X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۸ نظر(0)

سربازان آمريكايي، پادگان ها را تحويل مردم بدهند!

اي سربازان و افسران، و اي فرماندهان آمريكايي، پادگان ها را هرچه زودتر به مردم تحويل دهيد! و بدانيد كه اين پادگان ها، از پول اين مردم و ماليات آن ها درست شده، و نبايد برعليه آنان به كار گرفته شود. مراكز نظامي و امنيتي  و پليس شهري، همه بايد تسليم شوند و، از كشتن مردم يا دستگيري و آزار آنان،  دست بردارند. اين پيام انقلاب فرگوسن است.

در تئوري شورشگري علمي،  هر شورشگري شهري، بايد به تصرف پادگان ها و : مراكز نظامي و پليسي، تو سط انقلابيون بيانجامد. و گرنه اين حركت و نهضت مقدس مردم، جنبه خرابكاري و تبهكاري گرفته، و از سوي ان مراكز پليسي،  دستگيري ها ادامه مي يابد. البته در تصرف مراكز پليسي و: مراكز امنيتي ضد مردمي در شهر هاي آمريكا، اين كار كمي مشكل است، ولي بايد هرچه سريعتر صورت گيرد.

مشكل كار از آنجا شروع مي شود كه: اساس حكومت مركزي آمريكا، بر كشتار و  وحشت بنا شده است . كساني كه فله اي! انسان مي كشتند، روي كار آمدند و حكومت مركزي را، در ايالات متحده تشكيل دادند . كشتار گله اي آن ها، ابتدا از سرخپوستان شروع شد.

انگليسي هاي خبيث و: فرانسوي ها و پرتقاليها و اسپانياي متجاوز، بجاي تشكر از مردم بومي كه، آن ها را هندي مي پنداشتند، آن ها را كشتند! تشكر آن ها از افراد و صاحبان اصلي آمريكا، گلوله هاي سربي بود. آن ها بجاي اينكه از مردم بومي آمريكا، كه اجازه داده بودند فراري ها و: جنايتكاران اروپايي در آنجا زندگي راحتي داشته باشند، از آن ها تشكر كنند، آن ها را مي كشتند!

و براي همين است كه از دولت: استراليا و كانادا و  اسرائيل هم، حمايت مي كنند. چون آن ها هم سر زمين ديگران را، اشغال و مردم بومي را، قتل عام مي كنند. حالا با چنين رژيم جنايتكاري كه، بيش از دويست سال سابقه كشتار و خشونت، و تجاوز تحت عنوان سازمان ملل و: حقوق بشر دارد، مردمي با دست خالي چه ميتوانند بكنند؟

البته دويست سال چه كنم؟ چه كنم! براي فكر كردن مردم آمريكا كافي بود. و ديگر نبايد وقت را تلف كنند، و به چه بايد كرد؟ زمان را از دست بدهند. مردم ايران به آن ها ياد دادند: كه چه بايد بكنند! مردم ايران هم تا سال 1356 از: خود مي پرسيد چه بايد كرد؟ دكتر شريعتي و ديگر استاتيد مبارز هم، همين را در كتاب هاي خود منعكس مي كردند. ولي در سال 1357 فهميدند چه كنند. آن ها به دستور امام خميني ره ، با دست خالي به جنگ دشمن مسلح رفتند.

در حاليكه خيابان ها پر از تانك و تفنگ بود، با گل به خيابان ها آمدند! و به لوله هاي تفنگ سربازان، گل گذاشتند و: سربازان هم، فهميدند چه بايد بكنند! آن ها از پادگان ها فرار كردند، و پادگان ها خالي از سرباز شد. فرماندهان بدون سرباز هم، باز نمي دانستند چه بايد كرد؟ ولي بالاخره فهميدند و: خود را تسليم مردم كردند! ماه بهمن سال 1357 پر است از: عكس هاي يادگاري پيوستن ارتش و پليس به مردم، و دريافت حلقه هاي گل بجاي گلوله!

و حالا همان علامت سوال »چه بايد كرد بزرگ« بر سر مردم آمريكا سايه انداخته، و آن ها بدانند كه دولت آمريكا، ديگر پولي ندارد به پليس و ارتش بدهد و لذا بدون جيره و مواجب، مردم را كشتن يا دستگير كردن، بهتر است يا پيوستن به مردم؟!

Soldats américains, la garnison de renoncer à leur peuple!

Les soldats et officiers, et les commandants américains, les casernes dès que les gens soumettent! Et sachez que les casernes, des personnes et de l'argent des impôts qu'ils ont fait, et ne devraient pas être utilisées contre eux. Militaire, de la police et de la sécurité dans les centres urbains, tous doivent se soumettre, en tuant ou en arrêtant et en harcelant les arrêter. Ferguson est le message de la révolution.

Insurrection en théorie scientifique, toute insurrection urbaine, pour capturer la garnison et militaire et de la police Centers, vous finissez par les révolutionnaires. Sinon, le mouvement et le mouvement du peuple saint de vandalisme et la criminalité, et par la police, les arrestations ont continué. La police a saisi les centres contre la sécurité publique aux États-Unis, ce est un peu difficile, mais cela doit être fait dès que possible.

Parce que le problème est que le gouvernement central des États-Unis, est basé sur la destruction et la terreur. Ceux vrac! Homme tué, et le gouvernement central est arrivé au pouvoir, les États-Unis ont participé. Destruction de leurs troupeaux, les Indiens ont commencé.

Evil Invaders et en anglais, français et portugais et espagnol, au lieu de remercier les peuples autochtones, les Indiens eux a vu, les tuer! Les auteurs remercient les personnes des États-Unis, a été la grenaille de plomb. Au lieu de les peuples amérindiens, qui ont été autorisés à se échapper et, en Europe, où les criminels ont une vie confortable, les remercier, ils les ont tués!

Ce est pourquoi le gouvernement de l'Australie, le Canada et Israël, le soutien. D'autres parce qu'ils sont sur le terrain, l'occupation et les peuples autochtones, leur massacre. Maintenant, avec un tel régime que, plus de deux cents années de destruction et de violence, et d'agression que les Nations Unies et les droits humains, les personnes ayant les mains vides peuvent faire quoi?

Mais deux cents ans, quoi? Que dois-je faire? Ce était assez pour penser le peuple américain. Et nous ne devrions pas perdre de temps, et que dois-je faire? De temps à perdre. Peuple iranien sont enseignées: quoi faire! Jusqu'à 1356, le peuple iranien: Que dois-je lui demander? Shariati et l'autre instructeur de combat, cela se est reflété dans leurs livres. Mais en 1357, ce qu'ils ont appris. Ils ont ordonné à l'Imam Khomeini, armés de rien à combattre l'ennemi.

Alors que les rues étaient remplies de chars et de canons, avec des fleurs dans les rues! Des soldats avec des fusils et des tubes, des fleurs et des soldats placés savaient aussi ce qu'il faut faire! Ils ont fui les casernes et les casernes des troupes étaient vides. Les commandants des troupes sans, ne sachant toujours pas quoi faire? Mais finalement compris et, de céder leurs personnes! Février 1357 est plein de photos souvenirs de personnes se joignent à l'armée et la police, et a reçu une fleur anneaux au lieu de balles!

ou rejoindre les gens? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۹/۱۳۹۳ - ۲۰:۵۳ نظر(0)

نفت ايران با بيش از يكصد سال عمر، قديمي ترين سازمان ها و شركت هاي جهاني را دارد. اما به دليل ملاحظاتي چند، هميشه برعليه منافع داخلي كار مي كرده است يكي از ملاحظات، پذيرش آقايي انگليسي ها بود! يعني در جنوب ايران، شهرك ها و يا شهر هايي درست شد كه،بر در آن مي نوشتند: ورود ايراني و سگ ممنوع است! حالا اگر در آمريكا مي نوشتند: ورود سگ و سياهپوست ممنوع است، هموطنان خودشان بودند ، و يا لا اقل دست بالا را نسبت به سياهپوستان داشتند. ولي وقاحت در اين جا، به حدي بالا بود كه از مرز نفهمي، و دريوزگي هم عبور مي كرد.

يك طرف قضيه انگليسي ها بودند كه، شركت داشتند و نفت را  استخراج و  مي بردند. ولي طرف ديگر خود ايراني ها بودند كه، به آن ها پرو بال مي دادند! و خدمت به آن ها را بهتر از : خدمت به ايراني ها مي دانستند.  اين خود باختگي، از زمان ناصرالدين شاه آغاز شد كه: عاشق فرنگ بودند و، ايران و ايراني را مي فروختند تا: به سفر فرنگ بروند.

اعقاب اين قجر ها، هنوز هم هستند و لازم نيست، زياد به مغز خود فشار بياوريم!  همين سازمان مجاهدين خلق كه، رهبر خود را مريم عضدانلوي قجر انتخاب كردند، با همين سنت تا كنون ادامه زندگي داده اند. فروش اطلاعات ايران، حداقل كاري است كه انجام مي دهند. اما دست آن ها برسد، تمام ايران را هم مي فروشند.

