X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۰ نظر(0)

!

قبله اول و دوم مسلمانان، به طور سحر آميزي به هم وابسته هستند. زماني كه تخريب مكه و مدينه آغاز شد، سلفي ها به صهيونيست ها هم، براي تخريب مسجد الاقصي هم كمك كردند. امروز ما مي بينيم در حاليكه  تخريب: هرنوع آثار تاريخي و حتي يك درخت، جرم محسوب مي شود. ولي تخريب مكه و مسجد الاقصي، از اين قانون مستثني است!

سلفي ها يا همان تكفيري ها در عربستان، هر روز نقطه اي از تاريخ پيامبر  اسلام را، تخريب و بجاي آن جاده و هتل مي سازند! و صهيونيست ها، يا همان سلفي هاي يهودي! هم در يك مسابقه مشمئز كننده،  قبله اول مسلمين را تخريب مي كنند. و سازمان خيانت كار يونيسف هم، كاملا اين كار ها را تاييد مي كند.

البته يك جنبه اين كار خوب است! چرا كه چهره خيانت كاران را آشكار تر كرد. امروز همه ميدانند كه اسرائيل و آْل سعود يك ريشه دارند! و هردو از قوم يهود نژاد پرست هستند. صهيونيست ها در اسلام، وهابيت يا سلفي و تكفيري ها را دارند، و در مسيحيت هم نژاد پرست ها را،  و اكنون هرسه اين گروه، درگير نفرت مردم هستند!

در عربستان آل سعود در حال نابودي است، و مي خواهد با تخريب مكه و مدينه، اسلام را هم با خود نابود كند. در اسرائيل هم صهيونيست ها، پس از جنگ 52 روزه غزه، ديوانه شده و به سيم آخر زده اند! و در آمريكا هم نژاد پرست ها، پليس آدمكش را تبرئه كرده اند، تا گور خود را بكنند!

كار مستضعفين دنيا، از يكطرف مشكل است كه: بايد در چند جبهه مبارزه كنند، و از طرف ديگر شادي بخش است، چون ديگر فريب نمي خورند! شايد ظاهرا شكست بخورند، ولي فريب نمي خورند.

البته همه اين فساد ها ريشه واحد دارد! كه اغلب مردم فريب مي خوردند. به همين دليل  تاكنون، مبارزات به نتيجه نمي رسيد. ريشه صهيونيسم و امپرياليزم، در ارتجاع عرب است. و اگر تا كنون مبارزات مردم فلسطين و آمريكا، به نتيجه نرسيده براي اينكه فكر مي كردند، ريشه در آمريكا و اسرائيل است! و هرچه آن را قطع مي كردند، به نتيجه نمي رسيدند.  زيرا آن ها شاخه يودند و: بدون قطع ريشه، شاخه دوباره بوجود مي ايد.

آمريكا هرچه بدهكار تر مي شد، چون پشتش به دلار هاي نفتي عربستان! گرم بود هميشه در ميدان مبارزه بود! اسرائيل هم با تمام شكست هايي كه مي خورد، روزانه 89 ميليون دلار كمك مالي آمريكا را، در پشت سر خود داشت. لذا هيچوقت كوتاه نمي آمد ! ولي امروز همه چهره عربستان را شناخته اند، و گول دلار هاي نفتي را نمي خورند.

در آئين رزمي اسلام ، امام علي و پيامبر اسلام مي فرمودند: اگر در جنگ كسي فرار كرد، او را دنبال نكنيد! مگر اينكه عقبه داشته باشد. يعني كسي باشد كه اين فراري ها را، دوباره سازمان دهي كند و: به جنگ با اسلام بفرستد. اكنون هم فروپاشي آل سعود، فروپاشي آمريكا و اسرائيل هم هست. زيرا تا ديروز آن ها به سعودي ها، دلگرم بودند ولي امروز سعودي ها هم، در حال نابودي هستند.

زماني بود كه تا آمريكا كمك مالي مي خواست، سعودي ها بدون پرسش، قرارداد هاي ميلياردي: خريد از آمريكا را مي بستند، و قبل از تحويل! دلار ها را مي پرداختند. يا اگر آمريكايي ها در بورس كم مي آوردند، بلافاصله بن لادن ها، همه سهام هاي ورشكسته را، با بالاترين قيمت مي خريدند! اما امروز ديگر القاعده، خودش در گير است و: بن لادن را از دست داده است و« از آن بخشش هاي ميلياردي خبري نيست. الان آمريكا و اسرائيل و: حتي سعودي ها پول ندارند: حقوق پليس و گارد محافظ را بپردازند! و همين روز ها است كه پليس خودشان، آن ها دست بسته تحويل مردم دهند! زيرا طولي نخواهد كشيد كه: خواهند فهميد نه تنها پاداش، بلكه اصلا حقوق هم دركار نيست
Way de détruire Israël a été ouvert!
La première Qibla des musulmans, le Magic sont interdépendants. Depuis le début de la destruction de la Mecque et de Médine, les salafistes sont sionistes, a également contribué à détruire la Mosquée Al-Aqsa. Alors que la destruction que nous voyons aujourd'hui: des monuments et même un arbre, est un crime. La destruction de la Mecque et la mosquée Al-Aqsa, est exempté de cette obligation.
Ou comme Takfir salafistes en Arabie Saoudite, ne importe quel jour du Prophète de l'Islam, la destruction et au lieu construire des routes et hôtels! Et les sionistes ou l'avenir juive! Dans une course dégoûtant, la première Qibla des musulmans à l'échec. Et l'organisation trahison UNICEF, confirme pleinement ces choses.
Cependant, un aspect de ce travail est bon! Pourquoi les conservateurs qui ont trahi son visage pour révéler davantage. Aujourd'hui tout le monde sait que Israël et l'Arabie ont une racine! Tant le peuple juif est raciste. Sionistes dans l'islam, le wahhabisme ou inductive et les excommuniés, et dans le raciste de christianisme, et maintenant tous les trois de ces groupes sont impliqués dans les gens haineux!
Arabie Saoudite est en déclin, et veut détruire la Mecque et de Médine, l'islam de l'auto-détruire. Sionistes en Israël, après la guerre de 52 jours contre Gaza était fou devenu fou! Et en Amérique sont racistes, meurtriers acquitté les policiers ont à faire leurs tombes!
Privés du monde du travail, d'une part le problème est que nous devons nous battre sur plusieurs fronts, et l'autre est joyeux, parce que d'autres ne sont pas dupes! Il semble à l'échec, mais ne sont pas trompé.
Bien sûr, tout de cette corruption est la racine! La plupart des gens ont été trompés. Jusqu'à présent, la campagne n'a pas abouti à une conclusion. Racines du sionisme et de l'impérialisme, les réactionnaires arabes. Et si jamais vous lutte du peuple palestinien et des États-Unis, n'a pas été pensé pour être enracinée dans les États-Unis et d'Israël! Et comme il est coupée, les résultats ne étaient pas. Parce qu'il avait des ramifications sans couper les racines, les branches se poser à nouveau.
Comme plus de la dette américaine, parce que l'huile Arabie en dollars! La lutte était toujours chaud! Israël est un échec qui mange toute la journée pour 89 millions $ en fonds américains, à l'arrière de sa tête. Il ne manque jamais de venir! Tous les chiffres sont connus, mais l'Arabie saoudite, et les Gaulois ne mangent pas de dollars de pétrole.
En combat la religion de l'Islam, l'Imam Ali et le Prophète a dit: Si un homme a fui la guerre, il ne regardait pas! Sauf se ils ont Aqaba. Ce est à dire quelqu'un qui échappe à réorganiser et à envoyer la guerre avec l'islam. Maintenant l'effondrement de l'Al Saud, l'effondrement des États-Unis et Israël ainsi. Parce que dans le passé pour les Saoudiens, les Saoudiens sont encourageants, mais aujourd'hui, ils sont détruits.
Les Etats-Unis, où l'aide financière est demandée, les Saoudiens sans aucun doute contrat d'un milliard: Ordre de l'Amérique fermé, et avant la livraison! Dollars sont payés. Ou si les Américains étaient faibles en stock, bin Laden immédiate, tout le stock en faillite, avec le plus haut prix pour acheter! Aujourd'hui, al-Qaïda, il est impliqué: Ben Laden est perdu et que «ce ne est rien à pardonner milliards. Maintenant les USA et Israël, même les Saoudiens ne ont pas d'argent, payer les salaires de la police et les gardes! Le même jour, que les policiers eux-mêmes, ils sont fermés à la livraison du public! Il ne faudra pas longtemps qui permettra de trouver non seulement enrichissante, mais la loi ne fonctionne pas! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۳ نظر(0)

 

اين بار نبايد كوتاه بيايند و عقب نشيني كنند، زيرا كه همه سرمايه هاي آمريكا ، متعلق به آنان است و" نبايد از بين برود. بزرگترين سرمايه هر كشور و: هرملتي سرمايه هاي انساني آن است. كه اكنون بحمدالله  اين سرمايه ها، بدست آمده است. شورشگران خياباني 170شهر در آمريكا، همگي سرمايه اين انقلاب بزرگ هستند. كه اگر خوب سازماندهي شوند، به سرنوشت 99درصدي ها، و ديگران مبتلا نمي شوند.

دومين يا مهمترين سرمايه، آموزش و تداوم تيروي انساني است. كه به آن استقامت يا مقاومت مي گويند. يعني بايد كه اين افراد، آموزش ببينند و در مسير واحدي هماهنگ شوند، و از پراكندگي نيرو جلوگيري شود. البته براي آموزش آنان، مي توان از ايراني تبارها كمك گرفت . اينان در آمريكا بسيار زياد هستند، و هنوز هم مي توانند بيشتر از اين رشد كنند.

