X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۱۳ نظر(0)

چگونه جهان به آرامش مي رسد؟

امروزه جهان در حال گذراندن دوره: پر اشوب و كشتار وسيع مي باشد. مردم دنيا از اين وضعيت ناراحت هستند، و دنبال راه حلي مي گردند و فكر مي كنند: بسيار مشكل است در حاليكه، بسيار ساده است و ميتوان دنيايي : بدون جنگ و كشتار داشت. و آن اينكه كارخانجات اسلحه سازي: آمريكا و اروپا نابود شود.

يعني اگر يك شب امريكا، از خواب بيدار شود و ببيند ديگر اسلحه اي براي: فروختن ندارد آن روز، روز ارامش دنيا است. و اين كار هم شدني است. كافي است فقط يك نفر از افراد : حساس حفاظت آن جا يك تصميم درست بگيرد.

يك بررسي ساده نشان مي دهد كه: مردم دنيا بر سه دسته هستند: يا اسلحه مي سازند يا آن را، به كار مي برند يا از آن مي ترسند! طبيعي است اگر اسلحه اي ساخته نشود، به كار هم نمي رود و: كسي هم از آن نمي ترسد.

به همين جهت بايد مردم تصميم خود را بگيرند . اگر به يك عده يا حزب خاصي، ماموريت بدهيم همين وضعي مي شود: كه الان است، هركدام ديگري را متهم مي كنند! و آخر هم نه دزد معلوم است، نه دزد برده.

  اما اگر همه مردم مسئول باشند، مانند يك سيستم بازخورد پيدا مي كنند: اگر قطعه اي خراب شد، فوري جايگزين مي شود. به همين جهت در اسلام حكمي است به نام: واجب كفايي، يعني اگر كاري بر زمين مانده باشد، بر همه واجب است آن كار را انجام دهند. ولي اگر يكنفر يا چند نفر آن را  انجام داد، از دوش بقيه برداشته مي شود.

اكنون نيز در هركجاي دنيا، جنگ و ترور و كشتار است، براي اين است كه: سلاح هاي آمريكايي و اروپايي، به فروش برود! لذا اگر آمريكايي ها، سلاحي براي فروش نداشته باشند، جنگي هم اتفاق نمي افتد. و براي اين كه سلاحي نباشد، يك برنامه ساده پيشنهاد مي شود.

اعضا حفاظت كارخانه هاي اسلحه سازي، اولين كساني هستند كه مورد توجه مي باشند. آن ها اغلب يا خنگ هستند يا ترسو! البته برخي هم سود پرست. ولي همه اينها علاج دارد. يك روز كافي است كه اين ها، با خود فكر كنند: آيا اينهمه مردم دنيا كشته مي شود، به آن ها چه مي رسد؟ فقط يك شغل يا يك در آمد. پس چيز ديگري نيست. فكر كنيد كه يك نفر براي اينكه، شغل داشته باشد يا كمي در آمد، بايد مردم دنيا را به كشتن بدهد.

شايد اين مردم دنيا، همان برادران و خواهران، يا فاميل هاي خودتان باشد. و اين در آمد شما از نظر خدا و: قانون الهي و وجدان كاري حلال نيست. يعني شما در واقع، با خون ديگران زندگي مي كنيد. اگر خون كسي ريخته نشود، شما در آمد نداريد!پس بياييد يكبار هم شده، انتقام اين چندسال بي خبري و: بي وجداني را بگيريد و: يكي از زاغه هاي مهمات را نابود كنيد.

شما مي دانيد اين كار، بسيار ساده است. فقط روي خنگ بودن شما، حساب باز كرده اند. البته آن ها اين كلمه را، به كار نمي برند! بلكه معادل آن مي گويند: شما يك مشت آدم هاي بي اراده هستيد! و مثل ساعت كار مي كنيد، يا مثل ماشين دقيق هستيد! چون آن ها مي دانند اگر، يك روز شما فكر كنيد، يا يك تصميم جديد بگيريد، همه كارخانه هاي اسلحه سازي از بين مي رود.

زيرا كافي است يك كارخانه، به وسيله شما منفجر شود،زيرا  در آن ها همه چيز آماده انفجار است. فقط يك شعله مي خواهد و: اگر اين شعله روشن شود، دنيا روي اسايش مي بيند. پس بياييد يك روز هم شده و: براي يك بار هم كه شده، آدم باشيد نه ماشين. مطمئن باشيد وضع شما هم بهتر مي شود. 

Comment dans le monde que la paix? 

Aujourd'hui, le monde passe: plein de chaos et de destruction est très répandue. Le monde est une triste situation, et sont à la recherche d'une solution et pense: il est très difficile, mais il est très simple et peut être un monde sans guerre et la destruction trouvé. Et que les usines d'armement: l'Amérique et l'Europe soient détruits. 

Cela signifie que si une nuit américaine, se réveiller et voir les autres armes: ne pas vendre le jour où la paix du monde. Et il arrive encore. Il suffit à une seule personne: il protège le sensible prendre une bonne décision. 

Une simple vérification montre que les gens à travers le monde dans trois catégories: soit l'arme à feu ou se rendre à la vérification ou ont peur de lui! Naturellement, si l'arme n'est pas faite, le travail ne va pas bien: Il n'a pas peur de lui. 

Par conséquent, les gens doivent prendre leur décision. Si un parti ou d'une mission du groupe est de donner cette position: il est souvent accuser l'autre! Et le dernier mais pas le voleur s'avère, n'était pas un voleur. Mais si toutes les personnes en charge, comme un système de rétroaction deviennent: Si l'appareil tombe en panne, remplacez-le immédiatement. Ainsi est la décision rendue dans l'islam: la suffisance obligatoire, c'est à dire, si le travail est laissé sur le sol, il incombe à chacun de faire. Mais si une seule personne ou quelques personnes l'ont fait, de l'autre côté est retiré. 

Maintenant, est partout la guerre, la terreur et assassiner, par le fait que des armes américaines et européennes, vendus! Donc, si les Américains ne vendons pas les armes, la guerre ne va pas se produire. Et ce n'est pas de l'arme, une application simple est proposé. 

Membre de fabrication d'armes de protection, le premier à être considéré. Ils sont souvent soit stupide ou un lâche! Certains profit d'esprit. La station a tout. C'est une journée suffit de penser: tous ces gens qui est mort, c'est quoi? Seul un travail ou un revenu. N'ayant rien. Pensez-y un pendant un certain temps, avoir un emploi ou à faible revenu, vous devez donner au monde à tuer. 

Peut-être les gens du monde, comme des frères et sœurs, la famille ou vous-même. Et ce fut la vue de Dieu et la loi de la conscience divine n'est pas permis. Cela signifie que vous vivez réellement avec le sang des autres. Si aucune sang est versé, vous ne pouvez pas entrer, alors laissez-nous une fois, et de venger les années d'ignorance: Prendre sans scrupules et l'un des bunkers de munitions détruits. 

Vous savez que c'est très simple. Seul le muet que vous devez ouvrir un compte. Bien sûr, c'est le mot, ils ne fonctionnent pas! Mais le dire: vous êtes un groupe de personnes sans but! Et comme les heures de travail, ou la voiture exacte que vous aimez! Parce qu'ils savent que si, un jour, vous vous pensez, ou de prendre une nouvelle décision, toute la fabrication d'armes disparaît. 

