X
تبلیغات
زیارت رایگان حق ماست
صفحه اول تماس با ما RSS
زیارت رایگان حق ماست
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود

بوستان زوج های جوان

در تهران بوستان های زیادی ایجاد شده، تا جاییکه میتوان گفت حاکمیت درخت! بر انسان محقق شده و: قطع یک درخت برابر قتل نفس محاسبه می شود. شهرداری تهران و سایر کلانشهر ها هم ، برای اینکه اسم کم نیاورند، اسامی زیادی را اختراع کرده اند: مثلا بوستان بانوان، بوستان مادران و.. حالا ماهیت بوستان ها، با اسم آنها چقدر نسبت دارد معلوم نیست. همانطور که در فرهنگسرا ها هم، این موضوع کاملا دقیق نیست: مثلا فرهنگسرای رسانه داریم، تا فرهنگسرای قران! ولی در آنها کلاس خیاطی و گلسازی رونق بیشتری دارد. با این حال خالی از لطف نیست که بگوییم: جای فرهنگسرای زوج های جوان، یا بوستان زوج های جوان خالی است. مسئله جوان مخصوصا در اشتغال و ازدواج، برای نظام یا برای مردم درست توجیه نشده است. اگر جلوی ارتباط نامناسب را می گیرند، باید راه ارتباط صحیح را نشان دهند و حمایت کنند. دختران و پسرانی که می خواهند ازدواج کنند، باید جایی همدیگر را ببینند و با هم صحبت کنند، این جا فقط روز بله برون، با دو دقیقه سکوت کافی نیست. لذا اغلب آنها به کافی شاپ ها پناه می برند، مسئولین کافی شاپ هم فکر می کنند: این دختر و پسر که قصد ازدواج دارند، حتما گنج پیدا کرده اند که: جرات این کار را دارند. لذا قیمت های بالا و زمان های کم را، به آنها پیشنهاد می دهند. در حالیکه اگر بوستان یا فرهنگسرایی باشد، بدون هزینه یا باهزینه های خیلی کم، میتوان آنها را به هم نزدیک کرد. اگر کنترل این امر مشکل است، میشود در مورد کسانی که نامزد هستند، این کار را انجام داد. یعنی محل گفتگو و تبادل نظر: بدون هزینه یا هزینه های کم، برای آنها فراهم نمود. این امر در ظاهر ساده است، ولی در عمل ضریب بالایی برای: اطمینان بخشی و سرعت در امر ازدواج جوانان دارد.  زیرا هدف اولیه هر دختر یا پسر، در موضوع ازدواج، ایجاد هویت مستقل برای خود است. دختری که می خواهد به خانه شوهر برود، بسیاری از قید های خانه پدری را قبول ندارد، و نمی خواهد در منزل جدید هم با آنها روبرو شود. پسر هم همینطور. لذا وجود بوستان های گفتگوی: نوجوانان و جوانان، با ایجاد این زمینه به سرعت اعتماد: به ازدواج را بالا می برد. مسئولین هم نگران کار های غیر اخلاقی یا سوء استفاده ها نباشند. زیرا جوانها خودشان میدانند: چطوری از خود محافظت کنند و: خود را به بهای ارزان به دستفروشان نفروشند. از سوی دیگر اگر روابط نامکتوب هم ایجاد شد، برای ازدواج آسان راه بسیار مناسبی است. یعنی مسئولین میتوانند با دیدن دختر و پسری که: با هم نامزد رسمی نیستند، آنها را به دفتر خانه ها هدایت کنند، و رسمی نمایند. این کار ثواب زیادی دارد: زیرا وقتی دختر و پسری به هم علاقمند هستند و: تا پای خطر با هم میروند، شایسته تقدیر هستند تا: برای همیشه با هم باشند. دراین موارد به دلیل نداشتن تعریف مشخص از: روابط دختر و پسر، معمولا پدر و مادر ها زور می گویند، و این زور فقط با زور قانون بر طرف می شود. یعنی وقتی دختر و پسری که به هم علاقه دارند، ولی به علت موانع فرهنگی یا اقتصادی، نمی توانند ازدواج رسمی بکنند: کافی است یک قدم تا این بوستان ها بیایند! در اینجا به حکم قاضی به دفتر خانه، برای ثبت ازدواج معرفی شوند.لذا دیگر مشکلات هزینه های بالای ازدواج، یا زور گویی های پدر و مادر ها، یا نداشتن شاهد و معرفین و یا ازدواج سفید! از بین می رود و دو جوان علاقمند قلبی و رسمی، زندگی جدیدی را شروع خواهند کرد. به دلیل عدم توجه مسئولین به این امر، ازدواج های سفید یا نامکتوب رونق پیدا کرده، خود ارضایی 12میلیون نفر هم، جای ازدواج را گرفته است.  

Making the park for young couples

In Tehran, a lot of groves have been created, so far as tree rule is concerned! It is man-made: Cutting a tree is calculated against the murder of the soul. The municipality of Tehran and other metropolitan cities have invented many names for not naming: for example, women's booths, mothers' parks, etc. Now the nature of the gardens, how they relate to their name, is unclear. As is the case with cultural colleges, this is not entirely accurate: for example, we have a media classroom, up to the Quran's culture! But in them the sewing and flowering classes are booming. However, it is not a good idea to say that the place of the young couples 'cultures, or the young boys' couples are empty. The issue of young people, especially in employment and marriage, is not justified for the system or for the people. If they get inappropriate communication, they must show and support the correct communication path. Girls and boys who want to get married should see each other and talk to each other, this is just the day, yes, it's not enough for two minutes of silence. So often they go to coffee shops, coffee shop officials also think: The girl and the boy who are going to get married must have been treasured: they dare to do it. So they offer high prices and low prices. If, for example, it is a bustan or cultural center, they can be brought together without cost or with very little cost. If control of this is difficult, it will do so for those who are nominated. That is, the place for discussion and discussion: without cost or low fees. This is seemingly simple, but in practice it has a high coefficient for: the confidence and speed of the marriage of young people. Because the primary goal of any girl or boy in the subject of marriage is to create an independent identity for themselves. A girl who wants to go to her husband's home does not accept many of the hardships of the father's house, and does not want to be in the new home. Sons, too. Therefore, the existence of conversation booths: teens and young people, by creating this field quickly trust: to raise marriage. Officials are not worried about abusive or abusive practices. Because young people know for themselves: how to protect themselves and not sell themselves at a cheap price. On the other hand, if there is an unformed relationship, it is a very good way to marry. That is, officials can see the girl and the boy who: they are not officially nominated, direct them to the office of the houses, and officialize them. It has a great reward: because when a girl and a boy are interested in one another: they go to risk, they deserve to be: forever. In these cases, because of the lack of a definite definition of: the relationship between the girl and the boy, usually the parents are forced, and this force is only enforced by the law. That is, when a girl and a boy who are interested in each other, but because of cultural or economic barriers, can not make a formal marriage: it is enough to step down to these gardens! Here are judges to the home office to register for marriage. Therefore, there are other problems with high marriage costs, or parents' grievances, or the absence of witnesses or marriages! The two young and heartfelt young people will start a new life. Due to lack of attention from authorities to this, white marriages or unnamed boys have grown up, and 12 million have become married.

بناء حديقة للأزواج الشابة

تم إنشاء طهران في حدائق كبيرة، حيث يمكن القول أن حكم شجرة! الرجل المنفذه يقطعون شجرة يقصد بها القتل غير العمد. ابتكر طهران وغيرها من بلدية العاصمة أيضا، لأنه على الأقل أنهم لا يذكرون اسماء كثيرة:. على سبيل المثال، حديقة والنساء والأمهات والحدائق الآن طبيعة الحدائق، مع اسم غير معروف كم. كمركز ثقافي أيضا، وهذا ليس صحيحا تماما: على سبيل المثال، لدينا المركز الثقافي وسائل الإعلام، والمركز الثقافي القرآن! ولكن في الدرجة الخياطة ويساعدهم أكثر ازدهارا. ومع ذلك، ليس غير سارة على أقل أكاديمية عروسين، أو الأزواج بارك فارغ. خصوصا في توظيف الشباب والزواج، للدولة أو للأشخاص فقط وليس له ما يبرره. إذا كانت العلاقة غير لائقة، يجب أن تظهر للاتصال الصحيح والدعم. الفتيات والفتيان الذين يرغبون في الزواج يجب أن تفي بعضها البعض في مكان والحديث، وهنا يوم واحد فقط نعم، مع دقيقتين من الصمت ليس كافيا. لذلك غالبا ما اللجوء إلى المقاهي، ويعتقد المسؤولون المقاهي أيضا أن الفتيان والفتيات الذين يرغبون في الزواج، كنت قد وجدت الكنز: الشجاعة للقيام بذلك. لذلك، وارتفاع الأسعار والأوقات منخفضة، وأنها تشير. ومع ذلك، إذا الحديقة أو ثقافية، دون تكلفة أو بتكلفة منخفضة جدا، فإنها يمكن أن تكون أقرب معا. إذا كان من الصعب السيطرة عليها، كما هو الحال بالنسبة لأولئك الذين يتم ترشيحهم، فعلت. موقع الحوار: أي تكلفة أو منخفضة التكلفة، لتنفيذ. هذا يبدو بسيطا، ولكن في الواقع عاملا عالية: الموثوقية والسرعة في الزواج. لأن الهدف الأساسي لأي فتاة أو فتى، في موضوع الزواج، وإنشاء هوية مستقلة لنفسه. الفتاة التي يريد ترك بيت زوجها، وكثير من أغلال من الآباء والأمهات لا يقبل، ولن يواجه منزل جديد. نجل جدا. لذلك الحوار الحدائق: المراهقين والشباب، مع إنشاء هذا المجال هو الثقة لرفع زواجنا. قلقون غير أخلاقية أو انتهاكات لا تعمل المسؤولين. لأنهم يعرفون الشباب: كيفية حماية أنفسهم وأنفسهم لبيع بثمن بخس للبائعين. من ناحية أخرى، إذا تم تعيين علاقات غير مكتوبة تصل، طريقة سهلة ليتزوج مريحة للغاية. يمكن للسلطات رؤية فتاة وفتى، وهذا ليس مرشحا رسميا، قادهم إلى وزارة الداخلية، وليس المسؤول. هذا هو أجر عظيم: لأنه عندما صبي وفتاة على حد سواء المهتمين وذلك من مخاطر يسيران جنبا إلى جنب، هي الثناء: أن تكون دائما معا. في هذه الحالات، وعدم وجود تعريف قانوني واضح للعلاقات الذكور والإناث، وغالبا ما تجبر يقول الآباء، وستحل هذه القوة إلا من خلال قوة القانون. عندما صبي وفتاة الذين هم مهتمون أيضا، ولكن نظرا لعقبات ثقافية أو اقتصادية، والزواج لا يمكن القيام به: مجرد خطوة واحدة إلى الحدائق تأتي! هنا القاضي إلى وزارة الداخلية لتسجيل الزواج لإدخالها. ارتفاع تكلفة مشاكل الزواج، أو إكراه الوالدين، أو عدم وجود شهود والمراجع أو الزواج الأبيض! يختفي واثنين من الشباب من القلب وحياة جديدة ستبدأ. بسبب عدم الاهتمام الرسمي بها، والزواج أو غير مكتوب الأبيض المزدهر، والاستمناء الذاتي 12 مليون نسمة، وقد اتخذت الزواج المكان.

gənc cütlər üçün park tikintisi

Tehran bu ağac idarə etmək demək olar böyük bağları ildə yaradılmışdır! man həyata: adam öldürmə hesablanmış bir ağac kəsmək. Tehran və həmçinin digər böyük şəhər bələdiyyəsi, ən azı onlar adları deyil, çünki çox icad. Instansiya, park, qadın, ana və bağların bağlar İndi təbiəti, onların adı nə qədər məlum deyil ilə. eləcə də mədəniyyət mərkəzi kimi, bu olduqca doğru deyil: məsələn, biz media Mədəniyyət Mərkəzi, Mədəniyyət Mərkəzi Quran var! Amma tikiş sinif daha firavan kömək edir. Lakin xoşagəlməz deyil newlyweds Akademiyası demək, və ya cüt Park boş edir. Xüsusilə gənclərin məşğulluq və evlilik dövlət və ya insanlar üçün yalnız haqlı deyil. uyğun olmayan əlaqələr, onlar doğru keçid və dəstək göstərmək lazımdır. haradasa bir-birinə cavab və danışmaq lazımdır evlənmək istəyən qızlar və oğlanlar, burada hörmət duruşunda iki dəqiqə, bir gün Bəli var kifayət deyil. Belə ki, tez-tez qəhvə mağazalar sığınmaq, kafe rəsmiləri də oğlan və evlənmək istəyən qızlar, siz xəzinə tapmışdır hesab edirəm ki: cəsarət bunu. Buna görə də, yüksək qiymətlər və aşağı dəfə, onlar gəlir. Lakin, əgər dəyəri və ya çox aşağı dəyəri olmadan park və ya mədəni, onlar birlikdə yaxın ola bilər. Bu namizəd olanların olduğu kimi, nəzarət etmək çətin olduqda, bunu. dialoq yeri: heç bir dəyəri və ya aşağı qiyməti, yerinə yetirmək üçün. Bu zahirən sadə, lakin praktikada yüksək amil: evlilik etibarlılıq və sürətli. nikah mövzu özü üçün müstəqil şəxsiyyət yaradılması haqqında hər hansı bir qız və ya oğlan, əsas məqsədi, çünki. ərinin evi tərk etmək istəyən bir qız, valideynlər qandal çox qəbul etmir, və yeni bir ev baxan olmaz. Son çox. Buna görə də bağları dialoq: bu sahənin yaradılması ilə yeniyetmə və gənc böyüklər, bizim evlilik qaldırmaq etimad edir. Səlahiyyətlilər iş deyil qeyri-etik və ya sui-istifadə narahat edir. Onlar gənc insanlar bilir, çünki necə özlərini qorumaq üçün və özləri satıcılar ucuz satmaq. yazılmamış münasibətlər qurmaq əgər digər tərəfdən, evlənmək üçün asan bir yoldur çox rahatdır. hakimiyyət ki, rəsmi namizəd deyil, qız və oğlan görmək ev ofis üçün onlara rəhbərlik və rəsmi bilməz. Bu, böyük mükafat: bir oğlan və qız belə risk birlikdə getmək, həm də maraqlı və zaman, təqdirəlayiq, çünki həmişə birlikdə olmaq. Zaman lakin mədəni və iqtisadi maneələr bir oğlan və həmçinin maraqlı qız, evlilik edə bilməz: yalnız bağları bir addım gəlib! Burada nikah qeydiyyatı üçün ev ofis hakim təqdim olunacaq. evlilik problemləri yüksək dəyəri, və ya valideynlərin məcbur, və ya şahidlərin və arayışlar və ya ağ evlilik olmaması! Yox və ürək və yeni həyat iki gəncin başlayacaq. Çünki rəsmi buna diqqət, evlilik və ya yazılmamış canlanmasının ağ, 12 milyon özünü masturbasya olmaması, nikah keçirildi.

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۴/۱۳۹۶ - ۲۰:۴۰ نظر(0)

خمیر بازی ای: بنام آمار!

در ایام دور برای سرگرم کردن کودکان ، مادران از خمیر نان استفاده می کردند، بعد هم خمیر نان را می خوردند و: به کودک لبخند می زدند. اما نمی دانستند که کودک در عالم خیال، به این خمیر دلبسته می شود، و از اینکه مادر آن را در یک لحظه نابود می کند، حس بدی پیدا می کردند. بعد ها برای اینکه خوراکی نباشد! خمیر بازی صنعتی درست کردند، همه اینها براساس روانشناسی کودک بوده و هست، محاسبات دقیقی بر روی دوام و رنگ و: قدرت انعطاف پذیری آن صورت می گیرد، اما سازندگان نمی دانند که: خمیر بازی را بزرگ تر ها انتخاب می کنند! تا هروقت دلشان خواست آن را قایم کنند، گروکشی کنند و نهایتا جلو چشم کودک، شکل آن را به هم زده در زباله بریزند، بعد هم قهرمانانه، به روی کودک خود لبخند بزنند! حالا آمار های رسمی و غیر رسمی هم، همین حالت را پیدا کرده اند. پرفسور های ریاضی مانند میرزاخانی ها، در انجمن های ریاضی جهانی و محلی، جمع می شوند و رساله می نویسند و تحقیق می کنند: تا فرمول هایی کشف کنند که آمارها را، به واقعیت نزدیک کنند و اعتماد مردم را به آن افزایش دهند. اما مادر این مردم! یا کسی که خود را مادر میداند، دائما آن را تغییر می دهد! و آخر سر هم بر روی مردم، لبخند فاتحانه می زند. مثلا شما در هیچ کجای تاریخ و اقتصاد سراغ ندارید که: رشد منفی 6درصد، در عرض یکسال به رشد مثبت 8درصد یا 12درصد برسد، ولی در ایران شد و دیدیم که شدنی است. ایضا تورم از نرخ 46درصد در همین مدت به 9درصد رسید. یا اقتصاد فلاکت زده، ناگهان به اقتصاد قابل رقابت در جهان تبدیل شد. البته ما ادعا نمی کنیم که معجزه ای شده، یا دروغ پردازی در حال انجام است، بلکه می گوییم یک جای کار ایراد دارد.  این امر به دلیل ماهیت سیال و: لیز بودن آمار است: درست مثل خمیر بازی! که به هر شکلی میتوان در اورد. این هم مخصوص ایران، یا یک جناح خاص نیست. کار تحلیلگران بزرگ جهانی است که: دنیا را بازی می دهند، چه رسد به این جناح یا آن جناح، این حزب یا آن حزب. مثلا می گویند عربستان دارای 8درصد رشد است، ترکیه دارای 9درصد! ولی ایران رشد منفی دارد. اما هیچکس نمی داند که این آمار را، در یک جلسه مشروب خوری، همان تحلیل گران بخورد مردم می دهند! حالا ممکن است گلوپ باشد یا چیز دیگر. چطور ممکن است ایران بالاترین: معادن نفت و گاز و مواد کانی فلزی، بهترین منابع انسانی را در اختیار داشته ، دارای صنایع مادر و قدیمی باشد، ولی رشد اقتصادی آن از عربستان که نه: صنعت دارد و نه نیروی انسانی کار آمد، کمتر باشد؟ ممکن است بگویید ممکن است: از سوء مدیریت باشد! بله آنها هم همین را می گویند! زیرا از زمانی که انقلاب اسلامی، در ایران پیروز شده، دنبال همین هستند که بگویند: اسلام نمی تواند جامعه را اداره کند! و باید همان آمریکایی ها یا آمریکا زاده ها! دوباره بیایند و این را ادامه بدهند. و این را با دستکاری در آمار انجام می دهند، تا خود ما بگوییم! منظور آنها هم، مدیریت اجرایی یا میانی نیست! زیرا همه دست پرورده خودشان هستند، بلکه مدیریت عالی ایران را نشان می دهند. ببینید: در همه آمار های بد، ایران اول است! و در همه آمار های خوب، آخر! کجای این امر علمی است؟ در حالیکه در آمار مصرفی، مثل آب  وبرق ، ایران 4 برابر دنیا است! ولی در تولید همان در رتبه های آخر، یعنی ایرانیها، باد هوا را برق می کنند؟ یا از خارج وارد می کنند؟ در حالیکه آمار ها نشان می دهد: هر ایرانی 4عدد گوشی و 2عدد کامپیوتر دارد،  آیا اینها اینترنت مصرف نمی کنند که نفوذ اینترنت ایران را آخر رتبه نشان می دهند؟

Game Dough: Name Stats!

In the distant days to entertain children, mothers used bread pastry, then ate bread and: smiled at the baby. But they did not know that the child in the world of imagination became attached to this paste, and felt that the mother was destroying it at one moment. Later, not to eat! The dough has made the game industry, all of which is based on the child's psychology, accurate calculations of durability and color, and the flexibility of it, but the builders do not know that: Pick up the game's makeup bigger! Every time they wanted to hide it, lock it up and eventually shove it into the rubbish of the child's eyes, then heroically, smile on your child! Now, official and unofficial statistics have found the same. Maths professors like Mirzakhani gather in global and local maths and write dissertations and research: to find formulas that bring statistics closer to reality and increase people's confidence in it. But the mother of these people! Or someone who knows the mother is constantly changing it! And last but not least, people smile victorious. For example, you do not know anywhere in history and economics that: a negative growth of 6%, a positive growth of 8% or 12% within one year, but in Iran and we saw that it is possible. Inflation dropped to 46% from 9% in the same period. Or the miserable economy suddenly became a competitive economy in the world. Of course, we do not claim that there is a miracle, or lies are being done, but we say that there is a problem. This is due to the nature of the fluid of the statistics: just like the dough game! Which can be used in any way. This is not specific either for Iran or for a particular faction. It is the work of the world's major analysts: they play the world, let alone the faction or that faction, this party or that party. For example, say Saudi Arabia has a growth of 8%, Turkey has 9%! But Iran has a negative growth. But nobody knows that they will give analysts the same statistics at a drinking meeting! Now it may be a blast or something else. How can Iran be the highest? Oil and gas minerals and metallic minerals have the best human resources, have a maternal and old industry, but its economic growth is lower than Saudi Arabia, which is neither industry nor the workforce. ? You might say: maybe malicious! Yes, they say that too! Because since the Islamic Revolution, in Iran, they have succeeded in saying that Islam cannot govern the society! And they must be the same Americans or Americans! Come back and continue. And doing this by manipulating the statistics, to tell ourselves! They do not mean either executive or intermediate management! Because they are all self-employed, they show the great leadership of Iran. See: In all bad statistics, Iran is the first! And in all good statistics, the last! Where is this science? While in consumption statistics, such as water and water, Iran is 4 times the world! But in the production of the same in the last ranks, the Iranians, the wind blows the air? Or from abroad? While statistics show that every Iranian has four phones and two computers, do they not use the Internet: which shows Iran's Internet penetration?

 

بلي-دو: اسم الإحصاءات!

في أيام العطلة للترفيه عن الأطفال والأمهات من الخبز العجين المستخدمة، ثم أكل الخبز العجين وللأطفال يبتسمون. لكنها لا تعرف الطفل في المخيلة الجماعية، العجين يمكن تركيبها، والأم يمكن أن تدمر في لحظة، وأنهم يشعرون سيئة. بجانب ذلك هو غير الصالحة للأكل! كلما أرادوا إخفاء ذلك، وقفل، وأخيرا أمام الأطفال، كما أنه أثار في مقلب للقمامة، وابتسامة ثم البطولية على طفلك! الآن كل من الإحصاءات الرسمية وغير الرسمية، وجدت نفسها. لكن والدة الناس! أو شخص يعرف أمك، إنها دائما التغييرات! وأخيرا الشعب، يبتسم يقرع منتصرا. على سبيل المثال، لا تذهب إلى أي مكان في التاريخ والاقتصاد: نمو سلبي بنسبة 6٪ خلال عام واحد إلى نمو إيجابي بنسبة 8 في المائة أو 12 في المائة، ولكن في إيران، وشهدنا ما هو ممكن. معدل التضخم كما سبق من 46 في المئة خلال الفترة نفسها إلى 9 في المئة. أو الاقتصاد التي تعاني من الفقر أصبح فجأة تنافسية اقتصاديا في العالم. بالطبع، نحن لا ندعي أن معجزة، أو الكذب في التقدم، لكننا نقول أن هناك خطأ ما. ويرجع ذلك إلى طبيعة السائل هذا: تحلل للإحصاء هو تماما مثل اللعب دوه! التي لا يمكن أن تتحقق في أي شكل من الأشكال. حان الوقت لإيران، أو لفصيل معين. محللون العمل هو للعالم أن عالم اللعبة، ناهيك عن هذا الفصيل أو ذاك الفصيل من هذا الطرف أو ذاك الحزب. على سبيل المثال، تقول ان السعودية لديها نمو بنسبة 8 في المئة، تركيا 9٪! لكن إيران لديها نمو سلبي. ولكن لا أحد يعرف الإحصائيات، في جلسة شراب، والمحللين لا يأكل الناس! الآن فمن الممكن غالوب، أو أي شيء آخر. كيف يمكن إيران من الأعلى: التعدين والنفط والغاز والمواد المعدنية، وأفضل الموارد البشرية المتوفرة لديها، والصناعات والكبار، ولكن النمو الاقتصادي في المملكة العربية السعودية أنه لا صناعة، ولا عمل تتسم بالكفاءة، أقل ؟ هل يمكن القول أنه من الممكن: سوء الإدارة هو! نعم، يقولون نفس الشيء! منذ قيام الثورة الإسلامية، وقد فاز إيران، لأولئك الذين يقولون إن الاسلام لا يمكن التعامل مع المجتمع! ويتعين على الأمريكيين أو أمريكا يولدون! يأتي مرة أخرى، وهذا سيستمر. وعن طريق التلاعب في الإحصاءات لا أقول ذلك لأنفسنا! بالنسبة لهم، ليس هناك إدارة أو التنفيذية! لجميع ربيبا، ولكن الإدارة العليا للمعرض. انظر جميع الإحصاءات سيئة، إيران هي الأولى! وفي جميع الإحصاءات الجيدة، ونهاية! هذا هو المكان العلم؟ في حين إحصاءات الاستهلاك، مثل المياه والكهرباء، وايران هي أربعة أضعاف العالم! ولكن في الإنتاج النهائي من نفس الدرجة، والإيرانيين، والكهرباء في الهواء؟ أو يتم استيرادها من الخارج؟ في حين تشير إحصاءات أي رقم هاتف والإيرانية 4: 2 أجهزة الكمبيوتر، لا تستخدم هذه الإنترنت: معدل انتشار الإنترنت في إيران المعرض الماضي؟

Play-DOH: statistika adı!

gün off uşaqlar əyləndirmək üçün istifadə çörək xəmir analar, onda çörək xəmir yedim və uşaqlar təbəssüm. ki, Next yeməli deyil! Field idi və uzunömürlülük, rəng, gücü bu yer tutur rahatlıq uşaq psixologiyası, dəqiq hesablamalar əsaslanır ki, bütün idi DOH-pulsuz, lakin qurucuları onlar modelləşdirmə genişləndirmək üçün seçilmiş ki, bilmirdim! onlar, kilidi, və nəhayət uşaqlar qarşısında gizlətmək istədiyiniz zaman, bu zibil dump hərəkətə kimi, uşaq sonra qəhrəmanlıq təbəssüm! İndi rəsmi və qeyri-rəsmi statistika, eyni tapmışdır. Lakin insanların ana! Və ya ana bilən kimsə, həmişə dəyişir! Və nəhayət insanlar zəfər knocks smiling. 9 faizə eyni dövrünə görə yüzdə 46 Ditto inflyasiya. Və ya yoxsul iqtisadiyyatı birdən dünyada iqtisadi rəqabət oldu. Əlbəttə ki, biz ki, möcüzə iddia və ya davam yalançı, lakin biz bir şey yanlış demək deyil. Bu maye xarakteri ilə bağlıdır: Statistika lizisi yalnız Play-DOH kimi deyil! Bu hər hansı bir formada cəlb edilə bilər. Bu İran üçün, və ya müəyyən bir dəstə üçün vaxt var. Biznes analitiklər oyun dünya, tək bu dəstə və ya bu partiyanın və ya partiya olduğunu dəstə imkan dünya. Məsələn, Türkiyə 9% var, Səudiyyə Ərəbistanı yüzdə 8 artım var demək! Amma İran mənfi artım var. analitiklər insanların yemək yoxdur Amma heç bir, içməli sessiya statistika, bilir! İndi mümkün Gallup, və ya başqa bir şey deyil. Necə ola bilər İran Ali: dağ-mədən, neft-qaz və metal materialları, onun ən yaxşı insan resursları, sənaye və köhnə, lakin nə sənaye ki, Səudiyyə Ərəbistanı iqtisadi artım, nə də səmərəli əmək az ? təsərrüfatsızlıq: Siz mümkün demək bilər! Bəli, onlar eyni şeyi demək! İslam İnqilabından sonra İran İslam icma idarə edə bilməz demək olanlar üçün, qazandı! Və amerikalılar və ya Amerika dünyaya lazımdır! yenə gəl, və bu davam edəcək. Və statistika manipulyasiya özümüz belə deyirsən! Onlar üçün heç bir idarə və ya icra var! bütün protégé, lakin şou top idarə edilməsi üçün. bütün pis statistika bax, İran ilk! Və bütün yaxşı statistika son! Bu harada elm? su və elektrik kimi istehlak statistika, baxmayaraq, İran dörd dəfə dünya! Amma eyni dərəcə final istehsal, İran, hava elektrik? Və ya xaricdən idxal olunur? statistika hər hansı bir telefon nömrəsi və İran 4 təklif baxmayaraq İran son şou Internet penetration dərəcəsi: 2 kompüter, bu Internet istifadə etməyin?

 

 

نبرد در بازار های مالی.

در سامانه زندگی هرکس، مسائل مالی، نوک قله آن است! یعنی شما اگر کار فرهنگی یا اجتماعی و یا حتی: کار های عام المنفعه و خیریه انجام می دهید، به عاقبت آن که: چه مقدار مال یا پول نصیب شما می شود می اندیشید. زیرا با این مال می توانید: برای خود غذا بخرید تا از گرسنگی نمیرید! یا لباس و یا خانه و ماشین.. پس در واقع، همه اهداف زندگی گرچه در ظاهر عنوان نشود، به سوی قله مالی نشانه رفته است. برای همین است که امام جعفر صادق می فرماید: از مال خود محافظت کنید، زیرا آن قوام زندگی شما است. در جامعه نیز همینطور است: ممکن است بگوییم جنگ آینده، جنگ نفت یا آب یا بیوتروریسم است! ولی همه اینها به یک چیز وابسته است: و آن موجودی نقدی خزانه داری هر کشور است. زیرا زمان مبادله کالا به کالا گذشته است، اعتبار فاینانس و بای بک و غیره هم، یک فریب یا دور زدن ملت های عقب مانده است. الان وقتی افغانستان سد بر رودخانه های مشترک بسته، یا ترکیه چنین کاری کرده با چه قدرتی، میتوان جلوی آن را گرفت: و مردم ایران را از بی آبی نجات داد؟ معلوم است که آنها برای دریافت پول نقد، این کار را می کنند. با زبان توصیه و دوستانه، نمیتوان حق خود را گرفت. در همسایگی، جنگ هم مناسب نیست، و راه حل نظامی ندارد. میدان های نفتی و گازی مشترک هم همینطور است، وقتی عراق بزرگترین پالایشگاههایش را، در مرز ایران و در میادین نفتی مشترک برپا کند، تنها راه حل سرمایه گذاری و: یا خرید نقدی است. راه حل دیپلماتیک یا نظامی ندارد! همینطور در مورد قطر و عربستان و : همسایه های دور و نزدیک دیگر.  به همین جهت اگر سازمان یا هرم اجتماعی، و فعالیت های اقتصادی و تولیدی یک کشور را هم، در نظر بگیریم در بالای این هرم موسسات مالی: اعم از پولی و بانکی وجود دارند. امریکا و اسرائیل با شناخت این موضوع، از ابتدای انقلاب اسلامی همین: سرچشمه یا گلوگاه را در دست گرفته اند، که تا کنون توانسته اند در برابر انقلاب اسلامی، زنده بمانند و حتی ضرباتی هم به این انقلاب الهی وارد کنند. نوک بالای این قله همان نرخ ارز: یا اهمیت دادن به کاهش ارزش پول ملی است. وقتیکه رئیس جمهور آمریکا، زمانی هزار تومانی ایران را در دست گرفت، و گفت ارزش هر دلار باید: با این برابری کند، اهمیت موضوع را می دانست! حالا کجاست که ببیند تا: چهار هزار تومان هم رفته است. مرکز این توطئه هم اکثرا، در بازار های مالی همسایگان است، یعنی بنگاههایی در دبی و شارجه و استانبول، ماموریت دارند تا فقط از ایرانی ها دلار مطالبه کنند، ریال را هرچه کمتر خریداری کنند، یا اصلا قبول نکنند. مابه التفاوت این قیمت ها هم، در بودجه سالیانه آمریکا دیده می شود. که بعنوان کمک مالی: برای براندازی جمهوری اسلامی ایران پرداخت می شود. مدتی ایران سعی کرد با پرداخت سوبسید، قیمت ارز را ثابت و بهره را کاهش دهد. ولی حریف غول های غربی و عبری و عربی نشد. بنا بر این، ورود سپاه در عرصه مالی و بانکی، اگر آنها را هم آلوده نکند!برای حفظ انقلاب اسلامی ، میتواند راه حل این مبارزه باشد. سپاه باید افراد یا موسسات فوقرا،  در کشورهای همسایه، بعنوان ضد انقلاب، شناسایی و نابود کند، در داخل هم با ایجاد بانک ارزی و ریالی، هم نرخ ارز را کاهش دهد و هم نرخ بهره و تورم. والا در نبرد نابرابر فعلی،  نرخ ارز هر روز  بالاتر می رود، و ربا خواری افزایش پیدا می کند. سید  احمد حسینی ماهینی کارشناس ارشد مدیریت مالی مدرسه تربیت مدرس .

Battle in the: financial market.

In the system of everyday life, financial issues are the tip of the summit! That is, if you do cultural or social work, or even: doing general and charitable work, then you think about how much money or money you are getting. Because you can buy food for yourself so you do not go hungry! Or clothes or home and car .. So, in fact, all the goals of life, although not appearing, appear to be heading towards the financial peak. That's why Imam Ja'far Sadeq says: protect yourself, because it is the consistency of your life. It is also in society: we can say that the future war is a war of oil or water or bioterrorism! But all of this depends on one thing: that is, the Treasury's treasury cash in each country. Because the time for goods to go to the goods has passed, the validity of Finance and BAYBACK, etc., is also a deception or bypassing the backward nations. Now that Afghanistan has blocked the dam on common rivers, or with Turkey, how much power can it be prevented from, and saved the people of Iran from desertification? It turns out they do it for cash. With a friendly and friendly language, you can not get your rights. In the neighborhood, war is not appropriate, and there is no military solution. The same is the case for oil and gas fields. When Iraq builds its largest refineries on the Iranian border and in the common oilfields, it is the only investment solution and / or cash purchase. There is no diplomatic or military solution! The same is true of Qatar and Saudi Arabia: neighboring neighbors.

So if we consider the organization or the pyramid, and the economic and productive activities of a country, there is a pyramid of financial institutions above all: money and banking. Understanding the issue, from the beginning of the Islamic Revolution, the United States and Israel have learned the source of the bottleneck, which has been able to survive the Islamic Revolution so far and even hit the divine Revolution. The top of this summit is the same as the exchange rate: or the importance of devaluation of the national currency. When the President of the United States took hold of Iran's one-thousandth anniversary, saying that the value of each dollar should: be equal to that, knew the importance of the issue! Where is where to see: four thousand tomans is gone. The center of this conspiracy is also, in most cases, in the financial markets of its neighbors, that is, firms in Dubai and Sharjah and Istanbul have a mandate to demand only the Iranians to buy the Rial, or not accept at all. The difference in prices is also seen in the annual budget of the United States. Granted as a donation: To overthrow the Islamic Republic of Iran. For a while, Iran tried to reduce the price of currency and subsidize by paying subsidies. But the opponent was not Western, Hebrew and Arab giants. Therefore, the entrance of the IRGC in the financial and banking spheres, if they do not infect them, can be the solution to this struggle to maintain the Islamic Revolution. The IRGC must identify and eliminate individuals or institutions in the neighboring countries as counter-revolution, in addition to establishing a currency and Rial currency, both reduce exchange rates and interest rates and inflation. High in the current unequal battle, the exchange rate is rising every day, and euphoria increases.

Seyed Ahmad Hosseini Master of Financial Management, Tarbiat Modarres School

معركة في الأسواق المالية.

