X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۷/۱۳۹۳ - ۰۰:۳۱ نظر(0)

Festival de pas trop grave
Alors que c'était la force du film de clôture, qui ne traite pas la question au sérieux. Le film est résistances à film: la taille et la position du monde d'aujourd'hui, le principal rival de Hollywood. Il semble donc que le commandant de la composante en espèces, se tenait au festival, et à la fin d'une longue déclaration à lire le reste ne croit pas qu'il n'avait pas tenté de le prouver.
Par exemple, le film Le Roi de sable, pensez à regarder les pieds, mais par le terrorisme ou la guerre, le monde a été exposé. Bien qu'il ait été de bons d'autres films, tels que les films, ce que nous avons traités séparément, mais en raison de l'expression. Même certains des films, en dépit de son titre officiel, enfreint la norme. Et certains thèmes anti-guerre ont été utiles pour elle.
Le film est un solitudes romantiques, on voit que le potentiel pour avoir enfreint la norme. La plupart des scènes sont d'aller au lit! Et a insisté sur l'affiche de fumer est. Le film montre la vie d'un lieu: combat: des anciens combattants et des martyrs, pour dire qu'ils étaient tous les fumeurs! Et le voile n'est pas valorisée. Le contact entre les hommes et les femmes que possible, et à l'écart des ciseaux de la censure, la corruption d'habitude derrière la scène. Le code vestimentaire islamique est ridicule, mais pour obtenir le respect payé!
À la lumière de l'étoile du film, si elle porte sur une question de foi, mais en insistant sur le fait que cette question, ainsi que Veiling et dévoilant un mauvais spectacle. Et celui qui a trouvé la guérison par Fatima Zahra, la fidélité ne pense pas que c'est juste, et qu'il est chrétien, mais un musulman, joue son rôle. Et comme la plupart co-production du film, cette idée suggère que: pour échapper aux obligations de l'Islam, le meilleur moyen de sortir du pays.
Roi de film narratif psychologique car pas de sable, et un film qui n'est pas homogène. Et bien sûr, être la chose la plus importante est . Et c'était un mauvais film de chance qui a été publié comme en Iran, le ministre iranien des Affaires étrangères a rencontré les Saoudiens. Par conséquent, même si la table de candidat ne sont pas proches. Et l'autre est que la plupart des scènes censurées.
Le film est due à une pression, elle présente plusieurs inconvénients. Tout d'abord, les wahhabites ont spectacle turc de fissures, alors que le peuple juif de Tabriz. Shah Ismail eux est sorti. Ils ont converti à l'Islam, et à se venger. Le film, d'être un ambassadeur pour les Etats musulmans britanniques, mais ils étaient musulmans, juifs et Saud: wahhabites ne dit pas.
Une autre erreur est tous les historiens, saoudienne ou israélien, protégé britannique sait. Alors que les Britanniques étaient au pouvoir: il peut être préjudiciable. Le cas est tout à fait le contraire. Cela signifie qu'Israël a créé le Al Saud. Et le script qui définit le film.
  La Colombie n'a pas osé expulser les Palestiniens. La Maison des Saoud comme l'autorité religieuse, le pouvoir de leur donner. Et l'histoire montre aussi que la richesse et la puissance de la Grande-Bretagne: les Saoudiens ne pouvait pas l'inverse!
Les scénaristes, il ya un mal majeur qui montrent vue Flanzhyst des communistes, le film a regardé. C'est laid et le mal leurs actions, attribués au prophète Mahomet. Bien qu'ils ne croyaient pas en prophète, et les ablutions dans le sang, le prouve.

جشنواره فيلم مقاومت در حالي اختتاميه گرفت، كه چندان به موضوع جدي نپرداخت. زيرا فيلم مقاومت فيلمي است: به وسعت جهان امروز و از نظر جايگاه نيز، رقيب اصلي هاليوود است. لذا به نظر مي رسد جز سردار نقدي كه، در اين جشنواره حضور دائمي داشت، و درپايان نيز بياينه بلند بالايي را قرائت كرد، بقيه نه به آن اعتقاد داشتند و: نه در اثبات آن كوشش مي كردند.

مثلا فيلم پادشاه شن ها، اصلا مورد توجه قرار نگر فت، در حالي كه اساس تروريسم يا جنگ را، در جهان  افشا مي كرد. فيلم هاي ديگر گرچه خوب بود، مانند فيلم چ كه ما جداگانه به آن پرداخته ايم، اما معلول ها را بيان مي كند. حتي بسياري از فيلم ها، برخلاف عنوان رسمي آن، هنجار شكني نيز مي كند. و برخي نيز مضامين ضد جنگ را دستمايه خود قرار داده اند.

در فيلم دلتنگي هاي عاشقانه، مي بينيم كه پتانسيل زيادي براي هنجار شكني است. و بيشتر صحنه در رختخواب مي گذرد! و اصرار بر نشان دادن سيگاري بودن است. در واقع فيلم بجاي نشان دادن زندگي يك: رزمنده : جانباز و شهيد، خواسته بگويد كه اينها همه سيگاري بودند! و براي حجاب هم ارزشي قائل نبودند. تماس بين زن و مرد تا حد امكان، و به دور از قيچي سانسور، نشان از فساد هاي معمول پشت صحنه است. كه اسلام و حجاب را مسخره مي كنند، ولي براي گرفتن دستمزد آن را رعايت مي كنند!

در فيلم شهابي از جنس نور، با اينكه به يك مسئله اعتقادي پرداخته، ولي اصرا ر داشته اين موضوع را، دركنار بد حجابي و بي حجابي نشان دهد. و كسي كه از فاطمه زهرا س شفا در يافت كرده، در بعد اعتقادي اصلا درست فكر نمي كند، و با اينكه او يك مسيحي است، ولي نقش ان را يك مسلمان بازي مي كند. و مانند اغلب فيلم هاي محصول مشترك، اين فكر را القا مي كند كه: براي فرار از قيد و بند هاي اسلامي، بهترين راه خروج از كشور است.

فيلم پادشاه شن ها روايت رواني از تاريخ ندارد، و فيلم نامه آن يك دست نيست. و اين البته، زاييده مهم بودن خود مطلب است. و شانس بد فيلم آن بود كه: درست زماني در ايران اكران مي شد كه، وزير امور خارجه ايران با سعودي ها ديدار كرده است. لذا حتي به ميز كانديدا ها هم نزديك نمي شود. و اين غير از آن است كه بسياري از: صحنه هاي آن سانسور مي شود.

از  فيلم نامه هم به دليل فشار هاي وارده، داراي چند اشكال است. اولا اينكه وهابيون را از ترك هاي تركيه نشان مي دهد، در حاليكه آن ها از يهودي هاي اهل تبريز بودند. و شاه اسماعيل آن ها را بيرون كرد.و آن ها به اسلام گرويدند تا انتقام بگيرند. البته فيلم، مسلمان شدن ابزاري سفير انگليس را بيان مي كند، ولي از مسلمان شدند آل سعود يهودي و: وهابيون حرفي نمي زند.

نكته ديگر كه اشتباه همه تاريخ نويسان است، اينكه عربستان و اسرائيل را، دست پرورده انگليس مي دانند. در حاليكه انگليس در آن زمان قدرتي نبوده: كه بتواند تعيين كننده باشد . قضيه كاملا برعكس است. يعني آل سعود بودند كه اسرائيل را بوجود آوردند. و دستخط مربوطه در فيلم همين را بيان مي كند.

 انگليس جرات نداشت كه فلسطيني ها را بيرون كند. اما آل سعود به عنوان مرجع ديني،  اين قدرت را به آن ها داد. و تاريخ هم نشان ميدهد كه انگليس، ثروت و قدرت خود را از: سعودي ها مي گرفته نه برعكس!

البته فيلم نامه نويس، يك شيطنت اساسي هم دارد كه: نشان مي دهد با ديدگاه فالانژيستي يا كمونيستي، به فيلم نگاه مي كرده. يعني كارهاي زشت و اشتباه آن ها را، به پيامبر اسلام نسبت مي داد. در حاليكه آن ها اصلا اعتقادي به پيامبر نداشتند، و وضو گرفتن آن ها از خون، اين موضوع را ثابت مي كند.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۷/۱۳۹۳ - ۲۱:۱۵ نظر(0)

امپرياليسم تحليل!

اطلاعات معمولا به دو دسته تقسيم مي شود: اطلاعات خام و اطلاعات پرورده. و اين از طرف هر كس يك تعريف دارد . معمولا هرنوع دريافت اوليه را، اطلاعات خام ميدانيم كه: به آن ديتا يا داده نيز مي گويند. اين ديتا ورودي اوليه مغز انسان است، كه ممكن است از رسانه هاي مختلفي به آن منتقل شده باشد.

برخي رسانه ها شفاهي هستند، لذا اين اطلاعات شفاهي نام مي گيرد. معمولا اولين اطلاعات، شفاهي هستند لذا ميتوان گفت: براي اينكه اطلاعات شنيداري  تبديل به اطلاعات پرورده شوند، نياز به مرحله پرورش دادن يا: پروسس كردن است. پروراندن اطلاعات بسيار مهم است. زيرا بستگي به نياز به آن، به تعداد خروجي ها ميتوانند متفاوت باشند.

مثلا شما اگر عدد هفت را بشنويد، يك اطلاعات خام يا ديتا داريد و:تفسير اين هفت در تاريخ نشان داده كه: ميليون ها نوع تحليل يا برداشت از آن موجود است. كه براي آسان تر شدن كار، آن را بر اساس ارزش هاي مورد قبول، بر دو دسته تقسيم مي كنند: درست يا غلط.  مثلا ايا درست است كه عدد هفت، يك عدد آسماني و داراي رموز و: اسرار فراوان است؟

با توجه به ارزش هاي ذهني و: قابل قبول خودمان آن را پاسخ مي دهيم. اگر جواب درست باشد، بايد برويم و اين موضوع را پيگيري كنيم! و نظريات انسان ها را از ابتدا تا امروز مطالعه كنيم. ولي اگر جواب  كلمه نادرست باشد، ديگر كار ما ساده است. آن را انكار مي كنيم و حتي در درون: سلول هاي خاكستري مغز خود هم، براي آن جايي منظور نمي كنيم. واين  يعني فراموشي عمدي يك دانش غير قابل قبول.

در عصر ما كه عصر انفجار اطلاعات است، اشخاص از همين روش ساده كردن يا: مردود دانستن استفاده مي كنند، تا ذهن خود را خسته نكنند. اما روش ديگري هم هست و آن اينكه، ما قبول كنيم تحليل اطلاعات را يه دست يك گروه بدهيم! و خود را از فكر كردن در مورد آن خلاص كنيم. در اين شكل است كه افكار عمومي، مفهوم پيدا مي كند و جهت دادن به آن لازم مي آيد.

