X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۲ نظر(0)

شايد ديگر كسي نباشد مثل: دهه شصتي هاي اروپا و آمريكا، خيلي تند بر عليه دين و روز قيامت حرف بزنند، ولي بهر حال هستند كساني كه: هنوز مي گويند مرگ آخر دنيا است! و  بعد از آن ديگر چيزي وجود ندارد! اما تشييع جنازه ها در سراسر جهان، اين حرف را تكذيب مي كنند!

ميزان استقبال مردم از تشييع جنازه، در واقع حرف زدن مرده اي است كه: ديگر در ميان ما نيست. كسي كه مردم در تشييع جنازه او،  سنگ تمام مي گذارند، معلوم است كه زنده است، و براي اطرافيان خود حرف مي زند، و آن ها را تشويق مي كند. شما مي بينيد كه يك نفر هست، كه تا موقعي كه مثل ما زنده است، و راه مي رود كسي او را نمي شناسد! ولي وقتي مرد ناگهان همه او را مي شناسند.

 اين رسم يك قبيله ، يك قوم و ملت نيست، در همه جاي جهان، هستند كساني كه با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شايد اينطور هم بتوان گفت كه مردم، از مرده و جنازه يك شخص، استفاده مي كنند تا حرف خود را بزنند . يعني اين مرده نيست كه حرف مي زند، بلكه مردم از زبان مرده حرف مي زنند. البته بك فرق كوچك بين آدم هاي مرده و زنده هست، و آن اينكه مرده ديگر نمي تواند بد باشد! به همين دليل تعريف و تمجيد، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موكول مي شود! چرا كه ميدانند از شنيدن اين تعريف ها، مغرور نمي شود و تغيير مسير نمي دهد.

آدم زنده وقتي تعريف مي شنود، يا آن را باور مي كند يا نمي كند، يا خود به آن آگاه بوده يا نبوده است، و در هر حالت تغييراتي در او ايجاد مي شود. كه بعدا به تغيير رفتار ها منجر مي شود. يكي از اين تغيير رفتار ها ممكن است مثبت باشد، يعني سعي كند از اين تعريف مردم، بفهمد كه كار او درست بوده و: بايد خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعكس است! يعني از تعريف ها چنين نتيجه مي گيرد كه" راه جديدي براي فريب دادن مردم پيدا كرده است! تا با استناد به اين تعريف و تمجيد ها، اهداف شخصي و پنهاني خود را دنبال كند.

    به همين جهت گفته شده كه: از اشخاص، در مقابل خودشان تعريف نكنيد. زيرا ممكن است دچار توهم شود، و به كسي كه اين كار را بكند هم، چاپلوس مي گويند. اما پشت سر مرده، هر چند تعريف كنيد، او ديگر كفن خود را خراب نمي كند! بررسي جامعه شناختي اين حركت، گوياي اين است كه مردم هميشه، ارزيابي را به دقايق آخر موكول مي كنند. به زماني كه راه بازگشت يا: ميانبر زدن نباشد..

به همين دليل افرادي كه رنگ عوض مي كنند، و موضع خود را تغيير مي دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نيستند. وقهرمانان كساني هستند كه: تا پاي جان بر گفته و رفتار خويش ايستادگي مي كنند.  و در اديان هم گفته شده كه: هميشه به ياد مرگ باشيد. يعني خود را در سرازيري تصور كنيد، كه فقط بايد جلو برويد! راه برگشت يا توقف معني ندارد. بطور كلي بايد گفت: زندگي بايد همه فعاليت باشد و بيش فعالي! چون بعد از مرگ، استراحت واقعي آغاز مي شود. اما اگر در دنيا خوب فعاليت نكنيم، استراحت ديگري در كار نيست. مانند زنبور ها يا مورچه ها ، اگر در فصل كار خوشگذراني كنند، و چيزي اندوخته نكنند، در زمستان از گرسنگي مي ميرند

Où parler les morts!

D'autres, qui peuvent ne pas aimer: le pouce de l'Europe et de l'Amérique, très rapide contre la religion, et l'apocalypse talk, cependant, sont ceux qui disent encore que la mort est la fin du monde! Et puis il ya autre chose! Mais funérailles à travers le monde, ces mots sont un mensonge!

Les gens sont félicités de l'enterrement, qui est en fait parler de la mort: plus avec nous. Les gens qui, dans son enterrement, l'ensemble de leurs pierres, qui se sont avérés être en vie, et parle à sa famille, et les encourager. Vous voyez que l'homme est, que quand nous vivons comme ça, et il ne sait pas qui est! Mais quand l'homme a soudainement tout le monde qu'il connaissait.

  La tradition d'une tribu, pas une seule nation, dans toutes les régions du monde, sont ceux avec sa mort, est devenu plus populaire. Il pourrait aussi faire valoir que les personnes, le cadavre d'une personne, l'habitude d'avoir leur mot à dire. Cela ne veut pas mort qui parle, mais les gens parlent la langue des morts. La petite différence entre Adam Beck mort et il est vivant, et que la mort ne peut pas être mauvais! Donc les éloges de personnes après leur mort soit reporté! Parce qu'ils savent à l'écoute de ces définitions, pas arrogant et ne se déplace pas.

Adam vivant lors de la définition entendre, ou croyez-le ou pas, ou si elles sont au courant ou pas, et en tout cas il des changements se produisent. Ce qui conduit alors à un changement de comportement. Un tel changement peut être positif, soit il tente de définir les gens ne comprennent pas qu'il avait raison et devrait la promouvoir. Mais souvent, il est à l'opposé! Telle est la définition et a conclu que "a trouvé une nouvelle façon de tromper les gens en fonction de compléter leurs objectifs individuels et leur hidden track.

     Ainsi, il est dit que les individus ne se définissent pas contre. On peut supposer, et qui le font bien, dit flatteur. Mais derrière la mort, dit cependant, elle ne ruine pas votre enterrement! Étude sociologique de la motion, montrent que les gens vont toujours évaluer à être reportée à la dernière minute. Chemin du retour quand, que ce soit: il n'y a pas de raccourci manipulation.

Pour cette raison, ces couleurs vont changer, et changer souvent de position ne font pas confiance personnes. Championnat qui, désespérée de se démarquer et de son comportement. Et les religions ont été dit que vous devez vous rappeler toujours la mort. Imaginez que dans la descente, ce qui ne devrait aller de l'avant! Chemin du retour ou arrêt n'a pas de sens. En général, il faut dire que toute la vie devrait être plus active! Parce que, après la mort, la véritable rupture commence. Mais si le monde ne fonctionne pas bien, le reste d'autre. Comme les abeilles ou les fourmis, si la saison le plaisir, et ne pas stocker quoi que ce soit dans la filière de l'hiver de la faim. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

در حاليكه 40كشور نتوانستند" جلوي داعش تكفيري بايستند، يك اعجوبه نظامي ايران، همچنان ميدان داري بر عليه داعش را در دست دارد. ميدانيم كه 40كشور، اتحاديه اي  عليه داعش تشكيل داده و: از امكانات فوق سري استفاده مي كنند. ولي در عمل، به اقرار خودشان، به اشتباه حملاتي انجام مي دهند! كه اگر به نفع داعش نباشد، برعليه آن هم نيست! اما اعجوبه ايراني، ساكت و فروتن، هر عملياتي را هدايت مي كند، به ازاد سازي آن بخش از خاك عراق، كه در دستان داعش است مي انجامد.

 البته ايران از اين اعجوبه ها زياد دارد! . يعني بجاي سردار سليماني، هركدام از فرماندهان ديگر هم اعزام مي شدند، همين عملكرد موفق در برابر داعش تكفيري داشتند. و شايد اين آب و خاك ايران است كه، در همه زمينه ها اعجوبه تربيت مي كند! مانند آثار باستاني كه ديگران ندارند! ولي به آن افتخار مي كنند، در ايران بقدري فراوان است كه، كسي به آن محل نمي گذارد!

در يكي از ايات قراني آمده كه: شما از دشمنان نترسيد، هريك از شما با چند نفر آنان مقابل هستيد. و اگر ايمان داشته باشيد، هرصد نفر از شما برابر هزار نفر آنان خواهد بود! زيرا آنان نفهم هستند! خيلي ها اين را ساده لوحي دانسته يا: فقط براي روزگار گذشته ميدانند، ولي اينطور نيست.  همه ايات قران روز آمد، هستند و  براي امروز ما مي باشد.

ايران اسلامي هم ، از ابتدا با همين فرمول پيش رفته است كه: يك تنه در مقابل همه مستكبران ايستاده، و پيروز هم شده است. چه در دوران انقلاب اسلامي، كه همه دولت ها و جامعه جهاني، پشت سر شاه بودند و: از او حمايت مي كردند. چه در زمان 8سال دفاع مقدس، كه همين 5+1 و جامعه جهاني از تمام امكانات، براي تقويت صدام استفاده مي كردند! و چه در فتنه 8ماهه سال 1388كه، باز هم همه متحد شدند و: پشت سر موسوي خائن ايستادند.

آن ها هيچگاه دست از اتحاد، برعليه ايران بر نمي دارند! حتي اگر در مذاكرات كم بياورند، فوري سراغ تحريم مي روند، و اگر از تحريم نتيجه اي نگرفتند، به سراغ هنرمند فوت شده مي روند! و او را نه تنها سالم معرفي مي كنند، كه مي گويند دولت او را كشته! و بعد هم كه به علت ازدحام مردم، دفن او شبانه صورت گرفت، بازهم مي گويند كه او دفن نشده است !