نظم كل من يعيش، والمالية، ذروتها! هذا يعني أنه إذا كان العمل الثقافي أو الاجتماعي أو حتى رعاية العمل الخيري والقيام في نهاية الأمر: كم من المال أو المال كنت تعتقد أنك سوف تمنح. وبسبب هذه الخاصية، يمكنك: شراء الغذاء لأنفسهم أن يموت من الجوع! أو الملابس أو المنزل والسيارة، لذلك حقا، وبدا كل أهدافه في الحياة وكأن هناك لاستهدفوا القمة المالية. لذلك يقول الإمام جعفر الصادق: حماية الممتلكات الخاصة بك، لأنه اتساق حياتك. هو في المجتمع: من الممكن أن نقول إن الحرب القادمة، والحرب هي النفط أو الماء أو الإرهاب البيولوجي! ولكن كل هذا يتوقف على شيء واحد: الرصيد النقدي الخزانة من كل بلد. المقايضة كما مر الوقت، يجب أن يكون التمويل الائتماني وبيك الخ خدعة أو تحايل على الدول المتخلفة. الآن عندما أفغانستان سد مشترك على نهر مغلقة، أو تركيا لا علاقة له مدى صعوبة يمكن الوقاية منه: الشعب الإيراني حفظها من الجفاف؟ اتضح أنهم حصول على النقد، وهي تفعل ذلك. اللغة والنصائح الودية لا يمكن أن يكون على حق. في الحي، وليس الحرب، وليس الحل العسكري. حقول النفط والغاز المشتركة، أيضا، عندما أكبر مصافي العراق، على الحدود الإيرانية وإقامة الحقول النفطية المشتركة، والحل الوحيد هو الاستثمار: نقدا أو الشراء. حل دبلوماسي أو عسكري هو لا! كما هو الحال بالنسبة لقطر والمملكة العربية السعودية: دول الجوار الأخرى القريبة والبعيدة.

ولذلك، إذا كانت المنظمة أو الهرم الاجتماعي، والنشاط الاقتصادي في البلاد والإنتاج، ويعتبر في الجزء العلوي من المؤسسات المالية الهرم: هناك على حد سواء النقدي والمصرفي. أمريكا وإسرائيل، على أساس أن من بداية الثورة الإسلامية: مصدر من عنق الزجاجة التي اتخذت أو كانت قادرة على الإطلاق إلى ما قبل الثورة الإسلامية، من أجل البقاء وحتى تهب لدخول هذه الثورة الإلهية. نصيحة قمة الجبل سعر الصرف، إما من انخفاض قيمة العملة الوطنية. متى يجب أن يقال رئيس أمريكا، عندما استولت إيران دولار، والدولار: أهمية متساوية هي القضية! الآن حيث أن لديه أربعة آلاف دولار توتو. وسط هذه المؤامرة في كثير من الأحيان، والجيران في الأسواق المالية، وشركات في دبي والشارقة واسطنبول، البعثة الإيرانية لدى الطلب العادل من الدولارات، واشترت العملة أقل، أو مقبولة لا على الإطلاق. الفرق بين هذه الأسعار معا، أمريكا يمكن أن ينظر إليه في الميزانية السنوية. كهبة للإطاحة دفع جمهورية إيران الإسلامية. في حين حاولت إيران الإعانات، وتحديد الأسعار وتبادل لحد. لكن عمالقة الغربية المركزية وليس العبرية والعربية. لذلك، ودخول الجيش في القطاع المالي والمصرفي، إن لم يكن أنهم مصابون! للحفاظ على الثورة الإسلامية، يمكن أن يكون حلا لهذه المعركة. يجب حراسا فوق لأفراد أو المؤسسات، في البلدان المجاورة، وثورة مضادة، وتحديد وتدمير، في كل من النقد الأجنبي البنك، سعر الصرف وخفض معدلات الفائدة والتضخم. خلاف ذلك، فإن معركة غير متكافئة الحالية، فإن سعر الصرف هو أعلى كل يوم، وزيادة ربوية.

سيد أحمد حسيني ماجستير في مدرب مدرسة التدريب الإدارة المالية

maliyyə bazarlarında Battle.

Hər kəs yaşayan sistemləri, maliyyə, zirvəyə! Bu o deməkdir ki, hətta mədəni və ya sosial iş və ya iş rifah və xeyriyyə bunun sonunda əgər: siz layiq olacaq edirəm nə qədər pul və ya pul. bu əmlakın Çünki, siz bilərsiniz: özləri aclıq ölmək üçün ərzaq almaq! Və ya paltar və ya ev və avtomobil. Belə ki, həqiqətən, kimi baxmayaraq ki, bütün həyat qol maliyyə sammiti hədəf ortaya çıxdı. Sizin həyat ardıcıllıq, çünki sizin əmlak qoruyun: İmam Cəfər əl-Sadiq deyir nə. Bu cəmiyyətdə: bu növbəti müharibə ki, müharibə neft və ya su və ya Bioterrorism demək mümkün deyil! Hər bir ölkənin Xəzinə pul balans Lakin bütün bu bir şey asılıdır. vaxt keçdi kimi Barter, kredit maliyyələşdirilməsi və Beck və s. bir oyun və ya geri xalqları alt olmalıdır. İndi Əfqanıstan çayı üzərində birgə bənd bağlanıb, ya Türkiyə necə çətin mane ola bilər nə var zaman susuzlaşdırma xilas İran xalqını? Onlar pul almaq çıxır ki, onlar bunu. Dil və dostluq məsləhət doğru ola bilməz. məhəllə, müharibə deyil, hərbi həll. Birgə neft və qaz yataqları da İraqın ən böyük neft emalı zavodları, birgə neft yataqları İran sərhədində və yaratmaq, yalnız həll investisiya zaman pul vəsaitləri və ya alınması. Diplomatik və ya hərbi həll deyil! Digər qonşu yaxın və uzaq: Qatar və Səudiyyə Ərəbistanı olduğu kimi.

Buna görə də, təşkilat və ya sosial piramida və piramida maliyyə institutları üst hesab ölkənin iqtisadi fəaliyyət və istehsal əgər: pul və bank həm var. anlayışı ilə Amerika və İsrail ki, İslam İnqilabının əvvəlindən: bottleneck mənbəyi qəbul və ya heç İslam İnqilabının əvvəl bilmişlər, yaşamaq və hətta bu ilahi inqilab daxil etmək zərbələr. dağ Tip üst məzənnəsi milli valyutanın devalvasiya ya. İran dollar ələ Amerika, prezidenti və dollar olması lazım olduğunu söylədi zaman: bərabər əhəmiyyət məsələdir! İndi o dörd min dollar Toto olmasıdır. sui-qəsd mərkəzi çox tez-tez, maliyyə bazarlarında qonşuları, Dubay və Sharjah İstanbul, dollar yalnız tələb İran missiya firmalar, valyuta az alıb və ya bütün məqbul. Bu qiymətlər arasında fərq birlikdə, Amerika illik büdcə görülə bilər. hədiyyə olaraq İran İslam Respublikası ödənişli devirmək. İran subsidiyalar üçün cəhd olsa da, qiymət salan və mübadilə azaldır. Amma mərkəzi qərb nəhəngləri və İvrit və ərəb deyil. İslam İnqilabı qorumaq üçün! yoluxmuş əgər Buna görə, maliyyə və bank sektorunda ordu girən bu mübarizə bir həll ola bilər. Guards müəyyən məhv Bank valyuta, valyuta məzənnəsi, həm də daxilində və faiz dərəcələri və inflyasiya azaltmaq, əks-inqilab kimi, qonşu ölkələrdə, fiziki və ya təşkilat yuxarıda olmalıdır. Əks halda, cari qeyri-bərabər döyüş, məzənnə ali hər gün və sələmçi artmasıdır.

Financial Management Training School müəllimi Seyid Əhməd Hüseyni MSc

 

تحولات امیدوار کننده:

علم پیش داوری! یا آینده پژوهی را کسانی به وجود آورده اند که: می خواهند اینده را آنطور که هست، قبول نکنند و به آینده مورد علاقه خود فکر کنند. زیرا کلا دو تئوری در جهان وجود دارد: آینده یا به سوی دینی شدن می رود، یا به سوی بی دینی و سکولاریسم حرکت می کند. تمام آمار ها و علائم و: روند ها و ترند ها و رگرسیون ها می گویند که: آینده به سوی مذهب می رود، و گرایش به آن بیشتر می شود. تا جاییکه همه دنیا را احاطه می کند. ولی عده ای این را دوست ندارند! و میخواهند مثل قرن نوزدهم یا بیستم، شاهد از بین رفتن دین باشند. این تضاد و یا دوگانگی، از ابتدای تاریخ بوده است، و تازگی ندارد. ولی بی دین ها به رهبری شیطان، هر روز تئوری جدیدی ارائه می دهند! و یا سعی می کنند با زبان تازه ای سخن بگویند. آنها از کشتن و نابود کردن هم ناراحت نمی شوند، چنانکه اولین قتل که بین دو برادر: بنام هابیل و قابیل اتفاق افتاد، ابتدا قاتل باور نمی کرد: دچار قتل شده است! اما بعد که فهمید پشیمان شد. ولی کاری بود که شد. در حال حاضر هم داعش و امثال آن، شاید روز اول هیچکدام قاتل نبودند! دوره هم ندیده بودند، ولی عاقبت قاتلان فاجعه باری شدند که: مقتول خود را با دست بسته می کشتند. یعنی حتی حاضر نبودند با آنها دوئل کنند. زیرا برای دوئل باید: به چشم طرف نگاه کرد و به او سلاح داد، و او را در شرایط مساوی قرار داد. ولی اینها به حدی رذل شده بودند، که با مواد منفجره مردمی را که: نمی شناختند می کشتند یا، با تفنگ و شمشیر از پشت سر، آنها را مورد آزار قرار می دادند، تا مبادا چشم در چشم شوند، و وجدانشان بیدار شود. بهر حال ما اکنون شاهد: افزایش مسلمانان و شیعیان علیرغم: کشتار آنها هستیم. آمار ها نشان می دهد که در تمام کشورها، مسلمانان و یا شیعیان بصورت مخفی زندگی می کردند، کسی از وجود آنها اطلاع نداشت، ولی این کشتار ها باعث شد: تا آنها جرات پیدا کنند و: خود رانشان دهند تا خانواده شهدا، احساس تنهایی نکنند و: دشمن فکر نکند آمار کم شده است. یک مقایسه آماری بین تعداد مسلمان در سال 1357و در سال 1397 بخوبی نشان می دهد: که علیرغم کشتار آنان، مسلمان رادیکال تر شده و بیشتر در صحنه حاضر هستند. به تعداد فرزندان و جمعیت خود هم، افتخار می کنند و آنها را افزایش هم می دهند. شاید کمتر کسی فکر می کرد: بیش از 18کشور با اکثریت شیعه وجود داشته باشد. زیرا آل سعود سعی داشت آنها را نابود کند، و به اسم رافضی و به انتقام شیخ اسمعیل صفوی، آنها را از آن زمان تاکنون، زیر تیغ وهابیت نگهدارد. اما امروز می بینیم قطر و عمان از شورای همکاری بیرون می آیند. لبنان و عراق و دارای حاکمیت می شوند، در کشورهایی مثل آذربایجان و ترکیه و بحرین و سوریه هم، گرچه حکومت لاییک است، ولی  علوی ها  اکثریت مطلق هستند. یمن و کشمیر هم به این جمع اضافه شده است. اگر آمار واقعی منتشر شود در: عربستان و افغانستان و پاکستان هم، آمار شیعیان بالاتر از نیمه جمعیت است. هندوستان یا چین با اینکه ظاهرا: کشورهای بودایی می باشند، ولی مسلمانان در انها نقش کلیدی دارند. در اروپا و امریکا هم همینطور،  در مصر می بینیم علیرغم حکومت نظامی، بهترین قاریان قران را دارند و: با اینکه احتمال وجود قبر حضرت زینب، در آنجا کم است، ولی همین موضوع همه مردم مصر را تحت تاثیر داده، که اخیرا حتی خواننده زن معروف آن، گفته که به من اجازه نمی دهند، ولی من حجاب را دوست دارم. همه این قلب ها برای دین خدا می تپد، و دشمنان هرچه زور بزنند: عاقبت زمین می خورند.  

Proactive Developments:

Pre-science! Or futurists have created those who: want to accept the future as they are, and think about their future. Because there are generally two theories in the world: the future goes either to religion, or to secularism. All the statistics and signs and trends and tendencies and regressions say that the future goes to religion and tends to become more. As far as the whole world is around. But some do not like this! And they want to see the disappearance of religion like the nineteenth or twentieth century. This contradiction or duality has been from the beginning of history, and is not new. But devils led by Satan offer a new theory every day! Or try to speak a new language. They do not get upset about killing and destroying, as the first murder happened between two brothers: Abel and Cain, the murderer did not believe first: he was murdered! But then he realized he regretted. But that was what happened. Now ISIS and so on, maybe the first day was not a killer! They did not see the course, but eventually the catastrophic killers were killed: they killed the victim by hand. They were not even willing to duel with them. Because for a duel, he must look at his face and give him arms and put him in equal conditions. But they were so scandalous that they exploded with explosives people who: did not know, killed, or harassed them with a rifle and a sword from behind, lest they wake up, and their conscience awakens. However, we are witnessing now: an increase in Muslims and Shiites despite their killing. Statistics show that in all countries, Muslims or Shiites were secretly hidden, nobody knew about them, but these killings caused them: to make them dare and: to throw they up so that the family of martyrs would feel lonely Do not: The enemy does not think the statistics are low. A statistical comparison between the number of Muslims in 1979 and 1397 shows that, despite their killing, Muslims are more radical and more at the scene. They are proud of the number of their children and their population, and they also increase them. Maybe few people thought: there were more than 18 countries with a majority Shiite. Because Al Saud tried to destroy them, and in the name of Rafezi and to the revenge of Sheikh Esmail Safavid, they would have kept them under the Wahhabi ram since then. But today, we see Qatar and Oman come out of the Co-operation Council. Lebanon and Iraq, and they are in sovereignty, in the countries like Azerbaijan and Turkey, and Bahrain and Syria, although the rule is Laic, but the Alawites are absolute majority. Yemen and Kashmir have been added to this gathering. If real statistics are published in: Saudi Arabia, Afghanistan and Pakistan, the Shiites are above half the population. India or China, although apparently Buddhist, but Muslims play a key role in it. In Europe and the United States, we see in Egypt, despite the military rule, the best Qarians of the Qur'an: Although the probability of Zainab's grave is low there, this same issue affects all the Egyptian people, which have even recently become a singer Her famous wife, saying that she does not let me go, but I love her hijab. All these hearts are beating for the religion of God, and the enemies use whatever force they end up.

التطورات الواعدة:

العلوم المساس! أو الآجلة خلقت تلك التي تريد المستقبل أيضا، لا أعتقد ذلك، ومستقبل المفضلة لديك. لأن هناك نظريتين في العالم: دين المستقبل أو ل، أو إلى الإلحاد والعلمانية الخطوة. جميع الأرقام وعلامات الاتجاه، والمزيد والانحدار ويقول: المستقبل للدين يذهب، وأنه يميل إلى أن يكون أكثر من ذلك. إلى الحد الذي يحيط العالم كله. ولكن بعض الناس لا يحبون ذلك! وأود القرن التاسع عشر أو شهد القرن العشرين فقدان دينهم. وكان هذا التناقض أو غموض، منذ بداية التاريخ، وليس جديدا. ولكن الكفار الشيطان أدى، كل يوم سوف تقدم نظرية جديدة! أو محاولة التحدث بلغة جديدة. إنهم يقتلون وتدمر ولا عناء، وأول جريمة قتل بين الأخوين: قابيل وهابيل كما حدث، والقاتل لا يعتقد انه قتل! ولكن بعد ذلك أدركت أن تاب. ولكن هذا لم يكن شيئا. الآن على حد سواء ISIS وهلم جرا، وربما في اليوم الأول، أي لم تكن القاتل! وكانت الفترة الزمنية لم تر، ولكن كانت العواقب كارثية القتلة التي قتل فيها المجني عليه مع يديك مرتبطة. حتى أنهم رفضوا اتخاذ مبارزة. للمبارزة يجب أن ننظر إلى الجانب وأعطاه السلاح، ووضعه على قدم المساواة. ولكن هذه هي زيارتها بعض وغد الشعب المتفجرات الذين لا يعرفون، قتل، أو بمسدس وسيف من الخلف، والاعتداء عليه، لئلا العين، والضمير مستيقظا. ومع ذلك، ونحن الآن نرى: صعود والشيعة ضد قتلهم. وتظهر الاحصاءات ان في جميع البلدان، مسلمين أو شيعة المخفية عاش، واحد منهم لم يكن يعلم، ولكن قتل تتكون من الشجاعة والنفس تبين لهم لأسر الشهداء، والشعور بالوحدة ليس العدو لا أعتقد أنه أقل الإحصاءات. مقارنة إحصائية بين عدد من المسلمين في 1357 و 1397 تبين بوضوح أنه على الرغم من قتلهم من المسلمين أصبحت أكثر تطرفا وأكثر من هم على الساحة. عدد الأطفال وسكانها، وهم فخورون كل من هذه الزيادة. ربما عدد قليل من الناس يعتقدون أن أكثر من 18 دولة ذات الغالبية الشيعية هناك. لأن السعوديين حاولوا تدميرها، ويسمى زنديقا للانتقام من الشيخ إسماعيل سافافي منهم منذ ذلك الحين، تحت السكين للحفاظ على الوهابية. ولكن اليوم نرى قطر وسلطنة عمان ودول مجلس التعاون الخليجي الخروج. لبنان والعراق السيادية، في بلدان مثل أذربيجان وتركيا والبحرين وسوريا، على الرغم من أن حكومة علمانية، ولكن الغالبية الساحقة هي العلويين. وأضاف اليمن وكشمير إلى المجمع. إذا نشرت إحصاءات الفعلية في المملكة العربية السعودية وأفغانستان وباكستان، وأكثر من نصف السكان الشيعة. الهند أو الصين، في حين تبدو الدول من البوذيين، ولكن المسلمين لديهم دورا رئيسيا. في أوروبا وأمريكا، أيضا، في مصر ترى، على الرغم من حظر التجول، وأفضل قراء القرآن الكريم. ومع إمكانية قبر زينب، هناك منخفضة، ولكن ذلك ليس كل الشعب المصري تتأثر، ومؤخرا حتى القارئ وقالت امرأة الشهيرة أنها لن تسمح لي، ولكن أنا أحب الحجاب. يدق كل هذا القلب لدين الله، وقوة أعدائهم: نهاية الأرض لتناول الطعام.

Perspektivli inkişaflar:

Elm xurafat! Və ya fyuçers həmçinin gələcək istəyirəm ki, o yaratdıq, mən hesab edirəm ki, və sizin Seçilmişlərə gələcək. Gələcəkdə və ya, və ya ateizm və dünyəvilik hərəkət dini: Dünyada iki nəzəriyyə vardır. din gələcək gedir və daha olmağa çalışır: Bütün rəqəmlər və trend və daha reqressiya əlamətləri deyirlər. bütün dünyanı əhatə dərəcədə. Lakin bəzi insanlar bu kimi deyil! XIX kimi və ya XX əsrin öz dinlərinə zərər şahidi olardı. tarixin əvvəlindən bu ziddiyyət və ya qeyri olmuşdur və yeni bilməz. Lakin Şeytan başçılıq etdiyi kafirlər, hər gün yeni bir nəzəriyyə təklif edəcək! Və ya yeni bir dil danışmaq üçün cəhd edin. Onlar öldürmək və narahat deyil məhv, iki qardaş arasında ilk cinayəti kimi: Cain və Abel bu baş kimi, inanmırdı qatil o qətlə edilmişdir! Amma sonra o, tövbə ki, həyata keçirilir. Amma heç bir şey idi. İndi ISIS həm belə, bəlkə də ilk gün, heç qatil deyil! müddət görmədiyini, lakin nəticələri bağlı əlləri ilə qurban həlak fəlakətli qatillər idi. Onlar hətta duel imtina edib. duel üçün yan baxmaq və ona silah verdi və bərabər şərtlərlə onu qoymaq lazımdır. Lakin bu bir alçaq arxadan silahla və qılıncla həlak, bilmək və ya olmayan partlayıcı adam idi, onlar göz deyə, ona sui-istifadə və vicdan oyaq. Ancaq biz indi görürük: onları qətlə qarşı səbəb və şiə müsəlmanlar. Statistika, təklik bütün ölkələrdə, müsəlman və ya şiələr onlardan biri bilmirdim yaşadığı gizli, lakin cəsarət və özünü təşkil cinayətləri şəhid ailələri onlara göstərmək göstərir ki, Biz düşmən az statistika hesab etmir. 1357 və 1397-ci ildə müsəlmanların sayı arasında statistik müqayisə aydın müsəlmanların onların öldürülməsi daha radikal çox çevrilir baxmayaraq hadisə yerində olduğunu göstərir. uşaq və öz əhalisinin sayı, və onlar həm artım fəxr edirik. Bəlkə bir neçə nəfər bir şiə çoxluğu ilə artıq 18 ölkə edirəm. Səudiyyəlilər onları məhv etmək üçün cəhd, və vəhabiliyi saxlamaq üçün bıçaq altına, çünki Şeyx İsmayıl Səfəvi onları intiqam almaq üçün dönük çağırıb, çünki. Ancaq bu gün biz Qatar və Oman, GCC çıxmaq görmək. dünyəvi dövlət, lakin əksəriyyəti Aleviler baxmayaraq Livan və İraq, belə Azərbaycan, Türkiyə, Bəhreyn və Suriya kimi ölkələrdə suveren var. kollektor Yəmən və Kəşmir əlavə edib. faktiki statistika Səudiyyə Ərəbistanı, Əfqanıstan və Pakistanda nəşr varsa, daha yarım əhali şiə edir. Hindistan və ya Çində, zahirən ölkələr Buddist, lakin müsəlmanlar əsas rol isə. Avropa və Amerikada da Misirdə komendant saatı olmasına baxmayaraq, bax, Quran ən yaxşı reciters. Və Zeynəb məzarı mümkünlüyü ilə, bu yaxınlarda hətta oxucu var aşağı, lakin bütün Misir xalqı təsir və onun məşhur qadın onlar icazə vermədi, amma örtük sevgi bildirib. Bütün bu ürək, Allahın dininə və onların düşmən güc üçün atır: yerin sonunda yemək.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۴/۱۳۹۶ - ۱۶:۵۱ نظر(0)

کارآفرینان برتر

فلسفه الهی کارآفرینی، قرابت زیادی با آخرین تئوری های کارافرینی دارد. زیرا در مورد کارافرین، دو نوع برداشت وجود دارد: کارافرین دینامیک و استاتیک! یا به اصطلاح فارسی: کارافرین های چالشی و کارافرین های سازشی! درباره فرق این دو باید گفت که: از گذشته نیز علوم بر دو دسته بودند: علوم کاربردی و علوم محض. دانشمندی که در تخیلات خود مسائلی تولید و به حل آنها می پردازد، این علوم بدست آمده را تئوریک، یا علوم محض می گویند. و برعکس : کسانی که نگاه جامعه گرا داشته، و سعی دارند مسائل و مشکلات موجود جامعه را، صورت مسئله خود قرارداده و در حل آن بکوشند. نمونه ای از این تئوری ها در فقه هم وجود دارد: مسئله معرفی است که می گویند: اگر زیر پای شما زمین خاکی نبود، و از جنس مس بود! و آب هم نداشت، برای نماز چه می کنید؟ چون نه وضو می توانید بگیرید و نه تیمم کنید! این سوالات براساس تئوری منطقی: مطرح می شود که می گوید: "فرض محال" محال نیست. اما عکس قضیه در میان فقها جاری است: آنها تحقیقات خود را بنام رساله عملیه منتشر می کنند، یعنی برداشت های فقهی که: عملا به درد زندگی می خورد و: مردم با آن درگیر هستند. البته آن دسته تئوری ها هم، از دو جنبه لازم هستند: اولا اینکه یک تمرین و ممارست ذهنی است، که فقط به نزدیک ها بسنده نمی کند، و سعی دارد دور ها را هم ببیند. دوم اینکه چه بسا این مسائل، در آینده پیش آید. مثلا اگر کسی کره مریخ برود، ممکن است برای وضو و تیمم، این مشکلات برای آنها پیش آید. بهر حال کارافرین، آن مخترع، یا کاشف نیست که: درب اتاق خود را بسته و: با تئوریهای خود خلوت کند. بلکه او باید به میان اجتماع برود و: با مردم زندگی کند و: اگر آنان مشکلاتی داشتند، بسرعت حل کند. در این حالت مشکلات اجتماعی مانند آلودگی هوا، زیاد شدن زباله شهری، کمبود اب و برق، میتواند منشا کار آفرینی باشد. هرچه قدر هوا آلوده تر باشد، نشان می دهد کار های بیشتری وجود دارد! که باید انجام شود. جناب آقای میر.. که یک کار افرن برتر است، پاور پوینتی تهیه و در بین صنعتگران استان تهران مطرح نمود که: در انجا اگر مردم با ناراحتی می گفتند زباله ها زیاد شده! ایشان می گفت: به به طلای کثیف! اگر هوا الوده بود همینطور ..مثلا برای آلوده بودن هوا، میتوان کارگاهی را با هزار کارگر تاسیس کرد که: تولید فن  های تصفیه کننده هوا داشته باشند. این تکنولوژی در برخی مساجد، که بوی پا اذیت می کرد، به کار گرفته شد و نتیجه مثبت بود. دستگاه ها می تواند خانگی یا کارگاهی باشد. بصورت شهری یا کشوری هم عمل نماید. در مرکز ثقل هوای آلوده تهران، یعنی در میدان راه آهن گمرک و شوش، این دستگاهها هوای آلوده را جذب و: مواد اضافی ان را جدا کرده، و تصفیه شده را برگرداند. حتی در شهر های با گردو غبار هم، میتوان این کار را داشت. مواد جدا شده از هوا، خود مرحله بعدی کار افرینی است! از ذرات سرب میتوان به شمش سرب رسید! واز ذرات دیگر، به شمش طلا و آهک و نمک دست یافت. علاوه بر اینکه از این موضوع، میتوان به نقش شیطان در افرینش خدا پی برد! و دانست که افرینش شیطان از آتش بیهوده نبوده، زیرا شیطان و: شیطان صفتان، با عدم رعایت قانون، دنیا را آلوده می کنند و: انسان های فرهیخته سعی می کنند: این آلودگی را از بین ببرند. مثلا اگر همه انسانها، به میزان لازم غذا تهیه کنند، دور ریز غذا و اسراف نخواهیم داشت، و زباله کاهش خواهد یافت. برای همین است خداوند می فرماید: اسراف کار برادر شیطان است. (ان المسرفین کانو اخوان الشیاطین یا: هم اصحاب النار)

Top Entrepreneurs

The Divine Philosophy of Entrepreneurship is closely related to the latest entrepreneurial theories. Because there are two kinds of impressions about the entrepreneurs: dynamic and static entrepreneurs! Or the so-called Persian: Challenging Entrepreneurs and Compromisers! About the difference between the two, we must say that from the past, science was divided into two categories: Applied Sciences and Pure Sciences. A scientist who produces and solves problems in his imagination, these sciences are called theoretical or pure sciences. And vice versa: those who have a society-oriented look, and are trying to solve the problems and problems of society, solve their problem and solve it. There is also an example of these theories in jurisprudence: it is a matter of introduction that they say: "If under your feet was not earth, it was made of copper!" And there was no water, what would you do for prayer? Because you can not take ablution and not your team! These questions are based on rational theory: "The unconditional assumption is impossible." But the picture of the case is in the midst of the jurists: they publish their research in the name of the operative treatise, that is, jurisprudential perceptions: they are practically in pain and people are involved with it. Of course, those theories are also necessary from the two sides: firstly, it is a mental practice and practice, which is not just close to the end, and it seeks to see the rounds. Second, this may happen in the future. For example, if anyone goes to Mars, it may be a problem for them to perform ablutions and their team. However, the entrepreneur is not the inventor, or the discoverer: closes the door of his room and: to rest with his theories. Rather, he has to go to the community and live with people: if they have problems, they will quickly solve. In this case, social problems such as air pollution, urban waste spills, and lack of water and electricity can be the source of entrepreneurship. The more polluted the air shows, the more there is! Which should be done. Dear Mr. Mir .., which is one of the best works of Efran, Power Pointy was prepared and argued amongst the artisans of the province of Tehran: "If people were sad, the garbage would be raised!" He said: To the dirty gold! If it was airborne too. For example, to infect air, you could build a workshop with a thousand workers: to produce air purifiers. This technology was used in some mosques, which was offensive to the scent, and was a positive result. Devices can be home or workshop. Either in a city or in a country. In the center of Tehran's polluted air, the Customs and Shush railways, these devices absorb contaminated air and remove extra material and refine it. Even in cities with dust in dust, it can be done. The material that is separated from the air is the next stage of your work! Lead ingots can lead to lead ingots! And from other particles, it reached gold bullion, lime and salt. In addition to this, one can understand the role of the devil in the realization of God! And he knew that Satan's deposition was not in vain, because Satan, by failing to comply with the law, infects the world and: The cultivated people try to: eliminate the pollution. For example, if all humans do not eat enough food, we will not waste food and waste, and waste will be reduced. For this reason, the Lord says: "Wisdom is the work of the devil's brother."

أعلى رجال الأعمال

فلسفته ريادة الأعمال، تقارب كبير مع أحدث النظريات ريادة الأعمال. لصاحب المشروع، وهناك تفسيران: رجل أعمال والدينامية! أو ما يسمى الفارسي: صاحبة أصحاب المشاريع التحدي والتسوية! حول الفرق بين الاثنين لا بد من القول أن آخر من مجموعتين: العلوم والعلوم البحتة التطبيقية. باحث في خياله إلى حل قضايا الإنتاج والتعامل معها الحصول على العلوم النظرية أو تقول العلوم البحتة. على العكس من ذلك: أولئك الذين نظروا في المجتمع المنحى، وتحاول المشاكل القائمة في المجتمع، لوضع هذه القضية ومحاولة حلها. مثال على هذه النظرية في الفقه هناك: مقدمة هو أن نقول: إن لم يكن التراب تحت قدميك، وكان النحاس! ولا ماء، للصلاة، ماذا كنت تفعل؟ لا الوضوء لا يمكن أن فريقك! هذه الأسئلة على أساس نظرية منطقية: هناك واحد أن يقول: "على افتراض المستحيل" ليس مستحيلا. ولكن هذا هو بين العكس الفقهاء: تنبعث الاطروحه العملية تسمى تحقيقاتها، المفاهيم القانونية التي يأكل فعلا من آلام الحياة والأشخاص المتورطين معه. بالطبع، تلك النظريات معا، هي الجانبين اللازمة: أولا، وهي ممارسة ذاتية، ليس فقط قريبة بما فيه الكفاية، ومحاولة الابتعاد لرؤيتها. ثانيا، ربما هذه القضايا تنشأ في المستقبل. على سبيل المثال، إذا كان شخص يذهب المريخ، فمن الممكن أن تؤدي والفريق، وتنشأ هذه المشاكل بالنسبة لهم. ومع ذلك، فإن رجل الأعمال، مخترع أو مكتشف أن: غرفته وأغلق الباب مع نظرياته يجري. لكنه يجب أن تذهب في المجتمع ومع الناس، وإذا لم تحل هذه المشاكل بسرعة. المشاكل الاجتماعية مثل تلوث الهواء وزيادة القمامة ونقص المياه والكهرباء، ويمكن أن تكون مصدرا لخلق فرص العمل. هو أكثر من ذلك بكثير تلوثا من الهواء، والمزيد من العمل هناك! التي ينبغي القيام به. السيد مير .. غير أن شبكة الاستجابة المتقدمة الأولى متفوقة، باور بوينت أعد وقدم في طهران بين الصناعيين أن هناك إذا كان الناس غير مريحة قائلا الكثير من القمامة! وقال للذهب القذر! إذا كان تلوث الهواء الهواء أيضا. على سبيل المثال، لإصابتها، مع الآلاف من العمال تأسست ورشة عمل حول إنتاج أجهزة تنقية الهواء لديها المشجعين. التكنولوجيا في بعض المساجد، ورائحة القدمين إغاظة، وقال انه كان يعمل، وكانت النتيجة ايجابية. يمكن للأجهزة أن يكون منزل أو ورشة عمل. بمثابة المدينة أو البلد. في وسط تلوث الهواء طهران، وبالتحديد في مجال الجمارك وسوسة السكك الحديدية، والهواء الملوث وتمتص هذه الأجهزة: مواد إضافية، معزولة، والمكرر الظهر. حتى في المدينة بالتراب، فإنه يمكن القيام به. مادة معزولة عن الهواء، وتنظيم المشاريع هو الخطوة التالية! جسيمات الرصاص يمكن الوصول سبائك! والجزيئات الأخرى، للحصول على سبائك الذهب والجير والملح. وبالإضافة إلى ذلك، يمكننا أن نفهم دور الشيطان في خلق الله! والنار ليست وحدها في خلق الشيطان، للشيطان، مع عدم الامتثال للقانون، ويصيب العالم ورجل متعلم وهذه محاولة للقضاء على التلوث. على سبيل المثال، إذا كان كل الرجال، بالقدر اللازم لتوفير الغذاء وفضلات الطعام ولن تضيع، ويتم تقليل النفايات. لذلك يقول الرب: العمل الفخم شقيق الشيطان.

Top sahibkarlar

Sahibkarlığın Onun fəlsəfə, sahibkarlığın son nəzəriyyələr ilə böyük bir yaxınlıq. sahibkar, iki şərhlər var: statik və dinamik sahibkarlıq! Və ya qondarma fars: Sahibkar sahibkarlar problem və kompromis! elmləri və təmiz elmləri tətbiq: arasında fərq haqqında iki qrupa son bildirib ki, olmalıdır. istehsal məsələləri həll və onlara ilə məşğul, onun təsəvvür Scientist nəzəri elmlər əldə və ya təmiz elmləri deyirlər. Əksinə: icma yönümlü baxdı və cəmiyyətin mövcud problemlərin üçün çalışırıq edənlər məsələ qoymaq və onu həll etmək üçün cəhd. orada hüquq bu nəzəriyyənin misal: əgər kir ayaqları altında və mis idi: giriş demək deyil! Və heç bir su, namaz üçün, siz nə edərdiniz? Not dəstəmaz sizin komanda almaq bilməz! Bu suallar məntiqi nəzəriyyəsi əsasında: mümkün deyil "qeyri-mümkün etsək" deyir bir var. Amma bu hüquqşünas əks arasında Onlar Practical traktatı istintaqı, həqiqətən həyat və onunla məşğul olan insanların ağrısını yeyir hüquqi konsepsiyalarını adlı buraxmaq. Əlbəttə ki, birlikdə bu nəzəriyyələr, iki aspektləri lazımdır: Birincisi, subyektiv təcrübə, yalnız kifayət qədər yaxın və uzaq almaq üçün çalışırıq görmək deyil. İkincisi, bəlkə bu məsələlər gələcəkdə yaranır. Kimsə Mars gedir Məsələn, bu çıxış və komanda etmək mümkündür, bu problemlərin onlara yaranır. Lakin, sahibkarlıq ki, ixtiraçı və ya kəşf onun otaq və onun nəzəriyyələr olan qapını bağladı. Lakin o, icma və insanlar ilə getmək lazımdır, və bu problemlər tez həll edilmişdir. sosial problemlər belə hava çirkliliyi, artan zibil, su və elektrik olmaması, iş yerlərinin yaradılması mənbəyi ola bilər. hava daha çox murdardır, orada daha çox iş! Bu edilməlidir. O, çirkli qızıl dedi hava həmçinin hava çirklənmiş Əgər işçi minlərlə azarkeşləri hava purifiers istehsalı üzrə seminar təsis ilə. Məsələn, üçün, yoluxmuş olunur. Bəzi məscidlərdə texnologiya, feet zəhlətökən iy, o işə və nəticə müsbət olub. Cihazlar ev və ya seminar ola bilər. Bir şəhər və ya ölkə kimi fəaliyyət göstərir. yəni gömrük və Susa dəmir yolu, çirkli hava sahəsində Tehran hava çirkliliyi mərkəzində və bu cihazların udur: əlavə material, bu təcrid və geri emal. Hətta toz ilə bir şəhərdə, bu edilə bilər. hava təcrid Material, sahibkarlıq növbəti addımdır! Qurğuşun hissəciklər külçə əldə edə bilərsiniz! Və digər hissəciklər, qızıl külçə və əhəng və duz əldə etmək. Bundan əlavə, biz Allahın yaradılması şeytan rolunu dərk edə bilər! Və yanğın qanuna riayət ilə Şeytan üçün, çirklənmə aradan qaldırılması üçün bu cəhd dünya və insan təhsil sirayət, Şeytanın yaradılması tək deyil. lazımi dərəcədə bütün kişilər, qida, tullantıların ərzaq təmin etmək və sərf, və əgər Məsələn, tullantılar azalır. Rəbb belə deyir Buna görə də: Şeytanın qardaşı bol iş.

 

رئالیسم جادویی، دارای سابقه هزارساله در ایران است.

