X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۰۲ نظر(0)

ايران اسلامي، در همه عرصه هاي تمدني وارد شده، و توانسته است تمام تجربيات لازم را كسب كند. و در عمل توانايي ارائه بهتر از: شرايط و امكانات موجود را داشته است. اين امر به دليل آن است كه: پايه گذار همه آن ها خودش بوده است. البته مدت ها بود كه: دانشمندان غربي از اعتراف به : هوش ايراني امتناع مي كردند.

آن ها با سرقت متون علمي ايران، گنجينه هاي فراواني براي خود ساخته بودند! و هربار با ترجمه يكي از اين آثار، و تغيير رسم الخط، آن را به نام خود منتشر مي كردند! و غرب زدگان ايراني هم با: ذوق و شوق تمام اين ترجمه ها را، به زبان اصلي يعني فارسي برمي گرداندند! و به نهضت ترجمه خود افتخار مي كردند، و مي گفتند به ايران خدمت مي كنند.

در حاليكه كار آن ها خيانت بود! زيرا كه ميدانستند اين علوم همان علوم: دانشمندان ايراني است ولي، آن را انكار مي كردند. و در اين دزدي علمي ، شريك دزد و رفيق قافله بودند. نمونه آن نظريه نسبي انيشتين بود. كه سالها به ايران سركوفت مي زدند و: انيشتين را مخ دنيا معرفي مي كردند. ولي او در نامه خود به آيه الله بروجردي، مي نويسد كه آن را از معراج پيامبر اسلام  گرفته است.

شما مي بينيد كه ايران، در انرژي هسته اي، در تحريم كامل و با مبارزه سرسختانه آمريكا و اروپا، توانست به جايي برسد كه: آمريكاي ابر قدرت از آن وحشت دارد! ترس اروپا و اسرائيل از: پيشرفت هاي علمي ايران، از وحشت گذشته و به يك كابوس تبديل شده است.

در علوم پزشكي اين بار، صهيونيست ها قدم پيش گذاشتند و: با خريد تمام آثار قديمي ايران، آن ها را ترجمه و بنام خودشان منتشر كردند . شما ببينيد كه كتب پايه پزشكي كه، همه مولفان آن صهيونيست ها هستند، چه فرقي با كتاب قانون يا طب الرضا و: يا كتب قديمي ديگر ايراني دارد!

البته يك فرق دارد! و آن اينكه در تجويز دارو ها، فقط يك درصد از تجويز هاي گياهي: مورد نظر ابن سينا را منظور كرده! و 99درصد آن را پارافين و امثال آن جايگزين نموده اند، تا مثلا دارو هاي آن ها تجاري يا آزمايشگاهي شود! و نام داروي گياهي به خود نگيرد! هاريسون حتي در تشخيص بيماري ها، كاملا نظرات ابن سينا را نقل كرده، بدون اينكه نامي از آن ببرد.

اگر قانون كپي رايت راست باشد، بايد حق ابن سينا را از حلقوم اين ها بيرون بكشد! ولي هيچگاه كپي رايت نخواسته كه: اين كار را بكند و مانند يك بيمار غشي، هميشه به طرف غرب غش كرده است!

البته در علم رايانه، آن ها كمي مرموز تر عمل مي كنند! تئوري كامپيوتر از همان فرش دستباف ايراني، منشا گرفته و گره هاي فرش را، آن ها پيكسل مي گويند! تئوري محاسبات آن هم، از چرتكه ايده دارد ولي، فقط با ذكر يك صلوات از آن عبور مي كنند!

در بازي هاي رايانه اي، از اين بالاتر است تمام هيرو ها و: قهرمانان آن ها از اساطير ايراني است؛ لباس و شمشير آن ها، حتي پلان نقش هاي آن و: سناريو وقصه همه ايراني است. اصلا اگر ايراني نباشد جاذبه اي ندارد. فقط زرنگي آن ها اين است كه: آن را غسل تعميد مي دهند و: يك نام خارجي بر آن مي گذارند.

نمي توان نقش فراري هاي و: ضد انقلاب را در آن ناديده گرفت. اين ها هستند كه راه فرار از: پرداخت حقوق ايراني را ياد مي دهند! شخصيت هاي اصلي، تمام موتور هاي جستجوگر ايراني هستند! كوهن سال ها در ايران بوده است و مقالاتي را جايزه گرفته.و يا ديگران كه ميكروسافت را ساختند؛ ولي به نام ديگري به ثبت رسيد
Faux droit d'auteur 
Iran islamique, entré dans les domaines de la civilisation, et a toute l'expérience nécessaire pour gagner. Dans la pratique, la capacité de fournir de meilleures conditions et les installations sont disponibles. Ceci est dû au fait que tous les fondateurs de leur propre. Il y avait longtemps que les scientifiques occidentaux ont admis, ils ont refusé de renseignement iraniens. 
Le vol de la littérature scientifique, de nombreux trésors ont été fait pour elle! Et chaque fois que le traducteur des œuvres, et changer la police, qui a été publié à son nom! Iran et l'Occident sont affectées par: le talent et la passion pour toutes ces traductions, la langue d'origine à savoir Farsi tourné! Et ils étaient fiers de leur mouvement de translation, et ils servent à l'Iran. 
Alors que le travail a été infidèle! Parce qu'ils savent la science de la science: les scientifiques, cependant, nié. Le partenaire et ami scientifique et le vol de la voleur étaient derrière. Un exemple de la théorie d'Einstein. Nous sommes allés à réprimander l'Iran depuis des années, Einstein introduit dans le monde au cerveau. Mais dans une lettre à l'ayatollah Boroujerdi, en disant qu'il était le prophète Muhammad. 
Vous pouvez voir que l'énergie nucléaire de l'Iran, l'interdiction complète et une lutte acharnée, les États-Unis et en Europe, pourrait venir des États-Unis superpuissance il est horreur! Europe et Israël craignent que les percées scientifiques du passé et la peur a tourné au cauchemar. 
Dans la science médicale cette fois, les sionistes et l'étape de l'avant avec l'achat de tous les anciens ouvrages de, les traduire et leur nom soit publié. Vous voyez les livres médicaux de base, tous les sionistes sont l'auteur, comment le livre de la loi ou de la médecine, et Reza, livres anciens iraniens et d'autres! 
Bien sûr, il ya une différence! Et le fait que l'administration de médicaments, l'administration de seulement un pour cent de la plante: Ibn Sina considéré avoir! Et 99 pour cent ont remplacé la paraffine et les médicaments par exemple, comme, à, commerciales ou expérimentales, il est! Et pas la drogue elle-même! Harrison même diagnostiquer les maladies, les commentaires d'Ibn Sina sont indiqués sans mention de l'ascenseur. 
Si le droit d'auteur est juste, Ibn Sina du larynx à la droite de l'attraction! Mais le droit d'auteur ne veut pas que, le faire comme un épileptique, l'Occident a toujours évanouie! 
Cours en informatique, ils sont un peu plus mystérieux! La théorie de l'informatique des tapis faits main iraniens, tapis origine au niveau des nœuds, qui sont appelés pixels! Les calculs théoriques de l'époque, l'idée de boulier, mais, pour ne citer que descendant du col! 
Dans les jeux d'ordinateur, tous les héros ci-dessus et: Les Héros de la mythologie iranienne, des costumes et des épées qui, même planifier ses rôles, le scénario et l'histoire sont tous les Iraniens. Si l'Iran ne dispose pas de tous les sites touristiques. Il est seul sage qu'ils sont baptisés et un nom externe sur elle ainsi. 
Nous ne pouvons pas échapper le rôle de l'anti-révolutionnaire ignoré. Ils sont un moyen d'échapper à la masse salariale enseigner iranien! Les personnages principaux, tous les moteurs de recherche sont iranien! Cohen a été depuis de nombreuses années et a obtenu des papiers. Microsoft et d'autres ont fait, mais il a été enregistré sous un nom différent. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۱ نظر(0)

انتخابات جديد در راه است. نمايندگان بايد اقدام به ارائه: طرح دو فوريتي اصلاح فانون انتخابات، يا ماده واحده اي براي: الحاق به آن نمايند.

اين ماده واحده بايد، عضويت افراد در  فتنه 1388را، از عوامل مردود شدن كانديدا ها، اعلام نمايد. چون آن ها كه از در، نتوانستند وارد شوند، اكنون در صدد هستند تا: از پنجره وارد شوند

تحركات وسيعي صورت گرفته، تا اصحاب فتنه كه در مجلس راي نياوردند، بعنوان مسئول يا پشتيبان ستادهاي: انتخاباتي غير مجاز گردند. كه در آينده با ورود به مجلس، بتوانند در تغيير آرا آنان، موثر باشند.

البته به علت ميرايي جريان فتنه، چنين امري اتفاق نخواهد افتاد، ولي توهم اهالي فتنه ممكن است: هزينه هايي را بركشور تحميل نمايند.

اين توهم در چند زمينه است: يكي اينكه بجاي گوش دادن به: اخبار و تخليل هاي رسانه ملي، به دنبال رسانه هاي خارجي هستند، و منابع خبري خود را، از دشمنان ملت ايران مي گيرند. راديو بي بي سي وابسته به: سازمان اطلاعاتي انگليس ، هرچه بگويد براي آن ها اتمام حجت است! و حتي ديدني  هاي خود را هم باور نمي كنند!

مثلا حضور ميليوني مردم در 9دي،  براي آن ها ارزشي ندارد.  ولي 10نفر لخت و عور، جلوي سفارت ايران در انگليس يا فرانسه، براي آن ها افكار عمومي است! و بايد به اعتراض آنان توجه شود.

توهم دوم آن ها در مورد: پيشرفت ايران است. ايران چه از نظر علمي پيشرفت كند، و چه در بالاترين مقام ها قرار بگيرد، هنوز همان كشور توسعه نيافته است ، كه بايد از الگوهاي صد سال پيش اروپا، پيروي كند تا به قافله تمدن برسد.  اما اگر اروپا و آمريكا، در فساد و بيكاري و ركود هم غرق باشد! هيچگاه چنين چيزي را نمي پذيرند، و اصلا  اين اخبار را نمي شنوند! و قابل شنيدن هم نمي دانند.

توهم بعدي آن ها در مورد جنگ، يا دفاع مقدس است. اولا كه ايران را، مقصر هر جنگي در جهان ميدانند! و با اينكه آمريكا، علني دخالت مي كند ولي، ايران را مداخله گر مي دانند. و با اينكه سربازان اروپايي هستند كه: در اطراف ايران حضور دارند، ولي كشته شدن آن ها را، به تحريك ايران مي دانند.

