X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۱۰ نظر(0)

فرهنگ انقلابی برای مردم مختلف فرق می کند. البته مشترکاتی هم دارد. لذا برخی مسائل که ممکن است عمل انقلابی باشد، برای جامعه دیگری ناپسند به نظر برسد. مثلا تروریسم از دیدگاه های دیگران تفاوت دارد. زمانی انقلابی بود و مقدس به شمار می رفت. در کتاب اصول علمی مبارزه(علی میهندوست) آمده است: اگر ملتی نتواند با رژیم سرکوبگری، رو در رو مبارزه کند، میتواند به ترور فیزیکی عناصر موثر آن اقدام کند. حتی این عمل از ان نظر مهم بود که: برای انقلابیون کمترین هزینه را داشت، ولی هزینه های امنیتی زیادی به: رژیم سرکوبگر تحمیل می کرد. صهیونیست ها در ابتدای کار با همین روش مبارزه ومسلمانان را ترور می نمودند. حتی هرتصل و موشه دایان شخصا اینکار را انجام می دادند. بعد که روی کار آمدند، برای انقلابیون بعدی تروریسم را حرام اعلام کردند! این عمل دو جریان تبلیغاتی به نفع آنها داشت: اول اینکه به مردم القا می کرد که: خودشان هرگز تروریست نبوده اند! دوم اینکه میتوانست زمینه ترور های: تمیز تر و جدید تر را فراهم کند! در امریکا هم، تا موقعی که امریکا فدرت  جهانی نشده بود، ترور مالکولم ایکس ها را در پیش گرفته بود، ولی وقتی صاحب قدرت شد! ترور کندی را محکوم کرد. یکی از راههای درآمد برای اسرائیل و آمریکا و آل سعود، همین ترور بود! نه تنها آن را بد نمی دانستند، بلکه دستمزدهای کلان هم می دادند! بطوریکه طبقه جدیدی در جهان بوجود آمد که: شرکت های امنیتی نام گرفتند. برای مقابله با این شرکت ها( یا افرادی که آدم کش حرفه ای شده بودند) مردم آمریکا نیز راهی جز: مقابله به مثل ندارند. لذا هفت تیرکشی های غیر حرفه ای به راه افتاد، که قصد آنها نابود کردن آدم کش های حرفه ای بود. بیش از 90درصد هفت تیرکشی های فعلی آمریکا، به قصد انتقام از پلیس یا خبرچین های پلیس آمریکا است. البته تبلیغات آمریکا بیشر روی ده درصد است، و سعی دارند آن را یک جریان: انحراف روانی یا مصرف مواد مخدر نشان دهند. مانند قمه زنی در ایران و یا: زنجیر زنی در هند و امثال آن. کسانی که عزاداری برای امام حسین ع می کنند، همیشه مورد هجوم سازمان یافته: گروههای شیعه ستیز هستند. بطوریکه آنها می گویند: اگر 7نفر شیعه را بکشند به بهشت می روند. لذا قمه زنی یا زنجیرزنی خون آلود، اغلب در بین شیعیانی رواج دارد که: مورد هجوم هستند. آنها در واقع با قمه زنی (شمشیر کوتاه)، یا عزاداری های خشن، خود را برای رویارویی با دشمنان آماده می کنند. طبیعی است این روشها در ایران، که حکومت شیعی  دارد و: حمله سازمان یافته ای بر علیه شیعه وجود ندارد، تعدیل و یا گاهی حرام شمرده می شود. لذا باید این تفاوت های فرهنگی را پذیرفت، و مردم انقلابی را حمایت کرد. هرکس با هر وسیله و هر نوع رفتاری، با ظلم مبارزه کند انقلابی است، و نباید تکفیر و تقبیح شود. علمای اسلام نباید منتظر باشند که: مردم انقلابی امریکا و اروپا هم، مثل ملت ایران با سینه زنی آرام (مانند زینبه زنجان)، رفتار خود را بروز دهند. باید شیشه شکستن های فرانسویان، آتش زدن های مصری ها و اسرائیلی ها، سنگ اندازی یا تیرو کمان زدن های فلسطینی را، همان سینه زنی و عزاداری: برای امام حسین ع تلقی کنند. حتی هفت تیر کشی افرادی که: در امریکا و استرالیا و اروپا، که از ظلم پلیس به جان آمده اند، یک نوع عبادت است. چون استکبار چه از نوع اسرائیلی یا آمریکایی و آل سعود، فقط زبان اسلحه را می فهمند. همانطور که طرح سازش و زمین گذاشتن اسلحه، برای فلسطینی ها و حزب الله لبنان حرام است، برای حوثی های یمن و: مردم بحرین و همه انقلابیون جهان هم حرام است. بی دفاع کردن انقلابیون، خواست استکبار جهانی است.

The seventh gushing is the same gun!

The culture of revolution is different for different people. Of course, there are similarities. So, some issues that might be revolutionary seem to be unfavorable to another society. For example, terrorism differs from the views of others. It was once revolutionary and sacred. In the book, Scientific Principles of the Fighting (Ali Mahendost), "If a nation cannot face the oppressive regime, it can face the physical assassination of its effective elements." Even this action was important in that: it was the least cost to the revolutionaries, but imposed a lot of security costs on the repressive regime. Initially, the Zionists assassinated the Muslims with the same method of struggle. Even Herzel and Moshe Dayan did this personally. Then, when they came to work, they declared haram to terrorism for the next revolutionaries! It had two propagandistic tendencies in their favor: First, it provoked people: they themselves have never been terrorists! Secondly, it could provide the ground for assassinations: cleaner and newer! In the United States, as long as the United States did not have a global fate, it assassinated Malcolm X, but when it came to power! Condemned: the assassination of Kennedy. One of the ways of earning money for Israel and the United States and Al Saud was the same assassination! Not only did they not know it badly, they also made huge wages! As a new class emerged in the world, called security companies. To deal with these companies (or people who have been kidnappers), the American people have no way of resisting it. So there were seven unprofessional :gunfire that aimed to destroy professional killers. More than 90% of the current seven American tricks are intended to retaliate against police or US police informants. Of course, American advertising is more than 10 percent, and they try to show it a flow: psychological deviation or drug use. Like a gourmet in Iran or: Chain in India and the like. Those who give mourning to Imam Hussein are always invaded: Shiite groups are against. As they say, if they kill 7 Shiites, they will go to Paradise. Therefore, bloody chainsaws are often prevalent among Shiites: they are attacked. They are actually preparing themselves to fight enemies with a snake (short sword), or rough mourning. Naturally, these methods exist in Iran, which has a Shiite regime: there is no organized attack against Shi'a, moderated, or sometimes forbidden. Therefore, they must accept these cultural differences, and support the revolutionary people. Everyone with any means and every kind of behavior is fighting revolution, it is revolutionary, and should not be tactfully denounced. The scholars of Islam should not wait for the revolutionary people of America and Europe, like the Iranian nation, to stomp a gentle woman (like Zainabe Zanjan). They should consider the glass of breakdown by the French, the burning of the Egyptians and Israelis, the rocking up of the Palestinian arrogance, the same chest and mourning for Imam Hussein. Even seven shots of people who have died in the United States, Australia and Europe, who have died from police brutality. Because: the arrogance of either the Israelis or the Americans, and Al Saud, only understands the language of the gun. As the plan for the compromise and landing of arms is forbidden for the Palestinians and Hizbullah of Lebanon, it is forbidden for the Houthis of Yemen and the Bahraini people and all the revolutionaries of the world. Defending the revolutionaries is the will of global arrogance.

السابع يتدفق هو نفس البندقية!

ثقافة الثورة تختلف باختلاف الناس. بالطبع ، هناك أوجه تشابه. لذا ، يبدو أن بعض القضايا التي قد تكون ثورية غير مواتية لمجتمع آخر. على سبيل المثال ، يختلف الإرهاب عن وجهات نظر الآخرين. كانت مرة ثورية ومقدسة. في الكتاب ، المبادئ العلمية للقتال (علي ماهندوست) ، "إذا كانت الأمة لا تستطيع مواجهة النظام الظالم ، فإنها قد تواجه الاغتيال المادي لعناصرها الفعالة". حتى هذا الإجراء كان مهمًا: كان أقل تكلفة للثوار ، لكنه فرض الكثير من التكاليف الأمنية على النظام القمعي. في البداية ، قام الصهاينة باغتيال المسلمين بنفس طريقة النضال. حتى هيرتسيل وموشيه ديان فعلوا ذلك شخصياً. ثم ، عندما جاءوا إلى العمل ، أعلنوا حرام للإرهاب للثوار القادمين! كان له اتجاهان دعائيان لصالحهما: أولاً ، لقد أثار الناس: هم أنفسهم لم يكونوا إرهابيين أبداً! وثانيا ، يمكن أن يوفر أرضية لعمليات الاغتيال: أنظف وأحدث! في الولايات المتحدة ، طالما أن الولايات المتحدة لم يكن لديها مصير عالمي ، فقد اغتالت مالكوم إكس ، ولكن عندما وصلت إلى السلطة! ادان اغتيال كينيدي. إحدى طرق كسب المال لإسرائيل والولايات المتحدة و آل سعود كانت نفس الاغتيال! لم يقتصر الأمر على أنهم لم يعرفوا ذلك بشكل سيء ، بل إنهم دفعوا أجوراً هائلة! كما ظهرت طبقة جديدة في العالم ، ودعا شركات الأمن. للتعامل مع هذه الشركات (أو الأشخاص الذين اختطفوا) ، لا يملك الشعب الأمريكي أي طريقة لمقاومته. لذلك كان هناك سبعة إطلاق نار غير محترف يهدف إلى القضاء على القتلة المحترفين. إن أكثر من 90٪ من الحيل الأمريكية السبعة الحالية تهدف إلى الانتقام من مخبري الشرطة أو الشرطة الأمريكية. وبطبيعة الحال ، فإن الإعلانات الأمريكية تزيد على 10 في المائة ، وهي تحاول أن تظهر لها التدفق: الانحراف النفسي أو تعاطي المخدرات. مثل الذواقة في إيران أو: سلسلة في الهند وما شابه ذلك. أولئك الذين يعطون الحداد للإمام الحسين يتعرضون دائماً للغزو: الجماعات الشيعية ضدهم. كما يقولون ، إذا قتلوا 7 شيعة ، فسوف يذهبون إلى الجنة. لذلك ، غالباً ما تنتشر المناشير الدامية بين الشيعة: فهم يتعرضون للهجوم. انهم في الواقع يستعدون لمحاربة الأعداء مع ثعبان (السيف القصير) ، أو الحداد الخام. بطبيعة الحال ، توجد هذه الأساليب في إيران ، التي لديها نظام شيعي: لا يوجد أي هجوم منظم ضد الشيعة أو المعتدلين أو ممنوع في بعض الأحيان. لذلك ، يجب عليهم قبول هذه الاختلافات الثقافية ، ودعم الشعب الثوري. كل شخص لديه أي وسيلة وكل نوع من السلوك هو ثورة قتالية ، إنه ثوري ، ويجب ألا يتم شجبه بلباقة. لا ينبغي لعلماء الإسلام أن ينتظروا الشعب الثوري لأمريكا وأوروبا ، مثل الأمة الإيرانية ، ليصيب امرأة لطيفة (مثل زينب زنجان). يجب عليهم أن يأخذوا في الاعتبار زجاج الانهيار الذي قام به الفرنسيون ، وحرق المصريين والإسرائيليين ، وتهكم الغطرسة الفلسطينية ، والصدر نفسه والحداد على الإمام الحسين. حتى سبع طلقات من الناس الذين لقوا حتفهم في الولايات المتحدة وأستراليا وأوروبا ، الذين لقوا حتفهم من وحشية الشرطة. لأن غطرسة الإسرائيليين أو الأمريكيين ، و آل سعود ، لا يفهم إلا لغة البندقية. بما أن خطة التسوية والهبوط للأسلحة ممنوعة على الفلسطينيين وحزب الله اللبناني ، فإنه ممنوع على الحوثيين في اليمن والشعب البحريني وجميع ثوار العالم. الدفاع عن الثوار هو إرادة الغطرسة العالمية.

Yeddi fışqırma eyni silahdır!

İnqilab mədəniyyəti müxtəlif insanlar üçün fərqlidir. Əlbəttə, oxşarlıqlar var. Beləliklə, inqilabi ola biləcək bəzi məsələlər başqa cəmiyyət üçün əlverişsiz görünür. Məsələn, terrorizm başqalarının fikirlərindən fərqlənir. Bir dəfə inqilabi və müqəddəs idi. Kitabda, Mübarizənin Elmi prinsipləri (Ali Mahendost), "Bir millət təzyiqçi rejimlə qarşılaşa bilməzsə, onun təsirli elementlərinin fiziki sui-qəsdi ilə qarşılaşa bilər." Hətta bu hərəkət vacibdir: bu, inqilabçılar üçün ən az xərc idi, lakin repressiv rejimin bir çox təhlükəsizlik xərclərini tətbiq etdi. Əvvəlcə sionistlər müsəlmanları eyni üsulla öldürmüşdülər. Hətta Herzel və Moshe Dayan bunu şəxsən etdi. Sonra işə gəldikdə, növbəti inqilabçılar üçün terrora qarşı haram elan etdilər! Onların xeyrinə iki təbliğat meylləri vardı: Birincisi, insanları tövsiyə etdi: onlar özləri terrorist olmadılar! İkincisi, sui-qəsd üçün əsas ola bilər: təmiz və daha yeni! Birləşmiş Ştatlarda, Amerika Birləşmiş Ştatlarının qlobal bir taleyi olmadığı müddətcə, Malcolm X sui-qəsd etdi, ancaq hakimiyyətə gəldikdə! Kennedinin sui-qəsdini qınadı. İsrail, Amerika Birləşmiş Ştatları və Əl-Səud üçün pul qazanmaq yollarından biri eyni sui-qəsd idi! Onlar yalnız pis bildikləri deyil, böyük əmək haqqı da yaratdılar! Dünyada yeni bir sinif ortaya çıxdı, təhlükəsizlik şirkətləri adlandı. Bu şirkətlərlə (yaxud qaçırmaçı olanlarla) məşğul olmaq üçün, Amerika xalqının müqavimət göstərməsinə heç bir yolu yoxdur. Beləliklə peşəkar qətlləri məhv etmək məqsədilə yeddi qeyri-peşəkar silah atəşi yarandı. Cari yeddi amerikalı tövsiyənin 90% -dən çoxu polis və ya ABŞ-ın polis müxbirlərinə qarşı qətiliklə nəzərdə tutulur. Əlbəttə ki, Amerika reklamı yüzdə 10-dan çoxdur və onlar bir axın göstərməyə çalışırlar: psixoloji sapma və ya narkotik istifadə. İran və ya Hindistanda zəriflik və bənzəri kimi bir gurme kimi. İmam Hüseyni qətlə yetirənlər həmişə işğal edilir: Şiə qrupları qarşıdır. Onlar dedilər ki, əgər 7 şiəni öldürsələr, Cənnətə gedəcəklər. Buna görə də, qanlı zəncirlər şiələr arasında tez-tez yayılırlar: hücum edilirlər. Onlar, həqiqətən, bir ilan (qısa qılınc) və ya kobud yasla düşmənlərlə mübarizə aparmağa hazırlaşırlar. Təbii ki, bu üsullar bir Şiə rejimi olan İranda mövcuddur: Şiəyə qarşı mütəşəkkil bir hücum, moderator və bəzən qadağan edilmir. Buna görə də, bu mədəni fərqləri qəbul etməli və inqilabi xalqı dəstəkləsinlər. Hər hansı bir vasitə və hər cür davranışla hər kəs inqilabla mübarizə edir, bu inqilabçıdır və həssas şəkildə pislənilməməlidir. İslam alimləri, İran xalqı kimi Amerikanın və Avropanın inqilabi xalqlarını zərif bir qadını (Zainabe Zanjan kimi) sıxışdırmaq üçün gözləməməlidir. Misirlilərin və israillilərin yandırılmasının, Fələstin təkəbbürünün sarsıdılmasının, eyni sandığın və İmam Hüseynin qışqırıqlarının fəsadları, fransızların parçalanmasının şüşəsini nəzərdən keçirsinlər. Polis şiddətindən ölmüş ABŞ, Avstraliya və Avropada öldürülən yeddi adam da belə. Çünki ya israillilərin və ya amerikalıların, həm də Əl-Saudun təkəbbürü silahın dilini anlayır. Fələstinlilər və Livan Hizbullahı üçün silahların kompromis və düşməsi planı qadağan olunduğu üçün Yəmən Hövzələri və Bəhreyn xalqı və dünyanın bütün inqilabçıları qadağan edilir. İnqilabçıları müdafiə etmək, qlobal kibirlilik iradəsidir.


برچسب‌ها: هفت تیرکشی، همان قمه زدن است!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۶:۳۰ نظر(0)

براساس بیانات حضرت آیت الله نوری همدانی، جلیقه زرد های فرانسه گفته اند که: از انقلاب اسلامی الهام گرفته اند. این بیان بسیار ساده، مسئولیت سنگینی بر دوش علما می گذارد. مخصوصا علمای اعلام در ایران اسلامی. چرا که نشان می دهد: مردم دنیا به زبان و بیان روشنی، خواستار پیوستن به انقلاب اسلامی هستند، ولی کسی نیست آنها را راهنمایی کند! هرچند که راههای انتخاب شده هم، خوب و مورد تایید است ولی میتوانست: تحت زعامت علما بهتر و تاثیر گذار تر باشد. بی توجهی به خیزش جهانی، امری ناپسند و به اصطلاح فقهی، موجب ضمان است. زیرا مردم به صحنه آمده، باجان و دل سراغ تغییرات در:  رژیم های سفاک هستند، تنها راه نجات آنها هم تمسک به اسلام و تشیع است. ولی وقتی کسی نیست دست آنها را بگیرد، و به کمک آنها بشتابد، چه بسا دیر شده باشد! مانند نهضت 99درصدی آمریکا و یا بهار عربی، باعث خاموشی و گوشه نشینی و افسردگی آنها شود. علما بهتر از ما می دانند که: در دنیا دو جبهه بیشتر نیست: جبهه حق و جبهه باطل. طبیعی است کسانی که با جبهه باطل مبارزه می کنند، عطش دریافت حق و حقیقت را دارند، و اگر آنها را از سرچشمه حق و حقیقت، سیراب نکنند ممکن است به شوره زار و لجنزار پناه ببرند. نباید درک های متفاوت را طرد کنند. اگر مردم فرانسه جلیقه زرد می پوشند، یا در نوار غزه مردم سنگ پرتاب می کنند، و یا در آمریکا هفت تیر کشی می کنند! همه آنها نشانه به ستوه آمدن مردم، از نظام های فاسد جهانی است. ولی همه نمی توانند به یک راه یا روش، اعتراض خود را نشان دهند. زیرا این مسیر ها شناخته شده است، و دشمنان آن را مسدود کرده اند. اگر مردم فرانسه شبهای شنبه را انتخاب کرده اند، برای این است که نمی توانند مثل فلسطینی ها، نماز جمعه بپا دارند! بطور سمبلیک هفته ای بودن تجمع خود را، به ما بیان می کنند. مردم غزه اگر با سنگ و تیرکمان به: تظاهرات بازگشت می روند، برای این است که مانند مردم فرانسه، خانه و کاشانه آنها آرام و بی دغدغه نیست، و هرلحظه ممکن است دیوار خانه شان، با تانک اسرائیلی خراب شود و: جوانان را به اسارت ببرند. آیا این تفاوت ها برای علما قابل درک نیست؟ چه تفاوتی مبارزین قبل از انقلاب اسلامی، با مردم معترض آمریکایی و اروپایی دارند؟ اگر مسئولیت اجتماعی است، باید همان طور به این افراد هم کمک شود. کمک مالی به خانواده های: شهدای و زندانیان و مجروحین این حوادث، از اوجب واجبات است. تامین آب آشامیدنی تظاهرکنندگان: در مسیر راهپیمایی مانند: سقایی روز کربلا است. آیا مردم آمریکا هم، باید سینه بزنند، تا باور شود که انقلابی هستند؟ وسهم امام برای انها کنار بگذارند؟ بازار تهران بخوبی بیاد دارد که: در دوران حکومت ساواک، همه زندانیان سیاسی حمایت مالی می شدند. الان که بسیار راحت تر است. آیا علما فکر کرده اند: مردمی که از اسلام و انقلاب اسلامی، الگو گرفته و زندگی خود را برای ان فدا می کنند، از کجا باید زندگی مادی خود را اداره کنند؟ دخترانی که بخاطر حجاب، از مدارس رانده می شوند، درکجا باید تحصیل کنند؟ امروز دیگر دایره مجاهدان و مبارزان، به مدافعین حرم محدود نیست. بلکه مدافعین حق و خقیقت، در سراسر جهان دست خود را دراز کرده اند. آنها می خواهند بیعت کنند! ولی کسی نیست به آنها دست بدهد، و بیعت آنها را بپذیرد. آیا علما هم فریب دیپلمات های نیویورک نشین را خورده اند؟ فکر می کنند کمک به تازه بیدار شدگان جهان، کاری است غیر دیپلماتیک؟ و در عرف دیپلماسی التماسی نمی گنجد؟ آیا در دریای نظریات هضم شده اند؟ چرا نباید به داد مردم رسید؟ فقط کمک مالی نیست، آنها را کافر ندانید! بس است.

