. یکی از مشکلات همه صنایع، بانک ها هستند اصولا کلمه بانک به معنی ربا است، بورس به معنی قمار بازی، بیمه هم وعده های توخالی. زیرا هزینه های پرسنلی و بازار یابی و پاداش مدیران، در هرسه ب! به قدری بالا است که: اجازه فعالیت در چارچوب قانونی را به آنها نمی دهد. سینما هم در گیر این مشکلات است. تهیه کنندگان سینما ترجیح می دهند: بجای افتادن در چاه بانک ها، به چاله نزولخواران بیافتند! چون لا اقل زندانی شدن ندارد. سینما اصلا در بازار یورس پذیرفته نمی شود، و خنده دار هم هست! برخی مواقع اصلا نگاه به گیشه یک ناسزا است: برای تولید کننده سینما! از بیمه هم که خبری نیست، با اینکه تمام بودجه خانه سینما، صرف بیمه تکمیلی می شود، ولی ثمری ندارد و اغلب بیمه شوندگان، با درد بی درمان بی پولی می سازند واثاث خود را می فروشند! تبدیل به صنف بساز بفروش ها شدند: با گرانی می سازند و فرش زیرپایشان را می فروشند! لذا می بینیم در گرفتاری صنعت، فرقی بین صنعت سینما با صنایع دیگر نیست. علاوه بر صنعت سینما، صنعت نفت نیز همینطور است. وقتی رئیس جمهور یک کشور، به صنعت کاران داخلی نفت می گوید: من میدانم شما بهتر از خارجی ها کار می کنید، ولی دستتان خالی است و: نمی توانید سرمایه بیاورید! از اتاق صنایع و معادن چه انتظاری است؟ آنها که اصلا صنعت نفت خصوصی را، به رسمیت نمی شناسند! و عضوگیری ندارند. آیا اتاق می داند که گردشگری هم یک صنعت است؟ یا با یک پوزخند از کنار آن می گذرد؟ آقای شافعی میداند: هوانوردی کشتی سازی، صنایع فراساحل هم صنعت محسوب می شود؟ یا نمی خواهد بداند؟ و اصلا از اینکه اتاق بزرگتر از این بشود ناراحت است؟ ادعای پارلمان بخش خصوصی داشتن، این چیزها را هم دارد: یعنی اتاق باید به اندازه تمام صنایع فراگیر باشد، و نمایندگی واقعی آنان را داشته باشد. و این تازه فقط در بعد صنعت است. در بعد تجارت یا بازرگانی، از این هم ضعیف تر است. همین سینمای ایران که توانسته در دنیا، برای خود جایی باز کند، آیا اتاق بازرگانی از خود پرسیده که: چه کمک بزرگی می توانسته بکند، ولی از کنار آن گذشته است؟ بقول مدیر شایسته خانه سینما، وقتی حججی ها در آن دور دست ها، امنیت کشورمان را تامین می کنند، سینما هم در آن دور دست ها، نیاز به سربازانی دارد که: منافع ملی ما را پاس دارند. در حالی که این هنر صنعت بزرگ، هیچگاه از سوی بازرگانان جدی گرفته نشد. هالیوود دارای بزرگترین استادان: بازار یابی است که هر لحظه، فیدبک و بازخورد بازار را گزارش می دهند، و هالیوود مانند عقربه های ساعت، دائما در جهت ذائقه تماشاگر می چرخد! در حالی که سینمای ایران، گرفتار یک سفسطه است که: آیا باید به گیشه اهمیت داد یا خیر! سینمای دنیا تنها هدف خود را جذب مخاطب اعلام می کند، این یعنی همان شعار حق بامشتری است! ولی اتاق بازرگانی ایران، حتی یک عضو برای تجارت فیلم ندارد. مگر معادن! سینمایی کمتر از معدن آهک یا نمک، به این مرز و بوم خدمت می کنند، که اسمی از آنها نیست؟

Vacant cinema classes.

The Chamber of Commerce, which claims to be a private sector parliament, does not have many representatives in this Parliament! And their claim is false. The classes that have become more in isolation due to their isolation, but still remain neglected: the tourism industry of the cinema industry and even the oil industry! These industries are treated like an ostrich, when they are going to use industry rents, art is considered! But when they want to make progress, they are referred to as the industry. One of the problems of all industries, banks are basically the word bank means ubiquitous, stock exchange means gambling, hollow promise insurance. Because staff costs and marketing and rewards of managers, at all three! It is so high that it does not allow them to operate in the legal framework. The cinema is also in trouble. Cinema makers prefer to go to the pit! Instead of falling into the wells of banks! Because he does not have a minimum imprisonment. Cinema is not accepted at the Yorkshire market, and it's funny! Sometimes the look at the desk is a mischief: for the cinema producer! There is no insurance, even though all the budget of the cinema house is paid for supplementary insurance, but it does not yield, and most of the insurers make unpaid pain without money and sell it! Become a salesperson Selling: They make expensive and sell their underwear! So, in the industry, there is no difference between the cinema industry and other industries. In addition to the cinema industry, the oil industry is the same. When the president of a country tells the domestic oil industry, "I know you work better than foreigners, but your hand is empty, and you can not bring capital!" What is expected of the Chamber of Industries and Mines? They do not recognize the private petroleum industry at all! And have no recruitment. Does the room know that tourism is also an industry? Or with a grin passing by it? Mr. Shafei knows: Shipyard, offshore industry is considered an industry too? Or does not want to know? And is it really sad that the bigger room is upset? The private sector's parliamentary claim also has these things: that the room should be as large as all other industries, and have a real representation of them. And this is just the industry dimension. In terms of trade or commerce, it is even weaker. The same Iranian cinema, which has opened its doors to the world, has asked the Chamber of Commerce: What could have done a great deal, but has it gone? According to the director of the house of cinema, when the Hajjis in that distant part secured our country's security, the cinema in those parts of the hands also needs soldiers who: protect our national interests. While this great industry art has never been taken seriously by businessmen. Hollywood has the largest professors: marketing, which reports at any moment, feedback and market feedback, and Hollywood, like the clockwise, is constantly turning to the tastes of the audience! While Iran's cinema is caught up in a fallacy: should the box be of importance? The world's cinema only announces its goal, which means the same slogan is right! But the Iranian Chamber of Commerce has not even a member of the film business. Save mines! Cinematic less than a lime or salt mine, serve this border, which is not a name for them?

دروس السينما الشاغرة.

غرفة التجارة، التي تدعي أنها برلمان القطاع الخاص، ليس لديها العديد من الممثلين في هذا البرلمان! ومطالبتهم خاطئة. الطبقات التي أصبحت أكثر في عزلة بسبب عزلتها، ولكن لا تزال مهملة: صناعة السياحة في صناعة السينما وحتى صناعة النفط! يتم التعامل مع هذه الصناعات مثل النعامة، عندما كانوا ذاهبون لاستخدام الإيجارات الصناعة، ويعتبر الفن! ولكن عندما يريدون إحراز تقدم، يشار إليهم باسم الصناعة. واحدة من مشاكل جميع الصناعات والبنوك هي في الأساس كلمة بنك يعني في كل مكان، يعني البورصة القمار، والتأمين الوعد جوفاء. لأن تكاليف الموظفين والتسويق والمكافآت من المديرين، على كل ثلاثة! وهي عالية جدا بحيث لا تسمح لها بالعمل في الإطار القانوني. السينما أيضا في ورطة. صناع السينما يفضلون الذهاب إلى الحفرة بدلا من الوقوع في آبار البنوك! لأنه ليس لديه حد أدنى من السجن. لا تقبل السينما في سوق يوركشاير، وأنه مضحك! في بعض الأحيان نظرة على المكتب هو الأذى: للمنتج السينما! لا يوجد تأمين، على الرغم من أن جميع ميزانية دار السينما تدفع مقابل التأمين التكميلي، لكنها لا تسفر، ومعظم شركات التأمين تجعل الألم بدون أجر بدون المال وبيعه! تصبح مندوب مبيعات بيع: أنها تجعل مكلفة وبيع الملابس الداخلية الخاصة بهم! لذلك، في هذه الصناعة، ليس هناك فرق بين صناعة السينما وغيرها من الصناعات. بالإضافة إلى صناعة السينما، وصناعة النفط هي نفسها. عندما يقول رئيس بلد صناعة النفط المحلية، "أنا أعلم أنك تعمل بشكل أفضل من الأجانب، ولكن يدك فارغة، ولا يمكنك جلب رأس المال!" ما هو المتوقع من غرفة الصناعات والمناجم؟ انهم لا تعترف صناعة البترول الخاصة على الإطلاق! وليس لديهم تجنيد. هل تعرف الغرفة أن السياحة هي أيضا صناعة؟ أو مع صرامة يمر بها؟ السيد شافي يعرف: حوض بناء السفن، تعتبر الصناعة البحرية صناعة أيضا؟ أو لا تريد أن تعرف؟ وهل من المحزن حقا أن الغرفة الكبيرة مضطربة؟ إن الادعاء البرلماني للقطاع الخاص له أيضا هذه الأمور: أن الغرفة يجب أن تكون كبيرة مثل جميع الصناعات الأخرى، وتمثيل حقيقي لهم. وهذا هو مجرد البعد الصناعة. من حيث التجارة أو التجارة، بل هو أضعف. وقد طلبت السينما الإيرانية نفسها، التي فتحت أبوابها للعالم، غرفة التجارة: ماذا كان يمكن أن يفعل الكثير، ولكن هل ذهب؟ وفقا لمدير دار السينما، عندما حجيس في هذا الجزء البعيد تأمين أمن بلدنا، والسينما في تلك الأجزاء من أيدي يحتاج أيضا الجنود الذين: حماية مصالحنا الوطنية. في حين أن هذا الفن صناعة كبيرة لم تؤخذ على محمل الجد من قبل رجال الأعمال. هوليوود لديها أكبر الأساتذة: التسويق، والتي تقارير في أي لحظة، وردود الفعل وردود فعل السوق، وهوليوود، مثل عقارب الساعة، وتحول باستمرار إلى أذواق الجمهور! في حين أن السينما الإيرانية محاصرة في مغالطة: هل يجب أن يكون المربع ذا أهمية؟ السينما تعلن فقط الجمهور المستهدف، مما يعني نفس الشعار هو الحق! لكن غرفة التجارة الإيرانية لم تكن حتى عضو في الفيلم. حفظ الألغام! سينمائية أقل من الجير أو منجم الملح، تخدم هذه الحدود، التي ليست اسما لهم؟

Boş kino sinifləri.

Xüsusi bir sektor parlamenti olduğunu iddia edən Ticarət Odası, bu Məclisdə çox sayda nümayəndəyə sahib deyil! Və onların iddiası yalan. Təcrid halından daha təcrid vəziyyətdə olan siniflər hələ də laqeyd qalır: kino sənayesinin turizm sənayesi və hətta neft sənayesi! Bu sənayelər sənaye kiralarını istifadə edərkən bir dəvəquşu kimi qəbul edilir, sənət düşünülür! Ancaq irəliləyiş əldə etmək istədikləri zaman sənayeyə istinad edilir. Bütün sənaye sahələrinin problemlərindən biri olan banklar əsasən söz bankı hər yerdə deməkdir, fond birjası qumar, boş sözlə bağlı sığorta deməkdir. Çünki heyətin xərcləri və menecerlərin marketinqi və mükafatları, hər üçdə! Bu qədər yüksəkdir ki, onların hüquqi çərçivədə fəaliyyət göstərməsinə imkan vermir. Kino da narahatlıq içindədir. Kino sənətkarları çuxura getməyi üstün edir! Bankların quyularına düşmək əvəzinə! Çünki ən az həbs cəzası yoxdur. Kino Yorkshire bazarında qəbul edilmir və bu, komikdir! Bəzən masanın baxışı bir fəlakətdir: kinoteatr istehsalçısı üçün! Sığorta yoxdur, kino evinin bütün büdcəsi əlavə sığorta üçün ödənilirsə də, lakin vergi vermir və sığortaçıların əksəriyyəti ödənişsiz pul vermir və satır! Satıcı ol Satış: Onlar bahalı və iç geyimləri satırlar! Beləliklə, sənayedə kino sənayesi ilə digər sənaye arasında fərq yoxdur. Kino sənayesi ilə yanaşı, neft sənayesi də eynidır. Bir ölkənin prezidenti daxili neft sənayesini izah edərkən "Xaricilərdən daha yaxşı işlədiyinizi bilirəm, amma əliniz boşdur və siz kapital gətirə bilməzsiniz!" Sənaye və Mina Palatasından nə gözlənilir? Onlar özəl neft sənayesini tanımırlar! Və heç bir cəlb yoxdur. Otaq turizmin də sənayesi olduğunu bilirmi? Yoxsa ondan keçən bir azğınlıq var? Cənab Shafei bilir: Tersanesi, offshore sənayesi də bir sənaye sayılır? Və ya bilmək istəmirmi? Və böyük bir otaq üzdü ki, həqiqətən kədərli? Özəl sektorun məclis iddiasında da bu şeylər var: otağın bütün digər sənaye sahələri qədər böyük olması və bunların gerçək bir şəkildə təmsil edilməsi lazımdır. Və bu yalnız sənayenin ölçüsüdür. Ticarət və ticarət baxımından hətta zəifdir. Dünyaya qapılarını açan eyni İran kinou Ticarət Palatasına xahiş etdi: Nə qədər böyük işlər görmüşdü, amma getdi? Kino evinin direktorunun sözlərinə görə, bu uzaq hissədə olan həcclər ölkəmizin təhlükəsizliyini təmin edəndə əllərin bu hissələrində olan kino da milli maraqlarımızı qoruyan əsgərlərə lazımdır. Bu böyük sənaye sənəti iş adamları tərəfindən ciddi qəbul edilməmişdir. Hollywood ən böyük professorları var: marketinq, hər an hesabat verir, geribildirim və bazar rəyləri və Hollywood, saat istiqamətində olduğu kimi, daim tamaşaçıların zövqlərinə çevrilir! İran kinosunun səhvənliyə tutulduğu halda: qutu vacibdirmi? Dünya kinosu yalnız öz hədəfini elan edir, yəni eyni şüar doğru! Ancaq İran Ticarət Palatası film sənətkarlığının üzvü deyil. Mayları saxla! Sinematik, bir əhəng və duz mindən daha az, onlar üçün bir ad olmayan bu sərhədə xidmət edir?

 

معماری ایرانی یا رومی؟

طرح معماری کلیسا در قرون وسطی، نشان می دهد که همگی مانند: دژی محکم در مقابل نور هستند! داخل آنهم فقط چند عدد شمع ، ولی معماری ایران بر ان تاثیر می گذارد و: بعد از رنسانس پنجره های بزرگی، تا زیر سقف برای دعوت نور به داخل درست می کنند. درون آن را هم نقاشی های هندسی و: گل بوته و در برخی موارد اسلیمی و: مینیاتوری انجام می دهند. میگویند داوینچی آنقدر نقاشی رنگ روغن، در کلیساها انجام داد که براثر: ریختن رنگ ها به چشمش بینایی خود را از دست داد. زیرا این روغنکاری ها و: نقاشی های سقف مشکل بود و برای جلوگیری از: ریزش رنگ به چشم، هیچ روشی کشف نشده بود. جالب این است که این طرح ترکیبی جدید کلیسا، در ایران بعنوان طرح معماری اروپایی! نامگذاری شد و افرادی که می خواستند: تحولی در ساخت مسجد بوجود آورند، از ان استفاده کردند که مهمترین آن، مسجد الجواد در میدان هفتم تیر تهران است. جالب تر آنکه حتی کلیساهای قرون وسطی، که به شکل قلعه ساخته می شدند، برداشتی ساده از معماری ایرانیان: در زمان ساسانیان بود و اغلب آنها، دارای دیوار های ضخیم و کنگره دار بودند. اینها البته طبیعی است، زیرا که رفت و آمد مردم در: کشورهای محتلف استفاده از طرح های انان را در پی دارد. اما مهم این است که نباید الینه شد، فرهنگ خود را از دست داد و: یا همه را مدیون فرهنگ دیگران دانست. اختلاط فرهنگی بین ایران و سایر کشورها، به زمان های دور بر می گردد. ایرانیان به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، به عنوان مرکز جهان مطرح بوده اند: شرق و غرب عالم از ایران شروع می شد! به قول نقشه کش های معماری، نقطه آکس همه نقشه ها کوه دماوند بود. شمال دماوند برای همه دنیا شمال بود! جنوب آن جنوب محسوب می شد، شرق آن کشورهای آسیایی و غرب آن هم کشورهای غربی! به این جهت ایرانیان ساکن ترین مردم دنیا بودند. اما دیگر کشورها برای یافتن: مزارع و امکانات بهتر زیستی، دائما در حال حرکت بودند و اغلب آنها: به ایران هم حمله کرده اند! ولی غنای فرهنگی و تاریخی ایران، باعث شده که در مدت کوتاهی، حمله کنندگان خود، مدافع فرهنگ وادب و علم و دانش ایران شوند. و از ایران برای اداره کشور خودشان کمک بخواهند. نقش ایرانیان در دوران حکومت اعراب بنی عباس، کاملا واضح بود وحتی ترکان نیز، آداب را از ایرانیان آموختند. و سلسله هایی مثل غزنویان یا سلجوقیان ایجاد کردند. و این مراودات بین: ایران و اروپا هم بوده است. وچون به زمان ما نزدیکتر است باید: بیشتر مورد بررسی قرار گیرد تا: تاثیرات متقابل آن به نفع خارجی ها تمام نشود. زیرا برخی ها چنان لارج هستند! که همه هستی ایرانیان را متعلق به: یونان قدیم می دانند، حتی بافته های ذهنی فعلی خود را هم، به رومی ها نسبت می دهند!  در آثار تخت جمشید، و دوران قبل از اسلام، معماران ایرانی کوشش داشتند: انسان را به خدا متوجه کنند، از این رو برای همه انسان ها و نماد ها، بال های دوگانه تعبیه می نمودند! همه مردان هخامنش سر بسوی زمین دارند، ولی دو بال دارند که آنها را بالا می کشد، یا از آنها می خواهد که به آسمان توجه کنند. ولی در معماری جدید و غربی، انسان با یک کوله پشتی سنگین! عصا در دست پای در کفش نقاشی می کنند، در حالیکه سر او رو به اسمان است! یعنی او را که هوای خدایی شدن دارد، به زمین می چسبانند که قران می فرماید:( اثاقلتم الی الارض؟) آیا از سنگینی به زمین چسبیده اید؟ ودر جای دیگری می فرماید: کلمات خوب بسوی خدا بالا می روند. فلسفه هنر معماری در اسلام و ایران همین است که: انسان را بالاببرد. ولی هنر شیطانی می خواهد: او را زمین گیر کند و بگوید: همین است که هست و: چیز دیگری نیست!(بودور کی وار)

Iranian or: Roman architecture?

The architecture of the church in the Middle Ages shows that everyone is like a stronghold against light! Inside, there are only a few candles, but the architecture of Iran affects it: after the renaissance of large windows, they make up the roof underneath to invite light. Inside it, there are geometric drawings: flowering plants, and in some cases slalomic and miniature ones. They say that Da Vinci did such a painting of oil paintings in the churches as to lose sight of the color of his eyes. Because these lubricants and: ceiling paintings were difficult, and to prevent: color loss in the eye, no method was discovered. Interestingly, this new composition of the church, in Iran as a European architecture project! It was named after the people who wanted to make a change in the construction of the mosque, most notably the al-Jawad mosque in Tehran's 7th Tir Square. Interestingly, even the medieval churches built in the form of a castle were a simple notion of Iranian architecture: during the Sassanid era, and most of them had thick walls and congresses. This, of course, is natural, because the people's movement in: the countries that make use of their plans. But it's important that he should not be Eline, he lost his culture and either owes everyone to the culture of others. The cultural mix between Iran and other countries goes back to time. Iranians have been considered as the center of the world due to their geopolitical position: the East and West of the world began from Iran! In the words of architectural mappers, the point of all the maps of Mount Damavand was Ax. North Damavand was the north for the entire world! The south was south, the east of those Asian countries and the west of the western countries! For this reason, Iranians were the inhabitants of the world. But other countries were constantly on the move to find: farms and better bio-facilities, and most of them: have invaded Iran! But the cultural and historical richness of Iran has prompted the attackers to defend Iran's culture and science and knowledge in a short time. And they ask for help from Iran to run their own country. The role of Iranians during the Bani Abbas Arab era was quite clear, and even Turks learned the customs from Iranians. And created dynasties like Ghaznavids or Seljuks. And this relationship has been between Iran and Europe. And since it is closer to our time, it should be: more explored, so that its reciprocal effects do not end in favor of foreigners. Because some are so loose! Whoever knows all of Iranians belongs to: ancient Greece, they even attribute to their Romans even their current woven material! In the works of Persepolis and the pre-Islamic era, Iranian architects tried to: understand mankind in God, so that for all human beings and symbols, they had double wings! All Achaemenid men have head to ground, but have two wings that raise them, or they ask them to pay attention to the sky. But in the new and Western architecture, a man with a heavy backpack! The cane is painted in the shoes at the foot of the foot, while the head is hovering over it! That is, he tries him to be God-given to the earth, the Qur'an says: "Are you clinging to the ground and saying in another place: Good words go up to God. The philosophy of art in architecture is in Islam and in Iran. That is, mankind is elevated, but evil art wants to stumble upon him and say: that is what it is: there is nothing else!

الهندسة المعمارية الإيرانية أو الرومانية؟

بنية الكنيسة في العصور الوسطى تبين أن الجميع هو مثل معقل ضد الضوء! في الداخل، هناك سوى عدد قليل من الشموع، ولكن الهندسة المعمارية من إيران يؤثر عليه: بعد نهضة النوافذ الكبيرة، فإنها تشكل السقف تحت لدعوة الضوء. داخله، هناك رسومات هندسية: النباتات المزهرة، وفي بعض الحالات، السلافية و: مصغرة منها. يقولون أن دا فينشي لم مثل هذه اللوحة من اللوحات الزيتية في الكنائس لتغيب عن باله من لون عينيه. لأن هذه مواد التشحيم و: لوحات السقف كانت صعبة، ومنع: فقدان اللون في العين، لم يتم اكتشاف أي طريقة. ومن المثير للاهتمام، وهذا التكوين الجديد للكنيسة، في إيران كمشروع العمارة الأوروبية! وكان اسمه هو الشعب الذي أراد إجراء تغيير في بناء المسجد، وأبرزها مسجد الجواد في ساحة تير السابعة في طهران. ومن المثير للاهتمام، حتى الكنائس في القرون الوسطى التي بنيت في شكل قلعة كانت فكرة بسيطة من العمارة الإيرانية: خلال العصر الساساني، ومعظمهم من الجدران والمجالس سميكة. وبطبيعة الحال، هذا أمر طبيعي، لأن حركة الشعب في: البلدان التي تستفيد من خططها. ولكن من المهم أن لا يكون إيلين، فقد ثقافته وإما مدينون للجميع لثقافة الآخرين. والمزيج الثقافي بين إيران وبلدان أخرى يعود إلى الزمن. وقد اعتبر الإيرانيون مركزا للعالم بسبب موقفهم الجيوسياسي: بدأ شرق وغرب العالم من إيران! على حد تعبير مصممي الخرائط المعمارية، كانت نقطة جميع خرائط جبل دماوند الفأس. شمال دماوند كان الشمال لجميع أنحاء العالم! كان الجنوب جنوبا، شرق تلك الدول الآسيوية وغرب الدول الغربية! لهذا السبب، كان الإيرانيون سكان العالم. ولكن بلدان أخرى كانت على الدوام على استعداد للعثور على: المزارع ومرافق بيولوجية أفضل، ومعظمها: غزت إيران! ولكن الثراء الثقافي والتاريخي لإيران دفع المهاجمين للدفاع عن ثقافة إيران ومعرفتها ومعرفتها في وقت قصير. وهم يطلبون المساعدة من إيران لإدارة بلادهم. كان دور الإيرانيين خلال عهد بني عباس العربي واضحا تماما، وحتى الأتراك عرفوا العادات من الإيرانيين. وخلقت سلالات مثل الغزنوية أو السلاجقة. وكانت هذه العلاقة بين إيران وأوروبا. وبما أنه أقرب إلى عصرنا، فإنه ينبغي أن يكون: أكثر استكشاف، بحيث لا تنتهي تفاعلاتها لصالح الأجانب. لأن بعضها فضفاضة جدا! كل من يعرف كل الإيرانيين ينتمون إلى: اليونان القديمة، بل أنها تعود إلى الرومان حتى المواد المنسوجة الحالية الخاصة بهم! في أعمال برسبوليس و عصر ما قبل الإسلام، حاول المهندسون المعماريون الإيرانيون: فهم البشرية في الله، حتى أن لجميع البشر والرموز، كان لديهم أجنحة مزدوجة! كل الرجال الأخمينيين يتوجهون إلى الأرض، ولكن لديهم جناحين يرفعونهم، أو يطلبون منهم أن يلتفتوا إلى السماء. ولكن في العمارة الجديدة والغربية، رجل مع ظهره الثقيلة! يتم رسم قصب في الأحذية عند سفح القدم، في حين أن الرأس تحوم فوق ذلك! وهذا هو أنه يحاول أن يكون الله تعطى للأرض، القرآن يقول: "هل أنت تشبث الأرض؟" في مكان آخر يقول: كلمات جيدة ترتفع إلى الله، فلسفة الفن في العمارة في الإسلام وفي إيران. الرجل لرفع ولكن يريد الفن الشيطان له مستنقع ويقول: لهذا السبب هناك: لا شيء!

İran və ya Roma mimarisi?

Orta əsrlərdəki kilsənin memarı hər kəsin işıq əleyhinə qala kimi olduğunu göstərir. İçəridə bir neçə şam var, ancaq İranın memarlığı onu təsir edir: böyük pencerelərin arxasınca, işıq işıqlandırmaq üçün çatı altında qalırlar. İçəridə həndəsi şəkillər var: çiçəkli bitkilər və bəzi hallarda slavik və miniatürlər. Da Vinci, kilsələrdəki yağlı boya rəsmlərini gözlərinin rəngini görməməsi üçün belə bir şəkil etdi. Çünki bu yağlar və tavan rəsmləri çətin idi və qarşısını almaq üçün: gözdə rəng itkisi heç bir üsul aşkar edilmədi. Maraqlıdır ki, kilsənin bu yeni tərkibi, İranda Avropa məkanı layihəsi kimi! Məscidin tikintisində dəyişiklik etmək istəyən insanların adını, xüsusilə də Tehranın 7-ci Tür meydanında əl-Cəvad məscidini adlandırdılar. Maraqlıdır ki, hətta bir qala şəklində inşa edilən orta əsr kilsələri İran arxitekturasının sadə bir fikri idi: Sasanilər dövründə və onların əksəriyyəti qalın divarları və kongreləri idi. Əlbəttə ki, bu, təbii ki, xalq hərəkatıdır: onların planlarından istifadə edən ölkələr. Ancaq Elin olmamalı, mədəniyyətini itirmiş və ya hər kəsin başqalarının mədəniyyətinə borclu olması vacibdir. İran və digər ölkələr arasındakı mədəni qarışıqlıq zamanla geri qayıdır. İranlılar dünya geosiyasi mövqeyinə görə dünyanın mərkəzi hesab olunurlar: dünyanın Şərqi və Qərbi İrandan başladı! Arxitektura xəritəçiləri sözləri ilə bütün xəritələrin nöqtəsi Damavand dağı idi. Şimali Damavand bütün dünya üçün şimal idi! Cənub cənub, bu Asiya ölkələrinin şərqi və qərb ölkələrinin qərbi idi! Buna görə İranlılar dünyanın sakinləri idi. Amma digər ölkələr daim tapdılar: təsərrüfatlar və daha yaxşı bio-qurumlar və onların əksəriyyəti: İranı işğal etdi! Ancaq İranın mədəni və tarixi zənginliyi təcavüzkarların İranın mədəniyyətini, elmini və biliklərini qısa müddətdə müdafiə etməsinə səbəb oldu. Onlar öz ölkələrini idarə etmək üçün İrandan kömək istədi. Bani Abbas dövründə İranlıların rolu olduqca aydın idi və hətta türklər də İranlılardan gələn kökləri öyrəndilər. Qəznavilər və ya Səlcuqlar kimi sünnilər yaradılıb. Bu əlaqələr İranla Avropanın arasındadır. Və vaxtımıza daha yaxın olduğundan, bu, daha çox araşdırılmalı və onun qarşılıqlı təsiri əcnəbilərin xeyrinə bitməməlidir. Bəziləri çox boş olduğundan! Bütün iranlıları bilənlər: qədim Yunanıstan, hətta onların Romalılarına onların əqli düşüncələrini aid edirlər! Persepolis əsərlərində və İslam əvvəli dövründə İranlı mimarlar: Allahı insanları Allahla başa düşə bilsinlər ki, bütün insanlar və simvolları üçün ikiqat qanadı var! Bütün Əhəmənnəm kişiləri yerə qalxdılar, ancaq onları yüksəldən iki qanadı var və ya göyə diqqət göstərmələrini xahiş edirlər. Ancaq yeni və qərb arxitekturasında ağır bir sırt çantası olan bir adam! Qoç ayağın ayağında ayaqqabılarla boyanır, başı üzərinə gedir! Yəni, Allahın yer üzünə verilməsi üçün çalışır, Qurani-Kərim deyir: "Siz yerə yapışır və başqa bir yerdə deyirsiniz: Yaxşı sözlər Allaha tərəf yönəldilir, mimarlıkta sənət fəlsəfəsi İslamda və İranda. Yəni bəşəriyyət yüksəlmişdir, lakin pis sənət onun üzərinə büdrəmək istəyir və deyir: bu nədir ki, başqa bir şey yoxdur!

