X
تبلیغات
همه جای جهان ایران من است
خانه تماس با ما RSS
همه جای جهان ایران من است
فروپاشی امریکا اتفاق افتاده نمیگذارند خبردار شویم 25تریلیون دلار از ایران بردند تا آن را نجات بدهند ولی دیگر نمی گذاریم لذا می گوییم همه جای ایران سرای من است و همه جای جهان میهن من
سيد احمد حسيني ماهيني ۳۱/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۹ نظر(0)

سينماي مقاومت، راه اروپا را مشخص كرد.

دكتر ايوبي در جملاتي كوتاه گفت كه: سينماي ايران را، سينماي دفاع مقدس زنده كرد. و سينماي مقاومت هم، به جهانيان ياد داد كه چگونه در مقابل: غول سينماي صهيونيستي آمريكايي مقاومت كنند.

اين جملات هرچند كوتاه و دير، ولي شجاعانه از زبان يكي از: مسئولين درجه يك سينماي ايران گفته شد. و نشان مي دهد حاكميت سينماي عفن، در ايران به پايان رسيده است. و اكنون آغاز يك راه براي: سينماي پاك و محجوب است.

شايد جمله اي كه امام خميني ره، سي چهل سال پيش گفت: آن موقع كسي آن را نفهميد و: شايد هم گفتند يك خوراك تبليغاتي است! و يا خيلي ها گفتند اين حرف، بي ربط و بدون مطالعه است.مخصوصا كساني كه در دامن آلوده غرب، بزرگ شده بودند، بزرگ بودن خودشان را در ليس زدن : واپسين قطرات سينماي خشن و سكسي آن مي ديدند.

آن ها دوست داشتند سينما را، همان معني كنند كه خودشان بودند. يك فاحشه و يا يك زن باره . اصلا در سينما يك چيز را بر: همه واجب مي دانستند: در سينما نمي شود و نبايد وجود ندارد! يعني اگر به شما گفتند لخت شو، بايد لخت شوي نبايد بگويي نمي شود! اگر به شما گفتند فقط وسط پاهايت، به درد سينما مي خورد! نبايد ناراحت شوي و قهر كني. و محصول اين تفكر هم، همين از هم پاشيدگي خانواده ها و: رسيدن آمار طلاق به بالاي 50درصد ازدواج ها است.

نه فقط سينما كه، همه هنر ها را اينگونه مي خواستند. زيرا از نظر آنان نبايد: ازدواجي صورت مي گرفت! تا نسل ايراني قطع مي شد! از نظر آن ها، ايراني خوب يك ايراني مرده! و يا سقط شده بود. زيرا اربابانشان اين طور مي خواستند. و براي همين جنگ را تحميل كردند. تا جمعيت ايراني از بين برود . صدام براي كشتن ايراني ها، آيه نازل مي كرد و ايراني ها را مجوس مي خواند.

اما سينماي دفاع مقدس، مانند خود دفاع مقدس، در مقابل تمام اين زياده خواهي ها ايستاد. و اكنون در سيزدهمين جشنواره خود، براي جهان نيز پيام دارد. هرچند كه بابك حميديان ها، از اين حرف ها خوششان نيايد. يا فرزاد حسني ها بگويند كه: برزو ها پول لازم داشتند اين نقش ها را قبول كردند! ولي با زبان سگ دريا نجس نمي شود . علاوه بر آنكه اين حرف ها را، اربابان آن ها زودتر گفته اند و: گوش ما از آن ها پر است.  

آن ها حتي از يك مرگ بر آمريكاي ساده، ناراحت هستند و مي گويند: ما براي كسي مرگ نمي خواهيم! ولي دروغ مي گويند،آن ها روزي هزار بار براي اسلام، مرگ را آرزو مي كنند! اربابان آن ها هم دروغ مي گويند: سياهپوستان و سرخپوستان مي دانند كه: شعار آمريكايي هاي لاشخور و كركس ماب، فقط مرگ نيست بلكه نابودي همه است. از نظر آن ها سياهپوست خوب، يك سياهپوست مرده است.

سينماي آمريكا هم همين است : سرتا پا آرزوي مرگ براي ديگران. همه هيرو ها و قهرمان ها ، شامپيون هاي آن ها، فقط براي اين قهرمان هستند كه: به تنهايي مي توانند ملت الجزاير يا: مردم افغانستان را نابود كنند. ويرانگري در ذات آمريكايي ها است. آن وقت ما حق نداريم حتي يك شعار: مرگ بر آمريكا بگوييم؟

ديديم به بهانه روز جهاني صلح، تمام عروسك هاي خانم برومند، ايران را جنگ طلب معرفي كردند! و  شادي را آرزو كردند ،و صلح را در جاي ديگر جستجو كردند. درهفته دفاع مقدس به بهانه روزجهاني صلح، به كودكان نگفتند فهميده ها را نقاشي كنند، بلكه به آنان گفتند: درنا بسازند تا: از جنگ در امان باشند! حتي يك بار نگفتند كه: ايران اكنون 25سال است در: صلح و آرامش و امنيت است. و اين آمريكا است كه: هرجا مي رود، جنگ به پا مي كند و: مردم را مي كشد.  

Résistance cinéma, la manière dont l'Europe pourrait être précisé. 

Dr Ayoubi des phrases courtes, a déclaré que le cinéma iranien, le cinéma de la défense sacrée vivre. Et la résistance du film, le monde d'apprendre à: sioniste cinéma géant américain résister. 

Bien que les phrases courtes et longues, mais hardiment par un: o Un des responsables iraniens ont dit. Et montre la prédominance de mauvais cinéma, l'Iran a pris fin. Une façon de commencer, et maintenant le cinéma est propre et discret. 

Peut-être, y compris celui de l'imam Khomeiny, trente, quarante ans, a déclaré que le temps et ne se rendent pas compte de qui il peut dire qu'il s'agit d'une propagande! Ou Beaucoup disent ces mots, hors de propos et sans étudier. Surtout ceux de l'Ouest, du carburant contaminé, a grandi dans le grand léchage de leur propre: les dernières gouttes de cinéma a vu sa violente et sexuelle. 

Ils ont aimé le film, ce qui signifie que même eux-mêmes. A propos d'une prostituée ou une femme. Le film fait ont une chose: tout le monde doit savoir: le cinéma n'est pas et ne devrait pas exister! Cela dit, si vous obtenez nu, vous ne pouvez pas aller nu, ne dites pas! Si vous dites seulement les pieds du milieu, la douleur film à succès! Vous ne devriez pas être triste ou en colère. Le produit de cette réflexion, la désintégration des familles: la réalisation par rapport au taux de divorce de 50% dans les mariages est. 

Pas juste un film, ils voulaient tous les arts. Ils devraient parce que le mariage a été fait! Coupe de génération iranien! À leur avis, l'Iran, un mort iranien! Ou a été interrompu. C'est parce que leurs maîtres voulaient. Pour la guerre imposée. La population de disparaître. Saddam pour tuer les Iraniens, et le verset iranien a été révélé à appeler Magus. 

Mais le film de guerre, comme la guerre, elle se tenait en face de tous ces excès. Le festival, qui en est à sa treizième au monde le message. Cependant, Babak hamidienne, les personnages ne sont pas comme ça. Ou Farzad Hasani et dire: Borzoo l'argent nécessaire pour ce rôle sont acceptés! Mais la langue ne pollue pas le chien de mer. En outre, ces déclarations sont maîtres leur ont dit plus tôt: nos oreilles sont pleines. 

Ils ont même une mort simple à l'Amérique, bouleversé et disent que nous ne voulons pas que quelqu'un à la mort! Aucun mensonge, c'est mille fois par jour pendant désir de mort musulman! Ils sont les maîtres de mensonge: les Noirs et les Indiens savent que la devise américaine de buses et les vautours orienté, seule la mort, mais d'éliminer tous. En termes de solide noir, un noir est mort. 

Le cinéma américain est le même: les jambes larges à mourir pour les autres. Héros et l'héroïne de tous, il est seulement pour ces héros qui peut se tenir seul ou nation algérienne: de détruire le peuple de l'Afghanistan. Les Américains sont de nature destructrice. Et puis nous avons le droit et même un slogan: Mort à l'Amérique dit? 

Nous avons vu le nom de la Journée mondiale de la paix, toutes ses poupées en Iran, le militant de l'Iran a présenté! Et leur souhaiter bonheur et la paix dans leur recherche ailleurs. La Semaine Sainte prétexte de la Journée mondiale de la paix, les enfants ne comprenait pas la peinture, mais aussi leur dit: Grue de construire jusqu'à la guerre, être sûr! Même une fois que dit, que l'Iran est maintenant de 25 ans dans la paix et la sécurité. Et c'est aux Etats-Unis: Où il va, les pieds, et les personnes qui s'y trouvent. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۳۰/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۲۰ نظر(0)

مي گويند شخص رندي، نزد يكي از زهاد، كه با رقاصي مخالف بود رفت، و خواست از او اجازه رقص را بگيرد. وقتي نزد او نشست، سوال كرد: اگر دستم را بالا پايين كنم اشكال شرعي دارد؟ زاهد گفت نه!

باز پرسيد اگر پايم را بالا و پايين ببرم، اشكال شرعي دارد؟ پاسخ داد : نه!  رقاص بپا خواست و: دست و پاي خود را، بالا پايين كرد و رقصيد! بعد پرسيد حالا چه؟ جواب شنيد: تجزيه ات خوب بود،ولي مرده شور تركيبت را برد!

حالا عده اي مي گويند: ارتباط فرهنگي مردم ايران با: مردم آمريكا كه ايرادي ندارد.مردم ايران هم، مردم آمريكا را دشمن نمي دانند، پس چرا شعار مرگ بر آمريكا مي دهيم! اين همان است كه مرده شور، بايد تركيب شان را ببرد! زيرا يك مغلطه يا يك سفسطه در آن است: مردم آمريكا با: دولت آن فرق مي كنند. زيرا آمار ها نشان مي دهد: بيش از 40درصد مردم آمريكا، با دولت همراهي ندارند و: از اينها هم عده اي منتقد هستند.

مثل اين است كه بگوييم: شب سياه و دل شيطان هم سياه است! پس شب همان شيطان است. ما از اين مغالطه و يا سفسطه ها، فقط زيان كلامي يا تئوريك نمي بينيم، بلكه صد سال است كه فقط: بدبختي و كشت و كشتار و ترور مي بينيم . انگليس و آمريكا، وقتي پايشان به ايران باز شد، فقط در فكر بردن: نفت و عتيقه و طلاي ايران بودند. همان تصوري كه از هندوستان داشتند! و فكر مي كردند هندوستان، سرزمين افسانه اي ثروت! منتظر است كه آن ها بيايند و: با كشتن مردم بومي همه را صاحب شوند.