گابریل گارسیا مارکز را موجد مکتب رئالیسم جادویی می دانند، که حدود چند سالی است ادبیات جهان را تسخیر کرده است. وی با نوشتن کتاب صد سال تنهایی در دوسال، توانست تا 200میلیون تیراژ و ترجمه به بیش از 20زبان در دنیا را بدست آورد. داستانی که به سادگی رژیم های ستمگر را، از درون به چالش می کشد و: سیستم حکومتی مبتنی بر ترور و وحشت را عریان نشان می دهد. اما این فقط او نیست که این روش را برگزیده است، بلکه در ایران معاصر، میتوان غلامحسین ساعدی و رضا براهنی را هم صاحب این سبک دانست. شاید وقتی که مارکز برای اولین بار، در حال رانندگی به سوی مرزهای مکزیک، این ایده را در سال 1965به ذهنش می سپرد، فکر نمی کرد بعد از مرگش در سال ،2014به چنین شهرتی دست پیدا کند.

 رئالیسم جادویی در مکاتب ادبی، مفهومی است که در آن ساختارهای واقعیت دگرگون می‌شوند، دنیایی واقعی اما با روابط علت و معلولی خاص خود آفریده می‌شود. در داستان‌هایی که به سبک واقع‌گرایی جادویی نوشته شده‌اند، همه چیز عادی است، اما یک عنصر جادویی و غیرطبیعی، در آن‌ها وجود دارد.(ویکی پدیا)

 با این تعریف، رئالیسم جادویی در ایران، هزار سال و یا بیشتر سابقه دارد! حداقل مدارک موجود در مورد: کتابت شاهنامه به هزار سال می رسد. در این کتاب ما با واقعیت های اجتماعی، که در همه جا اتفاق می افتد روبرو هستیم، اما فن جادویی فردوسی در این است که: واقعیت های عادی را با عنصر جادویی بیان می کند. خودش در این مورد می گوید: یلی بود در سیستان، منش کردمش رستم دستان. یعنی واقعیتی در جریان بوده و: یک سرباز یا فرمانده مرزی در ایران، بر علیه تجاوزات همسایگان ایستادگی می کرده است. همسایه شرقی آن موقع که تورانیان نام داشتند، ترک تبار بودند و به رهبری: اسفندیار نامی قصد سرنگونی و یا کودتا، برعلیه مرکزیت داشتند. مرکزیت هم در خواب غفلت بود! و نمی دانست که آنها بارها، به مرزها تجاوز کرده اند. اما رستم این را می دانست! جالب ترین قصه شاهنامه، این است که این دو همسایه، یعنی ایران و توران! قبلا ملک یک پادشاه بودند، که بنام دو دختر خود آنها را نامگذاری کرده بود. ولی اسفندیار توانسته بود با جذب: فرزند رستم در سپاه خود، پدر را به چالش بکشد. همه داستانها در شاهنامه اتفاق می افتد! از مبارزه سیاسی تا مبارزه نظامی، تا جاییکه پدر بدون اطلاع از هویت پسر، او را با دست خود زخمی می کند! سهراب در آخرین لحظه بازوبند خود رانشان می دهد، تا پدر بیشتر زجر بکشد. ولی اینهمه مانع نمی شود وی: دست از مبارزه با تجزیه طلبان بردارد. در همین حال مبارزه او را با اکوان دیو می خوانیم، که عنصر جادویی: این داستان های واقعی است. جالب تر این است که بدانیم: فردوسی یک گرد آورنده بوده! یعنی شاهنامه های زیادی، در کشورهای مختلف، در سال های قبل تر نوشته شده است، ولی هنر فردوسی همین بوده که: با مکتب رئالیسم جادویی، آنها را جمع آوری و ساماندهی کرده، و در قالب اشعاری ماندگار سروده است. لذا میتوان گفت که این نوع ادبیات، یا سبک های دیگر ادبی، در ایران سابقه هزاران ساله دارد: گات ها و یسناها های زرتشتی، به قبل از اسلام برمی گردد. و نخستین ترجمه ها هم در زمان: بزرگمهر وزیر ساسانی انجام شده، که مهمترین آن: کتاب کلیله و دمنه، یا قصه های کوتاه از زبان حیوانات، از هندی به پارسی می باشد.

Magical realism has a thousand years history in Iran.

Gabriel García considers Marquez to be the magical realism school, which, for some years, has conquered the literature of the world. By writing a 100 year lonely book for two years, he was able to get up to 200 million copies and translations into more than 20 languages ​​in the world. A story that simply challenges tyrannical regimes from within and reveals a system of governance based on assassination and panic. But this is not just him who chose this method, but in contemporary Iran, Gholamhossein Sa'edi and Reza Barahani can be considered the owner of this style. Perhaps, when Marquez was moving for the first time to the Mexican frontiers, he thought of this idea in 1965, he did not think he would have such a reputation after his death in 2014.

 Magical realism in literary schools is a concept in which factual structures are transformed, a real world but created by its own causative relationships. In stories written in the style of magical realism, everything is normal, but there is a magical and abnormal element in it (Wikipedia).

 By definition, magical realism in Iran has a thousand years or more! Minimum Evidence on: Your book of Shahnameh reaches to a thousand years. In this book, we are confronted with social reality, which occurs everywhere, but Ferdowsi's magical fanfare is that it expresses ordinary facts with a magic element. He says: Yale was in Sistan, I made a rustum of my hands. That is, there was a reality: a border guard soldier or commander in Iran stood up against the aggressions of his neighbors. The eastern neighbor, when they were called Turanians, were Turkic, led by Esfandiyar, who intended to overthrow or coup against the central government. The centrality was in neglect! And he did not know that they repeatedly violated the borders. But Rustam knew this! The most interesting story of Shahnameh is that these two neighbors, Iran and Turan! Previously, they were the property of a king, whom they called two of their own daughters. But Esfandiar has been able to challenge his father by recruiting Rostam's son in his army. All stories happen in Shahnameh! From political struggle to military struggle, where the father wounds him with his hand without knowing the boy's identity! Sohrab gives his armband at the last moment, so that the father will suffer more. But it does not prevent him from stopping the fight with the separatists. Meanwhile, we read the fight with Aquarius, the magic element: these are real stories. It's even more interesting to know: Ferdowsi is a collector! Many Shahnamehs have been written in different countries in the previous years, but Ferdowsi's art was that: with the magical realism school, they collected and organized them, and wrote poetry in the form of a persistent poem. Therefore, it can be said that this kind of literature, or other literary styles, has a thousand-year history in Iran: Zoroastrian poetry and lyrics are pre-Islamic. And the first translations also took place: Bassemar, the Sassanid minister, the most important of which is Keulah and Damnah's book, or short stories from animal language, from Hindi to Persian.

الواقعية السحرية، لديها تاريخ من آلاف السنين في إيران.

سبب المدرسة الواقعية السحرية غابرييل غارسيا ماركيز انهم يعرفون ان بضع سنوات واستولت على الأدب العالمي. ومائة عام من العزلة من خلال كتابة الكتب في غضون عامين، إلى 200 مليون نسخة، وترجمت إلى أكثر من 20 لغة في فازت العالم. القصة ببساطة الأنظمة القمعية، من الداخل إلى التحديات: نظام الحكم على أساس الإرهاب تظهر عارية. ولكن هذا ليس مجرد أسلوب الذي اختاره، ولكن في إيران المعاصرة، يمكن غلام حسين سعيدي ريزا باراهيني أيضا يعتبر صاحب هذا النوع. ربما عندما ماركيز للمرة الأولى، ويقود سيارته عبر الحدود إلى المكسيك، والفكرة في عام 1965 التي منحت له، وأنا لا أعتقد أنه بعد وفاته في عام 2014 لتحقيق هذا الاعتراف.

 مدرسة الواقعية السحرية في الأدب، يتم إنشاء مفهوم أن يتم تغيير الهياكل الواقع، في العالم الحقيقي ولكن علاقتها السببية. تتم كتابة القصص في أسلوب الواقعية السحرية، كل شيء طبيعي، ولكن العنصر السحري وغير عادية في نفوسهم. (ويكيبيديا)

 بحكم التعريف، الواقعية السحرية في إيران، لديها تاريخ من آلاف السنين أو أكثر! ما لا يقل عن أدلة حول: كتابة الشاهنامة ألف سنة. في هذه الحالة يقول في سيستان ييلي، شخصيتي رستم اليدين. وقد واقع مستمرة وجندي أو قائد الحدود الإيرانية، يمكن أن يقف ضد انتهاكات الجيران. في ذلك الوقت، وكانت تسمى الجار الشرقي توران والتركية وبقيادة اسم اسفنديار الإطاحة أو الانقلاب ضد المركز. وكان مركزه في أعقاب! ولم يكن يعلم بها عبر الحدود قد انتهكت. ولكن رستم يعرف هذا! القصص الأكثر إثارة للاهتمام من الشاهنامة، هو أن الدول المجاورة، وهما إيران وتوران! سابقا ملكا للملك، الذي دعا ابنتيه وكان اسمه منها. لكن اسفندياري تمكنت من جذب: ابن رستم في جيشه، التحدي الأب. جميع القصص في الشاهنامه يحدث! النضال السياسي إلى الكفاح المسلح، حتى الأب دون معرفة هوية الرجل، وقال انه أصيب بيديه! سهراب اظهار شارة لهم في آخر لحظة، للأب يعاني أكثر من ذلك. ولكن كل هذا لا يمنع يديه من معركته ضد الانفصاليين. وفي الوقت نفسه، نضاله ضد ديف يقول: هذا العنصر السحري: هذه القصة حقيقية. ومن أكثر إثارة للاهتمام أن تعرف: كان الفردوسي مترجم! الكثير الشاهنامة، في مختلف البلدان، وكتب في السنوات التي سبقت، ولكن هذا فن الفردوسي: مدرسة الواقعية السحرية، وجمع وتنظيمها، وقصائد مكتوبة قابلة للحياة. لذلك، يمكننا أن نقول أن هذا النوع من الأدب، وأساليب أدبية أو أخرى، فإن إيران لديها تاريخ من آلاف السنين: قصائد والزرادشتية ياسنا، التي يعود تاريخها إلى ما قبل الإسلام. والترجمات الأولى في الوقت المناسب: وزير الساسانية القيام به، أهمها: كتب كليلة ودمنة أو القصص القصيرة لغات الحيوانات، من الهندية إلى الفارسية.

Magical realizm İranda minlərlə illik bir tarixi var.

Gabriel Garcia Marquez-in sehrli realizm məktəb səbəb onlar bir neçə il dünya ədəbiyyatı əsir ki, bilirik. O, 200 milyon nüsxə, iki il kitab yazmaq və dünya qazandı 20-dən çox dilə tərcümə edilib ilə Solitude Yüz il. sadəcə hekayəəridən problemlər zalım rejimlər: terror çılpaq şou əsasında idarəetmə sistemi. Amma bu yalnız o seçdiyi üsul deyil, lakin müasir İranda, Qulamhüseyn Saeedi Reza Baraheni də bu janrın sahibi hesab etmək olar.

 ədəbiyyat sehrli realizm məktəbi, strukturları reallığı dəyişdirilə anlayış, real dünya lakin onların causal əlaqələr yaradılmışdır. hekayələr sehrli realizm üslubunda yazılmış, hər şey normal, lakin onlara bir sehrli və qeyri-adi element. (Wikipedia)

 müəyyən İranda sehrli realizm ilə, il və ya daha minlərlə bir tarixi var! Şahnamə min il yazılı: haqqında ən sübut. Bu kitab ictimai reallıq, ki, hər yerdə üz olur, lakin sehrli texnologiya Firdovsi sehrli elementləri ilə fakt normal dövlətlərin edir. o Sistan Yili, mənim xarakter Rüstəm əlində deyir ki, bu halda. reallıq davam edir və bir əsgər və ya İran sərhədinə komandiri, qonşuları pozulmasına qarşı dayana bildi. O dövrdə şərq qonşu mərkəzi qarşı Turan, Türk və İsfəndiyar adı aşması və ya zərbə rəhbərlik çağırıldı. Bu sonra mərkəzi oldu! sərhəd pozulub üzərində və onlara bilmirdim. Amma Rüstəm bu bilirdi! Şahnamə ən maraqlı hekayələr, iki qonşu, yəni İran və Turan edir! Əvvəllər onun iki qızı adlı bir padşah, mülkiyyətidir onları adına idi. Amma Esfandiari çəkməyi bacardı: Rüstəm oğlu ordusu Ata problem var. Şahnamə Bütün hekayələr baş! silahlı mübarizəyə siyasi mübarizə, oğlan şəxsiyyətini bilmədən atası qədər, o, öz əlləri ilə şikəst! ata daha əziyyət Söhrab, son anda onların pazıbent off göstərir. Amma bütün bu separatçılarına qarşı mübarizədə onun əllərini mane olmur. Eyni zamanda, Akvan Dave qarşı mübarizə deyir ki, sehrli element: Bu hekayə doğrudur. Bu bilmək daha maraqlıdır: Firdovsi bir compiler idi! Şahnamə çox müxtəlif ölkələrdə, illər əvvəl yazılmış, lakin bu Firdovsi sənəti idi sehrli realizm məktəbi, toplamaq və onları təşkil və şeirlər səmərəli yazılı. geri İslama əvvəl dating, şeirlər və Zərdüşt Yasna: Ona görə də biz ədəbiyyat, ədəbi və ya digər üslub bu cür İran minlərlə illik tarixi var ki, demək olar. Və zaman ilk tərcümə: Hindi-dan fars Panchatantra kitab və ya heyvan Dil qısa hekayələr, BOZORGMEHR.BRANCH naziri Sasani ən əhəmiyyətli varlıq edilir.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۴/۱۳۹۶ - ۲۰:۲۳ نظر(0)

اعلام جرم علیه بانکها

بانکها در ایران نقش ضد انقلاب را دارند که: انقلاب را از درون به کام مرگ می کشد. زیرا در هر حرکت ضد انقلابی، نقش آنها در درجه اول است: تعطیلی کارگاهها، تورم و گرانی، دستگیری مدیران عامل شرکت ها، و مصادره کارخانه ها در: سال اشتغال و تولید از این دست است. براساس گفته مهندس مرتضوی، بانک مرکزی بهره 26درصد از بانکها می گیرد، بانکها را مجبورند از مردم 22درصد بگیرند! وی که در جمع صنعتگران استان تهران، به مناسبت گرامیداشت روز صنعت، صحبت می کرد با بغض و گریه گفت: بانکها در روز روشن می آیند: کارخانه ها را پلمپ می کنند و: مدیر عامل را دستگیر و اموال آن را مصادره می کنند! فقط برای جریمه دیرکرد و بهره مرکب، که از نظر همه فقها حرام است. وی گفت کار را به جایی رسانده اند که: مرتضوی سرمایه دار بزرگ قبل از انقلاب، امروز برای ازدواج نوه اش، باید دنبال اجاره واحد مسکونی باشد! وی همچنین از همه صنعتگران خواست: بهره مرکب و جریمه دیرکرد بانکها را نپردازند. این تنها ایشان نیست که از دست بانکها، خون گریه می کند بلکه وزیر صنعت و معدن و: همه تولید کنندگان شاکی هستند. آنها می گویند هزینه حقوق های نجومی و: پاداشهای کهکشانی مدیران بانکها را، باید تولید بپردازد که این منصفانه نیست. ما قصد داریم به این آقایان بگوییم: چشم در برابر چشم! آنها اینهمه شما را اذیت می کنند، شما فقط ناله می کنید! بیایید یکبار هم شده جرات کنید: از بانکها شکایت کنید. بانکها حداقل 6جرم اساسی را مرتکب می شوند: مهمترین آن اخلال در سیستم اقتصادی و: ضربه به تولید و اشتغال است. یکی دیگر از جرائم مشهود بانکها، عمل برخلاف فتواوای صریح مراجع است. آنها جریمه دیرکرد و بهره مرکب را حرام میدانند، ولی اینها کار خودشان را می کنند. جرم سوم آنها عمل خلاف قانون است: قانون راسا موارد تعطیلی کارگاهها را به علت: بدهی به بانکها رد می کند، ولی آنها هیچگونه همکاری را بموقع نمی پذیرند، تا کار به تعطیلی کارگاهها بکشد! هزاران کارگر  بیکار شوند، اجناس کمیاب شود و گرانی بالا رود.این اخلال در سیستم اقتصادی، در حد محاربه با خدا و: مفسدین فی الارض هستند. حقوق های نجومی مخفی و اشکار و: خارج از دستورالعمل های صادره، اخذ نزول به عنوان کارمزد یابهره ، عدم رعایت قانون بودجه در: کاهش سالانه نرخ بهره، خیانت در امانت سپرده گذاران، حتی بی توجهی به قوانین و عرف بانکداری بین المللی، از جرایم مشهود  دیگر بانک ها است. البته منظور از بانکها، شخصیت حقوقی آن مورد نظر است، یعنی سیستم ایراد دارد. لذا باید سیستم به چالش کشیده شود: در دیوان عدالت اداری و سازمان های قضایی، مجتمع های اقتصادی بر علیه آنها شکایت شود، تا سیستم اصلاح شود. مثلا در عرف بین الملل، بهره ای به وام تعلق نمی گیرد، و اگر هم باشد، یک تا 4درصد است، ولی سیستم بانکی ایران، تا 26درصد بهره مصوب دارند! و خدا می داند غیرمصوب چه ها که نمی کنند. در قانون اقتصاد بین المللی، بانک امانت دار است و: فقط وظیفه دریافت سپرده و نگهداری از آن را دارد، بابت این نگهبانی هزینه هم دریافت می کند! ولی در ایران بانکها در کار بورس هم دخالت می کنند، بعنوان وکیل خود خوانده، سپرده های مردم را سهام می خرند! حتی در کار بیمه هم دخالت می کنند: یعنی سود را تضمین هم می کنند! و اینها همه جرایم مشهود است که: اگر یک فرد انجام دهد، اعدام کمترین حکم اوست! ولی بانکها هر روز بیشتر ظلم می کنند. وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.

Announcing a crime against banks

Banks in Iran have a counter-revolutionary role: they kill the revolution from within. Because in every counterrevolutionary move, their role is primarily: the closing down of workshops, inflation and gravity, the arrest of corporate executives, and confiscation of factories in: the year of employment and production. According to Mortazavi, the central bank benefits from 26% of banks, compelling banks to get 22% of the population! Speaking with industry arts in Tehran, he spoke on the occasion of the industry day, crying, "The banks come to light on the day: they close the factories and seize the CEO and seize the property!" Only for late punishment and compound interest, which is prohibited for all jurists? He said that the work was done to: Mortazavi, a great capital before the revolution, must now seek to rent a residential unit today to marry his granddaughter! He also urged all industrialists not to pay compound interest and fines for late banks. It is not only that he is crying at the banks, but the minister of industry and mining: all the producers are complainants. They say that the cost of astronomical salaries and: the galactic rewards of bank managers should produce, which is not fair. We're going to say to the gentlemen: eye to eye! They're all annoying you, you just cry! Let's get courage once and for all: complain about the banks. Banks are committing at least six basic crimes: the most important is the disruption to the economic system and: the impact on production and employment. Another obvious crime of the banks is the practice, contrary to the direct fatality of the authorities. They are late for fines, and compound interest is forbidden, but they do their job. Their third offense is contrary to the law: Rossa's law dismisses workshops due to: debt to banks, but they do not accept any cooperation in time, so as to close down the workshops! Thousands of workers are unemployed, commodities are scarce and expensive. This disturbance in the economic system is at the mercy of God and: corruptors on earth. Hidden and explicit salary; and: out of the issued instructions; the receipt of a payback fee; the failure to comply with the budget law in: annual interest rate cuts, treason in depositors' lending, even disregard for the rules and conventions of international banking; Another obvious crime is the banks. Of course, in the case of banks, its legal personality is intended, that is, the system has an objection. Therefore, the system must be challenged: In the Administrative Justice Court and judicial organizations, economic complexes will be used against them, so that the system will be reformed. For example, in international law, interest is not paid on loans, and if so, one to four percent, but the Iranian banking system has up to 26 percent interest! And God knows what non-approved people do. In the international economy law, the bank is trustee and: It is only the duty to receive the deposit and hold it, it also receives a fee for this guard! But in Iran, banks also interfere in the work of the stock exchange, they call themselves lawyers, they buy stocks of people! They even interfere in insurance: they also guarantee dividends! And these are all evident crimes: if a person does, his execution is his lowest sentence! But banks are more oppressive every day.

كتب الاتهام

كتب في الثورة المضادة، تلك الثورة من داخل يقتل. لكل ثورة مضادة، ودورها هو في المقام الأول: ورش عمل عطلة والتضخم وارتفاع الأسعار، وإلقاء القبض على كبار المديرين التنفيذيين ومصادرة المصانع في الإنتاج والعمالة في يده. وفقا للسيد مرتضوي، والفائدة للبنك المركزي هو 26٪ من البنوك، فتضطر البنوك إلى اتخاذ 22 في المئة من الناس! وقال متحدثا في تجمع للحرفيين في طهران لاحياء ذكرى هذه الصناعة، وتحدثت مع الدموع والبكاء البنك في وضح النهار و: مصانع مغلقة والرئيس التنفيذي للاعتقال ومصادرة الممتلكات من ذلك! فقط من أجل الرسوم المتأخرة والفائدة المركبة، الذي حرمه الفقهاء. وقال ان لدينا حتى الآن: مرتضوي قطب قبل الثورة، تزوج اليوم حفيده يجب أن تبحث لاستئجار وحدات سكنية! كما طلب من الصناعة: البنوك تدفع الفائدة المركبة والعقوبات في وقت متأخر. هذا لا تضيع فقط بنوكها، يبكي الدم، ولكن وزير الصناعة والمناجم وجميع الشركات المصنعة تشكو. يقولون الرواتب والنفقات الفلكية: المكافآت المجرة مديري البنك، يجب المنتجين دفع هذا ليس عدلا. ونحن في طريقنا إلى هؤلاء السادة يقولون: العين بالعين! أنهم جميعا يزعجك، لا يمكنك فقط أنين! دعونا لا تجرؤ كان ذات مرة: البنوك تشكو. لا يقل عن ستة بنوك كبرى ترتكب جريمة: هو أكثر الأنظمة المزعجة والاقتصادية وأثرها على الإنتاج والعمالة. بنوك آخر جرائم واضحة، والتصرف يتعارض مع إشارات واضحة فتوى. وهم يعرفون الرسوم المتأخرة غير القانونية والفائدة المركبة، ولكن لديهم أعمالهم الخاصة. الفصل الثالث هو جريمة ضد القانون: القانون نفسه بسبب إغلاق ورشة العمل: الديون للبنك ينكر، ولكنها لم تقبل العمل في الوقت المحدد، والعمل على إغلاق المحل! الآلاف من عمال عاطلون عن العمل، والسلع الشحيحة وارتفاع معدلات التضخم تعطيل النظام الاقتصادي، ومحاربة الله: هم فسادا في الأرض. حقوق الفلكية خفية واضحة: من التعليمات الصادرة، مع نزول كرسوم وعدم الامتثال للميزانية في تخفيض معدل سنوي للفائدة وخيانة الثقة المودعين، حتى بغض النظر عن قوانين وأعراف المصرفيين الدوليين، و الجريمة هو واضح في البنوك الأخرى. بطبيعة الحال، فإن البنوك والكيان القانوني الذي هو المطلوب، وهذا النظام هو الخاطئ. ولذلك، ينبغي الطعن في النظام في المحكمة والقضائية والمجمعات الاقتصادية شكاوى ضدهم، حتى يتم إصلاح النظام. على سبيل المثال، في الممارسة الدولية، لا يحق الفائدة على القرض، وإذا كان كذلك، ما يصل إلى 4 في المئة، ولكن النظام المصرفي الايراني، وتصل إلى 26 في المئة من وافق بهم! غير المعتمدة والله وحده يعلم ما الذي لا. في الاقتصاد الدولي، ومصرف الوديع والمهمة الوحيدة هو الحصول على الودائع وصيانة، لأنه يتلقى الحارس ايضا رسوم! لكن البنوك الايرانية متورطة في الصرف، كما قرأ محاميه ودائع الناس لشراء الأوراق المالية! حتى في أعمال التأمين وتشارك، ليست مضمونة الأرباح IE! وجميع هذه الجرائم هو واضح أنه إذا كان الشخص لا، عقوبة الإعدام هي الأقل! لكن البنوك قمعية على نحو متزايد.

iddianamədə Books

əks-inqilab Books, öldürsə ərzində ki, inqilab. hər əks-inqilab, onların rolu ilk növbədə: bayram seminarlar, inflyasiya və yüksək qiymətlər rəhbərləri və əl istehsalı və məşğulluq fabriklərin kamulaştırma həbs. Cənab Mortazavi sözlərinə görə, Mərkəzi Bankın faiz bankların 26% edir, banklar insanların 22 faizini almaq məcburiyyətində qalır! Sənaye xatirəsinə Tehranda biznesmen bir araya danışan göz yaşları ilə danışıb və ağlayan, gündüz bank deyib: fabrikləri qapalı və həbs və mal CEO onu müsadirə! Yalnız mərhum haqları və İslam hüquqçuları ilə qadağan mürəkkəb faiz, üçün. O qədər ki, dedi: Mürtəzəvi maqnat İnqilabdan əvvəl, bu gün onun nəvəsi yaşayış ədəd icarəyə axtarır edilməlidir evli! O, həmçinin sənaye soruşdu: banklar mürəkkəb faiz və gec cərimələr ödəmək. Bu yalnız onların banklar itirilmiş qan ağlayır, lakin sənaye naziri mina və bütün istehsalçıları şikayət deyil. Galactic mükafatlar bank müdirləri, istehsalçılar ki, ədalətli deyil ödəməlidir: Onlar astronomik əmək haqqı və xərcləri deyirlər. Biz demək bu cənablar olacaq: göz bir göz üçün! Onlar bütün narahat, yalnız ağlayıb-sızlamaq bilməz! Bizə bir dəfə deyil cəsarət edək: bankları şikayət. Ən azı altı əsas banklar cinayət törətmək olunur: ən narahat və iqtisadi sistemləri: istehsal və məşğulluq təsir. Başqa bir aşkar cinayətlər bankların açıq istinadlar fətva zidd hərəkət. Onlar qanunsuz mərhum haqları və mürəkkəb faiz bilirik, lakin onlar öz iş var. işçilərin Minlərlə işsiz, qıt mal və yüksək inflyasiya Rvd.ayn Allaha qarşı düşmənçilik kimi, iqtisadi sistem pozmağa: onlar yer üzündə Pornoqrafiya var. gizli astronomik və açıq-aydın hüquqları: verilmiş təlimat Out, əmək haqqı və ya faiz, faiz illik azalma faiz büdcə riayət, inam əmanətçilərin pozulması, hətta beynəlxalq bank qanunları və gömrük nəzərə kimi sertifikat azalması, cinayət digər banklardan müəyyəndir. Əlbəttə ki, banklar, istənilən hüquqi şəxs, sistem səhv edir. Sistem islahatlar qədər Buna görə də, sistem, məhkəmə və onlara qarşı məhkəmə, iqtisadi kompleksləri şikayət etiraz edilməlidir. Məsələn, beynəlxalq təcrübədə, kredit üzrə faiz adlı deyil, o, 4 faiz, lakin əgər onların təsdiq 26 faizədək İranın bank sistemi! Qeyri-təsdiq və Allah yoxdur ki, nə bilir. beynəlxalq iqtisadiyyat, depozit bank və yalnız vəzifə qarovul də haqları qəbul çünki, depozitlər və onun saxlanılması almaq üçün! vəkili fond almaq üçün insanların əmanətləri oxumaq kimi İranın bankları mübadiləsi cəlb var! Hətta cəlb olunur sığorta, yəni dividendlər zəmanət deyil! Və bütün bu cinayətlərin bir şəxs əgər, ölüm hökmü ən az ki, göz qabağındadır! Amma banklar getdikcə zalım var.

 

مسلمانان میانمار وارثان پیامبران زمان ما

اختلاف اصلی وهابیت با شیعه، در همین یک کلمه است که: آنها می گویند پیامبر اسلام نه ارثی داشته و نه وارثی!  ولی شیعه می گوید هم ارث داشته و هم وارث. ارث اصلی پیامبر کتاب الله است، و وارث اصلی ایشان عترت می باشد. که خود ایشان فرمودند: (انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی)  ماترک من دو چیز است: کتاب خدا و خاندان من. البته وراث و ارثیه های دیگر هم ذکر شده: که گفته شده اموال شخصی ایشان، زمین های فدک و باغات خیبر و امثال آن. مهمتر از همه وارثان انبیا، علما هستند: (العلما ورثه الانبیا) اهمیت بحث قرن حاضر در همین است که: ارث و وارث نباید از هم جدا شوند. لذا علما یعنی کسانی که قران را محافظت می کنند، و آن را با آموزش دادن حفظ می کنند، جزو عترت پیامبر هستند. عترت رسول در زمان ما، مانند قران دارای تیراژ یا تعدد است. بسیاری از علما، نسبا و سببا از سلاله رسول الله هستند، ولی برخی فقط به سبب: حفظ و آموزش قران واحکام آن وارث پیامبر می شوند. این علما دارای درجات هستند: یعنی همه در یک سطح قرار ندارند، برخی مانند مراجع قم یا مشهد و نجف، همه گونه آزادی مطالعه و اندیشه و بحث و فحص را دارند، و لذا به درجات عالی اجتهاد و بالاتر می رسند. اما تعدادی نیز در شرایط سختی هستند، و حتی خواندن قران برای آنها جرم است. مانند علمای جمهوری آذربایجان، که با اینکه این کشور شیعه هست، و همه اهالی آن پیرو امام زمان عج هستند، ولی بدتر از ارمنستان است! آنقدر که بر علما در جمهوری آذربایجان، سخت گیری می شود با علمای لاچین، که تحت سلطه ارمنی ها است برخورد نمی شود! زیرا حیدر علی اف، افسر ارشد کا گ ب بود و: هدف او براندازی دین بود و: بعد از فروپاشی هم به این کار ادامه داد. فرزندان اوهم، همه کمونیست هستند. فقط در آذربایجان شیعه نیست که علما، مانند پیامبران، تحت شکنجه و آزار هستند، در میانمار هم همینطور است. مردم میانمار، همه پیامبران زمان خود هستند، زیرا که از دین خدا محافظت می کنند، از هیچ کشتار ها و شکنجه ها نمی ترسند و: مانند پیامبران استقامت می کنند. آنها میتوانند از دین اسلام دست بکشند، بودایی یا لامذهب بشوند تا: بهترین زندگی را داشته باشند، ولی همچون انبیا الهی، زیر شکنجه ها و کشتار ها، دست از اسلام برنمی دارند. اینها وارثان واقعی پیامبران هستند، ولو اینکه به اندازه مجتهدان: نجف یا قم و مشهد اطلاعات نداشته باشند. اینها استقامت دارند، و این همان چیزی است که: در قران ذکر شده و پیامبر می فرماید: این آیه از سوره هود مرا پیر کرد! (فاستقم کما امرت و من تاب معک) اینها نه تنها از سوی کسی حمایت نمی شوند، بلکه دیگران، حتی مسئولان جمهوری اسلامی هم! از ترس (دخالت در امور کشورهای دیگر)، اگر کاری هم از دستشان بیاید، برسر آنها می زنند! تا مبادا آل سعود یا آمریکا بگویند: ما سلاح یا غذا و داروی ایرانی، در بین مسلمانان میانمار پیدا کردیم! چرا راه دور می رویم؟ همین بغل گوشمان بحرین، که تا چند سال پیش استان 14ایران بود، الان تبدیل به کابوسی برای مسئولین ایران شده! همینکه می گویند: چند بحرینی طرفدار ایران را دستگیر کردند، تن اینها می لرزد! و فکر می کنند فردا اینها را هم دستگیر می کنند! در عربستان، آل سعود، قبرستان بقیع را تخریب کرد، هیچکدام جرات نکردند بگویند: تخریب در برابر تخریب! زیرا همانطور که آنان ملک شخصی: پدر بزرگ ایرانی ها راتخریب کردند، و نوادگان آنها را تبعید نمودند، اینها هم که ادعا می کنند: نوادگان آنها هستند، یک موشک به آل سعود بزنند!

The Myanmar Muslims are the heirs of the prophets of our time

The main difference between Shah and Wahhabism is in the same word: They say that the Prophet of Islam is neither inherited nor inherited! But the Shia says both the inheritance and the heir. The main inheritance of the Prophet is the book of Allah, and his main heir is the Etruth. He himself said: My relic is two things: the Book of God and my household. Of course, the inheritance and other inheritances are mentioned: it is said that their personal property, Fadak lands and Khaybar Gardens and the like. Most importantly, the heirs of the prophets are the ulama: () The importance of the discussion of the present century is that: the inheritance and heirs should not be separated. Therefore, the ulama-those who protect the Qur'an, and preserve it by teaching, are among the Prophet's etrates. The Prophet's tract in our time, like the Qur'an, has circulation or plurality. Many scholars, relatives and masters of the Holy Prophet (s) are Allah, but some only because of: preserving and teaching the Qur'an and its successors are the heirs of the Prophet. These scholars have degrees: they are not all at the same level, some like the Qom or Mashhad and Najaf, have all the freedom of study, thought and discussion, and thus reach the highest levels of ijtihad and above. But some are also in difficult times, and even reading the Quran is a crime for them. Like the scholars of the Azerbaijani Republic, which, despite being Shi'a, and all its inhabitants follow the Imam, are worse than Armenia! As hard as the scholars in the Republic of Azerbaijan, they will not be treated by the Ulaahs of Lachin, which is dominated by the Armenians! Because Heydar Aliyev was the senior officer of the KGB, and his goal was to overthrow the religion: after the collapse, he continued. His children are all communists. It is not only Shi'a in Azerbaijan that the Ulema, like the Prophets, is tortured and harassed, it is in Myanmar too. The people of Myanmar are all prophets of their time because they protect God's religion, they are not afraid of any killing and torture, and they persevere like prophets. They can give up Islam, Buddhism, or Islam to have the best of life, but they do not give up Islam, like the divine prophets, under torture and killing. These are the true heirs of the prophets, although they do not have the information of the mujtahids: Najaf or Qom and Mashhad. These are persevering, and this is what is mentioned in the Qur'an and the Prophet says: "This verse from the Surah hood has made me old! (I am fortunate enough to support me and others), not just the officials of the Islamic Republic! From fear (interference in the affairs of other countries), if they do something, they will take them! So that Saudi Arabia or the United States say: We have found weapons or food and medicine in Iran among the Muslims of Myanmar! Why are we going to distance? The same hand in Bahrain, which was only 14 years ago in Iran, has now become a nightmare for Iranian officials! When they say: How many Bahraini arrested Iran's supporter, they are shaking! And they think they'll arrest them again tomorrow! In Saudi Arabia, al-Saud destroyed Baqi's cemetery, none of them dared to say: demolition against destruction! Because they, as they personally destroyed, destroyed the grandfather of Iranians, and banished their descendants, who claim that they are descendants of a rocket to Al Saud!

ورثة ميانمار المسلمين الأنبياء في عصرنا

الاختلافات الرئيسية مع الوهابية الشيعة، وهذا هو الكلام الذي يقولونه كان محمد يست وراثية وليس ولي العهد! ولكن شي يقول الميراث وريث. تركة الرئيسي لرسول الله، وريث منزل عائلته. قال فيها: بلادي إرث هو أمرين: كتاب الله وعائلتي. ورثة وغيرها من التراث المدرجة: الذي قال ممتلكاتهم الشخصية والأرض والحدائق فدعق خيبر وما شابه ذلك. قبل كل شيء رثة الأنبياء، والعلماء (العلماء ورثة الأنبياء) المسائل التي نوقشت في هذا القرن هو أن من الميراث وريث يجب فصل. علماء القرآن الذين يحمون، والحفاظ عليه مع التدريب، هي من بين ذرية النبي. بيت النبي في عصرنا، مثل القرآن هي تداول أو رقم. كثير من العلماء، والمناخات SBBA سليل النبي، ولكن بعض قضية عادلة: للحفاظ على وتعليم أحكام القرآن هم ورثة الأنبياء. ولكن بعضها أيضا في وضع صعب، وحتى قراءة القرآن بالنسبة لهم هو جريمة. كما علماء أذربيجان، وهو بلد شيعي، وجميع سكانها هم أتباع الإمام المهدي، ولكن أرمينيا هو أسوأ! بحيث العلماء في أذربيجان، والصرامة مع علماء البريد لاشين، الذي يهيمن عليه الأرمن لا يعامل! لأن حيدر علييف، ضابط الكي جي بي كان: ان هدفه هو إسقاط الدين بعد استمر انهيار للقيام بذلك. أولاده، ايضا، هي كل الشيوعيين. أذربيجان ليس فقط العلماء الشيعة، مثل الأنبياء، تحت الاضطهاد في ميانمار جدا. ميانمار الناس، كل الأنبياء من وقتهم، بسبب دين الله حماية من أية أعمال قتل وتعذيب لسنا خائفين من هؤلاء الأنبياء المثابرة. ويمكن أن تتخلى عن الإسلام، البوذية أو ملحدا كما يلي: الحصول على أفضل حياة، ولكن كما الانبياء والتعذيب والقتل والإسلام لا تتوقف عند هذا الحد. هذه هي ورثة الحقيقية للأنبياء، على الرغم من أن حجم العلماء: النجف أو قم ومشهد لا تملك المعلومات. هذه القدرة على التحمل، وهذا هو ما: قال القرآن الكريم والسنة النبوية: الآية من سورة هود الذين تتراوح أعمارهم بين لي! غير معتمدة ليس فقط من قبل أي شخص، ولكن البعض الآخر، وحتى المسؤولين في الجمهورية الإسلامية! الخوف (التدخل في شؤون الدول الأخرى)، وإذا كانت لا تأتي معا، فهي أكثر! قناة العربية أو أمريكا لا يعني أننا أسلحة إيرانية أو إدارة الغذاء والدواء، وجدت في ميانمار بين المسلمين! لماذا تذهب المسافة؟ سماع البحرين نفس الجانب، التي كانت حتى قبل بضع سنوات، محافظة ال14 إيران، تحولت الآن إلى كابوس بالنسبة للسلطات الإيرانية! كما يقولون، وهو بحريني الموالي لإيران القبض، هذه الهزات! وأعتقد أن غدا سوف اعتقال! في المملكة العربية السعودية، سعود، ودمرت مقبرة البقيع، يجرؤ أحدا لم يقل: تدمير تدمير! لأنه كما ممتلكاتهم الشخصية: الجد الإيرانيين دمرت، وكانوا في المنفى ذريتهم، يزعمون أن: هي ذريتهم، أصاب صاروخ آل سعود!

