X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۰/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۱:۲۸ نظر(0)

 

البته هر جریان سازی بد نیست! گاهی مواقع جریان سازی، مانند جاری شدن آب در یک نهر و یا: جاری شدن خون در رگ ها مبارک است، زیرا نشان از حرکت و زندگی و شادابی است. اکنون در تهران و کلانشهر های ایران، یک جریان سازنده زیر پوستی در حال حرکت است.

مردم در حال و هوای شور انتخاباتی هستند، و منتظر روز جمعه برای رای دادن به شورا یارها، و روز شنبه برای دیدن نتیجه رای خودشان، نتیجه هرچه باشد به نفع: نظام و شهرداری ها و عمران و آبادی است.

بنده خود از  تئوریسین های این جریان بوده، و در دور اول که بطور آزمایشی در چند محله تهران انجام شد، در محله اکباتان جزو عوامل اجرایی بودم، خودم هم باور نمی کردم از این امر، استقبال خوبی بشود اما، هر سال از سال قبل  و: هر دوره از دوره قبل بهتر شد. امروز دیگر شورا یاران اشخاص ناشناخته نیستند، و هدف آن ها برکسی پوشیده نیست.

شورا یاران در واقع پارلمان محلی هستند،  و مقررات و ضوابط شهرداری ها و: کلیه عوامل اجرایی محله باید: به تصویب آنان برسد و نظارت آنان، بر اجرای مصوبات دایمی باشد.

در ابتدا تصور مردم از شورایان، امور اجرایی بود،  همانطور که بسیاری از مردم هم در دنیا، از اعضای پارلمان خود انتظاراتی این گونه دارند، اما امور اجرایی با دولت است که :نماینده آن در محله همان شهردار، یا نماینده شهردار می باشد.

اینجا یک نکته مهم است، و آن اینکه نظام هماهنگی بین تقسیمات کشوری، و شهری وجود ندارد! و این مایه سرگردانی بسیاری از مردم است. در سطح کشور، تقسیمات وزارت کشور برای خودش است! قوه قضائیه هم برای برای خودش تقسیمات دارد، و قوه مقننه هم برای خود! حتی در داخل دولت، سازمان آب و برق ، تلفن و گاز هیچکدام براساس: تقسیمات کشوری عمل نمی کنند، و لذا خدمات رسانی گاهی حتی به: ضد خدمات تبدیل می شود! مثلا شهرداری یک خیابان را اسفالت می کند، ولی دو روز بعد اداره مخابرات، برای کابل برگردان یا نصب کابل نوری، آن را زخمی می کند و رها می شود!

هنوز کار آن ها مردم را آزار می دهد که، خط لوله آب ترک برمی دارد و: خیابان ها برای ترمیم لوله، کنده کاری می شوند . یا یک روستا مثل ماهین ما، برای برخی کار ها باید به لوشان برود! برخی کار ها در زنجان ، تعدادی امور در قزوین ، حتی باید ابهر ، سیردان و قره بلاغ را هم نباید از قلم انداخت. و این سرگردانی هم موجب: اتلاف وقت مردم و نارضایتی آن ها می شود، و هم بودجه ها بر ضد یکدیگر خرج می شوند.

شورا یاران هم همین معضل را دارند، تقسیم محلات با تقسیمات شهرداری منطبق نیست، لذا گاهی چند محله زیر نظر یک ناحیه هستند!  و لذا ناحیه هیچ هماهنگی با شورا یاری ها ندارد. البته گاهی چند شورا با هم هماهنگ می شوند، ولی شهرداری تمکین نمی کند، و خود مختار عمل می کند.

نه تنها خود مختار عمل می کند، حتی شورایار ها را تحقیر هم می کند و: به آن ها می گوید شما فقط باید جلو: ساخت و ساز بی رویه را بگیرید!

یا مردم را تشویق کنید: بیشتر عوارض بدهند. این به معنی آن است که تقسیم بندی، دست آن ها را باز گذاشته  است. لذا باید همه ادارات و ساز مان های دولتی و عمومی، به تقسیمات واحد برسند ویا: تقسیمات کشوری وزارت کشور بپذیرند.

از نظر شورایاری هم باید، هر ناحیه شهرداری در محدوده خود، شوراریاری داشته باشد. و شورایان مانند مجلس محلی، وظائف خود را در بررسی بودجه، و برنامه های ناحیه بررسی، و تاییدیه لازم را بدهند. و بر اجرای آن نظارت کنند. والا شهر داری با ساخت یک سرای محله، و دادن چند صندلی و میز، سر آن ها را شیره می مالد!

Avec l'aide du Conseil

Cependant, le bâtiment ne est pas mauvais! Parfois, l'intégration, comme l'eau dans un ruisseau ou: la circulation du sang dans les veines est saint, parce que ce est le mouvement de la vie et de bonheur. A Téhéran et d'autres villes iraniennes aujourd'hui, un fabricant de mobile hypodermique.

Les gens votent et l'air salé, et attendre vendredi pour voter au conseil Ta Recommander Syllabes, et samedi pour voir les résultats pour eux-mêmes, quel que soit le résultat du système de prestations et les municipalités et le développement du village.

Je étais le théoricien de la rivière, et dans le premier tour expérimentale plusieurs quartiers de Téhéran, le conseil exécutif du district du complexe I, moi-même, je ne crois pas, mais ce sera bien reçu chaque année à l'année précédente et chaque parcours était mieux que la période précédente. Aujourd'hui, les personnes Conseil bourses sont inconnus, et leur but ne est pas secret.

Conseil de bourses au parlement local, et les lois et règlements municipaux, et tous les agents de l'application des lois locales doivent être approuvées par eux et les suivre sur une législation plus permanente.

Au début, les gens pensaient de l'administration du conseil, comme beaucoup de gens dans le monde, les membres du parlement sont vos attentes pour cette espèce, mais l'administration est le représentant du gouvernement dans le quartier du maire, le représentant du maire.

Voici un point important, et qu'il ne existe pas de coordination entre les divisions, et la ville! Et ce est une source de confusion pour de nombreuses personnes. Dans ce pays, la division du pays lui-même! Le pouvoir judiciaire a aussi des divisions pour lui-même et pour sa législature! Même au sein des organismes gouvernementaux, les services publics, téléphone, gaz et tout par: divisions administratives ne fonctionnent pas, donc parfois le service: service Anti devient! Par exemple, le maire d'une ruelle pavée, mais deux jours plus tard, le ministère des Communications, le câble en arrière ou câble optique installé, il ne fait pas mal et est libéré!

Ça fait mal encore des gens qui, se fissurent et les canalisations d'eau, les routes à réparer les tuyaux, sont gravés. Mahin un village comme le nôtre, pour certains emplois doit aller à Shan! Certains travaillent dans Zanjan, nombre de Qazvin, même Abhar, Syrdan et Gara Gorge devrait mettre la plume. Et ce serait source de confusion, ce serait une perte de temps, les gens et le mécontentement, et les fonds sont dépensés uns contre les autres.

Bourse du Conseil ont le même problème, diviser la municipalité en districts ne sont pas conformes à, donc parfois plusieurs quartiers sont sous la zone! Et donc pas partie d'une organisation avec les conseils. Parfois, un couple sera en harmonie avec le conseil, mais le conseil ne est pas conforme, et actes autonomes.

Non seulement agit de façon autonome, même jusque dans les conseils et de leur dire que vous avez juste à faire face: Construction obtenir aveugle!

Ou encourager les gens à poursuivre leurs effets. Cela signifie que la division, il est à gauche ouverte. Donc, pour tous les ministères et organismes du public, à leurs unités ou divisions, les divisions du ministère de l'Intérieur à accepter.

Devrait aider le Conseil, chacun dans son secteur municipal, est Shvraryary. Telles que le parlement et les conseils locaux, leurs fonctions dans l'examen du budget, et l'examen des demandes et des approbations sont nécessaires. Et pour surveiller sa mise en œuvre. Sinon, vous avez à construire une maison dans le quartier, et quelques chaises et des tables, il se agit de la tricherie. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۹/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۸ نظر(0)

 

در همایش مسئولان نهضت سواد آموزی، وزیر کار اعلام کرد که 3ونیم میلیون، بیسواد در ایران است.  البته این رقم یعنی 5 درصد کل جمعیت، و امری قابل قبول است. زیرا برای رسیدن به صد در صد امکان وجود ندارد. مثلا در روانشناسی و در: آمار توصیفی می خوانیم که: ده در صد جامعه زیر حداقل هوش را دارا هستند. که در سه رده کانا کودن کالی دسته بندی می شود. این عده از نظر آموزش ، بد آموز ، سخت آموز یا ناتوان از آموزش هستند.

آموزش دادن این افراد نه تنها لازم نیست، بلکه ظلم و اجحاف است. زیرا ممکن است کودکی تا ده سال هم، در کلاس اول بماند و این عاقلانه نیست که: بیش از سه سال به یک کلاس دعوت شود، آموزش او باید تبدیل به روش دیگری شود.  

در همه کارها همینطور است مثلا: آمار بیکاری معمولا شامل همه بیکاران می شود، در حالیکه ممکن است افرادی معلول یا: فاقد ذهن برای کار باشند. یعنی تا ده در صد بیکاری توجیه پذیر است. افراد ناتوان ذهنی و بدنی را بر سرکار بردن، و آن ها را مجبور به کار کردن در واقع بیگاری است.

مسئول اداره راهنمایی و رانندگی می گفت: اگر همه نیسان داران را خانه نشین کنیم، به صرفه تر است زیرا، سوبسید بنزین آن ها بیش از حقوق راننده آن است! بکار گماری افراد ناتوان ذهنی یا وادار کردن آن ها به کار،  بقدری هزینه بر است که اگر مستمری به آن ها داده شود بهتر است.  برای همین در قران کریم گفته شده( فی اموالهم حق معلوم للسائل والمحروم) در اموال ثروتمندان، حقی برای  فقرا منظور شده است.

در سواد آموزی هم همینطور است! گاهی برای یک نفر یک دبستان ساخته شده است! طبق اعتراف وزیر آموزش و پرورش، بیش از هزار مدرسه تک دانش اموزی داریم! این یعنی چه؟ در تهران یا جاهای دیگر، مدارس سه شیفته است ولی در روستاها، یک معلم و مدیر حقوق می گیرند و: یک مدرسه معطل یک دانش آموز است!