Friday prayers by the French and Palestinians

According to Ayatollah Noori Hamedani, the French vest of: yellows have said that they are inspired by the Islamic Revolution. This simple expression makes the ulama responsible for the burden. Especially: the scholars of the declaration in Islamic Iran. Because it shows: the people of the world want to join the Islamic Revolution in a language and a clear statement, but no one guides them! Although the selected paths are good and approved, they could: be better and more influential under the influence of the scholars. The neglect of the global uprising, an unpleasant and so-called jurisprudence, is warranted. Because people come to the scene, with her and the heart of the changes are: the regime is sober, the only way to save them is to seek Islam and Shiism. But if one does not take their hands and strikes them, it may be too late! Like the American 99 percent movement or the Arab Spring, cause them to be silenced and depressed. The ulama know better than that: There are no more two fronts in the world: the right front and the false front. It is natural that those who struggle with the false front are thirsting for the truth and truth, and if they do not water them from the source of truth and truth, they may seek refuge in dandruff. They should not reject different perceptions. If the French people wear a yellow vest, or throw stones in the Gaza Strip, or in the United States, they will shoot seven! They are all signs of the plight of the people, of the corrupt world systems. But everyone cannot protest themselves in a way or method. Because: these paths are known, and their enemies have blocked it. If the French people have chosen Saturday nights, it's because they cannot hold Friday prayers like Palestinians! Symbolically, they are giving us a weekly rally. The people of Gaza, if they go back to the protests, are struggling with their stones and slings, because they are not calm and unattractive, like the people of France, and at any moment their walls may be destroyed by the Israeli tanks: Captivity. Are these differences not understandable for scholars? What difference do the fighters before the Islamic Revolution have with American and European protesters? If it is socially responsible, it should be equally helpful to these people. Donations to families: the martyrs, prisoners and the wounded of these incidents are obligatory. Providing Drinking Water to Demonstrators: It is: on the path of a march, such as the Karbala Day of Karbala. Should the American people also have to breasts, to believe that they are revolutionaries? And: the Imam's side for them? Tehran's market is well-known: During the SAVAK administration, all political prisoners were sponsored. It's much easier now. Did the Ulema think: Where do you want to manage your material life? People who are sacrificed for Islam and the Islamic Revolution and who sacrifice their lives for them? Where do girls who are driven from school by hijab, where should they study? Today, the circle of militants and fighters is not limited to the shah's defenders. But defenders of truth and truth have spread their hands around the world. They want to give allegiance! But nobody will give them up, and accept their allegiance. Do ulema lure New York diplomats? Do you think helping the newly awakened world is something non-diplomatic? And in the tradition of diplomacy, do not you fall in love? Have you digested in the sea of ​​ideas? Why should not people come in? Do not just donate, do not disbelieve them! It is enough.

صلاة الجمعة من الفرنسيين والفلسطينيين

ووفقاً لآية الله نوري همداني ، فإن سترة الصفراء الفرنسية قالت إنها مستوحاة من الثورة الإسلامية. هذا التعبير البسيط يجعل العلماء مسؤولين عن العبء. خاصة علماء الإعلان في إيران الإسلامية. لأنه يبين: شعوب العالم تريد الانضمام إلى الثورة الإسلامية بلغة وبيان واضح ، لكن لا أحد يرشدهم! على الرغم من أن المسارات المختارة جيدة وتمت الموافقة عليها ، إلا أنها يمكن أن: تكون أفضل وأكثر تأثيراً تحت تأثير العلماء. هناك ما يبرر إهمال الانتفاضة العالمية ، وهو فساد غير سار وما يسمى. لأن الناس يأتون إلى المشهد ، فهم حريصون على تغيير النظام: الأنظمة السيادية ، الطريقة الوحيدة لإنقاذهم هي الارتباط بالإسلام والشيعة. لكن إذا لم يأخذ أحدهم أيديهم ويضربهم ، فقد يكون الأوان قد فات! مثل الحركة الأمريكية 99 في المئة أو الربيع العربي ، مما تسبب في إسكاتهم والاكتئاب. علم العلماء أفضل من ذلك: لا يوجد أكثر من جبهتين في العالم: الجبهة اليمنى والجبهة الزائفة. من الطبيعي أن أولئك الذين يكافحون مع الجبهة الكاذبة يتعطشون من أجل الحقيقة والحقيقة ، وإذا لم يفرغوا من مصدر الحقيقة والحقيقة ، فقد يلتمسون اللجوء للقشرة. يجب ألا يرفضوا التصورات المختلفة. إذا كان الشعب الفرنسي يرتدي سترة صفراء ، أو يرمي بالحجارة في قطاع غزة ، أو في الولايات المتحدة ، فسوف يطلقون النار على سبعة! إنها كلها علامات على محنة الناس ، في النظم العالمية الفاسدة. لكن لا يستطيع الجميع الاحتجاج على أنفسهم بطريقة أو طريقة. لأن هذه المسارات معروفة ، وقد عرقلها أعداؤها. إذا كان الفرنسيون قد اختاروا ليالي السبت ، لأنهم لا يستطيعون إقامة صلاة الجمعة مثل الفلسطينيين! رمزياً ، يعطوننا مسيرة أسبوعية. إن سكان غزة ، إذا عادوا إلى الاحتجاجات ، يكافحون بحجارتهم وقذائفهم ، لأنهم ليسوا هادئين وغير جذابين ، مثل شعب فرنسا ، وفي أي لحظة يمكن أن تدمر جدرانهم بواسطة الدبابات الإسرائيلية: سبيهم. هل هذه الاختلافات غير مفهومة للباحثين؟ ما الفرق بين المقاتلين قبل الثورة الإسلامية وبين المتظاهرين الأمريكيين والأوروبيين؟ إذا كان مسؤولًا اجتماعيًا ، فيجب أن يكون مفيدًا لهؤلاء الأشخاص. التبرعات للعائلات: الشهداء والسجناء والجرحى من هذه الحوادث واجبة. توفير مياه الشرب للمتظاهرين: إنها على طريق المسيرة ، مثل يوم الكابالا في كربلاء. هل يجب على الأمريكيين أن يثقفوا ، أن يصدقوا أنهم ثوار؟ ومن جانب الإمام بالنسبة لهم؟ سوق طهران معروف جيداً: خلال إدارة SAVAK ، تمت رعاية جميع السجناء السياسيين. أسهل بكثير الآن. هل فكر العلماء: أين تريد إدارة حياتك المادية؟ الناس الذين ضحوا من أجل الإسلام والثورة الإسلامية والذين يضحون بحياتهم من أجلهم؟ أين البنات اللواتي يتم إخراجهن من المدرسة بالحجاب ، أين يجب أن يدرسن؟ اليوم ، لا تقتصر دائرة المقاتلين والمقاتلين على المدافعين عن الشاه. لكن المدافعين عن الحقيقة والحقيقة انتشروا أيديهم حول العالم. انهم يريدون اعطاء الولاء! لكن لا أحد سوف يتخلى عنها ، ويقبل ولاءهم. هل إغراء العلماء دبلوماسيي نيويورك؟ هل تعتقد أن مساعدة العالم المستيقظ حديثًا أمر غير دبلوماسي؟ وفي تقاليد الدبلوماسية ، ألا تقع في الحب؟ هل هضمت في بحر الأفكار؟ لماذا لا يدخل الناس؟ لا تتبرع فقط ، لا تصدقها! كفى.

Fransız və Fələstinlilərin cümə namazı

Ayətullah Nuri Həmədani ilə hesabatlarına görə, sarı gödəələr və Fransa İslam İnqilabının ilham ki, edib. Bu sadə ifadə ulama məsuliyyət daşıyır. Xüsusilə İslam İrandakı bəyannamə alimləri. Çünki göstərir ki, dünya xalqı İslam İnqilabına bir dildə və açıq bir ifadədə qoşulmaq istəyir, amma heç kim onları doğru yola yönəldə bilməz! Seçilmiş yollar yaxşı və təsdiq olmasına baxmayaraq, onlar ola bilər: alimlərin təsiri altında daha yaxşı və daha təsirli ol. Qlobal üsyanın, xoşagəlməz və qondarma hüquqşünaslığın laqeydliyi təmin edilir. Ancaq əllərindən əl çəkməsə və onları vurursa, çox gec ola bilər! Amerika 99 faiz hərəkatı və ya Ərəb Baharı kimi, onları susdurmaq və depressiyaya səbəb olur. Ulamanın bundan daha yaxşı bildiyi: Dünyada iki cəbhə yoxdur: sağ ön və cəbhə cəbhəsi. Onlar müxtəlif idrakləri rədd etməməlidirlər. Fransız xalqı sarı rəngli bir paltar geyirsə və ya Qəzza Zolağında daş atırsa və ya ABŞ-da yeddi dəfə vurulacaqsa! Bunların hamısı insanların pis vəziyyətlərindən, korrupsiyalı dünya sistemlərindəndir. Ancaq hər kəs özlərini bir şəkildə və ya üsulla etiraz edə bilməz. Çünki bu yollar məlumdur və düşmənləri bunun qarşısını aldı. Fransızlar şənbə gecələrini seçsələr, Fələstinlilər kimi cümə namazlarını tuta bilməzlər! Symbolically, onlar bizə həftəlik mitinq verir. Qəzza xalqının daş və sapanlarla əgər: etiraz prosesi qayıtmaq, bu fransız xalqı, ev kimi, onlar rahat və qayğısız, və İsrail tankları məhv və gənclər üçün hər an evlərinin divar ola bilər Əsirlik. Alimlər üçün bu fərqlər anlaşılmazdırmı? İslam inqilabından əvvəl döyüşçülər Amerika və Avropa protestantları ilə nə fərqlidir? Sosial məsuliyyət daşıyırsa, bu insanlar üçün eyni dərəcədə faydalı olmalıdır. Ailələrə bağışlar: şəhidlər, məhbuslar və bu hadisələrin yaralanmaları məcburidir. kimi yürüş marşrutu içməli su nümayişçilər, təchizatı: Saghaei gün Kərbəla edir. Amerika xalqının da ürəklərdə olması, onların inqilabçı olduğuna inanması lazımdırmı? İmamın yanında olanlar da varmı? Tehranın bazarları çox məşhurdur: SAVAK administrasiyası zamanı bütün siyasi məhbuslar sponsorluq edildi. İndi daha asan. Hicabla məktəbdən qovulan qızlar harada təhsil almalı? Bu gün, militanların və döyüşçülərin dairəsi şahın müdafiəçiləri ilə məhdudlaşmır. Lakin həqiqət və həqiqətin müdafiəçiləri dünya üzərində əllərini yaydılar. Onlar sadiqlik etmək istəyirlər! Amma heç kim onları verməyəcək və onların sadiqliyini qəbul edəcək. Ulema New York diplomatlarını cazibədar edirmi? Yeni uyanılmış dünyaya kömək etməyiniz qeyri-diplomatik bir şeydir? Və diplomatiyanın ənənəsinə görə, sevgiyə düşmürsənmi? Siz fikir dənizində həzm etdinizmi? Niyə insanlar gəlməyəcək? Yalnız bağış etmə, onları inkar etmə! Yeter.

 


برچسب‌ها: نماز جمعه فرانسوی ها و فلسطینی ها,
سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۵:۱۰ نظر(0)

بسیاری از مشکلات موجود کشور ناشی از: عدم قبول مزیت های نسبی خوب ایران است. وجود نیروهای متخصص و مخترع، بقدری زیاد است که کشور اشباع شده! و قادر به جذب آنها نیست، درست مثل نفت که هر روز منابع و معادن جدیدی کشف می شود، و ایران به تنهایی قادر نیست همه آنها را، استخراج یا مصرف نماید. لذا باید کلمه فرار مغزها به عنوان صدور: مدیران و مهندسان و نیروی کار متخصص استفاده شود. وقتی مازاد نفت خود را می فروشد، باید مازاد نیروی انسانی خود را هم، به بازار های جهانی عرضه کند. در عرضه نیروهای کارآمد، باید این را بپذیریم که مردم ایران، با سابقه مدیریتی جهان در طول تاریخ، دارای تخصص های ویژه مدیریتی هستند. یعنی ممکن است کارگر خوبی نباشند! در تولید و در کارگاه نقش فعالی نداشته باشند، ولی در جاه طلبی و اداره جمعیت های بزرگ، کاملا متبحر هستند. اگر به زبان خودمان بگوییم: اکثرا ریاست طلب و پشت میز نشین هستند! و این در علم مدیریت از اصول ذاتی مدیران است. منتها در ایران به دلیل واگیری و همه گیر بودن آن، قابل تشخیص نیست. لذا اگر مزیت نسبی منابع انسانی را، در جهان تقسیم بندی کنیم: نوک قله آن یعنی دهک های بالای هرم، به ایرانی ها می رسد. متاسفانه این تقسیم بندی وقتی در یک کتاب خارجی باشد، برای ما قابل قبول تر است. مثلا اگر در کتاب اصول مدیریت بخوانیم که: در شرایط مساوی متقاضیان شغل مدیریت، آنکه جاه طلبی و بلند پروازی بیشتری داشته باشد، در اولویت است! اصلا تعجب نمی کنیم ولی اگر: یک ایرانی آن را بنویسد می گویند: ریاست طلب و خودخواه و خودپسند است. البته آموزه های دینی در این خصوص، نقش موثری  دارند ولی برداشتها، باید اصلاح شود. مثلا حضرت علی ع می فرماید: کسی که ریاست طلبی کند، هلاک می شود. یا اینکه برخی ها معتقدند: منظور ایشان عمر ابن ابی الخطاب بوده است، که همه حرفها را قبول می کرد، باهمه کنار می آمد، اما به شرط آنکه خودش در ریاست باقی بماند. یعنی فقط حس ریاست طلبی بوده، که او را برعلیه خط امامت و ولایت قرار داده بود. تقریبا همه دشمنان ائمه از این خصلت برخوردار بودند. زیرا همه آنها به برتری علمی و شخصیتی و: جایگاه پیامبران و ائمه اعتراف می کردند، ولی حاضر نبودند جایگاه خود را به آنان بدهند. معروف است که عمر می گفت:( لولا علی لهلک العمر)! یعنی اگر علی ع نبود(و در راهنمایی از علم مدیریتی خود استفاده نمی کرد) عمر هلاک شده بود. حتی رهبر بزرگترین گروه های مذهبی غیر شیعه، همگی شاگردان امام جعفر صادق بودند. بطوریکه ابوحنیفه رهبر حنفی ها می گوید:( لولا سنتان لهلک النعمان) اگر دوسال آموزش امام جعفر صادق نبود، من هلاک می شدم. شاید بتوان گفت غریزه مدیریت، یا جاه طلبی و ریاست طلبی در همه وجود دارد، ولی با درجات متفاوت بروز می کند. از نظر اسلام هم مردود نیست، زیرا مانند غریزه جنسی یا حب نفس، برای ادامه حیات لازم است. حتی امام علی ع می فرماید: اگر دو نفر هم باشید، سعی کنید یکی تان رهبر و پیشوا شود. بنا براین میتوان گفت: اگر از این غریزه درست استفاده شود، کاملا مورد تایید اسلام است. قبول ولایت الهی نبوت و امامت، جنبه درست این غریزه است. و ولایت شیطانی و مدیریت ظالمانه، از انواع منفی آن می باشد. به نظر می رسد اگر مسئولین هم نخواهند: این موضوع را قبول کنند، جریان مدیریت مثبت ایرانیان، در حال فراگیری جهان است. اگر همان فرار مغز ها را منظور کنیم: ایران بالاترین مغزهای فراری را دارد، ولی کیفیت آن کاملا متفاوت است: بطوریکه هرکدام از ایرانی ها، مرکز ثقل مدیریتی کشورهای میزبان خود هستند.

 

Full employment only depends on: Accepting Iran’s global management.

Many of the country’s problems are due to the lack of acceptance of the relative good advantages of Iran. The presence of specialist and inventor forces is so high that the country is saturated! And they cannot absorb them, just like oil, which is discovered every day, new resources and mines, and Iran alone cannot extract or use them all. Therefore, the word "brain drain" should be used as an issuer: managers and engineers, and a specialized workforce. When it sells its surplus oil, it must supply its surplus manpower to global markets. In the supply of efficient forces, we must accept that the Iranian people, with a history of world-class management in history, have special management specialties. Maybe they are not good workers! They do not have an active role in production and in the workshop, but are ambitious in the ambitions and management of large populations. If we say in our own language: Mostly presidential candidates are behind the table! And this is in management science from the intrinsic principles of managers. However, it is not recognizable in Iran because of its contagion and its pandemic. So, if we divide the relative advantage of human resources into the world: the tip of the peak, that is, the upper deciles of the pyramid, reaches the Iranians. Unfortunately, this division is more acceptable to us when it comes to a foreign book. For example, if we read in the Principles of Management that, under the same conditions, applicants for management jobs, who have more ambition and ambition, are the top priority! We are not surprised at all, but if: An Iranian writes it, they say: It is presidential, selfish and selfish. Of course, religious teachings have an effective role in this regard, but perceptions have to be corrected. For example, Imam Ali says: "The one who becomes presidential will be destroyed." Or some of them believe that his term was "Omar Ibn Abi" al-Khatab, who accepted all the words, would have come to the fore, but on condition that he remained in the presidency. It was just a sense of presidentialism that put him against the Imamate and Provincial Line. Almost all the enemies of the Imams were of this nature. Because they all acknowledged scientific and personal superiority and: the status of prophets and imams, they refused to give their place to them. It is well-known that Omar would say that if he was not Ali (and did not use guidance in his management science), life would have been destroyed. Even the leader of the largest non-Shi"a religious groups, all were students of Imam Ja"far Sadeq. As the Hanafi leader Abu Hanifa says :(() If I did not teach Imam Ja"far for two years, I would perish. It may be said that the instinct of management, or ambition and presidency, exists in all but different degrees. In Islam, it is also not rejected, because it is necessary for the survival of life as a sexual instinct or breath. Even Imam Ali says: If you are two people, try to be one of your leaders and leaders. Therefore, one can say that if this instinct is used correctly, it is fully approved by Islam. Accepting Divine Providence of Prophecy and Imamate is the true aspect of this instinct. The evil province and the outlaw management are among the negative ones. It seems that if the authorities do not: To accept this, the positive flow of Iranians is in the process of learning the world. If we take the same brain drain: Iran has the highest runaway brains, but its quality is completely different: each of Iranians is the center of gravity of their host countries.