دليل دوم ضعف مطالعاتي يا: عقب نشيني حقوقي ايران بوده است. مثلا وقتي نفت را صد ساله، به ويليام ناكس فروختند، بعدا مي توانستند درخواست تعديل يا: ادعاي خسارت بكنند، ولي كسر شان خود دانستند كه، به خاطر چند ميليارد دلار در آمد نفتي، اعتراضي به اهالي بريتانياي كبير بكنند. براي دليل دوم هم لازم نيست چراغ به دست بگيريم، و دنبال آن بگرديم! از قرارداد كرسنت بگير و بيا .... عقلاي قوم مي گويند: ما كه نفت زياد داريم، چه عيبي دارد كمي هم، ديگران سود ببرند! البته اين حاتم بخشي و گشاد بازي آنان، خوب است ولي حواسشان نيست كه: از جيب بيت المال دارند مي بخشند! نه از جيب خودشان. حتي وقتي به آن ها مي گوييم كه: همسايه ها از منابع نفتي و گازي مشترك، سو استفاده مي كند مي گويند: برو  قوي شو اگر راحت جان طلبي!

يعني اگر قطر، سكو زده و گاز ما را مي برد، عيب ندارد ماهم سكو بزنيم و ببريم. از آن ها بيشتر هم ببريم!  و تا موقعي كه سكو نزده ايم، اين حق آن ها است كه: منابع ما را به تاراج ببرند! اين را همان ساده انديشي: ناصرالدين شاهي مي گوييم! مگر قانون جنگل است؟ هركس زور ش رسيد، هرچه قدر خواست ببرد؟ و صاحب اصلي آن مانند كفتار، ته شكار را ليس بزند؟ ان هم كشور هاي كوچك مثل قطر و امارات  و عربستان  به ما زور بگويند؟

   پس حقوق بين الملل و حق مالكيت، و احترام به اموال و داراييها، و امنيت سرمايه ها چه مي شود؟ آيا امنيت سرمايه گذاري و: جلوگيري از دزدي، فقط براي خارجي ها است؟ اموال خودي را هرچه ببرند عيب ندارد؟  اين است كه مي گوييم بجاي اينكه، به فكر ايجاد پالايشگاه و رقابت با: فطر باشيم، بياييم از راه قانوني، جلوي دزدي از منابع مشترك را بگيريم. يعني در كنار جنگ سخت افزاري ، دفاع نرم افزاري از: حقوق نفتي را هم داشته باشيم

La lutte pour les droits du logiciel de pétrole iranien

Pétrole iranien par plus de cent ans, et les plus anciennes sociétés dans le monde. Toutefois, en raison de plusieurs considérations, toujours travailler contre les intérêts nationaux est l'une des considérations, l'admission était un homme britannique! Ce est à dire dans le sud de l'Iran, les villes ou les villes qui étaient vraies, alors écrit l'entrée est interdite en Iran et les chiens! Maintenant, si les États-Unis a écrit: et chiens noirs sont interdits, leurs propres compatriotes, ou au moins eu le dessus sur les Noirs. Mais l'énormité de la place, dans la mesure où la frontière a été fermée, et a également adopté un mendiant.

A côtés britanniques qui ont participé et ont pris le pétrole et les mines. Les Perses étaient d'autre part, il est normal d'avoir des ailes! Et mieux les servir, de servir les Iraniens savaient. Cette perte, le Shah était qu'ils étaient en amour avec l'Occident et l'Iran, a vendu à partir en voyage à l'étranger.

Cette descendants nee sont toujours là et vous ne avez pas besoin de trop mettre la pression sur votre cerveau! Que le chef de file MEK Maryam votre nee a choisi de poursuivre cette tradition avec leur vie. Les ventes de l'information, du moins ce est ce qu'ils font. Mais ce serait vendre la totalité de celui-ci.

La deuxième raison de la faiblesse de l'étude ou le retrait de la loi. Par exemple, lorsque l'huile de Cent Ans, vendus à William Knox, pourraient demander la modification ou plus tard, état de la demande, la médisance, mais il savait que, grâce à plusieurs milliards de dollars en revenus pétroliers malgré les objections de la population de la Grande-Bretagne font. La deuxième raison pour laquelle nous ne avons pas besoin de la lumière, et de regarder pour elle! Contrat Croissant soutien .... Venez gens sages dire que nous avons beaucoup de pétrole, ce qui est mal avec un peu de temps, d'autres en profitent! Bien sûr, leur générosité, mais pas en regardant bien qu'ils donnent les poches des fonds publics! Pas de leurs propres poches. Même quand ils disent que les voisins de pétrole et de gaz exploitation conjointe diront: Allez en haut, si la recherche d'une vie confortable!

Ce est, si le diamètre, frappé et plate-forme gazière nous emmène, nous ne allons pas reprocher à la plate-forme et l'oublier. Ils prennent plus de temps! Et jusqu'à ce que nous ne sommes pas la plate-forme, il est juste qu'ils pillent nos ressources! Ce est les mêmes crétins: Din Shah dire! Sauf si la loi de la jungle? Tout le monde a atteint la force, que vous prenez des demandes? Et le propriétaire de celui-ci comme une hyène, chasse lécher les fesses? Son petit pays comme le Qatar et les Emirats arabes unis et l'Arabie saoudite pour nous forcer à dire?

    Le droit international et les droits de propriété, et de respect de la propriété, et la sécurité des fonds est quoi? Est-ce que la sécurité de l'investissement et de l'inhibition de vol, seulement pour les étrangers? Pas de faute de leur propriété que ce soit? Ce est-à-dire plutôt, l'idée de la raffinerie et de la concurrence: UL, nous viennent de la loi, prévenir le vol de nos ressources communes. Cela signifie que, en plus du matériel, le logiciel, vous avez le droit d'huile 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

غرب براي زنده ماندن، ديگر وقتي ندارد  و بايد، نفس هاي آخر را بكشد.

هرچه جمهوري اسلامي هشدار داد كه: بيايند توافق كنند تا زنده بمانند، كسي گوشش بدهكار نبود. اكنون در اين لحظات باقي مانده، بايد گور خود را بكنند. زيرا چه توافق بكنند يا نكنند، دست خالي بر مي گردند و: در مقابل ملت خود چيزي ندارند و: ناچار بايد ميدان را خالي كنند و، گور خود را گم كنند.

مصرف مواد مخدر،  در افراد رده بالاي آمريكا و اروپا، باعث شده كه در همه زمينه ها دچار توهم شوند! و واقعيت ها را نبينند. ادعاي آن ها اين است چون: اصل جنس را مصرف مي كنند، كسي نمي فهمد و: اثري بر مشاعر و حافظه آن ها هم نمي گذارد. در واقع مانند كبك سر خود را، زير برف كرده اند و: فكر مي كردند برف نمي آيد.

  به گزارش خبرنگار  ماهين نيوز، از محل مذاكرات، اين بار مصرف مشروبات الكلي ، مخصوصا در بين مذاكركنندگان  اخير، بسيار بالا بود. زيرا آن ها مي گفتند كار ما زياد است! و بايد مشروب بخوريم، تا بتوانيم سرپا بايستيم.  البته براي تمسخر طرف ايراني، و پايين آوردن روحيه آنان، بسياري از مواد ديگر را هم مصرف مي كردند. و هرغذايي كه ايراني ها نمي خوردند، آن ها همان را سفارش مي دادند، ولي نمي دانستند كه: دارند گور خود را مي كنند!

ديوانگي و بد مستي آن ها، برايشان بسيار  خوشحال كننده بود! و براي همين مذاكرات را طول مي دهند. و هر روز يك بهانه درست مي كنند. اما خودشان ميدانند ديگر مهلتي ندارند. چون حتي مردم و هواداران: احزاب خودشان هم خسته شدند! لذا تمام راه ها بر روي آن ها بسته شد. و هيچ راهي جز فروپاشي برايشان باقي نماند. خبرنگار ما مي گويد: خوشي بيش از حد آن ها هم براي همين است. زيرا ميترسند ديگر فرصت خوشگذراني، آن هم به هزينه ايراني برايشان پيش نباشد.چون اين اولين  بار بود كه : طرف ايراني زياد سختگيري نمي كرد.

از حاشيه هاي ديگر مراسم، تعطيلي همه كار هاي جاري كشورهاي5+1

بود. چرا كه آنان كار ديگري نداشتند، همگي فقط به سفر فكر مي كردند، و به هتل و غذاهايي كه مي خورند. اين كار به دو دليل انجام مي شد.

دليل اول اين بود: توافق با ايران برايشان بسيار مهم بود، بايد از فرصت بيشتر ين استفاده را مي بردند. استراتژي آنان، كمترين امتياز دادن به ايران، و بيشترين قرارداد بستن بود! البته خواسته هاي چين و روسيه، تفاوت اصولي داشت، چين خواستار سركوب مسلمانان داخلي خود بود، و ايران بايد تعهد مي داد كه حرفي نزند. روسيه هم براي  كاهش سهم ايران از درياي مازندران، و منابع گازي و نفتي  تلاش مي كرد.

اما غربي ها بيشتر درپي آن بودند كه: ايران دارايي هاي بلوكه شده خود را فراموش كند، و بجاي آن قراردادهاي ميلياردي، با خودرو سازان و توليد كنندگان اورانيوم، و صنايع ديگر اروپايي و آمريكايي تعهد شود.