ايرانيان مقيم  بهتر از ديگران مي توانند: دراين راه كمك كنند. چرا كه  زبان فارسي و انگليسي را، وارد هستند و ميتوانند: منابع آموزشي را مستقيما از ايران تهيه نمايند. و يا از سايت ماهين نيوز و: ديگر سايت هاي ايراني، بردارند و ترجمه كنند. البته تعدادي از ايرانيان هم، هستند كه با نژاد پرست ها همكاري دارند. لذا بايد مواظب بود كه از آن ها استفاده نشود.

بايد متوجه بود اين افراد، معمولا به سازمان هاي ضدانقلاب، مانند مجاهدين خلق وابسته اند. و براي درآمد خود، اقدام به فروش اطلاعات نظامي و: هسته اي ايران به اسرائيل مي كنند، در آمريكا هم اكثراين ها در: سازمان خيريه هستند و از مردم، گدايي مي كنند تا امورات خود را بگذرانند.

سومين سرمايه يا: عامل محافظت از انقلاب فرگوسن، تامين مالي و اقتصادي نيروها است. آن ها براي ايستادگي در مقابل: غول ثروت و قدرت دنيا، نياز به صرف وقت و انرژي، و حتي انجام هزينه هاي مالي دارند. و بايد كه اين نياز مالي و اقتصادي، و حتي رفاهي آنان تامين شود.

انقلابيون فرگوسن بايد بدانند كه: نماينده واقعي ملت آمريكا هستند، و لذا همه امكانات مالي شركت ها، موسسات به آن ها تعلق دارد و: آن ها ميتوانند به دو صورت، اين اموال را هزينه كنند : يا مستقيما به مردم اجازه دهند تا: به انبار كالاها و مواد غذايي بروند، و آن را مصادره كنند و: براي خود و دوستان خود، به اندازه نياز بردارند.  و يا اينكه از مديران آن ها، بخواهند كه به انقلاب پيوسته و: هزينه هاي مالي انقلابيون را بپردازند.

بنابر اين، كليه شركت ها و كار خانجات آمريكايي، بر دو دسته مي شوند: يا از انقلاب اطاعت كرده و: هزينه هاي انقلابيون را مي پردازند، و يا با آن مخالفت مي كنند. كه در اين صورت، مديران آن فورا بايد عزل شوند و: به خانه هاي خود بروند و: كار را به مديران انقلابي بسپارند.

البته ممكن است گروه سومي هم باشند، كه بخواهند با نژاد پرستان همكاري، و در مقابل انقلابيون كارشكني كنند. اين گروه بايد در دادگاه صحرايي، محاكمه و اعدام شوند.  زيرا جرم آن ها اخلال در اقتصادمردم و: دزديدن ثروت هاي عمومي، و اقدام به كلاهبرداري و: سوء استفاده شخصي است. آن ها سال هاست كه اقتصاد آمريكا را، براي سود و منافع شخصي نابود كرده اند. و امروز، روز پس دادن همه آن چيزهايي است كه: زير لواي نژاد پرستان، از مردم دزديده اند.

اگر اين ستمگران نباشند، مردم آمريكا باهم مهربان خواهند بود، و در كنار هم،  زندگي مسالمت آميزي خواهند داشت. همانطور كه در ايران و عراق، مي بينيم  در ايام محرم و اربعين، همه به هم كمك مي كنند. و 19 ميليون زائر امام حسين ع در: حدود بيش از 40 روز، نه گرسنه مي مانند و نه، بي خانمان مي شوند. هرچقدر صف پياده ها بيشتر مي شود، صف اطعام و غذا دادن هم، بيشتر مي شود و: در مسير صدها كيلومتري اين زائران، همه چيز رايگان و مهيا است. مردم آمريكا هم به انقلابيون، همه گونه كمك كنند تا: آن ها دغدغه ديگري نداشته باشند.   

Tous les fonds pour les révolutionnaires de Ferguson.

Le temps d'agir, en particulier courte retraite, car ils ont tous les actifs américains leur appartenant, et "devrait être éliminée. La capitale de chaque pays et chaque nation est son capital humain Heureusement, maintenant le gain en capital. est obtenue. 170 insurgés rue de la ville en Amérique, ils sont la capitale de la Grande Révolution., si elle est bien organisée, le sort de 99 pour cent, et d'autres ne sont pas affectés.

Le second et le plus important investissement, la formation continue et la thyroïde humaine. Ils disent que endurance ou de force. Cela signifie que ces gens doivent être formés et être intégrées dans la même direction, et la répartition du pouvoir peuvent être évités. Cependant, leur formation, nous pouvons vous aider origine iranienne. Ils sont énormes, et peut encore grandir que cela.

Les Iraniens sont mieux que d'autres: dans cette façon d'aider. Comme farsi et en anglais, et peut importer, préparer du matériel de formation directement à partir de l'Iran. Ou Karimi site Nouvelles et: d'autres sites en Iran, arrêter et traduire. Le nombre d'Iraniens, qui sont les racistes et de la coopération. Nous devons veiller à ce qu'ils ne utilisent pas.

Doit être conscients d'eux, généralement organisation contre-révolutionnaire, comme MEK dépendante. Ainsi qu'à leurs recettes, vend informations militaires: Israël est un Iran nucléaire, les Etats-Unis, la majorité de ces organisations sont des organismes de bienfaisance et les personnes, les suppliant de prendre leurs propres affaires.

Le troisième capitale: la protection de la MF, les forces économiques et financières. Pour tenir en face d'eux: la richesse et la puissance géant dans le monde, la nécessité d'investir du temps et de l'énergie, et les coûts financiers sont même en train de faire. Et pour les besoins économiques et financiers, et même fournir leur bien-être.

Ferguson révolutionnaires doivent savoir que le peuple américain sont les véritables représentants, et donc tous les établissements financiers, les institutions et leur appartient: ils peuvent soit le cas, le coût de la propriété, soit directement à permettre aux gens de Entrepôt et de la nourriture pour aller, et ils ont confisqué pour eux-mêmes et de leurs amis, de prendre les mesures nécessaires. Ou à leurs gestionnaires qui veulent participer à la révolution, les révolutionnaires coûts financiers à payer.

Par conséquent, toutes les entreprises des États-Unis, il ya deux catégories: soit obéissent la révolution et les révolutionnaires frais payés, et ils s'y opposent. Dans ce cas, les gestionnaires doivent être retirées immédiatement et d'aller à leurs maisons, travailler à mémoriser les dirigeants révolutionnaires.

Vous pourriez être un troisième groupe, dont ils co-racisme, et de sabotage contre les révolutionnaires. Ce champ doit avoir à la cour, jugé et exécuté. Parce que la masse du peuple et de perturber l'économie: voler la richesse publique, et de tentative de fraude et d'abus usage personnel. Ça fait des années que l'économie américaine au profit d'intérêts privés ont été détruits. Et le jour après que toutes les choses que le nom racistes, les gens ont volés.

Si ce ne est pas les oppresseurs, le peuple américain va être bon pour l'autre, et, ensemble, ils auront une vie paisible. Comme en Irak, voir Muharram quarantième jour, tout cela pour aider. Et 19 millions de pèlerins de l'Imam Hussain AS dans environ 40 jours, pas mourir de faim et ne pas devenir sans-abri. Beaucoup plus file d'attente des piétons, la file d'attente à la fois l'alimentation et de la nourriture, et plus au cours de centaines de kilomètres de pèlerins, tout est fourni gratuitement. Le peuple américain sont révolutionnaires, contribuent tous à des espèces: ils ont d'autres préoccupations. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۳ - ۲۱:۵۱ نظر(0)

بسياري از روشنفكران  سعي دارند ، اسلام را دين شمشير معرفي كنند! و همانطور كه دشمنان مي خواهند، اسلام را با تروريسم يكي كنند. البته يكي از خوبي هاي ظهور و سقوط داعش، همين بود كه مفاهيم مورد: مناقشه را روشن تر كرد. و نشان داد دشمن وقتي نتواند، تحليل درستي بكند،  يك تحليل از خودش مي سازد! و آن را بنام اسلام معرفي، و بعد هم از آن انتفاد مي كند.

قانون دشمني مي گويد: ابتدا بايد از بيرون حمله كرد! و در صورتي كه نتوانستيم، بايد از درون حمله كنيم. در تاريخ اديان هم، اين كار كاملا مشخص است. مثلا در عهد عتيق، رومي ها تا سيصد سال، با مسيحيت رو در رو جنگيدند، تا مانع رشد آن بشوند. ولي وقتي ديدند نمي توانند، جلوي حقيقت را بگيرند، قيصر روم ناگهان مسيح و پيغمبر  شد! و نامش را گذاشت پولس رسول.   و در همان زمان هم، اناجيل نوشته يا جمع آوري شدند

در دين كليمي يا يهوديت هم همين است. سامري در جبهه مخالف حضرت موسي بود، بطوريكه حضرت موسي به دستور خدا،جسد او را سوزاند و: خاكسترش را به دريا ريخت، تا نشاني از آن باقي نماند. ولي اكنون سامري ها بزرگترين قوم يهودي هستند! و طلا پرستي و دنيا دوستي، مظهر يهوديت است كه درست، در نقطه مقابل آخرت گرايي مسيحيت قرار دارد.  در اسلام هم ابوسفيان، دشمن اصلي پيامبر بود ولي، ناچار مسلمان شد ! اسلام اوردن او در فتح مكه اتفاق افتاد، پيامبر هم خانه او را ، يكي از محل هاي  امن، براي افرادي كه تسليم شدند، معرفي كرد. اما ابوسفيان ايمان نياورده بود! و در صدد انتقام بود، بعد پسرش معاويه، از پسر عموي پيامبر انتقام گرفت، و نوه اش يزيد، نوه پيامبر را در صحراي كربلا شهيد كرد.  اين دشمني تا آخرالزمان ادامه دارد، چنانچه سفياني يكي از: دشمنان امام زمان است

درست در زمان ما، اين نسل خبيث به آل سعود مي رسد!  نگرش وهابيت همان تخريب پيامبر است، كه با تخريب مقبره ها و جلوگيري از: زيارت قبور مطهر صورت مي گيرد. آنان با لباس عربي، از قبر جرج واشنگتن زيارت مي كنند! و براي آن گل هديه مي كنند، ولي زيارت قبر پيامبر را حرام مي دانند.