مردم ايران براي: انگليس و آمريكا (البته دولت هاي آنان) بجز: مشتي مزاحم كه بايد از بين بروند! تا آن ها به همه ثروت ايران، به راحتي دست پيدا كنند، نيستند. لذا كشتن ايراني مانند: كشتن مار بر سر گنج ها! لازم و ضروري است.

واين را همه حتي سرخپوستان ميدانند، ولي عده اي منافع شان، اقتضا مي كند سفسطه كنند و: خود را به كوچه بن بست بزنند! زيرا منافع آن ها هم با منافع دولت آمريكا، گره خورده و از فروختن وطن، به ثروت دست مي يابند. فرقي نمي كند اين شخص شاه قاجار، يا پهلوي باشد كه براي يك سفر فرنگ، افغانستان و بحرين ، پاكستان و عراق را فروختند يا: اين شاه هاي كوچك كه: معادن نفت و زمين هاي كشاورزي، يا اطلاعات ايرانيان را مي فروشند.

اكنون كه ايران به سازمان ملل مي رود، بايد بداند كه سازمان ملل هم، همان قضيه مرده شور تركيب را ببرند است. زيرا اعضا اصلي سازمان ملل، دشمن ايران هستند: آمريكا انگليس، اسرائيل فرانسه.. حالا چطور مي شود تركيب آن ها، دوست ايران شود؟ بايد وزارت اطلاعات ايران بداند كه: هدف آن ها از دعوت يا مذاكره كردن ، فقط كسب اطلاعات سري است.

تجربه نشان داده بعد از هر مذاكره، آن ها اطلاعات جديدي رو كرده، و ادعاهاي بالاتري را مطرح مي كنند. اين نشان مي دهد كه در ماموريت خود، موفق بودند و توانستند از: ساده انديشي ايرانيان براي كسب: اطلاعات محرمانه استفاده كنند.

   در حاليكه سازمان سيا، براي كسب اطلاعات محرمانه و سري، از ايران ميلياردها دلار خرج مي كند، چرا ايران بايد ساده انديشي كند و: اطلاعات مورد نياز آن ها را، به سازمان ملل بدهد ؟ تا بعد به عنوان بيانيه حقوق بشر، يا انرژي اتمي يا موارد ديگر، از آن سو استفاده شود.

   سازمان ملل ميداند كه ايران، در كنار گوش انگليس حضور دارد، مردم ايرلند خود را ايراني مي دانند، و اسكاتلنديها همه اميد شان به ايران بود. لذا همكاري ايران با سازمان ملل، باعث شد تا اسكاتلندي ها نا اميد شده و: راي نياورند. حضور ايران در كنار حكام جبار و: زور گويي كه در عمر خود، نگذاشته اند يكبار هم در كشورشان، انتخابات انجام شود، پيام ياس و نا اميدي به: ازاديخواهان آن است. 

La combinaison de salé et de supprimer mort! 

Randy appelé parti, avec l'une des personnes qui étaient en désaccord avec ses danseurs, et lui demanda la permission de prendre la danse. Quand je me suis assis avec lui, il m'a demandé si je baisse ma main au-dessus des formes juridiques? Zahid a dit non! 

Il a demandé si j'ouvre ma jambe de haut en bas, il ya un problème juridique? Répondu: «Non! Danseur se leva et les mains et les pieds, et a dansé de haut en bas! Puis il a demandé, et maintenant? Réponse entendu que votre analyse est bonne, mais la combinaison de l'oiseau mort salée! 

Maintenant, certains disent que la culture iranienne associé avec le peuple américain, qui est OK. Peuple iranien, le peuple américain ne sont pas l'ennemi, alors pourquoi ne pas dire «Mort à l'Amérique! C'est ce que la passion est morte, vous devez détruire leur composition! Parce que c'est un fake ou un système sophistiqué peuple américain et le gouvernement sont différents. Les statistiques montrent que plus de 40 pour cent de la population américaine, pas associée avec le gouvernement, et à partir de ceux-ci, il ya aussi des critiques. 

Comme c'est à dire: la nuit est noire et le diable noir! La nuit du diable. Nous utilisons cette erreur, ou erreur, il suffit de ne pas voir la perte de verbale ou théorique, mais c'est seulement une centaine d'années: voir la misère et les effusions de sang et de terreur. Grande-Bretagne et les Etats-Unis à l'Iran pieds lorsqu'il est ouvert, ne penser à gagner: pétrole et or antique et l'Iran. Juste eu une vision de l'Inde! Et la pensée de l'Inde, une terre de richesses fabuleuses! Qu'ils viennent de l'avant avec tous les peuples indigènes sont tués. 

Les gens de l'Iran: la Grande-Bretagne et les Etats-Unis (et leurs gouvernements) à l'exception: une poignée de gênant qui doit être détruit! Alors que toute la richesse de facilement obtenu, ils ne le font pas. Le meurtre de l'Iran comme: Tuez les trésors de serpent! Nécessaire. 

Ce sont les tous les Indiens savent même, mais certains de leurs avantages, et ils exigent que sophisme: leur propre cul-de-sac! Parce que leurs intérêts avec les intérêts des Etats-Unis, liés et vendre la maison pour atteindre la richesse. Peu importe le Shah Qajar, et Pahlavi qui un voyage en Europe, l'Afghanistan, Bahreïn, l'Irak, le Pakistan et vendu, ou: le roi de petites mines, le pétrole et les terres agricoles, ou vendre des informations aux Iraniens. 

Maintenant que l'Iran est l'Organisation des Nations Unies, l'ONU devrait savoir que la combinaison de leur passion est une voie sans issue. Les membres fondateurs de l'Organisation des Nations Unies, les ennemis de l'Iran: le Royaume-Uni, Israël, France .. Maintenant quelle est leur composition, comme l'Iran? Renseignement iranien doit savoir que le but de l'invitation à négocier, seulement des informations sur la série. 

L'expérience a montré que, après chaque combat, les nouvelles informations, ainsi que les réclamations sont soulevées plus haut. Ceci indique que la mission avec succès et pourrait les Iraniens pour l'acquisition naïf: l'utilisation d'informations confidentielles. 

    Alors que le secret de la CIA et des informations confidentielles, l'Iran dépense des milliards de dollars à cause de crétins et les informations nécessaires pour leur donner à l'ONU? Suite à la déclaration des droits de l'homme ou nucléaire ou autre, il est un abus. 

    L'ONU sait que l'Iran est présent dans l'oreille Grande-Bretagne, le peuple iranien à réaliser leurs irlandais et écossais, tous leurs espoirs en Iran. Par conséquent, la coopération de l'Iran avec l'Organisation des Nations Unies, jusqu'à ce que le désespoir écossais: Pour conçu. La présence du tyran et le Conseil: la contrainte de sa vie, une fois qu'ils ont quitté le pays, l'élection se fait, le message de désespoir: l'aimer. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۸/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۴۷ نظر(0)

دانشگاه يا اتاق جنگ؟

تولد دانشگاه در ايران، براي نابودي نظاميه ها بود. همانطور كه تولد دبستان در ايران، براي ازبين بردن مكتب خانه ها بود. لذا از ابتدا دانشگاه يك اتاق جنگ، عليه اسلام وشيعه بود. گرچه، مغولها و امثال آن ها آمدند و: كتاب ها را سوزاندند و : كتابخانه ها را آتش زدند، تا مراكز علمي ايران را نابود كنند، و مانع پيشرفت ايرانيان شوند.اما غربي ها به نوع ديگري، اسلام و قران را آتش زدند. مغول ها آمدند كشتند و سوزاندند و رفتند! ولي غربي ها آمدند كشتند و سوزاندند و ماندند!

هنوز پس از گذشت سي و چند سال از انقلاب اسلامي، كه شعار مرگ بر آمريكا و مرگ برانگليس، بالاترين فرياد آنان بوده مي بينيم: تعداد آموزشگاه هاي زبان انگليسي، به مراتب بيش از اموزشگاه زبان فارسي است! يا بهتر بگوييم كسي به فكر: آموزشگاه زبان فارسي  نيست! زيرا بلد نبودن زبان فارسي، يا غلط نوشتن و غلط خواندن آن، مهم نيست! بلكه مهم اين است كه كسي زبان انگليسي نداند!

در واقع زبان و رسم الخط انگليسي، مانده است تا فارسي را نابود كند. و اين جنگ اعلام شده است. چرا كه در تركيه و آذربايجان و: حتي پاكستان اين فاجعه اتفاق افتاده است. زيرا ما شاهد خواندن شعر هاي شهريار و مولوي، به رسم الخط انگليسي هستيم! و در كشور اقبال لاهوري، ديگر كسي از عجم سخن نمي گويد، همه به زبان انگليسي صحبت مي كنند و: ياد داشت برمي دارند.

در اوايل انقلاب اسلامي هم، شاهد بوديم كه در دانشگاه تهران، اتاق جنگ درست كرده بودند. همه گروهك هاي ضد انقلاب، در اين اتاق ها حضور محترمانه داشتند! ولي جمهوري اسلامي در آن جايي نداشت. شهيد رجايي و دكتر بهشتي و ديگران، توسط همين دانشحويان دانشگاه تهران شهيد شدند. فخاري ،كشميري  كلاهي همه، از دانشجويان دانشگاه تهران بودند. از ان بدتر تمام ياوران و خط دهندگان عزالدين حسيني، فرمانده ضدانقلاب كردستان هم،همين دانشجويان بودند.

 دستور امام خميني ره  براي انقلاب فرهنگي، به همين دليل بود و تمامي دانشگاه ها، تعطيل شدند تا از نو برنامه ريزي شوند. اما كساني كه از در بيرون رانده شده بودند، از پنجره وارد شدند! اين بار به نام اسلام و انقلاب اسلامي، مثلا دانشگاه تربيت مدرس درست شد! دانشگاه آزاد اسلامي، دانشگاه پيام نور ايجاد شد تا: جلوي اين نفوذي ها گرفته شود! ولي همه اينها شدند سنگر ضد انقلاب!

