X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۱۱/۱۳۹۳ - ۰۱:۱۸ نظر(0)

از قدیم گفته اند هرچه بگندد، نمکش می زنند وای به روزی که، بگندد نمک! حالا هم مدیریت، به همه علوم پیشنهاد می کند که: نو آوری داشته بانشند و تحقیق و توسعه کنند، ولی خودش از آن بی بهره است. علوم مدیریت امروز در لاک خود فرو رفته، و همان تئوری های دهه 1960 را تکرار می کند. گویا برای آن ها زمان صفر شده است!  و مانند عقربه های ساعت، که بر روی ده و دقیقه تنظیم می شوند، علوم مدیریت و اقتصاد هم همینطور است.

برای آن ها همه باید تغییر کنند، و تغییرات را بپذیرند، ولی خودشان ثابت هستند. البته این تفکر از دو دیدگاه متفاوت، ریشه می گیرد یکی خود محوری است، و دیگری نادانی و جهل . در سال های 1350در دانشگاه تهران، کتب مدیریت و اقتصاد تازه ترجمه شده بود، و همان ها هرسال تجدید چاپ می شد. ما استادی داشتیم که کتاب های سازمان مدیریت و اقتصاد ر،ا برای دانشگاه تهران نوشته بود، و تا زمان ما در 1352شاید، بیش از 20بار تجدید چاپ شده بود .

در کتاب مدیریت آن، هنوز عقاید فایول تدریس می شد، هرچه طرفدارن نهضت روابط انسانی، کوشش می کردند، از نظر این کتاب بیهوده بود! البته در اواخر اشاراتی به آن می کرد، ولی آن را مردود می دانست، چه رسد به نهضت های بعد از آن در: تفکر اقتصادی یا مدیریتی . حتی وقتی دانشجویان اصرار کردند که:  دنیای دیجیتال هم را هم ببیند، ایشان از کامپیوتر هم یک مطلب اضافه کرد، ولی اگر اضافه نمی کرد بهتر بود!

حالا هم همینطور هست، بعد از گذشت سی و شش سال از انقلاب اسلامی، و تعریف هویت اسلامی و انسانی برای مدیریت جوامع، آقایان هنوز ماکیاولی را مدیر برتر می شناسند! و تئوری معروف او که: هدف وسیله را توجیه می کند را، بر بالای سر می گذارند! البته ممکن است اسمی هم از: پیتر دراکر یا هرسی و بلانکارد ببرند، ولی طوری اسم می برند که، اگر نبرند بهتر است. چه برسد به تئوری های اسلامی در: مدیریت و اقتصاد که اصلا،  زنگ تفریح و مسخره آنان شده است.

از نظر آنان ترکیه و مالزی ! بسیار پیشرفته تر از ایران هستند، و اگر ایران را در ردیف 198 از: 199 کشور اسم ببرند، باید خوشحال باشیم. آن ها نمی دانند و یا نمی خواهند بدانند که: ایران چه پیشرفت هایی کرده است. همین امروز در حالی که رئیس جمهور کشور مان، در یک جا صحبت از این می کرد که:  تعامل ما با جهان، نباید مانع پیشرفت علمی ما بشود، آقایی که ریاست سازمان مدیریت کشور را، هم بر عهده داشت می گفت: ما باید از ترکیه و مالزی الگو بگیریم تا پیشرفت کنیم.

    در حالیکه رئیس مجلس در گوشه دیگر، از اقتصاد مقاومتی حرف می زد و می گفت: نباید فکر کرد که تحریم ها، ما را به فکر اقتصاد مقاومتی انداخت، بلکه ان فقط یک نیشتر بود که: زخم های اقتصاد ایران را باز کرد، آقای دیگری که رئیس جایزه دادن به مدیران برتر بود می گفت:  در ایران هیچ شرکت و بخش خصوصی، وجود ندارد و وظیفه دولت بعنوان: ایجاد کننده بنگاه فراموش شده است.

البته از حق نباید گذشت، که یکی هم پیدا شد و کتابی از: کشورهای اروپایی آورد و ثابت کرد: در بیش از هزار اختراع مهم : تاریخ بشری که زندگی را، دچار تحول کرد، ایرانیان نقش اساسی داشتند. که مهمترین آن اختراع چرخ بود. و اگر قبول کنیم در تمام اختراعات جهانی، در همین زمان ما، بازهم ایرانی ها هستند که: نقش اساسی دارند، حرف بی ربطی نگفته ایم.

اینکه می گویند در ایران، تحقیق و توسعه خروجی نداشته، بسیار حرف بی منطقی است. تحقیق و توسعه ایران به تمام دنیا صادر شده! ولی آنان این عمل را، فرار مغز ها نام می گذارند، تا از دو طرف بر فرق سر این ملت بکوبند: اول اینکه بگویند ایران، نخبه کش است نه نخبه پرور! دوم اینکه بگویند: هرکس پول این مملکت را می خورد، و نتیجه آن را برای جاهای دیگر، می برد کار خوبی می کند.

اما این مثل روز روشن است: اگر ایران نخبه پرور نبود، اینهمه برای نخبه های ایرانی، فرش قرمز پهن نمی کردند! و آن ها را روی سرشان نمی بردند. آن ها برای بردن نخبگان ایرانی، آنقدر سخاوت به خرج می دهند، که خود ایران قادر نیست! ایرانی که بیست سال ها ، سرمایه گذاری می کند، و نخبه های فراوانی  را پرورش می دهد...

Exige de la direction de la R & D
Gndyd le vieux dicton, Malheur à celui qui tourne le sel, le sel Gndyd! Maintenant, la gestion, les dernières données scientifiques suggère que l'innovation et la recherche et le développement, mais il est sans intérêt. Management Sciences aujourd'hui retiré en lui-même, et les théories des années 1960 répétitions. Parler à eux est temps zéro! Comme dans le sens horaire, qui sont situé sur dix minutes, la science de la gestion et de l'économie aussi.
Car ils seront tous changés, et acceptent les changements, mais ils sont fixés. Bien sûr, l'idée de deux approches différentes, une égoïsme enraciné, et d'autres la folie et l'ignorance. Université de Téhéran en 1350, et les nouveaux livres de gestion économique avaient été traduits, et la même année a été publié. Nous avons eu un professeur de livres de gestion et d'économie, avait écrit à l'Université de Téhéran, et jusqu'à ce que nous peut-être 1352, a été réimprimé plus de 20 fois.
Dans sa gestion, sont enseignées opinion Fayvl, les partisans du mouvement des relations humaines, recherchés, car ce était en vain! Les références à la fin de celui-ci, mais elle a été rejetée, sans parler des prochains mouvements de la pensée ou de la gestion économique. Même lorsque les étudiants ont insisté pour que ils voient aussi le monde numérique, at-il ajouté, l'ordinateur est une chose, mais si ce ne est ajouté mieux!
Ce est maintenant, après 36 années de la révolution islamique et la définition de l'identité islamique et de la gestion des sociétés humaines, les hommes sont supérieurs gestionnaire machiavélique savoir! Et sa fameuse théorie que la fin justifie les moyens, en fonction de leurs têtes! Il peut être le nom de Peter Drucker ou Blankard Hersey et tuer, mais leur nom afin que, se il est préférable de ne pas se appliquer. Qu'est-ce que les théories islamiques de gestion et d'économie à la rupture, et se moquait d'eux.
À leur avis, la Turquie et la Malaisie! Beaucoup plus avancé que l'Iran, et si ce est dans la ligne 198 de 199 de leurs noms, doit être heureux. Ils ne savent pas ou vous voulez savoir: Quels progrès ont Iran. Aujourd'hui, le président de notre pays, dans un contexte de cette interaction avec le monde, nous devrions être le progrès scientifique, l'homme qui dirige la gestion de l'organisation, a conduit à la fois dit que nous devrions la Turquie et la Malaisie pour améliorer notre modèle.
     Alors que le Président de l'autre coin, a parlé de la force de l'économie et a déclaré que les sanctions ne devraient pas penser, nous devons considérer la force de l'économie, mais ce était juste un couteau qui coupe économie ouverte, M. un autre bonus patron donnait cadres supérieurs déclaré dans ne importe quelle entreprise et le secteur privé, il est du devoir de l'Etat, provoquant l'entreprise a été oublié.
Bien sûr, le droit d'être passé, il a été constaté que l'on livre des pays européens et éprouvée dans des milliers de invention importante: l'histoire de la vie humaine, évolué, les Iraniens avaient un rôle majeur. Ce était l'invention le plus important de la roue. Et si nous acceptons tous les brevets dans le monde, en même temps, nous sommes encore en Iran, ont un rôle fondamental, je ai dit non pertinent.
Ce est-à-dire, la sortie de R & D ne est pas très logique de dire non. Recherche et développement du monde entier a été délivré! Mais ils le font, ils ont appelé la fuite des cerveaux, de sorte que les deux côtés de la couronne de la nation brisant disent d'abord que l'Iran ne est pas un tueur d'élite élite Morpheus! Deuxièmement, dire celui qui mange de l'argent dans ce pays, et donc ailleurs, il fait un bon travail.

Mais ce est évident: si l'élite de l'Iran a été élevé, cependant, l'élite iranienne, pas le tapis rouge! Et ce ne était pas sur leurs têtes. Ils prennent l'élite iranienne, si généreux avec leur argent, ce qui ne est pas capable! Qui vingt ans, l'investissement, et soulèvent beaucoup de l'élite ... 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۳:۰۵ نظر(0)

گرچه جستار ها در مورد نخست شهر ها، یا کلان شهر های  درجه یک، به تازگی به مقوله فلسفه جغرافیای سیاسی اضافه شده، ولی نخست شهر ها منتظر تئوری ها نبودند! و کار خود را می کردند. اما فاجعه از زمانی آغاز شد که: بشر خواست همه چیز را کنار بگذارد، و خودش همه چیز را بفهمد! و این فاجعه از آن جهت درد ناک بود که، او نه در گذشته بود و نه از آینده خبر داشت، و نه می توانست در یک آن، در شرق یا غرب باشد.

اما از انجا که گفته اند: آرزو برجوانان عیب نیست، تخیلات خود را بجای علم جا زدن هم، برای انسان عیب محسوب نمی شود. ولی کار موقعی خراب تر می شود که: این تخیلات نه تنها نام علم تجربی  می گیرد، بلکه همه چیز غیر خود را هم نفی می کند! هیچکس نمی داند که اولین نخست شهر، یا جای اولین شهر یا حتی: اولین تجمع انسانی کجابوده، فقط از روی یافته ها حدس هایی زده می شود.

لا اقل بیرون آمدن مداوم شهر ها، از زیر هزاران خروار خاک، نشان می دهد که این رشته، سر دراز دارد و ما نباید برای: بی حوصله گی خود آن را نادیده بگیریم. به نظر ما بهترین کسی که: می تواند جواب سوال را بدهد، خداوند است که نه تنها از همه چیز خبر داشت، بلکه همه آن ها را خودش، بوجود آورده بود. اولین خانه ای که در روی زمین، برای انسان ساخته شده، خانه خدا بوده  واولین بلند مرتبه سازی هم، همان بوده و اولین تجمع یا شهر نشینی هم، در اطراف آن.(ان اول بیت وضع للناس ببکه مبارکه )

پس آن هایی که در جای دیگری، دنبال نخست شهر می گردند، اشتباه می کنند!حوادث تاریخی، این شهر را که پر برکت بود، سرمنشا همه تحولات قرارداد، و شهر های دیگر بوچود آمد. تا اینکه در زمان حضرت نوح، ناگهان همه شهر ها در آب فرو رفت، و گل و لای بر سر آن ها گرفت، و برای امروز ما به یادگار مدفون کرد. که هر از چند گاهی، یکی از آن ها مانند شهر سوخته، بیرون بیاید و بگوید چه تمدنی داشته است.