 اينان حكومت خود را با ترور و: وحشت بنا كردند. در آعاز حكومت، سعود الفيصل دشمنان خود را، با شمشير گردن مي زد و تكبير مي گفت! و زير پرچم سياه، با خون آنان وضو مي گرفت، و نماز شكر بجا مي آورد! و همين روال تا امروز ادامه دارد. و لي تا كنون كسي به آن انتقاد نكرده بود،

 با اينكه خودشان شمشير  را در پرچم، درج كردند ولي ديگران را، به خونريزي و كشتار  متهم مي كردند.

لذا چهره واقعي اسلام پوشيده مي ماند. چهره مهرباني مذهب، و اديان توحيدي به چهره خشن: جنگ هاي صليبي تبديل مي شد. در حاليكه منطق و مهرباني، اساس دين است و: دشمنان چون در برابر منطق دين، ناتوان بودند  لذا به دروغگويي و: تهمت زدن روي مي اوردند. امام حسين ع در مقابل لشكر دشمن، بجاي جنگ  سخنراني مي كرد! ولي آنان هلهله مي كردند، تا صدايش شنيده نشود. همان كاري كه در زمان پيامبر، و موفع قران خواندن ايشان، مي كردند تا مردم با: كلام الهي آشنا نشوند، اكنون نيز بعنوان حقوق بشر، جلو آمده اند تا، كسي به صداي خدا گوش ندهد. 

Qui, suivant la même logique, nous sommes en colère.

Beaucoup d'intellectuels tentent de l'islam comme religion de l'épée présenter! Et comme ils étaient des ennemis de l'islam avec le terrorisme est l'un d'entre eux. L'ascension et la chute de l'un des Dash ainsi, les mêmes concepts: le conflit plus claire. Et quand l'ennemi était incapable de faire une bonne analyse, une analyse se fait! Et le nom de l'Islam, et alors il sera critiqué.

La loi de l'hostilité dit que vous devez être attaqué de l'extérieur! Et si elles pouvaient être attaqués de l'intérieur de nous. Dans l'histoire des religions, il est tout à fait remarquable. Par exemple, dans l'Ancien Testament, les Romains, trois cent ans, le christianisme a lutté face à face, ils cesser de croître. Mais quand ils le font, ce sera la vérité, le Christ et le Prophète était une fois un César romain! Son nom était Paul. Dans le même temps, les Évangiles ont été écrits ou collectés

Dans la religion juive, ou le judaïsme est la même. Samaritan Moïse était sur le côté opposé, de sorte que l'ordre de Moïse, et son corps brûlé, les cendres ont été versés dans la mer, de sorte qu'il ne reste pas. Mais maintenant, la Samaritaine et le peuple juif sont! Et l'or et de culte mondanité, le véritable symbole du judaïsme, le christianisme est à l'opposé de l'orientation de la vie. Dans l'Islam, Abu Suffian, son principal ennemi, cependant, était devenu un musulman! Il est arrivé à l'islam à La Mecque, le Prophète de sa maison, un endroit sûr pour ceux qui se sont rendus, a été introduit. Mais Abu Suffian n'a pas cru! Et a été en quête de vengeance après que son fils, Al, cousin du Prophète, la vengeance, et son petit-fils Yazid, le petit-fils du prophète dans le désert de Karbala martyrs. L'ennemi se poursuivra jusqu'à la fin des temps, si Safiyani un des ennemis de l'Imam

Juste à temps, la génération de l'Al Saoud est méchant! Wahhabisme est la destruction de l'attitude du Prophète, qui empêche la destruction des tombes et les tombes de saint pèlerinage se produit. Ils se sont habillés en arabe, est le pèlerinage à la tombe de George Washington! Et pour le don de fleurs. Mais sa tombe est considérée comme illicite. Ils ont régné par la terreur, la panique intégré. Au début du gouvernement, Saud al-Faisal vos ennemis avec l'épée de son cou et dit Takbir! Sous le drapeau noir, et leur sang était ablutions et la prière apporte gauche de sucre! Et ce processus se poursuit aujourd'hui. Mais jusqu'à présent, ne ont pas été de critiquer, avec les épées eux-mêmes dans le drapeau, mais d'autres l'ont écrit, l'effusion de sang accusé.

Le vrai visage de l'Islam demeure inconnu. Type visage de la religion, et religions monothéistes dans le visage de la violence: les croisades ont été converties. Alors que la logique et la gentillesse, la religion et les ennemis comme la logique de la religion, ont été incapables de mentir et donc tourné la calomnie. Imam Hussain comme dans l'armée de l'ennemi, à la place de la parole! Mais ils se réjouissaient, d'être entendu. La même chose à l'époque du Prophète et le Coran MVF les lire, afin que les gens ont fait: je ne sais pas la Parole de Dieu, maintenant et pour les droits de l'homme, se sont présentés, qui ne écoute pas la voix de Dieu. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۸ نظر(0)

سربازان آمريكايي، پادگان ها را تحويل مردم بدهند!

اي سربازان و افسران، و اي فرماندهان آمريكايي، پادگان ها را هرچه زودتر به مردم تحويل دهيد! و بدانيد كه اين پادگان ها، از پول اين مردم و ماليات آن ها درست شده، و نبايد برعليه آنان به كار گرفته شود. مراكز نظامي و امنيتي  و پليس شهري، همه بايد تسليم شوند و، از كشتن مردم يا دستگيري و آزار آنان،  دست بردارند. اين پيام انقلاب فرگوسن است.

در تئوري شورشگري علمي،  هر شورشگري شهري، بايد به تصرف پادگان ها و : مراكز نظامي و پليسي، تو سط انقلابيون بيانجامد. و گرنه اين حركت و نهضت مقدس مردم، جنبه خرابكاري و تبهكاري گرفته، و از سوي ان مراكز پليسي،  دستگيري ها ادامه مي يابد. البته در تصرف مراكز پليسي و: مراكز امنيتي ضد مردمي در شهر هاي آمريكا، اين كار كمي مشكل است، ولي بايد هرچه سريعتر صورت گيرد.

مشكل كار از آنجا شروع مي شود كه: اساس حكومت مركزي آمريكا، بر كشتار و  وحشت بنا شده است . كساني كه فله اي! انسان مي كشتند، روي كار آمدند و حكومت مركزي را، در ايالات متحده تشكيل دادند . كشتار گله اي آن ها، ابتدا از سرخپوستان شروع شد.

انگليسي هاي خبيث و: فرانسوي ها و پرتقاليها و اسپانياي متجاوز، بجاي تشكر از مردم بومي كه، آن ها را هندي مي پنداشتند، آن ها را كشتند! تشكر آن ها از افراد و صاحبان اصلي آمريكا، گلوله هاي سربي بود. آن ها بجاي اينكه از مردم بومي آمريكا، كه اجازه داده بودند فراري ها و: جنايتكاران اروپايي در آنجا زندگي راحتي داشته باشند، از آن ها تشكر كنند، آن ها را مي كشتند!

و براي همين است كه از دولت: استراليا و كانادا و  اسرائيل هم، حمايت مي كنند. چون آن ها هم سر زمين ديگران را، اشغال و مردم بومي را، قتل عام مي كنند. حالا با چنين رژيم جنايتكاري كه، بيش از دويست سال سابقه كشتار و خشونت، و تجاوز تحت عنوان سازمان ملل و: حقوق بشر دارد، مردمي با دست خالي چه ميتوانند بكنند؟

البته دويست سال چه كنم؟ چه كنم! براي فكر كردن مردم آمريكا كافي بود. و ديگر نبايد وقت را تلف كنند، و به چه بايد كرد؟ زمان را از دست بدهند. مردم ايران به آن ها ياد دادند: كه چه بايد بكنند! مردم ايران هم تا سال 1356 از: خود مي پرسيد چه بايد كرد؟ دكتر شريعتي و ديگر استاتيد مبارز هم، همين را در كتاب هاي خود منعكس مي كردند. ولي در سال 1357 فهميدند چه كنند. آن ها به دستور امام خميني ره ، با دست خالي به جنگ دشمن مسلح رفتند.

در حاليكه خيابان ها پر از تانك و تفنگ بود، با گل به خيابان ها آمدند! و به لوله هاي تفنگ سربازان، گل گذاشتند و: سربازان هم، فهميدند چه بايد بكنند! آن ها از پادگان ها فرار كردند، و پادگان ها خالي از سرباز شد. فرماندهان بدون سرباز هم، باز نمي دانستند چه بايد كرد؟ ولي بالاخره فهميدند و: خود را تسليم مردم كردند! ماه بهمن سال 1357 پر است از: عكس هاي يادگاري پيوستن ارتش و پليس به مردم، و دريافت حلقه هاي گل بجاي گلوله!

و حالا همان علامت سوال »چه بايد كرد بزرگ« بر سر مردم آمريكا سايه انداخته، و آن ها بدانند كه دولت آمريكا، ديگر پولي ندارد به پليس و ارتش بدهد و لذا بدون جيره و مواجب، مردم را كشتن يا دستگير كردن، بهتر است يا پيوستن به مردم؟!

Soldats américains, la garnison de renoncer à leur peuple!

Les soldats et officiers, et les commandants américains, les casernes dès que les gens soumettent! Et sachez que les casernes, des personnes et de l'argent des impôts qu'ils ont fait, et ne devraient pas être utilisées contre eux. Militaire, de la police et de la sécurité dans les centres urbains, tous doivent se soumettre, en tuant ou en arrêtant et en harcelant les arrêter. Ferguson est le message de la révolution.

