X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۱۴ نظر(0)

 

برخلاف آنچه ه برخي مي گويند :علوم اسلامي و غير اسلامي نداريم، خيلي هم داريم! و بايد مرز آن ها جدا شود، و حالا اگر از اسلام خوششان نمي آيد، ما اسمش را مي گذاريم :علوم مقاومتي يا پزشكي مقاومتي. بنا بر نظر پزشكان، مخصوصا خانم دكتر دستجردي، در همايش مديريت داتش ، پرشكي اولين علمي است كه: با انسان متولد شده زيرا، مسئله سالم ماندن، دغدغه بشريت است.

اما از نظر ما، علوم انساني اولويت دارند. زيرا انسان ها بايد اول زندگي كنند، تا بعد به فكر سالم ماندن باشند. بنابر اين اقتصاد و كشاورزي ،  علوم طبيعي و پايه، براي زنده بودن لازم است. ولي پزشكي براي سالم ماندن، يا زنده ماندن! لذا همه علوم با انسان زاده شدند و: مديريت دانش، بايد بر اين محور حركت كند. و تاخير يا تقدم يكي بر ديگري، انسان را تك بعدي به نظر مي اورد.

اما همه اين علوم، همزاد هم داشته اند! و آن علوم غريبه يا علوم ضد بشري، يا علومي كه به فكر مرده بودن! يا مرگ بشر بودند. كه ما آن را به علوم بشر دوستانه و :علوم ضد بشري هم ترجمه مي كنيم.  ومقصود ما همان: علوم اسلامي و غير اسلامي است،  كه برخي آن را قبول ندارند! علوم اسلامي يعني علومي كه: به دستوراسلام فقط به خاطر: شناخت و عبوديت خدا است (رسول اكرم(ص) فرمودند: أوّل العلم معرفة الجبّار و آخر العلم تفويض الأمر اليه؛ سر آغاز علم، شناخت خداوند جبّار و سرانجام آن، واگذارى امور به اوست) .

اما علوم غير اسلامي، روح بشر را در خدمت شيطان مي گذارد، و شيطان بر تمام امور آن ها مسلط مي شود. و او بزرگترين دشمن بشر است كه: در شكل نفس اماره و شيطاني، و هوا هاي نفساني ظاهر مي شود: (أَعْدَى‏ عَدُوِّكَ‏ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْكَ‏.) و كار و فلسفه دشمن هم، از بين بردن و نابود كردن انسان است. يعني علوم غير اسلامي، انسان را به يك موجود ويرانگر، تبديل مي كند تا با ساختن: بمب اتم و سلاح هاي مرگبار،  در پي نابودي بشريت باشد.

يكي از اين علوم غير اسلامي و غير انساني، بيو تروريسم است، كه استاد خليلي فر، بخوبي در باره آن تحقيق و تفحص كرده است. ( بيو تروريسم اينتر پل، دکتر سید امید خلیلی فر) به گفته وي، بيوتروريسم داراي تاريخچه طولاني است، از آن زمان كه انسان ها براي كشتن ديگران، جسد متعفن يك طاعوني را با: منجنيق به قلعه هاي آنان مي انداختند، تا زماني كه لاشه هاي مردار را، در سرچشمه اب ها مي گذاشتند، كه همه طاعون و وبا بگيرند!  تا به امروز كه با صد كيلو مواد سمي، مي توانند يك ميليون نفر را نابود كنند!

آن زمان هم پزشكان بودند كه: اين پيشنهاد ها را مي دادند! و اصلا سوگند بقراط، به خاطر همين خيانت هاي پرشكان بود، كه البته سودي هم نداشت! و اين سوگند نامه، فقط براي دريافت مدرك است! و بعد فراموش مي شود. در جنگ تحميلي، ما چه مقدار پزشكان متعهد، و چه مقدار پزشكان خائن داشتيم؟ آن هايي كه گاز خردل را مي ساختند، هم پزشك اعصاب و روان بودند، و هم مهندس شيمي داراي مدارك علمي فوق تخصص! كه اگر نبودند چنين محصولي توليد نمي شد.

اينكه بگوييم علم في حد ذاته خوب است، يك تفكر غلط است. زيرا علم بايد پايه ارزشي داشته باشد، يعني بايد در جهت سلامت و رشد انسان ها باشد. و درنتيجه آن دسته از علوم كه: به ضرر انسان ها است، في حد ذاته علوم باطل است. مانند علم سحر و جادو ، جفر و  رمل  و..در پزشكي هم، علوم بيو تروريسم، صرف نظر از دانشمندان آن، يك علم باطل است. و هر نوع تحقيقات يا سرمايه گذاري در: پيشبرد اين علوم ضد بشري، فاقد وجاهت قانوني است.

آيا فرقي وجود ندارد بين: علم وتحقياتي كه نتيجه آن درمان سرطان است، با علم و تحقيقاتي كه نتيجه آن: سرطان زا است؟ امروزه ديگر بر هيچكس پوشيده نيست كه: بيماري هاي خطرناك و مسري، فقط نتيجه تحقيقات منحرف پزشكي، براي از بين بردن مردم دنيا است. چه كسي مي تواند بگويد كه : ايدز خود به خود بوجود آمد؟ يا سارس منشا طبيعي داشت؟ يا حتي سرطان، معلول افزايش مواد شيميايي در: غذاي انسان بجاي مواد طبيعي، نيست؟

Des sciences et de la résistance: la résistance de médecine.
Sciences Contrairement à ce que certains disent, islamiques et non-islamiques ne ont pas beaucoup de temps! Et doivent être séparés de la frontière, et maintenant si vous ne aimez pas l'islam, nous appelons la science de la résistance ou de résistance. Selon les médecins, en particulier le Dr Dastjerd, conférence de la gestion des connaissances, la première de la science médicale que les êtres humains sont nés avec elle, rester en bonne santé est concerné avec l'humanité.
Mais nous, les sciences humaines ont la priorité. Parce que l'homme doit vivre d'abord, plus tard pour penser à rester en bonne santé. Ainsi, l'économie, l'agriculture, les sciences naturelles et les besoins de base pour survivre. Mais les médecins à rester en sécurité, et rester en vie! Par conséquent, tous les êtres humains sont nés avec la science et la gestion des connaissances, vous devez déplacer l'axe. Retard ou la priorité de l'un sur l'autre, l'homme unidimensionnel à apporter.
Mais toutes les sciences, ont tous deux lits jumeaux! Et les sciences occultes anti-humaines ou des sciences, ou science qui est pensé pour être mort! Mort humaine. Que nous sciences et sciences humaines se traduisent aussi inhumaine. Notre but: les sciences islamiques et non islamiques, certains ne sont pas d'accord avec elle! Sciences islamiques, les sciences que l'islam ordonne seulement pour la connaissance et le culte de Dieu (le Saint Prophète (SAW) a dit: le début de la connaissance, la connaissance de Dieu et du tyran ce est ses affaires).
Mais sciences non-islamiques, l'âme humaine quitte le service de Satan, et Satan est le maître de tous. Et il est le plus grand ennemi de l'humanité sous la forme de sensualité et coquine, atmosphère sensuelle apparaît: (), le travail et la philosophie de l'ennemi, de détruire et de détruire les humains. Ce est à dire, les sciences non-islamiques, l'être humain dans un destructeur, convertit à construire: la bombe atomique et des armes meurtrières, après la destruction de l'humanité.
Un de ces sciences inhumaines et non islamiques, bio-terrorisme, dont le professeur Khalili four, ainsi que l'enquête est d'environ. (Pont Inter Bio-terrorisme, docteur Seyed Omid Khalili four) Selon lui, le bioterrorisme a une longue histoire, il est temps de tuer d'autres êtres humains, avec un cadavre puant la peste: les châteaux catapulte vers le haut, jusqu'à ce que le le cadavre, mis dans une source d'eau, la peste et le choléra, tous les deux! À ce jour, des centaines de kilos de substances toxiques qui peuvent détruire un million!
Il a fallu les médecins que cette proposition devait! Serment d'Hippocrate du tout, parce qu'il a été trahi par les médecins, qui ne était pas rentable! L'affidavit, juste pour obtenir le document! Et puis oublié. En temps de guerre, ce que les médecins sont, et de ce que les médecins avaient traître? Ceux qui ont fait leur gaz moutarde, un médecin psychiatre, et contient également des preuves scientifiques ingénieur spécialité chimique! Si il n'y avait pas un tel produit.
Pour dire que la science est en soi bonne, la pensée est erronée. Il est précieuse base de connaissances, qui devrait être dans la santé et le développement humain. Et par conséquent ceux de la science qui est nocif pour les humains, la limite en soi du mensonge. Comme la science, la magie et Raml V..dr jafr médicale, sciences biologiques, le terrorisme, indépendamment de ses scientifiques, la science est vide. Et toute recherche ou l'investissement dans le développement des sciences anti-humains, aucune base juridique.

Y at-il des différences entre la science et entraînant d'enquête dans le traitement du cancer, la recherche, la science et, par conséquent, est cancérigène? Aujourd'hui, ce est pas de maladies secrètes, dangereuses et contagieuses, que le résultat de la recherche erronée, de détruire le monde. Qui peut dire que le sida est venu sur leur propre? Ou origine naturelle du SRAS? Ou le cancer, causé par l'augmentation des produits chimiques dans les aliments humain au lieu de matériaux naturels, non? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۸ نظر(0)

 

عده اي ما را متهم مي كنند كه: قوم غمگين هستيم و: شادي در زندگي ما وجود ندارد! البته منظور آن ها به دو ماه عزاداري: براي امام حسين در طول سال است. وبرخي آنقدر دروغ مي گويند و: گستاخي مي كنند كه انسان تعجب مي كند، كه اينها دهان باز كرده فقط مي گويند! و اصلا گوش شنيدن ندارند. حتي برخي روانشناسانه مي گويند كه: چرا همه لباس هاي ما سياه است، كه منظور آن ها چادر است! يا برخي دلسوزانه مي خواهند به: اين ملت غمگين شادي را نشان دهند!

ما از اين ها متشكريم، ولي شادي آن ها براي خودشان ! زيرا مهمترين شادي آن ها، مسخره كردن ديگران است! كه نمونه آن را در دوربين مخفي مي بينيم، كه با سر كار گذاشتن و مسخره كردن: عابرين بي خبر اسباب خنده و شادي، براي خودشان و ديگران درست مي كنند!

شادي ديگر آنان، خفت كردن برادر يا خواهر يا :همشهري هاي خودشان است. آن ها دسته جمعي، در خيابان راه مي افتند و :كسي را گير مي آورند و با كتك زدن آن، مدتي شاد مي شوند و خوش مي گذرانند! بخش ديگر شادي آنان، تجاوز به زنان و دختران و كودكان است، كه تحت عنوان آزادي جنسي و: دوستي دختر و پسر ، والنتاين و اين چيزها انجام مي دهند.