Il suffit d'une usine, avec vous exploser, parce que tout en elle est prête à exploser. Veut juste une flamme: Si la flamme est allumée, le monde voit confort. Alors prenons un jour et pour une fois, les gens ne sont pas des machines. Assurez-vous que votre condition est guérie. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۱/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۱۲ نظر(0)
خيانت ديگري از: سازمان ملل 
شوراي امنيت سازمان ملل، پرونده اي ديگر به خيانت هاي خود افزود.
در طي بيانيه اي، بزرگترين حزب و قبيله در يمن را، دعوت به ارامش كرد و از آن ها خواست: به خيابان ها نيايند! اين درحالي است كه قبيله الحوثي بزرگترين قبيله يمن، به دستور رهبران خود،  دست به راهپيمايي مسالمت آميز زده و: خواستار بركناري دولت مركزي شده است. البته ابتدا خواسته آنان، بازنگري در حذف يارانه هاي نفتي بوده و: بعدا به فساد دولت معترض شدند. زيرا دولت كمك هاي نفتي و پولي از: عربستان دريافت مي كند ولي، بين مردم تقسيم نمي كند! و براي خودش برمي دارد. حالا كه دولت با فساد مبارزه نكره، خواستار سرنگوني ان شدند. 
با اينكه در دولت، از طرفداران الحوثي هم وجود دارد، ولي نسبت آن بسيار اندك است. خواسته معترضان افزايش اين نسبت نيز مي باشد. اما شوراي امنيت طبق معمول، بدون توجه به آرا  مردم، از عربستان حمايت كرد.  
اصولا از زماني كه سازمان ملل تاسيس شده، هركاري عربستان كرده مورد تاييد سازمان ملل بوده است! با اينكه ادعاي دموكراسي و حقوق بشر دارندف ولي يكبار به عربستان براي كار هاي ضد بشري اعتراض نكرده! اولين عمل ضد بشري عربستان نداشتن حق راي به ملت عربستان است. كه تابحال يك انتخابات در آن صورت نگرفته است. 
اين عمل براي همه كشورها جرم است! ولي براي عربستان ايرادي ندارد! زنان را از حقوق احتماعي محروم كرده اند، ولي تاكنون هيچ اعتراضي بر آنان نشده. هميشه عربستان در امور داخلي بحرين و يمن و: حتي عراق و سوريه دخالت مي كند! ولي سازمان ملل آن را تاييد مي نمايد. و برعكس ، ايران را متهم به دخالت مي كند. 
عربستان از ميادين نفتي ايران، در قسمت هاي پايين دستي برداشت مي كند. و سهميه اوپك را ناديده مي گيرد، و زير قيمت جهاني مي فروشد. و با اسرائيل رابطه دارد. همه اينها اشكالي ندارد! و حالا هم در يمن دخالت مي كند عيبي ندارد.
خيانت سازمان ملل فقط به يمن نيست، در سوريه و لبنان و غزه هم خيانت آشكاري كرد. ما بايد اين را بدانيم كه: سازمان ملل را گرچه ظاهرا غربي ها درست كردند، ولي ريشه آن در بودجه عربستان و: خط مشي هاي آن است. و بالاترين هدف عربستان هم، از بين بردن ايران است ولي، بطور غير مستقيم! 
در طول سال هاي قبل از انقلاب، كه ديديم بقيع را تخريب كرد، جلوي زيارت مكه را گرفت و: سهميه تعيين كرد. و دولت ايران را مجبور به ايجاد محدوديت براي زائران نمود. بعد از انقلاب اسلامي هم، همپاي اسرائيل با تمام: جريان هاي ضد ايراني همكاري كرد. در جنگ صدام، به او كمك فراواني كرد . در سرنگوني محمد مرسي مصر، دست داشت و براي ساقط كردن بشار اسد، دلار هاي نفتي را زياد خرج كرد.
در همين حملات داعش، بيشترين حمايت هاي مالي از سوي عربستان است. تمام بمب گذاري ها در عراق به دست: ايادي سعودي بود. و سازمان ملل در اين مدت، نقش منحرف كردن افكار عمومي را بازي مي كرد. يعني وقتي كودكان غزه، زير گلوله و بمب كشته مي شدند، عربستان محيط زيست و: حيات وحش را مطرح مي كرد. 
اين واقعا نشان مي دهد كه: آن ها وحشي بوده ،تابع قانون جنگل هستند. و براي همين، جنگل و حيوانات درنده را، بيشتر از انسان ها دوست دارند. از نظر آن ها، كودكان غزه كشته شوند بهتر است! زيرا محيط زيست كمتر آسيب مي بيند! چون الان در غزه، بخاطر جمعيت زياد، اصلا جا براي حيوانات وحشي وجود ندارد!
Un autre trahison de l'Organisation des Nations Unies 
Conseil de sécurité des Nations Unies, a ajouté un autre cas à sa majesté. 
Dans un communiqué, le parti et les tribus au Yémen, calme, et leur ont demandé: les rues sont partis! Bien tribal Alhvsy plus grande tribu au Yémen, sur les ordres de leurs dirigeants, une marche pacifique et frappé: le retrait du gouvernement fédéral. Le premier leur a demandé de reconsidérer la suppression des subventions aux produits pétroliers et plus tard protestaient contre la corruption du gouvernement. Des aides d'État et l'argent du pétrole de l'Arabie reçoit, mais ne divise pas les gens! Et prend pour lui-même. Maintenant, le gouvernement à lutter contre la corruption nom indéfini, ont été appelant à son renversement. 
Bien que les fans gouvernement Alhvsy là-bas, mais le ratio est très faible. Ce rapport est également en augmentation revendications des manifestants. Le Conseil de sécurité, comme d'habitude, indépendamment du consentement du peuple, les Saoudiens en charge. 
Fondamentalement, puisque l'ONU a été fondée, tout saoudien a été approuvé par les Nations Unies! Tout en affirmant la démocratie et les droits de l'homme en Arabie saoudite à travailler une fois Darndf mais ne pas protester contre l'humanité! La pratique inhumaine d'avoir le droit de vote aux personnes de l'Arabie saoudite. Une option qui ait jamais eu lieu. 
Cette pratique est illégale dans tous les pays! Mais pour l'Arabie OKAY! Les femmes sont encore privés de leurs droits sociaux, mais jusqu'à présent, aucune plainte sur eux. Toujours dans les affaires intérieures de Bahreïn et au Yémen et en Arabie saoudite: l'Irak et l'ingérence de la Syrie même! L'ONU a confirmé. En revanche, l'accusé l'Iran d'ingérence. 
Ses champs de pétrole de l'Iran la partie aval de la récolte Arabie Saoudite,. Et ignore quota de l'OPEP, et les prix de vente. Et sa relation avec Israël. Tout cela est très bien! Et maintenant, il se mêle à la fin du Yémen. 
Trahison de l'ONU non seulement au Yémen, la Syrie, le Liban et la trahison de Gaza a été révélé. Nous avons besoin de savoir que l'Organisation des Nations Unies, mais apparemment, ils étaient seulement les Occidentaux, mais ses racines en Arabie Saoudite et la politique de budget pour cela. L'Arabie saoudite est le plus grand but de détruire l'Iran, mais indirectement! 
Pendant les années précédant la Révolution, qui a vu la démolition de Jannat al-Baqi, l'avant et a pris un pèlerinage à la Mecque: Le quota est déterminé. Et le gouvernement a été contraint de créer des restrictions pour les pèlerins. Après la révolution islamique, Israël Avec l'ensemble du flux de la coopération anti-iranienne. Dans sa guerre, il a aidé. À l'automne de Mohamed Morsi Egypte et le renversement du président Bachar al-Assad en dollars du pétrole usés. 
Les attaques de Dash, plus le soutien financier de l'Arabie Saoudite. Toutes les attentats en Irak: les agents Saoudite. Nations à l'époque, d'induire en erreur l'opinion publique jouera un rôle. Cela signifie que lorsque les enfants de Gaza, les balles et les bombes ont tué environnement Arabie: la faune suggère. 
Il montre vraiment qu'ils sont sauvages, ils sont soumis à la loi de la jungle. Et donc, les forêts et les animaux sauvages, la plupart des gens aiment. À leur avis, il est préférable d'être des enfants tués à Gaza! Parce que l'environnement est endommagé! Parce qu'en ce moment dans la bande de Gaza, en raison de forte densité de population, il n'y a pas de place pour les animaux sauvages! 
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۰۷ نظر(0)

 

مامن پيامبران و پناهگاه امام زادگان

بر خلاف آنان كه ايران را، كافر يا مجوس، دوخدايي و چند خدايي مي خواهند! ايران تنها سرزميني است كه: از ابتدا توحيدي بوده و: توحيدي هم خواهد ماند. بهره هوشي بالاي ايرانيان، مانع از آن بوده كه به كفر و نفاق ، بت پرستي يا چند خدايي روي آورند.

يك بررسي كوتاه نشان مي دهد: چه در حوزه تمدني ايران بزرگ، و چه در ايران كوچك امروزي، پيامبران و ائمه و امامزادگان، چه احترامي داشته اند. در همين ايران امروزي، حداقل ده پيامبر و يك امام معصوم و 11هزار: منسوب به امامان مدفون هستند.

ده پيامبر از جمله: دانيال نبي در شوش، حيقوق درهمدان، قيدار نبي در زنجان و: سه تن از آنان در پيغمبريه قزوين، بنا بر مشهور از انبيا يهودي بودند. و از بني اسرائيل مي باشند كه: به وسيله قوم بني اسرائيل تهديد به مرك شدند. ولي به ايران آمدند و كورش كبير،آنان را امان داد. قوم بني اسرائيل مثل امروز، با اينكه خود را يهودي مي دانستند، ولي انبيا خود را قبول نداشتند و: آن ها را مي كشتند. در تاريخ آمده كه بيش از 70پيامبر، توسط بني اسرائيل كشته شدند .

اغلب پيامبران ديگر هم، در حوزه تمدني ايران بودند: زرتشت كه از اردبيل بود وكنار رود ارس، حضرت ابراهيم كه از بابل  و ديار بكر بود، كه اكنون جرو عراق يا تركيه محسوب مي شود. حضرت موسي و عيسي هم ار مناطقي بودند كه: متعلق به ايران بود ولي بين ايران و روم، دست به دست گشت. حتي مقبره لوط نبي، در رباط كريم است كه: بسيار مورد توجه مي باشد.

   عربستان يا عراق هم كه: ائمه و پيامبر اسلام را در خود جاي داده است، جرو ايران بزرگ بوده و: فرماندار عربستان در زمان پيامبر، ايراني بوده است و مسلمان هم شده است. عراق كه اصلا پايتخت ساسانيان بوده و: تيسفون در آن، هنوز زبان گوياي حوزه تمدني ايران است.

اما قضيه انتساب امامزادگان به امام موسي بن جعفر، از اين قرار است كه اولا، خود امام موسي كاظم، فرزندان زيادي داشت و: برخلاف آن امام رضا، كمترين فرزند را داشته است.براي امام موسي كاظم تا 35فرزند نوشته اند. كه يكي از آنان امام رضا ع است. ولي گويند وقتي امام رضا ع در مرو بود، غلويان زياد در گرداگرد او بودند.

روزي وزير هارون تصميم مي گيرد، همه آن ها بكشد و لذا حدود دو هزار نفر را كه: در خانه هاي مردم مخفي بودند، بيرون مي اورد و در ميدان شهر جمع مي كند. تا مانند داعش امروزي، سر هاي آنان را ببرند و بكشند.خبر به امام رضا مي رسد، و ايشان در ميدان حاضر مي شود. و مي گويد چرا آنان را مي كشيد ؟ آن ها برادران من هستند.

وزير مي گويد دروغ مي گويي، اگر دليل درستي نياوري، خودت را هم مي كشم! امام رضا مي فرمايد: دليل از قران بالاتر كه نداريم؟ او مي گويد: بله و بعد مي خواند:( انمالمومنون اخوه) مومنان برادران يكديگر ند. وزير مات شده و لذا دست از: كشتن آنان بر مي دارد. حالا امام رضا هزاران برادر پيدا كرده بود. و اين افتخار را آن ها هرگز از دست ندادند.

  البته وزير و حتي خود خليفه، در ظاهر دست از كشتن آن ها برداشت، ولي بعدا همه آن ها را قلع و قمع كرد، و هرجا توانست آن ها را به دام انداخت و كشت. و لذا بسياري از امامزادگان :منسوب به امام رضاع همگي در حال فرار و: مخفي شدن در كوهها، كشته شده اند.

والبته همين امر باعث شده تا: مزار آنها مركز توسعه شهري، و ايجاد شهر هاي جديد شود. زيرا مردم كه براي زيارت مراجعه مي كردند، براي رفع نيازمندي هاي خود، مجبور به ايجاد امكانات رفاهي مي شدند. كه در اطراف امامزاده توسعه مي يافت.    