Insurrection en théorie scientifique, toute insurrection urbaine, pour capturer la garnison et militaire et de la police Centers, vous finissez par les révolutionnaires. Sinon, le mouvement et le mouvement du peuple saint de vandalisme et la criminalité, et par la police, les arrestations ont continué. La police a saisi les centres contre la sécurité publique aux États-Unis, ce est un peu difficile, mais cela doit être fait dès que possible.

Parce que le problème est que le gouvernement central des États-Unis, est basé sur la destruction et la terreur. Ceux vrac! Homme tué, et le gouvernement central est arrivé au pouvoir, les États-Unis ont participé. Destruction de leurs troupeaux, les Indiens ont commencé.

Evil Invaders et en anglais, français et portugais et espagnol, au lieu de remercier les peuples autochtones, les Indiens eux a vu, les tuer! Les auteurs remercient les personnes des États-Unis, a été la grenaille de plomb. Au lieu de les peuples amérindiens, qui ont été autorisés à se échapper et, en Europe, où les criminels ont une vie confortable, les remercier, ils les ont tués!

Ce est pourquoi le gouvernement de l'Australie, le Canada et Israël, le soutien. D'autres parce qu'ils sont sur le terrain, l'occupation et les peuples autochtones, leur massacre. Maintenant, avec un tel régime que, plus de deux cents années de destruction et de violence, et d'agression que les Nations Unies et les droits humains, les personnes ayant les mains vides peuvent faire quoi?

Mais deux cents ans, quoi? Que dois-je faire? Ce était assez pour penser le peuple américain. Et nous ne devrions pas perdre de temps, et que dois-je faire? De temps à perdre. Peuple iranien sont enseignées: quoi faire! Jusqu'à 1356, le peuple iranien: Que dois-je lui demander? Shariati et l'autre instructeur de combat, cela se est reflété dans leurs livres. Mais en 1357, ce qu'ils ont appris. Ils ont ordonné à l'Imam Khomeini, armés de rien à combattre l'ennemi.

Alors que les rues étaient remplies de chars et de canons, avec des fleurs dans les rues! Des soldats avec des fusils et des tubes, des fleurs et des soldats placés savaient aussi ce qu'il faut faire! Ils ont fui les casernes et les casernes des troupes étaient vides. Les commandants des troupes sans, ne sachant toujours pas quoi faire? Mais finalement compris et, de céder leurs personnes! Février 1357 est plein de photos souvenirs de personnes se joignent à l'armée et la police, et a reçu une fleur anneaux au lieu de balles!

ou rejoindre les gens? 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۹/۱۳۹۳ - ۲۰:۵۳ نظر(0)

نفت ايران با بيش از يكصد سال عمر، قديمي ترين سازمان ها و شركت هاي جهاني را دارد. اما به دليل ملاحظاتي چند، هميشه برعليه منافع داخلي كار مي كرده است يكي از ملاحظات، پذيرش آقايي انگليسي ها بود! يعني در جنوب ايران، شهرك ها و يا شهر هايي درست شد كه،بر در آن مي نوشتند: ورود ايراني و سگ ممنوع است! حالا اگر در آمريكا مي نوشتند: ورود سگ و سياهپوست ممنوع است، هموطنان خودشان بودند ، و يا لا اقل دست بالا را نسبت به سياهپوستان داشتند. ولي وقاحت در اين جا، به حدي بالا بود كه از مرز نفهمي، و دريوزگي هم عبور مي كرد.

يك طرف قضيه انگليسي ها بودند كه، شركت داشتند و نفت را  استخراج و  مي بردند. ولي طرف ديگر خود ايراني ها بودند كه، به آن ها پرو بال مي دادند! و خدمت به آن ها را بهتر از : خدمت به ايراني ها مي دانستند.  اين خود باختگي، از زمان ناصرالدين شاه آغاز شد كه: عاشق فرنگ بودند و، ايران و ايراني را مي فروختند تا: به سفر فرنگ بروند.

اعقاب اين قجر ها، هنوز هم هستند و لازم نيست، زياد به مغز خود فشار بياوريم!  همين سازمان مجاهدين خلق كه، رهبر خود را مريم عضدانلوي قجر انتخاب كردند، با همين سنت تا كنون ادامه زندگي داده اند. فروش اطلاعات ايران، حداقل كاري است كه انجام مي دهند. اما دست آن ها برسد، تمام ايران را هم مي فروشند.

دليل دوم ضعف مطالعاتي يا: عقب نشيني حقوقي ايران بوده است. مثلا وقتي نفت را صد ساله، به ويليام ناكس فروختند، بعدا مي توانستند درخواست تعديل يا: ادعاي خسارت بكنند، ولي كسر شان خود دانستند كه، به خاطر چند ميليارد دلار در آمد نفتي، اعتراضي به اهالي بريتانياي كبير بكنند. براي دليل دوم هم لازم نيست چراغ به دست بگيريم، و دنبال آن بگرديم! از قرارداد كرسنت بگير و بيا .... عقلاي قوم مي گويند: ما كه نفت زياد داريم، چه عيبي دارد كمي هم، ديگران سود ببرند! البته اين حاتم بخشي و گشاد بازي آنان، خوب است ولي حواسشان نيست كه: از جيب بيت المال دارند مي بخشند! نه از جيب خودشان. حتي وقتي به آن ها مي گوييم كه: همسايه ها از منابع نفتي و گازي مشترك، سو استفاده مي كند مي گويند: برو  قوي شو اگر راحت جان طلبي!

يعني اگر قطر، سكو زده و گاز ما را مي برد، عيب ندارد ماهم سكو بزنيم و ببريم. از آن ها بيشتر هم ببريم!  و تا موقعي كه سكو نزده ايم، اين حق آن ها است كه: منابع ما را به تاراج ببرند! اين را همان ساده انديشي: ناصرالدين شاهي مي گوييم! مگر قانون جنگل است؟ هركس زور ش رسيد، هرچه قدر خواست ببرد؟ و صاحب اصلي آن مانند كفتار، ته شكار را ليس بزند؟ ان هم كشور هاي كوچك مثل قطر و امارات  و عربستان  به ما زور بگويند؟

   پس حقوق بين الملل و حق مالكيت، و احترام به اموال و داراييها، و امنيت سرمايه ها چه مي شود؟ آيا امنيت سرمايه گذاري و: جلوگيري از دزدي، فقط براي خارجي ها است؟ اموال خودي را هرچه ببرند عيب ندارد؟  اين است كه مي گوييم بجاي اينكه، به فكر ايجاد پالايشگاه و رقابت با: فطر باشيم، بياييم از راه قانوني، جلوي دزدي از منابع مشترك را بگيريم. يعني در كنار جنگ سخت افزاري ، دفاع نرم افزاري از: حقوق نفتي را هم داشته باشيم

La lutte pour les droits du logiciel de pétrole iranien

Pétrole iranien par plus de cent ans, et les plus anciennes sociétés dans le monde. Toutefois, en raison de plusieurs considérations, toujours travailler contre les intérêts nationaux est l'une des considérations, l'admission était un homme britannique! Ce est à dire dans le sud de l'Iran, les villes ou les villes qui étaient vraies, alors écrit l'entrée est interdite en Iran et les chiens! Maintenant, si les États-Unis a écrit: et chiens noirs sont interdits, leurs propres compatriotes, ou au moins eu le dessus sur les Noirs. Mais l'énormité de la place, dans la mesure où la frontière a été fermée, et a également adopté un mendiant.

A côtés britanniques qui ont participé et ont pris le pétrole et les mines. Les Perses étaient d'autre part, il est normal d'avoir des ailes! Et mieux les servir, de servir les Iraniens savaient. Cette perte, le Shah était qu'ils étaient en amour avec l'Occident et l'Iran, a vendu à partir en voyage à l'étranger.

Cette descendants nee sont toujours là et vous ne avez pas besoin de trop mettre la pression sur votre cerveau! Que le chef de file MEK Maryam votre nee a choisi de poursuivre cette tradition avec leur vie. Les ventes de l'information, du moins ce est ce qu'ils font. Mais ce serait vendre la totalité de celui-ci.

La deuxième raison de la faiblesse de l'étude ou le retrait de la loi. Par exemple, lorsque l'huile de Cent Ans, vendus à William Knox, pourraient demander la modification ou plus tard, état de la demande, la médisance, mais il savait que, grâce à plusieurs milliards de dollars en revenus pétroliers malgré les objections de la population de la Grande-Bretagne font. La deuxième raison pour laquelle nous ne avons pas besoin de la lumière, et de regarder pour elle! Contrat Croissant soutien .... Venez gens sages dire que nous avons beaucoup de pétrole, ce qui est mal avec un peu de temps, d'autres en profitent! Bien sûr, leur générosité, mais pas en regardant bien qu'ils donnent les poches des fonds publics! Pas de leurs propres poches. Même quand ils disent que les voisins de pétrole et de gaz exploitation conjointe diront: Allez en haut, si la recherche d'une vie confortable!

Ce est, si le diamètre, frappé et plate-forme gazière nous emmène, nous ne allons pas reprocher à la plate-forme et l'oublier. Ils prennent plus de temps! Et jusqu'à ce que nous ne sommes pas la plate-forme, il est juste qu'ils pillent nos ressources! Ce est les mêmes crétins: Din Shah dire! Sauf si la loi de la jungle? Tout le monde a atteint la force, que vous prenez des demandes? Et le propriétaire de celui-ci comme une hyène, chasse lécher les fesses? Son petit pays comme le Qatar et les Emirats arabes unis et l'Arabie saoudite pour nous forcer à dire?