يادم نمي رود در دوران دانشجويي فوق ليسانس، از دانشگاه تربيت مدرس به جبهه اعزام شديم. اما چه اعزامي؟! بچه ها فقط منتظر ساعت يازده بودند كه: رجوي از راديو عراق سخنراني كند! تا دسته جمعي به آن گوش كنند!و بعد آن را تحليل كنند. اگر يك بسيجي مي خواست در بلند گواذان بگويد، جلوي اورا مي گرفتند و اگر ساعت دو، مي خواست اخبار جمهوري اسلامي را بگويد، بلند گو را سنگ باران مي كردند.

همين ها، فرماندهان بسيجي را ترور كردند. اكثر شهداي بسيجي در جبهه، از پشت تير خوردند. فرماندهان ديگر با گراهاي دقيق، از سوي همين ها جلوي پايشان خمپاره تركيد. همين ها بعدا وزير و كيل شدند.و فتنه سال 1388را به وجود آوردند.

    با اينكه روز نهم دي، طومار آن ها پيچيده شد، ولي اين بار هم از طريق فرجي دانا، وزير علوم مستعفي در شريان دانشگاه تزريق شدند. آن ها اين بار نه به عنوان كمونيست، براي ضديت با اسلام، بلكه به عنوان مبارزه با افراطي گري، يعني از بين بردن پايه هاي ولايت فقيه، وارد كار شده اند.و ستاد آنان دانشكده فني دانشگاه تهران است.

اما اينها بدانند با تمام : كشت و كشتار هايي كه به راه انداخته اند، از  داعش قوي تر نيستند. و ما با تاكيد بر نيروي لايزال الهي، بقيع را باز سازي خواهيم كرد و: اين ها هيچ غلطي نمي توانند بكنند.

 Université ou la salle de guerre? 

A la veille de l'ouverture de 

Bonne université en Iran était de détruire Nizamiyah. Comme l'école est né en Iran pour détruire les écoles. Dans la première salle d'une guerre contre l'Islam et les chiites. Cependant, les Mongols et autres sont venus et ont brûlé des livres et des bibliothèques brûlées à détruire les centres de l'Iran, et l'impossibilité d'Iraniens. Mais l'autre type occidental, le Coran sur le feu. Les Mongols allaient et venaient et tués et brûlés! Les Occidentaux ont été tués et brûlés, mais sont restés! 

Pourtant, après trente ans de la Révolution islamique, le slogan «Mort à l'Amérique, Mort à l'Angleterre, ils criaient, nous voyons le plus grand nombre de cours d'anglais, des cours de langue persane et bien plus encore! Ou pour mieux dire, quelqu'un a pensé: pas de cours de langue perse! Parce que pas parler le farsi, ou fausse écriture ou de lecture mal, ce n'est pas grave! Il est important que quelqu'un qui ne connaît pas l'anglais! 

En fait, la langue et l'orthographe de la langue anglaise, a été de détruire le persan. Cette guerre a été déclarée. Pourquoi la Turquie et l'Azerbaïdjan: Même Pakistan catastrophe qui s'est passé. Parce que nous avons vu le prince, et la lecture de poèmes de Rumi dans notre orthographe anglais! Et Iqbal à Lahore, l'autre ne parle pas des Perses, ils parlent tous anglais et d'apprendre à enlever. 

Au début de la Révolution islamique, qui a vu l'Université de Téhéran, avait fait salle guerre. Tous les groupes anti-révolutionnaires, avaient une présence respectable dans la chambre! Mais il n'avait pas sa place dans la République islamique. Shahid Beheshti Rajai, et d'autres, ont été martyrisés par les étudiants de l'Université de Téhéran. Fakhari, Cachemire KOLAHI tout, les étudiants de l'Université de Téhéran. Pire encore, les supporters et les électeurs Ezz Husseini, commandant de la contre-révolution dans le Kurdistan, les mêmes élèves. Imam Khomeiny a ordonné la Révolution culturelle pour cette raison que toutes les universités ont été fermées jusqu'à ce que re-programmé. Mais ceux qui ont été chassés de la fenêtre sont arrivés! Cette fois, au nom de l'Islam et la révolution islamique, une université avait raison! Université islamique Azad, Université Payam Noor a été créé: pour empêcher ces intrusions sont prises! Mais étaient-ils tous contre-révolutionnaire forteresse! 

Je n'oublierai pas pendant des étudiants diplômés de l'université ont été envoyés au front. Que expédié? Les enfants attendaient seulement onze heures Radjavi adresse radio irakienne! Pour les écouter en masse, puis analyser. Si vous vouliez une mobilisation appeler le haut-parleur à dire, si vous étiez en face de lui à deux, il voulait dire les nouvelles de la République islamique, l'orateur pleuvait des pierres. 

De même, le commandant bassidjis assassiné. La plupart des victimes de la mobilisation de guerre, ont été abattus par derrière. Autres commandants extravertis avec précision, ce sont les pieds de rafale mortier. Kiel plus tard et obtient le ministre et l'intrigue créée en 1388. Par le neuvième jour de Janvier, leur pétition était complexe, mais cette fois par Faraji-Dana, ministre démissionne sciences à l'Université artères ont été injectées. Cette fois, ce n'est pas un communiste, anti-islam, mais aussi la lutte contre l'extrémisme, à savoir l'élimination des catégories de bureau, ont fait. Et le personnel de la Faculté de génie de l'Université de Téhéran. 

Mais ils savent tous la culture et les meurtres qui ont lancé, sont plus forts que Dash. Et nous nous concentrons sur la puissance éternelle de Dieu, nous allons reconstruire Baqi: Ils peuvent pas faire de mal.

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۷/۶/۱۳۹۳ - ۲۲:۲۱ نظر(0)

خيانت هاي سازمان ملل، در اين زمينه بايد محكوم شود.

اكنون كه هيات ايراني عازم نيويورك هست، تا در مجمع عمومي سازمان ملل شركت كند، بايد از حقوق ايران بزرگ دفاع كند و: خيانت هاي سازمان ملل به اين ملت را، ياد آوري و محكوم نمايد. خيانت هاي سازمان ملل به ايران، به بيش از هزار مورد مي رسد كه: در سه دسته قابل بررسي است:

تغيير جغرافياي جهاني بر عليه منافع ايران بزرگ: موقعي كه سازمان ملل تاسيس شد، ابتدا از دانش ايران استفاده كردند، از جمله شعر سعدي را بر تارك سازمان ملل نوشتند، تا بگويند تابع تمدن ايراني هستند. و همه دستاورد هاي آن را قبول دارند. ولي بعدا با تحريك قوميت ها و ملت ها، آن ها را به جدايي از ايران تشويق كردند. تا جاييكه از حوزه بزرگ تمدني ايران، حدود 60كشور متولد شد.

 در تمام  داوري هاي مرزي، حق را به همسايه دادند تا آن ها، بيشترين ضربه را به ايران بزنند و:ايران  را كوچك و كوچكتر كنند.

آخرين اين خيانت، جدايي بحرين از ايران است.  زيرا بحرين استان چهاردهم ايران بود. و در كتب درسي آن زمان موجود و مكتوب است. ولي سازمان ملل به عنوان راي گيري، با تقلب  و دروغ، ملت فارس زيان و شيعه بحرين را، از ايران جدا كرده و تحويل: يك خاندان كثيف و وهابي داد.

البته بعد از انقلاب اسلامي هم، دست از تجزيه ايران نكشيد! و هرگروه را كه پيدامي كردند، وعده ميدادند اگر قيام كنند! نام كشوري را براي آن ها ثبت خواهد كرد! مانند كردستان يا عربستان و.. حتي در تمام جنگها برعليه ايران، شركت داشته و دشمنان را، تجهيز مي كرده است.

 در آن هنگام كه ديگر قادر نبود از راه قوميت ها، فشار وارد كند به سراغ: صدور بيانيه هاي حقوق بشري و غيره مي رفت! تا دولت را در دفاع از يكپارچگي ايران، دچار ترديد كند .بنابر اين بحث هايي از قبيل سلاح كشتار جمعي يا: توليد بمب اتم توسط ايران، و يا نقض حقوق بشر، راه سياسي يا راه دوم تجزيه ايران بوده است. كه هميشه سازمان ملل، آن را دنبال مي كرده است.

همه دنيا شاهد هستند: در مورد  نقض حقوق بشر در عربستان، يا كشورهايي كه حتي يكبار: انتخابات در آن صورت نگرفته، سازمان ملل هيچ اقدامي نكرده است. در موضع گيري هاي مقابل: كشتار مردم غزه ، سوريه و لبنان اين كينه ورزي آن ها، كاملا آشكار بود ولي عده اي نمي خواستند: اين علايم را درك كنند.

راه سوم عمليات سازمان ملل، شناسايي مراكز اسلامي و شيعي ، دانشمندان و انديشمندان آن، و ارائه ليست آن ها براي: تخريب و ترور بوده است. همه كساني كه در ايران ترور شدند، ، طرج ترور آن ها  در سازمان ملل  تدوين شده بود. زيرا ايران از نظر امنيتي،فقط  به سازمان ملل خوشبين بود، و خواسته هاي اطلاعاتي آنان را ارائه مي داد. و مي بينيم بلافاصله بعد از اعلام ايران، اين اشخاص ترور مي شدند يا: آن اماكن تخريب مي شد.

تخريب اماكن و انفجارات در سراسر دنيا، فقط به قصد منابع و اثار شيعي ايراني بود. والا هيچ مكان ديگري تخريب نشده است. اگر هم اشتباهي تخريب شده، بلافاصله بازسازي شده يا: عذر خواهي صورت گرفته .ولي تخريب هاي صورت گرفته در اماكن شيعي، كاملا علمي و حساب شده بود. معمولا از طريق نقطه مرگ ساختمان بوده است. همان طور كه ترور هاي انجام شده نيز، اينطور بوده است. دانشمندان هسته اي ايران را هيچكس نمي شناخت! و ليست آن ها فقط به سازمان ملل داده شده بود.

آغاز همه اين تخريب ها و ترور ها هم، از تخريب بقيع شروع شد. زيرا ايران تمامي مكان ها را، بازسازي مي كند ولي، اين نقطه را قادر نيست! حتي كوچكترين حركتي نمي تواند بكند. در حاليكه مقبره چهار امام معصوم، در آن است. و اگر روزي اين جا باز سازي شود، مسلما همان روز پايان: يك قرن تخريب و ترور است. 

Baqi démoli début du terrorisme dans le monde. 

Trahi par les Nations Unies dans ce domaine devrait être condamné. 