همانطور كه شعار هم مي دانند، تما بدبختي ايران را براي: حمايت از فلسطين مي دانند. و معتقدند ايران، مردم خود را گرسنه نگهداشته! تا براي فلسطن و لبنان كمك بفرستند.

در مورد تاريخ ايران هم، تفكر خاص خود را دارند. سيد جمال الدين اسدابادي را فراماسون مي دانند، در حاليكه فراماسون هاي اصلي را ستايش مي كنند! مصذق و ملي گرايي براي آن ها، قهرمانان بلا منازع هستند ولي،  شيخ فضل الله نوري ها و آيه الله كاشاني ها را، انگليسي مي دانند در حاليكه انگليسي هاي اصلي  و: واقعي را مي پرستند!

در مورد خط امام و روحانيت هم، تا جايي كه به مقام آن ها ضربه نزند، حمايت مي كنند ولي، در عمل اعتقادي به اين حرف ها ندارند. ولايت فقيه را استبداد و ديكتاتوري مي دانند! ولي يكسو نگري غرب يا شرق، براي آن ها احترام آميز است! يعني اگر در ارتش آمريكا، كسي جرات مخالفت ندارد، عيبي ندارد! ولي در ايران در مورد همين موضوع ،مي گويند زور گويي كادر ها به سربازان است!

كشتار و اعدام در غرب، اگر انجام شود عيبي ندارد! بالاخره يك دانش آموزي، ممكن است تيراندازي بكند! به كسي مربوط نيست. ولي اگر در ايران قاچاقچي را هم اعدام كنند، با افاده روشنفكري مي گويند: ما با هر گونه اعدامي مخالف هستيم! اين وحشيگري است.

اگر در چين يا اروپا مسئول فاسدي را كنار بگذارند، اين ها خوشحال مي شوند ، ولي در ايران اگر ، اينطور شود مي گويند: امنيت سرمايه به خطر مي افتد! 

Plan d'urgence pour le Parlement 

De nouvelles élections sont sur le chemin. Les parlementaires devraient prendre des mesures pour fournir un plan de correction Fanon urgence électorale, ou pour un seul article, se joindre à eux. 

Cela devrait être un seul article, l'adhésion intrigue en 1388, l'échec des candidats et annoncer. En effet, ils ne pouvaient pas entrer, ils cherchent maintenant en place: la fenêtre du journal 

Actions prises à l'échelle d'intriguer les gens qui ne votent à l'Assemblée, ou de soutenir une charge de siège: les élections sont illégales. En entrant parlement dans l'avenir, ils pourraient changer d'avis, pour être efficace. 

L'amortissement dû à l'intrigue, il ne se produira pas, mais il pourrait intriguer les gens l'illusion qui imposent des coûts sur le pays. 

L'illusion dans plusieurs domaines clés: l'une est que, au lieu d'écouter les nouvelles et l'analyste des médias nationaux, à la recherche de médias étrangers, et leurs sources, sont les ennemis de la nation iranienne. BBC Radio affiliation: agence de renseignement britannique, l'ultimatum est à leur dire! Ils ne croient pas et même la voir! 

Par exemple, un million de personnes le 9 Janvier, pour lesquels aucune valeur. Mais le 10 nu nu devant l'ambassade iranienne en anglais ou en français, car il est public! Et doivent être considérés dans leur protestation. 

La seconde illusion sur les progrès de l'Iran. Tant en termes de progrès scientifique, et sont placés au plus haut niveau, le pays n'a pas encore développé, ce qui devrait être le modèle de l'Europe il ya cent ans, a suivi le convoi pour rejoindre la civilisation. Mais si l'Europe et les Etats-Unis sont embourbés dans la corruption et le chômage et le temps de récession! Ne pas accepter une telle chose, et ne pas entendre les nouvelles! Et audible ne sais pas. 

Dimensionnelles illusions sur la guerre, ou la guerre. Premièrement, l'Iran serait blâmer l'avion de chasse dans le monde sache! Et que le public américain est impliqué, cependant, l'Iran envisage d'intervenir. Et que les troupes européennes qui sont présentes dans le pays, mais les tuer, la stimulation de l'Iran. 

Comme vous le savez slogan, toute la misère de l'Iran de soutenir les Palestiniens. Et celle de l'Iran, ses personnes privées! Pour envoyer de l'aide à la Palestine et au Liban. 

Dans le cas de l'Iran, leur propre pensée. Sayyid Jamal al-Assad à savoir les francs-maçons, maçons, tandis que son principal louange! Mossadegh et le nationalisme pour eux, mais les champions ennemis Bella, Cheikh Fazlullah Nuri et l'ayatollah Kashani en anglais, mais l'anglais est considéré comme le vrai culte d'origine et,! 

Dans la ligne de l'Imam et le clergé ensemble, de sorte que la balle a touché son soutien officiel, mais dans la pratique ils ne croient pas en ces termes. La tyrannie et de la dictature cléricale savoir! L'unilatéralité de l'Ouest ou de l'Est, car ils sont respectueux! Cela signifie que si l'armée américaine, qui ne osent opposer, il est OK! Mais dans le cas de ce sujet, est appelée zone de contrainte pour les troupes! 

Destruction et la mort en Occident, si elle est pas mal! Enfin, un étudiant, l'étudiant peut faire! Pour quelqu'un ne sont pas liées. Mais si les contrebandiers sont exécutées en Iran, avec snobisme intellectuel dire que nous sommes opposés à de telles exécutions! Ceci est la sauvagerie. 

Si les fonctionnaires corrompus en Chine ou en Europe de côté, ces gens sont heureux, mais si l'Iran, comme ils disent: la sécurité de l'investissement est en danger! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۲۶ نظر(0)
نشان عمق نفرت از فتنه!
160 راي مخالف به وزير پيشنهادي، نشان از نفرت عميق مجلس و مردم، از فتنه و فتنه گران است. زيرا بر خلاف تفكر جاري در: معرفي ايشان به عنوان وزير علوم،اين امر اتفاق افتاد. تصور بر اين بود كه مجلس، زير فشار تبليغات ناچار تسليم خواهد شد. اما با رو شدن يكي دو مدرك توسط مخالفان، ناگهان همه چيز برعكس شد و: رئيس جمهور هم فهميد كه كه: راي مثبتي در كار نيست .
البته مفهوم فتنه براي: برخي روشن نيست! زيرا خودشان فتنه جو و فتنه گر هستند. مانند ماهي: كه نمي داند مفهوم آب چيست! و با وجود غرق بودن در اب، هرلحظه آب، آب مي گويد!اما كساني كه خارج از آب هستند، ميدانند مفهوم آب چيست . مردم ما هم برخلاف اين عده، مفهوم فتنه را خيلي خوب ميدانند. مردم ما فتنه را عملي مي دانند كه: چتر را از روي سر شان دزديد، و بر سر ضد انقلاب انداخت!
شعار فتنه گر هم، از درون مردم بر خواست، ولي به نفع ضد انقلاب تمام شد. و فتنه گر كسي بود كه : از اين تغيير موضع، نه تنها ناراحت نشد، بلكه ان را طوري حمايت كرد كه: گويا از ابتدا ، اين قصد را داشته است.
فتنه گر يا فتنه ،الان دقيقا مساوي شده با روشنفكر ديني غرب باور و: آمريكا محور و انگليس دوست!يعني مسير تكاملي غرب زدگي، كه از زمان تقي زاده ها در مشروطه، شروع شد و به اعدام شيخ فضل الله نوري انجاميد، امروز به مجموع تحصيلكرده هاي: انگليس و آمريكا و دوستداران تحصيل در: اين دو كشور رسيده است.
اين طيف وسيع ممكن است، انسان هاي عاقل و مفيد و باهوش باشند! ولي مفهوم فتنه را درك نمي كنند. زيرا نان و نمك با آمريكا و اسرائيل و انگليس خورده اند، و نمي توانند به نان و نمك خيانت كنند. نه اينكه نمي توانند، اصلا باور نمي كنند كه: اين ها نمك به حرام هستند!
لذا مي بينيم كه نمايندگان مجلس، اصرار مي كنند كه اينها بايد توبه كنند! ولي آن ها مانده اند از چه توبه كنند؟ مگر كار بدي كرده اند كه توبه كنند؟
يكي از نمايندگان مجلس گفت : اينها مي گويند ما حر هستيم! دروغ مي گويند! حر صبح امام حسين ع را تهديد به قتل كرد، ولي ظهر پشت سر او نماز خواند. اين اقايان بعد از چند سال، هنوز هم حاضر نيستند: پشت رهبري نماز بخوانند!
درك اين موضوع از: جهت ديگر نيز سخت است، و آن اينكه فتنه گران خود را نيروي بالنده ميدانند! در حاليكه بر عكس است. يعني آن ها فكر مي كنند، هرچه بگذرد، مردم بقول آن ها بيدار تر مي شوند! و ترس شان مي ريزد و: به فتنه بيشتر گرايش پيدا مي كنند. در حاليكه مي بينيم هرچه از سال 88 بيشتر گذشته، اعلام برادت حود فتنه گران بيشتر شده ! حتي كساني كه امضا كردند، مي گويند ما امضا نكرديم.
انها مي گويند تهران از چه مي ترسد؟ مردم ايران از چه مي ترسند؟ كه از نخست وزير امام ره دفاع نمي كنند! ولي نمي دانند كه دچار توهم هستند. و اصلا ترسي در كار نيست. بلكه بيداري به سمت: معكوس آن ها حركت مي كند. يعني هرچه مردم بيدار تر مي شوند، به جنايت ها و دروغ هاي آن ها، بيشتر پي مي برند.
از همان سعيد حجاريان كه: خود قبلا از عناصر تندرو بوده، و حالا مي خواهد با تسامح، آن جنايت ها را بپوشاند. تا كسي كه به علت جنايت هايش: در آن دوران، قادر به خروج  از كشور نيست، و ديگر فتنه گران همه يا: افراط كردند يا تفريط. آن موقع داغ بودند! و به حرف رهبري گوش نمي دادند( و كاسه از آش داغتر عمل مي كردند) ، الان هم سرد هستند و: به حرف رهبري گوش نمي دهند! و مانند خوارج، گناه را گردن حضرت علي مي اندازند.
Afficher haine profonde de l'intrigue! 
160 votes contre la proposition de la ministre, le Parlement et le peuple de la haine profonde de la sédition et séditieux cher. Car, contrairement à la pensée actuelle, le présentant comme le ministre de la Science, ce qui est arrivé. On pense que la Chambre, sous la pression de la publicité sera forcé de se rendre. Mais le visage du document par l'opposition, soudain, tout a été inversé et le président comprendre aussi qu'il n'y a pas de vote. 
Bien sûr, la tentation pour certains est clair! Parce qu'ils sont belliqueux et provocateur. Comme des poissons: Ce qu'il ne sait pas le sens de l'eau! Et en dépit d'être immergé dans l'eau, l'eau de moment, dit-il, mais ceux-ci sont hors de l'eau, l'eau est considérée. Certaines personnes sont opposés à ce concept très bien comprendre la tentation. Nous savons que la tentation d'agir qui a volé le parapluie au-dessus de leur tête, et le jeta sur la contre-révolution! 
Le slogan provocateur du peuple voulait, mais il était en faveur de la lutte contre-révolutionnaire. Et séditieux que ce changement de position était non seulement mal à l'aise, mais il est protégé de sorte qu'il semble dès le départ, ce qui a été en cours. 
Ou conspiration séditieuse, je crois exactement la même avec les intellectuels religieux et de l'Ouest: les amis des États-Unis et du Royaume-Uni rejet Ie Ouest chemin de l'évolution, depuis la Taghizadeh constitutionnel, commence et se termine avec la mort de Cheikh Fazlullah Nuri, aujourd'hui! total des études en Grande-Bretagne et en Amérique et les amateurs de l'éducation dans le pays aujourd'hui. 
Cette gamme peut être, les gens sont sages et bon et intelligent! Mais ne comprennent pas le concept de la sédition. Aux États-Unis, Israël et la Grande-Bretagne ont mangé du pain et du sel, et ne peuvent pas trahir le pain et le sel. Non pas qu'ils ne peuvent pas, je ne crois pas que ces sels sont interdits! 
Ainsi, nous voyons que les députés, insistant sur le fait qu'ils doivent se repentir! Mais ils restent ce qu'ils se repentent? A moins qu'ils ne se repentent de leur mal? 
Un membre du Parlement a déclaré qu'ils disent que nous sommes hurr! Mentir! Hor matin a menacé de tuer l'Imam Hussain AS, mais je suis en train de prier derrière lui. Ces messieurs, après de nombreuses années, font toujours pas: un chef de culte! 
Compréhension de l'autre disque, et prospère vigueur à reconnaître l'émeute cher! Bien que la photo. Ils pensent que tout passe, plus les mots qu'ils sont éveillés! Et leur peur et chutes: plus enclins à les intriguer. Comme on le voit de plus en plus des 88 dernières années, le Reichstag intrigue Bradt plus cher! Même les gens qui ont signé, nous avons signé n'a pas dit. 
Ils disent Téhéran a peur de quoi? Quelles sont les personnes peur? Premier ministre de l'imam Khomeiny qui ne peuvent pas défendre! Mais ils savent qu'ils sont hallucinants. Et on n'a pas peur du tout. Au lieu d'éveil à la: déplacer en sens inverse il. Cela signifie que plus les gens se réveillent à leurs crimes et de mensonges, réalisant plus élevé. 
Du S Hajjarian: éléments extrémistes ont déjà été, et veut maintenant de mentir, de dissimuler le crime. Pour quelqu'un à cause de leurs crimes, à l'époque, pas en mesure de quitter le pays, et tous les autres sédition cher ou, ou en allant dans les extrêmes. Quand il faisait chaud! Le leadership ne les écoute pas (et un bol de soupe chaude est servie), et sont maintenant trop cool de parler à la direction ne l'écoutez pas! Et comme les Kharijites, Ali péché lui jette le cou. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۲۵ نظر(0)