Dövrümüzün peyğəmbərlərin Myanmar müsəlmanların varisləri

Şiə Vəhhabi ilə əsas fərqlər, bu, onlar Məhəmməd deyil irsi və varisi idi demək ki, bir söz var! Amma Shi miras və varisi deyir. ailəsinin evinə əsas Allahın Peyğəmbər miras və varisi. Hansı dedi: Allahın kitabı və mənim ailə: Mənim miras iki şey var. sadalanan varisləri və digər irs onların şəxsi əmlak, torpaq və bağlar Fədək Khyber və kimi bildirib. peyğəmbərlərin bütün varisləri şeydən bu əsrdə müzakirə alimlər (Ulama varisləri Anbiya) məsələləri miras və varisi ayrılmalıdır ki var. təlim ilə onu qorumaq və qorumaq Quran alimlər Peyğəmbərin nəslindən var. belə Quran kimi vaxt peyğəmbər, Məət dövriyyəsi və ya nömrəsini. alimlər, iqlim çox və Sbba Peyğəmbərin nəslindən, lakin bəzi yalnız səbəb: qorumaq və Quran qaydaları öyrətmək üçün peyğəmbərlərin varisləridir. Lakin bəzi çətin vəziyyətdə də var və onlara cinayət üçün belə Quran oxumaq. şiə ölkəsi olan Azərbaycan alimləri, və onun bütün sakinləri kimi İmam Mehdinin ardıcılları, lakin Ermənistan pisdir! Azərbaycanda alimlər ki, ermənilər üstünlük təşkil edir Üləma-e Laçın ilə rigor müalicə deyil! Heydər Əliyev, baş KGB zabit idi: dağılması bunu davam sonra məqsəd din devirmək idi. Onun uşaqlar, çox, bütün kommunistlər var. Azərbaycan peyğəmbərlər kimi, çox Myanmar zülm altında olan yalnız şiə üləma edir. Myanmar insanlar, çünki hər hansı bir cinayətləri və işgəncə qorumaq Allahın dininin vaxt bütün peyğəmbərlər belə peyğəmbərlər səbr qorxmur. Onlar İslam, Buddist imtina və ya ateist olmaq: yaxşı həyat var, lakin ilahi peyğəmbərlər, işgəncə və qırğınlar kimi, İslam orada dayandırmaq deyil. Nəcəf və ya Qum və Məşhəd məlumat yoxdur: Bu alimlərin ölçüsü baxmayaraq, peyğəmbərlərin doğru varisləri var. Quran və Peyğəmbər dedi: Bu dözümlülük və bu nə surəsi Hud ayə mənə yaşlı! Bu yalnız hər kəs tərəfindən dəstəklənir, lakin deyil ki, İslam Respublikasının başqaları hətta rəsmiləri! Fear (digər ölkələrin işlərinə müdaxilə), onlar bir araya gəlib, onlar artıq var! Al Arabia və ya Amerika biz İran silah və ya müsəlmanlar arasında Myanmar aşkar Qida və Dərman İdarəsi demək deyil! Nə məsafə getmək? Bahrain bir neçə il əvvəl qədər, İranın 14 əyalətində, indi İran hakimiyyəti üçün bir kabusa döndü eyni tərəfi, eşitmək! Necə deyərlər, bir pro-İran Bəhreyn bu titrəmələri, həbs olundu! Onlar həbs ki, sabah edirəm! Səudiyyə Ərəbistanı, Səud ildə Baqi qəbiristanlığı dağıdılıb, heç demək deyil cəsarət: məhv məhv!

 

 

فراخوان سلسله جلیله سادات

 سالروز شهادت امام جعفر صادق، رئیس مذهب جعفری و استاد الاساتید: فقه شافعی و حنبلی و حنفی نزدیک است. و ما بازماندگان و شیعیان این امام همام، تاکنون هیچ کاری برای باز سازی: قبر مطهر ایشان انجام ندادیم و: حتی نوادگان امام حسن و امام سجاد و امام باقر هم، ساکت نشستند. زیرا با اینکه کربلای معلا هم، در همان سالها به دست آل سعود تخریب شد، ولی حسینی های زمان مانند جدشان امام حسین ع، یک لحظه آرام نگرفتند تا آن را بازسازی نمودند. لذا ما تصمیم داریم برای این کار، قدمی برداریم: از نوشتن نامه تا طرح دعوا، پیگیری حقوقی و جهانی و تا جمع آوری کمک مالی و: طراحی و مهندسی و غیره، لذا از همه نوادگان دعوت داریم: به جبران سکوت 86ساله، به میدان بیایند و خواستار بازسازی بقیع شوند. البته سادات حسنی هم به زیدی هم معروف هستند، زیرا امام حسن هم فرزندی بنام زید داشته اند، لذا زیدی های یمن و ایران میتوانند: برای امام حسن نیز اقدام کنند. اکثر نوادگان امام جعفر صادق در پیشاور و مخصوصا: در کشمیر هستند که ممکن است: قادر به نوشتن یا ارسال نامه نباشند، ولی همشهری های آنان در تهران و قم، مخصوصا در جامعه المصطفی العالمیه، میتوانند این کار را انجام دهند. البته مردم کشمیر یا پاراچنار و: میانمار شاید ناراحت باشند از اینکه: چرا ازادی دینی ندارند و شاید هم بگویند: چرا خدا به فکر انها نیست. اما اینطور نیست، بلکه برعکس، خداوند ماموریت مهمی به آنها واگذار کرده است. زیرا خداوند پیامبران را هم، از میان خود مردم انتخاب می کرده است. لذا برای هدایت انبوه جمعیت هند، نیاز به وجود افراد با ایمان کشمیر است، که از سختی ها نترسند وجزو مردم هند باشند. برای هدایت مردم پاکستان نیز به: افراد شیعه و سختکوش پاراچنار نیاز است، همانطور که برای عربستان، مردم قطیف هستند و: برای افغانستان مردم پنجشیر و هزاره. برای همه کشورهای دنیا، خداوند شیعیان را فرستاده، تا در آنجا زندگی کنند. آنها هم بدانند که زنده بودنشان، ترس در دل دشمنان انداخته و: برای جلوگیری از محبوبیت آنها است که، توطئه می کنند و کشتار به راه می اندازند. والا مسلمانان میانمار یا فلیپین، مگر چه آزاری دارند؟ شیعیانی که از لبنان فرار کرده، و در آمریکای جنوبی زندگی می کنند، مگر چه قدرتی دارند؟ البته همه میدانند که در 220کشور دنیا، خداوند حجت ها و نشانه های خود را گذاشته است، که همه آنها زیر نظر حجت اصلی یعنی امام زمان ع انجام وظیفه می کنند. حتی در هر شهری مخصوصا شهر های بزرگ دنیا هستند. فقط از دید مردم غایب هستند، یعنی مردم آنها را نمی شناسند، ولی مردم دنیا برای سعادت دنیا و آخرت خود، باید آنها را بشناسند و احترام کنند و: دین را از آنان یاد بگیرند. یک راه شناخت آنها همین است: جاوید الاثر احمد متوسلیان میگفت: در هنگام جنگ اگر راه را گم کردید، نگاه کنید ببینید: دشمن کجا را آتش باران می کند، همان جا جبهه خودی است! لذا اگر می بینید یک عده بنام بودایی یا غیره، مسلمانها را می کشند، بدانید از ترس شان است. در واقع خداوند مهربان، کوتاهی و کم اهمیتی مردم در: شناخت حجت های خدا را با شناخت وسیع دشمنان، جبران کرده است. از این لحاظ ما تقصیر به گردن داریم، برای اینکه دنبال شناخت حجت های خدا، در شهر های خودمان نرفتیم، همانطور که حجت بالغه خدا یعنی: صاحب الزمان را هم نمی شناسیم! در روایات داریم: او در کنار ما است و: ما ایشان را نمی بینیم.

Call of the Gelay Sadat Dynasty

 The anniversary of the martyrdom of Imam Jafar Sadiq, the head of Jafari's religion and the professor of jurisprudence Shafei and Hanbali and Hanafi is close. And we, the survivors and Shiites of this Imam Hamoom, have done nothing to reconstruct: We have not done their grave, and even the descendants of Imam Hassan and Imam Sajjad and Imam Baqir were still silent. Because, although Karbala Mala'a was destroyed in the same years by Al-Saud, the time-honored Hossein of Imam Hussein's ancestors did not calm down a moment to rebuild it. Therefore, we intend to take a step from writing letters to lawsuits, legal follow-ups to donations, and design and engineering, etc. Therefore, we invite all the descendants: to compensate for the silence of 86 years, to the square Come and call for a restoration. The sample application for this call is attached.

Of course, Sadat Hasani is also known as Zaidi, because Imam Hasan has a son named Zayd, so Zaidi of Yemen and Iran can: act for Imam Hassan. Most of the descendants of Imam Jafar Sadiq are in Peshawar, and in particular: in Kashmir, who may not be able to write or write letters, but their townspeople in Tehran and Qom, especially in al-Mustafa society, can do this. Of course, the people of Kashmir or Parakhnar and: Myanmar may be upset that: why do not they have religious freedom and maybe even say: why God does not think about them. But it is not, but on the contrary, God has given them an important mission. For God has chosen the prophets among themselves. Therefore, to guide the mass of the Indian population, there is a need for the people of Kashmir to believe that they are not afraid of the hardships and are among the people of India. To guide Pakistani people, there is also need for Shiite and hard-working Parachinarians, as for the Saudis, they are Qatifis and: for Panjshir and Hazara people. For all the countries of the world, God has sent Shiites to live there. They also know that their vivacity is a fear in the hearts of enemies and: to prevent their popularity, conspiracy, and killing. Supreme Muslims in Myanmar or the Philippines, but what's wrong? Shiites who escaped from Lebanon and live in South America, except what power? Of course, everybody knows that in 220 countries of the world, God has given his proofs and indications, all of which are under the control of the main authority, Imam of the time. Even in every city, especially in the big cities. Only people are absent from the people, that is, people do not recognize them, but the people of the world must recognize and respect them for the happiness of their world and the Hereafter, and learn from them religion. One way of knowing them is: Javid al-Ahrar Ahmad Motez-eulian said: If you lost your way to war, see see: Where the enemy rains, it's the front of it! So if you see a Buddhist or so, kill Muslims, know that they are afraid. Indeed, Allah has mercy on the lack and importance of people in: Recognizing God's proofs with the vast knowledge of the enemies. In this regard, we have a fault in order to not seek the knowledge of the proofs of God in our cities, as we do not know the true proof of God, that is, we do not know the true owner! We have narratives: He is with us and: We do not see them.

ودعا السادات لسلسلة من الجليل

 ذكرى استشهاد الإمام جعفر الصادق، رئيس الشافعي والحنبلي والحنفي أستاذ فقه الدين وعلى مقربة البقدونس. نحن الناجين والإمام الشيعي، لا يملك شيئا لإعادة بناء: القبر المقدس وانه لم يكن حتى من نسل الإمام الحسن والامام السجاد، الإمام الباقر أيضا، وجلس في صمت. أنه على الرغم من قانون مكافحة غسل الأموال كربلاء، في نفس السنوات دمرت السعوديين، ولكن مثل سلفهم الوقت الإمام حسين حسيني، حتى انها ليست لحظة من الهدوء واستعادتها. لذلك قررنا أن نفعل ذلك، خطوة إزالة من كتابة رسائل إلى العمل، ومتابعة والعالم القانوني وجمع الأموال والتصميم والهندسة وغيرها، لذلك كل من نسل دعوة لدينا للتعويض عن صمت 86 عاما، والاستعاضة يأتي وتسعى إلى إعادة بناء البقيع بهم. يتم إرفاق نموذج الرسالة الاستئناف.

ولكن السادات إلى هوسني زيدي المعروف أيضا باسم الإمام الحسن كما كان له ابن اسمه زيد، لذلك الزيدي اليمن وإيران قادرة على الإمام الحسن تنطبق أيضا. أكثر من نسل الإمام جعفر الصادق في بيشاور وخصوصا في كشمير التي قد تكون قادرة على الكتابة أو عدم الكتابة، ولكن مواطنيهم في طهران وقم، وخاصة في جريدة يمكن أن تفعل هذا. بطبيعة الحال، فإن باراشينار وكشمير وميانمار وربما قلب لك: لماذا لا حرية دينية وربما يقول: لماذا تعتقد أن الله عنهم. لكنها ليست كذلك، بل مهمة هامة الله الموكلة إليهم. الأنبياء الرب، الذي تم اختياره من بين الناس. لذلك، لتوجيه الجماهير في الهند وكشمير هي الحاجة إلى أهل الإيمان، وأهل الهند لسنا خائفين من الصعوبات. باكستان لتوجيه الناس إلى الناس ومطلوب العمل الدؤوب باراشينار الشيعة، والمملكة العربية السعودية، والناس القطيف وللشعب الأفغاني وبانجشير للألفية. لجميع دول العالم، أرسل الله الشيعة، للعيش هناك. أنهم يعرفون أنهم على قيد الحياة، ووضع الخوف في قلوب الأعداء لمنع شعبيتها هي أن والتآمر والدمار لإطلاق. خلاف المسلمين في ميانمار أو الفلبين، ولكن ما الضرر هناك؟ الشيعة الذين فروا من لبنان، ويعيش في أمريكا الجنوبية، ولكن ما السلطة؟ وبطبيعة الحال، والجميع يعرف أن في 220 دولة حول العالم، وقد أعطى الرب دليل على أعراضهم، وكلها تحت الدليل الأصلي الإمام المهدي (ع) القيام بواجباتهم. حتى في كل مدينة، وخاصة المدن الكبرى في العالم. فقط عيون الشعب غائبة، والناس أنهم لا يعرفون، ولكن الناس في جميع أنحاء العالم عن السعادة في الدنيا والآخرة، ويجب أن تعترف وتحترم الدين لتعليمهم. هذا هو وسيلة لتعرفهم: قال القائم بأعمال جاويد أحمد متوسلیان عندما كانت الحرب إذا كنت تفقد طريقك، ونتطلع إلى رؤية أين نيران العدو إلى المطر، وهناك جبهة بك! حتى إذا كنت ترى مجموعة تسمى البوذية أو نحو ذلك، وقتل المسلمين، ومعرفة مخاوفهم. في الواقع، الله الرحمن الرحيم، قصيرة وضئيلة الناس: برهان فهم الله مع معرفة واسعة للعدو، يتم تعويض. وفي هذا الصدد نحن لإلقاء اللوم، الذي يسعى لفهم برهان الله، في مدننا حفلة موسيقية، كدليل على فعالية الله: زمان أيضا لا أعرف! في تقاليدنا: فهو في صالحنا ونحن لا نراهم.

Sedat Galilee bir sıra çağırıb

 İmam Cəfər əl-Sadiq əl-Shafi'i və din və cəfəri yaxın Hənbəli və Hənəfi hüquq professoru rəhbəri Şəhidlik ildönümü. Biz sağ və şiə İmam, yenidən heç bir şey var: Müqəddəs ağır və o İmam Həsən və İmam Səccad, İmam Baqir hətta nəvələri də sükutla oturdu etməyib. Mla Kərbəla baxmayaraq, eyni illərdə Səudiyyə, lakin onların əcdadı kimi İmam Hüseyn Hüseyni vaxt məhv edildi, belə ki, sakit bir an deyil, çünki bərpa edilmişdir. Belə ki, biz bunu etmək qərarına gəlib, addım, hərəkət məktublar yazılı aradan qaldırılması və hüquqi dünya təqib və fondlar və dizayn, mühəndislik və s qaldırmaq, belə ki, biz 86 il sükut etmək lazımdır dəvəti bütün nəsli əvəz gəlib və onların Baqi yenidən axtarmaq. Müraciətdə nümunə məktub əlavə olunur.

Zaidi Yəmən və İran da tətbiq İmam Həsən edə bilərlər ki, həm də İmam Həsən kimi tanınan Hüsnü Zeydi üçün Sedat da, Zaid adlı bir oğlu var idi. yazmaq yazmaq və ya mümkün ola bilər Imam Cəfər əl-Sadiq nəslindən Peshawar və xüsusilə Kəşmirdə, xüsusilə Al Tehran və Qum onların fellow vətəndaşların çoxu bunu edə bilərsiniz. dini azadlıq mütləq Niyə və bəlkə demək: Əlbəttə, Parachinar və Kəşmir və Myanma yəqin ki, siz dilxor Niyə Allah onlar haqqında düşünmək yoxdur. Amma bu, əksinə əhəmiyyətli bir missiya Allah onlara əmanət etdi. insanlar arasında seçilmiş Rəbbin peyğəmbərləri. Buna görə də, Hindistan kütlələri yol, Kəşmir iman insanlar üçün ehtiyac, və Hindistan xalqı çətinliklər qorxmur. Pakistan Səudiyyə Ərəbistanı, Qatif insanlar üçün və əfqan xalqı və Millennium Panjshir üçün insanlar və çalışqan Parachinar şiə tələb olunur insanları doğru yola. dünyanın bütün ölkələrində, Allah orada yaşamaq, şiə göndərdi. Onlar diri-diri bilirik ki, onların populyarlıq sui-qəsd və məhv başlamaq üçün ki, qarşısını almaq üçün düşmən ürəklərinə qorxu qoydu. Myanma və ya Filippin Əks halda müsəlmanlar, lakin nə zərər? Livan qaçdı və Cənubi Amerikada yaşayır, lakin nə güc şiələr? Əlbəttə ki, hər kəs dünyada 220 ölkədə, Lord öz vəzifələrini həyata keçirmək bütün Imam Mehdi (ə) orijinal sübut altında olan onların simptomları, sübut verdi ki, bilir. Hətta hər şəhərdə, dünyada xüsusilə böyük şəhərlərdə. insanların yalnız gözləri onlar bilmirlər insanlar yoxdur, lakin bu dünyada və axirətdə xoşbəxtlik üçün dünyada insanlar, onlar tanımaq və onlara öyrətmək üçün din hörmət etməlidirlər. Bu onları tanımaq üçün bir yoldur: fəaliyyət Javed Ahmad Motevaselian müharibə sizin yol itirmək əgər zaman yağış düşmən yanğın, bir ön Öz olduğu bax dedi Siz Buddist və ya adlanan bir qrup görmək Belə ki, müsəlmanlar öldürmək qorxularına bilirik. Əslində, Allah, rəhmli qısa və əhəmiyyətsiz adam: düşmən geniş bilik ilə Allahın Anlaşma sübut kompensasiya edilir. Zaman da bilmirik: biz günah bu baxımdan Allahın səmərəlidir sübut kimi, bizim şəhərlərdə Prom, Allahın sübut anlamaq üçün çalışır! Bizim ənənə: o, bizim tərəfimizdədir və biz onları görmürük.

 

 

چگونه ملت ایران، دشمن را سرکار می گذارد!

سخنان اخیر رئیس جمهور اسلامی ایران، نشان داد که شایعات: وجود اختلاف و یا مباحثی از این قبیل، فقط برای فریب دشمنان است، و الا اختلافی وجود ندارد. بنده از اول انقلاب یادم هست که: هرچه بر طبل اختلاف می کوبیدند، در آخر به وحدت بهتر و بالاتری تبدیل می شد. زیرا اختلاف در ایران، ذاتی نیست بلکه عرضی و صوری است. مثلا عده ای می خواهند دگر اندیش باشند، ولی خودشان میدانند که اشتباه است، اما برای فریب دشمن این کار را می کنند، و دشمن هم در این سراب! تا لب چشمه می رود، ولی تشنه برمی گردد! مثلا در همین انتخابات اخیر، که دکتر روحانی 24میلیون رای آورد، و رقیب ایشان 18میلیون، دشمن خوشحال شد که: دریچه اختلافی باز شده است! 18میلیون تمکین نمی کنند. لذا دو قطبی  و دودستگی را تبلیغ کردند، تا جاییکه در عالم توهم خودشان، منافقین را برای تغییر حکومت ایران جلو انداختند! فرمانده ارتش آمریکا هم علنا گفت: رژیم ایران باید تغییر کند! اما وزیر دفاع جمهوری اسلامی هم، پاسخ داد که: ایشان باید خود را به پزشک معرفی کند، زیرا دچار بیماری مالیخولیایی شده است. این بیماری نزدیک یک قرن است که: دشمنان اسلام را در بر گرفته است. از زمانی که آل سعود مکه و مدینه را قتل عام کرد، و کربلا را با خاک یکسان نمود، همه دشمنان گفتند که: کار اسلام تمام است. و لذا دوران استعمار خود را شروع کردند. اما قیام میرزای شیرازی در حادثه تنباکو، نشان داد که نابودی اسلام، فقط یک خیال خائنانه است. سید جمال الدین اسدابادی، به تنهایی به تمام دنیا رفت و: صدای تجدید حیات اسلام را به گوش جهانیان رساند. ولی آنها گفتند: وقتی مکه و مدینه تخریب شده، و در دست آل سعود یهودی است، جاهای دیگر رسمیت ندارند! اما اتحاد سید قطب از مصر با: فداییان اسلام و ایجاد گروهی نظیر آن در: کشورهای عربی و: مقابله با اسرائیل و جلوگیری از: تخریب بقیه آثار اسلامی در قبله اول و قبله دوم مسلمین، نشان داد که این شعله خاموشی ندارد. وجود آیت الله مدرس و آیت الله کاشانی، و اتحاد بین نجف وکربلاو لبنان و مصر و سوریه، کار را برای دشمنان سخت تر کرد. ولی آنان دست بردار نبودند: با کودتاهای زنجیره ای، نهضت های بیداری در مصر و ایران و: اندونزی حتی شیلی را سرنگون کردند. قهرمانان ملی چون مصدق، سوکارنو عبدالناصر و آلنده، برای مدت کوتاهی از میدان به در رفتند. اما ایرانیان که در طول تاریخ، مشعل دار بیداری و تمدن بودند، این بار قوی تر و بهتر به میدان آمدند: و قیام پانزده خرداد را سامان دادند. دشمن دست اتحاد داد و: با فریب عوامل داخلی، آن را سرکوب کرد، ولی واقعیت این بود که این بار، نهضتی خالص و به دور از چشم قدرتمندان و: صاحبان زور و زر در جریان بود. و این جریان خود را به 22بهمن 1357 رساند، و پیروزی جمهوری اسلامی را رقم زد. همانموقع گفتند: این جمهوری دوام ندارد! بختیار فراری گفته بود: تمام تیرهای چراغ برق تهران! شش ماه دیگر محل دار زدن: روحانیون ایران خواهد بود! اما این شش ماه ها را تمدید کردند! و هنوز هم بعد از چهل سال، مجبور به تمدید آن هستند.  ولی اسلام هر روز قوی تر می شود و: ادیان الهی و مستضعفان جهان، بیدار تر می گردند. هرچه آل سعود از داخل جبهه، و استعمار از خارج، سعی دارند که نیروهای انقلابی را کاهش داده، و با ترور و انفجار دچار ریزش کنند، اما مستضعفان جهان هر روز بیشتر: به این جریان پیوند می خورند. اگر تا دیروز فقط: قم یا تهران بود، امروز واشنگتن و لندن هم در تسخیر: پابرهنگان خودشان هستند. وهمه چشم به افق پیروزی کامل دوخته اند.

How does the Iranian nation operate the enemy!

Recent speeches by the Islamic Republic of Iran showed that rumors: There are differences or debates like this, just to deceive the enemies, and there is no difference. Servant from the beginning of the revolution, I remember that: whatever the drum disrupted, in the end it became a better and higher unity. Because the difference in Iran is not intrinsic, but transversal and formal. For example, some want to be dissident, but they themselves know that they are wrong, but they do it to deceive the enemy, and the enemy is in this mirage! It goes to the lake, but thirsty! For example, in the recent election, which Dr. Rouhani received 24 million votes, and his rival 18 million, the enemy was pleased that: a gap has opened open! 18 million do not agree. So they propagated the two polar and divine, to the point where they put forward the hypocrites to change the rule of Iran in their illusion of self! US Army commander also openly said: Iran's regime must change! But the Islamic Republic's Minister of Defense also replied: "He needs to introduce himself to the doctor because he has suffered from malignant illness. The disease is about a century that encompasses the enemies of Islam. Since the death of al-Saud, Mecca and Medina, and karbala with the same dirt, all the enemies said that the work of Islam is complete. And so began their colonial era. But Mirza Shirazi's uprising in the tobacco incident showed that the destruction of Islam is just a treacherous imagination. Seyyed Jamaloddin Asadbadi, alone, went to the world: the voice of the renewal of Islam was brought to the attention of the world. But they said: "When Mecca and Medina are destroyed, and in Saudi hands, they are Jewish, they are not recognized elsewhere!" But the union of Sayyid Qutb from Egypt with the Fadaiyan of Islam and the creation of a group such as: Arab countries: confronting Israel and preventing: the destruction of the rest of Islamic works in the first qiblah and the second qiblah of Muslims showed that this flame is not omitted. The existence of Ayatollah Modares and Ayatollah Kashani, and the alliance between Najaf and Karbala, and Lebanon and Egypt and Syria, made it harder for the enemies. But they were not abandoned: with coup d'état, the wake-up movements in Egypt and Iran, and Indonesia overthrew Chile. National heroes such as Mossadegh, Sukarno Abdel Nasser and Allende went on the run for a short time. But Iranians, who were a torch of awakening and civilization throughout history, were more powerful and better at this time: they arranged the 15th Khordad uprising. The enemy was united and, by deceiving the internal factors, suppressed it, but the fact was that this time, a pure movement was taking place away from the eyes of the powerful and the owners of the force. And this flowed to February 13, 1979, and made the Islamic Republic victory. At the same time they said: this republic is not lasting! Bakhtiar Ferrari said: all the lights of the Tehran power light! Another six months to be lodged: Iran clerics will be! But these six months have been renewed! And still after 40 years, they have to renew it. But Islam is getting stronger every day: the divine religions and the oppressed people of the world wake up. The more Al Saud from the front, and colonization from the outside, are trying to reduce the revolutionary forces and collapse with assassinations and explosions, but the oppressed people of the world are more and more connected: to this flow. If until yesterday only: Qom or Tehran, today Washington and London are also in conquers: their own haters. And all eyes are on the horizon of complete victory.

كيف الامة الايرانية، والعمل العدو!

التصريحات الأخيرة للرئيس الإيراني، أشار إلى أن الشائعات: وجود مثل هذه الخلافات أو القضايا، فقط لخداع الأعداء، وإلا ليس هناك فرق. أتذكر الثورة أن الفرق بين الطبول والضرب، وأصبحت الوحدة أفضل وأفضل. لأن الفرق في إيران، ولكن عبر وطبيعة رسمية. على سبيل المثال، بعض المعارضين يريدون، ولكنهم يعرفون أنه من الخطأ، ولكنه خدع العدو، والعدو في سراب! إلى حافة نافورة يذهب، ولكن يذهب الجياع! على سبيل المثال، في الانتخابات الأخيرة، والطبيب الروحي 24000000 صوتا، ومنافسه 18 مليون، وكان العدو سعداء بأن الخلافات صمام تم فتح! 18 مليون لا تتفق. الاستقطاب والانقسامات الترويج، بقدر ما بأنفسهم في عالم من الوهم، وطرح المجاهدين والحكومة الإيرانية لتغيير! وقال قائد الجيش الأميركي علنا ​​إيران يجب أن يتغير! ولكن وزير الدفاع في الجمهورية الاسلامية، أجاب بأنه يجب أن يعرض نفسه على الطبيب، لأن المرض السوداوي. هذا هو ما يقرب من قرن من الزمان الذي كان أعداء الإسلام. منذ دمر قتل سعود مكة والمدينة المنورة، وكربلاء، وقال جميع الأعداء هو الإسلام. وهكذا بدأ حياته الفترة الاستعمارية. لكن الانتفاضة ميرزا ​​الشيرازي في الحادث التبغ أظهرت أن تدمير الإسلام، وهم الغادرة. جمال الأسد، مات وحيدا كل صوت لانبعاث إسلامي في العالم. لكنهم قالوا انه عندما تم تدمير مكة المكرمة والمدينة المنورة وغير معترف بها البيت اليهودي آل سعود في مكان آخر! ولكن وحدة سيد قطب من مصر: المحبون للإسلام وإنشاء مجموعات مثل تلك الموجودة في الدول العربية و: التعامل مع إسرائيل ومنع تدمير الآثار الإسلامية في مكة المكرمة بقية القبلة الأولى والثانية من المسلمين، وأظهر أن اللهب هو خارج. هناك أياتولاه موداريز أياتولاه كاشاني، والتحالف بين النجف وكربلاء، لبنان ومصر وسوريا، وكان من الصعب على الأعداء. لكنها لم تتوقف مع الانقلابات سلسلة، الصحوة الحركات في مصر وإيران وإندونيسيا وحتى أطاح شيلي. أبطال الوطنية منذ مصدق، عبد الناصر وسوكارنو الليندي، لفترة قصيرة في ترك الميدان. لكن الإيرانيين على مر التاريخ، ووعي الشعلة والحضارة، وجاء هذه المرة من أقوى وأفضل: تم تنظيم انتفاضة في يونيو خمسة عشر. وكان الاتحاد العدو وخداع العوامل الداخلية، سحقها، ولكن الواقع أن هذا الوقت، كانت الحركة الصافية بعيدا عن أعين الأقوياء وأصحاب والذهب في القوة. وانها سوف بهمن 22، 1357، وتميز انتصار للجمهورية الإسلامية. كما قلت، لم الجمهورية لم يدم طويلا! وقال فيراري بختيار جميع أعمدة الانارة طهران! ستة أشهر من اعدام: سوف رجال الدين تكون إيران! ولكن ذلك مددت ستة أشهر! ولا تزال، بعد أربعين عاما، أن تجديد العمل به. ولكن الإسلام هو أقوى كل يوم: أديان العالم والفقراء، هم أكثر يقظة. آل سعود من الجبهة، والاستعمار من الخارج، في محاولة للحد من القوى الثورية، والاغتيالات والتفجيرات التي الخسارة، ولكن العالم الفقير كل يوم: الترخيص الحالي. إذا حتى أمس فقط: قم أو طهران، واشنطن ولندن اليوم وقهر: حافي القدمين أنفسهم. يتم إصلاح كل العيون على النصر الأفق كاملة.

Necə İran xalqı, düşmən iş!

başqa heç bir fərq yoxdur, belə fərqlər və ya məsələlər mövcudluğu yalnız düşmən aldatmaq: İran prezidenti son bəyanatları, şayiələr ifadə etdi. Mən zərb alətləri arasında fərq məğlub edildi inqilab xatırlayıram, və birlik daha yaxşı və daha yaxşı oldu. İranda fərq, lakin cross və formal xarakterli idi. Məsələn, bəzi dissident istəyirəm, lakin onlar yanlış olduğunu, lakin bu düşmən və Mirage düşmən aldatdı! fəvvarə kənarına gedir, amma ac gedir! Məsələn, son seçkilərdə 24 milyon səs mənəvi həkim və rəqibini 18 milyon, düşmən fərqlər valve açılıb ki sevindi! 18 milyon gəlməyən. qütbləşmə və bölmələri insofar illüziya dünyada öz kimi, irəli dəyişdirmək üçün Mücahidləri və İran hökuməti ortaya atdı! Amerikanın ordu rəisi açıq İran dəyişməlidir edib! Amma İslam Respublikasının müdafiə naziri, xəstəlik melanxolik, çünki o, həkim özünü təqdim etməlidir ki, cavab verdi. Bu təxminən İslam düşmənləri olan bir əsr. Saud Məkkə və Mədinə və Kərbəla öldürülməsi yıxıldı ildən, bütün düşmənləri bu İslam edib. Və beləliklə onun müstəmləkə dövrü başladı. Amma Tobacco Hadisədə üsyan Mirzə Şirazi göstərdi İslam xain illüziya məhv edir. Camal əl-Əsəd, tək bütün dünya İslam canlanma səs həyatını itirdi. Lakin onlar Məkkə və Mədinə o məhv zaman dedi və Səud yəhudi House başqa tanınmır! Orada Ayətullah Modarres Ayətullah Kashani və Nəcəf və Kərbəla, Livan, Misir və Suriya arasında ittifaq, bu düşmən üçün çətindir idi. Lakin onlar Misir, İran, İndoneziya və hətta Çili devirdik hərəkətləri Oyanış, zərbələrin zənciri ilə dayanmadı. Sol sahəsində qısa bir zaman üçün Mossadegh, Nasir və Sukarno Allende-ci ildən Milli Qəhrəmanları. Amma iranlılar tarix boyu məşəl şüur ​​və mədəniyyətin, bu dəfə daha güclü və daha yaxşı çıxdı: üsyan iyunun on beş təşkil edildi. Union düşmən idi və daxili amillər aldadaraq, onu əzmək, amma reallıq bu dəfə üz güclü gözü və sahibləri xalis hərəkəti və qızıl qüvvədə idi. Və bu Bahman 22 1357 gedir və İslam Respublikasının qələbə qeyd edir. Dediyim kimi, respublika uzun sürmədi! Ferrari Bəxtiyar bütün lampposts Tehran dedi! asma altı ay: din xadimləri İran olacaq! Amma ki, altı ay uzadılıb! Və hələ, qırx il sonra, onu təzələmək lazımdır. Amma İslam hər gün güclüdür: dünya dinləri və yoxsul, daha oyaq var. xaricdən ön və müstəmləkəçilik olan Səud House, zərər ki inqilabi qüvvələri və sui-qəsdlər və partlayışlar azaltmaq üçün çalışırıq, lakin yoxsul dünya hər gün cari lisenziya. Əgər dünən qədər yalnız: Qum və ya Tehran, fəth kimi Vaşinqton və London bu gün: özləri ayaqyalın. Bütün gözlər horizon tam qələbəəyyən edilir.

تولید و اشتغال با دستان بسته.