  دليل دوم تداوم جنگ سرد بود، لذاآن ها، خواسته هايي نيز براي گروه هاي  ضد انقلاب ايراني داشتند. تا هم مردم خود را فريب بدهند، و هم منابع اطلاعاتي شان حفظ شود، زيرا تنها راه نفوذ شان آن ها بودند، و بايد براي آنان هم كاري مي كردند. كه بيشترين اين خواسته ها، در اعلاميه هاي حقوق بشري، همزمان طرح مي شد.

خوشبختانه هم سران غربي مذاكره كننده، و هم سران ضد انقلاب در: مصرف دارو با هم؛ هم سليقه بودند. لذا صدور حكم هاي اسلامي در مورد قاچاقچيان، به ضرر هر دو بود و: مي بايست جلوي اين كار را مي گرفتند. اما مقاومت مردم ايران، همه دست هاي آن ها را خالي گذاشت، و ترفند هاي آنان از بين رفت. و الان يك راه بيشتر ندارند : پيمودن آخرين گام تا فروپاشي
Ouest dernier souffle
Ouest de survivre, tandis que d'autres ne sont pas, et ne doit, prenez votre dernier souffle.
La République islamique a averti que l'accord venir à rester en vie, qui ne serait pas écouter son oreille. Il est resté à ce moment, doivent faire leurs tombes. Si oui ou non ils sont d'accord, et retournent les mains vides, faire quelque chose contre leur propre peuple, ils seraient champ vide, ils ont perdu leurs tombes.
Usage de drogues dans de haut niveau aux États-Unis et en Europe, provoquant l'illusion qu'ils sont en tous points! Et à voir la réalité. Ils prétendent que ce est comme le matériau qu'ils consomment, et personne ne comprend, ne pas avoir d'effet sur l'esprit et la mémoire. En fait, sa tête comme le Québec, avoir de la neige: la neige ne le pense pas.
   Karimi Nouvelles journaliste, de la procédure, le fardeau de l'alcool, en particulier chez les négociateurs dans le passé, était très élevé. Ils ont dit que ce était parce que notre travail est grand! Si manger et boire, pour être en mesure de se tenir debout. Pour ridiculiser la partie iranienne, et abaisser leur moral, de nombreux autres matériaux sont consommés. Iraniens ne mangent pas de nourriture qu'ils avaient commandé le même, mais ne savent pas qu'ils ont leur propre tombe!
Mad ivre et mal, ce était un plaisir pour eux! Et par conséquent, les négociations sont terminées. Et chaque jour est une bonne excuse. Mais ils ne savent pas d'autre répit. Parce que même les gens et les partisans des partis eux-mêmes étaient épuisés! Par conséquent, toutes les routes ont été fermés sur eux. Fermer mais pas moyen pour eux reste. Notre correspondant dit que ce est pourquoi ils sont heureux aussi. Parce qu'ils ont peur d'autres occasions de divertissement, il ne coûterait pas les Iraniens eux. Comme ce était la première fois que la partie iranienne ne était pas hautement drastiques.
En marge de la cérémonie de clôture, tous les travaux en cours 5 + 1 pays
Respectivement. Sinon, pourquoi ont-ils tout simplement pensé que le voyage, et l'hôtel et la nourriture qu'ils mangent. Cela a été fait pour deux raisons.
La première raison: l'accord avec l'Iran était très important pour eux, ont profité de cette occasion plus loin. Leur stratégie, la note la plus faible du pays, et le contrat a été! Les exigences de la Chine et la Russie, avait une différence fondamentale, les musulmans suppriment la demande intérieure en Chine, et l'Iran devraient se engager qu'il ne parle pas. La Russie est de réduire la part de la mer Caspienne, les ressources pétrolières et gazières et de lutter.
Mais les Occidentaux étaient plus préoccupés que l'Iran a bloqué actifs perdus, et les contrats à la place milliards, avec les constructeurs automobiles et les producteurs d'uranium, et l'engagement à l'industrie européenne et américaine.
   La deuxième raison est la poursuite de la guerre froide, par conséquent, les demandes de groupes anti-révolutionnaires en Iran. Pour tromper leur peuple et de leurs ressources d'information pour être préservés parce que ce était la seule façon de leur influence, et ils faisaient de leur travail pour eux. Les plus hautes exigences, la déclaration des droits de l'homme, était le même plan.
Heureusement, les dirigeants du négociateur de l'Ouest, et les dirigeants anti-révolutionnaires dans leur consommation de drogue, ont été boudent. Le verdict islamique sur les trafiquants, au détriment des deux, et, si elle doit se arrêter. Mais la résistance du peuple iranien, tous laissé vide, et les trucs qu'ils disparu. Et maintenant, je ai une façon de plus: prendre l'étape finale se effondrer.
 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۴ نظر(0)

 

مطابق كنوانسيون هاي ژنو و سازمان ملل، هر مردمي كه تحت ستم واقع شوند، يا سرزمين آنان اشغال ، يا از سرزمين خود اخراج شوند، حق دارند اسلحه بدست بگيرند و: از خود دفاع كنند حتي، اين كنوانسيون ها مقرر مي دارند كه: فرار كردن حق زنداني و اسير شده ها هست.

اصلا سينماي هاليوودي، براساس همين كنوانسين ها رشد گرفت! و در جهان مقبول افتاد زيرا،  در همه فيلم ها، يك نفر كه به ستوه آمده ، يك تنه برعليه دشمنان مي جنگد! و پيروز مي شود. پيروزي تمام قهرمانان اين فيلم ها، فقط متكي به سلاح هاي آنان است. كه از راه هاي مختلف و با انواع مختلف؛ در اختيارشان قرار مي گيرد.

حالا چطور شده كه مردم فلسطين، از اين حق محروم بايد باشند؟ مردمي كه بيشترين: دوران اشغال را سپري مي كنند، و بالاترين قرباني را در اين راه داده اند.

حتي در فلسفه نظري هم، اسلحه يك ابزار مقدس  است. غربي ها اگر در خانه هيچ چيز نداشته باشند، داشتن يك اسلحه حداكثر دارايي آن ها محسوب مي شود. چون با تكيه بر آن اقتدار مي يابند، و به همه چيز دست پيدا مي كنند. آن هم در كشورهايي كه ادعا مي كنند: امنيت و دموكراسي بالاترين حد خود را دارد! در همه دنيا، اسلحه مانند ناموس هرشخص است و: حالا چرا فلسطيني بايد بي ناموس باشد؟ چه كسي گفته كه آنان نبايد سلاح داشته باشند!

البته غربي ها همه چيز را براي خود مي خواهند. نهضت ضد جنگ و ضد اسلحه را هم، فقط براي جهان سومي ها به راه مي اندازند! گويا مردم ديگر كشورها، شهروند هاي درجه دو هستند و: تعريف همه چيز براي آن ها، بايد برعكس غرب باشد.

مدتي شرق را مجبور كردند كه: سلاح ها را كنار بگذارند! و ژاپن بدون ارتش شد،و فيلم هاي سامورايي را حمايت كردند. در ايران هم بابا شمل ها و كلاه مخملي ها را، به راه انداختند كه هدف آن ها، ترساندن مردم شرق، از دست زدن به اسلحه بود! و بايد به جاي سلاح هاي گرم، از سلاح هاي سرد و سنتي استفاده مي كردند! چاقو و قمه مقدس شد،  از تاريخ برگردانده و: به كمر ها بسته شد!

مدتي نيز ديدند كه اين هم، براي شرق زياد است! مبارزه با دست خالي را تبليغ كردند. بعد خودشان سلاح هاي مرگبار را، هرچه بيشتر توسعه دادند تا: كاراته كار ها و شمشير باز ها را، قبل از اينكه بجنبند، بسرعت از بين ببرند.

اما آن ها كور بودند و: خيلي چيز ها را نمي ديدند، و براي همين آخر تبليغات آن ها، بر ضد خودشان تمام شد. مردمي واقعا با دست هاي خالي، بر عليه آنان، انقلاب بزرگي را سامان دادند! در ايران اسلامي چه در زمان انقلاب، و چه در دوران جنگ، موج انساني بر عليه  موج ماشيني، قيام كرد و پيروز شد.

كپي اين حركت به فلسطين رفت، و جوانان با سنگ و تيركمان، به جنگ تانك و نفر بر رفتند. و در رزم هاي تن به تن، در جنگ 33 روزه و 22 روزه و 50 روزه، درس سنگيني دادند.

