X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۲/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۸:۵۲ نظر(0)

زینب های زمانه ما سمت وسو بگیرند! و به سراغ زخمی های یمن بروند. زیرا که امروز مردم یمن، به مرهم زینب ها محتاج هستند. طفل های شیرخواره، دختران سه ساله، قاسم های نوجوان و اکبر های جوان در آنجا هستند، و نیازمند دست معجزه گر، التیام بخش و قلب صبور هستند. زینب آن روز دختر بزرگ امام علی بود، وقتی به دنیا آمد پدرش خوشحال شد، و بجای اینکه مانند اعراب آن روز، و بسیاری از مردم امروز! از تولد دختر شرمنده شود، نام او را زینت پدر نامید! البته پدر می دانست چه اعجوبه ای به دنیا آمده است، و میدانست درست در زمانی که: تمام دنیا برعلیه او و خاندانش، بسیج می شوند تنها این دختر است که: از نام پدر دفاع می کند واز او، به زیبایی یادمی کد! حضرت زینت س کسی است که: جد بزرگوترش پیامبر اسلام بود، مادرش دختر چنین پیامبری! پدرش پسرعموی پیامبر،و برادر خوانده آن رسول گرامی محسوب می شد. برادرانش حسن و حسین ع از امامان معصوم بودند. حضرت فاطمه س، این سه بزرگوار را در یک خانه کوچک گلی، با حداقل امکانات تربیت کردند. دشمنان غافل بودند که سرنوشت دنیا، از همین اتاق کوچک رقم می خورد! تمام سرنوشت هایی که از کاخهای سرخ و سفید و سبز! نوشته شده را به چالش می کشد! امروز هم یمن ظاهرا کوچک و فقیر، دنیا را به چالش کشیده و: دروغگویان را رسوا نموده است. شاید کودکانی باشند که از گرسنگی تلف شوند، ولی مسئولیت آن برای کسانی است که: به خاطر یک مشت دلار، بمب افکن ها را در اختیار کودک کشانی: چون اسرائیل و آل سعود قرارداده، تا به راحتی کودکان غزه و یمن را به قتل برسانند. شاید حضرت زینب س دختر سه ساله ای بیش نبود، که از مادرزخمی اش پرستاری می کرد! و شهید شدن را تحربه کرد. (زنی 18ساله که با بدنی مجروح و زخمی از: سیلی های دشمنان و آتش زدن منزلش، دنیا را وداع می گفت، و به پدرش خاتم المرسلین ملحق می شد). هنوز از شهادت مادرش چیزی نگذاشته بود، که زخمی شدن پدرش را در محراب عبادت، و در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان، در مسجد کوفه دید و از او پرستاری کرد. و هم او بود که برادر بزرگش را، مسموم شده دیدار کرد! و برای سومین بار رحلت عزیزانش، در مقابل دیدگانش بود. اما ، امام حسن به امام حسین ع گفت: اینها چیزی نیست! (لا یوم کیومک یا اباعبدالله) روزی که برتو خواهد آمد، از همه اینها سخت تر است! و در چنین ایامی فقط حضرت زینب بود که: امام حسین ع را پرستاری می کرد! امروز مردم یمن، همه اینها را تجربه می کنند و: از خود سوال می کنند: آیا زینبی هست؟ وقتی حرامیان آمریکایی و اسرائیلی و اروپایی عربی! حرم زینب را را بمباران می کردند، و بنام داعش آن را تخریب می نمودند، از ایران و دیگر نقاط جهان، مردانی رفتند و گفتند: همه ما عباس تو هستیم یا زینب،(کلنا عباسک یا زینب) و از حرم تو حریم تو نگهبانی می کنیم، ولی آیا امروز کسی هست که: به مردم یمن بگوید (کلنا زینبکم)؟ ما زینب های شما هستیم ای مردم یمن! زیرا یمن هم مانند صحنه عاشورا، از کودک شیرخواره تا پیرمردان و پیرزنان بزرگسال را، در راه اسلام فدایی می دهد. اگر همه روز عاشورا، و همه زمین ها کربلا هستند، فرقی  بین غزه و یمن، با پاریس و پاردایس آمریکا وجود ندارد. همه آنها به زینب احتیاج دارند تا: زخم هایشان را التیام بخشد و: روح آنها را حمایت کند. زیرا همه آنها در مصاف با یزیدیان زمان هستند. زادروز تولد حضرت زینب، باید تلنگری باشد برای تولد زینب های زمان ما. حسین ها و علی اکبر ها در: اروپا و آمریکا و آسیا و افریقا، همه به صف دشمن زده اند، و زخمی بمب ها و گلوله ها و اشک آور ها هستند.

Mission Zeynab today

Zaynab of our time! And go to the wounded Yemen. Because: today the Yemenis are in need of zealants. Infant children, three-year-old girls, teenage girls and young Akbari are there, and need a hands-on, healing, and patient heart. Zeinab was the great daughter of Imam Ali, when she was born, her father was happy, and instead of being like the Arabs of that day, and many people today! She is ashamed of the birthday of her daughter, named after her father's adornment! Of course, the father knew what a prodigy he was born to, and he knew right when the whole world was mobilized against him and his family. Only this girl: defends the name of the father, and, from her beautifully remembered code! Prophet Zaynat is the one who: His elder's ancestor was the Prophet of Islam, his mother is the daughter of such a prophet! His father was the cousin of the Prophet, and his brother was the honorable messenger. His brothers Hassan and Hussein were innocent of the Imams. Hazrat Fatemeh, these three magnates, were raised in a small house with a minimum of facilities. The enemies were unaware that the fate of the world would come from this little room! All the fate of the red, white and green palaces! Challenges Written! Today, apparently small and poor Yemen has challenged the world and scandalized the liars. Perhaps there are children who are starving, but it is the responsibility of those who: Because of a handful of dollars, they have provided the bombers with children: Israel and Al Saud, to easily kill the children of Gaza and Yemen. . Perhaps Zainab was a three-year-old daughter who was nursing her nurse! And :martyred. (A 18-year-old woman who was injured and wounded by the body of enemies and burned her house, farewell to the world, joined her father Khatam al-Marzelin). She still did not give her mother's testimony, which saw her father's wound on the altar of worship, and at dawn of the 19th of Ramadan, he visited Kufa Mosque and nurse him. And she met her big brother, poisoned! And for the third time, the death of his loved ones was in front of his eyes. However, Imam Hassan said to Imam Hussein: "This is nothing! The day when it will come, it's harder than all! And in such a case, only Hazrat Zeinab was: Imam Hussein was nursing! Today, the Yemeni people experience all this and ask themselves: is there a zeinbay? When the American, Israeli, and European Arabs are harammen! They bombed Zainab's shrine, and they destroyed it in the name of ISIS. From Iran and elsewhere in the world, men went and said: "We are all Abbas, or Zainab, and we guard the shrine in your privacy, but today There is someone who: tell the people of Yemen that we are yours, you are Yemenis! Because: Yemen is sacrificing Islam as a scene of Ashura, from an infant's baby to old men and adult grandchildren. If all day is Ashura, and all the land is Karbala, there is no difference between Gaza and Yemen, with Paris and the US Paradise. All of them need Zeinab to heal their wounds and support their souls. Because: they are all in the face of the Yazidis of the time. Birthday of Hazrat Zaynab, should be a tribute to the birth of the Zeynab of our time. Hussein and Ali Akbar in: Europe and America, and Asia and Africa, all have been rushed to the enemy, and injured in bombs and bullets and tears.

مهمة زينب اليوم

زينب في زماننا! وانتقل إلى الجرحى في اليمن. لأن اليمنيين اليوم في حاجة إلى المتحاربين. هناك أطفال رضع ، وفتيات في الثالثة من العمر ، وفتيات مراهقات ، وشاب أكبري هناك ، ويحتاجون إلى التدريب العملي والشفائي والقلب المريض. زينب كانت الابنة العظيمة للإمام علي ، عندما ولدت ، كان والدها سعيدا ، وبدلا من أن يكونوا مثل عرب ذلك اليوم ، وكثير من الناس اليوم! انها تخجل من عيد ميلاد ابنتها ، سميت على اسم الزينة والدها! وبطبيعة الحال ، كان الأب يعرف ما هو المولود الذي ولد فيه ، وكان يعلم حقًا عندما تم حشد العالم بأسره ضده وعائلته.فقط هذه الفتاة: تدافع عن اسم الأب ، ومن رمزها المتذكر بشكل جميل! النبي زينات هو الذي: كان سلف شيخه هو نبي الإسلام ، وأمه هي ابنة مثل هذا النبي! كان والده ابن عم الرسول ، وكان أخوه الرسول الكريم. كان أخوه حسن وحسين بريئين من الأئمة. حضرت فاطمة ، هؤلاء الرجال الثلاثة ، في منزل صغير مع الحد الأدنى من المرافق. لم يدرك الأعداء أن مصير العالم سيأتي من هذه الغرفة الصغيرة! كل مصير القصور الحمراء والبيضاء والخضراء! التحديات المكتوبة! واليوم ، يبدو أن اليمن الصغير والفقير قد تحدى العالم وفزع الكذابين. ربما يكون هناك أطفال يتضورون جوعاً ، لكن تقع على عاتق أولئك الذين: بسبب حفنة من الدولارات ، قاموا بتزويد المفجرين بالأطفال: إسرائيل والعود ، لقتل أطفال غزة واليمن بسهولة. . ربما كانت زينب ابنة في الثالثة من عمرها تمرض ممرضتها! واستشهد. (امرأة عمرها 18 سنة أصيبت بجروح وأصيبت بجثث الأعداء وأحرقت منزلها ، ودعت العالم ، وانضمت إلى والدها خاتم المرزلين). ما زالت لم تعط شهادة والدتها ، التي رأت جرح والدها على مذبح العبادة ، وعند فجر التاسع عشر من رمضان ، زار مسجد الكوفة وأرضعه. والتقت بأخها الكبير ، مسموم! وللمرة الثالثة ، كان موت أحبائه أمام عينيه. ومع ذلك ، قال الإمام حسن للإمام الحسين: "هذا لا شيء! اليوم الذي سيأتي فيه ، إنه أصعب من كل شيء! وفي مثل هذه الحالة ، كانت حضرة زينب هي فقط: كان الإمام الحسين يرضع! اليوم ، الشعب اليمني يختبر كل هذا ويسأل نفسه: هل هناك زينباي؟ عندما يكون الأمريكيون والإسرائيليون والأوروبيون العرب هم حماة! قصفوا ضريح زينب ، وقاموا بتدميره باسم داعش ، ومن إيران وأماكن أخرى في العالم ، ذهب الرجال وقالوا: "كلنا عباس ، أو زينب ، ونحن نحرس الضريح في خصوصيتك ، لكن اليوم هناك من يقول: أخبر أهل اليمن بأننا لك ، أنت يمني! لأن اليمن يضحي بالإسلام كمشهد عاشوراء ، من طفل رضيع إلى كبار السن وأحفاد بالغين. إذا كان يوم عاشوراء ، وكل الأرض كربلاء ، فلا فرق بين غزة واليمن ، مع باريس وجنة الولايات المتحدة. كلهم يحتاجون زينب لتضميد جروحهم ودعم أرواحهم. لأنهم جميعا في مواجهة اليزيديين في ذلك الوقت. عيد ميلاد حضرة زينب ، يجب أن يكون تحية لولادة زينب في عصرنا. حسين وعلي أكبر في: أوروبا وأمريكا ، وآسيا وإفريقيا ، كلهم ​​سارعوا إلى العدو ، وأصيبوا في القنابل والرصاص والدموع.

Misyon Zeynab bu gün

Zeynəb bizim zamanımızdır! Yaralı Yəmənə gedək. Çünki bu gün Yəmənlər zealanlara ehtiyacı var. Körpə uşaqları, üç yaşındakı qızlar, yeniyetmə qızlar və gənc Akbari var və əlləriylə, şəfa və xəstənin ürəyinə ehtiyac duyur. Zeynəb, doğulduğu zaman İmam Əli böyük qızı idi, atası xoşbəxt idi və bu günün ərəbləri və bu gün bir çox insana bənzəyir! O, atasının bəzəkli adına qızı ilə doğulduğu gündən utanır! Peyğəmbər Zeynət, onun ağsaqqalının atası İslam Peyğəmbəri idi, anası belə bir peyğəmbərin qızıdır! Atası Peyğəmbərin əmisi oğlu idi və qardaşı şərəfli bir peyğəmbər idi. Qardaşları Həsən və Hüseyn imamların günahsız idi. Həzrət Fatemə, bu üç mələk, ən azı bir obyekt ilə kiçik bir evdə qaldırıldı. Düşmənlər dünyanın taleyi bu kiçik otaqdan gələcəyini bilmirdilər! Qırmızı, ağ və yaşıl sarayın bütün taleyi! Yazılı suallar! Yəqin ki, bu gün kiçik və yoxsul Yəmən dünyaya meydan oxudu və yalançıları skandallaşdırdı. Bəlkə aclıq ölmək uşaqlar, lakin edənlər üçün məsuliyyət: Dollars, bombers A Fistful və uşaqlar killers: İsrail və Səudiyyə kimi öldürmək üçün Qəzzaya uşaqları təsəlli və Yəmən üçün yerləşdirilmiş . Bəlkə Zainab onun tibb bacısını qocaldıran üç yaşlı qız idi! Və şəhid oldu. (18 yaşında fiziki yaralar və xəsarət qadın: dünyaya vidalaşdı düşmən bir daşqın və onun ev atəşə və atası möhür Almrslyn idi qoşulub). Və böyük qardaşı ilə görüşdü, zəhərləndi! Üçüncü dəfə isə sevgililərinin ölümü onun gözü qarşısında idi. İmam Hüseyn imam Hüseynə dedi: "Bu, heç bir şey deyil! Gələcək gün bütün bunlardan daha çətindir! Belə bir vəziyyətdə, yalnız Hz. Zeynəb idi: İmam Hüseyn qaraciyər idi! Bu gün Yəmən xalqı bunların hamısını yaşayır və özlərini soruşur: zeinbay varmı? Amerika, İsrail və Avropalı ərəblər haram edirlər! bombalama Shrine, İran və dünyanın digər yerlərindən, bu idi yıxmaq Isis adlı kişi gedib hamımız bildirib A. Siz bu ya Zeynəb, və kiçik kilsə siz gizlilik bu gün onları qorumaq, lakin Yəmən xalqına söylə ki, biz sənsən, Yemenissən! Çünki Yəmən İslamı bir Aşura səhnəsi olaraq, bir uşağın körpəsindən yaşlı kişilərə və yetkin nəvələrə qədər qurban verər. Bütün gün Aşura olsa və bütün ərazi Kərbəla olsa, Paris və ABŞ Cənnəti ilə Qəzza ilə Yəmən arasında fərq yoxdur. Onların yaralarına şəfa vermək və ruhlarını dəstəkləmək üçün Zeinabın hamısı lazımdır. Çünki onlar bütün Yezidilərin qarşısında dururlar. Həzrət Zeynəbin doğum günü, Zeynəbin zamanının doğmasına həsr olunmalıdır. Hüseyn və Əli Əkbər: Avropanın və Amerikanın, Asiyanın və Afrikanın hamısı düşmənə qaçdı və bomba, güllə və gözyaşları içində yaralandı.

 


برچسب‌ها: رسالت زینب امروز,
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۵:۵۴ نظر(0)

هنرمند و طنزپرداز متعهد، آقای ریوندی اجرایی دارد که نشان می دهد: برخی از ایرانی ها بد عادت شده، تا خودشان را بدبخت تر از همه نشان ندهند، ساکت نمی شوند: اگر به او بگویی من یکبار مرده بودم! می گوید اینکه چیزی نیست، من سه بار مرده بودم! به همین دلیل آنها وجود نفت را در ایران یک بدبختی می دانند! می گویند ای کاش ایران نفت نداشت. برخی ها هم که اینقدر جرات ندارند، می گویند اقتصاد منهای نفت! یعنی چشم خود را به نعمت خدادادی، که به ما ارزانی داشته ببندیم! و به بهانه آینده نگری آن را نفرین شده بدانیم! اگر خدا به ما نفت را داده، برای اینده ها هم چیزی خواهد داد. بدانید خدا آن موقع هم هست! لذا باید آن را مانند نعمت های دیگر قدر بدانیم، و برای این مردم خرج کنیم. این افراد دلسوز، در جای دیگر می گویند: مردم ایران در فشار هستند! اگر منظور این است که بیکارند، یا درآمد ندارند برای همین است که: شما مانع الرزق می شوید، و نمی گذارید نفت را به آنها یارانه بدهند! این یک بام و دوهوا، همه جا به دنبال آنان است. البته خودشان هم می دانند دروغ می گویند! ولی اصرار دارند این دروغ به نام آنها ثبت شود، نه به نام مصدق و دیگران. مثلا می گویند روستا ها خالی شده! در حالیکه قبل از انقلاب اسلامی، 6هزار روستا داشتیم والان 60هزار! یعنی ده برابر شده اند. روستاهای قبلی هم انقدر پر جمعیت شده، که سه هزاتای آن تبدیل به بخش و شهر شده اند! معلوم نیست منظور آنها چیست؟ همان تئوری بدبخت تر نشان دادن خودشان است! جالب است که همه روستاهای قبلی، داری بیمارستان و آب و برق و جاده شده اند! اگر روستاهای تازه ای بوجود آمده، باید مانند حاشیه نشینان شهرها، از این به بعد برایش فکری کرد. از همه مهمتر اینکه مردم روستاها، قبلا هم روستاها را خالی می کردند! ولی نام این کار ییلاق قشلاق بود. یعنی اکثرا دو مرکزیت داشتند. زمستانها به جاهای گرم و تابستانها، به جاهای خنک می رفتند. فرقش این بود که آن وقت، با الاغ و سگ و گوسفند این کار را می کردند، الان با ماشین های شاسی بلند: چینی و امریکایی و اروپایی! مرکز دوم آنها هم نه روستای عقب افتاده، که شهری مثل تهران است! مثلا در قزوین یا زنجان، ایلات قاقازان و چاموش گزک، مثل تمام ایلات ایرانی، برای رهایی از دود بخاری ها! و هوای آلوده شوفاژها! زمستان خود را به طارم علیا میرفتند، و در تابستان به کوهستان های: خنک طارم سفلی پناه می بردند. همه آنها در تهران منزل دارند، و در طارم هم، ویلا ساخته اند. ماهین یکی از روستاهای مهم آن(که حاج آقا ابوترابی سالها نماینده آن بودند)، در زمستان فقط 14 خانوار دارد! که آنهم جنبه نگهبانی محلی دارند، دستمزد می گیرند تا مواظب خانه ها و مراتع باشند. ولی در ایام محرم و تابستان، جمعیت آنجا از یک بخش هم بیشتر می شود. همه آنها هم اغلب زمین کشاورزی دارند، و ویلاهای زیبا ساخته اند. در ایام محرم کل آنها، سه وعده غذا را مهمان مسجد ماهین هستند! حالا چرا عده ای فقط نیمه خالی لیوان را می بینند، و می گویند روستاها خالی شده؟ همین اهالی ماهین، در سراسر ایران و خارج از ایران، در درون آمریکا هم، صاحب ملک و املاک، و مشاغل مهم هستند. چرا این نیمه لیوان را نمی بینند؟ البه چند تا حدس زده می شود: اول اینکه خود را بدبخت نشان می دهند، تا از دولت بیشتر پول بگیرند! یا امکانات بیشتری را جذب کنند. یا اینکه در بحث های کلامی کم نیاورند!(همانطور که ریوندی می گوید) روی دیگر این سکه هم هست. عده ای با این گریه وزاری ها،و دروغ پراکنی ها، می خواهند رزومه برای خودشان درست کنند! تا راحت تر بتوانند: پناهنده شوند! درواقع همان کارها را، با دولت های خارجی می کنند!