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۳۵ نظر(0)

بیماری خیلی سالم ها!

روزی کودکی بربام خانه ای ایستاده بود، مردی براو بانگ زد: برو عقب می افتی! او از ترس آنقدر عقب رفت که: از آن طرف بام افتاد و مرد! این داستان کسانی است که یا افراط می کنند یا تفریط، و به یکی از این راهها هم می میرند! دکتر سلطان زاده در انجمن ام اس  در هتل اسپیناس گفت: «بیماری ام اس برای آنهایی است که: تا حالا بیمار نشدند! زیرا بیماری باعث تقویت: سیستم دفاعی بدن می شود» اشخاص یا خانواده هایی که برای رهایی از درد بیماری، آن را با داروها دفع می کنند، جلوی فعالیت دفاعی بدن را می گیرند، به همین دلیل سیستم بیکار شده، بصورت انفعالی، یا فعال دفعی! ظاهر می شود. یعنی یا اینکه سیستم ایمنی بدن، خودش آنتی بادی شده، و میکرب بدن می شود، و با حملات ناگهانی شخص را فلج می کند! و یا اینکه در اثر تنبلی، در مقابل یک سرما خوردگی هم، قدرت دفاع خود را از دست می دهد. در حالت اول ام اس هست، در حالت دوم ایدز. لذا برای جلو گیری از هر دو نوع بیماری، باید با تب یا سرما خوردگی ساخت! و زیاد ناراحت نشد. مثلا بچه شما تب می کند، فوری با دارو او را تسکین ندهید! بگذارید بدن او مبارزه کند و: بر ویروس بیماری پیروز شود. به همین دلیل بیماری ایدز یا ام اس، بیشتر مربوط به کسانی است که: متمدن تر و مرفه تر هستند، به قول امروزی، پاستوریزه هستند! و از هر بیماری قبلی مبرا می باشند. در اجتماع هم همینطور است: افراط و تفریط هردو ممکن است: جامعه را به پرتگاه ببرد و بهترین راه، راه تعادل یا اعتدال است (خیر الامور اوسطها) چنانچه حضرت علی ع میفرماید( الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطا هی الجاده) که چپ و راست رفتن اشتباه است، و راه اصلی همان راه وسط است. قرآن هم می فرماید: خداوند شما را امت وسط قرار داد (و جعلناکم امتا وسطا) البته در تعریف امت وسط هم، نباید تفسیر به رای شود: هرکس خود را وسط بداند! و دیگران را چپ و راست بخواند. بلکه بر عکس، باید قران و احکام آن و مجریان و مفسران آن را، امت وسط بدانیم و بقیه را که: از انها پیشی می گیرند یا عقب می مانند و: یا به چپ و راست می روند، منحرف  بدانیم. مثلا در زمان ما، گروههای سیاسی زیادی خود را چپ می خوانند، و طرف مقابل را راستگرا می دانند. براساس تاریخ مجلس فرانسه، مخالفان دولت یا فراکسیون مخالف، در سمت چپ می نشستند، و خود را چپگرا می دانستند. ظهور انقلاب اسلامی به این دو دستگی خاتمه داد: و شعار نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را مطرح کرد. این شعار مترقی که برگرفته از: آیات قران هم هست:( سوره نور: لاشرقیه و لاغربیه) بسرعت جای خود را در بین مردم باز کرد. ولی قدرت های چپ و راست، این را باور نکردند! آنها دنیا را بر دو دسته تقسیم کردند: یا با ما، یا برعلیه ما! گفتند: کسی که با ما نیست، برعلیه ما است. طبیعتا مزدوران آنها هم، به همین معتقد هستند. لذا برای حفظ ایران از دست کمونیست ها! به کسانی که آمریکایی هستند، یا تابعیت آنجا را دارند! متوسل می شوند. آمریکایی ها هم برای دشمنان خود، نامی جز کمونیست یا به تعبیر امروزی: تروریست نمی شناسند، یا نمی خواهند یشناسند. این جدا سازی ها در اقتصاد و سیاست و فرهنگ و: همه ابعاد بشری خود را نشان می دهد. سینمای راستگرایان، با سینمای چپ گرایان فرق می کند! کتب آنها تفاوت می کند. اما هردو اینها در مقابل اسلام متحد هستند! به گفته استاد شهید مطهری: امپریالیسم و کمونیزم دو لبه یک قیچی هستند، که می خواهند اسلام را قطع کنند. اما انتخاب مردم جهان، راهی برای آنها باقی نگذاشت و: دیدیم که یک تیغه آن از بین رفت، و تیغه دوم هم در حال ازبین رفتن است. وبرای این کار به همت: راهپیمایان تسخیر واشنگتن نیاز است.

Very Sick!

One day, a child stood by my house, a brave man exclaimed: Go back! He went back so afraid that he fell from the side of the roof and died! This is the story of those who either exaggerate or die, and die in one of these ways! Dr. Soltanzadeh said in the MSS forum at Spinase Hotel: "MS is a disease for those who: have not been ill!" Because the disease strengthens: the body's defense system. "Individuals or families who get rid of pain relieve it with medications, prevent their defense activity, which is why the system is idle, passive or active Excuse! Appears. Namely, the body's immune system itself becomes antibodies and germs, and cripples the person with sudden attacks! Or, as a result of laziness, in the face of a cold, it loses its power of defense. In the first case, there is MS, in the second case AIDS. Therefore, to prevent both types of disease, you should develop fever or cold! And not much upset. For example, your baby fever, do not relieve him immediately! Let his body fight and: win the disease virus. For this reason, AIDS or MS is more related to those who are more civilized and more prosperous, as they are today, are pasteurized! And are forbidden from any previous illness. It is also in the community: Extreme extremism may either: take society to the abyss, and the best way is the path to equilibrium or moderation. If Imam Ali says that the left and the right are going wrong, and the main way is the middle way. The Qur'an also says: "The Lord has made you the midst of the Ummah. However, in defining the Ummah in the middle, one should not be interpreted: everyone knows in the middle! And read others left and right. On the contrary, we must recognize the Qur'an and its rulings and its followers and commentators, the middle Ummah, and the rest who: they overtake or retreat from them: either go to the left and right, to pervert. For example, in our time, many political groups call themselves left, and they see the other side as the right. According to the French parliament's history, opponents of the government or the opposition were left on the left, and they considered themselves to be left-wingers. The emergence of the Islamic Revolution ended in two forms: the slogan of nine eastern and western states of the Islamic Republic. This progressive slogan derived from the Qur'anic verses also quickly opened its doors to the people. But the left and right powers did not believe it! They divided the world into two categories: either with us, or against us! They said: "Whoever is with us is against us." Naturally, their mercenaries also believe in it. So to keep Iran from the hands of the Communists! To those who are Americans, or citizenship there! Resorting to. The Americans also call their enemies a Communist or, as they say, today: they do not know the terrorists or they do not want to know. These divisions in economics, politics, and culture show all their human dimensions. Right-wing cinema differs from leftist cinema! Their books are different. But both of these are united against Islam! According to Shahid Motahari's professor, imperialism and communism are two-edged scissors who want to cut off Islam. But the choice of the people of the world did not leave a way for them: we saw that a blade was destroyed, and the second blade was already dying. And to do this, we need the marchers to conquer Washington.

مريض جدا!

يوم واحد، وقفت الطفل بيتي، هتف رجل شجاع: العودة! عاد مرة أخرى خوفا من أنه سقط من جانب السقف وتوفي! هذه هي قصة أولئك الذين إما المبالغة أو يموتون، ويموت في واحدة من هذه الطرق! وقال الدكتور سلطانزاده في منتدى مس في فندق سبيناز: "مرض التصلب العصبي المتعدد هو مرض لأولئك الذين: لم يكن مريضا!" لأن هذا المرض يقوي: نظام دفاع الجسم ". الأفراد أو الأسر التي تتخلص من الألم تخففها بالأدوية، وتمنع نشاطها الدفاعي، وهذا هو السبب في أن النظام خامل أو سلبي أو نشط مطرح! يبدو. وبصفة خاصة، يصبح الجهاز المناعي للجسم نفسه أجسام مضادة وجراثيم، ويشل الشخص بهجمات مفاجئة! أو، نتيجة للكسل، في مواجهة البرد، فإنه يفقد قوته للدفاع. في الحالة الأولى، هناك مرض التصلب العصبي المتعدد، في الحالة الثانية الإيدز. لذلك، لمنع كلا النوعين من المرض، يجب عليك تطوير الحمى أو البرد! وليس بالضيق كثيرا. على سبيل المثال، حمى طفلك، لا تخفيف له على الفور! السماح له الجسم القتال و: الفوز فيروس المرض. لهذا السبب، فإن مرض الإيدز أو مرض التصلب العصبي المتعدد هو أكثر ارتباطا لأولئك الذين هم أكثر حضارية وأكثر ازدهارا، كما هي اليوم، هي المبستر! ويحظر عليهم أي مرض سابق. بل هو أيضا في المجتمع: التطرف المتطرف قد إما: اتخاذ المجتمع إلى الهاوية، وأفضل طريقة هي طريق التوازن أو الاعتدال، وإذا قال الإمام علي أن اليسار واليمين تسير على خطأ، والطريقة الرئيسية هي الوسيلة الوسطى. القرآن يقول أيضا: "لقد جعلك الرب وسط الأمة، ومع ذلك، في تعريف الأمة في الوسط، لا ينبغي أن يفسر المرء: الجميع يعلم في الوسط! وقراءة الآخرين اليسار واليمين. على العكس من ذلك، يجب أن نعترف بالقرآن وأحكامه وأتباعه ومعلقيه، والأمة الوسطى، والبقية الذين: يتغلبون عليها أو يتراجعون منها: إما يذهبون إلى اليسار واليمين، للتراجع. على سبيل المثال، في الوقت الحاضر، العديد من الجماعات السياسية تسمى نفسها اليسار، ويرون الجانب الآخر هو الحق. ووفقا لتاريخ البرلمان الفرنسي، ترك معارضو الحكومة أو المعارضة على اليسار، واعتبروا أنفسهم من اليسار. وانتهى ظهور الثورة الإسلامية في شكلين: شعار تسع ولايات شرق وغربية في الجمهورية الإسلامية. هذا الشعار التدريجي المستمد من الآيات القرآنية فتح أيضا أبوابه للشعب. ولكن القوى اليسرى واليمنى لم يصدق ذلك! لقد قسموا العالم إلى فئتين: إما معنا، أو ضدنا! قالوا: "من هو معنا ضدنا". وبطبيعة الحال، يؤمن المرتزقة بهم أيضا. حتى تبقى إيران من أيدي الشيوعيين! بالنسبة لأولئك الأميركيين، أو المواطنة هناك! اللجوء إلى. كما يدعي الأمريكيون أعدائهم الشيوعيين، أو كما يقولون اليوم: أنهم لا يعرفون الإرهابيين أو أنهم لا يريدون أن يعرفوا. هذه الانقسامات في الاقتصاد والسياسة والثقافة تظهر جميع أبعادها الإنسانية. السينما اليمينية تختلف عن السينما اليسارية! كتبهم مختلفة. ولكن كلاهما متحدان ضد الإسلام! وفقا لأستاذ شهيد مطهري، الإمبريالية والشيوعية مقصان ذو حدين يريدان قطع الإسلام. ولكن اختيار شعوب العالم لم يترك طريقا لهم: رأينا أن شفرة قد دمرت، والنصل الثاني كان يموت بالفعل. ولكي نفعل ذلك، نحن بحاجة إلى المسيرة لقهر واشنطن.

Çox xəstə!

Bir gün mənim evimdə bir uşaq durdu, cəsur bir adam dedi: "Geri qayıdın! O, çox qorxdu ki, damın yanından düşüb öldü! Bu, şişirtmək və ya ölmək və bu yollardan birində ölmək istəyənlərin hekayəsidir! Dr. Soltanzadə Spinase Hotel-də MSS forumunda dedi: "MS xəstə olmadıqları üçün bir xəstəlikdir!" Çünki gücləndirilməsi "narkotik ilə ağrı yardım üçün fiziki və ya ailə dəf immun sistemi, bədənin müdafiə inhibitor ilə iş passiv və ya aktiv, niyə sistemi, işsiz Bağışlayın! Görünür. Bətnin immun sistemi özü antikor və mikroblara çevrilir və qəfil hücumları olan insanları zədələyir! Ya da, tənbəllik nəticəsində, soyuqluq qarşısında müdafiə gücünü itirir. Birinci halda MS ikinci, AİDS var. Buna görə, hər iki növ xəstəliyin qarşısını almaq üçün ateşi və ya soyuqluğu inkişaf etdirməlisiniz! Və çox kədərlənmir. Məsələn, körpə atəşi, onu dərhal azad etmə! Onun bədəni mübarizə etsin və: xəstəliyin virusunu qazan. Bu səbəblə QİÇS və ya birdən çox skleroz üçün bu gün etibarilə daha firavan, daha sivil olan ən pasterizə edilir! Hər hansı əvvəlki xəstəlikdən qadağan edilir. Və başqalarını sol və sağ oxuyun. Məsələn, bizim dövrümüzdə bir çox siyasi qruplar özlərini sola çağırırlar və digər tərəfi sağ olaraq görürlər. Fransa parlamentinin tarixinə görə, hökumətin və ya müxalifətin opponentləri solda qaldılar və özlərini sol qanadları hesab etdilər. İslam İnqilabının ortaya çıxması iki formada sona çatdı: İslam Respublikasının 9 Şərq və Qərb dövlətinin şüarı. Qurani ayələrdən əldə edilən bu mütərəqqi şüar da qapılarını xalqa tez açdı. Lakin sol və sağ güclər inanmadılar! Onlar dünyanı iki kateqoriyaya bölürdü: ya bizimlə, ya da bizə qarşı! Onlar dedilər: "Kim bizimlədirsə, bizə qarşıdır". Təbii ki, onların paralıları da ona inanırlar. İranı kommunistlərin əlindən tutmaq! Amerikalılar və ya vətəndaşlıq var! Resorting etmək. Amerikalılar həmçinin düşmənlərini Kommunist və ya bu gün dedikləri kimi çağırırlar: terroristləri bilmirlər və ya bilmək istəmirlər. İqtisadiyyat, siyasət və mədəniyyətdə bu bölmələr bütün insan ölçülərini göstərir. Sağ cinayə sol cinayədən fərqlənir! Onların kitabları fərqlidir. Ancaq bunların hər ikisi İslam qarşı birləşir! Şahid Motahari'nin professoruna görə, imperializm və kommunizm İslamı kəsmək istəyən iki ayaqlı qayçıdır. Bunu etmək üçün, Vaşinqtonu fəth etmək üçün marşrutlara ehtiyacımız var.

 

همایش های بی نتیجه.

جشن ها و همایش هایی که بانک ها برگزار می کنند، از تیررس هر منتقدی به دور است! زیرا همه خبرنگاران و اهل قلم دعوت نمی شوند، و تعداد معدودی هم که دعوت می شوند، یا سکه و اهدایی می گیرند! و یا شکمشان پر می شود از نان ربوی. اما اگر یک بررسی مختصری هم انجام بگیرد، خواهیم دید این همایش فقط برای: خود بانکها نتیجه دارد، چون می توانند هر روز نرخ بهره ها را بالا ببرند. و این همه ولخرجی ها برای آن است که: از اسلام پوششی برای عملیات بانک ربوی بسازند! و باخیال راحت به بهانه وام، فعالان اقتصادی را شناسایی و: بعدا به دلایل بهره ها و دیرکرد و جرائم، آنها را دستگیر و زندانی کنند. که این امر یعنی خودکشی و: حذف فیزیکی قدرت های فعال جامعه: در سطوح اقتصادی است. تا کنون از شورای فقهی بانکها، برای توجیه بهره های بالا استفاده می کردند! اخیرا که انتقاداتی به شورای فقهی شده، آنها در هیچ یک از مناظره ای حاضر نشدند. یکی از منتقدان گفته که« فقیه باید اول پول را بشناسد، تا بتواند راجع به آن نظر بدهد. نه اینکه از اقتصاد دان بپرسد» و براساس توجیهات او نظر اسلامی را بیان کند. زیرا اقتصاد دانان ایرانی، همگی گرین کارت دارند و دو تابعیته هستند. کسانی که دو تابعیته هستند، معلوم است که تابعیت دوم را خیلی دوست داشته اند که: حاضر شدند از ملیت آبا و اجدادی خود صرف نظر کنند. و این علاقه آنها به تابعیت دوم، که همان تابعیت آمریکایی است، اجازه نمی دهد اصلا به فکر اسلام باشند. از نظر آنها ایرانیان و مسلمانان، یک مشت تروریست هستند و: از اقتصاد و پول سر در نمی اورند! لذا هرچه به آنها گفته شود می پذیرند. فلسفه اسلامی پول مانند: تئوری های دست نخورده و اولیه اقتصادی، یک وسیله مبادلاتی است. اما اقتصاد پیشرفته یا افراد غیر مومن، از پول هدف ساخته اند! یعنی افزایش صفر های عدد موحودی آنها مهم است، نه اینکه آن را از کجا آورده اند. این به آن معنی است که ما به دزدان! احترام بگذاریم چون: اموال زیادی دارند ولی این اموال را، از راه دزدی و غارت و چپاول به دست آورده اند. ولی آنها این را قبول ندارند و میگویند: مسایل سیاسی یا مذهبی را، داخل اقتصاد نکنید! آنها معتقدند زمین مال قیصر است و: آسمان برای خدا! یعنی در زمین نباید از خدا صحبت کرد، و از حاکمیت خدا دفاع نمود. باید در آسمان ها باخدا صحبت کنید. هنوز هم در ته صحبت های این اقتصاد دانان، همین است که ما خدا را از زمین با زحمت دور کردیم! و به اسمان ها فرستادیم چرا شما، می خواهید دوباره او را به زمین برگردانید! الان شورای فقهی مثلا: حجت الاسلام حسن نظری، چه حرفی میتواند در مقابل دکتر نهاوندی، مشاور اقتصادی رئیس جمهور داشته باشد؟ یا سید عباس موسویان چه چیزی در مقابل: آقای نوبخت می تواند بگوید؟ همه تریبون ها در اختیار اقای نوبخت است، و او بالاتر از یک مجتهد رای صادر می کند که: عملیات بانک ها ربوی نیست! کدامیک از اعضای فقهی جرات می کنند: حرفی بزنند یا مصاحبه ای خلاف انجام دهند؟ زیرا  شرط وجودی آقایان در شورای فقهی! تایید عملکرد بانک ها است، زیرا همه آنها به حکم رئیس کل بانک مرکزی منصوب می شوند! و با یک دست خط هم میشود: آنها را برکنار کرد. لذا همه سازوکار ها دیده شده، یا خریداری شده! تا صدایی از جایی بلند نشود. اگر کسی هم حرفی زد، گوش شنوایی نباشد و بایکوت شوند. آنها را شوخی! تلقی کرده و اظهار نظر های شخصی و: بی اهمیت جلوه دهند. اما تا کی می خواهند به این کار ادامه بدهند؟ آیا نمی ترسند از روزی که مانند: اوایل انقلاب مردم بانکها را آتش بزنند؟ به نظر می رسد هم انقلابی بودن، و هم آتش به اختیار بودن، حکمش قبلا صادر شده است!

Consequent Conferences.

The celebrations and conferences held by the banks are out of control of any critic! Because not all journalists and writers are invited, and there are only a few who are invited, or coins and donations! Or their belly is filled with bread. But if a brief survey is done, we will see this conference only for the banks themselves, because they can raise interest rates on a daily basis. And all this exhausting is to: Build Islam from the cover of Operation Rebab Bank! And it's easy to identify economic activists on the pretext of a loan, and then arrest and imprison them for reasons of profits and delinquency and crimes. This means suicide and: the physical removal of the active powers of society: at the economic level. So far, the banks have been using the jurisprudence council to justify the high interest! Recently, with criticism of the Islamic Jurisprudence Council, they did not attend any of the debates. One critic has said that "the jurisprudent must first recognize the money, so that he can comment on it. Not to ask the economist "and, based on his justifications, expresses the Islamic point of view. Because Iranian economists are all green and have two nationalities. Those who are dual citizenship, it turns out, have liked the second nationality: they were willing to abandon their ancestral nationalities. And their interest in second citizenship, which is the same American citizenship, does not allow them to contemplate Islam at all. In their view, the Iranians and the Muslims are a handful of terrorists: they do not have the economy and money! So whatever they say, they will be accepted. Islamic philosophy of money, such as the intact and basic economic theories, is a means of exchange. But the advanced economy or non-believers have made the money! That is, increasing the number of their number is important, and not where it was brought from. This means that we are robbers! Respect because they have a lot of property, but they have gained these property through the theft and robbery and robbery. But they do not accept this and say: Do not invest in the political or religious issues! They believe the land is the property of Qaisar and: heaven for Allah! That is, in the land he should not speak of God, and he defended the sovereignty of God. You should talk to the sky in the heavens. It's still at the bottom of the talk of these economists that we have forsaken God from the earth effortlessly! We sent to the hills why do you want to bring him back to earth again! Now, the jurisprudential council, for example: Hojatoleslam Hasan Nazari, what can they say about Dr. Nahavandi, the president's economic advisor? Or Sayyid Abbas Mousavian What's in front of: Mr. Nobakht can say? All tribunes are in the hands of Nobakht, and he will issue a higher than a mujtahid vote: Operation of banks is not rampage! Which members of the jurisprudence are daring to say something or make an interview? Because the condition of the existential of the gentlemen in the council of jurisprudence! The confirmation of the performance of the banks is because they are all appointed by the order of the head of the central bank! And with a handwriting: they dismiss them. So all the mechanisms are seen or bought! Do not get upright. If someone spoke, do not listen and be boycotted. Make them joke! Consider personal comments and make them unimportant. But how long will they continue to do this? Do not be afraid of the day when, like the early days of the people's revolution, the banks burned the banks? It seems both revolutionary, and fire is arbitrary, its ruling has already been issued!

المؤتمرات اللاحقة.

الاحتفالات والمؤتمرات التي تعقدها البنوك هي خارجة عن سيطرة أي ناقد! لأن ليس كل الصحفيين والكتاب مدعوون، وهناك سوى عدد قليل من المدعوين، أو النقود والتبرعات! أو بطنهم مملوء بالخبز. ولكن إذا تم إجراء مسح موجز، وسوف نرى هذا المؤتمر فقط للبنوك أنفسهم، لأنها يمكن أن ترفع أسعار الفائدة على أساس يومي. وكل هذا مرهق هو: بناء الإسلام من غلاف عملية بنك ريباب! وقرض ذريعة مريحة وهمي ورجال الأعمال على تحديد وفي وقت لاحق لأسباب الفائدة والرسوم والغرامات المتأخرة، تعتقل وتسجن لهم. وهذا يعني الانتحار و: الإزالة المادية للسلطات النشطة للمجتمع: على المستوى الاقتصادي. وحتى الآن، كانت البنوك تستخدم مجلس الفقه لتبرير مصلحة عالية! في الآونة الأخيرة، مع انتقاد مجلس الفقه الإسلامي، لم يحضروا أي من المناقشات. وقال أحد الناقدين إن "الفقه يجب أن يعترف أولا بالمال، حتى يتمكن من التعليق عليه. ألا يسأل الخبير الاقتصادي "، ويعبر عن وجهة نظره الإسلامية، استنادا إلى مبرراته. لأن الاقتصاديين الإيرانيين جميعا خضراء ولها جنسيتان. وقد اتضح أن من يحملون الجنسية المزدوجة قد أحبوا الجنسية الثانية: كانوا على استعداد للتخلي عن جنسيات أجدادهم. واهتمامهم بالمواطنة الثانية، وهي نفس الجنسية الأمريكية، لا تسمح لهم بالتفكير في الإسلام على الإطلاق. في رأيهم، الإيرانيين والمسلمين حفنة من الإرهابيين: ليس لديهم الاقتصاد والمال! لذلك مهما قلت، أنها سوف تكون مقبولة. الفلسفة الإسلامية للمال، مثل النظريات الاقتصادية السليمة والأساسية، هي وسيلة للتبادل. ولكن الاقتصاد المتقدم أو غير المؤمنين جعلوا المال! وهذا يعني أن زيادة عددهم مهم، وليس من حيث جلبت منه. وهذا يعني أننا لصوص! الاحترام لأن لديهم الكثير من الممتلكات، لكنها اكتسبت هذه الممتلكات من خلال السرقة والسطو والسرقة. لكنهم لا يقبلون ذلك ويقولون: لا تستثمر في القضايا السياسية أو الدينية! وهم يعتقدون أن الأرض ملك لقصر و: السماء لله! أي في الأرض لا ينبغي أن يتكلم عن الله، ودافع عن سيادة الله. يجب أن تتحدث إلى السماء في السماء. لا يزال في الجزء السفلي من الحديث عن هؤلاء الاقتصاديين أننا قد تخلى الله عن الأرض دون عناء! أرسلنا إلى التلال لماذا تريد إحضاره مرة أخرى إلى الأرض مرة أخرى! الآن إن مجلس مجمع الفقه المثال: حجة الاسلام حسن نظري، ماذا يمكن أن يقول الدکتور نهاوندی ، المستشار الاقتصادي للرئيس أن يكون؟ أو سيد عباس موسويان ماذا أمام السيد نوبخت؟ في وقت لاحق من القاضي يحكم جميع المنصات للسيدالنوبخت ، وقالت إن العملية ليست انتقد بنوك الربا! أي من أعضاء الفقه جريئة أن يقول شيئا أو إجراء مقابلة؟ لأن شرط الوجود من السادة في مجلس الفقه! التأكيد على أداء البنوك هو لأنها كلها تعين بأمر من رئيس البنك المركزي! ومع الكتابة اليدوية: أنها رفض لهم. لذلك ينظر إلى جميع الآليات أو اشترى! لا تستقيم. إذا تحدث شخص ما، لا تستمع وتقطعه. جعلها نكتة! النظر في التعليقات الشخصية وجعلها غير مهمة. ولكن كم من الوقت سوف تستمر في القيام بذلك؟ لا تخافوا من اليوم الذي أحرقت فيه البنوك، مثل الأيام الأولى لثورة الشعب؟ يبدو على حد سواء الثورية، والنار تعسفي، وقد صدر حكمها بالفعل!