اگنون نيز اوباما و ديگران، ايران راتحريم مي كنند، به خيال اينكه دست هاي ايران خالي بماند! و تسليم شود ولي، دستهاي خالي ما براي پيروزي است، نه تسليم شدن. اگر تاريخ را خوب خوانده باشند، كاراته و شمشير بازي، يك رسم ايراني است. و اصلا كلمه كاراته، فارسي و به معني دست خالي است. آن ها نه تنها از بدترين توافقها مي ترسند، از بهترين آن هم ترس دارند! زيرا اگر توافق هسته اي صورت گيرد، ديگر چيزي براي تبليغات ندارند! و فروپاشي 5*1 قطعي است
Peuple palestinien armé, ce est une procédure juridique.
Selon les Conventions de Genève et l'ONU, les gens qui sont opprimés, occupé leurs terres, ou d'être expulsés de leurs terres, et leur bras droit, se défendre, même, de la Convention stipule que: Évasion le prisonnier a le droit bien.
À Hollywood, selon les conventions ont été cultivées! Elle a été acceptée dans le monde, dans tous les films, celui qui est fatigué, le corps se bat contre les ennemis! Et gagne. Victoire Champions toutes les vidéos, simplement en fonction de leurs bras. Dans différentes manières et avec différents types, sont prévus.
Maintenant, ce est le peuple palestinien doivent être privés de ce droit? Le plus populaire: l'occupation à dépenser, et la plupart des victimes sont de la manière.
Même dans la philosophie théorique, le pistolet est un outil sacré. Western rien si ce ne est à la maison, avoir une arme est le montant maximal des actifs. Parce qu'il détient le pouvoir d'exister, et d'acquérir tout. Même dans les pays qui prétendent: le plus haut niveau de sécurité et de la démocratie elle-même! Dans le monde entier, et des armes telles que la dignité de la personne est: Pourquoi les Palestiniens doivent être vertueux? Qui a dit qu'ils ne ont pas d'armes!
Les Occidentaux veulent tout pour eux-mêmes. Le mouvement anti-guerre et anti-gun, pour lancer le tiers monde! Apparemment, les gens dans d'autres pays, sont des citoyens de second ordre, par définition, tout pour eux, contrairement à l'Occident.
Alors que l'Est a dû: armes de côté! Et le Japon avait pas d'armée, et des films de samouraïs en charge. Papa est dans les pétrissage et de velours chapeaux, lancé son but, effrayer les gens de l'Est, touchant le pistolet! Et plutôt que des armes à feu, les armes utilisées dans le froid traditionnelle! Couteaux et poignards étaient sacrés, de la date de retour au dos de l'emballage!
Bien vu aussi que cette fois, l'Est est élevé! Promu main vide combat. Après armes létales eux-mêmes, développé par: karaté et l'épéiste, avant qu'ils ne, tuent rapidement.
Mais ils étaient aveugles, ils font beaucoup de choses, et à la fin de sa campagne contre tous. Les gens ont vraiment avec les mains vides, contre laquelle l'ordonnance était super! Révolution islamique en Iran à l'époque, et en temps de guerre, contre la vague humaine machine à vagues, de rose et triomphé.
Copiez ce mouvement à la Palestine et les jeunes avec des pierres et Slingshot, les réservoirs et les gens sont allés à la guerre. Et une bataille rangée au cours de 33 jours et 22 jours et 50 jours était lourd.
Agnon que Obama et d'autres, pour sanctionner l'Iran, la pensée d'être laissé les mains vides! Et de le soumettre, nos mains vides pour la victoire, pas se rendre. Si l'histoire est une bonne lecture, le karaté et l'escrime, un complot iranien. Je ai fait le karaté, le persan et signifie main vide. Ils ont convenu non seulement la pire crainte est la crainte de la meilleure! Si l'affaire est conclue, rien à faire de la propagande! Fermer 5 * 1 et définitive. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۸/۱۳۹۳ - ۱۹:۵۹ نظر(0)

 

 اخيرا باب شده كه هر كس، هر گناهي مي كند، تا مي گويند چرا اين كار را مي كني؟ مي گويد تفريح نداريم ! در حاليكه بنا بر فرموده امام علي، بالاترين تفريح كار است. اينهمه زمين خدا رها شده و: بي كشت و كار است، اگر واقعا تفريح ندارند بروند و: اين زمين ها را  آباد كنند تا طبق فرموده رسول خدا، صاحب آن زمين هم بشوند. زيرا زمين متعلق به كسي است كه آن را  آباد كند.(الارض لمن احياها) چرا همه دوست دارند، به قهوه خانه بروند و قليان بكشند؟ يعني واقعا آنقدر كار كرده اند كه، نياز به تفريحي غير از كار دارند؟ يا آنقدر پولشان زياد است كه: بروند قهوه خانه و، پول تمام آدم هاي قهوه خانه را حساب كنند؟

     به نظر ما گرچه اين حرف را، از زبان قليان نشين هاي جوان مي زنند، ولي حرف آدم هاي زنباره و خرمست گذشته است. آن هايي كه تا پاسي از شب، وقت را در ميخانه ها و روسپي خانه ها مي گذراندند! و حالا كه تعطيل شده، در حسرت آن گناهان بزرگ مي سوزند! متاسفانه پس از گذشت سي و چند سال، هنوز پيام انقلاب اسلامي را درك نكردند. يا نمي خواهند درك كنند.

      انقدر هم مردانگي ندارند اگر، چيزي را خودشان دوست دارند ولي، مردم دوست ندارند، به احترام مردم كنار بگذارند. اما اگر آن گناه كردن ها، براي جوانان آن موقع تفريح به حساب مي آمد، هر گز قيام نمي كردند و: مشروب فروشي ها و سينما ها را آتش نمي زدند . آن ها ميدانستند اين روسپي كه كنارش مي خوابند، خواهر يا مادر يكي ديگر است، و اگر كسي با خواهر يا مادر آن ها، چنين كاري مي كرد، چه اتفاقي مي افتاد؟

آن ها مي ديدند كه برخي جوانان، بجاي اينكه كنار خانواده هاشان باشند، در اثر استفاده از مواد مخدر و مشروبات، در كنار خيابان افتاده اند.

بنا بر اين همه آن هايي كه اين تخم لق را، در دهان مردم مي شكنند، يا به جوان ها ياد مي دهند كه: تفريح را فقط گناه كردن بدانند. افراد نامرد و بي هويت هستند. دولت و شهرداري ها، اينهمه زحمت مي كشند پارك درست مي كنند و: وسايل ورزشي تعبيه مي كنند، كتابخانه و تئاتر و سينما مي سازند، باز آن ها مي گويند تفريح ندارند! و ميروند در ميان پارك ها، بجاي تشويق جوانان به ورزش و مطالعه، آن ها را به ماري جوانا، بنگ و حشيش و قليان تشويق مي كنند.

كسي كه اولين بارو عليرغم ميل باطني، دست به گناه برد  باز هم اين كار را مي كند. و براي همين است كه سيگار كشيدن را، دروازه اعتياد مي دانند . آمار ها هم نشان مي دهد :همه معتادان بلا استثنا از سيگار شروع كردند . همه آن ها سيگاري هاي قهاري هستند، و حتي خيلي از آن ها اعتياد خود را در: پوشش سيگار مخفي مي كنند. يعني آنقدر سيگار مي كشند تا مردم، ذله شوند و بگويند برو همان هروئين را بكش و به ما كاري نداشته باش!

   در قليان خانه ها بايد تا زانوي هركس! دود قليان باشد و الا او را راه نمي دهند! اصلا قهوه خانه را پر مي كنند از دود، تا براي اشخاص غير معتاد، ورود به آنجا آزار دهنده باشد. روش معتاد شدن جوانان و خردسالان هم، همين سيگار و قليان است. ابتدا با توتون شيرين! شروع مي كنند بعد مي بينند كافي نيست، به توتون تلخ مي روند و بعد، مي بينند رضايت بخش نيست، و به اندازه كافي خمار نمي شوند، درون آن مواد روانگردان و اعتياد آور مي ريزند. و بعد هم كه ديگر راه برگشتي وجود ندارد، به ساقي تبديل مي شوند تا، در آمد اعتياد خود را به دست آورند.

توجيهات بامزه تر از اين ها هم وجود دارد: سيگار مالبرو وارد مي كنند و مي گويند: اصل جنس باشد آدم معتاد نمي شود! كار خانجات دخانيات را توسعه مي دهند! و مي گويند اگر سيگار بومي باشد، بهتر از وارداتي است!

قليان راه مي اندازند مي گويند: از سيگار بهتر است و، اعتياد آور هم نيست! يا مانند افغاني ها، ناس مصرف مي كنند و مي گويند: يك بسته ناس ارزان قيمت،  بجاي صد پاكت سيگار گران قيمت! از آن بد تر عده اي مي گويند: الكل و ترياك براي بدن لازم است! قواي جنسي را تقويت مي كند!  در حاليكه امام موسي كاظم فرمود: خداوند در حرام شفا قرار نداده است. 
 
Qu'est-ce pas amusant? Récemment ouvert à toute personne coupable, pourquoi avez-vous à dire? Dit avoir du plaisir! Toutefois, selon l'Imam Ali, le travail le plus amusant. Mais Dieu a abandonné la terre, sans culture, si vous ne disposez pas vraiment amusant et allez: cette terre au Saint Prophète Abad, le propriétaire du terrain peut également se produire. Parce que la terre appartient à la personne qui l'a développé. Pourquoi les gens veulent quitter le café et tuer narguilé? Cela veut dire qu'ils ont vraiment besoin d'avoir du plaisir en dehors du travail? Ou autant d'argent que aller à la boutique de café et l'argent compter chaque personne dans le café? À notre avis, cependant, ces mots, le jeune rester dans leur bulle, mais les gens parlent et âne ivre Womanizer passé. Ceux jusqu'à la mi nuit, le temps passé dans les pubs et les maisons closes! Et maintenant, il a été fermé, les péchés regrettent brûler! Malheureusement, après trente ans, n'a toujours pas comprendre le message de la révolution islamique. Ou ne sera pas comprendre. Si vous n'êtes pas assez masculin, mais ce qu'ils aiment, ne pas aimer les gens à respecter les gens de côté. Mais si elle est un péché de jeune cavité a été considéré à l'époque, et jamais ne monte pas: ils ne sont pas les barres d'incendie et de cinémas. Ils savaient que les prostituées qui dorment à côté d'elle, la sœur ou la mère est une, et si la soeur ou la mère de quelqu'un, il peut être une telle chose, ce qui se passerait?