Iranin sivilisaation 
Nook profeetat: Imaami Sanctuary on syntynyt 
Toisin kuin Iran, jotka eivät usko, tai Magus, jumalia ja jumalat! Iran on ainoa maa, joka oli ensimmäinen monoteistiseen: siellä on jumalallinen. Korkea älykkyysosamäärä ihmiset, jotka estivät häntä epäuskon ja tekopyhyyden, epäjumalanpalvelus tai polyteismi niitä. 
Tutkimus osoittaa, mitä Iranin sivilisaation suuria, pieniä tai Iranissa tänään, profeettojen ja imaamit, Imam jälkeläisiä, joilla on kunnioitusta.Iran tänään ainakin kymmenen profeetta ja imaami ja 11000: johtuvan imaamit ovat haudattu. 
Kymmenen profeetat myös profeetta Daniel Susa, Habakuk Hamadan, Zanjan Keedar: kolme heistä Qazvinissa Peighambarieh niin kuuluisa juutalaisten profeetat. Ja ovat israelilaiset, että israelilaiset uhkasi Merck. Mutta Persiassa ja Cyrus Suuren, antoi heille turvallinen. Israelilaiset, kuten tällä hetkellä, jonka juutalaiset itse tiesi, mutta ei hyväksynyt heidän profeetat ja se tappoi heidät. Tule yli 70 Profeetta, tapettiin heimon Israelin. 
Useimmat muut profeetat sivilisaation Iran: Ardebil oli Zarathustra nurkassa Aras-joen, Babylon ja maan Abrahamin, joka oli neitsyt, nyt väittävät se on Irakissa tai Turkissa. Mooses ja Jeesus olivat alueita, jotka olivat kuuluneet Iran vaan Iranin ja Rooma, tuli käsi. Jopa hauta profeetta Erä Holy nivelside, joka on erittäin tärkeä. Saudi-Arabia tai Irak, että Pyhä Profeetta islamin ja sen tilalle on ollut iso väittävät Iran: kuvernööri aikaan profeetta Arabian, Iranin ja muslimi. Oliko sassanidien pääkaupunki Irak: Ctesiphon, jossa suukappale Iranin sivilisaation. 
Osoittaminen asian jälkeläisiä Imam Imam Musa bin Jafar, on tämä ensimmäinen, Imam Musa Kazim, oli paljon lapsia, ja toisin kuin Imam Reza, Imam Musa Kazim. Haluat alin lapsi on kirjoittanut 35 lasta. Imaami Reza on yksi niistä. Kuitenkin, kun Maria oli Imam Reza Alavi korkea hänen ympärillään. 
Aaron Ministeri päättää jonain päivänä kaikki se kestää ja se on noin kaksi tuhatta ihmistä, jotka olivat piilossa ihmisten koteihin, hän tuo esiin alan kerätä. Kuten Dash tänään, johtaja Imam Reza uutiset näyttää vievän heidät, ja he ovat juuri nyt. Ja kertoo miksi he tappavat? He ovat veljiäni. 
Hän sanoo valehdella? Jos sinun oikea syy, voit myös piirtää! Imaami toteaa, ettei ole mitään syytä Koraanin edellä? Hän sanoo kyllä ​​ja sitten hän lauloi: uskovaiset ovat veljiä. Ministeri läpinäkymätön ja ​​siksi menetti tahto tappaa heidät. Nyt Imam Reza tuhansia veli oli löytänyt. Ilo ja he eivät koskaan luopua.Ministeri ja jopa kalifi, ilmeisesti tappaa heidät otettu pois, mutta sitten surmaamaan heidät kaikki, ja missä se voisi olla kiinni ja tapetaan. Ja niin monet imaamit jälkeläisiä: ne ovat haihtuvia ja johtuvan Imam Foster: piilossa vuorilla, tapettiin. 
Tämä tietenkin johtaa: Hauta keskustan ja uusien luominen.Ihmisiä, jotka olivat menossa tapaamaan, vastata heidän tarpeisiinsa, he joutuivat rakentamaan tilat. Joka kehitettiin noin pyhäkkö.
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۰۵ نظر(0)

چشم انداز يك ساله

به نظر مي رسد بايد يك برنامه چشم انداز يكساله، با توجه به روند اخير جهاني نوشته شود. اگر اين برنامه دير شود، و يا توجه به آن نهادينه نشود، ايران از حقوق خود بسيار عقب مي افتد.

همانطور كه امام خميني ره  به ارتش گفت: كه من آمده ام تا كرامت شما را حفظ كنم، بايد اكنون هم بدانيم كه: اين چشم انداز  هدفي جز حفظ كرامت ايرانيان ندارد. و بايد كه حقوق ملت ايران استيفا شود. عقب نشيني اجباري اسرائيل از غزه، و به تبع آن آمريكا و اذناب خونخوارش، نشان داد كه براي پايان دادن به خشونت، فقط يك راه بيشتر باقي نيست: و آن اينكه اسرائيل از بين برود. و حوزه تمدني ايران به جاي آن بنشيند.

از نظر چشم انداز يكساله، وزير امور خارجه ايران بايد: دبيركل سازمان ملل شود. زيرا همه كنوانسيون هاي داخلي، به نفع انتخاب ايران بود، ولي نفوذ آمريكا باعث شد تا: بجاي ايران از كره جنوبي استفاده شود. و بانكي مون دبيركل شود. لذا حق ايران در اين زمينه پايمال شده است . اين علاوه بر آن است كه: سازمان ملل و دبيركل آن، به دليل عملكردهاي غيرقانوني، و سوء استفاده از موقعيت خود، مخصوصا در طول جنگ غزه، صلاحيت ادامه كار ندارند. و نه تنها بايد عزل شوند، بلكه بايد محاكمه شوند. و به دار مجازات آويخته شوند. تا انتقام اينهمه خون هاي ريخته شده: در 70سال عمر اين سازمان، گرفته شود.

چشم انداز يكساله همينطور مي گويد: كه وزير نفت ايران بايد دبيركل اوپك شود.  زيرا باز هم مصوبات داخلي و آئين نامه ها، همه براي دبيركلي ايران آماده بود. ولي بازهم ايران از حق خود عقب نشيني كرد، و يا او را مجبور به عقب نشيني كردند. و اين علاوه بر اين است كه، عملكرد اوپك در مقابل ايران، به دستور عربستان و آمريكا، هميشه خائنانه بوده است.

    از جمله اجراي قانون جنگل كه: هركس بيشتر توانست توليد كند و بفروشد، بتواند اوپك را دور بزند. و همين جنايت براي اوپك كافي است كه: اجازه داده همسايه هاي ايران، از منابع مشترك بالاترين برداشت را داشته باشد. در حاليكه كليه منابع مشترك ايران و روسيه، تا قبل از فروپاشي، درمنطقه ايراني، بسته بود! اما بعد از فروپاشي ، طبق قانون جنگل اوپك، آذربايجان و روسيه، بيشترين برداشت را دارند.

مطابق چشم انداز يكساله، رئيس كل بانك مركزي ايران، بايد رئيس صندوق بين المللي پول باشد. زيرا آمريكا و اروپا، با مظلوم نمايي نه تنها، هيچ هزينه اي به سازمان ملل و: صندوق نمي پردازند، بلكه بيشترين بدهي ها را دارند. اين  درحالي است كه همه انتخاب ها، به وسيله آنان صورت مي گيرد. و ايران بيشترين سهم را، فقط در هزينه ها دارد و: كمترين بهره را مي برد.

     مطابق اين چشم انداز، وزير صنعت و معدن ايران، بايد رئيس سازمان جهاني تجارت باشد. زيرا اين سازمان با تحميل نظرات غيرمنطقي، مانع عضويت ايران در آن بود، و با اينكه تمامي شركاي ايران، در اين سازمان عضو بودند! و قانونا نبايد با ايران معامله مي كردند. اما هرجا سود هاي كلان بود، بايد ايران مي پرداخت و: هرجا نمي پرداخت، با سلاح تحريم با او برخورد مي شد.

چشم انداز يكساله مي گويد: كه وزير سلامت ايران، بايد رئيس سازمان بهداشت جهاني شود. زيرا اين سازمان، با ورود به معاملات غير قانوني: معامله اجزا بدن و: فروش خون آلوده، و توسعه بيماري هاي جهش يافته، بزرگترين جنايات تاريخ بشر را، مرتكب شده و: صلاحيت اداره چنان سازماني را ندارند.

سند چشم انداز يكساله هم چنين مي گويد: كه مسئولين فرهنگي سازمان ملل، مانند يونيسف و يونسكو، بجز جنايت و خيانت كاري نكردند. زير نظر آن ها، تمام آثار تاريخي و فرهنگي مسلمانان، نابود شد. در حاليكه براي يك سنگ باقيمانده از: بودا هزاران اعلاميه مي دادند. آن ها شاهد كشتار كودكان غزه بودند، ولي خود را به حمايت از سگ ها و گرگ سرگرم مي كردند.     

 Programme d'un an 

Il semble que nous avons un programme d'un an, selon une tendance mondiale récente à écrire. Si c'est trop tard, considérant qu'il est institutionnalisée ou non, de leurs droits est loin derrière. 

Alors que l'armée de l'Imam Khomeiny a dit que je suis venu pour garder ma dignité, vous devez également savoir maintenant que la perspective d'aucun but, mais à préserver la dignité des Iraniens. Et nous devrions exiger que les droits de la nation iranienne. Forcé le retrait d'Israël de la bande de Gaza, ainsi que l'Amérique et l'Europe, a montré que la fin de la violence, laissant juste une façon de plus pas: Israël et détruit. Au lieu de la séance et de la civilisation. 