Sonrakı Konfranslar.

Banklar tərəfindən təşkil edilən qeyd etmələr və konfranslar tənqidçilərin nəzarəti altındadır! Çünki bütün jurnalistlər və yazıçılar dəvət olunmur, yalnız dəvət olunan bir neçə nəfər və ya pullar və bağışlar var! Yoxsa qarınları çörək ilə doldurulur. Ancaq qısa bir araşdırma edilərsə, biz bu konfransı yalnız bankların özləri üçün görəcəyik, çünki onlar gündəlik faiz dərəcələrini yüksəldə bilərlər. Bütün bunlar yorulmaqdadır: İslamı Əməliyyat Rebab Bankının örtüsündən qurun! İqtisadi aktivistləri kreditin bəhanəsi iləəyyənləşdirmək asan olur, sonra da mənfəət, cinayət və cinayətlər səbəbi ilə onları həbs və həbs edirlər. Bu, intihar deməkdir və: cəmiyyətin fəal səlahiyyətlərinin fiziki aradan qaldırılması: iqtisadi səviyyədə. Bu günə qədər banklar yüksək faizləri haqq qazandırmaq üçün hüquq mühafizə şurasından istifadə edirlər! Bu yaxınlarda İslam Hüquqşünaslıq Şurasını tənqid edərək, heç bir müzakirəyə qatılmadılar. Bir tənqidçi deyib ki, "fəqih ilk olaraq pulları tanıyacaq, ona görə bunu şərh edə bilər. İqtisadçıdan soruşmaq deyil "və onun əsasları əsasında İslam baxımından ifadə olunur. Çünki İran iqtisadiyyatı bütün yaşıl və iki millətə sahibdir. İki vətəndaşlıq olanlar, ikinci vətəndaşlığı xoşlayırlar: atalarının millətlərini tərk etməyə hazırdılar. Eyni Amerika vətəndaşı olan ikinci vətəndaşlığa olan maraq onların İslamı düşünməsinə imkan vermir. Onların fikrincə, İranlılar və Müsəlmanlar bir neçə terroristdir: iqtisadiyyatı və pulları yoxdur! Onların dedikləri hər şeyi qəbul edərlər. Müqayisəli və əsas iqtisadi nəzəriyyələr kimi İslam fəlsəfəsi, bir valyuta vasitədir. Ancaq inkişaf etmiş iqtisadiyyat və ya inanmayanlar pul qazandırdılar! Yəni onların sayının artırılması vacibdir və onun gətirdiyi yerdən deyil. Bu soyğunçu olduğumuz anlamına gəlir! Hörmət edin, çünki çoxlu mal var, amma oğurluq, quldurluq və quldurluq vasitəsilə bu əmlakı qazanmışlar. Ancaq bunları qəbul etmir və deyirlər: Siyasi və ya dini məsələlərə investisiya etməyin! Onlar torpaq Qaysarın əmlakıdır və Allah üçün cənnət olduğuna inanırlar! Yəni, torpaqda Allahdan danışmır və Allahın hökmranlığını qorudu. Göylərdə göylərlə danışmaq lazımdır. Hələ də bu iqtisadçıların söhbətinin altındakı yerdəyik ki, Allahı yerdən sarsıtdıq. Təpələrə göndərdik, niyə təkrar dünyaya gətirmək istəyirsən? İndi, fəqihlər şurası, məsələn: Hojatoleslam Hasan Nazari, prezidentin iqtisadi məsləhətçisi Dr. Nahavandi haqqında nə deyə bilər? Ya Sayyid Abbas Mousavian Önündəki şeylər: Cənab Nobak deyir? Bütün tribunalar Nobaktın əlindədir və o, bir mujtahid səsindən daha yüksək bir nəticə verəcəkdir: Bankların əməliyyatı kükrək deyil! Hüquqşünasın hansı üzvləri bir şey söyləmək və ya müsahibə etmək cəsarətlidir? Çünki məhkəmə şurasında cənabların mövcudluğunun vəziyyəti! Bankların fəaliyyətinin təsdiqi, onların mərkəzi bankın rəhbərinin əmri ilə təyin olunduğu üçündir! Əl yazısı ilə: onlar işdən çıxarırlar. Belə ki, bütün mexanizmlər görüləcək və ya alınır! Dik düzəlməyin. Kimsə danışsa, dinləməyin və boykot edilməyin. Onlara zarafat et! Şəxsi şərhləri nəzərdən keçirin və onları əhəmiyyətsiz hesab edin. Amma nə qədər davam edəcəklər? Xalqın inqilabının ilk günləri kimi, banklar bankları yandıran gündən qorxma? Hər ikisi inqilabi görünür və yanğın özbaşına, hakimiyyəti artıq verilmişdir!

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۶/۱۳۹۶ - ۱۹:۱۱ نظر(0)

شهدا و جانبازان جهانی نباید رها شوند.

سه هزار نفر از مسلمانان، در یک حمله ارتش میانمار کشته شدند! آیا کسی هست که به خانواده های آنان رسیدگی کند؟ یا به مجروحان آن ها کمک رسانی نماید. از نظر ما بنیاد شهید ایران باید شهدا و جانبازان جهانی را، مانند شهدا و جانبازان ایرانی، تحت پوشش قرار دهد. زیرا آنها برای تمدن اسلامی شهید، و در راه خدا کشته شده اند. آنها میتوانستند مثل هزاران مسلمان چینی! یا هندی به دین هندی و بودایی ملحق شوند، نه تنها عزت و مقام و شوکت پیدا کنند، بلکه از آنها بعنوان ابزار تبلیغات استفاده شود، و هر روز در یک سفر و گردش باشند! و میهمان بودائیانی شوند که به شکرانه این کار، در مقابل توتم ها و بت های خودشان قربانی می کنند! و صدقه می دهند. اما آنها دین خدا را ترجیح دادند، و براین امر استقامت کردند تا کشته شدند. طبق نص صریح قران، کسانی که در راه خدا مقاومت کرده و کشته می شوند، مرده نیستند بلکه زنده هستند و نزد خدا روزی دارند. به تبع کسانی که در این راه زخمی شدند، یا تا مرز مرگ رفته اند، دست کمی از شهدا ندارند، بلکه شهید زنده هستند. لذا در اینکه کشته شدگان میانمار هم، مانند کشته شدگان حزب الله یا نوارغزه، شهید محسوب می شوند، اصلا نباید شک کرد. لکن سازو کار کمک به آنها چگونه باشد؟ این امر بسیار روشن است که: انتقام خون آنها و رسیدگی به وضعیت بازماندگان شان، به عهده ولی امر مسلمین می باشد. وقتی گفته می شود: ولی امر مسلمین منظور ولی امر شیعیان، یا اهل سنت نیست بلکه همه مسلمانان، مخصوصا آنهاییکه در راه اسلام جانفشانی کرده اند. لذا فرقی نمی کند که مدعی: ولی امر بودن چه کسی باشد: آنکه در ریاض نشسته و خود را خادم الحرمین می داند! یا آنکه در الازهر است و مدعی: هدایت جهان به سوی اسلام است. چه آنکه در نجف یا اسلام اباد و قم و تهران هست. به همین جهت مثلا در ایران، بنیاد شهید زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری است. زیرا خون شهیدان بالاترین ارزش در اسلام است، و کسی باید از آن پاسداری کند که: به همه ارزشهای اسلام پایبند باشد. و در این امر نباید ملی گرایی و قومیت دخالت کند، مثلا بگویند شهدای ایران! بله رئیس جمهور و یا دولت و مجلس ایران یا هر کشور دیگری ، میتوانند این موضوع را ادعا کنند، چون متعلق به یک مرز هستند، و ادعای جهانی ندارند. اما کسی که ولی امر مسلمین است، این به معنی آنست که توانایی دارد: به تمام مسلمین رسیدگی و از انان سرپرستی، و بر آنان ولایت داشته باشد. البته طبیعی است که به تنهایی، همه این امور را نمیتواند و نباید برعهده بگیرد، بلکه باید در راس هدایت و کنترل: این موضع باشد. در جهانی که هرم سازمانی مشخصی دارد، باید از همان سازوکار ها استفاده شود. مثلا در سازمان ملل، کمیته ای به عنوان رسیدگی به: امور شهدا و جانبازان ایجاد شود. همانطور که برای پناهندگان، این موضوع مورد توجه بوده و: کمیساریای عالی پناهندگان وجود دارد. حتی اشکالی هم ندارد که این بنیاد یا کمیساریا، برای همه ادیان و همه انسان ها باشد(مانند شهدای سیاهپوست یا سرخپوست). و در سرشاخه اسلامی، این موضوع مورد بحث قرار گیرد. اگر در سازمان ملل قدرتی ندارند، در سازمان کنفرانس اسلامی باید چنین موضوعی باشد، و سازمان کنفرانس اسلامی نسبت به: شهدا و جانبازان اسلامی احساس مسئولیت نماید. خلا وجود چنین تشکیلاتی را، در جنگ عرسال می بینیم که: شهدایی از ایران هست، که به خانواده های آنان رسیدگی بیشتری می شود. حتی در مبادله جنگی، یکی از آنها که توسط لبنان باید تحویل گرفته شود، شهید سربریده ایرانی است. که نشان می دهد اهمیت شهدای ایران، دیگران را تحت الشعاع قرار داده، و این امر باید اصلاح شود.

World martyrs and veterans should not be abandoned.

Three thousand Muslims killed in a Myanmar army attack! Is there anyone to handle their families? Or help the wounded. In our view, the Iranian Martyrs Foundation should cover martyrs and veterans of the world, such as Iranian martyrs and veterans. Because they are martyred for Islamic civilization, and they are killed in God's cause. They could have been like thousands of Chinese Muslims! Or Indian to join Indian and Buddhist religion, not only to find dignity and glory, but to use them as a means of advertising, and to travel every day! And the guests of the Buddhists who sacrifice themselves for their totems and idols, thank you! And charity. But they preferred God's religion, and they stood firm until they were killed. According to the Quran, those who resist and die in the cause of God are not dead, they are alive and have a day with God. As a result of those wounded in this way, or to the frontier of death, there are few martyrs, but martyrs alive. Therefore, the deaths of Myanmar, such as those killed in Hezbollah or Gaza Strip, are martyred, should not be doubted at all. But how can they help them? It is very clear that: The revenge of their blood and the treatment of their survivors is the responsibility of the Muslims. When it is said: But the Muslims do not mean the Shi'a or Sunnis, but all Muslims, especially those who have surrendered in Islam. It does not matter, then, that the claimant: Who is the one who is in charge: who is sitting in Riyadh and considers himself a servant of Al-Hurman! Or who is in al-Azhar, claiming to lead the world towards Islam. Whether it is in Najaf or Islamabad, Qom and Tehran. For this reason, for example, in Iran, the martyr Foundation is under the direct supervision of the Supreme Leader. Because the blood of the martyrs is the highest value in Islam, and one must protect it: to adhere to all the values ​​of Islam. And in this case nationalism and ethnicity should not interfere, for example, say that the martyrs of Iran! Yes, the president or the government and parliament of Iran, or any other country, can claim this because they belong to a border and do not have a universal claim. But whoever is the ruler of the Muslims, this means that he has the ability to: take care of all the Muslims, and oversee them, and have authority over them. It is, of course, natural that alone can not and can not take all of these things, but must be at the head of control and control: this is the position. In a world where a pyramid has a specific organization, the same mechanisms should be used. For example, in the United Nations, a committee will be set up to deal with: Martyrs and Veterans Affairs. As for refugees, this issue is being addressed: there is the UNHCR. It is even not a problem for the Foundation or Commissariat to be for all religions and all human beings (such as Black or Indian martyrs). And in the Islamic chapter, this issue will be discussed. If they do not have the power of the United Nations, this should be the case in the Organization of the Islamic Conference, and the OIC will feel responsible to: Islamic martyrs and veterans. In the Arsal War, we see the vacuum of such an organization: there are martyrs from Iran, whose families are being treated more deeply. Even in the war exchange, one of them to be handed over by Lebanon is an Iranian martyr. Which indicates that the importance of martyrs in Iran has overshadowed others, and that this should be corrected.

ولا ينبغي التخلي عن الشهداء العالميين وقدامى المحاربين.

ثلاثة آلاف مسلم قتلوا في هجوم الجيش الميانماري! هل هناك أي شخص للتعامل مع أسرهم؟ أو مساعدة الجرحى. وفي رأينا أن مؤسسة الشهداء الإيرانيين ينبغي أن تغطي الشهداء والمحاربين القدماء في العالم، مثل الشهداء الإيرانيين والمحاربين القدامى. لأنهم استشهدوا للحضارة الإسلامية، وقتلوا في قضية الله. كان يمكن أن يكون مثل الآلاف من المسلمين الصينيين! أو الهندي للانضمام إلى الدين الهندي والبوذي، وليس فقط للعثور على الكرامة والمجد، ولكن لاستخدامها كوسيلة للدعاية، والسفر كل يوم! وضيوف البوذيين الذين التضحية أنفسهم لطوطمهم والأصنام، وذلك بفضل هذا! والجمعيات الخيرية. لكنهم يفضلون دين الله، وقفت ثابتة حتى قتلوا. وفقا للقرآن، أولئك الذين يقاومون ويموتون في سبيل الله ليسوا ميتين، هم على قيد الحياة ويكون يوم مع الله. ونتيجة للجرحى بهذه الطريقة، أو إلى حدود الموت، هناك عدد قليل من الشهداء، ولكن شهداء أحياء. ولذلك، فإن استشهاد موت ميانمار، مثل القتلى في حزب الله أو قطاع غزة، لا ينبغي أن يكون موضع شك. ولكن كيف يمكن أن تساعدهم؟ ومن الواضح جدا أن: الانتقام من دمهم ومعالجة الناجين هم من مسؤولية المسلمين. عندما يقال: ولكن المسلمين لا يعنيون الشيعة أو السنة، ولكن كل المسلمين، وخاصة أولئك الذين استسلموا في الإسلام. ولا يهم، بعد ذلك، أن المطالب: من هو المسؤول: الذي يجلس في الرياض ويعتبر نفسه خادما للهرمان! أو من هو في الأزهر، مدعيا أن يقود العالم نحو الإسلام. سواء كان ذلك في النجف أو إسلام آباد، قم وطهران. ولهذا السبب، على سبيل المثال، في إيران، تخضع مؤسسة الشهيد للإشراف المباشر من المرشد الأعلى. لأن دماء الشهداء هو أعلى قيمة في الإسلام، ويجب على المرء أن يحميها: التمسك بكل قيم الإسلام. وفي هذه الحالة يجب ألا تتدخل النزعة القومية والإثنية، على سبيل المثال، أن شهداء إيران! نعم، يمكن للرئيس أو الحكومة والبرلمان الإيراني، أو أي بلد آخر، أن يدعي ذلك لأنهم ينتمون إلى حدود وليس لديهم مطالبة عالمية. ولكن من هو حاكم المسلمين، وهذا يعني أنه لديه القدرة على: رعاية جميع المسلمين، والإشراف عليها، ولها سلطة عليها. وبطبيعة الحال، من الطبيعي أن وحدها لا يمكن ولا يمكن أن تتخذ كل هذه الأمور، ولكن يجب أن يكون على رأس الاتجاه والسيطرة: هذا هو الموقف. في عالم حيث الهرم له منظمة محددة، ينبغي استخدام نفس الآليات. على سبيل المثال، في الأمم المتحدة، سيتم إنشاء لجنة للتعامل مع: الشهداء وشؤون قدامى المحاربين. وفيما يتعلق باللاجئين، يجري تناول هذه المسألة: هناك مفوضية الأمم المتحدة لشؤون اللاجئين. حتى انها ليست مشكلة للمؤسسة أو المفوضية لتكون لجميع الأديان وجميع البشر (مثل الشهداء السود أو الهنود). وفي الفصل الإسلامي، ستناقش هذه المسألة. وإذا لم تكن لديهم سلطة الأمم المتحدة، فإن ذلك ينبغي أن يكون هو الحال في منظمة المؤتمر الإسلامي، وستشعر منظمة المؤتمر الإسلامي بالمسؤولية تجاه: الشهداء والمحاربين القدامى. في حرب عرسال، نرى فراغ هذه المنظمة: هناك شهداء من إيران، الذين يتم التعامل مع عائلاتهم بشكل أعمق. حتى في التبادل الحربي، أحدهم ليتم تسليمه من قبل لبنان هو شهيد إيراني. مما يدل على أن أهمية الشهداء في إيران قد طغت على الآخرين، وأنه ينبغي تصحيح ذلك.

Dünya şəhidləri və qaziləri tərk edilməməlidir.

Myanma ordusunun hücumunda 3 min müsəlman öldürüldü! Ailələrini idarə etmək üçün hər kəs varmı? Və ya yaralılara kömək edin. İran Şəhidlər Vəqfimiz, şəhidlər və İran şəhidləri və qaziləri kimi dünyanın qazilərini əhatə etməlidir. Çünki İslam mədəniyyəti üçün şəhid olduqları üçün Allahın əmrində öldürüldü. Onlar Çinli müsəlmanlar kimi ola bilərdi! Və ya hind və buddist dinə qoşulmaq üçün yalnız hörmət və şöhrət tapmaq üçün deyil, onları bir reklam vasitəsi kimi istifadə etmək və hər gün səyahət etmək! Totemlər və bütlərə görə özlərini qurban verən buddistlərin qonaqları, sizə təşəkkür edirəm! Və xeyriyyəçilik. Lakin onlar Allahın dinini seçdilər və öldürülənə qədər möhkəm durdular. Qurana görə, Allah yolunda müqavimət göstərən və öləcək olanlar ölməzlər, canlıdırlar və Allahla bir gün var. Bu şəkildə yaralananların, ya da ölüm sərhədinin nəticəsi olaraq, şəhidlər çox azdır, şəhidlər də var. Buna görə Hizbullah və ya Qəzza zolağında öldürülən Myanmarın şəhidləri şəhid edilir, heç şübhə edilməməlidir. Amma necə kömək edə bilərlər? Çox aydındır ki, onların qanlarının intikamı və xilas olanların müalicəsi müsəlmanların məsuliyyətidir. Məlum olduğu zaman: Müsəlmanlar, Şiə və Sünni deyil, bütün müsəlmanları, xüsusilə İslamda təslim olanları ifadə edirlər. O iddiaçıya vacib deyildir: məsul olan kimdir: Riyadda oturan və özünü Həsənin xidmətçisi hesab edir! Yoxsa al-Azharda olan, dünyayı İslama yönəldən iddia. Nəcəfdə, İslamabadda, Qumda və Tehranda olsun. Buna görə, məsələn, İranda Şəhid Vəqfi Ali Rəhbərin birbaşa nəzarəti altındadır. Çünki şəhidlərin qanı İslamda ən yüksək dəyərdir və onu qoruya bilməli: İslamın bütün dəyərlərinə riayət etməlidir. Bu vəziyyətdə milliyyətçilik və etnik mənsubiyyət, məsələn, İran şəhidlərini müdaxilə etməməlidir! Bəli, İranın prezidenti və ya hökuməti və parlamenti və ya başqa bir ölkə bunu iddia edə bilərlər, çünki onlar bir sərhədi tərk edir və universal bir iddia yoxdur. Amma müsəlmanların hökmdarı kimdirsə, o deməkdir ki, o, bütün müsəlmanlara qayğı göstərmək, onlara nəzarət etmək və onlara hakim olmaqdır. Əlbəttə ki, təbii ki, təkcə bu şeylərin hamısını ala bilmir və qəbul edə bilməz, lakin nəzarət və nəzarətin başında olmalıdır: bu, mövqeyidir. Bir piramidin xüsusi bir təşkilata sahib olduğu bir dünyada eyni mexanizmlərdən istifadə edilməlidir. Məsələn, Birləşmiş Millətlər Təşkilatında Şəhid və Qazi İşləri ilə məşğul olmaq üçün bir komitə yaradılacaq. Qaçqınlara gəldikdə, bu məsələyə baxılır: BMT QAK-ı. Vətyət və ya Komissarlığa bütün dinlər və bütün insanlara (Qara və ya Hindistanlı şəhidlər kimi) aid olmağın problemi yoxdur. İslam fəslində bu məsələ müzakirə olunacaq. Əgər onlar Birləşmiş Millətlər Təşkilatının gücünə malik deyilsə, bu, İslam Konfransı Təşkilatında olmalıdır və İKT məsuliyyət daşıyacaq: İslam şəhidləri və qazi. Arsal müharibəsində biz belə bir təşkilatın vacumunu görürük: ailələrindən daha dərindən müalicə olunan İrandan şəhidlər var. Hətta döyüş müharibəsi dövründə Livan tərəfindən ələ keçiriləcək biri də İran şəhididir. İrandakı şəhidlərin əhəmiyyəti başqalarını gölgələşdirdiyini və bunun da düzəldilməsini göstərir.

 

تسخیر واشنگتن  تنها با موج انسانی.

قرار است از امروز تظاهرات سراسری: در آمریکا به مدت ده روز آغاز شود، که قصد اصلی آن تسخیر واشنگتن و: پایین کشیدن ترامپ می باشد. به  گزارش آسوشيتدپرس، اين راهپيمايي‌هاي اعتراضي از شهر شارلوتزويل در: ايالت ويرجينيا شروع و چهارشنبه آينده به واشنگتن خواهد رسيد. البته مدتی است که استیضاح ترامپ مطرح است، ولی کاری از دست دولتی ها بر نمی آید! زیرا که سیستم حکومتی آمریکا نظامی و: مبتنی بر ارتش و سازمان های اطلاعاتی ضد مردمی است. از زمان جنگهای داخلی جنوب و شمال، مشخص شد که حکومت در آمریکا جز: با کشتار مردم بومی و خودی! ادامه نمی یابد. و کسانی که در کشتار سرخپوستان، تجربیات زیادی بدست آورد بودند از این تجربیات: برای کشتار سیاهپوستان و سفید پوستان هم استفاده کردند! از نظر آنها همه مردم آمریکا باید کشته شوند! شعارشان این بود که آمریکایی خوب، یک آمریکایی مرده است! همان شعاری که در مورد سرخپوست ها و یا سیاهپوست ها می دادند. استراتژی آنها هم به همین منوال بوجود آمد: یعنی سرخپوستها را کشتند، تا زمین های آنها راصاحب شوند. لذا یک سرخپوست خوب باید می مرد. بعد نوبت سیاهپوستها رسید! آنها را به دلیل همدلی با سیاهپوستان، مورد هجوم قرار دادند و: لذا سیاه پوست حوب هم سیاهپوست مرده شد. بالاخره نوبت به سفید پوستان رسید: هر سفید پوستی که: یک سیاهپوست یا سرخپوست را نکشته باشد، حامی آنها است! و اینجا بود که گفتند: آمریکایی خوب هم، یک آمریکایی مرده است: و شعار دیگری را هم مطرح کردند: تا آن را تقویت کند: بکش تا زنده بمانی! اکنون ترامپ بعد از اوباما، همه این سناریو ها را تکرار کرد و: چهره نژادپرست خود را نشان داد. به همین دلیل با مقاومت این سه گروه مواجه شده است. حالا منطق بکش تا زنده بمانی! شروع شده اگر ترامپ موفق شود، تا آخر ادامه میدهد و: همه مخالفان خود را از می کشد. اما اگر این سه گروه در مقابل ترامپ ایستادگی کنند، در واقع در مقابل ته مانده های: نژادپرستان آمریکایی قد علم کرده اند. و باید که تردید نکنند و به راه خود ادامه دهند. برای درک اهمیت این موضوع، باید دانست که آمریکا دوران جدیدی را آغاز می کند: که در آن نقش رهبران فعلی کاهش می یابد. در واقع یک انقلاب خاموش را از سر می گذراند. تقریبا یک نهضت ضد میلیتاریستی، در حال شکل گرفتن است که: دیگر ترسی از پلیس مخفی و یا: پلیس و نظامی آشکار ندارد! چه در قالب اف بی آی باشد یا: سازمان سیا و پنتاگون. این نظام جدید بر گرفته از: حرکت مردمی ایران در زمان شاه است. در حالیکه رژیم شاه تا دندان مسلح بود، همه ابر قدرتها پشتیبان او بودند، هیچ راه مقابله نظامی تصور نمی شد: زیرا در هر حرکت نظامی، دست برتر با رژیم شاه و ساواک بود. از اینرو مردم ایران نافرمانی مدنی همگانی را برگزیدند، که روش درستی هم بود. البته شاه بزودی تسلیم نشد، وی دستور کشتار وسیع مردم در 15خرداد1342 و: 17شهریور 1357 را صادر کرد. در اولی، مردم ادامه ندادند و قیام ترسید و سرکوب شد. اما در دومی مردم بی باک شدند و: ترس از خود نشان ندادند و: راه نافرمانی و تظاهرات میلیونی را ادامه دادند: تا به پیروزی رسیدند. آمریکایی ها هم یکبار در نهضت ضد وال استریت، یا قیام 99درصدی شرکت کردند، ولی ازحملات و کشتار اف بی آی ترسیدند، و ادامه ندادند تا فراموش شد! اما این بار باید همه جور وسایل را، باخود همراه داشته باشند! تا  مانند بهمن در برف، با هر متر عبور از ایالت ویرجینیا، بزرگتر و بیشتر شوند! و مانند صاعقه بر کاخ سفید فرود آیند و: کار را یکسره کنند. با این کار تازه دوران ازادی آنها شروع می شود! و51ایالت در زیر چکمه های: افرادی مثل ترامپ له نخواهد شد.

Conquer Washington with the Human Wave.

Today's national demonstrations are set to begin in the United States for ten days, with the main intention of conquering Washington: lowering the tramp. According to the Associated Press, these protest rallies will begin in Charlottesville, Virginia, and will arrive in Washington on Wednesday. Of course, there is a time when Tramp's interrogations are on the table, but nothing goes to the hands of the government! Because the US military system is: military-based and anti-popular intelligence agencies. Since the civil wars in the south and north, it became clear that the government in America, with the killing of indigenous people and insiders! Will not continue. And those who got a lot of experience in the killing of the Indians used these experiences: to kill black and white people! In their view, all American people must be killed! His motto was that a good American is an American dead! The same slogan as the Indians or the Blacks. Their strategy was the same: they killed the Indians, so that their lands could be hailed. So a good Indian should die. Then the black turn came! They were attacked because of sympathy with the blacks, and so the black black hood was dead. Eventually the whites came: Any white skin that did not kill a black man or an Indian is a supporter! And it was here that they said: "A good American is also an American dead: and they put forward another slogan: to strengthen it: Kill to stay alive!" Now Trump, after Obama, repeated all of these scenarios and showed his racist face. For this reason, they face the resistance of these three groups. Now logic to stay alive! Started If Trump succeeds, he continues until the end: and he will kill all his opponents. But if these three groups resist the tramp, they are really against the remains of American racists. And they should not hesitate and continue their journey. To understand the importance of this, we need to know that the United States is launching a new era in which the role of current leaders is reduced. In fact, it is a silent revolution. Almost an anti-militaristic movement is taking shape: it's no longer afraid of the secret police or: it's obvious to the police and military! Whether in the FBI or CIA and Pentagon. This new system is based on: the popular movement of Iran during the Shah's time. While the Shah's regime was armed with teeth, all the superpowers supported him, there was no way to fight the military, because in any military move he was superior to the Shah and Savak regime. Therefore, the people of Iran elected civil disobedience, which was the right method. Of course, the Shah soon did not give up, he ordered the mass killing of the people on June 15, 1993 and on September 17, 1979. At first, people did not continue, and the uprising was feared and suppressed. But in the latter, the people were fearless and: they were not afraid of themselves: and they continued the path of disobedience and a millionth demonstration: they came to victory. The Americans also once participated in the anti-Wall Street movement, or a 99% uprising, but they feared the FBI's assassinations and killings, and did not continue to be forgotten! But this time they have to bring all kinds of equipment together! Make it bigger and bigger like a avalanche in the snow, every mile across the state of Virginia! And like a lightning strike, they will land on the White House and do nothing. With this new release begins their release! And 51 states under the boots: people like trump will not be crushed.

