X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۹/۱۳۹۳ - ۲۱:۲۹ نظر(0)

بزرگداشت ياوران اوقاف در: دانشگاه شهيد بهشتي، توسط اداره كل اوقاف تهران، نشان داد كه مسئله وقف، فقط مخصوص ايران يا اسلام نيست، بلكه بقول مدير مسئول نشريه هزاره سوم، با تولد انسان آغاز شده است. منتهي متاسفانه حكام جور، در ادامه سلطه طلبي و زياده خواهي هاي خودشان، اين موضوع را نيز قرباني كرده اند.

   به گفته مدير كل اوقاف، در زمان ر‍ژيم گذشته، ابطال اسناد اوقافي، امري عادي و حتي لازم شمرده مي شد! و آن ها اغلب در مورد دو موضوع وقفي، تاكيد بيشتري داشتند: يكي امور وقف مربوط به: عزاداري امام حسين عليه السلام، و ديگري نابودي موقوفات مربوط به: حوزه هاي علميه بود.

وقتي امام خميني 35سال پيش گفتند: هرچه داريم از محرم و صفر است. كسي متوجه نشد! ولي با راهپيمايي عظيم اربعين، دنيا فهميد كه هرچه مي خواهد، فقط بايد از امام حسين ع؛ و محرم و صفر بخواهد.. لذا دشمنان كه اين موضوعات را زودتر درك مي كنند، براي تخريب پايه هاي آن اقدام مي كنند. يكي از اين پايه ها همان وقف است. يعني مردم با بذل و بخشش خود، در راه نهضت حسيني، سعي مي كنند آن را زنده نگهدارند.

    البته مردم بايد بدانند كه: عزاداران حسيني، به امور ديگر هم احتياج دارند: جوانان اشتغال ، ازدواج  و مسكن مي خواهند لذا هرگونه امور وقفي حتي براي امام حسين ع هم باشد، بايد فقط براي تغذيه نباشد، بلكه وقف براي احداث: مسكن جوانان يا: ايجاد اشتغال و يا تهيه جهيزيه و امكانات ازدواج هم، همان ثواب را دارد. و اين موضوعي مشترك بين تمام: اديان و مردم جهان است، لذا بايد سازماني جهاني، براي ساماندهي اين امور ايجاد شود.

در واقع يك سازمان بين المللي مستقل، در سازمان ملل بايد ايجاد شود، تا هم بتواند موقوفات گذشته را، بازيابي و ساماندهي كند، و هم افراد و نسل جديد را با آن آشنا كند، كه ريشه وقف ازبين نرود. بزرگترين سازمان هاي ملي اوقاف، در سراسر جهان، در اطراف بقاع متبركه و: معابد صورت مي گيرد. و اين امر نه تنها بايد شناسايي، بلكه حمايت شود. زيرا بسياري از وظائف دولت ها را انجام مي دهد! و بار سنگين مالي را، از دوش دولت برمي دارد

مثلا در ايران، بالاترين موقوفات مربوط به: آستان قدس رضوي، مي باشد كه تقريبا مي توان گفت: به عنوان يك كارتل بزرگ توليد ثروت، به كمك مردم مي شتابد. شركت هاي تابعه آستان قدس، نياز جامعه را برطرف مي كنند، درآمد ان هم، صرف امور خيريه مي شود . حتي اگر براي باز سازي بقاع متبركه هم بكار رود، ايجاد اشتعال است. امام رضا ع نه تنها براي ايرانيان عزيز است، بلكه براي جهان اسلام و حتي همه ازادگان جهان هم، دوست داشتني است

همينطور بقاع متبركه كه در: كشورهاي اسلامي از جمله عراق ، سوريه و عربستان وجود دارد، همه پشتوانه بسيار خوبي براي مردم خودشان،  و مردم ديگر كشورها حساب مي شوند. غير از مسلمانان، اديان ديگر هم چه توحيدي و چه غير توحيدي، داراي اين پشتوانه هستند: كليساها اغلب با در آمد هاي وقفي اداره مي شوند،  معابد بودائيان هم همينطور. لذا خط مشي اوقاف استان تهران در: بازخواني و بازيابي موقوفات، بايد سرمشق سازمان ملل براي تمام جهان باشد. تا مردم از اين گرفتاري هاي موجودْ رهايي يابند

Organisation religieuse

Partisans religieux célèbrent dans: Shahid Beheshti University, Téhéran par le Département des affaires religieuses, qui est dédié, seulement pour l'Iran ou l'islam, mais selon le directeur en charge du troisième millénaire, la naissance humaine est démarré. Malheureusement terminant Conseil tyrannie, ont poursuivi leur domination et les excès, il a aussi sacrifié.

    Selon le directeur des affaires religieuses, l'ancien régime, des documents falsifiés, des fonds de dotation, il a été considéré comme normal et même nécessaire! Et ce est souvent le cas dans deux fonds de dotation, plus d'importance: une consacrée aux questions relatives à: deuil Imam Hussein, et la destruction des dotations: les séminaires.

Lorsque Imam a dit il ya 35 ans: plus nous avons de Muharram et de Safar. Il n'a pas remarqué! Cependant Quarante Mars, il se rendit compte que le monde ne sera d'Imam Hussain AS et Muharram et de Safar .. L'ennemi veut comprendre ces questions le plus tôt possible, de détruire la base de leur action. Un des Pins est le même dévouement. Loin de donner les gens eux-mêmes, le mouvement Hosseini, essayer de le garder en vie.

     Mais les gens doivent savoir que: deuil, d'autres choses sont nécessaires: l'emploi des jeunes, le mariage et le logement, de sorte que tout de la dotation seront encore Imam Hussain AS, ne doit pas seulement la nutrition, mais aussi dédiée à la construction, le logement, la jeunesse ou Création d'emploi ou de mariage dots et des installations, est la récompense. Le dénominateur commun entre toutes les religions, et les peuples du monde, donc l'organisation mondiale, a été créé pour organiser ces activités.

En fait, une organisation internationale indépendante, l'Organisation des Nations Unies devrait être créé afin qu'il puisse durer dotations, récupérer et organiser, et des personnes familières avec la nouvelle génération, qui ne élimine pas le dévouement racine. Les organisations religieuses national, dans le monde entier, autour des lieux saints, des temples faits. Cela devrait non seulement identifier, mais aussi pris en charge. Il effectue de nombreuses fonctions de gouvernement! Et la charge financière, le gouvernement prend une douche

Par exemple, en Iran, le plus grand fonds de dotation de Astan Qods Razavi, qui peut presque être dit être un important cartel de la richesse, pour aider les gens pressés. Entreprises de lieu de culte affiliés ont besoin pour surmonter leur communauté, leur revenu est consacré à la cause caritative. Même si vous êtes habitué à restaurer les lieux saints, est la création d'emplois. Imam Reza ne est pas seulement les Iraniens, mais pour le monde, ou même la totalité du monde libre, l'amour est

Aussi les lieux saints islamiques dans les Etats comme l'Irak, la Syrie et l'Arabie saoudite sont tous très bon support pour les gens, et les gens d'autres pays sont considérés. Autres que les musulmans, les autres religions sont monothéistes et non monothéiste Quel a le soutien de l'Eglise ont souvent été géré par la dotation, les temples bouddhistes aussi. La politique de dotation de Téhéran, lire et récupérer des dotations, les Nations Unies devrait être un exemple pour le monde entier. Les gens d'échapper à la participation existante 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۵/۹/۱۳۹۳ - ۱۹:۰۵ نظر(0)

 

راهپيمايي 50ميليوني: اربعين حسيني به سوي كربلا، نشان داد كه نظم نوين جهاني، در حال شكل گرفتن است. و روشنفكران بايد اين پيام روشن را، درك كنند. ما به چند نمونه از ابعاد آن اشاره مي كنيم، كه با توجه به گسترش سريع آن، نمي توان از آن چشم پوشيد. كه هركس اين كار را بكند، در تداوم خيانت روشنفكران، اين بار، در مقابل تاريخ جهاني است.

مديريت نوين يا همان مديريت حسيني، توانسته حتي بدون حضور فيزيكي امام حسين ع، 50ميليون انسان را در 5 ميليارد: نفر ساعت سازماندهي كند. بطوريكه بالاترين كارايي را، باكمترين هزينه ها  داشته باشد . در حاليكه در مديريت غير حسيني، حتي يك تجمع يا راهپيمايي ده نفره هم، بي نظمي و خسارت ببار مي اورد، چه رسد به بيش از ده نفر!

در مديريت حسيني، اقتصادكاملا تحريك شده و: فعال است و خود گران! يعني در اين فعاليت 5 ميليارد ساعتي، نه يك نفر گرسنه ماند و نه بي خانمان!هيچ بودجه دولتي يا: نفتي هم پشت سر آن نبود! حتي دولت ها از اين همايش عظيم، سوء استفاده هم كرده اند. يعني با گرفتن حق ويزا ، خروجي و حق گمركي و غيره، بار مالي سنگيني را هم، به اين جمعيت 50ميليوني وارد مي كردند.