Les perspectives annuelles, le ministre des Affaires étrangères est le secrétaire général de l'Organisation des Nations Unies. Pour toutes les conventions locales en faveur de l'élection iranienne, mais l'influence américaine a conduit à: l'Iran, la Corée du Sud devrait être utilisé à la place. Et le Secrétaire général Ban Ki-moon. C'est juste à cet égard est refusé. Cet ajout est que l'ONU et son secrétaire général, en raison des actions et de l'abus de sa position illégales, en particulier pendant la guerre à Gaza, sont compétents pour procéder. Et pas seulement être rejetée, mais ils doivent être jugés. Pour être pendu. Pour venger le sang versé tellement en 70 ans de cette organisation est à prendre. 

Perspectives annuel indique également que le ministre de l'Iran au Secrétaire général de l'OPEP. Encore une fois, parce que la législation et la réglementation nationales, tout était prêt pour le Secrétaire général de l'Iran. Mais, encore une fois, l'Iran a le droit de retirer, il ou elle a été forcée de battre en retraite. C'est en plus, la performance des membres de l'OPEP, l'Arabie Saoudite et USA ordres iraniens ont toujours été dangereuse. Y compris application des lois forestières qui pourraient produire et de vendre plus que n'importe qui pourrait contourner l'OPEP. Et le crime est suffisante pour l'OPEP: Laissez un voisin de l'Iran, les sources les plus communes seront supprimés. Alors que toutes les ressources sont partagées entre l'Iran et la Russie, avant l'effondrement de la région iranienne, il a été fermé! Mais après l'effondrement de droit forêts de l'OPEP, l'Azerbaïdjan et la Russie, pour la plupart de leur récolte. 

Selon une perspective annuelle, la tête de la Banque centrale d'Iran, le directeur général du Fonds monétaire international. Les États-Unis et en Europe, en vue non seulement innocent, sans frais pour l'ONU: ne paient pas l'argent, mais la plupart de leur dette. Il est clair que les choix faits par eux. Intérêt l'Iran et la plus grande part, au coût et moins en eux. Selon cette perspective, le ministre de l'Industrie et des Mines de l'Iran, sont le président de l'OMC. Commentaires en imposant déraisonnable parce qu'elle a empêché l'adhésion de l'Iran à elle, et que tous les partenaires de l'Iran, étaient membres de cette organisation! Et par la loi, ils doivent traiter avec l'Iran. Mais où d'énormes profits ont été versés à l'Iran: Où ne pas payer, l'embargo sur les armes a été aux prises avec lui. 

Perspectives annuelles dit que le ministre de la santé iranien devrait être la tête de l'Organisation mondiale de la Santé. Parce que cette organisation, en entrant dans les transactions illégales: les parties du corps de commerce et la vente de produits sanguins contaminés, et le développement de mutants des plus grands crimes de l'histoire humaine, commis: pas apte à diriger une telle organisation. 

Perspectives annuelles dit aussi que les responsables culturels des Nations Unies, comme l'UNICEF et l'UNESCO, mais n'ont pas fait le crime et la trahison. Sous leurs yeux, tous les monuments culturels et historiques, ont été détruits. Alors que pour les pierres restantes du Bouddha ont des milliers de tracts. Ils avaient été témoins de l'assassinat des enfants à Gaza, mais de protéger les chiens et les loups étaient amusants.

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۳۸ نظر(0)

پيروزي غزه بر اسرائيل نشان داد كه: حتي نيازي به شليك يك گلوله، از سوي ايران براي نابودي اسرائيل هم نيست، زيرا اسرائيل با دست خود گور خود را كند! از قديم گفته اند( اذا جاء القدر عمي البصر) وقتي دوران كسي به سر آمد، چشمانش هم كور مي شود!

امروز دست قوي ايران، نه تنها براي آمريكا و استكبار جهاني معلوم شد، حتي دانستند كه: كوچكترين عضو اين خانواده را هم، نمي توانند از بين ببرند. غزه بعد از سوريه و لبنان، دشمن را كوچكتر و كوچكتر كرد. اول آن ها براي خود ايران، خط و نشان مي كشيدند! بعد براي سوريه و بعد حتي راضي شدند: حزب الله لبنان خلع سلاح شود، و اين اواخر زور زدند تا غزه  و مقاومت را، سرجاي خود بنشانند، ولي  نتوانستند.

حالا در جا زدن و منتظر: حملات بعدي اسرائيل و: خط و نشان هاي آن ماندن، يك اشتباه بزرگ است . ديگر از تب كردن گذشته ،بايد از اين به بعد فقط به: مرگ اسرائيل انديشيد. همانطور كه وزير امور خارجه ايران، ماموريت دارد: بايد جنايت هاي رژيم صهيونيستي را بيان كند، و ثابت كند اين گرگ خونخوار، شرايط حاكميتي را ندارد. و بايد از بين برود و به جاي آن، دولت حماس روي كار آيد.

اين سخن امام كه فرموده بود: امريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، سي سال ازمايش شد و صحت آن تاييد گرديد! حال كه  بار ها گفته هاي امام را ازمايش كردند، و ديدند درست است، حتما اين يكي هم درست كه فرمود: اسرائيل بايد از بين برود.

روز گار ،كاري كرده، كسي كه هوكاست را دوست نداشت، ناچار شد از زبان پدر عروسش بگويد: بايد ملت اسرائيل را دوست داشت! و كسي كه هوكاست را دوست داشت، حالا بايد سفير ايران براي نابودي اسرائيل شود!  روزگار از اين بازي ها زياد دارد. كسي  را از كوچه پس كوچه هاي جواديه، به عاليترين مقام مي رساند. و يا، زاده شده قم را در ميان همه كفار، عزيز مي گرداند.  

اكنون نيز دور نيست كه، ايران بتواند نظم نوين جهاني را، به سبك خود ايجاد كند. البته در اين قضيه هم مثل قضيه فتنه، مسئولين هميشه پشت سر مردم حركت مي كنند!زيرا در قضيه فتنه ديديم كه: تا قبل از حركت ميليوني مردم در 9دي، همه خود را باخته بودند! بجز شخصيت رهبري نظام، از رئيس مجمع تشخيص تا: تقريبا همه يا در شك بودند و يا: در تماس با سران فتنه.

الان هم مردم وظيفه خود را انجام دادند، متاسفانه  بايد منتظر حركت كند و: آرام مسئولين در اين زمينه باشيم.دنيا اكنون به قدرت ملت ايران ايمان آورده ، و همه مستكبران زبان در كام كشيده اند. الان زماني است كه بايد بجاي: گدايي كردن از سران استكبار، حق خود را از آنان گرفت.

براي اينكه بدانيد اين حق چيست: يكي از خلفاي عباسي نزد: امام موسي كاظم ع آمد و گفت: اين فدك چيست كه آن را بهانه مي كنيد؟ مرز آن را بگوييد تا، من همه را تقديم شما كنم. و ايشان جواب داد: فدك ما از چين تا مصر يعني: تمام سرزمين هاي اسلامي است .

پس حق جمهوري اسلامي، اين نيست كه تازه بعد از بيست سال، بشود رديف اول در آسياي غربي! بلكه حق جمهوري اسلامي، حق تمام مستضعفين است. و بايد كه پس گرفته شود.

اگر آن ها سازمان ملل را، به وجود آوردند و با چماق حقوق بشر، ايران بزرگ را تجزيه كردند، الان وقت به هم متصل شدن: اين حوزه تمدني بزرگ است:هركه دور ماند از اصل خويش، باز جويد روزگار وصل خويش . 

Iran devrait être suivie: le nouvel ordre mondial il. 

Gaza sur la victoire d'Israël a montré que même pas besoin de tirer une balle de l'Iran de détruire Israël, parce qu'Israël est notre tombe avec nos propres mains! Le vieil homme dit, le moment venu, à la tête, les yeux sont aveugles! 

Aujourd'hui l'Iran est forte, non seulement pour l'Amérique et l'arrogance du monde se sont, même en sachant qu'il est le plus petit membre de la famille, ils ne peuvent pas détruire. Après Gaza, la Syrie, le Liban, l'ennemi est devenu plus petit et plus petit. Ils sont les premiers à l'Iran et le spectacle a attiré une ligne! Même après que la Syrie et étaient satisfaits: le désarmement du Hezbollah au Liban, et s'est récemment rendu à Gaza et la force de résistance, tombe h, mais ne pouvait pas. 

Maintenant, la stagnation et à attendre: La prochaine attaque Israël et les lignes et les symboles qui restent, une grosse erreur. Le passé autre que la fièvre devrait dès lors que la mort d'Israël pensaient. Comme le ministre des Affaires étrangères, la mission est: d'exprimer les crimes du régime sioniste, et de prouver le loup sanguinaire, pas la règle. Et doivent être éliminées et remplacées par le gouvernement du Hamas est de travailler. 

C'est ce qu'a déclaré l'Imam a parlé: l'Amérique ne peut pas faire de mal, et son authenticité a été confirmée trente ans! L'imam a dit testé à plusieurs reprises, et trouvé le vrai, celui-ci ne sait exactement qui a dit qu'Israël doit être détruit. 

Jour Gar-quelque chose, qui n'aimait pas l'Holocauste, a été forcé de son père mariées dire au peuple d'Israël aimait! Et qui aimait l'Holocauste, elle serait l'ambassadeur d'Iran à la destruction d'Israël! Jours des jeux aussi. Javadieh d'une rue à la position la plus élevée apporte. Ou, né à Qom parmi tous les non-croyants, et qui lui est cher. 

Maintenant, non loin de celle d'un nouvel ordre mondial, créer votre propre style. Toutefois, dans ce cas, comme dans le cas de l'intrigue, les fonctionnaires sont toujours derrière les gens, parce que nous avons vu que dans le cas de l'intrigue: Avant les millions de personnes le 9 Janvier, avait perdu toute son! Sauf pour l'entité de leadership, le Président de l'Assemblée a reconnu: presque tous étaient soit en doute ou en contact avec les dirigeants. 

Maintenant, les gens faisaient leur travail, malheureusement, à attendre pour passer en sourdine comme des autorités. La nation iranienne croit en la puissance du monde, et tous les pouvoirs du langage sont tirés sur le palais. Maintenant, il est temps de remplacer: prie les dirigeants arrogants, ont-ils raison. 