The country house is gorgeous!

Committed artist and comedian, Mr. Rivandi has an executive who shows that some of the Iranians are badly accustomed to not show themselves the worst of all, they are not silent: if you tell him I was once dead! Saying that it is not, I was dead three times! For this reason, they consider the existence of oil in Iran a misery! They say that I wish Iran had no oil. Some who do not dare to say economics minus oil! That is to say, let's close our eye to God's blessing, which is worthy of us! And, under the pretext of futurism, cursed it! If God gives us oil, he will give something to the future. Know that God is at that time too! Therefore, we should consider it as other blessings, and spend for these people. These caring people say elsewhere: the Iranian people are in a state of stress! If they mean they are unemployed or have no income, why is it: You will stop the rush, and do not allow oil to subsidize them! This is a roof and a shower, looking for them everywhere. Of course they know they are lying! But they insist that this lie be recorded in their names, not in the name of Mossadegh and others. For example say the villages are empty! While we had 6,000 villages before the Islamic Revolution, we had 60,000 people! That is ten times more. Previous villages have become so crowded that three of them have become part of the city! It is not clear what they mean? The same miserable theory is to show their own! It is interesting that all the previous villages, hospitals and utilities and roads have been! If new villages are created, they should think of it as a city margin, from now on. Most importantly, the villagers already empty the villages! But the name of this work was a whirlwind. That is, they were mostly two centralized. In the warmer summers, the winters went to cool places. The difference was that at that time they were doing it with donkeys and dogs and sheep, now with long, chassis cars: Chinese, American and European! The second center is neither a retreated village, it is a city like Tehran! For example, in Qazvin or Zanjan, Eilat Qazhazans and Gazak, like all Iranian citizens, to escape from the smoke of heaters! And the air polluted by the radiators! In the winter they went to the upper Tarmom, and in the summer they took refuge in the mountains: the cool lower Tarom. All of them are home to Tehran, and they have built a villa in Tarom. Mahin is one of the most important villages (which: Haj Aqa Abu Tourabi has been representing for many years), only 14 households in the winter! Which: is a local guardian, are paid to look after homes and pastures. But in the months of Muharram and summer, the population is also increasing from one section. All of them often have agricultural land, and they have beautiful villas. During their entire Muharram, three meals are guests of Mahin Mosque! Now why do some people see just half empty glass and say the villages are empty? The same people from Mahin, throughout Iran and outside Iran, are also inside the United States, owning property and real estate, and important businesses. Why do not you see this half cup? Several are guessed by Elbe: First, they show themselves to be miserable so that they can get more from the government! Or take more features. Or do not bring down in theological discussions (as Rivandi says) is also on this coin. Some people with the cries of witches, and false propaganda, want to make a resume for themselves! To be more comfortable: Get refugees! In fact, they do the same thing with foreign governments!

المنزل الريفي رائع!

فالفنان الملتزم والممثل الكوميدي ، يمتلك السيد ريفني مديرًا يظهر أن بعض الإيرانيين معتادون بشدة على عدم إظهار أنفسهم على أنهم الأسوأ ، فهم ليسوا صامتين: إذا قلت له إنني قد ماتت من قبل! لنفترض أنه ليس كذلك ، لقد ماتت ثلاث مرات! لهذا السبب ، يعتبرون وجود النفط في إيران بؤسًا! يقولون إنني أتمنى ألا يكون لدى إيران نفط. بعض الذين لا يجرؤ على القول الاقتصاد ناقص النفط! وهذا يعني ، دعونا نغلق أعيننا على نعمة الله ، التي تستحق منا! وتحت ذريعة المستقبل ، لعن ذلك! إذا أعطانا الله النفط ، فسوف يعطي شيئاً للمستقبل. أعرف أن الله في ذلك الوقت أيضا! لذلك ، يجب أن نعتبرها كبركات أخرى ، وننفقها لهؤلاء الناس. هؤلاء الناس يقولون في مكان آخر: الشعب الإيراني في حالة من الإجهاد! إذا كانوا يقصدون أنهم عاطلون عن العمل أو لا دخل لهم ، فلماذا: سوف توقف الاندفاع ، ولا تسمح للنفط بتقديم الدعم لهم! هذا هو السقف والاستحمام ، وتبحث عنهم في كل مكان. بالطبع يعرفون أنهم يكذبون! لكنهم يصرون على أن يتم تسجيل هذه الكذبة في أسمائهم ، وليس باسم مصدق وغيرهم. على سبيل المثال قل القرى فارغة! بينما كان لدينا 6000 قرية قبل الثورة الإسلامية ، كان لدينا 60000 شخص! هذا هو عشر مرات أكثر. أصبحت القرى السابقة مزدحمة لدرجة أن ثلاثة منها أصبحت جزءًا من المدينة! ليس من الواضح ما الذي يعنونه؟ نفس النظرية البائسة هي أن تظهر بنفسها! من المثير للاهتمام أن جميع القرى والمستشفيات والمرافق والطرق السابقة كانت! إذا تم إنشاء قرى جديدة ، فعليهم التفكير بها كهامش مدينة ، من الآن فصاعدا. الأهم من ذلك ، القرويين بالفعل تفريغ القرى! لكن اسم هذا العمل كان زوبعة. أي أنهم كانوا في الغالب مركزيين. في فصل الصيف الأكثر دفئًا ، ذهب الشتاء إلى أماكن باردة. وكان الاختلاف في ذلك الوقت أنهم كانوا يفعلون ذلك مع الحمير والكلاب والأغنام ، والآن مع سيارات طويلة ، والهيكل: الصينية والأمريكية والأوروبية! المركز الثاني ليس قرية متراجعة ، إنها مدينة مثل طهران! على سبيل المثال ، في قزوين أو زنجان ، إيلات قزهازانس وغازاك ، مثل جميع المواطنين الإيرانيين ، للهروب من دخان المدافئ! والهواء الملوث من المشعاعات! في فصل الشتاء ، ذهبوا إلى طرموم العلوي ، وفي الصيف لجأوا إلى الجبال: التاروم السفلي البارد. جميعهم موطن لطهران ، وقاموا ببناء فيلا في تاروم. ماهين هي واحدة من أهم القرى (التي يمثلها الحاج أقا أبو طرابي منذ سنوات عديدة) ، فقط 14 أسرة في الشتاء! وهو الوصي المحلي ، تدفع لرعاية المنازل والمراعي. لكن في شهور محرم وصيف ، يتزايد السكان أيضًا من قسم واحد. كل منهم في كثير من الأحيان الأراضي الزراعية ، ولديهم فيلات جميلة. خلال كامل محرم ، ثلاث وجبات ضيوف ضيوف من مسجد ماهين! الآن لماذا يرى بعض الناس مجرد نصف زجاج فارغ ويقولون إن القرى فارغة؟ نفس الأشخاص من ماهين ، في جميع أنحاء إيران وخارج إيران ، هم أيضا داخل الولايات المتحدة ، يمتلكون عقارات وعقارات ، وشركات مهمة. لماذا لا ترى هذا نصف الكأس؟ خمنت عدة من قبل أولا ، تظهر أنها بائسة بحيث يمكن الحصول على المزيد من الحكومة! أو خذ المزيد من الميزات. أو لا تسقط في المناقشات اللاهوتية (كما يقول ريفني) هو أيضا على هذه العملة. بعض الأشخاص الذين لديهم صرخات السحرة ، والدعاية الكاذبة ، يريدون أن يقدموا سيرة ذاتية لأنفسهم! لتكون أكثر راحة: احصل على اللاجئين! في الواقع ، يفعلون الشيء نفسه مع الحكومات الأجنبية!

Ölkə evi gözəldir!

Hörmətli sənətçi və komediyaçı, cənab Rivni, bəzi iranlıların özlərini ən pislərini göstərməmək üçün pis aldatdığını göstərir, səssiz deyillər: əgər bir dəfə ölü olduğumu söyləsəniz! Bu olmadığını söyləyərək, mən üç dəfə ölmüşdüm! Buna görə də, İranda neftin varlığını bir qəzəblə hesab edirlər! Onlar İranın neft olmadığını diləyirəm. Bəziləri iqtisadiyyatdan neft çıxarmamağa cəsarət etmirlər! Yəni, Allahın xeyir-duasını gözümüzə bağlayaq, bu bizə layiqdir! Və futurizm bəhanəsi ilə lənət olsun! Allah bizə neft verirsə, gələcəyə bir şey verəcəkdir. Bilin ki, Allah da həmin vaxtdır! Buna görə də onu digər xeyir-dualar hesab etməli və bu insanlar üçün xərcləməliyik. Bu qayğıkeş insanlar başqa yerdə deyirlər: İran xalqı stress vəziyyətindədir! Əgər onlar işsizdirlərsə və ya gəlir olmadıqlarını deyirlərsə, niyə belədir: Siz tələsməyəcəksiniz və neftin subsidiyasına icazə verməyəcəksiniz! Bu, hər yerdə onları axtarır bir dam və duş var. Əlbəttə ki, onlar yalançı olduğunu bilirlər! Lakin onlar bu yalanın Mossadegh və başqaları adına deyil, adlarına yazılmasını tələb edirlər. Məsələn kəndlər boş deyirlər! İslam inqilabından 6 minə yaxın kəndimiz olsaydı, bizdə 60 min nəfər var idi! Bu on dəfə çoxdur. Əvvəlki kəndlər, üçü şəhərin bir hissəsi halına gəldikləri qədər dolu oldu! Nə demək istədikləri aydın deyil? Eyni qiyamət nəzəriyyəsi özünü göstərməkdir! Maraqlıdır ki, bütün əvvəlki kəndlər, xəstəxanalar, kommunal və yollar olmuşdur! Yeni kəndlər yaradılarsa, bundan sonra şəhər marjası kimi düşünməlidirlər. Ən əsası kəndlilər artıq kəndləri boşaltdı! Amma bu işin adı bir qasırğa idi. Yəni əsasən iki mərkəzləşmişdi. İsti yazda qışlar sərin yerlərə getdi. Fərqi o idi ki, o dövrdə onlar uzun müddətli, şassi avtomobillərlə, eşşəklər, itlər və qoyunlarla məşğul olurdular: Çin, Amerika və Avropa! İkinci mərkəz nə geri çəkilməyən bir kənddir, Tehran kimi bir şəhərdir! Məsələn Qazvin və ya Zəncan, Eilat Qazzazanlar və Qazak, bütün İran vətəndaşları kimi, qızdırıcıların tüstüsündən qaçmaq üçün! Və hava radyatörler tərəfindən çirklənmiş! Qışda yuxarı Tarmom'a getdilər və yaz aylarında dağlara sığındılar: sərin aşağı Tarom. Hamısı Tehrana ev sahibliyi edir və Taromda bir villa inşa edirlər. Mahin ən vacib kəndlərdən biridir (Hacca Aqa Abu Tourabi uzun illərdir təmsil olunur), qışda yalnız 14 ev var! Yerli bir qəyyum olan evlər və otlaqlara baxmağa borcludur. Lakin Məhərrəm ayı və yay aylarında əhali bir hissədən də artır. Onların hamısı tez-tez əkinçilik ərazilərinə malikdir və onların gözəl villaları var. Bütün Məhərrəm boyunca üç yemək Mahin Məscidinin qonağıdır! İndi bəzi insanlar yarı boş şüşəni görür və kəndlərin boş olduğunu söyləyirlər? Mahindən İrana, İrana və xaricdə olan eyni şəxslər də ABŞ-da, mülkiyyət və daşınmaz əmlaka malikdirlər və əhəmiyyətli müəssisələrdir. Niyə yarım fincan görmürsən? Bir çoxları Elbe tərəfindən təxmin edilir: Birincisi, onlar hökumətdən daha çox ala biləcəkləri üçün özlərini əziyyətli hiss edirlər! Və ya daha çox xüsusiyyət almaq. Və ya teoloji müzakirələr (Rivni deyir kimi) gətirməyin də bu sikkə var. Cadıların ağladığı və yanlış təbliğat edən bəzi insanlar özləri üçün bir rezyume etmək istəyirlər! Daha rahat olmaq üçün: Qaçqınları alın! Əslində, xarici hökumətlərlə də eyni şeyi edirlər!


برچسب‌ها: ییلاق ، قشلاق چدید!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۹/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۸:۴۴ نظر(0)

سعدی شاعر معروف، قصه ای دارد که اشارت دارد بر اینکه: اگر تولید ملی را یاری کنیم، بهتر است تا واردات از چین و ماچین! (کهن جامه خویشتن پیراستن، به از جامه عاریت خواستن!) البته این قصه عارفانه برای همه قابل درک نیست! برخی ها ترجیح می دهند: لباس خود را از آمریکا بخرند! اگر آنها ندادند یا تحریم کردند،  میروند با انها برجام امضا می کنند، تا شاید بدهند! و عجز و لابه که: ما می خواهیم با شما دوست باشیم، به ما رحم کنید. وقتی که دیدند آبی گرم نشد، و برجام خط خطی و پاره شد، میروند کمی انطرف تر: به سراغ اروپا، اروپا هم آنها را چند ماهی سرگردان می کند، بعد ناگهان زیر میز می زند و بجای تضمین ، تحریم را با کلی حرف و حدیث اعطا می کنند. باز هم از رو نمی روند، به سراغ حریر ختن! می روند و می گویند: منتظر اروپا نمی مانیم، از هند و چین می خریم! ولی هنوز به مرحله اینهم نرسیدند، تا بدانند بازهم دماغ سوخته میشوند. چون وقتی اروپا نتوانست در مقابل آمریکا، کاری کند هند، روسیه و چین چه می توانند؟ با توجه به اینکه شمشیر تحریم، به آنها هم زخم زده است. در حالیکه باید بدانند: ثروت ودارایی های درونی ایران، تمام هیکل تحریم کنندگان را یکجا می خرد! از نظر واقعی، آنها از ترس همین قدرت خرید، ایران تحریم می کنند! یعنی اگر بازارهای خود را باز کنند، چیزی برای خودشان باقی نمی ماند. این رمز همان عرفان است. حافظ و دیگر شاعران و عرفا هم به آنها رسیده اند.:(سالها دل طلب جام جم از ما می کرد! آنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد.)ولی این تازه به دوران رسیده ها، و تحصیلکرده های غربی، آن را درک نمی کنند! همانطور که اربابان و استادان آنها هم نمی فهمند. ایران در همین دوران تحریم، بزرگترین خریدار اجناس اروپایی و آمریکایی بوده است. و این پتانسیل را دشمن درک می کند: که اگر اجازه داده شود، همه را می بلعد. الان اقتصاد جهان در جایگاهی قرار ندارد که: دنبال بازاریابی باشد! بلکه دنبال منابع و مواد اولیه است، تا نیازهای خود را تامین کند. شاید در زمان 1940 بعلت تولید انبوه، نیاز به تبلیغ: مصرف بیشتر بود. اما الان برعکس است. به دو دلیل: اول اینکه در ان موقع، آمریکا و اروپا با استعمار جهان، مواد اولیه رایگان در اختیار داشتند. دوم اینکه کارگران هنوز اتحادیه یا سندیکایی نداشتند، لذا دستمزدها هم شبیه رایگان بود. لذا بسرعت کالاها تولید و انباشته می شد. و برای مصرف آن نیاز به بازار بود. که در ان موقع فروش اقساطی، یا پیش فروش با تسهیلات زیاد باب شد. هزینه های زیادی برای تبلغات داده شد، تا مردم به مصرف بیشتر روی بیاورند.علم بازار یابی رونق پیدا کرد. یقه سفید های بازاریاب، نسخه اصلی تمدن (یا استعمار) غرب شدند. اما در اثر مصرف زیاد، بازار اشباع شد. مخصوصا در امر مسکن، متقاضیان قادر به پرداخت اقساط نشدند. مسکن های واگذاری یکی پس از دیگری، مصادره شده و به موجودی اضافه شد، عرضه ارتقا پیدا کرد. درحالیکه بطور معکوس، تقاضا کاهش می یافت. به همین جهت الان آمریکا، ترکیه و کشورهای باصطلاح آزاد تجاری، ترجیح می دهند مسکن(یا هرکالای دیگری را) به ایرانی ها بفروشند. و اگر رفتار پولی (سویفت) باز شود، ایرانی ها تمام املاک و کالاها را خواهند خرید. وجود مالکیت بسیار زیاد ایرانی ها در این کشورها روشن است. ایرانی ها پول فراوان دارند( حجم نقدینگی بسیار زیاد است). که فقط صدور نقدینگی چاره ساز ان است. لیبرال های ایرانی نمی دانند: کلیه اموال ایران در امریکا و اروپا، اول پیشخور شده بعدا بلوکه گردیده! یعنی آمریکا و اروپا نه تنها کالایی ندارند که: به ایران بفروشند، بلکه پولی هم ندارند که: طلب ایران را پس بدهند.

The game is over

Saadi, a famous poet, has a story that says, "If we can help national production, it's better to import from China and Machen!" (Do not worry about dressing yourself, get dressed!) Of course, this mystical story is not understandable to everyone! Some prefer to buy their own clothes from the United States! If they did not, they would go, they will sign, so they may give it! And that's the point: we want to be friends with you, have mercy on us. When they saw that the blue did not warm up, and the line was torn, they went a little further: to Europe, Europe also wanders them a few fish, then suddenly stays under the table and instead of guarantee, the boycott with the whole word and Hadith is granted. Do not go again, look for china Harir ! They go and say: we do not wait for Europe; we buy from India and China! But they have not yet reached the stage to find out that the nose is burning again. Because when Europe could not make a deal with America, what can India, Russia and China do? Given that the sanctuary sword has wounded them. While they should know: the wealth of Iran's internal affairs makes all the sanctuaries one way! In real terms, they are banning Iran for fear of the same purchasing power! That is, if they open their markets, they will not remain for themselves. This is the code of mysticism. Hafez and other poets and mystics have come to them. :( For many years, the desire for the Jam gave us, what he wished was Zebaynah.) But this is not just the time of the rite, and the Western educated, it does not understand Take it! As: their lords and masters do not understand. Iran was the largest purchaser of European and American products during this period of sanctions. And this enemy perceives the potential: if it is allowed, it will blow everyone. Now the world economy is not in a position to: pursue marketing! But: to seek resources and raw materials to meet their needs. Perhaps, in 1940, due to mass production, the need for advertising was greater consumption. But now it's the opposite. For two reasons: First, at that time, the United States and Europe, with colonialism in the world, had free materials. Secondly, the workers did not yet have a union or a syndicate, so the wages were like free. So quickly the goods were produced and accumulated. And the market was needed for its consumption. Which was then sold installment or pre-sales with a lot of facilities. A lot of expenses were paid for the sales, so that people would be more consuming. Market research was booming. The marketer's white collar was the original version of Western civilization (or colonization). But due to the high consumption, the market was saturated. Especially for housing, applicants were not able to pay the installments. Subsequent mortgages were confiscated and added to the inventory, supply was upgraded. While in reverse, demand dropped. So now, the US, Turkey and the so-called free-trade countries prefer to sell housing (or any other kind) to the Iranians. And if the monetary behavior (swift) is opened, the Iranians will buy all the real estate and commodities. There is a lot of Iranian ownership in these countries. The Iranians have a lot of money (there is a lot of liquidity). That is just the issuance of liquidity. Iranian liberals do not know: all Iranian property in America and Europe, first in the fore, then blocked! In other words, the United States and Europe not only have no goods: they sell it to Iran, but they also have no money to: repatriate Iran.