  اين سوء استفاده دولت ها، دست بازار سياه و باندهاي تبهكار را هم، باز مي گذاشت تا با فزايش كرايه هتل ها ، اجاره خودرو ها و بليط ها و خوراكي ها، بيشترين فشار را بر اقتصاد اين جمع، وارد كنند. ممانعت سياسي برخي از كشورها هم، مانند باند هاي تبهكاري، محدود كننده ابعاد اين راهپيمايي مي شد. يعني اگر اين فشار ها علني و: ممانعت هاي مخفي نبود، مسلما ما شاهد دهها برابر جمعيت فعلي بوديم.

دولت ها لازم نبود كمكي بكنند، آن ها فقط اگر مانع نمي شدند، و كارشكني نمي كردند، مردم حتي از چين  و آمريكا هم، پياده به راه مي افتادند! و سيل  جمعيت همه نظامات را، بر هم مي ريخت و: نظم جديد را معرفي مي كرد. برخلاف ادعاي آن ها،  راهپيمايان هيچ انتظاري از كسي نداشتند، و كاملا خود گردان بودند. طبيعي است كه وجود چند نگهبان، آن هم بي انگيزه و خسته! نمي توانست امنيت آن ها را تامين كند.

    ازنظر فرهنگي و ورزشي، و تربيتي و  هنري هم، نظام خود را داشت. چه چيزي بهتر از راهپيمايي طولاني، براي مبارزه با چاقي است؟ و چه چيزي بهتر از فراواني: نذورات و غذاهاي مردمي، از بين برنده سوء تغذيه است؟ سال ها است كه آمريكا و ابرقدرت ها، با منت فراوان تعداد، انگشت شماري نوانخانه درست كردند! تا مردم را حمايت غذايي بكنند. ولي به شهادت همه 50ميليون نفر حاضر در صحنه، نذورات به قدري زياد و خوشمزه، و داراي ارزش غذايي بود كه: معمولا هركسي بيش از سه و عده معمولي، غذا مي خورد كه كمترين آن تناول خرما بود.

آموزش همياري و همكاري ، به قدري بالا بود كه كمترين جرم، در اين 5 ميليارد نفر ساعت اتفاق افتاد. شايد اصلا خيلي از جرم ها اتفاق نيافتاد! هركس لباس و كيف و ساك خود را، به يك ميله يا ستون گره مي زد، به زيارت مي رفت! و برمي گشت و آن را بر مي داشت! حتي موقعي كه چيزي گم مي شد، كسي به آن دست نمي زد، و همانجا مي ماند! فقط فاجعه از آن جا شروع مي شد كه: ماموران دخالت مي كردند! و معلوم نميشد چه بلايي، بر سر گمشده مي آوردند! 

Nouvel Ordre Mondial: Dans l'ombre de l'Imam Hussain AS

50 millions mars: Quarante Husseini Karbala, a montré que le nouvel ordre mondial, prend forme. Et les intellectuels ont un message clair, de comprendre. Nous mentionnons certains de ses aspects, compte tenu de l'expansion rapide ne peut pas être ignoré. Tout le monde le faire, la trahison continue des intellectuels, le temps, l'histoire du monde.

Hosseini nouvelle direction ou la gestion, même réussi sans la présence physique de l'Imam Hussain AS, 50 millions de personnes dans les 5 milliards de personnes organisent temps. Comme la plus haute performance, le coût le plus bas est. Alors que la gestion des non-Husseini, même un rallye ou mars dix apporte aussi le chaos et les dommages, et encore moins plus de dix!

La gestion Hosseini, l'économie et stimulés très actif et est cher! L'activité des 5000000000 heures, personne ne avait faim et sans abri Aucun fonds publics ou: l'huile ne est pas derrière elle! Même le gouvernement de cette grande conférence, sont abusives. Cela signifie que le visa droite, la sortie et les coutumes de droite, etc., est un lourd fardeau financier sur la population de 50 millions ont été importés. L'utilisation abusive du gouvernement, le marché noir et des bandes criminelles ont également laissé ouverte pour augmenter les hôtels de location, de location et billets voiture et la nourriture, la pression sur l'économie globale, entrez. L'exclusion politique de certains pays, tels que les bandes criminelles, ce qui limite la taille du rallye était. Ce est, si la pression du public et Prévention pas un secret, bien sûr, nous avons vu que nous avions dix fois la population actuelle.

Les gouvernements ne ont pas besoin d'aide aussi, si seulement ils ne ont pas été empêchés, même les personnes en provenance de Chine, des États-Unis, marchant sur la route! Et l'étanchéité de tous les militaires, et le temps est venu, il a présenté le nouvel ordre. Contrairement à leurs revendications, marche, personne ne avait prévu, et étaient complètement autonome. Naturellement, il ya quelques gardes, qui sont démotivés et fatigué! Ils ne pouvaient pas assurer la sécurité. En termes de culture, le sport, l'éducation et les arts, avait son propre système. Quoi de mieux qu'un long mars, pour combattre l'obésité? Et quoi de mieux que beaucoup: Google et les aliments populaires, la malnutrition est le gagnant? Pendant des années, la superpuissance américaine, avec beaucoup de grâce, hospices étaient juste un petit nombre! Le soutien nutritionnel pour les personnes à faire. Mais le témoignage de tous les 50 millions de personnes sur les lieux, Google est devenu si savoureux, et a une valeur nutritionnelle, qui est habituellement quelqu'un de plus de trois personnes ordinaires, manger le moins de ce qui était la date complète.

L'assistance de l'éducation et de la coopération, si haut que le crime a eu lieu dans les plus bas 5000000000 heures. Peut-être que la plupart des crimes ont été commis! Chacun a ses vêtements et sacs et sac, attachés à une poutre ou une colonne, aller visiter! Et a dû revenir et le faire! Même quand il manquait quelque chose, quelqu'un n'a pas l'obtenir, et y rester! Seulement depuis la catastrophe a commencé, les agents ont été impliqués! Ce qui est arrivé ne était pas connu, le perdu et retrouvé! 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۵/۹/۱۳۹۳ - ۱۸:۴۵ نظر(0)

از هنگامي كه انسان، تنگ تظري خود را كنار گذاشت و: از تولد انسان ديگر ناراحت نشد، چند صباحي مي گذرد. زيرا تا همين چند سال پيش، هنوز تئوري بد بينانه مالتوس، در مورد جمعيت مطرح بود. ولي خوشبختانه امروز ديگر كسي، از زياد شدن بشر ناراحت نيست، و دستور كشتار مردم را قبل از تولد صادر نمي كند.

در تئوري هاي امام زماني ما آمده است كه: وقتي امام زمان ظهور كند، شهر ها به هم وصل مي شوند! يعني فاصله اي بين انسان ها نمي ماند! و ما اين ايده را اكنون در ميان: همه ملل مي بينيم كه، گاهي به وسيله دست بدست هم دادن،  فاصله دوشهر را پر مي كنند! و گاهي اتوموبيل هاي آنان چنان كنار هم ترافيك مي كنند، كه گويا دو شهر را به هم وصل كرده اند، و گاه مي بينيم كه راهپيمايي مي شود.

اين راهپيمايي فرقي نمي كند كه« از فرگوسن تا جفر سون باشد، يا از اطراف پاريس به سمت مركز شهر، و يا شهر هاي اروپايي، آمريكايي باشد يا آسيايي . يكي همين مراسم اربعين است، كه ازصد كيلومتري شهر كربلا، ديگر ماشين اجازه پيدا نمي كند! چون جمعيت چنان زياد هستند كه« جايي براي ماشين نيست! شايد از آن هم دور تر! از شلمچه در ايران، تا بصره و نجف تا، مهران و اسلام آباد و.. همه با زنجيره اي انساني، به هم وصل مي شوند.

و اين نويد پايان يافتن: غربت انسان ها است! غربتي كه دو قرن تمام غرب، برجهان تحميل كرده بود! آن ها مي گفتند: هركسي فقط بايد در شهر خود بماند! آنقدر مشغله يجاد كرده بودند كه: خيابان بالايي با خيابان پاييني باهم دشمن بودند. خانه بالايي با خانه پاييني دعوا مي كردند. حتي در يك خانه بين برادر و خواهر ، زن و شوهر جدايي انداخته بودند. همسايه از همسايه خبر نداشت،  حتي سايه همديگر را با تير مي زدند!

اما امروز خيل جمعيت، همه جا در خيابان ها هستند. خيابان براي خود رسانه اي جديد شده است، مردم در خيابان هاي اصلي هر شهر، با هم ديگر بحث مي كنند و: مسائل جهان را تحليل مي كنند! براي آن راه حل ارائه مي دهند، از همه انتقاد مي كنند و: با يكديگر قرار مي گذارند! شادي ملاقات يكديگر در خيابان ها ي اعتراض، غربت ساليان غريب را، از يادشان برده و همه، بايكديگر برعليه كوته فكران و: تنگ نطران و مستبدان و :خودكامان مبارزه مي كنند.