 و بالاخره برخي از شادي هاي آنان هم، به خوردن مشروبات و مصرف مواد مخدر ، پرواز در هپروت و انجام اعمال ناشايست! و صفا كردن و خوشگذراني و: عيش و نوش است. بله اگر شادي اين است كه بهتر است، انسان غمگين بوده به خود مشغول باشد، و به ديگران آزار نرساند. پس يعني بزرگترين گناه اين ملت مغموم، آن است كه دوماه محرم و صفر ، مردم آزاري را كنار مي گذارند! و از گناه دوري مي كنند، و ماه رمضان را و ماه شعبان ، رجب را احترام مي كنند و آمار جرم را پايين مي آورند.

اما نكته آن است كه آن ها، شادي هاي ما را نمي بينند! و اصلا آن را شادي نمي دانند. امام صادق ع مي فرمايد: شيعه ما كسي است كه باشادي ما شاد ، و با غمگيني ما غمگين باشد . بنابر اين اگر دو يا سه ماه، ماه حزن و اندوه است، 9ماه ديگر ماههاي شادي و استفاده از: نعمت هاي الهي است. در روايت فراوان داريم كه: پيامبر اكرم فرموده است: هركس خبر تمام شدن اين ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او‏ ميدهم. بنابر اين غم آلود بودن ماه صفر، حتي براي پيامبر اسلام هم امري ناخوشايند است، كه دوست دارد هرچه زودتر تمام شود.

در روايات فراوان ديگري داريم: با شروع ربيع الاول، يعني تمام شدن ماه صفر، ربيع و بهار شادي هاي اهل بيت فرامي رسد. و آن را لقب ربيع المولود نيز داده اند. به گزارش خبرنگار تقریب از سنندج، مردم مسلمان کردستان، در ایام مختلف سال به ویژه مناسبت های مذهبی، همواره با شور و مشارکتی گسترده، و آداب و رسومی ویژه، در صحنه بوده و بر: غنای فرهنگی ایران اسلامی افزوده اند.

 آیین دف نوازی و مولودی خوانی، در وصف حضرت رسول (ص) و تزیین کوچه ها، و خیابان های شهر در طول ماه مبارک: ربیع الاول و برپایی مراسم مولودی خوانی در: همه مساجد و تکایا از جمله برنامه ها و: مراسمی است که در ایام ماه: ربیع الاول در اقصی نقاط کردستان، و ساير شهرها و كشورها، برگزار می شود. و جهان اسلام در شادي غرق مي شود.

بطور مثال در ايران امسال، با تمام شدن ماه صفر، فقط ماه ربيع نيست بلكه در ديماه، جشن هاي ارامنه و آشوريان و: دوستداران تولد حضرت عيسي مسيح است. و بعد سال نوميلادي است كه : ايرانيان همگي خود را دراين جشن ها، خوشحال و شاد مي دانند. بعد از آن ماه بهمن، ماه جشن هاي دهه فجر و: پيروزي انقلاب اسلامي است. بعد از ماه بهمن هم، مردم به استقبال نوروز مي روند. ماه اسفند، ماه تدارك براي ايام عيد باستاني است. و شروع سال نو ايراني، شادي هاي خود را به خانواده ها عرضه مي كند. و اين شادي ها تا پايان فرورين ماه ادامه دارد. مي بينيم تا اينجا 4ماه شادي، در مقابل دوماه محرم و صفر داريم! بقيه سال نيز كسي نمي تواند بگويد: كه بايد غمگين بود.

La joie est plus grande que la douleur.
Certains nous accusent que nous sommes malheureux, il n'y a pas de joie dans nos vies! Cependant, pour les deux mois de deuil pour l'imam Hussein durant l'année. Et certains disent tant de mensonges: que l'homme est mauvaise surprise, qu'ils venaient juste d'ouvrir la bouche pour dire! Et ne ont pas d'oreilles pour entendre. Certains disent psychologique: pourquoi tous nos vêtements est noir, ce qui signifie qu'il ya une tente! Et certains veulent faire preuve de compassion, de montrer les gens tristes bonheur!
Nous serons reconnaissants pour cela, mais leur joie pour eux-mêmes! Pour le plus de joie, se moquer des autres! L'exemple de la caméra cachée pour voir qui travaille avec le plaisir, de rires et de joie jouets piétons inconscients, pour eux-mêmes et les autres ont raison!
Leur bonheur, humiliant ou un frère ou une sœur, leurs concitoyens. Leur chute collective dans la rue et quelqu'un coincé et ils battre, alors qu'ils sont heureux et bien dépensé! L'autre partie de leur bonheur, violant des femmes et des enfants, qui ont droit à la liberté sexuelle et l'amitié fille et un garçon, la Saint-Valentin et de choses à faire.
  Enfin, une partie de leur bonheur ensemble, consommation d'alcool et de drogue, Ghulam imagination mouche et agit indigne! Et la joie et le plaisir de: Pleasure est. Oui, si le bonheur est préférable, homme triste est occupé, et ne fait pas de mal. Si triste que le plus grand péché du peuple, que le mois de Muharram et de Safar, les gens abusent de côté! Et éviter le péché, et Sha'ban et Ramadan, Rajab égard, et abaisser statistiques de la criminalité.
Mais le fait est qu'il est, nous ne voyons pas le bonheur! Et n'a pas jugé joie. Imam Sadiq dit: Shia Rosily nous qui nous sommes heureux avec notre tristesse est triste. Par conséquent, si le chagrin et la tristesse de deux ou trois mois, mois de bonheur neuf mois et utilisent les bénédictions de Dieu. Il ya beaucoup d'histoires que le Prophète a dit: Celui qui la fin de ce mois-ci je vais lui donner la bonne nouvelle du Paradis. Donc tragédie sanglante du mois de Safar, même le Prophète de l'Islam, ce est désagréable, qui aime être terminé bientôt.
Il ya beaucoup d'autres traditions: le début de Rabi al-Awwal, la fin du mois de Safar, Rabi et le printemps arrive bits de bonheur. Et il a également été surnommé Rabi né. Pour signaler rapprochement de Sanandaj, peuple musulman du Kurdistan, en particulier les occasions religieuses à des moments différents, toujours avec passion et une large participation, et les pratiques, en particulier, a été le théâtre: la richesse culturelle de la République islamique d'Iran ont augmenté.
  Def rituel de l'hospitalité et de la lecture natal, en dépit du Prophète (psl) et les rues décorées, et les rues de la ville pendant le mois sacré: Rabi al-Awwal et les cérémonies natales lecture dans toutes les mosquées et Tkaya ces programmes et cérémonie au cours du mois de Rabi al-Awwal dans toutes les parties du Kurdistan, et d'autres villes et pays qui se tiendra. Et le monde est inondé de bonheur.

Par exemple, cette année, avec tout le mois de Safar, Rabi quelques mois, mais en Janvier, la fête des Arméniens et des Assyriens: Les fans de la naissance de Jésus-Christ. Et le Nouvel An, ce est que tous les Iraniens à ces célébrations, heureux de savoir. Après les mois de Février, mai et célébrations Fajr: la victoire de la Révolution islamique. Après Février, les gens sont accueillants du Nouvel An. Mars, le mois de préparatifs pour l'Aïd ancienne. Et le début du Nouvel An iranien, le bonheur est offert aux familles. Et cette joie dure jusqu'à la fin de Avril. Ici, nous voyons la joie quatre mois, les mois de Muharram et de Safar nous! Le reste de l'année, on peut dire que ce serait triste. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۱:۲۹ نظر(0)

ظهور و بقا يا افول هر جريان: سياسي و يا فرهنگي، داراي رمز و رازي است كه اگر، آن رمز شناخته نشود ممكن است: طلوع پر سر و صدا به افول سريع  تبديل شود. لذا شناخت شناسي جريان هاي سياسي، لازمه آن است كه عنصر اصلي: ماندگاري و بالندگي شناخته شود. اما متاسفانه اسيب شناسي اين جريان ها، نشان مي دهد كه غرور افراد و: بي توجهي آنان عامل مهمي در: سقوط سريع جريان هاي سياسي است.

موسوي به عنوان شاخص فتنه 88 ، بالندگي طولاني ولي افول ناگهاني داشت. در بررسي اين جريان متوجه مي شويم كه: رشد جريان فتنه و يا موسوي، از سال 1358 آغاز مي شود! در آن دوران تشخيص اين بود كه به: دامان ولايت چنگ بزنند، تا بر روي جريان هاي سياسي روز، موج سواري كنند.اين ايده از حركت مائوتسه تونگ، در چين گرفته شده بود، و به دليل نزديكي زماني و عقيدتي، امري مقبول بود.

مائو براي دست يابي به حكومت چين، راه را در ان ديد كه ابتدا با: پادشاه چين متحد شود و خود را، طرفدار او نشان دهد. بهانه او هم، داشتن هدف مشترك در جنگ با: ژاپني هاي متجاوز بود. اين استراتژي او را به پيروزي رساند. زيرا توانستند در جنگ تحميلي ژاپن، عليه كشور بزرگ چين، با اتحاد همه گروه ها موفق شوند، و ژاپن را عقب ببرند.

عينا همين روش را، موسوي بر گزيد يعني اتاق فكر او: از قبيل بهزاد نبوي و ديگر مائوئيست هاي ايراني، به او اين را گوشزد كرد، و وي توانست با اتحاد  با ولايت فقيه، و نشان دادن خط فكري موافق، به نخست وزيري برسد و: زمام امور را دردست بگيرد. و البته مانند مائو چند بار با استعفا دادن، مخالفت خود را از جريان ولايت نشان داد! ولي برخلاف پيش بيني هاي اتاق فكر، جريان امام، بر خط امام ادعايي آنان پيروز شد. و ناچار استعفاي خود را پس گرفت، و منتظر زمان نشست. تا اينكه زمان موعود فرارسيد! وي با شركت در انتخابات، قصد خود را علني كرد.

اما اين بار هم اتاق فكر او به بيراهه رفت! زيرا يك تفاوت اساسي وجود داشت : ايران انقلابي بود و امام خميني، پس از انقلاب زمام امور را در دست گرفته بود. در حاليكه چين زمان مائو، در حال انقلاب بود، و مي خواست كه پادشاهي را از ميان بردارد. ولي، چين رفته ها! و دوره ديده هاي انقلاب چين در ايران، امام خميني را با شاه يكي گرفته بودند! و اين اشتباه آنان بود كه: باعث سقوط شان شد.

حالا در يك برداشت تاريخي، يكي از مسلمات تاريخ ايران، دريافت روشنگرانه از اديان توحيدي است. يعني يك خط مستقيم از ابتدا تا انتهاي: تاريخ ايران كشيده شده كه: خط انبيا الهي و ادامه دهندگان راه آن ها است. در طول تاريخ ايران، آلترناتيو ها و يا جايگزين هايي، پيشنهاد شده است ولي هميشه، چپ ترين نيرو ها، نيرو هاي توحيدي و اديان الهي بودند. يعني همه براي آزادي و عدالت جنگ مي كردند، ولي وقتي شرايط سخت مي شد، فقط مذهبي ها ادامه مي دادند.