انتهت اللعبة

السعدي ، شاعر شهير ، لديه قصة تقول: "إذا استطعنا المساعدة في الإنتاج الوطني ، فمن الأفضل أن نستورد من الصين وماشين!" (لا تقلق بشأن خلع الملابس ، ارتدي ملابسك!) بالطبع ، هذه القصة الغامضة ليست مفهومة للجميع! يفضل البعض شراء ملابسهم الخاصة من الولايات المتحدة! إذا لم يفعلوا ذلك ، فإنهم سوف يذهبون ، وسوف يوقعون ، حتى يعطوه! وهذه هي النقطة: نريد أن نكون أصدقاء معك ، ونرحمنا. عندما رأوا أن اللون الأزرق لم يسخن ، وتمزّق الخط ، ذهبوا إلى أبعد من ذلك: إلى أوروبا ، أوروبا تجولهم أيضًا بعدد قليل من الأسماك ، ثم تبقى فجأة تحت الطاولة ، وبدلاً من أن تضمن ، المقاطعة بكلمة الحديث هو منح. لا تذهب مرة أخرى ، ابحث من الحریر السینیه يذهبون ويقولون: نحن لا ننتظر أوروبا ، نشتري من الهند والصين! لكنهم لم يصلوا بعد إلى مرحلة اكتشاف أن الأنف يحترق مرة أخرى. لأنه عندما لا تستطيع أوروبا عقد صفقة مع أمريكا ، ما الذي يمكن أن تفعله الهند وروسيا والصين؟ بالنظر إلى أن سيف الحرم قد جرحهم. بينما يجب أن يعرفوا: ثروة إيران الداخلية تجعل كل الملاذات في طريق واحد! من الناحية الفعلية ، فإنهم يحظرون إيران خوفًا من القوة الشرائية نفسها! أي إذا فتحوا أسواقهم ، فلن يبقوا لأنفسهم. هذا هو رمز التصوف. لقد جاء الحافظ وغيره من الشعراء والصوفيين إليهم :( لسنوات عديدة ، أعطتنا الرغبة في المرب ، ما تمنّاه هو زبينة). لكن هذا ليس فقط وقت الطقوس ، والمتعلّم الغربي ، لا يفهم خذها! كما لا يفهم أسيادهم والماجستير. كانت إيران أكبر مشتر للمنتجات الأوروبية والأمريكية خلال هذه الفترة من العقوبات. ويدرك هذا العدو الإمكانات: إذا سمح لها ، فإنها ستفجر الجميع. الآن الاقتصاد العالمي ليس في وضع يتيح له: مواصلة التسويق! ولكن للبحث عن الموارد والمواد الخام لتلبية احتياجاتهم. ربما ، في عام 1940 ، بسبب الإنتاج الضخم ، كانت الحاجة إلى الإعلان استهلاك أكبر. لكن الآن هو عكس ذلك. لسببين: أولا ، في ذلك الوقت ، كانت الولايات المتحدة وأوروبا ، مع الاستعمار في العالم ، مواد مجانية. ثانياً ، لم يكن لدى العمال اتحاد أو نقابة بعد ، لذا كانت الأجور حرة. بسرعة تم إنتاج البضاعة وتراكمها. وكان السوق ضروريًا لاستهلاكه. التي تم بيعها بعد ذلك الدفعة ، أو ما قبل البيع مع الكثير من المرافق. تم دفع الكثير من النفقات للمبيعات ، بحيث يكون المستهلكون أكثر استهلاكا ، حيث كانت أبحاث السوق مزدهرة. كانت طوقية المسوق الأبيض هي النسخة الأصلية من الحضارة الغربية (أو الاستعمار). ولكن بسبب الاستهلاك المرتفع ، كان السوق مشبعًا. خاصة بالنسبة للسكن ، لم يكن المتقدمون قادرين على دفع الأقساط. تمت مصادرة الرهون العقارية اللاحقة وإضافتها إلى المخزون ، وتمت ترقية العرض. بينما في الاتجاه المعاكس ، انخفض الطلب. والآن ، تفضل الولايات المتحدة وتركيا وما يسمى بلدان التجارة الحرة بيع المساكن (أو أي نوع آخر) إلى الإيرانيين. وإذا تم فتح السلوك النقدي (السريع) ، فإن الإيرانيين سيشترون كل العقارات والسلع. هناك الكثير من الملكية الإيرانية في هذه الدول. الإيرانيون لديهم الكثير من المال (هناك الكثير من السيولة). هذا هو مجرد إصدار السيولة. الليبراليون الإيرانيون لا يعرفون: كل الممتلكات الإيرانية في أمريكا وأوروبا ، أولاً في المقدمة ، ثم سدت! بعبارة أخرى ، لا تمتلك الولايات المتحدة وأوروبا سلعاً فقط: فهي تبيعها إلى إيران ، لكنهما لا يمتلكان أي أموال لإعادة إيران إلى أوطانها.

Oyun bitdi

Əlbəttə ki, bu mistik hekayə hər kəs üçün başa düşüleməz! Bəziləri ABŞ-dan öz paltarlarını almaq istəyirlər! Əgər etməsəydi, gedərlər, imzalayacaqlar, buna görə də verə bilərlər! Və bu da budur: biz sizinlə dost olmaq istəyirik, bizə rəhm et. Onlar görəndə su istilik yox idi, və Brjam Stripe və gözyaşardıcı, yüngül oraya var: həyata gəzən Avropa, Avropa onlara bir neçə ay getmək, sonra birdən-birə masa altında və əvəzinə demək şeyi və embarqo təmin edəcək Hədis verilmişdir. Yenə getməyin, Harir Xotanı axtarın! Gedib deyirlər: biz Avropanı gözləmirik, Hindistandan və Çindən alırıq! Ancaq burun yenidən yandığını öyrənmək üçün mərhələyə çatmadılar. Çünki Avropanın Amerika ilə müqavilə qura bilmədiyi zaman, Hindistan, Rusiya və Çin nə edə bilər? Müqəddəs qılınc onları yaraladıqlarını nəzərə alaraq. Onlar bilməlidirlər: İranın daxili işlərinin zənginliyi bütün ziyarətgahları birləşdirir! Əslində, onlar eyni alış-veriş gücündən qorxmaq üçün İranı qadağan edirlər! Yəni bazarlarını açsalar, özləri üçün qalmayacaqlar. Bu mistisizmin kodu. Alın! Onların lordları və ustaları anlamırlar. İran bu dövrdə Avropa və Amerika məhsullarının ən böyük alıcısı idi. Və bu düşmən potensialı qəbul edir: əgər icazə verilirsa, hər kəs zərbə vuracaq. İndi dünya iqtisadiyyatı bir mövqedə deyil: marketinqi davam etdirin! Lakin onların ehtiyaclarını ödəmək üçün resurs və xammal axtarmaq. Yəqin ki, 1940-cı ildə kütləvi istehsaldan ötrü reklam ehtiyacları daha çox istehlak idi. Amma indi bunun əksidir. İki səbəbə görə: Birincisi, o zaman dünyada müstəmləkəçiliklə ABŞ və Avropada azad materiallar vardı. İkincisi, işçilərin birliyi və ya bir sendikası yoxdur, belə ki, əmək haqqı pulsuz idi. Beləliklə, mallar istehsal olunaraq yığılmışdı. Bazar onun istehlakı üçün lazım idi. Daha sonra bir çox qurğu ilə taksit və ya satış öncəsi satıldı. Satışlar üçün bir çox xərclər ödəmişdi ki, insanlar daha çox istehlak edərdi. Bazar araşdırması sürətlə inkişaf etdi. Marketerin ağ rəngli yaxası, Qərb sivilizasiyasının orijinal versiyası idi (ya da müstəmləkəçilik). Lakin yüksək istehlaka görə, bazar doymuşdu. Xüsusilə mənzil üçün müraciət edənlər ödənişləri ödəməyə müvəffəq olmadılar. Sonrakı ipotekalar əl qoyularaq inventarlaşdırmaya əlavə olunduqdan sonra təchizat yeniləndi. Ters halda, tələbat azaldı. İndi ABŞ, Türkiyə və sözdə azad ticarət ölkələri İranlılara mənzil (və ya başqa cür) satmağı üstün tuturlar. Pul davranışı (sürətlə) açılsa, iranlılar bütün daşınmaz əmlakı və mallarını alacaqlar. Bu ölkələrdə İranın bir çox mülkiyyəti var. İranlıların çox pulları var (çox likvidlik var). Bu yalnız likvidliyin verilməsi deməkdir. İranlı liberallar bilməyəcəklər: Amerikanın və Avropanın bütün iran mülkləri, əvvəlcə ön plana çıxdıqdan sonra bloğa! Amerika və Avropa yalnız İrana satmaq əmtəə, lakin vermək İrana xahiş pul deyil.

 


برچسب‌ها: بازی برجام تمام شد,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۸/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۶:۵۳ نظر(0)

کاهش مصرف آب در کشاورزی، صنایع و خدمات!

 کشاورزی حدود 70درصد منابع آبی را مصرف می کند، صنعت نیز تقریبا 27درصد منابع آبی را در گرو خود دارد، 3درصد باقی مصارف نوشیدنی نیز، به دو بخش مصارف خدماتی! و مصارف تغذیه ای تقسیم می شود. به نظر می رسد که فقط یک درصد آبها، صرف شرب می شود، و 99درصد آبها چندان ضروری نیست، و میتواند جایگزین داشته باشد. جایگزین آب مصرفی کشاورزی، صنعتی و خدماتی هرچقد گران هم باشد، برابر هزینه تحمیلی جنگ آب، رقم زیادی نخواهند بود.لذا بررسی راههای کاهش مصرف آب، یا تهیه الگوی مصرف آب بصورت بومی، لازمه برنامه ریزی مدیریت منابع آب کشور است. رئیس جمهور اعلام کرده که: کمبود منابع آبی خطرناک است.  مدیرآبفای خراسان هم در همایش مشهد، آن را بیان کرد! اما باید گفت به چند دلیل این حرفها ناصحیح است. اول اینکه اگر از زبان رئیس جمهور باشد، زمینه سازی برای انتقال آب دریای مازندران، به استان سمنان است. دوم اینکه اگر از زبان مسئولین بخش آب باشد، برای گرفتن بودجه بیشتر است! یعنی آنها بحران آب را داغ می کنند، تا بتوانند حمایت و بودجه بیشتری بگیرند. اگر از زبان عوامل محیط زیستی باشد که، آنها برای خوش رقصی بیگانگان و: بدبخت نشان دادن ملت، هرکاری از دستشان بیاید می کنند! بقیه کسانی هستند که بخاطر مهاجرت، عقاید ناباب پیدا کرده اند! مثلا اهل شمال به تهران رفته، تهرانی به یزد، یزدی به سیستان و بلوچستان! طبیعی است که این افراد، احساس بیچارگی و بحران آب را داشته باشند! زیرا کسی که در شمال بوده و بارش :باران صد میلیمتری دیده، باران 20میلیمتری تهران، به نظرش قحطی می رسد، و به همین قیاس بقیه! لذا اگر تخقیق بومی واقعی باشد، اصلا کمبود آب وجود ندارد. و بحران سازی از آن، خیانت به آینده کشور است. برای بومی سازی باید: اولا آب را صادر نکرد! دوما در صنایع برای خنک کنندگی استفاده نشود.( مثلا از گاز فلور یا آرگون و به روش یخچالی، خنک شوندگی را توسعه دهند) سوما در کارهای خداماتی، مخصوصا شستشوی ماشین (کارواش)، بنایی و غیره از آب تصفیه شده استفاده نشود. در کارواش میتوان بجای آب، از حلال های مایع و گازی استفاده شود. اما در مورد صادرات آب، روش  دزدی،  قاچاقی قانونی و طبیعی در جریان است! دزدی آن است که همسایه ها، حقابه ایران را نمی دهند! قاچاقی آن است که بخاطر ارزش افزوده بالا، و سودهای باد آورده آبهای مصرفی مردم، توسط سودجویان به کشورهای همسایه فرستاده می شود. راه قانونی هم آن است که: به بهانه صادرات غیرنفتی، آب را صادر کنیم، تا درآمد ارزی بالا رود! این راه مانند بقیه راهها، دوطریق مخفی و علنی دارد! علنی ان است که آب را بصورت: بطری صادر کنیم. ولی مخفی آن است که میوه و سبزیجاتی که: مصرف آب بالایی دارند، برای صادرات کاشته شوند! و اما طبیعی آن، بصورت مهاجرت آبهای زیر زمینی است. زیرا سلسله کوههای زاگرس، از سیرجان تا سنندج دولایه بوده، و برفهای ذوب شده دره میانی آن، راه خروج ندارد و به زمین فرومی رود. و از طریق  سفره های زیر زمینی، بصورت چشمه های آب شیرین، به خلیج فارس یا دریای عمان می ریزد. و یا در کشورهای همسایه منبع خرمی می شود: مانند قطیف و کویت و امارات و دبی و شارجه. از طرف دیگر طبق قانون ترمودینامیک، پایین آوردن حرارت ماشینهای صنعتی، معضل بزرگی است که غالب آنها از طریق مصرف آب انجام می شود. که باید دانشمندان ما راههای دیگری پیدا کنند. بنده 6راه را به همایش و جشنواره فولاد ایران، در برج میلاد دادم. ازقبیل استفاده از گاز فلور. و تجزیه عوامل گرما.

Reduce water use in agriculture, industry and services!

 Agriculture consumes about 70% of the water resources, the industry also accounts for approximately 27% of the water resources, and the remaining 3% of the beverage consumption is divided into two parts of the service cost! And nutritional expenses. It seems that only one percent of the water is consumed, and 99 percent of the water is not necessary, and it can be replaced. The replacement of water used by agriculture, industry, and services is expensive, not equal to the cost of water warfare. Therefore, reviewing ways to reduce water consumption, or the development of a water-consumption model for the country, is a prerequisite for the planning of water resources management in the country. The president said: Lack of water supplies is dangerous. Managing Director of Khorasan at Mashhad conference! But for some reason this is not true. First, if it is a presidential language, the ground for the transfer of water from the Mazandaran Sea to Semnan province is. Secondly, if it is the water sector's authority, it is more for the budget! That is, they will heat the water crisis, so that they can receive more support and funding. If they are the language of environmental factors, they will do anything to help them dance alien and: miserably, to show the nation! The rest are those who have found false ideas for immigration! For example, from north to Tehran, Tehrani to Yazd, Yazdi to Sistan and Baluchistan! It's natural that these people have a sense of misery and a water crisis! Because the one in the north and the precipitation: a 100-millimeter rain, a 20-millimeter Tehran rain, it seems like a famine, and so on! Therefore, if native scaling is real, there is no shortage of water at all. And the crisis in it is a betrayal of the country's future. To be localized: First, do not issue water! Secondly, do not use in cooling industries. (For example, from flora or argon gas and in refrigerated mode, to develop cooling). Do not use refined water for work, especially washing machines (carwashes), construction, etc. In carwashes, liquid and gaseous solvents can be used instead of water. But about the export of water, the method of theft, legal and natural smuggling is in progress! Theft is that neighbors do not give the right to Iran! Smuggling is due to the high added value, and the windfall profits of the people's consumption of water, sent to neighbors by profiteers. The legal way is to: Extract non-oil exports, so that foreign exchange earnings rise! This way, like the rest of the way, is secret and open! It is publicly available to export water as: bottle. But it's secret that fruits and vegetables that have high water consumption are planted for export! But its natural, as an immigration of groundwater. Because the Zagros Mountains range from Sirjan to Sanandaj in two levels, and the melting snow of its middle valley does not have a way out and falls to the ground. It flows through the basins under freshwater springs to the Persian Gulf or Oman Sea. Or :in the neighboring countries, such as Qatif and Kuwait and the United Arab Emirates, Dubai and Sharjah. On the other hand, according to the thermodynamic law, the lowering of the heat of industrial machines is a major dilemma, which is dominated by water use. That: our scientists have to find other ways. I gave 6th way to the conference and the Iranian Steel Festival in Milad Tower. Such as: the use of flora gas. And: decomposition of heat factors.

تقليل استخدام المياه في الزراعة والصناعة والخدمات!

 والنفقات الغذائية. يبدو أن واحد بالمائة فقط من المياه المستهلكة ، و 99 بالمائة من الماء غير ضروري ، ويمكن استبداله. وقال الرئيس: نقص إمدادات المياه أمر خطير. العضو المنتدب لخراسان في مؤتمر مشهد! ولكن لسبب ما هذا غير صحيح. أولا ، إذا كانت لغة رئاسية ، فإن الأرضية لنقل المياه من بحر مازندران إلى مقاطعة سمنان. ثانياً ، إذا كانت سلطة قطاع المياه ، فهي أكثر بالنسبة للميزانية! أي أنهم سيعملون على تسخين أزمة المياه ، حتى يتمكنوا من الحصول على المزيد من الدعم والتمويل. إذا كانت لغة العوامل البيئية ، فإنها سوف تفعل أي شيء لمساعدتهم على الرقص الغريبة و: فشلا ذريعا ، لإظهار الأمة! والباقي هم أولئك الذين وجدوا أفكارًا زائفة للهجرة! على سبيل المثال ، من الشمال إلى طهران ، من طهران إلى يزد ، يزدي إلى سيستان وبلوشستان! من الطبيعي أن يكون لدى هؤلاء الأشخاص شعور بالبؤس وأزمة مائية! لأن لا أحد في الشمال وهطول الأمطار: المطر شهدت مائة ملم، 20 ملم المطر طهران، وقالت انها تتطلع المجاعة، وكذلك بقية! لذلك ، إذا كان القياس الأصلي حقيقيًا ، فلا يوجد نقص في الماء على الإطلاق. والأزمة فيه خيانة لمستقبل البلاد. لتكون مترجمة: أولا ، لا تصدر الماء! في غسيل السيارات ، يمكن استخدام المذيبات السائلة والغازية بدلاً من الماء. ولكن حول تصدير المياه ، فإن طريقة السرقة والتهريب القانوني والطبيعي جارية! السرقة هي أن الجيران لا يعطون الحق لإيران! ويرجع التهريب إلى القيمة المضافة العالية ، والأرباح غير المستحقة من استهلاك الناس للمياه ، التي يرسلها الجيران إلى الجيران. الطريقة القانونية هي: استخراج الصادرات غير النفطية ، بحيث ترتفع أرباح النقد الأجنبي! بهذه الطريقة ، مثل بقية الطريق ، هو سر ومفتوح! هو متاح للجمهور لتصدير المياه على النحو التالي: زجاجة. ولكن من السر أن تزرع الفواكه والخضروات التي لديها ارتفاع استهلاك المياه للتصدير! ولكن من الطبيعي ، والهجرة من المياه الجوفية. بسبب مجموعة جبال زاغروس، من سنندج الى سیرجان التشابك، وذاب الثلج وادي بينه ومخرجا ليس للمنتدى. يتدفق خلال الأحواض تحت ينابيع المياه العذبة إلى الخليج الفارسي أو بحر عمان. أو في البلدان المجاورة ، مثل القطيف والكويت والإمارات العربية المتحدة ودبي والشارقة. أن على علماءنا إيجاد طرق أخرى. أعطيت الطريق السادس للمؤتمر ومهرجان الصلب الإيراني في برج ميلاد. مثل استخدام غازات الفلورا. وتحلل عوامل الحرارة.

Kənd təsərrüfatı, sənaye və xidmətlərdə suyun istifadəsini azaldır!