Ils ont vu que certains jeunes, avec leurs familles plutôt que d'être sous l'influence de drogues et d'alcool, sont tombés dans la rue.

Par conséquent, tous ceux qui perdent leurs œufs dans la bouche tombe en panne, ou d'enseigner aux jeunes que le seul péché est amusant d'apprendre. Ils sont lâches et de l'identité. Gouvernement et les municipalités, cependant, faire bouger les choses et ils se garent juste: équipement de sport est installé, la bibliothèque et le théâtre et le cinéma, disent-ils encore, il est pas drôle! Et aller au parc, au lieu d'encourager les jeunes à les exercer dans la marijuana, du cannabis et de tabac à pipe Bang et encourager.

L'arrondissement qui réticence, il fait toujours un péché. Et pourquoi est non, envisager une drogue d'introduction. Les statistiques montrent également que, sans exception, tous les toxicomanes ont commencé à fumer. Tous sont des cigarettes fortes, et même beaucoup de sa dépendance: couverture de cigarette obscur. Cela signifie tellement de choses à la fumée de personnes, résidentiel et dire que nous ne devons pas aller comme l'héroïne et le cul! Tout le monde devrait être jusqu'aux genoux dans une maison de narguilé! Bientôt, elle narguilé fumée est pas le chemin! Au cafés sont remplis de fumée, les personnes non toxicomanes, entrant comme ennuyeux. Jeunes et les enfants sont de plus en moyens toxicomanes, cette fumée est et narguilé. À partir de tabac doux! Puis ils commencent à ne suffit pas de voir, et puis aller à tabac amer, voir pas satisfaisante, et la gueule de bois ne suffit pas, puis versez les substances psychoactives et dépendance. Et puis il ya l'autre le chemin du retour, le joueur est devenu, dans sa dépendance a été obtenu.

Il ya aussi une justification drôle que cela: fumer Malbrv entrera et dire le sexe est pas accro homme! Les compagnies de tabac ont mis au point! Et dire si le tabagisme est indigène, importé est mieux!

Lancement Narguilé disent qu'il vaut mieux que de fumer, et il est pas addictif! Ou comme les Afghans, le NAS utilisera et dire à proximité NAS bon marché, cent paquets de cigarettes plutôt cher! Pire que cela, disent certains, de l'alcool et de l'opium est nécessaire pour le corps! Renforce les pouvoirs sexuels! Alors que l'imam Moussa Kazim a dit: Dieu n'a pas guéri interdit.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۵۵ نظر(0)

 

. همه چيز را بدانند و از همه چيز سر در بياورند.

غرب سال ها زحمت كشيد، تا تقسيم كار را جا بياندازد و بگويد: كه كار بايد تخصصي باشد! و حالا با تمام قدرت، زده زير اين حرف ! البته اين خيانت از موقعي شروع شد كه:رشته هاي بين رشته اي اختراع شد!

در گذشته نه چندان دور، دو نوع تقسيم كار وجود داشت.  خوب و بد! زشت يا زيبا، بعدا آمدند آن را به آسماني و زميني،ا فيزيكي و متافيزيكي، تقسيم كردند.  يوناني ها اولين كساني بودند كه: اين دوگانگي را انتزاع كردند. يعني در ايران، اين دوگانگي يا دوگانه پرستي، وجود داشت ولي چندان جدي نبو.د. مبارزه خير و شر، نور و تاريكي ! بحث مي شد ولي، اصالت نداشت يعني همانطور كه خداوند ، شيطان را آفريد، بدي اصالت نداشت، بلكه انحراف از خوبي بود.

اما روميان اين را كاملا جدا كردند، و گفتند عيسي ع به كار آسمان ها باشد، و قيصر به كار زميني ها برسد! و اين دو را متضادي دانستند كه، باهم قابل جمع نبودند. اين تقسيم بندي تا اين اواخر هم بود.  فيزيك و متافيزيك نام داشت. آن ها فيزيك را علمي مي دانستند، و متافيزيك را فانتزي و غير علمي . البته اخلاق لارج! هم داشتند و مي گفتند" متافيزيك عقايد شخصي است، و هركس آزاد است آن را باور كند يا نكند!

اما پيشرفت علم مخصوصا در: روانشناسي پاولوف، راه را براي تجربي كردن متافيزيك، يا متافيزيكي كردن تجربه باز كرد. يعني پاولوف روان را كه، نا ديدني بود به ازمايشگاه و : به زير تيغ جراحي برد! و با اثبات آزمايشگاهي: انعكاس شرطي، راه را براي علمي كردن ناديده ها، هم باز كرد. بعدا، جامعه شناسي قدم به ميدان گذاشت. بعد هم گفتند: هر علمي رياضيات را بپذيرد علم است. همانطور كه ذيمقراطيس بر درب آكادمي نوشته بود: اگر كسي رياضي نمي داند داخل نشود. و دكتر شريعتي اين را به ايران آورد، و زرنگي كرد حتي اديان و تاريخ اديان را هم، به آن اضافه نمود.

   الان در دنيا ديگر تخصص بحث نيست، بلكه انفجار اطلاعاتي كار رابجايي رسانده كه: همه بايد همه چيز را بدانند! مثلا امروز هاشمي زيباسازي شهرداري، در سمينار نور و روشنايي مي گفت: مديران و مسئولان همه بايد چند واحد، طراحي نور بگذرانند تا: در مراسم مذهبي، و ملي و باستاني، مردم فقط يك رشته لامپ را تداعي نكنند!  و علماي مديريت مي دانند كه: مديران بدبخت چه چيز ها كه نبايد بخوانند!

چند روز پيش هم خبرنگار پيش كسوتي، در نمايشگاه مطبوعات مي گفت« همه مردم دنيا خبرنگار هستند! و بايد با خبر آشنا باشند. استاد آمار هم مي گفت: برخي فرمول هاي آماري را، بايد همه مردم بدانند!و با تحليل آماري آشنا باشند. اصلا كار روابط عمومي همه سازمان ها، اين است كه عموم مردم را با: وظايف سازمان آشنا كنند.

   وظيفه دموكراسي هم، حكم مي كند كه همه، همه چيز را بدانند و، در همه چيز اظهار نظر كنند. حتي اظهار نظر شفاهي هم كفايت نمي كند، بايد پرسشنامه پركنند و: دقيقا به همه سوال هاي، همه ساز مان ها را جواب بدهند. آن هم  نه يك جواب الكي! بلكه پيشنهاد سازنده و  بامطالعه و قابل اجرا. 

Tout doit être polyvalent.

Tout ce qu'ils savent et tout de front.

Ouest a fallu des années d'efforts, à jeter dans le lieu de travail et dire qu'il doit être spécial! Et maintenant, avec toute la puissance, sous le mot! Tout a commencé lorsque la trahison des enseignements interdisciplinaires ont été inventés!

Dans le passé pas trop lointain, il y avait deux types de division du travail. Bonne et mauvaise! Laid ou beau, il est venu plus tard vers le ciel et la terre, la physique et métaphysique, en les divisant. Grecs furent les premiers qui ont cette dualité de l'abstraction. En d'autres termes, la dichotomie de double-jeu, mais il n'y avait pas trop grave .. lutte du bien et du mal, la lumière et l'obscurité! Il a fait valoir, cependant, que pas principauté que Dieu a créé Satan, l'originalité était pas mal, mais une perversion de bon.

Mais les Romains étaient complètement séparés, comme disant Christ est l'œuvre du ciel, et la terre sera César de travailler! Ces deux contradictoires savait que, ne montrent pas une somme importante. Elle a été classée jusqu'à récemment. Physique et métaphysique a été appelée. Ils savaient physique, imaginaire scientifique et non-scientifique et métaphysique. Les grands cours d'éthique! Ils disaient aussi «la métaphysique, de la religion, et chacun est libre de croire ou pas!

Mais les progrès de la science, en particulier en psychologie pavlovienne, de manière expérimentale pour la métaphysique ou de l'expérience métaphysique ouverts. À savoir, le Pavlov mentale, était inconnu du laboratoire et intéressant d'être sur la table d'opération! Et des données de laboratoire: refléter la façon conditionnelle pour la science à ignorer, à la fois ouvert. Plus tard, la sociologie, l'étape de gauche à droite. Puis il dit à reconnaître la science des mathématiques. Comme la porte Zymqratys Académie a écrit: Si quelqu'un sait le calcul est pas. Shariati et l'amener dans le pays, et ses religions de Knack et l'histoire religieuse ainsi, il a ajouté.

    Je me spécialise dans un autre monde, pas de discussion, mais le point de l'explosion a utilisé des informations que tout le monde devrait tout savoir! Par exemple, aujourd'hui Hashemi embellissement de la ville, à la lumière du séminaire dit administrateurs ont tous quelques éléments conçus pour laisser passer la lumière dans les cérémonies religieuses, et ancienne nation, les gens ne pas associer une chaîne de lumière! Et les spécialistes de la gestion savent que ce que les gestionnaires pauvres qui ne lisent pas!