Maintenant que la délégation iranienne a été dirigé à New York pour participer à l'Assemblée générale des Nations Unies devraient défendre les droits des grands systèmes: l'ONU a trahi la nation, et condamné à retenir. Trahison de l'Iran de l'ONU semble plus d'un millier de cas qui peuvent être étudiés en trois catégories: 

La géographie changeante du monde contre les grands intérêts: lorsque l'ONU a été fondée, nous avons la connaissance de l'utilisation, y compris le poète Saadi a écrit sur ​​le sommet de l'ONU, à savoir la civilisation iranienne. Et tous sont d'accord ses réalisations. Mais alors stimulé les groupes ethniques et les nations, ils ont été encouragés à se séparer de l'Iran. Pour la zone où la grande civilisation iranienne, est né près de 60 pays. 

  Dans tous les arbitrages frontière droits voisins, à la peine maximale à frapper l'Iran: Iran prenne plus en plus petits. 

Dernière de la trahison, la séparation de Bahreïn de l'Iran. Bahreïn quatorzième province de l'Iran. Les manuels sont écrits dans le temps disponible. Mais les Nations Unies comme un vote, par la fraude ou la tromperie, la perte et la nation du Golfe de chiites de Bahreïn de l'Iran isolé et livraison: une maison était sale et les wahhabites. 

Mais après la révolution islamique, l'Iran décomposition ne pas manquer! Et les groupes qui m'ont trouvé, ils ont promis s'ils se révoltent! Ils enregistreront le nom de leur pays! Comme Kurdistan .. même dans toutes les guerres contre l'Iran ou l'Arabie saoudite, la société a des ennemis, avait été équipée. 

  Lorsque l'origine ethnique n'était plus en mesure de régler la pression à venir: une déclaration des droits de l'homme, et si c'était le cas! Pour défendre l'intégrité de l'Etat, donc réticents à discuter comme les armes de destruction ou de la production d'armes nucléaires par l'Iran de masse ou violations des droits humains, de façon politique ou d'analyse dans les deux sens de l'Iran. Nations toujours, il a été suivi. 

Sont vu partout dans le monde sur les violations des droits de l'homme en Arabie saoudite ou de pays, même une fois: l'élection a eu lieu, l'Organisation des Nations Unies n'a pris aucune mesure. Dans la direction opposée: tuer des gens dans la bande de Gaza, la Syrie et le Liban, cette haine, il était évident, mais certaines personnes ne veulent pas que ce soit symptômes perçus. 

La troisième série d'opérations des Nations Unies, l'identification et les centres islamiques chiites, scientifiques et penseurs, et la présentation de leur liste pour la destruction et la terreur était. Tous ceux qui ont été assassinés en Iran, l'Organisation des Nations Unies se préparait à les assassiner. En raison de la sécurité, de même que l'ONU était optimiste, et leur a demandé de fournir cette information. Et nous voyons tout de suite après l'annonce de ces personnes ont été assassinées ou il a été détruit maisons. 

Vandalisme et des explosions partout dans le monde, et ne fonctionne que dans le but de l'Iran chiite. Dans le cas contraire, aucun autre emplacement n'est pas détruit. Si c'est faux, endommagé, ou immédiatement rétabli: Mais le mal a été fait des excuses dans les lieux, chiite, a été considérée comme scientifique. Habituellement, à la mort de l'immeuble. L'assassinat a été réalisée ainsi, il est. Scientifiques nucléaires de l'Iran ne sait! Et il n'a été donné à l'Organisation des Nations Unies. 

Début de toute la destruction et la terreur, aussi, a commencé la démolition de Jannat al-Baqi. Parce que de tous les endroits de recréer, mais ce point ne peut pas! Même le moindre mouvement peut faire. Alors que quatre de la tombe de l'Imam, où il est l'endroit à être si un jour que, bien sûr, le lendemain: un siècle de destruction et de terreur. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۵۶ نظر(0)

براي همكاري با ائتلاف ضد داعش.

اينطور كه كشورهاي ائتلاف ضد داعش، شيپور جنگ مي نوازند بالاخره سعي آنان، در مورد ايران ممكن است حماقت هايي را به بار اورد. از جمله اينكه آن ها حملات سازمان يافته جديدي را، از موضع سازمان ملل و آمانو، برعليه ايران آغاز كرده اند تا دوباره، همان شعار هاي پوسيده حقوق بشر و: بمب هسته اي را نبش قبر كنند.

آن ها براي حفظ عربستان از حمله احتمالي داعش، به اين ائتلاف دست زده اند.  البته كل عربستان براي آن ها مهم نيست. چرا كه همين اكنون داعش در: مرزهاي عراق با عربستان حضور دارد. و خود را آماده حمله مي كند و: ارتش عربستان هنوز دستوري براي مبارزه با: آنان دريافت نكرده است.

آن ها حتي مخالف نابود كردن: مزار شريف پيامبر هم نيستند، و بلكه از آن حمايت مي كنند! ولي دراين بازي مهم حفظ سلطنت: پير مرد هاي دربار سعودي است. زيرا آن ها مي ترسند آل سعود نابود شود. البته مردم دنيا و مخصوصا ايران، در مورد آل سعود داراي سه گرايش هستند. اول اينكه هرچه آل سعود و حكام وهابي بگويند، مي پذيرند و آن را عين دستور و فرمان خدا مي دانند . لذا اگر آن ها دستور به تخريب قبور ائمه دادند، هيچ اشكالي ندارد و بايد تخريب شود . اگر حتي گفتند زيارت فبر پيامبر، شرك است بايد قبول كنند.

دسته دوم كساني هستند كه آن ها را دوست دارند، ولي برخي كار هايشان را اشتباه ميدانند و: معتقدند با بحث و مذاكره، موضوعات حل مي شود. مثلا اگر دليل محكمي بياوريم كه: زيارت اهل قبور شرك نيست، آن ها اجازه مي دهند دوباره  بقيع را بسازيم!

درست همين برخوردي كه: با سازمان ملل و ادعاهاي دروغين : نقض حقوق بشر در ايران مي شود! ايتها از مقاومت لبنان يا غزه، هيچگاه درس نمي گيرند و: هميشه مانند محمود عباس  دنبال سازش يا اسرائيل هستند. متاسفانه عباس يك اسم كاملا شيعي، و برخاسته از شجاعت قهرمان كربلا است. ولي اينطور خراب مي شود . مادر حضرت عباس هم، همينطور مورد بي مهري قرار گرفت. او كه لقب ام البنين داشت، حالا به هر زن بي سواد مي گويند: امل! يا به هر مرد بيسواد مي گويند عبدل!عبدالله  نام پدر پيامبر است، ولي هركس مي خواهد بگويد: من احمق نيستم مي گويد: مگر من عبدالله هستم؟

گروه سوم كساني هستند كه همه چيز را مي دانند! و سعودي ها را يك خائن بالفطره مي شناسند. و خواستار نابودي او هستند. تكليف گروه اول وسوم معلوم است، دوست و دشمن هستند، اما بالاترين ضربه از سوي گروه دوم زده مي شود. آن ها از هر راهي كمك مي كنند تا: آل سعود محبوب بماند .

اما امروز ديگر آخر خط است و همه، همه چيز را ديده اند. و ميدانند كه گروه القاعده را، عربستان و آل سعود ساخت. ولي بعد پشيمان شد. الان هم از ساختن داعش پشيمان شده! و مي خواهد آن را از بين ببرد. اگر كسي به اين ملعون ها كمك كند، به كل تاريخ خيانت كرده است.  ايران از ابتدا با آمريكا، براي مبارزه با داعش همكاري نكرد. و آن را يك خدعه ميداند . اما اگر روزي دوستداران سعودي، خواستند براي نجات ايشان قدمي بردارند، بايد بدانند كه شرط اصلي همان است كه: با باز سازي بقيع موافقت كنند.