    Le droit international et les droits de propriété, et de respect de la propriété, et la sécurité des fonds est quoi? Est-ce que la sécurité de l'investissement et de l'inhibition de vol, seulement pour les étrangers? Pas de faute de leur propriété que ce soit? Ce est-à-dire plutôt, l'idée de la raffinerie et de la concurrence: UL, nous viennent de la loi, prévenir le vol de nos ressources communes. Cela signifie que, en plus du matériel, le logiciel, vous avez le droit d'huile 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

غرب براي زنده ماندن، ديگر وقتي ندارد  و بايد، نفس هاي آخر را بكشد.

هرچه جمهوري اسلامي هشدار داد كه: بيايند توافق كنند تا زنده بمانند، كسي گوشش بدهكار نبود. اكنون در اين لحظات باقي مانده، بايد گور خود را بكنند. زيرا چه توافق بكنند يا نكنند، دست خالي بر مي گردند و: در مقابل ملت خود چيزي ندارند و: ناچار بايد ميدان را خالي كنند و، گور خود را گم كنند.

مصرف مواد مخدر،  در افراد رده بالاي آمريكا و اروپا، باعث شده كه در همه زمينه ها دچار توهم شوند! و واقعيت ها را نبينند. ادعاي آن ها اين است چون: اصل جنس را مصرف مي كنند، كسي نمي فهمد و: اثري بر مشاعر و حافظه آن ها هم نمي گذارد. در واقع مانند كبك سر خود را، زير برف كرده اند و: فكر مي كردند برف نمي آيد.

  به گزارش خبرنگار  ماهين نيوز، از محل مذاكرات، اين بار مصرف مشروبات الكلي ، مخصوصا در بين مذاكركنندگان  اخير، بسيار بالا بود. زيرا آن ها مي گفتند كار ما زياد است! و بايد مشروب بخوريم، تا بتوانيم سرپا بايستيم.  البته براي تمسخر طرف ايراني، و پايين آوردن روحيه آنان، بسياري از مواد ديگر را هم مصرف مي كردند. و هرغذايي كه ايراني ها نمي خوردند، آن ها همان را سفارش مي دادند، ولي نمي دانستند كه: دارند گور خود را مي كنند!

ديوانگي و بد مستي آن ها، برايشان بسيار  خوشحال كننده بود! و براي همين مذاكرات را طول مي دهند. و هر روز يك بهانه درست مي كنند. اما خودشان ميدانند ديگر مهلتي ندارند. چون حتي مردم و هواداران: احزاب خودشان هم خسته شدند! لذا تمام راه ها بر روي آن ها بسته شد. و هيچ راهي جز فروپاشي برايشان باقي نماند. خبرنگار ما مي گويد: خوشي بيش از حد آن ها هم براي همين است. زيرا ميترسند ديگر فرصت خوشگذراني، آن هم به هزينه ايراني برايشان پيش نباشد.چون اين اولين  بار بود كه : طرف ايراني زياد سختگيري نمي كرد.

از حاشيه هاي ديگر مراسم، تعطيلي همه كار هاي جاري كشورهاي5+1

بود. چرا كه آنان كار ديگري نداشتند، همگي فقط به سفر فكر مي كردند، و به هتل و غذاهايي كه مي خورند. اين كار به دو دليل انجام مي شد.

دليل اول اين بود: توافق با ايران برايشان بسيار مهم بود، بايد از فرصت بيشتر ين استفاده را مي بردند. استراتژي آنان، كمترين امتياز دادن به ايران، و بيشترين قرارداد بستن بود! البته خواسته هاي چين و روسيه، تفاوت اصولي داشت، چين خواستار سركوب مسلمانان داخلي خود بود، و ايران بايد تعهد مي داد كه حرفي نزند. روسيه هم براي  كاهش سهم ايران از درياي مازندران، و منابع گازي و نفتي  تلاش مي كرد.

اما غربي ها بيشتر درپي آن بودند كه: ايران دارايي هاي بلوكه شده خود را فراموش كند، و بجاي آن قراردادهاي ميلياردي، با خودرو سازان و توليد كنندگان اورانيوم، و صنايع ديگر اروپايي و آمريكايي تعهد شود.

  دليل دوم تداوم جنگ سرد بود، لذاآن ها، خواسته هايي نيز براي گروه هاي  ضد انقلاب ايراني داشتند. تا هم مردم خود را فريب بدهند، و هم منابع اطلاعاتي شان حفظ شود، زيرا تنها راه نفوذ شان آن ها بودند، و بايد براي آنان هم كاري مي كردند. كه بيشترين اين خواسته ها، در اعلاميه هاي حقوق بشري، همزمان طرح مي شد.

خوشبختانه هم سران غربي مذاكره كننده، و هم سران ضد انقلاب در: مصرف دارو با هم؛ هم سليقه بودند. لذا صدور حكم هاي اسلامي در مورد قاچاقچيان، به ضرر هر دو بود و: مي بايست جلوي اين كار را مي گرفتند. اما مقاومت مردم ايران، همه دست هاي آن ها را خالي گذاشت، و ترفند هاي آنان از بين رفت. و الان يك راه بيشتر ندارند : پيمودن آخرين گام تا فروپاشي
Ouest dernier souffle
Ouest de survivre, tandis que d'autres ne sont pas, et ne doit, prenez votre dernier souffle.
La République islamique a averti que l'accord venir à rester en vie, qui ne serait pas écouter son oreille. Il est resté à ce moment, doivent faire leurs tombes. Si oui ou non ils sont d'accord, et retournent les mains vides, faire quelque chose contre leur propre peuple, ils seraient champ vide, ils ont perdu leurs tombes.
Usage de drogues dans de haut niveau aux États-Unis et en Europe, provoquant l'illusion qu'ils sont en tous points! Et à voir la réalité. Ils prétendent que ce est comme le matériau qu'ils consomment, et personne ne comprend, ne pas avoir d'effet sur l'esprit et la mémoire. En fait, sa tête comme le Québec, avoir de la neige: la neige ne le pense pas.
   Karimi Nouvelles journaliste, de la procédure, le fardeau de l'alcool, en particulier chez les négociateurs dans le passé, était très élevé. Ils ont dit que ce était parce que notre travail est grand! Si manger et boire, pour être en mesure de se tenir debout. Pour ridiculiser la partie iranienne, et abaisser leur moral, de nombreux autres matériaux sont consommés. Iraniens ne mangent pas de nourriture qu'ils avaient commandé le même, mais ne savent pas qu'ils ont leur propre tombe!
Mad ivre et mal, ce était un plaisir pour eux! Et par conséquent, les négociations sont terminées. Et chaque jour est une bonne excuse. Mais ils ne savent pas d'autre répit. Parce que même les gens et les partisans des partis eux-mêmes étaient épuisés! Par conséquent, toutes les routes ont été fermés sur eux. Fermer mais pas moyen pour eux reste. Notre correspondant dit que ce est pourquoi ils sont heureux aussi. Parce qu'ils ont peur d'autres occasions de divertissement, il ne coûterait pas les Iraniens eux. Comme ce était la première fois que la partie iranienne ne était pas hautement drastiques.
En marge de la cérémonie de clôture, tous les travaux en cours 5 + 1 pays
Respectivement. Sinon, pourquoi ont-ils tout simplement pensé que le voyage, et l'hôtel et la nourriture qu'ils mangent. Cela a été fait pour deux raisons.
La première raison: l'accord avec l'Iran était très important pour eux, ont profité de cette occasion plus loin. Leur stratégie, la note la plus faible du pays, et le contrat a été! Les exigences de la Chine et la Russie, avait une différence fondamentale, les musulmans suppriment la demande intérieure en Chine, et l'Iran devraient se engager qu'il ne parle pas. La Russie est de réduire la part de la mer Caspienne, les ressources pétrolières et gazières et de lutter.
Mais les Occidentaux étaient plus préoccupés que l'Iran a bloqué actifs perdus, et les contrats à la place milliards, avec les constructeurs automobiles et les producteurs d'uranium, et l'engagement à l'industrie européenne et américaine.
   La deuxième raison est la poursuite de la guerre froide, par conséquent, les demandes de groupes anti-révolutionnaires en Iran. Pour tromper leur peuple et de leurs ressources d'information pour être préservés parce que ce était la seule façon de leur influence, et ils faisaient de leur travail pour eux. Les plus hautes exigences, la déclaration des droits de l'homme, était le même plan.
Heureusement, les dirigeants du négociateur de l'Ouest, et les dirigeants anti-révolutionnaires dans leur consommation de drogue, ont été boudent. Le verdict islamique sur les trafiquants, au détriment des deux, et, si elle doit se arrêter. Mais la résistance du peuple iranien, tous laissé vide, et les trucs qu'ils disparu. Et maintenant, je ai une façon de plus: prendre l'étape finale se effondrer.
 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱/۹/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۴ نظر(0)

 

مطابق كنوانسيون هاي ژنو و سازمان ملل، هر مردمي كه تحت ستم واقع شوند، يا سرزمين آنان اشغال ، يا از سرزمين خود اخراج شوند، حق دارند اسلحه بدست بگيرند و: از خود دفاع كنند حتي، اين كنوانسيون ها مقرر مي دارند كه: فرار كردن حق زنداني و اسير شده ها هست.

اصلا سينماي هاليوودي، براساس همين كنوانسين ها رشد گرفت! و در جهان مقبول افتاد زيرا،  در همه فيلم ها، يك نفر كه به ستوه آمده ، يك تنه برعليه دشمنان مي جنگد! و پيروز مي شود. پيروزي تمام قهرمانان اين فيلم ها، فقط متكي به سلاح هاي آنان است. كه از راه هاي مختلف و با انواع مختلف؛ در اختيارشان قرار مي گيرد.

حالا چطور شده كه مردم فلسطين، از اين حق محروم بايد باشند؟ مردمي كه بيشترين: دوران اشغال را سپري مي كنند، و بالاترين قرباني را در اين راه داده اند.