Il ya quelques jours, le journaliste vétéran, la presse spécialisée a dit: «Tous les hommes naissent journaliste! Et doit être familier avec l'histoire. Professeur de statistique a également dit quelques formules statistiques, tous les gens doivent savoir, et se familiariser avec l'analyse statistique. Je l'ai fait le travail de relations publiques pour toutes les organisations, est que le grand public: Les responsabilités de l'organisation.

    La tâche de la démocratie, la règle est que tout le monde devrait savoir tout et dans tout ce qu'ils disent. L'expression verbale ne suffit pas, vous devez remplir le questionnaire et, précisément pour toutes les questions, nous pouvons tous répondre. Il est pas une réponse fausse! Mais aussi des suggestions constructives et à lire et exécuter. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۲ نظر(0)

شايد ديگر كسي نباشد مثل: دهه شصتي هاي اروپا و آمريكا، خيلي تند بر عليه دين و روز قيامت حرف بزنند، ولي بهر حال هستند كساني كه: هنوز مي گويند مرگ آخر دنيا است! و  بعد از آن ديگر چيزي وجود ندارد! اما تشييع جنازه ها در سراسر جهان، اين حرف را تكذيب مي كنند!

ميزان استقبال مردم از تشييع جنازه، در واقع حرف زدن مرده اي است كه: ديگر در ميان ما نيست. كسي كه مردم در تشييع جنازه او،  سنگ تمام مي گذارند، معلوم است كه زنده است، و براي اطرافيان خود حرف مي زند، و آن ها را تشويق مي كند. شما مي بينيد كه يك نفر هست، كه تا موقعي كه مثل ما زنده است، و راه مي رود كسي او را نمي شناسد! ولي وقتي مرد ناگهان همه او را مي شناسند.

 اين رسم يك قبيله ، يك قوم و ملت نيست، در همه جاي جهان، هستند كساني كه با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شايد اينطور هم بتوان گفت كه مردم، از مرده و جنازه يك شخص، استفاده مي كنند تا حرف خود را بزنند . يعني اين مرده نيست كه حرف مي زند، بلكه مردم از زبان مرده حرف مي زنند. البته بك فرق كوچك بين آدم هاي مرده و زنده هست، و آن اينكه مرده ديگر نمي تواند بد باشد! به همين دليل تعريف و تمجيد، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موكول مي شود! چرا كه ميدانند از شنيدن اين تعريف ها، مغرور نمي شود و تغيير مسير نمي دهد.

آدم زنده وقتي تعريف مي شنود، يا آن را باور مي كند يا نمي كند، يا خود به آن آگاه بوده يا نبوده است، و در هر حالت تغييراتي در او ايجاد مي شود. كه بعدا به تغيير رفتار ها منجر مي شود. يكي از اين تغيير رفتار ها ممكن است مثبت باشد، يعني سعي كند از اين تعريف مردم، بفهمد كه كار او درست بوده و: بايد خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعكس است! يعني از تعريف ها چنين نتيجه مي گيرد كه" راه جديدي براي فريب دادن مردم پيدا كرده است! تا با استناد به اين تعريف و تمجيد ها، اهداف شخصي و پنهاني خود را دنبال كند.

    به همين جهت گفته شده كه: از اشخاص، در مقابل خودشان تعريف نكنيد. زيرا ممكن است دچار توهم شود، و به كسي كه اين كار را بكند هم، چاپلوس مي گويند. اما پشت سر مرده، هر چند تعريف كنيد، او ديگر كفن خود را خراب نمي كند! بررسي جامعه شناختي اين حركت، گوياي اين است كه مردم هميشه، ارزيابي را به دقايق آخر موكول مي كنند. به زماني كه راه بازگشت يا: ميانبر زدن نباشد..

به همين دليل افرادي كه رنگ عوض مي كنند، و موضع خود را تغيير مي دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نيستند. وقهرمانان كساني هستند كه: تا پاي جان بر گفته و رفتار خويش ايستادگي مي كنند.  و در اديان هم گفته شده كه: هميشه به ياد مرگ باشيد. يعني خود را در سرازيري تصور كنيد، كه فقط بايد جلو برويد! راه برگشت يا توقف معني ندارد. بطور كلي بايد گفت: زندگي بايد همه فعاليت باشد و بيش فعالي! چون بعد از مرگ، استراحت واقعي آغاز مي شود. اما اگر در دنيا خوب فعاليت نكنيم، استراحت ديگري در كار نيست. مانند زنبور ها يا مورچه ها ، اگر در فصل كار خوشگذراني كنند، و چيزي اندوخته نكنند، در زمستان از گرسنگي مي ميرند

Où parler les morts!

D'autres, qui peuvent ne pas aimer: le pouce de l'Europe et de l'Amérique, très rapide contre la religion, et l'apocalypse talk, cependant, sont ceux qui disent encore que la mort est la fin du monde! Et puis il ya autre chose! Mais funérailles à travers le monde, ces mots sont un mensonge!

Les gens sont félicités de l'enterrement, qui est en fait parler de la mort: plus avec nous. Les gens qui, dans son enterrement, l'ensemble de leurs pierres, qui se sont avérés être en vie, et parle à sa famille, et les encourager. Vous voyez que l'homme est, que quand nous vivons comme ça, et il ne sait pas qui est! Mais quand l'homme a soudainement tout le monde qu'il connaissait.

  La tradition d'une tribu, pas une seule nation, dans toutes les régions du monde, sont ceux avec sa mort, est devenu plus populaire. Il pourrait aussi faire valoir que les personnes, le cadavre d'une personne, l'habitude d'avoir leur mot à dire. Cela ne veut pas mort qui parle, mais les gens parlent la langue des morts. La petite différence entre Adam Beck mort et il est vivant, et que la mort ne peut pas être mauvais! Donc les éloges de personnes après leur mort soit reporté! Parce qu'ils savent à l'écoute de ces définitions, pas arrogant et ne se déplace pas.

Adam vivant lors de la définition entendre, ou croyez-le ou pas, ou si elles sont au courant ou pas, et en tout cas il des changements se produisent. Ce qui conduit alors à un changement de comportement. Un tel changement peut être positif, soit il tente de définir les gens ne comprennent pas qu'il avait raison et devrait la promouvoir. Mais souvent, il est à l'opposé! Telle est la définition et a conclu que "a trouvé une nouvelle façon de tromper les gens en fonction de compléter leurs objectifs individuels et leur hidden track.

     Ainsi, il est dit que les individus ne se définissent pas contre. On peut supposer, et qui le font bien, dit flatteur. Mais derrière la mort, dit cependant, elle ne ruine pas votre enterrement! Étude sociologique de la motion, montrent que les gens vont toujours évaluer à être reportée à la dernière minute. Chemin du retour quand, que ce soit: il n'y a pas de raccourci manipulation.

Pour cette raison, ces couleurs vont changer, et changer souvent de position ne font pas confiance personnes. Championnat qui, désespérée de se démarquer et de son comportement. Et les religions ont été dit que vous devez vous rappeler toujours la mort. Imaginez que dans la descente, ce qui ne devrait aller de l'avant! Chemin du retour ou arrêt n'a pas de sens. En général, il faut dire que toute la vie devrait être plus active! Parce que, après la mort, la véritable rupture commence. Mais si le monde ne fonctionne pas bien, le reste d'autre. Comme les abeilles ou les fourmis, si la saison le plaisir, et ne pas stocker quoi que ce soit dans la filière de l'hiver de la faim. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۸/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

در حاليكه 40كشور نتوانستند" جلوي داعش تكفيري بايستند، يك اعجوبه نظامي ايران، همچنان ميدان داري بر عليه داعش را در دست دارد. ميدانيم كه 40كشور، اتحاديه اي  عليه داعش تشكيل داده و: از امكانات فوق سري استفاده مي كنند. ولي در عمل، به اقرار خودشان، به اشتباه حملاتي انجام مي دهند! كه اگر به نفع داعش نباشد، برعليه آن هم نيست! اما اعجوبه ايراني، ساكت و فروتن، هر عملياتي را هدايت مي كند، به ازاد سازي آن بخش از خاك عراق، كه در دستان داعش است مي انجامد.

 البته ايران از اين اعجوبه ها زياد دارد! . يعني بجاي سردار سليماني، هركدام از فرماندهان ديگر هم اعزام مي شدند، همين عملكرد موفق در برابر داعش تكفيري داشتند. و شايد اين آب و خاك ايران است كه، در همه زمينه ها اعجوبه تربيت مي كند! مانند آثار باستاني كه ديگران ندارند! ولي به آن افتخار مي كنند، در ايران بقدري فراوان است كه، كسي به آن محل نمي گذارد!

در يكي از ايات قراني آمده كه: شما از دشمنان نترسيد، هريك از شما با چند نفر آنان مقابل هستيد. و اگر ايمان داشته باشيد، هرصد نفر از شما برابر هزار نفر آنان خواهد بود! زيرا آنان نفهم هستند! خيلي ها اين را ساده لوحي دانسته يا: فقط براي روزگار گذشته ميدانند، ولي اينطور نيست.  همه ايات قران روز آمد، هستند و  براي امروز ما مي باشد.

ايران اسلامي هم ، از ابتدا با همين فرمول پيش رفته است كه: يك تنه در مقابل همه مستكبران ايستاده، و پيروز هم شده است. چه در دوران انقلاب اسلامي، كه همه دولت ها و جامعه جهاني، پشت سر شاه بودند و: از او حمايت مي كردند. چه در زمان 8سال دفاع مقدس، كه همين 5+1 و جامعه جهاني از تمام امكانات، براي تقويت صدام استفاده مي كردند! و چه در فتنه 8ماهه سال 1388كه، باز هم همه متحد شدند و: پشت سر موسوي خائن ايستادند.