 يعني شايد بيش از 99درصد  مردم  ترجيح  دهند: در مورد همه چيز خود را به زحمت نياندازند، يا اينكه به آنان اينطور گفته  شود: شما به زندگي خود برسيد و: كار هاي مهم را به متخصصين واگذار نماييد. مثلا وقتي بيمار مي شويد حتما سراغ  پزشك برويد، و اگر خواستيد در بورس سرمايه گذاري كنيد، به كارگزار بورس مراجعه كنيد. يعني كارگزار بجاي شما فكر مي كند.

در مورد مسائل سياسي و جهاني هم همينطور است . اگر سازماني بتواند مقبوليت عام داشته باشد، مردم ديگر خود را نيازمند تحليل نمي بينند، و تحليل هاي آن ها را مي پذيرند. فقط شرط مهم اين است كه: آنها به عنوان وكيل، در وكالت خود خيانت نكنيد. فرق استكبار در همين است: يعني به دليل اعتماد مردم، ديگر خود را ملزم به رعايت امانت نمي دانند.

اكنون سازمان ملل و: كليه سازمان هاي بين المللي، به چنين بيماري دچار هستند. مردم به آن ها اعتماد مي كنند، ولي آن ها لزومي نمي بينند كه پاسخگو باشند. نقطه مقابل امانت داري ، خيانت در امانت است. در حال حاضر تمام كشورها ي دنيا، به سازمان ملل اعتماد كرده و: بالاترين مقام خود را براي ارائه اطلاعات و آمار، به نيويورك فرستادند.

ولي ببينيد چه اتفاقي مي افتد: درست در روز افتتاحيه محمع عمومي، آمريكا به سوريه حمله مي كند. اين يعني همه كشورها بدانند كه در امان نيستند. و آمريكا بدون مشورت با آنا،ن به كشورشان حمله خواهد كرد. لذا بايد حساب كار خود را بكنند.

  علاوه بر آن، تمام رسانه ها بسيج شده اند تا: همه چيز را معكوس نشان دهند. مثلا هيچگاه سخنراني كامل كشورها، پخش نمي شود و اگر هم پخش شود، بلافاصله براي آن تحليل معكوس آماده دارند، و اين است كه هيچ چيز عوض نمي شود! و نشست مجمع عمومي سازمان ملل تبديل به: يك مهماني  بزرگ ميشود!

Analyse de l'impérialisme!
L'information est habituellement divisé en deux catégories: les données brutes et les informations traitées. Il est défini par tout le monde. Habituellement tout apport initial, les données brutes, nous savons que les données ou les données disent. Les données d'entrée du cerveau humain, qui peuvent être portées sur une variété de médias.
Quelques anecdotes de médias, c'est ce qu'on appelle l'information verbale. La première information, anecdotes, si on peut dire à traiter l'information audio dans les informations dont ils ont besoin pour intensifier et de l'éducation: le processus est. Le développement est très important. Cela dépend de la nécessité, le numéro de la sortie peut varier.
Par exemple, si vous entendez le nombre de sept, vous avez données ou l'interprétation des données brutes sur les sept montré qu'il ya des millions de types d'analyse ou l'interprétation de celui-ci. Pour faciliter l'opération, il est basé sur des valeurs acceptées, sont divisés en deux catégories: vrai ou faux. Par exemple, est-il vrai que le nombre sept est un chiffre sacré et les mystères des secrets abondent?
En raison des valeurs subjectives: réponse acceptable moi-même. Si la réponse est correcte, vous devriez aller et vérifiez-le! Et les théories d'êtres humains depuis le début de la présente étude. Mais si le mot de passe est incorrect, alors notre travail est simple. Nous le nions pas, même dans les cellules de gris de votre cerveau, cela ne signifie pas grand-chose. Cela signifie que intentionnelle oublier ses connaissances inacceptable.
Dans notre ère est l'ère de l'explosion des informations, les mêmes personnes ou simple: utiliser rejet de votre esprit n'est pas fatigué. Mais il ya une autre façon et qui est que nous sommes d'accord sur l'analyse des données obtenues donnent une! Et nous arrivons à y penser. Dans cette figure, l'opinion publique, de sens que si elle est nécessaire pour donner à.
  Eh bien, peut-être plus de 99% des gens préfèrent de tout et de ne pas vous mettre en difficulté, ou s'ils le font, ils sont dit et obtenir votre propre vie: l'importante tâche confiée aux experts ici. Lorsque vous tombez malade, vous allez voir un médecin, et si vous avez choisi d'investir dans le marché boursier, courtier en valeurs mobilières, référez. Cela signifie qu'au lieu de votre agent pense.
Et les questions politiques mondiales aussi. Si une organisation peut être communément accepté, d'autres personnes ne voient pas la nécessité d'une analyse, et l'analyse de leur arrière-plan. Seul impératif important, c'est qu'ils ont un avocat, le procureur ne trahir. La différence est arrogant: que la confiance du public, le syndic n'est pas au courant de vos autres obligations.
Les Nations Unies: Les organisations internationales, ces patients sont. Les gens ont confiance en eux, mais ils ne voient pas la nécessité de rendre des comptes. Le contraire de l'intégrité, la confiance est trahie. À l'heure actuelle, tous les pays du monde, le fiduciaire des Nations Unies et la plus haute fonction de fournir des données et des statistiques, a été envoyé à New York.
Mais voyez ce qui arrive: à droite sur la journée de Hum publique d'ouverture, la Syrie a attaqué les États-Unis. Cela signifie que tous les pays comprennent qu'ils ne sont pas sûrs. Amérique sans en parler à Anna, il va attaquer le pays. Donc, vous devriez faire de votre compte de travail.
   En outre, tous les médias sont mobilisés pour montrer tout à l'envers. Par exemple, l'ensemble du pays ne serait jamais la leçon, ne pas jouer et si le joueur immédiatement prêt à l'inverse, et n'est pas rien n'a changé! Et l'Assemblée générale des Nations Unies est devenu: il est une grande fête!

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۷/۱۳۹۳ - ۰۰:۵۴ نظر(0)
Informations de localisation de l'évacuation de l'ONU
Si notre soirée appelée ère de la communication et de l'information, il doit être dit est correct. Il nous a fallu plus que toute autre chose, la valeur a été trouvé. Ce n'est pas seulement une valeur morale: Est de la récolte, mais aussi la valeur financière et monétaire du dollar! Et de l'Est et de l'Ouest ont des vues différentes sur la valeur de l'information est le facteur le plus important!
Par conséquent, on peut affirmer que la valeur de l'information est une information importante ou utile? Comme toutes les discussions philosophiques, d'apprendre et la pratique sur le terrain, de montrer de mal à personne! Cependant, dans le même temps, il peut être le seul à le rompre frapper les livres! Ou réprimer un autre livre de la fin de la salve! Mais dans le monde réel est différent de l'Est à l'Ouest.
D'un côté de l'islam qui donne des instructions pour apprendre toute la science! Et d'apprendre de cette façon, ne ménagera aucun effort. Par conséquent, la hausse des scientifiques mondiaux: la civilisation islamique est réputé pour. Tous les étudiants sont les suivants: réduire la souffrance des gens et tuer la douleur, et leurs maladies. Ibn Sina fut le plus célèbre.
Mais en Occident, depuis le début, a été tué dans le service de la science et de l'information! Types d'armes à feu: l'arrière pour effacer le réservoir a été construit dans l'Ouest. Alors que le massacre de la population du Japon, dirigé par la bombe atomique. Est sur dix mille ans avant cette date, nous n'avons pas eu un tel massacre.
Médical ou de l'Ouest, soi-disant pour la santé, mais dans la pratique, la production de nouveaux virus mutant ou de trafic d'organes, comme dans le documentaire: Angel et voir le boucher. Par conséquent, sciences de l'information à l'Est, et les moyens de faire revivre et de vivre en Occident signifie tuer.
Logique dans l'Ouest est plus le mensonge! Et de l'Est de la plaine et de couleur. Donc, ce que nous voyons, plus de la logique amène à travailler, plus la pression est placé. Quand il s'agit de la logique et de la raison, de la sincérité franche Est de la récolte, mais l'Occident voit mâchoire et talky. Réponse gens naturellement bavard et bavard, le silence ou l'ignorance!
Silence depuis la réponse à dire, et nous ne voulons pas de l'ignorer toute sa vie contre certains mots logiques, à donner à l'Iran!
Discours et interviews ensemble, les différentes perspectives de l'Est et de l'Ouest. Les responsables iraniens Orient et croient que: parler et interroger la conscience humaine se réveille, et retourne à sa nature: il est pur et innocent. Comme le dit le Coran: Montrez à chacun qui sont rappel utile pour les croyants. L'Occident pense maintenant: des mots incompréhensibles triché!
   Cependant, les organisations internationales, autre décision actuelle est que la mendicité et des renseignements commerciaux confidentiels. Ils voient grains de beauté normaux Est de l'information ou non: leur intelligence, toujours faire de faux rapports. Donc, la meilleure façon est qu'ils ne sont pas invités à la fête, et la Tribune de leur donner! Les théories les plus récentes et les données de ces conférences peuvent être entendus!
  Par conséquent, tous les discours, même les plus radicaux des deux valeurs est important: d'abord, la charge est atteint, et la source principale est tout à fait correct! En second lieu, il peut être transformé en un même lieu. C'est à dire après chaque conférence, un analyste expert, et vérifier: bon matériel, il est une pétition de principe. C'est, en leur nom propre ou au nom de l'ONU émettent.
Après la pulvérisation contre le haut-parleur, ils sont séparés de lui, par exemple en les présentant comme des terroristes, ils empêchent le public

سازمان ملل، محل تخليه اطلاعاتي

اگر عصر ما را عصر ارتباطات و اطلاعات ناميدند، بايد گفت درست بوده است. زيرا در زمان ما، اطلاعات بيش از هر موضوع ديگري، ارزش پيدا كرده است. آن هم نه فقط ارزش معنوي كه: شرقي ها از آن برداشت مي كنند، بلكه ارزش مالي و پولي و دلاري! و همين ديدگاه هاي متفاوت شرق و غرب در مورد ارزش، خود عامل مهم ارزش يافتن اطلاعات است!

