X
تبلیغات
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
صفحه اول تماس با ما RSS
نمازجمعه ها را در قدس شریف باشیم
مسلمانان میانمار اقلیت بزرگ آن کشور هستند و بیشتر آنان هم ایرانی تبار هستند والان در یک تصفیه نژادی باید خود را حفظ کنند وباید برای آنها یک حکومتی تعریف شود

موشک جواب موشک

 همان اصل قرانی: تعدی در مقابل تعدی می باشد:

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم -

  ایا وقت آن نرسیده که: جواب موشک و بمباران اسرائیل را، با موشک بدهند؟ همانطور که پیش بینی می شد: وقتی داعش از بین رفت، حامیان او به دنبال احیا: برنامه های داعش رفتند. آمریکا با بمباران برخی مناطق، خط آتش درست کرد تا: عناصر شکست خورده داعش، بتوانند از مهلکه فرار کنند. عربستان برای انحراف افکار عمومی، از چهل کشور اسلامی دعوت کرد: تا تروریسم را ریشه کن کنند! البته منظور عربستان از تروریسم، افراد ضد داعش هستند! یعنی همان هایی که باعث شدند: تا داعش نابود شود. ولیعهد عربستان میخواست انتقام داعش را بگیر: زیرا هزینه های زیادی برای ایجاد آن، پرداخت کرده بود: سلاح ها و تجهیزات فراوان برای آنها، ارسال کرده بود ولی روز به روز، شاهد نابودی آنها بود! که بالاخره تمام شد، و بدهیهایش برای آل سعود باقی ماند. برای تکمیل حلقه انتقام داعش، اسرائیل هم مجبور شده تا: شخصا پا به میدان بگذارد و: از سوریه انتقام بگیرد. صهیونیسم و لیبرالیزم و ارتجاع، مردم را از اتحاد خودشان می ترسانند! ولی این اتحاد شوم عبری عربی غربی، سال ها است که جنایت می کند: ولی همیشه شکست خورده و بدهکار، صحنه را ترک می کند. این بار اسرائیل با موذی گری می خواهد: عملیات ایذایی را سازماندهی کند، تا مردم سوریه دائما در ناامنی باشند! وبا تبلیغات برای معارضان سوری، القا کنند تا زمانیکه بشار اسد هست، این نا امنی هم هست. اما مردم سوریه میدانند که: این حرفهای تکراری، برای انها امنیت ایجاد نمی کند. زیرا معارضان سوری هنوز دستشان به قدرت نرسیده، اینهمه خونریزی و وحشیگری داشتند، وای به روزی که به قدرت برسند. به نظر می رسد که دیگر پیمانه اسرائیل هم پرشده، و به زودی از روی زمین محو خواهد شد! و این عملیات ایذایی از دو جهت، این موضوع را اثبات می کند: اول اینکه اگر اسرائیل قدرت داشت، نیازی به عملیات ایذایی و یا: خلق داعش نبود، میتوانست با یک حمله، مانند جنگ شش روزه، اسد را از قدرت بردارد.  پس دیگر قادر به انجام: عملیات بزرگ نیست و: حد او همین است.  دوم اینکه این عملیات ایذایی را، برای کسب در امد از آل سعود و آمریکا انجام می دهد، تا بحران مالی خود را رفع کند. لذا وقت آن فرا رسیده تا: ضربه آخر به اسرائیل وارد شود. البته همه منتظر ایران هستند، ولی نباید انتظار داشت که مسئولین ایران، دست از موشک سازی بردارند، و آن را مصرف اسرائیل نمایند. زیرا موشک های ایران، برد بالایی دارد و برای اهداف: بزرگتری طراحی شده است. و نابودی اسرائیل کار: یک روز این موشک ها است. لذا در حمله موشکی ایران، ممکن است تر و خشک باهم بسوزد. در حالیکه حزب الله، اطلاعات دقیقتری دارد و: میتواند بدون عوارض جانبی، موشک های خود را به هدف بزند. سوریه نیز از قدرت موشکی بالایی برخوردار است، نباید فراموش کرد که پدر موشکی ایران، در انجا آموزش دید. علاوه بر سوریه و لبنان ، یمن و عراق و روسیه هم، قدرت موشک باران اسرائیل را دارند. تنها یک چیز باعث شده: تا کنون جواب اسرائیل را ندهند، و آن اینکه خط مقاومت، نمی خواهد آغاز گر جنگ جدیدی باشد. اما این تئوری نخ نما، زیان های فراوانی به مقاومت وارد کرده. این همان تئوری بنی صدر، در ابتدای جنگ تحمیلی بود! که می گفت ما نباید حمله کنیم و: وارد خاک دیگران شویم، بلکه بگذاریم آنها بیایند: تا حساب شان را برسیم. حالا چرا استراتژی مقاومت شده ، کار انگلیسی ها یا اروپایی ها است!

Rocket missile response

 The same Qur'anic principle is an offensive against the offensive: is it not time for it to: Answer the rocket and bombard Israel with a rocket? As anticipated: when ISIL disappeared, its supporters sought to revive: ISIL's plans went. The United States made a fire line by bombing some areas so that the failed ISIL elements could escape. Saudi Arabia called for forty Islamic countries to eradicate public opinion: to eradicate terrorism! Saudi Arabia, of course, is anti-ISIL people! That is, those that caused: to destroy ISIS. The crown prince of Saudi Arabia wanted to take revenge on ISIS because he had paid a lot of money for it: they had sent many weapons and equipment to them, but they were destroyed every day! Which eventually ended, and his debts remained for Al Saud. To complete the ISIL revenge ring, Israel is also forced to: personally step down and take revenge on Syria. Zionism, liberalism and reaction, scare people away from their unity! But this Western alliance, the Hebrew Arabic, has for many years been crimes: but always defeated and the debtor leaves the scene. This time, Israel wants to insult itself: to organize an affair, so that the Syrian people are constantly insecure! And with propaganda for the Syrian opposition, it is insecure until Bashar al-Assad is there. But the Syrians know that: these repetitive words do not give them security. Because the Syrian opponents have not yet reached their full control of power, they have had all the bloodshed and brutality, until the day they reach power. It seems that another measure of Israel is filled, and will soon disappear from the ground! And this two-way operation proves this: first, if Israel had no power, no need to take offense, or: did not create ISIS, it could take Assad out of power with an attack, like a six-day war. So it is no longer able to do: The operation is not great: its limit is the same. Secondly, it will carry out an offensive operation to get out of Saudi Arabia and the United States to resolve its financial crisis. So it's time to bring the last blow to Israel. Of course, everyone is waiting for Iran, but we should not expect the Iranian authorities to stop rocketing and use it for Israel. Because: Iran missiles have a high range and are designed for larger targets. And the destruction of Israel: One day these missiles are. Therefore, in a missile attack in Iran, it may burn more and drier. While Hezbollah has more accurate information, it can target its missiles without any side effects. Syria also has a high missile power, it should not be forgotten that Iran's missile father was trained there. In addition to Syria and Lebanon, Yemen, Iraq and Russia also have the power of Israeli racers. Only one thing has caused: so far, not to give Israel an answer, and that the resistance line does not want to start a new war. But this theory has plagued us with many losses. This same theory of Bani-Sadr was imposed at the beginning of the war! He said that we should not attack and: get into the soil of others, but let them come: to reach their account. Now why is a resilient strategy working for the British or the European!

استجابة الصواريخ الصاروخية

 نفس المبدأ القرآني هو هجوم ضد الهجوم: هل حان الوقت ل: الإجابة على الصاروخ وقصف إسرائيل بصاروخ؟ كما كان متوقعا: عندما اختفى تنظيم الدولة الإسلامية في العراق والشام، سعى مؤيدوها إلى الانتعاش: ذهبت خطط داعش. قامت الولايات المتحدة بخط النار من خلال قصف بعض المناطق حتى يمكن أن تفلت عناصر داعش الفاشلة. دعت المملكة العربية السعودية أربعين دولة إسلامية إلى القضاء على الرأي العام: القضاء على الإرهاب! المملكة العربية السعودية، بطبيعة الحال، مناهضين لتنظيم داعش! أي تلك التي تسببت في: تدمير داعش. لقد أراد ولي عهد المملكة العربية السعودية الانتقام من داعش لأنه دفع الكثير من المال له: لقد أرسلوا العديد من الأسلحة والمعدات لهم، لكنهم دمروا كل يوم! والتي انتهت في نهاية المطاف، وظلت ديونه ل آل سعود. ولإكمال حلقة الثأر لتنظيم الدولة الإسلامية في العراق والشام، تضطر إسرائيل أيضا إلى: النزول شخصيا والانتقام من سوريا. الصهيونية، الليبرالية ورد الفعل، تخويف الناس بعيدا عن وحدتهم! ولكن هذا التحالف الغربي، والعربية العبرية، كان لسنوات عديدة جرائم: ولكن هزم دائما والمدين يترك المشهد. هذه المرة، إسرائيل تريد إهانة نفسها: لتنظيم علاقة، حتى أن الشعب السوري غير آمنة باستمرار! ومع الدعاية للمعارضة السورية، فهي غير آمنة إلى أن يتواجد بشار الأسد. لكن السوريين يعرفون أن هذه الكلمات المتكررة لا تعطيهم الأمن. ولأن الخصوم السوريين لم يصلوا بعد إلى سيطرتهم الكاملة على السلطة، فقد كان لهم كل إراقة الدماء والوحشية، واليوم الذي جاءوا فيه إلى السلطة. يبدو أن هناك مقياسا آخر لإسرائيل مليئا، وسوف تختفي قريبا من الأرض! وهذه العملية ذات الاتجاهين تثبت ذلك: أولا، إذا لم يكن لدى إسرائيل أي سلطة، فلا حاجة إلى ارتكاب جريمة، أو: لم تنشئ داعش، يمكن أن تأخذ الأسد خارج السلطة بشن هجوم، مثل حرب استمرت ستة أيام. لذلك لم يعد قادرا على القيام به: العملية ليست كبيرة: حدها هو نفسه. ثانيا، ستنفذ عملية هجومية للخروج من المملكة العربية السعودية والولايات المتحدة لحل الأزمة المالية. لذلك حان الوقت لجلب الضربة الأخيرة لإسرائيل. بالطبع، الجميع ينتظر إيران، ولكن لا ينبغي لنا أن نتوقع من السلطات الإيرانية وقف الصواريخ واستخدامها لإسرائيل. لأن صواريخ إيران لديها مجموعة عالية ومصممة لأهداف أكبر. وتدمير إسرائيل: يوم واحد هذه الصواريخ هي. لذلك، في هجوم صاروخي في إيران، قد يحرق أكثر وأكثر الجافة. في حين أن حزب الله لديه معلومات أكثر دقة، فإنه يمكن استهداف صواريخه دون أي آثار جانبية. سوريا لديها أيضا قوة صاروخية عالية، لا ينبغي أن ننسى أن والد الصواريخ إيران تم تدريب هناك. بالإضافة إلى سوريا ولبنان، واليمن والعراق وروسيا أيضا قوة المتسابقين الإسرائيليين. وسبب واحد فقط هو: حتى الآن، عدم إعطاء إسرائيل جوابا، وأن خط المقاومة لا يريد أن يبدأ حربا جديدة. ولكن هذه النظرية قد ابتليت بنا مع العديد من الخسائر. وقد فرضت نفس نظرية بني الصدر في بداية الحرب! وقال إنه لا ينبغي لنا أن نهاجم وندخل إلى تراب الآخرين، ولكن ندعهم يأتون: للوصول إلى حساباتهم. الآن لماذا هي استراتيجية مرنة تعمل لصالح البريطانيين أو الأوروبي!

Raket raket reaksiyası

 Eyni Quran prinsipi hücuma qarşı hücumdur: bunun üçün vaxt gəlməzmi: raketə cavab verin və İsraili bir raketlə bombaladın? Gözlənildiyi kimi: İŞİD yoxa çıxdıqda tərəfdarları canlanmağa çalışırdılar: ISIL planları getdi. Amerika Birləşmiş Ştatları bir sıra sahələrə hücum edərək yanğınsöndürmə xətti çəkərək müvəffəqiyyətli ISIL elementlərindən xilas ola bilərdi. Səudiyyə Ərəbistanı qırx İslam ölkəsinin ictimai rəyini aradan qaldırmağa çağırdı: terrorizmi ortadan qaldırmaq! Əlbəttə, Səudiyyə Ərəbistanı, İslam əleyhdarı insanlardır! Yəni səbəb olanlar: İSİS'i məhv etmək. Səudiyyə Ərəbistanı tac şahzadəsi ISIS üzərində intiqam almaq istəyirdi, çünki bunun üçün çox pul ödəmişdi: onlara silah və avadanlıq göndərmişdilər, lakin hər gün məhv oldular! Nəticədə sona çatdı və borcları Al Süud üçün qaldı. İŞİD intiqam halqasını başa çatdırmaq üçün İsrail də məcburdur: şəxsən Suriyanı tərk etmək və intiqam almaq. Sionizm, liberalizm və reaksiya insanları birliyindən uzaqlaşdırdı! Ancaq bu İbranicə ərəbcə olan bu ittifaq uzun illərdir cinayətlərdir: lakin həmişə məğlub olub borclu səhnəni tərk edir. Bu dəfə İsrail özünü təhqir etmək istəyir: Suriya xalqı daim təhlükə yarada biləcək bir hadisə təşkil etsin! Suriya müxalifəti üçün təbliğat apararkən, Bəşər Əsədin olduğu qədər etibarsızdır. Ancaq Suriyalılar bunu bilirlər: bu təkrarlanan sözlər onlara təhlükəsizliyi vermir. Suriyalı müxaliflər hakimiyyətə tam nəzarət etməmişlər, çünki gücünə çatan günə qədər bütün qanlı və qəddarlıqlara məruz qalmışlar. Görünür, başqa bir İsraillə doludur və tezliklə yerdən yox olacaq! Bu iki yollu əməliyyat bunu sübut edir: birincisi, İsrail heç bir gücə malik olmadıqda, təhqir etmək lazım deyil və ya: ISIS yaradılıb, altı gün müharibə kimi Əsədin hücumla gücdən çıxa bilər. Beləliklə, artıq edə bilmərik: Əməliyyat yaxşı deyil: onun həddi eynidır. İkincisi, maliyyə böhranını həll etmək üçün Səudiyyə Ərəbistanı və ABŞ-dan çıxmaq üçün hücum əməliyyatını həyata keçirəcək. Beləliklə, İsrailə son zərbə vurma vaxtı gəldi. Əlbəttə, hər kəs İranı gözləyir, amma biz İran hökumətinin rokinqdən imtina etməsini və İsrail üçün istifadə etməsini gözləməməliyik. İran raketləri yüksək bir sıra olduğundan və daha böyük hədəflər üçün nəzərdə tutulmuşdur. İsrailin məhv edilməsi: Bir gün bu raketlər var. Buna görə də İrana raket hücumunda daha çox quruya bilər. Hizbullahın daha dəqiq məlumatları olmasına baxmayaraq, hər hansı bir yan təsir olmadan raketlərini hədəfə ala bilər. Suriyada da yüksək raket gücünə malikdir, İranın raket atasının orada təlim keçdiyi unutulmamalıdır. Suriya və Livana əlavə olaraq, Yəmən, İraq və Rusiya da İsrailin yarışçılarının gücünə malikdirlər. Yalnız bir şeyə səbəb oldu: indiyə qədər İsrailə cavab vermək və müqavimət xəttinin yeni bir müharibəyə başlamaq istəməməsi. Amma bu nəzəriyyə bizi çox itkilərə səbəb oldu. Bani-Sadrın eyni nəzəriyyəsi müharibənin əvvəlində tətbiq olundu! Onun sözlərinə görə, hücum etməməli və başqalarının torpağına girməyək, ancaq gəlsinlər: hesablarına çatmaq üçün. İndi nə üçün İngilis və ya Avropa üçün möhkəm bir strategiya işləyir!

سيد احمد حسيني ماهيني ۱۰/۹/۱۳۹۶ - ۲۱:۴۶ نظر(0)

در قرعه کشی فوتبال دیدیم که: هر ساله ایران در گروه مرگ قرار می گیرد! و همان دور اول اوت می شود، همه فکر می کنند که: فوتبال ایران از لحاظ فنی مشکل دارد، ولی چیدمان قرعه کشی ها نشان می دهد: دقیقا عکس مطلب صادق است. زیرا وقتی همیشه و: بلا استثنا، ایران در گروه مرگ می افتد، آیا این تصادفی است؟  این که غربیها دائم می گویند: شانس وجود خارجی ندارد، چطور به ایران می رسد، سکه تقلبی از آب در می اید! و همیشه روی خط می نشیند؟ البته  غربی ها در همه زمینه ها، همینطور عمل می کنند! در جنگ نظامی و اقتصادی و حتی فرهنگی و ورزشی، ایران را در گروه مرگ جا می دهند. در دوران دفاع 8ساله دیدیم که: با عنوان حقوق بشر جلو آمدند، ولی همه نوع سلاحهای شیمیایی، سبک و سنگین را به دشمن ایران دادند. الان هم کشتار وسیع مردم میانمار و یمن را، نمی بینند ولی اعدام یک قاچاقچی را بزرگ می کنند. رسانه های حامی: لیبرال های غربی و عربی هم، به همین شکل، در امور فرهنگی عمل می کنند. گویا شغل شریف آنان، دفاع از جاسوسان، دزدان و قاچاقچی ها! بنام دفاع از حقوق بشر است. بشر از نظر آنها، همجنس بازان هستند! حقوق بشر هم از نظر آنها، یعنی حق دزدی و قاچاق و کشتار و انفجار! زیرا می بینیم که از اسرائیل حمایت می کنند، نقطه ثقل حمایت آنها از اسرائیل، نه برای کار های خوب آنها، بلکه برای کشتار وسیع فلسطینی ها است. از نظر آنها کشتار وسیع مردم یمن، به وسیله عربستان، عین حقوق بشر است! اما دفاع مردم یمن، عین تروریسم. همه جای دنیا اگر مقاومت وجود دارد، به نظر آنها باید از بین برود. در نظریه های فرهنگی هم، همین است: چون آقایان میزبان یونسکو یا سازمان ملل هستند، اجازه دارند هر رفتار شنیع را آموزش دهند! اما از تدریس اخلاق و دین ناراحت می شوند. در اقتصاد هم وقتی بورس های معروف دنیا، در لندن یا نیویورک است، تنها شرکت هایی در بورس پذیرفته می شوند که: حق میزبانی را ادا کنند یعنی: تابع محض مقررات آنها باشند. به همین دلیل ایران را در: سازمان تجارت جهانی، یا دیگر سازمان ها عضو نمی کنند. آنها بقدری از این رانت استقاده می کنند، که فراموش کرده اند: خودشان ما را تحریم کرده اند! و فکر می کنند ما آنها را تحریم کرده، یا با آنها قطع رابطه نمودیم! در همه شاخص های اقتصادی، ایران در ردیف اول است: معادن گاز و نفت و آب و برق و..! ولی طوری موضوع را می پیچانند، که تصور می شود ایران در همه زمینه ها، عقب مانده و فقیر است. وقتی عوامل رشد اقتصادی را، تک تک بررسی کنیم، ایران در همه زمینه ها درجه یک است: نیروی انسانی متخصص آگاه و باهوش دارد، که همه جای دنیا را قبضه کرده اند. در مواد اولیه بقدری ثروتمند است که: متهم به خام فروشی می باشد. در مدیریت، هیچ نقطه جهان نیست که در ان، ایرانی ها مدیران ارشد آنها نباشند. ولی آنها از حق میزبانی استفاده می کنند، همه اینها را فراموش می کنند، و می گویند: رشد اقتصادی ایران منفی است، یا اقتصاد ایران بیمار است.  در موضوع ورزش هم همینطور است، بازیکنان ایرانی، در بهترین لیگ های دنیا، حضور دارند و: وجود آنها اعتبار به لیگهای اروپایی داده است، ولی چطور می شود که: در بازیهای جام جهانی، همیشه اوت می شوند؟ این همان سوء استفاده از حق میزبانی است: در قرعه کشی دستبرد می زنند، ولی ما باید! به نتیجه احترام بگذاریم، چون آنها میزبان هستند. در تمام رشته های ورزشی همینطور است: کشتی یا کارته، مگر کم قهرمان  و مدال آور داریم؟ ولی در جاهای حساس می بینیم که: اقایان با سو استفاده از داوری، یا حق میزبانی، نه تنها مانع رسیدن ورزشکاران: به مدال می شوند، بلکه طلبکار هم هستند.