 

یعتمد التوظیف الکامل فقط على: قبول الإدارة الإیرانیة العالمیة.

یرجع الکثیر من مشکلات البلاد إلى عدم قبول المزایا الجیدة النسبیة لإیران. إن وجود قوى مختصة ومخترعة عالیة لدرجة أن البلاد مشبعة! ولا یمکنهم استیعابهم ، تماما مثل النفط ، الذی یتم اکتشافه کل یوم ، والموارد الجدیدة والألغام ، وإیران وحدها لا تستطیع استخراجها أو استخدامها جمیعا. ولذلک ، ینبغی استخدام کلمة "هجرة الأدمغة" کمصدر: المدیرون والمهندسون ، وقوة عاملة متخصصة. عندما تبیع فائض النفط لدیها ، یجب علیها توفیر فائضها البشری إلى الأسواق العالمیة. فی مجال توفیر القوى الفعالة ، یجب علینا أن نقبل أن یکون لدى الشعب الإیرانی ، مع تاریخ من الإدارة العالمیة فی التاریخ ، تخصصات إداریة خاصة. ربما هم لیسوا عمال صالحین! لیس لدیهم دور نشط فی الإنتاج وفی ورشة العمل ، ولکنهم طموحون فی طموحات وإدارة أعداد کبیرة من السکان. إذا قلنا بلغتنا: معظم المرشحین للرئاسة هم خلف الطاولة! وهذا فی علوم الإدارة من المبادئ الأساسیة للمدیرین. ومع ذلک ، فإنه لا یمکن التعرف علیها فی إیران بسبب عدوى وبوبائها. لذا ، إذا قسمنا المیزة النسبیة للموارد البشریة إلى العالم: قمة القمة ، أی العُشر العلیا للهرم ، تصل إلى الإیرانیین. للأسف ، هذا التقسیم مقبول أکثر لنا عندما یتعلق الأمر بکتاب أجنبی. على سبیل المثال ، إذا قرأنا فی مبادئ الإدارة أنه فی ظل نفس الظروف ، فإن المتقدمین للوظائف الإداریة ، الذین لدیهم طموح وطموح أکثر ، هم الأولویة القصوى! نحن لسنا متفاجئین على الإطلاق ، لکن إذا: کتبه إیرانی ، یقولون: إنه رئاسی وأنانی وأنانی. بالطبع ، تلعب التعالیم الدینیة دوراً فعالاً فی هذا الصدد ، ولکن یجب تصحیح التصورات. على سبیل المثال ، یقول الإمام علی: "الشخص الذی سیصبح رئاسیاً سوف یتم تدمیره". أو یعتقد البعض أن مدة حکمه هی عمر بن أبی الخطاب ، الذی قبل کل الکلمات ، کان سیأتی إلى المقدمة ، ولکن بشرط أن یبقى فی الرئاسة. کان مجرد شعور بالرئاسة یضعه ضد الإمامة وخط المقاطعة. تقریبا کل أعداء الأئمة کانوا من هذا النوع. لأنهم جمیعًا اعترفوا بالتفوق العلمی والشخصی و: وضع الأنبیاء والأئمة ، رفضوا إعطاء مکانهم لهم. من المعروف أن عمر سیقول إنه إذا لم یکن علی (ولم یستخدم التوجیه فی علم الإدارة) ، لکانت الحیاة قد دمرت. حتى زعیم أکبر المجموعات الدینیة غیر الشیعیة ، جمیعهم کانوا من طلاب الإمام جعفر صادق. وکما یقول الزعیم الحنفی أبو حنیفة: (() إذا لم أقم بتعلیم الإمام جعفر لمدة عامین ، فسوف أهلک. یمکن القول أن غریزة الإدارة ، أو الطموح والرئاسة ، موجودة بکافة درجاتها المختلفة. فی الإسلام ، لا یتم رفضه أیضًا ، لأنه ضروری لبقاء الحیاة کغریزة جنسیة أو نفس. حتى الإمام علی یقول: إذا کنت شخصین ، حاول أن تکون أحد قادتک وقادتک. لذلک ، یمکن للمرء أن یقول أنه إذا تم استخدام هذه الفطرة بشکل صحیح ، فإنه یتم الموافقة علیها بالکامل من قبل الإسلام. قبول العنایة الإلهیة بالنبوءة والإمامة هو الجانب الحقیقی لهذه الغریزة. المقاطعة الشریرة والإدارة الخارجة عن القانون هی من بین المناطق السلبیة. یبدو أنه إذا لم تفعل السلطات ذلک: لقبول ذلک ، فإن التدفق الإیجابی للإیرانیین هو فی طور تعلم العالم. إذا أخذنا نفس هجرة الأدمغة: فلدى إیران أعلى أدمغة جامحة ، لکن جودتها مختلفة تمامًا: فکل الإیرانیین هم مرکز ثقل البلدان المضیفة لهم.

Tam məşğulluq qəbuldan asılıdır: İranın qlobal rəhbərliyi

Ölkənin problemlərinin əksəriyyəti İranın nisbi üstünlüklərini qəbul etməməsi ilə bağlıdır. Mütəxəssis və ixtiraçı qüvvələrin olması ölkənin doymuş olduğunu göstərir! Hər gün aşkar olunan neft, yeni qaynaq və minalar kimi, onlar da özlərini udmaq mümkün deyil və yalnız İran təkcə onları çıxara bilməz və ya istifadə edə bilməz. Buna görə, "beyin axını" sözü emitent kimi istifadə olunmalıdır: menecerlər və mühəndislər və xüsusi işçi qüvvəsi. O, artıq neft satdıqda, onun artıq işçi qüvvəsini dünya bazarlarına çatdırmalıdır. Səmərəli qüvvələrin tədarükündə, tarixdə dünya səviyyəli idarəetmə tarixinə malik olan İran xalqının xüsusi idarəetmə ixtisaslarına malik olduğunu qəbul etməliyik. Bəlkə yaxşı işçilər deyil! Onlar istehsalda və seminarda fəal rol oynayır, amma böyük əhalinin istək və rəhbərliyində iddialıdırlar. Öz dilimizdə deyirsinizsə: Çoxu prezidentliyə namizədlər masanın arxasında! Və bu menecerlərin daxili prinsiplərindən idarəetmə elmindədir. Buna baxmayaraq, İranın çirklənməsi və pandemiyası səbəbindən İranda tanınmır. Beləliklə, insan resurslarının nisbi üstünlüyünü dünyaya ayırırıq: pikinin ucu, yəni piramidin üst deciles, iranlılara çatır. Təəssüf ki, bu bölmə bir xarici kitabla əlaqəli olduğumuz zaman daha məqbuldur. Məsələn, İdarəetmə prinsiplərində oxumaqda, eyni şəraitdə, idarəetmə işi üçün müraciət edənlər daha çox həvəs və ehtiras sahibi olanlar üçün prioritetdirlər! Biz heç də təəccüblənmirik amma əgər: Bir İran yazırsa, deyirlər: Bu, prezidentlik, eqoist və mənəviyyatlıdır. Əlbəttə ki, dini təlimlər bu sahədə effektiv rol oynayır, anlayışlar düzəldilməlidir. Məsələn, İmam Əli deyir: "Başçılıq edənlər məhv olacaqdır". Yoxsa bəziləri deyirlər ki, onun müddəti bütün sözləri qəbul edən Ömər İbn Əbi əl-Xatab idi, amma o, prezidentliyində qaldıqda. Bu, yalnız İmamət və vilayət xəttinə qarşı çıxan prezidentlik mənbəyidir. İmamların demək olar ki, bütün düşmənləri bu cür idi. Çünki hamısı elmi və şəxsi üstünlüklərini qəbul etdi və peyğəmbərlərin və imamların vəziyyətini özlərinə verməkdən imtina etdilər. Məlumdur ki, Ömər dedi: (Lola Əli Zaqlq-Emera)! Yəni əgər o, olmasaydı (və rəhbərliyində elmdə rəhbərliyi istifadə etmədi), onun həyatı məhv olardı. Ən böyük şiə olmayan dini qrupların lideri hamısı İmam Cəfər Sadiqin tələbələri idi. Hənəfi lideri Əbu Hənifə deyir: (Lula Stanan-pomlak) İmam Cəfərin iki il müddətinə öyrədilmədiyinə görə mən öldüm. İdarəetmə, həvəs və prezidentliyin instinkti fərqli dərəcədə fərqləndiyini söyləmək olar. İslamda bu da rədd edilmir, çünki həyatın cinsi instinkt və ya nəfəs kimi sağ qalması lazımdır. Hətta İmam Əli belə deyir: "Əgər siz iki nəfərsinizsə, sizin liderlərinizdən və rəhbərlərinizdən biriniz olmağa çalışın. Buna görə də, əgər bu instinkt düzgün istifadə olunarsa, tamamilə İslam tərəfindən təsdiqlənmişdir. İlahi peyğəmbərlik və İmamətin qəbulunu qəbul etmək, bu instinktin əsl aspektidir. Şərq vilayəti və qaçaqçılıq rəhbərliyi mənfi olanlar arasındadır. Görünür, əgər hakimiyyət orqanları yoxsa: Bunu qəbul etmək üçün İranlıların müsbət axını dünya öyrənmək prosesindədir. Eyni beynin drenajını alsaq: İran ən yüksək qaçaq beyinlərə malikdir, amma keyfiyyəti tamamilə fərqlidir: İranlıların hər biri öz ölkələrinin ağırlıq mərkəzidir.


برچسب‌ها: اشتغال کامل در گرو قبول: مدیریت جهانی ایرانیان است,
سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۲۶ نظر(0)

در حالیکه مسدولین لیبرال دمکرات ما، برای دیپلماسی التماسی و دکترین گدایی نقشه می کشند! قدرت مردم ما، مرزها را پشت سر گذاشته و: به جهانی سازی رسیده است. وزیر خارجه ایران چقدر به الجبیر احترام می گداشت،(و درواقع از او می ترسید و به او التماس می کرد) اما دریک شب، او را مانند دستمال توالت دور انداختند! هنوز وزیر خارجه ایران باور نمی کند، و از این حرکت در بهت و حیرت است. آمریکا اولین گروه سربازان خود را از سوریه خارج کرد، ولی وزیر خارجه ایران هنوز: ناباورانه منتظر بازگشت آنها است؟ ترامپ دولت آمریکا را تعطیل کرده، حقوق حداقل هشتصد هزار کارمند را نمی پردازد، ولی لیبرال های ایرانی می گویند: ترامپ می خواهد مظلوم نمایی کند! حرف ترامپ حتی در رئیس جمهور مکزیک اثر نداشت! ولی اینها فکر می کنند: که یک تاکتیک است. جلیقه زرد ها در فرانسه و اروپا قیام کرده اند، همگرایی آنها حتی به سرزمین های اشغالی فلسطین هم رسیده، ولی آقایان حاضر نیستند یک بیانیه، در حمایت آنها بدهند. فکر می کنند هرچه مکرون بیشتر قتل و کشتار راه اندازد، باز هم نشانه دموکراسی است. رهبر جلیقه زردها می گوید که: ما از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته ایم، ولی اینها نمی شنوند، یا خود را به نشنیدن می زنند. این ها نشان می دهد یقه سفید ها هنوز هم، نوکر بی جیره غرب زدگی هستند. اما مردم آنها را جا می گذارند. روز نهم دی ماه 1388 نمونه این حرکت ها است. در حالی که مسئولین در رودربایستی، و فامیل بازی سعی داشتند فتنه گران را نجات دهند، مردم با حضور خود به آنها گفتند: اگر شماهم با آنها باشید، باید بروید! فتنه گران دولت را حیات خلوت خود کرده بودند، هنوز هم کسانی هستند که: زیر شعار آزادی از حصر، می خواهند که بستگانشان آزاد شوند. سران فتنه باید اعدام می شدند، اما به دلیل فامیل بازی و به اصطلاح تساهل و تسامح، فقط از مصاحبه منع شدند. زیرا اگر این کار که کف خواسته های مردم بود، منظور نمی شد، شاید مردم آنها را با دستان خودشان، اعدام انقلابی می کردند! الان جلیقه زرد ها هر بار، یکی از حیاط خلوت های مکرون را اشاره می کنند! حتی به استراختگاه او رفتند. ملت ایران هم نمی گذارد که: شعار نه غزه نه لبنان! به شکل دیگری از زبان: دولتی ها خارج شود! وقتی ظریف حرف امام خمینی را تحریف می کند، و می گوید او هرگز نخواسته اسرائیل نابود شود! یا اینکه اصلا گوشش بدهکار نبوده، و این حرفها را نشنیده، یا واقعا به ریشه انقلاب می زند. ولی آنها فقط در دایره دوستانشان قهرمان هستند. واگر انگیزه باطنی آنها رو شود، خواهند دید که جرات حضور در بین: طرفداران خود راهم نخواهند یافت. زیرا معلوم می شود با فریب مردم، روی کار آمده اند. روزی که گفتند اگر برجام امضا شود، همه مشکلات حل می شود! و فردای آن روز همه تحریم هابرداشته خواهد شد. حالا تمام قد می گویند اصلا برجام، برای مسائل اقتصادی نبوده! اگر خودشان حافظه شان کم شده، ولی ملت حافظه قوی دارد. اکنون هم تا دیر نشده باید این مدیریت جهانی را به دست بگیرند، همه انقلابیون دنیا را حمایت کنند. لازم نیست پول بدهند، فقط کافی است سکوت نکنند. سکوت آنها کمک به ظالم است. وقتی عربستان در یمن کشتار می کند، حمایت از آل سعود و همسایه دانستن آن ،یعنی حمایت از کشتار مردم یمن. وقتی در فرانسه یا آمریکا انقلابیون، کشته شده یا شکنجه می بینند، دموکراتیک خواند حکومت های اروپایی و آمریکایی، یا سکوت در مقابل جنایات آنها، یا بهت زدگی در مقابل عقب نشینی آنها، یک خیانت محسوب می شود. مطمئن باشند القاب پرطمطراق خود نوشته، کمکی به آنها نخواهد کرد. و مردم آنها را رد خواهند کرد.

Manage the world so simply!

As our Liberal Democrats plan for begging diplomacy and begging doctrine! The power of our people has crossed the boundaries: it has reached globalization. How much of the Iranian foreign minister did he respect Al-Jabir (and actually feared him and begged him), but dismissed him like a toilet paper one night! Iran's foreign minister still does not believe it, and it's amazing. America withdraws their first group of troops from Syria, but the Iranian foreign minister still: awkwardly waiting for their return? Tramp closed the US government, not paying at least eight hundred thousand employees, but Iranian liberals say: Tramp wants to expel! The words of Trump did not even affect the President of Mexico! But they think: that's a tactic. Yellow vests have risen in France and Europe, their convergence has reached even the occupied territories of Palestine, but gentlemen are not willing to give a statement in support of them. They think that the more Macron launches the killings, it is still a sign of democracy. The leader of the Zohanna jacket says: "We are inspired by the Islamic Revolution of Iran, but they do not hear or hear about it. These show that the white collar is still a worthless rabbit. But people put them in. On the 9th of January, 2009, these moves are examples. While the authorities were trying to save the seditious people at Rood bear, and the family of the game, the people said to them, "If you are with them, you have to go!" The seditious people of the state had their own privacy, there are still those who: Under the slogan of freedom from the secret, they want their relatives free. The leaders of intrigue should be executed, but because of their family and the so-called tolerance, they were only barred from interviewing. Because if this was not meant to be the cause of the people's wishes, perhaps they would have carried out revolutionary executions with their own hands! Now the yellow vests point to one of the backyards of Macron! He even went to his stomach. The Iranian nation does not put that: the slogan is neither Gaza nor Lebanon! In another form of language: get out of government! When Zarif distorts Imam Khomeini's words, he says he never wanted Israel to be destroyed! Or he did not owe him at all, and he did not hear that, or he really is at the root of the revolution. But they are only heroes in the circle of their friends. If their inner motive is over, they will see that they are dare to be present: my followers will not find my way. Because it turns out that they have come to terms with the deception of the people. The day they said that if the deal is signed, all the problems will be solved! And tomorrow that day all sanctions will be eradicated. Now they're all saying they're not doing anything for economic reasons! If their own memory is diminished, the nation has a strong memory. It's not too late now to take over this global management, protect all the revolutionaries of the world. You do not need to pay money, just do not silence. Their silence is helping the tyrant. When Saudi Arabia kills Yemen, support for the Saudis and its neighbors is to support the killing of the Yemeni people. When revolutionaries are murdered or tortured in France or the United States, they are democratic, European and American governments, or silence from their crimes or fear of retreat, are a betrayal. Be sure your self-titled title will not help them. And people will reject them.

إدارة العالم ببساطة!

بينما يخطط الديمقراطيون الليبراليون لدينا للتوسل للدبلوماسية والتسول! لقد عبرت قوة شعبنا الحدود: فقد وصلت إلى العولمة. كم من وزير الخارجية الإيراني كان يحترم الجابر (ويخافه بالفعل ويتوسل إليه) ، لكنه رفضه مثل ورق التواليت ليلة واحدة! لا يزال وزير خارجية إيران لا يصدق ذلك ، وهو أمر مذهل. أمريكا تسحب أول مجموعة من قواتها من سوريا ، لكن وزير الخارجية الإيراني ما زال في انتظار: أغلق الصعلوك الحكومة الأمريكية ، ولم يدفع ما لا يقل عن ثمانمائة ألف موظف ، لكن الليبراليين الإيرانيين يقولون: إن الصعلوك يريد أن يطرد! كلمات ترامب لم تؤثر حتى على رئيس المكسيك! لكنهم يعتقدون: هذا تكتيك. لقد ارتفعت السترات الصفراء في فرنسا وأوروبا ، ووصل تقاربها حتى إلى الأراضي الفلسطينية المحتلة ، لكن السادة ليسوا مستعدين لإعطاء تصريح لدعمهم. ويعتقدون أنه كلما أطلق المکرون أعمال القتل ، فإنه لا يزال علامة على الديمقراطية. يقول قائد ستره،نحن مستوحاة من الثورة الإسلامية في إيران ، لكنهم لا يسمعون أو يسمعون عنها. هذه تظهر أن ذوي الياقات البيضاء لا يزال أرنب عديم القيمة. لكن الناس وضعوها. في 9 يناير 2009 ، هذه التحركات هي أمثلة. في حين كانت السلطات تحاول إنقاذ الشعب الفتن في الید، وعائلة اللعبة ، قال الناس لهم: "إذا كنت معهم ، فعليك أن تذهب!" كان لشعب الدولة المثير للفتنة خصوصية خاصة به ، ولا يزال هناك من: "تحت شعار الحرية من السر ، يريدون أن يكون أقاربهم أحرارًا." ينبغي إعدام زعماء الدسائس ، ولكن بسبب أسرهم وما يسمى بالتسامح ، لم يُسمح لهم بمقابلتهم. لأنه إذا لم يكن المقصود أن يكون هذا هو سبب رغبات الناس ، لربما كانوا قد نفذوا عمليات إعدام ثورية بأيديهم! الآن يشير السترات الصفراء إلى أحد أفنية ماكرون! حتى ذهب إلى معدته. الأمة الإيرانية لا تضع ذلك: الشعار ليس غزة ولا لبنان! في شكل آخر من أشكال اللغة: الخروج من الحكومة! عندما يشوه ظريف كلمات الإمام الخميني ، يقول إنه لا يريد أن يتم تدمير إسرائيل! أو أنه لم يكن مدينًا له على الإطلاق ، ولم يسمع ذلك ، أو هو في الحقيقة أصل الثورة. لكنهم أبطال فقط في دائرة أصدقائهم. إذا انتهى دافعهم الداخلي ، سيرون أنهم يجرؤون على الحضور: لن يجد أتباعي طريقتي. لأنه تبين أنهم قد توصلوا إلى فهم خداع الناس. في اليوم الذي قالوا فيه أنه إذا تم توقيع الصفقة ، سيتم حل جميع المشاكل! وغدا في ذلك اليوم سيتم القضاء على جميع العقوبات. الآن يقولون أنهم لا يفعلون أي شيء لأسباب اقتصادية! إذا تضاءلت ذاكرتهم ، فإن الأمة لديها ذاكرة قوية. لم يفت الأوان بعد لتولي هذه الإدارة العالمية ، وحماية جميع الثوار في العالم. أنت لا تحتاج إلى دفع المال ، فقط لا صمت. صمتهم هو مساعدة الطاغية. عندما تقتل المملكة العربية السعودية اليمن ، فإن دعم السعوديين وجيرانها هو دعم قتل الشعب اليمني. عندما يتم قتل الثوار أو تعذيبهم في فرنسا أو الولايات المتحدة ، فهم حكومات ديمقراطية وأوروبية وأمريكية ، أو صمت عن جرائمهم ، أو الخوف من التراجع ، هي خيانة. تأكد من أن العنوان الذي تحمل عنوانك لن يساعدهم. والناس يرفضونهم.