آل سعود بهتر از هركس ديگر مي داند، صد تا لشكر آمريكا يا اروپا، حريف داعش نمي شوند! و داعش روز موعود، كار آل سعود را يكسره خواهد كرد! لذا دست از التماس به ايران بر نخواهد داشت. و ما ارزومنديم كه  مسئولين،  به همين سياست دوري از ائتلاف، ادامه دهند
Condition pour la reconstruction de Jannat al-Baqi, 
Dash de travailler avec la Coalition. 
Ce sont les pays anti-coalition Dash, joue de la trompette après les essayer sur l'Iran peut apporter un peu de niaiserie. De telle sorte que les nouvelles attaques organisées, la position de l'ONU, et Amano, contre l'Iran ont repris, les mêmes vieux slogans des droits de l'homme: une bombe nucléaire à exhumés. 
Il est possible de protéger le royaume d'attaquer Dash, ont eu recours à la coalition. Cependant, il est important pour l'ensemble du règne. Pourquoi le temps est Dash dans les frontières de l'Irak avec les autorités saoudiennes présentes. Et prêt à attaquer, et son armée pour combattre l'Arabe encore normative: ils sont reçus. 
Ils ont même désaccord Destroy: Mazar du prophète ne sont pas, et aussi le soutien qu'elle! Mais ce jeu est important de garder la monarchie, le vieil homme de la cour Saoudite. Parce qu'ils craignent va détruire la mosquée Al Saud. Les peuples du monde et en particulier en Iran, la Maison des Saoud sont trois tendances. Tout d'abord, la Maison des Saoud et les dirigeants wahhabites disent, admettent, mais sachez que Dieu commande. Donc, si ils ont reçu l'ordre de détruire les tombes des Imams, rien de mal et doit être détruit. Si il a même dit, martèle pèlerinages, l'idolâtrie, devrait être acceptée. 
Le deuxième groupe sont ceux qui les aiment, mais une partie de leur travail et de savoir mal: que le débat et la discussion de questions à résoudre. Par exemple, si vous mettez un cas très fort que les gens qui visitent les tombes n'est pas l'idolâtrie, ils permettent re-Baqi à construire! 
C'est la bonne attitude: de fausses déclarations à l'ONU: Violations des droits de l'homme en Iran! Les sites de l'utilisateur final de la résistance au Liban ou à Gaza, n'ont pas appris et toujours à la recherche de compromis tels que Mahmoud Abbas et Israël. Malheureusement Abbas, un nom complet chiite, et le courage du héros est passé de Karbala. Mais il peut être rompu. Mère de Hazrat Abbas, était si impopulaire. Son surnom était Omolbanin, quelle que soit la femme analphabète dire complètement! ! Ou à tout lettré appelé Abdul Abdullah, le nom du père du Prophète, mais tout le monde veut dire: Je ne suis pas stupide dit: Si je ne suis Abdullah? 
Le troisième groupe sont ceux qui savent tout! Et Saoudite de reconnaître un traître potentiel. Et chercher à le détruire. Mise en service des premier et troisième tours, les amis et les ennemis, mais le plus grand impact sera rejeté par le groupe. Ils contribuent en aucune façon à l'Al Saoud restent populaires. 
Mais aujourd'hui, c'est la fin de tout, ont tout vu. Et vous savez que Al-Qaïda, l'Arabie saoudite et de la construction. Mais plus tard regretté. En ce moment, il fait repentant Dash! Et il veut détruire. Si l'un de ces damnés de l'aide, de toute l'histoire de la trahison. Iran, à commencer par les Etats-Unis pour lutter contre le tableau de bord n'a pas coopéré. Et il sait que c'est un stratagème. Mais si un jour, amoureux Saoudite voulait prendre étape pour les sauver, vous savez que l'exigence principale est qu'ils sont d'accord avec la reconstruction de Jannat al-Baqi. 
Maison des Saoud sait mieux que quiconque, de l'armée des États-Unis ou en Europe, pas le Dash adverse! Dash et dernière journée, toute la Chambre des Saoud travailler! Alors, sortez là la mendicité à l'Iran. Nous espérons que les autorités, évitant ainsi une coalition politique continuent. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۶/۶/۱۳۹۳ - ۰۱:۰۵ نظر(0)
ايران كشوري است كه: در زمينه هاي سياسي و اقتصادي داراي تجربه بسياري است. اما غربي ها اين تجربيات را قبول ندارند، و غرب زدگان نيز به دستور اربابشان، آن  را تخطئه مي كنند.  
يكي از تجربيات ايرانيان در امر آموزش است. وجود دانشگاه هاي هزار ساله و: اموزشگاه هاي بزرگ قديمي، نشان از بالندگي علم و دانش در ايران، و وجود سيستم آموزشي قوي و پيشرفته است . اما غربي ها و غرب زدگان، همه آن ها را دور ريختند و: روش نوين و تازه به دوران رسيده خود را، تحميل كردند. 
به همين دليل مكتب هاي ايران تعطيل، و به جاي آن مدرسه باز شد! ملا مكتبي ها رفتند، و پرفسور ها جاي آن رفتند. لوح و قلم  از بين رفت، و خودكار و مداد جاي آن را گرفت.
به يقين ميتوان گفت كه: چون شكل عوض شد، محتوا هم تغيير مي كند. وقتي ظرف عوض شود، مظروف نيز تغيير مي كند. با عوض كردن مدرسه، لباس مدرسه اي ها هم عوض شد! بجاي آستين بلند، آستين كوتاه و بجاي شلوار بزرگ، شلوارك و بجاي عبا و عمامه، يك نوار سفيد و بجاي كلاه بوقي، كلاه پهلوي گذاشته شد . همه چيز را عوض كردند تا: هيچ نشانه اي از فرهنگ ايران و ايراني نماند. 
مكتب شد چوب و فلك و كتك زدن و: رنج كشيدن،  بيماري و تب ، حصبه و وبا ! در عوض مدرسه شد جاي: لباس هاي نو، كيف و كفش هاي نو، كتاب هاي قشنگ و بهداشت و تميزي . كودكان همگي زير آمپول رفتند تا، ديگر كسي به ياد نياورد چه دوراني بوده است. 
حالا ايران حيران است بين دو روش آموزشي : غربي يا شرقي! خودي يا بيگانه، گاهي مي گويند بايد دولتي شود تا: همه مكتب ها و مكتبي ها را از بين ببرد. گاهي هم مي گويند: باز گشت به خويش، اما باز هم خويشي كه غرب براي ما تعريف مي كند! نه خويش واقعي . اگر همين خصوصي سازي را خوب ارزيابي كنيم، به اين شكاف وحشتناك و: گيجي و گنگي پي مي بريم. 
ازنظر تاريخ ايراني، مساجد اصلي ترين مكان آموزش بوده اند. همه كلاس هاي درس در: تاريخ درخشان علوم ايراني و اسلامي، از داخل مساجد و معابد بودند. اما امروز گويا مساجد، ويروس گرفته اند و هيچ دانش آموزي، حق ندارد در آن علم بياموزد. اگر هم كلاس يا درسي باشد آن را، فوق برنامه دانسته و فاقد ارزش علمي مي دانند. 
تابستان كه مدارس تعطيل است، كمي به فكر مساجد مي افتند، ولي در همان حد بازيچه و: يا اردو و فوق برنامه. تابحال ديده نشده درس خواندن در مسجد را، حد اقل مساوي و در سطح مدرسه بدانند. لذا بايد كه اين سد شكسته شود. تا ببينيم: دنياي امكانات است كه به سوي: آموزش و پرورش سرازير مي شود. 
آن ها كاري كرده اند كه: آموزش و پروش حاضر است در: مكان هاي مخروبه و اجاره اي ، بچه ها را به كلاس بفرستد! ولي در سالن ها و مدرس هاي مساجد نفرستد. لذا تنها راه خصوصي سازي موفق در ايران، استفاده از امكانات مساجد است.
شما ببينيد كه چه امكانات زيادي در: مساجد است و اين نه از لحاظ شرعي درست، و نه از لحاظ بودجه دولتي توجيه پذير است كه: اين امكانات راكد باشد و يا: در  روز فقط يكساعت استفاده شود. در حاليكه  كودكان اين سرزمين، در سرما و گرما، در كپر ها و چادر ها درس بخوانند . آيا اين درست است كه فرش گرم و نرم مسجد، خوراك مور و ملخ و موش شود و: دانش آموزان سه شيفته در كلاس هاي: سرد و بي روح درس بخوانند. و پدر و مادر ها نگران: انحراف فرزندانشان از اصول دين و مذهب باشند؟ 
Privatisation à l'iranienne 
L'Iran est le contexte politique et économique de l'expérience de beaucoup. Mais ces expériences ne sont pas d'accord de l'Ouest et de l'Ouest frappés comme l'ordre de leurs maîtres, il est vilipendé. 
Une expérience iranienne dans le domaine de l'éducation. Il ya des milliers d'années: une grandes écoles anciennes, montrant le développement de la science en Iran, et a développé un système d'éducation solide. Mais l'Ouest et Ouest-frappés, et tous ont jeté: la nouvelle, parvenu lui-même imposé. 
Pour cette raison, la fermeture des écoles et l'école a été ouverte à sa place! Mollah allé à l'école et la place est allé à la professeur. Tablette et stylet disparu, et a été remplacé stylo et crayon. 
Certes, on peut dire que la forme a été modifiée, les modifications de contenu. Lorsque le conteneur est modifiée, la modification serait conteneurisées. En revanche, l'école, les uniformes scolaires sont changés! Au lieu de manches longues, manches courtes et un assez gros pantalons, shorts et lieu de manteau et turban, une barre blanche au lieu de bip casquette de baseball, chapeau, posés côte à côte. Tout ce qui a changé: il n'y avait aucun signe de l'Iran et la culture iranienne. 
École et a frappé la bastonnade: la souffrance, la maladie et la fièvre, la fièvre typhoïde et le choléra! Au lieu de cela, l'école a été remplacé: de nouveaux vêtements, de nouvelles chaussures, livres, jolie et hygiène. Enfants, le tout sous les injections ont augmenté, l'autre personne ne se rappelle pas ce que c'était. 
Il est étonnant entre les deux méthodes d'enseignement: à l'ouest ou à l'est! Parties internes ou externes, certains disent que le gouvernement devrait être de: Toutes les écoles et les écoles détruites. Disent parfois à son retour, mais ils nous ont dit eux-mêmes que l'Occident! Ce n'est pas réel. Si nous évaluons la privatisation bonne, l'écart terribles: nous en déduisons la confusion et de l'ambiguïté. 
Point de vue historique iranien, les principales mosquées sont des lieux d'éducation. Toutes les classes de l'histoire de l'incandescent iranienne et islamique des mosquées et des temples à l'intérieur. Mais apparemment, les mosquées, ont virus ou le droit d'un élève à apprendre la science. S'il s'agit d'une classe ou un programme, des activités parascolaires et a vu aucune valeur scientifique. 
Les vacances scolaires d'été, un peu sur les mosquées, à l'automne, mais pour autant que le jeu et: ​​ou de camping et de loisirs. Jusqu'à présent, il étudie à la mosquée, au moins à un niveau égal à leur école. Doit donc être cassé le projet. A voir: le monde de possibilités que l'éducation peut être versé. 
Ils l'ont fait que l'éducation est dans l'espace locatif vétuste, envoyer les enfants en classe! Mais dans les couloirs et l'enseignant envoie la mosquée. Donc, la seule façon de réussir la privatisation en Iran, en utilisant les mosquées. 
Vous voyez ce grand potentiel dans les mosquées, pas la droite religieuse, non pas en termes de financement public se justifie: Cette installation est stagnante ou en une heure seulement une utilisation de jour. Pendant que les enfants de ce pays, dans le froid et la chaleur, remise et des tentes dans l'école. Est-il vrai que la mosquée est recouvert de moquette et confortable, la nourriture et les sauterelles, les souris et Moore: Les étudiants en classe Mardi: école froid. Et les parents sont inquiets écart par rapport aux principes de la religion sont les enfants?
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۳ - ۲۱:۴۷ نظر(0)

پرشين مارش، مهمترين سرود نظامي فرانسه است.

يكي از خاطراتي كه دكتر حسابي، فرزند پرفسور حسابي تعريف مي كرد، آن بود كه وقتي وارد فرانسه شدند، آن ها را به سان ديدن نيروهاي مسلح فرانسه دعوت كردند، و ايشان همراه پدر در آن مراسم شركت كرد. راهنما به آن ها گفت: اين مهمترين مارش نظامي فرانسه است! و نامش پرشين مارش است. اين مهيج ترين مارش، تركيبي از تمام آهنگ هاي محلي ايران است! زيرا فرانسوي ها مطالعات عميقي در موسيقي محلي ايران دارند، و همه آن ها را از يك ريشه و آن هم، براي آمادگي رزمي مي دانند .

چوب بازي يا حركات نمايشي آن ها هم، همه براي آمادگي در تيراندازي و: شمشير به دست گرفتن يا سپر برداشتن است. ..