از معجزات انقلاب اسلامی ایران، یکی آن بود که با دستان خالی به جنگ: دنیای تا دندان مسلح رفت و پیروز بیرون آمد. زیرا همه میدانند ارتش زمان شاه، بعد از اسرائیل قوی ترین ارتش منطقه بود، حمایت کامل آمریکا و دیگران را هم داشت. ولی امام خمینی برای مبارزه با دنیای تجارت تسلیحاتی، هیچگاه مردم را به جهاد مسلحانه و: یا تسلیح شدن دعوت نکرد، تا پیروز شد! ارتش هم خود را در کنار ملت قرار داد. در دوران دفاع مقدس هم همینطور بود: درحالیکه ایران حتی نمیتوانست سیم خاردار بخرد، و در تحریم کامل بود. دشمن بعثی تا دندان مسلح بود و: دلار های نفتی سعودی و سلاح های پیشرفته: آمریکایی و اروپایی حتی روسی و چینی و اسرائیلی، منافقین مسلح داخلی، تا آخرین لحظه از او حمایت کردند! ولی این صدام بود که به چوبه دار سپرده شد، و بعث مجبور شد غرامت به ایران را بپذیرد. در دوران سازندگی و اقتصادی هم می بینیم که: هیچ یک از پارامترهای اشتغال و تولید، در ایران وجود ندارد: بانکها بعنوان مزدوران امپریالیسم، هرگونه نقل و انتقال  پولی را مانع می شوند، تا اصلا تجارتی انجام نشود، وامهای با بهره کلان می دهند تا: تولید و اشتغالی صورت نگیرد. اما مردم با دست بسته و دهان دوخته! هنوز زنده اند و تولید و اشتغال را، در حد اعلا هدایت می کنند. همایش معدن در هتل اسپیناس بلوار، بخوبی نشان داد که اگر با معیار های بین المللی بررسی شود، اصلا امکان استخراج وجود ندارد. حتی اکتشاف در ایران با شمع صورت می گیرد! و استخراج با انفجار های باروتی. زیرا برای سرمایه گذاری یا خرید تجهیزات، نیاز به انتقال پول هست. و بانکها اصلا نمی پذیرند، اشخاص هم نمی توانند مثلا: ده میلیون دلار را در کیف یا: جیب خود جابجا کنند! حتی بانکهای داخلی هم حاضر شوند که: ضمانت نامه بدهند شرکای خارجی می گویند: ما به خودتان اعتماد داریم ولی به بانکتان هرگز! لذا با اینکه صرافی های زیادی در کار نقل و انتقال پول هستند، ولی به درد سرمایه گذاری یا خرید رسمی تجهیرات نمی خورند! فقط برای پولشویی و قاچاق کالا از آن استفاده می شود. در معدن های ایران، فقط ده درصد معادن بزرگ هست، که نیاز به سرمایه گذاری و تجهیزات دارد. 90درصد این معادن خودجوش است! یعنی معلوم نیست سرمایه و: تجهیزات خود را چطور به دست آورده، البته این حسن کار است، زیرا اگر دولت و بانکها بفهمند: مکانیزم اینها چطوری است، بلافاصله تعطیل می شوند. تعجب نکنید، کافی است بیمه یا مالیات را به سراغ آنها بفرستند! این نشان می دهد که در اقتصاد هم، مانند زمان جنگ، سردارانی هستند که آتش به اختیار، کار می کنند و نمی گذارند: تولید و اشتغال از بین برود. این سرداران اقتصادی، هم از سوی دشمن تهدید می شوند، و هم از سوی دوستان داخلی. دشمنان با سلاح تحریم می آیند، و دوستان با سلاح کارشکنی! سنا یا کنگره ی آمریکا را ببینید: آنها همه کار خود را رها کرده، فقط مطالعه می کنند ببینند که: ایرانی ها چطور زنده مانده اند، یا چطور تحریم ها را دور می زنند؟ به محض کشف این حفره ها، با یک مصوبه جدید، حلقه محاصره را تنگ تر می کنند. بانکها هم از داخل مانند: موریانه اینها را می خورند. اتاق فکر بانکها در بانک مرکزی و: دفتر پژوهشها هم مانند: سنا و کنگره مترصد تولید و اشتعال خودجوش هستند. تا سری در میان سرها بلند شد! سراغ او می روند و: پیشنهاد وام می دهند، بعد بهره وام و بیمه و مالیات را خبر می کنند! و طولی نمی کشد که حکم تعطیلی کارخانه و: دستگیری مدیرعامل آن را در یافت کرده، به این غائله خاتمه می دهند.

Production and employment with closed hands.

Of the miracles of the Islamic Revolution of Iran, one was to go with the hands of the empty war: the world to the armed toothpick and went victorious. Because everyone knows that the Army of the Shah's time, after Israel, was the strongest army in the region, had full support from the United States and others. However, Imam Khomeini did not invite people to armed jihad and / or arming to fight the world of arms trade, so he won! The army placed itself next to the nation. It was also during the sacred defense period: while Iran could not even buy barbed wire, and it was full of sanctions. The enemy of Ba'ath was armed with teeth: Saudi oil dollars and advanced weapons: American and European even Russian, and Chinese and Israeli, domestic armed hypocrites, supported him until the last minute! But this was Saddam Hussein, who was forced to pay compensation to Iran. In the era of construction and economics, we see that there are no parameters of employment and production in Iran: banks, as mercenaries of imperialism, impede any transfer of money, so that they do not at all trade, they give big interest loans Until: There is no production and employment. But people are sewn with hand and mouth! They are still alive and lead to production and employment. The Mining Conference at Spinzal Boulevard Hotel has shown that there is no extraction possible if it is examined by international standards. Even the exploration in Iran comes with candles! And extracted with Barotti explosions. Because there is a need to transfer money to invest or buy equipment. And the banks do not accept at all, people cannot, for example, move the $ 10 million in their bags or pockets! Even domestic banks are ready to: give a guarantee. Foreign partners say: We trust in yourself, but never go to your bank! So, despite the fact that there are a lot of money exchangers in the money transfer, they do not have the money to invest or purchase the equipment! Only used for money laundering and smuggling. In mines in Iran, only 10 percent of the mines are in need of investment and equipment. 90% of these mines are spontaneous! It is unclear what capital and how it got its equipment, of course, this is good, because if the government and banks understand: the mechanism is how they are, they are immediately shut down. Do not be surprised, it's enough to send them insurance or taxes! It shows that in the economy, like during the war, there are chief  who fire, work and do not let production and employment disappear. These economic chiefs are both threatened by the enemy and by domestic friends. Enemies come with a sanction weapon, and friends break with weapons! See the US Senate or Congress: They all abandoned their work, just studying, "How do the Iranians survive, or how to circumvent the sanctions?" As soon as these holes are discovered, they will narrow the siege ring with a new decree. Banks from inside like: Termites eat these. Banking think tanks in the central bank and: The research office, like the Senate and the Congress, are spontaneous generation and ignition. Until the series rose up among the heads! They go to him and ask for a loan, then they will pay interest and insurance and taxes! And it does not take long for the plant to be shut down and: arrested by the CEO, they will end it.

الإنتاج والعمالة في الأصفاد.

معجزات الثورة الإسلامية، واحدة أن بأيد فارغة إلى الحرب: العالم مدججين بالسلاح، وخرج منتصرا. لأن الجميع يعلم الجيش الشاه، وكان أقوى جيش في المنطقة بعد إسرائيل بدعم كامل من أمريكا وغيرها. ولكن الإمام الخميني لمحاربة التجارة العالمية السلاح والجهاد المسلح وأبدا للشعب: أو دعي تاجر أسلحة إلى أن يتحقق النصر! وضع الجيش الخاص في البلاد. كانت الحرب المقدسة نفسها: في حين أن إيران لا يمكن حتى شراء الأسلاك الشائكة، وكانت مقاطعة شاملة. العدو البعثي مدججين بالسلاح والدولار البترول العربية أسلحة متقدمة: الأمريكية والأوروبية والروسية وحتى المنافقين الصيني والاسرائيلي الداخلية المسلحة، دعم له حتى آخر لحظة! ولكن كان صدام هو الذي أحضر إلى حبل المشنقة، واضطرت البعث لقبول التعويضات لإيران. خلال إعادة الإعمار والاقتصادية، ونحن نرى أن أيا من المعلمات للعمل والإنتاج، في إيران لا توجد بنوك وكلاء للإمبريالية، أي المعاملات النقدية لمنع هكذا فعل الأعمال بعيدة لا فائدة القروض ماكرو الهاتفي إلى: الإنتاج والعمالة لا يتم. ولكن الناس مع ربط اليدين ومخيط الفم! هل لا يزال على قيد الحياة والإنتاج والعمالة، والمرشد. في فندق بوليفارد، أظهر مؤتمر التعدين بوضوح أن يتم رصد المعايير الدولية، ليس هناك إمكانية لاستخراج. حتى التنقيب في إيران تجري مع الشموع! انفجار التعدين البارود. للاستثمار أو شراء المعدات، والحاجة إلى نقل المال هناك. والبنوك لا تقبل ذلك، والناس لا يستطيع أن يقول: عشرة ملايين دولار في محفظة أو جيب للتحرك! البنوك المحلية، بل هي على استعداد أن يضمن شركائهم الأجانب يقولون: علينا أن تثق بنفسك، ولكن إلى البنك الذي تتعامل من أي وقت مضى! فكيف هو المبلغ التحويلات المالية، ولكن الألم لا تأكل الاستثمار معدات أو شراء الرسمي! يتم استخدامه فقط لغسل الأموال وتهريب. الألغام الإيراني، عشرة في المئة فقط من الألغام الكبيرة، والحاجة إلى الاستثمار والمعدات. 90٪ من هذه الألغام هي عفوية! وليس من العاصمة: كيف اكتسبت معداتهم، ولكن هذا أمر جيد، لأنه إذا كانت الحكومة والبنوك لفهم: كيف هي هذه الآليات، مغلقة على الفور. لا ينبغي أن نندهش، فقط أرسل التأمين أو الضرائب لهم! وهذا يشير إلى أن الاقتصاد، مثل قادة الحرب من السلطة النار والعمل ولا تؤثر على الإنتاج والتوظيف محا. قباطنة الاقتصاد، هدد أيضا من قبل العدو، وأصدقاء المحلية. أعداء تأتي مع حظر الأسلحة والتخريب وأصدقاء بأسلحة! مجلس الشيوخ أو الكونغرس الأمريكية راجع: أنهم جميعا التخلي عن عملهم، إلا أن نرى الإيرانيين كيفية البقاء على قيد الحياة، أو كيف العقوبات يستدير؟ على اكتشاف الثقوب، مع تشريع جديد، تشديد الخناق. كتب من داخل مثل النمل الأبيض تأكل منها. أعتقد أن البنوك دبابات في الدراسات المصرفية والمكتب المركزي مثل: وتستعد مجلس الشيوخ والكونغرس لتصنيع والاشتعال التلقائي. سلسلة من رؤساء حتى! أذهب إليه وتقديم القروض، بعد يقال الفوائد والضرائب والتأمين! ولا تستغرق وقتا طويلا لأجل إغلاق المصانع واعتقلت مديرها وجدت، في نهاية الشغب من اليوم.

İstehsal və qandallı məşğulluq.

İslam İnqilabı boş əlləri ilə müharibə bir möcüzə: Dünyanın diş silahlı və qalib gəldi. hər kəs şahın ordusu bilir, çünki İsrail sonra bölgənin ən güclü ordusuna Amerika və digər tam dəstək var idi. Amma İmam Xomeyni insanların dünya silah ticarət silahlı cihad və heç mübarizə: və ya silah diler qalib dəvət olunub! millət ordu qoyun. İran hətta tikanlı məftil almaq bilmədi, və boykot cəmi: müqəddəs müharibə eyni idi. , Amerika Avropa, Rusiya və silahlı hətta Çin və İsrail münafiqlər daxili son ana qədər ona dəstək: diş və dollar neft Ərəbistanı silahlı Baas düşmən silah qabaqcıl! Amma ölüm gətirildi Səddam idi və Baas İrana kompensasiya qəbul etmək məcburiyyətində qaldı. yenidən qurulması və iqtisadi ərzində biz imperializmin agentləri, hər hansı bir pul əməliyyatları qarşısını almaq üçün məşğulluq və istehsal parametrləri heç biri İranda indiyə qədər iş faizli kreditlər makro-Up vermədi, heç bir bank var ki, görəcəksiniz üçün: istehsal və məşğulluq görülən deyil. Amma əlləri ilə insanlar bağlı və ağız sewn! hələ ali bələdçi kimi, istehsal və məşğulluq diri. Mining Conference Espinas Hotel Boulevard, aydın hasilatı imkanı yoxdur, beynəlxalq standartlara nəzarət edilməsini göstərdi. İranda Hətta kəşfiyyat şam ilə yer alır! barıt Mining partlayış. investisiya və ya avadanlıqların alınması üçün ehtiyac yoxdur pul köçürmək. Və banklar insanlar deyə bilmərəm, bunu qəbul etmir: on milyon dollar çanta və ya hərəkət etmək cibində! Heç bank, lakin Biz özünüzü etibar var: Yerli banklar xarici tərəfdaşlar demək zəmanət ki, hətta hazırıq! Belə ki, pul köçürmələri, lakin ağrı Equipment investisiya və ya rəsmi alınması yemək vermədi nə qədər pul! Bu, yalnız çirkli pulların yuyulması və qaçaqçılığı üçün istifadə olunur. İran mina, böyük mina yalnız on faizi investisiya və avadanlıq lazımdır. Bu mina 90% kortəbii deyil! Bu kapital deyil: onların avadanlıq əldə, lakin hökumət və banklar anlamaq üçün, çünki bu, yaxşıdır: bu mexanizmlər dərhal bağlıdır necə. təəccüb etməyin, yalnız onlara sığorta və ya vergi göndər! Bu müharibə yanğın hakimiyyəti, iş komandirləri və istehsal və məşğulluğu təsir etmir kimi iqtisadiyyat, məhv olduğunu göstərir. İqtisadiyyatın kapitanları, həmçinin düşmən tərəfindən təhdid və yerli dostları tərəfindən. Düşmənləri silah silah embarqosu, təxribat və dostları ilə gəlib! yalnız iranlılar necə yaşamaq görmək, onlar bütün öz işlərini tərk, və ya necə sanksiyalar ətrafında çevrilir: Amerika Senatı və ya Konqresi görmək? yeni qanunvericiliyə uyğun, deşik aşkar sonra, kəmənd dartılmış. ərzində termitleri kimi Books onlara yemək. Senat və Konqres istehsal və təbii alovlanma üçün əsas yaradır: kimi mərkəzi bank və ofis işləri yerində Tank banklar düşünün. up rəhbərləri A seriyası! ona getmək və faiz və vergi və sığorta bildirib sonra, kreditlər təklif! Və uzun deyil, gün çevik qüvvət son tapdı fabriklərin bağlanması sifariş və onun direktoru həbs.

 

نمونه یک مدیریت عمومی (ستاد فرماندهی فرهنگ مقاومتی!)

آموزشگاه تربیت مدرس، سمیناری برقرار کرده بود: بنام برونگرایی در آموزش، یا همان جهانی سازی مدل های: ایرانی در علوم مختلف. و این ایده بسیار جذاب و درستی است. زیرا در مقابل دگراندیشان که می خواهند: همه چیز وارداتی باشد، اینها به فکر صادرات فرهنگ هستند. مصاف این دو اندیشه، برای مردم ملموس نیست، زیرا مرزهای آن بسیار به هم نزدیک هستند. در همه جا تفاوت بین شرک وتوحید، یا حق و باطل به همین سختی است. حضرت امیر ع می فرماید: شرک مانند حرکت یک مورچه در شب تاریک است! و همچنین می فرماید: حق خم می شود ولی نمی شکند. نفوذ فرهنگی و اقتدار فرهنگی هم، فقط به اندازه حرکت یک مورچه در شب تاریک! با هم تفاوت دارند و: کسانی که بصیرت ندارند متوجه این تفاوت نمی شوند. همانطور که در اصل دین یا ضدیت با آن، تفاوت از یک مو باریکتر است! انسان کافر کسی است که: می خواهد خدا را از زندگی حذف کند، و خودش جای آن بنشیند، یا چیزهای دیگری را به جای او بگذارد. در حالیکه انسان مومن هم همین کار را می کند! یعنی خود را خلیفه خدا می داند، و جانشین او. اما تفاوت کجاست؟ کافر از روی حقد و کینه، این کار را می کند و: واقعا نظر او از بین بردن دین است. اما مومن به دستور خدا این کار ها را می کند، زیرا خداوند با یاد دادن علوم به انسان، اورا جانشین خود معرفی کرده است. یعنی جانشینی خدا، با اجازه خدا است ولی، کافر بی اجازه خدا! در بهشت و جهنم هم همین تفاوت است: کسانی که در دنیا مشروب بخورند یا هیزی بکنند، در روز قیامت آنها را به جهنم می برند! ولی اگر در دنیا نخورند و: هیزی نکنند، در بهشت به آنها می ناب و هم حورالعین می دهند، آنهم می ناب که از خوردن آن، سردرد بعد از آن وجود نخواهد داشت! یا داشتن زوج های زیبا رو، که انسان را خسته نمی کند! تفاوت این دو در همین است که: اولی با اعتماد به خود و بدون توجه به دستور خدا، گناه می کند ولی بهشتی ها، به دستور خدا از این نعمت ها بهره می برند. هزار نکته باریک از مو همین جا است. مسئولان فرهنگی با تساهل، جای این دو را اشتباه می گیرند، و یا زیاد تفاوتی نمی بینند!(خیام می گوید : ما با می و معشوق از انیم مدام! باشد که به روز حشر باشد که چنانمان انگیزند) مثلا در مورد مسئله جهانی شدن، یا جهانی سازی فرق بسیار کوچک! ولی بسیار مهم است. آنها! می گویند اگر فرهنگ خود را سرکوب کنیم و: فرهنگ آمریکایی را اجرا کنیم جهانی می شویم! ولی ما می گوییم: فرهنگ خود را حفظ کرده، رشد می دهیم تا تمام جهان به: حقانیت آن پی ببرند و: لذا فرهنگ خود را جهانی می سازیم. با توجه به مقدمه ذکر شده، آنها فرهنگ آمریکایی را حق می دانند! و ما فرهنگ خود را، تفاوت دیگاههای دکتر قالیباف با دیگران در همین است. مدیریت جهادی او برمبنای: ذیحق دانستن فرهنگ تشیع، برای اداره جهان است. و ایشان چه در جبهه های نبرد حق علیه باطل، چه در هنگام فرماندهی نیروی انتظامی، و چه در مدیریت یگپارچه شهری، با همین انگیزه و فکر جلو رفته، و اکنون باید که آن را به اوج برساند، یعنی برونگرایی نموده و: مدیرت جهادی را جهانی کند. در حالیکه دیگر دگراندیشان می گویند: از حق خود کوتاه بیاییم تا: با دشمنان برابر شویم. مذاکره با دشمن اساسا یعنی همسنگ دانستن او! البته این در برابر منتقدان است، و الا دشمن را بالاتر هم میدانند. به نظر ما همانطور که سردار سلیمانی، در گفتمان نظامی، استراتژیک بودن نظرات شیعه و اسلام را ثابت کرد. در محیط اقتصادی و فرهنگی هم، به چنین قهرمانانی نیاز است. سخنان امروز دکتر قالیباف، در برج میلاد نشان داد که: این قهرمان در حال ورود به عرصه جهانی است، و باید که حمایت شود.

A sample of a public administration

The Tarbiat Modarres School had organized a seminar: the name of extraversion in education, or the globalization of Iranian models in different sciences. And this is an awesome idea. Because they are against the dissidents who want to: everything is imported, they are thinking about exporting the culture. The confrontation between these two thoughts is not tangible for the people, because the boundaries are very close together. Everywhere, the difference between shirk and monotheism, or right and wrong, is so difficult. Prophet Amir says: Shrek is like the movement of an ant in the dark at night! He also says: "It is right, but it does not break." Cultural influence and cultural authority, just as much as moving an ant in the dark night! The difference is different: those who do not understand do not notice this difference. As in the original religion or in opposition to it, the difference is narrower than a hair! The infidel is one who: He wants to remove God from life, and sit in his place, or put things in place for him. While a believer does the same thing! Named himself the Caliph of God, and his successor. But where is the difference? The disbeliever does it by hatred, and he really wants to eliminate religion. But the believer does this by God's command, because God has introduced his successor by teaching science to mankind. That is, the succession of God is with the permission of God, but the disbeliever is not allowed by God! In Paradise and Hell, this is also the difference: those who drink or drink in the world, will bring them to Hell on the Day of Resurrection! But if they do not eat in the world and they do not blow, they will be eaten in Paradise, and they will make beautiful couples; you will not be able to eat it, there will not be a headache after that! Or having beautiful couples that do not bother people! The difference between the two is that: the first one is guilty of his own selflessness and without regard to the command of God, but heavenly people, on the orders of God, benefit from these blessings. There are a thousand thin tips of hair here. Cultural officials with tolerance make the mistake of the two, or they do not see much difference! (Khayyam says: "We are with a lover and a lover of continuous music! It's up to you who are so motivated to do that, for example, about the issue of globalization." , Or globalization is a very small difference! But it is very important. They are! They say that if we suppress our culture and we will run the American culture we are global! But we say: we maintain and grow our culture, so that the whole world can understand its truth: and so we make our culture global. According to the introduction, they consider American culture to be right! And we have our own culture, the difference between Dr. Qalibaf's views with others. His jihad management is based on: the right to know the Shia culture for the management of the world. And he, on the fronts of the right to fight against falsehood, both during the command of the law enforcement and in the management of the city, has moved with this motive and thought, and now it has to raise it, that is, an outsourcing: To globalize. While other dissidents say: "Let's get down to ourselves: to become equal enemies." Negotiating with the enemy is basically the same as knowing him! Of course this is against the critics, and they see the enemy as higher. In our opinion, as General Suleimani, in military discourse, proved the strategicity of Shiite and Islamist views. In the economic and cultural environment, such heroes are needed. Today's speech by Dr. Ghalibaf at the Milad Tower showed that: This hero is entering the global arena, and should be supported.

مثال على المدير العام

، أنشئت دورات تدريب المعلمين ندوة: اسم الانبساط في التعليم، العولمة أو نموذج من ايران في مختلف المجالات. والفكرة هي جذابة جدا والنزاهة. لأن المعارضين الذين يريدون كل شيء ليتم استيرادها، وأنها تفكر في الصادرات الثقافية. ضد هذه الفكرة، للناس ليست ملموسة، لأن حدودها هي قريبة جدا من بعضها. في كل مكان الفرق بين الشرك والتوحيد، أو الحق والباطل من الصعب جدا. قال الإمام علي (ع): شريك مثل نقل نملة في ليلة مظلمة! وكما يقول الانحناءات حق ولكن لا يفطر. التأثير الثقافي والسلطة الثقافية، كما أن حركة نملة في ليلة مظلمة! تختلف وأولئك الذين لا يفهمون هذا الاختلاف لا يمكن أن يكون الثاقبة. في الأصل أو الدين أو ضده، والفرق هو أرق من شعرة! كافر هو الشخص الذي يريد إزالة الله من الحياة، ومكان للجلوس، أو أشياء أخرى وضعت في مكانه. بينما المؤمن هو نفس الشيء! الله وحده يعلم وسائل الخاص بك خليفة، وخلفه. ولكن أين هو الفرق؟ كراهية الكفار، وأنه حقا له تدمير الدين. ولكن المؤمنين لأمر الله يمكن أن تفعل ذلك لأن الله قد تدرس العلوم الإنسانية، وقدم له خلفا له. خليفة الله، بإذن الله، ولكن الكفار إلى الله! والفرق هو في السماء والجحيم: أولئك الذين أكل أو شرب في العالم تفعل الضبابي، يوم القيامة أنها سوف تعاني في الجحيم! ولكن إذا كان العالم أكل: الضبابي لا في السماء لأنها الأزواج نقية وجميلة، وإلا نقية من أكله، ثم لن يكون هناك صداع! أو زوج من لطيفة، لا يزعج الرجل! الفرق بين الاثنين هو أن الأول لديه الثقة بالنفس ودون اعتبار لأمر الله، ولكن الحدائق الخطيئة، وبأمر من النبي صلى الله عليه سيستفيد من هذا. النقطة هنا هي الآلاف من شعر رقيق. مسؤولون التسامح الثقافي، بدلا من اثنين لإرباك، أو الكثير من الفرق لا ترى (الخيام يقول: نحن الحبيب هوليوود من أي وقت مضى مايو يوم القيامة أن مثل هذه الزيادة!)، على سبيل المثال، على مسألة العولمة ، أو العالم للفرق صغير جدا! ولكن من المهم جدا. لهم! يقولون أنه إذا كنا قمع ثقافتهم: الثقافة الأمريكية، ونحن تشغيل في العالم! لكننا نقول: الحفاظ على ثقافتك والنمو لدينا للعالم كله: الحقيقة وتحقيق ذلك: علينا أن نبني ثقافة عالمية. وفقا لمقدمة، لديهم الحق في معرفة الثقافة الأميركية! وثقافتنا الخاصة، وجهات نظر مختلفة مع الآخرين هو السجاد الطبيب. والجهادية الإدارة القائمة على: تبرير الثقافة الشيعية، لإدارة العالم. هم كلا الجانبين من معركة الحق ضد الباطل، سواء في الشرطة، وفي إدارة المدينة الصلبة، مع نفس الدافع والتفكير إلى الأمام، والآن لدينا عندما يتعلق الأمر تتويجا، والانبساط و: الجهاد الإدارة الأعمال في العالم. بينما يقول غيرهم من المنشقين الحق في الخروج قصيرة: ضد أعدائنا. التفاوض مع العدو أساسا ما يعادل معرفته! بطبيعة الحال، فإن النقاد، والعدو إلا كما هو موضح أعلاه. في رأينا، وسردار سليماني، والحوار العسكري، وثبت تعليقات الاستراتيجية الشيعي الإسلام. البيئة الاقتصادية والثقافية، مطلوب مثل هؤلاء الأبطال. اليوم السجاد تصريحات الطبيب، أشار برج أن البطل يدخل على الساحة العالمية، وينبغي دعم.

Baş direktor nümunəsi

əllim təlim kursları, seminar yaradılmışdır: təhsil, qloballaşma və ya müxtəlif sahələrdə İranın model Extraversion adı. Və fikir çox cəlbedici və bütövlüyü edir. hər şey idxal etmək istəyirəm müxaliflərə Çünki, onlar mədəni ixracatı haqqında düşünürük. ideyasına qarşı, onun sərhədləri birlikdə çox yaxın, çünki maddi insanlar üçün. Hər şirk və tövhid, və ya doğru və yanlış arasında fərq belə çətindir. İmam Əli (ə) dedi: qaranlıq gecə bir qarışqa hərəkət kimi Shrek belə! Həmçinin sağ birds deyir amma pozmaq deyil. Yalnız bir qaranlıq gecə bir qarışqa hərəkəti mədəni təsir və mədəni səlahiyyət! müxtəlif və bu fərq başa düşmürəm edənlər dərin ola bilməz. ilk din və ona qarşı kimi, fərq tükdən nazik! Bir kafir həyat Allah uzaqlaşdırmaq istədiyi kimsə və oturmaq üçün bir yer, və ya onun yerinə qoymaq başqa şeylər var. Mömin eyni şey olsa da! Allah vasitələri Khalifa və onun varisi bilir. Amma harada fərq nədir? Kafir nifrət, və bu, həqiqətən, ona dini məhv. Lakin Allah insan elmləri tədris çünki bunu edə bilərsiniz Allahın əmrinə sadiq, onun varisi kimi təqdim edib. Allahın izni ilə Allahın varisi, lakin Allaha kafir! fərq cənnət və cəhənnəm var: onlar cəhənnəmdə əzab qiyamət günü Hazy nə dünyada yemək və ya içmək edənlər! Amma dünyanın əgər yemək: Hazy onlar təmiz və gözəl cüt və yemək yalnız saf kimi göydə, sonra heç bir baş ağrısı olacaq deyil! Və ya gözəl bir cüt, insan narahat etmir! Arasında fərq keçmiş özünə inam və Allahın əmrinə asılı olmayaraq, lakin günah bağlar, bu faydalanacaq Allahın xeyir sifariş olmasıdır. burada nöqtə nazik saç min. Səlahiyyətlilər mədəni tolerantlıq, daha iki çox çaşdırmaq və ya fərq bir çox görmürəm (Xəyyam deyir: Biz qiyamət belə bir artım may günü heç Hollywood sevimli var) qloballaşma ilə bağlı, məsələn, və ya çox kiçik fərq dünya! Amma bu, çox vacibdir. Onlara! Amerika mədəniyyəti, biz dünya run: Onlar öz mədəniyyətini yatırmaq əgər ki! Amma biz deyirik: mədəniyyət, bütün dünya bizim artım saxlamaq: həqiqət və həyata: biz qlobal mədəniyyət qurmaq. tətbiqi sözlərinə görə, Amerika mədəniyyəti bilmək hüququ var! Və öz mədəniyyət, başqaları ilə müxtəlif views həkim xalça var. dünya çalıştırmak üçün, şiə mədəniyyəti haqq qazandırmaq O əsasında idarə cihadçı. Onlar eyni motivasiya ilə Polis olub, və sərt şəhərin idarə yanlış qarşı hüququnun döyüş, hər iki və irəli hesab edirəm ki, bu, kulminasiya nöqtəsi, extroversion və gəldiyi zaman indi: idarə cihad dünyanın işləri. Bizim düşmən qarşı digər müxaliflərə qısa gəlmək hüququ demək edir. əsasən düşmən onu bilmədən ekvivalenti ilə danışıqlar! Əlbəttə ki, yuxarıda təsvir başqa tənqidçilər və düşmən. Bizim fikrimizcə, Sərdar Süleymaninin, hərbi dialoq kimi strateji Şərhlər şiə İslam sübut etdi. İqtisadi və mədəni mühit, belə qəhrəmanlar tələb olunur. Bu gün sözləri həkim xalçalar, Tower qəhrəman qlobal arena girir və dəstəklənməsi lazım olduğunu ifadə etdi.

 

هزینه های امنیتی

تفاوت کارکردهای نامنظم و: دسته بندی های کلاسیک در: عملیات نظامی فراوان است، ولی در اینجا بحث افزایش هزینه هست. جنگ های نامنظم یا چریکی، دارای کمترین هزینه برای کاربران آن است، در حالیکه برای طرف مقابل، بالاترین هزینه ها را تحمیل می کند. مثلا اگر یک فدایی فلسطینی فقط یکبار، در تل اویو موفق به تیراندازی شود. ممکن است در این تیراندازی کشته شود، ولی از فردای آن روز سیستم های اطلاعاتی و نظامی، حساس شده و اولین کار آنها، بررسی یا خود انتقادی است. به شناخت حفره های امنیتی پرداخته، و پیش بینی هایی برای حفره های بعدی هم به آن اضافه می کنند، و تقریبا آماده باش صد در صد می دهند. میتوان گفت هزینه های پرسنلی و عملیاتی آنان نیز، دو برابر شده و گاه برای خرید تجهیزات جدیدتر، به چند برابر هم افزایش پیدا می کند. پرداخت این هزینه ها برای اسرائیل مهم نیست، زیرا چند برابر آن را از آمریکا و عربستان اخاذی می کند. اما مهم این است که از این حرکات، اصول علمی مبارزه استخراج می شود، و بدل آن را به دیگران وارد می کنند. اصول کلی ایجاد داعش یا: طالبان و القاعده برهمین مبنا است. افرادی باید تربیت شوند که: با کمترین هزینه بیشترین هزینه را، بر دشمنان اسرائیل وارد کنند. به همین جهت فداییان فلسطینی، مورد مطالعه قرار گرفتند و: از بازجویی ها و شعار هایی که آنان می دادند، چند اصل ایدئولوژیک و چند اصل نظامی تنظیم شد. اصل اول ایدئولوژیک آن، فداکاری تا پای جان بود. مطالعه فداییان فلسطینی نشان داد که: اولین بار اعتقاد به جهان آخرت و: زنده شدن بعد از مرگ خیلی مهم است. یعنی یک فدایی باید مطمئن می شد: اگر در عملیات جان خود را از دست بدهد، چیزی نباخته، بلکه بهتر از آن در انتظار او است. در این مرحله اسرائیل سعی کرد: این موضوع را یا از ذهنها پاک کند، یا منحرف نماید. به همین دلیل فداییانی درست شدند که: اعتقاد به اسلام و یا روز قیامت نداشتند! آنها می گفتند ما بعد از مرگ تمام می شویم، ولی نام ما باقی می ماند. این ترفند به شدت کارکرد دشمنان اسرائیل را کاهش داد. یعنی یاسر عرفات از حالت خاصی که: توسط شهید نواب صفوی ماموریت داشت، به سوی عباس محمود گرایش یافت! و باقی مانده اعتقادات را هم با خود به گور برد. و الان محمود عباس قهرمان فلسطینی ها است. اما از ان سو، برای داخل خود به شدت بر ایجاد اعتقاد به روز قیامت: برای یهودیان افزود. تا جاییکه ما دیدیم وقتی ترامپ به اسرائیل رفت، او را هم به پای دیوار ندبه! بردند تا نامه ای لای دیوار بگذارد. توفیق آنها در این تجزیه داخلی و بیرونی، آنها را به فکر ایجاد گروههای مسلمان، ولی با اعتقادات صهیونیستی انداخت. که از این میان داعش و امثال آن متولد شد. اکنون کار به جایی رسیده است که: مسلمان متعصبی ایجاد شده اند که: می گویند بجای دشمنی با اسرائیل، با ایران دشمنی کنید. ایرانی ها را یهودی می دانند! و کشتن آنها را واجب، ولی صهیونیست ها را مورد حمایت می خوانند. چند نفر از این نوع دگر اندیشان، در همین ماههای اخیر، در تهران عملیاتی را اجرا کردند. با اجرای این عملیات: یعنی تیراندازی در مجلس شورای اسلامی و آرامگاه امام خمینی، دقیقا می بینیم که با هزینه کم، بالاترین هزینه امنیتی را به ایران وارد کردند. اکنون بیشتر یگان ها در آماده باش هستند، و همه مکانهای عمومی مامور حفاظت دارند. بیشتر از آن، اذیت و آزار مردم در این بازرسی ها، بالاتر از هزینه های مالی آن است. در باز جویی های اولیه هم گفتند که: ما ایرانی ها را یهودی می دانیم! و اگر دستمان برسد باید بکشیم، ولی راجع به یهودی های اصیل اسرائیل، چیزی به مانگفته اند و دستوری نداده اند!

Security costs

Differences in irregular functions: Classical categories: There is a lot of military operations, but here is the cost increase. Irregular or guerrilla warfare has the lowest cost for its users, while it imposes the highest costs on the other. For example, if a Palestinian dictator is only once, he will be able to shoot at Tel Aviv. It may be killed in the shootings, but the intelligence and military systems are susceptible on that day, and their first work is either self-critical or critical. Understanding the security holes, adding predictions for subsequent caverns, and getting almost 100 percent ready. It can be said that their personnel and operational costs are doubled, and sometimes they are multiplying for newer equipment. Paying these costs to Israel is not important, because it exits many times it out of the United States and Saudi Arabia. But the important thing is that from these movements, the scientific principles of the struggle are extracted, and brought into the hands of others. The general principles of creating ISIS: The Taliban and al-Qaeda are based on this. People must be trained to bring the Israeli enemies at the lowest cost to the greatest cost. For this reason, Palestinian federalists were studied and, from the interrogations and slogans they gave, several ideological principles and several military principles were set. Its first ideological principle was sacrifice to life. The study of the Palestinian federal people showed that the first time believing in the world of the hereafter is: life after death is very important. That is, a godsend should have made sure that if he lost his life in action, he would not lose anything, but would rather wait for him. At this point, Israel tried to erase or distract this issue either from the minds. For this reason, the Fedaians came to the conclusion that they did not believe in Islam or on the Day of Judgment! They said we would end after death, but our name remains. This trick effectively diminished the effectiveness of the enemies of Israel. That is, Yasser Arafat, from a special position that was commissioned by Martyr Navab Safavi, moved towards Abbas Mahmoud! And the rest left the beliefs with himself to the grave. And now Mahmoud Abbas is the hero of the Palestinians. But on the one hand, it is heavily based on the belief in the Day of Judgment: for the Jews. As far as we saw, when Tramp went to Israel, he went to the wall. They took a letter to the wall. Their success in this internal and external disintegration threw them into thinking of creating Muslim groups, but with Zionist beliefs. Among them ISIS and the like were born. Now the work has come to a place where: fanatical Muslims have been created that: they say that instead of hostility with Israel, you should be hostile to Iran. Iranians are Jewish! And killing them is obligatory, but they support the Zionists. How many of these kind of dissidents have been operating in Tehran in recent months. With the execution of this operation: shooting in the Islamic Consultative Assembly and the Tomb of Imam Khomeini, we see exactly that at the expense of Iran, they brought the highest security costs to Iran. Most of the units are now on the alert, and all public places are protected. More than that, the harassment of people in these inspections is higher than its financial costs. In the early recollections, they said: "We call Iranians Jews!" And if we reach our hands, we have to kill, but they have not told us anything about the original Israelites, and they have not commanded us!