اما چیزی نگذشت که کشتی نوح، پهلو گرفت و این بار نخست شهر، به کنار دریای مازندران تاسیس شد. و مردمان جهان از آن جا تمدن و، شهر نشینی را به سراسر گیتی بردند. زرتشت در کنار رود ارس بدنیا آمد، و حضرت ابراهیم کمی دورتر، شاید در دیاربکر. ایلام اغاز ایلامیان شد و: نخست شهرجدید به آنجا منتقل شد. اما دیگر جا ها بیکار ننشستند، و به رقابت برخاستند: هگمتانه در این سوی آن، و یونان در سوی دیگر .اما حضرت ابراهیم، خود سودای بکه یا همان مکه را داشت، پسرش را آنجا برد و، آن خانه را تعمیر اساسی کرد.

ولی یونان پیامبر نداشت، هرچه پیامبر بود برای این طرف آب بود! و آن سوی دریای مدیترانه، نمی دانست چه کند! تا اینکه افرادی با تکذیب پیامبران  خود، میدان دار شدند و شهر بدون پیامبر ساختند! شهری که در آن، بجای تعدد پیامبران، تعدد خدایان بود. و خدایانی که فرضی بودند و: کسی نمی دانست آن ها، سوار بر ارابه، به کجا می روند. و به این ترتیب خواستند تا: نخست شهر ها را به انسوی دریاها ببرند.

تا اینکه حضرت موسی و عیسی آمدند، و اباطیل آن ها را شرک خواندند، و آن ها را به توحید دعوت کردند. مقاومت آن ها سودی نداشت و: بعد از سیصد سال خودشان آمدند، و کتاب انجیل را نوشتند.. و این سیصد سال، برای اصحاب کهف، فقط یک روز یا نصف یک روز بود.

آتن و رم رنگ باخته و: به اورشلیم تسلیم شده بودند، و عقد نخست شهری را به اسم اور شلیم بستند. اما اور شلیم هم دوام نیاورد، و در برابر تیسفون ساسانیان  تسلیم شد، و تیسفون شد یکه تاز جهان، و پایگاه ابر قدرتی . هرچند رم دوباره می خواست که: رقیب تیسفون هم باشد، اما یک فرق اساسی بین رم و تیسفون بود: رم برای ایتالیا شهر نخست بود، ولی تیسفون برای تمام دنیا .

  اما وقتی طاق کسرا شکاف برداشت، و آتشکده آذر گشسب، خاموش شد خبر از یک کلان شهر جدید داد. کلان شهر کوچکی که میرفت به: ام القرای جهان تبدیل شود و شد. و خانه خدا برای بار دوم تعمیر شد، و بزرگی به آن برگشت.

با آمدن حضرت علی ع ، کوفه شهر جدید و نخست شهر شد، و بعد به سمت بغداد رفت! و مدتی هم مرو و خراسان. و این گردش ادامه داشت تا نوبت به: پاریس و لندن، برلین و نیویورک رسید. و امروز در کمال ناباوری جهانیان، نخست شهر دنیا و ام القرای اسلام، شهر تهران بزرگ است. زیرا این شهر سیاست های خود را، بر تمام شهر های جهان دیکته می کند.

Un phénomène connu sous le nom First City
Le premier article sur la ville ou métropole chic nouvellement ajouté catégorie philosophie, géopolitique, mais d'abord de toutes les théories ne se attendait pas! Et leur travail. La tragédie a commencé quand l'homme voulait tout de côté, et il sait tout! Et la tragédie de ce était douloureux, il ne était pas dans le passé ni l'avenir, et ne aurait pas dans l'Est ou l'Ouest.
Mais comme cela a été dit ne pas désavantager les jeunes, votre imagination au lieu de stagnation, car l'homme ne est pas considéré comme un défaut. Mais ce est pire quand l'imagination ne est pas seulement la science empirique, mais nie également tout sauf elle! Personne ne sait quand la première ville, ou une ville, ou même la première place: Où était la première manifestation humaine, juste une supposition peuvent être faites des découvertes.
Constamment sortant de la ville, au moins, des milliers de gazon, indique que ce champ a une longue tête et nous ne devons pas, ignorer ennuie sa vie. À notre avis le meilleur qui peut donner la réponse est Dieu qui non seulement savait tout, mais ce est tout droit, il a été créé. La première maison sur la terre, pour l'homme, immeuble de grande hauteur la première maison de Dieu, et l'accumulation ou de l'urbanisme première fois, autour d'elle. ()
Ainsi, ceux de l'autre endroit, pour la première ville à être, ils ont tort! Les événements historiques, la ville est bénie, l'origine de toutes les modifications de contrat, et d'autres villes à venir existait. Au temps de Noé, tout à coup tous allés dans l'eau, et de la boue sur eux, et à ce jour nous commémorons l'enterrement. Chaque si souvent, l'un d'eux que la ville a brûlé, sortir et de dire ce qui est la civilisation.
Bientôt l'arche, et le premier côté de la mer Caspienne a été créé. Peuples du monde où la civilisation et de l'urbanisation dans le monde entier à découvrir. Zoroastre est né dans la rivière Aras, et Abraham peu plus loin, peut-être à Diyarbakir. Elam Elam a été distingué: d'abord, il a été transféré à la Nouvelle Ville. Mais ailleurs, il se est assis au ralenti, et à la concurrence: Ecbatana dans la main, et la Grèce de l'autre côté Mais Abraham, ou le réseau lui-même aspire à la Mecque, où lui et son fils, ce était réparations à domicile essentiels. .
Mais la Grèce ne est pas un prophète, le prophète était sur le côté de l'eau! Et à travers la Méditerranée, ne savait pas ce fait! Jusqu'à ceux privés de leurs messagers, et ils dominent la ville fait aucun prophète! La ville dans laquelle, au lieu d'une multiplicité de prophètes, une pluralité de dieux. Et dieux ont été donnés: personne ne le savait, le char, où ils vont. Et n'a donc la première ville à prendre à l'étranger.
Ils sont venus à Moïse et à Jésus, et les divagations de Shrek les lisent, et les a invités à le monothéisme. Résistance en vain, et après trois ans ils sont venus, et a écrit la Bible. Et les trois cent ans, les compagnons de la grotte, un jour ou une demi-journée.
Athènes et Rome ont disparu de se rendre à Jérusalem a été le premier contrat de la ville au nom de Jérusalem a été fermée. Mais Jérusalem n'a pas duré longtemps, et sassanide Ctésiphon se rendit, et Ctésiphon était la superpuissance mondiale inégalée et une base. Bien que Rome a de nouveau exigé que le Ctésiphon rival, mais une différence majeure entre Rome et Ctésiphon était la première ville de Rome, pour l'Italie, mais pour le monde entier Ctésiphon.
   Mais quand Kasra Arc fissuré, et le feu Zrgshsb, au large des nouvelles d'une nouvelle métropole. Ce était une petite métropole au monde et était à son tour. Et la maison de Dieu a été rétabli pour la deuxième fois, et ce est génial d'être de retour.

Avec la venue du Hazrat Ali, la première ville moderne de Kufa, puis est allé à Bagdad! Et tandis que Marie et Khorasan. Et la circulation a continué de se tourner vers: Paris, Londres, Berlin et New York a frappé. Le but du monde d'aujourd'hui, la première ville dans le monde et je Alqray l'Islam, à Téhéran est grande. En raison de ses politiques, sur la base de tous les diktats du monde. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۰:۴۲ نظر(0)

بیماری های عفونی از جمله ایدز و هپاتیت، منشا ویروسی ندارند بلکه از: جهش کوروموزم های نسل های گذشته، به وجود می آیند که این نسل ها، در اختلاط  چند نژاد با یکدیگر هستند

دکتر ماهین در هفتمین کنگره آزمایشگاهی ( بیماری های عفونی ) و بالینی شرکت کرد، و سوال مهمی را مطرح نمود:

وجود هپاتیت در ایران، یک بیماری نیست بلکه از اختلاط کورموزوم های: نژاد زرد و سفید است، یعنی وجود نژاد زرد در برخی مناطق ایران، که از زمان حضور مغول ها و چینی ها، در ایران منشا می گیرد، با امتزاج نژاد سفید که بومی ایران هستند، باعث شده تا کرموزوم های نسل های قبلی، آشکار شده و بدن میزبان ، با آن بصورت آنتی بادی برخورد کند.

لذا آنتی ژن های موجود در خون، که از قدیم هم بوده و به زردی معروف است، ریشه در همین اختلاط و امتزاج داشته، و مبارزه میان کروموزم های: غالب و مغلوب است. البته در بسیاری از موارد به :مرگ میزبان هم منجر شده ، ولی بیشتر اوقات به صورت ویروسی مقاوم، در بدن انسان ها باقی مانده و: به نسل های بعدی هم منتقل شده است.

به علت فراگیر بودن این امتزاج، معمولا زردی در دوران کودکی، بیشتر خود را نشان می دهد، و با روش های ساده آن را درمان، یا مخفی می کنند. مانند خواباندن کودک در نور مهتابی ، اما این کار مثل مو بور شدن برخی کودکان، در خانواده های ایرانی است که اغلب مو مشکی هستند.برخی  در دوران کودکی، دارای موهای بور و زرد، مانند اروپایی ها هستند ولی، به مرور مشکی و یا قهوه ای می شوند! حتی مو قرمزی هم، متولدین زیادی در ایران دارند.

این ها همان مخفی ماندن کروموزوم های: نسل های قبلی است که عده ای معتقدند، از نژاد کاسپین ها هستند، آن ها که در اطراف دریای مازندران زندگی می کردند،  به اروپا مهاجرت می کنند، ولی برخی از آثار آنان هنوز هم، در تولد کودکان ایرانی خود را نشان می دهد.  در بررسی هپاتیت هم معلوم شده که: استان گلستان بیش از دیگر استان ها،  دارای این ویژگی است.

مثال دیگر این موضوع به: بیماری ایدز بر می گردد، اختلاط نژاد سیاه با سفید در افریقا، باعث شده تا این کروموزوم ها، در بدن سیاهپوستان به شکل آنتی بادی، مطرح و بیماری جدید آن بنام ایدز نامگذاری شود، حوزه واگیری یا گسترش آن هم، این موضوع را اثبات می کند. در واقع نظم طبیعت یا قانون خداوندی، برای حفظ نژاد ها از تبدیل آن به دیگری جلوگیری می کند، و کسانی که سعی دارند خون خود را عوض کنند، به این بیماری دچار می شوند.

برای درک بهتر موضوع، به بیماری سارس  و ویروس ابولا هم اشاره می شود. بيماري سارس يا سندروم تنفسي حاد، با بروز ناگهاني يك نوع ذات الريۀ آتي پيك، با عامل ويروسي از خانوادۀ كرونا ويروس ها مي باشد، كه از يكي از ايالات جنوبي چين آغاز شده! و با شيوع در منطقه ي شرق آسيا، به بيش از 30 كشور جهان منتقل شده است. در چند ماه سبب ابتلاء 5000 نفر و بيش از 300 مرگ گرديده است. ويروس از طريق تماس نزديك با: افراد آلوده و همچنين مدفوع فرد آلوده  منتقل مي شود.

بیماری ابولا (Ebola) یک بیماری ویروسی است که از سوی ویروس ابولا ایجاد می شود. این ویروس از خانواده فیلوویروس ها است،

 بیماری ابولا اولین بار در سال ۱۹۷۶ در یکی از: استان های سودان و نیز منطقه ای در نزدیکی زئیر، جایی که هم اکنون جمهوری دمکراتیک کونگو واقع شده است، پیدا شد.بین ژوئن تا نوامبر آن سال ، ۲۸۴ نفر به این بیماری مبتلا شدند که در نهایت ، ۱۵۱ نفر، جان خود را از دست دادند.طی سالهای بعد، این ویروس به دیگر کشورهای آفریقایی هم، البته فقط آفریقا درگیر نشده و: بیماری پای خود را از آفریقا نیز بیرون گذاشته است.