يك آمريكايي نفس راحتي مي كشد، و ديگر ترسي از پليس: نژاد پرست ندارد. اروپايي ها به خيابان مي آيند، حتي با تراكتور ها و گاو هايشان! روزي با اتوبوس ها و روز ديگر، تراموا را تعطيل مي كنند. تا همه اجبارا ساعاتي را در كنار هم باشند، و بجاي اينكه پشت به هم حركت كنند، روبروي يكدگر بنشينند و از همه چيز صحبت كنند.

ما در انتظار روزي هستيم كه: مردم دنيا همه جا باشند، همه جا را آباد كنند، و همه به هم كمك كنند. آن روز، روز صرفه جويي در بودجه ها است! وقتي مردم باهم دوست باشند، ديگر نيازي به پليس نيست! اين نيروي پليس آمريكا و اروپا است كه: مردم را به جان هم مي اندازد، تا هميشه نيازمند پليس باشند. و وقتي، همه مردم با هم دوست باشند، پليس منحل مي شود و: هزينه هاي گزاف از بالاي سر مردم برداشته مي شود. ماليات كمتري مي دهند و زندگي بهتري خواهند داشت
Connectez votre ville
Comme un homme, mettre de côté leur étroitesse d'esprit: la naissance d'un autre homme était en colère, il ya un certain temps. Parce que jusqu'à il ya quelques années, la théorie malthusienne encore pessimistes de la population a été soulevée. Mais heureusement, aujourd'hui l'un des grand homme est bouleversé, et a ordonné les meurtres ne seront pas émis avant la naissance.
En théorie, l'Imam de notre temps est que lorsque Imam émerger, les villes sont reliées entre elles! Cela signifie qu'il existe un écart entre les humains! Nous présentons l'idée parmi toutes les nations, nous voyons que viennent parfois avec la distance de la ville rempli! Et parfois, leurs voitures afin que le trafic ensemble, comme si les deux d'entre vous sont ensemble, et parfois nous voir que le mars.
Il ne importe pas que le mars "de Ferguson à Jefferson, ou autour de Paris, dans le centre de la ville, ou une ville, européen, américain ou asiatique. Ce est l'un des Arbaeen, une centaine de kilomètres de la ville de Karbala, ne permet pas d'autres machines! Parce que la population est si importante que "il n'y a pas de place pour la voiture! Peut-être plus loin! De Shalamcheh en Iran, Basra et Najaf à Mehran Islamabad, etc sont tous chaîne humaine, sont reliés entre eux.
Et la promesse de mettre fin: les humains Nostalgie! Nostalgie deux siècles tout l'Occident, a été imposée dans le monde entier a! Ils ont dit: Tout le monde doit rester dans votre ville! Pourtant, ils étaient tellement occupé que la grand-rue et de la rue ci-dessous avec leurs ennemis. Maison haut de la maison vers le bas avec leurs combats. Même dans une maison entre frère et sœur, le mari et la femme ont été divisés. Les voisins des voisins savaient, même se ils ont tiré ombre de l'autre!
Aujourd'hui, des dizaines de personnes, partout dans les rues. Rue à ses nouveaux médias, les gens dans les rues principales de la ville, et ils parlent les uns aux autres, d'analyser les problèmes du monde! Pour apporter une solution, et sont critique de tous: ils sont les uns aux autres! La joie de rencontrer l'autre dans la rue pour protester, nostalgie années impaires, de la mémoire, et tous ensemble contre les intellectuels et étroit, étroit, autoritaire et experts: Kaman leur lutte.
Américains prennent un soupir, et une peur de la police, pas raciste. Européens dans les rues, même avec leurs tracteurs et des vaches! Jour et le lendemain par bus, tram arrêté. Tous liés ensemble dans quelques heures, et plutôt que d'avoir à revenir en arrière, assis face de l'autre et de parler de tout.
Nous attendons avec impatience le jour où les gens partout dans le monde sont en plein essor partout, et ils ont tous se entraider. Ce jour est la journée pour économiser de l'argent! Lorsque les gens se aiment, ils ne ont plus besoin de la police! La force de police aux États-Unis et en Europe, ce est que la vie des gens sont mis ensemble, les policiers sont toujours dans le besoin. Et quand tous les gens sont sympathiques, la police dissoutes et, de charges sur la tête est enlevée. La baisse des impôts et ont une vie meilleure. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۹/۱۳۹۳ - ۱۹:۰۸ نظر(0)

اگر مردم آمريكا بخواهند در: مبارزه با پليس جنايتكار پيروز شوند، نبايد از مرگ ترس داشته باشند! زيرا همين ترس است كه: باعث شده تا اكنون پليس آمريكا و اروپا، دست به جنايات وحشتناك عليه ملت خود بزند.

براي نترسيدن از مرگ، تنها راه تغيير ادبيات است. يعني مردم آمريكا بايد به كساني كه: در اثر شكنجه پليس كشته شده اند، قرباني نگويند بلكه  آن ها را شهيد بدانند . ما در ادبيات روز مره آمريكايي، شاهديم كه كشته شدگان توسط پليس را، قربانيان خشونت پليس نامگذاري مي كنند! ولي آن ها در واقع زير بار زور پليس نرفتند، و كشته شدند و لذا براي اعتقاد خود كشته شدند، و شهيد محسوب مي شوند. آن ها در واقع اين سخن امام حسين ع را، عمل كرده اند كه فرمود: ان الحيات عقيده و جهاد، زندگي داشتن عقيده و جهاد در راه آن است.

ممكن است كسان زيادي باشند كه: در اثر خشونت پليس مقاومت كردند، و كشته نشدند ولي، عليل و مجروح شدند. به اين افراد ما نبايد معلول يا مجروح بگوييم! بلكه آن ها جانباز هستند،  جانبازاني سرافراز كه در مقابله با ستم، گردن خود را خم نكردند! ولذا پليس هم صورت آن ها را، يا دستان آن ها را شكست.در واقع آن ها مانند برادر امام حسين ع يعني ابوالفضل العباس،  عاقلانه مقاومت كردند و از: شكسته شدن دست و بازوي خود، لحظه اي پشيمان نشدند.

ممكن است پليس فاشيست آمريكا، حتي به خانواده هاي زندانيان رحم نكرده باشد! و آن ها راهم زنداني كرده ، و يا آزار داده باشد. آيا بايد آن ها را سرافكنده بدانيم؟ نه اينطور نيست، حتي بايد ازآن ها حمايت هم بكنيم،زيرا  ن ها حمايت مالي و معنوي  كساني كه برعليه: ظلم وستم مبارزه مي كنند، و در اين راه خانواده آن ها هم اسير مي شوند، و يا مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند، بايد بدانند كه مانند خانواده امام حسين ع هستند. زيرا بخاطر مبارزه با ستم، اين مشكلات برايشان پيش آمده! آگر آنان هم بدستور پليس، مواد مخدر را از افغانستان مي اوردند، و در بين جوانان آمريكايي پخش مي كردند، هرگز شكنجه نمي شدند! ولي حالا كه دست هاي آلوده آنان را، رو مي كنند بايد شكنجه شوند!

در واقع پليس آمريكا، اكنون پليس نيست، يك ارتش فاشيست و اشغالگر است، كه تغيير ماهيت داده و به جاي: مبارزه با مواد مخدر، خودش با همكاري سناتور ها و: ارتش آمريكا از افعانستان، مواد مخدر وارد و توزيع مي كند! و در اثر همين همكاري آنان، توليد مواد مخدر در افعانستان، از زمان اشغال تا كنون، صدها برابر شده است و: همگي توسط هوابرد هاي آمريكايي، حمل مي شوند و در كمال امنيت و آرامش، در قلب اروپا و آمريكا توزيع مي شوند.

   آن ها مانند يزيد هستند كه: اصلا هيچ چيز را قبول ندارند، ولي در تبليغات، خود را بهتر از پيامبران و امامان! معرفي مي كنند. كار يزيد بجايي رسيده بود كه: تمام كارهاي خلاف شرع را انجام مي داد، يعني مشروب خواري و سگ بازي و: زنبارگي را انجام مي داد، ولي در مجلس سخنراني مي گفت: ما از پيغمبر اسلام بهتريم، و بايد ما حكومت كنيم، نه نواده هاي پيامبرى!

لذا هماهنگ شدن قيام مردم: آمريكا و اروپا را با: اربعين حسيني به فال نيك مي گيريم، و اميدواريم كه اين اربعين، آخرين روز ر‍ژيم فاشيستي، و پليسي آمريكا باشد . رمزي كه در اين كار است، انشاءالله راهگشاي مردم آمريكا هم بشود.