بنابر اين مي توان در اين خصوص بحث كرد : اطلاعات ارزشي مهم است يا ارزش اطلاعاتي؟مانند همه بحث هاي فلسفي، تا در حوزه درس و مشق است، به هيچ كس ضرري نمي رساند! گرچه همان موقع هم، ممكن است سر يكي به خاطر كوبيدن كتاب بشكند! يا كتاب ديگري در اثر كوفتن به سر ديگري پاره شود! اما وقتي وارد دنياي واقعي مي شود، فرق آن از شرق است تا غرب.

در يك طرف دين اسلام است كه: دستور مي دهد تا همه علم بياموزند! و اطلاعات كسب كنند و در اين راه، از هيچ كوششي فروگذار نكنند. نتيجه آن هم، برخاستن دانشمندان جهاني و: پر آوازه از عصر تمدن اسلامي است. كه همه دانش آن ها براي: كم كردن الام مردم و ازبين بردن درد ها، و بيماري هاي آنان بود. كه ابن سينا از همه معروف تر است.

اما درغرب از همان ابتدا، علم واطلاعات در خدمت كشتن بود! انواع سلاح هاي گرم از: كمري تا توپ و تانك در غرب ساخته شد. تا اينكه به كشتار فجيع مردم ژاپن، توسط بمب اتمي انجاميد. قبل از آن در تاريخ ده هزار ساله شرق، چنين كشتاري نداشته ايم.

حتي پزشكي غرب، در ظاهر براي بهداشت ولي در عمل، براي توليد بيماري هاي جديد و: ويروس هاي جهش يافته يا : قاچاق اعضا بدن است همان طور كه در مستند: فرشته هاي قصاب مي بينيم . بنا براين علم واطلاعات در شرق، وسيله اي براي احيا و زنده كردن و: در  غرب وسيله اي براي كشتن بود.

منطق در غرب يعني هرچه بيشتر دروغ گفتن! و در شرق يعني ساده و يك رنگ بودن. به همين جهت ما مي بينيم هرچه، ايران بيشتر منطق به كار مي برد، بيشتر تحت فشار قرار مي گيرد. زيرا وقتي از منطق و عقل صحبت مي شود، شرق از ان يكرنگي صفا و صميميت برداشت مي كند، ولي غرب آن را پرچانگي و حراف بودن  مي بيند. طبيعي است جواب افراد پرحرف و پرچانه، سكوت است يا بي توجهي!

سكوت از ان جهت كه جوابي براي گفتن نيست، و بي توجهي از ان جهت كه نمي خواهند: همه هستي خود را در برابر چند كلمه حرف منطقي، به ايران پس بدهند!

سخنراني ها و مصاحبه ها هم، از ديدگاه شرق و غرب متفاوت است. شرق و مسئولين ايراني معتقدند با: حرف زدن و مصاحبه كردن وجدان انسان ها بيدار مي شود، و به فطرت خود برمي گردد و: پاك و بي گناه مي شود. چنانكه قران مي فرمايد: به همديگر تذكر دهيد كه: تذكر براي مومنين مفيد است.   اما غرب تصور مي كند در حال: فريب خوردن با كلمات نامفهوم است!

  البته در سازمان هاي بين المللي، جريان ديگري هم حاكم است: و آن مصادره به مطلوب و: كسب اطلاعات محرمانه است. آن ها مي بينند كه شرق در خال عادي ،اطلاعات نمي دهد يا: سازمان هاي اطلاعاتي خودشان ، هميشه گزارش هاي اشتباه مي اورند. لذا بهترين راه آن است كه: آن ها را به ميهماني دعوت كنند، و تريبون به دست آن ها بدهند!  تازه ترين تئوري ها و يا اطلاعات را، در اين سخنراني ها ميتوان ديد و شنيد!

 لذا همه سخنراني ها ، حتي تند ترين آن ها دو ارزش مهم دارد: اول اينكه به رايگان به دست مي آيد، و كاملا صحيح و از منبع اصلي است! دوم اينكه ميتوان آن ها در همانجا تبديل كرد . يعني بعد از هر سخنراني يك گروه تحليل گر متخصص ، آن را بررسي مي كنند و: مواد خوب  و مفيد آن را مصادره به مطلوب مي كنند. يعني به نام خودشان يا به نام: سازمان ملل منتشر مي كنند.

بعد با سم پاشي برعليه گوينده آن، مردم را از آن ها جدا مي كنند، مثلا با معرفي انان به عنوان تروريست، مانع همراهي  افكار عمومي با آنان مي شوند

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۴ نظر(0)

 به بهانه ديدار: آقاي ظريف با سعود الفيصل.

باز سازي بقيع، نشان پايان يافتن عصر: ترور و تخريب است.

ما به  ديدار آقاي ظريف با: سعود الفيصل يا هركس ديگر، حتي ديدار اوباما با روحاني، نمي توانيم اعتراضي بكنيم! چرا كه بايد دولت، سياست هاي خود را دنبال كند . اما خواهش كه مي توانيم داشته باشيم! كه حداقل در برابر اين حاتم بخشي ها، يك امتيازي هم بگيرند.

 اينكه مي گويند: مجمع عمومي سازمان ملل، فرصت مناسبي براي طرح ديدگاه هاي ايران است! درست ولي بي فايده است، چرا كه 35 سال است كه: ديدگاه هاي ايران طرح مي شود. از شهيد رجايي كه جاي شكنجه هاي ساواك را، به نمايش گذاشت تا امروز، هميشه ايران در برد رسانه ها بوده، و هميشه در مدت برگزاري مجمع عمومي، حكومت در دست ايراني ها بوده است، و كشورهاي جهان همه حمايت كردند.

ولي خروجي آن چه بود؟ آيا تا به حال يك سوال هرچند كوتاه شده؟ كه چرا همه روساي جمهور ايران كه: با احساسات تمام حرف هاي خود را بيان كرده اند، ولي تحريم ها هم سي و پنج ساله شده ! و هنوز هم اگر آمريكا بخواهد، ميتواند گذرنامه ها را باطل يا: براي ايران تعيين تكليف نمايد؟ چرا بعد از اين همه سال، با تمام افشاگري ها، دلار هر روز قوي تر شده و ريال هر روز ضعيف تر؟ كه يعني عقب رفته كه جلو نرفته است.

شايد در اين سال ها، راه را اشتباه رفته ايم! شايد راه مبارزه با استكبار، رفتن به مجامع بين المللي و شعار دادن تنها نبوده، زيرا كه همين شعار دادن ها، ايران را تخليه روحي مي كرد و: روساي جمهور با رواني شاد از اينكه در: كشور دشمن توانسته اند حرف خود را، به بهترين وجه و در بالاترين سطح! و بيشترين پوشش بزنند برگشته اند، و ديگر اقدامي را لازم ندانسته اند! واقعا اگر عنايات الهي را، از اين سر زمين حذف كنيم، ما چه امكان قابل قبولي، براي عرضه خود داشته ايم؟

در جلسه اي در پژوهشكده مطالعات روابط بين الملل، كه باحضور سه استاد تشكيل شد، خبرنگار لس انجلس در تهران گفت: اگر آمريكا يا اسرائيل حمله كند، ايران بر فرض آمريكا را از بين ببرد، يا اسرائيل را نابود كند، بعد چه مي شود؟ گندم ايران كه از كانادا يا خود آمريكا وارد مي شود، ديگر وارد نمي شود و: مردم بي نان خواهند شدو...!

در ادامه اين بررسي ها معلوم شد كه: همه دولت هاي استكباري و گروه هاي ارتجاعي (تكفيري)، از ابتدا فقط برعليه انقلاب اسلامي،  ايران و عقايد شيعه شكل گرفته اند. و اگر كمي از اين هم عقب تر برويم، مي بينيم كه از زمان شكل گيري وهابيت ، اين تروريسم و وحشيگري شروع شده! و در رشد خود سازمان ملل را به وجود آورده! در واقع سازمان ملل، شكل تكامل يافته اتحاد: جبهه استكبار و ارتجاع(تكفيري) بر عليه: ايران و اسلام و شيعه است.

حجم اخبار و اطلاعات سازمان ملل، بودجه هايي كه هزينه كرده، فقط در حول محور حوزه تمدني ايران است! اگر گاه گاهي هم نيم نگاهي به: كره جنوبي يا آمريكاي لاتين داشته، باز هم مبناي آن اخطار به ايران و: ايرانيان بوده است.

همه بيانيه هاي سازمان ملل، يا برعليه ايران بوده يا به نفع اسرائيل! كه هردو يك معني دارد. اگر گاهي هم به بوركينا فاسو يا: آفريقاي جنوبي هم توجه مي شده فقط، در همين محور بوده است. و هرگاه خود سازمان ملل، قادر به فريب ايران نمي شد، سازمان ملل هاي كوچكتر! مانند ائتلاف ضد داعش كنوني، به وجود مي اورد.

ميتوان گفت  با هر شعار و فرياد ايران، در سازمان ملل يك سازمان ملل جديد، بر عليه ايران شكل مي گرفت و: هزينه همه اين ها را هم، عربستان پرداخت مي كرد. لذا به نظر ما فقط اگر عربستان، تعهد بدهد كه بقيع را باز سازي بكند، يا اجازه دهد ايران آن را باز سازي كند، معلوم خواهد شد كه تروريسم و: تخريب ديگر تمام مي شود. و الا شعار ها هرچه جذاب تر باشد، تخريب ها و ترور ها بيشتر مي شود.  

 Sous prétexte de répondre à M. Fine Saud al-Faisal. 