قهر واشنطن مع الموجة البشرية.

ومن المقرر أن تبدأ المظاهرات الوطنية اليوم في الولايات المتحدة لمدة عشرة أيام، مع النية الرئيسية لقهر واشنطن: خفض المشدود. وذكرت وكالة انباء الاسوشيتد برس ان مظاهرات الاحتجاج ستبدأ فى شارلوتسفيل بولاية فرجينيا وستصل الى واشنطن يوم الاربعاء. بطبيعة الحال، هناك وقت عندما استجواب ترامب على الطاولة، ولكن لا شيء يذهب إلى أيدي الحكومة! لأن النظام العسكري الأمريكي هو: وكالات المخابرات العسكرية ومعارضة شعبية. منذ الحروب الأهلية في الجنوب والشمال، أصبح من الواضح أن الحكومة في أمريكا، مع قتل السكان الأصليين والمطلعين! لن تستمر. وأولئك الذين حصلوا على الكثير من الخبرة في قتل الهنود استخدمت هذه التجارب: لقتل الناس الأسود والأبيض! في رأيهم، يجب أن يقتل جميع الشعب الأمريكي! كان شعاره أن أمريكية جيدة هي أمريكية ميتة! نفس الشعار مثل الهنود أو السود. كانت استراتيجيتهم هي نفسها: قتلوا الهنود، حتى يمكن الإشادة بأراضيهم. لذا يجب أن يموت الهندي جيد. ثم جاء بدوره الأسود! تعرضوا للاعتداء بسبب التعاطف مع السود، وهكذا كان غطاء أسود أسود ميت. في نهاية المطاف جاء البيض: أي الجلد الأبيض الذي لم يقتل رجل أسود أو هندي هو مؤيد! وكانوا هنا يقولون: "أميركي جيد، أمريكان ميت". وطرحوا شعارا آخر: تقويته: قتلوا للبقاء على قيد الحياة! الآن ترامب، بعد أوباما، كرر كل هذه السيناريوهات وأظهر وجهه العنصري. ولهذا السبب، فإنهم يواجهون مقاومة هذه المجموعات الثلاث. الآن المنطق للبقاء على قيد الحياة! بدأت إذا نجح ترامب، فإنه يستمر حتى النهاية: وسوف يقتل كل خصومه. ولكن إذا كانت هذه المجموعات الثلاث تقاوم المشاة، فهي حقا ضد بقايا العنصريين الأميركيين. وينبغي ألا يترددوا ويواصلون رحلتهم. ولفهم أهمية ذلك، نحتاج إلى أن نعرف أن الولايات المتحدة تطلق حقبة جديدة ينخفض ​​فيها دور القادة الحاليين. في الواقع، إنها ثورة صامتة. تتشكل تقريبا حركة معادية للعسكرية: لم يعد يخاف من الشرطة السرية أو: من الواضح للشرطة والجيش! سواء في مكتب التحقيقات الفدرالي أو وكالة المخابرات المركزية والبنتاجون. ويستند هذا النظام الجديد إلى: الحركة الشعبية لإيران خلال زمن الشاه. وبينما كان نظام الشاه مسلحا بالأسنان، فقد دعمته جميع القوى العظمى، ولم تكن هناك وسيلة لمحاربة الجيش، لأنه في كل خطوة عسكرية، كان متفوقا على نظام الشاه وسافاك. لذلك، انتخب شعب إيران العصيان المدني، الذي كان الأسلوب الصحيح. وبطبيعة الحال، لم يتخلى الشاه قريبا، فأمر بالقتل الجماعي للشعب في 15 يونيو / حزيران 1993 وفي 17 سبتمبر / أيلول 1977. في البداية، لم يستمر الناس، وكان يخشى الانتفاضة وقمعها. ولكن في هذا الأخير، كان الناس خائفون: ولم يكنوا خائفين من أنفسهم: واستمروا في طريق العصيان والتظاهر المليون: جاءوا إلى النصر. كما شارك الأميركيون مرة واحدة في حركة مكافحة وول ستريت، أو انتفاضة 99٪، ولكنهم يخشون اغتيال مكتب التحقيقات الفدرالي والقتل، ولم يستمر النسيان! ولكن هذه المرة لديهم لجلب جميع أنواع المعدات معا! جعلها أكبر وأكبر مثل الانهيار في الثلج، كل ميل في جميع أنحاء ولاية فرجينيا! ومثل الضربة البرقية، سيهبطون على البيت الأبيض ولا يفعلون شيئا. مع هذا الإصدار الجديد يبدأ إطلاق سراحهم! و 51 دولة تحت الأحذية: الناس مثل الترامبول لن يتم سحقهم.

Vaşinqtonu insan dalğası ilə qovuşdur.

Bugünkü milli nümayişlər ABŞ-da on gündən başlayaraq Vaşinqtonu fəth etmək niyyətindədir: trampu aşağı salır. Associated Press-in verdiyi məlumata görə, bu etiraz aksiyaları Charlottesville, Virginia şəhərində başlayacaq və Çəənbə günü Vaşinqtona gələcək. Əlbəttə ki, Trampun sorgularının masada olduğu bir vaxt var, lakin heç bir şey hökumətin əlinə keçmir! ABŞ hərbi sistemi: hərbi əsaslı və anti-populyar kəşfiyyat orqanlarıdır. Cənub və şimaldakı vətəndaş müharibələrindən bəri, Amerika hökumətinin, yerli əhalinin vəərilərin öldürülməsi ilə aydın oldu! Davam etməyəcək. Və hindilərin öldürülməsində çox təcrübəyə sahib olanlar bu təcrübələri istifadə edirdilər: qara və ağ insanları öldürmək! Onların fikrincə, bütün Amerika xalqının öldürülməsi lazımdır! Onun şüarı yaxşı bir Amerika Amerika ölü idi! Indians və ya Blacks kimi eyni şüar. Onların strategiyası eyni idi: onlar hindilərini öldürdilər, torpaqları salamlaşdılar. Yaxşı bir yaxşı Hind öləcək. Sonra qara növbə gəldi! Qara qardaşları ilə səmimiyyətə görə hücum edildi və qara qara başlıq ölü idi. Nəhayət ağlar gəldi: qara adam və ya bir Hindli öldürməyən hər hansı bir ağ ciyər tərəfdardır! Və burada dedilər: "Yaxşı bir Amerika, bir Amerika öldü". Onlar başqa bir şüar atdılar: gücləndirmək üçün: Diri qalmaq üçün öldürün! İndi Trump, Obamanın ardından bütün bu ssenariləri təkrarladı və irqçi üzünü göstərdi. Bu səbəblə, bu üç qrupun müqaviməti ilə qarşılaşırlar. İndi sağ qalmaq üçün məntiq! Başladı Trump müvəffəq olsa, o sonuna qədər davam edir və bütün rəqiblərini öldürəcək. Amma bu üç qrup trampya qarşı çıxsa, onlar həqiqətən Amerika irqçilərinin qalıqlarına qarşıdırlar. Və onlar tərəddüd və səyahət davam etdirməlidir. Bunun əhəmiyyətini anlamaq üçün ABŞ-ın yeni rəhbərlik rolunun azaldıldığı yeni bir dövr başlamasını bilməliyik. Əslində səssiz bir inqilabdır. Hətta demək olar ki, bir anti-militarist hərəkat formalaşır: gizli polis artıq qorxmur və ya: polisə və hərbi üçün aydındır! FBI, CIA və Pentaqon olsun. Bu yeni sistem əsas götürülür: Şah dövründə İranın xalq hərəkatı. Şah rejimi dişlərlə silahlanmış olsa da, bütün böyük dövlətlər onu dəstəkləmişdilər, hərbçilərlə döyüşmək üçün bir yol yox idi, çünki hər bir hərbi hərəkətdə Şah və Savak rejimi üstün idi. Buna görə İran xalqı mülki itaətsizliyi seçdi, bu doğru üsul idi. Əlbəttə, Şah tezliklə imtina etməyib, 1993-cü il 15 iyun tarixində və 17 sentyabr 1979-cu ildə xalqın kütləvi öldürülməsinə əmr verdi. Əvvəlcə insanlar davam etmədilər və üsyanlar qorxub və bastırıldı. Lakin sonuncusu xalqı qorxmazdı və onlar özlərindən qorxmurdular və onlar itaətsizliyin yolunu və milyonlarla nümayişini davam etdirdilər: onlar qələbə qazandılar. Amerikalılar bir dəfə anti-Wall Street hərəkatında və ya 99% üsyanda iştirak etmişdilər, lakin onlar FBI-nın sui-qəsdlərindən və cinayetlərindən qorxdular və unudulmağa davam etmirdilər! Amma bu dəfə onlar hər cür avadanlıqları birlikdə gətirmək məcburiyyətindədirlər! Daha böyük və qarındakı bir uçqun kimi, Virjiniya əyalətinin hər milində daha böyük olun! Bir ildırım tətili kimi, onlar Ağ Evə enəcək və heç nə etməyəcəklər. Bu yeni azad azadlıqları ilə başlayır! Və 51 ölkənin çəkmələri altında: trampol kimi insanlar əzilməyəcək.

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۴۴ نظر(0)

در مدیریت اجتماعی، معمولا دو نوع نظریه هست: نظریه سازمان های تخت و: نظریه سازمان های هرمی. در سازمان تخت یک نفر مسئول همه است! لذا سلسله مراتب در آن وجود ندارد. اما اگر سلسله مراتب وجود داشته باشد، تبدیل به سازمان هرمی یا مخروطی میشود. اگر مشاغل یک جامعه را در نظر بگیریم، در سازمان های تخت، همه یک شغل دارند مثلا همه نظامی هستند. اما در جامعه هرمی، قاعده هرم با کشاورزان شروع می شود، بعد به صنعتگران و پیشه وران می رسد. البته اگر هرم بیش از سه طبقه ذکر شده، داشته باشد با تعاریف مختلف، بین این طبقات جایگزین می شود. مثلا کشاورزان به دو گروه دیمی و آبی تقسیم می شوند. کارگران به دو گروه: صنعتگر و تولید کننده تقسیم می شود. تولید کننده، مواد گیاهی ودامی و صنعتگر، مواد کانی فلزی و غیر فلزی را تغییر شکل می دهند. پیشه وران نیز به بخش خدمات و امور مالی تقسیم می شوند. اگر این هرم متقارن رشد کرده باشد، امور پولی ومالی از همه مجموعه ها کوچکتر است، در راس هرم بودن آن هم، نشان از حساس بودن این شغل می باشد. اما اگر نامتقارن باشد، کادر کشاورزی جای خود را با آن عوض می کند! یعنی مهاجرت روستاییان آغاز می شود تا: در سیستم جدیدی که فقط پول را می شناسد، کار کنند و جایگاه خود را در بالای هرم پیدا کنند. در نتیجه روستا ها خالی از سکنه شده و: برجها پر از جمعیت می شوند، که در روز روشن دست در جیب یکدیگر کرده، پول همدیگر را بر می دارند. رشد نا متقارن یک اسم دیگر هم دارد و آن: رشد سرطانی است. که در این صورت خطرناک بودن آن واضح تر می شود. مثلا بجای اینکه فرهنگ کار: رفتن در مزارع و سخت کار کردن، و تهیه مواد غذایی از زمین یا دام باشد، همه جوانان به این فکر سوق داده می شوند که: لباس شیک بپوشند و پشت میز بنشینند و پول بشمارند. علاوه بر اینکه تبلیغات ناجوانمردانه بانکها، در اهدا جایزه، برخی ها را به توهم ثروت یک شبه انداخته، تا از همه کار خود دست کشیده و: فقط منتظر برنده شدن میلیارد ها تومان ، دریکی از این لاتاری ها می مانند. از این جهت فرقی بین یانکهای دولتی و خصوصی نیست! بانکی که منتسب به سپاه پاسداران هست: صد جایزه یک میلیارد ریالی! میدهد. بانکها از یک جنبه دیگر دچار توهم هستند: فکر می کنند پول مردم مال آنها است، و از موقعی که پس انداز می شود، از ان استفاده می کنند! و در همه کار هم وارد می شوند. چون پول متورم در دست دارند، همه رقیبان را از بازار بیرون می کنند و: بیکاری مزمن و یاس آور ایجاد می کنند. سود آور ترین سرمایه گذاری بانکها، در ساخت و ساز: آنهم ساخت و ساز های لوکس می باشد. که این امر از یکسو باعث رشد: تجمل گرایی در بین مردم می شود، و از سوی دیگر به علت نداشتن بازار فروش، به دارایی های جامد بانکها اضافه می کنند. با توجه به تمام ضرر های ذکر شده، در پزشکی هم جراحی تنها راه: نجات از سرطان ها بدخیم است. لذا اگر بانکها اعلام ورشکستگی بکنند، و موجودیت خود را همانطور که هستند معرفی نمایند، میتوان امیدوار بود که این هرم نامتقارن، روزی به تعادل و تقارن بازگردد. برای تشخیص این بیماری میتوان گفت: که بانکداری سنتی باید تبدیل به: بانکداری اینترنتی شود. در بانکداری الکترونیکی، پول از دسترس خارج می شود و: تنها پیامک ها و تراکنش ها حرف می زنند. و وظیفه اصلی بانک را که: امانتداری است، بخوبی انجام می دهند و: از دخالت بانکها در امور بیمه و بورس و: یا رفتن به سوی بنگاهداری مانع می شود. بانکداری اینترنتی مانند: طب سنتی ، بازگشت به اصل خویش است.

Financially symmetric pyramid

In social management, there are usually two types of theories: the theory of flat organizations and: the theory of pyramid organizations. Everyone is in charge of the flat! So the hierarchy does not exist. But if there is a hierarchy, it becomes a pyramid or cone organization. If we take into account the occupations of a community, in a flat organization, they all have a job, for example, they are all military. But in pyramid society, the pyramid rule begins with farmers, then goes to craftsmen and craftsmen. Of course, if the pyramid is more than three floors, it will be replaced by different definitions, between these classes. For example, farmers are divided into dairy and blue groups. Workers are divided into two groups: artisan and producer. The manufacturer, plant material and craftsman, reshaped metallic and non-metallic minerals. Craft workers are also divided into services and finance. If this symmetric pyramid has grown, the monetary and financial affairs of all collections are smaller, at the top of the pyramid, it indicates the sensitivity of the job. But if it's asymmetrical, then the agricultural crop will change its place! That is, the villagers' migration begins: to work in a new system that only knows money, and find their place at the top of the pyramid. As a result, the villages are abandoned: the towers are full of crowds, who, in bright day, poke each other and take each other's money. An asymmetric growth has another name, and it is: cancerous growth. In that case, its danger becomes clearer. For example, instead of working culture: going to fields and working hard, and preparing food from the land or livestock, all young people are driven to: wear fashionable clothes and sit at the table and count money. In addition to the cowardly advertising of the banks, in the award ceremony, they threw some into the illusion of wealth overnight, to the point where they stopped working: just waiting for billions of tomans to win one of these titles. Therefore, there is no difference between government and private Yankees! A bank that belongs to the Revolutionary Guards: one billion rials a hundred! Gives Banks are illusory from one aspect: they think that people's money is theirs, and they use it when they are being saved! And they all come in. Because they have swollen money, they pull out all the competitors out of the market and create chronic and irregular unemployment. The most profitable investment of banks in construction: it is luxury construction. This, on the one hand, causes growth: luxuries among people, and on the other hand, due to lack of market sales, they add solid assets to banks. With all the aforementioned losses, surgery in medicine is the only way to save cancer from cancer. So, if banks introduce bankruptcy, and introduce their existence as they are, it would be hoped that this asymmetric pyramid would return to balance and symmetry. To diagnose the disease, one can say that traditional banking should become: Internet banking. In e-banking, money is out of reach, and only text messages and transactions are spoken. And the main task of the bank, which is: Trustworthy, is doing well: It prevents banks from interfering in insurance and stock markets and / or going to business. Internet banking, like traditional medicine, is back to its original.

هرم متماثل ماليا

في الإدارة الاجتماعية، هناك عادة نوعين من النظريات: نظرية المنظمات المسطحة و: نظرية المنظمات الهرمية. الجميع هو المسؤول عن شقة! وبالتالي فإن التسلسل الهرمي غير موجود. ولكن إذا كان هناك تسلسل هرمي، يصبح الهرم أو منظمة المخروط. إذا أخذنا بعين الاعتبار مهن المجتمع، في منظمة مسطحة، لديهم جميعا وظيفة، على سبيل المثال، هم جميعا العسكرية. ولكن في مجتمع الهرم، تبدأ قاعدة الهرم مع المزارعين، ثم يذهب إلى الحرفيين والحرفيين. وبطبيعة الحال، إذا كان الهرم أكثر من ثلاثة طوابق، سيتم استبدالها بتعريفات مختلفة، بين هذه الفئات. فعلى سبيل المثال، ينقسم المزارعون إلى مجموعات من منتجات الألبان والأزرق. وينقسم العمال إلى مجموعتين: الحرفيين والمنتجين. الشركة المصنعة، المواد النباتية والحرفي، إعادة تشكيل المعادن والمعادن غير المعدنية. وينقسم العمال الحرفيون أيضا إلى الخدمات والتمويل. إذا نما هذا الهرم المتماثل، والشؤون النقدية والمالية لجميع المجموعات هي أصغر، في الجزء العلوي من الهرم، فإنه يدل على حساسية الوظيفة. ولكن إذا كان غير متناظرة، ثم المحاصيل الزراعية سوف تغير مكانها! أي أن هجرة القرويين تبدأ: للعمل في نظام جديد لا يعرف سوى المال، والعثور على مكانها في أعلى الهرم. ونتيجة لذلك، يتم التخلي عن القرى: الأبراج مليئة الحشود، الذين، في يوم مشرق، كزة بعضها البعض، واتخاذ المال بعضهم البعض. نمو غير متماثل له اسم آخر، وهو: النمو السرطاني. وفي هذه الحالة، يصبح خطره أكثر وضوحا. على سبيل المثال، بدلا من ثقافة العمل: الذهاب إلى الحقول والعمل الجاد، وإعداد الطعام من الأرض أو الماشية، يتم توجيه كل الشباب إلى: ارتداء ملابس عصرية والجلوس على الطاولة والاعتماد على المال. بالإضافة إلى الإعلان الجبان للبنوك، في حفل توزيع الجوائز، وألقوا بعض في وهم الثروة بين عشية وضحاها، إلى النقطة التي توقفوا عن العمل: مجرد انتظار المليارات من تومانز للفوز واحد من هذه العناوين. لذلك، ليس هناك فرق بين الحكومة واليانكيس الخاصة! بنك ينتمي إلى الحرس الثوري: مليار ريال مئة! الكتالوج. البنوك وهمية من جانب واحد: أنهم يعتقدون أن أموال الناس هي لهم، وأنها تستخدم عندما يتم حفظها! وكلهم يأتون. ولأنهم قد تورموا المال، فإنهم يسحبون جميع المنافسين من السوق ويخلقون بطالة مزمنة وغير منتظمة. الاستثمار الأكثر ربحية من البنوك في البناء: هو البناء الفاخرة. ويؤدي ذلك، من ناحية، إلى نمو: الكماليات بين الناس، ومن ناحية أخرى، ونظرا لعدم وجود مبيعات في السوق، فإنها تضيف أصولا صلبة إلى المصارف. مع جميع الخسائر المذكورة أعلاه، والجراحة في الطب هو السبيل الوحيد لإنقاذ السرطان من السرطان. لذلك، إذا قدمت البنوك إفلاسها، وتعرض وجودها كما هي، فمن المأمول أن هذا الهرم غير المتماثل سيعود إلى التوازن والتناظر. لتشخيص المرض، يمكن للمرء أن يقول أن المصرفية التقليدية ينبغي أن تصبح: الخدمات المصرفية عبر الإنترنت. في مجال الخدمات المصرفية الإلكترونية، والمال هو بعيد المنال، ويتم التحدث فقط الرسائل النصية والمعاملات. والمهمة الرئيسية للبنك، وهي: جديرة بالثقة، تقوم بعمل جيد: فهي تمنع البنوك من التدخل في أسواق التأمين وأسواق الأوراق المالية و / أو الذهاب إلى الأعمال التجارية. الخدمات المصرفية عبر الإنترنت، مثل الطب التقليدي، يعود إلى الأصل.

Maliyyə simmetrik piramida

Sosial idarəetmədə adətən iki növ nəzəriyyələr var: düz təşkilatlar nəzəriyyəsi və piramid təşkilatlarının nəzəriyyəsi. Hər kəs mənzildən məsuldur! Beləliklə, hiyerarxiya yoxdur. Lakin bir iyerarxiya varsa piramida və ya konus təşkilatı olur. Bir ictimaiyyətin, düz bir təşkilatın işini nəzərə alsaq, bunların hamısı bir işi var, məsələn, hamısı hərbi. Piramida cəmiyyətində, piramida qayda fermerlərdən başlayır, sonra sənətkarlara və sənətkarlara gedəcəkdir. Əlbəttə, əgər piramida üç mərtəbədən çoxdursa, bu dərslər arasında fərqli təriflər əvəz olunacaq. Məsələn, fermerlər süd və mavi qruplara bölünür. İşçilər iki qrupa bölünür: sənətkar və istehsalçı. İstehsalçı, bitki materialı və sənətkar, yenidən qurulmuş metal və qeyri-metal minerallar. Craft işçiləri də xidmət və maliyyə bölünür. Ancaq asimmetrik deyilsə, əkinçilik məhsulu yerini dəyişəcək! Yəni kəndlilərin köçəri başlayır: yalnız pul bilən yeni bir sistemdə işləmək və piramidin üstündə yerlərini tapmaq. Asimmetrik böyümənin başqa adı var və bunlar: kanser böyüməsi. Bu vəziyyətdə onun təhlükəsi daha aydın olur. Buna görə hökumətlə xüsusi Yankees arasında heç bir fərq yoxdur! İnqilabçı mühafizəçilərə məxsus bank: yüz milyard rial! Verir Banklar bir cəhətdən illüzivdir: onlar insanların pullarını özləri hesab edirlər və onlar xilas edildikdə onu istifadə edirlər! Və hamısı gəldi. Pulları şişirdikləri üçün bütün rəqiblərini bazardan çıxarırlar və xroniki və düzensiz işsizlik yaradırlar. Bankların tikintisində ən sərfəli investisiyalar: lüks tikinti. Bu, bir tərəfdən, böyüməyə səbəb olur: insanlar arasında dəbdəbə, digər tərəfdən, bazar satışının olmaması səbəbi ilə banklara ciddi aktivlər əlavə edirlər. Bütün yuxarıda göstərilən itkilərlə tibbdə cərrahiyyə xəəngdən xəəng saxlamaq üçün yeganə yoldur. Xəstəlik diaqnozu üçün ənənəvi bankçılıq olmalıdır: internet bankçılıq. Elektron bankçılıqda pullar əlçatmazdır və yalnız mətn mesajları və əməliyyatlar danışılır. İnternet bankçılıq, ənənəvi tibb kimi, orijinaldır.

 

راه استفاده بهینه از وام خارجی

معمولا وام خارجی یا دریافت وجه و: طلب خارجی قبل از اینکه تحقق پیدا کند! خرج می شود: یغنی دولت معادل ریالی آن را، از سیستم بانکی قرض می کند تا کسری بودجه یا: بدهی به پیمانکاران را بپردازد. اما اصل پول هرگز به نمی رسد! زیرا با موانع بسیاری از جمله سویفت مواجه هست. اگر هم همه مشکلات آن حل شده باشد، لزومی ندارد که به داخل بیاید! همانجا صرف خرید یا باز پرداخت بدهی های خارجی می شود. پس از یک طرف میتوان گفت: ایران اصلا مشکل انتقال پول نداشته، چون نیازی به این کار نبوده! و از طرف دیگر هم میتوان گفت: هنوز هم ایران نمی تواند: پول خارجی را وارد سیستم مالی داخلی کند. زیرا اراده ای برای این کار وجود ندارد. چون همه مسائل و مشکلات اقتصادی یا اجتماعی، از بیرون یک شکل ولی از درون شکل دیگری است. مثلا سال ها است که همه می گویند: باید نفت از اقتصاد ایران منها شود. بیشترین شعار ها هم از سوی محالفان دولت، در همه زمان ها داده شده! ولی همان مخالفان هم وقتی به قدرت رسیدند، باز به شیر نفت چسبیدند و: کسی نتوانست اقتصاد ایران را از شیر نفت جدا کند. همه شعار های احزاب و دولت ها، موافقین و مخالفین را در طی صد سال گذشته: ایران ببینید همه مثل هم هستند! تکرار مکررات. در مورد در آمد همین نفت خام هم، شعار ها زیاد است که: همه از روی هم کپی شده اند! یکصد سال پیش گفته اند باید: خرج امور زیر بنایی شود! ولی همیشه هم خرج واردات، آنهم کالاهای لوکس شده است. حتی در وام بانکها، تمام شعار ها از: همان ابتدای تاسیس بانک شاهنشاهی، این بوده که به تولید اختصاص یابد! ولی همبشه سر از دلالی و: کار های تجاری زود بازده در آورده است. در تمام این کار ها دو دلیل اساسی است: اولا ضعف حافظه! ثانیا طمع زیاد. نمونه ضعف حافظه ها، در وعده های انتخاباتی است. علت آنهم این است که قبلا، از بیرون به موضوع نگاه می کرده،  ولی حالا داخل گود شده می بیند خبری نیست! مثلا گفتند دولت نهم و دهم با 200میلیارد دلار چه کرده؟ الان هم همین سوال از دولت یازدهم و دوازدهم هست! جواب ها هم یکنواخت است: طبق قانون بودجه عمل شده و: با تصویب مجلس هزینه شده. 200میلیارد فقط رقم روی کاغذ است، والا همه آنها قبلا هزینه شده است. درست مثل پولهای بلوکه شده ایران که ازاد شد! قبل از آن، چه طرحها و برنامه ها که اعلام نشد، ولی آمد و رفت هیچ اتفاقی هم نیافتاد. از نظر ما بهترین روش برای هزینه کرد این دلار ها، فقط اعطای یارانه ارزی است. طبق دستور اسلام، هر نوع غنیمت یا در امد ملی، باید عینا بین مردم تقسیم شود. ما در سیره پیامبر و حضرت علی و دیگر امامان، نمی بینیم که اگر غنیمتی به دست آمد، آن را دولت بردارد و بجای آن، پول یا معوض دیگری بدهد. وقتی دلار های نفتی بدون اینکه در خزانه بماند، بین مردم تقسیم شود، همه مردم صاحب دلار می شوند! برای استفاده از ان به بازار های: پولی و مالی مراجعه می کنند. یعنی همه این دلار ها دوباره به خزانه بر می گردد. لذا نظر اقتصاد دانان جدید که: مخالف یارانه هستند هم، تامین می شود. اما یک فرق اساسی اینست که: وقتی عرضه زیاد شد، قیمت کاهش پیدا می کند، و این از دو جهت به نفع اقتصاد است: یکی اینکه با کاهش برابری دلار، ارزش پول ملی بالا رفته و: تورم از بین می رود. از سوی دیگر باعث رشد مشاغل خرد : یعنی افزایش تولید و کاهش قیمت: کالاهای مصرفی هم می شود. اما روانه شدن همه آنها به خزانه، یا جیب آمریکایی ها و تولید کنندگان خارجی، درست برعکس عمل می کند: که در مدت تاسیس اوپک دیده ایم! زیرا اساس تاسیس اوپک آن بود که: دلار های نفتی در همانجا به سلاح تبدیل شود، یعنی نفت خام  صادر و اسلحه کهنه وارد شود.