مردم ايران با زنده نگهداشتن: همين رسم راهپيمايي چهلم ها، به پيروزي دست يافتند و: مردم عراق هم با اربعين ها، صدام  و آمريكا را بيرون كردند. و حالا نوبت مردم آمريكا است، آن ها بايد دراين مورد هم ادبيات خود را عوض كنند، و بجاي رسومات خود، رسم اربعين را جايگزين كنند. زيرا رسومات آن ها، خاك را سرد معرفي مي كند. يعني اگر كسي مرد و به خاك سپرده شد، كار تمام است!! ولي خاك كربلا، برعكس است آن خاك گرم است. و خون ها را به جوشش مي آورد. زيرا كساني كه براثر مبارزه كشته مي شوند، به فرموده قران مرده نيستند.و از ما انتظار دارند كار: ناتمام  آن ها را تمام كنيم.   

Ne devrait pas avoir peur de mourir.
Si le peuple américain veut dans la lutte contre criminelle gagnant de la police, ne ayez pas peur de la mort! Ce est cette crainte qui a conduit la police aux États-Unis et en Europe sont maintenant disponibles pour faire de terribles crimes contre leur propre peuple.
Le courage de la mort, la seule façon de changer la langue. Le peuple américain à ceux qui sont morts en raison de la campagne de victime de la torture de la police, mais Shahid les connaître. Notre littérature américaine quotidienne, nous voyons que les personnes tuées par la police, les victimes identifiées dans la police! Mais ils ont fait la force de police, et ont tué puis tués pour leurs croyances, et sont martyrisés. Ce est en fait les paroles de l'Imam Hussain AS, a agi comme disant que l'opinion et le jihad Al-Hayat, et le djihad est la vie de foi.
Il peut y avoir beaucoup de gens qui la police a violemment résisté, mais pas tués, blessés et infirmes. Nous devrions leur dire handicapés ou blessés! Mais ils sont des anciens combattants, victimes de la guerre de Golestan fiers de combattre l'oppression, ne pas plier votre cou! Ainsi, si la police a, ou briser leurs mains. En fait, ce est comme le frère de l'Imam Hussain Ali A. Al-Abbas, la sagesse et la force de son bras cassé, ne le regrette pas un instant.
La police peut fascistes en Amérique, même aux familles de l'utérus ne est pas! Et le chemin de la prison, ou se blesser. Devrait avoir honte de savoir? Ce ne est même pas besoin de faire est de les soutenir, parce que ceux qui sont contre, combattre la tyrannie, et de cette façon leurs familles sont capturés, ou qui sont persécutés, vous savez que comme une famille Imam Hussain comme le sont. Parce que la lutte contre l'oppression, ce problème qui leur est arrivé! Se ils sont classés par la police, les stupéfiants en provenance d'Afghanistan, ils ont été distribués chez les jeunes Américains, il ne était pas torturer! Mais maintenant que leurs mains sales, par conséquent, ils devraient être torturés!
Les policiers américains, les policiers ne sont pas une armée fasciste d'occupation, ce qui change la nature du lieu: les médicaments et sa collaboration avec le sénateur: l'armée américaine de l'Afghanistan, la drogue et le distribuer! Et leur coopération dans la production de drogue en Afghanistan, l'occupation jusqu'à présent, des centaines de fois et par tous américaine aéroportée, et peut être transporté en toute sécurité et de tranquillité au cœur de l'Europe et l'Amérique sont distribués. Ils sont comme Yazid: Je ne ai pas rien que de la propagande, ce est mieux que les prophètes et les imams d'accord! Introduit. Yazid avait été utilisé à la place de tous les actes illicites effectuées, ce est à dire, de boire et de chien jouant: Womanizer gay a fait, mais le président de la Chambre nous a dit le prophète de l'islam mieux que nous, et doit-on exclure pas un descendant du Prophète!
Le coordonnateur de l'insurrection, les Etats-Unis et en Europe avec: Quarante Hosseini à prendre un bon présage, et nous espérons que cette Quarante-dernier jour du régime fasciste, et la police américaine. Ce est le secret que, si Dieu le veut, il ouvrira la voie pour le peuple américain.

Peuple iranien pour garder en vie: le quarantième de parcelle de démonstration du succès obtenu et le peuple irakien avec Quarante, les Etats-Unis et Saddam expulsés. Et il est maintenant temps pour le peuple américain, ils devraient changer leur littérature dans ce cas, au lieu de leurs traditions, coutumes Quarante remplacés. En raison de leur coutume, cool sol présente. Cela signifie que si quelqu'un est mort et a été enterré, vous avez terminé! Le sol de Karbala, au contraire, le sol est chaud. Sang et porter à ébullition. Pour ceux qui ont été tués à la suite de la bataille, le Coran ne est pas mort. Et que nous fassions, nous les avons tous fini. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۴/۹/۱۳۹۳ - ۰۰:۰۷ نظر(0)

آن هايي كه دلشان براي: كمپين درست كردن و: داد و بيداد  حقوق بشر سر دادن، تنگ شده بيايند يكبار هم شده، كلاه خود را قاضي كنند و:  ببينند ميتوانند كاري براي خود! و مردم ستم ديده آمريكا انجام دهند؟

افشاي برخي صحنه ها از  زد و خورد مردم با پليس، كافي نيست بايد كمپين سراسري بوجود آيد، تا تمام جنايات پليس بر عليه ملت مظلوم آمريكا،  افشا شود بايد به مردم اطمينان داده شود: اگر خاطرات خود از زندان ها و شكنجه ها، و رفتار پليس را بيان كنند، كسي آن ها را آزار  نخواهد داد.

و بايد مردمي هم كه نمي دانند، پليس آمريكا چه مي كند به آن آگاهي پيدا كنند، تا اينهمه سنگ حقوق بشر ديگران را  به سينه نزنند، و بدانند كه: چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است!  مردم خود آمريكا كه: تحت شكنجه ها و آزار و اذيت و تروريسم پليسي، زندگي مي كنند بيشتر نياز به حقوق بشر دارند تا جاهاي ديگر.

بنابر اين هركسي در هركجا، رسانه اي دارد وظيفه ملي و ميهني خود را، در افشا رفتار پليس و: مزدوران كثيف ساز مان اف بي آي منتشر كند. حتي ميتوان سازماني با: آرمان ضد پليسي درست كرد تا: مردم به عضويت آن در آيند.

اولين وظيفه اين سازمان بدون مرز بودن است يعني همه مستضعفين جهان بتوانند دادخواهي كنند. دومين وظيفه  افشا حقايق و: حمايت مالي و بين المللي از افشا كنندگان است. سومين وظيفه آنان گرد اوري خاطرات و صحنه هاي زشت، و كثيف اين جانيان بالفطره، و شناساندن آن ها به افكار عمومي است.

چهارمين وظيفه، پيگيري حقوقي و احقاق حق آزار ديدگان از: رفتار پليس است تا اينگونه پليس هاي آمريكايي، به راحتي مردم را نكشند. سازماندهي قربانيان اين جنايت ها، ميتواند روحيه آنان را بالا برده، و اعتماد به نفس بيشتري به آن ها بدهد. و اطمينان بدهند همانطور كه رئيس جمهور ايران مي گويد، دبگر دوران ميليتاريستي و: حكومت پليسي و امنيتي گذشته است.

اين سازمان ضد پليس مي تواند افراد خاطي را، ابتدا به مقامات قضايي معرفي كند! در صورتيكه آنان را تبرئه نمودند، راسا نسبت ايجاد پروند و : محاكمه آنان با حضور: قضات مردمي، دلايل ، براهين و مستندات را تنظيم و : راي عادلانه صادر و به اطلاع مردم برسانند. 

وظيفه مردم در اينجا كاملا مشخص است: آن ها مي توانند از استراتژي، صرف نظر استفاده كنند! و از نظر و راي قضات پليسي و دولتي، صرف نظر كنند. و اصلا دولت را بايكوت كنند. و به راي قضات مردمي، مجرمين را به دار مجازات انداخته، يا در زندان هاي خود زنداني كنند يا به دستور اسلامي، از آنان روي برگردانند تا: به اشتباه خود پي ببرند و توبه كنند..

  محاكمه صحرايي، عنوان ديگر اين قضاوت ها است  يعني مردم بايد افرادي را در: اين كمپين ها شناسايي و انتخاب كنند، تا آن ها اراده مردم عليه پليس را، به اجرا در آورند و: حقوق مردم را از بيدادگاه هاي آمريكا، پس بگيرند. و بدانند كه خون امام حسين ع، كه اين روزها بر سر زبان ها است، براي همين موارد به زمين ريخته شد. 

La campagne américaine contre la police

Ceux qui veulent: créer des campagnes et: les droits de l'homme Vbydad, de manquer une fois de plus, le juge et son chapeau: Ils peuvent voir votre travail! Et les peuples opprimés d'Amérique font?

décrire le comportement de la police, qui ne fait pas mal.

Et pour les gens qui ne savent pas ce que la police américaine sont au courant, pas pour autant rock les droits des autres dans la poitrine, et je sais que les lumières de la maison semble à la mosquée est interdite! Peuple américain, la torture et le harcèlement et le terrorisme, les droits de la police nécessaires pour vivre ailleurs.