البته اين نظريه  كاملا صحيح و مورد قبول است. زيرا كه بزم ايرانيان برخاسته از رزم آنان بوده، و هميشه در صلح مسلح به سر مي بردند.

ايران به دليل منطقه سوق الجيشي، هميشه مورد تاخت و تاز اقوام گوناگون بوده است . يكي از دلايل آن ضعف جمعيتي است، مثلا در قبال روسيه سيصد ميليوني، يا هند يك ميلياردي و چين دو ميلياد نفري، 75ميليون چه مي توانند بكنند؟ جز اينكه هميشه آماده دفاع باشند.

    در جشنواره يا فستيوال موسيقي امسال نيز، اين بحث مطرح شد. در اختتاميه اين فستيوال، قطعه زيبا و پر افتخاري نواخته شد كه: در آن همه الات موسيقي ايراني و: سنتي به كار گرفته شده و: خواننده هاي نواحي به نوبت، ساز حود را مي زدند و آواز محلي را مي خواندند . يك اتحاد نمادين از: تمامي قوميت ها ي ايران در موسيقي شكل گرفته بود.

با اينكه هر كس موسيقي محلي خود را مي شنيد، احساس شادي و شعف مي كرد، ولي در موقع شنيدن موسيقي ديگر اقوام هم، دست كمي از اين لذت ها نداشت.

بعد يكي از اساتيد و نويسندگان كتاب موسيقي، كه برنده جايزه در همين فستيوال هم شده بود، در سخنراني خود گفت: من به عنوان يك محقق موسيقي و: استاد موزيك مي گويم: امروز بالاترين آرزوي خود را در اين صحنه پيدا كردم، و آن هماهنگي تمام موسيقي كشورم، دريك اپيزود بود.

وي گفت به نظر من بايد: سرود ملي ما چنين سرودي باشد. يعني از ساز ها و آواز هاي ايراني، استفاده شود نه اينكه برويم و از ساز هاي بيگانگان، براي عرق ملي خود وام بگيريم.

در اين صحنه، وقتي موسيقي آذري نواخته مي شد، دونفر هم حركات نمايشي داشتند، كه اين دو كاملا حركاتشان حركات نظامي و: تمرينات رزمي بود.  و مانند رقص تمام اقوام ايراني، بر اساس تئوري آمادگي رزمي و جسمي، آن را اجرا مي كردند.

چوب بازي كه در تمام رقص اقوام است، تمرين شمشير بازي است. و بسياري از حركات اين رقص هاي محلي، امروز در قالب كاراته يا جودو قابل مشاهده است.

در حالت كلي ميتوان گفت: نياز انسان به حركات بدني، و اشباع معنوي، يك موسيقي مقدسي را بنا نهاده كه: براي قوام زندگي و نهاد خانواده، و همچنين دفاع از خود و ميهن، تدوين شده است. اما به مرور زمان از خويشتن خويش، جدا شده و اسباب وهن و نابودي اخلاق، در جامعه و فروپاشي خانواده گرديده است.

خانه موسيقي ايران، گرچه دير يا به سختي، ولي به اين رسالت رسيده كه: فرق بين اين دو موسيقي را، از هم تشخيص دهد و بر پايه اولي، پاي كوبد و دومي را، از پايه مردود بداند. و ما اين تولد نوين در علم موسيقي را، كه بايد سرمنشا تحولات جهاني باشد، به تمامي دست اندر كاران: موسيقي كشور  تبريك مي گوييم
 Mars persan, l'hymne de l'armée française. 
Un des souvenirs que langue, un professeur de comptabilité dit les enfants, c'était l'arrivée des Français, ils ont été invités à examiner les forces armées françaises, et il a assisté à la cérémonie avec son père. Aidez-les à dit que le plus important militaire française marche! Marsh est un nom persan. Le plus excitant Marsh, une combinaison de tout de la piste locale! Parce que dans la musique folklorique d'études français-profondeur, et chacun d'eux est une racine, connus pour leur aptitude au combat.
Le bois est en cours de lecture ou montrant de mouvement, tout pour se préparer à la prise de vue et l'épée ou la suppression du bouclier prend. .. 
Bien sûr, cette théorie est tout à fait correct et acceptable. Parties découlant de la guerre parce qu'ils étaient Iraniens, et toujours vécu dans la paix et la sécurité. 
Parce que l'Iran stratégique a toujours été envahi par les différentes races. Une des raisons de la faiblesse de la population, par exemple en Russie trois cents millions, soit un milliard, l'Inde et la Chine, deux milliards de personnes, 75 millions de ce qu'il peut faire? Mais pour être toujours prêt à défendre. 
     Cette année, le festival ou fête de la musique, il a été soutenu. À la fin du festival, la pièce a été jouée assez fier que c'est tous les instruments de musique iraniens: traditionnellement utilisé la voix de domaines, à son tour, la construction de plus et serait également chanté des chansons folkloriques. Une unité symbolique de tous les groupes ethniques ont formé dans la musique. 
Avec sa musique folk que tout le monde pouvait entendre, sentir la joie et le bonheur beaucoup, mais quand d'autres personnes sont à l'écoute de la musique, à un peu de plaisir là-bas. 
Après l'un des professeurs et auteurs de musique, qui fut aussi le gagnant du festival, a déclaré dans son discours: tant que spécialiste de la musique et professeur de musique et dire: Aujourd'hui, j'ai trouvé cette scène de son plus grand souhait, et il coordination de toutes les musiques du pays, a été un épisode. 
Il a dit je dois: cette chanson est notre hymne national. C'est un instrument de musique iranienne et le chant, plutôt que d'aller à l'instrument étrangère, pour la sueur de notre dette nationale. 
A ce stade, quand il a été joué de musique, deux avaient aussi un des mouvements dramatiques, qui sont des mouvements de mouvements et les exercices militaires martiale. Et comme toutes les tribus iraniennes danse, les arts martiaux et la forme physique, selon la théorie, il a été mis en œuvre. 
Collez jeu où tous les gens dansent, l'escrime est pratiquée. De nombreux mouvements locaux de la danse, de karaté ou le judo aujourd'hui sous la forme visible. 
En général, on peut dire que les humains utilisent le langage du corps, et la saturation spirituelle, la musique sacrée, qui a établi pour la cohérence et la vie de famille, et de défendre sa patrie, a été développé. Mais au fil du temps lui-même, l'insulte et isolé et Jouets détruire la moralité dans la société et l'éclatement de la famille a. 
Iran Maison de la Musique, mais tôt ou difficile, mais c'est cette mission que la différence entre la musique du diagnostic basé sur les premier, deuxième sentinelles de la jambe, fondamentalement rejeter. Et nous avons la naissance de la science moderne musical, qui devrait être une source de l'évolution mondiale, à tous les agriculteurs concernés: Félicitations à la musique country.
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۴/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۴۷ نظر(0)

انسان ها، آدم هاي عجيبي هستند! همديگر را مي كشند، ولي دلشان براي موش ها تنگ مي شود. و مي خواهند بدون خون ريزي، شهرشان را تسليم موش ها بكنند.

شهرداري تهران 2ميليارد ريال خرج: مبارزه با موش مي كند و: شهردار بوشهر به ازاي هر موش تحويلي 15000ريال مي پردازد، ولي خانم برومند با صد ميليارد ريال،چهره هاي دوست داشتني و عروسك هاي زيباي آن ها، مي خواهد شهر را تحويل آن ها بدهد. وبعد شهر دار تهران را شهردار موش ها مي كند! و كليد طلايي شهر را به دكتر قاليباف مي دهد.

البته اينكه از صاحبان اصلي شهر موش هاي اجازه نگرفته، و به قول كار گردان قبلي آن حتي يك پيامك هم نزده، نبايد به سادگي گذشت. اما اين وظيفه شاكي  و متشاكي و: مواد استنادي و قوانين موضوعه است. وليكن موضوع مهمتر اين كه، موش  موجودي دو زيست است. هم مي تواند در زير زمين و: د رتاريكي زندگي كند. و هم ميتواند در هواي ازاد زندگي نمايد. هم براي مظلوم نمايي! بسيار موجود مناسبي است.

موش كثيف را شستن و: يك موش دوست داشتني درست كردن، كاري است كه فقط از يك انسان بر مي آيد! و اين موضوع تراژدي عصر ما است. كه البته گناه هيچكس نيست، بلكه گناه زمانه است كه دروغ كثيف را، يك پوليتيك زيبا و هنرمندانه ميداند. حقوق بشر را يك: تبعيض آشكار بين مردم اسرائيل و فلسطين مي بيند.

   عصر ما پر شده از: قشنگ جلوه دادن تمام كثافت ها، و كثيف جلوه دادن تمام  زيبايي ها. پشم آلو بودن براي انسان زشت است! و بايد با تيغ به جان او افتاد. ولي براي سگ زيبا است!بايد آن را شست و عطر زد و بعد هم، بوسيد و در بغل گرفت و: بجاي بچه از آن بهره برداري كرد.

گربه كه بي چشم و رو است، و هرچه بدهي بخورد باز هم چنگ مي اندازد، ديگر نبايد او را دور كرد! بلكه بايد گرفت حمام برد و: ليف و صابون زد و بعد بالاي طاقچه گذاشت، و بهترين قسمت گوشت را كه آدم ها، دستشان نمي رسد به او داد. حتي براي او لباس هاي گرانقيمت خريد و: در مسابقات شركت داد.

  بيماري آنقدر اپيدمي دارد كه : هر كشوري يكي از اين ها را نماد گرفته است. و اين يعني اينكه از: انسان بودن خود پشيمان است! و دوست دارد حيوان باشد، و بجاي تكامل، به عقب برگردد. مردم انگلستان با انتخاب شير درنده و: وحشي به عنوان نماد، پادشاه خود را شير يا سلطان جنگل ناميدند! جنگل كه به واسطه قانون جنگل آن، هميشه مورد بغض بشر بود. بشر از جنگل مي ترسيد، و از آن فرار مي كرد و: در ميان دشت و كوه براي خود خانه مي ساخت. ولي حالا برعكس شده بود، بايد به جنگل برمي گشت  و از: بدگويي هاي خود توبه مي كرد!