 Və qida xərcləri. Görünür ki, suyun yalnız bir faizini istehlak edər və suyun 99 faizinə ehtiyac yoxdur və onu əvəz edə bilərsiniz. Prezident deyib: Su təchizatının olmaması təhlükəlidir. Məşhəd konfransında Xorasan idarə heyəti başçısı! Ancaq nədənsə bu doğru deyil. Birincisi, prezidentlik dili varsa Mazandaran dənizindən Semnan vilayətinə suyun köçürülməsi üçün əsasdır. İkincisi, əgər bu su sektorunun səlahiyyətidirsə, büdcə üçün daha çoxdur! Yəni, onlar daha çox dəstək və maliyyə ala biləcək şəkildə su böhranını istiləşdirəcəklər. Ətraf mühitin faktorları dilində olsalar, onlar yabanı rəqs etməyə kömək etmək üçün hər şeyi edərlər və təəssüf ki, xalqı göstərsinlər! Qalanlar, immiqrasiya üçün yanlış fikirlər tapanlardır! Məsələn, şimaldan Tehrana, Tehranıdan Yezdə, Yəzdi Sistan və Bəluçistaya! Təbiidir ki, bu insanlar qıtlıq və su böhranı hissi ilə qarşılaşırlar! şimal və yağıntının heç bir Çünki yağış yüz millimetr, 20 millimetr yağış Tehran görüldü, o aclıq və həmçinin qalan görünür! Buna görə, doğma miqyasda real olduqda, suyun çatışmazlığı yoxdur. Bunda böhran ölkənin gələcəyinə xəyanətdir. Yerli olmaq üçün: Birincisi, su verməyin! Avtomobil yıkanmasında suyu əvəzləmək üçün maye və qaz halında olan solventlər istifadə edilə bilər. Ancaq su ixracının, oğurluq üsulunun, qanuni və təbii qaçaqçılıq əməliyyatları davam edir! Oğurluq, qonşuların İrana haqqı verməməsi! Kaçakçılık yüksək əlavə dəyərə bağlıdır və xalqın su istehlakının kökəlmə qazancları qonşularına vergilər tərəfindən göndərilir. Yasal yol: Xarici gəlirlərin artması üçün qeyri-neft ixracını çıxarın! Bu şəkildə, yolun qalan hissəsi kimi, gizli və açıqdır! Suyu şüşə kimi ixrac etmək açıqdır. Ancaq gizli ki, yüksək su istehlakı olan meyvə və tərəvəz ixrac edilir! Amma təbii, yeraltı suyun köçməsi kimi. Fars körfəzinə və ya Oman dənizinə təzə su bulaqları altında hövzələrdən axır. Və ya Qatif, Küveyt və Birləşmiş Ərəb Əmirlikləri, Dubay və Sharjah kimi qonşu ölkələrdə. Digər tərəfdən, sənaye maşın temperatur aşağı salınması Termodinamikanın qanuna görə, böyük problem onların əksəriyyəti sudan istifadə vasitəsilə həyata olunur. Elm adamlarımızın başqa yolları tapması lazımdır. Konfransa 6-cı yol və Milad Qülləsində İranlı Çelik Festivalı verdim. Flora qazının istifadəsi kimi. İstilik faktorlarının ayrılması.

 

 


برچسب‌ها: کاهش مصرف آب,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۷/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۷:۰۹ نظر(0)

علیرغم رشادت های: مردان ایران در میدان های مبارزه با ظالمان، شاهد پیروزی قطعی آنان نبودیم! کودتا ها، خیانت ها و انشعاب ها، امان مردم را بریده بود،  تا اینکه زنها آنهم با حجاب اسلامی، در روز 17دی 1356 به میدان آمدند و: کار را تمام کردند! تا قبل از ان قیام مردم گیلان و: جمهوری اسلامی میرزا کوچک خان، با خیانت خالو قربان کمو نیست، از بین رفت. مشروطه خواهان با اعدام شیخ فضل الله نوری، خانه نشین شدند. قیام سی تیر به کودتای 28مرداد انجامید! 15خرداد هم به حاکمیت ساواک و مزدوران: خود فروخته جبهه ملی و حزب توده رسید. اما وقتی زنان به میدان آمدند، دیگر کار تمام و پیروزی  انقلاب اسلامی امضا شد! زیرا آنها به دنبال گروه بازی و دسته بندی و این کار ها نبودند. انتخاب روز 17دی که روز کشف حجاب، با سرنیزه رضاخانی بود، آنهم در یک تظاهرات منسجم  و سراسری، با حجاب و چادر، فقط یک پیام را داشت: ما خواهان اسلام و حکومت قران هستیم. و هیچ گروه یا حزبی را هم نمی شناسیم! حرکت عمومی و یکپارچه، با پرچم حجاب اسلامی، خط بطلانی بود بر روی تمام: سیاست بازی ها، حزب گرایی ها و دسته بندی ها.  امام خمینی هم بارها این پیشتازی زنان را تذکر داد، و از انان قدر دانی کرد.( زنان ایرانی به خاطر: ادب اسلامی که داشتند، چادر را انتخاب کردند!) اکنون نیز زمان میدان داری: زنان اروپا و آمریکا است. فقط زنها می توانند از گروه بازی ها، سیاست کشی ها و وقت کشی ها، جلو گیری کنند و پیروزی قیام مردم را، در جهان تضمین نمایند. جلیقه زردهای فرانسه هم بدانند: تا زنان به میدان نیایند، کاری از دست آنها برنمی آید. زنان فرانسه هم نشان دادند: با انتخاب روسری فلسطینی، به نماد مقاومت اسلامی اشاره دارند. باید که همه زنان جهان، بدون گرایش های حزبی و گروهی، به میدان بیایند و فقط: شعار مبارزه با فساد حاکمان را سر بدهند. اگر زنان فرانسه بخواهند: مانند مردانشان سوسیالیست باشند، یا زنان آمریکایی بخواهند با عقاید لیبرالی، به میدان بیایند قطعا نتیجه ای نمی گیرند. اگر این مکتب ها و عقاید من درآوردی، میتوانست راه گشا باشد، که کسی اعتراض نمی کرد! در حالی که مردم سالها است: دست به اعتراض می زنند! بهتر است یکبار بنشینند و حرفهای خود را یکی کنند. زنان در این کار پیشقدم شوند، و با الهام از زنان ایرانی، برای همیشه لیبرالیزم و صهیونیزم و ارتجاع را، به زباله دان تاریخ بفرستند. خداوند هم به آنان کمک خواهد کرد، زیرا مردم با ایمان را دوست دارد. اگر دشمن نمی گذارد، تا همه مردم دنیا زیر پرچم توحید و یکتا پرستی جمع شوند، برای همین است که از محضر خدا دور باشند! و به کمک های خداوندی اعتنا نکنند. در حالیکه خداوند همه آنها را دوست دارد. قول داده است که مستضعفان را بر مستکبران پیروز گرداند. بارها در قران و دیگر کتاب آسمانی، آمده است که وارثان واقعی زمین، افراد با ایمان و نیکوکار هستند. و چه کسانی نیکوکار تر از: مبارزان برعلیه فساد و خودکامگی؟ در روایات داریم که بهترین جمله نزد خداوند، جمله ای است که فرد مظلومی، در مقابل ظالم بگوید! اطمینان داشته باشید: همه آنهایی که به خیابان آمده اند، نزد خداوند عزیر هستند، و خداوند آنها را می بیند، و صدایشان را می شنود. اگر ضرری بر آنها برسد، چند برابر آن ضرر به ظالمان می رسد. در حالیکه ضرر آنها را خداوند جبران می کند، ولی ضرر ظالمان برای همیشه خواهد بود. و غیر قابل جبران است. (خسرالدنیا و الاخره) پس نعمت های خداوند، برای کسانی است که در راه خدا جهاد کنند، و با دشمنان بشریت سازش نکنند. درود خدا بر زنان مبارزه فرانسه، و همه زن های پیوسته و وابسته.

French women finish work!

Despite the brutality: Iranian men did not see their definitive victory in the battlefields of the oppressors! Coups, betrayal, and clashes, had cut off the people, until the women came to the Islamic dress code on December 17, 1356, and finished their work! Until then, the insurrection of the people of Gilan and the Islamic Republic of Mirza Kuchak Khan, with the betrayal of the victim, is not lost. Constitutionalists settled in the execution of Sheikh Fazlullah Nuri. Cayenne uprising led to August 28 coup! May 15th, the sovereignty of SAVAK and mercenaries: it has been sold by the National Front and the Tudeh Party. But when the women came to the field, the whole work of the Islamic Revolution was signed! Because: they were looking for a group of games, and they did not categorize them. Choosing the day of December 17, when the day of the discovery of the hijab was with Barnis Reza Khani, there was only one message in a coherent and universal demonstration with veil and tent: we want Islam and the rule of the Quran. And we do not know any party or group! The general and unified movement, with the Islamic hijab flag, was a vague line on all: politics of games, partisanship and categories. Imam Khomeini also repeatedly reminded and acclaimed this women's leadership (Iranian women chose the tent because of their Islamic jurisprudence!) Now it's time for you: women from Europe and America. Only women can prevent groups of games, politics and time wars, and guarantee the victory of the uprising of the people in the world. French jackets are also known: so that women do not come to the square, nothing can be done. French women also indicated that they were referring to the symbol of Islamic resistance by choosing a Palestinian scarf. All the women of the world, without party and group tendencies, should come to this field and only: the slogan to fight the corruption of the rulers. If French women want to be socialists like their men, or American women want to come up with liberal ideas, they certainly will not get any results. If you made these schools and my ideas, it could have been a way out, nobody objected! While people have been protesting for years! It's better to sit down once and get their say. Women will advance in this work, and inspired by Iranian women, forever liberalizing Zionism and reaction, send it to the dustbin of history. God will help them, because people love faith. If the enemy does not allow the whole world to gather under the banner of monotheism, then it is for them to be far from God! And do not pay attention to God's help. While God loves them all. He promised to win the oppressed to the arrogant. Many times in the Qur'an and other books of the heavens, the real heirs of the earth are those who are faithful and righteous. And who are more righteous than: fighters against corruption and tyranny? We have narrations that the best sentence to God is a sentence that an impious person says against the tyrant! Ensure that all those who come to the street are devoted to God, and God sees them, and hears their voices. If the harm comes to them, then the damage to the wrongdoers is multiplied. But God will compensate for them, but the harm of the oppressors will be forever. And: irreversible. (), then the blessings of Allah are for those who fight for God's cause and not compromise with the enemies of mankind. Peace be upon women in the struggle of France, and all dependent women.

المرأة الفرنسية تنتهي من العمل!

رغم الوحشية: لم ير الرجال الإيرانيون نصراً حاسماً في ساحات المعارك! الانقلابات والخيانات والاشتباكات ، قطعت الناس ، حتى وصلت النساء إلى الزي الإسلامي في 17 ديسمبر 1356 ، وانتهت من عملهن! وحتى ذلك الحين ، لا تضيع ثورة شعب جيلان وجمهورية ميرزا ​​الإسلامية كوشاك خان ، مع خيانة الضحية. استقر الدستوريون في إعدام الشيخ فضل الله نوري. انتفاضة كاين أدت إلى انقلاب 28 أغسطس! 15 مايو ، سيادة السافاك والمرتزقة: تم بيعها من قبل الجبهة الوطنية وحزب توده. لكن عندما أتت النساء إلى الميدان ، تم توقيع كل عمل الثورة الإسلامية! لأنهم كانوا يبحثون عن مجموعة من الألعاب ، ولم يصنفوها. اختيار يوم 17 ديسمبر ، عندما كان يوم اكتشاف الحجاب مع بارنيس رضا خاني ، لم يكن هناك سوى رسالة واحدة في مظاهرة متماسكة وعالمية مع الحجاب والخيمة: نريد الإسلام وحكم القرآن. ونحن لا نعرف أي طرف أو مجموعة! كانت الحركة العامة والموحدة ، مع علم الحجاب الإسلامي ، خطًا غامضًا على الجميع: سياسة الألعاب والحزبية والفئات. كما ذكّر الإمام الخميني مراراً وتكراراً بهذه القيادة النسائية (النساء الإيرانيات اختارن الخيمة بسبب فقههن الإسلامي!) الآن حان الوقت لك: نساء من أوروبا وأمريكا. تستطيع النساء فقط منع مجموعات من الألعاب والسياسة والحروب الزمنية ، وضمان انتصار انتفاضة الناس في العالم. ومن المعروف أيضا السترات الفرنسية: حتى لا تأتي النساء إلى الساحة ، لا يمكن فعل أي شيء. وأشارت النساء الفرنسيات أيضا إلى أنهن كن يشيرن إلى رمز المقاومة الإسلامية باختيار وشاح فلسطيني. يجب على جميع نساء العالم ، دون ميول حزبية وجماعية ، أن يأتوا إلى هذا المجال وفقط: شعار محاربة فساد الحكام. إذا كانت المرأة الفرنسية تريد أن تكون اشتراكية مثل رجالها ، أو تريد النساء الأميركيات أن يأتوا بأفكار ليبرالية ، فإنهن بالتأكيد لن يحصلن على أي نتائج. إذا جعلت هذه المدارس وأفكاري ، كان يمكن أن يكون مخرجاً ، لم يعترض أحد! بينما كان الناس يحتجون لسنوات! من الأفضل أن تجلس مرة واحدة وتحصل على رأيهم. سوف تتقدم النساء في هذا العمل ، والمستوحاة من المرأة الإيرانية ، وتحرر الصهيونية ورد الفعل إلى الأبد ، وترسلها إلى مزبلة التاريخ. سوف يساعدهم الله ، لأن الناس يحبون الإيمان. إذا كان العدو لا يسمح للعالم كله بالتجمع تحت راية التوحيد ، فعندئذ يكون لهم أن يكونوا بعيدين عن الله! ولا تلتفت إلى مساعدة الله. في حين أن الله يحبهم جميعًا. ووعد بفوز المظلوم إلى المتكبر. مرات عديدة في القرآن وغيرها من كتب السماوات ، الورثة الحقيقيون للأرض هم أولئك المؤمنون والبارون. ومن هم أكثر صدقا من: المقاتلين ضد الفساد والطغيان؟ لدينا روايات بأن أفضل جملة إلى الله هي جملة يقولها شخص معوز ضد الطاغية! تأكد من أن جميع أولئك الذين يأتون إلى الشارع يكرسون لله ، والله يراهم ، ويسمع أصواتهم. إذا جاء الضرر لهم ، ثم يتم مضاعفة الأضرار التي لحقت الظالمين. لكن الله سيعوضهم ، لكن أذى المضطهدين سيكون إلى الأبد. ولا رجعة فيه. (الله والله) ، ثم صلى الله هم لأولئك الذين يقاتلون من أجل قضية الله وليس التسوية مع أعداء البشرية. السلام على نساء كفاح فرنسا ، وجميع النساء المنتميات والمعالجات.

Fransız qadınlar işlərini bitirdilər!

Zorakılıqlara baxmayaraq: İranlılar zalımların döyüş sahələrində qəti qalibiyyətlərini görməmişlər! Qadınların 17 dekabr 1356-cı il tarixli İslam geyim koduna gəldikləri və işlərini bitirən zərbələr, xəyanət və qarşıdurmalar, xalqı kəsdi! O vaxtdan bəri Gilan xalqının və İslam Respublikasının Mirzə Kuçak xanının qurbanının xəyanətinə səbəb olan qiyaməti itdi. Şeyx Fazlullah Nuri'nin icra edilməsində konstitusiyaçılar məskunlaşdılar. Cayenne qiyamı 28 Avqust zərbəsinə səbəb oldu! 15 May, SAVAK və əsgərlərin suverenliyi: Milli Cəbhə və Tudeh Partiyası tərəfindən satıldı. Lakin qadınlar sahəyə gəldikdə İslam İnqilabının bütün işləri imzalandı! Çünki bir qrup oyun axtarırdılar və onları təsnifləşdirmədi. Hicabın keşiklənmə günü Barnis Rza Xani ilə birlikdə 17 dekabr gününü seçərkən pərdə və çadır ilə əlaqəli və universal bir nümayişdə yalnız bir mesaj var idi: biz İslamı və Quranın hökmranlığını istəyirik. Və heç bir partiya və ya qrup bilmərik! İslami hicab bayrağı ilə ümumi və vahid bir hərəkat, oyun, partizanlıq və kateqoriyalar siyasətinin hamısı üçün qeyri-müəyyən bir xətt idi. İmam Xomeyni həmçinin bu qadınların rəhbərliyini dəfələrlə xatırlatdı və bəyan etdi (İranlı qadınlar İslam hüquqşünaslığı səbəbiylə çadır seçdi!) İndi sizin üçün vaxt: Avropa və Amerikadan qadınlar. Yalnız qadınlar oyun, siyasət və zaman müharibələrinin qruplarını qarşısını ala bilər və dünyada xalqın qiyamının zəfərini təmin edə bilər. Fransız gödəələri də məlumdur: qadınlar meydanına gəlməyincə, heç bir şey edilə bilməz. Fransız qadınlar da Fələstinli bir şerf seçərək İslam müqavimətinin simvolu olduğunu ifadə etdilər. Partiya və qrup meylləri olmadan dünyanın bütün qadınları bu sahədə və yalnız: hökmdarların korrupsiyasına qarşı mübarizə şüarı olmalıdırlar. Fransız qadınlar kişilər kimi sosist olmaq istəyirlərsə, ya da Amerika qadınları liberal ideyalarla gəlmək istəyirlərsə, əlbəttə ki, heç bir nəticə əldə etməyəcəklər. Əgər bu məktəbləri və fikirlərimi edərsənsə, bu, bir çıxış yolu ola bilərdi, heç kəs etiraz etdi! İnsanlar illərdir etiraz edirlər! Bir dəfə oturub onların sözlərini almaq daha yaxşıdır. Qadınlar bu işdə irəliləyir və İranlı qadınların ilhamlanmasını, əbədi olaraq sionizmin azadlığını və reaksiyasını liberallaşdıracaq, onu tarixi torpağa göndərsin. Allah onlara kömək edəcək, çünki insanlar imanı sevirlər. Düşmən bütün dünyaya tövhid bayrağının altına toplanmasına icazə verməsə, onda Allahdan uzaq olmalarıdır! Allahın köməyinə diqqət yetirməyin. Allah hamısını sevir. O, məzlumları təkəbbürlülərə qazanmaq üçün söz verdi. Quranda bir çox dəfə və göylərin digər kitabları, yerin əsl varisləri sadiq və saleh insanlardır. Kim korrupsiya və zülmün qarşı döyüşçülərdən daha salehdir? Allahın ən yaxşı hökmü zalımlara qarşı pis bir insanın söylədiyi bir cümlədir ki, rəvayətlərimiz var! Küçəyə gələnlərin hamısı Allaha həsr olunduğundan əmin olun və Allah onları görür və səslərini eşidir. Zərər onlara gəldiyi təqdirdə, zalımlara verilən zərər çoxalır. Lakin Allah onların əvəzini ödəyəcək, lakin zalımların zərərləri əbədi olacaqdır. Və geri dönməz. (Allah və Allah), onda Allahın xeyir-duaları Allahın əmri ilə vuruşan və insanları düşmənləri ilə sıxışdırmayanlar üçündir. Fransa sülhün qadınları və bütün bağlı və asılı qadınlara sülh olsun.