Donc tout le monde partout, et les médias nationaux est en train de faire leur patrie, la divulgation de la police, des agents du FBI organisations publient sales. Même en tant qu'organisation avec: la police anti-juste pour amener les gens à se joindre à l'avenir.

Ce est le premier devoir de tous les peuples opprimés du monde sans frontières au litige. La deuxième tâche de révéler la vérité et le support des utilisateurs financiers et exposer internationales. La troisième tâche de recueillir des souvenirs et des scènes de laids, sales ces criminels potentiels, et les introduire au public.

La quatrième tâche est de poursuivre juridiques abus des droits des victimes de comportement de la police à celles de la police américaine, facilement tuer des gens. Organiser victimes, pourraient élever leurs esprits et leur donner plus de confiance. Et d'assurer, comme le dit le président de l'Iran, jolie et militariste ère: la police de la sécurité de l'État et le passé.

Il peut être délinquants contre la police, les autorités judiciaires premiers! Se ils ont été acquittés, une initiative visant à créer le fichier, ils ont assisté les juges de première instance de la personnes, des raisons, des arguments et de la documentation ensemble et, pour tout juste de publier et d'informer le public.

Ici, la tâche est claire: il peut être une stratégie, indépendamment de l'utilisation! Et l'élection des juges et de la police et le gouvernement, indépendamment d'eux. Et même boycotter l'état. Et les juges de la votation populaire, mis criminels à la peine, ou dans ses prisons pour incarcérer ou islamique, à se détourner d'eux pour réaliser leur erreur et de se repentir .. peau de tambour cour martiale, que ce jugement est cela signifie que les gens ont besoin de gens dans cette campagne est identifiés et sélectionnés, à la volonté du peuple contre la police, et ils courent: droits du peuple des essais américains, récupérer. Et savoir que le sang de l'Imam Hussain AS, qui ces jours-ci est sur la langue, pour être broyé. 

خود را بهتر از ديگران يا: ديگران را بهتر از خود مي دانيد؟

امريكا در انقلاب است  و : بايد براي آن ها دعا كرد تا، اين بار پيروز شوند و طومار: ظلم و ستم را درهم بپيچند. ولي دست اندركاران دستگاه ديپلماسي، اصلا حركت مردم آمريكا را دوست ندارد! چون مي خواهند ميز مذاكره شان هميشه بر قرار باشد. و رفت و آمدشان پرملاط! آن ها كه براي يك سنگ زمان داريوش يا كورش،  اين همه اعلاميه مي دهند و: بيانيه منتشر مي كنند، آيا از خود نمي پرسند اگر: كوروش و داريوش امروز زنده بود، به آمريكا لشكر نمي كشيد؟ آيا مردم تحت ستم آمريكا با: ديگر مردم چه فرقي دارند؟ آيا زرتشت و اهورا مزدا، از اينهمه ظلم و ستم كه بر مردم آمريكا ميرود، خوشحال هستند. آيا اگر عيسي مسيح بيايد، و اين وضعيت مسيحيان را ببيند، براي پيروزي آن ها دعا نمي كند؟ چرا بايد مردم آمريكا، انقلاب كنند ولي جدي گرفته نشوند؟ و چرا بايد دولتمردان ايران،  بجاي انتقاد از اوباما و كري، با او دست بدهند؟ آيا اگر امام حسين ع زنده بود، و اين ظلم ها را مي ديد ساكت مي نشست؟

ما اميدواريم: انفاس قدسيه زائران اربعين حسيني، كمي هم به سوي مردم آمريكا برود. و براي پيروزي آنان دعا كنند . آيا مردمي كه پول ندارند بليط هواپيما بدهند، و از آمريكا به كربلا بيايند، مجرم هستند؟ آن هايي كه همزمان با پياده روي مردم، از همه نقاط آسياي غربي به سوي كربلا، دستشان كوتاه است ولي ساكت نيستند. آن ها از فرگوسن به جفرسون، 200كيلومتر پياده روي مي كنند.

به نظر مي رسد ارزش پياده روي همزمان آن ها، با پياده روي زائران حسيني، اگر مساوي نباشد كمتر نيست. اكنون كه شهردار تهران با حفظ سمت، شهردار كربلا هم شده! فكري براي اين زائرين داشته باشند. فكر نكنند آن ها گبر و ترسا هستند! صهيونيست ها و مسيحيت صهيونيستي، در آمريكا فقط يك درصد است، بقيه گبر و ترسا نيستند.

اگر چه مثل ما نتوانند پياده به كربلا بروند، و سينه زني كنند ولي دلشان و روحشان،  با امام حسين است. آن ها را دست كم نگيريم، شايد آن ها از ما به امام حسين نزديكتر باشند! چرا كه ما در كمال امنيت و آرامش و شكم سيري، به زيارت امام حسين مي رويم. و از اهداف او چيزي را عمل نمي كنيم! ولي آنها پيام امام حسين ع را، با روح و جان دريافت كرده اند. و در ايام اربعين حسيني، انقلاب خود را شروع كرده اند. اساس انقلاب امام حسين ع، بر مبناي ظلم ستيزي بوده، و مردم فرگوسن و 200شهر آمريكا، و صد شهر اروپا، امروز عمل كنندگان واقعي هستند.  

اگر باور نمي كنيد، بدانيد امام حسين ع خودش فرمودهادب آن است که زمانی که از منزلت خارج می شوی ،با هیچ کس روبرو نشوی مگر آنکه او را از خود بهتر بدانی و برای او نسبت به خودت فضیلتی ببینی.  اي زائران امام حسين ع آيا: خود را بهتر از ديگران مي دانيد، يا ديگران را بهتر از خود؟

اگر به زيارت امام حسين مي رويد، بايد عارفا به حقه باشيد، و اهداف و نظرات او را بدانيد و: در اجراي آن كوشش كنيد. يكي از اين منويات همين است كه: ديگران را از خود بهتر بدانيد. بايد بدانيد كه روستايي ها، و شهري هاي دور افتاده، كه نمي توانند مثل شما، به زيارت بيايند ممكن است، از شما بهتر باشند!  جون فاصله اقيانوس اطلس يا اقيانوس هند شوخي بردار نيست و  شاعر هم مي گويد  گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم بعد منزل نبود در سفر روحانی 

Quarante Vingt scores pour la tenue, attribués à qui?

Ce est mieux que l'autre ou les autres mieux que vous vous connaissez?

Révolution américaine et devrait être prié pour eux et cette fois remporté la pétition, l'oppression, la tyrannie conduit vers le bas. Mais ceux qui sont impliqués dans la diplomatie, je ne aime pas que les Américains déplacé! Parce qu'ils sont toujours sur la table est. Et alla jeter mortier rempli! Ils ont chanté pour un temps de Darius et Cyrus, toute cette Déclaration et déclaration publiée, ne vous demande pas si Cyrus et Darius étaient vivants aujourd'hui, l'armée américaine t-il prendre? Est-ce que les peuples opprimés des États-Unis, d'autres personnes sont qu'importe? Avez Zoroastre et Ahura Mazda, tant de cruauté qui va sur le peuple américain, sont heureux. Si Jésus doit venir voir la situation des chrétiens, priez pour leur victoire ne est ce pas? Pourquoi le peuple américain, révolution, mais pas pris au sérieux? Et pourquoi les autorités iraniennes, plutôt que la critique d'Obama et Kerry, et elle perdre? Si l'Imam Hussain AS était vivant, et se assit scie silencieuse cette injustice?

Nous espérons: pèlerins Quarante respirations nettoyage Husseini, un peu de temps pour aller au peuple américain. Et prier pour leur succès. Sont des gens qui ne ont pas d'argent pour payer le billet d'avion, et les États-Unis viennent à Karbala, sont des criminels? Ceux qui marchent avec des gens de toutes les régions de l'Asie occidentale à Karbala, elles peuvent être court, mais pas silencieux. Ils Ferguson Jefferson, est un 200 km à pied.

Il paraît que ce est la peine de marcher le long de la pèlerins à pied Hosseini, si ce ne est pas moins égale. Maintenant, le maire de Téhéran en gardant le maire de Karbala aussi! Ceci est pensé pour être des pèlerins. Gabr et Teresa ne pensent pas à ce sujet! Les sionistes chrétiens et Israël, les Etats-Unis est seulement un pour cent, le reste Gabr et non chrétienne.

Bien que, comme nous pouvons aller à pied à Kerbala, et le sein d'une femme, mais leur coeur et âme, avec l'imam Hussein. Non minimiser, il peut être plus proche de l'Imam Hussain nous! Parce que nous sommes dans la sécurité et la paix complète, et la plénitude abdominale, aller au sanctuaire de l'imam Hussein. Et il ne remplit pas les objectifs que! Mais le message de l'Imam Hussain paix soit sur eux, avec l'âme reçu. Quarante Jours et Hosseini, ont commencé leur révolution. La révolution de l'Imam Hussain AS, basé sur l'anti-oppression, et Ferguson, 200 personnes aux États-Unis, et des centaines en Europe, aujourd'hui, les travailleurs sont réels.