آن ها هيچگاه دست از اتحاد، برعليه ايران بر نمي دارند! حتي اگر در مذاكرات كم بياورند، فوري سراغ تحريم مي روند، و اگر از تحريم نتيجه اي نگرفتند، به سراغ هنرمند فوت شده مي روند! و او را نه تنها سالم معرفي مي كنند، كه مي گويند دولت او را كشته! و بعد هم كه به علت ازدحام مردم، دفن او شبانه صورت گرفت، بازهم مي گويند كه او دفن نشده است !

اما همه اين ها اشكالي ندارد، زيرا آن ها كاري جز اين بلد نيستند! و براي اين است كه قران مي گويد نمي فهمند. يعني خيلي از مسائل را درك نمي كنند. يكي از اين مسائل آن است كه" سي و پنج سال است كه مي گويند" رژيم جمهوري اسلامي، فردا از بين مي رود! گويا  نوار صدايشان گير كرده و: اين موضوع را تكرار مي كنند، و اصلا نمي فهمند كه: ديروز هم همين حرف را زده بودند! و هزاران ديروز ديگر هم، همين حرف را تكرار كرده بودند/

گويا از نظر آنان، اين فردا هرگز آمدني نيست، و اين فهم آنان است كه: گذر زمان را متوجه نمي شوند، و تحولات ايجاد شده را باور نمي كنند. اما عليرغم ميل آن ها، تحولات به پيش مي رود، و هر روز فتح و پيروزي تازه اي، براي ملت مسلمان و انقلابي ايران رقم مي خورد. و شايد همين چند روز آينده، جشن ملي توافق هسته اي هم برپا شود
Un contre tous
Alors que 40 pays ne ont pas de «prévenir Dash stand de l'excommunication, un monstre de l'armée de l'Iran, comme je le faisais contre Dash est en jeu. Nous savons que 40 Etats, l'union contre Dash et l'une des caractéristiques de la série sont utilisés. Toutefois, pratique, ouvertement, attaque par erreur faire! Sinon pour le bénéfice de Dash, pas contre elle, mais le monstre iranien, calme et humble, chaque exploitation conduit à la libération de l'Irak, qui Dash est dans les mains de lui-même. bien sûr, une grande partie de ce monstre est. Ainsi, au lieu du général Soleimani, commandant de l'autre ont été dépêchés, la performance réussie du Dash furent excommuniés. et peut-être l'Iran, le sol et l'eau, le monstre dans tous les domaines de l'éducation! artefacts Mais pas comme les autres! ils sont fiers de lui, en tant que quelqu'un ne place pas!
Dans l'un des versets du Coran: Ne craignez pas vos ennemis, chacune avec plusieurs personnes en face de vous. Et si vous avez la foi, ils seront mille fois plus RHDC vous! Parce qu'ils sont stupides! Beaucoup considèrent que ce est naïf ou tout simplement connaître la dernière fois, mais il ne est pas. Tous les versets à ce jour, et ce est pour nous aujourd'hui.
Iran islamique, qui a traversé la même formule: un tronc debout devant tous les orgueilleux, et ont été victorieux. Que la révolution islamique, qui tous les gouvernements et la communauté internationale étaient derrière le roi: il a soutenu. Tant pendant les huit années de la guerre, que le 5 + 1 et les installations de la communauté internationale, pour renforcer Saddam utilisé! Ou sédition huit mois de 1388, ce qui, encore une fois, tous ensemble unis: le traître se tenait derrière Moussavi.
Ils ne manquent jamais une alliance contre l'Iran ne sont pas! Même se ils sont faibles dans les discussions, obtenir processus de sanction immédiate, et si les sanctions ne étaient pas le résultat, aller à l'artiste décédé! Et non seulement il en bonne santé, ils ont dit que le gouvernement l'a tué! Et puis se précipiter à l'hôpital, la nuit, il a été enseveli, et qu'il ne est pas enterré là-bas!
Mais tout cela est bien, mais ce est parce qu'ils ne savent pas! Et pour ceux qui ne comprennent pas le dit le Coran. Beaucoup ne comprennent pas les questions. Un des problèmes est que «35 années, a déclaré que" la République islamique, disparaît demain! Apparemment bande et voix coincé: ils répètent cela, et ne se rendent pas compte que ce était la même chose hier! Et des milliers d'autres hier, devaient répéter le même mot /
Apparemment, à leur avis, ce ne sera pas pour demain, et cette compréhension, ce est qu'ils ne remarquent pas le passage du temps, et les développements ne le croient pas. Mais malgré leur désir de changement se poursuit, et chaque jour une nouvelle victoire pour le peuple musulman et la révolution iranienne marquée. Et peut-être les prochains jours, une célébration nationale de l'accord nucléaire établie 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۷ نظر(0)

 

حق ابر قدرتي ايران بايد به رسميت شناخته شود

آمريكا هيچ كاري نمي تواند بكند، يعني نه ميتواند پول ايران را پس بدهد! و نه ميتواند با هزار ميليارد دلار بدهي، تحريم عليه ايران را، بردارد يا كم كند و يا حتي متوقف كند! فقط يك راه براي حل مسئله باقي مي ماند: و آن اينكه امريكا عذر خواهي كند، و قول بدهد بعد از اين، رفتار مناسبي داشته باشد. عذر خواهي اي كه، عقب افتادن آن براي آمريكا، بيش از هزار ميليارد دلار، هزينه داشته و اگر، سي و پنج سال پيش اين كار را مي كرد، چنان هزينه اي را نمي پرداخت!

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريكا از همه دنيا كمك مالي گرفت تا: با ايران مبارزه كند و رژيم جمهوري اسلامي نوپا را، ساقط كند و تا كنون، همه بدهيهاي هزار ميليارد دلاري ان، براي همين است. در حاليكه مي توانست در كنار ايران باشد و: اينهمه ضرر نكند ، و ماليات مردم خود و اروپا يا: ديگر كشورها را نفله نكند.

وقتي كه در سي و پنج سال پيش، امام خميني در مقابل تهديدات آمريكا ، فرمود: آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، همه ما بايد مي فهميديم كه: ابر قدرت جديدي در حال ظهور است، كه آمريكا در مقابل آن ناتوان است! ولي خود را به نفهمي زديم و: فكر كرديم فقط يك شعار است، تا روحيه ايراني ها حفظ شود. هنوز هم خيلي ها حاضر نيستند، ايران را  ابر قدرت بدانند! آن ها حاضرند قدرت هاي نوظهور را، به چين، روسيه ، ژاپن ، كره و حتي  مالزي نسبت دهند، ولي ايران را نا ديده بگيرند!.

 اكنون هم دير نشده، به قول ضرب المثل فارسي «ماهي را هروقت از آب بگيري تازه است ! آمريكا اگر مي خواهد، بيش از اين ضرر نكند و: بدهي هاي ان، از هزار ميليارد دلار بالا نزند، بيايد و عذر خواهي كند كه: اگر واقعا اين كار را بكند، ايران ديگر دنبال گرفتن خسارت، يا مطالبات نمي رود. زيرا باز يك ضرب المثل فارسي مي گويد: المفلس في امان الله! امريكا با هزار ميليارد بدهكاري، ديگر توان پرداخت صدهزار ميليارد دلار، بدهي هاي بلوكه شده ايران را ندارد.

مگر در قضيه جنگ تحميلي عراق، عليه ايران نديديم؟ طبق قطعنامه 598 عراق محكوم به: آغاز گري جنگ شد و: بخاطر آن بايد تمام خسارات وارده به ايران را پرداخت كند، ولي وقتي صدام رفت، عراق و ايران عضو يك خانواده شدند. و تا كنون از غرامت ها، نه چيزي عراق پرداخت كرده؛ و نه ايران خواسته است.

بلكه برعكس، با اعزام گردشگران ثروتمند ايراني، به عنوان زائر، سالانه چند هزار ميليارد كمك مالي هم مي كند. و اين غير از آن است كه: طرح هاي عمراني را در آنجا اجرا مي كند. تا جاييكه هركدام از شهر هاي عراق، نشاني از حضور پر رنگ ايراني ها دارد.