 


برچسب‌ها: زنان فرانسه کار را تمام کنند!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۳ نظر(0)

امپریالیزم خبری با هزینه های صهیونیزم و ارتجاع، چهل سال است که به یک سوژه دور از ذهن، دست آویخته اند تا واقعیتهای جهانی را انکار کند. لایه سنگینی از این سوژه در جهان ایجاد کرده، که راه نفوذ خقیقت را بسته باشد. آبتدا نام این جریان اسلام ستیزی بود. با تبلیغ اینکه اسلام دین شمشیر است، احکام آن خشن و ضد انسانی بوده، اعدام و قطع دست و دیه های گوناگون دارد، سعی داشتند با انقلاب اسلامی که در ایران اتفاق افتاده بود، و یک حقیقت میلیونی محسوب می شد، مقابله کنند. چنان تبلیغ می کردند که یک میلیارد مسلمان، اصلا دیده نشود و فقط چند بلندگو، با شعار حقوق بشر شنیده می شد. حقوق بشری که هیچ جا اجرا نمی شد! و یک ایدئالیسم مطلق بود، ولی چماقی شده بود تا: اسلامی را که حداقل یک میلیارد پیرو و: یک میلیارد هم هوادار داشت، از میدان به در کند. چنان آن دروغ (حقوق بشر) بزرگ بود که، واقعی می نمود و این واقعیت بزرگ، یعنی اسلام دروغ معرفی می شد. دو دهه جهان را به این دروغ های شاخدار مشغول کردند. ولی لایه اوزون آنها، سوراخ شد و کوه تبلیغات آن ها، تبدیل به کاه زباله دانی گردید. مسلمانان بیدار شدند و حتی تند تر از ایران، به اسلام گرویدند و طالبان وامثال آن ایجاد شد. قطب بزرگ ضد اسلام یعنی: کمونیزم بین المللی دچار فروپاشی گردید، و همه مردم دنیا خواستار حکومت اسلامی شدند! معلوم شد دزدان ناشی، به کاهدان زده اند. و در مقابل اراده خداوندی، اراده خود را بسیار بزرگ تصور نمودند. خداوند نور خود را در دلها روشن کرد، تا نور انها را خاموش شود. اما شیطان نخواست که به تنهایی: سقوط کند و نابود شود، لذا دست خود را دراز کرد، و هرچه در اطرافش را گرفت، تا نجات پیدا کند! ولی آنها را هم با خود به سقوط کشاند! این بار مسلمانان تندرو را، با خود یار کرد و به جان اسلام انداخت. حربه ای ساختند تا از این شکاف استفاده کنند! برای این کار سناریویی لازم بود! و واقعه 11سپتامبر، این را در اختیار آنها گذاشت. دیگر کاری از ضد اسلام: مانند کمونیزم و لیبرالیزم ساخته نبود. لذا این بار اسلام آمریکایی در مقابل اسلام ناب محمدی  قرار دادند. ترس فروپاشی شرق، یا همان کمونیزم بین المللی، در جان آمریکا ریخت. آنها این بار کاسه از آش داعتر شدند. آمریکا و عربستان و اسرائیل حامی اسلام شدند، و ایران را به ضد اسلام منتسب کردند. امپریالیزم خبری که خیلی زود، مقالات، اخبار و تحلیل های ضد اسلامی را فراموش کرده بود، این بار داعیه ایجاد حکومت اسلامی، در عراق و شام را پیشه خود کرد. حکومت اسلامی را بوجود آورد که: ریش تراشیدن بزرگترین جرم آن شد، و لباس لی پوشیدن جواز قتل و غارت. ایران را هم به این اسلام فراخواند! وقتی ایران جواب منفی داد، به سوی فتح ایران اعزام شدند! تا نزدیکی های ایران یعنی کردستان عراق، استان دیالی و بعداد آمدند. تا ایران را برای قبول اسلام، زیر فشار قرار دهند! زیرا فقط در دنیا یک گروه ، آنهم ایرانی ها کافر محسوب می شدند! اسرائیل و آمریکا و عربستان، مهد اسلام شده بودند. زیرا به آنها کمک مالی می کردند، سلاح و مهمات هم می دادند. دو دهه هم اینطور ماشین جنگی تبلیغات را اداره کردند. البته همانطور که در دوران دفاع مقدس، حاسوسانی بودند که عملیات را، لو می دادند و باعث کشته شدن 200هزار شهید گردیدند. در این دوران هم، در جبهه داخلی کسانی بودند که، آب به اسیاب دشمن می ریختند! لیبرال هایی که در دولت هم نفوذ داشتند، با ایجاد مشکلات اداری، گرانی و احتکار سعی داشتند: مردم را به سوی تسلیم شدن روانه کنند. اما مردم ایستادند. و امروز پایان دو دهه دوم ضد انقلاب و استکبار جهانی، و آغاز چهلمین سال انقلاب اسلامی را، جشن می گیرند.

Realistic defense of an idealistic subject!

News imperialism with the cost of Zionism and reaction has for forty years been abandoning a distant subject to deny global realities. He created a huge layer of this subject in the world, which closed the way of penetration of the truth. Abdullah was the name of this trend of anti-Semitism. Propagating that Islam is the religion of the sword, its verdicts are violent and inhumane, they have executed and cut off their hands and diches, tried to confront the Islamic revolution that took place in Iran, and a millionth truth. They advertised that a billion Muslims could not be seen at all, and only a few speakers were heard with the slogan of human rights. Human rights never implemented! And it was an absolute idealism, but it was a club to: push Islam out of the field with at least one billion followers and one billion supporters. It was such a big lie (real human rights) that it was real, and this great reality, namely, Islam, was introduced as a lie. Two decades have engaged the world in these hideous lies. But their ozone layer was pierced and the mountains of their ads turned into rubbish trash. The Muslims woke up and converted to Islam even more rapidly than Iran, and the Taliban and so on were created. Great anti-Islamic pole: international communism collapsed, and all the people of the world demanded an Islamic state! It turned out that the thieves had been attacked by the thieves. And in contrast to the will of God, they thought their will to be very large. God lit his light in the hearts, to turn off their light. But Satan did not want to be alone: ​​to fall and be destroyed, so he stretched out his hand and took everything around him to save him! But they also fell down with them! This time, he urged the hard-line Muslims to give himself up to Islam. They built a gun to use these gaps! A scenario was needed for this! And the September 9th event, they gave it to them. There was no other way of anti-Islam: like communism and liberalism. So this time, American Islam placed Mohammad a pure Muslim. The fear of the collapse of the East, or the international communism, was poured into America. This time the bowls of Daewoo became theirs. The United States, Saudi Arabia and Israel supported Islam, and they attributed Iran to anti-Islam. Imperialism, which soon forgot about anti-Islamic articles, news and analysis, this time called for the establishment of an Islamic government in Iraq and in the dinner. The Islamic government created: Beard shaving was the biggest crime, and the clothes were allowed to kill and loot. Iran calls on Islam! When Iran responded negatively, Iran was sent to conquer Iran! It came to the proximity of Iran, Iraqi Kurdistan, the province of Diyala and later. Put pressure on Iran to accept Islam! Because there was only one group in the world, the Iranians were considered to be infidels! Israel and the United States and Saudi Arabia, were the cradle of Islam. Because they donated money, they also provided weapons and ammunition. For two decades, they also managed the war machine for advertising. Of course, as during the Holocaust, there were scammers who carried out the operation, killing 200,000 martyrs. During this era, there were those on the internal front who threw water into the enemy's gun! The liberals: who were also influential in the government, tried to sow people to surrender by causing administrative, expensive and hoarding problems. But people stopped. And today,: the end of the second decade of the second anti-revolution and global arrogance, and the beginning of the 40th anniversary of the Islamic Revolution.

دفاع واقعي عن موضوع مثالي!

إن الإمبريالية الإخبارية بتكلفة الصهيونية ورد الفعل كانت منذ أربعين عاماً تتخلى عن موضوع بعيد لإنكار الحقائق العالمية. خلق طبقة ضخمة من هذا الموضوع في العالم ، والتي أغلقت الطريق لاختراق الحقيقة. كان عبد الله هو اسم هذا الاتجاه لمعاداة السامية. لقد أعلنوا أنه لا يمكن رؤية مليار مسلم على الإطلاق ، ولم يُسمع سوى عدد قليل من المتحدثين بشعار حقوق الإنسان. حقوق الإنسان لم تنفذ! والمثالية المطلقة، ولكن قد ارتياد: مليار على الأقل من أتباع الإسلام ومليار المشجعين أيضا قد حل محل ذلك. لقد كانت كذبة كبيرة (حقوق إنسانية حقيقية) أنها كانت حقيقية ، وهذا الواقع العظيم ، أي الإسلام ، تم تقديمه ككذبة. لقد اشتبك العالم منذ عقدين من الزمن في هذه الأكاذيب البشعة. لكن طبقة الأوزون الخاصة بهم اخترقت ، وتحولت جبال إعلانات القمامة إلى القمامة. استيقظ المسلمون وتحولوا إلى الإسلام بسرعة أكبر من إيران ، وتم إنشاء حركة طالبان وما إلى ذلك. قطب عظيم ضد الإسلام: انهارت الشيوعية الدولية ، وطالب جميع شعوب العالم بدولة إسلامية! اتضح أن اللصوص تعرضوا لهجوم من اللصوص. وعلى النقيض من إرادة الله ، اعتقدوا أن إرادتهم ستكون كبيرة جدًا. أضاء الله نوره في القلوب ، لإطفاء نورهم. ولكن الشيطان لا يريد وحده: انهيار ويتم تدميرها، حتى انه وضع يده، وكل ما حوله، من أجل البقاء! لكنهم أيضا سقطوا معهم! هذه المرة ، حث المسلمين المتشددين على تسليم نفسه للإسلام. بنوا بندقية لاستخدام هذه الثغرات! هناك حاجة إلى سيناريو لهذا! وحدث 9 سبتمبر ، أعطوه لهم. لم تكن هناك طريقة أخرى معادية للإسلام: مثل الشيوعية والليبرالية. هذه المرة ، وضع الإسلام الأمريكي محمد مسلماً خالصاً. لقد تم سكب الخوف من انهيار الشرق ، أو الشيوعية الدولية ، في أمريكا. هذه المرة أصبحت أطباق دايو ملكهم. دعمت الولايات المتحدة والمملكة العربية السعودية وإسرائيل الإسلام ، وعزوا إيران إلى معاداة الإسلام. خلقت الحكومة الإسلامية: كانت حلاقة اللحية هي أكبر جريمة ، وسمح للثياب بالقتل والنهب. ايران تدعو الاسلام! عندما ردت إيران بشكل سلبي ، تم إرسال إيران لغزو إيران! جاء إلى قرب إيران ، كردستان العراق ، محافظة ديالى وبعد ذلك. الضغط على إيران لقبول الإسلام! بسبب وجود مجموعة واحدة فقط في العالم ، اعتبر الإيرانيون كفاراً! إسرائيل والولايات المتحدة والمملكة العربية السعودية ، كانت مهد الإسلام. ولأنهم تبرعوا بالمال ، فقد قدموا أيضاً الأسلحة والذخيرة. وطوال عقدين من الزمان ، قاموا أيضاً بإدارة آلة الحرب للإعلان. بالطبع ، كما حدث أثناء الهولوكوست ، كان هناك المحتالون الذين نفذوا العملية ، مما أسفر عن مقتل 200.000 شهيد. خلال هذه الحقبة ، كان هناك على الجبهة الداخلية الذين ألقوا المياه في مسدس العدو! الليبراليين الذين كانت مؤثرة في الحكومة، من خلال خلق المشاكل الإدارية، وارتفاع الأسعار والتربح حاولت: أرسلوا الناس على الاستسلام. لكن الناس توقفوا واليوم، في نهاية العقد الثاني من الثورة المضادة والاستكبار العالمي، وتبدأ السنة الأربعين للثورة الإسلامية، احتفال.

Ideal bir mövzunun real müdafiə edilməsi!

Xəbərlər sionizm və reaksiya xərcləri ilə qırx ildir uzaq bir mövzudan qlobal reallıqları inkar etməkdən imtina edir. Dünyada bu mövzunun böyük qatını yaratdı və bu həqiqətin nüfuz yolunu bağladı. Abdullah bu antisemitizm trendinin adı idi. Onlar bir milyard müsəlmanın görünməyəcəyini və yalnız bir neçə nəfərin insan hüquqlarının şüarı ilə eşitildiyini bildirdi. İnsan hüquqları heç vaxt həyata keçirilmədi! Və mütləq idealizm, lakin clubbing edilmişdir: İslam azı bir milyard ardıcılları və bir milyard azarkeşləri də əvəz etmişdir. Bu, real idi ki, belə böyük bir yalan (real insan hüquqları) idi və bu böyük həqiqət, yəni İslam, yalan kimi təqdim edildi. İyirmi ildir bu çirkin yalanlarla dünyaya qatılıblar. Lakin onların ozon təbəqəsi töküldü və reklamlarının dağları zibil qutusuna çevrildi. Müsəlmanlar İslamdan daha sürətlə uyandılar və İslamdan daha sürətlə İrana çevrildi, Taliban və s. Böyük İslam əleyhdarlığı dirəyi: beynəlxalq kommunizm dağıldı və dünyanın bütün xalqları islam dövləti tələb etdi! Hırsızların oğrulara hücum etdiyi ortaya çıxdı. Allahın iradəsindən fərqli olaraq, onların iradəsi çox böyük idi. Allah qəlblərində işığını yandırdı, işıqlarını yandırdı. Lakin Şeytan tək qalmaq istəmədi: düşmək və məhv olmaq, əlini uzatdı və onu xilas etmək üçün ətrafdakı hər şeyi aldı! Lakin onlar da düşdülər! Bu dəfə o, həddindən artıq mürəkkəb müsəlmanları İslamı özünə verməyə çağırdı. Bu boşluqları istifadə etmək üçün silah qurdular! Bunun üçün ssenariyə ehtiyac var idi! 9 sentyabr hadisəsi onlar üçün verildi. İslam əleyhinə başqa bir yol yox idi: kommunizm və liberalizm kimi. Beləliklə, bu dəfə Amerikanın İslamı Məhəmmədin təmiz bir müsəlmanı yerləşdirdi. Şərqin dağılması və ya beynəlxalq kommunizm qorxusu Amerikaya dökülmüşdü. Daewoo kase bu dəfə onların oldu. ABŞ, Səudiyyə Ərəbistanı və İsrail İslamı dəstəklədi və İranı İslam əleyhinə ittiham etdi. İslam əleyhinə məqalələr, xəbərlər və təhlillər barədə tezliklə unutduqları imperializm bu dəfə İraqda və yeməkdə İslam hökumətinin qurulmasına çağırdı. İslam hökuməti yaradıldı: Saqqal tıraş ən böyük cinayət idi və paltarları öldürməyə və qənimətə icazə verildi. İran İslamı çağırır! İran mənfi bir şəkildə cavab verərkən, İranı İranı ələ keçirmək üçün göndərildi! İran, İraq Kürdüstanı, Diyala əyalətinin yaxınlığına yaxınlaşdı. İslamı qəbul etmək üçün İrana təzyiq göstərin! Dünyada yalnız bir qrup var idi, çünki İranlılar kafir sayıldılar! İsrail, ABŞ və Səudiyyə Ərəbistanı, İslamın beşiyi idi. Pul verdikləri üçün silah və döyüş sursatı verdilər. İki onillikdə onlar döyüş maşınını reklam üçün idarə etdilər. Əlbətdə ki, Holokost zamanı olduğu kimi, əməliyyatı həyata keçirən fırıldaqçılar da var idi, 200 min şəhidi öldürdü. Bu dövrdə, daxili cəbhədə olanlar düşmən silahına su atdılar! Hökumətdə də təsirli olan liberallar, inzibati, bahalı və yığma problemlər yaratmaqla insanları təslim etməyə çalışdılar. Amma insanlar dayandı. Bu gün, əks-inqilab və qlobal təkəbbür ikinci onilliyin sonunda və başlamaq İslam İnqilabının qırxıncı il qeyd edir.


برچسب‌ها: دفاع رئالیستی از یک سوژه ایدئالیستی!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۱ نظر(0)

درس دادن و درس خواندن، اولین تکلیف اجتماعی انسان است.هر کودکی به محض رشد کافی، از محیط خانه خارج شدن را یاد بگیرد، اولین جایی که به تنهایی قدم می گذارد، مدرسه است. که ارتباط نزدیکی با محیط خانواده و فضای تربیتی آن دارد. اما آیا این تجربه به سادگی به دست آمده؟ یا تاریخی بزرگ و پرتلاش را پشت سر گذاشته است؟ اولین بار در کجا و با چه شرایطی آغاز شد. ارسطو را معلم اول می دانند. فارابی معلم دوم و میرداماد معلم سوم لقب دارد، ولی اینطور نیست به گفته امام خمینی معلمی، شغل انبیا بوده است. و به گفته قران، اول معلم خدا است.(خلق الانسان علمه البیان) بنابر این باید تاریخ علوم تربیتی را، از نو بنویسیم! تا حقی از کسی پایمال نشود. وقتی در قران می خوانیم که: خداوند همه اسما را به حضرت آدم یاد داد، یعنی معلمی کامل و مهربان بوده است. چرا باید آن را انکار کنیم؟ یا در نظر نگیریم. و شاگرد بسیار خوب، یعنی حضرت آدم را افسانه بدانیم؟ در حالیکه او با این علوم کامل، بهترین استاد برای شاگردان بعدی خود شد. جالب است بدانیم علوم نظری را خداوند، در بهشت به انسان یاد داد. اسما یا نامها، نمادی از تئوری ها و شناخت شناسی های: فلسفی و فکری است که کل گرایی را در خود دارد. زیرا در بهشت، انسان به عملگرایی نیازی نداشت! یعنی کاری نبود که انجام دهد! بلکه بر عکس یک کار را می بایست: انجام ندهد! و آن اینکه گندم نخورد! ولی در این یک عمل هم شکست خورد! و از بهشت بیرون رانده شد. در روی زمین بود که خداوند، کارهای یدی یا عملگرایی را، به او یاد داد. اولین کار کشاورزی بود! آدم گریه طولانی کرد تا خدا او را ببخشد، وقتی خدا او را بخشید، از خوشحالی سربلند کرد و دید: از محل جاری شدن اشکهایش، گیاه روییده! و خداوند به او گفت: دانه های انها را حفظ کند و: دوباره بکارد وآنها آبیاری نماید. تا اینجا آموزش به صورت آنالوگ بود. یعنی فقط خدا آموزش می داد. ولی بعدا به حضرت آدم دعا کردن را یاد داد، تا دیالوگ آغاز شود و دوطرفه باشد.  تا زمان حضرت ادریس، روش دیالوگ ادامه داشت، تا اینکه حضرت ادریس با روش جدیدی، جهان را شگفت زده کرد! همانطور که از اسم ایشان بر می اید، کلاس تشکیل داد و درس را با حضور چند نفر آغاز کزد. وی با دریافت وحی (دیالوگ با خداوند) روش لباس دوزی و برخی صنایع دیگر را هم، آموزش می داد. اما آموزش مکتوب از زمان حضرت داود، و با زبور داود آغاز می شود. و نوشتن بر روی چوب و اشیا دیگر، باب می شود. مخالفان هم بیکار نمی نشینند! نوشتن  را سحر و جادو، و آموزش پیامبران را افسانه می خوانند، و مردم را از آان می ترسانند! برخی افراد متفکر هم، به این روند کمک می کنند: ذیمقراطیس در یونان، به دلیل دوری از میانرودان، از روش های تربیتی الهی تقلید ناشیانه میکند: برای روش آنالوگ در غارها به تمرین می پردازد! اقلاطون به روش دیالوگ کار را شروع میکند. اغلب  فقط یک شاگر در کلاس خود داشت. ارسطو به روش کلاس داری یا آکادمی روی آورد، ولی چندان شاگردانی نداشت. اقلاطون به تقلید از حضرت ابراهیم، با هنر و صنایع دستی (بت سازی) مخالف بود! ولی ارسطو آن را اصلاح کرد، از هنر هم دفاع می نمود. شاگردان او سعی کردند به روش داود ع  برایش کتاب هم بنویسند! ولی نقل قول های او را به یاد نمی اوردند، لذا از خودشان می نوشتند و بنام ارسطو یا افلاطون منتشر کردند. این روش تا زمان ما ادامه دارد: یعنی دانشمندان ایرانی یا اروپایی هم، برای مقبولیت نظریات خودشان، آن را به نظریات افلاطون و ارسطو متصل می کنند! در حالیکه دانش و هنر بیش از 15هزار سال سابقه  دارد، ارسطو و افلاطون سبد! چیدن این میوه ها است

First classroom

Teaching and studying is the first social task of a human being. Every child, once it is sufficiently developed, learns from the home environment, the first one to walk alone is school. Which: is closely related to the family environment and its educational environment. But is this experience simply obtained? Or has a great historic and overflowing progress? The first time where and with what conditions began. Aristotle is the first teacher. Farabi is the second teacher and Mirdamad is a third teacher, but it is not! According to Imam Khomeini, a teacher was a job of the prophets. And according to the Quran, first is the teacher of God (the creation of Al-Anzan al-Ma"ul al-Bay?n). Therefore, we must re-write the history of education! There is no right for anyone to be hurt. When we read in the Qur"an: God has taught all the names to Adam, a perfect and kind teacher. Why should we deny it? Or do not consider. And :a very good student, that is, Adam"s legendary legend? While :he was the best teacher for his later students with this complete science. It is interesting to know that the theoretical sciences are taught to man by God in paradise. The names or names are a symbol of theories and epistemologies: philosophical and intellectual, which holds on holism. Because in heaven, man did not need pragmatism! There was nothing to do! Instead, one thing must be done: do not! And he did not eat wheat! But in this one also failed! And: was driven out of heaven. It was on earth that he taught him God, works of art, or pragmatism. It was the first agricultural work! Adam cried for a long time so that God forgives him, when God gave him forgiveness, and saw: from the place where his tears flowed, the plant has grown! And God told him to keep their seeds in order: to kill them again and to irrigate them. So far the training was analog. That is, only God taught. But later, Adam taught prayer to begin dialogue and be two-way. Until the time of Hazrat Idris, the dialogue continued until Hadithis surprised the world with a new method! As the name suggests, the class formed a class and began the lesson with the presence of several people. He also taught the method of dressing and some other industries through revelation (dialogue with God). But written instruction begins from the time of David, and with the sons of David. And writing on the wood and other objects, Bob gets. Opponents do not sit idle! Write magic, teach the prophets the legend, and scare people out! Some thoughtful people are also contributing to this trend: Djikharatys in Greece, because of the distance from the brothers, duplicates the divine education methods: practice the analogue in the caves! The neighborhood begins the dialogue process. Often there was only one student in his class. Aristotle turned to class or academy, but he did not have much discipleship. The region was opposed to imitation of Prophet Ibrahim, with arts and crafts! But Aristotle corrected it, defended art too. His students tried to write a book in David"s way! But they did not remember his quotations, so they wrote about themselves, published in the name of Aristotle or Plato. This method continues until our time: that is, the Iranian or European scholars connect it to Plato"s and Aristotle"s ideas for the acceptance of their own ideas! While science and art has more than 15,000 years of history, Aristotle and Plato are baskets! Picking up these fruits.

