X
تبلیغات
کشوری برای روهینگیایی ها
خانه تماس با ما RSS
کشوری برای روهینگیایی ها
بعد از نماز جمعه تظاهرات بقیع برپا شود रोइंगज के लिए एक देश রোহিঙ্গাদের জন্য একটি দেশ
سيد احمد حسيني ماهيني ۲۲/۱۱/۱۳۹۷ - ۲۱:۳۱ نظر(0)

وجود شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نشان دهنده ضعف وزارت امور خارجه در معرفی انقلاب اسلامی است. البته کلیه وزارتخانه ها، در این موضوع درگیر هستند، ولی بعد از چهل سال، اکنون نوبت وزارت خارجه است، تا انقلاب اسلامی را معرفی نماید، آنهم نه فقط با توئیت کردن! بلکه ایجاد یک گردونه تشکیلاتی، به مانند آنچه که شهید بهشتی، در اوایل انقلاب آن را پیگیری می کرد. جای خالی وزارت امور خارجه را در معرفی انقلاب اسلامی (ابر و باد و مه خورشید) پر کرده اند! امسال در 22بهمن دیدم که: در مقابل همه سفارتخانه های ایران، بجای تظاهرات 22بهمن، تظاهرات منافقین و ضد انقلاب بود! وجود این تجمعات در مقابل سفارتخانه های ایران، در روز 22بهمن در کشورهای مختلف: از جمله آلمان و انگلیس و ایتالیا، نشان کم کاری و یا خرابکاری وزارت خارجه است. زیرا از تظاهرات انقلابیون جلوگیری می کند! ولی جلوی ضد انقلابیون را نمی تواند بگیرد! یکی از ترفند های وزارت خارجه برای جلوگیری از: تظاهرات انقلابیون این بود که می گفت: دوشنبه روز تعطیل نیست! لذا نباید مزاحم مردم لندن یا پاریس و رم شد! در بقیه کشورها هم می گوید: اینجا که خاک ما نیست! اگر جشن می گیرید، بیایید داخل سفارت! در داخل سفارت هم یا قیر نیست، یا قیر ریز! لذا باید این ضعف جبران شود: از این به بعد انقلاب ایران به جهانیان معرفی شود. اگر تحولی در وزارت خارجه صورت نگیرد، این امکان هم پیش نمی اید! زیرا امور خارجه ای ها، همچنان بر طبل عرف دیپلماتیک می کویند! و می گویند اینها خلاف شئون دیلماتیک است. گویا از نظر آنها، ضدانقلابیون هر کاری کنند، عرف است و انقلابیون هر کاری کنند، خلاف عرف دیپلماتیک! امروز وزارت خارجه، و همه ارگانها باید بدانند که: آغاز دهه پنجم، آغاز اعلام علنی است. همانطور که پیامبر ص  در سن چهل سالگی، مامور به رسالت شد، انقلاب اسلامی هم باید: رسالت خود را اعلام کند! والا جبرائیل، او را آنقدر فشار می دهد: تا همه جای بدنش عرق کند، و ساعتها تب و لرز نماید!(بخوان بنام خدا). به نظر می رسد که: تفکرات حاکم بر وزارت خارجه ایران، دو ایراد اساسی داشته باشد: یکی اینکه مانند دوران دولت بختیار، فکر می کنند همه علما باید به قم برگردند! و آنجا را یک واتیکان اسلامی درست کنند، و وزارت خارجه را بسپارند: به دست آمریکا پرستان. تا به یکباره دریچه را باز کنند، و همه ذخیره های انقلاب را یکجا تحویل دهند. دومین ایراد مهم آن، شعار زدگی بجای عملگرایی است. یعنی شعار عزت حکمت و مصلحت می دهند، ولی گدایی و تقلید از غرب را، با توجه به مصلحت آمریکایی، در عمل جایگزین می کنند! بطوریکه به صراحت می بینیم: وزارت خارجه ایران، تبدیل به وزارت خارجه همه کشورها شده، بجز ایران! زیرا با اینکه رئیس جمهور می گوید: همه ابرقدرتها و همه کشورها، بدون اجازه و همکاری ایران، هیچ کاری نمی توانند بکنند، اینها برعکس فکر می کنند: ایران حتی بدون اجازه امارات و عربستان هم، نمی تواند کاری بکند. نتیجه چنین حرکتی، جز تفکر اومانیستی حاکم بر آنان نیست. آنها اسلام را هم برعکس می فهمند. در حالیکه قران و پیامبر، برای همه مردم دنیا است.  و در همه ایات سیاسی، مردم کل روی زمین (ناس یا بشر)مورد نظر هستند، اقایان می گویند این کار دخالت در: امور دیگر کشورها است! حتی جرات می کنند و به امور داخلی هم، تسری می دهند! و می گویند: روحانیت مردم را رها کنند، و به عبادت خودشان برسند. در پست های سازمانی که اصلا، نقشی برای روحانیون قائل نیستند! داشتن کراوات را به عمامه ترجیح می دهند. یعنی ترجیح می دهند: از عناصر ضد ارزشی بیشتر استفاده کنند.