Pèlerins de l'Imam Hussain comme ce est: se connaître mieux que d'autres, et d'autres à se mieux?

Si vous allez au sanctuaire de l'imam Hussein, il faut se familiariser avec leurs droits, et les buts et objectifs et à le connaître dans l'exécution de l'essai. L'un d'eux est le menu que vous savez mieux que d'autres. Vous devriez savoir que les régions rurales, éloignées et urbaines, qui ne peuvent pas vous le souhaitez, vous pouvez venir visiter, vous serez mieux! Juin, entre l'Atlantique et l'océan Indien et le poète dit, si nous ne sommes pas plaisanter vecteur souvenir Tun vous n'êtes pas la maison pour éviter le voyage spirituel 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۹/۱۳۹۳ - ۲۱:۳۵ نظر(0)


Environnement de sécurité, de la sécurité et de l'espace.
Années torture SAVAK en Iran, mettant en danger la sécurité de la parole, a été transformée en un mot effrayant. Et les gens qui voulaient "l'espace en direct non-sécurité, se élevèrent contre elle comme un morceau de papier, froissé et la jeta.
La sécurité est essentiellement une fonction des mains du peuple. Si plus de 90% des personnes en uniforme, ils sont en sécurité dans la communauté. Parce que les gens de ce dix pour cent de la commande. Et ne apparaît pas dans le groupe de travail. Jusqu'à 60% de la population et 51 pour cent de la population, sont la sécurité cohérente est établie. Parce que je ai une puissance supplémentaire de 2%.
Toujours environnement de sécurité, lorsqu'il se agit de les opposants au gouvernement pour atteindre plus de 50%, et donc dans tous les pays occidentaux, l'environnement de sécurité est établi. Ainsi, au lieu d'un juge et de la police, et même le gouvernement décide à la place! Ils disent que dans le passé, deux étudiants atteints de surdité lire! Un député dit mon père, et le législateur et l'ensemble du pays sous son règne! Dit un autre. Mais mon père est Ajan! 5 Tumen être ignorant toutes les lois de votre père.
Ce est pourquoi la révolution Ferguson. Parce que la police est si forte que même les personnes non armés prennent du temps, et le tribunal ne peut pas le condamner. En Europe, la situation est pire, les caméras de police est plus que la population de personnes! Et personne nulle part, la vie privée ne est pas la surveillance.
En Iran, nous voyons que les chiffres du budget respecté du président, dit l'exacte ajoute environnement de sécurité là-bas, puis voyage dans la province, et l'apparition du peuple, qui prouve que la sécurité ne est pas à risque .
Mais après la Révolution islamique d'ennemis de l'Iran, cette méthode ne est pas aimé! Donc, avec toutes sortes de tours, l'espace était dangereux de: IRI pour être utilisé par les forces spéciales ou le garde du corps. Par exemple Forqan, tuant plusieurs personnes et a ensuite publié une longue liste qui fera toutes les autorités, comme l'assassinat de Shahid Motahari! Mais le gouvernement a fait au moins assez de soin. Le problème est que nous avons 88 filles sur la rue tués alors que les forces de sécurité prennent le blâme. Mais ce était tout l'espace.
Aujourd'hui, le monde devrait apprendre de l'Iran: pour sécuriser votre espace. A moins que quelqu'un d'autre que les terroristes eux-mêmes sont des résidents d'un même lieu? Seuls les annonces qui ont été des terroristes. Par exemple, si le peuple du Pakistan, l'armée de compagnons, qui est la mère de tous les terroristes du monde, ne ont pas rejoint Al-Qaïda et d'autres Dash ne était pas là. Mais pourquoi Pakistanais l'ont fait? Comme Arabie Ils séduits Et plus de trois mille écoles, la formation des enseignants et des étudiants, à la place, pour former le kamikaze.
Par conséquent, la sécurité d'un espace de sécurité, et le cyberespace est le coupable dans ce cas. Les médias de filtration et les agences de publicité, nous pouvons créer un espace sûr. Et de réduire l'espace de sécurité. Maintenant, plus de 50 pays sont venus en Iran pour discuter du rôle des médias, connaître l'importance de la propagande pour un terroriste, les terroristes sont le plus grand tueur! Et se ils ont boycotté la presse, le monde verra la paix.
 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۹/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۹ نظر(0)

 

خودرو سازي صنعتي است كه: به ايران علاقه اي ندارد! پيمان كارگر نماد اين صنعت است كه: انگليسي الاصل و كاملا: ضد فرهنگ ايراني است. وي كه براي نشان دادن سر سپردگي خود به انگليس، افسار تمدن را به گلويش بسته بود! تا خون به مغزش نرسد، تا مباداكمي به فكر ايران بيافتد!

 با توجه به اينكه اكثر يت قاطع شركت كنندگان در: دومين همايش بين المللي صنعت خودرو، ايراني بودند و جمعيت بعدي را، فرانسويان تشكيل مي دادند و: سپس چيني ها در رديف سوم بودند، ايشان ترجيح دادند بدون هيچگونه مقدمه اي، و با هنجار شكني، آغاز سخن با نام خدا نكرد! و سخنان خود را به زبان انگليسي بيان نمود.  

البته اين فقط پيمان كارگر تنها اينطور نيست، كلا صنعت خودرو تخم انگليسي است! و كرج را خواهر خوانده تالبوت كرده است. ترجيح مي دهد كه شهروندان انگليسي تالبوت، بيكار نمانند ولي اگر ايراني ها، بيكار شدند عيب ندارد!

تمام نماد هاي اين صنعت، انگليسي است و پيمان هم، تمام متن خود را به انگليسي بيان كرد! و پاور پوينت خود را هم، به انگليسي نشان داد.

پيمان و يا افرادي از اين دست مهم نيستند، مهم كساني هستند كه به اينها بها مي دهند. و منافع گم شده يا: كم شده حود را از انگليس، پيگيري مي كنند!

اين خود باختگي در صنعت رنو هم بود! سفير فرانسه كه براي فريب دادن دختران ايراني، در پارتي هاي شبانه داخل سفارت، فارسي را مثل بلبل حرف مي زند! حاضر نشد يك سلام عليك خشك هم به فارسي بكند. و فقط آمد جند تا ارد داد و سريع رفت! در حاليكه ايراني هايي كه به فرانسه مي روند، فارسي يادشان مي رود! و هنوز بعد از نيم قرن  صنعت خودرو سازي،  بايد صبحانه را در تهران بخورند، و ناهار را براي مشورت با: اربابان به اروپا بروند! و بعد هم مي گويند: چرا خودرو ايراني گرانتر  است؟ و قابل رقابت نيست!

به اعتراف مديرعامل سايپا، ايران ارزانترين دستمزدها را بعد از هند دارد! پايين ترين هزينه انرژي را، به خود اختصاص داده است. ولي بياييد و محاسبه كنيد كه: قيمت محصول بالاترين قيمت جهان است!

اين حرف ها براي اين نيست كه: فردا بيايند سوبسيد بگيرند، و قيمت خود رو را پايين بيارند، و نصف قيمت به خارجي ها بدهند! و سه برابش به ايراني ها بفروشند. بلكه بخاطر اين است كه بدانيم، فرق صنعت وابسته و صنعت مقاومتي چيست. صنعت وابسته مثل همين صنعت خودرو است، هيكل بزرگي دارد ولي بخار ندارد! به قول يزدي ها: به بزرگي اش نگاه نكن، استه قامت نداره! صنعت مادر نام گرفته، در حاليكه تاكنون، هيچ فرزندي نداشته است! خودش هم هنوز از: شير نفتي گرفته نشده است و: اگر كمك دولت نباشد نابود مي شود.