 

الفصل الأول

إن التدریس والدراسة هو أول مهمة اجتماعیة للإنسان ، فکل طفل ، عندما یتطور بشکل کاف ، یتعلم من البیئة المنزلیة ، أول شخص یمشی بمفرده هو المدرسة. التی ترتبط ارتباطًا وثیقًا ببیئة العائلة وبیئتها التعلیمیة. لکن هل هذه الخبرة تم الحصول علیها ببساطة؟ أو لدیه تقدم تاریخی کبیر وفیر؟ فی المرة الأولى التی بدأت فیها وبشروط ما. أرسطو هو المعلم الأول. الفارابی هو المعلم الثانی والمیرداماد هو المعلم الثالث ، لکنه لیس کذلک! وفقا للإمام الخمینی ، کان المعلم وظیفة الأنبیاء. وطبقاً للقرآن ، أولاً هو معلم الله (إنشاء أنزان المعلول البیان) ، لذلک ، یجب علینا إعادة کتابة تاریخ التعلیم! لا یوجد حق لأحد أن یصاب. عندما نقرأ فی القرآن الکریم: لقد علم الله جمیع الأسماء إلى آدم ، المعلم المثالی واللطیف. لماذا یجب أن ننکر ذلک؟ أو لا تنظر. وطالب جید جدا ، وهذا هو أسطورة آدم الأسطوری؟ بینما کان أفضل معلم لطلابه فی وقت لاحق مع هذا العلم الکامل. من المثیر للاهتمام معرفة أن العلوم النظریة تدرس للإنسان بالله فی الجنة. الأسماء أو الأسماء هی رمز للنظریات والمعرفیة: الفلسفیة والفکریة ، والتی تمسّ النزعة الشمولیة. لأنه فی الجنة ، لم یکن الإنسان بحاجة إلى البراغماتیة! لم یکن هناک شیء للقیام به! بدلا من ذلک ، یجب القیام بشیء واحد: لا! وقال انه لا یأکل القمح! ولکن فی هذا واحد أیضا فشلت! وکان طرد من السماء. کان على الأرض أنه علمه الله ، والأعمال الفنیة ، أو البراغماتیة. کان أول عمل زراعی! صرخ آدم لفترة طویلة لکی یغفر له الله ، عندما أعطاه الله الغفران ، ورأى: من المکان الذی تدفقت فیه دموعه ، نبت النبات! وأمره الله أن یحفظ بذوره بالترتیب: أن یقتلهم مرة أخرى وأن یرویهم. حتى الآن کان التدریب تناظریًا. هذا هو ، فقط علم الله. ولکن فی وقت لاحق ، علم آدم الصلاة لبدء الحوار ویکون فی اتجاهین. حتى زمن حضرة إدریس ، استمر الحوار حتى فاجأ الحدیث العالم بأسالیب جدیدة! کما یوحی الاسم ، شکّل الفصل طبقة وبدأ الدرس بحضور عدة أشخاص. کما قام بتعلیم طریقة ارتداء الملابس وبعض الصناعات الأخرى من خلال الوحی (الحوار مع الله). لکن التعلیمات المکتوبة تبدأ من وقت داود ، ومع بنی داود. والکتابة على الخشب والأشیاء الأخرى ، یحصل بوب. المعارضین لا یجلسون فی وضع الخمول! کتابة السحر ، وتعلیم الأنبیاء الأسطورة ، وتخویف الناس! یساهم بعض الناس المدروسین فی هذا الاتجاه أیضاً: الجوخاراتیة فی الیونان ، بسبب المسافة من الإخوة ، تکرر طرق التعلیم الإلهی: ممارسة التماثلیة فی الکهوف! الحی یبدأ عملیة الحوار. فی کثیر من الأحیان کان هناک طالب واحد فقط فی فصله. تحول أرسطو إلى الطبقة أو الأکادیمیة ، لکنه لم یکن لدیه الکثیر من التلمذة. کانت المنطقة تعارض تقلید النبی إبراهیم ، مع الفنون والحرف الیدویة! لکن أرسطو صححها ، ودافع عن الفن أیضا. حاول طلابه کتابة کتاب بطریقة دیفید! لکنهم لم یتذکروا اقتباساته ، لذلک کتبوا عن أنفسهم ، نشرت باسم أرسطو أو أفلاطون. وتستمر هذه الطریقة حتى عصرنا: أی أن العلماء الإیرانیین أو الأوروبیین یربطون أفکار أفلاطون وأرسطو بقبول أفکارهم! بینما یمتلک العلم والفن أکثر من 15000 سنة من التاریخ ، فإن أرسطو وأفلاطون هما سلال! التقاط هذه الفواکه

Birinci sinif

Tərbiyə və təhsil insan həyatının ilk sosial vəzifəsidir, hər bir uşaq yetərincə inkişaf etdikdən sonra ev mühitindən öyrənir, ilk yolda tək getmək məktəbdir. Ailə mühiti və onun təhsil mühiti ilə yaxından əlaqəli olan. Amma bu təcrübə sadəcə əldə edildi? Və ya böyük bir tarixi və daşqın tərəqqi var? İlk dəfə və hansı şərtlərlə başladı. Aristotel birinci müəllimdir. Farabi ikinci müəllimdir, Mirdamad isə üçüncü bir müəllimdir, amma bu deyil. İmam Xomeyniyə görə, bir müəllim peyğəmbərlərin işi olmuşdur. Qurana əsasən, əvvəlcə Allahın müəllimi (Əl-Ənzan əl-Maul əl-Bayanın yaradılması), buna görə də biz təhsil tarixini yenidən yazmalıyıq! Kimsəyə zərər verməyə haqqı yoxdur. Quranda oxuduğumuzda: Allah adları Adəmə mükəmməl və incə bir müəllim öyrətdi. Niyə onu inkar etməliyik? Və ya düşünməyin. Və çox yaxşı bir şagird, yəni Adəmin əfsanəvi əfsanəsi? Bu tam elmi ilə sonrakı tələbələri üçün ən yaxşı müəllim olsa da. Təbii elmlərin Allah tərəfindən cənnətdə insanlara öyrədildiyi maraqlıdır. Adlar və ya adlar nəzəriyyələrin və epistemologiyanın simvoludur: fəlsəfi və intellektual, holisizmdədir. Çünki cənnətdə insan pragmatizmə ehtiyac duymadı! Heç bir şey yoxdur! Bunun əvəzinə bir şey edilməsi lazımdır: etməyin! Və buğda yemədi! Lakin bu da uğursuz oldu! Və göydən qovulmuşdu. Yer üzündə olduğu kimi, ona Allahı, sənət əsərlərini və ya pragmatizmi öyrətdi. Bu ilk əkinçilik işi idi! Adəm uzun müddət ağladı ki, Allah bağışladı, Allah bağışladı və gördüm: gözyaşları axan yerdən bitki böyüdü! Allah ona toxumlarını saxlamaq üçün təkrar öldürmək və suvarmaq üçün ona əmr verdi. İndiyə qədər məşq analoq idi. Yəni, yalnız Allah öyrədirdi. Lakin sonra, Adəm dialoqa başlamaq və iki yollu olmaq namazını öyrətdi. Həzrət Idrisin vaxtı qədər hədislər dünyada yeni bir üsulla təəccübləndikdən sonra dialoq davam etdi! Adından da göründüyü kimi, sinif bir sinif meydana gətirdi və bir neçə nəfərin iştirakı ilə dərs başladı. O, həmçinin, vahyin (Allahla dialoq) vasitəsilə sarğı üsulu və digər sənaye sahələrinə öyrətdi. Lakin yazılı təlim Davudun dövründən və Davudun oğullarından başlayır. Ağac və digər əşyalar üzərində yazılıb, Bob olur. Müxaliflər boş yerə oturmurlar! Sehr yaz, peyğəmbərləri əfsanəyə öyrədir və insanları qorxut! Bəzi düşüncəli insanlar da bu tendensiyaya iştirak edirlər: Yunanıstanda Djikharatys, qardaşlardan uzaqlıqdan ötəri ilahi təhsil metodlarını təkrarlayır: mağaralarda analoji təcrübə! Məhəllədə dialoq prosesi başlayır. Tez-tez sinifində yalnız bir tələbə var idi. Aristotel sınıfa və akademiyaya döndü, amma çox şagird olmadı. Bölgə Peyğəmbər İbrahimin sənət və sənətkarlıq ilə təqlid edilməsinə qarşı çıxdı! Amma Aristotel onu düzəltdi, sənəti müdafiə etdi. Onun tələbələri Davudun kitabında bir kitab yazmağa çalışdılar! Amma onlar öz qiymətlərini xatırlamırdılar, buna görə Aristotel və Platon adına nəşr olunan özləri haqqında yazdılar. Bu üsul vaxtımıza qədər davam edir: yəni İran və ya Avropa alimləri Platon və Aristotelin fikirlərini qəbul etmələri üçün onu birləşdirir! Fəlsəfə və sənətin 15 000 ildən çox tarixə malik olmasına baxmayaraq, Aristotel və Platon zənbillərdir! Bu meyvələrin alınması

 

 


برچسب‌ها: اولین کلاس درس,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۶ نظر(0)

قانون اساسی در هر کشوری بسیار مهم است. موجب نظم و انسجام آن جامعه شده، و باعث قانونمندی در رفتار اجتماعی و فردی انسان میگردد. از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، که با وجود گذشت 40سال از تصویب آن، فقط یکبار بازنگری شده است. البته قانون اساسی ایران، محصول نهایی تمام قوانین اساسی موجود در جهان بوده! زیرا هریک از افراد دریکی از این قانون ها، تبحر داشته نظرات خود را اعمال کرده است. گفته میشود بیشترین تاثیر را، از قانون اساسی فرانسه دارد. ولی قانون اساسی امریکا، یا دیگر کشورها هم دور از ذهن نبوده. اگر این آخرین قانون اساسی باشد، اولین قانون اساسی برای کدام کشوراست؟ شاید قویترین حدس به منشور حقوق بشر سازمان ملل، یا قانون اساسی کشور فرانسه باشد، که خوشبختانه در هردو آنها، جای پای ایران و تمدن بزرگ ایرانی، بعنوان منشا تدوین آنها وجود دارد. برای تدوین حقوق بشر، از کتیبه داریوش و منشور کورش بزرگ، نام برده می شود. که به همین مناسبت سالها این کتیبه، در اختیار موزه های امریکا بوده، و اخیرا یکی از انها به ایران مسترد شده است. علاوه بر ان در منشور حقوق بشر، از شعر سعدی برای نشان دادن برابری همه انسانها، استفاده شده و این شعر، زینت بخش سازمان ملل می باشد. دکتر سیاسی و دیگران از ایران، در تدوین آن نقش داشته اند. اگر قانون اساسی فرانسه را هم در نظر بگیریم، از روح القوانین منتسکیو بهره برده است. انقلاب فرانسه را براساس آن ارزیابی می کنند. و این کتاب براساس تخقیقات منتسکیو، در منابع ایرانی و اسلامی تهیه گردیده است. دو ایرانی نامه هایی که به منتسکیو می نویسند، او را با حقوق اساسی و مبارزه با برده داری آشنامی کنند. زیرا در ایران هیچگاه برده داری نبوده، و از سنگ نوشته ها و نقاشی های دیواره ای: مانده از زمان هخامنشیان برمی آید که: همه حقوق مساوی داشته اند. البته این را مدیون قانون حمورابی می دانند! اما قانون همورابی یا در واقع همه رابی، یک قانونی در باره برابری انسانها است، که در منطقه لرستان ایران ثبت شد. و به زبان لری بوده، ولی اشتباها با تغییر ه فارسی به ح عربی، خواسته اند از اصالت آن بکاهند.(حمورابی – همه را بی) مانند اینکه اهواز فارسی را، الاحواز یا آبادان فارسی را عبادان می نوشتند. اما موضوع جالب تر می شود اگر بدانیم با تغییر نوشتار یا لهجه گفتاری، نمی توان آن را مصادره کرد! مانند کلمه برادر که در انگلیسی و فارسی، یکی است ولی با کمی تغییر در نوشتار و لهجه، خواسته اند آن را مصادره کنند! از این نوع کلمات بسیار است. به همین دلیل اولین قانون اساسی، برای فرانسه یا آمریکا، حتی برای چین هم نیست! زیرا مائو دانشنامه خود را، در مورد حقوق اسلامی تالیف کرده، و به آن کاملا آشنا بوده است. قانون همه را بی یا منشور: حقوق داریوش یا کتیبه معروف به کورش هم، اولین قانون اساسی نیست. زیرا همه آنها برداشت از قانون الهی زمان خودشان بوده است. تورات حضرت موسی یا زبور حضرت داوود، انجیل مسیح قانون های اساسی  زمان خود بودند! اما مانند میکل آنژ که گفته بود: من نمی توانم مثل ایرانی ها، با آن ظرافت کلیساها را رنگ آمیز و نقاشی کنم، ناچار با اقتباس برخی از انها، به بک جمعبندی رسیده و: خود را مبتکر آن معرفی کرده. اگر بحث تکاملی هم در بین باشد، قران کریم به عنوان دستور جامع زندگی: فردی و اجتماعی در اولویت است. اما دشمنان بخشی از ان را انتخاب کرده، بنام خود منتشر می کنند! کسانی که گفتار خود را بنام خدا منتشر می کنند، یا گفتار خدا را بنام خودشان. تورات و انجیل مجموعه ای است از: گفتار افراد(اسرائیلیلات) بنام خدا، در حالیکه قران دست نخورده باقی مانده است.

The first constitution in the world

The constitution is very important in any country. It leads to the orderliness and cohesion of that society, and causes legitimacy in the social and individual behavior of mankind. One: of the constitutions of the Islamic Republic of Iran, which, despite its 40 years since its adoption, has just been reviewed. Of course, the Iranian constitution is the final product of all the fundamental laws of the world! Because each of the people has become proficient in one of these laws, he has made his views. It is said to have the greatest impact on the French Constitution. But the Constitution of the United States, or other countries, has not been mind-boggling. If this is the last constitution, what is the first constitution for which country? Perhaps the strongest guess is the United Nations Charter of Human Rights, or the constitution of France, which fortunately in both of them, the footprint of Iran and the great civilization of Iran, is the source of their elaboration. For the formulation of human rights, the inscription Dariush and the charter of Cyrus the Great are named. For many years, this inscription has been available to American museums, and recently one of them has been returned to Iran. In addition to the human rights charter, Sa'di's poetry is used to represent the equality of all human beings, and this poem is an adornment of the United Nations. Political Doctor and others from Iran have contributed to its development. If we take into account the French constitution, it has also benefited from the spirit of the Montesquieu. On this basis, the French Revolution is assessed. And this book is based on Montesquieu scores in Iranian and Islamic sources. Two Iranian letters that write to Montesquieu will familiarize him with the fundamental rights and the fight against slavery. Because in Iran, it has never been a slave, and it comes from stone writings and wall paintings: the remains of the Achaemenid: all have equal rights. Of course, this is due to the law of Hammurabi! But the law of co-morality, or indeed the entire rabbi, is a law on human equality, which was registered in the Lorestan region of Iran. And in Lari's language, but mistakenly with the change of Persian to Arabic, they were asked to reduce its authenticity (Hamurabi - all of them), such as Ahwaz Persian, Alahvaz, or Abadan of Persia. But the topic becomes more interesting if we cannot confiscate it by changing the text or the dialect of speech! Like the word brother, who is in English and Persian, is one but with a slight change in writing and accent, they have asked to confiscate it! There are so many words. For this reason, the first constitution, for France or the United States, is not even for China! Because: Mao has written his encyclopedia about Islamic law, and it is fully familiar with it. The law does not include all or the charter: Darius' rights or the inscription known as Cyrus are not the first constitution. Because": they all understood the divine law of their time. The Prophet's Moses or the Prophet David's Bible, the Gospel of Christ, were the fundamental laws of his time! But, like Michelangelo, who said: "I cannot stain and paint the elegance of the churches, as it was with the Iranians, and some of them had to be adapted to the conclusion of the baccalaureau: they introduced it as its originator. If there is an evolutionary discussion, the Qur'an, as a comprehensive command of life: individual and social, are prioritized. But the enemies chose part of it, they publish it themselves! Those who: publish their speeches in the name of God, or the words of God in their own names. The Torah and the Gospel are a collection of: The speeches of the people (the Israelites) in the name of God, while the Quran remains intact.