اما همه اين ها اشكالي ندارد، زيرا آن ها كاري جز اين بلد نيستند! و براي اين است كه قران مي گويد نمي فهمند. يعني خيلي از مسائل را درك نمي كنند. يكي از اين مسائل آن است كه" سي و پنج سال است كه مي گويند" رژيم جمهوري اسلامي، فردا از بين مي رود! گويا  نوار صدايشان گير كرده و: اين موضوع را تكرار مي كنند، و اصلا نمي فهمند كه: ديروز هم همين حرف را زده بودند! و هزاران ديروز ديگر هم، همين حرف را تكرار كرده بودند/

گويا از نظر آنان، اين فردا هرگز آمدني نيست، و اين فهم آنان است كه: گذر زمان را متوجه نمي شوند، و تحولات ايجاد شده را باور نمي كنند. اما عليرغم ميل آن ها، تحولات به پيش مي رود، و هر روز فتح و پيروزي تازه اي، براي ملت مسلمان و انقلابي ايران رقم مي خورد. و شايد همين چند روز آينده، جشن ملي توافق هسته اي هم برپا شود
Un contre tous
Alors que 40 pays ne ont pas de «prévenir Dash stand de l'excommunication, un monstre de l'armée de l'Iran, comme je le faisais contre Dash est en jeu. Nous savons que 40 Etats, l'union contre Dash et l'une des caractéristiques de la série sont utilisés. Toutefois, pratique, ouvertement, attaque par erreur faire! Sinon pour le bénéfice de Dash, pas contre elle, mais le monstre iranien, calme et humble, chaque exploitation conduit à la libération de l'Irak, qui Dash est dans les mains de lui-même. bien sûr, une grande partie de ce monstre est. Ainsi, au lieu du général Soleimani, commandant de l'autre ont été dépêchés, la performance réussie du Dash furent excommuniés. et peut-être l'Iran, le sol et l'eau, le monstre dans tous les domaines de l'éducation! artefacts Mais pas comme les autres! ils sont fiers de lui, en tant que quelqu'un ne place pas!
Dans l'un des versets du Coran: Ne craignez pas vos ennemis, chacune avec plusieurs personnes en face de vous. Et si vous avez la foi, ils seront mille fois plus RHDC vous! Parce qu'ils sont stupides! Beaucoup considèrent que ce est naïf ou tout simplement connaître la dernière fois, mais il ne est pas. Tous les versets à ce jour, et ce est pour nous aujourd'hui.
Iran islamique, qui a traversé la même formule: un tronc debout devant tous les orgueilleux, et ont été victorieux. Que la révolution islamique, qui tous les gouvernements et la communauté internationale étaient derrière le roi: il a soutenu. Tant pendant les huit années de la guerre, que le 5 + 1 et les installations de la communauté internationale, pour renforcer Saddam utilisé! Ou sédition huit mois de 1388, ce qui, encore une fois, tous ensemble unis: le traître se tenait derrière Moussavi.
Ils ne manquent jamais une alliance contre l'Iran ne sont pas! Même se ils sont faibles dans les discussions, obtenir processus de sanction immédiate, et si les sanctions ne étaient pas le résultat, aller à l'artiste décédé! Et non seulement il en bonne santé, ils ont dit que le gouvernement l'a tué! Et puis se précipiter à l'hôpital, la nuit, il a été enseveli, et qu'il ne est pas enterré là-bas!
Mais tout cela est bien, mais ce est parce qu'ils ne savent pas! Et pour ceux qui ne comprennent pas le dit le Coran. Beaucoup ne comprennent pas les questions. Un des problèmes est que «35 années, a déclaré que" la République islamique, disparaît demain! Apparemment bande et voix coincé: ils répètent cela, et ne se rendent pas compte que ce était la même chose hier! Et des milliers d'autres hier, devaient répéter le même mot /
Apparemment, à leur avis, ce ne sera pas pour demain, et cette compréhension, ce est qu'ils ne remarquent pas le passage du temps, et les développements ne le croient pas. Mais malgré leur désir de changement se poursuit, et chaque jour une nouvelle victoire pour le peuple musulman et la révolution iranienne marquée. Et peut-être les prochains jours, une célébration nationale de l'accord nucléaire établie 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۷ نظر(0)

 

حق ابر قدرتي ايران بايد به رسميت شناخته شود

آمريكا هيچ كاري نمي تواند بكند، يعني نه ميتواند پول ايران را پس بدهد! و نه ميتواند با هزار ميليارد دلار بدهي، تحريم عليه ايران را، بردارد يا كم كند و يا حتي متوقف كند! فقط يك راه براي حل مسئله باقي مي ماند: و آن اينكه امريكا عذر خواهي كند، و قول بدهد بعد از اين، رفتار مناسبي داشته باشد. عذر خواهي اي كه، عقب افتادن آن براي آمريكا، بيش از هزار ميليارد دلار، هزينه داشته و اگر، سي و پنج سال پيش اين كار را مي كرد، چنان هزينه اي را نمي پرداخت!

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا از همه دنيا كمك مالي گرفت تا: با ايران مبارزه كند و رژيم جمهوري اسلامي نوپا را، ساقط كند و تا كنون، همه بدهيهاي هزار ميليارد دلاري ان، براي همين است. در حاليكه مي توانست در كنار ايران باشد و: اينهمه ضرر نكند ، و ماليات مردم خود و اروپا يا: ديگر كشورها را نفله نكند.

وقتي كه در سي و پنج سال پيش، امام خميني در مقابل تهديدات آمريكا ، فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، همه ما بايد مي فهميديم كه: ابر قدرت جديدي در حال ظهور است، كه آمريكا در مقابل آن ناتوان است! ولي خود را به نفهمي زديم و: فكر كرديم فقط يك شعار است، تا روحيه ايراني ها حفظ شود. هنوز هم خيلي ها حاضر نيستند، ايران را  ابر قدرت بدانند! آن ها حاضرند قدرت هاي نوظهور را، به چين، روسيه ، ژاپن ، كره و حتي  مالزي نسبت دهند، ولي ايران را نا ديده بگيرند!.

 اكنون هم دير نشده، به قول ضرب المثل فارسي «ماهي را هروقت از آب بگيري تازه است ! آمريكا اگر مي خواهد، بيش از اين ضرر نكند و: بدهي هاي ان، از هزار ميليارد دلار بالا نزند، بيايد و عذر خواهي كند كه: اگر واقعا اين كار را بكند، ايران ديگر دنبال گرفتن خسارت، يا مطالبات نمي رود. زيرا باز يك ضرب المثل فارسي مي گويد: المفلس في امان الله! امريكا با هزار ميليارد بدهكاري، ديگر توان پرداخت صدهزار ميليارد دلار، بدهي هاي بلوكه شده ايران را ندارد.

مگر در قضيه جنگ تحميلي عراق، عليه ايران نديديم؟ طبق قطعنامه 598 عراق محكوم به: آغاز گري جنگ شد و: بخاطر آن بايد تمام خسارات وارده به ايران را پرداخت كند، ولي وقتي صدام رفت، عراق و ايران عضو يك خانواده شدند. و تا كنون از غرامت ها، نه چيزي عراق پرداخت كرده؛ و نه ايران خواسته است.

بلكه برعكس، با اعزام گردشگران ثروتمند ايراني، به عنوان زائر، سالانه چند هزار ميليارد كمك مالي هم مي كند. و اين غير از آن است كه: طرح هاي عمراني را در آنجا اجرا مي كند. تا جاييكه هركدام از شهر هاي عراق، نشاني از حضور پر رنگ ايراني ها دارد.

الان هم حزب جمهوريخواه و: دموكرات كه بيش از نيم درصد! مردم آمريكا هم نيستند، اگر بروند همه چيز درست مي شود! البته رفتن آن ها الزاما رفتن فيزيكي نيست، بلكه همان توبه كردن يا: عذر خواهي كردن واقعي است، كه به تغيير رفتار آمريكا بيانجامد. تغيير رفتار آمريكا هم در اين است كه: حق ابر قدرتي ايران را به رسميت بشناسد. و سخنان رهبر كبير انقلاب اسلامي را، مو به مو اجرا كند 
Apologize un billion de dollars
L'Iran a le droit d'être reconnu superpuissance
L'Amérique ne peut rien faire, aucun pays ne peut rendre l'argent! Ni ne peut la dette billion de dollars, les sanctions contre l'Iran, de supprimer ou de réduire, voire arrêter! Une seule façon de résoudre le problème demeure, et que les États-Unis excusons, et nous promettons d'abandonner après le traitement est approprié. Toutes mes excuses pour cela, il retombe aux États-Unis, plus d'un billion de dollars, le coût et si ce était il ya 35 années, ces coûts ne paie pas!
Après la révolution, les États-Unis sont devenus une aide financière dans le monde: à la République islamique d'Iran et de la lutte nouvelle, obsolète, et jusqu'à présent, tous les milliers de milliards de dollars de dette, est le même. Alors que l'Iran serait en plus, non pas tant la perte, et imposer ses citoyens et l'Europe, ou, dans d'autres pays, il ne est pas de fantaisie.
Quand, il ya les 35 années, Imam Khomeini contre les menaces des États-Unis, a déclaré les Etats-Unis ne peut mal faire, tout ce que nous devons comprendre: une nouvelle superpuissance émergente, aux Etats-Unis est impuissante contre elle! Mais nous avons dû arrêter et pensons que nous sommes seulement un slogan, de maintenir l'esprit des Iraniens. Beaucoup sont encore présents, la puissance du nuage de savoir! Ils sont prêts à les puissances émergentes, Chine, Russie, Japon, Corée, Malaisie et même plus, ils sapent leur pays! Il ne est pas trop tard, selon le proverbe persan "Attrapez des poissons frais quand l'eau est! Si les USA veulent, et fait plus de mal: sa dette, le dollar milliards remplir, venez excuses que vous avez vraiment le faire, l'Iran cherche dommages, réclamations ou non. Il a ouvert un proverbe persan dit: Dieu a épargné pauvre! Billions de dollars américains la dette, ne peut plus payer cent milliards de dollars de la dette ne est pas bloqué.
Sauf en cas de guerre en Irak, l'Iran a fait? Conformément à la résolution 598 condamnant l'Irak pour commencer à faire la guerre, et, parce qu'il doit payer des dommages à l'Iran, mais quand Saddam a disparu, l'Irak et l'Iran était un membre de la famille. Jusqu'à présent, la rémunération ne est pas payé quoi que ce soit pour l'Irak, pas l'Iran, est nécessaire.
Plutôt, le déploiement de riches touristes Iran, comme un pèlerin, ce est un financement annuel de plusieurs milliards. Et l'autre est que les projets de développement dans les œuvres. Lorsque chacune des villes de l'Irak, qui a une forte présence en Iran.
Maintenant, les républicains démocrates: plus de la moitié d'un cent! Le peuple américain ne sont pas, se ils sont bien! Bien sûr, il va nécessairement physique, mais le repentir de soit: un véritable excuses, les États-Unis conduire à un changement de comportement. Le comportement de l'Amérique est celle d'un droit reconnu superpuissance. Et les paroles du grand leader de la Révolution islamique, cheveux, cheveux terme. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۹ نظر(0)

40كشور در مقابل يك گروهك

در سال هاي دهه 60دنياي تئوري ها، دچار تحول عظيمي شد. و تئوريسين هاي اقتصادي و روانشناسي جديد، پا به عرصه وجود گذاشتند و: دنياي جديدي را براي ما به تصوير كشيدند. آن ها علوم مديريت را اختراع كردند، و بر  طبل روانشناسي كوبيدند، و جامعه شناسي را به رخ ما كشيدند! در زيست شناسي دم از : تكامل طبيعي زدند و در تاريخ، تكامل ديالكتيك را چون پتك بر سر ما كوبيدند!