اكنون محرم ماه خون، ماه شهادت و ماه پيروزي خون بر شمشير، به يك چالش جهاني مبدل شده است. دنيا به سويي مي رود كه در آن، مردم بايد يا: حسيني شوند و يا زينبي، و گرنه يزيدي هستند!

شايد روزي كه دكتر علي شريعتي، در يك حسينيه در تهران، چنين حرفي را زد، گمان نمي كرد روزي اين گفتمان، بين المللي و جهاني شود. البته ما به هوش جهاني و: تيز بيني او اعتقاد داريم و: مي دانيم كه او چنين روزي را پيش بيني مي كرد، و اصلا همه حرف هايش براي امروز است!

اصلا دين اسلام و شيعه همين است. امام حسين ع مرد ديروز يا؟« 1400سال پيش نيست" انسان امروزي است كه" در مقابل القاعده و داعش و" وهابيت ايستاده است! يزيد زمان هر روز خود را، به شكلي نشان مي دهد ولي، شيعه او را مي شناسد !

همين امروز اعلام شد كه" روز نهم آبان سال جاري، روز جهاني حضرت علي اصغر، و روز همايش جهاني شير خوارگان حسيني است. و در 2500نقطه ايران، و جهارصد نقطه جهان، اين مراسم برگزار خواهد شد.

حضرت علي اصغر، كوچكترين سرباز امام حسين ع در: صحراي كربلا بود. آن جا كه جمع زيادي از لشكريان: تا دندان مسلح و شكم سير، ايستاده بودند تا: فردي را باخانواده و كودكانش، سر ببرند و مانند داعش با شمشير، گردن او را بزنند.

امام حسين بر بالاي اسب رفت و: با صداي بلند گفت: من نوه پيامبر شمايم، آيا مرا نمي شناسيد؟ آيا كسي هست مرا ياري كند؟ همه شنيدند ولي خود را، به نشنيدن زدند اما، يك كودك خود را از دست مادر رها نمود، و اعلام آمادگي كرد. او كسي جز علي اصغر نبود، فرزند شير خواره و: طفل شش ماهه كه، تشنگي برايش رمقي نگذاشته بود.

   امام حسين دلش به حال او سوخت، با قنداقه او را در دست گرفت، و جسم كوچكش را بر: بالاي اسب برد و ادامه داد: اي مردم اگر بامن دشمن هستيد، با اين طفل چرا مقابله مي كنيد؟ او تشنه است/  اگر فكر مي كنيد بهانه كرده ام، بياييد از من بگيريد و: خودتان سيرابش كنيد

تاكتيك علي اصغري گرفت، و همهمه در ميان دشمن افتاد، و برخي خواستند جلو بيايند! كه فرمانده  احساس خطر كرد، فوري به تك تيرانداز خود بنام حرمله گفت: مگر سفيدي گلوي كودك را نمي بيني ؟ و تك تيرانداز براي دريافت مدال، تير سه شعبه انداخت و: گلوي كودك را چاك چاك كرد.و تشنگي او را با: خون گلويش سيراب نمود.

   بلي اين كودك يكي از: قهرمانان كربلا است، كه اكنون در حرم امام حسين ع،  در مقابل سينه ايشان دفن شده. و به همين خاطر حرم امام حسين ع، شش گوشه است. چون دو گوشه آن، كودك دلبندي  آرام خوابيده است، تا تاريخ نخوابد.

  مسئول برگزاري مراسم مي گويد: اگر بودجه داشتيم براي همه كودكان شش ماهه دنيا، لباس مي فرستاديم ! سبز و سفيد و سرخ كه، رنگ پرچم ايران است، در اين لباس كودكانه، خودنمايي مي كند. قنداقه آن ها سفيد است چرا كه، پاكيزه از هر نجاستي هستند .شال آن ها سبز است چرا كه: دل در گرو هيچكسي جز خدا ندارند، و سربند آن ها قرمز است، زيرا سرشان را در راه خدا مي دهند .

حالا به قول ادوارد براون، انسان اگر مسلمان و شيعه هم نباشد، نمي تواند در مقابل اين مردان پاك، كه در مقابل ستم ايستادند چيزي بگويد.

اصلا اگر ما امام حسين را نداشتيم، چه مي خواستيم بگوييم؟ امام حسين ع يك واقعيت است.  واقعيتي كه دنيا به آن ، هنوز نپرداخته است! آن چه نويسندگان و رمان نويسان دنيا، به آن پرداخته اند، داستان و افسانه و تخيلات است، كه مي خواستند آن را باور پذير كنند، ولي زندگي امام حسين واقعيت است.

او واقعا مرد شجاعي بود كه: در مقابل ظلم و فساد ايستادگي كرد. و از فدا شدن ياران  و فرزندانش، ترديد به خود راه نداد.چيزي كه اگر مردم امروز فرا گيرند، ديگر هيچ ظالم و شيطان، نمي توانند آن ها را اسير خود كنند. 

Secret World Challenge 

La Lune de sang de Muharram, le mois de témoignage et des mois de sang sur l'épée de la victoire, est devenue un enjeu mondial. Le monde va dans la direction dans laquelle les personnes doivent être: Zeinab Husseini, ou autrement Yazid sont! 

Peut-être un jour, Dr. Ali Shariati, un site religieux à Téhéran, les mots ne pense pas que le jour du débat, l'internationalisation et de la mondialisation. Bien sûr, notre intelligence globale, nez pointu, et nous croyons, nous savons qu'il attend ce jour, et faire tout son parler pour aujourd'hui! 

Shia Islam est la religion du tout. Imam Hussain AS homme ou hier? "Il ya 1400 ans" l'homme d'aujourd'hui est "contre Al-Qaïda et Dash et« wahhabisme est debout! Yazeed temps chaque jour, de montrer la voie, chiite lui reconnaît! 

Aujourd'hui, il a été annoncé que «le neuvième jour de Novembre, Journée internationale de Hazrat Ali, le jour enfance Congrès mondial Hussain. Et en 2500 le pays, et quatre cents dans le monde, l'événement aura lieu. 

Ali, l'imam Hussein comme le plus jeune soldat dans le désert de Karbala. Comme une foule de soldats, armés jusqu'aux dents et le ventre bien sûr, se leva, chaque famille et les enfants, abattus et Dash comme avec des épées, jeter son cou. 

Imam Hussein est allé sur un cheval élevé et d'une voix forte dit: «Je suis le petit-fils du Prophète, vous ne me connaissez pas? Quelqu'un peut me aider? Mais tout le monde a écouté, à entendre, mais ils l'ont fait, un enfant a perdu sa mère avait quitté, et sa disponibilité. Il était quelqu'un d'autre que AA, Khvarh et alimentation de l'enfant: l'enfant est âgé de six mois, ne pas s'asseoir dans sa soif. 