أول دستور في العالم

الدستور مهم جدا في أي بلد. إنه يؤدي إلى تنظيم وترابط هذا المجتمع ، ويؤدي إلى شرعية في السلوك الاجتماعي والفرد للبشرية. إحدى دساتير جمهورية إيران الإسلامية ، التي تم استعراضها للتو ، رغم مرور 40 عاما على اعتمادها. بالطبع ، الدستور الإيراني هو المنتج النهائي لجميع القوانين الأساسية في العالم! لأن كل واحد من الناس أصبح بارعا في واحد من هذه القوانين ، فقد أدلى بآرائه. يقال أن لها أكبر الأثر على الدستور الفرنسي. لكن دستور الولايات المتحدة ، أو دول أخرى ، لم يكن محير العقل. إذا كان هذا هو الدستور الأخير ، فما هو أول دستور لأي بلد؟ ربما كان أقوى تخمين هو ميثاق الأمم المتحدة لحقوق الإنسان ، أو دستور فرنسا ، الذي لحسن الحظ في كلاهما ، بصمة إيران والحضارة العظيمة لإيران ، هو مصدر تفصيلها. لصياغة حقوق الإنسان ، يدعى النقش داريوش وميثاق كورش الكبرى. لسنوات عديدة ، كان هذا النقش متاحًا للمتاحف الأمريكية ، وقد تم مؤخراً إعادة أحدهما إلى إيران. بالإضافة إلى ميثاق حقوق الإنسان ، يستخدم شعر سعدي لتمثيل المساواة بين جميع البشر ، وهذه القصيدة هي زينة الأمم المتحدة. ساهم دكتور سياسي وآخرون من إيران في تطويره. إذا أخذنا في الاعتبار الدستور الفرنسي ، فقد استفاد أيضا من روح منتسکیو على هذا الأساس ، يتم تقييم الثورة الفرنسية. ويستند هذا الكتاب على عشرات منتسکیو في المصادر الإيرانية والإسلامية. سوف تطلع عليه رسالتان إيرانيتان تكتبان إلى مونتسكيو إلى الحقوق الأساسية ومكافحة العبودية. لأنه في إيران ، لم يكن عبداً أبداً ، وهو يأتي من كتابات حجرية ولوحات جدارية: بقايا الأخمينية: كلهم ​​لهم حقوق متساوية. بالطبع ، هذا بسبب قانون حمورابي! لكن قانون الأخلاقيات ، أو كل الحاخامات ، هو قانون مساواة الإنسان ، والذي تم تسجيله في منطقة لورستان في إيران. وفي لغة لاري ، ولكن عن طريق الخطأ مع تغيير اللغة الفارسية إلى العربية ، طُلب منهم تقليل أصالتها (الحمورابي - جميعهم) ، مثل الأحواز الفارسي ، أو الأحواز ، أو عبدان من بلاد فارس. لكن الموضوع يصبح أكثر إثارة إذا لم نتمكن من مصادرك عن طريق تغيير النص أو لهجة الكلام! مثل كلمة الأخ ، الذي هو باللغتين الإنجليزية والفارسية ، هو واحد ولكن مع تغيير طفيف في الكتابة واللهجة ، فقد طلبوا مصادرة ذلك! هناك الكثير من الكلمات. ولهذا السبب ، فإن أول دستور ، بالنسبة لفرنسا أو الولايات المتحدة ، ليس حتى للصين! لأن ماو كتب موسوعته عن الشريعة الإسلامية ، وهو على دراية كاملة به. لا يتضمن القانون كل أو الميثاق: حقوق داريوس أو الكتابة المعروفة باسم سايروس ليست هي أول دستور. لأنهم جميعا فهموا القانون الإلهي في وقتهم. كان النبي موسى أو النبي داود الكتاب المقدس ، إنجيل المسيح ، والقوانين الأساسية في عصره! لكن ، مثل مايكل أنجلو ، الذي قال: "لا أستطيع صبغ وصبغ أناقة الكنائس ، كما كان مع الإيرانيين ، وبعضهم كان لا بد من تكييفها لإكمال البكالوريا: لقد قدموها كمنشئها. إذا كان هناك نقاش تطوري ، فإن القرآن ، باعتباره قيادة شاملة للحياة: فردي واجتماعي ، له الأولوية. لكن الأعداء اختاروا جزءًا منه ، قاموا بنشره بأنفسهم! أولئك الذين ينشرون خطاباتهم باسم الله ، أو كلام الله بأسمائهم. التوراة والإنجيل هي مجموعة من: خطابات الشعب (الإسرائيليات) باسم الله ، بينما يبقى القرآن سليما.

Dünyada ilk konstitusiya

Hər hansı bir ölkədə konstitusiya çox vacibdir. Bu cəmiyyətin qanunauyğunluğuna və birliyinə gətirib çıxarır və bəşəriyyətin sosial və fərdi davranışında legitimlik yaradır. İran İslam Respublikasının qəbulundan 40 il keçməsinə baxmayaraq, Konstitusiyaya sadəcə olaraq baxılmışdır. Əlbəttə, İran konstitusiyası dünyanın bütün əsas qanunlarının son məhsuludur! Xalqın hər biri bu qanunlardan birində təcrübəli olmuşdur, çünki o, fikirlərini ifadə etmişdir. Fransız Konstitusiyasına ən böyük təsir göstərdiyi deyilir. Ancaq Amerika Birləşmiş Ştatlarının və ya digər ölkələrin Konstitusiyası zehni boğulmadı. Bu son konstitusiya varsa, hansı ölkə üçün ilk konstitusiya nədir? İnsan hüquqlarının formalaşdırılması üçün Dariuş yazısı və Böyük Cyrus nizamnaməsi adlanır. Uzun illərdir ki, bu yazı Amerika muzeyləri üçün mövcuddur və son vaxtlar bunlardan biri İrana qaytarıldı. Siyasi doktor və İranın başqaları onun inkişafına öz töhfələrini vermişlər. Fransız konstitusiyasını nəzərə alsaq, Montesquieu ruhundan da faydalanmışdır. Bunun əsasında Fransız İnqilabı qiymətləndirilir. Və bu kitab İran və İslam mənbələrində Montesquieu skorlarına əsaslanır. Montesquieuya yazan iki İran məktubu ona əsas hüquqlar və köləliyə qarşı mübarizə ilə tanış olacaq. Çünki İranda heç bir qul olmadı və daş əsərlərdən və divar rəsmlərindən gəlir: Axəmənidin qalıqları: hamının bərabər hüquqları vardır. Əlbəttə ki, bu, Hammurabinin qanununa əsaslanır! Amma Hamurabi hüquq və ya fakt, Luristan ostanı İran qeydə alınıb Robbie, insan bərabərlik haqqında qanunun bütün. Sözün mətni və ya dialektini dəyişdirərək onu müsadirə edə bilməzsənsə, mövzu daha maraqlı olur! İngilis və fars dilində olan söz qardaşları kimi, bir yazı və vurğu ilə yüngül bir dəyişikliklə, əl çəkməyi istədi! Çox söz var. Buna görə Fransa və ya ABŞ üçün ilk konstitusiya Çin üçün belə deyil! Çünki Mao islam hüququ haqqında ensiklopediyasını yazıb və onunla tam tanışdır. Qanun bütün və ya nizamnaməni əhatə etmir: Dariusun hüquqları və ya Cyrus kimi tanınan yazı ilk konstitusiya deyil. Çünki hamısı vaxtlarının İlahi qanununu başa düşdülər. Peyğəmbərin Musası və ya Hz. Davudun Müqəddəs Kitabı, Məsihin Müjdəsi, onun zamanının əsas qanunları idi! Bir təkamül mübahisəsi varsa, Quranın həyatın hərtərəfli bir komandanlığı olaraq fərdi və ictimai prioritetdir. Düşmənlər bunun bir hissəsini seçdilər, özlərini dərc edirlər! Allahın adı ilə və ya öz adları ilə Allahın sözlərini yayımlayanlar. Church bütöv qalır Müqəddəs çıxış nəfər (Asrayylylat) Allahın adı toplusudur.


برچسب‌ها: اولین قانون اساسی,
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۰/۱۳۹۷ - ۲۰:۴۲ نظر(0)

هر موسسه یا یک اداره کوچک، داری پستی است به نام صاجب جمع اموال، که موظف است تا از دارایی های قیزیکی مواظبت کند. صورت و لیست اموال را تهیه کند. اما معلوم نیست که چرا کشورها چنین کسی را ندارند؟ یا چرا کل جهان چنین موضوعی را جدی نمی گیرد؟ ایران دارای مساحتی بیش از 1648000کیلومترمربع است، اگر هر مترمربع زمین 10میلیون تومان باشد، 1648در ده بتوان 25 ریال، قیمت زمین ایران می شود. اگر ایران 157تریلیون بشکه نفت ذخایر داشته باشد، و هربشکه صد دلار قیمت داشته باشد1576در ده بتوان ده دلار، یا 1576در ده بتوان 15ریال نفت دارد. برای حسابداری آن، باید دفتر روزنامه یا دفتر کل، با حداقل 30ستون داشته باشیم! ذخائر گاز ایران که دومین کشورجهان، و بیش از 17درصد آن هست، وامثال آن چه مبلغی می شود؟ البته دارایی ها را میتوان به انواع مختلفی تقسیم کرد: مانند داراییهای ثابت و جاری، مشهود و نامشهود ، منقول و غیرمنقول، نقدی و ملکی. ولی برای حسابداری بزرگ ملی یا جهانی، باید انواع دیگری هم به آن اضافه کرد. مانند داراییهای فیزیکی و معنوی. داراییهای بزرگ و بزرگتر! داراییهای تاریخی و احتمالی ، دارایی های حقیقی و اعتباری. یکی از انها که مورد بحث است: داراییهای (گیگا آست) یا دارایی های مافوق گران. اگر دارایی هایی، بالای یک میلیارد دلار ارزش داشته باشد، به آن (مگا آست) می گوییم ولی اگر بالاتر از تریلیون، یا فاقد انکان قیمت گذاری باشد، (گیگا آست) یا دارایی های مافوق گران می گوییم! مثلا تخت جمشید و پاسارگاد در شیراز، یا بارگاه ملکوتی امام رضا ع در مشهد، میتواند نمونه آن باشد. که قابل قیمت گذاری نیست، و یا اگر بتوان معادل سازی کرد، در حد دارایی های مافوق سنگین جهان محسوب می شود. روش حسابداری این نوع دارایی ها در حسابداری، انتخاب یک ریال برای انها است. یعنی فرض عدم قیمت گذاری، باعث می شود فقط وجود آنها ثبت شود، نه بهای انها. از این رو در جهان می گویند: عجایب هفتگانه! یا اهرام سه گانه، یا خانه خدا. ایران به لحاظ تاریخی، قدیمی ترین و بیشترین پایتخت های جهان را داشته است. هر پایتخت اثر ماندگاری برای طول تاریخ از خود بجای گذاشته است. که فقط ذکر نام آنها باعث افتخار است. هیچکس از قیمت آن سوال نمی کند، اما مهم است که آن را بدانیم و: در گوشه از ذهن خود یا در میان یاد داشتها، در کتابخانه و حافظه کامپیوتر ان را داشته باشیم. و به یک جمعبندی برسیم. البته جمع بندی در مود داراییهای زیر یک میلیارد دلار، راحت تر است. هر شرکت یا سازمان و موسسه، داراییهای خود را در ترازنامه ذکر می کند، با تلفیق یا تجمیع این داراییها، میتوان به کل داراییها دست یافت. شاید در مورد مگا آست ها، یا داراییهای گران هم بتوان: از همین روش استفاده کرد، ولی بهترین روش پیمایش یا آمایش است. چرا که بسیاری از این داراییها، در مالکیت موسسه ها یا سازمان ها نیستند. جزو اموال عمومی یا انفال می باشند. مانند جنگلها و کوهها و معادن و ذخائر زیر زمینی . لذا با تخمین مقادیر انها میتوان: با قیمت متوسط برای انها جایگاهی در نظر گرفت. اما در مورد فوق گران ها، حتما باید کاری دقیق و پژوهش های فراوان شود، و فهرست آنها نهایی شود.  تا برای غرور ملی، و یا جذب گردشگر، ایجاد توان مالی و تقویت ذخایر بانکی، و پشتوانه ملی مفید باشد. مثلا وقتی یک تکه سنگ از دیوار تخت جمشید، میلیون ها دلار حراج می شود. مجموعه آن تالارها و دیوارها را میتوان تخمین زد و نوشت. حسابداری هوشمند با متغییر های زیاد نوشت، سرجمع آنها را در تابلوی ملی اعلام کرد! تا هرلجطه از وجود آنها و تغییرات واقع شده، همه مردم مطلع شوند.

Iranian asset map (instead of US debt statement)

Each institution or a small office, you have a post called controller, the total assets that are required to take care of the physical assets. Face: and property listings. But it is not clear why countries do not have such a person? Or why the whole world does not take such a thing seriously? Iran has an area of ​​more than 1648000 square kilometers, if each square meter of land is 10 million USD, 1648 per ten can be 25 Rials, the price of land in Iran. If Iran has 157 trillion barrels of oil reserves, and it costs $ 100 a barrel, it will be 1576 dollars in ten, or ten rubles, or 1576 in ten, of 15 rubles. To account for it, we need to have a newspaper or office desk with at least 30 columns! What is the amount of gas that is the second largest country in the world, and more than 17% of it? Of course, assets can be divided into different types: fixed and current assets, evident and intangible, movable and immovable, cash and property. But for a great national or global account, you have to add other types of it. Like physical and spiritual assets. Big and bigger assets! Historical: and probable assets, real and credit assets. One of them is controversial: assets (giga assets) or over-asset assets. If assets worth over $ 1 billion are said to be (mega asset), but if they are above trillions, or without pricing, (GIGA) or supernatural assets, we say that! For example, Persepolis and Pasargadae in Shiraz, or Imam Reza's Imam Mahdi's court in Mashhad, can be an example. It is not pricable, or if it can be equated, it is at the level of the supernatural assets of the world. The accounting method of these types of assets in accounting is the choice of a rial for them. That is, the assumption of a lack of pricing makes it possible to record their existence, not their price. Hence, in the world they say: Seven Wonders! Or the triple pyramids, or the house of God. Iran historically has the oldest and largest capitals in the world. Each capital has left its lasting longevity. That's just a mention of their name is proud. No one is asking for the price, but it's important to know it and: in the corner of our mind or among the notes, in the library and computer memory. And get a sum up. Of course, aggregation is easier in assets under $ 1 billion. Each company or organization and institution lists its assets in the balance sheet, by integrating or aggregating these assets, all assets can be obtained. Perhaps in the case of mega assets , or expensive assets, it can be used in the same way, but it is the best way to navigate. Because: many of these assets are not owned by institutions or organizations. Are: public property or anfal. Such as: forests and mountains and mines and underground reserves. Therefore, by estimating their values, they can be considered at a moderate price for them. But for the above-mentioned expensive, there must be plenty of care and research, and their list should be finalized. To benefit national pride, or to attract tourists, create financial strength and boost bank reserves, and provide national backing. For example, when a piece of stone from the wall of Persepolis is auctioned, millions of dollars are auctioned. The set of those boards and walls can be estimated and written. Intelligent accounting with many variables, they announce their sum up in a national panel! Everyone is made aware of their existence and changes in every direction.

خريطة الأصول الإيرانية (بدلاً من بيان الديون الأمريكية)

كل مؤسسة أو مكتب صغير ، لديك وظيفة تسمىصاحب جمع اموال مجموع الأصول المطلوبة لرعاية الأصول المادية. الوجه وقوائم الممتلكات. لكن ليس من الواضح لماذا لا تملك الدول مثل هذا الشخص؟ أو لماذا العالم كله لا يأخذ مثل هذا الشيء على محمل الجد؟ تبلغ مساحة إيران أكثر من 1648000 كيلومتر مربع ، إذا كان كل متر مربع من الأرض 10 مليون دولار ، فإن 1648 لكل عشرة يمكن أن يكون 25 ريالاً ، أي سعر الأرض في إيران. إذا كان لدى إيران 157 تريليون برميل من احتياطي النفط ، وتكلف 100 دولار للبرميل ، فستكون 1576 دولارات في عشرة ، أو عشرة روبل ، أو 1576 في عشرة ، من 15 روبل. لحساب ذلك ، نحن بحاجة إلى صحيفة أو مكتب مكتب مع ما لا يقل عن 30 عمودًا! ما مقدار الغاز الذي يعتبر ثاني أكبر بلد في العالم ، وأكثر من 17٪ منه؟ وبطبيعة الحال ، يمكن تقسيم الأصول إلى أنواع مختلفة: الأصول الثابتة والمتداولة ، واضحة وغير ملموسة ، منقولة وغير منقولة ، نقدية وملكية. ولكن بالنسبة لحساب وطني أو عالمي عظيم ، يجب عليك إضافة أنواع أخرى منه. مثل الأصول المادية والروحية. الأصول الكبيرة والكبيرة! الأصول التاريخية والمحتملة ، الأصول الحقيقية والائتمانية. واحد منهم مثير للجدل: الأصول (جيجاس) أو الأصول الأصول المفرطة. إذا قيل أن الأصول التي تزيد قيمتها عن مليار دولار (ميجاوات) ، ولكن إذا كانت أعلى من تريليونات ، أو بدون تسعير ، (GIGA) أو أصول خارقة للطبيعة ، فإننا نقول ذلك! على سبيل المثال ، يمكن أن يكون برسيبوليس وباسارجادي في شيراز ، أو محكمة الإمام الرضي في الإمام المهدي في مشهد ، مثالاً على ذلك. إنه ليس مقبولاً ، أو إذا كان يمكن مساواته ، فهو على مستوى الأصول الخارقة للطبيعة في العالم. طريقة المحاسبة لهذه الأنواع من الأصول في المحاسبة هي اختيار الريال بالنسبة لهم. وهذا يعني أن الافتقار إلى التسعير يجعل من الممكن تسجيل وجودها ، وليس سعرها. ومن هنا يقولون في العالم: عجائب الدنيا السبع! أو الأهرامات الثلاثية ، أو بيت الله. تمتلك إيران تاريخياً أكبر وأقدم العواصم في العالم. لقد ترك كل رأس مال طول العمر. هذا مجرد ذكر اسمها فخورة. لا أحد يسأل عن السعر ، ولكن من المهم أن نعرفه و: في زاوية عقلنا أو بين الملاحظات ، في المكتبة وذاكرة الكمبيوتر. واحصل على ملخص. وبطبيعة الحال ، فإن التجميع أسهل في الأصول التي تقل قيمتها عن مليار دولار. كل شركة أو مؤسسة ومؤسسة تدرج أصولها في الميزانية العمومية ، عن طريق دمج أو تجميع هذه الأصول ، يمكن الحصول على جميع الأصول. ربما في حالة الميجداز ، أو الأصول باهظة الثمن ، يمكن استخدامه بالطريقة نفسها ، ولكنه أفضل طريقة للتنقل. لأن العديد من هذه الأصول ليست مملوكة من قبل المؤسسات أو المنظمات. هي الممتلكات العامة أو الأنفال. مثل الغابات والجبال والمناجم والمحميات الجوفية. لذلك ، من خلال تقدير قيمها ، يمكن اعتبارها بسعر معتدل بالنسبة لها. ولكن بالنسبة للمكلفة المذكورة أعلاه ، يجب أن يكون هناك الكثير من الرعاية والبحوث ، وينبغي وضع اللمسات الأخيرة على قائمتهم. للاستفادة من الفخر الوطني ، أو لجذب السياح ، وخلق القوة المالية وتعزيز الاحتياطيات المصرفية ، وتوفير الدعم الوطني. على سبيل المثال ، عندما يتم بيع قطعة من الحجر من جدار برسيبوليس ، يتم بيع ملايين الدولارات في المزاد العلني. يمكن تقدير مجموعة تلك اللوحات والجدران وكتابتها. المحاسبة الذكية مع العديد من المتغيرات ، يعلنون ملخصهم في لوحة وطنية! يدرك الجميع وجودهم والتغييرات في كل اتجاه.