اما اكنون همه را بالا آورده اند! و قرباني دنياي بدهي هاي كلان خود كرده اند!

دنياي بازار يابي كه عمق افتخارات آن ها بود،  امروز با تحريم ايران در هم ريخته است. و كساني كه سال ها كوشيدند، بازار هاي جهاني را بدست گيرند، امروز در حال تحريم  و يا تخريب، همان بازار ها هستند ! ايران و روسيه را تحريم مي كنند، تا كالاهاي آمريكايي و اروپايي  نخرند! و چين را و كره را تحريم مي كنند، تا كالا به آمريكا و اروپا نفروشند!

دنياي تجارت آزاد آن ها، تبديل به دنياي گمرك و انحصار شده است . جامعه شناختي و روانشاسي ، تبليغات و اطلاع رساني آنان، به پرورش داعش و  القاعده كمك مي رساند، و در اختيار هرچه بزرگتر، نشان دادن تروريست ها است.

تئوري كيفيت و: ارتقا نسبت داه ها به ستاده ها، اكنون تبديل به داده هاي بدون ستاده شده ! همانقدر كه در زمان ارائه تئوري كيفيت و  بازدهي، شاد بودند الان هم، به داده هاي بدون ستاده شاد هستند!زيرا  با ظهور انقلاب اسلامي، غرب با تمام توان خود فقط به: افزايش داده هاي خود معطوف كرده ، بدون اينكه ستاده اي داشته باشد!

پول و لشكر به تمام دنيا مي فرستد، بدون اينكه ريالي باز گشت داشته باشد!

ما مي بينيم چه در هنگام: ايجاد داعش و القاعده، آن ها هزينه كردند و چه در زماني كه: مي خواستند آن ها را نابود كنند، باز هم هزينه كردند! كه نتيجه آن بدهي هاي نجومي دولت هاي: آمريكايي و اروپايي است.

از اين ها بدبخت تر كساني هستند كه: در فضاي انقلاب اسلامي، و در ايران اسلامي به دنبال: تئوري هاي نابود شده آن ها هستند! سمينار پشت سمينار، ويينار پشت ويينار كه: بياييد بازار يابي ياد بگيريد، بياييد بورس را گسترش دهيد، و بياييد بانك ها را توسعه دهيد. كه چه شود؟ به بدهي هاي كلان آن ها دچار شويم! .مانند مرغ پركنده، دانشگاهها براي خود تئوري ببافند، و مردان سياست كار خود را انجام دهند!

البته ضرب المثل ايراني هميشه كار ساز است ! چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دوا ندارد! و اين چوب خدا هست كه: دولتمردان آمريكا و اروپا ، هرچه پول در مي اورند ، در خاورميانه خرج مي كنند و: دست خالي هم برمي گردند. و بالاتر از اين، براي دست خالي برگشتن هم،  بايد پول بدهند! 40كشور جمع شدند، پول و سلاح دادند، داعش را درست كردند، حالا هم بايد پول و سلاخ بدهند، تا از شر او راحت شوند! ولي آن ها ديگر ، حتي  قدرت از بين بردن يك گروهك را هم ندارند
Les théories qui ne valorisent pas!
40 en face d'un groupe
Sur les modèles 60 dans le monde, a été un grand changement. Et théoriciens de l'économie et de la psychologie moderne, et ont pris en existence, un nouveau monde pour nous d'être représentées. Ils ont inventé la science de la gestion, et les tambours se sont écrasés psychologie et la sociologie, nous sommes arrivés en place! Biologie à la queue du développement normal ensuite, l'évolution dialectique comme un marteau écrasé sur nous!
Mais maintenant, ils sont tous de haut! Et ses énormes dettes ont sacrifié le monde!
Ils étaient fiers que le monde du marketing d'aujourd'hui est liée à des sanctions contre l'Iran. Et ceux qui ont essayé pendant des années, ont gagné le marché mondial, a boycotté ou détruit aujourd'hui, les marchés sont! Iran et la Russie pour sanctionner, d'acheter des biens américains et l'Europe! Corée et la Chine sont interdits de vendre des marchandises aux États-Unis et en Europe!
Le monde de libre-échange, il a été transformé dans le monde des douanes et Monopoly. Sociologie et de la psychologie, de la publicité et de les informer, contribueront à favoriser Dash et Al-Qaïda, et plus les terroristes d'affichage.
Qualité et théorie: Le développement des sorties Dah, maintenant converties en données de sortie sans! Tout comme la qualité et l'efficacité de la théorie présentée, étaient heureux en ce moment, les données ne sont issue heureuse, parce que, avec l'avènement de la Révolution islamique, avec toute sa puissance à l'Ouest, ont attiré de plus en plus de données, qui est sortie sans !
Et divisions à travers le monde à envoyer de l'argent sans rial est de retour!
Ce que nous voyons lors de la création Dash et Al-Qaïda, ils étaient chers et au moment où ils voulaient les détruire, ils coûtent encore! La dette publique astronomique à la suite de: américain et européen.
Ils sont plus malheureux que ceux qui, dans l'espace de la révolution islamique et la République islamique d'Iran à la recherche: les théories qui sont détruits! Séminaire sur le séminaire, en disant: Laissez-nous apprendre du marketing, il ne faut pas étendre l'échange, la banque et les laisser se développer. Qu'est-ce que ce est? Ils sont devenus une dette énorme! .Such Plume de poulet plumé, ses universités pour créer une théorie, et la politique des hommes faire leur travail!
Le proverbe iranien paie toujours! Le bois est la voix de Dieu, si vous ne prenez pas de médicaments! Le bois est Dieu qui Statesman Amérique et en Europe, ce qui porte à plus d'argent, passent au Moyen-Orient: Le retour bredouille. Et par-dessus cela, pour revenir les mains vides, aussi, doit payer! 40 pays se sont réunis, l'argent et les armes, le Dash avait raison, je dois donner de l'argent et boucher, pour se débarrasser de lui! Mais là encore, même si vous ne possédez pas le pouvoir de détruire un groupe. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۱ نظر(0)

 

سوم آذر نزديك ميشود، ولي هتوز نتايج ملموسي بدست نيامده! و دنيا در اضطراب 5+1 مي سوزد. و اين همه بخاطر ناداني چند نفر است! به قول فرهيخته اي، مردمي كه همديگر را نمي شناسند، ولي يكديگر را مي كشند! براي كساني كه همديگر را مي شنناسند، ولي باهم فالوده هم مي خورند! دست دادن كري و ظريف، اين را نشان داد كه دست دادن، هيچ مشكلي را حل نمي كند! و حتي مذاكره مستقيم هم، كاري از پيش نمي برد!

امام خميني در آن سال ها گفت: كه ما با آمريكا مذاكره نمي كنيم! ولي دشمنان گفتند كه: مذاكره با آمريكا، كليد هر مشكلي است! و اين را سي و پنج سال تكرار كردند، و دوستان ابله هم تاييد كردند! اما مي بينيم كه حتي دست دادن و: رو در رو مذاكره كردن هم، موضوع را حل نكرد و: جهان همچنان در تب و تاب مي سوزد.

تنها راه آرامش جهان، ناديده گرفتن افراد شرور است . تا زماني كه   در همه رسانه ها، باپول اين ملت ايران و: ماليات مردم آمريكا، فقط حرف و تحليل آن ها را مي زنند، گاه گاهي هم از سر ضعف، ناله هايي كه شما داريد ظلم مي كنيد، چه انتظاري داريد؟ فقط بايكوت خبري، راه حل ارامش جهاني است . وقتي ده ها نفر در يك تصادف واگن، كشته مي شوند چطور، آن را بايكوت خبري مي كنند؟ همانطور هم بايد كشتار توسط: تروريست ها را بايكوت خبري كنند.

مگر جان انسان ها تفاوت دارد كه: در مرگ هاي ديگر، بي سرو صدا هست ولي، در مرگ هاي تروريستي، با آخرين ضربه ها اقدام مي شود؟ اگر هيچ رسانه اي از عمليات تروريستي، حرفي نزند هيچ تروريستي هم، اقدام به كار تروريستي نمي كند! ولي مي بينيم به خواسته تروريست ها، سربريدن مصنوعي يك انگليسي، در همه رسانه ها بحث و بررسي مي شود! و ترس از تروريست ها را، بجان مردم مي اندازد. اما هزاران نفري كه مواد مخدر مصرف مي كنند، و جلوي چشمان ما در كنار جوي ها، و خيابان ها مي ميرند اهميتي  ندارد ! هزاران كودك از گرسنگي  مي ميرند، مهم نيستند ولي، يك كودك را نروريست ها مي كشند، مهم مي شود!