The most effective way of using external loans

Usually foreign loans or receipts, and: External requests before they are realized! Spend: The government grants the government the equivalent of its rival, from the banking system to pay off the budget deficit or: debt to the contractors. But the principle of money never reaches! Because it encounters many barriers, including Swift. If all its problems are solved, it does not have to go in! The same goes for purchasing or repaying foreign debts. On the one hand, it can be said that Iran has no problem with the transfer of money because it did not need to do this! And on the other hand, it can be said that Iran cannot yet: inflate foreign currency into the domestic financial system. There is no will for this. Because all the economic or social issues are from outside, from a form, but from within, another form. For years, for example, everyone has said that oil should be minted from the Iranian economy. Most of the slogans have been given at all times by government officials! But the same opposition came to power when they came to power, and they were snatched into oil: "Someone could not separate Iran's economy from oil." All the slogans of parties and governments, opponents and dissidents over the past hundred years: Iran see everyone is the same! Repeat repeatedly. In the case of the same crude oil, there are so many slogans that have been copied! One hundred years ago they said: "Spend money under construction!" But always the cost of import, it is a luxury goods. Even in bank loans, all the slogans from the very beginning of the founding of the Imperial Bank were to be dedicated to production! But it's all about the deal, and business has come a long way. In all of this, there are two basic reasons: firstly, memory weakness! Secondly, great greed. A sample of memory weaknesses is on election promises. The reason for this is that he was looking at the subject from the outside before, but now he sees that he does not know. For example, did the ninth and tenth governments pay $ 200 billion? Now the same question is from the eleventh and twelfth government! The answers are even: according to the budget law: it is passed by parliament. 200 billion is just a figure on paper, and above all they have already been spent. Just like the blocked money of Iran that got rid of! Before that, what plans and plans were not announced, but came and went, nothing happened. In our view, the best way to spend these dollars is to grant the currency subsidy. According to Islam's command, any kind of booty or nationality must be divided equally among the people. We do not see in the mode of the Prophet, Ali and other Imams, if the richness is achieved, take it out of the state and give it another, instead of money. When oil dollars, without being in the treasury, are divided among the people, all the people who own the dollar! To use it, go to the financial and monetary markets. That is, all these dollars go back to the treasury. Therefore, the views of new economists who are opposed to subsidies are also provided. But a fundamental difference is that when supply rises, prices fall, and this is in two respects to the benefit of the economy: one, with the dollar depreciating, the value of the national currency has risen: inflation is going away. On the other hand, the growth of micro-businesses: increasing production and lowering prices: consumer goods also. But they all go into the treasury, or the pockets of Americans and foreign producers, just the opposite: we have seen during the OPEC establishment! Because OPEC's founding basis was that: oil dollars would be turned into weapons, ie, exported oil and weapons.

الطريقة الأكثر فعالية لاستخدام القروض الخارجية

عادة القروض أو المقبوضات الأجنبية، و: طلبات خارجية قبل أن تتحقق! الإنفاق: الحكومة تمنح الحكومة ما يعادل منافستها، من الجهاز المصرفي لتسديد العجز أو: دفع المقاول للديون. ولكن مبدأ المال لا يصل أبدا! لأنه يواجه العديد من الحواجز، بما في ذلك سويفت. إذا تم حل جميع مشاكلها، فإنه لا يجب أن تذهب في! وينطبق الشيء نفسه على شراء أو سداد الديون الخارجية. فمن ناحية، يمكن القول إن إيران ليس لديها مشكلة في تحويل الأموال لأنها لم تكن بحاجة إلى القيام بذلك! ومن ناحية أخرى، يمكن القول إن إيران لا تستطيع حتى الآن: تضخيم العملة الأجنبية في النظام المالي المحلي. ليس هناك إرادة لهذا. لأن جميع القضايا الاقتصادية أو الاجتماعية هي من الخارج، من شكل، ولكن من الداخل، شكل آخر. لسنوات، على سبيل المثال، قال الجميع أن النفط يجب أن يكون سكر من الاقتصاد الإيراني. وقد أعطيت معظم الشعارات في جميع الأوقات من قبل المسؤولين الحكوميين! لكن المعارضة نفسها جاءت إلى السلطة عندما جاءوا إلى السلطة، وتم اختطافهم للنفط: "لم يستطع أحد أن يكسر الاقتصاد الإيراني من النفط". كل شعارات الأحزاب والحكومات والمعارضين والمنشقين على مدى السنوات المائة الماضية: إيران ترى الجميع هو نفسه! كرر مرارا وتكرارا. في حالة نفس النفط الخام، هناك الكثير من الشعارات التي تم نسخها! قبل مائة عام قالوا: "إنفاق المال تحت الإنشاء!" ولكن دائما تكلفة الاستيراد، بل هو السلع الفاخرة. حتى في القروض المصرفية، وجميع الشعارات من بداية تأسيس البنك الإمبراطوري كانت مخصصة لإنتاج! ولكن كل شيء عن الصفقة، والأعمال قد قطع شوطا طويلا. هناك سببان أساسيان في كل هذا: أولا، ضعف الذاكرة! ثانيا، جشع عظيم. وهناك عينة من نقاط الضعف في الذاكرة على وعود الانتخابات. والسبب في ذلك هو أنه كان ينظر إلى الموضوع من الخارج من قبل، لكنه الآن يرى أنه لا يعرف. على سبيل المثال، هل دفعت الحكومتان التاسعة والعاشرة 200 مليار دولار؟ الآن السؤال نفسه هو من الحكومة الحادية عشرة والثانية عشرة! الإجابات حتى: وفقا لقانون الميزانية: يتم تمريرها من قبل البرلمان. 200 مليار دولار هو مجرد رقم على الورق، وفوق كل شيء تم إنفاقها بالفعل. تماما مثل الأموال المحظورة من إيران التي تخلصت من! قبل ذلك، ما خطط وخطط لم يعلن، ولكن جاء وذهب، لم يحدث شيء. وفي رأينا أن أفضل طريقة لإنفاق هذه الدولارات هي منح إعانة العملة. ووفقا لقيادة الإسلام، يجب تقسيم أي نوع من الغنائم أو الجنسية بالتساوي بين الشعب. نحن لا نرى في وضع النبي وعلي والأئمة الآخرين، إذا تم تحقيق الثراء، اخراجها من الدولة واعطائها آخر، بدلا من المال. عندما تنقسم الدولارات النفطية، دون أن تكون في الخزانة، بين الناس، كل الناس الذين يملكون الدولار! لاستخدامها، انتقل إلى الأسواق المالية والنقدية. أي أن كل هذه الدولارات تعود إلى الخزانة. ولذلك، تقدم أيضا آراء الاقتصاديين الجدد الذين يعارضون الإعانات. ولكن الفارق الأساسي هو أنه عندما يرتفع العرض، تنخفض الأسعار، وهذا في جانبين لصالح الاقتصاد: واحد، مع انخفاض قيمة الدولار، ارتفعت قيمة العملة الوطنية: التضخم سيزول. من ناحية أخرى، فإن نمو الشركات الصغيرة: زيادة الإنتاج وخفض الأسعار: السلع الاستهلاكية أيضا. لكنهم جميعا يذهبون إلى الخزانة، أو جيوب الأميركيين والمنتجين الأجانب، على العكس تماما: لقد رأينا أوبك خلال هذه الفترة! لأن الأساس الأساسي لمنظمة أوبك هو: تحويل الدولار النفطي إلى أسلحة، أي تصدير النفط والأسلحة.

Xarici kreditlərin istifadəsinin ən təsirli yolu

Ümumiyyətlə xarici kreditlər və ya daxilolmalar və: Xaricdə istəklər əvvəl həyata keçirilir! Xərcləyin: Hökumət hökumətin rəqibinə, bank sistemindən büdcə kəsiri ödəmək və ya podratçı borcunu ödəmək üçün bərabərləşdirir. Amma pul prinsipi heç vaxt çatmır! Çünki Swift da daxil olmaqla bir çox maneə ilə qarşılaşır. Bütün problemləri həll edilərsə, buraya getməli deyil! Eyni xarici borcların satın alınması və ya ödənilməsi üçün nəzərdə tutulur. Bir tərəfdən, İrana pul köçürmələri ilə əlaqədar heç bir problemi olmadığını söyləmək mümkündür, çünki bunu etmək lazım deyil! Digər tərəfdən, İranın hələ də mümkün olmadığını söyləmək olar: xarici valyutanı daxili maliyyə sisteminə daxil etmək. Bunun üçün iradə yoxdur. Çünki bütün iqtisadi və sosial məsələlər xaricdən, bir formadan, digərindən isə başqa bir forma aiddir. İllərcə, məsələn, hər kəs neftin İran iqtisadiyyatından zərb olacağını söylədi. Şüarların əksəriyyəti dövlət məmurları tərəfindən hər zaman verilmişdir! Lakin eyni müxalifət hakimiyyətə gəldikdə hakimiyyətə gəldi və onlar neftə atıldı: "Kimsə İran iqtisadiyyatını neftdən sarsıla bilmədi". Ötən yüz il ərzində tərəflərin və hökumətlərin, müxalif və müxaliflərin bütün şüarları: İranı hər kəsin eyni olduğunu görür! Dəfələrlə təkrarlayın. Eyni xam neft halında kopyalanan çox sayda şüar var! Yüz il bundan əvvəl dedilər: "İnşaata pul sərf et!" Amma həmişə idxal dəyəri, lüks mallardır. Bank kreditlərində belə, Imperial Bankın yaradılmasının əvvəlindən bütün şüarlar istehsala həsr olunmalıdır! Ancaq bütün bu müqavilədir və biznesin uzun bir yolu var. Bütün bunların iki əsas səbəbi var: birincisi, yaddaş zəifliyi! İkincisi, böyük xəcalət. Yaddaş zəifliyinin nümunəsi seçki vaxtıdır. Bunun səbəbi, əvvəlcə xaricdən mövzuya baxdığının olmasıdır, lakin indi o bilmir ki, görür. Misal üçün, doqquzuncu və onduncu hökumətlər 200 milyard dollar ödəmişdimi? İndi eyni məsələ on birinci və on ikinci hökumətdəndir! Cavab belədir: büdcə qanununa görə: parlament tərəfindən qəbul edilir. 200 milyard kağız üzərində bir rəqəmdir və bunların hamısı artıq sərf edilmişdi. İrandan xilas olan İranın maneə törətdiyi pul kimi! Bundan əvvəl hansı plan və planlar açıqlanmadı, lakin gəldi və getdi, heç nə baş vermədi. Bizim fikrimizcə, bu dollarları sərf etmək ən yaxşı yolu, valyuta subsidiyasını verməkdir. İslamın əmrinə əsasən, hər cür qənimət və ya millət xalq arasında bərabər bölünməlidir. Peyğəmbər, Əli və digər imamların rejimində zənginliyə nail olsaq, onu dövlətdən çıxarar və başqa bir şeyə pul verməyək. Xəzinəərisində olmayan neft dollarları, xalqı, dollar sahibi olan bütün insanlar arasında bölünür! Onu istifadə etmək üçün maliyyə və pul bazarlarına gedin. Yəni bütün bu dollarlar xəzinəyə geri döndü. Buna görə subsidiyalara qarşı olan yeni iqtisadçıların fikirləri də təmin edilir. Ancaq əsas fərq, tədarükün yüksəlməsi, qiymətlərin düşməsi və iqtisadiyyatın mənfəətinə iki baxımdan gəlməkdir: biri dolların düşməsi ilə milli valyutanın dəyəri artmışdır: inflyasiya gedir. Digər tərəfdən, mikro biznesin artması: istehsalın artırılması və qiymətlərin aşağı salınması: istehlak malları da. Amma hamısı xəzinə, ya da amerikalıların və xarici istehsalçıların ciblərinə daxil olur, əksinə: OPEC-in dövründə gördük! OPEC-in qurucu əsaslarından ötəri neft dollarları silahlara, yəni neft və silah ixracına çevriləcəkdi.

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۱۲ نظر(0)

خداوند برای روز مبادای بشر، ذخایر زیادی را معرفی کرده است: در دعای جوشن کبیر می خوانیم: ای خدایی که برای بشر، در دل کوهها ذخایر گذاشته ای! (یا من فی الجبال خزائنه)  اما اینها فقط ذخایر مادی هستند، در مورد انسانیت هم چنین کاری کرده است: یعنی اشخاصی را برای ما برای روز مبادا، گمنام نگهداشته است. یکی از دلایل موفقیت جمهوری اسلامی در: فضایی که همه چیز برعلیه او بوده همین است. در بزرگداشت و تقدیر از دکتر محمد باقر  قالیباف، گفته شد که در طی 12 سال گذشته، دولت ها هیچ کمکی به او نکردند، گاهی هم با او مقابله می کردند! ولی وی توانست خدمات عظیمی را، در شهر تهران انجام دهد. مثلا علی مطهری گفت : در مجلس هشتم مصوب شد که: دو میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی، برای کمک به ساخت مترو، در اختیار شهرداری باشد، ولی دولت گفت چون مصوبه مجمع تشخیص مصلحت است! قانونی نیست و ما اجرا نمی کنیم. اما مترو پیشرفت کرد، حتی خط 8 آن با طولانی ترین مسیر، به فرودگاه بین المللی امام خمینی رسید. در ایران براساس عقاید شیعه، ذخائر الهی زیاد هست. از جمله وجود بارگاه حضرت امام رضا ع و: یازده هزار بقعه مباکه از نوادگان وبرادران ایشان. که مهمترین آن، ذخیره عالم بشریت امام قائم: صاحب الزمان عج می باشد. خداوند در همه روستا ها و شهرها، افرادی را دارد که ناشناس هستند، ولی در تصمیم گیریها موثر می باشند: بطوریکه ما الان شاهد رواج صلح و آرامش در جهان هستیم. علیرغم کوشش های مذبوحانه: گروهک هایی چون داعش، برای برهم زدن این آرامش، می بینیم هر روز عقب نشینی بیشتری می کنند. زمانی بود که مردم، شب ها خواب نداشتند و می گفتند: رئیس جمهور آمریکا کیف قرمزی دارد که: چاشنی و رمز بمب اتم ها در آن است، و آن را به دست خود قفل کرده! و هر وقت بخواهد، ممکن است تصمیم بگیرد و: شهر دیگری را هیروشیما کند! بمب افکن ها ب 52آمریکا، با شکستن دیوار های صوتی، هرگونه آرامش را از دنیا سلب کرده بودند! همه منتظر بودند که این هواپیماهای وحشی، از ویتنام برگردند و به آنها حمله کنند! ولی با ظهور انقلاب اسلامی، امام خمینی فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! و ترس مردم را ریخت، الان باوجود پیشرفت بیشتر آمریکا در: سلاح های اتمی و کشتار جمعی، دیگر کسی از آن نمی ترسد! حتی وقتی ترامپ کره شمالی را تهدید می کند، تمام دنیا او را روانی می خوانند! خود مردم آمریکا به 8زبان زنده از دنیا، معذرت خواهی می کنند که چنین رئیس جمهوری دارند! پس دانشمندان و علما هم از ذخائر الهی هستند: ابوعلی سینا کتابی نوشته که هنوز، در در مان دردها حرف اول را می زند! زمانی اروپایی ها، دوش حمام را اختراع کردند! و ایران را به واسطه استفاده از خزینه و: حمام های قدیمی مسخره نمودند، و ابن سینا مبدع این طرح را کنار گذاشتند. و باعث شدند تمام ایران هم دارای دوش حمام شدند! ولی الان، خودشان آهسته رفته اند و: خزینه را زنده کرده، در آن استحمام می کنند! فقط برای اینکه کلک آنها فهمیده نشود، اسمش را جکوزی و سونا گذاشته اند! جکوزی همان طرح حمام: شیخ بهایی در شیراز است که: با یک شمع دیگ حمام را گرم می کرد! و آب در داخل خزینه بخار داشت، و فضا را بخار می گرفت. آنها حتی داروهای گیاهی ایران را، فناتیک و ضدعلمی می گفتند! و داروهای شیمیایی پیشنهاد می کردند، ولی الان فهمیده اند که داروهای شیمیایی، عوارض جانبی داشته و سرطان زا هست! دوباره به داروهای گیاهی روی آورده اند.  حالا این پزشکان ایرانی! هستند که هنوز به داروهای شیمیایی متعهد باقی مانده اند. ما ذخادر دیگری هم داریم که: نه داروهای شیمیایی می خواهند، نه گیاهی، آنها با نظر خود! بیمار را معالجه می کنند: مانند پنجره فولاد امام رضا ع

Divine reserves

Allah has set many reserves for the day of human wisdom: In the great prayer we read: O God who has reserved for mankind in the mountains! But these are only material resources, they also have done about humanity: those who have kept us for an unknown future for us. One of the reasons behind the success of the Islamic Republic in this is the space that was all against him. In the commemoration and appreciation of Dr. Mohammad Qalibaf, it was said that during the past 12 years, the governments did not give him any help, sometimes they were confronted with him! But he was able to make huge services in Tehran. For example, Ali Motahari said: It was approved in the eighth parliament that: $ 2 billion from the reserve fund will be available to the municipality to assist in the construction of the subway, but the government said because the resolution of the Assembly is expedient! Not legal and we do not run. But the subway improved, even with its longest route, the 8th International Imam Khomeini International Airport. In Iran, according to Shi'i beliefs, there are many Divine resources. Including the presence of Imam Reza's cell: 11,000 monasteries from their descendants and brothers. Most importantly, the saving of the human world of Imam Qa'im is Sahib Al-Zaman Ajj. God in all villages and cities has people who are unknown, but effective in making decisions: as we now see peace in peace. In spite of the desperate efforts, groups such as ISIS, to break this calm, see each day retreating. There was a time when people did not sleep at night, saying, "The president of the United States has a red colored bag that has the stuff of the bomb of the atoms, and locked it with your own hands!" And whenever it wishes, it may decide and: Hiroshima will make another city! American bombers, by breaking the walls of the sound, have lost all peace of mind! Everyone was waiting for these wild planes to return from Vietnam and attack them! But with the advent of the Islamic Revolution, Imam Khomeini said: America can not do any wrong! And the fears of the people, now despite the advent of the United States in: nuclear weapons and mass destruction, no one is afraid of it! Even when the North Koreans threaten the world, they call the whole world psychologically! The American people themselves will apologize to the 8 live languages ​​of the world that have such a president! So scholars and scholars are also divine reserves: Abu Ali Sina has written a book that still speaks first in pain! Once Europeans invented the bathroom shower! And Iran was ridiculed by the use of the old and old baths, and Avicenna set aside the design. And they caused the entire Iran to have a shower! But now they themselves have gone slowly: they have revived Khazyna, they bathe in it! Just because they do not understand their name, it's called a Jacuzzi and a sauna! Jacuzzi The same bathroom design: Sheikh Baha'i in Shiraz, which was heated with a boiler candle! And the water inside the vein was steaming, and the space was steaming. They even called for Iran's herbal medicine, fanaticism and anti-science! And they suggested chemical drugs, but now they have realized that chemical drugs have side effects and carcinogens! Again, they have turned to herbal medicines. Now these Iranian doctors! They are still committed to chemical drugs. We also have other supplies that do not require chemical drugs, not herbs, they say! Treat the patient: Like the steel window of Imam Reza as.

الاحتياطيات الإلهية

وقد وضع الله العديد من الاحتياطيات ليوم الحكمة البشرية: في الصلاة العظيمة نقرأ: يا الله الذي تحفظ للبشرية في الجبال! ولكن هذه هي الموارد المادية فقط، كما فعلت عن الإنسانية: أولئك الذين أبقينا لنا لمستقبل غير معروف بالنسبة لنا. أحد أسباب نجاح الجمهورية الإسلامية في هذا هو الفضاء الذي كان ضده. في الاحتفال والتقدير للدكتور محمد باقر قليباف، قيل أنه خلال السنوات ال 12 الماضية، فإن الحكومات لم تقدم له أي مساعدة، وأحيانا كانوا يواجهون معه! لكنه تمكن من تقديم خدمات ضخمة في طهران. على سبيل المثال، قال علي مطهري: تمت الموافقة في البرلمان الثامن على أن: 2 مليار دولار من الصندوق الاحتياطي سوف تكون متاحة للبلدية للمساعدة في بناء مترو الانفاق، ولكن الحكومة قالت ان قرار الجمعية هو مناسب! ليست قانونية ونحن لا تعمل. ولكن مترو الانفاق تحسن، حتى مع أطول طريقه، مطار الإمام الخميني الدولي الثامن. في إيران، وفقا للمعتقدات الشيعية، وهناك العديد من الموارد الإلهية. بما في ذلك وجود خلية الإمام رضا: 11،000 الأديرة من أحفادهم وإخوانهم. الأهم من ذلك، إنقاذ العالم البشري للإمام القائم هو صاحب الزمان عج. إن الله في جميع القرى والمدن له أشخاص مجهولون ولكنهم فعالون في اتخاذ القرارات: إذ نرى الآن السلام في سلام. على الرغم من الجهود اليائسة، مجموعات مثل داعش، لكسر هذا الهدوء، نرى كل يوم تراجع. كان هناك وقت لم ينام فيه الناس ليلا، قائلا: "لدى رئيس الولايات المتحدة حقيبة ملونة حمراء لها أشياء من قنبلة الذرات، وحبستها بأيديكم!" وكلما رغبت، قد تقرر و: هيروشيما سيجعل مدينة أخرى! القاذفات الأمريكية، من خلال كسر جدران الصوت، فقدت كل راحة البال! كان الجميع ينتظرون هذه الطائرات البرية للعودة من فيتنام ومهاجمتهم! ولكن مع ظهور الثورة الإسلامية، قال الإمام الخميني: أمريكا لا تستطيع أن تفعل أي خطأ! ومخاوف الشعب، والآن على الرغم من ظهور الولايات المتحدة في: الأسلحة النووية والدمار الشامل، لا أحد يخاف منه! حتى عندما يهدد الكوريون الشماليون العالم، يسمون العالم كله نفسيا! الشعب الأمريكي نفسه سوف يعتذر إلى 8 لغات حية في العالم التي لديها مثل هذا الرئيس! لذلك العلماء والعلماء هم أيضا احتياطيات إلهية: لقد كتب أبو علي سينا ​​كتابا لا يزال يتحدث أولا في الألم! مرة واحدة اخترع الأوروبيين الحمام الحمام! وسخرت إيران من استخدام الحمامات القديمة والقديمة، وابن سينا ​​جانبا التصميم. وسببت إيران بأكملها أن يكون دش! ولكن الآن هم أنفسهم ذهبوا ببطء: لقد أحيا خازينا، فإنها تستحم في ذلك! فقط لأنهم لا يفهمون اسمهم، انها تسمى جاكوزي وساونا! جاكوزي نفس تصميم الحمام: الشيخ بهائي في شيراز، التي كانت ساخنة مع شمعة المرجل! وكان الماء داخل الوريد تبخير، وكان الفضاء تبخير. حتى أنها دعت إلى الأدوية العشبية الإيرانية، والتعصب ومكافحة العلم! واقترحا المخدرات الكيميائية، ولكن الآن أدركوا أن الأدوية الكيميائية لها آثار جانبية والمواد المسرطنة! مرة أخرى، تحولوا إلى الأدوية العشبية. الآن هؤلاء الأطباء الإيرانيين! وهي لا تزال ملتزمة بالمخدرات الكيميائية. لدينا أيضا الإمدادات الأخرى التي لا تتطلب المخدرات الكيميائية، وليس الأعشاب، ويقولون! علاج المريض: مثل نافذة الصلب من الإمام رضا كما.