Be the guest!

In the lottery of football, we saw: Every year Iran is placed in the death group! And it's the first round of August, everyone thinks: Iran's football is technically difficult, but the lottery arrangement shows: exactly the picture is true. Because when and always: Except, Iran is in the death group, is it a coincidence? That the Westerners constantly say: there is no chance of existence, how come to Iran, a fake coin comes from the water! And always sit on the line? Of course, the Westerns do the same in all areas! In the military, economic and even cultural and sports wars, Iran is placed in the death group. During the eight-year defense period, we saw that they came under the title of human rights, but all kinds of chemical, light and heavy weapons were given to Iran's enemy. Now they do not see the mass murder of the people of Myanmar and Yemen, but they increase the execution of a smuggler. Promoter media: Western and Arab liberals act in the same way in cultural affairs. It's as if their honorable job is to defend spies, thieves and smugglers! It is called the defense of human rights. Human beings are homosexuals! In their view, human rights also mean the right to theft and smuggling and killing and explosions! Because we see that they support Israel, the point is that they support Israel, not for their good work, but for the vast slaughter of the Palestinians. In their view, the mass murder of the Yemeni people, by Saudi Arabia, is the same human rights! But the defense of Yemenis, like terrorism. Everywhere in the world, if there is resistance, they should be eradicated. In cultural theories, this is the same: since gentlemen are hosted by UNESCO or the United Nations, they are allowed to teach any heinous conduct! But they are saddened by teaching ethics and religion. In the economy, when the world's most famous exchanges, in London or New York, are only accepted on the exchange, which are: to grant the right to host, that is, they are subject to their own rules. For this reason, Iran does not subscribe to the World Trade Organization or other organizations. They use a lot of rents that they have forgotten: they themselves have banned us! And they think we've banned them, or we've cut them off! In all economic indicators, Iran is in the first place: gas and oil and water and electricity mines and ...! But they are flipping the thread, which is believed to be backward and poor in all areas. When we examine the factors of economic growth, Iran is in the first place in every field: a knowledgeable and intelligent specialist man who seized everywhere in the world. It is rich in raw materials: it is accused of crude goods. In management, there is no point in the world in which Iranians are not their top managers. But they use the right to host, forgetting all, and say: Iran's economic growth is negative, or Iran's economy is sick. The same is true of the sport, Iranian players are present in the best leagues in the world: they have given credence to European leagues, but how about: In the World Cup, they always get up? This is the same misuse of the right to host: they are robbing lottery, but we must! Respect the result, because they are hosts. The same is true for all sports: is there a ship or a card, with little champion and medal? But in sensitive places, we see that: By using arbitration, or by hosting, not only does it prevent the athlete from reaching the medal but also the creditor.

كن ضيفا!

في اليانصيب من كرة القدم، رأينا: في كل عام إيران توضع في مجموعة الموت! وانها الجولة الأولى من أغسطس، الجميع يعتقد: كرة القدم الإيرانية صعبة من الناحية الفنية، ولكن يظهر ترتيب اليانصيب: بالضبط الصورة صحيحة. لأن متى ودائما: ما عدا، إيران في مجموعة الموت، هل من قبيل المصادفة؟ أن الغربيين يقولون باستمرار: لا توجد فرصة وجود، كيف تأتي إلى إيران، عملة وهمية يأتي من الماء! وجلس دائما على الخط؟ وبطبيعة الحال، فإن الغرب تفعل الشيء نفسه في جميع المجالات! وفي الحروب العسكرية والاقتصادية وحتى الثقافية والرياضية، توضع إيران في مجموعة الموت. خلال فترة الدفاع الثماني، رأينا أنها تحت عنوان حقوق الإنسان، ولكن جميع أنواع الأسلحة الكيميائية والخفيفة والثقيلة أعطيت للعدو الإيراني. وهم الآن لا يرون القتل الجماعي لشعب ميانمار واليمن، ولكنهم يزيدون من إعدام مهرب. وسائل الإعلام المروجة: يعمل الليبراليون الغربيون والعرب بنفس الطريقة في الشؤون الثقافية. كما لو كانت وظيفتهم الشرفية هي الدفاع عن الجواسيس واللصوص والمهربين! ويطلق عليه الدفاع عن حقوق الإنسان. البشر مثليون جنسيا! وفي رأيهم أن حقوق الإنسان تعني أيضا الحق في السرقة والتهريب والقتل والانفجارات! لأننا نرى أنها تدعم إسرائيل، فإن النقطة هي أنها تدعم إسرائيل، وليس لعملها الجيد، ولكن للذبح الواسع للفلسطينيين. وفي رأيهم أن القتل الجماعي للشعب اليمني، من قبل المملكة العربية السعودية، هو نفس حقوق الإنسان! ولكن الدفاع عن اليمنيين، مثل الإرهاب. في كل مكان في العالم، إذا كانت هناك مقاومة، يجب استئصالها. في النظريات الثقافية، وهذا هو نفسه: حيث يتم استضافة السادة من قبل اليونسكو أو الأمم المتحدة، ويسمح لهم لتدريس أي سلوك شنيع! لكنهم يحزنون من تعليم الأخلاقيات والدين. في الاقتصاد، عندما يتم قبول التبادلات الأكثر شهرة في العالم، في لندن أو نيويورك، فقط في التبادل، وهي: لمنح الحق في استضافة، أي أنها تخضع لقواعدها الخاصة. ولهذا السبب، لا تشترك إيران في منظمة التجارة العالمية أو غيرها من المنظمات. انهم يستخدمون الكثير من الإيجارات التي قد نسيت: هم أنفسهم قد حظرت لنا! ويعتقدون أننا حظرناها، أو قمنا بقطعها! في جميع المؤشرات الاقتصادية، إيران هي في المقام الأول: الغاز والنفط والمياه والكهرباء الألغام و ...! ولكنهم يقومون بتقليب الخيط، الذي يعتقد أنه متخلف و فقير في جميع المناطق. عندما ندرس عوامل النمو الاقتصادي، فإن إيران هي في المقام الأول في كل مجال: رجل متخصص وذكي متخصص استولى على كل مكان في العالم. وهي غنية بالمواد الخام: فهي متهمة بالسلع الخام. في الإدارة، ليس هناك نقطة في العالم الذي الإيرانيين ليسوا كبار المديرين. لكنهم يستخدمون الحق في الاستضافة، ونسيان الجميع، ويقولون: إن النمو الاقتصادي الإيراني سلبي، أو أن الاقتصاد الإيراني مريض. وينطبق الشيء نفسه على هذه الرياضة، اللاعبين الإيرانيين موجودون في أفضل البطولات في العالم: لقد أعطوا مصداقية للبطولات الأوروبية، ولكن ماذا عن: في كأس العالم، فإنها دائما الحصول على ما يصل؟ هذا هو نفس إساءة استخدام الحق في المضيف: هم سرقة اليانصيب، ولكن يجب علينا! احترم النتيجة، لأنهم مضيفون. وينطبق الشيء نفسه على جميع الألعاب الرياضية: هل هناك سفينة أو بطاقة، مع القليل بطل وميدالية؟ ولكن في الأماكن الحساسة، نرى أن: باستخدام التحكيم، أو عن طريق استضافة، وليس فقط أنها تمنع الرياضي من الوصول إلى الميدالية ولكن أيضا الدائن.

Qonaq olun!

Futbol lotereyasında gördük: Hər il İran ölüm qrupuna yerləşdirildi! Avqustun ilk turu hər kəs düşünür: İran futbolu texniki cəhətdən çətin, amma lotereya quruluşu göstərir ki: tam olaraq şəkil doğru. Çünki zaman və həmişə: İran ölüm qrupundakı istisna olmaqla, təsadüfdür? Batılılar daim deyirlər ki, varlığının şansı yoxdur, İrana necə gəlir, saxta sikkə su gəlir! Həmişə xəttə oturun. Əlbəttə, Qərblər bütün sahələrdə də eyni şeyi edirlər! Hərbi, iqtisadi və hətta mədəni və idman müharibələrində İran ölüm qrupuna yerləşdirilir. Səkkiz illik müdafiə dövründə biz insan hüquqlarının başlığı altında gəldiklərini gördük, ancaq İranın düşməninə hər cür kimyəvi, yüngül və ağır silahlar verildi. İndi onlar Myanma və Yəmən xalqının kütləvi öldürülməsini görmür, lakin onlar bir qaçaqçılığın icrasını artırırlar. Təşkilatçı media: Qərb və ərəb liberalları eyni şəkildə mədəni işlərdə hərəkət edirlər. Onların şərəfli işi casusları, oğruları və qaçaqçıları müdafiə etməkdir! İnsan hüquqlarının müdafiəsi adlanır. İnsanlar homoseksualdır! Onların fikrincə, insan hüquqları həmçinin oğurluq və qaçaqmalçılıq, öldürmə və partlayış hüququ deməkdir! Çünki biz İsraili dəstəklədiklərini gördüklərindən budur ki, İsrailliləri yaxşı işlər üçün deyil, Fələstinlilərin böyük qırğını üçün dəstəkləyirik. Yəmən xalqının Səudiyyə Ərəbistanı tərəfindən kütləvi öldürülməsi, onların fikrincə, eyni insan hüquqlarıdır! Amma Yəmən xalqının terroru kimi müdafiə etməsi. Dünyada hər hansı bir müqavimət varsa, aradan qaldırılmalıdır. Mədəniyyət nəzəriyyələrində bu eynidır: cənablar YUNESKO-nun və ya Birləşmiş Millətlər Təşkilatının ev sahibliyindən, hər cür davranışa öyrədilməsinə icazə verilir! Ancaq etik və din öyrətmək üzündən kədərlənirlər. İqtisadiyyatda, Londonda və ya Nyu-Yorkda dünyadakı ən məşhur mübadilə yalnız mübadilədə qəbul edilir: sahiblənmək hüququ vermək, yəni öz qaydalarına tabedir. Buna görə də, İran Dünya Ticarət Təşkilatına və ya digər təşkilatlara üzv olmur. Onlar unutduqları bir çox kirayəni istifadə edirlər: onlar bizi qadağan etdilər! Və biz onları qadağan etdiyimizi düşünürlər, yoxsa onları kəsdik! Bütün iqtisadi göstəricilərdə ilk növbədə İran: qaz və neft, su və elektrik minaları və ...! Ancaq onlar bütün sahələrdə geri və yoxsul olduğuna inanırlar. İqtisadi böyümənin faktorlarını nəzərdən keçirərkən, İran hər sahədə bir yerdədir: dünyanın hər yerində ələ keçirən bilikli və ağıllı mütəxəssisdir. Xammal ilə zəngindir: xam maddələrlə ittiham olunur. İdarəetmədə, İranlıların üst səviyyə idarəçiləri olmadığı dünyada heç bir nöqtə yoxdur. Ancaq onlar barındırmaq, unutma və söyləmək haqqını istifadə edir: İranın iqtisadi böyüməsi mənfi və ya İran iqtisadiyyatı xəstədir. İdman eyni olsa da, İranlı oyunçular dünyanın ən yaxşı liqalarında iştirak edirlər: Avropa liqalarına etibar etdilər, amma necə olardı: Dünya Kubokunda onlar daim qalırlar? Bu ev sahibliyi haqqındakı eyni sui-istifadə: onlar lotereyanı soyurlar, amma biz lazımdır! Nəticəni hörmət edin, çünki onlar ev sahibidir. Bütün idmanlar üçün də belədir: kiçik bir çempion və medal ilə gəmi və ya kart varmı? Ancaq həssas yerlərdə bunu görürük: Arbitrajdan istifadə edərək və ya ev sahibliyi etməklə, idmançıya medalla nail olmaqdan başqa, həm də kreditorun qarşısını alır.

سید احمد حسینی ماهینی      mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۹/۹/۱۳۹۶ - ۱۸:۳۹ نظر(0)

بمناسبت روز جهانی حسابداری، دکتر ثقفی خواستار عضویت ایران در: استاندارد های جهانی حسابداری شد. وی گفت« بعد از چهل سال، ما موفق شدیم ثابت کنیم که: حسابداری هم مانند دیگر علوم انسانی است».  بهرحال همانطور که از علم، استفاده خوب و بد می شود، از حسابداری هم سوء استفاده می شود. هرچه جهانی تر بشود، سوء استفاده از ان هم جهانی تر می شود! البته برخلاف نظر دکتر، که تصور می کند آخرین علمی است، که به ثبت می رسد! میتوان گفت حسابداری، مادر همه علوم است. زیرا ریاضیات و طبیعیات، و حتی الهیات براساس حساب و کتاب است. اولین ریاضیدان بشری را، میتوان چوپان ها یا شکارچی ها دانست. موقعیکه آنها با انگشتان دست، تعداد گوسفندان و یا شکارهای خود را می شمردند! و حساب آن را نگه می داشتند. گفته می شود که آنها گاهی بیشتر: از 5بلد نبودند و به محض اینکه، تعداد گوسفندها بیشتر از انگشتان: یک دست می شد می گفتند خیلی! گوسفند داریم. شاید استعاره هفت شهر، یا عدد هفت به همن دلیل است. یعنی بینهایت برای بشر ابتدایی، بسیار نزدیک بود! شاید تا زمان جلال الدین ملکشاه، بانی تقویم جلالی، بشر تا ده را می توانست شماره کند. ولی عمر خیام  توانست تعداد: انگشتان دو دست را مبنا قرار دهد، اعشار یا دهدهی را، ابداع نماید. اما همه اینها فقط برای: حسابداری بوده! یعنی نگهداشتن حساب: خدم و حشم اعم از موجودات: جاندار و بی جان ، انسان و حیوان و گیاه! اما حسابداری در ادیان، یا به زبان خداوندی کمی فرق دارد: فرق بین احد و واحد. خداوند احد است، یعنی یکتایی است که دومی ندارد، ولی غیر خدا همه واحد هستند، یعنی قابل شمارش و ثبت حسابداری! خداوند حسابدار قهاری است که: حساب تر وخشک را ثبت می کند، و هیچ چیزی از دفتر او کم یا گم نمی شود: (ولارطب ولایابس الا فی کتاب مبین) اما همین خدا، بشر را ناتوان از حسابداری دقیق می داند! و می گوید اگر بخواهید  فقط :کلمات خدا شمارش کنید( لاتعد و لاتحصی) نمی توانید! در برخی جاها گفته شده که: اگر تمام درختان قلم شوند، دریاها مرکب شود برای: نوشتن کلمات خدا، جوهر و قلم تمام می شود، ولی کلمات خدا تمام نمی شود. یعنی بینهایت خدا، واقعا بی نهایت است. می بینیم هم در آمار، و هم در مورد ثبت حسابها، بشر را ناتوان است. و به گفته خودمان، گزینشی برخورد می کند. علم حسابداری با اینکه همه را، با خود درگیر کرده! زیرا همه: برای خرجی روزانه، سالانه خود وخانواده و: شرکت و دولت، نیاز به محاسبه دارند. ولی هرگز نتوانسته تام وتمام باشد. زیرا ابزار لازم در اختیار بشر نیست، و اگر هم باشد بسیار پرهزینه است. ولی برای خدا هزینه ای ندارد! چند تا فرشته را مامور می کند: تا همه چیز را بنویسند و: بایگانی و نگهداری کنند. ولی شرکت ها و موسسات، از خیلی هزینه ها چشم پوشی می کنند! یا سرجمع به عنوان تنخواه گردان، با آن برخورد می نمایند. بعد از ده سال هم، همه را دور می ریزند! یا خیلی خلاصه می کنند. از این جهت است که: راه سوء استفده باز می شود. اختلاس با این دید، یعنی شخص باهوش یا بانفوذی، از حساب هایی خبر دارد، که دیگران خبر ندارند! ولذا آنها را برای خود برمی دارد! وقتی دیگران فهمیدند، تبدیل به اختلاس می شود. مثلا حسابدار می تواند: با استفاده های مختلف از استهلاک، عمر مفید، سود وزیان شرکت را، به چند روش نشان دهد: با روش نزولی، به دارایی، زیان! با روش صعودی یا مستقیم، به سهامداران سود نشان دهد. یا در ارزیابی دارایی ها، به صورت منصفانه، یا با حد بالا و پایین، بدون محدودیت، میتواند شرکت را زیان ده، یا سود آور نشان دهد. به همین دلیل است که : شرکتها بجای پرداخت مالیات، یک دهم آن را، به حسابدار می دهند: تا معاف شوند!

Misuse of accounting

On the occasion of World Accounting Day, Dr. Saqafi called for Iran's membership in: World Accounting Standards. "After forty years, we succeeded in proving that accounting is like other humanities," he said. However, as science favors good and bad, accounting is also misused. The more universal it becomes, the more abusive it becomes! Of course, contrary to the opinion of the doctor, who thinks it is the last scientific, which is recorded! Accounting can be said to be the mother of all science. Because :mathematics and naturalism, and even theology are based on the account and the book. The first human mathematician can be identified as shepherds or hunters. When they count their sheep or hunts with their fingers! And :kept it. It is said that they were sometimes more: they did not know about 5, and as soon as the number of sheep more than their fingers: one hand, they said so much! We have sheep maybe the metaphor of seven cities, or seven, is the same reason. It was very close to the elemental man for the infinite! Maybe until Jalaluddin Maleshah, Bonnie Jalali's calendar, he could have numbered up to ten people. But Omar Khayyam managed to count: the fingers of two hands based on the decimal point or the decimal point. But all this is just for: accounting! That is keeping an account: Creation and Hasham, including creatures: living and inanimate, humans and animals and plants! But accounting in religions, or in the language of God, is a bit different: the difference between the one and the same. God is one, that is, one that does not have the other, but non-God is all one, that is, counting and accounting records! God is the accountant who is the guardian of the world: he records a bigger account, and nothing is lost or lost from his office: but God alone makes him incapable of accurate accounting! And says if you want to just: you cannot count the words of God! In some places, it is said that: if all the trees are pencil, the seas are compounded: to write the words of God, the essence and pen ends, but the words of God will not end. That is, the infinite God is truly infinite. We see in human statistics both in statistics and in the registration of accounts. And according to us, it is selective. Accounting Science While Involving Everyone! Because everyone: they need to pay for daily, annual and family expenses, and company and government. But never could it be Tom and all. Because the necessary tools are not available to humans, and if so, it is very costly. But it does not cost you God! How many angels are there to write: archive and maintain. But companies and institutions are wasting too much! Or collectively as an individual, deal with it. After ten years, they all throw away! Or: very brief. This is because: the way is exploited. Embezzlement with this vision, that is, intelligent or influential, knows about accounts that others do not know! So take them for yourself! When others find out, they become embezzlement. For example, an accountant can: Use different methods of depreciation, useful lives, company profits, in several ways: by way of descending, assets, losses! By way of ascending or direct, the profits will be shown to the shareholders. Or, in an equitable manner, or at a high and a low limit, without limitation, it can be detrimental to the company or profitable. That is why: Companies instead of tax pay one tenth of it to the accountant: to be exempted!