Pour savoir si cela est juste: un des califes abbassides à l'Imam Musa Kazim Ali s'approcha, et dit: Qu'est-ce que Fadak ne justifient-ce vous? Parlez-en à la frontière, je n'ai à vous offrir. Et ils répondirent: Nous Fadak de la Chine à l'Egypte, à savoir: toutes les terres de l'Islam. 

Après la République islamique, qui se trouve juste après vingt ans, la principale cause en Asie occidentale! Mais la République islamique est le droit de tous les peuples opprimés. Et doivent être suivies. 

Si les Nations Unies, a créé la masse et les droits de l'homme de leur grande rupture, il est temps de se réunir cette grande civilisation: Quiconque est resté loin de son origine, il l'habitude de connecter notre monde. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۴ نظر(0)

داستان ايجاد استاندارد ها، به موضوع ضرر و زيان هايي كه، به بشر وارد مي شود بستگي دارد. يعني انسان ها براي جلوگيري از ضرر به خود و:ديگران اقدام به تدوين استاندارد ها كردند. گرچه تاريخ اين تدوين به روزگار ما برمي گردد، ولي  در واقع به درازاي تاريخ بشري قدمت دارد.

بمحض اينكه  انسان غار نشيني را آغاز كرد،  استارت اولين  استاندارد زده شد! و آن اينكه براي محافظت از گرما و سرما، بايد به يك پناهگاه رفت! گرچه اين استاندارد مكتوب نبود، و در آن زمان كامپيوتر وجود نداشت؟! ولي همين كه سينه به سينه نقل و اجرا مي شد، اهميت اين قرارداد اجتماعي را دو چندان مي كند.

براي ساخت شكار آلات و يا: تن پوش هاي اوليه هم، استاندارد لازم بود. حتي روش شكار كردن نياز به استاندارد هاي دقيق داشت. زيرا هركسي نمي توانست يك شكارچي باشد. وبايد سال ها نزد يك شكارچي ماهر، شاگردي مي كرد و: روزي يا سالي! يكي از استانداردها يا: فنون شكار  را ياد مي گرفت.

مشگل دوران پارينه سنگي، فقط در نداشتن كامپيوتر نبود! بلكه آموزش ديدن هم كفايت نمي كرد، يعني هركسي چيزي را مي دانست، معلوم نبود بتواند آن را به اجرا در آورد، يا به كار ببندد. مانند رانندگي خودرو كه اگر، كسي گواهينامه رانندگي هم بگيرد، نمي تواند گواهينامه را به: خود رو نشان دهد و آن خود رو، خودش برود!يا كسي كه ساليان دراز زبان لاتين را، آكادميك خوانده است، معلوم نيست بتواند آن را صحبت كند.

لذا لازم است استاندارد ها، بر دو گونه باشند: استاندارد هاي تئوريك يا نظري و: استاندارد هاي اجرايي !اين در حالي است كه خداوند همه اين استاندارد ها را، در يك كتاب براي انسان فرستاده است. قران كه كاملترين كتاب آسماني است، در واقع مجموعه اي از استاندارد هاي: نظري و عملي است كه، به آن  حكمت نظري و حكمت عملي هم گفته شده است.    

   وقتي قران مي گويد: نماز را  در قت خود برپا داريد، يعني در روز سه يا پنج بار، از همه فعاليت هاي خود دست بكشيد. و به خود استراحت بدهيد و: با خواندن نماز، حركات بدن و ذهن خود را تنظيم نماييد. و به استاندارد كامل برسانيد. برخي ها با لج بازي، در زندگي خود  روي تخت گاز حركت مي كنند.  و طبيعي است كه به بيماري هاي: روحي و رواني دچار شوند كه: ساده ترين آن ها احساس پوچي و درماندگي است.

وقتي مي فرمايد( كلو من طيبات) از غذا هاي پاكيزه بخوريد، و از نوشيدني هاي مضر خود داري كنيد، اين فرمايش يك دستور ديكتاتوري نيست! بلكه بيان استاندارد است . همانطور كه شما وقتي مواد غير استاندارد، مصرف مي كنيد بايد منتظر: آثار مرگبار آن هم باشيد. آيا اينهمه بيماري در عصر ما، نشان انحراف از استاندارد نيست؟

      اهميت استاندارد به معرفي و باور پذير كردن آن، به وسيله هنرمندان است. ولي  وقتي هنرمندان ما بجاي: معرفي استاندارد و پيشگيري از جرايم ، خودشان معرف و مشوق جرايم مي شوند، چه انتظاري داريم؟ وقتي به مردم مي گويند: آب گوارا را ننوشيد و به  جاي آن توش آبه  بنوشيد؟ يا :آبميوه  و گوشت ، شير و ماست را نخوريد و بجاي آن :سوسيس و كالباس و فست فود، بخوريد و سيگار بكشيد!  آيا اين معرفي استاندارد است.

بدبختي اين ها اين است كه: از ترس تمام شدن مواد غذايي اين را مي گويند! يعني چون مي ترسند روزي برسد، كه گندم كفاف زندگي مردم را ندهد. بجاي آن خاك اره يا مواد شيميايي و: گوشت نفتي  تبليغ مي كنند. بايد به اين ها گفت : غذاهاي حلال تمام شدني نيستند، شما غصه نخوريد، بگذاريد مردم زندگي كنند. 

Unité des normes 

Normes narratives, qui font l'objet de perte, dépend de la volonté humaine. C'est pour prévenir les dommages à l'homme et un autre pour les normes qu'ils élaborent. Bien que la formulation de notre temps passe, mais la longueur de l'histoire humaine a existé. 

Dès que l'homme a commencé à s'effondrer, la norme a été d'abord commencer! Et comment la protéger de la chaleur et du froid, vous devriez aller à un refuge! Bien que cette norme a été écrit, et à cette époque il n'y avait pas d'ordinateurs? Mais c'était un cœur à cœur et mis en œuvre logistique importance du contrat social est doublée. 

Pour construire l'équipement de chasse ou: vêtements de base, une norme a été nécessaire. Même la méthode de la chasse exige une norme précise. Parce que tout le monde ne peut être un chasseur. Et des années avant qu'un chasseur expérimenté, il est apprenti: journée ou de l'année! L'une des normes ou: apprendre les techniques de chasse étaient. 

Paléolithique difficile, non seulement d'avoir un ordinateur! Mais la formation ne suffit pas, c'est quelque chose que tout le monde savait, il n'était pas clair que cela peut être la cause, ou près de votre travail. Comme conduire une voiture, c'est si la personne obtient un permis de conduire, pas de licence à: démontrer l'auto-propulsé et automoteurs se rendre et qui latine de nombreuses années, l'universitaire est lu, il est difficile de dire qu'il . 

Par conséquent normes sont de deux types: la mise en œuvre de la norme théorique ou théorique norme, ce alors que le Seigneur de toutes les normes, le livre est envoyé. Coran est un livre complet, en fait un ensemble de normes: théorie et la pratique, la sagesse théorique et la sagesse pratique ont été dit. 

    Quand il dit que vous gardez des prières en leur temps, ce qui est trois à cinq fois par jour, arrêter toutes ses activités. Et le reste de son et par la prière, les mouvements du corps et de votre état ​​d'esprit. Et pour obtenir la norme complète. Certains sont en colère contre le jeu, sur le canapé dans ses fournitures de vie en mouvement. Et la maladie naturelle: l'expérience psychologique de ce sentiment de vide et d'impuissance qui est le plus facile. 

Quand il dit: Mangez des aliments sains et des boissons endommager le délicat, cette déclaration n'est pas une recette de dictature! Plutôt standard. Lorsque le matériel non-standard comme vous, le consommateur, vous devez attendre pour les travaux qui sont mortels. Sont toutes ces maladies de notre temps, est l'écart-type? 

       La norme de présentation et nous croyons qu'il est possible, par des artistes. Mais quand nos artistes à la place: Parlez à des normes et de la prévention de la criminalité, la criminalité et les incitations sont eux-mêmes représentant ce qui est attendu? Quand les gens disent que je suis l'eau saine à boire et boire de l'eau à la place? Ou: jus de fruits, la viande, le lait et le yogourt et le manger à la place: saucisses et fast-food, manger et fumer! Est-ce standard est introduit. 

Le malheur est que: la peur de la nourriture, par exemple! Ce jour viendra parce qu'ils ont peur que les gens ne le contour de blé. Au lieu de cela, la sciure de bois ou de produits chimiques et de la viande de promouvoir l'huile. Il faut dire, les aliments halal, tout est possible, vous ne serez pas du chagrin, laisser les gens vivent. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۵۸ نظر(0)

سرمايه گذاران خارجي،

دايه هاي مهربان تر از مادر، نيستند.

گرايش به انگليس يا روس ، فرانسه و آلمان، در ايران سابقه خوبي ندارد. ما در ايران اسلامي، شهداي فراواني براي مبارزه با: بيرون راندن هركدام از دست داده ايم . اما يك بررسي كوتاه نشان مي دهد: اين فرايند داراي دوبخش متفاوت بوده است، بخشي ساده انديشانه و بخشي مغرضانه .

در بخش ساده انديشانه، تصور مي شده كه اين صنعت و تكنولوژي، محصول فرهنگ مادي گرايانه، و به دور از مذهب غربي ها است. و لذا سعي مي شده كه مذهب را، در تقابل با رشد و صنعت نشان دهند. در حاليكه اين اشتباه محض بود، زيرا تمام مخترعين و مكتشفين با: استعانت از خداوند و دريافت هاي شهودي، در خلوت خود با خدا، به چنين دست آوردهايي رسيدند.

البته ممكن است بعدا، روش ديگري را انتخاب كرده باشند، و مردم را به اشتباه انداخته باشند. يا به اشتباه خود پي برده ، توبه كرده باشند،مثلا وقتي نوبل فهميد كه: از دانش او براي كشتار مردم استفاده شده، بسيار غمگين شد و اكنون، جايزه جهاني صلح نوبل به همين مناسبت است. و يا وقتي انيشتين به پختگي علمي رسيد، مسلمان و شيعه شد و با: آيه الله بروجردي مكاتبه كرد.و يا داروين بعد از اينكه فهميد از: تئوري تكامل او براي ضديت با خدا، استفاده مي كنند ناراحت شد و، با گرفتن كتاب انجيل و خواندن آن، ناراحتي خود را از ان نشان داد.