Reconstruire Jannat al-Baqi, la fin de l'époque: la terreur et la destruction. 
Nous avons rencontré M. Fine Saud al-Faisal ou quelqu'un d'autre, Obama a même rencontré le spirituel, la protestation ne peut pas faire! Pourquoi le gouvernement devrait poursuivre ses politiques. Mais nous pouvons nous demander ça! Hatem au moins dans cette partie et également obtenir un bonus. Comme ils le disent, l'Assemblée générale de l'ONU, l'Iran a l'occasion de présenter leurs points de vue! Mais il est inutile, parce que les 35 années que l'Iran considère le plan. Shahid Rajaee que la place de la torture de la Savak, démontré à ce jour, toujours dans une gamme de médias, et se tient toujours à l'Assemblée générale, le gouvernement était aux mains des Iraniens et le monde sont tous supportés. 
Mais quel a été le résultat? Vous avez une question, cependant, tronquée? Pourquoi tous les présidents de l'Iran: Avec tous les mots pour exprimer leurs sentiments, mais les sanctions ont été trente-cinq ans! Si l'Amérique veut et ne peut toujours révoquer un passeport ou pour l'Iran afin de déterminer leur destin? Pourquoi, après toutes ces années, avec toutes les révélations, dollar chaque jour plus forte et plus faibles tous les rails de jour? Cela n'a pas retourné à l'avant. 
Peut-être que dans ces années, nous avons fait fausse route! Peut-être que la lutte contre l'impérialisme, aller à des organismes internationaux et le chant non seulement à cause de la récitation, le pays a été psychologiquement drainage et: ​​heureux mentale avec les présidents de: l'ennemi ont leur mot à dire, à la meilleure façon possible et au plus haut niveau! Et jeter les couvertures, et d'autres mesures ne sont pas nécessaires! Vraiment, si les faveurs de Dieu, est omis de ce pays, ce qui peut être acceptable, nous avons à offrir? 
Lors d'une réunion de l'Institut pour les relations internationales, la présence du maître a eu lieu mardi le correspondant de Los Angeles à Téhéran, a déclaré que si les Etats-Unis ou Israël attaquer l'Iran pour détruire le défaut de l'Amérique, ou de détruire Israël, alors ce qui est ? De blé du Canada ou des États-Unis est importé, et pas un autre: ils sont devenus les gens de pain ...! 
Dans cette étude, il a été constaté que tous les groupes arrogants et réactionnaires (excommunication), dont le premier seulement contre la révolution islamique, l'Iran et les croyances chiites ont été formés. Et si vous allez un peu plus loin que cela, nous voyons que la formation du wahhabisme, la terreur et la sauvagerie a commencé! L'ONU et son développement créés! L'Alliance des Nations Unies a évolué: l'arrogance et de la réaction (excommunication) contre l'Iran et l'islam chiite. 
Taille budgets Nouvelles de l'ONU qui passent juste autour de la zone de la civilisation iranienne! Si vous avez de temps en temps un coup d'œil: la Corée du Sud et en Amérique latine, également sur ​​le comportement de l'Iran et les Iraniens ont été. 
Toutes les déclarations de l'ONU, ou contre ou en faveur d'Israël! Les deux sens. Si parfois le Burkina Faso et l'Afrique du Sud met également l'accent uniquement sur le même axe. Et si l'ONU ne serait pas en mesure de tromper l'Iran, de l'ONU plus petit! Comme Coalition Dash aujourd'hui, crée. On peut dire avec toute criant des slogans et l'Iran aux Nations Unies, un nouveau Nations Unies contre l'Iran a pris forme: le coût de tout cela, les Saoudiens payé. Il nous semble que si le royaume, qui entreprend la reconstruction Baqi faire, ou permettre à l'Iran de le reconstruire, il sera évident que le terrorisme et la destruction de tous les autres. Bientôt slogan de plus en plus attrayant est, la destruction et la terreur, et plus encore.
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۹ نظر(0)

سينماي مقاومت، راه اروپا را مشخص كرد.

دكتر ايوبي در جملاتي كوتاه گفت كه: سينماي ايران را، سينماي دفاع مقدس زنده كرد. و سينماي مقاومت هم، به جهانيان ياد داد كه چگونه در مقابل: غول سينماي صهيونيستي آمريكايي مقاومت كنند.

اين جملات هرچند كوتاه و دير، ولي شجاعانه از زبان يكي از: مسئولين درجه يك سينماي ايران گفته شد. و نشان مي دهد حاكميت سينماي عفن، در ايران به پايان رسيده است. و اكنون آغاز يك راه براي: سينماي پاك و محجوب است.

شايد جمله اي كه امام خميني ره، سي چهل سال پيش گفت: آن موقع كسي آن را نفهميد و: شايد هم گفتند يك خوراك تبليغاتي است! و يا خيلي ها گفتند اين حرف، بي ربط و بدون مطالعه است.مخصوصا كساني كه در دامن آلوده غرب، بزرگ شده بودند، بزرگ بودن خودشان را در ليس زدن : واپسين قطرات سينماي خشن و سكسي آن مي ديدند.

آن ها دوست داشتند سينما را، همان معني كنند كه خودشان بودند. يك فاحشه و يا يك زن باره . اصلا در سينما يك چيز را بر: همه واجب مي دانستند: در سينما نمي شود و نبايد وجود ندارد! يعني اگر به شما گفتند لخت شو، بايد لخت شوي نبايد بگويي نمي شود! اگر به شما گفتند فقط وسط پاهايت، به درد سينما مي خورد! نبايد ناراحت شوي و قهر كني. و محصول اين تفكر هم، همين از هم پاشيدگي خانواده ها و: رسيدن آمار طلاق به بالاي 50درصد ازدواج ها است.

نه فقط سينما كه، همه هنر ها را اينگونه مي خواستند. زيرا از نظر آنان نبايد: ازدواجي صورت مي گرفت! تا نسل ايراني قطع مي شد! از نظر آن ها، ايراني خوب يك ايراني مرده! و يا سقط شده بود. زيرا اربابانشان اين طور مي خواستند. و براي همين جنگ را تحميل كردند. تا جمعيت ايراني از بين برود . صدام براي كشتن ايراني ها، آيه نازل مي كرد و ايراني ها را مجوس مي خواند.

اما سينماي دفاع مقدس، مانند خود دفاع مقدس، در مقابل تمام اين زياده خواهي ها ايستاد. و اكنون در سيزدهمين جشنواره خود، براي جهان نيز پيام دارد. هرچند كه بابك حميديان ها، از اين حرف ها خوششان نيايد. يا فرزاد حسني ها بگويند كه: برزو ها پول لازم داشتند اين نقش ها را قبول كردند! ولي با زبان سگ دريا نجس نمي شود . علاوه بر آنكه اين حرف ها را، اربابان آن ها زودتر گفته اند و: گوش ما از آن ها پر است.  

آن ها حتي از يك مرگ بر آمريكاي ساده، ناراحت هستند و مي گويند: ما براي كسي مرگ نمي خواهيم! ولي دروغ مي گويند،آن ها روزي هزار بار براي اسلام، مرگ را آرزو مي كنند! اربابان آن ها هم دروغ مي گويند: سياهپوستان و سرخپوستان مي دانند كه: شعار آمريكايي هاي لاشخور و كركس ماب، فقط مرگ نيست بلكه نابودي همه است. از نظر آن ها سياهپوست خوب، يك سياهپوست مرده است.

سينماي آمريكا هم همين است : سرتا پا آرزوي مرگ براي ديگران. همه هيرو ها و قهرمان ها ، شامپيون هاي آن ها، فقط براي اين قهرمان هستند كه: به تنهايي مي توانند ملت الجزاير يا: مردم افغانستان را نابود كنند. ويرانگري در ذات آمريكايي ها است. آن وقت ما حق نداريم حتي يك شعار: مرگ بر آمريكا بگوييم؟

ديديم به بهانه روز جهاني صلح، تمام عروسك هاي خانم برومند، ايران را جنگ طلب معرفي كردند! و  شادي را آرزو كردند ،و صلح را در جاي ديگر جستجو كردند. درهفته دفاع مقدس به بهانه روزجهاني صلح، به كودكان نگفتند فهميده ها را نقاشي كنند، بلكه به آنان گفتند: درنا بسازند تا: از جنگ در امان باشند! حتي يك بار نگفتند كه: ايران اكنون 25سال است در: صلح و آرامش و امنيت است. و اين آمريكا است كه: هرجا مي رود، جنگ به پا مي كند و: مردم را مي كشد.  

Résistance cinéma, la manière dont l'Europe pourrait être précisé. 

Dr Ayoubi des phrases courtes, a déclaré que le cinéma iranien, le cinéma de la défense sacrée vivre. Et la résistance du film, le monde d'apprendre à: sioniste cinéma géant américain résister. 

Bien que les phrases courtes et longues, mais hardiment par un: o Un des responsables iraniens ont dit. Et montre la prédominance de mauvais cinéma, l'Iran a pris fin. Une façon de commencer, et maintenant le cinéma est propre et discret. 

Peut-être, y compris celui de l'imam Khomeiny, trente, quarante ans, a déclaré que le temps et ne se rendent pas compte de qui il peut dire qu'il s'agit d'une propagande! Ou Beaucoup disent ces mots, hors de propos et sans étudier. Surtout ceux de l'Ouest, du carburant contaminé, a grandi dans le grand léchage de leur propre: les dernières gouttes de cinéma a vu sa violente et sexuelle. 

Ils ont aimé le film, ce qui signifie que même eux-mêmes. A propos d'une prostituée ou une femme. Le film fait ont une chose: tout le monde doit savoir: le cinéma n'est pas et ne devrait pas exister! Cela dit, si vous obtenez nu, vous ne pouvez pas aller nu, ne dites pas! Si vous dites seulement les pieds du milieu, la douleur film à succès! Vous ne devriez pas être triste ou en colère. Le produit de cette réflexion, la désintégration des familles: la réalisation par rapport au taux de divorce de 50% dans les mariages est. 

Pas juste un film, ils voulaient tous les arts. Ils devraient parce que le mariage a été fait! Coupe de génération iranien! À leur avis, l'Iran, un mort iranien! Ou a été interrompu. C'est parce que leurs maîtres voulaient. Pour la guerre imposée. La population de disparaître. Saddam pour tuer les Iraniens, et le verset iranien a été révélé à appeler Magus. 

Mais le film de guerre, comme la guerre, elle se tenait en face de tous ces excès. Le festival, qui en est à sa treizième au monde le message. Cependant, Babak hamidienne, les personnages ne sont pas comme ça. Ou Farzad Hasani et dire: Borzoo l'argent nécessaire pour ce rôle sont acceptés! Mais la langue ne pollue pas le chien de mer. En outre, ces déclarations sont maîtres leur ont dit plus tôt: nos oreilles sont pleines. 

Ils ont même une mort simple à l'Amérique, bouleversé et disent que nous ne voulons pas que quelqu'un à la mort! Aucun mensonge, c'est mille fois par jour pendant désir de mort musulman! Ils sont les maîtres de mensonge: les Noirs et les Indiens savent que la devise américaine de buses et les vautours orienté, seule la mort, mais d'éliminer tous. En termes de solide noir, un noir est mort. 

Le cinéma américain est le même: les jambes larges à mourir pour les autres. Héros et l'héroïne de tous, il est seulement pour ces héros qui peut se tenir seul ou nation algérienne: de détruire le peuple de l'Afghanistan. Les Américains sont de nature destructrice. Et puis nous avons le droit et même un slogan: Mort à l'Amérique dit? 