خر يا الاغ كه تا ديروز يك فحش بود، حالا نماد يك حزب در آمريكا مي شود. و باعث افتخار كه چنين حيواني را، طلا  باران كنند و در ميان مردم با احترام ببرند . احترامي كه براي انسان ها هم قايل نيستند. كركس و لاشخور! هم نماد حزب رقيب مي شود تا درنده خويي و آپار تايد هرگز فراموش نشود. خوك كثيف كه از مدفوع خود تغذيه مي كند، حيوان زيبا و دوست داشتني شود كه حتي بايد آن را خورد! و از مدفوع و فضولات او مايه پنير ساخت.

و يا گاو كه الهه جمعي شود، و در خيابان ها به جولان بپردازد. و هركه را خواست زير پا له كند، و هرجا را خواست مدفوع بريزد و: كسي جرات نكند چيزي بگويد. چراكه اين گاو مقدس است. و اين حيوانيت عصر ما است
Chez les animaux ou chez les humains? 
Homme, les gens sont étranges! Tuer l'autre, mais ils peuvent être réduites à des souris. Et ils veulent sans saignement, la ville se rendit le font les animaux. 
La municipalité de Téhéran de deux milliards dépensés lutte contre les souris, et le maire de Bushehr par souris livré 15.000 rials offres, mais les femmes en Iran avec une centaine de millions de dollars, le visage aimé et poupées sont belles, il veut la ville pour livrer leur je le ferai. Ville de l'époque, le maire de Téhéran des souris! Et la clé d'or de la ville sur le tapis de médecin. 
Les propriétaires d'origine des animaux qui ne sont pas autorisés, et comme une manipulation précédente cargaison n'est même pas un message de texte doivent être transmis facilement. Mais il est du devoir du demandeur et du matériel Mtshaky est cité et les lois. Mais la question la plus importante est, est rats vivant inventaire. Pourrait aussi souterrain: vivre dans l'obscurité. Et il peut vivre en plein air. Le pouvoir des opprimés! Il est très bon. 
Lavage rat sale: une souris, faire l'amour, quelque chose qui sort juste d'un homme! Et c'est la tragédie de notre époque. Bien sûr, la faute de personne, mais les mensonges de défaut, ère sale, une belle et artistique Pvlytyk sait. Droits de l'homme et une discrimination entre les faces israéliens et palestiniens exposés. 
    Notre soirée était pleine de spectacle ringard tout de saleté, et spectacle sale toute la beauté. Plum laine être humain est laid! Et il est tombé à la vie de la lame. Mais le chien est beau! Doit laver et les parfums et ensuite couru, étreint et embrassé Au lieu d'exploiter les enfants. 
Il est l'œil du chat, et la dette tenant toujours les lancers, il ne devrait plus être éteint! Il était de prendre un bain: fibre et au savon et ensuite rendus sur la corniche, et la meilleure partie de la viande à la population, ils ne pouvaient pas l'atteindre. Même pour lui et d'acheter des vêtements coûteux dans les participants au tournoi. 
   Les épidémies de sorte que chaque pays a l'un des symboles. Cela signifie que l'être humain est de se repentir! Et aime les animaux, et la place de l'évolution, revenir en arrière. Les gens au Royaume-Uni avec un choix de prédateur de lait: le symbole sauvage, le roi lion ou le roi de la jungle l'appelait! Forêt par la loi de la jungle, il était toujours sur la voix humaine. La peur humaine de la forêt, et s'est ensuite enfui, et dans les plaines et les montagnes de construire leur propre maison. Mais c'était tout le contraire, il devrait revenir à la forêt, et de son abus ne se repentir! 
L'âne ou le cul, qui, hier, était une malédiction, devenu un symbole des États-Unis est partie. Et la fierté qu'un tel animal, une pluie d'or, et les gens les respectent. Ne pas envisager le respect de l'homme, aussi. Les vautours et les buses! L'icône sera en compétition parti a férocité et Appareil Tide jamais être oublié. Sales porcs nourris les excréments d'un animal qui ne devrait même c'était très agréable! Présure lui faire les selles et le fumier. 
La déesse de la vache et le collectif, et dans les rues pour les afficher. Et celui qui foule aux pieds la volonté, et où les déjections tombent et a demandé: qui n'ose pas dire quoi que ce soit. Parce que la vache est sacrée. Et l'animalité de notre ère. 
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۳/۶/۱۳۹۳ - ۰۰:۵۳ نظر(0)

اجرای وحیدحیدری در وصف داعش : جماعتیست که افعی به سر بپیچیدند- عبای زهدریا روی دوش پوشیدند- حسین جنس طلا با فساد میجنگد - یزید جنس ضعیف است باز میزنگد : بیا به حرمت جان رضا قسم بخوریم –زاختلاس گران و زمین خوران ببریم -رضا حکایت سم همان جماعت بود- که راه دزدیشان دزدى ولایت بود- که جای حضرت مولا علی امام شدند - شکمبه های پر از انگل وحرام شدند  - جماعتی که رضا کشته اند اینهایند - که دزد هاى سرگردنه همین جایند- قضات مفسدفی الارض بر علیه خدا- زدند تیغ به فرق علی همین اینها -   قیام را زتمام عموم دزدیدند - به ریش حضرت مهدى به نیش خندیدند- حسین مثل طلابافسادمیجنگد- یزید جنس ضعیف است باز میزنگد

 

داعش نقشه حمله به مکه، در روز عید قربان دارد. براساس گزارش خبرنگار ماهین نیوز، آنان به کمک بندر بن سلطان، سلاح های خود را در نزدیک مکه، مخفی کرده اند و در روز عید قربان، به یاران خود تحویل می دهند، تا در درون مکه به زائران، حمله کنند و خانه خدا را از بین ببرند.

موضوع از انجا شروع شد كه: بن سلطان را عزل كردند. ولی او آنقدر قوی بود كه: بسیاری از افراد و سلاح ها را برای خود نگه داشت.

براساس گزارش منتشر نشده، بندر بن سلطان چند بار مخفیانه، به موصل رفته و با سران قبایل صحبت كرده. و در ظاهر آن ها را به حج دعوت نموده، اما در عمل قرار است: نیروهای زبده به عنوان زائر به مكه اعزام شوند، و در ساعت س در اوج شلوغی مكه، تظاهرات مسلحانه به راه بیاندازند.

البته تعداد زیادی هم ، در مرز عرعر مستقر هستند كه: دارای سلاح های سنگین تری هستند. ماموریت آنان این است كه : بعد از تظاهرات مسلحانه وارد میشوند و : تا خانه خدا را خمپاره و موشك باران كنند. و در مسجد النبی هم نبش قبر كنند، و جسد پیامبر را به بقیع منتقل كنند، تا بتوانند همه را تخریب نمایند.

برخی از این نقشه ،از قول ابوبكر البغدادی منتشر شده است، ولی برخی دیگر منتشر نشده .

به گزارش ماهین نیوز ، در آخرین ملاقات بندر بن سلطان با ابوبكر بغدادی، به وی توصیه كرد خود را خلیفه مسلمین بخواند! و به وی قول داد برای انتقام از آل سعود، تا آخرین گام با آن ها همراه خواهد بود.

به نوشته تحلیل گر ماهین نیوز، این اولین اقدام بر علیه خاندان سعودی نیست، بلكه اغلب شاهزاده ها مایل هستند: برعلیه سعودی مبارزه كنند . اما موضوع مهم این است كه این شاهزاده ها، نیت خود را در ابتدا علنی نمی كنند. لذا با كمك سعودی ها تجهیز می شوند، ولی وقتی قدرت پیدا می كنند، نیت واقعی خود را بیان می كنند! و از آن به بعد سعودی ها، به آمریكایی ها دستور می دهند كه: این مهره های سوخته را نابود كنند.

چه در قضیه بن لادن و صدام، و چه القاعده و جبهه النصره و: دیگر دست نشاندگان عربستان، این سرنوشت را دیده ایم.اما این بار بندر بن سلطان تجربه دیگری دارد. ولی او هم  با اینكه مشاور شد، ولی شاه سعودی به او شك كرد.

به گزارش ماهین نیوز از آمریكا ، تماس های مكرر شاه سعودی با اوباما، و دستورات صریح او برای ازبین بردن داعش، چندان مورد قبول آمریكا نبود. زیرا آن ها بندر بن سلطان را می شناختند. اما با وساطت رئیس جمهور جدید مصر، این موضوع مورد قبول واقع شد. مصر وعده داد كه این بار آمریكا، تنها نخواهد ماند و: شش كشور شورای همكاری و نیز تركیه و انگلیس و فرانسه ، اسرائیل و مصر در كنار آن ها خواهند بود. به همین دلیل اتحاد علیه داعش شكل گرفت.

دلیل اینكه ایران به این اتحادیه دعوت نشد، در ابتدا به امتناع ایران نسبت داده می شد، ولی بعدا متوجه شدند كه ایران این بازی را بلد نیست! یا نمی خواهد در میدان آن ها بازی كند.

Carte du gouvernement islamique × pour attaquer la Mecque. 

 

Vahid Heydari décrit la mise en œuvre d'un Etat islamique: l'ASP pour le manteau de la congrégation de la piété et de l'hypocrisie Pyjyd Nd porté sur les épaules de la guerre contre la corruption comme l'or Nd H d - d Yazid sexe est faible cloche d'ouverture: Venez à l'honneur de John R. manger par les lobbyistes -à partir de la pulvérisation au sol et la congrégation de l'histoire Reza Khvran prendre le chemin de leur vol-la province de vol qui était l'imam de Hazrat Imam Ali - MRT rempli de parasites et ont interdit - ce sont les communautés qui avoir tué R. - bandit qui vole des juges corrompus sur terre × épistémologie donc contre Dieu, ils sont de la même lame dans différents Ali - un soulèvement de toutes les personnes a été volé - la barbe du Mahdi Hussein Nd ri comme de l'or à mordre la corruption et la guerre d Yazid fait un peu cloche d'ouverture 

 

Dash prévoit d'attaquer × Mecque, le jour de l'Aïd al-Adha. Selon des reportages × Mahin, ils aident à Bandar bin Sultan, ses armes près × Mecque, ils se sont cachés dans le jour de l'Aïd al-Adha, ses compagnons sont livrés aux pèlerins à La Mecque ×, attaqué la maison de Dieu. éliminer. 

 

Depuis le début de Bin Sultan a été déposé. Mais il était si forte que beaucoup de ces armes sont gardées pour elle-même. 

 

Rapport inédit, Bandar Ben Sultan secrètement à plusieurs reprises, à × Mossoul et a parlé avec les chefs tribaux. Et apparemment, il a invité le pèlerinage, mais dans la pratique est la suivante: les forces d'élite déployés en tant que pèlerin à la Mecque ×, et au sommet de La Mecque, × protestations armées il. 