میتوان گفت : سارس نتیجه کرموزوم های غالب سفید، در نژاد زرد است درست برعکس هپاتیت، و ابولا هم برعکس ایدز می باشد.

البته در کل تئوری بیو تروریسم  را هم نباید نادیده گرفت. این تئوری هم می گوید که: چهار بیماری فوق نوع جهش یافته: بیماری ها و ویروس های عادی مثل: سرما خوردگی است که در آزمایشگاه های نظامی، ایجاد شده و برای مرگ دشمنان طراحی گردیده است . بیوتروریسم از قدیم بوده ، چه آن هنگام که اجساد عفونی و مردار را، با منجنیق به اردوگاه دشمن پرتاب می کردند، یا مردار وبا  را در سرچشمه های آب می ریختند! تا زمان ما که انواع و اقسام ویروس ها، کشت می شوند تا سریعتر دشمن را نابود کنند!

L'hépatite est une maladie!
Les maladies infectieuses telles que le VIH et l'hépatite, mais l'origine de la mutation virale pas Kvrvmvzm des générations passées, à venir à cette génération, mélange multi-raciale ensemble
Docteur Mahin dans le septième Congrès du laboratoire (maladies infectieuses) et clinique, et ont soulevé une question importante:
Il l'hépatite en Iran, ne est pas une maladie, mais une combinaison de chromosomes: race jaune et blanc, la race jaune il dans certaines parties de l'Iran, depuis les Mongols et les Chinois, vient avec un mélange de race blanche natif Iran, provoquant les chromosomes de la génération précédente, la détection et l'hôte, il ne sera pas fabriquer des anticorps.
L'antigène dans le sang, qui est connu de l'ancien temps et la jaunisse, ont leurs racines dans l'immixtion, et la lutte entre les chromosomes, dominants et récessifs. Cependant, dans de nombreux cas, conduit à la mort de l'hôte, mais la plupart du virus résistant, le corps reste: est transmis à la génération suivante.
En raison de la nature omniprésente du mélange, généralement de couleur jaune dans l'enfance, ses plupart des spectacles, et des moyens simples pour guérir, ou obscur. Comme un enfant dans le clair de lune, mais certains enfants ne aiment blondes, cheveux noirs Hstnd.brkhy dans les familles iraniennes est souvent dans l'enfance, a les cheveux blonds et jaune, comme les Européens, mais, au fil noir ou sont brun! Même les cheveux roux, grand né en Iran.
Ce sont les chromosomes restent cachés: la génération précédente, dont certains disent, la course Caspienne sont ceux qui ont vécu autour de la mer Caspienne, ont migré vers l'Europe, mais certains d'entre eux sont encore à la naissance des spectacles pour enfants iraniens. Dans l'hépatite, il est devenu évident que la province que dans les autres provinces, dispose de cette fonctionnalité.
Ce est un autre exemple: le sida est, de mélange noir avec la race blanche en Afrique, a conduit à les chromosomes, le corps noir pour former des anticorps, a grandi et nouvelle maladie appelée SIDA être nommé, l'épidémiologie de terrain ou l'étaler Encore une fois, ce est la preuve. En fait, l'ordre de la nature, ou la loi de Dieu, pour l'empêcher de tourner pour empêcher d'autres races, et ceux qui tentent de changer leur sang, ils ont la maladie.
Pour mieux comprendre la question, le SRAS et le virus Ebola peuvent être mentionnés. Syndrome respiratoire aigu, ou SRAS, l'apparition soudaine d'une pneumonie atypique Alry ە, avec le virus corona est un virus de la famille, qui est l'une des provinces du sud de la Chine ouvertes! Et la prévalence dans la région de l'Asie de l'Est, a été transféré à plus de 30 pays. Dans quelques mois en 5000 et plus de 300 décès étaient dus à l'infection. Le virus par contact étroit avec des personnes infectées excréments et transmis.
Des maladies à virus Ebola (Ebola) est une maladie virale causée par le virus Ebola. Le virus de la famille est Fylvvyrvs,
  La maladie Ebola première fois en 1976 dans la province du Soudan et de la région à proximité du Zaïre, aujourd'hui République démocratique du Congo, où il se trouve, trouver Shd.byn Juin to Novembre de cette année, 284 personnes ont été infectées au final, 151 personnes ont perdu leur vie Dadnd.ty années plus tard, le virus à d'autres pays africains, non seulement en Afrique, la maladie a mis son pied hors de l'Afrique.
Nous pouvons dire: SRAS résultat chromosome dominante blanche, race jaune est au contraire, l'hépatite, le sida et le virus Ebola est à l'opposé.

Bien sûr, dans la théorie de la bio-terrorisme ne doit pas être ignoré. Cette théorie affirme que les quatre types ci-dessus de la maladie mutant: maladies courantes comme le rhume et les virus dans les laboratoires militaires, créés et conçus ennemis à mort. Bioterrorisme est l'ancien, ou lorsqu'ils sont infectés et morts organes, avec la catapulte pour jeter le camp ennemi, ou charognes avec les sources d'eau coulé! Jusqu'à ce que nous avons toutes sortes de virus, devenu si rapidement détruire l'ennemi! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۱۱/۱۳۹۳ - ۲۰:۳۰ نظر(0)

جزیره یا قاره آمریکا را یک ایرانی کشف کرد، ولی نتوانست تا آنجا برود. اما وقتی کربستف کلمب، به آنجا رسید فکر کرد به هندوستان رسیده است ! زیرا سودای شرق ثروتمند، با هندوستان پر از طلا! آن ها را از خود بیخود کرده بود. لذا اولین ایالت را ایندیانا اسم گذاشتند، و مردم بومی و سرخپوست آن جا را، هندی خطاب کردند!

اما جستجوی آن ها برای یافتن طلا بی نتیجه نماند، و معادن نفت و طلا یکی پس از دیگری، خود را نشان داد بطوریکه نهضت مرکانتلیست، یا جویندگان طلا به راه افتاد. کم کم علاوه بر انگلیس و اسپانیا، پای تمام کشورهای اروپایی، به آن جا باز شد. فرانسه و پرتقال نیز به استعمار گری در: آمریکا مشغول شدند. انگلیس بیشتر در آمریکای شمالی، نیرو پیاده کرد اسپانیا، در امریکای مرکزی و: فرانسه در کانادا. اما دیگر کشورها حضور کمرنگ تری داشتند.

ایرانیان از همه عقب تر ماندند! فقط چند نفر به شوق یافتن طلا رفتند. مشهور ترین ان ها، محمدعلی سیاح در دوران مشروطه بود. و این عقب افتادگی مثل خوره، جان برخی ها را می خورد. زیرا سابقه نداشته ایرانی ها در: حوادث جهانی ردیف دوم باشند! البته این سرخوردگی به زمان قاجار، برمی گردد که دولتمردان خود، بیشتر از مردم به این سفر ها علاقه داشتند.

اما طولی نکشید که سیل ایرانیان، به آمریکا سرازیر شد. در ابتدا ایرانیان به هر شغلی روی اوردند، ولی از دوران انقلاب اسلامی (خیزش های دهه 70) تقش ایرانیان، در منصب ها و پست های کلیدی، افزایش یافت بطوریکه اکنون، بیش از یک میلیون نفر ایرانی در آمریکا زندگی می کنند، و اغلب آن ها پست های کلیدی، در اقتصاد و فرهنگ و سیاست آنجا دارند، که نمونه های مهم آن در ویکی پدیا و موارد دیگر ذکر شده است .

اما مهم این است که هیچیک از: روسای جمهور آمریکا بدون کمک مالی ایرانیان، به موفقیت نمی رسیدند. لابی ایرانیان از لابی صهیونیست ها، نیز قوی تر است. زیرا دو دستگی در بین صهیونیست ها بسیار است، ولی در بین ایرانیان بسیار کم است. بطوریکه ایرانیان با تمام اختلافات داخلی و سیاسی، در حمایت از رئیس جمهور اوباما در مقابل: حریفان او کوتاه نیامدند.

در حالیکه  اوباما در مقابل لابی  صهیونیست، فقط به چند پیام اکتفا می کند ولی، در مقابل ایرانیان کاملا مطیع است! و گفتار ضد و نقیض او در مورد ایران، و مسئله هسته ای هم، به اختلاف نظر های داخلی خود ایرانیان مربوط می شود. این اختلاف نظر چه در داخل ایران، مثلا بین رئیس جمهور سابق و: فعلی ایران وجود دارد، و چه در بین ایرانیان مقیم آمریکا . آن ها برخی سلطنت طلب، یا کمونیست هستند! و از اوباما برای تضعیف جمهوری خواهان، و اسلام گرایان ایرانی استفاده می کنند.

اما ایرانیان با تمام اختلافات خود، یک چیز را فراموش نمی کنند و: آن اینکه آمریکا باید متعلق به ایران شود. و زبان فارسی جای زبان انگلیسی را بگیرد، و کم کاری گذشته های ایران جبران شود. ایرانیان در وزارت خانه ها، سازمان های دولتی آمریکا، در گوگل و یاهو و سی ان ان و غیره، حضور فعال دارند و در سودای آمریکایی، با زبان فارسی هستند.

ایرانی شدن آمریکا نه تنها راه حل، بلکه نیاز مردم آمریکای امروزی است. زیرا آمریکای امروز، نه دیگر دارای معادن طلا است، که برای اروپا جاذبه داشته باشد! و نه چاه های نفت ان به صرفه است که: بتواند قد علم کند. همین امروز اگر ایران، دلار را حذف کند تمام اقتصادآمریکا نابود می شود، زیرا دلار در مقابل تمامی ارزها شکسته شده، و فقط ایران است که به آن قدرت می دهد.

نمونه این کار برای دیگر کشورها هم هست، بحرین به عنوان نمونه، سال ها است که مبارزه می کند، در حالیکه راه نجات او فقط قبول زبان فارسی، و پیوستن به ایران است. و تا هنگامی که بدنبال مراجع دینی در خارج ایران هستند، راه به جایی نخواهند برد.

L'ambition iranienne, l'Amérique est conquis!

Île iranienne ou continent de l'Amérique a été découvert, mais pas si loin. Mais quand Krbstf Colomb est arrivé en Inde est pensé! Pour les aspirants riche Orient, l'Inde est pleine d'or! Ce était l'enlèvement. Le premier nom de l'état partagé de l'Indiana, où les populations autochtones d'origine indienne, Hindi accusés!

Mais leur recherche de l'or restent peu concluantes, et les mines de pétrole et de l'or, un après l'autre, a montré son mouvement comme mercantilistes ou or demandeurs gauche. Peu à peu, en plus de l'anglais et l'espagnol, tous les pays européens, où il a été ouvert. France et au Portugal, ainsi que Gary colonisation en Amérique étaient occupés. Anglais en Amérique du Nord, la force d'infanterie espagnole, l'Amérique centrale et en français au Canada. Mais d'autres étaient plus faible taux de participation.

Iraniens de tous séjourné retour! Seules quelques personnes ont été ravis de trouver de l'or. Le plus célèbre d'entre eux, Muhammad était un explorateur dans la période constitutionnelle. Et le retard comme la lèpre, est décédé quelques mange. Parce que les Iraniens ne ont pas l'histoire des accidents sont le deuxième monde! Toutefois, la frustration de l'époque Qajar, de retour à leur gouvernement, plus de gens sont intéressés par ce voyage.

Mais bientôt l'inondation Iraniens versé dans l'Amérique. Premières Iraniens se sont tournés vers l'emploi, mais de la révolution islamique (la hausse des années 70) rôle iranien dans des positions clés et des postes, rose, alors maintenant, plus d'un million d'Iraniens vivent en Amérique, et souvent les postes clés dans la politique, l'économie et la culture, et il ya des exemples importants de Wikipedia et d'autres éléments énumérés.