Nous avons vu le nom de la Journée mondiale de la paix, toutes ses poupées en Iran, le militant de l'Iran a présenté! Et leur souhaiter bonheur et la paix dans leur recherche ailleurs. La Semaine Sainte prétexte de la Journée mondiale de la paix, les enfants ne comprenait pas la peinture, mais aussi leur dit: Grue de construire jusqu'à la guerre, être sûr! Même une fois que dit, que l'Iran est maintenant de 25 ans dans la paix et la sécurité. Et c'est aux Etats-Unis: Où il va, les pieds, et les personnes qui s'y trouvent. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۰ نظر(0)

مي گويند شخص رندي، نزد يكي از زهاد، كه با رقاصي مخالف بود رفت، و خواست از او اجازه رقص را بگيرد. وقتي نزد او نشست، سوال كرد: اگر دستم را بالا پايين كنم اشكال شرعي دارد؟ زاهد گفت نه!

باز پرسيد اگر پايم را بالا و پايين ببرم، اشكال شرعي دارد؟ پاسخ داد : نه!  رقاص بپا خواست و: دست و پاي خود را، بالا پايين كرد و رقصيد! بعد پرسيد حالا چه؟ جواب شنيد: تجزيه ات خوب بود،ولي مرده شور تركيبت را برد!

حالا عده اي مي گويند: ارتباط فرهنگي مردم ايران با: مردم آمريكا كه ايرادي ندارد.مردم ايران هم، مردم آمريكا را دشمن نمي دانند، پس چرا شعار مرگ بر آمريكا مي دهيم! اين همان است كه مرده شور، بايد تركيب شان را ببرد! زيرا يك مغلطه يا يك سفسطه در آن است: مردم آمريكا با: دولت آن فرق مي كنند. زيرا آمار ها نشان مي دهد: بيش از 40درصد مردم آمريكا، با دولت همراهي ندارند و: از اينها هم عده اي منتقد هستند.

مثل اين است كه بگوييم: شب سياه و دل شيطان هم سياه است! پس شب همان شيطان است. ما از اين مغالطه و يا سفسطه ها، فقط زيان كلامي يا تئوريك نمي بينيم، بلكه صد سال است كه فقط: بدبختي و كشت و كشتار و ترور مي بينيم . انگليس و آمريكا، وقتي پايشان به ايران باز شد، فقط در فكر بردن: نفت و عتيقه و طلاي ايران بودند. همان تصوري كه از هندوستان داشتند! و فكر مي كردند هندوستان، سرزمين افسانه اي ثروت! منتظر است كه آن ها بيايند و: با كشتن مردم بومي همه را صاحب شوند.

مردم ايران براي: انگليس و آمريكا (البته دولت هاي آنان) بجز: مشتي مزاحم كه بايد از بين بروند! تا آن ها به همه ثروت ايران، به راحتي دست پيدا كنند، نيستند. لذا كشتن ايراني مانند: كشتن مار بر سر گنج ها! لازم و ضروري است.

واين را همه حتي سرخپوستان ميدانند، ولي عده اي منافع شان، اقتضا مي كند سفسطه كنند و: خود را به كوچه بن بست بزنند! زيرا منافع آن ها هم با منافع دولت آمريكا، گره خورده و از فروختن وطن، به ثروت دست مي يابند. فرقي نمي كند اين شخص شاه قاجار، يا پهلوي باشد كه براي يك سفر فرنگ، افغانستان و بحرين ، پاكستان و عراق را فروختند يا: اين شاه هاي كوچك كه: معادن نفت و زمين هاي كشاورزي، يا اطلاعات ايرانيان را مي فروشند.

اكنون كه ايران به سازمان ملل مي رود، بايد بداند كه سازمان ملل هم، همان قضيه مرده شور تركيب را ببرند است. زيرا اعضا اصلي سازمان ملل، دشمن ايران هستند: آمريكا انگليس، اسرائيل فرانسه.. حالا چطور مي شود تركيب آن ها، دوست ايران شود؟ بايد وزارت اطلاعات ايران بداند كه: هدف آن ها از دعوت يا مذاكره كردن ، فقط كسب اطلاعات سري است.

تجربه نشان داده بعد از هر مذاكره، آن ها اطلاعات جديدي رو كرده، و ادعاهاي بالاتري را مطرح مي كنند. اين نشان مي دهد كه در ماموريت خود، موفق بودند و توانستند از: ساده انديشي ايرانيان براي كسب: اطلاعات محرمانه استفاده كنند.

   در حاليكه سازمان سيا، براي كسب اطلاعات محرمانه و سري، از ايران ميلياردها دلار خرج مي كند، چرا ايران بايد ساده انديشي كند و: اطلاعات مورد نياز آن ها را، به سازمان ملل بدهد ؟ تا بعد به عنوان بيانيه حقوق بشر، يا انرژي اتمي يا موارد ديگر، از آن سو استفاده شود.

   سازمان ملل ميداند كه ايران، در كنار گوش انگليس حضور دارد، مردم ايرلند خود را ايراني مي دانند، و اسكاتلنديها همه اميد شان به ايران بود. لذا همكاري ايران با سازمان ملل، باعث شد تا اسكاتلندي ها نا اميد شده و: راي نياورند. حضور ايران در كنار حكام جبار و: زور گويي كه در عمر خود، نگذاشته اند يكبار هم در كشورشان، انتخابات انجام شود، پيام ياس و نا اميدي به: ازاديخواهان آن است. 

La combinaison de salé et de supprimer mort! 

Randy appelé parti, avec l'une des personnes qui étaient en désaccord avec ses danseurs, et lui demanda la permission de prendre la danse. Quand je me suis assis avec lui, il m'a demandé si je baisse ma main au-dessus des formes juridiques? Zahid a dit non! 

Il a demandé si j'ouvre ma jambe de haut en bas, il ya un problème juridique? Répondu: «Non! Danseur se leva et les mains et les pieds, et a dansé de haut en bas! Puis il a demandé, et maintenant? Réponse entendu que votre analyse est bonne, mais la combinaison de l'oiseau mort salée! 

Maintenant, certains disent que la culture iranienne associé avec le peuple américain, qui est OK. Peuple iranien, le peuple américain ne sont pas l'ennemi, alors pourquoi ne pas dire «Mort à l'Amérique! C'est ce que la passion est morte, vous devez détruire leur composition! Parce que c'est un fake ou un système sophistiqué peuple américain et le gouvernement sont différents. Les statistiques montrent que plus de 40 pour cent de la population américaine, pas associée avec le gouvernement, et à partir de ceux-ci, il ya aussi des critiques. 

Comme c'est à dire: la nuit est noire et le diable noir! La nuit du diable. Nous utilisons cette erreur, ou erreur, il suffit de ne pas voir la perte de verbale ou théorique, mais c'est seulement une centaine d'années: voir la misère et les effusions de sang et de terreur. Grande-Bretagne et les Etats-Unis à l'Iran pieds lorsqu'il est ouvert, ne penser à gagner: pétrole et or antique et l'Iran. Juste eu une vision de l'Inde! Et la pensée de l'Inde, une terre de richesses fabuleuses! Qu'ils viennent de l'avant avec tous les peuples indigènes sont tués. 

Les gens de l'Iran: la Grande-Bretagne et les Etats-Unis (et leurs gouvernements) à l'exception: une poignée de gênant qui doit être détruit! Alors que toute la richesse de facilement obtenu, ils ne le font pas. Le meurtre de l'Iran comme: Tuez les trésors de serpent! Nécessaire. 

Ce sont les tous les Indiens savent même, mais certains de leurs avantages, et ils exigent que sophisme: leur propre cul-de-sac! Parce que leurs intérêts avec les intérêts des Etats-Unis, liés et vendre la maison pour atteindre la richesse. Peu importe le Shah Qajar, et Pahlavi qui un voyage en Europe, l'Afghanistan, Bahreïn, l'Irak, le Pakistan et vendu, ou: le roi de petites mines, le pétrole et les terres agricoles, ou vendre des informations aux Iraniens. 

Maintenant que l'Iran est l'Organisation des Nations Unies, l'ONU devrait savoir que la combinaison de leur passion est une voie sans issue. Les membres fondateurs de l'Organisation des Nations Unies, les ennemis de l'Iran: le Royaume-Uni, Israël, France .. Maintenant quelle est leur composition, comme l'Iran? Renseignement iranien doit savoir que le but de l'invitation à négocier, seulement des informations sur la série. 

L'expérience a montré que, après chaque combat, les nouvelles informations, ainsi que les réclamations sont soulevées plus haut. Ceci indique que la mission avec succès et pourrait les Iraniens pour l'acquisition naïf: l'utilisation d'informations confidentielles. 

    Alors que le secret de la CIA et des informations confidentielles, l'Iran dépense des milliards de dollars à cause de crétins et les informations nécessaires pour leur donner à l'ONU? Suite à la déclaration des droits de l'homme ou nucléaire ou autre, il est un abus. 

    L'ONU sait que l'Iran est présent dans l'oreille Grande-Bretagne, le peuple iranien à réaliser leurs irlandais et écossais, tous leurs espoirs en Iran. Par conséquent, la coopération de l'Iran avec l'Organisation des Nations Unies, jusqu'à ce que le désespoir écossais: Pour conçu. La présence du tyran et le Conseil: la contrainte de sa vie, une fois qu'ils ont quitté le pays, l'élection se fait, le message de désespoir: l'aimer. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

دانشگاه يا اتاق جنگ؟

تولد دانشگاه در ايران، براي نابودي نظاميه ها بود. همانطور كه تولد دبستان در ايران، براي ازبين بردن مكتب خانه ها بود. لذا از ابتدا دانشگاه يك اتاق جنگ، عليه اسلام وشيعه بود. گرچه، مغولها و امثال آن ها آمدند و: كتاب ها را سوزاندند و : كتابخانه ها را آتش زدند، تا مراكز علمي ايران را نابود كنند، و مانع پيشرفت ايرانيان شوند.اما غربي ها به نوع ديگري، اسلام و قران را آتش زدند. مغول ها آمدند كشتند و سوزاندند و رفتند! ولي غربي ها آمدند كشتند و سوزاندند و ماندند!

هنوز پس از گذشت سي و چند سال از انقلاب اسلامي، كه شعار مرگ بر آمريكا و مرگ برانگليس، بالاترين فرياد آنان بوده مي بينيم: تعداد آموزشگاه هاي زبان انگليسي، به مراتب بيش از اموزشگاه زبان فارسي است! يا بهتر بگوييم كسي به فكر: آموزشگاه زبان فارسي  نيست! زيرا بلد نبودن زبان فارسي، يا غلط نوشتن و غلط خواندن آن، مهم نيست! بلكه مهم اين است كه كسي زبان انگليسي نداند!