Dünyayı sadəcə idarə edin!

diplomatiya dilənçilik və süjet dilənçiliklə üçün Liberal Demokrat Msdvlyn isə bizim doktrina! xalqımızın gücü, arxasında və qloballaşma sərhədləri çatır. İranın xarici işlər naziri, necə Al şərəf nümayiş (və əslində, o qorxdu və yalvardı), lakin bir gecə, o tualet kağızı kimi üz tossed! İranın xarici işlər naziri hələ də inanmır və bu, gözəldir. Suriya ilk Amerika qoşunlarını geri, lakin İranın xarici işlər naziri: şok onlara gözləyir? Trump, Amerikanın hökumət bağlamaq səkkiz yüz min işçisi minimum əmək haqqı ödəmək deyil, İran liberallar deyirlər: Trump bu zərər istəyir! Trump sözləri Meksikanın Prezidentinə belə təsir etmədi! Ancaq düşünürlər ki, bu bir taktika. öldürülməsi daha Mkrvn yenə demokratiyanın əlamətidir, hesab edirəm ki, yola çıxdıq. Sarı Özüllər lideri deyir: Biz İran İslam İnqilabının ilham edilmişdir, lakin onlar eşitmək etməyib, və ya öz eşitmək. Bunlar göstərir ki, ağ yaxası hələ də dəyərsiz bir dovşan. İnsanlar onları qoydu. 9 yanvar 2009-cu ildə bu hərəkət nümunələrdir. Dövlət öz Bahçe üsyançılardır həbs azadlıq şüarı altında onların yaxınları azad istəyənlər hələ də. Fitnə liderləri icra olunmalıdır, lakin qohumbazlıq və qondarma tolerantlıq yalnız müsahibələr qadağan edildi. İndi sarı yeleklər Makronun arxa bağlarından birinə baxır! Hətta mədəsinə getdi. İran xalqı ki, şüar Qəzza də Lebanon nə yoxdur! Başqa bir dil şəklində: hökumətdən çıxın! incə təhrif İmam Xomeyni söhbət və o, İsrail məhv etmək istəyirdim, heç vaxt deyir! zaman Yoxsa dinləmək və bu sözlər, və ya, həqiqətən, onun inqilab kök eşitdim deyil. Amma onların dostları ətrafında yalnız qəhrəmanlar var. onlar daxili motivasiya olsaydı, onlar azarkeşləri cəsarət yol tapa olduğunu görəcəksiniz. insanları aldatmaq çıxır, çünki hakimiyyətə gəlib. onlar imzalayıb Brjam gün varsa, bütün problemlər həll olunacaq! Və sabah o gün bütün sanksiyalar aradan qaldırılacaq. İndi onlar iqtisadi səbəblərdən bir şey etmədiklərini söyləyirlər! Öz yaddaşları azalırsa, millətin güclü bir yaddaş var. Bu qlobal idarə etmək bütün dünya inqilabçıları dəstəkləmək üçün artıq çox gec. Pul verməyinizə ehtiyac yoxdur, yalnız susma. Sükutları zalımlara kömək edir. Yəmən xalqının öldürülməsi Səudiyyə Səud Palatasının dəstəyi həlak Yəməndə Ərəbistanı və qonşuları bunu dəstək. Öz başlığınızın adı onlara kömək etməyəcəyinə əmin olun. İnsanlar onları rədd edəcəklər.


برچسب‌ها: مدیریت برجهان به همین سادگی!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۷:۲۳ نظر(0)

بنده نیم ساعت زودتر، سوار همان اتوبوسی بودم که چپ کرد! دانشگاه علوم و تحقیقات، در بالای تپه های فرحزاد و مشرف بر پونک و حصارک، در شمال غربی تهران می باشد. مساخت زمین آن بسیار زیاد است، ولی همه آن تپه ماهور می باشد که: در هر دره آن دانشکده ای بنا شده! و در ارتفاعات آن هم فضای سبز، و خیابان کشی شده است. با اینکه سالها از کنار آن رد می شدم، ولی آن روز خواستم از درون، آن را تماشا کنم بخصوص که یکی از دوستان، گفته بود همایش محیط زیستی هم در آنجا هست. بی آرتی از میدان آزادی، سربالایی های زیادی را طی می کند، تا به این دانشگاه برسد! روی تابلوی آن هم نوشته: میدان ازادی - دانشگاه غلوم و تحقیقات. به نوبه خود، به تمام کسانی که اینهمه راه های ناهموار را طی می کنند، تا به دانشکده خود برسند، و آنهمه هزینه های ریالی شهریه، کتاب و سفر را بر خود هموار می کنند، غبطه می خورم. واقعا اینهمه شوق برای دستیابی به علم، و شرکت در کلاس ها در هیچ کجای دنیا نیست. جوانان پر شور وشر که میتوانند: دنیا را به هم بریزند، ساعت ها در یک اتاق می نشینند، و به درس استاد گوش می دهند! جزوه های سخت را از رو می خوانند، یا آن را رونویسی می کنند و: به حافظه می سپارند. اگر دانشگاه تهران بود، و آنهمه کمک هزینه تحصیلی! و وام های دانشجویی شاید می توان گفت: انگیزه چیزی غیر از درس خواندن و دانستن است، ولی این راه دور و این همه هزینه، واقعا فقط شوق و ذوق درس خواندن را می طلبد. هرچند آنها خودشان هم نمی دانند که: با این کوشش ها بر بال فرشته ها سوارند و: در دنیای ماورا  سفر میکند. چرا که هر جوینده علم از نظر اسلام، بالاتر از فرشتگان است! امام صادق می فرماید: نباید بین شما کسی غیر از دانشجو و استاد باشد! یا باید چیزی یاد بگیرید، و یا یاد بدهید.(معلم او متعلم) لذا به نظرم دانشجویانی که: در این راه از دست می روند، باید شهید محسوب شوند. شهید راه دانش، زیرا از نظر اسلام دانش تنها چیزی است که: میراث ماندگار است و هرگز: به پایان نمی رسد و تمام نمی شود. مخصوصا در این دانشگاه! که بنده از نزدیک مشاهده کردم: از درب دانشگاه که وارد شوید، محوطه بسیار بزرگی روبروی شما است، اگر وسیله نقلیه داشته باشید، و راه برای ما مجاز باشد، راحت هستید ولی استاد و دانشجو که، همه ماشین ندارند. لذا دانشگاه تصمیم گرفته، چند اتوبوس بگذارد که هر پانزده دقیقه، کل دانشگاه را دور بزنند! دانشجو را به دانشکده اش برسانند، یا برگردانند. جاده اتوبوس هم مانند جاده های شمال، و هزارچم هست که اگر از روش: کابلی استفاده شود، شاید فاصله ها تا یک چهارم هم کاهش یابد! اما معلوم نیست چرا این روش کنار گذاشته شد، و روش اتوبوسی! آن هم اتوبوس های فاقد معاینه فنی استفاده شده. پیشنهاد می شود درب این دانشگاه را، به روی گردشگران باز کنند. آن وقت ایجاد حمل و نقل کابلی، درآمد زا هم خواهد شد. دیگر مجبور نخواهند شد: اینگونه ریسک کنند و بخاطر: هزینه جان دانشجویان به خطر بیافتد. از آن سو،  مردم عادی هم توفیق حضور در دانشگاه پیدا کرده، و از نزدیک با دانشجویان آشنا خواهند شد! در کشور دانش دوستی مانند ایران، حیف است که دانشگاه ها در بسته باشند.  فقط کسانی حق ورود داشته باشند، که کارت آنجا را دارند. باید قبل از اینکه تبدیل به موزه شود، برای بازدید عموم آزاد شود! موزه ها گرچه محترم هستند، ولی راجع به عناصر مرده حرف می زنند! در حالیکه آنها در زمان زنده بودن، غیر از این حالت را داشته اند. مانند جراحی مجسمه های انسانی! آنها اگر هم اشتباه جراحی شوند، چیزی نمی شود! ولی آدم زنده برای: یک سوزن اضافی هم شکایت می کند.

Martyrs of the Way of Science

Served half an hour earlier, I was riding the same bus that left! The University of Science and Research is located above the hills of Farahzad and overlooks Punak and Hesarak, northwest of Tehran. The ground is very large, but it is all that moorland: in every valley, that faculty is built! And at its heights it has green space, and it has been streaked. Although I'd been going away for years, but that day I wanted to watch it from within, especially when a friend told me that there was an environmental conference there too. Free of charge from Azadi Square, he has to go to high school to get to this university! Also on the cover is: Azadi Square - University of Geology and Research. In turn, I envy all those who go through all the rugged ways to reach their college, and they will cover all the rhythm of tuition, books, and travel. It's not really all about the pursuit of science, and attending classes anywhere in the world. Sparkling young people who can: Break the world, sit in the same room for hours, and listen to the lessons of the professor! They read, or transcribe, hard-copy pamphlets, and: they will take memory. If it was a university in Tehran, and that's all the scholarship! Student loans Maybe we can say that motivation is something other than learning and knowing, but this distance and all this cost really requires just the urge to study. However, they themselves do not know that: With these efforts, they will hover over the wings of the angels: they travel to the world of the world. Because every scholar of science in Islam is above angels! Imam Sadeq says: "You should not be someone other than a student and a master!" Or you have to learn something, or teach. (His teacher is a student) So I think that students who: are lost in this way should be regarded as martyrs. Martyr on sciences way, because from the point of view of Islam, knowledge is all that: Legacy is lasting and never: it does not end or end. Especially at this university! I saw very closely: from the entrance to the university entrance, there is a huge area in front of you, if you have a vehicle, and it is a way for us to be allowed, you are comfortable, but a teacher and a student who do not have all the cars. So the university decided to take a few buses to go around the entire university every fifteen minutes! Bring the student to his college, or return it. The bus is the same as the north roads, and there is one thousandth, and if the cable method is used, the distance may be reduced to a quarter! But it is unclear why this method was abandoned, and the busy way! There are also buses without technical examination. It is suggested that the door of this university be opened to tourists. It will also generate revenue for cable carriage. They will no longer be compelled to: take this risk, and because of: the cost of the lives of students is compromised. On the other hand, ordinary people have also succeeded in attending the university, and will be introduced to the students closely! In a country of friendship like Iran, it is a pity that universities should be closed. Only: those who have the right to enter, who have the card. You must be freed to public before becoming a museum! Museums are respected, but they are talking about dead elements! While they were alive, they did not. Like Human Surgery! They will not get anything if they get the wrong surgery! But the live person is complaining: an extra needle.

شهداء الطريق من العلم

خدم نصف ساعة في وقت سابق ، كنت ركوب نفس الحافلة التي غادرت! تقع جامعة العلوم والبحوث فوق تلال فرحزاد وتطل على بوناك وهاسكار ، شمال غرب طهران. الأرض كبيرة جدا ، لكن كل ذلك مستنقع: في كل واد ، تلك الكلية بنيت! وعلى ارتفاعاتها ، يوجد بها مساحة خضراء ، وقد اشتعلت. على الرغم من أنني كنت أذهب بعيداً لسنوات ، لكنني أردت في ذلك اليوم مشاهدته من الداخل ، خاصة عندما أخبرني أحد الأصدقاء أن هناك مؤتمراً بيئياً هناك أيضاً. مجانا من ساحة آزادي ، عليه أن يذهب إلى المدرسة الثانوية للوصول إلى هذه الجامعة! أيضا على الغلاف هو: ساحة آزادي - جامعة الجيولوجيا والبحوث. في المقابل ، أحسد كل أولئك الذين يمرون بكل الطرق الوعرة للوصول إلى كليتهم ، وسيغطيون كل إيقاع الرسوم الدراسية والكتب والسفر. لا يتعلق الأمر في الواقع بالبحث عن العلوم وحضور الدروس في أي مكان في العالم. الشباب المتلألئ الذين يمكنهم: كسر العالم ، والجلوس في نفس الغرفة لساعات ، والاستماع إلى دروس الأستاذ! يقرأون ، أو ينسخون ، نسخا مطبوعة ، ويأخذون الذاكرة. إذا كانت جامعة في طهران ، وهذا هو كل المنحة! قروض الطلاب ربما يمكننا القول أن الدافع هو شيء آخر غير التعلم والمعرفة ، لكن هذه المسافة وكل هذه التكلفة تتطلب حقاً الرغبة في الدراسة. ومع ذلك ، هم أنفسهم لا يعرفون ذلك: مع هذه الجهود ، سوف يحومون فوق أجنحة الملائكة: يسافرون إلى عالم العالم. لأن كل عالم في الإسلام هو فوق الملائكة! يقول الإمام الصادق: "لا ينبغي أن تكون شخصًا آخر غير الطالب والماجستير!" أو عليك أن تتعلم شيئاً ما ، أو تعلّم. () لذا أعتقد أن الطلاب الذين: فقدوا بهذه الطريقة يجب اعتبارهم شهداء. إن الشهيد هو طريق العلم والمعرفة ، لأنه من وجهة نظر الإسلام ، المعرفة هي كل ذلك: الإرث دائم ولا يحدث أبداً: فهو لا ينتهي ولا ينتهي. خاصة في هذه الجامعة! رأيت عن كثب: من المدخل إلى مدخل الجامعة ، هناك منطقة ضخمة أمامك ، إذا كان لديك سيارة ، وهي طريقة تسمح لنا بالسماح بها ، فأنت مرتاح ، ولكن المعلم والطالب الذي لا يملك جميع السيارات. لذا قررت الجامعة أن تأخذ عددًا قليلاً من الحافلات للتجول في الجامعة بأكملها كل خمس عشرة دقيقة! أحضر الطالب إلى كليته أو أعده. الحافلة هي نفس الطرق الشمالية ، وهناك واحد ألف ، وإذا تم استخدام طريقة الكابل ، قد يتم تخفيض المسافة إلى ربع! ولكن من غير الواضح لماذا تم التخلي عن هذه الطريقة ، والطريقة المزدحمة! هناك أيضا الحافلات دون الفحص الفني. يقترح أن يتم فتح باب هذه الجامعة للسياح. كما سيولد إيرادات لنقل الكابل. لن يكونوا مضطرين بعد الآن إلى: خوض هذه المخاطرة ، وبسبب: تعرض حياة الطلاب للخطر. من ناحية أخرى ، نجح الأشخاص العاديون في حضور الجامعة ، وسيتم تقديمهم إلى الطلاب عن قرب! في بلد الصداقة مثل إيران ، من المؤسف أن الجامعات يجب أن تكون مغلقة. فقط أولئك الذين لديهم الحق في الدخول ، الذين لديهم البطاقة. يجب أن تتحرر للجمهور قبل أن تصبح متحفا! يتم احترام المتاحف ، لكنهم يتحدثون عن العناصر الميتة! بينما كانوا على قيد الحياة ، لم يفعلوا ذلك. مثل جراحة الإنسان! لن يحصلوا على أي شيء إذا حصلوا على جراحة خاطئة! لكن الشخص الحي يشكو: إبرة إضافية.

Elm Yolu Şəhidləri

Yarım saat əvvəl xidmət verdim, sola buraxılan eyni avtobusda qaldım! Elm və Araşdırma Universiteti Farahzad dağlarının üstündə yerləşir və Tehranın şimal-qərbindəki Punak və Hesarak qəsəbələrinə baxır. Torpaq çox böyükdür, amma bu, hər şeydir: hər vadidə ki, fakültə tikilir! Və onun yüksəkliklərində yaşıl yer var və bu, bürünmüşdür. Mən bir neçə ildir uzaqlaşırdım, amma o gündən bəri onu izləmək istəmişdim, xüsusilə də bir dostun orada ətraf mühit konfransı olduğunu söylədim. Azadi meydanından pulsuz, bu ali məktəbə getmək üçün orta məktəbə getməlidir! Həmçinin örtükdə: Azadi Meydanı - Geologiya və Tədqiqat Universiteti. Öz növbəsində, kollecə çatmaq üçün bütün möhkəm yollardan keçənləri və bütün təhsil ritmlərini, kitablarını və səyahətlərini əhatə edənlərə həsəd aparıram. Bu, həqiqətən, elmin arxasınca və dünyada hər hansı bir sinifdə iştirak etməyində deyil. Şüurlu gənclər: Dünyamı parçalamaq, eyni otaqda saat çəkmək və professorun dərslərini dinləmək! Onlar oxuduğu və ya köçürdükləri, bürokratik bülletenləri yazırlar və: onlar yaddaşını alacaqlar. Tehranda bir universitet olsaydı və bütün təqaüdlər! Tələbə kreditləri Bəlkə motivasiyanı öyrənmək və bilməkdən başqa bir şey demək mümkündür, ancaq bu məsafə və bütün bu xərclər, həqiqətən, öyrənmək istəyini tələb edir. Ancaq bunlar özləri də bilmirlər: Bu səylərlə, onlar mələklərin qanadları üzərində hərəkət edəcəklər: dünyanın dünyasına səyahət edirlər. İslamda hər elm mütəxəssisi mələklərdən üstündür! İmam Sadiq deyir: "Sən bir şagirddən və səndən başqa kimsə olmusan!" Və ya bir şey öyrənməlisiniz və ya öyrətməlisiniz. () Beləliklə, hesab edirəm ki, bu şəkildə itkin olan tələbələr şəhid sayılmalıdır. Şəhid elm və bilik yoludur, çünki İslam baxımından bilik budur: miras davamlıdır və heç vaxt: bu bitmir və ya bitmir. Xüsusilə bu universitetdə! Mən çox yaxından gördüm: universitet girişində girişdən öncə böyük bir sahə var, əgər bir vasitə varsa və bu yola icazə verməliyik, rahat olsanız da, bütün avtomobilləri olmayan bir müəllim və tələbə. Beləliklə, universitet bir neçə avtobus götürərək, on beş dəqiqə ərzində bütün universitetə ​​getmək qərarına gəldi! Tələbə kollecinə gətirin və ya onu qaytarın. Avtobus şimal yolları ilə eynidır və mindən çox var və kabel üsulu istifadə edildikdə, məsafə dörddə birə endirilə bilər! Ancaq bu üsulun nə üçün buraxılmadığını və sıx bir şəkildə nədənsə aydın deyil! Texniki baxış olmadan avtobuslar da var. Bu universitetin qapılarının turistlərə açılması təklif olunur. Həmçinin, teleferik üçün gəlir əldə edəcəkdir. Onlara artıq məcbur edilməyəcək: bu riski çəkin və şagirdlərin həyatı xərclənir. Digər tərəfdən, sıravi insanlar da universitetdə iştirak etməyə müvəffəq oldular və tələbələrə yaxından tanış olacaqlar! İran kimi dostluq ölkəsində, universitetlərin bağlanması təəssüf doğurur. Yalnız kartı olan, girmək hüququ olanlar. Muzeyə gəlməzdən əvvəl ictimaiyyətə azad olunsun! Muzeylər hörmətlidir, amma ölü elementlərdən danışırlar! Onlar yaşadıqları halda, etmədilər. İnsan Cərrahiyyəsi kimi! Yanlış əməliyyat apararsa bir şey almırlar! Amma canlı şəxs şikayət edir: əlavə bir iynə.