 

Cependant, beaucoup sont également situé sur la frontière du ciel qui sont des armes plus lourdes. Leur mission: Après avoir saisi les protestations armées: mortier et à la roquette-les à la maison de Dieu ×. Et la mosquée du Prophète exhumé, et son corps a été transféré à la Baqi ', de les détruire tous. 

 

Certaines de ces cartes, les mots d'Abu Bakr al-Baghdadis est publié, mais certains sont inédits. 

 

Mahin Nouvelles rapporte à la dernière réunion avec Abu Bakr Baghdadi Bandar bin Sultan, le calife des musulmans, il lui a conseillé de lire! Et il a juré de venger la al-Saoud, la dernière étape serait associé avec eux. 

 

Selon l'analyste Mahin Nouvelles, la première action contre la dynastie saoudienne, mais la plupart du prince veut: lutter contre Saoudite. Mais la chose importante est que ces princes, son intention a été initialement pas été rendues publiques. Il est équipé d'aide Arabie, mais quand ils accèdent au pouvoir, ils ont exprimé leurs véritables intentions! Et puis, les Saoudiens, les Américains ordonné que: Il a brûlé dans le dos. 

 

Quelle histoire de Ben Laden et Saddam Hussein, et al-Qaida avant et Alnsrh: Un autre marionnettes saoudiens, nous avons vu ce sort. Mais cette fois, c'est une expérience différente Bandar bin Sultan. Mais même si il a été consultant, mais il doute le roi saoudien. 

 

Le Mahin Nouvelles des Etats-Unis, le roi Saoud a répété les appels d'Obama et de ses ordres explicites pour enlever Dash, donc ce n'était pas acceptable pour les États-Unis. Parce qu'ils savaient Bandar bin Sultan. Mais par le nouveau président égyptien, il a été accepté. Egypte a promis que cette fois aux États-unis ne sera pas seulement six pays du Conseil de Coopération et de la Turquie, la Grande-Bretagne, la France, Israël et l'Egypte, parmi eux sera. Donc, ils ont formé une alliance contre l'Etat islamique. 

 

En raison de cette association n'a pas été invité, d'abord attribué à l'Iran refuse, mais plus tard, a estimé qu'il ne sait pas de ce jeu! Ou ne jouera pas dans le domaine. 

سيد احمد حسيني ماهيني ۲۱/۶/۱۳۹۳ - ۲۳:۴۸ نظر(0)

براي اين هفت تا ده روز گذشته، بايد ديد جديدي به ملت ايران پيدا كنيم. و اين ديد در مورد امنيت پايدار در ايران است . رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيمارستان بودند، و مسئولين دفاتر ايشان هم مشغول رتق و فتق امور، ديد و بازديد ها و انجام مراحل بيمارستاني . رئيس جمهور محترم  هم در خارج از كشور بوده، مسئول نهاد رياست جمهوري و ديگران هم، مشغول تنظيم برنامه ها و سخنراني هاي ايشان .

   وزير امور خارجه هم  در راه ژنو بود! و كليه حواس ها جمع اين رفت و آمد بود، كه اشتباهي پيش نيايد و: گزگ به دست منتقدان داخلي و خارجي ندهند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم، متوجه داعش و اوضاع عراق بود تا: كابينه عراق بموقع تشكيل شود و: داعش نتواند به ايران حتي نگاه چپ بكند. 

توجه كنيد كه اگر يكي از اين حوادث، حتي در كشورهاي پيشرفته به زعم آقايان، اتفاق مي افتاد كافي بود كه: شرايط اضطراري اعلام شود. و وضعيت قرمز امنيتي برقرار گردد. بسياري از رئيس جمهور ها، در سفرهاي خارج بودند كه: كودتا برعليه آن ها انجام گرفت. يا بسياري از رهبران همينكه بيمار مي شدند، امنيت جامعه هم به خطر مي افتاد.

اما ديديم كه نه تنها هيچ چالش و تنشي، روي نداد بلكه مردم منسجم تر و دل رحم تر شدند. اين نشان مي دهد كه مملكت ما، صاحب دارد و آن صاحب مواظب اين مردم و مملكت است. صاحبي كه( لا تاخذه سنته و لانوم!) نه خسته مي شود و نه خوابش مي برد. خداي سبحان بهترين و بالاترين نگهبان ايران است و: از ابتدا هم بوده:

در آرزو نامه  داريوش بزرگ هم آمده كه: خدايا ايران را از دشمن ،خشكسالي و دروغ نگهدار. كورش هم در وصيت نامه خود از: خدا مي خواهد ايران را از سه بلا نگهدارد: دشمن خشكسالي و دروغ.

و ما ديديم از موقعي كه در ايران، دروغ زياد شد خشكسالي آمد و: ايران هم تجزيه شد و به شكل امروزي در آمد. لذا  تنها راه بازگشت به ايران بزرگ: زمان داريوش و كورش، دعا كردن و از خدا كمك خواستن است. همانطور كه رسم نياكان ما بوده است.

البته سه تئوري امنيتي ديگري، در اين زمينه مطرح هست كه: به آن اشاره مي شود: يكي از آن ها مشابه تئوري قبلي، اما در سطح نازله آن يعني : نظارت معصوم ع تكيه دارد و مي گويد: ادامه  آرامش و امنيت دركشور، با وجود غيبت عناصر اصلي از صحنه سياست، نشان مي دهد دست غيبي امام زمان ؛ پشت ماجرا هست و ايشان پشتيبان ملت ايران است. همانطور كه اين كشور را، كشور صاحب الزمان مي دانيم.

دو تئوري ديگر تئوري كلاسي، و تئوري رضايت است. در تئوري كلاسي مي گويند : اگر مي خواهي يك كلاس، در غيبت معلم ساكت باشد، قد بلند ترين و شلوغ ترين شاگرد را مبصر كنيد! وقتي كسي كه هميشه شلوغ مي كرد، مبصر شود ديگر كسي نيست كه شلوغ كند!

ولي تئوري رضايت بيان مي كند كه: مردم از حاكميت در شرايط موجود راضي هستند. و به كسان ديگري اجازه عرض اندام نمي دهند. يا كس ديگري، بعنوان مخالف وجود ندارد كه: بخواهد دنبال فرصت براي ضربه زدن باشد.

   مثلا در همين زمان در تيم فوتبال، و ليگ برتر ايران، درست عكس اين قضيه اتفاق افتاد. علي دايي سرمربي تيم پرسپوليس، طبق معمول بر سر تمرين  حاضر شد . ولي ناگهان ديد حميد درخشاني، رهبري تيم او را به دست گرفته! بعد اشك او در آمد و گفت: حداقل يك پيامك مي زديد تا من سر تمرين نيايم! با تمام اين شگرد ها، و با اينكه درخشاني هم در اولين بازي خود درخشان ظاهر نشد، باز كسي علي دايي را دعوت به كار نكرد..  

Sécurité en Iran 

Pour les sept à dix derniers jours, nous devons trouver de nouvelles informations sur l'Iran. La vision d'une sécurité durable en Iran. Le guide suprême de la révolution islamique dans les hôpitaux, et leurs bureaux sont en charge des affaires, et était en visite à l'hôpital. Cher président à l'extérieur du pays, l'institution de la présidence et d'autres sont en train de planifier leurs programmes et conférences. 

    Ministre d'État à Genève! Le trajet a été recueillie et tous les sens, et éviter les erreurs: GZG aux critiques étrangers et nationaux n'ont pas. Gardiens de la Révolution iraniens de la Révolution islamique, l'avis était Dash et en Irak: Le gouvernement irakien et dûment constituée: Dash gauche ne regarde même pas à l'Iran. 

Notez que si l'un de ces événements, même dans les pays développés, selon les hommes a eu lieu était suffisant que l'état d'urgence est déclaré. Et la sécurité est un état rouge. Beaucoup de président, le Voyage étrangers, c'est que c'était contre le coup d'Etat. Dès qu'ils étaient malades ou plusieurs dirigeants, la sécurité de la communauté était en danger. 

Mais nous avons vu que non seulement le défi du stress, mais les gens là-bas étaient plus cohérente et plus compatissant. Cela montre que notre pays, son propriétaire et le propriétaire prennent soin des personnes et des pays. Les propriétaires qui (La Takhzh Snth et Lanvm!), Pas fatigué, pas la tuer. Allah est le plus grand et le meilleur des Gardiens: La première fois: 

Darius viennent également avec le souhait que l'Iran est l'ennemi de Dieu, de la sécheresse et de l'entretien de Lie. Cyrus dans son testament: la volonté de Dieu pour garder les trois fléaux: la famine et les mensonges de l'ennemi. 

Et nous avons vu quand l'Iran a été étendu à sec: l'analyse de la forme moderne de revenu. La seule façon de revenir à l'Iran grand temps de Darius et Cyrus, prier et demander l'aide de Dieu. Comme cela a été la coutume de nos ancêtres. 

Cependant, trois autres la théorie de la sécurité à cet égard est qu'il se réfère à l'un d'eux semblable à la théorie précédente, mais dans les buses, à savoir: la surveillance repose infaillible Imam dit à la paix et la sécurité dans le pays, avec malgré l'absence des principaux éléments de la politique, montrer à Gheibi Imam est derrière l'histoire et il est un partisan de la nation iranienne. En tant que pays, nous savons que le Seigneur de l'âge. 

Deux autres théories de théorie de la salle de classe, et la théorie est satisfaisante. En théorie, la classe dit: Si vous voulez une classe, l'absentéisme des enseignants est calme, grand et plus le plus achalandé étudiant de moniteur de lui! Lorsque la personne qui a été toujours bondé, contrôler l'autre personne qui est occupé! 

La théorie de la satisfaction affirme que les gens sont satisfaits de l'état actuel de la règle. Et d'autres ne permettent pas de défi. Ou bien, comme il n'y a pas d'opposition qu'il sera à la recherche d'une occasion de frapper. 

    Par exemple, dans le même temps sur l'équipe de football, et la ligue en Iran, tout le contraire qui s'est passé. L'entraîneur Ali Daei Persepolis, l'exercice habituel était terminée. Mais soudainement vu une brillante Hamid, chef d'équipe, il a pris! Après ses larmes et dit au moins un SMS qui n'a pas eu à ma pratique! Avec toutes ces techniques, et avec l'éclat étincelant à son premier match n'apparaît pas, la personne n'a pas invité Ali Daei.