حتي در فلسفه نظري هم، اسلحه يك ابزار مقدس  است. غربي ها اگر در خانه هيچ چيز نداشته باشند، داشتن يك اسلحه حداكثر دارايي آن ها محسوب مي شود. چون با تكيه بر آن اقتدار مي يابند، و به همه چيز دست پيدا مي كنند. آن هم در كشورهايي كه ادعا مي كنند: امنيت و دموكراسي بالاترين حد خود را دارد! در همه دنيا، اسلحه مانند ناموس هرشخص است و: حالا چرا فلسطيني بايد بي ناموس باشد؟ چه كسي گفته كه آنان نبايد سلاح داشته باشند!

البته غربي ها همه چيز را براي خود مي خواهند. نهضت ضد جنگ و ضد اسلحه را هم، فقط براي جهان سومي ها به راه مي اندازند! گويا مردم ديگر كشورها، شهروند هاي درجه دو هستند و: تعريف همه چيز براي آن ها، بايد برعكس غرب باشد.

مدتي شرق را مجبور كردند كه: سلاح ها را كنار بگذارند! و ژاپن بدون ارتش شد،و فيلم هاي سامورايي را حمايت كردند. در ايران هم بابا شمل ها و كلاه مخملي ها را، به راه انداختند كه هدف آن ها، ترساندن مردم شرق، از دست زدن به اسلحه بود! و بايد به جاي سلاح هاي گرم، از سلاح هاي سرد و سنتي استفاده مي كردند! چاقو و قمه مقدس شد،  از تاريخ برگردانده و: به كمر ها بسته شد!

مدتي نيز ديدند كه اين هم، براي شرق زياد است! مبارزه با دست خالي را تبليغ كردند. بعد خودشان سلاح هاي مرگبار را، هرچه بيشتر توسعه دادند تا: كاراته كار ها و شمشير باز ها را، قبل از اينكه بجنبند، بسرعت از بين ببرند.

اما آن ها كور بودند و: خيلي چيز ها را نمي ديدند، و براي همين آخر تبليغات آن ها، بر ضد خودشان تمام شد. مردمي واقعا با دست هاي خالي، بر عليه آنان، انقلاب بزرگي را سامان دادند! در ايران اسلامي چه در زمان انقلاب، و چه در دوران جنگ، موج انساني بر عليه  موج ماشيني، قيام كرد و پيروز شد.

كپي اين حركت به فلسطين رفت، و جوانان با سنگ و تيركمان، به جنگ تانك و نفر بر رفتند. و در رزم هاي تن به تن، در جنگ 33 روزه و 22 روزه و 50 روزه، درس سنگيني دادند.

اگنون نيز اوباما و ديگران، ايران راتحريم مي كنند، به خيال اينكه دست هاي ايران خالي بماند! و تسليم شود ولي، دستهاي خالي ما براي پيروزي است، نه تسليم شدن. اگر تاريخ را خوب خوانده باشند، كاراته و شمشير بازي، يك رسم ايراني است. و اصلا كلمه كاراته، فارسي و به معني دست خالي است. آن ها نه تنها از بدترين توافقها مي ترسند، از بهترين آن هم ترس دارند! زيرا اگر توافق هسته اي صورت گيرد، ديگر چيزي براي تبليغات ندارند! و فروپاشي 5*1 قطعي است
Peuple palestinien armé, ce est une procédure juridique.
Selon les Conventions de Genève et l'ONU, les gens qui sont opprimés, occupé leurs terres, ou d'être expulsés de leurs terres, et leur bras droit, se défendre, même, de la Convention stipule que: Évasion le prisonnier a le droit bien.
À Hollywood, selon les conventions ont été cultivées! Elle a été acceptée dans le monde, dans tous les films, celui qui est fatigué, le corps se bat contre les ennemis! Et gagne. Victoire Champions toutes les vidéos, simplement en fonction de leurs bras. Dans différentes manières et avec différents types, sont prévus.
Maintenant, ce est le peuple palestinien doivent être privés de ce droit? Le plus populaire: l'occupation à dépenser, et la plupart des victimes sont de la manière.
Même dans la philosophie théorique, le pistolet est un outil sacré. Western rien si ce ne est à la maison, avoir une arme est le montant maximal des actifs. Parce qu'il détient le pouvoir d'exister, et d'acquérir tout. Même dans les pays qui prétendent: le plus haut niveau de sécurité et de la démocratie elle-même! Dans le monde entier, et des armes telles que la dignité de la personne est: Pourquoi les Palestiniens doivent être vertueux? Qui a dit qu'ils ne ont pas d'armes!
Les Occidentaux veulent tout pour eux-mêmes. Le mouvement anti-guerre et anti-gun, pour lancer le tiers monde! Apparemment, les gens dans d'autres pays, sont des citoyens de second ordre, par définition, tout pour eux, contrairement à l'Occident.
Alors que l'Est a dû: armes de côté! Et le Japon avait pas d'armée, et des films de samouraïs en charge. Papa est dans les pétrissage et de velours chapeaux, lancé son but, effrayer les gens de l'Est, touchant le pistolet! Et plutôt que des armes à feu, les armes utilisées dans le froid traditionnelle! Couteaux et poignards étaient sacrés, de la date de retour au dos de l'emballage!
Bien vu aussi que cette fois, l'Est est élevé! Promu main vide combat. Après armes létales eux-mêmes, développé par: karaté et l'épéiste, avant qu'ils ne, tuent rapidement.
Mais ils étaient aveugles, ils font beaucoup de choses, et à la fin de sa campagne contre tous. Les gens ont vraiment avec les mains vides, contre laquelle l'ordonnance était super! Révolution islamique en Iran à l'époque, et en temps de guerre, contre la vague humaine machine à vagues, de rose et triomphé.
Copiez ce mouvement à la Palestine et les jeunes avec des pierres et Slingshot, les réservoirs et les gens sont allés à la guerre. Et une bataille rangée au cours de 33 jours et 22 jours et 50 jours était lourd.
Agnon que Obama et d'autres, pour sanctionner l'Iran, la pensée d'être laissé les mains vides! Et de le soumettre, nos mains vides pour la victoire, pas se rendre. Si l'histoire est une bonne lecture, le karaté et l'escrime, un complot iranien. Je ai fait le karaté, le persan et signifie main vide. Ils ont convenu non seulement la pire crainte est la crainte de la meilleure! Si l'affaire est conclue, rien à faire de la propagande! Fermer 5 * 1 et définitive. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۸/۱۳۹۳ - ۱۹:۵۹ نظر(0)

 

 اخيرا باب شده كه هر كس، هر گناهي مي كند، تا مي گويند چرا اين كار را مي كني؟ مي گويد تفريح نداريم ! در حاليكه بنا بر فرموده امام علي، بالاترين تفريح كار است. اينهمه زمين خدا رها شده و: بي كشت و كار است، اگر واقعا تفريح ندارند بروند و: اين زمين ها را  آباد كنند تا طبق فرموده رسول خدا، صاحب آن زمين هم بشوند. زيرا زمين متعلق به كسي است كه آن را  آباد كند.(الارض لمن احياها) چرا همه دوست دارند، به قهوه خانه بروند و قليان بكشند؟ يعني واقعا آنقدر كار كرده اند كه، نياز به تفريحي غير از كار دارند؟ يا آنقدر پولشان زياد است كه: بروند قهوه خانه و، پول تمام آدم هاي قهوه خانه را حساب كنند؟

     به نظر ما گرچه اين حرف را، از زبان قليان نشين هاي جوان مي زنند، ولي حرف آدم هاي زنباره و خرمست گذشته است. آن هايي كه تا پاسي از شب، وقت را در ميخانه ها و روسپي خانه ها مي گذراندند! و حالا كه تعطيل شده، در حسرت آن گناهان بزرگ مي سوزند! متاسفانه پس از گذشت سي و چند سال، هنوز پيام انقلاب اسلامي را درك نكردند. يا نمي خواهند درك كنند.

      انقدر هم مردانگي ندارند اگر، چيزي را خودشان دوست دارند ولي، مردم دوست ندارند، به احترام مردم كنار بگذارند. اما اگر آن گناه كردن ها، براي جوانان آن موقع تفريح به حساب مي آمد، هر گز قيام نمي كردند و: مشروب فروشي ها و سينما ها را آتش نمي زدند . آن ها ميدانستند اين روسپي كه كنارش مي خوابند، خواهر يا مادر يكي ديگر است، و اگر كسي با خواهر يا مادر آن ها، چنين كاري مي كرد، چه اتفاقي مي افتاد؟

آن ها مي ديدند كه برخي جوانان، بجاي اينكه كنار خانواده هاشان باشند، در اثر استفاده از مواد مخدر و مشروبات، در كنار خيابان افتاده اند.

بنا بر اين همه آن هايي كه اين تخم لق را، در دهان مردم مي شكنند، يا به جوان ها ياد مي دهند كه: تفريح را فقط گناه كردن بدانند. افراد نامرد و بي هويت هستند. دولت و شهرداري ها، اينهمه زحمت مي كشند پارك درست مي كنند و: وسايل ورزشي تعبيه مي كنند، كتابخانه و تئاتر و سينما مي سازند، باز آن ها مي گويند تفريح ندارند! و ميروند در ميان پارك ها، بجاي تشويق جوانان به ورزش و مطالعه، آن ها را به ماري جوانا، بنگ و حشيش و قليان تشويق مي كنند.

كسي كه اولين بارو عليرغم ميل باطني، دست به گناه برد  باز هم اين كار را مي كند. و براي همين است كه سيگار كشيدن را، دروازه اعتياد مي دانند . آمار ها هم نشان مي دهد :همه معتادان بلا استثنا از سيگار شروع كردند . همه آن ها سيگاري هاي قهاري هستند، و حتي خيلي از آن ها اعتياد خود را در: پوشش سيگار مخفي مي كنند. يعني آنقدر سيگار مي كشند تا مردم، ذله شوند و بگويند برو همان هروئين را بكش و به ما كاري نداشته باش!