برچسب‌ها: شهدای راه علم,
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۵:۳۳ نظر(0)

دکتر روحانی گفت که دولت هم گرانفروش است.  ولی راه حل آن را نگفت. به نظر می رسد راه حل بسیار ساده است، ولی نیاز به عزم راسخ و تصمیمی محکم دارد. ما در روایات اسلامی داریم که: هیچکس حق ندارد سربار دیگری باشد. پیامبر اسلام هرگاه به سفر می رفت، یا با دوستان بود همیشه کارهای خود را انجام می داد، و از کسی نمی خواست کارش را انجام دهد. بلکه حتی به آنان کمک هم می کرد. سربار(و هوکل علی مولاه) در اینجا به معنی هزینه های خود را، به دیگران تحمیل کردن است. یکی از دلایل گران بودن دولت این است که: افرادی با نفوذ در آن برای خود، دستمزدهای کلان می گیرند. اگر این دستمزدها تعدیل شود، دولت ارزان می شود. به دو دلیل مهم این امر اتفاق می افتد: اول اینکه هزینه دستمزدهای نجومی، که معادل بودجه کل کشور در هرسال است، از سربار هزینه ها کم می شود، لذا هزینه خدمات دولت به نصف کاهش می یابد. از طرف دیگر باعث منفک شدن بسیاری از: مدیران از بدنه دولت می شود. واقعیت این است اغلب افرادی که: وارد بدنه دولت می شوند، به قصد درآمد های نجومی است، تا خود و خانواده خود را، برای همیشه بیمه نمایند! هرچه رده سازمانی این مدیران بالاتر است، انتظار دریافت های نجومی برایشان بیشتر است. ولی وقتی ببیند که حقوق نجومی در کار نیست، به سراغ کار دیگری می روند، و بیش از 50درصد بدنه دولت سبک می شود! لذا بازهم هزینه ها کاهش یافته و: هزینه خدمات دولتی تا 25درصد فعلی، نزول می کند. البته توهین به همه مدیران و دولتمردان نباشد، منظور ما 50درصد طماع است، نه 50درصدی  که می مانند، تا خدمت کنند و انتظار: حقوق های نجومی ندارند. در زمان شهید رجایی دولت انقلابی، بیشتر حقوق خود را از محل خدمت قبلی می گرفتند. برای صرف نهار هم فقط از نان و ماست استفاده می کردند. حتی بهزاد نبوی ریاکار! چایی را هم خودش از خانه می آورد، و با دست خودش دم می کرد و می گفت: به کارگر نباید دستور بدهیم و یا ظلم کنیم! طبیعی بود که در این دوران، پول فراوان بود و ارزاق هم ارزان بودند. همه برای رضای خدا کار می کردند، و کسی حقوق نجومی نداشت. ولی موقعی که مهندس موسوی نخست وزیر شد، همه را به مسخره گرفت و گفت: بهترین غذاها را برای هیات دولت بیاورند، بطوری که هزینه غذای یک نفر دولت او، معادل هزینه عذای کل هیات دولت شهید رجایی می شد. طبیعتا پولها صرف وزرا و وکلا و استانداران شد، و بودجه ای باقی نماند! به همین دلیل وقتی امام خمینی فرمود که: دولت به جنگ کمک کند، ایشان استعفا داد. عاقبت محسن رضایی راهم معتقد کرد که: بودجه قرمز شده وزیر صفر است، و باید صلح را بپذیرند! در دوران هاشمی دست دولتی ها، نه تنها برای حقوق ومزایا باز شد، بلکه بیت المال هم در اختیار انان گذاشته شد! و مانند رضا شاه، هرجا ملک مرغوبی بود به تملک ریاست جمهوری در آمد. کاخ ها که قرار بود موزه شود، در اختیار هاشمی قرار گرفت. کاخ مرمر کارهای اداری و کاخ نیاوران امور تفریحاتی انجام می شد. کیش و سفرهای خارجی و هرگونه هزینه دیگر قابل قبول شد! بودجه دولت به بهانه سازندگی، به پاداش و دستمزد اختصاص یافت. همین امر باعث هجوم جویندگان طلا به دولت گردید. معترضان هم ضد هاشمی معرفی می شدند! لذا این جریان اگر قطع نشود، دولت همچنان گران خواهد بود.

How will the government become cheap?

Dr. Rouhani said that the government is also expensive. But the solution did not say it. The solution seems to be very simple, but it needs a firm resolve and determination. We have in Islamic narratives that: No one has the right to be another. The Prophet, when he was traveling, or with friends, always did his work, and nobody wanted to do his job. But: even helped them. Overhead: () here means imposing your costs on others. One of the reasons why the government is expensive is that: influential people get big wages for themselves. If these wages are adjusted, the government becomes cheap. This is due to two main reasons: firstly, the cost of astronomical wages, which is equivalent to the total budget of the country each year, reduces the overhead, so the cost of government services is halved. On the other hand, many people are disfigured: managers become the body of the government. The reality is that most people who enter the government body are for astronomical purposes, they will insure themselves and their families forever! The higher the organizational class of these directors is, the more they expect astronomical downloads. But when he sees that astronomical rights are not working, they will go to another job, and more than 50% of the government body will be light! Therefore, costs have fallen and: the cost of government services is down to 25%. Of course, there is no insult to all directors and statesmen, we mean 50% of the Finns, not 50% of them who they are, to serve and expect no astronomical salaries. At the time of the Revolutionary Government's martyr Rajai, they took more of their salary from the previous service. For lunch, they only used bread and yogurt. Even Behzad Nabavi hypocrite! He brought the tea from the house himself, and he spoke with his own hand, saying: We should not order or oppress the worker! It was natural that during this period, there was a lot of money, and they were cheap too. Everyone worked for God's sake, and no one had astronomical rights. But when Mousavi became prime minister, he mocked everyone and said: "Bring the best food to the government, so that the cost of one man's food would be equal to the cost of the total mourning of the martyr Raja'i government." Naturally, the money was spent on ministers, lawyers and governors, and there was no budget! For this reason, when Imam Khomeini said that the government would help the war, he resigned. The sequel to Mohsen Rezaei Raham believed that: The red budget is a zero minister, and must accept peace! During the Hashimi era, the hands of the state were opened not only for salaries, but also for the bite-llm! And like Reza Shah, wherever he was a wealthy property, he became president. Hashmi was given to the palaces that were supposed to be the museum. The marble palace and the Niavaran Palace of Recreation were carried out. Kish and foreign travels and any other expenses are acceptable! The state budget was allocated to rewards and wages on the pretext of construction. This led to the influx of gold seekers into the government. Anti-Hashemi protesters were introduced! Therefore, if the current course is not discontinued, the government will continue to be expensive.

كيف ستصبح الحكومة رخيصة؟

قال الدكتور روحاني إن الحكومة مكلفة أيضاً. لكن الحل لم يقل ذلك. يبدو الحل سهلاً للغاية ، لكنه يحتاج إلى عزم وتصميم قويين. لدينا في الروايات الإسلامية ما يلي: لا أحد لديه الحق في أن يكون آخر. كان النبي ، عندما كان مسافرا ، أو مع الأصدقاء ، يقوم بعمله دائما ، ولا أحد يريد أن يؤدي وظيفته. ولكن حتى ساعدهم. النفقات العامة () هنا تعني فرض تكاليفك على الآخرين. أحد الأسباب التي تجعل الحكومة مكلفة هو: يحصل الأشخاص ذوو النفوذ على أجور كبيرة لأنفسهم. إذا تم تعديل هذه الأجور ، تصبح الحكومة رخيصة. ويرجع ذلك إلى سببين رئيسيين: أولاً ، أن تكلفة الأجور الفلكية ، التي تعادل الميزانية الإجمالية للبلد كل عام ، تقلل من النفقات العامة ، وبالتالي فإن تكلفة الخدمات الحكومية تنخفض إلى النصف. من ناحية أخرى ، يتم تشويه العديد من الناس: يصبح المديرون جسد الحكومة. والحقيقة هي أن معظم الناس الذين يدخلون هيئة حكومية هم لأغراض فلكية ، وسوف يؤمنون أنفسهم وعائلاتهم إلى الأبد! وكلما ارتفعت الطبقة التنظيمية لهؤلاء المديرين ، زاد توقعهم للتنزيلات الفلكية. لكن عندما يرى أن الحقوق الفلكية لا تعمل ، فإنهم سيذهبون إلى وظيفة أخرى ، وأكثر من 50٪ من هيئة الحكومة ستكون خفيفة! لذلك ، انخفضت التكاليف و: انخفضت تكلفة الخدمات الحكومية إلى 25 ٪. بالطبع ، لا يوجد إهانة لكل المديرين ورجال الدولة ، فنحن نقصد 50٪ من الفنلنديين ، وليس 50٪ منهم ، أن يخدموا ولا يتوقعون أي رواتب فلكية. في زمن الشهيد رجائي ، أخذوا رواتبهم من الخدمة السابقة. لتناول طعام الغداء ، استخدموا الخبز والزبادي فقط. حتى بهزاد نبوي منافق! أحضر الشاي من البيت نفسه ، وتكلم بيديه قائلاً: لا ينبغي أن نأمر أو نقمع العامل! كان من الطبيعي أنه خلال هذه الفترة ، كان هناك الكثير من المال ، وكانت رخيصة أيضا. الجميع عملوا من أجل الله ، ولم يكن لأحد حقوق فلكية. لكن عندما أصبح موسوي رئيساً للوزراء ، سخر الجميع وقال: "أحضروا أفضل غذاء للحكومة ، بحيث تكون تكلفة الطعام لشخص واحد مساوية لتكلفة الحداد الكلي لحكومة الشهيد رجائي". بطبيعة الحال ، تم إنفاق المال على الوزراء والمحامين والحكام ، ولم تكن هناك ميزانية! ولهذا السبب ، عندما قال الإمام الخميني إن الحكومة ستساعد الحرب ، استقال. التكملة ل محسن رضائي راهم تؤمن بأن: الميزانية الحمراء هي صفر وزير ، ويجب أن تقبل السلام! خلال عهد الهاشمي ، تم فتح أيدي الدولة ليس فقط للمرتبات ، ولكن أيضا من أجل لدغة! ومثل رضا شاه ، أينما كان ممتلكات ثرية ، أصبح رئيسًا. أعطيت هاشمي للقصور التي كان من المفترض أن تكون المتحف. تم تنفيذ القصر الرخامي وقصر نيافاران للاستجمام. كيش والسفر الأجنبية وأي نفقات أخرى مقبولة! خصصت ميزانية الدولة للمكافآت والأجور بحجة البناء. هذا أدى إلى تدفق طالبي الذهب في الحكومة. تم تقديم المتظاهرين المناوئين لهشمي! لذلك ، إذا لم يتم إيقاف الدورة الحالية ، فستظل الحكومة مكلفة.

Hökumət necə ucuz olacaq?

Dr. Ruhani hökumətin də bahalı olduğunu söylədi. Ancaq həll belə deyildi. Həll çox sadə görünür, amma bu, möhkəm bir həll və qətiyyətə ehtiyac duyur. İslam peyğəmbərlərimizdə belə bir şey var: Heç kimin başqa olma haqqı yoxdur. Peyğəmbər, yoldaşı və yoldaşları ilə birlikdə həmişə işini etdi və heç kim öz işini etmək istəmədi. Lakin hətta onlara kömək etdi. Overhead () burada xərclərinizi başqalarına qoymaq deməkdir. Hökumətin bahalı olması səbəblərindən biri nüfuzlu insanların özləri üçün böyük əmək haqqı qazanmasıdır. Bu ödənişlər düzəldilirsə, hökumət ucuzlaşır. Bunun iki əsas səbəbi var: birincisi, hər il ölkənin ümumi büdcəsinə bərabər olan astronomik əmək haqqı xərcləri azaldır, belə ki, dövlət xidmətlərinin xərcləri iki dəfə azalıb. Digər tərəfdən, bir çox insan xəsarət almışdır: menecerlər hökumət orqanı olurlar. Həqiqi ki, hökumət orqanına daxil olanların əksəriyyəti astronomik məqsədlər üçündir, özləri və ailələrini əbədi təmin edəcəklər! Bu direktorların təşkilati sinifi nə qədər yüksəksə, astronomik yükləmələr daha çox gözləyir. Amma o, astronomik hüquqların işləmədiyini görəndə başqa bir işə gedəcək və hökumət orqanlarının 50% -dən çoxu yüngül olacaqdır! Buna görə, xərclər düşüb və dövlət xidmətlərinin dəyəri 25% -ə düşür. Əlbəttə ki, bütün direktorlara və dövlət adamlarına heç bir haqsızlıq yoxdur, biz Finlərin 50% -ni deyirik, onlardan 50% -i astronomik əmək haqqına xidmət etmək və gözləmək deyil. İnqilabçı Hökumətin şəhid Rajai dövründə, əvvəlki xidmətdən maaşlarını daha çox aldılar. Yemək üçün yalnız çörək və qatıq istifadə edirdilər. Hətta Behzad Nabavi ikiüzlülük! Evdən özünü çay gətirdi və özü ilə danışdı: "Biz işçiyə əmr vermə və ya zülm etməməliyik! Təbii ki, bu dövrdə çox pul var idi və onlar ucuz idi. Hər kəs Allahın uğrunda çalışmışdır və heç kimin astronomik hüququ yox idi. Musəvinin baş nazir olmasına baxmayaraq, hər kəs onu istehza edərək dedi: "Hökumətə ən yaxşı yemək gətirin ki, bir adamın yeminin qiyməti şəhid Raja'i hökumətinin ümumi azğınlığına bərabər olacaq". Təbii ki, pullar nazirlərə, vəkillərə və quberniyaya sərf edilmişdi və heç bir büdcə yox idi! Buna görə İmam Xomeyninin hökumətin müharibəyə kömək edəcəyini söylədiyi zaman istefa etdi. Mohsen Rezaei Raham'ın davamı inanırdı: Qırmızı büdcə sıfır nazirdir və sülhü qəbul etməlidir! Haşimi dövründə dövlətin əlləri yalnız əmək haqqı üçün deyil, həm də ısırıq üçün açıldı! Rza Şah kimi, zəngin bir mülk olduğu yerdə, o, prezident oldu. Haşmi muzeyin olması lazım olan saraylara verildi. Mərmər sarayı və Niavaran Həyəcan Sarayı keçirildi. Kış və xarici səyahətlər və hər hansı digər xərclər qəbul edilə bilər! Dövlət büdcəsi tikintinin bəhanəsi ilə mükafatlara və əmək haqqına ayrıldı. Bu, qızıl axtaranlar hökumətə axınına gətirib çıxardı. Anti-Haşimi protestantları tanıdıldı! Buna görə, əgər mövcud kurs dayandırılmamışsa, hökumət bahalı olmağa davam edəcəkdir.


برچسب‌ها: چطور دولت ارزان می شود؟,
سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۲:۱۲ نظر(0)

فائزه هاشمی در یک تحلیل نادرست، پدرش را محتوای نظام دانسته! که با رفتن او، فروپاشی محتوای نظام اسلامی را اعلام کرده! در حالیکه پدر ایشان هرچند زحمت زیادی: برای مذاکره با امریکا کشید، ولی بهر حال موفق به این کار نشد. لذا نمی توان گفت فروپاشی محتوایی اتفاق افتاده. البته اگر مذاکره انجام می شد، رفتار و شعار های مردم عوض می شد، و مانند تعطیلی نیروگاهها، شعار مرگ بر امریکا هم تعطیل می شد، حرف ایشان درست بود. اما مردم همچنان خواستار حاکمیت جمهوری اسلامی، در سراسر جهان بخصوص امریکا هستند، و به کمتر از آن رضایت نمی دهند. خواست مردم ایران تغییر حکومت در امریکا، به نحوی است که بتوان: در سازمان ملل، سینه زنی کرد و: ماههای رمضان افطاری داد، و در تمام شهرها، پیاده روی اربعین را داشت. این موضوع برای فائزه قابل درک نیست، ولی مردم دنیا بخوبی آن را می دانند. اگر زور بالای سر آنها نباشد، همین امسال پیاده روی اربعین را در شهرهای خود، به راه می اندازند. به عبادت گاهها می روند، و رقعه های حاجت خود را دخیل می بندند! همانطور که ترامپ هم وقتی به اورشلیم رفت، کنار دیوار ندبه، کاغذ حاجت خود را در شکاف آن انداخت! امروز تمام دنیا نتحول شده، و یا در حال تحول است. اما برخی ها برعکس دنیا، می خواهند به گذشته بر گردند، تحول آنها ارتجاع هرچه بیشتر است! در حالیکه مردم دنیا به مذهب روی می آورند، از کمونیزم و سوسیالیزم، لیبرالیزم و لائیک دور می شوند، ولی  این عجوزه ها، تازه به فکر تبلیغ برای لیبرالیزم! سوسیالیزم و حتی لائیسم هستند. فکر می کنند حرف انها را هیچ کس نمی داند، یا نمی شنود! بارها و بارها تکرار می کنند، ولی نمی دانند که مردم خودشان، در بطن قضایا بودند و با عقل و تدبیر، و هوشیاری کامل، به مذهب روی آورده اند. بطور نمونه، جلیقه زرد ها برعلیه سرمایه داری قیام کرده اند، ولی فائزه فکر می کند: برای دوچرخه سواری مبارزه کرده، و به خیابان ها می آیند. کارگران شرکت هفت تپه خوزستان، برای مبارزه با خصوصی سازی، اعتصاب کرده اند و خواهان: دولتی شدن شرکتشان می باشند، ولی فائژه فکر می کند: آنها مخالف دولت هستند، قیام بر علیه دولت کرده! یا: برای خصوصی سازی مبارزه می کنند. البته فائزه تقصیر ندارد! مانند منافقین و سلطنت طلبها، روح خود را به شیطان فروخته! لذا سخنان منطقی در روح آنها تاثیری ندارد. چهل سال است که مشت بر سندان می کویند، ولی برای یک لحظه هم، به خود توقف نداده اند، تا ببینند چه شده؟ این است که می گوییم: اعتراض داریم تا اعتراض. فائزه می گوید همه مردم معترض هستند: در حالیکه اعتراض آنها برعلیه تفکر فادزه است، نه به چیز دیگری، و این فرافکنی چیزی را عوض نمی کند. مردم ما برعلیه گرانی و بی عدالتی اعتراض می کنند، چه کسی جز پدر ایشان، گرانی و بی عدالتی را به این مملکت آورد؟ اگر ایشان یادشان نیست، کرباسچی شهردار آن موقع گفت: ما تهران را گران می کنیم، تا مردم مهاجرت کنند و بروند! اگر روحانی در هنگام لایحه بودجه می گوید: دولت هم گرانفروش است، چه کسی غیر از هاشمی رفسنجانی، گرانفروشی را باب کرد؟ او سردار خود خوانده سازندگی بود. و به بهانه لارج بازی و گشاد بازی، پروژه های گران را اجرا می کرد. می گفت تمام بودجه ای که دولت می دهد، پول آب خوردن پروژه های ما نمی شود. وقتی به فرزندان خود، آنقدر کمک های غیر قانونی کرد، که کانادا و کردستان عراق، از پول تهران پیشرفت کرد؟ این به چه معنی است؟ آیا مردم حق اعتراض ندارند؟ یا می خواهند اعتراض مردم را، به نفع خودشان مصادره کنند؟ خوشبختانه این را هم نمی فهمند!

We protest to protest!