Mais il est important qu'aucun des présidents d'Amérique sans le soutien financier de la population, ne ont pas réussi. Hall iranienne du lobby sioniste, ainsi que plus puissant. Parce qu'il est divisé entre les sionistes, mais les Iraniens sont très faibles. Comme avec tous les conflits internes et les Iraniens politiques à l'appui du président Obama dans le visage, il l'obtient à venir.

Alors que Obama contre le lobby sioniste, mais seulement à un nombre limité de messages, les Iraniens sont très dociles! Contradictoires son discours sur l'Iran et la question nucléaire, le différend interne iranien est concerné. La controverse intérieur de l'Iran, par exemple, l'ancien président et: l'Iran actuel, et les Iraniens en Amérique. Ils ont une certaine monarchiste ou communiste! Obama et les républicains pour affaiblir, et les islamistes iraniens utilisent.

Mais les Iraniens avec toutes leurs différences, ne oubliez pas une chose: il appartient à l'Iran que l'Amérique devrait être. Prenez place dans les langues anglaise et persane, et être compensée hypothyroïdie passé iranien. Ministères iraniens, des agences gouvernementales, Amérique, Google et Yahoo, CNN, etc., ont une présence active dans la soude US, avec la langue persane.

Iranienne en Amérique ne est pas la seule solution, mais la population américaine aujourd'hui. Pour l'Amérique d'aujourd'hui, pas d'autres mines d'or, qui sont attirés par l'Europe! Et le coût ne est pas puits de pétrole qui se lèverait. Si le dollar d'aujourd'hui enlever tous Aqtsadamryka détruit, parce que le dollar contre toutes les devises ont été brisés, et le seul pays qui lui donne son pouvoir.

Ce est un exemple pour les autres pays, Bahreïn, par exemple, dans cette lutte, tout en lui épargnant ne accepte Persique, et rejoignez l'Iran. Et quand on regarde en dehors des autorités religieuses iraniennes, ne sera pas aller ne importe où. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۶/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۸ نظر(0)

وحدت وجود است و تفرقه معدوم، وحدت ذاتي است و تفرقه عارضي، وحدت وجوب است و تفرقه عرض، و بالاخره وحدت رحماني است و تفرقه شيطاني! و شيطان كاري جز وسوسه نمي تواند بكند، وسوسه هم همان توهمات و خيالات پوچ است! كاري كه شيطان با انسان مي كند، واقعا يك توهم است، كه مولوي گاه با بي ادبي مي گويد: برخي از انسان ها سنگ استنجاي شيطان هستند. يعني شيطان، نجاسات خود را با آن پاك مي كند و: بعد آن را دور مي اندازد.

جديدا، دستمال كاغذي اين نقش را بازي مي كند! از درختان سر به فلك كشيده، چوب و كاغذ درست مي كنند: بسيار تميز و پر هزينه ، و سفيد كه حتي: يك لكه هم روي آن ها نيست، درست مانند قلب يك كودك معصوم! سفيد و بي عيب است ولي چه فايده؟ ابزار دست كساني مي شود كه :با يكبار استفاده، كثيف و دور انداخته مي شود!

وحدت مردمي هم گاهي همينطور است! مردم بي آلايش و ساده زندگي روزمره خود را، با پاكي و دوستي و مهرباني مي گذرانند. ولي ناگهان بازيچه  كساني مي شوند كه: آن ها را ددمنش و وحشي مي كند، و به جان هم مي اندازد و: اين تفرقه است كه چون آتش، همه را مانند هيزم مي سوزاند.

خداوند كه بشر راآفريده، و آن را بهترين صنعت خود معرفي كرده، قاعدتا به تخريب يا نابودي آن،  راضي نيست لذا حالت عمومي، و تعادل موجود در جامعه، نشان مي دهد كه همه باهم مهربان هستند، و در كنار هم زندگي مي كنند، و اين واقعيت را مخصوصا در ايران، كه سر زمين اقوام گوناگون است مي بينيم: ساليان سال مسلمانان و ارامنه ، يهوديان و زرتشتيان در كنار هم زندگي كرده اند.

از اين بالاتر، بدون ترس از دست دادن مذهب خود، در مراسم يكديگر هم شركت نموده اند. يك مسلمان ترسي از رفتن به كليسا ندارد، و گاهي دوست هم دارد كه: در مراسم آن ها شركت كند. و يك مسيحي هم ترس از آمدن به مسجد ندارد، و گاه حتي نذر امام حسين هم مي كند. همينطور يهودي و زرتشتي ، يعني همه اديان از همه حرفهاي يكديگر، آگاهي كامل دارند و در كنار هم، به راحتي زندگي مي كنند .

اين نشان وحدت است كه: در همه جا هست در لبنان و سوريه ، هندوستان و روسيه ، آمريكا و چين هيچ گروه و ملتي يكدست نيستند، ولي باهم متحد و در كنار هم هستند.  و سال هاست كه زندگي مي كنند. تفرقه هم فقط گاهگاهي بروز مي كند، و آن هم به دليل وجود شياطيني از ميان بشر است.

بدترين درگيريها و تفرقه ها، ابتدا از صهيونيزم است، كه برداشت شيطاني از دين يهوديت دارد، و باعث چند جنگ و :كشتار تعدادي بيگناه شده است، در ميان مسيحيان هم، فقط صليبي ها هستند و نميتوان همه مسيحيان را، صليبي دانست چرا كه دنيا، براساس همزيستي مسيحيان با: ديگران دوام دارد . در ميان مسلمان هم گروه وهابيت بوده كه: به كشتار و تخريب دست مي زده، كه در زمان ما به شكل: گروه القاعده يا طالبان در آمده است. درعراق و سوريه هم، داعش نام گرفته است.

اصالت وحدت چنان محكم و: مسلط است كه حتي مناديان تفرقه، خودشان بهترين وحدت را دارند! آمريكا بعنوان مستكبر بزرگ، بر اساس وحدت 50كشور و: تخت نام ايالات متحده مشغول: ايجاد تفرقه و تكه پاره كردن خاورميانه است. اتحاد جماهير شوروي سابق، حتي روسيه فعلي از فدراليزه كردن: چند كشور درست شده،  حتي اروپا تنها راه نجات خود را، در ايجاد اتحاديه اروپا مي داند!

براي همين است كه دعوت به وحدت، يك دعوت روشن و بديهي و قابل فهم، و درك همه است و نياز به: استدلال هاي سخت ندارد. مردم از تفرقه، تعجب مي كنند!همين كه مي بينند در ايران، يك مسئولي برعليه مسئول ديگر حرف مي زند، متعجب مي شوند! انتقاد از دولت هاي گذشته ، افراد معزول و منفك مردم را به تعجب وا مي دارد. زيرا ساده ترين استدلال را: سعدي گفته: انكه عيب ديگران پيش تو آورد و شمرد، بيگمان عيب تو را نزد: ديگران خواهد برد!

مردم از اينكه همه دنيا در صلح و آرامش باشد، تعجب نمي كنند از اين تعجب مي كنند كه: يك باره سر بريدن هاي داعش، شروع مي شود و آن ها را فيلم مي كنند، و با افتخار بينمردم توزيع مي كنند، در اينجا است كه مردم مي پرسند: اين ها ديگر كيستند؟ و از كجا آمده اند؟  

 La division est une illusion!

Il est l'unité et la division, la destruction, l'unité inhérente et la désunion formelle, l'unité obligatoire et la désunion au sein, et l'unité bienfaisante et la désunion diable! Satan peut faire ne importe quoi sauf à la tentation, la tentation même imagination est absurde! Satan travaille avec les humains, ce est une illusion, que parfois coquine Rumi dit que certaines personnes Astnja pierre Satan. Le diable, avec leur impureté et propre, puis se défausse.
Récemment, le tissu joue ce rôle! La flambée des arbres, le bois et le papier sont: très propre, coûteux, et même blanc, pas un patch sur elle, tout comme le cœur d'un enfant innocent! Blanc et impeccable, mais qu'importe? Ceux outils: l'usage unique, sale et jetés!
Parfois, comme ce est l'unité du peuple! Les personnes pures et simples, leur vie quotidienne, la pureté, l'amitié et la gentillesse de passer. Mais une fois que les jouets sont ceux qui: ce est un vil et brutal, et la vie de l'immobilisation et cette division est que le feu les brûlera comme bois de chauffage.
Dieu a créé les êtres humains, et il a mis en place l'industrie elle-même, se il est endommagé ou détruit, de sorte que le public ne est pas satisfait, et le solde de la communauté, qui sont bel ensemble, et de vivre ensemble. , et en particulier le fait que les différentes tribus de la terre verront: Pendant des années, les musulmans et les Arméniens, les Juifs et zoroastriens vécu ensemble.
De ce qui précède, sans craindre de perdre leur religion, ils ont participé à la cérémonie ensemble. Musulmans ne ont pas peur d'aller à l'église, et parfois ce est comme ça dans le cas où ils assistent. Un chrétien ne est pas peur de venir à la mosquée, et parfois même le vœu de l'Imam Hossein. De même, les juifs et les zoroastriens, que toutes les religions de tous les autres professionnels, sont conscients et, ensemble, pour vivre confortablement.
Cette démonstration d'unité qui est partout au Liban et en Syrie, l'Inde et la Russie, les Etats-Unis et la Chine, aucun groupe ou une nation ne sont pas uniformes, mais sont unis et ensemble. Et vivre de nombreuses années. Division ne se produit qu'occasionnellement, et seulement parce que des diables parmi les humains.
Les pires conflits et les divisions, est le début du sionisme, la religion juive est mauvaise récolte, provoquant des guerres et tuant d'innocents parmi les chrétiens, et tous les chrétiens ne sont pas la seule croisade croisades considéré comme monde, fondée sur la coexistence des chrétiens et des autres derniers. Parmi les groupes wahhabites musulmans qui sont connectés à la mort et la destruction, qui nous a emmenés à un groupe d'Al-Qaïda ou les talibans. Irak et la Syrie, nommés Dash.
Originalité et l'unité si solide, que même ceux qui préconisaient la division dominante, ils ont le meilleur de l'unité! Great America comme arrogant, fondée sur l'unité du pays et 50 lits aux États-Unis: la division et la fragmentation dans le Moyen-Orient. Ex-Union soviétique, y compris la Russie Yz fédéral · h des rares pays sont faites, même son seul moyen de sauver l'Europe, la création de l'Union de l'Europe le sait!
Ce est pourquoi l'appel à l'unité, une invitation claire et claire et compréhensible, et la compréhension est nécessaire: pas d'arguments solides. Les gens se divisent, étonnant! Comme voir en Iran, un fonctionnaire parle contre les autres, à être surpris! La critique du gouvernement, la suppression et les gens qui séparent faire est de surprendre les gens. Pour la raison simple: Saadi a déclaré: Bien que vous et comptez les fautes des autres, vous avez sans doute au détriment des autres va gagner!
Les gens du monde entier est en paix, pas étonnant que la surprise: Un Dash d'environ décapitations, et que le film commence, et la fierté qu'ils sont répartis entre les gens d'ici que les gens demandent: qui sont ces autres? Venez à partir?
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۶ نظر(0)

 

اولين كنفرانس اقتصاد ايران به همت: موسسه پژوهش هاي رياست جمهوري، در طي دو روز 14 و 15 ديماه 93 برگزار شد. از اينكه چنين كنفرانسي در سطح بالا، و با حضور تمام تيم اقتصادي دولت، برگزار مي شود جاي شكر دارد. بخصوص اينكه مقام محترم رئيس جمهوري نيز، از ابتداي برنامه در سالن اجلاس سران حضور داشتند. و اين همت مسدولان را در: حل علمي مسائل اقتصادي ايران مي رساند.