اما صنعت مقاومتي و بومي، مانند انرژي هسته اي است. بعد از انقلاب اسلامي ايجاد شده و: به اندازه يك طفل عمر دارد، ولي صدايش در همه دنيا پيچيده! و بزرگان و ابر قدرت ها از آن مي ترسند، و ترس خود را مخفي هم نمي كنند
Industrial Strength
Industrie automobile est que l'Iran ne est pas intéressé! L'industrie travaille symbole de l'alliance: origine anglaise et la culture est complètement anti-iranienne. Il dirige de montrer leur loyauté à la Grande-Bretagne, attachés à une culture de la gorge a été fermé! Cela permet au sang d'atteindre le cerveau, si peu de penser à l'automne!
  Étant donné que l'écrasante majorité de la population a participé à la deuxième Conférence internationale sur l'industrie automobile, la population iranienne et après, et les Français étaient: les Chinois étaient dans la troisième rangée, il a préféré ne présente plus, et la norme rupture, en commençant par le nom de Dieu ne parlait pas! Leurs mots et expressions en anglais.
Bien sûr, il ne est pas seulement le seul contrat de travail, dans l'industrie de l'œuf entier est l'anglais! Et se est engagé à Talbot sœur. Talbot préfèrent que les citoyens britanniques, mais si les Iraniens restent chômeurs, chômeurs sans faute!
Mettez en surbrillance ensemble de l'industrie, à la fois en anglais et traités, tout le texte soit en anglais! Et Powerpoint son propre, le spectacle britannique.
Ou ceux du traité ne sont pas importants, importants, car ils sont ceux qui paient. Et résultat: la perte plus grande que l'Angleterre, suivre!
Cette perte était Renault dans l'industrie! Ambassadeur français pour tromper nuit de fête des filles à l'ambassade iranienne, ainsi que le rossignol persan parle! Un salut à l'Persique ne ont pas à sécher. Il ya seulement un couple allait et venait rapidement! Alors que l'Iran qui sont en français, farsi se souvient! Et pourtant, après un demi-siècle, l'industrie automobile, à Téhéran doit manger le petit déjeuner, le déjeuner et de consulter avec le Seigneur d'aller en Europe! Et puis dire: Pourquoi voiture iranienne est plus cher? Et ne peut pas rivaliser!
Admettre PDG Saipa, l'Iran, l'Inde a les salaires les plus bas! Le coût le plus bas de l'énergie, à allouer. Venez voir le prix calculé est le produit de prix le plus élevé!
Ce ne est pas de dire qu'ils reviennent subventions de demain, et baisser le prix d'une bande, et les étrangers paient moitié prix! Et trois fois les Iraniens à vendre. Ce est parce que nous savons quelle est la différence entre l'industrie et l'industrie mécanique. Industries connexes, comme l'industrie automobile, un grand corps, mais pas de vapeur! Les paroles de Yazdi: Ne regardez pas dans son grand, pas l'endurance! Mère de l'Industrie a invité, mais jusqu'à présent, aucun enfant, aucun! Il était encore nourrir l'huile là et si pas détruit par le gouvernement.
Mais la force de l'industrie locale, comme l'énergie nucléaire. Après la révolution islamique a été créée: la taille de la vie d'un enfant, mais sa voix dans un monde complexe! Et les grandes puissances de la peur, et ne cachent pas leur peur. . 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۹/۱۳۹۳ - ۲۰:۰۲ نظر(0)

 زندان هاي بزرگي بنام كشور.

سازمان ملل متحد در منشور خود، همه انسان ها را برابر مي داند، ولي در عمل دنيا را به بيش از: هزار طبقه شهروندي تقسيم كرده است.

تعيين مرز ها و يا  مرزبندي بين انسان ها، خود عامل نفي تمام ارزشهاي انساني است. چرا انسان هايي كه داراي حقوق مساوي هستند، نتوانند در كشورها يا جاهايي، زندگي كنند كه در آنجا مفيد تر هستند؟

   معمولا يك بحريني حق ندارد، از بحرين بيرون برود! اگر در كشور خودش هم بماند، حق ندارد از آزادي بيان و شغل استفاده كند. شهروند افغاني وقتي وارد اروپا مي شود، او را دستگير مي كنند و برمي گردانند! و اگر يك آسيايي به آمريكا برود، مهاجر محسوب شده و: از بسياري از حقوق شهروندي محروم مي شود .

بنابر اين سازمان ملل بامرزبندي كشورها، مردم را به 199 دسته تقسيم مي كند. كه هيچكدام حق ندارند در: مرزهاي ديگري زندگي كنند. و اگر به آنجا بروند يا مسافر هستند يا مهاجر،  و از حقوق اوليه شهروندي محروم هستند. و در واقع هر گروهي يا: مردمي خارج از مرزها، شهروندان درجه دو محسوب مي شوند!

برخي ها اصلا شهروند هم،  محسوب نمي شوند! و به كشور خود عودت داده مي شوند و: يا در زندان ها نگهداري مي شوند! دليل اينهمه تحقير آن ها؛ همين منشور سازمان ملل است، كه مقرر مي دارد: هر انسان براي انتخاب شغل و: محل زندگي آزاد است؟  منشور سازمان ملل هر بيانيه اي  دارد،  براي آن زنداني هم دارد! وقتي گفته كه هيچ انساني نبايدْ بنابر عقيده خود زنداني شود و: يا اعدام شود معني اش اين است كه: بايد آن ها زنداني و اعدام شوند! زيرا تعيين مرز، همه اين امور را توجيه مي كند

  يك آمريكايي، در كشور خود اسير است. و همينطور يك فرانسوي، يا چيني چرا كه نميتواند: پاي خود را آنسوي مرزها بگذارد! فقط شهروندان پاستوريزه و درجه يك، مي توانند اين كار را بكنند. يعني گذرنامه داشته باشند، پول به اندازه كافي داشته باشند، و دولت را هم كاملا تاييد كنند!

در اروپا هم همينطور است، مردم در يك زندان بزرگ بنام: كشور زندگي مي كنند. زيرا زندان بان هاي ديگر كشورها، به او اجازه ورود نمي دهند . هر شهروند يك كشور، نسبت به 198 كشور ديگر، بيگانه و خارجي است و: بالقوه دشمن و جاسوس تلقي مي شود. و اگر پاي خود را بيرون بگذارد، فقط بايد پول خرج كند و گرنه، با چشم بدبيني به او نگاه مي كنند. و حق زندگي به او نمي دهند. حتي اگر بتواند خود را به شكل ظاهري: شهروندان درجه يك در بياورند، باز هم سهم آن ها مشاغل  پست و زيان آور است.

اما قانون اسلامي اينطور نيست، اسلام وطن مسلمانان است! حتي در يك ديد بالاتر، در اديان توحيدي  همه باهم برابر هستند.  از آن وسيع تر همه بشر با هم برابر ند، به فرموده امام علي ع آن ها، هم كيشان تو هستند در دين، و يا همنوعان تو هستند در خلقت. لذا همانطور كه حركت آنها از يك شهر به شهر ديگر، در داخل كشور اتفاق مي افتد، بايد در جهان هم همينطور باشد. گرچه تقسيم بندي سازمان مللي، حتي در داخل يك كشورهم، تبعيض ميان شهر ها را القا مي كند. يك شهرستاني نسبت به پايتخت كشورش، شهروند در جه دو بحساب مي آيد.

Classe citoyen, pas deux ou trois

  Nom de la grande prison.

La Charte des Nations Unies, tous les êtres humains à se comporter, mais dans la pratique dans le monde entier mille classe de citoyenneté est divisé.

Déterminer la limite ou des limites entre les humains, leur négation de toutes les valeurs humaines. Pourquoi sont des êtres humains avec des droits égaux, pas dans les pays ou régions, dont il existe plus utile?

    Habituellement on a le droit de Bahreïn, Bahreïn se éteint! Si vous restez dans leur propre pays, a le droit à la liberté d'expression et d'affaires. Citoyens afghans en Europe, il est arrêté et retourne! Et si vous allez à une américaine d'origine asiatique, et à titre d'immigrants de nombreux droits civils sont refusées.

Selon les Nations Unies, avec les frontières des pays, la population est divisée en 199 catégories. Qu'aucun d'entre eux sont à droite sur les frontières à vivre. Et si vous allez ou les passagers ou les immigrants, sont privés des droits fondamentaux de la citoyenneté. En fait, ne importe quel groupe ou des personnes à l'étranger, sont des citoyens de seconde classe!

Certains sont des non-citoyens, ne sont pas considérés! Et ils sont retournés dans leur pays, ou gardés en prison! Toutefois, en raison de l'humiliation, de la Charte des Nations Unies, qui prévoit ce qui suit: chaque homme de choisir et placer vie libre? La Charte des Nations Unies est une déclaration, ce est une prison! Selon son avis quand il a dit que personne ne devrait être emprisonné ou exécuté, signifie qu'il doit être emprisonné et exécuté! Parce que les frontières, ce qui justifie tous

   Un Américain, un prisonnier dans son propre pays. De même, français ou chinois parce qu'il fait: mettre vos pieds sur la frontière! Pasteurisés et les citoyens de classe, peuvent le faire. Passeports-à-dire, ils ont assez d'argent, et le gouvernement ne ont pas totalement confirmé!

En Europe aussi, les gens dans une grande prison nommés: vie à la campagne. Interdire la prison parce que d'autres pays ne lui permettent pas l'entrée. Tout citoyen d'un pays autre que 198 pays, et à l'étranger: des espions ennemis potentiels considérés. Et si vous mettez vos pieds, juste faire de l'argent, sinon, il la regarda dans les yeux de pessimisme. Et le droit à la vie, pas lui. Même se il est en mesure de façonner: les citoyens de la classe en ce qu'ils partagent encore les emplois subalternes et préjudiciable.