پس مهمترين اشتباه استراتژيك، بها دادن به تروريست ها و: مطرح كردن آن ها است، آن هم باهزينه ماليات مردم!و بيت المال.اما اين فقط نيست استراتژي غلط دوم، زندگي در دهه 1960است! زماني كه آمريكا در اوج قدرت مالي و: سياسي و نظامي بود. ولي اكنون سال 2014  است! و آمريكا پير و زمين گير، شده است با يك پير فرتوت، چطور بايد رفتار كرد؟

آيا بايد مانند فرزندان نادان، پدر را لخت كرد؟ و هرچه او بگويد ندارم، بايد بزور او را گشت؟ آمريكا الان نزديك به: هزار ميليارد دلار بدهي داخلي و خارجي دارد. بعد شما دنبال لغو تحريم ها هستيد؟ يا مي خواهيد دارايي هاي:بلوكه شده به ايران برگردد؟ واقعا اينقدر ساده انديش هستيد كه: فكر مي كنيد آمريكا پول هاي ما، را امانت نگه داشته و به آن دست نزده؟

مطمئن باشيد استراتژيست هاي آمريكا، بهتر از شما مي دانند كه تحريم ايران، به ضرر خودشان است . ما تحريم را مي شنويم، ولي آن ها با گوشت و پوست احساس مي كنند . كافي است بدانيد كه كه بازاريابي ، بزرگترين علم در آمريكا است. يعني اصلا آن ها براي بازار زنده اند. حالا چظور شده كه: ضد ماركتينگ عمل مي كنند؟ وبازارهاي ايران را، به دست خود خراب مي كنند؟ براي اينست كه  راه ديگري ندارند! آن ها با تحريم ايران، اولا مشكلات سياسي داخلي را حل مي كنند، ثانيا از خروج مايحتاج باقي مانده! خودشان جلو گيري مي كنند!

بايد قبول كرد كه آمريكا ورشكست شده، و قانون ورشكستگي بر آن بار است. ولي همين واقعيت ساده را، مذاكره كنندگان قبول ندارند. چه طرف ايراني و چه طرف مقابل ! آمريكا يك عذر خواهي بدهكار است، ايران هم قبول عذر خواهي همين!نه خرج دارد نه برج! فقط اقايان آمريكايي ، براي اينكه سفرهاي خودشان، و سور و سات برقرار باشد، آن هم از جيب ملت ايران، نه تنها عذر خواهي نمي كنند بلكه،  مذاكره را بي نتيجه رها مي كنند و: در واقع طول مي دهند! 

Les erreurs stratégiques

Décembre est un tiers proche, mais n'a toujours pas obtenu des résultats tangibles! 5 + 1 dans les brûlures et l'anxiété monde. Et tout cela est à cause de l'ignorance de certaines personnes! Sages paroles, les gens qui ne se connaissent pas, mais ils tuent les uns les autres! Pour ceux qui connaissent les uns les autres, mais aussi manger ensemble Faludeh! Perte de l'ouïe et élégant, ce qui indique que la perte ne résout pas le problème! Et même des négociations directes, ne peuvent pas le faire!

Dans ces années, l'imam Khomeiny a dit que nous ne négocions pas avec l'Amérique! Mais les opposants ont déclaré que les négociations avec les Etats-Unis, est la clé de tous les problèmes! Et cela se répète 35 années, sont confirmées et tromper vos amis! Mais nous voyons que même la perte: le visage de négociation de temps à face, et ne résolvent pas le problème, le monde est encore dans une ardeur brûlures.

La seule façon pour la paix mondiale, ignorer les gens méchants. Tant que tous les médias, la nation avec de l'argent et de l'impôt du peuple américain, juste leur parler et de les analyser, parfois même à partir d'un faible, gémissant que vous avez tort, qu'attendez-vous? Juste ignorer nouvelles, la paix mondiale est la solution. Quand des dizaines de personnes dans un accident de voiture, comment mourir, il boycotter les nouvelles? Comme on pouvait être abattus par des terroristes boycotté les nouvelles.

Mais la vie est différente de celle des autres décès, mais il est calme, le terroriste mort, avec la dernière tentative de l'action? Si tous les médias de terrorisme, ce qui est généralement pas un terroriste, un acte terroriste ne fonctionne pas! Nous voyons cela comme disant terroristes, décapitant un artificiel britannique, dans tous les médias seront discutés. Et la peur des terroristes, le peuple d'immobilisation. Mais des milliers de personnes qui utilisent des drogues, et de garder nos yeux sur le côté de la météo de la rue et meurent Je ne me soucie pas! Des milliers d'enfants meurent de faim, mais pas critique, les terroristes tuent un enfant, il est important!

Après l'erreur, la valorisation des terroristes, il est proposé que la charge d'impôt des personnes. Mais cela est juste une mauvaise stratégie, la vie dans les années 1960! Lorsque la puissance financière et le pic des États-Unis: politique et militaire. Mais maintenant, il est 2014! Vieux et paralysant les Etats-Unis, était un vieillard décrépit, comment il doit se comporter?

Si un tel enfant ignorant, son père était nu? Et ne pas tout lui dire, à lui forcer à revenir? L'Amérique est maintenant près d'un millier de milliards de dollars de la dette intérieure et étrangère. Après les sanctions que vous cherchez? Ou vous voulez actifs: retour en Iran bloqué? Êtes-vous vraiment si naïf de penser que l'Amérique est notre argent, emprunté et gardé touché?

Stratèges américains vous font mieux que vous savez que les sanctions contre l'Iran, au détriment de leur propre. Nous entendons la sanction, mais de la chair et la peau sensation. Il suffit de savoir que le marketing est la science aux États-Unis. À-dire qu'ils ne devez pas le marché en direct. Maintenant que Chzvr contre motive leurs actions? Marchés de pays, à leur propre ruine? Car il n'y a pas d'autre moyen! Ils sanctionnent les problèmes politiques internes de l'Iran vont résoudre premier, deuxième, laissant les fournitures restantes! Avant leur propre!

Pour accepter que les Etats-Unis sont en faillite, et la faillite de son temps. Mais le simple fait, les négociateurs ne sont pas d'accord. Qu'est-ce que la partie iranienne et de l'autre côté! Une excuse est due États-Unis, l'Iran a accepté les excuses, pas d'argent, pas des tours! Seuls les mâles américains, parce que les voyages eux-mêmes, et établit Sur et du Sud, il est de la poche de la nation, non seulement ne se sont pas excusés, mais, en vain, de négocier leur libération et, en fait, sont plus! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۱۲ نظر(0)

مسئله يا مشكل در تعريف علم مديريت ، انحراف2 از هدف يا: عقب افتادن از زمانبندي است.  و مديريت بحران، ازبين بردن اين مسئله يا حل مسئله است.مثلا  در يك پرو‍ژه راه سازي، قرار است صد كيلومتر آسفالت، به قطر پنج سانتيمتر در يكسال انجام پذيرد، اگر بيشتر از يكسال طول كشيد، يا اينكه بجاي آن،  قطر كمتر يا بيشتر كار شد، مشكل بوجود آمده است. براي حل مشكل ، فوري بايد ستاد بحران تشكيل شود، تا مسير هاي مختلف برنامه ريزي را چك كند. تا به مسير بحراني2 برسد. آ نگاه  با چاره انديشي براي آن، بحران را كنترل و« زمان عقب افتاده را جبران مي كنند.

البته در ايران، كل بحران ها و مسائل پروژه ها معلوم ست: كمبود نقدينگي ! يعني طفل پروژه در ايران، هيچگاه از شير مادر! يا بهتر بگوييم از شير نفت، جدا نشده است.اصلا بحران مي سازند تا: شير نفت را باز كنند!و به خام خواري هم اعتقاد عجيبي است.

در صحراي كربلا هم، همه چيز روشن بود و: به مسئله بيعت اباعبدالله الحسين، با يزيد بر مي گشت. يعني يزيد دستور داده بود: در مدينه از امام حسين بيعت بگيرند، و اگر قبول نكرد، همانجا ايشان را شهيد كنند. اما امام حسين ع قبول نكرد و: اصل مشكل را براي مردم باز گو كرد. كه آن، انحراف از اهداف اوليه اسلام است. البته عقب افتادگي از احكام اسلامي هم، نه تنها وجود داشت بلكه، يك نوع برگشت به جاهليت نيز اتفاق افتاده بود.

براي حل اين مسئله يعني: جلوگيري از ارتجاع و انحراف، امام حسين ع سياست ها3 و خط مشي4 هاي مختلفي را، به مورد اجرا گذاشت. ابتدا روش استفاده از رسانه و: توزيع اطلاعات شفاهي و كتبي بود. مثلا به محض اينكه اطلاعاتي به دست آورد كه: يزيد بلافاصله پس از مرگ پدرش، در 15رجب سال 60كسي را روانه مدينه كرده، و فرمان داده كه او را بكشند، از مدينه خارج شد و: طي نامه اي به برادرش، هدف خود از اين خروج را: امر بمعروف و نهي از منكر اعلام فرمود. وطي مدت چهار ماه درمكه، به روشنگري ادامه داد و: انحرافات را بيان نمود .

اما يزيد كه روي آرامش نمي ديد، اين بار افرادي را مخفي و مسلح فرستاد، تا در خانه خدا او را شهيد كنند. و اين بود كه دور روز مانده به عيد قربان، از مكه هم بيرون رفت تا: حرمت خانه خدا شكسته نشود. در اين جنگ و گريز، پيشنهاد هاي زيادي براي رفتن به ايشان مي شد، عده اي يمن را پيشنهاد مي دادند . و گروهي هم ايران را مي گفتند.

اما امام حسين ع، نقطه تعادل اين دو يعني: حد ميانگين صنعا و ري را برگزيد. و فرمود كه خدا مي خواهد، من در اينجا كشته شوم، تا همه مردم بدانند، كه راست مي گويم! هركسي مي خواهد بامن بيايد، كشته خواهد شد و لذا مي تواند برود.بنا بر اين، استراتژي دوم امام ، خالص سازي نيرو و: آمادگي براي شهادت بود، تا تبليغات افواهي يا شفاهي او، تفاوت اساسي با تبليغات شفاهي و كتبي دشمنان، و ادعاهاي آنان داشته باشد. چون آن ها هم مي گفتند براي" اسلام مي جنگند و مبارزه مي كنند!