در واقع زبان و رسم الخط انگليسي، مانده است تا فارسي را نابود كند. و اين جنگ اعلام شده است. چرا كه در تركيه و آذربايجان و: حتي پاكستان اين فاجعه اتفاق افتاده است. زيرا ما شاهد خواندن شعر هاي شهريار و مولوي، به رسم الخط انگليسي هستيم! و در كشور اقبال لاهوري، ديگر كسي از عجم سخن نمي گويد، همه به زبان انگليسي صحبت مي كنند و: ياد داشت برمي دارند.

در اوايل انقلاب اسلامي هم، شاهد بوديم كه در دانشگاه تهران، اتاق جنگ درست كرده بودند. همه گروهك هاي ضد انقلاب، در اين اتاق ها حضور محترمانه داشتند! ولي جمهوري اسلامي در آن جايي نداشت. شهيد رجايي و دكتر بهشتي و ديگران، توسط همين دانشحويان دانشگاه تهران شهيد شدند. فخاري ،كشميري  كلاهي همه، از دانشجويان دانشگاه تهران بودند. از ان بدتر تمام ياوران و خط دهندگان عزالدين حسيني، فرمانده ضدانقلاب كردستان هم،همين دانشجويان بودند.

 دستور امام خميني ره  براي انقلاب فرهنگي، به همين دليل بود و تمامي دانشگاه ها، تعطيل شدند تا از نو برنامه ريزي شوند. اما كساني كه از در بيرون رانده شده بودند، از پنجره وارد شدند! اين بار به نام اسلام و انقلاب اسلامي، مثلا دانشگاه تربيت مدرس درست شد! دانشگاه آزاد اسلامي، دانشگاه پيام نور ايجاد شد تا: جلوي اين نفوذي ها گرفته شود! ولي همه اينها شدند سنگر ضد انقلاب!

يادم نمي رود در دوران دانشجويي فوق ليسانس، از دانشگاه تربيت مدرس به جبهه اعزام شديم. اما چه اعزامي؟! بچه ها فقط منتظر ساعت يازده بودند كه: رجوي از راديو عراق سخنراني كند! تا دسته جمعي به آن گوش كنند!و بعد آن را تحليل كنند. اگر يك بسيجي مي خواست در بلند گواذان بگويد، جلوي اورا مي گرفتند و اگر ساعت دو، مي خواست اخبار جمهوري اسلامي را بگويد، بلند گو را سنگ باران مي كردند.

همين ها، فرماندهان بسيجي را ترور كردند. اكثر شهداي بسيجي در جبهه، از پشت تير خوردند. فرماندهان ديگر با گراهاي دقيق، از سوي همين ها جلوي پايشان خمپاره تركيد. همين ها بعدا وزير و كيل شدند.و فتنه سال 1388را به وجود آوردند.

    با اينكه روز نهم دي، طومار آن ها پيچيده شد، ولي اين بار هم از طريق فرجي دانا، وزير علوم مستعفي در شريان دانشگاه تزريق شدند. آن ها اين بار نه به عنوان كمونيست، براي ضديت با اسلام، بلكه به عنوان مبارزه با افراطي گري، يعني از بين بردن پايه هاي ولايت فقيه، وارد كار شده اند.و ستاد آنان دانشكده فني دانشگاه تهران است.

اما اينها بدانند با تمام : كشت و كشتار هايي كه به راه انداخته اند، از  داعش قوي تر نيستند. و ما با تاكيد بر نيروي لايزال الهي، بقيع را باز سازي خواهيم كرد و: اين ها هيچ غلطي نمي توانند بكنند.

 Université ou la salle de guerre? 

A la veille de l'ouverture de 

Bonne université en Iran était de détruire Nizamiyah. Comme l'école est né en Iran pour détruire les écoles. Dans la première salle d'une guerre contre l'Islam et les chiites. Cependant, les Mongols et autres sont venus et ont brûlé des livres et des bibliothèques brûlées à détruire les centres de l'Iran, et l'impossibilité d'Iraniens. Mais l'autre type occidental, le Coran sur le feu. Les Mongols allaient et venaient et tués et brûlés! Les Occidentaux ont été tués et brûlés, mais sont restés! 

Pourtant, après trente ans de la Révolution islamique, le slogan «Mort à l'Amérique, Mort à l'Angleterre, ils criaient, nous voyons le plus grand nombre de cours d'anglais, des cours de langue persane et bien plus encore! Ou pour mieux dire, quelqu'un a pensé: pas de cours de langue perse! Parce que pas parler le farsi, ou fausse écriture ou de lecture mal, ce n'est pas grave! Il est important que quelqu'un qui ne connaît pas l'anglais! 

En fait, la langue et l'orthographe de la langue anglaise, a été de détruire le persan. Cette guerre a été déclarée. Pourquoi la Turquie et l'Azerbaïdjan: Même Pakistan catastrophe qui s'est passé. Parce que nous avons vu le prince, et la lecture de poèmes de Rumi dans notre orthographe anglais! Et Iqbal à Lahore, l'autre ne parle pas des Perses, ils parlent tous anglais et d'apprendre à enlever. 

Au début de la Révolution islamique, qui a vu l'Université de Téhéran, avait fait salle guerre. Tous les groupes anti-révolutionnaires, avaient une présence respectable dans la chambre! Mais il n'avait pas sa place dans la République islamique. Shahid Beheshti Rajai, et d'autres, ont été martyrisés par les étudiants de l'Université de Téhéran. Fakhari, Cachemire KOLAHI tout, les étudiants de l'Université de Téhéran. Pire encore, les supporters et les électeurs Ezz Husseini, commandant de la contre-révolution dans le Kurdistan, les mêmes élèves. Imam Khomeiny a ordonné la Révolution culturelle pour cette raison que toutes les universités ont été fermées jusqu'à ce que re-programmé. Mais ceux qui ont été chassés de la fenêtre sont arrivés! Cette fois, au nom de l'Islam et la révolution islamique, une université avait raison! Université islamique Azad, Université Payam Noor a été créé: pour empêcher ces intrusions sont prises! Mais étaient-ils tous contre-révolutionnaire forteresse! 

Je n'oublierai pas pendant des étudiants diplômés de l'université ont été envoyés au front. Que expédié? Les enfants attendaient seulement onze heures Radjavi adresse radio irakienne! Pour les écouter en masse, puis analyser. Si vous vouliez une mobilisation appeler le haut-parleur à dire, si vous étiez en face de lui à deux, il voulait dire les nouvelles de la République islamique, l'orateur pleuvait des pierres. 

De même, le commandant bassidjis assassiné. La plupart des victimes de la mobilisation de guerre, ont été abattus par derrière. Autres commandants extravertis avec précision, ce sont les pieds de rafale mortier. Kiel plus tard et obtient le ministre et l'intrigue créée en 1388. Par le neuvième jour de Janvier, leur pétition était complexe, mais cette fois par Faraji-Dana, ministre démissionne sciences à l'Université artères ont été injectées. Cette fois, ce n'est pas un communiste, anti-islam, mais aussi la lutte contre l'extrémisme, à savoir l'élimination des catégories de bureau, ont fait. Et le personnel de la Faculté de génie de l'Université de Téhéran. 

Mais ils savent tous la culture et les meurtres qui ont lancé, sont plus forts que Dash. Et nous nous concentrons sur la puissance éternelle de Dieu, nous allons reconstruire Baqi: Ils peuvent pas faire de mal.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۲۱ نظر(0)

خيانت هاي سازمان ملل، در اين زمينه بايد محكوم شود.

اكنون كه هيات ايراني عازم نيويورك هست، تا در مجمع عمومي سازمان ملل شركت كند، بايد از حقوق ايران بزرگ دفاع كند و: خيانت هاي سازمان ملل به اين ملت را، ياد آوري و محكوم نمايد. خيانت هاي سازمان ملل به ايران، به بيش از هزار مورد مي رسد كه: در سه دسته قابل بررسي است:

تغيير جغرافياي جهاني بر عليه منافع ايران بزرگ: موقعي كه سازمان ملل تاسيس شد، ابتدا از دانش ايران استفاده كردند، از جمله شعر سعدي را بر تارك سازمان ملل نوشتند، تا بگويند تابع تمدن ايراني هستند. و همه دستاورد هاي آن را قبول دارند. ولي بعدا با تحريك قوميت ها و ملت ها، آن ها را به جدايي از ايران تشويق كردند. تا جاييكه از حوزه بزرگ تمدني ايران، حدود 60كشور متولد شد.

 در تمام  داوري هاي مرزي، حق را به همسايه دادند تا آن ها، بيشترين ضربه را به ايران بزنند و:ايران  را كوچك و كوچكتر كنند.

آخرين اين خيانت، جدايي بحرين از ايران است.  زيرا بحرين استان چهاردهم ايران بود. و در كتب درسي آن زمان موجود و مكتوب است. ولي سازمان ملل به عنوان راي گيري، با تقلب  و دروغ، ملت فارس زيان و شيعه بحرين را، از ايران جدا كرده و تحويل: يك خاندان كثيف و وهابي داد.

البته بعد از انقلاب اسلامي هم، دست از تجزيه ايران نكشيد! و هرگروه را كه پيدامي كردند، وعده ميدادند اگر قيام كنند! نام كشوري را براي آن ها ثبت خواهد كرد! مانند كردستان يا عربستان و.. حتي در تمام جنگها برعليه ايران، شركت داشته و دشمنان را، تجهيز مي كرده است.

 در آن هنگام كه ديگر قادر نبود از راه قوميت ها، فشار وارد كند به سراغ: صدور بيانيه هاي حقوق بشري و غيره مي رفت! تا دولت را در دفاع از يكپارچگي ايران، دچار ترديد كند .بنابر اين بحث هايي از قبيل سلاح كشتار جمعي يا: توليد بمب اتم توسط ايران، و يا نقض حقوق بشر، راه سياسي يا راه دوم تجزيه ايران بوده است. كه هميشه سازمان ملل، آن را دنبال مي كرده است.

همه دنيا شاهد هستند: در مورد  نقض حقوق بشر در عربستان، يا كشورهايي كه حتي يكبار: انتخابات در آن صورت نگرفته، سازمان ملل هيچ اقدامي نكرده است. در موضع گيري هاي مقابل: كشتار مردم غزه ، سوريه و لبنان اين كينه ورزي آن ها، كاملا آشكار بود ولي عده اي نمي خواستند: اين علايم را درك كنند.

راه سوم عمليات سازمان ملل، شناسايي مراكز اسلامي و شيعي ، دانشمندان و انديشمندان آن، و ارائه ليست آن ها براي: تخريب و ترور بوده است. همه كساني كه در ايران ترور شدند، ، طرج ترور آن ها  در سازمان ملل  تدوين شده بود. زيرا ايران از نظر امنيتي،فقط  به سازمان ملل خوشبين بود، و خواسته هاي اطلاعاتي آنان را ارائه مي داد. و مي بينيم بلافاصله بعد از اعلام ايران، اين اشخاص ترور مي شدند يا: آن اماكن تخريب مي شد.