    Imam Husain avait son carburant de cœur, avec crosse lui a pris, et son petit corps au-dessus du cheval et a continué avec l'ennemi si vous êtes avec moi, bébé Pourquoi vous contrer cela? Il a soif / Si vous pensez que vous avez une excuse, laissez-moi vérifier: nourrir les affamés, vous vous 

Tactiques de AA, et le bourdonnement de l'ennemi ont baissé, et certains voulaient venir avant! Le chef alarmé, il a immédiatement appelé son tireur d'élite Hrmlh a déclaré qu'il ne voyait pas la gorge blancs de nos enfants? Et les tireurs d'élite à recevoir la Médaille, poutres et lancent trois branches: la gorge de l'enfant a été coupé. Et sa soif du sang pour nourrir sa gorge. 

    Oui, l'enfant de l'un des héros de Karbala, maintenant dans le sanctuaire de l'Imam Hussain AS, l'enterra dans la poitrine. Et si le sanctuaire de l'Imam Hussain AS, l'hexagone. En raison de ses coins, ralentir enfant bien-aimé est endormi, il dort à jour. 

   Responsable de l'organisation de l'événement, a déclaré: Si nous avions le budget pour tous les enfants de six mois de vie, les vêtements envoyé! Vert, blanc et rouge, les couleurs du drapeau iranien dans les enfants se déguisent, montrer. Il dispose d'un bandage blanc, car ils sont propres de toute impureté .shal vert, il est parce que Dell ne dépend pas de personne, mais Dieu, et le bandana rouge, parce que leurs têtes sont dans le chemin d'Allah. 

Or, selon Browne, les musulmans chiites et les gens si il est pas, pas devant ces bons hommes, qui se sont levés contre l'injustice dire. 

Imam Hussein, même si nous avons fait, ce que nous voulions dire? Imam Hussain AS est un fait. Il est un fait que le monde n'a toujours pas versé! Ce que les écrivains et romanciers dans le monde, de le faire, histoire et mythe et de l'imagination, qui voulait le rendre crédible, mais il est vrai vie de l'Imam Hussein. 

Elle était vraiment courageux homme qui se tenait contre l'injustice et la corruption. Et le sacrifice d'amis et les enfants, n'a pas hésité à. Si les gens apprennent quelque chose aujourd'hui, pas cruel et le mal, il ne peut pas être capturé. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۲ نظر(0)

بسياري از غرب زدگان و شيفتگان غرب، تصور مي كنند ما از قافله علم عقب هستيم! و براي ما دلسوزي مي كنند. و مي گويند راه آن ها را برويم! راهي كه الان آن ها را، به اين بحران و گرفتاري ، بيكاري و بدهي هاي كلان رسانده، ولي ما اين را نمي خواهيم!

    براي ما تئوري پردازي و: حركت در مرز دانش، اهميت دارد به همين دليل در ايران، تئوري ارزش بيشتري دارد و: گرايش كلي به نظريه پردازي ها و: علوم محض بيشتر است. و آمار شركت كنند گان در علوم انساني، درصد بالايي را در: سطح كل جامعه تشكيل مي دهند.اين امر را نبايد غير طبيعي، ارزيابي كرد يا آن را، آسيب علمي دانست

    در بررسي اين ديدگاه، گاهي مثل  ديدگاه ما نسبت  به محيط زيست، ممكن است عمل كنيم  كه مي گويد: نبايد پيشرفت كنيم تا محيط زيست، دست نخورده باقي بماند. درست مثل اينكه بگوييم به توالت نرويد تا گرسنه و تشنه نشويد! اين برخورد جنايي با علم است . اما راه ديگر اين است كه پيشرفت كنيم، و اگر  در محيط زيست هم،  الودگي هم بوجود امد آن را پاكسازي كنيم.

يك راه اين است كه به شهروندان بگوييم: زباله توليد نكنند تا شهر نظافت داشته باشد! ولي راه اصلي آن است كه: مردم زندگي شان را بكنند و: زباله هم توليد كنند ولي، به موقع زباله ها جمع آوري و باز يافت شود.

لذا ما نبايد تئوري گرايي و: نظري پردازي را مسخره، يا كم اهميت بدانيم.  زيرا ايراني داراي هوش بالايي است، كه از حد متوسط جهاني بالاتر است. در حاليكه كار هاي حرفه اي و فني، هوش كمتري لازم دارد. مثلا هيچگاه نبايد از افراد با هوش بالا، براي رانندگي استفاده كرد! زيرا آنان تحمل شنيدن برخي: حرف هاي مسافران را ندارند، و زود درگير مي شوند. در حاليكه راننده بايد كمي ناشنوا باشد! و خيلي حرف ها را نشنود.

يا يكي از اصول فناوري، تكرار پذيري آن است. اصولا توليد تكرار است! در حاليكه ذهن خلاق، تكرار را دوست ندارد و: بدنبال راه هاي فرار از تكرار است. بنا بر اين فرق بين يك ايراني، با يك كره اي يا چيني، اين است كه آن ها اگر: كار مادي نكنند بايد بميرند! ولي در ايران اگر كسي كه كار معنوي هم بكند، مورد احترام است.

 زماني لنين گفت ديكتاتوري پرولتاريا بايد باشد. پرسيد ند پرولتاريا يعني چه؟ و پرولتر كيست؟ گفت پرولتر كسي است كه: زندگي او به دو بازويش بستگي دارد! و اگر يك روز كار نكند از گرسنگي مي ميرد! البته ايشان خودش پرولتر نبود. اما بجاي ضد پرولتر، خود را پيشتاز پرولتر ها مي ناميد . يعني چون كار يدي نمي كرد، پس زندگي اش به بازويش بستگي نداشت، و اينطور آدم ها در تئوري ديالكتيكي آنان، يعني ضد پرولتر! چون تضاد مبارزه دو چيز است. و راه سوم ندارد.  ولي او ضمن احترام به تضاد ديالكتيكي ! خود را از آن مستثني مي دانست.

    با ديدگاه غربي به علم نگاه كردن، اين ايراد ها را دارد. حتي در مورد فن آوري هم همينطور است.  ما خيلي از فن آوري ها را نمي خواهيم! و خيلي ها را هم حرام مي دانيم. بنابر اين عقب ماندن ما ريشه ارزشي دارد، نه ريشه علمي! مثلا ما نياز به فن آوري توليد: سلاح هسته اي نداريم، اين عقب ماندگي نيست، بلكه ارزش آفريني است.

 همينطور ما فناوري پيچيده : قاچاق اعضا بدن را، حرام مي دانيم. يا علوم آزمايشگاهي توليد: مواد مخدر و روانگردان را، نه تنها نيازي نداريم، بلكه  آموزش آن را هم حرام مي دانيم، چه رسد كه نيرو تربيت كنيم!  لذا مي بينيم در علم و فناوري: صلح آميز هسته اي، يك شبه ره صد ساله رفتيم، ولي براي توليد سلاح هاي شيميايي، ميكربي  يا ضد بشري، مانع جدي مذهبي داريم.

پس علم و تكنولوژي بر دو قسم است: حلال و حرام
La technologie des véhicules! 
De nombreuses victimes de l'Ouest et dévot de l'Ouest, nous supposons que la science derrière notre dos! Nous nous occupons de. Et ils disent que le chemin à parcourir! La façon dont il est maintenant, et son implication dans la crise, le chômage et des dettes énormes ont laissé, mais nous ne voulons pas que! 
     Nous théoriser et de déplacer les frontières de la connaissance, d'où l'importance de la théorie a une plus grande valeur: la tendance générale de la théorie et de la science une fois de plus. Les participants dans les sciences sociales et les statistiques, un grand pourcentage de la surface de la forme. Cette anomalie peut être évaluée ou dommages sciences 
     Dans l'évaluation de ces points de vue, de même que notre point de vue de l'environnement, peuvent agir que dit il ne faut pas passer à l'environnement reste intact. Je voudrais juste dire que les toilettes ne vont pas faim et soif! Le conflit judiciaire avec la science. L'autre façon est de faire des progrès, et si la contamination de l'environnement il n'y avait pas de le nettoyer. 
Une façon est de dire aux citoyens: les déchets ne pas avoir à nettoyer la ville! Mais le principal moyen que les gens font et leur vie, mais ils produisent également des déchets, le temps de la collecte des ordures et de nouveau à être trouvé. 
Donc, nous ne devrions pas, et l'orientation théorique: théorique se moquer de, ou le manque de compréhension. Il a un QI élevé, ce qui est plus élevé que la moyenne mondiale. Tout en travaillant dans le domaine technique professionnel, nécessitant moins d'intelligence. Par exemple, les personnes ayant une intelligence ne doivent jamais être utilisés à conduire! Parce qu'ils portent le son de: mots voyageurs sont, ou seront bientôt impliqués. Alors que le conducteur doit être un peu sourd! Et entendre beaucoup. 
Or l'un des principes de la technologie, il est reproductible. La sortie est essentiellement répété! Tandis que l'esprit créatif, et ne plaît pas à répéter: Répétition cherche des moyens d'évasion. Donc, la différence entre un Iranien, un coréen ou le chinois, est qu'ils sont si pas matériellement travail doit mourir! Mais si quelqu'un qui travaille en harmonie avec le spirituel très respecté. 
  Lénine a dit que la dictature du prolétariat doit être. Ils ont demandé quel est le prolétariat? Et kyste prolétarienne? Prolétaires qui a dit que sa vie dépend sur le bras! Si cela ne fonctionne pas un jour et meurt de faim! Bien qu'il était lui-même pas un prolétaire. Mais au lieu d'anti-prolétarienne, le prolétariat peut appeler leur chef. Parce que l'iode qui n'a pas fonctionné, alors que sa vie avait dépendu de son bras, et que les gens dans leur théorie dialectique, l'anti-prolétarienne! Parce que le conflit est une lutte de deux choses. Et pas de troisième voie. Mais il respecte également la contradiction dialectique! Être exclus. 
     Le point de vue occidental de regarder le problème à la fois. Donc, il est même pas sur la technologie. Bon nombre des technologies que nous ne voulons pas que! Et il est interdit de faire. Revenons donc nous restons valeurs enracinées, les racines ne scientifiques! Par exemple, nous avons besoin de la technologie de production: les armes nucléaires ne sont pas ce délai, mais il est la création de valeur. 
  Nous avons également une technologie sophistiquée: le trafic d'organes humains, savoir illégale. Production ou sciences de laboratoire et les médicaments psychotropes, non seulement ne doit pas, mais il est également interdit de nous éduquer, et encore moins le marié de puissance! Ainsi, nous voyons dans la science et la technologie: paisible, vieille de plusieurs siècles chef a du jour au lendemain, mais de produire des armes chimiques, biologiques ou contre l'humanité, sérieux entravant religieuse. 
Quand la science et de la technologie est double: licites et illicites! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

پرچم حسين بر فراز كعيه

ابا عربستان اجازه خواهد داد، پرچم سرخ حسيني، بر فراز كعبه به اهتزاز در آيد؟ زيرا امام حسين ع نوه پيامبر اسلام، و فرزند مولود كعبه است. لذا حق دارد پرچم او، مخصوصا در ماه محرم، برافراشته شود. و خانه خدا سياهپوش گردد. و عزاداري در شان ايشان، بر گزار شود.حالا چه كسي مانع اين كار مي شود؟ اين مانع بايد ازبين برود. البته ممكن است كسي مانع هم نشود، تصور باطلي باعث شده كه مردم اقدامي نكنند.