التكاليف الأمنية

عدم انتظام وظائف مختلفة: فئات الكلاسيكية: العمليات العسكرية وفيرة، ولكن هنا هي زيادة تكلفة. غير نظامية أو حرب عصابات، بأقل تكلفة لمستخدميها، في حين للآخر، يفرض تكاليف أعلى. على سبيل المثال، إذا فشل متعصب الفلسطيني مرة واحدة فقط، في تل ابيب الى أن اطلاق النار. قد يكون قتل في إطلاق النار، ولكن في اليوم التالي، والاستخبارات والأنظمة العسكرية وحساسة وظيفتهم الأولى، أو الشيك أمر بالغ الأهمية. كما أنها يمكن أن يقال أن تكاليف الموظفين والتشغيلية تضاعفت وأحيانا لشراء معدات جديدة، يتم زيادة مضاعف. أجر لإسرائيل أمر مهم، لأن عدد المرات هو من أمريكا والابتزاز السعودي. ولكن من المهم أن هذه الحركات والمبادئ العلمية المستمدة المعركة، واتضح للآخرين. إنشاء المبادئ العامة للإسلام أو طالبان والقاعدة والبت فيها. يجب تثقيف الناس أن يكلف أكبر قدر من المال، وليس أعداء إسرائيل. هذا هو السبب في الفدائيين الفلسطينيين، كانت ومن حيث تم التحقيق معهم واللافتات، تم تعديل بعض المبدأ الأيديولوجي ومبدأ النظام. واحد هو أيديولوجي، كان تضحية حتى الموت. أظهرت دراسة فدائيي الفلسطينية أن: الإيمان الأول في الآخرة و: الحياة بعد الموت مهم جدا. وكان ذلك متعصب يجب أن يعرف: إذا فقدت عمليات حياتك، شيء لا تضيع، ولكن هذا أفضل من انتظاره. في هذه المرحلة، حاولت إسرائيل هذا الموضوع أو العقول واضحة، أو الانحناء. لهذا السبب كانت فدائيي الصحيحة التي لا يعتقد في الإسلام أو يوم القيامة! قالوا لنا بعد أن نموت جميعا، ولكن سوف تبقى لدينا أسماء. خدعة للحد من شدة أعداء إسرائيل. ياسر عرفات هو حالة خاصة التي تم بتكليف من الشهيد نواب صفوي، والميل محمود عباس موجود! واستغرق قناعات المتبقية أيضا معه إلى القبر. ولكن الآن بطل الفلسطيني محمود عباس. ولكن من ناحية أخرى، ويخلق لنفسه اعتقادا قويا في يوم القيامة: لوأضاف اليهود. كما بقدر ما رأينا عندما ذهب ترامب لإسرائيل، وقال انه تبين أيضا حائط المبكى! أخذوها إلى جدار الطين. نجاح التحليل الداخلي والخارجي، وجعلها تعتقد الجماعات الإسلامية، ولكن معتقداته الصهيونية. إيزيس ويحب منها ولدت فيه. كل عمل هو لدرجة أن المسلمين المتعصبين تم الانشاء: مثلا، بدلا من العداء مع إسرائيل، وليس العداء مع إيران. الإيرانيون اليهود أعرف! وقتلهم واجب، ولكن يتم دعمها من قبل الصهاينة. كم من هؤلاء المعارضين، في الأشهر الأخيرة، نفذت عملية في طهران. مع تنفيذ هذه العملية: إطلاق النار في البرلمان وقبر الإمام الخميني، لمجرد أن نرى أن بتكلفة منخفضة، تم تحديد تكاليف أمنية مشددة. معظم الوحدات في حالة تأهب قصوى، وجميع الأماكن العامة من ضباط الحماية. أكثر من ذلك، والناس المضطهدين في عمليات التفتيش هذه، هو أعلى من التكلفة المالية. في التحقيق الأولي قالوا ان اليهودي الإيراني لنا أن نعرف! وإذا كان لدي للقضاء عليها، ولكن من أصل يهودي إلى إسرائيل، وهو أمر نحن لم أمر!

Security xərcləri

Irregular və müxtəlif funksiyaları: klassik Kateqoriyalar: hərbi əməliyyatlar bol, lakin burada artan dəyəri. istifadəçilərə ən aşağı dəyəri ilə Irregular və ya partizan müharibə, digər isə, ali xərcləri qoyur. Təl-Əvivdə yalnız bir dəfə Fələstin zealot uğursuz əgər Məsələn, atəş olunacaq. May çəkiliş şəhid, lakin növbəti gün, kəşfiyyat və hərbi sistemləri, həssas və ilk iş, və ya çek vacibdir bilər. təhlükəsizlik deşik müəyyən etmək müraciət və növbəti deşik üçün proqnozlar ona əlavə edilir və gün gözləmə demək olar ki, yüz faiz. Onlar həmçinin kadr xərcləri və əməliyyat iki dəfə, bəzən yeni avadanlıq almaq, sürət artır ki, deyilə bilər. Amerikada və Səudiyyə qəsb edir dəfə çox, çünki İsrail üçün Pay vacibdir. Amma bu hərəkəti elmi prinsiplər mübarizə əldə, və başqaları çıxdı vacibdir. təvəssül edilir İslam və ya Taliban və Əl-Qaidə ümumi prinsipləri müəyyən edir. İnsanlar ən çox pul, İsrail deyil düşmənləri başa ki, təhsilli olmalıdır. Fələstin Fədayi idi Ona görə də, onlar sorğu-və plakatlar olduğu, bəzi ideoloji prinsip və sistemin prinsipi düzəlişlər edilib. One ideoloji, bu ölüm bir qurban idi. bundan sonra və ilk inam: ölümündən sonra həyat çox vacibdir Fələstin Fədayi iş olduğunu göstərdi. Bu zealot bilməlidir idi: sizin həyat əməliyyatları itirmək, bir şey itirmiş, lakin onu gözləyir daha yaxşı deyil. Bu mərhələdə İsrail bu mövzu və ya açıq şüurunda, və ya bend çalışdı. sağ Fədayi İslam və ya qiyamət gününə iman deyil ki, niyə ki! Onlar bütün ölmək, lakin bizim adları qalacaq sonra izah etdi. oyun İsrailin düşmənlərinə şiddətini azaldır. Yasser Arafat şəhid Nawab Səfəvi tərəfindən edilmiş xüsusi bir haldır, meyl Mahmud Abbas tapılmadı! Və qalan məhkum də məzara onunla etmişdir. Amma indi Mahmud Abbasın Fələstin qəhrəman. Yəhudilər əlavə üçün Amma digər tərəfdən, özü güclü qiyamət gününə iman yaradır. Trump İsrailə getdi zaman gördüyümüz qədər, o da Wall Ağlama göstərdi! Onlar palçıq divara apardı. daxili və xarici təhlili müvəffəqiyyəti onlara müsəlman qruplar, lakin onun sionist əqidəsinə hesab edir. Isis və anadan olan hoşlandığı. demək əvəzinə İsrail, İran ilə düşmənçilik ilə düşmənçilik: Bütün iş Müsəlman fanatics yaradılmışdır ki, nöqtəsinə edir. Yəhudi İranlılar bilirik! Və məcburi onları öldürmək, lakin onlar Sionistlər tərəfindən dəstəklənir. Necə bu müxaliflərə çox, son aylarda, Tehranda əməliyyat həyata keçirilir. Ən ədəd yüksək alert və bütün ictimai sahələrdə qoruma məmuru var. Daha çox, bu yoxlamalar təqib insanlar, maliyyə dəyəri daha yüksəkdir. İlkin dindirmə onlar İranın yəhudi bizə bildirib ki! Mən İsrailə yəhudi məəli, onu öldürmək varsa, bir şey biz sifariş olunmayıb!

 

چرا آبهای ایران نشست می کند؟

همه دریاچه ها و رودخانه های ایران، در ارتفاعات هستند و غالبا دارای حداقل: هزارمتر بلندی نسبت به سطح دریا ها می باشند. به دلیل آنکه ایران کوهستانی است، و قسمت اعظم آن تپه ماهور و قله های بزرگ است. ارتفاع دماوند 5678متر است و: بقیه کوهها شامل سلسله جبال البرز و: زاگرس 75درصد مساحت ایران را در بر می گیرد. بخش اعظم دامنه کوهها را جنگل پوشانده است، و اینکه برخی کوه ها به این بزرگی را نمی بینند، و ایران را بیابان فرض می کنند! پدیده عجیبی است. بهر حال ایران نسبت به صحرای عربستان، که از مناطق پست و بیابانی است، بطور متوسط دو هزار متر بالاتر است. لذا همه میعانات تحت الارضی ایران، میل به سوی شبه جزیره عربستان وقطر را دارند. به عبارت ساده تر: حفاری یک چاه در عربستان یا قطر، برابر است با بی آب شدن کل ایران!(قانون ظروف مرتبطه). شاید مزدوران عربستان از الان، ایران را بی آب معرفی می کنند که: این حوادث به چشم نیاید. در واقع حفر هر چاه، لایه های محافظ منابع زیر زمینی را، دچار شکستگی می کند. لذا منابع بالا دستی به سوی منابع زیر دستی حرکت می کنند. هر منبع برای خود، در طول سالیان دراز زمین شناسی، مسیری را تعریف کرده است، ولی وقتی این مسیر دچار حفره می شود، طبیعتا مسیر قبلی از بین می رود، و خشکسالی اتفاق می افتد.  در ایران تجربه های فراوانی از: حفر چاه و خشک شدن چشمه های بالا دستی آن داریم، در حالیکه عمق چاههای ما به 350متر هم نمی رسد. حالا ببینید یک چاه 5کیلومتری قطر، یا 7کیلومتری عربستان، و یا 12کیلومتری روسیه چه بلاهایی بر سر: رودخانه ها و چشمه ها و دریاچه های ایران می آورد. به این اضافه کنید: ساختن سد بر روی آبهای مشترک، که از سوی همسایگان ترک و افغان اعمال می شود. به سادگی میتوان فهمید که همسایگان ما، از بالا و پایین در حال سرقت منابع آبی ایران هستند! و حقابه های بین المللی را هم، به نفع خود می دزدند. البته اخیرا اقدامات و اعتراضاتی شده است، از جمله سخنان رئیس جمهور در مورد: احداث سد بر منابع بالادستی آب ایران، در افغانستان و ترکیه است، که فقط در حد حرف باقی مانده است. اما اقدام مناسبی که وزارت نفت انجام داده، توسعه میادین مشترک است، همین امر باعث شده تا: همسایه ما یعنی قطر، دست از دشمنی با ایران بردارد و: بداند که اگر در منابع مشترک هستیم، در سیاست نباید متضاد باشیم. این موضع را وزیر خارجه قطر هم یاد آور شد: و صراحتا گفت که: ما چون با ایران منابع مشترک نفتی و گازی داریم، نمی توانیم با هم قطع رابطه کنیم. به نظر می رسد این سیاست در مورد: عربستان هم کار ساز باشد. شرکت بزرگ توتال، که با آرامکو عربستان کار می کند، میداند که بیشترین منابع نفتی عربستان، متعلق به ایران است. لذا وقتی با ایران قرارداد می بندد، نباید خیانت کند. البته لازم نیست آمار آنها را افشا کند، ولی میتواند در استخراج بهتر از: منابع نشت شونده، مانع بهره برداری آرامکو، از این منابع مشترک شود و یا: لا اقل با آنها برابری کند. آن وقت موقعی که عربستان هم ببیند: دشمنی با ایران به ضررش است، دست از توطئه ها برمی دارد. پیشنهاد مشخص ما این است: تا زمانی که به امکانات برداشت مساوی: از منابع مشترک آبی و نفتی دست پیدا کنیم، بهتر است دور منابع داخلی را حصار بکشیم! زیرا ارزش آب شیرین تحت الارضی ایران، کمتر از نفت و گاز نیست و: لذا میتوان با تزریق مواد رسوب کننده: به منابع آبی و نفتی مانع نشت آنها: به سوی همسایه ها شد.

Why is the waters of Iran meeting?

All lakes and rivers in Iran are at high altitudes and are often at least 1000 meters above sea level. Because Iran is mountainous, and most of it is Mahoor Hills and Great Peaks. The height of Damavand is 5678 meters. The rest of the mountains include the Alborz Dynasty: Zagros covers 75 percent of Iran's total area. Most of the mountain range is covered with woods, and that some mountains do not see this large size, and assume Iran as a desert! The phenomenon is strange. However, Iran is on average two thousand meters higher than the Arabian Desert, which is a desert region. Therefore, all of Iran's undercover condensates have a longing for the Arabian Peninsula. Simply put: Drilling a well in Saudi Arabia or Qatar is equal to the total depletion of the whole of Iran (the law of the dishes). Perhaps the mercenaries of Saudi Arabia now describe Iran as waterless: these events do not come to light. In fact, digging any wells will damage the underlying earth-protective layers. Hence, resources go hand-in-hand to manual resources. Each resource for itself, over the years, has defined a path, but when the path is hollow, the path disappears naturally, and the drought happens. In Iran, there are many experiences of digging wells and drying up the high springs, while our wells do not reach 350 meters. Now, see a well of 5 kilometers from Qatar, 7 kilometers from Saudi Arabia, or 12 kilometers from Russia, which brings about rivers and springs and lakes in Iran. Add this: building a dam on shared waters, which is being used by Turkish and Afghan neighbors. It's easy to see that our neighbors are stealing Iran's water resources up and down! And the international rights are also in their favor. Of course, there have been recent actions and protests, including the president's remarks about the construction of a dam on the upstream Iranian resources in Afghanistan and Turkey, which remains only in the letter. But the good action that the Ministry of Petroleum has done is to develop common fields, this has led to: our neighbor, Qatar, to stop hostility with Iran and: to know that if we are in shared resources, we should not be in opposition to politics. The Qatari Foreign Minister also remarked this: "And frankly," because we have joint oil and gas resources with Iran, we can not break the gap. This policy seems to work for Saudi Arabia. The largest Total company, which works with Aramco in Saudi Arabia, knows that Saudi Arabia's largest oil reserves are owned by Iran. So, when betting with Iran, you should not betray. Of course, it is not necessary to disclose their statistics, but it can be used to extract better than: leaky resources, prevent Aramco's exploitation from sharing these resources, or: at least equalize with them. Then when Saudi Arabia sees it: the hostility to Iran is to the detriment of the conspiracy. Our specific proposition is: As long as we have the same facilities: We need to get the resources from our common water and oil fields, we should fence away domestic resources! Because the value of Iran's underwater water is less than oil and gas, it can be by injection of sediment materials: water and oil resources prevent their leakage: towards the neighbors.

لماذا مياه الاجتماع؟

كل البحيرات والأنهار في إيران، وغالبا ما يكون ارتفاع الحد الأدنى: متر الارتفاع النسبي لمستوى سطح البحر و. لأن إيران الجبلية، والكثير منها غير التلال والقمم الكبيرة. يأخذ دماوند ارتفاع 5678 متر وبقية جبال البرز وجبال زاغروس إيران 75 في المئة من المنطقة. الكثير من المنحدرات الجبلية التي تغطيها الغابات، وأن البعض لا يرى هذا الجبل الضخم والصحراء وإيران تحمل! إنها ظاهرة غريبة. ومع ذلك، إيران إلى الصحراء العربية، والسهول الصحراوية ويبلغ متوسط ​​ألفي متر أعلى. لذلك، كل المكثفات تحت الارض إيران والمملكة العربية السعودية وقطر لديها تقارب نحو شبه الجزيرة. بعبارات بسيطة: حفر بئر في المملكة العربية السعودية أو قطر، هو مائي البلد بأكمله (قانون السفن التواصل). ولعل المرتزقة السعودية من الآن، إيران اللامائية أعرض أن هذه الأحداث ليست واضحة. حفر الآبار، وطبقات واقية من الموارد الجوفية، تعرض لكسر. الموارد الأولية لتحريك المصادر التالية يدويا. أي مصدر لسنوات طويلة من الجيولوجيا، وقد حددت مسار، ولكن عندما يكون المسار حفرة، وبطبيعة الحال، يختفي المسار السابق، ويحدث الجفاف. إيران لديها الكثير من الخبرة في الآبار والينابيع المنبع التي المجففة، 350 متر، في حين أن عمق الآبار نحن لسنا. الآن نرى جيدا 5 كيلومترات في قطر، أو 7 كم من المملكة العربية السعودية، أو 12 كيلومترا روسيا ما الويلات على: الأنهار إيران والجداول والبحيرات. إضافة: السدود على المياه المشتركة، التي تركت الجيران وتطبيق الأفغانية. فمن السهل أن نفهم أن جيراننا، فوق وتحت الموارد المائية من إيران وتعرضه للسرقة! وحقوق المياه الدولية، لسرقة الفوز. وقد تم في الآونة الأخيرة والاحتجاجات، بما في ذلك خطاب الرئيس حول: سد على الموارد المائية المنبع من إيران وأفغانستان وتركيا، التي لا تزال مجرد كلام. يبدو أن سياسة المملكة العربية السعودية بناء العمل. أكبر مجموعه، مع أعمال أرامكو السعودية، يعرف أن معظم موارد النفط في المملكة العربية السعودية، في إيران. حتى عند إغلاق الصفقة يجب أن إيران لا يخون. وبطبيعة الحال، لا تحتاج إلى إحصاءات لفضح لهم، ولكن يمكن أن يكون استخراج أفضل للموارد التسريبات في وقت مبكر، ويمنع تشغيل أرامكو، والموارد أو المشتركة: على الأقل مساوية لها. ثم عندما نرى أعداء المملكة العربية السعودية مع إيران لإلحاق الضرر بها، فقد المؤامرة تأخذ. لدينا اقتراح محدد هو: طالما أن إمكانية سحب نفسه: لتحقيق مصادر مشتركة من الماء والنفط، فمن الأفضل أن أقتل الموارد الداخلية إلى السور! لأن قيمة المياه الجوفية العذبة، كميات أقل من النفط والغاز ليست: يمكن عجلت عن طريق الحقن من المواد اللازمة لمنع تسرب المياه والنفط: أن الجيران.

Niyə görüş suları?

İranda bütün göllər və çaylar, və tez-tez bir minimum yüksəklik var: Dəniz səviyyəsindən nisbətən metr yüksəkliyi var. İran dağlıq və bu çox olduğu dağlıq və böyük zirvələri var. Damavand 5678 metr hündürlüyü və Əlborz dağları və Zagros İran dağları istirahət sahəsi 75 faizini alır. meşəlik dağ yamaclarında çox və bəzi bu böyük dağ, səhra və İran güman görmürəm! Bu qəribə haldır. Lakin ərəb səhra, səhra düzənlik İran və iki min metr yüksək ortalama var. Buna görə də, bütün yeraltı kondensat İran, Səudiyyə Ərəbistanı və Qatar yarımadasının qarşı yaxınlıq var. Sadə baxımından Səudiyyə Ərəbistanı və ya Qətərdə bir quyunun qazılmasına, susuz bütün ölkə (ünsiyyət gəmilərin hüquq deyil). Yəqin ki, indi Səudiyyə muzdlu İran susuz bu hadisələr görünən deyil ki, təqdim edir. quyularının qazma, yeraltı resursların qoruyucu qat, bir qırıq yaşadı. upstream resursları əl aşağıdakı mənbələrdən hərəkət etmək. Geologiya onun uzun illər hər hansı mənbə, bir yol müəyyən, lakin yol əlbəttə deşik, zaman, əvvəlki track yox, və quraqlıq baş verir. Quyuların dərinliyi biz isə İran, 350 metr qurudu upstream quyularının və bulaqlar təcrübəsi bir çox var. İranın çaylar və axınlarının və göllər: İndi yaxşı diametri 5 kilometr, və ya Səudiyyə Ərəbistanı 7 km, ya 12 kilometr Rusiya üzərində döyər nə görmək. əlavə etmək üçün: bəndlərin qonşuları sol və Əfqanıstan tətbiq paylaşılan suları haqqında. Bu, bizim qonşu yuxarıda və İranın su ehtiyatları aşağıda qarət olunur ki, anlamaq üçün asandır! Beynəlxalq su hüquqlar qələbə oğurlamaq var. yalnız danışmaq qalır İran, Əfqanıstan və Türkiyə upstream su resurslarına dam: Bu barədə Prezidentin çıxışında, o cümlədən bu yaxınlarda və etirazlar olmuşdur. almaq İranla düşmənçilik, bizim qonşu, Qatar: Amma neft nazirlik bu səbəb oldu, ümumi fəaliyyət inkişaf, yaxşı hərəkət etmiş Biz paylaşılan resursları əgər siyasət qarşı olmalıdır ki, bilirik. Bu mövqe Qatar xarici işlər naziri həmçinin qeyd edib: və aydın İran, biz birlikdə qıra bilməz neft və biz qaz ehtiyatları paylaşdı bildirib. Səudiyyə Ərəbistanı siyasət iş qurur görünür. Böyük cəmi Saudi Aramco işləri ilə, İran, Səudiyyə Ərəbistanı neft ehtiyatlarının ən bilir. müqavilə bağlayıb Belə ki, İran xəyanət etməməlidir. Əlbəttə ki, onları ifşa statistika ehtiyac yoxdur, lakin resursları erkən sızması daha hasilatı ola bilər, aramk, paylaşılan resursların və ya əməliyyat qarşısını alır: onlara ən azı bərabər. Səudiyyə Ərəbistanı İranla düşmən görəndə Sonra onların zərərinə, süjet edir itirdi. Bizim xüsusi təklif bu: kimi uzun imkanı eyni çəkilmək kimi: su və neft ümumi mənbələri əldə etmək üçün bu hasarın daxili resursları off öldürmək üçün daha yaxşıdır! yeraltı şirin su, az neft və qaz dəyəri deyil, çünki: qonşu olmaq: su və neft sızma qarşısını almaq üçün materialların inyeksiya ilə çökdürülmüş bilər.

استعمار فرهنگی به دست خودی ها!

اگر در تمام دنیا استعمار فرهنگی، یا هر استعمار دیگری صورت می گیرد، به وسیله عوامل خارجی است، در ایران توسط خودی ها است! مثلا در مورد کپی رایت، نظر فقها و دیگر مختصصان ایرانی، بر مبنای غیر شرعی و غیر الزام آور بودن آن است. اما وزیر ارشاد گفته که: ما با تمام قوا دنبال تصویب و اجرای قانون کپی رایت هستیم. این قانون از جمله قوانین استعماری است، زیرا علم و دانش را از جهانی و: بدون مرز بودن خارج می کند، و باعث می شود نه تنها ملت های: دیگر از آن استفاده نکنند، بلکه حتی بصورت ملک شخصی در آمده! و فقط ثروتمندان بتوانند از آن استفاده کنند. علت رشد تمدن اسلامی در جهان، همین موضوع بوده که: علم و دستاوردهای آن، ملک شخصی کسی به حساب نمی آمد. در قبل از آن یعنی در زمان ساسانیان، حتی یادگیری سواد، مخصوص در باریان بوده است! یک کفاش که می خواست فرزند خود را: به مدرسه بفرستد، پادشاه قبول نکرد زیرا گفت: اگر این یک نفر را قبول کنیم، فردا همه کفاش ها می خواهند باسواد شوند! در حالیکه اولین اقدام اسلام، نزول آیه قلم و نوشته های آن است. پیامبر هم به یهودیان اسیر فرمود: هرکس ده نفر را سواد یاد بدهد آزاد می شود! همین اعتقاد کپی رایت، باعث شد که امروز در قرن بیست و یکم! بیست و یک میلیون بیسواد و کم سواد، در ایران داشته باشیم. زیرا آموزش با پول گره خورد، و تنها علمی مورد تایید است که: بازاری ها آن را پسند کنند. و علمی که به تولید ثروت نرسد علم نیست! لذا دانشمندان به دنبال علم ثروت زا رفتند، و سوال قدیمی علم بهتر است یا ثروت، به کفه ثروت چرخید. تفکر ثروت زایی علم، مخصوص ایرانی ها نیست که: ذوق کنند تازه کشف کرده اند! بلکه از همان ابتدا مطرح بوده، اما فلاسفه زحمات زیادی کشیدند تا: آن را از زیر بوغ استعمار زر و زور و تزویر بیرون بیاورند، و این افتخاری محصوب نمی شود که: ما دستاورد آنها را یک روزه به باد بدهیم. در اسلام نه تنها لازم نیست، پولی بابت علم آموزی و کپی رایت داده شود، بلکه اگر لازم شد باید جان خود را هم بر سر آن بگذاریم. معلم های ما امثال شهید اول و شهید ثانی بوده اند نه بیل گیتس ها! گرچه بیل گیتس هم، دست از کپی رایت برداشته و: محصولات خود را رایگان در اختیار کاربر ها قرار می دهد. او برای جبران این اشتباهات کپی رایت غربی، در تمام فعالیت های اجتماعی: در ردیف اول است و در امور خیریه، بالاترین هزینه ها را می پردازد. حرف ما این است: چرا اول اشتباه کنیم و بعد بخواهیم آن را جبران نماییم؟ شما ببینید این تفکر، چه بلایی بر سر آموزش عالی، یا آموزش و پرورش آورده است. انواع و اقسام مدارس غیر انتفاعی و: نیمه خصوصی و غیر دولتی را در: سیستم وارد کرده و علم را: در اختیار ثروتمندان نهاده است. در حالیکه در قانون اساسی، آموزش تا سطح دانشگاه اجباری، و رایگان است. ببینید استعمار فرهنگی تا کجا رفته که: معلمین بزرگ جامعه را تحت عنوان حفاظت، از مردم جدا کرده اند. معلم بزرگ شهید بهشتی می گوید:مسئولین محافظ نباید داشته باشند! یعنی برای حفظ معلمین یا استادان، از مرگ هم نباید ترسید. وی در سخنانی بسیار ارزشمند می فرماید: این دگم است که مردم را از مسئولین جدا کنیم، اگر ترس از ترور است نباید باشد، ترور هم بشوند! مگر از حضرت علی ع بالاتر داریم؟ که یک محافظ برای خود نداشت، حتی زره اش پشت نداشت. تا اینکه ایشان را درمحراب عبادت ترور کردند. آنقدر برداشت ها عوض شده که: شاید کمتر کسی باور کند: این سخنان از شهید بهشتی است، ولی موضوع عوض نمی شود، زیرا استناد ایشان به حضرت علی ع است، و کسی نمی تواند آن را منکر شود.

Cultural colonialism to your own hands!

If in the whole world cultural colonialism, or any other colonialism is taking place, is by external factors, it is by insiders in Iran! For example, regarding copyright, the opinion of jurists and other Iranian officials, it is non-religious and non-binding. But the Minister of Guidance said: "We are fully committed to the adoption and enforcement of copyright law. This law is one of the colonial laws, because it excludes science and knowledge from the universal and: without being bound, and makes not only the nations: no longer use it, but even become personal property! And only the rich can use it. The reason for the growth of Islamic civilization in the world was the fact that: science and its achievements were not personal property of anyone. In the past, that is, at the time of the Sasanians, even the learning of literacy has been special in Baryan! A shoemaker who wanted to send his child: to school, the king did not accept because he said: "If we accept this one, tomorrow, all the shoots want to become literate!" While the first act of Islam is the descent of the verse of the pen and its writings. The Prophet also said to the Jews: Everyone who teaches ten people is released! This same copyright conviction has led to the twenty-first century! There are twenty one million illiterate and low educated people in Iran. Because education is tied up with money, and only scientific evidence is that: Markets like it. And science that does not come to generate wealth is not science! So scientists went for a wealth of science, and the old question of science was better or wealth turned to wealth. Thinking of wealth creation is not special for Iranians: they have just discovered the taste! But from the very beginning, philosophers have been struggling to bring it out of the grip of colonialism, and it's not an honor: we will give them one day achievement. In Islam, not only does not need to be paid for education and copyrights, but, if necessary, we must put ourselves to death. Our teachers were like Shahid I and Shahid Thani, not Bill Gates! Though Bill Gates has ceased copying and offers free products to users. He is in the first place to compensate for these copyrights of the West, in all social activities: he pays the highest costs in charity. Our point is: Why do we make the first mistake and then we want to make up for it? You see this thinking, whether it's about higher education, or education. Types and classes of nonprofit schools: semi-private and non-governmental in the system: the system is introduced and knowledge is provided to the rich. While in the constitution, education is compulsory and free at the university level. How cultural colonialism has gone: the great teachers of society have been isolated from people as protection. Shahid Beheshti's great teacher says: "Protective authorities should not have!" In other words, to keep teachers or professors from death, one should not be afraid. In a very valuable saying, he says: It's a doghouse to separate people from the authorities, if they are not afraid of assassination, they should be assassinated! Except we have a higher profile than Imam Ali? There was no protector for him, even his armor was not back. Until they assassinated them on the altar of worship. So, the perceptions have changed so that few believers may believe: these are the words of the martyr Beheshti, but the subject is not changed, because his citation is to Ali, and no one can deny it.

الاستعمار الثقافي من قبل المطلعين!

إذا كانت الإمبريالية الثقافية العالم كله، أو أي مستعمرة أخرى قام به العوامل الخارجية في إيران هو في حد ذاته! في حالة حقوق التأليف والنشر، وفقا لالفقهاء وغيرهم من المهنيين إيران على أساس أنه من غير المتدينين وغير ملزم. لكن وزير الثقافة قال أننا في القوة الكاملة، بعد التصديق عليها وتنفيذها من قانون حق المؤلف. الفعل من الحكم الاستعماري، لأن المعرفة في العالم وبلا حدود من، ويجعل ليس فقط للشعب: لا تستخدم بعد الآن، ولكن يأتي على الممتلكات الخاصة! والأغنياء فقط يمكن استخدامها. ونظرا للنمو الحضارة الإسلامية في العالم، كان موضوع العلم ومنجزاته، والممتلكات الشخصية الذين لم تؤخذ بعين الاعتبار. في وقت سابق الساساني، حتى تعلم القراءة والكتابة، وكان وقت خاص! والإسكافي الذي يريد أطفالهم لإرسالها إلى المدرسة، لأن الملك رفض وقال إذا قبلنا هذا واحد، وغدا سوف يكون تعليما صانع الأحذية! في حين أن أول عمل إسلامي، والقلم وكتب الوحي. وقال اليهود القبض رسول: من عشرة لتعليم القراءة والكتابة يتم تحريرها! هذا المؤلف المعتقد، أدى اليوم في القرن الحادي والعشرين! أمي مليون واحد وعشرين، ولها في إيران. لأن المال ربط التعليم والعلوم وأكد أن فقط: هو صديقة للسوق. وإنتاج الثروة ليس العلم! حتى العلماء يبحثون عن الثروة المحتملة لمعرفة ذهب، والسؤال القديم من أفضل أو الثروة، تحولت الثروة إلى الجانب. تفكر في خلق الثروة، وليس للإيرانيين أن المواهب المكتشفة حديثا لديهم! الإسلام ليس فقط لا تملك المال للتعلم وحقوق التأليف والنشر الممنوح، ولكن إذا لزم الأمر، ويعرضون حياتهم على ذلك. أستاذنا الأول والثاني شهيد شهيد أمثال بيل غيتس لن يكون! على الرغم من أن بيل غيتس، وحقوق التأليف والنشر بعيدا: المستخدم يضع منتجاتها مجانا. للتعويض عن هذه الأخطاء حقوق التأليف والنشر الغربية، في جميع الأنشطة الاجتماعية في الصف الأول والمحبة ويدفع أعلى الرسوم. ما نقوله هو: لماذا الخطأ أولا، ثم نريد أن يعوض عن ذلك؟ ترى يرد هذا التفكير، ما حدث في التعليم العالي أو التعليم. جميع أنواع المدارس الخاصة ونظام شبه الخاصة وغير الحكوميين وصلت والعلوم: يتم تأسيس الأغنياء. في حين أن الدستور والتعليم الإلزامي حتى المستوى الجامعي، ومجانية. الاستعمار الثقافي انظر ذهبت إلى أي مدى أن المعلمين كبير عن المجتمع حماية، والناس قد فصل. يقول الشهيد بهشتي المعلم الكبير يجب أن المسؤولين لديهم حماية! يعني للاحتفاظ المعلمين أو الأساتذة، لا ينبغي أن يخشى الموت. وأيضا قيمة عالية تقول عقيدة أن الناس منفصلة عن السلطات، اذا كان الخوف من الإرهاب لا ينبغي أن يكون، سيتم اغتيال! باستثناء الإمام علي أن يكون أعلى من ذلك؟ وكان ذلك أحد الحراس الشخصيين لنفسه، ولا حتى سلاحه وراءه. حتى اغتياله في محراب العبادة.

daxildə Mədəniyyət müstəmləkəçilik!

Bütün dünya mədəni imperializm, və ya İran xarici agentlər tərəfindən görülən hər hansı bir digər müstəmləkə özü edir! qeyri-dini və əsasında hüquqşünaslar və digər mütəxəssislər İran görəəllif halda, qeyri-məcburi. Amma mədəniyyət naziri, biz təsdiq və Copyright Aktı həyata keçirilməsi aşağıdakı tam güc, olduğunu bildirib. müstəmləkə qayda aktı, dünya və həyata Sərhədsiz bilik və insanlar yalnız edir, çünki: artıq istifadə, lakin xüsusi mülkiyyətə gəlməyin! Və yalnız varlı istifadə edə bilərsiniz. Çünki dünyada islam sivilizasiyasının artım nəzərə alınmayıb elm və onun nailiyyətləri, şəxsi mülkiyyət mövzusu oldu. əvvəllər Sasani, hətta savadlılıq öyrənmək, xüsusi vaxt olmuşdur! king imtina çünki, onların uşaqları məktəbə göndərmək istəyirdi və biz bu qəbul əgər, sabah çəkməçi təhsil olunacaq A çəkməçi! ilk İslam Fəaliyyət, qələm və onun vəhy yazdı edir. Yəhudilər əsir demişdir: Kim on savadlılıq öyrətmək üçün azad! Bu inam copyright, iyirmi birinci əsrdə bu gün rəhbərlik! Iyirmi bir milyon savadsız, İran var. pul Təhsil bağlı və Elm yalnız olduğunu təsdiq Çünki: bazar dostluq. Və sərvət istehsal elm deyil! elm bilik getdi potensial sərvət, və daha yaxşı və ya sərvət köhnə sual axtarır Belə ki, sərvət tərəfə çevrildi. Biz iranlılar üçün sərvət yaradılması düşüncələri yaxınlarda aşkar istedadlar onlar ki! İslam verilən öyrənmə vəəllif hüquqları üçün pul yoxdur, lakin lazım gələrsə, bu həyatını qoymaq deyil. Müəllimimiz birinci və ikinci şəhid şəhid Bill Qeyts sevir olmazdı! Bill Gates, baxmayaraq ki, üz copyright: istifadəçi pulsuz məhsullarını qoyur. ilk sırada və xeyriyyə bütün ictimai fəaliyyətlərə, Qərb bu səhvlər müəlliflik hüququ kompensasiya etmək üçün, ən yüksək haqları ödəyir. Biz demək: Niyə yanlış, sonra biz onun üçün etmək istəyirsiniz? Siz ali təhsil, və ya təhsil nə bu düşüncə təmin görürük. xüsusi məktəblər və yarı-xüsusi və qeyri-hökumət sisteminin bütün növ gəlib və elm etmişdir: zəngin müəyyən edilir. konstitusiya, universitet səviyyəsinə icbari təhsil qədər və pulsuz olsa. Mədəniyyət müstəmləkəçilik nə qədər müdafiə cəmiyyət olaraq böyük müəllim, insanların ayrılmış ki getdi görürük. Böyük Müəllim şəhid Beheshti rəsmiləri qorunması olmalıdır deyir! müəllim və ya professor saxlanılması üçün vasitələr, ölüm qorxulan olmaz. də yüksək qiymətləndirilir O insanlar terror qorxusu olmamalıdır, əgər hakimiyyət ayrı qətlə ki, ehkam deyir! İmam Əlinin başqa ali var? Bu özü üçün bir cangüdənlər, arxasında hətta onun zireh idi. o ibadət qurbangah öldürüldü qədər.