The vacancy of the Iranian Foreign Ministry in the Islamic Revolution

The presence of the Islamic Consensus Coordination Council reflects the weakness of the State Department in introducing the Islamic Revolution. Of course, all ministries are involved in this issue, but after forty years, it is now the ministry's turn to introduce the Islamic Revolution, not just with Twitter! But also the creation of an organizational circle, like what the Shahid Beheshti was pursuing in the early days of the revolution. The Ministry of Foreign Affairs has filled the vacancy in introducing the Islamic Revolution (cloud, wind, and fog of the sun)! This year, I saw on February 22: in front of all Iranian embassies, instead of the 22nd Bahman demonstration, there were demonstrations of the hypocrites and counter-revolution! The presence of these gatherings against Iran's embassies on February 22 in different countries, including Germany and Britain and Italy, is a sign of the Ministry of Foreign Affair’s sabotage or sabotage. Because it prevents revolutionaries! But the anti-revolutionaries cannot stop! One of the State Department's tricks to prevent: The protest of the revolutionaries was that it was saying: Monday is not a day off! So do not disturb the people of London or Paris and Rome! In the rest of the world, he says: here is not our soil! If you're celebrating, let's go inside the embassy! Inside the embassy is either not bitter, or bitumen! Therefore, this weakness should be compensated: from now on, the Iranian revolution will be introduced to the world. If there is no change in the Foreign Ministry, you will not be able to do so! Because foreign affairs, they continue to drum up diplomatic conventions! And they say that this is against the dilemma. It seems to them that the counter-revolutionaries do anything, it is customary and the revolutionaries do anything, contrary to the diplomatic convention! Today, the Foreign Ministry, and all the organs, must know that: the beginning of the fifth decade, the beginning of the public proclamation. As the Prophet, at the age of forty, was sent to the mission, the Islamic Revolution must: declare his mission! Wrath Gabriel presses him so much: sweating all over his body, and heals for hours and chills! (Read in the name of God). It seems that the thoughts of the Iranian foreign ministry have two basic problems: one, like the Bakhtiar administration, thinks that all the Ulema should return to Qom! And make it an Islamic Vatican, and put the State Department on the hands of the American people. Until now, open the valve, and deliver all the reserves of the revolution together. The second major objection is slogging instead of pragmatism. That is, the slogan of dignity of wisdom and expediency, but replacing begging and imitation of the West, in the interest of American interest, in practice! As we clearly see: Iran's foreign ministry has become the State Department of all countries, except Iran! Because the president says that all the superpowers and all countries cannot do anything without Iran's permission and cooperation, they think the opposite: Iran cannot do anything without the permission of the UAE and Saudi Arabia. The result of such a move is not just humanist thinking. They understand Islam in the opposite. While the Qur'an and the Prophet is for all the people of the world. And in all political affairs, the people on earth (the Nas or the human being) are wanted, they say, it's interfering in: the affairs of other countries! They even dare and extend to domestic affairs! And they say: let the clergy abandon the people, and reach their worship. In organizational posts that do not have a role for clerics at all! Prefer tie ties to turban. They prefer to use more anti-value elements.