امام حسين در سال 58هجري، موقع حج، هزار نفر از  اصحاب پيامبر و تابعين را، گرد هم آورد و براي آن ها، سخنراني كرد. اصحاب آن هايي بودند كه پيامبر را ديده بودند، و تابعين كساني هستند كه خودشان، نديدند ولي از نزديكان صحابه بودند.  آن ها را  قسم داد و: آن ها هم قسم خوردند : و حرفهاي امام حسين را تاييد كنند.

يكي از اين حرف ها اين بود كه فرمود: شما را قسم مي دهم بگوييد، در روز برادري كه: آيه اخوت نازل شد، پيامبر چه كسي را برادر خود اعلام نمود؟ همه قسم ياد كردند او: كسي جز حضرت علي نبود.

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/353647

كليد دار كعبه هم، كسي جز پدر حضرت علي ع، و عموي پيغمبر يعني ابوطالب نبود، و آن ها نسل اندر نسل، از حضرت اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم، اين سمت را به عهده داشتند.

اما حالا چه كساني كليد دار كعبه هستند؟ قومي وحشي كه: با كشتار شروع كردند و: ازبصره و كويت به مكه حمله كردند، و مردم آن جا را كشتند و" آن جا را اشغال كردند" يعني اولين رژيم اشغالگر واقعي، آل سعود بودند.

اولين كار ي هم كه كردند، كشتار مردم در مساجد بود! و بعد هم تخريب قبور ائمه، مخصوصا بقيع بود. و تا كنون كسي نتوانسته ،كوچكترين اعتراضي بكند. كشتار آن ها از شيعيان، چنان وحشيانه بود كه ديگر كسي، جرات نمي كرد شيعه بودن خود را بيان كند.

در بحرين و كويت ، عراق و لبنان و ديگر كشورها، با اينكه اكثريت با شيعيان بود، همگي را يا كشتند يا ساكت كردند. در همين عربستان يك سوم مردم، شيعه اثني عشري هستند، يك سوم ديگر ظاهرا و يا: به زور وهابي اعلام شده اند. بطوري كه جمعيت اصلي شيعيان، بيشتر از وهابي ها هستند.

http://iranianislam.persianblog.ir/post/12/

لذا به نظر مي رسد: دو گروه مردم در اين كار مقصر هستند : گروه اول آن هايي كه ترسيده اند و" دين خود را آشكار نمي كنند تا: زنده بمانند. و گروه دوم علما و مراجع هستند كه: كار اين ها را مهم نمي دانند! و فقط معتقد به بحث كلامي با آن هستند.

البته مردم عربستان كه ترسيده اند، شايد عذرشان موجه باشد! چه بسا اگر آن ها نمي ترسيدند، و اعلام تشيع مي كردند، آن ها هم كشته مي شدند و" اثري از شيعه باقي نمي ماند، اما عذر علما و مراجع كمي سنگين تر است. همانطور كه امام علي مي فرمايد: خداوند از علما پيمان گرفته كه با: ظالمان همكاري نكنند.

دعوت به مناظره معمولا، از كساني صورت مي گيرد كه: دستشان به خون مردم آغشته نشده باشد، يعني مناظره يا مذاكره در اصل، كنار گذاشتن سلاح است . وطبيعتا با كساني كه:تفنگ يا شمشير در دست دارد، مناظره كردن معني ندارد.

 

لذا همانطور كه: قهرمانان مذاكرات هسته اي، قول داده اند باقي ماندن هيچگونه تحريمي را، بعد از توافق هسته اي نمي پذيرند، اين علما هم اول بايد به آل سعود بگويند كه: سلاح را بر زمين بگذارند و: مردم بحرين و يمن ، حتي مردم خود را نكشند، بعد بيايند سر ميز مناظره.

امام رضا يا امام صادق هم، با علمايي بحث و مناظره داشتند كه: فتواي قتل كسي را امضا نكرده بودند.

Drapeau sur la Kaaba Imam Hussain AS 

Est l'Arabie saoudite permettra, Hosseini drapeau rouge sur la Kaaba à être soulevée? Parce que le petit-fils du prophète Mahomet Imam Hussein, et est le fils de la Kaaba. Ainsi, le droit lui drapeau, en particulier dans le mois de Muharram, est soulevée. Et la maison de Dieu est noir. Dans leur deuil, auront lieu. Maintenant, qui bloque est-ce? Cette barrière doit être détruit. Bien sûr, on ne peut être empêchée, pas illusion qui rend les gens se déplacent. 

Imam Hussein en l'an 58 après JC, lorsque le pèlerinage, des milliers de disciples du Prophète et de ses compagnons, et, ensemble, ils ont parlé. Ceux qui avaient vu les compagnons du Prophète, et leurs partisans qui, si elles avaient pas vu proches compagnons. Ils jurent qu'il a aussi juré: l'imam Hussein et confirmation professionnel. 

Une de ces lettres était qu'il a dit: Je jure que je vais vous dire, le jour de la fraternité, fraternité verset a été révélé, le Prophète qui a dit à son frère? Ils le jurent: personne d'autre que Ali. 

Touches de Kaaba est, quelqu'un d'autre que le père de l'Imam Ali, oncle Abu Talib du Prophète, qui ne sont pas, et les générations d'Ismaël, fils d'Abraham, la position jouée. 

Mais qui sont les clés de la Kaaba? Tribu sauvage qui a commencé avec la destruction de Bassora et au Koweït à la Mecque a été attaqué et tué des gens là-bas, et "qu'il occupait» désigne le régime de l'occupant actuel, le Al Saud. 

Le travail de deux d'entre eux, tuer des gens dans les mosquées! Après la destruction de tombeaux de saints, en particulier le Baqi '. Et personne n'a jamais pu, faire la moindre objection. Ils abattent des chiites, était tellement sauvage que personne, n'a pas osé exprimer leur chiite. 

Au Bahreïn et le Koweït, l'Irak, le Liban et d'autres pays, la majorité des chiites, ont tous été tués ou étaient silencieux. Un tiers de la population saoudienne, les chiites sont duodénal, ou un autre tiers semblent avoir forcé le wahhabite. En effet, la population de chiites, wahhabites sont plus élevés. 

Il semble que deux groupes de personnes sont en faute dans ce premier groupe et ceux qui ont peur "de ne pas révéler leur religion: pour survivre à un deuxième groupe de chercheurs et autorités sont:. La chose importante est pas sais seulement que une dispute verbale avec lui. 

Les Saoudiens, qui ont peur, peut être excusé! Peut-être que si ils avaient pas peur, et dit qu'ils étaient chiites, les deux tués et "trace reste de chiites, mais légèrement plus lourd des universitaires et des autorités excuse Comme le dit l'Imam Ali. Le Seigneur de la Convention des oulémas prise par: faiseurs pas coopérer. 

Invitation à un débat généralement fait par des gens qui ne sont pas tachées du sang du peuple, qui est essentiellement un débat ou de négociation, à l'exception des armes. Et bien sûr, avec ceux qui, pistolet, épée à la main, pas de débat constructif. 

Donc comme: Heroes pourparlers sur le nucléaire, a promis de rester des sanctions après l'accord nucléaire ne sera pas accepter, la première fois que les scientifiques ont à dire que la Maison des Saoud: à déposer les armes et les personnes à Bahreïn et au Yémen, même les gens se tuent, puis venir à la table de discussion. 

Imam Sadiq, ou les deux, ont été débattues par les chercheurs qui ont pas signé une fatwa pour tuer quelqu'un. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۱۶ نظر(0)

وقتي سال جديد عربي آغاز مي شود، شيعيان جهان به جاي شادماني، در عزاي امام حسين ع، لباس سياه بر تن مي كنند. و چنان عزاداري مي كنند كه گويا همين امروز، آن بلا ها در كرب بلا، بر سر ايشان آمده  و گذشت 1400سال از اين حادثه، واقعا يك چشم به هم زدن بود.

زماني انيشتين مي خواست: نسبيت را توضيح دهد ولي، هيچ كس آن را نمي فهميد! عاقبت مجبور شد اعتراف كند: آن را از اسلام گرفته است. وي در مكاتبات خود با: آيه الله العظمي بروجردي مي نويسد: شما بهتر مي دانيد كه پيامبر، در شب معراج هفت آسمان را گشت، و زمان زيادي صرف سوال از خدا و: مطالعه حال ساكنان آسمان كرد.

اما زمان براي ايشان صفر شده بود، زيرا سرعت ايشان به بينهايت رسيده بود. چون ايشان سوار بر براق بود، كه سرعت نور يا برق را داشت. يعني اينهمه وقت گذراني، اصلا به حساب نيامد. زيرا وقتي پيامبر اسلام ص ، مي خواست به معراج برود، پاي مبارك به كوزه آبي خورد، و كوزه سقوط كرد.  ايشان رفت و برگشت، ولي آن كوزه هنوز به زمين نرسيده بود.

http://f-alimoradi.blogfa.com/post-136.aspx

در مورد شهيد شدن امام حسين ع هم همينطور است. داغ جانسوز شهادت ايشان، براي هميشه در دل شيعيان زنده است. و هنوز صحراي كربلا را، همانطور كه بود مجسم مي كنند. و تكرار اين تجسم ها آن ها را نا راحت نمي كند. بلكه از آن درس مي گيرند. يكي از اين درس ها، بصيرت عاشورايي است. يعني مردم ميدانند كه امام  حسين ع، براي امر به معروف و نهي از منكر، قيام كرد و لذا وظيفه خود مي دانند كه: اين كار را انجام دهند.