 

صعود پاک

عظیم قیچی ساز که 14قله بالای 8000متر را فتح کرده، می گوید من هر 14قله را همان بار اول فتح کردم، و از وسایل اضافی مانند: اکسیژن مصنوعی هم استفاده نکردم، و در واقع صعود پاک کردم! و بعنوان رکورد دار این موضوع هستم. البته رشته کوهنوردی هم مانند: بقیه رشته های ورزشی زیر تابش شدید: فوتبال دیده نمی شود. فوتبالی که نه رکورد زده! و نه مدال آورده! تازه افتخارش سی ودوم ردیف فیفا است. علت این امر چیست؟ به نظر ما علت آن روشن است: استعمار ورزشی! تعجب نکنید، استعمار فقط به کهنه و نو تقسیم نمی شود، به فرهنگی و هنری و ورزشی هم تقسیم می شود. یعنی استعمار بیکار نبوده که فقط: یک چیز را خراب کند و برود. همه ابعاد فرهنگی و اقتصادی را، زیر چرخه ای بنام تمدن یا نوگرایی و تجدد تخریب کرده. میگویند متوکل عباسی، فردی را مامور امام کاظم کرد، تا ببیند ایشان در سجده، چشم خود را می بندد یانه، تا دستور دهد مردم برعکس آن عمل کنند. مانند وضو گرفتن که ائمه، آب را از بالا می ریختند، ولی انها دستور دادند برای نشان دادن تفاوت، از پایین به بالا وضو بگیرند. مامور هر کاری کرد نتوانست: بفهمد و گزارش نداد، ناچار متوکل گفت: ما باید در سجده، یک چشم خود را ببندیم و یکی را باز بگذاریم! تا حتما مخالف امام عمل کرده باشیم. استعمار هم منابع فقه ما را دقیقا مطالعه کرده، و مخالف آن را دستور می دهد! اگر پیامبر فرموده قبل از هرغذا، نمک بخورید و بعد از ان شیرینی ، استعمار می گوید قند و نمک اصلا نخورید! اگر دین ما می گوید: نماز بخوانید آنها می گویند: نماز نخوانید، بجای آن ورزش سوئدی بکنید! و اگر دین می گوید ازدواج مقدس است، آنها می گویند ازادی جنسی مقدس است! و می بینید که مثل قوم یهود زمان پیامبر، همه چیز را دانسته تحریف می کنند. در ورزش هم همینطور است: همانگونه که اشاره شد، اصل فلسفه ورزش در غرب استعماری، مبارزه با نیایش است. زیرا در نیایش روح انسان قوی می شود، ولی اینها می خواهند جسم آدم قوی باشد! تا روح کمتر مورد توجه باشد. به همین دلیل مثلا دنبال ورزش: اسب دوانی یا شنا و تیراندازی نیستند، بلکه به فوتبال و هند بال و والیبال و بسکتبال می پردازند که: با توپ پر از باد بازی می کنند. حتی به قمار بازی و شرط بندی، بیشتر از خود ورزش اهمیت می دهند، تا جاییکه اگر ورزشی، قمار بازی یا شرط بندی نداشته باشد، حذف می شود. و خلاصه هرجایی که ممکن است: بوی خدای بدهد از ورزش حذف، و بوی پول و قمار را به آن اضافه می کنند. برای همین است که در رده بالای هیچ ورزشی، از افراد با ایمان خبری نیست، اگر هم چند نفری هستند، خارج از زمین باید مسلمان باشند! در زمین فوتبال اگر یا حسین بگویند، جریمه می شوند. کوه همیشه مظهر آفریده های حداوندی است، در قران هم بارها این موضوع را مطرح کرده، و از ما خواسته آنها را از نزدیک ببینیم، تا یاد خدا بیافتیم. اما کوهنوردی استعماری، محل صرف مشروبات و هرزگی ها هست! کوهنورد حتی در موقع احساس خطر هم، ترجیح دهد یک جرعه ویسکی! نوش جان کند تا خطر رفع شود. در ایران البته حرکت هایی برای: اسلامی کردن ورزش ها برداشته شده است، اما همیشه با آن مبارزه شده! و ممنوعیت ها اعمال شده است. در مورد حجاب بانوان، سی و هشت سال خواهش و تمنا شد، آنهم به ضرورت! لذا باید فکر اساسی کرد: ورزش نباید جای ارزش را بگیرد، بلکه باید ارزش افرین هم باشد. فوتبالی که به زور شراب و: هوسرانی پیروز شود، چه خیری برای مملکت دارد؟

Clear climb

A massive scissor maker, who has conquered 14 peaks over 8,000 meters, says I conquered all 14 summits at the very first time, and did not use extra equipment like artificial oxygen, and actually cleared the ascent! And as a record holder for this topic. Of course, the mountaineering course, like: The rest of the sports are under intense radiation: football is not seen. Football which has not hit record! And not the medals brought! He is now on the thirty-fifth place in FIFA. What is the cause of this? In our opinion, the reason is clear: colonialism! Do not be surprised, colonialism is not only divided into old and new, it is also divided into cultural and artistic and sporting. That is, colonialism was not an unemployed person: only one thing would ruin and go. Destroyed all cultural and economic dimensions, under the cycle of civilization or Modernism and modernity. They say that Motawakk Abbasi ordered a person to be Imam Kadhim's agent, to see that he was closing his eyes on Sajdah, so that the people would act in reverse. Like the ablutions that the Imams raised from the water, they ordered that they depart from the bottom up to show the difference. The agent could do anything: he did not understand and did not report, Motawakel said: "We have to close our eyes and propose one another in prostrate!" To be sure we have opposed the Imam. Colonialism has carefully studied the sources of our jurisprudence, and orders the opposite! If the Prophet has said before eating, eat salt and after that, colonization says sugar and salt do not eat at all! If our religion tells us to pray, they say: Do not pray, instead of doing Swedish exercise! And if religion says holy marriage, they say holy sex is free! And you see that as the Jewish people, the time of the Prophet is distorting everything they know. In sport, this is also the case: as we have seen, the philosophy of sport in the colonial West is the fight against prayer. Because in the prayer of the human soul it becomes strong, but they want the body to be strong! So the soul is less attentive. For this reason, for example, looking for sports: horseback riding or swimming and shooting, but also to football and India, volleyball and basketball, playing with balls full of wind. Even playing gambling and betting, they care more about sports themselves, as long as they do not play sports, gambling, or betting. And everywhere it's possible to summarize: smell of God, remove from sport, and add smell of money and gambling to it. That is why there is no faith in people at the top of any sport, if they are many, they should be Muslims out of the pitch! If they say in the soccer field, they will be fined. The mountain is always the image of God's creatures, it has repeatedly raised this issue in the Qur'an and asked us to see them closely, so that we could remember God. But colonial climbing is a place for liquor and crap! The climber even prefers a sip of whiskey even when he is in danger. He will be able to eliminate the danger. In Iran, of course, there are some moves to: Islamize the sport, but it has always been fought! And bans have been applied. In the case of women's hijab, thirty-eight years of prayer, and necessity! So the basic thought has to be made: sport should not be worth the place, but it should also be worthy of Ephraim. What kind of football for wine and wine: victory is good for the country?

تسلق النظيفة

أزيم غيخيساز 14 قمم فوق 8000 متر غزا، ويقول أول مرة لقد غزا 14 قمم، ومعدات إضافية مثل الأكسجين الصناعي لم يستخدم، في واقع الأمر مسحت تسلق! وكما تسجيله. يتراوح الجبل مثل بقية تحت الرياضية المكثفة: كرة القدم، لا ترى. وكان الرقم القياسي ليس كرة القدم! وحصل على تسع ميداليات! ثلاثون جديدة والطبقة الثانية تكريما لكرة القدم. ما سبب ذلك؟ في رأينا، والسبب واضح: المستعمرة رياضي! لا ينبغي أن نندهش، تماما كما الاستعمار القديم والجديد، وليس الانقسام، الانقسام الثقافي والفني والرياضي. كان الاستعمار العاطلين عن العمل شيء واحد فقط إلى الخراب وترك. جميع الأبعاد الثقافية والاقتصادية، ودورة التحديث والحداثة في اسم الحضارة أو دمرت. وقال المتوكل العباسي، الإمام الكاظم ضباط الفردية، أن نراهم في العبادة، ويغلق عينيه أم لا، القيام بأعمال تخالف النظام العام. الأئمة مثل الوضوء، سكب الماء من أعلى، ولكن أمرهم لإظهار الفرق، من أسفل إلى أعلى، الوضوء بهم. الضابط لا يستطيع أن يفعل: قالت فهم ولم يبلغ أن المتوكل علينا أن تنحني، اغلاق عين واحدة واحدة مفتوحة ،! للتأكد من أننا تصرف ضد الإمام. درسنا بعناية قانون الاستعمار، وضد أوامر! إذا قال النبي قبل كل وجبة، الملح ثم أكل الحلويات والسكر والملح الاستعمار يقول لا تأكل! إذا الدين يقول لنا أن نصلي، كما يقولون، لا تقرأ صلاة، بدلا الرياضية السويدية تفعل! إذا قال دين الزواج المقدس، ويقولون الحرية الجنسية مقدسة! وترى أن نبيا اليهودي، علم تشويه كل شيء. في مجال الرياضة، وأيضا: وكما ذكر أعلاه، فلسفة الرياضة في الغرب الاستعماري، ومكافحة الصلاة. لأن الصلاة هي روح قوية، لكنها تريد الكائن أن يكون شخص قوي! الروح هو القليل من الاهتمام بذلك. لهذا السبب، على سبيل المثال، والرياضة: السباحة والرماية الحصان أو لا، ولكن كرة القدم والبيسبول والكرة الطائرة وكرة السلة هي الهند أن تضخيم مع مباريات الكرة. حتى للعب القمار والرهان، فإن معظم ممارسة الذاتي واعية، لدرجة أنه إذا المراهنات الرياضية القمار أو لم يكن، سيتم حذفها. باختصار، أينما كانوا: الله، وإعطاء ممارسة لإزالة الرائحة، وتضاف رائحة المال والقمار إليها. هذا هو السبب في الجزء العلوي من أي رياضة، والناس مع عدم وجود الإيمان، إذا كانت قليلة، للخروج من الأرض يجب أن يكون مسلم! على ملعب لكرة القدم إذا حسين القول، غرم. الجبل هو دائما مظهرا من مخلوقات الله، وقد أثار القرآن مرارا هذه المسألة، وكنا نرغب في رؤيتها عن قرب، يسقط على ذكر الله. ولكن التسلق الاستعماري والشرب والفجور من المكان! حتى عندما قلق المتنزهين تفضل أيضا رشفة من الويسكي! وجبة شهية ليكون خطر. إيران، بالطبع، انتقل إلى: تم إزالة أسلمة الرياضة، لكنه كان دائما لمحاربته! وتم تطبيق الحظر. كان الحجاب بالنسبة للنساء، ثمانية وثلاثين عاما من المرافعات، ولكن، على ضرورة! ولذلك، فإن الفكرة الأساسية التي تمارس ينبغي أن تأخذ قيمة المكان، ولكن قيمة أيضا. النبيذ وكرة القدم قوة: فوز الشهوانية، ما هو جيد لهذا البلد؟

Clean Climbing

Azim Gheychisaz fəth 8000 metr yuxarıda 14 zirvələri, ilk dəfə 14 zirvələri fəth etdik, və əlavə avadanlıq bu cür süni oksigen kimi istifadə etməyib, və əslində mən dırmaşmaq məhv deyir! Mən onu qeyd kimi. dağ gərgin idman altında qalan kimi dəyişir: football, görmədim. rekord futbol deyil! Və doqquz medal qazandı! Otuz yeni və ikinci dərəcəli FIFA şərəf. Bu səbəb? Bizim fikrimizcə, səbəb aydındır: Colonial Athletic! , Təəccüb deyil, yalnız köhnə və yeni müstəmləkəçilik kimi, mədəni, bədii və idman split bölmək etməyin. işsiz müstəmləkəçilik məhv və tərk yalnız bir şey idi. Bütün mədəni və iqtisadi ölçüləri, sivilizasiyanın və ya məhv adı modernləşdirilməsi və müasirlik dövrü. Mütəvəkkilin ibadət onları görmək Abbasi, İmam Kazim fərdi zabit dedi gözlərini bağlayır və ya deyil, ictimai asayişə zidd hərəkət. belə dəstəmaz kimi imamlar, su üst tökülür, lakin alt qədər fərq göstərmək onların dəstəmaz əmr etdi. zabit edə bilmədim: anlamaq və hesabat, o Mütəvəkkilin, biz səcdə lazım olduğunu söylədi bir göz shut və bir açıq ,! biz İmam qarşı çıxış əmin etmək. Biz diqqətlə və sərəncamlarını qarşı müstəmləkəçilik hüquq təhsili! peyğəmbər sonra hər yemək, duz əvvəl deyən varsa şirniyyat yemək, şəkər və duz müstəmləkəçilik yemək yoxdur deyir! din dua etmək bizə deyir, onlar əvəzinə İsveç idman etmək, namaz oxumaq deyil, demək! din nigah müqəddəs deyir, onlar cinsi azadlıq müqəddəsdir demək! Və bir yəhudi peyğəmbər kimi, bilə-bilə hər şeyi təhrif ki, görəcəksiniz. idman çox: yuxarıda qeyd olunan idman fəlsəfə West-müstəmləkə, anti-dua kimi. namaz soul güclü, lakin onlar istəyirəm, çünki obyekt güclü insan olmaq! Spirit belə az diqqət edir. üzgüçülük və at və ya atəş, lakin futbol və beysbol və voleybol və basketbol top oyunları ilə şişirdilir Hindistan: Bu misal, idman üçün niyə var. Hətta idman qumar bahis və ya əgər, silinəcək dərəcədə qumar ve bahis, ən özünü şüurlu həyata üçün. Bir sözlə, onlar ola bilər yerdə Allah, iy aradan qaldırılması üçün həyata vermək və pul və qumar iy ona əlavə edilir. onlar az əgər hər hansı bir idman üst, heç bir iman ilə insanlar, torpağından Müsəlman olmalıdır niyə ki! Futbol sahəsində Hüseyn pul cəzası, demək əgər. Mountain həmişə Allahın canlılar bir təzahürüdür, Quran dəfələrlə bu məsələni qaldırıb və biz yaxın onları görmək Allahı zikr düşür istədi. Amma yer müstəmləkə qalxmaq, içməli və kefcillik edir! hikers həyəcana keçirdi Hətta də viski bir qurtum üstünlük! təhlükə olmaq üçün yemək malikdirlər. İslamlaşma idman çıxarılıb, lakin bu həmişə mübarizə oldu: İran, əlbəttə, gedin! Və qadağan tətbiq edilmişdir. qadınlar üçün örtük, otuz səkkiz il pleadings idi, lakin zərurət! Buna görə də, həmçinin yer dəyər lakin dəyər almaq lazımdır həyata əsas fikir. Şərab və futbol güc: erotika qələbə, ölkə üçün yaxşı nədir?

 

آتش به اختیار معکوس

در زمان نخست وزیری مهندس موسوی، اینجانب در حراست آنجا بودم، به من شکایت زیاد می شد که: همه حرفهای امام خمینی به فاصله چند ساعت از: بیانات مستقیم ایشان از صدا و سیما توسط ایشان، بطور معکوس توجیه و تفسیر  واجرا می شود. و من باورم نمی شد که یک مسلمان انقلابی هم، مانند سیاستمداران غربی، افتخارش برگرداندن مفاهیم مورد نظر رهبری، به نفع خودش باشد. تا اینکه در یکی از تفسیر های قرانی دیدم که: آیه ای وجود دارد که: برخی یهودیان حرف های پیامبران را که می شنیدند، عقل هایشان را روی هم می گذاشتند، و آن را برعکس تفسیر کرده و بین مردم پخش می کردند. (یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون!) واین کار را با کمال آگاهی انجام میدادند. بعد در دوره اوباما و دیگران، عملا دیدیم که سیاستمدار واقعی یعنی کسی که: به مردم قول و وعده ای بدهد که: بتواند بر عکس آن عمل کند. وعده تغییر در انتخابات، و بعد همان روش قبلی ها را دنبال کردن! از همین قماش است. حالا هم یک عده که خودشان را، تئوریسین میخوانند وظیفه خود میدانند تا: همه سخنان رهبری را تا آخرین کلام و حرف! گوش بدهند و چند بار هم آن را بخوانند، تا بتوانند آنتی تز آن را ارائه دهند. نمونه آخری آن همین موضوع: آتش به اختیار است. مقام معظم رهبری این موضوع را با ذهنیت: دوران دفاع مقدس مطرح کردند و: منظور شان این بود که اگر دولت، توانایی انجام کار فرهنگی را نداشت، دانشجوها بصورت خودجوش، این کار فرهنگی را انجام دهند، و خلا موجود را پر کنند. مسئله به همین سادگی را در: روزنامه ها و فضای مجازی آنقدر چرخاندند! تا به 180درجه مخالف سخن رسید، تا جاییکه رهبری بعد از مدت کوتاهی، مجبور شد حاشیه ای بزند و: این برداشت ها را تصحیح نماید. اما کار به همین جا خاتمه نیافت! دولت راسا اقدام به اجرای آتش به اختیار در: بعد فرهنگی نموده، و فرمان رهبری را برعکس اجرا می کند. مثلا در موضوع اقتصاد مقاومتی، می بینیم همه افراد دولت پست جدیدی می گیرند، اضافه کار و ماموریت هایشان را چند برابر می کنند! حتی معاون اول، پست خود را فرماندهی ستاد اقتصاد مقاومتی، تعیین می نماید تا کم کم: سوابق نظامی هم برای خود دست و پا کند، و تنها جایی را که از تحریف دور مانده، محیط نظامی را نیز مورد تاثیر قرار دهد. نمونه بارز دیگر این: آتش به اختیار معکوس هم، در وزرات ارشاد در: انجمن قلم و یا سازمان سینمایی در جریان است. بر اساس بیانیه انجمن قلم ایران، که امروز در محل این انجمن خوانده شد. روز 14تیرماه روز قلم است، و انجمن سالهاست که در این روز، نوشته های برتر را تعیین و: جوایزی را اهدا می کند. دلیل انتخاب چنین روزی را، همزمانی آن با سالروز نزول آیه: ن والقلم دانسته اند. تا افراد ارزشی زیر سایه قران، انتخاب شوند و الگو باشند برای نوقلم ها. اما وزارت ارشاد بدون هماهنگی، روز 13تیرماه را اعلام نموده، و در این روز در سالن همایش های: کتابخانه ملی از صاحب قلمهایی تقدیر کرده، که امام خمینی در باره قلم آنها گفته که: برخی قلم ها توطئه گربودند و: ما اشتباه کردیم آنها را نشکستیم! در همین قضیه کیارستمی، ببینید چه کیا و بیایی شده است! یک هفته تمام برای کسی بزرگداشت می گیرند که: عمر هنری خود را در سیاهنمایی دفاع مقدس گذراند، و در بحبوهه فراخوان های امام خمینی، فیلم هایی در ضدیت با جنگ ساخت، و در جهان  خود را صلح طلب، و امام خمینی را جنگ طلب معرفی کرد. خانه دوست کجاست؟ دقیقا به معنی دست برداشتن از: دشمنی با صدام و آمریکا و دوست شدن با آنها است. و این قصه در آغاز راه است.

Inverted fire

At the time of Mohammad Mousavi's prime minister, I was guarded there, and I complained that: All the words of Imam Khomeini, within a few hours, are reciprocally justified and interpreted by his direct statements of voice and speech by them. And I did not believe that a revolutionary Muslim, like Western politicians, would have the honor of returning the concepts of leadership to its own benefit. Until I saw in one of the Quranic interpretations that there is a verse that: some Jews shared their wisdom with the words of the Prophets, and interpreted the opposite and spread it among the people. And they did this with full awareness. Then, in the Obama and others years, we actually saw that the real politician was the one who: promises to people: that he can act on the contrary. Promise to change in elections, and then follow the same procedure as before! It's the same. Now, some people who call themselves theoreticians know their task: to take all the words of the leadership to the last word and letter! Listen and read it a few times, so that they can give it an anti-thesis. The latter example is the same: fire is at stake. The Supreme Leader raised this issue with the mentality of the sacred defense era: they meant that if the government did not have the ability to do cultural work, students would spontaneously do this cultural work and fill the vacuum. The issue is as simple as: newspapers and cyberspace turned up so much! It spoke to 180 degrees, as soon as the leadership was forced to margin: to correct these perceptions. But the work did not end here! The Rasa government has launched a voluntary fire: cultural dimension, and runs the command of the opposite. For example, in the context of resistive economy, we see that all people get a new post, multiply their extra work and missions! Even the first vice-president will appoint his post as the commander of the Resistance Economics Chief, to slow down: he will have a military background for himself, and will only affect the military environment as far as distortion. Another example of this is that the fire is reversed, at the Ministry of Guidance at pen Society or the Cinematic Organization. According to the statement by the Iranian Pen Club, which was today read on the site of this forum? July 14 is the day of the pen, and the association has for many years determined the top entries on this day and donates awards. The reason for choosing such a day is its concurrence with the anniversary of the revelation of the verse. To valuables under the shadows of the Qur'an, be chosen and patterned for nocturnes. But the Ministry of Guidance unanimously announced July 13, and on this day in the hall of conferences: the National Library has been honored with some of the pens that Imam Khomeini said about their pen: some pens were conspirators and: We made a mistake. Do not beat them! In the same way, Kiarostami, see what the Kia has been! One full week is celebrated for someone: Omar Arthur spent himself in the dark sacred defense, and, in the midst of Imam Khomeini's calls, made warlike animosities and peaceful in his world, and warring Imam Khomeini Introduced. Where is the Friend's House? It means precisely the abandonment of: hostility to Saddam and the United States and being friends with them. And this story is at the beginning.

النار معكوس اختياري

رئيس الوزراء مير حسين موسوي، ولدي كان الأمن هناك، وشكا لي أكثر هو أن كل هذا الكلام من الإمام الخميني في غضون ساعات قليلة من التعبير المباشر عن التلفزيون والراديو بها، فإن العكس تفسر وتنفذ هناك. وأنا لا أعتقد أن ثورة الإسلامية، مثل السياسيين الغربيين، واستعادة شرف إلى مفاهيم القيادة، لصالح من تلقاء نفسها. وفعلت ذلك مع الوعي الكامل. أوباما وآخرين في وقت لاحق في هذه الفترة، شهد الواقع السياسي الحقيقي الذي هو إعطاء الناس وعد التي يمكن أن تفعل العكس. تغيير في الوعود الانتخابية، ومن ثم اتباع نفس الطريق! ومن قماش. الآن مجموعة من تلقاء نفسها، وقراءة المنظرين واجبه أن يعرف كل الكلمات وما أدى إلى الكلمة الأخيرة! استمع وقراءتها عدة مرات، لتكون قادرة على تقديم نقيض لها. المثال الأخير من هذه المسألة هو السلطة النار. انها بسيطة كما هو الحال في صحيفة وهكذا تحول الفضاء الإلكتروني! وصل مغکوسا درجة عكس فيها القادة بعد وقت قصير، وانه اضطر الى هامش هذه التصورات صحيحة. لكنها لم تنته! سلطة النار الدولة للعمل لأنفسهم لخوض البعد الثقافي، ويدير قيادة القيادة مخالفة. على سبيل المثال، الاقتصاد المقاوم، ونحن نرى كل الوظائف الجديدة تضاف وتضاعفت أن مهمتهم! مثال صارخ آخر على ذلك: القتال لعكس عقارب الساعة، وزارة الثقافة بالتعاون القلم أو الفيلم يجري. ووفقا لبيان والقلم، والذي كان يقرأ اليوم في هذا المنتدى. في 14 تموز، يتم تخطي اليوم، وجمعية لسنوات عديدة في اليوم، أعلى إدخالات إلى تحديد ما يلي: جوائز فازت بها. والسبب في ذلك أيام، وبالتزامن مع ذكرى الوحي: من المعروف التلقائي. الأفراد يستحق في ظلال القرآن ليتم اختيار ويكون قدوة للقلم جديد. لكن الوزارة دون تنسيق، في 13 يوليو أعلنت، وعلى هذا اليوم في قاعة المؤتمرات من: المكتبة الوطنية أشاد الخطوط، قال الإمام الخميني حول القلم لهم أن بعض راسمة القلم، ولقد ارتكبت خطأ كسروا ذلك! في هذه الحالة كياروستامي، ونرى ما قد حان كيا! أسبوع واحد للاحتفال بسقوط أن حياة لوحاتها في ضوء أسود الإنفاق الدفاع المقدس، وفي خضم نداء الإمام الخميني، والأفلام المعارضة للحرب، وفي عالمه سلمية، والإمام الخميني المتشدد قدم. أين هو بيت صديقك؟ بالضبط يعني التخلي عن العدو مع صدام وأمريكا، وأصبح أصدقاء معهم. والقصة في البداية.

Könüllü tərs yanğın

Baş nazir Mir Hüseyn Musəvi, təhlükəsizlik var idi ki, ən onların öz televiziya və radio birbaşa ifadə bir neçə saat ərzində İmam Xomeyninin bütün bu müzakirəsi, arxa şərh olundu ki, orada icra mənə şikayət etdi. Mən inanmıram ki, müsəlman inqilabi belə öz xeyrinə liderlik anlayışlar şərəf bərpa Qərb siyasətçiləri kimi. Və tam məlumatlandırılması ilə belə etdilər. Obama və başqaları sonra dövrdə həqiqətən insanlara qarşı nə edə bilər bir söz vermək üçün bir real siyasətçi gördüm. seçki vədləri ilə dəyişdirmək, və sonra eyni şəkildə edin! Bu kətan edir. İndi öz qrup, theoreticians bütün sözləri bilmək üçün öz vəzifəsini oxumaq və son sözü nə qədər gətirib! onun antitez təklif etmək üçün, qulaq asmaq və bu bir neçə dəfə oxumaq. Bu mövzuda son nümunəsidir yanğın orqandır. Bu qəzetdə kimi sadə və belə kiberməkanda çıxdı! Word doğru liderləri qısa bir müddət sonra, və o, bu hisslərin qaydalarından məcbur olduğu üçün qarşı 180 dərəcə çatdı. Amma bu son deyil! özləri mədəni ölçüsü çalıştırmak üçün Dövlət yanğın orqanı hərəkət etmək, və komanda zidd rəhbərliyi çalışır. Məsələn, resistive iqtisadiyyatı üçün, biz bütün yeni ismarıc, iş üzvləri və çoxaltmaq üçün onların missiya var! Bu başqa bir parlaq misal: zaman əlləri geri mübarizə, dərnək qələm Mədəniyyət Nazirliyi və ya film davam edir. Bu forumun bu gün oxunub Pen şərhə görə. 14 iyul, gün uzun illər Association atlandı, və üst entries müəyyən etmək üçün: Mükafatlar onu layiq. vəhy ildönümü ilə üst-üstə düşən bu gün səbəbi: avtomat tanınır. Quran kölgəsində Worth şəxslər yeni qələm rol modelləri seçilmiş və olmaq üçün. Amma koordinasiya olmadan nazirlik, 13 iyul elan və konfrans zalında bu gün: fonts təriflədi Milli Kitabxanasının Pen haqqında İmam Xomeyni onlara ki, bəzi qələm plotter və biz səhv etdik onlar qırdı! Bu halda Kiarostami ayında Kia gəlib nə oldu! bir bir həftə payız xatirəsinə qara işıq onun rəsm müqəddəs müdafiə xərcləri həyat və İmam Xomeyninin, müharibə filmlər müxalifət Zəng ortasında, və onun dünyada sülh və İmam Xomeyni militant təqdim etdi. Dostun House haradadır? Məhz Səddam və Amerika ilə düşmən imtina və onlarla dost oldu deməkdir. Və əvvəlində hekayə.

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۳/۴/۱۳۹۶ - ۲۱:۵۸ نظر(0)

در این دنیای بی در و پیکر، که هر کس ساز خود را می زند! و رای دادگاه خود را اجرا می کند، ایران هم میتواند مانند آنها اموالشان را مصادره، و یا بلوکه نماید ولی ایران چنین کاری نمی کند! مثلا کانادا برای خودش ایران را محکوم می کند! ساز مان ملل جدا، آمریکا و فرانسه و یا حتی شورای امنیت و دادگاه لاهه، که رای به مصادره اموال ایران می دهند! آیا ایران هم نمی تواند در دادگاه خودش، این کار را انجام دهد و: دهها برابر آن را غرامت پس بگیرد؟ موضوع اینها باهم یک فرق اساسی دارد، در فارسی ضرب المثل داریم که می گوید : اگر سگ پای شما را گاز گرفت، لازم نیست شما هم پای سگ را گاز بگیرید! یعنی منطقی نیست که آدم، کار های یک عده زورگو و احمق را تقلید کند. چرا که این چرخه معیوب، همیشه ادامه خواهد داشت. در فلسفه نظری مذاهب، همیشه توصیه به شکستن این چرخه شده است. یعنی اگر ظالم، ظلم کرد، مظلوم، نباید ظلم کند، چون او هم ظالم می شود! در حالیکه نظر اسلام و دیگر ادیان الهی، از بین رفتن ظلم است: نه انتقال آن به نسل های جدید. به همین دلیل جهاد کردن در اسلام، بر دو نوع تعریف شده: یکی جهاد ابتدایی یکی جهاد دفاعی، جهاد ابتدایی یعنی مشت اول! در اسلام منع شده است. البته براساس برخی شرایط، آن هم با فرماندهی امام معصوم، اگر لازم باشد انجام می شود. ولی در زمان غیبت، جهاد فقط جهاد دفاعی است. یعنی دفاع در مقابل مشت اول. حالا شما نظریات دموکراسی و لیبرالیزم غرب را مطالعه کنید: پیروز را کسی می داند که: مشت اول را پرتاب کند. به همین جهت دنیا، بجای دموکراسی و لیبرالیسم ، میلیتاریسم را تجربه می کند! دنیای امروز ما دنیای اسلحه ، ششلول بند و هفت تیر کش است. غرب در حین ادعای دوئل، به تیر اول می اندیشد. اما دنیای اسلام و اتوپیای الهی، اینطور نیست. زیرا پیامبر اسلام، رحمت برای جهانیان است، نه قاتل آنها! متاسفانه این نظریه، برعکس تبلیغ می شود و اسلام و: مسلمانان و ادیان توحیدی، در عین دوئل متهم: به تیر اول هستند! آنها، خودشان با شمشیر قرون وسطایی، به تمدن اسلامی حمله می کنند و: بعد می گویند اسلام دین شمشیر است. پیشرفته ترین سلاح ها را تولید کرده، و بالاترین سودها را می برند، و بعد می گویند ایران می خواهد: به بمب اتمی دست پیدا کند! در حالیکه خودشان بمب اتمی ساخته، و حتی به کار برده اند. ولی از اینکه ایران، توانایی آن را پیدا کند هراسان هستند. حکم های صادره از دادگاه هایشان هم، همینطور است. کنگره امریکا و سنای آن، همه کار خود را رها کرده، و فقط دنبال دزدی از اموال ایران است، این یعنی که آنها گداهای: با شخصیتی هستند! این را مردم ایران فهمیده اند، و میدانند که آنها بخاطر نیازشان این کار را می کنند! یعنی مانند گداهای معمولی نمی توانند: دستشان را دراز کنند و خواهش کنند و کمک بخواهند، بلکه لباس گرانقیمت می پوشند و: دست در جیب دیگران می کنند! ما متوجه هستیم که آمریکا یا کانادا، حتی فرانسه و آلمان که این کار را می کنند، قصد شان تامین بودجه برای مردم خودشان است. آنها ندارند، ولی نمی خواهند هم، گردنشان را کج کنند! با گردن برافراشته گدایی می کنند. کسر بودجه و بدهی های این کشورها، و قطع کلیه کمک های دولتی به مردم، در واقع ریاضت اعلام نشده، در آنها غوغا می کند. ما ایرانی ها این را می فهمیم و لذا مقابله به مثل نمی کنیم. مردم آن کشورها هم این را می فهمند، برای همین است که مردم آنها، برخلاف دولت هایشان، هوادار ایران هستند. واین مردم برای ایران مهم هستند؟ و همه سعی ما این است که آنها ضربه نبینند.

Why does Iran not resist it?

In this world of body and body, whoever kills his instrument! And executes the court's ruling, Iran can either confiscate or block their property like that, but Iran does not do this! For example, Canada condemns Iran itself! The United States, the United States and France, or even the Security Council and the Hague, who vote to confiscate Iran's property! Will Iran not be able to do this in its own court, and do it tens of times to compensate for it? The subject of these is a fundamental difference, in Persian we say that: If the dog bites your feet, you do not need to bite the dog's feet! It does not make sense for Adam to imitate the work of an idiot and idiot. Because this faulty cycle will always continue. In the philosophical theory of religions, it is always advised to break this cycle. That is, if the oppressor, the oppressor, the oppressed, should not be oppressed, because he also becomes oppressor! While the view of Islam and other divine religions are the destruction of oppression: not its transfer to new generations. For this reason, Jihad in Islam is defined in two ways: one elementary jihad, one defensive jihad, the first jihad means the first fist! Is forbidden in Islam. Of course, under certain conditions, it is also done with the command of the infallible Imam, if necessary. But in the absence of time, jihad is only a defensive jihad. Defending against the first fist. Now you read the views of Western democracy and liberalism: someone who knows victorious: throws first fist. Therefore, the world, instead of democracy and liberalism, experiences militarism! The world today is the world of weapons, six-lane claws and seven shots. The West thinks about the first time during the duel claim. But the world of Islam and the divine utopia is not. Because the Prophet of Islam is mercy for the world, not their killer! Unfortunately, this theory, on the contrary, is propagandized and Islam and: Muslims and monotheistic religions are accused in the same duel: they are in the first shot! They attack the Islamic civilization with the medieval sword themselves, and then they say Islam is the religion of the sword. Producing the most advanced weapons and taking the highest profits, and then they say Iran wants to hit the atomic bomb! While they have made and even used atomic bombs. But they are afraid that Iran can find it. Orders from their courts are the same. The Congress of America and its Senate have abandoned all their work, and are only seeking the theft of Iranian property, which means they are beggars: with a personality! This is understood by the people of Iran, and they know that they do it for their needs! That is, they cannot be like ordinary beggars: lay their hands and ask for help, but they wear expensive clothes and: hand in pockets of others! We realize that the United States or Canada, even France and Germany, are doing their best to fund their own people. They do not, but do not want to bend their necks! They beg with a neck. The budget deficit and debt of these countries, and the cessation of all state aid to the people, in fact, austerity, is stirring up. We understand the Iranians and so do not clash. The people of those countries also understand this, so their people, unlike their governments, are Iran's supporter. And these people are important to Iran? And all of us try to make sure they do not hit.

لماذا لا تنتقم إيران؟

في هذا العالم من فضفاضة، أن الجميع يلعب الصك الخاص بهم! ويدير ملعبكم، ان ايران مثلهم لمصادرة ممتلكاتهم، أو كتلة، ولكن ايران لا تفعل ذلك! على سبيل المثال، قد أدانت كندا إيران لنفسها! وبصرف النظر الأمم المتحدة وأمريكا وفرنسا، أو حتى مجلس الأمن ومحكمة لاهاي، وقرار مصادرة ممتلكات اليوم! لا يكون في ملعب ايران، لذلك يجب القيام به: عشر مرات التعويض يستغرق؟ هذه القضايا معا هو الفرق الأساسي في المثل الفارسي يقول إذا كنت قد تعرضت للعض من قبل كلب، كلب يعض لكم، لا تحتاج! هذا ليس من المنطقي أن أي شخص يعمل لطاغية وخداع الآخرين إلى الاقتداء. لأن هذه الحلقة المفرغة، وسوف تستمر إلى الأبد. في الفلسفة النظرية للدين، فمن المستحسن دائما لكسر هذه الحلقة. وهذا يعني أنه إذا كان الظالم والمظلوم، المظلوم، وليس الظالم، كما انه لا يرحم! بينما الإسلام والديانات السماوية الأخرى، والقضاء على الظلم لا تمرر إلى الأجيال الجديدة. هذا هو السبب في الجهاد في الإسلام، تعريف نوعين: الجهاد الابتدائي هو الجهاد الدفاعي، الجهاد هو الوسيلة الأولى لكمة الأولى! ممنوع في الإسلام. ومع ذلك، في بعض الظروف، بل هو أيضا أمر من الإمام، إذا لزم الأمر، ينبغي القيام به. ولكن في غياب الجهاد ليست سوى الجهاد الدفاعي. خط الدفاع الأول ضد اللكمات. الآن لديك أفكار الديمقراطية والليبرالية الغربية نصها كما يلي: فوز واحد يعرف أن رمي كمة الأولى. هذا هو السبب في العالم بدلا من الديمقراطية والليبرالية، والخبرة العسكرية! اليوم لدينا ويمتد الحبل البنادق، بندقية ومسدس. الغربية خلال مبارزة للمطالبة الأول التفكير النار. ولكن العالم الإسلامي واليوتوبيا الإلهي، بل هو لا. لأن النبي رحمة للعالم، وليس قتلهم! مبارزة للأسف هذه النظرية، على العكس من ذلك الترويج الإسلام والمسلمين والديانات السماوية، واتهم أيضا: الطلقة الأولى! هم أنفسهم بالسيوف القرون الوسطى هجوم الحضارة الإسلامية، وبعد ان الإسلام هو دين السيف. وقد أنتجت الأسلحة الأكثر تقدما، والأرباح هي أعلى، ثم يقول ان ايران تريد امتلاك أسلحة نووية! في حين أنها بنيت القنبلة الذرية، وحتى قد استخدمت. ولكن هذا ليس الخوف منه. الجمل المحكمة لهم، أيضا. الكونجرس الأمريكي ومجلس الشيوخ، قد تركنا كل شيء وظائفهم، ومجرد النظر إلى سرقة ممتلكات إيران، وهذا يعني أنهم المتسولين مع شخصية! لقد فهم الشعب الإيراني هذا، ويعرفون أنهم يفعلون ذلك لأنهم في حاجة! هذا هو مثل المتسولين العاديين لا يستطيعون: مد يده ويسأل وطلب المساعدة، ولكن ارتداء ملابس باهظة الثمن واليدين في الجيب الآخر! ونحن نفهم أن أمريكا أو كندا، وحتى فرنسا وألمانيا أن تفعل، والتمويل عن نيتها لشعبهم. لم يفعلوا ذلك، ولكن لا نريد ذلك، يميل رقابهم! التسول مع الرقبة ممدودة. العجز والديون، وقطع كل المساعدات التي تقدمها الدولة للشعب، في الإعلان عن حقيقة التقشف، في المشاجرة. نحن الإيرانيين فهم هذا، وبالتالي فإننا لا الانتقام. شعوب بلدان فهم هذا، حتى أن الناس، على عكس حكومتهم، هم الموالي لإيران. وهؤلاء الناس هم من المهم بالنسبة لإيران؟ ونحن في محاولة لضرب كل ما يرونه.