البته چند نكته در اين جا مغفول مانده، كه بد نيست آن ها را بگوييم: اول اينكه اين كنفرانس بايد: بين المللي شود زيرا، نظرات كساني كه از بيرون نگاه مي كنند، شايد بهتر باشد. شايد اصلا ما مشكل اقتصادي نداشته باشيم، و همه مشكلات يك توهم باشد. بخصوص اينكه مي بينيم اكثر سخنرانان كنفرانس، دولتمردان هستند. ان ها به اندازه كافي تريبون دارند، و حرفهاي خود را مي زنند. لذا  حرف تازه اي نخواهند داشت. بلكه بهتر بود آن ها مي نشستند و: كارشناسان سخنراني مي كردند.

دوم اينكه خيلي از مشكلات، مشكلات دولت بود. و دولت مي خواهد با برون فكني، آن را مشكلات مردم جلوه دهد! مثلا كاهش قيمت جهاني نفت، براي مردم قابل لمس نيست. زيرا آنان مي بينند كه بنزين و گازوييل گران مي شود! براي همين مردم مي گويند: چيزي ارزان نشده!  اما اين امر براي دولت يك مشكل حاد است! زيرا بيش از نيمي از در آمد خود را، از دست داده و در حال ازدست دادن است. بايد گفت اگر دولت، براي تامين هزينه هاي خود، مشكل دارد اين چه ربطي به مردم دارد؟

سوم  اينكه جاي گردشگري مذهبي، به عنوان جايگزين كاهش قيمت نفت، خالي بود. رئيس جمهور خيلي مايل بود كه: كارشناسان جايگزيني براي نفت معرفي كنند، تا اقتصاد منهاي نفت اجرا شود. البته اين پيشنهاد ها از زمان مصدق داده مي شود، ولي دولت كار خود را مي كند! ساده ترين راه، صدور كالاهاي غيرنفتي و خدمات فني مهندسي است،  كه در حال انجام است. اما چون حيف و ميل مي شود به چشم نمي آيد.

پيشنهاد ديگر، جايگزيني گردشگري است، زيرا برخي ها معتقدند در آمد توريسم، ميتواند جايگزين در آمد نفت شود، و مثال تركيه را مي آورند،البته  بعد هم خودشان مي گويند: ولي ايران نمي تواند مثل تركيه، همه معتقداتش را زير پا بگذارد. اين هم راه حل دارد و: آن اين است كه ما اصلا توريسم را، توريسم مذهبي بدانيم. در گردشگري ديني، اگر تسهيلات فراهم شود، فقط  زائران خارجي امام رضا ع مي توانند: در آمد معادل در آمد نفت را، به بودجه دولت تزريق كنند.

در مورد اشتغال هم همينطور است، يعني راه حل بسيار ساده است! ولي دولت، خود مشكل در ست مي كند و: بعد از اقتصاد دان ها راه حل آنرا مي خواهد! درست مثل بازي بچه ها، كه چيزي را در مشت خود پنهان مي كردند، و بعد از شما مي خواستند بگوييد: در مشت آن ها چيست.

 مردم ما همه مشغول كار هستند، و خدا را شكر كسي از: بي كار و گرسنگي نمرده است! اما پازل دولت اين است كه: اشتغال را به زير زميني و رو زميني  تقسيم مي كند!  و زير زميني ها را شغل حساب نمي كند، لذا آمار بيكاري بالا مي رود! همه آمار ها نشان مي دهد: معادل تمام كارگاه هاي داراي پروانه ، كار گاه هاي بدن پروانه هست! و شايد هم بيشتر. در خدمات و بازرگاني هم همينطور است! تعداد مشاغل فاقد پروانه كسب، بيش از مشاغل داراي پروانه است.

بنابر اين دولت اگر با الفاظي چون: بيكاري پنهان ، اشتغال زير زميني ، كار غير قانوني و غيره، آن ها را از دايره اشتغال بيرون نريزد، ما بيكار نداريم و اصلا: همه چيز خوب است و مشكلي نيست.

در مورد دارو و درمان هم همينطور است. پزشكان يا دارو ها را بدون توجه به اثربخشي آن، به قانوني و غير قانوني تقسيم مي كنند! به دارو هاي وارداتي و قاچاق كه: حتي تاريخ گذشته اروپايي باشد، ارزش مي دهند و دارو هاي: ساخت داخل يا پزشكان سنتي و گياهي را، غير قانوني مي خوانند! ورد زبان هر پزشكي اين است كه: دارو بايد از انگلستان يا آلمان بيايد!

 هر بيماري هم به خود جرات مي دهد، تا شفاي بيماري خود را از: درمانگاه هاي خارجي انتظار داشته باشد.افزايش مصرف دارو هاي خارجي، حتي در آمد نفت را هم هدر مي دهد. كاري كه وزير بهداشت در اولين قدم، همه ارز هاي نفتي را، صرف واردات دارو و آزاد كردن: تمام داروهاي مانده در گمرك كرد.

l'économie de l'Iran
La conférence est parrainée par l'économie iranienne: Institut de recherche présidentielle, Janvier 93, tenue sur deux jours 14 et 15. Le fait que cette conférence de haut niveau, et la présence de l'équipe économique de tout le gouvernement, y seront tenues au lieu du sucre. Surtout l'honorable président du programme en Hall Summit assisté. Et les efforts des autorités dans la solution des problèmes économiques de fournitures.
Cependant, quelques points ici négligés, ce ne est pas si mal que ça à dire: d'abord, la conférence sera internationale en raison de ceux qui donnent leurs points de vue peuvent aider. Peut-être que nous ne avons pas de problèmes économiques, et tout est une illusion. En particulier, nous voyons que la plupart des orateurs de la conférence sont des politiciens. Ils ont assez Tribune, et ses mots manquent. Ce ne sera pas quelque chose de nouveau. Il serait mieux pour eux de se asseoir et experts parlaient.
Deuxièmement, bon nombre des problèmes, les problèmes de l'état. Le gouvernement veut sortir, il semble que le problème! Par exemple, une baisse des prix du pétrole, le peuple est palpable. Parce qu'ils voient que l'essence et le diesel est cher! Ce est pourquoi les gens disent que ce ne est pas pas cher! Mais ce est un problème chronique pour le gouvernement! Parce que plus de la moitié de leur revenu, perdu dans la perte. Faut dire que si le gouvernement de se financer, le problème est de savoir quoi faire avec ces gens?
Troisièmement, à la place du tourisme comme une alternative à la baisse des prix du pétrole, était vide. Président était très experts intéressés introduisent une alternative au pétrole, moins d'huile de gérer l'économie. Cependant, cette proposition a depuis été certifié, mais le gouvernement fait son travail! La façon la plus simple d'exporter des biens et services non pétroliers, les normes techniques, qui est en cours. Mais parce qu'il ne est pas gaspillé.
Une autre proposition, tourisme alternatif, comme certains le croient était un touriste, il peut remplacer les revenus du pétrole, et de fournir des exemples de la Turquie, mais ensuite ils disent, mais l'Iran ne peut pas être comme la Turquie, toutes les croyances à gradins . Ce est la solution: ce est que nous ne le tourisme, savoir de tourisme religieux. Le tourisme religieux, si l'installation est fourni, seuls les pèlerins étrangers Imam Reza pourrait dans l'huile est sorti des injections budgétaires de l'État.
Ce est donc sur les emplois, la solution est très simple! Mais le gouvernement, et ce est votre problème, alors il sera économistes Solution! Juste comme jouer les gars qui se cachaient quelque chose dans son poing, puis vous avez voulu savoir: Quels sont le poing.
  Nous sommes tous des gens occupés, et remercions Dieu quelqu'un de chômage et la faim ne est pas mort! Mais l'énigme est que l'emploi est divisé en sous-sol et le sol! Les eaux souterraines et le travail ne compte pas, de sorte que le taux de chômage augmente! Toutes les statistiques montrent: tous les ateliers du papillon, le corps du papillon du temps de travail! Et peut-être plus. Le commerce des services est trop! Le nombre d'emplois sans obtention d'une licence, une licence est plus qu'un travail.
Donc, le gouvernement si les mots comme le chômage caché, l'emploi souterraine, illégale, etc., il tombe également en dehors du cadre de l'emploi, nous ne avons rien du tout: tout est OK.
Ce est donc sur les drogues et le traitement. Médecin ou votre pharmacien immédiatement et sans égard à son efficacité, est divisé en légal et illégal! Le trafic de drogue importée et que l'histoire même européenne, leur valeur et les médicaments, la médecine interne ou traditionnel à base de plantes et de chanter illégal! Chaque mot de ce est qu'un médicament doit venir de l'Angleterre ou de l'Allemagne!

  Chaque patient de prendre, pour guérir leur maladie de cliniques étrangères attendent. Augmentation de la consommation de drogues étrangère, même dans les recettes pétrolières des déchets. Ce que le ministre de la Santé dans la première étape, tous les échanges de pétrole, les importations et la libération du médicament tous les agents restants dans les coutumes. 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۲:۳۷ نظر(0)

 

بالاخره ثروت مند ترين مرد دولت هم، از پرداخت هزينه هاي درمان نا اميد شد و گفت : اگر خليج فارس هم طلا شود، از پس هزينه در مان بر نمي اييم! البته اين حرف را همه گفته اند، ولي از يك وزير بهداشت شنيدني تر است! اين امر موقعي جالب مي شود، كه بدانيم ايشان از جمله پزشكان خير است، كه با ذره بين دنبال بيماران كم بضاعت مي گشت، و پيدا نمي كرد! و ناچار به سفرهاي دور دست مي رفت، و در كپر ها هم گاهي، كسي براي عمل جراحي: رايگان وجود نداشت!

ايشان بعد از چند عمل خير معروف شد، و پس از انتخاب براي كابينه، با همين تصور كه تعداد بيماران كم، و اكثر آن ها قادر به پرداخت: هزينه هاي ميليوني بيمارستان هستند، به كار خود مشغول شد. در زمان كمتر از يكسال، همه را بيمه كرد و درصد پرداختي بيمار را هم به: يك سوم قبل و حتي رايگان رساند.

اما حالا  سرش به سنگ خورده و مي بيند: نه تنها ثروت شخصي و ارگاني خود را هم بدهد، هزينه درمان را پوشش نمي دهد، بلكه  پول دولت ، نفت و بودجه هم كفاف نمي دهد. لذا براي درك بهتر آن ، برخلاف تمام شعار هاي قبلي اش، از طلا شدن خليج فارس مي گويد. چيزي كه امكان ندارد و محال هم هست. و اين يعني سر سيلندر سوزاندن: ماشيني كه تخت گاز در سربالايي: هزينه درمان مي رفت.

اما داستان هزينه درمان، در چهار بخش است كه: سه يخش آن بايد حذف  و يا ناديده گرفته شود. در حاليكه برعكس است! بخش اصلي ناديده گرفته شده، به بخش هاي ديگر پرو بال داده اند. اولين بخش بيماري هاي سرپايي يا ساده است. تبليغات وسيعي مي شود كه كه: اين بيماري ها جدي گرفته شود! و هزينه هاي فراواني شود، تا تمام آزمايش ها منفي بودن آن را ثابت كند!

در واقع از نظر وزارت بهداشت، همه مردم بيماري سخت و مهلك دارند، مگر اينكه عكس آن ثابت شود. درست مثل دادسراهاي ايران! كه همه را مجرم مي دانند، مگر عكس آن ثابت شود! يعني متهم از مجرم خطرناك تر است! جون ممكن است همين متهم، جاني بالفطره باشد و ماموران، و قضات بايد مانند يك بيمار ايدزي، به آن نگاه كنند و از: نزديك شدن به آن پرهيز كنند!

از نظر وزارت بهداشت، همه ايران سرطان دارند، ايدزي هستند! آمفولانزا گرفته اند، و داراي انواع بيماري هاي گوارشي و دنداني و غيره هستند. درواقع هر ايراني يك بمب ميكروبي است! و بايد هر لحظه مواظب باشيم كه منفجر نشود!