در اين راه گرفتاري هاي زيادي هست، كه ممكن است به: كشته شدن شخص هم برسد. زيرا ظالمان و ستمگران، مانند آل سعود در عربستان، يا آل خليفه در بحرين، به اين سادگي دست از استبداد بر نمي دارند. و راي مردم را نمي پذيرند. و به كشتار مردم ادامه مي دهند.آن ها از ابتداي به حكومت رسيدن خود، كاري جز تخريب قبور ائمه و: كشتن شيعيان نداشتند، و تاكنون اجازه نداده اند: يكبار هم انتخابات برگزار شود.

اما درس ديگر آن، گم نشدن در راه حق و حقيقت است. بسياري از پرسناژ هاي كربلا، در تحليل هاي رفتاري، الگويي روز آمد هستند. مثلا حر بن يزيد رياحي فردي است كه« ابتدا با كمال قدرت راه را بر امام حسين ع مي بندد: ولي بعدا خودش توبه مي كند، و به امام حسين ع مي پيوندد و: اولين مبارزه را هم شوع مي كند.

بسياري از مردم شايد فكر كنند، فقط كشته شدن در راه خدا امر به معروف است. ولي اينطور نيست، از آبروي خود خرج كردن هم، مي تواند براي انجام: ماموريت هاي الهي موثر واقع شود. مثلا در هر سال در ايران، هفته اول محرم هفته امر به معروف اعلام مي شد.  خطبه بلند امام حسين مطرح و بر رسي مي شد. اما امسال با يك حركت ساختگي، همه اين مراسم از بين رفت.

اسيد پاشي يك دختر در اصفهان، آن قدر بزرگنمايي شد كه: حتي امام حسين و محرم، و امر به معروف را زير سوال برد. معمولا طراحان اين گونه تبليغات، با عاملان آن دست در دست هم دارند. مثلا زماني قتل هاي زنجيره اي را مطرح كردند، بعد معلوم شد كسي كه به خاطر قتل هاي مكرر، از سوي دادگاههاي بين المللي، تحت تعقيب بوده! منتقد اين قتل ها شده بود.

اكنون هم شواهد نشان مي دهد: هدف از يزرگنمايي اين حادثه، از بين بردن آبروي كساني است كه: مي خواهند امر به معروف كنند. و لذا آن ها نبايد بترسند، و به وظيفه خود در برگزاري مراسم، ادامه دهند. آينده نشان خواهد داد كه: عامل اين كار از اعضاي: همان هايي هستند كه انتقاد مي كنند. درواقع دست پيش مي گيرند.

Pourquoi le martyre de l'Imam Hussain AS, est encore frais? 
Lorsque la nouvelle année commence, arabe, monde chiite, au lieu de se réjouir, deuil Imam Hussain AS, ils habillent en noir. Et si aujourd'hui, le deuil comme si elle était la peste à Kerbala, plus de 1400 ans après leur sortie de cet incident, il a été un jeu d'enfant. 
Lorsqu'on lui a demandé Einstein: la relativité de l'expliquer, personne ne comprends pas! A finalement dû admettre: il est l'Islam. Dans sa correspondance avec: l'ayatollah Boroujerdi a écrit: Il faut savoir que l'ascension du Prophète pour les sept cieux patrouille de nuit, et beaucoup de temps et la question de Dieu: Nous sommes les habitants du ciel. 
Mais il n'a pas le temps pour lui à cause de sa vitesse, avait atteint l'extrême. Parce qu'il a été monté sur un élégant, la vitesse de la lumière ou de l'électricité. Mais que se promener, ne compte pas. Parce que quand le Prophète a vu, il voulait aller de l'Ascension, son pied a glissé sur une mer bleue, et la mer est écrasé. Il revint, mais il n'a pas été le lanceur encore sur le terrain. 
Le martyre de l'Imam Hussain AS trop. Déchirant témoignage de sa chaude vivre éternellement dans le cœur des chiites. Et pourtant, le désert de Karbala, comme ils ont été représentés. Et répéter la visualisation et il est pas mal à l'aise. Mais en tirer des leçons. L'une de ces leçons, Insight est l'Achoura. Que les gens sachent que l'Imam Hussain AS, l'interdiction du mal, de la rébellion, et donc obligé de faire ce travail. 
De cette façon, il ya beaucoup d'implication, qui peut être: une personne est tuée. Ils tyrans et les oppresseurs, comme l'Arabie Saoudite ou le Al Khalifa au Bahreïn, tout simplement ne pas avoir la main de la tyrannie. Ne pas accepter le vote du peuple. Et les massacres continuent. Du début à atteindre leur propre gouvernement, mais la destruction des sanctuaires des Imams et travail: ne pas tuer les chiites, et ne l'ont pas permis: une fois les élections. 
L'autre leçon ne soit pas perdue sur le chemin de la droiture et de la vérité. Personnage de Karbala, analyse comportementale, et le modèle de mise à jour. Par exemple, Al-Hurr ibn Yazid al Tamimi personne qui est «le chemin de l'Imam Hussain comme proche de la perfection: mais après, il se repentit, et se joint à l'Imam Hussain AS: Le premier combat débutera. 
Beaucoup de gens peuvent penser, mais il est tué dans la cause de Dieu est enjoint. Mais il n'a pas, votre temps de dépenses d'honneur, peut être fait: la mission divine efficace. Par exemple, chaque année en Iran, enjoignant la semaine était la première semaine du mois de Muharram. Imam Hussein était considéré comme un long sermon sur terre battue. Mais cette année, avec un faux mouvement, tout cela a disparu cérémonie. 
D'acide jeter une fille, il était tellement exagérée que même l'Imam Hussain, Muharram, et enjoint à être remis en question. Habituellement designers tels propagande, ont joint des mains avec les auteurs. Par exemple, lorsque des meurtres en série ont soulevé, qui plus tard est devenu connu pour ses meurtres multiples, les tribunaux internationaux, a été voulu! A critiqué les meurtres. 

La preuve démontre également que le but d'exagérer l'incident, détruire la crédibilité de ceux qui seront enjoint. Et il doit avoir peur, et de remplir son obligation de tenir des cérémonies se poursuivent. Le temps montrera que le travail des membres, ceux qui sont critiqués. En fait, ils sont déjà disponibles. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۵ نظر(0)

دكتر بتولي كه  از كانادا و آمريكا برگشته مي گويد: عربستان در گذشته يك ساتراپ يا، استاني از ايران بوده است. و كورش خواهر زاده خود را، ساتراپ بان يا استاندار آنجا تعيين كرده بود. و آن ها سال ها در عربستان حكمروايي مي كردند. و نوادگان آن ها به قوم  كورش معروف شدند، كه در اثر استعمال زياد، به قريش تغيير شكل يافت/

وي همچنين ادعا كرد كه:حضرت ابراهيم از كردستان بوده و: فرزند خود را به دستور خدا، به عربستان فرستاده است. وي كه سال 53در دانشگاه شريف، رشته شيمي قبول شد، در سال 1356 براي ادامه تحصيل در رشته: فراورده هاي نفتي به آمريكا رفت . مدت ها در كانادا تدريس كرد و جديدا در خوزستان در امر اكتشاف نفت همكاري مي نمود.

ايشان با حضور در دفتر ماهين نيوز، طي مصاحبه اي گفتند : زادگاه اصلي من ماسوله است، ولي پدرم در قزوين معلم بود و: من اكثر قزويني ها را مي شناسم، به طارم سفلي هم سفر كرده ام، اما به ماهين نرسيدم.

وي با اشاره به معادن مشترك نفتي گفت: اكثر معادن نفتي ايران حالت قوسي دارد، و  داراي دو دريچه است كه: معمولا يكي از آن ها در ايران باز مي شود، وديگري در كشورهاي همسايه . البته در گذشته كه همه آن ها، تابع ايران بودند مشكلي نداشتيم، ولي بعد از تعيين مرزها به وسيله انگليس، كه اغلب به خاطر منابع نفت بود،  دولت استعمار گر با استفاده از شيب اين منابع، توانست از طريق همسايگان، همه نفت ايران را استخراج كند.

همانطور كه منابع گازي مشترك هم، به وسيله آمريكا و انگليس در: كشورهاي قطر و امارات  به تاراج مي رود . يعني اگر قطر و عربستان دزدي نفت و گاز نكنند، ايران هم در نفت و هم گاز اول است.

ايشان در تحليل نقش ايرانيان در جهان گفتند كه: در سال 56 ففط يك ميليون ايراني، در تورنتو پايتخت كانادا زندگي مي كردند! كه با توجه به جمعيت سه ميليوني آن، يك سوم ايراني بودند. در شهر مرزي ونكوور  كه: تا مرز آمريكا يك ربع راه است، و تا ايالت واشنگتن و: شهر سياتل نيم ساعت ، محله هايي وجود دارد كه: اصلا لازم نيست انگليسي بلد باشي، زيرا همه ايراني و فارسي زبان هستند.

در بر رسي نقش شيعه نيز ايشان گفتند: كرد هاي ايراني در ظاهر سني هستند !زيرا بيشتر آنان سادات حسني هستند، فقط نقشبندي ها از سادات حسيني هستند، همچنين در يمن هم همينطور است. حتي در عربستان بيش از يك سوم مردم، شيعه هستند كه شيخ نمر رهبر آنان بوده است. در تركيه هم 90درصد مردم علوي هستند، و البته  6 امامي هستند يا 11 امامي،  و مركز آن ها هم در استانبول است.

در يك جمعبندي كلي ميتوان گفت: فشار استعمار با حمايت هاي مالي آل سعود، باعث شده بود كه همه چيز، برعكس تبليغ شود! يعني شيعيان حتي در عربستان، به حساب نيايند. حتي عبدلناصر هم زير لواي: پان عربيسم، شيعيان يمن را قتل عام كند. و نقش ايرانيان در جهان ناديده گرفته شود، اما اكنون در قرن 21 مي رود كه: حقيقت روشن شود و حكومت: شيعه ايراني جهاني شود.

با اينكه چه در زمان خلفا و: چه در دوران معاصر، قتل عام هاي وحشتناكي از شيعيان و: ايرانيان شده ولي، به حول و قوه الهي، جمعيت جهاني آن، در حال شناسايي هستند. و دليل آن هم سوره كوثر، در قران است كه: نسل پيامبر را از جانب" حضرت فاطمه س ادامه داده است. و اغلب در تمام كشورهاي دنيا، شيعه و ايراني حضور پر رنگ دارند.