   در قليان خانه ها بايد تا زانوي هركس! دود قليان باشد و الا او را راه نمي دهند! اصلا قهوه خانه را پر مي كنند از دود، تا براي اشخاص غير معتاد، ورود به آنجا آزار دهنده باشد. روش معتاد شدن جوانان و خردسالان هم، همين سيگار و قليان است. ابتدا با توتون شيرين! شروع مي كنند بعد مي بينند كافي نيست، به توتون تلخ مي روند و بعد، مي بينند رضايت بخش نيست، و به اندازه كافي خمار نمي شوند، درون آن مواد روانگردان و اعتياد آور مي ريزند. و بعد هم كه ديگر راه برگشتي وجود ندارد، به ساقي تبديل مي شوند تا، در آمد اعتياد خود را به دست آورند.

توجيهات بامزه تر از اين ها هم وجود دارد: سيگار مالبرو وارد مي كنند و مي گويند: اصل جنس باشد آدم معتاد نمي شود! كار خانجات دخانيات را توسعه مي دهند! و مي گويند اگر سيگار بومي باشد، بهتر از وارداتي است!

قليان راه مي اندازند مي گويند: از سيگار بهتر است و، اعتياد آور هم نيست! يا مانند افغاني ها، ناس مصرف مي كنند و مي گويند: يك بسته ناس ارزان قيمت،  بجاي صد پاكت سيگار گران قيمت! از آن بد تر عده اي مي گويند: الكل و ترياك براي بدن لازم است! قواي جنسي را تقويت مي كند!  در حاليكه امام موسي كاظم فرمود: خداوند در حرام شفا قرار نداده است. 
 
Qu'est-ce pas amusant? Récemment ouvert à toute personne coupable, pourquoi avez-vous à dire? Dit avoir du plaisir! Toutefois, selon l'Imam Ali, le travail le plus amusant. Mais Dieu a abandonné la terre, sans culture, si vous ne disposez pas vraiment amusant et allez: cette terre au Saint Prophète Abad, le propriétaire du terrain peut également se produire. Parce que la terre appartient à la personne qui l'a développé. Pourquoi les gens veulent quitter le café et tuer narguilé? Cela veut dire qu'ils ont vraiment besoin d'avoir du plaisir en dehors du travail? Ou autant d'argent que aller à la boutique de café et l'argent compter chaque personne dans le café? À notre avis, cependant, ces mots, le jeune rester dans leur bulle, mais les gens parlent et âne ivre Womanizer passé. Ceux jusqu'à la mi nuit, le temps passé dans les pubs et les maisons closes! Et maintenant, il a été fermé, les péchés regrettent brûler! Malheureusement, après trente ans, n'a toujours pas comprendre le message de la révolution islamique. Ou ne sera pas comprendre. Si vous n'êtes pas assez masculin, mais ce qu'ils aiment, ne pas aimer les gens à respecter les gens de côté. Mais si elle est un péché de jeune cavité a été considéré à l'époque, et jamais ne monte pas: ils ne sont pas les barres d'incendie et de cinémas. Ils savaient que les prostituées qui dorment à côté d'elle, la sœur ou la mère est une, et si la soeur ou la mère de quelqu'un, il peut être une telle chose, ce qui se passerait?

Ils ont vu que certains jeunes, avec leurs familles plutôt que d'être sous l'influence de drogues et d'alcool, sont tombés dans la rue.

Par conséquent, tous ceux qui perdent leurs œufs dans la bouche tombe en panne, ou d'enseigner aux jeunes que le seul péché est amusant d'apprendre. Ils sont lâches et de l'identité. Gouvernement et les municipalités, cependant, faire bouger les choses et ils se garent juste: équipement de sport est installé, la bibliothèque et le théâtre et le cinéma, disent-ils encore, il est pas drôle! Et aller au parc, au lieu d'encourager les jeunes à les exercer dans la marijuana, du cannabis et de tabac à pipe Bang et encourager.

L'arrondissement qui réticence, il fait toujours un péché. Et pourquoi est non, envisager une drogue d'introduction. Les statistiques montrent également que, sans exception, tous les toxicomanes ont commencé à fumer. Tous sont des cigarettes fortes, et même beaucoup de sa dépendance: couverture de cigarette obscur. Cela signifie tellement de choses à la fumée de personnes, résidentiel et dire que nous ne devons pas aller comme l'héroïne et le cul! Tout le monde devrait être jusqu'aux genoux dans une maison de narguilé! Bientôt, elle narguilé fumée est pas le chemin! Au cafés sont remplis de fumée, les personnes non toxicomanes, entrant comme ennuyeux. Jeunes et les enfants sont de plus en moyens toxicomanes, cette fumée est et narguilé. À partir de tabac doux! Puis ils commencent à ne suffit pas de voir, et puis aller à tabac amer, voir pas satisfaisante, et la gueule de bois ne suffit pas, puis versez les substances psychoactives et dépendance. Et puis il ya l'autre le chemin du retour, le joueur est devenu, dans sa dépendance a été obtenu.

Il ya aussi une justification drôle que cela: fumer Malbrv entrera et dire le sexe est pas accro homme! Les compagnies de tabac ont mis au point! Et dire si le tabagisme est indigène, importé est mieux!

Lancement Narguilé disent qu'il vaut mieux que de fumer, et il est pas addictif! Ou comme les Afghans, le NAS utilisera et dire à proximité NAS bon marché, cent paquets de cigarettes plutôt cher! Pire que cela, disent certains, de l'alcool et de l'opium est nécessaire pour le corps! Renforce les pouvoirs sexuels! Alors que l'imam Moussa Kazim a dit: Dieu n'a pas guéri interdit.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۲۱:۵۵ نظر(0)

 

. همه چيز را بدانند و از همه چيز سر در بياورند.

غرب سال ها زحمت كشيد، تا تقسيم كار را جا بياندازد و بگويد: كه كار بايد تخصصي باشد! و حالا با تمام قدرت، زده زير اين حرف ! البته اين خيانت از موقعي شروع شد كه:رشته هاي بين رشته اي اختراع شد!

در گذشته نه چندان دور، دو نوع تقسيم كار وجود داشت.  خوب و بد! زشت يا زيبا، بعدا آمدند آن را به آسماني و زميني،ا فيزيكي و متافيزيكي، تقسيم كردند.  يوناني ها اولين كساني بودند كه: اين دوگانگي را انتزاع كردند. يعني در ايران، اين دوگانگي يا دوگانه پرستي، وجود داشت ولي چندان جدي نبو.د. مبارزه خير و شر، نور و تاريكي ! بحث مي شد ولي، اصالت نداشت يعني همانطور كه خداوند ، شيطان را آفريد، بدي اصالت نداشت، بلكه انحراف از خوبي بود.

اما روميان اين را كاملا جدا كردند، و گفتند عيسي ع به كار آسمان ها باشد، و قيصر به كار زميني ها برسد! و اين دو را متضادي دانستند كه، باهم قابل جمع نبودند. اين تقسيم بندي تا اين اواخر هم بود.  فيزيك و متافيزيك نام داشت. آن ها فيزيك را علمي مي دانستند، و متافيزيك را فانتزي و غير علمي . البته اخلاق لارج! هم داشتند و مي گفتند" متافيزيك عقايد شخصي است، و هركس آزاد است آن را باور كند يا نكند!

اما پيشرفت علم مخصوصا در: روانشناسي پاولوف، راه را براي تجربي كردن متافيزيك، يا متافيزيكي كردن تجربه باز كرد. يعني پاولوف روان را كه، نا ديدني بود به ازمايشگاه و : به زير تيغ جراحي برد! و با اثبات آزمايشگاهي: انعكاس شرطي، راه را براي علمي كردن ناديده ها، هم باز كرد. بعدا، جامعه شناسي قدم به ميدان گذاشت. بعد هم گفتند: هر علمي رياضيات را بپذيرد علم است. همانطور كه ذيمقراطيس بر درب آكادمي نوشته بود: اگر كسي رياضي نمي داند داخل نشود. و دكتر شريعتي اين را به ايران آورد، و زرنگي كرد حتي اديان و تاريخ اديان را هم، به آن اضافه نمود.

   الان در دنيا ديگر تخصص بحث نيست، بلكه انفجار اطلاعاتي كار رابجايي رسانده كه: همه بايد همه چيز را بدانند! مثلا امروز هاشمي زيباسازي شهرداري، در سمينار نور و روشنايي مي گفت: مديران و مسئولان همه بايد چند واحد، طراحي نور بگذرانند تا: در مراسم مذهبي، و ملي و باستاني، مردم فقط يك رشته لامپ را تداعي نكنند!  و علماي مديريت مي دانند كه: مديران بدبخت چه چيز ها كه نبايد بخوانند!

چند روز پيش هم خبرنگار پيش كسوتي، در نمايشگاه مطبوعات مي گفت« همه مردم دنيا خبرنگار هستند! و بايد با خبر آشنا باشند. استاد آمار هم مي گفت: برخي فرمول هاي آماري را، بايد همه مردم بدانند!و با تحليل آماري آشنا باشند. اصلا كار روابط عمومي همه سازمان ها، اين است كه عموم مردم را با: وظايف سازمان آشنا كنند.

   وظيفه دموكراسي هم، حكم مي كند كه همه، همه چيز را بدانند و، در همه چيز اظهار نظر كنند. حتي اظهار نظر شفاهي هم كفايت نمي كند، بايد پرسشنامه پركنند و: دقيقا به همه سوال هاي، همه ساز مان ها را جواب بدهند. آن هم  نه يك جواب الكي! بلكه پيشنهاد سازنده و  بامطالعه و قابل اجرا. 

Tout doit être polyvalent.

Tout ce qu'ils savent et tout de front.

Ouest a fallu des années d'efforts, à jeter dans le lieu de travail et dire qu'il doit être spécial! Et maintenant, avec toute la puissance, sous le mot! Tout a commencé lorsque la trahison des enseignements interdisciplinaires ont été inventés!