اين استراتژي ناب  سازي، يا خالص تر كردن همراهان، تا شب عاشوراي محرم سال 61 ادامه داشت، كه چراغ ها را خاموش كرد و گفت: من بيعتم را از شما برداشتم. دشمن سر مرا مي خواهد، با شما كاري ندارد. و بعد به آن هايي كه باقيماندند، همه چيز را توضيح داد تا مبادا، كسي بگوبد ما را به زور به جبهه بردند!

صبح دهم محرم كه: روز عاشورا نام گرفته، استراتژي اصلي امام پياده شد. ابتدا با تاكتيك طف، زنان و كودكان را در منطقه امن تري، قرارداده بودند، سپس تاكتيك اعزام هاي فردي را، به ترتيب از افراد با نسبت هاي دورتر، به اجرا گذاشت تا نوبت به خودش رسيد. و خود نيز تا پاي جان ايستاد و: شهادت در راه خدا را بر: بيعت با منحرفان و مرتجعان، برتري داد و فرمود هيهات مناالذله،

 1-Problem solving

2-critycal path

3-strategy

4-tactic 

La gestion et la résolution de problème crise à Kerbala
Définir le problème ou les problèmes en sciences de gestion ou écart par rapport à la cible, le calendrier est retardé. Et la gestion de crise, éliminer le problème ou la solution, par exemple, dans un projet de construction de route, située à une centaine des kilomètres d'asphalte, cinq pouces de diamètre fait en un an, si il a fallu plus d'un an, ou si elle est plutôt un diamètre inférieur ou la poursuite des travaux, le problème est apparu. Pour résoudre le problème, la nécessité urgente de former un comité de crise, à différents check-chemin planification. Pour atteindre le chemin critique. Un coup d'œil à faire quelque chose à ce sujet, la gestion de crise et «rembourser pour compenser leur temps.
Mais en Iran, les crises et les problèmes: les projets se sont avérés être: manque de liquidité! Ce projet de l'enfant en Iran n'a jamais allaité! Ou mieux que le lait, l'huile, pas séparer. Ne faites pas à la crise: la soupape d'huile ouvert, et la croyance dans le végétarisme était étrange.
Dans le désert de Karbala, tout était clair: la question Hussein allégeance à Yazid retourné. Ce Yazid avait ordonné à Médine de leur allégeance à l'Imam Hussein, et en cas de refus, où il sera martyrisé. Mais l'imam Hussein et de l'imam a refusé, le problème, de raconter aux gens. Autrement dit, l'écart par rapport aux objectifs initiaux de l'Islam. Bien sûr, le retard de la loi islamique, non seulement là, mais, comme il était arrivé un retour à la barbarie.
Pour résoudre ce problème, à savoir: la prévention, la réaction et le détournement de l'Imam Hussain AS différentes politiques et stratégies à mettre en œuvre. L'utilisation des médias et méthodes: par voie orale et l'information écrite a été distribuée. Par exemple, dès que l'information est acquis que Yazid peu de temps après la mort de son père, le 15 Rajab 60 qui ont envoyé Medina avait, et a ordonné de le tuer, la ville est sorti et, dans une lettre à son frère, le but de cette sortie: l'interdiction du mal-il déclaré. Intercourse pendant quatre mois à la Mecque, les Lumières et la poursuite flexion des expressions.
Mais Yazid ne pas voir le reste, cette fois des individus armés cachés et envoyés à la Maison de Dieu, ils l'ont tué. Et ce fut la veille de l'Aïd al-Adha, de la Mecque à la barre: le respect: la Mecque est pas cassée. Dans ce: lutte ou de fuite, ils vont avoir beaucoup de propositions, certains ont suggéré que le Yémen. Du groupe, a déclaré.
Mais l'Imam Hussain AS, le solde de ces deux moyens: la moyenne, Sanaa et la ville ont choisi Ray. Et il dit que Dieu veut, je suis tué ici, si tous les gens savent que 'est vrai! Tout le monde veut venir avec moi, il serait tué, de sorte qu'il peut aller. Par conséquent, la deuxième Imam de la stratégie, de la purification et de la puissance: la préparation au martyre, à la publicité, le bouche à oreille ou la bouche, avec une différence majeure: la propagande orale et écrite de l'ennemi, et les revendications qu'ils ont. Parce qu'ils sont dit de "l'Islam se battra!
Cette stratégie de pur, pur ou le long, jusqu'à ce que la nuit de l'Achoura Muharram a duré 61 années, avec les lumières éteintes et m'a dit que vous avez pris le serment d'allégeance. L'ennemi de mon chef qui ne fonctionnera pas avec vous. Et puis ceux qui sont restés, a expliqué tout cela, nous dire qui a pris de force à l'avant!

Je suis confiant que appelé Achoura, principale stratégie Imam a été mis en œuvre. Tactiques de l'enfant d'abord, les femmes et les enfants dans une zone plus sûre, ont été placés, puis, tactiques individuelles de déployer, respectivement, des patients avec un parent éloigné, a été lancé pour se rendre. Et sa résistance désespérée: pour le témoignage de Dieu: hommage à détourner et réactionnaires, exalté et humilié loin de nous 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۳ نظر(0)

پرسوناژ ها و ديالوگ هاي روز عاشورا.

عاشورا داستان بلندي است كه: در يك  نيمه روز اتفاق مي افتد. داستاني به بلنداي تاريخ، از اولين تا آخرين! و به پهناي زمين از:  چهار گوشه جهان،  از جن و انس .همگي در اين داستان نقش دارند. پرسناژ اين داستان و ديالوگ هاي آن، همان ديالوگ هاي روز مره ما است. و ما هر كدام شايد روزي چند بار، ديالوگ آنان را تكرا مي كنيم، ولي از اين تكرار ها نه اطلاع داريم، و نه از آن خسته مي شويم!

تشنگي، مهمترين ديالوگ روز عاشورا است. چيزي كه امروز به جنگ بين المللي آب، ترجمه مي شود و حتي گفته ميشود« جنگ جهاني بعدي جنگ آب است! چه در ايران كه زاينده رود از آن مي نالد، و چه مردماني كه كنار زاينده  رود، نيستند ولي تشنه آب اين رود هستند!  سد كرج و سد لتيان و: سد پانزده خرداد هم، داستان هايي مشابه دارند.

آب هاي مرزي ايران، داستان تشنگي كربلايي ها است! آنجاييكه رود هيرمند را بسته اند، و سيستان عزيز كه روزي انبار غله دنيا بود، امروز ميزبان مهمان ناخوانده: شن هاي روان است. بلايي كه قبل از آن بر سر يزد آمد، و بعد از آن بر سر درياچه اروميه، و شايد فردايي نه چندان دور بر سر درياي مازندران.

در خارج از ايران، وضع بهتر نيست، رود دجله و فرات كه: تاريخ آن بنام بين النهرين، قديمي ترين تاريخ ها است، الان مايه دشمني چهار كشور شده است. و اردوغان مانند شمر، بر سر آن ايستاده و سوريه و ديگران، تشنه لب به آن نگاه مي كنند. رود گنگ و مي سي سي پي و نيل و.. داستاني غم انگيز تر دارند، كه بايد شرح آن به زمان ديگري موكول شود.

مي بينيم كه ديالوگ ها همه آشنا است، و همه دنيا آن را مي شناسد ! پرسناژ ها هم همينطور است،جناب شمر، جانباز جنگ در جبهه پدر است! ولي پسر او را براي:كسب يك مقام دولتي، سرمي برد. سعد، سردار قادسيه است و: جهان اسلام را توسعه داده است، ولي پسرش براي گندم ملك ري، امام حسين ع را به مسخره مي گيرد، و مي گويد اگر از گندم ري هم، نخورم همان دانه جو برايم كافي است!

بايد ترسيد از همان كساني كه، دم از حقوق بشر مي زنند ولي، داعش را ايجاد مي كنند تا همانند شمر، سر ها را ببرد و در گودال هاي قتلگاه بريزد، و براي نامشحض ماندن آن ها، بر روي اجساد اسب دواني كند!

بايد ديد كه شيرخواره  هايي چون حضرت علي اصغر، كودكاني چون حضرت رقيه س، نوجواناني چون حضرت قاسم، وجواناني چون علي اكبر س،چگونه  با دلي پاك ، جان خود را فداي راه آزادي بشر، از قيد و بند عبوديت طاغوت مي كنند. و همه تيپ هاي شخصيتي هم وجود دارد! از غلام سياهپوست، تا سردار بزرگ لشكر دشمن، تا پيرمردي چون حبيب ابن مظاهر، و حتي مسيحي و ايراني و كرد!

همه اين ها همان هايي هستند كه: ما هر روز مي بنيم! كودكان گرسنه آفريقايي ،  قحطي  زده هندي وچيني، تا بيكاران و بي خانمان هاي: آمريكايي و اروپايي . آن ها هم اگر با يزيد هاي زمان بيعت مي كردند، هم شغل داشتند و هم سيراب مي شدند! اما ديگر نمي خواهند كه در باندهاي: قاچاق مواد مخدر يا، قاچاق انسان و يا اعضا بدن انسان كار كنند. يا با تبهكارن و دزدان و: آدمكش ها همكاري كنند، لذا بايد بيكار بمانند تا بميرند.   

آدم هاي قصه عاشورا بيگانه نيستند، آن ها در همين حوالي در كنار ما زندگي مي كنند. بنظر شما، روزي چند كودك شير خواره، از بي شيري و بي آبي تلف مي شوند؟ آن هم در قرن دهكده جهاني، و ارتباطات سايبري و: اوج تمدن ماشين وفضا! چند دختر سه ساله، با ضرب و جرح از دنيا مي روند؟ يا چند نوجوان و جوان، در كنار گذر و در كارگاه هاي كار، جان خود را از دست مي دهند؟

آيا سزا نيست براي اين مصيبتها گريه كنيم؟ و بر سر و سينه بزنيم؟ بگذار غارتگران ما را مسخره كنند، ولي ما درد دين داريم، و بايد كه سوگمند باشيم و غمزده، از رنجي كه بر سر بشر مي ايد. و امام حسين ع عصاره  تمام اين رنج ها است. 