این را افراط یا تفریط نام می گذارند. در بیماری ها هم همینطور است، در حالیکه مردم برای یک بیماری ساده، در صف های طولانی دکتر و پزشک ها هستند، برخی بیماران خاص چند پزشک متخصص و :مصرف بالای دارو های گرانقیمت را دارند. آیا لازم است برای اینکه یک نفر سالم بماند، هزاران نفر بیمار باشند؟

بیشتر کسری بودجه دولت هم برای همین است . برق ، آب و گاز بالاترین هزینه ها را برای دولت دارند. عده زیادی بدون مجوز برق مصرف می کنند، و یا اب تصفیه شده را به فاضلاب تبدیل می کنند، و دولت پول آنها را نمی گیرد، و سرشکن می کند بین همه مردم!

اصل پاراتو در انبار داری، می گوید 80 درصد کالاها 20درصد گردش دارند، و 20 درصد کالاها 80درصد! یعنی در خانه شما 80 درصد وسایل اضافی است، در مغازه شما هم همینطور، یا در انبار هر شرکت و موسسه! معنی این حرف آن است که:  یک مغازه دار سود خود را از 20 درصد کالاهای پر گردش در می اورد، و این 20 درصد نه تنها سود مغازه دار را باید بدهند، بلکه قیمت کالاهای 80 درصد دیگر را هم جبران کنند!

این 80 درصد درواقع رسوبات هستند! یعنی برخی از کالا ها را ، مغازه دار در طول عمرش، ممکن است نتواند بفروشد، و لذا مجبور می شود قیمت آن را، بر روی کالاهای پر مشتری بکشد. به عبارت بهتر 80 در صد سرمایه شما، سرمایه راکد است .

نتیجتا ما در بررسی پدیده های اجتماعی، همیشه درصدی را بعنوان هرز رفتن، یا پرت شدن داریم، اما حالا غربی ها چطور آن را می پوشانند؟ و آمار نمی دهند، این از معجزات استادان آمار است! اگر غرب اعلام می کند: بی سواد ندارد یعنی چه؟ یعنی افراد کودن و کانا و کالی را هم دیپلم داده است؟ و یا اگر می گوید بیکار ندارد، یعنی ناتوان های ذهنی را هم ، مشغول به کار کرده است؟ 

5% est acceptable
fonctionnaires de la Conférence de la campagne d'alphabétisation, le ministre du Travail a annoncé que 3 millions et demi analphabètes en Iran. Cependant, ce chiffre est de 5% de la population, et il est acceptable. Parce qu'il ne est pas possible de parvenir à cent pour cent. Par exemple, en psychologie et dans les statistiques descriptives, nous lisons que au moins dix pour cent de la population possèdent l'intelligence. Kali classé en trois catégories Cana débile. Le nombre de l'éducation, mauvais élève, étudiant ou incapable de formation dur.
Ils enseignent non seulement pas nécessaire, mais l'oppression et l'extorsion. Il est possible pour les enfants jusqu'à dix ans de première classe et il ne est pas sage de rester plus de trois ans d'être invité à une classe, lui apprendre à devenir une autre méthode.
Comme en toutes choses, par exemple, le chômage comprennent généralement tous les chômeurs, alors qu'il peut être désactivée ou: pas d'esprit de travailler. Ce est dix pour cent de chômage est justifiée. Mentalement et physiquement désactivé les gens à prendre le pouvoir, et ils sont obligés de travailler dans le travail.
Le service de police a dit que si tous les propriétaires de Nissan de la maison, le plus avantageux en raison de ses subventions aux combustibles plus le droit de conduire? Ou les personnes atteintes d'incapacité mentale Population active occupée à travailler, de sorte que si le coût des pensions serait mieux. Pour cette raison, il est dit dans le Saint Coran sur la propriété des riches, les pauvres ont le droit de.
L'alphabétisation est en même temps! Parfois, une école a été construite pour une personne! Selon admettre ministre de l'Éducation, plus de mille étudiants ont l'école! Qu'est-ce que cela signifie? A Téhéran ou ailleurs, mais les écoles fasciné dans trois villages, enseignant et administrateur salaires et serait un retard de l'école d'un élève!
Ce nom peut avoir l'excès ou la réduction des déchets. La maladie est le même, tandis que les personnes pour une maladie simple, le médecin et le médecin sont longues files d'attente, certains cas particuliers un spécialiste et la consommation de médicaments sont coûteux. Est-il nécessaire pour quelqu'un de rester en bonne santé, des milliers de personnes malades?
Ce est pourquoi le déficit budgétaire du gouvernement. Electricité, eau et gaz sont des coûts les plus élevés pour le gouvernement. Beaucoup consomment sans licence de l'électricité ou de l'eau d'égout à convertir, et le gouvernement ne prend pas leur argent, et les frais généraux entre tous les peuples!
Principe de Pareto dans le stockage, dit 80 pour cent du chiffre d'affaires des produits de base de 20%, et 20% des marchandises de 80%! Cela signifie que 80% supplémentaire dans votre maison, dans votre boutique aussi, ou toute entreprise ou organisation en stock!
Ces sédiments sont en fait 80%! Certains des marchandises, le commerçant dans la vie, vous ne pouvez pas vendre, et ont donc les prix des biens de consommation à se remplir. En d'autres termes, 80% de votre capital d'investissement est stagnante.

Par conséquent, nous examinons les phénomènes sociaux, toujours en pourcentage des déchets, ou laissé tomber, mais les Occidentaux maintenant comment il couvrons? Et non des statistiques, les statistiques sont maîtres de miracles! Si l'Occident proclame: Quel est analphabète? Cela signifie que les gens sont stupides et au Canada et Kali a un diplôme? Ou si cela ne fonctionne pas, ce est à dire les deux handicapés mentaux, a travaillé? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۷ نظر(0)

 

جان کری از دخالت ایران در یمن صحبت می کند، در حالیکه او مامور به مذاکره در امور هسته ای است. و این البته سیگنال مهمی است که: ظاهر آن را همه می دانند و: باطن آن فرو ریختن ابهت پایتخت های غربی است!

 این موضوع نشان می دهد که: مذاکره تخصصی نیست، و هرکس هرچه دلش خواست، می گوید چه در پای میز مذاکره، یا در کنار میز یا در ساحل رود و دریا و..! بنابر این ادعای تکنوکراسی و: رعایت اصول و فن مذاکره، همه دروغ بوده و می باشد!بهتر بگوییم نشان می دهد همه این ها، گفته می شود تا زیر پا گذاشته شود!

البته سال ها است که دنیای غرب، از تخصص فاصله گرفته و: به دوران بربریت خود برگشته است. بربریت اصلی می گوید : که همه چیز را باید همگان بدانند! وهمه در همه زمینه ها تخصص داشته باشند. علم گراها و تخصص پرست ها، سال ها در دوران قرون نوزدهم و بیستم، از تخصصی شدن امور صحبت کردند. بطوریکه می گفتند کسی حق ندارد، در دعوا شرکت کند، مگر اینکه وکیل باشد! یا کسی حق ندارد در پزشکی دخالت کند، مگر متخصص در آن رشته باشد.

اما این مرز ها شکست! آن هم با یک حرکت بسیار ساده: نظرخواهی و نظام مشارکتی. چون همه باید در همه کار ها مشارکت داشته باشند، و در همه زمینه ها نظر خود را بدهند، و بهترین نظر را با بالاترین مطالعه بدهند، و الا در آمار: گلوب و سایر موسسات آمار گیری خدشه ایجاد می شود.

اما این همه پایه علمی هم داشت، از زمان تولد رشته های بین رشته ای، پایه علمی دخالت دیگران در رشته های یکئیگر تئوریزه شد! مهندسی پزشکی! حسابداری فرار مغزها ، مدیریت پرستاری و.. ولذا دیگر نباید از جان کری یا اوباما، توقع داشت فقط در چارچوب مذاکرات، حرف بزنند! دنیا خیلی وقت است که حسینقلی خانی شده است.  و همه خود را کدخدای این ده می دانند. همه خود را پزشک این دهکده جهانی می دانند، و برای درد های روانی و اجتماعی آن نسخه می نویسند. برعکس، اگر یک روزی نشنیدید که اوباما، راجع به نژاد سگ یا پیوند نارنگی و سیب، حرفی بزند بدانید یا خل شده و یا کم آورده است.

اما زاویه مخفی این اظهار نظرها، یکی فرافکنی است، البته نه از آن نوع فرافکنی که: وزارت خارجه ایران می گوید، که البته چنین هم هست، بلکه جان کری با کمال ضعف، اقرار می کند که ایران، در امور داخلی آمریکا دخالت می کند!

وقتی روزنامه ها می نویسند: چهار پایتخت قدیمی در اختیار ایران است، البته که منظورشان بیروت و صنعا ، بغداد و دمشق است. ولی خودشان می دانند که حتی، قلم خود آن ها هم در اختیار اسلام و ایران است. آن ها سی چهل سال است که: هرچه پیش بینی می کنند درست از آب در می آید! و از هرچه می ترسند، بر سرشان می آید!

گفتند: اسلام دنیا را گرفته درست از آب در آمد، گفتند که می ترسیم که صدام شکست بخورد همان هم شد! الان هم می گویند می ترسیم مذاکرات شکست بخورد و می خورد!زیرا اصلا مذاکرات مبنایی ندارد! این یک میهمانی است از جیب مردم ایران، و مردم ایران هم اعتراضی ندارند! چون همه دنیا را مال ایران می دانند. ایرانی ها صبور هستند و: شیطنت ها را درک می کنند، و می دانند هرچه شیطنت ها بیشتر باشد، علاقمندی بیشتری را نشان می دهد! داستان های عاشقانه ایران، همه این ها را ثابت می کند: وقتی لیلی ظرف مجنون را شکست، همه مجنون را مسخره کردند که: او با تو دشمنی دارد! ولی مجتون گفت: اگر بامن نبودش میلی، چرا ظرف مرا بشکست لیلی؟

مذاکرات هسته ای ایران هم، به مثابه کاتالیزوری است که :حل شدن مردم دنیا را در اسلام ساده تر می کند. در واقع به این بهانه، اسلام به اروپا و آمریکا لشکر کشی می کند، بدون اینکه مقاومتی ایجاد شود. رفت و آمد ایرانیان به اروپا و آمریکا، تبلغ غیر مستقیم است. یعنی ایران توانسته با مذاکرات، دیوار ی را که جنگ های صلیبی ایجاد کرده بود، از بین ببرد و وارد اروپا و آمریکا شود، آمار ها نشان می دهد که پایتخت ها، یکی پس از دیگری سقوط کرده اند! و کد خدا ها بی دهکده شده اند. و ایران فقط نمی خواهد آن ها، دست و پایشان آسیبی ببیند.  

Conquête de capitales occidentales, exécutez négociations secrètes.

John Kerry parle de l'implication iranienne au Yémen, alors qu'il parle à l'agent nucléaire. Ce cours est un signal important que l'apparence et tout le monde le sait: l'intérieur de la grandeur effritement de capitales occidentales!