Mais pas Ayttvr la loi islamique, l'islam est un pays musulman! Même à une perspective plus élevée, les religions monothéistes sont tous égaux les uns aux autres. Plus largement, tous les êtres humains sont égaux, l'Imam Ali, le boursier dans la religion vous êtes, ou sont vos partenaires dans la création. Donc, comme ils se déplacent d'une ville à l'autre, se produire dans le pays, le monde devrait être bien. Bien que la classification des Nations Unies, au sein même des pays sont des partenaires, la discrimination entre les villes suggère. Une capitale provinciale du pays, est considéré comme un citoyen du monde. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۵ نظر(0)

نتيجه دوستي با عربستان : كاهش شديد قيمت نفت

دولت بازدهم مانند دولت هاي قبل، يك اشتباه استراتژبك در منطقه، داشته و دارد و آن دوستي با آل سعود است. دوستي كه بارها به خيانت "عربستان به ايران تبديل شده! ولي هميشه چشم بر آن بسته، و ناديده گرفته شده است. كمك هاي عظيم آل سعود به صدام، در جنگ عليه ايران و : كمك هاي بسيار آن به آمريكا و اسرائيل ، ايجاد گروه داعش براي حمله به ايران و..

اين ها، همه مسئله نيستند. آل سعود در مبارزه نفتي با ايران نيز، هميشه خيانت مي ورزيده و: به عنوان عضو اوپك، هميشه با غير اوپكي ها همكاري مي كرده است. و از منابع نفتي ايران، بسود خود برداشت مي نمود. چرا كه فلات ايران نسبت به عربستان، كه در منطقه اي پايين و پست تر قراردارد، باعث جاري شدن منابع ايران، به منابع پايين دستي مي شود. و براي همين استخراج بي رويه، در عربستان معمول است و آن را به: ارزانترين قيمت هم مي دهند، تا اين منابع دزدي شده بيشتر غارت شود.  

امروز هم مانند سال هاي پيش، براي چندمين بار شاهد مخالفت: عربستان با كاهش سقف توليد و: افزايش قيمت نفت بوديم. برخلاف ساده انديشي هاي دولت در مورد آل سعود، آن ها همه چيز را مي دانند و: مخصوصا با افزايش قيمت نفت مخالفت مي كنند، تا در بودجه ريزي كشور، بين دولت و مجلس و يا ارگان هاي ديگر، كشمكش و اختلاف بوجود آيد. و البته بيشترين ضرر را، خود عربستان مي بيند. ولي به مصداق ضرب المثل فارسي، از زور حسادت حاضر است: در پشت بام ايران بميرد تا: خون او به گردن ايران بيافتد!

  اكنون دولت ايران بودجه را، با هربشكه نفت 60دلار يا كمتر و بيشتر مي بندد، در حاليكه در دولت قبل، بالاي صد دلار بوده  و : بازار حتي به 120 دلار هم رسيده بود. يعني لجبازي آل سعود، بيش از 50 درصد بودجه ايران را نابود كرد. و اين البته براي دولتي كه: روي نفت زياد حساب باز كرده بود، خطر آفرين است .

اما ايران، بنا به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، براي مقابله با اين بازي ها، اقتصاد مقاومتي را تعريف كرده است. پايين آمدن قيمت نفت، باعث تضعيف جناح سوداگر و: رفاه طلب دولت مي شود. زيرا كه آنان ديگر نمي توانند، بذل و بخشش به حاميان خود، از بودجه نفتي را ادامه دهند. و حتي مجبور مي شوند، براي طرح هاي عمراني وعده داده: خودشان هم كوتاه بيايند.

در حاليكه اقتصاد مقاومتي درست، در نقطه مقابل است. يعني وضعيت جهان را واقعي تر مي بيند، و وابستگي خود را به در آمد نفت، اصلا در نظر نمي گيرد. اقتصاد منهاي نفت و: منهاي در آمد هاي غيرتوليدي را، برنامه كار هاي خود قرار داده است. و لذا جناح مخالف رشد مي كند، و برنامه هاي خود را، موفق تر پياده مي كند.

با اقتصادمقاومتي در ايران، عربستان هرچه قدر قيمت را پايين نگهدارد، به ضرر خودش است.  زيرا آل سعود فكر مي كند، اين يك گذر است و اگر، كمي صبر كند دولت ايران، از پاي در مي آيد آنوقت، ناگهان با افزايش سريع قيمت ها، زيان هاي اين سال را جبران مي كند.

بنابر اين استراتژي پيشنهادي، همكاري و حمايت از دولت، در راستاي اقتصاد مقاومتي است. زيرا پايداري دولت، عربستان را در پيش بيني سقوط ، ناكام مي گذارد و باعث: افزايش وفاق ملي در ايران مي شود. و براثر افزايش همكاري، همفكري بيشتري صورت گرفته، واقتصاد مقاومتي شكوفاتر مي شود. مانند اينكه ما شاهد: كار آفريني بسيج  و: ورود اين نيروي عظيم جهاني، به اقتصاد مقاومتي بوديم.

   از طرف ديگر چون عربستان، داراي اقتصاد مقاومتي نيست، و قدرت مقاومت در مقابل: كم شدن در آمد را ندارد، پس از يكسال، وقتي پيش بيني جبران ناگهاني: كسري در آمدش، ناكام مي ماند، به عرصه سقوط پا مي گذارد. و به همراه نژاد پرستان: صهيونيست و آمريكايي، به درك واصل مي شود..  

Ainsi l'amitié avec l'Arabie saoudite: une baisse importante des prix du pétrole est

Onzième comme le gouvernement précédent, une erreur stratégique dans la région, et a été amis avec la Maison des Saoud. Amitié qui a maintes fois trahi "par l'Arabie saoudite à l'Iran ... mais toujours près oeil sur elle, et est ignoré. Par le grand Al Saud à Saddam, la guerre contre l'Iran, les Etats-Unis et de nombreuses contributions d'Israël à la création de dash pour attaquer l'Iran et ...

Ce ne sont pas tous les problèmes. Pétrole saoudien dans un combat avec l'Iran, se est avéré capable et, en tant que membre de l'OPEP, non-OPEP a toujours été de travailler. Et de pétrole iranien, a pris sa faveur. En raison du plateau arabique, qui est situé dans une zone de plus en plus bas, le flux de ressources, les ressources en aval. Et pour l'extraction du royaume et de sa commune: ce sont les prix les plus bas, et le vol de plus de ressources pour être pillées.

Aujourd'hui, comme dans les années passées, plusieurs fois pour l'opposition: l'Arabie saoudite réduits plafond de production: la hausse des prix du pétrole étaient. Contrairement naïve sur le gouvernement saoudien, ils savent tout, surtout avec la hausse des prix du pétrole sont opposés au budget de l'Etat, le gouvernement et le parlement ou d'autres organes, les conflits et les différends surviennent. Et bien sûr, la plus grande perte, voit son royaume. Mais le vrai proverbe persan, est jaloux de la force, de mourir sur le toit du sang de son cou se produire! Maintenant, le budget de l'État, avec un baril de pétrole à 60 $ ou moins, en plus proche, mais dans le passé, plus d'une centaine de dollars, et le marché avait atteint même 120 $. Le têtue Al Saud, a détruit plus de 50 pour cent du budget. Et bien sûr, d'affirmer que l'huile avait ouvert des comptes, le risque est.

Mais l'Iran, le guide suprême a déclaré, pour faire face à ces jeux, il définit la force de l'économie. Baisse des prix du pétrole, l'affaiblissement des commerçants: l'État-providence est à la recherche. Parce qu'ils ne peuvent plus giveaway à leurs clients, à partir du budget de continuer à huile. Et même forcée à des projets de développement promis: Ils viennent courte.

Alors que la véritable force de l'économie, ce est le contraire. L'état réel du monde voit, et sa dépendance des recettes pétrolières, n'a pas tenu compte. Economie moins d'huile, moins le prix de marché doit couvrir hors de lui, mis leur ordre du jour. Par conséquent, l'opposition est en croissance, et de ses programmes, la mise en œuvre est plus efficace.

La force de l'économie en Iran, l'Arabie saoudite comme vous maintenir les prix vers le bas, au détriment de sa propre. Parce que le Al Saud pense, et si ce est une transition, un peu de patience du gouvernement iranien, est tué puis, soudain, avec une hausse rapide des prix cette année pour compenser les pertes.

Selon cette stratégie, soutenue par le gouvernement, en ligne avec la force de l'économie. Parce que la stabilité du gouvernement, la baisse prévue en Arabie Saoudite, va échouer et provoquer une augmentation de l'accord national. Et grâce à la coopération accrue, une nouvelle consultation a eu lieu, la force économique plus prospère. Comme nous l'avons vu, la mobilisation et l'esprit d'entreprise: la force énorme dans l'économie mondiale avaient résistance. D'autre part, comme l'Arabie saoudite, l'économie ne est pas la résistance, et la résistance: pas de perte de revenus, après un an, quand une prédiction compensée soudaine: déficits en jetant échouent, tomber dans le domaine de promenades. Et avec le racisme: les sionistes et les États-Unis, où l'enfer est ..