Personnage et le dialogue de l'Achoura.

Achoura est une longue histoire qui se déroule en une demi-journée. La hauteur de l'histoire, du premier au dernier! Et la largeur des quatre coins du monde, les djinns Vance. Toutes ces histoires impliqués. Personnage de son histoire et de dialogue, le dialogue dans le nôtre quotidiennes. Plusieurs fois par jour, et nous pourrions, nous répètent leur dialogue, mais ne sont pas conscients de cela, nous le répétons, ne se lasse pas de lui!

Thirst, mai Sau est le dialogue de l'Achoura. Ce qui est maintenant la guerre de l'eau international, traduit et a même appelé "La prochaine guerre mondiale est une guerre de l'eau! Quel est le gémissement de la rivière, et les gens à côté de la rivière, pas la rivière, mais l'eau a soif! Et Karaj et Latian Dam Dam Dam Juin quinze ans, ont des histoires similaires.

Des eaux limitrophes Iran, histoire de karbalaei a soif! Depuis la rivière Helmand ont fermé, et ceux qui Sistan était autrefois le grenier du monde, abrite aujourd'hui invité surprise: une dune de sable. Yazd est la chose qui était là avant lui, et puis sur le lac Ourmia, et peut-être pas trop lointain demain la mer Caspienne.

En dehors de l'Iran, la situation est meilleure, le Tigre et l'Euphrate: son histoire que la Mésopotamie, est la première date, il a été une source d'hostilité quatre pays. Et comme Shamar Erdogan, la Syrie et d'autres debout sur sa tête, les lèvres assoiffées pencher sur la question. Mississippi Gange et le Nil et plus .. triste histoire, qui sera décrit plus tard moment.

Nous voyons que tout dialogue familier, et tout le monde le sait! Personnage est pas ainsi, M. Shamar, un vétéran de la guerre en face de son père! Mais son fils pour l'acquisition par une autorité publique, le niveau du conseil d'administration. Saad Sardar est de la Victoire: Le monde islamique a développé, mais en fils de blé Ray King, l'Imam Hussein est ridicule, et Ray dit que si le blé, de l'orge assez à manger!

Avoir peur de ceux qui brassent leur droits de l'homme, mais mis en place comme Shamar Dash, chef de soulever et verser dans le désordre de la fosse, et rester à leur insu, le cheval est mort!

Nous devons voir que les bébés comme Ali, comme ses enfants, R. S., G. mineurs du Prophète, et la jeunesse du système des AA, comment le cœur pur, ont sacrifié leur vie pour la liberté humaine, libre de culte idolâtre les. Et tous les types de personnalité là-bas! Le serviteur noir, de Grand Commandeur de l'armée ennemie, jusqu'à ce qu'un vieil homme comme symboles Ibn Habib, et même le chrétien et l'Iran!

Tous ces sont les mêmes que ceux que nous voyons tous les jours! Enfants affamés en Afrique, l'Inde et la Chine affamés, les Américains et les Européens sans emploi et sans abri. Eux aussi, si ils jurent allégeance à Yazid temps, les deux avaient un emploi et ont été arrosées! Mais vous ne voulez pas être dans les gangs, le trafic de drogue, la traite des êtres humains ou des parties du corps humain travailler. Ou par des criminels et des voleurs, des meurtriers et de la coopération, ils doivent rester au chômage jusqu'à ce qu'ils meurent.

Les gens sont étranges histoires de l'Achoura, la prochaine nous vivons dans le même voisinage. À votre avis, quand un boit du lait de l'enfant, sans produits laitiers et sans eau pour être gaspillées? Ses village global siècle, et cyber et de la communication: la hauteur de la machine hôte et la civilisation de domaine! Une fille de trois ans, avec les coups mourir? Ou, plus jeune, aux côtés de la piste et dans l'atelier, perdre la vie?

Ne pas punir pour ces tragédies pleurer? Et la tête et la poitrine presse? Faisons plaisir de pillards, mais douloureuse. Nous avons la foi, et en droit de deuil et triste, de la souffrance humaine est terminée. Imam Hussain AS est un symbole de toute cette souffrance. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۸ نظر(0)

يكي از اصول داستان نويسي، سناريو و فيلمنامه اين است كه: پايان داستان بايد معلوم باشد، و نتيجه هم مثيت باشد. تا جاييكه برخي معتقدند حتي: پايان مثبت كافي نيست، بلكه بايد پيام اخلاقي هم داشته باشد. اين پيام اخلاقي يا از زبان قهرمان، بيان شود و شفاف و گويا باشدٍ و يا در متن نهايي داستان، از زبان قصه گو و نقل كننده داستان، يا گوينده فيلم گفته شود.

يعني كتاب كه بسته مي شود، يا فيلم تمام مي شود، هيچ سوالي در ذهن خواننده،  بي جواب نباشد و ذهن نيز، نسبت به موضوع بطور كامل توجيه شده باشد. رمان و فليم نامه نويسان سنتي، همه پايبند اين موضوع بودند. حتي در كتب درسي هم، ما مي بينيم كه اهداف كتاب، براي هر درسي حتي براي دانش آموزان نيز، نوشته مي شود و در آغاز كتاب، و يا هرفصل و عنوان مي آيد.

اما برخي از نوبسندگان اين قالب را شكسته اند، و داستان يا سناريويي كه مي نويسند، مي خواهند يك طرفه نباشد. و از حالت آنالوگ بيرون بيايد. و به ديالوگ با خوانده تبديل شود. مثلا در برخي تئاتر ها مي بينيد كه: بازيگران از ميان تماشاچيان، ظاهر مي شوند و به صحنه مي روند. يعني تماشاگر هم مشاركت دارد.

 برخي هم آخر داستان را، رها مي كنند و نتيجه گيري را، به ذهن تماشاگر حواله مي دهند. و در واقع ساختار شكني مي كنند. هردو اين روش قابل قبول است، و در قران هم آمده.  مثلا داستان حضرت يوسف ع مانند: يك رمان از ابتدا تا انتها، دريك سوره آمده و: نتايج اخلاقي ان هم تاكيده شده است. ولي فقط يك داستان اين ساختار را دارد. بقيه داستان ها ساختار شكن هستند. يعني قران به انديشمندان مي گويد: ما اين ها را بيان مي كنيم تا شما تفكر كنيد. و به نتيجه برسيد و هر نتيجه اي اگر، صادقانه باشد قابل قبول است. مثلا خوبي و بدي در برخي آيات، تعريف مي شود ولي در بسياري از: آيات به خود انسان حواله مي شود" اگر خوبي كنيد به خودتان خوبي كرده ايد" حتي احاديث فراوان داريم كه: مردم را مثل خودتان بدانيد، و هرچه براي خود نمي پسنديد، براي ديگران هم نپسنديد.

داستان كربلا بيشتر به: يك قصه ناتمام مي ماند، كه بقيه آن را همه بايد ادامه دهند. خواسته امام حسين، ياري او است و"  مي فرمايد: هل من صر ينصرني؟ و: به گفته دكتر علي شريعتي، اين سوال براي كل تاريخ است. همه بايد او را ياري كنند. داستان امام حسين ع يعني اينكه، من و شما هم او را ياري كنيم. و اين فلسفه تمام عزاداري ها، در سراسر جهان است. آن ها به اين سوال پاسخ مي دهند : اگر ما آن روز نبوديم كه" امام حسين را ياري كنيم" امروز اعلام آمادگي مي كنيم.

برخي ها ياري را در تذكر مي دانند. يعني حوادث عاشورا را براي ديگران بيان مي كنند. نقطه به نقطه و با احساسات در مي آميزند، تا در ذهن ها بماند. كمتر كسي در تاريخ وجود دارد كه، به اين وسعت همه مردم دنيا او را بشناسند و: از حوادث عاشورا بي خبر باشند.

اما گروهي  كه اين حوادث را مي شنوند، طاقت ازدست مي دهند، و به خود آسيب مي رسانند. مثلا عده اي قمه مي زنند. كه امروز "ياهو" هم به اين موضوع پرداخته بود! و پرسيده بود اين ها، باخودشان چه مي كنند! آن ها مي گويند: خواهر امام حسين ع، وقتي مصيبت را شنيد، سر خود را به ديرك اتاقك خود زد، كه خون از آن امد و: ما مي خواهيم از او عقب تر نباشيم.

عده اي هم زنجير مي زنند، ان ها مي گويند دست وپاي اسرا، براثر زنجير هايي كه به آن ها بسته شده بود، زخمي شدند مگر جان ما عزيز تر است؟

يا اينكه عده اي سنك مي كوبند و: مي گويند قوم بني اسد، كه اولين قوم عزادار بود، از شدت غصه، سنگ هاي بيابان را بر سرخود مي زدند.