 Cela donne à penser que la négociation spécialisée, et ce qu'il voulait tout le monde dit ce que la table de négociation, ou la table ou sur la plage et la mer! Les revendications et la technocratie: principes et les techniques de négociation, et ce est un mensonge plutôt montrer tout cela est dit d'être piétiné!

Mais pendant des années l'Occident, une distance de l'expertise et à la barbarie est de retour dans son époque. Accueil barbarie dit que tout le monde devrait tout savoir! Tous ont une expertise dans tous les domaines. Arch-fashioned connaissances et l'expertise de l'année au cours des XIXe et XXe siècles, la spécialisation du rayon. Comme vous l'avez dit, personne dans le concours sauf se il est un avocat! Ou quelqu'un qui n'a pas le droit de se immiscer dans la médecine, mais est un expert dans ce domaine.

Mais la frontière est cassé! Ce est un geste très simple: l'enquête et système participatif. Parce que tout le monde devrait être impliqué dans toutes choses, et dans tous les domaines donner leur avis, et l'avis de l'ordre le plus élevé, sinon les statistiques: Statistiques de préjudice causé par le Globe et d'autres institutions.

Mais tout a été une base scientifique, depuis la naissance de domaines interdisciplinaires, la base scientifique pour la participation d'autres dans le domaine Ykyygr a été théorisée! Génie biomédical! Cerveau comptabilité de vidange, la gestion, les soins infirmiers, etc. Ainsi plus de Kerry ou Obama, prévue seulement dans le contexte des négociations, parle! Le monde a longtemps été Hosseinqoli Khani. Et tout le monde connaît leur chef de village du village. Votre médecin sait tout de ce village planétaire, et pour la douleur psychologique et sociale version écrite. Inversement, si un jour que Obama de ne pas entendre parler de la race de chien ou lier les mandarines et les pommes, dire que vous savez ou avez anormale ou faible.

Mais le point de cacher les commentaires, une projection, pas le genre de projection ministère des Affaires étrangères de l'Iran affirme que ce est bien sûr, mais John Kerry avec la plus grande faiblesse, admet que l'Iran se ingère dans les affaires intérieures de l'Amérique le fait!

Quand les journaux écriture: Quatre ancienne capitale du pays est, bien sûr, la moyenne et Sanaa Beyrouth, Bagdad et Damas. Mais ils savent que même des articles qui sont disponibles à l'Islam et l'Iran. Il est de trente à quarante ans: la prévision se réalise! Et de la crainte qu'ils vont!

A déclaré que le monde musulman est devenu réalité, a déclaré qu'ils craignent que Saddam a été défait ainsi! Maintenant, ils disent qu'ils ont peur de ne pas et l'échec des négociations, car il n'y a pas de base pour la négociation! Ce est un parti de la poche des gens, et les gens ne proteste pas! Parce que le monde entier appartient à l'Iran. Les Iraniens sont des patients: pour comprendre vilain, méchant et savoir ce qui est plus, il montre plus d'intérêt! Histoires d'amour, tout cela prouve: Lorsque Lily a éclaté dans un fou, aliéné moquaient de tout ce qu'il est un ennemi de vous! Mais Willow a dit que si les choses absence de désir, parce récipient Lily vaincre moi?

Négociations nucléaires Iran, comme solution de catalyseur dans le monde les gens sont de plus en plus facile musulmans. En fait, au nom de l'Islam à la campagne de l'Europe et l'Amérique sera créé sans résistance. Iraniens voyageant en Europe et en Amérique, la publicité indirecte. L'Iran a été en mesure de négocier le mur des Croisades a été créé, détruit et en Europe et en Amérique, les statistiques montrent que le capital, l'un après l'autre chute! Et échevin du village ont été. L'Iran ne sera pas seulement leurs mains et les jambes endommagé. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۹ نظر(0)

تولیدات باغی در ایران فراوان است، و برخلاف کسانی که ایران را، کشوری خشک و بیابانی تبلیغ می کنند، ایران کشوری چهار فصل است  و حتی، بسیاری از شهر های ایران در خط زلزله قرار دارد! چطور می شود گفت: در بیابان خط زلزله وجود دارد؟ پس معلوم می شود خط زلزله، نشان وجود کوهها و تپه ها و: وجود برف و باران و سبزی و: طراوت و جنگل و دشت همه با هم است .

   شاید یکی از دلایل بزرگ برای اشتباه نشان دادن ، تنبلی مردم ایران باشد. مردم ایران از لحاظ صنعتی یا کشاورزی، اگر ضعیف تبلیغ می شوند، بخاطر کمبود آب یا بودجه و نهاده های دامی نیست!  بلکه  انتظار نابجای برخی ها، گنج باد آورده است! که ثروت بی رنج و زیادی را نصیب آن ها بکند. و این تنبلی به دو دلیل است: دلیل اول آرزوهای بزرگ و طولانی، یا در واقع خیالپردازی است. دلیل دوم وجود در آمد نفت است. در واقع  تعدادی با بد نشان دادن ایران، سهم خواهی خود از نفت را نشان می دهند.

برای مثال کارخانه ای در حال کار است، ناگهان کارگران خود را اخراج می کند! چرا؟ چون می خواهد کار گران اعتراض  کنند، و به سوی دولت هجوم ببرند!  بعد خود کار خانه دار جلو می آید، و باج خواهی می کند، تا آن ها را سرکار برگرداند! این باج خواهی البته به اسم  وام! به آن ها داده می شود. ولی وام هرگز پس داده نمی شود. حتی اگر بخشی از آن پرداخت شده باشد، بازهم تقاضای جدید وام داده می شود، تا اگر قرار است وام پس داده شود از وام جدید باشد.

کشاورزان هم همینطور هستند. اگر نتوانند چیزی بکارند، از دلت خسارت می خواهند و برای: دریافت این خسارت، ایران را خشک و بی آب معرفی می کند! حالا اگر محصولات زیاد هم داشته باشند، باز دولت مقصر است، زیرا باید از آن ها تضمینی خرید کند.

دانشمندان هم همینطورند! اگر موضوعی در ایران نباشد، سرو صدا راه می اندازند که: ایران کشور توسعه نیافته است! و پولی برای تحقیق و پژوهش نمی دهند. اگر کلان کلان از دولت پول بگیرند ، این ها هم اسم این کار را وام گرفتن می گذارند! حالا اگر تحقیقات زیاد بود باز هم، سرو صدا راه می اندازند که به نخبگان اهمیت داده نمی شود، و طرح های آن ها را نمی پذیرند!

اگر دولت همه طرح ها را هم بخرد، ویا مانند محصولات کشاورزی خرید آن ها را تضمین کند. باز صدایشان در می آید، البته نه بعنوان تشکر بلکه به این عنوان که: ایران دیگر جای ما نیست. ما نباید طرح های خود را به دولت می فروختیم!  دولت نمی تواند تجاری سازی کند و: ما باید به خارج برویم،  چون در آن جا قدر ما را بهتر می دانند.

وقتی هم فرار مغزها می شوند و میروند، باز هم ناراضی هستند! و می گویند چرا، دولت آن ها را به ایران دعوت نمی کند؟

در جشنواره های مختلف ما شاهد هستیم که: همه نوع تحقیقات وجود دارد، شرکت های نیازمند هم حاضرند، ولی هیچکس به فکر تعامل با یکدیگر نیست! همه منتظرند دولت، همه کار ها را بکند و فقط در آمد ها را، به آن ها بدهد آن هم چند برابر!

یک مثال بارز نانو پوشش ها هستند . برای فهم موضوع باید بدانیم: در ایران باغ های میوه  زیاد است. و همه آن ها دارای محصولات زیادی هستند، بطوریکه بیش از نیم آن، در پای درخت ها از بین می رود! نیم دیگر هم بصورت فله ای و: بدون بسته بندی  و با قیمت زیر ده درصد،  به دلال ها فروخته می شود! نانو پوشش می گوید :اجازه دهید بجای  پارافین، میوه ها را در هنگام چیدن، در یک ماده نانو فرو کنیم . این ماده خوراکی و تجزیه پذیر است. لذا عوارض جانبی ندارد. و اگر خوب خشک شود، تا مدتی میوه را از نفوذ آلاینده ها حفظ می کند.

اما اینطور که مسئول طرح می گوید، هنوز به تجاری سازی نرسیده است. یعنی هیچ باغدار یا سردخانه داری ،از این موضوع استقبال نمی کنند.

 revêtements de Nano qui ont été négligés!

La production horticole dans le pays est abondante, et contrairement à celles du pays sont à sec et de propagande aride, l'Iran est un pays avec quatre saisons et même la plupart des villes situées dans le tremblement de terre! Que peut-on dit dans le désert il ya un tremblement de terre? Après le tremblement de terre, il se avère, la présence de montagnes et de collines, de la neige et de la pluie et légumes: frais, des forêts et des plaines, tous ensemble.
   Peut-être l'une des principales raisons pour le mauvais spectacle, les gens sont paresseux. Les gens de l'industrie ou de l'agriculture, si les annonceurs sont faibles, en raison du manque de fonds pour les entrées et l'eau du bétail ou non! Mais aberrant aussi un peu de vent de trésor! Compte tenu de la richesse de la souffrance et beaucoup d'entre eux le font. Et la paresse sont deux raisons: d'abord, parce que les grands rêves et à long, voire un fantasme. La deuxième raison est la présence d'huile. En fait, certains de l'émission est mauvais, partageront leur spectacle d'huile.
Par exemple, l'usine travaille, alors vos travailleurs sont licenciés! Pourquoi Parce que les travailleurs protestent, et le gouvernement d'envahir! Après avoir travaillé sa gouvernante se avance, et le chantage, pour vous de les reprendre à travailler! Ce prêt est appelé le chantage, bien sûr! Donné à eux. Mais le prêt ne sera pas remboursé. Même si une partie de celui-ci est payé, le nouveau prêt sera toujours exiger d'être remboursé si le prêt est un nouveau prêt.
Les agriculteurs sont trop. Si vous ne pouvez pas pousser quoi que ce soit, les dégâts que vous voulez: recevoir cette compensation, l'introduction de sec et de l'eau! Maintenant, si vous avez trop de produits, le gouvernement est à blâmer, car ils doivent être assurés que l'achat.
Les scientifiques sont les mêmes! Si le sujet ne est pas dans le lancement de bruit que l'Iran est un pays sous-développés! Et de l'argent pour faire de la recherche. Si vous prenez macro macro de l'argent du gouvernement, ce est le nom de cet emprunt viendra! Maintenant, si ce était encore beaucoup de bruit lancer l'élite ne se soucient pas, et ne accepte pas leurs plans!
Si le plan du gouvernement pour acheter ou acheter leurs récoltes telle garantie. La voix arrive, mais pas comme une grâce, mais qui ne est pas ailleurs. Nous devrions connaître leurs plans à vendre! Le gouvernement ne peut pas être commercialisé et nous devons aller à l'étranger, parce qu'il est si nous savons mieux.
Lorsque la fuite des cerveaux, et sont toujours malheureux! Et dire pourquoi le gouvernement ne les invite pas à l'Iran?
À divers festivals, nous pouvons voir qu'il ya toutes sortes d'entreprises seront également présents, mais personne ne est pensé pour interagir les uns avec les autres! Tout le monde attend pour le gouvernement de faire tout ce qui vient de sortir, pour lui donner quelques fois!
Revêtements nano sont un exemple évident. Pour comprendre ce que nous devons savoir: est élevé dans les vergers. Et ils ont tous d'excellents produits, qui constituent plus de la moitié de celui-ci, au pied de l'arbre disparaît! L'autre moitié en vrac et sans l'emballage et le prix est inférieur à dix pour cent, le concessionnaire a vendu! Revêtement Nano dit: Laissez-lieu de la paraffine, alors que la cueillette de fruits, pas une question de le lâcher. Cet article est comestible et biodégradable. Il n'a pas d'effets secondaires. Si le puits est sec, tout en préservant le fruit de l'intrusion de contaminants.
Mais il est dit que le plan ne est pas encore commercialisé. Cela signifie que vous ne avez producteur ou froide, ce ne est pas la bienvenue.
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۹ نظر(0)