إساءة استخدام المحاسبة

وبمناسبة يوم المحاسبة العالمي، دعا الدكتور سقفي إلى عضوية إيران في: معايير المحاسبة العالمية. وقال "بعد اربعين عاما نجحنا في اثبات ان المحاسبة مثل العلوم الانسانية الاخرى". ومع ذلك، كما يفضل العلم جيدة وسيئة، المحاسبة يساء استخدامها أيضا. وكلما أصبح أكثر عالمية، وأكثر مسيئة يصبح! بطبيعة الحال، خلافا لرأي الطبيب، الذي يعتقد أنه هو آخر العلمية، والتي يتم تسجيلها! ويمكن القول المحاسبة أن تكون أم جميع العلوم. لأن الرياضيات والطبيعية، وحتى اللاهوت تستند إلى الحساب والكتاب. يمكن تعريف عالم الرياضيات البشري الأول كراعي أو صيادين. عندما تحسب الأغنام أو الصيد مع أصابعهم! وأبقيه. ويقال أنهم كانوا في بعض الأحيان أكثر من ذلك: أنهم لا يعرفون عن 5، وبمجرد أن عدد الأغنام أكثر من الأصابع: يد واحدة، وقالوا كثيرا! لدينا الأغنام ربما استعارة سبع مدن، أو سبعة، هي نفس السبب. كان قريبا جدا من الرجل عنصري لانهائية! ربما حتى جلال الدين مليشة، تقويم بوني جالالي، كان يمكن أن يكون عدد يصل إلى عشرة أشخاص. ولكن عمر خيام تمكن من الاعتماد: أساس الأصابع ذات أصابع اليدين، اختراع عشرية أو عشري. ولكن كل هذا هو فقط ل: المحاسبة! هذا هو حفظ حساب: الخلق و هاشم، بما في ذلك المخلوقات: المعيشة وغير الحية، والبشر والحيوانات والنباتات! ولكن المحاسبة في الأديان، أو في لغة الله، يختلف قليلا: الفرق بين واحد ونفس. الله هو واحد، وهذا هو، الذي لا يملك الآخر، ولكن غير الله هو كل واحد، وهذا هو، عد والسجلات المحاسبية! الله هو المحاسب الذي هو الوصي على العالم: انه يسجل حساب أكبر، ولا شيء فقد أو فقد من مكتبه: ولكن الله وحده يجعله غير قادر على المحاسبة دقيقة! ويقول إذا كنت ترغب في مجرد: لا يمكنك الاعتماد على كلمات الله! في بعض الأماكن، يقال: إذا كانت كل الأشجار هي قلم رصاص، تتضاعف البحار: لكتابة كلمات الله، جوهر وقلم ينتهي، ولكن كلمات الله لن تنتهي. وهذا هو، والله لا حصر له هو لانهائي حقا. ونحن نرى في الإحصاءات البشرية سواء في الإحصاءات أو في تسجيل الحسابات. ووفقا لأنفسنا، هو انتقائي. علوم المحاسبة في حين إشراك الجميع! لأن الجميع: أنها تحتاج إلى دفع النفقات اليومية والسنوية والأسرية، والشركة والحكومة. ولكن أبدا يمكن أن يكون توم وجميع. لأن الأدوات اللازمة ليست متاحة للبشر، وإذا كان الأمر كذلك، أنها مكلفة للغاية. لكنه لا يكلفك الله! كم من الملائكة هناك لكتابة: أرشيف وصيانة. ولكن الشركات والمؤسسات تهدر كثيرا! أو مجتمعة كفرد، والتعامل معها. بعد عشر سنوات، فإنها جميعا رمي بعيدا! أو مختصر جدا. وذلك لأن: الطريقة التي يتم استغلالها. الاختلاس مع هذه الرؤية، وهذا هو، ذكي أو مؤثر، يعرف عن الحسابات التي لا يعرفها الآخرون! حتى تأخذها لنفسك! وعندما يجد آخرون أنهم يصبحون اختلاسا. على سبيل المثال، يمكن للمحاسب: استخدام أساليب مختلفة للاستهلاك، والأعمار الإنتاجية، وأرباح الشركة، في عدة طرق: عن طريق تنازلي، والأصول والخسائر! من خلال الصعود أو المباشرة، سيتم عرض الأرباح على المساهمين. أو، بطريقة منصفة، أو على حد عال ومنخفض، على سبيل المثال لا الحصر، يمكن أن يكون ضارا للشركة أو مربحة. وهذا هو السبب: الشركات بدلا من دفع الضرائب عشر على ذلك للمحاسب: أن تعفى!

Mühasibat uçotunun sui-istifadə edilməsi

Dünya Mühasibat Günü münasibətilə Dr. Saqafi İranın üzvlüyünə çağırış etdi: Dünya Mühasibat Standartları. "Kiçik ildən sonra biz mühasibatlıq digər bəşəri insanlara aid olduğunu sübut etməyə müvəffəq oldum" dedi. Bununla yanaşı, elm yaxşı və pisdir, mühasibat da istismar olunur. Daha universal olur, daha təhqiramiz olur! Əlbəttə, doktorun fikrinə zidd olan son elmi olduğunu düşünən, qeydə alınmışdır! Mühasibatlıq bütün elmlərin anası ola bilər. Çünki riyaziyyat və təbiətçilik, hətta teoloji hesaba və kitaba əsaslanır. İlk insan riyaziyyatçısı çoban və ya ovçu kimi təsvir edilə bilər. Qoyunlarını və ya ovlarını barmaqları ilə saydıqları zaman! Və onu saxladı. Bəzən daha çox deyildi: 5-i bilmirdilər və barmaqdan daha çox qoyun sayı keçdikcə bir tərəfdən çox söz söylədilər! Qoylarımız var Yəqin ki, yeddi şəhərin, yaxud yeddinin metaforu eyni səbəbdir. Bu sonsuz üçün elementar insana çox yaxın idi! Bəlkə Cəlaləddin Malaşah, Bonnie Cəlalinin təqviminə qədər, on nəfərə qədər sayını verə bilərdi. Amma Omar Xayyam sayırdı: iki barmaqlı barmağın əsasını, ondalık və ya onluğun ixtirası. Amma bunlar üçün yalnız: mühasibatlıq! Bu, hesab yaratmaqdır: Yaratma və Haşam, canlılar da daxil olmaqla: canlı və cansız, insanlar, heyvanlar və bitkilər! Lakin dinlərdə və ya Allahın dilində mühasibatlıq bir-birindən fərqlidir: bir-biri ilə olan fərq. Allah birdir, yəni bir-birinə malik olmayan, lakin qeyri-Allah birdir, yəni sayma və mühasibat qeydləri! Allah dünyanın qəyyumu olan mühasibdir. O, daha böyük bir hesabat yazır və heç bir şey itkisindən və ya itkisindən məhrumdur, ancaq Allah yalnız Ona həqiqi hesabat verməyə qadir deyil! Və yalnız istəyirsən deyir: Allahın sözlərini saymırsan! Bəzi yerlərdə belə deyilir: əgər bütün ağaclar qələmdirsə, dənizlər mürəkkəbləşdirilir: Allahın sözlərini, mahiyyətini və qələm bitməsini yazmaq, lakin Allahın sözləri bitməyəcək. Yəni sonsuz Allah həqiqətən sonsuzdur. Statistika, həm də hesabların qeydiyyatı ilə insan statistikasında görürük. Və özümüzə görə, seçicidir. Hər kəsin iştirak etdiyi mühasibat elmləri! Çünki hər kəs: gündəlik, illik və ailə xərcləri, şirkət və hökumət üçün ödəməlidirlər. Amma Tom və hamısı bu ola bilməzdi. Lazımlı alətlər insanlar üçün mövcud deyil, və əgər varsa, bu, çox bahalı. Ancaq Allah sizə xeyir vermir! Yazmaq üçün neçə mələk var: arxiv və qorumaq. Amma şirkətlər və təşkilatlar çox çox israf edirlər! Yoxsa bir yerdə fərdi olaraq məşğul ol. On ildən sonra hamısı atırlar! Və ya çox qısa. Bunun səbəbi: yol istismar olunur. Bu vizionla, yəni ağıllı və ya nüfuzlu olanların başqalarının bilmədiyi hesabları bilir! Onları özünüz üçün götürün! Başqaları tapdıqda, onlar mənimsədilər. Məsələn bir mühasib ola bilər: Farklı amortizasiya üsullarını, faydalı ömürlərini, şirkətin mənfəətlərini bir neçə yolla istifadə edin: azalan, aktivlər, zərərlər! Artan və ya birbaşa olaraq, mənfəət səhmdarlara göstəriləcəkdir. Və ya ədalətli şəkildə və ya yüksək və aşağı bir məhdudiyyət olmadan, məhdudiyyət olmadan, bu, şirkət üçün zərərli və ya sərfəli ola bilər. Buna görə: Vergi əvəzinə şirkətlər hesabatın bir onundan birini ödəyirlər: azad olunsun!

سید احمد حسینی ماهینی         MahinNews.ir

سيد احمد حسيني ماهيني ۸/۹/۱۳۹۶ - ۲۱:۱۱ نظر(0)

هارپ یک روش علمی: برای بارور کردن ابرها است، که ایران هم سال ها پیش، برای حفاظت از محیط زیست، و جبران کم آبی به آن دسترسی پیدا کرد. تقریبا می توان به آن رعد و برق مصنوعی گفت، که با ایجاد میدان مغناطیسی وسیع، امواج زیادی تولید میکند. اما بعد از زلزله پاناما شایع شد که: از این روش علمی برای: ایجاد زلزله استفاده شده! این راهم  رئیس جمهور ونزوئلا اعلام کرد. در زلزله کرمانشاه نیز، این شایعه قوت گرفت که در واقع، زلزله طبیعی در کار نیست! بلکه اسلحه جدید آمریکا است، که با آن حمله می کند و: بدون رد پا، جنایات جنگی را مرتکب می شود. شاید به واسطه همین شایعه، مرکز زلزله شناسی آمریکا، زلزله جدیدی را بالاتر از ده ریشتر! پیش بینی کرده که کل خاورمیانه را، نابود خواهد کرد! البته صحت این موضوع، تا دو روز دیگر معلوم می شود! و کسانی که زنده می مانند، می توانند در این خصوص صحبت کنند. اما پیش بینی ما این است که: همه اینها توهم است و: مانند سلاح جنگ ستارگان، فقط در سایه فیلم های: وسترن تولید می شود. هالیوود در این گونه فیلمها، تجربیات خوبی دارد : از روزی که توانست با میزانسن و دکوپاژ دقیقی! فضانوردان آمریکایی را بجای کره ماه، در صحرای سینا پیاده کند! این موضوع شروع شده، با توجه به بیانات گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر: دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور آن راحت تر است، این شایعات را مطرح می کنند. دروغ بزرگ به این دلیل که: قابل دسترسی و ارزیابی نیست، از سوی مردم پذیرفته می شود. اگر کسی هم آن را افشا کند، چندان به مذاق مردم خوش نمی آید. از یکسو رسانه های مامور، آن را هرچه بیشتر جدی نشان می دهند، و از سوی دیگر مردم برای فرار از رنج و اندوه، این موضوعات را به راحتی می پذیرند. البته در اینکه آمریکا خوی: جنایتکاری و گانگستری خود را، از دست نداده حرفی نیست، و ممکن است مانند هیروشیما، باز هم دست به چنین کار های احمقانه و: ضد بشری بزند. ولی اینکه آیا قدرت این کار را دارد، یا بلوف می زند، امری است که باید به آن دقت کرد. زیرا ایجاد چنین فضایی در درجه نخست، زمان و تبلیغات لازم دارد. یعنی ناگهان به چنین تکنولوژی دست یافتن، دور از ذهن است. از سوی دیگر اگر چنین چیزی بود، از سالها پیش، خود آمریکایی ها این را اعلام می کردند. زیرا با اعلام رسمی این مطلب، میتوانستند بیشتر بهره ببرند. و در تمام مذاکرات، دست برتر را داشته باشند. علاوه بر اینکه اگر این حادثه، بدون برنامه ریزی باشد، و بطور تصادفی، به چنین قدرتی دست پیدا کرده باشند، طبیعتا قابل تکرار هم نیست. قابل پیگیری و تعقیب قضایی هم نیست. زیرا غیر عمد بوده و: قتل غیر عمد حکم: قتل عمد را ندارد. قبل از حادثه هیروشیما، سالها بحث  اتمی بوده و: همه به قطعیت دست یافته بودند، با محاسبه و دقیق این کار انجام شد! نتیجه آن هم حکومت: ترس و ارعاب 60ساله آمریکا بود. ولی هارپ حتی واقعی هم باشد، در دل کسی ترس یا هراس ایجاد نمی کند. زیرا اگر آمریکا چنین قدرتی داشت، مراکز حساس را مورد هدف قرار می داد، نه اینکه مردمانی فقیر و: منطقه ای محروم را مورد اصابت قرار دهد. البته برخی ها این زلزله ها را، نتیجه آزمایش های موشکی میدانند! اینهم از دانش روز به دور است، و به توهم نزدیک! زیرا خود موشک، این مقدار خرابی ندارد، چه رسد به سایه یا موج آن! ممکن است پرتاب موشک، در گسل های زمین بی نظمی ایجاد کند، ولی باز هم تصادفی است، و درنتیجه قابل بهره برداری نیست. یعنی نمی توان از برد موشک، یک بهره برد و از پس لرزه های، آن بهره دیگری کسب کرد.

Harp and earthquake: illusion or reality?

Harp is a scientific method: to fertilize the clouds, which Iran also accessed for years to protect the environment and compensate for its depletion. One can almost say that artificial thunder, which generates a lot of waves by creating a massive magnetic field. But after the Panama earthquake, it was rampant that this scientific method was used to: create an earthquake! This was announced by the President of Venezuela. In the earthquake in Kermanshah, the rumor was that there was no natural earthquake in fact! It is also a new American weapon, which attacks it: without a foothold, it makes war crimes. Perhaps because of this rumor, the US earthquake center has hit a new earthquake above the top 10! Predicts that the whole Middle East will be destroyed! Of course, the truth of this matter will turn out to be two more days! And those who are alive can talk about it. But our prediction is: All of this is illusory: and like the Star Wars weapon, it's just in the shadows of the films: Western. Hollywood has good experiences in these films: from the day it was able to shoot with precise mercurial decoupage! American astronauts will launch in the Sinai desert instead of the moon! This issue began, according to Hitler's Minister of Commerce Goebbels' statement: The bigger the lie, the easier it is to believe, these rumors are raised. Great lies are accepted by the people because they are not accessible and not evaluated. If someone disclose it, it's not so good for the people. On the one hand, the media outlets make it more serious, and on the other hand, people are happy to accept these issues easily to escape from suffering. Of course, the United States does not have method: it has lost its criminality and gangsters, and it may still be doing such foolish and anti-human acts like Hiroshima. But whether it does, or bluffs, is something that should be taken care of. Because creating such a space requires, first and foremost, time and advertising. That is, suddenly such an achievement technology is far from the mind. On the other hand, if that were the case, the Americans themselves would announce this many years ago. Because: they could have benefited more with the announcement of this story. And in all negotiations, they have the best hands. In addition, if this incident is unplanned, and accidentally achieved such a power, it is not naturally repeatable. There is no prosecution either. Because it was unintentional and: unintentional murder: no murder. Before the Hiroshima incident, years of atomic debate were: Everybody had arrived at a certain degree, with the calculation and precision of this work done! The result was the 60-year-old American fear and intimidation. But the Harp is even real; it does not make anyone afraid or afraid. Because if the: United States had such a power, it would target the sensitive centers, not the poor people and the affected region. Of course, some believe that these earthquakes are the result of missile tests! It is far from the knowledge of the day, and is close to the illusion! Because the missile itself does not have this amount of damage, let alone its shadow or wave! Missile launch may cause irregularities in earth faults, but it is still random, and therefore not exploitable. That is, one cannot take advantage of the missile, and derives another benefit from the aftershocks.

القيثارة والزلازل، والوهم أو الواقع؟

القنب هو طريقة علمية: لتسميد الغيوم، التي حصلت عليها إيران أيضا لسنوات لحماية البيئة والتعويض عن نضوبها. يمكن للمرء أن يقول تقريبا أن الرعد الاصطناعي، الذي يولد الكثير من الموجات من خلال خلق مجال مغناطيسي ضخم. ولكن بعد زلزال بنما، كان متفشيا أن: هذه الطريقة العلمية المستخدمة ل: يستخدم الزلزال! أعلن ذلك رئيس فنزويلا. في الزلزال في كرمنشاه، كانت الشائعات أنه لم يكن هناك زلزال طبيعي في الواقع! بل هو أيضا سلاح أمريكي جديد، الذي يهاجمه: دون موطئ قدم، فإنه يجعل جرائم حرب. ربما بسبب هذه الشائعات، ضرب مركز زلزال الولايات المتحدة زلزال جديد فوق أعلى 10! تتوقع أن الشرق الأوسط كله سيتم تدمير! وبطبيعة الحال، فإن حقيقة هذه المسألة تتحول إلى أن يكون يومين آخرين! وأولئك الذين هم على قيد الحياة يمكن الحديث عن ذلك. ولكن توقعنا هو: كل هذا أمر وهمية: ومثل سلاح حرب النجوم، انها مجرد في ظلال الأفلام: الغربية. هوليوود لديها خبرات جيدة في هذه الأفلام: من اليوم كان قادرا على اطلاق النار مع دكوباد الزئبقي دقيقة! سيتم إطلاق رواد الفضاء الأمريكيين في صحراء سيناء بدلا من القمر! بدأت هذه القضية، وفقا لبيان وزير التجارة هتلر غوبلز ': أكبر الكذبة، وأسهل هو الاعتقاد، وتثار هذه الشائعات. يتم قبول الأكاذيب الكبيرة من قبل الناس لأنها ليست في متناول وليس تقييمها. إذا كشف شخص ما عن ذلك، انها ليست جيدة جدا للشعب. فمن ناحية، تجعل وسائل الإعلام أكثر خطورة، ومن ناحية أخرى، يسعد الناس قبول هذه القضايا بسهولة للهروب من المعاناة. وبطبيعة الحال، فإن أمريكا لا تملك عادة فقدان الإجرام والعصابات، وربما لا تزال تفعل مثل هذه الأعمال سخيفة ومضادة للإنسان مثل هيروشيما. ولكن ما إذا كان يفعل، أو الخداع، هو الشيء الذي ينبغي أن تؤخذ الرعاية. لأن خلق مثل هذا الفضاء يتطلب، أولا وقبل كل شيء، الوقت والإعلان. وهذا هو فجأة تكنولوجيا الإنجاز هذه بعيدة كل البعد عن العقل. ومن ناحية أخرى، إذا كان الأمر كذلك، فإن الأميركيين أنفسهم سيعلنون هذا منذ سنوات عديدة. لأنها كانت يمكن أن تستفيد أكثر مع الإعلان عن هذه القصة. وفي كل المفاوضات، لديهم أفضل اليدين. وبالإضافة إلى ذلك، إذا كان هذا الحادث غير مخطط لها، وحققت عن طريق الخطأ مثل هذه السلطة، فإنه ليس من الطبيعي تكرارها. ولا توجد محاكمة أيضا. لأنه كان غير مقصود و: القتل غير المتعمد: لا جريمة قتل. قبل حادثة هيروشيما، كانت سنوات من النقاش الذري: الجميع وصل إلى حد ما، مع حساب ودقة هذا العمل القيام به! وكانت النتيجة خوف وترهيب أمريكيين يبلغ من العمر 60 عاما. ولكن القنب هو حقيقي، فإنه لا يجعل أي شخص يخاف أو يخاف. لأنه إذا كانت الولايات المتحدة لديها مثل هذه السلطة، فإنها تستهدف المراكز الحساسة، وليس للفقراء والمنطقة المتضررة. وبطبيعة الحال، يعتقد البعض أن هذه الزلازل هي نتيجة لاختبارات الصواريخ! انها بعيدة كل البعد عن معرفة اليوم، وعلى مقربة من الوهم! لأن الصاروخ نفسه لا يملك هذا المبلغ من الضرر، ناهيك عن الظل أو موجة! إطلاق الصواريخ قد يسبب مخالفات في أخطاء الأرض، لكنها لا تزال عشوائية، وبالتالي لا يمكن استغلالها. وهذا يعني أنه لا يمكن للمرء أن يستفيد من الصاروخ، ويستمد فائدة أخرى من الهزات الارتدادية.