Dans le passé pas trop lointain, il y avait deux types de division du travail. Bonne et mauvaise! Laid ou beau, il est venu plus tard vers le ciel et la terre, la physique et métaphysique, en les divisant. Grecs furent les premiers qui ont cette dualité de l'abstraction. En d'autres termes, la dichotomie de double-jeu, mais il n'y avait pas trop grave .. lutte du bien et du mal, la lumière et l'obscurité! Il a fait valoir, cependant, que pas principauté que Dieu a créé Satan, l'originalité était pas mal, mais une perversion de bon.

Mais les Romains étaient complètement séparés, comme disant Christ est l'œuvre du ciel, et la terre sera César de travailler! Ces deux contradictoires savait que, ne montrent pas une somme importante. Elle a été classée jusqu'à récemment. Physique et métaphysique a été appelée. Ils savaient physique, imaginaire scientifique et non-scientifique et métaphysique. Les grands cours d'éthique! Ils disaient aussi «la métaphysique, de la religion, et chacun est libre de croire ou pas!

Mais les progrès de la science, en particulier en psychologie pavlovienne, de manière expérimentale pour la métaphysique ou de l'expérience métaphysique ouverts. À savoir, le Pavlov mentale, était inconnu du laboratoire et intéressant d'être sur la table d'opération! Et des données de laboratoire: refléter la façon conditionnelle pour la science à ignorer, à la fois ouvert. Plus tard, la sociologie, l'étape de gauche à droite. Puis il dit à reconnaître la science des mathématiques. Comme la porte Zymqratys Académie a écrit: Si quelqu'un sait le calcul est pas. Shariati et l'amener dans le pays, et ses religions de Knack et l'histoire religieuse ainsi, il a ajouté.

    Je me spécialise dans un autre monde, pas de discussion, mais le point de l'explosion a utilisé des informations que tout le monde devrait tout savoir! Par exemple, aujourd'hui Hashemi embellissement de la ville, à la lumière du séminaire dit administrateurs ont tous quelques éléments conçus pour laisser passer la lumière dans les cérémonies religieuses, et ancienne nation, les gens ne pas associer une chaîne de lumière! Et les spécialistes de la gestion savent que ce que les gestionnaires pauvres qui ne lisent pas!

Il ya quelques jours, le journaliste vétéran, la presse spécialisée a dit: «Tous les hommes naissent journaliste! Et doit être familier avec l'histoire. Professeur de statistique a également dit quelques formules statistiques, tous les gens doivent savoir, et se familiariser avec l'analyse statistique. Je l'ai fait le travail de relations publiques pour toutes les organisations, est que le grand public: Les responsabilités de l'organisation.

    La tâche de la démocratie, la règle est que tout le monde devrait savoir tout et dans tout ce qu'ils disent. L'expression verbale ne suffit pas, vous devez remplir le questionnaire et, précisément pour toutes les questions, nous pouvons tous répondre. Il est pas une réponse fausse! Mais aussi des suggestions constructives et à lire et exécuter. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۲ نظر(0)

شايد ديگر كسي نباشد مثل: دهه شصتي هاي اروپا و آمريكا، خيلي تند بر عليه دين و روز قيامت حرف بزنند، ولي بهر حال هستند كساني كه: هنوز مي گويند مرگ آخر دنيا است! و  بعد از آن ديگر چيزي وجود ندارد! اما تشييع جنازه ها در سراسر جهان، اين حرف را تكذيب مي كنند!

ميزان استقبال مردم از تشييع جنازه، در واقع حرف زدن مرده اي است كه: ديگر در ميان ما نيست. كسي كه مردم در تشييع جنازه او،  سنگ تمام مي گذارند، معلوم است كه زنده است، و براي اطرافيان خود حرف مي زند، و آن ها را تشويق مي كند. شما مي بينيد كه يك نفر هست، كه تا موقعي كه مثل ما زنده است، و راه مي رود كسي او را نمي شناسد! ولي وقتي مرد ناگهان همه او را مي شناسند.

 اين رسم يك قبيله ، يك قوم و ملت نيست، در همه جاي جهان، هستند كساني كه با مرگ خود،  مشهور تر شدند. شايد اينطور هم بتوان گفت كه مردم، از مرده و جنازه يك شخص، استفاده مي كنند تا حرف خود را بزنند . يعني اين مرده نيست كه حرف مي زند، بلكه مردم از زبان مرده حرف مي زنند. البته بك فرق كوچك بين آدم هاي مرده و زنده هست، و آن اينكه مرده ديگر نمي تواند بد باشد! به همين دليل تعريف و تمجيد، از اشخاص به بعد از مرگ آنان موكول مي شود! چرا كه ميدانند از شنيدن اين تعريف ها، مغرور نمي شود و تغيير مسير نمي دهد.

آدم زنده وقتي تعريف مي شنود، يا آن را باور مي كند يا نمي كند، يا خود به آن آگاه بوده يا نبوده است، و در هر حالت تغييراتي در او ايجاد مي شود. كه بعدا به تغيير رفتار ها منجر مي شود. يكي از اين تغيير رفتار ها ممكن است مثبت باشد، يعني سعي كند از اين تعريف مردم، بفهمد كه كار او درست بوده و: بايد خود را ارتقا دهد. اما اغلب برعكس است! يعني از تعريف ها چنين نتيجه مي گيرد كه" راه جديدي براي فريب دادن مردم پيدا كرده است! تا با استناد به اين تعريف و تمجيد ها، اهداف شخصي و پنهاني خود را دنبال كند.

    به همين جهت گفته شده كه: از اشخاص، در مقابل خودشان تعريف نكنيد. زيرا ممكن است دچار توهم شود، و به كسي كه اين كار را بكند هم، چاپلوس مي گويند. اما پشت سر مرده، هر چند تعريف كنيد، او ديگر كفن خود را خراب نمي كند! بررسي جامعه شناختي اين حركت، گوياي اين است كه مردم هميشه، ارزيابي را به دقايق آخر موكول مي كنند. به زماني كه راه بازگشت يا: ميانبر زدن نباشد..

به همين دليل افرادي كه رنگ عوض مي كنند، و موضع خود را تغيير مي دهند، معمولا مورد اعتماد مردم نيستند. وقهرمانان كساني هستند كه: تا پاي جان بر گفته و رفتار خويش ايستادگي مي كنند.  و در اديان هم گفته شده كه: هميشه به ياد مرگ باشيد. يعني خود را در سرازيري تصور كنيد، كه فقط بايد جلو برويد! راه برگشت يا توقف معني ندارد. بطور كلي بايد گفت: زندگي بايد همه فعاليت باشد و بيش فعالي! چون بعد از مرگ، استراحت واقعي آغاز مي شود. اما اگر در دنيا خوب فعاليت نكنيم، استراحت ديگري در كار نيست. مانند زنبور ها يا مورچه ها ، اگر در فصل كار خوشگذراني كنند، و چيزي اندوخته نكنند، در زمستان از گرسنگي مي ميرند

Où parler les morts!

D'autres, qui peuvent ne pas aimer: le pouce de l'Europe et de l'Amérique, très rapide contre la religion, et l'apocalypse talk, cependant, sont ceux qui disent encore que la mort est la fin du monde! Et puis il ya autre chose! Mais funérailles à travers le monde, ces mots sont un mensonge!

Les gens sont félicités de l'enterrement, qui est en fait parler de la mort: plus avec nous. Les gens qui, dans son enterrement, l'ensemble de leurs pierres, qui se sont avérés être en vie, et parle à sa famille, et les encourager. Vous voyez que l'homme est, que quand nous vivons comme ça, et il ne sait pas qui est! Mais quand l'homme a soudainement tout le monde qu'il connaissait.

  La tradition d'une tribu, pas une seule nation, dans toutes les régions du monde, sont ceux avec sa mort, est devenu plus populaire. Il pourrait aussi faire valoir que les personnes, le cadavre d'une personne, l'habitude d'avoir leur mot à dire. Cela ne veut pas mort qui parle, mais les gens parlent la langue des morts. La petite différence entre Adam Beck mort et il est vivant, et que la mort ne peut pas être mauvais! Donc les éloges de personnes après leur mort soit reporté! Parce qu'ils savent à l'écoute de ces définitions, pas arrogant et ne se déplace pas.

Adam vivant lors de la définition entendre, ou croyez-le ou pas, ou si elles sont au courant ou pas, et en tout cas il des changements se produisent. Ce qui conduit alors à un changement de comportement. Un tel changement peut être positif, soit il tente de définir les gens ne comprennent pas qu'il avait raison et devrait la promouvoir. Mais souvent, il est à l'opposé! Telle est la définition et a conclu que "a trouvé une nouvelle façon de tromper les gens en fonction de compléter leurs objectifs individuels et leur hidden track.

     Ainsi, il est dit que les individus ne se définissent pas contre. On peut supposer, et qui le font bien, dit flatteur. Mais derrière la mort, dit cependant, elle ne ruine pas votre enterrement! Étude sociologique de la motion, montrent que les gens vont toujours évaluer à être reportée à la dernière minute. Chemin du retour quand, que ce soit: il n'y a pas de raccourci manipulation.

Pour cette raison, ces couleurs vont changer, et changer souvent de position ne font pas confiance personnes. Championnat qui, désespérée de se démarquer et de son comportement. Et les religions ont été dit que vous devez vous rappeler toujours la mort. Imaginez que dans la descente, ce qui ne devrait aller de l'avant! Chemin du retour ou arrêt n'a pas de sens. En général, il faut dire que toute la vie devrait être plus active! Parce que, après la mort, la véritable rupture commence. Mais si le monde ne fonctionne pas bien, le reste d'autre. Comme les abeilles ou les fourmis, si la saison le plaisir, et ne pas stocker quoi que ce soit dans la filière de l'hiver de la faim.