در ايران هم ما مي دانيم، بهترين خواننده ها از جمله گلپا و ايرج، همه پا منبري بودند و: خواندن و آواز را، در مكتب و مسجد شروع كردند . دانشجويان ما هم اغلب، در هنگام كنكور يا امتحانات سخت، مذهبي هستند و از راه: توكل برخدا روحيه خود را بالا مي برند . حالا بگذريم از اينكه، وقتي خر شان از پل گذشت، ديگر نه خدا را مي شناسند نه بنده خدا را! و ميروند و: سر از نا كجا آباد، در مي آورند.

در زمان ما كه اكثر دانشجويان، كمونيست بودند و به اصطلاح طرفدار حقوق كار گر، استاد كار كشته اي مي گفت: همين شما ها بعدا، رئيس كارخانه مي شويد و دشمن كارگر!

درقسمت مغرضانه گرايش به غرب، نه تنها براين موضوع صحت گذاشته مي شد، بلكه اصلا خود باختگي كامل را تبليغ مي كردند. البته خود اين ها اغلب آخوند زاده و: پا منبري بودند. حالا اين دنياي غرب چه چيزي داشت كه: همه اينها را يكباره، بي خود مي كرد؟ بايد گفت بيشتر دست خودشان بود، تا جاذبه غرب، يعني جاذبه غرب بهانه اي بود: براي اجراي خباثت هاي دروني خودشان.

نمونه اين كار دعوت از: سرمايه گذاران خارجي است. آن هايي كه با دعوت   از سرمايه گذاران خارجي، ذوق زده مي شوند، يا ساده هستند يا مغرض . زيرا هيچ بيگانه اي، خويش انسان نمي شود. نه اينكه نخواهد، بلكه علايق او فرق مي كند. و اگر غير از اين عمل كند، خائن به ملت و وطن خودش، محسوب مي شود.

لذا ما مي بينيم كه كشور تركيه، در اين كار بيش از جاهاي ديگر، پيشرفت كرده بود. اما در انتهاي كار، سرمايه گذاران خارجي، سرمايه خود را با سود هاي كلان، برداشتند و رفتند. طبيعت كار اين است! چون سرمايه ترسو و فرار كننده است. به محض اينكه كشور دچار مشكل شود، قبل از همه فرار مي كند. حتي در همان زمان خوشي هم ، آن ها كسي نيستند كه : در جايي بخوابند كه زيرشان آب برود
Les investisseurs étrangers, 
La gentille dame de la mère, ne sont pas. 
Majeure en anglais ou en russe, la France et l'Allemagne, l'Iran n'a pas de bons résultats. Dans l'Iran islamique, de nombreux martyrs pour combattre: nous avons perdu chaque lecteur. Mais un bref examen montre que ce processus a été les différentes répartitions, une partie simplifiée et partiale. 
Dans la procédure simplifiée, il semble que l'industrie et la technologie, du produit, de la culture matérialiste, la religion et à l'écart de l'Ouest. Et essayez donc que la religion, à la différence de la croissance de l'émission de l'industrie. Bien que ce fut une erreur, pour tous les inventeurs et découvreurs avec: intuitives et de recevoir l'aide de Dieu, dans la solitude avec Dieu, est venu à ces gains. 
Il peut par la suite choisir une autre voie, et les gens seront jetés dans la confusion. Ou réalisé leur erreur, se repentir, comme Nobel s'est rendu compte que sa connaissance a été utilisé pour tuer des gens, et il était très triste, a remporté l'occasion Nobel de la paix. Ou quand Einstein était une maturité scientifique, et le musulman chiite: l'ayatollah Boroujerdi correspond. Ou Darwin après avoir découvert la théorie de l'évolution, il s'est opposé à Dieu utilisé était bouleversé et, prenant la Bible et lisez-le, il a montré son malaise. 
En Iran, on le sait, le meilleur chanteur parmi Golpa et moi, étions tous ensemble chaire et de la lecture et le chant à l'école et la mosquée commencé. Nos étudiants sont souvent difficiles au cours ou des examens, religion et mode: en s'appuyant sur Dieu pour élever vos esprits. Maintenant, mis à part le fait que, lorsque l'âne ils passèrent le pont, ils ne savent pas Dieu, Dieu! Et sont le chef de la non-Abad, où, dans le pays. 
A notre époque, la majorité des étudiants, les droits dits pro-communistes et du travail, le maître de la mort vous a dit plus tard, le président d'un ouvrier d'usine, vous êtes l'ennemi! 
Côté ouest de la disposition malveillante, supposez pas que c'est vrai, mais ce n'est pas une perte totale de leur propagation. Toutefois, ceux-ci sont souvent nés clerc portant création de la chaire. Maintenant, qu'est-ce l'Occident que toutes ces choses à la fois, sans la sienne? Il devrait y avoir plus voix au chapitre dans leurs propres mains, à West Side, West Side était une excuse pour lancer sa propre dépravation intérieure. 
Il s'agit d'une invitation des investisseurs étrangers de l'échantillon. Les investisseurs étrangers invités à être excité, ou simple ou biaisée. Parce que aucun pays étranger, pas l'homme lui-même. Non, mais son intérêt est différent. Si non de cet acte, un traître à sa nation et de la patrie, est considéré. 
Ainsi, nous voyons que la Turquie, dans ce travail, plus qu'ailleurs, le progrès a été fait. Mais à la fin, les investisseurs étrangers, les investisseurs ayant d'énormes profits, et ils étaient. C'est le travail de la nature! Parce que le capital est un lâche et de s'enfuir. Une fois que le problème est, avant tout le monde s'enfuit. Même dans les bons moments ensemble, pas l'un de ceux qui dorment dans le bas de l'écran où va l'eau. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۳۰ نظر(0)

داعش از نظر روانشناسي، بسيار قوي برخورد مي كند. و در واقع موج سواري مي كند. يعني برافكار عمومي فرمان مي برد. از نظر كلي اكنون يك تحول عميقي در: روانشناسي اجتماعي رخ داده، و سوال اساسي فلسفه را، اين بار روانشناسي، در حال باز گويي و ارزيابي است.

سوال اين است : روانشاسان اجتماعي هستند كه: افكار عمومي را هدايت مي كنند؟ يا افكار عمومي است كه :روانشناسان اجتماعي رارهبري مي كنند؟ اين بدل همان سوالي است كه: در زمان هيتلر مطرح شد و: هگل و ديگر فيلسوفان مي خواستند به: اين سوال جواب بدهند كه: آيا قهرمان را تاريخ مي سازد؟ يا تاريخ را قهرمان مي سازد؟ مردم مي خواستند بدانند كه :هيتلر تاريخ را ساخت؟ يا تاريخ هيتلر را ساخت؟     هنوز اين دور باطل در همه جا، خود را نشان مي دهد. برخي براي حل مسئله، راه ميانه يا اپتيمايز را برگزيده اند، و مي گويند دو طرف قضيه، افراط و تفريط است. و اعتدال اين است كه: حد وسط را بگيريم. يعني هم تاريخ در بوجود آوردن: داعش و هيتلر و ديگر جباران، مقصر است و هم، خود جباران هستند كه: وسوسه قدرت مي شوند.

    قدرت و ثروت، براي خود انسان، چيزي نمي آورد. زيرا شكم هركس به اندازه معيني، مي تواند غذا بخورد. اگر بيشتر بخورد، مريض مي شود و ديگر نمي تواند بخورد! يا قواي جنسي انسان، اگر در جواني يا نوجواني مصرف شود، ديگر براي دوران بعد، پس انداز نمي شود!

اما قدرت يك وسوسه دارد، و آن اينكه: ظلم و جور انسان به ديگران را بيشتر مي كند. و انسان فقط مي تواند، حق ديگران را از بين ببرد. و به اين موضوع افتخار كند. براي رسيدن به اين موضع هم، كافي است شخص خود را دچار: توهم توطئه كند و فكر كند، همه به فكر توطئه هستند! لذا هرظلمي بر عليه همه اشكالي ندارد!

و اين انتهاي خط داعش و: ديگر مستكبران است. و نقطه ضعف آن ها هم محسوب مي شود. زيرا وقتي ظلم به ديگران، افزايش يافت علني مي شود. و شورش مردم را درپي دارد. و چون توهم نوطئه پايان ندارد، راهي بجز ظلم بيشتر و: كشتار مردم باقي نمي ماند. تحول داعش و يا القاعده و: هر گروه ضد بشري ديگر هم، از اين قاعده مستثني نيست. ، اينها داراي دو مرحله هستند: مرحله سواري بر موج و: مرحله ظلم بر مردم. وقتي همه مردم مثلا گرايش به مذهب پيدا مي كنند، و هر نوع كمونيزم و ليبراليزم را كنار مي زنند، گروهي پيدا مي شوند كه: فرار به جلو مي كنند! و مي خواهند از اين گرايش، به رهبري خود برسند.و به قول معروف: از اين نمد براي خود كلاهي درست كنند.

اما وقتي مي بينند، مردم به دليل همان علاقه به مذهب، مواظب رفتار انها هستند عصباني مي شوند!  چون نمي توانند تظاهر به مذهبي بودن را ادامه دهند. ظهور رفتار هاي خلاف مذهب در آنان، تا مدتي قابل توجيه است، ولي قدرت ادامه آن را ندارند و: افسار گسيخته مي شوند. مثلا آنان علاقه به: زنبارگي و حرامخواري و.. دارند. تا مدتي آن را مخفي نگهميدارند، بعد از مدتي آن را توجيه مي كنند، و در مرحله بعدي از سر غرور افشا مي كنند! و همين جا سقوط آنان آغاز مي شود.