Harp və zəlzələ, illüziya və ya gerçəklik?

Harp elmi metoddur: İranın ətraf mühitin qorunması və onun tükənməsini kompensasiya etmək üçün illərlə əldə etdiyi buludları dölləşdirməkdir. Demək olar ki, kütləvi bir maqnit sahəsi yaratmaqla bir çox dalğa meydana gətirən süni göy gurultusu. Ancaq Panama zəlzələsindən sonra bu elmi metodun tətbiq olunduğu yayılmışdı: zəlzələ yaratmaq! Venesuelanın prezidenti bu elan etdi. Kermanşah zəlzələsində söz-söhbət əslində heç bir təbii zəlzələ yox idi! Bu da yeni bir Amerika silahıdır və onu hücum edir: dayanmadan, müharibə cinayətləri edir. Yəqin ki, bu məlumata görə, ABŞ-ın zəlzələ mərkəzi ilk 10-un üstündə yeni bir zəlzələ vurdu! Bütün Yaxın Şərqin məhv ediləcəyini təxmin edir! Əlbəttə, bu məsələyə dair həqiqət daha iki gün olacaqdır! Təbii olanlar bu barədə danışa bilərlər. Ancaq bizim proqnozumuz budur: Bunların hamısı yanıltıcıdır: və Star Wars silahı kimi, yalnız filmlərin kölgələrindədir: Qərb. Hollywood bu filmlərdə yaxşı təcrübələrə malikdir: dəqiq mürəkkəb decoupage ilə vurulmağı bacaran gündən! Amerikalı astronavtlar Ayın yerinə Sinay səhrasında başlayacaqlar! Bu məsələ, Hitler Ticarət naziri Goebbelsin ifadəsinə görə başladı: Daha böyük yalan, bu söz-söhbətlərin daha asan olması, bu söz-söhbətlər qaldırılır. Böyük yalanlar insanlar tərəfindən qəbul edilir, çünki onlar əlçatan deyil və qiymətləndirilmirlər. Kimsə bunu açıqlamasa, insanlar üçün yaxşı deyil. Bir tərəfdən, kütləvi informasiya vasitələri daha ciddi hala gətirir, digər tərəfdən, insanlar əziyyətdən qaçmaq üçün bu məsələləri asanlıqla qəbul edirlər. Əlbəttə ki, Amerika öz cinayətkarlığını və gangsterini itirmə vərdişinə malik deyildir və hələ də Hiroşima kimi belə bir səhv və anti-insan əsərlərini edə bilər. Amma bu və ya blöflər olsun, qayğı göstərilməlidir. Belə bir məkanın yaradılması ilk növbədə vaxt və reklam tələb edir. Yəni birdən belə bir nailiyyət texnologiyası ağıldan uzaqdır. Digər tərəfdən, bu vəziyyətdə olsaydı, amerikalılar özləri bunu bir çox illər əvvəl elan edərdilər. Çünki bu hekayənin elan edilməsi ilə daha çox faydalana bilərdilər. Və bütün danışıqlar, ən yaxşı əlləri var. Bundan əlavə, əgər bu hadisə gözlənilməzsə və təsadüfən belə bir gücə nail olsaydı, təbii olaraq təkrarlana bilməz. Heç bir ittiham yoxdur. Çünki bu qeyri-adekvat idi və: qəsdən adam öldürmə: cinayet yoxdur. Hiroşima hadisəsindən əvvəl, atom müzakirələri ilində idi: Hər kəs müəyyən bir dərəcədə, bu işin hesablanması və dəqiqliyi ilə gəldi! Nəticədə 60 yaşındakı Amerika qorxusu və qorxusu idi. Amma Harp həqiqidir, heç kəs qorxmur və qorxmur. Çünki Amerika Birləşmiş Ştatlarının belə bir gücə malik olmasına baxmayaraq, yoxsul insanların və təsirlənən bölgənin deyil, həssas mərkəzləri hədəf alacaqdı. Əlbəttə ki, bəziləri bu zəlzələlərin raket sınaqlarının nəticəsidir! Günün biliklərindən uzaqdır və illüziyaya yaxındır! Raketin özü bu miqdarda ziyan olmadığı üçün kölgəsi və dalğasını tək qoysun! Füze lövhəsi yer üzündəki pozuntulara səbəb ola bilər, lakin hələ də təsadüfi deyildir və buna görə də istismar edilmir. Yəni, raketdən faydalana bilməz və atəşkəsdən başqa bir fayda əldə edir.

Mahinnews.ir      سید احمد حسینی ماهینی 

سيد احمد حسيني ماهيني ۷/۹/۱۳۹۶ - ۱۷:۵۰ نظر(0)

مدتی است که آل سعود، عقب نشینی را آغاز کرده، تا به فکر خودش حمله جدیدی را شروع کند! ولی زمان را از دست داده و: می بیند که هر روز، باید بیشتر عقب نشینی کند، بدون اینکه حمله ای داشته باشد. جلسه 40نفره، سران کشورهای اسلامی، به دعوت ایشان تشکیل شد، ولی قبل از اینکه به ضرر ایران باشد، به ضرر خودش شد! زیرا از یکسو مجبور شد: محاصره یمن را بشکند، و به این ائتلاف جدید نشان دهد که: زیاد هم وحشی نیست! از آن طرف دیگر، وقتی از سه کشور ایران و عراق و سوریه، دعوت نکرد خود بخود، ادعای ضد داعش و ضد تروریست بودنش! زیر سوال رفت زیرا که: همه میدانند ائتلاف ایرانی به رهبری: سردار سلیمانی بود که: داعش را از بین برد. و دقیقا کشورهایی که مورد حمله داعش بودند، دعوت نشدند! از سوی دیگر بن سلمان به علت جوان بودن، از سیاست های پشت پرده: چماق و هویج پدرانش اطلاعی ندارد، تصور می کند با ساکت نمودن: چند نفر از اعضای فامیل، قدرت را به دست می گیرد. این سیاست اشتباه است، مانند زمان یزید و امام حسین ع می شود! پدر یزید به وی وصیت کرده بود که: با امام حسین ع کاری نداشته باشد. این وصیت کسی بود که: در جنگهای زیادی چه بصورت ظاهر، و چه غیر مسلحانه، با این خاندان شرکت کرده، و آنها را آزموده بود. او میدانست که امام حسین ع، با پدرش تفاوت هایی دارد. و این تفاوت ها، پایه حکومتش را زیر و رو خواهد کرد. ولی یزید این را نمی دانست! لذا به مض اینکه دید: میتواند بر امام حسین ع غلبه کند، فوری این کار را انجام داد، و به وصیت پدرش توجه نکرد. اکنون قضیه یمن وآل سعود هم، همین است. سالها بود که آل سعود، میداندار عرصه جنگ با تشیع بود: 80میلیارد دلار به صدام داد تا: به ایران حمله کند. بیش از 200میلیارد دلار، از اروپا اسلحه خرید و: در واقع به آنها اشانتیون داد: تا از صدام حمایت کنند، ولی در طول این مدت، کاری با الحوثی های یمن نداشت. حتی وقتی یمن بر دو قسمت شد، از هر دو حمایت می کرد. ولی ولیعهد های تازه به دوران رسیده! فکر کردند که بر یمن غلبه خواهند کرد! و لذا دستور بمب باران آن را دادند، و الان مانند موش در زیر زمین های ریاض، دنبال سوراخ می گردند! تا از موشک های یمن در امان باشند. بن سلمان به همین مقدار هم اکتفا نکرد، توهم قدرت باعث شد تا: با دم شیر هم بازی کند! ایران در طول تاریخ، شیر بیشه جهان بوده و: یال و کوپال او را هرگز، گزندی نرسیده است. به گفته امام علی ع، حق ممکن است خم شود، ولی نمی شکند. ایران سرافراز هم ممکن است: چند روزی فریب آل سعود را خورده، به او احترام بگذارد! ولی با روشن شدن موضوع، خواهند دید که آل سعود، دیگر وجود ندارد تا توهم قدرت خود را ببیند. دلیل آن هم بسیار روشن است: نزدیک به 2هزار میلیارد، قول کمک یا خرید اسلحه از: اسرائیل و آمریکا داده بودند، به این شرط که آنها: به ایران حمله کنند. آنها هم مانند دزدان سرگردنه، تمام اطراف ایران را محاصره کردند. افغانستان و عراق را اشغال نمودند، و در بقیه هم، پایگاههای نظامی و جاسوسی تاسیس کردند، ولی چه شد؟ دوهزار میلیارد دلار، در بدهی عربستان باقی ماند، در کسر بودجه و بدهی خارجی: آمریکا هم، ضربه های خود را به اقتصاد آن وارد کرد. حتی 38میلیارد دلار رشوه به: ترامپ هم نتوانست دردی دوا کند. حالا از همان جایی که آمدند، باید بروند. زیرا در این چهل سال، هیچ غلطی نتوانستند بکنند. الان هم که ایران، برای خود قدرت ابرقدرتی شده است. و هرچه پایگاههای آنان عقب تر برود، برد موشک های ایران هم بیشتر می شود! و اتحاد های پوشالی، جز نابودی برایشان، نخواهد بود.

Saudi Arabia retreats too, it does not make any difference!

For a while, Al Saud has begun a retreat to start thinking of a new attack! But he has lost time and sees that he has to retreat a lot every day without having an attack. A meeting of 40 people, heads of Islamic countries, was convened at his invitation, but before he was at the expense of Iran, he was at his own risk! Because, on the one hand, it was forced to break the blockade of Yemen, and to show this new coalition: It is not too wild! On the other hand, when he did not invite the three countries of Iran, Iraq and Syria himself, he claims to be anti-ISIL and anti-terrorist! It was questioned because: everyone knows that the Iranian-led coalition was led by Soleimani: ISIL was destroyed. And exactly the countries that were attacked by ISIL were not invited! Bin Salman, on the other hand, is not aware of the politics behind the scenes: his clubs and carrots of his fathers, he thinks silent: several family members take power. This policy is wrong, like the time of Yazid and Imam Hussein! Yazid's father had instructed him not to work with Imam Hussein. This will was the one who: participated in and watched with the family in many wars, both externally and unarmedly. He knew that Imam Hussein had differences with his father. And these differences will undermine the rule of law. But Yazid did not know this! Therefore, because he saw that he could overcome Imam Hussein, he immediately did so, and he did not pay attention to his father's will. This is also the case of Yemen and Saudi Arabia. For years, al-Saud, a mediator of the Shiite war, gave Saddam 80 billion dollars to attack Iran. More than $ 200 billion worth of European arms and, in fact, gave them their attention: to support Saddam, but during this time, he did not do anything with the Yemeni al-Houthis. Even when Yemen turned into two parts, it supported both. But crown princes have come to an age! Thought they would overcome Yemen! And so ordered the bombs of rain, and now they are looking for a hole like a rat in the underground of Riyadh! To be safe from: Yemeni missiles. Ben Salman did not stay that same, the illusion of power made: to play with the tail! Throughout history, Iran has been the lion's grove of the world, and its edges and puffs have never been overcome. According to Imam Ali, the right may bend, but it does not break. Iran may also be proud: how many days have you deceived Al Saud, respect him! But when the matter is clarified, they will see that Al Saud is no longer there to see the illusion of his power. The reason is clear: close to 2 trillion bucks promised to buy or donate weapons from Israel and the United States, provided they attack Iran. Like the hacked thieves, they besieged all around Iran. Occupied Afghanistan and Iraq, and in the rest, they founded military bases and espionage, but what happened? Two billion dollars remained in Saudi Arabia's debt, with foreign budget deficits and debt: the US also hit its economy. Even a $ 38 billion bribe to: Tramp did not manage to cure. Now they have to go from where they came from. For in these forty years, no mistakes could be made. Now that Iran has become superpower for itself. And the more their bases go the more Iran's missile hits! And the unity of the shrine will not be but destruction for them.

السعودية تتراجع أيضا، انها لا يستحق كل هذا العناء!

لفترة من الوقت، بدأ آل سعود تراجع لبدء التفكير في هجوم جديد! لكنه خسر الوقت ويرى أنه يجب أن يتراجع كثيرا كل يوم، دون أن يكون له هجوم. عقد اجتماع ل 40 شخصا، رؤساء الدول الإسلامية، بناء على دعوته، ولكن قبل أن يكون على حساب إيران، كان على مسؤوليته الخاصة! لأنه، من جهة، اضطر لكسر الحصار على اليمن، وإظهار هذا التحالف الجديد: انها ليست البرية جدا! من ناحية أخرى، عندما لم يدع الدول الثلاث من إيران والعراق وسوريا نفسه، يدعي أنه مناهض لتنظيم داعش ومكافحة الإرهاب! وقد تم استجوابه لأن: الجميع يعلم أن التحالف بقيادة إيران كان بقيادة سليماني، الذي دمر داعش. ولم تتم دعوة الدول التي هاجمها داعش بالضبط! بن سلمان، من ناحية أخرى، ليس على بينة من السياسة وراء الكواليس: نواديه وجزر آبائه، وقال انه يعتقد صامتة: العديد من أفراد الأسرة يأخذ السلطة. هذه السياسة خاطئة، مثل زمن يزيد والإمام الحسين! وكان والد يزيد قد أمره بعدم العمل مع الإمام الحسين. كانت إرادة شخص شارك في واختبارها في العديد من الحروب، سواء خارجيا أو بلا عراق. كان يعلم أن الإمام الحسين خلافات مع والده. وهذه الاختلافات ستقوض سيادة القانون. ولكن يزيد لا يعرف هذا! لذلك، لأنه رأى أنه يمكن التغلب على الإمام الحسين، وقال انه فعل ذلك على الفور، وأنه لم يلتفت إلى إرادة والده. وهذا هو الحال أيضا في اليمن والمملكة العربية السعودية. وعلى مدى سنوات، منح آل سعود، الوسيط في الحرب الشيعية، صدام 80 مليار دولار لمهاجمة إيران. أكثر من 200 مليار دولار من الأسلحة الأوروبية، وفي الواقع، أعطاهم اهتمامهم: لدعم صدام، ولكن خلال هذا الوقت، لم يفعل أي شيء مع الحوثيين اليمنيين. وحتى عندما تحول اليمن إلى جزأين، أيد كلا منهما. ولكن الأمراء ولي العهد قد حان لعمر! الفكر أنها سوف تغلب على اليمن! وهكذا أمر قنابل المطر، والآن هم يبحثون عن حفرة مثل الفئران في تحت الأرض من الرياض! أن تكون آمنة من الصواريخ اليمنية. بن سلمان لم يبقى على هذا النحو، وهم السلطة: للعب مع الذيل! على مر التاريخ، كانت إيران بستان الأسد في العالم، ولم يتم التغلب أبدا على حوافها ونفثها. وفقا للإمام علي، الحق قد ينحني، لكنه لا كسر. إيران قد تفخر أيضا: كم يوما هل خدعت آل سعود، احترمه! ولكن عندما يتم توضيح المسألة، فإنها سترى أن آل سعود لم يعد هناك لرؤية الوهم من سلطته. والسبب واضح: ما يقرب من 2 تريليون دولار وعدت بشراء أو التبرع بالأسلحة من إسرائيل والولايات المتحدة، شريطة أن تهاجم إيران. مثل اللصوص المخترقين، حاصروا في جميع أنحاء إيران. أفغانستان المحتلة والعراق، وبقية، أسسوا قواعد عسكرية والتجسس، ولكن ماذا حدث؟ وظل ملياري دولار في ديون المملكة العربية السعودية، مع العجز في الميزانية الخارجية والديون: الولايات المتحدة أيضا ضرب اقتصادها. حتى رشوة بقيمة 38 مليار دولار إلى: لم يستطع علاج الترامب علاجه. الآن عليهم أن يذهبوا من أين أتوا. في هذه السنوات الأربعين، لا يمكن ارتكاب أخطاء. الآن وقد أصبحت إيران قوة عظمى لنفسها. وكلما ذهبت قواعدهم، والمزيد من يضرب إيران الصاروخ! والتحالفات غير النظيفة لن تكون سوى تدمير لهم.

Səudiyyə Ərəbistanı da geri çəkilməkdədir, buna dəyər deyil!

Bir müddətdir, Əl-Səud yeni bir hücum düşünməyə başlayacaq bir geri çəkilməyə başladı! Amma vaxt itirmiş və hər gün bir hücum etmədən çox geri çəkməli olduğunu görür. lakin İrana qarşı əvvəl, öz zərərinə, onların dəvəti ilə İslam ölkələri 40 rəhbərlərinin görüş! Çünki, bir tərəfdən, Yəmənin blokadasını pozmaq və bu yeni koalisiyanı göstərmək məcburiyyətində qaldı: Çox yabanı deyil! Digər tərəfdən, zaman İran, İraq və Suriya üç ölkə öz etdiyi irəli sürülən anti-İslam və anti-terrorçuları dəvət etmədi! Sual verildi, çünki hər kəs bilir ki, İran rəhbərliyi koalisiyasını ISIL-ı məhv edən Süleymaninin rəhbərliyi altında aparırdı. İŞİD-ə hücum edən ölkələr tam olaraq dəvət olunmamışdı! Bu siyasət Yezid və İmam Hüseyn dövrü kimi səhvdir! Yazidin atası İmam Hüseyn ilə işləməməyi əmr etmişdir. Bu, bir çox müharibələrdə, həm xaricdə, həm də silahsız şəkildə ailəyə qoşulmuş və izləyən bir şəxs idi. İmam Hüseynin atası ilə fərqləndiyini bilirdi. Bu fərqlər qanunun aliliyinə zidd olacaq. Lakin Yezid bunu bilmirdi! Buna görə də, İmam Hüseyni dəf edə biləcəyini gördüyü üçün dərhal belə etdi və atasının iradəsinə diqqət yetirmədi. Bu da Yəmən və Səudiyyə Ərəbistanıdır. İllərdir Şiə müharibəsinin vasitəçisinə əl Səud Saddam'a 80 milyard dollar İrana hücum etdi. 200-dən çox milyard dollar Avropadan silah almaq və əslində onlar Səddam Hüseynin ki Ashantyvn, lakin bu vaxt, Yəməndə Əl-Houthi ilə heç bir əlaqəsi yox idi. Yəmən iki hissəyə çevriləndə belə, hər ikisini dəstəklədi. Amma tac şahzadələr bir müddətə gəldi! Yəməndən çıxacaqlarını düşündüm! Yəni yağış bomba sifariş və indi Riyad yeraltı bir sıçanı kimi bir deşik axtarır! Yemeni mərmilərindən təhlükəsiz olmaq. Ben Salman eyni qalmadı, gücün illüziyası etdi: quyruqla oynamaq! Tarix boyunca, İran dünyanın aslan gəmisi olmuşdur və kənarları və pufları heç vaxt aşılmazdır. İmam Əli (əleyhis-salam) -a görə, sağ bükmək olar, amma bu, pozulmur. İran da fəxr edə bilər: Al Saudu neçə gün aldatdı, hörmət edin! Məsələ aydınlaşdıqda, əl-Səudun gücün illüziyasını görməyəcəyini görəcəklər. Bunun səbəbi aydındır: 2 trilyon dollara yaxın İsrail və ABŞ-dan İrana hücum etmələri halında silah almaq və ya bağışlamağa söz verildi. Hacked oğrular kimi, onlar bütün ətrafında İranı mühasirəyə aldılar. Əfqanıstan və İraqı işğal etdi, qalan hissəsi isə hərbi bazalar və casusluq qurdular, amma nə oldu? Səudiyyə Ərəbistanının xarici borcları və borcları ilə borcları iki milyard dollar olaraq qaldı: ABŞ da iqtisadiyyatını vurdu. Hətta 38 milyard dollar rüşvət: Tramp müalicə edə bilmədi. İndi onlar gəldikləri yerdən getməlidirlər. Bu qırx il ərzində heç bir səhv edilə bilməz. İndi İran özü üçün super güc halına gəldi. Və onların əsasları getdikcə daha çox İran raketləri vurur! Artıq ittifaqlar, onlar üçün məhv olmayacaqdır.