دومين بخش بيماري هاي باليني، يا بستري است در اين جا هم وزارت بهداشت، با شيب تند گاز مي دهد! در حاليكه ما در روايات فراواني داريم كه: انسان بايد با بيماري كنار بيايد، تا بيماري خود خوب شود. وزارت بهداشت و پزشكان وابسته! معتقدند بايد بيمار را به توپ: قرص و آمپول ، آزمايش و چكاپ و غيره بست. و در كمترين زمان ممكن، بيماري را شناخت و ريشه كن كرد! استفاده از دارو ها آرامش بخش ، مرفين دار و مسكن كه نقل ونبات است!

از نظر اسلامي و طب سنتي، بدن بايد از دو سيستم دفاعي استفاده كند :اولا كم خوردن و كم خوابيدن راتوصيه مي كنند، تا مواد اضافي و احتمالا غير قابل دفع، وارد بدن نشود. زيرا پرخوري انواع و اقسام مواد را، يكجا به معده واريز مي كند. كه بسياري از آنان تركيب مناسبي: با يكديگر نخواهند داشت! مثلا شما اگر ماست و نوشابه و بستني را با: آش و آبگوشت در يك ظرف بريزيد، و مخلوط كنيد ،كسي آن را نمي خورد، ولي نمي داند هر روز اين كار، در معده او انجام مي شود!

ثانيا همانطور كه اشاره شد، تحمل درد را بعد از بيماري، توصيه مي كند چرا كه  بدن بايد: خودش سموم را دفع كند، نه اينكه عناصر غير بدن، اين كار را انجام دهند.

سومين بخش بيماري هاي لاعلاج است. وزارت بهداشت سعي دارد تمام بودجه وزارت را، صرف يك نفر بيمار تالاسمي بكند! اينجا كه مي رسد، نجات يك نفر نجات امت مي شود! يك سرطاني كه تا دو روز ديگر مي ميرد، چرا بايد منابع ديگران را به هدر دهد؟ يك معتاد كه خودش به: خودش رحم نمي كند، وزارت بهداشت دايه مهربانتر از مادر است؟

 اين بيماري ها سرنوشت محتوم است، و وزارت بهداشت در مقام بالاتر از خدايي، مي خواهد آن را تغيير دهد. البته از جيب مردم. مردمي كه براي يك ريال بدست آوردن، هزار تا معلق مي زنند! بعد يك دفعه وزارت بهداشت، ميلياردها ريال مي دهد كه يك سرطاني، دو روز مانده عمر خود را هم راحت نماند!

مي بينيم در اين سه بخش، واقعا اگر خليج فارس هم طلا شود، از عهده هزينه درمان بر نمي ايد. بنابر اين بايد همه اينها را تعطيل كرد. و به بيماري هاي منطقي، و قابل در مان اكتفا كرد. طوري نباشد كه يك سرطاني دو روزعمري، بودجه يك ميليون بيمار: در انتظار درمان را نابود كند. و بدون نجات دادن آن سرطاني، باعث مرگ يك ميليون نفر ديگر شويم !

Banque du manque d'argent là-bas!
Enfin, le riche gouvernement de l'homme, les coûts de traitement ont été déçus et dit le golfe Persique si l'or est, le coût du traitement ne se allume pas! Bien sûr, ces mots ont tout dit, mais plus d'un ministre de la Santé entendre! Cette position sera intéressant, à savoir qu'il est un bon médecin, qui est retourné à la loupe à la recherche pour les patients les plus pauvres, et ne peut pas le trouver! Et a dû voyager loin, et dans le même hangar de temps, pas de chirurgie, pas de frais!
Il devint plus tard une bonne action, puis sélectionnez l'armoire, avec l'hypothèse que le faible nombre de patients, et la plupart d'entre eux sont incapables de payer le coût de millions de l'hôpital, était occupé à travailler. En moins d'un an, l'ensemble de l'assurance et les congés de maladie payés, et même un gratuit d'un troisième avant de marquer.
Mais maintenant la tête et voit la pierre a été non seulement de la richesse personnelle et de donner leurs organes, ne couvre pas le coût du traitement, mais le gouvernement l'argent, le pétrole et les budgets ne sont pas contour. Par conséquent, pour mieux la comprendre, contrairement à tous son slogan précédente, l'or des États du golfe Persique. Quelque chose qui ne est pas possible et l'impossible. Ce est à dire la combustion de la culasse: machine à gaz lit dans la hausse: les frais de scolarité.
Mais l'histoire du coût du traitement, qui est en quatre parties: trois secteur devrait être retiré ou ignoré. Alors que l'inverse est! La partie principale ignoré, dans d'autres régions du Pérou ont des ailes. Ou sur la première partie est facile. Ce large publicité que ces maladies sont prises au sérieux! Fréquence et le coût, à tous les tests négatifs prouvent!
En fait, le ministère de la Santé, toutes les conditions sont sévères et la vie en danger, à moins que le contraire ne soit prouvé. Comme les parquets en Iran! Tout le monde sait que le délinquant, à moins que le contraire ne soit prouvé. Ce est les criminels les plus dangereux! Ce est peut-être parce que le défendeur est un sentiment naturel et les agents, et les juges voudrais le sida, le look et la fermeture de l'éviter!
Le Ministère de la santé, tout le cancer, le sida! Avoir la brucellose, et une variété de maladies gastro-intestinales et dentaire, et ainsi de suite. En fait, chaque Iranien est une bombe bactérienne! Chaque moment que nous devons veiller à ne pas exploser!
La deuxième partie de la maladie clinique, ou rester ici au ministère de la Santé, avec le gaz raide! Bien que nous ayons beaucoup de traditions que les humains doivent faire face à la maladie, la maladie est bon. Ministère de la Santé et de la médecine! Les patients doivent être clair que: pilules et injections, des tests et des examens, et si proche. Et dans les plus brefs délais, afin d'identifier et éradiquer la maladie! Utilisez médicaments apaisante, la morphine et le logement qui est cité et des plantes!
Islam et la médecine traditionnelle, le corps doivent utiliser deux défenses: Première de manger et de dormir moins recommandée, et éventuellement non-élimination des excès de matériau, ne pas entrer dans le corps. Parce que manger toutes sortes de matériaux, une fois déposé dans l'estomac. La bonne combinaison d'entre eux: ils ne seront pas ensemble! Par exemple, si vous buvez et la crème glacée avec du yogourt, de la soupe et le bouillon dans un récipient, mélangez et, personne ne veut manger, mais ce ne est pas tous les jours que le travail effectué sur le ventre!
Deuxièmement, comme mentionné, la douleur de la maladie, il doit être parce que le corps: il excrète toxines, et non pas les autres éléments du corps, cela va faire.
La troisième partie des maladies incurables. Ministère de la Santé, le ministère des Finances tente de tous, indépendamment de patients atteints de thalassémie faire! Ici, il est, sauf une nation ne peut être sauvé! Le cancer est un à deux jours meurt, pourquoi d'autres ressources devraient perdre? Elle est un toxicomane, il ne montre pas la miséricorde, le ministère de la miséricorde venue de la mère?
  Ces maladies Manifest Destiny, et le ministère de la Santé dans une position plus élevée que Dieu veut changer cela. Toutefois, des poches de personnes. Les gens qui gagnent un sou, ont suspendu leurs milliers! Après un temps, le ministère de la Santé, les milliards de dollars que le cancer, deux jours avant sa vie ne est pas facile!

Nous voyons dans ces trois secteurs, ce est vraiment l'or si le golfe Persique, avec le coût du traitement peut faire. Par conséquent, nous devrions tous nous vient de fermer. Logique et les maladies, et nous nous bornons à. Non pas comme un cancer à vie deux jours, dépenser un million de patients: un traitement d'attente détruire. Sans enregistrer la tumeur, provoquant la mort d'un million d'autres personnes obtenir! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۰۶ نظر(0)

بودا بعنوان يك آيين 3هزار ساله، حداقل داراي دو گروه يا فرقه است! كه با همديگر اختلاف دارند. در دين يهوديت و مسيحيت و حتي اسلام نيز، اين دوگانگي وجود دارد ، و گروه ها و فرقه ها با هم اختلاف دارند. اما سوال اساسي اين است كه آيا ،اين اختلاف  را خدا گفته يا دستور داده يا ايجاد كرده؟ طبيعي است كه خدا چنين منظوري نداشته، زيرا يك تورات و يك انجيل ، و يك قران نازل كرده است.

 حتي بين تورات و انجيل واقعي ، با قرآن هيچ اختلاف وجود ندارد. زيرا هرسه از سوي: يك خداي واحد نازل شده است .البته تفاوت اصلي آن ها، تفاوت زماني است  در تورات، ده فرمان در واقع كليات دين است، و انجيل شرح خلاصه دين ، و قران شرح تفصيلي مي باشد و: بر حسب ترتيب نزول تكميل تر شده است.

     مي بينيم در يك طرف سر رشته دين،  كه خداوند قراردارد، اختلافي نيست يعني "يك"  واقعي است، وحدت اصيل است و: اختلافي وحود ندارد. اما در سر ديگر آن، با كثرت روبرو هستيم : ميليون ها نظر و عقيده و فكر ، كتاب و نوشته و گفتار! كه گاهي اين تفاوت و اختلاف و چند دستگي، به كشته شدن و مرگ ديگري مي رسد . لذا بايد دانست كه وحدت، امري الهي و اختلاف، امري غير الهي و شيطاني است .

   هدف شيطان از ايجاد اختلاف، از بين بردن نسل است، يعني ازبين بردن محصول و مخلوق خداوند، به دست خود مخلوقات. زيرا وحدت، دوستي و يگانگي مردم، باعث رشد و تعالي و: ازدياد نسل مي شود، و اين امر موجب رضايت خدا است. زيرا خداوند از ديدن خيل آدم هايي كه: با صفا و صميميت با هم زندگي مي كنند، و باعث افزايش عده و عده، يا نيروي انساني و ثروت اقتصادي مي شوند، خشنود مي شود و رحمت خود را بر آنان نازل مي كند . ديدن افزايش جمعيت انسان آن هم به عنوان: اشرف مخلوقات، باعث فخر خداوند به فرشتگان مي شود .

و شيطان اين را نمي پسندد! و به هر بهانه اي بين اين گروه هاي بزرگ انساني، اختلاف افكني مي كند تا: آن ها به جان هم بيافتند و: نسل و حرث را يعني" انسان و ثروتش را نابود كنند. و گاه چنان تبليغ مي كنند كه" گويا وجود اختلاف، امري لازم و نابودي تمام انسان ها، و جهانيان خواسته الهي است. مثلا مي بينيم كه گروه موسوم به داعش؛ يا اسلاف آنان مانند: طالبان و القاعده و وهابيت،  حتي قبل از آن ها سفيانيان و: فرزندان ابوسفيان ها با كشتن شيعيان، زندگي مي كنند.

در فتنه 1388 در ايران هم، شعارهايي مانند نه غزه نه لبنان، گرچه بعد ها تكذيب شد، اساس آن را تشكيل مي داد. زيرا خط صهيونيسم به مثابه: يهوديان دين ستيز اين را مي خواست. مسيحيان صهيونيستي و يا مسلمانان وهابي هم، آن را مي خواستند. و بطور مكانيكي ، هر اختلاف كوچك و جزئي، كه در ابتدا امري ساده و قابل اغماض است، در طول حركت به سرعت، به جايگاه اصلي خود متصل مي شود.

در ابتدا شعار حق طلبي است: بسياري از مردم به عنوان دفاع از: مظلوم و كسي كه حق او پايمال شده، به راهپيمايي جنبش سبز دعوت مي شوند، ولي و قتي دليلي ارائه نمي شود، كنار مي كشند و لذا جاي آنان را، همان دشمنان ديرينه پر مي كنند. و به اين ترتيب شعار "يا حسين مير حسين" فراموش شده ، نه غزه نه لبنان، جاي آن را مي گيرد!