Niyə İran mislləmə deyil?

boş bu dünyada ki, hər kəs öz aləti oynayır! Və məhkəmə İran öz əmlakını və ya blok müsadirə onları istəyirəm, çalışır, lakin İran bunu deyil! Məsələn, Kanada özü üçün İranı qınadı! BMT, Amerika və Fransa, və ya hətta Təhlükəsizlik Şurasının və Haaqa məhkəməsinə Apart qərar günün əmlak müsadirə üçün! on dəfə kompensasiya onu: bunu İranın məhkəmədə etməyin? Bu məsələlər birlikdə it tərəfindən bitten əgər deyir fars atalar sözü bir fundamental fərq, it sizə sokması, siz ehtiyac yoxdur! Ki, kimsə bir zalım üçün iş və yarışmaq üçün digər axmaq ki, məntiqi deyil. bu sonsuz dövrü Çünki əbədi davam edəcək. din nəzəri fəlsəfə, bu dövrü qırmaq üçün həmişə məsləhətdir. Bu zalım, məzlum, o amansız olduğu kimi deyil, məzlumun məzlum deməkdir! İslam və digər ilahi dinlər isə, təzyiq aradan qaldırılması yeni nəsillərə keçən deyil. İslam cihad, iki növ müəyyən Buna görə: əsas cihad müdafiə cihad, cihad əsas ilk punch deməkdir! Bu İslamda qadağandır. Lakin, bəzi hallarda, bu da İmam bir komanda, lazım olsa ediləcək. Amma Cihad olmaması yalnız müdafiə cihad edir. yumruq qarşı ilk müdafiə. İndi demokratiya və liberalizm West oxumaq fikir var: bir ilk punch atmaq bilir qalib. Yerinə demokratiya və liberalizm, militarizmi təcrübə niyə dünya! Bu gün biz silah, silah və tapança cord uzanırdı var. bir duel zamanı West ilk shot düşüncə iddia. Lakin İslam dünyası və ilahi utopia, bu deyil. dünyaya mərhəmət Peyğəmbər Çünki onları qətlə deyil! Təəssüf ki, bu nəzəriyyə, əksinə təşviq İslam və müsəlmanlar və səmavi dinlərin, həmçinin təqsirləndirilən duel: ilk shot! Onlar özləri qılınc orta əsrlər İslam mədəniyyətinin hücum və İslamı dedikdən sonra qılınc dinidir. ən inkişaf etmiş silah istehsal və mənfəət yüksək və sonra İranın nüvə silahı əldə etmək istəyir demək var! onlar atom bombası inşa edərkən, hətta istifadə. Amma ki, qorxu deyil. çox məhkəməsi onlara. Amerikanın Konqresi və Senat, bütün işlərini tərk, və yalnız İran əmlak oğurlamaq axtarır, bu onlar şəxsiyyəti ilə dilənçilər o deməkdir ki! İran xalqı bu aydın və onlar lazımdır, çünki onlar bunu bilirik ki, var! xahiş və yardım, lakin bahalı paltar geyinmək əlini uzatdı və və əlləri digər cibində var: O bilməz adi dilənçilərə kimi deyil! Biz başa düşürük Amerika və ya Kanada, hətta Fransa və nə Almaniya, öz xalqına, öz niyyəti maliyyə edir. Onlar deyil, lakin onların boyun əyərək onu istəmirəm! uzanan boyun ilə yalvarmaq. fakt kavgası, kəmər sıxma elan defisiti və borc və insanlar üçün bütün dövlət yardımı kəsdi. Biz İran bu anlamaq və buna görə də biz cavab yoxdur. onların hökumətə zidd insanlar, pro-İran ki, ölkə xalqı, bu başa düşürük. Və bu insanlar İran üçün vacibdir? Biz onlar bütün hit çalışın.

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۲/۴/۱۳۹۶ - ۱۸:۲۶ نظر(0)

قوه قضاییه چگونه میتواند: منویات رهبری را اجرایی کند؟

اگر قوه قضاییه بخواهد در مسائل بین المللی حضور داشته باشد، مشکلاتی بر سر راه آن وجود دارد، لذا بسرعت نمی تواند به موضوع عمل کند. یکی از مشکلات نبود قوه قضاییه یگپارچه جهانی است! یعنی جایی برای شکایت وجود ندارد، و اگر شکایت هم بشود،  رسیدگی کننده عادلی وجود ندارد. و اگر حکم مناسبی هم صادر شود، ضمانت اجرا ندارد. برخی ها که از حقوق بین الملل اطلاع ندارند، فکر می کنند دادگاه لاهه، وزارت دادگستری جهانی است! و هرکس می تواند در ان طرح دعوی کند، و نتیجه بگیرد! اما اینطور نیست، بلکه دادگاه لاهه فقط به موضوعاتی رسیدگی می کند که: دو طرف یا دو کشور متخاصم، توافق کنند که در آنجا رسیدگی شود. البته در برخی موارد، اگر شورای امنیت در مورد جرایم جنگی، نظری داشته باشد میتواند به این دادگاه ارجاع نماید. اگر از سیستم داخلی خودمان هم استفاده کنیم، اولا فقط شاکی خصوصی می تواند شکایت کند! و اگر توانست رای بگیرد، وزارت امور خارجه در مورد پیگیری رای کمک می کند. در واقع دنیای بی در و پیکری داریم، و جایی برای طرح شکایت بین المللی وجود ندارد. اگر دادگاه های داخلی هم بخواهند رسیدگی کنند، ممکن است متشاکی در کشوری  باشد که: قرارداد استرداد مجرمین نداریم، یا اینترپول چندان تمایلی به همکاری نداشته باشد. همانطور هم که از قانون استرداد مجرمین بر می آید، باید اول او را محکوم کرد! بعد تقاضای استرداد نمود. بد تر از این، قانون کاپیتولاسیون هست که: برخی کشورها نه تنها استرداد مجرم نمی کنند، حتی اگر مجرمیت او در محل جرم ثابت شود، باید وی را به کشور متبوع انتقال دهند، تا دوباره با قوانین خودشان محاکمه شود. لذا همانطور که در اشارات رهبری هم بود، این نوع شکایات سمبلیک است! تا برای تاریخ بماند. لذا اگر شکایت آنطور که ماتصور می کنیم باشد، در ابتدا باید یک قوه قضاییه یا دادگستری بین المللی، با اساسنامه حقوق بشر و حقوق اساسی ایجاد شود. قاضی القضات آن از سوی دبیرکل سازمان ملل، یا رئیس کنفرانس اسلامی تعیین شود! تا آن موقع ما سه راه در پیش رو داریم: صدور بیانیه یا سخنرانی و یا ارسال: نامه های سرگشاده به سران جهان و یا: سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی، اولین راهکار است که طبیعتا: جنبه افشاگری و آطلاع رسانی خواهد داشت. دوم در داخل کشور، و با قوانین خود دعاوی بین امللی را هم، مانند دعاوی داخلی پذیرفته، و رسیدگی شود.  با صدور رای، مجرمان را تحت پیگرد قرار گیرند. و مانند احکام دادگاههای صحرایی، حکم هم اجرا شود: مامور اجرای حکم به همه جا برود، علنی و مخفی حکم را اجرا نماید. حالت سوم این است که مدارک را، برای اعضای شورای امنیت بفرستیم، و از انها انتظار داشته باشیم تا دستور: تشکیل دادگاههای جرایم جنگی یا غیرجنگی را بدهند. و یا از امکانات دادگاههای جرایم جنگی استفاده نمایند. مثلا در مورد تخریب آرامگاه بقیع در مدینه، مستندا نامه نگاری با آل سعود شده، و در خواست باز سازی نمایند. اگر آل سعود جواب نداد و: یا اینکه جواب داد ولی اجازه نداد، آن را به عنوان مدرک به: شورای امنیت ارائه و: خواستار رسیدگی به این جنایات جنگی شد، یا اصرار آنها بر مخروبه ماندن بقیع را، تاییدیه جنایات جنگی پدرانشان محسوب کرد. که البته همه اینها دور از ذهن است. اما بهر حال طرح دعوا بهتر از ساکت نشستن یا تماشاچی بودن است. اگر کسی به داد ما نرسید حواله به حضرت عباس می دهیم.

How the judiciary cans: Manage leadership?

If the judiciary wants to be present in international affairs, there are problems with it, so it can not act quickly. One of the problems is the lack of a universal Judiciary! There is no place to complain, and if there is a complaint, there is no fair hearing. And if the appropriate order is issued, there is no guarantee. Some who do not know international law think that the Hague Court is the Ministry of Justice. And anyone can sue it, and conclude! But this is not the case, but the Hague Court will only consider issues that: the two sides or two hostile states agree to be dealt with there. Of course, in some cases, if the Security Council has an opinion on war crimes, it can refer the court. If we use our own internal system, then only a private plaintiff can complain! And if it were able to vote, the State Department would help to track the vote. In fact, there is a world of nobody, and there is no place for an international complaint. If domestic courts also want to deal with it, the convict may be in a country where there is no extradition contract, or Interpol is reluctant to cooperate. As with the extradition law of convicted offenders, he must first be condemned to him! Then demanded a refund. Worse yet, there is a capitulation law: Some countries not only do not offend extradition, even if their conviction proves to be on the crime scene, they must be transferred to the country in order to be tried again under their own laws. So, as in the tips of leadership, these types of complaints are symbolic! Stay up to date. So, if the complaint is as it may be, we must first have a judiciary or international tribunal established by the Constitution of Human Rights and Fundamental Rights. Judge of the Islamic Revolutionary Tribunal appointed by the Secretary-General of the United Nations, or the head of the Islamic Conference! Until then, we have three ways ahead: issuing statements or speeches or sending: Open letters to world leaders or: The United Nations and other international organizations are the first to naturally: have a facet of disclosure and accountability. Secondly, within the country, and in accordance with its own laws, international claims are accepted, as well as domestic claims. Censors will be prosecuted by issuing a vote. And like the rulings of the courtrooms, the verdict is executed: the officer executes the sentence everywhere, publicly and secretly executes the sentence. The third option is to send the documents to members of the Security Council, and we expect them to order the formation of war crimes or non-war crimes tribunals. Or use the facilities of the war crimes tribunals. For example, in the case of the demolition of the Baqih tomb in Medina, documentary letters have been sent to al-Saud and rebuilt in demand. If Al Saud did not answer and either answered, but did not allow it, he presented it as evidence to the Security Council: He demanded that these war crimes be investigated, or that their insistence on staying alive be considered as confirmation of their fathers' war crimes . Of course, all this is far from the mind. But it's better to sit down or be a spectator. If anyone does not reach us, we will give it to Abbas.

كيف يمكن القضاء: زعيم تعليقات لتنفيذ؟

إذا كان القضاء هو أن يكون حاضرا في القضايا الدولية، ومشاكل في الطريق إلى هناك، لا يمكننا التحرك فورا بشأن هذه المسألة. واحدة من المشاكل هو عدم وجود السلطة القضائية العالم جامدة! ليس هناك مجال للشكوى، إذا كانت الشكوى نفسه، ليس هناك أية التعامل العادل. وإذا سيصدر الحكم المناسب، لا الإنفاذ. بعض الناس لا يدركون القانون الدولي، والتفكير لاهاي، وزارة العدل هي عالمية! ويمكن للمرء في الدعوى، وإبرام! ولكنها ليست سوى محكمة لاهاي للتعامل مع القضايا التي الجانبين أو اثنتين من الدول المتحاربة، توافق على أن تعالج هناك. في بعض الحالات، إذا كان مجلس الأمن في حالة جرائم الحرب، مثل أن تكون قادرا على الرجوع إلى هذه المحكمة. إذا أردنا استخدام نظامنا الداخلي الخاص، أولا فقط المدعي الخاص يمكن مقاضاة! وإذا كنت لم يدلوا بأصواتهم، وزارة الشؤون الخارجية على معدل المتابعة يمكن أن تساعد. فضفاض، والتي لا يوجد فيها التظلم الدولي في العالم. إذا كنت ترغب في التعامل مع المحاكم المحلية، قد تكون خاضعة في البلاد التي ليس لديها اتفاقيات تسليم المجرمين، أو الانتربول هو لا يميل للتعاون. كما وكذلك القانون بشأن تسليم المجرمين يأتي، يجب إدانة لها أولا! بعد طلب التسليم. والأسوأ من ذلك، والاستسلام أن بعض البلدان لا فقط لا تسليم، حتى ولو ثبت ذنب له في الجريمة، يجب أن تحمل له إلى البلاد، في أن يحاكم مرة أخرى عن طريق قوانينها الخاصة. وهكذا، كما كان في الصدارة نقطة، هذا النوع من الشكوى هو رمزي! على البقاء حتى الآن. حتى إذا نشكو كما نتصور هو في حاجة إلى القضاء أو القانون الدولي، وحقوق الإنسان وميثاق الحقوق الأساسية المراد إنشاؤه. تم تعيين رئيس المحكمة العليا الأمين العام للأمم المتحدة أو رئيس المؤتمر الإسلامي! حتى ذلك الحين، نحن ثلاث طرق المستقبل: بيان أو خطاب أو الكتابة: رسائل مفتوحة إلى زعماء العالم والأمم المتحدة والمنظمات الدولية الأخرى، والحل الأول هو الجوانب الطبيعية الإفصاح والتبليغ سيكون. والثانية في البلاد، وقوانينها المطالبات الدولية، مثل المطالبات المقبولة والتعامل معها. مع الحكم، سيتم مقاضاة الجناة. مثل التجارب الميدانية والجمل، الجملة تشغيل معا: الجلاد للذهاب في كل مكان، القرار العام والسري لتشغيل. أما النمط الثالث فهو دليل على أن يرسل أعضاء مجلس الأمن، ونحن نتوقع منهم لقيادة محاكمات جرائم الحرب أو أجر غير. أو استخدام مرافق محاكمات جرائم الحرب. على سبيل المثال، وتدمير قبر البقيع في المدينة المنورة، توثيق المراسلات مع آل سعود، وطلب إعادة بنائها. إذا لم السعوديين الرد: إما الجواب، ولكن للحفاظ على أنها دليل على عرض مجلس الأمن: لإجراء تحقيق في جرائم الحرب، أو يصرون على أنهم دمر موافقة البقاء الباقي للآباء جرائم حرب واعتبرت . بالطبع، كل هذا بعيد المنال. ومع ذلك، ونظرا للعمل أفضل من الجلوس أو متفرج. اذا كان شخص ما لأننا لم تعطي المال لعباس.

məhkəmə necə bilərsiniz: Şərhlər lideri həyata keçirilə bilər?

məhkəmə beynəlxalq məsələlərdə iştirak etmək deyil, orada yol problemləri dərhal məsələ ilə bağlı ola bilməz. problemlərdən biri məhkəmə sərt dünyanın olmaması! şikayət özü heç bir ədalətli məşğul olduqda şikayət üçün heç bir otaq var. Və müvafiq cümlə, heç bir mühafizə verilə əgər. Bəzi insanlar beynəlxalq hüquq fərqində deyil, Hague, hesab edirəm ki, Ədliyyə Nazirliyi universal deyil! Və bir iddia can və bağlamaq! Amma bu yalnız iki tərəf və ya iki müharibə xalqlar var müraciət etmək razıyam məsələləri ilə məşğul Hague Məhkəməsi edir. Bəzi hallarda, belə müharibə cinayətləri, halda Təhlükəsizlik Şurasının bu Məhkəməsinə müraciət etmək üçün əgər. biz öz daxili sistemi istifadə edirsinizsə, ilk növbədə yalnız xüsusi iddiaçı iddia edə bilər! Siz səs deyil əgər, təqib dərəcəsi Xarici İşlər Nazirliyi kömək edə bilər. Dünyanın boş və orada heç bir beynəlxalq şikayət. Siz daxili məhkəmələrin idarə etmək istəyirsinizsə, ekstradisiya müqavilələri var, və ya Interpol əməkdaşlıq meylli deyil nə ölkədə ola bilər. verilməsi haqqında qanun gəlir, eləcə də, onun ilk məhkum olmalıdır! ekstradisiya tələbi sonra. bu daha pis, bəzi ölkələrin cinayət onun günahkarlıq sübut edir, baxmayaraq ki, deyil ekstradisiya etmək yalnız təslim öz qanunları ilə yenidən mühakimə olunacaq ölkə onu keçirmək lazımdır. Bu bal aparıcı olduğu kimi Beləliklə, şikayət bu cür simvolik! bu günə qədər qalmaq. Birləşmiş Millətlər Təşkilatının Baş katibi və ya İslam Konfransı rəhbəri baş Ədliyyəəyyən edilir! bəyanat və ya çıxış və ya yazmaq: dünya liderləri BMT və digər beynəlxalq təşkilatlara açıq məktublar, ilk həll olacaq açıqlanması və bildiriş təbii aspektləri O vaxta qədər, biz qabaqda üç yol var. ölkədə ikinci və onun bu cür qəbul iddiaları kimi qanunları Beynəlxalq iddiaları, və ilə məşğul olmuşdur. hökmü ilə failləri mühakimə olunacaq. Belə sahəsində məhkəmə və cümlələr kimi, cümlə birlikdə run: cəllad çalıştırmak üçün hər yerdə, ictimai və gizli qərarı getmək üçün. Üçüncü rejimi Təhlükəsizlik Şurasının üzvləri göndərmək sübut edir və biz onlara müharibə cinayətləri məhkəmə və ya qeyri pay əmr gözləyirik. Və ya müharibə cinayətləri sınaq qurğuları istifadə edin. Məsələn, Mədinədə Baqi Türbəsi məhv Səud Evi ilə yazışma sənəd və onların yenidən qurulması istədi. Səudiyyəlilər cavab olmasaydı: müharibə cinayətləri istintaq üçün, və ya onlar müharibə cinayətləri ataları üçün qalmaq Baqi təsdiq hesab Yıxılmış təkid: ya cavab, lakin Təhlükəsizlik Şurasının təqdimatı sübut kimi saxlamaq üçün . Əlbəttə ki, bütün bu uzaq alındı. Lakin, fəaliyyət oturan və ya tamaşaçı daha yaxşıdır, çünki. kimsə, biz Abbas pul vermədi.

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۴/۱۳۹۶ - ۱۹:۴۸ نظر(0)

ما با آل سعود برای باز سازی بقیع مذاکره کردیم، تنها شرط آنها برای اجازه بازسازی مجدد قبرستان بقیع،  زدن یک فروند موشک به ریاض بود. اگر در این کار سستی کنیم، ممکن است نظرشان برگردد! و باز هم بقیع متروکه بماند. لذا دست یاری به سوی همه عزیزان دراز می کنیم، تا در این کار ما را کمک کنند و: هرجه بیشتر موشک بزنند، بیشتر ممنون خواهیم شد. به همین جهت اعلام می کنیم: بارها درخواست بازسازی انرا از: آل سعود با هزینه خود نمودیم، ولی انها منع حق کردند اجازه  ندادند. لذا ای مردم یمن! و نیروهای انقلابی، حزب الله لبنان و: ای کسانی که موشک دارید، در راه خدا کمک کنید! و آن را به ریاض پرتاب نمایید، تا خدا از شما راضی باشد. و این مانع بزرگ بازسازی ازبین برود، زیرا همانطور که مطلع هستید، در حدود هشتاد سال پیش در چنین روزهایی، آل سعود وحشیانه به: مکه و مدینه حمله کرد و: مردم آنجا را قتل عام نمود و: آثار تاریخی از جمله آرامگاه: چهار امام معصوم را تخریب نمود. در طول این سالها برخی خرابیهای آنان، در عراق مانند کربلا باز سازی شده، ولی بقیع همچنان مخروبه و متروکه است. علی ایحال ما سه روش برای پیگیری داریم: یکی مذاکره دوستانه، دوم طرح دعوا در دادگاههای بین المللی، سوم استفاده از زبان زور. مذاکره دوستانه این است که: رئیس سازمان حج و زیارت ایران با: وزیر دین و اوقاف عربستان و: کارشناسان مربوطه دور هم بنشینند، و توافقنامه ای امضا کنند و: در ازای تعهدات یا تمهیداتی، مجوز باز سازی داده شود. شرایط هم مطرح و هماهنگ شود. ایران آمادگی دارد از صفر تا صد: بازسازی را با هزینه خود به اتمام برساند. آل سعود برای احترام به دوستی و مذاکرات طرفین، فقط کافی است مانع بازسازی نشود. این امر میتواند تحت نظارت عالیه: وزیر امور خارجه ایران دکتر ظریف هم باشد، تا با توجه به تجربیات برجام، به توافق هایی برسند. اما راه دوم طرح دعوی است که اول آن، همین اظهار نامه ها می باشد. در واقع مجلس ایران می تواند مصوبه ای بگذراند و: از وزارت امور خارجه یا وزارت دادگستری، بخواهد تا براساس شواهد ومدارک موجود، در خواست رفع ممانعت از حق نماید. این درخواست براساس دو سری، کنوانسیون ها می باشد . سری اول کنوانسیون هایی است که: تخریب آثار باستانی را جرم می داند و باید که بواسطه این جرم، آل سعود محاکمه شود و نهایتا به باز پرداخت: هزینه های بازسازی محکوم گردد. گرچه برخی از این کنوانسیون ها، جزای این کار را با جنایات جنگی یکی دانسته! لذا سری دوم کنوانسیونها به همین موضوع اشاره خواهد داشت. تخریب آثار تاریخی و میراث مشترک بشری، جرمی هست که مجرم آن جنایتکار جنگی محسوب می شود. لذا وزارت خارجه با کمک شورای: حقوق بشر سازمان کنفرانس اسلامی و یا: به کمک برخی از کشورها که امضا کننده خواهند بود، درخواستی را به دبیرکل سازمان ملل و: شورای امنیت سازمان ملل بدهد و: تشکیل دادگاه جنایت جنگی برای رسیدگی به: جرائم آل سعود را پیگیری نماید. نهایتا اگر لجاجت آل سعود ادامه یافت، و هرگز حاضر به همکاری نشد، باید با زبان زور با آنان گفتگو کرد. در این جا لازم نیست اعلام جنگ شود! یا جنگ جهانی سوم به راه بیافتد. حتی نیازی به رودر رویی کشورها، با آل سعود نیست زیرا آل سعود شکننده تر از آن است که: مستقیما بخواهد مخالفت نماید و: یا با کشور جدیدی در گیر شود. بلکه همان کشورهای درگیر میتوانند: برای شادی دل میلیون ها بلکه میلیارد ها: عاشق اهل بیت، این کار را بصورت خودجوش انجام دهند. مثلا یمن با کوچکترین اشاره میتواند: موشک های زلزال را بجای شرکت ارامکو یا جیزان! به ریاض بفرستد، تا هم جنگ خود را پیش ببرد و: هم شیعیان را شاد کند. حزب الله لبنان  هم امروزه به: مرحله از رشد رسیده که بداند: پدر خوانده اسرائیل و داعش همین آل سعود است! پس برای رهایی از نا امنی ها و بمب گذاریها، باید موشکی حواله ریاض و محططه  آل سعود کند. البته سوریه و عراق هم کم زخم از آل سعود نخورده اند، لذا حق آنها هم برای استفاده از: موشک اسکاد محفوظ می باشد.

We need your missile to rebuild our boat!

We negotiated with Al Saud for the restoration of Baqiyah, the only condition for allowing a rebuilding of the cemetery Baqi was to launch a missile to Riyadh. If we fail in this work, they may return! And again, stay abandoned. So, let's extend our hands to all our loved ones to help us: if we miss missiles, we will be most grateful. Therefore, we announce that: We repeatedly requested the restoration of it from: Al Saud at their own expense, but they did not allow the right to do so. So, Yemenis! And the revolutionary forces, Lebanese Hezbollah, and: those who have rockets help the way of God! And throw it to Riyadh so that God will please you. And this great rebuilding barrier will be eliminated because, as you know, about 80 years ago on such days, Al Saud attacked Mecca and Medina and: massacred people there: historical monuments including the tomb: four destroyed the innocent Imam. During these years, some of their devastation has been restored in Iraq, such as Karbala, but the rest is still ruined and abandoned. However, we have three ways to follow up: one friendly negotiation, the second is a lawsuit in international courts; the third is the use of force language. The friendly talks are as follows: The head of the Iranian pilgrimage and pilgrimage organization, with the Saudi Minister of Religious and Endowment, and the relevant experts, sit down and sign an agreement, and, in return for the obligations or arrangements, grant a permit. Conditions are also set and coordinated. Iran is ready to complete the reconstruction at its expense from zero to one hundred. Al Saud is not just a barrier to reconstruction for respect for friendship and negotiations. This  can be under the auspices of Iran's foreign minister Dr. Zarif, in order to reach agreement on the experiences. But the second way is the lawsuit, which, first, is the same statement. In fact, the Iranian parliament can take a decision and ask the Ministry of Foreign Affairs or the Ministry of Justice to request the removal of the right based on available evidence and evidence. This request is based on two sets of conventions. The first is the conventions that consider the destruction of ancient works as offenses, and should be prosecuted for Al Saud, and ultimately for reimbursement: the costs of reconstruction are to be condemned. Although some of these conventions, it is a criminal offense for war crimes. So the second series of conventions will refer to this issue. Destruction of historical monuments and common human heritage is a criminal offense that criminalizes war. Therefore, the Department of State, with the assistance of the Council of Human Rights of the Organization of the Islamic Conference, or, with the assistance of some of the signatories, send a request to the Secretary-General of the United Nations and: the United Nations Security Council to: Form a War Crimes Tribunal to deal with: crimes Follow al-Saud Eventually, if al-Saud's loyalty continued, and never refused to cooperate, he should talk to them with force. There is no need to declare war! Or Third World War. It is not even necessary for the countries of the country to deal with Al Saud, because Al Saud is more fragile than: to directly oppose it: either it will engage with a new country. But also those involved: for the happiness of millions of millions, the lovers of the household do it spontaneously. For example, Yemen can use the slightest hint: to launch rocket rockets instead of Aram co or Jizan! Send it to Riyadh, so that it will advance its war and: Rejoice Shiites. Hezbollah, Lebanon, has come to this stage today as well: The father of Israel and ISIS are the same al-Saud! So, to get rid of insecurities and bombings, you have to miss missiles at Riyadh and Al-Saud sites. Of course, Syria and Iraq have not had much damage to Al Saud, so their right to use: Scud missile is reserved.

لإعادة بناء البقيع، الصاروخ تحتاج!

ناقشنا مع آل سعود لإعادة بناء البقيع، والشرط الوحيد للسماح إعادة الباقي المقبرة، ضرب صاروخ في الرياض. إذا كان لنا أنه فضفاض، قد يعودون! ومرة أخرى يتم التخلي عن الباقي. ولذلك، فإننا نمد يد العون لجميع أحبائك، من أجل العمل وتساعدنا: أصبح على نحو متزايد الصواريخ، وأنها ستكون أكثر بالامتنان. لذلك قلنا: إعادة بناء مرارا انها: نحن سعود على نفقته الخاصة، ولكن لم يسمح لهم الحق في حظر. شعب اليمن! والقوى الثورية وحزب الله في لبنان و: من هذه الصواريخ التي ستساعد الله! ورميها في الرياض، إلى الله رضي لكم. والعقبة الرئيسية أمام إعادة بناء تختفي، لأنه، كما تعلمون، قبل حوالي ثمانين عاما، في هذا اليوم، وحشية آل سعود: مكة المكرمة والمدينة المنورة وهاجم الناس حيث قتل والآثار، بما في ذلك القبر أربعة الإمام تدميرها. على مر السنين بعض من فشلهم، مثل كربلاء في إعادة إعمار العراق، ولكن أيضا المتهالكة والمهجورة الباقي. ومع ذلك، لدينا لتتبع ثلاث طرق: مفاوضات ودية، والتقاضي في المحاكم الدولية الثانية الثالثة، وذلك باستخدام لغة القوة. ودية التفاوض على رأس الحج الايرانية ومنظمة الحج: وزير للدين والأوقاف السعودية: خبراء الجلوس معا والتوقيع على الاتفاق وفي مقابل التزامات أو ترتيبات، يتم استعادة الترخيص. شروط مناقشتها وتنسيقها. إيران مستعدة للذهاب من صفر إلى مائة: إعادة البناء على نفقته الخاصة وحتى النهاية. السعودية لاجراء محادثات والصداقة والاحترام المتبادل، وليس فقط تعيق إعادة الإعمار. هذا يمكن أن يكون تحت إشراف وزير الشؤون الخارجية أن الطبيب على ما يرام، وفقا لتجارب البرجام، للتوصل إلى اتفاقات. ولكن الطريقة الثانية هي القضية الأولى، وهذه التصريحات هي. في الواقع، يمكن أن البرلمان الإيراني تمرير التشريعات ومن وزارة الشؤون الخارجية أو وزارة العدل يقرر على أساس الأدلة المتاحة، والإصلاح يحول دون حق. ويستند هذا الطلب على مجموعتين، والاتفاقية. أول مجموعة من الاتفاقيات التي: تدمير الجريمة الآثار ويجب هذه الجريمة، السعوديين حاول وسداد في النهاية محكوم تكلفة اعادة الاعمار. على الرغم من أن بعض هذه الاتفاقيات وجرائم الحرب مساواته مع العقاب لذلك! وهذه السلسلة الثانية ستكون اتفاقية لهذه النقطة. تدمير الآثار والتراث المشترك للإنسانية، جريمة المجرم هو مجرم حرب. ولذلك، فإن وزارة الخارجية بمساعدة المجلس: منظمة حقوق الإنسان في المؤتمر الإسلامي أو لمساعدة بعض الدول الموقعة على أن يكون الطلب إلى الأمين العام للأمم المتحدة: مجلس الامن سيعطي: محكمة جرائم الحرب للتعامل مع: الجريمة سعود المسار. وأخيرا، إذا استمر آل سعود العناد، وعدم رفض التعاون، سواء كانوا يتحدثون لغة القوة. في هذه المرحلة، فإنه ليس من الضروري أن يكون إعلان الحرب! أو لتفجير الحرب العالمية الثالثة. حتى من دون دول المواجهة، مع السعوديين لأن السعوديين أكثر هشاشة من ذلك: انه يعارض مباشرة وإما من بلد جديد المعنية. ولكن البلدان المعنية قادرة على يفرح قلوب الملايين، ولكن المليارات: الحب سجين، تفعل ذلك فقط عفوية. اليمن، على سبيل المثال، مع التلميح قد يكون: صواريخ زلزال بدلا من أرامكو أو جيزان! الرياض إرسالها إلى الحرب سارت وكلا من الشيعة سعيدة. اليوم حزب الله في لبنان: حان النمو لمعرفة الدولة الإسلامية في إسرائيل وبيت والد سعود! لذلك للتخلص من حالة انعدام الأمن والتفجيرات وعمليات نقل الصواريخ إلى بيت آل سعود في الرياض والمرافق. وبطبيعة الحال، والجروح سوريا والعراق من آل سعود ليست منخفضة، لذلك لديهم الحق في استخدام: سكود محفوظة.

Baqi yenidən raket siz lazımdır!

Biz Riyadda bir raket dəyən Baqi yenidən Baqi qəbiristanlığı imkan yalnız vəziyyəti yenidən Səud Evi ilə müzakirə olunub. biz itirməyə, onlar geri gələ bilər! Və yenə Baqi tərk. Ona görə də biz iş və bizə kömək etmək üçün, bütün sizin yaxınlarınız üçün bir kömək əli uzatmaq: bu getdikcə raketlər, onlar daha minnətdar olacaq oldu. Belə ki, biz bunları söylədi: biz öz hesabına Səud, lakin onlar qadağan etmək hüququna icazə verilməyib: dəfələrlə yenidən. Yəmən əhli! Və inqilabi qüvvələr, Livan Hizbullah və: o raket siz, Allah kömək! Və Allah Sizdən razı olsun, Ər-Riyad onu atmaq. Bildiyiniz kimi, təxminən səksən il əvvəl bu gün, Səud House qəddar, çünki əsas maneə yox yenidən: Məkkə və Mədinə hücum məzarı dörd, o cümlədən şəhid və abidələri insanlar, Imam məhv. Bu illər ərzində belə İraqın yenidən qurulması Kərbəla, həm də köhnə və tərk Baqi kimi uğursuzluqlar, bəzi. güc dilini istifadə edərək, ikinci, üçüncü beynəlxalq məhkəmələrdə bir dost danışıqlar, məhkəmə Lakin, biz üç üsulları takip lazımdır. Din və Endowments Səudiyyə Ərəbistanı naziri: Friendly İranın Həcc və Həcc Təşkilatı rəhbəri danışıqlar mütəxəssisləri birlikdə oturmaq və saziş imzalamaq və öhdəliklər və ya tədbirlər müqabilində lisenziya bərpa olunur. Conditions müzakirə və koordinasiya. başa çatdırmaq üçün öz hesabına yenidənqurma: İran sıfır yüz getmək üçün hazırdır. Səudiyyə danışıqlar dostluq və qarşılıqlı hörmət, yalnız yenidən qurulması mane olur. Bu razılaşmalar əldə etmək Brjam təcrübə görə, xarici işlər naziri nəzarəti altında gözəl həkim oluna bilər. Amma ikinci yolu ilk iddia, bu ifadələri var. Əslində, İran parlamentinin qanunvericilik keçə bilər və Xarici İşlər Nazirliyi və ya Ədliyyə Nazirliyi mövcud sübutlar əsasında qərar fix hüququna mane olacaq. Bu istək iki seriyası əsaslanır Konvensiyası var. konvensiyaların ilk set: eserleri cinayət məhv və bu narahat olmalıdır, Səudiyyəlilər cəhd və nəhayət yenidən qurulması dəyəri məhkumdur qaytarmaq. bu konvensiyaların bəziləri olsa da, müharibə cinayətləri üçün cəza ilə bərabər! ikinci seriyası bu nöqtəyə bir konqres olacaq. abidələri və insanlığın ortaq irsinin məhv cinayətkar müharibə cinayət bir cinayət. Buna görə də, Şura köməyi ilə Dövlət Departamenti: və ya İslam Konfransı İnsan Haqqları Təşkilatı Birləşmiş Millətlər Təşkilatının Baş katibinə bir tələbi ola imzalamış ölkələrin bəzi yardım: BMT Təhlükəsizlik Şurasının vermək: ilə məşğul olmaq üçün bir müharibə cinayətləri məhkəməsi: cinayət Saud track. Səud House heç inad davam, və əgər Nəhayət, əməkdaşlıq onlar güc dilini danışıb olmaqdan imtina etdi. Bu nöqtədə, bu müharibə bəyannamə olmaq lazım deyil! Və ya Dünya müharibəsi III yola. Hətta Səudiyyə Ərəbistanı ilə qarşıdurma ölkələr olmadan Səudiyyəlilər daha çox kövrək, çünki o, birbaşa qarşı və ya yeni ölkə iştirak edir. Amma cəlb ölkələr milyonlarla ürəkləri, lakin milyardlarla sevinmək edə bilərlər: məhbus sevgi, yalnız təbii yoxdur. Yəmən, məsələn, kiçik işarə ola bilər ilə yerinə aramk ya Jizan of Zalzal raketlər! müharibə xoşbəxt davam və həm şiələr üçün Riyadh göndərin. Livanda Hizbullah gün: artım İsrailin İslam Dövləti və Səud atasının evi bilmək gəldi! Belə ki, Ər-Riyad vəəssisələrində Səud House etibarsızlıq və bombalama, raket köçürmələri qurtarmaq üçün. Əlbəttə ki, Səud Palatasının Suriya və İraq yaralar aşağı deyil, belə ki, onlar istifadə etmək hüququ var: Scud qorunur.