سید احمد حسینی ماهینی     mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۶/۹/۱۳۹۶ - ۱۷:۰۰ نظر(0)

براساس آخرین آمار، 12هزار امامزاده، و بقاع متبرکه، در ایران وجود دارد. لذا برای اطلاع عموم لازم است که: نمایشگاهی بزرگ تشکیل شود و: اداره اوقاف نسبت به معرفی: شایسته آنان اقداماتی انجام دهد. بدیهی است که بارگاه امام رضا ع و: آستان قدس رضوی می تواند: نقش مهمی در آن داشته باشد . زیرا این امر علاوه بر افزایش اطلاعات عمومی، نسبت به جذب گردشگری هم، کمک شایانی دارد. دومین بقعه مبارکه در ایران اسلامی، متعلق به خواهر گرامی ایشان در قم، سومی هم برادر بزرگتر ایشان در شیراز است. اگر همه استانها دارای بقعه باشند، نمایشگاه بین المللی شهر آفتاب، جای مناسبی برای این کار است. مثلا در غرفه استان تهران، می توان به بقعه مبارکه حضرت عبدالعظیم، یا امامزاده صالح تجریش، بعنوان نماد اصلی و تعداد سیصد بقعه دیگر هم اشاره کرد. تاریخچه و اصالت آنها را معرفی نمود، زیرا این امر لازمه رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه می باشد. علاوه بر ایران، در عراق و سوریه، عربستان و یمن، لبنان و مصر هم، این بقاع وجود دارند که باید: رشد منطقی و ارتباط: آنها را بایکدیگر تبیین کرد. سکوت طولانی در تبیین این مسائل، یا کم اهمیت نشان دادن آن مسائل، تخریب بنیان های فکری و اجتماعی را، در پی خواهد داشت زیرا: دشمنان بر روی جعلی بودن و: ساختگی آنان در زمان ما، اصرار دارند و تصور می کنند: امری صوری و اعتباری می باشد. در حالیکه براساس مستندات تاریخی، همه آنها دارای خط سیر و: شجره نامه مشخصی هستند. بطور کلی احترام به افراد دینی وابسته: به رهبران هر زمان امری معمولی و عادی است. لذا از قبرستان بقیع که تقریبا، اولین قبرستان مسلمانان است، می توان فهمید که 14قرن، برای این بنا ها زمان زیادی نیست! زیرا همه اطلاعات آنها، با وجود تخریب ضد بشری آل سعود، موجود است. پیامبر و ائمه از آنجهت به: این امر اهمیت می دادند که: سوره کوثر برای آن نازل شده و: می گوید با اینکه دشمنان، انتظار دارند موضوع پیامبر تمام شود، ولی خداوند اراده کرده، آن را گسترش دهد و: بهترین کسان برای گسترش آن انتخاب شدند، که ائمه طاهرین هستند. کربلا و نجف و سامرا و ..، همه اینها نشان می دهد که: حفظ بقاع، معادل حفظ اسلام بوده است و: لذا کسانی که بهر نحوی مبادرت به: تخریب آنها می کنند، از اساس با اسلام مخالف هستند! و به این وسیله می خواهند: خشم خود را از توسعه اسلام نشان دهند، گرچه مانند آل سعو وداعش، در ظاهر شعارهای اسلامی هم بدهند. ازمنظر شیعه و به فتوای امام خمینی ره، کسانی که به پیامبر اسلام توهین کنند، مستوجب مرگ هستند: چنانچه در مورد سلمان رشدی اعلام شد. لذا کلیه وهابیون، مخصوصا آنهاییکه به دنبال تخریب آرامگاه پیامبر هستند، از سلمان رشدی بدتر هستند. تاریخ نشان می دهد که بقعه امامان، و امامزادگان، کانون های مبارزه برعلیه ستم بوده اند. در دیار علویان یعنی: گیلان ومازندران بیشترین بقعه ها را داریم، زیرا براثر ظلم کافران در مکه و مدینه، و قتل عام چند باره مردم آن، مبارزان راهی مناطق دیگر می شدند. ایرانیان پذیرای مهربانی برای آنان بودند. حتی یکی از پیشنهاد ها به: امام حسین ع هم، رفتن به یمن یا ایران بوده است. این نشان می دهد گرچه شخص امام حسین ع، ماموریت داشت تا در کربلا شهید شود، ولی نوادگان ایشان با کمک ایرانیان، و افرادی چون مختار ثقفی، انتقام گرفتند و توانستند: موانع گسترش اسلام را از بین ببرند. اینها مطالبی است که گفته نشده، یا کم گفته شده، و لازم است همه ساله نمایشگاه عظیمی: از آنها در سطح داخلی و بین المللی تشکیل شود. مطمئنا، ارزش فرهنگی و اقتصادی: چنین نمایشگاهی بسیار پربار تر از دیگر: نمایشگاههای موجود خواهد بود.

Thousands of Imam Zadeh in one place

According to the latest statistics, there are 12,000 Imam Zadeh, and Bekaa Ambarkah, in Iran. Therefore, it is necessary for the general public to: form a large exhibition and: Endowment Office to introduce: they deserve to do something. Obviously, Imam Reza's door: Astan Quds Razavi can have an important role in it. Because this, in addition to raising public information, is also a great help in attracting tourism. The second monastery of Mobarakeh in Islamic Iran, belonging to her dear sister in Qom, is the third largest brother of her in Shiraz. If all the provinces have tombs, the International Fair of the City of Abu Dhabi is a good place to do this. For example, in the pavilion of Tehran province, you can refer to the tomb of Mubarak, Abdul Azim, or Imamzadeh Saleh Tajrish, as the main symbol and the other three hundred other monuments. They introduced their history and originality, because this is necessary for the economic and cultural growth of society. In addition to Iran, in Iraq and Syria, Saudi Arabia, Yemen, Lebanon, and Egypt, there are also so many things that need to be: logical growth and communication: explaining them one by one. The long silence in explaining these issues, or the lack of importance of demonstrating those issues, will lead to the destruction of intellectual and social foundations, because: the enemies are forged and: insane in our time, insist and imagine: Face and credit. While based on historical documentation, they all have trajectory and: a certain pedigree. In general, respect for religious people is dependent on: leaders at all times ordinary and ordinary. Therefore, from the Baqih Cemetery, which is approximately the first Muslim cemetery, it can be understood that for 14 centuries, there is not much time for these buildings! Because all their information, :despite the anti-human destruction of al-Saud, is available. The Prophet and the Imams, in order to: It was important that: Surah al-Kusar was revealed to him: He says that while the enemies expect the Prophet's cause to end, but God wills, expand it, and: best The expansion was chosen, which is the Tahirist Imams. Karbala and Najaf and Samarra ... all this shows that maintaining the Bekaa is equivalent to preserving Islam and, therefore, those who are in any way trying to: destroy them, are opposed to Islam in principle! And they want to: show their anger over the development of Islam, albeit like Islamic Saud and ISIS, they also seem to give Islamic slogans. From the Shi'a point of view and to the fatwa of Imam Khomeini, those who insult the Prophet Muhammad would have to die: as stated in Salman Rushdie. Therefore, all the Wahhabis, especially those seeking to demolish the tomb of the Prophet, are worse than Salman Rushdie. History shows that the tomb of the Imams, and the Imam Zadegan, has been centers of struggle against oppression. In the Diwali of the Alawites, Gilan and Masandran, we have the most monuments, because the fighters came to other areas because of the oppression of the infidels in Mecca and Medina, and the massacre of its people in the long run. Iranians embraced kindness for them. Even one of the suggestions was to: Imam Hussein Aw, to go to Yemen or Iran. This suggests that although Imam Hossein's mission was to be martyred in Karbala, his grandsons took revenge with the help of the Iranians and people like Mokhtar Saqafi, who were able to: remove the obstacles to the spread of Islam. These are essays that have not been mentioned, or have been said a little, and it is imperative that huge exhibitions be held every year: on the national and international levels. Certainly, the cultural and economic value: such an exhibition will be much more productive than the other: Exhibits will be available.

آلاف الإمام زاده في مكان واحد

ووفقا لأحدث الإحصاءات، هناك 12،000 الإمام زاده، والبقاع أمبركاه، في إيران. ولذلك، من الضروري لعامة الناس أن: تشكيل معرض كبير و: مكتب الهبات لتقديم: أنها تستحق أن تفعل شيئا. ومن الواضح أن باب الإمام رضا: أستان قدس رضوي يمكن أن يكون له دور هام في ذلك. لأن هذا، بالإضافة إلى زيادة المعلومات العامة، هو أيضا مساعدة كبيرة في جذب السياحة. والدير الثاني للمباركة في إيران الإسلامية، الذي ينتمي إلى أختها العظيمة في قم، هو ثالث أكبر شقيق لها في شيراز. إذا كانت جميع المحافظات لديها مقابر، فإن المعرض الدولي لمدينة أبوظبي هو مكان جيد للقيام بذلك. على سبيل المثال، في جناح محافظة طهران، يمكنك الرجوع إلى قبر مبارك، عبد العظيم، أو إمام زاده صالح تجريش، والرمز الرئيسي وغيرها من ثلاثمائة الآثار الأخرى. لقد عرضوا تاريخهم وأصالتهم، لأن ذلك ضروري للنمو الاقتصادي والثقافي للمجتمع. بالإضافة إلى إيران، في العراق وسوريا والمملكة العربية السعودية واليمن ولبنان ومصر، وهناك أيضا الكثير من الأشياء التي تحتاج إلى أن تكون: النمو المنطقي والاتصالات: شرح لهم واحدا تلو الآخر. إن الصمت الطويل في شرح هذه القضايا، أو عدم أهمية إظهار تلك القضايا، سيؤدي إلى تدمير الأسس الفكرية والاجتماعية، لأن: الأعداء مزورة و: مجنون في عصرنا، يصرون ويفكرون: الوجه والائتمان. في حين تستند على الوثائق التاريخية، لديهم جميعا مسار و: نسب معينة. وبصفة عامة، فإن احترام الشعب الديني يعتمد على: القادة في جميع الأوقات العادية والعادية. لذلك، من مقبرة البقيه، التي هي تقريبا المقبرة الإسلامية الأولى، يمكن أن يكون مفهوما أنه لمدة 14 قرنا، ليس هناك الكثير من الوقت لهذه المباني! لأن كل ما لديهم من معلومات، على الرغم من تدمير آل سعود، هو متاح. النبي والأئمة، من أجل: كان من المهم أن: سورة القصار كشف له: يقول أنه في حين أن الأعداء يتوقعون أن ينتهي قضية النبي، ولكن الله سوف، توسيعه، و: أفضل تم اختيار التوسيع، وهو الأئمة الطاهريين. وكربلاء والنجف وسامراء ... كل هذا يدل على أن المحافظة على البقاع تعادل الحفاظ على الإسلام، وبالتالي فإن أولئك الذين يحاولون بأي حال من الأحوال: تدميرهم، يعارضون الإسلام من حيث المبدأ! ويريدون: إظهار غضبهم على تطور الإسلام، وإن كانوا مثل السعوديين الإسلاميين وداعش، فإنهم يقدمون أيضا شعارات إسلامية. من وجهة نظر الشيعة وفتوى الإمام الخميني، أولئك الذين يهانون النبي محمد يجب أن يموت: كما جاء في سلمان رشدي. لذلك، كل الوهابيين، وخاصة أولئك الذين يسعون إلى هدم قبر النبي، أسوأ من سلمان رشدي. ويظهر التاريخ أن قبر الأئمة، والإمام زاديجان، كانت مراكز النضال ضد القمع. في الديوالي من العلويين، جيلان وماسندران، لدينا معظم الآثار، لأن المقاتلين جاءوا إلى مناطق أخرى بسبب قمع الكفار في مكة والمدينة المنورة، ومذبحة شعبها على المدى الطويل. رحب الإيرانيون بهم بلطف. حتى أحد الاقتراحات كان: الإمام الحسين أو، للذهاب إلى اليمن أو إيران. وهذا يشير إلى أنه على الرغم من أن مهمة الإمام حسين استشهد في كربلاء، فإن أحفاده انتقموا بمساعدة الإيرانيين وشعب مثل مختار سقافي، الذين تمكنوا من: إزالة العقبات أمام انتشار الإسلام. وهذه مقالات لم تذكر، أو قيل عنها قليلا، ولا بد من إقامة معارض ضخمة كل عام: على الصعيدين الوطني والدولي. بالتأكيد، القيمة الثقافية والاقتصادية: سيكون هذا المعرض أكثر إنتاجية بكثير من الآخر: المعارض ستكون متاحة.

Minlərlə İmam Zadənin bir yerdə

Son statistik məlumatlara görə, İranda 12 min imam Zadeh və Bekaa Ambarkah var. Buna görə, ümumi ictimaiyyət üçün: böyük bir sərgi yaratmaq lazımdır və: Təqdim etmək üçün Müvəqqəti Büro: Bir şey etməyi haqq edirlər. Aydındır ki, İmam Rza'nın qapısı: Astan Quds Razavi bu sahədə əhəmiyyətli bir rol oynaya bilər. Çünki ictimai məlumatların artması ilə yanaşı turizm də cəlb etməkdə böyük köməkdir. İslam İran'daki Mobarakeh'ün ikinci monastırı, Qom'taki sevgili bacısına ait, Şiraz'taki üçüncü böyük qardaşıdır. Bütün illerin türbələri varsa, Abu Dabi şəhərinin Beynəlxalq Sərgisi bunu etmək üçün yaxşı bir yerdir. Məsələn, Tehran kabinəsi, Həzrəti Əbdül müqəddəs ziyarətgahı ola bilər, və ya əsas simvolu kimi Zadeh Saleh Tajrish və abidə üç digər qeyd edib. Onlar öz tarixi və özgünlüklərini təqdim etdilər, çünki bu, cəmiyyətin iqtisadi və mədəni inkişafı üçün zəruridir. İran, İraq və Suriya, Səudiyyə Ərəbistanı, Yəmən, Livan və Misirlə yanaşı çox şeylər də var: məntiqi böyümə və ünsiyyət: onları bir-bir izah etmək. Long məsələləri izah sükut, və ya saxta və zaman Sınaq onlara düşmən israr və hesab edirəm, çünki səbəb olacaq məsələləri intellektual və sosial əsasları məhv, ən azı əhəmiyyəti: bir şey Üz və kredit. Tarixi sənədlərə əsaslanaraq, onların hamısı traektoriya vəəyyən bir damazlıq var. Ümumiyyətlə dini insanların hörməti hər zaman adi və adi bir liderdir. Buna görə, təxminən ilk Müsəlman qəbiristanlığı olan Baqih Qəbiristanlığından 14 əsr üçün bu binalar üçün çox vaxt yoxdur! Çünki bütün məlumatlar, əl-Səudun məhvinə baxmayaraq mövcuddur. . Surəsi nozzle üçün Kausar və: düşmən Peyğəmbərin bütün mövzusunu gözləmək deyir ki, Allah genişləndirmək üçün istəsəydi etmişdir: Peyğəmbər və bu istiqamətdə imamlar bu vacibdir üçün ən yaxşı insanlar Genişləmə seçildi, Tahirist İmamları. Və onlar istəyirlər: İslamın inkişafı ilə bağlı hiddətlərini göstərmək, İslam Səud və İSİŞ kimi olsa da, İslam şüarları verməkdədirlər. Şiə baxımından və İmam Xomeyninin fatvasına, Peyğəmbər Əfəndimizi təhqir edənlər ölüm təhlükəsi içərisindədirlər: Salman Ruşdie bildirdiyi kimi. Buna görə də, bütün Vəhhabilər, xüsusilə Peyğəmbərin məzarı yıxmaq istəyənlər, Salman Rüşdi'den daha pisdir. Tarix göstərir ki, İmamların məzarı və İmam Zadəğan təzyiqə qarşı mübarizə mərkəzləri olmuşdur. İranlılar onlara xeyirxahlıq etdi. Hətta təkliflərdən biri də İmam Hüseyn Aw, Yəmən və ya İrana getmək idi. Bunlar qeyd olunmayan və ya bir az deyilmişdir və hər il böyük sərgilərin keçirilməsi zəruridir: milli və beynəlxalq səviyyədə. Əlbəttə ki, mədəni və iqtisadi dəyər: belə bir sərgi bir-birindən daha məhsuldar olacaqdır. Sərgilər mövcud olacaqdır.