İlahi ehtiyatlar

Ancaq bunlar yalnız maddi qaynaqlardır, onlar da insanlıq haqqında etdiklərimiz: bizi bilinməyən bir gələcək üçün saxlamışlar. İslam Respublikasındakı müvəffəqiyyətin arxasındakı səbəblərdən biri ona qarşı olan bütün yerdir. Amma Tehranda böyük xidmətlər göstərə bildi. Qanuni deyil və biz qaçmırıq. Lakin metro, ən uzun yol ilə 8-ci Beynəlxalq İmam Xomeyninin Beynəlxalq Aeroportu ilə də təkmilləşdirilmişdir. Şiə inanclarına görə, İranda çox İlahi qaynaqlar vardır. İmam Rza'nın hüceyrəsinin varlığını da əhatə edir: onların nəvələrindən və qardaşlarından 11.000 monastır. Ən əsası, İmam Qaimin insan aləminin qurulması Sahib Al-Zaman Ajjdir. Bütün kənd və şəhərlərdə Allaha Allah məlum olmayan insanlar var, amma qərarlar qəbul etməkdə effektivdir: sülh içində sülhü görürük. Çətin səylərə baxmayaraq, ISIS kimi qruplar bu sükunəti pozmaq üçün hər gün geri çəkilməyə baxarlar. Və istədiyiniz zaman, qərar verə bilər və: Hiroşima başqa bir şəhər edəcək! Amerikalı bombardmanlar, səs divarlarını qıraraq bütün dincliklərini itirdilər! Hər kəs bu vəhşi təyyarələrin Vyetnamdan dönməsini və hücumlarını gözləyirdi! İmam Xomeyni İslam İnqilabının gəlməsi ilə belə dedi: Amerika səhv edə bilməz! Və qorxu nüvə silahı daha tərəqqi və kütləvi qırğın baxmayaraq, indi Amerika tökmək, bu qorxmur heç kim! Şimali Koreyalılar dünya təhdidində olsa belə, bütün dünyaya psixoloji baxırlar! Amerika xalqı özləri belə bir prezidentə sahib olan dünyanın 8 canlı dillərindən üzr istəyəcəklər! Beləliklə, alimlər və alimlər də ilahi ehtiyatlardır: Əbu Əli Sina hələ də ağrıda ilk danışan bir kitab yazmışdır! Bir dəfə Avropalılar banyonun duşunu icad etdi! Və İran köhnə və köhnə hamamların istifadəsi ilə lağ idi və Avicenna dizaynı kənara qoydu. Və bütün İranı duşa çevirdilər! Amma indi özləri yavaş-yavaş getdilər: Xəzinəni canlandırdılar, buna bənzərlər! Yalnız adlarını anlamadıqları üçün, bu jakuzi və sauna deyilir! Cakuzi vanna plan: Sizin vanna otağı üçün bir şam ilə qızğın idi Şiraz Şeyx Bəhai! Və damar içərisində olan su buxarlandı və yer buxarlandı. Onlar hətta İranın dərman vasitələri, fanatikliyi və anti-elmini çağırdılar! Və onlar kimyəvi dərmanlar təklif, lakin indi onlar kimyəvi dərmanlar yan təsirləri və kanserogen var ki, həyata! Yenə də bitki məəli dərmanlara döndük. İndi bu İranlı həkimlər! Onlar hələ də kimyəvi dərmanlara sadiqdirlər. Kimyəvi dərman tələb etmir, digər otlar da yoxdur, deyirlər! Xəstəni müalicə edin: İmam Rezanın polad pəncərəsi kimi.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۶/۱۳۹۶ - ۱۸:۳۵ نظر(0)

بیوتروریسم سعودی

یکی از روشهای: بسیار پیشرفته آل سعود در: کشتار شیعیان، استفاده از بیو تروریسم است، بطوریکه هر سال، حجاج ایرانی و برخی کشورها، با مراجعه به میهن خود باید در قرنطینه بمانند. تا از وجود عفونت های: ناشناخته مطمئن شوند. البته آل سعود از ایجاد بیماری های عفونی: مثل وبا در یمن هم استفاده می کند، ولی اغلب از بیماری های نوظهور، که در اثر ایجاد جهش در: میکروب های بوجود می اید، استفاده می کند. امسال بیش از ده نفر ایرانی در: مکه و مدینه فوت کردند. که شایع شده از آب زمزم بوده، یعنی آل سعود آب زمزم را هم آلوده نموده! تا بتواند امسال با این روش، دست به کشتار حجاج ایرانی بزند. در سال های قبل هم، شبیه این روشها بوده که البته، تیم پزشکی ایران با مراقیبتهای پیش رفته، مانع از گسترش یا اثر پذیری آن می شدند. ولی در اسناد محرمانه پزشکی، به عجز پزشکان در کنترل این عفونتها، اشاره شده است و به همین دلیل، گاهی پزشکان ایرانی در مکه و مدینه، بیش از خود حجاج هستند! اما وجود نفوذی آل سعود در تیم پزشکی ایران، باعث ناکار آمدی آنها شده، بطوریکه هم در گزارش بیماری و: هم در ثبت علائم نقص های فراوانی وجود دارد: این اسناد قابل دادرسی، یا طرح در محاکم عمومی نیستند، در واقع آل سعود با کمک این پزشکان فدایی!  توانسته تاکنون به: کشتار های تمیز دست بزند و: حجاج و خانواده های آنان نتوانسته اند در: محاکم عمومی شکایتی از آل سعود، مطرح نمایند زیرا: اولا گزارش ها ناقص است، و ثانیا هیچ پزشکی حاضر به شهادت نیست. حالا ممکن است یکی از دلایل آن، ترس از این باشد که: سال بعد او را اعزام نکنند! البته این دلیل، هم ساده لوحانه و هم خیانت آمیز است، ولی واقعیت دارد. بسیاری از مسئولین سازمان حج، فقط به همین خاطر، شکایت حجاج را پیگیری نمی کنند! سرنوشت  رئیس قبلی سازمان حج، گواه این مطلب است. البته آل سعود فقط در موقع حج، از این روش ها استفاده نمی کند، بلکه بطور دائم به سازمان ها، دلار های نفتی تزریق می کند تا: انواع روش های کشتار، از خشن ترین نوع آن: توسط سازمان های امنیتی آمریکا گرفته، تا کشتار با شمشیر! اعدام به وسیله قضات وابسته و بیوتریسم را، در دستور کار داشته باشند. بدبختانه در مورد وابستگان ایرانی، نیازی به تزریق دلارهای نفتی! یا ریال های سعودی نیست، این افراد همین که برات مکه(ویزای عربستان ) را بگیرند! همه چیز برایشان حالت شرعی پیدا می کند، کتمان حقایق مربوط به آل سعود را، وظیفه شرعی تلقی می کنند! مخالفت با آن را مخالفت با اسلام میدانند. زیرا آل سعود از همان ابتدا، به روش های محتلف دشمنان خود را نابود می کرد. مخصوصا بیوتروریسم که از ابتدای ظهور اسلام، برعلیه مسلمانها به کار گرفته می شد. پیامبر اسلام با جام زهر: یک یهودیه از دنیا رفت. حضرت علی ع با شمشیر زهر آلود شهید شد. امام حسن هم مسموم گردید. علاوه بر استفاده گسترده دشمنان از: سموم برای کشتار مسلمانان، یکی دیگر از روشهای آنان، استفاده از مشروبات بود. چون مشروبات الکلی در اسلام حرام است، این موضوع به دو روش: مورد سوء استفاده دشمنان واقع می شود. اولا افرادی را که مابل به مصرف: مشروبات هستند شناسایی کرده، با تبلیغات ضد اسلامی، مشروبات را به آنها می فروشند! و یک شبکه وسیع قاچاق: مشروبات الکلی ایجاد می کنند، که زمینه مبارزه با اسلام را هم با خود دارد. دوم اینکه در حالت غافلگیرانه، مسئولان و یا سپاهیان اسلام را، به مستی دچار می کنند و: حملات نظامی وشبیخون را، با پیروزی به نتیجه می رسانند. آل سعود از سکس و مشروب، به بهترین وجه استفاده می کند! بطوریکه صدها شبکه ماهواره ای: به زبان فارسی را اداره می کند.  

Saudi bioterrorism

One of the following is the highly advanced Al Saud: Shiite massacre is the use of bio-terrorism, so that each year, Iranian pilgrims and some countries must remain quarantined by visiting their homeland. To ensure that infections are unknown. Al Saud, of course, also uses infectious diseases, such as cholera in Yemen, but often uses emerging diseases that result from mutations in: germs. More than ten people in this year died in Mecca and Medina. It has spread from Zamzam water, that is, Al Saud has also contaminated Zamzam water! To this end, this year, he would kill the Iranian pilgrims. In previous years, it was similar to these methods; of course, the Iranian medical team with advanced steps prevented its expansion or its effectiveness. But in confidential medical documents, doctors have been referred to in controlling these infections, and for this reason, Iranian doctors in Mecca and Madinah are sometimes more than pilgrims themselves! However, the existence of Al Saud's infiltration in the Iranian medical team has led to their ineffectiveness, as is the case in the report of the disease and: There are many defects in the registration of the signs: these documents are not prosecutorial, or the plot is not in public courts, in fact Al Saud Help these physicians sacrifice! He has been able to: Clearly kill killers: Hajjis and their families have not been able to file a lawsuit against Al Saud because: firstly, the reports are incomplete, and secondly, no medical practitioner is willing to testify. Now, one of the reasons may be fears that they will not send him next year! Of course, this is both naive and treacherous, but it's true. Many Hajj officials just do not follow the complaint of the Hajjis! The fate of the former leader of the Hajj Organization is evidence of this. Of course, Al Saud does not use these methods just at the time of the Hajj, but constantly invests the organizations in dollars for oil: a variety of killing methods, from the most violent type: taken by US security agencies to Slaughter with a sword! Executions by the judiciary and bioterrorism are on the agenda. Unfortunately, for Iranian affiliates, there is no need to inject oil dollars! Or Saudi riyals, these people get the Mecca (Saudi visa)! Everything they find for them is religious; they regard the concealment of the facts related to Al Saud as a religious duty! Opposition to it is opposed to Islam. Because Al Saud, from the beginning, destroyed its enemies in various ways. In particular, bioterrorism was used against the Muslims from the beginning of the advent of Islam. The Prophet of Islam with the Poison Cup: A Jewish Dying. Hazrat Ali was martyred with a sinister sword. Imam Hasan was also poisoned. In addition to the widespread use of the enemies of: Toxins for the killing of Muslims, another of their methods was the use of beverages. Because alcohol is forbidden in Islam, this is in two ways: abusive enemies. Firstly, they identify people who use Mabul: Drinks, sell them to anti-Islamic propaganda! And a vast network of smuggling: making alcoholic beverages, which also has a fight against Islam. Secondly, in a state of surprise, the authorities or the armies of Islam suffer from drunkenness: they bring victories to the military and the army. Al Saud uses sex and liquor best! As hundreds of satellite networks run in Farsi.

الإرهاب البيولوجي السعودي

للتأكد من أن العدوى غير معروفة. وبطبيعة الحال، يستخدم آل سعود الأمراض المعدية، مثل الكوليرا في اليمن، ولكن غالبا ما يستخدم الأمراض الناشئة التي تنتج عن الطفرات في: الجراثيم. توفي أكثر من عشرة أشخاص في هذا العام في مكة والمدينة المنورة. وقد انتشرت من مياه زمزم، أي تلوث آل سعود أيضا بمياه زمزم! وتحقيقا لهذه الغاية، سيقتل هذا العام الحجاج الإيرانيين. في السنوات السابقة، كان مماثلا لهذه الأساليب، وبطبيعة الحال، فإن الفريق الطبي الإيراني مع خطوات متقدمة منعت توسعها أو فعاليتها. ولكن تأثير السعوديين في الطبية، مما تسبب في عدم الكفاءة لهم، وكذلك في نظم الإبلاغ المرض: تسجيل العلامات عيوب كثيرة: هذا يوثق الإجراءات، أو تخطط المحاكم ليست علنية، وآل سعود مساعدة هؤلاء الأطباء التضحية! الآن، واحد من الأسباب قد تكون مخاوف من أنها لن ترسل له في العام المقبل! وبطبيعة الحال، هذا هو ساذجة وغادرة على حد سواء، ولكن هذا صحيح. العديد من المسؤولين الحج فقط لا تتبع شكوى من الحجيس! إن مصير الزعيم السابق لمنظمة الحج دليل على ذلك. بطبيعة الحال، فإن السعوديين فقط خلال موسم الحج، لا يتم استخدام هذه الطريقة، ولكن باستمرار المنظمات، الدولار، يتم حقن النفط: مجموعة متنوعة من وسائل الدمار، وهذا النوع الأكثر وحشية: من قبل الأجهزة الأمنية الأمريكية، ل ذبح مع سيف! أما عمليات الإعدام التي يقوم بها القضاء والإرهاب البيولوجي فهي مدرجة في جدول الأعمال. لسوء الحظ، بالنسبة للشركات التابعة الإيرانية، ليست هناك حاجة لحقن الدولار النفط! أو الريال السعودي، هؤلاء الناس الحصول على مكة (تأشيرة السعودية)! كل ما يجدونه بالنسبة لهم ديني، ويعتبرون إخفاء الحقائق المتعلقة آل سعود كواجب ديني! المعارضة لها تعارض الإسلام. لأن آل سعود، منذ البداية، دمرت أعدائها بطرق مختلفة. وعلى وجه الخصوص، استخدم الإرهاب البيولوجي ضد المسلمين منذ بداية ظهور الإسلام. نبي الإسلام مع كوب السم: توفيت امرأة يهودية. وقد استشهد حضرة علي بسيف شرير. وكان الإمام حسن أيضا مسمما. بالإضافة إلى الاستخدام الواسع النطاق لأعداء: السموم لقتل المسلمين، وآخر من أساليبهم كان استخدام المشروبات. لأن الكحول ممنوع في الإسلام، وهذا بطريقتين: الأعداء المسيئين. أولا، أنها تحدد الأشخاص الذين يستخدمون مابول: المشروبات، وبيعها للدعاية المعادية للإسلام! وشبكة واسعة من التهريب: صنع المشروبات الكحولية، التي لديها أيضا معركة ضد الإسلام. آل سعود يستخدم الجنس والخمور أفضل! وبما أن مئات الشبكات الساتلية تعمل باللغة الفارسية.

Səudiyyə biyoterrorizmi

Enfeksiyonların bilinməməsini təmin etmək üçün. Məkkədə və Mədinədə bu il on nəfərdən çox adam öldü. Zamzam sularından yayılmışdır, yəni Əl-Saud da Zamzam suyunu çirkləndirmişdir! Bu məqsədlə bu il İranlı zəvvarları öldürəcək. Əvvəlki illərdə bu metodlara bənzər idi, əlbəttə ki, irəliləyən inmeyle İranlı tibb qrupu genişlənməsini və ya onun təsirini qarşısını aldı. Lakin tibb Səudiyyəlilər təsiri, xəstəliyin hesabat sisteminin, eləcə də, təsirsizlik onlara səbəb: Bu işi sənədlər, və ya məhkəmələr əl-Səud, ictimai deyil planlaşdırırıq: markalarının qeydiyyat qüsurları bol Bu həkimlərə qurban kömək edin! İndi, səbəblərdən biri gələn il onu göndərməyəcəklərinə dair qorxu ola bilər! Əlbəttə ki, bu sadəlövh və xaindir, amma bu, doğrudur. Həcc ziyarətçilərinin bir çoxu həccin şikayətini yerinə yetirmirlər! Həcc təşkilatının köhnə lideri taleyi bunu sübut edir. Əlbəttə ki, yalnız həcc əsnasında Səudiyyə, bu metodu istifadə olunmur, lakin daim təşkilatları, dollar, neft üçün vurulur: məhv ən qəddar cür üsulları müxtəlif: Amerika təhlükəsizlik orqanları tərəfindən həyata Qılıncla qırğın! Mühakimə və bioterrorizmlə əlaqədar icraat gündəmdədir. Təəssüf ki, İranlı filiallar üçün neft dollarları vurmağa ehtiyac yoxdur! Və ya Səudiyyə riyalılar, bu insanlar Məkkəni (Səudiyyə vizası) alırlar! Onlar üçün tapdıqları hər şey dindar, onlar Al Süd ilə əlaqədar olan həqiqətlərin dini bir vəzifə kimi gizlədilməsinə baxırlar! Buna müxalifət İslam qarşı. Çünki Əl Saud başdan bəri düşmənlərini müxtəlif yollarla məhv etdi. Xüsusilə, islamın başlanğıcından bəri biyoterrorizm müsəlmanlara qarşı tətbiq edilmişdir. İslamın peyğəmbəri zəhər zəhəriylə: bir yəhudi qadın öldü. Həzrəti Əli pis bir qılıncla şəhid oldu. İmam Həsən də zəhərləndi. Müsəlmanların öldürülməsi üçün toksinlərin düşmənlərinin geniş yayılması ilə yanaşı, digər üsulları da içkinin istifadəsidir. İslamda spirt qadağan olduğu üçün bu, iki yolla: təhqir edən düşmənlərdir. Birincisi, Məbulu istifadə edənləri təsbit edir: İçki, İslam əleyhinə təbliğat ilə satin! Və geniş bir qaçaqçılıq şəbəkəsi: İslam əleyhinə mübarizə aparan spirtli içkilərin edilməsi. İkincisi, sürpriz bir vəziyyətdə, İslamın hakimiyyəti və orduları sərxoşluqdan əziyyət çəkirlər: ordusuna və ordusuna zəfər gətirirlər. Al Saud cinsi və likörü yaxşı istifadə edir! Yüzlərlə peyk şəbəkəsi olaraq Fars'ta çalışırıq.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۶/۱۳۹۶ - ۲۰:۳۰ نظر(0)

یک نویسنده آمریکایی در نزدیکی نیوریورک، کتابی را در 400صفخه منتشر کرده که: فقط لیست مقالات علمی آمریکاییان: در مورد ابن سینا است. همینطور کتب و مقالاتی که در آلمان! نوشته شده بسیار زیاد است، در حالیکه در ایران هنوز به این مقوله، بطور جدی پرداخته نشده است. دکتر نجفقلی حبیبی که: اخیرا تفسیر و شرح کتاب: قانون ابن سینا را در دست دارد می گوید:« ابن سینا کتاب قانون را به 5کتاب تقسیم کرده، و مواردی در آن است که: هنوز هم کسی به آن نپرداخته و: دانش جامع و کاملی از طب و دارو های: مناسب درمان های بشری است». به همین دلیل این کتاب تا این اواخر، در دانشگاههای جهان تدریس می شد. اما با آمدن طب هاریسون، حملات بر علیه ابن سینا شروع شد، تا کتاب هایش حذف  شد و: کتب ناقص هاریسون جایگزین آن گردید. البته حملات علیه ابن سینا، از زمان خودش شروع می شود! زیرا سلطان محمود غزنوی که افغانی بوده، مخالف این دانشمند بود و در تمام عمر، به دنبال دستگیری وی بوده. در اصفهان که به خانه او دسترسی پیدا می کند، تمام آثار و کتب او را از بین می برد. او به ناچار در حال فرار هرفرصتی بدست می اورد، دوباره کتابهای خود را باز نویسی می کند. به گفته خودش یازده هزار ورق مطلب نوشته است: که در تمام زمینه ها است. وی برخی کتاب ها را سه روزه می نوشته! فرصت نسخه برداری از آن را هم نداشته است. تا جاییکه گفته شده: ایشان در حال فرار بوده که به نزدیک: شهر همدان می رسد در آنجا یکی از مزدوران غزنوی، که شاگردش بوده، ترکیب داروی قولنج او را بهم می زند، و وقتی دارو را مصرف میکند، شهید می شود! به قول یکی از روحانیون برجسته همدان، حیف است که این دانشمند: خوش فکر و مبارز را شهید ندانیم. این سرنوشت سوزناک فقط به ابوغلی سینا ختم نمی شود، فرهنگ ایرانی در طول تاریخ مظلوم بوده است. تا مدتی که مجبور بودند: به زبان سانسکریت یا یونانی و حتی ارامی بنویسند، تا از تجاوز و آتش سوزی در امان باشد. در دوران بعد از اسلام هم، برای حفظ مطالب، آن را به زبان عربی می نوشتند! بطوریکه بسیاری از مردم دنیا فکر می کنند: ابن سینا یا محمد زکریا، عمر خیام و حافظ و سعدی عرب بوده اند! همانطور که بسیاری از نوشته های ایرانیان قدیم، به نام سریانی ها و سانسکریت ها، هندوها و یونانی ها معروف است. ما می دانیم که در زمان افلاطون یا ارسطو، ارشمیدس و اقلیدس به صورت امروزی، نوشتن و کتابت در کار نبوده و: اصلا کاغذ اختراع نشده بود. لذا کتاب جمهوریت یا ریاضیات که به ارسطو و: دیگران نسبت داده می شود، اساسا بی پایه است. آکادمی امروزی که هزاران دانشجو: در سطوح مختلف و هرکدام با کتاب های قطور ظاهر می شوند، مثل آکادمی عصر یونان باستان نبوده! بلکه روش استاد شاگردی بوده، هر کدام فقط یک یا دو نفر دانشجو داشته اند. آنهم فقط مباحثات کلامی و گفتگو و محاوره بوده. ولی ابن سینا در کتاب منطق،  مطالب خودش را به آنان نسبت می دهد، تا از تطاول زمانه در امان باشد. همانطور که در دوره رنسانس نیز، بسیاری از کتب دانشمندان ایرانی، ترجمه شده ولی بنام مترجم ثبت می شد. به همین دلیل اکثر مترجمان کتاب، اصلا متوجه منظور نویسنده نبودند. نویسندگان منصف غربی، گاهگاهی به این کپی برداری ها اشاره می کنند، و نام اصلی نویسده را می برند. بهر حال به بهانه زاد روز ابن سینا، باید گفته که ابن سینا فقط پزشک نبود! اینهم از همان تبلیغاتی است که از یک: دانشمند فوق العاده ریاضی و ورزش و فلسفه و ... فقط یک پزشک سنتی! به دنیا معرفی می شود.

Excuse me for Hojjat al-Hāq ibn Sina

An American writer near New York has published a book in 400 pages, which is just a list of American academic articles: about Ibn Sina. Also books and articles in Germany! Written is very large, while in Iran, this category has not been seriously addressed yet. Dr. Nayaghqali Habibi, who recently spelled out the commentary and narrative of the law: Ibn Sina's law says: "Ibn Sina has divided the book of law into five books, and it states:" There is still no one who has addressed it: Comprehensive Medicine and Drugs: Suitable for Human Therapy. " For this reason, the book was taught in universities of the world until recently. But with the advent of Harrison medicine, attacks against Avicenna began, until their books were removed and Harrison's incomplete books replaced it. Of course attacks against ibn Sina start from time! Because the sultan Mahmoud Ghaznavi, who was Afghan, was opposed to this scientist and sought his arrest throughout his life. In Isfahan, where he accesses his home, he destroys all his books and works. He inevitably escapes in every direction, he re-writes his books again. According to him, he wrote eleven thousand pages of the article: that is in all areas. He writes some books for three days! It did not have the opportunity to copy it. As far as it is said: he was running away, coming to the nearby town of Hamedan, where a Ghaznavid mercenary, who was his student, throws him into a colic, and when he takes medicine he becomes a martyr! As one of the prominent clergymen of Hamadan says, it is a pity that this scientist: do not think mundane and brave. This burning fate does not end only with Abu Ghali Sinai, Iranian culture has been oppressed throughout history. For as long as they had to: write in Sanskrit or Greek, and even in order to protect them from rape and fire. In the post-Islamic period, it was written in Arabic in order to preserve the material! As many people in the world think: Avicenna or Mohammad Zakaria, Omar Khayyam and Hafez and Sa'di were Arabs! As many ancient Iranian writings, known as Syriacs, Sanskrit, Hindus and Greeks, are well known. We know that at the time of Plato or Aristotle, Archimedes and Euclid were not writing and writing at all: no paper was invented at all. Therefore, the republican or mathematical book attributed to Aristotle and others is fundamentally unfounded. Today's Academy of Thousands of Students: At various levels, each with thick books, it's not like the Academy of the Ancient Greek Ancient! It was the method of student professorship, each having only one or two students. It was only verbal discussions and dialogue and conversation. In Avicenna's book, however, Avicenna attributes to himself the contents of himself, in order to protect himself from time immemorial. As in the Renaissance period, many of the books of Iranian scholars were translated but translated into English. For this reason, most of the translators of the book did not even notice the writer's point. The fair Western writers occasionally refer to these replicas, and take the original title of the book. However, on the eve of the birth of Avicenna, I have to say that Avicenna was not just a doctor! It's from the same propaganda as one: a fantastic mathematical scientist and sports and philosophy, and ... just a traditional physician! It is introduced to the world.

عفوا عن حجة الحق ابن سيناء

وقد نشر كاتب أمريكي بالقرب من نيويورك كتابا في 400 صفحة، وهي مجرد قائمة من المقالات الأكاديمية الأمريكية: عن ابن سينا. الكتب والمقالات أيضا في ألمانيا! انها مكتوبة كثيرا، بينما في إيران لم يتم التعامل معها بجدية. طبيب N. حبيبي، الذين مؤخرا معرض الكتاب: في يده، وقال ابن سينا: "ابن سينا ​​حكم الكتاب 5 كتاب مقسمة، وذلك لا يزال واحدا من غريب الأطوار والمعرفة الشاملة، الطب الشامل والأدوية: مناسبة للعلاج البشري. " لهذا السبب، تم تدريس الكتاب في جامعات العالم حتى وقت قريب. ولكن مع قدوم الطب هاريسون، بدأت الهجمات ضد ابن سينا ​​لإزالة كانت كتبه: كتب غير مكتملة تم استبدال هاريسون. بالطبع الهجمات ضد ابن سينا ​​تبدأ من الوقت! لأن السلطان محمود غزنوي، الذي كان أفغانيا، كان يعارض هذا العالم وسعى لاعتقاله طوال حياته. في أصفهان، حيث يصل إلى منزله، وقال انه يدمر كل كتبه وأعماله. انه لا محالة يهرب في كل اتجاه، وقال انه يعيد كتابة كتبه مرة أخرى. ووفقا له، وقال انه كتب أحد عشر ألف صفحة من هذه المادة: وهذا هو في جميع المجالات. يكتب بعض الكتب لمدة ثلاثة أيام! ولم تتح له الفرصة لنسخه. وكما يقول أحد رجال الدين البارزين في همدان، فمن المؤسف أن هذا العالم ليس شهيدا وشجاعا. هذا المصير المحترق لا ينتهي إلا بأبو غالي سيناء، وقد تعرضت الثقافة الإيرانية للاضطهاد على مر التاريخ. لطالما كان عليهم: الكتابة باللغة السنسكريتية أو اليونانية، وحتى من أجل حمايتهم من الاغتصاب والنار. في فترة ما بعد الإسلام، كانت مكتوبة باللغة العربية من أجل الحفاظ على المواد! الكثير من الناس يعتقدون أن ابن سينا ​​محمد زكريا، عمر الخيام وحافظ وسعدي كانوا من العرب! كما العديد من الكتابات الإيرانية القديمة، والمعروفة باسم السريانية والسنسكريتية والهندوس واليونانيين، هي معروفة. ونحن نعلم أنه في الوقت أفلاطون أو أرسطو، أرخميدس وإقليدس لهذا اليوم والكتابة والكتابة لا تعمل: أي ورقة لم اخترع. ولذلك، فإن الكتاب الجمهوري أو الرياضي المنسوب إلى أرسطو وآخرين لا أساس له من الصحة. كانت طريقة الأستاذية الطلابية، ولكل منها طالب واحد أو اثنين فقط. كانت المناقشات اللفظية والحوار والمحادثة فقط. في كتاب ابن سينا، ومع ذلك، ابن سينا ​​يصف لنفسه محتويات نفسه، من أجل حماية نفسه من زمن سحيق. وكما هو الحال في عصر النهضة، ترجمت العديد من كتب العلماء الإيرانيين ولكن ترجمتها إلى اللغة الإنجليزية. لهذا السبب، فإن معظم المترجمين من الكتاب لم يفهموا نقطة الكاتب. ويشير الكتاب الغربيون المنصفون أحيانا إلى هذه النسخ المقلدة، ويأخذون العنوان الأصلي للكتاب. ومع ذلك، عشية ولادة ابن سينا، يجب أن أقول إن ابن سينا ​​لم يكن مجرد طبيب! يتم عرضه على العالم.