درهمين دوران مبارزه با طاغوت، همه طيف ها شركت داشتند. از سلطنت طلب تا كمونيست! سلطنت طلب ها، مانند جبهه ملي كه معتقد بودند: شاه و قانون اساسي بماند، فقط انتخابات آزاد تر باشد. تا كمونيست ها كه يكدست، زير همه چيز مي زدند و: فقط حكومت شوروي سابق را مي خواستند.

  اما وقتي زندان و شكنجه به ميان مي آمد، جبهه ملي ها به كراوات خود پناه مي بردند! و كمونيست ها به دامن شوروي، و اگر هم دستگير مي شدند مانند كاميون، رفقاي خود را لو مي دادند ! فقط مذهبي ها بودند كه رفقاي خود را لو نمي دادند، و شرايط سخت را براي رضاي خدا، تحمل مي كردند. در جريان فتنه هم همين است، تا موقعي كه ، دختر بازي و شعار هاي رقص و آوازي بود! صف هاي طويل از انقلاب تا آزادي تشكيل مي شد، و وقتي شرايط سخت شد، همگي شهين و مهين شده و در مي رفتند! و لذا موسوي با توهمات خود تنها ميماند.

Vitalité et le développement dans les provinces
L'émergence et la survie ou de la disparition de la politique actuelle et culturel, le mystère est que si le mot de passe ne est pas connu, il est possible: la montée et le déclin rapide de devenir bruyant. Compréhension du processus politique, il est nécessaire que les principaux éléments: la survie et le développement à être connus. Malheureusement, la pathologie de ces courants, ce qui indique que les gens de la fierté: ils ignorent un facteur important dans l'effondrement rapide du processus politique.
Art de la séduction que 88, mais le développement à long terme d'une baisse soudaine. Dans la présente étude, nous avons constaté que la croissance de l'intrigue, ou de l'art, de 1358 commence! Au moment du diagnostic était de: tour harpe leur province, et sur les questions politiques de l'époque, l'idée de déplacer les vagues de prestation de Mao Zedong, la Chine a été prise, et à cause de la proximité et de conviction, il a été accepté .
Mao pour atteindre le gouvernement chinois, à sa manière, d'abord vu le roi et son allié, la Chine, pour montrer à ses fans. Son excuse, l'objectif de la guerre avec le Japon était l'agresseur. Cette stratégie l'a conduit à la victoire. Ils ont pu en guerre du Japon contre la Chine le plus grand, avec le syndicat de tous les groupes ont du succès, et les ramener au Japon.
Exactement de la même manière, Moussavi a choisi la salle, pensait-il, que Behzad Nabavi et autres maoïstes iraniens, dû l'avertir, et il était capable de se unir avec le chef suprême, et de montrer la ligne cohérente de la pensée, le premier ministre est et, pour prendre possession de la barre. Et bien sûr, comme Mao a quitté à plusieurs reprises, montré leur désapprobation de la province! Contrairement aux prédictions, cependant, de réflexion, l'Imam, l'Imam a remporté leur demande. Et a été contraint de démissionner de son poste, et sommes impatients de temps de réunion. Jusqu'à ce que le temps fixé est venu! Il a participé à l'élection, va ouvrir son intention.
Mais cette fois, je pense qu'il tromper chambre! Parce qu'il ya une différence majeure: la révolution iranienne et l'Imam Khomeiny, la révolution avait pris la barre. Alors que la Chine pendant la révolution de Mao, et le roi voulait éliminer. Cependant, la Chine est parti! Et entraînés par la révolution chinoise en Iran, l'imam Khomeiny était un roi! Et ce était leur erreur qui était leur chute.
Maintenant, dans une interprétation historique, l'une des données de l'Iran, de la religion monothéiste éclairée. Ce est à dire une ligne droite depuis le début jusqu'à la date de la ligne tracée final est leurs successeurs des prophètes divins. Tout au long de l'histoire de la variante ou des variantes ont été proposées, mais pas toujours, les forces de gauche, les forces de la divine et les religions divines. Ce est tout ce qu'ils se battaient pour la liberté et la justice, mais lorsque les conditions étaient difficiles, mais ils ont continué leur religion.
Dans le même temps, la lutte contre le mal, tous les spectres ont été inclus. Les monarchistes aux communistes! Monarchistes, comme le Front national croyaient que le roi et la Constitution restent, seules élections libres. Les communistes unifiée du tout et ils voulaient juste pour le régime soviétique.

   Mais quand il est venu à la prison et de la torture, le Front national se réfugia dans sa cravate! Et la destruction des communistes soviétiques, et si vous avez été arrêté, y compris les camions, avait trahi ses camarades! Seulement religieux qui ne ont pas trahir ses camarades, et les conditions pour l'amour de Dieu, a enduré. Au cours de la même tentation, quand la jeune fille était jouer et le chant et le chant et la danse! En attendant la sortie des longues files se sont formées, et quand les conditions étaient difficiles, SH et M et tout allait! Et il ne reste que Moussaoui avec vos illusions. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۱۰/۱۳۹۳ - ۰۱:۱۱ نظر(0)

شهروند هاي جديد، همان شهروند هاي قديم هستند، كه تغيير مكان داده اند!

برگزاري جايزه داستان شهر، بهانه اي شد تا مسئول زيباسازي شهر، بدون آن كه بداند از : راز مهمي پرده بردارد. راز ي كه علت دشمني با رشد شهر ها، و توسعه آن ها رابيان مي كرد. رازي كه علت متهم شدن شهر را توضيح مي داد. زيرا عليرغم شوق بشر به: پيشرفت و تحولات وسيع، عده اي همان عينك روستايي را به: چشم گرفته و با هرگونه رشد و توسعه شهري  مخالفت مي كنند.

موضوع از اين قرار است كه: ديدگاه انسان نسبت به سرزمين خود، ديگاه سيال است و: بسته به كاميابي يا عدم كاميابي، آن را تعيير مي دهد. و عالبا، اگر مهاجرتي در جواني صورت گيرد، با دوران كودكي تفاوت دارد. و اگر در دوران كودكي، در سرزمين قبلي، بر او خوش گذشته باشد، نظرش از سرزمين جديد برمي گردد، و دشمن آن مي شود. در واقع يك معادله چهار طرفه است است، كه دو عامل دوتايي، ضريب اعتماد مردم نسبت به: سرزمين خود را تعيين مي كند.

براي روشن شدن موضوع فرض كنيد: شما مجبور شده ايد از: شهري به شهر ديگر برويد، نسبت شما با سرزمين جديد، تابع چهار حالت است. فرضا اگر پدر شما، اصرار به ماندن داشته باشد، و شما بخواهيد كه براي پيشرفت، به جاي بهتري برويد، در اين حالت شما دشمن سرزمين پدري، و عاشق سرزمين اينده مي شويد. حالا ممكن است اين سرزمين پدري، تهران باشد و سرزمين شما خارج از ايران. يا سرزمين پدري شيراز باشد، سرزمين شما تهران ، طبيعي است در اينصورت مي بينيد: كه 42 درصد برندگان جايزه داستان شهر تهران ، شهرستاني هستند! يعني جاي خالي كساني را كه تهراني هستند، ولي تهران را دوست ندارند! كساني گرفته اند كه تهراني نيستند، ولي از تهران خاطره خوب دارند.

  در فرض بعدي، شما سرزمين خود را دوست داريد، ولي پدر يا مادر ، همسر يا وضعيت اقتصادي، شما را مجبور به مهاجرت مي كنند. در اينصورت شما هميشه، با خاطرات شهر فبلي زندگي مي كنيد. و اين به معني آن است كه اگر از شهرستان، به تهران آمديد ، از تهران بدتان مي آيد! زيرا تهران خاطرات خوش: كودكي يا جواني را، از شما گرفته و خودش هم، نتوانسته يا شما نخواسته ايد كه: از تهران خاطره داشته باشيد.

البته تا اينجاي داستان، واضحات است ولي وقتي انگيزه ها، در هم مي ريزد و تشخيص آن ها، از همديگر مشكل مي شود، فاجعه آغاز مي شود. زيرا در هرصورت شما براي گذران زندگي، مسئوليتي را قبول مي كنيد. اگر تهران را دوست نداشته باشيد، و مثلا شهردار تهران شويد، از همه چيز آن ايراد مي گيريد! و نهايتا همه قدرت اجرايي خود را، براي ازبين بردن تهران صرف مي كنيد! و حداقل آن اين است كه به بهانه: چاق شدن تهران، مانع بزرگ شدن آن مي شويد!

  هرچه مقام شما بالاتر رود، ترمز شما قويتر مي شود! و در نتيجه بلبشوي بزرگ: تهران خوب يا تهران بد، بوجود مي ايد. هيچ پروژه اي تصويب نمي شود! و هيچ اقدامي صورت نمي گيرد، و از اقدامات انجام شده هم، انتقاد مي شود. نه تنها اين پروژه ها نيمه كاره مي ماند، حتي در فكر و فرهنگ مردم هم، توقف حاصل مي شود.

  نفرت از تهران بيشتر و بيشتر مي شود! و هركه براي پيشرفت اقدام مي كند، محكوم به اختلاس و دزدي مي شود! و يا در فكر توطئه، ارزيابي مي گردد. بلايي كه دويست سال است، گريبانگير تهران است! و رشد تهران را با: اخلاق و مذهب ، ايمان و خدا در تضاد معرفي مي كند.