تخريب اماكن و انفجارات در سراسر دنيا، فقط به قصد منابع و اثار شيعي ايراني بود. والا هيچ مكان ديگري تخريب نشده است. اگر هم اشتباهي تخريب شده، بلافاصله بازسازي شده يا: عذر خواهي صورت گرفته .ولي تخريب هاي صورت گرفته در اماكن شيعي، كاملا علمي و حساب شده بود. معمولا از طريق نقطه مرگ ساختمان بوده است. همان طور كه ترور هاي انجام شده نيز، اينطور بوده است. دانشمندان هسته اي ايران را هيچكس نمي شناخت! و ليست آن ها فقط به سازمان ملل داده شده بود.

آغاز همه اين تخريب ها و ترور ها هم، از تخريب بقيع شروع شد. زيرا ايران تمامي مكان ها را، بازسازي مي كند ولي، اين نقطه را قادر نيست! حتي كوچكترين حركتي نمي تواند بكند. در حاليكه مقبره چهار امام معصوم، در آن است. و اگر روزي اين جا باز سازي شود، مسلما همان روز پايان: يك قرن تخريب و ترور است. 

Baqi démoli début du terrorisme dans le monde. 

Trahi par les Nations Unies dans ce domaine devrait être condamné. 

Maintenant que la délégation iranienne a été dirigé à New York pour participer à l'Assemblée générale des Nations Unies devraient défendre les droits des grands systèmes: l'ONU a trahi la nation, et condamné à retenir. Trahison de l'Iran de l'ONU semble plus d'un millier de cas qui peuvent être étudiés en trois catégories: 

La géographie changeante du monde contre les grands intérêts: lorsque l'ONU a été fondée, nous avons la connaissance de l'utilisation, y compris le poète Saadi a écrit sur ​​le sommet de l'ONU, à savoir la civilisation iranienne. Et tous sont d'accord ses réalisations. Mais alors stimulé les groupes ethniques et les nations, ils ont été encouragés à se séparer de l'Iran. Pour la zone où la grande civilisation iranienne, est né près de 60 pays. 

  Dans tous les arbitrages frontière droits voisins, à la peine maximale à frapper l'Iran: Iran prenne plus en plus petits. 

Dernière de la trahison, la séparation de Bahreïn de l'Iran. Bahreïn quatorzième province de l'Iran. Les manuels sont écrits dans le temps disponible. Mais les Nations Unies comme un vote, par la fraude ou la tromperie, la perte et la nation du Golfe de chiites de Bahreïn de l'Iran isolé et livraison: une maison était sale et les wahhabites. 

Mais après la révolution islamique, l'Iran décomposition ne pas manquer! Et les groupes qui m'ont trouvé, ils ont promis s'ils se révoltent! Ils enregistreront le nom de leur pays! Comme Kurdistan .. même dans toutes les guerres contre l'Iran ou l'Arabie saoudite, la société a des ennemis, avait été équipée. 

  Lorsque l'origine ethnique n'était plus en mesure de régler la pression à venir: une déclaration des droits de l'homme, et si c'était le cas! Pour défendre l'intégrité de l'Etat, donc réticents à discuter comme les armes de destruction ou de la production d'armes nucléaires par l'Iran de masse ou violations des droits humains, de façon politique ou d'analyse dans les deux sens de l'Iran. Nations toujours, il a été suivi. 

Sont vu partout dans le monde sur les violations des droits de l'homme en Arabie saoudite ou de pays, même une fois: l'élection a eu lieu, l'Organisation des Nations Unies n'a pris aucune mesure. Dans la direction opposée: tuer des gens dans la bande de Gaza, la Syrie et le Liban, cette haine, il était évident, mais certaines personnes ne veulent pas que ce soit symptômes perçus. 

La troisième série d'opérations des Nations Unies, l'identification et les centres islamiques chiites, scientifiques et penseurs, et la présentation de leur liste pour la destruction et la terreur était. Tous ceux qui ont été assassinés en Iran, l'Organisation des Nations Unies se préparait à les assassiner. En raison de la sécurité, de même que l'ONU était optimiste, et leur a demandé de fournir cette information. Et nous voyons tout de suite après l'annonce de ces personnes ont été assassinées ou il a été détruit maisons. 

Vandalisme et des explosions partout dans le monde, et ne fonctionne que dans le but de l'Iran chiite. Dans le cas contraire, aucun autre emplacement n'est pas détruit. Si c'est faux, endommagé, ou immédiatement rétabli: Mais le mal a été fait des excuses dans les lieux, chiite, a été considérée comme scientifique. Habituellement, à la mort de l'immeuble. L'assassinat a été réalisée ainsi, il est. Scientifiques nucléaires de l'Iran ne sait! Et il n'a été donné à l'Organisation des Nations Unies. 

Début de toute la destruction et la terreur, aussi, a commencé la démolition de Jannat al-Baqi. Parce que de tous les endroits de recréer, mais ce point ne peut pas! Même le moindre mouvement peut faire. Alors que quatre de la tombe de l'Imam, où il est l'endroit à être si un jour que, bien sûr, le lendemain: un siècle de destruction et de terreur. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

براي همكاري با ائتلاف ضد داعش.

اينطور كه كشورهاي ائتلاف ضد داعش، شيپور جنگ مي نوازند بالاخره سعي آنان، در مورد ايران ممكن است حماقت هايي را به بار اورد. از جمله اينكه آن ها حملات سازمان يافته جديدي را، از موضع سازمان ملل و آمانو، برعليه ايران آغاز كرده اند تا دوباره، همان شعار هاي پوسيده حقوق بشر و: بمب هسته اي را نبش قبر كنند.

آن ها براي حفظ عربستان از حمله احتمالي داعش، به اين ائتلاف دست زده اند.  البته كل عربستان براي آن ها مهم نيست. چرا كه همين اكنون داعش در: مرزهاي عراق با عربستان حضور دارد. و خود را آماده حمله مي كند و: ارتش عربستان هنوز دستوري براي مبارزه با: آنان دريافت نكرده است.

آن ها حتي مخالف نابود كردن: مزار شريف پيامبر هم نيستند، و بلكه از آن حمايت مي كنند! ولي دراين بازي مهم حفظ سلطنت: پير مرد هاي دربار سعودي است. زيرا آن ها مي ترسند آل سعود نابود شود. البته مردم دنيا و مخصوصا ايران، در مورد آل سعود داراي سه گرايش هستند. اول اينكه هرچه آل سعود و حكام وهابي بگويند، مي پذيرند و آن را عين دستور و فرمان خدا مي دانند . لذا اگر آن ها دستور به تخريب قبور ائمه دادند، هيچ اشكالي ندارد و بايد تخريب شود . اگر حتي گفتند زيارت فبر پيامبر، شرك است بايد قبول كنند.

دسته دوم كساني هستند كه آن ها را دوست دارند، ولي برخي كار هايشان را اشتباه ميدانند و: معتقدند با بحث و مذاكره، موضوعات حل مي شود. مثلا اگر دليل محكمي بياوريم كه: زيارت اهل قبور شرك نيست، آن ها اجازه مي دهند دوباره  بقيع را بسازيم!

درست همين برخوردي كه: با سازمان ملل و ادعاهاي دروغين : نقض حقوق بشر در ايران مي شود! ايتها از مقاومت لبنان يا غزه، هيچگاه درس نمي گيرند و: هميشه مانند محمود عباس  دنبال سازش يا اسرائيل هستند. متاسفانه عباس يك اسم كاملا شيعي، و برخاسته از شجاعت قهرمان كربلا است. ولي اينطور خراب مي شود . مادر حضرت عباس هم، همينطور مورد بي مهري قرار گرفت. او كه لقب ام البنين داشت، حالا به هر زن بي سواد مي گويند: امل! يا به هر مرد بيسواد مي گويند عبدل!عبدالله  نام پدر پيامبر است، ولي هركس مي خواهد بگويد: من احمق نيستم مي گويد: مگر من عبدالله هستم؟

گروه سوم كساني هستند كه همه چيز را مي دانند! و سعودي ها را يك خائن بالفطره مي شناسند. و خواستار نابودي او هستند. تكليف گروه اول وسوم معلوم است، دوست و دشمن هستند، اما بالاترين ضربه از سوي گروه دوم زده مي شود. آن ها از هر راهي كمك مي كنند تا: آل سعود محبوب بماند .

اما امروز ديگر آخر خط است و همه، همه چيز را ديده اند. و ميدانند كه گروه القاعده را، عربستان و آل سعود ساخت. ولي بعد پشيمان شد. الان هم از ساختن داعش پشيمان شده! و مي خواهد آن را از بين ببرد. اگر كسي به اين ملعون ها كمك كند، به كل تاريخ خيانت كرده است.  ايران از ابتدا با آمريكا، براي مبارزه با داعش همكاري نكرد. و آن را يك خدعه ميداند . اما اگر روزي دوستداران سعودي، خواستند براي نجات ايشان قدمي بردارند، بايد بدانند كه شرط اصلي همان است كه: با باز سازي بقيع موافقت كنند.