گرچه همه مردم دنيا، براساس نظر خود به كمك امام حسين مي روند، ولي فقط در انتهاي تاريخ، اين دفتر بسته خواهد شد و: انتقام واقعي گرفته خواهد
l'histoire inachevée 
L'un des principes de l'histoire, le script et le scénario est que l'histoire doit être clair, et le résultat est positif. Tant que certains pensent, même, extrémité positive ne suffit pas d'avoir un message moral. Le message moral ou la langue de l'héros, transparent et l'expression de soi ou dans la version finale de l'histoire, racontée par le conteur et l'histoire, ou d'un film orateur a dit. 
Ce livre est fermé, ou le film entier, aucun doute dans l'esprit du lecteur, et l'esprit est sans réponse, que pour être pleinement justifiée. L'écriture traditionnelle et nouvelle flamme, tous ont été commis à cette question. Même dans les livres, nous voyons que les objectifs de la livre, même pour les étudiants dans chaque cours, écrit au début du livre, et comme on le ou la saison. 
Certains des auteurs ont brisé le moule, et écrire l'histoire ou le scénario, ils ne sont pas unilatérales. Et sortir du mode analogique. Lire le dialogue avec le. Dans certains théâtres, vous pouvez voir que les acteurs de l'auditoire, et les scènes où ils sont apparus. Telle est la participation du public. 
  La fin de l'histoire, et la conclusion laisse l'auditoire ce projet. En fait, ils sont déconstruits. Ces deux méthodes sont acceptables, et que le Coran. Par exemple, l'histoire de Joseph en tant que tel: un roman du début à la fin, dans un chapitre, et les résultats de l'éthique est également parlé. Cette structure est une seule histoire. D'autres histoires sont briser la structure. Pour les chercheurs, le Coran dit: Nous avons défini ce que vous pensez que vous êtes. Et pour atteindre un résultat si, franchement, est inacceptable. Par exemple, le bien et le mal, dans certains versets, mais il est défini dans de nombreux versets du projet est l'homme «bon pour vous si vous avez un bon« même nos grandes traditions que les gens comme vous, et nous faisons tout pour elle comme, aversion pour les autres. 
Karbala est plus à l'histoire: l'histoire reste inachevée, elle doit continuer à se reposer. Demandé à l'Imam Hussein et de son aide, a déclaré le Dr Ali Shariati, cette question est à rénover entièrement. Tout le monde doit l'aider. Histoire de l'Imam Hussain AS qui est, vous et je vais l'aider. La philosophie de deuil dans le monde entier. Ils répondent à cette question: Si nous ne sommes pas sur le Today "Imam Hussein aider" nous sommes prêts. 
Une certaine prudence est justifiée en aide. D'autres suggèrent que les événements de l'Achoura. Point à combiner avec des sentiments, de rester à l'esprit. Il n'y a plus de l'histoire, les gens de cette région toute sa vie et à reconnaître: ils ne sont pas conscients des événements de l'Achoura. 
Mais ceux qui entendent les accidents, perdent leur endurance, et l'automutilation. Par exemple, certains de leurs poignards. Aujourd'hui, "Yahoo" a également été abordée ce sujet! Et a été interrogé à ce sujet, les mêmes résines sont! Ils disent que la sœur de l'Imam Hussain AS, quand il a entendu parler de la catastrophe, sa tête a heurté le mât de sa chambre, et le sang est sorti de lui: nous ne sommes pas, nous le voulons de retour. 
Ces entraves sont éteints, ils disent que la fin des captifs, parce que les chaînes qui les avait liés ont été blessés, mais nos vies sont plus chère? 
Ou que certains Smash et punaise, disent les gens de Bani Asad, qui était la première maison de deuil, de l'intensité de la douleur, les roches du désert, sur lequel ils ont construit. 
Bien que tout le monde, selon l'aide de l'Imam Hussein, mais seulement à la fin de la date, ce bureau sera fermé: true vengeance sera prise. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۶ نظر(0)

تا موقعي كه كار پر سود: دستفروشي وجود دارد، كسي به دنبال كار توليدي نمي رود. جوان رعنا باشگاهش را مي رود، تيپ و آرايش خود را انجام مي دهد! و چند ساعتي هم در مترو داد مي زند و" مسواك و آدامس و گل مي فروشد. بعد هم تا بپرسي مي گويد: كار نيست !مگر هدف از كار كردن، كسب در امد نيست؟ پس اين دستفروشي، كسب در آمد نيست؟

مدتي بود شهر داري ها، به دنبال ساماندهي مشاغل موقت بودند. اما گويا استمرار دستفروشي آن را، از شمول مشاغل موقت بيرون آورده است! و لذا نمي دانند با آن به عنوان: يك اشتغال دائم برخورد كنند، يا اشتغال موقت يا آن را معضل اجتماعي بدانند! و در رديف بحران شهري محسوب نمايند.

اما ساده ترين راه، همان ايجاد طبقه بندي مشاغل و: قرار دادن يك رسته براي اين مشاغل است. دستفروش يعني كسي كه: نياز به مغازه ندارد. دست و بازوي او مغازه او است. و دوره مي گردد تا بازار يابي كند. از دادن ماليات فرار مي كند، و از شمول پرداخت عوارض هم خارج است.

البته گاه گاهي دم به تله مي دهد، و چند روزي اموال او به عنوان: سد معبر توقيف يا مصادره مي شود. ولي همچنان به كار خود مشغول است.

بهترين راه، شناسايي و صدور كارت و: تعيين محدوده و نوع شغل، براي اين افراد است. يعني  واقعا برخي افراد ، فقط همين هنر را دارند. نه هوش اختراع دارند، نه مدرك و پارتي استخدام، و نه حوصله يك جا ماندن و: نمي توان آن ها را كشت يا: به تيغه اعدام سپرد. پس شناخت و دسته بندي كردن آن ها، به معني قبول موجوديت آن ها است. چيزي كه درامد هنگفتي را براي دولت، در بر خواهد داشت.

اولا بايد كارت شناسايي شغلي داشته باشند، رسته و محدوده آن ها تعريف شده باشد. همانطور كه سال ها با دكه داران، مبارزه مي كردند ولي بي نتيجه بود. طوافان يا دوره گردان و: دستفروشان هم همينطور هستند.

مثلا در مترو نگهبان نمي گذارد: يك نفر بدون بليط وارد شود. و اگر پير مرد يا پيرزني اشتباه كند،  آبروي او را مي برد و برمي گرداند! اما معلوم نيست چطور دستفروشان، با آن همه بار از اين گيت ها رد مي شوند! و بعد انتظار دارند، مردم از آن ها خريد نكنند. مردم از سرو صداي آن ها ناراحت هستند. ولي پاس كاري را نمي فهمند. چرا ماموران مترو جلوي آن ها را نمي گيرند. آن ها كه در تمام واگن ها، دور بين و در تمام ايستگاه ها حراست دارند.

اگر كارت شناسايي نداشتند، آن ها بگيرند و جريمه كنند! هم در امد براي مترو و: هم كاهش مزاحمت مردمي .البته تمام اين قوانين كه گفتيم، اجرا مي شود ولي به دست مافياي خودشان! يعني همه افراد دستفروش، شناخته شده هستند و: سرشاخه هاي مسئول دارند. و افراد غريبه را راه نمي دهند. و در محدوده همديگر هم دخالت نمي كنند. يعني از بي توجهي دولت، يك حكومت يا يك دولت در: دولت تشكيل داده اند.

اگر دولت و شهرداري ها، اين عناصر را به رسميت بشناسند، و همين قوانين را بر ان ها اجرا كنند، اولا از آمار بيكاري كم مي شود و: مستمري بگيران اداره كار كاهش پيدا مي كنند. و هم بجاي اينكه 50درصد در آمد دستفروشان، به مافيا تعلق بگيرد و آن ها به زور بگيرند، فقط ده درصد ماليات يا عوارض بدهند.

اين فقط طرح بنده نيست! در كشورهاي به قول شما! پيشرفته هم همينطور است. حتي در بازار بورس، افراد دست فروش به عنوان: دست دوم وجود دارد ، و به رسميت هم شناخته شده اند. اينها  نياز به كامپيوتر و محاسبات هم ندارند، با نشان انگشت، همديگر را خبر مي كنند! و با چانه يا تكان دادن سر، از بالا پايين شدن سهام صحبت مي كنند! و در آمد شان از كارگزارن رسمي بيشتر است. و مالياتي كه به دولت ميدهند، قابل دسترسي تر مي باشد. 

Peddler ou passage? 

Ce faisant lucrative, il colporteur, qui sont à la recherche de travail ne sont pas productifs. Rana est un jeune club, ruban et faire votre maquillage! Et un peu de temps dans le métro qui est «dent et la gencive vend des fleurs puis il dit à poser:. Ne sont pas, à moins que le but du travail, de ne pas gagner, de sorte que le colporteur, ce qui lui vaut? 

Le terme municipal, les emplois temporaires cherchait à organiser. Mais il semble continuer le colporteur, l'inclusion des emplois temporaires là-bas! Et donc je ne sais pas ce que: A Clash of emploi permanent ou un emploi temporaire ou question sociale à savoir! Et est considéré comme parmi la crise urbaine. 

Mais la façon la plus simple, la classification de la création et de l'emploi: insérer un champ pour les entreprises. Peddler désigne une personne qui: pas besoin de faire des emplettes. Son bras est son magasin. Et l'approche de la commercialisation. De l'évasion fiscale, et il est hors de la portée des effets secondaires. 

Bien sûr, la trappe occasionnelle, et quelques jours que ses biens, confisqués ou expropriés le passage de la barrière. Toujours occupé par son travail. 

La meilleure façon d'identifier et d'émettre des cartes, d'identifier la gamme et les types d'emplois pour les gens. Ce qui est vraiment certaines personnes ont tout de même l'art. L'invention est pas l'intelligence, pas de preuve, et la location de parti, et un endroit pour rester et ne pas être ennuyé, ne peut pas être tué ou de déjouer sa mort. Après avoir identifié et les classer, ce qui signifie que leur présence est acceptable. Quel grand revenu pour le gouvernement, la volonté. 

Tout d'abord, vous devez avoir une carte d'identité professionnelle, et dans les catégories définies. Comme dans les propriétaires de décrochage se battaient mais était peu concluante. Encerclant ou en période de renouvellement et, colporteurs sont trop. 

Par exemple, le métro ne protège pas: une personne entrer sans billet. Et si un homme ou une femme est mal, prendre sa dignité et retours! Mais on ne sait pas comment les fournisseurs, il a rejeté tous les moments de la porte! Et puis attendre que les gens de ne pas acheter chez eux. Les gens sont en colère contre le bruit. Passez mais ne comprennent pas. Pourquoi ne pas le faire devant des officiers de métro. Leurs wagons en tout, loin entre et sont protégés à toutes les stations. 