بحرینی ها سال ها فارسی صحبت می کردند، بعد از ظهور اسلام، مثل بقیه مسلمانان برای خواندن و: فهمیدن  قران و احکام اسلامی و اجرای آن ها، شروع به  یاد گرفتن زبان عربی نمودند. این روند با دو دید در تاریخ صدر اسلام تا کنون، تبیین می شده است. عده ای فقط این موضوع را اعتقادی دانسته، و با زبان و نژاد اصلی، آن را در تضاد نمی دیدند. یعنی طبق دستور اسلام، قران یاد می گرفتند و: احادیث را حفظ می کردند ولی، در محاورات به زبان خود و: رسوم بومی تعامل می کردند.

   اسلام برای تایید این کار بسیار صریح بیان کرده، قران خود اختلاف زبان و رنگ را، فقط عامل شناخت و ارتباط با یکدیگر، بیان می کند تنها عامل برتری انسان ها، به یکدیگر را تقوا می داند. یعنی بین انسان ها سلسله مراتبی پیش بینی نشده، و اگر هم قرار باشد این موضوع حتما پیاده شود، تقوا ملاک این سلسله مراتب شود. پیامبر اسلام هم می فرماید: بین سید قریشی و سیاه حبشی تفاوتی نیست.

اما بخش دیگر تفکر ها، همان تفکر باطلی بود که: به جاهلیت معروف است. این عده به  برتری نژادی معتقد بودند، و تصور می کردند نژاد سفید، از همه نژاد ها برتر است و: درمیان نژاد سفید هم نژاد سامی یا عرب ها، بهتر از دیگران هستند. این تفکر از آن جهت جاهلی و باطل بود که: مانند طبیعت بدون خدا، در باره آن بحث می کردند

مثلا همانطور که طلا نسبت به دیگر فلزات، ارزش بیشتری دارد که این را، ارزش ذاتی می دانستند. برای انسان ها هم مثل فلزات ارزش ذاتی قائل می شدند، در جالیکه خداوند بار امانتی را که بر: دوش بشر گذاشته بود، به همین دلیل بود که او را از طبیعت: بی جان و بی خدا جدا کند و: به خدای طبیعت و آفریننده آن وصل کند.

به همین جهت این دونوع افکار، سال ها با هم مبارزه کردند تا در: برخی مکان ها به اوج خود رسید . این اوج از زمانی شروع شد که: داعش های یکقرن پیش یعنی: سعودی ها، با زور شمشیر کشورها را گرفتند، و آن ها را عرب خواندند، و از بستگان خود، برای آن ها پادشاه تعیین کردند.

   و بالاخره عبدالناصر، آخرین تیر را به حرکت زد! و با تشکیل پان عربیسم، سعی کرد صد میلیون عرب دور هم جمع کند.  کشورهای عربی را با هم متحد کند و: اتحادیه عرب درست شد! در این میان حداقل دو کشور بحرین و عراق، در این چرخه قرار نمی گرفتند. لذا آن ها با ایجاد جنگ داخلی، کردها و ترک ها و: فارس ها را منزوی کردند تا رسم عربی، در آن ها بیشتر شود. البته در سوریه  هم، نژاد کردها وجود داشت یا در لبنان، فوم مارونی و مسیحی هست : در کشورهای شمال آفریقا که، آن ها  نژاد های دیگر سرکوب کرده ند،  بازهم به اجبار عربی نام گرفتند. حتی ایران را هم، جزئی از عربستان تبلیغ می کردند: بطوریکه در سیاست های نفتی، ایران با اینکه دومین تولید کننده نفت است، اما هیچگاه در مقابل عربستان، حرفی برای گفتن ندارند.

در بسیاری از نقاشی ها، ایران یک بیایان با یک نخل نشان داده می شد! که خورشید از میان کوهان شتر دیده می شود. و حداکثر یک نخل در غروب رودخانه اروند، که آن را شط العرب می گفتند. و تقریبا تا فبل از اسلام، کسی بین ایران و عراق و عربستان! فرقی نمی دانست و همه را از استان های: آل سعود تبلیغ می کردند.

اما با انقلاب اسلامی و: انتخاب دوباره زبان فارسی، برهمه این خیالات مهر باطل خورد. و هویت مستقل ایرانی شکل گرفت. به ابتکار حضرت امام ره، با تعیین اسرائیل بعنوان دشمن اصلی، دقیقا مرز های بین ایران و عربستان را جدا کرد.

اکنون هم بحرین تا موقعی که، بین زبان عربی و فارسی حیران هستند، عربستان بر آن ها پیروز است، و دخالت مستقیم می کند،  و حاکمیت آن ها را از بین می برد! اما اگر به فارسی شعار بدهند، خط خود را جدا کرده و: راه خود را پیدا می کنند.
 Le seul moyen de sauver Bahreïn, parlant persan!
Bahreïnis parlait farsi ans après l'avènement de l'Islam, comme les autres musulmans de lire, comprendre et mettre en œuvre le Coran et la loi islamique, ils ont commencé à apprendre la langue arabe. Cette tendance se observe dans l'histoire de l'Islam, jusqu'à présent, a été exprimée. Certaines personnes croient que ce ne est connue, et la course principale et de la langue, ils ne la contredisent. Cela signifie que selon l'Islam, le Coran et a appris: ils conservent les traditions, mais, dans leur propre langue et de conversation: engager leurs coutumes autochtones.
   Pour confirmer que ce est très explicite l'Islam, le Coran et la différence de couleur, seulement reconnaître et communiquer avec l'autre, que l'expression de l'excellence humaine, la vertu se connaît. Les humains imprévus hiérarchiques, et si elle devait être mise en œuvre, cette hiérarchie est le critère de la vertu. Prophète a aussi dit: Pas de différence entre SM Qureshi et éthiopienne noir.
Mais une autre pensée, comme ce était fausse pensée qui est connu à l'ignorance. Ils croyaient en la supériorité raciale, et pensaient que la race blanche, la race est supérieure et, parmi la race blanche ou les Arabes sémites sont mieux que d'autres. La pensée de celui-ci ignorait et le mal: nature, sans Dieu, à parler de leur
Comparé à d'autres métaux, comme l'or, il vaut plus, connaissait la valeur inhérente. Le respect de la dignité inhérente des êtres humains, comme les métaux, il est temps de faire confiance que Dieu Jalykh: douche humaine avait laissé, ce est pourquoi elle est la nature de la vie et de l'impie séparée à Dieu géniteur nature et le connecter.
Par conséquent, ces deux idées se sont battus pendant des années dans certains endroits a atteint son apogée. Tout a commencé lorsque le pic de: Dash de Ykqrn il ya: les Saoudiens, étaient des pays avec une épée, et il a été appelé Arabes et leurs parents, pour l'ensemble de roi.
   Enfin Abdel Nasser, la dernière balle à sortir! Avec la création du panarabisme, essayé une centaine de millions d'Arabes ensemble. Ensemble, avec les pays arabes, la Ligue arabe avait raison! Les au moins deux pays, Bahreïn et l'Irak, ne ont pas été inclus dans ce cycle. Donc, il a créé la guerre civile, les Kurdes et les Turcs, Perses isolé à la tradition arabe, dans la plus grande partie. Cependant, en Syrie, il ya Kurdes au Liban, de la mousse chrétien maronite est dans les pays d'Afrique du Nord, les autres races sont supprimées, étaient encore forcé de nom arabe. Même l'Iran, aussi, faisaient partie de la propagande saoudienne, que la politique de l'huile, l'Iran est le deuxième plus grand producteur de pétrole, mais jamais en face du royaume, pour ne pas dire.
Dans de nombreux tableaux, l'Iran a été réduit avec une palme montré! Le soleil peut être vu de la bosse de chameau. Et la mise en place d'un palmier Arvand River, dont elle dit Chatt al-Arab. Et environ avant l'Islam, l'une entre l'Irak et l'Arabie Saoudite! Ne connaissent pas et toutes les provinces: Al Saoud ont été annoncés.
Mais la révolution islamique: réélire la langue persane, le cachet de fantasmes tout-puissant a été annulée. L'identité et la forme iranienne. L'initiative de l'Imam, la détermination d'Israël comme l'ennemi principal, la frontière exacte entre l'Iran et l'Arabie saoudite sera supprimé.
Bahreïn jusqu'à présent, l'arabe et le persan sont étonnés, l'Arabie saoudite sur la victoire, et la participation directe, et leur règle élimine! Mais si le slogan Persique, ils ont leur propre ligne distincte: trouver votre chemin.

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۶ نظر(0)

 

ایران می تواند میزبان تمام وزرای: غیر متعهد ها باشد، البته به شرط اینکه زبان محلی یا  فارسی، زبان رسمی اجلاس ها باشد.

ایران در دو بعد این آمادگی را دارد: اول در بعد تاریخی، که دارای بهترین پیشینه تاریخی، در کل دنیا است و دوم به لحاظ: مهمان نوازی و دوست داشتن تمام مردم دنیا.