اما داستان شهر كوشيده است، عرق شهروندي و: فرهنگ علاقه به زادگاه را، در ذهن ها جاري كند.  بالاخره ده نا چهارده ميليون نفر در تهران زندگي مي كنند، يعني فقط 130نفر از آن خاطره خوب دارند؟ بايد قبول كرد:  تهران هم مانند هر موجودي، نياز به رشد دارد  يك بار جلوي رشد آن را گرفتند، حلبي آباد به وجود آمد! و به انقلاب اسلامي منجر شد، حالا چرا بايد خانه هاي مردم را تخريب كرد؟  يا مانع ساخت خانه شد؟ وچرا بايد از بزرگ شدن تهران ترسيد؟ دويست سال است ترسيدند چه شد؟

Ne blâmez pas la ville! Ne le prenez pas en face de lui!
Nouveau citoyen, le citoyen sont vieux, ils ont déménagé!
Prix de la Ville, une excuse pour embellir la ville, sans connaître la clé secrète pour enlever l'écran. Le secret de l'ennemi de la croissance et le développement, il a été prononcé. Razi a expliqué que les charges de la ville. Malgré l'enthousiasme pour l'humanité: offre un large développements, certains des lunettes rurales yeux et se opposer à toutes les formes de développement urbain.
Quel est l'objet de cette approche à l'atterrissage, les humains fluide répétée et, en fonction de la réussite ou de l'absence de succès, il évolue. Et Alba, si la migration se produit à un jeune âge, un enfant est différent. Si dans l'enfance, dans le territoire de l'ancienne, le bon vieux qu'il est, il va vers une terre nouvelle, et ce est l'ennemi. L'équation est en fait une à quatre voies, deux agent double, la confiance du public dans l'indice: la terre de sienne.
Pour illustrer, supposons que vous avez forcé la ville à la ville, à l'égard de terres visées à quatre conditions. Par exemple, si votre père a insisté pour rester là, et que vous voulez progresser, aller à un meilleur endroit, dans ce cas, l'ennemi de votre patrie, et que vous aimez la terre de l'avenir. Maintenant peut-être la patrie, Téhéran et à l'extérieur de votre pays. Ou patrie est Shiraz, Téhéran votre terre, alors il est naturel de voir les gagnants avec 42 pour cent de la ville de Téhéran, les villes! L'écart pour ceux qui sont victimes, mais Téhéran ne aime pas! Sont ceux qui ne sont pas des victimes, mais de bons souvenirs de Téhéran.
   L'hypothèse suivante, vous aimez votre pays, mais un parent, conjoint ou le statut économique, vous devez migrer. Ensuite, vous aurez toujours vivre avec les souvenirs de plus tôt. Cela signifie que si la ville, est venu à Téhéran, Téhéran haine vient-il? De bons souvenirs parce que Téhéran: Un enfant ou un jeune, et il a été emmené loin de vous, ou vous pourriez ne ont pas demandé que vous avez des souvenirs de Téhéran.
L'histoire jusqu'ici, mais lorsque la motivation est claire, à l'automne et la détection précoce, le problème ensemble, la tragédie commence. Cependant, parce que vous avez à faire une vie, vous accepter la responsabilité. Si vous ne avez pas envie de Téhéran, maire de Téhéran, par exemple, vous pouvez obtenir tout faire livrer! Et enfin tous ses pouvoirs exécutifs pour éliminer Téhéran rester! Du moins, ce est l'excuse: latte Téhéran, grande barrière pour l'obtenir!
   Plus votre rang, plus puissants vos freins! Et donc un grand puzzle: Téhéran Téhéran bonne ou mauvaise, vient. Aucun projet ne est pas approuvé! Et rien ne est fait, et les mesures prises ensemble, peut être critiqué. Non seulement ces projets sont restés inachevés, même en pensée, la culture, les gens, arrêtez atteint.
   Téhéran est plus de haine! Et celui qui agit pour l'amélioration, reconnu coupable de détournement de fonds et le vol sont! Ou complot pensée est analysé. Qui se trouvait deux cents ans, Téhéran est concerné! Téhéran avec la croissance morale et la religion, la foi et Dieu dans le conflit actuel.

Cependant, la Ville a tenté de sueur civiques et culturelles d'intérêt dans la maison, dans l'esprit de courant. Les dix non quatorze millions de personnes vivent à Téhéran, où seulement 130 personnes ont de bons souvenirs de lui? Pour accepter que: Téhéran, comme toute créature a besoin pour grandir une fois qu'ils étaient en face de lui, il y avait un bidonville! Et a conduit à la révolution islamique, pourquoi les maisons des gens détruits? Ou entraver la construction de la maison? Pourquoi avoir peur de l'élargissement de Téhéran? Que craignait cent ans? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۱۰/۱۳۹۳ - ۱۳:۲۰ نظر(0)

7

علیه پلیس فاشیست آمریکا، باید ادامه یابد و: سفید پوستان نیز باید از این : مبارزه مسلحانه حمایت کنند.

برخورد پلیس آدمکش آمریکا با سیاه‌پوستان، نماینده نسل جدیدی از گروه: کو کلاس کلان در آمریکا است! که با روش های مدرن، حق حیات را از سیاهپوستان سلب می کنند. این روز ها با گذشت صد و پنجاه سال از: تشکیل این گروه ضد سیاه‌پوستی در دنیا، بار دیگر نسل جدیدی از گروه: کو کلاس کلاین در آمریکا به ویژه در: ایالت های سیاه پوست نشین به وجود آمده است..

در تازه ترین این مسائل، پلیس آمریکا با هدف گرفتن: یک نوجوان سیاه پوست به نام مایکل براون، و شلیک بیش از ده گلوله به وی از رو به رو، نشان داد که شهروندان سیاهپوست آمریکایی، در مواجهه با پلیس آمریکا باید: تنها به مرگ خود فکر کنند.

در اعتراض به این اقدامات گروهی فقط تظاهرات می کنند! آن ها می گویند: ما به سیستم قضایی آمریکا، که اقدام به تبرئه افسران متجاوز و گناهکار می‌کند، اعتراض داریم و تا دستیابی به حق خود، آرام نخواهیم نشست ،اما گروه دیگری معتقدند پلیس ددمنش آمریکا نیز مانند همپالگی خود اسراویل فاسد فقط زبان زور را می فهمد! لذا اسلحه در دست گرفته وبه پلیس شلیک می کنند:

پایگاه خبری العربیه نوشت: جوان سپاه پوست مسلمان آمریکایی، یک روز پس از اینکه در شبکه انستگرام نوشت: «آن‌ها دو تا از ما گرفتند، و ما دو تا از آن‌ها را خواهیم گرفت»، روز شنبه ۲۰-۱۲-۲۰۱۴ تهدید خود را عملی کرد، و با شلیک گلوله دو مامور پلیس در منطقه بروکلین نیویورک را، در حالی که در خودرو نشسته بودند، با خونسردی به قتل رساند و: سپس به سوی ایستگاه قطار فرار کرد

البته عده ای اطو کشیده هنوز به پز متمدن بودن آمریکایی ها معتقدند و می گویند: کشته شدن دو پلیس این کشور طی روزهای اخیر، هیچ ارتباطی به معترضان نداشته! و دولت آمریکا نمی‌تواند با: بهره‌برداری سیاسی از این موضوع، معترضان را مجبور به عقب‌نشینی از: خواسته‌های قانونی خود کند.

آن ها نمی دانند دولت آمریکا، مخصوصا ساز مان سیا، از زمان ترور کندی به این سو، مطالعات زیادی راجع به جنگ شهری، شورشگری و مبارزات مسلحانه توده ای، انجام داده و از نظر علمی و تحقیقی ، بسیار قوی است و ممکن است بتواند با تبلیغات مظلوم نمایانه، مانع گسترش این پدیده شود. ولی کمک سفید پوستان می تواند: این امر را زودتر به نتیجه برساند

سفید پوستان به دو دلیل بیشتر: تحت ستم هستند، اول اینکه رنگین پوستان، بهانه ای برای اعتراض برعلیه پلیس فاشیست دارند، و دنیا نیز ظلم پلیس آمریکا، برعلیه سیاهپوستان را پذیرفته، در حالیکه وحشی گری پلیس، در مقابل زندانیان سفید پوست، اصلا انعکاس بیرونی ندارد، و توجیه سیاسی هم نشده است.

دوم اینکه ظلم پلیس به شهروندان، به آبروی سفید پوستان غیر پلیس هم، لطمه وارد کرده است و آنان هستند که : بار عظیم شماتت های این: نابرابری را تحمل می کنند.

لذا باید دانست: ترور در مقابل ترور حق مردم است، وقتی دولت آمریکا با افشا اسناد معتبر، ترور های خود را موجه جلوه می دهد، چرا نباید مثل خود او، با آن مقابله شود؟ قانون قصاص : چشم در برابر چشم، قانونی همه گیر است و کسی نمی تواند: مانع استفاده سیاهپوستان و معترضین، از سلاح و مبارزه مسلحانه آن ها شود. باید به کسانی که فقط زبان: زور و شکنجه را می فهمند، درسی داد تا متوجه شوند! و مثل خودشان با آن ها رفتار کرد. سعدی شاعر ایرانی می گوید: ترحم بر پلنگ تیز دندان، ستم کاری بود بر گوسفندان!
 Lutte armée africaine,

Police contre le fasciste Amérique, devraient se poursuivre et la peau blanche doivent: soutenir la lutte armée.

Assassin affrontement de police avec l'Amérique noire, représente une nouvelle génération de groupes: petite classe en Amérique est énorme! Avec les techniques modernes, ils se voient refuser le droit à la vie de la Negro. Ces jours-ci, plus de cent cinquante ans depuis la formation des groupes anti-noirs dans le monde, une fois de plus, une nouvelle génération de groupes: petites classes Klein en Amérique, en particulier dans les États de colonie noire là-bas.

penser sa mort.

Ces groupes protestent protestations! Ils disent: Nous sommes système judiciaire de l'Amérique, les agents ont tenté d'exonérer l'agresseur et le pécheur, et à réaliser leur droit de protester, ne restera pas tranquille, mais d'autres croient que l'Amérique est une force brutale de la police tout aussi corrompus Asravyl votre Hmpalgy comprend! Le pistolet dans les mains de la police et d'incendie:

Al Arabiya Nouvelles écrivit jeunes gardes de la peau musulmanes américaines, un jour après que le réseau Anstgram a écrit: «Ils étaient deux d'entre nous, et nous allons prendre deux d'entre eux," sa menace samedi 20-12-2014 , pratique et abattu deux policiers à Brooklyn, New York, alors qu'il était assis dans la voiture ont été tués de sang-froid et ils se enfuirent vers la gare

Les longs fers sont certains de la cuisine Américains civilisés croient et disent tué deux policiers, ces derniers jours, les manifestants ne ont rien à faire! Amérique ne peut pas et l'état: l'exploitation politique de cette question, les manifestants ont été contraints de se retirer des exigences de la loi.

Ils ne savent pas l'état de l'Amérique, en particulier l'organisation de la CIA, l'assassinat de Kennedy, d'autre part, de nombreuses études sur la guerre urbaine, l'insurrection et la lutte armée des masses, et il a fait un savant, très forte, et il peut Publicité représente les opprimés, la propagation de ce phénomène. Blancs peuvent aider, mais il entraînerait résultat antérieur

Plus de Blancs pour deux raisons: ils sont opprimés, la première couleur, une excuse pour protester contre la police fasciste, l'oppression de la police Amérique et partout dans le monde, a accepté contre les Noirs, tandis que la brutalité policière, en face de prisonniers blancs, même réflexion extérieure, et non justifiées sur le plan politique.

Deuxièmement, la cruauté de la police aux citoyens et aux non-Blancs pour honorer la police, et ils ne sont pas mal, blâmant la charge massive de ce: ils tolèrent les inégalités.

Donc, vous devez savoir: Terreur contre le terrorisme bonnes personnes, lorsque le gouvernement de l'Amérique à divulguer des documents, justifiant l'assassiner d'elle, parce qu'elle ne aime pas être pris en compte? La loi du talion: œil pour œil, et l'on peut légalement épidémie: l'utilisation du noir et les manifestants, armés de fusils et de les combattre. Pour ceux qui ne Langue: la contrainte et la torture comprennent la leçon à tirer! Et traitée comme leur propre. Poète persan Saadi dit dommage que le tigre à dents de sabre, quelque chose ne allait pas avec les moutons!

سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۱۰/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۳ نظر(0)

22 درصد اگر نزول نيست پس چيست؟

بانك ها نمونه زندگي انگلي، در جامعه هستند. يعني وجود آن ها به وجود ديگران، و تغذيه رايگان از: شيره جان آن ها بستگي دارد. خود نه تنها در توليد ثروت نقشي ندارند، بلكه آويزان رگ و ريشه: توليد كنندگان هم هستند. توليد كنندگان همانند استوانه هاي جامعه، گامهاي بلند توليد ثروت را برمي دارند، ولي هميشه پايشان لنگ است! و سنگ بانگها بر آن بسته شده است.

متاسفانه اين ثروت ناپاك بانك ها، قلم به مزد ها و روشنفكراني را هم، پرورش مي دهد كه مانند: خود بانك ها زالو صفت، خون مردم را در شيشه كنند، و به آن افتخار هم ميكنند! از مردم پول مي گيرند، ولي موقع پس دادن، هزاران جايزه و كلك سوار مي كنند، تا كسي پول خود را پس نگيرد! يا آن را برداشت نكند، تا معلوم نشود كه: آن ها پول را براي خود برداشته، و ساختمان و ملك خريده، و پادشاهي مي كنند. بانك ها نمونه عيني: خيانت در امانت هستند، آن ها امين مردم براي نگهداري از: نقدينگي هستند ولي، خود را مالك آن ميدانند و: هر بلايي كه بخواهند بر سر: سپرده ها مي اورند. به دروغ مردم را به امانت داري، خود مطئمن مي كنند ولي، فقط تا موقع دريافت پول! مشتري مدار هستند، بعد از دريافت حتي براي آنان، خودكار ها را هم نخ مي بندند!

آن ها نمونه هاي مجسم دروغ، و تبليغات دروغين هستند. مي گويند با پول مردم، سرمايه گذاري مي كنند تا ارزش پول مردم، كم نشود ولي همه سرمايه گذاري هاي آنان، حاصلي جز زيان ندارد! و بزرگترين بدهكاران و زيان دادگان در« اقتصاد كشور را همين بانك ها تشكيل مي دهند. اما وجو ثروت مردم در دست آن ها، مانع از بروز اين سوء مديريت مي شود.

سوء مديريت آنان باعث مي شود: هر از چند گاهي يكي از مشتريان خود را، دم تيغ دهند و از آن ها بعنوان سپر بلا، استفاده كنند تا خودشان از: آتش خشم مردم در امان باشند! اگر راست مي گويند، چرا هيچ شكايتي از بدهكاران عمده، و وام گيرندگان معوق نمي كنند؟ اين به معني دست به يكي بودن آن ها، با اختلاس كنند گان و: وام گيرندگان سنگين از بانك ها هست.

آن ها از يك طرف، به بهانه هاي واهي و براي دريافت: رشوه و پاداش براي كاركنان و مديران خود، وام هاي كلان مي دهند، و از سوي ديگر با معرفي آنان، بعنوان اختلاس گران! دامان خود را پاك تر از همه اين: اختلاس ها و رشوه ها نشان مي دهند. بانكها خودشان عامل تورم هستند، و لي مردم را در يك دور باطل: بين سود بانكي و تورم گير انداخته اند! اگر تورم بالا باشد، سود خود را بالاتر از آن مي خواهند، اگر تورم پايين بيايد بازهم، سود خود را بالاتر مي برند!

مديران ارشد دولتي را، به يك فريب مي دهند و" مردم را به طرق ديگر. به مديران، اولتيماتوم ورشكستگي بانكها را مي دهند! و به آن ها مي گويند: بانك ها زيان مي دهند و: براساس اين زيان، ورشكسته مي شوند و اگر، ورشكسته شوند پول هاي مردم را، به باد مي دهند و: بيكاري هزاران نفر را، بدنبال خواهند داشت! و برعكس به مردم نشان مي دهند كه: بالاترين دستمزد ها را را پرداخت مي كنند، و قوم خوشبختي هستند! كه اگر دستشان را دولتي ها باز بگذراند، مردم دنيا راهم خوشبخت مي كنند، به همه آن ها جايزه مي دهند، خودرو و هزاران سكه طلا را، نثار آنان مي كنند و برايشان« مدرسه مي سازند و به ازدواج جوانان، كمك مي كنند و اشتغال ايجاد مي كنند!

آري اي مردم و اي مسئولان، گول در باغ سبز نشان دادن هاي: اين قوم را نخوريد! اگر 22درصد سود نزول نيست چيست؟ اگر از گرفتاري مردم سو استفاده كردن، و آن ها را به ربا دعوت كردن، مبارزه با خدا نيست چيست؟ بياييد يكبار هم شده، بيدار شويد و اين ديو چند سر را، از ميان برداريد و زالو ها را، از جان خود دور كنيد.

Banques vie parasitaire

Si non, alors ce est le rabais de 22%?

Les banques sont des exemples de vie parasitaire dans la société. Cela signifie qu'il y en a d'autres, et nourris gratuitement de la sève de leur vie dépend. Non seulement est leur rôle dans la production de la richesse, mais une pendaison producteurs racines sont. Comme les producteurs de cylindres, produire de la richesse prend longues enjambées, mais toujours jambe boiteuse! Rock et pleurer sur sa fermeture.

Malheureusement, cette richesse des banques corrompues, écrivains et intellectuels reçoit, pour élever ce que la banque de semences de sangsue, du sang sur le verre, et ils sont fiers de lui! Des personnes recevant de l'argent, mais quand vous donnez des milliers de prix et voltige, il ne faut pas récupérer votre argent à tout le monde! Ou il ne se retire pas, pour être clair que l'argent pour nous-mêmes et a acheté le bâtiment et des biens, et leur royaume. Banques exemple concret: la trahison de la confiance, le syndic des gens de garder l'argent, mais, vous savez le propriétaire et toute chose qu'ils veulent, recevoir des dépôts. Pour mentir aux gens de garder, mais de se assurer que, juste pour obtenir l'argent! L'orbite de Jupiter, même après qu'ils sont reçus, ils sont automatiquement fermé fil!

Elles représentent des exemples de mensonges, et la publicité mensongère. Ils disent que les gens d'argent investir de l'argent aux gens, pas le moindre de tous les investissements, il n'y aura que de mal! Et les débiteurs et la perte de données et de l '«économie de ce compte bancaire. Mais regardez la richesse du peuple, la prévention de la mauvaise gestion.

La mauvaise gestion des causes, de temps à autre l'un de vos clients, et la lame queue comme un bouc émissaire, utilisé pour posséder la colère du peuple pour être sûr! Si vous êtes véridiques, car aucune plainte des principaux débiteurs et les emprunteurs ne sont pas reporté? Cela signifie l'un d'eux, avec le détournement des prêts auprès des banques bénéficiaires est lourds.

D'une part, et le faux prétexte pour: des pots de vin et récompenses pour les employés et leurs gestionnaires, WB, et d'autre part, de les introduire en tant que lobbyistes! Nettoyez vos genoux que tout cela, détournement de fonds et corruption spectacle. Les banques elles-mêmes sont la cause de l'inflation, mais les gens dans un cercle vicieux: l'intérêt et l'inflation sont piégés! Si l'inflation est élevée, vos bénéfices seront plus élevés que cela, si l'inflation redescend, leurs profits sont plus élevés!

. Les cadres supérieurs de gouvernement, un imbécile et "les gens dans d'autres façons pour les gestionnaires, les banques sont en faillite ultimatum Et ils disent que la perte de la banque: La perte, faillite, et Si les gens ne parviennent pas à faire de l'argent, et ils se retrouvent: des milliers de chômage, sera suivie, et contrairement au public indiquent que les salaires les plus élevés sont payés, et les gens sont heureux, se ils les gouvernements sont ouverts pour servir les peuples du monde ont la chance d'avoir gagné tous leurs voitures et des milliers de pièces d'or, ils les entraînent à "construire une école et le mariage, et à créer des emplois là!

Oui, le peuple et les autorités, esquiver le feu vert de ce peuple ne mange pas! Se il ya une baisse des bénéfices de 22 pour cent est? Si l'utilisation abusive de la participation du public, et les inviter à l'usure, la lutte ne est pas Dieu? Viennent une fois été et se lèvent une tête du diable, et les sangsues pour les supprimer de leurs vies loin. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۹/۱۳۹۳ - ۱۹:۳۳ نظر(0)

موسم رحلت پيامبر اسلام، و نوه بزرگوار ايشان، امام حسن ع رسيد و شما كاري نكرديد. ببينيد مردم عراق، براي بزرگداشت چهلمين رو ز شهادت امام حسين؛ چه حماسه اي برپا كردند: از شمالي ترين نقطه تا: جنوبي ترين نقطه آن، با پاي پياده از چند روز جلوتر، به راه افتادند تا مردم جهان را، متوجه فاجعه عظيمي نمايند كه: بر احفاد رسول رفته است، اما شما چه كرديد؟

مردم ايران حاضر شدند از: شادي شب چله، كه يك عيد باستاني است و  در« شب اول زمستان هرسال، برگزار مي گردد چشم پوشي كنند، و با پاي پياده به زيارت: امام رضا عليه السلام بروند، تا در سالگرد شهادت ايشان، به جهانيان بگويند كه: هنوز مامون ها هستند و: در شكل آل سعود، داعش و طالبان راه ايشان را ادامه مي دهند.  

ما كه در بيرون معركه هستيم، بيشتر از شما دلواپس هستيم! زيرا نمي دانيم زنده هستيد؟ و نفس مي كشيد يا، نفس هاي شما راهم آل سعود بريده است؟ واقعا چه معني دارد كه: در ايام رحلت پيامبر اسلام، تمام دنيا غرق در ماتم باشد ولي، از مكه و مدينه و از كنار : مزار آن پيامبر اسلام صدايي در نيايد؟

آيا وقتي سعودي ها، بر سر قبر جرج واشنگتن ميروند، و از او تجليل مي كنند، مردم سعودي حق ندارند، بر سر مزار پيامبرشان بروند؟ و از ايشان تجليل كنند؟ اين چه رسم و چه آييني است كه« پيامبر اسلام را در شهر خودش و: در خانه خودش، غريب و تنها نگهداشته است؟ اين تازه حرف هايي كه ظاهرا مي گويند! و به اصطلاح خودشان، مرده پرستي را منع مي كنند، اما واقعيت چيز ديگري است.