آل سعود بهتر از هركس ديگر مي داند، صد تا لشكر آمريكا يا اروپا، حريف داعش نمي شوند! و داعش روز موعود، كار آل سعود را يكسره خواهد كرد! لذا دست از التماس به ايران بر نخواهد داشت. و ما ارزومنديم كه  مسئولين،  به همين سياست دوري از ائتلاف، ادامه دهند
Condition pour la reconstruction de Jannat al-Baqi, 
Dash de travailler avec la Coalition. 
Ce sont les pays anti-coalition Dash, joue de la trompette après les essayer sur l'Iran peut apporter un peu de niaiserie. De telle sorte que les nouvelles attaques organisées, la position de l'ONU, et Amano, contre l'Iran ont repris, les mêmes vieux slogans des droits de l'homme: une bombe nucléaire à exhumés. 
Il est possible de protéger le royaume d'attaquer Dash, ont eu recours à la coalition. Cependant, il est important pour l'ensemble du règne. Pourquoi le temps est Dash dans les frontières de l'Irak avec les autorités saoudiennes présentes. Et prêt à attaquer, et son armée pour combattre l'Arabe encore normative: ils sont reçus. 
Ils ont même désaccord Destroy: Mazar du prophète ne sont pas, et aussi le soutien qu'elle! Mais ce jeu est important de garder la monarchie, le vieil homme de la cour Saoudite. Parce qu'ils craignent va détruire la mosquée Al Saud. Les peuples du monde et en particulier en Iran, la Maison des Saoud sont trois tendances. Tout d'abord, la Maison des Saoud et les dirigeants wahhabites disent, admettent, mais sachez que Dieu commande. Donc, si ils ont reçu l'ordre de détruire les tombes des Imams, rien de mal et doit être détruit. Si il a même dit, martèle pèlerinages, l'idolâtrie, devrait être acceptée. 
Le deuxième groupe sont ceux qui les aiment, mais une partie de leur travail et de savoir mal: que le débat et la discussion de questions à résoudre. Par exemple, si vous mettez un cas très fort que les gens qui visitent les tombes n'est pas l'idolâtrie, ils permettent re-Baqi à construire! 
C'est la bonne attitude: de fausses déclarations à l'ONU: Violations des droits de l'homme en Iran! Les sites de l'utilisateur final de la résistance au Liban ou à Gaza, n'ont pas appris et toujours à la recherche de compromis tels que Mahmoud Abbas et Israël. Malheureusement Abbas, un nom complet chiite, et le courage du héros est passé de Karbala. Mais il peut être rompu. Mère de Hazrat Abbas, était si impopulaire. Son surnom était Omolbanin, quelle que soit la femme analphabète dire complètement! ! Ou à tout lettré appelé Abdul Abdullah, le nom du père du Prophète, mais tout le monde veut dire: Je ne suis pas stupide dit: Si je ne suis Abdullah? 
Le troisième groupe sont ceux qui savent tout! Et Saoudite de reconnaître un traître potentiel. Et chercher à le détruire. Mise en service des premier et troisième tours, les amis et les ennemis, mais le plus grand impact sera rejeté par le groupe. Ils contribuent en aucune façon à l'Al Saoud restent populaires. 
Mais aujourd'hui, c'est la fin de tout, ont tout vu. Et vous savez que Al-Qaïda, l'Arabie saoudite et de la construction. Mais plus tard regretté. En ce moment, il fait repentant Dash! Et il veut détruire. Si l'un de ces damnés de l'aide, de toute l'histoire de la trahison. Iran, à commencer par les Etats-Unis pour lutter contre le tableau de bord n'a pas coopéré. Et il sait que c'est un stratagème. Mais si un jour, amoureux Saoudite voulait prendre étape pour les sauver, vous savez que l'exigence principale est qu'ils sont d'accord avec la reconstruction de Jannat al-Baqi. 
Maison des Saoud sait mieux que quiconque, de l'armée des États-Unis ou en Europe, pas le Dash adverse! Dash et dernière journée, toute la Chambre des Saoud travailler! Alors, sortez là la mendicité à l'Iran. Nous espérons que les autorités, évitant ainsi une coalition politique continuent. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۵ نظر(0)
ايران كشوري است كه: در زمينه هاي سياسي و اقتصادي داراي تجربه بسياري است. اما غربي ها اين تجربيات را قبول ندارند، و غرب زدگان نيز به دستور اربابشان، آن  را تخطئه مي كنند.  
يكي از تجربيات ايرانيان در امر آموزش است. وجود دانشگاه هاي هزار ساله و: اموزشگاه هاي بزرگ قديمي، نشان از بالندگي علم و دانش در ايران، و وجود سيستم آموزشي قوي و پيشرفته است . اما غربي ها و غرب زدگان، همه آن ها را دور ريختند و: روش نوين و تازه به دوران رسيده خود را، تحميل كردند. 
به همين دليل مكتب هاي ايران تعطيل، و به جاي آن مدرسه باز شد! ملا مكتبي ها رفتند، و پرفسور ها جاي آن رفتند. لوح و قلم  از بين رفت، و خودكار و مداد جاي آن را گرفت.
به يقين ميتوان گفت كه: چون شكل عوض شد، محتوا هم تغيير مي كند. وقتي ظرف عوض شود، مظروف نيز تغيير مي كند. با عوض كردن مدرسه، لباس مدرسه اي ها هم عوض شد! بجاي آستين بلند، آستين كوتاه و بجاي شلوار بزرگ، شلوارك و بجاي عبا و عمامه، يك نوار سفيد و بجاي كلاه بوقي، كلاه پهلوي گذاشته شد . همه چيز را عوض كردند تا: هيچ نشانه اي از فرهنگ ايران و ايراني نماند. 
مكتب شد چوب و فلك و كتك زدن و: رنج كشيدن،  بيماري و تب ، حصبه و وبا ! در عوض مدرسه شد جاي: لباس هاي نو، كيف و كفش هاي نو، كتاب هاي قشنگ و بهداشت و تميزي . كودكان همگي زير آمپول رفتند تا، ديگر كسي به ياد نياورد چه دوراني بوده است. 
حالا ايران حيران است بين دو روش آموزشي : غربي يا شرقي! خودي يا بيگانه، گاهي مي گويند بايد دولتي شود تا: همه مكتب ها و مكتبي ها را از بين ببرد. گاهي هم مي گويند: باز گشت به خويش، اما باز هم خويشي كه غرب براي ما تعريف مي كند! نه خويش واقعي . اگر همين خصوصي سازي را خوب ارزيابي كنيم، به اين شكاف وحشتناك و: گيجي و گنگي پي مي بريم. 
ازنظر تاريخ ايراني، مساجد اصلي ترين مكان آموزش بوده اند. همه كلاس هاي درس در: تاريخ درخشان علوم ايراني و اسلامي، از داخل مساجد و معابد بودند. اما امروز گويا مساجد، ويروس گرفته اند و هيچ دانش آموزي، حق ندارد در آن علم بياموزد. اگر هم كلاس يا درسي باشد آن را، فوق برنامه دانسته و فاقد ارزش علمي مي دانند. 
تابستان كه مدارس تعطيل است، كمي به فكر مساجد مي افتند، ولي در همان حد بازيچه و: يا اردو و فوق برنامه. تابحال ديده نشده درس خواندن در مسجد را، حد اقل مساوي و در سطح مدرسه بدانند. لذا بايد كه اين سد شكسته شود. تا ببينيم: دنياي امكانات است كه به سوي: آموزش و پرورش سرازير مي شود. 
آن ها كاري كرده اند كه: آموزش و پروش حاضر است در: مكان هاي مخروبه و اجاره اي ، بچه ها را به كلاس بفرستد! ولي در سالن ها و مدرس هاي مساجد نفرستد. لذا تنها راه خصوصي سازي موفق در ايران، استفاده از امكانات مساجد است.
شما ببينيد كه چه امكانات زيادي در: مساجد است و اين نه از لحاظ شرعي درست، و نه از لحاظ بودجه دولتي توجيه پذير است كه: اين امكانات راكد باشد و يا: در  روز فقط يكساعت استفاده شود. در حاليكه  كودكان اين سرزمين، در سرما و گرما، در كپر ها و چادر ها درس بخوانند . آيا اين درست است كه فرش گرم و نرم مسجد، خوراك مور و ملخ و موش شود و: دانش آموزان سه شيفته در كلاس هاي: سرد و بي روح درس بخوانند. و پدر و مادر ها نگران: انحراف فرزندانشان از اصول دين و مذهب باشند؟ 
Privatisation à l'iranienne 
L'Iran est le contexte politique et économique de l'expérience de beaucoup. Mais ces expériences ne sont pas d'accord de l'Ouest et de l'Ouest frappés comme l'ordre de leurs maîtres, il est vilipendé. 
Une expérience iranienne dans le domaine de l'éducation. Il ya des milliers d'années: une grandes écoles anciennes, montrant le développement de la science en Iran, et a développé un système d'éducation solide. Mais l'Ouest et Ouest-frappés, et tous ont jeté: la nouvelle, parvenu lui-même imposé. 
Pour cette raison, la fermeture des écoles et l'école a été ouverte à sa place! Mollah allé à l'école et la place est allé à la professeur. Tablette et stylet disparu, et a été remplacé stylo et crayon. 
Certes, on peut dire que la forme a été modifiée, les modifications de contenu. Lorsque le conteneur est modifiée, la modification serait conteneurisées. En revanche, l'école, les uniformes scolaires sont changés! Au lieu de manches longues, manches courtes et un assez gros pantalons, shorts et lieu de manteau et turban, une barre blanche au lieu de bip casquette de baseball, chapeau, posés côte à côte. Tout ce qui a changé: il n'y avait aucun signe de l'Iran et la culture iranienne. 
École et a frappé la bastonnade: la souffrance, la maladie et la fièvre, la fièvre typhoïde et le choléra! Au lieu de cela, l'école a été remplacé: de nouveaux vêtements, de nouvelles chaussures, livres, jolie et hygiène. Enfants, le tout sous les injections ont augmenté, l'autre personne ne se rappelle pas ce que c'était. 
Il est étonnant entre les deux méthodes d'enseignement: à l'ouest ou à l'est! Parties internes ou externes, certains disent que le gouvernement devrait être de: Toutes les écoles et les écoles détruites. Disent parfois à son retour, mais ils nous ont dit eux-mêmes que l'Occident! Ce n'est pas réel. Si nous évaluons la privatisation bonne, l'écart terribles: nous en déduisons la confusion et de l'ambiguïté. 
Point de vue historique iranien, les principales mosquées sont des lieux d'éducation. Toutes les classes de l'histoire de l'incandescent iranienne et islamique des mosquées et des temples à l'intérieur. Mais apparemment, les mosquées, ont virus ou le droit d'un élève à apprendre la science. S'il s'agit d'une classe ou un programme, des activités parascolaires et a vu aucune valeur scientifique. 
Les vacances scolaires d'été, un peu sur les mosquées, à l'automne, mais pour autant que le jeu et: ​​ou de camping et de loisirs. Jusqu'à présent, il étudie à la mosquée, au moins à un niveau égal à leur école. Doit donc être cassé le projet. A voir: le monde de possibilités que l'éducation peut être versé. 
Ils l'ont fait que l'éducation est dans l'espace locatif vétuste, envoyer les enfants en classe! Mais dans les couloirs et l'enseignant envoie la mosquée. Donc, la seule façon de réussir la privatisation en Iran, en utilisant les mosquées. 
Vous voyez ce grand potentiel dans les mosquées, pas la droite religieuse, non pas en termes de financement public se justifie: Cette installation est stagnante ou en une heure seulement une utilisation de jour. Pendant que les enfants de ce pays, dans le froid et la chaleur, remise et des tentes dans l'école. Est-il vrai que la mosquée est recouvert de moquette et confortable, la nourriture et les sauterelles, les souris et Moore: Les étudiants en classe Mardi: école froid. Et les parents sont inquiets écart par rapport aux principes de la religion sont les enfants?