Faezeh Hashemi, in an incorrect analysis, considered his father to be the content of the system! Which, with his departure, declares the collapse of the content of the Islamic system! While his father, though he was a great deal of trouble: to negotiate with the United States, he did not, however, succeed. Therefore, it can not be said that the collapse of content has occurred. Of course, if negotiations were conducted, the behavior of the people would change, and as the shutting down of the power plants, the slogan "Death to America" ​​would be shut down, it was right for them. But people are still demanding the rule of the Islamic Republic, all over the world, especially the United States, and they are less satisfied with it. The desire of the Iranian people to change the government in the United States is such that it can be: at the UN, breasts: Ramadan months of Iftar, and in all cities, Arbaeen's hike. This issue is not understandable for Faezeh, but the people of the world know it well. If the force is not over them, this year they will launch the Arbaeen hike in their cities. Going to worship, and engage in your favorite jokes! As Tramp, when he went to Jerusalem, threw his paper in the slot near the wall of wailing! Today, the whole world is in or out. But some, in the opposite of the world, want to go back to the past, their evolution is more reactionary! While the people of the world are turning to religion, they are far from communism and socialism, liberalism and secularism, but these whispers are new to advertising for liberalism! Socialism and even laziness. Think they do not know anyone, or do not hear! Repeatedly and repeatedly repeatedly, but they do not know that their own people were at the heart of the matter and turned to religion with wisdom and vigilance. Typically, the yellow vest has risen against capitalism, but Faeze thinks: he fights for bicycling and comes to the streets. The workers of the Haft Tapeh company of Khuzestan have strike to fight privatization, and they are calling for the state-building of their company, but Faizga thinks: they are against the government, they are uprising against the government! Or: they fight for privatization. Of course Faezeh is not the fault! Like the hypocrites and monarchists, they sold their souls to Satan! So logical words do not matter in their souls. Forty years have they fought on the dent, but they have not stopped for a moment, to see what? This is what we say: we protest to protest. Faezeh says that all people are protesting: while their protest is against Fadze's thinking, not something else, and this shift does not change anything. Our people protest against the pain and injustice, who, besides their father, brought this country injustice and injustice? If he does not remember them, the Mayor of Karbaschi said: "We are racing Tehran to emigrate and go!" If Rouhani says at the time of the budget bill: The government is also expensive, who besides Hashemi Rafsanjani, who bought the big deal? He was the chief of his own designer. Under the pretext of playing games, he performed expensive projects. He said that the entire budget provided by the government would not be a waste of money for our projects. When did your children get so much illegal aid that the Canadians and Iraqi Kurdistan got better from the money in Tehran? what does it mean? Do people have no right to object? Or do they want to confiscate the protest of the people in their favor? Fortunately, you also do not understand this!

نحن نحتفل للاحتجاج!

فائزة هاشمي ، في تحليل غير صحيح ، اعتبر أن والده هو مضمون النظام! الذي ، مع رحيله ، يعلن انهيار محتوى النظام الإسلامي! بينما كان والده ، رغم أنه كان يعاني من متاعب كبيرة: للتفاوض مع الولايات المتحدة ، إلا أنه لم ينجح. لذلك ، لا يمكن القول أن انهيار المحتوى قد حدث. بطبيعة الحال ، إذا أجريت المفاوضات ، فإن سلوك الناس سيتغير ، وبإغلاق محطات الطاقة ، سيتم إغلاق شعار "الموت لأمريكا" ، كان ذلك مناسبًا لهم. لكن الناس ما زالوا يطالبون بحكم الجمهورية الإسلامية ، في جميع أنحاء العالم ، ولا سيما الولايات المتحدة ، وهم أقل رضا عنها. رغبة الشعب الإيراني في تغيير الحكومة في الولايات المتحدة يمكن أن تكون: في الأمم المتحدة ، الصدور: أشهر شهر رمضان من الإفطار ، وفي كل المدن ، زيادة أربعين. هذه القضية غير مفهومة لفايزة ، لكن شعوب العالم تعرفها جيداً. إذا لم تكن القوة فوقهم ، فإنهم سيطلقون هذا العام ارتفاع الأربعين في مدنهم. الذهاب الى العبادة ، والانخراط في النكات المفضلة لديك! كما الصعلوك ، عندما ذهب إلى القدس ، ألقى ورقته في فتحة بالقرب من جدار نحيب! اليوم ، العالم كله يدخل أو يخرج. لكن البعض ، على عكس العالم ، يريدون العودة إلى الماضي ، تطورهم أكثر رجعية! في حين أن شعوب العالم تتجه إلى الدين ، فهي بعيدة كل البعد عن الشيوعية والاشتراكية والليبرالية والعلمانية ، ولكن هذه الهمسات جديدة للدعاية من أجل الليبرالية! الاشتراكية وحتى الكسل. اعتقد انهم لا يعرفون أحدا ، أو لا تسمع! مرارا وتكرارا مرارا وتكرارا ، لكنهم لا يعرفون أن شعبهم كانوا في صميم الموضوع والتحول إلى الدين بحكمة ويقظة. عادة ، ارتفعت السترة الصفراء ضد الرأسمالية ، لكن فيزي يفكر: إنه يحارب من أجل ركوب الدراجات الهوائية ويأتي إلى الشوارع. إضراب عمال شركة هفت تيف من خوزستان لمحاربة الخصخصة ، وهم ينادون ببناء الدولة لشركتهم ، لكن فييزا يعتقد أنهم ضد الحكومة ، إنهم ضد الثورة! أو: يقاتلون من أجل الخصخصة. بالطبع فائسة ليست خطأ! مثل المنافقين والملكيين ، باعوا أرواحهم للشيطان! حتى الكلمات المنطقية لا تهم في نفوسهم. لقد قاتلوا أربعين سنة ، لكنهم لم يتوقفوا للحظة ، ليروا ماذا؟ هذا ما نقوله: نحتج على الاحتجاج. تقول فائزة أن جميع الناس يحتجون: بينما احتجاجهم ضد تفكير فادزي ، ليس شيئًا آخر ، وهذا التغيير لا يغير شيئًا. شعبنا يحتج على الألم والظلم ، الذي ، إلى جانب والدهم ، جلب هذا البلد الظلم والظلم؟ إذا لم يتذكرهم ، قال رئيس بلدية كرباسكي: "نحن نسابق طهران للهجرة والذهاب!" إذا قال روحاني في وقت فاتورة الموازنة: إن الحكومة مكلفة أيضاً ، إلى جانب هاشمي رفسنجاني ، الذي اشترى الصفقة الكبيرة؟ كان رئيس مصممه الخاص. تحت ذريعة اللعب ، قام بمشاريع باهظة الثمن. وقال إن الميزانية التي قدمتها الحكومة بالكامل لن تكون مضيعة للمال لمشاريعنا. متى حصل أطفالك على الكثير من المساعدات غير القانونية التي حصل عليها الكنديون و كردستان العراق من المال في طهران؟ ماذا يعني هذا؟ هل ليس للناس الحق في الاعتراض؟ أم أنهم يريدون مصادرة احتجاج الشعب لصالحهم؟ لحسن الحظ ، أنت أيضا لا تفهم هذا!

Etiraz etmək üçün etiraz edirik!

Faezeh Haşimi səhv bir analizdə, atasının sistemin məzmunu olduğunu düşündü! Hansı gedişlə İslam sisteminin məzmununun dağılmasını bəyan edir! Atası, böyük bir çətinlik olsa da: Birləşmiş Ştatlarla danışıqlar apararkən, o, müvəffəqiyyət qazanmadı. Buna görə məzmunun çökməsi meydana gəldiyi deyilə bilməz. Əlbəttə ki, danışıqlar aparılıb əgər davranış dəyişdirmək insanların şüarı bağlanması bitkilər kimi, "Amerikaya ölüm onun sözləri doğru idi bağlandı idi. Ancaq insanlar hələ də İslam Respublikasının hakimiyyətini, bütün dünyada, xüsusilə Birləşmiş Ştatlarda tələb edirlər və bundan daha az razıdırlar. Birləşmiş Millətlər və bir qadının döş: Ramazan iftar ay və Arbaeen bütün şəhərlərində gəzinti biz bilər ki, İran xalqı, Amerika iqtidar dəyişikliyini istəyirik. Bu məsələ Faezeh üçün aydın deyil, lakin dünyanın xalqı bunu yaxşı bilir. Qüvvət onların üzərinə düşmürsə, bu il onlar şəhərlərində Arbaen zammına başlayacaqlar. Səcdəə getmək və sevdiyiniz zarafatlara cəlb etmək! Tramp kimi, Yerusəlimə getdiyində, kağızını ağlayan duvarın yanında olan yuvaya atdı! Bu gün bütün dünya içərisindədir. Bəziləri, dünyanın əksinə, keçmişə dönmək istəyirlər, onların təkamülü daha irəlidədir! insanlar kommunizm və sosializm, liberalizm, üz dünyəvi, lakin ifritə, liberalizm təbliği təzə düşüncə, din dönüş olsa! Sosializm və hətta tənbəllik. Düşündük ki, kimsəni tanımır və ya eşitmirik! Tipik olaraq, sarı paltar kapitalizmə qarşı çıxdı, amma Faeze düşünür: o, velosipedlə mübarizə aparır və küçələrə gəlir. Yoxsa: özəlləşdirmə üçün mübarizə aparırlar. Əlbəttə, Faezeh günah deyil! Münafiqlər və monarxistlər kimi, onlar özlərini Şeytana satdılar! Beləliklə, məntiqli sözlər ruhlarında əhəmiyyətsizdir. Körpənizin qırx ilində mübarizə etdikləri, ancaq bir an üçün dayandılar, nə görmək üçün? Biz dediklərimiz belədir: etiraz etmək üçün etiraz edirik. Fə'zə deyir ki, bütün insanlar etiraz edirlər: onların etirazları Fadzenin düşüncəsinə qarşı deyil, başqa bir şey deyil və bu dəyişiklik heç bir şey dəyişmir. Xalqımız atalarından başqa bu ölkəni haqsızlıq və haqsızlığa gətirdiyi ağrı və ədalətsizlikə etiraz edir? Onları xatırlamırsa, Kərbəçi Bələdiyyə Başçısı dedi: "Biz Tehranı hicrət etmək və getmək üçün yarışırıq!" büdcə mənəvi hökuməti olan digər Rəfsəncani daha coined vurgun vurgun deyir varsa? Öz dizaynerinin başçısı idi. Oyun oynayan bəhanə ilə, bahalı layihələrlə çıxış etdi. Onun sözlərinə görə, hökumətin verdiyi bütün büdcə layihələrimiz üçün pul itirməyəcək. Uşaqlarınız, Kanadalılar və İraq Kürdüstanının Tehrandakı pullardan daha yaxşı olduğuna dair çox qanunsuz yardım aldılar? Bu nə deməkdir? İnsanları etiraz etmək hüququ yoxdur? Yoxsa xalqın xeyrinə etirazını əlindən almaq istəyirlər? Xoşbəxtlikdən də bunu anlamırsınız!


برچسب‌ها: اعتراض داریم تا اعتراض!,
سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۶:۱۲ نظر(0)

عالم هستی سلسلسه مراتب دارد که: برخی آن را به چهار دسته تقسیم کرده اند: عالم لاهوت(فقط مختص خدا است) عالم جبروت، عالم ملکوت و عالم ناسوت. سه عالم مخلوق خداوند هستند، به ترتیب دورتر یا پاین تر از عالم لاهوت قرار دارند. دور بودن آخرین عالم یعنی عالم ناسوت، باعث شده که به صورت جرم سخت در آیند، که ما آن را ماده یا جسم می نامیم. ولی عالم بالا تر رقیق تر هستند، و به نسبت رقیق بودن آنها به عالم لاهوت نزدیکترند. این عوالم مرزهایی هم دارند که آنها را از دیگر عوالم متمایز می کند، و میزان تصرف در یکدیگر را تعریف می کند. خداوند برای اجرای برخی اوامر خود، عده ای را مامور کرده، که بقیه از ان مستثنی هستند. مثلا کاری که ملائکه انجام می دهند، حفظ انسجام جهان است. در حالیکه کاری که عالم ماده انجام می دهد، بیشتر برای حفظ خودش است. عالم انسان ترکیبی از دو عالم ناسوت و ملکوت است. این یعنی که در برخی موارد، اجازه دخالت داده شده است. خداوند انسان را از خاک آفرید، ولی بعد روح خود را در او دمید. و این ترکیب دوگانه، عملکرد دوگانه هم در انسان دارد. در حالیکه در سایر حیوانات ویا موجودات، عملکرد واحد و مشابه هست. یعنی تاثیر روح در جسم حیوانات که اراده نام دارد، به شکل غریزی انجام می شود. حیوانات مانند ماشین های هوشمند، در برابر ادراکات بیرونی، رفتار مشخصی را از خود بروز می دهند که: کاملا برنامه ریزی شده و قابل پیش بینی است. اما وجود عقل که خود از عالم دیگر است، در جسم انسان باعث می شود: در بسیاری از موارد انسان مخالف غریزه هم عمل کند. مثلا گرسنه می شود، باید غذا بخورد ولی به دستور عقل، (شرع و دین) با اینکه در دسترس هم هست، آن را نمی خورد و تا ساعاتی بعد، به تعویق می اندازد. در واقع برنامه ریزی طبیعی و غریزی را به برنامه ریزی عاقلانه و حکمت آمیز تبدیل می کند. دامنه تغییرات نفوذ عقل تا آنجا است که: میتواند از عالم ملکوت عبور کرده، به عالم جبروت برسد. بسیاری از انبیا الهی به این عالم رسیدند، که بر آنها وحی می شد، و جبرائیل سفیر این عالم، با آنها ارتباط برقرار می کرد. اما عقل پیامبر خاتم(ص)، توانست جسم او را به عالم لاهوت هم ببرد(قاب قوسین او ادنی). از طرف دیگر رابطه ماده و معنویت، یا جسم و روح مانند رابطه انرژی و جرم است. یعنی حجم عظیمی از عالم ملکوت، در ذره ای از جسم جا میگیرد! مانند رم کامپیوتر که، هزاران مگابایت اطلاعات را در خود جا می دهد. گفته شده است که پیامبر تمام علوم را، در یک نفس، به حضرت علی یا فاطمه س منتقل میکرد، که اصطلاح ذقا ذقا گفته شده. حضرت علی ع هم به امام حسن و امام حسین و حضرت عباس، آنهم در کودکی شان منتقل نمودند. حال آنکه اگر نوشته شود، میلیون ها جلد کتاب می شود. انسان های معمولی هم، این حالت را تجربه می کنند. آنگاه که می گویند: موضوعی در ذهن ما جرقه زد. یعنی  که نوری بر ذهن آنها می تابد(العلم نور یقذفه الله فی قلب مایشاء) که: گویا پسورد یک کامپیوتر به آنها داده شده! یا : دری بر روی آنها باز شده، که میتوانند هزاران موضوع را درک کنند! و راه حل مشکلات خود را پیدا کنند، یا به تحلیل درستی برسند.البته همه این امور به وسیله اسباب خود انجام می شود(ابی الله ان یجری الامور بالاسباب) یکی از این اسباب اراده انسانها است. اراده مادی نیست، ولی بر ماده حکمرانی دارد. لذا واسطه ماده و معنی است. هرچیزی را که انسان فکر می کند، مادی نیست. ولی وقتی اراده کند(بخواهد) آن را اجرا می کند: به دست و پای خود فرمان می دهد، و آنها انجام می دهند. محتوی فکر و تخیل هم، بسیار وسیع و زیاد است ولی: در سلولهای خاکستری: بسیار ریز جا می گیرد.

The will of the intermediate is between matter and meaning.

The Universe of Hellsex has some: it is divided into four categories: the Universe of Lahu (only God's), the universe of God, the world of the kingdom, and the universe. The three universes are God's creatures, in the order of the farther or farther than the universe of Lahut. The remoteness of the last universe, the universe, has led to a massive crime, which we call matter or body. But the higher the higher are the smaller, the closer they are to the Lahtuan. These realms also have boundaries that differentiate them from other realms, and define the extent of capture in each other. God has appointed some people to fulfill some of his commandments, the rest of them excepted. For example, what the angels do is to maintain the integrity of the world. While what the universe does, it is more to maintain itself. The human world is a combination of two universe and royalty. This means that in some cases, it is allowed to interfere. God created man from the earth, but then he breathed his soul into him. And this dual combination has dual function in humans. While in other animals or creatures, the function is the same and the same. The effect of the soul in the animal body, which is called will, is instinctively done. Animals, like smart cars, exhibit distinct behaviors against external perceptions: they are well-planned and predictable. But the existence of reason, which itself is from another world, causes the human body: in many cases, a person opposes instinct. For example, he is hungry, he has to eat, but he can not eat it at the order of reason, (religious and religious), and postpones it for hours. In fact, it turns natural and instinctive planning into wise and wise planning. The range of changes in the influence of reason is such that: it can pass through the realm of the kingdom, reach the world of Jebrouth. Many divine prophets came to this world, which was revealed to them, and Gabriel, the ambassador of this world, communicated with them. But the wisdom of the Prophet Muhammad (PBUH), he was able to bring his body to the world of Lahtu (). On the other hand, the relationship of matter and spirituality, or body and soul, is the relationship between energy and crime. That is, a huge amount of the kingdom of the earth, in a piece of the body! Like a computer RAM that holds thousands of MB of information. It has been said that the Prophet transmitted all the sciences, in one breath, to Ali or Fatimah, which is called the subjectivist. Imam Hassan and Imam Hussein and Hazrat Abbas were also transferred to their childhood. However, if written, millions of books will be available. Ordinary people also experience this. When they say: something has sparked in our minds. That is, there is a light on their mind (s) that: It's as if a computer password has been given to them! Or: door opened on them, who can understand thousands of issues! And find solutions to their problems, or to arrive at the correct analysis. Of course, all these things are done by their own devices (one of these is the will of human beings, not material will, but it governs matter, hence the mediator of matter and meaning It does not materially anything that man thinks, but when he wants it, he executes it: he orders his own hands and feet, and they do. The content of thought and imagination is also very broad and It is high but in gray cells: it is very tiny.

إرادة الوسط هي بين المادة والمعنى.