شواغر وزارة الخارجية الإيرانية في الثورة الإسلامية

إن وجود مجلس تنسيق إجماع إسلامي يعكس ضعف وزارة الخارجية في تعريف الثورة الإسلامية. بالطبع ، جميع الوزارات متورطة في هذه القضية ، ولكن بعد أربعين سنة ، حان الآن دور الوزارة لتقديم الثورة الإسلامية ، وليس فقط عبر تويتر! ولكن أيضا إنشاء دائرة تنظيمية ، مثل ما كان يسعى إليه شهيد بهشتي في الأيام الأولى للثورة. وقد ملأت وزارة الشؤون الخارجية الشاغر في التعريف بالثورة الإسلامية (السحابة ، والرياح ، وضباب الشمس)! في هذا العام ، رأيت في 22 شباط / فبراير: أمام جميع السفارات الإيرانية ، بدلاً من مظاهرة بهممان الثانية والعشرين ، كانت هناك مظاهرات المنافقين والمناوئين للثورة! إن حضور هذه التجمعات ضد سفارات إيران في 22 فبراير في مختلف البلدان ، بما في ذلك ألمانيا وبريطانيا وإيطاليا ، هو علامة على تخريب وزارة الشؤون الخارجية أو التخريب. لأنه يمنع الثوار! لكن المعادية للثورة لا يمكن أن تتوقف! إحدى حيل وزارة الخارجية لمنع: كان احتجاج الثوار أنه كان يقول: الاثنين ليس يوم عطلة! لذلك لا تزعج الناس في لندن أو باريس وروما! في بقية العالم ، يقول: ليس هنا أرضنا! إذا كنت تحتفل ، دعنا نذهب إلى داخل السفارة! داخل السفارة إما لا تكون مريرة أو قارورة! لذلك ، يجب تعويض هذا الضعف: من الآن فصاعداً ، سيتم إدخال الثورة الإيرانية إلى العالم. إذا لم يكن هناك تغيير في وزارة الخارجية ، فلن تتمكن من القيام بذلك! لأن الشؤون الخارجية ، استمروا في حشد المواثيق الدبلوماسية! ويقولون أن هذا ضد المعضلة. يبدو لهم أن الثوار المعادين يفعلون أي شيء ، إنه أمر معتاد والثورون يفعلون أي شيء ، خلافا للاتفاقية الدبلوماسية! اليوم ، يجب على وزارة الخارجية ، وجميع الأجهزة ، أن تدرك: بداية العقد الخامس ، بداية الإعلان العلني. كما تم إرسال الرسول ، في سن الأربعين ، إلى المهمة ، يجب على الثورة الإسلامية: إعلان مهمته! غضب جبرائيل يضغط عليه كثيرا: التعرق في جميع أنحاء جسده ، ويشفى لساعات وقشعريرة (اقرأ في اسم الله). يبدو أن أفكار وزارة الخارجية الإيرانية لديها مشكلتان أساسيتان: واحدة ، مثل إدارة بختيار ، تعتقد أن كل العلماء يجب أن يعودوا إلى قم! وجعلها الفاتيكان الإسلامية ، ووضع وزارة الخارجية على أيدي الشعب الأمريكي. حتى الآن ، افتح الصمام ، ووفر جميع احتياطات الثورة معًا. الاعتراض الرئيسي الثاني هو المماطلة بدلا من البراغماتية. هذا هو شعار كرامة الحكمة والنفعية ، ولكن استبدال التسول والتقليد للغرب ، لمصلحة المصلحة الأمريكية ، في الممارسة العملية! وكما نرى بوضوح ، فقد أصبحت وزارة الخارجية الإيرانية وزارة الخارجية لجميع الدول ، باستثناء إيران! لأن الرئيس يقول إن كل القوى العظمى وجميع الدول لا تستطيع أن تفعل أي شيء دون موافقة إيران وتعاونها ، فإنهم يعتقدون العكس: لا تستطيع إيران أن تفعل أي شيء دون إذن من الإمارات العربية المتحدة والمملكة العربية السعودية. إن نتيجة مثل هذه الخطوة ليست مجرد تفكير إنساني. إنهم يفهمون الإسلام بالعكس. في حين أن القرآن والنبي لجميع الناس في العالم. وفي جميع الشؤون السياسية ، فإن الناس على الأرض (ناسا أو البشر) مطلوبون ، كما يقولون ، إنها تتدخل في: شؤون الدول الأخرى! حتى أنهم يجرؤون ويمتد إلى الشؤون الداخلية! ويقولون: دعوا رجال الدين يتخلون عن الناس ، ويصلون إلى عبادتهم. في المشاركات التنظيمية التي ليس لها دور لرجال الدين على الإطلاق! تفضل ربط العلاقات العمامة. انهم يفضلون استخدام المزيد من العناصر المضادة للقيمة.