تاريخ نويسان وهابي و هابي گرايان هم، عمرشان به سر آمده زيرا: معلوم شده كه اكثر پيامبران، ايراني بودند و نوادگان آن ها هم، گرچه به عربستان يا فلسطين رفتند، ولي باز هم ايراني به حساب مي آيند.  و مي رود كه ايران امروز هم، مانند زمان كورش و داريوش، حاكميت جهاني خود را باز يابد. 

Quraish, à savoir: folk K. 

Dr B., qui est retourné au Canada et aux États-Unis, dit l'Arabie saoudite a un satrape, ou l'Iran provincial. Et son neveu Cyrus, satrape ou gouverneur de la banque où il avait mis en place. Et ils étaient dans les dirigeants saoudiens. Et leurs descendants ont été appelés à la maison de K. La forte utilisation de Quraysh évolué / 

Il a également affirmé que Abraham était du Kurdistan: son fils à la demande de Dieu, envoyé en Arabie Saoudite. Il est de 53 ans à l'Université de technologie, chimie, accepté en 1356, pour étudier dans le domaine des produits pétroliers est allé en Amérique. Pour l'enseignement au Canada, et plus récemment dans la province coopérer dans l'exploration pétrolière. 

Il a assisté à la Nouvelles Bureau Mahyn, a déclaré lors d'une interview: mon village natal, mais mon père était un enseignant à Qazvin et je sais que la plupart de Qazvin à la Basse Tarom've disparu, mais n'a pas reçu Mahin. 

Se référant à des gisements de pétrole communes, dit que la plupart de l'arc des gisements de pétrole, et a deux portes qui s'ouvrent habituellement l'un d'eux en Iran et d'autres pays voisins. Cependant, dans le passé, qui ont fait l'objet d'Iran n'avait pas de problèmes, mais après la frontière avec l'Angleterre, qui a été principalement attribuable aux ressources pétrolières, le gouvernement colonial utilise le gradient des ressources gérées par les voisins, tout le pétrole iranien extraire. 

Comme les ressources de gaz sont partagées par les Etats-Unis et la Grande-Bretagne dans le pillage des pays du Qatar et les Émirats arabes unis. Si ce n'est pas, à savoir le Qatar et l'Arabie vol de pétrole et de gaz, de pétrole et de gaz de la première. 

Ils analysent le rôle de l'Iran dans le monde, a déclaré que depuis 56 ans Fft un million d'Iraniens vivant à Toronto, la capitale du Canada! Étant donné que la population de trois millions d'habitants, un tiers étaient iranien. Dans la ville frontalière de Vancouver que près d'un quart des États-Unis, et l'État de Washington et la ville de Seattle une demi-heure, il ya des quartiers que vous n'avez pas besoin de connaître l'anglais parce que tous les Iraniens sont des Perses. 

Dans leur étude sur le rôle de Shia également dit que les Kurdes iraniens sont sunnites, apparemment, parce que la plupart d'entre eux sont Hasani Sadate, Sadat Hosseini sont le seul Naqshbandi, également au Yémen, trop. Même en Arabie Saoudite, plus d'un tiers de la population sont leader chiite Cheikh marquer eux. En Turquie, 90% de la population alaouite, et le sixième imam ou 11 imams et leur centre d'Istanbul. 

En conclusion, on peut dire que tout la pression de la colonisation avec le soutien financier de la Maison des Saoud, avait causé contraire être annoncé! Cela signifie que les chiites saoudiens même, les comptes de toute façon. Même Nasser réunis sous la bannière: panarabisme, le massacre des chiites au Yémen. Et le rôle de l'Iran dans le monde plus, mais maintenant au 21e siècle, c'est que la vérité sera révélée, et l'état Iranien chiite monde. 

Bien qu'à l'époque des califes et ce dans les temps modernes, horrible massacre de chiites et les Iraniens, mais il est sur ​​la puissance de Dieu, la population mondiale qui sont identifiables. En raison de la Sourate Kosar dans le Coran que la génération du Prophète "Hazrat Fatima Zahra continué., Souvent dans des pays partout dans le monde, et les chiites iraniens ont une forte présence. 

Les historiens et les fondamentalistes wahhabites Hobby, aussi, parce que son temps était court: il s'avère que la plupart des prophètes étaient Iraniens et leurs descendants sont, cependant, est allé en Arabie saoudite ou en Palestine, mais toujours considéré l'Iran. Et aujourd'hui, c'est que l'Iran, comme Cyrus et Darius, la règle de votre monde est ouvert. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۸/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۴ نظر(0)

وقتي امام حسين ع در سال 60هجري، عازم مكه براي زيارت شد ، معلوم شد عده اي تروريست، اسلحه در زير لباس احرام، مخفي كرده و مي خواهند او را بكشند. ناچار حج را ناتمام گذاشت، و عزم رفتن فرمود،  عده اي از مردم يمن، ايشان را دعوت كردند تا به آنجا برود، و درامان باشد. حتي برادرش محمد حنفيه  گـفـت : ابتدا به مكه برو اگر آنجا را محل مطمئنى يافتى همان جا بمان وگرنه به طرف يمن برو كه مـردم يـمن ياران جدت , پدرت و برادرت بودند يمن مردمى رئوف و رقيق القلب و شهرهايى وسيع و گسترده دارد.

در قيام مختار ثقفي هم مي بينيم كه: نقش يمين ها پر رنگ است بطوريكه مختار، مدت ها در آنجا زندگي كرد تا: به مكه و مدينه نزديكتر باشد.

در آخرالزمان هم نفس زكيه، يا حسيني يماني خواهد آمد. و بهرحال يمن بسيار مورد تكريم پيشوايان ديني بوده است:

http://erfan-zohoor.blogsky.com/asdasd

مردم يمن سختي ها را پشت سر گذاشته اند ، و امسال پس از سال ها حكومت طاغوتيان آل سعود بر يمن ، يمني ها مي خواهند محرم را، عزاداري كنند و مراسم آن را بجاي آورند/

خبرنگار ما از يمن گزارش مي دهد: كه بيرق هاي سياه بر سر در خانه ها نصب مي شود، و الحوثي  و شيعيان بعد از بر گزاري: جشن با شكوه غدير خم، مي روند تا در سوگ اجرا نشدن آن ، بر شهادت سرور و سالار شهيدان عزاداري كنند.

يمني ها از همان ابتدا طرفدار: امامت فرزندان امام حسن ع و امام حسين ع بودند. سال ها بر اين روال حكومت خود را، به دست زيدي ها و يا سادات حسني و" حسيني داده بودند، تا اينكه عثماني ها برانجا حاكم شدند،  و بعد انگليسي ها به بهانه استقلال، در انجا حضور يافتند. اما عبدالناصر مصري با حمايت آل سعود، توانست 4.5ميليون از جمعيت 5ميليوني شيعيان را قتل عام كرده، از بين ببرد و حكومت را به: دست آل سعود بسپارد.

از آن زمان شيعيان در فقر و بدبختي بودند، مدارس آن ها تعطيل شده بود و: هركه را مي توانستند، مي كشتند و ازبين مي بردند. تا اينكه انقلاب اسلامي در ايران پيروز شد. البته مردم يمن خوشحال شدند. ولي فشار بر آن ها از سوي آل سعود يهودي بيشتر شد. ايجاد حزب الله در لبنان ديگر بهانه: فارس ستيزي را هم از عربستان گرفت. و يمني ها بيدار تر شدند.

جنگ 33روزه نشان داد كه: يمني ها هم ميتوانند مبارزه  با: آل سعود را آغاز كنند. در طي شش مرحله جنگ هاي خونين در گرفت، كه دريك طرف آمريكا ، اسرائيل و آل سعود بودند. و در طرف ديگر شيعيان يمن با دستان خالي . تا اينكه با الهام از پيروزي هاي مقاومت، آن ها نيز با هم متحد شدند.

    اكنون شيعيان در يمن، قدرت بلامنازع هستند و: قادر هستند جكومت را تعيين نمايند. اما هنوز بطور مسالمت آميز، با ديگران همكاري مي كنند. گرچه القاعده و داعش، آرامش را از آن ها گرفته ولي، مردم در شرايط سخت تر از اين هم، بوده اند و مقاومت كرده اند و: شيريني مقاومت را هم چشيدند.

چنانچه در روز عيد غدير، آب پاكي بر روي دست: وهابيت و آل سعود ريختند و: بيعت جمعيت انبوه با خاندان رسالت، و ائمه را به نمايش گذاشتند. امروز محكم تر از ديروز، به استفبال ماه عزاي حسين ع مي روند. زيرا اكثر آنان از سادات زيدي هستند، يعني از اولاد حضرت امام حسين ع مي باشند. بنابر اين برهمه كس، در دنيا اولي تر هستند تا از: انتقام خون جد شان حمايت كنند. و نگذارند آل سعود يهودي، ترك تازي كند