İranın aktiv xəritəsi (ABŞ borc bəyanatının əvəzinə)

Hər bir qurum və ya kiçik bir ofisinizin, Sajib adlı bir vəzifə var, fiziki varlıqların qayğısına qalmaq üçün lazım olan aktivlər. Üz və əmlak siyahıları. Nə üçün ölkələrdə belə bir insanın olmadığı aydın deyil? Yoxsa bütün dünya belə bir şeyə ciddi bir cür yanaşmır? İran hər bir kvadrat metr torpaq 10 milyon ABŞ dolları olsaydı, 1648000 kvadrat kilometrdən çox əraziyə malikdir, onda 1648 ədəd 25 rial, İranda torpaq qiyməti ola bilər. Əgər İran 157 trilyon barrel neft ehtiyatına sahibdirsə və bu, 100 dollara satılıb, 15 rubl, ya da 15 rubl 1576 dolları 15 rubl təşkil edəcək. Bunun üçün, ən azı 30 sütunlu bir qəzet və ya ofis masası olması lazımdır! Dünyanın ən böyük ikinci ölkəsi olan qazın miqdarı və bunun 17% -dən çoxu nədir? Əlbəttə ki, aktivlər müxtəlif növlərə bölünə bilər: sabit və cari aktivlər, aydın və qeyri-maddi, daşınar və taşınmaz, pul və əmlak. Lakin böyük bir milli və ya qlobal hesab üçün, bunun digər növlərini də əlavə etməlisiniz. Fiziki və mənəvi aktivlər kimi. Böyük və böyük aktivlər! Tarixi və ehtimal olunan aktivlər, real və kredit aktivləri. Onlardan biri mübahisəlidir: aktivlər (gigas) və ya çox aktivli aktivlər. 1 milyard dollardan çox olan malların (megawatt) olduğu halda, trilyonların üstündə və ya qiymətsiz olmadıqda (GIGA) və ya qeyri-təbii varlıqları deyirik! Misal üçün, Şiraz şəhərindəki Persepolis və Pasargada, ya da İmam Rza'nın Məşəddəki İmam Mahdi məhkəməsi nümunə ola bilər. Bu pricable deyil, və ya bərabər edilə bilər, bu dünyanın fövqəltəbii aktivləri səviyyəsində. Mühasibat uçotu bu cür aktivlərin mühasibat metodu onlar üçün bir rial seçimi. Yəni, qiymətlərin çatışmazlığı barədə fərziyyələr onların qiymətini deyil, onların mövcudluğunu qeyd etməyə imkan verir. Buna görə dünyada deyirlər: Yeddi möcüzə! Və ya üçlü piramidalar və ya Allahın evi. İran tarixən dünyanın ən böyük və ən böyük paytaxtlarına malikdir. Hər bir sermaye uzun ömürlüdür. Bu adların yalnız bir sözü qürurdur. Heç kim qiyməti istəmir, ancaq bunu bilmək və bilmək vacibdir: aklımızın köşesinde və ya qeydlər arasında, kitabxanada və kompüter yaddaşında. Və bir yekun almaq. Əlbəttə, bir milyard dollardan çox olan aktivlərdə birləşmə daha asandır. Hər bir şirkət və ya təşkilat və təşkilat balansdakı aktivlərini siyahıya alır, bu aktivləri birləşdirir və ya birləşdirir, bütün aktivlər əldə edilə bilər. Bəlkə də megaadlar və ya bahalı aktivlər halında, eyni şəkildə istifadə oluna bilər, lakin bu, ən yaxşı yoldur. Bu vəsaitlərin bir çoxu təşkilat və təşkilatlara məxsus olmadığı üçün. İctimai mal və ya anfal. Meşə və dağlar, minalar və yeraltı ehtiyatları kimi. Ona görə də, onların dəyərlərini qiymətləndirməklə, onlar üçün orta qiymətlə qiymətləndirilə bilər. Ancaq yuxarıda göstərilən bahalı üçün çox qayğı və tədqiqat olmalıdır və onların siyahısı yekunlaşdırılmalıdır. Milli qürurdan faydalanmaq və ya turistləri cəlb etmək üçün maliyyə qüvvəsi yaratmaq və bank ehtiyatlarını artırmaq və milli dəstəyi təmin etmək. Məsələn, Persepolis divarından bir parça auksion edildikdə, milyonlarla dollar hərraca çıxarılır. Bu plitələr və divarların dəsti təxmin və yazıla bilər. Çox dəyişənlər ilə ağıllı mühasibatlıq, onların yekunlarını milli paneldə elan edir! Hər kəs onların varlığından və hər istiqamətdə dəyişikliklərindən xəbərdar edilir.


برچسب‌ها: تابلوی دارایی های ایران.( بجای تابلوی بدهیهای آمریکا),
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۳۶ نظر(0)

انقلاب اسلامی دارای اقتصاد مخصوص خود است، که زیربنای فکری آن در قران کریم، و احادیث ائمه می باشد که علمای امروز، ان را تفسیر و اجتهاد می کنند. مانند کتاب حکومت اسلامی امام خمینی و اقتصادنا محمد باقر صدر.  این امر بطور دائم ادامه دارد، و توانسته بزرگترین اقتصاد جهان را در خط مقاومت به وجود آورد. البته دشمنان ساکت ننشسته اند، ابتدا زیربنای آن را سست کرده، و در نهایت آن را ناکارآمد جلوه می دهند. و برای این کار حتی تمام قوانین تجارت آزاد! یا سوسیالیستی را هم زیر پا می گذارند، که تحریم ایران نمونه آن است. برای اینکه بدانید اگر ایران تحریم نباشد، چه اتفاقی می افتد کافی به سوریه امروز، نگاهی داشته باشیم. فقط چند روز از خروج بخش کمی از: نیروهای آمریکایی گذشته می بینیم بسرعت، همه کشورهای عربی برای بازسازی، و بستن قراردادهای تجاری، به سوریه هجوم آورده اند! سوریه شاید در ظاهر پولی نداشته باشد، ولی مقاومت در مقابل آمریکا، اغتبار اقتصاد مقاومتی را به آنان بخشیده، و با وجود کمی بودجه، پیشتاز همکاری های اقتصادی شده است. این درست مثل این است که: دو نفر به خواستگاری دختری می روند، یکی مسن است و پولذار و دیگری: جوان است و فقیر. طبیعی است دختر، جوان فقیر را انتخاب می کند. زیرا می گوید او جوان است و آینده دارد. دنیا هم بجای سرمایه گذاری در: بورس آمریکا یا بورسهای اروپا، ترجیح می دهد با انقلاب اسلامی ایران، و خط مقاومت همکاری تجاری داشته باشد. به همین جهت است که تصمیم ایران، تصمیم جهانی است. البته در این سو، اقتصاد دانان که مغز آنها از طرف آمریکا، شستشو داده شده این را نمی فهمند. بجای اینکه برای اقتصاد ایران، شخصیت مستقل و بالنده منظور نمایند، با الفبای اقتصاد آمریکایی، همه آن را رد می کند! مثلا ایران در عرض 40سال، همیشه گرانی و افزایش قیمت داشته. بجای اینکه آن را به عنوان یک حقیقت قبول کنند، دائما از ثبات قیمت ها صحبت می کنند! اولا ثبات قیمت ها در اقتصاد وجود ندارد! و الا قانون عرضه و تقاضا نقض می شود. معلوم نیست اینها به چه مذهبی هستند.  زیرا جمعیت در حال رشد است، ومنابع (مانند زمین)، ثابت و محدود است. طبیعی است در اثر تقاضای بیشتر، قیمت ها رشد می کند. در ثانی با رشد قیمت ها، کالاهای سرمایه ای جایگزین کالاهای مصرفی می شود. یعنی در اثر بالا رفتن قیمت طلا یا نفت، قیمت همه کالاها هم، افزایش پیدا می کنند. قدرت خرید اشخاص کاهش می یابد، و در نتیجه قدرت پس انداز یا سرمایه گذاری انان، بیشتر می شود. کسی که خانه یا ماشین دارد، ممکن است نتواند گوشت مصرفی را تهیه کند، ولی خانه او چند برابر قیمت پیدا کرده. لذا مصرف گوشت یا مواد غذایی دیگر کم می شود، بجای ان قیمت خانه بالا می رود. سودهای حاصل از افزایش قیمت، به کالاهای سرمایه ای منتقل می شود. در حالی که در اثر ثبات قیمت ها، بازار دچار رکود می شود: زیرا که تولید کننده، کالایی تولید نمی کند  که نتواند بیشتر بفروشد! و اگر هم بفروشد، همه معاملات باید با سود صفر، یا منفی انجام شود. اما به محض بالارفتن قیمت ها، چرخ تولید به کار می افتد، و اشتغال بالا می رود، و بازار رونق می یابد! از این رو بین اشتغال و تورم، رابطه مستقیم تعریف شده است. علاوه بر این در اقتصاد ایران (انقلاب اسلامی) نهاد های جدیدی فعال هستند، که دیده نمی شوند: صندوق ها خانوادگی به دلیل نداشتن بهره نقش بزرگی در: ،تامین مالی و تهیه سرمایه دارند، در حالیکه بانکها، نقش منفی در تولید بازی می کنند. یعنی بهره بالای آنها، باعث گران شدن هزینه تولید می شود. کارگاههای زیر زمینی و خانوادگی هم، عنصر فراموش شده هستند.

New economic formulas

The Islamic Revolution has its own special economy, which is the basis of its thought in the Quran and the traditions of the Imams, which the scholars of today interpret and interpret. Like the book of Imam Khomeini's Islamic government and economist Mohammad Baqer Sadr. This is going on continuously, and it has created the world's largest economy in the line of resistance. Of course, the enemies have not been silent, at first they weaken the underlying surface, and ultimately make it ineffective. And to do this even all the rules of free trade! Or socialist, which Iran's sanctions are exemplary. To know if what is going to happen to Syria today if Iran is not sanctioned. Just a few days away from leaving a little bit of: US troops are past, quickly, all Arab countries have invaded Syria to rebuild and close commercial contracts! Syria may not seem to have the money, but resistance to America has given them the power of a resilient economy, and, despite some funding, has been the lead in economic cooperation. It's just like this: two people go to a girl's suit, one old and one young, and another: young and poor. Naturally, the girl chooses the young poor. Because he says he is young and has a future. The world, instead of investing in: US stock exchanges or European exchanges, prefers to cooperate with the Islamic Revolution of Iran, and the line of resistance. That is why Iran's decision is a global decision. Of course, economists who have been brainwashed by the United States are not aware of this. Instead of treating the Iranian economy as an independent and uplifting person, it is rejected by the American economy alphabet! For example, in 40 years, Iran has always been in high prices. Instead of accepting it as a fact, they constantly speak of price stability! First, there is no price stability in the economy! And the law of supply and demand is violated. It's not clear which religion they are. Because the population is growing, and resources (such as land) are constant and limited. Naturally, prices are rising due to higher demand. Secondly, with the growth of prices, capital goods are a substitute for consumer goods. That is, due to rising prices for gold or oil, the price of all commodities will also increase. The purchasing power of individuals decreases, and as a result, their savings or investment becomes greater. Anyone who has a home or car may not be able to make meat, but his home has multiplied by price. Therefore, the consumption of meat or other food is reduced, instead of the house price rises. The gains from price increases are passed on to capital goods. While the price stability keeps the market stagnating, because the producer does not produce goods that can not be sold further! And if it sells, all transactions must be made with a zero or negative profit. But as the prices rise, the production wheel is used, and employment rises, and the market thrives! Hence, direct relation between employment and inflation is defined. In addition, in the Iranian economy (the Islamic Revolution), there are new institutions that are not visible: Family funds have a big role in: financing and capital financing, while banks play a negative role in game production. They do. That is, their high interest rates will increase the cost of production. Underground and family workshops are also a forgotten element.

صيغ اقتصادية جديدة

للثورة الإسلامية اقتصادها الخاص ، والذي هو أساس فكرها في القرآن وتقاليد الأئمة ، وهو ما يفسره علماء اليوم ويفسرونه. مثل كتاب الإمام والخميني للحكومة الإسلامية وخبير الاقتصاد محمد باقر الصدر. هذا مستمر باستمرار ، وقد خلق أكبر اقتصاد في العالم في خط المقاومة. بالطبع ، لم يكن الأعداء صامتين ، في البداية يضعفون السطح الأساسي ، ويجعلونه غير فعال في نهاية المطاف. وللقيام بذلك حتى كل قواعد التجارة الحرة! أو الاشتراكية ، التي تعتبر العقوبات الإيرانية مثالية. لمعرفة ما إذا كان ما سيحدث لسوريا اليوم إذا لم يتم فرض عقوبات على إيران. على بعد بضعة أيام من ترك القليل: القوات الأمريكية تخطت ، بسرعة ، غزت جميع الدول العربية سوريا لإعادة بناء وإغلاق العقود التجارية! قد لا يبدو أن سوريا تملك المال ، لكن المقاومة لأميركا أعطتها قوة الاقتصاد المرن ، وعلى الرغم من بعض التمويل ، كانت تقود التعاون الاقتصادي. إنه مثل هذا: شخصان يذهبان لبدلة الفتاة ، واحدة قديمة وشابة ، وآخر: شاب وفقير. وبطبيعة الحال ، تختار الفتاة الشباب الفقراء. لأنه يقول إنه شاب ولديه مستقبل. العالم ، بدلاً من الاستثمار في: أسواق الأوراق المالية الأمريكية أو البورصات الأوروبية ، يفضل التعاون مع الثورة الإسلامية في إيران ، وخط المقاومة. هذا هو السبب في قرار إيران هو قرار عالمي. بالطبع ، لا يدرك الاقتصاديون الذين تم غسل دماغهم من قبل الولايات المتحدة ذلك. بدلاً من التعامل مع الاقتصاد الإيراني كشخص مستقل ورفع ، يتم رفضه من قبل الأبجدية الاقتصادية الأمريكية! على سبيل المثال ، خلال 40 عامًا ، كانت إيران دائمًا في ارتفاع الأسعار. بدلاً من قبولها كحقيقة ، يتحدثون باستمرار عن استقرار الأسعار! أولاً ، لا يوجد استقرار في الأسعار في الاقتصاد! وينتهك قانون العرض والطلب. ليس من الواضح أي دين هم. لأن السكان ينمون ، والموارد (مثل الأرض) ثابتة ومحدودة. بطبيعة الحال ، ترتفع الأسعار بسبب ارتفاع الطلب. ثانيا ، مع نمو الأسعار ، تعتبر السلع الرأسمالية بديلاً للسلع الاستهلاكية. أي أنه بسبب ارتفاع أسعار الذهب أو النفط ، سيزداد سعر جميع السلع أيضًا. تقل القدرة الشرائية للأفراد ، ونتيجة لذلك ، تصبح مدخراتهم أو استثماراتهم أكبر. قد لا يتمكن أي شخص لديه منزل أو سيارة من صناعة اللحوم ، ولكن منزله قد تضاعف بالسعر. لذلك ، يتم تقليل استهلاك اللحوم أو غيرها من المواد الغذائية ، بدلا من ارتفاع أسعار المنازل. يتم تمرير المكاسب الناتجة عن ارتفاع الأسعار إلى السلع الرأسمالية. في حين أن استقرار الأسعار يبقي السوق راكدا ، لأن المنتج لا ينتج سلعا لا يمكن بيعها أكثر! وإذا بيعت ، يجب أن تتم جميع المعاملات مع ربح صفري أو سلبي. ولكن مع ارتفاع الأسعار ، يتم استخدام عجلة الإنتاج ، وترتفع العمالة ، ويزدهر السوق! وبالتالي ، يتم تعريف العلاقة المباشرة بين العمالة والتضخم. بالإضافة إلى ذلك ، في الاقتصاد الإيراني (الثورة الإسلامية) ، هناك مؤسسات جديدة غير مرئية: صناديق الأسرة لها دور كبير في: التمويل وتمويل رأس المال ، في حين تلعب البنوك دورًا سلبيًا في إنتاج الألعاب. يفعلون. أي أن أسعار الفائدة المرتفعة سوف تزيد من تكلفة الإنتاج. ورش العمل تحت الأرض والعائلة هي أيضًا عنصر منسي.

Yeni iqtisadi formullar

İslam inqilabı öz xüsusi iqtisadiyyata malikdir. Bu, Quranda öz düşüncəsinin əsasını təşkil edir və bu gün alimlər şərh edən və təfsir edən İmamların ənənələridir. İmam Xomeyninin İslam hökumətinin kitabı və iqtisadçı Məhəmməd Baqer Sadr kimi. Bu daim davam edir və müqavimət xəttində dünyanın ən böyük iqtisadiyyatını yaratdı. Əlbəttə, düşmənlər səssiz deyildilər, ilk növbədə yerüstü səthi zəiflədilər və nəticə etibarilə təsirsiz hala gətirdilər. Bunu da bütün azad ticarət qaydalarına uyğunlaşdırmaq üçün! Və ya İranın sanksiyaları nümunə verən sosialist. İrana sanksiya verilməsə, bu gün Suriyaya nə baş verəcəyini bilmək. Bir neçə gündən az bir müddət ayrıldıqdan sonra: ABŞ əsgərləri keçmişdir, tez bir zamanda bütün ərəb ölkələri Suriyanı işə salmaq və ticarət müqavilələrini bağlamaq üçün işğal etdilər! Suriyadakı pullar görünə bilməz, amma Amerikaya müqavimət onlara möhkəm iqtisadiyyatın gücünü verdi və bəzi maliyyə vəsaitlərinə baxmayaraq, iqtisadi əməkdaşlıqda irəliləyiş oldu. Budur, belədir: iki nəfər qızın kostyumuna, bir yaşlı və bir gəncə, digəri isə gənc və kasıbdır. Təbii ki, qız gənc yoxsul seçir. Çünki o, gəncdir və gələcəyi var. Dünya, investisiyaların yerinə: ABŞ fond birjaları və ya Avropa birjaları, İran İslam İnqilabı və müqavimət xətti ilə əməkdaşlıq etməyi üstün edir. İranın qərarı qlobal bir qərardır. Əlbəttə ki, Amerika Birləşmiş Ştatlarının beynindən yuyulan iqtisadçılar bunu bilmirlər. İran iqtisadiyyatını müstəqil və canlandırıcı bir şəxs kimi qiymətləndirmək əvəzinə, bu, Amerika iqtisadiyyatının əlifbası tərəfindən rədd edilir! Məsələn, 40 ildir ki, İran həmişə yüksək qiymətlərlə olmuşdur. Bunu bir faktı qəbul etmək əvəzinə onlar daim qiymət sabitliyindən danışırlar! Birincisi, iqtisadiyyatda qiymət sabitliyi yoxdur! Və təklif və tələb qanunu pozulur. Hansı dinin olduğu aydın deyil. Əhalisi artmaqdadır və resurslar (torpaq kimi) daimi və məhduddur. Təbii ki, yüksək tələbatdan ötəri qiymətlər artmaqdadır. İkincisi, qiymətlərin artması ilə kapital malları istehlak mallarının əvəzedilməzdir. Yəni qızıl və ya neft qiymətlərinin artması səbəbiylə bütün əmtəələrin qiyməti də artacaq. Bireylerin satın alma gücü azalır və nəticədə onların qənaət və ya investisiya daha çox olur. Ev və ya avtomobil sahibi hər kəs ət edə bilməyəcək, ancaq ev qiymətə çoxaldı. Buna görə, ev qiymətinin artması əvəzinə ət və ya digər qida istehlakı azalır. Qiymət artımından əldə olunan gəlirlər kapitala verilir. Qiymət sabitliyi bazarın durğunluğunu saxlayır, çünki istehsalçı daha çox satıla bilən mal istehsal etmir! Və satırsa, bütün əməliyyatlar sıfır və ya mənfi mənfəətlə aparılmalıdır. Lakin qiymətlər artdıqca, istehsal təkəri istifadə olunur, məşğulluq artır və bazar böyüyür! Beləliklə, məşğulluq və inflyasiya arasında birbaşa əlaqə qurulur. Bundan əlavə, İran iqtisadiyyatında (İslam inqilabı) görünməyən yeni qurumlar var: Ailə fondları maliyyələşdirmə və kapital maliyyələşməsində böyük rol oynayır, banklar oyun istehsalında mənfi rol oynayırlar. Onlar bunu edirlər. Yəni onların yüksək faiz dərəcələri istehsal xərclərini artıracaq. Yeraltı və ailə atelyesləri də unutulmuş bir elementdir.


برچسب‌ها: فرمول های جدید اقتصادی,