بنابراين براي از بين بردن داعش، كافي است آگاهي مردم بالا رود.و اسير توجيهات و: مخفي كاري هاي آنان نشوند.

راه عملي تر آن اين است كه: بايد دانست  كادر هاي اصلي داعش، كاملا توجيه هستند كه: ظاهر اسلامي را براي حكومت بر مردم، حقظ مي كنند. لذا اگر اين قشر دروغگو  و مردم فريب، از بين بروند ديگر پيروان آن ها، آنطور عمل نخواهند كرد. و به همين دليل است قران مي فرمايد:( فقاتلو الائمه الكفر) براي ازبين بردن كفر، كافي است سران آن ها از بين بروند.   

Dash Comment puis-je l'enlever? 

Dash psychologiquement forte frappe. Et en fait à cheval. Cela prend le commandement de l'opinion publique. En termes d'être une transformation profonde de la psychologie sociale a eu lieu, et la question fondamentale de la philosophie, de la psychologie ce temps, le retraitement et l'évaluation. 

La question est: Les psychologues sociaux sont: diriger l'opinion publique? Ou l'opinion publique est que les psychologues sociaux ont leadership? Cela est devenu la question qui a été posée au moment de Hitler: Hegel et d'autres philosophes voulaient: répondre à la question de savoir si le héros fait l'histoire? Ou l'histoire fait un héros? Les gens voulaient savoir: la date de construction de Hitler? Date de fabrication ou Hitler? Ce cercle vicieux a partout son spectacle. Une solution au problème, ont choisi une voie médiane ou optimisé, et les deux côtés dire, est aller à l'extrême. La modération est que nous prenons une voie médiane. C'est la date de création: Dash et Hitler et autres tyrans, et se blâmer sont les tyrans: le pouvoir de la tentation. Puissance et la richesse de l'homme lui-même, ce qui n'est pas le cas. Abdomen aussi certain que n'importe qui peut manger. Si vous mangez plus, tombe malade et ne peut pas manger! Ou impuissance sexuelle humaine, si les jeunes adolescents, l'autre pour le poste, et non pas des économies! 

Mais le pouvoir est une tentation, en ce que: l'oppression humaine à d'autres plus. Et l'homme ne peut être le droit de tuer d'autres. Et en être fiers. Pour atteindre cette position est, il suffit pour obtenir votre partie: la théorie du complot, et de penser, toutes les parcelles pensent! Il est contre toutes les formes d'injustice! 

Dash et la ligne de fond: l'autre est arrogant. Et c'est aussi un inconvénient. Pour quand une injustice pour les autres, l'augmentation de la population. Après la rébellion du peuple. Et parce que la théorie du complot est bien plus cruel que de tuer des gens reste. Transformation de Dash ou al-Qaïda et tous les autres groupes anti-humain, et non l'exception. Ceux-ci consistaient en deux phases: la phase de l'onde et randonnée: l'oppression du peuple. Quand tous les gens ont une tendance à la religion, et jeter toute sorte de communisme et le libéralisme, le groupe a constaté que ils ont couru vers l'avant! Et ils ont tendance à se tourner vers leur leadership. Et le dit le dicton: Le chapeau en feutre de leur bon usage. 

Mais quand ils voient des gens en raison de l'intérêt pour la religion, ils se méfient des gens sont en colère! Parce qu'ils ne peuvent pas continuer à faire semblant d'être religieux. L'émergence de comportements contraires à leur religion, et certains sont justifiés, mais le pouvoir de le faire: être débridée. Par exemple, un intérêt: Gay et l'usure, et sont donc les femmes. Pour garder le secret pendant un certain temps, il sera expliqué plus loin, et la prochaine étape est d'exposer la vanité! Et ce qu'ils commencent à tomber derrière. 

Donc, pour retirer le tableau de bord est une connaissance suffisante soulevée. Et captif justifié: pas leur secret. 

C'est une façon plus pratique: il faut connaître le tableau de bord de la boîte d'origine, sont tout à fait justifiée: l'apparition de l'Islam de diriger les gens, de les protéger. Donc, si ces gens mentir et tromper les gens, détruit leurs disciples, comme ils le feront pas d'intervention chirurgicale. Et c'est pourquoi le Coran dit: Pour remédier à l'incrédulité, pas assez de leaders sont éliminés. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۳۰ نظر(0)

 

حمله اسرائيل به غزه، در دور جديد و: ترور سه نفر از رهبران حماس، نشان داد كه مذاكرات بالاخره نشت اطلاعات داشته، كه هزينه اين درز خبري، از دست رفتن سه نفر از رهبران جنبش مقاومت بوده است.گرچه مقاومت تمام كوشش خود را، در انتخاب و آموزش افراد مذاكره كننده، انجام داده و: كسي را نمي توان متهم به جاسوسي براي اسرائيل كرد،  ولي حالت خوشبينانه آن ديگر قابل ترديد نيست،

   و آن اينكه مذاكره كنندگان، در حين مذاكرات، اسامي رهبران را به زبان آورده و: از محل اختفاي آنان صحبت كرده باشند. يا نقاطي كه اسرائيل بعد از آتش بس، دوباره به گلوله بست،و آن جا را هدف موشك و بمب باران قرار داد، همه از زبان مذاكره كنندگان بيرون آمده . زيرا اسرائيل اگر قبل از آن، اطلاعي داشت صبر نمي كرد تا: در اين زمان آن ها را ترور كند.  

براي ما مثل روز روشن است كه: هر بار سوتي هايي داده مي شود. و تيم مذاكره كننده حماس، يا تطميع مي شوند و يا، از خود باختگي نشان مي دهند، و يا اطلاعات را مي فروشند. زيرا آن ها به ارمان فلسطين اعتقادي ندارند، و اصلا به اسلام و ايران اعتقادي ندارند. انتخاب آن ها هم به همين دليل است، كه اولا در تشكيلات نبوده باشند، تا قدرت فروش اطلاعات آنان كاهش يابد. ثانيا اطلاعاتي نداشته باشند كه: در اثر فشار هاي رواني يا جسماني، آن را به اسرائيلي ها بگويند.

   در مذاكرات ايراني ها هم مي بينيم كه :هر بار مذاكره تمام مي شود، آمانو با دست پري از اطلاعات جديد مي آيد! البته ما نمي گوييم كه مذاكره كنندگان ايراني، خيانت مي كنند يا اطلاعات را مي فروشند، بلكه برعكس مي گوييم: سادگي مي كنند، اطلاعات را به آژانس مي دهند. و آژانس هم هرطور كه دلش بخواهد، تفسير مي كند. اما در هر صورت، در ايران با وجود نظارت مردمي، و مخصوصا نظارت عاليه رهبر معظم انقلاب اسلامي، اين حركت هاي آمانو چندان تاثيري ندارد.

ولي در فلسطين و مخصوصا برخي نيروي هاي مقاومت، كه اطاعت از مقام معظم رهبري  را چندان قبول ندارند، اين اتفاقات قابل پيش بيني و حتي هزينه بر، و سنگين است.

البته جاي اميدواري است كه: طيف وسيعي از نيروهاي مقاومت، در مسير ولايت هستند و: خيانت هاي آنان را جلوگيري، و يا جبران مي كنند. همين باعث مي شود تا: راه آينده فلسطين روشنتر باشد. به همين جهت ما پيشنهاد مي كنيم: از اين ببعد مذاكرات آتش بس را، فلسطيني ها بر اسرائيلي ها تحميل كنند. و آن ها را با موشك هاي قسام، سرجاي خودشان بنشانند.

در مذاكرات نيز هميشه برگ برنده، بدست آورند يعني اطلاعاتي كه اينها مي گيرند، بيشتر از اطلاعاتي باشد كه از دست مي دهند. ما الان به سادگي مي بينيم كه: شهرك هاي نزديك به كرانه باختري، يا نوار غزه، تخليه شده اند و: اكثرا صهيونيست هاي خوش نشين، فرار كرده اند.  لذا بايد برنامه اسكان فلسطيني ها، زير سايه موشك هاي قسام، در اين شهرك ها اجرا شود.

و از شرايط مذاكره و آتش بس هم، يكي اين باشد كه اسرائيل مديريت شهر هاي تل آويو، را به فلسطيني هاي ساكن قدس شرقي بدهند. و اگر باز هم اسرائيلي ها، جنگ را شروع كردند بايد شرط اصلي آتش بس، اين باشد كه كابينه صهيونيستي، منحل شود و:همه امور به كابينه حماس واگذار شود.

     از قديم گفته اند حق گرفتني است! نه دادني، يعني هيچوقت اسرائيلي ها حق حاكميت: سرزمين پدري فلسطينيان را، دو دستي تقديم آن ها نمي كنند. بايد از همين مذاكرات آتش بس، استفاده كرد و خواسته هاي اصلي را مطرح نمود. و به اهداف اصلي دست پيدا كرد. 

Tendance inverse dans les négociations 

Attaques israéliennes sur Gaza dans le récent assassinat de trois dirigeants du Hamas ont indiqué que les négociations ont finalement fuites, des fuites nouvelles que le coût de la perte de trois des dirigeants de la résistance du mouvement Bien que tous ses efforts la sélection et la formation des négociateurs, ont fait: vous ne pouvez pas être accusé d'espionnage pour Israël, mais le sens où il n'est plus douteux, 

    Et les négociateurs qui, au cours des négociations, les noms des dirigeants et prononcés: ils parlaient de leurs allées et venues. Ou zones d'Israël après le cessez-le-feu, tiré de nouveau, et il y aura une pluie de missiles et de bombes, tous proviennent des négociateurs. Pour Israël, si ce n'est avant, l'information n'a pas à attendre au moment de son assassinat. 

Pour nous, il est évident que Southey a donné à chaque fois. Et l'équipe de négociation avec le Hamas, ou pot de vin, ou ils, la perte de son spectacle, ni ne vend vos informations. Parce qu'ils ne croient pas à la cause palestinienne, et ne croient pas en l'Islam et de l'Iran. C'est pourquoi ils sont choisis, l'organisation peut ne pas être conscient du fait que d'une part, à alimenter une baisse de leurs ventes. Deuxièmement, l'information n'est pas de la pression mentale ou physique, il va dire aux Israéliens. 