سید احمد حسینی ماهینی     mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۵/۹/۱۳۹۶ - ۱۷:۱۷ نظر(0)

استاد پیشکسوت اقتصاد دکتر صدیقی، از اساتید اینجانب در دانشگاه تهران میگفت: دروغ بر سه قسم است: دروغ معمولی ، شاخدار و آمار! منظور ایشان هم، همان بود که شما فهمیدید! البته دروغ معمولی را آدم های معمولی: یا حقیقی می گویند که: برای نفع شخصی یا فرار از: مسئولیت های فردی است. ولی دروغ شاخدار را شرکت ها، یا اشخاص حقوقی با تبلیغات وسیع بیان می کنند. مخصوصا بانکها که برای: خالی کردن جیب مردم، از هیج فرمایشی دریغ ندارند. اما نوع سوم مخصوص غربی ها است. مثلا موسسه گالوپ، از چند نفر سوالی می کند، بعد با تکنیک های آماری، راستی آزمایی کرده، آن را به همه جهان نسبت می دهد. این دروغ های آماری، از زبان کسانی بیان می شود که: از جامعه آماری فاصله دارند. چون اغلب آنها از قشر مرفه جامعه هستند، لذا درد اصلی مردم را نمی فهمند. اگر خود را به نفهمی بزنند! بهتر است تا اینکه ژست فهمیدن: درد مردم را بگیرند. مثلا می گویند دکتر آخوندی وزیر مسکن، پس از بازگشت از سفر لندن! فرمایش فرمودند ما قیم مردم برای: بازسازی مناطق زلزله زده نیستیم، به قول راوی، وی  از بالای تاور بریج، به زیبایی رودخانه تایمز لندن، نگاه کند و لذت ببرد، بهتر است تا اینکه ذهنش را، با زلزله آزار دهد. در پنجمین همایش ملی مدیران فناوری اطلاعات، نماینده موسسه ایرانداک، به نتایج جالبی اشاره کرده: بیشترین تحقیقات در مورد کشاورزی، در استانهایی صورت گرفته که: کشاورزی چندانی ندارند.: بیشترین مطالعه در مورد کم آبی، در استانهایی صورت گرفته که: مشکل کم آبی نداشته اند! مثلا در سیستان و بلوچستان، اصلا پایان نامه ای در مورد: کم آبی نبود و یا در استان یزد. این معنی خطرناکی دارد. به زبان آماری، همبستگی معنی داری با: ضدعلمی بودن تحقیقات دارد. به عبارت بهتر یعنی: دانشجوی مازندرانی یا گیلانی، که در ربزش باران های شدید! بزرگ شده طبیعی است که: اگر راجع به یزد یا سیستان و بلوچستان، تحقیق کند کم آبی را اثبات می کند! به گفته ضرب المثل فارسی : از کرامات شیخ ما این است : شیره را خورد و گفت شیرین است. عکس این موضوع این است که: از نظر مردم سیستان و بلوچستان، مشکل اصلی و فرعی، اصلا کم ابی نیست! آنها با کم ابی رشد کرده، به آن عادت دارند. درست مثل اینکه استاد آذربایجانی، در مورد گرمای خوزستان داد سخن بدهد! مردم خوزستان خونگرم هستند، و با گرما و شرجی بزرگ شده اند، اما این استاد که در میان برف و بوران و: کولاک و سرمای زیر صفر! بزرگ شده معلوم است که گرمای خوزستان، برایش یک فاجعه است! در مورد زلزله هم شاهد بودیم که: مردم منطقه از کمک ها راضی بودند، و تشکر می کردند ولی: بچه های خوزستانی! ممکن بود بگویند: سرما وباران قابل تحمل نبود، و مردم از ان ناراضی بودند. چون آنها ممکن است: گرمای چهل درجه را تحمل کنند، ولی سرمای زیر چهل درجه را نمی توانند. می بینیم هرچه فاصله محقق و: آمار گر از منطقه یا جامعه آماری، دور تر باشد قضاوت او و: فرضیه سازی هایش دروغ تر، و نارساتر می شود. حالا ببینید که یک نفر در آمریکا، در موسسه گالوپ نشسته! برای مردم آفریقا یا آسیای میانه آمار می دهد! چه فاجعه ای خواهد بود. در علم روانشاسی این فاجعه، در برخی جاها اشاره شده: مثلا برای ارزیابی هوش سیاهپوستان، معمولا از ابزارها و اسباب بازی های: سفید پوستان استفاده می کنند، که برای آنها ناآشنا است. لذا همیشه بهره هوشی سیاهپوستان، روستائیان و شاید همه دنیا! بجز آن تعداد سفید پوست، زیر حد نرمال خواهد بود. در مورد اینترنت نیز، همین مصداق است. به همین دلیل در همه زمینه ها، آمریکا دست بالا را دارد! و دیگر کشورها، عقب مانده محسوب می شوند.

The lie is swearing: ordinary, horned, stats!

The professor of economics, Dr. Sedighi, from my professors at Tehran University, said: "The lie lies on three occasions: ordinary lies, horns and statistics!" It was the same meaning that you understood! Of course, ordinary lies are ordinary people: or real people say: For personal gain or escape: personal responsibility. However, corporate haters are lying, or by legal entities with massive advertising. Especially banks! that :do not hesitate to empty the pockets of the people. But the third type is for the Westerners. The Gallup Institute, for example, asks a few people, then verifies with statistical techniques, attributes it to the whole world. These statistical lies are expressed in the language of those who are far from the statistical society. Because most of them are from the well-off of the society, they do not understand the main pain of the people. If you do not understand yourself! It's better to grasp the grip of people's pain. For example, say Dr. Akhundi, the Minister of Housing, after returning from London! According to the statement, we are not in charge of: rebuilding earthquake areas, according to the narrator, from the top of Tower Bridge, looking at the beauty of the London Times, and looking to enjoy it, it's better to hurt his mind, with an earthquake. At the 5th National Conference of Information Technology Managers, representative of IranDaq Institute, the interesting results are: The most research on agriculture in the provinces is that they do not have much to do with agriculture. Most studies have been done on water scarcity in the provinces: Have not had blue! For example, in Sistan and Baluchestan, there was no dissertation at all about: dehydration or in Yazd province. This has a dangerous meaning. In statistical language, there is a significant correlation with: the anti-science of research. In other words: Mazandaran or Gilani student, who is in heavy rains! Grown up is natural: if it is researching Yazd or Sistan and Baluchistan, it will prove dehydration! According to the Proverb Persian: From our Sheikh's keramat this is: He ate the juice and said sweet. The picture of this issue is: For the people of Sistan and Baluchestan, the main and the minor problem is not at all a shame. They grow poorly, they are accustomed to it. Just like an Azerbaijani professor, he said about the heat of Khuzestan! The people of Khuzestan are warm and warm and sultry, but this is a master who is in the midst of snow and snow: the blizzard and the cold below zero! It has become known that the heat of Khuzestan is a disaster for it! In the case of the earthquake, we also saw that the people of the area were satisfied with the aid, and thanked but Khuzestan children! It was possible to say: cold weather was not tolerable, and people were dissatisfied. Because they may: tolerate the heat of forty degrees, but they cannot afford the cold below forty degrees. We see that the distance between the researcher and the statistician is far from the region or the statistical society, his judgment and his hypotheses become more false and unstable. Now see who is sitting in America at the Gallup Institute! For people in Africa or Central Asia! What a catastrophe. In psychosocial science, the disaster is mentioned in some places: for example, to assess the intelligence of the black people, they often use gadgets and gadgets: whites, which are unfamiliar to them. Therefore, always the intelligence of the black people, the villagers and perhaps the whole world! Except for that, white will be below the normal range. In the case of the Internet, that is the same. That's why America has a high hand in all areas! And other countries are backward.

الكذب أقسم: عادي، قرون، احصائيات!

صديقي الطبيب الاقتصاد معلمه، وقال أساتذتي في جامعة طهران: استلق على ثلاثة أنواع: الأكاذيب العادية، وإحصاءات مقرن! كان نفس المعنى الذي فهمته! وبطبيعة الحال، الأكاذيب العادية هي الناس العاديين: أو يقول الناس الحقيقي: لتحقيق مكاسب شخصية أو الهروب: المسؤولية الشخصية. ومع ذلك، كراهية الشركات والكذب، أو من قبل الكيانات القانونية مع الدعاية واسعة النطاق. خصوصا البنوك التي لا تتردد في إفراغ جيوب الشعب. ولكن النوع الثالث هو بالنسبة للغرباء. فمعهد غالوب، على سبيل المثال، يسأل بضعة أشخاص، ثم يتحقق مع التقنيات الإحصائية، ويعزوها إلى العالم أجمع. وتعبر هذه الأكاذيب الإحصائية بلغة أولئك الذين هم بعيدون عن المجتمع الإحصائي. لأن معظمهم من رفاه المجتمع، أنهم لا يفهمون الألم الرئيسي للشعب. إذا كنت لا تفهم نفسك! فمن الأفضل لفهم قبضة الألم الناس. على سبيل المثال، قل الدكتور أخوندي، وزير الإسكان، بعد عودته من لندن! لم يكن لديك الأزرق! على سبيل المثال، في سيستان وبلوشستان، لم يكن هناك أي أطروحة على الإطلاق حول: الجفاف أو مقاطعة يزد. وهذا له معنى خطير. في اللغة الإحصائية، هناك علاقة كبيرة مع: مكافحة العلم من البحوث. وبعبارة أخرى: مازندران أو طالب جيلاني، الذي هو في أمطار غزيرة! نمت طبيعي: إذا كان يبحث يزد أو سيستان وبلوشستان، فإنه سوف يثبت الجفاف! وفقا للمثل الفارسي: من كرامات شيخنا هذا هو: أكل العصير وقال الحلو. صورة هذا هو: بالنسبة لشعب سيستان والبلوشستان، والمشكلة الرئيسية والقاصر ليس على الإطلاق العار. أنها تنمو سيئة، وأنها اعتادوا على ذلك. تماما مثل أستاذ أذربيجاني، قال عن حرارة خوزستان! لقد أصبح من المعروف أن حرارة خوزستان هو كارثة لذلك! في حالة الزلزال، رأينا أيضا أن سكان المنطقة راضون عن المساعدات، وشكروا الأطفال ولكن خوزدستاني! كان من الممكن القول: الطقس البارد لم يكن مقبولا، وكان الناس غير راضين. لأنها قد: ​​تحمل حرارة أربعين درجة، لكنها لا تستطيع تحمل البرد أقل من أربعين درجة. الآن انظر من يجلس في أمريكا في معهد غالوب! للناس في أفريقيا أو آسيا الوسطى! ما كارثة. لذلك، دائما المخابرات من السود، القرويين وربما العالم كله! وباستثناء ذلك، سيكون الأبيض أقل من المعدل الطبيعي. في حالة الإنترنت، وهذا هو نفسه. هذا هو السبب في أمريكا لديها يد عالية في جميع المناطق! وبلدان أخرى متخلفة.

Yalan söyləyir: adi, buynuzlu, stats!

Siddiq həkim iqtisadiyyat müəllimi, Tehran Universitetinin mənim professor, dedi: üç növ Lie: adi yalan və statistika buynuzlu! Anladığınız eyni məna idi! Ancaq korporativ tənbəllər yalançıdırlar və kütləvi reklamı olan hüquqi şəxslərdir. Xüsusilə xalqın ciblərini boşaltmaqdan çəkinməyən banklar. Üçüncü tip Qərbə aiddir. Məsələn, Gallup bütün dünyada var, təsdiq bir neçə nəfər, sonra statistik texnika, soruşur. Bu statistik yalanlar statistik cəmiyyətdən uzaq olanların dilində ifadə edilir. Onlardan ən varlı insanlar, çünki insanlar ağrı başa düşmürəm. Özünüzü anlamırsan! İnsanın ağrısını başa düşmək daha yaxşıdır. Məsələn, London bir səfərdən qayıtdıqdan sonra, Mənzil doktoru İran naziri demək! Mavi qalmadı! Məsələn, Sistan və Bəlucistan, haqqında heç bir dissertasiyasının: susuzlaşdırma, və ya Yəzd vilayətində olmaması. Bu təhlükəli mənaya malikdir. Statistika dilində, tədqiqat əleyhinə elmi ilə əhəmiyyətli bir əlaqə var. Başqa sözlə, leysan yağış Rbzsh tələbə mazandarani ya Gilani! təbii Big Sistan və Bəluçistan, Yəzd və ya əgər, tədqiqat susuzlaşdırma sübut edir ki! Fars atalar görə bizim Şeyx böyüklük dedi şirin sap edir. bu Photos ki Sistan və Bəluçistan, böyük və kiçik problemlərin insanlar, ən azı mavi deyil! Onlar zəif inkişaf edir, buna alışırlar. Azərbaycan professoru kimi, Xuzistanın istiliyi barədə danışdı! Xuzestanın istiliyi onun üçün bir fəlakət olduğunu məlum oldu! Xuzistan uşaq: zəlzələ, biz insanlar öz fəaliyyətləri ilə razı idi, təşəkkür edirəm, amma ki, gördüm! soyuq yağış dözə bilmədi və insanlar bədbəxt idi: demək bilər. Onlar qırx dərəcə istilik dözmək ola bilər, lakin kimi temperatur aşağıda qırx dərəcə bilməz. İndi Gallup İnstitutunda Amerikada oturanları gör! Afrika və ya Mərkəzi Asiyada insanlar üçün! Nə bir fəlakət. Buna görə da, həmişə qara xalqın, kəndlilərin və bəlkə də bütün dünyanın zəkası! Bunun xaricində ağ normal aralığın altına düşəcək. İnternet halında, bu eynidır. Buna görə Amerikanın bütün sahələrdə yüksək əli var! Digər ölkələr geri qalır.

سید اجمد حسینی ماهینی      mahinnews.ir/stats

سيد احمد حسيني ماهيني ۴/۹/۱۳۹۶ - ۱۸:۴۶ نظر(0)

devil
ابلیس در مسجد سهله، بوسیله امام زمان عج، گردن زده می شود و: دوران او به پایان می رسد! یعنی اینکه نفوذ شیطان و شیطان صفت ها دائمی نیست. و به تدریج از بین خواهد رفت. تا اینکه اصل شیطان یا شیطان بزرگ، و ابلیس هم به نقطه پایان برسد. در بعضی روایات از سختی جنگ با: ابلیس هم گفته شده، یعنی اینکه ابلیس به سادگی: تسلیم نمی شود تا او را بکشند! ابتدا باید پروبال او، یعنی اطرافیان و فرزندان و حامیان او! کشته شوند تا دسترسی به او میسر گردد. لذا وظیفه ما در این زمان، کم کردن هواداران شیطان است. باید تا جایی که می توانیم: از لشکر شیطان و شیطان صفتان، دوری کنیم و یا آنها را نابود نماییم. بدیهی است هرچه در این امر، کوتاهی کنیم کار امام زمان، سخت تر می شود! زیرا در برخی از روایات گفته شده: حضرت علی ع در جنگ با لشکر شیطان، در دوران رجعت، صد قدم عقب می گذارد! تا پای لشکریانش، در فرات فرو می رود. بعد جنگ به پیامبر واگذار می شود، و پیامبر موفق می شود: وی را ازبین ببرد. از بین بردن شیطان هم تفسیر دارد: چرا که او مانند انسان نیست که: با شمشیر کشته شود، بلکه نفوذ او در بین مردم قطع می شود. مردمان دارای ازادی عمل: بیشتری شده و عقل هایشان، رشد می کند و به غریزه، کمتر توجه می نمایند. همه اینها برنامه چشم انداز الهی است، که برای سالهای دور یا نزدیک، بیان شده تا مردم، تکلیف خود را بدانند: یعنی برنامه دراز مدت و کوتاه مدت خود را، با آن تنظیم نمایند. لذا ابتدا باید شیطان زمان خود را بشناسیم! و بعد با نفوذ او مبارزه کنیم، تا زمینه را برای رشد: عقلانیت فراهم سازیم. امام خمینی ره با توجه به همین رهنمود ها، روشن بینی خاصی پیدا کرده بود: بطوریکه بدون فرمول های پیچیده آینده پژوهی، چنان بیاناتی فرمودند که: هنوز بعد از چهل سال، کسی نمی تواند آنها را قدیمی یا: منسوخ شده بداند. این روشن بینی به بقیه افراد هم، سرایت خواهد کرد. افرادی که تابع ولی فقیه باشند، و در خط امام خمینی قرار بگیرند. زیرا خارج شدن از خط امام، یعنی پذیرش نفوذ شیاطین. خط امام هم به تبع دین اسلام، مانند پل صراط، از مو باریکتر و از تیغ برنده تر است. کسی که بر لبه تیغ راه می رود، با کوچکترین انحراف، سقوط او حتمی است. سقوط از خط امام هم یعنی: رفتن در جهنم شیاطین. لذا اگر بخواهیم شیاطین زمان خود را بشناسیم، کافی است بدانیم تا چه میزان: از خط امام فاصله دارند. براساس گفته خود حضرت امام، شیطان بزرگ آمریکا است. یعنی دولت لیبرال صهیونیست و: تابع آل سعود آمریکا، بزرگترین شیطان است. چون قدرت لیبرال های: آمریکایی و اروپایی، سرمایه داران صهیونیستی و: فریبکاری های آل سعود را، یکجا با خود دارد. برای اینکه شیطان بزرگ، آماده تسلیم شود تا بتوان: گردن او را زد، باید ابتدا شیاطین کوچکتر و: اطرافیان او را از بین برد. اگر آل سعود از بین برود، او قدرت کمتری خواهد داشت. منطقی هم هست، زیرا آل سعود با تسلط بر مراکز مقدس اسلامی، خود را هم مقدس معرفی می کند! و مردم را فریب می دهد، او در حالی دیگران را، دیکتاتور می خواند که در کشور خودش، برای یکبار هم انتخابات صورت نگرفته است. بال دومی که باید از: شیطان بزرگ شکسته شود، رژیم صهیونیستی است. زیرا این رژیم با زراندوزی و گنج دزدی، توانسته شریانهای اقتصادی جهان را در دست بگیرد. کاهش نفوذ اسرائیل، به معنی کاهش حکومت سرمایه و: سرمایه داران زالو صفت است. با از بین رفتن بالهای: عربی و عبری آمریکا، از بین بردن آن بسیار ساده تر خواهد بود! شاید روزی برسد که خود مردم آمریکا، به تنهایی قادر باشند این: دشمن بشریت را نابود کنند.

Finally the devil will be beheaded!

The devil is beheaded in the mosque of Sahela, by the Imam of Aj, and: his era ends! That is, the influence of Satan and Satan is not permanent traits. And it will gradually disappear. Until the principle of the devil or the great devil, and the devil, reaches the end. In some traditions, the difficulty of the war with the devil is also said, that the devil simply: does not surrender to kill him! First, he must be prowal, that is, around his children and his supporters! Kill to get access to him. Therefore, our task at this time is to reduce the devil's supporters. We have to avoid as much as we can: to escape from the evil and evil devil, or to destroy them. Obviously, whatever we do in this matter, the work of the Imam of Time becomes harder! Because some of the traditions have been said: Hazrat Ali, in the war with the Satanic Division, takes a hundred steps back in time! Until the feet of his troops, he falls into the Euphrates. Then the war will be handed over to the Prophet, and the Prophet will succeed: to destroy him. Eliminating Satan also has an interpretation: because he is not like a human being: killed by a sword, but his influence is cut off among the people. The people with freedom of action are more and their wisdom grows and they are less interested in instinct. All of this is a Divine vision program, which is set up for years or years, so that people will understand their task: to set their long-term and short-term plans. So, Satan must first know his time! And then we struggle with his influence, to provide grounds for growth: rationality. According to these guidelines, Imam Khomeini, according to these guidelines, had certain clarity: in the absence of sophisticated futuristic formulas, such statements stated that, after 40 years, no one could consider them old or obsolete. This enlightenment will spread to the rest of the people as well. Those who are subject to the: supreme jurisprudence, and placed in the line of Imam Khomeini. Because getting out of the line of the Imam, that is, accepting the influence of the devils. The line of the Imam is also wider than the hair, due to the religion of Islam, such as the Bridge of Sears. Someone walking on the edge of a razor, with the slightest deviation, is definitely falling. The fall of Imam's line also means going in hell of demons. So, if we want to know the demons of our time, it's enough to know how far they are from Imam's line. According to him, Imam is the great devil of the United States. That is, the liberal Zionist state: Al Saud's subordinate to America is the greatest devil. Because the liberal powers: American and European, Zionist capitalists: Al Saud's deceptions. For the great devil is ready to surrender, so that he can: he slammed his neck, the devils must first be destroyed: his neighbors destroyed him. If Al Saud disappears, he will have less power. It is also logical, since Al Saud introduces itself as a sacred one by dominating Islamic holy sites! He deceives people, while he calls others, a dictator, who has never been elected in his own country for once. The second wings that must be broken: The Great Satan is a Zionist regime. Because this regime has been able to: seize the arteries of the world with arrogance and the treasure trove. Reducing Israel's influence means reducing the capital's government and: capitalists are leeches. With the disappearance of the wings: Arabic and Hebrew, it will be much easier to eliminate! Maybe one day the American people alone can: Destroy the enemy of humanity.

 وأخيرا سيتم قطع رأس الشيطان!