الان هم حزب جمهوريخواه و: دموكرات كه بيش از نيم درصد! مردم آمريكا هم نيستند، اگر بروند همه چيز درست مي شود! البته رفتن آن ها الزاما رفتن فيزيكي نيست، بلكه همان توبه كردن يا: عذر خواهي كردن واقعي است، كه به تغيير رفتار آمريكا بيانجامد. تغيير رفتار آمريكا هم در اين است كه: حق ابر قدرتي ايران را به رسميت بشناسد. و سخنان رهبر كبير انقلاب اسلامي را، مو به مو اجرا كند 
Apologize un billion de dollars
L'Iran a le droit d'être reconnu superpuissance
L'Amérique ne peut rien faire, aucun pays ne peut rendre l'argent! Ni ne peut la dette billion de dollars, les sanctions contre l'Iran, de supprimer ou de réduire, voire arrêter! Une seule façon de résoudre le problème demeure, et que les États-Unis excusons, et nous promettons d'abandonner après le traitement est approprié. Toutes mes excuses pour cela, il retombe aux États-Unis, plus d'un billion de dollars, le coût et si ce était il ya 35 années, ces coûts ne paie pas!
Après la révolution, les États-Unis sont devenus une aide financière dans le monde: à la République islamique d'Iran et de la lutte nouvelle, obsolète, et jusqu'à présent, tous les milliers de milliards de dollars de dette, est le même. Alors que l'Iran serait en plus, non pas tant la perte, et imposer ses citoyens et l'Europe, ou, dans d'autres pays, il ne est pas de fantaisie.
Quand, il ya les 35 années, Imam Khomeini contre les menaces des États-Unis, a déclaré les Etats-Unis ne peut mal faire, tout ce que nous devons comprendre: une nouvelle superpuissance émergente, aux Etats-Unis est impuissante contre elle! Mais nous avons dû arrêter et pensons que nous sommes seulement un slogan, de maintenir l'esprit des Iraniens. Beaucoup sont encore présents, la puissance du nuage de savoir! Ils sont prêts à les puissances émergentes, Chine, Russie, Japon, Corée, Malaisie et même plus, ils sapent leur pays! Il ne est pas trop tard, selon le proverbe persan "Attrapez des poissons frais quand l'eau est! Si les USA veulent, et fait plus de mal: sa dette, le dollar milliards remplir, venez excuses que vous avez vraiment le faire, l'Iran cherche dommages, réclamations ou non. Il a ouvert un proverbe persan dit: Dieu a épargné pauvre! Billions de dollars américains la dette, ne peut plus payer cent milliards de dollars de la dette ne est pas bloqué.
Sauf en cas de guerre en Irak, l'Iran a fait? Conformément à la résolution 598 condamnant l'Irak pour commencer à faire la guerre, et, parce qu'il doit payer des dommages à l'Iran, mais quand Saddam a disparu, l'Irak et l'Iran était un membre de la famille. Jusqu'à présent, la rémunération ne est pas payé quoi que ce soit pour l'Irak, pas l'Iran, est nécessaire.
Plutôt, le déploiement de riches touristes Iran, comme un pèlerin, ce est un financement annuel de plusieurs milliards. Et l'autre est que les projets de développement dans les œuvres. Lorsque chacune des villes de l'Irak, qui a une forte présence en Iran.
Maintenant, les républicains démocrates: plus de la moitié d'un cent! Le peuple américain ne sont pas, se ils sont bien! Bien sûr, il va nécessairement physique, mais le repentir de soit: un véritable excuses, les États-Unis conduire à un changement de comportement. Le comportement de l'Amérique est celle d'un droit reconnu superpuissance. Et les paroles du grand leader de la Révolution islamique, cheveux, cheveux terme. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۹ نظر(0)

40كشور در مقابل يك گروهك

در سال هاي دهه 60دنياي تئوري ها، دچار تحول عظيمي شد. و تئوريسين هاي اقتصادي و روانشناسي جديد، پا به عرصه وجود گذاشتند و: دنياي جديدي را براي ما به تصوير كشيدند. آن ها علوم مديريت را اختراع كردند، و بر  طبل روانشناسي كوبيدند، و جامعه شناسي را به رخ ما كشيدند! در زيست شناسي دم از : تكامل طبيعي زدند و در تاريخ، تكامل ديالكتيك را چون پتك بر سر ما كوبيدند!

اما اكنون همه را بالا آورده اند! و قرباني دنياي بدهي هاي كلان خود كرده اند!

دنياي بازار يابي كه عمق افتخارات آن ها بود،  امروز با تحريم ايران در هم ريخته است. و كساني كه سال ها كوشيدند، بازار هاي جهاني را بدست گيرند، امروز در حال تحريم  و يا تخريب، همان بازار ها هستند ! ايران و روسيه را تحريم مي كنند، تا كالاهاي آمريكايي و اروپايي  نخرند! و چين را و كره را تحريم مي كنند، تا كالا به آمريكا و اروپا نفروشند!

دنياي تجارت آزاد آن ها، تبديل به دنياي گمرك و انحصار شده است . جامعه شناختي و روانشاسي ، تبليغات و اطلاع رساني آنان، به پرورش داعش و  القاعده كمك مي رساند، و در اختيار هرچه بزرگتر، نشان دادن تروريست ها است.

تئوري كيفيت و: ارتقا نسبت داه ها به ستاده ها، اكنون تبديل به داده هاي بدون ستاده شده ! همانقدر كه در زمان ارائه تئوري كيفيت و  بازدهي، شاد بودند الان هم، به داده هاي بدون ستاده شاد هستند!زيرا  با ظهور انقلاب اسلامي، غرب با تمام توان خود فقط به: افزايش داده هاي خود معطوف كرده ، بدون اينكه ستاده اي داشته باشد!

پول و لشكر به تمام دنيا مي فرستد، بدون اينكه ريالي باز گشت داشته باشد!

ما مي بينيم چه در هنگام: ايجاد داعش و القاعده، آن ها هزينه كردند و چه در زماني كه: مي خواستند آن ها را نابود كنند، باز هم هزينه كردند! كه نتيجه آن بدهي هاي نجومي دولت هاي: آمريكايي و اروپايي است.

از اين ها بدبخت تر كساني هستند كه: در فضاي انقلاب اسلامي، و در ايران اسلامي به دنبال: تئوري هاي نابود شده آن ها هستند! سمينار پشت سمينار، ويينار پشت ويينار كه: بياييد بازار يابي ياد بگيريد، بياييد بورس را گسترش دهيد، و بياييد بانك ها را توسعه دهيد. كه چه شود؟ به بدهي هاي كلان آن ها دچار شويم! .مانند مرغ پركنده، دانشگاهها براي خود تئوري ببافند، و مردان سياست كار خود را انجام دهند!

البته ضرب المثل ايراني هميشه كار ساز است ! چوب خدا صدا ندارد، اگر بزند دوا ندارد! و اين چوب خدا هست كه: دولتمردان آمريكا و اروپا ، هرچه پول در مي اورند ، در خاورميانه خرج مي كنند و: دست خالي هم برمي گردند. و بالاتر از اين، براي دست خالي برگشتن هم،  بايد پول بدهند! 40كشور جمع شدند، پول و سلاح دادند، داعش را درست كردند، حالا هم بايد پول و سلاخ بدهند، تا از شر او راحت شوند! ولي آن ها ديگر ، حتي  قدرت از بين بردن يك گروهك را هم ندارند
Les théories qui ne valorisent pas!
40 en face d'un groupe
Sur les modèles 60 dans le monde, a été un grand changement. Et théoriciens de l'économie et de la psychologie moderne, et ont pris en existence, un nouveau monde pour nous d'être représentées. Ils ont inventé la science de la gestion, et les tambours se sont écrasés psychologie et la sociologie, nous sommes arrivés en place! Biologie à la queue du développement normal ensuite, l'évolution dialectique comme un marteau écrasé sur nous!
Mais maintenant, ils sont tous de haut! Et ses énormes dettes ont sacrifié le monde!
Ils étaient fiers que le monde du marketing d'aujourd'hui est liée à des sanctions contre l'Iran. Et ceux qui ont essayé pendant des années, ont gagné le marché mondial, a boycotté ou détruit aujourd'hui, les marchés sont! Iran et la Russie pour sanctionner, d'acheter des biens américains et l'Europe! Corée et la Chine sont interdits de vendre des marchandises aux États-Unis et en Europe!
Le monde de libre-échange, il a été transformé dans le monde des douanes et Monopoly. Sociologie et de la psychologie, de la publicité et de les informer, contribueront à favoriser Dash et Al-Qaïda, et plus les terroristes d'affichage.
Qualité et théorie: Le développement des sorties Dah, maintenant converties en données de sortie sans! Tout comme la qualité et l'efficacité de la théorie présentée, étaient heureux en ce moment, les données ne sont issue heureuse, parce que, avec l'avènement de la Révolution islamique, avec toute sa puissance à l'Ouest, ont attiré de plus en plus de données, qui est sortie sans !
Et divisions à travers le monde à envoyer de l'argent sans rial est de retour!
Ce que nous voyons lors de la création Dash et Al-Qaïda, ils étaient chers et au moment où ils voulaient les détruire, ils coûtent encore! La dette publique astronomique à la suite de: américain et européen.
Ils sont plus malheureux que ceux qui, dans l'espace de la révolution islamique et la République islamique d'Iran à la recherche: les théories qui sont détruits! Séminaire sur le séminaire, en disant: Laissez-nous apprendre du marketing, il ne faut pas étendre l'échange, la banque et les laisser se développer. Qu'est-ce que ce est? Ils sont devenus une dette énorme! .Such Plume de poulet plumé, ses universités pour créer une théorie, et la politique des hommes faire leur travail!
Le proverbe iranien paie toujours! Le bois est la voix de Dieu, si vous ne prenez pas de médicaments! Le bois est Dieu qui Statesman Amérique et en Europe, ce qui porte à plus d'argent, passent au Moyen-Orient: Le retour bredouille. Et par-dessus cela, pour revenir les mains vides, aussi, doit payer! 40 pays se sont réunis, l'argent et les armes, le Dash avait raison, je dois donner de l'argent et boucher, pour se débarrasser de lui! Mais là encore, même si vous ne possédez pas le pouvoir de détruire un groupe.