    Dans les négociations, les Iraniens voir que chaque fois que nous parlons de toute la plénitude de la nouvelle information est Amano main! Bien sûr, nous ne disons pas que les négociateurs iraniens, trahissent ou vendre vos informations, mais plutôt de dire: il suffit de prendre leurs informations à l'agence. Ce qu'il veut de l'agence de l'interpréter. Mais en tout cas, en dépit d'un contrôle public, la surveillance, et en particulier le chef suprême, le mouvement n'affecte pas Amano. 

Les forces de la résistance en Palestine, en particulier certains qui ne sont pas d'accord pour respecter le chef suprême, les événements sont prévisibles et même cher, et lourd. 

L'espoir est que d'un large spectre de résistance, le chemin de la province sont: la trahison, ou compensée. Cela entraînera: l'avenir est plus brillant Palestine. Par conséquent, nous vous proposons: un cessez-le feu pourparlers commencent, les Palestiniens aux Israéliens imposer. Eux avec des roquettes Qassam, suis à leur place. 

Les négociations ont toujours atout, à savoir d'obtenir des informations qui ne sont plus que de perdre cette information. Nous voyons maintenant facilement cette ville près de la Cisjordanie ou de Gaza, ont été évacués: la plupart sionistes colonisateur, échappé. Par conséquent, l'habitat Palestiniens, à l'ombre de roquettes Qassam sur les villes de fonctionner. 

Et la négociation d'un cessez-le-feu, celui qui gère la ville de Tel Aviv, en Israël, les résidents palestiniens de Jérusalem-Est ont. Et si les Israéliens, la guerre a commencé à être la principale condition pour un cessez-le feu, le Cabinet israélien à être dissoute et toutes les questions à être laissé au Hamas armoire. 

      Ont traditionnellement le droit d'être! Pas à déclaration obligatoire, les Israéliens ne la souveraineté: les Palestiniens patrie, les deux ne soumettent pas manuellement. Ces négociations doivent cesser d'utiliser et exigences principales soulevées. L'objectif principal était d'atteindre. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۲۴ نظر(0)

هرچه خواهي ببر، اما نبر نان كسي

بمناسبت تمدید ماموریت: رئیس قوه قضائیه،

ضمن تبریک انتصاب مجدد: آیه الله لاریجانی، به سمت ریاست قوه قضائیه، لازم میدانیم برخی مسائل را گوشزد کنیم: گرچه هنوز کسی دارویی برای: این دردها نیافته است :رشوه خواری و زور گویی در بدنه :قوه قضائیه بیداد می کند. و اصلا علت اصلی افزایش پرونده ها، همین بدنه قضایی است که: برای دریافت درصد وصولی های بیشتر و: داشتن منشی و چند همسر و..! این کار ها را انجام می دهند. و از دست کسی هم کاری برنمی آید،

مثلا آقای خ یکی از قضات رباط کریم، برخلاف سفارش مقام معظم رهبری و: رئیس قوه قضائیه، مبني برا استفاده جایگزین، همه متهمین را روانه زندان می کند! و بالاترین زمان ممکن ر ا، هم درنظر می گیرد.هرچه متهم  مدارك دارد، ناديده گرفته، و به دروغ مي نويسد كه: نامبرده اقرار به جرم نموده . با شاكي هميشه ملاقات مي كند، ولي متهم را هيجوقت نمي بيند و: او را تهديد به زندان مي كند.

براي نمونه يكي از اين آرا، را بررسي مي كنيم: در اين راي كه به شماره 920966در تاريخ 5/4/93تنظيم شده، به دليل هم حجره بودن قاضي با شاكي، همه چيز به نقع شاكي بوده. شاكي شخص ثالث وارد شده، وادعاي كلاهبرداري كرده در حاليكه، نقش وي طبق نظر شعبه 18تجديدنظر، بلا اثر است . ملك مورد اختلاف داراي سندرسمي است! كه اصولا به آن اشاره نشده .

قصاص قبل از جنايت شده، يعني اقدام به در خواست ابطال سند را، ابطال سند منظور نموده! در حاليكه با وجود گذشت 9سال، هنوز در خواستي براي ابطال سند و: اجراي آن ارائه نشده. اختلاف ملكي مزبور خانوادگي بوده، و اصلا به شاكي مربوط نمي شده! اما شاكي به توهم دريافت: وجوه كلان و تقسيم آن بين خودشان، اقدام به چنين كاري كرده است.

به دورغ متهم را به اقرار بر عليه خود، قلمداد كرده و آرا منتهي به صدور سند، را قبول نكرده. اصلا سند رسمي دولت، در اين راي بعنوان جعل كاركنان دولت! متصور شده كه يعني: بدون دليل، سند ملكي را صادر كرده اند.

با اينكه شاكي در مورد مبلغ مورد معامله، چندين اظهارات متناقض داشته، توجهي به آن ننموده و با اينكه، ملك در تصرف شاكي بوده! و حاضر به پس دادن آن نيست، توجهي نكرده و همه اين ها را، با يك استدلال مردود دانسته و آن: علم قاضي است.

علم قاضي با وجود مستندات متناقض،  حاصل نمي شود ولي او بدون توجه به اسناد مثبته، در هنگام معامله، نيت فرد را در كلاهبرداري از غيب تشخيص داده . بر فرض نادرست بودن سند، و اينهمه دروغ هايي كه به متهم بسته شده، شاكي خود به دليل متصرف بودن ملك، فبل از فروشنده از همه چيز مطلع مي شده است. وابلاغ ها را دريافت مي نمود.

لذا با آگاهي كامل، اقدام به خريد نموده و: حتي ثمن معامله را تا بيش از يك سوم، پرداخت ننموده. قيمت ملك در موقع وقوع مبايعه، سي ميليون تومان بوده، ولي نامبرده با اطلاع ابتدا 18 و: سپس 14 و درنهايت فقط 12 مليون تومان، آن هم به صورت معوض ملك، پرداخت نموده است! ولي هيچيك از اين اظهارات، در پرونده نيامده است.

اينها همه قسمتي از مندرجات حكم بوده، كه مشت نمونه خروار است. اما چه كسي به اين درد ها رسيدگي مي كند؟ آيا مثلا تجديد نظر، مي ايد راي همكاران خود را بگذارد؟ و طرف متهم را بگيرد؟ و اگر اين كار را بكند،آيا بعدا ميتواند به روي همكار خود نگاه كند؟ ..

La lame tranchante, la main, la roue du temps 

Prenez ce que vous voulez, mais pas de pain Nbr 

A l'occasion du renouvellement du mandat du président de la magistrature, 

Félicitant renouvellement: Verset Ali Larijani, le chef du pouvoir judiciaire, nous avons besoin de savoir certaines choses rappeler: Il n'y a toujours pas de médicaments pour la douleur n'est pas que la corruption et la contrainte du corps: l'injustice judiciaire. Et même la principale raison de l'augmentation des cas, le corps judiciaire que pourcentage du produit pour obtenir plus et ayant une secrétaire et une femme ..! Le travail qu'ils font. Et de celui qui ne travaille pas, 

Par exemple, M. St. Robatkarim l'un des juges, contrairement à l'ordre du chef suprême et chef de la magistrature, qui est utilisé pour remplacer tous les accusés à la prison! Et la plupart du temps, le défendeur Gyrd.hrchh examiner la preuve, prise en compte, et les mensonges et dit qu'il a avoué le crime. Toujours rencontré le plaignant, mais le défendeur ne voit pas Hyjvqt et il menace de prison. 

Par exemple, une de ces voix, nous examinons dans le présent avis sont au nombre 920 966 sur 4/5/93 ensemble, parce que les deux chambres du juge au demandeur, ce dernier a tout pour Nq. Demandeur tiers saisi, la fraude Vaday, tandis que le rôle de la Direction générale 18 de la version révisée selon lui, est en vigueur immédiatement. La propriété est en conflit avec Sndrsmy! Sans compter que, en principe. 

La répression avant le crime, à savoir demander l'annulation de documents, falsifié des documents à avoir! Cependant, malgré le passage de neuf ans, a toujours voulu falsifier des documents: mise en œuvre n'a pas été fournie. C'était un litige de propriété de la famille, et n'a pas eu à se plaindre! Le demandeur a reçu Illusion: les fonds macro et en le divisant entre eux, ces actions ont. 

Le défendeur plaide contre ses mensonges, examiner et voter conduisant à la délivrance du document, il n'est pas acceptable. Tous les documents officiels des employés du gouvernement de l'Etat sur ​​le bulletin de vote comme un canular! Ce qui signifie qu'il n'y a aucune raison d'avoir émis une propriété de document. 

Bien que le demandeur dans le montant de la transaction, il ya plusieurs déclarations contradictoires, il n'est pas significatif et que, dans de saisir les biens du demandeur! Et a refusé de lui donner, et tout cela ne sont pas significatifs, avec un argument et l'ont rejetée: la connaissance du juge. 

Malgré les preuves contradictoires, la science de juge, mais il n'était pas sûr quelles que soient les pièces justificatives au moment de la transaction, l'intention de la personne invisible dans la détection de la fraude. La fausse hypothèse d'un document, et tant de mensonges qui ont été fermés à l'accusé, la plaignante elle-même le possesseur de la propriété, avant la vente a été notifié de tout. Vablagh à recevoir. 

Avec la pleine conscience, par conséquent, tenter d'acheter, et même prix de la transaction par plus d'un tiers n'a pas payé. Les prix des propriétés au moment de Mbayh, était trente millions de dollars, mais il a informé les 18 et puis 14 et enfin seulement 12 millions de dollars, il est temps d'échanger des biens, payé! Mais aucune de ces allégations, le cas n'est pas. 

Ils font tous partie du contenu de l'arrêt, qui est un tas d'échantillons pile. Mais qui prend soin de la douleur? Révisée exemple, vient à ses collègues de voter? Et accuse le prendre? Et si vous faites cela, vous pouvez alors regarder sur votre partenaire? ..