شعار يا حسين ميرحسين، يعني اينكه موسوي پيرو خط امام حسن ع است، و به دستور امام حسين از او دفاع بايد كرد، ولي بعد از جايگزيني نيروها، در روز عاشوراي حسيني، به دفاع از مير حسين! عزاداران امام حسين، را آتش مي زنند. و مير حسين كه خود اين را مي داند، اما آن را توجيه مي كند، زيرا كه به حمايت آنان نياز دارد! چرا كه آن ها تنها كساني هستند كه، تا آخر با او  و من شيطاني او هستند. زيرا كساني كه او را بخاطر امام حسين، حمايت مي كردند ديگر از او حمايت نمي كنند! و به دنبال افراد ديگري كه: واقعا حسيني هستند رفته اند.

جهان معاصر هم شاهد است كه: گروه هاي تكفيري و: اختلاف افكن همه مذاهب، چه اسماني و چه زميني، در ابتدا شعار حمايت از مردم مي دهند، ولي در ادامه مسير، ماهيت اصلي و خود محوري را بروز مي دهند. و اين بروز و ظهور خود محوري آن ها، براساس انهدام و تخريب و نابودي كامل است، نابودي و كشتار وحشيانه، كه حتي به كودكان هم رحم نمي كدند، تا مبادا اثري از انسان باقي بماند. 

Dieu a dit, ce est la différence?
Le bouddhisme comme une religion de 3000 années, au moins deux ou secte! Qui sont différentes l'une de l'autre. Dans le judaïsme, le christianisme et l'islam, il ya la dualité, et les groupes et sectes sont différentes. Mais la question principale est de savoir si cette différence est appelé Dieu ou commandé ou créé? Il est naturel qu'un tel ordre ne est pas de Dieu, parce que la Torah et l'Evangile et le Coran est révélé. Même la véritable Thora et l'Evangile et le Coran, il n'y a pas de différence. Pour les trois: seul Dieu est révélé Bien sûr, la principale différence, la différence entre la Bible, les Dix Commandements dans la religion en général, et la religion de la Bible, une brève description, et une description détaillée du Coran et, par ordre décroissant été complétées. D'un côté, nous voyons le domaine de la religion, qui est en Dieu, pas contesté que «A» est réel, véritable unité et la différence ne dégage pas l'obstruction. Mais à l'autre bout, nous sommes confrontés à une multiplicité de: des millions de vues, la pensée et l'écriture de livres et de parler! Parfois, ces différences et les divisions, sont tués et un autre mort. Il faut reconnaître que l'unité de Dieu et quelque chose de différent, quelque chose d'autre que Dieu et le diable. Le but de Satan de faire une différence, ce qui élimine la génération, à savoir la destruction de la création de Dieu, les créatures elles-mêmes. Parce que l'unité, l'amitié et l'unité du peuple, et la croissance et le développement: la génération, la propagation, et ce est la satisfaction de Dieu. Parce que le nombre de personnes qui voient Dieu avec sincérité, vivre ensemble, et d'augmenter le nombre de personnes, ou des ressources humaines et de la richesse économique, ils seront heureux et de miséricorde descendra sur eux. Voir l'augmentation de la population humaine ainsi que des créatures, les anges sont la gloire de Dieu.
Satan ne est pas heureux! Et chacun de ces grands groupes de la raison humaine, est divisé, ils tombent et meurent: ce Hrs génération et le ". L'homme de la richesse détruite Et quand ils annoncent que« la preuve de la différence il a fallu la destruction de tous les êtres humains, et a appelé Dieu. Par exemple, nous voyons que le Dash dite, ou leurs prédécesseurs, tels que les talibans et Al-Qaïda et le wahhabisme, avant même la Sfyanyan et les enfants: Abu Suffian en tuant les chiites vivent.
En 1388 l'intrigue iraniens, slogans Ni Gaza, ni Liban, même se il a ensuite été démentie, il servi. Pour les sionistes comme: Juifs irréligion voulait. Les sionistes chrétiens ou musulmans wahhabites voulaient aussi. Et mécaniquement, les petites différences de détail, qui est très simple et est négligeable dans un premier temps, se déplaçant le long rapidement, il se lie à sa position initiale.
Le premier est le slogan de la justice, comme beaucoup de gens défendent les opprimés et qui ont violé son droit, le mouvement vert sont invités à marcher, mais lorsque la preuve ne est pas fournie, et donc se isolent au lieu d'eux, le remplir l'ennemi juré. Et ainsi le slogan "Ya Hossein, Mir Hossein" oublié, ni Israël ni le Liban, où il est!
Slogan Hossein, Mir Hossein Moussavi, qui suivent la ligne de l'Imam Hassan AS, et l'ordre de l'imam Hussein pour le défendre, mais après avoir remplacé les forces sur l'Achoura, la défense de Mir Hossein! Deuil pour l'imam Hussein, la brûlure. Et Mir Hossein qui le sait, mais il est justifié, en raison de leurs besoins de soutien! Parce qu'ils sont les seuls que je finissent avec lui et son mal. Pour ceux qui se souvienne, l'Imam Hussein, d'autres ne ont pas pris en charge le soutiennent! Suivie par d'autres qui ont vraiment disparu Hussein.

Le monde contemporain est que les groupes de excommunication: Split toutes les religions, si les cieux et la terre, dans la protection de leur slogan, mais le chemin, le personnage principal et de développer votre coeur. Et la manifestation de son propre axe, sur la base de la destruction et l'anéantissement complet, la destruction et assassiner brutale, que même les enfants ne ont pas été épargnés, afin que personne ne est laissé de côté. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۵ نظر(0)

حفاظت از هر چيز با ارزشي، نياز به نيروهاي محافظ و متخصص خود دارد . اموال مردم با ارزش است، لذا پليس نگهبان و اداره آگاهي تشكيل مي شود، تا از اموال مردم نگهداري وك از سرقت آنان جلوگيري شود. جان مردم با ارزش است، لذا پليس امنيت و پليس جنايي تشكيل مي شود. پليس امنيت وظيفه پيشگيرانه دارد، و از قتل مردم جلو گيري مي كند، و اگر اتفاقا كسي به قتل رسيد، پليس جنايي قاتل او را پيدا و: دستگير و تحويل قانون مي دهد.

پليس قضايي، پليس ساختمان، پليس ميراث فرهنگي نيز، از انواع محافظ هستند كه از: ميراث فرهنگي و موضوعات تعريف شده خود، نگهداري مي كنند. در اين ميان زبان فارسي، به عنوان بزرگترين ميراث معنوي،  مغفول مانده و در ميان آن همه: سارقان و دزدان آگاه و نادان، تنها و بي سرپرست مانده و: هر روز يكي از لغات آن نابود مي شود!

البته نقش فرهنگستان: زبان وادب فارسي را، كه هر از چند گاهي تك مضرابي مي زند، را، فراموش نمي كنيم. ولي ارزش اين ميراث، به اندازه چند نفر كه: ساعات اضافه كاري براي اين كار مي گذارند نيست! تا از سر پر بودن معده، گاهي چند افاضاتي بكنند. حداكثر به نظر ما اين عده، به عنوان ستاد مشاوره اي نقش دارند، و بيش از آن كاري از دستشان نمي ايد. حتي احساس نوجواني و جواني هم ندارند كه: حد اقل چند فريادي هم بزنند!

از نظر ما سازمان بزرگ و: با انگيزه اي قوي براي حفظ:  زبان فارسي لازم است. حداقل زبان فارسي، به اندازه يك ترافيك ارزش دارد! چطور براي ترافيك اينهمه: افسر و كادر و سرباز و هميار پليس گذاشته اند ؟ مگر در عراق كه پليس راهنمايي نيست، روزگار مردم نمي چرخد؟ پس مي بينيم كه جربزه رئيس ستاد، يا مديران عالي است كه: مسئله بودجه و نيروي انساني را، در انتهاي برنامه قرار مي دهد.

لذا ما يك سازمان پاسدار زبان فارسي، پيشنهاد مي كنيم با نفراتي: به اندازه پليس راهنمايي و رانندگي، تاهر كسي كه از روي خط فارسي عبور كرد، يك نفر جلو بايستد و او را متوقف كند. نه اينكه مانند فرهنگستان، با بي حالي فقط پند و اندرز بدهد، و توليد واژه كند و يك زبان اسپرانتو جديدي را، بنام فارسي به خورد مردم بدهد.

اين سازمان بايد اساتيد و دانشجويان، محققان و علاقمندان فارسي را مانند: سربازان پادگان به خط كند. و همه آن ها را در جهت: حفظ زبان فارسي سازماندهي نمايد. متخلفين را جريمه كند و: از درآمد آن، حافظان زبان فارسي را تشويق نمايد. وقتي كسي در داخل زبان فارسي است، ولي فونگليش مي نويسد! يعني از حروف انگليسي استفاده مي كند، بايد جريمه شود و آن كه اولين بار، آن را ترويج كرده، بيش از همه بايد جريمه شود.

خودرو سازان و مهندسان، پزشكان و فيلمسازان، همه بايد جريمه شوند. حتي آن هايي كه تابلو: براي مغازه ها مي نويسند، بايد بدانند همه چيز حساب دارد! و زبان فارسي هم صاحب دارد، و در استفاده از آن قانونمند باشند. براي ساماندهي اين خيل عظيم، چهار ركن يا اركان چهار گانه لازم است: شوراي عالي زبان فارسي، كه ميتواند همان اعضا فرهنگستان باشند، كه قوانين لازم را براي: حفاظت از زبان فارسي تهيه و: به مراجع قانون گذاري: اعم از مجلس و دولت پيشنهاد كند، و پس از تصويب، آن ها را تدوين و براي، اجرا ابلاغ  كند.

ركن دوم شوراي سياستگذاري، يا ستاد اجرايي مي تواند باشد. كه اين شورا يا مجمع ميتواند: محل تجمع معاونان فرهنگي ادارت، سازمان ها و شركت ها باشد، اين عده مشكلات اجرايي در محدوده هاي اداري خود را، تدوين و به شوراي عالي ارائه مي دهند. و براي اجرا مصوبات در: حيطه تحت مديريت خودشان اقدام مي نمايند.

ركن سوم اساتيد و دانشجويان ، علاقمندان و محققان زبان فارسي هستند، كه مانند افسران دريا دل راهور، بيدار بوده و برگه هاي جريمه در دست، مانند عقاب بر سر متخلفان فرود مي ايند. كه به عنوان پليس زبان فارسي يا: پاسبان ان نامگذاري مي شوند. ركن چهارم را دانش آموزان و: هواداران زبان فارسي در هر كلاس ، محله و منطقه تشكيل مي دهند، و بدون برگه جريمه، نسبت به ارشاد گمراهان اقدام مي كنند. كه همان عنوان همياران زبان فارسي، براي آن ها خوب است.  La police de la langue!

Protection de toutes choses, la nécessité pour les forces de protection et de leur expertise. Les valeurs de propriété, formant ainsi Bureau garde de la police, afin d'empêcher leur vol de l'entretien de la propriété perche. La vie des gens sont précieux, de sorte que les forces de sécurité et la police criminelle. Préventive devoir de la police de sécurité, et les empêcher de tuer des gens, et si par hasard quelqu'un a été tué, la police trouve son assassin et l'arrestation criminelle et la livraison de la loi.

Police judiciaire, le renforcement de la police, la police et le patrimoine culturel, dont la protection enjeux déterminants de notre patrimoine culturel, sont conservés. La relation entre la langue, le plus grand patrimoine spirituel, négligés, et parmi eux tous: voleurs et des brigands informés et ignorants, et laissés seuls sans soutien: chaque mot est détruit!