مهمان نوازی ایرانیان، به قدری زیاد است که تقریبا، ایران کشور همایش ها و کنفرانس ها شده است. چرا که ایران مانند دیگر کشورها، به هزینه های میزبانی حساس نیست، و طبق فرمایش اسلام، آن را روزی خود مهمان می داند. در حالیکه آمریکا بالاترین هزینه ها را می گیرد! و این در صورتی است که: خودش هیچ پرداختی ندارد. و بدهی او به سازمان های بین المللی، از مرز بدهیهای دیگر گذشته است .

با عنایت به موفقیت اجلاس: وزرای علوم تحقیقات و نو آوری جنبش غیر متعهد ها در تهران، امکان تکرار آن برای تمام وزرا وجود دارد. یعنی ایران می تواند حد اقل 16 اجلاس مشابه نیز داشته باشد. و هزینه ای بر کسی تحمیل نشود، تا جنبش سازماندهی بهتری پیدا کند.

اما شرط اساسی این است که در اجلاس ها، زبان انگلیسی کمتر و یا اصلا استفاده نشود. زیرا در گذشته های نه چندان دور، زبان علمی و بین الملی و دفتر دیوانی جهان، فارسی و ایرانی بوده است.  و حک شدن شعری از گلستان سعدی، بر تارک سازمان ملل این را ثابت می کند.

هدف جنبش هم همین است، یعنی کنوانسیون ها و مقررات موضوعه جنبش، اشعار می دارد که نباید به غرب یا شرق، وابستگی و تعهدی داشته باشد. و زبان مهمترین عامل وابستگی است.  بطوریکه اگر در ترکیه دقت کنیم، فقط با تغییر رسم الخط، همه تاریخ آن نابود شد. نسل جدید ترکیه قادر نیستند، حتی کتیبه هایی که در میدان های استانبول نقش بسته بخوانند! حتی قران را هم باید: به رسم الخط انگلیسی ها بخوانند!

بنابر این بهترین راه، اصلاح زبان رسمی جنبش است. البته میتوان زبان محلی هر کشوری را، که اجلاس در آن برگزار می شود، رسمی اعلام کرد ولی میتوان زبان فارسی را، جایگزین زبان انگلیسی کرد.

این دو راهکار با پیشرفت های تکنولوژیک، و ترم افزاری هم سازگار است. یعنی بجای اینکه اشخاص زبان محلی خود را رها کنند، و به زبان انگلیسی دست و پا شکسته حرف بزند، و بعد هم آن را تکذیب کنند! به زبان خود حرف می زنند و مترجم های الکترونیکی، یا زنده آن را ترجمه کنند.

این امر ، اصل بازگشت به خویشتن را هم تفسیر می کند. زیرا یکی از زیر بناهای فکری جنبش، در زمان اولیه همین موضوع بوده است. در حالیکه قبول زبان انگلیسی، آنهم برای کشورهایی که :هیچکدام انگلیسی زبان نیستند، باعث از خود بیگانگی بیشتر می شود!

همه دنیا با آموزش و مکالمه زبان انگلیسی، مشکل دارند و مشکل سیاستمدران بیشتر است، و ابر قدرت ها این را وسیله ای قرا داده اند تا اهداف جنبش را به مسخره بگیرند. یا افرادی را بر سرکار بیاورند که: خودشان  پرورش داده اند.

زیرا اصل مهم برای یاد گیری زبان انگلیسی، فراموشی زبان مادری است. یعنی ابتدا باید خود را و: زبان محلی را فراموش کرد! والا آن هایی که ابتدا، زبان محلی خود را، در ذهن ترجمه می کنند! و بعد بیان می کنند، کار زبان انگلیسی به سامان نمی رسد.

امروز دکتر روحانی رئیس جمهور اسلامی ایران، با سخنان خود به زبان فارسی، افتخار آفریدند. زیرا همه ما میدانیم صحبت کردن به انگلیسی، برای ایشان مشکل نیست ولی، به پاس ارزش گذاری به زبان فارسی، برای وزیران دو زبانه 66 کشور جهان، فارسی نطق کردند. حتی مقدمات سخن یعنی: حمد خدا و رسول را فراموش نکردند.

دکتر فرهادی نیز ثابت کرد: با علم به زبان انگلیسی ترجیح می دهد: خود باوری ایرانیان و دیگر اعضا جنبش را ارتقا دهد.

اما وزیر افغانی و فارسی زبان، یا وزیر عربی عراق! هنوز به این خود باوری نرسیده بودند: هنوز افسار تمدن بر گردن، و زبان استعمار در کام بودند و سخنانی می گفتند که بر منقار آنان تعبیه شده بود.

Exigence de langue persane,
Iran d'accueillir
L'Iran pourrait être une foule de ministres, est un non-contraignant, à condition que la langue locale ou le persan, la langue officielle de la conférence.
L'Iran est préparé en deux dimensions: d'abord, la dimension historique, qui a la meilleure histoire, et la deuxième dans le monde en termes de: l'hospitalité et l'amour tous les peuples.
Hospitalité du peuple, tant que presque, l'Iran est un pays de réunions et de conférences. Pour l'Iran, comme d'autres pays, ne est pas sensible au coût de l'hébergement, et les paroles de l'Islam, il sait quand vos invités. Bien coûts les plus élevés de l'Amérique! Et si cela ne possèdent pas un paiement. Sa dette envers les organisations internationales, la dette est passé la frontière.
Vu le succès de la réunion, le ministre de la Recherche et de l'Innovation Mouvement des non-alignés à Téhéran, il peut répéter pour tous les ministres. Que l'Iran pourrait avoir une réunion similaire d'au moins 16. Et les coûts imposés à la personne de ne pas mieux organiser le mouvement.
La condition de base est que les conventions de l'anglais moins ou pas du tout utilisé. Dans le passé pas si lointain, la langue de bureaux scientifiques et bureaucratiques internationaux dans le monde, et l'Iran est le persan. Et tailler un poème de Gulistan de Sa'di, le sommet de l'ONU prouve.
Le but est le même, à savoir les conventions et règlements, des poèmes qui devrait l'Ouest ou de l'Est, l'affiliation et l'engagement est. Le facteur le plus important dépend de la langue. Donc, si nous regardons la Turquie, tout en changeant la police, toute l'histoire il a été détruit. La nouvelle génération de la Turquie ne peut même pas lire les inscriptions gravées dans le domaine de Istanbul! Même le Coran, il faut lire l'orthographe en anglais!
Donc, la meilleure façon, le mouvement de réforme officielle de la langue. Il peut être la langue locale de chaque pays, qui lors de sa réunion qui se tiendra, mais il peut être annoncé officiellement la langue persane, la langue anglaise a été remplacé.
Ces deux approches aux progrès technologiques, et le logiciel est compatible terme. Cela signifie qu'au lieu d'amener les gens à quitter leur langue maternelle, et de parler dans un anglais approximatif, puis lui refuser! Parler leur langue et interprète-mail, ou de vivre à traduire.
Il interprète également le retour à lui-même. En raison de l'infrastructure intellectuelle, le temps initial est le même. Bien que la langue anglaise, en particulier pour les pays qui ne ont pas de langue anglaise, l'aliénation d'autres!
Tout le monde et d'enseigner la conversation anglaise, et un problème difficile est les politiciens, et superpuissances ont placé comme une façon de se moquer de leurs objectifs. Ou les gens qui prennent sur le travail qu'ils ont développé.
Parce que le principe est d'apprendre l'anglais, oublier la langue maternelle. Cela doit être votre propre, langue locale oublier! Sinon, ceux qui débutent leur langue maternelle, ils sont convertis à l'esprit! Et puis ils disent, ne commandez pas en anglais.
Aujourd'hui médecin de chef spirituel de la République islamique d'Iran, dans son discours en farsi, fièrement créé. Pour tout ce que nous savons, se exprimant en anglais, mais il est difficile pour eux de passer la valeur de la langue persane, les ministres de 66 pays bilingues, le discours Persique. Même remarque préliminaire: la louange de Dieu et le Prophète n'a pas oublié.
Farhadi a également prouvé médecin avec la connaissance de la langue anglaise préférence: Iraniens et d'autres membres du mouvement pour promouvoir l'estime de soi.

Ministre afghan et le Persan, Arabe ou le ministre de l'Irak! Cette croyance était toujours pas cou licol la civilisation, de la langue et de la parole en disant que le colonialisme avait sur le palais a été mis sur leurs becs. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۱۲/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۳ نظر(0)

امروز در مراسم  برگزاری: شانزدهمین دوره جایزه کتاب سال دفاع مقدس،  یک موضوع از همه چیز مهمتر و: جلوه گر تر بود.  کتاب هایی چون آمبولانس شتری، گردان قاطرچی ها، که برنده جایزه هم شدند نشان داد: راز و رمز های پیروزی در 8 سال دفاع مقدس، هنوز بیان نشده یا هنوز نویسندگان، کلاس کاری شان آنقدر پایین نیامده! که به تاکتیک های بومی هم نگاه بیاندازند.

شاید نویسنده، هدفش ریشخند بوده، و یا اینکه مطلبی گفته که مخاطب را جلب کند، ولی همین انگیزه باعث شده که: بسیاری از رمز و رازها بیرون افتد. مردم که می دانند، ولی نویسندگان هم آن را بدانند، و مسئولین هم گوشه چشمی داشته باشند.

اگر خوب مطالعه کنیم، می بینیم در آن سال ها ،چیزی برای دفاع نداشتیم و دشمن، با انگیزه فتح سه روزه تهران، به ایران حمله کرد.همانطور که جناب حجت الاسلام ابوترابی، در این جشنواره گفت: در آن سال ها  دشمن با خیال راحت، به ایران حمله کرد! اما چه چیزی باعث شد که نتواند: سه روزه راهی تهران شود؟ شاید عده ای بگویند عرق ملی ایران بود که: در مقابل اعراب جنگ می کرد. و برای اینکه ایرانی، زیر بار یوغ عرب ها نروند، این قدر مقاومت کردند!

اما این فقط یک خیال باطل است، چرا که همین شعار را یک ایرانی هم داد! سرکرده منافقین در عملیات فروغ جاویدان، با شعار مهران تا تهران وارد، و تا نزدیکی های کرمانشاه هم امد! او که یک ایرانی بود و: انقلابی زمان شاه هم بود، پس چرا  موفق نشد؟ هنوز هم در سودای مالکیت برایران، در سوراخ ها خزیده یا: دار فانی را وداع گفته است.

مهمترین عامل پیروزی های ایران ، بکار گیری تاکتیک های بومی بود، که البته از همان ابتدا، مورد مسخره و بی توجهی هم بوده است! یکی از این تاکتیک ها، سازمان جنگ های نامنظم شهید چمران بود. زیرا شهید چمران به این خود آگاهی رسیده بود که: با ارتش منظم و کلاسیک که، همه ابر قدرت های دنیا حامی آن هستند، نمی توان مانند خود او جنگید.