  آن ها ادامه دهنده راه: هنده جگر خواره هستند. زن پتياره اي كه،  اسلام مانع از فحشا ايشان شده بود! و چادر روسپيگري اش، ديگر مشتري نداشت! آنقدر كينه پيامبر و عمويش را، در دل داشت كه وقتي جنگ: احد شروع شد به غلام خود، دستور داد كه هيچ كاري نكند و: فقط مواظب حمزه باشد! و او هم با نيزه اي، به كمين نشست و حمزه عموي پيامبر را، مورد حمله قرارداد و شهيد كرد. ولي هنده به اين كار كفايت نكرد! او بر سر پيكر پاك حمزه سيد الشهدا رفت، و با دست خود سينه حمزه را شكافت و: دل و جگر او را ييرون آورد، و در مقابل همه به دندان كشيد!

آري آل سعود، وارث اين خاندان هستند! ان ها نه تنها رسول خدا را قبول ندارند، بلكه با بهانه هاي من در اوردي، مانع توجه مردم هم مي شوند. آن ها با مانع تراشي، هرساله فقط به 2 ميليون نفر اجازه ورود: به مكه و مدينه را مي دهند! در حاليكه جمعيت مسلمانان، به مرز دو ميليارد مي رسد! ايا اين چه تصميمي است؟

آل سعود با خاندان پيامبر هم، دشمني دارد. شيعيان را كه، اكثريت جامعه عربستان هستند، كشته و ازميدان به در كرده است. رهبر شيعيان را دستگير و: آن را به اعدام محكوم مي كند. او مگرچه كرده كه بايد اعدام شود؟ دزدي كرده؟ قاتل است؟ نه! او فقط شيعه است، و اين جرم براي اعدام او كافي است. چرا آل يهود اينهمه از: شيعه مي ترسد؟ براي اين است كه آل يهود است!  و لذا با آل پيامبر دشمن است.

آل سعود آن قدر احمق است كه: تمام آثار تاريخي مربوط به: پيامبر را از بين برده، و ساحتمان سازي كرده است! در جلوي كعبه ساختمان بزرگي ساخته كه، برمكه مشرف باشد و: يك تير بارچي در بالاي آن گذاشته! تا اگر امام زمان ظهور كرد، در همانجا تير بارانش كنند! احمق ها نمي دانند: اگر امام زمان ظهور كند، نه تنها آن تير بارچي، بلكه تمام خاندان آل سعود، از بالا سقوط مي كند!

حماقت آن ها بقدري زياد است كه: حتي در مدت كوتاهي كه: آمريكاييها در عراق بودند، فقط سعي مي كردند: آثار تاريخي را سرقت كنند! يا آن را ازبين ببرند. حتي در مسجد سهله ،همه افراد را در دم كشتند! تا شايد يكي از آن ها امام زمان باشد. اما اي مردم مكه و مدينه، بدانيد كه شما از اين چنين احمق هايي مي ترسيد! بپا خيزيد و انتقام: كشته هاي خود را بگيريد و: زندانيان خود را ازاد كنيد
Les gens de la Mecque et de Médine! Où?
Saison de la mort du Prophète, et son petit-fils, Imam Ali est venu et vous ne avez pas. Voir le peuple irakien, pour commémorer le martyre de l'Imam Hussein quarantième jour, ce épique mis en place: le point le plus nord: à la pointe sud du pied quelques jours plus tôt, venu dans le monde pour réaliser leur désastre que le prophète Ahfad est parti, mais qu'avez-vous fait?
Le peuple iranien étaient présents: la joie de nuit de chien, qui est une ancienne fête de la "première nuit de l'hiver chaque année, renoncent tenue et à pied pour visiter: Imam Reza aller à l'anniversaire de son martyre, le dire le monde qui sont encore Mamun et dans le Al Saud, Dash et les talibans continuent leur chemin.
Nous sommes frais à l'extérieur, la plupart d'entre vous sont impatients! Nous ne savons pas parce que vous vivez? Et à respirer ou souffle Al Saoud couper votre chemin? Ce que cela signifie vraiment, ce est que, au moment de la mort du Prophète, mais le monde entier baigne dans le deuil, et l'ajout de la Mecque et de Médine, la voix grave du Prophète en vain?
Lorsque vous Saoudiens, aller à la tombe de George Washington, et ils glorifiaient Dieu, les Saoudiens ne sont pas à droite, aller à la tombe du prophète? Et les célébrer? Quelle est la tradition et prophète rituel »dans sa ville natale et dans sa propre maison, étrange et juste gardé? Les nouveaux personnages qui semblent dire! Et selon leurs propres termes, interdit le culte des morts, mais la réalité est différente.
   Ils ont continué: Hndh alimenté foie. Vixen que l'Islam, il a été empêché de la prostitution! La prostitution, et sa tente, pas d'autres clients! Donc haïssent le Prophète et son oncle, dans son cœur quand la guerre a commencé, l'unité esclave lui-même, sauf instruction de ne rien faire et juste faire attention Hamza! Il est également la lance, oncle Hamza contrat attaques réunion d'embuscade du Prophète et martyrisé. Hndh mais pas assez pour le faire! Il se dirigea vers la configuration Seyedolshohada propre Hamza, Hamza poitrine avec sa main et frappa: il a apporté le cœur et le foie, et de prendre toutes les dents!
Oui, la Maison des Saoud, l'héritier de la famille! Non seulement ne est pas d'accord avec le Messager d'Allah, mais excusez-moi, les gens seraient empêchés. Ils obstacles, seulement 2 millions de personnes chaque année, l'entrée à la Mecque et de Médine sont! Alors que la population musulmane, la limite atteint deux milliards! Est-ce que la décision?
Saud et sa famille, l'ennemi. Chiites sont la majorité de la société saoudienne, et du champ a été tué. Leader chiite arrêté et il sera condamné à mort. Il a fait ce qu'il doit être exécuté? Robber? Tueur? Non! Il est chiite, et l'infraction est suffisante pour l'exécuter. Pourquoi l'idéal juif de craintes chiites? Idéal pour ceux qui sont Juifs! Et si parfait est l'ennemi du Prophète.
Al Saoud est tellement stupide tous les monuments historiques du Prophète détruits, et le bâtiment est! Kaaba en face d'un grand bâtiment, qui est adjacente à la Mecque: ce était un jeu de tir sur le dessus! Se il avait eu le temps de sortir, où ils ont été abattus! Fools ne savent pas si l'imam émerger, non seulement les armes, mais toute la maison des Saoud, le sommet va tomber!
Leur bêtise est si grand que même dans le peu de temps que les Américains en Irak, ne cherchait: monuments de voler! Ou il va les tuer. Même dans la mosquée d'El · hlh, tout le monde a été tué sur le coup! Un de l'Imam du temps. Mais les gens de la Mecque et de Médine, savent que vous avez peur d'un tel fou! Levez-vous et de représailles, et leur rendre la vie: leurs prisonniers libre. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۳۱ نظر(0)

هنوز جهان از بهت پياده روي به سوي: حرم امام حسين ع خارج نشده، كه مردم خستگي ناپذير ايران اسلامي، راهپيمايي به سوي حرم امام رضا ع در: مشهد را آغاز كردند. هدف اين راهپيمايان، برگزاري سالگرد شهادت امام هشتم شيعيان، در مرقد و محل شهادت ايشان است . وحالا آن هاييكه 20ميليون زائر امام حسين ع، را باور نكردند بيايند : زائران امام رضا را احصا كنند.

البته خانه اصلي امام رضا، در مدينه بود ولي به زور مامون الرشيد، ايشان را به مرو در شمالي ترين نقطه خراسان آن روز، كه اكنون جزو تاجيكستان است آوردند. اما جاذبه امام رضا حتي در اين: نقطه دور افتاده نيز مردم را بسوي خود جلب كرد. و مامون به فكر دسيسه افتاد و: ايشان را از مرو بيرون و به طوس برد. و در آنجا با انگور مسموم ايشان را شهيد كرد.  در واقع مشهد يعني« محل شهادت نه محل زندگي.

البته تعداد زائران امام رضا ع، به كثرت زائران امام حسين نخواهد رسيد، زيرا ايران

سخت گيري هاي شديدي، برعليه زائران در دستور كار خود دارد. حق ويزا هاي سنگين و: ندادن حق ورود، از آن جمله است. والا اگر مرز آزاد شود، فقط افغاني ها و پاكستانيها، بيش از 20ميليون خواهند شد! و اين سختگيري ها را، از عربستان فرا گرقته است، زيرا  درعربستان، ورود زائر خانه خدا، محدود به دستور است نه محدود به زائر، يعني اگر دولت عربستان، اجازه حج ابراهيمي مي داد، مسلما تعدا زائران خانه خدا، بيش از دو ميليون نفر مي شدند! همين سياست عربستان، در سازمان حج ايران و به تبع، در اداره امور عتبات هم داخل شده، و به بهانه ثبت نام و حركت كارواني! و پرداخت هزينه هاي سنگين اقامتي، مانع از حوشش مردمي مي شوند. و اين ارثيه نامباركي است كه: از مامون براي اينان باقي مانده،! زيرا امام رضا خود، پابرهنه به استقبال مردم ميرفت، ولي مامون با اسب و تجهيزات، مانع مي شد. 

بايد به سازمان حج هشدار داد كه: از سياست مامون پيروي نكند!  و خود را مقلد وهابيون عربستان نكند. و همانطور كه مسئولان ادعا مي كنند، پيرو سياست هاي امام رضايي باشد. و از كثرت زائران نه تنها وحشت زده نشود، بلكه خوشحال هم باشد.

ما نمي گوييم كه مسئولان، امام رضايي ادعا مي كنند، ولي مامون وار عمل مي كنند! ولي مي گوييم كه: زائر ترس ندارد، نبايد از اينكه جمعيت زيادي، از آن سوي مرزها براي زيارت مي آيند، جلويشان را بگيرند و: از آنها گذرنامه و ويزا طلب كنند! تجربه در مراسم اربعين، نشان داد كه زائر هيچ خطري براي: امنيت كشور ندارد. بلكه مفيد براي آن هم هست.

جمعيت مانند آب كر است، نجاست ضد امنيتي، در اين اب كر پاك مي شود. يعني حضور ميليوني جمعيت، خود عامل ترس براي دشمنان است، و مانع اقدام آن ها مي شود. و مردم با هوشياري خود، همه توطئه ها را خنثي مي سازند. درصد بالايي از حنثي سازي: ماموريت هاي ضد امنيتي، به دست خود و با اطلاع رساني مردم، بوده كه سازمان هاي اطلاعاتي، از اعتراف به آن باكي ندارند.