قطع رأس الشيطان في مسجد سوهيلا، من قبل إمام آج، و: عصره ينتهي! وهذا هو، وتأثير الشيطان والشيطان ليس سمات دائمة. وسوف تختفي تدريجيا. حتى يصل مبدأ الشيطان أو الشيطان العظيم، والشيطان، إلى النهاية. في بعض تقاليد معركة قاسية مع الشيطان قال: أن الشيطان هو ببساطة: لا تستسلم لقتله! أولا، يجب أن يكون بروال، أي حول أبنائه ومؤيديه! قتل للوصول إلى له. لذلك، مهمتنا في هذا الوقت هو الحد من أنصار الشيطان. وعلينا أن نتجنب قدر ما نستطيع: الهروب من الشر والشيطان، أو تدميرها. من الواضح، كل ما نقوم به في هذه المسألة، والعمل من إمام الوقت يصبح أكثر صعوبة! بالنسبة لبعض التقاليد، وقال: الإمام علي في معركة مع جيش الشيطان، في عصر ارتداد، يضع مائة خطوة إلى الوراء! حتى أقدام قواته، وقال انه يقع في نهر الفرات. ثم يتم تسليم الحرب إلى النبي، وسوف ينجح النبي: لتدميره. الناس مع حرية العمل أكثر وحكمتهم تنمو وهم أقل اهتماما الغريزة. لذلك، الشيطان يجب أن تعرف أولا وقته! ثم نناضل مع نفوذه لتوفير الأرض للنمو: العقلانية. هذا التنوير سوف ينتشر إلى بقية الناس أيضا. أولئك الذين يخضعون للسوابق العليا، ووضعوا في خط الإمام الخميني. لأن الخروج من خط الإمام، وهذا هو، قبول تأثير الشياطين. خط الإمام أوسع أيضا من الشعر، بسبب دين الإسلام، مثل جسر سيرز. شخص يسير على حافة الحلاقة، مع أدنى انحراف، هو بالتأكيد سقوط. سقوط خط الإمام يعني أيضا الذهاب في الجحيم من الشياطين. لذا، إذا أردنا أن نعرف الشياطين في عصرنا، يكفي أن نعرف إلى أي مدى هم من خط الإمام. ووفقا له، فإن الإمام هو الشيطان العظيم للولايات المتحدة. أي الدولة الصهيونية الليبرالية: آل سعود التابع لأمريكا هو أعظم الشيطان. لأن القوى الليبرالية: الأمريكية والأوروبية، الرأسماليون الصهيونيون: خداع آل سعود. لجعل الشيطان الأكبر، وعلى استعداد لتقديمها: عنقه بها، يجب عليك أولا الشياطين الصغيرة: لمن حوله تدميرها. إذا اختفى آل سعود، سيكون لديه طاقة أقل. ومن المنطقي أيضا، لأن آل سعود يقدم نفسه باعتباره مقدسا من خلال السيطرة على الأماكن المقدسة الإسلامية! انه يخدع الناس، في حين انه يدعو الآخرين، ديكتاتور، الذي لم ينتخب قط في بلده مرة واحدة. الأجنحة الثانية التي يجب كسرها: الشيطان الأكبر هو نظام صهيوني. لأن هذا النظام تمكن من الاستيلاء على شرايين العالم مع الغطرسة وكنز. الحد من نفوذ إسرائيل يعني تقليص حكومة رأس المال و: الرأسماليون هم العلقات. مع اختفاء الأجنحة: العربية والعبرية، سيكون من الأسهل بكثير للقضاء! ربما يوم واحد الشعب الأمريكي وحده يمكن: تدمير عدو الإنسانية.

Nəhayət, şeytan başını kəsəcək!

Şeytan Sohela məscidində, Əhəm İmamı tərəfindən kəsilmiş və onun dövrü bitmişdir! Yəni Şeytanın və Şeytanın təsirləri daimi xüsusiyyətlər deyildir. Və tədricən yox olacaq. Şeytanın və ya böyük şeytanın və iblisin prinsipinə qədər, sona çatır. Şeytan ilə ağır döyüşdə bəzi ənənələri şeytan sadəcə ifadə edərək, onu öldürmək üçün uymaq yoxdur! Birincisi, o, cəsarətli olmalı, yəni uşaqları və tərəfdarları ətrafında! Ona daxil olmaq üçün öldürün. Buna görə də, bizim vəzifəmiz şeytanın tərəfdarlarını azaltmaqdır. Biz mümkün qədər qaçmaq məcburiyyətindəyik: pis və pis şeytanlardan qaçmaq və ya onları məhv etmək. Aydındır ki, bu mövzuda nə edəcəyimiz, İmam Zamanının işləri daha da çətinləşir! Qoşunlarının ayaqlarına qədər Fıratın üzərinə düşür. Sonra müharibə Peyğəmbərə veriləcək və Peyğəmbər uğur qazanacaqdır: onu məhv etməkdir. Hərəkət azadlığı olan insanlar daha çoxdur və onların hikməti böyüyür və içgüdüdən daha az maraqlanırlar. Beləliklə, Şeytan ilk vaxtını bilməli! Və sonra onun nüfuzu ilə mübarizə aparırıq, böyümənin əsaslarını təmin edirik: rasionallıq. Bu maarifləndirmə də xalqın qalan hissəsinə yayılacaq. Yüksək fiqh əməllərinə tabe olanlar, İmam Xomeyninin xəttinə yerləşdirdilər. Çünki İmamın xəttindən çıxmaq, yəni şeytanların təsirini qəbul etməkdir. İmamın xətti, İslam dininə görə, Sears Körpüsü kimi də saçdan daha genişdir. Bir ucun kənarında gedən kimsə, kiçik bir sapma ilə, mütləq düşür. İmamın xəttinin düşməsi də iblisin cəhənnəminə girmək deməkdir. Beləliklə, zamanımızın cinlərini bilmək istəsək, İmamın xəttindən nə qədər olduğunu bilmək kifayətdir. Onun sözlərinə görə, İmam ABŞ-ın böyük şeytanıdır. Yəni, liberal sionist dövlət: Əl-Səudun Amerikaya tabe olması ən böyük şeytandır. Çünki liberal güclər: Amerika və Avropa, sionist kapitalistlər: Al Saud aldatmacaları. Əl Saud yoxsa, o, daha az gücə sahib olacaq. Həm də mantıksızdır, çünki Əl Səud özünü müqəddəs bir müqəddəs kimi tanıtdıraraq, İslam müqəddəs yerlərə hökmranlıq edir! O, başqalarını çağırır, bir zamanlar öz ölkəsində heç vaxt seçilməyən bir diktatoru aldadır. Dağılan ikinci qanadlar: Böyük Şeytan bir sionist rejimdir. Çünki bu rejim dünyanı arteriyalarını təkəbbürlə və xəzinə tutmaqla ələ ala bildi. kapitalistlər, zəli sifət İsrail təsirini paytaxt azaldılması azaldır. qanadları ilə ərəb və İvrit Amerika, bu, çox asan olacaq aradan qaldırılması! Amerika xalqı tək insanlıq məhv düşmən zaman bəlkə gün gələcək.

Mahinnews.ir

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۹/۸/۱۳۹۶ - ۲۰:۱۴ نظر(0)

دعوت از مهندسان شریف همه دنیا : برای طراحی و معماری قبرستان بقیع

وقتی ملک عبدالعزیز سعودی، به مکه و مدینه حمله کرد و: آثار اسلامی را از بین برد، توجه زیادی به بقیع نداشت، ولی پدر هویدا که آنموقع سفیر ایران در: عربستان بود، آنها را تحریک به تخریب قبور ائمه نمود، تا آثار شیعه هم نابود شود. البته مسلمانها، مکه رفتن را تحریم کردند. ولی صاحب فصول بک روحانی ایرانی، با هزار نفر زائر از راه سوریه، عازم مکه شد. ملک عبدالعزیز از اینکه ایرانی ها، به حج رفتند خوشحال شد. به دیدن آنها آمد. صاحب فصول هم از موقعیت استفاده کرد و: تعمیر بخشی از صورت های بقیع را خواستار شد. که وی اجازه داد. لذا خرابه ها را اصلاح کردند، و دو صحنه درست کردند که: در اولی جایگاه قبور ائمه براساس: نظرات کسانی که قبلا زائر بودند، یا عکس از آن داشتند انجام شد. دومی هم برای نشستن مردم و: دعا خواندن، البته بدون بکار گیری طلا و: زینت آلات تعبیه گردید. اما بعد از آن دیگر، هیچ کوششی صورت نگرفت. زیرا سفیران ایران که در گذشته، اغلب بهایی بودند، اصلا از این کار خوششان نمی آمد، بلکه دوست داشتند بیشتر تخریب شود! و بگردن وهابی ها بیافتد. بعد از انقلاب اسلامی هم، وضعیت موجود را، وضعیت مطلوب فرض کردند! یعنی فکر نمی کنند باید بهتر شود. و اگر هم علت سوال شود، از پیش خود می گویند: آل سعود یا وهابی ها، نمی گذارند بازسازی شود. عملا آن را از دستور کار و: حتی اتاق فکر خود خذف کرده اند. اما اگر یک لحظه مثل صاحب فصول: (آیت الله حائری ) فکر می کردند، هرسال کمی پیشرفت می نمودند، الان وضع این طور نبود. میتوان گفت اگر عامل اصلی، وهابیون و آل سعود بودند: براساس خواست خود ایرانیان، و شیعیان بوده! که یا مثل بهاییان، تشویق در تخریب بیشتر می کردند! یا غیربهاییان که از آل سعود، یک غول زبان نفهم می ساختند، تا هیچ کس جرات مذاکره، یا پیگیری نداشته باشد. لذا برای اینکه از این چهار گروه جهنمی، خلاص پیدا کنیم و اسم ما، در بین افراد بی طرف و بی غیرت، ثبت نشود بهتر است کاری کنیم. اولا این مجوز را بهتر تفسیر کنیم، یعنی بگوییم منظور ملک عبدالعزیز، بازسازی کامل بوده است. ثانیا باب مذاکره بین آل سعود و: وزارت خارجه یا: نهاد رهبری در سازمان حج باز شود. ثالثا اگر نیازی باشد، از قوه قهریه هم استفاده ای بشود. چون افرادی که تخریب می کنند، فقط زبان تخریب را می فهمند! یعنی اگر روزی یک موشک، به ریاض برخورد کند و: کاخ آل سعود را هم مثل بقیع، تخریب نماید آنگاه، آنها متوجه اهمیت موضوع می شوند. روز شهادت امام رضا که: به مشهد مشرف شده بودم، با آیت الله سید محمد حسینی زنجانی، فقیه اهل بیت مصاحبه ای داشتم و: از ایشان نظر خواستم. ایشان گفتند:« وقتی مرحوم پدر و پدر بزرگم، زنده بودند یکی از بزرگان خانواده شالچی، که کارخانجات کبریت سازی زنجان را داشتند، گفتند اگر بازسازی بقیع آغاز شود، همه هزینه ها را خواهند پرداخت» ولی متاسفانه دولت بهایی هویدا، نه تنها پیگیری نمی کرد، بلکه اجازه مذاکره را هم نمی داد. آنها می گفتند: آل سعود کاره ای نیست! وهابیت است که دستور تخریب: قبر پیامبر را هم صادر کرده است. بهر حال ما از مهندسان و: علاقمندان دعوت می کنیم: طرح های خود را برای بازسازی آماده کنند، از حقوقدانان هم می خواهیم: موضوع پیگیری مجرمان: تخریب کننده آثار باستانی را، در دادگاههای بین المللی پیگیری کنند! از وزارت امور خارجه هم می خواهیم: دنباله رو سیاست های بهایی ها نباشند، و برای مذاکره پیش فرض هایی تهیه و اجرا نمایند. اگر روزی برسد که خشم شیعیان، آل سعود و وهابیها را بسوزاند، تر و خشک را باهم می سوزاند.

Invited Noble Engineers: Around the World for: Designing and Architectural Design of Baqi Cemetery

When Saudi King Abdul Aziz invaded Mecca and Medina and destroyed Islamic works, he did not pay much attention to Baki, but Hoveida's father, who was then Iran's ambassador to Saudi Arabia, provoked them to demolish the imams of the Imams, until the Shi'a works It will also be destroyed. Of course, the Muslims boycotted Mecca. But the owner of the Iranian cleric's seasons, with a thousand pilgrims from Syria, headed for Mecca. King Abdul Aziz was pleased that the Iranians went to the Hajj. Came to: See: them. The owner of the seasons also took advantage of the situation and: demanded the repair of some of the faces of Baqi. Which: he allowed. Therefore, they corrected the ruins, and made two scenes: in the first place the graves of the Imams were based on: the views of those who were previously pilgrims or photographs. The second is to sit people and: pray reading, of course, without the use of gold: jewelry. But after that, no effort was made. Because the Iranian ambassadors, who in the past were often Baha'is, did not like it at all, but they wanted to be further degraded! And the Wahhabis come down. After the Islamic Revolution, they assumed the status quo, favorable situation! They do not think they should be better. And if the cause is to be asked, they will say beforehand: Al Saud or Wahhabis will not allow reconstruction. Actually it's out of the agenda and: even the thought room itself has been cut off. But if, for a moment, they thought that they were holding the seasons: (Ayatullah Haeri), they would progress a little every year that was not the case now. It could be said that if the main factor was the Wahhabis and Al Saud: Iranians and Shiites were on their wishes! That, or like the Baha'is, would encourage more destruction! Or non-Baha'is who did not understand: Al-Saud, a giant of language, so that nobody dares to negotiate or pursue. Therefore, in order to get rid of these four hellish groups and our name is not recorded amongst the impartial and careless people, it is better to do that. Firstly, we better interpret this permission, that is to say, the name of King Abdul Aziz was a complete reconstruction. Secondly, the dialogue between Al Saud and: the State Department or: The Leadership Organization will be established in the Hajj Organization. Thirdly, if it is not necessary, it will also be utilized in the power of the community. Because people who destroy, only understand the language of destruction! That is, if one day a rocket hit Riyadh and destroyed the palace of Al Saud like Baqiy then then they will realize the importance of the subject. Imam Reza's martyrdom day: I was overwhelmed with Mashhad; I had an interview with Ayatollah Seyyed Mohammad Hosseini Zanjani, a jurisprudent from Ahlul Bayt, and asked him. "When the deceased father and grandfather were alive, one of the elders of Shalchi's family, who had Zanjan's matchmaking factories, said that if the restoration would begin, all costs will be paid". But unfortunately, the Baha'i government is not only pursuing He would not allow negotiations. They said: Al Saud is not good! Wahhab is ordered to demolish the grave of the Prophet. However, we invite engineers and enthusiasts to prepare their plans for reconstruction. We also call on lawyers to follow up on the issue of pursuing criminals: demolishing antiquities at international courts! We also urge the Ministry of Foreign Affairs not to follow Baha'i policies, and to prepare definitions for negotiation. If it comes to the day that the Shiites, Al Saud and Wahhabis are burned, it burns fat and dry.

دعوة المهندسين النبيلة: في جميع أنحاء العالم ل: تصميم والتصميم المعماري من مقبرة البقيع

عندما غزا الملك عبد العزيز المملكة العربية، مكة المكرمة والمدينة المنورة: الآثار الإسلامية دمرت، والكثير من الانتباه إلى البقيع فعل، ولكن كشف الأب أن السفير الإيراني بعد ذلك إلى المملكة العربية السعودية، فإنها تحفز زيارتها تدمير أضرحة الأئمة للعمل شي كما سيتم تدميرها. بطبيعة الحال، قاطع المسلمون مكة. ولكن صاحب مواسم رجال الدين الإيرانيين، مع ألف من الحجاج من سوريا، توجه إلى مكة. سعد الملك عبد العزيز بأن الإيرانيين ذهبوا إلى الحج. جاء لنرى لهم. كما استغل صاحب المواسم الوضع، وطالب بإصلاح بعض وجوه الباقي. الذي سمح به. لذلك، قاموا بتصحيح الأنقاض، وجعلوا مشهدين: في المقام الأول كانت مقابر الأئمة تقوم على: آراء أولئك الذين كانوا في السابق الحجاج أو الصور. والثاني هو الجلوس الناس و: نصلي قراءة، بطبيعة الحال، من دون استخدام الذهب: المجوهرات. ولكن بعد ذلك، لم يبذل أي جهد. لأن السفراء الإيرانيين، الذين كانوا في الماضي في كثير من الأحيان البهائيين، لم يعجبه هذا على الإطلاق، لكنها أرادت أن تكون أكثر تدهورا! وينزل الوهابيون. بعد الثورة الإسلامية، استولوا على الوضع الراهن، الوضع المواتي! لا يعتقدون أنها ينبغي أن تكون أفضل. وإذا كان السبب هو أن يطلب، وسوف يقولون مسبقا: آل سعود أو الوهابيين لن تسمح إعادة الإعمار. في الواقع انها خارج جدول الأعمال و: حتى غرفة الفكر نفسها قد قطعت. ولكن إذا كانوا يعتقدون أنهم كانوا يحتجزون الفصول: لحظة (آية الله حايري)، فإنهم سيتقدمون قليلا كل عام، وهذا ليس هو الحال الآن. ويمكن القول أنه إذا كان العامل الرئيسي الوهابيون والسعود: الإيرانيون والشيعة كانوا على رغباتهم! وهذا، أو مثل البهائيين، من شأنه أن يشجع المزيد من الدمار! أو غير البهائيين الذين لم يفهموا آل سعود، عملاق اللغة، حتى لا يجرؤ أحد على التفاوض أو السعي. ولذلك، من أجل التخلص من هذه الجماعات الجحيم الأربع، واسمنا لم يسجل بين الناس محايدة والإهمال، فمن الأفضل أن تفعل ذلك. أولا، نحن أفضل تفسير هذا الإذن، وهذا هو القول، كان اسم الملك عبد العزيز إعادة الإعمار الكامل. ثانيا، الحوار بين آل سعود و: وزارة الخارجية أو: سيتم تأسيس منظمة القيادة في منظمة الحج. ثالثا، إذا لم يكن ذلك ضروريا، فإنه سيتم استخدامه أيضا في سلطة المجتمع. لأن الناس الذين يدمرون، فهم فقط لغة الدمار! وهذا هو، إذا ضرب صاروخ يوم واحد الرياض وتدمير قصر آل سعود مثل باقي ثم أنها سوف تدرك أهمية هذا الموضوع. يوم استشهاد الإمام رضا: لقد طغت على مشهد، أجرت مقابلة مع آية الله سيد محمد حسيني زنجاني، فقه من أهل البيت، وسأله. وقال: "عندما كان والد المتوفى وجدي، على قيد الحياة واحد من شيوخ الأسرة الشالچی والمصانع مباريات زنجان وقالت أنه إذا كان إعادة بناء البقيع بدء، جميع التكاليف ستدفع" لسوء الحظ، عكست أسعار المسار ليس فقط وقال إنه لن يسمح بإجراء مفاوضات. قالوا: آل سعود ليس جيدا! وهاب هو أمر لهدم قبر النبي. ومع ذلك، ندعو المهندسين والمتحمسين لإعداد خططهم لإعادة الإعمار، كما ندعو المحامين لمتابعة قضية متابعة المجرمين: هدم الآثار في المحاكم الدولية! كما نحث وزارة الخارجية على عدم متابعة السياسات البهائية، وإعداد تعاريف للتفاوض. إذا كان الأمر يتعلق باليوم الذي يحرق فيه الشيعة والسعود والوهابيون، فإنه يحرق الدهون والجافة.