L'Académie de la langue persane et culturelle, qui, parfois, choisir un qui le fait, que nous ne oublions pas. La valeur de ce patrimoine, ainsi que quelques personnes qui ne ont pas travaillé des heures supplémentaires pour cela! Pour remplir l'estomac, parfois plusieurs Afazaty faire. Nous pensons que ce est le nombre maximal, le comité consultatif en cause, et plus que tout, il ne est pas. Adolescence et ne sent même pas qu'ils sont au moins quelques-uns cri!

À notre avis, une grande organisation avec une forte incitation à maintenir la nécessaire Persique. Au moins en persan, vaut autant de trafic! Combien d'officiers et de policiers et de soldats circulation ont compagnon? Police non seulement en Irak, le monde ne tourne pas? Ainsi, nous voyons que le chef du personnel oser, ou les cadres supérieurs, ce est que la question du financement et des ressources humaines, à la fin du programme.

Donc, nous avons un gardien de la langue persane, nous recommandé aux membres de la police de la circulation, qui garantissez que la ligne passe Persique, un à se lever et l'arrêter. Un peu comme l'Académie, avec malaise que donner des conseils, et la production de texte et une nouvelle langue, l'espéranto, nom farsi à donner à l'auditoire.

L'organisation de professeurs, chercheurs et amateurs de persan comme une garnison dans la ligne. Et chacun d'eux afin de: maintenir l'organisation de la langue. Et les contrevenants fines de son revenu, les tuteurs encouragent langue. Quand quelqu'un est dans la langue, mais écrit Fvnglysh! Les lettres anglaises sont utilisées, il devrait être bon, et il a été le premier, il sera de promouvoir, avant tout, doit être fine.

Les constructeurs automobiles, les ingénieurs, les médecins et les cinéastes, tout devrait être bon. Même ces conseils pour les magasins par écrit, doivent savoir tout ce qu'il! Et la langue du propriétaire, et son utilisation est légale. Pour organiser le grand nombre de quatre éléments ou quatre éléments sont nécessaires: le Conseil suprême de la langue persane, qui peut être les membres de l'Académie, la législation nécessaire à la protection de la langue persane, les autorités législatives, y compris le Parlement et le gouvernement proposer, et après approbation, il sera compiler et exécuter la notification.

Le deuxième élément du Conseil de la politique ou personnel de direction peut être. Le Conseil ou le Conseil peuvent: Vice lieu de rassemblement pour les institutions culturelles, les organisations et les entreprises, le nombre de questions opérationnelles dans le cadre de son bureau, de développer et de fournir au Conseil. Et de mettre en œuvre la législation dans les zones sous leur propre action de gestion.

Le troisième pilier des enseignants et des étudiants, les amateurs et les chercheurs de langue persane, qui est comme les agents de mer Rahvr, d'éveil et de billets dans la main, comme des aigles descendent sur les délinquants. Alors que la police ou de la langue: la police sont appelés. Le quatrième pilier des étudiants et des amateurs de la langue persane dans la classe, du district et forme régionale, et aucune forme d'amendes, pour guider l'acte malavisé. La même langue que les travailleurs, bon pour eux.

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۳ نظر(0)

 

در يكي از شهرستان هاي آذري زبان، امام جمعه به زبان آذري خطبه مي خواند، بعد براي اخطار به صدام گفت: من به زباني صحبت مي كنم كه ، همه دنيا بفهمند و بعد، شروع به فارسي صحبت كردن كرد. اما فارسي زبان ها، براي اينكه همه دنيا حرف آن ها را بفهمند، به زبان انگليسي صحبت مي كنند!ُ آن ها نمي دانند كه كمترين گويش را زبان انگليسي دارد !در مقايسه با زبان چيني كه: يك و نيم ميليارد گويش دارد!

  بجز زبان هندي كه كه نيم ميليارد است، زبان فارسي و عربي هم، بيشتر از انگليسي گويش دارد.اما متاسفانه خود باختگان انگليس، اين را نمي فهمند و: دستي دستي انگليسي را به گويش بيشتر سوق مي دهند! آن ها نمي دانند و يا نمي خواهند بفهمند كه: انگليس از شركت نفت بر ايران مسلط شد . وقتي هم كه مسلط شد، در تمام جاهايي كه حضور داشت، در داخل خاك ايران، با كمال وقاحت مي نوشت: ورود سگ و ايراني ممنوع است!(No dog no Iranian!)   

حالا نه تنها شركت نفتي ها، كه حتي پزشكان و مهندسان ايراني هم، خود باخته شدند و به زبان: كساني مطلب مي نويسند كه : ايراني را با سگ مقايسه مي كنند! البته از نظر اينها، سگ ها از ايراني ها هم بهترند! زيرا اگر يك سگ را در: خانه نگهداري كنند، از يك ايراني بيشتر خرج مي كنند! بنابراين برابر دانستن ايراني با سگ، ظلم به سگ است!

امروز در كلاس خبرنگاري روابط عمومي: شركت نفت شاهد بوديم! مانند اكثر همايش ها، متن كاملا انگليسي بود و در توضيح آن ها هم، فقط از افعال فارسي استفاده مي كردند، والا همه چير انگليسي بود. حالا فرهنگستان زبان، بايد براي همايش ها دستور العمل صادر كند! البته آن ها بسيار فعال هستند، در حاليكه فرهنگستان بسيار منفعل. همين چند شب پيش، يك برنامه اي داشتند راجع به: سريالي كه 10ماه پيش پخش شده ! اين يعني عقب ماندگي فرهنگستان و ادب فارسي، از حركت جامعه! در حاليكه مي تواند با استفاده از طرح هميار پليس، سيستم پاس داشتن از: زبان فارسي را به خود مردم، و حتي كودكان بسپارد.

بطور طبيعي هر معلم زبان و ادبيات فارسي، چندين هزار دانش آموز و دانشجو دارد، از ميان هر 30نفر، يك نفر هم انتخاب كند، اين وظيفه بخوبي اجرا مي شود. زيرا مردم وقتي مي بينند كه: زبان فارسي صاحب دارد، و آن را پاس مي دارد، همكاري مي كنند. اين امر، هم فارسي را به متن زندگي مردم برمي گرداند، و هم باعث تقويت زبان و ادبيات فارسي مي شود، زنگ انشا و املا هم شيرين مي شود.

در حالت بدبينانه، ما معتقديم كه غرب گرايان، يا دوستداران تبديل زبان فارسي به انگليسي، نادان هستند يا مزدور! اگر نادان هستند بدانند كه: بايد زبان فارسي را از همان راهي كه: بيرون كردند برگردانند. يعني بجاي آنكه براي فرموله كردن مسائل علمي، از علائم انگليسي استفاده كنند، از علايم فارسي بهره ببرند.

همانطور كه ابتدا اينطور بوده! يعني كتب ابونصر فارابي ، ابن سينا و عمر خيام ، خواجه  نصير طوسي و ديگران، همه از حروف الفباي فارسي، براي رياضيات استفاده مي كردند.آن ها به زور اين علايم را انگليسي كردند، و الان موقع برگشتن به اصل خود است.

اما چرا مزدور هستند؟ زيرا با اين روش، تحقيقات خود را براي فروش به: خارجي ها آماده مي كنند! يعني اسرار نظام و نقطه قوت و بالا دستي ما را، قرباني دريافت پورسانت يا: جاسوسي علمي خود مي كنند. فرار مغزها براي همين كار، به زيان مردم ايران است. زيرا مردم ماليات مي دهند تا: دولت آموزش و پرورش را اداره كند، و دانشگاه ها را سرپا نگهدارد.

  اما آن ها اين هزينه ها را، از بيت المال دريافت مي كنند، ولي محصولات خود را شخصا مي فروشند! و در آمد آن را در بانك هاي خارجي نگهداري مي كنند. براي همين است كه عربستان پاپتي! يا قطر! يك قطره اي، همه طرح هاي ما را، زودتر اجرا مي كنند! دليل آن هم وجود مهندسان ايراني، در اجراي طرح هاي آنان است. زيرا وقتي وارد عرصه طرح ها مي شويم، همه عناصر اصلي آن ها، در سراسر جهان ايراني ها هستند!

La recherche iranienne dans les langues non-iraniens!
Dans la ville de langue azérie, azéri sermon du vendredi appelé, après l'avertissement à Saddam dit, je parle dans une langue que tout le monde peut comprendre le monde et puis il a commencé à parler farsi. Mais la langue persane, le mot pour le monde entier de comprendre, parler anglais, ils ne savent pas la langue anglaise est le moins en comparaison avec la langue chinoise:! La langue d'un demi-milliard!
   En dehors de l'hindi, qui est un demi-milliard, le persan et l'arabe, la plupart des victimes de dialectes anglais britannique Mais malheureusement, je ne comprends pas:. Main sur l'autre, conduit la langue anglaise! Ils ne savent pas ou ne veulent pas comprendre que la Grande-Bretagne était la compagnie pétrolière dominante en Iran. Quand je avais récupéré, qui était présent dans tous les lieux, en Iran, la perfection de l'obscénité a écrit: chiens et est interdit!
 
Maintenant, non seulement compagnie pétrolière, et même les médecins et les ingénieurs iraniens, ont été perdus dans ceux qui publient l'Iran par rapport à leurs chiens! Cependant, dans cette perspective, les Iraniens sont mieux que les chiens! Si un chien dans la maison tenir, un Iranien dépensent plus! Les Iraniens savent le chien, le chien est cruel!
Aujourd'hui dans le journalisme de classe, les relations publiques, les compagnies pétrolières ont vu! Comme la plupart des réunions, texte complet en anglais et dans leurs explications, seulement les verbes persans utilisés, sinon tout Chyr Bretagne. Maintenant l'Académie de la langue, donne des instructions pour les réunions! Bien sûr, ils sont très actifs, passifs, tandis que l'Académie. Il ya quelques nuits, ils avaient un programme sur: série qui a été diffusé il ya 10 mois! Le retard de l'Académie de la littérature persane du mouvement! Alors que vous pouvez utiliser le compagnon de la police, le système passe à la langue persane à la population, et même les enfants apportent.
Normalement, tous les enseignants de la langue et la littérature persane, il ya plusieurs milliers d'étudiants, de 30 personnes, une personne est sélectionnée, le travail est bien fait. Parce que quand les gens voient que la langue persane et consacre coopérer. Ce est le retour de la vie publique pour Persique, et de renforcer aussi la langue et de la littérature persane, l'écriture et la bague d'orthographe est trop sucré.
Dans le cas pessimiste, nous croyons que l'Ouest gris ou en amoureux dans la langue anglaise, sont ignorants ou loué! Si vous êtes ignorants de savoir que la langue de la même manière qu'ils se révèlent. Ce est, plutôt que de formuler des problèmes scientifiques, l'utilisation de panneaux en anglais, les symptômes profit Persique.
Comme ce était le cas! Les livres Abu Nasr al-Farabi, Avicenne, Omar Khayyam et, Khwaja Nasir Tusi et d'autres, tout l'alphabet persan, utilisés pour les mathématiques. Ils ont forcé ces signes étaient en anglais, et il est temps de retourner à leur origine.
Mais pourquoi sont embauchés? Parce que cette méthode, votre recherche pour la vente: les étrangers sont prêts! Ce est le secret de notre force et en amont, la victime a reçu une commission ou: espion de leur propre. Fuite des cerveaux vers le travail, au détriment du peuple d'Iran. Parce que les taxes à l'éducation géré par le gouvernement et les universités pour maintenir à flot.

   Mais le coût des fonds publics, ne doit pas vendre leurs propres produits! Et il arriva aux banques étrangères sont conservés. Ce est pourquoi l'Arabie monstre digne! Ou la taille! Un filet, tous nos projets, courir plus vite! La raison de l'existence d'ingénieurs iraniens dans leurs projets. Parce que lorsque nous entrons dans le domaine de la conception, de tous les éléments qui sont des Iraniens à travers le monde!