   چون هر تاکتیک یا روشی درپیش گرفته می شد، همه خبر دار می شدند، زیرا تمام تاکتیک های کلاسیک، در اختیار آنان بود و اصلا، آن ها بودند که این تاکتیک ها را، درس می دادند و مسلما، شاگر در مقابل استاد، اصلا شانس پیروزی ندارد.  زیرا همیشه استاد چند فوت وفن را، برای روز مبادا نزد خود نگه می دارد .

    پس بطور مطلق با تاکتیک های شناخته شده نظامی، نمی شد در جنگ هشت ساله پیروز شد. نه از نظر منطقی درست بود، که گفته شد. و نه از نظر تجهیزات و ادوات نظامی، زیرا که صدام بعثی، هر نوع سلاح حتی شیمیایی می خواست، بطور فراوان در اختیار او می گذاشتند. ولی ایران در تحریم کامل بود. چه تحریم خارجی و ندادن اجزا و قطعات هواپیماها، و چه تحریم داخلی که دولتمردانی چون موسوی، با فریب، مانع تخصیص بودجه دولتی به جنگ می شدند.

تنها راه باقی مانده، مراجعه به مردم و تاکتیک های بومی بود! مردم خرمشهر خوب می دانستند: از قایق و بلم چطور استفاده کنند!مردم سیستان و بلوچستان از شتر و اسب، و مردم تهران از جنگ های چریکی و نامنظم . این بود که مسخره ها شروع شد: نام بسیجی را بی ترمز گذاشتند! تا ان را به زیر یوغ فرماندهی خودشان در بیاورند، و اطلاعات و عملیات آن ها را دراختیار بگیرند. هجوم بی پروای مردم بی اسلحه را به دشمن، دیوار گوشتی نامیدند! تا از هجوم مردم به جبهه ها جلو گیری کنند.

  الان هم که سال ها است از آن دوران می گذرد، کسی جرات ندارد نامی از تاکتیک های بومی بیاورد، و اگر کسی هم چیزی می نویسد، باید به حالت طنز و مسخره باشد! که بگویند برای جذب مخاطب بوده است. و با این وسیله شعور مخاطب های: میلیونی کتاب های دفاع مقدس را، زیر سوال ببرند. عنوان پایی که جا ماند، یا امثال آن گرچه خوب است ولی، تاکتیک جذب مخاطب آن بیشتر از: روایت واقعیت است و این هم خطر دیگری است، که با دخالت دادن فن جذب مخاطب، ممکن است واقعیت دفاع مقدس را مخدوش نمایند.      

Capacités autochtones:
Facteur de gagner la guerre
L'événement d'aujourd'hui: seizième livre saint de l'année d'attribution, et plus une question de tout: plus intelligente. Des livres comme chameau ambulance, bataillon Skinner, qui a remporté le prix ont été révélés: Les secrets du succès en 8 ans de guerre, mais pas déclaré ou non les auteurs, leur classe ouvrière ne était pas si bas! Jetez aussi un oeil sur les capacités indigènes.
Peut-être le but de l'auteur est de ridiculiser, ou faire quelque chose pour attirer le public, mais la motivation de faire beaucoup de secrets là-bas. Les gens qui savent, mais les auteurs ne ont le savoir, et les autorités ont l'œil.
Si nous étudions, nous voyons dans ces années, n'a rien fait pour défendre l'ennemi, motivés pour conquérir les trois jours à Téhéran, l'Iran est attaqué. Comme Hojjat al-Islam Abou Torabi, le festival a déclaré que l'ennemi en toute sécurité, a envahi l'Iran! Mais ce qui fait échouer: les trois voies de Téhéran? Certains pourraient dire que la sueur nationale: la guerre contre les Arabes. Pour les Iraniens, les Arabes vont sous le joug, l'ampleur de la résistance!
Mais ce ne est qu'une illusion, parce que les Iraniens ne sont pas un slogan! Leader éternel des hypocrites en fonctionnement, avec le slogan Téhéran Mehran est arrivé, et se approchèrent Kermanshah! Il était la révolution iranienne était le roi, alors pourquoi ne pas réussir? Toujours dominé par l'ambition de l'Iran dans des trous ramper sont morts dit.
Le facteur le plus important de la réussite, l'application locale de la tactique, bien sûr, depuis le début du temps a été ridiculisé et ignoré! Un de ces tactiques, l'organisation de la guerre irrégulière était Chamran martyr. Chamran martyr parce que ce était sa compréhension que l'armée régulière et classique, tous les pouvoirs du monde soutiennent elle, comme il ne peut pas se battre.
   Chaque compétence ou la technique a été adopté, tous ont été informés, parce que toutes les tactiques classiques en leur possession à tous, ils étaient les tactiques, bien sûr, et bien sûr, les étudiants de professeur du tout n'a aucune chance de gagner. Ce est toujours le maître du savoir-faire, pour une journée pluvieuse garde pour lui.
    Une fois connu comme tactiques militaires absolus, la guerre ne était pas gagné. Non logiquement correct, il a été dit. Et non en termes d'équipement et de matériel militaire, comme Saddam baasistes, des armes chimiques voulaient même, amplement mis à sa disposition. Mais sanctions contre l'Iran était parfait. Que boycotts étrangers et les composants défaillants et pièces d'aéronefs, et des sanctions civiles que les politiciens comme Moussavi, la déception, la répartition des fonds publics à la guerre ont été évitées.
Le seul moyen restant pour désigner les peuples autochtones et les tactiques! Khorramshahr bien conscient de la façon d'utiliser des bateaux et pirogues sont des gens de Sistan-Balouchistan, chameaux, chevaux, et les gens de Téhéran et la guérilla irrégulière. Il a commencé à se moquer de nom de la Basij mis les freins! Apportez-le joug de leur siège, et les informations à fournir et leurs opérations. Reckless assaut armes aux ennemis du peuple, appelé mur charnue! Pour intercepter l'afflux de personnes à l'avant.

  Maintenant qu'une année se est écoulée depuis ce temps, personne ne osé prendre le nom des capacités indigènes, et si quelqu'un écrit quelque chose, vous devez être une satire et la dérision! Ce est-à-dire, pour attirer le public. Et la conscience de l'auditoire: Défense Sacré million de livres, saper. Comme je ai séjourné, ou similaire, bien agréable, mais les tactiques pour attirer plus d'audience: l'histoire est vraie, et ce est une autre menace, qui a attiré une audience avec l'interférence du ventilateur peut fausser la réalité de la guerre. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۱۲/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۰ نظر(0)

در اقتصاد ایران دو روند متضاد وجود دارد. یکسوی آن دشمن را ناکام می گذارد، یعنی اقتصاد دان های جهان، با پشتوانه مالی ابر قدرت ها، هرچه برنامه ریزی می کنند، برعکس آن نتیجه می گیرند. لذا هرسال برنامه تحریم را تمدید می کنند. به نظر آن ها فقط یکسال تحریم کافی بود که اقتصاد ایران را فلج کند، و ایران دستهای خود را بالا ببرد! و نسخه های وابستگی اقتصادی را امضا کند.

    ولی الان 36 سال از آن روز ها می گذرد، اولین تحریم آن ها بلوکه کردن اموال ایران، و جلوگیری از ارسال قطعات و دارو به ایران بود. وقتی دیدند ایرانی ها قطعات را خودشان می سازند، و هواپیماها در حال کار کردن هستند، به صدام دستور دادند تا با یک شبیخون، و حمله ناگهانی، باقی مانده سلاح و تجهیزات ایرانیان را هم، نابود کند که وی در شهریور 1359در: یک هجوم سراسری هزاران تن بمب، بر سر ایرانیان ریخت ولی نتیجه چه شد؟

فردای همان روز 141 جت جنگی، برخواستند و تمام نیروی دریایی و هوایی صدام را نابود کردند. بطوریکه صدام تا پایان جنگ 8ساله ، فقط قادر بود از طریق: نیروی زمینی با ایران درگیر شود. با اینکه دولت ایران، یعنی دولت مهندس موسوی را وادار کردند، تا هیچ بودجه ای به جنگ اختصاص ندهد، ولی مردم با ارسال کمک های مالی، جنگ را بخوبی اداره کردند که، عاقبت صدام بر همه معلوم است.

این یک جریان اقتصاد اسلامی، یا اقتصاد مقاومتی بود که: در میان بهت و حیرت اقتصاد دانان مزدور، میتوانست ایران را بخوبی اداره کند. در واقع مردم ایران، با اتکا به روایات و احادیث اسلامی، روند اقتصادی را تنظیم و: به اجرا می گذاشتند و: کسی از متخصصان آن را درک نمی کرد، و یا نمی خواست که درک کند.

اما متاسفانه در درون این اقتصاد بومی، عده ای هم مانند کرم می لولیدند! در همان دوران انقلاب، که مردم بی برقی و بی نفتی می کشیدند، آن ها نفت را قاچاق می کردند، نه تنها نفت و ارزاق را، بلکه حتی عتیقه جات و آدم ها را هم، قاچاق می کردند و به در آمد های باد آورده می رسیدند. در دوران جنگ هم، مافیاهایی تشکیل دادند و ارزاق کوپنی را، انبار می کردند و به چند برابر قیمت می فروختند، اما مردم که این ها را می شناختند، صدایی نمی کردند تا: دشمن سوء استفاده نکند.

این روند دوگانه در اقتصاد ایران، ادامه داشت یکی اقتصاد بومی و داخلی بود، و دیگری اقتصاد وابسته و برون مرزی. متاسفانه اقتصاد بین المللی هم به کمک آن ها می امد، و مانند پدر خوانده، آن ها را تقویت می کرد. و تئوریهای نوین اقتصاد وابسته را، به آن ها تدریس می کرد! محل آموزش آنان، دانشکده های اقتصاد بودند! که با اساتید پروازی آمریکا و اروپا اداره می شد، و هدف آن ها مایوس کردن مردم از: اقتصاد بومی و اسلامی بود.

البته اولین گروه اقتصاد اسلامی، در دانشکده اقتصاد شهید بهشتی تشکیل شد، و مسئول آن ها در دوران انقلاب فرهنگی، که دانشگاه ها تعطیل بود، سراغ ما آمدند و ما، ضمن حمایت از آنان، حجت الاسلام تسخیری را برای تدریس معرفی نمودیم.  گروه های اقتصاد و مدیریت اسلامی دانشجویی، برای مقابله با فرهنگ و اقتصاد وابسته، هر روز در دانشکده های دیگر افتتاح می شد، و ما مجوز داشتیم در دانشگاه های تعطیل شده: انقلاب فرهنگی، کلاس های اندیشه شناسی اسلامی برگزار کنیم.