İran Xarici İşlər Nazirliyinin İslam İnqilabında vəzifəsi

İslam Konfransı Koordinasiya Şurasının iştirakı, İslam İnqilabının tətbiq olunmasında Dövlət Departamentinin zəifliyini əks etdirir. Əlbəttə ki, bütün nazirliklər bu məsələdə iştirak edirlər, lakin qırx il sonra, indi də nazirliyin yalnız Twitter ilə deyil, islam inqilabını təqdim etməsi. Həm də Şahid Bəşşinin inqilabın ilk günlərində olduğu kimi, bir təşkilati dairənin yaradılması da. Xarici İşlər Nazirliyi İslam İnqilabını (bulud, külək və günəş sisini) tanıtmaq üçün vakanı doldurdu! Bu il 22 fevralda gördüm: 22-ci Bahman nümayişinin əvəzinə, bütün İran səfirliklərinin qarşısında, münafiqlərin və əks-inqilabın nümayişi var idi! Bu yığıncağın, 22 Fevralda İranın səfirliklərinə qarşı, Almaniya, İngiltərə və İtaliyanı da daxil olmaqla, fərqli ölkələrdə iştirakı, Xarici İşlər Nazirliyinin təxribat və ya təxribat əlamətidir. Çünki inqilabçıları maneə törədir! Lakin anti-devrimciler dura bilməz! Dövlət Departamentinin maneə tövsiyələrindən biri: İnqilabçılara qarşı etiraz budur: Bazar ertəsi gün deyil! Beləliklə, London, Paris və Roma xalqlarını narahat etməyin! Dünyanın qalan hissəsində deyir: Bura bizim torpaq deyil! Əgər qeyd edirsinizsə, səfirliyin içərisinə girək! Səfirlik içərisində ya acı deyil, ya da bitum! Buna görə bu zəiflik kompensasiya edilməlidir: bundan sonra İran inqilabı dünyaya gətiriləcəkdir. Xarici İşlər Nazirliyində dəyişiklik olmasa, bunu edə bilməyəcəksiniz! Çünki xarici işlər, diplomatik konvensiyalara davam edirlər! Və onlar bu ikilemə qarşı olduğunu söyləyirlər. Onlara qarşı əks-inqilabçıların bir şey etməsi, adət və devrimcilerin diplomatik konvensiyaya zidd bir şey etməsi! Bu gün Xarici İşlər Nazirliyi və bütün orqanlar bunu bilməli: beşinci on ildən başlayaraq, ictimaiyyətin elanının başlanğıcıdır. Peyğəmbər, qırx yaşlarında missiyaya göndərildikdə, İslam İnqilabı: öz missiyasını elan etməlidir! Qəbri Cəbrayıl onu buna bənzər bir şəkildə basıb: bədənin hər tərəfində tərləmə edir, saatlar və titrəyir! (Allahın adından oxuyun). Göründüyü kimi, İran xarici işlər nazirliyinin düşüncələri iki əsas problemə malikdir: biri, Bəxtiyar rəhbərliyi kimi, bütün Uləma Qum'a qayıtmalıdır! Və bunu İslam Vatikan etmək və Dövlət Departamentini Amerika xalqının əlinə qoydu. Hal-hazırda valfı açın və inqilabın bütün ehtiyatlarını bir yerdə verin. İkinci əsas etiraz pragmatizm əvəzinə süründürməçilikdir. Yəni, hikmət və məqsədə uyğundur, amma amerikan maraqları baxımından Qərbin dilənçilik və təqlidinin əvəz edilməsi şüarı praktikada! Gördüyümüz kimi: İranın Xarici İşlər Nazirliyi İrandan başqa bütün ölkələrin Dövlət Departamenti oldu! Prezident deyir ki, bütün superpowerlar və bütün ölkələr İranın izni və əməkdaşlığı olmadan heç bir şey edə bilməzlər, əksinə düşünürlər: İran BƏƏ və Səudiyyə Ərəbistanının icazəsi olmadan bir şey edə bilməz. Belə bir hərəkətin nəticəsi yalnız humanist düşüncə deyil. Onlar əksinə İslamı anlayırlar. Quranda və Peyğəmbərin dünyanın bütün insanları üçün olduğu halda. Bütün siyasi məsələlərdə yer üzündəki insanlar (Nasa və ya insan) istəyirlər, deyirlər ki, bu müdaxilə edir: başqa ölkələrin işləri! Hətta daxili işlərə cəsarət və uzanırlar! Onlar dedilər: "Ruhanilər xalqı tərk etsinlər və ibadətlərinə çatarsınlar!" Din vəzifəlilərinə heç bir rolu olmayan təşkilati vəzifələrdə! Türban bağlarını bağlamağı üstün tutun. Onlar daha çox anti-dəyər elementləri istifadə etmək üstünlük verirlər.


برچسب‌ها: جای خالی وزارت امور خارجه ایران، در انقلاب اسلامی,