يحتوي الكون سلسله على بعض: فهو مقسم إلى أربع فئات: كونه لاو (فقط الله) ، وكون الله ، وعالم المملكة ، والكون. الأكوان الثلاثة هي مخلوقات الله ، في ترتيب أبعد أو أبعد من كون لاهوت. لقد أدى بعد الكون الأخير ، الكون ، إلى جريمة ضخمة ، نسميها المادة أو الجسد. ولكن كلما ارتفع كلما صغر حجمها كلما اقتربنا من لاهتوان. هذه العوالم لها أيضًا حدود تميزها عن العوالم الأخرى ، وتحدد مدى الالتقاط في بعضها البعض. لقد عين الله بعض الناس ليحققوا بعض وصاياه ، أما الباقون فاستثنوا. على سبيل المثال ، ما تفعله الملائكة هو الحفاظ على سلامة العالم. في حين أن ما يفعله الكون ، هو أكثر للحفاظ على نفسه. عالم الإنسان هو مزيج من كونين وملوك. هذا يعني أنه في بعض الحالات ، يسمح للتدخل. خلق الله الإنسان من الأرض ، ثم تنفس روحه فيه. وهذه المجموعة المزدوجة لها وظيفة مزدوجة في البشر. بينما في الحيوانات أو المخلوقات الأخرى ، فإن الوظيفة هي نفسها ونفس الشيء. إن تأثير الروح في جسم الحيوان ، الذي يسمى الإرادة ، يتم بشكل غريزي. تظهر الحيوانات ، مثل السيارات الذكية ، سلوكيات متميزة ضد التصورات الخارجية: فهي جيدة التخطيط ويمكن التنبؤ بها. لكن وجود العقل ، الذي هو في حد ذاته من عالم آخر ، يسبب جسم الإنسان: في كثير من الحالات ، يعارض الشخص الغريزة. على سبيل المثال ، إنه جائع ، عليه أن يأكل ، لكنه لا يستطيع أن يأكله حسب ترتيب العقل (ديني أو ديني) ، ويؤجله لساعات. في الواقع ، إنها تحول التخطيط الطبيعي والغريزي إلى تخطيط حكيم وحكيم. نطاق التغييرات في تأثير العقل هو كالتالي: يمكن أن يمر عبر مملكة ، ليصل إلى عالم جبروت جاء العديد من الأنبياء الإلهيين إلى هذا العالم ، الذي كشف لهم ، وتواصل معهم جبرائيل ، سفير هذا العالم. لكن حكمة النبي محمد (عليه الصلاة والسلام) ، كان قادرا على جلب جسده إلى عالم لاهوت من ناحية أخرى ، العلاقة بين المادة والروحانية ، أو الجسد والروح ، هي العلاقة بين الطاقة والجريمة. أي كمية كبيرة من ملكوت الأرض ، في قطعة من الجسد! مثل ذاكرة الوصول العشوائي الكمبيوتر الذي يحمل آلاف ميغابايت من المعلومات. لقد قيل أن النبي قد نقل كل العلوم ، في نفس واحدة ، إلى علي أو فاطمة ، والتي تسمى علم النفس. كما تم نقل الإمام حسن والإمام الحسين وحضرة عباس إلى طفولتهم. ومع ذلك ، إذا تم كتابتها ، ستكون ملايين الكتب متاحة. الناس العاديين أيضا تجربة هذا. عندما يقولون: شيء أثار في أذهاننا. هذا هو ، هناك ضوء على أذهانهم: كما لو كانت كلمة مرور الكمبيوتر قد أعطيت لهم! أو: فتح الباب عليهم ، من يستطيع أن يفهم الآلاف من القضايا! وتجد حلولاً لمشاكلهم ، أو للوصول إلى التحليل الصحيح ، وبالطبع ، فإن كل هذه الأشياء تتم بواسطة أجهزتهم الخاصة (أحدها هو إرادة البشر ، وليس الإرادة المادية ، ولكنه يحكم المسألة ، وبالتالي فإن وسيط المادة ومعناها لا يوجد أي شيء يعتقده الإنسان ، ولكن عندما يريد ذلك ، فإنه ينفذه: فهو يأمر بيديه وأقدامه ، ويفعلون ذلك ، كما أن محتوى الفكر والخيال واسع جداً. إنه مرتفع ولكن في خلايا رمادية: إنه صغير للغاية.

Aralıqlığın iradəsi maddə və məna arasındadır.

bir dörd kateqoriyalara daxil oxuyasan kainatın iyerarxiya, mənəvi dünya (yalnız Allah) qüdrət kainat, səltənət dünya və maddi dünya. Üç kainat, Lahutun kainatından daha uzaq və ya daha uzaq olan Allahın canlılarıdır. Son kainatın, kainatın uzaqlığı maddi və ya bədən dediyimiz kütləvi bir cinayətə gətirib çıxardı. Ancaq daha yüksək olanlar daha kiçikdir, Lahtana qədər yaxındırlar. Bu aləmlərdə də digər aləmlərdən fərqlənən sərhədlər var və bir-birinə tutma dərəcəsini müəyyənləşdirir. Allah bəzi əmrlərini yerinə yetirmək üçün bəzi insanları təyin etdi, qalanları istisna olmaqla. Məsələn, mələklər dünyanın bütövlüyünü qorumaq üçün. Kainatın etdiyi nədirsə, özünü qorumaq daha çoxdur. İnsan dünyası iki kainatın və royalitetin birləşməsidir. Bu, bəzi hallarda müdaxiləyə icazə verilir. Allah insanları yerdən yaratdı, lakin sonra onun ruhunu ona çevirdi. Və bu ikili kombinasiyada insanlarda ikili funksiya var. Digər heyvanlarda və ya canlılarda isə funksiya eyni və eynidır. Ruhun heyvan vücuduna verəcəyi təsiri instinktiv olaraq həyata keçirilir. Ağıllı arabalar kimi heyvanlar, xarici algılara qarşı fərqli davranışlar sergilerler: yaxşı planlanmış ve öngörülebilirler. Ancaq özü başqa bir dünyadan olan bir səbəbin varlığı insan bədəninə səbəb olur: bir çox insanda içgüdü qarşı çıxır. mövcud olsa bu saat sonra gecikmələr qədər deyil, ac Məsələn, yemək lazımdır, lakin səbəb (hüquq və din) sifarişi. Əslində, təbii və instinktiv planlaşdırma müdrik və müdrik planlaşdırma halına çevrilir. Məqsədin təsirində dəyişikliklər belədir: bu, krallığın ərazisindən keçə bilər, Jebrut dünyasına çatır. Allahın bütün peyğəmbərlər onlarla ünsiyyət, dünyaya bu özlərinə nazil edilənə dünyada və Gabriel səfiri gəldi. Lakin Peyğəmbərin (s.ə.v.) hikməti onun vücudunu Lahtu dünyasına gətirə bildi. Digər tərəfdən, maddənin və mənəviyyatın, bədən və ruhun əlaqəsi enerji və cinayət arasında əlaqədir. Yəni, bədənin bir hissəsində yer kürəsinin böyük bir hissəsi! Minlərlə MB məlumatı tutan kompüter RAM kimi. Bu, bütün bilik Peyğəmbər bir nəfəs, o İmam Əli, Fatimə Zəhra transfer oldu bildirib ki, müddətli Zqa Zqa bildirib. İmam Həsən və İmam Hüseyn və Həzrət Abbas da uşaqlıq dövrünə köçürüldü. Lakin, yazılı olsaydı, milyonlarla kitab var. Adi insanlar da bunu yaşayır. Onlar dedilər: ağlımızda bir şey baş verdi. Yəni onların ağıllarına bir işıq var: onlar üçün bir kompüter şifrəsi verildi! Yoxsa: Onların üzərinə açılmış qapı, minlərlə məsələni başa düşənlər! insan düşünür. hər şey material deyil. lakin o (arzularını) istədiyi zaman. düşüncə və təsəvvür, çox geniş və məzmunu onun əllərinin çalışır və ayaqları əmr və etdikləri Bu yüksək, lakin boz hüceyrələrdə: çox kiçikdir.


برچسب‌ها: اراده واسط بین ماده و معنی است.,
سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۹:۳۹ نظر(0)

ترامپ گفته که آمریکا به جهان سوبسید می دهد! اما این درست برعکس است! آمریکا سوبسید بگیر گردن کلفت است. درواقع لایمن است، و مانند دزد های سرگردنه یا سرکوچه، از هر رهگذری پول می گیرد، وقتی می پرسند برای چی؟ می گوید پول زور است، می توانی نده! دنیا می داند که آمریکا عربستان را می دوشد! شاید بیش از 4تریلیون دلار از عربستان، به صورت های مختلف گرفته است! بخشی از آن به عنوان قراردادهای خرید تسلیحات است، بخش مهم دیگر تحت عنوان سهام دار کردن در: شرکت های ورشکسته است. سومین حالت آن دریافت برای تامین امنیت آل سعود می باشد. و بالاخره بخش دیگری اشانتیون! یا ولخرجی های آل سعود، در سفرهای خود به آمریکا، که هرکدام بالغ بر یک بیلیارد دلار می شود. البته عربستان هم ضرر نمی کند، همه این پولها را از ایران می دزدد! بخشی از این پولها هزینه سفر حج است، که به بهای گزاف هر نفر ده هزاردلار می شود. هرسال یکمیلیارد دلار از این راه، عربستان ایران را می دوشد! بخش دیگر این پولها، تخریب بقاع متبرکه و سرقت اموال عتیقه، و گنجینه های هزاران ساله آن است. آنها حتی از سرقت سنگ های دیواری تخت جمشید نیز، نمی گذرند! بخش بعدی درآمد عربستان، از نفت های ایران است که از: سفره های زیر زمینی فلات بلند ایران، به سوی مناطق پست و بیابانی عربستان، از میان خلل و فرج های، زمین مهاجرت می کنند. اگر ایران سد های زیر زمین بسته، مانع سفر گاز و نفت ایران به سوی عربستان شود، آنها نفتی نخواهند داشت. البته عربستان در دیگر کشورها هم، این سیستم ها را پیاده کرده: هزینه سفر حج و قاچاق عتیقه، استفاده از معادن مشترک و: پایین دستی را ادامه می دهند. از کمک های عربستان به آمریکا که بگذریم، ایران نیز فربانی این زورگویی ها شده است. نزدیک 6بیلیون دلار طلا و عتیقه جات، پول نقد و آثار باستانی ایرانیان، را به آمریکا انتقال داده اند. سرمایه گذاری ایرانیان در امریکا، بیش از عربستان و اسرائیل است. سومین کشوری که به آمریکا سوبسید می دهد، اسرائیل است. یهودی های وابسته به اسرائیل (آیپک) باعث: نجات آمریکا شدند، زیرا بعد از رکود اقتصادی سالهای: 1932کمر امریکا شکسته بود. ولی یهودیان با خرید و تاسیس شرکتها، و انتقال سرمایه های خود از سراسر دنیا، آمریکا را نجات دادند و هنوز هم، لابی صهیونیستی در آمریکا پرنفوذ ترین: مهاجران آمریکایی هستند. اروپا و آسیا گرچه ممکن است، ثروتی نداشته اند که به آمریکا بدهند، ولی نیروی انسانی ماهر انها را تامین کرده اند. دانشمندان هسته ای و موشکی آلمان و انگلیس، پس از جنگ دوم جهانی شناسایی و به آمریکا منتقل شدند! دزدی نیروهای علمی و دانشمندان در ابتدا، با زور اسلحه بود ولی کم کم، به صورت خرید خدمت! یا تشویق های مالی در آمد. اخیرا هم بعنوان فرار مغزها مطرح است. اگر این نخبه های آسیایی و اروپایی، آمریکا را ترک کنند باید آمریکا را، تحویل سرخپوستان بدهند! در حال حاضر آمریکائیان اشغالگر هستند! زیرا پدران آنها مالک آمریکا نبودند، بلکه با نسل کشی سرخپوستان، آنجا راتصاحب کردند. فراخوان نیروهی نظامی از سراسر دنیا هم، به همین معنی است. زیرا از دو جهت در مسیر فروپاشی، و تحویل دادن به سرخپوستها هستند! اول آنکه کشورهای مخالف سرخپوستها،(نژاد پرستان) از قبیل اسرائیل و عربستان و دولت های اروپا، دچار ورشکستگی مالی شده، با تهدیدات داخلی روبرو هستند. لذا دیگر قادر به کمک به: دولت نژاد پرست امریکا نیستند. تنها ایران است که شکوفایی اقتصادی دارد، و میتواند کمک کند، که آنهم حامی سرخپوستان و: مخالف اشغالگری سفید پوستان است.

Does America subsidize or not?

Tramp said that America would give the world a subsidy! But that's just the opposite! The United States is grateful. In fact, it is laymen, and, like the stealing thieves, is paying every passer-by, when they ask for what? Says money is a force, you can not! The world knows that America is killing Saudi Arabia! Perhaps more than $ 4 trillion from Saudi Arabia has taken in different ways! Part of it is the arms purchase contract, another important part under the name of the stockholder: the bankrupt companies. The third is to receive Al Saud. And finally, another part! Or :al-Saud's exorcism, on his trips to the United States, each of which exceeds a billion dollars. Of course Saudi Arabia does not hurt, it steals all these money from Iran! Part of this money is the cost of Hajj pilgrimage, which at a great price each person receives ten thousand dollars. One billion dollars a year this way, Saudi Arabia fights Iran! The other part of this money is the destruction of the deceased and the theft of antiques, and its thousands of treasures. They will not even go to the wall of Persepolis to steal! The next portion of Saudi income is from Iran's oil, which emanates from the underground shelves of Iran's high plateau, to the Saudi lowlands and desert areas. If Iran closes its underground dams, it will prevent Iranian gas and oil from going to Saudi Arabia, they will not have oil. Of course, Saudi Arabia has also implemented these systems: the cost of pilgrimage and anti-trafficking, the use of common mines and downstream. From Saudi aid to the United States, Iran has also been the victim of these bullying. Nearly $ 6 billion of gold and antiques, cash, and ancient Iranian art have been transferred to the United States. Iranian investments in the United States are more than Saudi Arabia and Israel. The third country that subsidizes the United States is Israel. The Jewish-affiliated Israel (AIPAC) caused the rescue of America, because after the recession of 1932, America's back was broken. But the Jews saved the United States by buying and establishing corporations, and transferring their funds from all over the world, and still the most influential lobby in the United States is American immigrants. Europe and Asia, though possible, did not have the wealth to give to the United States, but have provided their skilled manpower. Nuclear and missile scientists from Germany and England were identified and transferred to the United States after the Second World War! Theft of scientific forces and scientists was initially gunshot but, at least, as a service purchase! Or financial incentives. More recently, it's a brain drain. If these Asian and European elites leave the United States, they should give the American delivery to the Indians! Americans are occupying now! Because their fathers did not own the United States, they were involved with the Indian massacre. That is the meaning of calling for a military force from around the world. Because they are in two directions on the path to collapse and deliver to the Indians! First, there are internal threats facing indigenous (racist), such as Israel and Saudi Arabia and European governments, financially bankrupt. So they are no longer able to help: America's racist state. It is only Iran that has economic prosperity, and it can help, which also protects the Indians and: opposes the occupation of whites.

هل تدعم امريكا ام لا؟

قال الصعلوك إن أمريكا ستعطي العالم إعانة! ولكن هذا هو عكس ذلك! الولايات المتحدة ممتنة. في الواقع ، إنه ليمان ، وكما يفعل اللصوص الذين يسرقون ، يدفعون كل المارة عندما يسألون ماذا؟ يقول المال هو قوة ، لا يمكنك ذلك! العالم يعرف أن أمريكا تقتل السعودية! ربما أكثر من 4 تريليون دولار من المملكة العربية السعودية اتخذت بطرق مختلفة! جزء منه هو عقد شراء الأسلحة ، جزء مهم آخر تحت اسم صاحب الأسهم: الشركات المفلسة. والثالث هو استقبال آل سعود. وأخيرا ، جزء آخر! أو تعويذة آل سعود ، في رحلاته إلى الولايات المتحدة ، كل منها يتجاوز مليار دولار. طبعاً المملكة العربية السعودية لا تؤذي ، إنها تسرق كل هذه الأموال من إيران! جزء من هذا المال هو تكلفة الحج ، والذي يتقاضى كل شخص 10 آلاف دولار بسعر رائع. مليار دولار سنوياً بهذه الطريقة ، المملكة العربية السعودية تحارب إيران! الجزء الآخر من هذا المال هو تدمير المتوفى وسرقة التحف ، وآلاف الكنوز. لن يذهبوا حتى إلى سور برسيبوليس لسرقة! الجزء التالي من الدخل السعودي يأتي من النفط الإيراني ، الذي ينبع من الرفوف الجوفية في الهضبة الإيرانية المرتفعة ، إلى الأراضي المنخفضة والسهول الصحراوية. إذا أغلقت إيران سدودها تحت الأرض ، فإنها ستمنع الغاز الإيراني والنفط من الذهاب إلى المملكة العربية السعودية ، ولن يكون لديهم نفط. طبعاً ، طبقت المملكة العربية السعودية هذه الأنظمة أيضاً: تكلفة الحج ومكافحة الاتجار ، واستخدام المناجم الشائعة والمصب. من المساعدات السعودية إلى الولايات المتحدة ، كانت إيران أيضًا ضحية لهذه البلطجة. تم نقل ما يقرب من ستة مليارات دولار من الذهب والتحف والنقد والفن الإيراني القديم إلى الولايات المتحدة. الاستثمارات الإيرانية في الولايات المتحدة أكثر من السعودية وإسرائيل. الدولة الثالثة التي تدعم الولايات المتحدة هي إسرائيل. لقد تسببت إسرائيل (AIPAC) التابعة لليهود في إنقاذ أمريكا ، لأنه بعد الركود الذي حدث في عام 1932 ، تم كسر ظهر أمريكا. لكن اليهود أنقذوا الولايات المتحدة من خلال شراء وتأسيس الشركات ، ونقل أموالهم من جميع أنحاء العالم ، ولا يزال أكثر اللوبي نفوذاً في الولايات المتحدة الأمريكية هو المهاجرون الأميركيون. لم يكن لدى أوروبا وآسيا ، على الرغم من إمكاناتها ، الثروة التي يجب أن تقدمها للولايات المتحدة ، ولكنهما زودتا القوة البشرية الماهرة. تم التعرف على العلماء النوويين والصواريخ من ألمانيا وانجلترا ونقلها إلى الولايات المتحدة بعد الحرب العالمية الثانية! سرقة القوى العلمية والعلماء كانت في البداية طلقة نارية ، على الأقل ، كخدمة شراء! أو الحوافز المالية. في الآونة الأخيرة ، إنها نزيف العقول. إذا غادرت هذه النخب الآسيوية والأوروبية الولايات المتحدة ، فيجب عليها تسليم الأمريكيين للهنود! الأمريكيون يحتلون الآن! لأن آباءهم لم يكونوا يمتلكون الولايات المتحدة ، كانوا متورطين في المجزرة الهندية. هذا هو معنى الدعوة إلى قوة عسكرية من جميع أنحاء العالم. لأنهم في اتجاهين على الطريق إلى الانهيار وإيصالها إلى الهنود! أولاً ، هناك تهديدات داخلية تواجه السكان الأصليين (العنصريين) ، مثل إسرائيل والمملكة العربية السعودية والحكومات الأوروبية ، المفلسة مالياً. لذا فهم لم يعودوا قادرين على المساعدة: الدولة العنصرية الأمريكية. إيران هي الوحيدة التي تتمتع بالرخاء الاقتصادي ، ويمكنها أن تساعد ، كما تحمي الهنود و: تعارض احتلال البيض.

Amerika sübut edirmi?