اما هنوز بعد از سال ها هم، باز اساتید دنبال همان برند های اقتصاد وابسته هستند، و همه جا اقتصاد اسلامی را به مسخره می گیرند. دانش آموزان این استاد ها هم، با روش های یاد گرفته از آنان، به جان اقتصاد ایران افتاده اند! و هر روز تعدادی از آنان به جرم: اختلاس و ارتشا دستگیر شده،  و یا فرار می کنند!

آنها از دید خودشان، اقتصاد پیشرفته ای را می دانند، و به آن عمل می کنند! از نظر آن ها وام گرفتن از بانک ها، و پس ندادن آن، چون عاملی است که باعث :ضعف اقتصاد بومی می شود، یک رسالت محسوب می شود! و هرچه بیشتر اختلاس و دزدی بکنند، بهتر است! زیرا از یکسو به ثروت های باد آورده، دست پیدا می کنند، و از سوی دیگر، اقتصاد ایران را متلاشی می کنند... 

Quelle est la cause de cette corruption?
Il ya des tendances contradictoires dans l'économie. L'ennemi ne pourra pas unidirectionnel, l'économiste dans le monde, avec le soutien financier des superpuissances, la planification, les résultats opposés. Cette année, ils envisagent d'étendre les sanctions. Ce était assez pour un an seulement sanctions paralyser l'économie iranienne, l'Iran et levez vos mains! La dépendance économique et signer des exemplaires. Maintenant, 36 années se sont écoulées depuis ces jours, les sanctions gèlent les actifs de l'Iran, et empêchent alcool et de drogues Iran. Quand ils ont vu les Iraniens, les composants qu'ils font, et les plans sont de travail sont, Saddam a ordonné une embuscade et attaque tout à coup, les armes et équipements restants Iraniens le détruire en Septembre 1359 dans une course à travers des milliers de tonnes de bombes, les Iraniens versé quel fut le résultat?
Les prochains jours 141 jets de combat, les forces navales et aériennes de Saddam Hussein se levèrent et détruits. Comme la fin de la 8-year-old Saddam, n'a pu à travers: les forces terrestres iraniennes impliquées. Le gouvernement, contraint le gouvernement à Moussavi, n'a pas alloué des fonds pour la guerre, mais les gens avec une aide financière, ils courent la guerre, le sort de Saddam est connu de tous.
Ce est l'un de l'économie, ou la force de l'économie: la consternation parmi les économistes embauchés, l'Iran pourrait bien manipuler. Le peuple d'Iran, basées sur les traditions et les traditions islamiques, les tendances économiques mettent à se épuiser et quelqu'un de les experts ne comprennent pas, ou ne veulent pas comprendre.
Malheureusement, dans l'économie locale, certaines personnes sont comme des vers! Au moment de la révolution, les gens qui ont travaillé électricité et du pétrole, la contrebande de pétrole, non seulement l'huile et des objets, mais même des antiquités et des gens aussi, et ils ont été sortis clandestinement de la manne atteinte. Pendant la guerre, la mafia est formé d'un OBJETS promos, le stockage, et de multiplier le prix de vente, mais les gens qu'ils connaissaient, ils ne ont pas l'air jusqu'à ce que l'ennemi ne est pas l'abus.
Cette double tendance dans l'économie, a continué à être une économie indigène et l'économie et à l'étranger. Malheureusement, l'économie internationale était de les aider, et comme un père, il les renforce. Et les théories de l'économie moderne, il est enseigné! la formation du site, facultés économiques! Amérique et en Europe a été régies par les instructeurs de vol, et leur but est de décourager les gens de l'économie locale et l'islam.
Le premier groupe de l'économie islamique, Faculté d'Economie martyr au paradis a été formé, et en charge pendant la Révolution culturelle, l'université a été fermée, nous sommes tombés sur nous, avec leur soutien, l'hodjatoleslam nommé professeur introduit. Des groupes d'étudiants en économie et gestion, pour faire face à la culture et l'économie, tous les jours à l'école a été ouverte, et nous avons eu la permission de fermer l'université: la Révolution culturelle, la classe de la pensée islamique attente.
Mais après des années ensemble, pour le bénéfice de l'économie sont ouverts aux professeurs, et partout dans l'économie islamique au ridicule. Les étudiants de la maîtrise ont également appris les moyens de leur vie ont chuté économie! Et chaque jour, certains d'entre eux au crime, détournement de fonds et la corruption ont été arrêtés ou ont fui!

Ils se voient, ils les économies avancées, et dans l'acte! En termes d'emprunter auprès des banques, puis en lui donnant comme un facteur qui entraîne une faiblesse dans l'économie locale, est une mission! Détournement de fonds et de vol, et plus ils le font, le mieux! Parce que d'une part au chablis richesse, ils acquièrent, et d'autre part, l'économie va se effondrer ... 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۲:۰۲ نظر(0)

رئیس قوه قضائیه گفت: یک نفر از بانکها 6500میلیارد تومان، وام بدون وثیقه گرفته و آن را هم، پس نمی دهد و ما هم، کاری نمی توانیم بکنیم!

البته ایشان رشته اقتصاد شاید نخواندند و شاید هم تخصص در این زمینه نگرفتند و الا جواب مسئله بسیار روشن است! علم اقتصاد به ما می گوید در آمد بالا با هزینه اندک، معنی علمی است و این آقا در اوج اقتصاد کار کرده است! شاید رئیس قوه قضائیه ( البته با عرض معذرت ) اصول مدیریت را هم نخوانده است، والا مدیریت هم همین را می گوید: بهره وری بالا با حداقل هزینه!  و شهریار علم مدیریت هم می گوید: هدف وسیله را توجیه می کند .

بنابر این کاری علمی، آن هم در حد اعلا صورت گرفته! و بخش خصوصی  توانسته با کمترین هزینه، بالاترین در آمد ها را داشته باشد. در تعریف علمی اقتصادی هم کار این آقا کاملا درست است! همه فکر می کنند ایشان وام گرفته! ولی نه، او یک معامله کرده ودر آمد کسب نموده. البته شما اسمش را زرنگی بگذارید، یا رشوه دادن، فرقی نمی کند. او توانسته با زرنگی تمام، کمی پول به عنوان رشوه به افراد بدهد، و بدون مدرک از آن ها میلیارد برابر بگیرد!

آن وقت می گویند در ایران، کسب و کار رونق ندارد! شاید هم بقول بعضی ها، چون از سود باد آورده، زیان می دهند ناراحت هستند. این هم علمی است! زیرا علم مدیریت و قتصاد به ما می گوید: فرصت های ازدست رفته را هم باید مد نظر قرار دهیم، اسم خارجی آن هم آپور چینیتی کاست، که هزینه فرصت های از دست داده هم، ترجمه شده است.

این اصل علمی می گوید: ما نباید هزینه بی پولی را بدهیم! اگر شما یک میلیارد دلار داشتید، میتوانستید آهن بخرید و انبار کنید، بعد با سود کلان آن را بفروشید. حالا که پول ندارید، هوش که دارید، بیایید همان سود را از راه میان بر، بدست آورید. بلا  بر سر کسانی که این کار را کرده اند بیاورید، و پول آن ها را بگیرید.

    می گویند مردی از جیب کسی دزدی کرد، به او گفتند این مال حرام است. گفت نه،  من از جیب یک کارگری دزدیدم که میدانم: کارش درست و در آمدش حلال بود! بله متاسفانه دور علم زدگی، و زندگی در دنیای فرمول ها، نتیجه ای جز این ندارد. زیرا بانکداری در ایران بومی نیست، و اصول ان از غرب آمده، و لذا اصل مهم امانت داری در آن مخدوش است.

در گذشته براساس ایمان اسلامی ، افرادی به عنوان امین بودند که مردم پول خود را نزد آن ها می گذاشتند . امین به پول دست نمی زد و همانطور آن را پس می داد. اما بانکداری جدید زرنگ بازی در آورده و پول مردم بر می دارند و با آن کار می کنند! البته کار که ظاهر قضیه است واصل آن همین اختلاس و ارتشا است.

معمولا کسانی که در این بانکها وارد می شوند، با پول های انباشته و کلان روبرو می شوند. فقط باید نقشه ای بکشند که بتوانند: این پول ها را با خود ببرند. اینهمه  اختلاس و دزدی و فساد ، فقط معلول همین تفکر است. بانکداران پول مردم را، پول خودشان تصور می کنند! و به هرکس که بخواهند می دهند.  البته نقشه ای که دراین میان، این پولشویی را توجیه می کند، نام وام دادن یا کار کردن و سرمایه گذاری با پول مردم است.

لذا همانطور که در دوران انقلاب اسلامی ، بانک ها را هم مثل سینما ها و کاباره ها  آتش می زدند، الان نیز باید این کار را بکنند! والا این بلای خانمان سوز، هر روز بیشتر و در عنوان های جالب تر، ریشه اقتصاد را از بین خواهد برد. و گرانی تورم را بر مردمان تحمیل خواهد کرد.