Hojiq əl-Həq ibn Sina üçün məni bağışla

Nyu-York Fond Birjasında yaxın Amerika yazıçısı, 400 ekran Sayt haqqında kitab nəşr edib: elmi İbn Sina haqqında Amerikalıların yalnız bir siyahısı. Həm də Almaniyada kitab və məqalələr! Yazılanlar çox böyükdür, İran isə bu kateqoriyaya hələ ciddi yanaşmır. Avicenna əlində, dedi: Bu yaxınlarda ekspozisiyası Kitab Doctor N. Həbibi, "İbn Sina qayda kitab 5 kitab bölünür, və hələ də garip və hərtərəfli bilik biridir, Hərtərəfli dərman və dərmanlar: İnsan müalicəsi üçün uyğundur. " Bu səbəblə kitab yaxınlarda dünyadakı universitetlərdə tədris edilmişdir. Əlbəttə, İbn Sinana qarşı hücumlar vaxtından başlayır! O, yenidən kitablar yeniden yazmaq üçün, run əldə münasibətilə məcbur. bütün sahələrdə, o on min vərəqələri yazılı edib. Üç gündür bəzi kitablar yazır! Bunun surətini çıxarmaq imkanı yox idi. başlı döyüş və şəhid bilirik aparıcı din xadimləri Həmədan biri kimi, bu alim Təəssüf ki. İslamdan sonrakı dövrdə, ərəbcə yazılmışdır ki, maddənin qorunması üçün! Belə ki, bir çox insanlar İbn Sina Məhəmməd Zakaria, Ömər Xəyyam və Hafiz və Sədi ərəblər idi ki, edirəm! Hindus və yunanlar Sürəni və Sanskrit adlı qədim farsların, yazılarında bir çox tanınır. Bu gün, yazı və yazı üçün Platon və ya Aristotel, Arximed və Evklid zamanı iş deyil ki, bilirik, heç bir kağız icad olunmayıb. Respublika və ya riyaziyyat olan Aristotel: digər insanlar mahiyyətcə əsassızdır. Academy, bu gün müxtəlif səviyyələrdə minlərlə şagird, qalın kitab hər görünür Qədim Yunanıstan Akademiyası axşam idi kimi! Bu, hər birində yalnız bir və ya iki tələbə olan şagirdin professorluq üsuludur. Yalnız şifahi müzakirələr, dialoq və söhbət idi. İntibah dövründə, bir çox elm kitablar, tərcümə lakin tərcüməçi kimi qeyd edildi. Kitabın tərcüməçi ən, o müəllif deyil, niyə ki. Qərb ədalətli müəllifləri bəzən surəti, və orijinal adı marka Nvysdh edilir. Lakin ad İbn Sinanın adı altında İbn Sina yalnız bir həkim idi ki,! dünya təqdim olunur.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۵/۱۳۹۶ - ۲۰:۵۲ نظر(0)

تفسیر در لغت به معنی کشف القناع است، یعنی مقنعه یا حجاب را برداشتن و: درواقع کسی که تفسیر می کند، از حجاب ظاهری عبور کرده و به باطن الفاظ می رسد. اما آیا این همان است؟ یعنی باطن کلمات همان است که: مفسر به آن رسیده ؟ لذا حد اقل دو نوع تفسیر داریم: تفسیر به رای و تفسیر به غیر از رای شخصی، از نظر قران و دیگر کتب آسمانی و حتی غیر آسمانی، برخی کلمات یا مفاهیم محکم هستند! و برخی متشابه. و کسانی که تفسیر به رای می کنند، اغلب از کلمات و مفاهیم متشابه استفاده می کنند. مثلا نماز خواندن یا روزه گرفتن، امری واجب در تمام ادیان است. اما چگونه نماز بخوانیم متفاوت است، و به آرا گوناگون بستگی دارد. عده ای می گویند چرا ایستاده در صف انتظار! چرا راه دور و چرا هزینه بسیار برای حج! ما شما را در محل حاجی می کنیم! ولی عده ای هم می گویند: باید رفت و هزینه کرد و: دور یک خانه سنگی گشت و باز آمد. پس آنهایی که می گویند تفسیر یعنی چه؟ چه لزومی دارد تفسیر بخوانیم! باطل است. می بینیم دنیا بر روی تفسیر می گردد و: اگر تفسیر نبود دنیا هم نبود! همان ابتدا که خدا می خواست بشر را خلق کند، فرشتگان  از این خلقت تفسیر دیگری در ذهن داشتند! آنها می گفتند اگر بشر خلق شود، در زمین خشونت بپا می کند! و خونریزی به راه می اندازد و: گروههایی امثال داعش می سازد! اما خداوند به تفسیر آنها ایراد وارد کرد، سر شوق آمد و بشری افرید که: دوروبرش را شلوغ کرد! روزی هزاران میلیارد بار، انسانها سر خود را بالا می گیرند و: می گویند خدایا کمکم کن! باز هم خدا از این مردم 7میلیاردی راضی است، و آنها را اضافه می کند. هر نوزادی که به دنیا می اید، یعنی خداوندهنوز به بشر امیدوار است. با اینکه قول داده نیم روز هم از تاریخ باقی مانده باشد، حجت خود را ظاهر می کند، ولی می بینیم امام زمان را اذن ظهور نمی دهد! تا دنیا به آخر نرسد و آخرالزمان تفسیر نگردد. اصلا این تفسیر آخرالزمان را باید پس گرفت ! زیرا گروهی به رجعت امیدوارند! و آن را اساس شیعه می دانند. معنی رجعت در اینجا این است که: پس از ظهور آقا صاحب الزمان، تازه دنیا شروع می شود! همه شهدا زنده می شوند، حضرت مسیح از آسمان می آید و پشت سر اقا نماز می خواند، ائمه زنده می شوند و سالهای طولانی: به ترتیب حکومت می کنند. پس در واقع حکومت الهی آن زمان آغاز می شود. از این منظر خشونت های موجود در جهان، و حملات تروریستی و غیره، تفسیر جالبی دارد: شیطان که از خدا دور شد، یکی از تفسیر هایش این بود که: من از آتش هستم و بشر از خاک، و لذا من برتر هستم، و نباید در برابر آدم سجده کنم. اما تفسیر او مقبول خدا نشد، و لذا خدا او را از خود راند. او که اینطور ضایع شد گفت: منهم انتقام می گیرم! یکی از آنها ترویج خشونت بود. زیرا با ترویج خشونت، بشر به دست خود از بین میرفت! و اینهمه تفسیر های خدا: در حمایت از بشر بی منطق می شد. البته پیامبران آمدند و مردم را به: صلح و همزیستی و افزایش جمعیت تشویق کردند. گرچه این عملکرد موفق بود، و از یک آدم و حوا، اکنون 8میلیارد آدم در دنیا هست! ولی تبلیغات شیطان عکس قضیه را نشان می دهد. بطور معمول مرگ و میر دربین انسانها هست، نزاع و درگیری هم پیش می آید، ولی نسبت آن زیر یک در هزار هست، اما تفسیر (تبلیغات) شیطان آن را 999در هزار نشان می دهد. گویا حتی نباید یک چاقوکشی هم بشود، یا هیچ خودرویی مسافران را زیر نگیرد! شاید در گذشته در هر خیابان، چاقوکشی بوده ولی امروز، یکی دو تای آن هم زیاد است! در واقع شدت صلح و دوستی و ارامش، به خشونت تفسیر می شود.

Manage Interpretation or Management Interpretation?

Interpretation in the word means the discovery of the veil, that is, to remove the veil or the hijab: in fact, the person who interprets the apparent hijab and goes to the inside of the words. But is this the same? That is, the word behind the words is: the interpreter has come to it? Therefore, we have at least two kinds of interpretations: the interpretation of the vote and the commentary, apart from the personal vote, are Quranic and other celestial and even non-heavenly texts, some words or concepts are firm! And some like. And those who interpret the commentary often use similar words and concepts. For example, prayer or fasting is obligatory in all religions. But how to read a prayer is different, and it depends on different voices. Some people say why stand in the waiting queue! Why is the distance and why cost a lot for pilgrimage! We will place you in Hajj! But some also say: It is necessary to go and spend: Around a stone house came and came back. So who say what interpretations mean? What is required to read! Is false. We see that the world is interpreted and: if there was no comment, there was no world! The very beginning when God wanted to create mankind, the angels had another interpretation in this creation! They said that if human beings were created, they would be violent in the land! And it causes bloodshed and makes groups like ISIS! But God made a mistake in their interpretation, the head of enthusiasm came and the people of Afrir, who were busy around him! Thousands of billions of times a day, humans raise their heads and say: God help me! Again, God is content with these 7 billion people, and adds them. Every newborn being born, God willing, hopes for humanity. Although he promises to remain half past, he will show his proof, but we see that the Imam of Time will not be issued by the permission! Until the world ends and the apocalypse is not interpreted. All this interpretation of the apocalypse must be taken back! Because a group is hoping for rejoicing! And they know it as the Shiite foundation. The meaning here is that: After the advent of Agha Sahib Al-Zaman, the world is just starting! All martyrs will be alive, Christ will come from heaven and pray for the rest of the world, the Imams will live and for many years they will rule. So in fact the Divine rule of that time begins. From this point of view, the violence in the world, terrorist attacks and so on, has an interesting interpretation: Satan, who went away from God, one of his interpretations was: "I am from the fire, and man is from the soil, and so I am the supreme, and I should not prostrate myself before Adam. But his interpretation was not acceptable to God, and therefore God turned him away. He said: "I take revenge!" One of them was the promotion of violence. Because humanity was destroyed by the promotion of violence! And all of God's commentaries were irrational in protecting mankind. Of course, the prophets came and encouraged people to: peace and symbiosis and increase the population. Although this performance was successful, and from an Adam and Eve, there are now 8 billion Adam in the world! But Satan's adverts show the picture of the theorem. Normally deaths are in the midst of people, conflicts and conflicts also occur, but their ratio is below one in a thousand, but the devil's commentary (propaganda) is 999 per thousand. It seems that even a teenager should not be subjected to, or no passengers should be subjected to any car! Perhaps in the past, on every street, we had a teenager, but today there is one or two of them! In fact, the intensity of peace and friendship and tranquility is interpreted by violence.

إدارة التفسير أو تفسير الإدارة؟

التفسير في الكلمة يعني اكتشاف الحجاب، أي إزالة الحجاب أو الحجاب: في الواقع، الشخص الذي يفسر الحجاب الظاهر ويذهب إلى داخل الكلمة. ولكن هل هذا هو نفسه؟ أي أن الكلمة وراء الكلمات هي: المترجم قد جاء إليها؟ ولذلك، لدينا نوعان على الأقل من التفسيرات: تفسير التصويت والتعليق، بصرف النظر عن التصويت الشخصي، هي النصوص القرآنية وغيرها من السماوية وحتى غير السماوية، وبعض الكلمات أو المفاهيم هي حازمة! وبعض مثل. وأولئك الذين يفسرون التعليق غالبا ما يستخدمون كلمات ومفاهيم مماثلة. على سبيل المثال، الصلاة أو الصيام واجبة في جميع الأديان. ولكن كيفية قراءة الصلاة مختلفة، وهذا يعتمد على أصوات مختلفة. بعض الناس يقولون لماذا الوقوف في طابور الانتظار! لماذا هي المسافة ولماذا تكلف الكثير للحج! سنضع لكم في الحج! ولكن البعض يقول أيضا: من الضروري أن تذهب وتنفق: حول بيت الحجر جاء وعاد. من يقول ماذا تعني التفسيرات؟ ما هو مطلوب لقراءة! غير صحيح. ونحن نرى أن العالم يفسر، وإذا لم يكن هناك تعليق، لم يكن هناك عالم! في البداية عندما أراد الله أن خلق البشرية، والملائكة كان تفسير آخر في هذا الخلق! قالوا أنه إذا تم إنشاء البشر، فإنها ستكون عنيفة في الأرض! ويسبب إراقة الدماء ويجعل مجموعات مثل داعش! ولكن الله ارتكب خطأ في تفسيرهم، جاء رئيس الحماس وشعب أفرير، الذين كانوا مشغولين من حوله! آلاف المليارات من المرات في اليوم، والبشر رفع رؤوسهم ويقول: الله مساعدتي! مرة أخرى، الله هو المحتوى مع هؤلاء 7 مليار نسمة، ويضيف لهم. كل مولود جديد يولد، إن شاء الله، يأمل للبشرية. على الرغم من أنه يعد بأن يبقى نصف الماضي، وقال انه سوف تظهر برهانه، ولكننا نرى أن إمام الوقت لن تصدر عن طريق الإذن! وإلى أن ينتهي العالم ولا تفسر نهاية العالم. كل هذا التفسير من نهاية العالم يجب أن تؤخذ مرة أخرى! لأن المجموعة تأمل في البهجة! وهم يعرفون أنها المؤسسة الشيعية. معنى العودة هنا هو أنه بعد ظهور آكا صاحب الزمان، يبدأ العالم الجديد! سيكون جميع الشهداء على قيد الحياة، المسيح سوف يأتي من السماء ويصلي من أجل بقية العالم، والأئمة يعيشون ولسنوات عديدة سيحكمون. لذلك في الواقع القاعدة الإلهية من ذلك الوقت يبدأ. من وجهة النظر هذه، فإن العنف في العالم، والهجمات الإرهابية، وما إلى ذلك، لديه تفسير مثير للاهتمام: الشيطان الذي ذهب بعيدا عن الله، واحد من تفسيراته كان: "أنا من النار، والرجل هو من التربة، ولذا فإنني العليا، و لا ينبغي أن أسجد نفسي قبل آدم. ولكن تفسيره لم يكن مقبولا من الله، وبالتالي تحوله الله بعيدا. وقال: "أنا الانتقام!" وكان أحدها تعزيز العنف. لأن الإنسانية دمرت من خلال تعزيز العنف! وكل تعليقات الله كانت غير عقلانية في حماية البشرية. بطبيعة الحال، جاء الأنبياء وشجع الناس على: السلام والتعايش وزيادة السكان. على الرغم من أن هذا الأداء كان ناجحا، ومن آدم وحواء، وهناك الآن 8 مليار آدم في العالم! لكن إعلانات الشيطان تظهر صورة النظريات. يبدو أنه حتى المراهق لا ينبغي أن يتعرض، أو أي ركاب يجب أن تخضع لأي سيارة! ربما في الماضي، في كل شارع، كان لدينا مراهق، ولكن اليوم هناك واحد أو اثنين منهم! والواقع أن شدة السلام والصداقة والهدوء يفسرها العنف.

Management şərh və ya idarə şərh?

Amma eyni? Bu tərcüməçi gəlib ki, sözlərin mahiyyəti? Və oxşar. Və o ki, şərh, onlar tez-tez eyni söz və anlayışlar istifadə edin. Məsələn, dua və ya bütün dinlərdə oruc vacibdir. Amma dua etmək necə müxtəlif və səs bir sıra asılıdır. Bəzi line gözləyir durmaq niyə demək! Niyə uzaqdan Həcc dəyəri kimi! Biz Hacı var! Lakin bəzi insanlar demək sərf və getdi və bir daş ev tur geri gəldi edilməlidir. Belə ki, həmin kim deyir ki, bu nə deməkdir şərh? Kim şərh oxumaq lazımdır! batildir. Biz dünya şərh və dünya şərh deyil, əgər! Onlar insan yüksələn zorakılıq torpaq yaradılmışdır əgər dedi! Və qan salır: ISIS kimi qruplar edir! Amma Rəbb onun təfsiri onları təslim təşviq və onun ətrafında dolu düzəltdiyi insanı yaratdı! Bir dəfə trilyon sonra, insanlar onların rəhbərləri yüksək və Allah mənə kömək demək! 7 milyard əhalinin Allah razı və bu edir. doğulan hər uşaq, insan Khdavndhnvz ümid edir. dünya bitmir və son şərh deyil. Bu Apocalypse bu şərhi belə olmalıdır idi! bir komanda üçün qayıtmaq üçün ümid! Və bu şiələr barədə bilir. Burada throwback cənab Zaman Advent sonra, yeni bir dünya başlayır deməkdir! Belə ki, əslində Allahın hökuməti sonra başlayır. dünyada bu baxımdan, zorakılıq, terror hücumları və Allaha Şeytanın digər maraqlı şərhi, onun bir şərh Mən torpaq insan, və superego am edirəm yanğın edirəm ki, Mən Adəmə səcdə etməlidir. Lakin onun şərh Allaha məqbul deyildi və Allah onlara üz çevirdi. O, itirilmiş ki, dedi: Mən də intiqam almaq! Onlardan biri zorakılıq idi. zorakılıq Çünki insan əlində ölür! Və insan dəstək Allahın bütün şərhlər cəfəng idi. elçilər gəlib və insanlar sülh və birgə yaşama və təşviq əhali artım. əməliyyat uğurlu oldu, və Adəm və Həvva bir olsa da, dünyada 8 milyard insan var! Amma şeytan elanları əksini göstərir. bir bıçaq zərbələri endirərək, və ya hər hansı vasitənin sərnişin olmamalıdır, hətta! Bəlkə hər küçə, xuliqanlıq keçmiş, lakin bu gün, onların bir neçə çox! Əslində, sülh və əmin-amanlıq, ağırlığı zorakılıq şərh olunacaq.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۵/۱۳۹۶ - ۱۸:۱۹ نظر(0)

دولت حجیم یا: دولت توسعه یافته؟

استفاده از کلمات متفاوت، عشق یا نفرت هرکس را از یک موضوع واحد نشان می دهد. مثلا کلمه آمریکا برای خیلی ها، رویا و آزادی و عشق را بیاد می اورد! اما برخی ها نیز ان را مترادف جنایتکار و گانگستر می دانند. حتی کلمه گانگستر و جنایتکار برای خود افراد، و حوزه عملکردی آنها شیرین است! همانطور که ترور و سر بریدن و خون ریزی، برای داعش افتخار محسوب می شود. در مورد حجیم شدن دولت نیز، بحث های مخالف و موافق زیاد است. عده ای می گویند اگر سه وزارت خانه صنعت و معدن و تجارت، یکی شود دولت کوچکتر می شود! برخی ها هم معتقدند اگر این سه، هریک وزارتخانه جداگانه ای بشوند، دولت چابکتر می شود. برخی از این نظریه ها را زمان اثبات می کند، و برخی دیگر فقط کپی می شوند. مثلا زمانی ماکس وبر، شعاری را مطرح کرد : نگو بنویس! یعنی دستور و مدارک دولتی و شرکتی، نباید شفاهی باشد بلکه همه باید کتبی باشد، که بتوان به آن استناد کرد. وی بروکراسی را با شیرینی تمام! پایه گذاری کرد و سالها بعنوان معمار بوروکراسی مطرح بود. حتی در ایران نیز عده ای با استناد به آیه 288سوره بقره، و همچنین نقل قول معروف از حضرت علی ع، معتقد بودند با نوشتن، دانسته ها راتثبیت می کنیم و: آنها را در بند می کنیم تا بماند. آیت الله منتظری هم در دروس فقه خود می گفت: جوانان و طلبه ها همه چیز را بنویسند، چون حافظه آدم ها در سنین بالا، دچار جمود می شود و اعتماد به آن اشتباه است. اما این نظریه در طول زمان تبدیل شد: به اقیانوسی از کاغذ و نوشته ها و انبوهی از: قوانین و مقررات که مانع رونق کسب و کار: و فعالیت های بشری شد. دشمنی با بوروکراسی آغاز شد! از این تاریخ به بعد بوروکراسی به: مانع تراشی و چوب لای چرخ گذاشتن معنی شد. حجم دولت ها هم همینطور، در جریان تاریخی متفاوت تغییر کرد، و زشت و زیبا شد. در ایران باستان ابتدا ملوک الطوایفی بود! هرکس در گوشه ای خود را شاه می خواند، هخامنش آمد و همه را سرکوب کرد و: خود را شاه شاهان نامید! بنابر این قبل از هخامنشیان، دولت ها کوچک و خود مختار و یا مستقل بودند، و در زمان هخامنشیان همه اینها یک دولت بزرگ شدند: که از آفریقا و اروپا تا چین و هند گسترش داشت، و جاده ابریشم یادگار چنین دورانی است. بعدا دوباره دولت مرکزی، چند بار حذف و اضافه شد: تا ساسانیان بوجود آمدند! در اروپا این وسعت مفهوم نداشت و: کشور در آنجا همان شهر بود! یعنی آتن و رم، یونان و روم را می ساحتند و: تمدن به معنی شهر نشینی بود، نه کشور نشینی ! و این امر نهایتا به قوم گرایی در قرون وسطا، مانند ژرمن ها و گل ها و انگلو ساکسون و وایکینگها رسید. با انقلاب صنعتی، این جزیره ها بطور مجزا بزرگ می شدند، ولی بعد از انقلاب اسلامی، اتحادیه اروپا تشکیل می شود و: نقش دولتها پررنگ می گردد. اما در شرق همچنان بین ملوک الطوایفی و: دولت مرکزی نوسانات در جریان بود، عباسیان و صفویان و قاجاریه دولت مرکزی بودند، فواصل آنها خودمختاری و قوم گرایی پر می کرد. بعد از انقلاب اسلامی، در ابتدا جنگهای داخلی سعی داشت: قومیت گرایی را بر دولت مرکزی تحمیل نماید، ولی با شروع جنگ تحمیلی نیاز به وحدت شکل گرفت، و دولت مرکزی تثبیت شد. اما دنیا نیز به این مرکزیت احتیاج داشت، لذا پس از رحلت امام خمینی، ابتدا مرزهای تعیین شده توسط انگلیس تثبیت شد، و بیش از 200کشور با ارتش های جداگانه تشکیل گردید. ولی با حملات داعش نیاز به وحدت جهان، زیر یک حکومت مرکزی ضد داعش، بالا گرفت و اکنون دولت ایران، دولت مرکزی جهانی است...

The bulk government or: the developed state?

Using different words makes love or hates each one from a single subject. For example, America's word for many people remembers dream, freedom and love! But some also regard it as a criminal and gangster. Even the gangster and criminal gang for the people themselves and their functional area is sweet! As the assassination and bloodshed, it is proud for ISIS. There is a lot of controversy about the bulk of the government. Some say that if the three ministries of industry and mining and commerce become one, then the government will become smaller! Some also believe that if these three, each ministry are separate, the government becomes more agile. Some of these theories prove time, and others only copy. For example, Max Weber's time spoke: Do not write! That is, government and corporate orders should not be oral, but all must be written in order to be cited. He has a bureaucracy with all the sweets! He founded many years as a bureaucratic architect. Even in Iran, some people based on verse 288 of Surah al-Baqarah, as well as the famous Quran from Imam Ali, believed that by writing, we would fix the knowledge and: we put them together to stay. Ayatollah Montazeri also said in his jurisprudence: young people and students write everything, because the memory of people of the ages, suffers from fatigue and trust in it is wrong. But this theory became over time: an ocean of paper and writing and a bunch of laws and regulations that prevented business prosperity and human activities. Enemy began with bureaucracy! From that date onwards, the bureaucracy became meaningful: an obstacle and a stick. Similarly, the size of the state changed in a different history, and was ugly and beautiful. In ancient Persia, Maluku al-Tawaifi was first! Everyone who calls on the king in his corner, Achaemenid came and suppressed everyone, and called himself King of the Kings! Thus, before the Achaemenids, the states were small, autonomous or autonomous, and during the Achaemenid times all of them became a great government: from Africa and Europe to China and India, and the Silk Road was a relic of such a period. Later again, the central government was removed and added many times: until the Sasanians were created! In Europe, this scope did not mean, and the country was the same! That means Athens and Rome, Greece and Rome: Civilization means township, not country! And this eventually came to medieval folklore, such as the Germans and the flowers, and the Anglo-Saxon and the Vikings. With the industrial revolution, these islands grew apart, but after the Islamic Revolution, the European Union is formed, and the role of governments is highlighted. But in the east between the Mauluk-al-Tawaiifi and the central government of fluctuations, the Abbasids, the Safavids and the Qajars were the central government, their distances filled with autonomy and ethnocentrism. After the Islamic Revolution, at first civil wars attempted to impose ethnicism on the central government, but the start of the imposed war required unity, and the central government was stabilized. But the world also needed this centrality, so after the death of Imam Khomeini, the boundaries established by the United Kingdom were first established, and more than 200 countries were formed with separate armies. But with ISIL's attacks, the need for unity of the world, under an anti-ISIS central government, was raised, and now the Iranian government is a global central government...

الحكومة الأكبر أو: الدولة المتقدمة؟

استخدام كلمات مختلفة يجعل الحب أو الكراهية كل واحد من موضوع واحد. على سبيل المثال، كلمة أمريكا لكثير من الناس يتذكر حلم والحرية والحب! ولكن البعض يعتبرونه أيضا جنائيا وعصابات. حتى العصابات والعصابة الإجرامية للشعب أنفسهم، ومجال وظيفتها حلوة! وباعتبارها الاغتيال وإراقة الدماء، فإنها تفخر بتنظيم داعش. هناك الكثير من الجدل حول الجزء الأكبر من الحكومة. يقول البعض أنه إذا أصبحت الوزارات الثلاث للصناعة والتعدين والتجارة واحدة، ثم الحكومة سوف تصبح أصغر! ويعتقد البعض أيضا أنه إذا كانت هذه الوزارات الثلاث منفصلة، ​​فإن الحكومة تصبح أكثر مرونة. بعض هذه النظريات تثبت الوقت، والبعض الآخر فقط نسخ. على سبيل المثال، اقترح وقت ماكس ويبر شعارا: لا تكتب! وهذا يعني أن الحكومة وأوامر الشركات لا ينبغي أن تكون شفوية، ولكن يجب أن تكون مكتوبة جميعا من أجل أن استشهد. لديه بيروقراطية مع جميع الحلويات! أسس سنوات عديدة كمهندس بيروقراطي. حتى في إيران، بعض الناس على أساس الآية 288 من سورة البقرة، فضلا عن الاقتباس الشهير من الإمام علي، يعتقد أنه من خلال الكتابة، ونحن سوف إصلاح المعرفة و: وضعنا معا للبقاء. كما قال آية الله مونتازيري في فقهه: "الشباب والطلاب يكتبون كل شيء، لأن ذكرى الناس في العصور، الذين يعانون من البؤس، والثقة فيه أمر خاطئ. ولكن هذه النظرية أصبحت مع مرور الوقت: محيط من الورق والكتابة ومجموعة من القوانين واللوائح التي حالت دون ازدهار الأعمال والأنشطة البشرية. بدأ العدو مع البيروقراطية! ومنذ ذلك التاريخ فصاعدا، أصبحت البيروقراطية ذات معنى: عقبة وعصا. كما تغير حجم الحكومات في تاريخ مختلف، وكان قبيحا وجميلة. في بلاد فارس القديمة، كان مالوكو الطويفي أولا! كل من يدعو الملك في ركنه، جاء أخمينيد وقمع الجميع، ودعا نفسه ملك الملوك! وهكذا، قبل الدول الأخمينية كانت الدول صغيرة أو مستقلة أو مستقلة، وخلال العصر الأخميني أصبح كل منهم حكومة عظيمة: من أفريقيا وأوروبا إلى الصين والهند، وكان طريق الحرير بقايا هذه الفترة. في وقت لاحق مرة أخرى، تم إزالة الحكومة المركزية، وأضاف عدة مرات: حتى تم إنشاء الساسانيين! في أوروبا، وهذا النطاق لا يعني، والبلد كان هو نفسه! وهذا يعني أثينا وروما واليونان وروما: الحضارة تعني البلدات، وليس البلد! وجاء هذا في نهاية المطاف إلى الفولكلور في القرون الوسطى، مثل الألمان والزهور، والأنجلو ساكسون والفايكنج. مع الثورة الصناعية، نمت هذه الجزر، ولكن بعد الثورة الإسلامية، يتم تشكيل الاتحاد الأوروبي، ويتم تسليط الضوء على دور الحكومات. ولكن في الشرق بين مولوك الطوييفي والحكومة المركزية من التقلبات، كان العباسيين والصفويين والقاجار الحكومة المركزية، ومسافاتهم مليئة بالحكم الذاتي والنزعة العرقية. بعد الثورة الإسلامية، في الحروب الأهلية الأولى حاولت فرض العرقية على الحكومة المركزية، ولكن بدء الحرب المفروضة يتطلب الوحدة، واستقرت الحكومة المركزية. ولكن العالم بحاجة أيضا إلى هذه المركزية، وبعد وفاة الإمام الخميني، تم إنشاء الحدود التي أنشأها البريطانيون لأول مرة، وشكلت أكثر من 200 دولة مع جيوش منفصلة. ولكن مع هجمات داعش، تم رفع الحاجة إلى وحدة العالم، في ظل حكومة مركزية ضد داعش، والآن أصبحت الحكومة الإيرانية حكومة مركزية عالمية ...

Toplu hökumət və ya inkişaf etmiş dövlət?