Tramp, Amerika dünyaya bir subsidiya verəcəyini söylədi! Ancaq bunun əksinə deyil! Birləşmiş Ştatlar minnətdardır. Əslində, bu Lehmandır və oğru oğruları kimi, hər keçənləri nə üçün soruşduqda ödəyir? Pulun bir güc olduğunu söyləyir, edə bilməzsən! Dünya bilir ki, Amerika Səudiyyə Ərəbistanını öldürür! Bəlkə də Səudiyyə Ərəbistanından 4 trilyon dollardan çox fərqli yollar çəkdi! Bunun bir hissəsi silah alqı müqaviləsidir, səhmdarı adı altında mühüm bir hissəsidir: iflas edən şirkətlər. Üçüncüsü, Əl-Saudu qəbul etməkdir. Və nəhayət, bir hissəsi! Və ya əl-Səudun exorcism, hər biri bir milyard dollardan çox olan Birləşmiş Ştatlara gedişində. Əlbəttə, Səudiyyə Ərəbistanı zərər vermir, bütün bu pulları İrandan tutur! Bu pulun bir hissəsi hər bir insanın on min dolları böyük bir qiymətlə Həcc ziyarətinin xərcidir. İldə bir milyard dollar bu şəkildə, Səudiyyə Ərəbistanı İranla döyüşür! Bu pulun digər hissəsi ölənin və antikvarların oğurlanmasının və onun minlərlə xəzinəsinin məhvidir. Hətta Persepolisin divarını oğurlamaq üçün getməyəcəklər! Səudiyyə gəlirinin növbəti hissəsi İranın yüksək platonunun yeraltı rəflərindən Səud düzənliyinə və çöl ərazilərinə çıxan İran neftindəndir. İranın yeraltı su anbarlarını bağladığı təqdirdə İran qazı və neftinin Səudiyyə Ərəbistanına gedəcəyini maneə törədəcək, neft olmayacaq. Əlbəttə ki, Səudiyyə Ərəbistanı bu sistemləri də tətbiq etmişdir: həcc ziyarəti və insan alverinə qarşı mübarizə, ümumi mədənlərin və aşağı axınların istifadəsi. Səudiyyə yardımından Amerika Birləşmiş Ştatlarına qədər İran bu zorakılığın qurbanı olmuşdur. Təxminən 6 milyard dollarlıq qızıl və antikvar, pul və qədim İran sənəti ABŞ-a köçürüldü. İranın ABŞ-dakı investisiyaları Səudiyyə Ərəbistanı və İsraildən daha çoxdur. ABŞ-ın subsidiyalaşdırdığı üçüncü ölkə İsraildir. Yəhudi tərəfdarı olan İsrail (AIPAC) Amerika qurtarmasına səbəb oldu, çünki 1932-ci ildəki tənəzzüldən sonra Amerikanın geri çəkildi. Amma yəhudilər Amerika Birləşmiş Ştatlarını korporasiyaların satınalması və qurulması yolu ilə qurtardı və onların pullarını dünyanın hər yerindən köçürdülər və ABŞ-da ən təsirli lobbisi Amerika immiqrantlarıdır. Avropa və Asiya mümkün olsa da, Birləşmiş Ştatlara vermək üçün zənginliyə malik olmadı, lakin onların bacarıqlı insan gücünü təmin etdi. İkinci Dünya müharibəsindən sonra Almaniya və İngiltərədən gələn nüvə və raket alimləri təsbit edildi və ABŞ-a köçürüldü! Elmi qüvvələrin və alimlərin oğurlanması ilkin olaraq atəş açdı, amma heç olmasa bir xidmət satın alındı! Və ya maliyyə təşviqləri. Daha yaxınlarda bir beyin drenajı. Bu Asiya və Avropa seçkiləri ABŞ-dan ayrılarsa, onlar indianlara Amerika çatdırılmasını verməlidirlər! Amerikalılar indi işğal edir! Atalarının ABŞ-a məxsus olmasından ötəri onlar Hindistan qırğını ilə əlaqəli idi. Bütün dünyada hərbi qüvvəyə çağırmanın mənası budur. Çökməsi və hindilərə çatdırılması yolunda iki istiqamətdə olduqları üçün! Birincisi, İsrail, Səudiyyə Ərəbistanı və Avropa hökumətləri kimi yerli (irqçi) qarşılaşan daxili təhdidlər, maddi olaraq iflas edir. Ona görə də onlar artıq kömək edə bilmirlər: Amerikanın irqçi dövləti. İqtisadi tərəqqiyə sahib olan və yalnız Hindistanı qoruyan və ağların işğalına qarşı çıxan, yalnız İrandır.


برچسب‌ها: آمریکا سوبسید می دهد یا نه؟,
سيد احمد حسيني ماهيني ۳/۱۰/۱۳۹۷ - ۱۵:۵۸ نظر(0)

ایران انقلابی، نزدیک به شش تریلیون یورو: کمک به اقتصاد جهانی کرده است. واین امر باعث رشد کشورهای جهان شده و آنها با سرعت رشدی بالاتری، به درجات بالای تمدن رسیده اند. کشورهای چین ژاپن آمریکا آلمان فرانسه، در رده اول تا چهارم دریافت این کمک ها هستند، کره شمالی و جنوبی و مالزی و ترکیه و شورای همکاری خلیج فارس و کاناد و استرالیا، در رده های بعدی هستند! البته از کشور سوئیس آماری در دست نیست، اما میتوان گفت بیش از همه کشورهای دنیا، از پول ایران استفاده کرده است. زیرا به علت رازداری بانکی، مرکز انتقال وجوهات نقدی ایرانیان بوده است. و به عنوان دروازه کمک های مالی ایران هم، محسوب می شده است. اولین بار وقتی رضاشاه در حال تبعید بود، نزدیک یک میلیارد دلار، به بانکهای سوئیس سپرد تا در ژوهانسبورگ، آنها را دریافت کند. ولی او مرد و بانکهای سوئیس، به بهانه رازداری نگفتند چه مقدار! در حساب داشته و هنوز هم کسی اطلاع از ان ندارد. در دوران قبل از کودتای آمریکایی، فرزند او یعنی محمدرضا نیز، در سوئیس و فرانسه، حساب بانکی داشت و به همه دوستان و اشنایان هم، سفارش کرده بود تا برای اطمینان آینده شان! این کار را بکنند. ولی با اینکه با کودتای 28مرداد 1332به ایران برگشت، اما داراییها همچنان در آن بانکها باقی ماند. بعدها به بهانه ساخت کاخ نیاوران و یا سعد اباد، و خرید لوازم وتابلوهای فرانسوی، بخشی از این پول را دریافت کردند، ولی هرگز مانده حسابها اعلام نشد. طبیعی بود که این پولها، در گردش مالی انها تاثیر مثبت داشته و باعث شد: تا خرابیهای ناشی از جنگ دوم جهانی، سریعتر بازسازی شود. آمریکا که این نفوذ ایران را در: کمک های مالی به اروپا می دید، طرح مارشال را پیاده کرد، تا پیشرفتهای اروپا به نام آمریکایی ها تمام شود. با شروع انقلاب اسلامی در ایران، مهاجرت پولها علاوه بر اروپا، به سوی آمریکا هم آغاز شد. با اینکه قیمت نفت بالا رفته و: ایران دارای درآمدهای هنگفت نفتی شد، ولی یک دلار از این درآمدها به ایران داده نشد! بجای آن سلاح و کالا (مانند برنج و روغن و کره و گوشت) ارسال می شد. با شروع انقلاب، دوباره محمدرضا و درباریانش، دست به انتقال وجوه و عتیقه جات از ایران زدند. هرچه ثروت داشتند تبدیل به دلار کرده، راهی بانکهای سوئیس و فرانسه و آمریکا نمودند. تا پیروزی انقلاب اسلامی، نزدیک به دو تریلیون دلار در بانکهای: آمریکا و اروپا ذخیره شد، که کمک بزرگی به پیشرفت این کشورها داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم، این روال ادامه داشت. آنها نه تنها ذخائر قبلی را به ایران پس ندادند. بلوکه کرده و برای پیشرفت های خود هزینه نمودند. بلکه به بهانه تحریم، سویفت راقطع کرده و مانع انتقال: درآمدهای جدید نفتی ایران هم شدند. این علاوه بر ان بود که: بسیاری از وابستگان رژیم قبلی، مهاجرت ثروت ایران را بی وقفه ادامه می دادند. و فرار مغزها را هم به آن اضافه کرده بودند. در دوران جنگ تحمیلی، خرید های جنگی و دور زدن تحریم ها هم، به این دو روند قبلی اضافه شد. و پولهای ایران با سرعت بیشتری، به خارج منتقل گردید. البته این بار بجای آمریکا یا اروپا، چرخش به سوی شرق بود: کره جنوبی که یک روستا بیش نبود، هدف اولیه ایرانی ها بود. بعد مالزی و ژاپن مورد عنایت قرار گرفت. چین و هند هم دور از این ماجرا نماند، حتی بورکینافاسو و برونئی مولداوی هم سهمی داشتند! چه رسد به اسرائیل و عربستان! تا پایان جنگ تحمیلی 1990جمعا2بیلیون دلار دیگر از ایران به سوی این کشورها رفت. وتا به امروز این مبلغ به 6تریلیون یورو رسیده است. بخش اعظم آن درآمد فروش نفت ایران است، که صرف توسعه بازار کالاهای انها شد

Iran's 6 billion Euros help

Revolutionary Iran, close to six trillion euros, has contributed to the global economy. And this has contributed to the growth of the countries of the world, and they have reached a high level of civilization at higher rates of growth. China, Japan, United States of America, Germany, France, the first to fourth aid recipients, North Korea and South Korea, Malaysia and Turkey, the Gulf Cooperation Council and Canada and Australia are in the next category! Of course, there is no statistic from Switzerland, but it can be said that most of the countries in the world have used Iranian money. Because of the bank secrecy, has been the center of the transfer of Iranian cash funds. And :as the gateway to Iran's financial assistance. The first time that Reza Shah was being exiled, he deposited nearly a billion dollars to Swiss banks to receive them in Johannesburg. But he died, and the Swiss banks did not say much on the pretext of secrecy. In the account and still no one knows about it. In the era before the American coup, his son, Mohammad Reza, also had a bank account in Switzerland and France, and had ordered all his friends and relatives to be sure of their future! Do this. But despite the coup d'état of August 28, 1332, the assets remained in those banks. Later on the pretext of building the Niavaran Palace or Saad Abad, and purchasing French supplies and receipts, they received some of that money, but never had any account balances. It was natural that these funds had a positive impact on their turnover, and led to a faster rebuilding of the damage caused by the Second World War. The United States, which saw Iran's influence in: Europe's funding, launched the Marshall Plan to end the progress of Europe, called Americans. With the start of the Islamic Revolution in Iran, migration of money in addition to Europe, began to America. Although the price of oil has risen: Iran has had huge oil revenues, but not one dollar of these revenues to Iran! Instead, weapons and goods (such as rice, butter, and butter) were sent. With the onset of the revolution, Mohammad Reza and his courtiers returned to Iran to transfer funds and antiques from Iran. The wealth they had become dollars and went to Swiss, French and American banks. Until the Islamic Revolution, nearly two trillion dollars were saved in the banks of America and Europe, which contributed greatly to the progress of these countries. After the victory of the Islamic Revolution, this process continued. Not only did they not repatriate previous reserves to Iran. Blocked and paid for their progress. But on the pretext of a boycott, Swift cut off and prevented the transfer: new oil revenues came from Iran. This added: Many of the former regime's dependents continued to migrate Iran's wealth indefinitely. And they had added brain drain to it. During the imposed war, war purchases and circumvention of the sanctions were added to these two previous trends. And Iranian money was transferred more quickly to the outside world. Of course, instead of America or Europe, this was a turning point toward the East: South Korea, which was a village, was the primary goal of the Iranians. Following was Malaysia and Japan. China and India did not stay away from this, even Burkina Faso and Brunei were also part of Moldova! Let alone Israel and Saudi Arabia! By the end of the 1990 imposed war, a total of 2 billion dollars went to Iran from Iran. And to date, this amount has reached 6 trillion Euros. The bulk of that is Iran's oil sales revenue, which was spent on developing their goods market

مساعدة مالية بقيمة 6 مليار يورو

لقد أسهمت إيران الثورية ، التي تبلغ قرابة ستة تريليونات يورو ، في الاقتصاد العالمي. وقد ساهم هذا في نمو دول العالم ، ووصلوا إلى مستوى عالٍ من الحضارة بمعدلات نمو أعلى. الصين ، اليابان ، الولايات المتحدة الأمريكية ، ألمانيا ، فرنسا ، أول المستفيدين من المساعدات الرابعة ، كوريا الشمالية وكوريا الجنوبية ، ماليزيا وتركيا ، دول مجلس التعاون الخليجي وكندا وأستراليا في الفئة التالية! بالطبع ، لا توجد إحصائيات من سويسرا ، ولكن يمكن القول إن معظم دول العالم قد استخدمت الأموال الإيرانية. بسبب السرية المصرفية ، كان مركز نقل الأموال النقدية الإيرانية. وبوابة لمساعدة إيران المالية. في المرة الأولى التي يتم فيها نفي رضا شاه ، قام بإيداع ما يقرب من مليار دولار للمصارف السويسرية لاستقبالها في جوهانسبرج. لكنه توفي ، والبنوك السويسرية لم تذكر الكثير بحجة السرية. في الحساب ولا يزال لا أحد يعرف عن ذلك. في الفترة التي سبقت الانقلاب الأمريكي ، كان ابنه محمد رضا يملك حسابًا مصرفيًا في سويسرا وفرنسا ، وأمر جميع أصدقائه وأقاربه بالتأكد من مستقبلهم! افعل هذا. لكن على الرغم من الانقلاب الذي وقع في 28 أغسطس 1332 ، ظلت الأصول في تلك البنوك. في وقت لاحق بحجة بناء قصر نيافاران أو سعد آباد ، وشراء الإمدادات الفرنسية والإيصالات ، حصلوا على بعض هذه الأموال ، ولكن لم يكن لديهم أي أرصدة حسابات. وكان من الطبيعي أن يكون لهذه الأموال أثر إيجابي على معدل دورانها ، وأدت إلى إعادة بناء أسرع للضرر الذي تسببت فيه الحرب العالمية الثانية. الولايات المتحدة ، التي شهدت نفوذ إيران في: تمويل أوروبا ، أطلقت خطة مارشال لإنهاء التقدم في أوروبا ، ودعا الأمريكيين. مع بداية الثورة الإسلامية في إيران ، بدأت هجرة الأموال بالإضافة إلى أوروبا ، إلى أمريكا. على الرغم من ارتفاع سعر النفط ، إلا أن إيران كانت لديها عائدات نفطية ضخمة ، ولكن ليس دولار واحد من هذه الإيرادات لإيران! بدلا من ذلك ، تم إرسال الأسلحة والسلع (مثل الأرز والزبدة والزبدة). مع بداية الثورة ، عاد محمد رضا وحاشيته إلى إيران لتحويل الأموال والتحف من إيران. لقد أصبحوا ثروات الدولارات وذهبوا إلى البنوك السويسرية والفرنسية والأمريكية. حتى الثورة الإسلامية ، تم توفير ما يقرب من تريليوني دولار في بنوك أمريكا وأوروبا ، مما ساهم بشكل كبير في تقدم هذه الدول. بعد انتصار الثورة الإسلامية ، استمرت هذه العملية. ولم يقتصر الأمر على عدم إعادة الاحتياطيات السابقة إلى إيران. محظور ومدفوع لتقدمهم. لكن بحجة المقاطعة ، قطع سويفت ومنع النقل: جاءت عائدات النفط الجديدة من إيران. وأضاف هذا: استمر العديد من معالين النظام السابق في هجرة ثروات إيران إلى أجل غير مسمى. وقد أضافوا إليها نزيف العقول. وأثناء الحرب المفروضة ، أضيفت مشتريات الحرب والالتفاف على العقوبات إلى هذين الاتجاهين السابقين. وتم تحويل الأموال الإيرانية بسرعة أكبر إلى العالم الخارجي. بالطبع ، بدلاً من أمريكا أو أوروبا ، كان هذا نقطة تحول نحو الشرق: كوريا الجنوبية ، التي كانت قرية ، كانت الهدف الأساسي للإيرانيين. فيما يلي ماليزيا واليابان. لم تبتعد الصين والهند عن ذلك ، حتى كانت بوركينا فاسو وبروناي جزءًا من مولدوفا! ناهيك عن إسرائيل والمملكة العربية السعودية! بحلول نهاية الحرب المفروضة عام 1990 ، ذهب ما مجموعه 2 مليار دولار إلى إيران من إيران. وحتى الآن ، وصل هذا المبلغ إلى 6 تريليونات يورو. الجزء الأكبر من ذلك هو إيرادات مبيعات النفط الإيرانية ، التي تم إنفاقها على تطوير سوق سلعهم

İranın 6 milyard Avroya kömək edir

İnqilabçı İran, təxminən altı trilyon avroya yaxın qlobal iqtisadiyyata qatqı təmin etdi. Bu dünya ölkələrinin böyüməsinə öz töhfəsini verərək, artımın yüksək dərəcələrində yüksək səviyyədə sivilizasiyaya çatmışdır. Şimali Koreya və Cənubi Koreya, Malayziya və Türkiyə, Körfəz Əməkdaşlıq Şurası və Kanada və Avstraliya bir araya gələrək, Çin, Yaponiya, Amerika Birləşmiş Ştatları, Almaniya, Fransa, dördüncü köməkçi alıcıdır! Əlbəttə ki, İsveçrədən heç bir statistik yoxdur, ancaq dünya ölkələrinin əksəriyyəti İran pullarından istifadə etdiyini söyləyə bilərik. Bankın gizliliyi səbəbindən, İran nağd pullarının köçürülməsi mərkəzi olmuşdur. İranın maddi yardımına giriş kimi. Reza Şahın sürgün edildiyi ilk dəfə, İsveçrənin Johannesburq şəhərinə qəbul etmək üçün təxminən bir milyard dollar yatırdı. Ancaq o öldü və İsveçrə bankları gizlilik bəhanəsi ilə çox şey söyləmədilər. Hesabda hələ də heç kim bilmir. Amerikalı zərbənin qarşısında dövründə oğlu Məhəmməd Rza da İsveçrədə və Fransada bank hesabı qoymuşdu və bütün dostlarına və qohumlarına gələcəyinə əmin olmalarını əmr etdi! Bunu etməyin. Lakin 28 Avqust 1332-ci il dövlət çevrilişinə baxmayaraq aktivlər o banklarda qaldı. Daha sonra Niavaran sarayını və ya Saad Abad qurmaq bəhanəsi ilə, Fransanın tədarükü və daxilolmalarını satın alaraq, bəzi pulları aldılar, lakin heç bir hesab qalıqları olmadılar. Təbii ki, bu vəsait onların dövriyyəsinə müsbət təsir göstərmiş və İkinci Dünya müharibəsi nəticəsində yaranmış zərərin daha sürətli şəkildə yenidən qurulmasına səbəb olmuşdur. İranın nüfuzunu Avropanın maliyyələşdirməsində gördüyü Birləşmiş Ştatlar, Amerikalılar adlandırılan Avropanın inkişafına son qoymaq üçün Marshall Planını başlatdı. İranda İslam İnqilabının başlamasıyla birlikdə Avropaya əlavə pul köçürməsi Amerikaya başladı. Neft qiyməti artdı: baxmayaraq ki, İranın neft gəlirləri çoxdur, lakin İrana bu gəlirdən bir dollar deyil! Bunun əvəzinə silah və mallar (düyü, yağ və yağ kimi) göndərildi. İnqilabın başlanğıcı ilə Məhəmməd Rza və onun sarayları İrandan pul və antikvarların köçürülməsi üçün İrana qayıtdılar. Zənginlik onlar dollar halına gəldi və İsveçrə, Fransa və Amerika banklarına getdi. İslam inqilabına qədər, bu ölkələrin inkişafına böyük təsir göstərən Amerika və Avropanın banklarında təxminən iki trilyon dollar saxlanılmışdı. İslam inqilabının zəfərindən sonra bu proses davam etdi. Yalnız İrana əvvəlki ehtiyatları geri vermədilər. Onların tərəqqisi üçün bloklanmış və ödənilmişdir. Lakin boykot bəhanəsi ilə Swift kəsilmiş və transferin qarşısını almışdı: yeni neft gəlirləri İrandan gəldi. Əvvəlki rejimin qardaşlarının çoxu İranın sərvətini qeyri-müəyyən şəkildə köçürməyə davam edirdi. Və onlar ona beyin drenaj əlavə edilmişdir. Müharibə dövründə müharibələrin alqı-satqısı və sanksiyaların dəyişdirilməsi bu iki əvvəlki tendensiyaya əlavə edildi. Və İran pulları xarici dünyaya daha tez köçürüldü. Əlbəttə ki, Amerika və ya Avropanın əvəzinə, bu, Şərqə doğru bir dönüş nöqtəsi idi: bir kənd olan Cənubi Koreya, İranlıların əsas məqsədi idi. Malayziya və Yaponiyadan sonra. Çin və Hindistan bundan qaçmadılar, hətta Burkina Faso və Brunei də Moldova hissəsi idi! İsrail və Səudiyyə Ərəbistanını tək qoy! 1990-cı ildəki müharibənin sonunda İrandan İrana cəmdə 2 milyard dollar gəldi. Və bu günə qədər bu məbləğ 6 trilyon avroya çatdı. Bunların böyük hissəsi İranın neft satış gəliridir ki, bu da onların mal bazarını inkişaf etdirməyə sərf edilib


برچسب‌ها: کمک 6بیلیون یورویی ایران,