حتي اگر اينها را، و حمايت و هدايت هاي عالي ائمه را هم، قبول نداشته باشند، بايد بودجه و ريال و: دلار و نفت را كه قبول كنند! در شرايطي كه در آمد نفت كاهش يافته،  بهترين منبع ارز آوري، گردشگري است و: بهترين نوع گردشگري در ايران هم، زيارت است.  بجاي خرج تراشي براي مردم، و عدم كنترل قيمت ها، فقط كافي است مثلا : حق ويزا از عراقي ها گرفته نشود، اگر همه ان ها با پاي پياده نيامدند زيارت امام رضا؟

ما اميدواريم در آينده همين راهپيمايي را، براي پيامبر اسلام داشته باشيم. و مردم پياده از سراسر جهان، به سوي مدينه حركت كنند. و در سالروز رحلت آن پيامبر گرامي، در مدينه باشد
En attendant marche inlassable vers notre ville.
Pourtant, le monde de vous promenant à: sanctuaire de l'Imam Hussain AS en jeu, le peuple inlassables de l'Iran islamique, marche vers le sanctuaire de l'Imam Reza à Mashhad commencé. Le défilé, célébrant le huitième anniversaire du martyre de l'imam chiite sanctuaire et le lieu de leur martyre. Et maintenant les 20 millions de pèlerins dont Imam Hussain AS, la méfiance viennent Pèlerins à l'inscription de l'Imam Reza.
La maison de l'Imam Reza, à Médine, mais pour forcer Mamun al-Rashid, le point le plus nord de Khorasan Merv eux ce jour, maintenant transformé en Tadjikistan. Mais l'attraction de l'Imam Reza, même dans ce point les gens à être attiré loin. Et Mamoun arriver à penser complot: ils vont de Merv en dehors de la Tus. Et il fut martyrisé avec ses raisins empoisonnés. Mashhad signifie «lieu du martyre, pas où vous vivez.
Le nombre de pèlerins de l'Imam Reza, le grand nombre de pèlerins viendra à l'Imam Hussein, parce que l'Iran
Sténoses sévères contre les pèlerins sur son ordre du jour. Visa et le droit lourd: le droit de ne pas donner d'entrée, est parmi eux. Sinon, si la frontière est ouverte, que les Afghans et les Pakistanais, ils seront plus de 20 millions! Et la gravité de celui-ci, a appris de l'Arabie saoudite, où l'Arabie, les pèlerins Maison de Dieu, ne se limite pas à l'ordre des Templiers, ce est à dire si le gouvernement saoudien, permettant le pèlerinage d'Abraham, bien sûr, le nombre de pèlerins à La Mecque, plus de deux millions les gens étaient! Cette politique de l'Arabie Saoudite, l'Iran, et par conséquent dans le Hajj, dans l'administration des sites, et la caravane se déplace sur l'enregistrement de prétexte! Et payer les frais d'hébergement, de prévenir bouillante personnes. Ce patrimoine est de mauvais augure: Mamoon pour ces restante,! Imam Reza en raison de ses gens accueillants marchait pieds nus, mais les chevaux et l'équipement Mamoun, peut être évité.
Le Hajj doit être averti que la politique ne suit pas Mamoon! Wahhabites saoudiens eux-mêmes ne suit pas. Et en tant que fonctionnaires prétendent, conformément aux politiques de l'Imam Reza. Et la multitude de pèlerins non seulement avoir peur, mais heureux aussi.
Nous ne facturons pas, réclamation Imam Reza, mais agissons comme Mamoon! Mais dire que le pèlerin ne craint pas, pas la grande population, frontières viennent visiter, et aller au-devant de leur passeport et un visa prier! Expérience dans Arbaeen, n'a montré aucun risque pour les visiteurs, pas la sécurité nationale. Mais il est utile.
Population sourde, comme l'eau, la sécurité d'impureté à l'épreuve, l'eau est sourd propre. La présence d'un million de personnes, la peur de ses ennemis, et de prévenir l'action est. Et les gens avec la conscience, tous conspiré pour les neutraliser. Beaucoup de la construction d'annulation: missions contre la sécurité dans leurs propres mains et à informer le public que les informations, ne ont pas peur de l'admettre.
Même se ils le font, un excellent soutien et des conseils de leurs imams, pas accepté, le budget et le dollar et le dollar et le pétrole qui sont acceptées! Bien que la baisse des recettes pétrolières, la meilleure source d'échange d'informations, le tourisme est le meilleur type de tourisme en Iran, est un pèlerinage. Au lieu de réduire les dépenses pour le peuple, et non pas de contrôler les prix, juste pour exemple: les Irakiens ne ont pas droit à un visa, si tous viennent au pied du mausolée de l'imam Reza?
Nous espérons à l'avenir de cette manifestation, nous avons pour le prophète Mahomet. Et les gens marcher partout dans le monde, de se orienter vers Médine. Et le jour anniversaire de la mort du Prophète à Médine est. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۹/۱۳۹۳ - ۲۳:۲۵ نظر(0)

مخالفان پيشرفت، بهانه تخريب محيط زيست را مي آورند، و به همين دليل هرنوع پيشرفتي را محكوم مي كنند! و مايل هستند كه انسان ها، در همان شكل بدوي، در جنگل ها زندگي كنند!تا فضاي سبز داشته ، و هواي پاك كوهستاني را اسشتمام كنند! از شما چه پنهان، بنده هم مدتي گير اين قضيه بودم! از تهران بدم مي آمد و: مي خواستم به روستا برگردم!

اين عقب گرد، همه ذهن مرا مشغول كرده بود! همينطور كه الان حاميان حيات وحش، و حفاظت محيط زيستي ها اينطور هستند. نفس كشيدن در هواي آلوده تهران، سخت شده بود.  لذا تا پيشنهاد كار در شهرچالوس شد پذيرفتم، و از سال 1372تا 1374در آنجا زندگي كردم! بعد هم كه كار آنجا تمام شد، باز تهران را كه طلاق داده بودم، رفتم شهريار ودر آنجا روستانشين شدم ! فكر مي كردم الان حاميان محيط زيست، به من جايزه مي دهند..

اما همانجا متوجه شدم كه: اگر چند سال پيش شاعري گفته بود: ده مرو، ده مرد را احمق مي كند! راست است. زندگي هيچ پيشرفتي نداشت، چند سال دنبال آن بوديم كه: آب آشاميدني بياريم و: از آب آلوده چاه نجات پيداكينم، زردي سراغ بچه ها آمد، پزشك نبود بايد ميرفتيم تهران! بعد مدتي دنبال آن بوديم، خط آن جا را راه بياندازيم، و براي آن ها گاز كشي كنيم! چيزي كه سال ها پيش، در تهران حل شده بود!

و اين بياني بود براي اينكه بدانيم: عقب گرد، عقب گرد است! چه از زبان غربي ها باشد و: چه از زبان شرقي ها! باز گشت به دوران جنگل  و غار نشيني، يعني انكار تمام فعاليت هاي بشري،  و زحماتي كه در راه پيشرفت كشيده، و دود چراغ هايي كه: دانشمندان خورده اند. بايد دانست كه داشتن  هواي پاك، يا فضاي سبزبه معني برگشت نيست، و نبايد اينطور تصور كنيم كه مردم، نبايد پيشرفت كنند تا مبادا هوا آلوده شود!       گرچه اين حرف روشن است، ولي مي بينيم مسئولين از: افزايش توليد خودرو ناراضي هستند، يا از تخريب جنگل ها مي گويند. يا از عدم تغيير كاربري صحبت مي كنند، همه به همين معنا است. زيرا جتگل را خدا آفريده كه: بشر از آن استفاده كند، نه اينكه فقط تماشا كند! همين مسئله است كه نمي گذارد: كوچ رو هاي ما ساكن شوند، و روستا هاي ما آباد شود. مي گويند بايد طبيعت بكر و: دست نخورده باقي بماند!  اين ها ضعف مديريت و: نا كار آمدي و نداشتن كارايي است. مديران تنگ نظري كه: قدرت توسعه مديريت خود را ندارند. مجبورند زير مجموعه خود را محدود كنند. كسي كه قدرت اداره شهر يك ميليوني را ندارد، لذا رشد اين شهر براي او سم است! و شب ها از كابوس آن رنج مي برد.اما مدير توسعه طلب، از اينكه شهر ميليوني او بتواند به: شهر چند ميليوني تبديل شود لذت مي برد.

درهمين قضيه پياده روي اربعين، ديديم  شهر كربلا كه فقط 800هزار نفر ظرفيت دارد، چطور توانست 20 ميليون نفر زائر را، روزانه در خود جا دهد. تنگ نظران، صورت مسئله را پاك مي كنند! و مي گويند امكان ندارد 20ميليون عدد صحيحي باشد!اما دگر انديشان و توسعه خواهان، و مديران كارامد، خود را براي سال هاي اينده، با جمعيت بيشتر نيز آماده مي كنند.  

نژاد پرستاني كه خيال مي كنند: دنيا فقط مال آن ها است، و ديگران حق زندگي ندارند! به درد مديريت امروزي نمي خورند . امروزه بايد جمعيت را با رشد آن پذيرفت، و مديريت آينده را مبتني بر: جمعيت هاي بيشتر اداره كرد. و نبايد كار ها به دست كوته فكران، و تنگ نظران  باشد.

از ديدگاه تنگ نظران، يكي از معضلات جمعيت زياد، يا مديريت توده اي ممكن است: ضابعات بيش از حد ان عنوان شود، در حاليكه در مديريت توسعه، اين ضايعات خود يك ثروت است. زماني شهرداري تهران، از زياد بودن زباله هاي تهراني ها انتقاد مي كرد! و مي گفت هر تهراني، روزي يك كيلو زباله توليد مي كند! و شهرداري نمي دانست باروزي، ده پانزده هزارتن زباله چه كند ؟ ولي امروز همين زباله، به طلاي كثيف معروف شده و: خود منشا بسياري از سنايع و: اشتغالات شده است.  

L'efficacité dépend des progrès

Les opposants avancent excuse pour mettre dégradation de l'environnement, et donc condamner tout progrès! Et prêt à l'homme, la forme primitive, la forêt à la hauteur de l'espace vert, l'air pur de la montagne et l'odeur! Ce qui est caché de vous, je me sens comme ce était trop de temps! Je suis venu de Téhéran et: Je voulais retourner au village!

La restauration, tout mon esprit était occupé! Comme les écologistes I, et protection de l'environnement sont en elle. L'inhalation de l'air pollué de Téhéran, était difficile. Le travail proposé est d'être accepté dans Chalus, où il a vécu de 1372 à 1374! Depuis lors, que le travail a été terminé, ouvert Téhéran qui a divorcé, je ai été en milieu rural, où Sh! Je pensais que je écologistes, décernera pour moi ..

Mais il se rendit compte qu'il ya quelques années, un poète a dit Marv dix, dix hommes sont stupides! Droite. Il a eu aucun progrès dans la vie, qui a été suivie quelques années: parler et l'eau potable à partir de puits d'eau contaminées sortir, obtenir les enfants étaient la jaunisse, le médecin allait Téhéran! Après un certain temps que nous cherchions, où la ligne de départ, les canalisations de gaz pour le rendre! Il ya ce que de nombreuses années, a été dissous à Téhéran!