Célébrations de Muharram au Yémen 
En l'an 60 AH quand Imam Hussain AS, était en pèlerinage à La Mecque, qui s'est avéré être des terroristes, des armes sous les vêtements de l'Ihram, se cachent et cherchent à le tuer. Hajj avait laissé inachevé, et la détermination d'aller, dit-il, certains des gens du Yémen, il a été invité à aller, et être en sécurité. Même son frère Mohammed Hanafiyah ledit premier aller à la Mecque si ils ont trouvé l'endroit où il resterait au Yémen par le peuple yéménite aller Jdt amis, le père et le frère étaient courtois et les gens et les villes tendres esprit du Yémen est une vaste. 
La résurrection de l'Autorité de planification, nous voyons que le rôle de chef de Yamin couleur tant qu'il a vécu: il est plus proche de la Mecque et de Médine. 
A la fin de chaque respiration Zakieh, Hussein Yamani viendra. Toutefois, le Yémen a été chefs religieux les plus vénérés: 
Les gens du Yémen ont enduré des difficultés, et année après année oppresseurs règle Al Saud au Yémen, les Yéménites se Muharram, le deuil cérémonies qui auront lieu / 
Notre correspondant nous signale du Yémen: un drapeau noir sur les maisons et installé, et Alhvsy et chiites après avoir effectué: une célébration glorieuse de Ghadir, la tendance n'a pas été exécuté dans la mémoire du serveur témoin et S. martyrs deuil. 
Yéménites fan depuis le début: l'Imamat de l'Imam Hassan et Imam Hussain AS enfants étaient. Dans sa décision sur la procédure à Sadate ou Hosni Zeidi main, "Hussein avait, jusqu'à ce que les Ottomans étaient au pouvoir là-bas, et plus tard les Britanniques, sous le prétexte de l'indépendance, ils étaient là., Mais Abdel Nasser, l'Egypte et parrainé al-Saoud, le 4,5 millions de population de 5 millions chiites massacrés, et détruire les mains du gouvernement gardent la Maison des Saoud. 
Il a fallu les chiites étaient dans la pauvreté et la misère, l'école a été fermée, et celui qui est en mesure, ont été tués et détruits. Depuis la révolution islamique d'Iran a triomphé. Yémen, bien sûr, les gens étaient heureux. Mais la pression sur Al Saoud étaient juifs pour la plupart. Création du Hezbollah au Liban, une autre excuse: le golfe Persique étaient aussi anti. Et Yéménites étaient plus éveillés. 
33 jours de guerre a montré que les Yéménites peut aussi lutter contre Al Saud commencer. Au cours des six étapes guerre sanglante s'ensuivit, dans laquelle un côté des États-Unis, Israël et l'Al-Saoud. Et d'autre part, la yéménite chiite mains vides. Inspiré par le succès de la résistance jusqu'à ce qu'ils soient se sont regroupés. 
     Les chiites au Yémen, sont une autorité incontestée: la capacité de déterminer la règle. Pourtant, pacifiquement, coopérer avec les autres. Bien que Al-Qaïda et le tableau de bord, il était calme, mais les gens sont plus difficiles que les autres, et ils ont eu de résistance: résistance à la fois goûté doux. 

Si le jour de l'Aïd Ghadir, l'eau potable à portée de main: le wahhabisme et la Maison des Saoud jeté: l'allégeance d'un grand nombre de responsabilités familiales, et les imams affichés. Aujourd'hui plus fort que hier, accueilli par le mois de deuil pour l'imam Hussein est. Parce que la plupart d'entre eux sont des maîtres Zeidi, un descendant de Hazrat Imam Hussain AS sont. Ainsi, le tout puissant, le premier dans le monde à la vengeance de leur nouveau sponsor. Et pas juif Al Saud, a quitté son lévrier..

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۷/۱۳۹۳ - ۲۲:۰۵ نظر(0)

سواد رسانه اي، امامزاده اي كه  شفا نمي دهد!

امروز در اولين همايش سواد رسانه اي،  اساتيد زيادي سخنراني كردند.

يكي از اين اساتيد از دانشگاه هاي امريكا، آمده بود و آمار جالبي داد: مردم آمريكا بيش از 4ساعت در روز، تلويزيون تماشا مي كنند ولي فقط 38دقيقه صرف: مطالعه نوشتاري مي كنند. البته بازي رايانه اي بعد از: تلويزيون قراردارد و بعد از آن، اينترنت است لذا سواد رسانه اي، الان ديگر سواد نوشتار نيست، بلكه در انتهاي آن و رو به زوال است.

مثلا ما مي بينيم صدا و سيماي ايران، ناخواسته در افزايش تروريسم در جهان تاثير دارد، كه هيچ رسانه ديگري ندارد، چرا كه هدف يك جريان تروريستي، مطرح شدن است. يعني بالاترين تبليغات، با كمترين هزينه! و اين را صدا و سيما، براي آن ها انجام مي دهد! چرا كه كوچكترين و كورترين:  انفجار آن ها حتي در ده كوره ها را هم، پوشش مي دهد و بزرگنمايي مي كند.

مطلب ديگري كه اين استاد، ناخود آگاه آن را اثبات كرد، بي تاثيري مطالعات دانشگاهي، در روند شكل گيري اين موضوع است. وي با اينكه استاد دانشگاه است، و به اصطلاح در جريان اطلاعات كامل! و شفاف قرار دارد گفت: قبل از ورود به ايران، از ايران مي ترسيدم! دوستان مي گفتند آنجا روستايي بيش نيست، و مردم آن همه تروريست هستند! وبعد هم صحنه هايي از فيلم رنگ خدا نشان داد كه: زندگي ابتدايي و جنگلي ايرانيان را، به تصوير مي كشيد.

تصور غير واقعي از ايران، به كمك هركسي مي تواند ايجاد شود، چه دشمنان كه ايران هراسي را پيگيري مي كنند، و چه دوستان فيلم ساز كه سعي دارند: ايران را بيابان و ايراني ها را وحشي، روستانشين و دروغگو معرفي كنند. اما تعجب در اين است كه اين استاد، چرا بايد اسير اين تصورات شود كه ، با آنچه بعدا مي بيند متضاد باشد!

 واين نشان آن است كه: سواد رسانه اي هم فايده اي ندارد! البته تا هنگامي كه در دست استادان بي تقوا، و بي دين است انتظاري جز اين نمي رود. ولي ميتوان اميدوار بود كه اگر، در ايران پايه گذاري شود، به راه اصولي خود كه ديدن حقايق است، برگردد زيرا ايراني در علم راستگو است. و همه را مثل خود مي پندارد. و تصور يك استاد دروغ گو برايش محال است.

   استاد ديگري كه با ايشان درس ميداد، نقشه جهان را نشان داد كه در آن، ايران مانند قلب جهان ديده مي شد! البته اگر ايالات متحده را، در نظر نگيريم، ايران دقيقا مركز ثقل كل جهان، در روي نقشه است و: با منظور نمودن قاره آمريكا، ايران مانند قلب به سمت چپ، تمايل پيدا مي كند. شكل نقشه ايران هم مانند: قلب ديده مي شود و: درياي مازندران در شمال و: درياي عمان در حنوب، مانند شاهرگ هاي آن هستند و: خليج هميشه فارس هم مانند: دريچه ائورت است.

يادم آمد: مدت شش ماهي براي آموزش زبان آلماني، ما را به سفارت اتريش در تهران فرستادند. با اينكه اتريش نسبت به آلمان، مانند افغانستان نسبت به ايران است، ولي در سفارت، نقشه اروپا را به ما نشان مي دادند و: به انگليسي مي گفتند: اتريش قلب اروپا است! ولي من در نقشه جهان ديدم كه: ايران قلب جهان است. همه سمت و سوي جهان هم، نسبت به ايران سنجيده مي شود:

شرق جهان همان شرق ايران است و: غرب جهان حتي براي غربي ها، غرب ايران است! جنوب و شمال هم باز نسبت به" ايران "حساب مي شود!

البته اعراب خواستند، خود را داخل كنند! لذا خاورميانه را مطرح كردند. و يا انگليسي ها خواستند، خودشان را مركز و: قلب جهان معرفي كنند، لذا گرينويچ را در ميان گذاشتند. ولي مردم دنيا فقط ايران را، مركز جهان مي شناسند
L'Iran est le cœur de la carte du monde. 
L'éducation aux médias, dont le sanctuaire est pas guérie! 
Aujourd'hui, la première conférence internationale sur l'éducation aux médias, les enseignants parlait trop. 
Un des professeurs d'universités américaines, est venu et a donné quelques statistiques intéressantes: les Américains plus de 4 heures par jour à regarder la télévision, mais seulement passé 38 minutes: Ce qui est écrit. Le jeu de l'ordinateur après un contrat de télévision, et après cela, l'Internet est si l'éducation aux médias, de textes schématiques n'est plus moi, mais à la fin il est en baisse. 
Nous voyons, par exemple, la télévision publique iranienne, effet involontaire de montée du terrorisme dans le monde, qui a pas d'autres médias, parce que la cible d'un mouvement terroriste, est introduit. La publicité en haut, avec le coût le plus bas! Et les médias, car ils le font! Pourquoi est le plus petit et le plus pathétique: Explosion eux, même dans leurs villages, des couvertures et des zooms. 
Une autre chose que le professeur, il s'est avéré études universitaires inconscients, inefficaces dans la formation du sujet. Il est le professeur, et une information complète pendant la durée! Est transparent, a déclaré avant d'entrer Iran Iran ravis! Ses amis disent qu'il n'y a pas plus d'un village, et ses habitants sont tous des terroristes! Ensuite, ils ont montré des scènes du film La Couleur du paradis: la vie élémentaire et de la forêt pour les Iraniens, dépeignant. 
Irréaliste d'imaginer que l'Iran, on peut être créé en utilisant soit la peur des ennemis qui suivent, ou des amis qui essaient Réalisateur: Iran désert iranien et la nature, rural et introduisent un menteur. Mais la surprise est que ce professeur, pourquoi le prisonnier à croire que, contrairement à ce qui serait vu! 
  Ceci est une indication que l'éducation aux médias n'est pas utile! Toutefois, jusqu'à ce que les enseignants de la piété, de la religion et de l'athéisme, mais ce n'est pas prévu. Mais nous ne pouvons qu'espérer que si elle est fondée sur les principes de l'auto qui est la vérité, la vérité de la science est de retour en raison de l'Iran. Et tout le monde pense comme ça. Il est impossible de l'imaginer comme un maître menteur. 
    Un autre professeur qui leur a appris, la carte montre que l'Iran était considéré comme le cœur du monde! Bien sûr, si les Etats-Unis, dans un ignore, du centre exact de l'univers est sur ​​la carte: le but des Amériques, comme le cœur de la volonté de la gauche. En forme de carte du cœur peut être considéré comme: la mer Caspienne au nord et la mer d'Oman dans le Sud, ainsi que sa ligne de vie: le golfe Persique, comme la valve aortique. 
Je me suis souvenu: pendant six mois pour apprendre l'allemand, Ambassade d'Autriche à Téhéran nous a envoyé. Bien que l'Autriche qu'en Allemagne, comme l'Afghanistan à l'Iran, mais l'ambassade, et ils nous ont montré une carte de l'Europe: les Britanniques disent: Autriche cœur de l'Europe! Mais j'ai vu la carte du monde: le cœur du monde. Tous vers le monde, vers l'Iran est mesurée: 
Le monde de l'Orient est l'Orient et l'Occident, même dans le monde occidental, l'Occident est l'Iran! Sud et au nord de nouveau à «Iran» est le compte! 
Les Arabes voulaient leur propre maison! Au Moyen-Orient ont été discutés. Anglais et se demanda le centre et le cœur du monde ont mis en place, de sorte que le Greenwich partagé. Cependant, l'Iran est le seul centre au monde dans le monde le saura jamais /