در واقع همه بدهکاران بانکی، یا رئیس بانک بودند یا از دوستان آن ها. که باهم دست به یکی کرده بودن و یا دست به یکی می کنند و پول را در روز روشن می دزدند . به همین دلیل هم هیچ بانکی از بدهکاران بزرگ بانکی شکایت نمی کند. چون تف سربالا است. و قوه قضائیه اگر منتظر شکایت بانک ها است به شهادت دم روباه بر علیه روباه  امید بسته است   

Que troublé les banques?
Judiciaire en chef a dit un 6500000000000 dollars auprès des banques, des prêts sans garantie et il ne est pas si, et nous pouvons faire la même chose!
Il a décrit l'économie peut ou non avoir une expertise dans ce domaine, sinon la réponse est très claire! Économie nous dit arrivés avec un faible coût, signification scientifique, et cet homme a travaillé à la pointe de l'économie! Peut-être le chef de la magistrature (bien Désolé) les principes de gestion ai lu, sinon la même direction dit haute productivité avec un coût minimal! Et le prince de la gestion dit la fin justifie les moyens.
Le travail scientifique, qui a été fait au plus haut niveau! Et le secteur privé a le coût le plus bas, le plus haut revenu qu'ils ont. La définition du travail de la science économique cet homme est absolument vrai! Quiconque pense qu'ils ont emprunté! Mais non, il a été acquis dans un métier. Vous appelez-il intelligent de laisser, ou altérer, il n'a pas d'importance. Il a un talent pour tout, un peu d'argent comme un pot de vin de leur donner, et aucune preuve qu'il ya un milliard de fois!
Il est temps de dire, les affaires sont florissantes! Peut-être, selon certains, en raison de bénéfices exceptionnels, les pertes sont bouleversés. Ce est la science! Parce que de la gestion et de l'économie nous dit: occasions manquées devraient également garder à l'esprit que le coût des occasions perdues, traduit.
Ce principe dit que nous devrions coûtera pas d'argent à donner! Si vous avez un milliard de dollars, vous pourriez acheter et stocker le fer, puis les profits en le vendant. Maintenant, vous ne avez pas d'argent, de l'intelligence, de laisser part des profits, gagner. Apportez sur ceux qui ont du mal à le faire, et de prendre leur argent.
    Ils disent un homme de voler la poche de quelqu'un, dit-il, cette propriété est interdite. Dit non, je ai gagné de la poche d'un travailleur qui connaissent bien son travail et le solvant a été de vomir! Oui, malheureusement, se précipitent autour de la science, et la vie dans le monde de formules, aucun autre résultat. Parce que la banque est endémique en Iran, et ses principes de l'Ouest, et donc l'intégrité de celui-ci est erronée.
Dans le passé, selon la foi islamique, les gens étaient aussi honnête que les gens mettent leur argent avec eux. Amin n'a pas perdre de l'argent, comme on disait alors. Les nouvelles personnes bancaires et d'argent sont intelligents, jeu et le travail avec elle! Cependant, il est évident que le même détournement de fonds et la corruption est déposée.
Habituellement ceux qui arrivent dans la banque, l'argent accumulé et macro rencontre. Juste avoir un plan pour tuer que cet argent avec eux. Toutefois, le détournement, le vol et la corruption, tout en pensant le même effet. Banquiers argent public, l'argent qu'ils pensent! Et pour qui ils veulent. La carte Pendant ce temps, le blanchiment d'argent justifie le nom de prêts ou d'investissement d'argent et les gens.
Alors que la révolution islamique, les banques, cinémas et discothèques ainsi que met le feu, il doit le faire! Sinon ce fléau ruineuse, chaque jour de plus en plus intéressant en tant que root, il va détruire l'économie. Et l'inflation des coûts sera imposée.

En fait, tous les débiteurs de la banque ou de la banque ou de leurs amis. Ce est pourquoi aucune grande banque de débiteurs bancaires ne se plaint pas. Crache le morceau est en montée. Et la plainte judiciaire si les banques sont en attente de témoigner contre le renard queue de renard espoirs 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۱:۳۷ نظر(0)

سال ها بود که دلسوزان انقلاب اسلامی می گفتند که: جایزه های جهانی برعلیه اسلام است، و قصد آن ها نابودی دین است، ولی کسی باور نمی کرد. هر چند گاهی یک خرس نقره ای، یا یک اسکار به ایرانیان می دادند، و آن ها هم با دست پر بر می گشتند، و اسلام و اسلامیان را زیر پای خود، قربانی می کردند! تا اینکه امسال با دادن جایزه ده گانه، به فیلم تک تیرانداز آمریکایی، همه چیز روشن شد.

موضع گیری مستقیم رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان داد که جبهه ها مشخص شده اند، و دیگر کسی نمی تواند با: چشم بسته در جبهه دشمن باشد، و به خودی گل بزند! و گردنش را هم بالا بگیرد. و باصطلاح قباد بازی در آورد! این سریال ایرانی هرچند سرگرم کننده، ولی حاوی نکاتی بود که نشان میداد: هر گل زدنی مجاز نیست، و افتخار محسوب نمی شود! کسی که با مهارت تمام توپ را، به دروازه حریف وارد می کند، کار خوب و مثبتی انجام می دهد. ولی اگر همین کار را با دروازه خودی بکند، دیگر قهرمان فوتبال محسوب نمی شود.

خوبی و بدی هم مثل گل زدن هستند، از نظر عملی هردو یک کار را انجام می دهند! اما حهت آن ها باهم فرق می کند. لذا پراگماتیست ها، یا عملگراها در اینجا حیران می شوند. از نظری تئوری عمل گرایی، هرکس گل بزند خوب است! ولی از نظر انسانی، فقط گلی خوب است که: به دروازه حریف شلیک شود.

تک تیرانداز بودن هم یک افتخار است، اما این تیر به کجا می خورد مهم است ! اگر هدف، دشمن مسلح و برابر باشد، خوب است ولی، اگر یک زن یا یک کودک ، پیرمرد و پیرزن باشند چه ارزشی دارد؟ آن ها دیگر احتیاجی به تک تیرانداز ندارند، هر گاگولی می تواند، آن ها را هدف قرار دهد! چرا که آن ها نه ، اسلحه دارند که مقابله به مثل کنند، و نه پای گریز که فرار کنند، و نه دوره های رنجری دیده اند که: صدتا معلق بزنند تا تیر به آن ها اصابت نکند.

هنرمند هم مانند تک تیرانداز است، با سلاح هنر مردم را هدف قرار می دهد! عده ای بی اسلحه در سالن سینما می نشینند، و به پرده نقره ای یا ال سی دی،  نگاه می  کنند. بعد از پایان قیلم، یک جانی و ادم کش بالفطره، از سینما بیرون می آیند! اسلحه دست می گیرند و: مثل تک تیرانداز فیلم، زنان و کودکان را به گلوله می بندند، و به آن افتخار هم می کنند!

ممکن است هنرمند بگوید: این هنر ما است که بر تماشاگر، تاثیر بگذاریم و هرچه، اثر ما بیشتر باشد، نشان بازی بهتر ما است! ما مرده شور هستیم و: کاری به بهشت و جهنم مردم نداریم! ولی این استدلال همانقدر کورکورانه است، که ما بگوییم زحمت کشیدیم و: بهترین گل را به خودی زدیم!

  شما از هنر خود برای نابودگری استفاده می کنید، مردم را به قتل و غارت ،ترور و گانگستری سوق می دهید. اینجا انسانیت است که کشته می شود! شهر ها هست که نابود می شود. و انسان های مهربان و همزیست، به قاتل های برادر کش تبدیل می شوند . حتی اگر از خشونت بگذریم، در دام سکس هم بیافتیم همین است، علت حرام بودن سکس و شراب در سینما، برای همین است شما، در حالیکه ادعا می کنید: باید حریم خصوصی افراد محترم باشد، با اسلحه دوربین می روید و: مخفی ترین اعمال آن ها جار می زنید!

    یا به بهانه روانشانسی، ناتوانی های بشری را دامن می زنید. اسرار آن ها را از حریم خصوصی شان، بیرون می کشید! و کاش فقط حقیقت را می گفتید، آنقدر دروغ می گویید و: بزرگنمایی می کنید که، دیگر هیچ کس حتی به: درون ضمیر نا خودآگاه خود هم، اعتماد نمی کند.هنر مدرن و پسامدرن به بهانه افشاگری بی اعتمادی را برای جهانیان آورده: زن به شوهر، پدر به فرزند و همه به همدیگر شک می کنند. و نتیجه آن هم کودک ازاری و زن ستیزی و: خشونت علیه زنان و کودکان است.

Médaille de l'Islam, ont ciblé!
Années sympathique Révolution islamique a déclaré que la sentence contre le monde musulman, et cherchent à détruire la religion, mais qui ne ont pas cru. Bien que parfois un Ours d'argent, les Iraniens avaient une cicatrice, et il est rempli à la main sur le dos, et l'islam et islamique sous vos pieds, le sacrifice! Jusqu'à cette année, avec dix récompenses, le film sniper américain, tout est devenu clair.
Tenez leader droite de la Révolution islamique qui a marqué l'avant, et l'autre on peut avec les yeux fermés en face de l'ennemi, et de ses propres fleurs! Et prendre son cou. Et ainsi apporté G. jeu! Les Acteurs bien que le plaisir, mais être montrant les points forts de chaque fleur percussion pas permis, et ne est pas fier! Qui habilement ballon d'entrer dans le but, faire le bien et faire le bien. Mais si la même chose avec son propre but, pas un héros de football.
Bonnes et mauvaises sont comme objectifs, tant en termes de travaux pratiques à faire! Mais essayer de con les différencie. Le pragmatique, pragmatique ou ici sont étonnés. Aucune théorie du pragmatisme, tout le monde est agréable de marquer des buts! Mais selon la chair, juste argile fine qui est tiré dans le but de l'adversaire.
Ce est un honneur d'être un tireur d'élite, mais ce poste est va sucer! Si l'objectif, et l'ennemi est armé, mais il est bon, si une femme ou un enfant, homme et femme. A quoi bon ce est que? Ils doivent avoir un tireur d'élite, ne importe quel imbécile peut qu'ils cibler! Pourquoi ne ont-ils pas une arme de représailles, et non une fuite pour échapper, pas la période des Rangers ont vu que des centaines ont surgi flèche ne pas les frapper.
L'artiste est comme un tireur d'élite, un art du public ciblant les armes! Certains à mains vides assis dans une salle de cinéma, et l'écran LCD ou d'argent, regardez. Après numérisation, un naturelles criminels et des assassins nés, sortir d'un film! Leurs bras et leurs tireurs d'élite, comme des films, des femmes et des enfants à le trou de balle, et ils sont fiers de lui!
L'artiste pourrait dire: ce est notre art sur le public et l'impact de l'action, plus nous avons, mieux notre jeu! Nous sommes morts, la passion, les gens ne vont pas au ciel et de l'enfer! Mais cet argument est tout aussi aveuglément, nous avons à peine eu à dire et la meilleure propre but ouvert!
  Terminator utiliser votre art pour les gens de meurtre et le pillage, assassiner et les gangs bouton poussoir. Voilà un homme qui est mort! La ville est détruite. Et un homme de la coexistence douce et paisible, à devenir le meurtrier de fratricide. Même si la violence côté, tomber dans le piège du même sexe, parce que le sexe est un péché et le vin dans le cinéma, pourquoi vous, comme vous le prétendez, vous devez être respectueux de la vie privée, et sont livrés avec l'appareil photo des armes: le secret Déclarer leurs actions Jar!

    Ou sous le prétexte de la psychologie, de la faiblesse humaine, vous jupe. Secrets eux leur vie privée, sortez! Et je ai dit la vérité, dire tant de mensonges et zoom, n'a même, dans son esprit est inconsciente, ne font pas confiance. Moderne et postmoderne monde de l'art doit aller chercher la divulgation de méfiance pour la femme a un mari, père, fils, et tous les doutes sont à l'autre. Le résultat est à la fois la maltraitance des enfants et la misogynie et la violence contre les femmes et les enfants.