Baqi qəbiristanlığının layihələndirilməsi və arxitektura dizaynı üçün dünyanın hər yerində: Nobel mühəndisləri dəvət etdi

Kral Əbdüləziz Ərəbistanı, Məkkə və Mədinə işğal zaman: İslam abidələri məhv Baqi diqqət bir çox idi, lakin atası Səudiyyə Ərəbistanına sonra İranın Azərbaycandakı səfiri, onlar imamların qəbirlərinin məhv Shi iş idi stimullaşdırmaq ki, aşkar Həm də məhv ediləcək. Əlbəttə ki, müsəlmanlar Məkkeyi boykot etdilər. İranın ruhanilər mövsümünün sahibi, Suriyadan min hacı olan Məkkəyə yola düşdü. Kral Abdul Aziz İranlıların Həccə getdiyindən məmnundur. Onları görməyə gəldilər. Mövsümün sahibi də vəziyyətdən istifadə etdi və Baqinin bəzi üzlərini təmir etməyi tələb etdi. O icazə verdi. İkincisi, insanlar arasında oturmaq və əlbəttə ki, qızıl istifadə etmədən oxumaq dua: zərgərlik. Lakin bundan sonra heç bir səy göstərilməyib. Çünki keçmişdə tez-tez Baha'is olan İranlı səfirlər bunu sevməmişdilər, lakin daha da pisləşməyi arzuladılar! Və vahhabilər aşağı düşür. İslam İnqilabından sonra, onlar status-kvo, əlverişli vəziyyətdə idi! Onlar daha yaxşı olması lazım olduğunu düşünmürlər. Əgər səbəb sorulursa, əvvəlcədən deyəcəklər: Əl-Saud və ya Vahabilər yenidən qurulmasına icazə verməyəcəklər. Əslində gündəmə gəlmədi və hətta fikir otağı da özünü kəsdi. mövsüm kimi bir an Lakin (Ayətullah Haeri) fikir, tərəqqi hər bit etdi ki, bu vəziyyət artıq deyildi. Deyə bilərəm ki, əsas amil Vahabilər və Əl-Səud idi: İranlılar və Şiələr onların istəklərinə uyğun idi! Bu və ya Bahai kimi, daha çox məhv təşviq edəcək! Yoxsa heç kəsin danışıqlar apara bilməyəcəyi və ya davam etməsi üçün əl-Səudun dilin nəhəngini anlamayan Bəhailsizlər. Buna görə, bu dörd cəhənnəm qrupundan qurtulmaq və adımızın qərəzsiz və diqqətsiz insanlar arasında qeydə alınmadığı üçün bunu etmək daha yaxşıdır. Birincisi, biz bu icazəni daha yaxşı şərh edirik, yəni Kral Əbdüləzizin adı tam bir yenidənqurma idi. İkincisi, Əl Saud ilə: Dövlət Departamenti və ya Liderlik Təşkilatı arasında Həcc Təşkilatında qurulacaq dialoq. Üçüncüsü, zəruri deyilsə, həm də cəmiyyətin gücündən istifadə olunacaqdır. Məhv edən insanlar, məhv dilini yalnız anlayırlar! Bu gün raket, Riyadh məşğul və Səud House, eləcə də Baqi, onu məhv, onlar məsələnin əhəmiyyətini dərk deməkdir. ilə Məşhəd, Ayətullah Seyid Məhəmməd Hüseyni Zəncani çevrildi bərk gün mən bir müsahibə lideri məhbus var idi: o şərh istədi. O dedi: "Ölən ata və baba, Shalchi, Zəncan zavodları oyunları yenidənqurma Baqi başlamaq əgər, bütün xərcləri ödəyəcək bildirib ailə böyüklərinin biri sağ olanda" Təəssüf ki, qiymətlər yalnız track əks Müzakirə etməyə icazə vermədi. Onlar dedilər: "Al Səud yaxşı deyil!" Vəhhabın Peyğəmbərin qəbirini yıxmaq əmri verildi. Biz də Xarici İşlər Nazirliyinə Bahai siyasətlərini təqib etməməyə və danışıqlar üçün təriflər hazırlamağa çağırırıq. Şiələr, Əl Səud və Vahabilərin yandırıldığı gün gəldiyi təqdirdə, yağ və quru yandırır.

سید احمد حسینی ماهینی

Mahinnews.ir/34

 

 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۸/۱۳۹۶ - ۱۷:۲۰ نظر(0)

سال ها است که پیاده روی برای: زیارت اربعین آغاز شده است. البته ریشه روایی و تاریخی آن بسیار است. ولی عملا اولین ماه بعد از: سقوط صدام آغاز شد. این کار عکس العمل: محرومیت های 14قرن بود. علاوه بر آنکه عمق عشق و علاقه: مردمی را به زیارت نشان می داد، عمق کینه های دشمنان هم بروز می کرد! که اغلب از سوی رسانه های غربی با: توطئه سکوت و یا بایکوت خبری! روبرو می شد و از سوی دشمنان داخلی، طعنه ها و تمسخرها شکل می گرفت. این طعنه ها نشان می داد که: دشمنان در گذشته، چکونه کار های خلاف خود را توجیه می کردند. و چرا به راحتی: نوه پیامبر خود را تنها گذاشتند. با اینکه اربعین همه شعار های: روشنفکرانه غربی را متجلی کرد، ولی غرب با فراموش کردن آن شعار ها، به تمسخر گفته های خود پرداخت. یکی از دستاوردهای اربعین: مبارزه با آلودگی هوا و: استفاده نکردن از وسایل نقلیه است. مگر پیاده روی ورزشی مفید نیست؟ آیا تجمع انسان در کنار یکدیگر، به ارتقا مهارت های اجتماعی کمک نمی کند؟ توسعه گردشگری، آمیختگی فرهنگها، رفع بیماریهایی چون: شیزوفرنی، افسردگی و گوشه گیری! را در پی ندارد؟ و انسان را در فضای همکاری و همیاری قرار نمی دهد؟ از نظر اسلامی هم دست خدا،  با جماعت است یعنی: تجمع انسان ها علاوه بر تعداد آنها، سینرژی یا هم افزایی هم ایجاد می کند. مبارزه با چاقی وتنبلی هم هست. می بینید همه این امور مفید فراموش می شود! که دلیلی جز خباثت آنها ندارد! به گفته شهید بهشتی بگذار از عصبانیت بمیرند! و مومنان میدانند که اینهمه پراکنده گویی، تمسخر دشمنان از بی خردی آنها است. که حتی توصیه های صد ساله! خود را هم از یاد می برند. اما مومنان ثابت کردند که: از این تمسخرها و ریشخند ها، نه تنها ناراحت نمی شوند، بلکه محل سگ هم به آنها نمی گذارند! زیرا قران اینگونه افراد را، به سگ تشبیه کرده می فرماید: اگر به آنها کاری هم نداشته باشی، باز هم پارس می کنند:  فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ۚ 

و برای اثبات این موضوع، راهپیمایی دوم را سازماندهی کردند: و آن پیاده روی به سوی حرم مطهر: امام رضاع در ایران بود. که البته از کشورهای همسایه هم، به آن پیوسته اند. این پیاده روی، بلافاصله بعد از اربعین آغاز می شود. گرچه آنهایی که دسترسی به اربعین نداشتند، در مزار هریک از ائمه، یا امام زادگان میرفتند: همان ثواب را داشت. مانند تهرانی ها که بطول هزاران متر، از میدان امام حسین ع، تا مرقد حضرت عبدالعظیم، در شهرستان ری پیاده رفتند، یا نیجریه و کشورهای دیگر. امسال با اتفاق افتادن زلزله: در غرب کشور ایران، رسانه ها این راهپیمایی دوم را رها کردند! ولی خود کرمانشاه شد: مسیر راهپیمایی! زیرا براساس عکس ها و مدارک موجود، آنهایی که در ایام اربعین سعادت: راهپیمایی نداشتند، این روزها در مسیر: کرمانشاه قدم می زنند. البته قصد آنها کمک رسانی به: زلزله زده ها است. ولی بقدری این کمک رسانی غلیظ شده: که عکس های هوایی از: ترافیک های بین راهی فراوان است. دقیقا راهپیمایی اربعین را تداعی می کند! حتی گروهی نوشته بودند: برای زیارت خانه خدا! به کمک زلزله زدگان می رویم. واین نشان می دهد: که همه کارهای مومنانه درجهت اهداف الهی است. گرچه نباید فراموش کرد: هر عملی کارکرد خود را دارد. یعنی این راهپیمایی برنامه ریزی نشده بود. طبیعتا تداوم هم ندارد. ولی باید در تدارک راهپیمایی سوم باشیم! و آن راهپیمایی بسوی خانه خدا است. راه های مستقیم به سوی: بقیع در مدینه و بیت الله در مکه را، با قدوم خود باز کنیم: زیرا محمد بن سلمان هم مثل: صدام آخرین نفس ها را می کشد. و ما برای نداوم این راهپیمایی مقدس، باید برنامه ریزی بلند مدت و: همیشگی داشته باشیم. طبیعتا خانه خدا در شهر مکه، و قبرستان بقیع در مدینه، اهمیت بالاتری هم دارند.

 Third Walk!

For many years, the hike for: Arbaeen pilgrimage has begun. Of course, its narrative and historical root is very much. But actually the first month after the fall of Saddam Hussein began. This was a reaction: the deprivation was 14 centuries. In addition to the depth of love and interest: the people showed the pilgrimage, the depth of the enemies' grudges also appeared! Often from the Western media with: a conspiracy of silence or a news boycott! It was confronted by internal enemies, teasers and screams. These teases showed that: enemies in the past justified their own wrongdoing. And why simply: the grandson of the Prophet himself was left alone. Although Arba'in embraced all the slogans of Western intellectualism, the West, by forgetting those slogans, mocked its words. One of the achievements of Arbaeen is the fight against air pollution and the lack of use of vehicles. Is not it a sport walks? Does human gathering do not :help improve social skills? Development of tourism, mixing cultures, removing diseases such as: schizophrenia, depression and depression! Does not follow? And does not put humans together in the atmosphere? From the Islamic point of view, the hand of God is with the congregation: the accumulation of human beings, in addition to their number, also creates synergy or synergy. There is also a fight against obesity and obesity. You see all these useful things are forgotten! They have no reason to go wrong! According to Shahid Beheshti, let them be angry! And believers know that they are so scattered, ridiculed enemies of their lack of intellect. That's even hundred-year-old recommendations! They also forget about themselves. But the believers proved that: Of these ridicule and ridicule, they are not only upset, but also the place of the dogs will not let them! Because the Koran likens these people to dogs, they say: if you do not have anything to do with them, they still bark: and to prove this, they organized the second march: and that walk to the shrine: Imam Reza In Iran. Which, of course,: has come from neighboring countries. This hike begins immediately after Arbaeen. Although those who did not have access to Arbaeen, went to the graves of either Imams or Imams: it had the same reward. Like the Tehranians, which spanned thousands: of meters from Imam Hussein Square to the shrine of Hazrat Abdul Azim in Ray County, or Nigeria and other countries. This year with the onset of an earthquake: in the west of Iran, the media abandoned this second march! But Kermanshah himself: the path of the march! Because, according to the available photographs and documents, those who did not march in the days of Arba'in bliss, these days are on the way: Kermanshah. Of course, their intention is to help: earthquakes. But much of this is a concentrated help: the aerial photos of traffic are abundant. It is exactly the arbane march! Even a group wrote: For pilgrimage to the house of God! We go to earthquake victims. And this shows that all the faithful acts are in the direction of divine purposes. Although it should not be forgotten: every action has its own function. That was not the planned march. Naturally, there is no continuity. But we have to prepare for the third march! And that is the march to the house of God. Open the direct paths to: Baqi in Medina and Beitollah in Mecca, with our hometown: because Mohammed bin Salman, like Saddam, kills the last breath. And for this sacred march, we must have long-term planning and: always. Naturally, the house of God in the: city of Mecca, and the Baqih cemetery in Medina, are also of greater significance.

المشي الثالث!

لسنوات عديدة، وقد بدأ رفع ل: أربين الحج. وبطبيعة الحال، سردها والجذر التاريخي هو إلى حد كبير. ولكن في الواقع الشهر الأول بعد سقوط صدام حسين بدأ. وكان هذا رد فعل: كان الحرمان 14 قرنا. بالإضافة إلى عمق الحب والاهتمام: أظهر الناس الحج، وعمق الأضداد الأعداء أيضا يبدو! في كثير من الأحيان من وسائل الإعلام الغربية مع: مؤامرة الصمت أو مقاطعة الأخبار! وواجهها أعداء داخليون ومضايقون وصراخ. وأظهرت هذه التحيزات أن: الأعداء في الماضي تبرر مخالفاتهم. ولماذا ببساطة: حفيد النبي نفسه ترك وحده. على الرغم من أن أربعين احتضنت كل شعارات المثقف الغربي، الغرب، من خلال نسيان تلك الشعارات، سخر من كلماته. ومن بين إنجازات عربين مكافحة تلوث الهواء وعدم استخدام المركبات. أليس رياضة يمشي؟ هل يساعد التجمع البشري على تحسين المهارات الاجتماعية؟ تطوير السياحة، وخلط الثقافات، وإزالة الأمراض مثل: الفصام والاكتئاب والاكتئاب! لا يتبع؟ ولا يضع البشر معا في الغلاف الجوي؟ من وجهة النظر الإسلامية، يد الله هو مع الجماعة: تراكم البشر، بالإضافة إلى عددهم، ويخلق أيضا التآزر أو التآزر. وهناك أيضا معركة ضد البدانة والبدانة. ترى كل هذه الأشياء المفيدة هي نسيت! ليس لديهم أي سبب للخطأ! وفقا ل شهيد بهشتي، والسماح لهم أن يكونوا غاضبين! والمؤمنين يعرفون أنهم متناثرة جدا، سخراء الأعداء من افتقارهم إلى الفكر. هذه توصيات حتى من مائة سنة! كما أنهم ينسون أنفسهم. ولكن المؤمنين أثبتت أن: من هذه السخرية والسخرية، فهي ليست فقط بالضيق، ولكن أيضا مكان الكلاب لن تسمح لهم! لأن القرآن يكره هؤلاء الناس على الكلاب، يقولون: إذا لم يكن لديك أي علاقة معهم، فإنها لا تزال تنبح: وإثبات ذلك، أنها نظمت المسيرة الثانية: وأن المشي إلى الضريح: الإمام رضا في إيران. والتي، بطبيعة الحال، قد تأتي من البلدان المجاورة. يبدأ هذا الارتفاع مباشرة بعد عربين. على الرغم من أولئك الذين لم يكن لديهم الوصول إلى أربين، ذهب إلى قبور الأئمة أو الأئمة: كان له نفس المكافأة. مثل طهران، التي امتدت آلاف الأمتار من ساحة الإمام الحسين إلى ضريح حضرة عبد العظيم في مقاطعة راي، أو نيجيريا وغيرها من البلدان. هذا العام مع بداية زلزال: في غرب إيران، تخلى وسائل الإعلام عن هذه المسيرة الثانية! لكن كرمانشاه نفسه: مسار المسيرة! لأنه، وفقا للصور الفوتوغرافية والوثائق المتاحة، أولئك الذين لم يسيرون في أيام النعيم أربعين، في هذه الأيام هي على الطريق: كرمانشاه. وبطبيعة الحال، عزمهم هو مساعدة: الزلازل. ولكن الكثير من هذا هو مساعدة مركزة: الصور الجوية من حركة المرور وفيرة. هو بالضبط مسيرة أربان! حتى مجموعة كتب: للحج إلى بيت الله! نذهب إلى ضحايا الزلزال. وهذا يدل على أن جميع الأفعال المؤمنة هي في اتجاه الأغراض الإلهية. على الرغم من أنه لا ينبغي أن ننسى: كل عمل له وظيفة خاصة به. لم تكن هذه هي المسيرة المخطط لها. وبطبيعة الحال، لا توجد استمرارية. ولكن علينا أن نستعد للمسيرة الثالثة! وهذا هو المسيرة إلى بيت الله. فتح المسارات المباشرة إلى: البقيع في المدينة المنورة وبيت الله في مكة المكرمة، مع مسقط رأسنا: لأن محمد بن سلمان، مثل صدام، يقتل النفس الأخير. وبالنسبة لهذه المسيرة المقدسة، يجب أن يكون لدينا تخطيط طويل الأجل و: دائما. بطبيعة الحال، بيت الله في مدينة مكة المكرمة، ومقبرة البقيه في المدينة المنورة، هي أيضا ذات أهمية أكبر.

Üçüncü Walk!

Uzun illərdir ki, zəmmi: Arbaeen həcci başlamışdır. Əlbəttə ki, onun tarixi və kökləri çoxdur. Amma həqiqətən Səddam Hüseynin düşməsindən sonra ilk ay başladı. Bu bir reaksiya idi: məhrumiyyət 14 əsr idi. Sevgi və marağın dərinliyinə əlavə olaraq: xalq həcci göstərdi, düşmənlərin qəbrinin dərinliyi də ortaya çıxdı! Tez-tez Qərb mediasından: sükut və ya xəbər boykotu qurmaq! Daxili düşmənlər, teasers və qışqırıqlar qarşılaşdı. Bu fikirlər göstərir ki, keçmişdəki düşmən öz günahlarını haqq qazandırdı. Və niyə sadəcə: Peyğəmbərin nəvəsi tək qaldı. Arba'in Qərb intellektualizminin bütün şüarlarını əhatə etməsinə baxmayaraq Qərb, bu şüarları unutaraq, sözlərini lağ etdi. Arbaenin nailiyyətlərindən biri hava çirkliliyinə və nəqliyyat vasitələrinin istifadəsinə qarşı mübarizədir. Bir idman gəzinti deyil mi? Insan yığımı sosial bacarıqların artırılmasına kömək etmirmi? Turizmin inkişafı, mədəniyyətlərin qarışdırılması, şizofreniya, depressiya və depressiya kimi xəstəliklərin aradan qaldırılması! İzləmir? Və insanlar atmosferi bir yerdə qoymur? Obezite və obeziteye qarşı mübarizə də var. Bütün bu faydalı şeyləri unutduqlarını görürsən! Yanlış getməyə heç bir səbəbi yoxdur! Şahid Beheşti görə, onlara qəzəblənsinlər! Möminlər bilirlər ki, onlar bu qədər səpələnmiş, ağılsızların düşmənlərini çaşdırmışlar. Hətta yüz illik təkliflər! Özləri də unuturlar. onlar olmaq hələ hürən yoxsa Quran bu insanlara hesab bənzətdi itlər deyir: Bu sübut etmək təşkil ikinci march: İmam Rza müqəddəs türbə gəzmək İranda. Əlbəttə ki, qonşu ölkələrdən gəlmişdir. Bu artım Arbeyndən dərhal sonra başlayır. Arbaeenə girə bilməyənlər İmamların və ya İmamların qəbirlərinə getdilər: eyni mükafat da var idi. Bu il bir zəlzələnin başlaması ilə: İranın qərbindəki media bu ikinci gedişi tərk etdi! Amma Kermanşah özü: gedişin yolu! Arbaeen xoşbəxtlik ərzində mövcud əsasında foto və sənədlər üçün: Kermanshah gəzmək: yolda, bu dəfə yürüş deyil. Əlbəttə ki, onların niyyəti zəlzələlərə kömək etməkdir. Ancaq bunun çoxu cəmlənmiş bir yardımdır: trafikin hava fotoşəkilləri çoxdur. Tam olaraq çarx gedişi! Hətta bir qrup yazdı: "Allahın evinə həcc! Zəlzələ qurbanlarına gedəcəyik. Bu da göstərir ki, bütün sadiq hərəkətlər ilahi məqsədlər istiqamətindədir. Unudulmaması lazım olsa da: hər bir fəaliyyət öz funksiyasına sahibdir. Planlaşdırılmış gediş belə olmadı. Təbii ki, davamlılıq yoxdur. Amma üçüncü gedişə hazırlaşmalıyıq! Bu da Allahın evinə gedəcək. Və bu müqəddəs yürüş üçün, uzunmüddətli planlamamız və həmişə olmalıdır. Təbii ki, Mekke şəhərindəki Allahın evi və Mədinədə Baqih qəbiristanlığı da böyük əhəmiyyət daşıyır.