Afin de connaître l'expression: restauration, la restauration est! Ce qui est une langue occidentale et comment langue Orientaux! Retour à la forêt et la grotte, un déni de toutes les activités humaines, et les travaux en cours sont tirés, et les signaux de fumée que les scientifiques ont mangé. Il faut reconnaître que d'avoir l'air pur, de verdure et un retour ne est pas, et ne doit pas supposer que les gens devraient développer l'air tellement polluée! Bien que cette déclaration est clair, mais les responsables de voir l'augmentation de la production automobile sont insatisfaits, ou la destruction des forêts, disent-ils. Ou l'absence de changement d'usage de parler, tout le même sens. Parce que Dieu a créé les bois que les êtres humains l'utilisent, pas juste regarder! Il ne importe pas que: la migration d'entre nous vivent, et nous Abad village. La nature vierge et je dois dire: intact!

Ces faiblesses dans la gestion: l'efficacité et le manque d'efficacité est inconnue. Gestionnaires étroitesse d'esprit qui ont leur développement de gestion de l'alimentation. Les personnes suivantes ont leur propre limite. Celui qui a le pouvoir de diriger sur un million, de sorte que la croissance de la ville de l'empoisonner! Il souffre de cauchemars et nuit. Mais le directeur expansionniste, la ville lui millions à la ville jouissait d'une multi-millions de conversion.

Dans ce cas Quarante marche, nous avons vu la ville de Karbala, qui ne dispose que d'une capacité de 800 mille personnes, comment pourrait-20000000 pèlerins d'un jour dans la maison. Les commentateurs serré, si elle est propre! Et ils disent que ce ne est pas possible entier est de 20 millions, mais la dissidence et de développement de la demande, et efficaces gestionnaires eux-mêmes pour les années à venir, avec la plupart de la population sont prêts.

Adorateurs de course qui pensaient que le monde est juste pour eux, et d'autres ne ont pas le droit de vivre! Gestion de la douleur ne sont pas présents. Aujourd'hui, ce était la croissance de la population, et la gestion future basée sur la population de la plus grande agence. Et ne devrait pas être utilisé pour réduire les intellectuels et experts serrés.

De la perspective étroite d'experts, l'un des problèmes de grandes populations, ou de gestion peuvent être des lésions de masse comme excessif, tandis que le développement de ces lésions est elle-même une fortune. En tant que maire de Téhéran, Téhéran, une grande partie de la critique était nul! Il a déclaré que les victimes, un jour produire une livre de poubelle! Et la municipalité ne savait pas le jour, dix à quinze tonnes d'ordures est quoi? Mais aujourd'hui, ces déchets, connu comme l'or sale: leur origine et de nombreuses industries, l'emploi. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۹/۱۳۹۳ - ۱۸:۰۱ نظر(0)

كوثر در لغت به معني زياد؛ و از ريشه كثرت و كثير است. اما معني كاربردي آن در قران كريم، يك خط كشي ، يك موضع گيري و سنت شكني، و يك راز سر به مهر 1400 ساله است. آن روزي كه پيامبر اسلام، آخرين كودك و فرزند ذكور خود از دست داد، دوستان براي دلسوزي گفتند كه: حتي آسمان هم گرفته و غمگين شد!

دشمنان براي شماتت، بهانه خوبي پيدا كردند و: بر اساس رسم آن زمان گفتند: پيامبر جانشين ندارد و، فرزند ذكور ايشان از دنيا رفته! و ابتر است. در اين جا بود كه خداوند، كلمه كوثر را در مقابل ابتر برگزيد، و برپيامبر خود سوره  كوچكي نازل كرد، و فرمود دشمن تو ابتر هست، زيرا خداوند به تو كوثر عطا فرموده است.

شايد آن موقع كسي نمي دانست يعني چه؟ و شايد دوستان فقط به خاطر نازل شدن وحي، كوتاه آمدند و ادامه نسل حضرت رسول را، از دخترش پذيرفتند. اما ديري نپاييد كه اولاد فاطمه، به زاره زهرا يا نسل رسول معروف شدند.البته دشمنان بيشتر اين موضوع درك مي كردند، و مي خواستند جلوي اين نسل را بگيرند.لذا دست به حذف فيزيكي و: كشتار آنان زدند.

اما اولاد حسن و حسين ع ، در مقابل تمام اين توطئه ها ايستادند، و زياد تر شدند. در حاليكه تاريخ مي نويسد: از امام حسين ع فقط يك فرزند، بعد از عاشورا باقي ماند، اما همين يك نفر نسل رسول را ادامه داد! و فرزند ايشان زيد شهيد، با تحرك بالا به: همه سرزمين ها مهاجرت كرد .

اكنون بعد از 14 قرن، سادات زيدي و سادات حسني، بالاترين رقم جمعيت: يكدست جهان را تشكيل مي دهند. در يمن، با رفع طلم و ستم وهابيون، مي بينيم كه قبيله هاي بزرگي، خود را سادات زيدي و حسني مي دانند.

در بلوچستان ايران و پاكستان، و قوم هزاوه افغانستان، ادعا مي كنند كه زيد ابن علي،  در افعانستان شهيد شد!  بدنش در آن جا دفن است، و سرمباركش در شهر: ميامي خراسان ايران مي باشد!

در كردستان ايران و عراق ،اغلب كردها باترس از وهابيون، نسب خود را كه به امام حسين و امام حسن مي رسد، مخفي نگهداشته بودند.  علويان سوريه و تركيه، بتازگي جان گرفته اند و: خود را نشان مي دهند. آن ها از ترس گروه هاي تكفيري، تاكنون نتوانسته بودند: هويت خود را علني كنند. همينطور فاطميون و اسماعيليه درمصر و سودان آفريقا.

   اين ها همه يك طرف! باتوجه به اينكه نسل سادات، از سوي فاطمه زهرا س، دختر پيامبر ادامه يافته، لذا ميتوان كساني را هم كه از مادر سادات؛ بدنيا آمده را هم ، در اين نسل قرار داد. يعني ناگهان اينهمه جمعيت، بايد دوبرابر هم بشوند. يعني ما با توجه به  سوره كوثر، فرزندان حضرت زينب و سكينه و ام كلثوم و .. را هم، بايد دراين شمار آوريم. و اين مفهوم كوثر است، كه بعد از 14 قرن ظاهر مي شود.

آن هاييكه از زياد بودن امامزاده ها، در ايران و عراق و شام و عربستان و... ناراحت هستند، و يا انهمه بفاع متبركه را جعلي دانسته، و يا خرافه گرايي و عتيق فروشي آنان گل مي كند، بدانند كه همين ظلم و ستم آن ها بوده كه: حكام جور را تشويق به: از بين بردن نسل رسول مي كرد! طبيعتا اگر امروز سيصد مليون شيعه، داشته باشيم وجود صد هزار بقعه در: قرن سوم موضوع دور از ذهني نيست. مخصوصا كه نسل سادات رضوي ، موسوي و حسيني در ايران فراوان است.

يا آن ها كه سعي مي كنند، با نژاد پرستي اين موضوع را، عربي يا غير ايراني نشان دهند، نمي دانند كه عرب و عجم در اسلام، فرقي ندارند و با اين حال، چه كسي مي تواند تكذيب كند كه: پيامبر و اولاد رسول، از نسل حضرت اسماعيل هستند، كه ايشان عرب نبود، بلكه  پدرش او را بدستور خدا، به عربستان برد
Traitement de Kosar
Kosar signifie littéralement beaucoup, et est la racine de la multiplicité et fréquents. La signification pratique du Coran, une extension de la ligne, une position et rompre avec la tradition, et un secret à ce jour Persique Mehr 1400 années. Le jour du Prophète Muhammad, le dernier enfant et perdu leurs fils, ami sincère dit, et même le ciel était triste!
Pour narguer les ennemis, et a trouvé une bonne excuse: La coutume de l'époque a dit qu'il n'a pas de successeur, ses fils sont morts! Et la troncature. Ce est là que Dieu a choisi le mot Kosar pris au piège à l'avant, et un petit chapitre a envoyé son prophète, et dit troncature est votre ennemi, car l'Éternel, ton Dieu, a commandé Kosar.
Peut-être personne ne savait alors ce est? Peut-être tout simplement parce que la révélation amis plomb, à court génération venus au Prophète Muhammad, la fille adoptive. Mais il ne fallut pas longtemps avant que les descendants de Fatima, le Prophète est devenu connu à Zareh Z ou génération. Il est entendu, bien sûr, plus d'ennemis, et il voulait aller au-devant de cette génération. Par conséquent, une élimination physique et de les tuer dos.
Mais les descendants de l'Imam Hassan et Hussein, se tenaient devant tous ces complots, et étaient plus. Alors que les écritures de l'Imam Hussain de l'histoire comme un seul enfant est resté après l'Achoura, mais celui-ci a continué génération messager! Zayd et son fils Shahid, la grande mobilité de toutes les terres ont émigré.
Maintenant, après 14 siècles, Sadate Sadate et Hosni Zeidi, la plus grande population, constituent un monde unifié. Au Yémen, les wahhabites fixer Tlm et l'oppression, nous voyons que d'une grande tribu, Sadate et Hosni votre Zydy sait.
Au Baloutchistan, au Pakistan et l'Iran, l'Afghanistan et les gens Hezaveh, revendication que Zayd ibn Ali a été martyrisé en Afghanistan! Où son corps est enterré, et le bienheureux dans la ville: Miami Khorasan, l'Iran!
L'Iran et le Kurdistan irakien, les Kurdes souvent contrefort des wahhabites, leur ascendance à l'Imam Hussein et Imam Hassan semble, ont été gardés secrets. Alaouites de Syrie et la Turquie, et a récemment décédé: son spectacle. Ils craignent groupes excommunication, a échoué: que son identité soit rendue publique. . Aussi Fatmyvn et Ismailia Égypte et le Soudan, l'Afrique
    Ce est une fête! Depuis génération Sadate, le Fatima Zahra, la fille du Prophète a continué, de sorte que la mère peut prendre ceux Sadate, tous deux nés dans cette génération là. Mais soudain la population, ils doivent faire deux fois mieux. Que nous envisageons Chapitre Kosar, fils de Zainab et Oum Kalsoum et .. S. et il devrait apporter ce numéro. Ce concept est Kosar, qui est apparu après la 14 e siècle.
Ses hauts-mails du sanctuaire, l'Iran, l'Irak, la Syrie, l'Arabie saoudite et d'autres sont en colère, et tout le saint Bfa est fabriqué, ou la superstition parmi les fleurs et le Vieux vendre, sachant que la même tyrannie ce était ce genre de gouverneurs encouragé à: éliminer la génération des apôtres! Naturellement, si trois millions de chi'ites aujourd'hui, il ya des centaines de milliers de monument au troisième siècle, non loin de l'esprit. Surtout la génération de S. Razavi, Hossein Mousavi de l'Iran et abondante.
Ou ceux qui tentent, avec la question du racisme, arabe ou iranienne-show, arabe et Ajam ne savent pas que dans l'Islam, peu importe Pourtant, qui peut nier que le Saint Prophète et les descendants du Prophète , un descendant d'Ismaël, les Arabes qu'il ne était pas son père ordonnée par Dieu de prendre le royaume.