Si la carte ne soit pas reconnu, et recevoir leur fin! Venez ensemble dans le métro: la réduction de la nuisance publique bien sûr, toutes les règles mentionné, mais il est géré par la mafia eux-mêmes! Cela signifie que tous les fournisseurs, sont connus: ce sont les branches. Et des étrangers ne le font pas. Et dans le même temps ne pas interférer. À savoir, l'indifférence du gouvernement, un gouvernement ou un gouvernement de l'Etat ont formé. 

Si les gouvernements et les municipalités, de reconnaître ces éléments, et les mêmes règles sont applicables, d'une part, le taux de chômage est faible et les retraités sera de réduire le travail d'administration. Et 50 pour cent du revenu plutôt que de vendeurs, appartenant à la mafia et de les forcer à prendre des taxes ou droits de dix pour cent payants. 

Ceci est non seulement mon plan! Selon votre pays! Il est donc avancé. Même le marché boursier, car les gens ont perdu des ventes, deuxième main, il ya aussi connaître et reconnaître. Ces calculs ne nécessitent pas un ordinateur et, avec un doigt, ils connaissent! Et le menton ou de la tête, des actions de haute et basse de parler! Et leur revenu est plus élevé que les agents officiels. L'impôt et le gouvernement sera plus disponible. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۸/۱۳۹۳ - ۲۰:۴۴ نظر(0)

دنياي بزرگ بازي كودكان و نوجوانان، كه به دنياي مجازي معرف شده، در حقيقت دنياي واقعي آن ها است! چيزي كه  شايد بيش از: يك سوم زندگي آن ها را درگير كرده، و ما شاهد هستيم در: خيابان ها در مترو و حتي در ميهماني ها، كوچكترين فرصت را از دست نمي دهند! در خانه بيشترين وقت را براي آن مي گذارند، و در مدرسه هم تبادل اطلاعات  و تجربه مي كنند.

رها كردن آن ها، يا حتي كنترل از راه دور، براي آن ها كافي نيست. زيرا نهايتا از آن ها، لشكرياني براي داعش و القاعده مي سازد. كه فقط به فكر تيراندازي و: بالابردن تيراژ كشته باشند. گرايش جوانان به اسلحه و: كشت و كشتار را در همين: گيم روم ها به آنان القا مي كنند.و هركدام روز شماري مي كنند كه: آخرين سلاح هاي كشتار جمعي، به دستشان بيافتد و مانند برگ خزان، مردم را روي زمين بريزند.

براي آن ها، گناه مردم فقط اين است كه در بازي، در مقابل هستند و همين كافي است! كه آن ها را بكشند.و از ميان بردازند.  صحنه را پيروزمندانه ترك كنند، و به ميدان جديدي بروند و: همين كار را تكرار كنند تا: امتياز بالاتري بگيرند. آن ها هيچ احساسي راجع به مقتولين خود ندارند، و اصلا فكر نمي كنند شايد: اين ها بيگناه باشند! زن و كودك باشند، تحت حمايت صليب سرخ باشند، يا حتي پير و از كار افتاده، يا بيمار باشند.

بنابر اين بازي ها بايد جايي متوقف شوند، وجوانان ما يك لحظه از كشتن در: فضاي مجازي دست بردارند، و براي چند ثانيه فكر كنند.آيا چند امتياز ذهني، آنقدر اهميت دارد كه: همه چيز را فراموش كنند، و فقط به فكر كشتن باشند؟ آن ها بايد بدانند كه وقتي، از اتاق گيم بيرون مي آيند، يك سرباز تمام عيار القاعده هستند! كه نيازي به مواد مخدر يا: روانگردان هم ندارند، به همين شكل ميتوانند به: فضاي واقعي هدايت شده و" كشتار را ادامه دهند!

اين بازي فقط با فرهنگ عاشورايي، به پايان مي رسد. فرهنگي كه مي خواهد جلوي كشتار را بگيرد، و شكست براي آن ها: مقصد است نه پيروزي! امام حسين ع هم مي توانست، مثل هيروي گيم ها، يك تنه آن صد و ده هزار را بكشد، اما اين كار را نكرد و فرمود: خدا مي خواهد مرا كشته ببيند. زندگي حضرت ابولفضل، نمونه بارزتر اين داستان است: امام حسين به ايشان اجازه جنگيدن نداد،  به ايشان گفت برو فقط آب بياور.

يعني تمام رشادت هاي و: قهرماني هاي او را ناديده گرفت، تا خون كمتري ريخته شود. والا همه ميدانند اگر ايشان، اجازه جنگ داشت به راحتي، يك سپاه را حريف بود. در ماجراي مسلم ابن عقيل، ما مي بينيم شاگردان حضرت نيز، به پيروزي با هر قيمت نمي انديشند. اين پسر عمو ميتوانست با يك ضربت، سركرده تمام قاتلان را در منزل دوستش، از بين ببرد اما اين كار را نكرد، و فرمود مهمان كشي، رسم ما نيست.

بنابر اين بايد سرنوشت بازي ها را، از سر، نوشت و به كودكان و جوانان ياد داد كه: شكست هم مي تواند پيروزي باشد! و لازم نيست همه جا با غول مبارزه كنند! تا شاهزاده خانمي را نجات دهند. بلكه نجات همه انسان ها بايد مد نظر باشد. براي همين است كه پيامبر فرمود: امام حسين ع كشتي نجات است و: هركس در اين كشتي نشست، نجات پيدا مي كند و الا، غرق خواهد شد.

زندگي ها هم مثل بازي ها هستند، اگر در بازي ها، كشتن را ياد بگيريم، در زندگي نجات دادن را ياد نمي گيريم! و اگر مي خواهيم رحمت براي جهان باشيم، بايد كمك به مردم را، سرلوحه كار هاي خود قرار دهيم. نه اينكه براي  كشتن آن ها مسابقه بدهيم. خداوند پيامبر اسلام خود را، رحمت براي عالميان ناميد. زيرا مي خواست كه: بشر در صلح و صفا باشد، تا باقي بماند.

 در جايي كه فرهنگ مستكبران، از بين بردن بشر است! آن ها فقط در گذشته نبودند، بلكه در همين دوران ما، كساني بودند و هستند كه: طراحي هايي كرده بودند تا: بمب هايي بسازند كه: فقط انسان را از بين ببرد! و به تاسيسات و : دارايي هاي آن ها صدمه نزند.  

Pourquoi les joueurs, pour l'Achoura, font-ils? 

Grand jeu pour enfants dans le monde, qui est représenté dans le monde virtuel, en fait, il est le monde réel! Il est probablement plus d'un tiers concernés de leur vie, et l'on assiste dans les rues, dans le métro et même dans les fêtes, ne manquez pas la moindre occasion! Le temps de laisser à la maison, à l'école et de partager des informations et de l'expérience. 

Abandonner, ou même à distance, il ne suffit pas. Enfin, en raison de leur armée et Al-Qaïda fait pour Dash. Le tournage et il suffit de penser: augmenter la circulation d'être tué. Major jeunes et les armes, tuant le même: aller à leurs jeux qu'ils inspirent. Et que chaque jour des dernières armes de destruction massive, les feuilles tombent comme ils tombent, faite sur les gens. 

Pour eux, le seul péché est de jouer contre, et qui est assez bon! Ils tuent. Et éliminer. Succès quitter la scène et aller à un nouveau domaine, pour le rendre à nouveau: obtenir un score plus élevé. Ils ont pas le sens de leurs victimes, et ne pensent pas à ce sujet, ce sont des innocents! Les femmes et les enfants, sous les auspices de la Croix-Rouge, ou encore les personnes âgées et handicapées, ou malades. 

Jusqu'à présent, ce jeu doit être arrêté, un moment de tuer nos jeunes dans le cyberespace arrêter et à réfléchir pendant quelques secondes. Avez-vous l'esprit quelques points, il est donc important qu'ils oublient tout, et la seule pensée de se tuer? Ils ont besoin de savoir que lorsque les jeux sortent chambres, un soldat plein-Qaïda! Le besoin de médicaments ou psychédélique: non, ce chiffre peut: Visites et espace réel "pour continuer le massacre! 

Le jeu est tout simplement la culture de l'Achoura extrémités. Cela permettra d'éviter la destruction de sa culture, et de son échec: la cible est de ne pas gagner! Imam Hussain AS aimerait aussi jeux héros, il est un tronc cent et dix mille à mort, mais ne l'a pas, et dit, Dieu veut me voir mort. Hazrat vie Abolfazl, cet exemple important est l'histoire de l'Imam Hussein ne leur permettait pas de se battre, ils ont dit, Allez à juste apporter de l'eau. 

Cela signifie que tout le courage, l'héroïsme et l'ignora, moins de sang versé. Sinon, tout ce qu'ils savent, si vous laissez simplement la guerre, était une armée adverse. L'histoire de musulman Ibn Aqil, nous voyons les disciples de Jésus, pour gagner à tout prix n'a pas de sens. La cousine pourrait frapper avec un chef de file dans tous les assassins de la maison de son ami, mais il n'a pas détruire, tuer et l'invité a dit, il est pas dans nos habitudes. 

Ainsi, le sort de la partie, la tête, a écrit et enseigné aux enfants et aux jeunes: l'échec peut être victorieux! Et ne pas avoir un combat géant partout! Pour sauver la princesse. Mais sauver tous les êtres humains doivent être considérés. Voilà pourquoi le Prophète a dit à l'Imam Hussain AS et sauver le navire. Tout le monde dans la séance de lutte sera sauvé, sinon, il va couler. 

La vie, comme les jeux, si vous les jouez, tuez-les apprendre, pas apprendre à sauver une vie! Et si nous voulons la paix pour le monde et nous devons aider les gens, une priorité de notre travail. La concurrence plutôt que de les tuer aussi. Dieu, son prophète, miséricorde pour l'univers appelé. Parce qu'il voulait que la paix est humain, persister. Lorsque la culture fière, la destruction de l'humanité! Ils étaient tout simplement pas dans le passé, mais en même temps, nous sommes ceux qui ont été conçus pour: construire des bombes qui tuent humain! Et installations: actifs, pas leur nuire.