Fərqli sözlər istifadə edərək, hər biri bir mövzudan sevgi və ya nifrət edir. Məsələn, Amerikanın çoxu üçün sözü yuxu, azadlıq və sevgi xatırlayır! Amma bəziləri də bunu cinayət və gangster hesab edirlər. Hətta xalqın özləri üçün gangster və cinayət şəbəkəsi və onların funksional sahəsi şirindir! Sui-qəsd və qan tökülməsi kimi, ISIS üçün qürur duyur. Hökumətin böyük hissəsi haqqında bir çox mübahisələr var. Bəziləri deyirlər ki, əgər üç nazirlik sənayesi və mədənçilik və ticarət nazirliklərindən birinə çevrilirsə, onda hökumət daha kiçik olacaq! Bəziləri inanırlar ki, əgər bu üç, hər bir nazirlik ayrıdırsa, hökumət daha çevik olur. Bu nəzəriyyələrin bəziləri vaxtını sübut edir, digərləri yalnız surətini sübut edir. Məsələn, Max Weber zamanı bir şüar təklif etdi: Yazma! Yəni, hökumət və korporativ sifarişlər şifahi olmamalıdır, amma bunların hamısı qeyd olunmaq üçün yazılmalıdır. Bütün şirniyyatlarla bürokrasi var! Uzun illər bürokratik bir memar kimi quruldu. Amma bu nəzəriyyə vaxt keçdi: kağız və yazı okeanı, biznesin rifahı və insan fəaliyyətinə mane olan bir sıra qanun və qaydalar. Düşmən bürokratiyadan başladı! O gündən bürokratiya mənalı oldu: bir maneə və çubuq. Hökumətlərin həcmi fərqli bir tarixdə də dəyişdi və çirkin və gözəl idi. Qədim Persiyada Maluku əl-Təvəifə ilkdir! Kəlamı küncündə çağırdıran hər kəs Açıqəndi gəldi və hər kəsə basqın etdi və özünü padşahların kralı adlandırdı! Daha sonra, mərkəzi hökumət bir neçə dəfə çıxarıldı və əlavə edildi: Sasanilər yaradıldı qədər! Avropada bu çərçivə demək olmur və ölkə eyni idi! Deməli, Afina və Roma, Yunanıstan və Roma deməkdir: Sivilizasiya ölkə deyil, şəhər deyil! Sənaye inqilabı ilə bu adalar bir-birindən ayrıldı, amma İslam İnqilabından sonra Avropa Birliyi formalaşdı və hökumətlərin rolu vurğulandı.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۵/۱۳۹۶ - ۱۹:۲۶ نظر(0)

دیوار کشی ترامپ بین مکزیک و آمریکای شمالی، در ابتدا یک نظریه ساده و برای امور گمرکی! به نظر می رسید اما با حمایت ترامپ از عربده کشی های: نژاد پرستان و کوکلس کلان های جدید، که سعی دارند آمریکا را به اشوب بکشند، نشان داد که ترامپ یک عضو مخفی و باسابقه نژاد پرستی بوده، و آرام آرام چهره خود را نشان می دهد. گرچه از ابتدا مشخص بود که برای پیروزی بر اوباما، همه سرمایه خود را خرج کرد تا دیگر: اسمی از نژاد سیاه یا دورگه در میان رئیس جمهور ها نباشد! و یک سفید متعصب آن را اداره کند. درواقع دوران ترامپ یکی از دورانی است: که در ان آتش زیر خاکستر نژاد پرستی، در حال شعله ور شدن است، و اگر مانع نشوند این آتش دوباره همه را خواهد سوزاند: سیاه پوستان و سرخپوستان را دوباره به مزارع و: برای بردگی خواهد برد. اصولا ممانعت از ورود مهاجران مخصوصا از: کشورهای در خط مقاومت باید روشن می ساخت که: این ابتدایی ترین عمل نژاد پرستانه برای: تست کردن افکار عمومی بود! و چون افکار عمومی تصور کرد فقط همین کار است، و آن را نسبتا تایید نمود، قدمهای بعدی برداشته شد. اکنون تمام دانشمندان علوم انسانی کاخ سفید، و بسیاری از مشاوران به دلیل: مشخص شدن رگه های نژاد پرستی در هیات حاکمه، از ان جدا شدند. بسیاری از کشورها نیز مواضع: ضد ترامپ خود را تشدید کردند. اما باید توجه کرد که دوری راه  برخی کشورها، در مخالفت آنان تاثیری ندارد. مثلا مخالفت حزب الله لبنان یا ایران، ممکن است زیاد مهم نباشد، اما مخالفت ونزوئلا و دیگر کشورهای آمریکای لاتین: و آمریکای جنوبی بسیار مهم است. زیرا آنان از نظر فرهنگ و هویت به: آمریکا و مردم آن نزدیکترند. از قدیم الایام مردمی که از دولت آمریکا ظلم می دیدند، در صورت توان به کشورهای همسایه، مخصوصا مکزیک پناه می بردند، عبور از مرز مکزیک و امثال آن، به معنی سند آزادی آنها از تمام آزار و اذیت ها بود. مردم این کشورها بدانند که: وارث اصلی آمریکا آنها هستند، نه یک مشت نژاد پرست دلار دوست. و در این راه باید کوشش کنند. همانطور که فرزند رهبر ونزوئلا گفت: باید کاخ سفید را تسخبر کرد! و بر سر ساکنان آن خورد نمود. این تنها راهی است که در جهان، جواب داده و بارها در شرق و در اروپا اتفاق افتاده. امام متاسفانه زور گویی ارتش آمریکا، سازمان های نظامی و اطلاعاتی آن بقدری زیاد بوده: که هیچیک از مردم آمریکای شمالی: یا جنوبی و مرکزی به این فکر نیافتاده اند. تا حق خود را بطور مستقیم از: این یانکی های زور گو بگیرند. اما امروز به آنها اطمینان می دهم که: ساعت موعود فرا رسیده و: کاخ سفید همه را به خود دعوت می کند. کاخ سفید از درون پوسیده است: فقط منتظر یک ضربه است و: باید که مردم خود آمریکا و کشورهای  همسایه، رسالت تاریخی را بخوبی انجام دهند و: مطمئن باشند این بار تنها نمی مانند. کره شمالی با موشک های دور برد خود، منتظر چراغ سبز شما است. بیایید و انتقام خون هزاران سرخپوست: کشته شده را بگیرید، بیایید و انتقام آنهمه زجر و شکنجه سیاهپوست ها را بگیرید. بیایید و انتقام همه کارتن خواب و بی خانمان ها را: برای  یکبار هم شده از ثروتمندانی که: با دلار سیگار خود را روشن می کنند بگیرید. سرنگونی دولت آمریکا بسیار ساده است، ولی وقتی آمادگی افکار عمومی نباشد، مانند نهضت 99درصدی یا یا قیام ضد وال استریت، به یک شورش یدل می شود. اما اگر مردمی باشد و همه مردم : حتی شده با پای پیاده برای تسخیر: کاخ سفید و پنتاگون بروند ثمربخش خواهد بود.

Mexico ready! The White House is waiting.

The tramp walls between Mexico and North America are initially a simple theory for customs! It seemed that, however, with the support of Tramp, Arabs: racists and cockles, new mullahs who tried to throw the United States into a throat, showed that Tramp was a secret and racist member of the group, and slowly revealed his face. Gives although from the outset it was clear that he had spent all his capital on Obama to win the title of the black or hybrid race among presidents! And a white fanatic manages it. In fact, the Trump is a period in which the fire under the ash of racism is flaring, and if it is not prevented, this fire will again burn everyone: black people and Indians will be back to the fields and: to enslave. In principle, preventing the arrival of immigrants, particularly from countries in the line of resistance, should make clear that: This was the most basic racist act to: test public opinion! And since public opinion thought it was just the same thing, and it was fairly confirmed, the next steps were taken. Now, all White House scholars and many advisers are separated because of the identification of racist traits in the governing body. Many countries also reinforced their anti-tramp positions. But it should be noted that the distraction of some countries does not affect their opposition. For example, Lebanon's or Iran's Hezbollah's opposition may not be so important, but the opposition of Venezuela and other Latin American countries and South America is very important. Because they are closer to the United States and its people in terms of culture and identity. From the old days, the people who saw the government of the United States were oppressed, if possible, to refuge in neighboring countries, especially Mexico, crossing the Mexican border and so on, meaning the document of their release from all harassment. People in these countries know that they are the heirs of the United States, not a friend of the dollar. And in this way, they must try. As the son of the Venezuelan leader said, he needs to conquer the White House! And slaughtered its inhabitants. This is the only way the world has responded and has repeatedly happened in the East and in Europe. Unfortunately, the Imam, unfortunately, did not have the power of the US military, its military and intelligence agencies, so much that none of the people in North America: either the South or the Central have thought. To claim their right directly from: These Yankees will take force. But today, I assure them that: The hour has come and the White House invites everyone. The White House is rotten: it's just waiting for a blow and: It's up to the people of America and their neighbors to do their historic mission well: sure this time alone. North Korea, with its long-range missiles, is waiting for your green light. Come and take revenge on the blood of thousands of Indians: get killed, and take revenge for all black plagues and torture. Come and take revenge on all the sleeping and homeless cartons: for once, come from the wealthy who: Turn your smokes on their dollars. The overthrow of the US government is very simple, but it's a riot when it's not ready for public opinion, like the 99% movement or the anti-Wall Street uprising. But if it is a people and all people: even going foot to capture: the White House and the Pentagon will be fruitful.

المكسيك جاهزة! البيت الأبيض ينتظر.

الجدران المتعرجة بين المكسيك وأمريكا الشمالية هي في البداية نظرية بسيطة للجمارك! على ما يبدو، مع ذلك، بدعم من ورقة رابحة من الصراخ من قبل: العنصرية وكلان جديد، في محاولة لأمريكا في قتل الاضطراب، وأظهرت أن ترامب هو عضو في التاريخ السري للعنصرية، وببطء وجهه وكشف أ. و متعصب أبيض يدير ذلك. في الواقع، خلال فترة ترامب حيث النار تحت الرماد العنصرية، مضيئة، واذا لم تعترض على النار مرة أخرى سوف يحرق الجميع: السود والهنود إلى المزارع والعبودية سوف . ولما كان الرأي العام يعتقد أن الأمر هو الشيء نفسه، وقد تم تأكيده إلى حد ما، اتخذت الخطوات التالية. وعززت بلدان كثيرة أيضا مواقعها المناهضة للحرب. ولكن تجدر الإشارة إلى أن هاء بعض البلدان لا يؤثر على معارضتها. على سبيل المثال، ضد حزب الله في لبنان أو إيران، قد لا تكون في غاية الأهمية، ولكن ضد فنزويلا وبلدان أخرى في أمريكا اللاتينية وأمريكا الجنوبية أمر مهم جدا. لأنها أقرب إلى الولايات المتحدة وشعبها من حيث الثقافة والهوية. إن شعوب هذه البلدان تعرف أنها ورثة الولايات المتحدة وليست صديقا للدولار. وبهذه الطريقة، يجب أن نحاول. كما قال ابن الزعيم الفنزويلي، يجب أن يغزو البيت الأبيض! وذبح سكانها. هذه هي الطريقة الوحيدة التي استجاب بها العالم، وحدثت مرارا وتكرارا في الشرق وأوروبا. للمطالبة بحقهم مباشرة من: هذه يانكيز سوف تأخذ القوة. ولكنني أؤكد لهم اليوم: لقد حان الوقت، ويدعو البيت الأبيض الجميع. كوريا الشمالية، مع صواريخ بعيدة المدى، ينتظر الضوء الأخضر الخاص بك. تعال والانتقام لدماء الآلاف من الهنود: يقتل، يأتي والانتقام من كل تلك المعاناة والتعذيب السود. ولكن إذا كان الناس وجميع الناس: حتى سيرا على الأقدام للقبض على البيت الأبيض والبنتاغون أنها ستكون مثمرة.

Meksika hazırdır! Ağ Ev gözləyir.

Meksika və Şimali Amerika arasındakı tramp divarları ilkin olaraq gömrük üçün sadə bir nəzəriyyədir! Bu ilə böyle bir Trump dəstəyi ilə, lakin görünürdü: İrqçilik və Klan yeni qarışıqlıq öldürmək daxil Amerikaya çalışır, Trump irqçilik gizli tarixi bir üzvü olduğunu göstərdi və yavaş-yavaş onun üz aşkar Verir Ağ fanatik onu idarə edir. hər kəs yandırmaq edəcək yenidən yanğın mane olmasaydı Əslində, Trump bir dövr ərzində burada kül irqçilik altında yanğın, flare və: təsərrüfatları və köləlik geri blacks və Indians edəcək . Bir çox ölkələr də anti-tramp mövqelərini gücləndirdi. Ancaq qeyd etmək lazımdır ki, bəzi ölkələrin yayılması onların müxalifətinə təsir göstərmir. Məsələn, Livanda və ya İran Hizbullaha qarşı, belə ki, vacib ola bilər, lakin Venesuela və Latın Amerikası digər ölkələr və Cənubi Amerika qarşı çox vacibdir. Çünki onlar Amerika Birləşmiş Ştatları və xalqına mədəniyyət və kimlik baxımından daha yaxındırlar. Bu ölkələrin xalqları dollarların dostu deyil, Amerika Birləşmiş Ştatlarının vərəsələri olduğunu bilirlər. Və bu şəkildə, onlar cəhd etməlidirlər. Venesuela lideri oğlu dedikdə, o, Ağ Evi fəth etməlidir! Və sakinlərini kəsdi. Bu dünya cavab verdiyi və Şərqdə və Avropada dəfələrlə baş verən yeganə yoldur. Doğrudan hüququ iddia etmək üçün: Bu Yankees qüvvəyə minəcək. Amma bu gün mən əminəm ki: Saat gəldi və Ağ Ev hər kəsə dəvət edir. Şimali Koreya, uzun mənzilli raketləri ilə, yaşıl işıqınızı gözləyir. Gəlin və Indians minlərlə qan intiqam almaq: həlak almaq, gəlib bütün bu əzab və işgəncə blacks intiqam almaq. insanlar və bütün insanlar Lakin hətta piyada Ağ Ev və Pentaqon tutmaq onlar məhsuldar olacaq.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۵/۱۳۹۶ - ۱۳:۲۳ نظر(0)

ایران نه تنها در قدرت نظامی دست برتر دارد، وهیچ قدرتی در دنیا وجود ندارد که بتواند کاری کند، بلکه در مسائل سیاسی و اقتصادی هم حرف اول را می زند. لذا لازم نیست خود را با گروهی بنام داعش درگیر کند، داعش فقط همان موشک های دیرالزور بسشان بود! اکنون نوبت انتقام گرفتن شهید حججی ها، نه از داعش بلکه عامل اصلی آن یعنی آمریکا است. سپاه میتواند همان هواپیماها یا پادگان های آمریکایی، که ابتدا حججی ها را بمباران کرد، درنظر بگیرد و انتقام را با نابودی این پایگاه به سرانجام برساند. زیرا داعش دیگر تمام شد! مدفعان حرم باید برای آزادی حرم بقیع سازماندهی شوند، نوبتی هم باشد نوبت بقیع است. برای درک بهتر موضوع مثال: طب کل نگر یا پزشکی سیستمی در اینجا مناسب است. طب کل نگر می گوید: لزوما درد نشانه عارضه در همان محل نیست. مثلا با جراحی یک غده سرطانی در مغز، شاهد رشد این غده در سینه یا جای دیگر هستیم! این نشان می دهد که در بدن حایی هست که: این غده ها را تولید می کند، لذا اخیرا کلینیک های درد راه اندازی شده، برای یک سردرد ساده، چند پزشک با تخصص های مختلف، از شما سوال می کنند و شما را معاینه می کنند! آزمایش های مختلف میدهند تا عارضه اصلی را کشف کنند. داعش هم مانند سرطان است، ممکن است یکبار برای همیشه، ازبین برود ولی کسانی که داعش را ایجاد کردند، زنده اند و داعش های جدیدی تولید خواهند کرد. همانطور که القاعده یا طالبان و بوکو حرام را تولید کردند. این است که تنها راه انتقام شهید محسن حججی، موشک زدن به ریاض و از بین بردن آل سعود است! تا همه حرم ها از تخریب در امام باشند. و ایران قدرت چنین کاری را دارد. در اقتصاد ایران هم همینطور است: داعش های اقتصادی سعی دارند: با سر بریدن کارخانه ها و تولید کنندگان داخلی، به ما ضربه بزنند و کوشیده اند: ایران را دارای اقتصادی مریض و پر خطر جلوه دهند. برای مقابله نیز اقدامات جزیی صورت می گیرد: مثلا سند بالادستی که سعی می کند: قدرت اقتصاد ایران را در منطقه افزایش دهد! ولی علیرغم این سند های بالا دستی، که فقط برای برتری در منطقه آرزو شده است، از همان ابتدای انقلاب اسلامی، ایران ابر قدرت جهان بوده و هست. قوی ترین و سالم ترین اقتصاد را دارا بوده و هست. مردم ایران هرگز احساس کمبود و کاستی نداشته اند. اگر هم انتقادی بوده  اغلب این انتقاد ها هم، مربوط به توهمات ذهنی دگر اندیشان بوده است. که بیکاری و نبود نیروی متخصص را مطرح می کنند! در حالیکه آنقدر طرح  اختراعات و اکتشافات زیاد است که: اغلب آنها دور ریخته می شود و: دور ریخته های ایران، در جهان سرآمد می شوند! جوانانی که در ایران کار پیدا نمی کنند، یا در کنکور پذیرفته نمی شوند! به آمریکا و اروپا که می روند و: سرور جوانان آنجا می شوند. پزشکانی که بخاطر تورم پزشک در ایران، شغلی بدست نمی اورند، در آلمان و آمریکا برترین پزشکان محسوب می شوند. بدترین تولیدات ایران یعنی: نفت خام بالاترین ارزش افزوده برای کشورهای دیگر است. حتی دریاچه نمک قم میتواند به: جنگ دو کره برای خرید نمک پایان دهد. آثار باستانی و جاذبه های گردشگری آنقدر زیاد است که: مردم حوصله دیدن آن را ندارند. آنهایی که می گویند ایرانیان مشکل مسکن دارند، نمیدانند که 30درصد ساختمان های نوساز، خالی و در انتظار مشتری است. فقط در مصرف مواد غذایی، آب و برق و.. ایرانی ها چهار برابر! استاندارد جهانی مصرف می کنند، اینهمه را از کجا می آورند؟ آن هم با گرانی های موجود.

Where do you get all this from?

Iran is not only superior in military power, but there is no power in the world that can do anything but also in political and economic matters. Therefore, you do not need to engage yourself with a group called ISIS; ISIS was just the same missiles! It is now time to take revenge on the martyr Hajjis, not from ISIS but for its main cause, the United States. The IRGC could consider the same American planes or barracks that first bombed the Hojaji s, and ended the revenge by destroying the base. Because ISIL is over! Shrine enthusiasts should be organized to release the shrine of the rest. It is also a turning point. For a better understanding of the subject example: Holistic medicine or a medical system is appropriate here. Holistic medicine says: "Pain is not necessarily symptom of pain in the same place. For example, with surgery of a cancerous tumor in the brain, we see the growth of this gland in the breast or elsewhere! It shows that there is a body that produces these glands, so recently, pain clinics is being launched, for a simple headache, several doctors with different specialties will ask you and you will be examined. Take it! Several experiments are performed to discover the main problem. ISIS is like cancer, it may be destroyed once and for all, but those who created ISIS are alive and will create new ISILs. Just as al-Qaeda or the Taliban and Boko Haram produced. This is the only way to revenge the martyr Mohsen Hojaji, a rocket to Riyadh and eliminate Al Saud! So that all shrines will be destroyed in Imam. And Iran has the power to do this. In the Iranian economy, the same is true: ISILs are trying to hit us with the cutting down of factories and domestic producers, and they have tried to make Iran a financially ill and dangerous person. Particular measures are also being taken to counteract: for example, the upstream document that tries to: increase Iran's economic power in the region! But despite these high-handed documents, which have only been wished for superiority in the region, since the beginning of the Islamic Revolution, Iran has been and remains the supreme power of the world. The strongest and most healthy economy has been and will be. The people of Iran have never felt in short supply. If it was critical, this criticism has often been related to the illusions of the dissidents. They bring unemployment and lack of expert knowledge! While there are so many inventions and discoveries that: Most of them are discarded and: Iran's dispersed, excelled in the world! Young people who do not work in Iran, or are not accepted in the exam! Going to America and Europe: Youth Servers Are Here. Doctors who do not get a job because of physician swelling in Iran are considered to be the best doctors in Germany and the United States. Iran's worst production is crude oil is the highest added value for other countries. Even the Qom salt lake can end: the two-bourgeois war for salt purchase. The artifacts and tourist attractions are so high that people are not bored to see it. Those who say that Iranians have a housing problem do not know that 30% of newly built buildings are empty and waiting for the customer. Only in the consumption of food, water and energy.. Iranians four times! World standard, where do they come from? It's with the expensive ones.

من أين تحصل على كل هذا؟

إيران ليست فقط متفوقة في القوة العسكرية، ولكن ليس هناك قوة في العالم يمكنها أن تفعل أي شيء ولكن أيضا في المسائل السياسية والاقتصادية. لذلك، لا تحتاج إلى إشراك نفسك مع مجموعة تسمى داعش؛ داعش كانت مجرد نفس الصواريخ! لقد آن الأوان للانتقام من الشهيد حجيس، وليس من داعش ولكن لسببه الرئيسي، الولايات المتحدة. يمكن للحرس الثوري الإيراني أن ينظر في نفس الطائرات أو الثكنات الأمريكية التي قصفت هيجاغس، وأدت في النهاية إلى الانتقام من تدمير القاعدة. لأن داعش قد انتهت! وينبغي تنظيم عشاق الضريح للإفراج عن ضريح الباقي، وهو أيضا نقطة تحول. من أجل فهم أفضل لموضوع الموضوع: الطب الشامل أو نظام طبي مناسب هنا. يقول الطب الشامل: "الألم ليس بالضرورة أعراض الألم في نفس المكان. على سبيل المثال، مع جراحة الورم السرطاني في الدماغ، ونحن نرى نمو هذه الغدة في الثدي أو في أي مكان آخر! فإنه يدل على أن هناك الجسم الذي ينتج هذه الغدد، ومؤخرا، يتم إطلاق عيادات الألم، لصداع بسيط، والعديد من الأطباء مع التخصصات المختلفة يطلب منك وسيتم فحص لك. أعتبر! يتم إجراء العديد من التجارب لاكتشاف المشكلة الرئيسية. داعش مثل السرطان، قد يتم تدميره مرة واحدة وإلى الأبد، ولكن أولئك الذين خلقوا داعش على قيد الحياة، وسوف تخلق داعش جديدة. تماما كما أنتجت القاعدة أو طالبان وبوكو حرام. هذه هي الطريقة الوحيدة للانتقام الشهيد محسن حاجي، صاروخ إلى الرياض والقضاء على آل سعود! حتى يتم تدمير جميع الأضرحة في الإمام. وإيران لديها القدرة على القيام بذلك. في الاقتصاد الإيراني، ينطبق الشيء نفسه: تحاول داعش ضربنا بتخفيض المصانع والمنتجين المحليين، وقد حاولوا جعل إيران عرضة للاقتصاد. ويجري أيضا اتخاذ تدابير خاصة للتصدي لما يلي: على سبيل المثال، الوثيقة التمهيدية التي تحاول: زيادة قوة الاقتصاد الإيراني في المنطقة! ولكن على الرغم من هذه الوثائق المتطورة التي لم ترغب في التفوق في المنطقة إلا منذ بداية الثورة الإسلامية، كانت إيران ولا تزال القوة العليا في العالم. وقد كان الاقتصاد الأقوى والأكثر صحية. إن شعب إيران لم يشعر قط بالموارد. إذا كان حاسما، فإن هذا النقد غالبا ما كان مرتبطا بأوهام ذهنية مشوهة. أنها تجلب البطالة ونقص المعرفة الخبراء! في حين أن هناك الكثير من الاختراعات والاكتشافات التي: معظمهم ألقيت بعيدا: الإيرانيون مشتتة مثيرة في العالم! الشباب الذين لا يعملون في إيران، أو لا تقبل في الامتحان! الذهاب إلى أمريكا وأوروبا: خوادم الشباب هنا. ويعتبر الأطباء الذين لا يحصلون على وظيفة بسبب تورم الطبيب في إيران أفضل الأطباء في ألمانيا والولايات المتحدة. وأسوأ إنتاج إيران هو النفط الخام هو أعلى قيمة مضافة للبلدان الأخرى. حتى بحيرة الملح يمكن أن تنتهي: الحرب البرجوازية اثنين لشراء الملح. القطع الأثرية ومناطق الجذب السياحي مرتفعة جدا أن الناس ليست بالملل لرؤيتها. من يقولون إن الإيرانيين لديهم مشكلة في السكن لا يعرفون أن 30٪ من المباني المبنية حديثا فارغة وتنتظر العميل. فقط في استهلاك الغذاء والماء والطاقة .. الإيرانيين أربع مرات! المعيار العالمي، من أين تأتي من؟ انها مع تلك مكلفة.

Bunların hamısını nereden alırsınız?

İran hərbi gücdə üstünlük qazanmaqla yanaşı, dünyada heç bir şey edə bilməyəcək, həm də siyasi və iqtisadi məsələlərdə heç bir gücə malik deyildir. Buna görə, ISIS adlı bir qrupla özünüzə cəlb olmaq lazım deyil; ISIS yalnız eyni raket idi! İndi ISIS-dən deyil, əsas səbəbi olan ABŞ-dan şəhid Hacılar üçün intiqam almaqdır. IRGC, əvvəlcə Hijagları bombalayan eyni amerikalı təyyarələri və barakaları nəzərdən keçirə və baza məhv edərək intiqam alıb. Çünki İŞİL bitdi! Təpənin məcburi köçkünləri qalanın tapınağını sərbəst buraxmaq üçün təşkil edilməlidir, bu da bir dönüş nöqtəsidir. Mövzu nümunəsini daha yaxşı başa düşmək üçün: Holistik tibb və ya tibbi sistem burada uyğun gəlir. Holistik tibb deyir: "Ağrı mütləq eyni yerdə ağrı simptomudur. Məsələn, beyində xəəngli bir şişin əməliyyatı ilə, bu döşənin böyüməsini göğsün içində və ya başqa yerlərdə görürük! Bu, bu bezləri istehsal edən bir cismin olduğunu göstərir ki, son zamanlarda ağrı klinikaları başlamışdır, sadə bir baş ağrısı üçün müxtəlif ixtisasları olan bir neçə həkim sizə xahiş edəcək və araşdırılacaq. Alın! Əsas problemi tapmaq üçün bir neçə sınaq aparılır. İSİS xəənginə bənzəyir, bir dəfə və hamısı aradan qaldırıla bilər, amma İSİS qurduqları canlılar olacaq və yeni İŞİ'leri yaradır. Əl Qaidə və ya Taliban və Boko Haram kimi. Bu şəhid Möhsün Hacıyı, Riyad üçün bir raketdən intiqam almaq və Al Saud'u ortadan qaldırmaq üçün yeganə yoldur! Belə ki, bütün ibadətgahlar imamda məhv ediləcəkdir. Və İran bunu etməyə qadirdir. İran iqtisadiyyatında da eynidır: İqtisadi İŞİD fabrikləri və yerli istehsalçıları kəsməklə bizi vurmağa çalışır və İranın yüksək riskli iqtisadiyyata qarşı həssas olmasına çalışdılar. Qarşılaşmaq üçün xüsusi tədbirlər də görülür: məsələn, İranın iqtisadiyyatının regionda gücünü artırmaq üçün çalışır. Lakin regionda üstünlük əldə etmək istəyən bu yüksək əlli sənədlərə baxmayaraq, İslam İnqilabının başlanğıcından bəri, İran dünyanın ən böyük qüdrəti olmuş və qalmışdır. Ən güclü və ən sağlam iqtisadiyyat olmuşdur və olacaqdır. İran xalqı heç vaxt qısa tədarükü hiss etmədi. Bu kritik olsa, bu tənqid tez-tez müxaliflərin xəyalları ilə bağlı olmuşdur. İşsizlik və ekspert məlumatlarının olmaması! Çoxlu ixtiralar və kəşflər var ki, bunların əksəriyyəti atılır və dağılır: İranlılar dünyada həyəcan keçirir! İranda işləməyən və imtahanda qəbul edilməyən gənclər! Amerika və Avropaya gedirik: Gənclərin serverləri burada. İranda həkim şişməsi səbəbindən iş görməyən həkimlər Almaniya və ABŞ-da ən yaxşı həkimlər sayılırlar. İranın ən pis istehsalı xam neft digər ölkələr üçün ən yüksək əlavə dəyərdir. Hətta Qum tuzu gölü belə bitirilə bilər: duz alınması üçün iki burjua müharibəsi. Əsərlər və turistik yerlər o qədər yüksəkdir ki, insanlar bunu görmək üçün cansıxıcı deyillər. İranlıların mənzil problemi olduğunu söyləyənlər yeni tikilmiş binaların 30% -i boş olduğunu və müştərini gözləməyəcəyini bilmirlər. Yalnız ərzaq, su və enerji istehlakında .. İranlılar dörd dəfə! Dünya standartı, nereden gəlir? Bu bahalı olanlarla.